﻿1
00:01:40,916 --> 00:01:48,625
‫این فیلم، روایتی موازی از اپیزود اول سریال Yao-Chinese Folktales (نام NOBODY)

2
00:02:40,000 --> 00:02:40,625
‫آه

3
00:02:40,666 --> 00:02:42,166
‫یائو [هیولای اساطیری چینی]

4
00:02:53,333 --> 00:02:54,208
‫جناب یائو، ای مهربان‌ترین!

5
00:02:54,208 --> 00:02:55,291
‫سبدها پر از پنکیکه‌

6
00:02:55,333 --> 00:02:56,541
‫همه‌اش مال خودت

7
00:02:56,583 --> 00:02:57,958
‫فقط به جونم رحم کن

8
00:02:58,916 --> 00:03:00,833
‫هر چی داری زود رد کن بیاد

9
00:03:04,958 --> 00:03:05,833
‫همین؟

10
00:03:05,833 --> 00:03:06,875
‫این اواخر کاسبی اصلاً تعریفی نداشته

11
00:03:06,875 --> 00:03:08,458
‫به‌زور خرج خودمون درمیاد

12
00:03:09,833 --> 00:03:11,500
‫چه لباس‌های خوبیم هم تنت کردی

13
00:03:12,041 --> 00:03:12,791
‫اوه

14
00:03:13,041 --> 00:03:14,250
‫نمی‌خوای درشون بیاری؟

15
00:03:16,375 --> 00:03:17,375
‫خوب گوش هاتو وا کن

16
00:03:17,416 --> 00:03:18,166
‫از این به بعد

17
00:03:18,166 --> 00:03:20,000
‫باید برامون آب و نون درست‌وحسابی بیاری

18
00:03:20,041 --> 00:03:21,500
‫اگه یه وقت یادت بره...

19
00:03:21,500 --> 00:03:23,833
‫آه

20
00:03:24,500 --> 00:03:26,791
‫عاقبتت می‌شه مثل این!

21
00:03:26,833 --> 00:03:32,750
‫آه

22
00:03:32,791 --> 00:03:35,208
‫اینجا چه خبره؟

23
00:03:36,041 --> 00:03:38,375
‫وسط روز این چه قشقرقیه راه انداختی؟

24
00:03:38,958 --> 00:03:39,791
‫تو دیگه کی هستی؟

25
00:03:39,791 --> 00:03:41,000
‫اصلاً تو خودت کی هستی؟

26
00:03:41,500 --> 00:03:41,916
‫یه لحظه وایسا

27
00:03:41,916 --> 00:03:43,000
‫تو کی هستی؟

28
00:03:43,416 --> 00:03:44,416
‫من؟

29
00:03:45,416 --> 00:03:46,333
‫از غار شاهانه

30
00:03:46,333 --> 00:03:48,000
‫کد ۹۵۲۷ [ارجاع طنز به شماره‌های
‫پرسنلی نمادین در فیلم‌های استفان چو]

31
00:03:48,041 --> 00:03:49,708
‫پس برای غار شاهانه کار می‌کنی

32
00:03:49,791 --> 00:03:50,875
‫شرمنده، نشناختم

33
00:03:51,125 --> 00:03:52,000
‫تو نوچه کی هستی؟

34
00:03:52,000 --> 00:03:52,625
‫من... خب

35
00:03:52,625 --> 00:03:53,791
‫من تنهایی کار می‌کنم

36
00:03:53,833 --> 00:03:55,375
‫آزادکاری

37
00:03:55,500 --> 00:03:56,208
‫آزادکار

38
00:03:56,458 --> 00:03:57,125
‫آزادکار

39
00:03:57,333 --> 00:03:58,916
‫خیلی جربزه می‌خواد که بیای
‫تو قلمرو ما خفت‌گیری کنی

40
00:03:58,958 --> 00:04:01,000
‫دیگه تکرار نمی‌شه

41
00:04:02,791 --> 00:04:04,250
‫دارم به همه‌تون هشدار می‌دم

42
00:04:04,291 --> 00:04:05,666
‫سرتاسر کوهستانِ لانگ‌لانگ

43
00:04:05,833 --> 00:04:07,125
‫متعلق به غار شاهانه‌ست

44
00:04:07,250 --> 00:04:08,250
‫فهمیدین؟

45
00:04:08,291 --> 00:04:09,166
‫فهمیدیم

46
00:04:09,250 --> 00:04:10,250
‫کلاغ‌سیاه

47
00:04:11,000 --> 00:04:12,000
‫داداش کلاغ‌سیاه

48
00:04:12,125 --> 00:04:13,291
‫این پسره رفیق منه

49
00:04:13,333 --> 00:04:14,500
‫می‌شه این دفعه رو شتر دیدی ندیدی کنی؟

50
00:04:14,500 --> 00:04:15,125
‫آها

51
00:04:15,250 --> 00:04:16,541
‫تو تو مطبخ کار می‌کنی؟

52
00:04:16,583 --> 00:04:17,583
‫بله، خودمم

53
00:04:18,541 --> 00:04:21,416
‫من این کار رو فقط و فقط به
‫خاطر «وزغی» انجام می‌دم

54
00:04:21,916 --> 00:04:24,375
‫(غار شاهانه)

55
00:04:26,541 --> 00:04:27,791
‫الان سه ساله دارم سگ‌دو می‌زنم

56
00:04:27,833 --> 00:04:29,416
‫همیشه همون دور اول رد می‌شم

57
00:04:29,666 --> 00:04:31,291
‫اگه امسال هم قبول نشم

58
00:04:31,541 --> 00:04:33,125
‫باید دست از پا درازتر برگردم خونه

59
00:04:33,166 --> 00:04:33,583
‫آه

60
00:04:33,583 --> 00:04:35,083
‫مهارتت حرف نداره

61
00:04:35,208 --> 00:04:36,333
‫فقط پارتی نداری، همین

62
00:04:36,375 --> 00:04:37,875
‫اما این دفعه توفیر داره

63
00:04:37,875 --> 00:04:40,375
‫عموم تازه ترفیع گرفته شده

64
00:04:40,375 --> 00:04:42,000
‫معاون ارشد بخش شست‌وشو

65
00:04:42,000 --> 00:04:43,500
‫امروز کارت رو تمیز انجام بده

66
00:04:43,500 --> 00:04:44,375
‫اون می‌تونه یه سفارش سفارشی...

67
00:04:44,375 --> 00:04:45,375
‫...برات پیش «جناب خرس» بکنه

68
00:04:45,375 --> 00:04:46,958
‫شاید همین‌طوری راهت باز بشه

69
00:04:47,125 --> 00:04:48,125
‫راست می‌گی؟

70
00:04:48,583 --> 00:04:50,666
‫به شرطی که این دیگ مثل آینه برق بزنه

71
00:04:52,958 --> 00:04:54,375
‫این کهنه اصلاً به درد نمی‌خوره

72
00:04:54,416 --> 00:04:55,625
‫روغنش خیلی سمجه

73
00:04:55,750 --> 00:04:57,375
‫«جناب خرس» دستور داده این‌طوری تمیز بشه

74
00:04:57,416 --> 00:04:58,875
‫کاریش نمی‌شه کرد

75
00:04:58,875 --> 00:05:00,083
‫این رو تماشا کن

76
00:05:07,791 --> 00:05:08,458
‫هه

77
00:05:08,458 --> 00:05:10,333
‫این سیخ‌های بدنت عجب کارایی دارن

78
00:05:13,000 --> 00:05:14,625
‫مگه همیشه یه دیگ نبود؟

79
00:05:14,625 --> 00:05:16,250
‫چرا امروز داریم چهار تا رو می‌شوریم؟

80
00:05:16,291 --> 00:05:17,166
‫مگه نشنیدی؟

81
00:05:17,166 --> 00:05:19,166
‫پادشاه امروز صبح جلسه اضطراری گذاشت

82
00:05:19,208 --> 00:05:20,875
‫«راهب تانگ» و مریدهاش دارن میان
‫[شخصیت‌های اصلی اسطوره سفر به باختر]

83
00:05:20,875 --> 00:05:23,083
‫این دیگ‌ها هم برای بار گذاشتن اون‌هاست

84
00:05:23,250 --> 00:05:24,250
‫راهب تانگ؟

85
00:05:24,541 --> 00:05:25,708
‫این راهب تانگ دیگه کیه؟

86
00:05:25,750 --> 00:05:27,541
‫می‌گن گوشت بدنش یه خاصیت جادویی داره

87
00:05:27,583 --> 00:05:29,375
‫یه لقمه ازش بخوری، عمر جاودان پیدا می‌کنی

88
00:05:29,416 --> 00:05:30,666
‫عمر جاودان؟

89
00:05:30,708 --> 00:05:31,750
‫صداتو بیار پایین

90
00:05:32,666 --> 00:05:33,208
‫ببینم

91
00:05:33,208 --> 00:05:34,166
‫اگه کارم رو عالی انجام بدم

92
00:05:34,166 --> 00:05:35,625
‫یه تیکه از گوشت راهب تانگ هم به من می‌رسه؟

93
00:05:35,625 --> 00:05:37,250
‫شتر در خواب بیند پنبه‌دانه

94
00:05:37,250 --> 00:05:38,750
‫اون گوشت مخصوص از ما بهترون و پادشاهانه

95
00:05:38,750 --> 00:05:40,000
‫دست «جناب خرس» هم بهش نمی‌رسه

96
00:05:40,041 --> 00:05:41,708
‫چه برسه به یه قطره‌اش واسه ما

97
00:05:41,791 --> 00:05:42,291
‫هی

98
00:05:42,416 --> 00:05:44,916
‫انگار هر چی می‌سابیم این چربی‌ها پاک نمی‌شن

99
00:05:46,458 --> 00:05:47,791
‫سیخ‌های بدنت کچل شدن

100
00:05:48,041 --> 00:05:48,583
‫غمِت نباشه

101
00:05:48,583 --> 00:05:49,583
‫هنوز رو سرم کلی ازشون دارم

102
00:05:49,583 --> 00:05:51,250
‫این‌ها سفت‌تر و تیزتر هم هستن

103
00:05:53,208 --> 00:05:55,083
‫تو همیشه کله‌خراب و کله‌سفت بودی

104
00:05:59,500 --> 00:06:01,583
‫راه رو باز کنید، پادشاه تشریف میارن!

105
00:06:07,166 --> 00:06:09,125
‫به این دیگ اصلاً دست هم زده نشده

106
00:06:09,125 --> 00:06:09,958
‫ببرینش

107
00:06:09,958 --> 00:06:11,333
‫چهل ضربه شلاق

108
00:06:11,958 --> 00:06:12,666
‫پادشاه من!

109
00:06:12,666 --> 00:06:14,541
‫رحم کنید!

110
00:06:17,833 --> 00:06:19,291
‫هنوز این‌همه چربی چسبیده بهش؟

111
00:06:19,333 --> 00:06:21,208
‫پوست و فلس‌هاشو زنده زنده بکشید!

112
00:06:31,416 --> 00:06:32,166
‫ایش

113
00:06:32,166 --> 00:06:33,416
‫خودنما

114
00:06:50,416 --> 00:06:51,875
‫خطاطی من کجاست؟

115
00:06:53,708 --> 00:06:54,750
‫خطاطی؟

116
00:06:55,041 --> 00:06:56,708
‫خطاطیِ پدربزرگم کجاست؟

117
00:06:59,000 --> 00:07:00,916
‫و خطاطیِ جدِ بزرگم؟

118
00:07:09,500 --> 00:07:11,041
‫کلک این دو تا رو بکنید

119
00:07:11,333 --> 00:07:12,791
‫تو رو خدا رحم کنید

120
00:07:19,750 --> 00:07:20,833
‫اوضاع این‌قدر خیطه؟

121
00:07:20,875 --> 00:07:21,875
‫فرار کن!

122
00:07:21,958 --> 00:07:22,958
‫بگیریدشون!

123
00:07:42,791 --> 00:07:43,791
‫بیا اینجا

124
00:07:44,625 --> 00:07:45,625
‫عجله کن

125
00:07:45,625 --> 00:07:46,250
‫بپر تو

126
00:07:46,250 --> 00:07:47,250
‫عمراً

127
00:07:47,583 --> 00:07:49,666
‫مگه می‌شه هر دو تامون اینجا جا بشیم؟

128
00:08:02,833 --> 00:08:03,458
‫منتظر چی هستین؟

129
00:08:03,458 --> 00:08:04,541
‫برید دنبالشون

130
00:08:04,583 --> 00:08:05,583
‫اومدیم

131
00:08:13,541 --> 00:08:15,416
‫کجا داریم می‌ریم؟

132
00:08:23,875 --> 00:08:24,875
‫اینجا دیگه کجاست؟

133
00:08:25,458 --> 00:08:26,458
‫مخفیگاه دنج خودمه

134
00:08:27,666 --> 00:08:30,083
‫حالا چیکار کنیم؟

135
00:08:30,458 --> 00:08:32,500
‫حالا باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

136
00:08:32,500 --> 00:08:34,000
‫اگه عموت واسمون بند پ
‫رو ردیف کنه [پارتی‌بازی]

137
00:08:34,041 --> 00:08:35,125
‫هنوزم شانسی داریم؟

138
00:08:35,125 --> 00:08:36,333
‫عموم؟

139
00:08:36,500 --> 00:08:38,083
‫اون خودش الان کلاهشو چسبیده باد نبره

140
00:08:38,125 --> 00:08:39,375
‫عموم بهم قول داده بود

141
00:08:39,375 --> 00:08:40,750
‫که بعد از اینکه شاهان گوشت راهب رو خوردن

142
00:08:40,750 --> 00:08:43,125
‫ته‌مانده غذاشون رو واسه من قایم کنه

143
00:08:43,125 --> 00:08:44,625
‫حالا همه‌اش دود شد رفت هوا

144
00:08:46,375 --> 00:08:47,375
‫بیا بزنیم به فرار

145
00:08:47,875 --> 00:08:48,875
‫کجا بریم؟

146
00:08:49,416 --> 00:08:51,625
‫بیا کلاً از کوهستان لانگ‌لانگ فرار کنیم

147
00:08:53,000 --> 00:08:55,625
‫من یه کار و بارِ آبرومند داشتم

148
00:08:55,625 --> 00:08:57,375
‫و حالا همه‌اش به باد فنا رفت

149
00:08:57,416 --> 00:08:59,875
‫همه‌اش تقصیر توئه کله‌شق بود

150
00:08:59,875 --> 00:09:01,125
‫کارم رو تو غار شاهانه بهم برگردون

151
00:09:01,125 --> 00:09:02,625
‫عمر جاودانم رو بهم برگردون

152
00:09:02,625 --> 00:09:03,916
‫کار مطبخم رو بهم پس بده

153
00:09:03,958 --> 00:09:05,375
‫خیلی خب

154
00:09:05,375 --> 00:09:07,333
‫بیا خودمون بریم راهب تانگ رو بگیریم

155
00:09:07,375 --> 00:09:08,375
‫منظورت چیه؟

156
00:09:08,791 --> 00:09:10,375
‫مگه هنوز تو راه سفر نیست؟

157
00:09:10,416 --> 00:09:11,750
‫بیا قبل از بقیه دستمون بهش برسه

158
00:09:11,791 --> 00:09:13,791
‫و دست پادشاه رو بذاریم تو پوست گردو

159
00:09:13,833 --> 00:09:15,083
‫شوخی می‌کنی؟

160
00:09:15,458 --> 00:09:16,458
‫کاملاً جدی‌ام

161
00:09:16,791 --> 00:09:17,791
‫هر که مَحرَم‌تر، سهمش بیشتر

162
00:09:17,791 --> 00:09:18,250
‫چی؟

163
00:09:18,708 --> 00:09:19,708
‫تو پاک رد دادی

164
00:09:20,041 --> 00:09:21,708
‫پادشاه تا اون دنیا هم تعقیبمون می‌کنه

165
00:09:21,750 --> 00:09:23,875
‫مگه الانش هم دنبال گرفتن ما نیست؟

166
00:09:23,916 --> 00:09:24,750
‫یا مرگ یا زندگی!

167
00:09:24,750 --> 00:09:26,958
‫شاید این‌طوری زودتر از همه نامیرا شدیم

168
00:09:49,500 --> 00:09:50,791
‫وقتی راهب تانگ از «دره هالی» رد بشه

169
00:09:50,833 --> 00:09:53,875
‫فکر می‌کنی یائوهای اونجا
‫زودتر از ما شبیخون بزنن؟

170
00:09:53,875 --> 00:09:55,500
‫واسه همینه که باید عجله کنیم

171
00:10:10,458 --> 00:10:11,916
‫تکون بخور

172
00:10:11,958 --> 00:10:13,083
‫اون رو دیدی؟

173
00:10:13,375 --> 00:10:14,375
‫آره دیدم

174
00:10:14,541 --> 00:10:16,291
‫خیلی پاشو از گلیمش درازتر کرده

175
00:10:21,333 --> 00:10:22,375
‫داری چیکار می‌کنی؟

176
00:10:22,458 --> 00:10:23,416
‫واو

177
00:10:23,416 --> 00:10:24,916
‫شما یائوها چقدر زیاد شدین

178
00:10:25,000 --> 00:10:28,208
‫دنیا به کجا چنین شتابان؟

179
00:10:28,666 --> 00:10:29,875
‫اونم زیر نور روشن آفتاب

180
00:10:29,916 --> 00:10:31,875
‫چی شده که حالا انسان‌ها
‫دارن به یائوها زور می‌گن؟

181
00:10:31,916 --> 00:10:32,750
‫به من دست نزن

182
00:10:32,750 --> 00:10:33,916
‫من ازت ترسی ندارم

183
00:10:36,125 --> 00:10:38,041
‫غرور و غیرت یائوبودنت کجا رفته؟

184
00:10:38,333 --> 00:10:39,375
‫داشتم از گشنگی تلف می‌شدم

185
00:10:39,375 --> 00:10:40,666
‫اومدم اینجا دنبال یه لقمه نون

186
00:10:40,708 --> 00:10:41,875
‫که اونم مچم رو گرفت

187
00:10:41,916 --> 00:10:43,125
‫مایه سرافکندگی هستی

188
00:10:43,125 --> 00:10:44,125
‫تو واسه کدوم دارودسته‌ای؟

189
00:10:44,125 --> 00:10:45,500
‫«دره هالی»

190
00:10:45,625 --> 00:10:47,708
‫با داشتن همچین پیشینه‌ای باز این‌قدر بزدلی؟

191
00:10:47,750 --> 00:10:49,500
‫داری آبروی پادشاهت رو می‌بری

192
00:10:49,708 --> 00:10:51,625
‫پادشاه من غزل خداحافظی رو خونده

193
00:10:52,583 --> 00:10:53,416
‫کی؟

194
00:10:53,416 --> 00:10:54,500
‫همین امروز

195
00:10:54,500 --> 00:10:56,625
‫تک‌تک یائوهای دره هالی تارومار شدن

196
00:10:56,666 --> 00:10:58,000
‫فقط من جون سالم به در بردم

197
00:10:58,041 --> 00:10:58,833
‫کی کارشونو ساخت؟

198
00:10:59,041 --> 00:11:00,000
‫«سون ووکانگ» [شاه میمون اسطوره‌ای]

199
00:11:00,000 --> 00:11:01,291
‫سون ووکانگ دیگه کدوم خرسه؟

200
00:11:01,333 --> 00:11:03,125
‫یعنی تو نمی‌دونی سون ووکانگ کیه؟

201
00:11:03,166 --> 00:11:04,833
‫تو اصلاً اسم خودتو می‌ذاری یائو؟

202
00:11:04,875 --> 00:11:05,458
‫ساکت شو

203
00:11:05,500 --> 00:11:06,291
‫کسی از تو نظر نخواست

204
00:11:06,291 --> 00:11:07,291
‫فضولی نکن

205
00:11:10,625 --> 00:11:11,250
‫برگرد اینجا

206
00:11:11,250 --> 00:11:12,708
‫من فقط می‌خوام زنده بمونم

207
00:11:13,125 --> 00:11:14,125
‫پس بنال ببینم

208
00:11:14,458 --> 00:11:16,166
‫سون ووکانگ مرید ارشد راهب تانگه

209
00:11:16,208 --> 00:11:18,000
‫مگه می‌شه چند تا راهب این‌قدر قوی باشن؟

210
00:11:18,041 --> 00:11:19,250
‫فقط چند تا راهب ساده؟

211
00:11:19,250 --> 00:11:19,875
‫اون سون ووکانگه!

212
00:11:19,875 --> 00:11:21,250
‫تو مسیر سفرشون به غرب

213
00:11:21,291 --> 00:11:23,375
‫خدا می‌دونه چقدر از یائوها
‫رو به خاک سیاه نشوندن

214
00:11:23,416 --> 00:11:24,416
‫له کردن شماها...

215
00:11:24,541 --> 00:11:26,000
‫...واسه اون مثل آب خوردنه

216
00:11:26,333 --> 00:11:27,333
‫حالا به شکر خوردن افتادی؟

217
00:11:27,375 --> 00:11:29,583
‫اون چهار تا الان توی پایتخت مستقرن

218
00:11:29,625 --> 00:11:31,250
‫ده روزه که دارن جشن و ضیافت می‌گیرن

219
00:11:31,250 --> 00:11:33,333
‫عجیبه که شما جونورها هنوز زنده‌اید

220
00:11:33,500 --> 00:11:34,750
‫من ازتون هیچ ترسی ندارم

221
00:11:34,791 --> 00:11:37,000
‫کافیه یه ضربه بزنم تا کل دهکده خبردار بشن

222
00:11:37,041 --> 00:11:38,041
‫سون ووکانگ سه سوته پیداش می‌شه

223
00:11:38,041 --> 00:11:39,041
‫ببین کی بهت گفتم

224
00:11:39,416 --> 00:11:40,416
‫سنج من کجاست؟

225
00:11:42,833 --> 00:11:43,916
‫رئیس

226
00:11:43,958 --> 00:11:44,958
‫بی‌خیال، کوتاه بیا

227
00:11:45,000 --> 00:11:46,125
‫ما یائوهای اهل این محل نیستیم

228
00:11:46,166 --> 00:11:47,291
‫فقط داریم از اینجا رد می‌شیم

229
00:11:47,333 --> 00:11:48,083
‫نخیر

230
00:11:48,333 --> 00:11:49,333
‫چکشم کو؟

231
00:11:49,416 --> 00:11:49,958
‫بزرگوار

232
00:11:49,958 --> 00:11:51,541
‫این‌طوری نکن دیگه

233
00:11:51,583 --> 00:11:52,250
‫نیازی به این کارها نیست

234
00:11:52,250 --> 00:11:53,041
‫اصلاً نیازی نیست

235
00:11:53,041 --> 00:11:54,125
‫شما اصلاً به دل نگیر

236
00:11:54,166 --> 00:11:55,250
‫رئیس

237
00:11:55,291 --> 00:11:56,375
‫بیا مسالمت‌آمیز حلش کنیم

238
00:11:56,416 --> 00:11:57,041
‫همین الان رفع زحمت می‌کنیم

239
00:11:57,041 --> 00:11:57,750
‫حله؟

240
00:11:57,958 --> 00:11:58,708
‫وزغی!

241
00:11:58,708 --> 00:12:00,166
‫پس غرورت کجا رفته؟

242
00:12:02,500 --> 00:12:03,500
‫رئیس

243
00:12:03,500 --> 00:12:04,875
‫این راهب تانگ و مریدهاش

244
00:12:04,875 --> 00:12:07,000
‫واسه چی اصلاً دارن می‌رن غرب؟

245
00:12:07,000 --> 00:12:08,875
‫تا متون مقدس رو بیارن و بودا بشن

246
00:12:08,916 --> 00:12:11,125
‫اون موقع مرتبه‌شون از همه بالاتر می‌ره

247
00:12:11,125 --> 00:12:11,875
‫یه کم دو تا دو تا چهار تا کن

248
00:12:11,875 --> 00:12:14,000
‫چرا یائو قدرتمندی مثل سون ووکانگ

249
00:12:14,041 --> 00:12:16,541
‫باید مثل یه پادو دنبال راهب تانگ راه بیفته؟

250
00:12:17,000 --> 00:12:18,833
‫سون ووکانگ هم خودش یائوئه؟

251
00:12:19,000 --> 00:12:19,583
‫آره دیگه

252
00:12:19,875 --> 00:12:21,541
‫اون فقط یه یائوی میمونه

253
00:12:21,583 --> 00:12:23,166
‫«ژو باجیه» هم یه یائوی خوکه

254
00:12:23,625 --> 00:12:25,666
‫حتی اسب زیر پاشون هم یائوئه

255
00:12:26,666 --> 00:12:27,250
‫پس...

256
00:12:27,541 --> 00:12:29,833
‫پس چرا این‌قدر سرودست می‌شکنند که بودا بشن؟

257
00:12:29,875 --> 00:12:30,833
‫وقتی که بودا بشی

258
00:12:30,833 --> 00:12:33,583
‫همه دنیا باید جلوت تعظیم
‫کنند و بهت احترام بذارن

259
00:12:33,833 --> 00:12:34,916
‫اون موقع عمر جاودان پیدا می‌کنی؟

260
00:12:34,958 --> 00:12:36,541
‫جاودانگی که کمترین چیزشه

261
00:12:37,708 --> 00:12:38,875
‫اومدین کار کنید یا فک بزنید؟

262
00:12:38,916 --> 00:12:40,166
‫الان سنج رو می‌کوبم ها!

263
00:12:40,208 --> 00:12:41,291
‫باشه، باشه، تسلیم

264
00:12:41,333 --> 00:12:42,708
‫در رو

265
00:12:43,375 --> 00:12:44,750
‫بد‌و، بدو

266
00:12:45,541 --> 00:12:46,541
‫لفتش نده

267
00:12:47,125 --> 00:12:48,125
‫تندتر

268
00:12:48,250 --> 00:12:50,000
‫این دو تا نیزه رو واسه خودم برمی‌دارم

269
00:12:50,041 --> 00:12:52,333
‫اگه یه بار دیگه این طرف‌ها پلکتون بخوره

270
00:12:52,583 --> 00:12:54,041
‫قلم پاتون رو خرد می‌کنم

271
00:13:03,458 --> 00:13:04,541
‫کارمون تمومه

272
00:13:06,333 --> 00:13:08,375
‫این دفعه دیگه رسماً و کلاً بدبخت شدیم

273
00:13:10,000 --> 00:13:11,083
‫نه لزوماً

274
00:13:13,916 --> 00:13:15,125
‫گرفتنِ راهب تانگ...

275
00:13:17,041 --> 00:13:19,166
‫هاها!

276
00:13:19,333 --> 00:13:21,291
‫وزغ در آرزوی خوردن گوشت راهب! [اشاره به ضرب‌المثل چینی:
‫وزغی که می‌خواهد گوشت قوی آسمانی را بخورد - طمع بیش از حد]

277
00:13:21,333 --> 00:13:23,583
‫هاها!

278
00:13:25,333 --> 00:13:26,625
‫چقدر من احمقم

279
00:13:27,791 --> 00:13:29,125
‫چقدر ساده‌لوحم

280
00:13:29,166 --> 00:13:31,458
‫(هق‌هق و گریه)

281
00:13:33,958 --> 00:13:35,000
‫بهم دست نزن

282
00:13:35,000 --> 00:13:35,791
‫تو واسه خودت تنهایی کار می‌کنی

283
00:13:35,791 --> 00:13:36,583
‫خیالت راحته و برات مهم نیست

284
00:13:36,583 --> 00:13:38,625
‫اما من دیگه راه برگشتی ندارم

285
00:13:38,625 --> 00:13:40,166
‫دیگه نمی‌تونم روی عموم رو ببینم

286
00:13:40,208 --> 00:13:42,083
‫تو تمام زندگی من رو به لجن کشیدی

287
00:13:42,375 --> 00:13:44,000
‫تو که این‌قدر ایده‌های گنده گنده می‌دی

288
00:13:44,041 --> 00:13:46,500
‫چرا خودت نمی‌ری متون مقدس رو بیاری؟

289
00:13:46,500 --> 00:13:48,625
‫چرا نمی‌ری پادشاه رو از تختش پایین بکشی؟

290
00:13:48,666 --> 00:13:49,416
‫یالله برو دیگه

291
00:13:49,416 --> 00:13:50,625
‫یه چیزی بگو

292
00:13:50,625 --> 00:13:51,041
‫بنال دیگه

293
00:13:51,041 --> 00:13:51,750
‫فکر بکریه ها

294
00:13:51,958 --> 00:13:52,958
‫ها؟

295
00:13:53,250 --> 00:13:55,166
‫آوردن متون مقدس اصلاً فکر بدی نیست

296
00:13:55,583 --> 00:13:56,958
‫پاک زنجیر پاره کردی؟

297
00:13:57,333 --> 00:13:58,916
‫ملحق شدن به گروه راهب تانگ!

298
00:13:59,333 --> 00:14:01,000
‫می‌تونیم نقش اون‌ها رو بازی کنیم

299
00:14:01,041 --> 00:14:02,000
‫و خودمون بریم متون مقدس رو بیاریم

300
00:14:02,000 --> 00:14:03,000
‫ببین

301
00:14:03,125 --> 00:14:04,208
‫اون‌ها یه خوک دارن

302
00:14:04,416 --> 00:14:05,375
‫من می‌تونم نقش خوکه رو بازی کنم

303
00:14:05,416 --> 00:14:06,666
‫تو هم می‌شی خودِ راهب تانگ

304
00:14:06,708 --> 00:14:07,708
‫بعدش دو نفر دیگه

305
00:14:07,958 --> 00:14:09,541
‫یه تیم جور می‌کنیم و با هم می‌زنیم به جاده

306
00:14:09,583 --> 00:14:10,166
‫نظرت چیه؟

307
00:14:10,166 --> 00:14:11,416
‫تو رسماً دیوونه شدی

308
00:14:11,541 --> 00:14:13,375
‫اون موقع قبل از اینکه پاشون
‫به غرب برسه، ما رسیدیم

309
00:14:13,416 --> 00:14:14,416
‫متون رو دودستی می‌چسبیم و بودا می‌شیم

310
00:14:14,458 --> 00:14:16,375
‫عمر جاودان پیدا می‌کنیم

311
00:14:18,041 --> 00:14:19,041
‫دارم بهت می‌گم

312
00:14:19,041 --> 00:14:20,125
‫من ترجیح می‌دم خودم رو تسلیم کنم

313
00:14:20,166 --> 00:14:21,875
‫و جناب خرس من رو از
‫بالای صخره پرت کنه پایین

314
00:14:21,875 --> 00:14:24,375
‫تا اینکه بخوام با تو همسفر بشم

315
00:14:25,125 --> 00:14:26,291
‫من دارم برمی‌گردم

316
00:14:26,333 --> 00:14:27,916
‫برمی‌گردم سر همون دیگ‌سابیم

317
00:14:27,958 --> 00:14:29,125
‫یه بار می‌گی راهب رو بخوریم

318
00:14:29,125 --> 00:14:30,500
‫حالا می‌گی خودِ راهب بشیم

319
00:14:31,333 --> 00:14:33,250
‫من یکی اصلاً خام این حرف‌ها نمی‌شم

320
00:14:41,333 --> 00:14:42,916
‫نمی‌خوای جلو راهم رو بگیری؟

321
00:14:43,333 --> 00:14:45,916
‫نگران نیستی اونجا برم و
‫غزل خداحافظی رو بخونم؟

322
00:14:45,958 --> 00:14:47,000
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

323
00:14:47,041 --> 00:14:48,375
‫حتی اگه فرض کنیم بریم
‫تا متون مقدس رو بیاریم

324
00:14:48,375 --> 00:14:50,125
‫اگه وسط راه راهب تانگ
‫واقعی بهمون برسه چیکار کنیم؟

325
00:14:50,166 --> 00:14:51,666
‫مگه اون پسره تو دهکده نگفت؟

326
00:14:51,708 --> 00:14:53,000
‫اون‌ها ده روز تمام دارن عیش و نوش می‌کنند

327
00:14:53,041 --> 00:14:54,250
‫تا ده روز آینده جاشون
‫کاملاً امنه و تکون نمی‌خورن

328
00:14:54,291 --> 00:14:56,875
‫ما هم به محض اینکه
‫تیممون جور شد راه می‌افتیم

329
00:15:00,041 --> 00:15:01,833
‫این دیگه آخرین باریه که بهت اعتماد می‌کنم

330
00:15:01,875 --> 00:15:03,000
‫فقط محض اتمام حجت بگم

331
00:15:03,041 --> 00:15:06,333
‫من این کار رو فقط به خاطر
‫این می‌کنم که خودت التماسم کردی

332
00:15:12,041 --> 00:15:12,708
‫یه کم آب بخور

333
00:15:12,708 --> 00:15:13,708
‫کار خودت رو بکن

334
00:15:19,333 --> 00:15:23,083
‫(نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود)

335
00:15:28,750 --> 00:15:30,666
‫این راهب تانگ اصلاً مرده یا زنه؟

336
00:15:31,291 --> 00:15:32,291
‫مرده

337
00:15:35,500 --> 00:15:36,500
‫خب، بعدش؟

338
00:15:36,583 --> 00:15:37,791
‫خب معلومه، راهبه دیگه

339
00:15:37,916 --> 00:15:40,250
‫هیچ ایده‌ای نداری که
‫ریخت و قیافه‌اش چطوریه؟

340
00:15:40,291 --> 00:15:41,083
‫نه اصلاً

341
00:15:41,291 --> 00:15:41,875
‫آه

342
00:15:42,041 --> 00:15:43,041
‫اون وقت من چطوری از
‫رو هوا پرتره‌اش رو بکشم؟

343
00:15:43,041 --> 00:15:43,708
‫مثلاً تو هنرمندی ها

344
00:15:43,708 --> 00:15:44,791
‫خودت یه جوری ردیفش کن

345
00:15:44,833 --> 00:15:46,875
‫بی‌خود نیست که هیچ‌کس دوزاری هم دستت نمی‌ده

346
00:15:46,916 --> 00:15:48,958
‫آخرین باری که مشتری داشتی کی بوده اصلاً؟

347
00:15:49,000 --> 00:15:52,041
‫باید کلاه‌تون رو هم بندازید
‫بالا که ما اومدیم سراغتون

348
00:15:56,958 --> 00:15:58,583
‫سون ووکانگ یه میمونه...

349
00:16:01,208 --> 00:16:02,875
‫ژو باجیه هم یه یائوی خوکه...

350
00:16:05,208 --> 00:16:06,708
‫یه مرید دیگه هم دارن

351
00:16:08,916 --> 00:16:09,916
‫اسم اون چی بود؟

352
00:16:10,125 --> 00:16:11,750
‫اون پسره چیزی نگفت

353
00:16:13,625 --> 00:16:14,750
‫به حس ششمت اعتماد کن و بکش

354
00:16:14,750 --> 00:16:15,541
‫وایسا

355
00:16:15,541 --> 00:16:16,541
‫حداقل باید یه...

356
00:16:22,416 --> 00:16:22,916
‫تموم شد

357
00:16:22,916 --> 00:16:23,958
‫حس ششمم این رو گفت

358
00:16:24,041 --> 00:16:26,250
‫می‌خواین بخواین، نمی‌خواین هم به سلامت

359
00:16:37,208 --> 00:16:39,500
‫یه جای کار می‌لنگه

360
00:16:39,541 --> 00:16:40,625
‫اوهوم

361
00:16:41,708 --> 00:16:44,791
‫این چهار تا...

362
00:16:44,833 --> 00:16:46,791
‫...اصلاً به قیافه‌شون
‫نمی‌خوره دنبال متون مقدس باشن

363
00:16:46,833 --> 00:16:48,000
‫می‌دونی چی می‌گم؟

364
00:16:48,041 --> 00:16:50,375
‫ملاک و فازِ «جوینده متون مقدس» چیه مثلاً؟

365
00:16:50,375 --> 00:16:51,875
‫تو هنرمندی

366
00:16:51,916 --> 00:16:52,916
‫تو باید به من بگی

367
00:16:53,375 --> 00:16:54,375
‫یکی دیگه بکش

368
00:17:07,666 --> 00:17:08,666
‫فقط این که...

369
00:17:08,708 --> 00:17:09,708
‫می‌دونی...

370
00:17:10,333 --> 00:17:10,875
‫فقط...

371
00:17:11,208 --> 00:17:12,625
‫جذبه و ابهت لازم رو نداره

372
00:17:12,666 --> 00:17:14,333
‫سرِ راهب تانگ خیلی کوچیکه

373
00:17:14,375 --> 00:17:15,958
‫سرِ گنده‌تر، ابهت بیشتر

374
00:17:16,041 --> 00:17:16,708
‫چه سطحی‌نگر

375
00:17:16,875 --> 00:17:17,666
‫این سفارش...

376
00:17:17,875 --> 00:17:19,000
‫...اصلاً نشدنیه

377
00:17:26,000 --> 00:17:28,125
‫من همیشه سخت‌ترین خواسته‌ها رو

378
00:17:28,125 --> 00:17:31,000
‫با تعهد کامل و بدون هیچ گله‌ای انجام می‌دم

379
00:17:39,750 --> 00:17:40,750
‫دیگه تموم شد

380
00:17:40,875 --> 00:17:42,083
‫کل هنرم همین بود و بس

381
00:17:59,666 --> 00:18:00,833
‫خودشه!

382
00:18:01,375 --> 00:18:02,458
‫دقیقاً همینه!

383
00:18:07,708 --> 00:18:09,708
‫همین که شما دو تا راضی باشین کافیه

384
00:18:11,583 --> 00:18:12,583
‫مو نمی‌زنه باهاش

385
00:18:13,125 --> 00:18:14,125
‫واقعاً شبیهش شده

386
00:18:14,625 --> 00:18:16,000
‫حالا سون ووکانگ رو از کجا پیدا کنیم؟

387
00:18:16,041 --> 00:18:17,500
‫اون یکی اسمش‌ چی‌چی بود رو چی؟

388
00:18:17,541 --> 00:18:19,458
‫همین طرح رو بردارید و برید بگردید

389
00:18:20,250 --> 00:18:20,833
‫هی

390
00:18:21,000 --> 00:18:22,000
‫همون‌جا وایسید

391
00:18:31,625 --> 00:18:32,875
‫اه... چی؟

392
00:18:44,041 --> 00:18:45,125
‫الان سه روز گذشته

393
00:18:45,166 --> 00:18:46,625
‫و ما حتی یه پرنده هم پیدا نکردیم

394
00:18:46,666 --> 00:18:48,833
‫راهب تانگ تا هفت روز دیگه راه می‌افته

395
00:18:49,791 --> 00:18:51,500
‫این اصلاً چه نقاشی مسخره‌ایه آخه؟

396
00:18:51,541 --> 00:18:52,916
‫میمونه رو کجای دلم بذارم

397
00:18:53,041 --> 00:18:55,083
‫اصلاً توی کوهستان لانگ‌لانگ
‫هیچ میمونی وجود نداره

398
00:18:55,125 --> 00:18:57,500
‫من تا حالا تو عمرم یه دونه‌اش رو هم ندیدم

399
00:18:58,208 --> 00:19:00,000
‫تو چطوری هنوزم اشتها داری غذا بخوری؟

400
00:19:00,041 --> 00:19:01,833
‫من اینجا دارم رد تماس می‌دم و دیوونه می‌شم

401
00:19:01,875 --> 00:19:03,000
‫موجودات ملعون و بی‌سر‌وپا!

402
00:19:03,041 --> 00:19:05,208
‫چطور جرئت کردید نذورات من رو کش برید؟

403
00:19:05,375 --> 00:19:06,291
‫جناب جاویدان بزرگ، رحم کنید!

404
00:19:06,291 --> 00:19:07,291
‫تو رو خدا بهمون امان بدید

405
00:19:07,291 --> 00:19:08,791
‫نذورات من رو بالا می‌کشید؟

406
00:19:08,833 --> 00:19:10,583
‫باید تا قرون آخرش رو پس بدید

407
00:19:11,166 --> 00:19:12,875
‫یالله زود برید برام دو تا مرغ سوخاری بیارید

408
00:19:12,875 --> 00:19:14,333
‫با طعم پنج‌ادویه [ترکیب
‫ادویه سنتی و معروف چینی]

409
00:19:14,375 --> 00:19:14,708
‫چشم

410
00:19:14,708 --> 00:19:15,750
‫همین الان، رو جفت چشمامون

411
00:19:15,750 --> 00:19:17,291
‫به اهالی دهکده هم ندا بدید

412
00:19:17,333 --> 00:19:19,583
‫دفعه بعد نذری‌ها باید گوشت
‫و پیمانه بیشتری داشته باشه

413
00:19:19,625 --> 00:19:20,750
‫آن هم از نوع مغزپخت‌شده!

414
00:19:20,750 --> 00:19:21,750
‫بخارپز!

415
00:19:21,791 --> 00:19:23,041
‫من هلاکِ گوشتم.

416
00:19:27,000 --> 00:19:29,541
‫ببینم، داری نقش یه نامیرا رو بازی می‌کنی؟

417
00:19:29,583 --> 00:19:30,291
‫نه بابا.

418
00:19:30,291 --> 00:19:30,958
‫اسم مستعارم «نامیرا»ست.

419
00:19:30,958 --> 00:19:32,125
‫یه لحظه دست نگه دار.

420
00:19:38,625 --> 00:19:39,750
‫راسّی تو مطمئنی بودا شدن...

421
00:19:39,750 --> 00:19:41,000
‫...از نامیرا بودن بهتره؟

422
00:19:41,041 --> 00:19:42,125
‫صد در صد!

423
00:19:42,500 --> 00:19:44,458
‫تو اینجا داری واسه یه
‫لقمه نذری سگ‌دو می‌زنی.

424
00:19:44,500 --> 00:19:45,208
‫اما اگه با ما بیای...

425
00:19:45,208 --> 00:19:46,958
‫...داریم درباره یه آینده توپ حرف می‌زنیم.

426
00:19:47,000 --> 00:19:48,083
‫عمر جاودانِ واقعی!

427
00:19:48,375 --> 00:19:49,375
‫گرفتی چی می‌گم؟

428
00:19:51,666 --> 00:19:52,958
‫یه دقیقه بهم وقت بدین.

429
00:19:56,250 --> 00:19:57,250
‫بزن بریم.

430
00:19:57,541 --> 00:19:58,625
‫چه عجله‌ای هم داری!

431
00:19:58,958 --> 00:20:00,833
‫شنیدم دنبال یه میمون می‌گشتین.

432
00:20:01,250 --> 00:20:02,250
‫آره.

433
00:20:02,625 --> 00:20:04,583
‫کپی کارتون رو راه می‌ندازه؟ (منظور
‫میمون بزرگ بدون دم یا همان اورانگوتان است)

434
00:20:04,625 --> 00:20:06,375
‫اون تنها کپیِ توی کوهستان لانگ‌لانگه.

435
00:20:06,375 --> 00:20:07,375
‫ولی بدجوری منزوی و گوشه‌گیره.

436
00:20:07,416 --> 00:20:08,875
‫هیچ‌کس از وجودش خبر نداره.

437
00:20:08,875 --> 00:20:09,833
‫منم خودم اتفاقی پیداش کردم...

438
00:20:09,833 --> 00:20:10,666
‫...وقتی داشتم یه چاله می‌کندم.

439
00:20:10,666 --> 00:20:11,875
‫بهم گفت که...

440
00:20:11,875 --> 00:20:12,250
‫...ده سال پیش...

441
00:20:12,250 --> 00:20:14,125
‫...غار شاهانه کل
‫خانواده‌اش رو قتل‌عام کرده.

442
00:20:14,166 --> 00:20:15,250
‫فقط خودش تک و تنها باقی مونده.

443
00:20:15,250 --> 00:20:17,500
‫هر وقت یاد مادرش
‫می‌افته زار زار گریه می‌کنه.

444
00:20:17,500 --> 00:20:18,666
‫شماها دلتون واسه مامانتون تنگ نمی‌شه؟

445
00:20:18,708 --> 00:20:19,750
‫من که می‌شه.

446
00:20:19,750 --> 00:20:21,791
‫ولی حتی چهره‌اش هم یادم نمیاد.

447
00:20:21,833 --> 00:20:23,416
‫بچگیام همش مریض‌احوال و ضعیف بودم.

448
00:20:23,458 --> 00:20:24,541
‫می‌دونید چرا؟

449
00:20:24,583 --> 00:20:27,125
‫چون هفت‌ماهه به دنیا اومدم.

450
00:20:27,125 --> 00:20:28,625
‫دوست‌دختر سابقم می‌گفت خیلی فک می‌زنم.

451
00:20:28,666 --> 00:20:29,875
‫واسه همینم گذاشت رفت.

452
00:20:30,750 --> 00:20:31,750
‫ببینم...

453
00:20:31,833 --> 00:20:34,041
‫شما هم فکر می‌کنید من خیلی حرف می‌زنم؟

454
00:20:34,750 --> 00:20:35,750
‫آدرسش همین‌جاست.

455
00:20:37,833 --> 00:20:38,833
‫رسیدیم، خودشه.

456
00:20:46,166 --> 00:20:47,041
‫بیا بیرون دیگه.

457
00:20:47,041 --> 00:20:48,291
‫منو یادت میاد؟

458
00:20:48,333 --> 00:20:49,333
‫سمورِ نامیرا هستم.

459
00:20:54,125 --> 00:20:55,333
‫خیلی خجالتیه.

460
00:20:57,166 --> 00:20:58,416
‫این دو تا از رفقای گلِ من هستند.

461
00:20:58,458 --> 00:20:59,375
‫آزارشون به یه مورچه هم نمی‌رسه.

462
00:20:59,375 --> 00:21:00,375
‫بیا بیرون.

463
00:21:00,666 --> 00:21:01,958
‫یه خبر توپ واست داریم.

464
00:21:02,666 --> 00:21:03,625
‫بیا بیرون دیگه.

465
00:21:03,625 --> 00:21:04,625
‫قایم نشو.

466
00:21:04,833 --> 00:21:05,166
‫بیا بیرون.

467
00:21:05,166 --> 00:21:06,166
‫یالله بیا بیرون.

468
00:21:10,416 --> 00:21:12,083
‫دیگه هیچی واسمون باقی نمونده.

469
00:21:23,708 --> 00:21:25,500
‫داریم می‌ریم غرب تا متون مقدس رو بیاریم.

470
00:21:25,541 --> 00:21:27,708
‫اومدیم تو رو هم با خودمون همسفر کنیم.

471
00:21:30,000 --> 00:21:31,250
‫چرا داری فرار می‌کنی؟

472
00:21:31,458 --> 00:21:32,458
‫ترس نداره که.

473
00:21:32,625 --> 00:21:33,875
‫آوردن متون مقدس آخرش بودا شدنه.

474
00:21:33,875 --> 00:21:35,000
‫عمر جاودانِ واقعی!

475
00:21:35,041 --> 00:21:37,541
‫صد شرف داره به اینکه تا ابد اینجا قایم بشی.

476
00:21:37,625 --> 00:21:38,958
‫اونجا... اونجا قراره...

477
00:21:39,416 --> 00:21:40,791
‫...کلی آدم و شلوغی باشه؟

478
00:21:41,000 --> 00:21:41,708
‫معلومه که آره.

479
00:21:41,791 --> 00:21:42,791
‫حسابی ذوق کردی؟

480
00:21:43,041 --> 00:21:44,833
‫نه اصلاً.

481
00:21:45,375 --> 00:21:46,916
‫باید بالاخره قدم اول رو برداری.

482
00:21:46,958 --> 00:21:48,875
‫دنیای بیرون هزار و یک رنگ و جذابه.

483
00:21:48,875 --> 00:21:51,166
‫کلی چیزهای باحال و سرگرم‌کننده می‌بینی.

484
00:21:51,416 --> 00:21:52,166
‫تازه، پسر...

485
00:21:52,166 --> 00:21:54,958
‫شاید بتونی یه دوست‌دختر
‫هم واسه خودت دست‌وپا کنی.

486
00:21:55,041 --> 00:21:56,041
‫آه!

487
00:21:57,000 --> 00:21:58,208
‫(کد پرسنلی ۹۹۸۱)

488
00:22:01,208 --> 00:22:02,541
‫تو مال غار شاهانه هستی!

489
00:22:02,583 --> 00:22:03,583
‫آره.

490
00:22:06,500 --> 00:22:07,541
‫این چش شده یهو؟

491
00:22:07,583 --> 00:22:09,875
‫غار شاهانه کل طایفه‌اش رو تارومار کرده.

492
00:22:11,000 --> 00:22:11,958
‫نترس، ترسی نداره.

493
00:22:11,958 --> 00:22:13,583
‫اون نیومده که بهت صدمه بزنه.

494
00:22:14,041 --> 00:22:15,791
‫اون دیگه با اون دارودسته نیست.

495
00:22:16,500 --> 00:22:18,083
‫شوتش کردن بیرون، اخراج شده.

496
00:22:22,583 --> 00:22:24,750
‫خون سردیت رو حفظ کن.

497
00:22:25,958 --> 00:22:26,958
‫گوشت به من باشه.

498
00:22:29,208 --> 00:22:30,250
‫با ما همسفر شو.

499
00:22:31,375 --> 00:22:32,708
‫این تنها راه نجاتته.

500
00:22:38,041 --> 00:22:38,791
‫غمت نباشه.

501
00:22:38,791 --> 00:22:40,083
‫من یه تکنیک مخفی و خفن دارم...

502
00:22:40,125 --> 00:22:41,625
‫...که زورت رو صد برابر می‌کنه.

503
00:22:41,625 --> 00:22:43,250
‫حتی اگه یائوهای غار
‫شاهانه هم به گردمون برسن...

504
00:22:43,291 --> 00:22:44,291
‫...اصلاً باکی نداریم.

505
00:22:44,333 --> 00:22:46,250
‫این اسب بخت‌برگشته رو نگاه کن که کش رفتی.

506
00:22:46,250 --> 00:22:47,208
‫داره لنگ می‌زنه.

507
00:22:47,208 --> 00:22:47,916
‫همینم غنیمته.

508
00:22:47,916 --> 00:22:48,916
‫وقتی واسمون نمونده.

509
00:22:48,916 --> 00:22:49,583
‫اگه عجله نکنیم،

510
00:22:49,583 --> 00:22:51,333
‫راهب تانگِ واقعی بهمون می‌رسه‌.

511
00:22:52,166 --> 00:22:55,166
‫دیگه نمی‌تونم خودم رو نگه دارم.

512
00:22:55,166 --> 00:22:57,500
‫فکر کنم الانه که بالا بیارم.

513
00:22:58,333 --> 00:23:00,416
‫این اسب به هیچ دردی نمی‌خوره.

514
00:23:00,416 --> 00:23:02,583
‫مرکبه یا حیوان خانگی زینتی؟

515
00:23:02,583 --> 00:23:04,125
‫تو رو خدا...

516
00:23:04,125 --> 00:23:06,208
‫...دیگه کپه مرگت رو بذار و گریه نکن.

517
00:23:07,541 --> 00:23:08,625
‫شماها معمولاً ساعت چند می‌خوابید؟

518
00:23:08,666 --> 00:23:10,500
‫من این اواخر اصلاً خواب درست‌وحسابی ندارم.

519
00:23:10,541 --> 00:23:11,291
‫نصفه‌شب هی از خواب می‌پرم.

520
00:23:11,291 --> 00:23:12,625
‫وقتی هم بیدار می‌شم دیگه خوابم نمی‌بره.

521
00:23:12,625 --> 00:23:14,416
‫بذارید یه نصیحت برادرانه بهتون بکنم.

522
00:23:14,458 --> 00:23:15,833
‫قبل خواب اصلاً آب نخورید.

523
00:23:16,791 --> 00:23:18,166
‫تا حالا چقدر راه اومدیم؟

524
00:23:18,416 --> 00:23:19,791
‫یه چیزی حدود ۵۰ کیلومتر.

525
00:23:21,500 --> 00:23:22,500
‫خسته‌ای؟

526
00:23:22,750 --> 00:23:23,375
‫آره.

527
00:23:23,375 --> 00:23:25,000
‫منظورم اینه که فکت از
‫این‌همه حرف زدن خسته نشد؟

528
00:23:25,041 --> 00:23:25,583
‫آها.

529
00:23:25,625 --> 00:23:26,833
‫نه بابا، اصلاً و ابداً.

530
00:23:27,250 --> 00:23:28,458
‫اون جلو یه دهکده هست.

531
00:23:28,541 --> 00:23:30,083
‫بریم یه کم غذا خفت کنیم.

532
00:23:30,375 --> 00:23:31,375
‫عالیه.

533
00:23:31,708 --> 00:23:32,750
‫این مدت همش کارم شده بود خوردن توت وحشی.

534
00:23:32,750 --> 00:23:34,375
‫دلم واسه طعمِ لذیذ گوشت لک زده.

535
00:23:34,375 --> 00:23:35,875
‫بدجوری مرغ سوخاری می‌خوام.

536
00:23:35,958 --> 00:23:37,541
‫دارید چیکار می‌کنید شماها؟

537
00:23:38,000 --> 00:23:39,291
‫ما الان دیگه یائو نیستیم.

538
00:23:39,333 --> 00:23:40,458
‫ما زائران متون مقدسیم.

539
00:23:40,500 --> 00:23:41,833
‫خفت‌گیری و دزدی ممنوعه!

540
00:23:42,333 --> 00:23:44,291
‫پس چطوری شکممون رو سیر کنیم؟

541
00:23:45,125 --> 00:23:45,500
‫هی...

542
00:23:45,666 --> 00:23:46,708
‫یه ایده مشتی دارم.

543
00:23:47,125 --> 00:23:48,125
‫بیاین گدایی کنیم.

544
00:23:48,250 --> 00:23:48,666
‫هه هه.

545
00:23:48,666 --> 00:23:50,458
‫تو این کار مویی از ماست می‌کشم.

546
00:23:50,625 --> 00:23:52,291
‫ولی بعدش باید کلاً فکت
‫رو هم بیاری و لال بشی.

547
00:23:52,333 --> 00:23:53,750
‫بذارید خودِ راهب تانگ حرف بزنه.

548
00:23:53,791 --> 00:23:54,541
‫حله، غمت نباشه.

549
00:23:54,541 --> 00:23:55,583
‫رو حرف من حساب کن.

550
00:23:56,166 --> 00:23:57,416
‫اصلاً کلمه‌ای هم نمی‌گم.

551
00:23:57,458 --> 00:23:58,458
‫مشکلی نیست.

552
00:23:58,583 --> 00:23:59,583
‫آره.

553
00:23:59,958 --> 00:24:01,000
‫اصلاً مشکلی نیست.

554
00:24:01,666 --> 00:24:02,625
‫حرف نزدن که مثل آب خوردنه.

555
00:24:02,666 --> 00:24:04,208
‫اگه الان طنابت رو باز کنم...

556
00:24:04,250 --> 00:24:05,333
‫...بچه مثبتی می‌شی؟

557
00:24:06,291 --> 00:24:08,000
‫اوهوم.

558
00:24:17,500 --> 00:24:18,416
‫ای اهل کرم و معرفت!

559
00:24:18,416 --> 00:24:20,291
‫ما اومدیم طلبِ اعانه و نذری کنیم.

560
00:24:20,958 --> 00:24:21,541
‫آره.

561
00:24:21,958 --> 00:24:23,208
‫یعنی در واقع و خلاصه بگم...

562
00:24:23,250 --> 00:24:24,791
‫...یه لقمه غذا می‌خوایم.

563
00:24:25,750 --> 00:24:26,750
‫یائو! هیولا!

564
00:24:29,041 --> 00:24:29,833
‫به نظرتون...

565
00:24:29,833 --> 00:24:31,500
‫...باید صورتمون رو بپوشونیم؟

566
00:24:33,125 --> 00:24:34,458
‫این دیگه چه اعجوبه‌ایه؟

567
00:24:35,791 --> 00:24:36,791
‫ای اهل کرم...

568
00:24:37,041 --> 00:24:38,041
‫ما اومدیم واسه...

569
00:24:38,375 --> 00:24:39,375
‫دزدها! راهزن‌ها!

570
00:24:43,500 --> 00:24:44,916
‫نه بابا!

571
00:24:46,250 --> 00:24:47,416
‫بگیرید این دزدها رو!

572
00:25:02,958 --> 00:25:04,541
‫ارباب جوان...

573
00:25:05,791 --> 00:25:08,291
‫اون رون مرغ لذیذت رو...

574
00:25:08,500 --> 00:25:09,500
‫می‌شه...

575
00:25:09,958 --> 00:25:12,166
‫...یه ذره‌اش رو به ما بدی؟

576
00:25:12,458 --> 00:25:14,333
‫شماها دیگه چه اعجوبه‌هایی هستین؟

577
00:25:14,416 --> 00:25:15,166
‫ما...

578
00:25:15,166 --> 00:25:17,125
‫...از امپراتوریِ شرقیِ تانگ اومدیم

579
00:25:17,125 --> 00:25:19,250
‫و عازم غربیم تا متون مقدس رو بیاریم.

580
00:25:19,250 --> 00:25:20,250
‫راهب تانگ!

581
00:25:23,333 --> 00:25:24,416
‫بالاخره...

582
00:25:24,916 --> 00:25:28,250
‫بالاخره یه نفر ما رو به جا آورد و شناخت!

583
00:25:29,833 --> 00:25:33,708
‫هنوزم چشم‌های تیزبین
‫و حقیقت‌بین پیدا می‌شه.

584
00:25:33,875 --> 00:25:35,916
‫هاهاها!

585
00:25:36,333 --> 00:25:38,291
‫اون کله‌گنده‌ات اصلاً تو
‫رو شبیه راهب تانگ نمی‌کنه.

586
00:25:38,333 --> 00:25:39,625
‫رو دست می‌زنی و می‌خوای یه بچه رو رنگ کنی؟

587
00:25:39,625 --> 00:25:41,500
‫هاهاها!

588
00:25:44,750 --> 00:25:45,416
‫بی‌خیالش شو.

589
00:25:45,416 --> 00:25:46,875
‫ما حتی حریفِ رنگ کردن یه بچه هم نشدیم.

590
00:25:46,875 --> 00:25:48,083
‫چه فایده‌ای داره اصلاً؟

591
00:25:48,125 --> 00:25:50,000
‫تو حتماً باید «راهب شا»
‫باشی. (سومین مرید راهب تانگ)

592
00:25:50,041 --> 00:25:51,041
‫راهب شا...

593
00:25:52,125 --> 00:25:53,833
‫بالاخره اسم و رسم خودم رو فهمیدم!

594
00:25:53,875 --> 00:25:55,500
‫بالاخره فهمیدم کی هستم!

595
00:25:55,541 --> 00:25:56,875
‫ولی تو اصلاً شبیهش نیستی.

596
00:25:56,916 --> 00:25:58,833
‫راهب شا یه ریشِ توپی و پرپشت داره.

597
00:25:58,916 --> 00:25:59,583
‫تو از کجا می‌دونی؟

598
00:25:59,583 --> 00:26:01,750
‫نقال و قصه‌گوی شهر می‌گفت.

599
00:26:01,916 --> 00:26:02,375
‫هی...

600
00:26:02,541 --> 00:26:03,958
‫بیشتر واسمون بگو.

601
00:26:04,041 --> 00:26:05,750
‫شماها که حتی سلاح هم دستتون نیست.

602
00:26:05,791 --> 00:26:07,541
‫سون ووکانگ یه چوب‌دستی طلایی داره.

603
00:26:07,583 --> 00:26:09,000
‫ژو باجیه هم یه چنگک با خودش حمل می‌کنه.

604
00:26:09,041 --> 00:26:10,875
‫راهب شا هم یه بیلچه با خودش داره...

605
00:26:10,916 --> 00:26:12,791
‫...و ازش واسه کول کردن
‫بار و بندیل استفاده می‌کنه.

606
00:26:12,833 --> 00:26:13,583
‫چی؟

607
00:26:13,750 --> 00:26:15,375
‫یعنی من باید با شکم گشنه حمالی کنم؟

608
00:26:15,416 --> 00:26:16,375
‫این اصلاً منصفانه نیست.

609
00:26:16,375 --> 00:26:16,833
‫تازه...

610
00:26:16,833 --> 00:26:17,958
‫خیلی هم فک می‌زنی و وراجی.

611
00:26:18,000 --> 00:26:20,166
‫راهب شا کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداره.

612
00:26:20,333 --> 00:26:21,333
‫کدوم دو تا؟

613
00:26:21,541 --> 00:26:22,166
‫داداش بزرگ!

614
00:26:22,166 --> 00:26:23,625
‫استاد رو یائوها دزدیدند!

615
00:26:24,000 --> 00:26:24,875
‫و دومی؟

616
00:26:24,875 --> 00:26:25,583
‫داداش بزرگ!

617
00:26:25,583 --> 00:26:26,541
‫استاد و داداش دوم رو...

618
00:26:26,541 --> 00:26:27,583
‫...یائوها دزدیدند!

619
00:26:28,875 --> 00:26:30,916
‫من دیگه اصلاً نمی‌خوام راهب شا باشم!

620
00:26:31,250 --> 00:26:32,250
‫و اما تو...

621
00:26:33,250 --> 00:26:35,375
‫سون ووکانگ هیچ‌وقت
‫موش‌مردگی درنمیاره و گریه نمی‌کنه.

622
00:26:35,416 --> 00:26:36,916
‫تو قهرمانِ مایی.

623
00:26:37,166 --> 00:26:38,375
‫آخرِ ابهت و خفنی.

624
00:26:38,375 --> 00:26:39,791
‫عالی‌جنابِ خردمند! (لقب اسطوره‌ای شاه میمون)

625
00:26:39,833 --> 00:26:41,791
‫تو همونی هستی که حالِ کل یائوها رو می‌گیره.

626
00:26:41,833 --> 00:26:43,041
‫جوجو!

627
00:26:44,208 --> 00:26:45,750
‫وقتِ شامه.

628
00:26:46,416 --> 00:26:47,416
‫اومدیم.

629
00:26:47,916 --> 00:26:48,916
‫وایسا.

630
00:26:56,958 --> 00:26:57,791
‫یه چیز دیگه هم هست.

631
00:26:57,875 --> 00:26:59,916
‫راهب‌ها اصلاً حق ندارند گوشت بخورند.

632
00:27:10,250 --> 00:27:12,625
‫من هیچ‌وقت نتونستم توی
‫آزمونِ غار شاهانه قبول بشم.

633
00:27:12,666 --> 00:27:14,791
‫پارتی و بند پ هم نداشتم که واسم کاری کنه.

634
00:27:14,833 --> 00:27:17,625
‫حالا هم که پادشاه عذرم رو
‫خواسته و منو انداخته بیرون.

635
00:27:17,666 --> 00:27:18,291
‫بالاخره...

636
00:27:18,291 --> 00:27:19,375
‫چهار نفر آدم دور خودم جمع کردم...

637
00:27:19,416 --> 00:27:21,000
‫...تا واسه خودم کسی بشم و به یه جایی برسم.

638
00:27:21,041 --> 00:27:23,666
‫اما نگو که بدجوری
‫سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کردم.

639
00:27:23,708 --> 00:27:26,375
‫یعنی طالع و تقدیر زندگی
‫من همش همین قراره باشه؟

640
00:27:26,916 --> 00:27:29,208
‫من که بهت گفتم این نقشه اصلاً عملی نیست.

641
00:27:29,375 --> 00:27:30,000
‫ببین...

642
00:27:30,125 --> 00:27:32,166
‫ما حتی حریفِ رنگ کردن یه الف بچه هم نشدیم.

643
00:27:32,208 --> 00:27:33,458
‫من یکی عمراً باورم بشه...

644
00:27:33,500 --> 00:27:35,625
‫...که ما حتی عرضه گدایی
‫کردن یه لقمه نون رو هم نداریم.

645
00:27:35,666 --> 00:27:37,125
‫خودمون رو نگاه کن.

646
00:27:37,375 --> 00:27:39,000
‫فایده این همه سگ‌دو زدن چیه؟

647
00:27:39,583 --> 00:27:41,500
‫بدجوری می‌ترسم که از گشنگی
‫غزل خداحافظی رو بخونیم...

648
00:27:41,541 --> 00:27:44,041
‫...قبل از اینکه اصلاً کارمون روی غلتک بیفته.

649
00:27:46,750 --> 00:27:47,791
‫داری چیکار می‌کنی؟

650
00:27:48,041 --> 00:27:49,041
‫گشنمه خب.

651
00:27:49,208 --> 00:27:50,291
‫فقط یه تیکه‌ نونه.

652
00:27:50,541 --> 00:27:51,625
‫گوشت نیست که.

653
00:27:52,666 --> 00:27:53,458
‫آشنا شدن با تو بدترین اتفاقی بود...

654
00:27:53,458 --> 00:27:55,750
‫...که تو کل زندگی نکبتی‌ام واسم افتاد.

655
00:27:55,750 --> 00:27:56,375
‫خیلی خب.

656
00:27:56,375 --> 00:27:57,125
‫آیه‌یاس خوندن و نق زدن دیگه باشه.

657
00:27:57,125 --> 00:27:59,000
‫اگه هنوز اون متون مقدس
‫رو می‌خوای، یالله تمرین کن.

658
00:27:59,041 --> 00:27:59,583
‫بیا.

659
00:27:59,583 --> 00:28:00,583
‫بیا اینجا وایسا.

660
00:28:03,708 --> 00:28:04,333
‫بگو...

661
00:28:04,500 --> 00:28:05,708
‫من شاهِ میمون‌ها هستم!

662
00:28:06,375 --> 00:28:08,083
‫تو شاهِ مـ...

663
00:28:08,666 --> 00:28:09,041
‫شاهِ میمون‌ها!

664
00:28:09,041 --> 00:28:10,333
‫تو شاهِ میمون‌ها هستی.

665
00:28:11,250 --> 00:28:12,583
‫تو شاهِ میمو...

666
00:28:12,916 --> 00:28:14,375
‫دیالوگ خودت رو بگو!

667
00:28:14,375 --> 00:28:16,000
‫دیالوگ اینه: «من شاهِ میمون‌ها هستم!»

668
00:28:16,000 --> 00:28:17,125
‫من... من...

669
00:28:17,125 --> 00:28:18,916
‫من شاهِ میمو... نیستم.

670
00:28:19,458 --> 00:28:20,250
‫شاه!

671
00:28:20,250 --> 00:28:20,791
‫چرا، هستی.

672
00:28:20,791 --> 00:28:21,541
‫فعلاً و در حال حاضر هستی.

673
00:28:21,541 --> 00:28:22,541
‫این‌قدر زهرچشم ازش نگیر و نترسونش.

674
00:28:22,541 --> 00:28:23,875
‫همین‌جوریش هم بدجوری خجالتیه.

675
00:28:23,916 --> 00:28:24,875
‫و اما تو...

676
00:28:24,875 --> 00:28:25,750
‫از این به بعد...

677
00:28:25,750 --> 00:28:27,166
‫کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداری، شیرفهم شد؟

678
00:28:27,208 --> 00:28:28,000
‫فهمیدم.

679
00:28:28,000 --> 00:28:29,416
‫الانه که منفجر بشم و کفرم دربیاد.

680
00:28:29,458 --> 00:28:30,250
‫بین ما چهار نفر...

681
00:28:30,250 --> 00:28:30,791
‫تو خیلی داری وراجی می‌کنی و فک می‌زنی.

682
00:28:30,791 --> 00:28:32,166
‫فازِ نقش اول‌ها رو برداشتی.

683
00:28:32,208 --> 00:28:33,291
‫باید تو کلت فرو کنی...

684
00:28:33,333 --> 00:28:34,500
‫...تو قراره فقط یه نوچه و نقش فرعی باشی.

685
00:28:34,541 --> 00:28:35,041
‫نقش فرعی!

686
00:28:35,041 --> 00:28:37,166
‫یه نوچه هم کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداره.

687
00:28:37,208 --> 00:28:38,666
‫این اسمش نقش فرعی بازی کردن نیست...

688
00:28:38,708 --> 00:28:40,000
‫...این رسماً منو دایورت کردن به حاشیه‌ست!

689
00:28:40,000 --> 00:28:41,791
‫بالاخره می‌خوای بری اون
‫متون مقدس رو بیاری یا نه؟

690
00:28:41,833 --> 00:28:43,750
‫می‌خوای به عمر جاودان برسی یا نه؟

691
00:28:44,000 --> 00:28:45,000
‫من...

692
00:28:45,750 --> 00:28:46,375
‫لال‌مونی گرفتن...

693
00:28:46,375 --> 00:28:47,541
‫...واسه من اسمش زندگی کردن نیست.

694
00:28:47,583 --> 00:28:49,250
‫عمر جاودان اصلاً بخوره تو سرم.

695
00:28:50,750 --> 00:28:51,750
‫و تو...

696
00:28:51,833 --> 00:28:54,291
‫برو یه خاکی تو سرت بریز و اون
‫کله‌گنده‌ات رو یه جوری جمع‌وجورش کن.

697
00:28:54,333 --> 00:28:55,041
‫این وقت شب؟

698
00:28:55,041 --> 00:28:56,250
‫آخه از کدوم گوری برم یه
‫چیزی واسه پوشوندنش پیدا کنم؟

699
00:28:56,291 --> 00:28:57,041
‫بالاخره می‌ری یا نه؟

700
00:28:57,208 --> 00:28:58,208
‫می‌ری یا نه؟

701
00:29:00,125 --> 00:29:01,250
‫عجب بساطی داریما...

702
00:29:03,583 --> 00:29:04,291
‫داداش دوم!

703
00:29:04,500 --> 00:29:06,083
‫داداش بزرگ غیبش زده و رفته.

704
00:29:06,500 --> 00:29:08,833
‫باز داره چه نقشه‌ای واسمون سر هم می‌کنه؟

705
00:29:10,250 --> 00:29:15,041
‫مجبورم نکن که اون تکنیک
‫خفنم رو روادت کنم ها!

706
00:29:30,333 --> 00:29:32,416
‫چرا همش جفتک می‌پرونی و فرار می‌کنی؟

707
00:29:32,750 --> 00:29:35,083
‫مگه نمی‌خوای بری اون متون مقدس رو بیاری؟

708
00:29:35,166 --> 00:29:35,666
‫ببین...

709
00:29:36,041 --> 00:29:37,500
‫به نظرم ما دو تا می‌تونیم
‫جاهامون رو عوض کنیم.

710
00:29:37,541 --> 00:29:38,166
‫اون که کلاً اهل حرف زدن نیست...

711
00:29:38,166 --> 00:29:39,166
‫...واسه نقش راهب شا بی‌نظیر و خوراکه.

712
00:29:39,166 --> 00:29:40,791
‫منم می‌شم خودِ سون ووکانگ.

713
00:29:40,833 --> 00:29:43,041
‫چون حسابی می‌تونم فک بزنم و حرف بیارم.

714
00:29:44,375 --> 00:29:46,000
‫تو هم دست‌کمی از بقیه نداری و کارت بیسته.

715
00:29:46,000 --> 00:29:47,166
‫به خودت ایمان داشته باش
‫و اعتمادبه‌نفس داشته باش.

716
00:29:47,208 --> 00:29:49,083
‫وقتی اون وزغ زگیلی و آبله‌رو...

717
00:29:49,291 --> 00:29:50,666
‫...می‌تونه نقش راهب تانگ رو بازی کنه...

718
00:29:50,708 --> 00:29:52,416
‫تو که از همه‌مون هیکلی‌تر و گنده‌تری...

719
00:29:52,458 --> 00:29:53,625
‫...و از همه خوش‌تیپ‌تری!

720
00:29:53,666 --> 00:29:55,125
‫تو صد مرتبه سرتر از اونی.

721
00:29:55,875 --> 00:29:57,666
‫بیا قدم‌به‌قدم و آروم پیش بریم.

722
00:29:57,708 --> 00:29:58,708
‫بعد من تکرار کن.

723
00:29:59,000 --> 00:30:00,000
‫من...

724
00:30:00,208 --> 00:30:01,208
‫من...

725
00:30:02,000 --> 00:30:03,333
‫...شاه میمون‌ها هستم.

726
00:30:04,416 --> 00:30:05,416
‫شـ... شـ...

727
00:30:06,666 --> 00:30:07,958
‫ماه شیمون‌ها!

728
00:30:08,833 --> 00:30:09,500
‫نزدیک شدی.

729
00:30:09,750 --> 00:30:11,625
‫ولی کلمات رو جابه‌جا و پس و پیش گفتی.

730
00:30:11,666 --> 00:30:13,125
‫شاه میمون‌ها!

731
00:30:13,166 --> 00:30:14,166
‫شـ...

732
00:30:14,916 --> 00:30:16,583
‫شیمونِ شاه‌ها!

733
00:30:27,750 --> 00:30:28,875
‫داداش بزرگ!

734
00:30:28,875 --> 00:30:31,125
‫استاد رو یائوها دزدیدند!

735
00:30:32,000 --> 00:30:33,000
‫داداش بزرگ!

736
00:30:33,041 --> 00:30:35,791
‫استاد و داداش دوم رو...

737
00:30:35,833 --> 00:30:36,250
‫...یائوها دزدیدند!

738
00:30:36,333 --> 00:30:37,333
‫ببینم...

739
00:30:37,708 --> 00:30:39,000
‫این ریش و پشم رو از کدوم گوری آوردی؟

740
00:30:39,041 --> 00:30:41,541
‫یه کم از پشم‌های داداش بزرگ
‫رو کندم و واسه خودم ریش گذاشتم.

741
00:30:41,583 --> 00:30:42,750
‫اون دو تا کجای کارن؟

742
00:30:43,041 --> 00:30:44,250
‫همون طرف‌ها هستن.

743
00:30:55,416 --> 00:30:56,625
‫اوضاع چطور پیش می‌ره؟

744
00:30:57,833 --> 00:30:58,875
‫من... کپی... هستم.

745
00:31:01,208 --> 00:31:02,666
‫شاه‌کپی!

746
00:31:03,041 --> 00:31:04,041
‫شاه‌کپی!

747
00:31:04,041 --> 00:31:05,875
‫الان یه کپیِ شاه‌کار نشونت می‌دم!

748
00:31:05,916 --> 00:31:06,791
‫داری چیکار می‌کنی؟

749
00:31:06,791 --> 00:31:08,375
‫جلوم رو نگیر.

750
00:31:08,416 --> 00:31:09,750
‫می‌خوام غزل خداحافظی رو
‫واسش بخونم و کلکش رو بکنم.

751
00:31:09,791 --> 00:31:11,291
‫این متد و سبکِ آموزشیت اصلاً جواب نمی‌ده.

752
00:31:11,333 --> 00:31:12,500
‫باید یه کم حوصله و ایوب‌بازی دربیاری.

753
00:31:12,541 --> 00:31:14,166
‫اگه راست می‌گی، خودت بیا یادش بده.

754
00:31:14,208 --> 00:31:15,333
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

755
00:31:15,375 --> 00:31:17,458
‫فقط یاد دادن چهار کلمه ساده‌ست دیگه.

756
00:31:17,750 --> 00:31:19,958
‫این تیپ و لباس جنگی رو از کجا کش رفتی؟

757
00:31:20,208 --> 00:31:21,666
‫از تن یه مترسک توی دشت درآوردم.

758
00:31:21,708 --> 00:31:22,708
‫و این‌ها رو چی؟

759
00:31:22,916 --> 00:31:24,708
‫کنار زمین کشاورزی ولو شده بودن.

760
00:31:25,041 --> 00:31:25,791
‫پس رسماً دزدیشون کردی.

761
00:31:25,791 --> 00:31:28,000
‫عوضش کلی هیزم مشتی واسه کشاورزه جا گذاشتم.

762
00:31:28,041 --> 00:31:28,666
‫هوم...

763
00:31:28,916 --> 00:31:30,416
‫داری یه چیزهایی سرت می‌شه.

764
00:31:31,791 --> 00:31:32,541
‫بیا اینجا.

765
00:31:32,541 --> 00:31:34,208
‫حالا خودِ استاد بهت یاد می‌ده.

766
00:31:36,750 --> 00:31:37,750
‫هوم...

767
00:31:38,875 --> 00:31:41,333
‫هنوز یه کم بار و بندیل واسه حمالی کم داری.

768
00:31:50,416 --> 00:31:50,750
‫بیا.

769
00:31:50,750 --> 00:31:51,750
‫این‌ها رو کول کن.

770
00:31:52,041 --> 00:31:53,750
‫این... این دیگه رسماً زورگویی و قلدر بازیه.

771
00:31:53,791 --> 00:31:54,791
‫هیس!

772
00:31:55,208 --> 00:31:56,625
‫کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداری ها!

773
00:31:56,666 --> 00:31:59,500
‫اما...

774
00:31:59,541 --> 00:32:00,083
‫داداش کوچیکه...

775
00:32:00,416 --> 00:32:02,125
‫این سنگِ سنباده رو واسه خودت بردار.

776
00:32:02,166 --> 00:32:03,416
‫هر وقت کفرت دراومد و شاکی شدی...

777
00:32:03,458 --> 00:32:05,250
‫...فقط بشین بیلچه‌ات رو تیز کن.

778
00:32:05,791 --> 00:32:06,583
‫مـیـ...

779
00:32:06,583 --> 00:32:08,125
‫مـیـ مـیـ مـیـ...

780
00:32:08,541 --> 00:32:09,125
‫ـمـون!

781
00:32:09,291 --> 00:32:10,041
‫ـمـون ـمـون...

782
00:32:10,041 --> 00:32:10,708
‫میمون!

783
00:32:10,708 --> 00:32:14,458
‫میمون! میمون! میمون!

784
00:32:14,625 --> 00:32:15,541
‫خیلی خب، باشه بابا، حله.

785
00:32:15,541 --> 00:32:16,041
‫ولم کنید...

786
00:32:16,041 --> 00:32:16,625
‫یه نفس عمیق بکش.

787
00:32:16,625 --> 00:32:18,083
‫بذارید حالش رو بگیرم.

788
00:32:19,541 --> 00:32:20,208
‫فقط یه نفس بکش و آروم باش.

789
00:32:20,208 --> 00:32:21,000
‫خون سردیت رو حفظ کن.

790
00:32:21,000 --> 00:32:22,166
‫کوتاه بیا، بی‌خیال.

791
00:32:22,541 --> 00:32:23,541
‫دم و بازدم...

792
00:32:25,125 --> 00:32:26,125
‫بدجوری گشنمه.

793
00:32:26,750 --> 00:32:27,750
‫اون زبونت رو هم بکن تو چاه و فک نزن.

794
00:32:27,791 --> 00:32:28,916
‫خیلی خب، حله.

795
00:32:28,958 --> 00:32:30,166
‫بیاین بریم یه کم غذا گدایی کنیم...

796
00:32:30,208 --> 00:32:32,791
‫...و بذاریم داداش بزرگ
‫یه کم بیشتر تمرین کنه.

797
00:32:39,041 --> 00:32:40,291
‫اگه این دفعه هم نتونیم آذوقه جور کنیم...

798
00:32:40,333 --> 00:32:41,875
‫...رسماً از گشنگی غزل خداحافظی رو می‌خونیم.

799
00:32:41,875 --> 00:32:43,166
‫همه‌چیز ردیف و روتینه.

800
00:32:43,333 --> 00:32:44,333
‫اهم اهم!

801
00:32:45,416 --> 00:32:46,416
‫بزن بریم.

802
00:33:03,041 --> 00:33:04,041
‫اوهوم.

803
00:33:04,583 --> 00:33:05,583
‫ای بزرگوار!

804
00:33:05,666 --> 00:33:06,875
‫ما زائرانی از دیار شرق هستیم...

805
00:33:06,916 --> 00:33:08,291
‫...و عازم غربیم تا متون مقدس رو بیاریم.

806
00:33:08,333 --> 00:33:09,875
‫آذوقه‌مون ته‌ کشیده و آه در بساط نداریم...

807
00:33:09,875 --> 00:33:12,458
‫...واسه همین اومدیم تا
‫طلبِ لقمه‌ای نذری کنیم.

808
00:33:18,625 --> 00:33:19,625
‫یعنی ممکنه...

809
00:33:20,458 --> 00:33:23,333
‫...شما خودِ عالی‌جناب «شوان‌زانگ»
‫باشید؟ (نام اصلی راهب تانگ اسطوره‌ای)

810
00:33:23,375 --> 00:33:24,375
‫شوان‌زانگ؟

811
00:33:25,666 --> 00:33:26,125
‫امم...

812
00:33:26,125 --> 00:33:27,166
‫بله، ایشون استاد بزرگوار ما هستند.

813
00:33:27,208 --> 00:33:27,958
‫خودِ خودِ راهب تانگ!

814
00:33:28,208 --> 00:33:30,750
‫پس واقعاً خودِ تانگ شوان‌زانگِ کبیره!

815
00:33:31,208 --> 00:33:33,625
‫اوه...

816
00:33:33,666 --> 00:33:34,666
‫بله، خودمم.

817
00:33:35,041 --> 00:33:36,791
‫بفرمایید داخل، قدمتون روی چشم.

818
00:33:39,916 --> 00:33:42,916
‫استاد، آخرین باری که
‫لب به غذا زدید کی بوده؟

819
00:33:43,708 --> 00:33:45,375
‫رنگ و روتون پاک پریده و مثل گچ سفید شده.

820
00:33:45,416 --> 00:33:46,791
‫امم...

821
00:33:48,375 --> 00:33:50,750
‫چرا دارید اشک می‌ریزید
‫و گریه می‌کنید، استاد؟

822
00:33:50,791 --> 00:33:53,750
‫من همیشه کارم پخت‌وپز واسه پادشاه بود...

823
00:33:53,750 --> 00:33:57,541
‫این اولین باریه که یه نفر واسه خودِ
‫من دست به کفگیر شده و غذا پخته.

824
00:33:59,250 --> 00:33:59,916
‫استاد...

825
00:34:00,208 --> 00:34:01,125
‫اگه مایل باشید...

826
00:34:01,125 --> 00:34:02,708
‫من از این به بعد خودم واست پخت‌وپز می‌کنم.

827
00:34:02,750 --> 00:34:03,750
‫استاد...

828
00:34:03,833 --> 00:34:05,750
‫عجب مریدهای نازنین و گلی دارید.

829
00:34:05,791 --> 00:34:06,208
‫ها؟

830
00:34:06,750 --> 00:34:07,500
‫استاد بزرگوار...

831
00:34:07,541 --> 00:34:09,458
‫راستی پس مریداتون کجا غیبشون زده؟

832
00:34:09,916 --> 00:34:11,750
‫آمیتا دِوا بودا! (ذکر و درود
‫معروف بودایی برای طلب آمرزش)

833
00:34:11,791 --> 00:34:13,000
‫با این جنگ و بلبشویی که همه‌جا رو گرفته...

834
00:34:13,000 --> 00:34:14,416
‫...و چراغ آیین بودا که رو به خاموشیه...

835
00:34:14,458 --> 00:34:15,875
‫...و یائوها که دارن تو
‫این خاک پرسه می‌زنن...

836
00:34:15,916 --> 00:34:17,791
‫...اون‌ها همه‌شون گذاشتن و در رفتن.

837
00:34:17,833 --> 00:34:19,250
‫فقط من یکی پاگیر شدم و اینجا موندم...

838
00:34:19,291 --> 00:34:21,541
‫...تا چراغ این معبد کهنه رو روشن نگه دارم.

839
00:34:21,583 --> 00:34:22,958
‫آمیتا دِوا بودا!

840
00:34:23,166 --> 00:34:25,750
‫واسه همین هم هست که ما کمر
‫همت بستیم تا متون مقدس رو بیاریم...

841
00:34:25,791 --> 00:34:28,125
‫...تا دوباره آیین بودا رو زنده و احیا کنیم.

842
00:34:28,166 --> 00:34:29,166
‫هوم...

843
00:34:29,708 --> 00:34:31,416
‫اگه فقط بیست سال جوون‌تر بودم...

844
00:34:31,458 --> 00:34:34,208
‫...با کمال میل تو این جاده
‫باهاتون همسفر می‌شدم.

845
00:34:34,500 --> 00:34:35,291
‫هوم...

846
00:34:35,458 --> 00:34:37,750
‫استاد... پس ردا و خرقه بوداییتون کجاست؟

847
00:34:38,291 --> 00:34:39,000
‫آه...

848
00:34:39,041 --> 00:34:40,708
‫راست می‌گی ها.

849
00:34:41,208 --> 00:34:42,041
‫ردا و خرقه‌ام رو کجا گذاشتم؟

850
00:34:42,041 --> 00:34:42,791
‫استاد...

851
00:34:42,916 --> 00:34:44,000
‫مگه یادتون رفته؟

852
00:34:44,291 --> 00:34:46,500
‫اون خرقه رو که یائوها دزدیدن و بردن.

853
00:34:46,500 --> 00:34:48,000
‫آخ، راست می‌گی.

854
00:34:48,041 --> 00:34:50,125
‫دیگه حواسی واسم نمونده و آلزایمر گرفتم.

855
00:34:50,166 --> 00:34:52,000
‫من هنوز یه خرقه‌ مشتی دیگه تو بساطم دارم.

856
00:34:52,041 --> 00:34:53,916
‫این رو به عنوان هدیه از من قبول کن.

857
00:34:53,958 --> 00:34:54,958
‫واقعاً؟

858
00:34:55,750 --> 00:34:57,500
‫اصلاً برام نمادینه که قبول کنم.

859
00:34:58,041 --> 00:34:59,500
‫من دیگه پیر و آفتاب لبِ بامم...

860
00:34:59,541 --> 00:35:00,750
‫...و پیمون‌ام دیگه پر شده و رفتنی‌ام.

861
00:35:00,750 --> 00:35:02,791
‫نگه داشتنش دیگه هیچ توفیری برام نداره.

862
00:35:02,833 --> 00:35:05,750
‫بخشیدنش به توئه که بهش ارزش و بها میده.

863
00:35:05,791 --> 00:35:08,791
‫اگه این خرقه به جای من
‫محضرِ بودای کبیر شرفیاب بشه...

864
00:35:09,041 --> 00:35:11,583
‫...منم باهاش تا ابد سربلند و رو سفید می‌شم.

865
00:35:16,958 --> 00:35:19,875
‫واسه همه‌تون یه سفر
‫امن و بی‌خطر آرزو می‌کنم.

866
00:35:19,875 --> 00:35:22,208
‫امیدوارم دست پر و با متون مقدس برگردید.

867
00:35:22,666 --> 00:35:24,375
‫ممنون بابت این لقمه غذای لذیذ.

868
00:35:24,416 --> 00:35:25,916
‫به امید دیدار دوباره.

869
00:35:30,125 --> 00:35:32,375
‫خدا به همراتون، سفر سلامت.

870
00:35:39,291 --> 00:35:40,541
‫خیلی لطف کردید.

871
00:35:40,583 --> 00:35:43,166
‫وقتی شرفیاب شدیم، پیش بودا یه
‫سفارش سفارشی واستون می‌کنیم...

872
00:35:43,208 --> 00:35:45,833
‫...تا این معبد کهنه رو
‫هم کوبید و از نو بسازن.

873
00:35:49,208 --> 00:35:50,208
‫ما روسفید شدیم!

874
00:35:50,791 --> 00:35:52,083
‫واقعاً کار رو درآوردیم!

875
00:35:52,166 --> 00:35:54,708
‫اون پیرمرد راهب رسماً
‫بهمون گفت زائران متون مقدس!

876
00:35:54,750 --> 00:35:55,916
‫اگه این رفیقمون خودِ راهب تانگ نیست...

877
00:35:55,958 --> 00:35:57,208
‫...پس اصلاً کی می‌تونه باشه؟

878
00:35:57,250 --> 00:35:59,291
‫بذارید فقط یه چیز رو رک و راست بگم.

879
00:35:59,541 --> 00:36:00,541
‫ما داریم...

880
00:36:00,833 --> 00:36:02,625
‫...تو مسیر درست قدم برمی‌داریم!

881
00:36:03,041 --> 00:36:04,166
‫تو همین مسیر درست!

882
00:36:04,541 --> 00:36:06,875
‫ما رسماً و بدجوری تو مسیر راستین هدایتیم!

883
00:36:15,125 --> 00:36:16,125
‫داداش دوم!

884
00:36:17,500 --> 00:36:18,500
‫داداش دوم!

885
00:36:19,125 --> 00:36:20,875
‫استاد رو یائوها دزدیدن و بردن!

886
00:36:21,458 --> 00:36:22,250
‫عجب پشتکاری!

887
00:36:22,250 --> 00:36:23,750
‫هنوز داره تمرین می‌کنه ها.

888
00:36:24,250 --> 00:36:24,958
‫داداش دوم!

889
00:36:24,958 --> 00:36:25,791
‫استاد...

890
00:36:25,791 --> 00:36:27,333
‫او واقعاً اسیر چنگالِ یائوها شده!

891
00:36:27,375 --> 00:36:28,041
‫خیلی عالیه.

892
00:36:28,166 --> 00:36:29,208
‫همین‌طوری ادامه‌ بده.

893
00:36:29,250 --> 00:36:30,250
‫اسـ...

894
00:36:30,291 --> 00:36:31,583
‫استاد غیبش زده و نیست!

895
00:36:32,791 --> 00:36:34,291
‫دارید چه غلطی می‌کنید شماها؟

896
00:36:34,333 --> 00:36:35,500
‫منو ول کنید!

897
00:36:36,958 --> 00:36:38,083
‫کمک!

898
00:36:38,833 --> 00:36:40,083
‫به دادم برسید!

899
00:36:40,208 --> 00:36:41,708
‫این آبِ دیگ بالاخره جوش اومد یا نه؟

900
00:36:41,750 --> 00:36:43,166
‫چیزی نمونده، الانه که قل‌قل کنه.

901
00:36:43,208 --> 00:36:44,500
‫شاهانِ من...

902
00:36:44,541 --> 00:36:46,416
‫پیازچه و بادیان ختایی‌مون
‫ته‌ کشیده و نداریم.

903
00:36:46,458 --> 00:36:47,750
‫برو چند تا دونه جور کن بیار.

904
00:36:47,791 --> 00:36:48,666
‫اصلاً لازم نکرده.

905
00:36:48,666 --> 00:36:49,875
‫همین‌طوری خام و بدون ادویه بار بگذاریدش.

906
00:36:49,875 --> 00:36:50,750
‫داداش بزرگ...

907
00:36:50,750 --> 00:36:51,708
‫این‌همه عجله واسه چیه آخه؟

908
00:36:51,708 --> 00:36:53,000
‫گوشت راهب تانگ عمر جاودان به آدم می‌ده.

909
00:36:53,041 --> 00:36:54,500
‫کلی از ما بهترون و غول‌های گنده‌تر از ما...

910
00:36:54,541 --> 00:36:55,875
‫...حتی یه لقمه‌اش هم قسمت پوزشون نشد.

911
00:36:55,875 --> 00:36:56,791
‫می‌دونی چرا؟

912
00:36:56,791 --> 00:36:57,791
‫چرا؟

913
00:36:58,125 --> 00:36:59,291
‫چون خیلی لفتش می‌دادن و فس‌فس می‌کردن.

914
00:36:59,333 --> 00:37:00,375
‫می‌گرفتنش ولی همون موقع کارش رو نمی‌ساختن.

915
00:37:00,416 --> 00:37:01,416
‫همش بازی درمی‌آوردن و امروز و فردا می‌کردن.

916
00:37:01,458 --> 00:37:02,125
‫خوب هم می‌دونستن...

917
00:37:02,125 --> 00:37:03,125
‫...که این سون ووکانگ
‫عجب جونور سگی و قوی‌ایه.

918
00:37:03,166 --> 00:37:04,000
‫ولی اون‌قدر دست‌دست کردن...

919
00:37:04,041 --> 00:37:05,250
‫...که همه‌شون تارومار و غزل‌خوان شدن.

920
00:37:05,291 --> 00:37:05,666
‫اوه...

921
00:37:05,666 --> 00:37:07,000
‫پس این سون ووکانگ این‌قدر خفنه.

922
00:37:07,000 --> 00:37:07,833
‫فکر کردی چی پس؟

923
00:37:07,833 --> 00:37:09,541
‫دارودسته «دره هالی» و «غار شاهانه»...

924
00:37:09,583 --> 00:37:10,625
‫...کلاً منقرض و خاکستر شدن رفته.

925
00:37:10,666 --> 00:37:11,666
‫ای داد بیداد!

926
00:37:12,416 --> 00:37:14,625
‫عمو جونم...

927
00:37:14,666 --> 00:37:17,625
‫ما اگه از بقیه یائوها پشم و زورمون کمتره...

928
00:37:17,666 --> 00:37:19,500
‫...عوضش می‌تونیم فرزتر و سریع‌تر باشیم.

929
00:37:19,541 --> 00:37:20,458
‫دیگ بالا، آتیش روشن!

930
00:37:20,458 --> 00:37:21,875
‫زود بار بگذاریدش بره.

931
00:37:21,875 --> 00:37:23,250
‫یه ضیافتِ ضربتی و سرپایی!

932
00:37:23,250 --> 00:37:23,875
‫خیلی خب.

933
00:37:23,875 --> 00:37:24,916
‫فک زدن دیگه بسه.

934
00:37:24,958 --> 00:37:25,583
‫توضیح مۆضیح هم لازم نکرده.

935
00:37:25,583 --> 00:37:26,666
‫فقط بپزیدش بره.

936
00:37:26,750 --> 00:37:28,750
‫بابا من اصلاً راهب تانگ نیستم!

937
00:37:28,791 --> 00:37:30,166
‫من فیکم، بدلی‌ام!

938
00:37:30,208 --> 00:37:31,208
‫منو ول کنید!

939
00:37:31,208 --> 00:37:31,916
‫زرنگیشو نگاه.

940
00:37:31,916 --> 00:37:32,791
‫داری واسه من فیلم بازی
‫می‌کنی و رنگم می‌کنی؟

941
00:37:32,791 --> 00:37:33,291
‫ها؟

942
00:37:33,291 --> 00:37:34,916
‫من فقط یه یائوی وزغم، همین!

943
00:37:34,958 --> 00:37:35,958
‫ببینید خب!

944
00:37:36,791 --> 00:37:39,000
‫نکنه با همین جفتک‌پرانی‌ها
‫بقیه یائوها رو قال گذاشتی؟

945
00:37:39,041 --> 00:37:40,125
‫من این خام این حرف‌ها نمی‌شم.

946
00:37:40,166 --> 00:37:42,000
‫چرا حرف تو کلتون نمیره و باور نمی‌کنید؟

947
00:37:42,041 --> 00:37:44,000
‫حداقل قبل اینکه آب‌پزم کنید یه
‫دوش برام ردیف کنید بشورینم.

948
00:37:44,041 --> 00:37:45,041
‫وقتی لباسم رو در بیارم...

949
00:37:45,041 --> 00:37:45,708
‫...خودتون دوزاریتون می‌افته.

950
00:37:45,708 --> 00:37:46,500
‫شستن؟

951
00:37:46,500 --> 00:37:47,333
‫وقت واسه گربه‌شور کردن هم نداریم.

952
00:37:47,416 --> 00:37:48,750
‫کلاً برامون توفیری نداره.

953
00:37:48,791 --> 00:37:49,375
‫وایسا.

954
00:37:49,375 --> 00:37:50,375
‫داداش بزرگ...

955
00:37:50,416 --> 00:37:51,875
‫بار گذاشتنش با لباس و یقه و آستین...

956
00:37:51,875 --> 00:37:53,625
‫...یه کم چندش و بی‌کلاسی نیست؟

957
00:37:53,708 --> 00:37:54,708
‫هوم...

958
00:37:54,875 --> 00:37:55,625
‫لختش کنید.

959
00:37:55,625 --> 00:37:56,833
‫زود باشین، یالله.

960
00:38:01,333 --> 00:38:02,125
‫دیدید حالا؟

961
00:38:02,125 --> 00:38:03,375
‫یه یائوی وزغِ اصیل و نژاددار!

962
00:38:03,416 --> 00:38:04,916
‫این زگیل‌ها رو تماشا کنید.

963
00:38:05,916 --> 00:38:07,500
‫تا خرخره پر از زهر و سم‌ام.

964
00:38:08,125 --> 00:38:09,375
‫داداش بزرگ...

965
00:38:09,416 --> 00:38:12,000
‫انگار این بنده خدا واقعاً راهب تانگ نیست ها.

966
00:38:12,833 --> 00:38:15,541
‫هاهاهاهاها!

967
00:38:15,583 --> 00:38:17,166
‫بی‌خود نیست که پوزِ هیچ‌کدوم از یائوها...

968
00:38:17,208 --> 00:38:18,958
‫...بهت کارگر نیفتاد و نخوردنت.

969
00:38:19,333 --> 00:38:21,416
‫عجب حقه و کلکِ سگی و خفنی سوار کردی.

970
00:38:21,458 --> 00:38:23,666
‫چرا این‌قدر مثل خر کله‌شقی آخه؟

971
00:38:23,833 --> 00:38:25,041
‫چشم‌بندی و جادوئه!

972
00:38:25,833 --> 00:38:27,375
‫شک ندارم کارِ همون میمونِ ساطوریه.

973
00:38:27,375 --> 00:38:28,250
‫همش طلسم و جادوئه.

974
00:38:28,250 --> 00:38:29,500
‫مگه غیر اینه؟

975
00:38:29,500 --> 00:38:31,250
‫بار بگذاریدش، آب‌پزش کنید بره!

976
00:38:32,708 --> 00:38:34,208
‫آی! آخ!

977
00:38:34,375 --> 00:38:36,125
‫(لانه سگ)

978
00:38:36,125 --> 00:38:38,000
‫بیاین خودمون اعتراف
‫کنیم که فیک و بدلی هستیم...

979
00:38:38,041 --> 00:38:39,500
‫...شاید دلشون سوخت و استاد رو ول کردن.

980
00:38:39,500 --> 00:38:40,208
‫عمراً و به هیچ وجه!

981
00:38:40,208 --> 00:38:43,083
‫اگه بو ببرن و تو دهن‌ها
‫بیفته که ما قلابی هستیم...

982
00:38:43,166 --> 00:38:44,833
‫...دیگه چطوری سینه
‫جلو بدیم و به جاده بزنیم؟

983
00:38:44,875 --> 00:38:46,416
‫ولی آخه ما پشمِ اونا هم
‫نیستیم و حریفشون نمی‌شیم.

984
00:38:46,458 --> 00:38:47,875
‫باز تو فکت باز شد و شروع کردی؟

985
00:38:47,916 --> 00:38:49,416
‫کلاً دو تا دیالوگ سهمته ها!

986
00:38:53,208 --> 00:38:54,208
‫بیا جلوتر.

987
00:38:55,375 --> 00:38:56,875
‫امروز نقش حیاتی و خیلی مهمی داری.

988
00:38:56,916 --> 00:38:57,916
‫حالی‌ات شد؟

989
00:38:58,041 --> 00:38:59,416
‫حواسشون رو پرت کن.

990
00:38:59,583 --> 00:39:00,500
‫من و راهب شا هم...

991
00:39:00,500 --> 00:39:02,000
‫...می‌ریم تا استاد رو از دیگ بکشیم بیرون.

992
00:39:02,041 --> 00:39:03,625
‫من خودم یه ترفندهایی تو چنته دارم.

993
00:39:03,666 --> 00:39:06,000
‫از پس چهار تا یائوی جوجه و پاپتی برمیام.

994
00:39:06,958 --> 00:39:08,125
‫بیا یه بار دیگه با هم تمرین کنیم.

995
00:39:08,166 --> 00:39:09,916
‫من شاهِ میمون‌ها هستم!

996
00:39:11,625 --> 00:39:13,750
‫من... شـ... شیمونِ...

997
00:39:14,500 --> 00:39:15,500
‫...شاه هستم!

998
00:39:20,791 --> 00:39:22,125
‫رئیس‌ها!

999
00:39:22,333 --> 00:39:23,541
‫سه تا یائو پشتِ درِ قلعه اتراق کردن.

1000
00:39:23,583 --> 00:39:24,625
‫یکیشون ادعا می‌کنه که...

1001
00:39:24,666 --> 00:39:25,833
‫...خودِ شیمونِ شاهه!

1002
00:39:26,250 --> 00:39:27,250
‫به این زودی؟

1003
00:39:28,166 --> 00:39:29,375
‫هنوز مغزپخت نشده مگه؟

1004
00:39:29,541 --> 00:39:30,416
‫امم... رئیس...

1005
00:39:30,541 --> 00:39:31,375
‫آب دیگ هنوز ولرمه و داغ نشده.

1006
00:39:31,375 --> 00:39:31,750
‫به‌به!

1007
00:39:31,750 --> 00:39:32,541
‫عجب چیزیه.

1008
00:39:32,625 --> 00:39:33,958
‫آب ولرم اصلاً یه صفای
‫دیگه‌ای داره و مشتی‌تره.

1009
00:39:34,000 --> 00:39:35,125
‫ایش!

1010
00:39:35,166 --> 00:39:37,250
‫فرصتِ طلایی‌مون به فنا رفت و پرید.

1011
00:39:41,250 --> 00:39:43,000
‫یه قلوپ ته‌استکان سوپ هم
‫غنیمته، صد شرف داره به هیچی.

1012
00:39:43,041 --> 00:39:44,916
‫همگی به خط بشید و قشون‌کشی کنید!

1013
00:39:50,916 --> 00:39:51,916
‫آماده‌اید؟

1014
00:39:54,250 --> 00:39:55,250
‫بزن بریم!

1015
00:40:01,375 --> 00:40:02,875
‫خوش اومدید!

1016
00:40:02,875 --> 00:40:04,250
‫قدمتون روی جفت چشمامون!

1017
00:40:04,416 --> 00:40:06,375
‫مهمون‌های عزیز و از راه دور رسیده!

1018
00:40:06,375 --> 00:40:08,750
‫ما رو بابت این استقبالِ
‫هول‌هولکی و سرد ببخشید.

1019
00:40:08,791 --> 00:40:10,416
‫عرض ارادت و سلام!

1020
00:40:11,125 --> 00:40:12,833
‫چاکریم، مخلصیم!

1021
00:40:13,291 --> 00:40:15,000
‫امم... این دیگه چه صیغه‌ایه؟

1022
00:40:15,541 --> 00:40:16,458
‫این سلام و مصافحه به سبک دست‌تکونیه.

1023
00:40:16,500 --> 00:40:18,000
‫از رسم و رسوماتِ مشتیِ همین محله‌ست.

1024
00:40:18,041 --> 00:40:20,541
‫نهایتِ چاکری و ارادت ما
‫رو به مهمون‌ها ثابت می‌کنه.

1025
00:40:20,583 --> 00:40:22,000
‫استادِ گران‌قدرم کجای کار بساط کرده؟

1026
00:40:22,041 --> 00:40:22,750
‫توی همین هشتی تشریف دارن.

1027
00:40:22,958 --> 00:40:24,833
‫از این طرف، بفرمایید صفا آوردید.

1028
00:40:26,750 --> 00:40:27,708
‫اینجا یه کم شلوغ‌پلوغ و هیروویره...

1029
00:40:27,708 --> 00:40:29,000
‫...به بزرگی خودتون ندید بگیرید.

1030
00:40:29,000 --> 00:40:30,125
‫داداش بزرگم اون تو اتراق کرده...

1031
00:40:30,125 --> 00:40:32,416
‫...و منتظره تا فرش قرمز واستون پهن کنه.

1032
00:40:34,375 --> 00:40:34,875
‫آها!

1033
00:40:35,375 --> 00:40:36,208
‫چشمتون روشن، بالاخره تشریف آوردید.

1034
00:40:36,375 --> 00:40:37,375
‫ها؟

1035
00:40:37,625 --> 00:40:38,875
‫ما شما چهار راهبِ از ما
‫بهترون رو زیارت کردیم...

1036
00:40:38,875 --> 00:40:40,125
‫...که اون پشت مشت‌های بیشه چرت می‌زدید.

1037
00:40:40,166 --> 00:40:41,166
‫دلمون نیامد اون موقع
‫مزاحم خواب نازتون بشیم.

1038
00:40:41,208 --> 00:40:43,166
‫دیدیم استادتون از گردِ راه رسیده
‫و حسابی کوفته و خسته‌ست...

1039
00:40:43,208 --> 00:40:44,291
‫...دلمون کباب شد و طاقت
‫نیاوردیم این‌طوری ببینیمش.

1040
00:40:44,333 --> 00:40:46,875
‫واسه همین یه کم آبِ چشمه
‫کوهستان رو ولرم کردیم...

1041
00:40:46,875 --> 00:40:48,916
‫...تا تنی به آب بزنه و خستگی درکنه.

1042
00:40:49,041 --> 00:40:49,708
‫جنابِ استادِ والامقام...

1043
00:40:49,875 --> 00:40:52,333
‫حالا احوال شریف چطوره، کوفته‌گی‌تون دررفت؟

1044
00:40:52,833 --> 00:40:54,750
‫این‌قدر یه جا رو مثل کهنه نساب!

1045
00:40:54,791 --> 00:40:56,666
‫کل زگیل و تاول‌های
‫بدنم داره می‌کنه می‌ریزه.

1046
00:40:56,708 --> 00:40:57,708
‫اوه...

1047
00:40:58,250 --> 00:40:59,250
‫مریدهای گلم...

1048
00:40:59,375 --> 00:41:01,000
‫شما هم نمی‌خواید لخت شید و بپرید تو دیگ؟

1049
00:41:01,041 --> 00:41:02,291
‫آبش بدجوری ملس و خوش‌درجه‌ست.

1050
00:41:02,333 --> 00:41:02,958
‫استاد...

1051
00:41:03,166 --> 00:41:05,250
‫ما اینجا مثل اسفند روی
‫آتیش بالا و پایین می‌پریم...

1052
00:41:05,250 --> 00:41:08,291
‫اون‌وقت تو چطوری فازِ حمام
‫عمومی و عافیت‌طلبی برداشتی؟

1053
00:41:32,708 --> 00:41:35,333
‫عجب لباس و رختِ خفنی تنتون کردید.

1054
00:41:35,958 --> 00:41:36,958
‫آه...

1055
00:41:37,375 --> 00:41:38,041
‫افتاد!

1056
00:41:38,041 --> 00:41:39,791
‫کاملاً دوزاری‌ام افتاد و فهمیدم.

1057
00:41:39,833 --> 00:41:41,375
‫خدا به همراتون!

1058
00:41:41,375 --> 00:41:42,875
‫بهترین و گرم‌ترین بدرقه‌ها تقدیم شما!

1059
00:41:42,875 --> 00:41:44,375
‫خداحافظ و التماس دعا!

1060
00:41:44,416 --> 00:41:45,916
‫سفر سلامت و بی‌خطر!

1061
00:41:45,958 --> 00:41:47,500
‫در پناه حق!

1062
00:41:47,500 --> 00:41:49,000
‫به سلامت، ما رو هم دعا کنید!

1063
00:41:49,041 --> 00:41:50,541
‫سفر بی‌خطر!

1064
00:41:50,583 --> 00:41:52,125
‫بدرقه راهتون آب زلال!

1065
00:41:52,125 --> 00:41:53,625
‫خدا به همراتون!

1066
00:41:53,666 --> 00:41:55,166
‫پر خیر و برکت باشید!

1067
00:41:55,208 --> 00:41:56,750
‫در پناه بودای کبیر!

1068
00:41:56,750 --> 00:41:58,375
‫قدمتون روی چشم، به سلامت!

1069
00:42:00,041 --> 00:42:02,458
‫انگار شاهِ میمون‌ها کلاً اهل
‫فک زدن و وراجی نیست.

1070
00:42:02,500 --> 00:42:03,500
‫آره بابا.

1071
00:42:03,583 --> 00:42:05,416
‫از اون مدل کله‌گنده‌های تودار و ابهت‌داره.

1072
00:42:05,458 --> 00:42:07,125
‫بدجوری بهش حسودیم شد.

1073
00:42:07,166 --> 00:42:08,166
‫حسودی به چی آخه؟

1074
00:42:08,875 --> 00:42:09,875
‫یه نگاه بهش بنداز.

1075
00:42:09,916 --> 00:42:11,000
‫حتی یه کلمه هم از اون
‫چاهِ دهنش بیرون نیامد...

1076
00:42:11,041 --> 00:42:11,666
‫...ولی کل اون یائوها...

1077
00:42:11,666 --> 00:42:14,416
‫...مثل سگِ کتک‌خورده به شکر
‫خوردن افتادن و زهرترک شدن.

1078
00:42:14,458 --> 00:42:15,625
‫من می‌خوام طاق بزنم و جام رو عوض کنم.

1079
00:42:15,666 --> 00:42:16,666
‫چی رو طاق بزنی؟

1080
00:42:16,791 --> 00:42:17,666
‫من می‌خوام خودِ سون ووکانگ بشم.

1081
00:42:17,666 --> 00:42:18,875
‫دست بردار از این کله‌شقی‌هات.

1082
00:42:18,916 --> 00:42:20,416
‫مو نمی‌زنیم با همدیگه که.

1083
00:42:20,750 --> 00:42:21,208
‫یه نگاه به هر دو تامون بنداز...

1084
00:42:21,333 --> 00:42:23,291
‫دقیقاً لبهامون یه مدل آویزان و پوت‌ماننده.

1085
00:42:23,333 --> 00:42:23,750
‫هی...

1086
00:42:24,041 --> 00:42:25,041
‫داداش بزرگ...

1087
00:42:25,250 --> 00:42:28,000
‫تو باید جلوتر از همه قدم
‫برداری و پیش‌قراول باشی.

1088
00:42:28,041 --> 00:42:29,041
‫آره.

1089
00:42:32,958 --> 00:42:34,000
‫رو به جلو نگاه کن.

1090
00:42:34,041 --> 00:42:35,166
‫سینه جلو!

1091
00:42:35,208 --> 00:42:36,208
‫سر بالا!

1092
00:42:36,666 --> 00:42:38,416
‫اون چوب‌دستی رو هم مایل بگذار روی شونت.

1093
00:42:38,458 --> 00:42:40,083
‫قدم‌های گنده و استوار بردار.

1094
00:42:40,916 --> 00:42:42,916
‫دست‌هات رو هم حرکت بده و تکون بده.

1095
00:42:46,458 --> 00:42:46,833
‫نه بابا!

1096
00:42:46,833 --> 00:42:48,750
‫دستت رو برعکس و اشتباه تکون دادی.

1097
00:42:54,958 --> 00:43:01,125
‫(دهکده شمالی ژانگ)

1098
00:43:06,041 --> 00:43:08,541
‫چرا اینجا پرنده هم پر نمی‌زنه و هیشکی نیست؟

1099
00:43:16,666 --> 00:43:18,666
‫ما زائرانی از امپراتوریِ شرقیِ تانگ هستیم...

1100
00:43:18,708 --> 00:43:20,583
‫...و عازم غربیم تا متون مقدس رو بیاریم.

1101
00:43:20,625 --> 00:43:21,750
‫فقط داریم از دیارتون عبور می‌کنیم...

1102
00:43:21,791 --> 00:43:24,250
‫...و با کمال تواضع طلبِ لقمه‌ای نذری داریم.

1103
00:43:30,625 --> 00:43:31,375
‫کدخدای ده بالاخره پیداش شد!

1104
00:43:31,375 --> 00:43:32,375
‫خودشه، اومد.

1105
00:43:38,375 --> 00:43:41,250
‫این‌ها که اصلاً با اوصافِ
‫نقال و قصه‌گو جور درنمیان.

1106
00:43:46,125 --> 00:43:46,916
‫جنابِ نقال!

1107
00:43:46,916 --> 00:43:48,041
‫بله، خودمم.

1108
00:43:49,041 --> 00:43:50,416
‫این چهار تا که اصلاً شبیه
‫اون چیزهایی که گفتی نیستند...

1109
00:43:50,458 --> 00:43:52,958
‫...درباره ریخت و قیافه راهب تانگ و مریدهاش.

1110
00:43:53,750 --> 00:43:55,000
‫من که خودم تا حالا
‫جمالشون رو زیارت نکردم...

1111
00:43:55,041 --> 00:43:57,708
‫...فقط هر چی شنیده بودم
‫رو واسه شما نقالی کردم.

1112
00:43:58,291 --> 00:43:59,416
‫این رو خوب تماشا می‌کنی؟

1113
00:43:59,458 --> 00:44:00,875
‫جنسش اصلِ اصل و درجه‌یکه.

1114
00:44:00,875 --> 00:44:02,333
‫چشم‌هات رو وا کن و خوب ببینش.

1115
00:44:02,375 --> 00:44:04,083
‫واسه دفعه بعد آویزه
‫گوشت کن و درست نقالی کن.

1116
00:44:04,125 --> 00:44:05,333
‫رو جفت چشمام، فهمیدم.

1117
00:44:05,666 --> 00:44:07,125
‫استادانِ بزرگوار و والامقام...

1118
00:44:07,166 --> 00:44:08,916
‫از وقتی این «یائوی موشِ
‫کور» پاش به اینجا وا شده...

1119
00:44:08,958 --> 00:44:10,750
‫...دهکده ما دیگه یه روزِ
‫خوش و رنگِ آرامش رو ندیده.

1120
00:44:10,750 --> 00:44:14,000
‫دست می‌گذاره رو مالِ مردم
‫و از هر خونه‌ای دزدی می‌کنه.

1121
00:44:14,000 --> 00:44:16,625
‫دیگه هیچ سوراخ‌موش و اموالی
‫واسمون امن و باقی نمونده.

1122
00:44:16,666 --> 00:44:17,666
‫تو رو خدا، استادانِ من...

1123
00:44:17,708 --> 00:44:20,375
‫...شرِ این بلا و موجودِ
‫موذی رو از سرِ ما کم کنید.

1124
00:44:20,625 --> 00:44:21,708
‫ها!

1125
00:44:22,000 --> 00:44:23,625
‫این که چیزی نیست، غمِت نباشه.

1126
00:44:23,708 --> 00:44:24,500
‫مثل آب خوردنه.

1127
00:44:24,708 --> 00:44:25,875
‫باقی کار رو بسپرید به دارودسته ما.

1128
00:44:25,916 --> 00:44:27,833
‫یک دنیا ازتون ممنون و سپاسگزاریم.

1129
00:44:27,875 --> 00:44:30,916
‫چند تا از جوون‌های برومندِ ده رو
‫می‌فرستم تا پادویی و کمکتون کنند.

1130
00:44:30,958 --> 00:44:32,291
‫اصلاً و ابداً لازم نکرده.

1131
00:44:32,791 --> 00:44:34,250
‫فقط با یه یائوی موشِ پاپتی طرفیم...

1132
00:44:34,291 --> 00:44:35,625
‫...سه سوته کلکش رو
‫می‌کنیم و کار رو درمیاریم.

1133
00:44:35,666 --> 00:44:36,666
‫واو!

1134
00:44:37,041 --> 00:44:38,583
‫هزار الله اکبر، عجب عظمتی!

1135
00:44:38,666 --> 00:44:39,125
‫ببینم...

1136
00:44:39,125 --> 00:44:41,000
‫تو چرا سر خود پیازِ هر آشی
‫می‌شی و همه‌چیز رو قبول می‌کنی؟

1137
00:44:41,041 --> 00:44:41,791
‫یه کم دو تا دو تا چهار تا کن.

1138
00:44:41,958 --> 00:44:43,500
‫راهب تانگِ واقعی همین
‫نزدیکی‌ها داره جولان میده.

1139
00:44:43,500 --> 00:44:44,333
‫اگه یه وقت لفتش بدیم و فرز نباشیم...

1140
00:44:44,333 --> 00:44:45,416
‫...گردِ پاشون بهمون
‫می‌رسه و مچمون رو می‌گیرن.

1141
00:44:45,458 --> 00:44:45,916
‫بشنو و باور نکن...

1142
00:44:45,916 --> 00:44:47,541
‫...این کار اصلاً وقتی ازمون نمی‌گیره.

1143
00:44:47,583 --> 00:44:49,125
‫ولی اصلاً مطمئنی که می‌تونیم
‫تو میدونِ مبارزه بکشیمش؟

1144
00:44:49,166 --> 00:44:50,125
‫مبارزه و بزن‌بزن اصلاً لازم نیست.

1145
00:44:50,125 --> 00:44:51,291
‫کافیه فقط اسم و لقبِ داداش
‫بزرگ رو واسش فاکتور کنیم...

1146
00:44:51,333 --> 00:44:54,416
‫...تا خودش حساب کار دستش
‫بیاد و غزلِ خداحافظی رو بخونه.

1147
00:44:57,500 --> 00:44:58,833
‫درست همین تو لونه کرده.

1148
00:44:59,208 --> 00:45:00,541
‫همه‌تون بکشید عقب و پا پس بکشید.

1149
00:45:00,583 --> 00:45:02,166
‫ما خودمون حل‌وفصلش می‌کنیم.

1150
00:45:55,250 --> 00:45:56,666
‫بالاخره سر و کله‌تون
‫پیدا شد و رخ نشون دادید.

1151
00:45:56,708 --> 00:45:57,875
‫اهالی دهکده از دارودسته ما خواستن...

1152
00:45:57,875 --> 00:45:58,625
‫...تا مچت رو بگیریم...

1153
00:45:58,625 --> 00:45:59,416
‫...و دکانت رو تخته کنیم!

1154
00:45:59,416 --> 00:46:01,125
‫تا کار به جاهای باریک نکشیده تسلیم شو.

1155
00:46:01,166 --> 00:46:03,416
‫فقط با چند تا جوجه و
‫پاپتیِ بی‌نام‌ونشان طرفم؟

1156
00:46:03,458 --> 00:46:04,750
‫بی‌نام‌ونشان؟

1157
00:46:05,166 --> 00:46:07,416
‫نکنه پاک آلزایمر داری و
‫نمی‌دونی با کیا سرشاخ شدی؟

1158
00:46:07,458 --> 00:46:08,833
‫مگه شماها چه تحفه‌هایی هستید اصلاً؟

1159
00:46:08,875 --> 00:46:10,708
‫چشم‌هات رو وا کن و خوبِ خوب ببین.

1160
00:46:10,750 --> 00:46:12,916
‫این بزرگوارِ خفن رو به جا میاری یا نه؟

1161
00:46:15,958 --> 00:46:18,041
‫هنوزم دوزاری‌ات نیفتاده و ماتت برده؟

1162
00:46:19,583 --> 00:46:20,125
‫یالله شروع کن.

1163
00:46:20,250 --> 00:46:21,250
‫داداش بزرگ...

1164
00:46:21,416 --> 00:46:23,208
‫خودت رو واسش فاکتور کن و معرفی کن.

1165
00:46:23,250 --> 00:46:24,250
‫من... شـ...

1166
00:46:25,541 --> 00:46:27,208
‫...شاهِ میمون‌ها هستم!

1167
00:46:28,250 --> 00:46:29,333
‫این دیگه کدوم خریه؟

1168
00:46:29,500 --> 00:46:30,791
‫تا حالا همچین اسمی به پوزم نخورده و نشنیدم.

1169
00:46:30,833 --> 00:46:31,500
‫دیدی حالا؟

1170
00:46:31,500 --> 00:46:32,500
‫من که بهت گفتم پامون
‫رو تو این معرکه نذاریم.

1171
00:46:32,541 --> 00:46:35,000
‫این اصلاً ما رو آدم هم
‫حساب نمی‌کنه و نمی‌شناسه.

1172
00:46:35,041 --> 00:46:37,166
‫تو چطور اسم و رسمِ شاهِ
‫میمون‌ها به گوشِ کرت نخورده؟

1173
00:46:37,208 --> 00:46:39,375
‫اون الان ۵۰۰۰ ساله که
‫داره تو این دنیا آقایی می‌کنه.

1174
00:46:39,375 --> 00:46:40,250
‫اگه بخوایم از روی سن‌وسال
‫و کسوت حساب کنیم...

1175
00:46:40,250 --> 00:46:42,375
‫...بهش بگی پدربزرگ
‫رسماً به ابهتش توهین کردی.

1176
00:46:42,416 --> 00:46:44,375
‫اون حکمِ جدِ جدِ جدِ بزرگِ ما رو داره.

1177
00:46:44,500 --> 00:46:45,875
‫فک زدن و منبر رفتن دیگه بسه.

1178
00:46:45,916 --> 00:46:46,708
‫یا دست به چماق بشید و بجنگید...

1179
00:46:46,708 --> 00:46:48,083
‫...یا اینکه کلاه‌تون رو
‫بردارید و بزنید به فرار.

1180
00:46:48,125 --> 00:46:51,125
‫من یه یائوی بومی‌ام که
‫همین‌جا بزرگ شدم و قد کشیدم.

1181
00:46:51,125 --> 00:46:51,875
‫تو تمام این عمرِ سگی‌ام...

1182
00:46:51,875 --> 00:46:52,916
‫...از هیچ خر و بنی‌بشری
‫ترسی به دلم راه ندادم...

1183
00:46:52,958 --> 00:46:54,666
‫...به جز طایفه سمورها!

1184
00:46:57,625 --> 00:47:02,625
‫آخ!

1185
00:47:04,166 --> 00:47:04,958
‫راهب کله‌پوک و ابله!

1186
00:47:04,958 --> 00:47:06,000
‫اون نیشِ بازت رو ببند، به
‫چی داری هر هر می‌خندی؟

1187
00:47:06,041 --> 00:47:08,666
‫بیاین همگی با هم قشون‌کشی
‫کنیم و شبیخون بزنیم!

1188
00:47:11,041 --> 00:47:12,041
‫درها چفت و قفل شدن!

1189
00:47:12,041 --> 00:47:12,958
‫دیگه عمراً بتونید راه فراری پیدا کنید.

1190
00:47:13,041 --> 00:47:14,416
‫همین الان!

1191
00:47:19,791 --> 00:47:21,833
‫یه تکونی به خودت بده و یه غلطی بکن!

1192
00:47:24,500 --> 00:47:27,375
‫آخه من تا حالا تو عمرم
‫دست به چماق نشدم و نجنگیدم!

1193
00:47:40,458 --> 00:47:41,458
‫این صاب‌مرده...

1194
00:47:41,583 --> 00:47:43,416
‫...بدجوری فرز و تیز و سریع‌ایه!

1195
00:47:43,708 --> 00:47:45,166
‫شما یائوهای سوسولِ شهری...

1196
00:47:45,208 --> 00:47:46,750
‫...فقط لاف می‌زنید و طبل توخالی هستید...

1197
00:47:46,791 --> 00:47:48,083
‫...و اصلاً مردِ میدون نیستید.

1198
00:47:48,125 --> 00:47:48,875
‫ببینم، تو...

1199
00:47:49,041 --> 00:47:51,416
‫مگه نگفتی یه تکنیکِ مخفی و خفن داری؟

1200
00:47:51,708 --> 00:47:53,375
‫یالله روادتش کن دیگه.

1201
00:47:53,416 --> 00:47:56,750
‫...کلاً یه بار تو زندگی
‫شانسِ رو کردنش رو داری.

1202
00:47:56,791 --> 00:47:59,000
‫پس منتظرِ چه معجزه‌ای هستی؟

1203
00:47:59,041 --> 00:48:01,666
‫منتظری این موشِ کور غزلِ
‫خداحافظی رو واست بخونه؟

1204
00:48:03,041 --> 00:48:04,791
‫تو الان به من گفتی موشِ کور؟

1205
00:48:08,000 --> 00:48:10,000
‫من بیشتر از پنجاه سال
‫سگ‌دو زدم و ریاضت کشیدم...

1206
00:48:10,041 --> 00:48:11,500
‫...فقط و فقط واسه اینکه...

1207
00:48:11,541 --> 00:48:13,666
‫...هیچ خر و بنی‌بشری
‫دوباره منو با این اسم صدا نزنه!

1208
00:48:13,708 --> 00:48:14,875
‫آی!

1209
00:48:15,541 --> 00:48:17,833
‫آهااااای!

1210
00:48:19,250 --> 00:48:20,375
‫بکوبش!

1211
00:48:20,375 --> 00:48:21,375
‫همین الان!

1212
00:48:23,666 --> 00:48:26,625
‫آهااااای!

1213
00:48:26,750 --> 00:48:27,250
‫پاو!

1214
00:48:27,583 --> 00:48:28,875
‫بام بام بام بام!

1215
00:48:29,250 --> 00:48:30,541
‫این رو پوزت داشته باش!

1216
00:48:46,041 --> 00:48:46,500
‫تو...

1217
00:48:46,500 --> 00:48:47,541
‫چطور جرئت کردی...

1218
00:48:49,291 --> 00:48:50,291
‫...کثافت!

1219
00:48:58,458 --> 00:48:59,458
‫آخ!

1220
00:49:01,666 --> 00:49:02,666
‫دیگه بسه‌...

1221
00:49:02,708 --> 00:49:03,791
‫...شورِش رو درآوردی!

1222
00:49:47,458 --> 00:49:49,833
‫این هندونه‌ها همین الان از
‫جالیز چیده شدن و نوبرن.

1223
00:49:49,875 --> 00:49:50,750
‫واسه تو راهتون بردارید توشه کنید.

1224
00:49:50,791 --> 00:49:52,625
‫این کلوچه‌های برنجی رو هم
‫همین الان بخارپز کردم و داغِ داغن.

1225
00:49:52,666 --> 00:49:53,291
‫بفرمایید، تعارف نکنید.

1226
00:49:53,291 --> 00:49:54,375
‫نه بابا، این چه حرفیه، راضی به زحمت نیستیم.

1227
00:49:54,416 --> 00:49:55,500
‫استادانِ والامقام...

1228
00:49:55,916 --> 00:49:58,416
‫من کل دیشب رو بیدار موندم و
‫واسه پاشنه‌ این گیوه‌ها سوزن زدم.

1229
00:49:58,458 --> 00:49:59,750
‫شما کوله‌بارِ یه سفرِ طولانی
‫و پر از سنگلاخ رو دوشتونه.

1230
00:49:59,791 --> 00:50:00,875
‫این‌ها رو بردارید، رو حرفم حرف نزنید.

1231
00:50:00,916 --> 00:50:01,958
‫خواهش می‌کنم، قبول کنید.

1232
00:50:02,000 --> 00:50:04,208
‫یالله لفتش ندید و زودتر جمع‌وجور کنید.

1233
00:50:11,583 --> 00:50:15,208
‫این‌ها هم کتیبه‌ها و لوح‌های تقدیر
‫و دست‌مریزادِ اهالی دهکده‌ست.

1234
00:50:15,208 --> 00:50:15,791
‫همه‌اش رو بردارید.

1235
00:50:16,000 --> 00:50:16,500
‫واو!

1236
00:50:16,500 --> 00:50:17,666
‫نیازی نیست بابا.

1237
00:50:17,708 --> 00:50:18,791
‫شما همگی خیلی لطف دارید.

1238
00:50:18,833 --> 00:50:19,833
‫فقط برشون دارید.

1239
00:50:19,833 --> 00:50:20,958
‫ما اصرار داریم.

1240
00:50:21,000 --> 00:50:23,083
‫حمل این‌همه بار واسه ما خیلی سنگینه.

1241
00:50:23,166 --> 00:50:24,583
‫مگه چوبِ حملِ بار ندارید؟

1242
00:50:24,833 --> 00:50:26,750
‫شما استادان همگی این‌قدر قدرتمندید.

1243
00:50:26,791 --> 00:50:29,833
‫یه کم بارِ اضافه مگه چقدر سنگینی می‌کنه؟

1244
00:50:30,916 --> 00:50:31,916
‫من...

1245
00:50:32,041 --> 00:50:33,333
‫من... من... وایسا.

1246
00:50:38,416 --> 00:50:39,416
‫استادانِ من...

1247
00:50:39,583 --> 00:50:41,125
‫می‌شه یه خواهشِ دیگه هم ازتون بکنم؟

1248
00:50:41,125 --> 00:50:43,750
‫دخترم توی دهکده کوهپایه زندگی
‫می‌کنه که ۱۰۰ کیلومتر دورتراست.

1249
00:50:43,791 --> 00:50:46,500
‫اهالی اونجا به‌تازگی چند تا از
‫بچه‌هاشون رو اسیر چنگال یائوها کردن.

1250
00:50:46,541 --> 00:50:47,625
‫اگه از اونجا رد شدید...

1251
00:50:47,666 --> 00:50:48,875
‫...می‌شه لطفاً بهشون کمک کنید؟

1252
00:50:48,916 --> 00:50:50,250
‫این یائوها دیگه رسماً شورش رو درآوردن.

1253
00:50:50,250 --> 00:50:51,250
‫غمِت نباشه.

1254
00:50:51,416 --> 00:50:53,375
‫ما اون بچه‌ها رو صحیح و سالم برمی‌گردونیم.

1255
00:52:07,500 --> 00:52:11,625
‫(شاه سگ‌ها)

1256
00:52:11,666 --> 00:52:12,375
‫هر دفعه...

1257
00:52:12,375 --> 00:52:15,166
‫...که این نوشته‌های به‌جامونده
‫از راهب‌های مقدس رو می‌خونم...

1258
00:52:15,208 --> 00:52:17,708
‫...بدجوری به آرامش قلبی می‌رسم.

1259
00:52:18,208 --> 00:52:19,208
‫گزارشِ اضطراری!

1260
00:52:19,416 --> 00:52:19,958
‫پادشاهانِ من...

1261
00:52:20,000 --> 00:52:21,416
‫چهار تا راهب پشتِ درِ قلعه اتراق کردن.

1262
00:52:21,458 --> 00:52:23,833
‫یکیشون ادعا می‌کنه که خودِ شاهِ میمون‌هاست!

1263
00:52:23,958 --> 00:52:24,500
‫اوه.

1264
00:52:24,958 --> 00:52:26,041
‫جدا؟ این‌طوریه؟

1265
00:52:26,916 --> 00:52:27,625
‫داداش کوچیکه...

1266
00:52:27,875 --> 00:52:29,000
‫من خودم می‌رم بیرون تا آمارش رو دربیارم.

1267
00:52:29,041 --> 00:52:29,583
‫خیلی خب.

1268
00:52:29,625 --> 00:52:31,583
‫من... منم یه کم دیگه خودم رو می‌رسونم.

1269
00:52:31,625 --> 00:52:32,208
‫ایش!

1270
00:52:32,416 --> 00:52:33,416
‫قشون‌کشی کنید!

1271
00:52:40,208 --> 00:52:41,250
‫کی جرئت کرده بدون اجازه...

1272
00:52:41,291 --> 00:52:43,041
‫...پا بذاره توی قلمرو مقدس من؟

1273
00:52:43,416 --> 00:52:44,125
‫هه هه هه!

1274
00:52:44,416 --> 00:52:46,208
‫من جد و پدربزرگت، سون [ووکانگ] هستم!

1275
00:52:46,250 --> 00:52:47,750
‫هاهاها!

1276
00:52:48,250 --> 00:52:49,750
‫یه نگاه به قیافه آشفته خودت بنداز.

1277
00:52:49,791 --> 00:52:51,291
‫با این سر و وضعِ شلخته و داغونت...

1278
00:52:51,333 --> 00:52:53,833
‫...چطور جرئت کردی نقش
‫راهب تانگ رو بازی کنی؟

1279
00:52:54,333 --> 00:52:55,333
‫نقش بازی کردن؟

1280
00:52:55,625 --> 00:52:57,750
‫خیلی وقته که لب به گوشت لذیذ انسان نزدم.

1281
00:52:57,791 --> 00:52:59,875
‫امروز قراره یه شکمِ سیر دلی از عزا دربیارم.

1282
00:52:59,916 --> 00:53:00,791
‫بچه‌ها...

1283
00:53:00,791 --> 00:53:03,291
‫بریزید سرشون و دکان
‫این شیادها رو تخته کنید!

1284
00:53:08,500 --> 00:53:09,875
‫من تا آخرین قطره خونم باهات می‌جنگم.

1285
00:53:09,916 --> 00:53:10,333
‫یا علی!

1286
00:53:10,333 --> 00:53:11,500
‫آخ!

1287
00:53:27,875 --> 00:53:29,125
‫(سمت چپ به طرف تپه‌های سنگ‌سخت)
‫(سمت راست به طرف دهکده تانتان)

1288
00:53:29,166 --> 00:53:30,666
‫چیزی نمونده تا به خونتون برسیم.

1289
00:53:30,708 --> 00:53:31,750
‫الان سه سال تمام گذشته...

1290
00:53:31,791 --> 00:53:33,416
‫...و من حتی یه بار هم برنگشتم خونه.

1291
00:53:33,458 --> 00:53:34,958
‫پس بیا یه سری بهشون بزنیم.

1292
00:53:35,875 --> 00:53:36,833
‫مگه دیگه عجله نداری و لفتش می‌دی؟

1293
00:53:36,833 --> 00:53:37,791
‫زمان رو خیلی خوب جلو افتادیم.

1294
00:53:37,791 --> 00:53:39,250
‫می‌تونیم یه روز یا همین حدود وقت بگذاریم...

1295
00:53:39,291 --> 00:53:41,250
‫...و این آذوقه‌ها رو
‫تحویل پدر و مادرت بدیم.

1296
00:53:41,250 --> 00:53:42,250
‫سبک‌بار سفر کنیم.

1297
00:53:53,333 --> 00:53:53,916
‫دیگه نخور.

1298
00:53:53,916 --> 00:53:54,583
‫مامان...

1299
00:53:54,583 --> 00:53:56,208
‫تو کلاً منو فراموش کردی.

1300
00:53:56,833 --> 00:53:57,583
‫مامان...

1301
00:53:57,583 --> 00:53:59,666
‫من هنوزم بدجوری شکمم قاروقور می‌کنه.

1302
00:53:59,875 --> 00:54:01,875
‫زیادی لمبوندن تهش مریضی و دل‌درده.

1303
00:54:05,500 --> 00:54:07,375
‫شماها دیگه چه اعجوبه‌هایی هستید؟

1304
00:54:09,041 --> 00:54:10,041
‫مامان!

1305
00:54:14,666 --> 00:54:15,333
‫مامان...

1306
00:54:15,333 --> 00:54:16,166
‫بیا این رو تست کن و بچش.

1307
00:54:16,250 --> 00:54:17,291
‫این دیگه چیه؟

1308
00:54:17,916 --> 00:54:18,750
‫کلوچه سبزیجاته.

1309
00:54:18,750 --> 00:54:20,250
‫طعمش بدجوری معرکه و عالیه.

1310
00:54:21,000 --> 00:54:22,000
‫به‌به، چقدر لذیذ!

1311
00:54:24,875 --> 00:54:26,291
‫یه کمش رو هم واسه مامان جا بگذار.

1312
00:54:26,333 --> 00:54:28,625
‫این همه آذوقه رو از کدوم گوری کش رفتید؟

1313
00:54:28,708 --> 00:54:30,250
‫اهالی دهکده همه‌اش رو
‫به عنوان نذری به ما دادن.

1314
00:54:30,291 --> 00:54:31,166
‫دیگه به من یکی لاف نزن و دروغ نگو.

1315
00:54:31,166 --> 00:54:32,958
‫ما بالاخره هر چی باشه یائو و هیولاییم.

1316
00:54:33,000 --> 00:54:33,666
‫مامان...

1317
00:54:33,875 --> 00:54:35,166
‫ما الان دیگه واسه خودمون
‫اعتباری ردیف کردیم.

1318
00:54:35,208 --> 00:54:37,291
‫هم یائوها و هم انسان‌ها
‫کلی بهمون احترام می‌گذارن.

1319
00:54:37,333 --> 00:54:39,333
‫دقیقاً دارید چه غلطی می‌کنید شماها؟

1320
00:54:39,875 --> 00:54:40,458
‫آوردن...

1321
00:54:40,458 --> 00:54:41,458
‫...متون مقدس.

1322
00:54:42,541 --> 00:54:44,125
‫همگی خوب گوش‌هاتون رو وا کنید و بشنوید.

1323
00:54:44,125 --> 00:54:46,000
‫پسر رشید و کاکل‌زری من برگشته!

1324
00:54:46,041 --> 00:54:48,166
‫توی غار شاهانه همه‌شون هلاک و مریدش شدن.

1325
00:54:48,208 --> 00:54:49,916
‫اون خیلی آینده‌دار و مایه افتخاره.

1326
00:54:49,958 --> 00:54:50,375
‫هی...

1327
00:54:50,375 --> 00:54:51,500
‫مامان... مامان...

1328
00:54:51,541 --> 00:54:52,666
‫این‌قدر قشقرق راه ننداز و داد نزن.

1329
00:54:52,708 --> 00:54:54,041
‫این پسرِ دسته گلِ خودمه!

1330
00:54:56,166 --> 00:54:56,791
‫خاله جان...

1331
00:54:56,791 --> 00:54:58,291
‫یه کم خون سردیت رو حفظ کن.

1332
00:54:58,500 --> 00:54:59,291
‫وزغی...

1333
00:54:59,416 --> 00:55:00,750
‫ما همه‌ این افتخار رو
‫مدیونِ مردانگی تو هستیم.

1334
00:55:00,791 --> 00:55:01,416
‫سه سال پیش...

1335
00:55:01,416 --> 00:55:03,375
‫...من این پسره رو فرستادم پیش
‫تو و عموت تا دستش رو بگیرید.

1336
00:55:03,416 --> 00:55:05,125
‫همه‌اش به خاطر پارتی‌بازی
‫تو بود که اونجا راهش دادن.

1337
00:55:05,125 --> 00:55:06,458
‫حالا بالاخره می‌تونم...

1338
00:55:06,750 --> 00:55:08,500
‫...با خیال راحت نفس راحت بکشم.

1339
00:55:09,625 --> 00:55:10,000
‫راستی...

1340
00:55:10,291 --> 00:55:10,875
‫داشت یادم می‌رفت...

1341
00:55:10,875 --> 00:55:12,083
‫حال و روز عموت چطوره؟

1342
00:55:16,625 --> 00:55:18,208
‫عموم؟

1343
00:55:21,250 --> 00:55:22,500
‫مگه چه بلایی سرش اومده؟

1344
00:55:22,541 --> 00:55:24,166
‫داستانش بدجوری مفصل و درازه.

1345
00:55:25,125 --> 00:55:26,416
‫نکنه این کدو تنبلِ نوشیدنیات
‫دوباره ته‌ کشیده؟

1346
00:55:26,458 --> 00:55:27,458
‫نه بابا، اصلاً و ابداً.

1347
00:55:27,500 --> 00:55:28,125
‫ببین خب.

1348
00:55:28,125 --> 00:55:29,125
‫تا خرخره پره.

1349
00:55:30,000 --> 00:55:30,750
‫این‌قدر پر و لبریز!

1350
00:55:30,750 --> 00:55:32,291
‫این یعنی حتی یه قلوپ هم ازش کوفت نکردی.

1351
00:55:32,291 --> 00:55:33,375
‫پس اصلاً فایده حمالی کردن این صاب‌مرده چیه؟

1352
00:55:33,375 --> 00:55:34,125
‫باشه بابا، باشه، الان یه کم ازش می‌نوشم.

1353
00:55:34,125 --> 00:55:35,625
‫اون آب دیگه رسماً گندیده و ناگواره.

1354
00:55:35,666 --> 00:55:37,416
‫بگذار ببرم واست از نو پرش کنم.

1355
00:55:38,500 --> 00:55:39,500
‫داشتن...

1356
00:55:39,916 --> 00:55:41,833
‫داشتنِ یه سقف و خونه واقعاً نعمتیه.

1357
00:55:43,041 --> 00:55:43,833
‫تو این چند روزِ گذشته...

1358
00:55:43,833 --> 00:55:45,166
‫...حتماً کلی سختی کشیدی و بدبیاری آوردی.

1359
00:55:45,208 --> 00:55:46,250
‫امروز که مهمونِ خونه منی...

1360
00:55:46,291 --> 00:55:48,875
‫...هر چقدر دلِ تنگت
‫می‌خواد فک بزن و حرف بیار.

1361
00:55:49,291 --> 00:55:51,916
‫دیگر نیازی نیست بشینی
‫اون بیلچه‌ات رو تیز کنی.

1362
00:55:52,458 --> 00:55:54,958
‫می‌تونی بالاخره روزه
‫سکوتت رو بشکنی و بنالی.

1363
00:55:56,541 --> 00:55:57,541
‫خیلی خب.

1364
00:55:58,625 --> 00:56:00,583
‫حتماً توی غار شاهانه حسابی
‫سرتون شلوغ‌پلوغه و سگ‌دو می‌زنید.

1365
00:56:00,625 --> 00:56:01,791
‫آره، دقیقاً همین‌طوره.

1366
00:56:01,833 --> 00:56:03,000
‫پادشاه همش کار می‌ریزه
‫سرمون و حمالی می‌کشه.

1367
00:56:03,041 --> 00:56:05,333
‫واسه همینم اصلاً وقتی واسه
‫صله‌رحم و سر زدن نداشتم.

1368
00:56:05,375 --> 00:56:06,375
‫کاملاً درکت می‌کنم.

1369
00:56:06,375 --> 00:56:07,375
‫آدم وقتی تازه وارد یه کار و باری می‌شه...

1370
00:56:07,416 --> 00:56:09,000
‫...صاحب‌کار تا می‌تونه
‫ازش شیره و حمالی می‌کشه.

1371
00:56:09,041 --> 00:56:10,541
‫تو فقط تمام تلاشت رو بکن و کم نگذار.

1372
00:56:10,583 --> 00:56:12,125
‫فکر و خیالاتِ باطل هم به سرت راه نده.

1373
00:56:12,166 --> 00:56:12,875
‫تو که اصلاً لب تر نکردی.

1374
00:56:12,875 --> 00:56:13,875
‫بیشتر بنوش.

1375
00:56:14,958 --> 00:56:16,000
‫عاقبتت رو مثل بابای کله‌شقت نکن...

1376
00:56:16,041 --> 00:56:17,250
‫...که یه کار و بارِ آبرومند
‫و توپ رو ول کرد...

1377
00:56:17,291 --> 00:56:18,958
‫...فقط محض اینکه بره
‫دنبال جادو‌جنبل و چله‌نشینی.

1378
00:56:19,000 --> 00:56:21,000
‫حالا هم که پاک کله‌خراب و رد داده.

1379
00:56:21,208 --> 00:56:22,208
‫راستی حالا که حرفش شد...

1380
00:56:22,250 --> 00:56:23,250
‫بابا کجاست پس؟

1381
00:56:23,416 --> 00:56:25,500
‫اون پشت مشت‌ها گرفته استراحت می‌کنه.

1382
00:56:30,625 --> 00:56:31,625
‫بابا...

1383
00:56:34,583 --> 00:56:36,875
‫اومدم جمالت رو زیارت کنم.

1384
00:56:40,833 --> 00:56:43,041
‫این‌ها هم رفقای گل و همسفرانِ من هستند.

1385
00:56:43,333 --> 00:56:44,833
‫عرض ارادت و سلام، عمو جان.

1386
00:56:45,375 --> 00:56:46,291
‫سون ووکانگ!

1387
00:56:46,375 --> 00:56:47,375
‫خودِ راهب تانگ!

1388
00:56:47,583 --> 00:56:48,125
‫و تو هم...

1389
00:56:48,250 --> 00:56:49,250
‫...ژو باجیه!

1390
00:56:50,041 --> 00:56:51,541
‫یک وقت نگذاری مامان
‫بو ببره و چیزی بشنوه ها.

1391
00:56:51,583 --> 00:56:53,000
‫من که کلمه‌ای هم بهش نگفتم.

1392
00:56:53,041 --> 00:56:54,416
‫خب، بنال ببینم قضیه چیه.

1393
00:56:54,458 --> 00:56:56,000
‫یه وقت کفرت درنیاد و شاکی نشی ها.

1394
00:56:56,041 --> 00:56:57,916
‫ما غار شاهانه رو دایورت
‫کردیم و اومدیم بیرون.

1395
00:56:57,958 --> 00:56:58,583
‫الان داریم واسه خودمون
‫آقایی می‌کنیم و مستقل شدیم.

1396
00:56:58,583 --> 00:56:59,916
‫تیپ و دارودسته راهب
‫تانگ رو شبیه‌سازی کردیم...

1397
00:56:59,958 --> 00:57:02,416
‫...و عازم غربیم تا خودمون
‫متون مقدس رو بیاریم.

1398
00:57:02,458 --> 00:57:03,500
‫بدجوری گل کاشتی، کار رو درآوردی!

1399
00:57:03,500 --> 00:57:04,166
‫چی شده؟

1400
00:57:04,166 --> 00:57:05,458
‫نکنه باز کرمش گرفته و می‌خواد جابه‌جا بشه؟

1401
00:57:05,500 --> 00:57:06,041
‫آه...

1402
00:57:06,041 --> 00:57:06,875
‫نه بابا، چیزی نیست که.

1403
00:57:06,875 --> 00:57:07,541
‫خاله جان...

1404
00:57:07,541 --> 00:57:09,125
‫اون فقط از دیدن پسرِ دلبندش خرکیف شده.

1405
00:57:09,166 --> 00:57:10,083
‫بگذارید من خودم اینجا فکش رو گرم کنم.

1406
00:57:10,166 --> 00:57:10,625
‫بیا اینجا.

1407
00:57:10,833 --> 00:57:11,375
‫پسر جان...

1408
00:57:11,375 --> 00:57:13,166
‫برو اون نوشیدنی کهنه رو واسم بیار.

1409
00:57:13,208 --> 00:57:15,458
‫درست اونجا، زیرِ اون تخته‌سنگ قایمش کردم.

1410
00:57:15,500 --> 00:57:15,958
‫بابا...

1411
00:57:16,458 --> 00:57:17,958
‫تو چطوری چپوندیش اون تو آخه؟

1412
00:57:18,000 --> 00:57:20,125
‫اون قدیما که هنوز پاهام جون
‫داشت و راه می‌رفتم، گذاشتمش اونجا.

1413
00:57:20,166 --> 00:57:22,791
‫تو تمام این سال‌ها حتی
‫یه قلوپ هم ازش لب نزدم.

1414
00:57:27,750 --> 00:57:29,541
‫اصلاً به آیه‌یاس‌های مامانت گوش نده.

1415
00:57:29,583 --> 00:57:30,875
‫اگه توی اون غار شاهانه کپک می‌زدی...

1416
00:57:30,875 --> 00:57:33,791
‫...تا آخر عمرت هیچ خری
‫نمی‌شدی و به جایی نمی‌رسیدی.

1417
00:57:34,791 --> 00:57:36,500
‫آوردنِ متون مقدس فکرِ بدجوری بکر و مشتی‌ایه.

1418
00:57:36,541 --> 00:57:37,291
‫با داشتنِ اون متون...

1419
00:57:37,291 --> 00:57:38,708
‫...می‌تونی واسه خودت بودا بشی و آقایی کنی.

1420
00:57:38,750 --> 00:57:41,958
‫اون موقع دیگه هیچ خری جرئت
‫نمی‌کنه از بالا بهت نگاه کنه.

1421
00:57:43,916 --> 00:57:45,625
‫اون ترفند و تکنیک خفنی که
‫قبلاً بهت یاد دادم رو یادت هست؟

1422
00:57:45,666 --> 00:57:47,291
‫الان چقدر روش مسلطی؟

1423
00:57:47,333 --> 00:57:48,625
‫اه، راستش هنوز دارم روش تمرین می‌کنم.

1424
00:57:48,666 --> 00:57:50,916
‫پس تا وقتی کارد به
‫استخوانت نرسیده، روادتش نکن.

1425
00:57:50,958 --> 00:57:52,000
‫کافیه فقط یه بار ازش استفاده کنی...

1426
00:57:52,000 --> 00:57:55,083
‫...تا کلاً دوباره تبدیل به یه
‫حیوانِ معمولی و پاپتی بشی.

1427
00:57:55,750 --> 00:57:56,375
‫اون قدیما...

1428
00:57:56,375 --> 00:57:57,500
‫...وقتی این ترفند رو فوتِ آب شدم...

1429
00:57:57,500 --> 00:57:59,000
‫...تصمیم گرفتم تنهایی
‫کار کنم و آزادکار بشم.

1430
00:57:59,000 --> 00:58:01,875
‫فقط به اندازه یه موجِ انرژیِ «چی» با استاد شدنش
‫فاصله داشتم. (انرژی حیاتی مادی و معنوی در فرهنگ چینی)

1431
00:58:01,916 --> 00:58:03,166
‫اما با خودم فکر کردم که از پسش برنمیام...

1432
00:58:03,208 --> 00:58:04,208
‫...و کلاً بی‌خیال شدم و وا دادم.

1433
00:58:04,208 --> 00:58:05,833
‫واسه همینم آخرِ عاقبتم شد این زمین‌گیری.

1434
00:58:05,875 --> 00:58:08,750
‫امیدوارم تو بتونی راهِ نیمه‌تموم
‫من رو به سرانجام برسونی.

1435
00:58:08,791 --> 00:58:10,791
‫وگرنه باید کل این عمرِ سگی‌ات رو...

1436
00:58:13,916 --> 00:58:15,541
‫...با حسرت و پشیمانی سر کنی.

1437
00:58:15,666 --> 00:58:16,833
‫خیالت تخت باشه بابا.

1438
00:58:17,458 --> 00:58:18,750
‫وقتی متون مقدس رو دودستی چسبیدم...

1439
00:58:18,750 --> 00:58:20,750
‫...برمی‌گردم و خانواده‌مون
‫رو به یه جایی می‌رسونم.

1440
00:58:20,791 --> 00:58:22,666
‫و تا آخر عمر به خوبی و
‫خوشی کنار هم زندگی می‌کنیم.

1441
00:58:22,708 --> 00:58:23,708
‫آره، به امید خدا.

1442
00:58:25,041 --> 00:58:27,416
‫شما چهار تا تو این جاده
‫هوای همدیگه رو داشته باشید.

1443
00:58:27,458 --> 00:58:28,625
‫خوب لمبونید و غذا بخورید...

1444
00:58:28,666 --> 00:58:29,375
‫...و حسابی آب بنوشید.

1445
00:58:29,375 --> 00:58:29,875
‫اصلاً نگران نباش، خاله جان.

1446
00:58:29,875 --> 00:58:30,416
‫خاله جان...

1447
00:58:30,416 --> 00:58:32,916
‫ما خودمون مو رو از ماست
‫می‌کشیم و حواسمون هست.

1448
00:58:32,958 --> 00:58:33,958
‫این دو تا رفیق‌هات انگار...

1449
00:58:33,958 --> 00:58:35,541
‫...زیادی اهل فک زدن و وراجی نیستند.

1450
00:58:35,583 --> 00:58:37,000
‫اون یائوی کپی امروز حالش
‫صد مرتبه بهتر و ردیف‌تره.

1451
00:58:37,000 --> 00:58:38,416
‫اون قدیما اصلاً خنده به پوزش نمی‌آمد...

1452
00:58:38,458 --> 00:58:40,375
‫...و همش استرس داشت و زهرترک بود.

1453
00:58:40,500 --> 00:58:41,791
‫اون یکی پسره هم بدجوری گله و ماهه.

1454
00:58:41,833 --> 00:58:43,625
‫این‌همه بار و بندیلِ سنگین
‫رو تک و تنها کول می‌کنه.

1455
00:58:43,625 --> 00:58:44,625
‫اونم کلاً اهل فک زدن و اضافه‌گویی نیست.

1456
00:58:44,666 --> 00:58:45,875
‫همش نشسته یه گوشه و بیلچه‌اش رو تیز می‌کنه.

1457
00:58:45,916 --> 00:58:47,375
‫بچه مثبتیه.

1458
00:58:48,125 --> 00:58:50,333
‫آره، کمتر فک می‌زنه و سرش تو کار خودشه.

1459
00:58:50,375 --> 00:58:50,916
‫هی...

1460
00:58:51,291 --> 00:58:52,291
‫هی... پسر!

1461
00:58:53,041 --> 00:58:55,375
‫برو واسه عموت یه قلوپِ دیگه ردیف کن.

1462
00:58:56,041 --> 00:58:56,750
‫خاله جان...

1463
00:58:56,958 --> 00:58:58,583
‫شما اصلاً و ابداً سن‌وسالتون
‫به قیافتون نمی‌خوره.

1464
00:58:58,625 --> 00:58:59,625
‫راست می‌گی؟ برای جلب توجه می‌گی؟

1465
00:58:59,625 --> 00:59:01,166
‫حتی یه دونه چین و چروک هم رو صورتت نیست.

1466
00:59:01,208 --> 00:59:02,291
‫ای جان!

1467
00:59:02,333 --> 00:59:03,791
‫چقدر تو شیرین‌زبون و عسلی آخه.

1468
00:59:03,833 --> 00:59:04,833
‫واقعاً می‌گم.

1469
00:59:04,833 --> 00:59:06,458
‫من فقط حقیقت رو رک و راست گفتم.

1470
00:59:06,500 --> 00:59:08,083
‫حرفات رو کاملاً باور می‌کنم.

1471
00:59:08,166 --> 00:59:09,791
‫تو بدجوری بچه مثبت و گلی هستی.

1472
00:59:09,833 --> 00:59:12,541
‫عمو جورت می‌خواد یه ترفندِ خفن بهت یاد بده.

1473
00:59:13,125 --> 00:59:14,166
‫بیا اینجا.

1474
00:59:14,458 --> 00:59:16,083
‫بیا جلوتر، گوشت با من باشه.

1475
00:59:16,291 --> 00:59:17,041
‫اون یائو...

1476
00:59:17,041 --> 00:59:18,625
‫...ترفندهاش اصلاً شوخی‌بردار
‫نبود و کارش درست بود.

1477
00:59:18,666 --> 00:59:20,125
‫توی یه چشم به هم زدن...

1478
00:59:20,166 --> 00:59:21,708
‫...هر دو تاشون رو
‫ضربه‌فنی کرد و کوبید زمین.

1479
00:59:21,750 --> 00:59:22,958
‫شیرفهم شدی؟

1480
00:59:23,833 --> 00:59:25,500
‫این آخرِ ابهت و یه تکنیکِ بدجوری قوی‌ایه.

1481
00:59:25,500 --> 00:59:27,000
‫تا حالا به پوزِ هیچ خری هم نگفتمش...

1482
00:59:27,000 --> 00:59:28,000
‫...به جز خودِ تو.

1483
00:59:28,041 --> 00:59:29,375
‫بعدش هم اون داداشِ کپی‌تون...

1484
00:59:29,416 --> 00:59:30,625
‫...با یه زهرچشم و زورِ رعدآسا...

1485
00:59:30,625 --> 00:59:33,125
‫...اون نامیرای قلابی رو
‫چنان کوبید به طاقِ دیوار...

1486
00:59:33,125 --> 00:59:34,041
‫من همش فکر می‌کردم...

1487
00:59:34,041 --> 00:59:35,916
‫...که داداشت از همه‌مون غول‌تر و قوی‌تره.

1488
00:59:35,958 --> 00:59:37,625
‫اما حالا تازه دوزاری‌ام افتاد...

1489
00:59:37,666 --> 00:59:40,750
‫...که داداش کپی تمام این مدت
‫داشت زورش رو قایم می‌کرد.

1490
00:59:41,000 --> 00:59:42,000
‫هه هه!

1491
00:59:42,375 --> 00:59:43,750
‫واسه اون ضربه جادویی که داداش کپی زد...

1492
00:59:43,750 --> 00:59:44,875
‫...من خودم یه اسم مشتی گذاشتم:

1493
00:59:44,875 --> 00:59:46,250
‫«فروپاشیِ کوهستان و غرشِ دریاها!»

1494
00:59:46,250 --> 00:59:48,166
‫اون ضربه‌فنی کردنش اصلاً باورکردنی نبود.

1495
00:59:48,208 --> 00:59:49,500
‫چنان کوبیدش که اون نامیرای قلابی...

1496
00:59:49,500 --> 00:59:52,000
‫...دوباره تبدیل به یه
‫جونورِ پاپتی معمولی شد.

1497
00:59:57,041 --> 00:59:59,000
‫باید کل این کدو تنبلِ رو سر بکشی.
‫اونم قبل از ظهرِ هر روز.

1498
00:59:59,041 --> 01:00:00,833
‫حداقل روزی چهار تا کدو تنبلِ کامل!

1499
01:00:00,875 --> 01:00:02,833
‫شماها حواستون باشه که
‫همه‌اش رو تا قطره آخر کوفت کنه.

1500
01:00:02,875 --> 01:00:03,375
‫توی اون توشه و بار...

1501
01:00:03,375 --> 01:00:05,125
‫...کلی سیب‌زمینی شیرینِ خشک‌شده تپوندم.

1502
01:00:05,125 --> 01:00:06,125
‫بدجوری لذیذ و خوش‌خوراکه.

1503
01:00:06,166 --> 01:00:08,041
‫با همدیگه طاق بزنید و شریک بشید.

1504
01:00:09,125 --> 01:00:10,125
‫حواست باشه خودت هم حتماً ازش لمبونی ها.

1505
01:00:10,166 --> 01:00:12,166
‫نگذاری همه‌اش رو تنهایی بالا بکشن.

1506
01:00:12,333 --> 01:00:14,500
‫فقط منتظر خبرهای مشتی و توپِ ما باشید.

1507
01:00:29,708 --> 01:00:30,708
‫مامان...

1508
01:00:30,916 --> 01:00:33,208
‫این‌قدر به پر و پای بابا نپیچ و نق نزن.

1509
01:00:33,875 --> 01:00:34,708
‫شیرفهم شد.

1510
01:00:34,708 --> 01:00:35,833
‫خیالت تخت باشه.

1511
01:00:36,791 --> 01:00:39,125
‫(دهکده شمالی ژانگ)

1512
01:00:52,041 --> 01:00:55,083
‫دارودسته راهب تانگ همین
‫الان از اینجا رد شدن، مگه نه؟

1513
01:00:56,208 --> 01:00:57,583
‫از اون طرفی زدن به فرار؟

1514
01:00:59,708 --> 01:01:00,708
‫اوهوم.

1515
01:01:04,041 --> 01:01:05,041
‫هی...

1516
01:01:06,208 --> 01:01:07,833
‫یه قشون از شیادها و بدلی‌ها دارن میان...

1517
01:01:07,833 --> 01:01:09,541
‫...که خودشون رو جای
‫دارودسته راهب تانگ جا زدن.

1518
01:01:09,583 --> 01:01:10,791
‫فرداست که سر و کله نحس‌شون پیدا بشه.

1519
01:01:10,833 --> 01:01:12,333
‫حواستون رو حسابی جمع کنید.

1520
01:01:18,708 --> 01:01:19,208
‫هی...

1521
01:01:19,500 --> 01:01:22,000
‫دارودسته راهب تانگ
‫باید همین نزدیکی‌ها باشن.

1522
01:01:22,000 --> 01:01:23,166
‫سینه جلو، فشار بیارید!

1523
01:01:23,208 --> 01:01:24,125
‫تخته‌گاز و با تمام سرعت رو به جلو!

1524
01:01:24,125 --> 01:01:25,125
‫آره بابا.

1525
01:01:57,833 --> 01:01:58,833
‫باجیه...

1526
01:01:59,041 --> 01:02:00,375
‫اون بالا چی نوشته؟

1527
01:02:00,375 --> 01:02:01,750
‫روی سردرِ اون معبدِ اونجا.

1528
01:02:02,041 --> 01:02:02,666
‫بدجوری دوره.

1529
01:02:02,666 --> 01:02:04,208
‫چشمام سو نداره و نمی‌تونم بخونم.

1530
01:02:04,250 --> 01:02:05,250
‫کوچک...

1531
01:02:06,125 --> 01:02:07,125
‫امم...

1532
01:02:08,500 --> 01:02:11,708
‫معبدِ کوچکِ رعد و غرش! (معبد
‫اسطوره‌ای و مأمن شیاطین بدلی)

1533
01:02:15,041 --> 01:02:16,041
‫عالی شد.

1534
01:02:16,416 --> 01:02:19,208
‫بریم همون‌جا یه کم غذا
‫گدایی کنیم و توشه برداریم.

1535
01:02:19,625 --> 01:02:20,166
‫پادشاهِ من...

1536
01:02:20,291 --> 01:02:21,625
‫چهار تا راهب دارن از دوردست‌ها میان.

1537
01:02:21,666 --> 01:02:23,333
‫مو نمی‌زنن با دارودسته راهب تانگ.

1538
01:02:23,375 --> 01:02:24,166
‫چی؟

1539
01:02:24,166 --> 01:02:25,500
‫به این زودی پیداشون شد؟

1540
01:02:37,708 --> 01:02:39,083
‫پس واقعاً خودشونِن.

1541
01:02:39,416 --> 01:02:39,833
‫پادشاهِ من...

1542
01:02:39,916 --> 01:02:42,333
‫می‌خوای عجله کنیم و همین
‫الان بچه‌ها رو لقمه چپ کنیم؟

1543
01:02:42,375 --> 01:02:43,541
‫وقتی واسه این کارها نداریم.

1544
01:02:43,583 --> 01:02:45,000
‫به کل نوچه‌ها و پادوها ندا بده...

1545
01:02:45,041 --> 01:02:47,416
‫...رخت و لباس عوض کنند و گوش‌به‌زنگ باشن.

1546
01:03:38,375 --> 01:03:39,000
‫باجیه...

1547
01:03:39,166 --> 01:03:40,708
‫چرا کل این راهب‌ها...

1548
01:03:40,958 --> 01:03:42,791
‫...این‌قدر قیافه‌هاشون سگی و غضبناکه؟

1549
01:03:42,833 --> 01:03:44,333
‫نه بابا، همه‌شون این‌طوری نیستن.

1550
01:03:44,375 --> 01:03:46,208
‫اون یکیشون انگار کارش درسته و خوبه.

1551
01:03:46,250 --> 01:03:48,833
‫اون راهبِ تپل مپل عجب
‫فیسِ مثبت و مهربانی داره.

1552
01:03:51,750 --> 01:03:52,875
‫می‌شه یه سؤال بپرسم؟

1553
01:03:52,916 --> 01:03:55,666
‫آیا شما خودِ راهب تانگ
‫و مریدهاش هستید؟

1554
01:03:56,791 --> 01:03:57,875
‫آه، بله، خودمونیم.

1555
01:03:57,916 --> 01:03:58,875
‫پس عالی‌جنابِ استاد...

1556
01:03:58,875 --> 01:04:00,333
‫...تو منو می‌شناسی.

1557
01:04:00,708 --> 01:04:01,708
‫چه بی‌ادب و گستاخ!

1558
01:04:01,750 --> 01:04:02,791
‫در محضرِ انورِ بودای کبیر...

1559
01:04:02,833 --> 01:04:04,833
‫...باید تا کمر خم بشی و تعظیم کنی.

1560
01:04:05,791 --> 01:04:06,833
‫بودا؟

1561
01:04:09,500 --> 01:04:10,000
‫اوه...

1562
01:04:10,041 --> 01:04:11,041
‫ما رو ببخشید.

1563
01:04:11,208 --> 01:04:13,250
‫ما یه چند دقیقه‌ای رفع
‫زحمت می‌کنیم و می‌ریم بیرون.

1564
01:04:13,291 --> 01:04:15,000
‫اون جدی‌جدی الان گفت بودا؟

1565
01:04:15,000 --> 01:04:16,000
‫یعنی واقعاً و جدی‌جدی...

1566
01:04:16,000 --> 01:04:18,375
‫...دستگاهشون ما رو به جا نیاورد و نشناخت؟

1567
01:04:18,541 --> 01:04:20,000
‫نکنه یه چیزی...

1568
01:04:21,583 --> 01:04:23,166
‫...لوومون داده و دستمون رو رو کرده؟

1569
01:04:23,208 --> 01:04:24,541
‫نکنه همین الانش هم رسما رسیدیم غرب؟

1570
01:04:24,583 --> 01:04:25,458
‫فکر کنم آره.

1571
01:04:25,458 --> 01:04:27,083
‫اون خودِ خودِ بودای واقعی بود.

1572
01:04:27,125 --> 01:04:28,166
‫ما اون اول اصلاً به جا
‫نیاوردیمش و ضایع کردیم.

1573
01:04:28,208 --> 01:04:30,416
‫واسمون داستان نمی‌شه یه وقت؟

1574
01:04:32,916 --> 01:04:34,125
‫ظاهراً که همه‌چیز امنه.

1575
01:04:34,166 --> 01:04:35,333
‫پرنده هم پر نمی‌زنه.

1576
01:04:35,458 --> 01:04:36,500
‫عمراً، امکان نداره.

1577
01:04:36,500 --> 01:04:37,750
‫ما نصفِ ساله داریم این نقش
‫رو تمرین می‌کنیم.

1578
01:04:37,750 --> 01:04:39,458
‫مویی لا درزش نمیره.

1579
01:04:39,500 --> 01:04:40,000
‫نظرتون با این چیه؟

1580
01:04:40,041 --> 01:04:40,750
‫همین الان جفتک بپرونیم و شبیخون بزنیم...

1581
01:04:40,750 --> 01:04:41,875
‫...و همه‌شون رو ضربه‌فنی کنیم.

1582
01:04:41,916 --> 01:04:43,791
‫بعدش باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

1583
01:04:43,833 --> 01:04:45,083
‫می‌ریم جلو و متون مقدس رو ازش طلب می‌کنیم.

1584
01:04:45,125 --> 01:04:46,500
‫بعدش هم کلاه‌مون رو
‫برمی‌داریم و می‌زنیم به فرار.

1585
01:04:46,541 --> 01:04:47,541
‫من...

1586
01:04:47,916 --> 01:04:49,208
‫یه کم دندان روی جگر بگذارید.

1587
01:04:49,250 --> 01:04:50,166
‫ما در حال حاضر پشمِ اونا هم نیستیم...

1588
01:04:50,166 --> 01:04:51,500
‫...و حریفِ سون ووکانگِ واقعی نمی‌شیم.

1589
01:04:51,500 --> 01:04:52,541
‫من حساب این ها رو همین امروز می رسم.

1590
01:04:52,583 --> 01:04:54,791
‫اون موقع‌ست که باید
‫زهرچشم بگیریم.

1591
01:04:54,833 --> 01:04:55,875
‫وقتِ طلا همین الانه.

1592
01:04:55,916 --> 01:04:57,416
‫گند نزنید به این فرصتِ توپ.

1593
01:04:57,625 --> 01:04:59,125
‫همگی خون سردیتون رو حفظ کنید و وا ندید.

1594
01:04:59,166 --> 01:05:01,625
‫آخر و عاقبتِ همه‌چیز به همین معرکه بسته‌ست.

1595
01:05:08,625 --> 01:05:11,125
‫منِ کله‌پوک و خاک‌بر‌سر
‫شما رو نشناختم و کور بودم.

1596
01:05:11,125 --> 01:05:12,125
‫عالی‌جناب راهب تانگ و مریدهای گلش!

1597
01:05:12,125 --> 01:05:14,625
‫عرض ارادت و چاکری مخلصانه خدمتِ والامقامتون.

1598
01:05:19,625 --> 01:05:20,625
‫جنابِ راهب تانگ...

1599
01:05:20,625 --> 01:05:21,583
‫طبق دو دو تا چهار تای من...

1600
01:05:21,583 --> 01:05:23,125
‫...شما تازه فردا باید
‫می‌رسیدید.

1601
01:05:23,125 --> 01:05:25,291
‫چطور شد که همین امروز
‫اومدید؟

1602
01:05:25,333 --> 01:05:26,583
‫آمیتا دِوا بودا!

1603
01:05:26,875 --> 01:05:28,166
‫ما شب و روز رو به هم
‫دوختیم و اومدیم...

1604
01:05:28,208 --> 01:05:29,500
‫...بس که هلاک
‫آوردن متون مقدس بودیم.

1605
01:05:29,541 --> 01:05:31,291
‫شاید یه کم زیادی فرز بودیم.

1606
01:05:31,333 --> 01:05:32,625
‫حتماً از گردِ راه رسیدید
‫و حسابی کوفته و خسته‌اید.

1607
01:05:32,666 --> 01:05:34,708
‫برید یه گوشه یه کم چرت
‫بزنید و استراحت کنید.

1608
01:05:34,750 --> 01:05:35,916
‫استراحت اصلاً لازم نکرده.

1609
01:05:35,958 --> 01:05:37,500
‫بدجوری عجله داریم تا زودتر برگردیم به
‫چانگ‌آن. (پایتخت باستانی امپراتوری تانگ)

1610
01:05:37,541 --> 01:05:39,833
‫می‌شه لطفاً همین الان متون
‫مقدس رو به ما مرحمت کنید؟

1611
01:05:39,875 --> 01:05:42,166
‫عجله کار شیطونه، دندان روی جگر بگذارید.

1612
01:05:55,708 --> 01:05:56,708
‫هی، استاد...

1613
01:05:56,708 --> 01:05:57,708
‫ببین خب.

1614
01:05:59,041 --> 01:05:59,875
‫بعد از اینکه متون مقدس رو دودستی چسبیدیم...

1615
01:05:59,875 --> 01:06:01,166
‫...حتی یائوها هم می‌تونن
‫واسه خودشون بودا بشن.

1616
01:06:01,208 --> 01:06:01,875
‫بودای کبیر...

1617
01:06:01,875 --> 01:06:03,166
‫اگه بخوام رک و راست و بدون تعارف بگم...

1618
01:06:03,208 --> 01:06:04,916
‫...کل این مریدهای من عشقِ بودا شدن دارن.

1619
01:06:04,958 --> 01:06:07,125
‫آیا صرفاً با روخوانیِ این متون
‫می‌تونیم به این درجه برسیم؟

1620
01:06:07,166 --> 01:06:08,250
‫صد در صد!

1621
01:06:08,250 --> 01:06:09,500
‫کافیه کلاً صد بار دوره‌اش کنید...

1622
01:06:09,500 --> 01:06:11,000
‫...تا خودت واسه خودت یه بودای کامل بشی.

1623
01:06:11,041 --> 01:06:12,875
‫پس تو رو خدا همین الان متون
‫رو به ما مرحمت کنید، بودای من.

1624
01:06:12,875 --> 01:06:13,750
‫دهری‌تاراشترا! (از خدایان محافظ
‫جهت‌های جغرافیایی در آیین بودا)

1625
01:06:13,750 --> 01:06:14,916
‫ویرودهاکا! (یکی دیگر از
‫پادشاهان آسمانی و محافظان بودیسم)

1626
01:06:14,958 --> 01:06:15,541
‫یالله...

1627
01:06:15,750 --> 01:06:18,416
‫...برید اون پشت مشت‌ها متون
‫مقدس رو ردیف و آماده کنید.

1628
01:06:18,458 --> 01:06:19,666
‫رو جفت چشمام، فهمیدم.

1629
01:06:21,958 --> 01:06:22,958
‫پادشاهِ من...

1630
01:06:23,000 --> 01:06:24,000
‫این متون مقدس اصلاً کدوم گوری ولو شدن؟

1631
01:06:24,041 --> 01:06:24,791
‫پادشاه...

1632
01:06:24,833 --> 01:06:25,333
‫وراجی و جفتک‌پرانی دیگه بسه.

1633
01:06:25,333 --> 01:06:26,375
‫زود باش برو ردیفشون کن بره.

1634
01:06:26,416 --> 01:06:27,416
‫آها.

1635
01:06:29,041 --> 01:06:30,500
‫این دو تا...

1636
01:06:30,500 --> 01:06:32,375
‫...بدجوری شیطون وچموش هستند.

1637
01:06:32,416 --> 01:06:35,125
‫آهاهاها!

1638
01:06:35,166 --> 01:06:45,125
‫هاهاهاهاها!

1639
01:06:53,583 --> 01:06:54,208
‫اوه.

1640
01:06:54,333 --> 01:06:55,791
‫بله، بفرما، گوشم با توئه.

1641
01:06:56,125 --> 01:06:57,125
‫بودای من، دقیقاً قراره چه جور متونی...

1642
01:06:57,166 --> 01:06:59,166
‫...به ما مرحمت کنی؟

1643
01:07:02,333 --> 01:07:03,291
‫بگذار اول بشنوم

1644
01:07:03,291 --> 01:07:04,291
‫چه متونی رو

1645
01:07:04,333 --> 01:07:06,375
‫الان توی دیار شرق تلاوت می‌کنی؟

1646
01:07:08,250 --> 01:07:09,250
‫کدوم متون؟

1647
01:07:09,291 --> 01:07:09,958
‫زود باش، زود

1648
01:07:10,000 --> 01:07:11,000
‫بنال دیگه

1649
01:07:18,416 --> 01:07:20,500
‫تو بزرگ‌ترین راهب دیار شرقی

1650
01:07:20,500 --> 01:07:22,416
‫اسامیِ متون خودت رو هم یادت نمیاد؟

1651
01:07:22,625 --> 01:07:23,666
‫معلومه که یادمه

1652
01:07:24,250 --> 01:07:25,250
‫اسمشون اینه...

1653
01:07:28,625 --> 01:07:30,500
‫«متون حقه‌‌ و حقیقی»

1654
01:07:30,541 --> 01:07:32,125
‫احتمالاً حضرت والامقام
‫تا حالا اسمش رو نشنیده

1655
01:07:32,125 --> 01:07:33,416
‫هر چی نباشه ما خیلی
‫دور افتاده زندگی می‌کنیم

1656
01:07:33,458 --> 01:07:34,083
‫گستاخ!

1657
01:07:34,458 --> 01:07:35,250
‫از بین کل متونِ روی زمین

1658
01:07:35,250 --> 01:07:37,333
‫چیزی نیست که بودا ازش بی‌خبر باشه

1659
01:07:39,500 --> 01:07:41,875
‫من آوازه این هشت متن مقدس
‫رو از خیلی وقت پیش شنیدم

1660
01:07:41,916 --> 01:07:44,500
‫می‌گن با چنان زبانِ فصیح و زیبایی نوشته شدن

1661
01:07:44,541 --> 01:07:45,291
‫که وقتی بشنوی دیگه محاله از یادت برن

1662
01:07:45,291 --> 01:07:47,041
‫فکر نکنم درست شیرفهم شده باشیم

1663
01:07:47,708 --> 01:07:48,875
‫من می‌خوام خودِ راهب تانگ

1664
01:07:48,875 --> 01:07:50,250
‫این متون رو تلاوت کنه

1665
01:07:50,458 --> 01:07:51,458
‫شروع نمی‌کنی؟

1666
01:07:54,375 --> 01:07:56,000
‫استادم این اواخر احوالش اصلاً ردیف نبوده

1667
01:07:56,041 --> 01:07:57,125
‫و گلوش هم بدجوری چرک کرده و درد می‌کنه

1668
01:07:57,166 --> 01:07:58,416
‫بودا خودش داره التماس می‌کنه که براش بخونی

1669
01:07:58,458 --> 01:08:01,125
‫و تو هنوز داری صغری
‫کبری می‌چینی و بهانه میاری؟

1670
01:08:09,125 --> 01:08:10,875
‫اجی مجی لاترجی!

1671
01:08:10,875 --> 01:08:12,541
‫دو ر می فا!

1672
01:08:12,583 --> 01:08:14,375
‫آن مان نباران، دو دو اسب سواران!

1673
01:08:14,416 --> 01:08:16,500
‫کشتی کج و کوله، کله کچل! [معادل فارسی
‫برای جناس و زبان‌گرفتگی دیالوگ اصلی]

1674
01:08:16,541 --> 01:08:17,500
‫بگذارید من خودم قضیه رو براتون روشن کنم

1675
01:08:17,500 --> 01:08:19,500
‫استادم خودش این سبکِ تلاوتِ
‫منحصربه‌فرد رو اختراع کرده

1676
01:08:19,541 --> 01:08:21,125
‫این در واقع همون زبان باستانی دیار شرقه

1677
01:08:21,166 --> 01:08:22,250
‫صداهای ناب نیازی به فریاد زدن ندارند

1678
01:08:22,250 --> 01:08:23,750
‫درست مثل نجوای معصومانه یه طفل شیرخوار

1679
01:08:23,791 --> 01:08:25,250
‫یا آواز جیرجیرک‌های ظهرِ داغِ تابستان

1680
01:08:25,250 --> 01:08:26,208
‫مثل صدای لطیف گلبرگ‌ها

1681
01:08:26,208 --> 01:08:27,625
‫وقتی که پژمرده می‌شن و می‌افتن روی زمین

1682
01:08:27,625 --> 01:08:29,666
‫هم‌زمان هم غرشِ ابهت‌آمیز یه امپراتور کبیره

1683
01:08:29,708 --> 01:08:31,125
‫و هم پچ‌پچِ بی‌سروصدای یه رعیتِ ساده

1684
01:08:31,166 --> 01:08:32,166
‫گاهی از اول به آخر تلاوت می‌شه

1685
01:08:32,166 --> 01:08:33,166
‫و گاهی هم از آخر به اول!

1686
01:08:33,208 --> 01:08:34,208
‫درست مثل آسمونِ پر ستاره بالای سرمون

1687
01:08:34,208 --> 01:08:35,375
‫داره با این نوا عزم جزمش رو به رخ می‌کشه

1688
01:08:35,375 --> 01:08:37,000
‫تا این «متون حقه‌ و حقیقی» رو

1689
01:08:37,000 --> 01:08:38,875
‫تبدیل به یه شاهکار هنری تماشایی کنه

1690
01:08:38,875 --> 01:08:40,375
‫و مرز بین حقیقت و رویا رو از بین ببره

1691
01:08:40,375 --> 01:08:41,500
‫بودای عزیز، نظر شما

1692
01:08:41,500 --> 01:08:43,125
‫درباره این اجرای شاهکار چیه؟

1693
01:08:46,291 --> 01:08:47,375
‫تلاوتِ دلنشینِ راهب تانگ

1694
01:08:47,375 --> 01:08:48,416
‫صدایِ تنور فوق‌العاده واضحی داره

1695
01:08:48,458 --> 01:08:49,500
‫یه باریتونِ کاملاً ردیف و تراز

1696
01:08:49,500 --> 01:08:50,625
‫و یه باسِ بدجوری عمیق و مخملی!

1697
01:08:50,625 --> 01:08:51,583
‫وقتی چشم‌هام رو می‌بندم

1698
01:08:51,583 --> 01:08:53,125
‫می‌تونم زیبایی خیره‌کننده و بی‌نظیرِ

1699
01:08:53,166 --> 01:08:54,041
‫امپراتوری شرقی تانگ رو تجسم کنم

1700
01:08:54,041 --> 01:08:55,541
‫کوه‌ها و رودهای قشنگش رو می‌بینم

1701
01:08:55,583 --> 01:08:58,250
‫یه مملکتِ حسابی آباد و باشکوه

1702
01:08:58,250 --> 01:09:00,500
‫و مردمی غرق در خوشبختی و شادی

1703
01:09:00,541 --> 01:09:01,875
‫فقط یه استاد کاربلد می‌تونه

1704
01:09:01,916 --> 01:09:02,791
‫این هشت متن مقدسِ حقانیت رو
‫تلاوت کنه

1705
01:09:02,791 --> 01:09:04,375
‫با این لحنِ حماسی و فوق‌العاده ادا کنه

1706
01:09:04,375 --> 01:09:05,416
‫سرتاسر پر از عشق و شوره

1707
01:09:05,458 --> 01:09:07,041
‫واقعاً که والامقام‌ترین راهبِ

1708
01:09:07,250 --> 01:09:08,958
‫تمام اعصار و قرون هستی

1709
01:09:10,208 --> 01:09:10,833
‫بسیار خب

1710
01:09:11,208 --> 01:09:12,375
‫دیگه کم‌کم وقت ظهره

1711
01:09:12,416 --> 01:09:13,875
‫اول تشریف بیارید یه
‫تیکه از نذری معبد میل کنید

1712
01:09:13,916 --> 01:09:14,833
‫یه کم خستگی در کنید

1713
01:09:14,833 --> 01:09:15,916
‫اصلاً نگران نباشید

1714
01:09:15,958 --> 01:09:17,333
‫ما همین‌جا منتظرتون می‌مونیم

1715
01:09:17,375 --> 01:09:18,875
‫حتماً همه‌تون جاده‌کوفته و خسته‌اید

1716
01:09:18,916 --> 01:09:19,625
‫نه بابا، این چه حرفیه

1717
01:09:19,625 --> 01:09:20,708
‫ما اصلاً خسته نیستیم

1718
01:09:20,791 --> 01:09:22,125
‫چرا این‌قدر لجبازی و کله‌شقی می‌کنید؟

1719
01:09:22,125 --> 01:09:24,125
‫بساط خوردنی و ابمیوه
‫مشتی رو واستون ردیف کردیم

1720
01:09:24,125 --> 01:09:26,000
‫حداقل یه لقمه بالا بیندازید و بعد برید

1721
01:09:26,041 --> 01:09:27,208
‫نوشابه هم هست؟

1722
01:09:27,291 --> 01:09:28,250
‫به‌به، چه عالی!

1723
01:09:28,250 --> 01:09:29,458
‫هزار سال بود که یه قطره هم کوفت نکرده بودم

1724
01:09:29,500 --> 01:09:31,083
‫آفرین، این شد یه حرفی!

1725
01:09:31,375 --> 01:09:32,708
‫می‌شه‌ منم یه چیزی بگم؟

1726
01:09:36,166 --> 01:09:37,166
‫راهب‌ها...

1727
01:09:37,250 --> 01:09:38,708
‫اصلاً حق ندارن نوشابه بخورن!

1728
01:09:46,250 --> 01:09:47,541
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

1729
01:09:48,125 --> 01:09:49,291
‫خودت کی هستی اصلاً؟

1730
01:09:49,666 --> 01:09:50,666
‫فیلم بازی کردن دیگه بسه!

1731
01:09:50,708 --> 01:09:51,541
‫بچه سوسول‌ها!

1732
01:09:51,541 --> 01:09:53,291
‫چهره واقعی کثیفتون رو رو کنید!

1733
01:09:59,666 --> 01:10:01,833
‫مثلاً این همون «چوب‌دستی طلایی» خفنته؟

1734
01:10:09,416 --> 01:10:10,666
‫بیشتر شبیه یه دونه
‫گوش‌پاک‌کن یا پشت‌خارکنه!

1735
01:10:10,708 --> 01:10:11,875
‫داری مسخره‌بازی درمیاری؟

1736
01:10:11,875 --> 01:10:12,250
‫پادشاه من!

1737
01:10:12,250 --> 01:10:12,833
‫خوب تماشا کنید.

1738
01:10:13,041 --> 01:10:14,500
‫یه وزغ کثیف و نکبتی!

1739
01:10:15,291 --> 01:10:17,125
‫این همه‌اش یه چشم‌بندی و جادوئه!

1740
01:10:17,125 --> 01:10:18,500
‫تو بگو توهم و رد دادگی!

1741
01:10:18,500 --> 01:10:20,375
‫شما کلاً یه مشت شیادِ بدلی هستید!

1742
01:10:25,708 --> 01:10:27,625
‫چطور جرئت می‌کنید به ما
‫زائران متون مقدس توهین کنید؟

1743
01:10:27,666 --> 01:10:30,000
‫خودم میرم پیش بودای
‫واقعی چغلی‌تون رو می‌کنم!

1744
01:10:30,041 --> 01:10:31,250
‫خجالت و حیا هم چیز خوبیه ها!

1745
01:10:31,250 --> 01:10:31,958
‫ما دستتون رو رو کردیم و دوزاری‌مون افتاد.

1746
01:10:31,958 --> 01:10:34,875
‫پادشاه من، چرا اصلاً می‌ذارید
‫نفس بکشن و زنده بمونن؟

1747
01:10:38,833 --> 01:10:40,708
‫این یائوها عجب خر و بدجوری قوی هستن!

1748
01:10:40,750 --> 01:10:43,000
‫اصلاً پشمِ قبلی‌ها هم نیستن و خیلی گنده‌ترن!

1749
01:10:43,041 --> 01:10:44,250
‫ووکانگ هم که چوب‌دستیش رو دزدیدن و نداره.

1750
01:10:44,250 --> 01:10:45,375
‫حالا باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

1751
01:10:45,416 --> 01:10:45,958
‫غمت نباشه.

1752
01:10:46,166 --> 01:10:48,833
‫می‌ریم از دهکده جلویی یه
‫چیز مشتی جورش می‌کنیم.

1753
01:10:51,583 --> 01:10:53,250
‫بالاخره یه راهی پیدا می‌کنیم.

1754
01:10:56,916 --> 01:10:57,916
‫ببینم، شماها...

1755
01:10:58,416 --> 01:11:00,458
‫همون راهب تانگ و مریدهای گِلش هستید؟

1756
01:11:02,500 --> 01:11:03,041
‫بچه‌ها!

1757
01:11:03,041 --> 01:11:04,083
‫بیایید بیرون دیگه.

1758
01:11:04,166 --> 01:11:05,625
‫سون ووکانگ بالاخره اومده!

1759
01:11:06,375 --> 01:11:07,083
‫بزرگواران!

1760
01:11:07,166 --> 01:11:07,750
‫همین چند روز پیش بود

1761
01:11:07,750 --> 01:11:08,666
‫که بابام با کبوتر نامه‌بر واسمون خبر فرستاد

1762
01:11:08,666 --> 01:11:10,000
‫که دارید می‌آیید طرف این دیار.

1763
01:11:10,041 --> 01:11:11,875
‫کل اهل دهکده شب و روز
‫داشتن انتظارتون رو می‌کشیدن.

1764
01:11:11,875 --> 01:11:13,250
‫بالاخره قدم رو جفت چشمامون گذاشتید!

1765
01:11:13,250 --> 01:11:14,375
‫بابات؟

1766
01:11:14,958 --> 01:11:16,625
‫همون کدخدای دهکده شمالی ژانگ!

1767
01:11:17,791 --> 01:11:19,625
‫پس این معرکه همون «دهکده کوهپایه» است؟

1768
01:11:19,666 --> 01:11:20,208
‫آره، دقیقاً خودشه.

1769
01:11:20,416 --> 01:11:22,666
‫بابات می‌گفت یائوها دست
‫گذاشتن رو بچه‌ها و دزدیدنشون.

1770
01:11:22,708 --> 01:11:23,541
‫پس این‌ها مگه همه‌شون اینجا نیستن؟

1771
01:11:23,541 --> 01:11:25,875
‫نه بابا، پنج تا از بچه‌ها رو دزدیدن بردن.

1772
01:11:25,916 --> 01:11:26,875
‫ما دست‌وپامون رو گم
‫کرده بودیم و وا داده بودیم

1773
01:11:26,875 --> 01:11:29,166
‫واسه همین بقیه بچه‌ها
‫رو چپوندیم اینجا قایم کردیم.

1774
01:11:29,208 --> 01:11:31,000
‫ما خیلی وقته آوازه بزن‌بهادر
‫بودن و زور شما رو شنیدیم

1775
01:11:31,041 --> 01:11:32,125
‫تو رو خدا بهمون رحم کنید استادانِ گل

1776
01:11:32,166 --> 01:11:34,250
‫بچه‌هامون رو از چنگال دیو نجات بدید!

1777
01:11:36,625 --> 01:11:37,666
‫نیازی به زانو زدن و زمین‌بوسی نیست.

1778
01:11:37,708 --> 01:11:38,458
‫نگرانی به دلت راه نده.

1779
01:11:38,458 --> 01:11:39,541
‫من به اون کدخدا قولِ مردانه دادم.

1780
01:11:39,583 --> 01:11:42,416
‫بچه‌ها رو صحیح و سالم به
‫آغوش خانواده برمی‌گردونیم.

1781
01:11:42,458 --> 01:11:43,875
‫خدا به همراهتون باشه، استادان والامقام!

1782
01:11:43,916 --> 01:11:44,666
‫ناجی‌های ما!

1783
01:11:44,666 --> 01:11:45,291
‫زود بنال ببینم...

1784
01:11:45,541 --> 01:11:47,125
‫اون یائوی ملعون کدوم گوریه؟

1785
01:11:47,791 --> 01:11:48,791
‫درست اون پشتِ کوه.

1786
01:11:48,791 --> 01:11:50,166
‫توی معبدِ کوچکِ رعد و غرش!

1787
01:11:54,583 --> 01:11:55,583
‫دیدی بهت گفتم؟

1788
01:11:55,750 --> 01:11:58,250
‫مطمئن بودم هنوز یه گله بچه اینجا لونه کرده.

1789
01:11:58,416 --> 01:11:59,708
‫همین‌جا چپیدن!

1790
01:12:00,333 --> 01:12:01,333
‫بگیریدشون!

1791
01:12:09,416 --> 01:12:10,625
‫بد‌و، «مولی» فرار کن!

1792
01:12:20,041 --> 01:12:21,041
‫استاد!

1793
01:12:21,250 --> 01:12:22,250
‫یائو!

1794
01:12:22,291 --> 01:12:23,666
‫عمراً دست کثیفت به یه تار موی اون بچه بخوره!

1795
01:12:23,708 --> 01:12:25,000
‫بکش کنار از جلوی راهم!

1796
01:12:28,833 --> 01:12:30,166
‫نه، جلو نیا، نزدیک نشو!

1797
01:12:30,541 --> 01:12:34,541
‫«فروپاشیِ کوهستان و غرشِ دریاها!»
‫[نام ضربه جادویی و پرابهت کپی در جنگ]

1798
01:12:37,791 --> 01:12:38,791
‫عالی‌جنابِ خردمند!

1799
01:12:42,875 --> 01:12:43,916
‫ضربه‌اش بدک نبود.

1800
01:12:44,583 --> 01:12:46,375
‫آه!

1801
01:12:48,500 --> 01:12:49,041
‫ووکانگ!

1802
01:12:49,375 --> 01:12:50,375
‫راهب شا!

1803
01:12:52,041 --> 01:12:52,833
‫گزارش مأموریت خدمتِ شما!

1804
01:12:53,041 --> 01:12:55,166
‫این دفعه هم پنج تا بچه
‫رو خفت کردیم و گرفتیم.

1805
01:12:55,208 --> 01:12:57,000
‫با اون پنج تایی هم که قبلاً شکار کرده بودیم

1806
01:12:57,041 --> 01:12:58,250
‫کلاً شدن ده تا بچه طفلِ معصوم.

1807
01:12:58,291 --> 01:12:59,291
‫همین‌قدر بسه.

1808
01:13:02,541 --> 01:13:03,541
‫استاد!

1809
01:13:05,291 --> 01:13:06,500
‫خوب فیلمی برامون بازی
‫کردید و سرگرممون کردید.

1810
01:13:06,500 --> 01:13:07,250
‫یالله زود باشید...

1811
01:13:07,250 --> 01:13:08,250
‫باید با قشون ما تشریف بیارید.

1812
01:13:08,291 --> 01:13:10,291
‫پادشاهِ ما هلاکِ زیارت کردنِ شماهاست!

1813
01:13:10,833 --> 01:13:12,000
‫شما دو تا...

1814
01:13:12,041 --> 01:13:14,208
‫با این دیوها هم‌دست و تو یه کاسه‌اید؟

1815
01:13:14,583 --> 01:13:15,208
‫عمراً، به هیچ وجه!

1816
01:13:15,458 --> 01:13:17,500
‫ما خودمون زائرانِ واقعیِ متونِ مقدسیم!

1817
01:13:18,541 --> 01:13:19,541
‫زائرانِ متونِ مقدس؟

1818
01:13:24,166 --> 01:13:25,166
‫با این دست‌وپای چلفتی و زورِ پشمکی‌تون

1819
01:13:25,208 --> 01:13:26,750
‫فکر کردید جدی‌جدی می‌تونید
‫به آخر این جاده برسید؟

1820
01:13:26,791 --> 01:13:28,000
‫تو رو خدا لهش نکن، رئیس بزرگ!

1821
01:13:28,000 --> 01:13:30,125
‫یه بار رو به جوانیش ببخش و بهش امان بده.

1822
01:13:30,166 --> 01:13:31,625
‫زود باش واسه این رعیت‌ها فاکتور کن

1823
01:13:31,666 --> 01:13:32,666
‫که تو اصلاً چه خری هستی.

1824
01:13:32,666 --> 01:13:34,666
‫ما... ما فقط داشتیم نقش
‫راهب تانگ رو بازی می‌کردیم.

1825
01:13:34,708 --> 01:13:37,291
‫ما فقط داشتیم نقش راهب
‫تانگ رو بازی می‌کردیم.

1826
01:13:41,875 --> 01:13:44,208
‫حالا شیرفهم شدید که چه پاپتی‌هایی هستید؟

1827
01:13:46,541 --> 01:13:47,750
‫اهالیِ ده، چشم‌هاتون
‫رو خوب وا کنید و ببینید!

1828
01:13:47,750 --> 01:13:50,000
‫این‌ها یه مشت یائوی
‫ولگرد و پاپتی بیشتر نیستن.

1829
01:13:50,041 --> 01:13:51,416
‫به در و همسایه و قوم و خویشتون بگید

1830
01:13:51,458 --> 01:13:52,625
‫از ریز تا درشتِ کل این ولایت بشنون

1831
01:13:52,625 --> 01:13:56,000
‫اگه یه بار دیگه پلک این چهار
‫تا شیادِ بدلی خورد به چشمتون

1832
01:13:56,041 --> 01:13:57,833
‫قلم پاشون رو خرد کنید و سیاه‌وکبودشون کنید!

1833
01:13:57,875 --> 01:13:58,625
‫و اما شماها...

1834
01:13:58,708 --> 01:14:00,875
‫همه‌شون رو کشان‌کشان دنبال من بیارید.

1835
01:14:01,125 --> 01:14:02,875
‫بچه‌‌های طفلِ معصومم!

1836
01:14:28,375 --> 01:14:30,125
‫من اصلاً قصد نداشتم بهتون دروغ بگم.

1837
01:14:30,166 --> 01:14:31,291
‫اون باباتون خودش جدی‌جدی
‫از من التماسِ کمک کرد.

1838
01:14:31,333 --> 01:14:33,250
‫دروغگو!

1839
01:14:33,833 --> 01:14:36,000
‫هنوزم داری فیلم بازی
‫می‌کنی و زرنگ‌بازی درمیاری؟

1840
01:14:36,041 --> 01:14:37,250
‫یالله به معرکه‌گیری و
‫نقش‌بازی کردن ادامه بدید!

1841
01:14:37,291 --> 01:14:38,750
‫مایه سرافکندگی و خجالتید!

1842
01:15:01,041 --> 01:15:03,083
‫کلاه‌تون رو بیندازید
‫بالا که بخت یارتون بوده.

1843
01:15:03,125 --> 01:15:05,458
‫اون چهار محافظِ آسمانیِ قبلی
‫اصلاً هنرِ بازیگری نداشتن و گند زدن.

1844
01:15:05,500 --> 01:15:07,291
‫اما پادشاه بدجوری عاشقِ
‫نقش‌بازی کردنِ شماها شده.

1845
01:15:07,333 --> 01:15:10,541
‫واسه همین گذاشته زنده بمونید و
‫بشید «چهار محافظِ آسمانیِ جدید»!

1846
01:15:10,583 --> 01:15:12,208
‫رخت و لباس‌هاتون اون پشت مشت‌ها ولو شده.

1847
01:15:12,250 --> 01:15:13,666
‫زود بپوشیدشون و تمرینِ تئاتر رو شروع کنید.

1848
01:15:13,708 --> 01:15:14,708
‫عمراً، نخیر!

1849
01:15:16,166 --> 01:15:16,875
‫من... من می‌خوام...

1850
01:15:16,875 --> 01:15:17,583
‫...برم اون متون مقدس رو بیاریم!

1851
01:15:17,791 --> 01:15:19,291
‫چرا حرف تو کله‌ پوکت نمیره؟

1852
01:15:19,333 --> 01:15:21,500
‫کل اهالیِ اون دهکده الان
‫خوب می‌دونن ما قلابی هستیم.

1853
01:15:21,541 --> 01:15:22,833
‫این قضیه مثل بمب همه‌جا می‌ترکه و می‌پیچه.

1854
01:15:22,875 --> 01:15:24,375
‫دیگه چطوری سینه جلو بدیم و به جاده بزنیم؟

1855
01:15:24,375 --> 01:15:27,375
‫اصلاً شما پاپتی‌ها از همون
‫اولش هم هیچ شانسی نداشتید.

1856
01:15:30,333 --> 01:15:31,875
‫می‌دونی چرا؟

1857
01:15:35,000 --> 01:15:36,250
‫این بودای کبیر و جناب سون ووکانگ

1858
01:15:36,250 --> 01:15:38,750
‫از اون قدیما بدجوری با همدیگه عیاق و رفیقن.

1859
01:15:39,500 --> 01:15:40,875
‫سون ووکانگ حدود ۵۰۰ سال پیش

1860
01:15:40,875 --> 01:15:41,916
‫آسمون‌ها رو به آشوب
‫کشید و قشقرق راه انداخت.

1861
01:15:41,958 --> 01:15:44,083
‫درست همون موقع بود که با
‫بودا آشنا شد و سرشاخ شد.

1862
01:15:44,125 --> 01:15:45,125
‫ژو باجیه و راهب شا هم که هر دو تاشون

1863
01:15:45,166 --> 01:15:46,750
‫تناسخ و تجسدِ دوباره خدایانِ آسمانی هستند.

1864
01:15:46,791 --> 01:15:48,416
‫خودِ راهب تانگ هم همون «زنجره طلاییه» [یکی
‫از مریدهای مقرب و باسابقه بودا که تناسخ یافته]

1865
01:15:48,458 --> 01:15:50,166
‫و رفیقِ فابریک و صمیمی خودِ امپراتور کبیره!

1866
01:15:50,208 --> 01:15:52,416
‫فکر کردید هر خر و بنی‌بشری
‫می‌تونه زائر متون مقدس بشه؟

1867
01:15:52,458 --> 01:15:54,333
‫مخصوصاً شما چهار تا پاپتیِ بی‌سروپا؟

1868
01:15:54,375 --> 01:15:55,666
‫بهتره کپه مرگتون رو
‫بگذارید و همین‌جا بمونید

1869
01:15:55,708 --> 01:15:56,916
‫و کله‌های کدو تنبلتون رو
‫یه خورده به کار بیندازید.

1870
01:15:56,958 --> 01:15:58,416
‫دودستی به همین پادشاهِ ما بچسبید

1871
01:15:58,458 --> 01:15:59,958
‫این توپ‌ترین شانسِ کل زندگی نکبتی‌تونه!

1872
01:16:00,000 --> 01:16:00,708
‫من...

1873
01:16:00,708 --> 01:16:03,000
‫من عمراً وارد بازی کثیف
‫و نقشه‌های شومِ شما بشم!

1874
01:16:03,041 --> 01:16:04,166
‫نمک‌نشناس‌های احمق!

1875
01:16:04,458 --> 01:16:05,875
‫خوب می‌دونی چقدر یائو لک زده
‫به دلشون واسه یه لقمه نون اینجا؟

1876
01:16:05,875 --> 01:16:06,833
‫و بند پ و پارتی ندارن که راهشون بدن؟

1877
01:16:06,833 --> 01:16:08,000
‫به جز اون «گردنه شیر و شتر» [شیتوولینگ، پناهگاه
‫سه هیولای غول‌پیکر در اسطوره سفر به باختر]

1878
01:16:08,041 --> 01:16:10,083
‫هیچ خراب‌شده‌ای حریفِ ابهتِ
‫این معبدِ کوچکِ رعد و غرش نمی‌شه.

1879
01:16:10,125 --> 01:16:11,625
‫حتی یائوهای صدساله و ریش‌سفیدِ این کوهستان

1880
01:16:11,625 --> 01:16:13,166
‫با کمال میل حاضرن بیان اینجا دیگ بسابن

1881
01:16:13,208 --> 01:16:15,000
‫فقط محض اینکه کلاه‌شون رو اینجا آویزان کنن.

1882
01:16:15,041 --> 01:16:17,000
‫اون وقت شما بی‌سروپاها
‫دارید طاقچه‌بالا می‌ذارید؟

1883
01:16:17,041 --> 01:16:18,375
‫زود برید رخت عوض کنید و تمرین کنید

1884
01:16:18,416 --> 01:16:21,416
‫پادشاه الانه که تشریف بیاره
‫و کارتون رو ارزیابی کنه.

1885
01:16:26,250 --> 01:16:27,833
‫اگه بخوام رک و راست و بدون تعارف بگم

1886
01:16:27,875 --> 01:16:30,000
‫اینجا صد مرتبه سرتر و
‫بهتر از اون غار شاهانه‌ست.

1887
01:16:30,041 --> 01:16:30,750
‫پس...

1888
01:16:31,000 --> 01:16:33,166
‫تکلیف اون بچه‌های طفلِ معصوم چی می‌شه؟

1889
01:16:45,208 --> 01:16:46,333
‫عالی‌جنابِ خردمند!

1890
01:16:47,041 --> 01:16:50,041
‫تو رو خدا باید دستم رو بگیری و بهم کمک کنی!

1891
01:16:50,708 --> 01:16:52,750
‫چهار تا یائوی موذی رخت و لباس
‫شماها رو پوشیدن و دوز کلک چیدن

1892
01:16:52,750 --> 01:16:55,083
‫و حتی داداشِ بخت‌برگشته من رو هم شکار کردن!

1893
01:16:55,125 --> 01:16:56,375
‫تو چطوری ما رو پیدا کردی
‫و به جفت چشمت دیدی؟

1894
01:16:56,375 --> 01:16:57,791
‫تو همین جاده رو به غرب
‫از در و همسایه آمار گرفتم

1895
01:16:57,833 --> 01:17:00,250
‫و بعدش اون اسبِ
‫بخت‌برگشته‌تون رو بیرونِ معبد دیدم.

1896
01:17:00,291 --> 01:17:02,375
‫واسه همین مطمئن شدم
‫حتماً همین تو اتراق کردید.

1897
01:17:02,416 --> 01:17:03,416
‫تو رو خدا عالی‌جنابِ خردمند...

1898
01:17:03,416 --> 01:17:05,958
‫بهم کمک کن تا تقاصِ
‫داداشم رو ازشون پس بگیرم!

1899
01:17:06,625 --> 01:17:08,000
‫ما همه‌مون قلابی و فیکیم.

1900
01:17:08,041 --> 01:17:10,625
‫اون چهار تا که بیرون
‫دیدی اصلِ جنس و واقعی‌ان!

1901
01:17:11,000 --> 01:17:12,666
‫داری دستم می‌اندازی و شوخی می‌کنی؟

1902
01:17:12,708 --> 01:17:13,666
‫به پیر، به پیغمبر راست می‌گم.

1903
01:17:13,708 --> 01:17:14,791
‫ما همگی بدلی هستیم.

1904
01:17:15,041 --> 01:17:16,208
‫آخه چطور همچین چیزی ممکنه؟

1905
01:17:16,250 --> 01:17:18,250
‫شما چهار استاد که چهره‌تون
‫بدجوری نورانی و مثبتِ

1906
01:17:18,291 --> 01:17:19,250
‫و یه برقِ حقانیت تو جفت چشماتون جولان میده.

1907
01:17:19,250 --> 01:17:21,291
‫اون چهار تا اجنبیِ کثیفِ بدقیافه

1908
01:17:21,333 --> 01:17:23,708
‫عمراً پشمِ ابهتِ شما هم نشن و به پاتون نرسن.

1909
01:17:24,041 --> 01:17:24,958
‫اون چشم‌های معصومِ گربه‌خرابت رو باز کن

1910
01:17:24,958 --> 01:17:26,000
‫و خوبِ خوب تماشا کن.

1911
01:17:26,041 --> 01:17:28,000
‫من فقط یه گرازِ وحشیِ بدقیافه‌ام!

1912
01:17:28,000 --> 01:17:29,000
‫این هم اصلاً راهب تانگ نیست.

1913
01:17:29,000 --> 01:17:29,875
‫فقط یه وزغه!

1914
01:17:29,875 --> 01:17:31,875
‫که کل این مدت کارش فقط
‫نالیدن و آیه‌یاس خواندن بود.

1915
01:17:31,916 --> 01:17:32,583
‫یه نگاه بهش بینداز!

1916
01:17:32,791 --> 01:17:34,625
‫حتی اون ریشِ و پشمی هم
‫که از پشمِ کپی ساخته شده

1917
01:17:34,625 --> 01:17:35,625
‫فیکه، قلابیه!

1918
01:17:36,375 --> 01:17:37,750
‫همه‌اش چشم‌بندی و دروغه.

1919
01:17:37,791 --> 01:17:38,500
‫حالا این یکی رو تماشا کن.

1920
01:17:38,500 --> 01:17:39,458
‫بدجوری کم‌رو و گوشه‌گیره.

1921
01:17:39,458 --> 01:17:40,208
‫و همش لکنت داره و من‌من می‌کنه.

1922
01:17:40,208 --> 01:17:40,750
‫تو تمام این مدتِ گذشته...

1923
01:17:40,750 --> 01:17:42,000
‫حتی نتونسته سه کلمه ساده رو بگه

1924
01:17:42,041 --> 01:17:43,666
‫یعنی همون «شاه میمون‌ها» رو!

1925
01:17:43,916 --> 01:17:46,250
‫من یکی عمراً خامِ این حرف‌ها بشم و باور کنم.

1926
01:17:46,291 --> 01:17:47,916
‫دارید دوباره کلک سوار می‌کنید تا رنگم کنید.

1927
01:17:47,958 --> 01:17:49,291
‫ولی آخه اونا جدی‌جدی
‫می‌خوان اون بچه‌ها رو کوفت کنن!

1928
01:17:49,333 --> 01:17:51,250
‫اگه همین‌طوری دست‌روی‌دست
‫بگذاریم و چرت بزنیم

1929
01:17:51,291 --> 01:17:52,791
‫واقعاً می‌تونیم اسم خودمون
‫رو بذاریم زائرانِ متونِ مقدس؟

1930
01:17:52,833 --> 01:17:53,875
‫دیدی حالا؟

1931
01:17:53,958 --> 01:17:55,250
‫تو اصلاً زائرِ متونِ مقدس نیستی.

1932
01:17:55,291 --> 01:17:56,500
‫تو کلاً یه یائو و هیولایی!

1933
01:17:56,500 --> 01:17:58,250
‫دزدی و خوراکِ اون بچه‌ها
‫چه صنمی با تو داره آخه؟

1934
01:17:58,291 --> 01:17:59,166
‫کارِ یائوها از قدیما خوردنِ انسان‌ها بوده

1935
01:17:59,166 --> 01:18:00,041
‫رسم و طالعِ این دنیا از ازل همین بوده و هست.

1936
01:18:00,041 --> 01:18:01,625
‫ولی ما هنوزم باید آستین
‫بالا بزنیم و نجاتشون بدیم.

1937
01:18:01,625 --> 01:18:02,916
‫بعداً خودم با پادشاه یه
‫گپی می‌زنم و چانه می‌زنم.

1938
01:18:02,958 --> 01:18:04,125
‫شاید یه فرجی شد و شانس آوردیم.

1939
01:18:04,166 --> 01:18:05,250
‫همین‌طوری به این تئاتر بازی کردن ادامه بده.

1940
01:18:05,250 --> 01:18:06,750
‫چیزی نمونده بود که جفت
‫گوش‌هام مخملی بشن و باورت کنم!

1941
01:18:06,791 --> 01:18:07,250
‫پادشاه من!

1942
01:18:07,500 --> 01:18:08,291
‫من این چهار تا رو
‫آوردمشون همین‌جا اتراق بدن

1943
01:18:08,291 --> 01:18:10,833
‫تا بتونن تنهایی واسه
‫خودشون تمرین تئاتر کنند.

1944
01:18:10,875 --> 01:18:12,208
‫یه نگاه بهشون بیندازید.

1945
01:18:13,708 --> 01:18:15,166
‫چرا هنوز کپه مرگتون رو
‫گذاشتید و رخت عوض نکردید؟

1946
01:18:15,208 --> 01:18:16,916
‫راهب تانگِ واقعی همین فردا از راه می‌رسه.

1947
01:18:16,958 --> 01:18:17,958
‫اگه فقط یه جای کار
‫بلنگه و گند بخوره به نقشه

1948
01:18:17,958 --> 01:18:20,333
‫دوزاریتون می‌افته که چه بلایی سرمون میاد؟

1949
01:18:21,750 --> 01:18:23,333
‫تو دیگه کدوم عجوزه‌ای هستی؟

1950
01:18:24,041 --> 01:18:25,416
‫تازه دوزاری‌ام افتاد و فهمیدم!

1951
01:18:25,458 --> 01:18:27,750
‫تو هم کمر همت بستی تا
‫مچِ اون چهار تا رو بگیری.

1952
01:18:27,791 --> 01:18:28,791
‫پادشاه من!

1953
01:18:28,958 --> 01:18:30,708
‫این یائوی موذی سایه‌به‌سایه
‫دنبال ما اومده اینجا

1954
01:18:30,750 --> 01:18:32,875
‫و همش داره سنگ جلو پامون
‫می‌اندازه و کار رو خراب می‌کنه.

1955
01:18:32,916 --> 01:18:36,000
‫بی‌خود نیست که هنوزم دارید
‫فیلمِ پاپتی‌ بودن بازی می‌کنید.

1956
01:18:36,041 --> 01:18:37,041
‫کاملاً فهمیدم!

1957
01:18:38,375 --> 01:18:40,416
‫کاملاً فهمیدم!

1958
01:18:40,958 --> 01:18:41,958
‫هی...

1959
01:18:42,250 --> 01:18:43,375
‫جناب ابرو زرد! [پادشاه
‫بدلی معبد کوچک رعد و غرش]

1960
01:18:43,416 --> 01:18:46,625
‫بیا همگی با هم قشون‌کشی کنیم
‫و مچِ اون چهار تا رو بگیریم.

1961
01:18:48,000 --> 01:18:48,833
‫بیا اینجا.

1962
01:18:48,916 --> 01:18:49,958
‫دنبال من راه بیفت.

1963
01:18:50,458 --> 01:18:51,750
‫بریم با همدیگه نقشه رو ردیف کنیم.

1964
01:18:51,791 --> 01:18:52,333
‫اوه...

1965
01:18:52,333 --> 01:18:53,333
‫باشه، حله.

1966
01:18:55,708 --> 01:18:57,500
‫عمراً بتونید من یکی رو رنگ کنید.

1967
01:18:58,583 --> 01:19:01,375
‫شما چهار تا جدی‌جدی زائرانِ
‫واقعیِ متونِ مقدس هستید!

1968
01:19:02,625 --> 01:19:03,583
‫به محض اینکه بگیریمشون

1969
01:19:03,583 --> 01:19:06,375
‫بذارید خودم شخصاً کلکِ
‫اون میمونِ قلابی رو بکنم

1970
01:19:06,375 --> 01:19:08,875
‫تا تقاض و انتقام خونِ
‫داداشم رو ازش پس بگیرم!

1971
01:19:08,958 --> 01:19:09,958
‫پادشاه من!

1972
01:19:14,583 --> 01:19:15,250
‫پادشاه من!

1973
01:19:15,500 --> 01:19:16,875
‫اگه قول بدیم نقشِ چهار محافظ
‫آسمانی رو عالی بازی کنیم

1974
01:19:16,875 --> 01:19:18,666
‫می‌شه لطفاً اون بچه‌های
‫طفلِ معصوم رو ول کنید؟

1975
01:19:18,708 --> 01:19:20,125
‫داری واسه پادشاه طاقچه‌بالا
‫می‌ذارید و شرط تعیین می‌کنی؟

1976
01:19:20,166 --> 01:19:22,666
‫پاک زنجیر پاره کردی و دلت لک زده واسه مردن؟

1977
01:19:31,166 --> 01:19:32,166
‫شما پاپتی‌ها...

1978
01:19:33,166 --> 01:19:35,958
‫می‌خواید یه لقمه از گوشتِ
‫لذیذ راهب تانگ رو بچشید؟

1979
01:19:38,958 --> 01:19:40,125
‫آخه ما اصلاً لایق و پشمش هستیم؟

1980
01:19:40,166 --> 01:19:41,250
‫چهار محافظ آسمانی...

1981
01:19:41,291 --> 01:19:43,958
‫حداقلش باید جفت قلوه‌های
‫لذیذش قسمتِ پوزشون بشه.

1982
01:19:44,125 --> 01:19:47,208
‫این معرکه صد در صد بهتر و
‫ترازتر از اون غار شاهانه‌ست.

1983
01:19:47,333 --> 01:19:48,791
‫من باید اول جیگرِ این
‫بچه‌ها رو لمبونم و بخورم

1984
01:19:48,833 --> 01:19:49,875
‫تا جادوم صد برابر
‫قوی‌تر بشه و ارتقا پیدا کنم.

1985
01:19:49,916 --> 01:19:51,416
‫فقط این‌طوریه که می‌تونم سون
‫ووکانگ رو کوبیده و شکست بدم

1986
01:19:51,458 --> 01:19:54,250
‫و اون موقع‌ست که سهم گوشت
‫راهب شماها رو دودستی بهتون می‌دم.

1987
01:19:54,291 --> 01:19:55,291
‫حالا...

1988
01:19:55,666 --> 01:19:57,750
‫حسابی شیرفهم شدید و دوزاریتون افتاد؟

1989
01:19:59,541 --> 01:20:00,833
‫زود برید رخت عوض کنید.

1990
01:20:01,041 --> 01:20:01,625
‫امم...

1991
01:20:01,708 --> 01:20:03,250
‫منتظرِ چه معجزه‌ای هستید؟

1992
01:20:03,625 --> 01:20:07,083
‫اگه شماها عرضه ندارید و
‫نمی‌کنید، من خودم آستین بالا می‌زنم!

1993
01:20:16,541 --> 01:20:17,541
‫ببخشید...

1994
01:20:18,208 --> 01:20:18,583
‫وقتی...

1995
01:20:19,166 --> 01:20:20,750
‫اون روزی که اومدی سراغ من

1996
01:20:20,791 --> 01:20:21,250
‫تو...

1997
01:20:21,333 --> 01:20:23,708
‫تو اصلاً حرفی از کشتن و
‫لمبوندنِ بچه‌ها نزده بودی!

1998
01:20:23,750 --> 01:20:25,833
‫من همواره تو حسرتِ چشیدن
‫گوشت راهب تانگ سگ‌دو زدم.

1999
01:20:25,875 --> 01:20:27,125
‫حالا هم که دودستی بهمون تقدیمش کردن.

2000
01:20:27,166 --> 01:20:29,166
‫دیگه چه مرگته و چه آرزویی داری آخه؟

2001
01:20:29,208 --> 01:20:31,500
‫من خودم پدر و مادر و کلی خواهر و برادر دارم

2002
01:20:31,541 --> 01:20:33,083
‫اگه اونا بتونن یه لقمه از گوشت
‫راهب رو کوفت کنن و نامیرا بشن

2003
01:20:33,125 --> 01:20:35,875
‫من حاضرم واسش کلِ این
‫جونِ بی‌ارزشم رو هم فدا کنم!

2004
01:20:46,041 --> 01:20:46,875
‫امم... جناب پادشاه...

2005
01:20:46,916 --> 01:20:48,708
‫این رخت و لباس انگار یه هوا واسم گشاده.

2006
01:20:48,750 --> 01:20:50,500
‫زود باش نقاب رو بذار رو صورتت.

2007
01:20:51,375 --> 01:20:52,375
‫بیا اینجا جلوتر.

2008
01:21:08,333 --> 01:21:10,666
‫پادشاه من، شما جدی‌جدی آخرِ قدرت و عظمتی!

2009
01:21:15,375 --> 01:21:16,416
‫اوهوم.

2010
01:21:16,458 --> 01:21:18,625
‫هر چی نباشه ما کارمون درسته و ترازیم.

2011
01:21:32,708 --> 01:21:35,375
‫چرا هنوز تنبل بازی درمیاری
‫و رختت رو عوض نکردی؟

2012
01:21:38,041 --> 01:21:39,083
‫منتظرِ چی هستی آخه؟

2013
01:21:39,125 --> 01:21:41,000
‫زود باش لباس جنگیِ نقش رو تنت کن.

2014
01:21:42,875 --> 01:21:43,666
‫فرز باش، زود!

2015
01:21:43,666 --> 01:21:45,875
‫این‌قدر کله‌خرابی و کله‌سفتی نکن دیگه.

2016
01:21:53,625 --> 01:21:56,083
‫مگه دلت لک نزده واسه چشیدن گوشت راهب تانگ؟

2017
01:21:57,000 --> 01:21:59,875
‫محاله ممکنه یه یائو همچین
‫فرصتِ توپی رو دایورت کنه!

2018
01:22:01,041 --> 01:22:01,791
‫من...

2019
01:22:01,791 --> 01:22:03,375
‫من اصلاً یائو و هیولا نیستم.

2020
01:22:04,666 --> 01:22:06,000
‫من خودِ خودِ اون راهبم...

2021
01:22:06,333 --> 01:22:07,958
‫شاهِ میمون‌ها!

2022
01:22:15,166 --> 01:22:16,166
‫پادشاه من!

2023
01:22:16,291 --> 01:22:17,875
‫محراب و بساطِ قربانی کاملاً ردیف و تراز شده.

2024
01:22:17,916 --> 01:22:20,416
‫منتظرِ ارزیابی و فرمانِ شما هستیم، پادشاه من.

2025
01:22:21,791 --> 01:22:22,750
‫«سرجوخه پلنگ»!

2026
01:22:22,750 --> 01:22:23,875
‫بندازیدش قعرِ سیاهچال!

2027
01:22:23,916 --> 01:22:25,000
‫ببرید اتاق شکنجه رو بهش نشون بدید

2028
01:22:25,000 --> 01:22:26,166
‫بلکه دوزاریش بیفته و
‫عقل بیاد تو اون کله‌ گنده‌اش.

2029
01:22:26,208 --> 01:22:27,208
‫بله سرورم!

2030
01:22:28,500 --> 01:22:29,500
‫ببریدش!

2031
01:22:31,250 --> 01:22:31,791
‫سرجوخه پلنگ!

2032
01:22:31,791 --> 01:22:33,250
‫به تمرین کردن ادامه بدید

2033
01:22:33,291 --> 01:22:36,333
‫وگرنه یه قطره از گوشت
‫راهب هم قسمتِ پوزِ کسی نمی‌شه‌!

2034
01:22:42,958 --> 01:22:44,375
‫عجب کپیِ کله‌خراب و کله‌شق‌ایه ها!

2035
01:22:44,416 --> 01:22:46,000
‫بگذارید یه کم اون زیر بپسه و آروم بشه

2036
01:22:46,041 --> 01:22:47,333
‫بعد خودم میرم باهاش گپ
‫می‌زنم و راضیش می‌کنم.

2037
01:22:47,375 --> 01:22:47,833
‫بیاین ما سه نفر...

2038
01:22:47,833 --> 01:22:49,750
‫تا وقت داریم تمرینِ تئاتر رو شروع کنیم.

2039
01:22:49,791 --> 01:22:50,791
‫داداشِ دوم...

2040
01:22:51,916 --> 01:22:52,916
‫من...

2041
01:22:54,166 --> 01:22:55,791
‫تو که الان دیگه تو نقش راهب شا نیستی.

2042
01:22:55,833 --> 01:22:56,916
‫راحت باش و حرف بزن!

2043
01:22:59,125 --> 01:23:00,291
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

2044
01:23:03,958 --> 01:23:05,458
‫من می‌خوام برگردم.

2045
01:23:06,041 --> 01:23:07,041
‫کدوم گوری برگردی؟

2046
01:23:07,208 --> 01:23:08,500
‫به همون کوهستانِ لانگ‌لانگ خودمون.

2047
01:23:08,541 --> 01:23:10,416
‫مگه تو خودت لک نزده بود واسه گوشت راهب؟

2048
01:23:10,458 --> 01:23:12,750
‫من هیچ‌وقت نگفتم هلاکِ خوردن گوشت راهبم.

2049
01:23:12,875 --> 01:23:14,291
‫اون روزی که با شماها زدم به جاده

2050
01:23:14,333 --> 01:23:15,333
‫خودت گفتی با آوردن این متون مقدس

2051
01:23:15,333 --> 01:23:17,333
‫می‌تونم یه نامیرای واقعی و مشتی بشم!

2052
01:23:17,375 --> 01:23:18,375
‫خوردن گوشت راهب تانگ هم که

2053
01:23:18,375 --> 01:23:19,791
‫آدم رو تا ابد نامیرا و جاودان می‌کنه.

2054
01:23:19,833 --> 01:23:20,833
‫ولی آخه واسه رسیدن به راهب تانگ

2055
01:23:20,833 --> 01:23:24,333
‫اونا می‌خوان تک‌تک اون
‫بچه‌های طفلِ معصوم رو بخورن!
‫به نظرم کار درستی نیست...

2056
01:23:24,500 --> 01:23:26,250
‫توی این دنیای سگی چیزی به
‫اسم درست و غلط وجود نداره.

2057
01:23:26,291 --> 01:23:27,375
‫فقط باید هر کاری از دستت
‫برمیاد بکنی تا زنده بمونی.

2058
01:23:27,416 --> 01:23:28,625
‫باید همیشه طرفِ اونی رو
‫بگیری که زورش بیشتره.

2059
01:23:28,625 --> 01:23:30,125
‫قانونِ این دنیا همینه و بس!

2060
01:23:35,458 --> 01:23:36,458
‫مگه خودت قبلاً واسه ردیف کردنِ آب و نونت...

2061
01:23:36,458 --> 01:23:37,500
‫کلک سوار نمی‌کردی و نقش بازی نمی‌کردی؟

2062
01:23:37,541 --> 01:23:40,000
‫حالا واسه من فازِ قدیس و پاک‌دامنی برداشتی؟

2063
01:23:40,750 --> 01:23:43,916
‫بدون تو چطوری می‌خوایم این
‫ویترین و معرکه رو جلو ببریم؟

2064
01:23:56,708 --> 01:23:57,708
‫یه لحظه وایسا...

2065
01:24:00,125 --> 01:24:01,291
‫از اون درها که رد شدی بپیچ سمت راست.

2066
01:24:01,333 --> 01:24:02,916
‫از اون دروازه فرعیِ پشت برو بیرون.

2067
01:24:02,958 --> 01:24:04,541
‫آنجا اصلاً هیچ نگهبانی نیست.

2068
01:24:17,833 --> 01:24:19,125
‫پس قضیه این‌طوری شد...

2069
01:24:19,583 --> 01:24:21,250
‫چرا گذاشتی بزنه به فرار و بره؟

2070
01:24:21,416 --> 01:24:23,875
‫نکنه خودت هم به شک افتادی و داری وا می‌دی؟

2071
01:24:24,500 --> 01:24:25,625
‫این‌قدر دست‌دست نکن و شل نگیر.

2072
01:24:25,666 --> 01:24:26,791
‫یالله زودتر این بار و
‫بندیل رو آتیش بزن بره.

2073
01:24:26,833 --> 01:24:28,500
‫دیگه به گذشته فکر نکن و حسرت نخور.

2074
01:24:28,541 --> 01:24:30,583
‫خودم می‌رم یه یائوی دیگه پیدا
‫می‌کنم جایگزینِ این سمور کنم.

2075
01:24:30,625 --> 01:24:32,083
‫تو هم عجله کن و لفتش نده.

2076
01:24:34,041 --> 01:24:34,875
‫پادشاه من!

2077
01:24:34,875 --> 01:24:36,750
‫اون میمونه هنوزم کله‌شقی
‫می‌کنه و حاضر نیست تمکین کنه.

2078
01:24:36,791 --> 01:24:38,000
‫حالا باید چیکارش کنیم؟

2079
01:24:38,000 --> 01:24:40,375
‫امروز اصلاً حق ندارید توی
‫معبد خون و خون‌ریزی راه بندازید.

2080
01:24:40,375 --> 01:24:41,875
‫ببریدش اون پشتِ کوه کلکش رو بکنید.

2081
01:24:41,875 --> 01:24:42,875
‫رو جفت چشمام!

2082
01:25:42,250 --> 01:25:47,125
‫(افسونگر و نابودگرِ
‫یائوها) [شخصیت تئاتر معبد]

2083
01:25:59,750 --> 01:26:01,333
‫هنوزم حاضر نیستی تمکین کنی؟

2084
01:26:03,375 --> 01:26:04,958
‫حرفِ آخری، وصیتی چیزی نداری؟

2085
01:26:17,791 --> 01:26:19,375
‫من...

2086
01:26:19,416 --> 01:26:20,208
‫خودِ...

2087
01:26:20,208 --> 01:26:21,250
‫شاهِ...

2088
01:26:21,291 --> 01:26:22,375
‫میمونـ...

2089
01:26:22,416 --> 01:26:26,375
‫ـهام!

2090
01:26:37,041 --> 01:26:39,958
‫این یکی دیگه رسماً مخش
‫تاب ورداشته و پاک دیوونه شده!

2091
01:26:42,666 --> 01:26:43,708
‫رو به جلو حرکت کن!

2092
01:26:49,416 --> 01:26:50,416
‫بپر پایین!

2093
01:26:57,250 --> 01:26:59,000
‫صداش رو رسا و کاملاً واضح شنیدم!

2094
01:26:59,000 --> 01:27:01,291
‫این دفعه دیگه خودت با زبون خودت گفتی.

2095
01:27:01,333 --> 01:27:02,708
‫که تو شاهِ میمون‌ها هستی!

2096
01:27:03,333 --> 01:27:03,833
‫من اصلاً نمی‌دونم...

2097
01:27:03,833 --> 01:27:05,625
‫که شما پاپتی‌ها دارید
‫چه تئاتری راه می‌ندازید.

2098
01:27:05,666 --> 01:27:07,125
‫ولی چیزی که اصلاً تو کتم نمیره اینه که...

2099
01:27:07,125 --> 01:27:09,625
‫چرا همه‌تون این‌قدر تشنه به خونِ منید؟

2100
01:27:15,750 --> 01:27:16,583
‫هر چی نباشه من خودم
‫زمانی ارشد و معاونِ اول...

2101
01:27:16,583 --> 01:27:19,041
‫توی اون «لونه سگ»
‫بودم!

2102
01:27:19,916 --> 01:27:21,166
‫ضربه‌فنی کردنِ شما بزدل‌های بی‌سروپا...

2103
01:27:21,208 --> 01:27:22,500
‫واسه من مثل آب خوردنه!

2104
01:27:28,958 --> 01:27:30,750
‫پس این یکی رو تست کن ببینم چیه!

2105
01:27:31,416 --> 01:27:34,500
‫«تکنیکِ غلتکِ کوبنده و
‫شکست‌ناپذیر!»

2106
01:27:44,500 --> 01:27:46,833
‫این دفعه دیگه رسماً غزلِ خداحافظی رو خوند؟

2107
01:27:48,041 --> 01:27:49,208
‫باید تموم کرده باشه.

2108
01:27:54,041 --> 01:27:55,666
‫«غلتکِ کوبنده و شکست‌ناپذیر!»

2109
01:28:05,916 --> 01:28:07,250
‫هاهاها!

2110
01:28:07,250 --> 01:28:08,875
‫این کله‌خراب سرش خیلی
‫سفت‌تر و سخت‌تر از مال توئه!

2111
01:28:08,875 --> 01:28:09,875
‫خیلی سفت‌تر!

2112
01:28:16,166 --> 01:28:17,166
‫بپا...

2113
01:28:17,333 --> 01:28:18,333
‫چی؟

2114
01:28:19,041 --> 01:28:20,041
‫حواست...

2115
01:28:22,291 --> 01:28:23,291
‫باشه!

2116
01:28:23,791 --> 01:28:25,916
‫منو ول کن کثافت!

2117
01:28:26,833 --> 01:28:28,125
‫زود باش ولش کن!

2118
01:28:40,000 --> 01:28:41,500
‫می‌خواستی پنهانی از پشتِ سر غافلگیرم کنی؟

2119
01:28:41,541 --> 01:28:43,583
‫اونم با این پاره‌سنگِ فزرتی و کوچیک؟

2120
01:28:45,250 --> 01:28:46,583
‫نظرت با این یکی چیه پس؟

2121
01:29:02,000 --> 01:29:04,000
‫حالا باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

2122
01:29:04,250 --> 01:29:04,708
‫یعنی...

2123
01:29:05,125 --> 01:29:06,791
‫یعنی هنوزم می‌تونیم بریم
‫اون متون مقدس رو بیاریم؟

2124
01:29:06,833 --> 01:29:08,166
‫دیگه این سؤالِ مسخره رو نپرس.

2125
01:29:08,208 --> 01:29:09,958
‫اون راه دیگه تهش بن‌بست و فنا شدنه.

2126
01:29:10,000 --> 01:29:11,000
‫نخیر!

2127
01:29:11,541 --> 01:29:14,208
‫ما هر جور شده می‌ریم
‫اون متون مقدس رو می‌آوریم!

2128
01:29:15,625 --> 01:29:17,750
‫مگه نگفتن بودا جناب سون
‫ووکانگ رو از قدیما می‌شناسه؟

2129
01:29:17,791 --> 01:29:19,583
‫خب اون وقت چطوری می‌خوایم این کار رو بکنیم؟

2130
01:29:19,625 --> 01:29:21,125
‫این دفعه دیگه نمی‌خوایم نقش
‫اونا رو بازی کنیم و فیک باشیم.

2131
01:29:21,166 --> 01:29:23,333
‫با هویت واقعیِ خودمون می‌زنیم به جاده!

2132
01:29:25,708 --> 01:29:28,333
‫چرا فقط اونا حق دارن
‫برن متون مقدس رو بیارن...

2133
01:29:29,583 --> 01:29:30,875
‫ولی ما نه؟

2134
01:29:36,583 --> 01:29:39,083
‫ماه کامل طلوع کرده و
‫ساعتِ موعود فرا رسیده...

2135
01:29:39,250 --> 01:29:41,250
‫قربانی کردنِ بچه‌های معصوم و بی‌گناه!

2136
01:29:41,291 --> 01:29:44,250
‫پادشاه مایلن اول تنی به
‫آب بزنن و رخت عوض کنن.

2137
01:29:45,333 --> 01:29:47,291
‫این ابرو زردِ کثیف الانه
‫که بچه‌ها رو بلمبونه و بخوره!

2138
01:29:47,333 --> 01:29:48,541
‫حالا باید چیکار کنیم؟

2139
01:29:48,875 --> 01:29:50,291
‫اگه بذاریم اون بچه‌های بی‌گناه هلاک بشن...

2140
01:29:50,333 --> 01:29:52,708
‫دیگه آوردنِ متون مقدس
‫چه ارزشی واسمون داره؟

2141
01:29:53,000 --> 01:29:54,125
‫اون طفلِ معصوم‌ها رو کدوم سوراخی قفل کردن؟

2142
01:29:54,166 --> 01:29:54,583
‫من...

2143
01:29:54,583 --> 01:29:55,333
‫من خودم می‌دونم!

2144
01:29:55,583 --> 01:29:56,916
‫توی همون طویله و سیاهچالی ان...

2145
01:29:56,958 --> 01:29:58,000
‫که قبلاً خودم رو اون تو چپونده بودن.

2146
01:29:58,041 --> 01:29:59,833
‫ولی اونجا پر از سرباز و نگهبان‌های سگیه.

2147
01:29:59,875 --> 01:30:01,500
‫چطوری می‌خوایم نجاتشون بدیم؟

2148
01:30:01,791 --> 01:30:03,791
‫تو مگه قبلاً از پشم این کپی
‫واسه خودت ریش نذاشتی؟

2149
01:30:03,833 --> 01:30:04,333
‫آره، چطور مگه؟

2150
01:30:04,791 --> 01:30:07,583
‫این دفعه نوبت اونه که یه خورده
‫از پشم‌های تو رو قرض بگیره!

2151
01:30:07,625 --> 01:30:09,458
‫ابروها خوب و طبیعی رو کلت وایسادن؟

2152
01:30:09,500 --> 01:30:10,208
‫آره، کاملاً جفت و جوره.

2153
01:30:10,416 --> 01:30:12,750
‫چرا این میمونه باید اون بالا سوار بشه؟

2154
01:30:12,750 --> 01:30:14,000
‫چون اون فوتِ آبِ این راهه و آدرس رو بلده.

2155
01:30:14,041 --> 01:30:16,750
‫پس چرا منِ بدبخت باید اون پایین حمالی کنم؟

2156
01:30:16,750 --> 01:30:19,125
‫چون از بس اون بار و بندیل رو
‫کول کردی، حسابی خر زور شدی!

2157
01:30:19,166 --> 01:30:20,166
‫بپیچ سمت راست.

2158
01:30:20,458 --> 01:30:21,458
‫بپا...

2159
01:30:23,208 --> 01:30:24,625
‫مواظبِ پلـ...

2160
01:30:26,416 --> 01:30:26,666
‫پلـ...

2161
01:30:26,666 --> 01:30:27,666
‫پله‌ها باش!

2162
01:30:41,958 --> 01:30:42,958
‫پادشاه من!

2163
01:30:58,625 --> 01:30:59,625
‫ساعت موعود بالاخره فرارسید!

2164
01:30:59,666 --> 01:31:02,166
‫برید اون بچه‌ها رو واسه قربانی کردن بیارید.

2165
01:31:11,500 --> 01:31:12,500
‫پادشاه من!

2166
01:31:12,666 --> 01:31:13,833
‫حال شریفتون روبراهه؟

2167
01:31:25,583 --> 01:31:26,625
‫باز کنید!

2168
01:31:28,791 --> 01:31:30,291
‫زود باشین درها رو وا کنید!

2169
01:31:38,375 --> 01:31:39,958
‫یالله زود باشین، حرکت کنید!

2170
01:31:41,291 --> 01:31:43,666
‫دست‌هات رو بگیر بالاتر، گنده‌تر نشون بدی!

2171
01:31:44,375 --> 01:31:45,750
‫ببینم، چرا دست‌های تو اون‌جوری آویزونه؟

2172
01:31:45,791 --> 01:31:46,375
‫نمی‌تونم بیارمش بالا.

2173
01:31:46,375 --> 01:31:47,375
‫جدی‌جدی؟

2174
01:31:48,458 --> 01:31:49,458
‫پادشاه من!

2175
01:31:51,333 --> 01:31:51,916
‫پادشاه من!

2176
01:31:52,041 --> 01:31:53,125
‫داشتم با این پاپتی‌ها تمرین تئاتر می‌کردم.

2177
01:31:53,125 --> 01:31:55,375
‫قولِ شرف می‌دم فردا همه‌چیز
‫مو لای درزش نره و عالی باشه.

2178
01:31:55,416 --> 01:31:55,958
‫بسیار خب.

2179
01:31:56,250 --> 01:31:57,250
‫مرخصید، برید.

2180
01:31:57,583 --> 01:31:58,583
‫رو جفت چشمام!

2181
01:32:15,125 --> 01:32:16,125
‫پادشاه من!

2182
01:32:17,625 --> 01:32:19,541
‫پادشاه من، کافی بود فقط
‫امر بفرمایید تا ما نوچه‌ها...

2183
01:32:19,583 --> 01:32:21,000
‫نیازی نبود خودتون شخصاً
‫زحمت بکشید بیایید اینجا.

2184
01:32:21,041 --> 01:32:23,541
‫ما خودمون بچه‌ها رو
‫می‌بریم دمِ محراب قربانی.

2185
01:32:25,875 --> 01:32:26,875
‫پادشاه من!

2186
01:32:29,041 --> 01:32:30,250
‫از اون‌وری راهِ حیاطِ پشتیه.

2187
01:32:30,291 --> 01:32:32,083
‫بساطِ محراب که اون جلو ردیف شده.

2188
01:32:35,166 --> 01:32:36,166
‫پادشاه من...

2189
01:32:36,791 --> 01:32:37,791
‫شما...

2190
01:32:39,625 --> 01:32:40,625
‫من...

2191
01:32:41,333 --> 01:32:42,333
‫من... من...

2192
01:32:43,291 --> 01:32:44,291
‫پادشاه من!

2193
01:32:44,500 --> 01:32:46,958
‫چرا دارید من‌من می‌کنید و زبونتون می‌گیره؟

2194
01:32:50,958 --> 01:32:51,791
‫بی‌ادبِ گستاخ!

2195
01:32:51,916 --> 01:32:53,625
‫پادشاه هر خراب‌شده‌ای که
‫عشقشون بکشه تشریف می‌برن.

2196
01:32:53,625 --> 01:32:56,083
‫اصلاً لازم نکرده تو واسشون تعیین تکلیف کنی!

2197
01:33:01,416 --> 01:33:02,875
‫زود برید بساطِ محراب رو جفت و جور کنید.

2198
01:33:02,875 --> 01:33:05,458
‫این‌قدر سایه‌به‌سایه
‫دنبال پادشاه پرسه نزنید.

2199
01:33:05,875 --> 01:33:06,375
‫مگه نه؟

2200
01:33:06,375 --> 01:33:07,375
‫پادشاه من!

2201
01:33:13,291 --> 01:33:14,291
‫اوهوم.

2202
01:33:15,541 --> 01:33:16,541
‫آره، درسته.

2203
01:33:21,625 --> 01:33:22,083
‫هی...

2204
01:33:22,208 --> 01:33:23,875
‫پس تکلیف من این وسط چی می‌شه؟

2205
01:33:24,000 --> 01:33:25,458
‫زود برگرد سرِ پست و جایگاهِ خودت!

2206
01:33:25,500 --> 01:33:26,500
‫باشه، فهمیدم.

2207
01:33:32,208 --> 01:33:33,291
‫با ما همسفر شو بیا.

2208
01:33:33,333 --> 01:33:35,208
‫من هنوزم بدجوری هلاکِ گوشت راهبم.

2209
01:33:35,833 --> 01:33:37,166
‫پس فعلاً، به امید دیدار!

2210
01:33:51,041 --> 01:33:52,500
‫این بچه‌های معصوم رو
‫داریم کدوم گوری می‌بریم؟

2211
01:33:52,541 --> 01:33:53,750
‫هر چقدر دورتر از این خراب‌شده باشه بهتره.

2212
01:33:53,791 --> 01:33:56,541
‫باید تا فردا که سون ووکانگِ
‫واقعی می‌رسه سر کنیم.

2213
01:33:58,625 --> 01:33:59,708
‫نوچه‌ها! پادوها!

2214
01:34:00,500 --> 01:34:01,583
‫ما اینجاییم سرورم!

2215
01:34:01,958 --> 01:34:03,125
‫بیایید دورم جمع بشید و شرفیاب بشید.

2216
01:34:03,166 --> 01:34:04,333
‫رو جفت چشمام، سرورم!

2217
01:34:11,041 --> 01:34:11,708
‫پادشاه من!

2218
01:34:11,958 --> 01:34:13,875
‫رخت و لباس‌ها ناپدید شدن و نیستن!

2219
01:34:18,250 --> 01:34:20,500
‫مگه تا همین الان کله‌شقی
‫نمی‌کردی و زبون‌درازی داشتی؟

2220
01:34:20,500 --> 01:34:23,125
‫چی شده پس، حالا لال‌مونی
‫گرفتی و فک نمی‌زنی؟

2221
01:34:24,958 --> 01:34:25,958
‫پادشاه من...

2222
01:34:26,375 --> 01:34:27,875
‫پس بچه‌ها کجا رفتن؟

2223
01:34:29,291 --> 01:34:31,625
‫مگه خودتون شخصاً اونا رو همراهتون نبردید؟

2224
01:34:32,000 --> 01:34:33,416
‫تو با اینکه این‌همه سال آزگار
‫توی این معبد نوکری منو کردی...

2225
01:34:33,458 --> 01:34:36,250
‫هنوز عرضه نداری قیافه
‫واقعی پادشاهت رو تشخیص بدی؟

2226
01:34:45,541 --> 01:34:47,375
‫کدوم شیرپاک‌خورده‌ای...

2227
01:34:48,375 --> 01:34:51,625
‫جرئت کرده این‌طوری
‫کاسه‌کوزه‌ام رو به هم بریزه؟

2228
01:35:11,333 --> 01:35:12,791
‫یالله زود از جات بلند شو!

2229
01:35:19,333 --> 01:35:20,833
‫برش دار و سریع بزن به فرار!

2230
01:35:22,583 --> 01:35:23,666
‫فرز باش، تندتر!

2231
01:35:24,250 --> 01:35:25,208
‫شماها اول خودتون رو نجات بدید و برید.

2232
01:35:25,208 --> 01:35:26,541
‫پس تکلیف خودت چی می‌شه؟

2233
01:35:26,625 --> 01:35:27,375
‫مگه پاک یادت رفته؟

2234
01:35:27,541 --> 01:35:29,166
‫من اون تکنیکِ مخفی و خفن رو تو چنته دارم!

2235
01:35:29,208 --> 01:35:30,000
‫مگه خودت نگفتی...

2236
01:35:30,000 --> 01:35:32,500
‫که کل این عمر فقط یه
‫بار می‌تونی روادتش کنی؟

2237
01:35:34,125 --> 01:35:35,500
‫الان دقیقاً همون یه باره!

2238
01:35:43,500 --> 01:35:44,583
‫یالله بزنیم به فرار!

2239
01:36:44,041 --> 01:36:45,916
‫پس همه‌ کارها زیر سرِ تو بود...

2240
01:36:45,958 --> 01:36:47,666
‫می‌تونستیم خیلی مسالمت‌آمیز حلش کنیم.

2241
01:36:47,708 --> 01:36:49,458
‫زود باش بچه‌ها رو پس بده بیاد!

2242
01:36:50,208 --> 01:36:52,125
‫مگر اینکه از روی جنازه‌ام رد بشی!

2243
01:36:52,291 --> 01:36:54,250
‫هاهاها!

2244
01:36:54,250 --> 01:36:55,416
‫از روی جنازه تو؟

2245
01:36:55,708 --> 01:36:57,458
‫مثلاً مثلاً می‌خوای چه غلطی بکنی؟

2246
01:36:57,500 --> 01:36:58,500
‫خوب تماشا کن...

2247
01:36:58,583 --> 01:36:59,875
‫من این تکنیکِ مخفی و
‫نهایی رو تو آستینم دارم.

2248
01:36:59,875 --> 01:37:01,916
‫خیلی وقت بود که داشتم
‫روش تمرین و سگ‌دو می‌زدم.

2249
01:37:01,958 --> 01:37:02,625
‫اما ظاهراً...

2250
01:37:02,625 --> 01:37:04,416
‫تقدیر این دنیای سگی این‌طور بوده

2251
01:37:04,458 --> 01:37:05,750
‫که دقیقاً همین امروز...

2252
01:37:05,875 --> 01:37:07,500
‫تو اولین خری باشی که زیارتش می‌کنی!

2253
01:37:07,541 --> 01:37:08,541
‫تکنیک نهایی؟

2254
01:37:09,416 --> 01:37:11,000
‫مگه تو چه جادو و تکنیکِ
‫فزرتی‌ای می‌تونی داشته باشی؟

2255
01:37:11,000 --> 01:37:11,791
‫چرخِ هفت آسمون و زمین بگرده!

2256
01:37:11,791 --> 01:37:12,708
‫مهر و ماه در آتش بسوزند!

2257
01:37:12,708 --> 01:37:13,291
‫اختران همگی به صف بتابند!

2258
01:37:13,291 --> 01:37:13,958
‫مرزِ رویا و حقیقت در هم بپیچد!

2259
01:37:13,958 --> 01:37:14,625
‫ابر و باران ببارند!

2260
01:37:14,625 --> 01:37:15,916
‫جانم به خروش آید!

2261
01:37:27,750 --> 01:37:28,625
‫نوچه‌ها!

2262
01:37:28,625 --> 01:37:30,416
‫بریزید سرش و تیکه‌تیکه‌اش کنید!

2263
01:37:56,166 --> 01:37:58,208
‫توی کله خر عجب سرِسفتی داری!

2264
01:38:14,125 --> 01:38:15,291
‫فقط وایسا تماشا کن!

2265
01:38:15,333 --> 01:38:16,333
‫به محض اینکه سون ووکانگِ
‫واقعی پاش به اینجا برسه...

2266
01:38:16,333 --> 01:38:17,500
‫کارتون رسماً تمومه!

2267
01:38:17,541 --> 01:38:18,375
‫با کل این کثافت‌کاری‌ها
‫و ظلم‌هایی که کردی...

2268
01:38:18,375 --> 01:38:20,125
‫باید تا ابد تو قعرِ جهنم بسوزی.

2269
01:38:20,125 --> 01:38:22,791
‫بگذار اول خودم شخصاً طعم
‫جهنم رو به پوزت بچشونم!

2270
01:38:23,333 --> 01:38:24,125
‫پادشاه من!

2271
01:38:24,125 --> 01:38:25,416
‫یه لحظه دست نگه دارید.

2272
01:38:26,541 --> 01:38:27,041
‫پادشاه من...

2273
01:38:27,041 --> 01:38:28,416
‫من خودم این پاپتی رو
‫واستون ضربه‌فنی می‌کنم!

2274
01:38:28,458 --> 01:38:29,250
‫چرخِ هفت آسمون و زمین بگرده!

2275
01:38:29,250 --> 01:38:29,958
‫مهر و ماه در آتش بسوزند!

2276
01:38:29,958 --> 01:38:30,625
‫اختران همگی به صف بتابند!

2277
01:38:30,625 --> 01:38:31,375
‫مرزِ رویا و حقیقت در هم بپیچد!

2278
01:38:31,375 --> 01:38:32,041
‫ابر و باران ببارند!

2279
01:38:32,041 --> 01:38:33,333
‫جانم به خروش آید!

2280
01:38:51,375 --> 01:38:52,375
‫بسیار خب.

2281
01:38:53,625 --> 01:38:55,916
‫می‌شه یه هوا بکشی عقب و جام رو باز کنی؟

2282
01:38:56,458 --> 01:38:58,458
‫تو چطوری می‌دونی این
‫تکنیکِ تلفیقی و اتحادِ دو نفرست؟

2283
01:38:58,500 --> 01:38:59,875
‫من اصلاً تا حالا بهت
‫همچین حرفی نزده بودم.

2284
01:38:59,875 --> 01:39:01,416
‫اون روزی رو که اومده
‫بودم آلونکِ شما یادت میاد؟

2285
01:39:01,458 --> 01:39:03,166
‫کمر بابات پر بود و کلی خورد و
‫سیر تا پیازِش رو واسم نقالی کرد.

2286
01:39:03,208 --> 01:39:04,791
‫خوب می‌دونی بعد از رو کردنِ این تکنیکِ خفن...

2287
01:39:04,833 --> 01:39:06,000
‫کلاً جفتمون دوباره تبدیل به
‫جونورهای فزرتیِ عادی می‌شیم؟

2288
01:39:06,041 --> 01:39:06,708
‫آره، خوب می‌دونم.

2289
01:39:06,708 --> 01:39:07,708
‫چی بگم آخه؟

2290
01:39:07,916 --> 01:39:09,166
‫همش تو رویای نامیرا بودن سگ‌دو می‌زدم...

2291
01:39:09,208 --> 01:39:10,875
‫حالا دوباره قراره یه فانیِ معمولی بشم.

2292
01:39:10,916 --> 01:39:12,250
‫عجب شانس و طالعِ سگی‌ای دارما!

2293
01:39:12,291 --> 01:39:13,666
‫وراجی و فک زدنِ شما دو تا بالاخره تموم شد؟

2294
01:39:13,708 --> 01:39:14,875
‫پس شماها جدی‌جدی اومدید به من کمک کنید؟

2295
01:39:14,875 --> 01:39:16,125
‫مگه کور تشریف داری و عیان نیست؟

2296
01:39:16,125 --> 01:39:17,791
‫بیا جلو با من سرشاخ شو ببینم!

2297
01:39:29,708 --> 01:39:31,500
‫عمراً دستت به پوزم برسه!

2298
01:39:34,291 --> 01:39:36,458
‫من اصلاً چرا دارم خودم رو خسته می‌کنم؟

2299
01:40:05,541 --> 01:40:06,125
‫یالله!

2300
01:40:06,541 --> 01:40:08,750
‫الان بهترین فرصتمونه!

2301
01:40:33,416 --> 01:40:35,791
‫این تکنیک نهایی و خفنت
‫هم که همچین مالی نبود!

2302
01:40:35,833 --> 01:40:38,291
‫حالا هم کارمون تمومه و
‫هم نتونستیم ضربه‌فنیش کنیم.

2303
01:40:38,333 --> 01:40:40,916
‫نکنه دوباره کرمِ پشیمونی
‫افتاده به جونت و شاکی شدی؟

2304
01:40:40,958 --> 01:40:42,875
‫بزرگ‌ترین اشتباهِ کل عمرِ سگی‌ام...

2305
01:40:43,041 --> 01:40:45,000
‫همون روز اولی بود که چشمم به جمالت خورد!

2306
01:40:45,041 --> 01:40:47,000
‫تو با داشتنِ این‌همه جادو و یال و کوپال...

2307
01:40:47,041 --> 01:40:48,916
‫می‌تونستی واسه خودت پادشاهی کنی.

2308
01:40:49,208 --> 01:40:51,791
‫شما پاپتی‌ها اصلاً دقیقاً
‫دنبال چه کوفتی هستید؟

2309
01:40:51,916 --> 01:40:54,375
‫اگه این تکنیکِ تلفیقی زمانش
‫محدود و داغون نبود...

2310
01:40:54,375 --> 01:40:56,166
‫تا حالا صد باره پوزت
‫رو به خاک مالیده بودم!

2311
01:40:56,208 --> 01:40:56,791
‫آره، تو گفتی و منم باور کردم.

2312
01:40:57,041 --> 01:40:59,250
‫واسه یه بازنده بدجوری
‫داری زر می‌زنی و لاف میای.

2313
01:40:59,291 --> 01:41:00,041
‫مرزِ رویا و حقیقت در هم بپیچد!

2314
01:41:00,041 --> 01:41:00,833
‫ابر و باران ببارند!

2315
01:41:00,833 --> 01:41:02,416
‫جانم به خروش آید!

2316
01:41:11,208 --> 01:41:12,625
‫ببینم، شما دو تا چطوری
‫آمارِ این تکنیک رو داشتید؟

2317
01:41:12,666 --> 01:41:13,666
‫آمارِ چیو دقیقاً؟

2318
01:41:13,833 --> 01:41:15,375
‫همین تکنیکِ تلفیقی و اتحادِ خفن.

2319
01:41:15,416 --> 01:41:16,541
‫بابات خودش بهمون گفت.

2320
01:41:16,583 --> 01:41:17,583
‫کدوم موقع آخه؟

2321
01:41:17,875 --> 01:41:18,750
‫همون روزی که اومده بودیم کلبه‌تون صله رحم.

2322
01:41:18,750 --> 01:41:22,333
‫پیمونه رو بالا انداخت وکلی خ.رد
‫و همه‌چیز رو برامون فاکتور کرد.

2323
01:41:22,375 --> 01:41:23,416
‫آخ، راست می‌گی ها.

2324
01:41:24,666 --> 01:41:25,916
‫ای بابا کله‌خراب من!

2325
01:41:26,166 --> 01:41:27,208
‫اون بچه‌ها رو کدوم سوراخی چپوندید؟

2326
01:41:27,250 --> 01:41:28,833
‫همه‌شون جاشون امنه و قایمن.

2327
01:41:30,500 --> 01:41:31,833
‫کجا قایمشون کردید؟

2328
01:41:32,625 --> 01:41:33,291
‫من...

2329
01:41:33,541 --> 01:41:34,541
‫عمراً...

2330
01:41:36,125 --> 01:41:37,125
‫به پوزت...

2331
01:41:37,458 --> 01:41:38,458
‫بگم!

2332
01:41:38,583 --> 01:41:41,208
‫پس همه‌تون با همدیگه غزلِ
‫خداحافظی رو می‌خونید!

2333
01:41:42,583 --> 01:41:43,083
‫آره، درسته.

2334
01:41:43,583 --> 01:41:44,583
‫هی...

2335
01:41:44,750 --> 01:41:45,791
‫اون پای منه کثافت!

2336
01:41:45,916 --> 01:41:46,583
‫چرا داری...

2337
01:41:46,750 --> 01:41:47,750
‫می‌چسبی بهش؟

2338
01:41:48,041 --> 01:41:49,041
‫آخه...

2339
01:41:50,000 --> 01:41:52,333
‫آخه الان سه ماه آزگاره که نشستمش گندیده!

2340
01:41:53,208 --> 01:41:53,916
‫یالله بیا جلو!

2341
01:41:54,166 --> 01:41:56,458
‫«تکنیکِ طوفانِ سیاه و بلعیدنِ
‫خورشید!»

2342
01:41:56,500 --> 01:41:58,000
‫دقیقاً مستقیم تو پوزِ کثیفت!

2343
01:42:45,250 --> 01:42:47,625
‫این چماقِ فزرتیش جدی‌جدی عجب دردی داردا...

2344
01:42:47,666 --> 01:42:49,958
‫نگذارید یه وقت بوش رو ببره و متوجه بشه.

2345
01:42:59,041 --> 01:43:00,833
‫هوا داره کم‌کم روشن می‌شه و سپیده می‌زنه.

2346
01:43:00,875 --> 01:43:02,958
‫شما پاپتی‌ها کل برنامه‌ام رو به گند کشیدید.

2347
01:43:03,000 --> 01:43:04,000
‫باورم نمیشه...

2348
01:43:04,041 --> 01:43:05,625
‫که یه مشت بی‌سروپای ولگردِ جاده

2349
01:43:05,625 --> 01:43:08,291
‫منو وادار کردن تا تکنیک
‫نهایی و خفنم رو رو کنم!

2350
01:43:08,416 --> 01:43:11,041
‫همه‌تون جلو ابهت من مثل سوسکید!

2351
01:43:29,625 --> 01:43:31,083
‫چه بلایی داره سرمون میاد؟

2352
01:43:43,166 --> 01:43:43,875
‫چی شده؟

2353
01:43:44,041 --> 01:43:45,583
‫وقتمون داره تموم می‌شه، زائل می‌شیم!

2354
01:43:45,625 --> 01:43:48,833
‫همه‌تون با تمامِ پشم و جورتون
‫مایه بگذارید و فشار بیارید!

2355
01:43:56,333 --> 01:43:58,166
‫حواستون رو جمع کنید و بپایید!

2356
01:44:00,833 --> 01:44:01,458
‫وزغی!

2357
01:44:01,625 --> 01:44:02,416
‫تو برو جفتِ پاهاش رو بگیر و قفل کن.

2358
01:44:02,416 --> 01:44:03,416
‫رو جفت چشمام!

2359
01:44:16,708 --> 01:44:19,750
‫دیگه بیشتر از این زوارم در
‫رفته و نمی‌تونم نگهش دارم!

2360
01:44:36,458 --> 01:44:38,291
‫«قدرت و عظمتِ هزار کوهستان!»

2361
01:44:38,500 --> 01:44:40,500
‫«هیچ خری جرئت نداره جلوم وایسه!»

2362
01:44:40,541 --> 01:44:41,416
‫گراز!

2363
01:44:41,416 --> 01:44:41,875
‫کپی!

2364
01:44:41,875 --> 01:44:42,500
‫سمور!

2365
01:44:42,500 --> 01:44:44,875
‫کوبشِ سنگینِ وزغی!

2366
01:45:03,041 --> 01:45:05,208
‫اصلاً تو کتم نمیره و درکش برام سخته...

2367
01:45:06,750 --> 01:45:09,083
‫شما پاپتی‌ها دقیقاً دنبال چه کوفتی هستید؟

2368
01:45:12,916 --> 01:45:13,916
‫من فقط می‌خوام...

2369
01:45:19,375 --> 01:45:21,708
‫اون زندگی‌ای رو
‫بکنم که خودم دلم می‌خواد!

2370
01:46:51,333 --> 01:46:53,000
‫این که فقط یه الف بچه‌ است...

2371
01:47:04,666 --> 01:47:06,250
‫وقتمون سر اومد و تمام شد...

2372
01:47:25,041 --> 01:47:26,041
‫انگار...

2373
01:47:26,166 --> 01:47:28,958
‫تو این عمرِ سگی آوردنِ
‫متون مقدس دیگه قسمتمون نیست.

2374
01:47:30,250 --> 01:47:32,000
‫وقتی دوباره همه‌مون تبدیل
‫به حیوون‌های عادی شدیم

2375
01:47:32,041 --> 01:47:34,500
‫فکر می‌کنی بتونیم همدیگه
‫رو بشناسیم و به جا بیاریم؟

2376
01:47:34,541 --> 01:47:36,333
‫زود باش چهره‌ها رو خوب تو اون کلت بسپار

2377
01:47:36,375 --> 01:47:38,000
‫که بفهمیم ریخت و قیافه‌مون چطوریه.

2378
01:47:38,041 --> 01:47:39,041
‫تو...

2379
01:47:39,208 --> 01:47:40,958
‫دندون‌هات یه ذره زرد و داغونه.

2380
01:47:41,000 --> 01:47:41,666
‫تو هم...

2381
01:47:41,958 --> 01:47:44,125
‫یکی از اون چشمات از اون یکی گنده‌تره.

2382
01:47:44,250 --> 01:47:44,875
‫و تو...

2383
01:47:45,166 --> 01:47:46,041
‫باسنت بدجوری قرمز و تابلوعه!

2384
01:47:46,041 --> 01:47:46,583
‫خودت چی؟

2385
01:47:46,750 --> 01:47:48,583
‫باسنِ سرخ و قرمز متعلق به خودِ خودته!

2386
01:47:48,625 --> 01:47:49,625
‫من...

2387
01:47:49,708 --> 01:47:51,000
‫من کپی و میمونم!

2388
01:47:51,333 --> 01:47:53,791
‫پس زود باش بگو «شاه میمون‌ها»

2389
01:47:53,833 --> 01:47:55,000
‫ببینم زبونت می‌گیره یا روونه!

2390
01:47:55,041 --> 01:47:59,208
‫هاهاها!

2391
01:48:02,541 --> 01:48:03,791
‫اصلاً منصفانه نیست...

2392
01:48:04,583 --> 01:48:07,916
‫تو این عمرِ سگی حتی نتونستیم
‫به یه جایی برسیم و کاری بکنیم.

2393
01:48:08,791 --> 01:48:10,125
‫توی اون دنیا...

2394
01:48:10,166 --> 01:48:12,750
‫باید دعا کنیم تناسخ پیدا
‫کنیم و یه چیز بهتر بشیم.

2395
01:48:12,791 --> 01:48:13,208
‫ببینم...

2396
01:48:13,583 --> 01:48:15,708
‫من هنوز اسم و فامیلِ
‫شما دو تا رو هم نمی‌دونم!

2397
01:48:15,750 --> 01:48:16,875
‫آخ, راست می‌گی ها.

2398
01:48:17,750 --> 01:48:18,750
‫اسمِ من...

2399
01:48:27,416 --> 01:48:28,416
‫هاها!

2400
01:48:29,333 --> 01:48:30,541
‫بدجوری بامزه و ملوسه!

2401
01:48:31,333 --> 01:48:32,208
‫راستش...

2402
01:48:32,208 --> 01:48:33,208
‫اسمِ این یکی هم...

2403
01:48:45,875 --> 01:48:47,000
‫توی زندگیِ بعدی...

2404
01:48:47,250 --> 01:48:50,750
‫امیدوارم جوری تناسخ پیدا کنی
‫که مثل بلبل فک بزنی و لال نباشی!

2405
01:49:56,583 --> 01:49:58,208
‫بودای مایتریا! [لقب بودای
‫خندان و آتیه در اساطیر شرق]

2406
01:49:58,208 --> 01:49:59,000
‫من خودم تو را فرستادم به این خراب‌شده

2407
01:49:59,000 --> 01:50:01,291
‫تا یکی از اون هشتاد و یک بلا و مصیبت
‫باشی [۸۱ سختی در مسیر سفر به باختر]
‫که راهب تانگ برای تهذیبِ
‫نفس باید از سر بگذرونه.

2408
01:50:01,333 --> 01:50:02,333
‫حالا کلاهت رو قاضی کن و سر و وضعت رو ببین!

2409
01:50:02,375 --> 01:50:04,375
‫بچه‌های مردم رو می‌لمبونی و می‌خوری؟

2410
01:50:04,416 --> 01:50:05,500
‫غلط کردم، شکر خوردم

2411
01:50:05,541 --> 01:50:06,208
‫تو رو خدا بودای من...

2412
01:50:06,208 --> 01:50:07,666
‫یه شانسِ دوباره بهم مرحمت کنید.

2413
01:50:07,708 --> 01:50:09,458
‫زور و یال و کوپالِ تو بدجوری پیزوری و ضعیفه.

2414
01:50:09,500 --> 01:50:11,208
‫تو با این جادو اصلاً حریفِ سون ووکانگ نمی‌شی.

2415
01:50:11,250 --> 01:50:14,166
‫واسه همین یه هوا جادوی ناب
‫به جونت دمیدم تا قوی‌تر بشی.

2416
01:50:14,208 --> 01:50:15,916
‫این «سنج طلایی» و «کیسه نسل بشر» رو پیش
‫خودت نگه دار [دو سلاح جادویی معروف ابروزرد]

2417
01:50:15,958 --> 01:50:17,000
‫این دو تا سلاحِ جادوییِ فوق‌العاده قوی هستن.

2418
01:50:17,041 --> 01:50:18,000
‫حسابی خودت رو مجهز و آماده کن

2419
01:50:18,000 --> 01:50:19,541
‫و نگذار این دفعه برنامه‌مون
‫خراب بشه و گند بخوره بهش.

2420
01:50:19,583 --> 01:50:21,166
‫یک دنیا از کرم و مرحمتتون
‫سپاسگزارم، بودای من!

2421
01:50:21,208 --> 01:50:23,166
‫همین الان با تمام قوا میرم
‫واسه قشون‌کشی آماده بشم.

2422
01:50:23,208 --> 01:50:24,791
‫با این حال ظلم‌هایی که به اون بچه‌ها
‫کردی به هیچ وجه بخشیدنی نیست.

2423
01:50:24,833 --> 01:50:26,000
‫من همه‌اش رو توی پرونده
‫اعمالت سیاهه می‌کنم.

2424
01:50:26,041 --> 01:50:27,541
‫به محض اینکه جاده صاف
‫شد و راهب تانگ عبور کرد...

2425
01:50:27,583 --> 01:50:29,875
‫باید تشریف بیاری و تاوان
‫و مجازاتِ کارهات رو پس بدی.

2426
01:50:29,916 --> 01:50:31,291
‫رو جفت چشمام، مطیع امرم.

2427
01:50:36,041 --> 01:50:36,916
‫بودای بزرگ...

2428
01:50:36,916 --> 01:50:39,125
‫تکلیفِ طالعِ اون چهار تا پاپتی چی می‌شه؟

2429
01:50:54,166 --> 01:50:55,166
‫ووکانگ!

2430
01:50:55,625 --> 01:50:58,375
‫برو اون جلو رو یه هوا
‫سبک‌سنگین کن ببین چه خبره.

2431
01:51:01,041 --> 01:51:01,625
‫استاد بزرگوار...

2432
01:51:01,625 --> 01:51:02,791
‫انگار اون جلو یه معبد اتراق کرده.

2433
01:51:02,833 --> 01:51:04,875
‫مو نمی‌زنه با سردرِ همون «معبد
‫رعد و غرش» واقعی! [معبد اصلی بودا]

2434
01:51:04,875 --> 01:51:07,375
‫ولی یه جور حس و حال شوم و
‫بدجوری خطرناک ازش حس می‌شه.

2435
01:51:07,416 --> 01:51:08,625
‫وقتی نشانی از معبد رعد و غرش هست...

2436
01:51:08,625 --> 01:51:10,000
‫پس بی‌شک قدم روی
‫کوهستان مقدس گذاشته‌ایم.

2437
01:51:10,041 --> 01:51:12,000
‫ما فرسنگ‌ها کوه و رود رو پشت سر گذاشتیم

2438
01:51:12,041 --> 01:51:13,291
‫تا بالاخره پس از سختی‌ها
‫به این آستان مشرف بشیم.

2439
01:51:13,333 --> 01:51:14,708
‫زود باش جلوتر قدم بردار!

2440
01:51:28,666 --> 01:51:30,666
‫این توله‌خوکِ طفل چقدر بانمک و نازنینه!

2441
01:51:30,708 --> 01:51:32,791
‫مو نمی‌زنه با بچگی‌های مظلومِ خودِ من!

2442
01:51:50,000 --> 01:51:54,500
‫(افسونگر و نابودگرِ
‫یائوها)

2443
01:51:57,875 --> 01:51:58,875
‫داداش میمونه...

2444
01:51:58,916 --> 01:52:00,416
‫داری اونجا چه غلطی می‌کنی؟

2445
01:52:02,541 --> 01:52:03,541
‫هه هه!

2446
01:52:03,833 --> 01:52:05,208
‫این فسقلی‌ها رو می‌بینی؟

2447
01:52:07,833 --> 01:52:09,166
‫این بادیگاردها می‌تونن جفتِ پاهای
‫لنگتون رو نجات بدن و نامیراتون کنن.

2448
01:52:09,208 --> 01:52:11,083
‫واسه هر کدومتون یه دونه برداشتم.

2449
01:52:15,833 --> 01:52:16,583
‫یالله فرز باش، زود بجنب!

2450
01:52:16,583 --> 01:52:17,583
‫داداش میمونه!

2451
01:52:18,666 --> 01:52:19,833
‫اومدم، رو جفت چشمام!

2452
01:53:00,000 --> 01:53:04,000
‫(فیلم ادامه دارد)

2453
01:57:37,333 --> 01:57:39,208
‫(سه روز بعد)

2454
01:57:39,500 --> 01:57:41,250
‫داداش...

2455
01:57:41,416 --> 01:57:44,083
‫آخه چرا عاقبت کارمون
‫باید به اینجا کشیده می‌شد؟

2456
01:57:44,500 --> 01:57:47,166
‫فقط به اندازه یه قلپ با
‫نامیرا شدن فاصله داشتی...

2457
01:57:47,208 --> 01:57:48,041
‫اگه تو هم...

2458
01:57:48,041 --> 01:57:50,666
‫مثل من یه ذره از اون
نوشیدنی رو بالا انداخته بودی

2459
01:57:50,791 --> 01:57:51,875
‫الان واسه خودت یه نامیرای کامل بودی

2460
01:57:51,875 --> 01:57:55,000
‫درست مثل الانِ خودِ من!

2461
01:57:55,833 --> 01:57:56,916
‫توی دنیای بیرون بدجوری
‫گرگ جولان میده و سخته.

2462
01:57:56,958 --> 01:57:59,166
‫سگ بودن هم اصلاً کار ساده و راحتی نیست.

2463
01:58:00,041 --> 01:58:01,041
‫داداش...

2464
01:58:01,208 --> 01:58:01,916
‫من بالاخره پیداش می‌کنم

2465
01:58:01,916 --> 01:58:03,250
‫اون سون ووکانگِ قلابیِ ملعون رو...

2466
01:58:03,291 --> 01:58:05,833
‫و تا تقاص و انتقامت
‫رو ازش نگیرم ول‌کن نیستم!

