1
00:00:28,028 --> 00:00:30,113
‫اگرچه همه‌ی کشورهای جهان

2
00:00:30,155 --> 00:00:31,322
‫این حقیقت رو انکار می‌کنن،

3
00:00:31,448 --> 00:00:32,824
‫ولی ما فرانسوی‌ها می‌دونیم که...

4
00:00:32,949 --> 00:00:35,243
‫بهترین غذاهای جهان توی فرانسه درست میشه.

5
00:00:35,326 --> 00:00:37,328
‫و بهترین غذاهای فرانسه توی پاریس درست میشه.

6
00:00:37,537 --> 00:00:39,622
‫و بعضی‌ها میگن که
‫بهترین غذاهای پاریس

7
00:00:39,664 --> 00:00:41,916
‫توسط سرآشپز آگوست گوستو درست میشه.

8
00:00:42,125 --> 00:00:44,419
‫رستوران گوستو شهره‌ی شهر پاریسه،

9
00:00:44,544 --> 00:00:46,254
‫و از 5 ماه جلوتر رزروه.

10
00:00:46,337 --> 00:00:49,049
‫پیشرفت خیره‌کننده‌شون
‫به عنوان پنج رستوران برتر فرانسوی

11
00:00:49,132 --> 00:00:51,426
‫باعث حسادت رقبا شده.

12
00:00:51,551 --> 00:00:54,846
‫اون جوان‌ترین سرآشپزیه که
‫به رده‌ی پنج ستاره دست پیدا کرده.

13
00:00:55,055 --> 00:00:57,140
‫کتاب آشپزی سرآشپز گوستو،
‫تحت عنوانِ «هرکسی می‌تونه غذا بپزه!»...

14
00:00:57,223 --> 00:00:59,350
‫در رأس پرفروش‌ترین کتاب‌هاست.

15
00:00:59,434 --> 00:01:01,728
‫ولی همه موفقیتش رو تحسین نمی‌کنن.

16
00:01:01,853 --> 00:01:04,731
‫عنوانش جالبه،
‫«هر کسی می‌تونه غذا بپزه!»

17
00:01:04,814 --> 00:01:08,526
‫چیزی که جالب‌تره اینه که
‫به نظر گوستو بهش اعتقاد داره.

18
00:01:08,735 --> 00:01:11,154
‫ولی من، آشپزی رو خیلی جدی می‌گیرم.

19
00:01:11,321 --> 00:01:15,033
‫و نه، فکر نکنم همه بتونن آشپزی کنن.

20
00:01:40,433 --> 00:01:44,729
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از زهرا ترابی «

21
00:01:53,321 --> 00:01:55,323
‫این منم.

22
00:01:55,740 --> 00:01:59,119
‫به نظرم کاملا مشخصه که
‫باید یه کوچولو توی زندگیم تجدیدنظر کنم.

23
00:01:59,244 --> 00:02:00,829
‫مشکل من چیه؟

24
00:02:00,954 --> 00:02:02,831
‫اول از همه اینه که من یه موشم.

25
00:02:04,916 --> 00:02:07,418
‫که یعنی زندگی واسم سخته.

26
00:02:08,628 --> 00:02:13,049
‫دوم اینکه...
‫حس چشایی و بویایی خیلی قوی‌ای دارم.

27
00:02:14,425 --> 00:02:18,847
‫آرد، تخم مرغ، شکر، پودر وانیل...

28
00:02:18,930 --> 00:02:21,015
‫اوه! یه قاچ لیموترش.

29
00:02:21,141 --> 00:02:24,853
‫وای، تو بوی همه‌ی اینا رو تشخیص میدی؟
‫عجب استعدادی داری.

30
00:02:24,936 --> 00:02:28,314
‫این امیل، برادرمه.
‫خیلی راحت تحت تاثیر قرار می‌گیره.

31
00:02:28,439 --> 00:02:31,234
‫پس تو می‌تونی با بو کردن
‫مواد اولیه رو تشخیص بدی؟

32
00:02:31,276 --> 00:02:32,026
‫خب که چی؟

33
00:02:32,235 --> 00:02:35,155
‫این پدرمه،
‫اون اصلاً تحت تاثیر قرار نمی‌گیره.

34
00:02:35,655 --> 00:02:38,533
‫از قضا بزرگ خاندانمون هم هست.

35
00:02:38,741 --> 00:02:42,036
‫خب، چه اشکالی داره که کسی
‫حواس پنجگانه‌ش خیلی قوی باشه؟

36
00:02:42,120 --> 00:02:46,332
‫- هی، هی، هی، هی! نخورش!
‫- اینجا چه خبره؟

37
00:02:46,916 --> 00:02:50,336
‫معلوم شد اون بوی گول‌زننده،
‫بوی مرگ موش بود.

38
00:02:50,420 --> 00:02:53,840
‫یهو پدرم فهمید که استعدادم
‫همچین به دردنخور هم نیست.

39
00:02:53,923 --> 00:02:56,342
‫از استعدادم حس خیلی خوبی داشتم،

40
00:02:56,426 --> 00:02:58,845
‫تا اینکه پدر به من یه کار داد.

41
00:02:59,345 --> 00:03:00,638
‫پاکه.

42
00:03:00,930 --> 00:03:01,931
‫پاکه.

43
00:03:02,015 --> 00:03:03,433
‫- درسته.
‫- پاکه.

44
00:03:03,516 --> 00:03:04,642
‫سم‌شناس.

45
00:03:04,851 --> 00:03:06,227
‫پاکه.

46
00:03:06,728 --> 00:03:08,438
‫به خدا شناسی نزدیکه.

47
00:03:09,439 --> 00:03:13,735
‫این یعنی پاکه.
‫می‌دونی، خداشناسی نزدیکِ...

48
00:03:13,943 --> 00:03:15,653
‫بیخیال، برو.

49
00:03:16,321 --> 00:03:18,239
‫خب، این کارم باعث افتخار پدرم بود.

50
00:03:18,323 --> 00:03:22,952
‫الان احساس بهتری نداری، رمی؟
‫تو باعث آرامششون شدی.

51
00:03:23,119 --> 00:03:25,622
‫آرامش؟
‫ما دزدیم پدر.

52
00:03:25,747 --> 00:03:29,334
‫و چیزی که می‌دزدیم...
‫بذار رک بگم، آشغاله.

53
00:03:29,417 --> 00:03:31,419
‫وقتی کسی نمی‌خوادش،
‫اسمش دزدی نیست.

54
00:03:31,544 --> 00:03:34,047
‫اگه کسی نمی‌خوادش، چرا می‌دزدیمش؟

55
00:03:35,215 --> 00:03:37,133
‫همینقدر بگم که ما
‫دیدگاه‌های متفاوتی داریم.

56
00:03:38,218 --> 00:03:39,719
‫ولی همینقدر می‌دونم که...

57
00:03:39,844 --> 00:03:43,723
‫اگه چیزهایی که می‌خوریم ما رو می‌سازه،
‫پس من دلم می‌خواد فقط چیزهای خوب بخورم.

58
00:03:43,932 --> 00:03:45,433
‫ولی به نظر پدرم...

59
00:03:45,516 --> 00:03:46,643
‫غذا مثل سوخته.

60
00:03:46,726 --> 00:03:50,355
‫اگه واسه چیزی که وارد باک‌ـت میشه
‫خیلی سختگیر باشی، موتورت از کار میفته.

61
00:03:50,438 --> 00:03:52,023
‫حالا ساکت شو و آشغالت رو بخور.

62
00:03:52,148 --> 00:03:53,650
‫ببین، اگه قراره دزد باشیم،

63
00:03:53,733 --> 00:03:55,652
‫چرا چیزهای خوبِ توی آشپزخونه رو نمی‌دزدیم؟

64
00:03:55,735 --> 00:03:57,320
‫جایی که هیچی سمی نیست؟

65
00:03:57,445 --> 00:03:59,948
‫اولاً، ما دزد نیستیم.

66
00:04:00,114 --> 00:04:02,951
‫دوماً، از آشپزخونه و انسان‌ها دوری کن.

67
00:04:03,034 --> 00:04:04,244
‫خطرناکه.

68
00:04:04,327 --> 00:04:06,120
‫می‌دونم که باید از انسان‌ها متنفر باشم،

69
00:04:06,246 --> 00:04:08,248
‫ولی اونا یه ویژگی جالب دارن.

70
00:04:08,331 --> 00:04:12,752
‫اونا فقط زنده نمی‌مونن.
‫کشف می‌کنن، خلق می‌کنن.

71
00:04:13,044 --> 00:04:15,255
‫آخه، ببین با غذاها چه کارهایی می‌کنن.

72
00:04:15,338 --> 00:04:16,839
‫چطور توضیح بدم؟

73
00:04:16,923 --> 00:04:20,927
‫غذای خوب مثل موزیکیه که می‌تونی بچشی،
‫مثل رنگیه که می‌تونی بوش کنی.

74
00:04:21,052 --> 00:04:23,429
‫اطرافتون پر از چیزهای مرغوبه.

75
00:04:23,554 --> 00:04:27,141
‫فقط باید حواست باشه که
‫وایسی و مزه‌ش کنی.

76
00:04:31,020 --> 00:04:33,231
‫اوه، گوستو راست می‌گفت.

77
00:04:33,523 --> 00:04:36,025
‫اوه، آره.

78
00:04:36,442 --> 00:04:38,027
‫اوه، شگفت‌انگیزه.

79
00:04:38,736 --> 00:04:41,948
‫هر طعمی کاملا منحصر به فرد بود.

80
00:04:46,035 --> 00:04:49,247
‫ولی وقتی دوتا طعم رو با هم ترکیب می‌کردی،

81
00:04:49,330 --> 00:04:52,041
‫یه چیز جدید خلق میشد.

82
00:04:57,755 --> 00:05:00,216
‫خب حالا دیگه یه زندگی مخفیانه داشتم.

83
00:05:08,141 --> 00:05:10,727
‫تنها کسی که خبر داشت، امیل بود.

84
00:05:11,019 --> 00:05:13,229
‫هی، امیل. امیل.

85
00:05:13,521 --> 00:05:15,523
‫یه قارچ پیدا کردم.

86
00:05:15,648 --> 00:05:18,943
‫بیا، تو خوب غذا رو قایم می‌کنی.
‫کمکم کن این رو یه جای خوب بذارم.

87
00:05:19,444 --> 00:05:22,530
‫اون من رو درک نمی‌کنه،
‫ولی کنار اون می‌تونم خودم باشم.

88
00:05:22,655 --> 00:05:24,324
‫چرا اینطوری راه میری؟

89
00:05:24,449 --> 00:05:27,452
‫نمی‌خوام دائما مجبور باشم
‫پنجه‌هام رو بشورم.

90
00:05:27,535 --> 00:05:29,537
‫تا حالا به این فکر کردی
‫با همون دستی که باهاش راه میریم،

91
00:05:29,620 --> 00:05:30,830
‫غذاهامون رو می‌گیریم؟

92
00:05:30,955 --> 00:05:33,041
‫به این فکر کردی که
‫با همون دست غذا رو میذاریم توی دهنمون.

93
00:05:33,124 --> 00:05:34,250
‫ همیشه.

94
00:05:34,334 --> 00:05:36,836
‫وقتی غذا می‌خورم، دوست ندارم
‫مزه‌ی هر جایی که رفتم رو بده.

95
00:05:37,045 --> 00:05:38,129
‫خب، هر جور میلته.

96
00:05:38,254 --> 00:05:40,840
‫ولی اگه بابا ببینه اینجوری راه میری،
‫اصلا خوشش نمیاد.

97
00:05:42,050 --> 00:05:43,926
‫اون تو چی داری؟

98
00:05:46,637 --> 00:05:48,348
‫پنیر پیدا کردی؟

99
00:05:48,848 --> 00:05:53,227
‫اون هم نه یه پنیر معمولی.
‫پنیر بز محلی!

100
00:05:53,436 --> 00:05:55,938
‫با قارچی که من پیدا کردم محشر میشه.

101
00:05:56,022 --> 00:05:56,889
‫و...

102
00:05:56,939 --> 00:05:59,183
‫و، و، و، و، اوه...

103
00:05:59,233 --> 00:06:02,445
‫با این رزماری! این رزماری با...

104
00:06:02,528 --> 00:06:06,115
‫شاید با چند قطره از این علف شیرین.

105
00:06:06,616 --> 00:06:09,619
‫خب، بندازش روی آشغال‌ها،
‫بعدش ما...

106
00:06:09,744 --> 00:06:14,123
‫نباید این رو کنار آشغال‌ها بندازیم.
‫این یه چیز خاصه.

107
00:06:14,248 --> 00:06:15,917
‫ولی باید قبل از غروب آفتاب

108
00:06:16,042 --> 00:06:17,543
‫برگردیم پیش بقیه
‫و گرنه بابا...

109
00:06:17,627 --> 00:06:18,753
‫امیل!

110
00:06:18,836 --> 00:06:20,755
‫اینجا احتمالات کشف‌نشده‌ای هست.

111
00:06:20,838 --> 00:06:22,340
‫باید این رو بپزیم.

112
00:06:22,423 --> 00:06:26,844
‫حالا سوال اصلی اینه که
‫چجوری بپزیمش...

113
00:06:28,137 --> 00:06:29,138
‫آره.

114
00:06:29,847 --> 00:06:32,016
‫مهم اینه که همینجوری بچرخونیش.

115
00:06:32,141 --> 00:06:35,520
‫تا خوب و یکدست مزه‌ی دود بگیره.

116
00:06:36,854 --> 00:06:39,023
‫طوفان داره بهمون نزدیکتر میشه.

117
00:06:39,315 --> 00:06:44,028
‫هی، رمی، فکر نمی‌کنی بهتره که...

118
00:06:55,748 --> 00:06:57,333
‫اوه، باید این رو بچشی!

119
00:06:57,417 --> 00:07:01,754
‫این یه جورایی،
‫برشته، آبدار...

120
00:07:01,838 --> 00:07:04,715
‫واقعا مزه‌ی دود نمیده.
‫مطمئناً یه جور....

121
00:07:05,925 --> 00:07:09,846
‫مزه‌ی «بوم» و «شترق» رعد و برق رو میده.
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

122
00:07:09,929 --> 00:07:13,141
‫-اسم این مزه‌ رو چی میذاری؟
‫- رعد و برقی.

123
00:07:13,433 --> 00:07:17,854
‫آره. رعد و برقی!
‫باید دوباره این کار رو بکنیم.

124
00:07:18,020 --> 00:07:20,648
‫خیلی خب، وقتی طوفان بعدی اومد،
‫میریم روی پشت بوم...

125
00:07:20,731 --> 00:07:24,235
‫می‌دونم چی لازم داره! زعفرون!
‫یه کم زعفرون طعمش رو میسازه!

126
00:07:24,318 --> 00:07:26,821
‫زعفرون. چرا حس می‌کنم که...

127
00:07:26,946 --> 00:07:28,823
‫- توی آشپزخونه‌ست؟
‫- توی آشپزخونه‌ست.

128
00:07:35,830 --> 00:07:37,915
‫- زعفرون.
‫- فکر نکنم کار خوبی باشه.

129
00:07:38,040 --> 00:07:39,542
‫زعفرون...

130
00:07:39,625 --> 00:07:43,421
‫خوشم نمیاد. الان بیدار میشه.

131
00:07:43,546 --> 00:07:45,047
‫من یه میلیون بار اینجا بودم.

132
00:07:45,131 --> 00:07:48,217
‫اون میزنه شبکه‌ی آشپزی.
‫بعدش بمب هم بترکه بیدار نمیشه.

133
00:07:48,426 --> 00:07:50,344
‫تو یه میلیون بار اینجا اومدی؟

134
00:07:50,553 --> 00:07:54,015
‫باور کن، زعفرون تنها چیزیه که لازم داره.
‫گوستو سرش قسم می‌خوره.

135
00:07:54,348 --> 00:07:56,142
‫باشه ولی گوستو کیه؟

136
00:07:56,225 --> 00:07:59,437
‫بزرگ‌ترین سرآشپز دنیاست.
‫این کتاب آشپزی رو نوشته.

137
00:07:59,520 --> 00:08:02,440
‫وایسا ببینم... تو خوندن بلدی؟

138
00:08:02,523 --> 00:08:07,320
‫- خب، نه زیاد.
‫- وای خدا. بابا می‌دونه؟

139
00:08:07,445 --> 00:08:12,033
‫با چیزهایی که بابا نمی‌دونه
‫میشه کلی کتاب نوشت.

140
00:08:12,116 --> 00:08:16,245
‫و می‌نویسن، واسه همین می‌خونم.
‫این راز هم بین خودمون بمونه.

141
00:08:16,454 --> 00:08:17,830
‫من از راز خوشم نمیاد.

142
00:08:17,955 --> 00:08:21,751
‫همه‌ی این آشپزی‌ها
‫و کتاب خوندن‌ها و تلویزیون دیدن‌ها...

143
00:08:21,918 --> 00:08:24,128
‫اون هم وقتی که داریم کتاب می‌خونیم
‫و آشپزی می‌کنیم،

144
00:08:24,337 --> 00:08:27,340
‫مثل اینه که انگار من رو وارد یه جرم کردی
‫و من هم بهت اجازه دادم.

145
00:08:27,548 --> 00:08:28,925
‫اصلا چرا بهت اجازه میدم؟

146
00:08:33,554 --> 00:08:35,640
‫چرا بچه‌ها انقدر دیر کردن؟

147
00:08:36,224 --> 00:08:39,727
‫زعفران لاکوئیلا. ایتالیاییه. نه؟

148
00:08:39,936 --> 00:08:43,523
‫گوستو میگه این فوق‌العاده‌ست.
‫خدا رو شکر که اون پیرزن عاشق غذاست.

149
00:08:43,648 --> 00:08:46,317
‫راز و رمز رو فراموش کنین.
‫این واسه آشپزی شماست.

150
00:08:46,442 --> 00:08:48,945
‫هی! اون گوستوئه. امیل ببین.

151
00:08:49,028 --> 00:08:51,614
‫آشپزی خوب واسه آدم‌های ترسو ساخته نشده.

152
00:08:51,656 --> 00:08:54,242
‫باید خیال‌پرداز باشین،
‫پر دل و جرئت باشین.

153
00:08:54,450 --> 00:08:56,452
‫باید چیزهایی رو امتحان کنین
‫که شاید جواب نده.

154
00:08:56,536 --> 00:08:58,621
‫و نباید به کسی اجازه بدین
‫که به خاطر جایی که ازش اومدین

155
00:08:58,746 --> 00:09:00,831
‫واستون حد و حدود تعیین کنه.

156
00:09:01,040 --> 00:09:03,251
‫تنها حد و حدود شما روح شماست.

157
00:09:03,334 --> 00:09:10,341
‫چیزی که میگم واقعیت داره. همه می‌تونن
‫آشپزی کنن ولی فقط نترس‌ها می‌تونن عالی بشن.

158
00:09:11,050 --> 00:09:12,426
‫شعر ناب.

159
00:09:12,552 --> 00:09:14,554
‫ولی زیاد دووم نداشت.

160
00:09:14,929 --> 00:09:17,848
‫رستوران گوستو بعد از نقدر شدیدِ...

161
00:09:17,932 --> 00:09:22,520
‫آنتون ایگو، کارشناس برتر فرانسه،
‫یکی از ستاره‌هاش رو از دست داد.

162
00:09:23,145 --> 00:09:25,231
‫این یه فاجعه‌ی سخت واسه گوستو بود،

163
00:09:25,356 --> 00:09:28,442
‫و این سرآشپز دل‌شکسته
‫بعد از این ماجرا فوت کرد،

164
00:09:28,526 --> 00:09:32,655
‫که طبق رسم و رسوم‌ها،
‫یک ستاره‌ی دیگر هم از دست رفت.

165
00:09:32,822 --> 00:09:35,241
‫گوستو مُرده؟

166
00:09:36,242 --> 00:09:37,243
‫وای!

167
00:09:39,036 --> 00:09:40,955
‫وای! وای!

168
00:09:49,422 --> 00:09:50,631
‫فرار کن!

169
00:09:53,217 --> 00:09:55,344
‫نه، اونجوری می‌فهمه لونه کجاست!

170
00:10:14,238 --> 00:10:17,033
‫- کمک، رمی، کمک!
‫- امیل! لوستر رو تاب بده!

171
00:10:19,535 --> 00:10:21,037
‫سعی می‌کنم بگیرمت.

172
00:10:24,415 --> 00:10:26,334
‫امیل، تاب بخور طرف من.

173
00:11:00,034 --> 00:11:03,454
‫تخلیه کنن! همگی برید توی قایق‌ها.

174
00:11:07,541 --> 00:11:09,418
‫- بذار رد شم! بذار رد شم!
‫- کتاب!

175
00:11:11,337 --> 00:11:13,547
‫ببخشید. برو کنار. برو کنار.

176
00:11:28,938 --> 00:11:32,024
‫برید، برید، برید،
‫بجنبین، بجنبین.

177
00:11:32,942 --> 00:11:35,820
‫پل رو ببرید بالا! زود باشین!

178
00:11:36,529 --> 00:11:37,947
‫هی، جانی! زود باش!

179
00:11:38,155 --> 00:11:39,615
‫هل بدین. زود باشین.

180
00:11:40,741 --> 00:11:41,826
‫محکم بشینین.

181
00:11:45,621 --> 00:11:48,541
‫- بچه رو بگیر. بیا!
‫- پنجه‌ات رو بده من!

182
00:11:49,542 --> 00:11:51,127
‫هی! منتظرم بمونین!

183
00:11:56,048 --> 00:11:58,217
‫همه هستن؟
‫همه اینجان؟

184
00:11:58,342 --> 00:12:00,845
‫- یه دقیقه صبر کن. رمی کجاست؟
‫- اینجام. دارم میام.

185
00:12:01,429 --> 00:12:02,722
‫دارم میام.

186
00:12:03,639 --> 00:12:06,642
‫زود باش پسرم.
‫یه چیزی بدین که بگیره.

187
00:12:06,851 --> 00:12:08,853
‫زود باش پسر. شنا کن.

188
00:12:08,936 --> 00:12:10,855
‫زود باش. بهش برس.

189
00:12:11,731 --> 00:12:13,023
‫تو می‌تونی.

190
00:12:17,236 --> 00:12:18,654
‫- رمی!
‫- بابا!

191
00:12:18,821 --> 00:12:21,532
‫یالا! تو می‌تونی!
‫تو موفق میشی!

192
00:12:27,538 --> 00:12:29,415
‫بچه‌ها صبر کنین. وایسین!

193
00:12:29,540 --> 00:12:31,625
‫رمی، بیا. پارو بزن.

194
00:12:31,751 --> 00:12:35,421
‫صبر کنین! منتظرم بمونین. صبر کنین.

195
00:12:38,048 --> 00:12:39,216
‫بابا؟

196
00:12:42,428 --> 00:12:43,345
‫بابا؟

197
00:12:54,231 --> 00:12:55,733
‫کدوم طرف رفتن؟

198
00:13:46,242 --> 00:13:47,618
‫من منتظر موندم...

199
00:13:50,120 --> 00:13:51,539
‫واسه یه ندا،

200
00:13:53,916 --> 00:13:55,417
‫یه صدا،

201
00:13:57,753 --> 00:13:59,255
‫یه نشونه،

202
00:14:01,632 --> 00:14:03,133
‫هر چیزی.

203
00:14:21,944 --> 00:14:25,739
‫اگه گرسنته،
‫برو بالا و به دور و برت نگاه کن، رمی.

204
00:14:28,033 --> 00:14:30,035
‫چرا منتظری و خودخوری می‌کنی؟

205
00:14:30,536 --> 00:14:34,748
‫خب، من خانواده‌م
‫و تمام دوستام رو از دست دادم،

206
00:14:35,916 --> 00:14:37,418
‫احتمالا تا ابد.

207
00:14:37,835 --> 00:14:40,546
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- خب، من...

208
00:14:41,255 --> 00:14:44,925
‫تو یه نقاشی هستی.
‫چرا دارم با تو حرف می‌زنم؟

209
00:14:45,134 --> 00:14:49,847
‫خب تو خانواده و تمام دوست‌هات رو
‫از دست دادی. تو تنهایی.

210
00:14:49,930 --> 00:14:52,141
‫آره، خب تو هم مُردی.

211
00:14:52,224 --> 00:14:55,644
‫ولی این ربطی به
‫تفکر توهم‌آمیزت نداره.

212
00:14:55,728 --> 00:14:57,438
‫اگه روی گذشته تمرکز کنی،

213
00:14:57,521 --> 00:14:59,940
‫هرگز نمی‌تونی
‫چیزی که جلوی روته رو ببینی.

214
00:15:00,024 --> 00:15:02,234
‫حالا برو بالا و دور و برت رو نگاه کن.

215
00:15:32,640 --> 00:15:33,933
‫اوه!

216
00:15:39,355 --> 00:15:40,522
‫هورا!

217
00:15:41,941 --> 00:15:43,025
‫چیکار می‌کنی؟

218
00:15:44,234 --> 00:15:45,319
‫گرسنه‌مه.

219
00:15:45,527 --> 00:15:46,946
‫نمی‌دونم کجام،

220
00:15:47,029 --> 00:15:48,739
‫و نمی‌دونم کی دوباره غذا پیدا می‌کنم.

221
00:15:48,822 --> 00:15:52,451
‫رمی، تو بهتر از این حرفایی.
‫تو یه آشپزی.

222
00:15:52,618 --> 00:15:57,539
‫یه آشپز غذا درست می‌کنه.
‫یه دزد غذا می‌دزده. تو که دزد نیستی.

223
00:15:58,248 --> 00:15:59,917
‫ولی گرسنه‌مه.

224
00:16:01,627 --> 00:16:03,253
‫غذا میرسه رمی.

225
00:16:03,337 --> 00:16:07,925
‫غذا همیشه به کسایی که
‫عاشق آشپزی هستن می‌رسه.

226
00:16:56,890 --> 00:16:57,975
‫پاریس؟

227
00:16:58,600 --> 00:17:02,104
‫این همه مدت
‫زیر پاریس بودم؟

228
00:17:04,273 --> 00:17:05,399
‫وای.

229
00:17:08,193 --> 00:17:09,903
‫چه قشنگه.

230
00:17:11,071 --> 00:17:13,699
‫قشنگ‌ترینه.

231
00:17:13,991 --> 00:17:16,577
‫رستوران گوستو؟
‫ رستورانت؟

232
00:17:16,702 --> 00:17:19,079
‫تو من رو کشوندی به رستوران خودت.

233
00:17:20,205 --> 00:17:25,377
‫اینطور به نظر میاد. آره.
‫ایول! تو رو کشوندم اینجا!

234
00:17:25,502 --> 00:17:26,879
‫باید برم ببینمش.

235
00:17:27,504 --> 00:17:29,089
‫- سفارش میز هفت آماده‌ست.
‫- اومدم.

236
00:17:29,173 --> 00:17:30,883
‫- یه سفارش اردک ماهی بخارپز.
‫- الان آماده میشه.

237
00:17:31,008 --> 00:17:32,676
‫بازم سوپ می‌خوام، لطفا.

238
00:17:32,801 --> 00:17:35,387
‫- دو تا دنده‌ی بره‌ی دیگه می‌خوام.
‫- باز هم تره‌فرنگی می‌خوام.

239
00:17:35,596 --> 00:17:38,807
‫ دو تا ماهی سالمون،
‫سه تا سالاد مخلوط و سه تا فیله می‌خوام.

240
00:17:38,891 --> 00:17:40,809
‫سه تا سفارش سالاد داره آماده میشه.

241
00:17:40,893 --> 00:17:42,603
‫دوتا سفارش سالمون داره سرخ میشه.

242
00:17:42,686 --> 00:17:45,105
‫سه تا فیله داره آماده میشه.
‫بشقاب می‌خوام.

243
00:17:45,397 --> 00:17:47,983
‫- سفارش میز هفت رو درست کن.
‫- سه تا سالاد مخلوط آماده‌ست.

244
00:17:48,108 --> 00:17:49,985
‫تزئین غذام رو به هم نزن!

245
00:17:50,277 --> 00:17:51,403
‫آروم بازش کن.

246
00:17:51,487 --> 00:17:54,406
‫من اینجا دارم خفه میشم.

247
00:17:54,573 --> 00:17:57,284
‫سلام سرآشپز اسکینر.
‫شبتون تا الان چطور بوده؟

248
00:17:57,409 --> 00:17:59,369
‫- سلام سرآشپز.
‫- سلام، سرآشپز اسکینر.

249
00:17:59,495 --> 00:18:01,997
‫- شبتون بخیر سرآشپز.
‫- سفارش فیله داریم.

250
00:18:02,081 --> 00:18:03,999
‫سلام رئیس.
‫ببین کی اینجاست.

251
00:18:04,083 --> 00:18:06,502
‫آلفردو لینگویینی،
‫پسر کوچیکه‌ی رناتا.

252
00:18:06,585 --> 00:18:08,170
‫- سلام.
‫- بزرگ شده، نه؟

253
00:18:08,295 --> 00:18:10,798
‫رناتا رو یادت میاد؟
‫عشق قدیمی گوستو.

254
00:18:12,174 --> 00:18:15,302
‫- اوه، آره. حالت چطوره...
‫- لینگویینی.

255
00:18:15,385 --> 00:18:19,598
‫آره، لینگویینی. خوشوقتم.
‫بگو ببینم حالِ...

256
00:18:19,681 --> 00:18:21,475
‫- مادرم چطوره؟
‫- رناتا.

257
00:18:21,600 --> 00:18:24,478
‫- آره، رناتا. حالش چطوره؟
‫- خوبه

258
00:18:24,770 --> 00:18:28,190
‫خب، خوب که نه... بهتر شده.
‫یعنی...

259
00:18:28,273 --> 00:18:29,483
‫اون مُرده.

260
00:18:30,109 --> 00:18:31,276
‫اوه.

261
00:18:31,693 --> 00:18:32,778
‫متاسفم.

262
00:18:32,903 --> 00:18:36,490
‫اوه، نه متاسف نباش.
‫اون به بهشت اعتقاد داشت، پس جاش خوبه.

263
00:18:36,698 --> 00:18:39,201
‫می‌دونی، اون دنیا رو میگم.

264
00:18:48,001 --> 00:18:51,088
‫- این چیه؟
‫- واسه شما گذاشته.

265
00:18:51,296 --> 00:18:54,675
‫فکر کنم امیدوار بود که به من کمک کنه،

266
00:18:54,800 --> 00:18:57,177
‫که اینجا یه کار پیدا کنم.

267
00:18:57,302 --> 00:18:59,888
‫البته. گوستو اگه بود،
‫یه لحظه هم شک نمی‌کرد.

268
00:18:59,972 --> 00:19:01,098
‫هیچ کدوم از پسرهای رناتا بیشتر از...

269
00:19:01,181 --> 00:19:04,810
‫خیلی خب، این رو نگه می‌داریم
‫و اگه چیز مناسبی بود...

270
00:19:04,893 --> 00:19:05,978
‫ما استخدامش کردیم.

271
00:19:06,103 --> 00:19:09,773
‫چی؟ به چه جرئتی
‫بدون اجازه‌ی من کسی رو استخدام...

272
00:19:09,898 --> 00:19:11,692
‫ما نظافتچی لازم داشتیم.

273
00:19:12,401 --> 00:19:14,778
‫اوه، نظافتچی. خوبه...

274
00:19:14,987 --> 00:19:16,697
‫خوشحالم که حل شد.

275
00:19:26,498 --> 00:19:27,875
‫باورم نمیشه.

276
00:19:28,083 --> 00:19:31,295
‫دارم به یه آشپزخونه‌ی
‫واقعی و فوق‌العاده نگاه می‌کنم.

277
00:19:31,503 --> 00:19:34,590
‫تو کتاب من رو خوندی.
‫بذار ببینم چقدر بلدی.

278
00:19:34,798 --> 00:19:36,383
‫کدومشون سرآشپزه؟

279
00:19:38,802 --> 00:19:41,180
‫- اوه، اون آقا.
‫- آفرین.

280
00:19:41,388 --> 00:19:42,890
‫بعد از اون کی رئیسه؟

281
00:19:42,973 --> 00:19:45,809
‫کمک سرآشپز. اوناهاش.

282
00:19:46,101 --> 00:19:49,980
‫کمک سرآشپز وقتی که سرآشپز نیست،
‫مسئول آشپزخونه‌ست.

283
00:19:50,272 --> 00:19:53,692
‫سس‌زن، مسئول سس‌هاست
‫که خیلی مهمه.

284
00:19:53,901 --> 00:19:57,988
‫آشپز خط و کمکش
‫که هردوشون مهمن.

285
00:19:58,071 --> 00:20:00,908
‫اونا آشپزن و خیلی مهمن.

286
00:20:01,074 --> 00:20:04,203
‫تو خیلی باهوشی.
‫حالا بگو اون کیه؟

287
00:20:04,870 --> 00:20:06,997
‫اوه، اون؟
‫اون هیچی نیست.

288
00:20:07,080 --> 00:20:09,208
‫اینجوری نگو.
‫اون هم عضوی از آشپزخونه‌ست.

289
00:20:09,291 --> 00:20:11,084
‫اون ظرف‌شوری نظافتچی‌ای چیزیه.

290
00:20:11,210 --> 00:20:13,670
‫اون بشقاب‌ها رو می‌شوره و
‫آشغال‌ها رو بیرون می‌بره. آشپزی نمی‌کنه.

291
00:20:13,795 --> 00:20:17,090
‫- ولی شاید بکنه.
‫- اوه، نه.

292
00:20:17,174 --> 00:20:19,384
‫از کجا می‌دونی؟
‫من همیشه چی میگم؟

293
00:20:19,509 --> 00:20:21,094
‫هر کسی می‌تونه آشپزی کنه.

294
00:20:21,178 --> 00:20:25,182
‫خب هر کسی می‌تونه.
‫ولی به این معنی نیست که همه باید آشپزی کنن.

295
00:20:25,307 --> 00:20:28,810
‫خب، این جلوش رو نمی‌گیره.
‫می‌بینی؟

296
00:20:29,603 --> 00:20:34,274
‫داره چیکار می‌کنه؟
‫نه. نه! این افتضاحه!

297
00:20:36,109 --> 00:20:39,696
‫داره سوپ رو خراب می‌کنه.
‫و هیچکس هم حواسش نیست؟

298
00:20:39,905 --> 00:20:41,782
‫این رستوران توئه.
‫یه کاری کن.

299
00:20:41,907 --> 00:20:45,077
‫چیکار می‌تونم بکنم؟
‫من تجسمی از خیال توام.

300
00:20:45,202 --> 00:20:48,080
‫ولی اون داره سوپ رو خراب می‌کنه!
‫باید به یکی بگیم که اون داره...

301
00:20:55,504 --> 00:20:58,298
‫غذای میز پنج حاضره.

302
00:21:05,681 --> 00:21:07,474
‫- بذارش توی خط.
‫- گذاشتم.

303
00:21:16,233 --> 00:21:18,610
‫ داغه! فر رو باز کن!

304
00:21:36,295 --> 00:21:37,879
‫دارم میام.

305
00:21:53,895 --> 00:21:55,105
‫وای!

306
00:21:58,483 --> 00:22:01,903
‫بله سرآشپز.
‫یه فیله‌ی لطیف، سه تا بره، دوتا اردک.

307
00:22:22,507 --> 00:22:25,093
‫اون سوفله‌ها رو برای میز‌ شیش آماده کن.

308
00:22:25,302 --> 00:22:27,179
‫- پنج دقیقه‌ی دیگه آماده‌ست.
‫- وای خدا.

309
00:22:32,601 --> 00:22:34,978
‫امشب، می‌خوام
‫از جگر چرب رونمایی کنم.

310
00:22:35,103 --> 00:22:36,605
‫جلای خیلی محشری داره.

311
00:22:55,999 --> 00:22:58,377
‫غذای میز هفت آماده شد.
‫یالا! بریم!

312
00:22:58,502 --> 00:22:59,586
‫بله سرآشپز.

313
00:23:41,044 --> 00:23:43,171
‫رمی! منتظر چی هستی؟

314
00:23:43,380 --> 00:23:45,173
‫همیشه می‌خوای اینجوری بیای پیشم؟

315
00:23:45,298 --> 00:23:47,884
‫تو می‌دونی چجوری درستش کنی.
‫این شانس توئه.

316
00:24:42,772 --> 00:24:47,194
‫سوپ! سوپ کجاست؟
‫از سر راهم برو کنار.

317
00:24:47,777 --> 00:24:49,905
‫برو کنار نظافتچی!

318
00:24:50,697 --> 00:24:53,200
‫داری آشپزی می‌کنی؟

319
00:24:53,408 --> 00:24:56,870
‫به چه جرئتی توی آشپزخونه‌ی من
‫آشپزی می‌کنی؟

320
00:24:56,995 --> 00:24:58,997
‫این همه گستاخی رو از کجا آوردی

321
00:24:59,080 --> 00:25:02,792
‫که همچین حماقت آشکاری کردی؟

322
00:25:02,876 --> 00:25:04,878
‫باید به چهار قسمت مساوی تقسیمت کنم.

323
00:25:05,003 --> 00:25:08,039
‫این کار رو می‌کنم.
‫فکر کنم قانون هم طرف منه.

324
00:25:08,089 --> 00:25:09,124
‫وای، نه! وای...

325
00:25:09,174 --> 00:25:10,675
‫لاروس، این مرد رو
‫به 4 قسمت مساوی تقسیم کن.

326
00:25:10,800 --> 00:25:15,972
‫-بعدش هم لهش کن تا چربیش از سرش بیاد بیرون.
‫-وای! نه.

327
00:25:16,097 --> 00:25:19,184
‫- چی چرت و پرت میگی؟
‫- سو...سوپ!

328
00:25:21,478 --> 00:25:22,771
‫سوپ؟

329
00:25:23,480 --> 00:25:25,106
‫اون سوپ رو نبر!

330
00:25:25,398 --> 00:25:29,110
‫نه!

331
00:25:43,375 --> 00:25:44,584
‫گارسون.

332
00:25:46,211 --> 00:25:48,505
‫لینگویینی!

333
00:25:48,672 --> 00:25:50,173
‫تو اخراجی.

334
00:25:50,382 --> 00:25:53,301
‫ا-خ-ر-ا-ج!
‫اخراج!

335
00:25:53,385 --> 00:25:55,679
‫اون خانومه می‌خواد سرآشپز رو ببینه.

336
00:25:55,804 --> 00:25:57,889
‫ولی اون...

337
00:26:13,280 --> 00:26:17,200
‫- مشتری چی گفت؟
‫- مشتری نبود. کارشناس غذایی بود.

338
00:26:17,284 --> 00:26:19,411
‫- ایگو؟
‫- سولین لکلر.

339
00:26:19,494 --> 00:26:23,582
‫لکلر؟ چی گفت؟
‫- از سوپ خوشش اومد.

340
00:26:23,790 --> 00:26:25,375
‫- صبر کن.
‫- منظورت چیه که صبر کنم؟

341
00:26:25,500 --> 00:26:27,085
‫- به خاطر تو توی این دردسر افتاده.
‫- هیس... هیس...

342
00:26:27,210 --> 00:26:28,587
‫یکی درموردت سوپت پرسیده.

343
00:26:38,680 --> 00:26:41,308
‫- چی رو داری تظاهر می‌کنی؟
‫- من...

344
00:26:43,685 --> 00:26:44,978
‫من هنوز هم اخراجم؟

345
00:26:45,103 --> 00:26:47,188
‫- نمی‌تونی اخراجش کنی.
‫- چی؟

346
00:26:47,272 --> 00:26:50,609
‫لکیر خوشش اومده، درسته؟
‫انقدر که بهت گفته.

347
00:26:50,692 --> 00:26:51,985
‫اگه اون نقدر رو بنویسه

348
00:26:52,110 --> 00:26:54,070
‫و بفهمه که آشپزش رو اخراج کردی...

349
00:26:54,195 --> 00:26:57,407
‫- اون یه نظافتچیه.
‫- ولی اون چیزی رو پخته که اون خوشش اومده.

350
00:26:57,490 --> 00:26:59,701
‫اگه از عقیده‌ی محبوب گوستو حمایت نکنیم،

351
00:26:59,784 --> 00:27:01,995
‫چطور می‌تونیم ادعا کنیم
‫ که نماینده‌ی اسم گوستو هستیم؟

352
00:27:02,078 --> 00:27:04,998
‫و اون عقیده چیه خانوم تتو؟

353
00:27:05,081 --> 00:27:06,082
‫« هرکسی می‌تونه آشپزی کنه.»

354
00:27:11,004 --> 00:27:16,676
‫شاید من یه کم با این نظافتچی جدید
‫بد برخورد کردم.

355
00:27:17,093 --> 00:27:19,304
‫اون شجاعانه یه ریسک کرده

356
00:27:19,387 --> 00:27:23,808
‫و ما باید بهش پاداش بدیم، همونطور که
‫ اگه سرآشپز گوستو بود همین کار رو می‌کرد.

357
00:27:24,184 --> 00:27:27,137
‫اگه اون بخواد توی آب‌های خطرناک شنا کنه،

358
00:27:27,187 --> 00:27:28,688
‫ما کی هستیم که منکرش بشیم؟

359
00:27:29,898 --> 00:27:32,192
‫- داشتی فرار می‌کردی؟
‫- اوه، آره.

360
00:27:32,275 --> 00:27:36,404
‫از اونجایی که به شغل آشپزی علاقه نشون دادی،

361
00:27:36,571 --> 00:27:37,906
‫تو مسئولیتش رو برعهده می‌گیری.

362
00:27:39,991 --> 00:27:41,493
‫کسی حرفی نداره؟

363
00:27:43,495 --> 00:27:45,288
‫پس برگردین سر کارتون.

364
00:27:45,997 --> 00:27:49,584
‫تو یا خیلی خوش‌شانسی
‫یا برعکس خیلی بدشانسی.

365
00:27:49,793 --> 00:27:55,173
‫دوباره اون سوپ رو درست کن،
‫و این دفعه بهت توجه می‌کنم.

366
00:27:55,382 --> 00:27:58,176
‫خیلی زیاد توجه می‌کنم.

367
00:27:58,510 --> 00:28:02,889
‫اونا فکر می‌کنن تو می‌تونی آشپزی کنی.
‫ولی می‌دونی من چی فکر می‌کنم لینگویینی؟

368
00:28:03,181 --> 00:28:06,476
‫فکر می‌کنم تو یه آب‌زیرکاه کوچولویی که...

369
00:28:07,811 --> 00:28:08,978
‫موش!

370
00:28:11,481 --> 00:28:12,982
‫- موش!
‫- موش رو بگیرین.

371
00:28:13,191 --> 00:28:15,193
‫لینگویینی. یه چیزی بردار بگیرش.

372
00:28:15,402 --> 00:28:16,903
‫داره فرار می‌کنه.
‫بگیرش، بگیرش، بگیرش.

373
00:28:17,696 --> 00:28:19,489
‫حالا چیکار کنم؟
‫- بکشش.

374
00:28:19,572 --> 00:28:22,200
‫- الان؟
‫- نه، توی آشپزخونه نه. مگه دیوونه شدی؟

375
00:28:22,283 --> 00:28:23,910
‫می‌دونی اگه کسی بفهمه یه موش

376
00:28:23,993 --> 00:28:26,371
‫توی آشپزخونه‌مون بوده، چی میشه؟

377
00:28:26,496 --> 00:28:28,206
‫درمون رو تخته می‌کنن.

378
00:28:28,289 --> 00:28:30,709
‫آبرومون با همچین تهدیدی از بین میره.

379
00:28:30,792 --> 00:28:34,879
‫از اینجا دورش کن. خیلی دور.
‫بکشش. از بین ببرش. برو!

380
00:28:35,672 --> 00:28:37,173
‫وای!

381
00:29:11,583 --> 00:29:15,378
‫اونجوری نگاهم نکن!
‫فقط تو گیر نیفتادی.

382
00:29:15,503 --> 00:29:17,589
‫اونا ازم می‌‌خوان که دوباره آشپزی کنم!

383
00:29:17,881 --> 00:29:20,592
‫آخه من که بلندپرواز نبودم.
‫من نمی‌خواستم آشپزی کنم.

384
00:29:20,800 --> 00:29:22,886
‫من فقط می‌خواستم توی دردسر نیفتم.

385
00:29:23,011 --> 00:29:25,972
‫تو بودی که
‫با اون ادویه‌ها نظرشون رو جلب کردی!

386
00:29:26,097 --> 00:29:30,977
‫چی توش ریختی؟ آویشن؟
‫نه؟ چی؟ رزماری؟

387
00:29:31,311 --> 00:29:33,772
‫اون یه ادویه‌ست درسته؟ رزماری؟

388
00:29:34,272 --> 00:29:36,775
‫رزماری نریختی توش؟

389
00:29:37,108 --> 00:29:41,196
‫پس اونا چی بود که سر و ته کردی و ریختی...

390
00:29:45,200 --> 00:29:48,578
‫من به این شغل نیاز دارم.
‫خیلی چیزها رو از دست دادم.

391
00:29:48,995 --> 00:29:53,082
‫من بلد نیستم آشپزی کنم و حالا دارم
‫ با یه موش حرف می‌زنم، انگار که تو...

392
00:29:54,292 --> 00:29:55,585
‫سر تکون دادی؟

393
00:29:55,710 --> 00:29:57,796
‫تو سر تکون میدی؟

394
00:29:59,297 --> 00:30:01,007
‫حرفم رو متوجه میشی؟

395
00:30:01,591 --> 00:30:04,177
‫پس دیوونه نیستم!

396
00:30:04,385 --> 00:30:06,596
‫یه لحظه صبر کن، صبر کن...

397
00:30:07,597 --> 00:30:10,308
‫من نمی‌تونم آشپزی کنم، مگه نه؟

398
00:30:12,310 --> 00:30:13,978
‫ولی تو...

399
00:30:14,687 --> 00:30:17,482
‫تو می‌تونی، درسته؟

400
00:30:18,691 --> 00:30:21,194
‫ببین، زیادی متواضع نباش.
‫محض رضای خدا، تو یه موشی.

401
00:30:21,277 --> 00:30:23,696
‫از کاری که کردی خوششون اومد.

402
00:30:24,280 --> 00:30:26,908
‫آره. اینجوری میشه.

403
00:30:27,700 --> 00:30:28,993
‫هی، اونا از سوپ خوششون اومد!

404
00:30:32,497 --> 00:30:37,502
‫اونا از سوپ خوششون اومد.
‫به نظرت می‌تونی دوباره درستش کنی؟

405
00:30:41,089 --> 00:30:43,591
‫خیلی خب، حالا دیگه ولت می‌کنم.

406
00:30:44,384 --> 00:30:47,470
‫ولی ما با همیم، خب؟

407
00:30:49,180 --> 00:30:50,682
‫خیلی خب.

408
00:32:01,002 --> 00:32:02,879
‫خب... همینجاست.

409
00:32:03,379 --> 00:32:07,300
‫خب، زیادی بزرگ نیست ولی خب...

410
00:32:09,510 --> 00:32:10,803
‫بزرگ نیست دیگه.

411
00:32:13,306 --> 00:32:14,599
‫می‌تونست بدتر باشه.

412
00:32:14,682 --> 00:32:17,101
‫بخاری داره، چراغ داره
‫و یه مبل و یه تلویزیون داره.

413
00:32:17,185 --> 00:32:19,604
‫فکر کن خونه‌ی خودته.

414
00:32:20,980 --> 00:32:22,607
‫ولی چرا اینجا؟

415
00:32:23,107 --> 00:32:24,692
‫چرا الان؟

416
00:32:25,610 --> 00:32:27,278
‫چرا اینجا نه؟

417
00:32:27,612 --> 00:32:29,280
‫چرا الان نه؟

418
00:32:30,198 --> 00:32:34,202
‫واسه رویا دیدن، کجا بهتر از پاریس؟

419
00:32:47,382 --> 00:32:49,592
‫صبح بخیر سرآشپز کوچولو.
‫بیدار شو و...

420
00:32:51,094 --> 00:32:52,303
‫وای نه.

421
00:32:53,763 --> 00:32:55,598
‫احمق! می‌دونستم اینجوری میشه!

422
00:32:55,682 --> 00:32:58,518
‫من یه موش رو توی خونه‌ام راه دادم
‫و بهش گفتم فکر کنه خونه‌ی خودشه!

423
00:32:58,601 --> 00:32:59,811
‫تخم‌مرغ‌ها نیست!

424
00:32:59,894 --> 00:33:03,314
‫احمق! اون غذا دزدیده و زده به چاک!
‫چه انتظاری داشتم؟

425
00:33:03,398 --> 00:33:05,900
‫از اعتماد کردن به یه موش
‫همچین چیزی گیرم اومد...

426
00:33:06,901 --> 00:33:08,436
‫وای...

427
00:33:08,486 --> 00:33:10,279
‫سلام، اون واسه منه؟

428
00:33:20,415 --> 00:33:23,001
‫عالیه.
‫توش چی ریختی؟

429
00:33:25,086 --> 00:33:26,587
‫از کجا آوردیش؟

430
00:33:29,340 --> 00:33:32,585
‫ببین، خیلی خوشمزه‌ست.
‫ولی دزدی نکن.

431
00:33:32,635 --> 00:33:34,512
‫یه کم ادویه می‌خرم، باشه؟

432
00:33:37,807 --> 00:33:41,185
‫وای، نه. داره دیرمون میشه.
‫امروز روز اوله!

433
00:33:41,310 --> 00:33:42,478
‫یالا، سرآشپز کوچولو!

434
00:33:42,812 --> 00:33:44,605
‫اگر چه من هم مثل بقیه‌ی منتقدین،

435
00:33:44,689 --> 00:33:47,984
‫نوشتم بعد از مرگ سرآشپز بزرگ،
‫گوستو دیگه اون نظم رو نداره،

436
00:33:48,109 --> 00:33:52,697
‫اون سوپ محشر بود.
‫یه سوپ تند ولی با طعمی ملایم.

437
00:33:52,780 --> 00:33:54,782
‫- سولین لکلر؟
‫- آره!

438
00:33:55,199 --> 00:33:59,412
‫برخلاف انتظاراتمون،
‫گوستو دوباره توجهمون رو جلب کرد.

439
00:33:59,495 --> 00:34:02,290
‫فقط زمان می‌تونه ثابت کنه که آیا
‫لایقش هستن یا نه.

440
00:34:05,084 --> 00:34:06,502
‫خب...

441
00:34:14,302 --> 00:34:15,595
‫می‌دونی.

442
00:34:15,803 --> 00:34:18,006
‫ببین، می‌دونم احمقانه و عجیبه،

443
00:34:18,056 --> 00:34:19,932
‫ولی هیچکدوممون به تنهایی نمی‌تونیم
‫این کار رو انجام بدیم،

444
00:34:20,016 --> 00:34:23,519
‫پس باید این کار رو با هم انجام بدیم، باشه؟
‫باهام هستی؟

445
00:34:24,812 --> 00:34:27,231
‫پس بریم تو کارش!

446
00:34:30,026 --> 00:34:31,319
‫من...

447
00:34:42,914 --> 00:34:44,907
‫به جهنم خوش اومدی.

448
00:34:44,957 --> 00:34:48,419
‫حالا دوباره اون سوپ رو درست کن.

449
00:34:48,628 --> 00:34:52,423
‫هر چقدر دوست داری روش وقت بذار.
‫حتی شده کل هفته رو.

450
00:34:52,840 --> 00:34:54,217
‫سوپ.

451
00:35:06,521 --> 00:35:08,022
‫اوه! ای موش کوچولو...

452
00:35:09,232 --> 00:35:10,316
‫آخ!

453
00:35:19,617 --> 00:35:20,827
‫ای ابله...

454
00:35:29,127 --> 00:35:30,920
‫تو...

455
00:35:46,519 --> 00:35:48,437
‫اینجوری نمیشه، سرآشپز کوچولو!

456
00:35:48,521 --> 00:35:51,023
‫اگه دوباره این کار رو کنی، دیوونه میشم.

457
00:35:51,107 --> 00:35:53,609
‫باید یه فکر دیگه کنیم.

458
00:35:53,734 --> 00:35:55,903
‫یه چیزی که توش گاز گرفتن و نیشگون

459
00:35:56,028 --> 00:35:58,739
‫و یا بالا و پایین رفتن روی تنم با اون
‫پاهای کوچولوی موشی‌ات نباشه.

460
00:35:58,823 --> 00:36:01,534
‫گاز! نه! دویدن! نه!

461
00:36:01,617 --> 00:36:04,829
‫انقدر ندو و سریع حرکت نکن.
‫فهمیدی سرآشپز کوچولو؟

462
00:36:06,122 --> 00:36:07,206
‫سرآشپز کوچولو؟

463
00:36:09,417 --> 00:36:11,127
‫اوه، گرسنه‌ته.

464
00:36:18,509 --> 00:36:20,928
‫خیلی خب. بذار یه فکری کنیم.

465
00:36:21,304 --> 00:36:25,516
‫تو می‌دونی چجوری آشپزی کنی
‫و من هم می‌دونم چجوری یه...

466
00:36:26,309 --> 00:36:27,310
‫انسان باشم.

467
00:36:27,518 --> 00:36:30,313
‫ما باید طبق قاعده رفتار کنیم،
‫پس من کاری رو می‌کنم که تو می‌خوای

468
00:36:30,438 --> 00:36:33,524
‫ولی به روشی که مشخص نباشه
‫یه موش کوچولوی سرآشپز من رو کنترل می‌کنه.

469
00:36:33,608 --> 00:36:35,735
‫میشه به من گوش کنی؟
‫دیوونه شدم! دیوونه شدم! دیوونه شدم!

470
00:36:35,818 --> 00:36:38,821
‫من دارم توی یخچال با یه موش در مورد
‫غذا پختن توی یه رستوران مشهور حرف می‌زنم.

471
00:36:38,905 --> 00:36:40,740
‫- عمراً بتونم موفق بشم!
‫- لینگویینی؟

472
00:36:40,823 --> 00:36:41,824
‫باید با هم ارتباط برقرار کنیم.

473
00:36:41,908 --> 00:36:46,120
‫من نمی‌تونم دائما بله و خیر و
‫سرتکون دادنت رو چک...

474
00:36:48,122 --> 00:36:49,916
‫موش! خودم دیدمش!

475
00:36:50,124 --> 00:36:53,211
‫- موش؟
‫- آره، یه موش. درست کنار تو بود.

476
00:36:54,212 --> 00:36:57,006
‫اصلا اینجا چیکار می‌کنی؟

477
00:36:57,215 --> 00:37:02,220
‫فقط دارم با
‫سبزیجات و اینجور چیزها آشنا میشم.

478
00:37:02,303 --> 00:37:03,638
‫برو بیرون.

479
00:37:05,306 --> 00:37:08,601
‫ممکنه زیادی با سبزیجات آشنا بشی،
‫خودت می‌دونی!

480
00:37:09,435 --> 00:37:12,438
‫نزدیک بودها.
‫اون بالا جات خوبه؟

481
00:37:13,731 --> 00:37:15,107
‫وای!

482
00:37:24,825 --> 00:37:26,327
‫چطوری این کار رو کردی؟

483
00:37:39,340 --> 00:37:40,374
‫وای.

484
00:37:40,424 --> 00:37:42,802
‫به طرز عجیبی غیرارادیه!

485
00:37:44,804 --> 00:37:48,933
‫توی یه نگاه فهمیدم
‫که هردومون یه فکر خفن داریم.

486
00:37:49,809 --> 00:37:51,435
‫خیلی خب.

487
00:37:53,604 --> 00:37:54,730
‫چی؟

488
00:37:56,440 --> 00:37:57,024
‫آخ!

489
00:37:59,402 --> 00:38:01,979
‫اوه...

490
00:38:02,029 --> 00:38:03,689
‫من رو کجا می‌بری؟

491
00:38:03,739 --> 00:38:04,824
‫صبر کن.

492
00:38:09,328 --> 00:38:10,538
‫وای!

493
00:38:13,624 --> 00:38:15,334
‫صبر کن. ببخشید.

494
00:38:16,627 --> 00:38:18,004
‫وای!

495
00:38:20,006 --> 00:38:21,132
‫خیلی خب.

496
00:38:22,133 --> 00:38:23,301
‫اوهوم..

497
00:38:31,142 --> 00:38:32,101
‫خیلی خب.

498
00:39:08,304 --> 00:39:10,014
‫وای!

499
00:39:28,115 --> 00:39:29,533
‫اوه!

500
00:39:32,036 --> 00:39:33,329
‫به افتخارمون!

501
00:39:39,126 --> 00:39:40,503
‫خیلی خب.

502
00:40:07,405 --> 00:40:08,739
‫اینجوری باید جواب بده.

503
00:40:12,535 --> 00:40:13,786
‫تبریک میگم.

504
00:40:13,828 --> 00:40:17,540
‫تونستی دوباره موفقیت تصادفیت رو تکرار کنی.

505
00:40:17,623 --> 00:40:19,367
‫ولی اگه می‌خوای توی
‫آشپزخونه‌ی من دووم بیاری،

506
00:40:19,417 --> 00:40:22,336
‫باید چیزهایی بیشتر از سوپ بلد باشی.

507
00:40:22,420 --> 00:40:26,924
‫کُلِت مسئول یاد دادن
‫کارهای اینجا به تو میشه.

508
00:40:28,008 --> 00:40:30,428
‫گوش کن، می‌خوام بدونی که...

509
00:40:30,511 --> 00:40:33,305
‫واقعا باعث افتخارمه
‫که زیر دستت کار یاد...

510
00:40:33,431 --> 00:40:36,809
‫نه! تو گوش کن. می‌خوام بدونی
‫که دقیقا با کی طرفی.

511
00:40:36,934 --> 00:40:38,310
‫توی این آشپزخونه چند تا زن می‌بینی؟

512
00:40:38,436 --> 00:40:39,728
‫خب، من...

513
00:40:39,812 --> 00:40:42,231
‫- فقط منم. به نظرت چرا؟
‫- خب، من...

514
00:40:42,314 --> 00:40:44,525
‫چون دستپخت عالی یه سلسله‌مراتب قدیمیه

515
00:40:44,608 --> 00:40:47,319
‫که قواعدش توسط پیرمردهای احمق نوشته شده.

516
00:40:47,403 --> 00:40:50,823
‫قواعدی که ورود زن‌ها به این دنیا رو
‫غیرممکن می‌کنه.

517
00:40:51,031 --> 00:40:53,200
‫ولی هنوز من اینجام.
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

518
00:40:53,325 --> 00:40:55,911
‫چون، خب، شما...

519
00:40:56,036 --> 00:40:58,205
‫چون من سرسخت‌ترین آشپز این آشپزخونه‌ام.

520
00:40:58,330 --> 00:40:59,915
‫من کلی تلاش کردم تا به اینجا برسم

521
00:41:00,040 --> 00:41:03,002
‫و شغلم رو به خاطر یه نظافتچی
‫که شانس آورده به خطر نمیندازم.

522
00:41:03,127 --> 00:41:04,336
‫فهمیدی؟

523
00:41:08,007 --> 00:41:09,008
‫وای!

524
00:41:09,842 --> 00:41:13,929
‫پختنش آسونه، خوردنش هم آسونه.
‫گوستو غذاهای چینی درست می‌کنه.

525
00:41:14,013 --> 00:41:16,015
‫چینیِ آسون.

526
00:41:17,475 --> 00:41:21,729
‫- مثل همیشه کارت عالی بود فرانکس.
‫- خوبه، مگه نه؟

527
00:41:21,937 --> 00:41:26,108
‫می‌خوام یه چیزی واسه طرح
‫غذای منجمد جدیدم درست کنی.

528
00:41:26,233 --> 00:41:28,402
‫کورن هات داگ گوستو.

529
00:41:28,527 --> 00:41:33,115
‫شبیه کورن‌داگن ولی خیلی کوچیک‌تر و لقمه‌ای.

530
00:41:33,240 --> 00:41:34,408
‫کورن‌داگ چی هست؟

531
00:41:34,617 --> 00:41:36,652
‫سوسیس‌های ارزونی که می‌زنن توی
‫خمیر و توی روغن زیاد سرخش می‌کنن.

532
00:41:36,702 --> 00:41:38,913
‫می‌دونی، آمریکاییه.

533
00:41:39,205 --> 00:41:40,331
‫سریع یه چیزی آماده کن.

534
00:41:40,414 --> 00:41:44,001
‫شاید گوستو با یه لباس سرهمی
‫و کلاه آمریکایی خوب باشه.

535
00:41:44,126 --> 00:41:47,338
‫یا اینکه مثل یه ذرت بزرگ
‫با یه گریم سگی باشه.

536
00:41:47,421 --> 00:41:51,342
‫آره، ولی لطفا با احترام باشه.

537
00:42:17,910 --> 00:42:19,119
‫به وکیلم زنگ بزن!

538
00:42:20,037 --> 00:42:22,122
‫خب، توی وصیت‌نامه گفته که...

539
00:42:22,206 --> 00:42:26,001
‫بعد از یه دوره‌ی دو ساله
‫پس از تاریخ مرگ....

540
00:42:26,126 --> 00:42:27,419
‫اگه وارثی نیومد...

541
00:42:27,503 --> 00:42:31,840
‫کسب و کار گوستو
‫به کمک سرآشپزش، یعنی تو می‌رسه.

542
00:42:31,924 --> 00:42:33,926
‫می‌دونم توی وصیت‌نامه چی نوشته.

543
00:42:34,009 --> 00:42:36,136
‫چیزی که می‌خوام بدونم اینه که این نامه...

544
00:42:36,178 --> 00:42:39,223
‫یعنی این پسر چیزی رو عوض می‌کنه یا نه؟

545
00:42:43,519 --> 00:42:45,437
‫زیاد شباهت ندارن.

546
00:42:45,521 --> 00:42:49,024
‫اصلا شباهت ندارن.
‫اون پسر گوستو نیست.

547
00:42:49,233 --> 00:42:52,319
‫گوستو بچه نداشت،
‫و بعد از این همه مدت، چرا الان؟

548
00:42:52,403 --> 00:42:55,739
‫کمتر از یه ماه دیگه میشه دو سال!

549
00:42:55,906 --> 00:42:58,033
‫یهویی سر و کله‌ی یه پسر با یه نامه

550
00:42:58,117 --> 00:43:03,038
‫از مادر تازه مرحوم شده‌ش پیدا میشه
‫که ادعا کرده گوستو پدرشه؟

551
00:43:03,122 --> 00:43:04,623
‫خیلی مشکوکه!

552
00:43:04,707 --> 00:43:06,625
‫- این مال گوستوئه؟
‫- آره، آره، آره.

553
00:43:06,709 --> 00:43:08,335
‫- میشه برش دارم.
‫- حتما. حتما.

554
00:43:08,419 --> 00:43:09,837
‫ولی پسره که نمی‌دونه.

555
00:43:09,920 --> 00:43:14,341
‫گفته که بهش نگفته و گوستو هم نمی‌دونسته،
‫ازم خواسته من هم چیزی نگم.

556
00:43:14,425 --> 00:43:18,429
‫- چرا تو؟ چی می‌خواد؟
‫- یه کار واسه پسره.

557
00:43:18,512 --> 00:43:21,432
‫- فقط یه کار؟
‫- خب، آره.

558
00:43:21,515 --> 00:43:24,018
‫پس چرا نگرانی؟
‫اگه اینجا کار کنه،

559
00:43:24,101 --> 00:43:27,104
‫می‌تونی مراقبش باشی
‫تا من یه کم بررسی کنم.

560
00:43:27,229 --> 00:43:29,023
‫و ببینم چقدر واقعیت داره.

561
00:43:29,106 --> 00:43:31,734
‫می‌خوام چندتا نمونه‌ی دی‌ان‌ای...

562
00:43:31,817 --> 00:43:33,527
‫از اون پسر بگیری.
‫مثلا از موهاش.

563
00:43:33,736 --> 00:43:38,032
‫حرفام یادت بمونه.
‫همه چیز باید در نهایت احترام باشه.

564
00:43:38,824 --> 00:43:41,035
‫اون یه چیزی می‌دونه.

565
00:43:41,118 --> 00:43:42,611
‫آروم باش، اون فقط یه نظافتچیه.

566
00:43:42,661 --> 00:43:45,205
‫فکر کنم بتونی ترتیبش رو بدی.

567
00:43:51,503 --> 00:43:52,713
‫چیکار می‌کنی؟

568
00:43:52,838 --> 00:43:54,715
‫دارم سبزی‌ها رو خرد می‌کنم.
‫دارم سبزی‌ها رو خرد می‌کنم؟

569
00:43:54,840 --> 00:43:56,634
‫نه! داری وقت و انرژی هدر میدی!

570
00:43:56,717 --> 00:43:59,720
‫فکر کردی آشپزی خاله بازیه؟
‫مثل مامانت توی آشپزخونه؟

571
00:43:59,803 --> 00:44:00,929
‫خب، مامانت هیچوقت مجبور نبوده

572
00:44:01,138 --> 00:44:02,640
‫با ساعت شلوغی شام
‫با کلی سفارش مواجه بشه،

573
00:44:02,723 --> 00:44:04,224
‫اون هم وقتی که همه‌ی غذاها با هم متفاوتن
‫و هیچ کدوم مثل هم نیستن،

574
00:44:04,308 --> 00:44:05,601
‫همه‌شون زمان پخت متفاوتی دارن،

575
00:44:05,726 --> 00:44:06,935
‫ولی باید دقیقا با همدیگه،

576
00:44:07,019 --> 00:44:09,104
‫سر موقع، گرم و عالی،
‫سر میز مشتری حاضر بشن!

577
00:44:09,229 --> 00:44:11,940
‫هر ثانیه ارزشمنده
‫و تو نباید مثل مامان‌ها باشی!

578
00:44:14,234 --> 00:44:17,688
‫این چیه؟
‫میزت رو تمیز نگه دار!

579
00:44:17,738 --> 00:44:19,448
‫وقتی رستوران شلوغ میشه، چی میشه؟

580
00:44:19,615 --> 00:44:21,116
‫میز بهم ریخته، سرعتت رو کم می‌کنه.

581
00:44:21,241 --> 00:44:23,535
‫غذاها درست نمیشن،
‫سفارش‌ها انباشته میشن و فاجعه میشه.

582
00:44:23,619 --> 00:44:25,329
‫ساده میگم که یادت بمونه.

583
00:44:25,412 --> 00:44:28,916
‫میزت رو تمیز نگه دار
‫و گرنه می‌کشمت!

584
00:44:31,001 --> 00:44:33,337
‫آستینات یه جوریه که
‫انگار روشون بالا آوردی.

585
00:44:33,420 --> 00:44:36,131
‫دست‌ها و بازوهات رو
‫اینجوری نزدیک بدنت نگه دار. دیدی؟

586
00:44:36,215 --> 00:44:37,341
‫همیشه به همین وضعیت برگرد.

587
00:44:37,424 --> 00:44:39,593
‫آشپز باید حرکاتش سریع باشه.
‫وسایل تیز و فلزات داغ اینجا هست،

588
00:44:39,635 --> 00:44:41,011
‫پس دستات رو جمع کن.

589
00:44:41,136 --> 00:44:44,014
‫باید بریدگی و سوختگیت رو به حداقل برسونی
‫و آستین‌هات رو تمیز نگه داری.

590
00:44:44,139 --> 00:44:46,725
‫نشونه‌ی یه آشپز:
‫پیشبند کثیف، آستین تمیز.

591
00:44:46,809 --> 00:44:48,602
‫من سبک گوستو رو خوب بلدم.

592
00:44:48,727 --> 00:44:52,022
‫سرآشپز گوستو توی هر ظرفی،
‫یه چیز غیرمنتظره داشت.

593
00:44:52,106 --> 00:44:55,025
‫نشونت میدم.
‫من همه‌ی دستور پخت‌هاش رو حفظم.

594
00:44:55,109 --> 00:44:58,904
‫- همیشه یه کار غیرمنتظره انجام بده.
‫- نه از دستور پخت پیروی کن.

595
00:44:59,029 --> 00:45:00,406
‫- ولی تو الان گفتی که...
‫- نه، نه، نه.

596
00:45:00,531 --> 00:45:03,826
‫چیزهای غیرمنتظره کار اون بود.
‫کار ما اینه که...

597
00:45:04,034 --> 00:45:05,911
‫- از دستور پخت‌هاش پیروی کنیم.
‫- از دستور پخت‌هاش پیروی کنیم.

598
00:45:06,036 --> 00:45:08,414
‫چطور میشه بدون چشیدن یه نون
‫فهمید که خوبه؟

599
00:45:08,539 --> 00:45:12,710
‫نه با بو و ظاهرش،
‫بلکه با صدای ترد بودنش.

600
00:45:12,835 --> 00:45:13,711
‫گوش کن.

601
00:45:14,211 --> 00:45:18,716
‫وای، سمفونی خِرِچ خرچ.
‫فقط یه نون خوب این صدا رو میده.

602
00:45:19,133 --> 00:45:22,010
‫تنها راه گرفتن بهترین محصول
‫اینه که محصول تازه‌ چیده شده‌ی روز رو بگیری

603
00:45:22,136 --> 00:45:24,012
‫و برای این کار
‫فقط دو روش وجود داره.

604
00:45:24,138 --> 00:45:27,933
‫خودت پرورش بدی
‫یا به یه باغبون رشوه بدی.

605
00:45:28,058 --> 00:45:30,811
‫همینه!
‫بهترین رستوران، محصول تازه می‌خره.

606
00:45:30,936 --> 00:45:34,940
‫مردم فکر می‌کنن آشپزی پرافاده‌ست.
‫پس یه آشپز هم باید پرافاده باشه.

607
00:45:35,023 --> 00:45:35,816
‫ولی اینطور نیست.

608
00:45:35,858 --> 00:45:38,902
‫لالو رو می‌بینی؟
‫ اون 12 سالگی از خونه فرار کرده.

609
00:45:39,027 --> 00:45:41,530
‫توی سیرک آکروبات‌باز بوده

610
00:45:41,613 --> 00:45:43,115
‫ولی بعدش به خاطر اینکه

611
00:45:43,240 --> 00:45:46,034
‫عاشق دختر رئیس سیرک میشه،
‫اخراجش می‌کنن.

612
00:45:46,118 --> 00:45:47,828
‫هورست قبلا زندان رفته.

613
00:45:47,911 --> 00:45:48,912
‫واسه چی؟

614
00:45:49,037 --> 00:45:49,955
‫هیچکس دقیق نمی‌دونه.

615
00:45:49,997 --> 00:45:52,416
‫هربار که می‌پرسیم یه چیزی میگه.

616
00:45:52,541 --> 00:45:54,418
‫من توی یه شرکت بزرگ کلاهبرداری کردم.

617
00:45:54,501 --> 00:45:58,005
‫فقط با استفاده از یه خودنویس
‫از دومین بانک بزرگ فرانسه دزدی کردم.

618
00:45:58,130 --> 00:46:00,716
‫بالای شهر اوینون،
‫یه سوراخ توی لایه‌ی اوزون ایجاد کردم.

619
00:46:00,841 --> 00:46:03,510
‫من یه نفر رو با این شستم کشتم.

620
00:46:03,719 --> 00:46:05,721
‫هیچوقت با پامپیدو بازی نکن.

621
00:46:05,804 --> 00:46:09,308
‫اون رو دیگه توی
‫ لاس‌وگاس و مونت‌کارلو راه نمیدن.

622
00:46:09,808 --> 00:46:12,936
‫- لاروس واسه یه مقاومت اسلحه وارد می‌کرده.
‫- کدوم مقاومت؟

623
00:46:13,103 --> 00:46:16,023
‫نمیگه.
‫ظاهراً پیروز نشدن.

624
00:46:16,440 --> 00:46:17,608
‫خب دیدی که.

625
00:46:17,733 --> 00:46:21,904
‫ما هنرمندیم، دزدیم.
‫بیشتر از یه آشپزیم.

626
00:46:21,945 --> 00:46:25,616
‫- ما؟
‫- آره. تو دیگه الان جزئی از مایی، نه؟

627
00:46:25,908 --> 00:46:30,412
‫بله، راستی ممنون بابت
‫نصیحت‌های آشپزیت.

628
00:46:30,829 --> 00:46:33,207
‫- من هم ممنونم.
‫- واسه چی؟

629
00:46:33,540 --> 00:46:34,917
‫واسه گوش دادن بهشون.

630
00:46:37,377 --> 00:46:38,670
‫چی؟

631
00:46:39,546 --> 00:46:40,923
‫موش!

632
00:46:42,424 --> 00:46:46,136
‫- ولی... ولی... اون یه...
‫- کلیدم افتاد زمین.

633
00:46:49,807 --> 00:46:51,725
‫امشب چی میل دارین؟

634
00:46:51,809 --> 00:46:55,813
‫- سوپتون عالیه. ولی..
‫- ولی هر سری اون رو سفارش دادیم.

635
00:46:55,938 --> 00:46:59,475
‫- دیگه چی دارین؟
‫- خب، ما جگر چرب داریم که عالیه.

636
00:46:59,525 --> 00:47:00,734
‫آره، جگر چرب رو می‌دونم.

637
00:47:00,818 --> 00:47:02,611
‫یه غذای آماده‌ی قدیمی
‫که قبلا به خاطرش معروف بودین.

638
00:47:02,736 --> 00:47:04,822
‫سرآشپزتون چیز جدید چی داره؟

639
00:47:05,739 --> 00:47:08,408
‫- یکی یه غذای جدید خواسته!
‫- جدید؟

640
00:47:08,534 --> 00:47:09,535
‫آره. چی بهشون بگم؟

641
00:47:09,618 --> 00:47:11,328
‫- خب، چی بهشون گفتی؟
‫- گفتم ازشون می‌پرسم!

642
00:47:11,411 --> 00:47:12,704
‫چی چرت و پرت میگی؟

643
00:47:12,830 --> 00:47:14,915
‫- مشتری‌ها یه چیز جدید می‌خوان.
‫- چی بهشون بگم؟

644
00:47:15,040 --> 00:47:17,501
‫- چی بهشون گفتی؟
‫- گفتم ازشون می‌پرسم!

645
00:47:18,710 --> 00:47:20,003
‫این که خیلی ساده‌ست.

646
00:47:20,087 --> 00:47:22,214
‫یه دستور پخت قدیمی گوستو رو درست می‌کنیم،

647
00:47:22,297 --> 00:47:24,007
‫یه چیزی که خیلی وقته درست نکردیم...

648
00:47:24,091 --> 00:47:27,928
‫اونا تمام غذاهای قدیمی رو می‌دونن.
‫اونا از سوپ لینگویینی خوششون اومده.

649
00:47:28,887 --> 00:47:33,600
‫اونا از لینگویینی غذا خواستن؟

650
00:47:34,017 --> 00:47:36,520
‫خیلی از مشتری‌ها از سوپ خوششون اومده.
‫ما هم همین رو میگیم.

651
00:47:36,603 --> 00:47:38,105
‫ما چی گفتیم؟

652
00:47:39,022 --> 00:47:41,900
‫خیلی خب.
‫اگه لینگویینی رو می‌خوان،

653
00:47:42,025 --> 00:47:46,613
‫بهشون بگو آشپز لینگویینی یه چیز خاص
‫براشون درست کرده.

654
00:47:46,697 --> 00:47:49,825
‫یه چیزی که مطمئناً خارج از منو هستش، چطوره؟

655
00:47:49,992 --> 00:47:51,827
‫اوه، یادت نره تاکید کنی...

656
00:47:51,910 --> 00:47:54,413
‫- دستپخت لینگویینیه.
‫- بله، سرآشپز.

657
00:47:54,496 --> 00:47:58,625
‫حالا فرصتش رو داری که یه چیزی
‫در شأن استعدادت درست کنی، لینگویینی.

658
00:47:58,709 --> 00:48:04,006
‫یه چیز فراموش شده و محبوب،
‫خوراک گوساله‌ی سرآشپز گوستو.

659
00:48:04,089 --> 00:48:05,799
‫- کُلت کمکت می‎کنه.
‫- بله سرآشپز.

660
00:48:05,924 --> 00:48:08,719
‫حالا عجله کن.
‫مشتری‌های گرسنه‌شونه.

661
00:48:09,219 --> 00:48:11,597
‫مطمئنی؟
‫اون دستور فاجعه بود.

662
00:48:11,722 --> 00:48:13,515
‫خود گوستو هم همین رو گفته.

663
00:48:13,599 --> 00:48:16,894
‫این یه جور چالشه
‫که یه آشپز تازه کار نیاز داره.

664
00:48:17,311 --> 00:48:18,604
‫خوراک گوساله‌ی گوستو.

665
00:48:18,687 --> 00:48:21,189
‫خوراک گوساله با جلبک دریاییِ نمک‌سود شده،

666
00:48:21,315 --> 00:48:24,318
‫شاخک ماهی مرکب،
‫پوره‌ی گل دشتی،

667
00:48:24,401 --> 00:48:26,904
‫تخم صدف دریایی،
‫قارچ سفید خشک شده،

668
00:48:26,987 --> 00:48:29,823
‫و سس ماهی کولی و شیرین‌بیان درست شده.

669
00:48:30,115 --> 00:48:33,201
‫من این دستور پخت رو نمی‌شناسم،
‫ولی واسه گوستوئه دیگه، پس...

670
00:48:33,327 --> 00:48:35,913
‫لالو! سیرابی خیس‌خورده داریم، آره؟

671
00:48:35,996 --> 00:48:37,998
‫آره!
‫من میارمش.

672
00:48:38,123 --> 00:48:39,291
‫سیرابی؟

673
00:48:46,715 --> 00:48:47,799
‫اوه!

674
00:48:47,925 --> 00:48:49,009
‫خیلی خب.

675
00:48:54,014 --> 00:48:56,016
‫آره...

676
00:48:57,017 --> 00:48:59,394
‫زود برمی‌گردم. کجا...

677
00:49:00,187 --> 00:49:02,689
‫هی! من باید... هی!

678
00:49:03,023 --> 00:49:07,110
‫به من توجه نکن. من این رو...
‫قرض می‌گیرم و زودی برمی‌گردونم...

679
00:49:07,319 --> 00:49:09,404
‫بذار ببینم، اینجاست...

680
00:49:09,488 --> 00:49:10,697
‫برمی‌گردم.

681
00:49:11,907 --> 00:49:12,991
‫ممنون.

682
00:49:13,909 --> 00:49:15,327
‫ببحخشید. من می‌خوام...

683
00:49:15,410 --> 00:49:17,996
‫انگاری این رو می‌خوام.
‫زودی برمی‌گردم... هی!

684
00:49:18,205 --> 00:49:19,790
‫می‌خوام اون رو بردارم. آره...

685
00:49:19,915 --> 00:49:22,125
‫یه کم از اون ادویه می‌خوام.

686
00:49:23,001 --> 00:49:24,211
‫خیلی خب.

687
00:49:24,503 --> 00:49:25,587
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫تو باید...

688
00:49:25,712 --> 00:49:27,005
‫دستور پخت گوستو رو بپزی.

689
00:49:27,089 --> 00:49:28,423
‫دستور همینه دیگه.

690
00:49:28,590 --> 00:49:30,592
‫این دستور که توش روغن قارچ سفید نداشت!

691
00:49:30,717 --> 00:49:33,220
‫دیگه چیکار...
‫داری ابتکار عمل به خرج میدی؟

692
00:49:33,428 --> 00:49:35,806
‫الان وقت آزمایش کردن نیست.
‫مشتری‌ها منتظرن.

693
00:49:35,889 --> 00:49:38,100
‫حق با توئه.
‫باید به حرفت گوش کنم!

694
00:49:39,101 --> 00:49:40,394
‫- بس کن!
‫- چی رو بس کنم؟

695
00:49:40,519 --> 00:49:43,105
‫داری من رو می‌ترسونی!
‫هر کاری که داری می‌کنی رو تمومش کن.

696
00:49:43,188 --> 00:49:45,190
‫- سفارش مخصوص کجاست؟
‫- داره حاضر میشه!

697
00:49:45,315 --> 00:49:47,609
‫- فکر می‌کردم قراره با هم این کار رو کنیم.
‫- قراره با هم انجامش بدیم.

698
00:49:47,693 --> 00:49:50,404
‫- پس داری چیکار می‌کنی؟
‫- توضیحش خیلی سخته.

699
00:49:50,487 --> 00:49:52,823
‫- مخصوص؟
‫- دارم میارمش!

700
00:49:54,908 --> 00:49:57,494
‫هی. هی.
‫سس ماهی کولی و شیرین‌بیان یادم رفت.

701
00:50:02,916 --> 00:50:06,920
‫- جرئتش رو نداری.
‫- ندارم، ندارم، ندارم...

702
00:50:10,090 --> 00:50:11,216
‫ببخشید.

703
00:50:13,093 --> 00:50:15,721
‫غذای لینگویینی هنوز تموم نشده؟

704
00:50:15,804 --> 00:50:18,807
‫چرا. مثل قبل افتضاحه.
‫همین الان دادیم بردنش.

705
00:50:18,890 --> 00:50:22,519
‫- چشیدیش؟
‫- آره، قبل از اینکه تغییرش بده.

706
00:50:22,602 --> 00:50:23,895
‫خوبه. چی گفتی؟

707
00:50:23,937 --> 00:50:25,397
‫چطور تونست تغییرش بده؟

708
00:50:25,522 --> 00:50:28,150
‫همون موقع که داشت
‫از در می‌رفت بیرون، تغییرش داد!

709
00:50:28,191 --> 00:50:28,692
‫آخ!

710
00:50:28,817 --> 00:50:29,818
‫دوستش داشتن!

711
00:50:29,901 --> 00:50:32,612
‫مشتری‌های دیگه هم
‫در مورد لینگویینی سوال کردن.

712
00:50:32,696 --> 00:50:34,489
‫هفت تا دیگه سفارش گرفتم!

713
00:50:34,614 --> 00:50:37,200
‫فوقالعاده‌ست.

714
00:50:41,913 --> 00:50:42,998
‫من هم یکی می‌خوام.

715
00:50:45,625 --> 00:50:47,127
‫سفارش مخصوص!

716
00:50:51,006 --> 00:50:51,923
‫اون چیه؟

717
00:50:52,007 --> 00:50:55,302
‫سفارش مخصوص!
‫سفارش مخصوص! سفارش مخصوص!

718
00:51:03,977 --> 00:51:06,563
‫تبریک میگم آقای لینگویینی.

719
00:51:07,064 --> 00:51:09,066
‫زود باش بخور، کلی داریم.

720
00:51:13,570 --> 00:51:15,947
‫یه خورده استراحت کن، آشپز کوچولو.
‫یه کم هوا بخور.

721
00:51:17,074 --> 00:51:19,076
‫امشب واقعا ترکوندیم.

722
00:51:28,960 --> 00:51:30,545
‫کلاهت رو برداشتم!

723
00:51:31,546 --> 00:51:32,964
‫اوه، خارج از شوخی...

724
00:51:33,173 --> 00:51:37,761
‫می‌خوام تو دفترم چند کلمه
‫باهان حرف بزنم، لینگویینی.

725
00:51:37,844 --> 00:51:40,555
‫- توی دردسر افتادم؟
‫- دردسر؟ نه بابا.

726
00:51:40,680 --> 00:51:44,476
‫فقط می‌خوایم نوشیدنی بخوریم
‫و دوستانه حرف بزنیم. مثل دوتا آشپز.

727
00:51:46,061 --> 00:51:49,564
‫اون نظافتچی دیگه واسه یادگرفتن
‫پیشت نمیاد، نه کُلت؟

728
00:51:49,648 --> 00:51:52,359
‫هر چی که لازمه رو به دست آورده.

729
00:51:55,153 --> 00:51:58,073
‫به افتخار موفقیتت، نه لینگویینی؟

730
00:51:59,574 --> 00:52:01,076
‫آفرین بهت.

731
00:52:01,159 --> 00:52:05,163
‫این رو فقط از روی ادب قبول کردم.
‫زیاد این نوشیدنی رو دوست ندارم.

732
00:52:05,247 --> 00:52:09,376
‫معلومه که دوست نداری.
‫اگه منم بودم همچین چیزی رو نمی‌خوردم.

733
00:52:09,459 --> 00:52:13,672
‫ولی خیلی باید احمق باشی که...

734
00:52:13,755 --> 00:52:17,759
‫این نوشیدنی خوشمزه رو نخوری.

735
00:52:18,051 --> 00:52:22,055
‫و شما آقای لینگویینی،
‫احمق نیستین.

736
00:52:23,056 --> 00:52:25,851
‫بیا به افتخار احمق نبودنت نوشیدنی بخوریم.

737
00:52:48,707 --> 00:52:50,542
‫- رمی!
‫- امیل؟

738
00:52:50,917 --> 00:52:52,836
‫باورم نمیشه! تو زنده‌ای!

739
00:52:52,919 --> 00:52:54,421
‫- تو زنده موندی!
‫- فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت!

740
00:52:54,504 --> 00:52:56,506
‫فکر می‌کردیم جون سالم به در نبردی.

741
00:52:56,631 --> 00:52:58,717
‫چی داری می‌خوری؟

742
00:53:01,636 --> 00:53:03,430
‫واقعا نمی‌دونم.

743
00:53:03,513 --> 00:53:06,725
‫فکر کنم یه جور کاغذ کادویی چیزی بوده.

744
00:53:06,808 --> 00:53:11,521
‫چی؟ نه.
‫تو الان توی پاریسی عزیزم. توی شهر من.

745
00:53:11,605 --> 00:53:15,108
‫هیچ کدوم از برادرم توی شهر من
‫نباید آشغال بخورن.

746
00:53:24,618 --> 00:53:28,038
‫رمی! داری دزدی می‌کنی؟
‫ به لینگویینی گفتی می‌تونه بهت اعتماد کنه.

747
00:53:28,121 --> 00:53:32,334
‫- می‌تونه اعتماد کنه. این واسه برادرمه.
‫- ولی پسره ممکنه کارش رو از دست بده.

748
00:53:32,417 --> 00:53:35,629
‫این یعنی ممکنه من هم کارم رو از دست بدم.
‫همه چی تحت کنترله، باشه؟

749
00:53:36,504 --> 00:53:40,508
‫- باز هم می‌خوری؟
‫- نباید بخورم، ولی... باشه.

750
00:53:40,842 --> 00:53:44,221
‫خب، کجا آموزش دیدی لینگویینی؟

751
00:53:44,304 --> 00:53:46,640
‫آموزش؟ خیلی خب.

752
00:53:46,806 --> 00:53:51,311
‫مطمئناً انتظار نداری که باور کنم
‫بار اولیه که داری آشپزی می‌کنی؟

753
00:53:51,436 --> 00:53:52,729
‫- اولین بار نیست.
‫- می‌دونستم!

754
00:53:52,812 --> 00:53:56,608
‫این بارِ دوم، سوم، چهارم...
‫بارِ پنجممه.

755
00:53:56,733 --> 00:53:58,318
‫دوشنبه اولین بارم بود.

756
00:53:58,443 --> 00:54:01,238
‫ولی قبلش چند باری آشغال بردم بیرون...

757
00:54:01,321 --> 00:54:03,531
‫آره، آره.
‫یه کم نوشیدنی بخور.

758
00:54:03,740 --> 00:54:06,910
‫درمورد علاقمندی‌هات بگو لینگویینی.

759
00:54:07,035 --> 00:54:09,037
‫حیوونا رو دوست داری؟

760
00:54:09,120 --> 00:54:11,831
‫چی؟
‫حیوونا؟ چه جور حیوونی؟

761
00:54:12,332 --> 00:54:16,503
‫اوه، حیوون‌های معمولی،
‫سگ، گربه، اسب، خوکچه هندی،

762
00:54:16,628 --> 00:54:17,712
‫موش.

763
00:54:19,214 --> 00:54:20,340
‫یه چیزی برات آوردم که....

764
00:54:20,715 --> 00:54:22,509
‫نه، نه، نه، نه، نه!

765
00:54:22,717 --> 00:54:24,427
‫تف کن بیرون زود باش!

766
00:54:24,636 --> 00:54:27,097
‫اوه، باید در مورد غذا بهت آموزش بدم.

767
00:54:27,389 --> 00:54:28,515
‫چشمت رو ببند.

768
00:54:28,974 --> 00:54:33,061
‫حالا یه گاز از این...
‫نه! نه، نه!

769
00:54:33,186 --> 00:54:36,564
‫- همینجوری یهویی نده پایین!
‫- دیگه دیره.

770
00:54:36,773 --> 00:54:38,358
‫بیا. هی!

771
00:54:38,692 --> 00:54:43,071
‫آروم بجو.
‫فقط به مزه‌ش فکر کن.

772
00:54:45,282 --> 00:54:47,284
‫- می‌بینی؟
‫- نه زیاد.

773
00:54:47,367 --> 00:54:50,662
‫خامه‌ای، شور و شیرین،
‫با طعم بلوط...

774
00:54:51,204 --> 00:54:54,207
‫- تشخیصش میدی؟
‫- طعم بلوطش رو تشخیص میدم.

775
00:54:54,332 --> 00:54:57,419
‫چشمات رو ببند.
‫حالا این رو بچش.

776
00:54:57,919 --> 00:55:02,924
‫یه چیز کاملا متفاوته نه؟
‫شیرین، ترد، ته مزه‌ی تندی هم داره.

777
00:55:03,133 --> 00:55:06,636
‫- آره.
‫- حالا با همدیگه بخورشون.

778
00:55:07,637 --> 00:55:08,805
‫خیلی خب.

779
00:55:09,222 --> 00:55:12,726
‫فکر کنم دارم یه چیزی حس می‌کنم.

780
00:55:12,934 --> 00:55:14,936
‫- شاید مزه‌ی بلوطیش باشه.
‫- می‌بینی؟

781
00:55:15,020 --> 00:55:16,730
‫- شاید ته مزه‌ی تندش باشه.
‫- خودشه.

782
00:55:16,813 --> 00:55:18,732
‫حالا تصور کن همه‌ی مزه‌های دنیا

783
00:55:18,815 --> 00:55:20,734
‫توی یه ترکیب بی‌نهایت مخلوط بشن.

784
00:55:20,817 --> 00:55:23,945
‫مزه‌هایی که هنوز کسی امتحانشون نکرده!
‫کشف‌هایی که باید انجام بشن!

785
00:55:24,029 --> 00:55:25,405
‫به نظرم...

786
00:55:26,531 --> 00:55:29,117
‫- باز هم گیجم کردی.
‫- آره.

787
00:55:29,242 --> 00:55:30,618
‫ولی خیلی جالب بود.

788
00:55:30,744 --> 00:55:33,538
‫جالب‌ترین آشغالی بود که تا حالا...
‫هی! ما داریم چیکار می‌کنیم؟

789
00:55:33,621 --> 00:55:35,040
‫بابا هنوز نمی‌دونه که تو زنده‌ای!

790
00:55:35,123 --> 00:55:37,417
‫باید برگردیم لونه!
‫همه خوشحال میشن!

791
00:55:37,542 --> 00:55:39,044
‫- آره! ولی....
‫- چی؟

792
00:55:39,210 --> 00:55:42,130
‫موضوع اینه که من یه جورایی باید...

793
00:55:42,630 --> 00:55:44,632
‫چی از خانواده‌ات مهم‌تره؟

794
00:55:44,716 --> 00:55:46,009
‫چی مهم‌تره؟

795
00:55:46,134 --> 00:55:47,719
‫خب، من...

796
00:55:49,220 --> 00:55:51,222
‫ضرر نداره یه سر بزنم.

797
00:55:51,514 --> 00:55:53,141
‫- تو یه موش خونگی داشتی؟
‫- نه.

798
00:55:53,224 --> 00:55:55,143
‫- توی آزمایشگاه با موش‌ها کار کردی؟
‫- نه.

799
00:55:55,226 --> 00:55:56,728
‫شاید یه زمانی توی آشغال‌ها زندگی می‌کردی.

800
00:55:56,811 --> 00:55:58,438
‫نخیر، نخیر، نخیرم!

801
00:55:58,521 --> 00:56:01,232
‫تو یه چیزی در مورد موش‌ها می‌دونی!
‫خودت می‌دونی که می‌دونی!

802
00:56:01,316 --> 00:56:04,611
‫می‌دونی که کی می‌دونه که می‌دونم...
‫دیش‌دیری دیدین ماشالا....

803
00:56:04,736 --> 00:56:07,113
‫- هی! چرا با این اسم صداش می‌کنن؟
‫- چی رو؟

804
00:56:07,238 --> 00:56:11,326
‫راتاتویی. مثل یه خوراکه، درسته؟
‫چرا این اسم رو روش گذاشتن؟

805
00:56:11,743 --> 00:56:13,036
‫اگه قراره یه اسمی واسه یه غذایی بذاری،

806
00:56:13,119 --> 00:56:16,039
‫باید یه اسمی بذاری که به نظر خوشمزه بیاد.

807
00:56:16,206 --> 00:56:21,419
‫راتاتویی به نظر خوشمزه نمیاد.شبیه
‫ «رَت» و «پاتوتی» به نظر میاد.[موش گوگولی]

808
00:56:21,628 --> 00:56:25,715
‫موش گوگولی
‫به نظر نمیاد خوشمزه باشه.

809
00:56:27,717 --> 00:56:33,139
‫متاسفانه،
‫نوشیدنی‌مون تموم شد.

810
00:56:33,431 --> 00:56:37,936
‫پسرم برگشته!

811
00:57:01,835 --> 00:57:07,424
‫پیدا کردن یه نفر که بتونه به جات
‫سم‌شناسی کنه، واقعا فاجعه بود.

812
00:57:07,507 --> 00:57:11,428
‫خدا رو شکر هیچ چیز سمی نبود.
‫ولی خب ساده نبود.

813
00:57:11,636 --> 00:57:16,015
‫- تو ساده‌ش نکردی.
‫- می‌دونم. متاسفم، بابا.

814
00:57:16,141 --> 00:57:19,644
‫خب، مهم اینه که تو الان خونه‌ای.

815
00:57:19,727 --> 00:57:22,814
‫آره، خب، در مورد اون...

816
00:57:22,939 --> 00:57:24,732
‫به نظر میاد لاغر شدی.
‫چرا اینجوری شدی؟

817
00:57:24,816 --> 00:57:28,319
‫غذات کم بوده
‫یا زیادی افاده اومدی؟

818
00:57:29,404 --> 00:57:30,980
‫آره....

819
00:57:31,030 --> 00:57:34,033
‫تنها موندن توی این این دنیای بزرگ،
‫خیلی سخته، نه؟

820
00:57:34,117 --> 00:57:37,245
‫درسته، ولی خب من که دیگه بچه نیستم.

821
00:57:37,328 --> 00:57:39,914
‫- هی. هی، چی شده پسر؟
‫- من می‌تونم از خودم مراقبت کنم.

822
00:57:40,039 --> 00:57:43,918
‫همین نزدیکیا یه جا پیدا کردم،
‫بنابراین می‌تونم زود به زود بهتون سر بزنم.

823
00:57:44,127 --> 00:57:47,505
‫هیچی مثل روبرو شدن با واقعیت...

824
00:57:47,630 --> 00:57:50,425
‫- سر بزنی؟
‫- آره. قول میدم. زیاد میام.

825
00:57:50,508 --> 00:57:55,513
‫- اینجا نمی‌مونی؟
‫- نه. اصلا مهم نیست بابا. فقط...

826
00:57:55,638 --> 00:57:58,224
‫شما که فکر نکردین
‫قراره واسه همیشه بمونم، کردین؟

827
00:57:58,308 --> 00:58:00,518
‫بالاخره، یه پرنده هم از لونه‌ش میره.

828
00:58:00,643 --> 00:58:02,937
‫ما پرنده نیستیم. ما موشیم.

829
00:58:03,021 --> 00:58:05,940
‫ما از لونه‌مون نمیریم.
‫بزرگترش می‌کنیم.

830
00:58:06,024 --> 00:58:09,027
‫-شاید من یه نوع موش متفاوتم.
‫- شاید اصلا موش نیستی.

831
00:58:09,110 --> 00:58:10,236
‫شاید چیز خوبی باشه.

832
00:58:10,320 --> 00:58:12,739
‫هی! گروه موسیقی امشب واقعا خوبه، نه؟

833
00:58:12,822 --> 00:58:15,033
‫موش‌ها. ما فقط دزدی می‌کنیم، بابا.

834
00:58:15,116 --> 00:58:17,619
‫از دزدی خسته شدم.
‫می‌خوام خودم خلق کنم.

835
00:58:17,744 --> 00:58:19,829
‫می‌خوام یه چیزی به این دنیا اضافه کنم.

836
00:58:19,913 --> 00:58:23,041
‫- داری مثل آدم‌ها حرف می‌زنی.
‫- اونقدرها هم که میگی بد نیستن/

837
00:58:23,124 --> 00:58:25,835
‫- اوه، جدی؟ چی باعث شده انقدر مطمئن باشی؟
‫- اوه، پسر.

838
00:58:25,919 --> 00:58:29,631
‫من تونستم اونا رو...

839
00:58:29,714 --> 00:58:32,634
‫یه جورایی از نزدیک ببینم.

840
00:58:32,717 --> 00:58:35,011
‫- جدی؟ چقدر نزدیک؟
‫- خیلی نزدیک.

841
00:58:35,136 --> 00:58:38,723
‫و اونا، می‌دونی...
‫اونقدرها هم که میگی بد نیستن.

842
00:58:40,141 --> 00:58:43,228
‫با من بیا.
‫یه چیزی دارم که می‌خوام ببینی.

843
00:58:44,812 --> 00:58:47,232
‫من هم که برگ چغندرم!

844
00:58:48,024 --> 00:58:51,528
‫قبل از اینکه درها رو قفل کنی،
‫حتما کف و روی کابینت‌ها رو تمیز کن.

845
00:58:51,611 --> 00:58:54,739
‫صبر کن. می‌خوای بمونم و تمیزکاری کنم؟

846
00:58:54,906 --> 00:58:56,824
‫مشکلی هست؟

847
00:58:57,033 --> 00:59:00,537
‫- نه.
‫- آفرین پسر خوب. فردا می‌بینمت.

848
00:59:08,127 --> 00:59:09,337
‫رسیدیم.

849
00:59:19,514 --> 00:59:21,933
‫خوب نگاه کن رمی.

850
00:59:23,643 --> 00:59:24,727
‫وقتی یه موش زیادی
‫با آدم‌ها گرم بگیره...

851
00:59:24,811 --> 00:59:28,439
‫این اتفاق براش میفته.

852
00:59:29,440 --> 00:59:32,819
‫جهانی که توس زندگی می‌کنیم، مال دشمنه.
‫[مرگ موش]

853
00:59:34,112 --> 00:59:36,239
‫باید با احتیاط زندگی کنیم.

854
00:59:37,615 --> 00:59:40,410
‫ما باید مراقب همنوع خودمون باشیم، رمی.

855
00:59:40,910 --> 00:59:44,539
‫در نهایت ما فقط خودمون رو داریم.

856
00:59:49,335 --> 00:59:51,713
‫- نه.
‫- چی؟

857
00:59:52,505 --> 00:59:58,720
‫نه. بابا، من قبول ندارم.
‫تو داری میگی که آینده...

858
00:59:58,928 --> 01:00:01,931
‫فقط همینه؟

859
01:00:02,140 --> 01:00:07,312
‫اوضاع همیشه همینجوریه.
‫تو نمی‌تونی طبیعت رو تغییر بدی.

860
01:00:07,520 --> 01:00:12,734
‫تغییر جزئی از طبیعته.
‫جایی که می‌تونم توش تاثیر بذاریم.

861
01:00:13,109 --> 01:00:16,321
‫و وقتی تصمیم بگیریم شروع میشه.

862
01:00:16,904 --> 01:00:21,242
‫- کجا میری؟
‫- با شانس جلو میرم.

863
01:00:45,141 --> 01:00:46,434
‫هی! سلام.

864
01:00:47,310 --> 01:00:48,436
‫وای.

865
01:01:11,485 --> 01:01:21,485
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

866
01:01:44,534 --> 01:01:45,743
‫بس کن.

867
01:02:19,986 --> 01:02:21,195
‫صبح به خیر.

868
01:02:23,406 --> 01:02:24,907
‫صبح به خیر.

869
01:02:26,117 --> 01:02:30,238
‫پس سرآشپز تو رو
‫به نوشیدنی دعوت کرد؟

870
01:02:30,288 --> 01:02:32,081
‫خیلی چیز مهمیه.

871
01:02:32,206 --> 01:02:35,001
‫چیز مهمیه. چی گفت؟

872
01:02:39,505 --> 01:02:40,506
‫چی؟

873
01:02:41,382 --> 01:02:43,092
‫چیه، نمی‌تونی بهم بگی؟

874
01:02:43,801 --> 01:02:45,011
‫اوه!

875
01:02:45,094 --> 01:02:49,807
‫ببخش که توی روابط عمیق و
‫شخصیِ تو و سرآشپز دخالت کردم.

876
01:02:50,016 --> 01:02:51,309
‫اوه، حالا می‌فهمم.

877
01:02:51,392 --> 01:02:54,020
‫تو خواستی بهت چند تا فن آشپزی یاد بدم

878
01:02:54,187 --> 01:02:56,898
‫تا رئیس رو تحت تاثیر قرار بدی
‫و بعدش از من بزنی جلو؟

879
01:02:56,981 --> 01:02:58,483
‫بیدار شو. بیدار شو.

880
01:02:59,817 --> 01:03:02,612
‫فکر می‌کردم تو فرق داری.

881
01:03:03,988 --> 01:03:06,282
‫فکر می‌کردم که فکر می‌کنی من متفاوتم.

882
01:03:06,783 --> 01:03:08,117
‫فکر می‌کردم...

883
01:03:11,788 --> 01:03:13,289
‫من مجبور نبودم کمکت کنم!

884
01:03:13,414 --> 01:03:16,793
‫اگه قرار بود فقط نگران خودم باشم،
‫ولت می‌کردم که نابود بشی!

885
01:03:16,834 --> 01:03:17,919
‫ولی...

886
01:03:18,920 --> 01:03:23,508
‫دوست داشتم موفق بشی.
‫من... ازت خوشم میومد.

887
01:03:25,510 --> 01:03:26,803
‫اشتباه از من بود.

888
01:03:27,512 --> 01:03:30,807
‫کُلت. صبر کن، صبر کن. کُلت!

889
01:03:31,015 --> 01:03:33,893
‫دیگه تمومه، سرآشپز کوچولو.
‫دیگه نمی‌تونم این کار رو بکنم.

890
01:03:34,310 --> 01:03:37,980
‫کُلت! صبر کن، صبر کن!
‫با موتورت نرو.

891
01:03:38,105 --> 01:03:41,225
‫ببین، من زیاد حرف زدن بلد نیستم،
‫غذا پختن هم بلد نیستم.

892
01:03:41,275 --> 01:03:43,069
‫حداقل بدون کمک تو هیچم.

893
01:03:43,319 --> 01:03:46,739
‫از فروتنی الکی بدم میاد.
‫این هم یه جور دروغ گفتنه.

894
01:03:47,198 --> 01:03:50,993
‫- تو استعداد داری.
‫- نه، ولی ندارم! جدی میگم! کار من نیست.

895
01:03:51,494 --> 01:03:53,204
‫اون موقعی هم که برخلاف گفته‌ی تو

896
01:03:53,287 --> 01:03:56,157
‫به دستور پخت عمل نکردم و
‫چیزهای اضافه ریختم هم...

897
01:03:56,207 --> 01:03:58,417
‫کار من نبود.

898
01:03:58,584 --> 01:04:01,504
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی من نمی‌خواستم اون کار رو کنم.

899
01:04:01,587 --> 01:04:03,381
‫دوست داشتم از دستور پخت پیروی کنم.

900
01:04:03,506 --> 01:04:04,882
‫دلم می‌خواست به توصیه‌ات عمل کنم.

901
01:04:05,007 --> 01:04:06,801
‫دلم می‌خواست تا آخر دنیا
‫به توصیه‌ی تو عمل کنم.

902
01:04:06,884 --> 01:04:10,847
‫- چون من دوستت دارم... یعنی توصیه‌هات رو.
‫- ولی...

903
01:04:10,888 --> 01:04:12,473
‫ولی من...

904
01:04:13,182 --> 01:04:14,517
‫این کار رو نکن!

905
01:04:14,600 --> 01:04:17,895
‫من یه رازی دارم.
‫یه جورایی ناراحت‌کننده‌ست.

906
01:04:20,314 --> 01:04:23,192
‫- من یه مو...
‫- چی؟ تو...

907
01:04:23,317 --> 01:04:27,488
‫- من یه مو...
‫- موریانه داری؟

908
01:04:27,613 --> 01:04:32,910
‫نه، نه، نه. من یه چیز بامزه‌ی...
‫ریزه میزه...

909
01:04:33,119 --> 01:04:34,203
‫ریزه میزه...

910
01:04:35,288 --> 01:04:37,498
‫یه سرآشپز ریزه میزه بهم میگه چیکار کنم.

911
01:04:37,582 --> 01:04:39,584
‫یه سرآشپز ریزه میزه؟

912
01:04:39,709 --> 01:04:42,211
‫آره، آره. اون...

913
01:04:44,005 --> 01:04:47,216
‫- این بالاست.
‫- توی مغزت؟

914
01:04:48,885 --> 01:04:52,597
‫چرا انقدر حرف زدن باهات سخته؟
‫خیلی خب، برو بریم.

915
01:04:53,806 --> 01:04:57,685
‫تو به من انگیزه میدی.
‫ریسک می‌کنم و میگم.

916
01:04:57,894 --> 01:05:02,607
‫می‌خوام ریسک کنم و احمق‌ترین و دیوونه‌ترین
‫آدمی به نظر بیام که تا حالا دیدی.

917
01:05:02,815 --> 01:05:04,901
‫می‌خوای بدونی چرا انقدر سریع یاد می‌گیرم؟

918
01:05:05,109 --> 01:05:07,111
‫می‌خوای بدونی چرا آشپز خیلی خوبی‌ام؟

919
01:05:07,194 --> 01:05:09,906
‫نخندیا!
‫بهت نشون میدم!

920
01:05:32,136 --> 01:05:34,764
‫- چی شده آمبریستر؟
‫- رستوران گوستو...

921
01:05:34,847 --> 01:05:37,767
‫- بالاخره درش تخته شد، آره؟
‫- نه.

922
01:05:37,850 --> 01:05:40,937
‫- باز هم به مشکل مالی خوردن؟
‫- نه، چیزه...

923
01:05:41,062 --> 01:05:43,564
‫تخم مرغ رولی مایکروویوی معرفی کردن؟

924
01:05:43,648 --> 01:05:45,566
‫چیه؟ چیه؟ بنال دیگه.

925
01:05:45,650 --> 01:05:49,028
‫داره دوباره محبوب میشه.

926
01:05:53,282 --> 01:05:56,869
‫- من سال‌هاست در مورد گوستو نقد ننوشتم.
‫- نه قربان...

927
01:05:56,953 --> 01:05:58,079
‫آخرین نقدم به معامله‌ی توریستی

928
01:05:58,162 --> 01:05:59,747
‫- محکومش کرد.
‫- بله قربان.

929
01:05:59,872 --> 01:06:04,043
‫نوشته بودم، «گوستو بالاخره
‫جایگاه حقیقی خودش رو در تاریخ پیدا کرد،

930
01:06:04,168 --> 01:06:07,880
‫درست در کنار یه سرآشپز مشهور دیگه،

931
01:06:07,964 --> 01:06:09,757
‫آقای بویاردی.»

932
01:06:09,882 --> 01:06:10,633
‫درسته.

933
01:06:10,716 --> 01:06:14,136
‫همینجا ولش کردم.
‫اون آخرین حرف من بود.

934
01:06:14,345 --> 01:06:17,223
‫- آخرین حرف.
‫- بله.

935
01:06:17,348 --> 01:06:19,642
‫حالا به من بگو آمبریستر...

936
01:06:20,643 --> 01:06:24,522
‫چطور ممکنه که محبوب شده باشه؟

937
01:06:25,439 --> 01:06:30,027
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

938
01:06:30,111 --> 01:06:33,239
‫دی‌ان‌ای مطابقت داره،
‫چند بار تکرار شد و همه چیز بررسی شد.

939
01:06:33,322 --> 01:06:34,615
‫اون پسر گوستوئه.

940
01:06:34,740 --> 01:06:38,619
‫این غیرممکنه!
‫همه‌ی اینا یه حقه‌ست!

941
01:06:38,744 --> 01:06:40,037
‫اون پسره می‌دونه!

942
01:06:40,121 --> 01:06:43,124
‫نگاهش کن.
‫وانمود می‌کنه که یه احمقه.

943
01:06:43,249 --> 01:06:44,625
‫اون داره با اعصاب
‫من بازی می‌کنه،

944
01:06:44,667 --> 01:06:47,628
‫درست مثل یه گربه
‫که داره با یه توپِ....

945
01:06:47,712 --> 01:06:50,214
‫- نخی؟
‫- آره! داره ادای احمق‌ها رو درمیاره.

946
01:06:50,339 --> 01:06:52,341
‫- با اون موش سر به سرم میذاره.
‫- موش؟

947
01:06:52,425 --> 01:06:54,135
‫آره. اون باهاش جور شده.

948
01:06:54,218 --> 01:06:56,721
‫عمداً داره کاری می‌کنه که فکر کنم
‫اون یه چیز مهمه.

949
01:06:56,929 --> 01:06:59,432
‫- موش.
‫- دقیقاً!

950
01:07:00,725 --> 01:07:03,310
‫موش مهمه؟

951
01:07:03,519 --> 01:07:06,731
‫معلومه که نه!
‫فقط می‌خواد که فکر کنم هست.

952
01:07:06,814 --> 01:07:09,108
‫اوه، می‌فهمم داره فیلم بازی می‌کنه.

953
01:07:09,233 --> 01:07:11,944
‫شب اولی که اینجا بود سر و کله‌ی
‫یه موش پیدا شد. بهش گفتم بکشتش.

954
01:07:12,028 --> 01:07:14,530
‫و حالا می‌خواد که اون رو همه جا ببینم.

955
01:07:16,532 --> 01:07:18,617
‫همینجاست!
‫نه، نیست، اینجاست!

956
01:07:18,743 --> 01:07:21,912
‫دارم توهم می‌زنم، دیوونه شدم؟
‫یه شبح موش اینجا هست یا نیست؟

957
01:07:22,121 --> 01:07:23,122
‫ولی، اوه نه!

958
01:07:23,330 --> 01:07:27,543
‫نمیذارم من رو وارد بازیِ...

959
01:07:30,713 --> 01:07:36,218
‫لازمه که نگران این موضوع باشم؟
‫نگران شما؟

960
01:07:43,309 --> 01:07:44,310
‫چی؟

961
01:07:54,862 --> 01:07:56,781
‫نمی‌تونم اخراجش کنم.
‫اون داره توجه‌ها رو به خودش جلب می‌کنه.

962
01:07:56,864 --> 01:07:59,283
‫اگه الان اخراجش کنیم،
‫همه میگن چرا.

963
01:07:59,366 --> 01:08:01,786
‫و تنها چیزی که نمی‌خوایم
‫سین جیم کردن مردمه.

964
01:08:01,869 --> 01:08:03,579
‫از چی انقدر نگرانی؟

965
01:08:03,662 --> 01:08:04,872
‫بَده مطبوعات تعریفتون رو می‌کنن؟

966
01:08:04,997 --> 01:08:07,583
‫بده اسم رستوران گوستو
‫تیتر اول روزنامه‌هاست؟

967
01:08:07,666 --> 01:08:10,086
‫اگه این چهره توی خبر باشه آره بده!

968
01:08:10,669 --> 01:08:14,298
‫گوستو خودش یه چهره داره
‫و تپلی و دوست داشتی و خودمونیه.

969
01:08:14,381 --> 01:08:19,386
‫اون بوریتو می‌فروشه!
‫میلیون‌ها میلیون بوریتو!

970
01:08:19,470 --> 01:08:21,472
‫تا سه روز دیگه مهلت تموم میشه.

971
01:08:21,597 --> 01:08:24,475
‫بعدش هر وقت محبوبیتش تموم شد
‫می‌تونی اخراجش کنی

972
01:08:24,558 --> 01:08:26,685
‫و هیچکس هم چیزی نمی‌فهمه.

973
01:08:27,269 --> 01:08:29,688
‫نگران اون نمونه مویی بودم که بهم دادی.

974
01:08:29,772 --> 01:08:32,274
‫- مجبور شدم برگردونمش به آزمایشگاه.
‫- چرا؟

975
01:08:32,358 --> 01:08:36,862
‫چون بار اول، نمونه مو
‫واسه یه موجود جونده بود.

976
01:08:42,576 --> 01:08:43,786
‫- نه، نه، نه.
‫- چی؟

977
01:08:43,869 --> 01:08:46,163
‫این رو استفاده کن. این بهتره.

978
01:09:00,261 --> 01:09:02,388
‫وای! خب، چون تو...

979
01:09:03,722 --> 01:09:04,723
‫وای!

980
01:09:26,662 --> 01:09:27,663
‫موش!

981
01:09:33,085 --> 01:09:35,296
‫جونور کوچولو و چندش.

982
01:09:45,181 --> 01:09:48,184
‫یادم افتاد که اوضاع چقدر حساسه.

983
01:09:49,101 --> 01:09:51,187
‫یادم افتاد که دنیا
‫به چه چشمی من رو می‌بینه.

984
01:09:52,688 --> 01:09:55,983
‫و تازه داشت همه چیز بهتر میشد.

985
01:09:56,483 --> 01:09:57,651
‫رمی!

986
01:09:57,693 --> 01:09:58,986
‫پیس! پیس!

987
01:10:01,197 --> 01:10:03,574
‫سلام، سلام، داداش کوچیکه!

988
01:10:03,782 --> 01:10:07,286
‫می‌ترسیدیم که تو دیگه پیدات نشه.

989
01:10:07,494 --> 01:10:11,290
‫- سلام، رمی! چطوری؟
‫- تو بهشون گفتی؟

990
01:10:11,373 --> 01:10:14,293
‫امیل، تاکید کرده بودم
‫که به کسی نگی!

991
01:10:14,376 --> 01:10:16,212
‫ولی تو که اونا رو می‌شناسی.
‫اونا دوست‌های منن.

992
01:10:16,295 --> 01:10:17,379
‫فکر نمی‌کردم منظورت اونا باشن.

993
01:10:17,504 --> 01:10:19,590
‫ببین، من متاسفم.

994
01:10:19,673 --> 01:10:22,092
‫نگو که متاسفی.
‫به اونا بگو متاسفی.

995
01:10:22,176 --> 01:10:26,805
‫- هی، اینجا مشکلی پیش اومده؟
‫- نه، مشکلی نیست.

996
01:10:27,264 --> 01:10:28,557
‫همینجا صبر کنین.

997
01:10:34,104 --> 01:10:35,314
‫قفله؟

998
01:10:42,404 --> 01:10:44,198
‫رمی، اینجا چیکار می‌کنی؟

999
01:10:44,281 --> 01:10:47,076
‫خب، خب.
‫امیل با دوستاش...

1000
01:10:47,201 --> 01:10:51,080
‫خیلی خب، من بهش گفتم که نگه.
‫اون رفت و دهن لقی کرد...

1001
01:10:51,288 --> 01:10:53,374
‫آره، این یه فاجعه‌ست.

1002
01:10:53,499 --> 01:10:57,086
‫بگذریم، اونا گرسنه‌شونه.
‫محفظه‌ی غذا قفله و به کلیدش احتیاج دارم.

1003
01:10:57,211 --> 01:11:01,090
‫- می‌خوان که واسشون غذا بدزدی؟
‫- آره. یعنی نه! چیزه...

1004
01:11:01,507 --> 01:11:05,302
‫پیچیده‌ست. اونا خانواده‌ی منن.
‫آرمان‌های تو رو ندارن.

1005
01:11:05,386 --> 01:11:08,097
‫آرمان؟
‫اگه سرآشپز شلوار قشنگ آرمان داشت،

1006
01:11:08,180 --> 01:11:10,182
‫به نظرت میذاشت
‫من با باربیکیو اینجا وایسم؟

1007
01:11:10,307 --> 01:11:11,392
‫- یا با بوریتوی مایکروویوی؟
‫- آره.

1008
01:11:11,475 --> 01:11:13,602
‫یا با جوجه،
‫با جوجه کبابی؟

1009
01:11:13,686 --> 01:11:15,396
‫مثلا کورن داگ خیلی فرانسویه؟

1010
01:11:15,688 --> 01:11:16,689
‫ به زودی!

1011
01:11:16,814 --> 01:11:18,691
‫ما داریم راه‌های جدیدی از خودمون درمیاریم
‫که فروش داشته باشیم.

1012
01:11:18,774 --> 01:11:20,401
‫یه لقمه خوراک دل و جیگر می‌خوای؟

1013
01:11:20,484 --> 01:11:22,194
‫نمی‌تونم جلوی استفاده از
‫عکس‌هام رو بگیرم، رمی!

1014
01:11:22,278 --> 01:11:24,697
‫- من مُردم!
‫- میشه ساکت شین؟

1015
01:11:25,698 --> 01:11:28,033
‫باید فکر کنم! قضیه داره لو میره.

1016
01:11:28,075 --> 01:11:29,785
‫اگه نتونم ساکتشون کنم،

1017
01:11:29,910 --> 01:11:33,205
‫کل خاندان با دهن باز میان اینجا و...

1018
01:11:33,289 --> 01:11:34,290
‫ایناهاش.

1019
01:11:34,707 --> 01:11:37,001
‫هی. وصیت‌نامه‌ات!

1020
01:11:37,084 --> 01:11:41,797
‫- اوه، خیلی جالبه. میشه...
‫- بله راحت باش.

1021
01:11:44,508 --> 01:11:45,801
‫لینگویینی؟

1022
01:11:46,677 --> 01:11:49,388
‫چرا عکس لینگویینی کنار وصیت‌نامه‌اته؟

1023
01:11:49,513 --> 01:11:51,307
‫اینجا قبلا دفتر من بود.

1024
01:12:14,580 --> 01:12:16,081
‫اون پسرته؟

1025
01:12:16,206 --> 01:12:19,001
‫- من یه پسر دارم؟
‫- چطور نمی‌دونی؟

1026
01:12:19,209 --> 01:12:21,462
‫من یه بخشی از خیال تو هستم.

1027
01:12:21,503 --> 01:12:23,088
‫وقتی تو نمی‌دونستی،
‫من از کجا بدونم؟

1028
01:12:23,297 --> 01:12:26,967
‫خب، پسرت مالک حقیقی این رستورانه!

1029
01:12:28,385 --> 01:12:30,012
‫نه! نه! موش!

1030
01:12:33,390 --> 01:12:35,976
‫نه.

1031
01:12:36,101 --> 01:12:38,896
‫- شرمنده، سرآشپز.
‫- موش!اسنادم رو دزدید!

1032
01:12:38,979 --> 01:12:41,398
‫- داره فرار می‌کنه!
‫- هی، آقای سرآشپز!

1033
01:13:03,796 --> 01:13:06,382
‫واااای!

1034
01:14:13,323 --> 01:14:14,908
‫تو!

1035
01:14:15,033 --> 01:14:18,620
‫- از دفترم برو بیرون.
‫- اون توی دفتر تو نیست.

1036
01:14:18,662 --> 01:14:19,997
‫تو توی دفتر اونی.

1037
01:14:23,083 --> 01:14:25,210
‫[آشپز جدید، مالک رستوران گوستو شد]

1038
01:15:25,270 --> 01:15:26,396
‫اوه!

1039
01:15:29,399 --> 01:15:31,693
‫سرآشپز! سرآشپز!
‫سرآشپز لینگویینی!

1040
01:15:32,903 --> 01:15:35,864
‫با اینکه آموزش رسمی‌ای ندیدین،
‫پیشرفتتون خیلی خیره‌کننده بود.

1041
01:15:36,073 --> 01:15:37,491
‫راز نبوغتون چیه؟

1042
01:15:37,574 --> 01:15:41,203
‫راز؟ می‌خواین حقیقت رو بدونین؟

1043
01:15:41,870 --> 01:15:47,292
‫من پسر گوستو هستم.
‫فگر کنم آشپزی توی خون منه.

1044
01:15:47,376 --> 01:15:49,795
‫ولی تا همین چند وقت پیش خبر نداشتین.

1045
01:15:49,878 --> 01:15:50,796
‫نه.

1046
01:15:50,879 --> 01:15:53,674
‫و در نتیجه‌ی اون تونستین
‫مالکیت رستوران رو بفهمید.

1047
01:15:53,799 --> 01:15:55,300
‫چطور فهمیدین؟

1048
01:15:55,384 --> 01:15:58,679
‫خب، یه تیکه از وجودم می‌دونست.

1049
01:15:59,179 --> 01:16:00,472
‫قسمت گوستوش.

1050
01:16:01,974 --> 01:16:02,140
‫آخ!

1051
01:16:02,182 --> 01:16:06,603
‫- خلاقیتتون از کجا سرچشمه می‌گیره؟
‫- خلاقیت اسم‌های مختلفی داره.

1052
01:16:06,770 --> 01:16:09,398
‫- واسه من اسمش کُلِته.
‫- چی؟

1053
01:16:10,983 --> 01:16:13,068
‫یه چیزی لای دندونم گیر کرده.

1054
01:16:16,572 --> 01:16:17,864
‫بازرس بهداشت بفرمایید.

1055
01:16:17,990 --> 01:16:20,576
‫می‌خوام گزارش رستورانی رو بدم
‫ که توش موش داره.

1056
01:16:20,784 --> 01:16:21,868
‫اون رستوران من رو از چنگم....

1057
01:16:21,994 --> 01:16:24,371
‫چیزه، رستوران گوستو.

1058
01:16:24,496 --> 01:16:25,581
‫رستوران گوستو؟

1059
01:16:25,664 --> 01:16:27,374
‫می‌تونم یه سری بزنم. بذار ببینم.

1060
01:16:27,416 --> 01:16:29,876
‫اولین نوبت خالی‌مون
‫سه ماه دیگه‌ست.

1061
01:16:30,002 --> 01:16:32,087
‫باید همین الان برید!
‫اون یه رستوران مشهوره!

1062
01:16:32,170 --> 01:16:33,539
‫آقا، اطلاعات تماستون رو دارم.

1063
01:16:33,589 --> 01:16:34,965
‫اگه کسی کنسل کرد،
‫شما رو میذارم جاش.

1064
01:16:35,090 --> 01:16:37,175
‫ولی، ولی، ولی... اون موش!
‫شما باید...

1065
01:16:38,885 --> 01:16:40,804
‫اون اسناد من رو دزدیده.

1066
01:16:41,972 --> 01:16:43,599
‫از وقت باز کردن گذشته.

1067
01:16:43,682 --> 01:16:46,101
‫باید یه ساعت پیش تموم می‌کرد.

1068
01:16:47,978 --> 01:16:50,272
‫سلام عزیز دلم.
‫بهمون ملحق شو.

1069
01:16:50,397 --> 01:16:52,482
‫همین الان داشتم در مورد
‫ایده‌هام صحبت می‌کردم.

1070
01:16:52,691 --> 01:16:55,444
‫آره، بهش میگه سرآشپز کوچولو.

1071
01:16:56,278 --> 01:16:58,697
‫اون نه عزیزم. منظورم تو بودی.

1072
01:17:01,283 --> 01:17:02,993
‫- خودشه؟
‫- ایگو؟

1073
01:17:03,076 --> 01:17:04,077
‫آنتون ایگو!

1074
01:17:04,286 --> 01:17:05,579
‫ایگوئه؟

1075
01:17:06,288 --> 01:17:07,789
‫باورم نمیشه.

1076
01:17:07,873 --> 01:17:11,168
‫- شما آقای لینگویینی هستین؟
‫- اوه، سلام.

1077
01:17:11,293 --> 01:17:15,797
‫ببخشید که مزاحم
‫مراسم زودهنگامتون شدم،

1078
01:17:15,881 --> 01:17:19,593
‫ولی گفتم از اونجایی که
‫تازه وارد این بازی شدین

1079
01:17:19,676 --> 01:17:21,887
‫منصفانه‌ست که بهتون
‫یه فرصت عادلانه بدم.

1080
01:17:23,180 --> 01:17:24,389
‫- بازی؟
‫- بله.

1081
01:17:24,473 --> 01:17:27,601
‫شما بدون حریف بازی می‌کردی.

1082
01:17:27,684 --> 01:17:32,773
‫و همونطور که حدس می‌زنی،
‫خلاف قوانینه.

1083
01:17:32,981 --> 01:17:35,067
‫شما آنتون ایگو هستین.

1084
01:17:36,693 --> 01:17:39,571
‫به عنوان کسی که توی لاین سرعت حرکت می‌کنه
‫زیادی کندی.

1085
01:17:41,198 --> 01:17:44,201
‫و شما هم به عنوان کسی که غذا دوست داره،
‫زیادی لاغرین.

1086
01:17:44,993 --> 01:17:46,203
‫اون چی گفت؟!

1087
01:17:47,788 --> 01:17:51,792
‫من غذا دوست ندارم. من عاشق غذام.

1088
01:17:52,167 --> 01:17:56,505
‫اگه عاشقش نباشم، قورتش نمیدم.

1089
01:17:57,798 --> 01:18:01,802
‫فردا شب با انتظارات بالا برمی‌گردم.

1090
01:18:02,177 --> 01:18:04,971
‫دعا کن ناامیدم نکنی.

1091
01:18:12,270 --> 01:18:13,555
‫گوش کنین، دوست
‫نداریم بی‌ادبی کنیم،

1092
01:18:13,605 --> 01:18:15,774
‫ولی ما فرانسوی
‫هستیم و الان وقت شامه.

1093
01:18:15,899 --> 01:18:18,985
‫منظورش این بود که
‫«الان وقت شامه و ما هم فرانسوی هستیم»

1094
01:18:20,904 --> 01:18:22,364
‫اونجوری نگاهم نکن.

1095
01:18:22,572 --> 01:18:24,700
‫جلوی خبرنگارها داشتی حواسم رو پرت می‌کردی.

1096
01:18:24,783 --> 01:18:26,735
‫وقتی اونجوری هی
‫موهام رو می‌کشیدی،

1097
01:18:26,785 --> 01:18:29,287
‫چجوری می‌خواستم تمرکز کنم؟

1098
01:18:29,371 --> 01:18:30,580
‫و یه چیز دیگه...

1099
01:18:30,664 --> 01:18:33,583
‫اینجا فقط نظر تو مهم نیست.

1100
01:18:33,667 --> 01:18:36,294
‫کُلت هم بلده آشپزی کنه، می‌دونی که!

1101
01:18:36,378 --> 01:18:37,879
‫خیلی خب، بسه دیگه!

1102
01:18:41,967 --> 01:18:43,802
‫یه کم استراحت کن، سرآشپز کوچولو.

1103
01:18:43,885 --> 01:18:45,095
‫من عروسک خیمه شب‌بازیت نیستم،

1104
01:18:45,178 --> 01:18:48,265
‫و تو هم قرار نیست من رو کنترل کنی!

1105
01:18:48,390 --> 01:18:50,183
‫موشه آشپزه!

1106
01:18:50,267 --> 01:18:53,061
‫خودت رو آروم کن و سر عقل بیا،
‫سرآشپز کوچولو

1107
01:18:53,270 --> 01:18:56,273
‫ایگو داره میاد و من باید تمرکز کنم.

1108
01:18:59,401 --> 01:19:00,777
‫ای احمق...

1109
01:19:03,280 --> 01:19:06,491
‫وای. تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

1110
01:19:06,575 --> 01:19:09,870
‫آره، انگار تو بازیچه‌‌ای چیزی هستی.

1111
01:19:11,371 --> 01:19:12,873
‫متاسفم رمی.

1112
01:19:12,998 --> 01:19:13,999
‫می‌دونم خیلی‌ها اینجا هستن.

1113
01:19:14,082 --> 01:19:15,083
‫- سعی کردم تعدادشون رو کم...
‫- می‌دونی چیه؟

1114
01:19:15,167 --> 01:19:17,002
‫اشکالی نداره. من خودخواه بودم.

1115
01:19:17,085 --> 01:19:19,171
‫- شماها گرسنه‌تونه؟
‫- شوخیت گرفته؟

1116
01:19:19,296 --> 01:19:22,174
‫خیلی خب، شام مهمون من.
‫بعد از تعطیلی میریم داخل.

1117
01:19:22,382 --> 01:19:23,467
‫- اصلا...
‫- آره.

1118
01:19:23,592 --> 01:19:25,969
‫به بابا میگیم کل خاندان رو بیاره.

1119
01:19:27,596 --> 01:19:29,097
‫سرآشپز کوچولو؟

1120
01:19:38,398 --> 01:19:42,277
‫وای! این فوق‌العاده‌ست پسرم.
‫داری به خودی می‌زنی هان؟

1121
01:19:42,319 --> 01:19:43,403
‫خیلی جذابه.

1122
01:20:20,273 --> 01:20:21,691
‫سرآشپز کوچولو؟

1123
01:20:22,484 --> 01:20:23,693
‫سرآشپز کوچولو؟

1124
01:20:24,486 --> 01:20:26,071
‫اوه، سلام،
‫سلام سرآشپز کوچولو.

1125
01:20:26,404 --> 01:20:29,491
‫فکر کردم برگشتی خونه.

1126
01:20:29,699 --> 01:20:33,787
‫وقتی دیدم که اونجا نیستی،
‫من، نمی‌دونم...

1127
01:20:34,204 --> 01:20:38,166
‫فکر نکنم درست باشه که
‫مشکلاتمون رو همینجوری ول کنیم، پس...

1128
01:20:39,167 --> 01:20:41,086
‫ببین، من نمی‌خوام دعوا کنم.

1129
01:20:41,294 --> 01:20:44,005
‫من خیلی تحت فشار بودم.

1130
01:20:44,172 --> 01:20:47,467
‫توی مدت خیلی کوتاه،
‫خیلی چیزها عوض شده، می‌دونی که؟

1131
01:20:47,592 --> 01:20:48,885
‫یهویی گوستو شدم.

1132
01:20:48,969 --> 01:20:50,887
‫و باید یه گوستو باشم، می‌دونی...

1133
01:20:52,097 --> 01:20:53,682
‫مردم ناامید میشن.

1134
01:20:54,099 --> 01:20:55,684
‫خیلی عجیبه.

1135
01:20:55,767 --> 01:20:58,687
‫می‌دونی، تا حالا هیچکس رو ناامید نکردم،

1136
01:20:58,770 --> 01:21:01,565
‫چون هیچکس تا حالا ازم انتظاری نداشته.

1137
01:21:01,690 --> 01:21:04,484
‫و تنها دلیلی که همه الان
‫ازم انتظار دارن،

1138
01:21:04,568 --> 01:21:06,778
‫تو هستی.

1139
01:21:08,405 --> 01:21:10,073
‫باهات عادلانه رفتار نکردم.

1140
01:21:10,198 --> 01:21:13,702
‫تو هیچوقت من رو ناامید نکردی،
‫و من هم نباید فراموشش کنم.

1141
01:21:13,869 --> 01:21:15,579
‫تو دوست خوبی بودی.

1142
01:21:15,787 --> 01:21:18,874
‫شریف‌ترین دوستی که می‌تونستم....

1143
01:21:20,792 --> 01:21:22,085
‫چی شده؟

1144
01:21:22,502 --> 01:21:24,170
‫چه خبر شده؟

1145
01:21:26,673 --> 01:21:27,674
‫چی...

1146
01:21:27,799 --> 01:21:28,675
‫هی...

1147
01:21:29,301 --> 01:21:30,594
‫تو... تو...

1148
01:21:30,677 --> 01:21:33,805
‫داری غذا می‌دزدی؟
‫وای... چطور تونستی همچین کاری کنی؟

1149
01:21:33,889 --> 01:21:36,975
‫فکر می‌کردم دوستمی!
‫من بهت اعتماد کردم!

1150
01:21:37,267 --> 01:21:39,477
‫برید بیرون!
‫هم تو و هم دوست‌های موشی‌ات!

1151
01:21:39,603 --> 01:21:40,979
‫و دیگه هم برنگرد

1152
01:21:41,104 --> 01:21:42,722
‫و گرنه همونجوری باهات رفتار می‌کنم

1153
01:21:42,772 --> 01:21:44,482
‫که بقیه‌ی رستوران‌ها با موجودات
‫موذی رفتار می‌کنن!

1154
01:21:52,699 --> 01:21:55,869
‫حق با تو بود بابا.
‫سر کی دارم کلاه میذارم؟

1155
01:21:56,494 --> 01:21:59,873
‫ما همینیم، ما موشیم.

1156
01:22:01,291 --> 01:22:05,086
‫خب، اون به زودی میره
‫و شما هم که بلدین چجوری برید تو.

1157
01:22:05,587 --> 01:22:07,005
‫هر چقدر می‌خواین دزدی کنین.

1158
01:22:07,088 --> 01:22:09,966
‫- تو نمیای؟
‫- اشتهام کور شد.

1159
01:22:24,564 --> 01:22:27,067
‫غذای امشبتون رو انتخاب کردین، قربان؟

1160
01:22:27,192 --> 01:22:31,988
‫بله، می‌خوام
‫قلب به سیخ‌کشیده و کبابی تو رو بخورم.

1161
01:22:37,369 --> 01:22:38,870
‫بیا تو!

1162
01:22:39,079 --> 01:22:42,290
‫امروز روز بزرگیه.
‫باید یه چیزی بهشون بگی.

1163
01:22:42,499 --> 01:22:46,294
‫- مثلا چی؟
‫- تو رئیسی. بهشون انگیزه بده.

1164
01:22:49,673 --> 01:22:51,091
‫توجه کنین!

1165
01:22:51,299 --> 01:22:53,969
‫همگی توجه کنین.

1166
01:22:54,177 --> 01:22:56,388
‫امشب، شب بزرگیه.

1167
01:22:56,596 --> 01:23:00,475
‫اشتها داره میاد
‫و ایگوی زیادی هم داره.

1168
01:23:00,684 --> 01:23:04,688
‫منظورم اینه که ایگو داره میاد.
‫همون کارشناسه.

1169
01:23:05,397 --> 01:23:08,274
‫و قراره یه چیزی سفارش بده.

1170
01:23:08,900 --> 01:23:10,986
‫یه چیزی از منومون.

1171
01:23:11,695 --> 01:23:15,782
‫و ما باید بپزیمش،
‫مگه اینکه یه چیز سرد سفارش بده.

1172
01:23:15,865 --> 01:23:17,701
‫نمی‌تونی بیخیالش بشی، نه؟

1173
01:23:17,867 --> 01:23:21,496
‫نباید توی زمان باز بودن رستوران
‫اینجا باشی. اصلا امن نیست.

1174
01:23:21,579 --> 01:23:22,789
‫گرسنه‌مه!

1175
01:23:22,872 --> 01:23:25,583
‫و برای خوشحال بودن
‫به غذاهای توی رستوران نیازی ندارم.

1176
01:23:25,667 --> 01:23:28,670
‫مهم اینه که زیاد وسواسی نباشی، دوست عزیزم.

1177
01:23:29,087 --> 01:23:31,172
‫- نگاه کن.
‫- نه، صبر کن!

1178
01:23:32,799 --> 01:23:35,010
‫اوه! نه! نه، نه، نه! چیکار کنیم؟

1179
01:23:35,051 --> 01:23:36,678
‫میرم بابا رو بیارم.

1180
01:23:39,180 --> 01:23:45,478
‫شاید فکر کنی که یه سرآشپزی،
‫ولی هنوزم یه موشی.

1181
01:23:45,895 --> 01:23:47,814
‫می‌دونم آخرین باری که از اینجا نقد کرد،

1182
01:23:47,856 --> 01:23:49,065
‫باعث شد یکی از ستاره‌هامون کم بشه.

1183
01:23:49,274 --> 01:23:51,693
‫می‌دونم که احتمالا
‫اون گوستو... یعنی بابا رو کشته.

1184
01:23:51,901 --> 01:23:55,697
‫- جو خیلی نحسی اینجا رو گرفته.
‫- ولی یه چیزی رو بهتون میگم...

1185
01:23:55,780 --> 01:23:58,575
‫- ایگو اومده.
‫- ایگو؟ اینجاست؟

1186
01:24:00,577 --> 01:24:04,664
‫ آنتون ایگو هم مثل مشتری‌های دیگه‌ست.
‫بریم غذا بپزیم!

1187
01:24:04,789 --> 01:24:06,666
‫آره! بریم...

1188
01:24:07,083 --> 01:24:08,293
‫خیلی خب.

1189
01:24:09,794 --> 01:24:12,672
‫خب، یه قراره ساده در نظر دارم.

1190
01:24:12,881 --> 01:24:16,885
‫تو برام منوی غذاهای منجمدِ
‫سرآشپز اسکینر رو راه میندازی.

1191
01:24:16,968 --> 01:24:20,805
‫و من هم در عوض، تو رو نمی‌کشم.

1192
01:24:24,601 --> 01:24:27,687
‫خداحافظ، موش موشی!

1193
01:24:34,486 --> 01:24:37,572
‫غذای امشبتون رو انتخاب کردین، قربان؟

1194
01:24:37,697 --> 01:24:39,282
‫بله، فکر کنم.

1195
01:24:39,783 --> 01:24:43,870
‫بعد از خوندن اون همه
‫تبلیغات پر سر و صدا درمورد آشپز جدیدتون،

1196
01:24:43,995 --> 01:24:46,081
‫می‌دونی هوس چی کردم؟

1197
01:24:47,082 --> 01:24:50,376
‫یه کم دورنما.

1198
01:24:50,585 --> 01:24:55,673
‫همین. یه کم دورنمای تازه
‫و پر چاشنی می‌خوام.

1199
01:24:55,799 --> 01:24:58,593
‫به نظرت چه نوشیدنی‌ای باهاش خوب میشه؟

1200
01:24:58,676 --> 01:25:03,598
‫- با چی قربان؟
‫- دورنما. تموم کردین؟

1201
01:25:03,681 --> 01:25:04,891
‫من...

1202
01:25:05,975 --> 01:25:08,770
‫خیلی خب،
‫از اونجایی که همه‌تون دورنما تموم کردین،

1203
01:25:08,895 --> 01:25:12,190
‫و هیچکس توی این شهر کوفتی
‫اون رو نداره،

1204
01:25:12,273 --> 01:25:13,900
‫یه قرار باهاتون میذارم.

1205
01:25:13,983 --> 01:25:18,071
‫شما غذا رو آماده کنین،
‫من دورنما رو آماده می‌کنم.

1206
01:25:18,196 --> 01:25:22,200
‫که با یه بطری نوشیدنی هم عالی میشه.

1207
01:25:22,283 --> 01:25:24,786
‫متاسفانه من...

1208
01:25:25,787 --> 01:25:28,164
‫انتخابتون واسه شام چی بود؟

1209
01:25:28,873 --> 01:25:30,959
‫به سرآشپز لینگویینی‌تون بگو

1210
01:25:31,000 --> 01:25:33,670
‫که هر چیزی که جرئتش رو داره واسم حاضر کنه.

1211
01:25:33,795 --> 01:25:37,173
‫بهش بگو که نهایت سعی‌اش رو بکنه.

1212
01:25:40,969 --> 01:25:43,888
‫من هم هر چی اون می‌خوره می‌خوام.

1213
01:25:50,687 --> 01:25:54,190
‫- پس تسلیم شدیم.
‫- چرا این رو میگی؟

1214
01:25:54,399 --> 01:25:57,402
‫ما توی یه قفس
‫توی صندوق عقب یه ماشین

1215
01:25:57,569 --> 01:26:00,488
‫منتظر آینده‌ای پر از
‫غذاهای منجمد هستیم.

1216
01:26:00,697 --> 01:26:04,492
‫نه، اونی که توی قفسه منم.
‫منم که تسلیم شدم.

1217
01:26:04,868 --> 01:26:07,203
‫تو آزادی.

1218
01:26:07,370 --> 01:26:10,790
‫من همونقدری آزادم که
‫تو واسم تصورش کنی.

1219
01:26:10,874 --> 01:26:12,167
‫همونقدری که تو آزادی.

1220
01:26:12,292 --> 01:26:15,170
‫اوه، لطفا. از تظاهر خسته شدم.

1221
01:26:15,211 --> 01:26:16,880
‫واسه بابام تظاهر می‌کنم که یه موشم.

1222
01:26:17,005 --> 01:26:19,382
‫از طریق لینگویینی
‫تظاهر می‌کنم که آدمم.

1223
01:26:19,465 --> 01:26:20,875
‫تظاهر می‌کنم که تو وجود داری

1224
01:26:20,925 --> 01:26:22,177
‫تا یکی رو داشته باشم
‫باهاش حرف بزنم!

1225
01:26:22,302 --> 01:26:24,304
‫تو فقط چیزهایی رو بهم میگی که خودم می‌دونم!

1226
01:26:24,387 --> 01:26:27,390
‫من می‌دونی کی‌ام!
‫چه احتیاجی دارم که تو بهم بگی؟

1227
01:26:27,473 --> 01:26:29,475
‫چه احتیاجی دارم که تظاهر کنم؟

1228
01:26:30,894 --> 01:26:33,188
‫ولی تو احتیاجی نداری که تظاهر کنی، رمی.

1229
01:26:33,980 --> 01:26:35,565
‫هیچوقت احتیاج نداشتی.

1230
01:26:44,574 --> 01:26:46,743
‫نه. اون سمت چپم!

1231
01:26:46,784 --> 01:26:48,578
‫بابا! بابا، من اینجام!

1232
01:26:48,786 --> 01:26:51,080
‫من توی صندوق عقبم! چی شد...

1233
01:26:51,372 --> 01:26:52,373
‫بابا!

1234
01:26:52,999 --> 01:26:55,585
‫- سلام داداش کوچیکه!
‫- امیل!

1235
01:26:59,088 --> 01:27:01,174
‫عاشقتونم!

1236
01:27:03,176 --> 01:27:04,302
‫کجا میری؟

1237
01:27:04,385 --> 01:27:06,888
‫برمی‌گردم رستوران.
‫بدون من شکست می‌خورن.

1238
01:27:06,971 --> 01:27:10,600
‫- چرا واست مهمه؟
‫- چون من یه آشپزم!

1239
01:27:16,898 --> 01:27:18,066
‫اوه!

1240
01:27:18,274 --> 01:27:20,068
‫این دستور خودته.

1241
01:27:20,193 --> 01:27:22,278
‫چطور ممکنه که دستور خودت رو ندونی؟

1242
01:27:22,403 --> 01:27:25,281
‫- ننوشته بودمش. یهویی اومد تو ذهنم.
‫- آخ!

1243
01:27:25,365 --> 01:27:28,826
‫پس سعی کن دوباره بیاد تو ذهنت، خب؟
‫چون نمی‌تونیم سرویس بدیم!

1244
01:27:28,868 --> 01:27:29,577
‫سفارش من کجاست؟

1245
01:27:29,702 --> 01:27:32,080
‫نمیشه یه چیز دیگه آماده کنیم؟
‫یه چیزی که من درست نکرده باشم؟

1246
01:27:32,205 --> 01:27:33,206
‫ولی اونا این رو سفارش دادن.

1247
01:27:33,289 --> 01:27:34,866
‫مجبورشون کنین یه
‫چیز دیگه سفارش بدن.

1248
01:27:34,916 --> 01:27:35,792
‫بهشون بگین همه چیزمون تموم شده.

1249
01:27:35,833 --> 01:27:37,502
‫امکان نداره تموم کرده باشیم.
‫ما تازه باز کردیم.

1250
01:27:37,585 --> 01:27:40,588
‫من یه فکر دیگه دارم.
‫چطوره چیزی که سفارش دادن رو آماده کنیم!

1251
01:27:40,672 --> 01:27:42,799
‫ما خودمون درستش می‌کنیم.
‫فقط بهمون بگو چیکار کردی.

1252
01:27:42,882 --> 01:27:44,300
‫نمی‌دونم چیکار کردم.

1253
01:27:44,384 --> 01:27:46,094
‫باید یه چیزی به مشتری‌ها بگیم.

1254
01:27:46,177 --> 01:27:47,971
‫پس بهشون بگین... بهشون بگین...

1255
01:27:52,183 --> 01:27:53,393
‫چی؟

1256
01:27:54,185 --> 01:27:56,604
‫- این کار رو نکن.
‫- رمی. رمی.

1257
01:27:56,688 --> 01:27:58,690
‫صبر کن! صبر کن!
‫اونا می‌بیننت. صبر کن.

1258
01:27:58,773 --> 01:28:02,777
‫الان بحث، بحث من نیست.
‫بحث اینه که الان چیکار...

1259
01:28:03,486 --> 01:28:04,487
‫موش!

1260
01:28:05,989 --> 01:28:07,490
‫- رمی!
‫- چاقوم رو بیار.

1261
01:28:07,991 --> 01:28:09,575
‫بهش دست نزنین!

1262
01:28:11,869 --> 01:28:14,289
‫ممنون که برگشتی، سرآشپز کوچولو.

1263
01:28:15,581 --> 01:28:17,875
‫می‌دونم به نظر احمقانه میاد، ولی...

1264
01:28:18,001 --> 01:28:20,586
‫خب، حقایق هم گاهی اوقات
‫احمقانه به نظر میان.

1265
01:28:20,670 --> 01:28:22,505
‫ولی به این معنی نیست که...

1266
01:28:22,588 --> 01:28:24,799
‫حقیقت ندارن.

1267
01:28:25,466 --> 01:28:29,679
‫و حقیقت اینه که،
‫من هیچ استعدادی ندارم.

1268
01:28:30,471 --> 01:28:34,392
‫ولی این موش،
‫پشت همه‌ی این دستورهاست.

1269
01:28:34,475 --> 01:28:39,605
‫اون آشپزه. آشپز واقعی.
‫اون زیر کلاه من قایم می‌شد.

1270
01:28:39,897 --> 01:28:41,899
‫حرکاتم رو کنترل می‌کرد.

1271
01:28:43,901 --> 01:28:47,488
‫به خاطر اون بود که می‌تونستم
‫غذاهایی بپزم که همه رو به وجد بیاره.

1272
01:28:47,697 --> 01:28:50,783
‫به خاطر اونه که ایگو بیرون اون در نشسته.

1273
01:28:51,075 --> 01:28:53,786
‫شما به خاطر استعداد اون
‫به من اعتماد کردین.

1274
01:28:54,078 --> 01:28:55,705
‫می‌دونم باورش سخته.

1275
01:28:55,788 --> 01:28:58,791
‫ولی، شما باور کرده بودین
‫که من می‌تونم آشپزی کنم، نه؟

1276
01:29:00,501 --> 01:29:04,672
‫ببینین، این جواب میده.
‫احمقانه‌ست ولی جواب میده.

1277
01:29:05,173 --> 01:29:07,592
‫ما می‌تونیم بهترین رستوران پاریس باشیم،

1278
01:29:07,675 --> 01:29:13,181
‫و این موش، این موش کوچولوی باهوش
‫ما رو به اونجا می‌رسونه.

1279
01:29:13,890 --> 01:29:16,267
‫نظرتون چیه؟ با  من هستین؟

1280
01:31:04,292 --> 01:31:05,293
‫بابا.

1281
01:31:09,380 --> 01:31:12,300
‫بابا، نمی‌دونم چی بگم.

1282
01:31:12,467 --> 01:31:16,596
‫درمورد دوستت و
‫در مورد تو اشتباه می‌کردم.

1283
01:31:16,971 --> 01:31:20,766
‫نمی‌خوام فکر کنین که این وضعیت رو
‫به خانواده‌ام ترجیح دادم.

1284
01:31:20,975 --> 01:31:23,769
‫نمی‌تونم بین دو قسمت از خودم
‫یکی رو انتخاب کنم.

1285
01:31:23,895 --> 01:31:27,690
‫من درمورد آشپزی حرف نمی‌زنم.
‫درمورد دل و جرئت حرف می‌زنم.

1286
01:31:28,566 --> 01:31:30,943
‫یعنی انقدر برات مهمه؟

1287
01:31:38,868 --> 01:31:41,787
‫ما آشپز نیستیم، ولی یه خانواده‌ایم.

1288
01:31:41,996 --> 01:31:44,999
‫بهمون بگو چیکار کنیم،
‫ما هم انجامش میدیم.

1289
01:31:52,965 --> 01:31:56,594
‫- جلوی اون بازرس بهداشت رو بگیرین!
‫- تیم دلتا، برید، برید، برید!

1290
01:31:56,802 --> 01:31:58,971
‫بقیه‌تون بمونین و به رمی کمک کنین.

1291
01:32:15,821 --> 01:32:17,823
‫[کارکنان آشپزخانه
‫باید دستان خود را بشویند!]

1292
01:32:22,119 --> 01:32:25,748
‫تیم سه ماهی رو درست کنن.
‫تیم چهار، قسمت سرخ کردن.

1293
01:32:25,790 --> 01:32:28,576
‫تیم پنج، قسمت کبابی.
‫تیم شیش قسمت سس.

1294
01:32:28,626 --> 01:32:31,170
‫برید سر جاتون، برید، برید، برید!

1295
01:32:31,504 --> 01:32:33,965
‫اونایی که با غذا سر و کار دارین
‫روی دوتا پا راه برن.

1296
01:32:43,683 --> 01:32:45,685
‫یکی رو می‌خوایم که گارسون بشه.

1297
01:33:00,992 --> 01:33:03,995
‫بابت تاخیر متاسفم،
‫امشب یه کم کمبود نیرو داریم.

1298
01:33:04,078 --> 01:33:06,372
‫خواهش می‌کنم،
‫اصلا عجله نکنین.

1299
01:33:09,500 --> 01:33:12,086
‫یه بار دیر اومد خونه و یهویی...

1300
01:33:16,465 --> 01:33:18,801
‫مطمئن بشین استیک
‫نرم و لطیف بشه.

1301
01:33:18,884 --> 01:33:21,178
‫کار کنین آره.
‫دل بدین به کار، بجنبین.

1302
01:33:21,304 --> 01:33:25,057
‫مراقب اون غذا باشین.
‫نمک کمتر بریز. کره‌ش رو بیشتر کن.

1303
01:33:25,099 --> 01:33:26,976
‫فقط از پنیر میمولت استفاده کنین.

1304
01:33:27,101 --> 01:33:30,688
‫هی، هی! یه جوری سالاد رو تزئین کنین
‫که انگار دارین نقاشی می‌کشین.

1305
01:33:30,896 --> 01:33:33,566
‫روی سالاد زیاد سرکه نریز.

1306
01:33:33,691 --> 01:33:36,777
‫نذار سس شل بشه.
‫به هم زدن ادامه بده.

1307
01:33:36,902 --> 01:33:41,073
‫آروم حلزون‌ها رو آبپز کنین.
‫قاشق‌ها رو بیارین پایین بچشم.

1308
01:33:41,282 --> 01:33:43,576
‫خوبه. نمکش زیاده. خوبه.

1309
01:33:43,784 --> 01:33:46,287
‫کنسومه زیاد نجوشه،
‫گوشت رو سفت می‌کنه.

1310
01:33:46,329 --> 01:33:47,872
‫- امیل!
‫- ببخشید.

1311
01:33:51,584 --> 01:33:53,669
‫کُلت، صبر کن! کُلت.

1312
01:33:54,170 --> 01:33:58,174
‫- برگشتی. کُلت، من...
‫- دیگه حرف نزن.

1313
01:33:58,299 --> 01:33:59,800
‫اگه بهش فکر کنم، ممکنه نظرم عوض شه.

1314
01:33:59,967 --> 01:34:02,386
‫فقط بهم بگو موشه چی می‌خواد بپزه.

1315
01:34:05,473 --> 01:34:07,975
‫راتاتویی؟ یه غذای روستاییه.

1316
01:34:08,184 --> 01:34:11,103
‫مطمئنی می‌خوای
‫این رو به ایگو بدی؟

1317
01:34:29,580 --> 01:34:31,499
‫چیه؟
‫من دارم راتاتویی درست می‌کنم.

1318
01:34:32,667 --> 01:34:35,086
‫خب، تو چجوری درستش می‌کنی؟

1319
01:35:07,201 --> 01:35:10,287
‫راتاتویی؟ حتما شوخی‌شون گرفته.

1320
01:36:01,172 --> 01:36:02,965
‫نه، امکان نداره.

1321
01:36:03,591 --> 01:36:07,178
‫کی این راتاتویی رو درست کرده؟
‫می‌خوام بدونم!

1322
01:36:14,185 --> 01:36:15,895
‫یادم نمیاد آخرین بار کی به گارسونی گفتم

1323
01:36:15,978 --> 01:36:19,273
‫که از سرآشپز تشکر کنه.

1324
01:36:20,191 --> 01:36:22,985
‫و حالا خودم رو توی
‫یه موقعیت غیرعادی می‌بینم،

1325
01:36:23,068 --> 01:36:25,196
‫گارسونم، سرآشپز هم بوده.

1326
01:36:25,404 --> 01:36:28,365
‫ممنون، ولی من امشب فقط گارسونتون بودم.

1327
01:36:29,366 --> 01:36:31,869
‫پس واسه این غذا باید از کی تشکر کنم؟

1328
01:36:32,787 --> 01:36:34,497
‫یه لحظه صبر می‌کنین؟

1329
01:36:45,466 --> 01:36:46,467
‫شما باید سرآشپز باشین...

1330
01:36:46,592 --> 01:36:48,677
‫اگه می‌خواین سرآشپز رو ببینین،
‫باید صبر کنین

1331
01:36:48,803 --> 01:36:50,888
‫تا همه‌ی مشتری‌ها برن.

1332
01:36:52,890 --> 01:36:54,099
‫پس منتظر می‌مونم.

1333
01:37:15,788 --> 01:37:18,290
‫اولش، ایگو فکر کرد شوخیه.

1334
01:37:18,499 --> 01:37:24,505
‫ولی همین که لینگویینی توضیح می‌داد،
‫خنده‌ی ایگو هم محو میشد.

1335
01:37:30,094 --> 01:37:34,098
‫اون به جز سوال‌های گاه و بی‌گاه
‫هیچ عکس‌العمل دیگه نشون نمی‌داد.

1336
01:37:34,682 --> 01:37:38,978
‫و وقتی داستان تموم شد،
‫ایگو بلند شد، بابت غذا ازمون تشکر کرد

1337
01:37:39,103 --> 01:37:40,771
‫بابت غذا ممونم.

1338
01:37:40,896 --> 01:37:43,774
‫و بدون گفتن حتی یه کلمه‌ی دیگه
‫از اونجا رفت.

1339
01:37:46,068 --> 01:37:49,989
‫روز بعد نقدش منتشر شد.

1340
01:37:52,491 --> 01:37:56,579
‫از خیلی جهات،
‫کار کارشناسی غذا آسونه.

1341
01:37:56,787 --> 01:38:01,083
‫خیلی کم ریسک می‌کنیم،
‫از موقعیتمون در برابر کسایی که

1342
01:38:01,166 --> 01:38:05,170
‫کارشون رو ارائه میدن
‫و منتظر قضاوت ما هستن، لذت می‌بریم.

1343
01:38:05,504 --> 01:38:10,801
‫ما با نقدهای منفی،
‫که نوشتن و خوندنشون جالبه، پیشرفت می‌کنیم.

1344
01:38:11,385 --> 01:38:17,892
‫ولی حقیقت تلخی که ما کارشناس‌ها باید باهاش
‫روبرو بشیم اینه که با احتساب همه چیز،

1345
01:38:17,975 --> 01:38:21,979
‫یه چیز بی‌ارزش و معمولی
‫ممکنه از نقدی که ما ازش می‌کنیم

1346
01:38:22,104 --> 01:38:25,399
‫با ارزش‌تر باشه.

1347
01:38:25,774 --> 01:38:29,904
‫ولی گاهی اوقات هست که
‫کارشناس صادقانه ریسک می‌کنه

1348
01:38:29,987 --> 01:38:34,283
‫و اون هم کشف یا دفاع از یه چیز جدیده.

1349
01:38:34,366 --> 01:38:36,360
‫جهان اغلب با استعداهای جدید

1350
01:38:36,410 --> 01:38:37,486
‫و خلاقیت‌های جدید،

1351
01:38:37,536 --> 01:38:41,040
‫دیشب، یه چیز جدید رو تجربه کردم،

1352
01:38:41,206 --> 01:38:46,211
‫یه غذای غیر معمول
‫از یه منشأ عجیب و غیرمنتظره.

1353
01:38:46,420 --> 01:38:49,006
‫اگه بگم هم غذا و هم آشپزش

1354
01:38:49,131 --> 01:38:52,635
‫تصور قبلی من رو در مورد آشپزی خوب
‫به چالش کشیدن....

1355
01:38:52,718 --> 01:38:55,429
‫خیلی کمه.

1356
01:38:55,804 --> 01:38:59,016
‫اونا تا اعماق وجودم تاثیر گذاشتن.

1357
01:38:59,808 --> 01:39:03,228
‫قبلا، به صورت آشکار...

1358
01:39:03,312 --> 01:39:08,317
‫شعار معروف گوستو رو مسخره می‌کردم،
‫« هرکسی می‌تونه غذا بپزه.»

1359
01:39:08,609 --> 01:39:14,823
‫ولی الان تازه فهمیدم که منظور حرفش چی بوده.

1360
01:39:15,115 --> 01:39:19,036
‫هرکسی نمی‌تونه هنرمند بزرگی بشه،

1361
01:39:19,203 --> 01:39:23,540
‫ولی یه هنرمند بزرگ می‌تونه اهل هرجایی باشه.

1362
01:39:24,124 --> 01:39:27,419
‫تصورش سخته که منشأهای متواضع‌تری

1363
01:39:27,503 --> 01:39:31,340
‫از اون نوابغ،
‫ الان دارن توی گوستو کار می‌کنن،

1364
01:39:31,423 --> 01:39:34,343
‫کسایی که به نظر منِ کارشناس...

1365
01:39:34,426 --> 01:39:38,639
‫ عنوانی کمتر از «بهترین آشپز فرانسه»
‫نمیشه بهشون داد.

1366
01:39:38,806 --> 01:39:40,674
‫به زودی به گوستو برمی‌گردم،

1367
01:39:40,724 --> 01:39:44,103
‫گرسنه میرم تا غذای بیشتری بخورم.

1368
01:39:45,062 --> 01:39:46,939
‫غیرقابل پیش‌بینی بودنشه.

1369
01:39:47,022 --> 01:39:50,234
‫خب، مجبور شدیم اسکینر
‫و بازرس بهداشت رو آزاد کنیم

1370
01:39:50,317 --> 01:39:52,736
‫و خب اونا هم پته‌مون رو ریختن رو آب.

1371
01:39:53,153 --> 01:39:54,738
‫غذا مهم نبود.

1372
01:39:54,822 --> 01:39:57,241
‫وقتی فهمیدن توی آشپزخونه موش بوده،

1373
01:39:57,324 --> 01:39:59,326
‫رستوران رو تعطیل کردن

1374
01:39:59,451 --> 01:40:02,246
‫و ایگو هم کار و اعتبارش رو از دست داد.

1375
01:40:02,329 --> 01:40:04,248
‫ولی زیاد دلتون به حالش نسوزه.

1376
01:40:04,331 --> 01:40:07,835
‫الان یه تاجر کوچیک شده
‫و زندگی عالی‌ای داره.

1377
01:40:08,127 --> 01:40:10,754
‫- به نظر میاد خیلی خوشحال باشه.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

1378
01:40:18,929 --> 01:40:21,015
‫باید برم. وقت شامه.

1379
01:40:28,647 --> 01:40:30,315
‫می‌دونی که چطوری خوشش میاد.

1380
01:40:35,654 --> 01:40:37,239
‫ممنون، سرآشپز کوچولو.

1381
01:40:43,954 --> 01:40:46,749
‫می‌تونم امشب
‫یکی از دسرهامون رو پیشنهاد بدم؟

1382
01:40:46,832 --> 01:40:50,044
‫- همیشه می‌تونی.
‫- کدوم یکی رو می‌خواین؟

1383
01:40:51,128 --> 01:40:52,921
‫غافلگیرم کن.

1384
01:41:05,350 --> 01:41:08,937
‫هی، باور کن، اگه من اون داستان رو
‫ تعریف کنم، بهتر میشه، خب؟

1385
01:41:10,814 --> 01:41:13,942
‫زود باش. غذا رو بیار دیگه
‫از گرسنگی مردیم!

1386
01:41:21,992 --> 01:41:27,498
‫[رستوران موش سرآشپز]

1387
01:41:27,581 --> 01:41:32,878
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از زهرا ترابی «

1388
01:41:33,921 --> 01:41:39,093
‫«پایان»

1389
01:41:41,093 --> 01:41:51,093
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M