1
00:02:05,959 --> 00:02:09,212
‫[۲۸ دسامبر ۱۹۶۲]
‫[نیویورک، فرودگاه آیدلوایلد]

2
00:02:16,177 --> 00:02:17,679
‫آخر شب بود،

3
00:02:17,679 --> 00:02:19,264
‫و توی ترمینال تقریبا هیچ‌کس نبود.

4
00:02:24,519 --> 00:02:27,939
‫مادرم عکس لیز تیلور تو فیلم آینده‌اش

5
00:02:27,939 --> 00:02:29,440
‫به نام «آدم‌های خیلی مهم» رو دید.

6
00:02:29,440 --> 00:02:31,401
‫دلش یه کت به اون شکل می‌خواست،

7
00:02:31,401 --> 00:02:33,903
‫به‌جز اینکه کتِ خودش رو
‫از حراج زیرزمینی کلیسا خرید

8
00:02:33,903 --> 00:02:36,698
‫جایی که افراد ثروتمند
‫لباس‌های دست دوم‌شون رو می‌فروشن.

9
00:02:37,407 --> 00:02:39,492
‫- خداحافظ مامان‌بزرگ.
‫- خداحافظ عزیزدلم.

10
00:02:40,535 --> 00:02:41,744
‫دلم واست تنگ میشه.

11
00:02:41,744 --> 00:02:42,829
‫خداحافظ مامان.

12
00:02:43,204 --> 00:02:44,205
‫خداحافظ عزیزم.

13
00:02:44,497 --> 00:02:46,499
‫توجه فرمایید،
‫آخرین فراخوان برای هواپیمایی ترنس‌ورلد،

14
00:02:46,499 --> 00:02:51,004
‫پرواز شماره ۷۰۰ سرویس
‫رویال امبسدر جت به مقصد لندن.

15
00:02:51,004 --> 00:02:53,006
‫گیت شماره ۳ اکنون پذیرای مسافرین است.

16
00:02:53,006 --> 00:02:54,090
‫خواهشمندیم تمامی مسافران
‫به هواپیما مراجعه نمایند.

17
00:02:54,090 --> 00:02:57,468
‫صدایی که از بلندگو پخش می‌شد
‫خیلی موقر و آراسته به نظر می‌رسید.

18
00:02:57,552 --> 00:03:00,013
‫خیال می‌کردم صدای یه فرد زیبا باشه،

19
00:03:00,096 --> 00:03:01,890
‫شبیه به بازیگری‌چیزی باشه.

20
00:03:02,432 --> 00:03:05,226
‫شاید اگه مثل مرلین مونرو رفتار کنم،

21
00:03:05,268 --> 00:03:07,604
‫مامور فروش بلیت
‫ما رو تو بخش فرست کلاس بذاره.

22
00:03:08,354 --> 00:03:10,899
‫تازه گفت که اگه بتونیم بریم فرست کلاس

23
00:03:10,899 --> 00:03:12,317
‫تمام نوشیدنی‌ها مجانی میشه.

24
00:03:12,692 --> 00:03:16,821
‫اصلا واسم اهمیت نداشت،
‫فقط مهم این بود که رفتن‌مون جور بشه.

25
00:03:18,031 --> 00:03:20,658
‫خط هواپیمایی ترنس‌ورلد، پرواز ۳۹۳

26
00:03:20,658 --> 00:03:23,077
‫خدمات پروازی سوپر کانستلیشن
‫به مقصد پیتسبورگ،

27
00:03:23,077 --> 00:03:25,580
‫دیتون، شیکاگو، کانزاس سیتی،

28
00:03:25,580 --> 00:03:27,290
‫دنور و لس آنجلس.

29
00:03:27,290 --> 00:03:29,500
‫مسافران محترم می‌توانند جهت سوار شدن
‫به بخش غربی مراجعه نمایند.

30
00:03:29,500 --> 00:03:30,793
‫خواهشمندیم مراجعه فرمایید.

31
00:03:30,793 --> 00:03:32,462
‫شور و هیجان تمام وجودم رو فرا گرفت

32
00:03:32,462 --> 00:03:34,631
‫تابه‌حال همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم.

33
00:03:34,631 --> 00:03:38,426
‫دونستن این مسئله که تا چند دقیقه دیگه،
‫برای اولین بار سوار هواپیما میشم

34
00:03:38,426 --> 00:03:39,969
‫با هیچی قابل مقایسه نبود،

35
00:03:39,969 --> 00:03:42,597
‫از جمله دکتر بازی با بچه‌های تو کوچه.

36
00:03:42,597 --> 00:03:44,724
‫و این‌که برای یه بچه هشت ساله
‫ارزش زیادی داشت.

37
00:03:47,101 --> 00:03:48,937
‫ریز به ریز اون شب رو یادم میاد.

38
00:03:49,437 --> 00:03:51,564
‫نور ترمینال کم و ضعیف بود،

39
00:03:51,564 --> 00:03:53,399
‫رنگ نشانِ شرکت هواپیمایی

40
00:03:53,399 --> 00:03:56,361
‫وقتی به سمت گیت بخش غربی می‌رفتیم
‫به چشم می‌اومد.

41
00:03:56,361 --> 00:03:58,363
‫حتی انگار مادرم هیجان داشت،

42
00:03:58,363 --> 00:04:00,657
‫ولی مطمئنم دلیلش چیز دیگه‌ای بود.

43
00:04:00,657 --> 00:04:03,660
‫احتمالا به خاطر نوشیدنی‌های رایگانی
‫که می‌تونست اونجا بخوره،

44
00:04:03,660 --> 00:04:06,371
‫یا اینکه احتمال داشت با یه مرد خوشتیپ
‫توی هواپیما آشنا بشه.

45
00:04:07,163 --> 00:04:10,625
‫مادرم حدود ۴۹ سال سن داشت،
‫و خیلی جذاب بود.

46
00:04:10,875 --> 00:04:12,835
‫چشم‌های آبی، موی زیبا،

47
00:04:12,835 --> 00:04:15,338
‫و نسبت به سنش اندام خوبی داشت،
‫خودش این‌طور می‌گفت.

48
00:04:15,922 --> 00:04:19,384
‫اگه منو تو سن بالا بدنیا نمی‌آورد
‫حتی می‌تونست اندام بهتری داشته باشه.

49
00:04:19,968 --> 00:04:22,845
‫و اکثر مردها از یه‌کم شکم بدشون نمیاد.

50
00:04:22,845 --> 00:04:25,014
‫فکر می‌کرد از نظر بعضی‌ها خیلی جذابه.

51
00:04:25,682 --> 00:04:28,226
‫شاید عاشق یه آدم خیلی خفن می‌شد،

52
00:04:28,226 --> 00:04:30,395
‫مثلا خلبان هواپیما.

53
00:04:31,354 --> 00:04:34,440
‫اینکه با عجله به فرودگاه آیدلوایلد می‌رفتیم
‫خیلی لذت‌بخش بود.

54
00:04:34,440 --> 00:04:37,735
‫باورم نمی‌شد که این بار قراره
‫واقعا پرواز کنیم.

55
00:04:39,529 --> 00:04:42,824
‫هر بار که به فرودگاه می‌رفتیم
‫بیشتر برای بدرقه بقیه بود.

56
00:04:42,949 --> 00:04:45,285
‫یه بار در واقع مادرم ناچار شد

57
00:04:45,285 --> 00:04:47,745
‫برای بازی تو یه تئاتر تابستونی
‫با هواپیما بره.

58
00:04:47,745 --> 00:04:50,164
‫ولی این‌دفعه من می‌تونستم برم.

59
00:05:04,887 --> 00:05:06,556
‫انگار که واقعی نبود.

60
00:05:07,056 --> 00:05:08,641
‫قلبم تو دهنم بود.

61
00:05:11,102 --> 00:05:13,438
‫انگار زندگی روی حرکت آهسته رفته بود.

62
00:05:14,272 --> 00:05:15,982
‫زیبا بود.

63
00:05:15,982 --> 00:05:19,360
‫نقره‌ای و سفید بود، با دو خط قرمز برجسته

64
00:05:19,360 --> 00:05:22,322
‫و حروف تی‌دبلیوای کنارش حک شده بود.

65
00:05:22,905 --> 00:05:24,073
‫چه منظره دلنشینی.

66
00:05:24,699 --> 00:05:29,203
‫باد سرد توی صورتم می‌وزید،
‫اما نمی‌تونست مانع عشق اولم بشه.

67
00:05:31,748 --> 00:05:34,834
‫ظاهری باوقار داشت،
‫ابهت و قدرتش حسابی به چشم می‌اومد.

68
00:05:36,544 --> 00:05:39,047
‫این آغاز تجربه‌ای بود
‫که هرگز از یاد نمی‌برم.

69
00:05:42,383 --> 00:05:44,969
‫هنگامی که از پله‌های هواپیما بالا می‌رفتیم،

70
00:05:44,969 --> 00:05:47,013
‫متوجه یه نکته غیر عادی شدم.

71
00:05:47,013 --> 00:05:49,098
‫مسافرهای زیادی وجود نداشتن.

72
00:05:49,098 --> 00:05:50,516
‫انگشت شمار بودیم.

73
00:05:50,516 --> 00:05:54,103
‫بعد تظاهر کردم که این پرواز
‫مختص به من و مادرمه،

74
00:05:54,103 --> 00:05:55,313
‫و منحصر به‌فرد نبود؟

75
00:06:01,361 --> 00:06:03,863
‫خوش آمدید.
‫این داخل خیلی گرم‌تره.

76
00:06:03,863 --> 00:06:06,699
‫مهمان‌داری که بالای پله‌ها ایستاده بود
‫قد بلند و لاغر اندام بود

77
00:06:06,699 --> 00:06:08,326
‫و لبخند صمیمانه‌ای داشت.

78
00:06:42,235 --> 00:06:44,404
‫یه نقشه اضطراری هم تدارک دیدیم.

79
00:06:44,404 --> 00:06:46,364
‫اون با بقیه تفاوت داشت.

80
00:06:46,364 --> 00:06:47,907
‫چیزی که تشخیص اون سخت بود.

81
00:06:48,658 --> 00:06:51,202
‫بعدا مادرم کاملا با اون آشنا شد.

82
00:06:51,202 --> 00:06:52,620
‫تقریبا دوست صمیمی شدن.

83
00:06:52,620 --> 00:06:55,706
‫ازش پرسیدم چرا «لیز» با بقیه فرق داره،

84
00:06:55,706 --> 00:06:58,543
‫و مادرم در جواب گفت
‫چون تجربه اسارت در اردوگاه کار اجباری

85
00:06:58,543 --> 00:07:01,421
‫عمق و غم واقعی به زندگیش بخشیده.

86
00:07:03,047 --> 00:07:05,800
‫موتورها که دونه‌به‌دونه
‫شروع به روشن شدن کرد،

87
00:07:05,842 --> 00:07:09,220
‫روی صندلی‌ای جا خوش کردم
‫که بزرگ و نرم و راحت بود.

88
00:07:09,887 --> 00:07:11,389
‫به‌ندرت صدای موتورها رو می‌شنیدم.

89
00:07:11,931 --> 00:07:16,310
‫ملخ‌های غول‌پیکر به چرخش دراومدن
‫و آتیش از اگزوزهای پشتی خارج می‌شد.

90
00:07:16,936 --> 00:07:18,438
‫می‌دونستم وارد عصر جت‌ها شدیم،

91
00:07:18,563 --> 00:07:21,232
‫اما سوار شدن بر هواپیمایی

92
00:07:21,232 --> 00:07:24,485
‫که رسیدنش دو برابر جت زمان می‌برد
‫واسم هیجان خاصی داشت،

93
00:07:24,485 --> 00:07:26,154
‫مخصوصا که بار اولم بود.

94
00:07:28,489 --> 00:07:31,534
‫یادم میاد سکه‌هام رو
‫توی یه کیف مشکی گل‌دار پس‌انداز می‌کردم.

95
00:07:32,160 --> 00:07:34,787
‫مادربزرگت، مادرم،

96
00:07:34,787 --> 00:07:37,165
‫این کیف گل‌دار رو بهم داد
‫تا پول‌هامو پس‌انداز کنم.

97
00:07:37,999 --> 00:07:40,585
‫و الان تو باید پس‌انداز کنی،

98
00:07:40,585 --> 00:07:42,795
‫و بعد شاید بتونیم یه سفر چند روزه
‫با همدیگه بریم.

99
00:07:42,795 --> 00:07:46,090
‫می‌تونیم بریم فیلادلفیا، هارتفورد.

100
00:07:46,090 --> 00:07:47,800
‫می‌تونیم بریم بوستون!

101
00:07:47,800 --> 00:07:48,885
‫آره.

102
00:07:49,635 --> 00:07:52,472
‫وقتی مادرم بابت مسئله‌ای هیجان‌زده می‌شد
‫دنیا قشنگ‌تر می‌شد.

103
00:07:52,472 --> 00:07:55,141
‫انگار دنیا سرشار از روشنایی و امید می‌شد.

104
00:07:58,102 --> 00:07:59,979
‫خیلی‌خب.

105
00:08:00,146 --> 00:08:01,898
‫می‌خواستم سوپرایزت کنم،

106
00:08:02,899 --> 00:08:05,651
‫ولی داریم نقل‌مکان می‌کنیم لس‌آنجلس.

107
00:08:07,028 --> 00:08:08,070
‫وا... واقعا؟

108
00:08:11,407 --> 00:08:15,119
‫دوستم که کارگردانه
‫و تو تماشاخونه آلن‌تاون کار می‌کنه

109
00:08:15,703 --> 00:08:19,457
‫قول داده اگه تا فوریه
‫خودمون رو به غرب برسونیم،

110
00:08:20,416 --> 00:08:23,878
‫یه نقش تو فیلم واسم جور می‌کنه.

111
00:08:24,045 --> 00:08:25,046
‫واقعا؟

112
00:08:25,838 --> 00:08:27,006
‫باورم نمیشه.

113
00:08:28,257 --> 00:08:30,176
‫مامانم قبل از اون چند تا نقش

114
00:08:30,176 --> 00:08:31,719
‫به‌عنوان سیاهی‌لشکر بازی کرده بود.

115
00:08:31,844 --> 00:08:33,930
‫باید برم برنامه‌هامو نگاه بندازم.

116
00:08:36,182 --> 00:08:38,434
‫انگار پرواز کردم و رفتم تو اتاقم،

117
00:08:38,434 --> 00:08:40,269
‫اونجا برنامه‌های پروازم رو داشتم.

118
00:08:45,358 --> 00:08:48,319
‫یونایتد، امریکن، تی‌دبلیوای.

119
00:08:51,572 --> 00:08:54,617
‫پیدا کردم.
‫«پرواز شبانه یک‌طرفه با هواپیمای ملخی.

120
00:08:54,617 --> 00:08:57,787
‫بلیت بزرگسال ۹۵ دلار
‫و بلیت کودکان نیم‌بها است.»

121
00:08:57,787 --> 00:08:58,871
‫همینه!

122
00:08:58,871 --> 00:09:00,581
‫الان ساعت‌ها رو چک کنم.

123
00:09:01,832 --> 00:09:04,377
‫«خط هواپیمایی ترنس‌ورلد، پرواز ۳۹۳

124
00:09:04,377 --> 00:09:06,754
‫در ساعت ۹ شب
‫از فرودگاه آیدلوایلد پرواز می‌کنه.

125
00:09:06,754 --> 00:09:09,006
‫خدمات پروازی سوپر کانستلیشن
‫به مقصد لس آنجلس

126
00:09:09,006 --> 00:09:11,300
‫با توقف‌های متناوب در پیتسبورگ،

127
00:09:11,300 --> 00:09:15,429
‫دیتون، شیکاگو، کانزاس سیتی
‫دنور و لس آنجلس.

128
00:09:15,429 --> 00:09:17,723
‫در ۳ ظهر فردا به مقصد می‌رسد.»

129
00:09:18,391 --> 00:09:20,434
‫تنها خطوط هواپیمایی ترنس‌ورلد

130
00:09:20,434 --> 00:09:25,356
‫هفتاد شهر آمریکا را
‫به پانزده مرکز جهانی خارجی متصل می‌کند.

131
00:09:25,898 --> 00:09:27,358
‫کشوری و جهانی

132
00:09:27,358 --> 00:09:28,484
‫بسته‌ست به...

133
00:09:28,484 --> 00:09:29,735
‫تی‌دبلیوای.

134
00:09:31,028 --> 00:09:32,780
‫تی‌دبلیو‌ای گره‌گشاست.

135
00:09:41,664 --> 00:09:43,291
‫وقتی برگشتم پایین،

136
00:09:43,291 --> 00:09:44,875
‫چراغ‌های اتاق نشیمن خاموش بود.

137
00:09:46,836 --> 00:09:50,339
‫و صدای موسیقی ملایمی از رادیو پخش می‌شد،

138
00:09:50,923 --> 00:09:53,342
‫آهنگ جک جونز به نام زن‌ها و عشاق.

139
00:09:53,426 --> 00:09:57,221
‫سیگارش تو تاریکی می‌سوخت،
‫لیوان نوشیدنی کنارش بود.

140
00:09:58,514 --> 00:10:01,767
‫بعد به دلشوره افتادم که نکنه
‫نقل‌مکان به لس آنجلس

141
00:10:01,767 --> 00:10:02,852
‫حقیقت نداشته باشه.

142
00:10:03,644 --> 00:10:05,438
‫شاید خیالات اون باشه.

143
00:10:07,690 --> 00:10:08,858
‫خب.

144
00:10:08,858 --> 00:10:11,235
‫فکر می‌کردم هنوز می‌تونم
‫برای سفر کوتاه پس‌انداز کنم.

145
00:10:11,235 --> 00:10:13,821
‫شاید...
‫دوباره برنامه‌هام رو نگاه کنم.

146
00:10:19,619 --> 00:10:22,538
‫مادربزرگم یه پلیموت بلودِر مدل ۵۷ داشت.

147
00:10:23,080 --> 00:10:26,459
‫ما در دسامبر ۱۹۶۲ اونجا بودیم،

148
00:10:26,459 --> 00:10:30,546
‫به سمت فرودگاه آیدلوایلد می‌رفتیم
‫و پرواز ۳۹۳ ذهن منو اشغال کرده بود.

149
00:10:31,464 --> 00:10:33,090
‫کِی می‌رسیم؟

150
00:10:33,090 --> 00:10:36,385
‫عزیزم، وقتی کیلومتر شمار به ۶۲ برسه،

151
00:10:36,385 --> 00:10:37,762
‫می‌‌رسیم.

152
00:10:39,221 --> 00:10:41,349
‫تماشای بیلبوردهای بزرگ

153
00:10:41,349 --> 00:10:44,977
‫که فرصت‌های مختلف رو
‫به رخ می‌کشیدن جالب بود. مثلِ...

154
00:10:44,977 --> 00:10:47,313
‫«با پن‌ام پرواز کنید،
‫هفت ساعته به پاریس می‌رسید.»

155
00:10:47,313 --> 00:10:50,483
‫یا «تی‌دبلیوای، بهترین راه برای رسیدن به کالیفرنیا.»

156
00:10:51,817 --> 00:10:53,527
‫و الان من توی این هواپیما نشستم

157
00:10:53,527 --> 00:10:56,030
‫و به یکی از طولانی‌ترین پروازهایی می‌رم
‫که این هواپیمایی پیشنهاد میده.

158
00:10:57,073 --> 00:11:00,660
‫حدود پونزده نفر تو بخش اول پرواز بودن.

159
00:11:00,785 --> 00:11:03,621
‫یه کلاه شکارچی گذاشته بودم
‫که یادم رفته بود بردارم،

160
00:11:03,621 --> 00:11:05,706
‫احتمالا به خاطر اینکه از سرما اومده بودم.

161
00:11:05,915 --> 00:11:08,459
‫با این‌حال، موقع تیک‌آف،
‫من این شکل و شمایل رو داشتم.

162
00:11:09,960 --> 00:11:12,338
‫مشخص بود که مادرم
‫به خاطر من هیجان‌زده‌ست،

163
00:11:12,505 --> 00:11:16,175
‫اما فعلا یه‌جورایی بی‌صبرانه
‫منتظر بود هواپیما حرکت کنه

164
00:11:16,175 --> 00:11:18,302
‫تا بتونه سیگار بکشه و نوشیدنی بخوره.

165
00:11:24,100 --> 00:11:27,603
‫از تماشای خروج آتیش
‫از پشت موتورها خیلی لذت بردم.

166
00:11:28,229 --> 00:11:30,106
‫مجله داخل هواپیما بهت میگه

167
00:11:30,106 --> 00:11:32,191
‫که برای موتور ملخی، عادی بود.

168
00:11:51,210 --> 00:11:55,214
‫هواپیما که تو باند به حرکت دراومد،
‫اون حس باور نکردنی دوباره بهم غلبه کرد.

169
00:11:55,256 --> 00:11:57,842
‫و همون لحظه،
‫هواپیما از روی زمین بلند شد.

170
00:12:03,013 --> 00:12:04,765
‫باورم نمیشه دارم پرواز می‌کنم.

171
00:12:05,599 --> 00:12:07,184
‫مادرم جلو رو نگاه می‌کرد،

172
00:12:07,184 --> 00:12:09,687
‫و بعد چرخید و بهم لبخند زد.

173
00:12:09,687 --> 00:12:11,772
‫همیشه مادرم رو به این شکل یادم میاد.

174
00:12:19,196 --> 00:12:22,700
‫تیک‌آف هواپیما از چیزی که انتظار داشتم
‫خیلی نرم‌تر بود.

175
00:12:22,742 --> 00:12:25,786
‫به دلایل نامشخص،
‫تمام اتفاقاتی که اون شب رخ داد

176
00:12:25,786 --> 00:12:26,912
‫به نظر عالی و بی‌نقص بود.

177
00:12:27,246 --> 00:12:30,875
‫تا سالیان سال، اهمیت نداشت
‫چه تجربه منفی داشته باشم،

178
00:12:30,875 --> 00:12:32,710
‫از زمانی که فرودگاه خارج می‌شدم

179
00:12:32,710 --> 00:12:35,254
‫تا زمانی که به مقصد می‌رسیدم،

180
00:12:35,254 --> 00:12:37,798
‫زندگی امن و بی‌خطر بود
‫و من خوشحال بودم.

181
00:12:42,678 --> 00:12:44,597
‫مادرم نوشیدنی دوست داشت،

182
00:12:44,597 --> 00:12:46,432
‫ولی من کوکاکولا.

183
00:12:50,644 --> 00:12:53,147
‫لیز به کنار صندلی ما اومد.

184
00:12:53,147 --> 00:12:54,732
‫چی میل دارید بیارم؟

185
00:12:54,732 --> 00:12:56,567
‫- می‌تونم نوشابه داشته باشم؟
‫- حتما.

186
00:12:56,567 --> 00:12:58,235
‫- منم نوشیدنی.
‫- حتما.

187
00:12:58,235 --> 00:12:59,779
‫و الان میشه سیگار کشید؟

188
00:12:59,779 --> 00:13:00,780
‫بله، راحت باشید.

189
00:13:02,823 --> 00:13:05,075
‫سیگارهای فیلتردار نیوپورت.

190
00:13:05,075 --> 00:13:07,828
‫پاکت فیروزه‌ای رنگی که داشت،
‫با تصویر ماه نصفه،

191
00:13:07,828 --> 00:13:10,539
‫همیشه یادآور لحظات شیرین بود.

192
00:13:12,833 --> 00:13:13,918
‫وقتی سیگار رو روشن کرد،

193
00:13:14,043 --> 00:13:17,171
‫و با اولین کام دود که بیرون میده
‫و حس رضایت رو تجربه کرد،

194
00:13:17,880 --> 00:13:20,049
‫و پیش خودم فکر می‌کردم: «چقدر نشاط آور.»

195
00:13:20,216 --> 00:13:22,802
‫تمام دوستان مامانم
‫در تئاتر سیگار می‌کشیدن.

196
00:13:22,802 --> 00:13:25,679
‫در حقیقت، آدم بزرگسالی رو یادم نمیاد
‫که سیگار نمی‌کشید.

197
00:13:29,642 --> 00:13:31,811
‫می‌تونستم تمام ستاره‌ها رو
‫در آسمان شب ببینم.

198
00:13:33,938 --> 00:13:36,816
‫یا وقتی از پنجره بیرون رو نگاه می‌کردم
‫این‌طور به نظر می‌رسید.

199
00:13:37,525 --> 00:13:41,070
‫«اینجا خیلی زیباست.
‫چرا آدم‌ها تو هواپیما زندگی نمی‌کنن.»

200
00:13:41,070 --> 00:13:44,240
‫به این فکر کردم که چطور گاهی تو خونه،
‫اونم آخر شب‌ها،

201
00:13:44,240 --> 00:13:46,450
‫توی تختم دراز می‌کشیدم،

202
00:13:46,450 --> 00:13:49,245
‫به صدای هواپیماهایی گوش می‌دادم
‫که از بالای خونه رد می‌شدن،

203
00:13:50,538 --> 00:13:53,332
‫احتمالا از فرودگاه نیوآرک
‫یا لاگواردیا خارج می‌شدن.

204
00:13:54,208 --> 00:13:57,336
‫و پیش خودم می‌گفتم
‫«این وقت شب اون هواپیما کجا میره؟»

205
00:13:57,920 --> 00:13:59,213
‫مسافرهاش کی هستن؟

206
00:13:59,421 --> 00:14:02,132
‫خوابیدن؟ تخت داره؟

207
00:14:03,592 --> 00:14:04,802
‫و الان خودم اینجا هستم،

208
00:14:04,802 --> 00:14:08,055
‫شاید حتی توی همون هواپیمایی
‫که بهش فکر می‌کردم.

209
00:14:10,432 --> 00:14:14,854
‫مرد متشخص صندلی ۳دی
‫این نوشیدنی رو برای شما سفارش داد.

210
00:14:15,104 --> 00:14:17,815
‫اوه، چقدر مهربون.

211
00:14:17,815 --> 00:14:20,359
‫لطفا از طرف من ازش تشکر کن.

212
00:14:20,359 --> 00:14:22,528
‫وقتی مادرم می‌خواست
‫یکی رو تحت تاثیر قرار بده،

213
00:14:22,528 --> 00:14:24,905
‫اغلب صداشو بم‌تر و قوی‌تر می‌کرد.

214
00:14:24,905 --> 00:14:27,116
‫اسمشو گذاشته بودم صدای تئاتری.

215
00:14:27,116 --> 00:14:29,368
‫وقتی می‌گفتم خوشش نمی‌اومد،

216
00:14:29,368 --> 00:14:31,078
‫اما همیشه صداشو اینطوری می‌کرد.

217
00:14:31,787 --> 00:14:33,789
‫یه‌کم بعد، درست سر وقت،

218
00:14:33,789 --> 00:14:36,542
‫خوشتیپ‌ترین مرد دنیا، حدود ۵۰ ساله،

219
00:14:36,584 --> 00:14:38,878
‫کنار ما توی همون قسمت نشست.

220
00:14:38,878 --> 00:14:41,130
‫فورا برای مادرم سوال شد آیا...

221
00:14:41,130 --> 00:14:43,173
‫همونی مردیه که واسه ما نوشیدنی گرفت یا نه.

222
00:14:43,173 --> 00:14:45,134
‫اجازه هست کنار شما بشینم؟

223
00:14:45,134 --> 00:14:47,761
‫اگه نشینی، خودم دستتو می‌گیرم و میارم.

224
00:14:50,055 --> 00:14:52,308
‫سوار هواپیما میشم وجودمو استرس می‌گیره.

225
00:14:52,308 --> 00:14:53,684
‫الکی نگو.

226
00:14:53,684 --> 00:14:55,185
‫دخالت نکن.

227
00:14:55,185 --> 00:14:56,979
‫خب داری الکی میگی، مامان.

228
00:14:56,979 --> 00:15:00,733
‫عزیزم، چرا نمیری کابین خلبان
‫و خلبان‌ها رو ببینی؟

229
00:15:01,650 --> 00:15:03,402
‫راستش فکر خوبی بود،

230
00:15:03,402 --> 00:15:05,571
‫با وجود اینکه فکر می‌کردم
‫احتمالا به دردسر افتادم.

231
00:15:05,571 --> 00:15:07,489
‫پس مادرم رو به حال خودش رها کردم.

232
00:15:08,532 --> 00:15:12,870
‫نصف مسیر به کابین خلبان رو رفتم
‫که عجیب‌ترین منظره ممکن رو دیدم.

233
00:15:18,709 --> 00:15:21,337
‫سلام. من مرد سه متری‌ام.

234
00:15:21,837 --> 00:15:23,422
‫می‌خوای بهت امضا بدم؟

235
00:15:24,548 --> 00:15:25,591
‫کی؟

236
00:15:26,342 --> 00:15:29,053
‫من برای سیرک بارنام و بیلی کار می‌کنم.

237
00:15:29,053 --> 00:15:30,804
‫من مرد سه متری‌ام.

238
00:15:32,264 --> 00:15:33,474
‫باشه.

239
00:15:38,103 --> 00:15:41,023
‫اوایل دهه‌ی ۶۰
‫درهای کابین خلبان قفل نبود،

240
00:15:41,023 --> 00:15:43,108
‫و هر آدمی می‌تونست وارد بشه،

241
00:15:43,108 --> 00:15:45,444
‫البته معمولا با اجازه مهمان‌دار.

242
00:15:45,444 --> 00:15:46,654
‫لیز رو پیدا نکردم،

243
00:15:46,654 --> 00:15:48,989
‫پس خودم رفتم و در رو باز کردم.

244
00:15:49,657 --> 00:15:52,743
‫سه تا مرد اونجا بودن و جلو رو نگاه می‌کردن،
‫بنابراین متوجه من شدن.

245
00:15:52,743 --> 00:15:55,204
‫- راست بگو، خوشگل نیس؟
‫- خب، خوشگل بود.

246
00:15:55,204 --> 00:15:57,873
‫می‌دونی، فقط باورم نمیشه
‫اون بلا رو سر همه‌مون آورد.

247
00:15:57,873 --> 00:15:59,124
‫- می‌دونم.
‫- می‌تونم.

248
00:15:59,124 --> 00:16:01,293
‫فقط یه بخش از حرف‌هایی
‫که یکی‌شون می‌گفت رو شنیدم.

249
00:16:01,293 --> 00:16:03,921
‫بعدا که بزرگ‌تر شدم ماجرا رو فهمیدم،

250
00:16:03,921 --> 00:16:06,382
‫اینکه احتمالا داشتن در مورد اینکه
‫عاشق یه نفر شدن حرف میزدن.

251
00:16:09,009 --> 00:16:12,096
‫سلام، تو...
‫امشب میری پیتسبورگ؟

252
00:16:12,638 --> 00:16:14,682
‫نه، لس آنجلس.

253
00:16:16,016 --> 00:16:17,726
‫چطوری از این پرواز چند توقفه سر درآوردی؟

254
00:16:17,726 --> 00:16:19,895
‫دلم می‌خواست تا جای ممکن
‫توی هواپیما بمونم،

255
00:16:19,895 --> 00:16:22,106
‫اما مامانم پول جت بی‌توقف رو نداره.

256
00:16:22,898 --> 00:16:25,693
‫فکر می‌کردم از اینکه بفهمن
‫به هواپیما علاقه دارم خوشحال میشن،

257
00:16:26,193 --> 00:16:29,530
‫ولی فکر می‌کنم اون‌ها
‫جنبه آزار دهنده‌شو دیدن.

258
00:16:29,530 --> 00:16:31,657
‫باشه، باشه.
‫خب، ما تا شیکاگو همراهت هستیم.

259
00:16:31,657 --> 00:16:34,368
‫پس می‌دونی، اگه یه وقت حوصله‌ات سر رفت،
‫قدمت رو چشم و بیا،

260
00:16:34,368 --> 00:16:36,912
‫فقط دفعه بعد از مهمان‌دار اجازه بگیر، باشه؟

261
00:16:37,621 --> 00:16:38,622
‫حتما.

262
00:16:41,291 --> 00:16:42,292
‫ممنون.

263
00:16:46,505 --> 00:16:47,673
‫مرد سه متری چیه؟

264
00:16:48,465 --> 00:16:49,717
‫عشق جدیدت.

265
00:16:49,717 --> 00:16:53,470
‫با این‌حال، من تو هواپیما بودم،
‫و تمام شب بود.

266
00:16:53,470 --> 00:16:54,596
‫مگه می‌شد زندگی از این بهتر بشه؟

267
00:16:55,180 --> 00:16:56,849
‫وقتی رفتم سر جام بشینم،

268
00:16:56,849 --> 00:16:58,350
‫مامانم دومین نوشیدنی‌شو می‌خورد،

269
00:16:58,350 --> 00:17:00,853
‫و با دوست جدیدش، هری،
‫حسابی صمیمی شده بود.

270
00:17:01,437 --> 00:17:03,731
‫این پسر عزیزم، جف‌ـه.

271
00:17:03,731 --> 00:17:05,691
‫- سلام جف.
‫- سلام.

272
00:17:05,691 --> 00:17:07,359
‫ایشون هریه.

273
00:17:07,359 --> 00:17:09,153
‫هری اهل پیتسبورگه، عزیزم.

274
00:17:09,903 --> 00:17:11,363
‫وکیله.

275
00:17:11,363 --> 00:17:13,949
‫و چند تا از بازیکن‌های
‫تیم پیتسبورگ استیلرز رو می‌شناسه.

276
00:17:14,491 --> 00:17:15,576
‫محشر نیست؟

277
00:17:17,036 --> 00:17:19,288
‫متاهلی؟ بچه داری؟

278
00:17:20,998 --> 00:17:23,375
‫خب آره. یه پسر و دختر دارم.

279
00:17:24,460 --> 00:17:25,461
‫اوه. خوبه.

280
00:17:36,180 --> 00:17:37,681
‫امیدوارم مرغ دوست داشته باشی.

281
00:17:37,681 --> 00:17:39,308
‫مرغ سوخاری دوست دارم.

282
00:17:39,308 --> 00:17:41,143
‫خب، همونه.

283
00:17:41,143 --> 00:17:45,105
‫چین کوردن بلوئه و خیلی خوشمزه‌ست.

284
00:17:45,105 --> 00:17:47,566
‫باشه. می‌خورم.

285
00:17:56,075 --> 00:17:57,618
‫وقتی رفتم بشینم،

286
00:17:57,618 --> 00:17:59,953
‫هری داشت در گوش مادرم
‫یه چیزی رو پچ‌پچ می‌کرد.

287
00:18:00,621 --> 00:18:04,041
‫صبر کردم تا حرفش تموم بشه
‫که یه وقت تو دردسر نیفتم.

288
00:18:11,090 --> 00:18:13,509
‫چه مرد بی‌نظیری.

289
00:18:13,509 --> 00:18:15,052
‫خیلی خوش‌صحبته.

290
00:18:15,052 --> 00:18:16,887
‫مادرم به آدم‌های خوش‌صحبت

291
00:18:16,887 --> 00:18:19,139
‫و افرادی که رسا و شیوا
‫حرف میزدن علاقه داشت.

292
00:18:19,139 --> 00:18:21,517
‫از آدم‌هایی که لهجه داشت خوششون نمی‌اومد،

293
00:18:21,517 --> 00:18:23,769
‫مگه اینکه برای نقش لهجه داشتن.

294
00:18:23,769 --> 00:18:26,939
‫می‌گفت فصیح صحبت کردن
‫نشونه‌ی تحصیل‌کرده بودن اون‌هاست.

295
00:18:27,564 --> 00:18:29,691
‫دوست اون، جولیا، زن زیبایی بود

296
00:18:29,691 --> 00:18:32,194
‫ثروتمند بود،
‫با یه مخترع پولدار ازدواج کرده بود،

297
00:18:32,194 --> 00:18:33,904
‫و به نظر همه‌چی داشت،

298
00:18:33,904 --> 00:18:36,240
‫به جز اینکه مادرم هیچ‌وقت تو کتش نرفت

299
00:18:36,240 --> 00:18:38,408
‫که لهجه غلیظ نیوجرسی داشت.

300
00:18:38,408 --> 00:18:40,244
‫می‌گفت «آدم ناراحت میشه.

301
00:18:40,244 --> 00:18:43,455
‫با وجود زیبایی و ثروت،
‫لهجه زشت نیوجرسی داره.»

302
00:18:44,164 --> 00:18:45,791
‫نکته جالب اینجاست که گاهی

303
00:18:45,791 --> 00:18:48,335
‫مامانم خودش هم چنین لهجه‌ای داشت.

304
00:18:49,461 --> 00:18:53,966
‫اگه یه روز رفتیم پیتسبورگ، عزیزم،
‫هری با کمال میل ما رو به صرف شام دعوت می‌کنه.

305
00:18:53,966 --> 00:18:56,802
‫با زن و بچه‌اش؟

306
00:18:57,511 --> 00:18:58,679
‫ای زرنگ.

307
00:19:02,266 --> 00:19:04,685
‫وقتی تاریکی شب پشتِ پنجره
‫جای خودش رو

308
00:19:04,685 --> 00:19:05,978
‫به ابرهای برفی داد،

309
00:19:05,978 --> 00:19:08,188
‫حس کردم چیزی جلوی من قرار گرفت.

310
00:19:08,188 --> 00:19:09,898
‫این واسه توئه.

311
00:19:09,898 --> 00:19:13,318
‫و از بوی غذا فهمیدم که چیکن کوردن بلوئه.

312
00:19:13,318 --> 00:19:16,905
‫وای. واقعا شبیه مرغ سوخاری بود
‫ولی از نوع بهترش.

313
00:19:17,531 --> 00:19:18,866
‫شروع کردم به خوردن.

314
00:19:23,829 --> 00:19:26,456
‫مرغ و پنیر رو دوست دارم.

315
00:19:26,456 --> 00:19:28,500
‫اما بعید می‌دونم بتونم با همدیگه بخورم.

316
00:19:29,001 --> 00:19:31,128
‫مامان، دوست ندارم.

317
00:19:31,128 --> 00:19:32,296
‫میشه بازم نوشابه بخورم؟

318
00:19:32,296 --> 00:19:33,964
‫حتما عزیزم.

319
00:19:37,718 --> 00:19:40,387
‫وقتی آماده فرود در منطقه پیتسبورگ شدیم،

320
00:19:40,387 --> 00:19:42,264
‫بالاخره تونستم بیرونِ پنجره رو ببینم.

321
00:19:43,015 --> 00:19:45,100
‫پایین لایه ابر بودیم،

322
00:19:45,100 --> 00:19:46,977
‫و برف زیادی می‌بارید.

323
00:19:47,603 --> 00:19:50,522
‫در واقع دیدن شهر زیر پام خیلی قشنگ بود،

324
00:19:50,522 --> 00:19:52,232
‫توی این هوا می‌درخشید.

325
00:19:52,816 --> 00:19:55,027
‫بعد به این فکر کردم که احتمالا

326
00:19:55,027 --> 00:19:57,738
‫یه بچه در اون پایین
‫توی خونه‌ای زندگی می‌کنه،

327
00:19:57,738 --> 00:20:00,240
‫به صدای موتور هواپیمای بالای سرش گوش میده،

328
00:20:00,240 --> 00:20:02,993
‫و به این موضوع فکر می‌کنه:
‫«این وقت شب کی توی اون هواپیماست

329
00:20:02,993 --> 00:20:05,621
‫و کجا میرن؟ خوابیدن یا نه؟»

330
00:20:10,375 --> 00:20:12,920
‫اصلا متوجه نشدیم فرود اومدیم،
‫خیلی روان و هموار بود.

331
00:20:14,129 --> 00:20:16,256
‫نورهای آبی که در مسیر فرودگاه بود

332
00:20:16,256 --> 00:20:18,300
‫توی هوای برفی بیشتر به چشم می‌اومد.

333
00:20:18,926 --> 00:20:20,510
‫وقتی به سمت گیت می‌رفتیم،

334
00:20:20,510 --> 00:20:23,597
‫اعلانی از سیستم بلندگوی هواپیما پخش شد.

335
00:20:24,181 --> 00:20:25,891
‫کاپیتان صحبت می‌کنه.

336
00:20:25,891 --> 00:20:28,352
‫به علتِ کولاک غیر منتظره،

337
00:20:28,352 --> 00:20:30,771
‫مسافرین عزیز به مقصد دیتون و شیکاگو

338
00:20:30,771 --> 00:20:33,523
‫پروازشون تا اطلاع ثانوی به تاخیر افتاده.

339
00:20:33,565 --> 00:20:36,777
‫لطفا جهت کسب اطلاعات بیشتر
‫به مامور بلیت در گیت مراجعه کنید.

340
00:20:38,695 --> 00:20:39,780
‫نگران نباشید.

341
00:20:39,780 --> 00:20:43,242
‫شرکت تی‌دبلیوای برای مسافرین
‫هتل تدارک می‌بینه.

342
00:20:43,242 --> 00:20:44,701
‫- رایگانه. بله.
‫- ممنون.

343
00:20:44,701 --> 00:20:46,119
‫پس بهمون اتاق میدن؟

344
00:20:46,119 --> 00:20:47,788
‫- بله. نگران نباشید.
‫- عالیه.

345
00:20:48,580 --> 00:20:49,581
‫خیلی‌خب.

346
00:20:55,087 --> 00:20:58,006
‫از مرد پشت میز پرسیدم
‫این هتل چه سالی تاسیس شده.

347
00:20:58,006 --> 00:20:59,591
‫گفت ۱۹۵۲.

348
00:21:00,300 --> 00:21:02,636
‫حالا می‌تونستم در مورد
‫آدم‌هایی خیال‌پردازی کنم

349
00:21:02,636 --> 00:21:04,554
‫که از سال ۱۹۵۲ مجبور بودن

350
00:21:04,554 --> 00:21:07,057
‫در نیمه‌شب کاری رو انجام بدن
‫که ما در حال انجامش بودیم.

351
00:21:13,105 --> 00:21:14,189
‫خیلی‌خب، عزیزم.

352
00:21:14,189 --> 00:21:17,192
‫وقتی شرایط پرواز باشه
‫از شرکت هواپیمایی تماس می‌گیرن،

353
00:21:17,192 --> 00:21:20,779
‫اما چند ساعت طول می‌کشه.
‫پس بهتره بخوابی.

354
00:21:20,779 --> 00:21:22,197
‫- باشه؟
‫- باشه.

355
00:21:22,197 --> 00:21:23,991
‫من میرم پایین تا نوشیدنی بخورم.

356
00:21:23,991 --> 00:21:25,075
‫باشه.

357
00:21:25,075 --> 00:21:27,119
‫- باشه. مشکل نداره؟
‫- نه.

358
00:21:27,119 --> 00:21:29,121
‫- باشه. دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

359
00:21:31,373 --> 00:21:33,667
‫به‌نوعی می‌دونستم که هری هم هست،

360
00:21:33,667 --> 00:21:35,252
‫ولی جلوی زبونمو گرفتم.

361
00:22:04,698 --> 00:22:05,699
‫الو؟

362
00:22:06,950 --> 00:22:08,702
‫بله، میایم.

363
00:22:11,580 --> 00:22:14,249
‫انتهای راهرو رو نگاه کردم
‫و دیدم مامان یه اتاق دیگه‌ست.

364
00:22:14,249 --> 00:22:15,334
‫اومدم.

365
00:22:15,334 --> 00:22:17,627
‫اصلا مهم نبود،
‫حتی اگه پیش هری بود.

366
00:22:17,627 --> 00:22:20,088
‫تنها چیزی که اهمیت داشت
‫این بود که فقط ۲۰ دقیقه وقت داشتیم

367
00:22:20,088 --> 00:22:22,341
‫تا به گیت برسیم و پروازمون رو ادامه بدیم.

368
00:22:23,050 --> 00:22:25,844
‫با اینکه ساعت سه صبح بود،
‫مادرم خیلی بَشاش و سرحال بود.

369
00:22:25,844 --> 00:22:26,928
‫ولی منم همین‌طور.

370
00:22:26,928 --> 00:22:29,681
‫سه ساعت خوابیدم
‫و بقیه سفر هنوز باقی‌مونده.

371
00:22:31,308 --> 00:22:34,186
‫پرواز پیتسبورگ به دیتون
‫کم‌تر از یک ساعت بود،

372
00:22:34,936 --> 00:22:37,147
‫و الان که فکرش رو می‌کنم خیلی جالب‌تر بود.

373
00:22:37,939 --> 00:22:41,109
‫مادرم رو دیدم که توی ۴۰ دقیقه
‫بیشتر از تمام عمرش

374
00:22:41,109 --> 00:22:42,778
‫احساساتی می‌شد.

375
00:22:43,695 --> 00:22:45,447
‫یعنی داره بهش چی میگه؟

376
00:22:45,447 --> 00:22:48,075
‫البته بعدا سیر تا پیاز زندگی لیز رو فهمیدم.

377
00:22:48,575 --> 00:22:50,118
‫چیز زیادی یادم نیست،

378
00:22:50,118 --> 00:22:52,287
‫جز اینکه گیج بودم.

379
00:22:52,287 --> 00:22:56,708
‫اما وقتی سعی کردیم از کشور فرار کنیم
‫نه ساله‌ام بیشتر نبود،

380
00:22:56,708 --> 00:23:00,587
‫و فقط من و برادرم جون سالم بدر بردیم.

381
00:23:00,587 --> 00:23:05,550
‫و متاسفانه، مجبور شدیم ببینیم
‫که پدر و مادرمون رو می‌برن.

382
00:23:07,677 --> 00:23:09,346
‫عزیزم.

383
00:23:09,346 --> 00:23:13,183
‫نه، چیزی نیست. خوبم.
‫با این موضوع کنار اومدم.

384
00:23:13,183 --> 00:23:16,061
‫در اون زمان در منطقه نیویورک
‫یه برنامه تلویزیونی پخش می‌شد

385
00:23:16,061 --> 00:23:17,354
‫به نام «ما را به یاد داشته باش.»

386
00:23:17,938 --> 00:23:20,315
‫فیلم‌های واقعی
‫از اتفافات نازی‌ها نشون می‌داد.

387
00:23:20,315 --> 00:23:23,485
‫به نظرم اکثر کابوس‌های من
‫به خاطر اون برنامه تلویزیونی بود.

388
00:23:23,985 --> 00:23:26,279
‫دلم واسه لیز می‌سوخت.

389
00:23:26,279 --> 00:23:28,240
‫به هر حال، مادرم خیلی هواشو داشت.

390
00:23:28,782 --> 00:23:31,868
‫انگار آدمی که خودش بیشتر درد کشیده بود

391
00:23:31,868 --> 00:23:33,161
‫بهش آرامش می‌داد.

392
00:23:34,871 --> 00:23:38,250
‫یه‌دفعه غم وجودم رو گرفت
‫که با مرد سه متری آشنا نشدم.

393
00:23:38,375 --> 00:23:40,127
‫لااقل یکی بود باهاش حرف بزنم.

394
00:23:41,378 --> 00:23:44,297
‫ولی امشب پیش ستاره‌های شب میرم.

395
00:23:55,892 --> 00:23:59,187
‫موقع توقف در دیتون
‫تصمیم گرفتیم تو هواپیما بمونیم.

396
00:23:59,187 --> 00:24:01,064
‫من و مامانم تونستیم بخوابیم.

397
00:24:02,149 --> 00:24:04,526
‫قبل اینکه بیدار بشیم
‫باز توی آسمون بودیم.

398
00:24:04,985 --> 00:24:07,821
‫تا وقتی کمربندمون بسته بود،
‫لیز مانع خوابیدنِ ما نشد.

399
00:24:07,904 --> 00:24:09,656
‫به دیتون رسیدیم هیچ‌کس سوار نشد.

400
00:24:09,865 --> 00:24:12,659
‫خب، دست‌کم آدمی که جالب باشه.

401
00:24:12,701 --> 00:24:14,786
‫ساعت چهار صبح بود، چرا سوار بشن؟

402
00:24:15,287 --> 00:24:17,289
‫پس تا شیکاگو خوابیدیم.

403
00:24:21,126 --> 00:24:24,129
‫وقتی به فرودگاه نسبتا جدیدِ اوهر رسیدیم
‫هوا هنوز تاریک بود.

404
00:24:26,089 --> 00:24:27,883
‫آخرین ایستگاه منه.

405
00:24:27,883 --> 00:24:29,009
‫خونه‌ام اینجاست.

406
00:24:29,509 --> 00:24:32,804
‫ولی چند تا سوپرایز واستون تدارک دیدم.

407
00:24:34,181 --> 00:24:36,641
‫ترتیب دیدم تا شما دو نفر

408
00:24:36,641 --> 00:24:38,643
‫با پرواز فرست کلاس

409
00:24:38,643 --> 00:24:41,313
‫به کانزاس سیتی و دنور برید.

410
00:24:41,313 --> 00:24:45,275
‫و یه سوپرایز کوچیک دیگه
‫توی دنور منتظر شماست.

411
00:24:45,942 --> 00:24:46,943
‫خب...

412
00:24:51,740 --> 00:24:53,992
‫این جزییات دقیقه.

413
00:24:53,992 --> 00:24:55,744
‫به مامور بلیت بدید.

414
00:24:55,744 --> 00:24:56,995
‫- باشه؟
‫- ممنون.

415
00:24:56,995 --> 00:24:59,331
‫- خواهش می‌کنم. خداحافظ.
‫- ممنون.

416
00:25:02,167 --> 00:25:04,669
‫تمام فکر و ذکرم این بود
‫که چقدر باید هزینه می‌کردیم

417
00:25:04,669 --> 00:25:06,713
‫اگه می‌خواستیم خودمون
‫بلیت فرست کلاس بگیریم.

418
00:25:07,506 --> 00:25:09,799
‫بلیت یک‌طرفه حدود ۱۸۵ دلار آب می‌خورد.

419
00:25:10,383 --> 00:25:13,178
‫چقدر اسباب‌بازی و هات‌داگ می‌تونستم بخرم.

420
00:25:13,178 --> 00:25:16,056
‫تازه به احتسابِ دو سه تا سفر دیگه
‫شبیه به همینه.

421
00:25:16,556 --> 00:25:17,933
‫لیز چه خانم خوبی بود.

422
00:25:19,226 --> 00:25:21,645
‫ناگهان، رفتار مادرم تغییر کرد.

423
00:25:22,229 --> 00:25:24,648
‫تغییر محسوس توی چهره‌اش مشخص بود.

424
00:25:24,648 --> 00:25:28,777
‫صادف ایستاده بود، چونه‌اش بالا بود،
‫و مثل نجیب‌زاده‌ها راه می‌رفت.

425
00:25:28,777 --> 00:25:30,278
‫با پرواز فرست کلاس می‌رفتیم.

426
00:25:30,278 --> 00:25:33,990
‫و اون بازیگری بود که با پرواز فرست کلاس
‫به ساحل غربی می‌رفت.

427
00:25:34,699 --> 00:25:37,869
‫می‌دونم که دلش می‌خواست
‫اون کتِ پلنگی تقلبی رو بپوشه

428
00:25:37,869 --> 00:25:40,413
‫که قبل اینکه از خونه بیایم بیرون
‫قانعش کردم یه چیز دیگه بپوشه.

429
00:25:49,005 --> 00:25:50,215
‫از هالیوود زنگ زدن.

430
00:25:51,633 --> 00:25:53,677
‫گفتن با پرواز بعدی بیام.

431
00:25:54,719 --> 00:25:55,887
‫بازیگر هستید؟

432
00:25:55,887 --> 00:25:58,557
‫بله. از کجا حدس زدی؟

433
00:25:58,557 --> 00:26:01,685
‫مادرم معمولا از این حرف‌های ناخوشایند میزد.

434
00:26:01,685 --> 00:26:02,852
‫تو هالیوود موفق باشید.

435
00:26:03,520 --> 00:26:04,771
‫ممنون.

436
00:26:09,818 --> 00:26:12,153
‫فرودگاه زیبا بود.
‫و به دلایل نامعلوم،

437
00:26:12,153 --> 00:26:14,531
‫بوفه هات‌داگ فروشی
‫حتی ساعت چهار صبح هم باز بود.

438
00:26:14,531 --> 00:26:16,074
‫- سلام.
‫- دو تا می‌خواستم.

439
00:26:16,074 --> 00:26:17,158
‫مادرم یکی سفارش داد.

440
00:26:17,784 --> 00:26:19,578
‫- میل کردید؟
‫- بله.

441
00:26:20,662 --> 00:26:22,289
‫میشه یه هات‌داگ دیگه بخورم؟

442
00:26:22,956 --> 00:26:25,709
‫واقعا واسه یه هات‌داگِ دیگه جا داری؟

443
00:26:26,334 --> 00:26:28,712
‫آره، واقعا جا دارم.

444
00:26:29,212 --> 00:26:30,213
‫باشه.

445
00:26:39,931 --> 00:26:41,933
‫بخش فرست کلاس هواپیماهای ملخی

446
00:26:41,933 --> 00:26:45,020
‫معمولا عقبِ هواپیما بودن،
‫نسبت به جت‌ها فرق داشتن.

447
00:26:45,562 --> 00:26:48,315
‫اولین چیزی که متوجه شدم
‫این بود که صندلی‌ها بزرگ‌تر بود.

448
00:26:48,315 --> 00:26:50,066
‫دوم اینکه دیوارنگاره زیبایی داشت.

449
00:27:13,757 --> 00:27:16,176
‫وقتی هواپیما بلند شد، خیلی بی صداتر بود.

450
00:27:16,176 --> 00:27:19,429
‫احتمالا به همین دلیل فرست کلاس
‫عقبِ هواپیما بود.

451
00:27:19,429 --> 00:27:20,847
‫توی جت‌ها، جلو ساکت‌تره.

452
00:27:21,765 --> 00:27:24,684
‫مادرم از اینکه تو فرست کلاس بود
‫به شدت هیجان داشت.

453
00:27:24,684 --> 00:27:28,938
‫می‌دونی، اگه یه استودیو فیلم‌سازی می‌گفت بیام،

454
00:27:28,938 --> 00:27:33,318
‫اتحادیه بازیگران اصرار می‌کرد
‫که استودیو واسم بلیت فرست کلاس بگیره.

455
00:27:34,277 --> 00:27:35,779
‫قانونه.

456
00:27:41,618 --> 00:27:44,079
‫همین‌طور که به سمت غرب می‌رفتیم،

457
00:27:44,079 --> 00:27:46,623
‫می‌دیدم که خورشید کم‌کم داره طلوع می‌کنه.

458
00:27:46,623 --> 00:27:48,750
‫یه‌کم که هواپیما به راست چرخید،

459
00:27:48,750 --> 00:27:50,460
‫آفتاب به پنجره خورد

460
00:27:50,460 --> 00:27:53,505
‫و انگار روی صورت مادرم می‌رقصید.

461
00:27:55,090 --> 00:27:59,511
‫عزیزم، وقتی توی تئاتر تابستونی
 آسمون رو روشن کن بازی می‌کردم یادت میاد؟

462
00:27:59,511 --> 00:28:05,433
‫و اون منتقد گفت
‫من ترکیبی از کرافورد و استانویک هستم.

463
00:28:06,643 --> 00:28:08,895
‫گفت بازی من شاهکاره.

464
00:28:11,564 --> 00:28:13,233
‫فوق العاده نبود؟

465
00:28:24,035 --> 00:28:27,455
‫به سمت راستم نگاه کردم،
‫پرده‌های طلایی‌رنگ و درخشان رو دیدم.

466
00:28:27,455 --> 00:28:29,124
‫و دوست داشتم بدونم پشت‌شون چیه.

467
00:28:29,749 --> 00:28:32,377
‫بالا و پایین رو نگاه کردم
‫تا ببینم مهمان‌داری هست یا نه.

468
00:28:32,377 --> 00:28:34,170
‫یکی‌شون رو توی آشپزخونه دیدم.

469
00:28:35,213 --> 00:28:36,464
‫دستم رو بالا بردم،

470
00:28:36,464 --> 00:28:38,675
‫همون‌طوری که توی مدرسه
‫برای معلم دستم رو بالا می‌بردم.

471
00:28:56,109 --> 00:28:57,527
‫بله؟ کمکی از دستم برمیاد؟

472
00:28:58,236 --> 00:28:59,946
‫صدای اون خیلی آشنا بود.

473
00:29:00,488 --> 00:29:03,616
‫صدای اون شبیه به صدایی بود
‫که تو فرودگاه نیویورک شنیدم.

474
00:29:04,659 --> 00:29:07,370
‫دقیقا همون چهره‌ای رو داشت
‫که برای صاحبِ صدا تصور می‌کردم.

475
00:29:09,164 --> 00:29:10,248
‫اون چیه؟

476
00:29:12,459 --> 00:29:15,295
‫این سرویس خواب
‫برای پروازهای شبانه بین‌کشوریه.

477
00:29:15,295 --> 00:29:16,755
‫دیگه ازشون استفاده نمی‌کنیم.

478
00:29:17,338 --> 00:29:19,758
‫کِی استفاده می‌کردید؟ چه سالی؟

479
00:29:19,758 --> 00:29:22,218
‫چرا دیگه استفاده نمی‌کنید؟
‫چند تا هستن؟

480
00:29:22,218 --> 00:29:24,137
‫چطوره هر دفعه
‫به یه سوالت جواب بدم؟

481
00:29:24,137 --> 00:29:25,513
‫باشه.

482
00:29:25,513 --> 00:29:27,640
‫خب، زمانی که این هواپیما نو بود،

483
00:29:27,640 --> 00:29:30,018
‫تا سال ۱۹۵۹ که جت‌ها وارد بازار شدن،

484
00:29:30,018 --> 00:29:32,687
‫از سرویس خواب برای
‫پروازهای بی‌توقف طولانی استفاده می‌شد.

485
00:29:32,687 --> 00:29:35,857
‫هر بار هواپیما به مدت
‫بیشتر از هشت ساعت پرواز می‌کرد.

486
00:29:35,857 --> 00:29:38,193
‫برای پروازهای شبانه بین‌کشوری.

487
00:29:38,193 --> 00:29:41,029
‫مسافرها اینجا می‌خوابیدن.
‫بخشی از خدمات فرست کلاس بود.

488
00:29:41,029 --> 00:29:42,280
‫چه باحال.

489
00:29:42,280 --> 00:29:44,199
‫چطوری انقدر اطلاعات داری؟

490
00:29:44,199 --> 00:29:46,743
‫خب، مادرم چندین سال
‫توی صنعت هواپیمایی بود،

491
00:29:46,743 --> 00:29:48,703
‫دهه‌ی ۳۰ مهمان‌دار بود.

492
00:29:48,703 --> 00:29:49,829
‫وای.

493
00:29:49,829 --> 00:29:53,124
‫و سال ۱۹۳۹ بازنشسته شد،
‫ولی از اون زمان به بعد

494
00:29:53,124 --> 00:29:55,710
‫اعلامیه‌های پرواز رو
‫توی فرودگاه‌های نیویورک اعلام می‌کنه.

495
00:29:56,628 --> 00:29:57,629
‫الان میام.

496
00:30:01,466 --> 00:30:02,967
‫شوخی می‌کنی. واقعا؟

497
00:30:02,967 --> 00:30:06,679
‫الان چند سالشه؟
‫با چه هواپیماهایی پرواز کرده؟

498
00:30:06,679 --> 00:30:08,973
‫تو فرودگاه کجا اون اعلامیه‌ها رو میگه؟

499
00:30:09,599 --> 00:30:14,854
‫خب، ۵۸ سالشه
‫و عمدتا با هواپیماهای دی‌سی۳ پرواز کرده.

500
00:30:15,355 --> 00:30:18,900
‫و فکر می‌کنم توی یه اتاق کوچیک
‫پشت فرودگاه تی‌دبلیوای باشه.

501
00:30:18,900 --> 00:30:21,486
‫خیلی سوال می‌پرسی.
‫به پرواز علاقه داری، نه؟

502
00:30:21,486 --> 00:30:22,570
‫اولین باره سوار میشی؟

503
00:30:23,112 --> 00:30:25,657
‫دوریس به تمام سوالاتم جواب داد.

504
00:30:25,657 --> 00:30:27,158
‫اون بهترین دوست جدیدم بود.

505
00:30:28,993 --> 00:30:30,286
‫مامان! مامان! بیدار شو!

506
00:30:30,286 --> 00:30:31,621
‫باید بیدار بشی!

507
00:30:32,455 --> 00:30:34,791
‫- چی شده؟
‫- باورت نمیشه.

508
00:30:34,791 --> 00:30:37,293
‫مامان دوریس صدای فرودگاه آیدلوایلده.

509
00:30:37,293 --> 00:30:40,922
‫۵۸ سالشه
‫و یکی از اولین مهمان‌دارهای تاریخه.

510
00:30:40,922 --> 00:30:42,382
‫مامان، عاشقش میشی.

511
00:30:42,382 --> 00:30:45,051
‫اصلا لهجه نداره و خیلی خوشگله.

512
00:30:45,051 --> 00:30:47,095
‫- کی؟
‫- دوریس!

513
00:30:47,095 --> 00:30:50,598
‫اوه، عالیه، پسرم.

514
00:30:50,598 --> 00:30:53,017
‫مامان، جلوی دوریس
‫این‌طوری صدام نزن، باشه؟

515
00:30:53,017 --> 00:30:55,353
‫باشه عزیزم، حالا بذار بخوابم.

516
00:31:02,443 --> 00:31:04,988
‫موهاش مدلی بود که دوست داشتم.

517
00:31:05,113 --> 00:31:06,364
‫چشم‌های رنگ روشن.

518
00:31:06,364 --> 00:31:08,074
‫نمی‌تونستم نگاهش نکنم.

519
00:31:09,117 --> 00:31:10,326
‫چند سالته؟

520
00:31:10,326 --> 00:31:11,411
‫۲۱.

521
00:31:11,953 --> 00:31:13,329
‫هواپیمای محبوبت چیه؟

522
00:31:14,581 --> 00:31:16,249
‫بوئینگ ۷۰۷.

523
00:31:16,249 --> 00:31:19,711
‫- چرا؟
‫- چون قشنگ و خیلی سریعه.

524
00:31:20,503 --> 00:31:21,713
‫خیلی خوبه.

525
00:31:21,713 --> 00:31:22,881
‫کسی توی زندگیت داری؟

526
00:31:23,840 --> 00:31:25,383
‫داشتم. اما تازه جدا شدیم.

527
00:31:26,843 --> 00:31:28,428
‫مادر من بازیگره، می‌دونی؟

528
00:31:28,428 --> 00:31:29,888
‫واقعا؟

529
00:31:29,888 --> 00:31:32,557
‫وقتی می‌خواستم یه نفر رو تحت تاثیر قرار بدم
‫از این جمله استفاده می‌کردم.

530
00:31:33,057 --> 00:31:34,475
‫خیلی جالبه.

531
00:31:34,475 --> 00:31:36,603
‫آره، داریم میریم هالیوود.

532
00:31:36,603 --> 00:31:37,770
‫بهش زنگ زدن.

533
00:31:37,770 --> 00:31:40,940
‫فکر کنم قراره با پاول نیومن فیلم بازی کنه.

534
00:31:41,566 --> 00:31:42,734
‫پاول نیومن، واقعا؟

535
00:31:43,610 --> 00:31:44,986
‫باورم نمیشه.

536
00:31:46,321 --> 00:31:48,114
‫خب، من دیگه باید برم.

537
00:31:48,114 --> 00:31:49,365
‫مادرم کارم داره.

538
00:31:49,365 --> 00:31:50,700
‫باشه.

539
00:31:50,700 --> 00:31:52,368
‫خدای من. چرا دروغ گفتم؟

540
00:31:52,368 --> 00:31:53,578
‫خیلی احمقانه بود.

541
00:31:54,037 --> 00:31:56,664
‫همین که گفتم مامانم بازیگره
‫تحت تاثیر قرار گرفته بود.

542
00:32:01,586 --> 00:32:03,963
‫فروگاده کانزاس سیتی چندان جذاب نبود.

543
00:32:04,631 --> 00:32:06,507
‫به جز اسباب‌بازی فروشی اونجا.

544
00:32:07,675 --> 00:32:09,510
‫خدای من. خدای من.

545
00:32:10,511 --> 00:32:14,849
‫اسباب‌بازی هواپیمای باتری‌خور
‫درست شبیه هواپیمایی که سواریم.

546
00:32:21,773 --> 00:32:24,400
‫بدون شک بهترین اسباب‌بازی دنیا بود.

547
00:32:27,278 --> 00:32:29,739
‫درها باز میشه، مسافرا ناپدید میشن،

548
00:32:30,573 --> 00:32:32,450
‫مهمان‌دار ظاهر میشه.

549
00:32:32,450 --> 00:32:33,826
‫خدای من.

550
00:32:34,410 --> 00:32:35,620
‫در بسته میشه،

551
00:32:36,496 --> 00:32:37,705
‫مسافرا باز ظاهر میشن.

552
00:32:38,957 --> 00:32:41,125
‫موتورها دونه‌به‌دونه روشن میشن.

553
00:32:41,751 --> 00:32:43,920
‫خدای من. حرکت می‌کنه.

554
00:32:47,006 --> 00:32:50,635
‫زندگی در اون لحظه چنان شیرین بود
‫که سخت بود از این حال خوش بیرون بیای.

555
00:32:50,635 --> 00:32:52,553
‫- با مالیات میشه ۱۲.۹۵ دلار.
‫- باشه.

556
00:32:52,553 --> 00:32:53,846
‫خیلی‌خب، بذارید حساب کنم.

557
00:32:53,846 --> 00:32:54,847
‫باشه. عالیه.

558
00:32:56,641 --> 00:32:58,184
‫تا اینکه هواپیما رو شکستم.

559
00:33:01,020 --> 00:33:02,730
‫یک ساعت تمام گریه می‌کردم،

560
00:33:02,730 --> 00:33:05,274
‫از جمله زمانی که هواپیما
‫می‌خواست راهی دنور بشه.

561
00:33:06,192 --> 00:33:07,694
‫طولانی‌ترین بخش سفر بود،

562
00:33:07,694 --> 00:33:10,238
‫به خاطر وزش باد مخالف
‫سفرمون نزدیک به چهار ساعت طول کشید.

563
00:33:12,115 --> 00:33:13,449
‫چی شده؟

564
00:33:13,449 --> 00:33:14,742
‫هواپیمام خراب شده.

565
00:33:17,662 --> 00:33:19,122
‫خب،
‫حتی هواپیماهای واقعی هم خراب میشه، می‌دونی؟

566
00:33:19,998 --> 00:33:21,249
‫واقعا؟

567
00:33:21,249 --> 00:33:22,375
‫آره، خراب میشن.

568
00:33:23,751 --> 00:33:25,878
‫خب، نمی‌دونستم.

569
00:33:25,878 --> 00:33:28,965
‫این حرفِ دوریس زندگیم رو دگرگون کرد.

570
00:33:28,965 --> 00:33:31,426
‫نمی‌دونم علتش چیه
‫ولی از اول همیشه با چیزهایی که بی‌عیب نبود

571
00:33:31,426 --> 00:33:32,719
‫مشکل داشتم،

572
00:33:32,719 --> 00:33:34,595
‫مخصوصا چیزهای فنی.

573
00:33:34,595 --> 00:33:38,433
‫و اون جوابی داشت
‫که همین امروز ازش استفاده می‌کنم.

574
00:33:38,433 --> 00:33:40,184
‫چیزهای واقعی هم خراب میشه.

575
00:33:40,184 --> 00:33:42,603
‫دوست داری واست تخت رو آماده کنم
‫تا یه‌کم بخوابی؟

576
00:33:42,603 --> 00:33:43,688
‫آره!

577
00:33:43,688 --> 00:33:46,232
‫دوریس، ممنونم، اما لازم نیست.

578
00:33:46,232 --> 00:33:48,568
‫- مامان.
‫- چه حرفیه. زحمتی نداره.

579
00:33:48,568 --> 00:33:49,819
‫الان آماده می‌کنم.

580
00:34:11,340 --> 00:34:13,259
‫از اینکه روی اون تخت بودم
‫خیلی هیجان داشتم

581
00:34:13,468 --> 00:34:15,261
‫و از پنجره آسمون رو نگاه می‌کردم.

582
00:34:15,928 --> 00:34:17,597
‫نمی‌تونستم چشم رو هم بذارم.

583
00:34:18,806 --> 00:34:21,142
‫دلم می‌خواست از اونجا تکون نخورم
‫تا بتونم خوش بگذرونم،

584
00:34:21,142 --> 00:34:22,769
‫شاید حتی همین جا غذا بخورم.

585
00:34:25,730 --> 00:34:28,066
‫- پسرت گفت بازیگری.
‫- آره.

586
00:34:28,066 --> 00:34:31,110
‫و بابت حضورتون
‫تو فیلم پاول نیومن تبریک میگم.

587
00:34:31,110 --> 00:34:32,361
‫خیلی هیجان انگیزه.

588
00:34:33,571 --> 00:34:35,490
‫حتما اشتباه فهمیده.

589
00:34:35,490 --> 00:34:37,283
‫فیلم خاصی وجود نداره.

590
00:34:37,283 --> 00:34:39,994
‫صرفا دوستم قراره بهم کمک کنه.

591
00:34:40,661 --> 00:34:43,748
‫اون می‌دونه که
‫بازیِ پاول نیومن رو دوست دارم،

592
00:34:43,748 --> 00:34:46,417
‫واسه همین این دو تا رو یکی کرده.

593
00:34:47,085 --> 00:34:49,754
‫از خجالت آب شدم،
‫و دلم نمی‌خواست زنده باشم.

594
00:34:50,463 --> 00:34:53,257
‫ناهار تقریبا آماده‌ست،
‫برم ازش بپرسم می‌خواد یا نه.

595
00:34:53,257 --> 00:34:54,634
‫- ممنون دوریس.
‫- الان میام.

596
00:34:54,634 --> 00:34:55,635
‫خیلی لطف داری.

597
00:34:58,971 --> 00:35:00,181
‫ناهار آماده‌ست.

598
00:35:00,181 --> 00:35:01,516
‫امیدوارم مرغ دوست داشته باشی.

599
00:35:01,516 --> 00:35:03,184
‫مرغ سوخاری دوست دارم.

600
00:35:03,184 --> 00:35:05,394
‫خب، شبیه به اونه. تازه بهتره.

601
00:35:05,394 --> 00:35:06,479
‫واقعا؟

602
00:35:06,479 --> 00:35:08,064
‫اسمش چیکن کوردن بلوئه.

603
00:35:09,023 --> 00:35:10,566
‫میشه بازم نوشابه بخورم؟

604
00:35:10,566 --> 00:35:12,360
‫حتما. الان میام.

605
00:35:12,360 --> 00:35:13,361
‫خیلی‌خب.

606
00:35:22,620 --> 00:35:25,748
‫مردی که تخمین زدم
‫روی صندلی ۷دی نشسته

607
00:35:25,790 --> 00:35:28,543
‫زیاد نوشیدنی می‌خورد
‫و سیگار پال مال می‌کشید،

608
00:35:28,584 --> 00:35:32,171
‫یه سیگار بدون فیلتر قوی،
‫مادرم بهم گفت.

609
00:35:32,171 --> 00:35:33,965
‫سیگار نیوپورت به این اندازه قوی نیست.

610
00:35:34,590 --> 00:35:37,844
‫در هر شرایط، مدام به تیتر اصلی
‫روزنامه اشاره می‌‌کرد

611
00:35:37,844 --> 00:35:39,846
‫که انگار روزنامه کانزاس سیتی استار بود.

612
00:35:40,555 --> 00:35:44,267
‫نوشته بود: «حادثه مرگبار: سقوط مرگبار
‫جت مسافربری در آیدلوایلد»

613
00:35:44,267 --> 00:35:46,561
‫و پایین این تیتر
‫یه عکس سیاه و سفید و تار بود.

614
00:35:47,520 --> 00:35:50,773
‫وقتی بچه بودم، سقوط هواپیما
‫بیشتر اینکه واسم ناراحت‌کننده باشه، جذاب بود.

615
00:35:51,315 --> 00:35:53,109
‫فکر می‌کنم این موضوع

616
00:35:53,151 --> 00:35:56,154
‫که چیزی که انقدر دوست داشتم
‫بتونه به کسی آسیب بزنه،

617
00:35:56,195 --> 00:35:57,822
‫چه برسه به اینکه باعث کشتار بشه
‫واسم سخت بود.

618
00:35:58,489 --> 00:36:01,659
‫بعد حرف‌های اون با یه مهمان‌دار دیگه
‫که دوریس نبود رو شنیدم.

619
00:36:01,659 --> 00:36:03,161
‫آقا، حالتون خوبه؟

620
00:36:07,999 --> 00:36:09,125
‫راستش، نه.

621
00:36:10,793 --> 00:36:14,130
‫خوندنِ این روزنامه واسم دشواره
‫چون همین چند وقت پیش،

622
00:36:14,172 --> 00:36:17,550
‫برای کار، از شیکاگو
‫به نیویورک بلیت رزرو کردم

623
00:36:17,550 --> 00:36:20,678
‫و... به پرواز نرسیدم.

624
00:36:21,888 --> 00:36:25,850
‫دعوا کردم که بذارن سوار بشم،
‫اما منو راه ندادن.

625
00:36:27,351 --> 00:36:32,481
‫با ناراحتی و غصه راهی خونه شدم،
‫اما وقتی رسیدم خونه

626
00:36:33,482 --> 00:36:36,611
‫و تلویزیون رو روشن کردم،
‫دیدم هواپیمایی که بلیت داشتم سقوط کرده.

627
00:36:37,778 --> 00:36:39,238
‫هواپیمایی که رزرو کرده بودم.

628
00:36:40,489 --> 00:36:44,452
‫پس، من... من... خیلی از پرواز می‌ترسم.

629
00:36:45,286 --> 00:36:46,495
‫خیلی متاسفم.

630
00:36:46,495 --> 00:36:50,499
‫ولی بهتون اطمینان میدم
‫که هیچ اتفاقی نمیفته و جای ما امنه.

631
00:36:50,499 --> 00:36:52,710
‫و اگه کاری داشتید، من همین جا هستم.

632
00:36:53,878 --> 00:36:55,046
‫باشه. ممنون.

633
00:36:56,214 --> 00:36:58,049
‫فکر می‌کنم حق داشت بترسه.

634
00:36:58,049 --> 00:37:00,801
‫بعلاوه، من می‌تونستم چیکار کنم
‫تا حالش بهتر بشه؟

635
00:37:00,801 --> 00:37:02,136
‫هواپیمای خودم خراب شده بود.

636
00:37:02,136 --> 00:37:04,513
‫که احتمالا نگاه کردن بهش
‫اونو بیشتر می‌ترسوند.

637
00:37:05,514 --> 00:37:07,642
‫و بعد یه فکر بکر به ذهنم رسید.

638
00:37:07,642 --> 00:37:09,560
‫شاید کاپیتان بتونه درستش کنه.

639
00:37:09,560 --> 00:37:10,728
‫اسباب‌بازی‌مو میگم.

640
00:37:13,981 --> 00:37:15,524
‫شما متاهلی؟

641
00:37:15,524 --> 00:37:17,193
‫نه، نه راستش.

642
00:37:18,027 --> 00:37:19,111
‫تازه طلاق گرفتم.

643
00:37:20,696 --> 00:37:22,406
‫اتفاق جالبی نیست؟

644
00:37:23,074 --> 00:37:24,659
‫مادر من بازیگره.

645
00:37:25,493 --> 00:37:27,578
‫فکر کنم اون زمان معنی
‫اون جمله‌ام رو نمی‌دونستم.

646
00:37:28,246 --> 00:37:29,163
‫درستش کرد.

647
00:37:29,664 --> 00:37:31,082
‫خدای من، اون بی‌نظیره.

648
00:37:31,082 --> 00:37:32,708
‫چرا اون نمی‌تونست با مادرم ازدواج کنه؟

649
00:37:35,044 --> 00:37:36,212
‫ممنون!

650
00:37:36,212 --> 00:37:39,173
‫می‌دونی، مادرم قراره فیلم بازی کنه

651
00:37:39,173 --> 00:37:42,718
‫و فکر کنم گفت با کرک داگلاس
‫و الیزابت تیلور هم‌بازی میشه.

652
00:37:45,429 --> 00:37:46,639
‫و پاول نیومن.

653
00:37:47,390 --> 00:37:49,392
‫واقعا؟ پاول نیومن؟

654
00:37:50,226 --> 00:37:53,020
‫- الکی نگو.
‫- خب، من دیگه باید برم.

655
00:37:53,646 --> 00:37:54,855
‫ممنون.

656
00:37:58,776 --> 00:38:00,111
‫سلام عزیزم.

657
00:38:00,111 --> 00:38:01,904
‫کاپیتان هواپیما رو درست کرد.

658
00:38:01,904 --> 00:38:04,240
‫- آدم خیلی خوبیه.
‫- خوبه.

659
00:38:04,240 --> 00:38:05,866
‫واست خوشحالم، عزیزم.

660
00:38:05,866 --> 00:38:07,994
‫خیلی خوشحال بود،
‫و دلیلش رو می‌دونستم.

661
00:38:07,994 --> 00:38:10,621
‫کتانِ تازه جلوش بود،

662
00:38:10,621 --> 00:38:13,916
‫و زیباترین ظرف چینی
‫و قاشق و چنگالی که می‌شد دید.

663
00:38:13,916 --> 00:38:15,459
‫خدای من.

664
00:38:18,587 --> 00:38:19,630
‫لینکس.

665
00:38:21,382 --> 00:38:24,385
‫اینکه جلوی مردم ظرف رو برعکس کنی کار زشتیه.

666
00:38:25,011 --> 00:38:27,847
‫مامانم عاشق چینی‌های عتیقه و گرون‌قیمت بود.

667
00:38:28,764 --> 00:38:32,268
‫با صدای بلند شروع کرد به خوندن منو،
‫عادت داشت.

668
00:38:32,268 --> 00:38:34,770
‫با صدای بم و تئاتریش می‌خوند

669
00:38:34,770 --> 00:38:36,897
‫که همیشه توی رستوران‌ها
‫منو خجالت‌زده می‌کرد.

670
00:38:36,897 --> 00:38:40,318
‫گزینه انتخابی شما برای پیش غذا:
‫کوکتل میگو

671
00:38:40,318 --> 00:38:42,320
‫یا قارچ شکم‌پر با گوشت خرچنگ.

672
00:38:43,237 --> 00:38:45,489
‫برای غذای اصلی، خوراک گوشت با سس مخصوص

673
00:38:46,115 --> 00:38:48,367
‫- یا چیکن کوردن بلو.
‫- چیکن کوردن بلو.

674
00:38:54,957 --> 00:38:57,251
‫دوباره به پناهگاه کوچیکم رفتم،

675
00:38:57,251 --> 00:38:58,586
‫دنیای شخصی خودم.

676
00:39:12,850 --> 00:39:13,851
‫ممنون.

677
00:39:30,534 --> 00:39:32,578
‫از بالا به پایین
‫و صندلی مادرم نگاه می‌کردم،

678
00:39:33,120 --> 00:39:35,456
‫این فکر تو ذهنم ایجاد شد
‫که امسال روز تولدم چیکار می‌کنه.

679
00:39:36,040 --> 00:39:39,418
‫یادِ تولد پنج سالگیم که افتادم،
‫خنده‌ام گرفت.

680
00:39:39,418 --> 00:39:42,713
‫انقدر خوب و عالی بود
‫که هر روز دلم جشن تولد می‌خواست.

681
00:39:43,422 --> 00:39:45,633
‫مادرم تا پنج روز تسلیم شده بود،

682
00:39:46,217 --> 00:39:48,052
‫و بعد با حقیقت زشت و دردناک روبه‌رو شدم،

683
00:39:48,052 --> 00:39:50,805
‫معمولا روز تولد یک روزه.

684
00:39:51,472 --> 00:39:54,308
‫اما هیچ‌کس بهم نگفت
‫که نمی‌تونم هر ماه تولد بگیرم.

685
00:39:54,392 --> 00:39:56,018
‫یادم میاد ماه آوریل بود

686
00:39:56,018 --> 00:39:59,438
‫و دوست مادرم واسه جشن تولدم
‫اومد خونه‌مون و گفت

687
00:39:59,438 --> 00:40:01,190
‫«مگه تولدش فوریه نیست؟»

688
00:40:01,190 --> 00:40:03,692
‫مادرم گفت:
‫«آره، اما ناراحتش نکن.»

689
00:40:04,360 --> 00:40:05,861
‫مادرم از این نظر خیلی خوب بود.

690
00:40:06,695 --> 00:40:08,781
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

691
00:40:10,032 --> 00:40:11,826
‫دراز کشیدم.

692
00:40:11,826 --> 00:40:14,954
‫موتور هواپیما واسم مثل لالایی بود.

693
00:40:14,954 --> 00:40:17,456
‫قبل اینکه متوجه بشم، خوابم برد.

694
00:40:17,456 --> 00:40:18,999
‫تا سال‌ها بعد،

695
00:40:18,999 --> 00:40:20,918
‫توی برنامه‌های هواپیماییم می‌گشتم

696
00:40:20,918 --> 00:40:24,672
‫تا اگه وقتم یاری می‌کرد
‫یه هواپیمای ملخی پیدا کنم،

697
00:40:24,672 --> 00:40:26,715
‫تا بتونم دوباره مثل همون زمان بخوابم.

698
00:40:31,178 --> 00:40:34,014
‫تا وقتی کمربندتو ببندی، می‌تونی تا هر موقع
‫دوست داری اینجا بمونی، باشه؟

699
00:40:34,014 --> 00:40:35,474
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

700
00:40:35,474 --> 00:40:37,476
‫کاپیتان صحبت می‌کنه.

701
00:40:37,476 --> 00:40:40,479
‫انتظار میره تا بیست دقیقه آینده
‫تکان‌های ملایمی داشته باشیم.

702
00:40:40,479 --> 00:40:43,190
‫لطفا در سر جای خود بنشینید
‫و کمربند خود را ببندید.

703
00:40:43,190 --> 00:40:46,026
‫هواپیما دچار لرزش و صدا شد.

704
00:40:46,026 --> 00:40:49,613
‫وقتی به بالای ابرها رفتیم
‫صدای موتور تغییر کرد.

705
00:40:50,364 --> 00:40:52,658
‫هر چند، تکون‌های هواپیما بدتر شد،

706
00:40:52,658 --> 00:40:54,910
‫و بعضی از مسافرها
‫دور و اطراف‌شون رو نگاه می‌کردن

707
00:40:54,910 --> 00:40:58,330
‫انگار شاید به چیزی نگاه کنن
‫این مشکل رو حل می‌کنه.

708
00:41:00,040 --> 00:41:02,042
‫مرد صندلی ۱۲ای بلند شد

709
00:41:02,042 --> 00:41:03,878
‫ به طرز عجیبی به سمتِ عقب هواپیما اومد.

710
00:41:03,878 --> 00:41:04,962
‫حالتون خوبه؟

711
00:41:04,962 --> 00:41:06,338
‫بی‌خودی داد میزد.

712
00:41:06,338 --> 00:41:07,673
‫دنبالم نیا!

713
00:41:09,091 --> 00:41:10,509
‫آقا؟ آقا، کمکی از دستم برمیاد؟

714
00:41:10,509 --> 00:41:13,179
‫مهمان‌داری که نمی‌شناختم دنبال اون مرد رفت.

715
00:41:13,179 --> 00:41:15,556
‫- آقا، کمکی از دستم برمیاد؟ مشکلی وجود نداره.
‫- چه صحنه عجیبی.

716
00:41:15,556 --> 00:41:18,225
‫اون مرد دستش رو دور گردن زن جوان فشار داد،

717
00:41:18,225 --> 00:41:20,644
‫و زن هم دستش رو دور گردن مرد انداخت.

718
00:41:21,437 --> 00:41:23,856
‫انگار یه مقاومت جدی
‫بین اون‌ها شکل گرفته بود.

719
00:41:23,856 --> 00:41:24,982
‫درک می‌کنم. تجربه مشابه داشتم.

720
00:41:24,982 --> 00:41:27,526
‫اما صحبت‌شون خیلی عادی و معمولی بود.

721
00:41:27,526 --> 00:41:29,612
‫شخصیت اون چیزی نیست که به نظر میاد.

722
00:41:29,612 --> 00:41:31,197
‫- یه مشکل داریم.
‫- بازدم.

723
00:41:31,197 --> 00:41:32,364
‫ممنون.

724
00:41:32,364 --> 00:41:34,533
‫وقتی زودتر از همه سوار شد،

725
00:41:34,533 --> 00:41:37,119
‫ظاهرا بهش دارو داده بودن
‫و اون رو سوار کردن

726
00:41:37,119 --> 00:41:40,748
‫تا به یه بیمارستان روانی دیگه
‫در دنور منتقل بشه.

727
00:41:40,748 --> 00:41:42,041
‫خیلی ممنون.

728
00:41:42,041 --> 00:41:43,667
‫- آروم باشید.
‫- ببخشید.

729
00:41:43,667 --> 00:41:45,252
‫اگه چیزی نیاز داشتید، اطلاع بدید.

730
00:41:45,252 --> 00:41:47,338
‫خیلی آروم صحبت می‌کردن.

731
00:41:47,338 --> 00:41:49,340
‫باورش سخت بود
‫که مشکلی بوجود اومده.

732
00:41:50,132 --> 00:41:52,259
‫و به کمک همدیگه موفق شدن
‫اون مرد رو آروم کنن.

733
00:41:52,885 --> 00:41:55,596
‫با این‌وجود تا وقتی پیاده شدیم
‫همه نگران بودن.

734
00:41:55,596 --> 00:41:58,682
‫- بیاید بشینید، باشه؟
‫- باشه، من خوبم.

735
00:42:08,901 --> 00:42:10,819
‫توی فیلم‌تون با پاول نیومن موفق باشید.

736
00:42:14,073 --> 00:42:15,658
‫متشکرم.

737
00:42:15,658 --> 00:42:16,659
‫بهش نیاز دارم.

738
00:42:18,994 --> 00:42:20,746
‫به نظرت چرا هواپیمامون خراب شد؟

739
00:42:20,746 --> 00:42:23,082
‫نمی‌دونم عزیزم.

740
00:42:23,082 --> 00:42:24,375
‫ولی ایرادی نداره.

741
00:42:24,375 --> 00:42:26,210
‫باعث میشه شب رو خوب بخوابیم.

742
00:42:26,210 --> 00:42:30,005
‫و فردا پرواز فوق العاده‌ای داریم.

743
00:42:31,173 --> 00:42:33,467
‫و نظرت چیه فیلم‌نامه بخونیم؟

744
00:42:34,176 --> 00:42:38,681
‫من میگم داستان فیلادلفیا رو بخونیم.

745
00:42:38,681 --> 00:42:40,057
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

746
00:42:41,308 --> 00:42:43,602
‫راستش، دنور موندیم خوش گذشت.

747
00:42:43,602 --> 00:42:46,605
‫اون شب،
‫مامانم دو پرده از فیلم‌نامه رو خوند.

748
00:42:46,605 --> 00:42:48,023
‫از وقتی یادم میاد،

749
00:42:48,023 --> 00:42:50,818
‫مامانم جای قصه،
‫قبل خواب واسم فیلم‌نامه می‌خوند.

750
00:42:54,238 --> 00:42:56,574
‫با همدیگه برای ناهار
‫به رستوران فرودگاه دنور رفتیم.

751
00:42:57,032 --> 00:43:00,077
‫حینِ تماشای رفت و آمد هواپیماها،
‫پنیر کبابی با نوشابه می‌خوردم.

752
00:43:01,370 --> 00:43:02,788
‫عالی بود.

753
00:43:02,871 --> 00:43:05,583
‫چه اتفاقی ممکنه بیفته
‫که از همه این‌ها بهتر بشه؟

754
00:43:05,583 --> 00:43:06,709
‫هیچی.

755
00:43:06,709 --> 00:43:08,043
‫دلم می‌خواست تا ابد زندگی کنم.

756
00:43:08,586 --> 00:43:10,921
‫- پرواز خوبی داشته باشید.
‫- ممنون. پرواز خوبی داشته باشید.

757
00:43:11,964 --> 00:43:15,801
‫سلام، یه یادداشت وجود داره که باید بخونید.

758
00:43:17,177 --> 00:43:18,804
‫بله، لیز درباره شما گفته بود.

759
00:43:18,804 --> 00:43:20,598
‫صبر کن! گیت رو اشتباه اومدیم!

760
00:43:20,598 --> 00:43:22,224
‫مامان، به پروازمون نمی‌رسیم!

761
00:43:22,224 --> 00:43:23,809
‫اینجا نیست، مامان. مطمئن باش!

762
00:43:23,809 --> 00:43:26,186
‫این پرواز جت بدون توقف به لس‌آنجلسه.

763
00:43:26,186 --> 00:43:27,479
‫کاملا مطمئنم.

764
00:43:27,479 --> 00:43:30,983
‫سرویس رویال امبسدر بوئینگ ۷۰۷ استاراستریمه.

765
00:43:30,983 --> 00:43:33,277
‫- ممنون. جای پسرم می‌گیرم.
‫- پرواز خوبی داشته باشید.

766
00:43:33,277 --> 00:43:34,486
‫ممنون.

767
00:43:34,486 --> 00:43:36,280
‫سوپرایز، عزیزم.

768
00:43:36,280 --> 00:43:39,074
‫قراره سوار جت بشیم.

769
00:43:40,367 --> 00:43:41,619
‫چی؟

770
00:43:42,620 --> 00:43:43,954
‫باورم نمیشه.

771
00:43:43,954 --> 00:43:46,040
‫با بوئینگ ۷۰۷ میریم لس‌آنجلس.

772
00:43:50,044 --> 00:43:51,462
‫هیجان‌زده نیستی، عزیزم؟

773
00:43:52,212 --> 00:43:54,214
‫سوپرایز لیزه.

774
00:43:57,885 --> 00:43:59,011
‫چی شده، عزیزم؟

775
00:43:59,011 --> 00:44:01,513
‫هیچی، فقط...

776
00:44:01,513 --> 00:44:05,059
‫خب، آخه وقتی سوار میشیم
‫می‌خوای به همه پز بدی.

777
00:44:11,148 --> 00:44:13,734
‫خب، بیا بریم سمت گیت، باشه؟

778
00:44:15,694 --> 00:44:16,945
‫واقعا هیجان داشتم.

779
00:44:16,945 --> 00:44:19,531
‫اما گاهی نمی‌دونستم چطور ابراز کنم.

780
00:44:22,159 --> 00:44:24,244
‫یه جورایی احساس کردم
‫چیزی رو از دست دادم.

781
00:44:26,038 --> 00:44:28,832
‫شاید به خاطر این بود که باید
‫با اون کانی زیبا و بزرگ خداحافظی می‌کردم،

782
00:44:29,291 --> 00:44:31,335
‫یا اینکه دیگه هیچ‌وقت
‫نمی‌تونستم دوریس رو ببینم.

783
00:44:33,837 --> 00:44:36,590
‫هیچی نگفت و خیلی ناراحت بودم.

784
00:44:42,680 --> 00:44:46,100
‫جلوی چشمم بود.
‫نمونه‌ای تمام عیار از هواپیما.

785
00:44:47,267 --> 00:44:49,561
‫خودِ هنر بود.
‫باور کنید، خود هنر بود.

786
00:44:58,570 --> 00:45:01,657
‫سوار جت شدم و فرست کلاس بود.

787
00:45:02,533 --> 00:45:03,742
‫باورم نمی‌شد.

788
00:45:04,743 --> 00:45:06,662
‫مادرم گفت می‌تونم یه جا تنها بشینم.

789
00:45:06,662 --> 00:45:09,081
‫که خیال کنم انگار تنهایی واسه پرواز اومدم.

790
00:45:09,081 --> 00:45:11,625
‫تصمیم گرفت کنار یه زن مهربون
‫به اسم باربارا بشینه.

791
00:45:24,513 --> 00:45:26,890
‫فشار قدرت منو به صندلی چسبوند.

792
00:45:42,990 --> 00:45:45,200
‫وای. فوق العاده‌ست.

793
00:45:45,200 --> 00:45:46,952
‫و فوق العاده بود.

794
00:45:46,952 --> 00:45:48,328
‫مستقیم به دل آسمون رفتیم.

795
00:45:50,122 --> 00:45:52,458
‫قبل اینکه بفهمیم به کلورادو رسیدیم.

796
00:45:53,041 --> 00:45:57,421
‫کوه‌های پر از برف که توی نور بعد از ظهر
‫برق میزدن رو هیچ‌وقت از یادم نمیره.

797
00:45:59,089 --> 00:46:01,925
‫وقتی هواپیما به ثبات رسید،
‫کاپیتان به پشتِ بلندگو اومد.

798
00:46:02,551 --> 00:46:05,345
‫خانم‌ها و آقایون،
‫به عصر جت‌های مسافربری خوش آمدید.

799
00:46:05,345 --> 00:46:10,309
‫با سرعت ۱۰۶۰ کیلومتر در ساعت
‫و ارتفاع ۳۳ هزار پایی در حال پرواز هستیم.

800
00:46:10,309 --> 00:46:14,646
‫پرواز ما به مقصد لس آنجلس
‫یک ساعت و ۵۲ دقیقه طول خواهد کشید.

801
00:46:14,646 --> 00:46:16,982
‫پس راحت بنشینید
‫و از پرواز لذت ببرید.

802
00:46:16,982 --> 00:46:18,400
‫نوشیدنی رو مهمان من هستید.

803
00:46:24,114 --> 00:46:26,283
‫باربارا یه‌کم از مامانم بزرگ‌تر بود،

804
00:46:26,283 --> 00:46:28,994
‫ولی خیلی زیبا بود
‫و همون‌طوری بود که مادرم می‌پسندید،

805
00:46:28,994 --> 00:46:31,246
‫فرهیخته، ثروتمند و بدون لهجه بود.

806
00:46:31,997 --> 00:46:33,165
‫نه، نه.

807
00:46:33,165 --> 00:46:36,293
‫متاسفانه، شوهر من چند سال پیش فوت شد.

808
00:46:36,293 --> 00:46:39,379
‫اسمش هنری بود و...

809
00:46:39,379 --> 00:46:40,798
‫بذار واست تعریف کنم.

810
00:46:40,798 --> 00:46:45,803
‫پشت تریبون ایستاده بود
‫و داشت ریاست بانک کراکر رو قبول می‌کرد

811
00:46:45,803 --> 00:46:47,721
‫- که دچار حمله قلبی شدید شد.
‫- خدای بزرگ.

812
00:46:47,721 --> 00:46:49,807
‫- باربارا.
‫- ۴۳ ساله‌اش بود.

813
00:46:50,724 --> 00:46:52,684
‫تصمیم گرفتم تو هواپیما چرخ بزنم.

814
00:46:55,562 --> 00:46:57,606
‫با اعتماد به‌نفس بالا راه می‌رفتم.

815
00:46:58,065 --> 00:47:00,192
‫طوری که فقط یه بچه هشت ساله می‌تونه

816
00:47:00,234 --> 00:47:02,402
‫وقتی که می‌دونه داره
‫یه کار خیلی خاص انجام میده.

817
00:47:13,205 --> 00:47:15,290
‫همین‌طور که به سمت چپ
‫و پایین راهروی هواپیما نگاه می‌کردم،

818
00:47:15,290 --> 00:47:16,750
‫یه بچه رو دیدم.

819
00:47:17,417 --> 00:47:19,044
‫از من کوچیک‌تر بود.

820
00:47:19,044 --> 00:47:20,546
‫فکر کنم حدود دو سال.

821
00:47:21,380 --> 00:47:25,509
‫با دفترچه راهنمای پرواز
‫یا اوای‌جی نشسته بود،

822
00:47:25,509 --> 00:47:28,262
‫که فقط کارمندهای آژانس مسافرتی
‫شرکت‌های بزرگ اون رو دارن.

823
00:47:28,262 --> 00:47:30,222
‫آخرین نسخه دفترچه‌ست؟

824
00:47:30,973 --> 00:47:33,684
‫بابام زودتر از همه
‫از طریق پست بدستش میرسه.

825
00:47:33,684 --> 00:47:35,811
‫خدای من، خیلی خوش‌شانسی.

826
00:47:36,395 --> 00:47:37,563
‫الان میام.

827
00:47:39,648 --> 00:47:40,941
‫مامان، یه دوست جدید پیدا کردم!

828
00:47:40,941 --> 00:47:42,943
‫- اون دفترچه راهنمای پرواز داره. خدای من...
‫- جف، عزیزم.

829
00:47:42,943 --> 00:47:44,319
‫جف، ایشون بارباراست.

830
00:47:44,319 --> 00:47:48,031
‫و اگه باورت بشه، پدرش صاحب خط هواپیماییه.

831
00:47:48,031 --> 00:47:50,534
‫خط هوایی ترنس کارائیب.

832
00:47:50,534 --> 00:47:51,618
‫- واقعا؟
‫- آره.

833
00:47:51,618 --> 00:47:55,414
‫و بهت بگم که بابام
‫اسم من یعنی باربارا رو

834
00:47:55,414 --> 00:47:59,418
‫روی دماغ جت مسافربری جدید دی‌سی۸ حک کرده.

835
00:47:59,459 --> 00:48:01,628
‫وای. خیلی خفنه.

836
00:48:02,296 --> 00:48:04,089
‫یه هواپیما که اسم اون روش حک شده.

837
00:48:05,132 --> 00:48:09,553
‫همین جا بمونم یا برگردم
‫پیش دوست صمیمی و جدیدم، اسکیپر؟

838
00:48:12,472 --> 00:48:13,473
‫از دست بچه‌ها.

839
00:48:14,600 --> 00:48:17,311
‫یک ساعت آینده از چیزهایی حرف زدیم

840
00:48:17,311 --> 00:48:19,479
‫که فقط برای من و اسکیپر جالب بود.

841
00:48:19,479 --> 00:48:22,983
‫باورت میشه تی‌دبلیوای تا سال ۱۹۶۰

842
00:48:22,983 --> 00:48:28,113
‫از لندن به سان‌فرانسیکو پرواز ۲۲ ساعته
‫بدون توقف داشته؟

843
00:48:28,113 --> 00:48:29,615
‫وای، واقعا؟

844
00:48:30,449 --> 00:48:32,576
‫هیچ‌کدوم از دوستام
‫به هوانوردی علاقه ندارن،

845
00:48:32,576 --> 00:48:33,744
‫ولی الان اسکیپر رو پیدا کردم.

846
00:48:33,744 --> 00:48:35,954
‫- بابات کجاست؟
‫- اونجا.

847
00:48:35,954 --> 00:48:37,122
‫شغلش چیه؟

848
00:48:37,122 --> 00:48:38,999
‫- وکیله.
‫- مادرت کجاست؟

849
00:48:38,999 --> 00:48:41,001
‫اوه، وقتی سه ساله‌ام بود فوت شد.

850
00:48:41,627 --> 00:48:44,046
‫واقعا؟ الان مامان جدید داری؟

851
00:48:44,046 --> 00:48:47,674
‫نه، بابام بعد فوت مامانم
‫دو بار ازدواج کرد،

852
00:48:47,674 --> 00:48:49,927
‫و اون‌ها هم سرطان گرفتن و فوت شدن.

853
00:48:49,927 --> 00:48:51,929
‫- همه‌شون.
‫- شوخی می‌کنی.

854
00:48:52,846 --> 00:48:54,014
‫لهجه داره؟

855
00:48:54,014 --> 00:48:55,390
‫نمی‌دونم. مگه مهمه؟

856
00:48:55,390 --> 00:48:56,600
‫خب، بگی‌نگی.

857
00:48:56,600 --> 00:48:58,060
‫فکر نکنم.

858
00:48:58,060 --> 00:49:00,020
‫عالیه. مامانم عاشقش میشه.

859
00:49:00,020 --> 00:49:01,939
‫عاشق آدم‌های بدون لهجه‌ست.

860
00:49:02,940 --> 00:49:04,066
‫- به افتخار خودمون.
‫- آره.

861
00:49:04,066 --> 00:49:05,275
‫- هنوز باورم نمیشه...
‫- مامان!

862
00:49:05,275 --> 00:49:06,443
‫مامان یه دوست صمیمی جدید پیدا کردم،

863
00:49:06,443 --> 00:49:09,196
‫و باباش پولدار و ناراحته و لهجه نداره.

864
00:49:10,781 --> 00:49:12,783
‫خب، حتما بهش بگو کجا نشستم.

865
00:49:14,618 --> 00:49:15,619
‫سلام.

866
00:49:16,536 --> 00:49:17,913
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

867
00:49:17,913 --> 00:49:20,791
‫خب، پروازم رو عوض کردم
‫تا بتونم شما رو برای بار آخر ببینم.

868
00:49:21,875 --> 00:49:23,835
‫تا عمر دارم صورتمو نمی‌شورم.

869
00:49:24,586 --> 00:49:25,837
‫خیلی خوبه.

870
00:49:25,837 --> 00:49:29,466
‫عشق زندگیم، دوست جدیدم،
‫و شوهر جدید مامانم، البته امیدوارم.

871
00:49:30,258 --> 00:49:32,928
‫و همه‌مون با جت جدید
‫داریم به سمت غرب میریم.

872
00:49:32,928 --> 00:49:36,056
‫از نظر علمی غیر ممکنه
‫که زندگی از این بهتر بشه.

873
00:49:41,645 --> 00:49:44,356
‫سلام. شاتوبریان میل دارید؟

874
00:49:45,524 --> 00:49:46,692
‫- نه.
‫- نه.

875
00:49:46,692 --> 00:49:47,943
‫مرغ دوست دارید؟

876
00:49:48,527 --> 00:49:49,736
‫نه راستش.

877
00:49:49,736 --> 00:49:51,154
‫مرغ سوخاری دوست نداری؟

878
00:49:51,154 --> 00:49:52,531
‫عاشق مرغ سوخاری‌ام.

879
00:49:53,031 --> 00:49:55,283
‫خب، شبیه اونه.

880
00:49:55,283 --> 00:49:56,827
‫اسمش چیکن کوردن بلوئه.

881
00:49:58,870 --> 00:50:03,208
‫ولی توی پروازهای جت مسافربری،
‫منوی مخصوص کودکان هم داریم،

882
00:50:03,208 --> 00:50:06,294
‫که می‌تونید بین هات‌داگ، همبرگر،

883
00:50:06,294 --> 00:50:08,296
‫و ساندویچ کره بادوم‌زمینی با ژله
‫یکی رو انتخاب کنید.

884
00:50:09,089 --> 00:50:10,716
‫من هات‌داگ با خردل می‌خورم.

885
00:50:10,716 --> 00:50:13,468
‫من هات‌داگ بدون خردل و کچاپ می‌خورم.

886
00:50:13,468 --> 00:50:14,720
‫عالیه.

887
00:50:14,720 --> 00:50:16,263
‫فکر کردم الانه غش کنم.

888
00:50:16,263 --> 00:50:19,057
‫هات‌داگ تو ارتفاع ۳۵ هزار پایی؟

889
00:50:19,057 --> 00:50:21,935
‫انقدر شور و شوق داشتم
‫که زبونم بند اومد.

890
00:50:21,935 --> 00:50:24,396
‫ولی باید یه چیزی می‌گفتم،
‫واسه همین رو کردم به اسکیپر.

891
00:50:24,396 --> 00:50:26,732
‫دفترچه راهنمای پروازتو می‌پسندم.

892
00:50:26,732 --> 00:50:27,774
‫ممنون.

893
00:50:30,277 --> 00:50:33,280
‫خورشید می‌درخشید،
‫و آسمون آبی درخشان بود،

894
00:50:33,280 --> 00:50:36,158
‫و من داشتم هات‌داگ و نوشابه

895
00:50:36,158 --> 00:50:39,244
‫با دوست صمیمی جدیدم
‫با سرعت ۱۰۶۰ کیلومتر بر ساعت، می‌خوردم.

896
00:50:40,287 --> 00:50:43,623
‫از اون لحظه به بعد،
‫فکر نمی‌کردم زندگی از این بهتر بشه.

897
00:51:03,018 --> 00:51:04,478
‫وقتی فرود اومدیم،

898
00:51:04,478 --> 00:51:07,647
‫تونستم رستوران جدید به سبک فضایی
‫فرودگاه لس‌آنجلس رو ببینم.

899
00:51:08,273 --> 00:51:09,608
‫واقعا زیبا بود.

900
00:51:09,608 --> 00:51:11,943
‫با خودم گفتم خیلی دلم می‌خواد
‫روزی اونجا غذا بخورم.

901
00:51:17,199 --> 00:51:18,450
‫از پنجره،

902
00:51:18,450 --> 00:51:21,912
‫می‌دیدم پل اتصال به هواپیما
‫داره به سمت ما میاد.

903
00:51:28,543 --> 00:51:30,420
‫مامان، کلی دوربین اون بیرونه.

904
00:51:30,879 --> 00:51:33,256
‫- شوخی می‌کنی.
‫- نه، راست میگه.

905
00:51:33,507 --> 00:51:35,133
‫- کار از محکم کاری عیب نمی‌کنه.
‫- آره.

906
00:51:35,133 --> 00:51:36,802
‫خب، فوق العاده شدی.

907
00:51:58,240 --> 00:52:00,033
‫اون همه دوربین واسه چیه؟

908
00:52:00,033 --> 00:52:01,576
‫به خاطر کاپیتان هواپیمای ما بود.

909
00:52:01,576 --> 00:52:04,371
‫۶۲ ساله‌اش بود،
‫و این آخرین پرواز اون بود.

910
00:52:04,371 --> 00:52:05,914
‫دوریس از تو تعریف کرده.

911
00:52:05,914 --> 00:52:07,582
‫- اسمت جفه؟
‫- بله.

912
00:52:07,582 --> 00:52:10,460
‫دوست داری با من از تونل خارج بشی؟

913
00:52:10,460 --> 00:52:13,380
‫و مجله لایف یه برنامه ویژه تلویزیونی
‫برای اون می‌ساخت.

914
00:52:19,970 --> 00:52:22,139
‫خیلی‌خب، سوال آخر.

915
00:52:22,889 --> 00:52:24,891
‫الان که بازنشسته شدی
‫می‌خوای چیکار کنی؟

916
00:52:26,143 --> 00:52:29,437
‫خب، تا وقتی امضا نکنم
‫رسما بازنشسته نشدم،

917
00:52:29,437 --> 00:52:33,400
‫ولی اگه قراره جلوی دوربین‌ها
‫منو بازنشسته کنی...

918
00:52:34,943 --> 00:52:36,361
‫فکر کنم که...

919
00:52:37,237 --> 00:52:39,322
‫فکر می‌کنم دوست دارم

920
00:52:39,990 --> 00:52:41,491
‫نشان بال‌هام رو

921
00:52:42,742 --> 00:52:43,869
‫به این مرد جوان بدم

922
00:52:44,786 --> 00:52:46,079
‫که فکر می‌کنم...

923
00:52:48,832 --> 00:52:50,417
‫پرواز در خون اونه.

924
00:52:59,050 --> 00:53:01,636
‫اون لحظه در زندگیم رو خیلی جدی گرفتم

925
00:53:01,928 --> 00:53:04,055
‫که امروز خودم کاپیتان شدم.

926
00:53:04,055 --> 00:53:07,601
‫و با دوریس ازدواج کردم،
‫هر چند که باید عقب افتادگیم رو جبران می‌کردم.

927
00:53:08,101 --> 00:53:09,936
‫دقیق بگم سیزده سال.

928
00:53:09,936 --> 00:53:12,189
‫ولی با این‌وجود، خوشبخت هستیم.

929
00:53:12,189 --> 00:53:14,107
‫یه زوج هوانورد به تمام معنا هستیم.

930
00:53:14,608 --> 00:53:17,569
‫در حقیقت، تقریبا هر روز اون رو می‌بینم.

931
00:53:18,403 --> 00:53:22,490
‫اون گوینده جدید فرودگاه جان اف کندیه،
‫و من تو خط هواپیمایی نیویورک به لس‌آنجلس کار می‌کنم.

932
00:53:22,490 --> 00:53:23,950
‫خیلی خوب و راحته.

933
00:53:23,950 --> 00:53:25,035
‫آره.

934
00:53:25,035 --> 00:53:28,538
‫اگه مامانم واستون سوال شده،
‫اون با بابای اسکیپر ازدواج نکرد،

935
00:53:28,538 --> 00:53:30,624
‫ولی یه مدت باهاش قرار می‌ذاشت.

936
00:53:30,624 --> 00:53:32,417
‫همه تظاهر می‌کردیم
‫رابطه‌شون نتیجه بده.

937
00:53:32,417 --> 00:53:33,501
‫ولی خیلی خوشحاله.

938
00:53:34,085 --> 00:53:37,047
‫توی تماشاخانه پاسادینای کالیفرنیا
‫آموزش بازیگری میده.

939
00:53:37,589 --> 00:53:40,634
‫الان ۸۰ ساله‌اش شده
‫و از معاشرت با جوون‌ها لذت می‌بره.

940
00:53:41,343 --> 00:53:45,138
‫و لیز شاگرد محبوب اونه،
‫الان تقریبا بیست سال میشه.

941
00:53:45,972 --> 00:53:47,349
‫زندگی فوق العاده بود.

942
00:53:51,436 --> 00:53:53,188
‫این فیلم تقدیم می‌شود به...

943
00:53:53,188 --> 00:54:02,072
‫کلی، جت، بن و اِلا
‫مادر و پدرم و برادران و خواهرانم

944
00:54:02,113 --> 00:54:06,076
‫که همگی الهام‌بخش زندگی من بودن.