1
00:00:52,666 --> 00:00:55,416
‫[مرکز باروری و آی‌وی‌اف]
‫[دکتر ماریندرا روی]

2
00:00:58,166 --> 00:01:01,375
‫«ترجمه از کیارش»

3
00:01:02,291 --> 00:01:03,666
‫جایا سریواستاو.

4
00:01:05,916 --> 00:01:08,166
‫می‌خوای بدون اطلاع شوهرت
‫آی‌وی‌اف انجام بدی؟

5
00:01:10,041 --> 00:01:11,750
‫خودم نمونه‌اش رو واسه آزمایش بردم،

6
00:01:11,791 --> 00:01:13,791
‫واسه عمل هم خودم می‌برم.

7
00:01:16,791 --> 00:01:17,666
‫بله، بله بابا.

8
00:01:17,791 --> 00:01:19,791
‫چند بار باید بهت بگم؟

9
00:01:19,875 --> 00:01:22,000
‫من به آشپز نمی‌گم چای بذاره.

10
00:01:22,791 --> 00:01:24,791
‫ده دقیقه دیگه می‌رسم خونه.

11
00:01:24,916 --> 00:01:26,708
‫- ده دقیقه، نه بیشتر.
‫- ده دقیقه‌ای از بازار برمی‌گردی؟

12
00:01:26,750 --> 00:01:27,416
‫آره، آره، آره.

13
00:01:27,541 --> 00:01:29,791
‫- «آره» یعنی چی؟
‫- نه، نه، معبد بودم.

14
00:01:29,875 --> 00:01:31,208
‫-معبد؟
‫- آره، آره، حتما، حتما.

15
00:01:31,250 --> 00:01:32,041
‫زود بیا خونه.

16
00:01:33,916 --> 00:01:35,666
‫جایا، یه کاری بکن.
‫شوهرت رو بیار اینجا.

17
00:01:35,791 --> 00:01:37,875
‫- می‌خوام باهاش صحبت کنم.
‫- بچه خودشه دکتر.

18
00:01:38,500 --> 00:01:40,166
‫پس چرا الکی اذیتش کنیم؟

19
00:01:41,416 --> 00:01:44,166
‫اگه خودم خبرش رو بهش بدم،
‫حس می‌کنه برکت خداست.

20
00:01:45,291 --> 00:01:46,666
‫حقیقت هم همینه.

21
00:01:48,125 --> 00:01:50,416
‫اگه نمونه رو سریع بهم ندی،
‫کاری از دستم بر نمیاد.

22
00:01:50,500 --> 00:01:51,791
‫- ضمنا، تضمینی هم نیست.
‫- چشم.

23
00:01:52,625 --> 00:01:55,375
‫هزینه‌اش چقدر می‌شه؟

24
00:01:56,416 --> 00:01:57,916
‫پونصد تا پونصد و پنجاه هزار روپیه.

25
00:02:03,416 --> 00:02:05,666
‫اذیت نکن، هرچی فروشگاه بزرگ‌تر،
‫تخفیفش بیشتر.

26
00:02:05,791 --> 00:02:07,241
‫دارم سه‌تا می‌خرم.

27
00:02:07,291 --> 00:02:08,625
‫[فروشگاه نوشیدنی سانسکار]
‫[فروش کلی و جزئی]

28
00:02:08,666 --> 00:02:10,166
‫آقا، ببین چی می‌گم.

29
00:02:10,250 --> 00:02:11,375
‫دارم بهترین قیمت رو بهت می‌دم.

30
00:02:11,416 --> 00:02:12,291
‫بهم اعتماد کن.

31
00:02:16,708 --> 00:02:17,491
‫[دفتر حساب]

32
00:02:17,541 --> 00:02:17,991
‫گوویند، من دارم می‌رم.

33
00:02:18,041 --> 00:02:19,041
‫گوویند، من دارم می‌رم.

34
00:02:19,666 --> 00:02:20,625
‫تو مغازه رو ببند.

35
00:02:21,791 --> 00:02:23,125
‫یعنی امروز زود می‌ری؟

36
00:02:23,166 --> 00:02:24,250
‫کار دارم.

37
00:02:24,375 --> 00:02:25,500
‫فعلا.

38
00:02:32,750 --> 00:02:35,625
‫«راهول‌فورکلیکس» می‌پرسه
‫شوهرخواهرم امروز کجاست.

39
00:02:35,750 --> 00:02:37,958
‫فقط با یه حقه پیداش می‌کنم.

40
00:02:38,000 --> 00:02:41,375
‫هشتگ سلام، می‌شه برم؟

41
00:02:42,833 --> 00:02:44,750
‫سلام سوشی‌ها!

42
00:02:47,125 --> 00:02:50,375
‫- هشتگ سلام، می‌شه برم؟
‫- هشتگ سلام، می‌شه برم؟

43
00:02:53,125 --> 00:02:58,875
‫«فانی آکیل» می‌پرسه شما دوتا
‫فقط دوستان خوبی هستین؟

44
00:02:59,000 --> 00:03:03,000
‫«فانی نیکیل»، خواهرزن و شوهرخواهر
‫نمی‌تونن دوست عادی باشن، خب؟

45
00:03:04,333 --> 00:03:06,375
‫«شروتی چتس» می‌گه
‫«خیلی چندشین،»

46
00:03:06,500 --> 00:03:08,750
‫«با پدرت هم از این ویدیوها درست می‌کنی؟»

47
00:03:10,250 --> 00:03:12,208
‫تو مسخره کردن مردم رو
‫از پدرت یاد گرفتی؟

48
00:03:12,250 --> 00:03:13,500
‫«شروتی» آشغال، چرا چرت می‌گی؟

49
00:03:13,625 --> 00:03:15,500
‫خجالت نمی‌کشی؟
‫با چه رویی به من می‌گی چندش؟

50
00:03:15,625 --> 00:03:17,125
‫- من چندشم، ها؟
‫- آروم باش.

51
00:03:17,250 --> 00:03:18,750
‫آروم باش.
‫لطفا آروم باش.

52
00:03:18,875 --> 00:03:21,833
‫پخش زنده است.
‫لازم نیست این‌قدر زیاده‌روی کنی.

53
00:03:21,875 --> 00:03:23,625
‫پدرم.
‫داره پدرم رو می‌گه.

54
00:03:23,708 --> 00:03:24,708
‫چندش نیست؟

55
00:03:24,750 --> 00:03:26,708
‫زبونت رو می‌برم و به خورد کلاغ‌ها می‌دم!

56
00:03:26,750 --> 00:03:28,083
‫ای آشغال...

57
00:03:35,625 --> 00:03:37,000
‫شام رو حاضر کن.

58
00:03:37,083 --> 00:03:38,750
‫زود باش.
‫پسرها گرسنه‌ان.

59
00:03:42,000 --> 00:03:43,875
‫پسرها گرسنه‌ان.

60
00:03:49,416 --> 00:03:51,375
‫[آیا احساس تنهایی می‌کنید؟]

61
00:04:12,125 --> 00:04:13,875
‫پسرها گرسنه‌ان.

62
00:04:14,750 --> 00:04:15,875
‫باشه، اومدم.

63
00:04:20,625 --> 00:04:21,875
‫[زنیکه آشغال]
‫[شوهردزد]

64
00:04:22,000 --> 00:04:23,041
‫[خاک بر سرت]
‫[بیچاره]

65
00:04:30,541 --> 00:04:32,416
‫جایا، باز هم می‌خوایم!

66
00:04:40,750 --> 00:04:42,625
‫[تعداد فالوئرها: ۲۵۴۶]
‫[ده نفر شما را آنفالو کردند]

67
00:05:04,916 --> 00:05:08,166
‫زنی تنها در عمارتی متروکه.

68
00:05:09,000 --> 00:05:11,750
‫کی به این سوال مرموز جواب می‌ده؟

69
00:05:12,416 --> 00:05:15,791
‫امروز تو «کالبالی» داستان شگفت‌انگیزی رو
‫فاش می‌کنیم.

70
00:05:15,875 --> 00:05:21,041
‫داستان معمای قتلی که تمام شهر رو
‫به سرعت فرا گرفت.

71
00:05:21,125 --> 00:05:24,750
‫[کالبالی]

72
00:05:25,166 --> 00:05:30,000
‫در مرکز این داستان مرموز
‫زنی دل‌ربا بود...

73
00:05:30,750 --> 00:05:35,166
‫که می‌تونست هر مردی رو
‫فقط با یه نگاه افسون کنه.

74
00:05:36,291 --> 00:05:41,625
‫اون شب داغ تابستونی که بعد از
‫یه بارش سرد پدیدار شد،

75
00:05:41,666 --> 00:05:44,625
‫حتی عرق از دیوارها جاری شد.

76
00:05:50,416 --> 00:05:54,666
‫اون شب، عین هر شب،
‫تو خونه تنها بود.

77
00:05:54,750 --> 00:05:55,625
‫الو؟

78
00:05:55,666 --> 00:05:59,750
‫اما امشب منتظر یکی بود.

79
00:06:13,541 --> 00:06:14,541
‫بابا خوابیده؟

80
00:06:14,666 --> 00:06:16,041
‫آره، خوابه.

81
00:06:22,916 --> 00:06:23,791
‫گرسنه‌ای؟

82
00:06:24,541 --> 00:06:25,666
‫نه، گرسنه نیستم.

83
00:06:34,791 --> 00:06:37,916
‫باید قبل از در آوردن لیوان
‫دستت رو می‌شستی.

84
00:06:40,375 --> 00:06:42,291
‫سلام سوشی‌ها!

85
00:06:44,541 --> 00:06:47,791
‫هشتگ سلام، می‌شه برم؟

86
00:06:55,291 --> 00:06:56,291
‫«فانی نیکیل.»

87
00:06:56,416 --> 00:06:59,250
‫خواهرزن و شوهرخواهر که نمی‌تونن
‫دوست عادی باشن، خب؟

88
00:07:04,166 --> 00:07:09,750
‫[مامان]

89
00:07:11,166 --> 00:07:12,041
‫الو؟

90
00:07:15,416 --> 00:07:16,791
‫- جایا.
‫- مامان.

91
00:07:16,875 --> 00:07:17,791
‫جایا.

92
00:07:19,041 --> 00:07:20,291
‫چی شده؟
‫چرا گریه می‌کنی؟

93
00:07:20,916 --> 00:07:22,291
‫خیلی می‌ترسم.

94
00:07:23,000 --> 00:07:24,291
‫خیلی می‌ترسم.

95
00:07:24,791 --> 00:07:26,166
‫تو و سوشما.

96
00:07:26,291 --> 00:07:27,666
‫- خیلی‌خب، وایستا.
‫- سوشما کجاست؟

97
00:07:27,750 --> 00:07:29,000
‫بذار خودم...
‫بهت زنگ می‌زنم.

98
00:07:29,041 --> 00:07:30,041
‫بهش زنگ بزن.

99
00:07:30,166 --> 00:07:32,291
‫- می‌خوام با جفتتون حرف بزنم.
‫- وایستا. میام تو باهات حرف می‌زنم.

100
00:07:32,375 --> 00:07:33,541
‫خیلی ضروریه.

101
00:07:34,291 --> 00:07:35,291
‫یه لحظه وایستا.

102
00:07:36,750 --> 00:07:38,666
‫بهت می‌گم ماناس خوابه.

103
00:07:38,791 --> 00:07:39,875
‫نمی‌شه یه دقیقه صبر کنی؟

104
00:07:39,916 --> 00:07:41,166
‫سوشما کجاست؟

105
00:07:41,291 --> 00:07:42,541
‫می‌خوام با جفتتون صحبت کنم.

106
00:07:42,625 --> 00:07:43,875
‫سوشما دیگه اینجا زندگی نمی‌کنه.

107
00:07:43,916 --> 00:07:45,750
‫یادت رفته با پدرشوهرم دعواش شد؟

108
00:07:45,791 --> 00:07:48,625
‫می‌خوام همون کاری رو بکنی
‫که اون‌جوری می‌شه.

109
00:07:48,666 --> 00:07:50,500
‫چی؟
‫چه کاری چه‌جوری می‌شه؟

110
00:07:50,541 --> 00:07:52,500
‫همون که همه با هم حرف می‌زنن.

111
00:07:52,541 --> 00:07:53,416
‫کنفرانس.

112
00:07:53,541 --> 00:07:55,166
‫آره، کنفرانس.

113
00:07:55,916 --> 00:07:57,166
‫ببین، من بهش زنگ نمی‌زنم.

114
00:07:57,250 --> 00:07:59,250
‫پس اگه می‌خوای باهاش صحبت کنی،
‫خودت بهش زنگ بزن. زود باش.

115
00:07:59,291 --> 00:08:00,666
‫واسه آخرین بار بهت می‌گم.

116
00:08:01,541 --> 00:08:03,041
‫آخه خیلی ضروریه.

117
00:08:03,166 --> 00:08:04,666
‫مامان، خواهش می‌کنم بزرگش نکن.

118
00:08:04,791 --> 00:08:06,541
‫بهت می‌گم بهش زنگ نمی‌زنم،
‫ولی خودت...

119
00:08:06,666 --> 00:08:08,041
‫- گوشم درد گرفت.
‫- چرا من رو جدی نمی‌گیری؟

120
00:08:08,125 --> 00:08:09,541
‫- می‌شه لطفا آروم بگیری؟
‫- می‌خوای من بمیرم؟

121
00:08:09,666 --> 00:08:11,000
‫اون‌جوری خوشحال می‌شی؟

122
00:08:11,041 --> 00:08:12,041
‫باشه، زنگ می‌زنم.
‫زنگ می‌زنم.

123
00:08:12,125 --> 00:08:13,000
‫باشه، باشه.

124
00:08:13,041 --> 00:08:14,416
‫- الان بهش زنگ می‌زنم.
‫- زود بهش زنگ بزن.

125
00:08:23,125 --> 00:08:24,000
‫بگو.

126
00:08:24,041 --> 00:08:25,625
‫مامان می‌خواد با جفتمون حرف بزنه.

127
00:08:26,416 --> 00:08:27,500
‫چرا؟

128
00:08:27,541 --> 00:08:28,666
‫نمی‌تونی خودت ازش بپرسی؟

129
00:08:31,791 --> 00:08:33,916
‫بله مامان، سوشما پشت خطه.
‫هرچی می‌خوای بگو.

130
00:08:34,000 --> 00:08:35,375
‫سوشما!

131
00:08:36,416 --> 00:08:37,541
‫اینجاست!

132
00:08:37,625 --> 00:08:39,541
‫سوشما، من خیلی می‌ترسم.

133
00:08:41,125 --> 00:08:42,791
‫زود بیاین اینجا.

134
00:08:42,916 --> 00:08:44,375
‫می‌خوام همین الان راه بیفتین.

135
00:08:44,416 --> 00:08:45,291
‫چی گفتی؟

136
00:08:45,416 --> 00:08:46,625
‫می‌خوام همین الان راه بیفتین، خب؟

137
00:08:46,666 --> 00:08:49,000
‫می‌خوای الان از پتنه با هواپیما بیام؟

138
00:08:49,541 --> 00:08:51,041
‫مغزم کار نمی‌کنه.

139
00:08:51,166 --> 00:08:52,416
‫دارم می‌لرزم.

140
00:08:52,500 --> 00:08:54,375
‫چرا می‌لرزی؟

141
00:08:54,416 --> 00:08:57,125
‫ماه پیش یه گربه سیاه تو مسیرم دیدم
‫و به راهم ادامه دادم.

142
00:08:57,166 --> 00:08:58,750
‫شاید دارم بابتش مجازات می‌شم.

143
00:08:58,791 --> 00:08:59,750
‫گربه؟

144
00:08:59,791 --> 00:09:00,916
‫این بار من رو ببخشین.

145
00:09:01,000 --> 00:09:02,541
‫دیگه این اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.

146
00:09:02,625 --> 00:09:04,041
‫مگه دیوانه شدی مامان؟

147
00:09:04,750 --> 00:09:06,916
‫آخه چرا من درگیر این بدبختی شدم؟

148
00:09:07,000 --> 00:09:09,375
‫حس می‌کنم الکی دور گردنم
‫طناب گره زدم.

149
00:09:09,416 --> 00:09:11,500
‫وای سوشما!
‫خواهش می‌کنم.

150
00:09:11,541 --> 00:09:13,541
‫چطوره اول گریه کنی
‫و بعدش بهم زنگ بزنی؟

151
00:09:13,625 --> 00:09:14,500
‫قطع می‌کنم.

152
00:09:14,541 --> 00:09:16,250
‫می‌شه...
‫هم‌زمان حرف نزنین.

153
00:09:16,291 --> 00:09:17,541
‫من هم می‌خوام همین رو بگم.

154
00:09:17,666 --> 00:09:18,541
‫نمی‌شه خفه شی؟

155
00:09:18,625 --> 00:09:19,541
‫من چرا خفه شم؟

156
00:09:19,625 --> 00:09:21,041
‫- چرا خودت خفه نمی‌شی؟
‫- تو خفه شو.

157
00:09:21,125 --> 00:09:22,000
‫نه، تو خفه شو.

158
00:09:22,041 --> 00:09:23,041
‫نه، تو خفه شو.

159
00:09:23,125 --> 00:09:24,250
‫مامان، واسه همین هیچ‌وقت
‫بهت زنگ نمی‌زنم.

160
00:09:24,291 --> 00:09:25,791
‫می‌شه جفتتون خفه شین
‫و به حرفم گوش بدین؟

161
00:09:27,666 --> 00:09:30,166
‫ببینین چی می‌گم،
‫من از پسش بر نمیام.

162
00:09:30,250 --> 00:09:31,291
‫مامان، جریان چیه؟

163
00:09:31,416 --> 00:09:32,666
‫یه کلمه از حرف‌هات هم نمی‌فهمم.

164
00:09:32,750 --> 00:09:34,666
‫چرا این‌وقت شب عین بنشی جیغ می‌کشی؟

165
00:09:39,166 --> 00:09:40,250
‫می‌شه واضح‌تر حرف بزنی؟

166
00:09:40,916 --> 00:09:42,416
‫گوپتا... فهمیدین؟

167
00:09:43,916 --> 00:09:44,791
‫اون...

168
00:09:45,541 --> 00:09:47,291
‫اون دیگه نیست.

169
00:09:47,375 --> 00:09:48,500
‫کجا رفته؟

170
00:09:49,625 --> 00:09:52,416
‫مرده سوشما.

171
00:09:55,500 --> 00:09:57,291
‫عمو گوپتا که جلومون زندگی می‌کنه؟

172
00:09:57,791 --> 00:09:59,250
‫آره.

173
00:09:59,291 --> 00:10:00,166
‫یهو مرد؟

174
00:10:01,125 --> 00:10:02,291
‫سکته قلبی بود؟

175
00:10:03,416 --> 00:10:05,916
‫ای خدا، چند بار بهت گفتم؟
‫باید یوگا کار کنی.

176
00:10:06,000 --> 00:10:06,875
‫باید بری قدم بزنی.

177
00:10:06,916 --> 00:10:08,416
‫ببین، ظاهرت جوانه،
‫ولی سرخ‌رگ‌هات گرفتن،

178
00:10:08,500 --> 00:10:09,500
‫هر لحظه ممکنه سکته قلبی
‫بهت دست بده.

179
00:10:09,541 --> 00:10:10,750
‫می‌فهمی؟
‫بارها بهت گفتم.

180
00:10:10,791 --> 00:10:11,666
‫چی می‌گی؟

181
00:10:11,791 --> 00:10:12,666
‫می‌زنم تو گوشت.

182
00:10:13,666 --> 00:10:15,000
‫ببین مامان.

183
00:10:15,041 --> 00:10:17,250
‫عمو گوپتا که اون‌ور خیابون
‫زندگی می‌کنه مرده.

184
00:10:17,291 --> 00:10:19,166
‫تو چرا این‌جوری عزا گرفتی؟

185
00:10:20,916 --> 00:10:24,416
‫آخه آقای گوپتا تو خونه من مرده!

186
00:10:32,875 --> 00:10:34,666
‫مامان، چرا گریه می‌کنی؟

187
00:10:35,416 --> 00:10:37,125
‫باید بهم بگی چی شده.

188
00:10:38,791 --> 00:10:39,916
‫مامان؟

189
00:10:40,541 --> 00:10:42,166
‫حتی من هم دارم می‌لرزم مامان!

190
00:10:42,250 --> 00:10:44,000
‫همین الان میام اونجا.

191
00:10:51,541 --> 00:10:54,500
‫جایا، سوشما، زود بیاین.

192
00:11:08,375 --> 00:11:10,666
‫چرا باید این‌قدر طول می‌کشید؟

193
00:11:11,750 --> 00:11:14,041
‫رکا فقط بیست و دو سال داشت.

194
00:11:14,625 --> 00:11:18,041
‫همون موقع با ساری‌ای
‫زردتر از یرقان بر تن...

195
00:11:18,125 --> 00:11:21,541
‫و گل‌های سرخ‌تر از خون،
‫در قامت عروس...

196
00:11:21,625 --> 00:11:26,416
‫برای اولین بار به منطقه آدارش پا گذاشت.

197
00:11:28,166 --> 00:11:31,541
‫[معمای رکا]

198
00:11:40,041 --> 00:11:42,075
‫سوکومار که مسئول بلیت بود...

199
00:11:42,125 --> 00:11:45,416
‫چنین عروس خوشگلی
‫چون رکا رو از کجا پیدا کرد؟

200
00:11:45,541 --> 00:11:47,250
‫به هیچ‌کس نگفته بود.

201
00:11:47,291 --> 00:11:54,291
‫اما این معما با لباس رکا فاش شد.

202
00:11:54,416 --> 00:11:55,291
‫♪ آخ! ♪

203
00:11:59,291 --> 00:12:01,666
‫وای بر من!

204
00:12:02,291 --> 00:12:04,916
‫مامان! ببین چی می‌گم!

205
00:12:05,041 --> 00:12:05,916
‫مامان!

206
00:12:08,916 --> 00:12:12,416
‫نگاه رکا از شمشیر تیپو سلطان
‫هم تیزتر بود.

207
00:12:12,500 --> 00:12:14,250
‫وقتی به مردها نگاه می‌کرد،

208
00:12:14,291 --> 00:12:17,916
‫چشمش عین کیو آر کد
‫اسکنشون می‌کرد.

209
00:12:18,041 --> 00:12:19,791
‫ناگهان طوفانی شکل گرفت.

210
00:12:20,541 --> 00:12:23,625
‫مردم منطقه می‌گن
‫از اون روز به بعد،

211
00:12:23,666 --> 00:12:27,166
‫هواشناسی منطقه آدارش
‫تا ابد عوض شد.

212
00:12:27,666 --> 00:12:32,166
‫نگاه خبیثانه اون جادوگر تازه‌عروس
‫عین باران نوامبر...

213
00:12:32,291 --> 00:12:35,666
‫به مردی که ساکن خانه روبه‌رو بود
‫برخورد کرد،

214
00:12:35,750 --> 00:12:37,666
‫چاریترا کومار گوپتا.

215
00:12:44,875 --> 00:12:49,916
‫مرد دین‌دار و حساب‌دار خبره‌ای بود
‫که خیلی به تناسب اندام علاقه داشت.

216
00:12:50,000 --> 00:12:56,666
‫این مرد خانواده‌دوست باوفا همون روز اول
‫متوجه رفتار بازیگوشانه...

217
00:12:56,750 --> 00:12:58,166
‫و دل‌برانه رکا شد.

218
00:12:58,291 --> 00:13:02,000
‫اما چاریترا کومار گوپتای بیچاره
‫باید واسه خوشحالی...

219
00:13:02,041 --> 00:13:06,041
‫دوست کودکیش سوکومار،
‫این سختی رو تحمل می‌کرد...

220
00:13:06,125 --> 00:13:08,291
‫و تصمیم گرفت سکوت کنه.

221
00:13:08,875 --> 00:13:09,750
‫♪ آخ! ♪

222
00:13:09,791 --> 00:13:13,375
‫وقتی هفت ماه پس از ازدواجشون
‫جایا به دنیا اومد،

223
00:13:13,416 --> 00:13:15,791
‫ذات حقیقی رکا
‫خودبه‌خود فاش شد.

224
00:13:18,208 --> 00:13:22,208
‫روز به روز، شیطنت‌های رکا بد و بدتر می‌شد.

225
00:13:24,958 --> 00:13:26,541
‫می‌گن مخصوصا یکشنبه‌ها...

226
00:13:26,583 --> 00:13:29,958
‫خیلی به منطقه سخت می‌گذشت.

227
00:13:30,041 --> 00:13:30,916
‫پولم رو بگیر.

228
00:13:30,958 --> 00:13:31,833
‫این هم پول من.

229
00:13:31,875 --> 00:13:32,875
‫[بهترین جایگاه]

230
00:13:34,916 --> 00:13:40,083
‫یه روزی، همین جریان برق
‫به شوکی چهارصد و چهل ولتی بدل شد...

231
00:13:40,208 --> 00:13:43,833
‫که به کل مردم منطقه وارد شد.

232
00:13:55,958 --> 00:13:58,708
‫همه می‌دونستن سوکومار
‫دو سال پیش از آقای گوپتا...

233
00:13:58,833 --> 00:14:03,666
‫قرضی گرفته بود و خونه‌اش رو
‫واسه ضمانت گذاشته بود.

234
00:14:04,166 --> 00:14:07,666
‫اگه گوپتا می‌خواست، می‌تونست
‫خونه‌اش رو ازش بگیره...

235
00:14:07,708 --> 00:14:11,583
‫و می‌تونست تا ابد
‫از منطقه بندازدش بیرون.

236
00:14:11,708 --> 00:14:15,708
‫اما دل خیلی نازکش
‫نذاشت چنین کاری بکنه،

237
00:14:15,833 --> 00:14:17,333
‫واسه همین نکرد.

238
00:14:17,416 --> 00:14:19,083
‫ای زن بی‌حیا.

239
00:14:21,583 --> 00:14:23,833
‫سال‌ها گذشت.

240
00:14:23,916 --> 00:14:25,416
‫مردم پیر شدن،

241
00:14:25,458 --> 00:14:28,291
‫اما فقط باقی ساکنان منطقه پیر شدن.

242
00:14:28,333 --> 00:14:30,333
‫می‌گن جادوگران هیچ‌وقت پیر نمی‌شن.

243
00:14:31,416 --> 00:14:36,583
‫انگار رکا هنوز همون سنیه
‫که روز اول در قامت عروس اومده بود...

244
00:14:37,083 --> 00:14:40,916
‫و گل‌های همیشه‌بهار رو
‫تو باغچه‌اش کاشت.

245
00:14:52,458 --> 00:14:53,333
‫جایا!

246
00:14:54,291 --> 00:14:55,166
‫سلام!

247
00:14:55,208 --> 00:14:57,083
‫جایا، بهم نگفتی میای.

248
00:14:57,166 --> 00:14:58,416
‫یهویی اومدی؟

249
00:14:58,458 --> 00:14:59,583
‫چرا زنگ نزدی؟

250
00:14:59,708 --> 00:15:01,708
‫می‌خواستی غافل‌گیرم کنی، مگه نه؟

251
00:15:01,833 --> 00:15:02,708
‫بیا، بیا.

252
00:15:09,375 --> 00:15:11,166
‫همه‌چی باید عادی جلوه کنه، مگه نه؟

253
00:15:11,250 --> 00:15:12,666
‫همه‌چی به جز تو
‫عادی جلوه می‌کنه.

254
00:15:48,041 --> 00:15:50,125
‫نه، اونجا نه!

255
00:15:50,166 --> 00:15:51,416
‫پایه اون مبل شکسته.

256
00:15:54,416 --> 00:15:55,416
‫چه‌جوری این‌جوری شد؟

257
00:15:56,166 --> 00:15:58,625
‫چند روز پیش، یه‌کم هلش دادم
‫تا کف خونه رو تمیز کنم.

258
00:15:58,666 --> 00:16:00,250
‫اما یهو پایه‌اش شکست.

259
00:16:01,541 --> 00:16:03,375
‫عمو گوپتا رو می‌گم.

260
00:16:03,875 --> 00:16:04,750
‫آها.

261
00:16:07,375 --> 00:16:08,791
‫- دیشب...
‫- مامان! مامان!

262
00:16:09,916 --> 00:16:10,916
‫غافل‌گیرت کردم!

263
00:16:14,000 --> 00:16:15,375
‫همه‌چی باید عادی جلوه کنه، مگه نه؟

264
00:16:29,916 --> 00:16:31,166
‫چای درست کنم؟

265
00:16:36,875 --> 00:16:39,916
‫من تو این سن نمی‌تونم
‫دوخت‌ودوز و گل‌دوزی کنم.

266
00:16:41,291 --> 00:16:42,416
‫حتی وقتی جوان‌تر بودم،

267
00:16:42,500 --> 00:16:45,291
‫نمی‌تونستم یه دکمه
‫روی پیراهن پدرتون بدوزم.

268
00:16:46,791 --> 00:16:47,875
‫اصلا نمی‌تونم.

269
00:16:49,166 --> 00:16:50,625
‫چرا این حرف‌ها رو می‌زنی مامان؟

270
00:16:50,666 --> 00:16:52,291
‫کی ازت خواسته گل‌دوزی کنی؟

271
00:16:53,791 --> 00:16:56,916
‫زنان زندانی رو تو زندان مجبور می‌کنن
‫دوخت‌ودوز و گل‌دوزی کنن.

272
00:16:57,041 --> 00:16:58,500
‫یا مجبورشون می‌کنن غذا درست کنن.

273
00:16:58,541 --> 00:16:59,666
‫بس کن ببینم.

274
00:17:00,125 --> 00:17:01,000
‫تو زندان نمی‌ری؟

275
00:17:01,041 --> 00:17:02,375
‫چرا؟

276
00:17:02,416 --> 00:17:03,750
‫مگه پدرش رئیس دادگستریه؟

277
00:17:05,000 --> 00:17:05,916
‫مامان، بهش بگو خفه شه.

278
00:17:07,000 --> 00:17:08,416
‫بهش نمی‌گی؟

279
00:17:08,500 --> 00:17:09,875
‫یه کلمه دیگه راجع به پدرم حرف بزنی،
‫خودم کاری می‌کنم...

280
00:17:09,916 --> 00:17:11,166
‫بهمون می‌گی چی شده؟

281
00:17:18,041 --> 00:17:20,791
‫حوالی ساعت ده، ده و نیم شب بود.

282
00:17:22,041 --> 00:17:24,750
‫سومین تبلیغ «کالبالی» در حال پخش بود.

283
00:17:25,916 --> 00:17:29,125
‫اومد و زنگ زد.

284
00:17:30,291 --> 00:17:31,625
‫من پرسیدم «کیه؟»

285
00:17:32,416 --> 00:17:33,541
‫گفت «منم.»

286
00:17:34,875 --> 00:17:37,541
‫من گفتم «چی شده آقای گوپتا؟»

287
00:17:39,666 --> 00:17:43,000
‫یه چیزی راجع به تخت گفت.
‫درست نشنیدم.

288
00:17:43,791 --> 00:17:46,000
‫گمون کنم گوشم اخیرا سوت می‌کشه سوشما.

289
00:17:47,166 --> 00:17:48,791
‫قراره تو خونه‌شون عروسی بگیرن.

290
00:17:49,416 --> 00:17:51,666
‫خیال کردم اومده واسه مهمون‌هاشون
‫رخت‌خواب قرض بگیره.

291
00:17:53,000 --> 00:17:56,791
‫ولی همین که در رو باز کردم،
‫یهو پرید تو و...

292
00:17:57,291 --> 00:18:01,250
‫بعدش با من بدرفتاری کرد جایا.

293
00:18:01,291 --> 00:18:03,875
‫من که رفتم تو، دنبالم اومد.

294
00:18:04,416 --> 00:18:07,000
‫ازش پرسیدم
‫«چرا این کار رو می‌کنی آقای گوپتا؟»

295
00:18:07,041 --> 00:18:10,416
‫بعدش یهو عین اسب زانو زد
‫و یهو پرید سمتم.

296
00:18:10,500 --> 00:18:11,500
‫من هم محکم هلش دادم...

297
00:18:11,541 --> 00:18:13,750
‫و اون من رو به کمد فولادی
‫مامان‌بزرگتون کوبید.

298
00:18:14,291 --> 00:18:15,916
‫دسته‌اش به کمرش خورد.

299
00:18:16,041 --> 00:18:18,250
‫پرید و پاش تو سنگ گیر کرد.

300
00:18:18,291 --> 00:18:19,166
‫سکندری خورد.

301
00:18:19,291 --> 00:18:20,541
‫سعی کرد پرده رو بگیره.

302
00:18:20,666 --> 00:18:22,375
‫پرده در رفت و از لای انگشت‌هاش سر خورد.

303
00:18:22,416 --> 00:18:24,291
‫میله‌پرده کنده شد و به سرش خورد.

304
00:18:24,416 --> 00:18:25,500
‫بعدش خودش، پرده،

305
00:18:25,541 --> 00:18:27,916
‫میله‌پرده و همه‌چی
‫با صدای بلند به زمین خوردن.

306
00:18:28,000 --> 00:18:29,625
‫سنگ به سرش خورد و...

307
00:18:31,416 --> 00:18:32,291
‫طرف مرد.

308
00:18:42,541 --> 00:18:43,666
‫بهت حمله کرده بود؟

309
00:18:45,416 --> 00:18:50,291
‫باید بری کلانتری رو بهشون بگی
‫از خودت دفاع کردی.

310
00:18:50,416 --> 00:18:51,375
‫عجب.

311
00:18:52,791 --> 00:18:56,291
‫خب مامان، پس می‌خوای بگی گوزن
‫اومد در خونه شکارچی رو زد.

312
00:18:56,416 --> 00:18:58,291
‫کل مردم منطقه هم باور می‌کنن.

313
00:18:58,416 --> 00:19:00,791
‫از من بشنو، اگه به حرف این احمق گوش بدی،
‫گیر می‌افتی.

314
00:19:00,916 --> 00:19:01,916
‫کی با تو حرف زد؟

315
00:19:02,000 --> 00:19:03,166
‫من هم با تو حرف نزدم.

316
00:19:03,250 --> 00:19:04,416
‫صورتم این‌وریه، سمت مامانه.

317
00:19:04,500 --> 00:19:05,375
‫عه!

318
00:19:06,541 --> 00:19:08,250
‫محبت خواهرانه‌تون تموم شد؟

319
00:19:08,916 --> 00:19:10,625
‫از بس اضطراب دارم
‫بدنم پر از باد شده.

320
00:19:11,375 --> 00:19:12,666
‫نباید پای پلیس باز بشه.

321
00:19:14,000 --> 00:19:15,375
‫هیچ راه دیگه‌ای نداره.

322
00:19:17,541 --> 00:19:20,916
‫راستش، الان یه فکری به سرم زد.

323
00:19:22,416 --> 00:19:24,416
‫ببینین، اون که مرده.

324
00:19:26,041 --> 00:19:29,750
‫به نظرم بهتره امشب
‫لای پتو بپیچیمش...

325
00:19:30,291 --> 00:19:32,541
‫و بی‌سروصدا بریم جسدش رو
‫تو کانال بندازیم.

326
00:19:34,666 --> 00:19:35,750
‫چی گفتی؟

327
00:19:39,291 --> 00:19:41,666
‫واسه همین ازم خواستی
‫با ماشینم بیام، مگه نه؟

328
00:19:42,916 --> 00:19:44,541
‫خیال کردی این هم
‫عین برنامه مسخره جناییته؟

329
00:19:45,125 --> 00:19:47,791
‫برنامه مسخره جناییم هم
‫بر اساس وقایع حقیقیه.

330
00:19:47,916 --> 00:19:50,375
‫جسد یه مرد تو خونه‌ات افتاده،
‫اون‌وقت می‌خوای بری...

331
00:19:50,416 --> 00:19:52,000
‫جسدش رو تو کانال بندازی؟

332
00:19:52,041 --> 00:19:53,125
‫خیال کردی گوشت فاسده؟

333
00:19:54,791 --> 00:19:55,875
‫پس چیکار کنیم؟

334
00:19:55,916 --> 00:19:58,666
‫کشیش خبر کنیم، مراسم برگزار کنیم
‫و ببریمش آتش‌سپاری؟

335
00:19:58,750 --> 00:19:59,750
‫ولی مامان...

336
00:20:01,666 --> 00:20:03,000
‫اون دنبالش نمی‌گرده؟

337
00:20:03,875 --> 00:20:05,166
‫خاله گوپتا رو می‌گم!

338
00:20:25,125 --> 00:20:27,166
‫این‌قدر بوق نزن.
‫دارم میام.

339
00:20:28,041 --> 00:20:30,541
‫- گمون کنم رفته قدم بزنه.
‫- آره.

340
00:20:30,625 --> 00:20:32,791
‫نمی‌دونم چرا غرغره‌اش هم بیدارم نکرد.

341
00:20:35,666 --> 00:20:36,791
‫اون ماشین کیه؟

342
00:20:37,916 --> 00:20:40,541
‫یه عوضی جدید پیدا شده؟

343
00:20:40,666 --> 00:20:42,166
‫دختر بزرگش اینجاست.

344
00:20:43,541 --> 00:20:46,041
‫- صبح به خیر خانم گوپتا.
‫- آره، صبح به خیر.

345
00:20:46,125 --> 00:20:48,291
‫چی شده؟ آقای گوپتا امروز صبح
‫نیومد قدم بزنه؟

346
00:20:50,541 --> 00:20:51,916
‫خدا می‌دونه کجاست.

347
00:20:52,541 --> 00:20:53,666
‫عه، وای.

348
00:20:53,791 --> 00:20:57,541
‫بابول عزیزم صبح زود
‫واسه امتحانش درس می‌خونه.

349
00:20:57,625 --> 00:20:58,541
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

350
00:20:58,666 --> 00:21:00,166
‫راستی، بابات کجاست عزیزم؟

351
00:21:00,291 --> 00:21:02,000
‫من از کجا بدونم؟

352
00:21:02,041 --> 00:21:03,791
‫من بارها بهش گفتم...

353
00:21:03,875 --> 00:21:05,791
‫نباید شام کلم بخوره.

354
00:21:05,916 --> 00:21:07,875
‫ولی گوشش هیچ‌وقت بدهکار نیست.

355
00:21:07,916 --> 00:21:10,625
‫خیلی کله‌شقه، دقیقا عین مادرشه.

356
00:21:12,666 --> 00:21:13,541
‫آهای گلدی!

357
00:21:14,291 --> 00:21:15,750
‫هنوز خوابی یا نه؟

358
00:21:16,541 --> 00:21:18,291
‫داره ازدواج می‌کنه، ولی ببین،

359
00:21:18,416 --> 00:21:21,875
‫علیاحضرت قبل از نه صبح بیدار نمی‌شه!

360
00:21:21,916 --> 00:21:24,291
‫می‌خوای مضحکه فامیل‌های شوهرت بشم؟

361
00:21:26,041 --> 00:21:27,916
‫دیشب دیر خوابیدم.

362
00:21:28,000 --> 00:21:28,875
‫چی؟

363
00:21:29,916 --> 00:21:32,041
‫دیشب دیر خوابیدم!

364
00:21:33,166 --> 00:21:35,416
‫آخرشب صورتت رو فرو می‌کنی تو گوشی...

365
00:21:35,541 --> 00:21:37,166
‫و یواشکی کلی صحبت می‌کنی،
‫من همه‌چی رو می‌دونم.

366
00:21:37,666 --> 00:21:40,166
‫اگه همین‌جوری ادامه بدی،
‫یه روزی گوشیت رو قورت می‌دی.

367
00:21:40,750 --> 00:21:43,916
‫بعدش عین مار پیتون می‌چرخی
‫تا گوشیت رو هضم کنی.

368
00:21:44,791 --> 00:21:46,500
‫این‌قدر راجع به چی حرف می‌زنی؟

369
00:21:47,041 --> 00:21:48,416
‫چرا نمی‌تونی تا عروسیت صبر کنی؟

370
00:21:49,500 --> 00:21:51,125
‫چرا این‌ها رو به من می‌گی؟

371
00:21:51,166 --> 00:21:52,125
‫برو به خودش بگو.

372
00:21:53,250 --> 00:21:54,166
‫اون...

373
00:21:55,291 --> 00:21:56,916
‫نمی‌ذاره قطع کنم.

374
00:21:57,000 --> 00:21:59,916
‫آره عزیزم، الان نمی‌ذاره قطع کنی.

375
00:22:00,000 --> 00:22:01,666
‫بعدا حتی به خودش زحمت نمی‌ده
‫گوشی رو برداره.

376
00:22:12,041 --> 00:22:13,041
‫اونجاست مامان!

377
00:22:13,166 --> 00:22:14,416
‫زود پیداش کنین.

378
00:22:14,541 --> 00:22:15,541
‫دارم دنبالش می‌گردم.

379
00:22:15,625 --> 00:22:18,041
‫- جیبش رو بگرد.
‫- نه! نمی‌گردم!

380
00:22:18,125 --> 00:22:19,250
‫مگه نمی‌گم پیداش کن؟

381
00:22:19,291 --> 00:22:20,291
‫این‌قدر باهام دعوا نکن.

382
00:22:20,375 --> 00:22:21,666
‫تو دنبالش بگرد.

383
00:22:21,750 --> 00:22:22,916
‫شما دخترها می‌خواین
‫من زندانی بشم.

384
00:22:23,000 --> 00:22:24,041
‫پیداش کردم، پیداش کردم، پیداش کردم.

385
00:22:25,750 --> 00:22:26,666
‫اینجاست.

386
00:22:28,916 --> 00:22:30,875
‫گوش کن، کجایی؟

387
00:22:32,291 --> 00:22:34,000
‫چرا جواب تماس‌هام رو نمی‌دی؟

388
00:22:34,041 --> 00:22:36,166
‫نمی‌دونم چرا مدام
‫رو حالت پرواز می‌ذاری.

389
00:22:36,791 --> 00:22:38,500
‫داده، داده، داده.

390
00:22:38,541 --> 00:22:40,125
‫می‌خوای داده‌ هات رو با خودت
‫ببری اون دنیا؟

391
00:22:42,375 --> 00:22:46,291
‫ظاهرا دوزی که دیشب بهت دادم
‫برات کافی نبود.

392
00:22:46,416 --> 00:22:49,666
‫وقتی گفتم خانم لالیتای محبوبت رو
‫به عروسی...

393
00:22:49,750 --> 00:22:53,500
‫دعوت نمی‌کنیم، جدی گفتم!
‫دعوتش نمی‌کنیم. مفهومه؟

394
00:22:53,541 --> 00:22:56,250
‫ظاهرا این دوتا دعوای بدی داشتن.

395
00:22:57,291 --> 00:23:00,750
‫چرا جواب نمی‌دی آقای چاریترا کومار گوپتا؟

396
00:23:01,666 --> 00:23:03,666
‫خودم تیک‌های آبیت رو می‌بینم.

397
00:23:12,291 --> 00:23:13,291
‫[رکا رو دیدی؟]

398
00:23:13,375 --> 00:23:14,541
‫ببخشید بابا.

399
00:23:14,666 --> 00:23:16,916
‫دیشب یهو حال مامان بد شد.

400
00:23:17,666 --> 00:23:19,875
‫آره. نه، نه.
‫نگران نباش بابا.

401
00:23:19,916 --> 00:23:22,041
‫- فردا برمی‌گردم.
‫- که این‌طور. پس فردا میای.

402
00:23:22,125 --> 00:23:24,666
‫اگه خودت بچه داشتی،

403
00:23:24,791 --> 00:23:27,875
‫این‌جوری یهو نمی‌ذاشتی بری.

404
00:23:28,875 --> 00:23:30,166
‫- بابا، خواهش می‌کنم.
‫- چی بگم؟

405
00:23:30,291 --> 00:23:31,916
‫- راستش من...
‫- هر کاری مادرت...

406
00:23:32,041 --> 00:23:34,166
‫جایا سوکومار سینا.

407
00:23:34,875 --> 00:23:35,791
‫تو ساکن پتنه‌ای، مگه نه؟

408
00:23:35,916 --> 00:23:36,791
‫- آره.
‫- الو؟

409
00:23:37,541 --> 00:23:39,500
‫- اومدی مادرت رو ببینی؟
‫- گوشیت رو بذار کنار.

410
00:23:39,541 --> 00:23:40,416
‫آره، آره.

411
00:23:40,541 --> 00:23:41,416
‫کی رسیدی؟

412
00:23:42,375 --> 00:23:44,041
‫- امروز صبح قربان.
‫- کی رسیدی؟

413
00:23:44,166 --> 00:23:46,375
‫- زود باش، دنبالم بیا.
‫- قربان، خواهش می‌کنم قربان.

414
00:23:46,416 --> 00:23:47,291
‫- خواهش می‌کنم قربان.
‫- فقط...

415
00:23:47,416 --> 00:23:48,291
‫گفتم زود باش دنبالم بیا.

416
00:23:48,375 --> 00:23:49,541
‫نمی‌خوام چیزی بشنوم.

417
00:23:49,666 --> 00:23:50,541
‫با من میای.

418
00:23:50,625 --> 00:23:51,500
‫قربان، خواهش می‌کنم گوش کنین.
‫همین یه‌بار، خواهش می‌کنم.

419
00:23:51,541 --> 00:23:53,416
‫یه لقمه از رستوران محبوبم
‫مهمونم می‌کنی.

420
00:23:53,500 --> 00:23:55,000
‫چی؟

421
00:24:00,416 --> 00:24:02,000
‫هنوز من رو نشناختی؟

422
00:24:02,041 --> 00:24:03,000
‫منم دختر خنگول.

423
00:24:04,291 --> 00:24:06,416
‫ماهشواری؟

424
00:24:07,166 --> 00:24:09,666
‫ماهشواری، واقعا من رو ترسوندی!

425
00:24:10,916 --> 00:24:12,750
‫- نکنه بازیگر شدی؟
‫- چی؟

426
00:24:13,666 --> 00:24:15,041
‫من الان بازرسم جایا.

427
00:24:15,166 --> 00:24:16,375
‫چرت می‌گی.

428
00:24:18,541 --> 00:24:21,875
‫شش سال و چهل و شش روز
‫از آخرین بار که دیدمت می‌گذره.

429
00:24:21,916 --> 00:24:22,791
‫حالت چطوره؟

430
00:24:23,666 --> 00:24:24,666
‫همه‌چی مرتبه.

431
00:24:24,750 --> 00:24:26,250
‫ماناس...

432
00:24:27,041 --> 00:24:28,041
‫حالش خوبه.

433
00:24:28,125 --> 00:24:30,291
‫یعنی با هم خوشحالیم.

434
00:24:30,416 --> 00:24:32,791
‫خیلی خوبه. خوشحالم.

435
00:24:32,916 --> 00:24:35,041
‫واسه ماناس هم خوشحالم.

436
00:24:35,166 --> 00:24:36,041
‫آهای!

437
00:24:37,125 --> 00:24:39,250
‫می‌خوای پرده گوشت رو پاره کنی؟

438
00:24:39,291 --> 00:24:41,250
‫این مردم اصلا فرهنگ سرشون نمی‌شه.

439
00:24:44,041 --> 00:24:45,291
‫عه، سوشما هم اینجاست.

440
00:24:46,541 --> 00:24:47,541
‫خاله، چطوری؟

441
00:24:47,666 --> 00:24:48,541
‫خوبم.

442
00:24:48,666 --> 00:24:51,291
‫عالیه.
‫تجدید دیدار مادر و دخترهاشه.

443
00:24:51,375 --> 00:24:53,666
‫آره، خیلی غافل‌گیر شدم!

444
00:24:53,750 --> 00:24:55,666
‫- مایه خوشحالیه.
‫- ماهشواری!

445
00:24:56,625 --> 00:24:59,041
‫امیدوارم امروز چراغ چادر وصل بشه.

446
00:24:59,541 --> 00:25:01,666
‫یادت نره عروسی فامیلته.

447
00:25:01,750 --> 00:25:03,041
‫باشه، باشه، ردیفش می‌کنم.

448
00:25:04,125 --> 00:25:05,166
‫چند روزی اینجا هستی؟

449
00:25:06,000 --> 00:25:06,916
‫- آره.
‫- من یه‌کم درگیرم.

450
00:25:07,000 --> 00:25:08,791
‫امشب مراسم عبادت داریم سوشما.

451
00:25:09,750 --> 00:25:10,625
‫شبانه است؟

452
00:25:10,666 --> 00:25:13,000
‫آره، شوهرخواهرم کلی واسه
‫عروسی گلدی دعا کرده بود.

453
00:25:13,916 --> 00:25:17,375
‫خاله، سوشما، حتما یه سر بزنین، باشه؟

454
00:25:17,416 --> 00:25:19,125
‫شب تا صبح هستیم.

455
00:25:23,625 --> 00:25:27,375
‫به نظرم بهتره امشب
‫لای پتو بپیچیمش...

456
00:25:28,041 --> 00:25:30,291
‫و بی‌سروصدا
‫برین جسدش رو تو کانال بندازین.

457
00:25:32,625 --> 00:25:35,750
‫خاله، زود باش.
‫پدر داماد داره میاد.

458
00:25:35,791 --> 00:25:36,916
‫بیرون بود.

459
00:25:36,958 --> 00:25:38,416
‫شما ندیدینش؟

460
00:25:38,458 --> 00:25:40,958
‫ای خدا، این‌بار واقعا زیاده‌روی کردی
‫آقای گوپتا.

461
00:25:41,041 --> 00:25:43,166
‫موقع عروسی دختر خودت
‫از دستم ناراحتی.

462
00:25:43,208 --> 00:25:45,333
‫خانم گوپتا؟ آقای گوپتا کجاست؟

463
00:25:46,291 --> 00:25:47,583
‫توئه.

464
00:25:47,708 --> 00:25:49,458
‫- برو ببینش.
‫- خیلی‌خب.

465
00:25:49,541 --> 00:25:51,083
‫کدوم گوریه؟

466
00:25:51,208 --> 00:25:53,916
‫وسط مراسم عبادت،
‫جسدش رو می‌بریم.

467
00:25:54,458 --> 00:25:56,291
‫وای! عجب فکری!

468
00:25:57,208 --> 00:25:59,583
‫من از کجا می‌خواستم بدونم
‫امشب مراسمه؟

469
00:25:59,666 --> 00:26:01,833
‫من رو که کسی تو این منطقه
‫دعوت نمی‌کنه.

470
00:26:02,416 --> 00:26:03,666
‫نه، نه، اون نه.

471
00:26:03,708 --> 00:26:05,083
‫اون لباس عروسیمه.

472
00:26:05,208 --> 00:26:07,333
‫اون قهوه‌ایه رو بردار.
‫آره.

473
00:26:07,458 --> 00:26:08,916
‫پاره شده. بردارش.

474
00:26:12,333 --> 00:26:14,416
‫مامان، من یه‌کم...
‫یه‌کم پول لازم دارم.

475
00:26:15,208 --> 00:26:16,583
‫برو از تو کیفم بردار.

476
00:26:18,083 --> 00:26:19,791
‫تقریبا پونصد و پنجاه هزار روپیه لازم دارم.

477
00:26:21,208 --> 00:26:23,166
‫این همه پول واسه چی می‌خوای؟

478
00:26:23,666 --> 00:26:24,541
‫مامان!

479
00:26:25,833 --> 00:26:28,041
‫خاله گوپتا باز هم پیام داده!

480
00:26:28,083 --> 00:26:30,041
‫- شخصیه. بعدا بهت می‌گم.
‫- ببین.

481
00:26:32,083 --> 00:26:34,458
‫مراسم عبادت واسه عروسی دخترته.

482
00:26:34,500 --> 00:26:36,125
‫از خودت خجالت نمی‌کشی؟

483
00:26:36,250 --> 00:26:39,250
‫مدیر گروه موسیقی چند باری
‫سراغت رو گرفته.

484
00:26:39,833 --> 00:26:41,500
‫اگه همین الان برنگردی،

485
00:26:41,583 --> 00:26:43,708
‫پاهات رو می‌شکنم و تحویلت می‌دم.

486
00:26:45,250 --> 00:26:46,750
‫خانواده داماد دارن میان.

487
00:26:46,875 --> 00:26:47,875
‫لطفا برگرد.

488
00:26:48,000 --> 00:26:50,625
‫من هیچی نمی‌گم، قول می‌دم.

489
00:26:50,708 --> 00:26:53,458
‫اگه برنگردی، خودم رو
‫از پنکه سقفی اتاق دار می‌زنم!

490
00:27:01,875 --> 00:27:04,083
‫شما دوتا خجالت نمی‌کشین؟

491
00:27:05,125 --> 00:27:06,375
‫با حماقت می‌خندین!

492
00:27:08,125 --> 00:27:10,333
‫پتوهای قدیمی و لباس‌های گرم رو
‫کجا نگه می‌داری؟

493
00:27:10,375 --> 00:27:11,250
‫دربیارشون.

494
00:27:11,875 --> 00:27:13,250
‫واسه ماست‌مالی رسوایی خودته.

495
00:27:19,833 --> 00:27:21,333
‫ای بابا! گندش بزنن!

496
00:27:23,333 --> 00:27:26,125
‫خاشعانه از کل حضار خواهش می‌کنم...

497
00:27:26,625 --> 00:27:28,375
‫غیبت مادرشوهر و صحبت کریکت رو...

498
00:27:28,458 --> 00:27:32,375
‫کنار بذارن و به مراسم الهی توجه کنن.

499
00:27:33,625 --> 00:27:35,375
‫خیلی بامزه است.

500
00:27:35,458 --> 00:27:39,125
‫ببین آبیشک، پدرزنت رو
‫تو عروسی می‌بینیم دیگه، مگه نه؟

501
00:27:41,000 --> 00:27:43,750
‫یا نکنه اونجا هم درست و حسابی
‫خوش‌آمد نمی‌گن؟

502
00:27:48,250 --> 00:27:50,625
‫[سازمان راه‌آهن ۱۹۹۵]
‫[سوکومار سینا]

503
00:27:50,750 --> 00:27:52,208
‫من به جسدش دست نمی‌زنم.

504
00:27:53,375 --> 00:27:54,250
‫من هم نمی‌زنم.

505
00:28:05,750 --> 00:28:08,333
‫هر روز صبح می‌ره قدم بزنه...

506
00:28:09,958 --> 00:28:13,750
‫و چهار برگر رو با هم قورت می‌ده.

507
00:28:20,000 --> 00:28:21,083
‫از اینجا بلند کن.

508
00:28:21,125 --> 00:28:23,000
‫- از اینجا، از رانش.
‫- دارم همین‌کار رو می‌کنم، خب؟

509
00:28:23,125 --> 00:28:24,000
‫پس درست بلندش کن.

510
00:28:24,083 --> 00:28:25,625
‫یعنی قبلا چنین کاری کردی؟
‫قبلا چنین کاری کردی؟

511
00:28:25,708 --> 00:28:27,125
‫- خیال کردی بیشتر سرت می‌شه؟
‫- نه، واقعا از تو بیشتر سرم می‌شه.

512
00:28:27,250 --> 00:28:28,625
‫- بگو چی سرت می‌شه.
‫- همه‌چی سرم می‌شه.

513
00:28:28,750 --> 00:28:29,625
‫پاش رو می‌کنی.

514
00:28:29,708 --> 00:28:31,125
‫- هنوز متصله، مگه نه؟
‫- آهای!

515
00:28:31,250 --> 00:28:33,458
‫زیر رانش رو بگیرین،
‫ولی فقط بلندش کنین.

516
00:28:33,500 --> 00:28:35,333
‫وگرنه جفتتون رو می‌زنم.
‫بلندش کنین.

517
00:28:36,125 --> 00:28:37,500
‫دست راستم درد می‌کنه.

518
00:28:37,625 --> 00:28:38,708
‫تو بیا اینجا.
‫تو بیا این طرف.

519
00:28:38,750 --> 00:28:40,250
‫آره، همیشه درد داری.

520
00:28:40,750 --> 00:28:41,625
‫صورتت رو خرد می‌کنم.

521
00:28:41,750 --> 00:28:42,875
‫می‌خوای صورتت رو خرد کنم؟

522
00:28:42,958 --> 00:28:44,500
‫- خرد کنم؟
‫- خرد کنم؟

523
00:28:47,625 --> 00:28:48,500
‫بلند کنین!

524
00:28:50,625 --> 00:28:54,000
‫یک، دو، سه.

525
00:28:54,083 --> 00:28:55,750
‫به سمت چپ مامان.
‫خیلی خوبه.

526
00:28:55,833 --> 00:28:57,000
‫خیلی خوبه.
‫زود باش مامان.

527
00:28:57,125 --> 00:28:58,666
‫کل زورت رو بزن.

528
00:28:58,708 --> 00:29:00,291
‫دو پا بیشتر نداره.
‫یکیش رو گرفتی.

529
00:29:00,333 --> 00:29:01,583
‫جلوی من زرنگ‌بازی در نیار.

530
00:29:01,666 --> 00:29:03,333
‫- ببین چی می‌گم.
‫- بریم. بریم.

531
00:29:03,416 --> 00:29:04,291
‫زود باش.

532
00:29:04,916 --> 00:29:05,916
‫زود باش مامان.
‫زود باش.

533
00:29:05,958 --> 00:29:07,833
‫خیلی خوبه. آفرین.

534
00:29:07,916 --> 00:29:08,916
‫بلند کن.

535
00:29:13,166 --> 00:29:14,791
‫چه روغنی می‌زنه؟

536
00:29:14,833 --> 00:29:17,083
‫بوی گند می‌ده.

537
00:29:20,708 --> 00:29:23,416
‫سوشما، چرا ولش کردی؟

538
00:29:23,458 --> 00:29:25,333
‫عطسه کرد.

539
00:29:25,458 --> 00:29:26,458
‫چرا چرت می‌گی؟

540
00:29:27,208 --> 00:29:28,833
‫دروغ نمی‌گم.

541
00:29:28,958 --> 00:29:30,333
‫الان بلند عطسه کرد.

542
00:29:30,458 --> 00:29:32,208
‫خیال کردی الان وقت نمک ریختنه؟

543
00:29:33,541 --> 00:29:34,708
‫جایا، ببین.

544
00:29:35,291 --> 00:29:36,333
‫باشه، می‌بینم.

545
00:29:37,208 --> 00:29:38,083
‫عطسه کرد؟

546
00:29:54,208 --> 00:29:57,708
‫♪ این چشم‌ها آدم می‌کشن ♪

547
00:29:58,666 --> 00:29:59,791
‫شبح! نه!

548
00:29:59,833 --> 00:30:01,416
‫شبح نیست!
‫نیست.

549
00:30:02,208 --> 00:30:03,291
‫زنده است!

550
00:30:03,333 --> 00:30:04,291
‫زنده است!

551
00:30:04,333 --> 00:30:05,416
‫خدایا، ممنون.

552
00:30:05,458 --> 00:30:06,583
‫حالا چیکار کنم؟

553
00:30:06,666 --> 00:30:07,583
‫زنده است!

554
00:30:08,541 --> 00:30:09,666
‫- زنده است.
‫- مامان!

555
00:30:09,708 --> 00:30:10,958
‫رکا...

556
00:30:11,833 --> 00:30:13,541
‫- من می‌رم.
‫- هیس!

557
00:30:13,583 --> 00:30:14,791
‫هیس.

558
00:30:20,333 --> 00:30:25,416
‫♪ عروس جوان پدرش رو ترک می‌کنه ♪

559
00:30:26,333 --> 00:30:29,291
‫- ♪ و یه سکه نقره... ♪
‫- صداش خیلی خوبه.

560
00:30:29,333 --> 00:30:31,458
‫♪ به تورش وصله ♪

561
00:30:32,333 --> 00:30:35,208
‫♪ جلوی اشک‌هاش رو می‌گیره ♪

562
00:30:35,333 --> 00:30:41,166
‫♪ چشمش مملو از معصومیت جوانیه ♪

563
00:30:41,958 --> 00:30:45,541
‫♪ انگار از این دنیا نیست ♪

564
00:30:46,083 --> 00:30:48,583
‫♪ قفس طلا شکسته ♪

565
00:30:49,208 --> 00:30:52,333
‫♪ سرمه تیره‌ای دور چشم‌هاشه ♪

566
00:30:53,083 --> 00:30:57,458
‫♪ دختر عزیزتون می‌ره ♪

567
00:31:04,208 --> 00:31:05,250
‫بابا پیام داد؟

568
00:31:06,000 --> 00:31:07,625
‫♪ پابندت صدای قشنگی می‌ده ♪

569
00:31:11,291 --> 00:31:15,416
‫♪ این زندگی توهمه ♪
‫♪ جسم جامه‌ای بیش نیست ♪

570
00:31:15,500 --> 00:31:19,166
‫♪ غرور و افتخارتون ♪
‫♪ دانه شنی بیش نیست ♪

571
00:31:19,291 --> 00:31:23,291
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪

572
00:31:24,166 --> 00:31:25,333
‫چرا داری می‌بندیش؟

573
00:31:27,291 --> 00:31:29,333
‫مامان، چرا داری می‌بندیش؟

574
00:31:29,916 --> 00:31:31,083
‫- مامان، چیکار می‌کنی؟
‫- ولم کن!

575
00:31:31,166 --> 00:31:32,708
‫سرش مجروح شده.
‫باید دکتر خبر کنیم.

576
00:31:32,833 --> 00:31:34,291
‫ولم کن دیگه جایا.

577
00:31:34,333 --> 00:31:35,208
‫چرا داری می‌بندیش؟

578
00:31:35,333 --> 00:31:36,833
‫- دیوانه شدی؟
‫- بی‌هوشه.

579
00:31:36,916 --> 00:31:38,708
‫اگه به هوش بیاد، دردسر درست می‌کنه.
‫برو کنار.

580
00:31:38,791 --> 00:31:39,791
‫- چت شده؟
‫- مامان.

581
00:31:39,833 --> 00:31:41,083
‫- چرا به حرفم گوش نمی‌دی؟
‫- مامان!

582
00:31:41,208 --> 00:31:42,083
‫چیه؟

583
00:31:42,166 --> 00:31:44,083
‫تو دیشب به عمو گوپتا پیام داده بودی؟

584
00:31:47,208 --> 00:31:48,291
‫کدوم پیام؟

585
00:31:49,208 --> 00:31:50,708
‫«می‌خوای بازی کنیم؟»

586
00:31:50,791 --> 00:31:51,791
‫با علامت سوال.

587
00:31:58,083 --> 00:31:58,958
‫بازی؟

588
00:32:00,208 --> 00:32:01,083
‫با اون؟

589
00:32:05,708 --> 00:32:06,583
‫آها!

590
00:32:07,708 --> 00:32:08,583
‫پیام داده بودم.

591
00:32:09,416 --> 00:32:10,708
‫با خودم گفتم به مبارزه دعوتش کنم.

592
00:32:12,666 --> 00:32:15,416
‫شاید خیال کرد بازی اسم رمزه.

593
00:32:16,958 --> 00:32:18,958
‫ولی من فقط می‌خواستم
‫باهاش بازی کنم.

594
00:32:19,708 --> 00:32:20,583
‫قسم می‌خورم.

595
00:32:22,541 --> 00:32:23,583
‫پس می‌خواستی بازی کنی؟

596
00:32:24,958 --> 00:32:26,166
‫با عمو گوپتا؟

597
00:32:26,791 --> 00:32:28,208
‫ساعت یازده و نیم شب
‫کس بهتری پیدا نکردی...

598
00:32:28,333 --> 00:32:29,708
‫که باهاش بازی کنی؟

599
00:32:31,083 --> 00:32:32,583
‫دیگه با کی می‌تونستم بازی کنم؟

600
00:32:32,708 --> 00:32:34,333
‫نه، بگو دیگه.
‫با کی بازی کنم؟

601
00:32:35,208 --> 00:32:37,416
‫من تو کل این منطقه
‫دوست خانمی دارم؟

602
00:32:37,958 --> 00:32:39,291
‫اصلا کسی باهام حرف می‌زنه؟

603
00:32:40,041 --> 00:32:41,083
‫تو کسی رو دیدی؟

604
00:32:41,666 --> 00:32:44,041
‫حتی همین امروز که داریم حرف می‌زنیم،
‫دارن تو منطقه...

605
00:32:44,083 --> 00:32:45,166
‫راجع به من شایعه پخش می‌کنن.

606
00:32:45,208 --> 00:32:46,583
‫همه مشتاقانه منتظرن...

607
00:32:46,666 --> 00:32:48,333
‫خودم خونه رو بفروشم و برم.

608
00:32:49,333 --> 00:32:51,041
‫الان حتی تو هم خیال می‌کنی
‫اشتباه می‌کنم.

609
00:32:52,416 --> 00:32:54,791
‫یه بار هم با خودت گفتی
‫چقدر احساس تنهایی می‌کنم؟

610
00:32:56,583 --> 00:32:59,583
‫من فقط بیست و پنج سال داشتم
‫که پدرت رو برق گرفت.

611
00:33:02,291 --> 00:33:03,708
‫از اون به بعد تنها بودم.

612
00:33:04,208 --> 00:33:06,166
‫اگه تنها بودی،
‫پس سوشما از کجا اومد؟

613
00:33:07,083 --> 00:33:09,708
‫حتما پدر اون هم اومده بود اینجا
‫باهات بازی کنه...

614
00:33:09,833 --> 00:33:11,041
‫که یواشکی زنش شدی
‫و این دلقک رو تحویلمون دادی.

615
00:33:11,083 --> 00:33:12,041
‫ببین چی می‌گم.

616
00:33:12,083 --> 00:33:13,666
‫به نفعته از پدر من بد نگی،
‫وگرنه می‌کشمت، خب؟

617
00:33:13,708 --> 00:33:14,666
‫خیال کردی می‌تونه من رو بکشه؟

618
00:33:15,541 --> 00:33:17,458
‫مامان، داستان‌هات رو بس کن.

619
00:33:17,583 --> 00:33:19,541
‫- حالا بهمون بگو چرا اینجا بود؟
‫- آره.

620
00:33:20,208 --> 00:33:21,083
‫بهمون بگو.

621
00:33:23,500 --> 00:33:26,208
‫به دروازه ورودی برسن،
‫خداوند لبخند ملیحی می‌زنه...

622
00:33:26,250 --> 00:33:27,208
‫و می‌گه...

623
00:33:27,708 --> 00:33:31,208
‫چی می‌گه؟
‫چی می‌گه داداش‌ها؟

624
00:33:31,250 --> 00:33:33,750
‫من اخیرا یه‌کم از فروشگاه نوشیدنی
‫پول گرفته بودم.

625
00:33:35,083 --> 00:33:37,625
‫همون‌طور که می‌دونین،
‫مدیریت حساب‌های اونجا با آقای گوپتاست.

626
00:33:38,708 --> 00:33:40,375
‫دهم هر ماه میاد.

627
00:33:40,500 --> 00:33:41,708
‫اما این بار زودتر اومد.

628
00:33:43,208 --> 00:33:44,375
‫من سعی کردم توضیح بدم...

629
00:33:45,583 --> 00:33:48,000
‫«پول رو ندزدیدم.
‫فقط بهش نیاز داشتم.»

630
00:33:48,125 --> 00:33:49,125
‫«پسش می‌دم.»

631
00:33:51,125 --> 00:33:53,625
‫«لطفا به صاحب فروشگاه نگو.»

632
00:33:53,750 --> 00:33:55,250
‫«وگرنه قطعا اخراجم می‌کنه.»

633
00:33:56,625 --> 00:33:57,500
‫اون گفت «نه.»

634
00:33:58,375 --> 00:33:59,833
‫«فردا بهش می‌گم.»

635
00:34:01,250 --> 00:34:04,458
‫بعدش با خودم گفتم
‫دوباره ازش درخواست کنم.

636
00:34:06,000 --> 00:34:08,375
‫واسه همین بهش گفتم بازی کنیم
‫و بهش زنگ زدم.

637
00:34:09,875 --> 00:34:12,250
‫سومین تبلیغ برنامه جنایی محبوبم
‫در حال پخش بود.

638
00:34:13,375 --> 00:34:14,250
‫اومد.

639
00:34:15,125 --> 00:34:16,708
‫بعدش باهام بدرفتاری کرد.

640
00:34:17,500 --> 00:34:19,208
‫ازش پرسیدم
‫«چیکار می‌کنی آقای گوپتا؟»

641
00:34:19,250 --> 00:34:22,000
‫بعدش یهو عین اسب زانو زد
‫و پرید سمتم.

642
00:34:22,125 --> 00:34:24,458
‫چنان محکم هلش دادم
‫که به کمد مامان‌بزرگ خرد...

643
00:34:24,500 --> 00:34:26,000
‫و دسته‌اش تو کمرش فرو رفت.

644
00:34:26,083 --> 00:34:28,250
‫افتاد.
‫پرده از دستش سر خورد.

645
00:34:28,375 --> 00:34:30,750
‫پشت چهارپایه سکندری خورد.
‫سرش به سنگ خورد و...

646
00:34:31,875 --> 00:34:32,833
‫ولی نمرد.

647
00:34:34,583 --> 00:34:35,875
‫چقدر پول برداشته بودی؟

648
00:34:37,583 --> 00:34:39,708
‫- پونصد و پنجاه هزار روپیه.
‫- چی؟

649
00:34:41,000 --> 00:34:42,708
‫پونصد و پنجاه هزار روپیه.

650
00:34:42,750 --> 00:34:44,333
‫تو این همه پول می‌خواستی چیکار؟

651
00:34:45,250 --> 00:34:46,625
‫خب، به پولش نیاز داشتم.

652
00:34:46,750 --> 00:34:47,875
‫مسئله شخصی بود.

653
00:34:48,625 --> 00:34:51,500
‫تو این شرایط مسئله شخصی نداریم.
‫فهمیدی؟

654
00:34:51,625 --> 00:34:52,625
‫راستش رو بهمون بگو.

655
00:34:52,750 --> 00:34:54,500
‫دوباره مشغول شرط‌بندی شدی، مگه نه؟

656
00:34:54,625 --> 00:34:55,750
‫- ها؟
‫- ها؟

657
00:34:56,500 --> 00:34:57,375
‫شرط‌بندی.

658
00:34:58,125 --> 00:34:59,500
‫آره، آره، آره.
‫آره.

659
00:35:00,250 --> 00:35:02,000
‫ولی مشکل اصلیم پول نیست.

660
00:35:02,500 --> 00:35:03,375
‫من بردم.

661
00:35:04,125 --> 00:35:06,000
‫دو روزه پسش می‌دم.

662
00:35:06,083 --> 00:35:08,625
‫اگه بره و قبلش به کل دنیا بگه چی؟
‫بعدش چی می‌شه؟

663
00:35:09,708 --> 00:35:12,833
‫خب، چیکارش می‌کنی؟
‫آدم زنده رو می‌اندازی تو کانال؟

664
00:35:17,208 --> 00:35:18,875
‫همین الان یه فکری به سرم زد.

665
00:35:19,208 --> 00:35:19,791
‫♪ قفس رو باز کن... ♪

666
00:35:19,875 --> 00:35:21,041
‫وای، خواهش می‌کنم مامان.

667
00:35:21,125 --> 00:35:22,125
‫بسمه.
‫من دیگه طاقت ندارم.

668
00:35:22,166 --> 00:35:23,041
‫بسمه.

669
00:35:23,166 --> 00:35:24,750
‫ببین جایا.
‫گوش کن جایا.

670
00:35:24,791 --> 00:35:25,916
‫داره می‌ره.

671
00:35:26,166 --> 00:35:27,041
‫ببین، گوش کن.

672
00:35:28,666 --> 00:35:30,541
‫حتی اگه بعد از پس دادن پول
‫بره واسه خودش...

673
00:35:30,666 --> 00:35:33,166
‫جار بزنه، هیچ مدرکی نداره، مگه نه؟

674
00:35:33,750 --> 00:35:36,416
‫فقط کافیه دو روز راحت
‫اینجا نگهش داریم.

675
00:35:36,500 --> 00:35:37,416
‫می‌خوابه.

676
00:35:37,541 --> 00:35:40,666
‫زایمان من پنجاه و دو ساعت طول کشید
‫تا تو به دنیا بیای.

677
00:35:41,166 --> 00:35:42,541
‫الان که من تو دردسر افتادم،

678
00:35:42,625 --> 00:35:44,000
‫خیال می‌کنی تقصیر مادرته؟

679
00:35:44,041 --> 00:35:46,625
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪

680
00:35:47,125 --> 00:35:48,458
‫وایستا جایا!

681
00:35:48,500 --> 00:35:50,083
‫ببین چی می‌گم.

682
00:35:52,083 --> 00:35:53,875
‫عزیزم، تو پول لازم داری، مگه نه؟

683
00:35:54,166 --> 00:35:55,791
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪

684
00:35:55,875 --> 00:35:57,700
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪

685
00:35:57,750 --> 00:36:00,708
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪

686
00:36:00,750 --> 00:36:04,241
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪
‫♪ قفس رو باز کن، قفس رو باز کن ♪

687
00:36:04,291 --> 00:36:05,791
‫مواظب باشین، مواظب باشین، مواظب باشین.

688
00:36:22,208 --> 00:36:24,375
‫وای، عالیه!

689
00:36:25,208 --> 00:36:26,875
‫اون یکی. اون یکی رو نشونم بده.

690
00:36:27,000 --> 00:36:28,375
‫بفرما.

691
00:36:28,458 --> 00:36:29,333
‫بزرگش کن.

692
00:36:29,375 --> 00:36:31,500
‫آهای گلدی، بیا تو!

693
00:36:32,083 --> 00:36:35,250
‫قبل از عروسیت احتیاط کن.
‫همه‌جا پر از طلسم و نفرینه.

694
00:36:35,833 --> 00:36:36,958
‫دارم میام مامان.

695
00:36:38,875 --> 00:36:39,875
‫بیا، بجنب.

696
00:36:40,750 --> 00:36:42,125
‫دارم میام، دارم میام.

697
00:36:47,375 --> 00:36:48,500
‫ازت چی می‌پرسید؟

698
00:36:50,458 --> 00:36:52,208
‫بهم تبریک گفت.

699
00:36:52,250 --> 00:36:54,625
‫با خودم گفتم عکس
‫شوهر آینده‌ام رو نشونش بدم.

700
00:36:55,375 --> 00:36:58,500
‫دو دندان طلا داری،
‫ولی مغزت در حد برنج هم نیست.

701
00:37:01,125 --> 00:37:03,833
‫«من برنمی‌گردم. خودت تنهایی
‫عروسی دخترت رو برگزار کن.»

702
00:37:03,875 --> 00:37:05,250
‫وای خدایا!

703
00:37:05,333 --> 00:37:06,208
‫چی شد؟

704
00:37:06,250 --> 00:37:07,958
‫از دیروز دارم بهت می‌گم.

705
00:37:08,000 --> 00:37:09,125
‫چشم‌زخمه.

706
00:37:09,250 --> 00:37:11,250
‫این سه زن نفرینت کردن.

707
00:37:11,375 --> 00:37:12,750
‫ببین، همین الان عکسش رو...

708
00:37:12,875 --> 00:37:15,833
‫به اون دختر نشون دادی،
‫حالا ببین پدرت چه پیامی بهم داده.

709
00:37:15,875 --> 00:37:18,583
‫«من برنمی‌گردم. خودت تنهایی
‫عروسی دخترت رو برگزار کن.»

710
00:37:18,625 --> 00:37:20,583
‫- منظورش چیه؟
‫- هیچی مغز برنجی.

711
00:37:21,250 --> 00:37:22,750
‫حالا گوشیش خاموش شده.

712
00:37:22,875 --> 00:37:24,375
‫لطفا دوباره تماس بگیرید.

713
00:37:24,500 --> 00:37:26,833
‫مشترک مورد نظر...

714
00:37:26,875 --> 00:37:27,875
‫کیفم کجاست؟

715
00:37:28,625 --> 00:37:29,875
‫دمپاییم کجاست؟

716
00:37:31,000 --> 00:37:32,458
‫- دمپاییم کجاست؟
‫- مامان!

717
00:37:32,500 --> 00:37:34,250
‫مامان، کجا می‌ری؟

718
00:37:34,333 --> 00:37:36,583
‫می‌رم مشورت بگیرم.

719
00:37:36,625 --> 00:37:38,500
‫باید راه‌حلش رو پیدا کنیم.

720
00:37:38,583 --> 00:37:40,625
‫از بچگیت بهت حسادت می‌کرد.

721
00:37:40,750 --> 00:37:42,208
‫صورتت رو که نابود کرده.

722
00:37:42,250 --> 00:37:43,875
‫الان داره عروسیت رو
‫هم خراب می‌کنه.

723
00:37:44,000 --> 00:37:45,958
‫بعد از رسواییش کی اون رو می‌گیره؟

724
00:37:54,000 --> 00:37:56,250
‫پنج دقیقه بیشتر طول نکشیده بود.

725
00:37:56,333 --> 00:37:59,250
‫اما بعد از پنج سال آزگار،
‫هنوز همه یادشون مونده بود.

726
00:37:59,375 --> 00:38:00,750
‫[رسوایی سوشما]

727
00:38:00,833 --> 00:38:03,000
‫پنج دقیقه بیشتر طول نکشیده بود،

728
00:38:03,125 --> 00:38:06,000
‫اما خبرش بیش از پنج‌هزار بار پخش شد.

729
00:38:07,083 --> 00:38:09,125
‫پنج دقیقه بیشتر طول نکشیده بود،

730
00:38:09,208 --> 00:38:13,583
‫اما آتشی ابدی به راه انداخت.

731
00:38:16,000 --> 00:38:19,375
‫سوشما به شدت دلش می‌خواست
‫تو اینترنت مشهور بشه.

732
00:38:22,958 --> 00:38:26,791
‫نامزدش چنان تو خونه کتک خورد
‫که مجبور شد نامزدیش با سوشما رو...

733
00:38:26,833 --> 00:38:28,833
‫تو بخش کامنت‌ها به هم بزنه.

734
00:38:29,333 --> 00:38:31,000
‫ای جادوگر!

735
00:38:31,125 --> 00:38:32,500
‫مردم واسه اجرای عدالت...

736
00:38:32,583 --> 00:38:35,000
‫به سرپرست غیررسمی منطقه،
‫آقای چاریترا کومار گوپتا مراجعه کردن.

737
00:38:35,125 --> 00:38:36,583
‫رکا!

738
00:38:36,625 --> 00:38:40,250
‫- دخترت زیاده‌روی کرده.
‫- منظورت چیه آقای گوپتا؟

739
00:38:40,333 --> 00:38:42,125
‫آقای گوپتا واسه محافظت
‫از شرافت پسران منطقه،

740
00:38:42,208 --> 00:38:45,625
‫از رکا خواست
‫سوشما از منطقه بره.

741
00:38:45,708 --> 00:38:47,325
‫حتی حاضر بود جای دیگه‌ای
‫براش خونه بخره.

742
00:38:47,375 --> 00:38:48,541
‫شرم‌آور بود.

743
00:38:48,583 --> 00:38:50,833
‫- ای دختر بد.
‫- فیلمش رو هم پخش کرده بود.

744
00:38:50,958 --> 00:38:52,333
‫از این خونه گم شو بیرون.

745
00:38:52,458 --> 00:38:53,708
‫برو ببینم.

746
00:38:53,833 --> 00:38:55,291
‫اون فیلم ساختگیه!

747
00:38:55,333 --> 00:38:59,458
‫رکا واسه آروم کردن شرایط،
‫وانمود کرد سوشما رو از خونه‌اش...

748
00:38:59,583 --> 00:39:02,458
‫بیرون کرده و یه‌راست
‫فرستادش خونه جایا.

749
00:39:09,875 --> 00:39:13,000
‫اما سوشما دیگه طعم خون رو چشیده بود.

750
00:39:17,000 --> 00:39:21,000
‫حتی تو خونه خواهرش
‫آتش به راه انداخت.

751
00:39:37,958 --> 00:39:41,250
‫هشتگ سلام، می‌شه برم؟

752
00:39:43,958 --> 00:39:45,250
‫تصور کن.

753
00:39:45,333 --> 00:39:48,500
‫دعا می‌کرد دخترش
‫یه روزی عروسی کنه.

754
00:39:49,333 --> 00:39:51,500
‫اما الان عین گاومیش اینجا افتاده.

755
00:39:55,750 --> 00:39:59,083
‫اما این فکر شربت سرفه جایا خیلی بکر بود.

756
00:39:59,125 --> 00:40:00,333
‫جایا هم مصرفش می‌کنه.

757
00:40:01,625 --> 00:40:02,875
‫وقتی نمی‌تونه راحت بخوابه.

758
00:40:03,750 --> 00:40:05,833
‫- جایا مشکل خواب داره؟
‫- آره.

759
00:40:05,875 --> 00:40:07,625
‫وقتی مادرشوهرت زنده بود،

760
00:40:07,750 --> 00:40:11,375
‫حتی جرئت نداشت بدون اجازه من
‫از پنجره بیرون رو نگاه کنه.

761
00:40:11,500 --> 00:40:13,708
‫اما تو بدون اجازه من
‫ماشین رو برداشتی.

762
00:40:14,333 --> 00:40:16,375
‫این‌قدر بی‌باک شدی؟

763
00:40:16,500 --> 00:40:19,125
‫بابا، بهت زنگ می‌زنم. بهت زنگ می‌زنم.
‫مامان!

764
00:40:19,208 --> 00:40:20,125
‫مامان!

765
00:40:21,000 --> 00:40:22,000
‫مامان!

766
00:40:22,125 --> 00:40:24,083
‫خاله گوپتا اومده.

767
00:40:26,125 --> 00:40:28,208
‫- خاله گوپتا.
‫- وای جایا.

768
00:40:28,250 --> 00:40:29,500
‫تو کی اومدی؟

769
00:40:29,625 --> 00:40:31,375
‫خاله، الان می‌خواستم...

770
00:40:31,500 --> 00:40:32,833
‫سلام رکا.

771
00:40:33,500 --> 00:40:35,500
‫به مراسم عبادت نیومدی.

772
00:40:35,625 --> 00:40:38,250
‫اجرای گروه موسیقی
‫حرف نداشت.

773
00:40:39,000 --> 00:40:40,750
‫براتون شیرینی آوردم.

774
00:40:40,833 --> 00:40:42,250
‫دخترم داره عروس می‌شه.

775
00:40:42,375 --> 00:40:44,125
‫بیا گذشته‌ها رو فراموش کنیم، خب؟

776
00:40:44,208 --> 00:40:45,625
‫شیرینی بخور.

777
00:40:46,833 --> 00:40:48,458
‫بیا، بخور.

778
00:40:48,500 --> 00:40:52,333
‫پدر گلدی اصرار داشت
‫باکیفیت‌ترین شیرینی رو بخریم.

779
00:40:57,875 --> 00:40:59,500
‫می‌شه یه‌کم آب بخورم؟

780
00:41:11,375 --> 00:41:12,250
‫وای جایا!

781
00:41:13,333 --> 00:41:14,875
‫اصلا وزنت زیاد نشده.

782
00:41:15,833 --> 00:41:18,000
‫عین مادرت خوب موندی.

783
00:41:20,500 --> 00:41:23,125
‫برو به مادرت بگو
‫تو آب یخ بندازه.

784
00:41:23,250 --> 00:41:24,500
‫امروز خیلی گرمه.

785
00:41:33,500 --> 00:41:36,833
‫سوشما، برو به مادرت بگو
‫زیاد یخ نندازه،

786
00:41:36,875 --> 00:41:37,958
‫وگرنه سرما می‌خورم.

787
00:41:39,708 --> 00:41:40,583
‫برو.

788
00:41:40,625 --> 00:41:42,500
‫مامان، خاله گوپتا نمی‌خواد زیادی...

789
00:41:42,625 --> 00:41:45,125
‫عه، این چه طرز حرف زدن با مادرته؟

790
00:41:45,250 --> 00:41:46,500
‫برو، برو تو و بهش بگو.

791
00:41:49,500 --> 00:41:50,375
‫برو.

792
00:41:51,250 --> 00:41:53,958
‫- باشه، خودم بهش می‌گم.
‫- نه، نه خاله، من می‌رم تو.

793
00:41:55,250 --> 00:41:57,000
‫مامان، دارم میام تو!

794
00:42:24,750 --> 00:42:25,875
‫شربت سرفه.

795
00:42:25,958 --> 00:42:27,375
‫- آب.
‫- آب. آب.

796
00:42:37,375 --> 00:42:38,958
‫سرویس بهداشتی اون سمته، درسته؟

797
00:42:39,833 --> 00:42:40,708
‫یهو؟

798
00:42:40,750 --> 00:42:41,625
‫آره.

799
00:42:41,750 --> 00:42:43,708
‫آره، یهو پیش میاد دیگه.
‫برین کنار.

800
00:42:43,750 --> 00:42:45,375
‫ولی خونه خودت اون‌ور خیابونه.

801
00:42:46,208 --> 00:42:47,583
‫الان اینجام، پس همین‌جا می‌رم.

802
00:42:48,500 --> 00:42:50,000
‫ولی من جای دیگه اصلا نمی‌تونم.

803
00:42:50,083 --> 00:42:51,125
‫- آره، آره، من هم نمی‌تونم.
‫- من هم نمی‌تونم.

804
00:42:51,250 --> 00:42:52,500
‫ولی من هرجایی می‌تونم.
‫برین کنار.

805
00:42:52,625 --> 00:42:54,375
‫خاله، الان سیفونمون خرابه.

806
00:42:54,458 --> 00:42:55,458
‫آره، آره، آره.

807
00:42:55,500 --> 00:42:56,500
‫بوی خیلی گندی می‌ده.

808
00:42:56,583 --> 00:42:59,250
‫باید... لوله‌کش خبر کنیم.

809
00:42:59,375 --> 00:43:00,833
‫یه‌کاریش می‌کنم.
‫نگران نباشین.

810
00:43:00,875 --> 00:43:02,250
‫مامان! مامان!

811
00:43:02,333 --> 00:43:03,208
‫چی شده؟

812
00:43:03,875 --> 00:43:05,125
‫الان مادر آببشک زنگ زده بود.

813
00:43:05,208 --> 00:43:07,083
‫می‌گه حرف مهمی داره.

814
00:43:07,125 --> 00:43:08,500
‫گمون کنم فهمیده که بابا...

815
00:43:08,625 --> 00:43:09,750
‫هیس!

816
00:43:11,000 --> 00:43:11,958
‫دارم میام.

817
00:43:18,333 --> 00:43:19,750
‫بیا، پشت خطه.

818
00:43:23,125 --> 00:43:25,250
‫شوهرخواهرم؟
‫تو خونه روبه‌رویی؟

819
00:43:26,458 --> 00:43:27,375
‫خودت دیدیش؟

820
00:43:28,583 --> 00:43:29,708
‫بوش رو حس کردم.

821
00:43:30,833 --> 00:43:31,750
‫چی؟

822
00:43:36,125 --> 00:43:38,500
‫این دیگه چه وضعشه؟

823
00:43:39,083 --> 00:43:42,208
‫من روغن بزمجه‌اش رو
‫هر جای دنیا تشخیص می‌دم.

824
00:43:42,833 --> 00:43:45,458
‫اون زنیکه عوضی افسونش کرده
‫و اسیرش کرده.

825
00:43:46,875 --> 00:43:49,125
‫نمی‌ذاره هیچ اتفاق خوبی
‫تو خونه‌مون بیفته.

826
00:43:49,958 --> 00:43:53,000
‫تازه، مگه من بهت نگفتم
‫ازشون فاصله بگیر،

827
00:43:53,125 --> 00:43:54,250
‫ولی یه‌راست اومدی تو خونه‌شون؟

828
00:43:54,375 --> 00:43:56,708
‫چرا همیشه تو زندگی
‫اون بیچاره‌ها فضولی می‌کنی؟

829
00:43:57,958 --> 00:43:59,083
‫بیچاره‌ها؟

830
00:44:00,958 --> 00:44:03,500
‫کسی که رشوه داد
‫تا تو بتونی تو کلانتری...

831
00:44:03,583 --> 00:44:05,708
‫مشغول به کار بشی
‫امروز گم شده.

832
00:44:05,750 --> 00:44:07,750
‫اون‌وقت به اون‌ها می‌گی بیچاره.

833
00:44:07,833 --> 00:44:09,750
‫آفرین ماهشواری عزیزم.

834
00:44:11,000 --> 00:44:12,583
‫اون‌جوری نگاهم نکن احمق.

835
00:44:13,625 --> 00:44:16,625
‫برو یه سر به خونه‌شون بزن
‫و بعدش بهم گزارش بده.

836
00:44:18,500 --> 00:44:20,625
‫احمق، بچه خنگ زاییدم.

837
00:44:22,000 --> 00:44:23,250
‫بکش، بکش، بکش، بکش.

838
00:44:23,875 --> 00:44:24,875
‫محکم‌تر ولی محتاطانه.

839
00:44:25,375 --> 00:44:26,500
‫نباید بلایی سرش بیاد.

840
00:44:27,083 --> 00:44:28,000
‫از این طرف، از این طرف،
‫از این طرف مامان.

841
00:44:28,125 --> 00:44:30,375
‫بعد از دیشب که اون آهنگ رو
‫زمزمه کرد،

842
00:44:30,875 --> 00:44:33,000
‫حتی باد معده هم نداده.

843
00:44:41,083 --> 00:44:42,125
‫بجنب، بجنب، بجنب، بجنب.

844
00:44:42,208 --> 00:44:43,750
‫بکش، بکش، بکش، بکش.

845
00:44:44,250 --> 00:44:45,125
‫زود باش.

846
00:44:45,250 --> 00:44:46,458
‫بکش، یه‌کم دیگه.

847
00:44:46,500 --> 00:44:47,750
‫- بکش، بکش.
‫- ردیفه.

848
00:45:12,500 --> 00:45:13,500
‫کارمون تمومه.

849
00:45:17,083 --> 00:45:18,000
‫جایا؟

850
00:45:22,000 --> 00:45:22,875
‫سوشما؟

851
00:45:23,875 --> 00:45:24,833
‫خاله؟

852
00:45:24,875 --> 00:45:26,833
‫حتما خانم گوپتا گفته بیاد
‫دستگیرمون کنه.

853
00:45:26,875 --> 00:45:27,750
‫هیس!

854
00:45:27,875 --> 00:45:30,000
‫چرا جواب نمی‌دن؟

855
00:45:36,875 --> 00:45:38,833
‫- خاله!
‫- قطعا می‌رم زندان.

856
00:45:45,125 --> 00:45:46,000
‫آهای خانم سطلی!

857
00:45:46,125 --> 00:45:47,500
‫خانم سطلی. سوشما.

858
00:45:47,583 --> 00:45:48,625
‫بیا اینجا. بیا اینجا. بیا.

859
00:45:52,750 --> 00:45:53,750
‫دالی!

860
00:45:55,875 --> 00:45:56,750
‫جایا.

861
00:45:57,333 --> 00:45:58,375
‫من رو ترسوندی دختر مسخره.

862
00:46:00,250 --> 00:46:02,875
‫هنوز عین کبوتر کوچولو
‫زهره‌ترک می‌شی، مگه نه؟

863
00:46:03,000 --> 00:46:04,083
‫برو بابا.

864
00:46:04,875 --> 00:46:06,625
‫کلی زنگ زدم،
‫صداتون کردم.

865
00:46:06,750 --> 00:46:07,833
‫چرا در رو باز نکردی؟

866
00:46:08,625 --> 00:46:09,708
‫نشنیدم.

867
00:46:10,750 --> 00:46:11,958
‫- بیا، در رو باز می‌کنم.
‫- باشه.

868
00:46:13,375 --> 00:46:14,375
‫بریم.

869
00:46:14,500 --> 00:46:15,875
‫- ببین، فقط یه چیزی بهم بگو.
‫- چیه.

870
00:46:17,750 --> 00:46:19,750
‫خواهرت اجازه داده بیای اینجا؟

871
00:46:20,333 --> 00:46:21,500
‫ها؟

872
00:46:21,583 --> 00:46:22,458
‫اجازه یعنی چی؟

873
00:46:24,250 --> 00:46:26,250
‫نه تنها میام تو، بلکه چای هم می‌خورم.

874
00:46:28,333 --> 00:46:31,375
‫من دیگه اون دامبو ماهشواری
‫دوران مدرسه نیستم، خب؟

875
00:46:31,500 --> 00:46:32,750
‫واقعا؟

876
00:46:38,583 --> 00:46:43,250
‫تو فکرش بودم که مایلی
‫من رو ببری مدرسه‌مون؟

877
00:46:45,625 --> 00:46:47,083
‫خواهش می‌کنم!

878
00:46:47,125 --> 00:46:48,000
‫چرا که نه؟

879
00:46:55,083 --> 00:46:56,208
‫چه در مسخره‌ای!

880
00:47:07,125 --> 00:47:09,875
‫سوشما، گلدان رو بذار اینجا.

881
00:47:12,500 --> 00:47:14,083
‫چه فکر خوبی!

882
00:47:14,875 --> 00:47:17,333
‫ببین، بکشش.

883
00:47:23,625 --> 00:47:26,375
‫جومپا، تومپا.
‫مواظب خودتون باشین.

884
00:47:30,500 --> 00:47:33,083
‫انگار از اون روز اتاق رو باز نکرده.

885
00:47:40,083 --> 00:47:41,875
‫مدرسه باید تا ابد
‫ادامه می‌داشت، مگه نه؟

886
00:47:43,750 --> 00:47:45,208
‫تو می‌خواستی مطمئن بشی
‫ادامه داره.

887
00:47:48,375 --> 00:47:50,958
‫اگه کمکم نمی‌کردی،
‫اون سال هم می‌افتادم.

888
00:47:51,000 --> 00:47:54,375
‫اون‌جوری الان گاوچران گاوداری
‫شوهرخواهرم بودم.

889
00:47:57,875 --> 00:47:59,708
‫انگار خاله امروز خیلی عصبانی بود.

890
00:48:00,500 --> 00:48:02,375
‫مطمئنم حتما کلی کار عروسی دارین...

891
00:48:02,500 --> 00:48:04,750
‫- و من الان تو رو با خودم کشوندم اینجا.
‫- ای بابا...

892
00:48:06,750 --> 00:48:08,625
‫عادت داره خشمش رو
‫روی بقیه خالی کنه.

893
00:48:12,125 --> 00:48:13,375
‫اتفاقی افتاده؟

894
00:48:15,583 --> 00:48:17,000
‫قبوله، بذار بهت بگم چی شده.

895
00:48:18,125 --> 00:48:20,500
‫خواهر و شوهرخواهرم
‫دعوای وحشتناکی داشتن.

896
00:48:21,750 --> 00:48:25,625
‫اون‌قدر عصبانیه که از پریروز برنگشته خونه.
‫همین.

897
00:48:25,750 --> 00:48:28,250
‫به هر کی جلوش باشه
‫عین فیل وحشی حمله می‌کنه.

898
00:48:30,875 --> 00:48:32,750
‫یعنی در حین مراسم‌ها کجا رفته؟

899
00:48:35,500 --> 00:48:38,333
‫قبلا هم یه سری «فعالیت فوق‌برنامه» داشته.

900
00:48:39,125 --> 00:48:40,000
‫واقعا؟

901
00:48:41,000 --> 00:48:41,875
‫برمی‌گرده.

902
00:48:45,375 --> 00:48:47,000
‫خب، این‌بار چرا اینجا موندی؟

903
00:48:50,208 --> 00:48:51,250
‫ترس از پلیس.

904
00:48:56,125 --> 00:48:58,750
‫ملکه جایا، چقدر وارده!

905
00:48:58,875 --> 00:49:01,375
‫داره از بچگیش به کل دنیا نشون می‌ده...

906
00:49:02,125 --> 00:49:04,625
‫که زیبایی مادرش رو
‫به ارث برده،

907
00:49:04,708 --> 00:49:06,375
‫اما شخصیتش رو نه.

908
00:49:07,375 --> 00:49:09,000
‫اما در نهایت،

909
00:49:09,125 --> 00:49:12,250
‫مگه دختر چقدر با مادرش فرق داره؟

910
00:49:12,916 --> 00:49:14,166
‫بفرمایین.

911
00:49:14,291 --> 00:49:15,500
‫[جایای زیرک و ماهر]

912
00:49:15,541 --> 00:49:17,041
‫ببین، تو اینجا بمون، خب؟

913
00:49:17,166 --> 00:49:21,375
‫وقتی دوست کودکی جایا
‫راتی خواستگار خوبی از پتنه...

914
00:49:21,416 --> 00:49:25,125
‫پیدا کرد، جایا رفت خونه‌شون کمک کنه.

915
00:49:25,166 --> 00:49:29,041
‫به نقل از منابع،
‫همین که راتی داشت از علایق...

916
00:49:29,166 --> 00:49:33,416
‫و سرگرمی‌هاش به خانواده خواستگارش می‌گفت،
‫دقیقا همون موقع...

917
00:49:33,541 --> 00:49:35,541
‫ماناس باید می‌رفت سرویس.

918
00:49:37,666 --> 00:49:40,750
‫جایا هم استعداد سری خودش رو فاش کرد.

919
00:49:41,250 --> 00:49:42,500
‫جایا!

920
00:49:43,875 --> 00:49:45,416
‫اشتباه برداشت کردی راتی.

921
00:49:45,541 --> 00:49:46,500
‫کار خودش بود.

922
00:49:46,541 --> 00:49:48,041
‫مامان، بابا، من کاری نکردم.

923
00:49:48,625 --> 00:49:49,500
‫کار خودش بود.

924
00:49:50,125 --> 00:49:54,291
‫پیوند بین راتی و ماناس
‫که تو آسمون بسته شده بود،

925
00:49:54,375 --> 00:49:58,541
‫همین‌جا روی زمین به دست جایای زرنگ
‫با یه‌ذره آرد به هم خورد.

926
00:50:11,916 --> 00:50:14,541
‫دوباره آقای گوپتای بیچاره رو صدا کردن
‫تا عدالت رو برقرار کنه.

927
00:50:14,666 --> 00:50:18,625
‫دختری که واسه پسرت انتخاب کردی
‫ببریه که حیوانات ضعیف رو شکار می‌کنه.

928
00:50:18,666 --> 00:50:20,250
‫ماناس من...

929
00:50:20,291 --> 00:50:22,291
‫اما خیلی دیر شده بود.

930
00:50:22,375 --> 00:50:25,791
‫دوست کودکی راتی بیچاره
‫بهش خیانت کرده بود.

931
00:50:26,416 --> 00:50:28,250
‫جایا!

932
00:50:31,666 --> 00:50:32,791
‫اون جادوگره.

933
00:50:32,875 --> 00:50:34,375
‫جایا!

934
00:50:36,375 --> 00:50:40,250
‫[جایای زیرک و ماهر]

935
00:50:53,500 --> 00:50:55,000
‫عه، سلام.

936
00:50:55,041 --> 00:50:56,541
‫تو کی اومدی؟

937
00:50:57,541 --> 00:50:59,166
‫ایشون ماهشواریه.

938
00:50:59,250 --> 00:51:00,875
‫قبلا هم‌مدرسه‌ای بودیم.

939
00:51:00,916 --> 00:51:02,875
‫خوش‌وقتم ماناس.

940
00:51:17,416 --> 00:51:18,416
‫کجا بودی؟

941
00:51:19,291 --> 00:51:20,250
‫اِم...

942
00:51:21,500 --> 00:51:26,541
‫رفته بودم داروخونه، اون هم من رو
‫تو راه دید و پیشنهاد داد من رو برسونه.

943
00:51:30,416 --> 00:51:31,291
‫بیا تو.

944
00:51:36,416 --> 00:51:40,125
‫[خطر]

945
00:51:41,875 --> 00:51:46,291
‫سوش، خواهرت کجا رفته بود؟

946
00:51:46,375 --> 00:51:47,750
‫من که الان بهت گفتم، مگه نه؟

947
00:51:47,791 --> 00:51:48,750
‫از تو پرسیدم؟

948
00:51:51,375 --> 00:51:54,166
‫سوش، بهم بگو.

949
00:51:56,916 --> 00:51:58,291
‫جایا رفته بود داروخونه.

950
00:52:00,750 --> 00:52:01,625
‫دیدی؟

951
00:52:03,041 --> 00:52:06,041
‫سوش، تو هم قبل رفتن
‫ازم نپرسیدی.

952
00:52:06,125 --> 00:52:09,041
‫باید می‌گفتی «سلام، می‌شه برم؟»

953
00:52:09,125 --> 00:52:11,000
‫چرا یهو اومدی اینجا؟

954
00:52:11,041 --> 00:52:13,625
‫چطور مگه جایا؟
‫حضورم اختلالی ایجاد کرده؟

955
00:52:13,666 --> 00:52:15,416
‫- چرا باید چنین فکری کنم؟
‫- پس چی؟

956
00:52:16,166 --> 00:52:19,541
‫اسناد قرارداد کاری جدید
‫تو صندوق‌عقب ماشینه.

957
00:52:19,666 --> 00:52:23,041
‫هر دو طرف بی‌صبرانه منتظرن
‫اون اسناد رو امضا کنن.

958
00:52:23,166 --> 00:52:24,916
‫بابا با فحش بیرونم کرد
‫و من رو فرستاد اینجا.

959
00:52:25,041 --> 00:52:26,625
‫مجبور شدم با اتوبوس بیام اینجا.

960
00:52:27,250 --> 00:52:28,125
‫خیلی شرمنده‌ام.

961
00:52:28,166 --> 00:52:30,416
‫یادمه بهم گفتی مادرت...

962
00:52:30,500 --> 00:52:32,666
‫رو به موته.
‫ولی الان اینجا جلوم...

963
00:52:32,750 --> 00:52:34,916
‫وایستاده و خیلی سرحاله،
‫عین میوه رسیده است.

964
00:52:36,125 --> 00:52:37,125
‫من هیچ‌وقت جلوت رو نمی‌گیرم.

965
00:52:37,166 --> 00:52:38,500
‫همه‌جوره بهت آزادی می‌دم.

966
00:52:39,916 --> 00:52:41,750
‫اما همچنان جرئت دروغگویی داری.
‫چطور؟

967
00:52:41,791 --> 00:52:44,666
‫- نه، من بهت دروغ نگفتم.
‫- ببین جایا.

968
00:52:46,375 --> 00:52:49,041
‫نمی‌تونی هیچی رو از من پنهان کنی.

969
00:52:49,791 --> 00:52:52,000
‫بهتره راستش رو بهم بگی.

970
00:52:52,041 --> 00:52:54,166
‫چرا اومدی خونه مادرت؟

971
00:52:57,250 --> 00:52:59,541
‫جایا، بهش بگو.

972
00:53:00,875 --> 00:53:01,750
‫نه، بهش بگو دیگه.

973
00:53:02,291 --> 00:53:03,416
‫عضو خانواده‌مونه.

974
00:53:03,500 --> 00:53:04,541
‫چرا ازش مخفی کنیم؟

975
00:53:05,166 --> 00:53:09,250
‫بگو مادرت نیمه‌شب عین بچه‌ها
‫پشت گوشی گریه می‌کرد.

976
00:53:09,791 --> 00:53:11,416
‫می‌گفت احساس تنهایی می‌کنه.

977
00:53:12,625 --> 00:53:16,416
‫حتی زنگ نمی‌زنه
‫ببینه من مرده‌ام یا زنده.

978
00:53:17,666 --> 00:53:19,166
‫- مامان، چرا گریه می‌کنی؟
‫- بیا.

979
00:53:19,250 --> 00:53:20,291
‫لطفا آروم باش مامان.

980
00:53:20,916 --> 00:53:23,041
‫- چرا گریه می‌کنی؟
‫- آروم باش مامان. خواهش می‌کنم.

981
00:53:23,125 --> 00:53:25,125
‫- چرا گریه می‌کنی؟
‫- بهش آب بده.

982
00:53:25,166 --> 00:53:26,041
‫آب بخور.

983
00:53:28,000 --> 00:53:30,041
‫از دست تو هم شاکی‌ام.

984
00:53:30,166 --> 00:53:31,500
‫از دست من شاکی‌ای؟

985
00:53:31,541 --> 00:53:33,291
‫اصلا به فکر مامان عزیزت هستی؟

986
00:53:33,416 --> 00:53:36,041
‫تنهاست.
‫بریم بهش سر بزنیم.

987
00:53:36,166 --> 00:53:39,041
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫گریه نکن. گریه نکن مامان.

988
00:53:39,125 --> 00:53:40,250
‫چرا مواظبش نیستی؟

989
00:53:40,291 --> 00:53:41,541
‫خیلی‌خب، بگو ببینم.

990
00:53:41,666 --> 00:53:42,791
‫به ضرر کیه؟

991
00:53:43,625 --> 00:53:44,916
‫به ضرر منه، مگه نه؟

992
00:53:45,416 --> 00:53:48,541
‫اصلا محبت مادرزنم رو
‫تجربه نمی‌کنم، مگه نه؟

993
00:53:48,666 --> 00:53:50,000
‫- پس خودم ضرر کردم.
‫- می‌دونم.

994
00:53:50,041 --> 00:53:52,250
‫- معلومه که می‌دونی.
‫- تو داماد بزرگمی.

995
00:53:52,291 --> 00:53:54,666
‫بزرگ، کوچک، من همه‌چی هستم.

996
00:53:56,500 --> 00:53:57,416
‫دفعه بعد که اومدی اینجا...

997
00:53:58,791 --> 00:54:01,000
‫برات مرغ مخصوص رکا درست می‌کنم.

998
00:54:01,041 --> 00:54:02,125
‫مخصوص رکا؟

999
00:54:02,791 --> 00:54:04,041
‫واقعا برام درستش می‌کنی؟

1000
00:54:04,166 --> 00:54:05,416
‫بهترین غذامه.

1001
00:54:05,541 --> 00:54:06,791
‫بهترین غذاته.

1002
00:54:06,916 --> 00:54:08,500
‫پس چرا تا دفعه بعد صبر کنیم؟

1003
00:54:08,541 --> 00:54:09,750
‫امروز اینجا می‌مونم.

1004
00:54:10,375 --> 00:54:11,416
‫نمی‌ره؟

1005
00:54:12,125 --> 00:54:13,791
‫نه، نه ماناس.
‫بیا بریم خونه.

1006
00:54:13,875 --> 00:54:15,916
‫اون اسناد قرارداد رو لازم دارین.
‫بابا عصبانیه.

1007
00:54:16,000 --> 00:54:17,625
‫- بیا بریم خونه.
‫- بابا، بابا، بابا.

1008
00:54:17,666 --> 00:54:19,416
‫من با بابام صحبت می‌کنم.
‫تو نگران نباش.

1009
00:54:19,500 --> 00:54:20,375
‫خیلی ممنون.

1010
00:54:23,291 --> 00:54:24,500
‫مخصوص رکا!

1011
00:54:24,541 --> 00:54:25,541
‫تو زنگ زدی بیاد اینجا، مگه نه؟

1012
00:54:28,041 --> 00:54:29,166
‫من به هیچ‌کس زنگ نزدم.

1013
00:54:30,166 --> 00:54:31,791
‫الو. سلام بابا.
‫امروز چطوری؟

1014
00:54:31,916 --> 00:54:33,791
‫اگه تو بهش زنگ نزدی،
‫پس چرا اینجاست؟

1015
00:54:34,750 --> 00:54:36,666
‫آره، لازم نیست
‫به کسی زنگ بزنی.

1016
00:54:36,750 --> 00:54:39,125
‫مردم خودشون بهت می‌چسبن،

1017
00:54:39,166 --> 00:54:41,416
‫آخه عین زنبور ملکه‌ای، مگه نه؟

1018
00:54:41,541 --> 00:54:43,791
‫جایا یه چیزی رو ازمون پنهان کرده بود بابا.

1019
00:54:45,166 --> 00:54:49,541
‫خونه‌شون اینجا ملک خیلی خوبیه.

1020
00:54:50,166 --> 00:54:52,500
‫چرا مامان این‌قدر بزرگش کرد؟

1021
00:54:53,000 --> 00:54:55,041
‫احساس تنهایی می‌کردم.

1022
00:54:55,625 --> 00:54:57,750
‫می‌تونیم خریدار خوبی
‫واسه این ملک پیدا کنیم بابا.

1023
00:54:58,500 --> 00:54:59,375
‫آره.

1024
00:55:00,750 --> 00:55:03,791
‫واسه سه‌تاشون یه اتاق
‫تو پتنه اجاره می‌کنم.

1025
00:55:04,416 --> 00:55:05,291
‫دیگه می‌خواستم چیکار کنم؟

1026
00:55:05,416 --> 00:55:06,500
‫بهش بگم بره؟

1027
00:55:06,541 --> 00:55:07,916
‫- بهمون شک نمی‌کرد؟
‫- نه، نه.

1028
00:55:08,041 --> 00:55:10,541
‫برمی‌گردم.
‫یکی دو روز دیگه میام.

1029
00:55:10,625 --> 00:55:11,916
‫آره، آره.

1030
00:55:12,000 --> 00:55:12,916
‫فعلا بابا.

1031
00:55:16,291 --> 00:55:18,166
‫بابام رو ردیف کردم.

1032
00:55:18,250 --> 00:55:19,375
‫خوشحالی؟

1033
00:55:19,916 --> 00:55:22,666
‫- معلومه.
‫- خب، امشب هیچ‌کس نمی‌خوابه.

1034
00:55:24,000 --> 00:55:26,125
‫می‌خوایم شب تا صبح
‫خوش بگذرونیم.

1035
00:55:27,000 --> 00:55:28,125
‫می‌خوای چیکار کنیم؟

1036
00:55:30,041 --> 00:55:31,541
‫بیاین بازی کنیم.

1037
00:55:53,000 --> 00:55:55,250
‫واقعا از غذا خوشت میاد، ها؟

1038
00:55:58,291 --> 00:56:00,250
‫من از خیلی چیزها خوشم میاد.

1039
00:56:02,416 --> 00:56:03,291
‫جایا؟

1040
00:56:04,041 --> 00:56:05,666
‫یه دست دیگه بهمون بده، زود باش.

1041
00:56:06,291 --> 00:56:08,791
‫مادرت امروز خیلی خوش‌شانسه.

1042
00:56:11,291 --> 00:56:12,291
‫یوهو!

1043
00:56:13,791 --> 00:56:16,250
‫کل ضررم رو جبران می‌کنم.

1044
00:56:25,208 --> 00:56:26,291
‫ماناس، وایستا!

1045
00:56:27,291 --> 00:56:30,333
‫همه پنجره‌ها و درهاتون محکم بسته شده.

1046
00:56:30,416 --> 00:56:31,583
‫سرویس اینجا نیست.

1047
00:56:31,666 --> 00:56:33,208
‫اینجا آشپزخونه است.

1048
00:56:33,291 --> 00:56:36,041
‫ببین جایا! برام یه‌کم...
‫برام یه‌کم روغن بیار.

1049
00:56:36,083 --> 00:56:37,958
‫این رو روغن‌کاری می‌کنم.

1050
00:56:38,583 --> 00:56:41,458
‫نه، نه.
‫تو دامادمی، تعمیرکار که نیستی.

1051
00:56:41,541 --> 00:56:43,333
‫ماناس، می‌تونی بری سرویس بالا.

1052
00:56:43,458 --> 00:56:45,333
‫آره، آره.
‫جایا، ببرش اونجا.

1053
00:56:45,416 --> 00:56:46,916
‫بذار تو اتاق بالا بخوابه.

1054
00:56:49,458 --> 00:56:52,291
‫من هم خیلی خوابم میاد.

1055
00:57:02,666 --> 00:57:04,291
‫دو روزه دارم باهات تماس می‌گیرم.

1056
00:57:04,333 --> 00:57:05,208
‫وصل نمی‌شد.

1057
00:57:06,083 --> 00:57:07,208
‫اول گوش کن ببین چی می‌گم.

1058
00:57:07,958 --> 00:57:10,208
‫آقای گوپتا واقعا نمرده.

1059
00:57:10,333 --> 00:57:11,958
‫آره، زنده است. زنده است.

1060
00:57:21,708 --> 00:57:23,958
‫جفت دخترهام خیال می‌کنن
‫شرط‌بندی می‌کنم.

1061
00:57:34,916 --> 00:57:36,166
‫آره، حالا ببین چی می‌گم.

1062
00:57:39,166 --> 00:57:40,041
‫وای.

1063
00:57:41,083 --> 00:57:43,333
‫همین الان یه فکری به ذهنم رسید.

1064
00:57:55,666 --> 00:57:56,583
‫الو؟

1065
00:57:57,333 --> 00:57:59,291
‫مامان!

1066
00:58:20,833 --> 00:58:22,666
‫داداش، مرغ جلالی کدوم سمته...

1067
00:58:31,333 --> 00:58:32,708
‫باید به بقیه کمک کرد.

1068
00:58:41,208 --> 00:58:42,708
‫چه‌جوری قفلش کردی؟

1069
00:58:43,291 --> 00:58:44,166
‫الان گیر کرده.

1070
00:58:45,458 --> 00:58:47,958
‫اگه آقای گوپتا اون تو
‫خودش رو خراب کرده باشه چی؟

1071
00:58:49,541 --> 00:58:51,916
‫آدم وقتی تو کماست
‫خراب‌کاری می‌کنه سوشما؟

1072
00:58:51,958 --> 00:58:53,208
‫ببینین خانم‌ها؟

1073
00:58:54,333 --> 00:58:55,791
‫مرغ آوردی؟

1074
00:58:55,833 --> 00:58:57,166
‫هنوز نه.

1075
00:58:57,208 --> 00:58:58,208
‫مرغ.

1076
00:58:58,291 --> 00:58:59,291
‫میارم.

1077
00:58:59,333 --> 00:59:01,958
‫ببینین. همسایه‌مون رو می‌شناسین؟
‫اسمش چی بود؟

1078
00:59:03,291 --> 00:59:05,583
‫- عمو گوپتا رو می‌گی؟
‫- آره، عمو گوپتا.

1079
00:59:05,666 --> 00:59:08,458
‫- غیبش زده.
‫- وای خدایا. نه.

1080
00:59:08,583 --> 00:59:10,458
‫گمون کنم ربودنش.

1081
00:59:11,958 --> 00:59:15,666
‫دیشب زنگ زدن و باج خواستن.

1082
00:59:19,583 --> 00:59:20,541
‫باج؟

1083
00:59:29,416 --> 00:59:30,708
‫گلدی، لطفا از اول شروع کن.

1084
00:59:31,208 --> 00:59:32,208
‫آره، گریه نکن.

1085
00:59:36,041 --> 00:59:37,583
‫جواب تماس رو دادم.

1086
00:59:38,458 --> 00:59:40,458
‫اولش هیچی نمی‌شنیدم دایی.

1087
00:59:41,333 --> 00:59:42,491
‫بعدش یهو یکی گفت...

1088
00:59:42,541 --> 00:59:45,583
‫«اگه می‌خوای باز هم
‫آقای گوپتا رو زنده ببینی،»

1089
00:59:46,541 --> 00:59:48,083
‫«بیا ته خیابان لیورز.»

1090
00:59:48,666 --> 00:59:52,333
‫«پونصد و پنجاه هزار روپیه بذار تو ساک
‫و بذارش زیر سطل زباله.»

1091
00:59:52,833 --> 00:59:53,708
‫«وگرنه...»

1092
00:59:55,333 --> 00:59:59,833
‫«آقای گوپتا مرحوم گوپتا می‌شه.»

1093
00:59:59,958 --> 01:00:02,666
‫تصور کن، اصلا این‌قدر می‌ارزه؟

1094
01:00:03,083 --> 01:00:05,416
‫اگه من جاش بودم
‫قطعا مذاکره می‌کردم.

1095
01:00:06,166 --> 01:00:07,458
‫پول رو کی می‌خوان؟

1096
01:00:08,833 --> 01:00:10,958
‫امشب، ساعت دو.

1097
01:00:11,041 --> 01:00:12,166
‫امشب می‌خوان.

1098
01:00:13,666 --> 01:00:14,583
‫نه.

1099
01:00:15,166 --> 01:00:18,083
‫ببین چی می‌گم مامان.
‫بیا دو روز صبر کنیم.

1100
01:00:18,583 --> 01:00:21,291
‫بذاریم پدرم رو بکشن،
‫بعدش عروسیم هم خراب می‌شه.

1101
01:00:21,333 --> 01:00:23,708
‫گلدی، گلدی، گلدی.
‫تمرکز کن، تمرکز کن.

1102
01:00:23,833 --> 01:00:26,583
‫صدای خانم بود یا آقا؟

1103
01:00:27,583 --> 01:00:30,958
‫خیلی بم صحبت می‌کرد،
‫واسه همین مطمئن نیستم.

1104
01:00:31,083 --> 01:00:32,458
‫ای بابا.

1105
01:00:32,583 --> 01:00:33,458
‫احیانا چیز دیگه‌ای نشنیدی؟

1106
01:00:34,333 --> 01:00:37,958
‫صدای ترافیک، زنگ معبد...

1107
01:00:38,041 --> 01:00:40,333
‫صدای خنده میمون، از این چیزها؟

1108
01:00:41,958 --> 01:00:42,833
‫نه.

1109
01:00:45,333 --> 01:00:48,583
‫وایستین ببینم. من خیال می‌کردم
‫عصبانی بود و عین همیشه زد بیرون.

1110
01:00:48,708 --> 01:00:51,958
‫من از دیروز دارم بهت می‌گم
‫باید دنبالش بگردی.

1111
01:00:52,041 --> 01:00:54,541
‫ولی سرت گرم دل‌بری
‫از عشق نوجوانیته.

1112
01:00:54,583 --> 01:00:55,708
‫ببین!

1113
01:00:56,833 --> 01:00:59,291
‫جلوی بچه‌ها اون‌جوری با من حرف نزن، خب؟

1114
01:01:00,541 --> 01:01:01,958
‫ضمنا، من الان داداشت نیستم.

1115
01:01:02,083 --> 01:01:02,958
‫بازرسم.

1116
01:01:03,041 --> 01:01:04,583
‫بازرسیت به درد عمه‌ات می‌خوره.

1117
01:01:07,208 --> 01:01:08,708
‫اون سه‌تا چرا باید باج بخوان؟

1118
01:01:10,458 --> 01:01:13,583
‫ولی چرا دامادش بعد از این همه سال
‫بهش سر زده؟

1119
01:01:14,333 --> 01:01:16,458
‫بخشی از نقشه‌شونه.

1120
01:01:16,583 --> 01:01:19,041
‫عقلت رو به کار بنداز آقای بازرس!

1121
01:01:21,958 --> 01:01:23,291
‫نکنه چیزی مصرف کردی؟

1122
01:01:25,291 --> 01:01:26,583
‫بچه‌ام ترسیده.

1123
01:01:26,708 --> 01:01:28,166
‫نمی‌فهمی؟
‫ترسیده.

1124
01:01:28,208 --> 01:01:30,958
‫پدرش گم شده، ولی انبه می‌لنبونه.
‫احمق.

1125
01:01:31,666 --> 01:01:33,958
‫خفه شو گلدی.
‫داستان درست نکن.

1126
01:01:35,458 --> 01:01:37,458
‫ببین چی می‌گم، می‌زنمت‌ها.
‫خفه شو.

1127
01:01:38,791 --> 01:01:40,708
‫مردم منطقه باور داشتن...

1128
01:01:40,791 --> 01:01:43,458
‫رکا همیشه زن طمع‌کاری بود.

1129
01:01:44,083 --> 01:01:47,708
‫بعد از مرگ سوکومار،
‫به بهانه پرداخت قسط‌هاش...

1130
01:01:47,833 --> 01:01:50,708
‫کسب‌وکارهای زیادی راه انداخت.

1131
01:01:50,791 --> 01:01:54,083
‫رکا به همکاری با یه نگهبان
‫قطار باری متهم شده بود...

1132
01:01:54,208 --> 01:01:57,583
‫تا لباس رسمی زنانه بدزدن
‫و اولین کسب‌وکارش همین بود.

1133
01:01:58,166 --> 01:02:01,416
‫وقتی قاچاق واسه این زن طمع‌کار کافی نبود،

1134
01:02:01,458 --> 01:02:05,458
‫واسه مردان مجرد، تنها
‫و بیوه خدمات غذایی...

1135
01:02:05,583 --> 01:02:09,208
‫راه انداخت که در واقع
‫کارتل مواد بود.

1136
01:02:10,083 --> 01:02:12,333
‫تو ظرف‌های غذای رکا چی بود؟

1137
01:02:12,958 --> 01:02:16,541
‫هیچ‌کس نمی‌تونه
‫با اطمینان بگه.

1138
01:02:16,583 --> 01:02:18,333
‫مواظب باش! عه!

1139
01:02:18,375 --> 01:02:19,158
‫[اتاق خالی نداریم]

1140
01:02:19,208 --> 01:02:23,833
‫وقتی موادفروشیش تموم شد،
‫کافی‌نت رکا رو تأسیس کرد.

1141
01:02:23,875 --> 01:02:25,000
‫[کافی‌نت رکا]

1142
01:02:25,583 --> 01:02:29,291
‫کسب‌وکارش اون‌قدر خوب بود
‫که چند ماهه بدهیش رو صاف کرد.

1143
01:02:31,708 --> 01:02:34,333
‫می‌گن خیلی از قربانیان رکای مردکش...

1144
01:02:34,833 --> 01:02:36,833
‫زیر گل‌های همیشه‌بهار باغچه‌اش
‫خاک شدن.

1145
01:02:43,375 --> 01:02:44,250
‫[رسوایی]

1146
01:02:44,375 --> 01:02:47,458
‫آیا کسب‌وکار اصلی رکا باج‌گیری بود؟

1147
01:02:56,250 --> 01:02:57,875
‫الان‌هاست که ماناس بیاد اینجا.

1148
01:02:57,958 --> 01:03:00,750
‫واسه آخرین بار می‌پرسم.
‫کی درخواست باج کرده؟

1149
01:03:00,833 --> 01:03:03,250
‫دیوانه شدی؟
‫آخه چرا باید درخواست باج بدم؟

1150
01:03:03,750 --> 01:03:05,125
‫پس حتما کار تو بود.

1151
01:03:05,208 --> 01:03:06,750
‫نون، ه... نه!

1152
01:03:09,000 --> 01:03:12,750
‫به نظرم خانم گوپتا شایعه باج‌گیری رو
‫پخش کرده.

1153
01:03:12,875 --> 01:03:14,500
‫این که برنامه جناییت نیست.

1154
01:03:14,625 --> 01:03:16,250
‫از من بشنو، اون درخواست کرده.

1155
01:03:16,333 --> 01:03:18,083
‫می‌دونی چیه؟
‫من قراره مشهور بشم.

1156
01:03:18,125 --> 01:03:19,375
‫چرا باید چنین کار احمقانه‌ای بکنم؟

1157
01:03:19,500 --> 01:03:21,833
‫خیال کردی نمی‌دونم خرید فالوئر
‫چقدر خرج داره؟

1158
01:03:21,875 --> 01:03:22,750
‫ها؟

1159
01:03:23,375 --> 01:03:25,750
‫مطمئنم درآمدت از ویدیوهای بستنی
‫و محصولات پوستی خیل کمه.

1160
01:03:25,875 --> 01:03:27,458
‫درآمدم هرچقدر کم باشه
‫مال خودمه.

1161
01:03:27,500 --> 01:03:28,875
‫من به کسی وابسته نیستم.

1162
01:03:28,958 --> 01:03:30,375
‫تو به عمرت تنهایی ده روپیه در آوردی؟

1163
01:03:30,458 --> 01:03:32,083
‫سوشما، خفه شو
‫وگرنه می‌زنم تو گوشت.

1164
01:03:32,125 --> 01:03:33,250
‫«وابسته» یعنی چی؟

1165
01:03:33,333 --> 01:03:35,083
‫من باوقار تو خونه خودم
‫زندگی می‌کنم، فهمیدی؟

1166
01:03:35,125 --> 01:03:37,125
‫لازم نیست عین تو این کارهای سخیف رو
‫انجام بدم تا پول در بیارم.

1167
01:03:37,250 --> 01:03:39,208
‫«پول خودم، پول خودم» دیگه چیه؟

1168
01:03:39,250 --> 01:03:41,375
‫تو خونه‌ای که دوست ماناس
‫بهش داده زندگی می‌کنه.

1169
01:03:41,458 --> 01:03:43,375
‫خیال کردی ندیدم دائم سرت تو گوشیت بود؟

1170
01:03:43,500 --> 01:03:45,958
‫خیال کردی خودت نماد صداقتی؟

1171
01:03:46,000 --> 01:03:48,708
‫واسه چی باید باور کنم
‫خودت زنگ نزدی باج بگیری؟

1172
01:03:48,750 --> 01:03:50,625
‫آها، ببین، چون من به پولش
‫نیاز ندارم، خب؟

1173
01:03:50,750 --> 01:03:51,875
‫معلومه که به پولش نیاز داری.

1174
01:03:52,625 --> 01:03:54,500
‫مگه نگفته بودی
‫پونصد هزار روپیه لازم داری؟

1175
01:03:54,583 --> 01:03:56,458
‫چی؟
‫این دیگه چه وضعشه؟

1176
01:03:57,083 --> 01:03:58,500
‫جایا، بگو ببینم.

1177
01:03:58,583 --> 01:03:59,458
‫پول رو واسه چی لازم داری؟

1178
01:03:59,500 --> 01:04:00,625
‫خواهش می‌کنم، به تو ربطی نداره.
‫می‌فهمی؟

1179
01:04:00,708 --> 01:04:02,875
‫مامان، می‌شه یه‌بار به عمرت
‫هم که شده، منطقی حرف بزنی؟

1180
01:04:03,000 --> 01:04:04,708
‫واقعا به نظرت این‌قدر
‫برای پول حقیر می‌شم؟

1181
01:04:04,750 --> 01:04:07,208
‫من الان عضو خانواده نجیبی‌ام.

1182
01:04:07,250 --> 01:04:09,583
‫ببینین، من عین شما مادر و دختر نیستم.

1183
01:04:09,625 --> 01:04:10,500
‫به هیچ وجه.

1184
01:04:10,875 --> 01:04:13,500
‫اگه من به باج نیاز داشتم،
‫زنگ می‌زدم شما دوتا بیاین اینجا؟

1185
01:04:13,625 --> 01:04:14,833
‫اصلا کی می‌خواستم تماس بگیرم؟

1186
01:04:14,875 --> 01:04:16,583
‫از وقتی شوهر به‌دردنخورت
‫اومده اینجا،

1187
01:04:16,625 --> 01:04:18,500
‫یه دقیقه هم وقت سر خاروندن نداشتم.

1188
01:04:18,583 --> 01:04:19,875
‫مدام بهم دستور می‌ده.

1189
01:04:20,000 --> 01:04:22,750
‫«برام مرغ درست کن، کباب درست کن،
‫کوکو سیب‌زمینی درست کن.»

1190
01:04:22,875 --> 01:04:23,875
‫«بابا، بابا، بابا.»

1191
01:04:25,000 --> 01:04:27,833
‫اگه بهم اعتماد نداری،
‫می‌تونی گوشیم رو ببینی.

1192
01:04:27,875 --> 01:04:30,125
‫تو اصلا نباید راجع به اعتماد
‫صحبت کنی مامان.

1193
01:04:30,208 --> 01:04:31,875
‫حتی اگه ایزد اعتماد بهم بگه
‫بهت اعتماد کنم،

1194
01:04:31,958 --> 01:04:33,500
‫باز هم یه کلمه از حرف‌هات رو
‫باور نمی‌کنم.

1195
01:04:33,625 --> 01:04:36,000
‫آها، پس به من نمی‌شه
‫اعتماد کرد.

1196
01:04:36,125 --> 01:04:38,875
‫ولی تو خیلی قابل اعتمادی،
‫مگه نه عزیزم؟

1197
01:04:39,000 --> 01:04:42,208
‫بی‌خبر از من نیمه‌شب
‫با جواهراتم فرار کردی.

1198
01:04:42,250 --> 01:04:43,208
‫خب، چیکار می‌خواستم بکنم؟

1199
01:04:43,250 --> 01:04:46,083
‫با این آوازه زشتی
‫که تو واسه خودت ساختی،

1200
01:04:46,125 --> 01:04:48,333
‫- پدرشوهرم شرط گذاشته بود...
‫- جایا، ببین چی می‌گم، خفه شو.

1201
01:04:48,375 --> 01:04:50,625
‫اگه تو نیای
‫می‌ذاره عروسی برگزار بشه.

1202
01:04:50,750 --> 01:04:52,958
‫پدرت همیشه مجبورم می‌کرد
‫رو بالکن بشینیم.

1203
01:04:53,000 --> 01:04:54,875
‫چند بار بهش گفتم
‫«بذار تو خونه بشینیم.»

1204
01:04:55,000 --> 01:04:56,958
‫اصلا چرا مدام بحث جواهرات رو
‫پیش می‌کشی؟

1205
01:04:57,000 --> 01:04:57,958
‫من نزدمش.

1206
01:04:58,000 --> 01:05:00,125
‫حتی نمی‌تونی یه جفت گوشواره
‫و دو النگو به دخترت بدی.

1207
01:05:00,250 --> 01:05:01,875
‫یه جفت گوشواره و دو النگو.

1208
01:05:01,958 --> 01:05:04,500
‫اندک دفعاتی که بهم سر زدی،
‫فقط اومدی پول بگیری.

1209
01:05:04,625 --> 01:05:07,000
‫تا حالا وقتی چیزی نمی‌خواستی،
‫اصلا بهم نگاه کردی؟

1210
01:05:07,083 --> 01:05:09,125
‫واسه چی بکنم؟ چرا بکنم؟
‫خودت بگو.

1211
01:05:09,208 --> 01:05:11,375
‫همیشه آبروم از زندگی با تو رفته.

1212
01:05:11,458 --> 01:05:14,875
‫از کودکی تا همین امروز،
‫همیشه درگیر یه رسوایی هستی.

1213
01:05:14,958 --> 01:05:17,325
‫یه بار یواشکی ازدواج می‌کنی،
‫یه بار عمو گوپتا میاد اینجا.

1214
01:05:17,375 --> 01:05:19,625
‫ببین تو این سن
‫چه لباسی پوشیدی.

1215
01:05:21,541 --> 01:05:23,166
‫این دیگه چه ربطی به ماجرا داره؟

1216
01:05:23,250 --> 01:05:25,125
‫لباس من چه تفاوتی حاصل می‌کنه؟

1217
01:05:25,625 --> 01:05:27,125
‫خیلی گرممه.

1218
01:05:27,166 --> 01:05:29,666
‫اصلا می‌خوام با پول باج چیکار کنم؟
‫بدم لباس جدید برام بدوزن؟

1219
01:05:29,750 --> 01:05:32,666
‫تو به جز لباس، خیلی چیزهای دیگه هم
‫می‌خوای مامان. خب؟

1220
01:05:32,791 --> 01:05:34,791
‫تو چرا زخم زبون می‌زنی؟

1221
01:05:34,916 --> 01:05:37,291
‫- مگه من چیکار کردم؟
‫- چیکار کردی؟

1222
01:05:37,416 --> 01:05:39,166
‫به‌خاطر توئه که ما تو این منجلاب افتادیم.

1223
01:05:39,250 --> 01:05:40,666
‫«مگه من چیکار کردم؟»

1224
01:05:40,750 --> 01:05:42,750
‫با احتساب شخصیت مادر و دختر،

1225
01:05:42,791 --> 01:05:45,000
‫باید می‌دونستم تو دردسر می‌افتم!

1226
01:05:45,041 --> 01:05:46,291
‫اصلا نباید می‌اومدم اینجا.

1227
01:05:46,416 --> 01:05:48,666
‫پس چرا اومدی اینجا
‫شاهدخت سرزمین تنبل‌ها؟

1228
01:05:48,750 --> 01:05:49,916
‫اشتباه از من بود!

1229
01:05:50,041 --> 01:05:50,916
‫می‌خوام گوشیت رو ببینم.

1230
01:05:51,000 --> 01:05:51,916
‫- نشونت نمی‌دم.
‫- ولش کن.

1231
01:05:52,041 --> 01:05:53,416
‫- بدش به من. بدش به من.
‫- ول کن.

1232
01:05:53,500 --> 01:05:54,666
‫بهت نمی‌دم.
‫ول کن.

1233
01:05:54,750 --> 01:05:56,875
‫- بهت می‌گم ولش کن.
‫- می‌خوام گوشیت رو ببینم.

1234
01:05:56,916 --> 01:05:58,375
‫- بس کنین دیگه.
‫- ول کن!

1235
01:05:58,416 --> 01:05:59,916
‫با چه رویی گوشی من رو می‌گیری؟

1236
01:06:00,000 --> 01:06:01,791
‫کلی زحمت کشیدم
‫تا تحصیلات...

1237
01:06:01,875 --> 01:06:04,625
‫خوبی داشته باشن، ولی این کارها رو
‫یاد گرفتن، ای میمون‌ها!

1238
01:06:04,666 --> 01:06:06,041
‫آهای، زود باشین بس کنین!

1239
01:06:06,166 --> 01:06:08,291
‫اگه چیزی توش نیست،
‫پس چرا نشونم نمی‌دی؟

1240
01:06:08,375 --> 01:06:10,416
‫مامان، ببین چی می‌گم،
‫خودش درخواست باج داده.

1241
01:06:10,541 --> 01:06:12,791
‫آره، اشتباه همیشه از منه.

1242
01:06:12,916 --> 01:06:16,041
‫فیلم رو کران یاداو منتشر کرده بود،
‫ولی آبروی من رفت.

1243
01:06:16,125 --> 01:06:18,375
‫معلوم نیست کی درخواست باج داده،
‫ولی باید گوشی من رو ببینین.

1244
01:06:18,416 --> 01:06:22,041
‫من باید هر بار در هر قدم
‫ثابت کنم بیگناهم.

1245
01:06:22,166 --> 01:06:23,541
‫من خواهر ناتنی‌ام، مگه نه؟

1246
01:06:23,625 --> 01:06:25,625
‫از بچگی غریبه بودم.

1247
01:06:26,125 --> 01:06:28,750
‫به عمرت عین خواهر واقعی عمل کردی؟
‫ها؟

1248
01:06:28,791 --> 01:06:30,291
‫واقعا حس می‌کنم مشکل از دی‌ان‌ایته.

1249
01:06:30,416 --> 01:06:32,125
‫از پدر من بد نگو.
‫بهت هشدار می‌دم.

1250
01:06:32,166 --> 01:06:34,000
‫یه کلمه دیگه ازش بد بگی
‫می‌زنمت.

1251
01:06:34,041 --> 01:06:35,291
‫- چیکار می‌کنی؟ گازم می‌گیری؟
‫- خجالت نمی‌کشی؟

1252
01:06:35,375 --> 01:06:36,791
‫باشه، راحت باشین،
‫همدیگه رو گاز بگیرین.

1253
01:06:36,875 --> 01:06:37,916
‫چرا همدیگه رو نمی‌کشین؟

1254
01:06:38,000 --> 01:06:39,041
‫چرا فقط دندونتون رو به کار می‌گیرین؟

1255
01:06:39,125 --> 01:06:40,125
‫کار همدیگه رو تموم کنین.

1256
01:06:40,166 --> 01:06:42,125
‫دو شمشیر بردارین
‫و سر همدیگه رو قطع کنین.

1257
01:06:42,166 --> 01:06:43,875
‫ولم کن.

1258
01:06:44,416 --> 01:06:47,666
‫می‌دونم شماره ماناس رو
‫تو گوشیت «عزیز دلم» ذخیره کردی.

1259
01:06:47,750 --> 01:06:50,666
‫زندگی مشترکم رو که خراب کردی.
‫می‌خوای بدترش کنی؟

1260
01:06:55,291 --> 01:06:57,291
‫سوشما، این چی می‌گه؟

1261
01:06:59,125 --> 01:07:00,750
‫تو با ماناس ارتباطی داری؟

1262
01:07:00,833 --> 01:07:02,250
‫این واسه خودش وراجی می‌کنه.

1263
01:07:02,291 --> 01:07:03,541
‫من نظر واقعیم رو بگم؟

1264
01:07:04,125 --> 01:07:07,166
‫به نظرم مردم منطقه راست می‌گن مامان.

1265
01:07:07,250 --> 01:07:09,250
‫تو هم پدر اون رو کشتی،
‫هم پدر من رو کشتی.

1266
01:07:09,291 --> 01:07:11,541
‫جفتشون رو کشتی.
‫تو قاتلی. خودم می‌دونم.

1267
01:07:11,625 --> 01:07:14,041
‫بعدش بهم گفتی تنهامون گذاشت
‫و رفت پی کار خودش.

1268
01:07:14,125 --> 01:07:15,291
‫راستش رو بگو مامان.

1269
01:07:16,000 --> 01:07:18,000
‫واقعا زیر گل‌های همیشه‌بهار
‫خاکشون کردی؟

1270
01:07:27,625 --> 01:07:28,541
‫آهای!

1271
01:07:31,041 --> 01:07:33,000
‫هیچ‌کس هیچ‌جا نمی‌ره.

1272
01:07:35,041 --> 01:07:39,625
‫تا این ماجرای گوپتا رو حل نکردیم،
‫هیچ‌کس هیچ‌جا نمی‌ره.

1273
01:07:41,500 --> 01:07:44,541
‫من باج نخواستم.
‫به جون خودم قسم.

1274
01:07:45,166 --> 01:07:47,250
‫ولی اگه تهش زندانی بشم،

1275
01:07:47,750 --> 01:07:50,125
‫قطعا شما دوتا رو هم
‫با خودم به زندان می‌کشم.

1276
01:07:55,041 --> 01:07:56,166
‫ای بابا!

1277
01:08:01,291 --> 01:08:02,416
‫مرغت رو درست کن!

1278
01:08:15,125 --> 01:08:16,375
‫ببین، اینجا رو نگه دار.

1279
01:08:17,625 --> 01:08:19,750
‫هفت و ربع وارد منطقه شد.

1280
01:08:19,875 --> 01:08:21,833
‫حتما فیلم رفتنش هم هست.

1281
01:08:21,875 --> 01:08:22,750
‫باید باشه.

1282
01:08:22,875 --> 01:08:24,458
‫پس فیلم رو بزن جلو
‫و با دقت نگاه کن.

1283
01:08:25,875 --> 01:08:29,000
‫الان بیست دقیقه است
‫داریم نگهبان تنها رو تماشا می‌کنیم.

1284
01:08:29,500 --> 01:08:31,500
‫فقط وقتی دیدی داره می‌ره
‫صدام کن.

1285
01:08:31,583 --> 01:08:32,458
‫خب؟

1286
01:08:34,500 --> 01:08:35,500
‫باشه.

1287
01:08:35,583 --> 01:08:36,625
‫چی باشه؟

1288
01:08:37,750 --> 01:08:38,958
‫باشه.

1289
01:08:42,250 --> 01:08:43,250
‫خیلی‌خب.

1290
01:08:45,458 --> 01:08:47,958
‫ببخشید ماناس دیروز اون‌قدر
‫باهات زشت رفتار کرد.

1291
01:08:48,958 --> 01:08:49,958
‫تنقلات محبوبته.

1292
01:08:54,583 --> 01:08:56,083
‫ربودنش؟

1293
01:08:58,000 --> 01:08:59,333
‫مشغول تحقیقاتیم.

1294
01:08:59,375 --> 01:09:03,333
‫امیدوارم بتونم قبل از عروسی گلدی
‫سالم برگردونمش.

1295
01:09:03,375 --> 01:09:06,375
‫قربان، فیلم‌ها رو تا ده صبح بررسی کردم.

1296
01:09:06,500 --> 01:09:08,000
‫اصلا از منطقه خارج نشد.

1297
01:09:10,500 --> 01:09:13,208
‫اگه اصلا از منطقه خارج نشده،
‫چه‌جوری ربودنش؟

1298
01:09:14,583 --> 01:09:16,000
‫ممکنه هنوز تو منطقه باشه؟

1299
01:09:19,583 --> 01:09:23,458
‫خب، چرا کل خونه‌های منطقه رو نمی‌گردین؟

1300
01:09:24,750 --> 01:09:26,375
‫بدون حکم نمی‌تونم.

1301
01:09:29,083 --> 01:09:32,583
‫من چقدر خنگم که وقتت رو
‫با این پیشنهادات احمقانه تلف می‌کنم.

1302
01:09:34,000 --> 01:09:34,875
‫فعلا.

1303
01:09:35,375 --> 01:09:36,875
‫- برسونمت؟
‫- نه، نه، نه.

1304
01:09:37,000 --> 01:09:38,500
‫حتما ماناس الان دیگه بیدار شده.

1305
01:09:42,208 --> 01:09:47,875
‫ولی ببین، اگه خواستی بیای
‫خونه‌مون رو بگردی، می‌تونی.

1306
01:10:00,250 --> 01:10:01,833
‫ساک رو درست گرفتی؟

1307
01:10:02,458 --> 01:10:03,625
‫آره، بریم.

1308
01:10:11,958 --> 01:10:13,333
‫حواس هر چهارتاتون جمع باشه.

1309
01:10:14,625 --> 01:10:16,000
‫هیچ‌کس نباید قهرمان‌بازی در بیاره.

1310
01:10:18,208 --> 01:10:19,708
‫- بانکه.
‫- بله قربان.

1311
01:10:19,750 --> 01:10:21,958
‫فقط من و تو می‌تونیم
‫سطل زباله رو ببینیم.

1312
01:10:23,083 --> 01:10:24,875
‫- خوابت نبره.
‫- چشم قربان.

1313
01:10:38,500 --> 01:10:48,500
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

1314
01:11:02,125 --> 01:11:05,208
‫[منطقه آدارش]

1315
01:11:36,000 --> 01:11:37,000
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1316
01:11:43,458 --> 01:11:44,500
‫جریان چیه؟

1317
01:11:46,125 --> 01:11:47,000
‫بگین.

1318
01:12:00,875 --> 01:12:01,750
‫خودشه.

1319
01:12:03,875 --> 01:12:05,125
‫بابای سوشما!

1320
01:12:05,208 --> 01:12:07,000
‫[پدر سوشما]

1321
01:12:15,208 --> 01:12:18,708
‫می‌گن، چند روز بعد از مرگ پدر جایا،

1322
01:12:18,750 --> 01:12:21,500
‫چنان سروصدایی تو خونه رکا برپا شده بود...

1323
01:12:21,625 --> 01:12:25,208
‫که همسایه‌ها مجبور بودن با گوش‌گیر بخوابن.

1324
01:12:29,125 --> 01:12:32,500
‫قطعا تاریکی شب می‌تونست
‫ازدواج پنهانی و زودهنگام رکا رو پنهان کنه،

1325
01:12:33,125 --> 01:12:36,125
‫اما نمی‌شد نتیجه اون ازدواج پنهانی رو
‫پنهان کرد.

1326
01:12:37,875 --> 01:12:42,083
‫وقتی سوشما به دنیا اومد،
‫زنان منطقه حیرت‌زده شدن.

1327
01:12:43,208 --> 01:12:47,625
‫حتی الان هم با خودشون می‌گن
‫نکنه رکا یواشکی زن دوم شوهرشون شده.

1328
01:12:48,500 --> 01:12:51,875
‫رکا به سوشما گفته بود
‫اگه کسی ازش پرسید،

1329
01:12:51,958 --> 01:12:54,125
‫باید بهش بگه پدرش ماهه.

1330
01:12:54,250 --> 01:12:58,958
‫یه روز، گلدی ساده‌لوح به سوشما گفت
‫حتما پدرش کچله...

1331
01:12:59,500 --> 01:13:01,333
‫و واسه همین شبیه ماه می‌مونه.

1332
01:13:02,500 --> 01:13:07,208
‫سوشما چنان محکم به گلدی زد
‫که دو دندان جلوییش افتادن.

1333
01:13:10,375 --> 01:13:13,000
‫واسه همین احتمال عروسی
‫دختر بیچاره...

1334
01:13:13,125 --> 01:13:14,125
‫کاهش یافت.

1335
01:13:17,833 --> 01:13:21,833
‫امروز پدرش جلوش بود،
‫ولی ماه نبود.

1336
01:13:25,250 --> 01:13:26,875
‫چطوری سارلای عزیزم؟

1337
01:13:29,875 --> 01:13:31,625
‫- سوشما.
‫- ها؟

1338
01:13:31,708 --> 01:13:32,750
‫سوشما!

1339
01:13:32,833 --> 01:13:34,875
‫چطوری سوشمای عزیزم؟

1340
01:13:37,125 --> 01:13:38,833
‫چقدر بزرگ شدی.

1341
01:13:39,875 --> 01:13:42,125
‫آخرین بار که دیدمت، خیلی کوچک بودی.

1342
01:13:43,583 --> 01:13:44,625
‫تو کی دیده بودیش؟

1343
01:13:45,583 --> 01:13:47,625
‫مگه قبل از به دنیا اومدنش
‫غیبت نزد؟

1344
01:13:48,625 --> 01:13:50,458
‫اون باید بچه بزرگه باشه، مگه نه؟

1345
01:13:51,500 --> 01:13:53,000
‫چرا اصلا نیومدی من رو ببینی؟

1346
01:13:53,500 --> 01:13:55,083
‫وای عزیزم.

1347
01:13:55,125 --> 01:13:57,208
‫مگه می‌تونستم تو رو در خطر بندازم؟

1348
01:13:58,583 --> 01:14:02,125
‫بابات واسه کشورمون کلی فداکاری کرده.

1349
01:14:02,250 --> 01:14:04,625
‫بزرگ‌ترین فداکاریم هم
‫تو بودی فرزندم.

1350
01:14:04,750 --> 01:14:06,500
‫چیزی نمونده بود
‫به دنیای بیای...

1351
01:14:06,625 --> 01:14:08,625
‫که به مأموریت مخفی اعزامش کردن.

1352
01:14:09,375 --> 01:14:10,750
‫درست صحبت کن.

1353
01:14:10,875 --> 01:14:11,958
‫ببخشید.

1354
01:14:12,000 --> 01:14:14,083
‫همین که مأموریتم تموم شد،

1355
01:14:14,125 --> 01:14:18,375
‫یه‌راست برگشتم همون‌جایی
‫که قلبم موندگار شده بود.

1356
01:14:18,458 --> 01:14:19,875
‫- پول کجاست؟
‫- کدوم پول؟

1357
01:14:20,500 --> 01:14:22,000
‫پولی که بهت داده بودم.

1358
01:14:22,083 --> 01:14:23,500
‫- زود باش، بدش به من.
‫- مامان؟

1359
01:14:24,125 --> 01:14:25,250
‫این همه مدت پول دست خودت بود؟

1360
01:14:26,583 --> 01:14:27,750
‫این نصفشه.

1361
01:14:27,833 --> 01:14:29,875
‫اون شب عجله داشت
‫و ساکش رو برنداشت.

1362
01:14:30,000 --> 01:14:31,750
‫- بعدش هم...
‫- وایستا ببینم.

1363
01:14:33,583 --> 01:14:34,875
‫اون هم اون شب اونجا بود؟

1364
01:14:34,958 --> 01:14:36,250
‫- چی؟
‫- چی؟

1365
01:14:36,375 --> 01:14:38,375
‫- چی؟
‫- چی، چی، چی، چی؟ ها؟

1366
01:14:39,250 --> 01:14:41,625
‫مامان، واسه آخرین بار ازت می‌پرسم.

1367
01:14:42,250 --> 01:14:44,500
‫می‌خوام بدونم اون شب
‫واقعا چی شده بود.

1368
01:14:53,833 --> 01:14:55,125
‫ماهشواری، تو...

1369
01:14:56,125 --> 01:14:57,000
‫چیکار می‌کنی؟

1370
01:14:57,125 --> 01:14:58,750
‫- مگه نمی‌بینی مخفی شدم؟
‫- آره، آره.

1371
01:14:58,875 --> 01:15:00,208
‫آدم‌ربائه باید همین اطراف باشه.

1372
01:15:00,875 --> 01:15:01,833
‫برو!

1373
01:15:05,625 --> 01:15:06,750
‫با خونسردی گوش کن.

1374
01:15:07,583 --> 01:15:08,583
‫عصبانی نشو.

1375
01:15:11,625 --> 01:15:15,000
‫من ده روز پیش
‫سیصد هزار روپیه بهش دادم.

1376
01:15:16,125 --> 01:15:18,250
‫اون روز دویست و پنجاه هزار روپیه
‫دیگه برداشتم.

1377
01:15:20,083 --> 01:15:24,250
‫آقای گوپتا بعد از رفتنم اومد
‫و فهمید پول کم شده.

1378
01:15:25,833 --> 01:15:28,250
‫- بعدش تلفنی تهدیدم کرد.
‫- رکا...

1379
01:15:28,375 --> 01:15:30,333
‫گفت همه‌چی رو
‫به صاحب فروشگاه می‌گه.

1380
01:15:33,583 --> 01:15:35,083
‫ولی وقتی داشتم دوش می‌گرفتم...

1381
01:15:36,375 --> 01:15:37,750
‫یه فکری به ذهنم رسید.

1382
01:15:39,583 --> 01:15:41,083
‫با خودم گفت اون که داره میاد.

1383
01:15:41,583 --> 01:15:43,083
‫خودش رو در رو حالیش می‌کنه.

1384
01:15:43,125 --> 01:15:44,875
‫حتما تو هم خیال کردی
‫پول بهت نمی‌رسه.

1385
01:15:45,000 --> 01:15:46,708
‫- واسه همین رفتی.
‫- جایا، این چه طرز حرف زدنه؟

1386
01:15:46,750 --> 01:15:47,875
‫- تو خفه شو، خب؟
‫- عه، جایا.

1387
01:15:48,625 --> 01:15:50,375
‫واسه خودش برنمی‌داره.

1388
01:15:50,875 --> 01:15:52,833
‫باید پول فرعی مغازه‌اش رو بده.

1389
01:15:52,875 --> 01:15:53,791
‫بعد از بازنشستگیش،

1390
01:15:53,833 --> 01:15:56,125
‫می‌خوایم با همدیگه بزنیم
‫تو کار مأمور امنیتی.

1391
01:15:56,708 --> 01:15:58,250
‫- این رازمون بود.
‫- ببخشید.

1392
01:15:59,125 --> 01:16:00,125
‫اسمش رو بهشون بگو.

1393
01:16:00,875 --> 01:16:02,000
‫نه، خودت بهشون بگو.

1394
01:16:02,083 --> 01:16:03,000
‫تو بهشون بگو.

1395
01:16:03,125 --> 01:16:04,125
‫نه، خودت بگو.

1396
01:16:04,208 --> 01:16:05,250
‫نه، تو باید بهشون بگی.

1397
01:16:05,333 --> 01:16:06,375
‫نه، نه، تو بهشون بگو.

1398
01:16:06,458 --> 01:16:07,333
‫مامان...

1399
01:16:08,125 --> 01:16:09,750
‫بابا برمی‌گرده پیشمون؟

1400
01:16:12,250 --> 01:16:14,000
‫هنوز به بچه‌ها نگفتی.

1401
01:16:14,125 --> 01:16:15,708
‫مطمئنم اون باج خواسته.

1402
01:16:15,750 --> 01:16:17,125
‫صد در صد.

1403
01:16:17,250 --> 01:16:18,125
‫من چی خواستم؟

1404
01:16:18,750 --> 01:16:19,750
‫چه باجی؟

1405
01:16:31,500 --> 01:16:33,000
‫- انجام شد. بریم.
‫- باشه، باشه.

1406
01:16:33,125 --> 01:16:34,083
‫بیا، بجنب.

1407
01:16:35,250 --> 01:16:36,458
‫بیا، بجنب.

1408
01:16:40,208 --> 01:16:41,750
‫پول رو گذاشتن.

1409
01:16:43,333 --> 01:16:44,875
‫همگی حواستون رو جمع کنین.

1410
01:16:47,000 --> 01:16:47,875
‫بانکه؟

1411
01:16:49,875 --> 01:16:50,750
‫بانکه؟

1412
01:16:52,708 --> 01:16:54,500
‫خوابت برد بانکه احمق؟

1413
01:16:54,583 --> 01:16:56,125
‫بیدارم قربان.

1414
01:16:57,000 --> 01:16:59,375
‫دیگه کی به جز تو می‌دونه
‫عمو گوپتا خونه ماست؟

1415
01:16:59,458 --> 01:17:01,000
‫- زود باش، بگو ببینم. چیه؟
‫- گوش کن جایا.

1416
01:17:01,083 --> 01:17:04,875
‫ببین، به جون سارلا قسم می‌خورم
‫من از هیچ‌کس باج نخواستم.

1417
01:17:04,958 --> 01:17:05,833
‫بابا، سوشما.

1418
01:17:05,875 --> 01:17:08,625
‫پس به جون سوشما قسم می‌خورم
‫من از هیچ‌کس باج نخواستم.

1419
01:17:08,750 --> 01:17:10,750
‫وقتی زندانی شدی
‫همه‌چی معلوم می‌شه.

1420
01:17:18,375 --> 01:17:22,250
‫خیال کردی زندان شهربازیه؟ ها؟

1421
01:17:23,583 --> 01:17:25,083
‫تا حالا با میله کتک خوردی؟

1422
01:17:26,875 --> 01:17:30,500
‫روحت از بدنت بیرون می‌زنه
‫و جلوی چشمت به لرزه می‌افته.

1423
01:17:30,583 --> 01:17:32,333
‫- بابا، لطفا آروم باش.
‫- خفه شو!

1424
01:17:34,958 --> 01:17:35,875
‫تو چی؟

1425
01:17:37,125 --> 01:17:40,083
‫حتما بهم زنگ زدی
‫تا برام پاپوش بدوزی، مگه نه؟

1426
01:17:40,125 --> 01:17:42,125
‫آره، آره، آره.
‫واسه همین گفتی...

1427
01:17:42,208 --> 01:17:44,750
‫آقای گوپتا خوبه. نمرده.

1428
01:17:44,875 --> 01:17:47,625
‫اگه این ساک رو جا نذاشته بودم،
‫تا الان نپال بودم.

1429
01:17:48,208 --> 01:17:49,250
‫نپال؟

1430
01:17:50,333 --> 01:17:52,250
‫- واسه مأموریت جدیدته؟
‫- ببین چی می‌گم.

1431
01:17:53,625 --> 01:17:57,208
‫واقعا از شوهر تو بودن خسته شدم.

1432
01:17:57,250 --> 01:17:58,333
‫بسه دیگه.

1433
01:17:58,375 --> 01:18:01,000
‫فقط هم سرهنگ ارتشی می‌خواد.

1434
01:18:01,083 --> 01:18:02,708
‫یه درجه پایین‌تر هم حساب نیست.

1435
01:18:02,750 --> 01:18:04,250
‫نمی‌شه یه‌کم سازش کنی؟

1436
01:18:05,708 --> 01:18:06,625
‫تو چی؟

1437
01:18:06,708 --> 01:18:08,208
‫من باج نخواستم.

1438
01:18:08,875 --> 01:18:11,000
‫من دارم از اینجا می‌رم.
‫فردا صبح بلیت قطار دارم.

1439
01:18:11,125 --> 01:18:12,750
‫این رو ببین. ببین. ببین.

1440
01:18:14,375 --> 01:18:15,458
‫من تحت تعقیبم.

1441
01:18:15,500 --> 01:18:16,625
‫بهتون که گفتم!

1442
01:18:16,750 --> 01:18:18,500
‫دو سه ماه یه‌بار می‌گیرنم.

1443
01:18:20,125 --> 01:18:23,083
‫خسته شدم از بس پلیس‌ها کتکم زدن.
‫حالم به هم می‌خوره.

1444
01:18:23,125 --> 01:18:26,375
‫- دیدین، می‌دونستم. نگفته بودم؟
‫- من فراری‌ام.

1445
01:18:26,500 --> 01:18:27,958
‫- زود باش بدش به من.
‫- نه، نده.

1446
01:18:28,000 --> 01:18:28,875
‫- بهش نده.
‫- بدش به من.

1447
01:18:29,000 --> 01:18:30,625
‫- بدش به من.
‫- بهش نده.

1448
01:18:30,750 --> 01:18:32,083
‫- بدش به من ببینم.
‫- بسه دیگه.

1449
01:18:32,125 --> 01:18:33,000
‫ول کن.

1450
01:18:34,625 --> 01:18:37,500
‫- ببین.
‫- بهت نمی‌دمش.

1451
01:18:37,625 --> 01:18:38,875
‫زود باش.
‫بدش به من.

1452
01:18:38,958 --> 01:18:41,000
‫- نمی‌دمش.
‫- بدش به من.

1453
01:18:41,083 --> 01:18:43,000
‫- بابا.
‫- آره عزیزم. بیا پیشم.

1454
01:18:43,125 --> 01:18:44,625
‫- بدش به من.
‫- ولش کن.

1455
01:18:44,750 --> 01:18:46,375
‫- اول ساک رو بده.
‫- گفتم ولش کن.

1456
01:18:46,458 --> 01:18:47,875
‫بدش به من، وگرنه خونش رو می‌ریزم.

1457
01:18:48,625 --> 01:18:49,875
‫- بدش به من.
‫- جایا.

1458
01:18:50,500 --> 01:18:51,375
‫بهش بده.

1459
01:18:53,583 --> 01:18:54,625
‫جایا، ساک رو بده بهش.

1460
01:18:59,625 --> 01:19:01,500
‫- بدش به من.
‫- جایا، ساک رو بده بهش.

1461
01:19:01,625 --> 01:19:02,750
‫زود باش.

1462
01:19:02,875 --> 01:19:03,750
‫بده.

1463
01:19:04,708 --> 01:19:06,250
‫- کرکره رو بده بالا.
‫- اول باید ولش کنی.

1464
01:19:06,375 --> 01:19:08,333
‫کرکره رو باز کن، وگرنه می‌کشمش.
‫بازش کن.

1465
01:19:16,958 --> 01:19:18,500
‫خدا خیرت بده دخترم سارلا.

1466
01:19:20,375 --> 01:19:22,083
‫می‌خواین باهاتون «خونه‌بازی» کنم!

1467
01:19:22,125 --> 01:19:24,958
‫من دیوانه نیستم که بخوام
‫عمرم رو با شما سه‌تا بگذرونم. گم شین!

1468
01:19:25,000 --> 01:19:26,408
‫تو هم پارس نکن!

1469
01:19:26,458 --> 01:19:27,208
‫[فروشگاه نوشیدنی سانسکار]

1470
01:19:57,208 --> 01:19:58,208
‫بانکه!

1471
01:20:06,000 --> 01:20:10,958
‫[کریپا نیواس]
‫[پلاک ۳۳۳]

1472
01:20:25,583 --> 01:20:27,625
‫سوشما. چیکار می‌کنی؟

1473
01:20:27,708 --> 01:20:29,083
‫- چت شده؟
‫- بذار بره.

1474
01:20:29,125 --> 01:20:30,500
‫بذار برگرده خونه.

1475
01:20:30,625 --> 01:20:32,750
‫گلدی داره عروس می‌شه.
‫حداقل اون پدر داره.

1476
01:20:32,875 --> 01:20:34,500
‫- بذار بره.
‫- دیوانه شدی؟

1477
01:20:34,583 --> 01:20:36,083
‫- ماناس بیرون خوابه.
‫- ولم کن جایا.

1478
01:20:36,625 --> 01:20:37,833
‫کاملا درست می‌گفتی.

1479
01:20:37,875 --> 01:20:38,875
‫دی‌ان‌ای من مشکل داره.

1480
01:20:39,750 --> 01:20:40,708
‫- ببین چی می‌گم.
‫- سوشما.

1481
01:20:40,750 --> 01:20:41,625
‫باید...

1482
01:20:41,750 --> 01:20:42,958
‫تقصیر تو نیست.

1483
01:20:44,250 --> 01:20:45,333
‫اون آدم بدیه.

1484
01:20:47,375 --> 01:20:49,750
‫تو چه آدمی هستی مامان؟
‫ها؟

1485
01:20:50,250 --> 01:20:52,875
‫رفتی مخفیانه زن یه غریبه شدی
‫و اصلا تحقیق نکردی...

1486
01:20:52,958 --> 01:20:55,750
‫ولم کن.
‫جوانیت هیچ‌وقت تموم نمی‌شه، مگه نه؟

1487
01:20:56,458 --> 01:20:57,625
‫تا کجا ادامه می‌دی؟

1488
01:20:58,750 --> 01:21:00,500
‫بگو حالا نوبت کیه، ها؟

1489
01:21:02,333 --> 01:21:03,333
‫آقای گوپتا.

1490
01:21:04,125 --> 01:21:06,250
‫- چی؟
‫- آقای گوپتا!

1491
01:21:29,208 --> 01:21:30,125
‫جایا!

1492
01:21:31,250 --> 01:21:32,583
‫بگیرش!
‫ولش کن!

1493
01:21:36,625 --> 01:21:37,500
‫سوشما!

1494
01:21:55,500 --> 01:21:57,250
‫چی شده؟
‫صدای چی بود؟

1495
01:21:58,250 --> 01:22:00,208
‫بیدار شد.
‫بیا، بیا، بیا.

1496
01:22:00,250 --> 01:22:01,250
‫چی شده ماناس؟

1497
01:22:01,833 --> 01:22:03,083
‫سروصدا بود؟
‫چی شده؟

1498
01:22:03,125 --> 01:22:04,958
‫- کدوم سروصدا؟
‫- جایا کجاست؟

1499
01:22:05,000 --> 01:22:06,875
‫خوابه.
‫چیزی لازم داری؟

1500
01:22:07,000 --> 01:22:08,083
‫اون تو چه خبره؟

1501
01:22:08,125 --> 01:22:09,708
‫- یه موش اون تو مرده.
‫- ماناس، کسی نیست.

1502
01:22:09,750 --> 01:22:10,625
‫- آروم باش.
‫- جایا/

1503
01:22:10,750 --> 01:22:12,875
‫کسی اونجا نیست.
‫بگیر بخواب ماناس.

1504
01:22:17,125 --> 01:22:20,125
‫من صدای یه مرد رو از اون تو شنیدم.

1505
01:22:20,250 --> 01:22:22,750
‫جایا، واسه آخرین بار بهت می‌گم.

1506
01:22:22,875 --> 01:22:25,333
‫به نفعته بیای بیرون،
‫وگرنه خودم میام تو.

1507
01:22:25,375 --> 01:22:26,500
‫ماناس...

1508
01:22:31,750 --> 01:22:33,750
‫این همه مدت صدات می‌کردم.
‫کجا بودی؟

1509
01:22:35,250 --> 01:22:37,125
‫من که نمی‌تونم همیشه
‫گوش به فرمان تو باشم.

1510
01:22:40,000 --> 01:22:41,000
‫چی گفتی؟

1511
01:22:42,000 --> 01:22:43,125
‫چی گفتی؟

1512
01:22:44,500 --> 01:22:45,625
‫آستینت؟

1513
01:22:45,750 --> 01:22:47,208
‫چرا آستینت پاره شده؟

1514
01:22:47,875 --> 01:22:50,250
‫کی اون توئه؟
‫ماهشواریه، مگه نه؟

1515
01:22:50,750 --> 01:22:53,958
‫بعدازظهر هم کلا باهاش رفته بود بیرون.

1516
01:22:54,000 --> 01:22:56,125
‫معلومه با چنین آدم‌هایی می‌گردی.

1517
01:22:56,708 --> 01:22:58,875
‫تکلیف خواهرت که معلومه.

1518
01:22:59,000 --> 01:23:02,125
‫تو هم دقیقا عین مادرتی، مگه نه؟

1519
01:23:02,208 --> 01:23:05,000
‫به نظرم بهتره کلا همین‌جا ولت کنم.

1520
01:23:06,208 --> 01:23:07,083
‫پس برو.

1521
01:23:11,208 --> 01:23:12,083
‫چی گفتی؟

1522
01:23:13,625 --> 01:23:14,500
‫همین الان برو.

1523
01:23:15,375 --> 01:23:16,750
‫برو. برو دیگه.

1524
01:23:16,833 --> 01:23:18,458
‫- شما هم می‌بینین؟
‫- از اینجا برو بیرون!

1525
01:23:18,500 --> 01:23:20,250
‫ببین مامان، هیچی بهش نمی‌گی.

1526
01:23:20,375 --> 01:23:22,208
‫- مجبورم خودم...
‫- عه!

1527
01:23:23,125 --> 01:23:26,125
‫- با من حرف بزن. اینجام، اینجام، اینجام.
‫- ببین چی می‌گم.

1528
01:23:26,250 --> 01:23:28,750
‫- با من حرف بزن. با من حرف بزن!
‫- تو...

1529
01:23:28,875 --> 01:23:30,625
‫می‌ذارین این‌جوری با من حرف بزنه؟

1530
01:23:30,708 --> 01:23:32,708
‫ساکت رو بردار و از اینجا برو.

1531
01:23:32,750 --> 01:23:33,750
‫ببین چی می‌گم.

1532
01:23:33,875 --> 01:23:35,875
‫دیوانه شدی؟
‫بیا.

1533
01:23:36,000 --> 01:23:37,375
‫بیا.
‫بیا بشینیم و صحبت کنیم.

1534
01:23:37,458 --> 01:23:38,875
‫نمی‌خوام باهات صحبت کنم.

1535
01:23:39,875 --> 01:23:41,375
‫ماهشواری اومده بود اینجا.

1536
01:23:41,500 --> 01:23:42,708
‫لبخند به لبم آورد.

1537
01:23:43,333 --> 01:23:46,250
‫اصلا می‌دونی لبخند به لب زن آوردن یعنی چی؟

1538
01:23:46,333 --> 01:23:48,375
‫نه، ولی تو از کجا می‌خوای بدونی؟

1539
01:23:48,458 --> 01:23:49,833
‫آخه هیچ‌وقت لبخند به لبم نیاوردی.

1540
01:23:49,875 --> 01:23:50,750
‫برو بیرون!

1541
01:23:51,625 --> 01:23:54,000
‫تو هم می‌خوای باهاش بری
‫و زندگیت رو نابود کنی؟

1542
01:23:54,500 --> 01:23:56,750
‫پیش مادر و خواهرت می‌پوسی.

1543
01:23:56,875 --> 01:23:57,875
‫چی گفتی؟

1544
01:23:59,458 --> 01:24:01,500
‫- چی گفتی؟
‫- دیوانه شدی؟

1545
01:24:01,583 --> 01:24:03,375
‫آره، دیوانه‌ام.
‫دیوانه شدم، خب؟

1546
01:24:03,500 --> 01:24:04,750
‫مامان، می‌بینی؟

1547
01:24:04,833 --> 01:24:05,958
‫طرز حرف زدنش با من رو می‌بینی؟

1548
01:24:06,000 --> 01:24:07,625
‫- پشیمون می‌شی، از الان بگم.
‫- من پشیمون می‌شم؟

1549
01:24:07,750 --> 01:24:08,833
‫- آره!
‫- خیال کردی پشیمون می‌شم؟

1550
01:24:08,875 --> 01:24:10,375
‫بدبخت، پشیمونی رو نشونت می‌دم.

1551
01:24:10,458 --> 01:24:13,125
‫می‌دونی از روزی که زنت شدم
‫چند نان تخت پختم؟

1552
01:24:13,208 --> 01:24:16,708
‫دقیقا صد و بیست و هفت هزار
‫و هفتصد و پنجاه و پنج‌تا!

1553
01:24:16,750 --> 01:24:18,125
‫من پشیمونم.

1554
01:24:18,208 --> 01:24:20,000
‫این همه سال یه روز هم کار نکردی.

1555
01:24:20,125 --> 01:24:22,125
‫عین شاهزاده‌ها
‫با پول بابات زندگی کردی.

1556
01:24:22,250 --> 01:24:24,000
‫من رو پیش‌خدمت بی‌مزد کردی.

1557
01:24:24,083 --> 01:24:25,700
‫«جایا، برام آشپزی کن.
‫جایا، لباس‌هام رو بشور.»

1558
01:24:25,750 --> 01:24:26,750
‫«جایا، سرویس رو تمیز کن.»

1559
01:24:26,833 --> 01:24:28,375
‫«جایا، وایستا. جایا، بشین.
‫جایا، بیا وسط.»

1560
01:24:28,458 --> 01:24:32,000
‫هر روز بیست و چهار ساعته می‌گی
‫«جایا، فقط جون بکن. دست برندار.»

1561
01:24:32,125 --> 01:24:33,583
‫خجالت نمی‌کشی صبح تا شب
‫با این سر و وضع لم می‌دی.

1562
01:24:33,625 --> 01:24:35,208
‫انگار بوی زیربغلت
‫عین باغ رزه!

1563
01:24:35,250 --> 01:24:36,833
‫جلوی همه بهم توهین می‌کنی.

1564
01:24:36,875 --> 01:24:39,000
‫بهت توهین می‌کنم؟!
‫بهت توهین می‌کنم، ها؟!

1565
01:24:39,125 --> 01:24:41,000
‫در واقع، زنت شدم
‫که شرافتم خدشه‌دار نشه.

1566
01:24:41,125 --> 01:24:44,250
‫ازدواج رو تو آسمون بستن.
‫آروم باش. آروم باش...

1567
01:24:44,333 --> 01:24:46,375
‫وقتی عین گاو اومدی سمتم
‫تو آسمون بسته بودن؟

1568
01:24:46,500 --> 01:24:48,125
‫خیال کردی سرنوشت همین بود
‫که تو بیای...

1569
01:24:48,208 --> 01:24:50,250
‫خواستگاری راتی،
‫من رو تو آشپزخونه ببینی...

1570
01:24:50,333 --> 01:24:52,250
‫و عین گاو بیای سمتم؟
‫به خدا...

1571
01:24:52,333 --> 01:24:53,416
‫به خدا اگه راتی اون روز...

1572
01:24:53,458 --> 01:24:55,458
‫همه رو صدا نکرده بود
‫و داستان درست نشده بود...

1573
01:24:55,958 --> 01:24:57,500
‫الان خوشحال بودم.

1574
01:24:57,625 --> 01:25:00,125
‫من فقط واسه حفظ شرافتم...

1575
01:25:00,208 --> 01:25:01,625
‫این همه سال زن بدبختی چون تو بودم.

1576
01:25:01,708 --> 01:25:02,583
‫اگه گفتی چیه؟

1577
01:25:02,625 --> 01:25:05,583
‫مردم این منطقه خیال می‌کنن
‫من بودم که تو رو گیر انداختم.

1578
01:25:05,625 --> 01:25:07,500
‫چه خوک کثیفی هستی،

1579
01:25:07,625 --> 01:25:10,583
‫مجبورم می‌کنی لباس‌های پدرت رو بشورم
‫و جلوی من،

1580
01:25:10,625 --> 01:25:12,250
‫دقیقا جلوی چشمم
‫با خواهرم خوش و بش می‌کنی...

1581
01:25:12,375 --> 01:25:13,375
‫آشغال عوضی کثافت!

1582
01:25:13,458 --> 01:25:14,458
‫- می‌خوای باز هم بگم؟
‫- ببین، من...

1583
01:25:14,500 --> 01:25:17,000
‫باز هم هست.
‫واقعا می‌خوای باز هم بگم؟

1584
01:25:17,125 --> 01:25:18,083
‫بهت می‌گم.

1585
01:25:18,125 --> 01:25:19,375
‫- ببین چی می‌گم.
‫- چرا...

1586
01:25:19,458 --> 01:25:21,250
‫می‌خوای بدونی چرا باردار نشدم؟

1587
01:25:21,375 --> 01:25:22,250
‫نه، نمی‌خوام بدونم.

1588
01:25:22,333 --> 01:25:23,375
‫چرا نمی‌خوای آشغال؟

1589
01:25:23,500 --> 01:25:24,375
‫من می‌خوام بدونی.

1590
01:25:24,458 --> 01:25:26,083
‫من نتونستم باردار بشم...

1591
01:25:26,125 --> 01:25:28,250
‫چون تو به هیچ دردی نمی‌خوری!

1592
01:25:28,375 --> 01:25:31,333
‫نه تنها خودت به درد نمی‌خوری،
‫بلکه مغزت هم به درد نمی‌خوره.

1593
01:25:31,375 --> 01:25:33,958
‫واسه همین وقتی نمونه‌ات رو
‫بردم آزمایشگاه اصلا نفهمیدی.

1594
01:25:34,000 --> 01:25:37,250
‫نمی‌دونم چه خیالی کرده بودم
‫که می‌خواستم برات بچه بیارم.

1595
01:25:37,375 --> 01:25:39,125
‫- الان گریه می‌کنم.
‫- خفه شو بابا.

1596
01:25:39,250 --> 01:25:41,750
‫به خدا یه وردنه تو گلوت فرو می‌کنم
‫تا از خفگی بمیری.

1597
01:25:41,875 --> 01:25:43,000
‫ببین چی می‌گم، می‌کشمت.

1598
01:25:43,083 --> 01:25:44,833
‫- از اینجا برو.
‫- دارم می‌رم.

1599
01:25:45,750 --> 01:25:49,250
‫ولی بدون که الان دیگه بابام
‫به خدمتت می‌رسه.

1600
01:25:49,333 --> 01:25:51,875
‫الان دیگه حتی اگه التماسم کنی
‫باهات آشتی نمی‌کنم.

1601
01:25:52,000 --> 01:25:55,583
‫برو به بابات بگو من گفتم
‫تو چایش سم بریزه!

1602
01:25:55,625 --> 01:25:57,000
‫گورت رو از اینجا گم کن!

1603
01:25:57,083 --> 01:25:58,625
‫فرم طلاق رو برات می‌فرستم!

1604
01:25:58,708 --> 01:25:59,958
‫به نفعته نفقه خوبی بهم بدی،

1605
01:26:00,000 --> 01:26:02,125
‫وگرنه زیر همین گل‌های همیشه‌بهار
‫خاکت می‌کنم!

1606
01:26:02,208 --> 01:26:03,083
‫شنیدی چی گفتم؟

1607
01:26:03,625 --> 01:26:04,833
‫برمی‌گردم!

1608
01:26:04,875 --> 01:26:06,375
‫دوباره من رو می‌بینی!

1609
01:26:06,500 --> 01:26:08,250
‫دیگه ریخت کثیفت رو نبینم!

1610
01:26:53,375 --> 01:26:54,375
‫باز هم می‌خوام.

1611
01:26:59,875 --> 01:27:01,625
‫خیلی وقت بود این رو درست نکرده بودم.

1612
01:27:02,208 --> 01:27:04,708
‫هر بار می‌خواستم درست کنم،
‫آقای گوپتا می‌اومد دعوا کنه.

1613
01:27:05,208 --> 01:27:07,875
‫می‌گفت «حتی بوی گوشت
‫توهین به دینمونه.»

1614
01:27:07,958 --> 01:27:09,500
‫پس تو دهنش سس گریوی بریز.

1615
01:27:15,833 --> 01:27:17,500
‫جایا، من با ماناس هیچ ارتباط خاصی نداشتم.

1616
01:27:20,208 --> 01:27:21,833
‫تو شماره‌اش رو با همون اسم
‫فرستاده بودی.

1617
01:27:22,458 --> 01:27:23,750
‫من هم همون‌جوری ذخیره کرده بودم.

1618
01:27:26,500 --> 01:27:27,625
‫فیلممون پربازدید شده بود.

1619
01:27:28,375 --> 01:27:29,875
‫واسه همین باز هم تحملش کردم.

1620
01:27:40,083 --> 01:27:42,500
‫فرقی نمی‌کنه کی باج خواسته،
‫خودمون تو دردسر می‌افتیم.

1621
01:27:43,333 --> 01:27:44,958
‫چشم همه به ما سه‌تاست.

1622
01:27:45,625 --> 01:27:47,500
‫صبح جسدش رو می‌اندازیم
‫تو صندوق‌عقب.

1623
01:27:48,125 --> 01:27:50,583
‫از بزرگراه می‌ریم
‫و سر راهمون از پرتگاه می‌اندازیمش پایین.

1624
01:27:54,708 --> 01:27:56,875
‫بعدش دیگه نمی‌خوام
‫هیچ‌کدومتون رو ببینم.

1625
01:28:10,583 --> 01:28:13,408
‫[سوشما]

1626
01:28:13,458 --> 01:28:17,958
‫[رکا]

1627
01:28:18,000 --> 01:28:19,000
‫[جایا]

1628
01:28:26,250 --> 01:28:28,250
‫[تحت تعقیب]
‫[چاندرو دویودی]

1629
01:28:59,916 --> 01:29:02,500
‫[فروشگاه نوشیدنی سانسکار]

1630
01:29:08,500 --> 01:29:09,625
‫[نتیجه زبان‌درازی]

1631
01:30:45,458 --> 01:30:46,333
‫گلدی!

1632
01:30:47,625 --> 01:30:48,625
‫آهای گلدی!

1633
01:30:49,375 --> 01:30:50,250
‫بابا!

1634
01:30:51,833 --> 01:30:52,875
‫بابا!

1635
01:30:52,958 --> 01:30:54,458
‫بلندش کن! بلندش کن!

1636
01:31:00,125 --> 01:31:01,458
‫سلام، سلام، امتحان می‌کنم.

1637
01:31:04,208 --> 01:31:06,750
‫مامان، به آبیشک بگم؟

1638
01:31:07,708 --> 01:31:10,500
‫امروز عکس‌برداری قبل از عروسی داریم.
‫مجبوریم لغوش کنیم.

1639
01:31:11,583 --> 01:31:13,875
‫چرا عین مادربزرگ غرغروت...

1640
01:31:14,000 --> 01:31:15,500
‫همیشه راجع به همه‌چی غر می‌زنی؟

1641
01:31:15,625 --> 01:31:17,750
‫لازم نیست به کسی چیزی بگیم.

1642
01:31:17,833 --> 01:31:20,000
‫به همه می‌گم تو سرویس بهداشتی
‫سر خورده.

1643
01:31:20,500 --> 01:31:22,333
‫نمی‌دونم کی اومدن
‫اینجا انداختنش.

1644
01:31:22,375 --> 01:31:23,375
‫من رو می‌شناسی؟

1645
01:31:25,375 --> 01:31:26,375
‫منم، ماهشواری.

1646
01:31:27,750 --> 01:31:28,750
‫اون هم بابوله.

1647
01:31:31,000 --> 01:31:34,125
‫من پونصد و پنجاه هزار روپیه
‫باج دادم تا ولت کنن.

1648
01:31:34,250 --> 01:31:36,333
‫می‌شه دهنت رو باز کنی
‫و یه چیزی بگی؟

1649
01:31:36,375 --> 01:31:37,833
‫مگه نمی‌بینی به سرش ضربه خورده؟

1650
01:31:39,083 --> 01:31:40,250
‫آسیب موقت مغزی دیده.

1651
01:31:41,333 --> 01:31:42,875
‫تو نمی‌خواد به من چیزی یاد بدی.

1652
01:31:43,000 --> 01:31:44,125
‫من خواهر بزرگتم.

1653
01:31:44,250 --> 01:31:46,375
‫خودم وقتی هنوز شلوارک می‌پوشیدی
‫این‌ها رو یادت دادم.

1654
01:31:46,500 --> 01:31:48,125
‫حالا آسیب موقت مغزی رو
‫به من یاد می‌دی.

1655
01:31:48,875 --> 01:31:51,125
‫می‌تونی چیزی راجع به هویت
‫آدم‌رباها بهم بگی؟

1656
01:31:51,250 --> 01:31:52,375
‫چرا به حرفم گوش نمی‌دی؟

1657
01:31:52,500 --> 01:31:54,375
‫- کار اون سه جادوگر بود.
‫- چرت نگو!

1658
01:31:56,125 --> 01:31:58,458
‫به این میاد کار یه آدم‌ربای حرفه‌ای باشه.

1659
01:31:59,083 --> 01:31:59,958
‫خیلی‌خب.

1660
01:32:00,583 --> 01:32:01,458
‫یه لطفی بهم بکن.

1661
01:32:01,875 --> 01:32:02,875
‫من رو دستگیر کن.

1662
01:32:03,500 --> 01:32:05,125
‫خودم باج خواستم.

1663
01:32:05,250 --> 01:32:06,458
‫خودم همه این کارها رو کردم.

1664
01:32:06,500 --> 01:32:08,625
‫خواهرت خیلی خبیثه.

1665
01:32:08,708 --> 01:32:10,875
‫اون جایا خانم
‫و مادر و خواهرش...

1666
01:32:11,000 --> 01:32:13,833
‫هم هیچ کاری نکردن.
‫بیگناهن، مگه نه؟

1667
01:32:13,875 --> 01:32:15,750
‫- حرفه‌ای!
‫- مامان، چی می‌گی؟

1668
01:32:15,875 --> 01:32:17,833
‫- اصلا منطقی نیست.
‫- حرفه‌ای کجا بود!

1669
01:32:21,250 --> 01:32:22,500
‫چی رو بو می‌کنی؟

1670
01:32:30,625 --> 01:32:33,750
‫دایی ماهشواری، با این دهنش رو بسته بودن.

1671
01:32:47,916 --> 01:32:49,875
‫اون جادوگر!

1672
01:33:06,041 --> 01:33:08,500
‫[کریپا نیواس]
‫[پلاک ۳۳۳]

1673
01:33:25,875 --> 01:33:29,166
‫آهای گلدی!
‫بیا کمکم کن موهام رو خشک کنم!

1674
01:33:29,250 --> 01:33:30,916
‫تنهایی نمی‌تونم.

1675
01:33:32,291 --> 01:33:34,250
‫مامان!

1676
01:33:34,291 --> 01:33:35,541
‫خاله گوپتا داره زنگ می‌زنه.

1677
01:33:39,041 --> 01:33:42,541
‫♪ از چشمان درخشانت ♪

1678
01:33:42,625 --> 01:33:46,000
‫♪ اشکی جاریست ♪

1679
01:33:46,041 --> 01:33:50,125
‫♪ که همیشه روان است ♪

1680
01:33:50,166 --> 01:33:53,375
‫♪ چون شهد شکوفه انبه ♪

1681
01:33:54,166 --> 01:33:59,791
‫رکای عزیزم، دلت برام تنگ شده،
‫مگه نه؟

1682
01:34:01,166 --> 01:34:03,041
‫آقای گوپتا، گوش کن.

1683
01:34:03,625 --> 01:34:05,750
‫- بهت می‌گم چی شد.
‫- نه، نه.

1684
01:34:05,791 --> 01:34:07,875
‫بذار خودم بهت بگم چی شد.

1685
01:34:08,625 --> 01:34:11,291
‫وقتی از فروشگاه نوشیدنی
‫پول دزدیدی،

1686
01:34:11,375 --> 01:34:15,000
‫من مچت رو گرفتم خانم رکا.

1687
01:34:15,666 --> 01:34:19,166
‫بعدش، شبانه بهم پیام دادی
‫و گفتی...

1688
01:34:19,291 --> 01:34:22,041
‫«بیا اینجا، بیا با هم بازی کنیم.»

1689
01:34:22,166 --> 01:34:24,000
‫من هم خیلی احمق بودم.

1690
01:34:24,666 --> 01:34:26,500
‫چون برام عزیز بودی
‫اومدم خونه‌ات،

1691
01:34:26,541 --> 01:34:29,041
‫ولی تو کوبیدی تو سرم
‫و بی‌هوشم کردی.

1692
01:34:29,166 --> 01:34:32,041
‫بعدش به جفت دخترهات زنگ زدی
‫تا کمکت کنن.

1693
01:34:32,916 --> 01:34:35,250
‫سر و کله داماد احمقت هم پیدا شد.

1694
01:34:36,041 --> 01:34:38,750
‫چقدر همه‌چی رو بزرگ می‌کنی!

1695
01:34:38,791 --> 01:34:40,666
‫جایا چه نمایشی به پا کرد...

1696
01:34:41,291 --> 01:34:43,750
‫تا از دست دامادت خلاص بشه، مگه نه؟

1697
01:34:43,791 --> 01:34:47,041
‫وسط این همه ماجرا،
‫با پول باج رفت.

1698
01:34:48,666 --> 01:34:52,541
‫خلاصه، من یه‌جوری فرار کردم
‫و خودم رو از دستت نجات دادم.

1699
01:34:53,791 --> 01:34:56,416
‫راستش، وقتی به خونه رسیدم،
‫دچار شوک شدم.

1700
01:34:57,041 --> 01:35:00,666
‫اما ماهشواری بالاخره مدرک
‫کارت رو پیدا کرده.

1701
01:35:00,750 --> 01:35:04,166
‫برادرزنم که بازرسه،
‫همه‌چی رو پیدا کرده.

1702
01:35:04,291 --> 01:35:06,041
‫می‌دونی مدرکش چیه؟

1703
01:35:06,166 --> 01:35:07,666
‫لباس خودت.

1704
01:35:08,625 --> 01:35:12,541
‫همون عنابیه که دهنم رو
‫باهاش بسته بودی، یادته؟

1705
01:35:12,666 --> 01:35:13,541
‫آره.

1706
01:35:14,791 --> 01:35:17,666
‫حالا تصور کن اگه من شهادت بدم،

1707
01:35:19,375 --> 01:35:23,125
‫این پرونده عین لباست
‫برات تنگ می‌شه.

1708
01:35:24,250 --> 01:35:25,791
‫ولی نگران نباش.

1709
01:35:25,916 --> 01:35:27,250
‫من هیچی بهش نگفتم.

1710
01:35:27,291 --> 01:35:29,250
‫فعلا فقط دارم به خودت می‌گم.

1711
01:35:29,291 --> 01:35:32,166
‫خصوصیه، بین خودم و خودته.

1712
01:35:34,916 --> 01:35:38,125
‫آقای گوپتا، من باج نخواستم.

1713
01:35:38,166 --> 01:35:39,291
‫راستش رو می‌گم.

1714
01:35:39,375 --> 01:35:41,791
‫من با باج کاری ندارم.

1715
01:35:42,291 --> 01:35:44,375
‫فراموشش کن.
‫من فراموش کردم.

1716
01:35:44,416 --> 01:35:46,291
‫دستت باشه.
‫گذشته‌ها گذشته.

1717
01:35:47,041 --> 01:35:50,666
‫فقط می‌خواستم از ته دلم
‫یه چیزی بهت بگم.

1718
01:35:52,125 --> 01:35:53,666
‫فقط از این خونه برو.

1719
01:35:55,166 --> 01:35:57,916
‫ببین، خونه تو مال منه.

1720
01:35:58,000 --> 01:36:00,125
‫کارهای اداریش رو انجام می‌دم.

1721
01:36:00,166 --> 01:36:01,041
‫خونه؟

1722
01:36:01,916 --> 01:36:04,666
‫- چه‌جوری خونه‌ام رو ول کنم آقای گوپتا؟
‫- آها!

1723
01:36:04,791 --> 01:36:07,250
‫من نمی‌تونم بفرستمت زندان رکا.

1724
01:36:08,041 --> 01:36:09,541
‫مجبورم نکن این کار رو بکنم.

1725
01:36:09,625 --> 01:36:13,166
‫آقای گوپتا، لطفا به حرفم گوش بده.

1726
01:36:13,250 --> 01:36:16,541
‫رکای عزیزم، فرض کن زلزله اومده.

1727
01:36:17,416 --> 01:36:19,666
‫وقت زیادی واسه تصمیم‌گیری نداری.

1728
01:36:20,666 --> 01:36:24,291
‫هر کدوم از اثاث خونه
‫که برات ارزش معنوی داره رو...

1729
01:36:24,375 --> 01:36:26,916
‫بردار و گورت رو از اونجا گم کن.

1730
01:36:27,791 --> 01:36:31,000
‫فرض کن مردم منطقه بفهمن...

1731
01:36:31,041 --> 01:36:34,000
‫کار جدیدت این روزها
‫دعوت بقیه به خونه‌ات...

1732
01:36:34,041 --> 01:36:35,916
‫و گروگان گرفتنشون واسه پوله.

1733
01:36:36,041 --> 01:36:40,250
‫اصلا می‌دونی همه‌شون میان
‫چه بلایی سرت بیارن؟

1734
01:36:43,875 --> 01:36:47,166
‫این‌بار نمی‌تونی جلوی...

1735
01:36:49,291 --> 01:36:50,541
‫مردم رو بگیری.

1736
01:37:13,791 --> 01:37:14,791
‫مامان!

1737
01:37:17,041 --> 01:37:18,416
‫یکی کمک کنه!

1738
01:37:19,416 --> 01:37:20,625
‫جایا!

1739
01:37:20,666 --> 01:37:22,291
‫جایا، یه کاری بکن!

1740
01:37:22,750 --> 01:37:24,791
‫مامان، خواهش می‌کنم...

1741
01:37:28,625 --> 01:37:31,041
‫- مامان!
‫- سوشما! جایا!

1742
01:37:31,166 --> 01:37:32,541
‫بیاین، بیاین. بجنبین.

1743
01:37:32,666 --> 01:37:34,375
‫برین تو، برین تو. برین تو.
‫زود باشین.

1744
01:37:38,958 --> 01:37:40,291
‫چی شده؟

1745
01:37:40,333 --> 01:37:41,333
‫این آدم‌ها کی‌ان؟

1746
01:37:41,416 --> 01:37:42,583
‫هیچی نمی‌شه.

1747
01:37:42,666 --> 01:37:43,541
‫چیزیتون نمی‌شه.

1748
01:37:43,583 --> 01:37:44,458
‫چیزیتون نمی‌شه.

1749
01:37:45,333 --> 01:37:46,958
‫هیچی نمی‌شه!

1750
01:37:49,208 --> 01:37:50,208
‫مامان...

1751
01:37:50,291 --> 01:37:52,666
‫لطفا یه کاری بکن!
‫خیلی می‌ترسم!

1752
01:38:08,958 --> 01:38:11,166
‫رحم نکنین!

1753
01:38:11,208 --> 01:38:12,958
‫[کریپا نیواس]
‫[پلاک ۳۳۳]

1754
01:38:25,958 --> 01:38:28,833
‫[جادوگر]

1755
01:38:35,083 --> 01:38:38,333
‫الان سال‌های زیادیه
‫که می‌خوام بهت بفهمونم...

1756
01:38:38,458 --> 01:38:40,708
‫خونه رو بهم تحویل بدی.

1757
01:38:40,791 --> 01:38:44,116
‫وگرنه، دفعه قبل
‫فقط پیش‌نمایش بود.

1758
01:38:44,166 --> 01:38:44,908
‫[کافی‌نت رکا]

1759
01:38:44,958 --> 01:38:49,166
‫این‌دفعه کل فیلم رو نشونت می‌دم.

1760
01:38:53,083 --> 01:38:55,083
‫آهای گلدی!
‫بجنب!

1761
01:38:55,583 --> 01:38:57,208
‫- بیا.
‫- بیاد دعای خیرت پشتم باشه بابا.

1762
01:38:57,708 --> 01:38:58,916
‫هیچی نمی‌فهمم.

1763
01:38:58,958 --> 01:39:00,791
‫پدرت از وقتی اومده سکوت کرده.

1764
01:39:01,958 --> 01:39:03,916
‫داریم می‌ریم.
‫اگه کاری داشتی بهمون زنگ بزنم.

1765
01:39:10,666 --> 01:39:12,541
‫من این خونه رو نمی‌دم.

1766
01:39:12,583 --> 01:39:15,208
‫فقط همین یه چیز رو دارم
‫که واسه شما بذارم.

1767
01:39:15,291 --> 01:39:18,291
‫اگه اون رو ازم بگیرن،
‫شما وقتی به سن من برسین عین خودم می‌شین.

1768
01:39:18,333 --> 01:39:19,458
‫پس چیکار می‌کنی؟

1769
01:39:19,541 --> 01:39:20,958
‫اگه مجبور بشم می‌رم زندان.

1770
01:39:21,708 --> 01:39:23,333
‫شما همه این‌ها رو بردارین و برین.

1771
01:39:23,416 --> 01:39:24,916
‫عه، وایستا ببینم.
‫عقلت رو از دست دادی؟

1772
01:39:25,416 --> 01:39:28,791
‫جایا، شما دوتا باید برین.
‫زود باشین.

1773
01:39:28,833 --> 01:39:30,375
‫مامان، می‌تونیم تو خونه اجاره‌ای
‫زندگی کنیم. یه کاریش می‌کنیم.

1774
01:39:30,541 --> 01:39:31,666
‫اگه کسی ازتون پرسید،

1775
01:39:31,791 --> 01:39:34,791
‫فقط بگین هیچ اطلاعی نداشتین
‫آقای گوپتا اینجاست.

1776
01:39:34,916 --> 01:39:36,500
‫تو چت شده؟ جایا!

1777
01:39:36,541 --> 01:39:37,875
‫روی تاب چه غلطی می‌کنی؟

1778
01:39:37,916 --> 01:39:39,291
‫بیا اینجا و ادبش کن، باشه؟

1779
01:39:39,416 --> 01:39:40,541
‫مامان، ببین چی می‌گم.

1780
01:39:40,625 --> 01:39:41,500
‫نه، خودت ببین!

1781
01:39:41,541 --> 01:39:44,166
‫خواهرت رو بردار و زود از اینجا برین.
‫برین.

1782
01:39:44,291 --> 01:39:45,541
‫کجا بریم؟

1783
01:39:54,375 --> 01:39:55,375
‫کجا می‌تونیم بریم؟

1784
01:40:08,666 --> 01:40:11,000
‫من الکی پای جفتتون رو
‫به این ماجرا باز کردم.

1785
01:40:13,666 --> 01:40:15,166
‫تو همیشه درست می‌گفتی جایا.

1786
01:40:16,916 --> 01:40:19,625
‫هیچ‌کس تو این دنیا
‫از من احمق‌تر نیست.

1787
01:40:21,791 --> 01:40:24,125
‫بعد از این همه سال،
‫اومد و بهم گفت...

1788
01:40:25,416 --> 01:40:26,666
‫با هم زندگی می‌کنیم.

1789
01:40:28,041 --> 01:40:30,416
‫طبقه بالا واسه جفت دخترهامون
‫اتاق می‌سازیم.

1790
01:40:32,666 --> 01:40:33,791
‫من هم باور کردم.

1791
01:40:38,166 --> 01:40:39,625
‫من این خونه رو نمی‌دم.

1792
01:40:41,500 --> 01:40:42,666
‫ترجیح می‌دم برم زندان.

1793
01:40:46,875 --> 01:40:52,291
‫سوشما، لطفا بهش بگو
‫نمی‌ذارن تو زندان این‌جوری لباس بپوشه.

1794
01:41:00,916 --> 01:41:02,125
‫چهار اومد.

1795
01:41:02,166 --> 01:41:04,375
‫بلد نیستی بدون تقلب بازی کنی؟
‫ها؟

1796
01:41:04,416 --> 01:41:07,041
‫اشتباهی حرکتش دادم.
‫چرا بزرگش می‌کنی؟

1797
01:41:07,166 --> 01:41:08,166
‫مار آشغال.

1798
01:41:09,125 --> 01:41:10,000
‫من مارم؟

1799
01:41:10,791 --> 01:41:11,666
‫بله، هستی.

1800
01:41:12,875 --> 01:41:13,791
‫تو ماری.

1801
01:41:13,916 --> 01:41:15,666
‫- دماغت عین دماغ ماره.
‫- دماغ خودت رو ببین.

1802
01:41:15,791 --> 01:41:16,666
‫لبت رو ببین.

1803
01:41:17,166 --> 01:41:18,541
‫- همه‌چیزت رو ببین.
‫- خفه شو.

1804
01:41:19,166 --> 01:41:20,166
‫زود باش، زبونت رو نشونم بده.

1805
01:41:21,166 --> 01:41:22,125
‫نیشت می‌زنم.

1806
01:41:50,375 --> 01:41:52,166
‫همین الان یه فکری به ذهنم رسید.

1807
01:42:45,375 --> 01:42:47,000
‫اون زنیکه جادوگره.

1808
01:42:51,041 --> 01:42:52,625
‫طلسمش کرده.

1809
01:42:57,791 --> 01:42:59,625
‫زن فریب‌کاره.

1810
01:43:02,458 --> 01:43:03,333
‫زن طمع‌کاره.

1811
01:43:04,416 --> 01:43:06,333
‫تو یه مار زاییدی.

1812
01:43:06,458 --> 01:43:07,541
‫زن بی‌حیا.

1813
01:43:08,958 --> 01:43:11,666
‫پیش مادر و خواهرت می‌پوسی.

1814
01:43:15,541 --> 01:43:17,541
‫وضع خواهرت که معلومه.

1815
01:43:18,333 --> 01:43:19,333
‫زن گستاخیه.

1816
01:43:20,208 --> 01:43:21,916
‫اون جادوگر!

1817
01:43:30,083 --> 01:43:31,958
‫همه‌جا پر از طلسم و نفرینه.

1818
01:43:32,041 --> 01:43:33,458
‫[رکای عزیزم]
‫[دلم پیشت گیره]

1819
01:43:33,583 --> 01:43:34,833
‫سیگار هم می‌کشه، مگه نه؟

1820
01:43:34,916 --> 01:43:36,708
‫[رکا، میای بریم سینما؟]
‫[رکا رو دیدی؟]

1821
01:43:48,875 --> 01:43:49,833
‫عجب.

1822
01:43:51,625 --> 01:43:57,625
‫من یه درخواست جزئی کردم
‫ولی شما خانم‌ها اینجا رو بهشت کردین.

1823
01:43:59,000 --> 01:43:59,875
‫آب‌میوه؟

1824
01:44:06,625 --> 01:44:10,750
‫من دیگه بهتون اعتماد ندارم،
‫پس می‌شه...

1825
01:44:12,875 --> 01:44:14,208
‫می‌شه اول خودت بخوریش؟

1826
01:44:33,333 --> 01:44:35,375
‫وای، پس سالمه.

1827
01:44:39,958 --> 01:44:41,625
‫چرا این‌جوری بهم زل زدی؟

1828
01:44:41,708 --> 01:44:43,333
‫خیلی‌خب، باشه.
‫در رو می‌بندم.

1829
01:44:45,916 --> 01:44:47,166
‫گوش کنین، از الان بگم.

1830
01:44:48,208 --> 01:44:49,083
‫بهتون هشدار می‌دم.

1831
01:44:49,583 --> 01:44:51,208
‫ببینین، اگه من برنگردم...

1832
01:44:51,833 --> 01:44:55,166
‫برادرزنم ماهشواری که بازرسه...

1833
01:44:55,666 --> 01:44:57,208
‫میاد اینجا.

1834
01:44:58,416 --> 01:45:03,208
‫اسمت رو تو یه نامه نوشتم
‫و زیر بالشم گذاشتم.

1835
01:45:05,083 --> 01:45:06,166
‫نه، نه، نگران...

1836
01:45:06,208 --> 01:45:08,083
‫نه، نه، ببین چی می‌گم.
‫نگران نباش، ببین چی می‌گم.

1837
01:45:08,208 --> 01:45:10,541
‫می‌رم خونه و پاره‌اش می‌کنم.
‫بیا، نگران نباش.

1838
01:45:12,166 --> 01:45:15,083
‫فقط یه‌کم خساراتم رو جبران کنین.

1839
01:45:15,666 --> 01:45:17,416
‫کل بدنم درد می‌کنه.

1840
01:45:18,500 --> 01:45:19,416
‫پس فقط...

1841
01:45:24,541 --> 01:45:26,041
‫این اتاق توئه؟

1842
01:45:34,916 --> 01:45:36,416
‫این تخت رکاست.

1843
01:45:38,500 --> 01:45:39,666
‫تخت رکاست!

1844
01:45:40,500 --> 01:45:42,916
‫اصلا باورم نمی‌شه.

1845
01:45:43,041 --> 01:45:44,000
‫یه لحظه.

1846
01:45:51,666 --> 01:45:53,250
‫یعنی دارم خواب می‌بینم؟

1847
01:45:56,041 --> 01:45:56,916
‫بیا اینجا!

1848
01:45:57,791 --> 01:45:59,041
‫بیا اینجا تا ثابت بشه خواب نمی‌بینم!

1849
01:46:08,833 --> 01:46:09,791
‫با خودت چه خیالی کرده بودی؟

1850
01:46:10,708 --> 01:46:13,708
‫خیال کردی سه‌تایی آقای گوپتا رو می‌کشین؟

1851
01:46:13,833 --> 01:46:18,708
‫خیال کردی آقای گوپتا حشره ریزیه
‫که به همین راحتی لهش کنی؟

1852
01:46:22,458 --> 01:46:24,583
‫حالا می‌خوام ازم عذرخواهی کنی.

1853
01:46:25,291 --> 01:46:27,333
‫می‌خوام هر سه‌تاتون عذرخواهی کنین.

1854
01:46:28,333 --> 01:46:30,666
‫دو ساعت بیشتر وقت ندارم.

1855
01:46:30,708 --> 01:46:31,916
‫خب؟

1856
01:46:34,291 --> 01:46:36,333
‫آهای!
‫مگه شما دوتا نشنیدین چی گفتم؟

1857
01:46:36,458 --> 01:46:37,333
‫بیاین اینجا!

1858
01:46:38,708 --> 01:46:39,833
‫بیاین اینجا، زود باشین!

1859
01:46:42,333 --> 01:46:43,583
‫آهنگ پخش کنین!

1860
01:46:47,083 --> 01:46:53,083
‫هر وقت جنگل آتش گرفته،
‫من چشمم رو باهاش گرم کردم.

1861
01:46:53,833 --> 01:47:00,291
‫هر وقت طاووس تو جنگل می‌پره،
‫من تحت نظر دارمش.

1862
01:47:00,333 --> 01:47:01,333
‫[عروس]

1863
01:47:20,833 --> 01:47:23,458
‫ببین سوشما، من خسته شدم.

1864
01:47:25,458 --> 01:47:26,708
‫چرا آهنگ رو قطع کردین؟

1865
01:47:27,875 --> 01:47:29,041
‫لطفا ژست بگیر.

1866
01:47:29,916 --> 01:47:30,866
‫لبخند بزن.

1867
01:47:30,916 --> 01:47:31,658
‫اینجا رو ببین، اینجا رو ببین.

1868
01:47:31,708 --> 01:47:32,791
‫عه، عه، برو کنار.
‫برو کنار.

1869
01:47:32,833 --> 01:47:33,283
‫ولم کن.
‫برو کنار.

1870
01:47:33,333 --> 01:47:33,916
‫ولم کن.
‫برو کنار.

1871
01:47:35,416 --> 01:47:36,875
‫داشتین ازم عکس می‌گرفتین؟

1872
01:47:37,541 --> 01:47:38,416
‫گوشی رو بده من.

1873
01:47:40,583 --> 01:47:41,583
‫بازه.

1874
01:47:42,458 --> 01:47:44,541
‫این پیام مسخره که برام فرستادی
‫یعنی چی؟

1875
01:47:44,583 --> 01:47:47,958
‫«آقای گوپتا اینجا مزاحمت ایجاد کرده.
‫زود بیا دنبالش.»

1876
01:47:48,041 --> 01:47:49,458
‫مراسم عروسی دخترمه...

1877
01:47:49,583 --> 01:47:50,916
‫- ولی الان باید...
‫- سلام خاله.

1878
01:47:52,416 --> 01:47:53,958
‫این چه وضعشه؟

1879
01:47:54,708 --> 01:47:55,791
‫جریان چیه؟

1880
01:47:56,916 --> 01:47:57,833
‫من داشتم...

1881
01:47:58,458 --> 01:48:00,333
‫راستش...
‫آخه تو چرا اومدی اینجا؟

1882
01:48:00,416 --> 01:48:02,083
‫تو برو خونه، من هم میام و بهت می‌گم.

1883
01:48:02,166 --> 01:48:03,458
‫لطفا با خودت ببرش خاله.

1884
01:48:04,083 --> 01:48:05,458
‫دیگه بهت خدمتی نمی‌کنیم.

1885
01:48:06,291 --> 01:48:09,333
‫فیلم امروز آماده انتشار
‫تو صفحه سوشماست.

1886
01:48:09,416 --> 01:48:10,541
‫مگه نه سوش؟

1887
01:48:10,583 --> 01:48:12,333
‫خودت که می‌دونی من کلی فالوئر دارم.

1888
01:48:12,458 --> 01:48:13,583
‫می‌دونی دیگه؟

1889
01:48:13,708 --> 01:48:14,708
‫خودش فالوم می‌کنه.

1890
01:48:14,833 --> 01:48:17,458
‫ولی هیچ‌وقت پست‌هام رو
‫لایک نمی‌کنه خاله.

1891
01:48:21,083 --> 01:48:23,458
‫می‌خواستم خیلی راحت
‫از تقصیرت بگذرم.

1892
01:48:25,208 --> 01:48:26,333
‫ولی رکا...

1893
01:48:27,041 --> 01:48:29,583
‫الان دیگه می‌ری زندان.

1894
01:48:29,666 --> 01:48:32,333
‫تو که زندانی شدی، به خدمت
‫دو دخترت هم می‌رسم.

1895
01:48:32,458 --> 01:48:33,333
‫ببین گوپتا.

1896
01:48:34,958 --> 01:48:39,041
‫اگه جرئت کنی باز هم یه کلمه
‫راجع به دخترهام حرف بزنی،

1897
01:48:39,083 --> 01:48:42,708
‫اطمینان حاصل می‌کنم شایعه
‫جسد خاک‌شده زیر گل‌های همیشه‌بهار...

1898
01:48:42,791 --> 01:48:43,958
‫به حقیقت تبدیل بشه.

1899
01:48:44,708 --> 01:48:45,666
‫«گوپتا»؟

1900
01:48:46,958 --> 01:48:50,208
‫از هر سه‌تاتون شکایت می‌کنم!

1901
01:48:50,333 --> 01:48:51,833
‫هر کاری دوست داری بکن عمو.

1902
01:48:51,916 --> 01:48:55,208
‫تا شکایتت رو ثبت کنی،
‫فیلمت همه‌جا پخش شده.

1903
01:48:55,333 --> 01:48:56,583
‫به نظرت متنش چی باشه بهتره؟

1904
01:48:56,708 --> 01:48:58,458
‫متن، متن، متن.

1905
01:48:59,458 --> 01:49:04,333
‫«پدری به هنگام عروسی دخترش
‫در خانه غریبه جا خوش کرده است.»

1906
01:49:05,416 --> 01:49:06,958
‫از اینجا برو بیرون.
‫زود باش، برو بیرون.

1907
01:49:07,083 --> 01:49:08,583
‫- برو بیرون.
‫- بجنب.

1908
01:49:08,666 --> 01:49:09,541
‫واقعا؟

1909
01:49:10,208 --> 01:49:11,083
‫«برو بیرون»؟

1910
01:49:12,458 --> 01:49:14,458
‫اول باج، الان هم اخاذی؟

1911
01:49:15,333 --> 01:49:17,208
‫واسه آخرین بار بهت می‌گم.

1912
01:49:17,833 --> 01:49:19,666
‫من باج نخواستم.

1913
01:49:19,708 --> 01:49:21,708
‫دروغگوی کثیفی هستی.

1914
01:49:21,791 --> 01:49:22,708
‫پس کی خواست؟

1915
01:49:23,208 --> 01:49:25,083
‫به جان تو قسم راست می‌گم.

1916
01:49:25,166 --> 01:49:26,583
‫خودش اون شب بهم پیام داد.

1917
01:49:26,708 --> 01:49:29,208
‫گفت «بیا، بیا بشینیم بازی کنیم.»

1918
01:49:29,333 --> 01:49:30,458
‫چطوره خودم بهت بگم؟

1919
01:49:31,958 --> 01:49:33,708
‫تو هیچ کاری نکردی.

1920
01:49:35,708 --> 01:49:39,208
‫اون شب که بهت پیام دادم
‫بیای اینجا و باهام بازی کنی،

1921
01:49:39,916 --> 01:49:41,333
‫به نظرت اشتباه بود.

1922
01:49:42,291 --> 01:49:46,208
‫واسه همین اومدی اینجا
‫تا بهم بفهمونی و زنگ زدی.

1923
01:49:46,291 --> 01:49:47,458
‫من پرسیدم «کیه؟»

1924
01:49:48,166 --> 01:49:49,416
‫تو گفتی «منم.»

1925
01:49:50,791 --> 01:49:54,708
‫بعدش من در رو باز کردم
‫و تو رو این‌جوری کشیدم تو خونه.

1926
01:49:55,416 --> 01:49:57,958
‫تو گفتی «جریان چیه خانم رکا؟ ولم کن!»

1927
01:49:58,666 --> 01:50:01,583
‫اما بعدش من بهت حمله کردم.

1928
01:50:02,708 --> 01:50:05,208
‫تو دویدی تو خونه
‫تا از خودت محافظت کنی...

1929
01:50:05,333 --> 01:50:07,833
‫و من بودم که تا اونجا دنبالت کردم.

1930
01:50:09,166 --> 01:50:10,833
‫عه، وایستا ببینم.

1931
01:50:10,916 --> 01:50:11,791
‫جریان چیه؟

1932
01:50:11,833 --> 01:50:12,916
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1933
01:50:12,958 --> 01:50:14,041
‫این مسخره‌بازی چیه؟
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1934
01:50:14,583 --> 01:50:18,041
‫بعدش خودم عین اسب زانو زدم
‫و پریدم سمتت.

1935
01:50:18,083 --> 01:50:21,458
‫هرچی بیشتر مقاومت کردی،
‫من شدیدتر حمله کردم.

1936
01:50:21,541 --> 01:50:23,291
‫عه، به من دست نزن!

1937
01:50:24,583 --> 01:50:25,916
‫باز هم تسلیم نشدی.

1938
01:50:25,958 --> 01:50:28,083
‫پس با عصبانیت
‫خیلی محکم هلت دادم.

1939
01:50:28,166 --> 01:50:29,583
‫رفتی خوردی به کمد.

1940
01:50:29,666 --> 01:50:31,458
‫بعدش دسته کمد به کمرت خورد.

1941
01:50:31,583 --> 01:50:33,416
‫- دروغ می‌گه! خفه شو دروغگو!
‫- پات به چهارپایه گیر کرد...

1942
01:50:33,458 --> 01:50:34,458
‫افتادی!

1943
01:50:34,541 --> 01:50:37,208
‫در همون حین پرده رو گرفتی.
‫میله پرده رو سرت افتاد.

1944
01:50:37,291 --> 01:50:39,791
‫خودت با پرده روی سنگ افتادین!

1945
01:50:39,833 --> 01:50:42,916
‫تخته سنگ به سرت خورد،
‫ولی باز هم نمردی!

1946
01:50:49,708 --> 01:50:51,083
‫مردم حرفم رو باور نمی‌کنن.

1947
01:50:55,083 --> 01:50:56,791
‫ولی من واقعا ترسیده بودم.

1948
01:51:09,916 --> 01:51:11,333
‫زنگ بزن ماهشواری بیاد اینجا.

1949
01:51:13,458 --> 01:51:14,583
‫بیا بریم خونه.

1950
01:51:15,583 --> 01:51:18,083
‫- وگرنه فیلمه رو پخش می‌کنن.
‫- کدوم فیلم رو پخش می‌کنن؟

1951
01:51:19,708 --> 01:51:23,083
‫هرسه‌تاشون تو اون فیلم کنار من هستن!

1952
01:51:23,208 --> 01:51:24,541
‫خودشون هم تو فیلم هستن.

1953
01:51:24,583 --> 01:51:26,333
‫به نظرت به فکر آبروی خودشون نیستن؟

1954
01:51:26,458 --> 01:51:27,416
‫چرا باید پخشش کنن؟!

1955
01:51:29,958 --> 01:51:30,833
‫آبرو؟

1956
01:51:33,583 --> 01:51:34,916
‫آبروی ما مادر و خواهرها؟

1957
01:51:59,291 --> 01:52:00,166
‫بیا بریم.

1958
01:52:01,291 --> 01:52:02,500
‫بهت نگفته بودم؟

1959
01:52:02,541 --> 01:52:04,041
‫همه‌شون جادوگرن.

1960
01:52:04,125 --> 01:52:05,791
‫همه‌تون جادوگرین.

1961
01:52:18,750 --> 01:52:19,625
‫ببین.

1962
01:52:22,666 --> 01:52:24,291
‫هنوز هم می‌خوای شهادت بدی؟

1963
01:53:00,250 --> 01:53:03,041
‫اما یه معما هنوز حل نشده بود.

1964
01:53:03,916 --> 01:53:07,416
‫کی باج خواسته بود؟

1965
01:53:07,500 --> 01:53:08,375
‫عه!

1966
01:53:08,416 --> 01:53:11,291
‫[چند هفته بعد]

1967
01:53:11,375 --> 01:53:14,666
‫من بارها به پدرم گفتم
‫نمی‌خوام عروسی کنم.

1968
01:53:15,166 --> 01:53:16,250
‫گلدی؟

1969
01:53:16,291 --> 01:53:17,541
‫ولی گوشش بدهکار نبود.

1970
01:53:19,041 --> 01:53:20,125
‫واسه همین فرار کردم.

1971
01:53:20,166 --> 01:53:23,000
‫یعنی از عروسیت فرار کردی
‫تا تو برنامه حاضر بشی؟

1972
01:53:24,166 --> 01:53:25,500
‫اینجا چه‌جوری خرجت رو می‌دی؟

1973
01:53:28,166 --> 01:53:30,625
‫یه‌کم پس‌انداز کرده بودم
‫تا برم دنبال آرزوهام.

1974
01:53:31,250 --> 01:53:34,166
‫حدود پونصد و پنجاه هزار روپیه
‫جمع کرده بودم.

1975
01:53:34,750 --> 01:53:35,625
‫چقدر؟

1976
01:53:38,541 --> 01:53:41,041
‫پونصد و پنجاه هزار روپیه
‫از پول تو جیبیم جمع کرده بودم.

1977
01:53:41,166 --> 01:53:42,625
‫تو دختر خیلی شجاعی هستی.

1978
01:53:43,125 --> 01:53:44,750
‫می‌خوای امروز به والدینت
‫چیزی بگی؟

1979
01:53:44,791 --> 01:53:47,291
‫پونصد و پنجاه هزار روپیه!

1980
01:53:48,750 --> 01:53:51,250
‫بابا، نمی‌خوام به‌خاطر من
‫با مامان دعوا کنی.

1981
01:53:52,625 --> 01:53:54,541
‫تو هم اون شب عصبانی بودی و رفتی.

1982
01:53:56,125 --> 01:53:58,916
‫من پشت پنجره‌مون بودم و اونجا دیدمت.

1983
01:54:00,000 --> 01:54:01,750
‫واقعا تحت تأثیرمون قرار دادی.

1984
01:54:02,291 --> 01:54:03,166
‫گفتی اسمت چی بود؟

1985
01:54:05,500 --> 01:54:07,666
‫گلدی صدام می‌کنن،

1986
01:54:08,291 --> 01:54:11,000
‫اما اسم واقعیم هماست.

1987
01:54:13,000 --> 01:54:23,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M