1
00:00:40,666 --> 00:00:45,333
‫[اکتبر ۱۹۹۹، لندن]

2
00:00:45,499 --> 00:00:46,783
‫روی هدف تمرکز کن!

3
00:00:46,833 --> 00:00:48,249
‫چپ، راست، چپ!

4
00:00:49,958 --> 00:00:51,208
‫تو واقعا سرباز حوصله‌سربری هستی.

5
00:00:51,708 --> 00:00:54,708
‫اسلحه یا یونیفرمی نداری.

6
00:00:55,333 --> 00:00:58,124
‫و سربازها معمولا میرن جنگ.

7
00:00:58,291 --> 00:01:00,374
‫مثل تو معلم نیستن.

8
00:01:00,541 --> 00:01:02,833
‫بعضی سربازها مخفیانه
‫واسه کشورشون مبارزه می‌کنن.

9
00:01:03,083 --> 00:01:04,124
‫چپ، راست، چپ!

10
00:01:04,583 --> 00:01:08,374
‫ما ساعت‌های باکلاس
‫و آدمای باحال دوروبرمون نداریم.

11
00:01:08,749 --> 00:01:09,791
‫اوه، دست بردار، بابا!

12
00:01:10,041 --> 00:01:12,124
‫بگذریم، دوره‌ی جیمز باند تموم شده.

13
00:01:12,416 --> 00:01:15,624
‫می‌خوام لارا کرافت باشم
‫و دشمنانم رو از صفحه‌ی روزگار محو کنم.

14
00:01:15,749 --> 00:01:17,958
‫تکنیک و قدرتش رو دارم.

15
00:01:19,666 --> 00:01:20,624
‫دلیلی هم داری؟

16
00:01:23,291 --> 00:01:24,249
‫ها؟

17
00:01:25,499 --> 00:01:27,583
‫اول دلیل، بعد مبارزه.

18
00:01:28,874 --> 00:01:30,999
‫اول دلیل، بعد درس.

19
00:01:32,208 --> 00:01:35,624
‫چون اونایی که بی‌دلیل آدم می‌کشن سرباز نیستن،

20
00:01:36,166 --> 00:01:37,083
‫تروریست هستن.

21
00:01:40,916 --> 00:01:41,874
‫تو بهم دلیلی دادی،

22
00:01:42,374 --> 00:01:43,416
‫واسه همین بهت حمله کردم.

23
00:01:43,833 --> 00:01:45,041
‫و اگه دلیلی نداده بودی،

24
00:01:45,833 --> 00:01:48,708
‫این سرباز حوصله‌سربر معلم مونده بود.

25
00:01:49,874 --> 00:01:50,833
‫بیا.

26
00:01:54,416 --> 00:01:56,874
‫بابا، من امشب تلسکوپ جدید رو می‌برم بیرون.

27
00:01:57,666 --> 00:01:59,374
‫یادت نره سس پری‌پری بزنی.

28
00:01:59,541 --> 00:02:01,033
‫خیلی خب. حالا صبحونه‌ات رو تموم کن.

29
00:02:01,083 --> 00:02:02,666
‫تحولات سیاسی بزرگی در دست انجامه.

30
00:02:02,999 --> 00:02:05,666
‫اتفاق اخیر کشور رو در شوک فرو برد.

31
00:02:05,833 --> 00:02:09,741
‫ژنرال مشرف کنترل
‫دولت نخست وزیر نواز شریف رو دست گرفت.

32
00:02:09,791 --> 00:02:12,541
‫توی پاکستان حکومت نظامی اعلام شده.

33
00:02:12,833 --> 00:02:14,416
‫کودتای نظامی

34
00:02:14,624 --> 00:02:16,916
‫توسط فرمانده‌ی کل ارتش ژنرال مشرف انجام شد.

35
00:02:17,124 --> 00:02:19,374
‫مقر حکومت نخست وزیر و تلویزیون حکومتی

36
00:02:19,499 --> 00:02:22,124
‫حالا تحت کنترل ارتشه.

37
00:02:22,249 --> 00:02:26,333
‫این سومین باره که پاکستان از زمان استقلال

38
00:02:26,458 --> 00:02:28,708
‫تحت دیکتاتوری نظامی قرار می‌گیره.

39
00:02:28,958 --> 00:02:31,166
‫نواز شریف و برادرش، شهباز...

40
00:02:34,583 --> 00:02:37,416
‫- جناب نزار، اخبار رو دیدین؟
‫- الان دارم نگاه می‌کنم.

41
00:02:38,499 --> 00:02:40,874
‫فکر می‌کردم دیگه همچین وضعیتی رو نبینم.

42
00:02:41,583 --> 00:02:44,333
‫دیکتاتوری نباید جایگزین دموکراسی بشه.

43
00:02:44,999 --> 00:02:46,916
‫دموکراسی هرگز توی پاکستان از بین نمیره.

44
00:02:48,291 --> 00:02:51,333
‫مطمئنم دموکراسی برمی‌گرده.

45
00:02:52,041 --> 00:02:53,908
‫بابا، بجنب! داره دیرمون میشه.

46
00:02:53,958 --> 00:02:55,833
‫مراقب خودتون باشین. خداحافظ.

47
00:02:55,958 --> 00:02:57,083
‫تو هم مراقب خودت باش.

48
00:02:58,416 --> 00:02:59,291
‫خداحافظ.

49
00:03:01,999 --> 00:03:06,999
W W W . M O V I E S H O . C O M

50
00:03:08,416 --> 00:03:09,708
‫اوه، نه!

51
00:03:10,374 --> 00:03:11,958
‫بابات داره خیلی فراموش‌کار میشه.

52
00:03:12,541 --> 00:03:13,874
‫ناهار رو توی آشپزخونه جا گذاشتم.

53
00:03:14,499 --> 00:03:16,916
‫امشب بارش شهابی رو تماشا می‌کنیم. یادت نره!

54
00:03:17,333 --> 00:03:18,541
‫نه، یادم نمیره!

55
00:03:19,541 --> 00:03:29,541
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

56
00:04:13,332 --> 00:04:14,291
‫"دستمبو."

57
00:04:15,291 --> 00:04:16,207
‫میرزا غالب.

58
00:04:16,624 --> 00:04:17,874
‫کتابی به قلم اونه.

59
00:04:18,916 --> 00:04:20,207
‫کتاب محبوب بابات.

60
00:04:22,499 --> 00:04:24,207
‫"دستمبو" یعنی "دسته گل."

61
00:04:26,582 --> 00:04:27,666
‫ماسالا فرنچ تست؟

62
00:04:28,957 --> 00:04:29,916
‫همونجوری که اون قبلا درست می‌کرد.

63
00:04:31,416 --> 00:04:32,624
‫می‌دونم خیلی دوست داری.

64
00:04:35,249 --> 00:04:37,916
‫- تو منو نمی‌شناسی، ولی...
‫- تو سومی از چپی.

65
00:04:39,374 --> 00:04:40,332
‫توی عکس.

66
00:04:41,082 --> 00:04:42,082
‫آتیش رحمان.

67
00:04:42,791 --> 00:04:44,291
‫اون عکس مال یه سفر ماهی‌گیری در چین بود.

68
00:04:46,082 --> 00:04:47,166
‫بابا بهم گفت.

69
00:04:48,707 --> 00:04:49,707
‫سفر ماهی‌گیری یعنی...

70
00:04:51,541 --> 00:04:52,582
‫یه ماموریت رسمی.

71
00:04:53,791 --> 00:04:54,999
‫این کلمه‌ی رمزی‌مون بود.

72
00:04:59,666 --> 00:05:02,707
‫من ۱۵ سالم بود که
‫اون تصمیم گرفت از من مراقبت کنه.

73
00:05:04,582 --> 00:05:06,291
‫جناب نزار واسه من بیشتر از پدر بود.

74
00:05:10,957 --> 00:05:14,207
‫این باارزش‌ترین چیزیه که دارم.

75
00:05:16,457 --> 00:05:18,707
‫بابات تولد ۱۸ سالگیم بهم داد.

76
00:05:22,249 --> 00:05:23,374
‫هنوز دارمش.

77
00:05:28,166 --> 00:05:30,291
‫می‌دونی در دوران بد نصیحتش چی بود؟

78
00:05:32,957 --> 00:05:34,949
‫"توی دوران بد باید خدا رو شکر کنیم..."

79
00:05:34,999 --> 00:05:39,082
‫"چون طولی نمی‌کشه که زمان عوض بشه."

80
00:05:45,707 --> 00:05:46,707
‫تو گریه نکردی؟

81
00:05:49,416 --> 00:05:50,374
‫تو چی؟

82
00:05:51,707 --> 00:05:53,166
‫بابات گریه کردن رو یادم نداد.

83
00:05:54,832 --> 00:05:55,832
‫به منم همینطور.

84
00:05:56,666 --> 00:05:58,166
‫بابات اغلب می‌گفت...

85
00:05:59,041 --> 00:06:01,124
‫"تنها خدا واسه ما موندگاره."

86
00:06:05,749 --> 00:06:09,874
‫این کشور هرگز فداکاری جناب نزار رو فراموش نمی‌کنه.

87
00:06:12,124 --> 00:06:15,249
‫الان مسئولیت تو به عهده‌ی کشور و منه.

88
00:06:16,207 --> 00:06:19,999
‫مدرسه، دانشگاه، تحصیلات...
‫دولت ترتیب همش رو میده.

89
00:06:20,541 --> 00:06:22,291
‫وقتی ۲۱ سالت بشه،

90
00:06:22,874 --> 00:06:24,166
‫یه حق انتخابی بهت داده میشه.

91
00:06:24,916 --> 00:06:27,166
‫می‌تونی پا جای پای پدرت بذاری...

92
00:06:28,874 --> 00:06:30,374
‫یا یه زندگی عادی داشته باشی.

93
00:06:30,791 --> 00:06:32,832
‫تا ۲۱ سالگی صبر نمی‌کنم.

94
00:06:35,499 --> 00:06:36,791
‫دشمن بهم دلیل داد.

95
00:06:40,041 --> 00:06:41,457
‫توی دنیای سایه‌ای جاسوسان شما...

96
00:06:43,582 --> 00:06:44,916
‫سایه‌ی زنانه هم اجازه‌ی ورود داره؟

97
00:06:48,499 --> 00:06:50,124
‫ما ماموران چیزی جز سایه نیستیم.

98
00:06:52,957 --> 00:06:54,249
‫به دنیای سایه‌ها خوش اومدی!

99
00:06:55,416 --> 00:06:57,374
‫به سازمان اطلاعات نظامی پاکستان خوش اومدی، زویا.

100
00:07:30,332 --> 00:07:32,540
‫[حال حاضر]

101
00:07:33,874 --> 00:07:36,040
‫[پایگاه مرکزی شاخه تحقیقات و تحلیل، دهلی نو]

102
00:07:37,749 --> 00:07:41,165
‫سوال محبوب رئیس سابقت، شنوی بهم یادآوری شد.

103
00:07:41,832 --> 00:07:47,040
‫"چی باعث میشه صلح یه کشور
‫و دشمنانش از هم دور بمونن؟"

104
00:07:49,665 --> 00:07:51,582
‫فقط یه مرد.

105
00:07:58,499 --> 00:08:02,957
‫بعد از شنوی، دولت مسئولیت
‫سوال پرسیدن رو به من داده.

106
00:08:10,207 --> 00:08:12,707
‫پویایی ژئوپلیتیکی داره به سرعت تغییر می‌کنه.

107
00:08:13,707 --> 00:08:15,957
‫تروریسم چهره‌ی جدیدی داره.

108
00:08:16,790 --> 00:08:18,374
‫یکی از ماموران‌مون گم شده.

109
00:08:19,332 --> 00:08:20,540
‫طی ۲ سال گذشته...

110
00:08:21,957 --> 00:08:25,749
‫اون طالبان و حرکات‌شون رو زیر نظر داشته.

111
00:08:26,874 --> 00:08:28,374
‫ما رو دائم در جریان میذاشت.

112
00:08:28,707 --> 00:08:32,249
‫بعد یهو دیگه ازش خبری نشد.

113
00:08:34,624 --> 00:08:38,665
‫هیچ ماموری از کشوری که
‫اون داخلشه زنده برنگشته.

114
00:08:39,790 --> 00:08:41,290
‫تو اون مامور رو می‌شناسی.

115
00:08:43,499 --> 00:08:44,415
‫گوپی.

116
00:08:46,874 --> 00:08:47,915
‫وقت‌مون داره تموم میشه.

117
00:08:48,332 --> 00:08:49,624
‫و باید اونو از اونجا خارج کنیم.

118
00:08:52,790 --> 00:08:55,165
‫بی‌خیال. نمی‌خواد اونو بکشیم.

119
00:08:55,415 --> 00:08:57,082
‫عملیات "گذر زمان."

120
00:09:51,290 --> 00:09:52,665
‫پارسال دوست، امسال آشنا!

121
00:09:54,707 --> 00:09:55,665
‫نه نامه‌ای.

122
00:09:56,999 --> 00:09:57,999
‫نه خبری.

123
00:09:59,207 --> 00:10:00,540
‫نه نشونه‌ای.

124
00:10:01,999 --> 00:10:05,124
‫فقط زخم گلوله‌‌ای که توی سینه‌ام به جا گذاشتی.

125
00:10:13,207 --> 00:10:14,207
‫قضیه شخصی نبود.

126
00:10:15,915 --> 00:10:17,790
‫- بحث وظیفه بود.
‫- اون هندیه!

127
00:10:20,457 --> 00:10:23,332
‫بهش آب نده. اون باید بمیره.

128
00:10:24,707 --> 00:10:25,623
‫چیکار می‌کنی؟

129
00:10:28,082 --> 00:10:29,373
‫گذر زمان.

130
00:11:18,082 --> 00:11:19,248
‫جلوش رو بگیرین!

131
00:11:23,373 --> 00:11:25,540
‫بگیرینش!

132
00:11:25,707 --> 00:11:27,198
‫اونو بگیرین!

133
00:11:27,248 --> 00:11:28,915
‫وایستا، احمق!

134
00:11:33,290 --> 00:11:34,332
‫بگیرینش!

135
00:11:36,082 --> 00:11:38,832
‫دروازه رو ببندین!

136
00:11:45,790 --> 00:11:46,707
‫بهش شلیک کنین!

137
00:11:58,832 --> 00:12:00,082
‫این چه کوفتیه!

138
00:12:00,290 --> 00:12:02,040
‫زده به سرت؟

139
00:12:14,957 --> 00:12:16,332
‫فراز!

140
00:12:18,540 --> 00:12:20,040
‫با آرپی‌جی اونا رو بزن!

141
00:13:14,165 --> 00:13:15,832
‫نقشه‌ی ثانویه، کاپیتان! نقشه‌ی ثانویه.

142
00:13:21,748 --> 00:13:23,207
‫به موقع اونجا باش، کاپیتان.

143
00:13:23,415 --> 00:13:24,707
‫نمی‌خوام دیر کنی.

144
00:14:06,373 --> 00:14:07,706
‫مسابقه‌ست!

145
00:14:07,873 --> 00:14:09,956
‫اگه نیای، به موقع به هند برنمی‌گردم.

146
00:14:57,873 --> 00:15:01,748
‫اسم ماموریت نجات منو "گذر زمان" گذاشتی؟

147
00:15:06,123 --> 00:15:08,456
‫منون حتی از شنوی هم‌ باهوش‌تره.

148
00:15:10,581 --> 00:15:12,748
‫این درمان تفاوتی رقم نمی‌زنه.

149
00:15:14,373 --> 00:15:16,706
‫من قصد ندارم توی کشور بیگانه بمیرم.

150
00:15:18,331 --> 00:15:20,165
‫بذار از پنجره بیرون رو نگاه کنم.

151
00:15:26,665 --> 00:15:27,581
‫بیا‌.

152
00:15:39,248 --> 00:15:40,206
‫توی هندیم؟

153
00:15:42,290 --> 00:15:43,456
دیگه چیزی نمونده

154
00:15:44,998 --> 00:15:46,623
‫دیگه خیلی دیره، تایگر.

155
00:15:52,623 --> 00:15:53,831
‫یه گروه جدید هست.

156
00:15:55,456 --> 00:15:57,831
‫خیلی خطرناک‌تر از داعش و لشکر طیبه.

157
00:15:58,790 --> 00:16:00,998
‫اونا قصد انجام یه عملیات بزرگ در پاکستان رو دارن.

158
00:16:01,956 --> 00:16:05,123
‫من تمام اطلاعات رو وارد سرور اضطراری کردم.

159
00:16:05,915 --> 00:16:07,540
‫به جز یه چیز.

160
00:16:09,456 --> 00:16:12,706
‫یه مامور دوجانبه داریم که واسه اونا کار می‌کنه.

161
00:16:16,165 --> 00:16:17,165
‫یه زن.

162
00:16:21,373 --> 00:16:22,331
‫زویا.

163
00:16:32,831 --> 00:16:33,956
‫وارد هند شدیم.

164
00:16:35,581 --> 00:16:36,748
‫ممنون، تایگر.

165
00:16:41,748 --> 00:16:43,165
‫تو منو به خونه آوردی.

166
00:16:52,248 --> 00:16:54,956
‫زمان مرگ، ۴:۳۲ بعد از ظهر.

167
00:16:56,956 --> 00:16:59,706
‫[التاوسی، اتریش]

168
00:17:14,040 --> 00:17:17,823
‫قول میدم فقط یه سوزش کوچیک حس کنی.

169
00:17:17,873 --> 00:17:19,331
‫فقط همین.

170
00:17:19,915 --> 00:17:20,873
‫بابا!

171
00:17:22,039 --> 00:17:22,998
‫آروم باش!

172
00:17:23,706 --> 00:17:25,456
‫اون یه عفونت ویروسی ناجور گرفته.

173
00:17:26,289 --> 00:17:27,281
‫خیلی ضعیف شده.

174
00:17:27,331 --> 00:17:30,914
‫پس از دکتر هافمن خواستم
‫توی خونه بهش آنتی‌بیوتیک بزنه.

175
00:17:31,581 --> 00:17:33,248
‫به لطف اون، همه چی تحت کنترله.

176
00:17:33,831 --> 00:17:35,873
‫دکتر هافمن، این شوهرمه.

177
00:17:36,914 --> 00:17:38,081
‫جای نگرانی نیست.

178
00:17:39,623 --> 00:17:41,664
‫اون به زودی دوباره سر پا میشه.

179
00:17:42,206 --> 00:17:44,248
‫ولی فعلا به این نیاز داره.

180
00:17:44,706 --> 00:17:46,373
‫تکون نخور، پسر. خب؟

181
00:17:51,039 --> 00:17:53,289
‫بابا! تو از آمپول می‌ترسی؟

182
00:17:53,914 --> 00:17:55,706
‫پس چه جوری کارت رو انجام میدی؟

183
00:17:55,831 --> 00:17:57,539
‫هیس! بسه.

184
00:17:58,581 --> 00:17:59,789
‫یادت نره غذا خوب بخوری.

185
00:18:02,414 --> 00:18:04,123
‫فردا همین موقع دوباره میام.

186
00:18:04,456 --> 00:18:05,456
‫- باشه.
‫- خیلی خب.

187
00:18:12,873 --> 00:18:15,039
‫تو جناب شنوی رو از دست دادی، حالا هم گوپی رو.

188
00:18:16,539 --> 00:18:17,539
‫خیلی متاسفم.

189
00:18:19,956 --> 00:18:20,873
‫خوبی؟

190
00:18:22,206 --> 00:18:23,373
‫تا الان خوب بودم.

191
00:18:25,998 --> 00:18:26,956
‫الان نمی‌دونم.

192
00:18:28,039 --> 00:18:29,123
‫همه چی درست میشه.

193
00:18:30,206 --> 00:18:31,331
‫گوپی که داشت می‌مرد،

194
00:18:32,414 --> 00:18:34,373
‫گفت یه مامور دوجانبه داریم.

195
00:18:37,248 --> 00:18:38,914
‫نمی‌دونم راست بود یا دروغ.

196
00:18:41,664 --> 00:18:43,706
‫مردی که داره می‌میره هرگز دروغ نمیگه، تایگر.

197
00:18:56,873 --> 00:19:00,031
‫♪اون چشم‌های فریبنده♪

198
00:19:00,081 --> 00:19:03,623
‫♪اون چشم‌های افسونگر♪

199
00:19:04,123 --> 00:19:09,081
‫♪منو به سمت راز می‌کشن♪

200
00:19:09,789 --> 00:19:16,498
‫♪پیوند شیرینی که ما رو به هم وصل می‌کنه♪

201
00:19:22,664 --> 00:19:26,206
‫♪اون چشم‌های افسونگر♪

202
00:19:26,706 --> 00:19:31,623
‫♪منو به سمت راز می‌کشن♪

203
00:19:32,373 --> 00:19:38,998
‫♪پیوند شیرینی که ما رو به هم وصل می‌کنه♪

204
00:19:39,623 --> 00:19:44,456
‫♪می‌ترسم نکنه در هم بشکنه♪

205
00:19:45,248 --> 00:19:47,748
‫♪عشق من بی‌حدومرزه♪

206
00:19:48,331 --> 00:19:51,123
‫♪در برابر تمام آسیب‌ها ازت محافظت می‌کنم♪

207
00:19:52,539 --> 00:19:55,239
‫♪در مسیرمون♪

208
00:19:55,289 --> 00:19:57,998
‫♪مهی برخاسته♪

209
00:20:06,289 --> 00:20:07,414
‫برو بگیر بخواب.

210
00:20:07,748 --> 00:20:10,331
‫مامان گفت کل شب نخوابیدی.

211
00:20:13,706 --> 00:20:15,997
‫تو فقط میوه و سبزیجات باید بخوری.
‫حالت خوب نیست.

212
00:20:16,747 --> 00:20:17,664
‫خب؟

213
00:20:18,914 --> 00:20:19,956
‫زود برمی‌گردم.

214
00:20:40,872 --> 00:20:44,456
‫♪اون حرف‌هایی که نزدم♪

215
00:20:44,831 --> 00:20:47,706
‫♪حالا قلبم داره به زبون میاره♪

216
00:20:48,039 --> 00:20:51,156
‫♪بهت اعتماد دارم،
‫بهت اعتماد ندارم♪

217
00:20:51,206 --> 00:20:53,789
‫♪آرامش ذهنیم رو از دست دادم♪

218
00:20:54,456 --> 00:20:57,489
‫♪تو مثل سابقی، من مثل سابقم♪

219
00:20:57,539 --> 00:20:58,539
‫♪ولی دنیا مثل سابق نیست♪

220
00:20:58,956 --> 00:21:02,031
‫♪تو می‌تونی فصل رو تغییر بدی♪

221
00:21:02,081 --> 00:21:05,281
‫♪تو زخمی، تو مرهمی♪

222
00:21:05,331 --> 00:21:08,447
‫♪اگه قرار بود یه بار دیگه باهات آشنا بشم♪

223
00:21:08,497 --> 00:21:11,497
‫♪دوباره غرق عشق می‌شدم♪

224
00:21:11,831 --> 00:21:14,831
‫♪بارقه‌های علاقه می‌سوزه♪

225
00:21:14,997 --> 00:21:18,289
‫♪فقط تو می‌تونی شعله‌ها رو خاموش کنی♪

226
00:21:18,497 --> 00:21:21,156
‫♪اوه، عزیزم♪

227
00:21:21,206 --> 00:21:23,581
‫♪تو رو همه جا می‌بینم♪

228
00:21:23,622 --> 00:21:29,572
‫♪در هر گوشه‌ی قلبم♪

229
00:21:29,622 --> 00:21:36,164
‫♪در هر گوشه‌ی قلبم، اسم تو حک شده♪

230
00:21:57,956 --> 00:21:59,164
‫تلسکوپ.

231
00:22:01,247 --> 00:22:03,456
‫بابام یه تلسکوپ مثل این داشت.

232
00:22:04,914 --> 00:22:06,747
‫تا جونیور استراحت می‌کنه،

233
00:22:07,497 --> 00:22:08,539
‫فکر کردم...

234
00:22:09,372 --> 00:22:10,456
‫بهش آموزش بدم.

235
00:22:15,789 --> 00:22:16,789
‫دوستت دارم.

236
00:22:17,914 --> 00:22:22,414
‫♪اسم تو حک شده♪

237
00:22:46,080 --> 00:22:49,080
‫ثروت کشور باید واسه پیشرفت مردم خرج بشه.

238
00:22:50,039 --> 00:22:51,622
‫نه واسه جنگ.

239
00:22:51,955 --> 00:22:53,997
‫واسه همین دولت پاکستان

240
00:22:54,289 --> 00:22:58,997
‫تمایل داره بودجه‌ی دفاعی رو تا ۵۰ درصد کاهش بده.

241
00:22:59,330 --> 00:23:01,414
‫البته اگه هند هم متقابلا جبران کنه.

242
00:23:02,164 --> 00:23:05,539
‫به جای جنگ، بیاین با هم متحد بشیم.

243
00:23:06,664 --> 00:23:08,872
‫اگه نخست وزیر ارانی به حرفش عمل کنه،

244
00:23:09,705 --> 00:23:12,330
‫من دال مخصوص مامانم رو برات می‌پزم.

245
00:23:13,497 --> 00:23:15,705
‫امیدوارم تا طلوع آفتاب ترور نشه.

246
00:23:16,789 --> 00:23:17,789
‫چی داری میگی؟

247
00:23:18,289 --> 00:23:21,247
‫اون اولین سیاستمدار پاکستانیه
‫که یه کار خوب انجام میده.

248
00:23:21,372 --> 00:23:22,497
‫"امیدوارم ترور نشه."

249
00:23:23,789 --> 00:23:25,747
‫من واسه سازمان اطلاعات نظامی پاکستان کار کردم.

250
00:23:26,497 --> 00:23:29,914
‫سیاستمداران واسه آینده‌ی پاکستان تصمیم نمی‌گیرن،
‫ارتش تصمیم می‌گیره.

251
00:23:30,664 --> 00:23:31,747
‫هیچی تغییر نمی‌کنه.

252
00:23:32,205 --> 00:23:33,789
‫اونا تیکه تیکه‌اش می‌کنن.

253
00:23:33,955 --> 00:23:37,247
‫پاکستان می‌خواد بذر صلح بکاره.

254
00:23:38,330 --> 00:23:42,080
‫سوال اینه، هند هم همین رو می‌خواد؟

255
00:23:42,830 --> 00:23:44,455
‫همه چی مرتبه، خانم؟

256
00:23:44,664 --> 00:23:49,372
‫واحد اطلاعات آخرین اطلاعاتی که
‫گوپی توی فضای ابر گذاشت رو بازیابی کرده.

257
00:23:50,080 --> 00:23:51,164
‫جبران شیخ.

258
00:23:51,997 --> 00:23:52,914
‫چیزی راجع بهش شنیدی؟

259
00:23:54,330 --> 00:23:55,247
‫نه.

260
00:23:55,414 --> 00:23:57,655
‫اگه گوپی درست گفته باشه،

261
00:23:57,705 --> 00:24:02,039
‫یه گروه مبارز جدید قراره توی پاکستان حرکتی بزنه.

262
00:24:02,497 --> 00:24:06,455
‫و جبران تامین‌کننده‌ی سلاح‌شونه.

263
00:24:07,039 --> 00:24:11,747
‫اون می‌خواست از طریق گوپی
‫اطلاعات مهمی به ما بده.

264
00:24:12,205 --> 00:24:16,497
‫بعد از مرگ گوپی،
‫هویت تامین‌کننده‌ی سلاح افشا شد.

265
00:24:17,372 --> 00:24:20,914
‫حالا اون نگران جونشه.

266
00:24:21,039 --> 00:24:22,622
‫شما جون جبران برات مهمه؟

267
00:24:22,789 --> 00:24:24,872
‫اطلاعاتی که داره برام مهمه.

268
00:24:25,955 --> 00:24:28,864
‫جبران الان در سنت پترزبورگ روسیه‌ست.

269
00:24:28,914 --> 00:24:30,872
‫منبع گوپی نباید هدر بره.

270
00:24:31,205 --> 00:24:33,539
‫تایگر ماموریت گوپی رو تکمیل می‌کنه.

271
00:24:34,539 --> 00:24:37,372
‫به آقای جبران بگو صبحونه سبک بخوره،

272
00:24:38,414 --> 00:24:39,872
‫چون ۲ روز دیگه،

273
00:24:41,497 --> 00:24:42,622
‫قراره با من ناهار بخوره.

274
00:24:43,955 --> 00:24:46,830
‫[سنت پترزبورگ، روسیه]

275
00:24:58,789 --> 00:24:59,914
‫همون همیشگی لطفا.

276
00:25:00,122 --> 00:25:03,622
‫حتما، قربان. امروز قهوه نه تنها بوی خوبی داره،

277
00:25:03,997 --> 00:25:05,247
‫بلکه صدای خوبی هم داره.

278
00:25:05,539 --> 00:25:06,705
‫از زیرش بگیر.

279
00:25:09,122 --> 00:25:10,039
‫ممنون.

280
00:25:15,664 --> 00:25:17,489
‫پایگاه هواداریت خیلی خوبه.

281
00:25:17,539 --> 00:25:18,447
‫ها؟

282
00:25:18,497 --> 00:25:21,247
‫شگفت‌زده شدم که هنوز زنده‌ای.

283
00:25:24,664 --> 00:25:26,747
‫قبل اینکه من بیام دو نفر منتظرت بودن.

284
00:25:27,289 --> 00:25:30,664
‫شاید مثل من، اونا هم تو رو زنده می‌خوان.

285
00:25:31,330 --> 00:25:32,330
‫شاید؟

286
00:25:32,539 --> 00:25:35,914
‫اگه تا وقتی نزدیک مترو میشی
‫گلوله‌ای به سمتت شلیک نشه،

287
00:25:36,372 --> 00:25:37,414
‫پس "شاید."

288
00:25:37,622 --> 00:25:39,872
‫اگه شلیک بشه، اون وقت شهید میشی.

289
00:25:39,997 --> 00:25:41,580
‫به خانم منون شکایت می‌کنم.

290
00:25:41,914 --> 00:25:44,664
‫بهش میگم تو یکی از دارایی‌های
‫شاخه تحقیقات و تحلیل رو نابود کردی.

291
00:25:44,997 --> 00:25:48,247
‫اگه می‌خوای شکایت کنی،
‫بهتره زنده بمونی، جبران.

292
00:25:48,580 --> 00:25:51,330
‫و اگه می‌خوای زنده بمونی،
‫اون جلو بپیچ چپ.

293
00:26:02,747 --> 00:26:04,789
‫می‌خوام سوار تراموا بشم. کجایی؟

294
00:26:04,955 --> 00:26:06,830
‫می‌خواستی به خانم شکایت کنی؟

295
00:26:07,039 --> 00:26:08,997
‫دارم برات دنبال کاغذ و قلم می‌گردم.

296
00:27:05,163 --> 00:27:06,122
‫ببخشید.

297
00:28:09,288 --> 00:28:10,247
‫بزنش.

298
00:28:11,288 --> 00:28:12,247
‫بزنش!

299
00:28:12,705 --> 00:28:14,955
‫منتظر چی هستی؟ بکشش!

300
00:28:15,580 --> 00:28:18,247
‫من جونم رو واسه هیچ و پوچ به خطر ننداختم.
‫یالا بکشش!

301
00:28:58,247 --> 00:28:59,497
‫بسته دریافت شد، تایگر.

302
00:28:59,913 --> 00:29:01,080
‫من به خانم منون اطلاع میدم.

303
00:29:01,330 --> 00:29:05,038
‫به منون بگو ماموریت تموم نشده.
‫تازه شروع شده.

304
00:30:17,246 --> 00:30:19,996
‫♪در هر گوشه‌ی قلبم♪

305
00:30:22,871 --> 00:30:25,705
‫♪در هر گوشه‌ی قلبم♪

306
00:30:31,038 --> 00:30:33,371
‫♪در هر گوشه‌ی قلبم♪

307
00:31:19,538 --> 00:31:20,788
‫حق با تو بود.

308
00:31:27,205 --> 00:31:29,288
‫مردی که داره می‌میره هرگز دروغ نمیگه.

309
00:31:32,080 --> 00:31:33,913
‫اونطور که فکر می‌کنی نیست.

310
00:31:34,205 --> 00:31:35,163
‫حق با تو بود.

311
00:31:37,788 --> 00:31:38,996
‫من متوجه نبودم.

312
00:31:43,288 --> 00:31:44,163
‫تایگر،

313
00:31:44,788 --> 00:31:45,705
‫گوش کن.

314
00:31:46,246 --> 00:31:49,330
‫حتی گوپی هم تمام حقیقت رو نمی‌دونست.

315
00:31:50,121 --> 00:31:51,080
‫تایگر،

316
00:31:52,371 --> 00:31:54,038
‫من و تو حق انتخابی نداریم.

317
00:31:54,996 --> 00:31:56,163
‫خواهشا حرفم رو باور کن.

318
00:31:57,913 --> 00:31:58,871
‫چرا؟

319
00:32:15,038 --> 00:32:16,913
‫قبل اینکه بمیری حقیقت رو بهم بگو.

320
00:32:17,830 --> 00:32:19,496
‫نه، نه، نه!

321
00:32:56,705 --> 00:32:59,413
‫وقتی می‌خوابی، خواب می‌بینی، تایگر؟

322
00:33:19,121 --> 00:33:21,538
‫این روزها نمی‌دونم چرا...

323
00:33:22,996 --> 00:33:24,496
‫توی خواب رنگ سبز رو می‌بینم.

324
00:33:26,121 --> 00:33:29,163
‫من یه بار با یه خانم روانشناس صحبت کردم.

325
00:33:30,704 --> 00:33:31,663
‫اون گفت،

326
00:33:32,454 --> 00:33:33,704
‫"اگه توی خوابت رنگ سبز دیدی،

327
00:33:34,454 --> 00:33:36,871
‫یعنی التیام."

328
00:33:39,413 --> 00:33:40,663
‫آتیش رحمان؟

329
00:33:41,371 --> 00:33:42,663
‫حافظه‌ی خوبی داری.

330
00:33:44,996 --> 00:33:46,038
‫خب روانشناس گفت...

331
00:33:46,704 --> 00:33:49,246
‫"توی زندگی هنوز کلی التیام در پیشه."

332
00:33:50,996 --> 00:33:55,371
‫ولی التیام فقط بعد از درد شدید میاد.

333
00:33:56,121 --> 00:33:57,788
‫و من اخیرا آسیب ندیدم.

334
00:33:59,246 --> 00:34:00,413
‫پس همش برام سوال بود

335
00:34:02,121 --> 00:34:03,288
‫کِی آسیب دیدم؟

336
00:34:05,871 --> 00:34:07,038
‫و مسببش کی بود؟

337
00:34:11,288 --> 00:34:12,204
‫بهت گفتم.

338
00:34:13,163 --> 00:34:14,954
‫لازم نیست پای تایگر رو وسط بکشی.

339
00:34:16,871 --> 00:34:18,871
‫قیمتت چند بود، زویا؟

340
00:34:23,996 --> 00:34:25,204
‫همون قیمتی که قراره...

341
00:34:27,454 --> 00:34:28,413
‫تو داشته باشی.

342
00:34:32,121 --> 00:34:33,038
‫جونیور!

343
00:34:33,454 --> 00:34:34,704
‫چه بلایی سر جونیور آوردی؟

344
00:34:37,413 --> 00:34:38,746
‫فقط داشتم یه داستان بهش می‌گفتم، تایگر.

345
00:34:39,579 --> 00:34:40,996
‫راجع به اینکه چطور آسیب دیدم.

346
00:34:42,829 --> 00:34:44,329
‫اون موقع گوش دادن به داستانم خوابش برد.

347
00:34:44,954 --> 00:34:45,954
‫خیلی شیرینه.

348
00:34:48,038 --> 00:34:49,038
‫داستانم رو می‌شنوی؟

349
00:34:51,204 --> 00:34:53,496
‫شاید بتونی جون جونیور رو نجات بدی.

350
00:34:57,913 --> 00:34:59,246
‫داستان در مورد یه پری پاکستانی

351
00:35:00,996 --> 00:35:02,788
‫و یه پرنده‌ی آزاد هندیه.

352
00:35:04,829 --> 00:35:06,579
‫بهش بگم پرنده‌ی آزاد؟

353
00:35:08,579 --> 00:35:09,579
‫یا تایگر(ببر)؟

354
00:35:09,954 --> 00:35:10,946
‫[دوازده سال قبل، سال ۲۰۱۱، وین]

355
00:35:10,996 --> 00:35:14,871
‫اجلاس صلح تاریخی بین هند و پاکستان

356
00:35:14,996 --> 00:35:19,238
‫با مشارکت سرهنگ ریاض،
‫رئیس سازمان اطلاعات نظامی پاکستان،

357
00:35:19,288 --> 00:35:23,038
‫و ژنرال ریبریو، رئیس دفتر نظامی هند
‫در اتریش برگزار میشه.

358
00:35:23,329 --> 00:35:25,904
‫این اولین بار بعد از بیش از ۶۰ ساله

359
00:35:25,954 --> 00:35:30,029
‫که سران نظامی هر دو کشور با هم ملاقات می‌کنن.

360
00:35:30,079 --> 00:35:30,946
‫طی ۳ روز آتی،

361
00:35:30,996 --> 00:35:34,163
‫نگاه مردم دنیا به اجلاس صلح در اتریش دوخته‌ست.

362
00:35:35,496 --> 00:35:36,413
‫می‌دونی، آتیش؟

363
00:35:37,079 --> 00:35:38,621
‫صلح.

364
00:35:39,329 --> 00:35:42,871
‫مثل یه النگوی شیشه‌ای در دست یه زن می‌مونه.

365
00:35:43,829 --> 00:35:47,454
‫یه خرده بیشتر فشار بیاری النگو می‌شکنه.

366
00:35:48,496 --> 00:35:50,079
‫ولی مچ رو نمیشه مقصر دونست.

367
00:35:50,954 --> 00:35:52,538
‫مقصر کسیه که النگو رو میندازه.

368
00:35:53,454 --> 00:35:54,371
‫به عبارت دیگه، ما.

369
00:35:54,704 --> 00:35:57,454
‫واسه همین باید تمام وقت
‫کاملا هوشیار باشیم.

370
00:35:58,204 --> 00:35:59,954
‫اونا می‌خوان پاکستان رو تحت فشار بذارن،

371
00:36:03,079 --> 00:36:04,579
‫و شما از النگو حرف می‌زنین.

372
00:36:05,788 --> 00:36:07,871
‫کشمیر تحت اشغال پاکستان،
‫خط کنترل، سیاست‌های تجاری،

373
00:36:08,413 --> 00:36:10,246
‫این مشکلات در دستور جلسه‌ی هند قرار می‌گیره

374
00:36:11,496 --> 00:36:13,413
‫چون هند یه کشور اتمیه و ما نیستیم.

375
00:36:16,163 --> 00:36:17,079
‫قربان، اگه اجازه بدین بگم...

376
00:36:17,996 --> 00:36:19,621
‫دستور جلسه‌ی اجلاس درست نیست.

377
00:36:20,079 --> 00:36:24,163
‫آتیش، وقتی تو نخست وزیر این کشور شدی،

378
00:36:24,913 --> 00:36:26,746
‫می‌تونی واسه خودت دستور جلسه تعیین کنی.

379
00:36:28,288 --> 00:36:30,579
‫فعلا معاون رئیس سازمان
‫اطلاعات نظامی پاکستان هستی،

380
00:36:31,163 --> 00:36:33,662
‫و دستور جلسه‌ی این اجلاس ایمنی و امنیته.

381
00:36:33,954 --> 00:36:36,079
‫و تو مسئولی. یالا. بجنب.

382
00:36:40,621 --> 00:36:41,454
‫شاهین.

383
00:36:42,496 --> 00:36:43,954
‫هیئت نمایندگان هند کِی می‌رسن؟

384
00:36:45,037 --> 00:36:45,987
‫لطفا منو در جریان بذار.

385
00:36:46,037 --> 00:36:47,121
‫چشم.

386
00:36:47,954 --> 00:36:50,787
‫شاهین، این شماره اتاق ماموران ما
‫و ماموران شاخه‌ تحقیقات و تحلیله.

387
00:36:50,996 --> 00:36:52,037
‫شاید این لازمت بشه.

388
00:36:52,454 --> 00:36:54,121
‫یه کپی دارم. ممنون.

389
00:36:59,329 --> 00:37:00,454
‫چقدر بزدل!

390
00:37:01,829 --> 00:37:05,204
‫باید واسه ژنرال ریبریوی هندی
‫تدارک یه مراسم ختم داده بشه.

391
00:37:09,454 --> 00:37:10,329
‫منظور؟

392
00:37:10,537 --> 00:37:12,579
‫هندی‌ها در کارگیل چند تا از افراد ما رو کشتن؟

393
00:37:15,079 --> 00:37:17,912
‫زیاد. نمی‌تونیم به دنیا اعلام کنیم چند نفر.

394
00:37:19,329 --> 00:37:22,079
‫امروز قراره جلوی همون هند وایستیم
‫و واسه صلح التماس کنیم.

395
00:37:24,579 --> 00:37:26,204
‫جلوی دشمن زانو بزنیم.

396
00:37:26,746 --> 00:37:29,121
‫توی دیپلماسی مدرن بهش میگن اجلاس صلح، زویا.

397
00:37:30,746 --> 00:37:32,662
‫ولی من قصد ندارم زانو بزنم.

398
00:37:34,621 --> 00:37:37,954
‫رئیس شاخه تحقیقات و تحلیل هند
‫و ژنرال ریبریو دو ساعت دیگه می‌رسن.

399
00:37:38,371 --> 00:37:39,662
‫اینجا در خیابون فرایونگ.

400
00:37:40,246 --> 00:37:42,079
‫در هوای پاک اروپا،

401
00:37:42,662 --> 00:37:44,621
‫ژنرال ریبریو آخرین نفس‌هاش رو می‌کشه.

402
00:37:48,246 --> 00:37:50,162
‫تو اونو می‌کشی، زویا.

403
00:37:51,621 --> 00:37:52,829
‫اگه داری شوخی می‌کنی،

404
00:37:54,204 --> 00:37:56,121
‫خیلی بی‌مزه‌ست.

405
00:37:57,912 --> 00:37:59,037
‫اگه شوخی نباشه چی؟

406
00:38:02,579 --> 00:38:03,621
‫اگه شوخی نباشه،

407
00:38:06,371 --> 00:38:07,787
‫باید جلوت رو بگیرم.

408
00:38:14,537 --> 00:38:15,746
‫زویا نزار.

409
00:38:18,579 --> 00:38:19,787
‫بهترین مامورم.

410
00:38:21,871 --> 00:38:22,871
‫در مقابل من؟

411
00:38:24,621 --> 00:38:26,954
‫شاید هیچ وقت مربی‌ای بهتر از تو نداشتم.

412
00:38:29,912 --> 00:38:30,996
‫ولی مامور تو نیستم،

413
00:38:32,412 --> 00:38:33,704
‫مامور پاکستانم.

414
00:38:35,454 --> 00:38:39,204
‫هر کسی که سر راه صلح پاکستان قرار بگیره،

415
00:38:40,662 --> 00:38:41,704
‫من جلوش رو می‌گیرم.

416
00:38:45,412 --> 00:38:46,246
‫خیلی خب!

417
00:38:48,371 --> 00:38:51,829
‫بیا ببینیم مربیت چقدر چیزی یادت داده.

418
00:38:58,454 --> 00:39:00,079
‫زویا رو به اتاقش ببرین.

419
00:39:00,371 --> 00:39:01,829
‫حق برقراری هیچ گونه تماس و ارتباطی نداره.

420
00:39:02,746 --> 00:39:04,454
‫علامت "مزاحم نشوید" رو روی در اتاق بذارین.

421
00:39:05,621 --> 00:39:07,329
‫در کمال آرامش در حالی که

422
00:39:08,454 --> 00:39:11,454
‫مراسم ختم ژنرال ریبریو رو
‫از تلویزیون تماشا می‌کنیم، حرف می‌زنیم.

423
00:39:26,579 --> 00:39:28,829
‫نقشه‌ات به موافقت زویا وابسته نیست.

424
00:39:31,121 --> 00:39:32,371
‫من می‌تونم تنهایی کار رو انجام بدم.

425
00:39:34,662 --> 00:39:35,787
‫فقط تو نیستی، شاهین.

426
00:39:37,496 --> 00:39:39,037
‫می‌دونی که نمی‌تونم تو رو بفرستم.

427
00:39:40,996 --> 00:39:41,954
‫عزیزم.

428
00:39:45,454 --> 00:39:48,246
‫حتی بچه‌ی متولدنشده‌مون واسه کشور می‌جنگه.

429
00:39:49,704 --> 00:39:52,371
‫خدا چه هدیه‌ی بهتری می‌تونه بهمون بده؟

430
00:39:54,579 --> 00:39:55,537
‫من انجامش میدم.

431
00:39:55,996 --> 00:39:57,945
‫شاهین راهی خیابون فرایونگ شد.

432
00:39:57,995 --> 00:39:59,779
‫ولی من فراموش کردم

433
00:39:59,829 --> 00:40:01,537
‫پری پاکستانی کشته شد.

434
00:40:02,370 --> 00:40:03,412
‫اگه مربی ماهر باشه،

435
00:40:04,162 --> 00:40:05,704
‫شاگرد قطعا ازش یاد می‌گیره.

436
00:40:06,412 --> 00:40:09,204
‫اون اتاق یکی از نمایندگان هند رو گرفت

437
00:40:09,704 --> 00:40:13,412
‫و به یه پرنده‌ی آزاد هندی متصل شد.

438
00:40:15,454 --> 00:40:16,412
‫الو؟

439
00:40:16,579 --> 00:40:18,412
‫در کمال آرامش در حالی که

440
00:40:19,370 --> 00:40:22,454
‫مراسم ختم ژنرال ریبریو رو
‫از تلویزیون تماشا می‌کنیم، حرف می‌زنیم.

441
00:40:27,120 --> 00:40:28,454
‫امنیت به خطر افتاده.

442
00:40:28,787 --> 00:40:29,787
‫فورا ماشین رو بیار!

443
00:40:30,037 --> 00:40:31,412
‫همین الان به ژنرال خبر بده.

444
00:41:08,829 --> 00:41:10,704
‫خیابون‌ رو تخلیه کنین!

445
00:41:55,037 --> 00:41:58,320
‫الان شنیدیم که ژنرال ریبریو صحیح و سالمه.

446
00:41:58,370 --> 00:42:01,695
‫فعلا مهاجم شناسایی نشده،

447
00:42:01,745 --> 00:42:05,362
‫گرچه به احتمال زیاد یا مامور شاخه تحقیقات و تحلیله
‫و یا مامور سازمان اطلاعات نظامی پاکستانه.

448
00:42:05,412 --> 00:42:08,695
‫طبق گفته‌ی منابع غیررسمی‌مون،

449
00:42:08,745 --> 00:42:11,445
‫این احتمالا یه کار داخلیه.

450
00:42:11,495 --> 00:42:14,745
‫به محض اینکه از جزئیات بیشتری مطلع بشیم
‫خبر میدیم.

451
00:42:17,829 --> 00:42:19,120
‫به جای من کی رو فرستادی؟

452
00:42:23,162 --> 00:42:24,162
‫دستبندش رو باز کن.

453
00:42:30,245 --> 00:42:33,870
‫سرهنگ ریاض به زودی زنگ می‌زنه.

454
00:42:34,829 --> 00:42:36,120
‫بازجویی داخلی انجام میشه.

455
00:42:37,079 --> 00:42:38,245
‫برای من دادگاه نظامی تشکیل میشه.

456
00:42:41,370 --> 00:42:43,787
‫یادتون باشه! هیچ کدوم از شما دخیل نبودین.

457
00:42:47,370 --> 00:42:48,287
‫بهم دستبند بزن.

458
00:42:51,704 --> 00:42:52,579
‫این یه دستوره.

459
00:42:55,037 --> 00:42:55,995
‫یالا!

460
00:43:02,495 --> 00:43:04,079
‫اگه متوجه اشتباهت شدی،

461
00:43:05,204 --> 00:43:06,995
‫من با سرهنگ ریاض صحبت می‌کنم.

462
00:43:08,912 --> 00:43:10,704
‫هنوزم می‌تونیم اجلاس صلح رو نجات بدیم.

463
00:43:11,245 --> 00:43:12,912
‫کار به دادگاه نظامی نمی‌کشه.

464
00:43:20,870 --> 00:43:22,162
‫متوجه اشتباهم شدم؟

465
00:43:41,537 --> 00:43:43,287
‫تو متوجهی چه اشتباهی کردی؟

466
00:43:44,162 --> 00:43:45,078
‫ها، زویا؟

467
00:43:45,287 --> 00:43:47,537
‫شاهین مُرده.

468
00:43:50,203 --> 00:43:51,453
‫اون ماموری بود که به جات رفت.

469
00:43:54,245 --> 00:43:56,328
‫اون با بچه‌ی تو شکمش مُرد.

470
00:43:59,703 --> 00:44:01,287
‫تقصیر توئه.

471
00:44:01,912 --> 00:44:02,953
‫اگه همش تقصیر منه،

472
00:44:04,037 --> 00:44:05,620
‫واسه چی داری تسلیم میشی؟

473
00:44:06,412 --> 00:44:07,412
‫تو متوجه نمیشی.

474
00:44:08,078 --> 00:44:09,412
‫خانواده‌ای نداری.

475
00:44:12,745 --> 00:44:13,703
‫تو...

476
00:44:15,078 --> 00:44:16,078
‫خانواده‌ی من بودی.

477
00:44:45,953 --> 00:44:47,412
‫به اجلاس صلح خوش اومدی!

478
00:44:48,620 --> 00:44:49,662
‫آتیش رحمان.

479
00:45:01,453 --> 00:45:03,870
‫ژنرال، خیلی ممنونم

480
00:45:04,870 --> 00:45:08,287
‫که هند هویت مامورمون رو به مطبوعات نگفت.

481
00:45:08,662 --> 00:45:11,245
‫اجلاس صلح باید طبق برنامه پیش بره.

482
00:45:11,745 --> 00:45:14,245
‫من اطمینان میدم پاکستان دنبال صلحه‌.

483
00:45:14,745 --> 00:45:18,328
‫اونایی که می‌خوان پایان رابطه‌ی
‫هند و پاکستان رو ببینن

484
00:45:18,745 --> 00:45:21,828
‫مجازاتی بدتر از مرگ نصیب‌شون میشه.

485
00:45:31,495 --> 00:45:33,162
‫من همه چیزم رو به کشورم دادم.

486
00:45:34,703 --> 00:45:36,787
‫و کشورم همه چیزم رو ازم گرفت.

487
00:45:38,287 --> 00:45:39,328
‫عزتم.

488
00:45:40,453 --> 00:45:41,412
‫عشقم.

489
00:45:43,037 --> 00:45:43,995
‫بچه‌ام.

490
00:45:49,328 --> 00:45:50,995
‫واسه چی قیافه‌ی جدی به خودت گرفتی، تایگر؟

491
00:45:52,370 --> 00:45:54,620
‫به هر حال به لطف من
‫با همسر آینده‌ات آشنا شدی.

492
00:45:56,578 --> 00:45:57,495
‫خیلی خب!

493
00:45:57,745 --> 00:45:58,995
‫بعدا گذرتون به هم خورد،
‫و اونجا همدیگه رو ندیدین.

494
00:46:00,703 --> 00:46:03,787
‫اما بالاخره که با هم آشنا شدین.

495
00:46:04,162 --> 00:46:05,453
‫ممنون که ما رو به هم معرفی کردی.

496
00:46:06,203 --> 00:46:07,870
‫تو قبلا ازم تشکر کردی، تایگر...

497
00:46:08,495 --> 00:46:11,078
‫وقتی شاهین و فرزند متولدنشده‌ام رو ازم گرفتی.

498
00:46:13,120 --> 00:46:14,203
‫یه ضرب.

499
00:46:16,745 --> 00:46:17,828
‫منم بگم، تایگر؟

500
00:46:19,245 --> 00:46:20,203
‫تشکر کنم؟

501
00:46:21,912 --> 00:46:22,787
‫اینجا؟

502
00:46:23,578 --> 00:46:24,495
‫همین الان؟

503
00:46:25,453 --> 00:46:26,537
‫یه ضرب؟

504
00:46:30,203 --> 00:46:31,870
‫جونیور هرگز به تو آسیبی نرسونده.

505
00:46:32,287 --> 00:46:34,120
‫اون آمپول رو بهش بزن. خواهش می‌کنم!

506
00:46:36,245 --> 00:46:39,453
‫تایگر، چیزی راجع به عامل اعصاب سارین شنیدی؟

507
00:46:43,245 --> 00:46:44,537
‫خیلی چیز عجیبیه!

508
00:46:46,162 --> 00:46:48,245
‫وقتی وارد خون بشه،

509
00:46:49,037 --> 00:46:51,870
‫هر ۲۴ ساعت باید بهت تزریق بشه.

510
00:46:52,703 --> 00:46:55,661
‫این آمپولیه که دکتر هافمن به جونیور می‌زد.

511
00:46:56,370 --> 00:46:57,828
‫چیزی راجع بهش نشنیدی؟ ولش کن.

512
00:46:58,411 --> 00:46:59,411
‫جونیور همه چی رو راجع بهش بهت میگه...

513
00:47:01,036 --> 00:47:02,120
‫البته اگه زنده بمونه.

514
00:47:03,786 --> 00:47:06,661
‫اگه دکتر آمپول رو بهش بزنه.

515
00:47:09,953 --> 00:47:11,453
‫و اگه کاری که میگم رو بکنی.

516
00:47:11,953 --> 00:47:12,870
‫هر کاری بگی من انجام میدم.

517
00:47:13,495 --> 00:47:14,411
‫تنهایی.

518
00:47:15,328 --> 00:47:16,536
‫تایگر هرگز قبول نمی‌کنه.

519
00:47:17,495 --> 00:47:18,411
‫نه، زویا.

520
00:47:18,661 --> 00:47:21,078
‫ببین، باید با هم این کار رو بکنین.

521
00:47:22,661 --> 00:47:23,536
‫کار من.

522
00:47:24,370 --> 00:47:25,453
‫یا تابوت جونیور.

523
00:47:25,995 --> 00:47:26,953
‫کارت چیه؟

524
00:47:28,036 --> 00:47:29,453
‫آمپول رو به جونیور بزن.

525
00:47:30,203 --> 00:47:31,161
‫من انجامش میدم.

526
00:47:37,245 --> 00:47:38,161
‫خب، تایگر...

527
00:47:40,245 --> 00:47:41,203
‫پس قبوله؟

528
00:47:44,536 --> 00:47:45,495
‫قبوله.

529
00:47:48,120 --> 00:47:49,078
‫قبوله.

530
00:47:50,786 --> 00:47:51,786
‫الحمدالله.

531
00:47:53,453 --> 00:47:54,495
‫دوباره با هم ازدواج کردین!

532
00:47:59,495 --> 00:48:01,870
‫[دهلی نو، هند]

533
00:48:03,786 --> 00:48:04,828
‫کدوم رو ببرم؟

534
00:48:05,828 --> 00:48:07,745
‫قرمز؟ نه، قرمز نه.

535
00:48:08,286 --> 00:48:11,911
‫سبز؟ آبی؟

536
00:48:12,453 --> 00:48:13,411
‫مشکی رو ببر.

537
00:48:14,911 --> 00:48:15,911
‫نه، مشکی رو نبر.

538
00:48:16,745 --> 00:48:17,703
‫امروز شنبه‌ست.

539
00:48:17,828 --> 00:48:19,411
‫مشکی می‌تونه بدشانسی بیاره.

540
00:48:20,453 --> 00:48:21,453
‫بذار من انجامش بدم.

541
00:48:26,911 --> 00:48:28,036
‫هنوز منفجر نشده؟

542
00:48:29,036 --> 00:48:30,786
‫راکش، تو واقعا نوبری!

543
00:48:31,203 --> 00:48:34,620
‫به یه مامور شاخه تحقیقات و تحلیل گفتی
‫کولرت رو درست کنه و یکی هم برات غذا بیاره.

544
00:48:34,995 --> 00:48:36,870
‫من به خانم منون شکایت می‌کنم.

545
00:48:37,578 --> 00:48:38,870
‫اون چهار بار اینجا بهم زنگ زد.

546
00:48:39,078 --> 00:48:40,745
‫من برترین متخصص شاخه تحقیقات و تحلیلم،

547
00:48:41,036 --> 00:48:42,620
‫نه برقکار محلیت.

548
00:48:42,995 --> 00:48:43,995
‫یه خرده احترام بذار!

549
00:48:44,328 --> 00:48:45,578
‫و کولر لعنتیت؟

550
00:48:45,870 --> 00:48:46,995
‫اون هرگز درست نمیشه!

551
00:48:47,328 --> 00:48:48,111
‫یه فکری.

552
00:48:48,161 --> 00:48:52,278
‫کولر رو بفروش و یه بادبزن گنده برای خودت بخر.

553
00:48:52,328 --> 00:48:53,745
‫اونجوری یه نسیم خنک حس می‌کنی.

554
00:49:02,536 --> 00:49:03,495
‫بله؟

555
00:49:05,995 --> 00:49:06,953
‫تایگر؟

556
00:49:07,370 --> 00:49:08,786
‫شماره‌ات رو بده.

557
00:49:08,953 --> 00:49:11,245
‫فکر کردم مامور بیمه زنگ زده.

558
00:49:11,536 --> 00:49:12,786
‫می‌خوام راجع به بیمه صحبت کنم.

559
00:49:13,495 --> 00:49:15,161
‫نه واسه پوشش تو،

560
00:49:15,661 --> 00:49:16,703
‫واسه پوشش خودم.

561
00:49:17,245 --> 00:49:18,411
‫راکش، یه ماموریتی هست.

562
00:49:18,745 --> 00:49:19,870
‫بهت نیاز دارم.

563
00:49:20,661 --> 00:49:21,578
‫واسه شاخه تحقیقات و تحلیل نیست.

564
00:49:22,328 --> 00:49:23,203
‫شخصیه.

565
00:49:25,495 --> 00:49:26,703
‫تا حالا بهت جواب رد دادم، قربان؟

566
00:49:27,245 --> 00:49:28,203
‫بهش فکر کن.

567
00:49:28,536 --> 00:49:31,870
‫ممکنه بی‌دلیل کارت رو از دست بدی.

568
00:49:32,036 --> 00:49:33,703
‫شما هیچ وقت بی‌دلیل زنگ نمی‌زنی، قربان.

569
00:49:34,620 --> 00:49:36,578
‫بگو، قربان. کجا باید بیام؟

570
00:49:36,911 --> 00:49:38,161
‫و چه مدت؟

571
00:49:38,828 --> 00:49:40,870
‫می‌خوام ببینم چقدر لباس بردارم.

572
00:49:41,703 --> 00:49:42,828
‫ممنون، راکش.

573
00:49:45,078 --> 00:49:47,661
‫[استانبول، ترکیه]

574
00:50:14,786 --> 00:50:15,828
‫راکش!

575
00:50:18,870 --> 00:50:20,120
‫آماده‌ی انجام وظیفه‌ام، قربان.

576
00:50:26,494 --> 00:50:28,411
‫قربان، بهشون گفتم نیان.

577
00:50:28,828 --> 00:50:29,953
‫ولی اونا خیلی لجوج هستن.

578
00:50:31,369 --> 00:50:32,286
‫حرف بزن، مرد جوون!

579
00:50:33,994 --> 00:50:35,236
‫قربان، ما ماموران شاخه تحقیقات و تحلیل هستیم.

580
00:50:35,286 --> 00:50:37,703
‫چطور می‌تونیم ماموریتی با شما رو از دست بدیم؟

581
00:50:38,203 --> 00:50:40,328
‫مثل این می‌مونه بری آی‌تی‌او در دهلی
‫ولی چولی-کولچی نخوری.

582
00:50:41,119 --> 00:50:42,244
‫اصلا ضدحاله، قربان!

583
00:50:45,161 --> 00:50:48,536
‫اسمش رو اجلاس سه‌گانه‌ی پاکستان-چین-ترکیه گذاشتن.

584
00:50:48,786 --> 00:50:50,661
‫ترکیه مسئول برقراری امنیت اجلاسه.

585
00:50:51,078 --> 00:50:54,661
‫همه چی به خاطر کیفه.

586
00:50:55,119 --> 00:50:59,828
‫امروز با تیم پیشرفته‌ی نظامی ژنرال زیمو از چین اومد.

587
00:51:03,661 --> 00:51:04,911
‫ژنرال زیمو.

588
00:51:08,244 --> 00:51:12,161
‫اون مبارزه‌ی تن به تن به ارتش چین آموزش میده.

589
00:51:12,291 --> 00:51:13,666
‫این خانم به مردها مبارزه کردن یاد میده.

590
00:51:13,828 --> 00:51:15,619
‫به خدا اون دختر بروس لیه!

591
00:51:16,703 --> 00:51:17,994
‫بیشتر میشه گفت مامان‌بزرگشه!

592
00:51:18,286 --> 00:51:21,078
‫مامان‌بزرگ مستقیم از فرودگاه
‫به برج نظامی مرکزی رفت.

593
00:51:21,286 --> 00:51:24,494
‫امن‌ترین گاوصندوق ترکیه در زیرزمین اون برجه.

594
00:51:24,744 --> 00:51:28,278
‫کیف تا جلسه‌ی فردا توی گاوصندوق می‌مونه.

595
00:51:28,328 --> 00:51:31,661
‫گاوصندوق یه کمد ساده نیست.
‫اسکن عنبیه‌ی چشم داره.

596
00:51:31,994 --> 00:51:35,911
‫الگوریتم دیجیتال عنبیه‌ی چشم ژنرال زیمو
‫براش تعریف شده.

597
00:51:36,161 --> 00:51:39,869
‫فقط یه گاوصندوق نیست، غار علی باباست.

598
00:51:40,203 --> 00:51:42,203
‫حتی اگه وارد غار علی بابا بشیم،

599
00:51:42,744 --> 00:51:43,869
‫راز "باز کردن کنجد"

600
00:51:44,869 --> 00:51:46,203
‫توی چشم مامان‌بزرگه.

601
00:51:46,328 --> 00:51:47,786
‫می‌تونیم چشم‌هاش رو کپی کنیم، قربان.

602
00:51:48,369 --> 00:51:50,578
‫این اسکنر عنبیه‌ست.

603
00:51:50,869 --> 00:51:53,944
‫اگه چشم‌های مامان‌بزرگ رو اسکن کنیم

604
00:51:53,994 --> 00:51:55,953
‫اون وقت میشه کنجد رو باز کرد.

605
00:51:56,661 --> 00:51:58,161
‫بچه‌ها، چه جوری واسه این کارها وقت پیدا کنیم؟

606
00:51:58,786 --> 00:52:00,494
‫فردا کیف مبادله میشه.

607
00:52:00,703 --> 00:52:04,786
‫قبلش تیم‌های چینی و پاکستانی توی پایگاه هستن.

608
00:52:05,119 --> 00:52:07,036
‫فقط ۱۶ ساعت وقت داریم.

609
00:52:07,411 --> 00:52:10,078
‫راستش، ۱۵ ساعت و ۴۰ دقیقه.

610
00:52:11,286 --> 00:52:12,786
‫جدا میشیم.

611
00:52:14,161 --> 00:52:16,286
‫زویا به چشم مامان‌بزرگ رسیدگی می‌کنه.

612
00:52:17,411 --> 00:52:19,244
‫و من میرم پایگاه

613
00:52:20,244 --> 00:52:21,453
‫پیش چهل دزد.

614
00:52:22,286 --> 00:52:24,453
‫مامان‌بزرگ فردا قراره بره حموم عمومی.

615
00:52:27,161 --> 00:52:29,078
‫تو باید باهاش بری حموم.

616
00:53:47,827 --> 00:53:48,652
‫حق با توئه.

617
00:53:48,702 --> 00:53:51,452
‫هرگز به گاو نر پرچم قرمز نشون نده.

618
00:53:52,452 --> 00:53:54,202
‫امروز غریبه‌ها اجازه نداشتن بیان اینجا.

619
00:53:54,786 --> 00:53:56,911
‫پس تو کدوم خری هستی؟

620
00:54:44,161 --> 00:54:47,161
‫راکش، من بالای غار علی بابا وایستادم.

621
00:54:47,911 --> 00:54:48,869
‫زویا کجاست؟

622
00:54:50,369 --> 00:54:51,744
‫اسکن رو برام بفرست.

623
00:55:00,035 --> 00:55:01,202
‫اسکن دیجیتالی آپلود شد.

624
00:55:22,202 --> 00:55:23,744
‫پل حلیک. فورا!

625
00:55:36,244 --> 00:55:38,619
‫یالا اونو دستگیر کنین.

626
00:55:39,660 --> 00:55:41,285
‫اونو به پایگاه مرکزی ببرین.

627
00:55:45,869 --> 00:55:46,869
‫تسلیم شو!

628
00:55:47,244 --> 00:55:48,494
‫تسلیم شو! تکون نخور.

629
00:55:50,244 --> 00:55:52,827
‫دست‌ها بالا، وگرنه شلیک می‌کنیم!

630
00:56:31,119 --> 00:56:32,160
‫تایگر، این...

631
00:56:34,869 --> 00:56:37,452
‫اومدن بهم خوشامد بگن!

632
00:56:37,744 --> 00:56:39,077
‫ولی کی بهشون خبر داد؟

633
00:56:41,619 --> 00:56:43,369
‫شلیک نکنین. اونو زنده می‌خوایم.

634
00:56:47,702 --> 00:56:50,160
‫فورا از ماشین پیاده شو!

635
00:56:50,535 --> 00:56:51,535
‫همین حالا!

636
00:56:53,660 --> 00:56:54,827
‫دنبالش برین!

637
00:57:11,452 --> 00:57:12,869
‫مظنون داره وارد تونل میشه.

638
00:57:17,160 --> 00:57:18,202
‫کیف رو بردار و فرار کن.

639
00:57:20,452 --> 00:57:21,785
‫تا اونا منو بگیرن...

640
00:57:23,827 --> 00:57:25,035
‫تو پیش زویا می‌رسی.

641
00:57:31,869 --> 00:57:33,277
‫تایگر، من تنهات نمیذارم.

642
00:57:33,327 --> 00:57:35,952
‫کیف رو به زویا برسون. کاران، برو!

643
00:57:57,368 --> 00:57:58,535
‫یکی نقشه‌مون رو لو داد.

644
00:57:58,785 --> 00:58:00,077
‫اونا می‌دونستن ما میایم‌.

645
00:58:00,785 --> 00:58:01,785
‫پلیس ترکیه!

646
00:58:02,285 --> 00:58:05,068
‫یه جوخه‌ی کامل و هلیکوپتر منتظرمون بود.

647
00:58:05,118 --> 00:58:08,452
‫نصیحت منو گوش کنین.
‫کیف رو به پلیس ترکیه بدین.

648
00:58:08,660 --> 00:58:10,243
‫تایگر مقصر میشه.

649
00:58:22,993 --> 00:58:25,493
‫اون داره از جای کاخ توپکاپی رد میشه.

650
00:58:27,368 --> 00:58:28,743
‫توی این کیف چیه؟

651
00:58:32,993 --> 00:58:35,118
‫هی، زویا!

652
00:58:36,535 --> 00:58:37,827
‫بهتره ندونیم.

653
00:58:38,452 --> 00:58:39,493
‫به خاطر همه‌مون.

654
00:58:48,785 --> 00:58:49,910
‫الان وقت واسه توضیح نیست.

655
00:58:50,202 --> 00:58:51,493
‫به موقعش متوجه میشین.

656
00:58:54,202 --> 00:58:55,577
‫جون تایگر در خطره!

657
00:58:56,702 --> 00:58:58,535
‫جون تایگر به این کیف وابسته‌ست.

658
00:59:01,827 --> 00:59:03,577
‫به نظرت زویا به تایگر خیانت کرد؟

659
00:59:05,660 --> 00:59:06,493
‫نه.

660
00:59:06,618 --> 00:59:10,452
‫تایگر و زویا به ما ۳ تا خیانت کردن.

661
00:59:40,077 --> 00:59:41,535
‫هیچ کس شلیک نکنه!

662
00:59:41,743 --> 00:59:43,577
‫اونو زنده می‌خوایم. تکرار می‌کنم...

663
00:59:43,910 --> 00:59:45,368
‫از خودرو پیاده شو!

664
00:59:45,910 --> 00:59:47,535
‫دست‌ها بالا!

665
00:59:48,077 --> 00:59:51,285
‫از خودرو پیاده شو! فورا پیاده شو!

666
00:59:56,827 --> 00:59:58,327
‫دست‌ها بالا!

667
01:00:00,743 --> 01:00:02,327
‫دست‌ها بالا!

668
01:00:13,327 --> 01:00:15,077
‫بشین!

669
01:00:23,368 --> 01:00:25,827
‫فورا بشین!

670
01:01:17,618 --> 01:01:19,451
‫پس تو به پلیس ترکیه اطلاع دادی.

671
01:01:21,576 --> 01:01:22,451
‫چرا؟

672
01:01:25,701 --> 01:01:27,076
‫ممکن بود تایگر رو بکشن.

673
01:01:27,368 --> 01:01:28,410
‫می‌دونی چرا نکشتن؟

674
01:01:29,618 --> 01:01:32,285
‫چون خیانت واسه یه مامور بدتر از مرگه، زویا.

675
01:01:34,451 --> 01:01:37,285
‫تنها دلیلی که هنوز زنده‌ای
‫به خاطر اینه که دختر جناب نزاری.

676
01:01:38,368 --> 01:01:39,368
‫اینو فراموش نکن.

677
01:01:42,743 --> 01:01:43,660
‫کیف.

678
01:01:47,201 --> 01:01:48,118
‫جونیور؟

679
01:01:58,993 --> 01:02:00,326
‫من سر حرفم هستم.

680
01:02:01,451 --> 01:02:02,701
‫پادزهر بهش داده شد.

681
01:02:04,660 --> 01:02:06,660
‫جونیور دیگه به آمپول نیازی نداره.

682
01:02:08,618 --> 01:02:11,660
‫اگه بابام امروز زنده بود، حالش ازت به هم می‌خورد.

683
01:02:13,868 --> 01:02:14,951
‫ولی مُرده.

684
01:02:15,785 --> 01:02:17,493
‫پس من باید کارش رو انجام بدم.

685
01:02:20,160 --> 01:02:21,368
‫من شکارت می‌کنم.

686
01:02:24,868 --> 01:02:26,368
‫بهترین مامورم در مقابل من!

687
01:02:27,868 --> 01:02:28,826
‫دوباره.

688
01:02:30,910 --> 01:02:31,951
‫بگو ببینم، زویا.

689
01:02:32,993 --> 01:02:33,993
‫کِی می‌خوای منو بکشی؟

690
01:02:35,493 --> 01:02:37,243
‫قبل از نجات تایگر،

691
01:02:38,618 --> 01:02:39,618
‫یا بعدش؟

692
01:02:41,285 --> 01:02:43,035
‫نمی‌دونی توی این کیف چیه، نه؟

693
01:02:44,076 --> 01:02:46,235
‫اون موشک‌های اتمی زیردریایی

694
01:02:46,285 --> 01:02:48,160
‫که‌ پاکستان اخیرا از چین گرفت رو یادته؟

695
01:02:49,535 --> 01:02:51,368
‫این کدهای لینک فعال‌سازی رو داره.

696
01:02:52,576 --> 01:02:53,493
‫کد لینک فعال‌سازی.

697
01:02:53,910 --> 01:02:56,076
‫موشک‌ها بدون این کدها قابل شلیک نیستن.

698
01:02:56,535 --> 01:02:58,326
‫تو و تایگر با هم اونا رو دزدیدین.

699
01:02:58,951 --> 01:03:00,701
‫پاکستان فکر می‌کنه واسه هند این کار رو کردین.

700
01:03:02,493 --> 01:03:03,993
‫الان دیگه کاری ازت ساخته نیست، زویا.

701
01:03:04,410 --> 01:03:06,743
‫دیگه نه هند و نه پاکستان بهت اعتماد نمی‌کنن.

702
01:03:07,535 --> 01:03:08,618
‫حق انتخابت ساده‌ست.

703
01:03:09,951 --> 01:03:13,326
‫ترجیح میدی شاخه تحقیقات و تحلیل تو رو بکشه،
‫یا سازمان اطلاعات نظامی پاکستان؟

704
01:03:16,243 --> 01:03:17,868
‫زویا، با سرقت کد‌های لینک فعال‌سازی،

705
01:03:18,493 --> 01:03:21,410
‫تو چهره‌ی یه دشمن جدید رو به هند و پاکستان دادی.

706
01:03:23,785 --> 01:03:24,868
‫چهره‌ی تایگر رو.

707
01:03:28,535 --> 01:03:29,576
‫تو چهره‌اش رو بهشون دادی،

708
01:03:30,493 --> 01:03:32,201
‫حالا پاکستان سرش رو می‌زنه.

709
01:03:44,201 --> 01:03:45,201
‫بابا کجاست؟

710
01:03:53,118 --> 01:03:55,701
‫[پایگاه هوایی ارتش اسلام آباد، پاکستان]

711
01:04:01,201 --> 01:04:04,193
‫خائن هندی حین ارتکاب جرم دستگیر شد.

712
01:04:04,243 --> 01:04:07,276
‫اقدامات خائن به کارگیل ۲ منجر میشه؟

713
01:04:07,326 --> 01:04:09,901
‫نقشه‌ی هنده؟ یا نقشه‌ی خائنه؟

714
01:04:09,951 --> 01:04:12,951
‫همدستان تایگر و کدهای لینک فعال‌سازی هنوز پیدا نشدن.

715
01:04:13,076 --> 01:04:14,693
‫همدستان اون فرار کردن.

716
01:04:14,743 --> 01:04:16,693
‫ولی ارتش ترکیه تایگر رو گرفتن.

717
01:04:16,743 --> 01:04:18,818
‫به لطف پیمان استرداد،

718
01:04:18,868 --> 01:04:20,993
‫اون به پاکستان تحویل داده شد.

719
01:04:40,493 --> 01:04:43,276
‫نقشه‌ی خرابکاری قدرت اتمی پاکستان افشا شده.

720
01:04:43,326 --> 01:04:46,234
‫تیم تایگر و کدهای لینک فعال‌سازی هنوز پیدا نشدن.

721
01:04:46,284 --> 01:04:50,693
‫حتی ممکنه هند هم ندونه مامور تایگر خائنه.

722
01:04:50,743 --> 01:04:52,984
‫ارتش ترکیه تایگر رو حین سرقت

723
01:04:53,034 --> 01:04:55,743
‫کدهای لینک فعال‌سازی
‫سلاح‌های اتمی پاکستان دستگیر کرد.

724
01:04:56,284 --> 01:04:57,243
‫خواهیم دید

725
01:04:57,493 --> 01:05:01,784
‫حکومت پاکستان با خائن هندی چیکار می‌کنه.

726
01:05:28,951 --> 01:05:32,534
‫[زندان ارتش، پاکستان]

727
01:05:42,659 --> 01:05:44,618
‫باید از ما تشکر کنی.

728
01:05:45,118 --> 01:05:46,401
‫مجازات شدن در پاکستان

729
01:05:46,451 --> 01:05:49,409
‫بهتر از اینه که تو هند
‫یه خائن بی‌شرف شناخته بشی.

730
01:06:01,326 --> 01:06:02,618
‫اون داره ستاره‌ها رو می‌بینه، قربان.

731
01:06:03,243 --> 01:06:05,159
‫یه کم دیگه ادامه پیدا کنه، تست میشه.

732
01:06:05,701 --> 01:06:07,201
‫شکیل!

733
01:06:08,326 --> 01:06:09,409
‫تا وقتی دو طرف نون رو

734
01:06:11,284 --> 01:06:13,784
‫تست نکنی،

735
01:06:16,909 --> 01:06:18,993
‫خوشمزه نمیشه.

736
01:06:23,409 --> 01:06:25,659
‫[پایگاه مرکزی شاخه تحقیقات و تحلیل، دهلی نو]

737
01:06:28,743 --> 01:06:30,951
‫دو طرف نون رو کره می‌زنی یا یه طرف؟

738
01:06:34,159 --> 01:06:37,618
‫من تا حالا حموم ترکی نرفتم.

739
01:06:39,368 --> 01:06:40,368
‫چه جوریه؟

740
01:06:40,868 --> 01:06:44,951
‫یعنی میگم، صابون خودت رو می‌بری،
‫یا از صابون اونا استفاده می‌کنی؟

741
01:06:47,451 --> 01:06:48,409
‫زندان تیهار.

742
01:06:49,576 --> 01:06:52,034
‫اونجا هر زندانی یه قالب صابون داره.

743
01:06:55,118 --> 01:06:56,243
‫زندان یروادا.

744
01:06:58,034 --> 01:07:01,868
‫اونجا از یه صابون واسه حموم
‫و لباس شستن استفاده میشه.

745
01:07:02,118 --> 01:07:02,943
‫[پایگاه مرکزی سازمان اطلاعات نظامی، پاکستان]

746
01:07:02,993 --> 01:07:06,409
‫ما زمانی حق انتخابی بین عشق و کشور رو داشتیم.

747
01:07:07,451 --> 01:07:08,576
‫زویا عشق رو انتخاب کرد.

748
01:07:10,993 --> 01:07:12,034
‫ما گذاشتیم بره.

749
01:07:14,576 --> 01:07:16,493
‫حالا وقت انتخاب جناحه.

750
01:07:17,076 --> 01:07:18,243
‫به خاطر پاکستان.

751
01:07:19,368 --> 01:07:22,784
‫اداره یه پرونده‌ی تحقیقاتی علیه شما ۳ تا باز کرده.

752
01:07:23,826 --> 01:07:28,909
‫اگه نمی‌خواین واسه ۲ ماه
‫فقط یه قالب صابون داشته باشین،

753
01:07:29,784 --> 01:07:30,826
‫فقط یه راه هست.

754
01:07:33,118 --> 01:07:35,784
‫زویا و کدهای لینک فعال‌سازی.

755
01:07:36,368 --> 01:07:37,493
‫اون کدهای لینک فعال‌سازی رو پیدا کنین.

756
01:07:37,826 --> 01:07:38,868
‫به هر قیمتی شده.

757
01:07:39,993 --> 01:07:40,993
‫و اگه زویا...

758
01:07:43,368 --> 01:07:45,701
‫مامور خائن هیچ ارزشی نداره، آبرار.

759
01:07:47,368 --> 01:07:50,826
‫محبوبیت حکومت نخست وزیر ارانی رو به کاهشه.

760
01:07:51,159 --> 01:07:54,326
‫سوالی که همه از نخست وزیر دارن اینه که

761
01:07:54,493 --> 01:07:58,076
‫آیا تایگر به خاطر سرقت
‫کدهای لینک فعال‌سازی اعدام میشه یا نه.

762
01:07:58,243 --> 01:07:59,818
‫- در خبری دیگر...
‫- فقط بحث

763
01:07:59,868 --> 01:08:01,618
‫نجات پروسه‌ی صلح نیست.

764
01:08:03,117 --> 01:08:04,576
‫بحث حفظ حکومت هم هست.

765
01:08:06,201 --> 01:08:07,284
‫چی داری میگی؟

766
01:08:07,992 --> 01:08:11,617
‫من نه. این حرف نظرسنجی‌های مردمیه،
‫نخست وزیر.

767
01:08:13,617 --> 01:08:15,159
‫عقاید پلیس، مطبوعات.

768
01:08:15,867 --> 01:08:17,076
‫هر دوشون علیه دولت هستن.

769
01:08:18,201 --> 01:08:19,451
‫مردم توضیح می‌خوان.

770
01:08:20,117 --> 01:08:23,742
‫باید با مدرک قدرتمون رو نشون هند بدیم.

771
01:08:24,242 --> 01:08:27,242
‫طبق حرف شما، جنگ نشون دهنده‌ی قدرته؟

772
01:08:27,492 --> 01:08:30,742
‫اگه قرار نیست جنگ راه بندازیم، تایگر رو به مردم بدین.

773
01:08:31,617 --> 01:08:33,117
‫اگه بتونن افضل گورو رو اعدام کنن،

774
01:08:33,784 --> 01:08:34,701
‫چرا نمی‌تونیم تایگر رو...

775
01:08:35,742 --> 01:08:36,659
‫دار بزنیم؟

776
01:08:36,826 --> 01:08:38,701
‫نخست وزیر نبود که افضل گورو رو اعدام کرد.

777
01:08:39,367 --> 01:08:41,367
‫گیر قانون افتاد. دادگاه بهش حکم اعدام داد.

778
01:08:41,951 --> 01:08:43,242
‫دادگاه ما هم می‌تونه همین کار رو بکنه.

779
01:08:44,284 --> 01:08:45,367
‫هر چی مدرک لازم باشه داریم.

780
01:08:45,826 --> 01:08:49,117
‫با اجازه شما زودتر دست به کار میشیم.

781
01:08:50,576 --> 01:08:53,867
‫انتخاب بین دولتتونه یا یه تروریست هندی.

782
01:08:54,784 --> 01:08:55,742
‫تصمیم با شماست.

783
01:08:57,784 --> 01:09:00,951
‫دوستی با هند یعنی خودکشی سیاسی.

784
01:09:01,367 --> 01:09:03,909
‫[دفتر نخست وزیر هند]
‫این حرف هیئت دولت منه،

785
01:09:04,284 --> 01:09:08,242
‫من با پیشنهاد یه معاهده صلح، حرفه‌ی سیاسیم
‫رو به خطر انداختم.

786
01:09:08,576 --> 01:09:09,826
‫بهشون دست دوستی دراز کردم،

787
01:09:11,076 --> 01:09:14,909
‫اونوقت شما مامور تحقیقات و تحلیلتون رو
‫فرستادین که اون دست رو قطع کنه.

788
01:09:15,534 --> 01:09:17,034
‫باور کنین خانم ارانی،

789
01:09:17,867 --> 01:09:21,867
‫هر اتفاقی که افتاده، ربطی به من یا دولتم نداره.

790
01:09:22,451 --> 01:09:25,201
‫یه مامور خائن یا پروسه صلح.

791
01:09:26,242 --> 01:09:28,659
‫هند به وضوح تصمیمش رو گرفته.

792
01:09:29,617 --> 01:09:33,992
‫هر حکمی پاکستان برای تایگر ببره رو می‌پذیریم.

793
01:09:38,617 --> 01:09:40,534
‫- دستش رو محکم نبند.
‫- چشم، قربان.

794
01:09:40,659 --> 01:09:42,576
‫ما دنبال دستش نیستیم. سرش رو می‌خوایم.

795
01:09:43,284 --> 01:09:45,701
‫شنیدم زیاد از شکل و قیافه شکیل خوشت نمیاد.

796
01:09:46,367 --> 01:09:49,576
‫واسه همین گفتیم یه صورت جدید نشونت بدیم.

797
01:09:59,742 --> 01:10:00,867
‫یا یه صورت آشنا؟

798
01:10:05,367 --> 01:10:06,409
‫منم تو همین زندان بودم.

799
01:10:07,701 --> 01:10:09,451
‫فرقمون اینه که نه سال اینجا موندم.

800
01:10:10,659 --> 01:10:13,576
‫ولی تو قراره یازده ساعت بمونی.

801
01:10:14,951 --> 01:10:16,367
‫دوست و رفیقای من، آزادم کردن.

802
01:10:18,701 --> 01:10:20,534
‫دادگاه نظامی می‌تونه یونیفرمت رو ازت بگیره،

803
01:10:22,701 --> 01:10:23,784
‫ولی دوستان قدیمی رو نه.

804
01:10:25,492 --> 01:10:27,159
‫برات یه خبرهایی دارم، تایگر.

805
01:10:28,034 --> 01:10:31,076
‫گفتم بهتره از زبون یه دوست قدیمی بشنوی.

806
01:10:35,576 --> 01:10:38,492
‫تایگر، هم خبر خوب دارم هم خبر بد.

807
01:10:39,867 --> 01:10:41,534
‫اول کدومش رو بگم؟

808
01:10:44,284 --> 01:10:45,659
‫بده رو؟ باشه.

809
01:10:46,784 --> 01:10:47,701
‫جای جونیور امنه.

810
01:10:49,951 --> 01:10:53,451
‫خبر بد اینه که جای جونیور امنه و کدهای لینک فعال‌سازی
‫پیش منه.

811
01:10:54,534 --> 01:10:55,742
‫و خبر خوب، تایگر،

812
01:10:56,909 --> 01:10:58,867
‫این دفعه عید دیوالی زودتر از راه رسیده.

813
01:10:59,742 --> 01:11:02,201
‫یک روز قبل از روز استقلال پاکستان.

814
01:11:04,659 --> 01:11:06,409
‫دارن واسه اعدامت آماده میشن.

815
01:11:08,326 --> 01:11:09,409
‫دیوالی پاکستان.

816
01:11:10,409 --> 01:11:11,784
‫نه واسه پاکستان،

817
01:11:12,617 --> 01:11:14,701
‫بلکه واسه تروریست‌های خل و چلی مثل تو.

818
01:11:15,992 --> 01:11:18,159
‫ما سه روز دیوالی رو جشن می‌گیریم.

819
01:11:19,284 --> 01:11:21,034
‫شما آتیش بازی راه می‌اندازین،

820
01:11:22,451 --> 01:11:23,617
‫من خاموششون می‌کنم.

821
01:11:24,784 --> 01:11:27,034
‫همین الانش هم خاموشش کردی، تایگر.
‫دست بردار!

822
01:11:28,117 --> 01:11:30,117
‫مذاکرات صلح بین پاکستان و هند،

823
01:11:31,159 --> 01:11:33,867
‫و دوران سیاسی نخست وزیر ارانی

824
01:11:35,742 --> 01:11:36,867
‫وقتی تو کدهای لینک فعال‌سازی رو دزدیدی تموم شد.

825
01:11:39,575 --> 01:11:42,067
‫تا سه روز دیگه، وقتی نخست وزیر ارانی

826
01:11:42,117 --> 01:11:44,700
‫واسه سخنرانی روز استقلالش آماده میشه،

827
01:11:45,534 --> 01:11:46,700
‫همه چی عوض میشه.

828
01:11:47,492 --> 01:11:48,575
‫دولتش سقوط می‌کنه.

829
01:11:49,075 --> 01:11:50,034
‫به خاطر من.

830
01:11:50,575 --> 01:11:53,450
‫نخست وزیر آینده پاکستان جلوی روت وایساده، تایگر.

831
01:11:54,867 --> 01:11:56,034
‫نمی‌خوای بهم تبریک بگی؟

832
01:11:58,867 --> 01:12:01,950
‫هند چندین و چند سال پاکستان رو
‫تحقیر کرده.

833
01:12:03,034 --> 01:12:06,784
‫سال‌های ۱۹۶۵, '۷۱. شهر کارگیل.

834
01:12:07,617 --> 01:12:09,075
‫حالا نوبت پاکستانه.

835
01:12:10,409 --> 01:12:11,742
‫بهت قول میدم، تایگر،

836
01:12:12,617 --> 01:12:15,742
‫هند رو از روی نقشه جهان پاک می‌کنم.

837
01:12:23,867 --> 01:12:24,742
‫رنگ سبز خواب‌هام رو...

838
01:12:25,992 --> 01:12:27,242
‫یادت هست؟

839
01:12:29,950 --> 01:12:31,325
‫بالاخره درمانم کردی، تایگر.

840
01:12:34,117 --> 01:12:35,325
‫منم پاکستان رو درمان می‌کنم.

841
01:12:44,909 --> 01:12:47,659
‫[التاوسی، اتریش]

842
01:12:54,242 --> 01:12:56,117
‫کل هاردها گم شدن.

843
01:12:56,409 --> 01:12:58,200
‫- کسی قبل ما اومده اینجا؟
‫- هی!

844
01:12:58,784 --> 01:12:59,700
‫چی؟

845
01:13:00,159 --> 01:13:02,200
‫یکی سی و یک دقیقه پیش وارد حساب شده.

846
01:13:02,784 --> 01:13:04,950
‫حتماً یه ربطی به شاخه تحقیقات و تحلیل داره.

847
01:13:05,909 --> 01:13:06,909
‫خب از حساب خارج شو.

848
01:13:07,992 --> 01:13:08,992
‫تصمیمتون رو گرفتین؟

849
01:13:09,617 --> 01:13:10,492
‫شاخه تحقیقات و تحلیل؟

850
01:13:10,825 --> 01:13:11,650
‫سازمان اطلاعات نظامی پاکستان؟

851
01:13:11,700 --> 01:13:12,992
‫بیاید با هم کار کنیم، قربان.

852
01:13:15,450 --> 01:13:17,034
‫داداش آبرار.

853
01:13:17,284 --> 01:13:18,367
‫کاپیتان آبرار!

854
01:13:19,242 --> 01:13:20,784
‫شاخه تحقیقات و تحلیل خیلی سرش شلوغه.

855
01:13:21,159 --> 01:13:24,117
‫اول کدهای لینک فعال‌سازی رو می‌دزدن،
‫بعد میفتن دنبالش.

856
01:13:25,825 --> 01:13:26,784
‫زویا کجاست؟

857
01:13:27,367 --> 01:13:28,492
‫ما هم دنبالش می‌گردیم.

858
01:13:29,409 --> 01:13:30,700
‫ما رو هم ول کرد.

859
01:13:31,200 --> 01:13:32,117
‫هر سه‌تامون رو.

860
01:13:32,784 --> 01:13:35,325
‫اطلاعات دیسک رو به ما بده که با هم
‫دنبالش بگردیم.

861
01:13:35,659 --> 01:13:38,450
‫- سازمان اطلاعات نظامی پاکستان با دزدها کار نمی‌کنه.
‫- مراقب باش، نیخیل.

862
01:13:38,992 --> 01:13:42,575
‫فقط یه کفن که جنازه تایگره فرستاده میشه به هند.

863
01:13:43,909 --> 01:13:47,284
‫اگه بین ما و زویا قرار بگیرین، میشه
‫سه‌تا کفن. فهمیدین؟

864
01:13:52,200 --> 01:13:53,159
‫زیباست.

865
01:13:54,117 --> 01:13:55,200
‫اینم از هاردها!

866
01:13:57,867 --> 01:13:59,700
‫یه صابون تو زندان تیهار؟

867
01:14:00,700 --> 01:14:01,700
‫یا یه کفن؟

868
01:14:04,034 --> 01:14:05,700
‫تو ترجیح میدی کجا بری، راکش؟

869
01:14:06,242 --> 01:14:07,242
‫پیش دکتر.

870
01:14:09,117 --> 01:14:10,950
‫دیمرکاپرول و ای‌دی‌تی‌ای.

871
01:14:12,742 --> 01:14:14,950
‫تو مسمویت سرب ازش استفاده میشه.

872
01:14:15,659 --> 01:14:18,159
‫دکتر هافمن تجویز کرده.

873
01:14:18,534 --> 01:14:20,575
‫پس بریم پیش دکتر!

874
01:14:22,492 --> 01:14:24,367
‫طبق دستورات ژنرال حق...

875
01:14:24,742 --> 01:14:27,367
‫فقط ایشون و افسر بازجویی می‌تونن

876
01:14:27,742 --> 01:14:30,575
‫با زندانی صحبت کنن، همین.

877
01:14:31,367 --> 01:14:33,784
‫زندانی توی بخش انفرادیه.

878
01:14:34,200 --> 01:14:35,992
‫رفته دستشویی.

879
01:14:36,909 --> 01:14:38,075
‫حواستون بهش باشه.

880
01:15:30,825 --> 01:15:32,908
‫اجمل، جواب بده.

881
01:16:02,325 --> 01:16:04,658
‫اینقدر به این صفحه کوچولو زل نزن، داداش.

882
01:16:04,950 --> 01:16:08,117
‫خودم به صورت زنده برات نمایش اجرا می‌کنم!

883
01:16:30,867 --> 01:16:32,700
‫تو سلول دوم یه انفجار اتفاق افتاده.

884
01:16:32,825 --> 01:16:34,658
‫پخش شید!

885
01:16:34,950 --> 01:16:36,242
‫محل رو محاصره کنید!

886
01:16:36,450 --> 01:16:39,075
‫جلوی ورودی و خروجی‌ها رو بگیرید.
‫همین الان!

887
01:16:41,950 --> 01:16:44,492
‫دستا بالا!

888
01:16:48,408 --> 01:16:50,158
‫اتاق فرمان، جلوی چشممونه.

889
01:17:00,742 --> 01:17:03,567
‫♪ وقتی پاتان رو غلتک بیفته، ♪
‫♪ عشق من ♪

890
01:17:03,617 --> 01:17:05,233
‫♪ قلب همه رو می‌دزده ♪

891
01:17:05,283 --> 01:17:08,067
‫♪ وعده‌هایی که داده ♪
‫♪ عشق من ♪

892
01:17:08,117 --> 01:17:10,075
‫♪ تا ابد پاشون می‌مونه ♪

893
01:18:02,367 --> 01:18:03,533
‫میشه یه سوال شخصی بپرسم؟

894
01:18:04,200 --> 01:18:05,025
‫بفرما.

895
01:18:05,075 --> 01:18:06,492
‫مجبور بودی اون آهنگه رو بذاری؟

896
01:18:08,075 --> 01:18:10,075
‫بدون پلی‌لیست نمیشه دوتا کار
‫رو انجام داد.

897
01:18:10,658 --> 01:18:11,700
‫یکیش ورزشه.

898
01:18:11,825 --> 01:18:13,325
‫اون یکی اکشنه!

899
01:18:27,366 --> 01:18:28,241
‫وامیسه.

900
01:18:32,283 --> 01:18:33,241
‫وایساد.

901
01:18:33,825 --> 01:18:34,741
‫وایسا.

902
01:18:35,408 --> 01:18:36,325
‫الان میام.

903
01:18:36,616 --> 01:18:37,616
‫دو ثانیه و نیم بیشتر طول نمی‌کشه.

904
01:18:50,200 --> 01:18:53,991
‫دفعه آخری که دوتا دوست نشستن تو اتاقک موتور،
‫یکیشون زنده موند. راننده.

905
01:18:54,575 --> 01:18:56,825
‫ولی عجب فیلمی بود، تایگر!

906
01:18:57,158 --> 01:18:58,533
‫امروز اومدن واسه‌ت آسون بود.

907
01:18:59,450 --> 01:19:01,491
‫وقتی اومدم روسیه، فکر کردم کارم تمومه.

908
01:19:01,658 --> 01:19:03,491
‫ولی عاشق قهرمان بازی هستی!

909
01:19:03,700 --> 01:19:07,075
‫پریدن رو قطار در حال حرکت،
‫شالی که به پرواز درمیاد.

910
01:19:08,741 --> 01:19:11,491
‫استایل تایگر به عضله‌ست.
‫استایل من به هوشه.

911
01:19:11,991 --> 01:19:15,700
‫اگه هوشت کار رو انجام میده،
‫چرا باید از مشت استفاده کنی؟

912
01:19:16,866 --> 01:19:18,283
‫واسه همه چی برنامه ریزی کردم!

913
01:19:21,033 --> 01:19:22,200
‫واسه اونم برنامه ریزی کرده بودی؟

914
01:19:24,283 --> 01:19:26,325
‫نه، اون بخشی از برنامه نبود.

915
01:19:26,450 --> 01:19:27,366
‫شلیک!

916
01:19:55,033 --> 01:19:57,575
‫همون تو زندان می‌موندم بهتر بود.
‫حداقل زنده بودم.

917
01:19:58,200 --> 01:20:00,658
‫تایگر تا ابد زنده می‌مونه.

918
01:20:01,658 --> 01:20:03,033
‫پاتان قول میده.

919
01:20:12,783 --> 01:20:13,741
‫قول؟

920
01:20:17,866 --> 01:20:18,866
‫ولی شارژش کرده بودم.

921
01:20:36,116 --> 01:20:37,408
‫برنامه ریزی شده.

922
01:20:37,741 --> 01:20:38,608
‫خود نما!

923
01:20:38,658 --> 01:20:39,616
‫پس چی.

924
01:20:52,033 --> 01:20:53,325
‫حالا چیکار کنیم، داداش؟

925
01:20:55,325 --> 01:20:56,366
‫حالا...

926
01:20:57,366 --> 01:20:58,283
‫همون همیشگی.

927
01:20:59,116 --> 01:21:00,116
‫بهترین روش!

928
01:21:00,658 --> 01:21:04,783
‫فرار کن، تایگر! فرار کن!

929
01:23:34,616 --> 01:23:35,866
‫صدای چی میاد؟

930
01:23:37,116 --> 01:23:38,324
‫هلیکوپتره.

931
01:23:39,449 --> 01:23:40,324
‫هلیکوپتر ما؟

932
01:23:41,241 --> 01:23:42,158
‫اونا.

933
01:24:58,908 --> 01:24:59,866
‫تایگر!

934
01:25:00,199 --> 01:25:02,116
‫از آتیش بازی‌های دیوالی پاکستان لذت ببر...

935
01:25:04,366 --> 01:25:05,741
‫قبل از اینکه بری.

936
01:25:49,741 --> 01:25:51,366
‫من دیوالی رو با آتیش بازی جشن نمی‌گیرم،

937
01:25:51,699 --> 01:25:53,074
‫جاش یه چیز شیرین می‌خورم.

938
01:27:22,074 --> 01:27:23,782
‫تایگر! بپر!

939
01:27:26,574 --> 01:27:27,532
‫بپر!

940
01:28:11,116 --> 01:28:12,824
‫خطری بودا، داداش.

941
01:28:13,241 --> 01:28:14,324
‫هواپیما منتظره.

942
01:28:14,782 --> 01:28:18,074
‫به زویا قول دادم امشب با هم جشن بگیریم.

943
01:28:19,366 --> 01:28:20,532
‫من نمی‌تونم بیام.

944
01:28:21,741 --> 01:28:22,991
‫خانواده زویا تو خطرن.

945
01:28:23,574 --> 01:28:25,199
‫یه داماد باید وظیفه‌ش رو انجام بده.

946
01:28:25,407 --> 01:28:28,482
‫من که بیکارم، باهات میام.
‫با هم به وظیفه‌مون می‌رسیم.

947
01:28:28,532 --> 01:28:32,032
‫الان من دشمن شماره یک پاکستان هستم.
‫خطرناکه.

948
01:28:32,491 --> 01:28:34,324
‫اگه ادا اطوار تایگر نباشه چی میشه؟

949
01:28:34,657 --> 01:28:37,324
‫هند به هوش پاتان نیاز پیدا می‌کنه.

950
01:28:37,532 --> 01:28:39,032
‫اگه زنده موندم، جشن می‌گیریم.

951
01:28:41,991 --> 01:28:43,991
‫- یدونه چتر نجات داریم.
‫- بمونه پیش خودت.

952
01:28:44,949 --> 01:28:46,907
‫موهات تو باد قشنگ شده.

953
01:29:12,615 --> 01:29:13,657
‫دکتر هافمن؟

954
01:29:14,490 --> 01:29:17,449
‫فیلم دوربین مداربسته نشون میده هر روز میره خونه تایگر.

955
01:29:18,490 --> 01:29:20,532
‫شماره زویا تو سوابق تماسشه.

956
01:29:21,490 --> 01:29:24,074
‫الان هافمن رو پیدا کردیم، ممکنه بتونیم
‫زویا رو پیدا کنیم.

957
01:30:03,240 --> 01:30:05,115
‫به جاوید بگو، اگه داره قهوه درست می‌کنه،

958
01:30:06,074 --> 01:30:07,240
‫واسه من تلخ باشه.

959
01:30:08,032 --> 01:30:10,032
‫یه لیوان دیگه هم درست کنه.

960
01:30:10,907 --> 01:30:11,865
‫مهمون داریم.

961
01:30:15,199 --> 01:30:16,990
‫به اندازه کافی بهت سرنخ دادم، آبرار.

962
01:30:17,949 --> 01:30:19,199
‫فیلم‌های دوربین مداربسته.

963
01:30:20,365 --> 01:30:23,157
‫گوشی هافمن رو روشن گذاشتم که رد سیگنالش رو بزنین.

964
01:30:24,990 --> 01:30:26,615
‫علی رغم همه اینا، شاخه تحقیقات و تحلیل
‫زودتر از شما رسید.

965
01:30:27,240 --> 01:30:28,782
‫چرا تو و تایگر اینجوری کردین؟

966
01:30:28,907 --> 01:30:30,990
‫لعنتی، آبرار.
‫ما قبلاً هم با هم کار کرده بودیم.

967
01:30:31,365 --> 01:30:34,990
‫تایگر چندبار جلوی شرمنده شدن پاکستان و
‫سازمان اطلاعات نظامی پاکستان رو گرفته.

968
01:30:36,240 --> 01:30:37,949
‫اونوقت به من و تایگر شک دارین؟

969
01:30:38,157 --> 01:30:41,532
‫زویا، اون فیلمه کاملاً واضح بود.

970
01:30:41,740 --> 01:30:45,574
‫درسته، ما کدهای لینک فعال‌سازی رو دزدیدیم.

971
01:30:46,157 --> 01:30:47,782
‫ولی یه حقیقت دیگه هم هست.

972
01:30:48,990 --> 01:30:52,240
‫مامور سابق سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، آتیش رحمان.

973
01:30:56,282 --> 01:30:58,824
‫[اسلام آباد، پاکستان]

974
01:30:59,074 --> 01:31:00,824
‫نون گندم سیخی، کباب سیخی.

975
01:31:04,407 --> 01:31:07,782
‫بیاید از کباب سیخی معروف پاکستان لذت ببرید.

976
01:31:12,449 --> 01:31:16,149
‫منابع ما اطلاع دادن که مامور هندی یعنی تایگر

977
01:31:16,199 --> 01:31:19,115
‫از زندان فرار کرده و الان فراری به حساب میاد.

978
01:31:19,324 --> 01:31:23,149
‫اگه کسی اون رو در جایی دید،
‫لطف کنید به این شماره زنگ بزنید.

979
01:31:23,199 --> 01:31:25,865
‫یا سریع به کلانتری محلیتون اطلاع بدید.

980
01:32:04,699 --> 01:32:05,740
‫بازی تمومه، تایگر.

981
01:32:14,574 --> 01:32:17,615
‫حسن. حسن. حسن.

982
01:32:19,449 --> 01:32:22,198
‫چند بار بگم؟
‫تو مبارزه تن به تن،

983
01:32:22,407 --> 01:32:25,865
‫باید ارتباط چشمی و فاصله‌ت رو حفظ کنی.

984
01:32:26,282 --> 01:32:29,032
‫نزدیک بودن از روی علاقه‌ست،

985
01:32:30,282 --> 01:32:31,740
‫نه مبارزه تن به تن.

986
01:32:32,782 --> 01:32:34,740
‫اولین بار که تو

987
01:32:35,365 --> 01:32:37,157
‫اکریت همدیگه رو دیدیم مبارزه یادم دادی.

988
01:32:37,323 --> 01:32:38,990
‫تایگر، چیکار می‌کنی؟

989
01:32:39,115 --> 01:32:40,032
‫اوه، لعنتی!

990
01:32:40,198 --> 01:32:43,407
‫حسن رو یادته؟
‫ماموریت اکریت؟ بمب گذار انتحاری؟

991
01:32:43,948 --> 01:32:45,115
‫الان اسلام آباده.

992
01:32:46,198 --> 01:32:48,323
‫من و تایگر هزینه تحصیلاتش رو دادیم.

993
01:32:48,948 --> 01:32:49,990
‫مثل پسرمون می‌مونه.

994
01:32:51,282 --> 01:32:52,365
‫تایگر الان پیششه.

995
01:32:52,698 --> 01:32:53,823
‫تایگر رفته اسلام آباد؟

996
01:32:55,407 --> 01:32:58,157
‫الان دیگه واسه حسن بریانی پخته.

997
01:32:58,740 --> 01:33:00,657
‫تماس برقرار شد.

998
01:33:04,157 --> 01:33:05,907
‫سلام، جونیور. خوشحالم می‌بینمت.

999
01:33:06,657 --> 01:33:08,032
‫خیلی دلم برات تنگ شده.

1000
01:33:08,448 --> 01:33:09,573
‫یه لطفی در حقم بکن.

1001
01:33:10,157 --> 01:33:11,407
‫خوب به حرف مامانی گوش بده

1002
01:33:12,323 --> 01:33:16,573
‫و بذار بدون تو بیاد پاکستان. خب؟

1003
01:33:21,740 --> 01:33:24,657
‫باید واسه یه چیز از آتیش تشکر کنیم.

1004
01:33:24,990 --> 01:33:26,782
‫باز ما رو متحد کرده.

1005
01:33:27,740 --> 01:33:28,948
‫چهاردهم اوت.

1006
01:33:29,282 --> 01:33:32,282
‫روز استقلال پاکستان، آتیش حمله می‌کنه.

1007
01:33:32,865 --> 01:33:37,490
‫نخست وزیر ارانی و دموکراسی پاکستان تو
‫خطر جدی هستن.

1008
01:33:37,865 --> 01:33:41,407
‫باید همین الان به رئیس‌های سازمان اطلاعات نظامی
‫پاکستان و ارتش خبر بدیم.

1009
01:33:41,823 --> 01:33:42,823
‫به کی؟

1010
01:33:43,615 --> 01:33:44,532
‫ژنرال حق؟

1011
01:33:45,157 --> 01:33:47,115
‫اون بود آتیش رو از زندان آزاد کرد.

1012
01:33:47,490 --> 01:33:51,073
‫یا سرهنگ ریاضت؟
‫که تو رو فرستاد زویا رو بکشی.

1013
01:33:51,448 --> 01:33:55,990
‫ما نمی‌دونیم کی بخشی از این توطئه هست و
‫کی نیست.

1014
01:33:56,573 --> 01:33:57,573
‫تصمیم ساده‌ست.

1015
01:33:58,907 --> 01:33:59,823
‫یه دیکتاتور؟

1016
01:34:00,573 --> 01:34:01,448
‫یا دموکراسی؟

1017
01:34:01,823 --> 01:34:02,907
‫- دموکراسی.
‫- دموکراسی.

1018
01:34:06,823 --> 01:34:09,782
‫الان هواپیمای ویژه انتقالات سازمان اطلاعات نظامی
‫پاکستان پیش ماست.

1019
01:34:10,032 --> 01:34:11,032
‫تا اونموقع دستمون پره،

1020
01:34:11,948 --> 01:34:12,907
‫ولی بعدش؟

1021
01:34:13,323 --> 01:34:15,573
‫تو اسلام آباد یه فکری می‌کنیم.

1022
01:34:16,032 --> 01:34:18,448
‫قبلش... گوشی‌هاتون.

1023
01:34:19,865 --> 01:34:23,323
‫داداش، بهمون میگی یه تیم و اونوقت
‫گوشی‌هامون رو می‌گیری؟

1024
01:34:23,782 --> 01:34:24,740
‫به ما اعتماد نداری؟

1025
01:34:25,032 --> 01:34:27,198
‫جاوید، تو بهتر از من سازمان اطلاعات نظامی پاکستان
‫رو می‌شناسی.

1026
01:34:28,157 --> 01:34:29,490
‫منم بهتر از تو شاخه تحقیقات و تحلیل رو.

1027
01:34:30,032 --> 01:34:31,657
‫نمی‌تونیم ریسک کنیم.

1028
01:34:37,407 --> 01:34:38,190
‫[پایگاه هوایی ارتش اسلام آباد، پاکستان]

1029
01:34:38,240 --> 01:34:39,865
‫چهاردهم اوت سال ۱۹۴۷.

1030
01:34:40,615 --> 01:34:42,657
‫قائد اعظم ما رو آزاد کرد.

1031
01:34:44,157 --> 01:34:46,698
‫ولی پاکستان دلیل وجود داشتنش رو فراموش کرده.

1032
01:34:47,532 --> 01:34:48,740
‫فردا دوباره چهاردهم اوته.

1033
01:34:49,865 --> 01:34:51,073
‫باید به یاد بیاریم چرا وجود داریم.

1034
01:34:51,782 --> 01:34:54,365
‫سخنرانی نخست وزیریت رو آماده کن.

1035
01:34:55,573 --> 01:34:59,157
‫قبل از اینکه فرود بیای، نخست وزیر ارانی رو
‫دستگیر می‌کنم.

1036
01:35:00,740 --> 01:35:04,198
‫نگهبان‌های شخصی نخست وزیر رفتن
‫و نیروهای ارتش اومدن.

1037
01:35:04,657 --> 01:35:07,073
‫افراد ژنرال حق همه جا هستن.

1038
01:35:07,573 --> 01:35:11,490
‫تو کل مجتمع صد و هفت‌تا دوربین
‫مداربسته‌ست.

1039
01:35:11,907 --> 01:35:14,115
‫اون صد و هفت دوربین

1040
01:35:14,323 --> 01:35:17,657
‫کمکمون می‌کنن چون آقا راکش به فیلم‌های
‫دوربین دسترسی داره.

1041
01:35:18,073 --> 01:35:20,365
‫حسن، تو تحت نظر داشته باششون.

1042
01:35:20,490 --> 01:35:22,865
‫فیلم‌های قدیمی رو دیدم، تایگر.

1043
01:35:23,032 --> 01:35:27,657
‫امن‌ترین راه برای ورود، ورودی شماره سه کارکنانه.

1044
01:35:27,948 --> 01:35:30,073
‫کل تجهیزات رو اونجا پیاده می‌کنن.

1045
01:35:30,198 --> 01:35:34,032
‫هماهنگ کننده مطبوعات مقصود الکازی و گروهش
‫ساعت هفت صبح می‌رسن.

1046
01:35:34,323 --> 01:35:37,740
‫ساعت نه و نیم صبح، سخنرانی از دفتر
‫قائد اعظم تو تلویزیون پخش میشه.

1047
01:35:38,448 --> 01:35:39,448
‫سخنرانی نخست وزیر.

1048
01:35:41,740 --> 01:35:43,532
‫آتیش قبلش حمله می‌کنه.

1049
01:35:44,198 --> 01:35:45,948
‫زیاد نگران نخست وزیر ارانی نیستم،

1050
01:35:46,865 --> 01:35:47,948
‫بیشتر نگران تایگرم.

1051
01:35:49,031 --> 01:35:52,031
‫یه تایگر آزاد برامون خطرناکه.

1052
01:35:55,406 --> 01:35:58,365
‫فقط توی جنگل خودش.

1053
01:36:00,906 --> 01:36:02,073
‫ولی ما حاکم این جنگل هستیم.

1054
01:36:04,073 --> 01:36:05,823
‫پس ما قراره بریم شکار، جناب حق.

1055
01:36:08,948 --> 01:36:10,198
‫توی قلمرو نخست وزیر می‌بینمت.

1056
01:36:14,990 --> 01:36:16,031
‫کارت شناسایی‌ها آماده‌ن.

1057
01:36:16,490 --> 01:36:17,656
‫یونیفرم‌ها رسیدن.

1058
01:36:18,240 --> 01:36:20,406
‫آقای راکش وبسایت دفتر نخست وزیر
‫رو هک کرده.

1059
01:36:21,031 --> 01:36:23,448
‫حق جای نگهبان‌ها افراد خودش رو گذاشته.

1060
01:36:23,990 --> 01:36:27,648
‫افرادش و کارمندهای نخست وزیر همدیگه
‫رو نمی‌شناسن.

1061
01:36:27,698 --> 01:36:29,198
‫تا وقتی برسیم،

1062
01:36:29,490 --> 01:36:31,648
‫کارت شناسایی‌هامون رفته روی وبسایتش.

1063
01:36:31,698 --> 01:36:32,698
‫- باشه.
‫- چشم.

1064
01:36:33,365 --> 01:36:35,240
‫- سوالی نیست؟
‫- نه، قربان.

1065
01:36:35,406 --> 01:36:37,365
‫چطوری می‌تونیم نخست وزیر رو بیاریم بیرون؟

1066
01:36:39,448 --> 01:36:41,198
‫کل ارتش هوای آتیش رو داره.

1067
01:36:55,740 --> 01:36:57,565
‫از طرف رادیو پاکستان،

1068
01:36:57,615 --> 01:37:02,031
‫[چهاردهم اوت، روز استقلال پاکستان]
‫می‌خوام روز استقلال رو به تمام پاکستانی‌ها تبریک بگم.

1069
01:37:03,948 --> 01:37:05,906
‫- واسه آشپزی حاضری، والید؟
‫- بله، قربان.

1070
01:37:06,323 --> 01:37:09,323
‫امروز تو قرار نیست تو دفتر نخست وزیر
‫آشپزی کنی. بیا پایین.

1071
01:37:09,656 --> 01:37:11,073
‫آنیس، تو هم برو.

1072
01:37:16,698 --> 01:37:18,231
‫همونطور که می‌دونین،

1073
01:37:18,281 --> 01:37:22,948
‫نخست وزیر امروز ساعت نه و نیم صبح
‫سخنرانی می‌کنه.

1074
01:37:23,740 --> 01:37:28,115
‫مطمئنیم همه مشتاقانه منتظر سخنرانیش هستن.

1075
01:37:34,990 --> 01:37:36,698
‫وایسین!

1076
01:37:39,865 --> 01:37:40,865
‫چی پشت ماشینه؟

1077
01:37:41,406 --> 01:37:43,406
‫تابه و قابلمه، قربان.
‫واسه مهمونی.

1078
01:37:44,198 --> 01:37:45,573
‫دوتا تنبل هم اون پشت خوابن.

1079
01:37:46,115 --> 01:37:48,865
‫یه چند بار شلیک کنین خواب از سرشون بپره!

1080
01:37:49,656 --> 01:37:52,281
‫اومدیم واسه سیصد و پنجاه‌تا مهمون
‫غذا بپزیم.

1081
01:37:52,990 --> 01:37:53,865
‫کارت شناسایی؟

1082
01:38:01,323 --> 01:38:02,273
‫می‌تونن برن.

1083
01:38:02,323 --> 01:38:04,156
‫بذارین از دروازه سوم رد بشن.

1084
01:38:35,365 --> 01:38:38,156
‫هنذفری رو چک کنین.
‫مشکل ارتباطی که نیست؟

1085
01:38:38,281 --> 01:38:39,398
‫- حله؟
‫- بله.

1086
01:38:39,448 --> 01:38:41,031
‫- خوبه.
‫- خوبه، آقا راکش.

1087
01:38:45,698 --> 01:38:47,448
‫دست بجنبونین!

1088
01:38:50,240 --> 01:38:52,406
‫- بشقاب‌های برنج رو بردارین.
‫- بله، قربان.

1089
01:38:59,365 --> 01:39:01,781
‫با آسانسور هفت‌ب برو به طبقه نخست وزیر، زویا.

1090
01:39:02,198 --> 01:39:03,948
‫بری بیرون، جلوی آسانسوره.

1091
01:39:08,198 --> 01:39:10,323
‫والید و آنیس کجان؟

1092
01:39:10,990 --> 01:39:14,156
‫گفتن برن خونه رئیس جمهور.
‫ما جاشون اومدیم.

1093
01:39:14,573 --> 01:39:18,406
‫در قوطی روغن نیست.
‫یه ظرف بده.

1094
01:39:23,531 --> 01:39:24,698
‫نمک رو بده.

1095
01:39:25,489 --> 01:39:27,656
‫روغن پخت و پز بیشتر می‌خوایم.

1096
01:39:28,281 --> 01:39:30,864
‫نیخیل، از آسانسور که اومدی بیرون، برو راست.

1097
01:39:57,948 --> 01:39:59,114
‫کاران. حالا.

1098
01:40:03,114 --> 01:40:05,698
‫وای خدا.

1099
01:40:05,823 --> 01:40:08,323
‫متاسفم. تمیزش می‌کنم.

1100
01:40:08,573 --> 01:40:10,739
‫مراقب باش. رو زمین روغن ریخته.

1101
01:40:13,823 --> 01:40:15,864
‫قوطی رو بذار همونجا.

1102
01:40:16,281 --> 01:40:17,739
‫برو کنار.

1103
01:40:28,156 --> 01:40:30,323
‫دستگاه انفجاری یک در موقعیت قرار گرفت.

1104
01:40:30,823 --> 01:40:32,948
‫فرکانسش رو مشخص کن، آقا راکش.

1105
01:40:34,364 --> 01:40:37,114
‫شف، وقتشه پیش غذا رو سرو کنیم.

1106
01:40:44,448 --> 01:40:46,406
‫شرمنده، قربان. از دستورات جناب حقه.

1107
01:40:46,698 --> 01:40:49,781
‫کسی حق نداره وارد طبقه نخست وزیر بشه.

1108
01:40:50,031 --> 01:40:52,239
‫باید بذاریم نخست وزیر سخنرانیش رو تمرین کنه.

1109
01:40:52,531 --> 01:40:55,031
‫آقای الکازی و گروه پی‌تی‌وی کجان؟

1110
01:40:55,656 --> 01:40:59,189
‫بهشون بگید مهمه که قبل سخنرانی نخست وزیر،
‫تمرین کنن.

1111
01:40:59,239 --> 01:41:00,156
‫بله، قربان.

1112
01:41:00,323 --> 01:41:01,281
‫دخترها اومدن.

1113
01:41:01,781 --> 01:41:03,439
‫- روز استقلال مبارک!
‫- روز استقلال مبارک!

1114
01:41:03,489 --> 01:41:06,114
‫- قبل سخنرانی اجرا دارن.
‫- باشه، قربان.

1115
01:41:09,239 --> 01:41:10,156
‫چه خبره؟

1116
01:41:11,031 --> 01:41:12,781
‫امروز صبح گردگیری کردین که.

1117
01:41:12,948 --> 01:41:15,906
‫سرپرست گفتن باید قبل اجرای برنامه اینجا رو
‫تمیز کنیم.

1118
01:41:16,448 --> 01:41:17,489
‫عجبا!

1119
01:41:17,989 --> 01:41:20,523
‫گردگیری مگه چقدر سخته که اینقدر
‫طولش میدین؟

1120
01:41:20,573 --> 01:41:23,323
‫نخست وزیر قراره کل کشور رو مخاطب قرار بده،

1121
01:41:23,614 --> 01:41:24,773
‫همه چی باید بی‌نقص به نظر بیاد.

1122
01:41:24,823 --> 01:41:27,406
‫- زود باشین کارتون رو انجام بدین.
‫- بله، قربان.

1123
01:41:27,739 --> 01:41:29,281
‫این وسط من کباب‌ها رو تست کنم.

1124
01:41:37,823 --> 01:41:39,614
‫تو این کباب استخون بود، جناب رامیز.

1125
01:41:48,448 --> 01:41:51,364
‫تایگر، تو راهرو نگهبانی نیست. بدویید!

1126
01:41:52,156 --> 01:41:55,656
‫باید خوب توی تصویر بیفته.
‫کباب‌ها داغن دیگه؟

1127
01:41:56,073 --> 01:41:57,198
‫سعیمون رو کردیم، تایگر.

1128
01:41:57,948 --> 01:42:00,364
‫ولی من و جاوید نتونستیم وارد دفتر نخست وزیر بشیم.

1129
01:42:00,781 --> 01:42:03,114
‫باید خودت نخست وزیر رو راضی کنی.

1130
01:42:03,823 --> 01:42:06,989
‫آقای رامیز، گروه کجا گم و گور شدن؟

1131
01:42:07,281 --> 01:42:09,364
‫داره وقت سخنرانی میشه.

1132
01:42:09,489 --> 01:42:12,073
‫چرا اینقدر رنگت پریده؟

1133
01:42:12,364 --> 01:42:14,573
‫می‌ترسه روز تولد پاکستان

1134
01:42:15,948 --> 01:42:18,073
‫با روز مرگ خودش یکی بشه.

1135
01:42:23,781 --> 01:42:25,448
‫شاید باورتون نشه،

1136
01:42:25,698 --> 01:42:28,906
‫ارتش شما الان دنبال من نیست، دنبال خودتونه.

1137
01:42:31,531 --> 01:42:33,948
‫شما و دولتتون توسط

1138
01:42:34,406 --> 01:42:38,864
‫فرمانده کل ارتش حق، و مامور سابق سازمان اطلاعات
‫نظامی پاکستان آتیش رحمان مورد تهدید قرار گرفتین.

1139
01:42:39,031 --> 01:42:40,698
‫مراقب باشید، خانم نخست وزیر.

1140
01:42:42,281 --> 01:42:46,072
‫برای جشن گرفتن روز استقلال، براتون آتیش بازی هم
‫آوردیم.

1141
01:43:04,822 --> 01:43:06,447
‫شنیدم شما یکی از بهترین مامورهای شاخه
‫تحقیقات و تحلیل هستین.

1142
01:43:07,197 --> 01:43:08,947
‫می‌بینم داستان گوی خوبی هم هستی.

1143
01:43:09,364 --> 01:43:11,822
‫تئوری توطئه‌ت عالیه، آویناش.

1144
01:43:12,906 --> 01:43:14,281
‫ملقب به تایگر.

1145
01:43:14,781 --> 01:43:16,072
‫داستان من نیست.

1146
01:43:18,156 --> 01:43:20,031
‫داستان آتیش رحمانه.

1147
01:43:22,656 --> 01:43:24,822
‫ما رو مجبور کرد کدهای لینک فعال‌سازی رو بدزدیم.

1148
01:43:25,531 --> 01:43:27,114
‫پسرمون رو دزدید.

1149
01:43:28,072 --> 01:43:30,656
‫برای نجاتش چاره‌ای نداشتیم.

1150
01:43:31,239 --> 01:43:32,531
‫اونوقت کی رو نجات میدید؟

1151
01:43:33,822 --> 01:43:35,406
‫خانواده خانمم اینجاست.

1152
01:43:37,406 --> 01:43:39,989
‫مهم نیست چقدر با هم دعوا داشته باشیم،

1153
01:43:40,739 --> 01:43:42,864
‫وقتی خانواده همسرم تو خطر میفتن، باید
‫کمکشون کنم.

1154
01:43:45,489 --> 01:43:46,522
‫فرماندهی مرکزی، وارد شید.

1155
01:43:46,572 --> 01:43:48,656
‫ژنرال حق داره از ورودی اصلی وارد میشه.

1156
01:43:56,156 --> 01:43:58,364
‫من با یه مامور شاخه تحقیقات و تحلیل فراری
‫هیچ جا نمیرم.

1157
01:43:58,906 --> 01:44:00,156
‫کی گفت باید برید؟

1158
01:44:00,656 --> 01:44:02,364
‫سخنرانی دارید.

1159
01:44:03,072 --> 01:44:05,906
‫فقط باید از این اتاق ببریمتون بیرون.

1160
01:44:13,072 --> 01:44:15,031
‫ژنرال با افرادش رسیدن.

1161
01:44:30,031 --> 01:44:31,697
‫امروز، روز شروع یک پاکستان جدیده.

1162
01:44:32,531 --> 01:44:35,239
‫می‌خوام همگی زنده بمونید تا ببینید.
‫خلع سلاحشون کنید.

1163
01:44:36,906 --> 01:44:38,697
‫فقط یه جای امن هست.

1164
01:44:39,197 --> 01:44:40,022
‫سنگر.

1165
01:44:40,072 --> 01:44:42,281
‫اون داستان پیرزن و اهریمن رو شنیدین؟

1166
01:44:42,531 --> 01:44:45,281
‫الان من اون پیرزن هستم؟
‫و ژنرال حق اهریمنه؟

1167
01:44:45,781 --> 01:44:46,739
‫نه.

1168
01:44:47,239 --> 01:44:49,281
‫اهریمن اصلی هنوز نرسیده.

1169
01:45:04,239 --> 01:45:06,489
‫طبقه رو ببندید. و جلوی راه‌های
‫ارتباطی رو بگیرید.

1170
01:45:06,906 --> 01:45:08,156
‫پارازیت انداز سیگنال نصب کنید.

1171
01:45:10,031 --> 01:45:12,947
‫چیزیتون نمیشه. به حرف سربازها گوش بدید.

1172
01:45:13,739 --> 01:45:15,564
‫تو روز استقلال به نخست وزیر تبریک میگیم.

1173
01:45:15,614 --> 01:45:18,031
‫- یالا، دخترها.
‫- از این طرف، دخترها.

1174
01:45:21,281 --> 01:45:24,781
‫جناب حق!
‫نخست وزیر رو بردن سنگر.

1175
01:45:24,906 --> 01:45:28,447
‫با بقیه زندانیش کنین.
‫افرادمون رو بفرستین جلوشون رو بگیرن.

1176
01:45:32,156 --> 01:45:33,697
‫داره از دفتر نخست وزیر میاد بیرون.

1177
01:45:51,239 --> 01:45:52,739
‫برید عقب! برید!

1178
01:46:02,697 --> 01:46:06,906
‫آشپزخونه رو تخلیه کنید! حالا!

1179
01:46:07,447 --> 01:46:09,322
‫یالا! راه بیفتید!

1180
01:46:12,739 --> 01:46:14,905
‫از این طرف به سمت سنگر. بیاید دنبالم.

1181
01:46:19,447 --> 01:46:22,155
‫نخست وزیر داره با هندی‌ها میره به سنگر.

1182
01:46:22,405 --> 01:46:23,564
‫جلوشون رو بگیرین!

1183
01:46:23,614 --> 01:46:25,114
‫جلوی خروجی‌ها رو بگیرید!

1184
01:46:28,280 --> 01:46:31,322
‫برای امنیتتون، تسلیم بشید خانم نخست وزیر.

1185
01:46:31,530 --> 01:46:33,822
‫می‌خواید به نخست وزیر پاکستان شلیک کنید؟

1186
01:46:35,697 --> 01:46:37,072
‫براشون مهم نیست، خانم.

1187
01:46:38,239 --> 01:46:39,239
‫اگه بلایی سر شما بیاد،

1188
01:46:40,155 --> 01:46:41,614
‫همه چی میفته گردن تایگر.

1189
01:47:02,072 --> 01:47:03,030
‫برو کنار!

1190
01:47:24,572 --> 01:47:25,897
‫زود باشید، راه بیفتید.

1191
01:47:25,947 --> 01:47:29,439
‫دوتا تروریست تو آشپزخونه هستن. نیروی کمکی بفرستین.

1192
01:47:29,489 --> 01:47:31,989
‫- برو تو!
‫- در رو ببند.

1193
01:47:36,155 --> 01:47:38,155
‫تایگر، نوبت "گذر زمانه."

1194
01:48:20,447 --> 01:48:21,405
‫بخوابید روی زمین، بخوابید!

1195
01:48:25,822 --> 01:48:26,780
‫پایین بمونید!

1196
01:48:29,030 --> 01:48:31,780
‫نخست وزیر سالمه. تکرار می‌کنم، نخست وزیر سالمه.

1197
01:49:16,155 --> 01:49:18,272
‫سربازهای بیشتری دارن میان.
‫چندتا گلوله مونده؟

1198
01:49:18,322 --> 01:49:19,189
‫آخرین خشابه.

1199
01:49:19,239 --> 01:49:21,989
‫دوتا گلوله واسه من نگه دار.
‫من برم دال عدس رو چک کنم.

1200
01:49:22,364 --> 01:49:23,197
‫دال عدس رو؟ یعنی چی؟

1201
01:49:23,989 --> 01:49:24,822
‫بریم.

1202
01:49:32,030 --> 01:49:33,564
‫حق و افرادش دارن میان.

1203
01:49:33,614 --> 01:49:36,605
‫پله‌ها پشت سر شما با تونل میرسه به اصطبل.

1204
01:49:36,655 --> 01:49:38,155
‫همونجا براش کمین کنید.

1205
01:49:43,488 --> 01:49:44,530
‫برید سمت راست.

1206
01:49:54,238 --> 01:49:55,947
‫دوتا گلوله برام نگه داشتین؟

1207
01:50:14,280 --> 01:50:16,197
‫سرنوشتت اعدامه، تایگر!

1208
01:50:16,780 --> 01:50:19,938
‫صدای شلیک گلوله میاد، و الان هم
‫دوتا انفجار پیاپی.

1209
01:50:19,988 --> 01:50:23,030
‫نه دفتر نخست وزیر و یا کسایی که داخل هستن
‫جواب نمیدن.

1210
01:50:23,280 --> 01:50:25,363
‫و انگار راه‌های ارتباطی قطع شدن.

1211
01:50:25,655 --> 01:50:29,197
‫کسی نمی‌دونه درون ساختمون داره چه اتفاقی میفته.

1212
01:51:09,280 --> 01:51:11,488
‫مهمون نوازیت کجا رفته، جناب حق؟

1213
01:51:12,988 --> 01:51:16,072
‫نخست وزیر آینده پاکستان داره فرود میاد،

1214
01:51:17,447 --> 01:51:19,322
‫اونوقت تو اینجا داری تاب می‌خوری.

1215
01:51:19,447 --> 01:51:21,405
‫باید یه کمیته خوش آمدگویی تشکیل بدیم.

1216
01:51:21,822 --> 01:51:23,688
‫- آبرار. جاوید.
‫- بله.

1217
01:51:23,738 --> 01:51:26,030
‫تایگر، یکی باید برای خوش آمدگویی بهش

1218
01:51:26,780 --> 01:51:27,697
‫نماینده هند باشه.

1219
01:51:28,947 --> 01:51:30,030
‫با اجازه شما.

1220
01:51:32,822 --> 01:51:33,947
‫از گشت و گذار لذت می‌بری؟

1221
01:51:47,030 --> 01:51:49,113
‫قوانین این بازی فرق دارن، کاران.

1222
01:52:05,613 --> 01:52:06,613
‫مشت بازی در کار نیست،

1223
01:52:07,363 --> 01:52:08,322
‫بازی ذهنیه.

1224
01:52:08,822 --> 01:52:11,363
‫از یه طرف شاخه تحقیقات و تحلیل، از طرفی
‫هم سازمان اطلاعات نظامی پاکستان.

1225
01:52:13,238 --> 01:52:14,363
‫جفتشون دارن کمکم می‌کنن.

1226
01:52:15,488 --> 01:52:17,113
‫بابت این خوش آمدگویی باشکوهتون ممنونم.

1227
01:52:21,072 --> 01:52:22,822
‫باید قدردان باشی.

1228
01:52:23,072 --> 01:52:24,363
‫من وظیفه‌ت رو انجام دادم.

1229
01:52:25,863 --> 01:52:27,738
‫سرهنگ ریاض گفته بود این رو ببری؟

1230
01:52:28,488 --> 01:52:29,447
‫کدهای لینک فعال‌سازی.

1231
01:52:29,947 --> 01:52:31,980
‫برای بینندگان گرامی، صدای شلیک گلوله

1232
01:52:32,030 --> 01:52:35,438
‫- از درون دفتر نخست وزیر شنیده میشه.
‫- صدای شلیک گلوله اکو پیدا کرده.

1233
01:52:35,488 --> 01:52:37,947
‫هنوز می‌تونیم صدای شلیک گلوله‌ها رو بشنویم.

1234
01:52:40,113 --> 01:52:42,030
‫شرمنده، آقای ریاض، نمی‌تونین برین داخل.

1235
01:52:50,447 --> 01:52:51,313
‫اخبار جدید.

1236
01:52:51,363 --> 01:52:55,197
‫فرمانده کل ارتش حق تنهایی داره میاد پایین.
‫اما چرا؟

1237
01:52:55,363 --> 01:52:57,397
‫گزارش میدیم...

1238
01:52:57,447 --> 01:52:59,113
‫حالا میری سمت دروازه...

1239
01:53:00,447 --> 01:53:01,738
‫پیاده روی می‌کنی. تنهایی.

1240
01:53:02,613 --> 01:53:08,238
‫به دوستان ارتشیت و مطبوعاتی که اون
‫بیرونه حقیقت رو بگو.

1241
01:53:08,530 --> 01:53:14,571
‫بگو چطوری با آتیش کل مردم پاکستان رو
‫گول زدید.

1242
01:53:16,196 --> 01:53:20,030
‫بعد به نیروهای پشتیبانیت بگو بیان داخل،

1243
01:53:20,488 --> 01:53:24,446
‫که نخست وزیر ارانی بتونه صحیح و سالم
‫از ساختمون خارج بشه.

1244
01:53:56,196 --> 01:53:57,238
‫حیف شد، جناب حق.

1245
01:53:58,321 --> 01:53:59,780
‫متاسفانه به سخنرانیم نمی‌رسی.

1246
01:54:07,905 --> 01:54:10,280
‫اخبار شوکه کننده برای کل کشور.

1247
01:54:10,446 --> 01:54:12,655
‫ژنرال حق ترور شد.

1248
01:54:12,863 --> 01:54:17,355
‫این فاجعه وحشتناک به صورت زنده در محوطه
‫دفتر نخست وزیر ضبط شد.

1249
01:54:17,405 --> 01:54:19,446
‫به صورت زنده از پاکستان!

1250
01:54:20,196 --> 01:54:22,438
‫این فیلم وحشتناک رو دریافت کردیم.

1251
01:54:22,488 --> 01:54:24,855
‫اخبار وحشتناک از ساختمان نخست وزیر.

1252
01:54:24,905 --> 01:54:27,646
‫فرمانده کل ارتش پاکستان حق

1253
01:54:27,696 --> 01:54:30,571
‫روی پله‌های محوطه نخست وزیر ترور شد.

1254
01:54:30,780 --> 01:54:32,396
‫قربان، لینک فعال شد.

1255
01:54:32,446 --> 01:54:33,488
‫به صورت لایو صحبت می‌کنید!

1256
01:54:34,738 --> 01:54:36,113
‫مدارک ما...

1257
01:54:36,280 --> 01:54:39,946
‫برای همه‌تون یه هدیه آوردم. آزادی!

1258
01:54:40,405 --> 01:54:43,071
‫برای نخست وزیر ارانی. کدهای لینک فعال‌سازی.

1259
01:54:45,988 --> 01:54:48,196
‫نمی‌تونم الان بهتون تبریک بگم.

1260
01:54:48,530 --> 01:54:49,405
‫چرا؟

1261
01:54:50,113 --> 01:54:52,280
‫نخست وزیر ما محاصره شده.

1262
01:54:53,238 --> 01:54:57,821
‫تایگر با افرادش داخل محوطه‌ست.

1263
01:54:59,113 --> 01:55:02,196
‫تایگر فرمانده کل ارتش ما رو به قتل رسونده.

1264
01:55:02,946 --> 01:55:04,988
‫هند همه چیز رو تکذیب می‌کنه.

1265
01:55:06,530 --> 01:55:07,655
‫عادت دارن دیگه.

1266
01:55:08,821 --> 01:55:11,780
‫چطوری می‌خوان حضور مامور شاخه تحقیقات و
‫تحلیل رو در اینجا تکذیب کنن؟

1267
01:55:11,905 --> 01:55:13,488
‫خودمون مچش رو گرفتیم.

1268
01:55:20,446 --> 01:55:23,946
‫تایگر نخست وزیر و دموکراسی ما رو
‫هدف قرار داده.

1269
01:55:24,905 --> 01:55:29,030
‫حالا من میشم مسئول حفظ دموکراسی.

1270
01:55:29,405 --> 01:55:32,405
‫تایگر قرار بود امروز اعدام بشه و میشه.

1271
01:55:32,821 --> 01:55:34,696
‫برمی‌گردم که روز استقلال رو بهتون تبریک بگم.

1272
01:55:36,321 --> 01:55:37,655
‫بعد از اعدام شدن تایگر.

1273
01:55:39,946 --> 01:55:41,821
‫با هم روز استقلال رو جشن می‌گیریم.

1274
01:55:42,655 --> 01:55:43,863
‫زنده باد پاکستان!

1275
01:55:51,363 --> 01:55:53,613
‫تایگر، موضوع اینه که...

1276
01:55:54,488 --> 01:55:56,155
‫به زودی یکی از اعضای تیمت کم میشه.

1277
01:55:56,988 --> 01:55:59,821
‫ما نمی‌خواستیم حق تنهایی بره جهنم.

1278
01:56:00,530 --> 01:56:02,113
‫پس یکی رو همراهش می‌فرستم.

1279
01:56:12,530 --> 01:56:14,821
‫فکر کنم کاران زیاد اسلام آباد رو دوست نداره.

1280
01:56:15,405 --> 01:56:16,946
‫بهتره برگرده دهلی...

1281
01:56:18,571 --> 01:56:19,613
‫با کفنش.

1282
01:56:20,196 --> 01:56:21,488
‫نه، نه، نه.

1283
01:56:22,488 --> 01:56:23,821
‫می‌خوای خداحافظی کنی؟

1284
01:56:28,696 --> 01:56:30,238
‫پیغام آخری واسه تایگر داری؟

1285
01:56:30,696 --> 01:56:31,655
‫پیغامم...

1286
01:56:33,238 --> 01:56:34,238
‫برای توئه.

1287
01:56:34,655 --> 01:56:37,863
‫تایگر حساب‌های تروریستیت رو بسته.

1288
01:56:38,529 --> 01:56:40,321
‫آماده شو بری جهنم.

1289
01:56:43,988 --> 01:56:45,196
‫حساب‌هام!

1290
01:56:48,321 --> 01:56:49,321
‫یادم افتاد...

1291
01:56:50,863 --> 01:56:52,988
‫فکر کنم حساب و کتابت مشکل داره.

1292
01:57:31,321 --> 01:57:33,529
‫پیغام قرمز رنگت رو دوست داشتی، تایگر؟

1293
01:57:36,613 --> 01:57:39,446
‫فکر می‌کردم نخست وزیر شدنم سخت بشه...

1294
01:57:41,988 --> 01:57:43,863
‫ولی راهم رو صاف کردی.

1295
01:57:44,779 --> 01:57:46,613
‫فکر می‌کردم باید نخست وزیر رو زنده زنده گیر بندازم...

1296
01:57:48,821 --> 01:57:49,779
‫ولی دیگه نه.

1297
01:57:52,654 --> 01:57:53,821
‫خودت رو نجات بده...

1298
01:57:55,279 --> 01:57:56,279
‫یا نخست وزیر رو.

1299
01:58:03,571 --> 01:58:05,613
‫دور گوشی کاران دست آتیشه.

1300
01:58:07,071 --> 01:58:10,613
‫فرکانس ارتباطیمون دستکاری شده.

1301
01:58:11,279 --> 01:58:13,238
‫الان کانال فرکانس رو عوض می‌کنم.

1302
01:58:17,113 --> 01:58:19,154
‫روی کتم خون هندی‌ها ریخته شده.

1303
01:58:21,154 --> 01:58:22,071
‫خب، جاوید؟

1304
01:58:22,946 --> 01:58:24,446
‫حاضری بریم شکار ببر؟
‫[تایگر به معنای ببر می‌باشد]

1305
01:58:25,488 --> 01:58:27,321
‫من که می‌خواستم زودتر برم سراغش، قربان،

1306
01:58:27,988 --> 01:58:29,321
‫ولی شما نذاشتین.

1307
01:58:29,446 --> 01:58:31,938
‫هیچوقت نفهمیدم چرا می‌خواستین تایگر
‫رو زنده نگه دارین.

1308
01:58:31,988 --> 01:58:33,529
‫باید زنده می‌موند.

1309
01:58:35,321 --> 01:58:37,529
‫وگرنه کی قراره واسه قتل نخست وزیر اعدام بشه؟

1310
01:58:41,779 --> 01:58:43,821
‫جاوید هنوز روی فرکانس قبلیه.

1311
01:58:45,946 --> 01:58:47,404
‫بذارم رو فرکانس پشتیبان؟

1312
01:58:47,696 --> 01:58:49,113
‫بذارم رو فرکانس پشتیبان؟

1313
01:58:49,571 --> 01:58:50,446
‫جاوید...

1314
01:58:51,863 --> 01:58:52,779
‫خوبی؟

1315
01:58:53,029 --> 01:58:55,529
‫بله، ولی آبرار و کاران...

1316
01:58:56,988 --> 01:58:58,988
‫این فداکاریشون بی‌نتیجه نمی‌مونه.

1317
01:58:59,446 --> 01:59:01,446
‫الان نمی‌تونم صحبت کنم. شما کجایید؟

1318
01:59:01,738 --> 01:59:02,729
‫تو اصطبل.

1319
01:59:02,779 --> 01:59:03,904
‫و نخست وزیر؟

1320
01:59:04,654 --> 01:59:05,529
‫تایگر...

1321
01:59:06,821 --> 01:59:11,321
‫از تو، زویا و کل تیم ممنونم.

1322
01:59:11,946 --> 01:59:14,071
‫ولی جون چند نفر قراره از دست بره؟

1323
01:59:14,529 --> 01:59:17,279
‫آتیش یه ارتش کامل داره، ولی شما پنج نفر
‫بیشتر نیستین.

1324
01:59:17,988 --> 01:59:19,904
‫جلوی تمام کارهامون رو گرفته.

1325
01:59:20,821 --> 01:59:22,821
‫من می‌خوام به آتیش تسلیم بشم، تایگر.

1326
01:59:23,238 --> 01:59:24,488
‫به شرط اینکه

1327
01:59:24,738 --> 01:59:27,863
‫تو و تیمت رو صحیح و سالم برگردونه هند.

1328
01:59:28,821 --> 01:59:30,863
‫چاره دیگه‌ای نداریم، تایگر.

1329
01:59:36,654 --> 01:59:37,738
‫خانم ارانی...

1330
01:59:39,238 --> 01:59:40,529
‫سخنرانیتون حاضره؟

1331
01:59:41,654 --> 01:59:44,404
‫سخنرانی من فقط می‌تونه از دفتر پخش بشه.

1332
01:59:44,904 --> 01:59:46,779
‫حالا از سنگر پخش میشه.

1333
01:59:50,821 --> 01:59:53,563
‫کل کشور منتظر سخنرانی نخست وزیر هستن.

1334
01:59:53,613 --> 01:59:56,321
‫هنوز می‌تونیم از محوطه ساختمان نخست وزیر
‫صدای گلوله بشنویم.

1335
01:59:56,488 --> 01:59:58,813
‫کل راه‌های ارتباطی مسدود شدن.

1336
01:59:58,863 --> 02:00:02,779
‫سخنرانی به کنار، ما مطمئن نیستیم حال
‫نخست وزیر خوبه یا نه.

1337
02:00:02,904 --> 02:00:04,988
‫آقای راکش، پارازیت اندازها رو بردار.

1338
02:00:05,321 --> 02:00:06,196
‫جاوید.

1339
02:00:06,821 --> 02:00:08,904
‫آتیش نمی‌دونه تو دنبالشی.

1340
02:00:09,362 --> 02:00:11,321
‫مدام لوکیشن فعلیش رو برامون بفرست.

1341
02:00:12,029 --> 02:00:14,404
‫برای رسیدن به سنگر از اصطبل رد میشه.

1342
02:00:14,696 --> 02:00:18,196
‫تو، من و زویا همینجا براش کمین می‌کنیم.

1343
02:00:18,487 --> 02:00:20,571
‫به شصت ثانیه بیشتر نیاز نداریم.

1344
02:00:21,071 --> 02:00:24,696
‫بعدش دیگه مهم نیست آتیش چیکار کنه.

1345
02:00:27,862 --> 02:00:33,321
‫تا اونموقع، خانم نخست وزیر باید حقیقت رو
‫به پاکستان بگید.

1346
02:00:34,862 --> 02:00:35,987
‫کد ورود سنگر.

1347
02:00:36,321 --> 02:00:39,862
‫۲۸۰۱۸۵.

1348
02:00:50,946 --> 02:00:51,904
‫جاوید.

1349
02:00:52,446 --> 02:00:53,737
‫من توی آخور دوازده هستم.

1350
02:00:54,446 --> 02:00:55,946
‫تایگر تو آخور بیست و دو.

1351
02:00:58,654 --> 02:00:59,571
‫جاوید...

1352
02:01:00,404 --> 02:01:01,237
‫جاوید!

1353
02:01:02,071 --> 02:01:04,029
‫جاوید... جواب بده، جاوید.

1354
02:01:32,446 --> 02:01:34,112
‫قربان، کسی اینجا نیست.

1355
02:01:35,779 --> 02:01:37,696
‫قربان، اینجا هم کسی نیست.

1356
02:02:36,529 --> 02:02:39,279
‫اسلحه‌هاتون رو بذارین زمین.

1357
02:02:41,404 --> 02:02:43,571
‫تو از کل ارتش پاکستان استفاده کردی...

1358
02:02:45,154 --> 02:02:46,904
‫ولی ما فقط از یکی از افرادت استفاده کردیم.

1359
02:02:49,071 --> 02:02:50,071
‫جاوید.

1360
02:02:50,362 --> 02:02:51,737
‫گوشی‌هاتون.

1361
02:02:52,529 --> 02:02:54,062
‫کل گوشی‌ها رو چک کردیم،

1362
02:02:54,112 --> 02:02:57,521
‫و فهمیدیم جاوید هر روز به شهر راولپندی زنگ میزده.

1363
02:02:57,571 --> 02:02:58,737
‫الو.

1364
02:02:58,862 --> 02:03:01,821
‫- با همون شماره. مادر جاوید.
‫- بله؟

1365
02:03:02,321 --> 02:03:08,071
‫یه دختر هم داشتن. خواهر جاوید. شاهین.

1366
02:03:09,696 --> 02:03:11,362
‫زنت...

1367
02:03:11,987 --> 02:03:16,862
‫که به خاطر تو از زندگیش و بچه به دنیا نیومده‌ش
‫گذشت.

1368
02:03:20,112 --> 02:03:21,946
‫قبل از اینکه وارد دفتر نخست وزیر بشی،

1369
02:03:22,487 --> 02:03:25,521
‫مطمئن بودیم جاوید تو رو میاره پیش ما.

1370
02:03:25,571 --> 02:03:28,279
‫وارد دفتر نخست وزیر که شدیم، من حواسم
‫به جاوید هست.

1371
02:03:28,529 --> 02:03:29,446
‫روش یه نشون می‌ذارم.

1372
02:03:34,237 --> 02:03:35,529
‫"درمان زیاد!"

1373
02:03:37,070 --> 02:03:38,487
‫همین رو گفته بودی؟

1374
02:03:38,820 --> 02:03:40,362
‫درمان هنوز تموم نشده، تایگر!

1375
02:03:41,945 --> 02:03:43,904
‫و انتقام خواهرم شاهین.

1376
02:04:07,404 --> 02:04:09,612
‫مردها باید کارهای مردونه بکنن، تایگر.

1377
02:04:10,320 --> 02:04:11,612
‫نباید کارت رو بسپری دست بچه‌ها.

1378
02:04:17,237 --> 02:04:18,779
‫از لحظات خانوادگیتون لذت ببرید!

1379
02:04:19,279 --> 02:04:21,279
‫من میرم دیدن خانم ارانی و

1380
02:04:21,987 --> 02:04:24,029
‫راضیش می‌کنم تسلیم نشه.

1381
02:04:24,529 --> 02:04:25,862
‫بهتره آدم شهید بشه.

1382
02:04:30,070 --> 02:04:31,279
‫متاسفم، تایگر.

1383
02:04:34,487 --> 02:04:36,154
‫درست مثل اولین بار که تو

1384
02:04:37,779 --> 02:04:38,779
‫اکریت همدیگه رو دیدیم.

1385
02:04:40,195 --> 02:04:41,570
‫درست تو همچین وضعیتی بود.

1386
02:04:42,862 --> 02:04:44,695
‫زندگیم رو بهت بدهکارم.

1387
02:04:45,737 --> 02:04:46,654
‫امروز،

1388
02:04:48,112 --> 02:04:49,862
‫لطفت رو جبران می‌کنم.

1389
02:04:55,070 --> 02:04:57,487
‫این بچه یه چیزی آورده که زبونتون بند بیاد!

1390
02:04:58,112 --> 02:05:00,112
‫الان دیگه صدای آهنگ بلندتر میشه.

1391
02:05:00,487 --> 02:05:01,529
‫حسن!

1392
02:05:04,070 --> 02:05:05,445
‫حسن!

1393
02:05:57,112 --> 02:06:00,654
‫می‌خواستم تو و زویا رو دعوت کنم که
‫سخنرانی نخست وزیر رو بشنوین.

1394
02:06:03,612 --> 02:06:04,570
‫زویا رو پیدا کن.

1395
02:06:07,029 --> 02:06:07,987
‫بریم سنگر؟

1396
02:07:13,028 --> 02:07:15,278
‫زویا نمی‌تونه واسه شنیدن سخنرانیت
‫خودش رو برسونه.

1397
02:07:16,487 --> 02:07:18,770
‫مشغول آماده کردن سخنرانی خانم ارانیه.

1398
02:07:18,820 --> 02:07:19,820
‫حسن!

1399
02:07:22,320 --> 02:07:23,403
‫حسن!

1400
02:07:24,862 --> 02:07:29,062
‫زیاد وقت نداریم، زویا.
‫نخست وزیر رو ببر به دفترش.

1401
02:07:29,112 --> 02:07:31,187
‫نمی‌تونی تنهایی جلوی آتیش رو بگیری.

1402
02:07:31,237 --> 02:07:34,778
‫نیاز نیست جلوش رو بگیرم. باید ببرمش سنگر. برو!

1403
02:07:35,403 --> 02:07:37,987
‫زویا نخست وزیر رو از سنگر خارج کرده.

1404
02:07:41,112 --> 02:07:43,903
‫یه دلیلی داشت که کد سنگر رو بهت دادیم.

1405
02:07:44,028 --> 02:07:46,728
‫- کد ورود.
‫- ۲۸۰...

1406
02:07:46,778 --> 02:07:48,278
‫تموم کارهات درست بود،

1407
02:07:48,903 --> 02:07:50,445
‫ولی یه چیزی رو فراموش کردی.

1408
02:07:51,403 --> 02:07:53,278
‫تا روزی که تایگر نفس بکشه.

1409
02:07:54,903 --> 02:07:57,070
‫تایگر شکست رو نمی‌پذیره.

1410
02:08:46,028 --> 02:08:47,028
‫نترسید.

1411
02:08:47,403 --> 02:08:49,570
‫جای همه امنه. بریم.

1412
02:09:43,112 --> 02:09:44,737
‫به آبرار و کاران فکر کن.

1413
02:09:46,987 --> 02:09:47,987
‫دردت نمی‌گیره.

1414
02:10:04,320 --> 02:10:05,612
‫هم‌میهنان من،

1415
02:10:06,528 --> 02:10:08,362
‫نخست وزیرتون هنوز زنده‌ست.

1416
02:10:09,028 --> 02:10:11,695
‫ولی باید برای جشن گرفتن روز استقلال صبر کنید...

1417
02:10:12,612 --> 02:10:15,487
‫چون محوطه نخست وزیر تحت محاصره‌ست.

1418
02:10:16,570 --> 02:10:18,945
‫آزادی پاکستان تحت محاصره‌ست.

1419
02:10:19,320 --> 02:10:22,737
‫تروریست یه هندی نیست.
‫پاکستانیه.

1420
02:10:23,028 --> 02:10:26,195
‫آزادی پاکستان توسط یه پاکستانی تهدید شده.

1421
02:10:26,528 --> 02:10:27,487
‫آزادی!

1422
02:10:28,278 --> 02:10:31,145
‫یه کلمه کوچیکه اما معنای سنگینی داره.

1423
02:10:31,195 --> 02:10:32,320
‫نخست وزیر زنده‌ست.

1424
02:10:32,445 --> 02:10:36,278
‫آزادی، دموکراسی.

1425
02:10:37,028 --> 02:10:39,070
‫نمیشه روشون قیمت گذاشت.

1426
02:10:40,195 --> 02:10:42,320
‫اما امروز برای آزادی شما و من

1427
02:10:43,028 --> 02:10:45,236
‫تقاصی داده شد.

1428
02:10:45,903 --> 02:10:48,111
‫برای دموکراسی پاکستان.

1429
02:10:49,278 --> 02:10:50,778
‫سرهنگ آبرار شیخ،

1430
02:10:51,403 --> 02:10:53,486
‫دانشجوی پاکستانی حسن علی،

1431
02:10:54,361 --> 02:10:58,028
‫و افراد شجاع دیگه‌ای که حتی پاکستانی نیستن
‫فوت شدن.

1432
02:10:59,736 --> 02:11:02,070
‫کسی که فکر می‌کردیم تروریسته،

1433
02:11:02,445 --> 02:11:05,528
‫کسی بود که جلوی تهدید دیکتاتوری رو گرفته بود.

1434
02:11:06,028 --> 02:11:07,695
‫آتیش رحمان در طمع قدرت،

1435
02:11:08,320 --> 02:11:11,311
‫با حمایت ژنرال حق،

1436
02:11:11,361 --> 02:11:16,320
‫می‌خواستن در پاکستان حکومت نظامی اعلام کنن
‫و برای همین وارد دفتر نخست وزیر شدن.

1437
02:11:17,361 --> 02:11:21,486
‫بین نقشه‌های اونا و دموکراسی پاکستان

1438
02:11:22,486 --> 02:11:24,278
‫یه هندی ایستاد...

1439
02:11:27,861 --> 02:11:28,820
‫تایگر.

1440
02:11:32,611 --> 02:11:34,528
‫می‌خواستیم اعدامش کنیم.

1441
02:11:35,278 --> 02:11:36,653
‫اگه من امروز زنده‌م...

1442
02:11:37,111 --> 02:11:38,570
‫به لطف تایگره.

1443
02:11:38,861 --> 02:11:40,945
‫اگه دموکراسی در پاکستان پا برجاست،

1444
02:11:41,486 --> 02:11:44,320
‫به خاطر تایگر و تیمشه.

1445
02:11:45,153 --> 02:11:48,695
‫جناب نخست وزیر، چندتا دختر جوون
‫اینجا نشستن.

1446
02:11:48,986 --> 02:11:54,486
‫ما تصمیم گرفتیم که بین نفرت و صلح
‫چی رو انتخاب کنیم.

1447
02:11:59,153 --> 02:12:00,153
‫جناب نخست وزیر؟

1448
02:12:01,111 --> 02:12:02,403
‫نظر شما چیه؟

1449
02:12:45,528 --> 02:12:48,945
‫"انسان باید در لحظات بد بخشنده باشد.

1450
02:12:53,153 --> 02:12:54,611
‫چون ایجاد تغییر...

1451
02:13:00,278 --> 02:13:01,445
‫زیاد زمان نمی‌برد."

1452
02:13:04,111 --> 02:13:05,611
‫برای پدرت پیغامی داری؟

1453
02:13:07,611 --> 02:13:08,570
‫بهش بگو...

1454
02:13:10,028 --> 02:13:11,236
‫بهت رحم کنه.

1455
02:13:14,736 --> 02:13:16,195
‫حق با تو بود.

1456
02:13:22,695 --> 02:13:23,736
‫رنگ سبز...

1457
02:13:25,695 --> 02:13:27,611
‫برای درمان تو نبود،

1458
02:13:29,070 --> 02:13:30,653
‫بلکه برای درمان پاکستان...

1459
02:13:34,653 --> 02:13:35,778
‫از شر تو بود.

1460
02:14:13,319 --> 02:14:17,111
‫خانم نخست وزیر، خیچدی مامور سابق سازمان اطلاعات
‫نظامی پاکستانتون پخته نشد.

1461
02:14:17,819 --> 02:14:20,319
‫ولی من براتون دال عدس ویژه خودم رو پختم.

1462
02:14:20,903 --> 02:14:21,903
‫تستش کنید.

1463
02:14:22,069 --> 02:14:26,319
‫حتماً. قبلش، چندتا از دخترها می‌خوان
‫ازتون تشکر کنن.

1464
02:15:51,444 --> 02:15:52,819
‫شرمنده تو زحمت افتادید.

1465
02:15:53,278 --> 02:15:54,611
‫کل اتهامات برداشته شدن.

1466
02:15:55,986 --> 02:15:57,819
‫فردا برگردید دفتر.

1467
02:15:58,986 --> 02:15:59,944
‫ممنون، خانم.

1468
02:16:02,069 --> 02:16:04,153
‫تایگر و زویا کجان؟

1469
02:16:04,861 --> 02:16:06,236
‫به تماس جواب بدید.

1470
02:16:07,236 --> 02:16:08,353
‫کدوم تماس؟

1471
02:16:08,403 --> 02:16:09,486
‫همین.

1472
02:16:11,861 --> 02:16:12,686
‫الو.

1473
02:16:12,736 --> 02:16:14,278
‫به مشورتتون نیاز دارم، خانم.

1474
02:16:14,944 --> 02:16:16,028
‫کدوم گوری هستی تایگر؟

1475
02:16:16,278 --> 02:16:19,194
‫نگران نباشید، خانم.
‫تایگر هنوز زنده‌ست.

1476
02:16:19,569 --> 02:16:21,278
‫ولی یه مشکل کوچولوی دیگه داریم.

1477
02:16:21,694 --> 02:16:23,819
‫چیزکیک بلوبری بخورم یا تیرامیسو؟

1478
02:16:24,611 --> 02:16:25,986
‫پیشنهاد شما کدومه؟

1479
02:16:26,486 --> 02:16:29,403
‫تایگر! کجایی؟
‫و کی قراره همدیگه رو ببینیم؟

1480
02:16:29,528 --> 02:16:31,028
‫الان حتماً سرتون شلوغه.

1481
02:16:31,528 --> 02:16:35,069
‫هر وقت برام ماموریتی داشتید، خودم
‫باهاتون تماس می‌گیرم.

1482
02:16:35,528 --> 02:16:37,986
‫تا اونموقع می‌خوای چیکار کنی؟

1483
02:16:38,194 --> 02:16:40,944
‫کاری که وقتی شروع کردیم درباره‌ش
‫صحبت کردیم.

1484
02:16:41,236 --> 02:16:42,236
‫"گذر زمان."

1485
02:16:49,194 --> 02:16:50,819
‫- چیزکیک بلوبری.
‫- هوم!

1486
02:16:55,778 --> 02:16:57,486
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

1487
02:16:58,153 --> 02:16:59,069
‫هیچی.

1488
02:17:00,319 --> 02:17:03,778
‫با توکل به خدا یه آهنگ می‌ذاریم!

1489
02:17:22,819 --> 02:17:25,402
‫♪ به نام خداوند ♪

1490
02:17:39,985 --> 02:17:42,027
‫کبیر، الان می‌خوام ازت سوالی بپرسم

1491
02:17:44,110 --> 02:17:47,235
‫که هیچ افسری حق پرسیدنش رو از سربازها نداره.

1492
02:17:48,652 --> 02:17:51,277
‫یا هیچ پدری حق پرسیدنش رو از پسرش نداره.

1493
02:17:52,152 --> 02:17:53,194
‫ولی فقط تو

1494
02:17:54,819 --> 02:17:56,694
‫از پس این ماموریت برمیای، کبیر.

1495
02:18:00,360 --> 02:18:01,985
‫هند یه دشمن جدید داره.

1496
02:18:02,902 --> 02:18:05,694
‫یه دشمن خطرناک و وحشی.

1497
02:18:07,110 --> 02:18:08,527
‫اهریمنی که فراتر از کابوس‌هاته.

1498
02:18:20,194 --> 02:18:21,527
‫اسمی نداره.

1499
02:18:22,402 --> 02:18:23,402
‫قیافه‌ای نداره.

1500
02:18:24,777 --> 02:18:26,235
‫در تاریکی کار می‌کنه.

1501
02:18:28,902 --> 02:18:32,194
‫برای اینکه جلوش رو بگیری، باید وارد اون تاریکی بشی.

1502
02:18:33,319 --> 02:18:36,527
‫باید از تمام مرزهای صحیح و غلط بگذری.

1503
02:18:37,277 --> 02:18:41,152
‫باید احساساتی که به کارهای خوب و بد داری
‫رو از ذهنت پاک کنی.

1504
02:18:41,444 --> 02:18:43,519
‫کبیر، باید کارهایی انجام بدی

1505
02:18:43,569 --> 02:18:47,069
‫که بعداً خودت رو بابت انجام دادنشون نمی‌بخشی.

1506
02:18:52,027 --> 02:18:53,402
‫و اگه جون سالم به در ببری،

1507
02:18:54,444 --> 02:18:57,735
‫با تهدیدی بزرگتر از مرگ روبرو میشی.

1508
02:19:02,277 --> 02:19:03,902
‫چون ممکنه

1509
02:19:05,569 --> 02:19:07,652
‫حین مبارزه با یک هیولا،

1510
02:19:09,610 --> 02:19:11,227
‫خودت تبدیل به یه هیولا بشی.

1511
02:19:11,277 --> 02:19:16,277
W W W . M O V I E S H O . C O M

1512
02:19:18,277 --> 02:19:28,277
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M