1
00:00:12,500 --> 00:00:15,333
‫[کریسمس مبارک
‫خانوادهٔ لندی ~ راد، دیردره، شین و کوری]

2
00:00:22,041 --> 00:00:24,583
‫[راد لندی - با من تماس بگیرید!
‫اخیراً خانه همسایه‌تان را فروختم!]

3
00:00:39,583 --> 00:00:41,500
‫[نقشه فرار!]

4
00:00:53,625 --> 00:00:55,166
‫برادر تا ابد.

5
00:00:56,500 --> 00:00:58,416
‫- مارکوس؟
‫- هوم.

6
00:00:59,000 --> 00:01:00,250
‫داری کجا می‌ری؟

7
00:01:00,291 --> 00:01:03,000
‫از اینجا می‌رم، پسر.
‫داداشم بهم احتیاج داره.

8
00:01:03,041 --> 00:01:04,750
‫مطمئنی ایدهٔ خوبیه؟

9
00:01:04,875 --> 00:01:06,875
‫آخرین ایمیلی که فرستاده رو ببین.

10
00:01:06,958 --> 00:01:08,291
‫«ای کاش اینجا بودی.»

11
00:01:08,416 --> 00:01:10,291
‫«اگه نیویورک بودی بهم سر بزن.»

12
00:01:10,416 --> 00:01:13,500
‫غرورش نمی‌ذاره قبول کنه،
‫ولی این یه فریاد کمک‌خواهیه.

13
00:01:13,625 --> 00:01:16,416
‫انگار زیادی به این قضیه داری فکر می‌کنی.

14
00:01:17,000 --> 00:01:19,916
‫چطوره ببینیم ماتیلدا نظرش چیه؟

15
00:01:21,625 --> 00:01:24,250
‫می‌گه به حرف دلت گوش کن.

16
00:01:24,291 --> 00:01:25,500
‫مرسی، ماتیلدا.

17
00:01:26,250 --> 00:01:27,416
‫خداحافظ، کیث.

18
00:01:27,916 --> 00:01:29,666
‫- بیا. تو ببرش.
‫- اوه.

19
00:01:29,750 --> 00:01:32,125
‫یه عاشق خیلی بخشنده‌ست.

20
00:01:32,958 --> 00:01:34,500
‫نه، پیش خودت نگهش دار.

21
00:01:35,541 --> 00:01:36,750
‫تو تکیه‌گاهش هستی.

22
00:02:01,541 --> 00:02:03,500
‫لعنت. الان کجام؟

23
00:02:15,208 --> 00:02:16,791
‫وقت نقشه دوم شده.

24
00:02:24,375 --> 00:02:26,000
‫نه، نه، نه، نه. نه، نه، نه، نه.

25
00:02:26,125 --> 00:02:27,375
‫نه، نه، نه، نه!

26
00:02:28,541 --> 00:02:31,208
‫می‌دونم. منم نگرانشم.

27
00:02:40,500 --> 00:02:42,041
‫اوه لعنت.

28
00:02:42,166 --> 00:02:43,500
‫هووو!

29
00:02:44,166 --> 00:02:45,750
‫دارم میام دنبالت، داداش بزرگه.

30
00:02:46,208 --> 00:02:48,416
‫[عشق میان برادران تا ابد ادامه پیدا می‌کند]

31
00:02:57,875 --> 00:02:59,416
‫- چطوری‌ام؟
‫- هوم؟

32
00:02:59,500 --> 00:03:02,166
‫- وقتی میان تو، باید سرپا وایستم.
‫- اه... منظورت چیه؟

33
00:03:02,250 --> 00:03:04,750
‫این‌ها آدم‌های مهم تلویزیون هستن، میا.
‫به ظاهر اهمیت می‌دن.

34
00:03:04,875 --> 00:03:07,000
‫- درست.
‫- به نظرت این چطوره؟

35
00:03:08,208 --> 00:03:09,416
‫دکمهٔ کت بسته.

36
00:03:09,916 --> 00:03:10,750
‫این.

37
00:03:10,875 --> 00:03:12,250
‫اوه. اه...

38
00:03:12,375 --> 00:03:15,458
‫این... شاید پاها رو به هم نزدیک‌تر کن.

39
00:03:15,500 --> 00:03:16,541
‫بیش از حده؟

40
00:03:16,666 --> 00:03:20,166
‫باشه، اگه کج وایستم چی؟
‫می‌دونی، سر پایین، در تفکر، با وقار.

41
00:03:20,250 --> 00:03:21,916
‫وقتی بیان، می‌تونم...

42
00:03:21,958 --> 00:03:24,208
‫راد... آروم باش.

43
00:03:24,250 --> 00:03:26,916
‫این آدم‌ها به خاطر خودت
‫می‌خوان تو برنامه‌شون داشته باشن،

44
00:03:27,000 --> 00:03:27,950
‫نه به خاطر قیافه‌ت.

45
00:03:28,000 --> 00:03:31,500
‫به خاطر کسب‌وکار املاکی که از صفر ساختی.

46
00:03:31,541 --> 00:03:34,791
‫لازم نیست براشون نمایش بذاری.
‫خودت نمایشی.

47
00:03:34,916 --> 00:03:36,458
‫- واقعاً؟
‫- کاملاً.

48
00:03:36,500 --> 00:03:39,625
‫و به عنوان دستیارت،
‫بهترین جای ممکن رو دارم.

49
00:03:39,708 --> 00:03:42,041
‫میا، بدون تو هیچکدوم
‫از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.

50
00:03:42,166 --> 00:03:44,250
‫- مرسی.
‫- اوناهاش!

51
00:03:44,291 --> 00:03:46,250
‫- هی!
‫- سوپراستار ما اینجاست.

52
00:03:46,375 --> 00:03:47,958
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- وای.

53
00:03:48,000 --> 00:03:50,500
‫راد، یادم رفته بود که
‫از نزدیک چقدر غول‌پیکری، داداش.

54
00:03:50,625 --> 00:03:52,416
‫آره، هیکلش مثل یه خونه دوطبقه‌ست، نه؟

55
00:03:52,500 --> 00:03:55,291
‫آره. الان ازت می‌ترسم.

56
00:03:55,916 --> 00:03:58,958
‫- آره، مثل یه هیولای آزمایشگاهی.
‫- آره. زیادی درشتی.

57
00:03:59,000 --> 00:04:00,000
‫پسر بزرگ و گنده.

58
00:04:00,041 --> 00:04:01,750
‫- آره.
‫- آره.

59
00:04:01,791 --> 00:04:04,166
‫خب، این کار رو می‌کنیم؟ قبول شدم؟

60
00:04:04,791 --> 00:04:06,166
‫چرا بگیم وقتی می‌تونیم نشونت بدیم؟

61
00:04:06,250 --> 00:04:07,750
‫- بیا. بشین.
‫- آره.

62
00:04:09,875 --> 00:04:12,250
‫این فصل از دلالان نیویورکی،

63
00:04:12,375 --> 00:04:15,250
‫هیلی بویاجیان و کیران فرانسیس برگشتن.

64
00:04:15,291 --> 00:04:16,666
‫من یه علاقه‌ای به فوت دارم.

65
00:04:16,750 --> 00:04:18,250
‫فوت مربع.

66
00:04:20,416 --> 00:04:23,458
‫بعد از مبارزه با سرطان مغز،
‫پدرم به طرز غم‌انگیزی فوت کرد.

67
00:04:24,000 --> 00:04:26,708
‫ولی از طرفی،
‫یه آپارتمان به رادیولوژیستش فروختم.

68
00:04:26,750 --> 00:04:29,375
‫ولی یه مشاور املاک جدید به نیویورک اومده.

69
00:04:29,458 --> 00:04:31,416
‫اسمش راد لندی‌ هست.

70
00:04:31,500 --> 00:04:35,000
‫نیومده که خوش‌برخورد باشه.
‫اومده که معامله ببنده.

71
00:04:35,125 --> 00:04:38,666
‫شرکتم رو از صفر ساختم،
‫آجر به آجر، با هر معامله‌ای که بستم.

72
00:04:38,750 --> 00:04:40,791
‫فقط یه پسر چاق از نیوجرسی

73
00:04:40,916 --> 00:04:43,125
‫با چیزی جز یه مجوز مشاور املاک و یه رویا.

74
00:04:43,208 --> 00:04:46,000
‫و اگه اون اسم براتون آشناست، باید هم باشه.

75
00:04:46,041 --> 00:04:47,500
‫راد برادر کوچیک

76
00:04:47,625 --> 00:04:50,500
‫مدیر صندوق سرمایه‌گذاری میلیاردر
‫و یه آدم اجتماعی و خوش‌گذران...

77
00:04:51,625 --> 00:04:53,250
‫جاش لندی‌ هست.

78
00:04:53,958 --> 00:04:56,541
‫دی‌جی، نیکوکار، کلان‌پولدار.

79
00:04:56,666 --> 00:04:58,375
‫همه کار می‌کنه.

80
00:04:58,458 --> 00:04:59,625
‫به عبارت دیگه،

81
00:04:59,708 --> 00:05:02,616
‫راد یه عقده به اندازهٔ کل نیویورک روی دوششه.

82
00:05:02,666 --> 00:05:04,033
‫ممکنه تازه‌وارد باشم،

83
00:05:04,083 --> 00:05:07,083
‫ولی هر کاری می‌کنم
‫تا از سایهٔ برادر بزرگم بیرون بیام.

84
00:05:07,166 --> 00:05:10,958
‫آیا راد تنها لندی‌ای می‌مونه که
‫هنوز باید خودش رو ثابت کنه؟

85
00:05:11,000 --> 00:05:15,208
‫در این فصل از دلالان نیویورکی متوجه بشید.

86
00:05:15,333 --> 00:05:17,208
‫عالیه.

87
00:05:17,333 --> 00:05:18,625
‫نگاهش کن، مات و مبهوت شده.

88
00:05:18,708 --> 00:05:20,958
‫مات و مبهوت شده. هیجان‌انگیزه، نه؟

89
00:05:22,208 --> 00:05:26,166
‫آره. امم... یادم نمیاد که
‫اون حرف رو دربارهٔ سایهٔ برادرم زده باشم.

90
00:05:26,208 --> 00:05:27,250
‫آره، نگفتی.

91
00:05:27,375 --> 00:05:29,708
‫ما... از هوش مصنوعی استفاده کردیم
‫تا یه دیالوگ‌هایی برات اضافه کنیم.

92
00:05:29,750 --> 00:05:32,833
‫جالب نیست؟ همیشه این کار رو می‌کنیم.
‫ولی موقته. نگران نباش.

93
00:05:32,916 --> 00:05:34,333
‫گزینه‌های دیگه هم داریم.

94
00:05:34,958 --> 00:05:38,208
‫این ماهیچه‌های بزرگ رو پرورش دادم
‫تا احساس کنم یه پسر بزرگم،

95
00:05:38,333 --> 00:05:40,208
‫و برای یه بار هم که شده،
‫حقیر برادر بزرگم نباشم.

96
00:05:42,000 --> 00:05:44,958
‫- این رو دوست دارم.
‫- خیلی خوبه. خیلی قابل درکه.

97
00:05:45,083 --> 00:05:47,375
‫منظورم اینه که قلبم... برات می‌سوزه.

98
00:05:47,458 --> 00:05:49,375
‫همیشه نفر دومی.
‫همیشه نادیده گرفته می‌شی.

99
00:05:49,458 --> 00:05:52,250
‫ولی حالا، این شانس رو داری
‫که بالاخره بدرخشی.

100
00:05:53,208 --> 00:05:55,708
‫- آره، امم...
‫- نه، هی هی، لطفاً. حرفت رو بزن.

101
00:05:55,750 --> 00:05:57,250
‫بازخورد دوست داریم. بهمون بازخورد بده.

102
00:05:57,875 --> 00:05:59,458
‫اه...

103
00:05:59,583 --> 00:06:01,916
‫شاید جاش کمتر باشه، می‌دونی؟
‫شاید من بیشتر باشم؟

104
00:06:03,125 --> 00:06:05,708
‫- چقدر کمتر؟
‫- آره، مثلاً چند درصد کمتر؟

105
00:06:05,750 --> 00:06:08,208
‫مثلاً صفر، شاید؟ مثلاً شاید صفر جاش؟

106
00:06:08,250 --> 00:06:10,166
‫و بعد... و بعد من تا صد بالا می‌رم.

107
00:06:10,208 --> 00:06:13,458
‫درست، پس نمی‌خوای که
‫تحت‌الشعاع برادرت قرار بگیری.

108
00:06:13,583 --> 00:06:15,916
‫دقیقاً همون چیزی که مقدمه داشت می‌گفت...

109
00:06:15,958 --> 00:06:17,958
‫آره، نمی‌تونم مشکل رو ببینم.

110
00:06:18,083 --> 00:06:21,833
‫ببینید، بچه‌ها...
‫من از این فرصت خیلی هیجان‌زده‌م، باشه؟

111
00:06:21,916 --> 00:06:24,916
‫می‌دونم حضور تو برنامه‌تون
‫چه کاری می‌تونه برای من و شرکتم بکنه.

112
00:06:24,958 --> 00:06:27,000
‫همین الان بهتون می‌گم. تو برنامه می‌ترکونم.

113
00:06:27,125 --> 00:06:29,916
‫چون آماده‌م که با کله گنده‌ها بازی کنم.

114
00:06:30,958 --> 00:06:32,958
‫ولی اگه این رویکردیه که
‫می‌خوایم باهاش پیش بریم،

115
00:06:33,083 --> 00:06:35,333
‫متأسفم، فکر نمی‌کنم مناسب باشه.

116
00:06:36,833 --> 00:06:37,958
‫وای.

117
00:06:38,083 --> 00:06:40,158
‫- فکر می‌کنم منظور راد...
‫- حسش کردی، لنور؟

118
00:06:40,208 --> 00:06:42,000
‫اوه، حسش کردم. اوهوم.

119
00:06:42,125 --> 00:06:45,083
‫- این... همین رویکرد ماست.
‫- آره.

120
00:06:45,166 --> 00:06:47,958
‫همینه. اگه بتونی این انرژیِ
‫بزرگ بودن رو به برنامه‌مون بیاری،

121
00:06:48,000 --> 00:06:49,083
‫دیگه حتی به جاش احتیاج نداریم.

122
00:06:49,166 --> 00:06:50,666
‫- اوهوم.
‫- من اون انرژی رو میارم.

123
00:06:50,708 --> 00:06:52,333
‫همون کله گنده می‌شم.

124
00:06:52,416 --> 00:06:53,458
‫آه.

125
00:06:55,208 --> 00:06:56,958
‫نه.

126
00:06:57,000 --> 00:06:59,583
‫- اون یه سگ دست‌آموزه.
‫- اون چیزی که می‌خواست نشون بده نیست.

127
00:06:59,625 --> 00:07:00,958
‫درسته، کله گنده؟

128
00:07:01,083 --> 00:07:02,083
‫درسته.

129
00:07:02,291 --> 00:07:04,750
‫سلام، داداش. داشتم فکر می‌کردم.

130
00:07:04,833 --> 00:07:06,833
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم،

131
00:07:06,958 --> 00:07:11,541
‫و می‌دونم برنامه‌مون هیچوقت جور نشده،
‫یعنی همیشه مشکل داشته.

132
00:07:11,583 --> 00:07:15,083
‫ولی داشتم آخرین ایمیلت رو می‌خوندم
‫و یه جرقه ذهنی بهم دست داد.

133
00:07:15,583 --> 00:07:19,125
‫آخرش، وقتی گفتی «بعداً می‌بینمت»،
‫به این فکر کردم،

134
00:07:19,250 --> 00:07:22,041
‫«چی می‌شد اگه بعداً یعنی همین الان؟»

135
00:07:23,791 --> 00:07:26,125
‫قضیه اینه که زندگیم در واقع خیلی خوبه.

136
00:07:26,250 --> 00:07:28,291
‫- اخیراً خیلی سفر می‌رفتم.
‫- وای!

137
00:07:28,333 --> 00:07:30,708
‫وقت بیشتری تو طبیعت می‌گذرونم،

138
00:07:30,791 --> 00:07:32,083
‫دوست‌های جدید پیدا می‌کنم.

139
00:07:33,083 --> 00:07:35,375
‫اوه، صبح بخیر.

140
00:07:35,500 --> 00:07:37,125
‫می‌تونین بازی رو ادامه بدین.

141
00:07:43,333 --> 00:07:45,125
‫سلام. مزه‌ها چطوره؟

142
00:07:45,250 --> 00:07:47,833
‫- اوه، تو پیشخدمت مایی؟
‫- نه، فقط کنجکاوم.

143
00:07:49,000 --> 00:07:52,833
‫به هر حال، می‌دونم چقدر شلوغی،
‫پس دارم به نفع خودمون کار می‌کنم.

144
00:07:52,958 --> 00:07:55,791
‫درسته. دارم میام ببینمت، داداش بزرگه!

145
00:07:55,833 --> 00:07:57,041
‫وای!

146
00:07:57,083 --> 00:07:59,333
‫می‌خواستم غافلگیرت کنم و برم دم در خونه‌ت،

147
00:07:59,458 --> 00:08:01,083
‫ولی زیادی هیجان‌زده بودم.

148
00:08:01,125 --> 00:08:03,708
‫مثل وقتی که یه هفته خودت
‫نامزدت رو ندیدی

149
00:08:03,791 --> 00:08:06,833
‫و بعد از یه هفته می‌بینی
‫و می‌خوای از ذوق بمیری.

150
00:08:06,875 --> 00:08:08,208
‫معلوم هست چه غلطی می‌کنی؟

151
00:08:08,291 --> 00:08:10,533
‫ازت خواستم تا وقتی تو دستشوییم
‫حواست به لپ‌تاپم باشه.

152
00:08:10,583 --> 00:08:13,375
‫یه ثانیه صبر کن، رفیق.
‫جمله رو تموم کنم.

153
00:08:13,500 --> 00:08:17,500
‫«می‌خوای از ذوق بمیری.»

154
00:08:20,708 --> 00:08:22,583
‫دارم میام ببینمت، داداش بزرگه!
‫[ایمیل از مارکوس پینچل]

155
00:08:23,791 --> 00:08:25,208
‫لعنت.

156
00:08:25,291 --> 00:08:27,000
‫هی، میا. میای؟

157
00:08:27,500 --> 00:08:29,833
‫از الان، همهٔ تمرکزمون رو
‫می‌ذاریم روی این برنامه.

158
00:08:29,875 --> 00:08:31,875
‫- می‌تونه برامون یه تغییر واقعی باشه.
‫- خیلی هیجان‌انگیزه.

159
00:08:31,958 --> 00:08:35,000
‫و حتی اگه یه حواس‌پرتی غیرمنتظره پیش بیاد،
‫می‌تونیم فقط...

160
00:08:35,083 --> 00:08:38,083
‫- میا، می‌دونی من غافلگیری دوست ندارم.
‫- درسته.

161
00:08:38,125 --> 00:08:40,333
‫هر چیزی پیش بیاد،
‫به تو اعتماد دارم که مدیریتش کنی.

162
00:08:40,458 --> 00:08:42,458
‫هر چی زودتر این کار رو شروع کنیم،

163
00:08:42,541 --> 00:08:45,250
‫حتی کوچک‌ترین مانع هم می‌تونه
‫آسیب بیشتری بزنه.

164
00:08:45,333 --> 00:08:47,541
‫می‌دونستی اگه یه رانندهٔ فرمول‌ یک
‫با سرعت زیاد به یه سنگریزه بخوره،

165
00:08:47,583 --> 00:08:49,375
‫ماشین منفجر می‌شه؟

166
00:08:49,500 --> 00:08:51,208
‫- منفجر می‌شه؟
‫- آره، منفجر می‌شه.

167
00:08:51,291 --> 00:08:54,291
‫به خاطر همین وظیفه توئه که
‫همهٔ سنگریزه‌ها رو جمع کنی. چی می‌گفتی؟

168
00:08:54,333 --> 00:08:55,791
‫امم... من داشتم...

169
00:08:55,833 --> 00:08:57,791
‫داشتم می‌گفتم که اه...

170
00:08:58,583 --> 00:09:01,625
‫ماشینت... بیرون منتظرته.

171
00:09:02,125 --> 00:09:03,833
‫فکر می‌کردم یه صدای قشنگی بیرون شنیدم.

172
00:09:15,250 --> 00:09:16,083
‫لعنت.

173
00:09:26,041 --> 00:09:28,458
‫نیویورک سیتی، دارم میام!

174
00:09:28,541 --> 00:09:29,908
‫♪ وو، وو، دی، دی، دی ♪

175
00:09:29,958 --> 00:09:31,416
‫اوه آره.

176
00:09:31,500 --> 00:09:32,750
‫اوه، این بانمک‌ها رو ببین.

177
00:09:39,125 --> 00:09:40,416
‫برادرها!

178
00:09:52,250 --> 00:09:54,541
‫دیردره، این مراسم... وای. فوق‌العاده‌ست.

179
00:09:54,666 --> 00:09:57,541
‫- بهت افتخار می‌کنم.
‫- اوه! هی، جلسه‌ت چطور پیش رفت؟

180
00:09:58,791 --> 00:10:01,750
‫- دو روز دیگه فیلم‌برداری رو شروع می‌کنیم.
‫- چی؟ جدی؟

181
00:10:01,791 --> 00:10:02,958
‫آره.

182
00:10:03,000 --> 00:10:05,208
‫بالاخره قراره تو لیگ سطح بالا بازی کنم.

183
00:10:05,250 --> 00:10:06,625
‫فقط... می‌خوام بدونی

184
00:10:06,708 --> 00:10:09,416
‫تمام فداکاری‌هایی که
‫به عنوان یه خانواده کردیم،

185
00:10:09,500 --> 00:10:11,041
‫به زودی نتیجه می‌ده.

186
00:10:11,166 --> 00:10:12,875
‫خیلی برات خوشحالم.

187
00:10:13,708 --> 00:10:16,500
‫باشه، بهتره برگردم سر کار.
‫هنوز باید چندتا چاپلوسی کنم.

188
00:10:16,541 --> 00:10:19,875
‫- کارت رو بکن. کجا بشینم؟
‫- میز پنج. برادرت از قبل اونجاست.

189
00:10:19,958 --> 00:10:21,375
‫آره!

190
00:10:21,458 --> 00:10:23,375
‫اون می‌گه، «این قلعه‌ایه که کسل ساخت.»

191
00:10:23,458 --> 00:10:26,875
‫چطورم؟ صورتم ورم داره؟
‫همیشه اگه صورتم ورم داشته باشه، می‌گه.

192
00:10:26,958 --> 00:10:29,000
‫راد، عالی به نظر می‌رسی.
‫باشه؟ خیلی‌خب؟ قول می‌دم.

193
00:10:29,041 --> 00:10:30,750
‫کلونی و من رفیق‌های شیش همدیگه‌ایم.

194
00:10:30,791 --> 00:10:32,375
‫برو سراغش.

195
00:10:32,458 --> 00:10:34,541
‫گفتم، «خیلی ممنون از کیف.»

196
00:10:34,666 --> 00:10:36,291
‫و اون می‌گه، «بازش کردی؟»

197
00:10:36,416 --> 00:10:37,708
‫یه میلیون دلار توش بود.
‫فکر کردم خود کیف هدیه‌ست!

198
00:10:37,750 --> 00:10:39,083
‫بیا اینجا، پسر بزرگ.

199
00:10:39,125 --> 00:10:41,583
‫اوه! هی، عالی به نظر میای.

200
00:10:41,625 --> 00:10:44,333
‫صورتت چی شده؟ چاق شدی؟ خوبه.

201
00:10:44,458 --> 00:10:46,583
‫- برای جاش کار می‌کنی؟
‫- چی؟ کی، اون؟

202
00:10:46,625 --> 00:10:49,875
‫نه، این برادر کوچیکمه.
‫راد لندی. مشاور املاکه.

203
00:10:50,500 --> 00:10:51,500
‫اوه.

204
00:10:52,000 --> 00:10:55,500
‫و فهمیدم که قراره تو این فصل
‫از «دلالان نیویورکی» باشم.

205
00:10:55,583 --> 00:10:58,458
‫وای خدای من. فوق‌العاده‌ست.
‫یادآوری کن، چی بود؟

206
00:10:58,541 --> 00:11:00,833
‫این... یه برنامهٔ بزرگ واقع‌نمایه.

207
00:11:00,958 --> 00:11:04,750
‫این واست عالیه!
‫دقیقاً همون چیزیه که باید انجام بدی.

208
00:11:04,833 --> 00:11:06,708
‫مردم عاشق این چیزهای واقع‌نمایانه‌ان.

209
00:11:06,791 --> 00:11:09,625
‫بهشون کمک می‌کنه فراموش کنن
‫زندگی‌هاشون چقدر افتضاحه.

210
00:11:09,750 --> 00:11:11,625
‫هی، تبریک می‌گم. لیاقتش رو داری.

211
00:11:12,250 --> 00:11:15,208
‫- مرسی.
‫- پس خونهٔ جاش رو می‌فروشی؟

212
00:11:15,291 --> 00:11:16,958
‫- آه...
‫- داری خونه‌ت رو می‌فروشی؟

213
00:11:17,041 --> 00:11:19,791
‫آره، وقتشه. بهم خوش گذشت.
‫ولی، می‌دونی، آره، ببین.

214
00:11:19,833 --> 00:11:22,208
‫نه. نمی‌خواد خونهٔ برادر بزرگش رو لیست کنه.

215
00:11:22,291 --> 00:11:25,041
‫قطعاً نمی‌خواد با «جاشِ تجاری»
‫سر و کار داشته باشه.

216
00:11:25,083 --> 00:11:26,250
‫«کمتر از قیمت درخواستی؟!»

217
00:11:26,333 --> 00:11:27,416
‫وای!

218
00:11:30,208 --> 00:11:31,625
‫وای.

219
00:11:31,708 --> 00:11:34,416
‫پنج هزار دلار از بلومنفلدها.

220
00:11:34,458 --> 00:11:36,958
‫این خیلی راهگشاست.

221
00:11:37,000 --> 00:11:37,875
‫مرسی.

222
00:11:37,958 --> 00:11:40,458
‫فکر می‌کنم امشب همه راحت‌تر بخوابیم،

223
00:11:40,500 --> 00:11:43,250
‫وقتی بدونیم اون‌ها امشب راحت‌تر می‌خوابن.

224
00:11:43,375 --> 00:11:48,083
‫این بدون کمک‌های سخاوتمندانهٔ شما ممکن نبود.

225
00:11:48,708 --> 00:11:50,208
‫اوه.

226
00:11:50,750 --> 00:11:52,375
‫راد لندی، شوهرم.

227
00:11:52,458 --> 00:11:54,750
‫- ده هزار دلار؟
‫- آه!

228
00:11:54,875 --> 00:11:56,500
‫خدای من.

229
00:11:56,625 --> 00:11:57,916
‫عزیزم، دوستت دارم.

230
00:12:00,666 --> 00:12:03,458
‫خب، به نظر می‌رسه این همهٔ
‫کمک‌کننده‌های مالی امشب بودن

231
00:12:03,500 --> 00:12:07,375
‫و من از تک تک شما بی‌نهایت سپاسگزارم...

232
00:12:07,458 --> 00:12:09,250
‫یه ویدئوی کوچیک دارم.

233
00:12:09,375 --> 00:12:10,208
‫اه...

234
00:12:11,458 --> 00:12:15,000
‫باشه، فکر کنم امشب یه ویدئوی ویژه داریم.

235
00:12:15,708 --> 00:12:18,000
‫سلام، دیردره. پاریس هیلتونم.

236
00:12:18,125 --> 00:12:20,750
‫وقتی جاش دربارهٔ «مترس میرکلز» بهم گفت،

237
00:12:20,875 --> 00:12:21,741
‫عاشقش شدم.

238
00:12:21,791 --> 00:12:25,375
‫هر کسی که من رو بشناسه
‫می‌دونه که هیچ چیزی به اندازهٔ

239
00:12:25,458 --> 00:12:28,250
‫حل بحران بی‌خانمانی در آمریکا
‫برام مهم نیست.

240
00:12:28,291 --> 00:12:31,375
‫به خاطر همین ۱۰۰ هزار دلار
‫به این هدف کمک می‌کنم.

241
00:12:31,458 --> 00:12:33,500
‫- وای خدای من!
‫- به کار خوبت ادامه بده.

242
00:12:33,625 --> 00:12:37,125
‫- دوستت دارم، جاش.
‫- وای خدای من!

243
00:12:37,208 --> 00:12:38,958
‫- جاش، بلند شو.
‫- نه.

244
00:12:39,000 --> 00:12:41,208
‫- خواهش می‌کنم. نه، اصرار دارم.
‫- نه نه نه.

245
00:12:46,541 --> 00:12:49,750
‫چرا همیشه باید از من جلو بزنه؟
‫داری سعی می‌کنی چی رو ثابت کنی، رفیق؟

246
00:12:49,791 --> 00:12:53,083
‫و خونهٔ ۱۹ میلیون‌دلاریش رو لیست می‌کنه،
‫حتی به من هم نمی‌گه؟

247
00:12:53,166 --> 00:12:55,791
‫- چرا آخه بهش نمی‌گی؟
‫- قرار نیست برای کسب‌وکارش التماس کنم.

248
00:12:55,916 --> 00:12:58,500
‫دقیقاً همون چیزیه که می‌خواد.
‫همیشه فقط سر به سرم می‌ذاره.

249
00:12:58,541 --> 00:13:00,791
‫«هی، صورتت. چی شده؟»

250
00:13:00,833 --> 00:13:04,000
‫- «چاق شدی؟ ولی خوبه.»
‫- واقعاً خوب به نظر می‌رسی.

251
00:13:04,041 --> 00:13:06,333
‫اون منظور بدی داشت.

252
00:13:06,458 --> 00:13:08,791
‫وانمود می‌کنه که تا حالا
‫اسم دلالان نیویورکی رو نشنیده.

253
00:13:08,833 --> 00:13:12,166
‫تو با همهٔ این سلبریتی‌ها دوستی،
‫ولی هیچوقت اسم هیلی بویاجیان رو نشنیدی؟

254
00:13:12,208 --> 00:13:13,250
‫باور نمی‌کنم، داداش.

255
00:13:13,291 --> 00:13:15,541
‫یه جایی، دادن این همه پول،
‫دیگه کمک نیست.

256
00:13:15,666 --> 00:13:17,791
‫به همهٔ مشکلات مالیاتی که
‫حالا باید حلشون کنی فکر کن.

257
00:13:17,916 --> 00:13:19,291
‫دوست ندارم جای تو باشم.

258
00:13:19,416 --> 00:13:20,916
‫هنوز داریم در این مورد حرف می‌زنیم؟

259
00:13:21,000 --> 00:13:23,416
‫نه. راست می‌گی. تمومش می‌کنم.

260
00:13:25,666 --> 00:13:28,208
‫آه... مکسین.

261
00:13:28,291 --> 00:13:30,750
‫آه... کی دختر نازه؟

262
00:13:30,791 --> 00:13:32,916
‫فکر کردم توافق کردیم
‫دیگه حیوانات معلول نگیریم.

263
00:13:33,000 --> 00:13:34,583
‫خب، اون تو لیست کشتار بود.

264
00:13:34,708 --> 00:13:37,033
‫به علاوه، موقتیه.
‫رویداد سرپرستی فرداست.

265
00:13:37,083 --> 00:13:38,541
‫بیش از حد به خودت فشار میاری.

266
00:13:38,583 --> 00:13:40,208
‫- مگه به اندازهٔ کافی کار نکردی؟
‫- نه واقعاً.

267
00:13:40,291 --> 00:13:41,916
‫باید این مراسم‌های مجلل رو برگزار کنیم

268
00:13:41,958 --> 00:13:44,083
‫تا این آشغال‌های پولدار رو قانع کنیم
‫که پولشون رو بهمون بدن.

269
00:13:44,166 --> 00:13:47,541
‫ولی وقتی هزینه‌ها رو جمع می‌زنم،
‫حس می‌کنم به سختی تأثیر می‌ذاریم.

270
00:13:47,583 --> 00:13:49,250
‫هی! بس کنین!

271
00:13:49,291 --> 00:13:51,333
‫خدای من. دارین مکسین رو می‌ترسونین.

272
00:13:51,458 --> 00:13:54,041
‫- بهت گفتم بهش پیام نده.
‫- تو هیچ حرکتی نمی‌زدی، داداش.

273
00:13:54,166 --> 00:13:55,583
‫بین شما دو تا چه خبره؟

274
00:13:55,708 --> 00:13:57,958
‫باشه، یه دختر خوشگل تازه
‫از لارنس انتقالی گرفته و...

275
00:13:58,041 --> 00:14:00,666
‫من اول دیدمش و باهاش سلام علیک کردم.
‫شین می‌دونست بهش علاقه‌ دارم.

276
00:14:00,750 --> 00:14:03,750
‫تنها دلیلی که با تو حرف می‌زنه
‫اینه که به من برسه، معلومه.

277
00:14:03,791 --> 00:14:06,541
‫ممکنه که کوری رو دوست داشته باشه، نه تو رو؟

278
00:14:06,583 --> 00:14:09,416
‫- بابا، مامان داره سکته می‌کنه.
‫- شین، مادرت سکته نمی‌کنه.

279
00:14:09,500 --> 00:14:11,250
‫اون فقط دلش برای بازنده‌ها می‌سوزه.

280
00:14:11,291 --> 00:14:13,041
‫- هوم...
‫- آه، بازنده‌ها.

281
00:14:13,166 --> 00:14:14,166
‫بسه.

282
00:14:14,208 --> 00:14:15,791
‫- باشه.
‫- کوری، بیا اینجا.

283
00:14:15,916 --> 00:14:18,666
‫همونطور که می‌دونی،
‫برادر منم تو دوران رشد زیادی اذیتم می‌کرد.

284
00:14:18,750 --> 00:14:20,541
‫من همیشه با دخترها آشنا می‌شدم.

285
00:14:20,666 --> 00:14:23,291
‫بعد می‌دیدم که شب با جاش می‌رن

286
00:14:23,333 --> 00:14:24,791
‫بیرون غذا بخورن.

287
00:14:24,833 --> 00:14:26,291
‫می‌دونم. خیلی در موردش حرف می‌زنی.

288
00:14:26,333 --> 00:14:30,166
‫آره، ولی گذاشتم دشمنی و توانایی ذاتیش
‫من رو شکست بده؟

289
00:14:30,250 --> 00:14:33,333
‫نه. ازش به عنوان سوخت استفاده کردم
‫تا خودم رو بزرگ‌تر و قوی‌تر کنم.

290
00:14:33,458 --> 00:14:36,458
‫اگه می‌خوای بالاتر از توانت بری،
‫باید یاد بگیری از محدودیت‌هات فراتر بری.

291
00:14:36,541 --> 00:14:37,333
‫باشه، رفیق؟

292
00:14:37,458 --> 00:14:38,708
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

293
00:14:40,541 --> 00:14:42,000
‫هوم. الو؟

294
00:14:42,041 --> 00:14:43,250
‫باید از من تشکر کنی.

295
00:14:43,291 --> 00:14:45,083
‫- خودمم.
‫- دارم کمکت می‌کنم.

296
00:14:45,583 --> 00:14:47,750
‫- وای خدای من. حالش خوبه؟
‫- هیش! هیش!

297
00:14:47,791 --> 00:14:50,291
‫حتماً. الان میام.

298
00:14:52,958 --> 00:14:55,750
‫بیمارستان بود. برادرم تصادف کرده.

299
00:14:55,791 --> 00:14:57,416
‫دکتر شاو رو خبر کنید.

300
00:14:57,500 --> 00:14:59,958
‫مشکلی نیست. یه مبارز هست. خوب می‌شه.

301
00:15:00,041 --> 00:15:02,083
‫- تو راد لندی هستی؟
‫- خودمم.

302
00:15:02,208 --> 00:15:03,791
‫- برادرم خوبه؟
‫- خوب می‌شه.

303
00:15:03,833 --> 00:15:05,583
‫تصادف خیلی بدی بود. خیلی خوش‌شانس بود.

304
00:15:05,708 --> 00:15:08,541
‫- بیداره؟ می‌تونیم ببینیمش؟
‫- آرامبخش زدن ولی به زودی بیدار می‌شه.

305
00:15:08,666 --> 00:15:09,666
‫- باشه.
‫- دنبالم بیاین.

306
00:15:13,000 --> 00:15:14,000
‫این دیگه کیه؟

307
00:15:14,041 --> 00:15:16,041
‫- اون برادرش نیست.
‫- مطمئنی؟

308
00:15:16,166 --> 00:15:19,208
‫متأسفم. حتماً اشتباه شده.
‫ما دنبال جاش لندی هستیم.

309
00:15:19,291 --> 00:15:21,541
‫مارکوس پینچل نیست؟

310
00:15:21,666 --> 00:15:22,916
‫مارکوس کی؟

311
00:15:23,000 --> 00:15:27,291
‫اینجا نوشته، «لطفاً با راد لندی،
‫داداش بزرگه، تماس بگیرید.»

312
00:15:28,416 --> 00:15:29,916
‫اه...

313
00:15:42,583 --> 00:15:44,458
‫[سال ۱۹۹۸]

314
00:15:47,375 --> 00:15:49,916
‫[برادری باش که همیشه می‌خواستی.
‫همین امروز داوطلب شو!]

315
00:15:52,625 --> 00:15:55,416
‫[جلسه آشنایی و احوال‌پرسی]

316
00:16:07,083 --> 00:16:08,041
‫خیلی‌خب، مارکوس.

317
00:16:08,083 --> 00:16:11,291
‫اسم این بازی اسب هست،
‫پس اگه گل نشه، اولین کلمه بهت می‌رسه.

318
00:16:11,333 --> 00:16:13,291
‫- فهمیدی؟
‫- آره.

319
00:16:17,458 --> 00:16:18,541
‫اوه لعنت.

320
00:16:20,583 --> 00:16:23,166
‫خیلی دردناک به نظر می‌رسید.
‫مطمئنی خوبی؟

321
00:16:23,666 --> 00:16:25,208
‫هیچکس تا حالا این رو از من نپرسیده.

322
00:16:25,791 --> 00:16:26,916
‫هی، یه لطفی بکن.

323
00:16:27,000 --> 00:16:29,916
‫به کسی نگو که پیش من زخمی شدی،
‫وگرنه تو دردسر می‌افتم.

324
00:16:30,000 --> 00:16:32,500
‫متوجه نمی‌شن. من زیاد زخمی می‌شم.

325
00:16:33,291 --> 00:16:36,083
‫- کلاهت رو می‌خوای؟
‫- نه، نمی‌خواد. می‌تونی نگهش داری.

326
00:16:37,208 --> 00:16:38,333
‫ما الان برادریم، درسته؟

327
00:16:39,000 --> 00:16:40,291
‫برادر تا ابد؟

328
00:16:40,333 --> 00:16:41,416
‫برادر تا ابد.

329
00:16:43,708 --> 00:16:45,458
‫راد.

330
00:16:45,541 --> 00:16:46,541
‫- راد!
‫- چیه؟

331
00:16:46,583 --> 00:16:48,458
‫چه خبره و این شخص کیه؟

332
00:16:49,041 --> 00:16:51,208
‫باورم نمی‌شه،
‫ولی فکر کنم این برادر کوچیکم

333
00:16:51,250 --> 00:16:52,791
‫از یه کار خیریه تو دبیرستان باشه.

334
00:16:52,833 --> 00:16:56,041
‫تو یه «برادر بزرگتر» بودی؟
‫هیچوقت بهم نگفته بودی که این کار رو کردی.

335
00:16:56,083 --> 00:16:58,208
‫فکر کردم تو فرم درخواست دانشگاه
‫خوب به نظر میاد.

336
00:16:58,250 --> 00:16:59,666
‫فکر کنم پنج بار همدیگه رو دیدیم.

337
00:16:59,750 --> 00:17:02,541
‫معلومه که تأثیر زیادی روش گذاشتی،
‫وقتی ازشون خواسته باهات تماس بگیرن.

338
00:17:02,583 --> 00:17:04,833
‫ما به سختی همدیگه رو می‌شناسیم.
‫به نظرت عجیب نیست؟

339
00:17:04,958 --> 00:17:07,500
‫- سی ساله باهاش حرف نزدم.
‫- داداش؟

340
00:17:08,041 --> 00:17:09,166
‫خودتی؟

341
00:17:09,250 --> 00:17:10,833
‫یه چیزی بگو.

342
00:17:10,958 --> 00:17:12,708
‫- چی می‌خوای بگم؟
‫- هر چیزی.

343
00:17:16,541 --> 00:17:18,541
‫هی، رفیق. چه حسی داری؟

344
00:17:18,583 --> 00:17:20,041
‫واقعاً خودتی؟

345
00:17:20,083 --> 00:17:24,000
‫یا یه فرشته‌ای که خودش رو به شکل کسی
‫که بیشتر از همه بهش اعتماد داشتم درآورده

346
00:17:24,041 --> 00:17:26,041
‫تا بهم کمک کنه از این دنیا برم؟

347
00:17:26,083 --> 00:17:29,291
‫- نمی‌خوام بمیرم!
‫- نه نه! وای! هی، منم! منم!

348
00:17:29,416 --> 00:17:31,333
‫اوه، البته که خودتی.

349
00:17:31,458 --> 00:17:33,500
‫بعد من داشتم فکر می‌کردم تغییر کردی یا نه.

350
00:17:34,500 --> 00:17:37,791
‫خب، اه... این همه سال چیکار می‌کردی؟

351
00:17:37,916 --> 00:17:38,750
‫خب، من...

352
00:17:38,791 --> 00:17:42,791
‫تازه از یه کار بلندمدت بیرون اومدم
‫و وقت آزاد داشتم.

353
00:17:42,916 --> 00:17:47,250
‫پس، طبیعتاً، اومدم داداش بزرگه رو ببینم.
‫و با خانوادهٔ دوست‌داشتنیت آشنا بشم.

354
00:17:47,291 --> 00:17:49,458
‫ولی اینقدر دوست‌داشتنی رو انتظار نداشتم.

355
00:17:49,541 --> 00:17:51,041
‫ایشون خیلی خوشگله.

356
00:17:51,083 --> 00:17:52,500
‫از سطح تو بالاتره، داداش.

357
00:17:52,541 --> 00:17:54,583
‫- آره.
‫- یعنی، بالا رفتی.

358
00:17:55,083 --> 00:17:57,000
‫پایین نرفتی، بالا رفتی.

359
00:17:57,708 --> 00:18:00,333
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- تو یه زن خوش‌شانسی.

360
00:18:00,458 --> 00:18:02,833
‫این مرد، یه گوهر مطلقه.

361
00:18:02,958 --> 00:18:05,791
‫بخشنده‌ترین، مهربون‌ترین مردی
‫که تا حالا دیدم.

362
00:18:05,916 --> 00:18:08,708
‫و حتی با این همه عضلات بزرگ و برجسته،

363
00:18:08,791 --> 00:18:11,500
‫قوی‌ترین عضله‌ش، قلبشه.

364
00:18:11,541 --> 00:18:13,250
‫وای خدای من. خیلی مهربونه.

365
00:18:13,291 --> 00:18:15,041
‫ایناهاش.

366
00:18:15,166 --> 00:18:17,708
‫اوه، همه حاضرن.

367
00:18:17,791 --> 00:18:20,083
‫به من توجه نکنید.
‫فقط باید کیسه و لگنش رو عوض کنم.

368
00:18:20,208 --> 00:18:22,333
‫و بذار کاتتر رو دربیاریم.

369
00:18:22,458 --> 00:18:24,541
‫مرسی، پرستار سونج.
‫خیلی بهم لطف داری.

370
00:18:24,666 --> 00:18:26,666
‫اوه، یکی خیلی آب خورده.

371
00:18:26,750 --> 00:18:28,416
‫- منم.
‫- خیلی‌خب.

372
00:18:28,500 --> 00:18:31,291
‫امم، دیردره، مگه قرار نیست
‫پسرها رو برداریم، ببریمشون یه جایی؟

373
00:18:31,333 --> 00:18:32,708
‫- وای خدای من. پسرها!
‫- نه.

374
00:18:32,791 --> 00:18:34,208
‫شین و کوری چطورن؟

375
00:18:34,708 --> 00:18:36,666
‫- اسمشون رو می‌دونی؟
‫- شوخی می‌کنی؟

376
00:18:36,750 --> 00:18:38,958
‫خیلی دلم می‌خواد با اون خنگ‌ها خوش بگذرونم.

377
00:18:39,041 --> 00:18:39,833
‫آره.

378
00:18:39,958 --> 00:18:41,666
‫چه بد که اینجا گیر کردی.

379
00:18:41,750 --> 00:18:44,000
‫نه برای مدت طولانی.
‫امروز عصر مرخص می‌شه.

380
00:18:44,041 --> 00:18:46,916
‫- دکتر گفت جمجمه‌ش آسیب دیده.
‫- اوه، اون از قبل بود.

381
00:18:47,000 --> 00:18:48,958
‫یه شب یکی از پدرخوانده‌هام منگ کرد،

382
00:18:49,041 --> 00:18:51,791
‫من رو انداخت تو یه ماشین لباسشویی قدیمی،
‫بعد از تپه به پایین غلتوندش.

383
00:18:51,833 --> 00:18:54,458
‫یه گودی بزرگ اینجا دارم. مثل جا لیوانیه.

384
00:18:54,541 --> 00:18:57,333
‫وای خدای من. خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتی.

385
00:18:57,833 --> 00:19:00,791
‫جایی داری که بمونی تا وقتی
‫اوضاعت رو به راه بشه؟

386
00:19:00,833 --> 00:19:02,791
‫نه راستش، ولی وقتی بچهٔ تحت سرپرستی باشی،

387
00:19:02,833 --> 00:19:05,333
‫عادت می‌کنی هر جا که بتونی
‫برای خودت خونه درست کنی.

388
00:19:05,458 --> 00:19:07,583
‫ولی تو بچهٔ تحت سرپرستی نیستی.
‫سنت حدوداً ۴۰ ساله.

389
00:19:08,208 --> 00:19:10,000
‫شاید بتونی یکی دو شب پیش ما بمونی.

390
00:19:10,041 --> 00:19:12,208
‫- ایدهٔ فوق‌العاده‌ایه.
‫- اوهوم.

391
00:19:12,291 --> 00:19:14,333
‫- میشه یه دقیقه ما رو ببخشی، لطفاً؟
‫- حتماً.

392
00:19:15,666 --> 00:19:17,041
‫انرژی‌شون رو دوست دارم.

393
00:19:17,083 --> 00:19:19,833
‫چیکار می‌کنی؟
‫اون یه توله‌سگ از پناهگاه کشتار نیست، باشه؟

394
00:19:19,958 --> 00:19:22,250
‫معلومه که هیچکس دیگه‌ای رو نداره
‫که بهش مراجعه کنه.

395
00:19:22,291 --> 00:19:25,333
‫- این همه راه اومده تا تو رو ببینه.
‫- این برات یه علامت خطر نیست؟

396
00:19:25,458 --> 00:19:28,208
‫خب، باید چی کار کنیم؟
‫جای دیگه‌ای نداره بره.

397
00:19:28,291 --> 00:19:32,041
‫قبل از اینکه بفهمیم،
‫همه کار می‌کنه تا یه اتاق هتل بگیره.

398
00:19:32,166 --> 00:19:34,041
‫حرفت رو می‌فهمم،
‫ولی زمانش بدتر از این نمی‌تونه باشه.

399
00:19:34,083 --> 00:19:35,458
‫فردا فیلم‌برداری رو شروع می‌کنم.

400
00:19:35,541 --> 00:19:37,916
‫بی‌خیال. فقط یه شب.

401
00:19:38,500 --> 00:19:40,000
‫- خدای من.
‫- یه شب.

402
00:19:40,041 --> 00:19:42,541
‫یه نفس عمیق بکش.

403
00:19:43,041 --> 00:19:44,041
‫اوه لعنت!

404
00:19:44,083 --> 00:19:45,083
‫خدا رو شکر.

405
00:19:45,166 --> 00:19:48,291
‫- اوه!
‫- فیلمبرداری کاتتر زتا جونز تموم شد.

406
00:19:48,333 --> 00:19:49,583
‫پووف!

407
00:19:49,708 --> 00:19:51,583
‫راستش سینوس‌هام رو باز کرد.

408
00:19:53,083 --> 00:19:55,333
‫نگران نباشین.
‫مجبور نیستین درگیر این‌ها بشین.

409
00:19:55,458 --> 00:19:58,833
‫اگرچه، ممکنه چند روزی به لگن
‫احتیاج داشته باشه، تا روده‌هاش سفت بشه.

410
00:19:58,958 --> 00:19:59,791
‫- عالیه.
‫- درست.

411
00:19:59,916 --> 00:20:03,541
‫- چند تا سوال دربارهٔ مراقبتش دارم.
‫- اوه، حتماً. بعداً می‌بینمتون، بچه‌ها.

412
00:20:03,583 --> 00:20:04,666
‫آره.

413
00:20:04,750 --> 00:20:08,583
‫پرستار سونج بهترینه، نه؟
‫بین خودمون بمونه، فکر کنم از من خوشش اومده.

414
00:20:08,708 --> 00:20:11,791
‫- بهت تبریک می‌گم، رفیق.
‫- هووو! فقط منتظره که حالم خوب بشه.

415
00:20:11,916 --> 00:20:13,500
‫دفعهٔ اول شنیدم.

416
00:20:13,541 --> 00:20:15,541
‫- اگه قرار گذاشتیم، بهت می‌گم.
‫- لازم نیست.

417
00:20:15,583 --> 00:20:16,241
‫اوه، می‌دونم، ولی هوات رو دارم.

418
00:20:16,291 --> 00:20:19,333
‫داداش، باورم نمی‌شه
‫زیر گرفتن شدن توسط یه کامیون

419
00:20:19,416 --> 00:20:22,166
‫بهترین اتفاقی بوده که برام افتاده.

420
00:20:22,208 --> 00:20:23,708
‫آه. خوشحالیم که کمک کنیم.

421
00:20:23,833 --> 00:20:25,041
‫درست نمی‌گم، راد؟

422
00:20:25,708 --> 00:20:29,208
‫صبر کن. این ماشین توئه؟
‫هیچوقت سوار یکی از اینا نشدم.

423
00:20:29,333 --> 00:20:30,208
‫به شیشه دست نزن.

424
00:20:30,333 --> 00:20:32,125
‫- اوه.
‫- راستش، به هیچی دست نزن.

425
00:20:32,166 --> 00:20:34,208
‫این رو با اولین چک بزرگ کمیسیونم خریدم.

426
00:20:34,333 --> 00:20:38,541
‫- پس ارزشش برام بیشتر از یه ماشینه.
‫- فهمیدم. بذار یه فاصله‌ای ایجاد کنم.

427
00:20:39,625 --> 00:20:42,083
‫- نه! هی! این چه... هی!
‫- اوه نه. ببخشید. بذار فقط...

428
00:20:42,166 --> 00:20:43,333
‫اوه!

429
00:20:45,375 --> 00:20:46,416
‫یه رفیقی در «اتوزون» دارم.

430
00:20:46,541 --> 00:20:47,958
‫- درستش می‌کنه.
‫- اشکالی نداره.

431
00:20:50,416 --> 00:20:52,875
‫نه بابا. این محله شماست؟

432
00:20:53,375 --> 00:20:56,791
‫چی؟ مسخرم می‌کنی؟
‫داداش، این خونه توئه؟

433
00:20:56,875 --> 00:20:58,833
‫راد قبل از اینکه لیست بشه، پیداش کرد.

434
00:20:58,916 --> 00:21:01,208
‫معلومه که پیدا کرد. مشاور املاکه.

435
00:21:01,333 --> 00:21:03,125
‫باحال‌ترین شغل ممکن.

436
00:21:03,166 --> 00:21:05,666
‫تبلیغات روی نیمکت اتوبوس. بازدید از ملک.

437
00:21:05,791 --> 00:21:08,166
‫کوبیدن تابلوهای «فروشی» تو چمن

438
00:21:08,208 --> 00:21:10,916
‫با اون موشک‌های بالستیک
‫که بهشون بازو می‌گی.

439
00:21:11,041 --> 00:21:14,125
‫بهت افتخار می‌کنم، داداش. آه!

440
00:21:14,166 --> 00:21:18,083
‫هی، فکر می‌کنی بتونی بهم یاد بدی؟
‫می‌خوام از تو یاد بگیرم، سنپای.

441
00:21:18,166 --> 00:21:21,166
‫به اون راحتی‌ها نیست.
‫سال‌ها طول کشید تا فقط امتحان رو قبول شم.

442
00:21:21,291 --> 00:21:24,375
‫لازم نیست هیچ کاری بکنی.
‫فقط بذار تماشا کنم و یاد بگیرم.

443
00:21:24,416 --> 00:21:26,083
‫- من یه یادگیرندهٔ فعال‌ام.
‫- آره.

444
00:21:26,166 --> 00:21:27,666
‫می‌تونی یه چیزایی بهش یاد بدی.

445
00:21:29,916 --> 00:21:32,166
‫می‌دونی چیه، دی؟
‫مارکوس با من. چطوره بری توی خونه؟

446
00:21:32,666 --> 00:21:33,458
‫باشه.

447
00:21:37,791 --> 00:21:42,041
‫وقت یادگیری مشاوره املاک از استاده. لیمبو!

448
00:21:46,041 --> 00:21:46,875
‫آخ.

449
00:21:46,916 --> 00:21:48,833
‫یه کم درد داشت.

450
00:21:48,916 --> 00:21:51,125
‫چه چنگک‌های قشنگی.

451
00:21:52,208 --> 00:21:53,083
‫راد؟

452
00:21:54,583 --> 00:21:55,625
‫اینجایی؟

453
00:21:55,666 --> 00:21:56,666
‫اوه.

454
00:22:03,833 --> 00:22:05,083
‫چرا اومدی اینجا؟

455
00:22:05,166 --> 00:22:06,208
‫منظورت چیه؟

456
00:22:06,333 --> 00:22:08,583
‫انتظار داری باور کنم هیچکس دیگه‌ای رو
‫نداشتی که باهاش تماس بگیری؟

457
00:22:08,666 --> 00:22:11,583
‫قضیه چیه، یه پول‌گیری صاف و ساده؟
‫اگه هست، قیمتت رو بگو.

458
00:22:11,666 --> 00:22:12,666
‫برای چی؟

459
00:22:12,791 --> 00:22:15,416
‫که سوار یه اوبر شی و داخل خونه نیای.

460
00:22:15,541 --> 00:22:17,916
‫واقعا نمی‌تونی فکر کنی ما برادریم، درسته؟

461
00:22:17,958 --> 00:22:19,083
‫ایمیل‌هامون چی؟

462
00:22:19,166 --> 00:22:21,625
‫- چه ایمیلی؟
‫- باشه، حالا می‌دونم داری سر به سرم میذاری.

463
00:22:21,666 --> 00:22:23,125
‫- گوش کن چی می‌گم.
‫- آه!

464
00:22:23,166 --> 00:22:24,666
‫- می‌ری داخل، باشه؟
‫- آره.

465
00:22:24,708 --> 00:22:26,958
‫می‌گی، «مرسی. نه، مرسی.»

466
00:22:27,458 --> 00:22:29,916
‫یادت اومد که باید
‫با خانوادهٔ واقعیت وقت بگذرونی

467
00:22:29,958 --> 00:22:31,416
‫نه با خانوادهٔ ساختگیت.

468
00:22:32,041 --> 00:22:33,583
‫شین! کوری!

469
00:22:33,666 --> 00:22:35,916
‫یه نفر هست که می‌خوایم بهتون معرفی کنیم.

470
00:22:35,958 --> 00:22:38,291
‫این برادر کوچیک باباتونه، مارکوس.

471
00:22:38,375 --> 00:22:41,166
‫پسرها. بیاین اینجا ببینیم.

472
00:22:41,291 --> 00:22:42,166
‫یالا.

473
00:22:47,875 --> 00:22:49,666
‫- باشه.
‫- اه، این مرد کیه؟

474
00:22:49,791 --> 00:22:51,583
‫خیلی گیج شدم.

475
00:22:51,666 --> 00:22:53,416
‫آره، نمی‌دونستم برادر کوچیک داری.

476
00:22:53,458 --> 00:22:56,083
‫این اصطلاح یه کم سلیقه‌ای
‫استفاده می‌شه، ولی اشکالی نداره.

477
00:22:56,166 --> 00:22:57,583
‫تا کِی اینجاست؟

478
00:22:59,916 --> 00:23:03,125
‫خب، در واقع، فکر کنم دیگه بهتره برم.

479
00:23:03,166 --> 00:23:05,458
‫وای. به همین زودی؟ تازه رسیدی.

480
00:23:05,583 --> 00:23:07,958
‫فکر کردم گفتی جای دیگه‌ای نداری.

481
00:23:08,625 --> 00:23:09,625
‫درست می‌گی.

482
00:23:09,666 --> 00:23:11,791
‫این رو گفتم.

483
00:23:11,875 --> 00:23:13,833
‫بعد فهمیدم که باید با خانوادهٔ واقعیم باشم

484
00:23:13,916 --> 00:23:15,625
‫به جای خانوادهٔ ساختگیم.

485
00:23:16,333 --> 00:23:19,208
‫راد بهت گفت این رو بگی؟
‫چقدر بهت پیشنهاد داد؟

486
00:23:19,875 --> 00:23:22,041
‫انصافاً، هیچوقت به عدد مشخصی نرسیدیم.

487
00:23:22,125 --> 00:23:23,375
‫آره، نادیده بگیرش.

488
00:23:23,416 --> 00:23:26,625
‫این روزها خیلی روش فشار هست.
‫ربطی به تو نداره.

489
00:23:26,666 --> 00:23:28,625
‫می‌دونی، یه کم این رو حس می‌کردم.

490
00:23:28,666 --> 00:23:32,291
‫پسرها، چند تا ملحفه و یه بالش
‫برای عمو مارکوستون بیارید.

491
00:23:32,375 --> 00:23:34,708
‫وای خدای من. عمو مارکوس هستم!

492
00:23:35,875 --> 00:23:38,958
‫هی. ته و توی هر چیزی که
‫اذیتت می‌کنه رو درمیاریم، داداش.

493
00:23:39,958 --> 00:23:43,083
‫دارم به این فکر می‌کنم که تصادفی نبود
‫من دقیقاً همچین موقعی اومدم.

494
00:23:43,166 --> 00:23:45,875
‫آخ!

495
00:23:47,125 --> 00:23:48,125
‫اه...

496
00:23:48,166 --> 00:23:50,666
‫شرمنده که با کل وزنم افتادم روی تو.

497
00:23:50,708 --> 00:23:52,416
‫چرا اینقدر لیزه؟

498
00:23:52,458 --> 00:23:55,875
‫اوه، به پرستار سونج گفتم
‫واسه زخم‌ها زیاد وازلین بزنه،

499
00:23:55,916 --> 00:23:57,208
‫حالا همه جا وازلینی شده.

500
00:23:57,333 --> 00:23:58,375
‫وای!

501
00:24:00,416 --> 00:24:02,041
‫وای! اوه لعنت!

502
00:24:04,208 --> 00:24:05,333
‫آخ.

503
00:24:05,416 --> 00:24:07,375
‫مجبور شدیم بذاریم تو دفتر کار من بمونه.

504
00:24:07,416 --> 00:24:10,708
‫نتونستی حتی از پله‌ها ببریش بالا.
‫به هر حال اون پایین امن‌تره.

505
00:24:10,833 --> 00:24:11,833
‫اوه، جدی؟

506
00:24:11,875 --> 00:24:13,208
‫اون مردی که باهاش ازدواج کردم چی شد

507
00:24:13,291 --> 00:24:15,333
‫که می‌گفت
‫«تنها چیزی که اهمیت داره خانواده‌ست»؟

508
00:24:15,416 --> 00:24:18,583
‫آره، خانواده‌ای که باهاش نسبت دارم.
‫اون برادر واقعیم نیست.

509
00:24:18,666 --> 00:24:19,666
‫چرا اینقدر ناراحتی؟

510
00:24:19,708 --> 00:24:21,583
‫شاید به یه دلیلی به زندگیت برگشته.

511
00:24:21,666 --> 00:24:22,666
‫یا شاید ناراحتم

512
00:24:22,791 --> 00:24:24,916
‫چون یه غریبه توی خونه‌مون خوابیده.

513
00:24:24,958 --> 00:24:28,166
‫و وقتی داشتم از پله‌ها می‌بردمش بالا،
‫کامل افتاد روی من.

514
00:24:28,208 --> 00:24:31,541
‫- ولی می‌تونست نیفته.
‫- خب، اینجا می‌مونه. باهاش کنار بیا.

515
00:24:31,625 --> 00:24:32,958
‫نمی‌تونم باهاش کنار بیام.

516
00:24:33,083 --> 00:24:35,708
‫فردا باید جلوی دوربین باشم
‫و الان استرس دارم.

517
00:24:35,833 --> 00:24:37,958
‫- قبلاً هم استرس داشتی.
‫- جدی؟

518
00:24:38,083 --> 00:24:40,125
‫منظورم اینه، کل اعتبار من

519
00:24:40,166 --> 00:24:42,366
‫و هر چیزی که تا حالا براش کار کردم
‫در معرض خطره.

520
00:24:42,416 --> 00:24:43,416
‫ولش کن.

521
00:24:44,791 --> 00:24:48,458
‫باشه، شاید این ماجرای مارکوس داره
‫یه احساسات قدیمی رو بالا میاره.

522
00:24:48,583 --> 00:24:50,666
‫مثل هر چیزی که بین تو و جاش هست.

523
00:24:50,708 --> 00:24:52,083
‫حالت قرمز رو روشن می‌کنم، دیردره.

524
00:24:52,166 --> 00:24:53,333
‫شب بخیر.

525
00:25:12,916 --> 00:25:14,291
‫راد و دیردره،

526
00:25:15,291 --> 00:25:17,875
‫امروز آغاز یه سفر قشنگه.

527
00:25:18,791 --> 00:25:21,166
‫شما در همدیگه نه تنها عشق،

528
00:25:21,291 --> 00:25:24,833
‫بلکه اعتماد، احترام و شادی پیدا کردید.

529
00:25:24,916 --> 00:25:27,083
‫همونطور که قدم به این فصل جدید می‌ذارید،

530
00:25:27,666 --> 00:25:31,666
‫روزهایتان پر از خنده،
‫دل‌هایتان پر از مهربانی...

531
00:25:31,708 --> 00:25:33,833
‫هی. ببخشید.

532
00:25:33,916 --> 00:25:36,666
‫- زیادی بلند بود؟
‫- نه، خوبه. مشکلی نیست.

533
00:25:36,791 --> 00:25:39,625
‫- این افتخار منه...
‫- داری فیلم عروسی‌مون رو می‌بینی.

534
00:25:39,666 --> 00:25:42,916
‫آره، خوابم نمی‌برد.
‫امیدوارم زیاده‌روی نکرده باشم.

535
00:25:42,958 --> 00:25:45,375
‫سال‌هاست این رو ندیدم.

536
00:25:47,125 --> 00:25:49,208
‫موهام رو ببین.

537
00:25:49,333 --> 00:25:50,541
‫اوه، قشنگه.

538
00:25:50,625 --> 00:25:52,916
‫همه چیز خیلی قشنگه.

539
00:25:52,958 --> 00:25:54,666
‫مراسم عروسی خیلی خوبی بود.

540
00:25:54,708 --> 00:25:56,875
‫نه، بیشتر از اونه. عشق شماست.

541
00:25:56,916 --> 00:25:59,416
‫مسری هست. روی صورت همه می‌شه دیدش.

542
00:26:00,208 --> 00:26:03,666
‫شما پیداش کردید،
‫همون چیزی که همه دنبالشیم.

543
00:26:04,833 --> 00:26:06,291
‫اون موقع خیلی خوشحال بودیم.

544
00:26:06,791 --> 00:26:10,666
‫اوه اوه. فعل زمان گذشته حس کردم.

545
00:26:12,041 --> 00:26:13,583
‫الان تنش حس می‌کنم.

546
00:26:14,083 --> 00:26:16,666
‫- همه چیز بین شما دو تا خوبه؟
‫- اوه.

547
00:26:16,708 --> 00:26:20,291
‫الان دیروقته... دوست نداری این رو بشنوی.

548
00:26:20,375 --> 00:26:22,250
‫آره، راست می‌گی. دوست ندارم بشنومش.

549
00:26:22,291 --> 00:26:24,416
‫باید بشنومش.

550
00:26:24,541 --> 00:26:27,666
‫بی‌خیال، دختر. اینجا جای امنیه.

551
00:26:28,875 --> 00:26:30,166
‫نمی‌دونم.

552
00:26:30,666 --> 00:26:33,666
‫می‌دونی، راد فقط...

553
00:26:34,166 --> 00:26:36,666
‫اون خیلی روی برنامهٔ واقع‌نمایی
‫که انجام می‌ده، تمرکز کرده.

554
00:26:36,708 --> 00:26:38,791
‫- فقط در مورد همون حرف می‌زنه.
‫- آها.

555
00:26:38,875 --> 00:26:41,791
‫فکر می‌کنم بزرگ شدن تو سایهٔ برادرش
‫واقعاً روش تأثیر گذاشته.

556
00:26:41,875 --> 00:26:44,583
‫فهمیدم. یه رابطهٔ پیچیده.

557
00:26:44,666 --> 00:26:46,375
‫هوم! آره، من فقط...

558
00:26:47,791 --> 00:26:49,791
‫می‌خوام شوهرم برگرده.

559
00:26:49,875 --> 00:26:52,041
‫آره و بذار حدس بزنم.

560
00:26:52,125 --> 00:26:55,583
‫چند وقتی می‌شه که تو و راد
‫یه شب با هم بیرون نرفتین.

561
00:26:55,666 --> 00:26:56,708
‫اوه.

562
00:26:57,291 --> 00:26:58,958
‫چرا این رو می‌گی؟

563
00:26:59,083 --> 00:27:00,375
‫به تجربه من،

564
00:27:00,416 --> 00:27:03,583
‫هیچی زودتر از احساس ناامنی
‫حواس یه مرد رو پرت می‌کنه.

565
00:27:04,833 --> 00:27:05,833
‫باشه.

566
00:27:06,583 --> 00:27:08,375
‫فکر می‌کنم چند وقتی شده.

567
00:27:08,875 --> 00:27:11,833
‫ولی همه‌ش تقصیر اون نیست.
‫منم سرم شلوغ بوده.

568
00:27:11,916 --> 00:27:13,458
‫درست.

569
00:27:13,583 --> 00:27:16,666
‫ولی ممکنه که حواس‌پرتی راد

570
00:27:16,708 --> 00:27:19,708
‫یک خلأ ایجاد کرده باشه که
‫سعی می‌کنی با پروژه‌های خودت پر کنی؟

571
00:27:19,833 --> 00:27:23,083
‫خودت رو وقف خدمت به همه
‫به جز خودت می‌کنی؟

572
00:27:24,833 --> 00:27:26,916
‫هیچوقت به این شکل بهش فکر نکرده بودم.

573
00:27:28,666 --> 00:27:30,791
‫انگار در این مورد چیزها خیلی می‌دونی.

574
00:27:31,541 --> 00:27:33,666
‫آره. خب، اه...

575
00:27:33,708 --> 00:27:35,916
‫مجتمع آپارتمانی که قبلش توش بودم

576
00:27:35,958 --> 00:27:37,541
‫اتفاقاً پر از روانشناس بود.

577
00:27:37,625 --> 00:27:38,541
‫آه.

578
00:27:38,625 --> 00:27:40,916
‫و وقتی از سر کار برمی‌گردن،
‫خداحافظ قانون حریم خصوصی!

579
00:27:42,291 --> 00:27:46,875
‫ولی خوشحالم همچین موقعی اومدم.
‫این آقا داره درد می‌کشه.

580
00:27:46,916 --> 00:27:49,583
‫حس می‌کنه باید وانمود کنه
‫چیزی که نیست باشه

581
00:27:49,666 --> 00:27:50,916
‫تا لیاقت عشق ما رو داشته باشه.

582
00:27:51,041 --> 00:27:53,208
‫آره، به نظر می‌رسه درد زیادی داره.

583
00:27:53,333 --> 00:27:55,208
‫من راد قدیمی رو برمی‌گردونم

584
00:27:55,333 --> 00:27:59,333
‫و اون جرقهٔ قشنگ رو دوباره روشن می‌کنم،
‫اگه آخرین کاری باشه که می‌کنم، عزیزم.

585
00:28:00,666 --> 00:28:03,583
‫حالا... امیدوارم ناراحت نشی.

586
00:28:04,083 --> 00:28:08,166
‫قبلش تو یخچال رو نگاه کردم
‫و یه بطری نوشیدنی کامل پیدا کردم.

587
00:28:08,208 --> 00:28:09,791
‫- اوه.
‫- بر خلاف خودت.

588
00:28:09,875 --> 00:28:11,958
‫- اوه.
‫- مادام؟

589
00:28:12,916 --> 00:28:14,333
‫بله، لطفاً.

590
00:28:14,416 --> 00:28:15,583
‫هر طور که بخواهید.

591
00:28:22,250 --> 00:28:24,916
‫هوم. این کیش کدو فوق‌العاده‌ست.

592
00:28:25,000 --> 00:28:28,625
‫مرسی، کوری.
‫راستش دستورپخت پدرخوانده سومی‌مه.

593
00:28:28,708 --> 00:28:32,416
‫این تنها چیزیه که ازش مونده،
‫بعد از اینکه تو ۱۱ سپتامبر

594
00:28:32,500 --> 00:28:34,250
‫در یه آتش‌سوزی کافه که
‫ربطی بهش نداشت، مُرد.

595
00:28:35,666 --> 00:28:37,541
‫باشه، باید بریم، نادون.

596
00:28:39,500 --> 00:28:41,458
‫- صبح بخیر، داداش.
‫- آره، صبح بخیر.

597
00:28:41,500 --> 00:28:44,041
‫می‌بینم که لباس‌های من رو پوشیدی.

598
00:28:44,166 --> 00:28:47,875
‫اه، اشکالی داره؟ قول می‌دم.
‫قبل از رفتن می‌شورمشون.

599
00:28:47,958 --> 00:28:49,208
‫اوه، لازم نیست.

600
00:28:49,250 --> 00:28:50,958
‫اوه نه، هزار درصد لازمه.

601
00:28:51,000 --> 00:28:55,416
‫یه بیماری دارم که
‫عرقم بوی خرابکاری گربه رو می‌ده.

602
00:28:55,500 --> 00:28:59,625
‫- می‌دونی چیه؟ می‌تونی نگه‌شون داری.
‫- مرسی، خوشتیپ. همین رو ادامه بده.

603
00:28:59,708 --> 00:29:01,916
‫- بعداً می‌بینمتون بچه‌ها.
‫- هی، کجا می‌ری؟

604
00:29:01,958 --> 00:29:02,875
‫رویداد سرپرستی.

605
00:29:02,958 --> 00:29:05,000
‫دیروز بهت گفتم. تو تقویمه.

606
00:29:05,125 --> 00:29:07,166
‫نه. اون چی؟
‫امروز اولین روز فیلمبرداری منه.

607
00:29:07,208 --> 00:29:10,416
‫خب، مارکوس در واقع یه ایدهٔ خیلی خوب داشت.

608
00:29:10,500 --> 00:29:13,500
‫فقط فکر کردم، از اونجایی که گفتی
‫مشاوره املاک رو بهم یاد می‌دی،

609
00:29:13,625 --> 00:29:14,916
‫بتونم امروز باهات بیام.

610
00:29:15,000 --> 00:29:16,000
‫نه.

611
00:29:16,041 --> 00:29:18,166
‫نه نه نه نه. اصلاً و ابداً.

612
00:29:18,250 --> 00:29:21,250
‫- نگرانی که مزاحم بشم.
‫- این یکی از نگرانی‌های زیادمه، آره.

613
00:29:21,291 --> 00:29:24,250
‫باشه، باید برم.
‫شماها خودتون حلش کنید. موفق باشی.

614
00:29:24,291 --> 00:29:26,458
‫چیزی برای حل کردن نیست. اون نمیاد.

615
00:29:26,500 --> 00:29:28,500
‫اگه واقعاً نمی‌خوای اونجا باشم،
‫احترام می‌ذارم.

616
00:29:28,625 --> 00:29:31,583
‫- اصلا دلم نمی‌خواد سربار باشم.
‫- چه خوب که این رو می‌فهمی.

617
00:29:31,666 --> 00:29:33,750
‫آره، می‌تونم همین دوروبر باشم. مشکلی نیست.

618
00:29:33,875 --> 00:29:36,416
‫مطمئنم چیزی پیدا می‌کنم که
‫خودم رو مشغول کنم.

619
00:29:37,000 --> 00:29:39,625
‫ای لعنت! کیشم رو تو فر گذاشتم.

620
00:29:39,708 --> 00:29:41,500
‫لعنت بر این وضعیت! اوه!

621
00:29:42,500 --> 00:29:44,791
‫آتیش‌سوزی شد!

622
00:29:44,916 --> 00:29:47,500
‫وای!

623
00:29:48,666 --> 00:29:50,000
‫ضایع شدی؟!

624
00:29:50,041 --> 00:29:51,000
‫هووو!

625
00:29:51,041 --> 00:29:53,000
‫نزدیک بود کل خونه رو آتیش بزنه.

626
00:29:54,125 --> 00:29:55,125
‫می‌تونی تصور کنی؟

627
00:29:58,500 --> 00:30:00,791
‫نیویورک لعنتی، داداش!

628
00:30:00,916 --> 00:30:03,041
‫چه خبر، نیویورک سیتی؟!

629
00:30:03,166 --> 00:30:05,791
‫هووو!

630
00:30:05,916 --> 00:30:07,500
‫آره!

631
00:30:07,625 --> 00:30:08,875
‫خدایا. بیا تو!

632
00:30:08,958 --> 00:30:10,708
‫وای خدای من، داداش.

633
00:30:10,750 --> 00:30:13,958
‫- این واقعاً زندگی منه؟
‫- منم به همین فکر می‌کردم.

634
00:30:14,000 --> 00:30:16,500
‫هی! نزدیک محلهٔ قدیمیم هستیم، داداش.

635
00:30:17,000 --> 00:30:20,208
‫باید بریم به زمین بسکتبال سر بزنیم.
‫هنوز یه بازی مجدد بهم بدهکاری.

636
00:30:20,250 --> 00:30:23,916
‫- هیچ ایده‌ای ندارم در مورد چی حرف می‌زنی.
‫- تظاهر نکن فراموش کردی، عوضی.

637
00:30:24,000 --> 00:30:25,750
‫آخ! دارم ماشین می‌رونم!

638
00:30:28,041 --> 00:30:29,708
‫هی، یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

639
00:30:29,750 --> 00:30:31,958
‫اونقدر روی سلامت روان خودم متمرکز بودم

640
00:30:32,000 --> 00:30:33,500
‫که از نیازهای تو غافل شدم.

641
00:30:33,625 --> 00:30:35,916
‫اخیراً اتفاقی افتاده که استرس ایجاد کرده؟

642
00:30:36,000 --> 00:30:37,250
‫آره، همین قضیه.

643
00:30:37,291 --> 00:30:39,666
‫- تو.
‫- آره، ولی بیشتر از اونه، نه؟

644
00:30:39,750 --> 00:30:42,750
‫از دیردره فهمیدم که
‫اخیراً یه کم حواس‌پرت شدی.

645
00:30:43,250 --> 00:30:44,791
‫- این رو بهت گفت؟
‫- نه.

646
00:30:44,916 --> 00:30:47,458
‫به من اعتماد کرد چون به تو اهمیت می‌ده.

647
00:30:47,500 --> 00:30:48,375
‫چی گفت؟

648
00:30:48,458 --> 00:30:52,125
‫به نوعی گفت که شاید
‫برای همدیگه وقت نمی‌ذارین.

649
00:30:53,000 --> 00:30:54,000
‫هی، می‌فهمم.

650
00:30:54,125 --> 00:30:57,500
‫اگه منم به اندازهٔ تو اتفاق
‫توی زندگیم می‌افتاد، مشغول می‌شدم.

651
00:30:57,625 --> 00:30:59,541
‫- پیو.
‫- هیچکس مشغول نیست، باشه؟

652
00:30:59,666 --> 00:31:01,791
‫هر مشکلی هست،
‫قول می‌دم تو ذهنت خودته.

653
00:31:01,916 --> 00:31:03,916
‫احتمالاً هنوز هم می‌تونی وقت خالی پیدا کنی

654
00:31:04,000 --> 00:31:06,458
‫و یه شب با هم دیگه برین بیرون غذا بخورین.

655
00:31:06,500 --> 00:31:09,916
‫می‌دونی، حتی اگه من زیادی حواس‌پرت بودم
‫که با همسرم بیرون شام بخورم که نیستم،

656
00:31:10,500 --> 00:31:11,708
‫ولی اگه بودم، فقط...

657
00:31:11,750 --> 00:31:14,291
‫به خاطر اینه که می‌خوام دیردره
‫بهترین زندگی ممکن رو داشته باشه.

658
00:31:14,416 --> 00:31:15,958
‫برای این کار، باید دو برابر تلاش کنم.

659
00:31:16,000 --> 00:31:18,500
‫راد، دوستت دارم،
‫ولی تو یه احمق به تمام معنایی.

660
00:31:18,625 --> 00:31:21,125
‫دیردره به اون چیزهای مادی اهمیت نمی‌ده.

661
00:31:21,208 --> 00:31:25,208
‫باید دست از سرزنش خودت برداری
‫و برای همسرت وقت بذاری.

662
00:31:25,250 --> 00:31:27,208
‫فقط یه وقت برای یه شب قرار جور کن

663
00:31:27,250 --> 00:31:29,708
‫و براش بهترین رستوران ممکن رو رزرو کن.

664
00:31:29,750 --> 00:31:31,875
‫با لیموزین برو دنبالش.

665
00:31:31,958 --> 00:31:34,625
‫یا اصلا با تاکسی سه‌چرخ.

666
00:31:36,000 --> 00:31:38,750
‫آها! همینه. همون رادی که یادمه.

667
00:31:39,250 --> 00:31:41,916
‫خیلی ممنونم که اینطوری
‫بهم اعتماد کردی و دلت رو باز کردی.

668
00:31:42,000 --> 00:31:44,250
‫من دلم رو باز نکردم.
‫همچین اتفاقی نمی‌افته.

669
00:31:44,375 --> 00:31:45,208
‫جاشی!

670
00:31:45,250 --> 00:31:47,708
‫داداش، خیلی تعجب می‌کنه که من اینجام!

671
00:31:47,750 --> 00:31:50,750
‫- نه، ما نمی‌... لعنت.
‫- داداش، چه خبر؟

672
00:31:53,000 --> 00:31:55,916
‫- راد؟
‫- سلام، جاش. اون مارکوس بود.

673
00:31:56,000 --> 00:31:59,041
‫برادر کوچیکم از یه کار خیریه
‫که تو دبیرستان انجام دادم.

674
00:31:59,166 --> 00:32:00,958
‫و به یه دلیلی اینجا اومده.

675
00:32:01,000 --> 00:32:03,500
‫درست. باشه. اه، فقط زنگ زدم احوالپرسی کنم.

676
00:32:03,625 --> 00:32:05,666
‫اون شب یه کم به هم ریخته به نظر می‌رسیدی.

677
00:32:05,750 --> 00:32:07,791
‫می‌دونم با برنامه و همه چیز تحت فشار هستی،

678
00:32:07,916 --> 00:32:10,958
‫ولی مراقبت از سلامت روانت خیلی مهمه، باشه؟

679
00:32:11,458 --> 00:32:14,041
‫داری به سنی می‌رسی
‫که بعضی مردها دیوونه می‌شن

680
00:32:14,166 --> 00:32:16,791
‫و کل خانواده‌شون رو نابود می‌کنن و اینا.

681
00:32:16,916 --> 00:32:19,791
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید بتونم برات یه جلسه با مشاورم بگیرم.

682
00:32:19,916 --> 00:32:21,125
‫خب، مشاور سابق.

683
00:32:21,208 --> 00:32:24,041
‫الان عملاً من دارم بهش مشاوره می‌دم
‫و همه چی عالی بوده.

684
00:32:24,166 --> 00:32:26,625
‫هی هی. جاش، جاش.
‫می‌دونی چیه؟ من خوبم. باشه؟

685
00:32:26,708 --> 00:32:29,416
‫راستش، اینجا همه چیز مرتبه.
‫نمی‌دونم که چقدر حالم خوبه.

686
00:32:29,500 --> 00:32:31,916
‫راستش دارم برای فیلمبرداری
‫برنامهٔ بزرگ واقع‌نمای خودم می‌رم.

687
00:32:32,000 --> 00:32:34,500
‫پس همه چیز مرتبه. باشه، خداحافظ.

688
00:32:44,666 --> 00:32:46,750
‫اوهوو! بزن بریم.

689
00:32:50,916 --> 00:32:53,000
‫هی. نگران نباش.

690
00:32:53,125 --> 00:32:55,916
‫دوربین تقریباً به اندازهٔ من عاشقت می‌شه.

691
00:32:56,000 --> 00:32:57,958
‫- ها؟
‫- آره، مرسی. فقط اینجا بمون، باشه؟

692
00:32:58,000 --> 00:32:59,416
‫- تو ماشین؟
‫- آره.

693
00:32:59,500 --> 00:33:02,000
‫- تو این گرما امنه؟
‫- یه کم شیشه رو پایین میارم.

694
00:33:02,750 --> 00:33:04,208
‫چی... اگه یه مورد اورژانسی پیش بیاد چی؟

695
00:33:04,250 --> 00:33:06,000
‫مهم نیست چی بشه، از این ماشین بیرون نیا

696
00:33:06,125 --> 00:33:07,916
‫یا به هیچ چیزی تو ماشین دست نزن، باشه؟

697
00:33:08,000 --> 00:33:09,500
‫وگرنه اون یکی پات رو هم می‌شکنم.

698
00:33:10,000 --> 00:33:11,125
‫وای.

699
00:33:11,916 --> 00:33:14,000
‫روز فیلمبرداری مبارک. حاضری؟

700
00:33:14,125 --> 00:33:16,791
‫- باید حرف بزنیم.
‫- اوه اوه.

701
00:33:16,916 --> 00:33:17,750
‫تو دردسر افتادم؟

702
00:33:17,791 --> 00:33:18,875
‫یادته، چند سال پیش،

703
00:33:18,958 --> 00:33:21,241
‫برادر کوچیکم از اون خیریه یهو ایمیل زد.

704
00:33:21,291 --> 00:33:23,166
‫- و بهت گفتم که بهش رسیدگی کنی؟
‫- آره.

705
00:33:23,250 --> 00:33:25,541
‫جوابی که به همهٔ دلقک‌ها
‫می‌فرستیم رو براش فرستادی، درسته؟

706
00:33:25,625 --> 00:33:26,666
‫درسته.

707
00:33:27,291 --> 00:33:29,208
‫ولی بعد دوباره برامون نوشت.

708
00:33:29,250 --> 00:33:31,416
‫طبق روال عمل کردی و پاکش کردی، درسته؟

709
00:33:33,458 --> 00:33:34,250
‫خیلی غمگین بود.

710
00:33:34,375 --> 00:33:37,250
‫کاملاً تک و تنها بود و به نظر می‌رسید
‫شما دو تا خیلی به هم نزدیک بودید،

711
00:33:37,291 --> 00:33:40,458
‫پس بهش جواب دادم... به جای تو.

712
00:33:40,500 --> 00:33:42,375
‫- میا، می‌دونی چیکار کردی؟
‫- متاسفم.

713
00:33:42,458 --> 00:33:43,458
‫خیلی سرت شلوغ بود

714
00:33:43,500 --> 00:33:45,916
‫و می‌دونستم نمی‌خوای پشتش رو خالی کنی.

715
00:33:46,000 --> 00:33:48,208
‫- به نظر می‌رسید واقعاً بهت احتیاج داره.
‫- ای خدا.

716
00:33:48,250 --> 00:33:51,166
‫خیلی چیزا رو پشت سر می‌گذاشت. اون موقع
‫منم داشتم خیلی چیزا رو پشت سر می‌گذاشتم.

717
00:33:51,250 --> 00:33:54,041
‫یادته بابام، مامانم رو به خاطر
‫اون زن توی کلاس پیلاتسش ول کرد؟

718
00:33:54,166 --> 00:33:57,541
‫چند هفته خوابم نمی‌برد
‫و مارکوس هوام رو داشت.

719
00:33:57,666 --> 00:34:00,750
‫- خیلی خوب به حرف آدم گوش می‌ده.
‫- پس بگو چرا فکر می‌کنه صمیمی‌ایم. لعنت!

720
00:34:00,791 --> 00:34:03,450
‫بهت نگفتم چون نمی‌خواستم
‫تو برنامه اختلال ایجاد کنه.

721
00:34:03,500 --> 00:34:06,166
‫دیگه برای این کار یه کم دیر شده.
‫الان تو ماشین لعنتی منه.

722
00:34:06,250 --> 00:34:07,875
‫و نمی‌تونم از شرش خلاص بشم!

723
00:34:25,583 --> 00:34:27,416
‫چه خبر؟ من کیرانم.

724
00:34:27,541 --> 00:34:30,125
‫اوه، سلام. راد. مفتخرم.
‫از کارهات خیلی خوشم میاد.

725
00:34:30,166 --> 00:34:32,958
‫اوه، مرسی، داداش. برات هیجان‌زده‌م.

726
00:34:33,083 --> 00:34:34,416
‫تست بزرگ.

727
00:34:34,916 --> 00:34:38,125
‫اوه. نه، راستش من قبلاً
‫به بازیگران اصلی اضافه شدم.

728
00:34:38,166 --> 00:34:39,416
‫این رو بهت گفتن؟

729
00:34:40,291 --> 00:34:42,583
‫بذار حدس بزنم.
‫یه تیتراژ ابتدایی واست گرفتن؟

730
00:34:42,666 --> 00:34:43,916
‫آره.

731
00:34:43,958 --> 00:34:47,125
‫داداش، اگه به ازای هر نفری

732
00:34:47,166 --> 00:34:49,291
‫که تیتراژ ابتدایی گرفتن ولی هیچوقت پخش نشد

733
00:34:49,375 --> 00:34:50,958
‫چون روز اول خراب کردن،
‫یه دلار می‌گرفتم،

734
00:34:51,083 --> 00:34:53,291
‫می‌تونستم نقداً این خونهٔ آجری رو بزنم.

735
00:34:53,375 --> 00:34:55,416
‫- حداقل یه رویکرد انتخاب کردی؟
‫- رویکرد؟

736
00:34:55,458 --> 00:34:58,083
‫امم، لنور گفت نسخه
‫کله گنده رو برام دوست داره.

737
00:34:59,208 --> 00:35:01,708
‫متأسفانه، قبلاً یه کله گنده داریم.
‫اون هیلی هست.

738
00:35:01,833 --> 00:35:04,541
‫اوه، می‌تونی با غریبهٔ مرموز پیش بری

739
00:35:04,625 --> 00:35:06,833
‫که هیچکس نمی‌دونه طرف کیه.

740
00:35:06,916 --> 00:35:09,541
‫اون جایگاه از وقتی چیس گیر
‫سکتهٔ کوچیک کرد، خالیه

741
00:35:09,625 --> 00:35:11,666
‫و بعد یه سکتهٔ معمولی
‫و بعد هم مصرف بیش از حد مواد.

742
00:35:15,791 --> 00:35:17,166
‫چرا اینقدر قهوه خوردم؟

743
00:35:17,291 --> 00:35:19,708
‫هووو! باید برم دستشویی.

744
00:35:20,833 --> 00:35:22,041
‫داره برطرف می‌شه.

745
00:35:23,916 --> 00:35:25,083
‫حالا برگشت.

746
00:35:25,166 --> 00:35:27,333
‫خیلی‌خب، دوستان.

747
00:35:27,416 --> 00:35:29,041
‫خیلی‌خب، با صحنه‌ای شروع می‌کنیم

748
00:35:29,125 --> 00:35:31,416
‫که راد و کیران برای این معامله
‫رقابت می‌کنن.

749
00:35:31,458 --> 00:35:33,541
‫- باشه؟ یه عالمه ستاره.
‫- درسته. انجامش می‌دیم...

750
00:35:33,625 --> 00:35:35,541
‫ببخشید. امم...
‫فقط می‌خواستم از شما بپرسم.

751
00:35:35,625 --> 00:35:38,375
‫یه جملهٔ معروف چطوره؟
‫اگه خوش‌شانس باشم و معامله رو ببندم؟

752
00:35:38,416 --> 00:35:39,583
‫داشتم فکر می‌کردم،

753
00:35:40,166 --> 00:35:41,375
‫«عمارت انجام شد.»

754
00:35:41,416 --> 00:35:44,375
‫«منسون انجام شد.»
‫چرا به چارلز منسون اشاره می‌کنی؟

755
00:35:44,416 --> 00:35:48,208
‫نه. «عمارت انجام شد.»
‫معمولاً مثل «ماموریت انجام شد» می‌مونه.

756
00:35:48,333 --> 00:35:51,166
‫- اوه. وای خدای من. این خیلی بدتره.
‫- آره.

757
00:35:51,291 --> 00:35:53,875
‫- فکر می‌کنم... ولش کن.
‫- بذار فعلاً صبر کنیم.

758
00:35:53,916 --> 00:35:55,291
‫- باشه.
‫- فعلاً.

759
00:35:55,375 --> 00:35:56,666
‫خوبه، خوبه. مشکلی نیست. اه...

760
00:35:56,708 --> 00:35:58,333
‫- بیاین یه بار امتحان کنیم، باشه؟
‫- بریم.

761
00:35:58,375 --> 00:36:00,583
‫باشه، دوستان.
‫داریم جادوی تلویزیون می‌سازیم.

762
00:36:00,666 --> 00:36:01,666
‫آماده برای شروع.

763
00:36:01,708 --> 00:36:03,916
‫به من اعتماد کن.

764
00:36:03,958 --> 00:36:05,875
‫راه غریبهٔ مرموز بهترین گزینه‌ست.

765
00:36:05,916 --> 00:36:08,833
‫- تو اولین برداشت سراغش برم؟
‫- شاید تنها برداشت تو باشه، داداش.

766
00:36:08,916 --> 00:36:10,416
‫و شروع.

767
00:36:10,958 --> 00:36:11,875
‫سلام.

768
00:36:11,916 --> 00:36:14,458
‫- من کیران از...
‫- اوه، می‌دونم کی هستی.

769
00:36:14,583 --> 00:36:15,416
‫طرفدار پر و پا قرصم.

770
00:36:15,458 --> 00:36:16,916
‫درود.

771
00:36:17,041 --> 00:36:19,375
‫راد لندی. املاک شهر بزرگ.

772
00:36:19,416 --> 00:36:23,166
‫ممکنه من رو نشناسی.
‫به خاطر اینه که من در سایه‌ها کار می‌کنم.

773
00:36:24,166 --> 00:36:25,416
‫این دیگه چیه؟

774
00:36:25,458 --> 00:36:26,916
‫زندگی عجیبه.

775
00:36:27,666 --> 00:36:29,666
‫قبلاً هر روز از کنار این خونه رد می‌شدم،

776
00:36:29,791 --> 00:36:31,875
‫وقتی که بابام رو برای شیمی‌درمانی می‌بردم.

777
00:36:31,916 --> 00:36:35,166
‫فکر اینکه یه روز بتونم این رو بفروشم،
‫به من کمک کرد از اون دوران عبور کنم.

778
00:36:35,208 --> 00:36:37,458
‫از معماریش خیلی الهام می‌گیرم.

779
00:36:37,583 --> 00:36:39,666
‫من هیچوقت اطلاعاتی دربارهٔ
‫خانواده‌م به اشتراک نمی‌ذارم.

780
00:36:39,708 --> 00:36:41,375
‫باشه. قطع کنیم.

781
00:36:41,416 --> 00:36:44,166
‫- چ... چی شد؟ خوب بود؟
‫- خب...

782
00:36:44,208 --> 00:36:46,666
‫ها. خب، خوشمون اومد که این رو امتحان کردی.

783
00:36:46,708 --> 00:36:48,416
‫و قطعاً واسه خودش یه چیزی بود.

784
00:36:48,458 --> 00:36:50,541
‫بیا یکی رو انجام بدیم که
‫هیچ چیزی رو امتحان نکنی.

785
00:36:51,416 --> 00:36:53,791
‫حالا مثل یه موج داره میاد.

786
00:36:54,958 --> 00:36:57,583
‫این کار رو نکن، مارکوس. قانون رو می‌دونی.

787
00:36:57,666 --> 00:37:00,041
‫به هیچی دست نزن. از ماشین بیرون نیا.

788
00:37:00,125 --> 00:37:01,916
‫لیوانی چیزی اینجا نیست؟

789
00:37:01,958 --> 00:37:04,666
‫لیوان بزرگ.
‫همه توی ماشینشون یه لیوان بزرگ دارن.

790
00:37:06,583 --> 00:37:07,666
‫لعنت!

791
00:37:10,791 --> 00:37:12,708
‫آها.

792
00:37:12,833 --> 00:37:16,375
‫واقعاً دیدن این ملک زیبا یه نعمت بود.

793
00:37:16,416 --> 00:37:19,833
‫آره. واقعاً یه شاهکار هم در طراحی
‫و هم در ساخت هست.

794
00:37:20,333 --> 00:37:23,166
‫چیزیه که خیلی در موردش می‌دونم. بیا.

795
00:37:24,208 --> 00:37:26,083
‫پورشه ۹۱۱ من رو اونجا می‌بینی؟

796
00:37:26,166 --> 00:37:27,666
‫ارزشش برام بیشتر از یه ماشینه.

797
00:37:28,166 --> 00:37:30,666
‫و می‌دونم ارزش اینجا
‫برات بیشتر از یه خونه‌ست.

798
00:37:31,166 --> 00:37:33,291
‫یه ماشین با اون کیفیت،
‫یه سرمایه‌گذاری عالیه.

799
00:37:33,375 --> 00:37:36,666
‫چون هر چیزی که ارزش داشته باشه،
‫با گذشت زمان واقعاً افزایش قیمت پیدا می‌کنه.

800
00:37:36,791 --> 00:37:37,875
‫درست مثل این خونه.

801
00:37:41,791 --> 00:37:43,250
‫نکته اینه که یه مشاور می‌خوای

802
00:37:43,375 --> 00:37:46,291
‫که ارزش واقعی مهارت هنری رو درک کنه

803
00:37:46,416 --> 00:37:48,500
‫و خونه‌ت رو بیشتر از
‫فقط یه جای زندگی ببینه.

804
00:37:49,000 --> 00:37:51,375
‫خونه امتداد وجود ماست.

805
00:37:51,458 --> 00:37:53,625
‫قلب و وجودت رو برای اینجا گذاشتی.

806
00:37:53,708 --> 00:37:57,791
‫درست مثل من وقتی شرکتم رو ساختم
‫تا یکی از بهترین آژانس‌های نیویورک بشه.

807
00:37:57,916 --> 00:37:59,500
‫مثل یه دستمال کاغذی بزرگ می‌شه.

808
00:37:59,541 --> 00:38:00,958
‫آخ! خیلی‌خب.

809
00:38:01,000 --> 00:38:02,500
‫باشه. هیچکس چیزی ندید.

810
00:38:02,625 --> 00:38:05,000
‫فقط اینجوری خشک می‌کنم.

811
00:38:05,125 --> 00:38:06,750
‫و...

812
00:38:09,875 --> 00:38:12,375
‫اوه، لعنت به من. لعنت. لعنت. لعنت.

813
00:38:12,458 --> 00:38:16,000
‫می‌دونم وقتی پیشنهادی رو قبول می‌کنی،
‫روی ارزش کارت یه عدد می‌ذاری.

814
00:38:16,041 --> 00:38:18,750
‫- و قول می‌دم که...
‫- ببخشید. باید قطع کنیم.

815
00:38:18,791 --> 00:38:20,791
‫یه مردی اونجا ماشین رو خیس کرد.

816
00:38:20,916 --> 00:38:23,875
‫و شیشه رو خرد کرد.
‫یه ماشین رد شد و در رو از جاش کند.

817
00:38:24,375 --> 00:38:25,958
‫وای خدای من!

818
00:38:26,000 --> 00:38:28,708
‫ادامه بده. می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

819
00:38:28,791 --> 00:38:30,875
‫مشکلی نیست. به من توجه نکنید.
‫من برادر کوچیک رادم.

820
00:38:30,958 --> 00:38:31,875
‫ببخشید که مزاحم شدم.

821
00:38:31,958 --> 00:38:34,458
‫یه مورد اورژانسی کوچیک داشتم،
‫ولی الان همه چی مرتبه.

822
00:38:34,500 --> 00:38:36,708
‫خدای من، مارکوس، چه غلطی کردی؟

823
00:38:36,750 --> 00:38:37,958
‫صبر کن. این برادرته؟

824
00:38:38,000 --> 00:38:39,458
‫نه، نه، برادر کوچیکمه

825
00:38:39,583 --> 00:38:41,416
‫از یه کار خیریه که سال‌ها پیش کردم.

826
00:38:41,458 --> 00:38:43,208
‫گوش کن، راد، می‌تونم همه چی رو توضیح بدم...

827
00:38:44,625 --> 00:38:46,708
‫- لعنت به تو!
‫- وای! فرار از صحنهٔ تصادف. باشه.

828
00:38:46,750 --> 00:38:48,750
‫- وای خدای من.
‫- پلیس رو خبر می‌کنم.

829
00:38:48,875 --> 00:38:51,458
‫- موتور برقی کوفتی.
‫- بیا، کل وزنت رو بذار روی من.

830
00:38:51,500 --> 00:38:52,916
‫ببخشید. شما کی هستی؟

831
00:38:52,958 --> 00:38:55,250
‫من میا هستم، دستیار راد.

832
00:38:55,375 --> 00:38:58,958
‫اوه. انگار ما یه چیز مشترک داریم.
‫هر دو فکر می‌کنیم راد یه رئیس کوفتیه.

833
00:39:00,250 --> 00:39:01,333
‫- اوه.
‫- آخ!

834
00:39:01,416 --> 00:39:03,208
‫به نظر حالش خوبه. بیاین برگردیم داخل.

835
00:39:03,250 --> 00:39:05,333
‫- اوه نه، یه لحظه صبر کن.
‫- آره، حالم خوبه.

836
00:39:05,416 --> 00:39:09,250
‫من، یه چسب زخم
‫یا چند تا دستمال کاغذی لازم دارم.

837
00:39:09,375 --> 00:39:10,916
‫- اوه!
‫- خیلی خون داره میاد!

838
00:39:10,958 --> 00:39:12,833
‫- اوه، پزشک. پزشک.
‫- وای.

839
00:39:12,916 --> 00:39:15,250
‫- مغز این مرد بیرون زده.
‫- بریدگی بزرگ.

840
00:39:15,375 --> 00:39:16,500
‫- وای.
‫- اوه نه.

841
00:39:16,625 --> 00:39:17,833
‫سرم داره می‌ترکه.

842
00:39:17,916 --> 00:39:20,333
‫مطمئنی به آمبولانس یا چیزی احتیاج نداری؟

843
00:39:20,416 --> 00:39:23,666
‫نه، تا وقتی برادر بزرگم با منه،
‫مشکلی ندارم.

844
00:39:23,708 --> 00:39:24,833
‫درسته.

845
00:39:24,916 --> 00:39:26,708
‫حالا، مارکوس، گفتی اهل کجایی؟

846
00:39:26,750 --> 00:39:29,166
‫- تصادف کرده. بذار...
‫- هووو!

847
00:39:29,208 --> 00:39:31,958
‫من بچهٔ تحت سرپرستی بودم
‫و خیلی جاها جابجا شدم.

848
00:39:32,083 --> 00:39:34,125
‫احتمالاً راحت‌تره بگم اهل کجا نیستم.

849
00:39:34,208 --> 00:39:36,958
‫شانزده خانوادهٔ سرپرستی.
‫می‌تونی تصور کنی؟

850
00:39:37,083 --> 00:39:38,208
‫تو از کجا می‌دونی؟

851
00:39:38,250 --> 00:39:40,666
‫اوه... فقط حدس می‌زدم.

852
00:39:40,708 --> 00:39:42,666
‫امم، بر اساس چیزی که راد بهم گفت.

853
00:39:42,708 --> 00:39:45,583
‫به هر حال، بعد یه روز،
‫زندگیم عوض می‌شه.

854
00:39:45,666 --> 00:39:47,458
‫روزی که رفتم تو وای‌ام‌سی‌ای

855
00:39:47,500 --> 00:39:50,750
‫و تو برنامهٔ برادران بزرگ
‫و برادران کوچک ثبت‌نام کردم

856
00:39:50,875 --> 00:39:53,500
‫و این شاهزادهٔ فرشته رو ملاقات کردم.

857
00:39:54,000 --> 00:39:57,416
‫وقتی تو چشم‌هام نگاه کرد و بهم گفت
‫که تا آخر عمر برادر هم می‌مونیم،

858
00:39:57,458 --> 00:40:00,125
‫می‌دونستم که دیگه هیچوقت
‫تو این دنیای لعنتی تنها نمی‌مونم.

859
00:40:04,791 --> 00:40:05,791
‫عزیزم، بیدار شو.

860
00:40:05,833 --> 00:40:08,416
‫ها؟ اوه، حالا می‌خوای حرف بزنی؟

861
00:40:08,541 --> 00:40:11,416
‫مارکوس داره با پرستار سونج
‫توی دفتر من مواد می‌کشه.

862
00:40:11,541 --> 00:40:12,375
‫چی؟

863
00:40:12,416 --> 00:40:14,166
‫اگه این کافی نیست، بادیگارد کوفتیش

864
00:40:14,208 --> 00:40:16,666
‫همونجا نشسته که مراقب‌شون باشه.

865
00:40:16,708 --> 00:40:18,625
‫اونم مواد مصرف می‌کنه
‫یا فقط مراقبشونه؟

866
00:40:19,125 --> 00:40:21,041
‫- سوالت اینه؟
‫- تفاوت بزرگیه.

867
00:40:21,125 --> 00:40:22,791
‫هر دو به یک اندازه نامناسب نیستن؟

868
00:40:25,958 --> 00:40:27,500
[ماکارونی با پنیر کرافت]

869
00:40:27,625 --> 00:40:28,791
این دیگه چه کوفتیه؟

870
00:40:38,166 --> 00:40:40,208
[‏مارکوس پینچل]
[بخش روانی]

871
00:40:40,250 --> 00:40:41,250
گرفتمت‏.‏

872
00:40:46,583 --> 00:40:48,500
‏-‏ چی شده؟
‏-‏ آره بابا‏.‏ چه خبره؟

873
00:40:48,583 --> 00:40:50,500
الان بهتون می‌گم چه خبره‏.‏

874
00:40:50,583 --> 00:40:51,583
بشینید‏.‏

875
00:40:54,791 --> 00:40:59,083
راد‏،‏ هرچی که هست‏.‏‏.‏‏.‏
ما کنارتیم و ازت حمایت می‌کنیم‏.‏

876
00:40:59,708 --> 00:41:03,708
عالیه‏.‏ چون من یه چیزی پیدا کردم‏.‏
یه چیز نسبتاً نگران‌کننده‏.‏

877
00:41:03,750 --> 00:41:05,000
لعنتی‏.‏

878
00:41:05,541 --> 00:41:07,958
سرطان کجات رو گرفته؟

879
00:41:08,083 --> 00:41:10,541
هیچ‌کدوم نیست‏.‏‏.‏‏.‏

880
00:41:10,625 --> 00:41:11,625
خدایا‏.‏

881
00:41:12,291 --> 00:41:13,708
باید این رو جواب بدم‏.‏

882
00:41:14,958 --> 00:41:17,791
پرستار سونج هم
یه وضعیت مشابه داره‏.‏

883
00:41:18,791 --> 00:41:21,583
‏-‏ الو؟
‏-‏ هی‏،‏ ستاره تلویزیون‏!‏

884
00:41:21,625 --> 00:41:22,791
لعنتی‏،‏ موفق شدی‏.‏

885
00:41:22,833 --> 00:41:24,958
واقعاً؟ محشره‏.‏

886
00:41:25,000 --> 00:41:27,250
آره‏،‏ شما دو تا کنار هم
معجزه می‌کنید‏.‏

887
00:41:27,291 --> 00:41:29,083
‏-‏ من و کیران؟
‏-‏ تو و مارکوس‏.‏

888
00:41:29,125 --> 00:41:31,833
شبکه واقعاً ازش خوشش اومده‏.‏

889
00:41:33,708 --> 00:41:34,916
‏-‏ واقعاً؟
‏-‏ آره‏.‏

890
00:41:34,958 --> 00:41:38,166
اون‏.‏‏.‏‏.‏ اون مرد سفیدپوست‏،‏
پولدار‏،‏ مسن و خشک‌مقدس‏.‏‏.‏‏.‏

891
00:41:38,208 --> 00:41:40,333
که با برادر محروم‏،‏

892
00:41:40,375 --> 00:41:44,125
متفاوت‏،‏ جوون‌تر و احتمالاً جذاب‌ترش که
مدت‌هاست گمشده‏،‏ دوباره متحد می‌شه‏.‏

893
00:41:44,166 --> 00:41:45,625
راد‏،‏
این لعنتی یه داستان کلاسیکه‏.‏

894
00:41:45,666 --> 00:41:47,833
‏-‏ آره‏،‏ حتماً‏.‏
‏-‏ همه چیز داره‏.‏

895
00:41:47,875 --> 00:41:50,125
از فقر به ثروت‏.‏
آرزو برآورده شدن‏.‏

896
00:41:50,166 --> 00:41:52,791
یه مرد سفیدپوست که ماشینش داغون می‌شه‏.‏
عاشق اینم که ببینم‏.‏

897
00:41:52,833 --> 00:41:54,916
بذار یه بارم اون سختی بکشه‏.‏

898
00:41:54,958 --> 00:41:57,083
‏-‏ برای یه بارم که شده توی زندگیش‏.‏
‏-‏ فقط یه‌کم‏.‏

899
00:41:57,125 --> 00:41:59,408
به هر حال‏،‏
فقط باید شما دو تا بیاید پایین‏.‏‏.‏‏.‏

900
00:41:59,458 --> 00:42:02,041
و یه سکانس تیتراژ جدید با
حضور هر دوتون ضبط کنید‏.‏

901
00:42:02,083 --> 00:42:03,916
‏-‏ اون توی تیتراژ؟
‏-‏ آره‏.‏

902
00:42:03,958 --> 00:42:06,916
مارکوس واقعاً جایگاهت رو
توی برنامه محکم می‌کنه‏.‏

903
00:42:06,958 --> 00:42:10,750
وگرنه‏،‏ تو فقط یه کله‌خر دیگه توی کت‌وشلوار
هستی که آپارتمان می‌فروشه‏.‏

904
00:42:10,791 --> 00:42:12,916
‏-‏ به اون نیاز نداریم‏.‏
‏-‏ دیگه بهش نیاز نداریم‏.‏

905
00:42:12,958 --> 00:42:14,625
ولی‏،‏ هی‏،‏ ببین‏،‏
اگه حسش رو نداری‏،‏

906
00:42:14,666 --> 00:42:16,250
همیشه می‌تونیم فقط روی
مارکوس تمرکز کنیم‏.‏

907
00:42:16,291 --> 00:42:18,125
یه چیزی شبیه
‏"‏فرش پرینس‏"‏ بسازیم‏.‏

908
00:42:18,166 --> 00:42:21,208
‏-‏ آره‏،‏ یا می‌تونیم بدیمش به هیلی‏.‏
‏-‏ عاشقشم‏.‏

909
00:42:21,250 --> 00:42:23,125
مارکوس رو به عنوان برادر
کوچیکش معرفی کنیم‏.‏

910
00:42:23,166 --> 00:42:24,791
‏-‏ صبر کن‏،‏ چی؟
‏-‏ این جذابه‏.‏

911
00:42:24,833 --> 00:42:25,333
هی‏،‏ به هر حال‏،‏

912
00:42:25,375 --> 00:42:28,125
امیدواریم تا امروز بعدازظهر
یه تصمیم بگیریم‏.‏ باشه‏.‏

913
00:42:28,166 --> 00:42:33,083
‏-‏ خداحافظ‏.‏ واقعاً خداحافظ‏.‏
‏-‏ خداحافظ برادر‏.‏ مثل یه برادر دوستت دارم‏.‏

914
00:42:34,666 --> 00:42:35,958
داشتی چی می‌گفتی؟

915
00:42:39,000 --> 00:42:41,291
آره‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏ داشتم می‌گفتم‏.‏‏.‏‏.‏

916
00:42:42,583 --> 00:42:45,333
همون‌طور که شاید متوجه
شده باشی‏،‏ مارکوس‏،‏

917
00:42:45,375 --> 00:42:48,041
من لزوماً صددرصد با بودنت
اینجا موافق نبودم‏.‏

918
00:42:48,083 --> 00:42:49,500
چی؟

919
00:42:49,958 --> 00:42:51,958
کس دیگه‌ای هم متوجه
این موضوع شد؟

920
00:42:52,000 --> 00:42:53,291
صرف‌نظر از این‏.‏‏.‏‏.‏

921
00:42:55,166 --> 00:42:57,750
احتمالاً‏،‏
من خیلی زود قضاوتت کردم‏.‏

922
00:42:58,208 --> 00:42:59,541
اون تقصیر منه‏.‏

923
00:42:59,583 --> 00:43:02,166
این‌ها فقط ناامنی‌های خودم بود
که بروز پیدا کرد‏.‏

924
00:43:02,208 --> 00:43:05,541
‏-‏ بابت اون عذرخواهی می‌کنم‏،‏ و‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

925
00:43:06,291 --> 00:43:09,083
خوبه که دوباره توی
زندگیم هستی‏.‏

926
00:43:10,625 --> 00:43:12,208
چی گفتی‏،‏ داداش؟

927
00:43:12,250 --> 00:43:15,166
آره بابا‏،‏ اون قسمت آخر رو
یه جورایی زیر لب گفتی‏.‏

928
00:43:15,208 --> 00:43:18,875
گفتم‏،‏
خوبه که دوباره توی زندگیم هستی‏.‏

929
00:43:19,500 --> 00:43:22,583
‏-‏ زود باش‏،‏ مارکوس‏،‏ خودت رو کنترل کن‏.‏
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

930
00:43:22,625 --> 00:43:25,250
این‌ها فقط زیباترین کلماتیه
که تا حالا شنیدی‏.‏

931
00:43:25,291 --> 00:43:27,583
خیلی بهت افتخار می‌کنم‏،‏
عزیزم‏.‏

932
00:43:27,666 --> 00:43:29,666
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

933
00:43:29,708 --> 00:43:31,666
فکر کردم گفتی یه چیز
نگران‌کننده پیدا کردی‏.‏

934
00:43:31,708 --> 00:43:32,708
آره‏.‏

935
00:43:34,333 --> 00:43:36,291
عمیقاً توی وجود خودم‏.‏

936
00:43:36,375 --> 00:43:37,375
اوه‏،‏ عالیه‏.‏

937
00:43:39,000 --> 00:43:42,666
خب‏.‏‏.‏‏.‏ منم یه خبر بزرگ دارم‏.‏

938
00:43:42,708 --> 00:43:45,291
من با سازمان برادران بزرگ و
کوچک تماس گرفتم‏،‏

939
00:43:45,333 --> 00:43:48,833
و داستانت رو بهشون گفتم‏،‏
و اون‌ها دیوونه‌اش شدن‏.‏

940
00:43:48,875 --> 00:43:50,875
اون‌قدر دیوونه‌اش شدن که
می‌خوان تو رو‏.‏‏.‏‏.‏

941
00:43:50,916 --> 00:43:53,333
برادر بزرگ افتخاری
سالشون کنن‏.‏

942
00:43:53,458 --> 00:43:55,916
برادر بزرگ سال؟

943
00:43:55,958 --> 00:43:58,833
آره‏!‏
بیشتر شبیه برادر بزرگ قرنه‏!‏

944
00:43:58,875 --> 00:44:00,916
می‌تونیم یه رویداد دورهمی
برگزار کنیم‏.‏‏.‏‏.‏

945
00:44:00,958 --> 00:44:03,041
که توی اون برادران بزرگ رو
با برادران کوچک‏.‏‏.‏‏.‏

946
00:44:03,083 --> 00:44:05,875
که مدتیه همدیگه رو ندیدن‏،‏ درست مثل
تو و مارکوس‏،‏ دوباره به هم وصل کنیم‏.‏

947
00:44:05,916 --> 00:44:06,958
و حدس بزن چی‏.‏

948
00:44:07,458 --> 00:44:10,250
اون‌ها می‌خوان مارکوس
جایزه رو بهت بده‏.‏

949
00:44:10,333 --> 00:44:12,083
این فوق‌العاده نیست؟

950
00:44:13,375 --> 00:44:15,791
اوه‏،‏ ببین‏،‏ دی‏.‏
داره گریه می‌کنه‏.‏

951
00:44:15,833 --> 00:44:17,458
اوه خدای من‏.‏

952
00:44:17,541 --> 00:44:20,125
بذار اشک‌ها جاری بشن‏.‏

953
00:44:20,208 --> 00:44:22,000
هوم‏.‏

954
00:44:24,708 --> 00:44:27,541
توی دلالان نیویورکی،‏
یه فصل جدید هست‏.‏‏.‏‏.‏

955
00:44:27,583 --> 00:44:30,083
و یه دلیل جدید برای
خودنمایی‏.‏‏.‏‏.‏

956
00:44:31,625 --> 00:44:35,791
هیچ‌وقت لحظه کسل‌کننده‌ای نیست
وقتی این دو تا رفیق دور و برن‏.‏

957
00:44:37,791 --> 00:44:40,625
نمی‌خوام اینجا به جای داداش
بزرگم حرف بزنم‏،‏

958
00:44:40,666 --> 00:44:42,458
ولی به ما یه هدیه داده شده‏.‏

959
00:44:42,500 --> 00:44:44,541
ما می‌تونیم با هم زندگی کنیم‏،‏
با هم کار کنیم‏،‏

960
00:44:44,583 --> 00:44:47,125
بریم خونه و با هم در مورد
کار حرف بزنیم‏.‏

961
00:44:47,166 --> 00:44:49,250
اون بازدم می‌کنه‏.‏ من دم‏.‏

962
00:44:49,333 --> 00:44:51,333
انگار یه موجود زنده‌ایم‏.‏

963
00:44:51,375 --> 00:44:55,458
می‌خواستم صحنه رو بهت نشون بدم‏.‏
یه طراح نورپردازی عالی داریم‏.‏

964
00:44:55,500 --> 00:44:58,000
و روی صحنه‏،‏ می‌تونیم یه فرصت عالی
برای عکس گرفتن هم داشته باشیم‏.‏‏.‏‏.‏

965
00:44:58,041 --> 00:45:00,541
با همه کسایی که کلاه‌های برادران کوچک‏،‏
برادران بزرگشون رو پوشیدن‏.‏

966
00:45:00,583 --> 00:45:01,958
فکر می‌کنم خیلی بامزه می‌شه‏.‏

967
00:45:02,000 --> 00:45:04,708
اولش یه‌کم در موردت
مردد بودم‏.‏

968
00:45:04,750 --> 00:45:07,708
فکر می‌کردم تو فقط یه کله‌خر دیگه توی
کت‌وشلوار هستی که آپارتمان می‌فروشه‏،‏

969
00:45:07,750 --> 00:45:09,666
ولی وقتی تو رو با
برادرت دیدم‏،‏

970
00:45:09,708 --> 00:45:10,875
تو یه قلب داری‏.‏

971
00:45:11,416 --> 00:45:12,791
و من قلب رو دوست دارم‏.‏

972
00:45:13,708 --> 00:45:14,750
قبولش می‌کنیم‏.‏

973
00:45:14,833 --> 00:45:17,750
و بوم‏!‏ عمارت به دست آمد‏.‏

974
00:45:20,458 --> 00:45:21,583
عمارت به دست آمد‏!‏

975
00:45:21,625 --> 00:45:22,416
خیلی خنده‌داره‏.‏

976
00:45:22,458 --> 00:45:25,291
معمولاً ‏"‏مأموریت‏"‏ـه،‏
ولی تو به جاش گفتی ‏"‏عمارت‏"‏‏.‏

977
00:45:25,333 --> 00:45:26,708
‏-‏ آره‏.‏
‏-‏ خوب بود‏.‏

978
00:45:27,750 --> 00:45:31,083
امروز در واقع سالگرد
فوت پدر مرحوممه‏.‏

979
00:45:31,458 --> 00:45:34,125
‏-‏ اوه‏.‏
‏-‏ باشه‏،‏ فکر کنم گرفتیم‏،‏ دوستان.‏

980
00:45:34,166 --> 00:45:36,000
آره‏،‏ تموم شد‏.‏
ممنون از همگی‏.‏

981
00:45:36,041 --> 00:45:37,375
‏-‏ عالیه‏.‏
‏-‏ عاشقشم‏.‏

982
00:45:37,416 --> 00:45:39,583
‏-‏ عالی‏.‏ کارتون عالی بود‏.‏
‏-‏ اوه خدای من‏،‏ مارکوس‏.‏

983
00:45:39,625 --> 00:45:42,125
‏-‏ بله‏،‏ سرآشپز‏.‏
‏-‏ تو خیلی بامزه‌ای‏.‏

984
00:45:42,166 --> 00:45:44,250
خیابان دوم، پلاک 2981، محله پارک]
[اسلوپ. قیمت: 4700000 دلار

985
00:45:44,375 --> 00:45:45,541
[دیوار قرارادادها]

986
00:45:45,666 --> 00:45:47,666
هی‏!‏

987
00:45:49,916 --> 00:45:51,333
انجامش دادیم‏!‏

988
00:45:53,458 --> 00:45:56,875
داریم رویامون رو زندگی می‌کنیم‏.‏
این‌طور نیست‏،‏ داداش؟

989
00:45:56,916 --> 00:45:57,916
آره‏.‏

990
00:45:58,416 --> 00:45:59,541
زندگی کردن رویا‏.‏

991
00:46:01,103.5 --> 00:46:11,103.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

992
00:46:12,666 --> 00:46:14,125
خب‏،‏ برنامه‌مون چیه؟

993
00:46:14,250 --> 00:46:15,250
برنامه؟

994
00:46:16,041 --> 00:46:17,416
مشکل مارکوس‏.‏

995
00:46:17,875 --> 00:46:18,875
مشکل؟

996
00:46:19,250 --> 00:46:20,708
چشم داری؟

997
00:46:20,750 --> 00:46:23,416
من اون بازنده الهام‌بخشی بودم که
همه ازش حمایت می‌کردن‏،‏

998
00:46:23,458 --> 00:46:25,625
و حالا زمان حضورم روی صفحه نمایش
داره سقوط می‌کنه‏.‏

999
00:46:25,666 --> 00:46:28,916
من و تو‏.‏‏.‏‏.‏
توی صف اعدامیم‏،‏ رفیق‏.‏

1000
00:46:28,958 --> 00:46:32,125
می‌دونم ایده‌آل نیست‏،‏
ولی من رابط اون با برنامه‌ام‏.‏

1001
00:46:32,166 --> 00:46:33,708
نباید این برای من خوب باشه؟

1002
00:46:33,750 --> 00:46:35,125
این چیزی بود که جیل زرین
فکر می‌کرد‏.‏‏.‏‏.‏

1003
00:46:35,166 --> 00:46:37,083
وقتی دوستش بتنی
فرانکل رو‏.‏‏.‏‏.‏

1004
00:46:37,125 --> 00:46:39,875
روی صحنه زنان خانه‌دار واقعی
نیویورک دعوت کرد‏.‏

1005
00:46:39,916 --> 00:46:42,583
حالا بتنی بهترین ترکیب
نوشابه رژیمی دنیا رو داره‏،‏

1006
00:46:42,625 --> 00:46:44,375
و جیل توی بوکا زندگی می‌کنه‏،‏

1007
00:46:44,666 --> 00:46:47,875
جایی که حتی یه شعبه از
‏"‏زنان خانه‌دار‏"‏ هم ندارن‏.‏

1008
00:46:47,916 --> 00:46:50,000
‏-‏ چی کار کنیم؟
‏-‏ ‏"‏ما‏"‏؟

1009
00:46:50,375 --> 00:46:52,708
تو روباه رو توی لونه
مرغ‌ها راه دادی‏.‏

1010
00:46:52,750 --> 00:46:56,166
حالا باید یه سگ به اندازه کافی بزرگ
پیدا کنی تا بیرونش کنه‏.‏

1011
00:46:56,250 --> 00:46:58,708
‏-‏ یه مورد ده میلیون به بالا‏.‏
‏-‏ یه مورد معاملاتی ده میلیون دلاری؟

1012
00:46:58,750 --> 00:46:59,916
و بالاتر‏.‏

1013
00:47:00,625 --> 00:47:02,416
یه مورد نمایش لعنتی‏.‏

1014
00:47:02,458 --> 00:47:05,041
یه چیزی که بتونن یه قسمت رو
حول اون بسازن‏،‏

1015
00:47:05,083 --> 00:47:07,750
که توجه رو روی تو
نگه داره نه مارکوس‏.‏

1016
00:47:08,083 --> 00:47:10,666
هرچی که هست‏،‏
بهتره سریع یه فکری بکنی‏،‏

1017
00:47:10,708 --> 00:47:13,958
وگرنه برادر کوچیکت هر دومون
رو می‌فرسته بوکا‏.‏

1018
00:47:15,041 --> 00:47:17,333
و تو هیچ‌وقت سگ بزرگ نمی‌شی‏.‏

1019
00:47:28,041 --> 00:47:30,625
هی‏.‏
یه دقیقه وقت داری حرف بزنیم؟

1020
00:47:32,416 --> 00:47:33,833
هوم‏.‏

1021
00:47:36,666 --> 00:47:37,666
سلام به تو‏.‏

1022
00:47:37,750 --> 00:47:39,291
سلام!‏

1023
00:47:39,333 --> 00:47:40,625
داری قهوه درست می‌کنی‏،‏ آره؟

1024
00:47:40,666 --> 00:47:42,416
‏-‏ آره‏،‏ می‌خوای؟
‏-‏ حتماً‏.‏

1025
00:47:42,791 --> 00:47:46,250
من راستش قهوه‌ام رو با عسل
و یه‌کم فلفل کاین دوست دارم‏.‏

1026
00:47:46,333 --> 00:47:48,125
‏-‏ برو بابا‏.‏
‏-‏ یه طعم خاص بهش می‌ده‏.‏

1027
00:47:48,166 --> 00:47:49,625
چی؟ من این‌طوری دوست دارم‏.‏

1028
00:47:49,666 --> 00:47:52,000
‏-‏ بس کن‏.‏
‏-‏ آره‏.‏ الان دارم همین‌طوری درستش می‌کنم‏.‏

1029
00:47:52,041 --> 00:47:54,958
‏-‏ این خیلی لعنتی عجیبه‏.‏
‏-‏ من این‌طوری دوستش دارم‏.‏ آره‏.‏

1030
00:47:55,000 --> 00:47:56,750
وای‏.‏ عجیبه‏.‏

1031
00:47:56,833 --> 00:47:58,041
باشه‏،‏ نوش جان‏.‏

1032
00:47:58,125 --> 00:48:00,416
‏-‏ نوش جان.‏
‏-‏ آره‏.‏‏.‏‏.‏

1033
00:48:01,958 --> 00:48:03,875
اشکالی نداره اگه
آهنگ پخش کنم؟

1034
00:48:03,916 --> 00:48:05,500
اوه آره‏.‏ راحت باش.‏

1035
00:48:09,750 --> 00:48:10,750
صبر کن‏.‏

1036
00:48:11,125 --> 00:48:12,291
هوباستنک؟

1037
00:48:12,375 --> 00:48:14,791
برو گمشو بیرون‏،‏ دختر‏.‏

1038
00:48:14,833 --> 00:48:17,666
داری وسط روز آهنگ لعنتی
‏استنک‏ رو می‌ذاری؟

1039
00:48:17,708 --> 00:48:19,958
آره‏.‏
یکی از آهنگ‌های مورد علاقه‌امه‏.‏

1040
00:48:20,000 --> 00:48:22,541
واقعاً تلخ و شیرینه‏،‏
ولی در عین حال‏.‏‏.‏‏.‏

1041
00:48:22,583 --> 00:48:25,625
‏-‏ روح‌بخش‏،‏ آره‏!‏
‏-‏ روح‌بخش‏.‏ همون چیزی بود که می‌خواستم بگم‏.‏

1042
00:48:25,666 --> 00:48:28,416
این‏،‏ یه جورایی آهنگ
مورد علاقه من و راده‏.‏

1043
00:48:28,791 --> 00:48:31,083
ما کلی در موردش توی
ایمیل حرف زدیم‏.‏

1044
00:48:31,125 --> 00:48:33,500
منظورم اینه که‏،‏
یه جورایی چیز خاص ماست‏،‏ می‌دونی؟

1045
00:48:33,541 --> 00:48:35,833
‏-‏ چیز خاص شما؟
‏-‏ آره‏.‏

1046
00:48:35,916 --> 00:48:37,416
‏-‏ تو و راد‏.‏
‏-‏ آره‏.‏

1047
00:48:37,500 --> 00:48:38,500
کاملاً‏.‏

1048
00:48:39,125 --> 00:48:41,791
هی‏،‏
می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟‏

1049
00:48:42,416 --> 00:48:44,250
تو دستیار رادی‏.‏‏.‏‏.‏

1050
00:48:44,291 --> 00:48:47,875
هیچ راهنمایی داری که چطور‏.‏‏.‏‏.‏
باهاش ارتباط برقرار کنم؟

1051
00:48:47,916 --> 00:48:50,625
ما توی ایمیل این جادوی خاص رو داشتیم‏،‏
ولی از وقتی اینجا هستم‏،‏

1052
00:48:50,666 --> 00:48:52,958
یه جورایی حس می‌کنم
اون من رو نمی‌خواد‏.‏

1053
00:48:53,000 --> 00:48:56,083
من فقط‏.‏‏.‏‏.‏ دارم سعی می‌کنم
اون جرقه قدیمی رو برگردونم‏.‏

1054
00:48:56,125 --> 00:48:58,625
چی رو توی ایمیل‌هاش
دوست داشتی؟

1055
00:48:58,666 --> 00:49:00,958
پف‏،‏ دختر‏،‏
تقریباً همه چیزش.‏

1056
00:49:01,000 --> 00:49:03,750
خیلی بامزه و باهوش‏.‏

1057
00:49:03,791 --> 00:49:05,375
بازی ایموجی‌هاش‏،‏ عالی‏.‏

1058
00:49:05,416 --> 00:49:06,458
آره‏.‏

1059
00:49:06,500 --> 00:49:08,416
ما واقعاً با هم ارتباط
برقرار کردیم‏،‏ می‌دونی؟

1060
00:49:08,458 --> 00:49:10,000
گوش کن‏.‏

1061
00:49:10,083 --> 00:49:12,833
اون واقعاً روی برنامه
تمرکز کرده‏،‏

1062
00:49:12,916 --> 00:49:15,625
و یه جورایی در مورد کل
قضیه ناامنه‏.‏

1063
00:49:15,666 --> 00:49:16,625
اوم‏!‏

1064
00:49:16,666 --> 00:49:18,333
پس اگه می‌تونی بذاری
اون‏.‏.‏‏.‏

1065
00:49:18,375 --> 00:49:20,416
هر از گاهی کانون توجه
رو‏ داشته باشه.‏‏.‏‏.‏

1066
00:49:20,458 --> 00:49:22,083
صبر کن‏.‏
من داشتم کانون توجه رو قبضه می‌کردم؟

1067
00:49:22,125 --> 00:49:25,250
‏-‏ فقط یه‌کم‏.‏
‏-‏ خدایا‏،‏ اصلاً نمی‌دونستم‏.‏

1068
00:49:25,291 --> 00:49:28,166
ممنون‏،‏ میا‏.‏ واقعاً از کار کردن
کنار تو لذت بردم‏.‏

1069
00:49:28,250 --> 00:49:30,333
‏-‏ منم همین‌طور‏.‏
‏-‏ آره‏.‏

1070
00:49:30,875 --> 00:49:32,125
باشه‏،‏ می‌بینمت‏.‏

1071
00:49:32,250 --> 00:49:34,000
‏-‏ خداحافظ‏.‏
‏-‏ خداحافظ‏.‏

1072
00:49:34,791 --> 00:49:37,333
از نظر من‏،‏
این یه فرصت عالی برای توئه‏،‏

1073
00:49:37,375 --> 00:49:39,666
نه فقط از نظر مالی‏،‏
بلکه از نظر شغلی هم‏.‏

1074
00:49:39,708 --> 00:49:42,125
بودن توی برنامه باعث می‌شه خونه رو
به بالاترین قیمت بفروشی‏،‏

1075
00:49:42,166 --> 00:49:44,958
ولی در عین حال‏،‏
می‌تونی برند شخصی خودت رو هم تبلیغ کنی‏.‏

1076
00:49:45,000 --> 00:49:47,916
رادی‏،‏ رادی‏،‏ رادی‏،‏
باید آروم باشی‏.‏

1077
00:49:47,958 --> 00:49:50,041
این‌قدر برای فروختن من زور نزن‏،‏
الان رگ به رگ می‌شی‏.‏

1078
00:49:50,083 --> 00:49:52,916
می‌خوای خونه‌ام رو برای برنامه بذاری؟
من هستم‏.‏

1079
00:49:52,958 --> 00:49:54,875
‏-‏ واقعاً؟
‏-‏ آره‏.‏ چرا که نه؟

1080
00:49:54,916 --> 00:49:56,916
راستش،‏
باید همین آخر هفته انجامش بدیم‏.‏

1081
00:49:56,958 --> 00:49:59,250
یه مهمونی بزرگ بگیریم‏،‏ چند تا آدم مهم رو
برای دوربین‌ها دعوت کنیم‏.‏

1082
00:49:59,291 --> 00:50:00,333
تو هم خانواده‌ات رو بیار‏.‏

1083
00:50:00,375 --> 00:50:01,541
یه روز کامل رو با هم
می‌گذرونیم‏.‏

1084
00:50:01,583 --> 00:50:05,041
جاش‏.‏‏.‏‏.‏ رفیق‏،‏
نمی‌دونی این برای من چقدر ارزش داره‏.‏

1085
00:50:05,083 --> 00:50:07,708
‏-‏ هر کاری برای برادر کوچولوم‏.‏
‏-‏ ها‏!‏

1086
00:50:07,750 --> 00:50:10,958
پس به تهیه‌کننده‌ها بگم که مورد
معاملاتی رو به من می‌دی؟

1087
00:50:11,000 --> 00:50:13,333
چطوره این رو برای خود
برنامه نگه داریم؟

1088
00:50:13,375 --> 00:50:14,833
این‌طوری جذاب‌تر می‌شه‏.‏

1089
00:50:15,083 --> 00:50:16,166
آره‏.‏ آره‏.‏

1090
00:50:16,291 --> 00:50:18,000
آره‏.‏ البته‏.‏

1091
00:50:19,875 --> 00:50:22,625
تو مورد معاملاتی رو
به من می‌دی‏،‏ درسته؟

1092
00:50:22,666 --> 00:50:24,125
اصلاً نگران اون نباش‏.‏

1093
00:50:26,458 --> 00:50:29,833
خب‏.‏‏.‏‏.‏ اوضاع تو و راد چطوره؟

1094
00:50:29,916 --> 00:50:31,541
نمی‌دونم‏.‏

1095
00:50:31,583 --> 00:50:33,833
حس می‌کنم از نظر احساسی بیشتر داره
خودش رو باز می‌کنه‏،‏

1096
00:50:33,875 --> 00:50:35,458
و من هم بیشتر
در دسترسش بودم‏،‏

1097
00:50:35,500 --> 00:50:37,458
ولی به نظر نمی‌رسه
علاقه‌ای داشته باشه‏.‏

1098
00:50:37,500 --> 00:50:40,791
اون هنوز خیلی توی
فکر خودشه‏.‏

1099
00:50:41,708 --> 00:50:45,166
اوقات ناامیدکننده‏،‏
اقدامات ناامیدکننده می‌طلبه‏.‏

1100
00:50:45,250 --> 00:50:47,833
شاید بهتر باشه که
به آشپزی براش فکر کنی‏.‏

1101
00:50:48,583 --> 00:50:49,583
ببخشید؟

1102
00:50:49,833 --> 00:50:51,916
صبر کن‏.‏
تا حالا این کار رو نکردی؟

1103
00:50:51,958 --> 00:50:53,625
‏-‏ نه‏!‏
‏-‏ تو‏.‏‏.‏‏.‏

1104
00:50:53,666 --> 00:50:55,833
صبر کن‏.‏
این یه جورایی چندش‌آور نیست؟

1105
00:50:55,875 --> 00:50:58,625
اوه خدای من‏.‏ شوخی می‌کنی؟

1106
00:50:58,666 --> 00:51:01,375
‏-‏ این قدیمی‌ترین شکل زندگیه.‏
‏-‏ نه‏.‏

1107
00:51:01,416 --> 00:51:04,625
و اینکه یکی این کار رو برات بکنه‏،‏
بالاترین سطح از ریست سخته‏.‏

1108
00:51:04,666 --> 00:51:05,666
صبر کن‏.‏ ریست سخت؟

1109
00:51:05,708 --> 00:51:08,875
می‌دونی وقتی گوشیت رو روشن می‌کنی و
حافظه‌ش رو پاک می‌کنی؟

1110
00:51:08,916 --> 00:51:11,583
این کاریه که وقتی به یه نفر
محبت نشون می‌دی‏.‏‏.‏‏.‏

1111
00:51:11,625 --> 00:51:12,750
با مغز آدم می‌کنه‏.‏

1112
00:51:12,791 --> 00:51:16,041
‏-‏ اوه خدای من‏.‏
‏-‏ تنظیمات کارخونه رو برمی‌گردونه‏.‏

1113
00:51:16,083 --> 00:51:18,000
‏-‏ جدی می‌گی‏.‏
‏-‏ اوه آره‏!‏

1114
00:51:18,083 --> 00:51:21,708
می‌خوای از فکر و خیال درش بیاری‏،‏
باید خوشحالش کنی‏.‏

1115
00:51:22,166 --> 00:51:25,458
و شخصاً فکر می‌کنم
باعث می‌شه جور دیگه‌ای بهت نگاه کنه‏.‏

1116
00:51:25,541 --> 00:51:26,916
اوه خدای من‏.‏

1117
00:51:27,000 --> 00:51:28,833
تو یه چیز دیگه هستی‏.‏

1118
00:51:28,916 --> 00:51:30,250
اوه خدای من‏.‏

1119
00:51:30,333 --> 00:51:31,541
‏-‏ بزن به بدن.‏
‏-‏ ووو‏!‏

1120
00:51:34,500 --> 00:51:36,333
بعدش هم برام کلوچه پخت‏.‏

1121
00:51:36,375 --> 00:51:38,291
چقدر بامزه‌ست؟

1122
00:51:38,333 --> 00:51:41,000
یعنی‏،‏ همه توی سازمان برادران
بزرگ و برادران کوچک‏.‏‏.‏‏.‏

1123
00:51:41,041 --> 00:51:42,666
واقعاً فوق‌العاده بودن‏.‏

1124
00:51:42,750 --> 00:51:45,666
حس می‌کنم بالاخره رسالت
واقعیم رو پیدا کردم‏.‏

1125
00:51:46,416 --> 00:51:47,416
هوم‏.‏

1126
00:51:48,583 --> 00:51:50,958
خوبی؟ ساکت به نظر می‌رسی‏.‏

1127
00:51:51,000 --> 00:51:53,958
فقط نمی‌فهمم‏.‏ چرا جاش داره
اجازه می‌ده این کار رو بکنم؟

1128
00:51:54,000 --> 00:51:55,250
چی کار کنی؟

1129
00:51:55,291 --> 00:51:56,708
خونه‌اش رو توی برنامه بذارم‏.‏

1130
00:51:56,750 --> 00:51:58,875
یعنی‏ نقشه‌اش چیه؟

1131
00:51:59,250 --> 00:52:01,958
شاید چون ازش خواستی
و اون بهت اهمیت می‌ده‏.‏

1132
00:52:02,000 --> 00:52:03,500
قطعاً اون نیست‏.‏

1133
00:52:03,541 --> 00:52:06,125
حتی بهم نمی‌گفت که مورد معاملاتی
رو گرفتم یا نه‏.‏

1134
00:52:06,166 --> 00:52:08,416
حس می‌کنم داره برای یه چیزی من رو
آماده می‌کنه‏.‏ ولی چی؟

1135
00:52:08,458 --> 00:52:10,583
باشه‏،‏ دیگه از این مزخرفات
خسته شدم‏.‏ بزن کنار‏.‏

1136
00:52:10,625 --> 00:52:11,500
چی؟ چرا؟

1137
00:52:11,541 --> 00:52:13,041
از اینکه این‌قدر توی
فکری خسته شدم‏،‏

1138
00:52:13,083 --> 00:52:15,541
این‌قدر به خاطر برنامه و اون
برادر لعنتیت استرس داری‏.‏

1139
00:52:15,583 --> 00:52:17,625
تو مثل یه چوب خشکی‏.‏

1140
00:52:23,458 --> 00:52:24,458
وای‏.‏

1141
00:52:24,500 --> 00:52:26,875
راد‏،‏
خیلی باحال به نظر می‌رسی‏.‏

1142
00:52:26,916 --> 00:52:28,916
ممنون‏،‏ میا‏.‏
تو هم دوست‌داشتنی به نظر می‌رسی‏.‏

1143
00:52:28,958 --> 00:52:31,166
اون‌ها قبلاً فیلم‌برداری رو شروع کردن‏.‏
همه منتظر تو هستن‏.‏

1144
00:52:31,208 --> 00:52:32,541
اوه نه‏،‏ نیستن‏.‏

1145
00:52:37,500 --> 00:52:38,541
وای‏.‏

1146
00:52:42,041 --> 00:52:43,208
اوه‏!‏

1147
00:52:43,291 --> 00:52:45,083
وای‏!‏ لعنتی‏!‏

1148
00:52:45,125 --> 00:52:47,041
به این گوریل پشت‌نقره‌ای
باشکوه نگاه کن‏.‏

1149
00:52:47,083 --> 00:52:48,833
آتیلای خوش‌هیکل‏.‏

1150
00:52:48,875 --> 00:52:52,208
نمی‌تونم صبر کنم که عقب بمونم و درخشش
تو رو ببینم‏،‏ دوقلو‏.‏

1151
00:52:52,250 --> 00:52:53,166
عقب بمونی؟

1152
00:52:53,208 --> 00:52:56,000
آره‏!‏ اون نورافکن‏،‏
امشب همه‌اش روی توئه‏،‏ رفیق‏.‏

1153
00:52:56,041 --> 00:52:59,458
من دستیارتم‏.‏ تو پادشاهی‏،‏ رفیق‏.‏
زود باش.‏

1154
00:53:01,166 --> 00:53:03,708
ممنون‏،‏ مارکوس‏.‏
واقعاً ازت ممنونم‏.‏

1155
00:53:05,791 --> 00:53:07,333
‏-‏ وای‏!‏
‏-‏ هی‏.‏

1156
00:53:07,375 --> 00:53:08,333
باشه‏.‏

1157
00:53:08,375 --> 00:53:10,125
هی‏.‏

1158
00:53:10,166 --> 00:53:12,375
‏-‏ خدایا‏.‏ تو فوق‌العاده به نظر می‌رسی‏.‏
‏-‏ ممنون‏.‏

1159
00:53:12,416 --> 00:53:15,041
این رو دوست دارم‏.‏ من رو یاد لیل کیم توی
موزیک ویدیوی مورد علاقه میسی می‌اندازه‏.‏

1160
00:53:15,083 --> 00:53:18,083
‏-‏ ‏"‏سوپا دوپا فلای‏.‏‏"‏
‏-‏ ‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏فلای‏.‏‏"‏

1161
00:53:18,125 --> 00:53:20,250
‏-‏ چقدر بامزه‏.‏
‏-‏ از سرم برو بیرون‏.‏

1162
00:53:20,291 --> 00:53:21,958
فقط بهم بگو لیل کیمچی‏.‏

1163
00:53:22,041 --> 00:53:23,375
‏-‏ سلام‏.‏
‏-‏ آره‏.‏

1164
00:53:23,416 --> 00:53:25,583
‏-‏ شوخی می‌کنم‏.‏ میا رو ترجیح می‌دم‏.‏
‏-‏ باشه‏،‏ آره‏.‏

1165
00:53:25,625 --> 00:53:27,333
نگاه می‌کنم و می‌بینم
خشکی پیدا شد‏.‏ هی‏.‏

1166
00:53:27,375 --> 00:53:28,750
‏-‏ داداش بزرگ‏.‏
‏-‏ هی‏.‏

1167
00:53:28,791 --> 00:53:31,625
رفیق‏،‏ اینجا هر بار که می‌بینمش‏،‏
بیشتر تحت تأثیر قرارم می‌ده‏.‏

1168
00:53:31,666 --> 00:53:33,416
رفیق‏،‏ اون فقط انعکاس خودته‏،‏
خوش‌تیپ‏.‏

1169
00:53:33,458 --> 00:53:35,833
بهشون می‌گی چطور این رو به دست آوردی؟
شماها باید این رو بشنوید‏.‏

1170
00:53:35,875 --> 00:53:38,875
اوه‏،‏ هی‏.‏ می‌خوام ازت به خاطر اون نصیحتی که
درباره راد بهم کردی تشکر کنم‏.‏

1171
00:53:38,916 --> 00:53:41,416
واقعاً لحظه خوب و صمیمانه‌ای
بود که با هم داشتیم‏.‏

1172
00:53:41,458 --> 00:53:42,958
داره سودهای کلانی می‌ده‏.‏

1173
00:53:43,000 --> 00:53:44,833
‏-‏ یعنی‏،‏ بهش نگاه کن‏.‏
‏-‏ یک‏،‏ دو‏،‏ سه‏.‏

1174
00:53:44,875 --> 00:53:46,666
آه‏!‏

1175
00:53:46,750 --> 00:53:48,250
اوه خدای من‏.‏

1176
00:53:48,291 --> 00:53:51,583
هی‏،‏ می‌خوای با من عقب بمونی و
ببینی سگ بزرگ کارش رو انجام می‌ده؟

1177
00:53:51,625 --> 00:53:52,708
خیلی دوست دارم‏.‏

1178
00:53:53,041 --> 00:53:54,083
باشه‏.‏

1179
00:53:57,000 --> 00:54:00,708
می‌دونی‏،‏ جاش شخصاً تمام جنبه‌های
این خونه رو طراحی کرده‏.‏

1180
00:54:00,750 --> 00:54:03,833
پس باید مطمئن می‌شد که جایی
برای یکی از علایق واقعیش هست‏،‏

1181
00:54:03,875 --> 00:54:04,750
هات‌پات چینی‏.‏

1182
00:54:04,791 --> 00:54:09,000
و ترکیب مورد علاقه من
کوفته ماهی و کلم چینیه‏،‏

1183
00:54:09,041 --> 00:54:12,041
البته تا فردا‏،‏
که یه مورد علاقه جدید داشته باشم‏.‏

1184
00:54:12,083 --> 00:54:13,750
کوفته ماهی‏،‏ هان؟

1185
00:54:13,833 --> 00:54:15,750
نمی‌دونستم ماهی‌ها هم
خسته و کوفته می‌شن.‏

1186
00:54:17,916 --> 00:54:19,750
هیس‏،‏ هیس‏.‏

1187
00:54:19,791 --> 00:54:21,000
لعنت‏.‏ اشتباه کردم‏.‏

1188
00:54:21,041 --> 00:54:23,791
از اتاق بغلی گوش می‌دادم‏،‏
و نتونستم جلوی خودم رو بگیرم‏.‏

1189
00:54:23,833 --> 00:54:25,708
زمان‌بندی راد‏.‏‏.‏‏.‏ محشر بود‏!‏

1190
00:54:25,750 --> 00:54:27,583
همون برادر کوچیکی
که بهم می‌گفتی؟

1191
00:54:27,625 --> 00:54:29,416
آره‏.‏ اون امشب عقب می‌مونه‏.‏

1192
00:54:29,458 --> 00:54:32,708
نه‏،‏ نه‏.‏ مسخره نباش‏.‏
مارکوس‏،‏ بیا اینجا‏.‏ بشین‏.‏

1193
00:54:32,750 --> 00:54:34,533
‏-‏ اون تو؟
‏-‏ آره‏،‏ بیا‏.‏

1194
00:54:34,583 --> 00:54:37,041
می‌دونی چیه؟ من کار خودم رو
این بیرون انجام می‌دم‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

1195
00:54:37,083 --> 00:54:39,291
کارت رو این تو انجام بده‏.‏

1196
00:54:39,375 --> 00:54:40,375
باشه‏.‏

1197
00:54:40,458 --> 00:54:43,291
دیردره همه چیز رو درباره
داستان تو بهم گفت‏،‏

1198
00:54:43,333 --> 00:54:46,166
و باید بهت بگم‏،‏ رفیق‏،‏
من رو از ته دل تحت تأثیر قرار داد‏.‏

1199
00:54:46,208 --> 00:54:48,000
خیلی‌ها بهت ظلم کردن‏،‏

1200
00:54:48,041 --> 00:54:50,583
و با این حال‏،‏
هنوز این‌قدر عشق برای بخشیدن داری‏.‏

1201
00:54:50,625 --> 00:54:52,250
ولی می‌دونی چی می‌گن؟

1202
00:54:52,291 --> 00:54:54,458
برادر برادرم‏،‏ برادر منه‏.‏

1203
00:54:55,875 --> 00:54:57,333
رفیق من‏.‏

1204
00:54:57,416 --> 00:54:59,791
‏-‏ اوه‏!‏
‏-‏ اوه‏!‏ تو‏.‏

1205
00:55:01,333 --> 00:55:04,166
می‌تونم یه کوفته ماهی
بهت تعارف کنم‏،‏ مارکوس؟

1206
00:55:04,208 --> 00:55:05,833
آره‏،‏ البته‏.‏
من هات‌پات رو دوست دارم‏.‏

1207
00:55:05,875 --> 00:55:09,208
من مدتی توسط دو خواهر 95 ساله
چینی بزرگ شدم‏.‏

1208
00:55:09,833 --> 00:55:10,833
اینجا چی داری؟

1209
00:55:10,875 --> 00:55:13,333
شویی ژو رو‏.‏ دا بای چای.‏

1210
00:55:13,416 --> 00:55:14,916
‏-‏ یو وان‏!‏
‏-‏ یو وان‏!‏

1211
00:55:14,958 --> 00:55:15,658
‏-‏ هو‏!‏
‏-‏ اوه‏!‏

1212
00:55:15,708 --> 00:55:16,666
شیه شیه‏.‏

1213
00:55:18,250 --> 00:55:20,750
‏-‏ من سرخ شدم؟
‏-‏ ما یه امی دیگه می‌گیریم‏.‏

1214
00:55:23,541 --> 00:55:25,416
وای‏.‏ چه اتاق اصلی بزرگی‏.‏

1215
00:55:27,291 --> 00:55:30,000
داداش‏،‏ فکر کنم الان بهش
می‌گن اتاق اولیه.‏

1216
00:55:30,041 --> 00:55:31,666
اوه‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏ باید کات کنیم‏.‏

1217
00:55:31,708 --> 00:55:34,750
‏-‏ نه‏،‏ فقط ادامه بدید‏.‏
‏-‏ جایی که جادو اتفاق می‌افته‏،‏ هان؟

1218
00:55:34,791 --> 00:55:38,416
‏-‏ یعنی چی؟
‏-‏ اوه‏،‏ می‌دونی‏،‏ مثل همه خوشگذرونی‌ها.‏

1219
00:55:42,375 --> 00:55:45,208
این یارو واقعاً بامزه‌ست،‏
رفیق‏.‏

1220
00:55:45,250 --> 00:55:47,916
هی‏،‏ صحبت از جادو شد‏،‏
بذارید حمام رو بهتون نشون بدم‏.‏

1221
00:55:47,958 --> 00:55:49,125
یه دقیقه بهمون فرصت بدید‏.‏

1222
00:55:49,166 --> 00:55:51,666
اینجاست که جادوی واقعی
اتفاق می‌افته‏.‏

1223
00:55:55,500 --> 00:55:57,583
کی می‌خواد فرشته
مرگ رو ببینه؟

1224
00:56:01,750 --> 00:56:02,750
اون‌ها چی هستن؟

1225
00:56:02,791 --> 00:56:05,041
مطمئن نیستم‏.‏
جاستین تیمبرلیک بهم دادشون‏.‏

1226
00:56:05,083 --> 00:56:06,333
می‌گفت همون چیزیه که
وقتی آهنگ‏.‏‏.‏‏.‏

1227
00:56:06,375 --> 00:56:08,166
فیلم ترول‌ها رو نوشت‏،‏ زده بود‏.‏

1228
00:56:08,208 --> 00:56:09,500
پس می‌دونی که باید خوب باشه‏.‏

1229
00:56:09,541 --> 00:56:12,250
حالا‏،‏ راد یه کم آدم خشکیه‏،‏
پس اهل این کارها نیست‏.‏

1230
00:56:12,291 --> 00:56:14,416
یعنی‏،‏ مارکوس‏،‏
همه‌اش مال توئه‏،‏ عزیزم‏.‏

1231
00:56:14,625 --> 00:56:15,500
باشه‏.‏

1232
00:56:15,583 --> 00:56:17,625
‏-‏ نه‏.‏ ‏"‏خشک‏.‏‏"‏
‏-‏ چی؟

1233
00:56:18,416 --> 00:56:20,916
اوه خدای من‏.‏

1234
00:56:21,666 --> 00:56:22,666
یو‏.‏

1235
00:56:22,708 --> 00:56:25,500
ووهو‫!

1236
00:56:25,541 --> 00:56:28,375
‏-‏ نمی‌دونستم این‌طوری مهمونی می‌گیری‏.‏
‏-‏ هر روز‏،‏ داداش‏.‏

1237
00:56:28,458 --> 00:56:31,125
خب‏،‏ جاستین گفت فقط
یه ذره مصرف کن‏.‏

1238
00:56:31,458 --> 00:56:34,208
‏-‏ اون رو نگفتی‏.‏
‏-‏ اوه‏،‏ خب‏،‏ کس دیگه‌ای؟

1239
00:56:34,291 --> 00:56:36,916
‏-‏ نه‏.‏
‏-‏ باشه‏،‏ بریم.‏

1240
00:56:36,958 --> 00:56:38,666
‏-‏ صبر کن‏.‏ تو نمی‌خوای مصرف کنی؟
‏-‏ کی‏،‏ من؟

1241
00:56:38,708 --> 00:56:40,583
نه‏،‏ رفیق‏،‏
من فقط داشتم میزبان خوبی بودم‏.‏

1242
00:56:40,625 --> 00:56:42,500
تنها موادی که من مصرف می‌کنم‏،‏
ریتمه‏،‏ عزیزم‏.‏

1243
00:56:43,125 --> 00:56:44,625
آره‏،‏ منم فکر می‌کنم خوبم‏.‏

1244
00:56:45,500 --> 00:56:47,791
باشه‏.‏

1245
00:56:49,208 --> 00:56:51,416
داری نابودمون می‌کنی‏.‏

1246
00:56:51,500 --> 00:56:53,875
می‌بینی اینجا چه خبره؟

1247
00:56:53,916 --> 00:56:56,583
‏-‏ جاشی‏!‏
‏-‏ برادر برادرم‏،‏ برادر منه‏.‏

1248
00:56:56,625 --> 00:57:01,375
‏-‏ مارکوس می‌خواد این خونه رو بدزده‏.‏
‏-‏ این مورد مال منه‏.‏

1249
00:57:01,416 --> 00:57:04,250
تو فقط یه کله‌خر دیگه توی کت‌وشلوار
هستی که آپارتمان می‌فروشی‏.‏

1250
00:57:04,291 --> 00:57:06,500
تو هیچ‌وقت رئیس نمی‌شی‏.‏

1251
00:57:08,750 --> 00:57:12,333
تو باید مارکوس رو از جاش دور
نگه داری‏،‏ عوضی کوچولو‏.‏

1252
00:57:12,375 --> 00:57:14,000
‏-‏ عوضی‏.‏
‏-‏ راد‏.‏

1253
00:57:14,083 --> 00:57:15,750
راد‏.‏ آهای؟

1254
00:57:16,916 --> 00:57:18,541
این یارو چش شده؟

1255
00:57:25,416 --> 00:57:27,083
‏-‏ این‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ مارکوس‏.‏

1256
00:57:27,125 --> 00:57:28,666
‏-‏ ها؟
‏-‏ به کمکت نیاز دارم‏.‏

1257
00:57:28,708 --> 00:57:31,166
به کمک من نیاز داری؟
اوه خدای من‏.‏ واقعاً استرس گرفتم‏.‏

1258
00:57:31,208 --> 00:57:33,166
برو روی بالکن.‏ باشه؟
اونجا منتظرم باش‏.‏

1259
00:57:33,208 --> 00:57:35,750
هر اتفاقی افتاد‏،‏
تا وقتی بهت علامت ندادم‏،‏ نیا داخل.‏

1260
00:57:35,791 --> 00:57:38,375
باشه‏.‏ حتماً‏.‏

1261
00:57:38,458 --> 00:57:41,708
راد‏،‏ حالت خوبه؟
مثل یه ژامبون لعاب‌دار شدی‏.‏

1262
00:57:41,791 --> 00:57:44,708
خوبم‏.‏
صدای بیس داره من رو داغون می‌کنه.‏

1263
00:57:44,791 --> 00:57:45,916
اوه خدای من‏.‏

1264
00:57:46,541 --> 00:57:49,041
اینجایی‏،‏ رفیق‏.‏
همه جا دنبالت می‌گشتم‏.‏

1265
00:57:49,083 --> 00:57:52,541
آره‏،‏ فقط دارم منظره فوق‌العاده‌ات رو
برای بعد توی بانک ذهنم ذخیره می‌کنم‏.‏

1266
00:57:52,583 --> 00:57:55,833
آه‏،‏ درک می‌کنم.‏
من خودم بارها باهاش حال کردم‏.‏

1267
00:57:55,875 --> 00:57:58,000
‏-‏ بریم سر اصل مطلب‏،‏ رفیق‏.‏
‏-‏ آره‏.‏

1268
00:57:58,041 --> 00:58:00,958
من داشتم با خونسردی رفتار می‌کردم که
مورد معاملاتی خونه‌ام رو به راد بدم‏.‏

1269
00:58:01,000 --> 00:58:03,958
شاید حتی جوری رفتار می‌کردم که انگار دارم
به تو تمایل پیدا می‌کنم‏،‏

1270
00:58:04,000 --> 00:58:04,958
تا درام رو بیشتر کنم‏.‏

1271
00:58:05,000 --> 00:58:06,958
من چیزی رو که آدمای
تلویزیون می‌خوان بهشون می‌دم‏.‏

1272
00:58:07,000 --> 00:58:09,833
ولی می‌خوام مرد گنده امشب یه برد بزرگ
داشته باشه‏.‏ منظورم رو می‌فهمی‏،‏ درسته؟

1273
00:58:09,875 --> 00:58:12,125
آره‏،‏ البته‏.‏
این کلاً کار منه‏.‏

1274
00:58:12,208 --> 00:58:13,833
راد‏،‏ شین رو دیدی؟

1275
00:58:13,875 --> 00:58:16,833
دیردره‏،‏ من وقت این حرف‌ها رو ندارم‏.‏
دارم یه کار مهم می‌کنم‏.‏

1276
00:58:16,875 --> 00:58:18,500
چی؟

1277
00:58:18,541 --> 00:58:20,041
انگار داری می‌رقصی‏.‏

1278
00:58:20,083 --> 00:58:22,000
آره‏،‏ رقص خیلی مهم‏،‏ باشه؟

1279
00:58:22,041 --> 00:58:25,958
دارم دوربین رو روی خودم نگه می‌دارم‏،‏
و مارکوس رو از جاش دور نگه می‌دارم‏.‏

1280
00:58:26,000 --> 00:58:27,791
‏-‏ اوه خدای من‏.‏
‏-‏ جاش کجاست؟

1281
00:58:27,833 --> 00:58:30,250
‏"‏جاش کجاست؟‏"‏ ‏"‏جاش کجاست؟‏"‏

1282
00:58:31,250 --> 00:58:32,250
لعنتی‏!‏

1283
00:58:32,291 --> 00:58:33,500
می‌ریم داخل.‏

1284
00:58:33,583 --> 00:58:36,491
مردم رو جمع می‌کنیم‏،‏
اعلامیه رو می‌دیم‏.‏

1285
00:58:36,541 --> 00:58:38,833
می‌تونم من باشم که خبر خوب
رو بهش می‌دم؟

1286
00:58:38,875 --> 00:58:42,708
برادر برادرم‏،‏ برادر منه‏.‏

1287
00:58:42,791 --> 00:58:44,458
‏-‏ حله‏.‏
‏-‏ آره‏!‏

1288
00:58:46,000 --> 00:58:47,833
آره‏!‏

1289
00:58:49,583 --> 00:58:52,791
نه‏!‏ نه‏!‏ نه‏!‏ نه‏!‏ نه‏!‏

1290
00:58:58,333 --> 00:58:59,708
نه‏!‏ نه‏!‏ نه‏!‏

1291
00:59:01,458 --> 00:59:03,208
اوه لعنتی‏!‏

1292
00:59:03,250 --> 00:59:05,291
‏-‏ اوه خدای من‏.‏ اوه خدای من‏.‏
‏-‏ چی؟ چی؟

1293
00:59:05,333 --> 00:59:06,375
نفس نمی‌کشه‏.‏

1294
00:59:06,416 --> 00:59:09,833
کسی می‌دونه چطور باید
تراکئوتومی اورژانسی انجام داد؟

1295
00:59:09,875 --> 00:59:12,916
من می‌دونم‏.‏
یکی از مادرای ناتنیم امدادگر بود‏.‏

1296
00:59:12,958 --> 00:59:14,083
ببخشید‏.‏

1297
00:59:14,166 --> 00:59:15,416
لعنتی‏.‏ ببخشید‏.‏

1298
00:59:15,500 --> 00:59:17,125
دارم میام پایین‏!‏

1299
00:59:21,416 --> 00:59:24,166
اوه خدای من‏.‏
راد یه نی فلزی توی جیبش داره‏.‏

1300
00:59:24,208 --> 00:59:27,291
باهاش مواد مصرف می‌کرد‏.‏
وقت توضیح بیشتر نیست‏.‏

1301
00:59:27,333 --> 00:59:28,958
‏-‏ بفرما‏.‏
‏-‏ آره‏.‏ باشه‏.‏

1302
00:59:29,000 --> 00:59:30,125
وقتی گلوش رو سوراخ کردم‏،‏

1303
00:59:30,166 --> 00:59:31,958
تو بهش فشار بیار تا
خون‌ریزی کم بشه‏.‏

1304
00:59:32,000 --> 00:59:33,333
باشه‏.‏

1305
00:59:33,416 --> 00:59:34,833
اوه لعنتی‏!‏

1306
00:59:34,916 --> 00:59:36,416
اوه خدای من‏.‏

1307
00:59:36,500 --> 00:59:38,208
با من باش‏،‏ رفیق‏.‏

1308
00:59:41,291 --> 00:59:42,291
آخ‏.‏

1309
00:59:56,583 --> 00:59:58,833
اوه خدای من‏.‏ نفس می‌کشه‏!‏

1310
00:59:58,875 --> 01:00:00,875
مار‏.‏‏.‏‏.‏ مارکوس‏،‏
تو نجاتش دادی‏!‏

1311
01:00:00,916 --> 01:00:02,625
مارکوس یه قهرمانه‏!‏

1312
01:00:04,541 --> 01:00:06,125
ممنون‏.‏ من‏.‏‏.‏‏.‏ اوه‏.‏

1313
01:00:06,166 --> 01:00:07,291
‏-‏ باورنکردنیه‏.‏
‏-‏ اوه خدای من‏.‏

1314
01:00:07,333 --> 01:00:09,416
‏-‏ نه‏.‏ لطفاً‏.‏ یعنی‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ تو یه ستاره‌ای‏.‏

1315
01:00:09,458 --> 01:00:12,250
هر کسی توی موقعیت من بود
همین کار رو می‌کرد‏.‏

1316
01:00:16,041 --> 01:00:17,375
اوه‏.‏

1317
01:00:17,458 --> 01:00:18,791
اوف‏.‏

1318
01:00:18,833 --> 01:00:21,125
‏-‏ یه معجزه‏!‏
‏-‏ خدا رو شکر که اینجاست‏.‏

1319
01:00:21,166 --> 01:00:23,833
‏-‏ باورنکردنیه‏.‏
‏-‏ چیزی نبود‏،‏ واقعاً‏.‏ اوه خدای من‏.‏

1320
01:00:23,875 --> 01:00:26,916
شماها خیلی مهربونید‏.‏ ممنون‏.‏

1321
01:00:26,958 --> 01:00:28,916
‏-‏ شماها هم همین کار رو می‌کردید‏.‏
‏-‏ قهرمان‏!‏

1322
01:00:28,958 --> 01:00:31,166
‏-‏ عالی.‏ بهترین تاریخ‏.‏
‏-‏ بس کن‏.‏

1323
01:00:31,208 --> 01:00:33,416
‏-‏ فقط خوشحالم که سالمه‏.‏
‏-‏ آره‏!‏

1324
01:00:33,458 --> 01:00:35,541
بیایید همه برای
مارکوس دست بزنیم‏!‏

1325
01:00:35,583 --> 01:00:37,208
اون یه قهرمانه‏،‏ درسته؟

1326
01:00:38,416 --> 01:00:39,416
اشتباهه‏!‏

1327
01:00:39,458 --> 01:00:41,250
راد‏،‏ داری چی‌کار می‌کنی؟

1328
01:00:41,291 --> 01:00:42,750
اوه‏،‏ نمی‌دونم عزیزم‏.‏

1329
01:00:42,791 --> 01:00:44,708
فقط دارم فکر می‌کنم کی قراره
این مسخره‌بازی رو تموم کنیم‏.‏‏.‏‏.‏

1330
01:00:44,791 --> 01:00:46,416
و وانمود نکنیم که
این غریبه‏،‏

1331
01:00:46,458 --> 01:00:48,541
این کلاهبردار‏،‏
بخشی از خانواده ماست‏.‏

1332
01:00:48,583 --> 01:00:50,875
راد‏،‏ الان چی داری می‌گی‏،‏
داداش؟

1333
01:00:51,375 --> 01:00:55,083
به من ‏"‏داداش‏"‏ نگو‏،‏ باشه؟
من تو رو روی بالکن با جاش دیدم‏.‏

1334
01:00:55,125 --> 01:00:56,666
تو داشتی برنامه‌ریزی
می‌کردی که.‏‏.‏‏.‏

1335
01:00:56,708 --> 01:00:58,166
این خونه رو درست از
چنگ من در بیاری‏.‏

1336
01:00:58,208 --> 01:01:00,166
چی داری می‌گی؟ نه‏،‏ این‌طور نبود.‏

1337
01:01:00,208 --> 01:01:01,958
چطور می‌تونم به حرفای
تو اعتماد کنم؟

1338
01:01:02,000 --> 01:01:05,416
تو تمام مدت به ما دروغ گفتی‏.‏
هی‏،‏ به این نگاه کن‏.‏

1339
01:01:06,416 --> 01:01:07,458
این رو می‌شناسی؟

1340
01:01:08,708 --> 01:01:09,916
اوه لعنتی‏.‏

1341
01:01:10,000 --> 01:01:15,375
این دستبند بیمارستان مارکوسه
از یه تیمارستان!‏

1342
01:01:15,916 --> 01:01:18,416
اون یه بیمار روانی فراریه‏.‏

1343
01:01:20,375 --> 01:01:21,375
چی شده؟

1344
01:01:23,958 --> 01:01:25,958
حالا هیچی برای
گفتن نداری‏،‏ ها؟

1345
01:01:26,708 --> 01:01:29,041
راه فراری از
این یکی نداری‏،‏ رفیق‏.‏

1346
01:01:33,458 --> 01:01:34,625
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1347
01:01:36,416 --> 01:01:37,416
حق با اونه‏.‏

1348
01:01:39,000 --> 01:01:40,291
من بهتون دروغ گفتم‏.‏

1349
01:01:41,291 --> 01:01:44,541
می‌ترسیدم اگه حقیقت رو
بهتون بگم من رو قبول نکنید‏.‏

1350
01:01:47,083 --> 01:01:50,166
من توسط خیلی از آدم‌ها
طرد شدم‏.‏‏.‏‏.‏

1351
01:01:52,208 --> 01:01:53,458
که‏.‏‏.‏‏.‏

1352
01:01:54,875 --> 01:01:56,916
شروع کردم از خودم
متنفر بشم‏.‏

1353
01:01:58,166 --> 01:02:01,125
یه زمانی‏،‏ من این‌قدر‏.‏‏.‏‏.‏
تنها بودم‏.‏‏.‏‏.‏

1354
01:02:01,166 --> 01:02:03,458
که فکر کردم شاید یه کار
اساسی بکنم‏.‏

1355
01:02:04,125 --> 01:02:07,958
واسه همین خودم رو توی یه مرکز
توان‌بخشی بستری کردم‏،‏ و‏.‏‏.‏‏.‏

1356
01:02:09,416 --> 01:02:10,791
اصلاً کمکی نکرد‏.‏

1357
01:02:13,166 --> 01:02:15,500
فکر کنم سرنوشت من
اینه که تنها باشم‏.‏

1358
01:02:18,916 --> 01:02:22,500
متأسفم که بهت دروغ گفتم‏،‏ راد‏.‏
ولی نمی‌فهمم‏.‏

1359
01:02:22,541 --> 01:02:24,208
ایمیل‌هامون‏،‏
ما این ارتباط رو داشتیم‏.‏

1360
01:02:24,250 --> 01:02:25,958
اون اون ایمیل‌ها رو ننوشت‏.‏

1361
01:02:26,375 --> 01:02:27,375
من نوشتم‏.‏

1362
01:02:28,958 --> 01:02:30,166
اوه لعنت به‏.‏‏.‏‏.‏

1363
01:02:30,208 --> 01:02:33,041
لعنت بهش‏.‏ توی اینترنت داشتی
بهم دروغ می‌گفتی؟

1364
01:02:33,083 --> 01:02:36,083
بهت دروغ نمی‌گفتم‏،‏ مارکوس‏.‏

1365
01:02:36,125 --> 01:02:38,375
‏-‏ هر چیزی توی اون ایمیل‌ها راست بود‏.‏
‏-‏ لعنتی‏.‏

1366
01:02:38,416 --> 01:02:41,291
من فقط داشتم وانمود می‌کردم
کس دیگه‌ای هستم‏.‏

1367
01:02:41,333 --> 01:02:44,625
باشه‏،‏ شاید این تعریف فنی
جعل‌هویت اینترنتی باشه‏.‏

1368
01:02:44,708 --> 01:02:46,708
‏-‏ آره‏.‏
‏-‏ ولی چرا؟

1369
01:02:46,791 --> 01:02:48,791
چون من اصلاً تو رو
نمی‌شناختم‏!‏

1370
01:02:51,083 --> 01:02:52,208
تو یه غریبه‌ای‏.‏

1371
01:02:55,166 --> 01:02:57,208
من خیلی متأسفم‏،‏ مارکوس‏.‏

1372
01:02:57,250 --> 01:02:58,541
این حرف رو جدی نزد‏.‏

1373
01:02:58,625 --> 01:03:00,708
آره‏،‏ جدی بود‏.‏

1374
01:03:02,208 --> 01:03:03,416
ولی اشکالی نداره‏.‏

1375
01:03:06,375 --> 01:03:07,541
لعنت بهش‏.‏

1376
01:03:08,291 --> 01:03:09,458
مارکوس‏،‏ صبر کن‏!‏

1377
01:03:10,916 --> 01:03:12,375
فقط تنهام بذار‏.‏

1378
01:03:14,958 --> 01:03:16,333
و کات‏!‏

1379
01:03:16,375 --> 01:03:18,791
فکر کنم گرفتیمش‏.‏
کارتون عالی بود‏،‏ بچه‌ها‏.‏

1380
01:03:18,833 --> 01:03:22,708
‏-‏ فوق‌العاده بود‏.‏
‏-‏ آره‏.‏ هی‏،‏ با احتیاط رانندگی کن‏،‏ باشه؟

1381
01:03:23,166 --> 01:03:25,666
باورنکردنی بود‏.‏

1382
01:03:26,416 --> 01:03:27,750
آفرین،‏ کله گنده.‏

1383
01:04:07,958 --> 01:04:11,958
باشه‏،‏ مارکوس‏،‏ یادت باشه‏،‏
اگه این رو بزنم‏،‏ تو یه امتیاز می‌گیری‏.‏

1384
01:04:13,791 --> 01:04:14,791
هی‏،‏ راد‏!‏

1385
01:04:14,833 --> 01:04:15,958
عمراً‏!‏

1386
01:04:16,000 --> 01:04:18,916
‏-‏ اون یارو کیه؟
‏-‏ اوه‏،‏ اون برادر بزرگ‌ترم‏،‏ جاشه‏.‏

1387
01:04:18,958 --> 01:04:21,625
اون از دانشگاه برگشته خونه و
توی گلدمن ساکس کارآموزی می‌کنه‏.‏

1388
01:04:21,666 --> 01:04:25,791
اون می‌تونه وزن بدن خودش رو
پرس سینه بزنه و خیلی خفنه‏.‏

1389
01:04:25,833 --> 01:04:27,833
‏-‏ اون باحال‌ترینه‏.‏
‏-‏ باحال‌تر از تو؟

1390
01:04:27,875 --> 01:04:30,916
بیا بریم‏!‏ بهت نیاز دارم کمکم کنی برم
توی یه مهمونی دبیرستانی‏.‏

1391
01:04:30,958 --> 01:04:33,791
‏-‏ ببخشید‏،‏ مارکوس‏،‏ باید برم‏.‏
‏-‏ هفته دیگه همین موقع؟

1392
01:04:33,833 --> 01:04:36,333
آره‏.‏ حتماً‏،‏ رفیق‏.‏
بهت زنگ می‌زنم‏.‏

1393
01:04:39,166 --> 01:04:40,375
اون کی بود؟

1394
01:04:40,833 --> 01:04:44,333
فقط یه کار خیریه احمقانه که
برای دانشگاه انجام می‌دم‏.‏

1395
01:05:09,916 --> 01:05:10,916
بله؟

1396
01:05:10,958 --> 01:05:13,458
هی‏،‏ برادر بزرگ سال‏!‏

1397
01:05:14,041 --> 01:05:17,541
فقط خواستم یه سر بزنم‏،‏
مطمئن بشم برای فردا آماده‌ای‏.‏

1398
01:05:17,583 --> 01:05:20,708
تو هنوز میای؟
فکر کردم همه چیز رو خراب کردم‏.‏

1399
01:05:21,083 --> 01:05:22,958
‏-‏ چی‏.‏‏.‏‏.‏ منظورت چیه؟
‏-‏ ها؟

1400
01:05:23,000 --> 01:05:25,375
نمی‌دونم‏.‏
نابود کردن مارکوس جلوی همه؟

1401
01:05:25,416 --> 01:05:27,583
‏-‏ فرستادن برادرم به بیمارستان؟
‏-‏ اوه‏.‏

1402
01:05:27,625 --> 01:05:29,666
اوه‏،‏ اون‏.‏ آره‏،‏ هی‏،‏ تو خوبی‏.‏

1403
01:05:29,750 --> 01:05:32,541
یعنی‏،‏
قطعاً یه ویرایش شرورانه بود‏.‏

1404
01:05:32,625 --> 01:05:36,333
‏-‏ شیطانی‏،‏ جامعه‌ستیز بود‏.‏
‏-‏ اوه‏!‏

1405
01:05:36,375 --> 01:05:39,125
راستش‏،‏ انگار می‌گفت‏:‏
‏"‏کی این هیولا رو بزرگ کرده؟‏"‏

1406
01:05:39,166 --> 01:05:40,000
دیدنش سخت بود‏.‏

1407
01:05:40,041 --> 01:05:43,666
ولی شبکه عاشقشه‏.‏
دارن ازش استقبال می‌کنن‏.‏

1408
01:05:43,708 --> 01:05:46,333
تنها مشکل اینه که‏،‏
ما واقعاً یه پایان نداریم‏.‏

1409
01:05:46,375 --> 01:05:47,250
هوم‏.‏

1410
01:05:47,291 --> 01:05:50,791
و تنها چیزی که مخاطب‌ها بیشتر از
یه شخصیت شرور نمادین دوست دارن‏.‏‏.‏‏.‏

1411
01:05:50,833 --> 01:05:52,208
یه لحظه رستگاریه‏.‏

1412
01:05:52,250 --> 01:05:56,250
و بنابراین ما فکر می‌کنیم که مارکوس
به تو جایزه برادر بزرگ سال رو بده‏.‏‏.‏‏.‏

1413
01:05:56,291 --> 01:05:59,750
پایان عالی برای قوس داستانی
فصل توئه‏،‏ داداش‏.‏

1414
01:05:59,791 --> 01:06:00,750
آره‏.‏

1415
01:06:00,791 --> 01:06:02,916
می‌دونی‏،‏ بعد از کاری
که اون شب کردم‏،‏

1416
01:06:02,958 --> 01:06:05,000
فکر نمی‌کنم مارکوس اونجا باشه‏،‏
پس‏.‏‏.‏‏.‏

1417
01:06:05,041 --> 01:06:06,750
بذار ما نگران اون باشیم‏.‏

1418
01:06:06,833 --> 01:06:09,916
آره‏،‏ ما‏.‏‏.‏‏.‏
ما قبلاً توی این موقعیت بودیم‏.‏

1419
01:06:10,250 --> 01:06:12,166
جدی؟
خیلی خاص به نظر می‌رسه‏.‏

1420
01:06:12,208 --> 01:06:14,083
ما با قضیه مارکوس
کنار میایم‏.‏

1421
01:06:14,166 --> 01:06:16,583
تو فقط بیا و خودت باش‏.‏

1422
01:06:16,625 --> 01:06:20,000
‏-‏ هیجان‌زده باش‏.‏ باشه؟
‏-‏ باشه‏،‏ ما تو رو مثل خانواده می‌دونیم‏،‏ واقعاً‏.‏

1423
01:06:20,041 --> 01:06:21,458
‏-‏ واقعاً‏.‏ دوستت داریم‏.‏
‏-‏ دوستت دارم‏.‏

1424
01:06:21,500 --> 01:06:24,250
اگه چیزی نیاز داشتی‏،‏
به دستیارم زنگ بزن‏.‏

1425
01:06:33,416 --> 01:06:35,333
[مارکوس پینچل]
[367‏ ایمیل]

1426
01:06:35,458 --> 01:06:36,500
[دارم میام پیشت‏،‏ داداش بزرگ]

1427
01:06:36,666 --> 01:06:37,750
خدایا‏.‏

1428
01:06:39,375 --> 01:06:41,666
راد عزیز‏،‏
ممنون بابت ایمیل آخرت‏.‏

1429
01:06:41,708 --> 01:06:45,750
حرفات توی دوران تخلیه و
دادگاه خیلی آرامش‌بخش بود‏.‏

1430
01:06:45,791 --> 01:06:48,333
تو بهترین برادر بزرگی هستی
که یه نفر می‌تونه داشته باشه‏.‏

1431
01:06:48,375 --> 01:06:49,791
راد‏،‏ داداش بزرگ‏،‏ چطوری؟

1432
01:06:49,833 --> 01:06:51,958
ممنون بابت نصیحتی که
بهم کردی‏.‏ اون‏.‏‏.‏‏.‏

1433
01:06:52,000 --> 01:06:53,875
خب‏،‏ من توی یه سقوط هواپیمای
دیگه بودم‏،‏

1434
01:06:53,916 --> 01:06:57,833
و دوباره احساس گناه بازمانده
بودن دارم‏.‏ لعنت به زندگیم‏.‏

1435
01:06:57,875 --> 01:07:00,208
هی‏،‏ داداش‏.‏
الان واقعاً احساس تنهایی می‌کنم‏.‏

1436
01:07:00,250 --> 01:07:01,625
خیلی ممنونم که می‌تونم
بهت تکیه کنم‏.‏

1437
01:07:01,666 --> 01:07:02,916
رفیق‏!‏ حدس بزن چی شده‏،‏ راد‏.‏

1438
01:07:02,958 --> 01:07:04,666
اون روز یه اسب دیدم‏،‏

1439
01:07:04,708 --> 01:07:07,500
و یادم افتاد وقتی بازی
‏"‏اسب‏"‏ رو می‌کردیم‏.‏

1440
01:07:07,541 --> 01:07:10,291
یادت میاد فکر می‌کردم اسمش
‏"‏عصب"‏ بود؟

1441
01:07:10,333 --> 01:07:12,708
اولین کاری که دفعه بعد
ببینمت می‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏

1442
01:07:12,750 --> 01:07:14,333
اینه که تو رو
به یه مسابقه دوباره‏.‏‏.‏‏.‏

1443
01:07:14,375 --> 01:07:15,291
توی زمین‏ دعوت کنم.‏

1444
01:07:15,333 --> 01:07:18,833
هی‏،‏ راد‏.‏ خیلی ممنونم که می‌تونم
تو رو برادرم صدا کنم‏،‏

1445
01:07:18,875 --> 01:07:21,208
تنها خانواده‌ای که
من رو ول نکرده‏.‏

1446
01:07:21,291 --> 01:07:23,583
برادرها تا ابد‏.‏

1447
01:07:23,666 --> 01:07:25,291
برادرها تا ابد‏.‏

1448
01:07:25,375 --> 01:07:26,791
برادرها تا ابد‏.‏

1449
01:07:35,083 --> 01:07:38,208
[!امشب]
[جایزه مراسم برادر بزرگ]

1450
01:07:38,333 --> 01:07:39,875
برادران بزرگتر]
[برادران کوچکتر

1451
01:07:43,666 --> 01:07:44,366
برادر بزرگ سال]
[راد لاندی

1452
01:07:44,416 --> 01:07:47,666
بچه‌ها‏،‏ واقعاً ممنونم که برای
سخنرانی مهمم اینجا هستید‏.‏

1453
01:07:47,708 --> 01:07:50,375
ما برای تو اینجا نیستیم‏.‏
ما برای مامان اینجا هستیم‏.‏

1454
01:07:50,416 --> 01:07:53,000
آره‏،‏ راستش رو بخوای‏،‏ ما
خیلی ذوق‌زده نیستیم که تو یه جایزه.‏‏.‏‏.‏

1455
01:07:53,041 --> 01:07:55,416
برای کمک به کسی که زندگیش رو
خراب کردی‏ می‌گیری،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

1456
01:07:55,458 --> 01:07:57,791
قبول دارم‏،‏
بهترین لحظه‌ام نبود‏.‏

1457
01:07:57,833 --> 01:07:59,708
ولی میگن مارکوس امروز
اینجا میاد،‏

1458
01:07:59,791 --> 01:08:01,875
پس شاید بتونیم اوضاع رو
درست کنیم و به جلو بریم‏.‏

1459
01:08:01,916 --> 01:08:03,583
ما میریم صندلی پیدا کنیم‏.‏

1460
01:08:09,291 --> 01:08:10,708
و همه خوشحالن‏.‏

1461
01:08:12,833 --> 01:08:15,291
عالیه‏.‏ عزیزم‏،‏
کارت خیلی خوب بود‏.‏

1462
01:08:15,375 --> 01:08:16,625
آره‏.‏ ممنون‏.‏

1463
01:08:19,708 --> 01:08:21,416
می‌دونم که منتظر این بودی‏.‏

1464
01:08:21,458 --> 01:08:25,708
‏-‏ اگه کاری که من کردم این رو ازت گرفت‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ اوه‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏ من عادت دارم‏.‏

1465
01:08:25,791 --> 01:08:30,000
برگشتم سر جای اولم‏،‏ یه مراسم بزرگ
برای یه هدف الکی برگزار می‌کنم‏.‏

1466
01:08:30,125 --> 01:08:31,375
از شبت لذت ببر‏.‏

1467
01:08:35,291 --> 01:08:37,583
‏-‏ اینجایی‏.‏
‏-‏ هی‏.‏ مارکوس رو دیدی؟

1468
01:08:37,625 --> 01:08:41,416
نه‏.‏ تعجب نمی‌کنم اگه دیگه
هیچ‌وقت نخواد من رو ببینه‏.‏

1469
01:08:41,458 --> 01:08:43,250
واقعاً؟ فکر کردم شما دو تا
با هم جور شدید‏.‏

1470
01:08:43,291 --> 01:08:47,625
اون از من خوشش اومد‏.‏
ولی هنوز داشت من رو می‌شناخت‏.‏

1471
01:08:48,291 --> 01:08:50,041
اون تو رو دوست داشت‏.‏

1472
01:08:51,666 --> 01:08:54,375
اوه‏،‏ اومدی‏!‏
خیلی خوشحالم که اینجایی‏.‏

1473
01:08:54,458 --> 01:08:55,458
مارکوس؟

1474
01:08:59,541 --> 01:09:01,958
مارکوس‏،‏
خیلی خوشحالم که اینجایی‏.‏

1475
01:09:02,000 --> 01:09:04,375
البته‏،‏ داداش بزرگ‏.‏
به هیچ قیمتی از دستش نمی‌دادم‏.‏

1476
01:09:04,416 --> 01:09:07,000
اوه‏،‏ ببینید شما دو تا چقدر زود
با هم کنار اومدید‏.‏ عاشقشم‏.‏

1477
01:09:07,041 --> 01:09:08,375
آره‏،‏ ولی اون مارکوس نیست‏.‏

1478
01:09:08,416 --> 01:09:10,416
مگه تو پلیسی؟

1479
01:09:10,458 --> 01:09:11,666
نه‏،‏ اون یه بدل‌کاره‏.‏

1480
01:09:11,708 --> 01:09:14,291
اون قراره جایزه‌ات رو روی
صحنه بهت بده‏،‏

1481
01:09:14,333 --> 01:09:16,958
و بعد ما قراره صورت واقعی
مارکوس رو‏.‏‏.‏‏.‏

1482
01:09:17,000 --> 01:09:18,916
با استفاده از جلوه‌های ویژه
روی اون بچسبونیم‏.‏

1483
01:09:18,958 --> 01:09:22,250
‏-‏ می‌تونید این کار رو بکنید؟
‏-‏ ‏"‏می‌تونید این کار رو بکنید؟‏"‏

1484
01:09:22,291 --> 01:09:23,625
آره‏،‏
می‌تونیم این کار رو بکنیم‏.‏

1485
01:09:23,666 --> 01:09:25,041
بیشتر سخنرانی‌های
اسکار که می‌بینی،‏

1486
01:09:25,083 --> 01:09:26,500
مردم سرشون شلوغه‏،‏
پس فقط همینه‏.‏

1487
01:09:26,541 --> 01:09:29,041
ما این کار رو می‌کنیم‏.‏
پس اون قراره جایزه‌ات رو بهت بده‏.‏

1488
01:09:29,083 --> 01:09:31,416
تو سخنرانیت رو می‌کنی‏،‏
بعد مارکوس اینجا‏.‏‏.‏‏.‏

1489
01:09:31,458 --> 01:09:33,791
یه بغل گنده بهت میده
و میگه‏.‏‏.‏‏.‏

1490
01:09:33,833 --> 01:09:34,875
دوستت دارم‏،‏ داداش بزرگ‏.‏

1491
01:09:34,916 --> 01:09:37,541
‏"‏دوستت دارم‏،‏ داداش بزرگ‏.‏‏"‏
دارم گریه می‌کنم‏.‏

1492
01:09:37,583 --> 01:09:41,208
‏-‏ و اینترنت دیوونه می‌شه‏.‏
‏-‏ این می‌شه یه لحظه وایریال‏.‏

1493
01:09:41,625 --> 01:09:44,666
می‌دونی‏،‏ بهتر شد که
ماتیلدا با من بهم زد‏،‏

1494
01:09:44,750 --> 01:09:47,041
چون قرار گذاشتن با
یه سنگ خیلی سخت بود‏.‏

1495
01:09:47,083 --> 01:09:49,375
ولی این رابطه جدید‏،‏

1496
01:09:49,458 --> 01:09:52,333
خیلی نرم‌تره‏،‏

1497
01:09:52,416 --> 01:09:53,583
و بوش‏.‏‏.‏‏.‏

1498
01:09:53,625 --> 01:09:57,000
اوه‏،‏ باشه‏.‏ باشه‏،‏ کیت‏.‏ این یه‏.‏‏.‏‏.‏
خاطره عالی بود‏.‏

1499
01:09:57,041 --> 01:10:00,333
بیا روی این مکث کنیم‏.‏
ادامه داره‏،‏ آره؟

1500
01:10:01,333 --> 01:10:03,166
اوه خدایا‏!‏

1501
01:10:03,250 --> 01:10:04,958
آخ‏.‏

1502
01:10:05,041 --> 01:10:06,250
مارکوس؟

1503
01:10:06,708 --> 01:10:08,541
ما در مورد این صحبت کردیم‏.‏

1504
01:10:08,583 --> 01:10:10,666
‏-‏ نمی‌تونیم دوباره تو رو بستری کنیم‏.‏
‏-‏ چرا نه؟

1505
01:10:10,750 --> 01:10:13,375
ما تازه تعمیر سقف دیگه رو
که خراب کردی تموم کردیم‏.‏

1506
01:10:13,416 --> 01:10:15,458
چرا از در اصلی نیومدی تو؟

1507
01:10:15,500 --> 01:10:18,000
بهت گفتم‏.‏
داشتم سعی می‌کردم یواشکی برگردم تو‏.‏

1508
01:10:18,041 --> 01:10:20,041
اصلاً لازم نبود
یواشکی بری بیرون‏.‏

1509
01:10:20,083 --> 01:10:22,208
تو اینجا داوطلبانه بودی‏.‏

1510
01:10:22,250 --> 01:10:24,083
دکتر‏،‏
حس می‌کنم به من گوش نمی‌دی‏.‏

1511
01:10:24,125 --> 01:10:27,291
نه‏،‏ تو گوش نمی‌دی‏.‏
ببین‏،‏ می‌دونم زندگی سختی داشتی‏.‏

1512
01:10:27,333 --> 01:10:29,166
ولی از نظر پزشکی هیچ
مشکلی نداری‏.‏

1513
01:10:29,208 --> 01:10:32,083
تو فقط‏.‏‏.‏‏.‏
یه جورایی عجیب و فوق‌العاده تنهایی‏.‏

1514
01:10:32,125 --> 01:10:34,541
شوخی می‌کنی؟ به من نگاه کن‏.‏
من داغونم‏.‏

1515
01:10:34,791 --> 01:10:37,791
رفتم بیرون‏،‏ و جامعه من رو
جوید و تف کرد بیرون‏.‏

1516
01:10:37,875 --> 01:10:40,083
من بهت نیاز دارم‏،‏ دکتر‏.‏
من کمک می‌خوام‏.‏

1517
01:10:40,125 --> 01:10:41,250
‏-‏ به پات می‌افتم.‏
‏-‏ چی؟

1518
01:10:41,291 --> 01:10:43,208
به پات می‌افتم.‏
اون‌ور رو نگاه کن‏!‏

1519
01:10:43,250 --> 01:10:45,208
‏‫- به پات می‌افتم.‏
‏-‏ مارکوس‏.‏ مارکوس‏،‏ به من گوش کن‏.‏

1520
01:10:45,250 --> 01:10:48,041
به جز یه جور جنون‏.‏‏.‏‏.‏

1521
01:10:48,125 --> 01:10:50,583
واقعاً کاری از
دستم برنمیاد‏.‏

1522
01:10:50,625 --> 01:10:51,583
‏-‏ باشه؟
‏-‏ باشه‏.‏

1523
01:10:51,625 --> 01:10:53,916
‏-‏ می‌خوام بلند بشی.‏
‏-‏ ببخشید‏‏.‏ کارم درست نبود.‏

1524
01:10:53,958 --> 01:10:55,125
‏-‏ دارم بلند می‌شم‏.‏
‏-‏ باشه‏.‏

1525
01:10:55,166 --> 01:10:56,291
من خوبم‏.‏

1526
01:10:56,333 --> 01:10:58,250
‏-‏ باشه‏.‏
‏-‏ و دارم میرم‏.‏

1527
01:10:58,291 --> 01:10:59,625
خوبه‏.‏ خوبه‏.‏

1528
01:11:02,375 --> 01:11:03,833
نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏!‏

1529
01:11:05,083 --> 01:11:06,250
دوباره نه‏.‏

1530
01:11:07,000 --> 01:11:09,041
‏-‏ این چطوره‏،‏ دکتر؟
‏-‏ مارکوس‏.‏

1531
01:11:09,083 --> 01:11:11,125
این ‏"‏جنون‏"‏ به اندازه
کافی برات هست؟

1532
01:11:11,166 --> 01:11:14,125
‏-‏ من لعنتی دیوونه‌ام‏،‏ رفیق‏!‏
‏-‏ لعنت به من‏.‏

1533
01:11:14,208 --> 01:11:17,458
افتخار می‌کنم که چنین جایزه
ویژه‌ای رو اهدا می‌کنم‏،‏

1534
01:11:17,541 --> 01:11:22,250
جایزه‌ای که فقط به شایسته‌ترین
برادران بزرگ تعلق می‌گیره‏.‏

1535
01:11:22,291 --> 01:11:24,741
کسی که قابل اعتماد‏،‏ فروتن‏،‏

1536
01:11:24,791 --> 01:11:28,041
و همیشه برادر کوچکش رو
در اولویت قرار میده‏.‏

1537
01:11:28,500 --> 01:11:32,291
مردی که هیچ‌وقت به کسی که نیاز
داره پشت نمی‌کنه‏.‏‏.‏‏.‏

1538
01:11:32,333 --> 01:11:33,791
هی‏،‏ عمو جاش‏،‏
خوب به نظر میای‏.‏

1539
01:11:33,833 --> 01:11:35,583
حتی اگه انجام این کار به نفع
خودش باشه‏.‏‏.‏‏.‏

1540
01:11:35,625 --> 01:11:38,416
دکترا میگن من کاملاً
خوب می‌شم‏.‏

1541
01:11:38,500 --> 01:11:39,875
اوه‏،‏ اون چیه؟

1542
01:11:39,958 --> 01:11:41,958
الکترولارینکس‏.‏

1543
01:11:42,416 --> 01:11:43,916
فقط موقتیه‏.‏

1544
01:11:43,958 --> 01:11:46,583
ولی همون چیزیه که
مایکل داگلاس استفاده کرد‏.‏‏.‏‏.‏

1545
01:11:46,625 --> 01:11:50,250
بعد از اینکه زیاد سر زنش داد کشید
و سرطان گلو گرفت‏.‏

1546
01:11:51,833 --> 01:11:54,500
‏-‏ آره‏.‏
‏-‏ ولی نه شوهرم‏،‏ راد من‏.‏

1547
01:11:55,041 --> 01:11:58,166
پس لطفاً از برادر بزرگ سال
ما استقبال کنید‏،‏

1548
01:11:58,250 --> 01:12:00,041
راد لندی‏.‏

1549
01:12:14,958 --> 01:12:16,625
دوستت دارم‏،‏ داداش بزرگ‏.‏

1550
01:12:17,583 --> 01:12:21,500
ممنونم‏،‏ دیردره‏،‏
برای اون معرفی فوق‌العاده سخاوتمندانه‏.‏

1551
01:12:21,541 --> 01:12:23,375
ممنونم‏،‏ برادران بزرگ‏،‏
برادران کوچک‏،‏

1552
01:12:23,416 --> 01:12:26,166
برای اینکه من رو با این جایزه
مفتخر کردید‏.‏

1553
01:12:26,833 --> 01:12:30,208
ممنونم‏،‏ مارکوس‏،‏
برای اینکه وارد زندگی من شدی‏.‏

1554
01:12:30,250 --> 01:12:32,208
و منظورم اینه‏،‏
به ما نگاه کنید‏.‏

1555
01:12:32,250 --> 01:12:34,958
بعد از این همه سال و پیوند ما
نمی‌تونست قوی‌تر باشه‏.‏

1556
01:12:35,000 --> 01:12:38,583
لعنتی‏،‏ گاهی اوقات یادم میره که
ما برادر واقعی نیستیم‏.‏

1557
01:12:58,208 --> 01:12:59,833
نمی‌تونم این کار رو بکنم‏.‏

1558
01:13:02,375 --> 01:13:04,583
هرچیزی که الان گفتم
چرت و پرت بود‏.‏

1559
01:13:04,625 --> 01:13:07,625
‏-‏ داره چی‌کار می‌کنه؟ چی شده؟
‏-‏ داره چه غلطی می‌کنه؟

1560
01:13:08,666 --> 01:13:12,125
مارکوس طی سال‌ها توسط
خیلی‌ها ناامید شده‏.‏

1561
01:13:15,291 --> 01:13:17,583
فکر می‌کنم من شاید از
همه بدتر باشم‏.‏

1562
01:13:21,250 --> 01:13:22,416
تمام زندگیم‏،‏

1563
01:13:22,500 --> 01:13:24,583
من وسواس داشتم که احترام‏.‏‏.‏‏.‏

1564
01:13:24,666 --> 01:13:26,875
برادر بزرگ خودم رو
به دست بیارم‏.‏

1565
01:13:28,916 --> 01:13:30,333
برادرم‏،‏ جاش‏،‏

1566
01:13:31,416 --> 01:13:34,708
یکی از تاثیرگذارترین آدم‌هایی
هست که تا حالا دیدم‏.‏

1567
01:13:35,666 --> 01:13:37,583
از لحظه‌ای که تونستم
راه برم‏،‏

1568
01:13:38,625 --> 01:13:42,541
تنها کاری که می‌خواستم بکنم این بود که
رضایتش رو به دست بیارم‏.‏

1569
01:13:42,583 --> 01:13:45,583
رفیق‏،‏ حتی وقتی داشتمش‏،‏
نمی‌تونستم ببینمش‏.‏

1570
01:13:45,791 --> 01:13:49,958
اون مرد خودش رو از بیمارستانی که
من بستریش کرده بودم‏،‏ مرخص کرد‏،‏

1571
01:13:50,166 --> 01:13:52,875
فقط برای اینکه امروز
اینجا برای من باشه‏.‏

1572
01:13:53,625 --> 01:13:58,041
حقیقت اینه که‏،‏ اون هیچ‌وقت به این
اهمیت نمی‌داد که من چقدر موفق بودم‏.‏

1573
01:13:58,666 --> 01:14:00,291
مارکوس هم همین‌طور‏.‏‏.‏‏.‏

1574
01:14:02,625 --> 01:14:04,250
یا همسرم‏،‏ دیردره‏.‏‏.‏‏.‏

1575
01:14:05,833 --> 01:14:10,208
کسی که کنارم موند‏،‏ حتی با اینکه من تبدیل
به کسی شدم که اون نمی‌شناخت‏.‏

1576
01:14:10,833 --> 01:14:14,291
و‏،‏ وای‏،‏ این نوع عشق رو راحت می‌شه
نادیده گرفت‏،‏ مگه نه؟

1577
01:14:15,291 --> 01:14:18,500
ولی عشق بی‌قید و شرط
دقیقاً همین برادر بودنه.‏

1578
01:14:20,291 --> 01:14:22,500
خانواده بودن یعنی همین‏.‏

1579
01:14:23,041 --> 01:14:24,958
خدایا‏،‏ مارکوس این رو فهمید‏.‏

1580
01:14:26,458 --> 01:14:27,458
من نفهمیدم‏.‏

1581
01:14:30,916 --> 01:14:34,000
به همین دلیله که نمی‌تونم
این جایزه رو قبول کنم‏.‏

1582
01:14:36,500 --> 01:14:37,625
هی‏،‏ راد‏،‏

1583
01:14:37,708 --> 01:14:39,375
داری چه غلطی می‌کنی؟

1584
01:14:39,416 --> 01:14:41,125
کاری که باید خیلی وقت پیش
انجام می‌دادم‏.‏

1585
01:14:41,166 --> 01:14:42,250
ماشینم رو بیار‏.‏
جلو همدیگه رو می‌بینیم‏.‏

1586
01:14:42,291 --> 01:14:44,291
نه‏،‏ تو باید برگردی اونجا‏.‏

1587
01:14:44,375 --> 01:14:47,666
این پایان نیست‏.‏
تو به برنامه تعهد داری‏.‏

1588
01:14:48,833 --> 01:14:51,041
لعنت به برنامه‏.‏
من استعفا میدم‏.‏

1589
01:14:52,958 --> 01:14:54,666
راد پشتیبان رو بفرستید‏.‏

1590
01:14:58,833 --> 01:15:00,541
دوستت دارم‏،‏ داداش بزرگ‏.‏

1591
01:15:00,583 --> 01:15:02,875
‏-‏ منم دوستت دارم‏،‏ رفیق‏.‏
‏-‏ آره‏.‏

1592
01:15:02,916 --> 01:15:04,583
مایلم از همسرم‏،‏
دیردره‏،‏ تشکر کنم‏،‏

1593
01:15:04,625 --> 01:15:06,666
برای اون معرفی فوق‌العاده
سخاوتمندانه‏.‏

1594
01:15:06,708 --> 01:15:08,958
همچنین می‌خوام تشکر کنم از‏.‏‏.‏‏.‏

1595
01:15:11,583 --> 01:15:12,958
راد‏.‏

1596
01:15:13,125 --> 01:15:16,291
دیدن اینکه اونجا این‌طوری
خودت رو باز کردی‏.‏‏.‏‏.‏

1597
01:15:16,333 --> 01:15:18,541
به من شجاعت داد که بگم‏،‏

1598
01:15:19,375 --> 01:15:22,208
من همیشه یه‌کم بهت
حسودی می‌کردم‏.‏

1599
01:15:22,250 --> 01:15:26,250
‏-‏ تو‏،‏ به من حسودی می‌کنی؟
‏-‏ اوه‏،‏ بی‌خیال‏.‏ به زندگیت نگاه کن‏.‏

1600
01:15:26,291 --> 01:15:28,291
به این زن زیبا نگاه کن‏.‏

1601
01:15:28,375 --> 01:15:31,250
دو تا بچه فوق‌العاده‏.‏
و من چی دارم؟

1602
01:15:32,083 --> 01:15:35,083
‏-‏ یه خونه 19 میلیون دلاری‏.‏
‏-‏ آره‏.‏

1603
01:15:35,166 --> 01:15:36,916
و یه مک‌لارن پی1‏.‏

1604
01:15:36,958 --> 01:15:40,125
و هر چند روز یه بار
با یه مدل اینستاگرامی هستم‏.‏

1605
01:15:40,208 --> 01:15:41,333
دو تا تاکستان‏.‏

1606
01:15:41,458 --> 01:15:44,666
و یه چت گروهی با رابرت داونی جونیور
و سیمون بایلز‏.‏

1607
01:15:44,750 --> 01:15:48,291
ولی چیزی که مهمه اینه
که تو چی داری‏.‏

1608
01:15:49,000 --> 01:15:52,125
خانواده‌ات‏،‏ که میراث توئه‏،‏

1609
01:15:52,208 --> 01:15:55,000
و من فقط خوشحالم که بخشی
از اون هستم‏.‏

1610
01:16:00,833 --> 01:16:01,958
اوه‏،‏ هی‏.‏

1611
01:16:02,041 --> 01:16:03,666
باید برم‏.‏ منتظرم نمونید.‏

1612
01:16:03,708 --> 01:16:04,875
صبر کن‏.‏ کجا میری؟

1613
01:16:05,833 --> 01:16:08,125
میرم که برادر کوچیکم
رو برگردونم‏.‏

1614
01:16:14,791 --> 01:16:17,375
باورم نمیشه که اجازه
میدی این رو برونم‏.‏

1615
01:16:17,458 --> 01:16:19,250
چرا؟ فقط یه ماشینه‏.‏

1616
01:16:20,166 --> 01:16:23,166
خب برنامه چیه؟
اون واقعاً می‌تونه هر جایی باشه‏.‏

1617
01:16:24,291 --> 01:16:25,791
فکر کنم می‌دونم کجاست‏.‏

1618
01:16:29,958 --> 01:16:32,458
هی‏،‏ هم‌اتاقی‏.‏
دلم برات تنگ شده بود‏.‏

1619
01:16:34,666 --> 01:16:35,708
وای‏.‏ اون کیه؟

1620
01:16:39,666 --> 01:16:40,833
خدایا‏!‏

1621
01:16:40,875 --> 01:16:43,041
تویی‏،‏
ولی از گوشت آماده درست شده‏.‏

1622
01:16:43,083 --> 01:16:47,208
باید هر هفته یه دونه جدید درست کنم‏،‏
وگرنه جونورها رو جذب می‌کنه‏.‏

1623
01:16:47,416 --> 01:16:51,833
این قشنگ‌ترین کاریه که کسی
تا حالا برای من کرده‏.‏

1624
01:16:54,625 --> 01:16:58,208
رفیق‏،‏ تو خیلی بهتر از
گوشت رست بیف هستی‏.‏

1625
01:16:59,458 --> 01:17:01,041
برات بالش درست کردم‏.‏

1626
01:17:07,708 --> 01:17:10,000
[به کارولینای شمالی خوش آمدید]

1627
01:17:14,458 --> 01:17:19,958
[مرکز بیداری روانی]

1628
01:17:20,958 --> 01:17:22,000
لعنتی‏!‏

1629
01:17:22,625 --> 01:17:23,625
قفله‏.‏

1630
01:17:23,708 --> 01:17:26,875
فکر کنم یه هتل برامون رزرو کنم‏،‏
و صبح برگردیم؟

1631
01:17:28,916 --> 01:17:29,916
راد؟

1632
01:17:31,583 --> 01:17:32,583
راد؟

1633
01:17:39,375 --> 01:17:40,625
مارکوس؟

1634
01:17:40,708 --> 01:17:41,708
مارکوس؟

1635
01:17:44,125 --> 01:17:45,291
مارکوس؟

1636
01:17:46,041 --> 01:17:47,708
لعنتی‏.‏

1637
01:17:51,208 --> 01:17:53,500
‏-‏ ببخشید‏.‏
‏-‏ نه‏،‏ من متأسفم‏.‏

1638
01:17:53,583 --> 01:17:55,833
من خیلی روی پنجره‌ام
حساس هستم‏.‏

1639
01:17:56,291 --> 01:17:57,625
این ویژگی سمی منه‏.‏

1640
01:17:58,208 --> 01:18:00,958
‏-‏ دنبال کی می‌گردی؟
‏-‏ مارکوس پینچل‏.‏

1641
01:18:01,000 --> 01:18:04,166
‏-‏ سه تا پنجره اون‌ورتر‏،‏ یکی بالاتر‏.‏
‏-‏ ممنون‏.‏

1642
01:18:07,166 --> 01:18:08,166
لعنتی‏.‏

1643
01:18:13,375 --> 01:18:15,291
یکی داره از دیوار
بالا می‌ره‏.‏

1644
01:18:15,333 --> 01:18:18,000
حدس بزنم‏.‏ دوباره گرینچه؟

1645
01:18:18,083 --> 01:18:21,041
نه‏،‏ این دفعه نه‏.‏
یه مرد گنده و قویه‏.‏

1646
01:18:21,125 --> 01:18:22,125
راد؟

1647
01:18:25,208 --> 01:18:26,333
چی می‌خواد؟

1648
01:18:28,125 --> 01:18:30,250
مارکوس می‌خواد بدونه
چی می‌خوای‏.‏

1649
01:18:30,291 --> 01:18:31,500
بهش بگو می‌خوام حرف بزنم‏.‏

1650
01:18:31,541 --> 01:18:33,458
اون می‌خواد من
دبیرستانم رو آتیش بزنم‏.‏

1651
01:18:33,500 --> 01:18:34,458
چی؟

1652
01:18:34,500 --> 01:18:36,250
دارم میام تو‏.‏

1653
01:18:36,333 --> 01:18:37,916
اوه‏.‏

1654
01:18:37,958 --> 01:18:39,208
خدایا‏.‏

1655
01:18:42,625 --> 01:18:44,291
باشه‏،‏ دوربین‌ها کجان؟

1656
01:18:45,000 --> 01:18:46,000
دوربینی نیست‏.‏

1657
01:18:46,625 --> 01:18:47,625
فقط منم‏.‏

1658
01:18:48,291 --> 01:18:51,458
پس چی؟
بالاخره دلت برام سوخته؟

1659
01:18:51,500 --> 01:18:54,333
خب‏،‏ نگران نباش‏.‏
من دقیقاً جایی هستم که باید باشم‏.‏

1660
01:18:54,375 --> 01:18:55,750
به دلسوزی تو احتیاجی ندارم‏.‏

1661
01:18:55,791 --> 01:18:58,583
من اینجا نیستم که بهت
دلسوزی کنم‏،‏ مارکوس‏.‏

1662
01:18:58,625 --> 01:19:00,000
فقط می‌خوام حرف بزنم‏.‏

1663
01:19:02,125 --> 01:19:05,125
ببین‏،‏ نمی‌دونم با این برنامه
چه مرگم شده بود‏.‏

1664
01:19:05,958 --> 01:19:09,250
من همیشه می‌خواستم برادرم
یه جور خاصی بهم نگاه کنه‏.‏

1665
01:19:11,125 --> 01:19:14,958
راستش رو بخوای‏.‏‏.‏‏.‏ و تا وقتی
که تو رفتی‏،‏ این رو نفهمیدم‏،‏

1666
01:19:15,000 --> 01:19:17,875
اما اون‌جوری که می‌خوام
جاش من رو ببینه‏.‏‏.‏‏.‏

1667
01:19:18,708 --> 01:19:20,708
همون‌جوریه که تو
من رو می‌بینی‏.‏

1668
01:19:22,333 --> 01:19:25,000
از بچگی دنبالش بودم‏.‏

1669
01:19:25,541 --> 01:19:27,625
تمام این مدت جلوی چشمم بود‏.‏

1670
01:19:30,166 --> 01:19:33,458
تو همون برادری هستی که
همیشه می‌خواستم‏،‏ مارکوس‏.‏

1671
01:19:37,208 --> 01:19:39,583
فقط متأسفم که کنارت نبودم‏.‏

1672
01:19:41,333 --> 01:19:43,958
و فقط منظورم این
چند ماه اخیر نیست‏.‏

1673
01:19:46,250 --> 01:19:49,666
و متأسفم که وقتی پدر و مادرت مُردن‏،‏
کنارت نبودم‏،‏

1674
01:19:50,041 --> 01:19:53,000
و مجبور شدی بری توی اون
یتیم‌خونه توی دانبار‏.‏

1675
01:19:57,500 --> 01:19:58,958
ایمیل‌هام رو خوندی؟

1676
01:19:59,750 --> 01:20:01,083
تک‌تک‌شون رو‏.‏

1677
01:20:04,208 --> 01:20:06,833
متأسفم که برادرت‏،‏
مانی رو از دست دادی‏.‏

1678
01:20:07,875 --> 01:20:10,291
مجبور شدی تنهایی
اون درد رو تحمل کنی‏.‏

1679
01:20:10,958 --> 01:20:13,375
آره‏.‏ مانی بهترین دوستم بود‏.‏

1680
01:20:15,458 --> 01:20:17,833
هیچ‌وقت نتونستم بهش
بگم دوستش دارم‏.‏

1681
01:20:20,000 --> 01:20:22,250
خب‏،‏
من نمی‌خوام جای اون رو بگیرم‏.‏

1682
01:20:23,083 --> 01:20:25,458
اما می‌خوام بدونی که
از این به بعد‏،‏

1683
01:20:26,916 --> 01:20:28,083
من کنارت هستم‏،‏

1684
01:20:29,291 --> 01:20:30,291
برادر‏.‏

1685
01:20:31,458 --> 01:20:33,541
فکر کردم گفتی ما
برادر نیستیم‏.‏

1686
01:20:33,583 --> 01:20:35,458
آره‏،‏ کلی چرت و پرت گفتم‏.‏

1687
01:20:38,166 --> 01:20:39,166
اما من و تو‏،‏

1688
01:20:40,583 --> 01:20:41,916
تا ابد برادریم.‏

1689
01:20:41,958 --> 01:20:43,791
اگه جدی نمی‌گی،‏ نگو‏.‏

1690
01:20:44,375 --> 01:20:45,541
جرئت نمی‌کنم‏.‏

1691
01:20:45,625 --> 01:20:49,375
خب‏،‏ پس می‌تونی دوباره بگی؟
چون واقعاً از شنیدنش خوشم اومد‏.‏

1692
01:20:50,958 --> 01:20:52,166
برادرها تا ابد‏.‏

1693
01:20:57,958 --> 01:20:59,333
برادرها تا ابد‏.‏

1694
01:21:02,125 --> 01:21:03,125
باشه‏.‏

1695
01:21:06,375 --> 01:21:08,708
‏-‏ موفق باشی‏.‏
‏-‏ می‌بینمت‏،‏ دکتر‏.‏

1696
01:21:09,250 --> 01:21:10,291
سلام‏.‏

1697
01:21:10,375 --> 01:21:12,125
سلام،‏ مارکوس‏.‏

1698
01:21:12,833 --> 01:21:15,166
یه چیزی هست که باید بهت بگم‏.‏

1699
01:21:16,750 --> 01:21:17,750
آره‏.‏

1700
01:21:21,500 --> 01:21:24,541
من‏.‏‏.‏‏.‏ آدم بی‌نقصی نیستم‏.‏

1701
01:21:25,958 --> 01:21:29,583
خیلی کارها هست که ای کاش‏.‏‏.‏‏.‏
انجام نمی‌دادم‏.‏

1702
01:21:31,208 --> 01:21:33,291
اما من به یادگیری
ادامه می‌دم‏.‏

1703
01:21:34,625 --> 01:21:37,625
من هیچ‌وقت قصد نداشتم
اون کارها رو باهات بکنم‏.‏

1704
01:21:39,333 --> 01:21:42,250
و خب،‏
قبل از اینکه برم باید بگم‏.‏‏.‏‏.‏

1705
01:21:43,958 --> 01:21:48,875
♪ که فقط می‌خوام بدونی ♪

1706
01:21:49,375 --> 01:21:53,708
♪ من دلیلی برای خودم ♪
♪ پیدا کردم ♪

1707
01:21:54,958 --> 01:21:59,125
♪ تا کسی که بودم رو ♪
♪ تغییر بدم ♪

1708
01:22:00,833 --> 01:22:04,791
♪ دلیلی برای شروعی دوباره ♪

1709
01:22:08,583 --> 01:22:13,541
می‌فهمم‏.‏ طول می‌کشه تا
دوباره اعتماد تو رو به دست بیارم‏.‏

1710
01:22:13,625 --> 01:22:14,958
چی؟ نه‏.‏

1711
01:22:15,000 --> 01:22:17,625
شوخی می‌کنی؟ ما همین الان
اون لحظه رو عالی اجرا کردیم‏.‏

1712
01:22:17,666 --> 01:22:20,166
ما همین الان با هم یه آهنگ
هوباستنک خوندیم‏.‏

1713
01:22:20,208 --> 01:22:21,083
خیلی باحال بود‏.‏

1714
01:22:21,125 --> 01:22:23,375
امشب تا صبح آهنگ می‌خونیم‏.‏

1715
01:22:23,416 --> 01:22:26,500
احتمالاً صبح هم دوباره‏‏.‏

1716
01:22:26,541 --> 01:22:30,125
‫- می‌خوام فردا نتونم حرف بزنم‏.‏
‫- آره‏،‏ لطفاً‏.‏

1717
01:22:30,166 --> 01:22:31,958
فقط اینکه‏.‏‏.‏‏.‏ راد و‏.‏‏.‏‏.‏

1718
01:22:32,000 --> 01:22:34,916
من یه کار ناتمام دارم
که باید بهش رسیدگی کنم‏.‏

1719
01:22:40,125 --> 01:22:43,291
باشه‏،‏ ما از پسش برمیایم‏،‏ عزیزم‏.‏
من نمی‌ترسم‏.‏

1720
01:22:43,333 --> 01:22:44,833
مطمئنی می‌خوای
این کار رو بکنی؟

1721
01:22:44,875 --> 01:22:46,625
‏-‏ کاملاً‏.‏
‏-‏ یه مدتیه منتظری‏،‏ آره؟

1722
01:22:46,666 --> 01:22:48,250
باشه‏،‏ آسون شروع می‌کنیم‏.‏

1723
01:22:48,291 --> 01:22:49,458
یه پا‏،‏ با دست چپ‏.‏

1724
01:22:51,625 --> 01:22:53,416
باشه‏.‏ شانس مبتدی‏.‏

1725
01:22:53,458 --> 01:22:55,000
اشکالی نداره‏.‏ اشکالی نداره‏.‏

1726
01:22:55,041 --> 01:22:57,041
‏-‏ خیلی آسونه‏،‏ رفیق‏.‏
‏-‏ من تازه دارم گرم می‌کنم‏.‏

1727
01:22:57,083 --> 01:22:58,083
این رو ببین‏.‏

1728
01:22:58,666 --> 01:22:59,666
نه‏!‏

1729
01:22:59,708 --> 01:23:00,708
‏-‏ اوه لعنتی‏.‏
‏-‏ لعنتی!‏

1730
01:23:00,750 --> 01:23:02,708
‏-‏ خدایا‏.‏ مارکوس‏،‏ خوبی؟
‏-‏ خدایا!‏

1731
01:23:02,750 --> 01:23:04,083
اوه خدای من‏.‏

1732
01:23:04,125 --> 01:23:05,291
دردش رو تحمل کن‏،‏ عزیزم‏.‏

1733
01:23:05,333 --> 01:23:07,625
‏-‏ دوباره‏،‏ لطفاً‏.‏
‏-‏ آره‏،‏ آره‏.‏ ادامه بده‏.‏

1734
01:23:07,666 --> 01:23:11,250
من نمی‌ترسم‏.‏
من رعد و برق رو میارم‏.‏

1735
01:23:12,000 --> 01:23:14,291
‏-‏ اوه خدای من‏!‏
‏-‏ اوه لعنتی‏.‏

1736
01:23:14,333 --> 01:23:16,041
‏-‏ خدایا‏.‏ خوبی؟ بیاید تمومش کنیم‏.‏
‏-‏ هو‏!‏

1737
01:23:16,083 --> 01:23:18,000
نه‏.‏ اون توپ لعنتی
رو بده به من‏.‏

1738
01:23:18,041 --> 01:23:19,125
‏-‏ باشه‏.‏
‏-‏ این رو ببین‏.‏

1739
01:23:27,791 --> 01:23:30,583
تبلیغ برادران دلال‏،‏
صحنه یک‏،‏ برداشت یک‏.‏

1740
01:23:30,625 --> 01:23:33,208
‏-‏ سلام‏.‏ من راد لندی هستم‏.‏
‏-‏ و من مارکوس لندی هستم‏.‏

1741
01:23:33,250 --> 01:23:36,166
و ما برادران دلال هستیم‏.‏
ما به املاک ‫"واقعیت‏"‏ می‌بخشیم‏.‏

1742
01:23:36,208 --> 01:23:38,166
و ما می‌تونیم به شما کمک کنیم
خونه ابدی‌تون رو پیدا کنید‏.‏‏.‏‏.‏

1743
01:23:38,208 --> 01:23:40,041
یا اون اجاره‌ای عالی که
مناسب نیازهای شماست‏.‏

1744
01:23:40,083 --> 01:23:41,500
‏-‏ درسته‏،‏ مارکوس؟
‏-‏ درسته‏،‏ راد‏.‏

1745
01:23:41,541 --> 01:23:43,041
اما یادتون باشه‏،‏
هیچ‌چیز ابدی نیست‏،‏

1746
01:23:43,083 --> 01:23:44,700
و چیزی به اسم
کامل وجود نداره‏.‏

1747
01:23:44,750 --> 01:23:48,166
ناگزیر‏،‏ همه ما در نهایت با
خالق خود ملاقات می‌کنیم‏.‏

1748
01:23:48,208 --> 01:23:50,666
کات‏.‏ می‌تونیم یه نسخه شادتر
رو امتحان کنیم؟

1749
01:23:50,750 --> 01:23:51,875
من داشتم سعی می‌کردم
واقعی باشم‏.‏

1750
01:23:51,916 --> 01:23:54,541
‏-‏ نه‏.‏ بیاید همین الان دوباره بریم‏.‏
‏-‏ آره‏.‏

1751
01:23:54,583 --> 01:23:55,875
ماساژ کمر می‌خوای؟

1752
01:23:57,208 --> 01:23:58,250
اصلاً‏.‏

1753
01:23:59,625 --> 01:24:01,541
تو به یه ماساژ کمر
نیاز داری‏.‏

1754
01:24:01,583 --> 01:24:03,333
و من توی بانکوک درس خوندم‏.‏

1755
01:24:03,416 --> 01:24:05,250
یه مدت درد می‌گیره‏.‏

1756
01:24:05,333 --> 01:24:07,000
اما باید بهم اعتماد کنی‏.‏

1757
01:24:07,958 --> 01:24:09,333
اوه‏!‏

1758
01:24:11,916 --> 01:24:14,666
متأسفم‏.‏
فکر کردم دیدم داری آتیش می‌گیری‏.‏

1759
01:24:16,416 --> 01:24:18,000
برو توی اون.‏‏.‏‏.‏

1760
01:24:18,416 --> 01:24:21,375
تبلیغ برادران دلال‏،‏
صحنه یک‏،‏ برداشت پنج‏.‏

1761
01:24:21,416 --> 01:24:22,958
سلام‏.‏ من راد لندی هستم‏.‏

1762
01:24:23,000 --> 01:24:26,125
و من مارکوس لندی هستم‏.‏
ما برادران دلال هستیم‏.‏

1763
01:24:26,166 --> 01:24:28,250
و اگه از خونه‌ای که براتون
پیدا کردیم خوشتون نیومد‏،‏

1764
01:24:28,291 --> 01:24:29,875
ما اون رو با دو برابر
قیمت پس می‌خریم‏.‏

1765
01:24:29,916 --> 01:24:31,916
‏-‏ نه‏.‏ کات‏.‏ کات‏.‏ ما این کار رو نمی‌کنیم‏.‏
‏-‏ چرا؟

1766
01:24:31,958 --> 01:24:35,083
‏-‏ بوم توی کادر‏.‏
‏-‏ اوه لعنتی‏.‏ ببخشید‏.‏ اشتباه از من بود‏.‏

1767
01:24:35,125 --> 01:24:37,625
لعنتی‏،‏ لعنتی.‏
من یه احمق لعنتی‌ام‏.‏

1768
01:24:37,666 --> 01:24:39,375
تو داری عالی عمل می‌کنی‏،‏ باشه؟
فقط آروم باش‏.‏

1769
01:24:39,416 --> 01:24:40,833
داری بهم می‌گی دروغگو‏،‏
داداش؟

1770
01:24:40,875 --> 01:24:42,541
‏-‏ آره‏،‏ فکر کنم همین‌طوره‏.‏
‏-‏ اوه‏،‏ تو‏.‏‏.‏‏.‏

1771
01:24:42,583 --> 01:24:44,666
‏-‏ بچه‌ها‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ آروم‏!‏ آروم‏!‏

1772
01:24:44,708 --> 01:24:47,208
مریل استریپ 20 ساله
سخنرانی قبولی جایزه نکرده‏.‏

1773
01:24:47,250 --> 01:24:49,916
یه مرد فیلیپینی کوچولو هست
که به جاش وایمیسته‏،‏

1774
01:24:49,958 --> 01:24:51,750
و ما صورت اون رو
روی اون می‌چسبونیم‏.‏

1775
01:24:51,791 --> 01:24:52,666
و کار می‌کنه‏.‏

1776
01:24:52,708 --> 01:24:54,075
بذار کمکت کنم‏.‏

1777
01:24:54,125 --> 01:24:57,416
و‏.‏‏.‏‏.‏ من دندونام رو مسواک نزدم‏.‏
خیلی متأسفم‏.‏

1778
01:24:59,541 --> 01:25:01,625
این خیلی به راد میاد‏.‏

1779
01:25:03,041 --> 01:25:06,000
تبلیغ برادران دلال‏،‏
صحنه یک‏،‏ برداشت 39‏.‏

1780
01:25:06,541 --> 01:25:09,541
برادران دلال از رقبا
پیشی می‌گیرن‏!‏

1781
01:25:09,625 --> 01:25:13,208
ما مطمئن می‌شیم که شما
قوی‌ترین‏،‏ برجسته‌ترین‏.‏‏.‏‏.‏

1782
01:25:13,250 --> 01:25:15,541
‏-‏ کات‏،‏ مرد‏.‏ نمی‌تونم این کار رو بکنم‏.‏
‏-‏ اوه‏،‏ واقعاً؟

1783
01:25:15,583 --> 01:25:18,291
اوه‏،‏ بی‌خیال!‏
این‌قدر اذیت نکن‏،‏ راد!‏

1784
01:25:20,875 --> 01:25:23,208
تمام این مدت درست جلوی
چشممون بود‏.‏

1785
01:25:24,583 --> 01:25:27,791
توی دلالان نیویورکی،‏
یه فصل جدید هست‏.‏‏.‏‏.‏

1786
01:25:27,875 --> 01:25:30,208
و یه دلیل جدید برای غرور‏.‏‏.‏‏.‏

1787
01:25:30,250 --> 01:25:32,125
وقتی دو تا رفیق رو
اضافه می‌کنیم‏.‏

1788
01:25:32,208 --> 01:25:36,666
هیچ‌وقت لحظه کسل‌کننده‌ای نیست
وقتی این دو تا رفیق دور و برن‏.‏