1
00:02:25,103 --> 00:02:26,813
‫ارسال پیام به تایلر.

2
00:02:27,230 --> 00:02:28,848
‫تمایل دارید چه چیزی بنویسید؟

3
00:02:28,898 --> 00:02:30,183
‫سلام، علامت تعجب!

4
00:02:30,233 --> 00:02:32,193
‫من تازه رسیدم، علامت تعجب.

5
00:02:32,902 --> 00:02:34,729
‫پیام شما به تایلر
‫بدین صورت است؟

6
00:02:34,779 --> 00:02:36,189
‫«سلام! من تازه رسیدم!»

7
00:02:36,239 --> 00:02:37,690
‫- ارسال کن.
‫- بسیار خب.

8
00:02:37,740 --> 00:02:39,159
‫پیام ارسال شد.

9
00:02:41,870 --> 00:02:44,239
‫تایلر گفته
‫«خوشحالم به سلامت رسیدی.»

10
00:02:44,289 --> 00:02:46,166
‫تمایل دارید پاسخ بدید؟

11
00:02:47,458 --> 00:02:50,253
‫تایلر گفته:
‫«بازم تشکر می‌کنم زحمت کشیدی.»

12
00:02:52,755 --> 00:02:55,208
‫تایلر گفته: «قدردانت هستم.»

13
00:02:55,258 --> 00:02:57,302
‫- مایل هستید پاسخ بدید؟
‫- نه.

14
00:02:58,094 --> 00:02:59,220
‫بسیار خب.

15
00:04:08,331 --> 00:04:10,083
‫اوه! سلام.

16
00:04:11,918 --> 00:04:14,621
‫- سلام خانم پترسون، من...
‫- این گل نباید از بین بره.

17
00:04:14,671 --> 00:04:16,956
‫همین دو هفته پیش خریدم.
‫باورم نمیشه.

18
00:04:17,006 --> 00:04:19,459
‫همه برگ‌هاش داره میریزه.

19
00:04:19,509 --> 00:04:20,543
‫بیام تو؟

20
00:04:20,593 --> 00:04:22,462
‫خب، در رو که نبستم.

21
00:04:22,512 --> 00:04:23,880
‫محض رضای خدا، گیاه گوشتیه.

22
00:04:23,930 --> 00:04:25,215
‫نباید پژمرده بشه.

23
00:04:25,265 --> 00:04:27,267
‫مطمئنم هیچ کار اشتباهی نکردم.

24
00:04:28,393 --> 00:04:30,303
‫توی این خونه کفش‌مونو درمیاریم.

25
00:04:30,353 --> 00:04:32,472
‫- ببخشید.
‫- اون بیرون همه‌چی کثیفه.

26
00:04:32,522 --> 00:04:34,148
‫آره، و سرده.

27
00:04:35,024 --> 00:04:37,477
‫گرمای خشکی که همه جا تبلیغ‌شو می‌کنن کجاست؟

28
00:04:37,527 --> 00:04:40,313
‫- گفتی اسمت چی بود؟
‫- جیمی.

29
00:04:40,363 --> 00:04:42,315
‫اینجا اسم و فامیل‌مون رو کامل میگیم.

30
00:04:42,365 --> 00:04:43,900
‫ببخشید. جیمی سیمز.

31
00:04:43,950 --> 00:04:46,319
‫خب، احتمالا بازم اسمتو بپرسم.

32
00:04:46,369 --> 00:04:48,238
‫از الان بهت بگم.
‫نمی‌تونم عذرخواهی کنم.

33
00:04:48,288 --> 00:04:50,490
‫مشکلات زیادی سرم ریخته
‫و الان تو قوز بالا قوز شدی.

34
00:04:50,540 --> 00:04:53,042
‫کاملا درک می‌کنـ...م.

35
00:05:00,049 --> 00:05:03,002
‫ببخشید، نمی‌دونستم
‫باید دنبال‌تون می‌اومدم یا نه.

36
00:05:03,052 --> 00:05:05,421
‫- نمی‌دونم چی شده.
‫- می‌دونم.

37
00:05:05,471 --> 00:05:08,599
‫- وضع خیلی غیر معمولیه.
‫- کم‌کم داره پژمرده میشه.

38
00:05:12,729 --> 00:05:14,439
‫احتمالا زیاد بهشون آب دادید.

39
00:05:19,569 --> 00:05:21,688
‫- ممکنه کم هم آب داده باشید، چیزه...
‫- بذار بهت بگم

40
00:05:21,738 --> 00:05:23,773
‫چه کاری رو اشتباه انجام دادم.
‫این‌که به دوریس کیتو اعتماد کردم.

41
00:05:23,823 --> 00:05:26,526
‫دوستم از نیویورکه.
‫در مورد این گلخونه زیاد تعریف می‌کرد،

42
00:05:26,576 --> 00:05:28,736
‫که جای تعجب هم نداشت،
‫واسه دختر عموش بود.

43
00:05:28,786 --> 00:05:31,614
‫دختر عمویی که تا همین الان
‫هیچ‌کس ازش چیزی نشنیده بود.

44
00:05:31,664 --> 00:05:34,242
‫اسمش سو بود یا ورونیکا یا پتی.
‫اصلا یادم نیست.

45
00:05:34,292 --> 00:05:36,703
‫گوش نمی‌دادم.
‫یه سره حرف میزد.

46
00:05:36,753 --> 00:05:39,706
‫«به دختر عموم افتخار می‌کنم.
‫از نو شروع کرده.

47
00:05:39,756 --> 00:05:41,958
‫باید ازش حمایت کنیم.»

48
00:05:42,008 --> 00:05:44,961
‫خب ببخشیدا ولی دختر عموی عزیزت،
‫سو، ورونیکا یا پتی

49
00:05:45,011 --> 00:05:46,879
‫باید باز از اول شروع کنه.

50
00:05:46,929 --> 00:05:48,381
‫خب، اگه بخواید
‫می‌تونم ببرم پس بدم.

51
00:05:48,431 --> 00:05:49,432
‫چرا؟

52
00:05:51,684 --> 00:05:53,386
‫- اگه راضی نیستید.
‫- به این زودی ساعت کاریت شروع شده؟

53
00:05:53,436 --> 00:05:55,555
‫- روال کاره؟
‫- نه، من صرفا...

54
00:05:55,605 --> 00:05:58,057
‫نگه‌اش می‌دارم.
‫داره می‌میره، هنوز نمرده.

55
00:05:58,107 --> 00:05:59,359
‫میشه نجاتش داد.

56
00:06:00,777 --> 00:06:02,937
‫میرم نوشیدنی درست کنم. نیاز مبرم دارم.

57
00:06:02,987 --> 00:06:04,230
‫چیزی می‌خوری بیارم؟

58
00:06:04,280 --> 00:06:06,691
‫- آم...
‫- آره، صبح زوده.

59
00:06:06,741 --> 00:06:08,401
‫نه، منظورم این نبود.
‫فقط... من...

60
00:06:08,451 --> 00:06:10,820
‫راستش چندان اهل نوشیدنی نیستم.

61
00:06:10,870 --> 00:06:12,572
‫ولی دستتون درد نکنه.
‫من...

62
00:06:12,622 --> 00:06:14,665
‫زمان دانشگاه دچار حادثه شدم.

63
00:06:20,338 --> 00:06:22,582
‫آره، فکم شکست.

64
00:06:22,632 --> 00:06:24,250
‫تا خرخره...

65
00:06:24,300 --> 00:06:26,836
‫آیس‌تی مخصوص خورده بودم.

66
00:06:26,886 --> 00:06:28,921
‫صاف روی پیاده‌رو غش کردم.

67
00:06:28,971 --> 00:06:32,091
‫ناچار شدم یک ماه
‫توی فکم سیم بذارم.

68
00:06:32,141 --> 00:06:34,677
‫واسه همین بوی هر نوشیدنی‌ای

69
00:06:34,727 --> 00:06:37,013
‫توی لانگ آیلند منو یاد قدیم می‌ندازه.

70
00:06:37,063 --> 00:06:38,598
‫از بوی آب حالت بد میشه؟

71
00:06:38,648 --> 00:06:40,024
‫چون فقط همینو دارم.

72
00:06:41,901 --> 00:06:43,236
‫نوشیدنی الکترولیت هم دارم.

73
00:06:43,736 --> 00:06:46,147
‫خب، هیچ‌وقت به نوشیدنی الکترولیت نه نمیگم.

74
00:06:46,197 --> 00:06:47,907
‫بلوبری یا بدون طعم؟

75
00:06:50,743 --> 00:06:52,278
‫همون آب عالیه.

76
00:06:52,328 --> 00:06:54,322
‫خب، تا کِی قراره اینجا باشی؟

77
00:06:54,372 --> 00:06:56,833
‫بستگی داره.
‫چند روز، شاید هم یک هفته.

78
00:06:57,500 --> 00:06:59,285
‫واسه نهایت یک هفته
‫این همه وسیله آوردی؟

79
00:06:59,335 --> 00:07:01,087
‫خب آره، عادت دارم.

80
00:07:02,213 --> 00:07:04,173
‫انتظار نداشتم بیام اینجا.

81
00:07:05,007 --> 00:07:07,510
‫هیچ‌کدوم از این‌چیزها انتظار نمیرفت.

82
00:07:08,052 --> 00:07:09,846
‫نه. ببخشید، من...

83
00:07:10,888 --> 00:07:13,216
‫آم، من واسه یه سفر دیگه
‫چمدون بسته بودم،

84
00:07:13,266 --> 00:07:15,551
‫واسه یه سفر طولانی‌تر بود
‫وقتی که پسرتون زنگ زد.

85
00:07:15,601 --> 00:07:19,180
‫بعدش این سفر جایگزین اون سفرم شد.

86
00:07:19,230 --> 00:07:22,016
‫و از این سفر به اون سفر میری؟

87
00:07:22,066 --> 00:07:23,476
‫آره، ترجیح میدم.

88
00:07:23,526 --> 00:07:25,144
‫می‌دونی، یه مدت تنها باشم و فکر کنم.

89
00:07:25,194 --> 00:07:26,779
‫سفر جاده‌ای رو دوست دارم.

90
00:07:28,072 --> 00:07:29,699
‫خدای من.

91
00:07:32,743 --> 00:07:35,037
‫- بازم جوراب دارم.
‫- به نظرت خودشون کوتاه درست کردن؟

92
00:07:45,214 --> 00:07:46,416
‫آره، من...

93
00:07:46,466 --> 00:07:48,418
‫عاشق سفر جاده‌ای هستم.

94
00:07:48,468 --> 00:07:52,221
‫روش خیلی خوبی برای دیدن نیومکزیکوئه.

95
00:07:52,263 --> 00:07:56,259
‫راستش اولین بارمه. خیلی قشنگه.

96
00:07:56,309 --> 00:07:58,511
‫ولی بامزه‌ست، می‌دونی؟
‫منظره بیابونی رو می‌بینی،

97
00:07:58,561 --> 00:08:01,013
‫و فرض رو بر این می‌گیری که هوا گرمه...

98
00:08:01,063 --> 00:08:02,940
‫خب، جریان چطوریه؟
‫این که تو اینجایی؟

99
00:08:03,900 --> 00:08:05,351
‫آم، هر طور شما بخواید.

100
00:08:05,401 --> 00:08:06,686
‫نه، من اصلا نمی‌خواستم بیای.

101
00:08:06,736 --> 00:08:08,688
‫پس هر طور من بخوام نمیشه.
‫تو هم بگو.

102
00:08:08,738 --> 00:08:10,690
‫من... من برای کمک اومدم.

103
00:08:10,740 --> 00:08:12,233
‫اینکه سوگواری کنم؟

104
00:08:12,283 --> 00:08:14,193
‫نه. نه، از عهده من خارجه.

105
00:08:14,243 --> 00:08:16,829
‫نه، نمی‌تونستی.
‫خودم از عهده‌اش برمیام.

106
00:08:17,580 --> 00:08:19,532
‫منظورم اینه که می‌تونم

107
00:08:19,582 --> 00:08:22,201
‫توی تدارکات، خریدها کمک بدم.

108
00:08:22,251 --> 00:08:24,954
‫- به نظرم تایلر فکر می‌کرد که...
‫-آره، پسرم چه فکری کرده،

109
00:08:25,004 --> 00:08:26,622
‫اینکه تو رو به خونه‌اش دعوت کرده؟

110
00:08:26,672 --> 00:08:28,424
‫فکر می‌کنم تایلر نگران شما بود.

111
00:08:34,096 --> 00:08:35,806
‫فکر می‌کردم کاربلدتر باشی.

112
00:08:37,266 --> 00:08:39,051
‫توی دروغ گفتن.

113
00:08:39,101 --> 00:08:41,187
‫مگه دستیارها توی دروغگویی مهارت ندارن؟

114
00:08:42,355 --> 00:08:44,891
‫- اون نگرانه.
‫- باشه. نگرانه.

115
00:08:44,941 --> 00:08:46,309
‫و می‌دونید فورا می‌اومد

116
00:08:46,359 --> 00:08:47,560
‫اگه خارج از کشور درگیر...

117
00:08:47,610 --> 00:08:49,228
‫خارج از کشور درگیر تحقیقات
‫روی کتاب جدیدش نبود.

118
00:08:49,278 --> 00:08:51,230
‫آره، توی پیام‌هاش اینو فهمیدم،

119
00:08:51,280 --> 00:08:53,566
‫و اینکه فوت شوهرمو تسلیت گفت،

120
00:08:53,616 --> 00:08:55,902
‫و اینکه خیلی ناراحته نمی‌تونه
‫برای مراسم ختم بیاد.

121
00:08:55,952 --> 00:08:59,322
‫و اینکه دو روز پیش،
‫فهمیدم که دستیارش

122
00:08:59,372 --> 00:09:02,241
‫در غیاب اون واسه مراسم میاد،
‫اونم خودت پیام دادی.

123
00:09:02,291 --> 00:09:03,743
‫بله، من پیام دادم.

124
00:09:03,793 --> 00:09:05,578
‫به تایلر گفتم بهتون خبر میدم و من...

125
00:09:05,628 --> 00:09:07,497
‫و اول باید می‌گفتم اون به شما بگه.

126
00:09:07,547 --> 00:09:09,415
‫و چرا نمی‌تونه برگرده؟

127
00:09:09,465 --> 00:09:12,752
‫یه اسیر جنگی وجود داره
‫که امیدواره مصاحبه بگیره،

128
00:09:12,802 --> 00:09:14,303
‫توی خارطوم.

129
00:09:14,637 --> 00:09:16,464
‫اون یه آشنا و نفوذی

130
00:09:16,514 --> 00:09:18,841
‫توی نیروهای مسلح سودان داره که...

131
00:09:18,891 --> 00:09:21,677
‫مسئله زمان‌بندیه.
‫همه‌چی به زمان‌بندی خلاصه میشه.

132
00:09:21,727 --> 00:09:23,638
‫باید وقتی که اوضاع امن میشه
‫آمادگی کامل داشته باشه.

133
00:09:23,688 --> 00:09:26,182
‫و تا قبل از شنبه اوضاع امن میشه که بیاد؟

134
00:09:26,232 --> 00:09:27,808
‫امیدواریم، بله.
‫خودش هم امیدواره.

135
00:09:27,858 --> 00:09:29,852
‫- همم، هفت روز دیگه.
‫- بله.

136
00:09:29,902 --> 00:09:31,153
‫خب امیدواریم که...

137
00:09:32,321 --> 00:09:33,648
‫تا قبل شنبه امنیت برقرار بشه.

138
00:09:33,698 --> 00:09:35,441
‫و اگه امنیت برقرار نشد،

139
00:09:35,491 --> 00:09:37,493
‫توی مراسم ختم کنار من می‌شینی؟

140
00:09:39,704 --> 00:09:41,447
‫- خب، نه. یعنی نمیشه...
‫- چرا؟

141
00:09:41,497 --> 00:09:42,782
‫داری به جای تایلر
‫همه کارها رو انجام میدی.

142
00:09:42,832 --> 00:09:44,951
‫چرا اون روز نمی‌تونی پسرم باشی؟

143
00:09:45,001 --> 00:09:46,494
‫خب، چون من جایگزین اون نیستم...

144
00:09:46,544 --> 00:09:49,005
‫بفهمی توقعات چقدر پایینه تعجب می‌کنی.

145
00:09:55,386 --> 00:09:57,013
‫می‌خواید برم آب رو بیارم؟

146
00:09:59,432 --> 00:10:01,350
‫لازم نیست، ممنون.

147
00:10:02,518 --> 00:10:04,470
‫- پس آب نمی‌خوای؟
‫- نه.

148
00:10:04,520 --> 00:10:06,013
‫نه... خب، چرا. آب می‌خوام.

149
00:10:06,063 --> 00:10:07,515
‫از روی تعارف گفتم لازم نیست...

150
00:10:07,565 --> 00:10:09,775
‫- خدای من.
‫- چون اگه یادتون رفته اشکال نداره.

151
00:10:11,611 --> 00:10:14,030
‫ببخشید، می‌خواستم
‫موبایلمو رو ویبره بذارم.

152
00:10:17,199 --> 00:10:20,578
‫- تایلره؟
‫- به احتمال زیاد آره.

153
00:10:21,037 --> 00:10:23,489
‫پسر شما با کامپیوتر پیام میده،

154
00:10:23,539 --> 00:10:25,992
‫واسه همین مدام دکمه ارسال رو میزنه

155
00:10:26,042 --> 00:10:27,743
‫و هر دفعه جمله جمله حرف میزنه.

156
00:10:27,793 --> 00:10:28,794
‫آره، خودشه.

157
00:10:33,841 --> 00:10:35,718
‫پیام داده مطمئن بشه به سلامت رسیدم.

158
00:10:37,219 --> 00:10:40,014
‫واسه یه پیام ساده جمله زیادیه.

159
00:10:40,473 --> 00:10:41,474
‫آ...

160
00:10:42,642 --> 00:10:44,093
‫ببینیم چی گفته.

161
00:10:44,143 --> 00:10:45,720
‫- آم...
‫- بی‌خیال.

162
00:10:45,770 --> 00:10:47,772
‫به من مربوط نمیشه.

163
00:10:48,105 --> 00:10:49,732
‫ولی در رابطه با اون قسمت...

164
00:10:50,775 --> 00:10:53,611
‫می‌تونی بگی که به سلامت رسیدی و...

165
00:10:54,904 --> 00:10:56,856
‫من حالم خوبه.

166
00:10:56,906 --> 00:10:58,858
‫اگه پیام بعدی حالمو پرسید.

167
00:10:58,908 --> 00:11:00,776
‫دمای محیط باشه ممنون میشم.
‫یخ لازم نیست

168
00:11:00,826 --> 00:11:02,278
‫اگه بیابون گرم نیست.

169
00:11:02,328 --> 00:11:04,071
‫آره، زمستونه. محض رضای خدا،

170
00:11:04,121 --> 00:11:06,123
‫تو رو خدا انقدر خودتو هیجان‌زده نشون نده.

171
00:11:09,960 --> 00:11:11,295
‫ایموجی قلب فرستاده.

172
00:11:11,712 --> 00:11:13,964
‫واسه تو فرستاده که به سلامت رسیدی
‫یا اینکه من حالم خوبه؟

173
00:11:14,924 --> 00:11:17,343
‫- فکر کنم جفتش.
‫- چقدر صرفه‌جوئه.

174
00:11:20,805 --> 00:11:23,049
‫فکر کنم ترجیح میدی
‫گوشیت بی‌صدا نباشه.

175
00:11:23,099 --> 00:11:25,351
‫اینطوری وقتی پیام بده من می‌فهمم.

176
00:11:27,478 --> 00:11:28,479
‫صحیح.

177
00:11:29,939 --> 00:11:31,315
‫- چیه؟
‫- هیچی.

178
00:11:32,441 --> 00:11:34,101
‫- رو اعصابم؟
‫- نه.

179
00:11:34,151 --> 00:11:36,195
‫حیف شد، چون قصدم همینه.

180
00:11:36,487 --> 00:11:38,731
‫ببخشید جیمی، ولی هضم کردنِ

181
00:11:38,781 --> 00:11:40,232
‫حضورت واسم سخته.

182
00:11:40,282 --> 00:11:42,735
‫می‌دونم، من فقط...
‫فقط دارم کارمو انجام میدم.

183
00:11:42,785 --> 00:11:45,446
‫وضع منو درک می‌کنی، آره؟
‫اینکه چرا انقدر عصبی‌ام

184
00:11:45,496 --> 00:11:47,281
‫که فهمیدم من کار تو هستم؟

185
00:11:47,331 --> 00:11:49,992
‫نه، نه، ببخشید.
‫اینجا بودن کار من برای تایلره.

186
00:11:50,042 --> 00:11:52,119
‫قصدم این نبودم که بگم
‫مسئولیت شما با منه.

187
00:11:52,169 --> 00:11:53,913
‫خب، انگار تایلر نظر دیگه‌ای داره.

188
00:11:53,963 --> 00:11:56,248
‫اون فکر می‌کنه می‌تونه مسئولیت حضورش

189
00:11:56,298 --> 00:11:58,376
‫برای خداحافظی با پدر خونده‌شو
‫به یه نفر دیگه بسپره.

190
00:11:58,426 --> 00:12:00,628
‫نه اینکه هیچ‌وقت هنری رو
‫جز اسم خودش چیز دیگه‌ای صدا زده باشه،

191
00:12:00,678 --> 00:12:01,921
‫چه برسه اینکه تلاش کنه

192
00:12:01,971 --> 00:12:04,090
‫با اون رابطه ایجاد کنه و صمیمی بشه.

193
00:12:04,140 --> 00:12:05,758
‫خب، شاید همین باشه.

194
00:12:05,808 --> 00:12:07,760
‫شاید واسه همین فکر نمی‌کنه مسئولیت داره

195
00:12:07,810 --> 00:12:08,978
‫اینجا باشه؟

196
00:12:09,520 --> 00:12:11,639
‫ولی پسرم با من ارتباط داره،

197
00:12:11,689 --> 00:12:14,350
‫یا در گذشته داشت،
‫رابطه خوبی هم داشتیم،

198
00:12:14,400 --> 00:12:15,976
‫که فکر می‌کنم حساب میشه.

199
00:12:16,026 --> 00:12:18,654
‫پس نسبت به من مسئولیت داره.

200
00:12:19,697 --> 00:12:21,399
‫- تایلر داره نهایت تلاششو می‌کنه.
‫- دست بردار.

201
00:12:21,449 --> 00:12:23,401
‫- فکر می‌کنم با توجه به شرایط...
‫- آره، باید از اون دفاع کنی.

202
00:12:23,451 --> 00:12:25,611
‫می‌دونم، کار توئه.
‫ولی من نه، پس ازش دفاع نمی‌کنم.

203
00:12:25,661 --> 00:12:27,488
‫خارج از کشور بودنش بهونه‌ست.

204
00:12:27,538 --> 00:12:29,198
‫شوهر من یه شبه نمرد.

205
00:12:29,248 --> 00:12:30,282
‫اون پارکینسون داشت.

206
00:12:30,332 --> 00:12:31,450
‫می‌دونستیم عاقبت چی میشه،

207
00:12:31,500 --> 00:12:32,868
‫و تایلر هم می‌دونست.

208
00:12:32,918 --> 00:12:35,713
‫در واقع دو هفته پیش بهش زنگ
‫تا بهش بگم...

209
00:12:37,840 --> 00:12:40,000
‫به صندوق صوتیش گفتم.

210
00:12:40,050 --> 00:12:41,794
‫بهش گفتم هنری حالش بدتر شده،

211
00:12:41,844 --> 00:12:44,630
‫وضعیت پیچیده شده،
‫و وقت با ما یار نیست.

212
00:12:44,680 --> 00:12:47,842
‫پس دوباره میگم،
‫ببخشید اگه به خودم اجازه میدم

213
00:12:47,892 --> 00:12:50,186
‫عصبی و ناامید بشم.

214
00:12:57,359 --> 00:12:59,695
‫درک می‌کنم. کاملا حال‌تون رو می‌فهمم.

215
00:13:01,238 --> 00:13:03,115
‫اما اگه تمایل ندارید، می‌تونم برم.

216
00:13:05,075 --> 00:13:07,653
‫که می‌تونستید دو روز پیش
‫وقتی پیام دادم

217
00:13:07,703 --> 00:13:09,655
‫این موضوع رو بگید.

218
00:13:09,705 --> 00:13:12,158
‫ولی با این اوصاف،
‫من به خاطر تایلر اینجا هستم،

219
00:13:12,208 --> 00:13:14,160
‫چون فکر می‌کرد ممکنه
‫من کمک‌حال شما باشم.

220
00:13:14,210 --> 00:13:15,628
‫اما اگه نمی‌خواید...

221
00:13:16,462 --> 00:13:19,465
‫اگه می‌خواید برم،
‫کاملا درک می‌کنم.

222
00:13:25,721 --> 00:13:27,223
‫هنوز تصمیم نگرفتم.

223
00:13:30,309 --> 00:13:31,310
‫باشه.

224
00:13:32,895 --> 00:13:33,896
‫خب...

225
00:13:35,439 --> 00:13:37,441
‫چند وقته دستیارش هستی؟

226
00:13:38,400 --> 00:13:40,402
‫تقریبا چهار سال میشه.

227
00:13:40,945 --> 00:13:43,022
‫عجب. خب می‌دونستم

228
00:13:43,072 --> 00:13:45,107
‫من و تایلر چند وقت میشه
‫از هم دور شدیم،

229
00:13:45,157 --> 00:13:47,117
‫اما اینکه از وجودت خبر نداشتم نوبرشه.

230
00:13:48,244 --> 00:13:51,956
‫البته نمی‌دونم بیشتر کنایه به منه یا تو.

231
00:13:53,916 --> 00:13:55,367
‫خب، من ناراحت نمیشم.

232
00:13:55,417 --> 00:13:56,585
‫چند سالته؟

233
00:13:58,003 --> 00:13:59,004
‫۴۲.

234
00:14:00,923 --> 00:14:03,584
‫۴۰... ۴۶. جواب آخره.

235
00:14:03,634 --> 00:14:05,961
‫- پس از تایلر بزرگ‌تری؟
‫- آره، هشت سال.

236
00:14:06,011 --> 00:14:07,630
‫- خب، چیز عجیبی نیست.
‫- درسته.

237
00:14:07,680 --> 00:14:09,715
‫- مگه واسه تو مشکلیه؟
‫- نه.

238
00:14:09,765 --> 00:14:12,718
‫واقعا؟ چون اولش
‫سنت رو کم‌تر گفتی.

239
00:14:12,768 --> 00:14:14,637
‫- آ...
‫-

240
00:14:14,687 --> 00:14:18,224
‫اینکه دستیار تایلر هستی،
‫و با توجه به سن و سال اون

241
00:14:18,274 --> 00:14:21,235
‫که تو جایگاه بالایی قرار داره،
‫رابطه جالبی بین شما تشکیل داده.

242
00:14:21,694 --> 00:14:23,896
‫- اون خیلی موفقه.
‫- من... منم موفقم.

243
00:14:23,946 --> 00:14:26,816
‫ببخشید، انگار اومدم مصاحبه کاری.

244
00:14:26,866 --> 00:14:29,068
‫خب، ازم می‌خوان چند روز

245
00:14:29,118 --> 00:14:31,445
‫شاید یک هفته با غریبه زندگی کنم.

246
00:14:31,495 --> 00:14:33,489
‫فکر می‌کنم حق دارم بیشتر بدونم.

247
00:14:33,539 --> 00:14:35,825
‫آره، خب یه جورایی فصل دوم زندگی منه.

248
00:14:35,875 --> 00:14:39,954
‫وقتی از دانشگاه نیویورک اومدم بیرون،
‫وارد کار نویسنده تبلیغاتی شدم،

249
00:14:40,004 --> 00:14:42,414
‫اما اصلا خوشحال نبودم.

250
00:14:42,464 --> 00:14:46,335
‫پس تصمیم گرفتم استعفا بدم
‫و تو لس‌آنجلس از نو شروع کنم.

251
00:14:46,385 --> 00:14:48,003
‫اونجا دستیار تایلر شدی.

252
00:14:48,053 --> 00:14:49,672
‫آره، در نهایت آره.

253
00:14:49,722 --> 00:14:52,675
‫- چون طرفدارش بودی؟
‫- آره، وقتی رفتم لس‌آنجلس،

254
00:14:52,725 --> 00:14:55,177
‫عمدا دنبال اون نبودم.

255
00:14:55,227 --> 00:14:58,681
‫کاملا به صورت اتفاقی و تصادفی

256
00:14:58,731 --> 00:15:01,150
‫توی یه کافه تو وست هالیوود
‫به هم برخوردیم.

257
00:15:02,484 --> 00:15:03,569
‫کافه خاصی بود؟

258
00:15:04,320 --> 00:15:07,523
‫خب همه کافه‌های هالیوود غربی یه شکله.

259
00:15:07,573 --> 00:15:08,657
‫جواب منو ندادی.

260
00:15:10,200 --> 00:15:12,444
‫- نه، چیزه...
‫- اوهوم.

261
00:15:12,494 --> 00:15:14,280
‫خب بهش گفتم
‫چرا تصمیم گرفتم بیام لس‌آنجلس،

262
00:15:14,330 --> 00:15:17,616
‫و اونم گفت تحت فشار زیادی

263
00:15:17,666 --> 00:15:19,585
‫و زیر سیل کار غرق شده و...

264
00:15:20,711 --> 00:15:22,004
‫نمی‌دونم، من فقط...

265
00:15:23,339 --> 00:15:25,291
‫یادم میاد با خودم فکر می‌کردم
‫دست تقدیر بود که

266
00:15:25,341 --> 00:15:26,508
‫همدیگه رو دیدیم.

267
00:15:27,551 --> 00:15:30,012
‫خب خودمو پیشنهاد دادم.
‫که دستیارش بشم.

268
00:15:31,388 --> 00:15:32,798
‫کنجکاو شدم.

269
00:15:32,848 --> 00:15:34,725
‫تایلر در مورد من چی گفته؟

270
00:15:38,520 --> 00:15:41,023
‫تایلر در مورد شما چی گفته؟

271
00:15:42,691 --> 00:15:45,110
‫آره، فکر می‌کنم یه جایی
‫درباره من یه چیزهایی گفته.

272
00:15:46,695 --> 00:15:48,147
‫آره، دارم فکر می‌کنم.

273
00:15:48,197 --> 00:15:49,315
‫اینکه درباره من چی گفته؟

274
00:15:49,365 --> 00:15:50,858
‫صادقانه بگم اون زیاد حرف نمیزنه درباره‌ی...

275
00:15:50,908 --> 00:15:52,818
‫- من؟
‫- بچگیش.

276
00:15:52,868 --> 00:15:54,194
‫شامل منم میشه.

277
00:15:54,244 --> 00:15:55,571
‫خانم پترسون...

278
00:15:55,621 --> 00:15:56,906
‫تو ۴۶ ساله. جواب آخر هستی.

279
00:15:56,956 --> 00:15:58,457
‫می‌تونی منو دایان صدا بزنی.

280
00:15:59,249 --> 00:16:00,826
‫دایان، با کمال احترام،

281
00:16:00,876 --> 00:16:02,870
‫اون تو رو فرستاده اینجا، پس فکر می‌کنم

282
00:16:02,920 --> 00:16:04,663
‫- در مورد یه چیزی گفته.
‫- خیلی‌خب، اون گفت که

283
00:16:04,713 --> 00:16:06,332
‫آشپز خیلی خوبی هستی،

284
00:16:06,382 --> 00:16:09,543
‫اهل سفری، به فیلم علاقه داری.

285
00:16:09,593 --> 00:16:12,421
‫اوه، وای! چه تصویر ملموسی.

286
00:16:12,471 --> 00:16:14,932
‫پس هیچ صفتی به کار نبرده. هه.

287
00:16:17,351 --> 00:16:19,520
‫دایان، متاسفم، نمی‌تونم.

288
00:16:20,229 --> 00:16:21,430
‫یه دلیل حضور من در اینجا،

289
00:16:21,480 --> 00:16:23,849
‫یه دلیل اینکه برای تایلر کار می‌کنم،
‫اصلا کار کردن برای هر کسی،

290
00:16:23,899 --> 00:16:27,770
‫به‌عنوان یه دستیار، باید به نوعی

291
00:16:27,820 --> 00:16:29,855
‫یه راز بمونه،
‫وقتی بحث به جایی میرسه

292
00:16:29,905 --> 00:16:32,316
‫که باید در مورد چیزی حرف بزنی،

293
00:16:32,366 --> 00:16:34,068
‫از جمله خانواده.

294
00:16:34,118 --> 00:16:35,861
‫من در جایگاهی نیستم حرف بزنم.

295
00:16:35,911 --> 00:16:38,914
‫من باید تکیه‌گاهی امن برای تایلر باشم،
‫و تا الان هم بودم.

296
00:16:39,832 --> 00:16:42,117
‫و باید تصمیم بگیری که من اینجا بمونم،

297
00:16:42,167 --> 00:16:43,452
‫اون‌موقع تکیه‌گاه امن تو هم میشم.

298
00:16:43,502 --> 00:16:46,005
‫همه‌چیز بین خودمون می‌مونه.

299
00:16:47,006 --> 00:16:48,507
‫فکر کنم دنبال همین باشی.

300
00:16:53,137 --> 00:16:54,797
‫یه سری حرف‌ها بهتره ناگفته بمونه.

301
00:16:54,847 --> 00:16:56,515
‫از روی تجربه میگم.

302
00:16:57,433 --> 00:16:59,593
‫تازه، بعید می‌دونم بتونی چیزی بگی

303
00:16:59,643 --> 00:17:01,520
‫که خودم ندونم.

304
00:17:02,771 --> 00:17:04,440
‫چیز مفیدی پیدا نمیشه.

305
00:17:07,026 --> 00:17:10,654
‫- خب، حقیقت نداره.
‫- و اینم حقیقت نداره.

306
00:17:14,616 --> 00:17:16,110
‫میشه برم دستشویی؟

307
00:17:16,160 --> 00:17:18,487
‫آره. اگه بگم اجازه نداری خیلی بی‌رحمیه،

308
00:17:18,537 --> 00:17:20,956
‫با توجه به اینکه دیدم
‫اندازه یه رود آب خوردی.

309
00:17:26,128 --> 00:17:28,080
‫- آم...
‫- در رو برداشتیم

310
00:17:28,130 --> 00:17:30,466
‫- تا هنری راحت‌تر باشه.
‫- صحیح.

311
00:17:32,885 --> 00:17:35,629
‫- می‌دونی، اصلا دستشویی ندارم...
‫- کارتو انجام بده.

312
00:17:35,679 --> 00:17:37,473
‫میرم رودتو پر کنم.

313
00:17:46,065 --> 00:17:47,775
‫عجیبه. یادم نمیاد...

314
00:17:48,484 --> 00:17:50,819
‫- رو ویبره گذاشته باشم، عجیبه.
‫- آره.

315
00:17:52,196 --> 00:17:54,148
‫نمی‌دونم چرا روی حالت صدادار نیست.

316
00:17:54,198 --> 00:17:55,858
‫- می‌خوای موبایلتو بیارم؟
‫- نه، نه!

317
00:17:55,908 --> 00:17:57,192
‫نه، آخرشه.

318
00:17:57,242 --> 00:17:58,986
‫آره، فقط...

319
00:17:59,036 --> 00:18:00,329
‫تموم شد.

320
00:18:04,500 --> 00:18:06,952
‫ببخشید. یادم نمیاد

321
00:18:07,002 --> 00:18:08,087
‫روی...

322
00:18:09,088 --> 00:18:10,831
‫آم...

323
00:18:10,881 --> 00:18:12,583
‫متاسفانه، فهمیده که باید

324
00:18:12,633 --> 00:18:15,669
‫یه روز دیگه صبر کنه.
‫هنوز امنیت برقرار نشده.

325
00:18:15,719 --> 00:18:17,463
‫فکر کنم پسرتون اضطراب داره.

326
00:18:17,513 --> 00:18:20,382
‫اکثر حرفش اینه که
‫یه کاری کنم ذهنش آروم بشه.

327
00:18:20,432 --> 00:18:22,968
‫واسش سوال پیش اومده
‫موندنش اونجا کار درستیه یا نه.

328
00:18:23,018 --> 00:18:24,770
‫به نظرت داره کار درست رو انجام میده؟

329
00:18:27,439 --> 00:18:29,349
‫- من در جایگاهی نیستم تا...
‫- بهش اطمینان میدی

330
00:18:29,399 --> 00:18:30,692
‫که داره کار درست رو انجام میده؟

331
00:18:32,528 --> 00:18:34,738
‫پسر شما مطمئنا داره
‫با این درگیری‌های ذهنی کلنجار میره.

332
00:18:42,371 --> 00:18:43,530
‫- تابلوهای قشنگی دارید.
‫- باشه.

333
00:18:43,580 --> 00:18:45,491
‫می‌تونیم بحث رو عوض کنیم.

334
00:18:45,541 --> 00:18:47,117
‫نه، نه، از اول می‌خواستم بگم.

335
00:18:47,167 --> 00:18:49,586
‫نه، اتفاقا استقبال می‌کنم. کار هنریه.

336
00:18:50,462 --> 00:18:51,497
‫اون نقاشی کرده.

337
00:18:51,547 --> 00:18:53,549
‫نقاش بود. از روی سرگرمی نکشیده.

338
00:18:54,675 --> 00:18:57,970
‫همین سه سال پیش بود
‫که بیماری‌شو تشخیص دادن،

339
00:18:58,137 --> 00:18:59,838
‫هنری خواست خونه و زندگی‌مون رو بیاریم اینجا

340
00:18:59,888 --> 00:19:01,640
‫تا بتونه این بخش از دنیا رو نقاشی کنه

341
00:19:01,682 --> 00:19:02,933
‫قبل از اینکه توانایی‌شو از دست بده.

342
00:19:05,561 --> 00:19:07,554
‫گفتم واسش کتاب‌های پر از عکس می‌خرم

343
00:19:07,604 --> 00:19:09,723
‫و این دنیا رو به نیویورک میارم.

344
00:19:09,773 --> 00:19:13,352
‫ولی اصرار داشت می‌خواد
‫با چشم خودش ببینه.

345
00:19:13,402 --> 00:19:15,479
‫می‌دونست درخواست بزرگیه.

346
00:19:15,529 --> 00:19:19,108
‫کار و زندگی من منهتن بود.
‫استعفا دادم و...

347
00:19:19,158 --> 00:19:21,118
‫ولی گفتم ایده و برنامه‌شو دوست دارم.

348
00:19:22,744 --> 00:19:24,913
‫تنها دروغ عمرم بود
‫که به شوهرم گفتم.

349
00:19:26,248 --> 00:19:27,833
‫اون شوهرم.

350
00:19:28,917 --> 00:19:30,794
‫امیدوار بود این تابلو رو تموم کنه،
‫قبل اینکه...

351
00:19:36,133 --> 00:19:37,876
‫تایلر در مورد هنری بهت چی گفت؟

352
00:19:37,926 --> 00:19:39,419
‫- دایان...
‫- نه.

353
00:19:39,469 --> 00:19:41,213
‫رازداری کافیه،
‫مخصوصا وقتی بحث هنری وسطه.

354
00:19:41,263 --> 00:19:42,381
‫در مورد من هیچ اشکالی نداره.

355
00:19:42,431 --> 00:19:44,049
‫آره. گفت که

356
00:19:44,099 --> 00:19:46,385
‫اگه اشتباه نکنم ۲۷ ساله ازدواج کردید.

357
00:19:46,435 --> 00:19:48,053
‫۲۹ سال. دیگه چی گفت؟

358
00:19:48,103 --> 00:19:49,888
‫و اینکه شما دو تا

359
00:19:49,938 --> 00:19:52,024
‫لایق همدیگه هستید،
‫که به نظرم تعریف قشنگی بود.

360
00:19:54,109 --> 00:19:56,195
‫محاله چنین برداشتی کرده باشی.
‫همین بود؟

361
00:19:58,780 --> 00:20:00,032
‫آره.

362
00:20:00,574 --> 00:20:01,658
‫شاید بهتره جواب بدی.

363
00:20:03,368 --> 00:20:04,486
‫خدای من.

364
00:20:04,536 --> 00:20:06,330
‫حالا خورشید عوضی‌بازیش گل کرده.

365
00:20:07,039 --> 00:20:08,407
‫اوه، خورشید. ببخشید.

366
00:20:08,457 --> 00:20:10,075
‫- چی؟
‫- ببخشید، همه‌اش فکر می‌کنم

367
00:20:10,125 --> 00:20:11,827
‫- درباره‌ی...
‫- بی‌رحمیه!

368
00:20:11,877 --> 00:20:13,829
‫خونه نورگیره.

369
00:20:13,879 --> 00:20:15,747
‫خب، فکر می‌کنم یه مدت
‫زیر نور مستقیم خورشید باشه شاید...

370
00:20:15,797 --> 00:20:18,083
‫- شاید خوب باشه.
‫- خب، تو بهم بگو چیکار کنم.

371
00:20:18,133 --> 00:20:19,710
‫- چی؟
‫- تو رو واسه کمک فرستاده.

372
00:20:19,760 --> 00:20:21,845
‫کمک کن. نور خورشید یا سایه؟

373
00:20:22,888 --> 00:20:23,964
‫نور خورشید یا سایه؟

374
00:20:24,014 --> 00:20:25,132
‫- فرقی نداره.
‫- فرقی نداره که نشد جواب.

375
00:20:25,182 --> 00:20:26,592
‫حرفتو بزن، خجالت نکش.

376
00:20:26,642 --> 00:20:27,634
‫باشه، فکر می‌کنم شاید یه مدت

377
00:20:27,684 --> 00:20:28,802
‫که.. توی...

378
00:20:28,852 --> 00:20:30,429
‫محض رضای خدا، جواب بده!

379
00:20:30,479 --> 00:20:32,514
‫ذهنشو آروم کن
‫یا هر کاری که میگه رو انجام بده.

380
00:20:32,564 --> 00:20:34,266
‫- بهش میگم تحمل کنه.
‫- اضطراب داره.

381
00:20:34,316 --> 00:20:36,059
‫فکر می‌کنه من چه حالی دارم؟

382
00:20:36,109 --> 00:20:38,145
‫اصلا می‌دونه اینجا چه خبره؟

383
00:20:38,195 --> 00:20:39,271
‫چی داره به من می‌گذره؟

384
00:20:39,321 --> 00:20:41,481
‫اصلا به خودش زحمت میده
‫در این باره پیام بده؟

385
00:20:41,531 --> 00:20:44,109
‫نه، اصلا بهم نگو.
‫شماره‌ی منو داره.

386
00:20:44,159 --> 00:20:46,028
‫می‌تونه به خودم پیام بده.
‫اونم بعد این همه زحمتی که کشیدم.

387
00:20:46,078 --> 00:20:48,197
‫نمی‌دونی چه چیزهایی رو فدا کردم.

388
00:20:48,247 --> 00:20:51,166
‫چون وظیفه‌ات همینه.
‫همه‌چی رو فدا می‌کنی.

389
00:20:51,500 --> 00:20:54,953
‫به حالت اهمیت نمیدی
‫و از همه‌چی می‌گذری.

390
00:20:55,003 --> 00:20:58,624
‫وقتی یه نفر ناراحته،
‫وقتی یه نفر رو دوست داری،

391
00:20:58,674 --> 00:21:01,501
‫کنارش می‌ذاری، مردک عوضی

392
00:21:01,551 --> 00:21:03,011
‫بی‌شرف خودخواه!

393
00:21:08,517 --> 00:21:10,394
‫ببخشید. من...

394
00:21:11,853 --> 00:21:12,854
‫و...

395
00:21:15,524 --> 00:21:17,192
‫ببخشید بابتِ...

396
00:21:18,694 --> 00:21:21,313
‫هنری به گل و گیاه‌ها رسیدگی می‌کرد.

397
00:21:21,363 --> 00:21:23,357
‫اون... تخصص اون بود.

398
00:21:23,407 --> 00:21:26,618
‫اون... دوستشون داشت،
‫و من...

399
00:21:34,876 --> 00:21:38,997
‫دایان، می‌دونم شرایط سخت و دشواره،

400
00:21:39,047 --> 00:21:40,882
‫و مسلما دلم نمی‌خواد بار اضافی باشم.

401
00:21:41,925 --> 00:21:43,468
‫ولی از اینکه اینجا هستم خوشحالم.

402
00:21:44,720 --> 00:21:48,382
‫حتی اینکه تمام توانم رو

403
00:21:48,432 --> 00:21:50,976
‫وقف نجات اون گل گوشتی کنم.

404
00:21:53,937 --> 00:21:55,314
‫- همم.
‫- خدای من.

405
00:21:57,983 --> 00:21:59,443
‫خب، ما...

406
00:22:00,777 --> 00:22:02,688
‫اتاق اضافی رو استودیو نقاشی کردیم،

407
00:22:02,738 --> 00:22:04,231
‫پس باید همین جا بخوابی.

408
00:22:04,281 --> 00:22:05,691
‫باشه.

409
00:22:05,741 --> 00:22:06,742
‫خیلی‌خب.

410
00:22:08,994 --> 00:22:10,445
‫اوه.

411
00:22:10,495 --> 00:22:12,864
‫- تخت هست.
‫- آره، چیزه...

412
00:22:12,914 --> 00:22:14,616
‫- یا کاناپه هم هست.
‫- آره. شاید کاناپه بهتر باشه.

413
00:22:14,666 --> 00:22:16,034
‫اونجا فوت شد، پس...

414
00:22:16,084 --> 00:22:17,369
‫- که اینطور.
‫- تصمیم با توئه.

415
00:22:17,419 --> 00:22:18,453
‫- نه، چیزه...
‫- میرم ملافه بیارم.

416
00:22:18,503 --> 00:22:19,629
‫ممنون.

417
00:22:23,091 --> 00:22:26,211
‫لازم نیست به خاطر
‫حفظ امنیتش نگران باشم، نه؟

418
00:22:26,261 --> 00:22:28,505
‫نه، نه، جون خودشو به خطر نمی‌ندازه.

419
00:22:28,555 --> 00:22:30,932
‫احتمالا باید اول همینو می‌پرسیدم.

420
00:22:59,961 --> 00:23:01,246
‫بابت شام دستت درد نکنه.

421
00:23:01,296 --> 00:23:02,881
‫نپختم. گرم کردم.

422
00:23:03,256 --> 00:23:04,291
‫اینکه مردم تمایل دارن

423
00:23:04,341 --> 00:23:05,792
‫غذا بیارن واقعا خوبه.

424
00:23:05,842 --> 00:23:08,136
‫اگه یخچال رو نگاه کنی،
‫فکر می‌کنی فقط...

425
00:23:08,345 --> 00:23:11,515
‫کسرول یا انچیلادا می‌خورم.

426
00:23:12,891 --> 00:23:15,302
‫خب، مردم دوست دارن
‫غذای خونگی و آرامش‌بخش بیارن.

427
00:23:15,352 --> 00:23:17,729
‫خب، سالاد منو آروم کرد.

428
00:23:20,065 --> 00:23:21,316
‫واقعی بود؟

429
00:23:22,150 --> 00:23:24,820
‫آره. به نظرم بامزه بود.

430
00:23:24,861 --> 00:23:27,114
‫همین‌طوری پرسیدم.
‫آخه زیاد می‌خندی.

431
00:23:28,156 --> 00:23:30,359
‫ولی شاید مجبور بشم درستیِ اینکه

432
00:23:30,409 --> 00:23:31,993
‫سالاد آرامش‌بخشه رو زیر سوال ببرم.

433
00:23:32,411 --> 00:23:35,080
‫اوه، یادم رفت اینو بدم، از طرف تایلره.

434
00:23:37,666 --> 00:23:41,253
‫آره، دستخط منه،
‫ولی حرف‌های خودشه.

435
00:23:42,379 --> 00:23:44,339
‫خوب بلده کارت و نامه بفرسته.

436
00:23:44,589 --> 00:23:47,551
‫دست بر قضا
‫الان چهار ساله این جریان به راهه.

437
00:23:53,932 --> 00:23:55,392
‫تایلر چی شد؟

438
00:23:56,101 --> 00:23:59,054
‫تونستی دلگرمش کنی؟

439
00:23:59,104 --> 00:24:00,972
‫آره، آره. ولی باز پیام میده،

440
00:24:01,022 --> 00:24:03,475
‫و بعد دوباره مجبورم بهش دلگرمی بدم.

441
00:24:03,525 --> 00:24:06,361
‫چرخه‌ی بی پایانه.
‫به دنیای من خوش اومدی.

442
00:24:08,071 --> 00:24:10,315
‫همم. تایلر همیشه مضطرب بود.

443
00:24:10,365 --> 00:24:12,567
‫اون دنیا تغییر نکرده.

444
00:24:12,617 --> 00:24:14,611
‫یادم میاد یه بار رفتم مهدکودک
‫که بیارمش خونه.

445
00:24:14,661 --> 00:24:18,323
‫اون... گریه می‌کرد، آروم نمی‌شد.

446
00:24:18,373 --> 00:24:20,075
‫فکرم صد جا رفت، می‌دونی،

447
00:24:20,125 --> 00:24:22,828
‫اینکه شاید کتک خورده
‫یا بهش زور گفتن.

448
00:24:22,878 --> 00:24:25,122
‫معلوم شد فقط ناراحت شده

449
00:24:25,172 --> 00:24:27,591
‫چون کار با قیچی رو بلد نبود.

450
00:24:31,595 --> 00:24:34,097
‫البته اون روز جلوی خنده‌مو گرفتم.

451
00:24:35,390 --> 00:24:39,060
‫احساساتش رو تایید کردم.
‫پسرم حس کرد دیده و شنیده شده.

452
00:24:40,228 --> 00:24:42,347
‫تازه، اینو هم فهمیدم

453
00:24:42,397 --> 00:24:44,141
‫که معلم‌های اون شدیدا نگرانِ

454
00:24:44,191 --> 00:24:45,684
‫توانایی اون توی کار با قیچی بودن.

455
00:24:45,734 --> 00:24:48,520
‫پس باید گفت خاک بر سرم.
‫خاک بر سرم که نفهمیدم

456
00:24:48,570 --> 00:24:50,397
‫یه موضوع رشد و تربیتیـه.

457
00:24:50,447 --> 00:24:52,399
‫اینکه دست‌ها می‌تونن
‫به صورت همزمان

458
00:24:52,449 --> 00:24:54,025
‫کارهای مختلف انجام بدن،
‫درست نمی‌دونم.

459
00:24:54,075 --> 00:24:56,027
‫بگذریم، تایلر آشفته بود

460
00:24:56,077 --> 00:24:58,071
‫چون همه بچه‌ها بلد بودن و اون نمی‌تونست.

461
00:24:58,121 --> 00:25:00,240
‫پس اون آخر هفته رو باهاش کار کردم،

462
00:25:00,290 --> 00:25:01,783
‫روی زمین نشستم،

463
00:25:01,833 --> 00:25:03,835
‫و همه مجله‌های قشنگمو برش دادم.

464
00:25:07,297 --> 00:25:08,915
‫الان کار با قیچی رو بلده؟

465
00:25:08,965 --> 00:25:11,259
‫می‌دونی، تا به حال ندیدم قیچی دستش بگیره.

466
00:25:11,927 --> 00:25:14,379
‫شاید بهتره بعدا بهش پیام بدی،
‫ببینیم چی میگه

467
00:25:14,429 --> 00:25:15,922
‫بفهمم تفاوتی ایجاد کردم خوبه،

468
00:25:15,972 --> 00:25:18,934
‫و اینکه مجله‌هام الکی حیف و میل نشد.

469
00:25:20,185 --> 00:25:23,605
‫می‌دونی دایان،
‫می‌تونی خودت پیام بدی.

470
00:25:29,778 --> 00:25:31,271
‫و اگه باعث تسلی خاطر میشه،

471
00:25:31,321 --> 00:25:33,106
‫دست بر قضا می‌دونم اثر مثبت داشتی،

472
00:25:33,156 --> 00:25:35,400
‫چون تایلر بهم گفت

473
00:25:35,450 --> 00:25:38,487
‫درد و دل با تو راحت بوده،
‫و اینکه فهم و درک بالایی داشتی.

474
00:25:38,537 --> 00:25:40,030
‫اجازه داری این چیزا رو بهم میگی؟

475
00:25:40,080 --> 00:25:43,542
‫فکر می‌کنم بتونم استثنا قائل بشم.

476
00:25:45,252 --> 00:25:49,206
‫گفت وقتی بالاخره عزمشو جزم کرد
‫تا درباره خودش و آینده‌اش حرف بزنه،

477
00:25:49,256 --> 00:25:51,758
‫احساس می‌کرد که منتظر بودی.

478
00:25:52,842 --> 00:25:56,555
‫منتظر اینکه بهش عشق بورزی.
‫دقیقا همین‌طوری گفت.

479
00:25:57,347 --> 00:25:59,299
‫خب، کنارش بودم.

480
00:25:59,349 --> 00:26:01,927
‫و تمام دفعاتی که خجالت می‌کشید
‫حرف بزنه من کنارش بودم.

481
00:26:01,977 --> 00:26:04,137
‫از همون بچگی فهمیدم

482
00:26:04,187 --> 00:26:05,514
‫اون با بقیه فرق داره.

483
00:26:05,564 --> 00:26:07,140
‫و تا چندین سال، یه لحظه‌هایی بود

484
00:26:07,190 --> 00:26:09,309
‫که می‌اومد تو اتاق،

485
00:26:09,359 --> 00:26:13,313
‫توی اتاق هم نمی‌اومد،
‫توی درگاه در می‌ایستاد.

486
00:26:13,363 --> 00:26:15,240
‫و از صورتش همه‌چی رو می‌خوندم.

487
00:26:16,241 --> 00:26:18,777
‫و هر بار با خودم فکر می‌کردم

488
00:26:18,827 --> 00:26:21,246
‫«بالاخره وقتش رسید، دایان،
‫الان حرفشو میزنه، خراب نکنی‌ها.»

489
00:26:23,373 --> 00:26:24,991
‫و باور من، خودمو حسابی کنترل کردم

490
00:26:25,041 --> 00:26:26,876
‫تا از زیر زبونش بیرون نکشم.

491
00:26:28,503 --> 00:26:29,504
‫فقط...

492
00:26:30,880 --> 00:26:32,832
‫فقط می‌خواستم این دوران رو پشت سر بذاره.

493
00:26:32,882 --> 00:26:34,884
‫می‌دونستم شرایطش بهتر میشه.

494
00:26:36,011 --> 00:26:38,296
‫و البته می‌دونستم تصمیم با اونه.

495
00:26:38,346 --> 00:26:40,840
‫پس هیچی نگفتم، آرامش‌مو حفظ کردم،

496
00:26:40,890 --> 00:26:46,179
‫و به همدیگه زل زدیم
‫و انگار یه عمر طول کشید...

497
00:26:46,229 --> 00:26:49,774
‫منتظر یه چیز مشابه بودیم،
‫منتظر بودم قدم برداره.

498
00:26:50,900 --> 00:26:52,894
‫و در نهایت، اون دفعات...

499
00:26:52,944 --> 00:26:57,073
‫ناچار شدم اون رو تماشا کنم
‫که حرفشو قورت میده و میره.

500
00:26:58,241 --> 00:27:02,487
‫پس وقتی اون روز رسید،
‫اون روز مهم...

501
00:27:02,537 --> 00:27:05,031
‫اوه، تایلر ۲۳ ساله‌اش بود،
‫واسه کریسمس اومده بود خونه،

502
00:27:05,081 --> 00:27:06,825
‫و من تو آشپزخونه
‫مشغول آشپزی بودم.

503
00:27:06,875 --> 00:27:09,703
‫و مثل هزار دفعه قبل اومد داخل،

504
00:27:09,753 --> 00:27:12,130
‫درست توی درگاه در ایستاد، جلو نیومد.

505
00:27:15,258 --> 00:27:17,669
‫و چهره‌اش عین همیشه بود.

506
00:27:17,719 --> 00:27:21,172
‫ترس و درد مثل سابق بود.

507
00:27:21,222 --> 00:27:22,766
‫ولی اون لحظه، من...

508
00:27:23,808 --> 00:27:25,393
‫می‌دونستم نمی‌تونم چیزی نگم.

509
00:27:26,436 --> 00:27:28,229
‫می‌دونستم نمی‌تونم
‫به‌زور از زیر زبونش بیرون بکشم، اما...

510
00:27:29,481 --> 00:27:32,267
‫باید وقت مناسبی رو برای پسرم ایجاد می‌کردم.

511
00:27:32,317 --> 00:27:36,279
‫پس، نگاهش کردم و گفتم...

512
00:27:37,989 --> 00:27:39,074
‫«دوستت دارم.»

513
00:27:40,283 --> 00:27:41,860
‫خب، زیاد بهش گفته بودم،

514
00:27:41,910 --> 00:27:43,745
‫ولی فکر کنم هیچ‌وقت این‌طوری نبود...

515
00:27:44,788 --> 00:27:47,248
‫دلگرم‌کننده نبود.

516
00:27:48,333 --> 00:27:49,918
‫شاید یادش رفته بود.

517
00:27:51,836 --> 00:27:55,131
‫و وقتی گفتم، تایلر نفسشو داد بیرون.

518
00:27:56,174 --> 00:27:58,585
‫و دیدم تمام احساساتش محو شد.

519
00:27:58,635 --> 00:28:02,347
‫و دیدم پسرم وارد اتاق شد.

520
00:28:06,267 --> 00:28:07,719
‫- وای.
‫- اوهوم.

521
00:28:07,769 --> 00:28:10,313
‫- همم.
‫- و بعد با هم شام پختیم.

522
00:28:11,272 --> 00:28:12,273
‫در حقیقت...

523
00:28:13,274 --> 00:28:14,609
‫سالاد آرامش‌بخش درست کردیم.

524
00:28:17,153 --> 00:28:18,647
‫خب، توهین به قیچی نباشه،

525
00:28:18,697 --> 00:28:22,492
‫ولی به نظرم این تاثیر بزرگ‌تریه.

526
00:28:25,328 --> 00:28:28,164
‫تایلر خیلی خوش‌شانسه
‫که مادری مثل شما داره.

527
00:28:28,456 --> 00:28:29,499
‫همم.

528
00:28:30,458 --> 00:28:31,626
‫و تو چی؟

529
00:28:32,627 --> 00:28:34,337
‫تو با پدر و مادرت شانس آوردی؟

530
00:28:35,338 --> 00:28:36,915
‫آم...

531
00:28:36,965 --> 00:28:38,458
‫- مجـ... مجبور نیستی بگی.
‫- نه، نه، نه. نه.

532
00:28:38,508 --> 00:28:40,752
‫دوست دارم فکر کنم
‫خوش‌شانس بودم، آره.

533
00:28:40,802 --> 00:28:44,180
‫ولی من پدر و مادرمو از دست دادم
‫قبل اینکه...

534
00:28:45,974 --> 00:28:48,093
‫دیرتر از اونچه که باید مسیرمو انتخاب کردم...
‫خب، باید که نه.

535
00:28:48,143 --> 00:28:49,803
‫وقتی آماده بودم حرف زدم
‫و آمادگی‌شو نداشتم

536
00:28:49,853 --> 00:28:52,681
‫تا ۳۵ سالگی و...

537
00:28:52,731 --> 00:28:55,266
‫هر دو با فاصله یک سال فوت کردن.

538
00:28:55,316 --> 00:28:58,436
‫هر دو سرطان گرفتن.

539
00:28:58,486 --> 00:29:00,655
‫- متاسفم.
‫- ممنون. ممنون.

540
00:29:01,573 --> 00:29:03,316
‫- خواهر و برادر داری؟
‫- نه.

541
00:29:03,366 --> 00:29:05,860
‫تک فرزندم، مثل بابام.

542
00:29:05,910 --> 00:29:08,363
‫و مامانم با خواهرش حرف نمیزد،

543
00:29:08,413 --> 00:29:11,082
‫و فکر می‌کنم اونم فوت شده باشه.
‫پس تنهای تنها هستم.

544
00:29:12,584 --> 00:29:14,369
‫حتما سخت بوده.

545
00:29:14,419 --> 00:29:16,212
‫اینکه دست تنها
‫از پدر و مادرت مراقبت می‌کردی؟

546
00:29:20,216 --> 00:29:21,334
‫آره.

547
00:29:21,384 --> 00:29:23,011
‫آره، سخت بود. اما...

548
00:29:24,220 --> 00:29:25,513
‫اما می‌دونی، خب...

549
00:29:26,681 --> 00:29:28,883
‫در این مورد حق انتخاب نداشتیم.

550
00:29:28,933 --> 00:29:31,227
‫باید فورا یاد می‌گرفتیم، درست میگم؟

551
00:29:33,521 --> 00:29:34,856
‫- آره، درسته.
‫- همم.

552
00:29:38,359 --> 00:29:41,312
‫اگه ایرادی نداره... می‌تونم بپرسم،

553
00:29:41,362 --> 00:29:43,314
‫می‌دونی چرا صبر کردی؟

554
00:29:43,364 --> 00:29:46,034
‫چرا تا اون سن آماده نبودی؟

555
00:29:49,704 --> 00:29:50,955
‫فکر کنم می‌دونم.

556
00:29:52,207 --> 00:29:53,208
‫آره.

557
00:29:55,627 --> 00:29:56,628
‫آ...

558
00:30:01,716 --> 00:30:03,585
‫نه اینکه نتونم تنهایی نوشیدنی بخورم،

559
00:30:03,635 --> 00:30:06,262
‫ولی واست یه لیوان بریزم؟

560
00:30:09,557 --> 00:30:10,558
‫آره.

561
00:30:11,976 --> 00:30:13,603
‫ممنون.

562
00:30:59,983 --> 00:31:02,443
‫اوه. اینجا چیکار می‌کرده؟

563
00:31:03,444 --> 00:31:05,396
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

564
00:31:05,446 --> 00:31:07,982
‫خب، متاسفانه زیاد بهش آب دادی،

565
00:31:08,032 --> 00:31:09,651
‫پس می‌ذارم برگ‌ها

566
00:31:09,701 --> 00:31:11,778
‫و ریشه‌اش یه‌کم خشک بشه.

567
00:31:11,828 --> 00:31:13,321
‫ارزش امتحان داره.

568
00:31:13,371 --> 00:31:15,490
‫و ظرف‌شویی رو خالی کردم،

569
00:31:15,540 --> 00:31:18,159
‫اما نمی‌دونستم ظرف‌ها رو کجا بذارم.

570
00:31:18,209 --> 00:31:20,044
‫و قهوه درست کردم.

571
00:31:20,295 --> 00:31:22,455
‫مگه نگفتی تمرکزتو
‫روی گل گوشتی می‌ذاری؟

572
00:31:22,505 --> 00:31:23,790
‫ببخشید، دست خودم نبود.

573
00:31:23,840 --> 00:31:25,458
‫یه جورایی از این چیزا لذت می‌برم،

574
00:31:25,508 --> 00:31:27,677
‫و فورا از اینکه گفتم
‫لذت می‌برم پشیمون میشم.

575
00:31:29,304 --> 00:31:31,806
‫و از غذا دادن به گربه هم لذت می‌بردی؟

576
00:31:32,849 --> 00:31:34,475
‫آره.
‫بازم معذرت می‌خوام، من...

577
00:31:34,517 --> 00:31:36,302
‫دیدم ظرفش خالیه.

578
00:31:36,352 --> 00:31:37,679
‫خب، الکی زحمت کشیدی.

579
00:31:37,729 --> 00:31:39,814
‫گربه‌مون رو یه جغد برد، پس...

580
00:31:42,150 --> 00:31:44,686
‫- صبر کن، چی؟
‫- آره، داشت روی ایوون آفتاب می‌گرفت.

581
00:31:44,736 --> 00:31:48,064
‫یه جغد اومد پایین و رفتن که رفتن.

582
00:31:48,114 --> 00:31:50,241
‫فقط یه تیکه دمش موند.

583
00:31:51,242 --> 00:31:52,994
‫- این اتفاق عادیه؟
‫- همیشه پیش میاد.

584
00:31:53,703 --> 00:31:57,448
‫هنری اصرار داشت
‫ظرف غذا رو بیرون بذاریم چون،

585
00:31:57,498 --> 00:31:59,284
‫نمی‌دونم،
‫شاید فکر می‌کرد جغد

586
00:31:59,334 --> 00:32:01,669
‫برمی‌گرده و گربه رو پس میده؟

587
00:32:04,005 --> 00:32:05,707
‫متاسفم، خیلی وحشتناکه.

588
00:32:05,757 --> 00:32:07,550
‫انجامش آره، ولی...

589
00:32:09,135 --> 00:32:11,220
‫بارنابی فقط هنری رو دوست داشت، پس...

590
00:32:13,181 --> 00:32:14,883
‫به نظرم خوب شد.

591
00:32:14,933 --> 00:32:16,351
‫الان دوباره با همدیگه هستن.

592
00:32:25,401 --> 00:32:27,445
‫این پایینه، و اونم گوشه.

593
00:32:28,571 --> 00:32:29,572
‫باشه.

594
00:32:35,536 --> 00:32:36,913
‫خبری از تایلر نشد؟

595
00:32:38,539 --> 00:32:40,533
‫آره، ببخشید.

596
00:32:40,583 --> 00:32:44,045
‫چیزه... چیزه... متاسفانه امن نیست.

597
00:32:45,046 --> 00:32:47,215
‫و ببخشید، باید می‌گفتم.

598
00:32:55,431 --> 00:32:56,599
‫دایان!

599
00:32:56,641 --> 00:32:58,393
‫- لعنتی.
‫- دایان!

600
00:32:58,810 --> 00:32:59,978
‫اوه.

601
00:33:00,895 --> 00:33:03,389
‫- دایان.
‫- سلام جودیث.

602
00:33:03,439 --> 00:33:04,891
‫- سلام.
‫- رنگ فیروزه‌ای بهت میاد.

603
00:33:04,941 --> 00:33:06,601
‫ممنون. عاشقشم.

604
00:33:06,651 --> 00:33:08,811
‫- مشخصه.
‫- آره.

605
00:33:08,861 --> 00:33:10,188
‫ایشون جودیثه، همسایه‌ی من.

606
00:33:10,238 --> 00:33:12,023
‫و ایشون جیمیه.

607
00:33:12,073 --> 00:33:13,691
‫هدیه‌ی پسرم.

608
00:33:13,741 --> 00:33:15,360
‫اوه!

609
00:33:15,410 --> 00:33:17,445
‫خیلی لطف کرده.
‫از آشناییت خوشوقتم.

610
00:33:17,495 --> 00:33:18,746
‫منم از آشنایی‌تون خوشوقتم.

611
00:33:20,081 --> 00:33:21,407
‫و حالت چطوره؟

612
00:33:21,457 --> 00:33:23,618
‫خوبم، ممنون.

613
00:33:23,668 --> 00:33:26,254
‫خب، دوست ندارم با اخبار ناخوشایند
‫حالتو بدتر کنم.

614
00:33:27,338 --> 00:33:28,915
‫آره. چیپر عزیزم گم شده.

615
00:33:28,965 --> 00:33:30,792
‫ای وای، خیلی ناخوشاینده.

616
00:33:30,842 --> 00:33:32,877
‫آره، سگ چی‌واوای منه.

617
00:33:32,927 --> 00:33:34,045
‫- اوه.
‫- نژاد میکسه.

618
00:33:34,095 --> 00:33:35,304
‫نژاد اصیل میکس.

619
00:33:36,514 --> 00:33:37,515
‫وای.

620
00:33:37,974 --> 00:33:39,600
‫سعی دارم خوش‌بین باشم.

621
00:33:40,101 --> 00:33:42,929
‫می‌دونید، امیدوارم زنده باشه.

622
00:33:42,979 --> 00:33:44,272
‫می‌دونید.

623
00:33:46,107 --> 00:33:48,893
‫- می‌دونم.
‫- خب، اگه شما اونو دیدید،

624
00:33:48,943 --> 00:33:50,561
‫بهم زنگ بزنید.

625
00:33:50,611 --> 00:33:52,271
‫- حتما. اوه.
‫- و اگه جواب ندادم،

626
00:33:52,321 --> 00:33:54,774
‫خودم فورا زنگ میزنم،
‫ولی احتمالا جواب میدم.

627
00:33:54,824 --> 00:33:56,567
‫- اوه.
‫- و لطفا دعا کنید.

628
00:33:56,617 --> 00:33:58,069
‫- حتما.
‫- خیلی ممنون.

629
00:33:58,119 --> 00:34:00,238
‫- خدا پشت و پناه‌تون.
‫- خداحافظ.

630
00:34:00,288 --> 00:34:03,241
‫اوه، مارسی! سلام دختر جون.

631
00:34:03,291 --> 00:34:04,742
‫صبر کن.

632
00:34:04,792 --> 00:34:07,120
‫دایان، فکر می‌کنم سگش...

633
00:34:07,170 --> 00:34:09,672
‫آره، شاهین بردش.
‫از پنجره دیدم.

634
00:34:11,924 --> 00:34:14,085
‫- باید بهش بگیم؟
‫- شنیدی چی گفت.

635
00:34:14,135 --> 00:34:15,636
‫باید امیدشو حفظ کنه
‫که سگش زنده باشه.

636
00:34:16,637 --> 00:34:18,589
‫- اوه، ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

637
00:34:18,639 --> 00:34:22,927
‫کم‌کم داره دلیل این عشق و علاقه
‫به چیلی سبز رو می‌فهمم.

638
00:34:22,977 --> 00:34:24,645
‫یه جورایی یه فرقه هستیم.

639
00:34:26,689 --> 00:34:28,316
‫هنری هم عاشق این غذاست.

640
00:34:30,485 --> 00:34:34,439
‫می‌خوای یه لیست... از کارهایی
‫که باید انجام بدیم درست کنی؟

641
00:34:34,489 --> 00:34:37,316
‫خودم دارم. کار هنریه.

642
00:34:37,366 --> 00:34:39,193
‫- عه.
‫- فهمید یکی از مزایای

643
00:34:39,243 --> 00:34:40,661
‫دونستن تاریخ انقضای خودشه.

644
00:34:41,662 --> 00:34:42,780
‫خودش اینو گفت.

645
00:34:42,830 --> 00:34:43,998
‫باز نکرد.

646
00:34:45,500 --> 00:34:48,244
‫مطمئنی می‌خوای من باز کنم؟
‫شاید یه یادداشت گذاشته باشه.

647
00:34:48,294 --> 00:34:51,380
‫موقع فوت من کنارش بودم،
‫هیچ حرف نگفته‌ای نموند.

648
00:34:52,673 --> 00:34:53,674
‫باشه.

649
00:34:56,594 --> 00:34:57,595
‫خیلی‌خب.

650
00:35:00,431 --> 00:35:02,183
‫آره. دیدی، یه لیست معمولیه.

651
00:35:04,685 --> 00:35:07,638
‫«استراتژی خروج هنری.

652
00:35:07,688 --> 00:35:09,682
‫اول از همه، می‌خوام تو سالن پذیرایی

653
00:35:09,732 --> 00:35:11,517
‫همه نوع نوشیدنی باشه
‫به جز نوشیدنی گازدار.

654
00:35:11,567 --> 00:35:13,945
‫بدم میاد، پس کسی حق نداره بخوره.

655
00:35:15,196 --> 00:35:17,231
‫دوم، موقع مراسم آهنگ بذارید.

656
00:35:17,281 --> 00:35:19,317
‫منو می‌شناسی، دایان.
‫از سکوت خوشم نمیاد.

657
00:35:19,367 --> 00:35:21,194
‫آهنگ فقط خدا می‌دونه از گروه بیچ بویز

658
00:35:21,244 --> 00:35:23,362
‫موقع اومدن مهمون‌ها پخش کنید.
‫و موقع رفتن،

659
00:35:23,412 --> 00:35:26,624
‫تو اولین، آخرین و زندگی من هستی
‫از بری وایت رو بذار.

660
00:35:27,708 --> 00:35:31,212
‫خب، به مذاق کلیسای اون خوش نمیاد.

661
00:35:31,587 --> 00:35:33,372
‫خب، کلیسا هنوز منو ندیده.

662
00:35:33,422 --> 00:35:34,841
‫و تو هم کلیسا رو ندیدی.

663
00:35:35,883 --> 00:35:37,835
‫- خب، به خاطر تو قبول می‌کنن.
‫- نه.

664
00:35:37,885 --> 00:35:40,755
‫منو نمی‌شناسن.
‫اسمم به گوششون خورده.

665
00:35:40,805 --> 00:35:42,598
‫هنری رو میرسوندم و می‌آوردم

666
00:35:43,266 --> 00:35:45,560
‫هنری اینجا دوست پیدا کرد و من آشنا.

667
00:35:46,435 --> 00:35:48,721
‫خب، پس به خاطر هنری قبول می‌کنن.

668
00:35:48,771 --> 00:35:49,772
‫دیگه چی نوشته؟

669
00:35:51,482 --> 00:35:54,727
‫سه، گل‌ها.
‫به تو می‌سپرم، دایان.

670
00:35:54,777 --> 00:35:57,655
‫کلیسا رو از گل‌هایی پر کن
‫که حال و هوای نیویورک رو داشته باشه.

671
00:35:59,240 --> 00:36:00,324
‫یه شرط وجود داره.

672
00:36:02,368 --> 00:36:05,113
‫باید گل‌ها رو از دختر عموی دوریس کیتو بخری.

673
00:36:05,163 --> 00:36:06,572
‫شوخیت گرفته؟

674
00:36:06,622 --> 00:36:08,032
‫ضمنا اسمش کتیـه.

675
00:36:08,082 --> 00:36:09,408
‫می‌دونم گوش نمی‌دادی.

676
00:36:09,458 --> 00:36:10,668
‫خدای من.

677
00:36:11,752 --> 00:36:12,954
‫- چهار.
‫- چی؟

678
00:36:13,004 --> 00:36:15,131
‫کتی رو واسه مراسم دعوت کنم؟

679
00:36:17,466 --> 00:36:18,926
‫نقاشی‌مو تکمیل کن.

680
00:36:23,973 --> 00:36:26,425
‫خب، نمیشه. من نقاشی بلد نیستم.

681
00:36:26,475 --> 00:36:28,970
‫مهم نیست که بلد نیسی نقاشی کنی، دایان.

682
00:36:29,020 --> 00:36:30,646
‫نقاشی ما رو با هم آشنا کرد.

683
00:36:31,606 --> 00:36:33,649
‫می‌خوام چیزی که نتونستم رو تکمیل کنی.

684
00:36:34,692 --> 00:36:36,477
‫خب...

685
00:36:36,527 --> 00:36:38,446
‫تموم شده.
‫می‌خوام اینطوری باشه.

686
00:36:40,656 --> 00:36:42,233
‫خب، شاید بد نباشه که...

687
00:36:42,283 --> 00:36:44,118
‫چیز دیگه‌ای ننوشته یا تموم شد؟

688
00:36:52,168 --> 00:36:54,787
‫تموم نشد؟ کلی کار داریم.

689
00:36:54,837 --> 00:36:57,290
‫آره، آره، سیر شدم.

690
00:36:57,340 --> 00:36:58,341
‫ببخشید؟

691
00:37:00,009 --> 00:37:03,087
‫می‌خوام یه بار دیگه بگم
‫که باعث افتخاره

692
00:37:03,137 --> 00:37:04,755
‫که توی این مراسم به من اعتماد کردید.

693
00:37:04,805 --> 00:37:06,424
‫خب، امیدوارم.
‫ولی باید بهت هشدار بدم،

694
00:37:06,474 --> 00:37:08,176
‫شوهر من آدم دقیقی بود.

695
00:37:08,226 --> 00:37:10,344
‫حال و هوای نیویورک رو می‌خواد،
‫پس نمی‌دونم که اصلا...

696
00:37:10,394 --> 00:37:12,180
‫می‌دونم. بهار؟ تابستون؟

697
00:37:12,230 --> 00:37:15,099
‫- چه فصلی رو دوست داشت؟
‫- بهار. ولی مخصوصا،

698
00:37:15,149 --> 00:37:17,101
‫- باید گل لاله هم باشه.
‫- باید با گل لاله شروع کنیم.

699
00:37:17,151 --> 00:37:18,603
‫و انوع و اقسام رنگ‌ها رو می‌خوام...

700
00:37:18,653 --> 00:37:19,687
‫باورتون نمیشه همه رنگ‌ها رو داریم.

701
00:37:19,737 --> 00:37:21,189
‫خب، به حرف نیست.

702
00:37:21,239 --> 00:37:23,491
‫ولی شما باید ببینید. بفرمایید.

703
00:37:28,371 --> 00:37:29,697
‫لطفا امضا کنید.

704
00:37:29,747 --> 00:37:31,832
‫و امروز باید پیش‌پرداخت رو تقبل کنید.

705
00:37:32,667 --> 00:37:34,493
‫آم، کتی، گل گوشتی،

706
00:37:34,543 --> 00:37:36,787
‫همونی که هنری و دایان اینجا خریدن،

707
00:37:36,837 --> 00:37:38,331
‫آم، حال و روز خوبی نداره.

708
00:37:38,381 --> 00:37:40,208
‫- نه.
‫- می‌دونم.

709
00:37:40,258 --> 00:37:42,426
‫می‌دونم، و واسم سوال شده
‫شاید وقتی به اینجا تحویل دادن

710
00:37:43,552 --> 00:37:46,172
‫تو وضع خوبی نرسیده؟

711
00:37:46,222 --> 00:37:49,050
‫چون به نظر نمیاد
‫توی نگه‌داریش اشتباه کرده باشن.

712
00:37:49,100 --> 00:37:51,385
‫و به احتمال زیاد دایان نجاتش میده،

713
00:37:51,435 --> 00:37:54,305
‫- ولی می‌دونی، یه‌کم ناامید کننده‌ست.
‫- البته.

714
00:37:54,355 --> 00:37:56,182
‫- متاسفم.
‫- نه، نه، نه.

715
00:37:56,232 --> 00:37:57,858
‫به خاطر هنری گفتم.

716
00:37:58,734 --> 00:38:00,611
‫چون اون عاشق گل و گیاهه،

717
00:38:00,653 --> 00:38:03,406
‫و نشونه شور و شوق اون بودن.

718
00:38:04,407 --> 00:38:06,525
‫و دختر عموی شما، شما رو پیشنهاد داد.

719
00:38:06,575 --> 00:38:08,069
‫نه. متوجه شدم.

720
00:38:08,119 --> 00:38:09,820
‫لطفا اجازه بدید جبران کنم.

721
00:38:09,870 --> 00:38:10,988
‫۳۰ درصد تخفیف.

722
00:38:11,038 --> 00:38:13,324
‫چی؟ نه. اوه، کتی.

723
00:38:13,374 --> 00:38:14,959
‫- نه، اصرار دارم.
‫- ممنون. متشکرم.

724
00:38:17,586 --> 00:38:19,497
‫فورا دور پیروزی‌تو بزن.

725
00:38:19,547 --> 00:38:21,332
‫می‌بینی چقدر هوا سرده؟

726
00:38:21,382 --> 00:38:24,001
‫خب، من چند وقتیه اینجا زندگی می‌کنم،
‫اما وقتی میگن اینجا بیابونه،

727
00:38:24,051 --> 00:38:25,419
‫- آدم فکر می‌کنه...
‫- باید گرم باشه!

728
00:38:25,469 --> 00:38:26,554
‫- نه.
‫- می‌دونم.

729
00:38:29,807 --> 00:38:31,717
‫خب، شاید یکی دو روز دیگه،

730
00:38:31,767 --> 00:38:33,394
‫مه‌پاشی کنیم.

731
00:38:35,271 --> 00:38:37,265
‫داری عکس واسه مراسم انتخاب می‌کنی؟

732
00:38:37,315 --> 00:38:39,900
‫آره، واسم مراسم ختم شوهرم
‫چند تا ایده دارم.

733
00:38:41,902 --> 00:38:43,396
‫وای.

734
00:38:43,446 --> 00:38:44,447
‫تایلره.

735
00:38:46,073 --> 00:38:47,275
‫آره.

736
00:38:47,325 --> 00:38:48,743
‫همیشه بامزه بود.

737
00:38:57,585 --> 00:38:58,961
‫اوه.

738
00:38:59,003 --> 00:39:01,797
‫تایلر این عکس رو تو خونه‌اش قاب کرده.

739
00:39:02,089 --> 00:39:02,965
‫همم.

740
00:39:03,799 --> 00:39:05,301
‫ در مورد باباش زیاد گفته؟

741
00:39:06,093 --> 00:39:07,386
‫آره.

742
00:39:08,429 --> 00:39:09,880
‫خب، صرفا اشاره کرده.

743
00:39:09,930 --> 00:39:11,265
‫یه چیزهایی گفته، اما...

744
00:39:12,433 --> 00:39:15,303
‫خب، چند تا عکس دیگه بهت میدم

745
00:39:15,353 --> 00:39:16,687
‫تا ببری لس‌آنجلس.

746
00:39:18,272 --> 00:39:19,648
‫حتما.

747
00:39:21,233 --> 00:39:22,360
‫این بچه کیه؟

748
00:39:22,777 --> 00:39:25,146
‫عکس‌های دوتایی زیادی با همدیگه دارن.

749
00:39:25,196 --> 00:39:27,315
‫پسر... پسر عموشه؟

750
00:39:27,365 --> 00:39:29,450
‫نه، بابیه، دوستش.

751
00:39:34,705 --> 00:39:35,748
‫چی؟

752
00:39:36,165 --> 00:39:37,166
‫نه!

753
00:39:38,125 --> 00:39:39,377
‫اینجا یازده ساله‌شونه؟

754
00:39:40,294 --> 00:39:41,420
‫ده سال.

755
00:39:41,796 --> 00:39:43,122
‫آب‌شون توی یه جوب نمیرفت،

756
00:39:43,172 --> 00:39:44,090
‫ولی می‌دونستم.

757
00:39:44,632 --> 00:39:46,751
‫راستش یه بار مچ‌شونو گرفتم.
‫منو ندیدن،

758
00:39:46,801 --> 00:39:48,669
‫ولی آره، مشغول خرابکاری بودن.

759
00:39:48,719 --> 00:39:50,221
‫چیز خاصی نبود.

760
00:39:51,972 --> 00:39:53,924
‫- حتما سخت بود.
‫- چرا؟

761
00:39:53,974 --> 00:39:55,760
‫بهت گفتم،
‫همیشه می‌دونستم فرق داره.

762
00:39:55,810 --> 00:39:57,803
‫خب، دونستش یه چیزه،
‫اما از نظر رفتاری...

763
00:39:57,853 --> 00:39:59,430
‫خب، اصلا چی گفتی؟

764
00:39:59,480 --> 00:40:02,141
‫تا همین امروز هیچی نگفتم.

765
00:40:02,191 --> 00:40:04,435
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم این حس بهش دست بده

766
00:40:04,485 --> 00:40:06,821
‫که کاری که می‌کنن
‫یا رفتارشون عیب و ایرادی داره.

767
00:40:10,241 --> 00:40:11,742
‫وای، چیزه...

768
00:40:13,911 --> 00:40:14,995
‫خیلی‌خب.

769
00:40:15,746 --> 00:40:18,616
‫خب، تایلر و بابی هنوز در تماس هستن؟

770
00:40:18,666 --> 00:40:20,618
‫- فکر کنم. چرا؟
‫- نمی‌دونم.

771
00:40:20,668 --> 00:40:23,003
‫می‌دونم، بامزه‌ست.
‫حداقل اون‌زمان.

772
00:40:23,712 --> 00:40:27,258
‫الان خیلی جذاب شده.
‫طراح داخلی معروفیه.

773
00:40:27,299 --> 00:40:28,467
‫خیلی خوش‌سلیقه‌ست.

774
00:40:29,260 --> 00:40:31,295
‫راستش اونم لس‌آنجلس زندگی می‌کنه.

775
00:40:31,345 --> 00:40:33,672
‫تعجب کردم هیچ‌وقت اونو ندیدی.

776
00:40:33,722 --> 00:40:36,133
‫خب، می‌دونی، تایلر منو

777
00:40:36,183 --> 00:40:37,176
‫تو همه جمع‌هاش راه نمیده،

778
00:40:37,226 --> 00:40:39,553
‫و دوست و رفیق هم زیاد داره.

779
00:40:39,603 --> 00:40:42,848
‫فکر کنم به یکی دو تا دوست بسنده نمی‌کنه.

780
00:40:42,898 --> 00:40:44,850
‫البته اگه هنوز مثل بچگیش باشه.

781
00:40:44,900 --> 00:40:46,644
‫شاید هم اشتباه می‌کنم.

782
00:40:46,694 --> 00:40:48,479
‫نمی‌دونم، فقط اینو می‌دونم تایلر

783
00:40:48,529 --> 00:40:50,030
‫همیشه دورش پر دوست و رفیق بود.

784
00:40:52,408 --> 00:40:55,703
‫خب، شاید یه روز تایلر
‫تو رو به بابی معرفی کنه.

785
00:40:57,413 --> 00:40:58,906
‫آره. امیدوارم.

786
00:40:58,956 --> 00:40:59,957
‫همم.

787
00:41:02,668 --> 00:41:05,045
‫خب، هیچ‌وقت شرکت داشتی؟

788
00:41:06,005 --> 00:41:07,339
‫چی؟

789
00:41:07,548 --> 00:41:09,383
‫مهمونی‌های تایلر رو میگم.

790
00:41:10,468 --> 00:41:13,712
‫- نه، صرفا دوست هستیم.
‫- یه بار هم نرفتی؟

791
00:41:13,762 --> 00:41:17,007
‫اون شبی که آشنا شدید
‫و خودتو پیشنهاد دادی چی؟

792
00:41:17,057 --> 00:41:19,727
‫نه... تنها رفتم خونه خودم.

793
00:41:20,769 --> 00:41:22,763
‫نه، من و تایلر همون اوایل توافق کردیم

794
00:41:22,813 --> 00:41:26,025
‫که رابطه‌مون رو حرفه‌ای و کاری نگه داریم.

795
00:41:26,609 --> 00:41:28,944
‫اوه، پس صحبت هم کردید؟

796
00:41:29,987 --> 00:41:32,148
‫- بدون شک.
‫- بدون شک؟

797
00:41:32,198 --> 00:41:34,191
‫بدون شک. می‌دونی،
‫وقتی با یه نفر زیاد وقت بگذرونی،

798
00:41:34,241 --> 00:41:36,235
‫نسبت بهشون شناخت پیدا می‌کنی،
‫بهشون اهمیت میدی.

799
00:41:36,285 --> 00:41:38,737
‫آره، بدون‌شک واست سوال پیش میاد.

800
00:41:38,787 --> 00:41:41,073
‫- و واسه تو سوال پیش اومد؟
‫- خب، واسه هر دو

801
00:41:41,123 --> 00:41:43,534
‫واسه هر دومون سوال پیش اومد،
‫ولی توافق کردیم،

802
00:41:43,584 --> 00:41:45,369
‫تصمیم گرفتیم دوست باشیم.

803
00:41:45,419 --> 00:41:46,879
‫- کی تصمیم گرفت؟
‫- هر دو.

804
00:41:47,922 --> 00:41:49,874
‫- انقدر سعی نکن اونو حذف کنی.
‫- نه، من، من...

805
00:41:49,924 --> 00:41:51,375
‫آخه، تایلر و...

806
00:41:51,425 --> 00:41:53,093
‫رفتارشو می‌شناسم.
‫تو رو نمی‌شناسم.

807
00:41:54,261 --> 00:41:56,297
‫خب، خیالت راحت،
‫یه بار نشستیم درست حرف زدیم،

808
00:41:56,347 --> 00:41:57,923
‫و هر چی بود رو گفتیم.

809
00:41:57,973 --> 00:41:59,550
‫- اوهوم.
‫- در یه مقطع،

810
00:41:59,600 --> 00:42:01,093
‫من با تایلر درد و دل کردم،

811
00:42:01,143 --> 00:42:03,471
‫و تایلر هم نشست سفره دلشو باز کرد،

812
00:42:03,521 --> 00:42:05,931
‫ولی اینو هم گفت که
‫تمایل نداره بیشتر حرف بزنه

813
00:42:05,981 --> 00:42:08,142
‫و هنوز به من کامل اعتماد نداره.

814
00:42:08,192 --> 00:42:10,519
‫اوه، پس میگی تو بیشتر درد و دل کردی؟

815
00:42:10,569 --> 00:42:12,605
‫- خدای من.
‫- فقط می‌خوام شفاف‌سازی بشه.

816
00:42:12,655 --> 00:42:14,064
‫نه، سعی داری بازجویی کنی،

817
00:42:14,114 --> 00:42:16,233
‫و هیچی وجود نداره.

818
00:42:16,283 --> 00:42:17,401
‫من به زندگیم واقفم، دایان.

819
00:42:17,451 --> 00:42:19,320
‫از زندگیم با تایلر خبر دارم.
‫بهم اعتماد کن.

820
00:42:19,370 --> 00:42:20,404
‫- فهمیدم.
‫- ممنون.

821
00:42:20,454 --> 00:42:21,947
‫دیگه چیزی نمیگم.

822
00:42:21,997 --> 00:42:24,200
‫- عالیه.
‫- تو درد و دل کردی.

823
00:42:24,250 --> 00:42:26,911
‫تایلر هم همین‌طور،
‫اما هنوز آمادگی‌شو نداشت.

824
00:42:26,961 --> 00:42:30,631
‫و یه جایی تصمیم گرفتید
‫رابطه‌تون رو حرفه‌ای نگه دارید.

825
00:42:32,967 --> 00:42:34,543
‫یه‌کم بیشتر از ایناست.

826
00:42:34,593 --> 00:42:37,129
‫خب، من همین‌قدرشو می‌دونم.
‫شاید بد نباشه یه سینی سوسیس کالباس هم بذاریم.

827
00:42:37,179 --> 00:42:38,923
‫یه جایی تایلر برگشت گفت

828
00:42:38,973 --> 00:42:40,633
‫بهم اعتماد داره.

829
00:42:40,683 --> 00:42:42,092
‫لازم نیست بدونم.

830
00:42:42,142 --> 00:42:43,552
‫خب، میگم که درک کنی.

831
00:42:43,602 --> 00:42:45,095
‫بعدِ این بود که منو استخدام کرد.

832
00:42:45,145 --> 00:42:46,972
‫راستش یه مدت بعد بود.

833
00:42:47,022 --> 00:42:48,307
‫خیلی‌خب.

834
00:42:48,357 --> 00:42:50,518
‫راستش تولدم بود.

835
00:42:50,568 --> 00:42:53,687
‫تایلر منو به شام دعوت کرد،
‫و اون‌موقع این حرف رو زد.

836
00:42:53,737 --> 00:42:56,156
‫یه‌دفعه، برگشت گفت
‫که به من اعتماد پیدا کرده،

837
00:42:56,782 --> 00:42:58,442
‫و من سکوت کردم.

838
00:42:58,492 --> 00:43:00,778
‫خب، نه سکوتِ معذب‌کننده.
‫لبخند زدم

839
00:43:00,828 --> 00:43:03,739
‫و گفتم خیلی خوشحال شدم.

840
00:43:03,789 --> 00:43:07,117
‫و بعد، یه شام خیلی خوشمزه خوردیم.

841
00:43:07,167 --> 00:43:09,328
‫و بعد رفتم خونه‌ام،

842
00:43:09,378 --> 00:43:14,008
‫و فردا صبح با پیام صوتی تایلر بیدار شدم...

843
00:43:16,260 --> 00:43:17,761
‫حرفشو پس گرفته بود.

844
00:43:20,889 --> 00:43:23,175
‫آره، تایلر گفت رفته خونه و ترسیده،

845
00:43:23,225 --> 00:43:25,844
‫و بابت اینکه تو روز تولدم چنین اتفاقی افتاد

846
00:43:25,894 --> 00:43:27,805
‫عذرخواهی کرد.

847
00:43:27,855 --> 00:43:30,307
‫ولی آره، هنوز تردید داشت و بلاتکلیف بود.

848
00:43:30,357 --> 00:43:33,611
‫- در مورد چی؟
‫- اینکه برای اون کار کنم.

849
00:43:34,737 --> 00:43:36,280
‫یه خواسته‌هایی داریم دیگه.

850
00:43:36,864 --> 00:43:38,032
‫باید بپذیریم.

851
00:43:38,616 --> 00:43:40,859
‫و تایلر نگران بود که در نهایت باعث بشه

852
00:43:40,909 --> 00:43:43,120
‫کار کردن من برای اون
‫به دوستی‌مون صدمه وارد کنه.

853
00:43:44,038 --> 00:43:45,990
‫تابلوئه که از دستش کفری شدم و بهش گفتم

854
00:43:46,040 --> 00:43:48,250
‫می‌خوام یه مدت تنها باشم...

855
00:43:49,460 --> 00:43:50,828
‫و نمی‌خوام چند روزی بیام سر کار،

856
00:43:50,878 --> 00:43:52,580
‫و بهم زنگ نزنه.

857
00:43:52,630 --> 00:43:54,039
‫و گفت درک می‌کنه.

858
00:43:54,089 --> 00:43:55,833
‫خب، چاره‌ای نداشت
‫جز اینکه درک کنه.

859
00:43:55,883 --> 00:43:57,334
‫و اینو هم فهمیده بود

860
00:43:57,384 --> 00:43:59,003
‫که اگه برگردم،

861
00:43:59,053 --> 00:44:00,879
‫باید شرایط منو قبول کنه.

862
00:44:00,929 --> 00:44:03,090
‫- و برگشتی؟
‫- آره.

863
00:44:03,140 --> 00:44:06,218
‫ولی به نوعی که خودم می‌خواستم...
‫نیاز داشتم.

864
00:44:06,268 --> 00:44:08,887
‫و از شرایط فعلی راضی هستی؟
‫اینکه ارتباط بین شما دو نفر

865
00:44:08,937 --> 00:44:10,431
‫اون‌طوری که می‌خوای نیست؟

866
00:44:10,481 --> 00:44:11,899
‫آره، مشخصه. الان اینجا هستم.

867
00:44:13,150 --> 00:44:15,352
‫باشه. خواستم مطمئن بشم.

868
00:44:15,402 --> 00:44:17,404
‫می‌دونم تصمیم راحتی نیست.

869
00:44:36,507 --> 00:44:37,958
‫- گرفتیش؟
‫- آره.

870
00:44:38,008 --> 00:44:39,009
‫خوبه.

871
00:44:47,351 --> 00:44:48,969
‫- نقاشی رو جابه‌جا کردی؟
‫- آره.

872
00:44:49,019 --> 00:44:50,471
‫فکر کردم شاید بخوای سر راه نباشه.

873
00:44:50,521 --> 00:44:52,056
‫نه، می‌خوام همون جا باشه.
‫بذار سر جاش.

874
00:44:52,106 --> 00:44:53,107
‫لطفا.

875
00:44:54,441 --> 00:44:56,652
‫- حتما. ببخشید.
‫- عیب نداره.

876
00:45:03,784 --> 00:45:07,329
‫نظرت چیه یه مقدار وسایل رو
‫جمع و بسته‌بندی کنم؟

877
00:45:08,872 --> 00:45:11,992
‫می‌تونم درباره برنامه‌های بازپس‌گیری تحقیق کنم.

878
00:45:12,042 --> 00:45:13,869
‫با داروهای بابا و مامانم این کار رو کردم.

879
00:45:13,919 --> 00:45:16,288
‫یه جاییه برای امحای اصولی.

880
00:45:16,338 --> 00:45:17,339
‫باشه.

881
00:45:19,341 --> 00:45:21,293
‫وای، این عکس هنری خیلی قشنگه.

882
00:45:21,343 --> 00:45:23,629
‫خونه... خونه نیویورکه؟

883
00:45:23,679 --> 00:45:25,589
‫اتاق زیر شیروونی تو چلسیه.

884
00:45:25,639 --> 00:45:27,633
‫- خب، این‌ها رو انتخاب کردی؟
‫- اوهوم.

885
00:45:27,683 --> 00:45:29,301
‫باشه.

886
00:45:29,351 --> 00:45:31,512
‫- چیه؟
‫- هیچی.

887
00:45:31,562 --> 00:45:35,099
‫نه، بگو.
‫از گفتنِ نظرت لذت ببر.

888
00:45:35,149 --> 00:45:36,850
‫به نظر میاد عکس‌هایی که از هنری انتخاب کردی

889
00:45:36,900 --> 00:45:38,519
‫مربوط به زندگی‌تون تو شرق میشه.

890
00:45:38,569 --> 00:45:42,523
‫- ۲۶ سال اونجا بودیم.
‫- خب، سه ساله اینجا زندگی می‌کنید،

891
00:45:42,573 --> 00:45:44,316
‫و اکثر افرادی که
‫برای مراسم ترحیم اون میان...

892
00:45:44,366 --> 00:45:47,403
‫مسئله اون‌ها نیست.
‫مسئله هنریه.

893
00:45:47,453 --> 00:45:50,080
‫و نیویورک پناهگاهِ مشترک ما بود،
‫صرفا برای من نبود.

894
00:45:54,209 --> 00:45:56,044
‫- دایان، هیچ ایرادی نداره که...
‫- این هنریه!

895
00:46:02,843 --> 00:46:03,844
‫بله.

896
00:46:11,685 --> 00:46:13,303
‫پدر و مادرم که فوت کردن،

897
00:46:13,353 --> 00:46:17,266
‫یادم میاد خیلی سختم بود

898
00:46:17,316 --> 00:46:19,568
‫که عکس‌هاشون رو برای مراسم انتخاب کنم.

899
00:46:19,735 --> 00:46:21,987
‫و صرفا از طرف خودم حرف میزنم.

900
00:46:24,865 --> 00:46:26,950
‫می‌دونی، دلم می‌خواست همه اون‌ها رو
‫در بهترین حالت ممکن ببینن.

901
00:46:27,618 --> 00:46:30,404
‫و بعد، عکس‌هایی که بعدا
‫ازشون گرفته بودم رو نگاه کردم

902
00:46:30,454 --> 00:46:32,489
‫وقتی که بدن‌شون...

903
00:46:32,539 --> 00:46:35,409
‫وقتی که می‌دونستم
‫بدن‌شون به چه روزی افتاده.

904
00:46:35,459 --> 00:46:36,994
‫و این...
‫و این عکس‌ها...

905
00:46:37,044 --> 00:46:38,912
‫چیزهای جزئی و صادقانه بود، می‌دونی.

906
00:46:38,962 --> 00:46:41,924
‫در حال خندیدن یا مطالعه بودن یا...

907
00:46:42,925 --> 00:46:44,752
‫رو ایوون نشسته بودن یا رو مبل

908
00:46:44,802 --> 00:46:46,386
‫دست همدیگه رو گرفته بودن و...

909
00:46:48,722 --> 00:46:51,467
‫نمی‌دونم، فکر می‌کنم فهمیدم اون لحظات بودم

910
00:46:51,517 --> 00:46:53,811
‫که بهترین حالت‌شون رو می‌دیدم.

911
00:46:55,729 --> 00:46:57,898
‫با وجود بیماری‌شون، اون‌ها...

912
00:46:59,399 --> 00:47:00,400
‫حضور داشتن.

913
00:47:04,655 --> 00:47:06,190
‫- باشه.
‫- چی؟

914
00:47:06,240 --> 00:47:08,066
‫نه، فهمیدم.

915
00:47:08,116 --> 00:47:09,568
‫همین‌طوری گفتم.

916
00:47:09,618 --> 00:47:11,578
‫نه، نکته خیلی خوبی رو گفتی.

917
00:47:23,924 --> 00:47:25,300
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

918
00:47:26,385 --> 00:47:28,253
‫اگه یه ملافه دیگه می‌خوای، بهم بگو.

919
00:47:28,303 --> 00:47:30,422
‫نه، مطمئنم همین کافیه.

920
00:47:30,472 --> 00:47:33,717
‫- خیلی ممنون.
‫- ازت ممنونم که نسبت به پدر و مادرت

921
00:47:33,767 --> 00:47:35,135
‫راحت حرف میزنی.

922
00:47:35,185 --> 00:47:36,353
‫خواهش می‌کنم.

923
00:47:42,943 --> 00:47:45,195
‫برای من، روزهای پایانی که با هنری بودم...

924
00:47:46,196 --> 00:47:48,398
‫نمی‌دونستیم که زمانش رسیده.

925
00:47:48,448 --> 00:47:50,951
‫و اگه می‌فهمیدم، هیچ‌وقت...

926
00:47:52,494 --> 00:47:55,239
‫یه شب، هنری افتاد.

927
00:47:55,289 --> 00:47:58,075
‫یه مدت اینجا می‌خوابید.

928
00:47:58,125 --> 00:48:00,244
‫مسیرها رو تشخیص نمی‌داد.

929
00:48:00,294 --> 00:48:02,746
‫و وقتی می‌خواست بره دستشویی، افتاد.

930
00:48:02,796 --> 00:48:05,090
‫من توی اتاق‌مون... خواب بودم.

931
00:48:06,133 --> 00:48:10,137
‫اون‌موقع صداش ضعیف
‫و زمخت شده بود، پس...

932
00:48:13,807 --> 00:48:15,684
‫نمی‌دونم چقدر وقت
‫کف زمین افتاده بود...

933
00:48:28,989 --> 00:48:31,992
‫خب، نمی‌دونم چند دقیقه یا چند ساعت
‫درخواست کمک می‌کرد.

934
00:48:33,994 --> 00:48:36,530
‫خودشو کثیف کرده بود،
‫و سعی کردم بلندش کنم.

935
00:48:36,580 --> 00:48:38,615
‫نتونستم، رفتم سراغ همسایه‌ها،

936
00:48:38,665 --> 00:48:41,159
‫همسایه‌ها جدیدتری
‫که چند تا خونه پایین‌تر بودن.

937
00:48:41,209 --> 00:48:42,661
‫هنری اون‌ها رو می‌شناخت.

938
00:48:42,711 --> 00:48:45,505
‫جای تعجب نداره،
‫من حتی به خودم زحمت ندادم که...

939
00:48:48,675 --> 00:48:51,837
‫در زدم،

940
00:48:51,887 --> 00:48:53,597
‫و یه مرد در رو باز کرد.

941
00:48:56,016 --> 00:48:57,851
‫کریس، باید اسمشو بگم.
‫اسمش کریس بود.

942
00:48:58,894 --> 00:49:00,062
‫فکر نمی‌کنم...

943
00:49:02,105 --> 00:49:03,849
‫بیشتر از سه کلمه گفتم،

944
00:49:03,899 --> 00:49:05,392
‫«هنری افتاده زمین،»

945
00:49:05,442 --> 00:49:06,977
‫و حرفم تموم نشده کریس راه افتاد.

946
00:49:07,027 --> 00:49:08,562
‫فورا اومد، هنری رو بلند کرد

947
00:49:08,612 --> 00:49:10,564
‫انگار سبک بود، انگار پر بود.

948
00:49:10,614 --> 00:49:11,865
‫و هنری گفت...

949
00:49:12,908 --> 00:49:15,535
‫«شاهزاده با اسب سفید من، اومدی.»

950
00:49:18,038 --> 00:49:20,032
‫کریس و هنری خندیدن،

951
00:49:20,082 --> 00:49:23,210
‫و من گفتم
‫«خب، خیلی شوخی مضحکیه.»

952
00:49:24,461 --> 00:49:26,046
‫راستش داد زدم.

953
00:49:27,214 --> 00:49:28,665
‫خیلی عصبی بودم،

954
00:49:28,715 --> 00:49:31,418
‫بی‌نهایت عصبانی بودم
‫چون باید با همه‌چی کنار می‌اومدم.

955
00:49:31,468 --> 00:49:33,670
‫و... و اینو تعریف کردم تا بدونی

956
00:49:33,720 --> 00:49:35,389
‫چرا می‌خوام اون تابلوی نقاشی اونجا باشه.

957
00:49:37,099 --> 00:49:38,425
‫چون ازش متنفرم.

958
00:49:38,475 --> 00:49:40,677
‫عین اون شوخی که ازش متنفر بودم،

959
00:49:40,727 --> 00:49:43,180
‫چون رفتارم رو یادم میاره.

960
00:49:43,230 --> 00:49:45,015
‫من زیبایی نقاشی کردنش رو نمی‌بینم.

961
00:49:45,065 --> 00:49:48,560
‫غم اینکه نتونست تکمیلش کنه رو می‌بینم.

962
00:49:48,610 --> 00:49:51,980
‫خودمو می‌بینم که از بدن اون متنفر بودم
‫چون به حرفش گوش نمی‌داد،

963
00:49:52,030 --> 00:49:54,566
‫از اینکه چقدر طول می‌کشید
‫تا کمربندشو ببنده بدم می‌اومد،

964
00:49:54,616 --> 00:49:56,610
‫یا اینکه بتونه نایِ تعریف کردن
‫داستانی رو پیدا کنه

965
00:49:56,660 --> 00:49:58,695
‫که بارها و بارها گفته.

966
00:49:58,745 --> 00:50:00,447
‫خودمو می‌بینم...

967
00:50:00,497 --> 00:50:02,532
‫که عصبانی و مستاصل و گستاخ بودم،

968
00:50:02,582 --> 00:50:04,001
‫و هنری رو می‌بینم...

969
00:50:05,752 --> 00:50:08,255
‫که صبور و شاد و فداکاره...

970
00:50:09,172 --> 00:50:11,633
‫اونم فقط به خاطر من
‫تا حال بهتری داشته باشم.

971
00:50:11,758 --> 00:50:13,260
‫آدمی که رو به موت نبود.

972
00:50:15,053 --> 00:50:17,556
‫وقتی به اون تابلو نگاه می‌کنم
‫خودم رو می‌بینم که ایستادم

973
00:50:17,931 --> 00:50:20,050
‫بدون تنها مردی که واقعا منو می‌شناخت،

974
00:50:20,100 --> 00:50:21,893
‫زندگی منو ریز به ریز می‌دونست،

975
00:50:22,519 --> 00:50:24,980
‫و با این وجود کنارم موند.

976
00:50:26,440 --> 00:50:28,150
‫می‌خوام اونجا باشه تا خودمو ببینم.

977
00:50:32,112 --> 00:50:33,572
‫شب بخیر.

978
00:50:49,864 --> 00:50:59,864
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

979
00:51:16,156 --> 00:51:19,026
‫چند تا آیه و متن
‫برای مراسم ترحیم انتخاب کردم،

980
00:51:19,076 --> 00:51:21,828
‫اون‌هایی که می‌دونم هنری
‫سر کلاس مطالعه انجیل

981
00:51:21,870 --> 00:51:24,364
‫- دوست داشت.
‫- باشه.

982
00:51:24,414 --> 00:51:26,950
‫یوحنا ۱۵:۱۱.

983
00:51:27,000 --> 00:51:29,786
‫«تا شادی من در شما باشد

984
00:51:29,836 --> 00:51:31,671
‫و شادی شما کامل گردد.»

985
00:51:32,672 --> 00:51:35,208
‫- خب...
‫- یوحنای ۱۴، آیه یک تا سه...

986
00:51:35,258 --> 00:51:37,627
‫خیلی‌خب، توی مسائل انجیل
‫به شما اعتماد می‌کنم.

987
00:51:37,677 --> 00:51:39,596
‫یه چیزی که خیلی مهمـ...

988
00:51:41,181 --> 00:51:42,132
‫ببخشید دیر کردم.

989
00:51:42,182 --> 00:51:44,051
‫دایان، جودیث رو می‌شناسی؟

990
00:51:44,101 --> 00:51:45,302
‫بله.

991
00:51:45,352 --> 00:51:47,562
‫جودیث سرپرست گروه آواز ماست

992
00:51:47,604 --> 00:51:48,472
‫مهمونی رو شروع کنیم.

993
00:51:48,522 --> 00:51:49,806
‫خیلی‌خب. سلام همسایه.

994
00:51:49,856 --> 00:51:51,516
‫و با توجه به اینکه هنری عضو محبوب

995
00:51:51,566 --> 00:51:53,143
‫گروه سرود ما بود،

996
00:51:53,193 --> 00:51:55,896
‫می‌دونم که انتخاب موسیقی
‫باید خاص و ویژه باشه.

997
00:51:55,946 --> 00:51:58,482
‫آره، راستش،
‫می‌خواستم در همین مورد...

998
00:51:58,532 --> 00:52:00,817
‫- هنری روی جزییات تاکید داشت.
‫- چه بهتر.

999
00:52:00,867 --> 00:52:03,528
‫آره، می‌خواد موقعی که مردم میاد
‫آهنگ فقط خدا می‌دونه

1000
00:52:03,578 --> 00:52:05,489
‫از گروه بیچ بویز پخش بشه،

1001
00:52:05,539 --> 00:52:07,866
‫و آهنگ تو اولین، آخرین و زندگی من هستی

1002
00:52:07,916 --> 00:52:09,409
‫موقع رفتن‌شون.

1003
00:52:09,459 --> 00:52:11,703
‫- آهنگ بری وایته. آره.
‫- آره.

1004
00:52:11,753 --> 00:52:13,830
‫بری وایت.
‫استعداد بی‌نظیری داره.

1005
00:52:13,880 --> 00:52:16,333
‫- خب...
‫- و اینو صرفا

1006
00:52:16,383 --> 00:52:17,501
‫به خاطر هنری گفتم.

1007
00:52:17,551 --> 00:52:19,419
‫موسیقی علاقه‌ی اصلی اون بود.

1008
00:52:19,469 --> 00:52:21,755
‫آواز که می‌خوند حسابی شاد می‌شد.

1009
00:52:21,805 --> 00:52:25,217
‫معمولا فقط سرودهای سنتی استفاده میشه

1010
00:52:25,267 --> 00:52:27,511
‫- چون... نه، گوش کن...
‫- می‌دونم... می‌دونم که هنری

1011
00:52:27,561 --> 00:52:29,096
‫عضو فعال کلیسا بود،

1012
00:52:29,146 --> 00:52:31,014
‫و اینکه چقدر این کلیسا
‫برای اون ارزشمند بود،

1013
00:52:31,064 --> 00:52:32,557
‫اینکه این آهنگ‌ها پخش نشه

1014
00:52:32,607 --> 00:52:34,943
‫ناامیدی تمام‌عیاره.

1015
00:52:35,902 --> 00:52:37,154
‫خب...

1016
00:52:38,280 --> 00:52:41,733
‫انتخاب‌های دل‌نشین و پرشوریه، دایان.

1017
00:52:41,783 --> 00:52:43,910
‫و یکی‌شون اسم خدا رو داره.

1018
00:52:44,744 --> 00:52:46,571
‫بله، آم،

1019
00:52:46,621 --> 00:52:49,624
‫می‌تونم گزینه مناسب‌تری رو پیشنهاد بدم؟

1020
00:52:50,542 --> 00:52:54,254
‫خب، می‌دونم که هنری دوست داره
‫این آواز رو بخونیم.

1021
00:52:55,422 --> 00:52:58,542
‫به سرود «ای منجی بزرگ،
‫راهنمایم باش» فکر می‌کنم.

1022
00:52:58,592 --> 00:53:00,210
‫- اوه. عالیه.
‫- خیلی خوبه.

1023
00:53:00,260 --> 00:53:03,880
‫و «دل سپردن به عیسی‌مسیح لذت‌بخشه.»

1024
00:53:03,930 --> 00:53:05,799
‫- همم.
‫- خیلی پر طرفداره.

1025
00:53:05,849 --> 00:53:07,475
‫- خیلی.
‫- آره.

1026
00:53:08,351 --> 00:53:10,478
‫و از کجا می‌دونید هنری
‫این سرودها رو دوست داره؟

1027
00:53:11,479 --> 00:53:13,557
‫چون وقتی این سرودها رو می‌خوند

1028
00:53:13,607 --> 00:53:15,475
‫- شادی تو صورتش موج میزد.
‫- اوه.

1029
00:53:15,525 --> 00:53:17,060
‫همم، ممنون جودیث.

1030
00:53:17,110 --> 00:53:18,562
‫خواهش می‌کنم.

1031
00:53:18,612 --> 00:53:22,282
‫بابت این اراجیف مزخرف دستت درد نکنه.

1032
00:53:23,825 --> 00:53:26,153
‫فقط اجازه سرود سنتی میدن!

1033
00:53:26,203 --> 00:53:27,320
‫چی؟

1034
00:53:27,370 --> 00:53:29,072
‫کار اون آدم‌ها تو کتم نمیره!

1035
00:53:29,122 --> 00:53:30,365
‫- کی؟
‫- کلیسا!

1036
00:53:30,415 --> 00:53:32,909
‫همون‌طور که حدس میزدم،
‫آهنگ‌های منو رد کردن!

1037
00:53:32,959 --> 00:53:34,161
‫خیلی‌خب، یه لحظه صبر کن.

1038
00:53:34,211 --> 00:53:36,796
‫آره. آره.

1039
00:53:37,881 --> 00:53:38,456
‫چرا منو بیدار نکردی؟

1040
00:53:38,506 --> 00:53:39,583
‫باهات می‌اومدم.

1041
00:53:39,633 --> 00:53:42,169
‫چون خودم می‌تونم!
‫می‌خواستم که توانایی‌شو داشته باشم!

1042
00:53:42,219 --> 00:53:44,045
‫خب، شاید بتونم باهاشون حرف بزنم.

1043
00:53:44,095 --> 00:53:45,755
‫و چیکار کنی، کاریو که من نتونستم؟

1044
00:53:45,805 --> 00:53:47,591
‫نه، در مورد لیست بهشون گفتی؟

1045
00:53:47,641 --> 00:53:49,593
‫البته که ماجرای لیست رو بهشون گفتم!

1046
00:53:49,643 --> 00:53:51,928
‫خیلی‌خب، ببین،
‫الان یه‌کم احساسی شدی.

1047
00:53:51,978 --> 00:53:54,264
‫نظرت چیه من برم کلیسا و بعد...

1048
00:53:54,314 --> 00:53:55,765
‫سعی کنم باهاشون منطقی حرف بزنم؟

1049
00:53:55,815 --> 00:53:57,267
‫با جودیث بیبز موفق باشی.

1050
00:53:57,317 --> 00:53:58,435
‫کی؟

1051
00:53:58,485 --> 00:53:59,986
‫این شبیه چی‌واواست؟

1052
00:54:00,820 --> 00:54:03,490
‫صبر کن. چی؟

1053
00:54:08,203 --> 00:54:09,204
‫دایان!

1054
00:54:14,668 --> 00:54:15,669
‫دایان!

1055
00:54:17,587 --> 00:54:18,838
‫دایان!

1056
00:54:21,925 --> 00:54:23,126
‫چیکار می‌کنی؟

1057
00:54:23,176 --> 00:54:24,544
‫به نظرت دارم چیکار می‌کنم؟

1058
00:54:24,594 --> 00:54:25,879
‫امیدشو ناامید می‌کنم.

1059
00:54:25,929 --> 00:54:28,173
‫- دیوونه شدی؟
‫- چی؟ بهش فرجام میدم.

1060
00:54:28,223 --> 00:54:29,758
‫خب، اینطوری سکته می‌کنه.

1061
00:54:29,808 --> 00:54:32,018
‫خب، جوری رفتار می‌کرد
‫انگار هنری رو بیشتر از من می‌شناخت.

1062
00:54:37,190 --> 00:54:39,726
‫- به نظرت بامزه‌ست؟
‫- آره! آره، بامزه‌ست.

1063
00:54:39,776 --> 00:54:42,646
‫دارم زنی رو می‌بینم که
‫استخوون مرغ توی حیاط می‌ندازه،

1064
00:54:42,696 --> 00:54:45,982
‫و امیدواره یه زنِ دیگه فکر کنه
‫که استخوون‌های چی‌واوای اونه.

1065
00:54:46,032 --> 00:54:49,119
‫چی‌واوایی که شاهین اونو برده.

1066
00:54:50,036 --> 00:54:51,363
‫پس آره.

1067
00:54:51,413 --> 00:54:52,906
‫آره، آره، به همین می‌خندم.

1068
00:54:52,956 --> 00:54:57,210
‫خب، نوع شوخ‌طبعی منه.

1069
00:55:01,715 --> 00:55:04,926
‫فقط می‌خواستم هنری
‫به خواسته‌اش برسه.

1070
00:55:07,929 --> 00:55:09,055
‫می‌دونم.

1071
00:55:11,725 --> 00:55:13,310
‫باید این استخوون‌ها رو جمع کنیم.

1072
00:55:14,728 --> 00:55:16,388
‫خیلی‌خب، وایسا.

1073
00:55:16,438 --> 00:55:17,931
‫سه تا دیگه اینجاست.

1074
00:55:17,981 --> 00:55:19,140
‫- بازم هست.
‫- اوه.

1075
00:55:19,190 --> 00:55:20,517
‫فکر کنم یکی باشه.

1076
00:55:20,567 --> 00:55:21,768
‫- لعنتی.
‫- لعنتی.

1077
00:55:21,818 --> 00:55:22,861
‫سلام!

1078
00:55:23,611 --> 00:55:25,272
‫چی شده؟

1079
00:55:25,322 --> 00:55:26,690
‫هیچی، همه‌چی مرتبه.

1080
00:55:26,740 --> 00:55:28,692
‫آم، ما...

1081
00:55:28,742 --> 00:55:30,777
‫ما... من...

1082
00:55:30,827 --> 00:55:33,113
‫کجا میری؟

1083
00:55:33,163 --> 00:55:35,198
‫- آم...
‫- نشنیدم چی گفت.

1084
00:55:35,248 --> 00:55:38,001
‫من... نه، فـ... فکر کردم
‫لباسمو این بیرون گذاشتم.

1085
00:55:38,835 --> 00:55:41,538
‫اما... نه.

1086
00:55:41,588 --> 00:55:43,131
‫می‌بینمت، جودی.

1087
00:55:44,090 --> 00:55:45,425
‫جودیث.

1088
00:55:47,969 --> 00:55:50,096
‫جودیث فکر می‌کنه چیزی بین ماست.

1089
00:55:51,765 --> 00:55:53,266
‫به امید خدا.

1090
00:55:59,481 --> 00:56:01,441
‫از اینجا میشه یه عالمه ستاره دید.

1091
00:56:02,442 --> 00:56:03,443
‫آره.

1092
00:56:04,694 --> 00:56:06,196
‫اینجا رو بدم نمیاد.

1093
00:56:11,618 --> 00:56:12,786
‫تو فکری اینجا بمونی؟

1094
00:56:14,120 --> 00:56:15,955
‫نه. اینجا چیزی وجود نداره.

1095
00:56:23,380 --> 00:56:26,249
‫خب، با اینکه نوشیدنی
‫بعد شام رو خیلی دوست دارم...

1096
00:56:26,299 --> 00:56:28,585
‫- درسته.
‫- آتیش رو خاموش می‌کنی؟

1097
00:56:28,635 --> 00:56:29,636
‫آره.

1098
00:56:33,390 --> 00:56:34,808
‫همم.

1099
00:57:12,846 --> 00:57:16,883
‫اگه یه بطری نوشیدنی دیگه باز کنم زشته؟

1100
00:57:16,933 --> 00:57:19,853
‫- یا اینکه...
‫- پسرم می‌خواد بدونه چطور با این خبر کنار اومدم.

1101
00:57:20,895 --> 00:57:22,689
‫«مامانم چطور با اون خبر کنار اومد؟»

1102
00:57:24,232 --> 00:57:26,025
‫گمونم نمیاد.

1103
00:57:28,361 --> 00:57:29,362
‫قصد داشتم بهت بگم.

1104
00:57:30,447 --> 00:57:32,115
‫چون هنوز امنیت برقرار نیست؟

1105
00:57:32,949 --> 00:57:34,200
‫آره متاسفانه.

1106
00:57:37,036 --> 00:57:39,072
‫- راستش بازم هست.
‫- خیلی‌خب...

1107
00:57:39,122 --> 00:57:40,532
‫اوه.

1108
00:57:40,582 --> 00:57:43,243
‫«مامانم چطور با اون خبر کنار اومد؟
‫فکر می‌کنم کفری شده باشه.

1109
00:57:43,293 --> 00:57:44,461
‫ولی بهش فکر کردم...

1110
00:57:45,712 --> 00:57:48,373
‫به حرفت فکر کردم و حق با توئه.

1111
00:57:48,423 --> 00:57:50,800
‫مسئولیتش با من نیست.»

1112
00:57:53,553 --> 00:57:55,505
‫- می‌تونم توضیح بدم.
‫- موبایلتو باز کن.

1113
00:57:55,555 --> 00:57:58,007
‫- من... دایان، نمی‌تونم.
‫- گور بابای راز داریت.

1114
00:57:58,057 --> 00:58:00,927
‫«مسئولیت من نیست؟»
‫خیلی آشناست.

1115
00:58:00,977 --> 00:58:02,053
‫من دقیقا این حرف رو نزدم.

1116
00:58:02,103 --> 00:58:03,388
‫می‌خوام ببینم چی گفتی.

1117
00:58:03,438 --> 00:58:04,722
‫دایان، می‌تونم توضیح بدم.

1118
00:58:04,772 --> 00:58:06,516
‫به حرف و توضیح‌های تو اعتماد ندارم.

1119
00:58:06,566 --> 00:58:08,935
‫ولی به این اعتماد دارم.
‫موبایلتو باز کن.

1120
00:58:08,985 --> 00:58:11,020
‫چندان راحت نیست، دایان، من...

1121
00:58:11,070 --> 00:58:13,064
‫عالیه. خیلی راحته.

1122
00:58:13,114 --> 00:58:14,115
‫عه!

1123
00:58:18,328 --> 00:58:19,370
‫همم.

1124
00:58:19,954 --> 00:58:21,289
‫چقدر هم پیام دادید.

1125
00:58:22,457 --> 00:58:23,458
‫اوهوم.

1126
00:58:24,250 --> 00:58:25,702
‫همم!

1127
00:58:25,752 --> 00:58:26,870
‫عجب.

1128
00:58:26,920 --> 00:58:28,913
‫ظاهرا مصاحبه رو انجام دادن.

1129
00:58:28,963 --> 00:58:31,207
‫«یه‌کم طاقت‌فرسا بود،

1130
00:58:31,257 --> 00:58:33,793
‫ولی در امنیت کامل رفتیم و برگشتیم.

1131
00:58:33,843 --> 00:58:35,261
‫الان برگشتیم هتل.»

1132
00:58:36,346 --> 00:58:38,097
‫فکر کنم اشتباه کردی.

1133
00:58:39,432 --> 00:58:40,884
‫- امنیت برقرار شده.
‫- همم؟

1134
00:58:40,934 --> 00:58:42,852
‫- اما بعدش...
‫- نه، نه، نه، نه، نه. چیزی نگو.

1135
00:58:48,858 --> 00:58:51,528
‫تایلر واقعا داشت به اومدن فکر می‌کرد؟

1136
00:58:54,697 --> 00:58:57,108
‫ازم پرسید به نظرت باید چیکار کنم.

1137
00:58:57,158 --> 00:58:58,284
‫«باید چیکار کنه.»

1138
00:58:59,202 --> 00:59:02,956
‫«این مسئولیت گردن توئه،
‫تایلر، نه شخص دیگه‌ای.»

1139
00:59:04,290 --> 00:59:06,793
‫ظاهرا دقیقا همین حرف رو زدی. اوهوم.

1140
00:59:08,211 --> 00:59:11,381
‫«من...» اوه.
‫«من بهش میگم امنیت برقرار نشده.

1141
00:59:12,298 --> 00:59:15,251
‫خودش می‌دونه این احتمال محتمله.

1142
00:59:15,301 --> 00:59:18,588
‫به وضعیت اینجا رسیدگی می‌کنم.
‫مشکلی پیش نمیاد.»

1143
00:59:18,638 --> 00:59:21,758
‫نه تنها ذهنشو آروم کردی،
‫بلکه به جای اون تصمیم گرفتی!

1144
00:59:21,808 --> 00:59:23,801
‫- من تصمیم...
‫- «دستت درد نکنه،

1145
00:59:23,851 --> 00:59:25,970
‫اما از اینکه نمی‌بینمت ناراحتم.»

1146
00:59:26,020 --> 00:59:27,472
‫اوه!

1147
00:59:27,522 --> 00:59:29,349
‫«دلم واست تنگ شده، دوستت دارم، جیمی.»

1148
00:59:29,399 --> 00:59:31,518
‫دلم واست تنگ شده، دوستت دارم تایلر.»

1149
00:59:31,568 --> 00:59:33,236
‫چه پیام‌های قشنگی!

1150
00:59:41,411 --> 00:59:42,870
‫- متاسفم دایان...
‫- نه!

1151
00:59:46,124 --> 00:59:47,617
‫وسایلمو جمع می‌کنم.

1152
00:59:47,667 --> 00:59:48,668
‫چرا؟

1153
00:59:49,836 --> 00:59:51,788
‫فکر می‌کنی کارت تموم شده؟

1154
00:59:51,838 --> 00:59:55,124
‫خب، فکر می‌کنم با توجه به شرایط...

1155
00:59:55,174 --> 00:59:57,043
‫شرایط؟

1156
00:59:57,093 --> 00:59:58,545
‫شرایط!

1157
00:59:58,595 --> 01:00:00,838
‫شرایط عوض نشده!

1158
01:00:00,888 --> 01:00:03,383
‫یاس و ناامیدی بیشتر شده.

1159
01:00:03,433 --> 01:00:06,219
‫اینو.. از پسش برمیام!

1160
01:00:06,269 --> 01:00:07,971
‫تازه، همون‌طور که گفتی

1161
01:00:08,021 --> 01:00:10,473
‫«از اول می‌دونستم این احتمال محتمله.

1162
01:00:10,523 --> 01:00:12,642
‫به وضعیت اینجا رسیدگی می‌کنم.
‫مشکلی پیش نمیاد.»

1163
01:00:12,692 --> 01:00:14,143
‫حرف خودته! پس آره،

1164
01:00:14,193 --> 01:00:16,112
‫می‌تونی به وضعیتِ اینجا رسیدگی کنی!

1165
01:01:07,747 --> 01:01:09,949
‫همه‌اش تو یخچال جا نمیشه.

1166
01:01:09,999 --> 01:01:11,951
‫باید همه غذاها رو بیاری بیرون

1167
01:01:12,001 --> 01:01:13,503
‫و بذاری تو یخچال گاراژ.

1168
01:01:25,014 --> 01:01:26,382
‫داشتم فکر می‌کردم خوب میشه

1169
01:01:26,432 --> 01:01:28,635
‫اگه نقاشی‌های بیشتری از هنری رو
‫توی سالن به نمایش بذاریم.

1170
01:01:28,685 --> 01:01:30,928
‫- فکر خیلی خوبیه.
‫- یه انبار اجاره کردیم.

1171
01:01:30,978 --> 01:01:32,555
‫آدرسش رو نوشتم.

1172
01:01:32,605 --> 01:01:34,857
‫باشه، میشه که...

1173
01:01:41,698 --> 01:01:43,116
‫باشه.

1174
01:02:02,760 --> 01:02:04,762
‫[سالنامه‌های تایلر]

1175
01:02:21,112 --> 01:02:23,740
‫[موزه ویتنی - دایان پترسون]

1176
01:02:46,554 --> 01:02:48,556
‫[هنرمند جدید: اندوه شهر غمگین
‫اثری از هنری پیترسون]

1177
01:02:54,687 --> 01:02:56,689
‫[خالق جدید موزه ویتنی]

1178
01:03:26,385 --> 01:03:27,336
‫دایان؟

1179
01:03:27,386 --> 01:03:28,471
‫شام پختم.

1180
01:04:00,628 --> 01:04:02,004
‫متصدی‌ها تایید کردن.

1181
01:04:03,256 --> 01:04:06,584
‫و توی تمیزکاری هم کمک میدن.

1182
01:04:06,634 --> 01:04:07,635
‫خوبه.

1183
01:04:11,597 --> 01:04:13,299
‫خب، می‌خوای چه ساعتی راه...

1184
01:04:13,349 --> 01:04:15,885
‫تایلر پیام داد.

1185
01:04:15,935 --> 01:04:16,936
‫همم.

1186
01:04:18,437 --> 01:04:20,640
‫- باشه.
‫- گفت تو فکرم بوده

1187
01:04:20,690 --> 01:04:23,267
‫و از اینکه نمی‌تونه بیاد عذرخواهی کرد.

1188
01:04:23,317 --> 01:04:26,062
‫ولی برای فردا ابراز همدردی و دعا کرد.

1189
01:04:26,112 --> 01:04:28,656
‫اینم گفت وقتی برگرده، خبر میده.

1190
01:04:29,699 --> 01:04:31,692
‫- عالیه.
‫- آره، عالیه.

1191
01:04:31,742 --> 01:04:34,453
‫اگه این موضوع رو نادیده بگیری
‫که داره دروغ میگه.

1192
01:04:35,329 --> 01:04:37,573
‫و جمله آخرشو هم گفت.

1193
01:04:37,623 --> 01:04:40,459
‫همون جمله همیشگیش.
‫«دلم واست تنگ شده و دوستت دارم، مامان.»

1194
01:04:42,461 --> 01:04:45,214
‫به تو هم گفت.
‫یادم میاد خودم خوندم.

1195
01:04:45,631 --> 01:04:48,626
‫اول، فکر می‌کردم
‫بین رئیس و کارمند عجیب باشه...

1196
01:04:48,676 --> 01:04:51,295
‫- که دوست شدن.
‫- خب، تصمیم گرفتن دوست باشن، آره،

1197
01:04:51,345 --> 01:04:53,506
‫ولی اولش همین رو گفتم،
‫به نظرم عجیبه.

1198
01:04:53,556 --> 01:04:55,258
‫و بعد فکر کردم، خب،

1199
01:04:55,308 --> 01:04:56,851
‫چندین ساله در ارتباط هستید.

1200
01:04:57,852 --> 01:05:00,847
‫و اینکه گفتید ترجیح دادید
‫رابطه‌تون رو حرفه‌ای نگه دارید.

1201
01:05:00,897 --> 01:05:03,516
‫پس آره، اصلا عجیب نیست که این وسط

1202
01:05:03,566 --> 01:05:05,643
‫این‌طوری با همدیگه حرف بزنید.

1203
01:05:05,693 --> 01:05:07,979
‫پیام‌مون رو این‌طوری تموم می‌کنیم.
‫به نظرم قشنگه.

1204
01:05:08,029 --> 01:05:10,323
‫البته، قشنگه. و جواب میده.

1205
01:05:11,782 --> 01:05:13,993
‫می‌دونم وقتی تایلر برگرده،
‫سراغی ازم نمی‌گیره.

1206
01:05:14,201 --> 01:05:16,946
‫در نهایت آره،
‫ولی فکر می‌کنم یک ماه میشه

1207
01:05:16,996 --> 01:05:18,781
‫تا ازش خبری بشنوم.

1208
01:05:18,831 --> 01:05:20,825
‫رابطه‌ی ما به این شکل دراومده.

1209
01:05:20,875 --> 01:05:24,453
‫شکاف‌های بزرگی از زمان
‫بدون هیچ نوع ارتباطی،

1210
01:05:24,503 --> 01:05:27,340
‫و بعد یه پیام مسخره می‌گیرم
‫«خبر میدم.»

1211
01:05:28,341 --> 01:05:30,126
‫در واقع همین‌طوری شروع شد.

1212
01:05:30,176 --> 01:05:31,385
‫«خبر میدم.»

1213
01:05:32,011 --> 01:05:33,337
‫و خب منم فورا جواب دادم،

1214
01:05:33,387 --> 01:05:34,630
‫چون یه مادر باید سریع جواب بده،

1215
01:05:34,680 --> 01:05:36,632
‫و از همدیگه خبر می‌گیریم.

1216
01:05:36,682 --> 01:05:39,226
‫و در آخر گفت
‫«دلم واست تنگ شده، دوستت دارم مامان.»

1217
01:05:40,186 --> 01:05:42,179
‫و همون‌طور که گفتم، جواب میده.

1218
01:05:42,229 --> 01:05:44,098
‫به همین روش منو بلاتکلیف نگه داشته.

1219
01:05:44,148 --> 01:05:47,310
‫در حدی که بهم القا کنه
‫هنوز بهم احتیاج داره.

1220
01:05:47,360 --> 01:05:49,812
‫در حدی که اجازه نده
‫به طور کامل از چشمم بیفته

1221
01:05:49,862 --> 01:05:51,814
‫و تا آخر عمر بی‌خیالش بشم.

1222
01:05:51,864 --> 01:05:53,232
‫و حس می‌کنم برای تایلر،

1223
01:05:53,282 --> 01:05:55,651
‫در حدی باشه که عذاب وجدان‌شو آروم کنه،

1224
01:05:55,701 --> 01:05:57,954
‫عذاب وجدانی که حس می‌کنه
‫ناشی از ناراحت کردن من باشه.

1225
01:06:00,706 --> 01:06:01,958
‫ناراحت کردن ما؟

1226
01:06:03,125 --> 01:06:04,418
‫می‌دونم که از ته‌دل گفته.

1227
01:06:05,294 --> 01:06:06,871
‫منم نگفتم غیر اینه.

1228
01:06:06,921 --> 01:06:09,165
‫فکر می‌کنم پیچیده‌تر این حرف‌هاست.

1229
01:06:09,215 --> 01:06:11,042
‫از نظر تو پیچیده‌تر نیست

1230
01:06:11,092 --> 01:06:13,002
‫وقتی که پیامِ «دلم واست تنگ شده،
‫و دوستت دارم» رو خوندی؟

1231
01:06:13,052 --> 01:06:14,378
‫و وقتی ناچاری همین حرف رو بزنی،

1232
01:06:14,428 --> 01:06:16,172
‫حس نمی‌کنی گیج شدی،

1233
01:06:16,222 --> 01:06:18,341
‫اونم بعد از اتفاقات و ماجراهایی که داشتید؟

1234
01:06:18,391 --> 01:06:19,550
‫نه.

1235
01:06:19,600 --> 01:06:21,218
‫حتی بعد درد و دلتون

1236
01:06:21,268 --> 01:06:22,720
‫و اینکه گفت هنوز اعتماد کامل نداره؟

1237
01:06:22,770 --> 01:06:25,014
‫حتی بعد اینکه انگار اعتماد کرده بود

1238
01:06:25,064 --> 01:06:26,607
‫و بعد حرفشو پس گرفت؟

1239
01:06:28,109 --> 01:06:29,226
‫نه.

1240
01:06:29,276 --> 01:06:30,686
‫خب، فکر می‌کنم...

1241
01:06:30,736 --> 01:06:32,855
‫فکر کنم دارم از طرف خودم حرف میزنم.

1242
01:06:32,905 --> 01:06:36,192
‫تصور این موضوع واسم دشواره
‫که حرفش چقدر واقعی بوده

1243
01:06:36,242 --> 01:06:38,027
‫وقتی پسرم حاضر نیست بیاد

1244
01:06:38,077 --> 01:06:40,738
‫و با این‌حال پیام میده
‫دلم واست تنگ شده و دوستت دارم مامان.

1245
01:06:40,788 --> 01:06:42,198
‫خب ناگفته نمونه پیش خودش فکر می‌کنه

1246
01:06:42,248 --> 01:06:44,283
‫دروغش لو نرفته.

1247
01:06:44,333 --> 01:06:46,702
‫تا جایی که تایلر می‌دونه،

1248
01:06:46,752 --> 01:06:49,413
‫فکر می‌کنه من باور کردم
‫اجازه‌ی اومدن نداره

1249
01:06:49,463 --> 01:06:51,749
‫چون امنیت برقرار نیست.

1250
01:06:51,799 --> 01:06:54,418
‫خب برای تایلر، دلگرم‌کننده‌ست

1251
01:06:54,468 --> 01:06:56,712
‫که مادرش یه روز قبل اینکه
‫شوهر دومش رو به خاک بسپاره

1252
01:06:56,762 --> 01:07:00,266
‫کاملا می‌دونه پسرش دوستش داره
‫و دل‌تنگش شده.

1253
01:07:00,933 --> 01:07:02,969
‫ولی خب اینم بگم
‫تو واسش تصمیم گرفتی.

1254
01:07:03,019 --> 01:07:05,429
‫پس آره، خدا می‌دونه معنی
‫دوستت دارم و دلم واست تنگ شده چیه.

1255
01:07:05,479 --> 01:07:07,807
‫- من واسش تصمیم نگرفتم.
‫- نه، بهونه دستش دادی.

1256
01:07:07,857 --> 01:07:10,267
‫نه، نظر منو پرسید.
‫می‌تونست قبول نکنه.

1257
01:07:10,317 --> 01:07:12,695
‫و اونوقت چرا نظر تو این بود که نیاد؟

1258
01:07:13,529 --> 01:07:15,106
‫من نگفتم نیاد.

1259
01:07:15,156 --> 01:07:17,566
‫چرا، تو برگشتی گفتی
‫مسئولیتی گردن اون نیست...

1260
01:07:17,616 --> 01:07:20,069
‫نه. نه، گفتم اون نسبت به خودش

1261
01:07:20,119 --> 01:07:21,946
‫- مسئولیت داره.
‫- و من به تو گفتم

1262
01:07:21,996 --> 01:07:23,990
‫- اون نسبت...
‫- بله، نسبت به تو مسئولیت داشته.

1263
01:07:24,040 --> 01:07:25,783
‫بله، بله، ولی خیلی‌خب.

1264
01:07:25,833 --> 01:07:27,535
‫دایان، واقعا قراره این کار رو انجام بدیم؟

1265
01:07:27,585 --> 01:07:30,454
‫واقعا می‌خوایم معنای پنهان
‫یه پیام ساده رو تحلیل کنیم؟

1266
01:07:30,504 --> 01:07:33,249
‫آره، چون الان آماده‌ام توضیح بشنوم.

1267
01:07:33,299 --> 01:07:35,418
‫- خوشت نمیاد.
‫- آره، تا اینجاش هم بدم اومده.

1268
01:07:35,468 --> 01:07:38,337
‫با توجه با چیزی که می‌دونم،
‫کاری که فکر می‌کردم درسته رو انجام دادم.

1269
01:07:38,387 --> 01:07:40,297
‫- چی رو می‌دونی؟
‫- اینکه تایلر

1270
01:07:40,347 --> 01:07:42,425
‫نسبت به اتفاقاتی که بین شما دو تا افتاده
‫چه احساسی داره.

1271
01:07:42,475 --> 01:07:43,684
‫یعنی چی؟

1272
01:07:45,352 --> 01:07:46,721
‫اوه، یادم اومد.

1273
01:07:46,771 --> 01:07:49,265
‫الان دوباره برگشتیم سر رازداری مسخره‌ات.

1274
01:07:49,315 --> 01:07:51,100
‫باشه، من خودم میگم.

1275
01:07:51,150 --> 01:07:53,769
‫از بابای تایلر طلاق نگرفته بودم
‫که عاشق هنری شدم.

1276
01:07:53,819 --> 01:07:55,896
‫- فکر کنم می‌دونی؟
‫- آره.

1277
01:07:55,946 --> 01:07:58,190
‫و اینو هم گفت که من و باباش

1278
01:07:58,240 --> 01:08:00,317
‫خیلی وقت بود عاشق هم نبودیم،

1279
01:08:00,367 --> 01:08:02,278
‫و باباش هم نسبت به من تعهد نداشت؟

1280
01:08:02,328 --> 01:08:04,613
‫ آره، اما...
‫- ولی عدم تعهد باباش گذرا بود

1281
01:08:04,663 --> 01:08:06,332
‫ولی من عاشق شدم، درسته؟

1282
01:08:07,708 --> 01:08:09,035
‫- آره.
‫- آره.

1283
01:08:09,085 --> 01:08:10,336
‫این جرم سنگین منه.

1284
01:08:11,087 --> 01:08:13,873
‫خب، فکر می‌کنم از نظر تایلر،
‫چون دیده بود دل باباش شکسته،

1285
01:08:13,923 --> 01:08:16,959
‫و بعد باباش فوت شد،

1286
01:08:17,009 --> 01:08:18,794
‫فکر می‌کنم نسبت به باباش وفاداری خاصی داره

1287
01:08:18,844 --> 01:08:20,671
‫که برای تایلر دشواره تا...

1288
01:08:20,721 --> 01:08:23,674
‫ ببین دایان... پسرت رنج می‌کشه که...
‫- پسر من رنج می‌کشه.

1289
01:08:23,724 --> 01:08:26,218
‫خدای من. اشتهام کور شد.

1290
01:08:26,268 --> 01:08:28,888
‫- دایان، اجازه بده...
‫- نه، نه!

1291
01:08:28,938 --> 01:08:31,182
‫نه، تایلر به باباش وفادار بود،

1292
01:08:31,232 --> 01:08:33,901
‫و انگار تا همین امروز هم وفاداره.

1293
01:08:37,196 --> 01:08:41,150
‫بعد اینکه من و باباش طلاق گرفتیم،
‫با وجود عدم تعهدمون،

1294
01:08:41,200 --> 01:08:43,152
‫با وجود خشم و اختلاف‌مون،

1295
01:08:43,202 --> 01:08:44,987
‫تنها چیزی که سرش توافق داشتیم

1296
01:08:45,037 --> 01:08:47,406
‫این بود اولویت‌مون باید تایلر باشه.

1297
01:08:47,456 --> 01:08:49,366
‫اون باید از ما فقط عشق ببینه،

1298
01:08:49,416 --> 01:08:51,293
‫و این شامل رفتار ما
‫نسبت به همدیگه هم می‌شد.

1299
01:08:53,379 --> 01:08:54,497
‫از اینکه دارم اینو بهت میگم
‫حالم بهم می‌خوره!

1300
01:08:54,547 --> 01:08:56,966
‫- مجبور نیستی بگی.
‫- چرا، مجبورم!

1301
01:09:03,139 --> 01:09:06,133
‫تقریبا زمانی که من و هنری هم‌خونه شدیم،

1302
01:09:06,183 --> 01:09:08,719
‫وقتی که فهمیدیم رابطه‌مون گذرا نیست،

1303
01:09:08,769 --> 01:09:11,313
‫بابای تایلر ساز مخالف زد.

1304
01:09:12,273 --> 01:09:15,643
‫آخر هفته بود،
‫تایلر پیش باباش بود،

1305
01:09:15,693 --> 01:09:17,903
‫می‌خوای بدونی چه حرف‌هایی
‫به پسرمون القا کرده بود؟

1306
01:09:19,446 --> 01:09:23,025
‫«تو طرف من هستی.
‫توی جبهه‌ی پدرت هستی.»

1307
01:09:23,075 --> 01:09:25,611
‫می‌دونی این حرف
‫چی به سر یه پسر نه ساله میاره؟

1308
01:09:25,661 --> 01:09:27,279
‫اینکه میگه عشق شرطیه؟

1309
01:09:27,329 --> 01:09:29,198
‫چون می‌تونم طبق تجربه‌ام بهت بگم،

1310
01:09:29,248 --> 01:09:31,283
‫هیچ‌وقت مثل قبل نمیشی.

1311
01:09:31,333 --> 01:09:33,202
‫آسیب وارد شده.

1312
01:09:33,252 --> 01:09:35,871
‫و من چند سال بعد فهمیدم
‫باباش چی بهش گفته

1313
01:09:35,921 --> 01:09:38,249
‫وقتی تایلر بد رفتاری می‌کرد
‫و گفتم بره تو اتاقش.

1314
01:09:38,299 --> 01:09:40,292
‫از حرف‌های باباش علیه خودم استفاده کرد.

1315
01:09:40,342 --> 01:09:41,886
‫«من طرفِ بابا هستم.»

1316
01:09:42,887 --> 01:09:45,464
‫ولی صادقانه بگم،
‫از همون لحظه به دلم افتاده بود

1317
01:09:45,514 --> 01:09:48,259
‫که وقتی بچه نه ساله‌ام از خونه باباش اومد
‫یه حرفی بهش زده

1318
01:09:48,309 --> 01:09:51,979
‫چون پسری که از خونه‌ام رفت
‫اون پسری نبود که برگشت.

1319
01:09:52,104 --> 01:09:55,599
‫جوری که بهم نگاه می‌کرد
‫و بغلم می‌کرد مثل سابق نبود.

1320
01:09:55,649 --> 01:09:57,768
‫وقتی بهش دست میزدم
‫ازم دوری می‌کرد.

1321
01:09:57,818 --> 01:10:01,322
‫و از اون روز به بعد
‫هنری یه آدم منفور شد.

1322
01:10:03,449 --> 01:10:05,109
‫متاسفم دایان. نمی‌دونستم.

1323
01:10:05,159 --> 01:10:06,402
‫و هیچ‌وقت هم نمی‌دونستی،
‫بهت نمی‌گفتم.

1324
01:10:06,452 --> 01:10:09,280
‫تا الان به هیچ‌کس نگفتم.

1325
01:10:09,330 --> 01:10:11,991
‫حتی به هنری.
‫حتی وقتی فهمیدم

1326
01:10:12,041 --> 01:10:13,909
‫باباش بهش چی گفته،
‫اصلا به روش نیاوردم.

1327
01:10:13,959 --> 01:10:18,289
‫برای تلافی و انتقام
‫یه بار هم پشت سرش بد نگفتم.

1328
01:10:18,339 --> 01:10:22,251
‫حتی وقتی تایلر حرف‌های اونو
‫تو صورتم زد، دم نزدم.

1329
01:10:22,301 --> 01:10:25,421
‫فقط گفتم
‫«خب، امیدوارم بدونی

1330
01:10:25,471 --> 01:10:27,306
‫که من و هنری هم دوستت داریم.»

1331
01:10:29,308 --> 01:10:33,062
‫حتی با وجود اینکه تایلر اجازه نداد
‫تو مراسم ختم باباش شرکت کنم.

1332
01:10:34,313 --> 01:10:37,141
‫خب، من این مرد رو دوست داشتم،

1333
01:10:37,191 --> 01:10:38,517
‫هنوز دوست دارم!

1334
01:10:38,567 --> 01:10:40,686
‫حتی اون زمان،
‫به احساسات پسرم احترام گذاشتم،

1335
01:10:40,736 --> 01:10:45,157
‫و تو ایوون نشستم
‫و تنهایی واسه فوت باباش گریه کردم

1336
01:10:46,200 --> 01:10:48,444
‫از همون لحظه‌ای که بچه نه ساله‌ی من
‫از اون آخر هفته کذایی اومد خونه،

1337
01:10:48,494 --> 01:10:50,446
‫جز عشق چیزی بهش نشون ندادم،

1338
01:10:50,496 --> 01:10:52,156
‫چون می‌دونستم بهش احتیاج داره.

1339
01:10:52,206 --> 01:10:55,117
‫می‌دونستم نیاز داره،
‫و تا امروز هم لازم داره.

1340
01:10:55,167 --> 01:10:57,953
‫فقط... بهایی داره.

1341
01:10:58,003 --> 01:11:00,539
‫ولی من هرگز از مادری کردن واسش دست نکشیدم.

1342
01:11:00,589 --> 01:11:02,833
‫ما... مادرش موندم.

1343
01:11:02,883 --> 01:11:04,668
‫و... و بر خلاف میل باطنیم،

1344
01:11:04,718 --> 01:11:06,337
‫توی تمام مشکلات تایلر

1345
01:11:06,387 --> 01:11:08,681
‫بهش کمک کردم و همراهش بودم.

1346
01:11:10,182 --> 01:11:12,718
‫در خصوص تو،

1347
01:11:12,768 --> 01:11:15,638
‫واسه اینکه تو زندگیت کلاهتو قاضی کنی،

1348
01:11:15,688 --> 01:11:18,565
‫واسه اینکه کاملا متوجه بشی...

1349
01:11:19,858 --> 01:11:22,736
‫به این میگن رازداری.

1350
01:11:25,948 --> 01:11:29,526
‫دایان، بابت تجربه‌ای که داشتی متاسفم،

1351
01:11:29,576 --> 01:11:31,237
‫و بابت شرایطی که در اون قرار داری متاسفم.

1352
01:11:31,287 --> 01:11:32,821
‫ولی بازم میگم، من نمی‌دونستم.

1353
01:11:32,871 --> 01:11:35,991
‫تکلیف شناختِ مشترک
‫و حرف‌هایی که زدیم چی میشه؟

1354
01:11:36,041 --> 01:11:38,035
‫- اینا رو می‌دونستی، چرا به تایلر...
‫- دایان، من...

1355
01:11:38,085 --> 01:11:39,495
‫می‌تونستی خودت بهش پیام بدی،

1356
01:11:39,545 --> 01:11:41,413
‫ولی در عوض تصمیم گرفتی عصبانی بمونی.

1357
01:11:41,463 --> 01:11:43,582
‫آره، و تو تصمیم گرفتی طرف اون باشی.

1358
01:11:43,632 --> 01:11:47,002
‫خدای من.
‫واسم جالبه چشمتو روی هر حقیقتی می‌بندی

1359
01:11:47,052 --> 01:11:49,713
‫تا همچنان مظلوم‌نمایی کنی
‫و ادای قربانی‌ها رو دربیاری.

1360
01:11:49,763 --> 01:11:51,882
‫- فقط سعی دارم بفهمم.
‫- باید اینو بفهمی

1361
01:11:51,932 --> 01:11:54,510
‫که من شش روزه اینجا هستم

1362
01:11:54,560 --> 01:11:57,346
‫و دارم بهت کمک می‌کنم و تحملت می‌کنم
‫مدام ضربه می‌خورم و تحقیر میشم.

1363
01:11:57,396 --> 01:11:58,597
‫ضربه‌هایی که من خوردم چی؟

1364
01:11:58,647 --> 01:11:59,848
‫خب، من زیر سوال نمی‌برم،

1365
01:11:59,898 --> 01:12:01,183
‫اما من کاره‌ای نیست.

1366
01:12:01,233 --> 01:12:02,935
‫- چرا، هستی!
‫- نه، چیزهایی که

1367
01:12:02,985 --> 01:12:05,187
‫ناراحت کرده تقصیر من نیست.
‫من پسرت نیستم، دایان.

1368
01:12:05,237 --> 01:12:06,605
‫نه. بدتری.

1369
01:12:06,655 --> 01:12:08,524
‫- غلام حلقه به گوش اون هستی.
‫- خدای من.

1370
01:12:08,574 --> 01:12:10,576
‫- دایان، بهت گفتم...
‫- نه. نوچ.

1371
01:12:11,493 --> 01:12:13,529
‫- گور بابای داستانت.
‫- عجب.

1372
01:12:13,579 --> 01:12:15,197
‫عجب، گور بابای داستانم.

1373
01:12:15,247 --> 01:12:17,700
‫از صد فرسخی داد میزنه
‫بله‌قربان‌گوی پسرم هستی.

1374
01:12:17,750 --> 01:12:19,201
‫- نخیر.
‫- اگه می‌فهمیدم،

1375
01:12:19,251 --> 01:12:21,287
‫همون روز اول می‌گفتم بری.

1376
01:12:21,337 --> 01:12:22,413
‫خب الان بگو.

1377
01:12:22,463 --> 01:12:23,706
‫- خواهش می‌کنم.
‫- که این لذت رو بهت بدم

1378
01:12:23,756 --> 01:12:25,416
‫با خیال راحت بری؟ ابدا!

1379
01:12:25,466 --> 01:12:27,209
‫نه، همچین کاری نمی‌کنی.
‫می‌دونی چرا، دایان؟

1380
01:12:27,259 --> 01:12:29,712
‫هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کردی،
‫چون لذت بردی.

1381
01:12:29,762 --> 01:12:31,922
‫- اینکه بری رو مخم و زجرم بدی.
‫- اصلا و ابدا.

1382
01:12:31,972 --> 01:12:34,091
‫دست بردار،
‫از این قدرتت لذت می‌بری.

1383
01:12:34,141 --> 01:12:36,218
‫حق دارم!

1384
01:12:36,268 --> 01:12:38,929
‫- و اگه می‌دونستم قراره همه‌چی نکبت‌بار باشه...
‫- لعنتی.

1385
01:12:38,979 --> 01:12:41,273
‫همون اول پیشنهاد نمی‌دادم بیام!

1386
01:12:43,650 --> 01:12:44,651
‫پیشنهاد؟

1387
01:12:45,944 --> 01:12:47,896
‫- منظورت چیه پیشنهاد دادی؟
‫- خیلی‌خب، صبر کن.

1388
01:12:47,946 --> 01:12:50,566
‫باید می‌اومدی، چاره‌ای نداشتی.

1389
01:12:50,616 --> 01:12:53,068
‫- آره، اما...
‫- کار توئه.

1390
01:12:53,118 --> 01:12:56,071
‫باید اینجا باشی.
‫چندین و چند بار گفتی.

1391
01:12:56,121 --> 01:12:59,074
‫- صبر کن!
‫- مصرانه گفتی! اصلا پسرم

1392
01:12:59,124 --> 01:13:00,993
‫- گفته بود بیای؟
‫- صبر کن.

1393
01:13:01,043 --> 01:13:03,412
‫اصلا تایلر ازت خواسته بود

1394
01:13:03,462 --> 01:13:04,913
‫- بیای پیش من؟
‫- پیچیده‌ست!

1395
01:13:04,963 --> 01:13:05,964
‫باورم نمیشه.

1396
01:13:06,799 --> 01:13:09,084
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫تایلر زنگ زد.

1397
01:13:09,134 --> 01:13:11,420
‫اون طرف دنیا گیر کرده بود،
‫حالش خوب نبود،

1398
01:13:11,470 --> 01:13:12,921
‫- نمی‌دونست به کی زنگ بزنه.
‫- اوهوم.

1399
01:13:12,971 --> 01:13:15,632
‫عذرخواهی کرد زنگ زده
‫و گفت اشتباه کرده.

1400
01:13:15,682 --> 01:13:17,926
‫- چرا اونوقت؟
‫- چون چند وقت می‌شد

1401
01:13:17,976 --> 01:13:19,595
‫- صحبت نکرده بودیم، اما....
‫- صبر کن.

1402
01:13:19,645 --> 01:13:22,815
‫چند وقت پیش تایلر تو رو اخراج کرد و رفتی؟

1403
01:13:25,901 --> 01:13:28,062
‫- حدود دو هفته قبل اما...
‫- دو هفته؟

1404
01:13:28,112 --> 01:13:30,105
‫- آره، قبل‌تر...
‫- امکان نداره

1405
01:13:30,155 --> 01:13:31,857
‫- دلت صاف شده باشه.
‫- چرا.

1406
01:13:31,907 --> 01:13:34,360
‫در حقیقت، این سفر جاده‌ای،
‫این سفر جاده‌ای طولانی‌تر،

1407
01:13:34,410 --> 01:13:37,529
‫واسه اینه که دارم میرم نیویورک.
‫دیگه برنمی‌گردم لس‌آنجلس.

1408
01:13:37,579 --> 01:13:40,324
‫وایسا ببینم، وایسا.
‫پس روزی که فرار کردی

1409
01:13:40,374 --> 01:13:42,618
‫تا با خودت تنها باشی
‫در واقع بیکار شده بودی؟

1410
01:13:42,668 --> 01:13:44,453
‫- آره.
‫- پس چرا وقتی اومدی خونه‌ام

1411
01:13:44,503 --> 01:13:45,954
‫چیزی نگفتی و قبول نکردی؟

1412
01:13:46,004 --> 01:13:47,206
‫- چرا دروغ گفتی؟
‫- این...

1413
01:13:47,256 --> 01:13:49,166
‫«این کار منه. باید اینجا باشم.»

1414
01:13:49,216 --> 01:13:51,710
‫- راحت‌تر بود.
‫- آره، گمونم همین بود،

1415
01:13:51,760 --> 01:13:53,379
‫خیلی راحت‌تر از اینه که

1416
01:13:53,429 --> 01:13:55,339
‫خودتو یه قربانی حق به‌جانب نشون بدی

1417
01:13:55,389 --> 01:13:56,799
‫- که مجبور بود...
‫- نه، من تصمیم گرفتم

1418
01:13:56,849 --> 01:13:58,467
‫همه‌چی رو کنار بذارم

1419
01:13:58,517 --> 01:14:00,511
‫و بزرگی به خرج بدم، دایان.

1420
01:14:00,561 --> 01:14:02,054
‫- اوه.
‫- تا تایلر ببینه

1421
01:14:02,104 --> 01:14:04,139
‫با وجود بد رفتاری‌هایی که تحمل کردم،

1422
01:14:04,189 --> 01:14:06,183
‫هنوز کنارش هستم.

1423
01:14:06,233 --> 01:14:07,976
‫و اینکه می‌دونستم به زندگیم ادامه بدم

1424
01:14:08,026 --> 01:14:10,571
‫با علم اینکه تایلر و شغل قبلی‌مو فراموش می‌کنم
‫و این تصویر از من به یادش می‌مونه.

1425
01:14:15,284 --> 01:14:17,486
‫آره. آره.

1426
01:14:17,536 --> 01:14:20,906
‫- آره. دلیلش همینه.
‫- چی؟

1427
01:14:20,956 --> 01:14:22,741
‫- ازش کینه به دل داری.
‫- لطفا... نه.

1428
01:14:22,791 --> 01:14:24,660
‫حرفمو پس می‌گیرم،
‫تو طرف پسرم نیستی.

1429
01:14:24,710 --> 01:14:26,120
‫ازش کینه به دل گرفتی.

1430
01:14:26,170 --> 01:14:27,830
‫- من بزرگی به خرج دادم.
‫- دقیقا وقتی می‌خوای

1431
01:14:27,880 --> 01:14:29,998
‫زندگی یکیو سیاه کنی،
‫آدم چنین تصمیمی می‌گیری.

1432
01:14:30,048 --> 01:14:31,667
‫واسه من از بزرگی به‌خرج دادن نگو.

1433
01:14:31,717 --> 01:14:33,836
‫من توی بزرگی به‌خرج دادن استادم.

1434
01:14:33,886 --> 01:14:35,587
‫تو می‌خوای تایلر احساس گناه کنه.

1435
01:14:35,637 --> 01:14:37,548
‫باشه. آره، درسته.

1436
01:14:37,598 --> 01:14:40,509
‫- اما به این خاطر نیومدم.
‫- دقیقا دلیل اصلیت همینه.

1437
01:14:40,559 --> 01:14:42,428
‫می‌خوای تایلر حسرت بخوره.

1438
01:14:42,478 --> 01:14:44,012
‫می‌خوای نظر تایلر رو جذب کنی.

1439
01:14:44,062 --> 01:14:45,681
‫- متوجه نیستی...
‫- من دارم به زندگیم میرسم...

1440
01:14:45,731 --> 01:14:47,774
‫انقدر دروغ نگو!

1441
01:14:48,609 --> 01:14:51,520
‫مخصوصا جلوی آدمی که خوب می‌دونه معنیِ

1442
01:14:51,570 --> 01:14:54,022
‫عشق و نفرت به پسرم چیه.

1443
01:14:54,072 --> 01:14:56,650
‫و وقتی که همزمان
‫یکیو دوست داریم و ازش متنفریم،

1444
01:14:56,700 --> 01:14:58,785
‫دقیقا همون‌موقع‌ست
‫که بیشترین کنترل رو روی ما دارن.

1445
01:14:59,661 --> 01:15:02,906
‫جیمی، تو همیشه چیزی هستی
‫که تایلر بهش نیاز داره،

1446
01:15:02,956 --> 01:15:05,367
‫چیزی که از یه رفیق انتظار داره

1447
01:15:05,417 --> 01:15:07,369
‫اما هیچ‌وقت واسه اون
‫بیشتر یه زیر دست و کارمند نمیشی.

1448
01:15:07,419 --> 01:15:10,088
‫هیچ‌وقت اونجوری که تو می‌خوای،
‫اون تو رو نمی‌خواد.

1449
01:15:14,468 --> 01:15:17,596
‫و هیچ‌وقت به پسری که
‫آرزوشو داری تبدیل نمیشه.

1450
01:15:19,806 --> 01:15:23,560
‫شاید به خود تایلر نگی
‫مردک عوضی بی‌شرف خودخواه،

1451
01:15:23,602 --> 01:15:24,595
‫ولی می‌تونه حس کنه.

1452
01:15:24,645 --> 01:15:27,055
‫از تو صورتت می‌خونه،
‫توی صدات می‌شنوه.

1453
01:15:27,105 --> 01:15:29,057
‫می‌تونه تو پیام‌هات بخونه.

1454
01:15:29,107 --> 01:15:31,143
‫اما با این‌حال، متعجب شدی

1455
01:15:31,193 --> 01:15:33,395
‫از اینکه بدو بدو نپریده بغلت.

1456
01:15:33,445 --> 01:15:36,356
‫- من مادر اون هستم!
‫- خب، پس مثل یه مادر بجنگ!

1457
01:15:36,406 --> 01:15:37,900
‫به جای اینکه عقده‌هاتو سر من خالی کنی،
‫واسه اون بجنگ،

1458
01:15:37,950 --> 01:15:39,109
‫که راحت‌تره، درسته؟

1459
01:15:39,159 --> 01:15:40,819
‫خیلی راحت‌تر که درد رو گردن

1460
01:15:40,869 --> 01:15:41,904
‫هر کسی جز خودت بندازی.

1461
01:15:41,954 --> 01:15:43,956
‫- گمشو بیرون!
‫- از خدامه، ممنون!

1462
01:15:44,915 --> 01:15:48,869
‫ولی می‌دونی چیه، دایان؟
‫خودت انتخاب کردی الان اینجا باشی.

1463
01:15:48,919 --> 01:15:51,914
‫و همون لحظه‌ای که اون بچه نه ساله
‫اومد خونه این تصمیم رو گرفتی

1464
01:15:51,964 --> 01:15:54,082
‫و تصمیم گرفتی نجنگی.

1465
01:15:54,132 --> 01:15:55,918
‫و کاملا حق داشتی بجنگی.

1466
01:15:55,968 --> 01:15:57,920
‫و کاملا حق داشتی بری سر وقت باباش

1467
01:15:57,970 --> 01:15:59,588
‫و بهش بگی
‫«پیش خودت چه فکری کردی؟»

1468
01:15:59,638 --> 01:16:02,299
‫اما نه.
‫در عوض، تصمیم گرفتی کینه به دل بگیری.

1469
01:16:02,349 --> 01:16:05,344
‫و چیزی که مشخصه،
‫اینه که همیشه کینه رو انتخاب می‌کنی.

1470
01:16:05,394 --> 01:16:08,096
‫تصمیم گرفتی از نیومکزیکو کینه به دل بگیری،

1471
01:16:08,146 --> 01:16:10,265
‫از... از... از گل گوشتی کتی،

1472
01:16:10,315 --> 01:16:12,267
‫از... از سگ مرده‌ی جودیث،

1473
01:16:12,317 --> 01:16:14,436
‫از اون جغد لعنتی، از من!

1474
01:16:14,486 --> 01:16:16,313
‫- حق دارم!
‫- آره.

1475
01:16:16,363 --> 01:16:19,399
‫نه، منِ بدبخت شدم
‫سیبلِ همه کینه‌هات.

1476
01:16:19,449 --> 01:16:22,319
‫و چه جای راحتی برای اینکه
‫خشم و کینه‌تو خالی کنی،

1477
01:16:22,369 --> 01:16:24,363
‫اونم درست همون هفته‌ای
‫که باید شوهر دومتو خاک کنی،

1478
01:16:24,413 --> 01:16:26,031
‫جای اینکه با این حقیقت زشت روبه‌رو بشی

1479
01:16:26,081 --> 01:16:27,783
‫که از دست هنری عصبانی هستی
‫و ازش کینه به دل گرفتی

1480
01:16:27,833 --> 01:16:30,452
‫- چون باید اونو دفن کنی.
‫- چطور جرئت می‌کنی!

1481
01:16:30,502 --> 01:16:32,296
‫به من دروغ نگو، دایان.

1482
01:16:33,005 --> 01:16:35,123
‫مخصوصا جلوی آدمی
‫که این حال رو خوب می‌فهمه

1483
01:16:35,173 --> 01:16:38,043
‫که چندین سال از عمرتو تماشا کنی
‫که تک‌تک آدم‌هایی که

1484
01:16:38,093 --> 01:16:39,928
‫که واست موندن، می‌ذارن و میرن.

1485
01:16:42,389 --> 01:16:45,934
‫و آره، ازشون کینه به دل می‌گیریم
‫چون اینجا بهشون نیاز داریم.

1486
01:16:47,936 --> 01:16:50,355
‫چون نمی‌دونیم بدون اون‌ها کی هستیم.

1487
01:16:52,441 --> 01:16:54,568
‫خودت گفتی، دایان.

1488
01:16:54,860 --> 01:16:56,687
‫از رفتارت با هنری نفرت داشتی.

1489
01:16:56,737 --> 01:16:58,313
‫از اینکه تو رو آورده اینجا ازش بدت می‌اومد.

1490
01:16:58,363 --> 01:17:00,566
‫و با این‌حال تمام این مدت،
‫یه نفر رو داشتی

1491
01:17:00,616 --> 01:17:01,942
‫که با تمام وجود نگاهت می‌کرد،
‫و التماس می‌کرد

1492
01:17:01,992 --> 01:17:03,744
‫تا از جایی بیرون بیای
‫که حاضر نبودی خارج بشی.

1493
01:17:04,536 --> 01:17:06,989
‫جایی که تو...
‫خودت انتخاب کردی

1494
01:17:07,039 --> 01:17:09,157
‫غرق عشقی بشی که از پسرت دریافت نگرفتی،

1495
01:17:09,207 --> 01:17:11,243
‫جای اینکه عزادار مردی باشی

1496
01:17:11,293 --> 01:17:13,629
‫که تو رو مثل کف دست می‌شناخت
‫و کنارت موند.

1497
01:17:50,290 --> 01:17:51,750
‫اینم خورشید.

1498
01:17:58,757 --> 01:18:00,092
‫اینم آسمون لعنتی!

1499
01:18:02,260 --> 01:18:05,263
‫و جغد عوضی.

1500
01:18:08,475 --> 01:18:11,770
‫گربه لعنتی رو پس بیار!

1501
01:18:19,361 --> 01:18:20,821
‫قصد نداشتم...

1502
01:18:21,697 --> 01:18:22,781
‫بهتره تمومش کنیم.

1503
01:19:12,706 --> 01:19:14,866
‫سلام خانم.
‫تازه از کلیسا اومدم بیرون.

1504
01:19:14,916 --> 01:19:17,002
‫چیکار می‌کنی؟

1505
01:19:18,295 --> 01:19:19,496
‫می‌دونم که وقتی پیغام صوتی می‌ذارم

1506
01:19:19,546 --> 01:19:21,715
‫و سوال می‌پرسم رو مخت میره.

1507
01:19:22,924 --> 01:19:24,626
‫خواستم بهت خبر بدم

1508
01:19:24,676 --> 01:19:26,503
‫که با چند تا از دوستام
‫بیرون ناهار می‌خوریم،

1509
01:19:26,553 --> 01:19:28,130
‫و پیاده میام خونه.

1510
01:19:28,180 --> 01:19:30,674
‫اوه، اگه یه وقت یادم رفت،

1511
01:19:30,724 --> 01:19:32,300
‫عضو جدید کلیسا ازم پرسید

1512
01:19:32,350 --> 01:19:34,219
‫چطوری با هم آشنا شدیم.

1513
01:19:34,269 --> 01:19:35,971
‫و من گفتم «خب، ما آشنا نشدیم.

1514
01:19:36,021 --> 01:19:37,439
‫دایان منو کشف کرد.»

1515
01:19:38,440 --> 01:19:40,025
‫خدایی حرف قشنگی نزدم؟

1516
01:19:41,443 --> 01:19:43,195
‫خیلی‌خب، دوستت دارم.
‫بزودی می‌بینمت.

1517
01:19:45,197 --> 01:19:47,399
‫و یه چیز دیگه.

1518
01:19:47,449 --> 01:19:49,868
‫چیکار می‌کنی؟

1519
01:21:19,958 --> 01:21:25,956
‫♪ تنها به کلام تو دل سپردن ♪

1520
01:21:26,006 --> 01:21:32,462
‫♪ تنها به وعده‌ات تکیه کردن ♪

1521
01:21:32,512 --> 01:21:39,185
‫♪ خداوند چنین می‌فرماید ♪

1522
01:21:42,022 --> 01:21:46,818
‫♪ ای عیسی‌مسیح، چقدر اعتماد به تو شیرین است ♪

1523
01:21:48,153 --> 01:21:53,283
‫♪ بارها وفاداری‌ات را آزمودم ♪

1524
01:21:54,034 --> 01:21:59,698
‫♪ عیسی‌مسیح، عیسی‌مسیح، ♪
‫♪ ای عیسی‌مسیح عزیز ♪

1525
01:21:59,748 --> 01:22:04,536
‫♪ چه نعمتی‌ست اعتماد بیشتر ♪

1526
01:22:04,586 --> 01:22:09,040
‫♪ به او ♪

1527
01:22:09,090 --> 01:22:10,675
‫خدای بزرگ.

1528
01:22:29,277 --> 01:22:31,479
‫قصد نداشتم بلند بشم و حرف بزنم.

1529
01:22:31,529 --> 01:22:33,865
‫هنری توقع نداشت.

1530
01:22:34,532 --> 01:22:35,984
‫در حقیقت، اون...

1531
01:22:36,034 --> 01:22:38,036
‫احتمالا الان داره چشم‌غره میره.

1532
01:22:39,412 --> 01:22:41,539
‫ولی اون نسبت به...

1533
01:22:43,083 --> 01:22:46,711
‫خواسته‌اش از من رک بود.

1534
01:22:51,299 --> 01:22:53,385
‫و باید تمومش کنم.

1535
01:23:00,225 --> 01:23:02,143
‫تو اولین، آخرین...

1536
01:23:03,728 --> 01:23:04,896
‫و زندگی من هستی.

1537
01:23:06,815 --> 01:23:08,900
‫و جواب رویاهای من هستی.

1538
01:23:11,778 --> 01:23:15,240
‫تو خورشید و ماه

1539
01:23:16,241 --> 01:23:17,659
‫و ستاره راهنمای من هستی.

1540
01:23:21,913 --> 01:23:22,914
‫آم...

1541
01:23:23,915 --> 01:23:26,126
‫♪ عـ... عـ... ♪

1542
01:23:29,629 --> 01:23:30,630
‫♪ عـ... ♪

1543
01:23:31,589 --> 01:23:34,926
‫♪ عشق ایده‌آل من هستی ♪

1544
01:23:36,261 --> 01:23:38,805
‫♪ خود خودت ♪

1545
01:23:41,599 --> 01:23:45,437
‫♪ می‌دونم فقط یکی ♪

1546
01:23:46,312 --> 01:23:47,939
‫♪ مثل تو هست ♪

1547
01:23:51,443 --> 01:23:52,777
‫♪ ممکن نبود ♪

1548
01:23:53,945 --> 01:23:56,448
‫♪ دو تا بسازن ♪

1549
01:24:04,706 --> 01:24:08,501
‫آره، تو دلیل زندگی من هستی.

1550
01:24:11,629 --> 01:24:15,550
‫♪ عشق تو تا ابد در دلم می‌مونه ♪

1551
01:24:17,385 --> 01:24:20,255
‫♪ - تو اولین ♪
‫♪ - تو اولین ♪

1552
01:24:20,305 --> 01:24:21,890
‫♪ - آخرین ♪
‫♪ - آخرین ♪

1553
01:24:23,308 --> 01:24:25,393
‫♪ تمام زندگی من هستی ♪

1554
01:24:27,812 --> 01:24:29,597
‫- باید عضو گروه سرود بشی.
‫- نمی‌تونم، واقعا...

1555
01:24:29,647 --> 01:24:31,141
‫- اوه.
‫- قشنگ بود.

1556
01:24:31,191 --> 01:24:33,143
‫- خونه می‌بینمتون. آدرس رو دارید؟
‫- آره.

1557
01:24:33,193 --> 01:24:34,811
‫خیلی‌خب، عالیه.

1558
01:24:34,861 --> 01:24:35,987
‫جیمی.

1559
01:24:37,739 --> 01:24:40,525
‫میشه هنری و گل‌ها رو بیاری؟

1560
01:24:40,575 --> 01:24:42,911
‫بعیده زیر بار برن.
‫طبق سنت، باید اون‌ها رو

1561
01:24:42,952 --> 01:24:46,039
‫به مراسم یک‌شنبه کلیسا اهدا کنی،
‫ولی بگو خدا بهم بدهکاره.

1562
01:24:48,374 --> 01:24:50,326
‫داشتم می‌گفتم،
‫می‌خوام تخم‌مرغ شکم‌پر معروفمو بیارم.

1563
01:24:50,376 --> 01:24:51,703
‫لطفا نیار.

1564
01:24:51,753 --> 01:24:53,046
‫همین جاست.

1565
01:25:03,348 --> 01:25:05,683
‫تا حالا انقدر نشاط رو بوم دیده بودی؟

1566
01:25:06,851 --> 01:25:08,686
‫- جالبه.
‫- اوهوم.

1567
01:25:09,854 --> 01:25:12,807
‫- اوه، ماجرا چیه؟
‫- اوه، این جغده

1568
01:25:12,857 --> 01:25:15,018
‫گربه‌مون، بارنابی رو برمی‌گردونه،
‫پس...

1569
01:25:15,068 --> 01:25:18,029
‫- خدای من.
‫- گفتم که، شادی و نشاطه.

1570
01:25:19,864 --> 01:25:22,150
‫- قشنگه.
‫- اوه.

1571
01:25:22,200 --> 01:25:25,070
‫اینکه تو این حرف رو میزنی
‫واقعا دلگرم‌کننده‌ست.

1572
01:25:25,120 --> 01:25:26,988
‫چون هنری می‌خواست
‫این تابلو به تو برسه.

1573
01:25:27,038 --> 01:25:28,490
‫- نه.
‫- آره.

1574
01:25:28,540 --> 01:25:30,325
‫- نه.
‫- دوره‌ای که عضو گروه سرود بود

1575
01:25:30,375 --> 01:25:31,960
‫واسش خیلی ارزشمند بود.

1576
01:25:32,877 --> 01:25:34,829
‫شاید بتونید توی اتاق گروه سرود نصب کنید.

1577
01:25:34,879 --> 01:25:36,539
‫اوه.

1578
01:25:36,589 --> 01:25:37,916
‫- آره؟
‫- همم.

1579
01:25:37,966 --> 01:25:39,968
‫این‌طوری انگار هنوز حضور داره
‫و با شما آواز می‌خونه.

1580
01:25:45,807 --> 01:25:46,808
‫همم.

1581
01:25:48,601 --> 01:25:49,727
‫خدا خیرت بده.

1582
01:25:53,898 --> 01:25:55,350
‫- سفر بخیر.
‫- ممنون، دایان.

1583
01:25:55,400 --> 01:25:57,068
‫- خداحافظ.
‫- اگه کاری داشتی، بگو.

1584
01:26:07,036 --> 01:26:09,322
‫به دلایل نامعلوم، مردم فکر کردن باید

1585
01:26:09,372 --> 01:26:10,740
‫کسرول بیشتری بیارن.

1586
01:26:10,790 --> 01:26:12,083
‫متوجه شدم.

1587
01:26:13,376 --> 01:26:16,371
‫ظرف‌ها رو شستم
‫و برچسب زدم هر ظرف واسه کیه.

1588
01:26:16,421 --> 01:26:19,249
‫و چیزهایی که آوردن رو لیست کردم،

1589
01:26:19,299 --> 01:26:21,217
‫اگه یه وقت خواستی
‫یادداشت تشکر بفرستی.

1590
01:26:22,719 --> 01:26:24,846
‫آره، همچین هم لازم نیست.

1591
01:26:27,640 --> 01:26:30,468
‫خب، احتمالا بهتر باشه راه بیفتم،

1592
01:26:30,518 --> 01:26:32,061
‫تنهات بذارم.

1593
01:26:33,563 --> 01:26:35,064
‫تا غروب خیلی نمونده، پس...

1594
01:26:36,065 --> 01:26:38,351
‫اگه خسته شدی، بزن کنار.

1595
01:26:38,401 --> 01:26:39,402
‫باشه.

1596
01:26:41,279 --> 01:26:42,447
‫همم.

1597
01:26:44,073 --> 01:26:46,826
‫شاید نیویورک ببینمت؟

1598
01:26:48,578 --> 01:26:49,787
‫شاید.

1599
01:26:55,001 --> 01:26:56,252
‫خداحافظ جیمی.

1600
01:26:59,297 --> 01:27:00,632
‫خداحافظ دایان.

1601
01:27:06,763 --> 01:27:07,764
‫همم.

1602
01:27:46,177 --> 01:27:47,845
‫می‌دونم بعدش چیه.

1603
01:27:49,389 --> 01:27:51,591
‫به سهم خودم،
‫می‌دونم بعدش چی میشه.

1604
01:27:51,641 --> 01:27:54,352
‫و می‌دونم که بهتره.

1605
01:27:55,853 --> 01:27:57,021
‫یا بهتر میشه.

1606
01:27:59,732 --> 01:28:01,317
‫ولی اینجا موندم...

1607
01:28:02,694 --> 01:28:04,153
‫چون می‌خوام درستش کنم.

1608
01:28:06,489 --> 01:28:08,825
‫چون باید...
‫باید همه‌چی رو درست کنم.

1609
01:28:11,536 --> 01:28:15,081
‫اینجا، انگار ۲۰ ساله‌ام شده.

1610
01:28:16,749 --> 01:28:18,952
‫و دوران خوش‌گذرونی‌مو داشتم،

1611
01:28:19,002 --> 01:28:21,587
‫عاشق شدم و شکست خوردم...

1612
01:28:22,922 --> 01:28:23,923
‫اونم بارها.

1613
01:28:25,842 --> 01:28:26,960
‫اینجا، پدر و مادرم می‌دونستن،

1614
01:28:27,010 --> 01:28:29,721
‫نه تنها می‌دونستن بلکه...

1615
01:28:31,097 --> 01:28:32,348
‫منو دوست داشتن.

1616
01:28:35,393 --> 01:28:36,686
‫و اینجا، تایلر...

1617
01:28:39,605 --> 01:28:40,974
‫نه اینکه فکر کنم حق با اونه.

1618
01:28:41,024 --> 01:28:44,193
‫نه اینکه فکر کنم تاثیری روی من داره.

1619
01:28:49,240 --> 01:28:51,534
‫آخه اینجا بودم،
‫الکی وقت تلف نمی‌کردم.

1620
01:28:54,787 --> 01:28:56,247
‫نه تنها عشق رو پیدا کردم...

1621
01:28:57,790 --> 01:29:01,878
‫نه تنها معنی عشق رو فهمیدم،
‫بلکه بلد بودم باهاش چیکار کنم.

1622
01:29:06,090 --> 01:29:07,425
‫ولی اینکه برم...

1623
01:29:10,219 --> 01:29:11,596
‫اینکه قدمی بردارم...

1624
01:29:16,267 --> 01:29:19,270
‫دایان، این‌طوری می‌فهمم
‫هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها نیفتاده.

1625
01:29:21,439 --> 01:29:23,316
‫اینکه اونجا تک و تنها هستم.

1626
01:29:25,735 --> 01:29:27,186
‫نمیگم که دلت واسم بسوزه...

1627
01:29:27,236 --> 01:29:30,573
‫و اینطوری نمیگم بهونه بیارم.

1628
01:29:31,741 --> 01:29:32,742
‫آ...

1629
01:29:36,245 --> 01:29:38,289
‫فقط نمی‌دونم باهاش چیکار کنم.

1630
01:29:42,293 --> 01:29:44,754
‫جیمی، پدر و مادرت می‌دونستن.

1631
01:29:45,963 --> 01:29:47,423
‫ما همیشه می‌دونیم.

1632
01:29:48,299 --> 01:29:50,259
‫و تو رو می‌شناختن.

1633
01:29:51,260 --> 01:29:54,806
‫تو پسرشون بودی
‫که تا لحظه آخرشون دوستشون داشتی.

1634
01:30:24,794 --> 01:30:26,120
‫«گفتم خبر بدم.»

1635
01:30:26,170 --> 01:30:29,415
‫از چیزی که توقع داشتم زودتر شد.

1636
01:30:29,465 --> 01:30:31,667
‫خب، زمان‌بندی اون همیشه افتضاحه.

1637
01:30:31,717 --> 01:30:32,844
‫یا عالیه.

1638
01:30:36,347 --> 01:30:37,473
‫بذار صبر کنه.

1639
01:30:38,683 --> 01:30:39,976
‫تا من آماده بشم.

1640
01:30:46,983 --> 01:30:48,526
‫باید به زندگیت برسی، جیمی.

1641
01:30:50,862 --> 01:30:51,771
‫وقتش رسیده.

1642
01:30:51,821 --> 01:30:52,822
‫آره.

1643
01:30:56,492 --> 01:30:57,493
‫آره.

1644
01:31:02,665 --> 01:31:04,117
‫و گل گوشتی رو ببر.

1645
01:31:04,167 --> 01:31:06,085
‫لیاقت داره نجات داده بشه.