1
00:00:19,916 --> 00:00:24,541
‫«ترجمه از محمد سید و میلاد»

2
00:00:44,041 --> 00:00:45,041
‫سلام.

3
00:00:48,541 --> 00:00:51,741
‫- خیلی خوشحالم که بالأخره دیدمت.
‫- لطفاً توقعت رو بیار پایین.

4
00:00:51,791 --> 00:00:53,958
‫من توی ایمیل خیلی بیشتر به دل می‌شینم.

5
00:00:54,541 --> 00:00:55,541
‫خب...

6
00:00:56,458 --> 00:00:59,458
‫خوشحالم که پیشنهاد دادی بیایم سر قرار.
‫چه عجب!

7
00:00:59,666 --> 00:01:02,708
‫من اهل ورزش‌های هوازی هستم.
‫معمولاً سمت وزنه‌ها و دمبل سنگین نمی‌رم.

8
00:01:02,750 --> 00:01:04,283
‫منم معمولاً اون‌قدر وزنه نمی‌زنم.

9
00:01:04,333 --> 00:01:07,583
‫یا باید زودتر بهت پیشنهاد می‌دادم
‫یا برای تحت‌تأثیر قرار دادنت فتق می‌گرفتم.

10
00:01:07,666 --> 00:01:10,916
‫خب، بگو ببینم، چرا از لندن رفتی نیوجرسی؟

11
00:01:11,041 --> 00:01:12,583
‫برای یه موقعیت شغلی بود.

12
00:01:12,666 --> 00:01:14,666
‫من مشاور حقوقیِ داخلیِ شرکت «ایر کروز» هستم.

13
00:01:14,791 --> 00:01:16,916
‫- عاشق ایر کروزم. ممنون.
‫- ممنون.

14
00:01:17,375 --> 00:01:19,158
‫همیشه سروقت می‌رسه،
‫خوراکی‌های عالی می‌ده.

15
00:01:19,208 --> 00:01:20,916
‫تبلیغات‌تون رو خیلی دوست دارم.

16
00:01:21,041 --> 00:01:24,833
‫«من فقط مدیرعامل ایر کروز نیستم،
‫خلبان هم هستم.»

17
00:01:24,916 --> 00:01:26,666
‫از ساختنِ اونا متنفرم!

18
00:01:26,708 --> 00:01:29,625
‫قبلاً بابام می‌ساخت،
‫وقتی بازنشسته شد، من مجبور شدم انجامش بدم.

19
00:01:29,666 --> 00:01:31,083
‫بدترین بخش کارمه.

20
00:01:31,125 --> 00:01:32,666
‫نه! تو حرف نداری.

21
00:01:33,416 --> 00:01:38,166
‫زن سابقم حتماً حسودیش می‌شه
‫که با خانمِ ایر کروز اومدم سر قرار.

22
00:01:38,666 --> 00:01:41,208
‫این قرار عاشقانه نیست.
‫یه شام کاریه.

23
00:01:41,833 --> 00:01:42,958
‫خب...

24
00:01:43,041 --> 00:01:45,416
‫کلاغه برام خبر آورد که مجردی.

25
00:01:45,458 --> 00:01:48,791
‫- منم همین‌طور... یعنی الان دیگه قانوناً مجردم.
‫- اوه.

26
00:01:49,416 --> 00:01:50,791
‫بهترین شش ماه زندگی‌م بوده.

27
00:01:50,916 --> 00:01:51,708
‫خب...

28
00:01:52,208 --> 00:01:55,041
‫- من اومدم تا در مورد کار حرف بزنم. پس... آره.
‫- ببخشید، حق با توئه.

29
00:01:55,083 --> 00:01:57,833
‫باور کن، تنها چیزی که الان دلم نمی‌خواد
‫در موردش حرف بزنم، زن سابقمه.

30
00:01:57,916 --> 00:01:59,083
‫باشه.

31
00:01:59,916 --> 00:02:00,916
‫استیسی.

32
00:02:01,375 --> 00:02:04,541
‫اوهوم. ولی ببینم،
‫این‌جوری یه پس‌رفتِ اساسی نکردی؟

33
00:02:04,666 --> 00:02:06,791
‫اوه. آممم... نمی‌دونم.

34
00:02:06,875 --> 00:02:09,916
‫کار در زمینۀ حقوق بین‌الملل توی سطح جهانی، ارزشمنده

35
00:02:09,958 --> 00:02:11,416
‫ولی امروز توی ایر کروز،

36
00:02:11,541 --> 00:02:15,083
‫دعوای بین یه مسافر
‫و یه «سگِ پشتیبانِ عاطفی» رو حل‌وفصل کردم.

37
00:02:15,166 --> 00:02:16,666
‫اوه.

38
00:02:16,791 --> 00:02:19,791
‫داری یه چیزی رو پنهون می‌کنی. ممنون.

39
00:02:19,916 --> 00:02:21,416
‫دلیل واقعی رفتنت چی بود؟

40
00:02:21,458 --> 00:02:23,283
‫- استعفا دادی یا اخراج شدی؟
‫- نه.

41
00:02:23,333 --> 00:02:25,366
‫می‌تونی همه‌چیز رو به من بگی.
‫من مثل خزانۀ اسرارم!

42
00:02:25,416 --> 00:02:29,541
‫مثلاً، از نامزد سابقم بیماری انگلی گرفتم
‫ولی به هیچ‌کس نگفتم.

43
00:02:30,416 --> 00:02:31,416
‫آفرین.

44
00:02:31,791 --> 00:02:34,208
‫ایر کروز داره توی دالاس-فورت ورث شعبه می‌زنه.

45
00:02:34,291 --> 00:02:36,083
‫- برامون قدم خیلی بزرگیه.
‫- دالاس؟

46
00:02:36,166 --> 00:02:41,291
‫و دلم می‌خواد سالن استراحت اونجا
‫یه‌جورایی مثل یه کلیسای جامع برای...

47
00:02:43,041 --> 00:02:43,916
‫لری؟

48
00:02:45,541 --> 00:02:47,041
‫اوه. آممم...

49
00:02:47,916 --> 00:02:49,166
‫ببخشید. آممم...

50
00:02:50,416 --> 00:02:52,041
‫استیسی اهل دالاسه.

51
00:02:52,291 --> 00:02:53,291
‫اوه.

52
00:02:53,833 --> 00:02:55,041
‫همون‌جا با هم آشنا شدیم.

53
00:02:55,583 --> 00:02:56,583
‫هوم.

54
00:03:04,333 --> 00:03:05,750
‫داری گریه می‌کنی؟

55
00:03:05,791 --> 00:03:08,791
‫نه، نه، نه.
‫گریه نمی‌کنم. گریه نمی‌کنم.

56
00:03:11,791 --> 00:03:13,583
‫- لری!
‫- ببخشید!

57
00:03:13,666 --> 00:03:16,416
‫یه چیزی بخوریم؟
‫بیا یه چیزی بخوریم.

58
00:03:16,458 --> 00:03:18,416
‫نچ. من قبلاً یه «پروتئین‌بار» خوردم.

59
00:03:18,541 --> 00:03:21,041
‫می‌دونی چرا میام اینجا؟
‫به‌خاطر این جیگر.

60
00:03:21,166 --> 00:03:24,166
‫خیلی خوبه، نه؟
‫اصلاً طعم لیمو رو حس نمی‌کنی، نه؟

61
00:03:24,208 --> 00:03:27,541
‫ولی توش هست. قطعاً توش هست.
‫می‌خوای آب سفارش بدیم؟

62
00:03:27,583 --> 00:03:30,291
‫وای خدا.
‫دقیقاً دارن آهنگ موردعلاقه‌م رو پخش می‌کنن.

63
00:03:30,333 --> 00:03:32,458
‫وای خدا. عاشق این آهنگم.

64
00:03:32,541 --> 00:03:33,708
‫آهنگ قشنگیه.

65
00:03:33,791 --> 00:03:34,916
‫بریم وسط.

66
00:03:35,041 --> 00:03:36,491
‫ اوه. نه. اصلاً نیازی نیست.

67
00:03:36,541 --> 00:03:37,791
‫نه. به هیچ وجه. اینجا رستورانه.
‫تالار که نیست.

68
00:03:38,291 --> 00:03:41,075
‫ببخشید دوستان. عذر می‌خوام.
‫«تانیا» خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم.

69
00:03:41,125 --> 00:03:43,166
‫♪ اینو به قلبم بگو ♪

70
00:03:43,250 --> 00:03:45,375
‫- ♪ حس می‌کنم... ♪
‫- وای.

71
00:03:45,458 --> 00:03:47,208
‫- نه.
‫- وای خدا.

72
00:03:47,333 --> 00:03:48,125
‫چه مرگته؟

73
00:03:48,375 --> 00:03:50,708
‫- تانیا. خیلی عذر می‌خوام.
‫- رفیق، قلاده‌ش رو ببند.

74
00:03:50,750 --> 00:03:52,916
‫محض اطلاع،
‫کسی قرار نیست بزنه نفله‌ت کنه.

75
00:03:53,041 --> 00:03:54,583
‫از همگی عذرخواهی می‌کنم.
‫دسر رو مهمون منید.

76
00:03:56,500 --> 00:03:58,375
‫وای، لعنتی.

77
00:03:59,750 --> 00:04:02,458
‫بعدش دیگه با هم بد شدیم.

78
00:04:04,375 --> 00:04:07,333
‫اون...
‫اون فکر می‌کرد تقصیر خودشه، ولی...

79
00:04:09,000 --> 00:04:10,208
‫راستش...

80
00:04:11,750 --> 00:04:12,958
‫- تقصیر من بود.
‫- هوم.

81
00:04:13,958 --> 00:04:16,125
‫الان هنوزم بهش فکر می‌کنم.

82
00:04:17,250 --> 00:04:20,833
‫من به یاد زن سابقم هستم.
‫این خیلی چیز داغونیه؟

83
00:04:20,958 --> 00:04:23,333
‫دیگه وقت رفتن منه. خیلی‌خب.

84
00:04:23,375 --> 00:04:24,208
‫ببخشید؟

85
00:04:28,583 --> 00:04:30,458
‫امشب خیلی بهم خوش گذشت.

86
00:04:32,166 --> 00:04:33,958
‫- شب بخیر، تانیا.
‫- اوه.

87
00:04:34,083 --> 00:04:34,916
‫- شب بخیر.

88
00:04:34,958 --> 00:04:36,916
‫ای خدا! چقدر بی‌عُرضه‌ای.

89
00:04:37,958 --> 00:04:39,916
‫مامان! من اومدم.

90
00:04:49,458 --> 00:04:53,416
‫جکی...
‫می‌خواستم دوباره عذرخواهی کنم.

91
00:04:53,541 --> 00:04:54,916
‫واقعاً شرمنده‌ام.

92
00:04:55,500 --> 00:04:56,916
‫باید زنگ بزنی به...

93
00:04:57,416 --> 00:04:58,333
‫استیسی.

94
00:04:59,666 --> 00:05:02,083
‫شاید اونم توی خونه نشسته باشه و به تو فکر کنه.

95
00:05:02,166 --> 00:05:03,291
‫دوباره ازدواج کنیم؟

96
00:05:04,291 --> 00:05:05,541
‫خداحافظ، لری.

97
00:05:32,458 --> 00:05:33,333
‫ببخشید.

98
00:05:37,833 --> 00:05:39,833
‫[ایر کروز]

99
00:05:52,916 --> 00:05:55,625
‫خب، فردریک، بفرما.
‫دیشب تمومش کردم.

100
00:05:55,750 --> 00:05:58,000
‫بی‌زحمت وقتی آقای ونس اومد
‫اینو بهش برسون.

101
00:05:58,041 --> 00:06:01,000
‫چقدر سریع!
‫اگه بخوای می‌تونی بیشتر روش وقت بذاری.

102
00:06:01,875 --> 00:06:05,666
‫آقای ونس اگه اشتباهی توش باشه
‫عصبانی می‌شه، پس...

103
00:06:05,750 --> 00:06:06,750
‫آممم...

104
00:06:07,250 --> 00:06:08,625
‫هیچ اشتباهی توش نیست.

105
00:06:10,375 --> 00:06:12,325
‫- خوبی کلیر؟
‫- نه.

106
00:06:12,375 --> 00:06:15,625
‫بیرون یخ‌بندونه،
‫بعد توی مترو هزار درجه گرمه،

107
00:06:15,666 --> 00:06:18,325
‫برای همین لباس‌هام خیس عرق شدن.

108
00:06:18,375 --> 00:06:20,616
‫بعدش وقتی پیاده داشتم می‌اومدم سر کار
‫عرق‌ها یخ زدن.

109
00:06:20,666 --> 00:06:23,875
‫الان پشت زانوهام یه کهیر وحشتناک زده.

110
00:06:25,375 --> 00:06:26,208
‫ای بابا.

111
00:06:26,291 --> 00:06:27,875
‫خود چی؟ دیشب چی‌کارا کردی؟

112
00:06:28,875 --> 00:06:29,750
‫هیچی.

113
00:06:29,875 --> 00:06:31,875
‫نه، یه کاری کردی. چی‌کار کردی؟

114
00:06:32,791 --> 00:06:34,875
‫فقط یه کار شخصی.

115
00:06:34,958 --> 00:06:35,625
‫مثلاً چی؟

116
00:06:35,708 --> 00:06:38,708
‫ببخشید. فکر کنم این یه تفاوت فرهنگی باشه.

117
00:06:38,791 --> 00:06:41,291
‫بحث در مورد مسائل شخصی با همکار برام

118
00:06:41,416 --> 00:06:44,041
‫ناشایست یا بی‌ادبی به نظر میاد.

119
00:06:44,541 --> 00:06:46,166
‫پس وقتی می‌گم «خوبی کلیر؟»،

120
00:06:46,208 --> 00:06:49,291
‫واقعاً نمی‌پرسم که حالت خوبه یا نه.
‫فقط دارم می‌گم «سلام».

121
00:06:49,416 --> 00:06:52,791
‫اوه. چون من این‌جوری‌ام که
‫اگه یه سؤالی بپرسی، جوابشو می‌دم،

122
00:06:52,833 --> 00:06:54,916
‫چون فلسفۀ «مکالمه» همینه.

123
00:06:54,958 --> 00:06:55,916
‫صحیح.

124
00:06:55,958 --> 00:06:59,166
‫- خب، مثلاً دیروز، وقتی که...
‫- صبح بخیر.

125
00:07:00,083 --> 00:07:03,708
‫وقتی بهم گفتی سندرم روده تحریک‌پذیرت
‫اوضاعش خیلی خرابه...

126
00:07:03,791 --> 00:07:07,291
‫اون یه مسئله‌ی شخصیه
‫دربارۀ زندگی شخصی‌ت. متوجهی؟

127
00:07:07,416 --> 00:07:09,791
‫- می‌خوای چی بگم پس؟
‫- فقط بگو «خوبم».

128
00:07:09,833 --> 00:07:12,541
‫من می‌گم «خوبی؟»، تو می‌گی «خوبم»،
‫و هر کدوم می‌ریم پی کارمون.

129
00:07:12,583 --> 00:07:13,708
‫ولی من خوب نیستم.

130
00:07:13,750 --> 00:07:16,041
‫هیچ‌کس خوب نیست، کلیر.
‫همین‌جوری الکی می‌گیم.

131
00:07:18,083 --> 00:07:19,833
‫- صبح بخیر خانم کروز.
‫- صبح بخیر.

132
00:07:19,958 --> 00:07:22,250
‫- صبح بخیر خانم کروز.
‫- صبح بخیر خانم کروز.

133
00:07:26,250 --> 00:07:29,083
‫- سلام، سلام. دیشب چطور بود؟
‫- کابوس.

134
00:07:29,958 --> 00:07:32,875
‫- کی به لری گفته من مجردم؟
‫- کیه که ندونه تو مجردی؟

135
00:07:33,708 --> 00:07:36,208
‫- منطقیه.
‫- ببخشیدا، یعنی اومد بهت پیشنهاد داد؟

136
00:07:36,333 --> 00:07:38,033
‫- بعدشم گریه کرد.
‫- دلم می‌خواد جیغ بزنم.

137
00:07:38,083 --> 00:07:39,166
‫خیلی حرصم می‌گیره

138
00:07:39,208 --> 00:07:42,750
‫وقتی آدما نمی‌تونن زندگی کاری‌شون رو
‫از زندگی شخصی‌شون جدا کنن.

139
00:07:42,833 --> 00:07:45,833
‫البته به‌جز تو،
‫که یه زندگی کاری داری و بازم یه زندگی کاری!

140
00:07:45,875 --> 00:07:46,875
‫هی!

141
00:07:46,958 --> 00:07:49,000
‫من الان به هیچ‌کس دیگه‌ای تو زندگی‌م نیاز ندارم.

142
00:07:49,083 --> 00:07:50,125
‫تمرکزم روی کاره.

143
00:07:50,208 --> 00:07:52,033
‫می‌فهمم چی می‌گی، آبجی.

144
00:07:52,083 --> 00:07:53,325
‫ پیتر ونس هستم.

145
00:07:53,375 --> 00:07:57,625
‫این مزخرفات دربارۀ جلو انداختنِ جلسۀ استشهادیه چیه؟

146
00:07:58,291 --> 00:07:59,625
‫پیتر، متأسفم.

147
00:08:00,750 --> 00:08:02,375
‫- ها؟
‫- من... من...

148
00:08:03,875 --> 00:08:05,416
‫- لعنت بهت!
‫- پیتر...

149
00:08:05,500 --> 00:08:07,875
‫خیلی‌خب، گوش کن، عوضی.

150
00:08:07,916 --> 00:08:11,041
‫اگه این تنها وقتِ خالی
‫توی برنامۀ ارزشمندِ مدیرعاملته،

151
00:08:11,125 --> 00:08:14,125
‫- اونم می‌کِشم دادگاه. آره.
‫- تو نمی‌تونی... پیتر.

152
00:08:14,250 --> 00:08:16,125
‫آره، معلومه که می‌تونم.

153
00:08:16,250 --> 00:08:17,916
‫ایمیلت رو چک کن، کودن!

154
00:08:18,333 --> 00:08:19,500
‫اگه گفتی چی شده؟

155
00:08:22,250 --> 00:08:23,625
‫من می‌تونم...
‫صدامو داری؟

156
00:08:27,000 --> 00:08:28,000
‫چه خبره؟

157
00:08:31,166 --> 00:08:34,033
‫نمی‌دونم گوشت گاو بود یا چوریزو ولی...

158
00:08:34,083 --> 00:08:36,250
‫- خوبی کلیر؟
‫- نه، اصلاً.

159
00:08:36,375 --> 00:08:39,250
‫یه تیکه از بوریتوی صبحونۀ آقای ونس
‫پریده توی گلوش.

160
00:08:39,375 --> 00:08:42,833
‫وای خدا.
‫مگه می‌شه صبحونه بوریتو خورد؟

161
00:08:43,916 --> 00:08:46,625
‫- عذر می‌خوام. حالش خوبه؟
‫- یه لوله کردن توی گلوش.

162
00:08:46,666 --> 00:08:47,908
‫داره با استفاده از ایما و اشاره،

163
00:08:47,958 --> 00:08:50,700
‫از ماشین فست‌فود برای
‫تیکۀ بیش‌ازحد بزرگِ سوسیس شکایت می‌کنه.

164
00:08:50,750 --> 00:08:52,375
‫خودشه؟ بلنچ‌فلاور تویی؟

165
00:08:52,500 --> 00:08:53,500
‫بله، دنیل بلنچ‌فلاور.

166
00:08:53,625 --> 00:08:56,166
‫خب، ژنرال حذف شد.
‫وقتشه سرهنگ رو بیاریم توی میدون.

167
00:08:56,291 --> 00:08:59,325
‫ونس می‌گه کارت خیلی درسته،
‫پس پروندۀ «شرکت هواپیمایی فالکون» دست تو رو می‌بوسه.

168
00:08:59,375 --> 00:09:01,791
‫- پنج دقیقۀ دیگه توی دفتر خانم کروز باش.
‫- حتماً.

169
00:09:03,000 --> 00:09:04,250
‫اوه...

170
00:09:07,291 --> 00:09:09,000
‫چرا همه‌تون اون‌جوری نگاه‌م می‌کنین؟

171
00:09:09,666 --> 00:09:11,000
‫تا حالا خانم کروز رو دیدی؟

172
00:09:11,708 --> 00:09:13,875
‫نه، ریچل.
‫هنوز این افتخار نصیبم نشده.

173
00:09:14,625 --> 00:09:15,875
‫«افتخار»؟

174
00:09:16,750 --> 00:09:19,125
‫یعنی از اینکه حس کنی احمق و ترسویی خوشت میاد؟

175
00:09:21,041 --> 00:09:23,625
‫آدم بدقلقی‌ـه.
‫ورّاجی نکن.

176
00:09:23,666 --> 00:09:27,250
‫ولی ساکت هم نباش.
‫دقیقاً به اندازۀ کافی حرف بزن.

177
00:09:27,291 --> 00:09:32,125
‫و اصلاً از کفش‌هاش تعریف نکن.
‫بدترین تجربۀ آسانسورسواری زندگی‌م بود.

178
00:09:32,250 --> 00:09:35,125
‫بوی اسطوخودوس دوست داره.
‫سعی کن بوی اسطوخودوس بدی.

179
00:09:35,250 --> 00:09:37,375
‫از صدای نفس کشیدن متنفره.
‫نفس نکش.

180
00:09:37,416 --> 00:09:38,875
‫ولی اگه مجبور شدی نفس بکشی،

181
00:09:39,000 --> 00:09:41,791
‫سعی کن از گوشۀ لبت
‫یه نفس سریع بکشی. این‌طوری...

182
00:09:59,791 --> 00:10:02,166
‫- برو تو. منتظرته.
‫- ممنون.

183
00:10:02,791 --> 00:10:03,791
‫موفق باشی.

184
00:10:17,625 --> 00:10:19,000
‫یا خدا.

185
00:10:23,041 --> 00:10:24,625
‫شما خیلی...

186
00:10:26,750 --> 00:10:27,750
‫تحسین‌برانگیزید.

187
00:10:28,125 --> 00:10:29,166
‫شما...

188
00:10:30,416 --> 00:10:31,666
‫می‌درخشید، شما...

189
00:10:34,375 --> 00:10:35,250
‫وای.

190
00:10:36,375 --> 00:10:37,750
‫وکیل جدید شمایی؟

191
00:10:37,875 --> 00:10:41,625
‫بله. ببخشید. خودم هستم، دنیل بلنچ‌فلاور.

192
00:10:42,958 --> 00:10:44,333
‫کفش‌های قشنگی دارین.

193
00:10:44,416 --> 00:10:45,291
‫عجب!

194
00:10:45,333 --> 00:10:46,416
‫سیدنی؟

195
00:10:46,916 --> 00:10:47,916
‫بله؟

196
00:10:50,166 --> 00:10:51,916
‫- طرف همینه؟
‫- آره. ایشون...

197
00:10:52,041 --> 00:10:54,166
‫بلـ... به این زودی یادم رفت!

198
00:10:54,208 --> 00:10:55,741
‫- بلنچ‌فلاور.
‫- بلنک‌پلادر.

199
00:10:55,791 --> 00:10:57,658
‫- بلنچ‌فلاور. ممنون.
‫- بلنچ‌فلاور. منم همینو گفتم دیگه.

200
00:10:57,708 --> 00:10:59,291
‫می‌شه جلسۀ استشهادیه رو عقب بندازیم؟

201
00:10:59,333 --> 00:11:01,666
‫نه. این‌طوری خیال می‌کنن
‫داریم یه چیزی رو قایم می‌کنیم.

202
00:11:02,833 --> 00:11:08,083
‫خانم کروز، بهتون اطمینان می‌دم که
‫کاملاً توانا هستم و با کمال میل

203
00:11:08,166 --> 00:11:12,458
‫در هر زمینه‌ای که نیاز به کمک داشته باشید
‫کمکتون می‌کنم.

204
00:11:13,500 --> 00:11:14,866
‫چه در زمینۀ کفش، چه حقوق...

205
00:11:14,916 --> 00:11:18,666
‫البته تصور می‌کنم بیشتر به کمک‌های حقوقی
‫از طرف من نیاز داشته باشید.

206
00:11:43,250 --> 00:11:44,458
‫صبح بخیر. من دنیل هستم.

207
00:11:44,500 --> 00:11:46,708
‫- ونسا. خوشحالم از آشنایی‌تون.
‫- خوشحالم از آشنایی‌تون.

208
00:11:47,166 --> 00:11:49,666
‫خیلی‌خب. شروع کنیم.

209
00:11:49,791 --> 00:11:53,333
‫خانم کروز، چهار ماه پیش، در روز ۲۵ جولای،

210
00:11:53,416 --> 00:11:55,041
‫شرکت هواپیمایی فالکون

211
00:11:55,083 --> 00:11:57,708
‫با هیئت‌مدیرۀ فرودگاه دالاس-فورت ورث
‫یه توافق شفاهی داشت

212
00:11:57,750 --> 00:11:59,991
‫تا ۱۰ گیت در ترمینال جدیدشون
‫در اختیار بگیرن.

213
00:12:00,041 --> 00:12:02,666
‫- در جریان این موضوع هستید؟
‫- بله.

214
00:12:02,791 --> 00:12:05,166
‫ولی در ۲۶ جولای، یعنی دقیقاً فردای اون روز،

215
00:12:05,291 --> 00:12:08,791
‫شما با هواپیمای شخصی خودتون، «کروز وان»،
‫به دالاس پرواز کردید

216
00:12:08,833 --> 00:12:13,166
‫تا با چارلز جانسون، رئیس هیئت‌مدیرۀ
‫دالاس-‌فورت ورث دیدار کنید.

217
00:12:13,291 --> 00:12:15,833
‫و بعد از گفتگوی اون شب‌تون...

218
00:12:15,875 --> 00:12:18,116
‫آقای جانسون خیلی یهویی نظرش عوض شد،

219
00:12:18,166 --> 00:12:22,291
‫و تصمیم گرفت گیت‌هایی که قبلاً
‫به شرکت هواپیمایی فالکون داده بود رو به شما بده.

220
00:12:22,333 --> 00:12:23,666
‫- درسته؟
‫- بله.

221
00:12:23,791 --> 00:12:27,833
‫مایلید بهمون بگید اون شب
‫بین شما و آقای جانسون چی گذشت؟

222
00:12:34,666 --> 00:12:37,291
‫- شام خوردیم.
‫- بعد از شام جای دیگه‌ای نرفتید؟

223
00:12:37,791 --> 00:12:38,916
‫برنگشتید هتل‌تون؟

224
00:12:38,958 --> 00:12:41,416
‫- نرفتید خونۀ ایشون؟
‫- نه.

225
00:12:41,541 --> 00:12:42,916
‫یا مثلاً سمت عابربانک؟

226
00:12:44,083 --> 00:12:45,833
‫مطلع هستید که آقای جانسون

227
00:12:45,916 --> 00:12:47,916
‫چند روز بعد از شام‌تون، یه قایق نو خریده؟

228
00:12:47,958 --> 00:12:51,575
‫خیلی‌خب، بالأخره کدومش؟
‫بهش رشوه دادم یا باهاش سَر و سِر داشتم؟

229
00:12:51,625 --> 00:12:54,166
‫شما باید بگید، خانم کروز.
‫ما اینجاییم که همین رو بفهمیم.

230
00:12:54,916 --> 00:12:56,783
‫چند لحظه وقت می‌خوام تا با وکیلم مشورت کنم.

231
00:12:56,833 --> 00:12:59,166
‫خانم کروز، برای استراحت‌ها
‫زمان معینی تنظیم شده.

232
00:13:02,916 --> 00:13:06,166
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- توقع دارین چی‌کار کنم؟

233
00:13:06,208 --> 00:13:09,958
‫ونس با هر کلمه‌ای که
‫از اون دهنِ حال‌به‌هم‌زنش درمی‌اومد، می‌جنگید.

234
00:13:10,041 --> 00:13:11,958
‫- اعتراض کن!
‫- این کار رو نمی‌کنم.

235
00:13:12,916 --> 00:13:14,208
‫- انجامش بده.
‫- نه.

236
00:13:14,250 --> 00:13:15,616
‫- انجامش بده.
‫- خانم کروز.

237
00:13:15,666 --> 00:13:18,166
‫- انجامش بده، وگرنه پرتت می‌کنم بیرون.
‫- پس اخراجم کنین.

238
00:13:19,541 --> 00:13:22,283
‫ببینید، می‌دونم در برخورد اول
‫نتونستم تحت‌تأثیر قرارتون بدم

239
00:13:22,333 --> 00:13:25,458
‫ولی از حق نگذریم، شما واقعاً می‌درخشین
‫و اون کفش‌هاتون هم فوق‌العاده‌ست.

240
00:13:27,416 --> 00:13:29,000
‫من کارم اینه، نگران نباشین.

241
00:13:30,458 --> 00:13:31,416
‫خب پس...

242
00:13:32,083 --> 00:13:34,416
‫بهتره اون‌تو یه خودی نشون بدی.

243
00:13:38,583 --> 00:13:40,416
‫و در نهایت، خانم کروز،

244
00:13:40,458 --> 00:13:42,791
‫بعد از اون شبی که
‫با آقای جانسون گذروندید،

245
00:13:42,833 --> 00:13:45,791
‫شما دو نفر فردا صبحش برای صبحانه
‫همدیگه رو دیدید. درسته؟

246
00:13:45,916 --> 00:13:48,583
‫فقط قهوه خوردیم. صبحانه نخوردیم.

247
00:13:48,666 --> 00:13:49,666
‫باشه.

248
00:13:50,416 --> 00:13:51,333
‫قهوه.

249
00:13:51,833 --> 00:13:53,333
‫بابت همه‌چیز ممنون، جکی.

250
00:13:53,375 --> 00:13:54,491
‫کار من با ایشون تمومه.

251
00:13:54,541 --> 00:13:56,741
‫قبل از اینکه از آقای باتِن سؤال بپرسیم
‫استراحت می‌کنیم؟

252
00:13:56,791 --> 00:14:00,291
‫نه، نه. من فقط یکی دوتا سؤال دارم.
‫زیاد طول نمی‌کشه.

253
00:14:01,208 --> 00:14:02,916
‫آممم، خب...

254
00:14:03,666 --> 00:14:04,958
‫جهت ثبت در پرونده...

255
00:14:05,416 --> 00:14:08,708
‫شما ویلیام باتِن هستید،
‫مدیرعامل شرکت هواپیمایی فالکون.

256
00:14:08,791 --> 00:14:11,458
‫- بله، ولی می‌تونید «بیل» صدام کنید.
‫- عالیه.

257
00:14:12,083 --> 00:14:13,333
‫خب، بیل...

258
00:14:13,833 --> 00:14:18,083
‫ظاهراً اطلاعات زیادی
‫در مورد زمانی که خانم کروز با آقای جانسون گذروندن داری.

259
00:14:18,166 --> 00:14:19,158
‫گمونم آره.

260
00:14:19,208 --> 00:14:22,416
‫می‌دونی کِی رفتن شام.

261
00:14:22,541 --> 00:14:24,333
‫می‌دونی کجا رفتن شام.

262
00:14:24,833 --> 00:14:26,291
‫می‌دونی چی خوردن؟

263
00:14:26,416 --> 00:14:29,166
‫ایشون فیله خوردن،
‫آقا هم ماهی خاردار شیلیایی.

264
00:14:29,666 --> 00:14:30,416
‫صحیح.

265
00:14:31,583 --> 00:14:34,916
‫خب، از نظر من،
‫فکر می‌کنم این سؤال خیلی ساده‌ست.

266
00:14:37,375 --> 00:14:38,916
‫اینا رو از کجا می‌دونی؟

267
00:14:41,541 --> 00:14:42,541
‫آممم...

268
00:14:43,833 --> 00:14:44,791
‫اون...

269
00:14:45,583 --> 00:14:49,166
‫اون اطلاعات رو یه...

270
00:14:49,916 --> 00:14:53,041
‫شخصِ جالب... یه شخصِ ذی‌نفع

271
00:14:53,083 --> 00:14:56,791
‫که برحسب اتفاق، از حقایق مطلع شده بود...

272
00:14:58,416 --> 00:14:59,291
‫به من داد.

273
00:14:59,333 --> 00:15:02,450
‫خیلی عذر می‌خوام. درست متوجه نشدم.
‫ونسا، بی‌زحمت یه‌بار دیگه اونو می‌خونی؟

274
00:15:02,500 --> 00:15:06,625
‫- نیازی نیست... مجبور نیستی بخونی.
‫- چرا باید بخونم. ازم خواست بخونم. این شغل منه. باشه.

275
00:15:07,583 --> 00:15:10,291
‫«آممم...، اون اطلاعات رو یه...

276
00:15:10,333 --> 00:15:12,291
‫شخصِ جالب،

277
00:15:12,333 --> 00:15:16,166
‫شخص ذی‌نفع که برحسب اتفاق
‫از حقایق مطلع شده بود...

278
00:15:17,416 --> 00:15:18,333
‫به من داد.»

279
00:15:19,041 --> 00:15:20,666
‫- دقیقاً همینو گفت.
‫- ممنون ونسا.

280
00:15:21,333 --> 00:15:23,083
‫کنجکاوم بدونم...

281
00:15:23,916 --> 00:15:25,666
‫اون شخص ذی‌نفع کی بوده؟

282
00:15:28,458 --> 00:15:30,958
‫پال. پال فلان‌چیز.
‫فامیلی‌ش رو یادم رفته.

283
00:15:31,041 --> 00:15:33,491
‫- پال هانتینگفورد.
‫- بله.

284
00:15:33,541 --> 00:15:35,791
‫- دستیار شخصیِ آقای جانسون.
‫- بله.

285
00:15:35,833 --> 00:15:37,375
‫بهش پول دادی یا فقط شام دادی؟

286
00:15:37,416 --> 00:15:39,791
‫جلسه رو همین‌جا ختم می‌کنیم.
‫ببخشید که متوقفش می‌کنم.

287
00:15:39,833 --> 00:15:43,000
‫- برای استراحت‌ها زمان معینی تنظیم شده.
‫- آره، در تماس می‌مونیم.

288
00:15:43,041 --> 00:15:43,916
‫زود باش.

289
00:15:44,416 --> 00:15:46,875
‫- ممنون ونسا.
‫- ممنون. کارِت عالی بود دنیل.

290
00:15:58,583 --> 00:16:00,250
‫- هِدِر؟
‫- بله خانم کروز؟

291
00:16:00,333 --> 00:16:03,375
‫می‌شه لطفاً از آقای بلنچ‌فلاور بخوای بیاد بالا؟

292
00:16:03,875 --> 00:16:04,958
‫حتماً.

293
00:16:05,625 --> 00:16:07,833
‫خب، بعدش هم کار برای امروز بسه. می‌تونی بری.

294
00:16:07,875 --> 00:16:09,125
‫باشه، شب بخیر.

295
00:16:09,208 --> 00:16:10,125
‫ممنون.

296
00:16:26,000 --> 00:16:26,875
‫خانم کروز؟

297
00:16:27,708 --> 00:16:28,958
‫لطفاً در رو ببند.

298
00:16:29,458 --> 00:16:30,458
‫بشین.

299
00:16:43,458 --> 00:16:45,958
‫خب، این منفورترین کار دنیا برای منه...

300
00:16:46,875 --> 00:16:48,000
‫ولی...

301
00:16:50,125 --> 00:16:51,333
‫معذرت می‌خوام.

302
00:16:53,583 --> 00:16:55,708
‫این جمله ادامه‌ای هم داره؟

303
00:16:55,750 --> 00:16:56,708
‫نه.

304
00:16:57,458 --> 00:17:02,333
‫من از عذرخواهی کردن متنفرم،
‫پس لطفاً قبول کن دیگه.

305
00:17:02,458 --> 00:17:05,500
‫- قبوله.
‫- امروز عالی بودی.

306
00:17:05,583 --> 00:17:08,208
‫خب، من خودم رو با پرونده آشنا کرده بودم.

307
00:17:08,250 --> 00:17:11,875
‫همۀ اینا رو خوندی،
‫اونم از روی یه احتمال ضعیف

308
00:17:11,958 --> 00:17:15,125
‫که رئیست صبحِ روز دادگاه
‫ممکنه یه تیکه سوسیس بپره توی گلوش.

309
00:17:15,208 --> 00:17:19,250
‫خب، باورتون نمی‌شه که چقدر
‫از وکلا با یه تیکه سوسیس خفه می‌شن.

310
00:17:19,333 --> 00:17:20,833
‫آمارش خیره‌کننده‌ست.

311
00:17:21,833 --> 00:17:22,833
‫خب...

312
00:17:23,750 --> 00:17:26,083
‫خوبه که آدم با کسی آشنا بشه
‫که به کارش اهمیت می‌ده.

313
00:17:26,125 --> 00:17:27,208
‫کمیابه!

314
00:17:28,333 --> 00:17:32,583
‫برای اکثر آدما،
‫کار چیزیه که باید تا آخر هفته تحملش کنن.

315
00:17:32,625 --> 00:17:33,833
‫ولی برای من...

316
00:17:35,125 --> 00:17:36,583
‫این بهترین بخشِ زندگیه.

317
00:17:37,208 --> 00:17:38,208
‫درک می‌کنم.

318
00:17:39,833 --> 00:17:40,958
‫پس ممنونم...

319
00:17:41,708 --> 00:17:43,208
‫که یکی از مایی.

320
00:17:45,000 --> 00:17:46,208
‫خواهش می‌کنم.

321
00:17:52,208 --> 00:17:54,208
‫[ایر کروز]

322
00:17:54,625 --> 00:17:55,750
‫خوبی دنیل؟

323
00:17:55,791 --> 00:17:58,541
‫کلیر، من تا یه مدت توی دفترم می‌مونم
‫و در رو هم می‌بندم،

324
00:17:58,625 --> 00:17:59,875
‫احتمالاً برای چند هفته.

325
00:18:00,000 --> 00:18:01,625
‫حالت خوبه؟ چی شده؟

326
00:18:06,875 --> 00:18:08,875
‫شاید اگه در موردش حرف بزنی حالت بهتر بشه.

327
00:18:09,291 --> 00:18:10,875
‫این به خودم مربوطه، کلیر.

328
00:18:11,000 --> 00:18:12,625
‫مسئله‌ی شخصیه.

329
00:18:13,875 --> 00:18:16,500
‫خانم کروز می‌خوان همین الان توی دفترشون ببیننت.

330
00:18:22,000 --> 00:18:24,166
‫خب، چرا از اول همینو نگفتی؟

331
00:18:25,916 --> 00:18:27,875
‫هنوز احساساتم رو جریحه‌دار نکرده بودی.

332
00:18:31,166 --> 00:18:33,791
‫- می‌خواستید منو ببینید؟
‫- نه.

333
00:18:34,000 --> 00:18:36,208
‫- که این‌طور.
‫- آقا از من پرسیدن.

334
00:18:36,791 --> 00:18:39,500
‫لطفاً بیاید تو.
‫در رو هم ببندید، آقای بلنچ‌فلاور.

335
00:18:41,416 --> 00:18:43,875
‫خب، حالا که پیتر توی بیمارستانه،

336
00:18:43,916 --> 00:18:47,375
‫می‌خوام شما امور روزمرۀ
‫بخش حقوقی رو به عهده بگیرید.

337
00:18:50,250 --> 00:18:51,750
‫البته، اگه...

338
00:18:53,250 --> 00:18:54,291
‫مایل باشید.

339
00:18:57,000 --> 00:18:58,166
‫صد درصد.

340
00:18:59,166 --> 00:19:00,500
‫نباید خیلی...

341
00:19:01,375 --> 00:19:02,291
‫سخت باشه.

342
00:19:05,875 --> 00:19:09,208
‫باشه، ممنون. می‌تونید...
‫موقعِ خروج، می‌شه در رو ببندید؟

343
00:19:09,291 --> 00:19:12,500
‫نه، بمون.
‫سیدنی، می‌تونیم اینو بعداً تمومش کنیم.

344
00:19:13,125 --> 00:19:14,000
‫می‌تونیم؟

345
00:19:14,041 --> 00:19:16,500
‫می‌خوام چند کلمه‌ای
‫با آقای بلنچ‌فلاور صحبت کنم.

346
00:19:16,541 --> 00:19:17,750
‫باشه. خیلی‌خب.

347
00:19:20,041 --> 00:19:22,125
‫- خسته نباشی.
‫- ممنون.

348
00:19:22,541 --> 00:19:25,666
‫- می‌تونم کمکتون کنم تا...
‫- عه، به هیچ وجه.

349
00:19:25,750 --> 00:19:28,125
‫- کاری نکن.
‫- شوخی‌ت گرفته؟ مگه سال ۱۹۵۲ئه؟

350
00:19:28,625 --> 00:19:32,750
‫فکر کنم «چرخیدن» سریع‌ترین راهِ انسانی
‫برای حرکت توی یه اتاق باشه.

351
00:19:32,791 --> 00:19:34,950
‫- می‌خوای در باز باشه یا بسته؟
‫- بسته لطفاً.

352
00:19:35,000 --> 00:19:36,125
‫- باز؟
‫- بسته.

353
00:19:36,208 --> 00:19:38,750
‫- می‌دونی چیه؟ می‌بندمش.
‫- ممنون.

354
00:19:41,125 --> 00:19:43,041
‫- لطفاً بشین.
‫- ممنون.

355
00:19:48,750 --> 00:19:50,791
‫خب، از این به بعد،

356
00:19:50,875 --> 00:19:55,250
‫امیدوارم بتونیم با هم کار کنیم،
‫بدون اینکه دیگه...

357
00:19:56,750 --> 00:19:57,666
‫مشکلی پیش بیاد.

358
00:19:57,708 --> 00:20:00,125
‫صد درصد.
‫و بازم عذرخواهی می‌کنم برای...

359
00:20:00,250 --> 00:20:02,375
‫من اصلاً فراموشی گرفتم. یعنی...

360
00:20:04,166 --> 00:20:06,208
‫- بیا فراموشش کنیم. خیلی‌خب.
‫- بله لطفاً.

361
00:20:09,791 --> 00:20:12,283
‫امیدوارم بدونید که من هیچ‌وقت قصد نداشتم که...

362
00:20:12,333 --> 00:20:14,125
‫به شما پیشنهاد خاصی بدم.

363
00:20:14,250 --> 00:20:15,500
‫حتی اگه شرکت‌تون

364
00:20:15,583 --> 00:20:19,375
‫قانونِ ممنوعیتِ سفت‌وسختِ روابط عاشقانه
‫در محیط کار رو نداشت.

365
00:20:19,958 --> 00:20:21,666
‫خب، کار رو از زندگی شخصی جدا کن.

366
00:20:21,750 --> 00:20:24,708
‫این قانون شماره یکِ کاپیتان جک‌ـه.
‫بابام رو می‌گم.

367
00:20:24,750 --> 00:20:28,041
‫من کاپیتان جک کروزِ معروف رو خوب می‌شناسم.

368
00:20:28,875 --> 00:20:29,916
‫قهرمان جنگ.

369
00:20:30,208 --> 00:20:31,500
‫کارآفرین.

370
00:20:32,000 --> 00:20:34,416
‫- یه قصه‌گوی بی‌نظیر.
‫- خودشه.

371
00:20:34,750 --> 00:20:36,416
‫و هنوزم توی هیئت‌مدیره‌ست.

372
00:20:36,500 --> 00:20:38,000
‫مقامشون افتخاریه؟

373
00:20:38,291 --> 00:20:39,291
‫نه.

374
00:20:39,750 --> 00:20:42,125
‫هنوزم توی تک‌تک جلسات هیئت‌مدیره شرکت می‌کنه.

375
00:20:42,250 --> 00:20:46,116
‫وگرنه تا الان منو با یه بچه‌پولدارِ فارغ‌التحصیل از
‫دانشگاه‌های آیوی‌لیگ جایگزین کرده بودن.

376
00:20:46,166 --> 00:20:48,250
‫ولی مگه عملکرد شرکت، فوق‌العاده نیست؟

377
00:20:48,333 --> 00:20:49,666
‫چرا، هست.

378
00:20:50,500 --> 00:20:53,416
‫ولی فکر کنم اونا همیشه
‫منو به چشم دخترکوچولوی بابا می‌بینن.

379
00:20:53,916 --> 00:20:56,208
‫اصلاً هم به نظر...

380
00:20:56,666 --> 00:20:58,041
‫کلافه‌کننده نمیاد.

381
00:21:01,125 --> 00:21:02,625
‫خب، اگه دیگه ندیدمت،

382
00:21:03,000 --> 00:21:04,375
‫آخر هفتۀ خوبی داشته باشی.

383
00:21:04,416 --> 00:21:05,866
‫- نه.
‫- اوه.

384
00:21:05,916 --> 00:21:06,825
‫خداحافظ.

385
00:21:06,875 --> 00:21:08,241
‫- دوشنبه می‌بینمتون.
‫- دوشنبه می‌بینمت.

386
00:21:08,291 --> 00:21:09,991
‫- بی‌صبرانه منتظرم.
‫- منم همین‌طور.

387
00:21:10,041 --> 00:21:11,000
‫- منظورم...
‫- برای کار.

388
00:21:11,125 --> 00:21:12,041
‫برای کار.

389
00:21:18,250 --> 00:21:20,125
‫- بدرود.
‫- بله، بدرود.

390
00:21:21,750 --> 00:21:22,875
‫ممنون.

391
00:21:34,250 --> 00:21:34,950
‫حالت خوبه؟

392
00:21:35,000 --> 00:21:36,375
‫- یه سؤال کوچیک.
‫- بله؟

393
00:21:36,500 --> 00:21:39,000
‫خانم بلوم هنوز بهم زل زده

394
00:21:39,041 --> 00:21:42,000
‫و داره شکمش رو می‌ماله
‫مثل جیمز باند که گربه‌ش رو ناز می‌کنه؟

395
00:21:42,041 --> 00:21:42,916
‫آره.

396
00:21:43,750 --> 00:21:45,125
‫خبر خوبی نیست.

397
00:21:46,375 --> 00:21:47,166
‫خیلی‌خب.

398
00:21:48,000 --> 00:21:49,625
‫- موفق باشی رفیق.
‫- ممنون.

399
00:21:58,000 --> 00:21:59,625
‫سرعتش رو کم کرد و بعد...

400
00:21:59,708 --> 00:22:02,125
‫برش گردوند روی زمین
‫و از کواچیچ رد شد.

401
00:22:02,166 --> 00:22:03,541
‫ این کار رو خیلی قشنگ انجام داد.

402
00:22:04,375 --> 00:22:07,000
‫مدیسون به پورو،
‫به پاس‌کاری ادامه می‌دن.

403
00:22:07,041 --> 00:22:08,750
‫واقعاً عالیه!

404
00:22:20,375 --> 00:22:22,250
‫برو خونه. روز تعطیله!

405
00:22:22,291 --> 00:22:24,500
‫وقتی تو میای اینجا، منم میام.

406
00:22:24,625 --> 00:22:26,500
‫باشه. محض شفاف‌سازی می‌پرسم:

407
00:22:26,625 --> 00:22:29,500
‫وقتی بچه به دنیا بیاد
‫یه هفته مرخصی می‌گیری، آره؟

408
00:22:29,541 --> 00:22:33,491
‫اگه بتونم توی تخت دراز بکشم،
‫می‌تونم پشت میز هم بشینم. کار اولویت منه.

409
00:22:33,541 --> 00:22:35,666
‫خب، خیلی‌ها قبل از بچه‌دار شدن
‫این حرفو می‌زنن.

410
00:22:35,750 --> 00:22:38,875
‫من قرار نیست یکی از اون آدما باشم!
‫خیلی ببخشید که داد زدم، جکی.

411
00:22:38,916 --> 00:22:42,750
‫با لقاح مصنوعی مادر شدم
‫تا از حواس‌پرتی‌های ارتباط با مردها دوری کنم.

412
00:22:42,791 --> 00:22:46,125
‫پس تنها آدمای توی خونه‌م
‫قراره من و لشکرِ پرستارهام باشیم.

413
00:22:46,166 --> 00:22:47,666
‫وای خدا! و...

414
00:22:48,250 --> 00:22:49,125
‫بچه!

415
00:22:49,166 --> 00:22:50,875
‫لطفاً هر وقت خواستی تجدید نظر کن.

416
00:22:50,916 --> 00:22:54,041
‫می‌گم، قبل از اینکه بری، شرکت هواپیمایی فالکون...

417
00:22:54,125 --> 00:22:55,875
‫وای خدا!

418
00:22:56,000 --> 00:22:57,750
‫هنوز منتظریم ببینیم

419
00:22:57,791 --> 00:23:00,916
‫که این قاضیِ لعنتی فکر می‌کنه
‫این شکایتِ مزخرف، پایه و اساس داره یا نه؟

420
00:23:01,000 --> 00:23:06,000
‫آره، دنیل می‌گه به‌طرز مضحکی
‫بی‌اساسه و مشکلی برامون پیش نمیاد.

421
00:23:06,125 --> 00:23:07,166
‫خیلی‌خب.

422
00:23:07,250 --> 00:23:09,375
‫اوه...

423
00:23:09,416 --> 00:23:10,666
‫می‌دونی، اون...

424
00:23:11,666 --> 00:23:13,125
‫اون شب...

425
00:23:16,250 --> 00:23:17,541
‫بعد از جلسۀ استشهادیه...

426
00:23:18,000 --> 00:23:19,000
‫خب؟

427
00:23:20,166 --> 00:23:21,250
‫چیه؟

428
00:23:24,250 --> 00:23:25,125
‫چیه؟

429
00:23:25,625 --> 00:23:27,791
‫- هیچی.
‫- قضیه چیه؟ جکی؟

430
00:23:27,875 --> 00:23:30,375
‫- چیزی نیست. برو خونه.
‫- دختر! جکی!

431
00:24:13,041 --> 00:24:15,250
‫مطمئنی مشکلی نداری
‫باهاش تنها باشی؟

432
00:24:17,625 --> 00:24:18,875
‫اون خواهرمه.

433
00:24:20,625 --> 00:24:22,750
‫و به میز دستبند زده شده.

434
00:24:24,541 --> 00:24:25,750
‫مراقب باش.

435
00:24:26,750 --> 00:24:29,875
‫«اون خواهرمه.
‫به میز دستبند زده شده.»

436
00:24:29,916 --> 00:24:32,500
‫اهل کجایی؟
‫کاخ باکینگهام، عوضی؟

437
00:24:33,166 --> 00:24:34,958
‫می‌دونی که مجبورم این‌جوری حرف بزنم، لیزی.

438
00:24:35,000 --> 00:24:38,125
‫نمی‌تونم برم تو دادگاه و بگم،
‫«هوی! اعتراض دارم، پدرسوخته!»

439
00:24:41,416 --> 00:24:42,375
‫خب...

440
00:24:43,250 --> 00:24:44,375
‫چه خبر از خانما؟

441
00:24:44,416 --> 00:24:46,750
‫اصلاً هیچ خبری از خانمی توی زندگی‌م نیست.

442
00:24:46,791 --> 00:24:48,666
‫خب، من نگرانتم.

443
00:24:48,875 --> 00:24:51,666
‫خیلی وقته با کسی نیستی.
‫حتماً آداب معاشرت با زن‌ها رو یادت رفته.

444
00:24:51,750 --> 00:24:54,500
‫با زن‌ها نشست و برخاست دارم، لیزی.
‫نگران خودت باش.

445
00:24:54,541 --> 00:24:56,375
‫من که اینجا دارم پادشاهی می‌کنم.

446
00:24:56,500 --> 00:24:58,666
‫باور کن به‌خاطر لهجه‌مه.
‫همه خیلی خوش‌شون میاد.

447
00:24:58,708 --> 00:25:00,325
‫بعضی روزها کارهام رو هم برام می‌کنن.

448
00:25:00,375 --> 00:25:02,125
‫- الیزابت!
‫- دنیل...

449
00:25:02,166 --> 00:25:03,500
‫برگرد خونه.

450
00:25:04,125 --> 00:25:06,875
‫نیازی ندارم برادر کوچیکم بیاد بالا سرم وایسته.

451
00:25:07,000 --> 00:25:10,125
‫اینجا مورد مناسب پیدا نمی‌کنی.
‫این آمریکایی‌ها بهت نمی‌خورن.

452
00:25:11,875 --> 00:25:12,875
‫چی شد؟

453
00:25:13,750 --> 00:25:14,916
‫هیچی.

454
00:25:14,958 --> 00:25:16,250
‫یه خبرایی هست انگار.

455
00:25:17,000 --> 00:25:17,875
‫چیزی نیست.

456
00:25:22,375 --> 00:25:26,125
‫مهم نیست.
‫یکی هست که ازش خوشم میاد، ولی نمی‌تونیم با هم باشیم.

457
00:25:26,250 --> 00:25:27,750
‫خیلی هیکلیه؟ از اون غول‌تشن‌هاست.

458
00:25:27,875 --> 00:25:28,916
‫نه، لیزی.

459
00:25:29,208 --> 00:25:30,116
‫زشت و بدقیافه‌ست؟

460
00:25:30,166 --> 00:25:31,125
‫لیزی!

461
00:25:31,166 --> 00:25:35,250
‫- بگو دیگه روانی! من خواهرتم.
‫- ای خدا، لیزی. رئیسمه.

462
00:25:36,041 --> 00:25:39,250
‫- خوش‌هیکله؟
‫- راستش قضیه این‌طوری نیست. اون...

463
00:25:40,250 --> 00:25:41,250
‫باهوشه.

464
00:25:41,875 --> 00:25:43,250
‫پُرانرژیه.

465
00:25:43,666 --> 00:25:44,958
‫یه‌جورایی...

466
00:25:47,041 --> 00:25:48,375
‫فوق‌العاده‌ست.

467
00:25:48,416 --> 00:25:50,916
‫- خوش‌هیکله؟
‫- با هم دست دادیم و دستش رو عرقی کردم.

468
00:25:52,000 --> 00:25:53,666
‫خیلی افتضاح بود.

469
00:25:54,166 --> 00:25:55,500
‫لعنتی.

470
00:25:55,791 --> 00:25:57,325
‫خب، پس بهش پیشنهاد بده.

471
00:25:57,375 --> 00:25:58,791
‫نمی‌تونم.

472
00:25:59,458 --> 00:26:01,241
‫کار رو باید از زندگی شخصی جدا کرد.

473
00:26:01,291 --> 00:26:03,125
‫قبول ندارم.
‫می‌شه با هم ترکیبشون کرد.

474
00:26:03,250 --> 00:26:05,416
‫می‌شه سرِ کار خوابید،
‫می‌شه کتاب خوند، می‌شه عاشق شد.

475
00:26:05,500 --> 00:26:06,625
‫من نمی‌تونم.

476
00:26:07,125 --> 00:26:08,375
‫واقعاً نمی‌تونم.

477
00:26:09,125 --> 00:26:13,250
‫می‌دونم اعتقادی به اخلاق‌مداری نداری، لیزی،
‫ولی پروانۀ وکالتم باطل می‌شه. من...

478
00:26:14,250 --> 00:26:15,500
‫ویزام رو از دست می‌دم.

479
00:26:16,250 --> 00:26:17,833
‫ولی بدون تو برنمی‌گردم خونه.

480
00:26:18,250 --> 00:26:19,666
‫احمقِ لعنتی.

481
00:26:20,500 --> 00:26:22,208
‫احمقِ لعنتی خودتی، عوضی.

482
00:26:24,791 --> 00:26:26,500
‫[ایر کروز]

483
00:26:31,000 --> 00:26:32,125
‫مواظب باش!

484
00:26:36,541 --> 00:26:37,875
‫ببینید کی اومده!

485
00:26:37,916 --> 00:26:39,083
‫آره!

486
00:26:39,416 --> 00:26:40,250
‫آره!

487
00:26:40,625 --> 00:26:43,500
‫خوش برگشتی، پیتر.
‫پاهات آسیب دیدن؟

488
00:26:43,541 --> 00:26:47,166
‫نه. ریچل، قبل از اینکه مرخصم کنن
‫از بیمارستان زدم بیرون.

489
00:26:47,416 --> 00:26:48,875
‫چون‌که اگه می‌خوردم زمین،

490
00:26:48,916 --> 00:26:54,375
‫قانوناً مجبور می‌شدم از شرکت هواپیمایی شکایت کنم
‫و قرار نیست همچین اتفاقی بیفته.

491
00:26:56,375 --> 00:26:57,500
‫لعنتی.

492
00:27:05,416 --> 00:27:07,125
‫خوش برگشتی، پیتر. حالت چطوره؟

493
00:27:07,250 --> 00:27:13,000
‫آه، عالی. اون کثافت‌ها رو ورشکسته کردم،
‫بعدش هم ماشین فست‌فودشون رو گرفتم

494
00:27:13,041 --> 00:27:15,700
‫به‌عنوان یه دهن‌کجیِ اضافه
‫به‌خاطر اینکه نزدیک بود به کُشتنم بدن.

495
00:27:15,750 --> 00:27:17,500
‫- روز خوبی بود.
‫- چه عالی.

496
00:27:18,416 --> 00:27:21,791
‫می‌خوای در مورد شرکت هواپیمایی فالکون
‫بهت گزارش بدم؟

497
00:27:21,833 --> 00:27:24,825
‫نیازی نیست.
‫کاری می‌کنم با یه حکم اختصاریِ محکمه‌پسند

498
00:27:24,875 --> 00:27:28,125
‫همۀ ادعاهاشون رو پس بگیرن
‫و قاضی انگشت به دهن بمونه.

499
00:27:29,791 --> 00:27:33,833
‫- اگه اجازه بدی، من خیلی دقیق نمی‌دونم که...
‫- عه، عه، عه، توله‌سگ کوچولو.

500
00:27:33,916 --> 00:27:35,500
‫از اینجا به بعدش با من.

501
00:27:35,583 --> 00:27:37,291
‫سگِ گُنده برگشته.

502
00:27:41,125 --> 00:27:43,541
‫خیلی هم عالی. باشه.

503
00:27:43,625 --> 00:27:47,416
‫عه، تمومی نداره. باشه. خوبه.

504
00:27:48,750 --> 00:27:49,750
‫بی‌نظیره!

505
00:27:50,041 --> 00:27:51,875
‫[ایر کروز]

506
00:28:07,875 --> 00:28:09,000
‫این دیگه چه کوفتیه؟

507
00:28:09,041 --> 00:28:14,875
‫این پروندۀ بسیار بسیار عجیبِ ۲۰۰ صفحه‌ایِ ونس هست
‫که از قاضی خواسته شکایت رو رد کنه.

508
00:28:14,958 --> 00:28:19,125
‫چی‌کار کرده؟ رفته رد هر مَردی که توی ده سال گذشته
‫باهاش قرار گذاشتم رو زده؟

509
00:28:19,166 --> 00:28:21,750
‫به گمونم امیدوار بوده
‫یه الگوی رفتاری رو ثابت کنه

510
00:28:21,791 --> 00:28:24,750
‫که تو با کسی ارتباط برقرار نمی‌کنی،
‫که واقعاً هم نمی‌کنی.

511
00:28:25,041 --> 00:28:27,166
‫تو خودت لقاح مصنوعی انجام دادی.

512
00:28:27,666 --> 00:28:28,875
‫ارتباط هم دارم.

513
00:28:28,916 --> 00:28:30,125
‫خیلی‌خب.

514
00:28:30,166 --> 00:28:36,000
‫جکی، آخرین مَردی که شهادت داده
‫با هم ارتباط داشتین مال چهار سال پیشه!

515
00:28:36,041 --> 00:28:37,325
‫امکان نداره حقیقت داشته باشه.

516
00:28:37,375 --> 00:28:39,375
‫- سرم شلوغ بوده.
‫- عزیز دلم، طفلکی.

517
00:28:39,416 --> 00:28:41,125
‫- می‌خواستید منو ببینید؟
‫- نه.

518
00:28:41,166 --> 00:28:43,166
‫- داره با من حرف می‌زنه.
‫- خیلی‌خب.

519
00:28:43,500 --> 00:28:45,041
‫- این رو خوندی؟
‫- دو بار خوندمش.

520
00:28:45,125 --> 00:28:46,750
‫- چرا دو بار؟
‫- شغلمه.

521
00:28:47,250 --> 00:28:49,250
‫با وجود اینکه خیلی شرم‌آوره...

522
00:28:50,000 --> 00:28:51,250
‫به نظرت جواب می‌ده؟

523
00:28:51,291 --> 00:28:55,500
‫- به نظرم این مکالمه باید با آقای ونس انجام بشه.
‫- نه، تو برای من کار می‌کنی، خب؟ نه پیتر.

524
00:28:56,291 --> 00:28:58,250
‫نظرت رو بهم بگو. حقیقت رو بگو.

525
00:28:59,375 --> 00:29:00,875
‫اشتباه خیلی بزرگیه.

526
00:29:01,875 --> 00:29:06,000
‫ما یه استدلال عالی داشتیم که
‫وابسته به این نبود که شما چیز هستید...

527
00:29:06,250 --> 00:29:07,575
‫یه عجیب‌الخلقۀ مَردگریز؟

528
00:29:07,625 --> 00:29:10,825
‫- خیلی‌خب.
‫- من می‌خواستم بگم یه خانم پاستوریزه.

529
00:29:10,875 --> 00:29:13,041
‫- از اونم خوشم نمیاد.
‫- یه بیوۀ «آمیش».

530
00:29:13,083 --> 00:29:15,375
‫- از اون حتی بیشتر بدم میاد.
‫- یه ملکۀ مشکل‌پسند.

531
00:29:15,875 --> 00:29:17,000
‫ممنون.

532
00:29:19,375 --> 00:29:20,416
‫ببخشید.

533
00:29:29,333 --> 00:29:30,208
‫چیه؟

534
00:29:30,250 --> 00:29:31,666
‫- شما دوتا با همید؟
‫- نه!

535
00:29:31,708 --> 00:29:33,283
‫جکی، تو وسطِ پروندۀ شکایتی هستی

536
00:29:33,333 --> 00:29:36,625
‫که همه‌چیزش به این بستگی داره
‫که با یکی از همکارها ارتباط داشتی یا نه.

537
00:29:36,666 --> 00:29:38,200
‫من خیلی خوب از این موضوع آگاهم.

538
00:29:38,250 --> 00:29:41,625
‫اگه با یه کارمند ارتباط داشته باشی،
‫شرکت هواپیمایی‌ت رو سر این گندکاری از دست می‌دی.

539
00:29:41,666 --> 00:29:42,833
‫با هم ارتباط نداریم.

540
00:29:42,916 --> 00:29:45,416
‫هیئت‌مدیره دنبال کوچیک‌ترین بهونه‌ایه
‫که بندازتت بیرون.

541
00:29:45,458 --> 00:29:46,916
‫بهونه نده دستشون.

542
00:29:46,958 --> 00:29:50,250
‫سیدنی! من سوگندنامه‌هایی دارم
‫که نشون می‌دن با هیچ مردی ارتباط عاطفی ندارم.

543
00:29:50,375 --> 00:29:53,416
‫باشه، خوبه.
‫ضمناً، این یارو اصلاً در سطح تو نیست.

544
00:29:53,500 --> 00:29:56,750
‫مثل این می‌مونه که «هلنِ تروا» با «مستربین» نامزد کنه.

545
00:29:57,666 --> 00:29:58,791
‫باید تشکر کنم؟

546
00:29:58,833 --> 00:30:00,625
‫ونس رو می‌خوای چی‌کار کنی؟

547
00:30:01,916 --> 00:30:05,041
‫آره، اصلاً برام مهم نیست.
‫بیارش. آره، اونجا می‌بینمت.

548
00:30:07,000 --> 00:30:09,250
‫ما می‌ریم دادگاه.

549
00:30:09,541 --> 00:30:11,200
‫- خدای من.
‫- وای!

550
00:30:11,250 --> 00:30:14,416
‫از این به بعد، دنیل مسئولیت پروندۀ
‫ شرکت هواپیمایی فالکون رو به عهده می‌گیره.

551
00:30:14,500 --> 00:30:16,958
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫نه، نه، نمی‌تونی این کار رو بکنی.

552
00:30:17,041 --> 00:30:19,000
‫- پیتر؟
‫- نمی‌تونی بهم تنزل رتبه بدی.

553
00:30:19,041 --> 00:30:22,958
‫من خیلی زحمت کشیدم!
‫چندتا ازدواج ناموفق به‌خاطر این شرکت داشتم.

554
00:30:23,000 --> 00:30:24,125
‫بیاید همه یه نفس عمیق بکشیم.

555
00:30:24,166 --> 00:30:26,250
‫من این پرونده رو برات حل‌وفصل می‌کنم.

556
00:30:26,375 --> 00:30:29,500
‫اگه توی این پرونده برنده نشم، استعفا می‌دم.

557
00:30:38,916 --> 00:30:39,791
‫[جلسۀ هیئت‌مدیره برای استعفای پیتر ونس]

558
00:30:39,833 --> 00:30:40,700
‫ای خدا.

559
00:30:40,750 --> 00:30:42,750
‫[جلسۀ هیئت‌مدیره برای استعفای پیتر ونس]

560
00:30:51,625 --> 00:30:53,750
‫صبح بخیر، دنیل بلنچ‌فلاور هستم.

561
00:30:53,791 --> 00:30:55,250
‫صبح بخیر، دنیل.

562
00:30:55,791 --> 00:30:58,250
‫منم، جکلین کروز.

563
00:30:58,291 --> 00:31:00,541
‫خانم کروز، البته، اسمتون افتاد روی گوشی.

564
00:31:00,625 --> 00:31:02,666
‫خدا رو شکر کسی گوشی‌تون رو ندزدیده.

565
00:31:05,500 --> 00:31:06,491
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

566
00:31:06,541 --> 00:31:10,250
‫جلسۀ اضطراری هیئت‌مدیره در مورد پیتر ونس
‫ساعت ۸ صبح. می‌خوام اونجا باشی.

567
00:31:11,166 --> 00:31:13,250
‫- حتماً، می‌رسم خدمت‌تون.
‫- عالیه. ممنون.

568
00:31:14,750 --> 00:31:15,625
‫خیلی‌خب.

569
00:31:17,250 --> 00:31:18,125
‫خداحافظ.

570
00:31:18,250 --> 00:31:19,166
‫خداحافظ.

571
00:31:20,291 --> 00:31:21,416
‫خداحافظ.

572
00:31:24,541 --> 00:31:25,500
‫خداحافظ.

573
00:31:31,916 --> 00:31:34,075
‫کل این ماجرا مسخره‌ست.

574
00:31:34,125 --> 00:31:36,125
‫پیتر ونس یه دوست قدیمیه.

575
00:31:36,250 --> 00:31:38,450
‫و از اون مهم‌تر، یه وکیل فوق‌العاده‌ست.

576
00:31:38,500 --> 00:31:39,500
‫ولی گند زده.

577
00:31:40,250 --> 00:31:42,375
‫مطمئنم همه‌تون لایحه‌ش رو خوندید،

578
00:31:42,500 --> 00:31:44,750
‫که جزئیاتش... به‌شدّت اشتباه بود.

579
00:31:44,791 --> 00:31:48,250
‫پس خیلی راحت پیتر ونس رو
‫با یه مَرد جدید جایگزین کردید؟

580
00:31:48,291 --> 00:31:49,450
‫دنیل بلنچ‌فلاور هستم، آقا.

581
00:31:49,500 --> 00:31:52,450
‫آقا پسر، وقتی باهات حرف بزنم،
‫قطعاً خودت متوجه می‌شی.

582
00:31:52,500 --> 00:31:54,916
‫می‌تونی از ارتباط چشمی متوجه بشی!

583
00:31:55,416 --> 00:31:58,291
‫آقای بلنچ‌فلاور،
‫با وجود اینکه تازه اومدن،

584
00:31:58,375 --> 00:32:01,541
‫بهترین شخص برای این کار هستن،
‫و این تصمیم منه. من مدیرعاملم.

585
00:32:01,625 --> 00:32:03,666
‫باید با ما هماهنگ کنید، خانم کروز.

586
00:32:03,750 --> 00:32:07,125
‫تصمیم عجولانه و احساسیِ شما
‫باعث شده بیشتر شک کنیم

587
00:32:07,166 --> 00:32:08,833
‫که شما بهترین فرد برای این کار هستید.

588
00:32:08,875 --> 00:32:10,250
‫به‌به!

589
00:32:10,791 --> 00:32:13,500
‫به‌موقع خودمو به آتیش‌بازی رسوندم.

590
00:32:13,791 --> 00:32:14,916
‫کاپیتان جک.

591
00:32:16,375 --> 00:32:17,750
‫سلام، فرانسیسکو.

592
00:32:18,250 --> 00:32:20,750
‫- خانم‌ها و آقایان، صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

593
00:32:20,875 --> 00:32:22,916
‫گوردیتا، حالت چطوره؟

594
00:32:23,750 --> 00:32:24,875
‫سلام بابا.

595
00:32:25,583 --> 00:32:27,125
‫گوردیتا یعنی بامزۀ کوچولو؟

596
00:32:27,166 --> 00:32:29,125
‫- تپل کوچولو.
‫- یا خدا.

597
00:32:29,250 --> 00:32:31,200
‫معلوم هست چرا به‌جای پیتر ونس...

598
00:32:31,250 --> 00:32:33,866
‫یه پسری رو آوردی که هنوز داره وسایل دفترش رو می‌چینه؟

599
00:32:33,916 --> 00:32:35,366
‫تقریباً کل قضیه همینه دیگه؟

600
00:32:35,416 --> 00:32:36,250
‫اوهوم.

601
00:32:36,291 --> 00:32:38,250
‫هیئت‌مدیره از تصمیم من راضی نیست.

602
00:32:38,291 --> 00:32:41,491
‫هوم. ما برای اونا کار می‌کنیم، عزیزم،
‫نه برعکس.

603
00:32:41,541 --> 00:32:44,250
‫جک، ما از این تصمیم خوشمون نمیاد،

604
00:32:44,375 --> 00:32:46,666
‫و از اینکه باهامون مشورت نشده متنفریم.

605
00:32:46,708 --> 00:32:47,666
‫می‌فهمم.

606
00:32:48,000 --> 00:32:50,500
‫گوردیتا، تو کاری رو کردی
‫که فکر می‌کردی درسته،

607
00:32:50,541 --> 00:32:54,000
‫ولی الان وقتشه
‫که عقل سلیم حاکم بشه.

608
00:32:54,750 --> 00:32:57,875
‫حالا این بچه می‌تونه وکیل دوم پرونده باشه،
‫اگه این چیزیه که تو می‌خوای،

609
00:32:57,916 --> 00:32:59,625
‫ولی پیتر معتمد ماست.
‫این پرونده خیلی مهمه.

610
00:32:59,750 --> 00:33:02,416
‫می‌دونم پیتر چقدر برای این شرکت مهمه.

611
00:33:02,500 --> 00:33:04,666
‫من هیچ‌وقت قصدم این نبود که استعفا بده.

612
00:33:04,750 --> 00:33:06,750
‫پس بهش زنگ بزن و عذرخواهی کن.

613
00:33:06,791 --> 00:33:08,875
‫- بوم! کار تمومه.
‫- جک.

614
00:33:10,000 --> 00:33:11,750
‫ببخشید که همه‌ش برمی‌گردیم سر این موضوع،

615
00:33:11,875 --> 00:33:16,125
‫ولی ما احساس می‌کنیم وقتشه
‫یه مدیرعامل باتجربه بیاریم.

616
00:33:16,250 --> 00:33:18,166
‫وقتشه که یه تغییری ایجاد کنیم.

617
00:33:18,250 --> 00:33:20,000
‫مطلقاً وقتش نیست.

618
00:33:23,000 --> 00:33:24,750
‫دنیل بلنچ‌فلاور.

619
00:33:24,875 --> 00:33:28,500
‫اون‌موقع سعی کردم خودم رو معرفی کنم،
‫ولی شما... بی‌ادب بودید.

620
00:33:31,041 --> 00:33:33,000
‫پیتر ونس آدم خوبیه

621
00:33:33,125 --> 00:33:35,291
‫که یه اشتباه وحشتناک کرد.

622
00:33:36,375 --> 00:33:37,625
‫در مورد خودم هم باید بگم:

623
00:33:37,875 --> 00:33:40,450
‫راستش، من برای حضور در اینجا
‫بیش‌ازحد واجد شرایطم.

624
00:33:40,500 --> 00:33:42,083
‫من مثل جود بلینگام هستم
‫(فوتبالیست)

625
00:33:42,125 --> 00:33:44,625
‫که داره به‌عنوان دفاع راست
‫توی تیم آماتورِ محله‌تون بازی می‌کنه.

626
00:33:47,416 --> 00:33:49,250
‫بازیکن فوتباله.

627
00:33:51,125 --> 00:33:52,166
‫تیم محله؟

628
00:33:54,875 --> 00:33:55,866
‫جود بلینگام...

629
00:33:55,916 --> 00:33:57,000
‫هافبک عالی‌ایه.

630
00:33:57,125 --> 00:33:58,125
‫ممنون.

631
00:34:00,000 --> 00:34:01,625
‫خانم کروز تصمیم درستی گرفت،

632
00:34:01,666 --> 00:34:04,750
‫درست مثل تمام تصمیماتی که گرفته و باعث شده همه‌تون

633
00:34:04,791 --> 00:34:08,875
‫میلیون‌ها و میلیون‌ها پوند سود کنید. ببخشید، دلار!
‫باور کنید کارم خیلی درسته.

634
00:34:09,875 --> 00:34:12,541
‫اگه جای شما بودم،
‫همچنان به تصمیماتش اعتماد می‌کردم

635
00:34:12,625 --> 00:34:15,625
‫تا وقتی که با یه تصمیم بد
‫همه‌مون رو غافلگیر کنه.

636
00:34:17,750 --> 00:34:18,750
‫ممنون.

637
00:34:23,416 --> 00:34:26,125
‫باید بگم که من از این مرد خوشم نمیاد،

638
00:34:26,250 --> 00:34:27,500
‫خدایا! اصلاً ازش خوشم نمیاد،

639
00:34:27,541 --> 00:34:30,416
‫- ممنون، سیدنی.
‫- ولی با چیزی که الان گفت موافقم.

640
00:34:30,500 --> 00:34:32,791
‫خانم کروز می‌دونه داره چی‌کار می‌کنه.

641
00:34:32,875 --> 00:34:36,000
‫و من اون‌قدر بی‌شعور نیستم
‫که با یه زن باردار مخالفت کنم.

642
00:34:36,666 --> 00:34:41,375
‫پس فعلاً با گوردیتا و این پسرِ بریتانیایی
‫ادامه می‌دیم. باشه؟

643
00:34:42,250 --> 00:34:43,083
‫باشه.

644
00:34:46,291 --> 00:34:48,916
‫- خیلی‌خب، آره، فکر کنم...
‫- باشه.

645
00:34:55,291 --> 00:34:59,125
‫ما باید در مورد هزینه‌های عملیاتیِ مستقیمِ
‫اضافه کردنِ این گیت توی دالاس حرف بزنیم.

646
00:34:59,250 --> 00:35:00,991
‫یه ناوگان بزرگِ اضافی وجود داره،

647
00:35:01,041 --> 00:35:04,500
‫پس باید هزینۀ خلبان‌ها، مهماندارها،

648
00:35:04,625 --> 00:35:06,625
‫قراردادهای تعمیر و نگهداری هواپیماها،

649
00:35:06,750 --> 00:35:08,791
‫و، البته، بیمۀ ناوگان رو هم لحاظ کنیم.

650
00:35:09,375 --> 00:35:10,375
‫چی می‌گفتی؟

651
00:35:15,750 --> 00:35:17,541
‫- و...
‫- از دستِ شما!

652
00:35:21,125 --> 00:35:22,750
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

653
00:35:30,875 --> 00:35:32,250
‫ببخشید.

654
00:35:32,375 --> 00:35:33,375
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

655
00:35:33,500 --> 00:35:35,125
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

656
00:36:00,625 --> 00:36:03,250
‫ممنون بچه‌ها. راضی به زحمت نبودم.

657
00:36:03,500 --> 00:36:05,583
‫تولدت مبارک، هنری.

658
00:36:05,625 --> 00:36:06,241
‫آره!

659
00:36:06,291 --> 00:36:09,125
‫به افتخارِ بهترین پسر دنیا.

660
00:36:09,750 --> 00:36:12,125
‫- تو بهترینی، هنری.
‫- آره!

661
00:36:12,875 --> 00:36:14,250
‫تولدت مبارک، هنری.

662
00:36:14,375 --> 00:36:16,000
‫واقعاً خیلی پدرسوخته‌ای.

663
00:36:21,375 --> 00:36:22,416
‫نوبت توئه.

664
00:36:23,000 --> 00:36:25,125
‫ازش تعریف کردم!
‫[منابع انسانی]

665
00:36:25,250 --> 00:36:27,500
‫تعریف نیست.
‫توی این اداره نمی‌تونی این حرف رو بزنی.

666
00:36:27,625 --> 00:36:28,625
‫نمی‌تونی فحش بدی.

667
00:36:28,750 --> 00:36:32,375
‫جرج، دیگه الان فهمیدم،
‫ولی برام مهمه که تو هم بفهمی

668
00:36:32,416 --> 00:36:35,000
‫جایی که من ازش میام،
‫«پدرسوخته» کلمۀ بدی نیست.

669
00:36:35,083 --> 00:36:36,041
‫ای بابا!

670
00:36:36,083 --> 00:36:38,541
‫- ما از پدرسوخته برای همه‌چی استفاده می‌کنیم.
‫- آره، باشه.

671
00:36:38,583 --> 00:36:39,700
‫- همیشه.
‫- اوهوم.

672
00:36:39,750 --> 00:36:42,750
‫اگه جریمۀ پارک ممنوع بشی،
‫ممکنه بگی: پدرسوختۀ لعنتی.

673
00:36:42,791 --> 00:36:43,666
‫نیازی به مثال نیست.

674
00:36:43,750 --> 00:36:46,750
‫ولی اگه یه دوست قدیمی رو ببینی،
‫می‌گی: چطوری پدرسوخته؟

675
00:36:46,791 --> 00:36:48,250
‫چون ازش خوشت میاد.

676
00:36:48,291 --> 00:36:51,125
‫اگه تیمت گل بزنه،
‫می‌گی: بزنید تو گل، پدرسوخته‌ها!

677
00:36:51,166 --> 00:36:52,166
‫- خدایا!
‫- یا اگه...

678
00:36:52,250 --> 00:36:55,950
‫یه موش از روی میز آشپزخونه‌ت رد بشه
‫می‌گی: پدرسوختۀ پُررو.

679
00:36:56,000 --> 00:36:56,875
‫صداتو بیار پایین.

680
00:36:56,916 --> 00:36:59,250
‫ما پنج مرحلۀ سوگ رو هم همین‌طور طی می‌کنیم.

681
00:36:59,375 --> 00:37:00,250
‫پدرسوخته!

682
00:37:00,291 --> 00:37:01,125
‫پدرسوخته!

683
00:37:01,250 --> 00:37:02,166
‫پدرسوخته!

684
00:37:02,250 --> 00:37:03,375
‫پدرسوخته!

685
00:37:03,500 --> 00:37:04,416
‫پدرسوخته.

686
00:37:05,250 --> 00:37:07,375
‫راستش رو بخوای، جرج،

687
00:37:07,583 --> 00:37:08,708
‫من آدمِ پدرسوخته‌ای نیستم.

688
00:37:08,750 --> 00:37:09,791
‫بس کن!

689
00:37:09,875 --> 00:37:11,250
‫بس کن!

690
00:37:12,000 --> 00:37:14,875
‫لطفاً! می‌خوام بیفتم به دست‌وپات
‫و ازت التماس کنم

691
00:37:15,000 --> 00:37:16,950
‫که دیگه هیچ‌وقت
‫اون کلمه رو تو این دفتر نگی.

692
00:37:17,000 --> 00:37:20,958
‫شرمنده. مجبورم برای این قضیه برات اخطار کتبی رد کنم
‫چون یهو حجم زیادی از این کلمه بهم هجوم آورد.

693
00:37:21,000 --> 00:37:22,875
‫- می‌فهمم.
‫- آره. آره.

694
00:37:23,000 --> 00:37:24,625
‫ممنون، جرج. تو یه...

695
00:37:26,500 --> 00:37:27,416
‫مردِ خوبی.

696
00:37:27,875 --> 00:37:28,750
‫خدایا.

697
00:37:35,500 --> 00:37:37,750
‫- حالا که اینجام...
‫- عالیه.

698
00:37:37,875 --> 00:37:40,125
‫قانونِ ممنوعیتِ سفت‌وسختِ قرار گذاشتن توی شرکت...

699
00:37:40,250 --> 00:37:42,291
‫- خب.
‫- فکر نمی‌کنی یه کم...

700
00:37:43,416 --> 00:37:45,000
‫غیرواقع‌گرایانه‌ست؟

701
00:37:45,916 --> 00:37:50,125
‫به نظر خیلی سخته که بتونی جلوی آدما رو بگیری
‫که جذب همدیگه نشن.

702
00:37:50,416 --> 00:37:55,875
‫و اگه ارتباطشون با رضایت دو طرف باشه
‫و اگه رفتارها حرفه‌ای بمونه...

703
00:37:56,083 --> 00:37:56,958
‫بله.

704
00:37:57,875 --> 00:37:59,375
‫...نباید اوکی باشه؟

705
00:38:01,250 --> 00:38:02,125
‫نه.

706
00:38:06,166 --> 00:38:07,750
‫- دنیل.
‫- خانم کروز.

707
00:38:09,375 --> 00:38:10,791
‫روز بخیر.

708
00:38:10,875 --> 00:38:13,625
‫روز شما هم بخیر، آقا.

709
00:38:18,500 --> 00:38:21,041
‫هی، جرج. یه دقیقه وقت داری؟

710
00:38:21,125 --> 00:38:23,375
‫خانم کروز. بله، معلومه. سلام.

711
00:38:23,416 --> 00:38:24,625
‫خب، این...

712
00:38:25,500 --> 00:38:27,958
‫قانونِ ممنوعیتِ سفت‌وسختِ قرار گذاشتن توی شرکت...

713
00:38:28,166 --> 00:38:28,825
‫بله.

714
00:38:28,875 --> 00:38:30,541
‫فکر نمی‌کنی یه کم...

715
00:38:31,125 --> 00:38:32,250
‫غیرواقع‌گرایانه‌ست؟

716
00:38:34,125 --> 00:38:35,000
‫هان؟

717
00:38:35,125 --> 00:38:36,541
‫یه خبر خوب، یه خبر بد.

718
00:38:36,625 --> 00:38:39,416
‫خبر بد اینه که
‫دوباره مورد پرسش‌وپاسخ قرار می‌گیری.

719
00:38:39,500 --> 00:38:42,291
‫خبر خوب اینه که این یه شکایت متفاوته.

720
00:38:42,375 --> 00:38:45,666
‫یه مسافر که ما از پرواز
‫اخراجش کردیم داره ازت شکایت می‌کنه

721
00:38:45,750 --> 00:38:50,000
‫و این قاضی اصرار داره که
‫بری پیششون و دو روز وقت بذاری.

722
00:38:50,125 --> 00:38:51,125
‫عمراً.

723
00:38:51,208 --> 00:38:55,041
‫توی جمهوری دومینیکنه
‫که الان دماش ۳۰ درجه‌ست.

724
00:38:55,750 --> 00:38:56,875
‫کِی راه بیفتم؟

725
00:38:58,166 --> 00:39:00,291
‫- با کروز وان می‌رم.
‫- خوبه.

726
00:39:00,375 --> 00:39:02,750
‫دو روز توی بهشت.
‫هیچ‌کس بیشتر از تو لیاقتش رو نداره.

727
00:39:03,208 --> 00:39:05,208
‫از بخش حقوقی کی رو می‌خوای ببری؟

728
00:39:05,250 --> 00:39:06,791
‫احتمالاً باید ریچل رو ببری.

729
00:39:06,875 --> 00:39:08,500
‫- ریچل خوبه.
‫- اون بهترینه.

730
00:39:08,541 --> 00:39:11,000
‫- ریچل بهترینه. خیلی گله.
‫- واقعاً همین‌طوره.

731
00:39:11,041 --> 00:39:12,041
‫دنیل؟

732
00:39:13,250 --> 00:39:14,250
‫ببخشید.

733
00:39:15,041 --> 00:39:18,041
‫داری... داری از من می‌پرسی
‫که باید منو ببری یا نه؟

734
00:39:18,333 --> 00:39:21,458
‫یا داری ازم می‌پرسی
‫که باید ریچل رو ببری؟

735
00:39:21,500 --> 00:39:23,950
‫- من ترجیح خاصی ندارم.
‫- نبایدم داشته باشی.

736
00:39:24,000 --> 00:39:26,416
‫- اگه بیای که عالی می‌شه.
‫- اون که عالی می‌شه.

737
00:39:26,500 --> 00:39:28,250
‫وای خدا. همه‌کارها رو ردیف می‌کنه.

738
00:39:28,291 --> 00:39:31,041
‫- ریچل هم عالیه.
‫- شدیداً موافقم.

739
00:39:31,125 --> 00:39:33,666
‫- یه تصمیم هوشمندانۀ دیگه.
‫- همسفر شدن باهاش خیلی خوش می‌گذره.

740
00:39:33,750 --> 00:39:37,000
‫ولی دنیل پادشاهِ این‌جور جلساته، نه؟

741
00:39:37,041 --> 00:39:38,333
‫- اینو دیگه نمی‌دونم.
‫- پادشاه؟

742
00:39:38,375 --> 00:39:39,500
‫- حرف نداره.
‫- همیشه برنده‌ست.

743
00:39:39,541 --> 00:39:40,375
‫همین‌طوره.

744
00:39:40,500 --> 00:39:42,166
‫حتماً. قطعاً. حتماً.

745
00:39:42,250 --> 00:39:44,750
‫من فقط به این فکر می‌کنم که
‫با وظایف جدیدِ دنیل

746
00:39:44,875 --> 00:39:47,625
‫شاید این مأموریت
‫در حد و اندازۀ استعدادهای اون نباشه.

747
00:39:47,750 --> 00:39:48,625
‫هوم.

748
00:39:48,750 --> 00:39:51,375
‫نه، نکتۀ خوبیه.
‫ممکنه براش کسر شأن باشه.

749
00:39:51,500 --> 00:39:53,875
‫- برات کسر شأن می‌شه؟
‫- همین الانش هم کلی کار ریخته سرش.

750
00:39:54,000 --> 00:39:55,875
‫- می‌دونم، ولی اون...
‫- مثل یه مسافرت تفریحیه.

751
00:39:55,958 --> 00:39:57,500
‫داریم زیادی به قضیه فکر می‌کنیم؟

752
00:39:58,041 --> 00:39:59,375
‫کاملاً حق با توئه.

753
00:39:59,416 --> 00:40:01,666
‫تا اینو گفتی،
‫فهمیدم که داریم زیادی بهش فکر می‌کنیم.

754
00:40:01,750 --> 00:40:03,950
‫باورم نمی‌شه
‫هنوز داریم در موردش حرف می‌زنیم.

755
00:40:04,000 --> 00:40:05,741
‫- برای من فرقی نمی‌کنه.
‫- من دنیل رو می‌برم.

756
00:40:05,791 --> 00:40:06,916
‫با کمال میل میام.

757
00:40:07,000 --> 00:40:09,000
‫خوشحال می‌شم بیام. من...

758
00:40:10,250 --> 00:40:11,291
‫مشکلی برای اومدن ندارم.

759
00:40:11,375 --> 00:40:13,625
‫و منم مشکلی با اومدنِ تو ندارم.

760
00:40:16,500 --> 00:40:17,875
‫- باشه.
‫- باشه.

761
00:40:18,000 --> 00:40:19,166
‫- چه کابوسی.
‫- مورد بعدی.

762
00:40:19,250 --> 00:40:22,000
‫دنیل و جکی می‌رن
‫به جمهوری دومینیکن. بریم سراغ بعدی.

763
00:40:29,041 --> 00:40:30,500
‫آممم...

764
00:40:30,541 --> 00:40:31,625
‫ببخشید، آقا.

765
00:40:31,750 --> 00:40:33,125
‫چطوری، داداش؟

766
00:40:34,250 --> 00:40:35,125
‫کروز وان؟

767
00:40:35,791 --> 00:40:36,875
‫کروز وان...

768
00:40:38,125 --> 00:40:40,291
‫هواپیمایی که همه‌چیز از اون شروع شد.

769
00:40:40,375 --> 00:40:43,750
‫وای خدا. این یه بچه‌هواپیماست.

770
00:40:43,791 --> 00:40:45,500
‫- ممنون.
‫- آره.

771
00:40:57,625 --> 00:40:58,791
‫به هواپیما خوش اومدید.

772
00:40:58,875 --> 00:41:00,500
‫تو قراره هواپیما رو برونی؟

773
00:41:00,750 --> 00:41:02,291
‫نگو که نمی‌دونستی!

774
00:41:02,791 --> 00:41:05,791
‫من فقط مدیرعامل ایر کروز نیستم.
‫خلبان هم هستم.

775
00:41:05,833 --> 00:41:09,250
‫بذار راستش رو بگم؛
‫فکر می‌کردم این فقط یه ترفند تبلیغاتیه

776
00:41:09,291 --> 00:41:11,000
‫و در واقع خودت خلبانی نمی‌کنی.

777
00:41:14,541 --> 00:41:15,625
‫ولی جداً...

778
00:41:16,875 --> 00:41:18,291
‫خودت خلبانی می‌کنی؟

779
00:41:18,375 --> 00:41:19,666
‫یه مدتی می‌شه که نکردم.

780
00:41:19,750 --> 00:41:22,125
‫ولی خیلی وقتا از شبیه‌ساز پرواز استفاده می‌کنم.

781
00:41:22,166 --> 00:41:26,166
‫هرچند راستش رو بخوای،
‫فکر کنم چون من رئیسم درجه‌ش رو می‌ذارن روی آسون.

782
00:41:28,541 --> 00:41:30,125
‫لعنتی! یا خدا.

783
00:41:30,375 --> 00:41:31,616
‫ببخشید.

784
00:41:31,666 --> 00:41:32,666
‫اشتباه از من بود.

785
00:41:34,125 --> 00:41:36,000
‫برو بریم.

786
00:41:39,125 --> 00:41:43,041
‫وییییی!

787
00:41:43,125 --> 00:41:44,375
‫داریم پرواز می‌کنیم!

788
00:41:44,500 --> 00:41:48,166
‫اوه لعنتی!

789
00:42:00,833 --> 00:42:02,833
‫[ایر کروز]

790
00:42:03,166 --> 00:42:06,375
‫سلام.
‫کاپیتانِ شما صحبت می‌کنه.

791
00:42:06,416 --> 00:42:08,750
‫زمان پرواز چهار ساعته.

792
00:42:08,791 --> 00:42:12,000
‫یه‌کم بیشتر طول می‌کشه
‫اگه به هوای بد و بداخلاقی بخوریم.

793
00:42:12,125 --> 00:42:14,750
‫می‌تونی تمام طول پرواز رو
‫همون پشت تنهایی برای خودت بمونی

794
00:42:14,791 --> 00:42:16,000
‫یا می‌تونی بیای اینجا پیش من.

795
00:42:16,041 --> 00:42:18,375
‫نه، من... نمی‌خوام حواست رو پرت کنم.

796
00:42:18,416 --> 00:42:21,250
‫لطفاً تمرکزت رو بذار
‫روی کاری که داری می‌کنی.

797
00:42:21,291 --> 00:42:23,291
‫من یه کلمه از حرف‌هاتو نمی‌شنوم.

798
00:42:23,875 --> 00:42:26,666
‫اگه می‌خوای حرف بزنی
‫باید بیای یکی از اینا بذاری روی گوشِت.

799
00:42:43,541 --> 00:42:44,500
‫سلام.

800
00:42:45,000 --> 00:42:45,875
‫سلام.

801
00:42:49,791 --> 00:42:51,291
‫این تو و کاپیتان جک‌اید؟

802
00:42:51,375 --> 00:42:52,791
‫آره، اولین پروازِ انفرادیم.

803
00:42:52,875 --> 00:42:54,125
‫انفرادی؟

804
00:42:54,250 --> 00:42:55,750
‫۱۳ سالم بود.

805
00:42:55,875 --> 00:42:56,791
‫چی؟

806
00:42:56,875 --> 00:42:59,750
‫نِشسته بودم کنارش و پرواز رو یاد گرفتم.

807
00:43:02,375 --> 00:43:05,416
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم ما
‫این بالا خیلی بیشتر با هم وقت می‌گذروندیم

808
00:43:05,500 --> 00:43:06,791
‫تا روی زمین.

809
00:43:08,291 --> 00:43:11,750
‫بعدش فهمیدیم که اگه فقط
‫یه آدم خرپول رو اون پشت سوار کنیم،

810
00:43:11,875 --> 00:43:13,875
‫می‌تونیم پول بنزین و تعمیرات رو دربیاریم.

811
00:43:14,000 --> 00:43:14,791
‫وای.

812
00:43:15,291 --> 00:43:17,875
‫و از همون‌جا، یه شرکت هواپیماییِ کامل درست شد.

813
00:43:20,916 --> 00:43:22,125
‫شگفت‌انگیزه.

814
00:43:33,875 --> 00:43:36,125
‫خب، تو چطوری وارد رشتۀ حقوق شدی؟

815
00:43:37,250 --> 00:43:40,500
‫خب، دلم می‌خواست
‫کل سیارۀ زمین ازم متنفر باشن،

816
00:43:40,625 --> 00:43:42,875
‫و پلیس راهنمایی‌رانندگی خوب دستمزد نمی‌داد.

817
00:43:50,291 --> 00:43:52,000
‫شبیه‌سازت این کار رو هم می‌کرد؟

818
00:43:53,250 --> 00:43:55,625
‫دنیل، من به خدا قسم یه خلبان واقعی‌ام.

819
00:43:55,666 --> 00:43:57,916
‫توی شرایط خیلی بدتر از این هم پرواز کردم.

820
00:43:58,625 --> 00:44:02,000
‫من توی کولاک و
‫طوفان‌های رعدوبرق و گردبادها پرواز کردم.

821
00:44:02,125 --> 00:44:03,166
‫هر چی که بگی.

822
00:44:09,875 --> 00:44:10,875
‫یا خدا، این...

823
00:44:13,166 --> 00:44:15,125
‫هی، منو ببین.

824
00:44:16,250 --> 00:44:17,333
‫هواتو دارم.

825
00:44:18,791 --> 00:44:21,000
‫نمی‌ذارم از آسمون بیفتی پایین.

826
00:44:22,625 --> 00:44:25,375
‫اون تیکۀ آخرش یه‌جورایی اوضاع رو بدتر کرد.

827
00:44:52,875 --> 00:44:54,000
‫ممنون، خانم کروز.

828
00:44:55,625 --> 00:44:56,875
‫جکی صدام کن.

829
00:45:00,125 --> 00:45:01,125
‫جکی.

830
00:45:21,250 --> 00:45:24,916
‫خانم کروز، همون‌طور که می‌دونید،
‫موکل من شدیداً مورد قضاوت قرار گرفت،

831
00:45:25,625 --> 00:45:27,375
‫- اون هم بدونِ برگزاری دادگاه.
‫- ببخشید.

832
00:45:27,416 --> 00:45:33,125
‫شبکه‌های اجتماعی توی یه پستی که شاملِ...

833
00:45:33,166 --> 00:45:34,500
‫- خیلی ببخشید.
‫- ببخشید.

834
00:45:34,541 --> 00:45:35,416
‫بفرمایید.

835
00:45:36,166 --> 00:45:40,500
‫شامل یه ویدیو بود
‫که کاملاً به اشتباه نشون می‌داد

836
00:45:40,625 --> 00:45:43,625
‫موکل من روی درِ کابین خلبان دستشویی کرده
‫و با همون قضاوتش کردن.

837
00:45:53,750 --> 00:45:54,625
‫شام؟

838
00:45:54,750 --> 00:45:56,000
‫چی گفتی؟

839
00:45:56,750 --> 00:45:58,791
‫اوه. مهم نیست.

840
00:45:58,875 --> 00:46:00,916
‫نه، نشنیدم چی گفتی.

841
00:46:01,000 --> 00:46:03,291
‫واکنشم به حرفِت نبود.

842
00:46:03,791 --> 00:46:06,000
‫هیچی نیست. بی‌خیال. ببخشید.

843
00:46:09,166 --> 00:46:10,541
‫- می‌خوای شام بریم بیرون؟
‫- آره.

844
00:46:19,958 --> 00:46:21,208
‫به صاحب‌خونه‌م زنگ زدم،

845
00:46:21,333 --> 00:46:24,333
‫ولی گفت نمی‌تونه راه‌حلی واسه
‫بوی گند پیدا کنه تا...

846
00:46:24,458 --> 00:46:26,208
‫ظهر بخیر، خانم کروز.

847
00:46:26,333 --> 00:46:27,625
‫ظهر بخیر، کلیر.

848
00:46:28,125 --> 00:46:31,333
‫قبل از این که قرارداد رو امضا کنم،
‫می‌خوام از نظر حقوقی چکش کنی.

849
00:46:31,458 --> 00:46:33,208
‫البته. خوشحال میشم.

850
00:46:34,208 --> 00:46:36,500
‫[امشب خونه‌ی من شام بخوریم؟]

851
00:46:39,458 --> 00:46:40,500
‫اه...

852
00:46:40,583 --> 00:46:42,083
‫آره، فکر کنم خوبه.

853
00:46:42,208 --> 00:46:43,208
‫عالیه.

854
00:46:44,708 --> 00:46:45,958
‫می‌تونی نفس بکشی، کلیر.

855
00:46:46,083 --> 00:46:47,375
‫ممنون.

856
00:46:49,875 --> 00:46:52,625
‫چه خبر شده؟
‫چرا رفته بودی بخش حقوقی؟

857
00:46:52,708 --> 00:46:55,708
‫و داشتی لبخند می‌زدی. چرا داشتی
‫تو بخش حقوقی لبخند می‌زدی؟

858
00:46:55,833 --> 00:46:59,333
‫سیدنی، اینقدری بدبختی سرت ریخته
‫که نخوای نگران کارهای من باشی...

859
00:46:59,375 --> 00:47:01,333
‫ببخشید. بیا با آسانسور بریم.

860
00:47:01,375 --> 00:47:04,375
‫فلج که نیستم، می‌تونم از
‫پله‌ها بیام.

861
00:47:04,875 --> 00:47:05,958
‫باشه.

862
00:47:13,708 --> 00:47:15,583
‫میشه بری خونه؟

863
00:47:17,083 --> 00:47:21,333
‫از وقتی رفتی جمهوری دومینیکن مسافرت،
‫رفتارت عجیب شده.

864
00:47:23,000 --> 00:47:24,708
‫حواسم بهت هست.

865
00:47:31,208 --> 00:47:32,375
‫هوم!

866
00:47:34,458 --> 00:47:35,458
‫چیکار می‌کنی؟

867
00:47:35,583 --> 00:47:36,583
‫چیه؟

868
00:47:36,708 --> 00:47:38,208
‫- این رو میگم.
‫- اوه! این...

869
00:47:39,083 --> 00:47:40,958
‫وقتی خوشحالم و غذام خوشمزه‌ست
‫اینجوری می‌کنم.

870
00:47:41,083 --> 00:47:41,958
‫آها.

871
00:47:42,000 --> 00:47:45,583
‫مگه بقیه مردم وقتی خوشحالن و
‫غذاشون خوشمزه‌ست نمی‌رقصن؟

872
00:47:45,625 --> 00:47:46,875
‫خب، باید برقصن.

873
00:47:49,583 --> 00:47:53,333
‫کم‌کم دارم می‌فهمم چرا از
‫غذا خوردن تو سرما خوشت میاد.

874
00:47:54,333 --> 00:47:56,875
‫آره، ترجیح میدم رقیبم رو زیر نظر بگیرم.

875
00:47:57,458 --> 00:47:58,458
‫اوهوم.

876
00:47:59,333 --> 00:48:01,333
‫از وقتی بچه بودم به شهر نگاه می‌کردم
‫و می‌گفتم،

877
00:48:01,458 --> 00:48:04,583
‫«یه روز، اینقدری خوب میشم که
‫جزوی از اونا بشم.»

878
00:48:06,208 --> 00:48:07,333
‫خاک تو سرشون.

879
00:48:08,125 --> 00:48:09,500
‫منهتن لیاقتت رو نداشت.

880
00:48:11,833 --> 00:48:13,083
‫تازه، از اینجا خوشم میاد.

881
00:48:14,833 --> 00:48:15,833
‫از نیوجرسی؟

882
00:48:17,208 --> 00:48:19,458
‫زیباترین جای روی زمینه.

883
00:48:31,333 --> 00:48:33,833
‫- ممنون. دستشویی کجاست؟
‫- اولین در سمت راست.

884
00:48:33,875 --> 00:48:35,458
‫باشه. الان برمی‌گردم.

885
00:48:40,958 --> 00:48:41,416
‫سمت چپ!

886
00:48:42,541 --> 00:48:44,250
‫یا خدا.

887
00:48:44,375 --> 00:48:45,416
‫خیلی خب. نه...

888
00:48:45,500 --> 00:48:47,250
‫خودت رو به ندیدن بزن.
‫چیزی نیست.

889
00:48:47,291 --> 00:48:49,500
‫- ببخشید. اجازه بده.
‫- نمی‌خواد.

890
00:48:49,625 --> 00:48:50,500
‫من...

891
00:48:51,291 --> 00:48:54,750
‫اینجا چه خبره؟

892
00:48:54,791 --> 00:48:56,916
‫یه شوخیه.

893
00:48:57,416 --> 00:49:00,500
‫همه‌ش شوخیه.
‫من از وسایل بریتانیایی خوشم میاد.

894
00:49:00,541 --> 00:49:03,375
‫چون بچه بودم بابام به اونجا
‫اعزام شده بود

895
00:49:03,500 --> 00:49:05,625
‫و زیاد به اونجا سر می‌زنم، و هر دفعه

896
00:49:05,666 --> 00:49:08,250
‫یه چیز کوچولو از فرودگاه می‌خرم.

897
00:49:08,916 --> 00:49:12,875
‫و بعد از یه مدت، خونه‌م پر
‫وسایل بریتانیایی شده بود

898
00:49:12,916 --> 00:49:18,250
‫و سیدنی گفت، «یه اتاق از
‫وسایل بریتانیایی بزن.»

899
00:49:18,375 --> 00:49:22,416
‫پس منم از سر شوخی این کار رو کردم،
‫و...

900
00:49:22,500 --> 00:49:24,125
‫نمی‌تونی اونجا بشینی. متاسفم.

901
00:49:24,250 --> 00:49:26,041
‫- جای خانواده سلطنتیه.
‫- شرمنده.

902
00:49:26,125 --> 00:49:29,500
‫و هر تولد و کریسمس،

903
00:49:29,625 --> 00:49:32,250
‫سیدنی وسایل بریتانیایی بیشتری
‫برام می‌خره

904
00:49:32,291 --> 00:49:36,916
‫چون داشتن یه اتاق بریتانیایی...

905
00:49:38,000 --> 00:49:39,125
‫به عنوان شوخی بامزه بود.

906
00:49:39,166 --> 00:49:40,250
‫پس...

907
00:49:43,625 --> 00:49:46,000
‫کشته مُرده‌ی پسرهای بریتانیایی
‫هستی؟

908
00:49:47,250 --> 00:49:49,875
‫من... استایل مورد علاقه‌تم؟

909
00:49:50,500 --> 00:49:51,416
‫به هیچ عنوان.

910
00:49:52,375 --> 00:49:56,500
‫محض خنده‌ست. اصلاً...
‫چیز خاصی نیست!

911
00:49:56,541 --> 00:49:58,416
‫بزرگش نکن.

912
00:49:58,500 --> 00:50:00,500
‫هیچی نیست.

913
00:50:00,541 --> 00:50:03,625
‫مهم نیست.

914
00:50:05,166 --> 00:50:06,166
‫هوم.

915
00:50:34,583 --> 00:50:36,083
‫اه...

916
00:50:37,333 --> 00:50:38,708
‫شوخی نیست، نه؟

917
00:50:41,458 --> 00:50:42,500
‫عیبی نداره.

918
00:50:43,375 --> 00:50:46,583
‫منم عاشق زن‌های قدرتمند
‫و خوش هیکلم.

919
00:50:50,708 --> 00:50:53,583
‫پس می‌دونی رویه کار چطوریه دیگه؟

920
00:50:54,958 --> 00:50:55,958
‫بگو.

921
00:50:57,083 --> 00:50:59,208
‫باید با دقت وایسی،

922
00:50:59,875 --> 00:51:01,625
‫و هر کاری هم بکنم...

923
00:51:03,333 --> 00:51:04,958
‫نمی‌تونی تکون بخوری.

924
00:51:06,541 --> 00:51:07,666
‫دوتا لطفاً.

925
00:51:07,708 --> 00:51:09,208
‫تو چی؟

926
00:51:10,041 --> 00:51:13,708
‫به نظرم داری سعی می‌کنی راضیم
‫کنی که دوباره بذارم برگردی تو این تخت.

927
00:51:14,541 --> 00:51:16,041
‫حالا تلاشم داره جواب میده؟

928
00:51:16,708 --> 00:51:17,916
‫انگار داری جادوم می‌کنی.

929
00:51:19,708 --> 00:51:22,666
‫خیلی خب، ولی تو دفتر باید
‫جدی باشیم.

930
00:51:23,541 --> 00:51:24,958
‫چشم.

931
00:51:27,500 --> 00:51:29,500
‫روز بخیر، جکی. اه، خانم کروز.

932
00:51:29,625 --> 00:51:32,666
‫همون جکی خوبه. همه جکی
‫صدام می‌کنن. خداحافظ، رفقا.

933
00:51:32,791 --> 00:51:35,291
‫- خداحافظ، جکی.
‫- فعلاً، جکی.

934
00:51:35,375 --> 00:51:37,541
‫- خداحافظ، جکی.
‫- خداحافظ، جکی.

935
00:51:38,125 --> 00:51:39,791
‫من تا حالا جکی صداش نکردم.

936
00:51:39,875 --> 00:51:41,541
‫هیچکس جکی صداش نمی‌کنه.

937
00:51:49,875 --> 00:51:51,458
‫خب، حالا کجا بریم؟

938
00:51:51,500 --> 00:51:54,333
‫کل آخر هفته رو وقت داریم.
‫می‌تونیم بریم پورتوریکو، یا میامی...

939
00:51:55,000 --> 00:51:58,583
‫اگه به کسی نگی،
‫می‌تونم خودمون رو برسونم کوبا.

940
00:52:01,458 --> 00:52:03,458
‫لعنتی. نمی‌تونم.

941
00:52:03,583 --> 00:52:05,375
‫فردا صبح کار دارم.

942
00:52:05,458 --> 00:52:06,500
‫چی؟

943
00:52:07,125 --> 00:52:09,833
‫کارهای شخصی.

944
00:52:11,375 --> 00:52:12,375
‫اوه.

945
00:52:14,333 --> 00:52:18,000
‫می‌تونم فردا بعد از ظهر بیام.
‫می‌تونیم بریم هر جای دنیا که خواستیم. فقط...

946
00:52:18,708 --> 00:52:20,083
‫امشب باید برگردم.

947
00:52:20,583 --> 00:52:21,583
‫باشه.

948
00:52:23,083 --> 00:52:24,208
‫همه چی مرتبه؟

949
00:52:24,708 --> 00:52:25,583
‫آره.

950
00:52:26,083 --> 00:52:27,708
‫فقط یه کاری دارم.

951
00:52:28,583 --> 00:52:29,833
‫یه کار شخصی.

952
00:52:31,375 --> 00:52:32,375
‫باشه.

953
00:52:33,708 --> 00:52:35,625
‫پس سوال دیگه‌ای نمی‌پرسم.

954
00:52:36,375 --> 00:52:37,583
‫ممنون میشم.

955
00:52:50,520.5 --> 00:53:00,520.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

956
00:53:13,458 --> 00:53:14,458
‫ممنون.

957
00:53:17,458 --> 00:53:18,708
‫باهاش رفتی سر قرار، نه؟

958
00:53:19,958 --> 00:53:21,875
‫هزار بار، پاهام درد گرفتن.

959
00:53:22,583 --> 00:53:23,833
‫ایول!

960
00:53:23,875 --> 00:53:25,000
‫رفیق گلم.

961
00:53:47,875 --> 00:53:48,833
‫سلام؟

962
00:53:50,208 --> 00:53:51,208
‫کمکی از دستم برمیاد؟

963
00:53:52,208 --> 00:53:53,333
‫البته.

964
00:53:54,458 --> 00:53:55,583
‫امروز چطوری؟

965
00:53:56,083 --> 00:53:56,958
‫استن؟

966
00:53:58,208 --> 00:53:59,333
‫اسمم رو بلدی؟

967
00:53:59,875 --> 00:54:00,833
‫البته.

968
00:54:01,333 --> 00:54:05,083
‫آره. دنیل گفت سراغ استن رو بگیرم.

969
00:54:06,500 --> 00:54:07,708
‫دنیل رو که می‌شناسی.

970
00:54:07,750 --> 00:54:08,750
‫آره.

971
00:54:08,833 --> 00:54:12,458
‫آره. خب، منم به هوای
‫کار دنیل اومدم.

972
00:54:12,958 --> 00:54:14,333
‫اومدی خواهرش رو ببینی؟

973
00:54:14,458 --> 00:54:15,458
‫خواهرش؟

974
00:54:16,333 --> 00:54:17,208
‫آره!

975
00:54:17,250 --> 00:54:20,000
‫اسم شما تو لیست نیست.
‫اسمت باید تو لیست ملاقاتی‌های زندانی باشه.

976
00:54:20,083 --> 00:54:21,958
‫درسته. مشکلی نیست.

977
00:54:22,083 --> 00:54:25,583
‫پس من میرم. خیلی ممنون.
‫میشه در رو باز کنی؟ ممنون.

978
00:54:26,083 --> 00:54:28,958
‫نه. عیبی نداره. اگه دنیل رو می‌شناسی،
‫می‌تونی ببینیش.

979
00:54:29,083 --> 00:54:32,083
‫نمی‌خوام کسی رو تو دردسر بندازم.
‫دکمه رو بزن برم.

980
00:54:32,125 --> 00:54:33,958
‫نمی‌خواد. همینجا رو امضا کن.

981
00:54:35,583 --> 00:54:36,458
‫باشه.

982
00:54:47,458 --> 00:54:48,333
‫سلام.

983
00:54:49,958 --> 00:54:51,208
‫جکی کروز.

984
00:54:52,625 --> 00:54:55,458
‫- آره، از کجا...
‫- همه چیز رو می‌دونه.

985
00:54:55,500 --> 00:54:58,083
‫داداشم بهت نگفته بود امروز صبح
‫کجا داره میره،

986
00:54:58,208 --> 00:54:59,708
‫پس تعقیبش کردی.

987
00:55:01,083 --> 00:55:02,458
‫عجب دیوونه‌ای هستی.

988
00:55:04,333 --> 00:55:07,750
‫خوشم اومد. بشین.
‫جو، دو لیوان قهوه میاری؟

989
00:55:07,833 --> 00:55:09,208
‫نه، لیزی.

990
00:55:09,333 --> 00:55:10,958
‫اینجا منم که دستور میدم.

991
00:55:15,958 --> 00:55:18,208
‫دستگیر که شدم،
‫از همه چیز گذشت.

992
00:55:18,250 --> 00:55:20,208
‫از شغل مهمش استعفا داد.
‫اومد اینجا.

993
00:55:20,333 --> 00:55:22,333
‫اگه به لطف اون نبود الان تو
‫صف اعدامی‌ها بودم.

994
00:55:22,375 --> 00:55:23,583
‫صف اعدامی‌ها؟

995
00:55:24,083 --> 00:55:25,583
‫واو، ام...

996
00:55:25,708 --> 00:55:27,708
‫با قمه سر یه نفر رو زدم.

997
00:55:28,250 --> 00:55:29,833
‫- اوه! خدای من.
‫- آره.

998
00:55:30,833 --> 00:55:32,125
‫لعنتی.

999
00:55:32,750 --> 00:55:33,875
‫چرا؟

1000
00:55:33,958 --> 00:55:35,500
‫از اون پدرسوخته خوشم نمیومد.

1001
00:55:36,000 --> 00:55:37,833
‫ببخشید. تو شهر ما پدرسوخته
‫کلمه بدی نیست.

1002
00:55:37,958 --> 00:55:39,625
‫نه، دنیل هم میگه.

1003
00:55:39,708 --> 00:55:42,583
‫خب، مخلص کلام اینه که
‫داداشم در این حد وکیل خوبیه.

1004
00:55:42,708 --> 00:55:44,333
‫جای اینکه الان روی صندلی الکتریکی باشم،

1005
00:55:44,375 --> 00:55:47,458
‫هم‌بند زن‌های پولدار شدم و
‫به هر چی می‌خوام می‌رسم.

1006
00:55:48,833 --> 00:55:50,958
‫چه... خوب.

1007
00:55:51,000 --> 00:55:52,375
‫- پسر خوبیه.
‫- آره.

1008
00:55:55,458 --> 00:55:57,000
‫باهاش خوبی دیگه؟

1009
00:55:59,750 --> 00:56:01,333
‫آره. اه...

1010
00:56:02,083 --> 00:56:05,000
‫البته. بمیرم اگه دروغ بگم...

1011
00:56:06,625 --> 00:56:07,750
‫من نمی‌خوام بمیرم.

1012
00:56:07,833 --> 00:56:09,583
‫خب، پس دمت گرم.

1013
00:56:15,125 --> 00:56:16,250
‫واو! خدای من.

1014
00:56:16,291 --> 00:56:17,916
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

1015
00:56:18,416 --> 00:56:19,250
‫تو...

1016
00:56:20,166 --> 00:56:26,000
‫خیلی عجیب و مبهم رفتار کردی،
‫فکرم هزار جا رفت.

1017
00:56:26,041 --> 00:56:27,291
‫پس تعقیبم کردی؟

1018
00:56:27,791 --> 00:56:29,750
‫- ببخشید.
‫- واقعاً دیوونه‌ای.

1019
00:56:30,291 --> 00:56:32,125
‫- لیزی درک کرد.
‫- لیزی روانیه.

1020
00:56:32,250 --> 00:56:33,541
‫خودت تشویقم کردی...

1021
00:56:34,041 --> 00:56:37,625
‫حسابی تشویقم کردی که آسیب‌پذیرتر
‫و روراست‌تر باشم.

1022
00:56:37,750 --> 00:56:40,250
‫وقتی داری ازم مخفی‌کاری می‌کنی،
‫چطوری می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

1023
00:56:40,375 --> 00:56:43,625
‫مخفی‌کاری و حریم خصوصی داشتن
‫خیلی با هم فرق می‌کنن.

1024
00:56:43,666 --> 00:56:44,916
‫من آدم توداری هستم.

1025
00:56:45,000 --> 00:56:46,166
‫هی.

1026
00:56:46,250 --> 00:56:47,250
‫منم تودارم.

1027
00:56:47,375 --> 00:56:50,500
‫ولی از وقتی قهوه ریختی روی
‫لباسم دیگه رازی بین ما نیست.

1028
00:56:50,625 --> 00:56:52,916
‫- اشتباه کردم، عذرخواهی هم کردم.
‫- بهم دروغ گفتی.

1029
00:56:53,416 --> 00:56:54,500
‫اونم چند بار.

1030
00:56:55,125 --> 00:56:57,541
‫خدای من، از دروغ شنیدن متنفرم.

1031
00:56:58,625 --> 00:57:00,541
‫شبیه اینه که یکی جرئت نداره
‫بهت بگه

1032
00:57:00,625 --> 00:57:02,125
‫عاشق یه نفر دیگه شده.

1033
00:57:02,250 --> 00:57:04,375
‫دروغ میگه و میگه همه چیز مرتبه.

1034
00:57:04,500 --> 00:57:08,416
‫و چند سال بعد وقتی تو سفر
‫کاریش سورپرایزش کردی

1035
00:57:08,500 --> 00:57:11,250
‫می‌فهمی اینکه بغلش نکردی
‫واسه این نیست که سرما خورده،

1036
00:57:11,291 --> 00:57:15,541
‫واسه اینه که همیشه یه زن زیر تخت،
‫توی کمد یا توی دستشویی بوده.

1037
00:57:15,625 --> 00:57:18,291
‫نمی‌دونم کجا بود،
‫ولی وقتی در زدم

1038
00:57:18,375 --> 00:57:21,875
‫و مثل احمق‌ها چیزی جز کت بارونی و پوتین
‫نپوشیده بودم

1039
00:57:22,000 --> 00:57:24,666
‫دختره اونجا بود.

1040
00:57:25,541 --> 00:57:26,541
‫خدای من.

1041
00:57:27,541 --> 00:57:30,250
‫- همیشه حقیقت رو بهم بگو.
‫- من که بهت دروغ نگفتم.

1042
00:57:31,375 --> 00:57:32,541
‫ولی با مخفی‌کاری دروغ گفتی.

1043
00:57:33,666 --> 00:57:35,166
‫خب؟ داشتی مشکوک رفتار می‌کردی.

1044
00:57:35,250 --> 00:57:36,666
‫تو هم جاسوسیم رو کردی.

1045
00:57:36,750 --> 00:57:38,416
‫این خودش مشکوک‌ترین کار دنیاست.

1046
00:57:40,416 --> 00:57:42,250
‫خیلی خب. می‌دونی چیه؟
‫باید برم.

1047
00:57:44,625 --> 00:57:45,750
‫جکی، وایسا.

1048
00:57:46,500 --> 00:57:47,666
‫جکی.

1049
00:57:51,916 --> 00:57:54,125
‫همه چی عالیه.
‫هیچی بهتر از این نمیشه.

1050
00:57:55,625 --> 00:57:58,250
‫و واقعاً بابت آینده‌مون
‫هیجان‌زده‌م.

1051
00:57:59,875 --> 00:58:03,625
‫یه آینده پر از سود که ممکنه شبیه
‫یه رویا به نظر بیاد

1052
00:58:03,666 --> 00:58:07,375
‫ولی قول میدم که به واقعیت
‫خیلی نزدیک‌تر باشه.

1053
00:58:11,041 --> 00:58:12,000
‫ممنونم.

1054
00:58:17,250 --> 00:58:19,541
‫کورتنی آرمر، وال استریت ژورنال.

1055
00:58:19,625 --> 00:58:22,666
‫خانم کروز، خیلی از سهام‌دارها نگرانِ

1056
00:58:22,750 --> 00:58:25,500
‫تاثیر شکایت جدید شرکت هواپیمایی فالکن

1057
00:58:25,541 --> 00:58:27,750
‫روی این آینده پر از سود هستن.

1058
00:58:27,875 --> 00:58:31,291
‫خب، مدیر ارشد حقوقی ما بهتر
‫از همه می‌تونه درباره‌ش نظر بده.

1059
00:58:34,375 --> 00:58:35,291
‫اوه.

1060
00:58:35,375 --> 00:58:38,250
‫بله. البته.

1061
00:58:39,791 --> 00:58:44,000
‫اصلاً شکایت مهمی نیست،

1062
00:58:44,041 --> 00:58:46,916
‫و راستش رو بخواید توهین‌آمیزه،

1063
00:58:47,000 --> 00:58:50,000
‫و مطمئنم که برنده‌ی دادگاه
‫خودمون خواهیم بود.

1064
00:58:54,250 --> 00:58:58,250
‫شرکت هواپیمایی فالکن فکر می‌کنه
‫که گیت‌های دالاس با پارتی‌بازی

1065
00:58:58,291 --> 00:58:59,791
‫به خانم کروز رسیده.

1066
00:58:59,875 --> 00:59:01,000
‫ببینید، خیلی مسخره‌ست.

1067
00:59:01,500 --> 00:59:05,666
‫من خوب متوجه تفاوت بین زندگی
‫حرفه‌ای و زندگی شخصیم میشم،

1068
00:59:05,750 --> 00:59:08,125
‫و هیچوقت همچین خط قرمزی
‫رو زیر پا نمی‌ذارم.

1069
00:59:08,250 --> 00:59:10,375
‫هیچوقت با همکارم در این حد
‫صمیمی نمیشم.

1070
00:59:10,500 --> 00:59:15,125
‫هیچوقت با کارمندم اینقدر صمیمی نمیشم،
‫با وکیلم هم همینطور.

1071
00:59:17,791 --> 00:59:18,750
‫دقیقاً.

1072
00:59:20,250 --> 00:59:22,125
‫ایشون یه خانم شرافتمنده.

1073
00:59:28,625 --> 00:59:29,875
‫یه دفعه چت شد؟

1074
00:59:30,000 --> 00:59:31,166
‫نمی‌دونم.

1075
00:59:31,250 --> 00:59:32,791
‫فکر کنم از حال رفتم.

1076
00:59:33,291 --> 00:59:35,750
‫- خیلی دیوونگی بود؟
‫- آره. خیلی.

1077
00:59:35,791 --> 00:59:38,291
‫خدای من، بدبخت شدیم.
‫بیچاره شدیم.

1078
00:59:38,375 --> 00:59:39,625
‫سلام! چه خبر؟

1079
00:59:40,875 --> 00:59:42,625
‫- خوبی؟
‫- عالیم.

1080
00:59:42,666 --> 00:59:44,625
‫دوستان، صحبتتون عالی بود.

1081
00:59:44,666 --> 00:59:46,375
‫- ممنون.
‫- چیزی نبود که.

1082
00:59:46,416 --> 00:59:49,500
‫- عالی بود.
‫- فوق‌العاده بود. گل کاشتید.

1083
00:59:49,625 --> 00:59:52,416
‫قراره درباره یه مسئله
‫حقوقی صحبت کنیم.

1084
00:59:53,166 --> 00:59:54,375
‫باشه.

1085
00:59:54,416 --> 00:59:55,875
‫ولی... باشه.

1086
00:59:58,291 --> 00:59:59,500
‫بسه دیگه.

1087
01:00:00,875 --> 01:00:02,875
‫- بسه.
‫- چی؟

1088
01:00:02,916 --> 01:00:03,750
‫من...

1089
01:00:04,250 --> 01:00:05,416
‫ما نمی‌تونیم با هم باشیم.

1090
01:00:05,500 --> 01:00:07,541
‫قبلاً هم نمی‌تونستیم با هم باشیم،
‫ولی الان؟

1091
01:00:07,625 --> 01:00:09,500
‫اگه الان یکی بو ببره؟

1092
01:00:09,541 --> 01:00:12,000
‫درسته. البته، حق داری.

1093
01:00:12,041 --> 01:00:16,125
‫تازه، این کشش بین ما هم احتمالاً
‫تاثیر فرومونه. می‌دونی، مثلاً...

1094
01:00:16,250 --> 01:00:18,500
‫هیجان کارهای دزدکی.

1095
01:00:19,125 --> 01:00:20,666
‫کم‌کم تاثیرش رو از دست میده.

1096
01:00:22,791 --> 01:00:24,666
‫نمی‌تونی به خاطر دوستی بینمون
‫شرکتت رو از دست بدی.

1097
01:00:27,000 --> 01:00:27,875
‫نه؟

1098
01:00:29,791 --> 01:00:30,625
‫درسته.

1099
01:00:34,625 --> 01:00:37,041
‫تو که حرف نمی‌زنی.
‫منم اصلاً نمی‌شناسمت،

1100
01:00:37,125 --> 01:00:38,625
‫که کی هستی، چی می‌خوای.

1101
01:00:38,750 --> 01:00:40,291
‫چی باید بخوام؟

1102
01:00:40,875 --> 01:00:42,875
‫این سوال رو فقط آمریکایی‌ها می‌پرسن.

1103
01:00:42,916 --> 01:00:44,625
‫من چیزی نمی‌خوام. فقط...

1104
01:00:45,541 --> 01:00:46,750
‫زندگی می‌کنم.

1105
01:00:48,375 --> 01:00:49,625
‫ادامه میدم.

1106
01:00:54,041 --> 01:00:56,041
‫می‌خوام خواهرم رو برگردونم خونه.

1107
01:00:57,666 --> 01:01:00,041
‫و می‌خوام سعی کنم کمکش کنم.

1108
01:01:03,000 --> 01:01:05,375
‫و می‌خوام تو کارم خوب باشم.

1109
01:01:06,541 --> 01:01:08,625
‫دیگه چی باید بخوام؟

1110
01:01:14,000 --> 01:01:15,041
‫هیچی.

1111
01:01:16,375 --> 01:01:18,041
‫انگار خوب می‌دونی چی می‌خوای.

1112
01:01:21,000 --> 01:01:22,916
‫پس حله دیگه.

1113
01:01:24,625 --> 01:01:25,666
‫همه چیز...

1114
01:01:27,500 --> 01:01:28,416
‫تمومه.

1115
01:01:30,625 --> 01:01:36,541
‫از حالا به بعد، امیدوارم به کارمون
‫بدون هیچ...

1116
01:01:36,625 --> 01:01:38,375
‫نگران من نباش.

1117
01:01:41,041 --> 01:01:42,500
‫انگار از اول هم چیزی بینمون نبوده.

1118
01:02:05,000 --> 01:02:08,750
‫گفتن چند هفته طول می‌کشه.
‫گفتم یک هفته‌ای حلش کنن.

1119
01:02:08,791 --> 01:02:10,541
‫خیلی خب، بیاید مرورش کنیم.

1120
01:02:10,625 --> 01:02:13,000
‫زیاد بحث جالبی نیست،
‫درباره جایگاه‌یابی برند و بازاریابیه.

1121
01:02:13,125 --> 01:02:14,875
‫ممنون که بهمون ملحق شدید، آقای بلنچ‌فلاور.

1122
01:02:15,500 --> 01:02:16,416
‫شرمنده.

1123
01:02:16,916 --> 01:02:18,666
‫شرکت هواپیمایی فالکن از دادگاه حکم

1124
01:02:18,750 --> 01:02:21,291
‫مسدود کردن گیت‌های دالاس رو خواسته
‫تا دادرسی تموم بشه، ولی...

1125
01:02:21,375 --> 01:02:23,916
‫سی و یک روز دیگه قراره کارمون رو
‫شروع کنیم. بلیط فروختیم، کارمند استخدام کردیم.

1126
01:02:24,000 --> 01:02:25,125
‫من چهل‌تا هواپیما خریدم.

1127
01:02:25,250 --> 01:02:28,000
‫این قضیه ورشکسته‌مون می‌کنه.
‫باید سریع جلوش رو بگیری.

1128
01:02:28,125 --> 01:02:29,041
‫گرفتم.

1129
01:02:29,125 --> 01:02:31,625
‫درخواست یه طرح مخالف دادم و
‫قاضی درخواستشون رو رد کرد.

1130
01:02:32,250 --> 01:02:34,375
‫- واسه همین...
‫- خدای من.

1131
01:02:34,500 --> 01:02:36,625
‫...اوه، یک دقیقه رسیدم.

1132
01:02:39,291 --> 01:02:41,125
‫آفرین، آقای بلنچ‌فلاور.

1133
01:02:41,166 --> 01:02:42,750
‫وظیفمه، خانم کروز.

1134
01:02:50,666 --> 01:02:51,791
‫ممنون، کلیر.

1135
01:02:54,000 --> 01:02:55,375
‫برای امشب برنامه‌ای نداری؟

1136
01:02:58,125 --> 01:02:59,041
‫راحت باش.

1137
01:02:59,541 --> 01:03:00,500
‫خودم پرسیدم.

1138
01:03:02,625 --> 01:03:06,000
‫قراره با مامانم و نامزد جدیدش
‫کنی برم شام.

1139
01:03:06,041 --> 01:03:08,875
‫می‌ترسید از آقائه خوشم نیاد،
‫ولی مرد خوبیه.

1140
01:03:09,000 --> 01:03:11,000
‫به نظرم برای مامانم خوبه.

1141
01:03:11,041 --> 01:03:12,000
‫چه خوب.

1142
01:03:14,791 --> 01:03:16,666
‫خیلی خوشحالم که درباره
‫زندگی همدیگه سوال می‌پرسیم.

1143
01:03:16,750 --> 01:03:17,750
‫اوهوم.

1144
01:03:19,375 --> 01:03:20,500
‫شب بخیر، کلیر.

1145
01:03:29,250 --> 01:03:32,875
‫تو و جکی کِی جدا شدین؟

1146
01:03:32,916 --> 01:03:33,916
‫بله؟

1147
01:03:34,000 --> 01:03:35,875
‫مردم می‌تونن عاشق بودنشون
‫رو پنهان کنن،

1148
01:03:35,916 --> 01:03:39,000
‫ولی هیچکس نمی‌تونه دعوای بینشون
‫رو پنهان کنه.

1149
01:03:39,041 --> 01:03:42,166
‫«آفرین، آقای بلنچ‎فلاور.»
‫«وظیفمه، خانم کروز.»

1150
01:03:42,250 --> 01:03:44,625
‫متوجه منظورت نمیشم، سیدنی.

1151
01:03:44,750 --> 01:03:47,625
‫می‌دونی مدیریت این شرکت چقدر
‫برای جکی سخت بوده؟

1152
01:03:47,666 --> 01:03:49,416
‫- چقدر فداکاری کرده؟
‫- البته.

1153
01:03:49,500 --> 01:03:50,375
‫هیچی نمی‌دونی.

1154
01:03:50,416 --> 01:03:53,750
‫جکی این شرکت رو به موفقیت رسوند
‫چون هیچکس از اون فعال‌تر نیست، جز...

1155
01:03:53,791 --> 01:03:56,000
‫خدای من، اسم دختره چی بود؟
‫آها، خودم.

1156
01:03:56,125 --> 01:03:59,541
‫و تو قرار نیست دلیل نابود شدن
‫تمام اون سختکوشی‌ها و فداکاری‌ها...

1157
01:04:03,541 --> 01:04:04,416
‫لعنتی.

1158
01:04:05,541 --> 01:04:07,375
‫- کیسه آبم پاره شد.
‫- اوه.

1159
01:04:07,500 --> 01:04:09,875
‫وایسا، بذار زنگ بزنم.

1160
01:04:10,000 --> 01:04:13,041
‫لعنتی، شماره اورژانس اینجا چنده؟

1161
01:04:13,125 --> 01:04:14,416
‫بشین، پاشو.

1162
01:04:14,500 --> 01:04:15,875
‫چه غلطی می‌کنی؟

1163
01:04:15,916 --> 01:04:18,125
‫یه شوخی تو شهرتون می‌کنیدها.
‫چی بود؟

1164
01:04:18,166 --> 01:04:19,416
‫۹۱۱!

1165
01:04:19,500 --> 01:04:23,125
‫۹۱۱، آره. ۹۱۱ همون شوخی... الو!

1166
01:04:23,250 --> 01:04:27,125
‫یه خانمی اینجا زایمانش شروع شده.
‫تو اداره‌کل ایر کروز.

1167
01:04:27,166 --> 01:04:30,125
‫- سیدنی، لطفاً بشین. خدای من.
‫- نه، بچه الان داره به دنیا میاد.

1168
01:04:30,250 --> 01:04:31,375
‫الان؟

1169
01:04:31,500 --> 01:04:33,791
‫بچه الان داره به دنیا میاد!

1170
01:04:36,416 --> 01:04:38,041
‫می‌تونی ببینی... چه خبر شده؟

1171
01:04:38,125 --> 01:04:39,250
‫واو. خیلی خب، یه چیزی می‌بینم.

1172
01:04:40,500 --> 01:04:43,750
‫خب، بیا جلوتر و...

1173
01:04:43,875 --> 01:04:46,291
‫یچیزی رو ببین. ببین.

1174
01:04:46,375 --> 01:04:48,750
‫خدای من، بچه چقدر مو داره.

1175
01:04:48,791 --> 01:04:51,125
‫می‌دونی، فکر کنم یه بار فشار
‫بدی کافیه.

1176
01:04:51,250 --> 01:04:52,750
‫- فقط یک بار.
‫- یه فشار بزرگ.

1177
01:04:52,833 --> 01:04:55,625
‫- زور بزن، سیدنی!
‫- اول اعتراف کنید!

1178
01:04:57,583 --> 01:05:01,250
‫باشه! آره! رفتیم سر قرار، خب؟

1179
01:05:01,333 --> 01:05:02,333
‫می‌دونستم!

1180
01:05:02,375 --> 01:05:03,283
‫می‌دونستم!

1181
01:05:03,333 --> 01:05:06,041
‫موفق شدی، عزیزم! خدای من،
‫دختره. زایمان کردی، سیدنی.

1182
01:05:06,083 --> 01:05:07,416
‫بچه...

1183
01:05:07,458 --> 01:05:08,666
‫دختره!

1184
01:05:08,791 --> 01:05:11,541
‫آره، گمونم دختره.
‫یه دختربچه نازه.

1185
01:05:11,583 --> 01:05:13,041
‫خدای من.

1186
01:05:17,041 --> 01:05:18,166
‫ببین، سید.

1187
01:05:28,125 --> 01:05:32,458
‫وایسا ببینم، پس سیدنی اومد
‫پیش تو و دنیل و زایمان کرد؟

1188
01:05:32,583 --> 01:05:34,500
‫اوه، نه، دنیل تو اتاقش تنها بود،

1189
01:05:34,583 --> 01:05:37,083
‫منم بعدش رفتم داخل،
‫جدا جدا.

1190
01:05:37,625 --> 01:05:39,583
‫به خدا من هیچوقت...

1191
01:05:40,500 --> 01:05:41,500
‫خدای من.

1192
01:05:42,958 --> 01:05:43,833
‫اوه.

1193
01:05:44,333 --> 01:05:46,708
‫- صبح بخیر.
‫- سیدنی!

1194
01:05:46,750 --> 01:05:48,208
‫- بله؟
‫- نه.

1195
01:05:48,333 --> 01:05:51,958
‫بیخیال، تمام زن‌های دنیا روز بعد
‫از زایمانشون

1196
01:05:52,000 --> 01:05:53,333
‫برمی‌گردن سر کار.

1197
01:05:53,458 --> 01:05:55,708
‫- آره، ولی نباید این کار رو بکنن.
‫- نه، من خوبم.

1198
01:05:56,458 --> 01:05:59,458
‫وای خدا. نمی‌تونم مجبورت کنم
‫بری خونه؟

1199
01:05:59,583 --> 01:06:00,708
‫نه.

1200
01:06:00,750 --> 01:06:03,333
‫می‌تونم ازت شکایت کنم. از نظر حقوقی.
‫می‌دونی از کی باید بپرسیم؟

1201
01:06:03,375 --> 01:06:05,583
‫از دنیل. «دنیل! دنیل! اوه، دنیل!»

1202
01:06:05,625 --> 01:06:07,583
‫می‌برمش دفترم.
‫باید استراحت کنه.

1203
01:06:07,625 --> 01:06:09,458
‫- تبریک میگم.
‫- آفرین.

1204
01:06:09,500 --> 01:06:10,958
‫دختردار شدی.

1205
01:06:16,125 --> 01:06:17,750
‫- می‌خواستی من رو ببینی؟
‫- نه.

1206
01:06:17,833 --> 01:06:21,458
‫- اوه! تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- فکر کردی به هوای یه چیز دیگه صدات کرد؟

1207
01:06:21,500 --> 01:06:25,500
‫چی؟ نه، ما جدا شدیم.
‫تو همین دیروز زایمان کردی.

1208
01:06:25,583 --> 01:06:27,208
‫آره. وای خدا.

1209
01:06:27,250 --> 01:06:30,083
‫خیلی خب. درباره‌ش صحبت کردیم، خب؟
‫می‌خواد بمونه.

1210
01:06:30,708 --> 01:06:33,708
‫ولی باید به صورت حرفه‌ای با
‫جفتتون صحبت کنم.

1211
01:06:33,833 --> 01:06:35,833
‫- البته.
‫- حتماً.

1212
01:06:39,208 --> 01:06:43,458
‫ویلیام باتن از شرکت هواپیمایی فالکن
‫خواسته من رو ببینه.

1213
01:06:43,500 --> 01:06:45,500
‫- هوم.
‫- برای شام.

1214
01:06:47,208 --> 01:06:48,458
‫می‌دونید چرا؟

1215
01:06:48,583 --> 01:06:50,833
‫اول من. فکر کنم می‌خواد کوتاه بیاد.

1216
01:06:50,875 --> 01:06:53,708
‫مردم از قلدرها متنفرن و شاید

1217
01:06:53,833 --> 01:06:56,333
‫این شکایت حقوقی باعث میشه شرکت
‫هواپیمایی فالکن مثل رجینا جورج

1218
01:06:57,375 --> 01:06:59,333
‫تو روز مبارزه با زورگویی به نظر بیاد.

1219
01:07:03,833 --> 01:07:04,833
‫رجینا شخصیت فیلم دختران بدجنسه.

1220
01:07:05,458 --> 01:07:07,450
‫فیلم دختران بدجنس.
‫اونی که یارو توش بازی کرده بود.

1221
01:07:07,500 --> 01:07:08,791
‫- میشه بری خونه؟
‫- نه.

1222
01:07:08,875 --> 01:07:10,750
‫باید بهش رسیدگی کنم.
‫دنیل، نظر تو چیه؟

1223
01:07:10,791 --> 01:07:12,500
‫- برو خونه پیش بچه‌ت.
‫- نمیرم.

1224
01:07:12,541 --> 01:07:14,041
‫نظرت درباره شرکت هواپیمایی فالکن چیه؟

1225
01:07:14,750 --> 01:07:18,500
‫با سیدنی موافقم. به نظرم
‫می‌خواد شکایت رو پس بگیره

1226
01:07:18,541 --> 01:07:22,791
‫و در عین حال پیشنهاد خرید
‫شرکت هواپیمایی رو بده.

1227
01:07:23,375 --> 01:07:24,875
‫کارشون همینه دیگه.

1228
01:07:28,000 --> 01:07:29,500
‫خودت رو آماده کن.

1229
01:07:30,416 --> 01:07:31,875
‫قراره پیشنهاد خوبی بده.

1230
01:07:33,000 --> 01:07:37,000
‫می‌تونی تا آخر عمرت هر جوری
‫خواستی زندگی کنی،

1231
01:07:37,041 --> 01:07:38,791
‫هر جا خواستی بری، با...

1232
01:07:40,250 --> 01:07:41,750
‫هر کی که می‌خوای.

1233
01:07:46,541 --> 01:07:48,083
‫خیلی خب، بسه دیگه.
‫می‌برمش خونه. پاشو.

1234
01:07:56,625 --> 01:07:58,541
‫ممنون که بهم ملحق شدی، خانم کروز.

1235
01:07:58,625 --> 01:08:00,125
‫باعث افتخاره، بیل.

1236
01:08:01,250 --> 01:08:02,166
‫چه خبر؟

1237
01:08:02,250 --> 01:08:04,416
‫خب. بریم سر اصل مطلب.

1238
01:08:04,500 --> 01:08:06,875
‫لطف کن گیت‌ها رو پس بده به فرودگاه بین‌المللی
‫دالاس-فورت ورث،

1239
01:08:06,916 --> 01:08:09,250
‫که اونا هم پسش بدن به من.

1240
01:08:11,000 --> 01:08:12,916
‫خوابش رو ببینی، بیل.

1241
01:08:13,750 --> 01:08:15,666
‫این شکایت احمقانه قرار نیست به
‫نتیجه برسه.

1242
01:08:16,666 --> 01:08:19,666
‫آره، من و چارلز جانسون شام خوردیم
‫و فردا صبحش هم قهوه گرفتیم.

1243
01:08:19,750 --> 01:08:22,041
‫منم بهش گفتم از اون فرودگاه

1244
01:08:22,125 --> 01:08:23,375
‫پروازهای بیشتری رو برای شرکتم می‌گیرم،

1245
01:08:23,500 --> 01:08:26,500
‫و مشتری‌های بیشتری رو می‌فرستم
‫به کافه و رستوران‌هاش.

1246
01:08:26,541 --> 01:08:28,500
‫بهش رشوه ندادم.
‫باهاش صمیمی نشدم.

1247
01:08:28,541 --> 01:08:30,250
‫فقط حقیقت رو بهش گفتم.

1248
01:08:31,125 --> 01:08:32,500
‫ما شرکت هواپیمایی بهتری هستیم.

1249
01:08:34,000 --> 01:08:36,166
‫درباره شکایت حق داری.

1250
01:08:36,875 --> 01:08:39,250
‫نتیجه نمیده.
‫می‌دونستم.

1251
01:08:41,500 --> 01:08:44,375
‫واسه همین یه نقشه دوم داشتم.

1252
01:08:49,875 --> 01:08:51,750
‫کارآگاه خصوصیم رو می‌شناسی؟

1253
01:08:51,875 --> 01:08:53,125
‫جولی شتز.

1254
01:08:53,166 --> 01:08:55,750
‫چند ماهه داره تعقیبت می‌کنه
‫که ازت آتو گیر بیاره.

1255
01:08:55,875 --> 01:08:57,166
‫وای پسر، چه چیزی هم گیر آورد.

1256
01:08:57,250 --> 01:09:00,125
‫شرمنده، ولی تنها کاریه که بلدم.

1257
01:09:00,166 --> 01:09:03,250
‫اگه بلد بودم تپ دنس انجام بدم،
‫هیچوقت نمیومدم سراغ این کار.

1258
01:09:03,375 --> 01:09:05,625
‫ولی واقعاً به هم میاید.

1259
01:09:05,750 --> 01:09:07,000
‫دروغ نمیگم.

1260
01:09:09,625 --> 01:09:10,791
‫جولی شتز عزیز.

1261
01:09:11,750 --> 01:09:14,375
‫باعث شد بعد از طلاق‌هام پولی
‫از دست ندم.

1262
01:09:14,458 --> 01:09:15,666
‫نوشیدنی مکالن سی رو می‌خوام.

1263
01:09:16,375 --> 01:09:18,250
‫- می‌خوام جشن بگیرم.
‫- باشه.

1264
01:09:18,375 --> 01:09:19,625
‫شما چی؟

1265
01:09:24,000 --> 01:09:25,375
‫عکس‌ها رو منتشر می‌کنه،

1266
01:09:25,500 --> 01:09:28,291
‫منم به خاطر سَر و سِر داشتن با
‫کارمندم اخراج میشم.

1267
01:09:28,375 --> 01:09:30,458
‫مگر اینکه از گیت‌ها بگذرم، که بعدش

1268
01:09:30,500 --> 01:09:32,541
‫به خاطر مدیرعامل افتضاحی بودن اخراج میشم.

1269
01:09:32,625 --> 01:09:34,750
‫گزینه مزخرفی هست که یادم رفته
‫باشه بگم؟

1270
01:09:35,500 --> 01:09:40,250
‫متاسفم، جکی. بالا بری و پایین بیای
‫کارت رو از دست میدی.

1271
01:09:42,416 --> 01:09:43,791
‫سفارش ۶-۱۱.

1272
01:09:43,875 --> 01:09:45,625
‫مان بهشتی. سفارش ۶-۱۱.

1273
01:09:47,125 --> 01:09:49,916
‫این بهترین بوریتوی صبحونه‌ایه
‫که تا حالا خوردم.

1274
01:09:50,000 --> 01:09:51,791
‫چون با عشق درستش کردم.

1275
01:09:52,500 --> 01:09:55,000
‫این رسالت شغلی منه.

1276
01:09:55,125 --> 01:09:58,250
‫سفارش ۶-۱۲. بیچاره‌شون کن! ۶-۱۲.

1277
01:09:58,291 --> 01:10:01,250
‫باورم نمیشه پیتر ونس ماشین فست‌فود داره.

1278
01:10:01,291 --> 01:10:03,000
‫نه، من کارمند اینجام.

1279
01:10:03,041 --> 01:10:04,416
‫دیگه رفتم تو بخش خدمات.

1280
01:10:04,500 --> 01:10:06,625
‫ماشین انریکه رو بهش پس دادم.

1281
01:10:06,666 --> 01:10:08,250
‫اونم آشپزی رو یادم داد،

1282
01:10:08,291 --> 01:10:10,000
‫و یادم داد چطوری مثل آدم غذام
‫رو بجوئم.

1283
01:10:10,125 --> 01:10:12,000
‫ممنون، انریکه.

1284
01:10:12,041 --> 01:10:13,291
‫کاری نکردم که، رفیق.

1285
01:10:14,000 --> 01:10:15,000
‫خیلی مرد خوبیه.

1286
01:10:16,125 --> 01:10:19,375
‫می‌دونی که هر وقت به مشورت
‫نیاز داشتم میومدم پیش تو.

1287
01:10:20,416 --> 01:10:21,500
‫الان توصیه خاصی نداری؟

1288
01:10:22,916 --> 01:10:26,125
‫باید بفهمی چی از همه برات مهم‌تره.

1289
01:10:28,166 --> 01:10:30,416
‫یه صدایی درونته، جکی.

1290
01:10:31,625 --> 01:10:34,000
‫چهل سال طول کشید تا من
‫صدای درونم رو بشنوم.

1291
01:10:36,041 --> 01:10:37,541
‫فقط کافیه گوش بدی.

1292
01:10:38,625 --> 01:10:39,500
‫باشه.

1293
01:10:44,625 --> 01:10:46,125
‫بهترین بوریتوی دنیاست!

1294
01:10:46,916 --> 01:10:48,625
‫گل گفتی.

1295
01:10:48,666 --> 01:10:51,625
‫سفارش ۶-۱۳. باریک و بدجنس.

1296
01:10:52,750 --> 01:10:54,416
‫خدا به همراهت.

1297
01:10:57,416 --> 01:10:59,750
‫تجهیزات آماده به فروش رفتن هستن.

1298
01:10:59,791 --> 01:11:01,875
‫با اون قیمت یکی دیگه می‌خردشون.

1299
01:11:02,000 --> 01:11:03,625
‫واو، گوردیتا. آروم باش.

1300
01:11:03,666 --> 01:11:06,375
‫راست میگی. ممنون، کاپیتان جک.

1301
01:11:06,500 --> 01:11:07,375
‫باشه.

1302
01:11:08,166 --> 01:11:09,541
‫خیلی خب، بابایی. منتظر می‌مونیم.

1303
01:11:09,625 --> 01:11:10,625
‫دختر خوب.

1304
01:11:15,041 --> 01:11:16,500
‫وقت داری؟

1305
01:11:17,125 --> 01:11:17,916
‫البته.

1306
01:11:18,416 --> 01:11:19,291
‫بیا تو.

1307
01:11:20,375 --> 01:11:21,625
‫این...

1308
01:11:24,125 --> 01:11:25,750
‫نامه استعفامه.

1309
01:11:26,791 --> 01:11:29,166
‫هر کاری می‌خوای بکنی،
‫به یه وکیل نیاز داری،

1310
01:11:29,750 --> 01:11:31,000
‫و بعد از اون عکس‌ها،

1311
01:11:31,125 --> 01:11:32,875
‫من نمی‌تونم وکالتت رو به عهده بگیرم.

1312
01:11:34,375 --> 01:11:35,500
‫برمی‌گردی لندن؟

1313
01:11:36,375 --> 01:11:37,375
‫منهتن.

1314
01:11:38,875 --> 01:11:40,625
‫به یه شرکت بزرگ و معروف.

1315
01:11:40,666 --> 01:11:42,625
‫به احتمال زیاد پر از عوضی‌های گستاخه.

1316
01:11:43,916 --> 01:11:45,125
‫خب، موفق باشی.

1317
01:11:46,166 --> 01:11:47,916
‫برات آرزوی بهترین‌ها رو دارم.

1318
01:11:50,375 --> 01:11:53,291
‫و لطفاً به لیزی بگو که جدا شدنمون
‫تقصیر خودت بود.

1319
01:11:53,375 --> 01:11:55,000
‫گفتم. نگران نباش.

1320
01:11:55,625 --> 01:11:56,500
‫ممنون.

1321
01:11:57,875 --> 01:11:59,000
‫متشکرم، جکی.

1322
01:12:00,291 --> 01:12:01,791
‫باعث افتخار بود.

1323
01:12:04,250 --> 01:12:05,250
‫همه چیز.

1324
01:12:10,875 --> 01:12:12,166
‫قبل از اینکه برم...

1325
01:12:12,916 --> 01:12:14,375
‫یه چیزی هست.

1326
01:12:19,875 --> 01:12:23,375
‫تو مدیرعامل بی‌نظیری هستی.

1327
01:12:25,625 --> 01:12:27,741
‫واسه همین نمی‌فهمم چرا

1328
01:12:27,791 --> 01:12:29,916
‫می‌ذاری یه مرد بزنه تو سرت.

1329
01:12:31,625 --> 01:12:32,875
‫عکس‌ها دستشن، دنیل.

1330
01:12:33,000 --> 01:12:35,291
‫اون عوضی رو نمیگم.
‫بابات رو میگم.

1331
01:12:36,541 --> 01:12:38,375
‫- چی؟
‫- دست بردار، جکی.

1332
01:12:38,416 --> 01:12:41,875
‫بابات در برابر تو هیچی به حساب نمیاد.
‫یه شوخی بیشتر نیست. یه نماده.

1333
01:12:41,916 --> 01:12:43,875
‫اونی که داری درباره‌ش حرف میزنی بابامه‌ها.

1334
01:12:43,916 --> 01:12:46,250
‫می‌دونم. مسخره‌ست که می‌ذاری
‫کنترلت کنه.

1335
01:12:46,375 --> 01:12:48,250
‫- کسی من رو کنترل نمی‌کنه.
‫- مزخرف نگو، جکی.

1336
01:12:48,375 --> 01:12:51,041
‫- باباته که مانع توئه.
‫- بسه دیگه.

1337
01:12:52,875 --> 01:12:54,291
‫خدای من، می‌دونستم آخرش میری.

1338
01:12:54,916 --> 01:12:56,125
‫تو منهتن موفق باشی.

1339
01:13:01,041 --> 01:13:02,000
‫بسیار خب.

1340
01:13:16,916 --> 01:13:18,541
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

1341
01:13:48,416 --> 01:13:49,375
‫چی شده؟

1342
01:13:50,541 --> 01:13:51,625
‫بشین.

1343
01:13:56,166 --> 01:14:00,000
‫از وقتی بزرگ شدی داشتی
‫گندکاری‌های من رو جمع می‌کردی.

1344
01:14:00,041 --> 01:14:02,625
‫از وقتی مامان رفت و بابا عصبانیتش
‫رو سر ما خالی می‌کرد.

1345
01:14:04,000 --> 01:14:07,125
‫واسه یه بار هم که شده، تو این
‫زندگی بدون تفریحت به فکر خودت باش.

1346
01:14:07,166 --> 01:14:08,625
‫خودت چی می‌خوای؟

1347
01:14:08,666 --> 01:14:09,750
‫نمی‌دونم.

1348
01:14:12,041 --> 01:14:14,250
‫فکر کنم زندگیش رو نابود کردم.

1349
01:14:16,500 --> 01:14:18,375
‫فکر نکنم دیگه کاری از دستم بربیاد.

1350
01:14:20,125 --> 01:14:22,875
‫خیلی برای من و این شرکت

1351
01:14:23,625 --> 01:14:24,750
‫فداکاری کردی.

1352
01:14:26,916 --> 01:14:28,291
‫و خیلی قدردانتم.

1353
01:14:31,500 --> 01:14:32,875
‫خیلی خب، داری اخراجم می‌کنی؟

1354
01:14:34,000 --> 01:14:35,000
‫نه.

1355
01:14:37,750 --> 01:14:38,791
‫می‌خوام استعفا بدم.

1356
01:14:40,791 --> 01:14:43,166
‫آدم وقتی میفته زندان کلی
‫وقت واسه فکر کردن داره.

1357
01:14:44,875 --> 01:14:48,666
‫هر شب نشستم و فکر کردم
‫چرا افتادم زندان.

1358
01:14:50,041 --> 01:14:51,541
‫و اگه می‌تونستم کاری که
‫کردم رو پاک کنم

1359
01:14:52,875 --> 01:14:54,041
‫و از نو شروع کنم...

1360
01:14:57,541 --> 01:14:58,375
‫باز هم همون کار رو می‌کردم.

1361
01:14:58,500 --> 01:15:00,250
‫- باز سرش رو قطع می‌کردم.
‫- لیزی!

1362
01:15:00,291 --> 01:15:02,541
‫هنوز هم که بهش فکر می‌کنم
‫خوشحال میشم.

1363
01:15:03,125 --> 01:15:04,541
‫پس هر تصمیمی می‌گیری...

1364
01:15:05,250 --> 01:15:08,416
‫یه تصمیمی باشه که وقتی افتادی زندان،
‫ازش راضی باشی.

1365
01:15:41,750 --> 01:15:44,250
‫سیدنی بلوم اومده دیدنت.

1366
01:15:44,291 --> 01:15:47,166
‫یه بچه... با خودش آورده.

1367
01:15:47,750 --> 01:15:49,750
‫سیدنی، چه سورپرایز قشنگی.
‫من...

1368
01:15:49,875 --> 01:15:51,541
‫بچه تازه خوابیده. باید یواش
‫دعوا کنیم.

1369
01:15:51,625 --> 01:15:54,625
‫عوضی بزدل، آشغال ترسو.

1370
01:15:54,666 --> 01:15:56,541
‫می‌خوای جکی رو تو این راه تنها بذاری؟

1371
01:15:56,625 --> 01:15:58,375
‫در صورتی که این تصمیمش
‫تقصیر توئه.

1372
01:15:58,416 --> 01:16:00,075
‫سیدنی، تو دیگه حامله نیستی واسه همین

1373
01:16:00,125 --> 01:16:01,791
‫مجبور نیستم مزخرفاتت رو تحمل کنم.

1374
01:16:01,875 --> 01:16:03,250
‫عجله نکن، جناب.

1375
01:16:03,375 --> 01:16:06,416
‫تازه کجاش رو دیدی.

1376
01:16:06,500 --> 01:16:08,116
‫چطوری تونستی با این قیافه‌ت که ترکیبی

1377
01:16:08,166 --> 01:16:09,791
‫از مایونز و بستنیه این کار رو انجام بدی؟

1378
01:16:09,875 --> 01:16:13,750
‫منم می‌تونم صورتت رو مسخره کنم،
‫ولی نمی‌کنم.

1379
01:16:13,875 --> 01:16:15,875
‫چیه؟ که صورتم از مرمر ساخته شده؟
‫بی‌نقصه؟

1380
01:16:16,000 --> 01:16:17,875
‫که اگه میشل فایفر استروئید
‫مصرف می‌کرد شبیه من میشد؟

1381
01:16:17,916 --> 01:16:20,125
‫که شبیه بندیکت کامبربچ با کلاه‌گیسم؟

1382
01:16:20,250 --> 01:16:21,875
‫سیدنی، تو رو خدا،

1383
01:16:21,916 --> 01:16:25,250
‫میشه بگی دردت چیه؟

1384
01:16:25,291 --> 01:16:26,250
‫این.

1385
01:16:31,000 --> 01:16:32,125
‫- صحیح.
‫- آره.

1386
01:16:35,250 --> 01:16:36,791
‫- بچه چطوره؟
‫- عالیه.

1387
01:16:37,375 --> 01:16:40,166
‫استعفا به دلایل شخصی.

1388
01:16:41,250 --> 01:16:42,875
‫مسخره‌ست، گوردیتا.

1389
01:16:44,916 --> 01:16:45,916
‫مطمئنی؟

1390
01:16:46,000 --> 01:16:46,875
‫آره.

1391
01:16:47,541 --> 01:16:50,125
‫اون وقت دیگه نمی‌تونه از اون
‫عکس‌های مزخرف استفاده کنه.

1392
01:16:50,875 --> 01:16:53,250
‫گیت‌ها برای ایر کروز می‌مونن،
‫و شرکت به رشدش ادامه میده.

1393
01:16:54,541 --> 01:16:57,500
‫متوجه شدم هیچی از این برام
‫مهم‌تر نیست.

1394
01:16:58,250 --> 01:16:59,375
‫شرکت.

1395
01:17:00,000 --> 01:17:02,875
‫اینقدری براش زحمت کشیدم که
‫نمی‌تونم بذارم به همین سادگی نابود بشه.

1396
01:17:04,291 --> 01:17:05,541
‫پس استعفا میدم.

1397
01:17:09,625 --> 01:17:11,375
‫بهم اعتماد کن، هیئت‌مدیره بال درمیاره.

1398
01:17:11,500 --> 01:17:13,250
‫مردشور گیت رو ببره.

1399
01:17:13,291 --> 01:17:15,750
‫بابا، اینجوری نکن، خب؟

1400
01:17:16,625 --> 01:17:18,791
‫تو که خوشحال شدی.
‫از خداته.

1401
01:17:18,875 --> 01:17:21,500
‫می‌تونی بیای و همه رو نجات بدی،

1402
01:17:21,625 --> 01:17:24,000
‫و مدیر موقت بشی تا یه جایگزین
‫برای من پیدا کنن.

1403
01:17:24,041 --> 01:17:25,000
‫چرا اینجوری می‌کنی؟

1404
01:17:25,125 --> 01:17:28,250
‫می‌دونی تنها بخش شغلم که
‫دلم براش تنگ نمیشه چیه؟

1405
01:17:28,750 --> 01:17:32,041
‫ایستادن جلوی هیئت‌مدیره با اون
‫لبخند یخ، در حالی که تحقیرم می‌کنی.

1406
01:17:32,125 --> 01:17:33,875
‫وقتی ببینن دارم تنبیهت می‌کنم،
‫خودشون از این غلط‌ها نمی‌کنن.

1407
01:17:34,000 --> 01:17:38,041
‫چه حرف چرتی.
‫نظرت چیه اصلاً کسی تنبیهم نکنه؟

1408
01:17:38,125 --> 01:17:41,625
‫نظرت چیه کسی سر کار گوردیتا
‫صدام نکنه؟

1409
01:17:41,666 --> 01:17:43,375
‫یه لفظ محبت‌آمیزه.

1410
01:17:43,416 --> 01:17:46,041
‫باعث میشه فکر کنن من هنوز
‫همون دختربچه‌ای هستم که وقتی تو

1411
01:17:46,125 --> 01:17:48,125
‫داشتی پرواز می‌کردی، روی پات می‌نشستم.

1412
01:17:48,875 --> 01:17:50,916
‫و جفتمون می‌دونیم کی چیکار
‫می‌کرده، بابا.

1413
01:17:51,916 --> 01:17:54,541
‫وایسا ببینم، خانم. صبر کن.

1414
01:17:56,375 --> 01:17:57,750
‫بذار تکلیفم رو باهات روشن کنم.

1415
01:17:58,375 --> 01:17:59,875
‫من این شرکت رو تاسیس کردم.

1416
01:18:00,416 --> 01:18:01,791
‫شرکت هواپیمایی منه.

1417
01:18:01,875 --> 01:18:04,041
‫و داشتی ورشکسته می‌شدی.

1418
01:18:04,875 --> 01:18:08,125
‫حاضر بودی برای مردم سم‌پاشی هوایی
‫انجام بدی.

1419
01:18:08,250 --> 01:18:09,875
‫من برای توسعه شرکت تشویقت کردم.

1420
01:18:09,916 --> 01:18:13,625
‫من پول بیشتری درآوردم و هواپیماهای
‫بیشتری خریدم. من اصرار کردم پروازها تجاری بشن.

1421
01:18:15,041 --> 01:18:18,125
‫چرا برات سخته که به موفقیت‌های
‫من اعتراف کنی؟

1422
01:18:18,166 --> 01:18:19,000
‫دست بردار.

1423
01:18:19,625 --> 01:18:23,625
‫من که همیشه گفتم مدیرعامل
‫خیلی خوبی هستی. مگه نگفتم؟

1424
01:18:24,625 --> 01:18:25,666
‫حتی یک بار هم نگفتی.

1425
01:18:41,625 --> 01:18:45,125
‫سرخط خبرها، مدیرعامل ایر کروز
‫جکلین کروز

1426
01:18:45,166 --> 01:18:49,625
‫قراره خبری رو اعلام کنه و سرمایه‌گذارها
‫با دقت پیگیر هستن.

1427
01:18:49,666 --> 01:18:52,000
‫شرکت حاضر نشد زودتر از تاریخ اصلی
‫چیزی رو اعلام کنه

1428
01:18:52,125 --> 01:18:54,875
‫اما انتظارات بالاست، چون ممکنه
‫نشونه‌ای از یک

1429
01:18:55,000 --> 01:18:57,041
‫تغییر بزرگ و معنادار در شرکت هواپیمایی باشه.

1430
01:18:57,625 --> 01:18:59,416
‫حرفش که تموم شد،
‫یه لطفی در حقم بکن.

1431
01:19:00,125 --> 01:19:01,916
‫بهم یادآوری کن گل بفرستم.

1432
01:19:03,000 --> 01:19:04,125
‫برای خودم.

1433
01:19:06,000 --> 01:19:08,750
‫انتظار ندارم مقاومت کنن،

1434
01:19:08,791 --> 01:19:11,750
‫چون راستش رو بخواید،
‫بودجه‌شون کافی نیست.

1435
01:19:13,250 --> 01:19:15,491
‫می‌بینم که دوباره از دوستان خوبمون در

1436
01:19:15,541 --> 01:19:17,875
‫شرکت داروسازی سندلِکس شکایت کردن.

1437
01:19:18,416 --> 01:19:21,125
‫این پرونده دست خودت رو می‌بوسه،
‫آقای بلنچ‌فلاور.

1438
01:19:24,000 --> 01:19:25,250
‫آقای بلنچ‎فلاور.

1439
01:19:26,500 --> 01:19:28,666
‫خدای من، انگار دارم با بچه‌های
‫خودم حرف می‌زنم.

1440
01:19:28,750 --> 01:19:29,750
‫دنیل!

1441
01:19:32,250 --> 01:19:34,375
‫من... عذر می‌خوام، قربان.

1442
01:19:34,500 --> 01:19:37,666
‫فکر کنم باید پرونده رو بدید به یه نفر دیگه.

1443
01:19:37,750 --> 01:19:41,125
‫ممنون که استخدامم کردید، ولی...

1444
01:19:41,916 --> 01:19:42,916
‫من...

1445
01:19:46,625 --> 01:19:47,541
‫استعفا میدم.

1446
01:19:48,625 --> 01:19:51,166
‫چی فرمودی؟ نمی‌تونی به همین سادگی
‫استعفا بدی.

1447
01:19:51,250 --> 01:19:55,041
‫شرمنده، ولی چهل و پنج دقیقه
‫وقت دارم خودم رو برسونم نیوجرسی

1448
01:19:55,125 --> 01:19:57,875
‫و جلوی زن مورد علاقه‌م رو بگیرم
‫که مرتکب یه اشتباه بزرگ نشه.

1449
01:19:57,916 --> 01:20:01,041
‫تو دفاع از شرکت داروسازی میلیارد دلاری
‫موفق باشید.

1450
01:20:04,875 --> 01:20:07,750
‫بردار. بردار، بردار، بردار.

1451
01:20:08,250 --> 01:20:10,325
‫یالا، بلنک‌پاودر، بردار.

1452
01:20:10,375 --> 01:20:12,375
‫[سیدنی بلوم]

1453
01:20:17,166 --> 01:20:19,791
‫آره، برات پیغام می‌ذارم و
‫پیغام اینه.

1454
01:20:19,875 --> 01:20:22,791
‫همیشه فکر می‌کردم یه آشغال بزدلی،
‫ولی ته دلم امیدوار بودم اینطور نباشه.

1455
01:20:22,875 --> 01:20:24,500
‫گوشی. جکی،

1456
01:20:24,625 --> 01:20:28,041
‫حرفی هست که بتونم بزنم و پشیمونت کنم؟

1457
01:20:28,125 --> 01:20:29,416
‫بریم قال قضیه رو بکنیم.

1458
01:20:29,500 --> 01:20:32,916
‫می‌تونم ساختمون رو آتیش بزنم
‫و آژیر آتیش رو به صدا دربیارم.

1459
01:20:34,166 --> 01:20:35,125
‫برام آرزوی موفقیت کن.

1460
01:20:37,625 --> 01:20:39,291
‫اگه تا سی ثانیه دیگه خودت رو نرسونی،

1461
01:20:39,375 --> 01:20:43,416
‫با دست جمجمه‌ت رو خرد می‌کنم
‫و فرو می‌کنمش...

1462
01:20:43,500 --> 01:20:45,000
‫پدرسوخته‌ها!

1463
01:20:46,750 --> 01:20:48,125
‫همه‌تون یه مشت پدرسوخته هستید!

1464
01:20:48,750 --> 01:20:50,000
‫اونم از نوع بدش!

1465
01:20:51,208 --> 01:20:53,208
‫[انتظار تاخیر در رسیدن را داشته باشید]

1466
01:21:11,541 --> 01:21:14,000
‫ساکت، ساکت. شروع شد.

1467
01:21:14,625 --> 01:21:15,916
‫شتز، صداش رو زیاد کن.

1468
01:21:16,541 --> 01:21:17,791
‫- صداش رو زیاد کن!
‫- باشه.

1469
01:21:18,625 --> 01:21:19,750
‫صبح بخیر.

1470
01:21:21,750 --> 01:21:22,916
‫می‌خوام به همکارهامون

1471
01:21:23,416 --> 01:21:26,000
‫و مهمون‌هامون خوش‌آمد بگم و...

1472
01:21:26,916 --> 01:21:30,125
‫ممنون که وقت گذاشتید و امروز
‫اومدید.

1473
01:21:35,625 --> 01:21:39,250
‫می‌دونم بیشترتون انتظار دارید توسعه‌ی

1474
01:21:39,375 --> 01:21:42,000
‫شرکتمون به فرودگاه دالاس-فورت ورث رو
‫اعلام کنم...

1475
01:21:44,375 --> 01:21:46,000
‫ولی من واسه...

1476
01:21:46,625 --> 01:21:47,750
‫جکی!

1477
01:21:48,916 --> 01:21:50,166
‫جکی!

1478
01:21:50,666 --> 01:21:51,875
‫جکی!

1479
01:21:53,791 --> 01:21:55,375
‫چه عجب.

1480
01:22:00,625 --> 01:22:03,791
‫اومدم بهتون بگم

1481
01:22:04,500 --> 01:22:06,250
‫که یه تصمیم گرفتم...

1482
01:22:07,666 --> 01:22:09,250
‫و می‌خوام استعفا بدم.

1483
01:22:09,291 --> 01:22:10,666
‫ببخشید دیر کردم.

1484
01:22:10,750 --> 01:22:12,375
‫تونل هالند خیلی دست‌انداز داشت.

1485
01:22:12,416 --> 01:22:15,375
‫باورم نمیشه که می‌تونید تو
‫این جاده‌ها رانندگی کنید.

1486
01:22:15,416 --> 01:22:16,291
‫دو لاین؟

1487
01:22:16,875 --> 01:22:19,500
‫اگه یه اتفاق بد تو یکی از لاین‌ها بیفته،
‫کل شهر از کار میفته.

1488
01:22:19,541 --> 01:22:23,416
‫آقای بلنچ‌فلاور، ما وسط کنفرانس مطبوعاتی هستیم.

1489
01:22:23,500 --> 01:22:24,791
‫خانم کروز...

1490
01:22:25,666 --> 01:22:28,625
‫می‌خواستم قبل از صحبتتون
‫یه چیزی بگم. میشه...

1491
01:22:28,666 --> 01:22:30,666
‫میشه یه لحظه بریم بیرون صحبت کنیم؟

1492
01:22:31,666 --> 01:22:33,625
‫گوش همه با شماست.

1493
01:22:34,375 --> 01:22:36,666
‫اگه حرفی داری بگو.

1494
01:22:39,916 --> 01:22:41,125
‫ولی مسئله خصوصیه.

1495
01:22:44,166 --> 01:22:45,166
‫صحیح.

1496
01:22:47,916 --> 01:22:50,000
‫خب، باید بمونه برای بعد.

1497
01:22:53,000 --> 01:22:55,000
‫ببخشید که ایشون پرید وسط حرفم.

1498
01:22:55,750 --> 01:22:57,125
‫همونطور که داشتم می‌گفتم...

1499
01:22:57,875 --> 01:22:59,625
‫من تصمیم گرفتم...

1500
01:23:00,375 --> 01:23:03,041
‫- که استعفا بدم.
‫- من و خانم کروز یه سَر و سِری با هم داشتیم.

1501
01:23:03,125 --> 01:23:04,625
‫چرا مزخرف میگی؟

1502
01:23:06,375 --> 01:23:07,250
‫بیا.

1503
01:23:07,875 --> 01:23:08,875
‫گفتم.

1504
01:23:09,500 --> 01:23:10,916
‫الان دیگه همه فهمیدن...

1505
01:23:11,416 --> 01:23:15,041
‫اونم نمی‌تونه با عکس‌های احمقانه‌ش

1506
01:23:15,125 --> 01:23:16,750
‫که خیلی توشون قشنگ افتادی کار
‫خاصی انجام بده.

1507
01:23:16,791 --> 01:23:17,625
‫نه، نه، نه، نه.

1508
01:23:17,750 --> 01:23:19,875
‫- من و خانم کروز...
‫- نه، نه، نه، نه.

1509
01:23:19,916 --> 01:23:24,291
‫...قانونِ ممنوعیتِ سفت‌وسختِ روابط عاشقانه
در محیط کار رو نقض کردیم.

1510
01:23:25,541 --> 01:23:28,291
‫ولی ارتباط بین ما زشت نبود.

1511
01:23:29,125 --> 01:23:30,250
‫اتفاقاً

1512
01:23:31,000 --> 01:23:32,875
‫خیلی هم زیبا و...

1513
01:23:34,250 --> 01:23:35,041
‫جادویی بود.

1514
01:23:37,375 --> 01:23:40,375
‫سعی کردیم حرفه‌ای باشیم.
‫واقعاً سعی کردیم ولی...

1515
01:23:42,250 --> 01:23:44,916
‫یه بار که تو دفترش باهاش صحبت می‌کردم
‫از شدت استرس عرق کردم. آخه ببینید چقدر خوشگله.

1516
01:23:45,000 --> 01:23:46,250
‫خیلی رو فُرمه. باورنکردنیه.

1517
01:23:46,375 --> 01:23:49,750
‫دنیل، اون یه حرف خصوصی بود.
‫یه سری چیزها باید خصوصی بمونن.

1518
01:23:49,791 --> 01:23:53,250
‫این چیزها برام جدیده. نمی‌دونم خط
‫قرمز کجاست. الان فهمیدم. استرس داشتن زیاده‌رویه.

1519
01:23:53,375 --> 01:23:55,250
‫هر چیز خصوصی ممنوعه.

1520
01:23:56,250 --> 01:23:57,291
‫فهمیدم.

1521
01:23:58,416 --> 01:24:01,416
‫جکی. خدای من، اینجا چقدر گرمه.

1522
01:24:02,125 --> 01:24:04,375
‫بیرون خیلی سرد بود و اینجا
‫خیلی گرمه.

1523
01:24:06,916 --> 01:24:08,625
‫بیا باهاش بجنگیم، جکی.

1524
01:24:09,791 --> 01:24:12,500
‫اگه تونل هالند دوتا لاین داشت و

1525
01:24:12,541 --> 01:24:14,541
‫یه ربع زودتر می‌رسیدم همین
‫رو بهت می‌گفتم.

1526
01:24:14,625 --> 01:24:17,166
‫واقعاً تونل عجیبیه.

1527
01:24:17,250 --> 01:24:19,041
‫باید از روی پل میومدی.

1528
01:24:19,791 --> 01:24:23,125
‫حق داری. همیشه حق با توئه.
‫تو بی‌نظیری.

1529
01:24:25,750 --> 01:24:27,375
‫استعفا نده، جکی.

1530
01:24:28,625 --> 01:24:30,041
‫تو مدیرعامل فوق‌العاده‌ای هستی.

1531
01:24:32,541 --> 01:24:33,791
‫حق با این پسر بریتانیاییه.

1532
01:24:34,875 --> 01:24:37,041
‫بالاخره داره یه حرف عاقلانه می‌زنه.

1533
01:24:38,041 --> 01:24:41,375
‫جکی مغز متفکر این شرکته.
‫از اول هم بوده.

1534
01:24:43,916 --> 01:24:45,750
‫و اگه بره، منم میرم.

1535
01:24:47,166 --> 01:24:48,625
‫واقعاً شگفت‌زده‌م می‌کنی.

1536
01:24:49,500 --> 01:24:51,000
‫خانم کروز.

1537
01:24:59,000 --> 01:25:00,666
‫سی سال طول کشید...

1538
01:25:03,291 --> 01:25:05,750
‫و لازم بود با یه وکیل مودب بریتانیایی
‫آشنا بشم

1539
01:25:05,875 --> 01:25:07,875
‫تا بالاخره جلوی اون مرد از خودم
‫دفاع کنم.

1540
01:25:09,250 --> 01:25:10,416
‫ممنون، آقا جون.

1541
01:25:10,500 --> 01:25:11,750
‫خواهش می‌کنم، عزیزم.

1542
01:25:13,541 --> 01:25:15,000
‫ای وای. با بابات بودی.

1543
01:25:15,041 --> 01:25:17,875
‫ببخشید. البته که با بابات بودی.
‫ببخشید، قربان. عذر می‌خوام.

1544
01:25:21,166 --> 01:25:22,250
‫جکی.

1545
01:25:23,875 --> 01:25:25,791
‫یه بار بهم گفتی که همیشه
‫حقیقت رو بهت بگم.

1546
01:25:29,375 --> 01:25:30,625
‫پس اینم از حقیقت.

1547
01:25:34,791 --> 01:25:35,750
‫دوستت دارم.

1548
01:25:38,791 --> 01:25:40,875
‫به خدا. عاشق این زنم.

1549
01:25:43,375 --> 01:25:44,416
‫دوستت دارم.

1550
01:25:45,250 --> 01:25:46,875
‫و می‌خوام باهات کار کنم.

1551
01:25:47,541 --> 01:25:50,875
‫و می‌خوام تا آخرین روز عمرمون
‫با هم زندگی کنیم

1552
01:25:50,916 --> 01:25:53,291
‫تا وقتی بمیریم و به عنوان کرم و گربه
‫تناسخ پیدا کنیم.

1553
01:25:56,375 --> 01:25:57,375
‫پیس پیس!

1554
01:25:58,291 --> 01:25:59,166
‫اینجا کنفرانس مطبوعاتیه‌ها.

1555
01:26:01,166 --> 01:26:02,791
‫وسط کنفرانس مطبوعاتی هستیم.

1556
01:26:02,875 --> 01:26:03,875
‫درسته.

1557
01:26:10,916 --> 01:26:11,916
‫نه.

1558
01:26:14,875 --> 01:26:16,250
‫من استعفا نمیدم.

1559
01:26:18,791 --> 01:26:21,375
‫روی بدنه هواپیما اسم من نوشته شده

1560
01:26:21,416 --> 01:26:23,625
‫و نمادش هم چیزیه که وقتی دوازده ساله‌م بود

1561
01:26:23,750 --> 01:26:26,791
‫و روی زمین دفتر بابام نشسته بودم،
‫با مداد رنگی‌هام طراحیش کردم.

1562
01:26:29,500 --> 01:26:31,416
‫و یه چیز دیگه هم بهتون میگم.

1563
01:26:32,625 --> 01:26:35,500
‫دنیل تنها ارتباط عاطفی من تو
‫محل کارم نبوده.

1564
01:26:37,916 --> 01:26:39,375
‫من با تمام کارمندهام...

1565
01:26:40,125 --> 01:26:41,500
‫همچین پیوندی دارم.

1566
01:26:44,791 --> 01:26:46,125
‫اونا خانواده من هستن.

1567
01:26:47,250 --> 01:26:49,625
‫از الان به بعد، کاری می‌کنم که بفهمید

1568
01:26:49,666 --> 01:26:51,625
‫چقدر برام عزیزید.

1569
01:26:53,875 --> 01:26:56,000
‫چون من جایی نمیرم.

1570
01:26:58,791 --> 01:27:01,625
‫اینجا ایستادم و با افتخار اعلام می‌کنم

1571
01:27:01,750 --> 01:27:04,750
‫که شرکت رو تا دالاس-فورت ورث
‫گسترش می‌دیم.

1572
01:27:05,375 --> 01:27:07,541
‫و هر کی بخواد مانع من بشه،

1573
01:27:07,583 --> 01:27:09,750
‫به وکیل خوبی نیاز داره.

1574
01:27:09,875 --> 01:27:11,875
‫چون بهترین وکیل نیوجرسی،
‫وکیل منه.

1575
01:27:14,125 --> 01:27:16,750
‫که بهترین وکیل دنیا هم هست.

1576
01:27:17,375 --> 01:27:18,916
‫ایول، جرسی!

1577
01:27:19,500 --> 01:27:20,791
‫جرسی!

1578
01:27:20,875 --> 01:27:22,125
‫جرسی، عزیزم!

1579
01:27:23,000 --> 01:27:25,750
‫آره! باریکلا، داداش!

1580
01:27:28,625 --> 01:27:29,875
‫خاموشش کن، شتز.

1581
01:27:30,625 --> 01:27:32,625
‫شتز! خاموشش کن!

1582
01:27:46,583 --> 01:27:50,000
‫خب، نامه‌ت درباره ارتباطات درون سازمانی
‫به دستم رسید...

1583
01:27:50,083 --> 01:27:54,083
‫آره. نوشته تا وقتی به صورت عمومی
‫اعلام بشن، مشکلی نیست.

1584
01:27:54,125 --> 01:27:55,083
‫- اینجا نوشته.
‫- آره.

1585
01:27:55,208 --> 01:27:58,083
‫خب، اون پسره که تو اتاق پست کار می‌کنه

1586
01:27:58,208 --> 01:28:00,208
‫و شبیه الف‌های جذابه و اسمش مارکوسه
‫رو می‌شناسی؟

1587
01:28:00,250 --> 01:28:02,708
‫یک سال و نیمه با هم نامزد کردیم.

1588
01:28:02,833 --> 01:28:05,000
‫و پدر این بچه‌ست.

1589
01:28:05,083 --> 01:28:06,875
‫نفس بکش، جرج.

1590
01:28:06,958 --> 01:28:08,283
‫و دلیل اصلی خوشحالی و خوشبختیمه.

1591
01:28:08,333 --> 01:28:10,250
‫خواستم در جریان قرار بگیری.

1592
01:28:10,333 --> 01:28:11,625
‫اه، ممنون.

1593
01:28:13,000 --> 01:28:14,916
‫اه، بذارید یه حدس غیرقابل پیشبینی بزنم.

1594
01:28:15,000 --> 01:28:17,375
‫اومدین بگین که با هم قرار می‌ذارین.

1595
01:28:18,000 --> 01:28:20,750
‫جرج، اومدیم بگیم که حجم کار ما
‫مدام داره دو برابر میشه.

1596
01:28:20,875 --> 01:28:23,500
‫و اومدیم ازت کمک بخوایم وظایفمون
‫رو برامون شرح بدی

1597
01:28:23,541 --> 01:28:25,375
‫که یه وقت دچار ناکارآمدی نشیم.

1598
01:28:25,416 --> 01:28:27,241
‫وای خدا. شرمنده.

1599
01:28:27,291 --> 01:28:28,708
‫من دوست دارم اینجا کار کنم.

1600
01:28:28,750 --> 01:28:30,250
‫این رزومه منه،

1601
01:28:30,333 --> 01:28:33,208
‫با چندتا از عکس‌های قشنگم.

1602
01:28:35,125 --> 01:28:36,875
‫از دفتر من گمشو برو بیرون.

1603
01:28:36,958 --> 01:28:41,583
‫می‌خواستم بهت بگم که من
‫با کسی قرار نمی‌ذارم.

1604
01:28:42,125 --> 01:28:43,708
‫ولی پایه‌م.

1605
01:28:43,750 --> 01:28:46,375
‫میشه بنویسی؟ پایه‌م.

1606
01:28:46,458 --> 01:28:48,833
‫[من پایه‌م، باهام تماس بگیرید]
‫می‌دونم پایه‌ای چون اینجا نوشته.

1607
01:28:48,958 --> 01:28:51,625
‫- لطفاً این برگه‌ها رو جایی نچسبون.
‫- آخی.

1608
01:28:51,750 --> 01:28:54,333
‫خانم کروز، آقای بلنچ‌فلاور،
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

1609
01:28:54,458 --> 01:28:56,958
‫می‌خواید ممنوعیت جنگ غذا

1610
01:28:57,083 --> 01:28:58,458
‫تو دفتر رو بردارم؟

1611
01:28:58,500 --> 01:29:00,500
‫نه، جرج.

1612
01:29:00,583 --> 01:29:03,375
‫خواستیم بیایم و طبق قانونت

1613
01:29:03,458 --> 01:29:04,708
‫به صورت رسمی اعلام کنیم...

1614
01:29:04,833 --> 01:29:06,083
‫که داریم ازدواج می‌کنیم.

1615
01:29:06,750 --> 01:29:08,333
‫- نه.
‫- آره!

1616
01:29:08,458 --> 01:29:11,250
‫تو هم دعوتی. همه دعوتن.
‫قراره عروسی رو تو لندن برگزار کنیم.

1617
01:29:11,333 --> 01:29:14,500
‫عروسی خارجی.
‫می‌دونم، ولی هزینه پرواز مجانیه.

1618
01:29:14,583 --> 01:29:17,333
‫اوه، چه خبر خوبی.

1619
01:29:17,375 --> 01:29:20,000
‫به عنوان زن و شوهر،
‫ارتباط شما قانونیه

1620
01:29:20,083 --> 01:29:21,583
‫و بالاخره مناسب محل کاره.

1621
01:29:21,625 --> 01:29:23,833
‫آره! می‌دونستیم خوشحال میشی.

1622
01:29:23,958 --> 01:29:25,750
‫- خیلی خوشحال شدم.
‫- خیلی ممنون، جرج.

1623
01:29:25,833 --> 01:29:26,958
‫ممنون، جرج.

1624
01:29:27,083 --> 01:29:28,500
‫خیلی خوشحال شدم.

1625
01:29:28,583 --> 01:29:30,583
‫امشب بالاخره می‌تونی با
‫خیال راحت بخوابی.

1626
01:29:30,708 --> 01:29:31,833
‫البته.