1
00:02:16,291 --> 00:02:23,291
W W W . M O V I E S H O . C O M
» ترجمه از امیر فرحناک «

2
00:02:25,208 --> 00:02:29,624
‫[جایی در شمال شرقی سوریه]
‫[ساعت چهار بامداد]

3
00:02:30,624 --> 00:02:40,624
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:03:46,791 --> 00:03:47,999
‫سلام علیکم.

5
00:03:49,541 --> 00:03:52,374
‫من یه دوستم. جیمز فوروارد.

6
00:04:20,374 --> 00:04:21,541
‫هدف در دیدرسه.

7
00:04:21,749 --> 00:04:24,166
‫منتظر باش. ما داریم وارد می‌شیم.

8
00:04:43,666 --> 00:04:45,541
‫[اون‌ها می‌دونن کی هستی
‫دارن میان سراغت.]

9
00:04:46,416 --> 00:04:47,249
‫اوه، خدایا.

10
00:05:18,166 --> 00:05:20,207
‫بهش می‌گن آرامش قبل از طوفان.

11
00:05:20,457 --> 00:05:23,041
‫من هرگز چنین چیزی رو
‫توی این شهر حس نکرده بودم.

12
00:05:23,249 --> 00:05:25,707
‫ولی کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.
‫انگار که...

13
00:05:26,124 --> 00:05:28,791
‫یه اتفاق وحشتناک در شرف وقوعه.

14
00:05:29,041 --> 00:05:31,332
‫اتفاقی که برای همیشه دنیا رو تغییر می‌ده.

15
00:05:31,749 --> 00:05:33,874
‫ما روی یه بمب ساعتی نشستیم.

16
00:05:34,166 --> 00:05:36,082
‫بمبی که هر لحظه امکان داره منفجر شه.

17
00:05:36,291 --> 00:05:39,624
‫و دارن میان، همه‌شون دارن میان.
‫با لباس تمام مشکی‌ای که پوشیدن،

18
00:05:39,832 --> 00:05:43,041
‫و از ایمان‌شون به عنوان پوشش
‫برای هویت‌شون استفاده می‌کنن.

19
00:05:43,249 --> 00:05:43,999
‫اون‌ها...

20
00:05:48,916 --> 00:05:49,916
‫حسن!

21
00:06:02,499 --> 00:06:03,499
‫سی‌آی‌اِی؟

22
00:06:04,291 --> 00:06:05,749
‫نه. من خبرنگارم.

23
00:06:06,082 --> 00:06:08,624
‫کدوم خبرنگاری اسلحه داره؟

24
00:06:10,832 --> 00:06:13,082
‫کی قراره شما آمریکایی‌ها متوجه شین...

25
00:06:13,291 --> 00:06:15,291
‫که ما اون‌جوری که فکر می‌کنین احمق نیستیم.

26
00:06:15,791 --> 00:06:17,791
‫خواهش می‌کنم. من فقط یه خبرنگارم.

27
00:06:18,166 --> 00:06:20,249
‫چرا دارین با من این کارها رو می‌کنین؟

28
00:06:20,416 --> 00:06:22,374
‫بذار یه داستانی رو برات تعریف کنم.

29
00:06:24,041 --> 00:06:27,707
‫روزی روزگاری «عمو سام» به کشور ما سر زد.
‫(منظور از عمو سام یه فرد آمریکاییه.)

30
00:06:28,541 --> 00:06:32,749
‫می‌گفت خاورمیانه به یه
‫نظم جهانیِ جدید نیاز داره.

31
00:06:33,124 --> 00:06:37,666
‫و دلیل اصلی اون هم کسب‌وکار و استعمار بود.

32
00:06:38,416 --> 00:06:41,749
‫به همین خاطر یه گروه مزدور اجیر کردن،

33
00:06:42,124 --> 00:06:45,124
‫و مجبورشون کردن تا ملت
‫خودشون رو تیکه پاره کنن.

34
00:06:47,249 --> 00:06:49,749
‫و وقتی که خرش از پل گذشت...

35
00:06:52,582 --> 00:06:56,374
‫زیر تمام قول‌هایی که به
‫رهبر مزدورها داده بود زد.

36
00:06:56,957 --> 00:06:58,749
‫و پول‌ها رو برداشت و در رفت.

37
00:07:05,332 --> 00:07:07,707
‫من اون رهبر گروه‌ام.

38
00:07:08,249 --> 00:07:13,832
‫و الان شکار می‌کنم و کنترل
‫زمین‌های کشورم رو بدست میارم.

39
00:07:17,082 --> 00:07:18,290
‫رایان لباسش رو دربیار.

40
00:07:41,957 --> 00:07:44,124
‫[ستاد مرکزی سی‌آی‌ای، لانگلی - آمریکا]

41
00:07:46,332 --> 00:07:47,124
‫بله؟

42
00:07:47,374 --> 00:07:50,874
‫آدام، یه ایمیلی برات اومده باید بررسی کنی.

43
00:07:58,749 --> 00:08:00,374
‫هرچی گفتیم بسته.

44
00:08:00,707 --> 00:08:01,999
‫هرچی کردیم بسته.

45
00:08:02,415 --> 00:08:05,165
‫حالا وقتش رسیده تا انتقام بگیریم.

46
00:08:05,499 --> 00:08:06,374
‫خدای من.

47
00:08:06,665 --> 00:08:09,874
‫جنگ شروع شده، آمریکا.
‫عمو سام...

48
00:08:10,707 --> 00:08:12,124
‫من برگشتم.

49
00:08:16,707 --> 00:08:18,499
‫فوراً من رو به کاخ سفید وصل کن.

50
00:08:31,915 --> 00:08:33,957
‫همهٔ ماشین‌ها به سمت شمال اکریت حرکت کنن.

51
00:08:38,999 --> 00:08:40,874
‫[به اکریت خوش آمدید]

52
00:08:41,082 --> 00:08:42,699
‫[هتل زنان کارگر]
‫[هند و پاکستان]

53
00:08:42,749 --> 00:08:46,124
‫[خوابگاه پرستاران]
‫[اکریت، عراق - ۷ صبح]

54
00:08:48,874 --> 00:08:49,865
‫زودباش خانم.

55
00:08:49,915 --> 00:08:53,199
‫بهت گفتم قبل اینکه
‫بیمارستان برم بهم زنگ نزن.

56
00:08:53,249 --> 00:08:54,332
‫دیرم می‌شه.

57
00:08:54,374 --> 00:08:56,665
‫پُرنا، ببین...
‫[دهلی نو، خیابان لودهی]

58
00:08:56,957 --> 00:08:59,040
‫خانوادهٔ پسره می‌خوان زود مراسم بگیرن.

59
00:08:59,249 --> 00:09:00,749
‫بابا، من تا دو ماه دیگه میام.

60
00:09:01,124 --> 00:09:02,999
‫اینجا چیزی نمی‌خوای؟

61
00:09:03,249 --> 00:09:04,249
‫چرا دو ماه؟

62
00:09:04,499 --> 00:09:06,790
‫سانا؟ بازم دیر نماز خوندی؟

63
00:09:06,999 --> 00:09:11,415
‫چاره‌ای ندارم، جیا. این دو شیفت کار
‫کردن بیچاره‌م کرده. هرروز دیر می‌رسم.

64
00:09:11,582 --> 00:09:13,374
‫واو، ماریا، دوتا گوشی؟

65
00:09:13,790 --> 00:09:15,999
‫نکنه یه امیری عاشقت شده؟

66
00:09:16,082 --> 00:09:18,332
‫نه! یکی برای خانواده‌ست،

67
00:09:18,790 --> 00:09:21,832
‫اوه، یادم رفته بود. برادرم
‫از پاکستان بهم زنگ زد.

68
00:09:22,124 --> 00:09:24,790
‫گفت بابا بازم حالش بده.

69
00:09:25,290 --> 00:09:28,665
‫می‌خوان برای یه متخصص قلب
‫از لاهور به پندی برن.

70
00:09:29,040 --> 00:09:31,082
‫بگو دهلی بیان.

71
00:09:31,332 --> 00:09:35,040
‫با دکتر ترهان از بیمارستان اِیمز تماس بگیرن.
‫اون بهترین متخصص قلب کشوره.

72
00:09:35,082 --> 00:09:36,999
‫من خودم شاگردش بودم.

73
00:09:37,290 --> 00:09:39,957
‫به برادرت بگو به بیمارستان
‫ایمز زنگ بزنه، بقیه‌ش با من.

74
00:09:40,207 --> 00:09:41,415
‫- واقعاً؟
‫- بله.

75
00:09:41,749 --> 00:09:43,374
‫دستت درد نکنه.

76
00:09:43,749 --> 00:09:47,124
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم
‫بهتره برگردم خونه‌مون.

77
00:09:47,374 --> 00:09:50,540
‫- اینجا چیزی برای ما نیست.
‫- بری خونه، خب بعدش چی؟

78
00:09:50,915 --> 00:09:52,540
‫اینجا هم پول درمیاری هم احترامت رو داری.

79
00:09:52,582 --> 00:09:55,249
‫دخترها بجنبین، دیر شد.

80
00:09:55,624 --> 00:09:58,499
‫- یادت نره نهار امروز رو بیاری.
‫- دخترها، بریم.

81
00:10:01,749 --> 00:10:02,915
‫سورپرایز.

82
00:10:03,124 --> 00:10:05,082
‫♪ با دست‌هات که روش حنائه اشاره کن، ♪

83
00:10:05,499 --> 00:10:07,624
‫♪ تخت عروسی رو تزیین کن ♪

84
00:10:07,749 --> 00:10:10,165
‫♪ با دست‌هات که روش حنائه اشاره کن، ♪

85
00:10:10,332 --> 00:10:13,082
‫♪ تخت عروسی رو تزیین کن ♪

86
00:10:15,165 --> 00:10:16,665
‫مبارک باشه، خانم.

87
00:10:16,749 --> 00:10:18,957
‫ممنونم شادا، حواست به جاده باشه.

88
00:10:25,665 --> 00:10:26,623
‫شادا...

89
00:10:27,207 --> 00:10:28,123
‫اون‌ها کی‌ان...

90
00:10:29,957 --> 00:10:33,373
‫آی‌اس‌سی. بعد از موصل،
‫احتمال داره اکریت رو بگیرن.

91
00:10:51,540 --> 00:10:52,623
‫ارتش عراقی.

92
00:10:52,665 --> 00:10:53,457
‫بذار پیاده شم.

93
00:10:54,498 --> 00:10:56,040
‫هلیکوپتر رو منفجر کنین.

94
00:10:57,248 --> 00:11:00,540
‫- شادا، شادا چی شده؟
‫- ارتش عراقی داره حمله می‌کنه.

95
00:11:01,290 --> 00:11:02,457
‫شلیک کنین.

96
00:11:06,457 --> 00:11:07,540
‫امیر رو زدن.

97
00:11:09,123 --> 00:11:10,248
‫هدف بگیرین.

98
00:11:12,582 --> 00:11:15,040
‫زودتر بریم بیمارستان. عجله کن.

99
00:11:19,082 --> 00:11:20,290
‫همه سرتون رو پایین بگیرین.

100
00:11:20,582 --> 00:11:23,248
‫سرها پایین. پنجره‌ها رو ببندین.

101
00:11:25,790 --> 00:11:28,582
‫دنبال مینی‌بوس برو. بجنب.

102
00:11:33,457 --> 00:11:35,498
‫هلیکوپتر رو منفجر کن.

103
00:11:43,957 --> 00:11:44,957
‫بزنش.

104
00:11:48,748 --> 00:11:49,998
‫برو، برو.

105
00:12:01,040 --> 00:12:02,498
‫دروازه رو ببندین.

106
00:12:09,915 --> 00:12:12,082
‫دکتر کجاست؟ در رو باز کنین.

107
00:12:12,873 --> 00:12:13,832
‫دکتر کجاست؟

108
00:12:16,165 --> 00:12:18,165
‫در رو باز کن وگرنه می‌کشمت.

109
00:12:19,582 --> 00:12:21,332
‫توی مینی‌بوس فقط پرستاره.

110
00:12:25,540 --> 00:12:26,832
‫دکتر، دکتر کجاست؟

111
00:12:27,082 --> 00:12:29,415
‫الان خیلی زوده، دکتر ساعت ۸:۳۰ میاد.

112
00:12:29,665 --> 00:12:33,457
‫هی، اینجا بیمارستانه،
‫حق ندارین اسلحه بیارین.

113
00:12:39,498 --> 00:12:41,790
‫حالا هرچی ما می‌گیم، همونه.

114
00:12:42,332 --> 00:12:44,040
‫شما که نمی‌خواین آدم‌های بیشتری بمیرن؟

115
00:12:44,290 --> 00:12:45,665
‫پس خفه شین
‫و زود دست‌به‌کار شین.

116
00:12:46,082 --> 00:12:48,790
‫باشه، خودم انجام می‌دم.

117
00:12:50,248 --> 00:12:52,915
‫همه رو همین الان از بیمارستان بیرون کن.

118
00:12:53,290 --> 00:12:56,790
‫فقط ابوعثمان و این پرستارها می‌مونن.

119
00:13:04,498 --> 00:13:07,123
‫برین، زودتر. بذارینش توی آمبولانس.

120
00:13:07,165 --> 00:13:08,707
‫در رو ببندین. شما هم همین‌طور.

121
00:13:09,165 --> 00:13:10,457
‫بریم.

122
00:13:10,790 --> 00:13:11,915
‫بزن بریم. بجنب.

123
00:13:19,207 --> 00:13:23,623
‫گوشی‌هاتون رو بدین.
‫گوشی‌هاتون رو بدین...

124
00:13:24,165 --> 00:13:25,290
‫گوشی.

125
00:13:30,623 --> 00:13:32,040
‫خبر مهمی الان به دست‌مون رسیده.

126
00:13:32,248 --> 00:13:36,207
‫آی‌اس‌سی شهر اکریت رو تصاحب کرد.

127
00:13:36,248 --> 00:13:38,623
‫خبری تازه از پایگاه آمریکایی
‫واقع در عراق به دست ما رسیده،

128
00:13:38,665 --> 00:13:40,832
‫این دومین اقدام بزرگ آی‌اس‌سیه.

129
00:13:41,123 --> 00:13:46,915
‫گروهک تروریستی آی‌اس‌سی شهر
‫اکریت در عراق را تصرف کرد.

130
00:13:47,415 --> 00:13:49,707
‫اکریت که زمین‌های نفتش شُهرت داره...

131
00:13:49,998 --> 00:13:52,248
‫- گفتنیه که هندی‌های زیادی اونجا کار می‌کنن.
‫- نمی‌تونم تماس بگیرم.

132
00:13:52,957 --> 00:13:55,498
‫سلام. سفارت هند در عراق، بفرمایید.

133
00:13:55,540 --> 00:13:57,790
‫من ماری هستم. از بیمارستان
‫اکریت تماس می‌گیرم.

134
00:13:58,040 --> 00:14:01,915
‫من پرستارم. آی‌اس‌سی پرستارهای
‫هندی و پاکستانی رو گروگان گرفته.

135
00:14:02,290 --> 00:14:05,706
‫ماریا، آروم باش. نترس.

136
00:14:06,206 --> 00:14:07,456
‫همه‌چیز رو برامون تعریف کن.

137
00:14:07,498 --> 00:14:10,248
‫اون‌ها راننده و مدیر
‫داخلی بیمارستان رو کشتن.

138
00:14:10,706 --> 00:14:12,415
‫همه‌مون وحشت کردیم، آقا.

139
00:14:13,081 --> 00:14:16,081
‫رهبرشون ابوعثمان تیر خورده، توی بیمارستانه.

140
00:14:16,415 --> 00:14:18,915
‫آقا، اون‌ها بیمارستان رو تصاحب کردن.

141
00:14:19,373 --> 00:14:20,915
‫آقا، کمک‌مون کن.

142
00:14:21,248 --> 00:14:23,665
‫ما توی بد مخمصه‌ای گیر افتادیم، آقا.
‫اون‌ها همه‌مون رو می‌کشن.

143
00:14:23,998 --> 00:14:25,998
‫نگران نباش، ماریا، من کمکت می‌کنم.

144
00:14:26,290 --> 00:14:27,665
‫چندتا پرستارین؟

145
00:14:27,915 --> 00:14:30,165
‫ما ۲۵تا پرستار هندی هستم و ۱۵تا پاکستانی.

146
00:14:30,206 --> 00:14:32,456
‫خب پس شد، ۲۵تا، درسته؟

147
00:14:32,873 --> 00:14:34,415
‫گوشی رو نزدیک به خودت نگهدار.

148
00:14:34,748 --> 00:14:36,540
‫خیلی زود دوباره باهات تماس می‌گیریم.

149
00:14:37,248 --> 00:14:38,206
‫زنگ بزن دهلی.

150
00:14:38,415 --> 00:14:41,790
‫[وزارت امور خارجه]
‫[دهلی نو]

151
00:14:44,248 --> 00:14:46,748
‫- کارن، متن سخنرانی آماده‌ست؟
‫- بله، قربان.

152
00:14:46,956 --> 00:14:50,498
‫از زمان حمله به سوریه،
‫این بزرگ‌ترین نفوذ آی‌اس‌سی به عراقه.

153
00:14:50,998 --> 00:14:54,665
‫به اسم حق دارن جوون‌ها رو
‫به سلاح کشتار تبدیل می‌کنن.

154
00:14:54,956 --> 00:14:59,331
‫به زودی توی هر اتوبوس، خیابون
‫و هواپیما بمب‌های دست‌ساز می‌بینیم.

155
00:14:59,748 --> 00:15:03,373
‫بعد از موصل، حالا به زمین‌های
‫نفت‌خیز اکریت دست پیدا کردن.

156
00:15:03,790 --> 00:15:07,290
‫اون‌ها ثروتمندترین
‫تروریست‌های حال‌حاضر جهان‌ان.

157
00:15:07,498 --> 00:15:11,248
‫چون ۷۰درصد از زمین‌های
‫نفت عراق دست اون‌هاست.

158
00:15:12,873 --> 00:15:16,123
‫ببخشید بدموقع اومدم، قربان،
‫ولی باید اخبار رو ببینین.

159
00:15:17,206 --> 00:15:20,915
‫اقدامات وحشتناک تروریستی
‫کمی از اقدامات جنگی نداره.

160
00:15:20,956 --> 00:15:23,865
‫ما با متحدین انگلیسی، آلمانی
‫و فرانسوی خود صحبت کرده،

161
00:15:23,915 --> 00:15:26,040
‫و هدف‌های مشترک خود را
‫بررسی نموده و تصمیم بر...

162
00:15:26,081 --> 00:15:27,581
‫حملات هوایی کنترل شده گرفتیم.

163
00:15:27,623 --> 00:15:29,206
‫این اقدامات بدون...

164
00:15:29,456 --> 00:15:32,415
‫- این خبر خوبی نیست.
‫- چی شده، شنوئی؟

165
00:15:32,456 --> 00:15:34,956
‫آمریکایی‌ها دست روی دست نمی‌ذارن.

166
00:15:35,165 --> 00:15:40,081
‫خیلی وقته می‌خوان به هدف‌های
‫آی‌اس‌سی توی عراق حملات هوایی کنن.

167
00:15:40,415 --> 00:15:42,998
‫سازمان ملل اون‌ها رو منصرف کرده بود.

168
00:15:43,373 --> 00:15:48,331
‫حالا هم با اعدام جیمز، یه دلیل برای
‫به خاکستر تبدیل کردن اکریت دارن.

169
00:15:48,540 --> 00:15:50,490
‫- یعنی...؟
‫- آمریکایی‌ها...

170
00:15:50,540 --> 00:15:53,240
‫می‌خوان بیمارستان رو هدف قرار بدن،
‫جایی که هم پرستارهای ما...

171
00:15:53,290 --> 00:15:54,615
‫و هم ابوعثمان هست.

172
00:15:54,665 --> 00:15:58,073
‫آمریکایی‌ها فقط بهونه میارن.
‫نباید اجازهٔ همچین کاری رو بدیم.

173
00:15:58,123 --> 00:16:00,081
‫جلوشون رو بگیر، شنوئی.

174
00:16:00,123 --> 00:16:02,706
‫[ستاد مرکزی سی‌آی‌ای، لانگلی - آمریکا]

175
00:16:02,748 --> 00:16:04,790
‫شنوئی، کجا بودی؟

176
00:16:04,998 --> 00:16:09,706
‫- آخرین بار کجا همدیگه رو دیدیم؟
‫- بعد از جنگ خلیج فارس بود. سال ۱۹۹۳.

177
00:16:10,206 --> 00:16:12,456
‫سرم خیلی شلوغه، بیا همین‌جور
‫که راه می‌ریم صحبت کنیم.

178
00:16:12,623 --> 00:16:15,498
‫- می‌دونی که چرا اینجام؟
‫- می‌دونم پرستارهاتون اونجان.

179
00:16:15,831 --> 00:16:17,623
‫نمی‌تونین اکریت رو بمباران کنی.

180
00:16:17,915 --> 00:16:19,290
‫چرا، می‌تونیم.

181
00:16:19,706 --> 00:16:22,373
‫تو خودت این بازی رو بلدی.
‫خودت انقدری اینجا بودی که بهتر بدونی.

182
00:16:22,540 --> 00:16:24,748
‫اگه پرستارها آمریکایی بودن چیکار می‌کردی؟

183
00:16:24,915 --> 00:16:27,623
‫- بیرون می‌آوردیم‌شون.
‫- منم می‌خوام همین کار رو کنم.

184
00:16:27,998 --> 00:16:30,415
‫به یاد قدیم‌ها، آدام.

185
00:16:30,998 --> 00:16:32,665
‫بهم وقت بده.

186
00:16:33,248 --> 00:16:34,248
‫لطفاً.

187
00:16:37,748 --> 00:16:39,831
‫باشه، هفت روز.

188
00:16:40,081 --> 00:16:42,165
‫پرستارهات رو از اونجا بیرون ببر.

189
00:16:42,373 --> 00:16:44,165
‫هفت روز بشه هشت،
‫ما اکریت رو بمباران می‌کنیم.

190
00:16:46,498 --> 00:16:48,123
‫- هفت روز؟
‫- بله قربان.

191
00:16:48,456 --> 00:16:51,623
‫هفت روز برای اجرای این
‫عملیات پرخطر کافی نیست.

192
00:16:52,081 --> 00:16:54,373
‫حق با شمائه، جناب. ولی باید بتونیم.

193
00:16:55,373 --> 00:16:56,831
‫کی می‌خواد مسئولیتش رو قبول کنه؟

194
00:16:59,665 --> 00:17:01,165
‫تایگر.
‫(به معنای بَبر)

195
00:17:02,498 --> 00:17:03,831
‫تایگر هنوز زنده‌ست؟

196
00:17:05,831 --> 00:17:08,748
‫به من گفتن هشت سال پیش
‫توی یه عملیات توی کوبا کشته شد.

197
00:17:09,081 --> 00:17:10,956
‫اون برای ردگم‌کنی بود.

198
00:17:11,415 --> 00:17:12,665
‫اون یه‌جا قایم شده.

199
00:17:13,081 --> 00:17:14,956
‫پیداش می‌کنیم.

200
00:17:15,373 --> 00:17:17,165
‫توی این مدت کم...

201
00:17:17,540 --> 00:17:19,831
‫اون تنها کسیه که می‌تونه این کار رو بکنه.

202
00:17:20,081 --> 00:17:23,123
‫شنوئی، من جداً علاقه‌ای بهش ندارم.

203
00:17:23,539 --> 00:17:26,164
‫فقط پرستارهامون رو از اونجا بیرون بیار.

204
00:17:26,706 --> 00:17:29,998
‫کارن، به تمام مأمورهامون تماس بگیر.

205
00:17:32,081 --> 00:17:34,373
‫من تا ۲۴ساعت آینده تایگر رو می‌خوام.

206
00:17:37,748 --> 00:17:39,039
‫[درحال جست‌وجوی پروفایل...]

207
00:17:39,081 --> 00:17:40,706
‫تعطیلات تمومه، تایگر.

208
00:17:41,748 --> 00:17:43,331
‫وقتشه برگردی سر کارت.

209
00:17:57,248 --> 00:18:00,998
‫[جایی در رشته‌کوه‌های آلپِ اتریش]
‫[اینسبروک، تیرول]

210
00:18:23,831 --> 00:18:29,873
‫طبیعت به هر حیوونی غریزه
‫داده تا شکار کنه و بتونه زنده بمونه.

211
00:18:30,248 --> 00:18:33,331
‫انسان‌ها هم سال‌هاست
‫برای بقا به شکار می‌پردازن.

212
00:18:33,706 --> 00:18:36,539
‫جونیور، پسر انگلیسی. بازم کلاس زبان برداشتی؟

213
00:18:36,914 --> 00:18:38,123
‫چی بهت گفته بودم؟

214
00:18:38,456 --> 00:18:41,331
‫یه مرد رو با زبان مادریش می‌شناسن.

215
00:18:41,623 --> 00:18:42,873
‫خب، زبان مادریت چیه؟

216
00:18:43,123 --> 00:18:46,831
‫از سمت تو هندی، از سمت مادرم پاکستانی.

217
00:18:46,873 --> 00:18:48,081
‫مادرت رو نمی‌دونم،

218
00:18:48,498 --> 00:18:51,706
‫ولی وقتی با منی، تماماً هندی هستی.

219
00:19:02,748 --> 00:19:04,706
‫- کجاست؟
‫- روبه‌روی منه.

220
00:19:05,164 --> 00:19:06,956
‫- چقدر دوره؟
‫- تقریباً ۱۵متر.

221
00:19:07,248 --> 00:19:09,748
‫مستقیم به چشم‌هاش خیره شو
‫و جای دیگه رو نگاه نکن.

222
00:19:16,706 --> 00:19:17,956
‫داره نزدیک می‌شه.

223
00:19:18,539 --> 00:19:20,831
‫نباید فصلِ مربوط به شکار رو می‌خوندم.

224
00:19:21,248 --> 00:19:22,414
‫آروم باش، جونیور.

225
00:19:22,831 --> 00:19:24,289
‫امروز منو یه لقمهٔ چپ می‌کنه.

226
00:19:24,789 --> 00:19:26,206
‫تمام موجودات شکار می‌کنن.

227
00:19:28,081 --> 00:19:30,873
‫ولی هیچ‌کدوم مثل ببر شکار بلد نیست.

228
00:20:10,414 --> 00:20:13,406
‫قبل از اینکه بلند شه بیا تیکه‌تیکه‌ش کنیم.

229
00:20:13,456 --> 00:20:14,581
‫صبر کن، جونیور.

230
00:20:15,498 --> 00:20:17,289
‫گرگ‌ها تنهایی شکار نمی‌کنن.

231
00:20:17,914 --> 00:20:20,748
‫اون‌ها گله‌ای می‌رن. بازم هستن.

232
00:20:24,206 --> 00:20:25,414
‫اوه، بر پدرش لعنت.

233
00:20:25,873 --> 00:20:27,956
‫- کی این حرف رو بهت یاد داده؟
‫- مامان می‌گفت.

234
00:20:28,706 --> 00:20:29,831
‫ای بر پدرش...

235
00:20:30,414 --> 00:20:33,289
‫- حالا چیکار کنیم؟
‫- ماشین‌مون رو اون پایین می‌بینی؟

236
00:20:36,748 --> 00:20:40,081
‫تا سه که شمردم برو داخل ماشین بمون.

237
00:20:40,664 --> 00:20:43,373
‫صبر کن ببینم. می‌خوای این گرگ‌ها رو بکشی؟

238
00:20:45,456 --> 00:20:47,706
‫اگه رفیق‌هات رو نکُشم...

239
00:20:48,164 --> 00:20:50,372
‫تو رو توی مِنوی غذاشون...

240
00:20:51,747 --> 00:20:53,581
‫واسه کباب امشب اضافه می‌کنن.

241
00:20:53,831 --> 00:20:54,664
‫شاید.

242
00:20:54,914 --> 00:20:58,747
‫اگه من رو نجات بدی و گرگ‌ها رو نکشی...

243
00:20:59,122 --> 00:21:01,456
‫اون‌وقت باور می‌کنم که بَبر واقعی‌ای.

244
00:21:04,122 --> 00:21:04,831
‫قبول؟

245
00:21:12,872 --> 00:21:13,706
‫فرار کن.

246
00:22:00,872 --> 00:22:03,122
‫ولم کنین. برین.

247
00:22:33,081 --> 00:22:33,872
‫برو دیگه.

248
00:22:53,706 --> 00:22:54,872
‫برو.

249
00:23:19,956 --> 00:23:21,622
‫ولم کن.

250
00:23:35,372 --> 00:23:36,247
‫بابا!

251
00:23:51,414 --> 00:23:53,122
‫برو داخل ماشین. بجنب.

252
00:24:18,122 --> 00:24:19,289
‫تکون نخور.

253
00:24:31,580 --> 00:24:32,455
‫جونیور.

254
00:24:34,247 --> 00:24:34,955
‫یک.

255
00:24:39,205 --> 00:24:39,955
‫دو...

256
00:24:50,497 --> 00:24:51,580
‫ایول...

257
00:25:08,914 --> 00:25:10,372
‫سلام زوفیا، چطوری؟

258
00:25:10,664 --> 00:25:13,539
‫- خوبم. تو چطوری؟
‫- منم خوبم.

259
00:25:14,122 --> 00:25:16,872
‫بالاخره من و آرتور بلیت هندمون رو گرفتیم.

260
00:25:16,914 --> 00:25:18,747
‫ماه بعد تولد ۸۰ سالگی‌شه.

261
00:25:19,205 --> 00:25:22,239
‫کل زندگیش آرزو داشت تاج محل رو ببینه.

262
00:25:22,289 --> 00:25:24,122
‫مقبرهٔ عشق.

263
00:25:24,330 --> 00:25:25,455
‫چقدر خوب.

264
00:25:25,830 --> 00:25:28,747
‫به‌نظرت واکسن بزنم؟

265
00:25:29,122 --> 00:25:32,747
‫واسه تب زرد، مالاریا،
‫تب دنگی و آنفلوانزای پرندگان؟

266
00:25:32,914 --> 00:25:35,955
‫دیگه چه بیماری‌هایی اونجا شایع شده؟

267
00:25:36,997 --> 00:25:39,580
‫- پلیس.
‫- پلیس؟ تاحالا این بیماری رو نشنیده بودم.

268
00:25:39,955 --> 00:25:43,289
‫زوفیا، زنگ بزن پلیس.
‫چندتا دزد اینجان، اسلحه دارن.

269
00:25:43,872 --> 00:25:45,455
‫پول‌ها رو رد کن بیاد. زود باش.

270
00:25:45,830 --> 00:25:47,497
‫بجنب، پول‌ها رو رد کن بیاد.

271
00:26:15,122 --> 00:26:16,289
‫عجله کن.

272
00:26:47,289 --> 00:26:50,997
‫به این می‌گن قدرتِ بانوان.

273
00:26:51,830 --> 00:26:54,955
‫زویا، لطفاً زنگ بزن پلیس بیاد.

274
00:27:07,914 --> 00:27:11,705
‫اون آشغال رو ول کن. اون موج
‫هندی‌ای که می‌خوای رو پیدا نمی‌کنی.

275
00:27:15,039 --> 00:27:15,872
‫منظورت چیه؟

276
00:27:18,955 --> 00:27:22,622
‫فقط یه منظوری دارم.
‫تو اشتباه می‌کنی، به حرف من گوش بده.

277
00:27:23,080 --> 00:27:25,580
‫- من همچین حرفی زدم؟
‫- ولی منظورت همین بود دیگه.

278
00:27:25,872 --> 00:27:28,822
‫من کل اتریش رو دنبال
‫شلغم و کدو هندی گشتم، چرا؟

279
00:27:28,872 --> 00:27:30,697
‫چون ایشون فقط غذای هندی می‌خوره.

280
00:27:30,747 --> 00:27:33,247
‫آخرین باری که بیرون غذا خوردیم رو یادته؟

281
00:27:34,997 --> 00:27:36,164
‫می‌دونی چیه؟

282
00:27:36,580 --> 00:27:39,997
‫شماها بخورین ظرف‌ها رو روی میز بذارین،

283
00:27:40,289 --> 00:27:42,372
‫من بعداً می‌شورم‌شون.

284
00:27:47,622 --> 00:27:48,747
‫جونیور.

285
00:27:49,372 --> 00:27:51,580
‫مامانت بدجوری از دستم عصبیه.

286
00:27:55,830 --> 00:27:57,247
‫بابا، بیا بریم پیاده‌روی.

287
00:27:57,497 --> 00:28:00,405
‫اگه دوستش داشتی هشتمین سالگرد
‫ازدواج‌تون رو...

288
00:28:00,455 --> 00:28:02,955
‫فراموش می‌کردی؟

289
00:28:05,413 --> 00:28:06,622
‫اوه!

290
00:28:08,247 --> 00:28:09,705
‫واسه همینه که دل و دماغ نداره.

291
00:28:11,705 --> 00:28:14,622
‫- دیگه تا چند ماه زندگی‌مون جهنمه.
‫- نه.

292
00:28:15,288 --> 00:28:17,122
‫- بیا.
‫- این چیه؟

293
00:28:17,372 --> 00:28:19,330
‫برنامهٔ فردا.

294
00:28:19,705 --> 00:28:21,747
‫خودم رزرو کردم.

295
00:28:22,080 --> 00:28:25,455
‫یادت باشه فردا یه‌کاری کنی
‫حس خاص بودن داشته باشه.

296
00:28:25,747 --> 00:28:27,955
‫کارت اعتباریت.

297
00:28:28,288 --> 00:28:30,663
‫دیروز شیش بار کارت کشیدم.

298
00:28:30,955 --> 00:28:33,413
‫خواهش می‌کنم توش بیشتر پول بریز.

299
00:28:35,538 --> 00:28:36,997
‫پسرم هم مثل خودم جاسوسه.

300
00:28:42,455 --> 00:28:44,997
‫سلام و عرض ادب.

301
00:28:45,205 --> 00:28:48,122
‫موج آل‌هندی رادیو از آمریتسار.

302
00:28:48,663 --> 00:28:52,788
‫یه درخواست از شمس اعلم از خارج کشور داریم.

303
00:28:53,205 --> 00:28:56,705
‫همسرش، سامیا زهرا، از دستش ناراحته.

304
00:28:59,330 --> 00:29:01,538
‫این یه هدیه از طرف مائه.

305
00:29:07,122 --> 00:29:10,997
‫♪ این رشته‌های جدا ازهم... ♪

306
00:29:11,580 --> 00:29:14,913
‫♪ که من دور تو بستم... ♪

307
00:29:16,913 --> 00:29:17,872
‫♪ رابطه‌مون رو جداناپذیر می‌کنن. ♪

308
00:29:24,705 --> 00:29:27,247
‫♪ اون اخمت رو کنار بذار... ♪

309
00:29:27,747 --> 00:29:30,747
‫♪ عزیز دلم، گوش کن... ♪

310
00:29:32,080 --> 00:29:34,580
‫♪ به ندای قلبم. ♪

311
00:29:35,788 --> 00:29:37,288
‫♪ ما کنار همیم، ♪

312
00:29:38,163 --> 00:29:40,288
‫♪ به هم نگاه می‌کنیم. ♪

313
00:29:41,872 --> 00:29:44,372
‫♪ به ندای قلبم گوش کن. ♪

314
00:29:45,913 --> 00:29:48,205
‫♪ و عشق‌مون رو کامل می‌کنیم. ♪

315
00:29:51,247 --> 00:29:55,622
‫♪ چرا باید عذابم بدی؟ ♪
‫♪ چرا باید عذابم بدی؟ ♪

316
00:29:56,747 --> 00:30:00,622
‫♪ چرا تظاهر به نشنیدن می‌کنی؟ ♪

317
00:30:01,205 --> 00:30:02,580
‫♪ به ندای قلبم گوش کن. ♪

318
00:30:31,747 --> 00:30:36,205
‫♪ من تو رو از دنیا پنهان می‌کنم. ♪
‫♪ تو برای من بی‌نقص‌ترینی. ♪

319
00:30:36,413 --> 00:30:38,330
‫♪ تو برای منی. ♪

320
00:30:38,913 --> 00:30:40,830
‫♪ من رو کنار خودت نگهدار. ♪

321
00:30:41,163 --> 00:30:43,580
‫♪ دیگه بین‌مون هیچ فاصله‌ای نمی‌مونه. ♪

322
00:30:44,497 --> 00:30:47,247
‫♪ هیچ‌چیز ما رو از هم جدا نمی‌کنه. ♪

323
00:30:47,788 --> 00:30:51,080
‫♪ اون شب‌های دلگیر، ♪

324
00:30:51,788 --> 00:30:54,288
‫♪ روزهای من رو تاریک کردن. ♪

325
00:30:56,455 --> 00:30:58,997
‫♪ عزیز دلم... ♪

326
00:31:00,955 --> 00:31:03,247
‫♪ کنارم باش... ♪

327
00:31:05,538 --> 00:31:09,580
‫♪ آسمون هم بدون تو رنگی نداره، ♪

328
00:31:10,163 --> 00:31:13,663
‫♪ رویاهای من بدون تو رویا می‌مونن. ♪

329
00:31:14,497 --> 00:31:16,871
‫♪ به ندای قلبم گوش کن. ♪

330
00:31:18,330 --> 00:31:21,038
‫♪ ما کنار همیم، ♪

331
00:31:22,121 --> 00:31:24,663
‫♪ به هم نگاه می‌کنیم. ♪

332
00:31:25,746 --> 00:31:27,788
‫♪ به ندای قلبم گوش کن. ♪

333
00:31:29,788 --> 00:31:32,955
‫♪ هرروز که می‌گذره، ما کنار هم‌ایم. ♪

334
00:31:33,496 --> 00:31:37,330
‫♪ و عشق‌مون رو کامل می‌کنیم. ♪

335
00:31:38,955 --> 00:31:42,663
‫♪ اون نگاه‌های یواشکی‌ت رو می‌بینم، ♪

336
00:31:42,705 --> 00:31:44,996
‫♪ به ندای قلبم گوش کن. ♪

337
00:31:46,663 --> 00:31:49,538
‫♪ ما کنار همیم، ♪

338
00:31:50,371 --> 00:31:52,830
‫♪ به هم نگاه می‌کنیم. ♪

339
00:32:07,955 --> 00:32:10,163
‫هنوز بیداری که؟

340
00:32:10,663 --> 00:32:12,955
‫بابا، چندتا از دوست‌هات اومدن.

341
00:32:17,955 --> 00:32:19,205
‫آقای شنوئی!

342
00:32:20,621 --> 00:32:22,746
‫جونیور، برو بخواب.

343
00:32:28,205 --> 00:32:31,163
‫تایگر! تایگر! تایگر...

344
00:32:32,080 --> 00:32:35,080
‫داغون شدی، خوبی؟

345
00:32:35,788 --> 00:32:37,038
‫چه می‌شه کرد؟

346
00:32:37,455 --> 00:32:40,788
‫از وقتی رفتی برای منم دیگه نفسی نموند.

347
00:32:43,955 --> 00:32:45,621
‫- همکارم، کارن.
‫- آشنا هستم.

348
00:32:47,455 --> 00:32:48,288
‫زویا.

349
00:32:48,705 --> 00:32:49,830
‫آشنا هستم.

350
00:32:51,788 --> 00:32:52,738
‫غذا بخوریم؟

351
00:32:52,788 --> 00:32:56,455
‫اگه قراره عدسی که تو درست
‫کردی رو بخوریم، پس قبوله.

352
00:33:04,080 --> 00:33:05,080
‫عالیه.

353
00:33:05,746 --> 00:33:08,663
‫همون مزه رو می‌ده. هیچ‌چیز تغییر نکرده.

354
00:33:08,788 --> 00:33:13,580
‫برای من پیاز هم پوست نمی‌کنه،
‫خوبه برای شما سوپ درست می‌کنه.

355
00:33:13,996 --> 00:33:15,205
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

356
00:33:15,371 --> 00:33:18,538
‫شما درجریان نیستی، ما گذشتهٔ درازی داریم.

357
00:33:18,830 --> 00:33:20,205
‫بله، قربان.

358
00:33:21,163 --> 00:33:25,080
‫اگه این همه راه رو دنبال
‫بهترین مأمورتون اومدین...

359
00:33:25,413 --> 00:33:27,955
‫پس حتماً جلوی من حرفی نمی‌زنین.

360
00:33:29,705 --> 00:33:32,663
‫من می‌رم، اگه چیزی نیاز داشتی صدام کن.

361
00:33:33,330 --> 00:33:34,330
‫ممنونم.

362
00:33:34,663 --> 00:33:37,788
‫خیلی ساله که پیدات نیست.

363
00:33:39,121 --> 00:33:40,955
‫هرچند توی ۲۴ساعت پیدات کردیم.

364
00:33:42,455 --> 00:33:44,371
‫برنج می‌خوای؟

365
00:33:48,413 --> 00:33:54,038
‫خیلی ساله براتون کد می‌فرستم.
‫«بهتر از هرجای دیگه‌ای.»

366
00:33:54,538 --> 00:33:59,746
‫از کشورهایی که جمعیت
‫هندی‌شون کم بود ارسال می‌کردم.

367
00:34:00,288 --> 00:34:05,371
‫نشانی آی‌پیِ من همیشه
‫موقعیت دقیقم رو نشون می‌داد.

368
00:34:05,746 --> 00:34:10,163
‫یعنی نیازی نبود دنبال من بگردین.

369
00:34:10,663 --> 00:34:14,496
‫خودم بهتون می‌گفتم کجا هستم.

370
00:34:15,996 --> 00:34:17,955
‫سوپی که درست کردی حرف نداره.

371
00:34:19,371 --> 00:34:21,246
‫سازمان اطلاعات منو یادش رفت،

372
00:34:22,955 --> 00:34:24,913
‫من هیچ‌وقت سازمان رو فراموش نکردم.

373
00:34:30,121 --> 00:34:31,746
‫باورنکردنیه.

374
00:34:32,788 --> 00:34:35,455
‫قربان، اون یه اتاق عملیات
‫سازمانی مجهز اینجا داره.

375
00:34:35,955 --> 00:34:38,288
‫تمام سرورهامون رو هک کرده.

376
00:34:38,330 --> 00:34:41,113
‫تایگر، ما برای این اینجاییم، چون...

377
00:34:41,163 --> 00:34:45,413
‫تعداد ۲۵نفر از پرستارهای هندیِ ما توی
‫یه بیمارستان عراقی گروگان گرفته شدن.

378
00:34:46,371 --> 00:34:48,788
‫سی‌آی‌ای بهتون هفت روز فرصت داده.

379
00:34:48,996 --> 00:34:52,246
‫بعدش حملات هوایی و تمام.

380
00:34:54,246 --> 00:34:56,871
‫تحقیقات میدانی رو انجام دادم.

381
00:34:57,371 --> 00:35:01,038
‫این‌ها بهترین افرادی‌ان که گیرتون میاد.

382
00:35:01,788 --> 00:35:04,038
‫با این‌ها می‌تونین عملیات رو انجام بدین.

383
00:35:04,246 --> 00:35:06,288
‫کوله‌ت رو ببند، تایگر.

384
00:35:06,663 --> 00:35:08,121
‫ما وقت نداریم.

385
00:35:10,329 --> 00:35:12,621
‫نه، قربان. عذر می‌خوام.

386
00:35:13,663 --> 00:35:18,246
‫اون تایگری که دنبالش اومدین دیگه عوض شده.

387
00:35:19,579 --> 00:35:21,538
‫من برای همسرم، زویا، بود...

388
00:35:21,954 --> 00:35:25,413
‫که از سازمان بیرون اومدم.

389
00:35:26,663 --> 00:35:28,663
‫ولی الان یه دلیل دیگه دارم.

390
00:35:30,413 --> 00:35:31,204
‫پسرم جونیور.

391
00:35:31,913 --> 00:35:34,204
‫اون عمر و زندگی منه.

392
00:35:35,121 --> 00:35:36,454
‫و نقطه‌ضعف من‌ان.

393
00:35:36,663 --> 00:35:39,663
‫قربان ما به شما توی این مأموریت نیاز داریم.

394
00:35:40,038 --> 00:35:41,663
‫زمان ارزشمندی رو داریم از دست می‌دیم.

395
00:35:41,996 --> 00:35:45,538
‫الان دیگه می‌دونیم کجا زندگی
‫می‌کنی و خانواده‌ت کی‌ها هستن.

396
00:35:45,871 --> 00:35:48,954
‫کارن، تایگر خوابیده.

397
00:35:50,204 --> 00:35:54,371
‫با دم شیر بازی نکن،
‫وگرنه تو رو درسته می‌بلعه.

398
00:35:58,246 --> 00:36:01,163
‫پای آبروی هند وسطه.

399
00:36:04,329 --> 00:36:06,996
‫خودت بهتر می‌دونی.

400
00:36:15,288 --> 00:36:16,746
‫«بگت سینگ» فریاد زد...

401
00:36:16,913 --> 00:36:18,996
‫«زنده باد انقلاب.»

402
00:36:30,829 --> 00:36:33,121
‫[قهرمانِ درون]

403
00:36:35,371 --> 00:36:36,871
‫چی شده، تایگر؟

404
00:36:43,371 --> 00:36:44,704
‫چیزی نیست.

405
00:36:45,621 --> 00:36:48,913
‫همه فکر می‌کنن من رو بیشتر از
‫هرچیزی توی دنیا دوست داری.

406
00:36:50,621 --> 00:36:53,746
‫ولی من می‌دونم که کشورت رو بیشتر دوست داری.

407
00:36:55,621 --> 00:36:58,163
‫و همینه که برای من خیلی قابل‌احترامه.

408
00:37:02,329 --> 00:37:05,579
‫تو بزرگ‌ترین قهرمان دنیای اونی.

409
00:37:08,079 --> 00:37:12,371
‫وقتی بفهمه والدینش دوتا مأمور فراری
‫از سازمان بودن چه حسی پیدا می‌کنه؟

410
00:37:13,246 --> 00:37:17,413
‫والدینی که بیخیال وظیفه‌شون شدن
‫و زندگی توی آرامش رو انتخاب کردن.

411
00:37:19,121 --> 00:37:23,954
‫اگه من جای تو بودم،
‫اون پرستارها رو نجات می‌دادم.

412
00:37:26,413 --> 00:37:27,538
‫و آره...

413
00:37:29,496 --> 00:37:30,913
‫همیشه یادت باشه...

414
00:37:33,038 --> 00:37:35,413
‫من و جونیور نقطه‌ضعف تو نیستیم.

415
00:37:36,746 --> 00:37:38,246
‫ما نقطهٔ قوت‌تیم.

416
00:37:42,038 --> 00:37:45,538
‫[پنج روز تا حملهٔ هوایی آمریکا]
‫[جایی در بیابان لیوا - ابوظبی]

417
00:38:27,162 --> 00:38:28,246
‫سلام، قربان.

418
00:38:29,746 --> 00:38:31,246
‫یه مقدار پول، قربان.

419
00:38:31,621 --> 00:38:35,237
‫تیم شما رو توی مرز ترکیه
‫و عراق ملاقات می‌کنه.

420
00:38:35,287 --> 00:38:37,287
‫جزئیات رو براتون ارسال می‌کنم.

421
00:38:37,329 --> 00:38:40,454
‫این مأموریت خودمه،
‫خودم هم تیمم رو انتخاب می‌کنم.

422
00:38:40,579 --> 00:38:43,371
‫- قربان می‌خواین خودتون کار رو دست بگیرین؟
‫- می‌خوای تو دست بگیر؟

423
00:38:43,412 --> 00:38:44,404
‫نه، قربان.

424
00:38:44,454 --> 00:38:48,121
‫- وقت نداریم.
‫- پس انقدر وقتم رو هدر نده.

425
00:38:49,704 --> 00:38:50,829
‫این تیم منه.

426
00:38:51,454 --> 00:38:54,079
‫آزان اکبر، بهترین تک‌تیرانداز ارتش هند.

427
00:38:54,954 --> 00:38:57,204
‫اگه سرش گرم عملیات سِری نبود...

428
00:38:57,537 --> 00:39:00,079
‫مدال طلای هند رو می‌گرفت.

429
00:39:06,996 --> 00:39:09,246
‫نمیت کانا، متخصص بمب و انفجار.

430
00:39:15,496 --> 00:39:17,912
‫اون توی سه دقیقه چهار بمب رو خنثی کرده.

431
00:39:17,954 --> 00:39:20,162
‫جون خیلی‌ها رو توی درهٔ کشمیر نجات داد.

432
00:39:25,121 --> 00:39:27,371
‫راکش شرما، بازنشسته.

433
00:39:29,579 --> 00:39:35,204
‫یه‌کم کُنده ولی عضو فنی گروهه.
‫مغزش از بهترین‌های ناسا هم بهتر کار می‌کنه.

434
00:39:46,537 --> 00:39:48,037
‫زنده باد هانومان.

435
00:39:49,996 --> 00:39:52,412
‫واو، قربان. کارتون رو خوب بلدین.

436
00:39:52,454 --> 00:39:54,996
‫همه‌ش بخاطر زحمت‌های مادرمه.

437
00:39:55,871 --> 00:39:58,287
‫قربان، افرادتون به موقع می‌رسن؟

438
00:40:02,204 --> 00:40:04,454
‫نمیت، آزان...

439
00:40:06,537 --> 00:40:07,746
‫راکش...

440
00:40:08,496 --> 00:40:10,037
‫خیلی هم عالی.

441
00:40:11,037 --> 00:40:11,787
‫خوش اومدین.

442
00:40:12,662 --> 00:40:13,412
‫چی شده، کارن؟

443
00:40:13,454 --> 00:40:14,904
‫تایگر اصرار داشت تیم خودش باشه.

444
00:40:14,954 --> 00:40:16,696
‫میگه چون مأموریت خودشه،
‫تیم خودش باید بیاد.

445
00:40:16,746 --> 00:40:18,196
‫انتظارش رو داشتم.

446
00:40:18,246 --> 00:40:20,446
‫این‌جوری دیگه ما روی مأموریت کنترلی نداریم.

447
00:40:20,496 --> 00:40:22,454
‫چارهٔ دیگه‌ای هم نداریم.

448
00:40:22,746 --> 00:40:25,746
‫یه چیزی رو یادت نره.

449
00:40:26,287 --> 00:40:26,946
‫چی قربان؟

450
00:40:26,996 --> 00:40:31,162
‫اون هشت سال با زویا،
‫مأمور پاکستانی، زندگی کرده.

451
00:40:34,496 --> 00:40:37,196
‫حواست باشه تایگر رو
‫علیه ما هندی‌ها نکرده باشه.

452
00:40:37,246 --> 00:40:38,412
‫بله، قربان.

453
00:40:42,329 --> 00:40:46,904
‫از سمت مرز مشترک
‫ترکیه و عراق برو سمت النصره.

454
00:40:46,954 --> 00:40:48,537
‫[النصره - مرز مشترک ترکیه و عراق]

455
00:40:49,621 --> 00:40:55,121
‫تمام قاچاق‌های انسان به
‫عراق از اون نقطه رد می‌شن.

456
00:40:57,621 --> 00:40:58,746
‫اونجاست که...

457
00:40:58,787 --> 00:41:02,079
‫آی‌اس‌سی تانکرهاش رو با نفت پر می‌کنه،

458
00:41:02,121 --> 00:41:05,954
‫و اون‌ها رو می‌فرسته موصل
‫و پالایشگاه‌های نفتیِ اکریت.

459
00:41:07,329 --> 00:41:11,329
‫همکار ما «ذوالفقار» هشت سال
‫کارمند سازمان بوده،

460
00:41:11,371 --> 00:41:12,996
‫اونجا شما رو می‌بینه.

461
00:41:13,037 --> 00:41:17,662
‫ذوالفقار شما رو توی تانکر نفت
‫قاچاقی به خاک عراق می‌بره.

462
00:41:34,246 --> 00:41:36,871
‫معمولاً کاروان هشت‌تا ماشین داره.

463
00:41:37,871 --> 00:41:41,912
‫ذوالفقار یکی از ماشین‌ها رو
‫به‌جای نفت با آب پر می‌کنه.

464
00:41:42,454 --> 00:41:45,787
‫برای اینکه لو نره، روی
‫آب نفت می‌ریزه تا معلوم نشه.

465
00:41:53,079 --> 00:41:59,954
‫اکریت ۳ ساعت با مرز فاصله داره.
‫خیلی زود به عراق می‌رسین.

466
00:42:16,662 --> 00:42:19,245
‫همه پیاده شین.

467
00:42:20,287 --> 00:42:23,829
‫بدون اجازهٔ آی‌اس‌سی آب از آب تکون نمی‌خوره.

468
00:42:24,370 --> 00:42:26,954
‫بعضاً توی مرز تانکرها هم چک می‌کنن.

469
00:42:59,370 --> 00:43:00,495
‫زنده باد هانومان.

470
00:43:01,579 --> 00:43:02,954
‫نقشه چیه، قربان؟

471
00:43:03,329 --> 00:43:05,162
‫نمی‌تونیم داخل بیمارستان بریم.

472
00:43:06,579 --> 00:43:09,745
‫واسه همون به عنوان کارگرهای
‫پالایشگاه نفت رد می‌شیم.

473
00:43:10,162 --> 00:43:12,620
‫اونجا نمیت یه انفجار کنترل‌شده درست می‌کنه.

474
00:43:12,912 --> 00:43:14,995
‫اون‌ها هم فکر می‌کن اتفاقی بوده.

475
00:43:15,287 --> 00:43:18,037
‫ما تظاهر می‌کنیم که از انفجار بدن‌مون سوخته.

476
00:43:18,495 --> 00:43:20,870
‫آی‌اس‌سی چاره‌ای نداره جزء این که...

477
00:43:20,912 --> 00:43:24,995
‫مجبورن کارگرهای آسیب‌دیده
‫رو به بیمارستان بفرستن.

478
00:43:25,495 --> 00:43:27,329
‫وقتی وارد بیمارستان شدیم...

479
00:43:27,704 --> 00:43:31,745
‫دو روز وقت داریم تا پرستارها رو خارج کنیم.

480
00:43:33,829 --> 00:43:35,704
‫و ابوعثمان هم بفرستیم...

481
00:43:36,995 --> 00:43:41,162
‫یه جوری تعریف می‌کنی انگار خیلی آسونه.
‫اگه واقعاً انقدر آسونه...

482
00:43:41,537 --> 00:43:45,287
‫من بعدش مستقیم می‌رم معبد امارند.

483
00:43:45,662 --> 00:43:49,829
‫چه مأموریت خوب پیش بره چه نره،
‫تو اونجا می‌ری.

484
00:43:50,120 --> 00:43:51,870
‫شمارهٔ پاوان.

485
00:43:52,329 --> 00:43:53,704
‫همون مأمور سازمانی که گفتم.

486
00:43:54,329 --> 00:43:56,870
‫اون هرچی بخوای برات جور می‌کنه.

487
00:43:57,204 --> 00:44:00,154
‫فقط باید کد شناسایی رو بهش بگی.

488
00:44:00,204 --> 00:44:03,204
‫«تو تو تو توتو تارا.»

489
00:44:04,245 --> 00:44:07,245
‫جواب کد اینه:
‫«دوست‌مون اینجاست»

490
00:44:07,579 --> 00:44:09,579
‫نکنه سازمان تازگی‌ها بامزه شده؟

491
00:44:09,620 --> 00:44:11,954
‫نمی‌دونم قربان. دستور از بالائه.

492
00:44:12,579 --> 00:44:14,370
‫پس یادتون نره.

493
00:44:14,412 --> 00:44:16,245
‫اگه شانس باهاتون یار بود،

494
00:44:16,287 --> 00:44:20,370
‫و تونستین وارد اون پالایشگاه
‫نفتی حفاظت‌شده بشین،

495
00:44:20,870 --> 00:44:22,654
‫اون‌وقته که عملیات شروع می‌شه.

496
00:44:22,704 --> 00:44:23,870
‫و کار تو با ما تموم می‌شه.

497
00:44:25,245 --> 00:44:28,787
‫به آقای شنوئی بگو:
‫«تو تو تو توتو تارا.»

498
00:44:29,620 --> 00:44:33,204
‫«تایگر دوباره برگشته برای شکار!»

499
00:44:35,329 --> 00:44:38,162
‫[اکریت - پالایشگاه نفتی الفریدون]

500
00:45:02,912 --> 00:45:04,537
‫توی صف بمونین.

501
00:45:12,287 --> 00:45:14,245
‫امیر بغداوی داره میاد.

502
00:45:26,995 --> 00:45:29,287
‫این امیر البغداویه.

503
00:45:29,578 --> 00:45:31,578
‫جانشین آی‌اس‌سی.

504
00:45:32,328 --> 00:45:36,037
‫پالایشگاه‌ها و زمین‌های نفتی تحت‌نظر اون‌ان.

505
00:45:44,203 --> 00:45:47,287
‫بعد از ابوعثمان، اون نفر اوله.

506
00:45:47,662 --> 00:45:50,453
‫معاملات نفتی آی‌اس‌سی
‫از زیر دست اون رد می‌شه.

507
00:45:51,287 --> 00:45:53,703
‫مراقب یکی دیگه هم باید باشی.

508
00:45:54,620 --> 00:45:58,953
‫بهش می‌گن «ثعبان»، به عربی یعنی مار.

509
00:45:59,287 --> 00:46:02,953
‫پاشا بغداوی، امیرِ من.

510
00:46:03,370 --> 00:46:05,453
‫می‌شه ملاقات کنیم؟

511
00:46:06,412 --> 00:46:08,745
‫- فقط یه ملاقات.
‫- برو عقب، وگرنه بهت شلیک می‌کنم.

512
00:46:09,370 --> 00:46:11,953
‫بهت پول می‌دم. پول هندیه. هالیوود.

513
00:46:12,412 --> 00:46:13,912
‫یه ملاقات.

514
00:46:14,245 --> 00:46:15,912
‫- برو عقب.
‫- چرا؟

515
00:46:16,203 --> 00:46:18,412
‫من که هرچی داشتم دادم.
‫چرا اسلحه می‌کشی؟

516
00:46:18,703 --> 00:46:20,078
‫برو عقب. نشنیدی چی گفتم؟

517
00:46:20,412 --> 00:46:21,412
‫خیلی‌خب.

518
00:46:21,495 --> 00:46:22,495
‫باشه.

519
00:46:23,412 --> 00:46:24,870
‫صبر کن، پسرم.

520
00:46:25,162 --> 00:46:29,745
‫اگه نذاشتم از تشنگی تلف شی، ثعبان نیستم.

521
00:46:30,120 --> 00:46:31,870
‫اسم اصلیش فردوسه.

522
00:46:32,162 --> 00:46:35,078
‫هندیه ولی ۲۵ساله که توی عراق بوده.

523
00:46:36,287 --> 00:46:40,495
‫از زمان صدام حسین و آمریکا تا
‫آی‌اس‌سی. اون به همه‌جا وصله.

524
00:46:40,953 --> 00:46:45,328
‫اون برای پالایشگاه‌ها کارگر غیرقانونی میاره.

525
00:46:46,120 --> 00:46:49,412
‫اون حتی پدر و مادر خودش
‫رو هم به‌خاطر پول فروخته.

526
00:46:50,037 --> 00:46:52,412
‫اون الان تنها یه هدف داره.

527
00:46:52,703 --> 00:46:56,120
‫که به امیر بغداوی نزدیک شه.

528
00:46:58,453 --> 00:47:00,412
‫- از کجا اومدی؟
‫- بنگلادش.

529
00:47:01,662 --> 00:47:04,120
‫یا درست کار می‌کنی یا قلم پات رو می‌شکنم.

530
00:47:04,162 --> 00:47:08,203
‫اگه ببینم از زیر کار در
‫رفتی گردنت رو می‌شکنم.

531
00:47:08,662 --> 00:47:09,703
‫برو!

532
00:47:10,453 --> 00:47:11,453
‫و حواست باشه،

533
00:47:12,287 --> 00:47:14,162
‫فرم‌ها رو بدون غلط پر کن.

534
00:47:14,620 --> 00:47:17,620
‫بعدش که مُردن ما رو توی دردسر میندازن.

535
00:47:18,537 --> 00:47:19,828
‫هندی هستی؟

536
00:47:21,828 --> 00:47:25,953
‫مگه تازه عروسی؟ اون شال رو بردار.

537
00:47:27,953 --> 00:47:29,953
‫حالا می‌تونم عروس خانم رو ببینم.

538
00:47:32,078 --> 00:47:33,745
‫- کارگری؟
‫- نه.

539
00:47:34,120 --> 00:47:35,662
‫مهندسی خوندم.

540
00:47:36,328 --> 00:47:38,245
‫دیپلم فنی دارم.

541
00:47:41,953 --> 00:47:43,203
‫اون‌ها شاید کارگر باشن.

542
00:47:43,662 --> 00:47:47,370
‫نه تو مهندسی نه اون‌ها کارگر.

543
00:47:48,037 --> 00:47:48,995
‫یادت باشه...

544
00:47:49,203 --> 00:47:50,995
‫حواسم بهت هست.

545
00:47:51,620 --> 00:47:56,287
‫اگه دردسر درست کنی، دیگه
‫حتی جنازه‌ت هم پیدا نمی‌کنن.

546
00:47:57,578 --> 00:47:58,412
‫حالا برین.

547
00:48:02,287 --> 00:48:04,703
‫[اکریت - آسایشگاه کارگرها]

548
00:48:07,203 --> 00:48:09,328
‫اتاق شمارهٔ ۶۹ برای شماست.

549
00:48:09,578 --> 00:48:12,245
‫دیر سرکار نیاین که رئیس قاتی می‌کنه.

550
00:48:17,412 --> 00:48:19,828
‫رویاهای کودکیم توی پیری
‫دارن به واقعیت تبدیل می‌شن.

551
00:48:19,870 --> 00:48:21,995
‫خوابیدن روی تخت دوطبقه.

552
00:48:22,370 --> 00:48:25,870
‫نمیت، کوله‌م رو اینجا می‌ذارم.

553
00:48:27,162 --> 00:48:29,028
‫من تخت بالایی رو می‌خوام.

554
00:48:29,078 --> 00:48:30,620
‫به کوله‌م دست نزن.

555
00:48:30,953 --> 00:48:34,870
‫داستان چیه؟ نکنه توش کتاب خداست؟

556
00:48:41,911 --> 00:48:44,578
‫چه فرقی داره توش چی دارم؟

557
00:48:44,953 --> 00:48:46,828
‫بذار بالا بمونه.

558
00:48:50,536 --> 00:48:52,578
‫باشه، بذار بالا باشه.

559
00:48:53,078 --> 00:48:55,453
‫- ممنون.
‫- حالا بگو چی داخلش داری؟

560
00:48:55,828 --> 00:48:57,286
‫- نمی‌گم.
‫- بازش کن.

561
00:48:57,495 --> 00:48:58,620
‫- نه.
‫- بازش کن.

562
00:48:58,911 --> 00:48:59,745
‫آزان.

563
00:49:09,245 --> 00:49:10,161
‫بیا، قربان.

564
00:49:14,620 --> 00:49:16,870
‫درست تاش کن، بذارش سر جاش.

565
00:49:17,953 --> 00:49:22,411
‫چرا به‌جاش روی پیشونیت ننوشتی:
‫«تک‌تیرانداز ارتش هند؟»

566
00:49:22,745 --> 00:49:23,953
‫«اومدیم پرستارها رو نجات بدیم.»

567
00:49:24,328 --> 00:49:27,411
‫نیروهای آی‌اس‌سی پرچم‌شون رو همه‌جا زدن.

568
00:49:27,911 --> 00:49:30,703
‫وقتی عملیات‌مون تموم شد
‫منم پرچم خودمون رو می‌زنم.

569
00:49:30,745 --> 00:49:35,995
‫تا اون آشغال‌ها بفهمن مردم هند هم شجاع‌ان.

570
00:49:36,161 --> 00:49:37,453
‫همین، قربان.

571
00:49:48,620 --> 00:49:49,995
‫کوله‌ت رو بده من.

572
00:49:51,703 --> 00:49:53,578
‫- ممنون، نمیت.
‫- حله؟

573
00:49:53,953 --> 00:49:55,203
‫آفرین.

574
00:49:55,911 --> 00:49:57,203
‫ولی آزان...

575
00:49:58,828 --> 00:50:02,536
‫عشق به کشورت یه چیزه،
‫ابراز عشق یه چیز دیگه‌ست.

576
00:50:04,911 --> 00:50:06,578
‫ما مأمور سازمانیم.

577
00:50:20,995 --> 00:50:23,703
‫چند روز دیگه باید اینجا بمونم؟

578
00:50:24,245 --> 00:50:27,161
‫فکر کنم تا چهار الی پنج
‫روز دیگه حال‌تون بهتر می‌شه.

579
00:50:27,786 --> 00:50:29,036
‫چرا جونم رو نجات دادی؟

580
00:50:29,286 --> 00:50:30,536
‫وظیفهٔ من بود.

581
00:50:31,161 --> 00:50:35,411
‫توی شغل من فرقی نداره
‫بیمار کی یا چه‌کاره باشه.

582
00:50:35,786 --> 00:50:40,161
‫هیچکس برای نجات‌مون نیومده،
‫باور کن. همه‌مون رو می‌کُشن.

583
00:50:40,203 --> 00:50:43,453
‫سنا، من با نماینده صحبت کردم.
‫اون با آی‌اس‌سی صحبت می‌کنه.

584
00:50:43,495 --> 00:50:45,245
‫اون‌ها هم هرچی گفت می‌گن چشم، هان؟

585
00:50:45,995 --> 00:50:48,203
‫اون‌ها دیوونه‌ان، دیوونه.

586
00:50:49,036 --> 00:50:50,203
‫تو هندی‌ای؟

587
00:50:53,703 --> 00:50:55,411
‫خیلی خوب هندی حرف می‌زنی.

588
00:50:55,870 --> 00:50:58,411
‫پدرم سفیر سوریه توی دهلی بود.

589
00:50:58,911 --> 00:51:01,495
‫وقتی هشت سالم بود اونجا رفتیم.

590
00:51:02,661 --> 00:51:04,203
‫چاناکیا پوری.

591
00:51:04,911 --> 00:51:07,370
‫هشت سال اونجا مدرسه رفتم.

592
00:51:08,370 --> 00:51:10,953
‫زبان هندوستانی زبان قشنگیه.

593
00:51:11,995 --> 00:51:14,120
‫وقتی توی آکسفورد دانشجو بودم...

594
00:51:14,536 --> 00:51:17,161
‫موضوع پایان‌نامه‌م
‫اقبال لاهوری و غالب دهلوی بودن.

595
00:51:17,495 --> 00:51:18,703
‫چه عالی.

596
00:51:19,536 --> 00:51:22,078
‫چطور کسی که دربارهٔ این شاعرهای
‫بزرگ پایان‌نامه نوشته...

597
00:51:22,120 --> 00:51:23,578
‫می‌تونه مسلح باشه؟

598
00:51:25,453 --> 00:51:27,536
‫من می‌رم، دیگه تحمل ندارم.

599
00:51:27,745 --> 00:51:29,995
‫دیوونه شدی؟ اگه بگیرنت می‌کشنت.

600
00:51:30,245 --> 00:51:32,245
‫در هرصورت ما رو میکشن.

601
00:51:33,786 --> 00:51:34,495
‫سنا...

602
00:51:34,870 --> 00:51:37,620
‫اگه یکی‌مون فرار کنه،
‫می‌تونه به بقیه کمک کنه.

603
00:51:39,078 --> 00:51:40,995
‫- بذار برم.
‫- سنا.

604
00:51:41,620 --> 00:51:45,870
‫توی دانشکدهٔ زبان نیویورک استاد بودم.

605
00:51:46,453 --> 00:51:48,536
‫به دنیا شاعری یاد می‌دادم.

606
00:51:49,661 --> 00:51:54,120
‫بعد از حملات یازده سپتامبر، بدون هیچ
‫مدرکی من رو توی ایستگاه قطار دستگیر کردن.

607
00:51:54,661 --> 00:51:56,495
‫فقط به‌خاطر اسمی که داشتم.

608
00:52:14,036 --> 00:52:15,619
‫بیا پایین، حرکت کن.

609
00:52:19,828 --> 00:52:21,744
‫بجنب، سرت رو پایین بیار.

610
00:52:36,161 --> 00:52:37,578
‫سه سال...

611
00:52:38,619 --> 00:52:41,161
‫سه سال توی
‫بازداشتگاه گوانتانامو زندانی بودم.

612
00:52:41,536 --> 00:52:44,536
‫لباسم رو از تنم درآوردن،
‫به گردنم قلاده بستن.

613
00:52:45,036 --> 00:52:47,411
‫سربازهای آمریکایی برامون
‫هیچ احترامی قائل نبودن.

614
00:52:59,828 --> 00:53:03,703
‫یه مرد وقتی که دست از
‫نفس کشیدن برمی‌داره نمی‌میره،

615
00:53:04,619 --> 00:53:09,328
‫یه مرد وقتی می‌میره که ازش عزتش رو بگیرن.

616
00:53:13,703 --> 00:53:18,078
‫حالا هرکسی که اینجا
‫می‌بینی از مرگ ترسی نداره.

617
00:53:30,661 --> 00:53:31,578
‫سنا!

618
00:53:31,911 --> 00:53:33,661
‫برگردین داخل وگرنه همه‌تون رو می‌کُشم.

619
00:53:40,953 --> 00:53:42,161
‫خدا...

620
00:53:43,994 --> 00:53:45,161
‫یکی از پرستارها داشت فرار می‌کرد.

621
00:53:46,036 --> 00:53:47,036
‫بکشش.

622
00:53:48,786 --> 00:53:50,119
‫مشکلی نیست.

623
00:53:50,786 --> 00:53:53,453
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکن.
‫اون‌ها فقط پرستارن.

624
00:53:53,786 --> 00:53:54,661
‫نکنین.

625
00:53:54,703 --> 00:53:57,661
‫- نترس.
‫- خواهش می‌کنم. این کار رو نکنین.

626
00:53:58,369 --> 00:54:01,244
‫این باعث می‌شه تو آدم قوی‌تری بشی.

627
00:54:24,161 --> 00:54:24,986
‫سلام علیکم.

628
00:54:25,036 --> 00:54:27,328
‫[تعویض شیفت کارگرها]

629
00:54:31,994 --> 00:54:33,078
‫قربان.

630
00:54:33,744 --> 00:54:35,578
‫- می‌خوام یه ماه نباشم.
‫- چرا؟

631
00:54:35,786 --> 00:54:38,453
‫باید برم هند. همسرم حامله‌ست.

632
00:54:39,619 --> 00:54:41,953
‫همسرت حامله‌ست؟

633
00:54:42,244 --> 00:54:44,828
‫مگه پارسال هم این بهونه رو نیاورده بودی؟

634
00:54:45,036 --> 00:54:49,786
‫آفرین... خیلی خوب دروغ میگی. گم شو.

635
00:54:55,036 --> 00:54:57,203
‫وایسا، اون دوربین رو بده من.

636
00:54:57,453 --> 00:55:00,744
‫راکش، اتاق کنترل برای تو.

637
00:55:01,286 --> 00:55:05,786
‫آزان، از یه جای امن حواست به همه‌چی باشه.

638
00:55:12,869 --> 00:55:15,828
‫نمیت، کار تو از همه مهم‌تره.

639
00:55:16,369 --> 00:55:18,453
‫پالایشگاه نفت.

640
00:55:18,911 --> 00:55:23,161
‫حواست باشه بمب همه‌مون رو به فنا نده.

641
00:55:23,994 --> 00:55:28,036
‫من متأهلم و جونیور هنوز بچه‌ست.

642
00:55:28,453 --> 00:55:29,411
‫شلوغش نکن.

643
00:55:31,911 --> 00:55:34,911
‫این عوضی یه برنامه‌ای داره.

644
00:55:51,702 --> 00:55:52,702
‫سلام.

645
00:55:53,077 --> 00:55:55,161
‫«تو تو تو توتو تارا»

646
00:55:56,661 --> 00:55:59,369
‫«تو تو تو توتو تارا»

647
00:56:00,911 --> 00:56:02,452
‫«دوست‌مون اینجاست.»

648
00:56:05,077 --> 00:56:07,869
‫همون یه بار کافیه. ما رو گیر آوردی؟

649
00:56:08,952 --> 00:56:10,911
‫- پس رسیدی.
‫- دیروز رسیدم.

650
00:56:11,411 --> 00:56:13,994
‫چندتا رفیق هندی دارم که
‫دل‌شون واسه غذای هندی تنگ شده.

651
00:56:14,411 --> 00:56:15,911
‫چی می‌خوای؟

652
00:56:16,202 --> 00:56:19,327
‫یه نیم کیلو فلفلِ کشمیر،

653
00:56:19,369 --> 00:56:21,952
‫و یه‌کم سبزیجات.

654
00:56:22,452 --> 00:56:26,411
‫نیم کیلو فلفل کشمیری می‌خوای؟
‫نکنه می‌خوای ملت رو بفرستی بیمارستان؟

655
00:56:26,702 --> 00:56:30,244
‫ما هندی‌ها عاشق گراماسالاییم.

656
00:56:30,786 --> 00:56:32,411
‫دیگه چی؟

657
00:56:33,244 --> 00:56:37,452
‫طبقهٔ هم‌کف ساختمون که هندی‌ها هستن...

658
00:56:38,077 --> 00:56:41,244
‫بگو چندتا نگهبان داره؟

659
00:56:41,536 --> 00:56:43,036
‫آروم!

660
00:56:43,577 --> 00:56:45,494
‫یه روز وقت می‌خوام.

661
00:56:47,036 --> 00:56:48,536
‫سعی می‌کنم سر دربیارم.

662
00:56:48,869 --> 00:56:52,611
‫فردا ساعت دو می‌بینمت.
‫کنج کبابی الشمسی، بادا بازار.

663
00:56:52,661 --> 00:56:53,786
‫خیلی‌خب.

664
00:57:06,202 --> 00:57:07,286
‫شمارهٔ عوض شده.

665
00:57:08,286 --> 00:57:10,869
‫پسرِ زرنگی هستی.

666
00:57:11,536 --> 00:57:16,036
‫یادت نره نمی‌ذارم اینجا خرابکاری‌ای بکنی.

667
00:57:21,911 --> 00:57:24,286
‫گری، دوست من.

668
00:57:24,744 --> 00:57:28,619
‫سه‌شنبه صبح، صبحونه. باشه می‌بینمت.

669
00:57:29,036 --> 00:57:31,327
‫یه صبحونهٔ آمریکایی درست و حسابی.

670
00:57:40,536 --> 00:57:41,494
‫خب...

671
00:57:41,911 --> 00:57:43,286
‫اقای سم جیکوبز.

672
00:57:44,744 --> 00:57:47,786
‫آمریکا می‌خواد بازم حملهٔ هوایی کنه؟

673
00:57:50,869 --> 00:57:52,619
‫چرا متوجه نیستین...

674
00:57:52,827 --> 00:57:56,327
‫- خدا با ماست.
‫- انقدر اسم خدا رو به زبون نیار.

675
00:57:56,786 --> 00:57:58,036
‫خدا پشت صلحه.

676
00:57:58,327 --> 00:58:00,536
‫فکر کردی از نقشه‌تون خبری نداریم؟

677
00:58:01,286 --> 00:58:02,327
‫حسن...

678
00:58:04,744 --> 00:58:07,619
‫دوستت، جیمز فوروارد این رو پیش ما جا گذاشت.

679
00:58:11,952 --> 00:58:13,161
‫این پسر ۱۳ سالشه.

680
00:58:13,661 --> 00:58:16,411
‫تمام خانواده‌ش توی حملات
‫هوایی سوریه کشته شدن.

681
00:58:16,744 --> 00:58:19,536
‫ازجمله خواهر چهار ساله‌ش.

682
00:58:21,077 --> 00:58:25,036
‫پدرم همیشه می‌گفت:
‫«تابوت‌های کوچیک‌تر سنگین‌ترن.»

683
00:58:25,494 --> 00:58:27,952
‫توروخدا، خواهش می‌کنم این کار رو نکن.

684
00:58:29,577 --> 00:58:31,619
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکن.

685
00:58:44,911 --> 00:58:45,827
‫حکیم...

686
00:58:46,202 --> 00:58:48,286
‫اگه خواست فرار کنه، بکشش.

687
00:58:53,202 --> 00:58:54,536
‫[بادا بازار]

688
00:59:24,535 --> 00:59:29,994
‫بیاین جلوی ظلم، ستم، فساد و تروریسم بمونیم.

689
00:59:49,327 --> 00:59:51,035
‫«تو تو تو توتو تارا»

690
00:59:51,494 --> 00:59:53,119
‫دوست‌مون اینجاست.

691
00:59:53,494 --> 00:59:54,994
‫میز شمارهٔ هفت. خودم میام پیشت.

692
01:00:11,535 --> 01:00:12,660
‫حسن.

693
01:00:13,660 --> 01:00:14,660
‫دیگه «واو» نداره.

694
01:00:16,869 --> 01:00:21,202
‫ح، سین، نون. حسن.

695
01:00:28,910 --> 01:00:31,244
‫پدر یا مادرت کجان؟

696
01:00:33,994 --> 01:00:35,494
‫اسم من آویناشه.

697
01:00:36,327 --> 01:00:37,994
‫آویناش راتود.

698
01:00:38,660 --> 01:00:40,619
‫اسم پسرم جونیوره.

699
01:00:42,077 --> 01:00:43,077
‫هم‌سن خودته.

700
01:00:43,577 --> 01:00:46,494
‫خوشگل، چشم‌های قشنگ.

701
01:00:55,410 --> 01:00:56,494
‫چه خبر؟

702
01:00:59,285 --> 01:01:01,952
‫- اعتراضات واسه چیه؟
‫- اون عراقیه...

703
01:01:02,910 --> 01:01:04,785
‫اعتراضات علیه ‌آی‌سی‌اس.

704
01:01:05,077 --> 01:01:11,202
‫آخرین زورهای ارتش.
‫آی‌اس‌سی می‌خواد شهر رو کامل بگیره.

705
01:01:13,452 --> 01:01:15,202
‫واسه بمب همین‌ها برات کافیه.

706
01:01:15,244 --> 01:01:19,869
‫و ۲۵نفر هم از بیمارستان
‫و ابوعثمان محافظت می‌کنن.

707
01:01:27,119 --> 01:01:28,660
‫نقشهٔ طبقهٔ اول بیمارستان رو می‌خوام.

708
01:01:29,077 --> 01:01:30,952
‫این یه‌کم بیشتر زمان می‌بره.

709
01:01:31,535 --> 01:01:34,827
‫توی ساختمون شورای شهره که زیرنظر آی‌اس‌سیه.

710
01:01:39,160 --> 01:01:41,077
‫آزادی.

711
01:02:21,994 --> 01:02:22,785
‫لعنتی.

712
01:02:25,869 --> 01:02:28,619
‫آی‌اس‌سی ربطی به اسلام نداره.

713
01:02:29,202 --> 01:02:31,077
‫یکی حسن رو برد.

714
01:02:35,952 --> 01:02:37,243
‫ولم کن.

715
01:02:41,160 --> 01:02:42,035
‫ولم کن.

716
01:02:50,910 --> 01:02:52,868
‫بمبه، برو.

717
01:02:53,452 --> 01:02:54,577
‫نترس.

718
01:02:55,785 --> 01:02:56,785
‫نترس.

719
01:03:02,785 --> 01:03:04,827
‫تایگر، چیکار می‌کنی؟

720
01:03:06,785 --> 01:03:07,702
‫اوه، لعنتی.

721
01:03:07,952 --> 01:03:10,368
‫- انتحاری آی‌اس‌سیه.
‫- خودم می‌دونم.

722
01:03:10,660 --> 01:03:12,285
‫این کارِ ما نیست.

723
01:03:12,577 --> 01:03:13,827
‫معلومه که هست.

724
01:03:13,993 --> 01:03:16,243
‫تایگر تو همه‌مون رو به کشتن می‌دی.

725
01:03:18,077 --> 01:03:22,618
‫این بچهٔ معصوم هم‌سن پسرمه.
‫- زمان‌سنج داره. ۴۵ ثانیه.

726
01:03:27,702 --> 01:03:29,702
‫ تایگر، اومدن. وقت نداریم فرار کنیم.

727
01:03:29,910 --> 01:03:31,327
‫اتفاقاً بهترین وقته.

728
01:03:31,618 --> 01:03:34,993
‫تو از میدون فراری‌شون بده،
‫من از روی زمین محوشون می‌کنم.

729
01:03:38,493 --> 01:03:41,077
‫آی‌اس‌سی اینجاست. میدون رو ترک کنین.

730
01:03:42,410 --> 01:03:43,827
‫میدون رو خالی کنین.

731
01:03:50,743 --> 01:03:52,202
‫من حسن رو پیدا کردم.

732
01:04:29,410 --> 01:04:31,410
‫- مراقب بچه باش.
‫- بیا بریم.

733
01:06:04,285 --> 01:06:05,326
‫بریم راست.

734
01:06:10,076 --> 01:06:11,118
‫وایسا.

735
01:06:34,326 --> 01:06:35,576
‫برین سمت چپ، بعدش مستقیم.

736
01:07:07,660 --> 01:07:08,576
‫لعنتی.

737
01:08:24,535 --> 01:08:26,076
‫بچه رو ببر سفارت هند.

738
01:09:28,284 --> 01:09:30,368
‫کسی تکون نخوره.

739
01:09:32,826 --> 01:09:34,951
‫بچه رو بده من.

740
01:09:35,201 --> 01:09:36,243
‫وگرنه شلیک می‌کنیم.

741
01:09:56,993 --> 01:10:00,326
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- بعداً بهت می‌گم. این بچه کیه؟

742
01:10:01,076 --> 01:10:02,159
‫بهت می‌گم.

743
01:10:03,326 --> 01:10:04,493
‫حسن دراز بکش.

744
01:10:44,493 --> 01:10:46,784
‫محاصره‌شون کنین، زود باشین. بگیرین‌شون.

745
01:11:21,951 --> 01:11:22,659
‫حالا.

746
01:12:08,534 --> 01:12:09,784
‫آدم‌های خودم‌ان.

747
01:12:10,034 --> 01:12:11,368
‫یعنی...

748
01:12:11,993 --> 01:12:13,493
‫این دیگه چه...

749
01:12:14,451 --> 01:12:15,451
‫وضعشه؟

750
01:12:16,201 --> 01:12:20,284
‫تو و سازمان اطلاعات فقط
‫راجع‌به اون پرستارها شنیدین،

751
01:12:21,493 --> 01:12:23,743
‫ولی ۱۵تا پرستار پاکستانی هم اون داخل هستن.

752
01:12:31,201 --> 01:12:32,909
‫واسه همین اومدی؟

753
01:12:33,409 --> 01:12:35,576
‫می‌ذاشتم اون پرستارها بمیرن؟

754
01:12:35,993 --> 01:12:38,743
‫خودم تو رو قانع کردم کمک‌شون کنی.
‫اون‌وقت خودم کمک نمی‌کردم؟

755
01:12:39,576 --> 01:12:43,493
‫یه ربع پیش مأمورمون، پاوان، رو کُشتن.

756
01:12:44,243 --> 01:12:47,076
‫حسن که سنی هم نداره به خودش بمب بسته بود.

757
01:12:47,118 --> 01:12:49,326
‫می‌خواستن منفجرش کنن.

758
01:12:49,868 --> 01:12:53,326
‫توی پاکستان ۱۳۲تا بچه مردن.

759
01:12:54,076 --> 01:12:56,034
‫مقصر بچه‌ها بودن؟

760
01:12:57,409 --> 01:13:02,201
‫واسه یه مشت آدم دردسرساز کل دنیا
‫دیدشون نسبت به پاکستان عوض شده.

761
01:13:02,451 --> 01:13:05,617
‫مردم پاکستان دنبال صلح‌ان.

762
01:13:06,826 --> 01:13:10,326
‫تا بچه‌هاشون بدون ترس و لرز درس بخونن.

763
01:13:10,909 --> 01:13:14,367
‫موفق شن و برای کشورشون عزت بیارن.

764
01:13:15,117 --> 01:13:18,742
‫هدف از این مأموریت نه فقط نجات پرستارها،

765
01:13:19,742 --> 01:13:23,451
‫بلکه پس گرفتن احترام کشورمونه.

766
01:13:24,242 --> 01:13:27,159
‫و اینکه به دنیا نشون بدیم ما نماد صلح‌ایم.

767
01:13:53,534 --> 01:13:55,409
‫پس بیا باهم تمومش کنیم.

768
01:13:56,326 --> 01:13:57,492
‫یه مأموریت مشترک.

769
01:13:59,867 --> 01:14:00,909
‫چی؟

770
01:14:01,284 --> 01:14:02,242
‫من و تو.

771
01:14:02,617 --> 01:14:04,117
‫اطلاعات هند و پاکستان.

772
01:14:04,617 --> 01:14:07,451
‫برای اولین‌بار باهم مأموریت رو پیش می‌بریم.

773
01:14:08,576 --> 01:14:12,201
‫عقلت سر جاشه؟ خل که نشدی؟

774
01:14:14,951 --> 01:14:16,701
‫منظورتون چیه، قربان؟

775
01:14:17,242 --> 01:14:19,034
‫می‌دونین که ما باهم دشمن‌ایم.

776
01:14:19,576 --> 01:14:21,201
‫مأموریت با پاکستانی‌ها؟

777
01:14:21,951 --> 01:14:25,784
‫شنیدی؟ نگفتم فقط وقت تلف کردنه؟

778
01:14:26,159 --> 01:14:28,534
‫وقت تلف کردن؟ کدوم وقت تلف کردن؟

779
01:14:29,076 --> 01:14:31,117
‫ما چند نفرشون رو توی کشمیر دستگیر کردیم.

780
01:14:31,617 --> 01:14:34,201
‫- ما می‌دونیم نقشهٔ تو چیه.
‫- چی؟

781
01:14:34,534 --> 01:14:36,617
‫نذار دهن‌مون باز شه.

782
01:14:36,951 --> 01:14:38,742
‫- اون‌وقت...
‫- اون‌وقت چی؟

783
01:14:39,242 --> 01:14:40,909
‫اگه تو حرف داری، ما هم حرف داریم.

784
01:14:41,117 --> 01:14:42,117
‫به به.

785
01:14:42,617 --> 01:14:44,617
‫این شد یه دشمنی درست و حسابی.

786
01:14:47,992 --> 01:14:50,451
‫راکش، عقل حکم می‌کنه که...

787
01:14:50,742 --> 01:14:53,784
‫اگه باهم همکاری نکنیم،
‫سر راه هم سبز می‌شیم.

788
01:14:54,701 --> 01:14:57,992
‫ولی اگه همکاری کنیم،
‫یه شانسی وجود داره تا...

789
01:14:58,534 --> 01:15:02,826
‫دخترهامون رو صحیح و سالم خونه بفرستیم.

790
01:15:04,367 --> 01:15:08,867
‫می‌دونم بین کشورهامون مشکلات زیاده.

791
01:15:09,784 --> 01:15:12,284
‫شاید هیچ‌وقت هم حل نشه.

792
01:15:13,659 --> 01:15:15,701
‫ولی الان بحثِ انسانیته.

793
01:15:21,201 --> 01:15:22,576
‫شماها...

794
01:15:23,367 --> 01:15:24,909
‫مأمورهای آموزش‌دیده‌ای هستین،

795
01:15:24,951 --> 01:15:26,409
‫بالغ‌این، پخته‌این.

796
01:15:26,867 --> 01:15:28,701
‫الان می‌فهمیم که آیا...

797
01:15:29,742 --> 01:15:31,534
‫آدم‌های معقولی هستین یا نه.

798
01:15:34,492 --> 01:15:35,784
‫حسن چی؟

799
01:15:35,867 --> 01:15:38,867
‫کاپیتان آبرار یه خونهٔ عراقی مطمئن بلده.

800
01:15:39,867 --> 01:15:41,701
‫حسن می‌تونه اونجا بمونه.

801
01:15:48,451 --> 01:15:49,576
‫جونیور کجاست؟

802
01:15:50,076 --> 01:15:51,159
‫فروختمش.

803
01:15:51,826 --> 01:15:52,826
‫چی؟

804
01:15:53,367 --> 01:15:54,701
‫هنده.

805
01:15:55,242 --> 01:15:56,442
‫پیش زوفیاست.

806
01:15:56,492 --> 01:15:59,076
‫خداروشکر پسرمون هنده حداقل.

807
01:16:00,492 --> 01:16:02,534
‫من نمی‌تونم قبول کنم.

808
01:16:03,867 --> 01:16:07,076
‫می‌دونم حرف‌های تایگر منطقی بود.

809
01:16:08,909 --> 01:16:12,367
‫من زمان جدایی هند و پاکستان بدنیا اومدم.

810
01:16:12,992 --> 01:16:14,742
‫توی اون دوران متولد شدم.

811
01:16:15,701 --> 01:16:19,034
‫ولی تصور کن اگه دوتا کشور از هم جدا نمی‌شدن،

812
01:16:19,951 --> 01:16:22,826
‫بازیکن‌های کریکت مثل اکرم و
‫ساچین می‌تونستن توی یه تیم بازی کنن.

813
01:16:22,867 --> 01:16:25,492
‫اون‌وقت تمام جام‌های جهانی مال خودمون می‌شد.

814
01:16:25,534 --> 01:16:27,117
‫درسته،

815
01:16:27,159 --> 01:16:29,034
‫اگه پدرم اینجا بود حرفت رو تأیید می‌کرد.

816
01:16:29,367 --> 01:16:30,742
‫فکرش رو بکن...

817
01:16:31,075 --> 01:16:33,825
‫اگه لاتا بیبی، کیشور کومار، محمد رفی...

818
01:16:34,117 --> 01:16:37,200
‫آبیدا پروین و نصرت فتح‌علی خان
‫باهم روی صحنه آهنگ می‌خوندن.

819
01:16:37,534 --> 01:16:38,825
‫تصور کن...

820
01:16:39,284 --> 01:16:43,367
‫پولی که دوتا کشور هزینهٔ
‫تسلیحات دفاعی می‌کنن...

821
01:16:43,450 --> 01:16:46,992
‫می‌تونست خرج جاده‌ها، تحصیلات، برق و آب بشه.

822
01:16:47,034 --> 01:16:49,117
‫و بیکاری از بین بره.

823
01:16:49,159 --> 01:16:51,075
‫و دخترهای پاکستانی چی؟

824
01:16:54,909 --> 01:16:57,325
‫- دخترهای پاکی‌ان.
‫- آقا...

825
01:16:57,867 --> 01:17:01,992
‫یادته سانی دئول با یه دختر
‫پاکستانی توی فیلم شورش فرار کرد؟

826
01:17:02,159 --> 01:17:03,409
‫- خب؟
‫- خب که چی؟

827
01:17:03,659 --> 01:17:04,867
‫مشکل چیه؟

828
01:17:05,200 --> 01:17:07,242
‫یادته بازیکن تنیس‌مون عاشق یه...

829
01:17:07,492 --> 01:17:08,909
‫بازیکن کریکت پاکستانی شده بود؟

830
01:17:09,117 --> 01:17:10,784
‫فوق‌العاده بود، نه؟

831
01:17:11,159 --> 01:17:12,992
‫ولی دیگه بازی خوبی ازش ندیدم.

832
01:17:14,409 --> 01:17:15,867
‫همه‌تون روشن‌فکرین.

833
01:17:30,284 --> 01:17:32,200
‫- آبجی زویا؟
‫- تایگر، قربان؟

834
01:17:43,700 --> 01:17:45,242
‫تصمیم؟

835
01:17:45,367 --> 01:17:46,575
‫سازمان اطلاعات هند؟

836
01:17:46,742 --> 01:17:47,909
‫یا سازمان اطلاعات پاکستان؟

837
01:17:50,992 --> 01:17:52,700
‫بیاین باهم همکاری کنیم.

838
01:17:53,200 --> 01:17:54,992
‫مقابل دشمن مشترک.

839
01:17:55,867 --> 01:17:57,284
‫منظورت اینه که...

840
01:17:57,700 --> 01:18:01,534
‫خانوادهٔ عروس و داماد باهم همکاری می‌کنن؟

841
01:19:33,117 --> 01:19:34,950
‫[چهار روز تا حملهٔ هوایی]

842
01:19:43,117 --> 01:19:46,034
‫[چهار روز تا حملهٔ هوایی]

843
01:19:46,200 --> 01:19:48,659
‫[پایگاه آمریکایی، خط مرزی شمال عراق]
‫[ساعت ۱۱ صبح]

844
01:19:48,700 --> 01:19:51,150
‫آخرین اخباری که از اکریت
‫واقع در عراق به دست ما رسیده...

845
01:19:51,200 --> 01:19:53,650
‫نشون می‌ده که تسلط آی‌اس‌سی بیشتر شده.

846
01:19:53,700 --> 01:19:55,242
‫نیروهای ویژهٔ آمریکایی...

847
01:19:55,283 --> 01:19:58,192
‫طبق آخرین گزارشی که ما
‫از کاخ سفید دریافت کردیم،

848
01:19:58,242 --> 01:20:00,117
‫هر لحظه آمادهٔ پیشروی‌ان.

849
01:20:00,158 --> 01:20:03,033
‫اون‌ها هفتهٔ گذشته خبر از
‫حملهٔ هوایی احتمالی داده بودن.

850
01:20:03,075 --> 01:20:08,408
‫تعداد ۲۵ پرستار هندی توی
‫بیمارستان گروگان گرفته شدن.

851
01:20:08,450 --> 01:20:09,825
‫چندین روز گذشته، اما...

852
01:20:09,867 --> 01:20:15,108
‫دولت هند همچنان موفق به نجات پرستارها نشده.

853
01:20:15,158 --> 01:20:17,533
‫تایگر با سازمان اطلاعات پاکستان
‫برای عملیات وارد همکاری شده.

854
01:20:18,450 --> 01:20:19,200
‫چرا؟

855
01:20:19,408 --> 01:20:21,700
‫زویا می‌خواد پرستارهای پاکستانی رو نجات بده.

856
01:20:23,575 --> 01:20:25,867
‫مأموریت‌شون دیگه خانوادگی شده.

857
01:20:27,617 --> 01:20:30,867
‫شما به من نگفته بودین ۱۵ پرستار
‫پاکستانی هم گروگان بودن.

858
01:20:31,117 --> 01:20:35,158
‫می‌خواستم پرستارهای ما توی اولویت باشن.

859
01:20:35,742 --> 01:20:38,617
‫- و دخترهامون رو صحیح و سلامت خونه برسونیم.
‫- شنوئی...

860
01:20:38,950 --> 01:20:42,158
‫کشور هند و پاکستان
‫مشکلات سیاسی زیادی باهم دارن.

861
01:20:42,783 --> 01:20:46,825
‫ولی نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫سیاست سد راه انسانیت شه.

862
01:20:47,200 --> 01:20:51,200
‫حواست باشه که هندی‌ها و پاکستانی‌ها
‫هردو صحیح و سالم نجات پیدا کنن.

863
01:20:51,492 --> 01:20:54,408
‫- توی این موضوع من طرف تایگرم.
‫- بله، قربان.

864
01:21:13,700 --> 01:21:14,992
‫بازش کن.

865
01:21:30,033 --> 01:21:32,783
‫[محل استخدام نیروهای آی‌اس‌سی]

866
01:21:42,033 --> 01:21:43,700
‫- نفوذ کردیم؟
‫- هنوز نه، راکش.

867
01:21:58,325 --> 01:22:00,742
‫هانومان، خودت کمک کن این‌بار بشه.

868
01:22:05,617 --> 01:22:07,617
‫تمام. بریم.

869
01:22:34,158 --> 01:22:36,658
‫من عاشق صبحونهٔ آمریکایی‌ام.

870
01:22:37,908 --> 01:22:40,492
‫گری، چی شد یاد من افتادی؟

871
01:22:40,950 --> 01:22:43,117
‫همون‌طوری که مطمئنم در جریان هستی،

872
01:22:43,158 --> 01:22:44,742
‫ابوعثمان سه‌تا از سربازهامون رو...

873
01:22:45,117 --> 01:22:48,158
‫به همراه دوتا غیرنظامی، خبرنگار، اسیر کرد.

874
01:22:49,575 --> 01:22:53,117
‫خبرنگار یا مأمور سی‌آی‌ای؟

875
01:22:55,117 --> 01:22:57,117
‫می‌خوام بهمون بگی اون‌ها رو کجا مخفی کرده.

876
01:22:59,783 --> 01:23:00,908
‫این برای توئه.

877
01:23:03,283 --> 01:23:05,742
‫فکر نکن من مذاکره می‌کنم.

878
01:23:06,617 --> 01:23:07,700
‫کافیه.

879
01:23:08,325 --> 01:23:11,658
‫اینجا کشور منه. یا جوری که گفتم
‫معامله می‌کنیم یا معامله بی‌معامله.

880
01:23:11,700 --> 01:23:13,367
‫- بغداوی؟
‫- متوجه شدی؟

881
01:23:14,200 --> 01:23:16,325
‫بغداوی؟ اون اینجا چیکار می‌کنه؟

882
01:23:17,575 --> 01:23:19,742
‫اومده تا کارهای پایانی
‫معاملهٔ نفتش رو انجام بده.

883
01:23:20,991 --> 01:23:23,116
‫- شما با یه تروریست...
‫- نه، نه...

884
01:23:23,616 --> 01:23:25,825
‫- اون به عنوان یه تاجر اومد.
‫- خب؟

885
01:23:27,241 --> 01:23:29,950
‫- پول زیادی خواست.
‫- حالا چی؟

886
01:23:30,200 --> 01:23:33,366
‫حالا هم به عنوان یه تروریست داره می‌ره.

887
01:23:33,408 --> 01:23:35,116
‫تو این وسط چیکار می‌کنی؟

888
01:23:36,825 --> 01:23:39,200
‫فکر می‌کنی ما با تروریست‌ها چیکار می‌کنیم؟

889
01:23:57,950 --> 01:23:58,950
‫بغداوی!

890
01:24:00,241 --> 01:24:01,991
‫بغداوی، ماشین رو نگهدار.

891
01:24:03,200 --> 01:24:04,200
‫ماشین رو نگهدار.

892
01:24:04,450 --> 01:24:06,575
‫همونجا بمون، وگرنه شلیک می‌کنم.

893
01:24:07,075 --> 01:24:09,575
‫شلیک نکن. من دوست امیرم.

894
01:24:13,075 --> 01:24:14,241
‫پهبادها رو آماده کن.

895
01:24:14,866 --> 01:24:16,033
‫هدف رو نشونه بگیرین.

896
01:24:16,283 --> 01:24:17,325
‫وایسا وایسا.

897
01:24:19,158 --> 01:24:21,325
‫امیر، شلیک نکن.

898
01:24:22,741 --> 01:24:23,991
‫تکون نخور.

899
01:24:24,325 --> 01:24:25,700
‫آمریکا... داره شلیک می‌کنه.

900
01:24:25,991 --> 01:24:27,658
‫آمریکا... گفت خبری از معامله نیست.

901
01:24:29,700 --> 01:24:30,658
‫درحال حرکته، قربان.

902
01:24:34,783 --> 01:24:36,075
‫نشونه روی هدف قفل شد.

903
01:24:36,658 --> 01:24:37,491
‫شلیک کن.

904
01:24:59,908 --> 01:25:02,450
‫ممنون، فردوس.

905
01:25:04,450 --> 01:25:05,575
‫امیر...

906
01:25:07,491 --> 01:25:09,950
‫[اکریت - پالایشگاه نفتی الفریدون]

907
01:25:12,075 --> 01:25:14,658
‫[زمان تعویض شیفت]

908
01:25:20,741 --> 01:25:22,283
‫نفر بعد.

909
01:25:34,908 --> 01:25:35,991
‫اون موز مال منه.

910
01:25:44,616 --> 01:25:46,950
‫- کی ژل ضدحریق داره؟
‫- من دارم.

911
01:25:49,116 --> 01:25:51,700
‫راکش، دوربین‌ها کِی دوباره فعال می‌شن؟

912
01:25:51,741 --> 01:25:52,741
‫هفت دقیقهٔ دیگه.

913
01:25:52,783 --> 01:25:56,658
‫- نگهبان‌ها ۵ دقیقه دیگه عوض می‌شن.
‫- یعنی ۳ دقیقه وقت داریم.

914
01:25:56,991 --> 01:25:59,908
‫- آزان، بهمون خبر بده. تمام.
‫- چشم، قربان.

915
01:26:00,325 --> 01:26:02,608
‫بریم، وقت نمایشه.

916
01:26:02,658 --> 01:26:03,658
‫بریم، بریم، بریم.

917
01:26:06,283 --> 01:26:08,491
‫[دوربین قطع می‌باشد]

918
01:26:21,325 --> 01:26:23,158
‫- چی شده؟
‫- نفت زیاده.

919
01:26:23,533 --> 01:26:25,450
‫اول باید امتحان کنم. نفت رو خالی کن.

920
01:26:41,658 --> 01:26:43,200
‫اوه، نه. نه، نه، نه...

921
01:26:46,950 --> 01:26:48,449
‫بردار قربان. بردار، قربان.

922
01:26:50,783 --> 01:26:51,491
‫لعنتی.

923
01:26:53,783 --> 01:26:55,783
‫هی، چیکار می‌کنین؟

924
01:26:56,116 --> 01:26:57,699
‫گفتم دارین چیکار می‌کنین؟

925
01:26:59,908 --> 01:27:02,158
‫- ادامه بده، نمیت.
‫- چی به هم می‌گین؟

926
01:27:02,324 --> 01:27:03,574
‫دو دقیقه وقت داریم.

927
01:27:03,866 --> 01:27:05,324
‫بشین وگرنه بهت شلیک می‌کنم.

928
01:27:12,324 --> 01:27:13,783
‫طبقهٔ دوم.

929
01:28:07,616 --> 01:28:10,116
‫راکش، نگهبان‌ها اومدن.

930
01:28:10,408 --> 01:28:12,449
‫خدایا، داری موز می‌خوری؟

931
01:28:16,199 --> 01:28:17,199
‫نمیت، آماده‌ای؟

932
01:28:17,699 --> 01:28:18,491
‫قربان.

933
01:28:29,408 --> 01:28:30,783
‫چه خبر شده؟

934
01:28:38,324 --> 01:28:41,991
‫- کمک.
‫- راکش، نیازی نیست شلوغش کنی.

935
01:28:42,741 --> 01:28:44,783
‫طبقهٔ دوم. کنار لوله‌ها.

936
01:28:54,449 --> 01:28:55,533
‫الو؟

937
01:28:58,074 --> 01:28:59,116
‫چی؟

938
01:29:00,241 --> 01:29:02,324
‫عوضی‌ها.

939
01:29:08,491 --> 01:29:10,574
‫به‌خاطر تو افرادم مردن.

940
01:29:11,241 --> 01:29:12,699
‫آشغال‌ها.

941
01:29:13,116 --> 01:29:15,116
‫یه مشت آدم پست.

942
01:29:17,116 --> 01:29:18,241
‫می‌کشم‌تون.

943
01:29:18,574 --> 01:29:20,533
‫همهٔ شما‌ها رو، کثافت‌ها.

944
01:29:22,074 --> 01:29:24,199
‫شما احمق‌ها چه غلطی کردین؟

945
01:29:24,533 --> 01:29:26,324
‫احمق اون‌هان، نه ما.

946
01:29:26,699 --> 01:29:30,074
‫داشتن سیگار می‌کشیدن، بهشون
‫گفتم اینجا نشتی داره، نکشین.

947
01:29:30,449 --> 01:29:33,074
‫اون‌ها توی انفجار کشته شدن و ما زخمی شدیم.

948
01:29:33,116 --> 01:29:34,991
‫پس شماها زنده موندین.

949
01:29:35,283 --> 01:29:37,574
‫مردک احمق. فکر کردی من خنگم نمی‌فهمم؟

950
01:29:37,824 --> 01:29:40,491
‫یه گلوله توی مغزت خالی می‌کنم.
‫امیر بغداوی!

951
01:29:40,783 --> 01:29:41,991
‫صبر کنین...

952
01:29:42,949 --> 01:29:43,783
‫خیلی‌خب.

953
01:29:44,283 --> 01:29:46,324
‫این پست‌فطرت‌ها رو بکش.

954
01:29:47,991 --> 01:29:50,699
‫می‌شه یه لحظه تنهایی باهاتون حرف بزنم؟

955
01:29:51,449 --> 01:29:52,866
‫باهم صحبت کنیم.

956
01:29:54,158 --> 01:29:55,616
‫مأموریت تمومه.

957
01:29:55,908 --> 01:29:57,616
‫فردوس یه فریبکاره.

958
01:29:58,158 --> 01:30:01,116
‫نه، فریبکار نیست، آدم جذابیه.

959
01:30:01,491 --> 01:30:04,908
‫کارگرها گرون‌ان، امیر. خرج دارن.

960
01:30:05,283 --> 01:30:07,783
‫یه کارگر ده هزار دینار آب می‌خوره.

961
01:30:09,158 --> 01:30:11,408
‫- ولی آدم‌های من مُردن.
‫- اتفاق بود، امیر.

962
01:30:11,949 --> 01:30:13,366
‫اتفاق میفته دیگه.

963
01:30:13,699 --> 01:30:16,824
‫من ۲۵ ساله اینجام . از این اتفاق‌ها میفته.

964
01:30:16,866 --> 01:30:18,441
‫من این رو آویزهٔ گوش‌شون می‌کنم.

965
01:30:18,491 --> 01:30:20,074
‫می‌زنم...

966
01:30:21,949 --> 01:30:25,657
‫اگه چهار نفرشون رو بکشی،
‫چهارصدنفر دست از کار می‌کشن.

967
01:30:26,032 --> 01:30:27,324
‫کار نمی‌کنن. اعتصاب.

968
01:30:27,699 --> 01:30:29,699
‫طبقهٔ کارگر خیلی صمیمی‌ان.

969
01:30:30,032 --> 01:30:33,407
‫اگه کار نکنن، پالایشگاه می‌خوابه.

970
01:30:33,449 --> 01:30:36,574
‫اون‌وقت نه پولی هست و نه نفتی. بعدشم ضرر.

971
01:30:39,991 --> 01:30:41,699
‫با آرامش تصمیم بگیرین.

972
01:30:57,907 --> 01:30:59,491
‫ببرین‌شون بیمارستان.

973
01:31:15,824 --> 01:31:19,949
‫به لطف شماها امروز نزدیک
‫بود جونم رو از دست بدم.

974
01:31:20,741 --> 01:31:24,032
‫فکر کردی از چنگال مرگ فرار کردی؟

975
01:31:24,949 --> 01:31:29,532
‫تو رو از دست بغداوی نجات
‫دادم تا خودم دخلت رو بیارم.

976
01:31:30,116 --> 01:31:33,407
‫ولی قبلش بگو ببینم کی هستی؟

977
01:31:34,907 --> 01:31:37,616
‫می‌دونم شماها مأمورین هندی هستین.

978
01:31:38,324 --> 01:31:41,407
‫ولی می‌خوام بدونم اینجا چیکار می‌کنین؟

979
01:31:42,949 --> 01:31:44,574
‫زبون باز کنین تا شلیک نکردم.

980
01:31:48,616 --> 01:31:49,657
‫زبونم لال.

981
01:31:49,907 --> 01:31:52,782
‫تو از این فاصله نتونستی شلیک کنی،
‫می‌خوای ما رو بترسونی؟

982
01:31:52,824 --> 01:31:57,657
‫اون گوش‌هات رو بازش می‌کنم. من نمی‌تونم؟

983
01:31:58,324 --> 01:32:02,616
‫کمربندهاتون رو محکم ببندین،
‫آبجی‌مون اومد.

984
01:32:11,866 --> 01:32:14,449
‫- کی داره شلیک می‌کنه؟
‫- آبجی‌مون!

985
01:32:41,074 --> 01:32:42,949
‫زویا منم توی ماشین بودم‌ها!

986
01:32:44,532 --> 01:32:47,282
‫- آبجی خطرناکی دارین.
‫- دقیقاً.

987
01:32:47,324 --> 01:32:49,824
‫- ببخشید، ببخشید.
‫- خداحافظ.

988
01:32:50,199 --> 01:32:51,824
‫«تو تو تو توتو تارا.»

989
01:32:54,574 --> 01:32:57,449
‫«تو تو تو توتو تارا.»
‫«دوست‌مون اینجاست.»

990
01:32:57,907 --> 01:32:59,157
‫کد رو بلدی؟

991
01:32:59,532 --> 01:33:02,824
‫من ۲۵سال توی عراق مأمور سازمان بودم.

992
01:33:03,282 --> 01:33:05,449
‫مدال‌های من توی سهاران‌پوره.

993
01:33:05,741 --> 01:33:09,407
‫این همه برای سازمان حمالی کردم
‫اون‌وقت سمت من اسلحه می‌کشی؟

994
01:33:09,824 --> 01:33:11,491
‫اصلاً برام احترام قائل نیستی.

995
01:33:12,282 --> 01:33:14,532
‫- پاوان چی؟
‫- اون بعد از من اومد.

996
01:33:15,074 --> 01:33:17,741
‫اگه عضو سازمانی پس چرا نزدیک بود ما رو بکشی؟

997
01:33:17,991 --> 01:33:19,324
‫شنوئی گفت...

998
01:33:19,574 --> 01:33:23,532
‫«قبل از اینکه به بیمارستان
‫برسن زهره‌ترک‌شون کن»

999
01:33:23,574 --> 01:33:26,241
‫«چون اگه خواستن لومون بدن
‫هرچه زودتر اینکار رو کنن بهتره.»

1000
01:33:30,407 --> 01:33:31,991
‫جنابِ شنوئی.

1001
01:33:36,782 --> 01:33:38,907
‫شنوئی حتماً یه کد دومی هم بهت داده.

1002
01:33:39,116 --> 01:33:42,782
‫چون کد اول فقط همون یه کاربرد رو داره.

1003
01:33:43,157 --> 01:33:44,657
‫کد دوم چیه؟

1004
01:33:46,574 --> 01:33:47,740
‫بگو.

1005
01:33:48,990 --> 01:33:50,115
‫بگو.

1006
01:33:51,074 --> 01:33:52,490
‫«عدس سیاه.»

1007
01:33:53,574 --> 01:33:57,157
‫هیچکس بهتر از تایگر سوپ
‫عدس سیاه درست نمی‌کنه.

1008
01:34:03,282 --> 01:34:04,615
‫عضو سازمانه.

1009
01:34:08,157 --> 01:34:10,657
‫برادر، اون کاپیتان آبراره؟

1010
01:34:11,115 --> 01:34:13,615
‫فرماندهٔ سازمان اطلاعات پاکستان؟
‫اینجا چه خبره؟

1011
01:34:13,949 --> 01:34:16,365
‫اطلاعات هند و پاکستان؟ باهمدیگه؟

1012
01:34:18,949 --> 01:34:20,574
‫رئیس می‌دونه؟

1013
01:34:29,324 --> 01:34:32,074
‫آبرار و جاوید عضو نیروهای آی‌اس‌سی شدن.

1014
01:34:32,824 --> 01:34:34,907
‫با کار شناسایی‌شون
‫می‌تونن وارد بیمارستان شن.

1015
01:34:35,115 --> 01:34:37,115
‫پاوان گفت فقط ۲۵تا نگهبان دارن.

1016
01:34:37,490 --> 01:34:40,032
‫ما سه روز وقت داریم تا
‫پرستارها رو خارج کنیم.

1017
01:34:40,324 --> 01:34:44,449
‫از همه‌چی مهم‌تر نقشهٔ طبقهٔ اوله.

1018
01:34:45,157 --> 01:34:46,824
‫توی ساختمون شورای شهره.

1019
01:34:47,115 --> 01:34:49,990
‫زویا تو یه‌جوری اون رو به دست‌مون برسون.

1020
01:34:51,490 --> 01:34:54,032
‫مأموریت‌مون از همین حالا شروع می‌شه.

1021
01:34:57,699 --> 01:34:58,865
‫فردوس...

1022
01:35:02,365 --> 01:35:03,449
‫بریم تو کارش.

1023
01:35:31,782 --> 01:35:34,490
‫خیلی امنیت رو بالا نبردن؟

1024
01:35:35,740 --> 01:35:36,824
‫مشکوکه.

1025
01:35:37,115 --> 01:35:37,990
‫وایسا.

1026
01:35:45,990 --> 01:35:46,740
‫کارت شناسایی؟

1027
01:35:48,074 --> 01:35:50,357
‫- کارت شناسایی؟
‫- من کارت بدم؟

1028
01:35:50,407 --> 01:35:53,199
‫من همونم. بغداوی... حادثهٔ پالایشگاه.

1029
01:35:54,324 --> 01:35:56,240
‫قربانی‌هایی که سوختن. بیمارستان...

1030
01:35:56,449 --> 01:35:57,532
‫خیلی‌خب. باشه.

1031
01:36:00,449 --> 01:36:03,615
‫چرا این همه آدم اینجاست؟

1032
01:36:11,449 --> 01:36:12,407
‫خب...

1033
01:36:12,865 --> 01:36:16,949
‫قبل از مأموریت طالعت رو نگاه نکردی؟

1034
01:36:19,407 --> 01:36:21,407
‫بختت برگشته.

1035
01:36:23,407 --> 01:36:27,157
‫دیشب که آمریکایی‌ها موصل رو بمباران کرد،

1036
01:36:28,824 --> 01:36:32,407
‫ابوعثمان اینجا رو پایگاه
‫اصلی خودش توی اکریت کرد.

1037
01:36:33,865 --> 01:36:39,324
‫الان بیمارستان بزرگ‌ترین
‫پایگاه آی‌اس‌سی توی اکریته.

1038
01:36:41,282 --> 01:36:43,407
‫حالا پرستارها رو خارج کن.

1039
01:37:21,448 --> 01:37:23,615
‫- نزدیک ۳۰۰نفر نگهبان؟
‫- بله، قربان.

1040
01:37:24,073 --> 01:37:27,023
‫فردوس گفته بیمارستان پایگاه اصلی‌شونه.

1041
01:37:27,073 --> 01:37:29,532
‫از پرستارها به عنوان طعمه استفاده کرده،

1042
01:37:29,573 --> 01:37:31,657
‫ابوعثمان داره برای یه حمله
‫بزرگ برنامه‌ریزی می‌کنه.

1043
01:37:33,323 --> 01:37:35,907
‫شما نقشهٔ پشتیبانی هم دارین؟

1044
01:37:36,990 --> 01:37:37,782
‫جنگ.

1045
01:37:38,865 --> 01:37:41,448
‫- مطمئنی، شنوئی؟
‫- بله، قربان.

1046
01:37:41,865 --> 01:37:45,615
‫اطلاعات ارتش میگه باید
‫با ایران در ارتباط باشیم،

1047
01:37:46,073 --> 01:37:49,782
‫توی خلیج فارس بالگرد
‫و کشتی‌های نظامی می‌خوایم.

1048
01:37:50,073 --> 01:37:53,323
‫و نیروهای هوایی باید آمادهٔ پشتیبانی باشن.

1049
01:37:54,407 --> 01:37:55,157
‫کارن...

1050
01:37:55,698 --> 01:37:58,282
‫فوراً برو عراق.

1051
01:37:59,115 --> 01:38:01,107
‫می‌خوام یکی که بهش اعتماد دارم اونجا باشه.

1052
01:38:01,157 --> 01:38:01,907
‫چشم.

1053
01:38:01,948 --> 01:38:03,782
‫نخست‌وزیر بالاخره دستور دادند...

1054
01:38:04,032 --> 01:38:06,448
‫«آینس میسور»، موشک هدایت‌شونده،

1055
01:38:06,740 --> 01:38:10,448
‫و «آینس ترکاش» به خلیج فارس فرستاده شن.

1056
01:38:10,865 --> 01:38:13,107
‫تا پرستاران زندانی شده رو به خونه برگردونن.

1057
01:38:13,157 --> 01:38:14,365
‫[شورای شهر اکریت]

1058
01:38:53,990 --> 01:38:55,532
‫ببرین‌شون.

1059
01:38:58,282 --> 01:39:00,698
‫ببرین‌شون. زود.

1060
01:39:37,657 --> 01:39:39,823
‫عربی بلدی؟

1061
01:39:47,282 --> 01:39:48,532
‫انگلیسی بلدی؟

1062
01:39:53,323 --> 01:39:54,157
‫اردو؟

1063
01:39:56,407 --> 01:39:57,573
‫فارسی؟

1064
01:40:01,032 --> 01:40:02,490
‫چی می‌خوای؟

1065
01:40:02,865 --> 01:40:05,115
‫باید برم داخل ساختمون شورای شهر.

1066
01:40:05,573 --> 01:40:06,865
‫ضروریه.

1067
01:40:07,240 --> 01:40:09,698
‫روحت هم خبر نداره
‫اونجا چه اتفاقی داره میفته.

1068
01:40:11,323 --> 01:40:14,282
‫روستای من توی افغانستانه، سمت مرز پاکستان.

1069
01:40:14,865 --> 01:40:17,323
‫اینجا اومده بودم تا پزشکی بخونم.

1070
01:40:18,032 --> 01:40:20,573
‫من و چندتا از دخترها رو...

1071
01:40:21,198 --> 01:40:22,323
‫از دانشگاه دزدیدن.

1072
01:40:22,657 --> 01:40:25,532
‫بهمون گفتن دخترها نیازی نیست درس بخونن.

1073
01:40:26,532 --> 01:40:28,907
‫ما رو بردن ساختمون شورای شهر،

1074
01:40:29,865 --> 01:40:32,032
‫مجبورمون کردن کف رو بشوریم.

1075
01:40:33,073 --> 01:40:35,032
‫بعدش بغداوی و آدم‌هاش اومدن،

1076
01:40:35,740 --> 01:40:37,407
‫ما رو کتک زدن.

1077
01:40:39,157 --> 01:40:40,907
‫همه‌جوره اذیت‌مون کردن.

1078
01:40:42,198 --> 01:40:45,490
‫هرکی هم خواست فرار کنه کشتنش.

1079
01:40:46,948 --> 01:40:49,365
‫ما رو مجبور می‌کنن هرروز اونجا بریم.

1080
01:40:51,073 --> 01:40:53,948
‫مجبوریم کف اونجا رو بشوریم،

1081
01:40:56,073 --> 01:40:58,906
‫روی همون زمین ما رو می‌زنن...

1082
01:41:49,323 --> 01:41:52,573
‫- چطور سوختین؟
‫- آتش‌سوزیِ توی پالایشگاه.

1083
01:41:52,948 --> 01:41:54,031
‫این‌جوری شد.

1084
01:41:54,281 --> 01:41:56,240
‫آتیش رو خودت روشن کردی؟

1085
01:41:57,281 --> 01:41:59,823
‫روی پوستت ژل ضدحریق داری.

1086
01:42:00,156 --> 01:42:03,073
‫ما مأمورهای سازمانیم. اومدیم
‫شما رو از اینجا بیرون ببریم.

1087
01:42:03,615 --> 01:42:06,823
‫این نفرات اعضای تیم من‌ان.
‫واکنش خاصی نشون نده.

1088
01:42:07,281 --> 01:42:08,281
‫گوش بده چی می‌گم.

1089
01:42:08,740 --> 01:42:11,990
‫اگه تا دو روز دیگه شما رو بیرون نبریم...

1090
01:42:12,406 --> 01:42:15,198
‫آمریکا اینجا رو بمبارون می‌کنه.
‫اون‌وقت همه باهم می‌میریم.

1091
01:42:15,615 --> 01:42:18,240
‫بهمون گفتن اینجا ۴۰تا پرستاره.

1092
01:42:18,490 --> 01:42:19,323
‫الان شده ۳۹تا.

1093
01:42:20,323 --> 01:42:22,990
‫دو روز پیش یکی از
‫پرستارهای پاکستانی کشته شد.

1094
01:42:23,781 --> 01:42:26,365
‫فرار از اینجا غیرممکنه.

1095
01:42:27,781 --> 01:42:30,823
‫اون‌ها حیوون‌ان، آدم نیستن.
‫و ابوعثمان...

1096
01:42:42,115 --> 01:42:43,365
‫همه‌جا هستش.

1097
01:42:46,031 --> 01:42:47,240
‫اومدش.

1098
01:43:01,865 --> 01:43:04,156
‫پانسمانم رو عوض می‌کنی، پُرنا؟

1099
01:43:07,531 --> 01:43:10,198
‫- هندی هستی؟
‫- بله.

1100
01:43:12,365 --> 01:43:15,073
‫امروز باید خوشحال باشی، پرنا.

1101
01:43:16,990 --> 01:43:21,823
‫خیلی خوبه که توی خارج
‫از کشورت یه هندی ببینی.

1102
01:43:23,865 --> 01:43:26,740
‫- اسمت چیه؟
‫- مانیش چندرا.

1103
01:43:27,156 --> 01:43:28,615
‫مانیش؟

1104
01:43:29,490 --> 01:43:33,448
‫- صورت جذابی داری، مانیش.
‫- لطف داری.

1105
01:43:33,740 --> 01:43:35,490
‫مخصوصاً چشم‌هات.

1106
01:43:36,490 --> 01:43:37,323
‫چشم‌های تیزی‌ان.

1107
01:43:38,990 --> 01:43:40,531
‫مثل چشم‌های بَبر.

1108
01:43:40,781 --> 01:43:43,698
‫چه اتفاقی، پدرم هم همیشه همین رو می‌گفت.

1109
01:43:45,031 --> 01:43:47,198
‫فقط چهار نفرین؟

1110
01:43:49,115 --> 01:43:51,115
‫بله، فقط چهار نفر.

1111
01:43:51,656 --> 01:43:52,906
‫بقیه چی؟

1112
01:43:53,740 --> 01:43:55,781
‫- از پالایشگاه بغداوی هستی؟
‫- بله.

1113
01:43:57,406 --> 01:43:59,573
‫دولت‌تون هیچ کاری نمی‌کنه.

1114
01:44:00,281 --> 01:44:04,781
‫هندی‌هایی که اینجا توی عراق
‫گیر افتادن رو نجات ندادن.

1115
01:44:06,865 --> 01:44:09,198
‫امیر، ما آمادهٔ حرکت‌ایم.

1116
01:44:09,615 --> 01:44:12,656
‫پرنا، چقدر طول می‌کشه خوب شن؟

1117
01:44:14,198 --> 01:44:15,656
‫حداقل دو روز.

1118
01:44:16,364 --> 01:44:19,073
‫- این دو روز رو مهمان ما باشین.
‫- خیلی ممنون.

1119
01:44:23,948 --> 01:44:27,364
‫[دو روز تا حملهٔ هوایی]

1120
01:44:27,406 --> 01:44:28,406
‫[شورای شهر اکریت]

1121
01:44:55,156 --> 01:44:56,531
‫[نقشه‌ها و سازه‌ها]

1122
01:45:32,823 --> 01:45:34,198
‫[اکریت]
‫[ساختمان‌های شهرداری]

1123
01:46:00,198 --> 01:46:01,156
‫راحت باش.

1124
01:46:16,031 --> 01:46:17,281
‫امیر بغداوی.

1125
01:47:30,323 --> 01:47:31,656
‫حرکت کنین، برین.

1126
01:47:33,948 --> 01:47:35,031
‫پخش شین.

1127
01:47:43,031 --> 01:47:44,947
‫یاعلی، خودت کمکم کن.

1128
01:48:18,864 --> 01:48:20,031
‫پیداش کن.

1129
01:48:36,989 --> 01:48:39,489
‫[نقشهٔ رسمی بیمارستان شهر اکریتِ عراق]

1130
01:48:44,947 --> 01:48:46,239
‫آفرین، تایگر.

1131
01:48:46,906 --> 01:48:49,864
‫زویا شهر رو بهم ریخت اون‌وقت تو می‌خندی؟

1132
01:48:49,906 --> 01:48:52,114
‫دوربین‌ها گرفتنش.

1133
01:48:52,656 --> 01:48:55,781
‫چطور بود؟ خوب افتاد؟

1134
01:48:55,822 --> 01:48:57,781
‫چی توی اون کله‌ته؟

1135
01:48:58,156 --> 01:49:01,281
‫زویا رو ببر پیش دوست‌های
‫آمریکایی‌مون و بهشون بگو...

1136
01:49:01,572 --> 01:49:06,239
‫فردا ساعت ۱۲ توی ایست بازرسیِ
‫آی‌سی‌اس یه انفجار راه بندازن.

1137
01:49:12,822 --> 01:49:16,364
‫درمان مسمومیت غذایی با قرصه یا تزریق؟

1138
01:49:16,447 --> 01:49:18,647
‫تزریق. مورد خطرناکیه.

1139
01:49:18,697 --> 01:49:21,697
‫- ممکنه از حال برن؟
‫- نه.

1140
01:49:21,781 --> 01:49:24,656
‫معمولاً قبل از جراحی
‫بیمار رو بی‌هوش می‌کنیم.

1141
01:49:24,822 --> 01:49:28,281
‫- چند ساعت بی‌هوش می‌شن.
‫- چقدر داروی بی‌هوشی داریم؟

1142
01:49:28,572 --> 01:49:30,281
‫الان بررسی می‌کنیم، قربان.

1143
01:49:32,697 --> 01:49:33,531
‫عالیه.

1144
01:49:33,947 --> 01:49:35,322
‫نقشه چیه؟

1145
01:49:35,822 --> 01:49:37,906
‫یکی داره یه کارهایی می‌کنه.

1146
01:49:38,656 --> 01:49:40,947
‫جسد بغداوی رو ببر بیمارستان.

1147
01:49:41,697 --> 01:49:43,281
‫تمام نگهبان‌ها رو جمع کن.

1148
01:49:46,406 --> 01:49:47,906
‫وقتش رسیده.

1149
01:49:51,489 --> 01:49:53,239
‫آمادهٔ جنگ می‌شیم.

1150
01:50:05,114 --> 01:50:06,531
‫در رو باز کن، بیا پایین.

1151
01:50:07,156 --> 01:50:08,197
‫بیا بیرون.

1152
01:50:26,864 --> 01:50:29,364
‫چه هندی، چه پاکستانی. مادر همه‌مون یکیه.

1153
01:50:29,614 --> 01:50:30,781
‫ما بچه‌های یه سرزمین و خاکیم.

1154
01:50:32,197 --> 01:50:34,322
‫بگو ببینم، درسته؟ یا نه؟

1155
01:50:42,197 --> 01:50:43,656
‫سریع حرکت کنین.

1156
01:51:21,905 --> 01:51:24,114
‫برادرها و سربازان من.

1157
01:51:25,530 --> 01:51:28,280
‫بغداوی و افرادش...

1158
01:51:29,322 --> 01:51:31,572
‫جون‌شون رو برای ما فدا کردن.

1159
01:51:32,155 --> 01:51:34,572
‫مرگ اون‌ها بیهوده نخواهد بود.

1160
01:51:34,697 --> 01:51:38,155
‫تک‌تک ما انتقام خون‌شون رو می‌گیریم.

1161
01:51:39,114 --> 01:51:40,864
‫ما به این راحتی تسلیم نمی‌شیم.

1162
01:51:41,239 --> 01:51:44,864
‫تا افکار، اعتقادات و
‫سربازان‌مون رو از بین ببرن.

1163
01:51:46,572 --> 01:51:50,030
‫وقت انقلاب رسیده. وقتش رسیده
‫تا به دنیا قدرت‌مون رو نشون بدیم.

1164
01:51:50,905 --> 01:51:52,364
‫قربان، بی‌هوشی‌ها اونجان.

1165
01:51:56,989 --> 01:51:59,364
‫- تمام نیروها رو برای سخنرانی صدا کن.
‫- باشه، دریافت شد.

1166
01:52:00,405 --> 01:52:02,739
‫بجنبین، سخنرانی شروع شده.

1167
01:52:03,072 --> 01:52:05,655
‫نمی‌ذاریم هرکسی توی خاک
‫ما هرکاری خواست بکنه.

1168
01:52:05,947 --> 01:52:07,405
‫به صلاح خودشونه.

1169
01:52:08,072 --> 01:52:08,989
‫چطوری؟

1170
01:52:09,447 --> 01:52:10,864
‫اون‌ها شهرهای ما رو بمبارون کردن،

1171
01:52:11,280 --> 01:52:12,780
‫خانواده‌هامون رو کشتن.

1172
01:52:13,280 --> 01:52:16,322
‫پدران، مادران، برادران و خواهران‌مون.

1173
01:52:16,697 --> 01:52:17,989
‫و بعدش ما رو تروریست خطاب کردن.

1174
01:52:18,614 --> 01:52:21,739
‫چک کردم، قربان. ۱۵۰تا داروی بی‌هوشی داریم.

1175
01:52:22,114 --> 01:52:25,322
‫زودباش، برچسب روشون رو عوض کن.
‫نمیت تو هم کمک کن.

1176
01:52:36,905 --> 01:52:39,322
‫اینکه قربانی کیه،
‫تصمیمش با شماست.

1177
01:52:40,114 --> 01:52:41,739
‫ما یا اون‌ها؟

1178
01:52:42,739 --> 01:52:43,614
‫حواس‌تون باشه...

1179
01:52:43,822 --> 01:52:47,364
‫روی داروها نوشته باشه:
‫«مسمومیت غذایی»

1180
01:52:53,864 --> 01:52:54,905
‫آتیش داری؟

1181
01:52:57,614 --> 01:52:58,697
‫ممنون.

1182
01:53:08,947 --> 01:53:10,447
‫آمادهٔ مرگ هستین؟

1183
01:53:11,780 --> 01:53:13,322
‫آمادهٔ مرگ هستین؟

1184
01:53:15,447 --> 01:53:16,780
‫پیروزی از آن ماست.

1185
01:53:20,447 --> 01:53:21,864
‫پیروزی از آن ماست.

1186
01:53:37,322 --> 01:53:40,905
‫راکش، مطمئنی دارو رو توی غذاشون ریختی؟

1187
01:53:41,280 --> 01:53:43,114
‫به‌نظر که خوب میان.

1188
01:53:44,447 --> 01:53:47,072
‫قرص فونل و محلول آمونیاک رو قاتی کردم.

1189
01:53:47,405 --> 01:53:50,572
‫صبر کن. خیلی زود شکم‌هاشون منفجر می‌شه.

1190
01:53:53,322 --> 01:53:54,530
‫آزان.

1191
01:53:55,905 --> 01:53:57,147
‫دنبال چی می‌گردی؟

1192
01:53:57,197 --> 01:54:00,822
‫می‌خوام ببینم وقتی پرستارها رو
‫نجات دادیم، پرچم رو کجا بالا ببریم.

1193
01:54:01,114 --> 01:54:02,030
‫چی؟

1194
01:54:02,405 --> 01:54:05,530
‫- تو هم پرچم آوردی؟
‫- دیگه کی پرچم داره؟

1195
01:54:15,030 --> 01:54:18,905
‫معلومه جفت کشورها ملت احساسی‌ای دارن.

1196
01:54:26,655 --> 01:54:27,697
‫چی شده؟

1197
01:54:30,822 --> 01:54:33,364
‫دیدین؟ مثل مگس این‌ور و اون‌ور میفتن.

1198
01:54:33,697 --> 01:54:36,947
‫[روز حملهٔ هوایی]

1199
01:54:46,447 --> 01:54:49,197
‫- چند نفر مسموم شدن؟
‫- تقریباً نصف نیروها، قربان.

1200
01:54:55,363 --> 01:54:56,947
‫حالش چقدر بده؟

1201
01:54:56,988 --> 01:54:59,197
‫مسمومیت شدید غذاییه.

1202
01:54:59,363 --> 01:55:01,988
‫بهش گلوکز دادیم ولی بدنش
‫هیچ‌چیزی رو نمی‌تونه نگهداره.

1203
01:55:02,322 --> 01:55:07,030
‫باید یه دُز بالا بهش تزریق کنم تا جواب بده.

1204
01:55:19,113 --> 01:55:20,072
‫صبر کن.

1205
01:55:25,572 --> 01:55:27,155
‫اون چهارتا هندی رو بیار.

1206
01:55:40,197 --> 01:55:41,530
‫اون نه.

1207
01:55:45,405 --> 01:55:46,363
‫بیا.

1208
01:55:59,238 --> 01:56:00,405
‫اون نه.

1209
01:56:06,238 --> 01:56:07,363
‫به این بزن.

1210
01:57:00,072 --> 01:57:02,863
‫به تمام مسموم‌ها تزریق کنین.

1211
01:57:20,863 --> 01:57:23,905
‫[ایست بازرسی شمالی آی‌اس‌سی]

1212
01:57:42,405 --> 01:57:43,488
‫برین.

1213
01:58:00,363 --> 01:58:02,072
‫با غذای دیشب چیکار کرده بودی؟

1214
01:58:03,113 --> 01:58:04,863
‫بگو کی غذا رو مسموم کرده بود؟

1215
01:58:12,780 --> 01:58:14,405
‫ایست بازرسی شمالی آی‌اس‌سی.

1216
01:58:16,030 --> 01:58:18,655
‫- دوباره بیا جلو.
‫- به ایست بازرسی شمالی حمله شده.

1217
01:58:18,946 --> 01:58:20,571
‫بهمون حمله شده.

1218
01:58:21,696 --> 01:58:23,655
‫به ایست بازرسی شمالی حمله شده.

1219
01:58:54,530 --> 01:58:56,363
‫قربان، بی‌هوش‌ها رو تزریق کردیم.

1220
01:58:56,405 --> 01:58:58,238
‫نگهبان‌ها تا ۳ساعت آینده بیدار نمی‌شن.

1221
01:59:00,363 --> 01:59:01,571
‫آزان هم همین‌طور.

1222
01:59:03,196 --> 01:59:07,655
‫طبق نقشه. نصف نیروها ازکار افتادن،
‫نصف دیگه با ابوعثمان‌ان.

1223
01:59:08,238 --> 01:59:09,446
‫زمان زیادی نداریم.

1224
01:59:11,363 --> 01:59:12,405
‫بجنبین.

1225
01:59:14,905 --> 01:59:16,696
‫منطقه خلع سلاح شد.
‫منطقه خلع سلاح شد.

1226
01:59:16,946 --> 01:59:19,530
‫سلام بچه‌ها. کار ما تمومه. از اونجا برین.

1227
01:59:19,863 --> 01:59:21,655
‫دریافت شد. همه خارج شین.

1228
01:59:25,905 --> 01:59:27,321
‫همه خارج شین.

1229
01:59:27,863 --> 01:59:29,571
‫برین، بجنبین.

1230
01:59:29,905 --> 01:59:32,488
‫- یه چند لحظه بمونین.
‫- به ما دستور خروج دادن.

1231
01:59:37,780 --> 01:59:39,780
‫تیراندازی تموم شد.

1232
01:59:40,238 --> 01:59:41,613
‫دریافت شد، امیر.

1233
01:59:41,946 --> 01:59:44,655
‫تیراندازی توی ایست بازرسی متوقف شد.

1234
01:59:47,446 --> 01:59:48,696
‫تله‌ست.

1235
02:00:44,821 --> 02:00:46,488
‫خدایا شکرت.

1236
02:00:53,363 --> 02:00:54,613
‫دست نگهدارین.

1237
02:01:02,738 --> 02:01:05,571
‫طبقهٔ دوم یکی رو دیدم.

1238
02:02:50,654 --> 02:02:52,613
‫زن سرسختیه.

1239
02:02:53,404 --> 02:02:56,321
‫نیروهام گفتن خیلی طول کشید بگیرنش.

1240
02:02:57,779 --> 02:03:00,488
‫و بلایی که سر بغداوی آورد...

1241
02:03:00,821 --> 02:03:04,113
‫- داشت حکومتم رو زیر و رو می‌کرد.
‫- عثمان!

1242
02:03:04,696 --> 02:03:09,071
‫اگه یه بار دیگه دستت بهش
‫بخوره همینجا زنده‌به‌گورت می‌کنم.

1243
02:03:13,321 --> 02:03:14,446
‫تایگر.

1244
02:03:15,404 --> 02:03:16,821
‫اسمت همین بود؟

1245
02:03:18,696 --> 02:03:22,654
‫تو کاری رو که دوتا کشورهاتون نتونستن کردی.

1246
02:03:23,238 --> 02:03:27,071
‫باعث شدی هند و پاکستان همکاری کنن.

1247
02:03:28,613 --> 02:03:31,029
‫حتماً آدم تأثیرگزاری هستی.

1248
02:03:31,321 --> 02:03:34,113
‫تو چی؟ نکنه قهرمان‌مون تویی؟

1249
02:03:34,904 --> 02:03:37,988
‫به اسم حق داری جنگ می‌کنی.

1250
02:03:38,529 --> 02:03:42,029
‫خودت چی فکر می‌کنی؟
‫این جنگ به اسم دینه؟

1251
02:03:42,696 --> 02:03:46,321
‫نکنه اطلاعاتت رو از رسانه‌های غربی می‌گیری؟

1252
02:03:48,654 --> 02:03:52,446
‫فکر می‌کنی این بمب‌ها و تسلیحات
‫و منابع مالی از کجا اومدن؟

1253
02:03:52,863 --> 02:03:54,654
‫کی اون‌ها رو برامون فراهم می‌کنه؟

1254
02:03:55,821 --> 02:03:58,113
‫این جنگ یعنی کار و کاسبی.

1255
02:03:58,446 --> 02:04:00,196
‫تمام دنیا توش دست دارن.

1256
02:04:00,988 --> 02:04:03,113
‫ولی ما فقط توی چشم‌ایم.

1257
02:04:03,738 --> 02:04:06,404
‫ولی کل دنیا داره ازش سود می‌بره.

1258
02:04:07,613 --> 02:04:11,529
‫برای اینکه همه‌چی تحت کنترلت باشه
‫به قدرت نیاز داری.

1259
02:04:11,988 --> 02:04:15,488
‫و کسی که قدرتمند باشه ترس رو کنترل می‌کنه.

1260
02:04:17,446 --> 02:04:18,488
‫امروزه...

1261
02:04:18,988 --> 02:04:20,988
‫وقتی که کنار خانواده‌ت هستی،

1262
02:04:21,404 --> 02:04:24,988
‫توی ساحل یا فروشگاه، یا موقع پرواز...

1263
02:04:26,654 --> 02:04:29,529
‫از این که یه انتحاری بیاد ترس نداری؟

1264
02:04:32,363 --> 02:04:35,654
‫این ترسی که امروزه توی جهان شایع شده...

1265
02:04:36,071 --> 02:04:38,154
‫قدرتیه که ما داریم، تایگر.

1266
02:04:38,488 --> 02:04:42,571
‫پس یعنی به حسن که یه بچه‌ست بمب
‫می‌بندین و می‌فرستینش توی جمعیت؟

1267
02:04:42,946 --> 02:04:46,738
‫تو گوش مردم بی‌گناه رو برای
‫نفع خودت با تنفر پر می‌کنی.

1268
02:04:47,279 --> 02:04:49,196
‫این چیزیه که توش سرمایه‌ت رو گذاشتی؟

1269
02:04:50,779 --> 02:04:53,321
‫جهان با انسانیت شکل گرفته.

1270
02:04:53,613 --> 02:04:56,196
‫امروزه دنیا فقط به یه باور نیاز داره.

1271
02:04:56,571 --> 02:04:58,613
‫و اون هم انسانیته.

1272
02:04:58,946 --> 02:05:00,404
‫می‌دونم، تایگر.

1273
02:05:00,779 --> 02:05:03,446
‫ولی فلسفهٔ تو فقط روی کاغذ جواب می‌ده.

1274
02:05:04,362 --> 02:05:07,446
‫تا الان با نقشهٔ تو پیش رفتیم،

1275
02:05:07,946 --> 02:05:09,446
‫حالا ببین نقشهٔ من چیه...

1276
02:05:10,696 --> 02:05:14,279
‫آمریکا خیلی زود این
‫بیمارستان رو بمبارون می‌کنه.

1277
02:05:14,987 --> 02:05:16,154
‫و تو...

1278
02:05:16,529 --> 02:05:17,696
‫تیمت،

1279
02:05:17,946 --> 02:05:19,821
‫و تمام اون پرستارها می‌میرین.

1280
02:05:20,362 --> 02:05:22,696
‫آمریکایی‌ها فکر می‌کنن من رو کُشتن،

1281
02:05:23,446 --> 02:05:27,112
‫کل جهان برای چند ساعتی جشن می‌گیرن.

1282
02:05:27,612 --> 02:05:30,696
‫«تحت‌تعقیب‌ترین فرد جهان کُشته شد.»

1283
02:05:32,529 --> 02:05:34,862
‫و بعدش...

1284
02:05:35,612 --> 02:05:37,446
‫یه ویدئو ارسال می‌شه.

1285
02:05:37,737 --> 02:05:42,196
‫که توش من ۳۰تا خارجی رو اعدام می‌کنم.

1286
02:05:42,987 --> 02:05:45,779
‫این می‌شه انتقام من، تایگر.

1287
02:05:54,904 --> 02:05:55,904
‫[گاز سمی شیمیایی]

1288
02:05:57,196 --> 02:05:58,487
‫خوب نگاه کن.

1289
02:06:02,529 --> 02:06:05,529
‫یک دقیقه بعد از اینکه
‫این گاز رو نفس کشیدی...

1290
02:06:07,112 --> 02:06:10,112
‫تمام گذشتهٔ زیبایی که
‫این سال‌ها با اون داشتی...

1291
02:06:10,696 --> 02:06:15,029
‫توی یه ثانیه از جلوش چشم‌هات می‌گذره.

1292
02:06:18,737 --> 02:06:19,862
‫رایان، ببرش.

1293
02:06:29,862 --> 02:06:34,404
‫تایگر، اگه جرئتش رو داری، جلوم رو بگیر.

1294
02:06:38,654 --> 02:06:39,612
‫عثمان...

1295
02:06:40,154 --> 02:06:41,862
‫اگه تو جرئتش رو داری...

1296
02:06:42,279 --> 02:06:43,529
‫پس...

1297
02:06:45,154 --> 02:06:46,529
‫خودت جلوم رو بگیر.

1298
02:06:51,279 --> 02:06:54,029
‫پرستارهامون رو برگردونین خونه.

1299
02:06:55,529 --> 02:06:57,321
‫- آدام.
‫- سی دقیقه.

1300
02:06:58,487 --> 02:06:59,987
‫من زمان بیشتری نیاز دارم، آدام.

1301
02:07:00,237 --> 02:07:01,946
‫فقط ۳۰ دقیقه وقت داری، شنوئی.

1302
02:07:02,154 --> 02:07:04,362
‫شرمنده، به ما دستور دادن.
‫حمله رو شروع می‌کنیم.

1303
02:07:23,154 --> 02:07:24,029
‫خبر بد دارم.

1304
02:07:24,404 --> 02:07:25,821
‫تایگر رو گرفتن.

1305
02:07:28,196 --> 02:07:29,071
‫بله، قربان؟

1306
02:07:29,237 --> 02:07:31,196
‫بهمون نیم ساعت وقت دادن.

1307
02:07:31,404 --> 02:07:32,612
‫نیم ساعت؟

1308
02:07:32,946 --> 02:07:33,821
‫بله.

1309
02:07:34,779 --> 02:07:36,071
‫همین.

1310
02:07:37,529 --> 02:07:39,946
‫- چی نیم ساعت؟
‫- نیم ساعت دیگه حملات هوایی شروع می‌شه.

1311
02:07:40,196 --> 02:07:43,237
‫نیم ساعت؟ توی این مدت چه غلطی بکنیم؟

1312
02:07:43,571 --> 02:07:45,112
‫نکنه دیوونه شدن؟

1313
02:07:48,071 --> 02:07:48,946
‫نفت...

1314
02:07:51,029 --> 02:07:51,862
‫نفت...

1315
02:07:54,612 --> 02:07:55,529
‫بریم.

1316
02:09:31,820 --> 02:09:33,070
‫زنده باد هانومان.

1317
02:09:35,945 --> 02:09:37,904
‫فشار خونت چطوره؟

1318
02:09:38,237 --> 02:09:41,654
‫فکر کنم عزرائیل رو به چشم دیدم.

1319
02:09:56,529 --> 02:09:57,654
‫امیر.

1320
02:09:59,529 --> 02:10:00,987
‫تایگر زنده‌ست.

1321
02:10:01,654 --> 02:10:04,404
‫من تا وقتی که جنازهٔ اون رو نبینم...

1322
02:10:04,904 --> 02:10:06,695
‫از این بیمارستان بیرون نمی‌رم.

1323
02:10:08,279 --> 02:10:09,237
‫برو.

1324
02:10:30,237 --> 02:10:31,529
‫همه رو بردار.

1325
02:11:45,779 --> 02:11:49,362
‫تمام بمب‌ها به جلیقه‌ش وصله.
‫ممکنه منفجر شن.

1326
02:11:49,612 --> 02:11:51,820
‫خفه شو، نمیت. چهار دقیقه فرصت داری.

1327
02:11:52,029 --> 02:11:54,487
‫قربان، من کارم همینه و بهتون می‌گم غیرممکنه.

1328
02:11:54,737 --> 02:11:55,612
‫خواهش می‌کنم، قربان.

1329
02:11:55,945 --> 02:11:57,945
‫نمی‌تونین اجازه بدین
‫همه‌شون به‌خاطر من بمیرن.

1330
02:11:58,320 --> 02:11:59,153
‫بیا اینجا.

1331
02:12:00,487 --> 02:12:01,903
‫من «نه» حالیم نمی‌شه.

1332
02:12:02,153 --> 02:12:03,820
‫خواهش می‌کنم درک کنین. می‌گم غیرممکنه.

1333
02:12:06,445 --> 02:12:07,445
‫نگاه‌شون کن.

1334
02:12:09,695 --> 02:12:13,362
‫مأموریت ما اینه تا همه‌شون
‫رو زنده خونه برگردونیم.

1335
02:12:14,320 --> 02:12:15,403
‫نمیت.

1336
02:12:16,320 --> 02:12:19,770
‫خدا به تعداد کمی مسئولیت
‫انجام کاری رو می‌ده.

1337
02:12:19,820 --> 02:12:23,070
‫خوش به سعادت اون آدم‌هایی
‫که این شانس رو داشتن.

1338
02:12:23,445 --> 02:12:24,987
‫ناامید نباش، مرد.

1339
02:12:27,820 --> 02:12:30,278
‫اگه برگردم، با پُرنا برمی‌گردم.

1340
02:12:31,570 --> 02:12:34,153
‫اگه نتونستم، بهت احترام می‌ذارم.
‫خدا پشت و پناهت.

1341
02:12:36,653 --> 02:12:38,528
‫پُرنا چیزیش نمی‌شه. بریم.

1342
02:12:41,070 --> 02:12:44,153
‫برین درب چپ. شماها برین درب راست. حالا.

1343
02:12:45,570 --> 02:12:48,445
‫فقط لطفاً پایین رو نگاه نکن.
‫به من نگاه کن.

1344
02:12:49,487 --> 02:12:51,320
‫چشمت به من باشه، پُرنا.

1345
02:12:52,528 --> 02:12:53,487
‫فقط...

1346
02:12:55,195 --> 02:12:56,903
‫به مادرم بگو...

1347
02:12:58,612 --> 02:12:59,737
‫من تسلیم نشدم.

1348
02:13:01,112 --> 02:13:02,778
‫دست از تلاش برنداشتم.

1349
02:13:05,487 --> 02:13:06,612
‫کم نیاوردم.

1350
02:13:07,612 --> 02:13:09,987
‫به پدرم بگو...

1351
02:13:12,778 --> 02:13:14,320
‫واقعاً دوستش داشتم.

1352
02:13:17,945 --> 02:13:19,862
‫آزان وسطه. آبرار پشت.

1353
02:13:20,653 --> 02:13:22,028
‫سیاه؟

1354
02:13:24,862 --> 02:13:26,903
‫نه، قرمز.

1355
02:13:30,028 --> 02:13:30,862
‫قرمز.

1356
02:13:38,278 --> 02:13:39,195
‫چیه؟

1357
02:13:39,528 --> 02:13:42,695
‫توی قسمت آخر سیم قرمز نداره.
‫باید جلیقه رو کامل باز کنیم.

1358
02:13:46,153 --> 02:13:47,820
‫پانزده دقیقه تا حمله.

1359
02:13:48,237 --> 02:13:49,737
‫موشک‌ها رو آماده کنین.

1360
02:14:32,237 --> 02:14:33,153
‫جیا...

1361
02:14:34,820 --> 02:14:36,237
‫خدا پشت و پناهت.

1362
02:14:42,112 --> 02:14:45,112
‫- کسی دنبال‌مونه؟
‫- مگس هم پرنمی‌زنه. گاز بده.

1363
02:14:49,570 --> 02:14:51,403
‫آفرین، راکش. به موقع بود.

1364
02:14:56,945 --> 02:14:58,903
‫همه از اینجا برین. زود.

1365
02:15:21,278 --> 02:15:22,737
‫زنده باد هانومان.

1366
02:15:23,820 --> 02:15:25,486
‫هرکی بره توی موقعیت.

1367
02:15:50,611 --> 02:15:51,986
‫کل ارتش‌شون اینجاست.

1368
02:15:52,528 --> 02:15:53,695
‫نگران نباش.

1369
02:15:54,528 --> 02:15:55,820
‫تایگر هنوز زنده‌ست.

1370
02:17:49,153 --> 02:17:50,778
‫قربان، نگهبان‌ها خیلی زیادن.

1371
02:17:52,278 --> 02:17:54,653
‫- مهمات داری؟
‫- چندتا خشاب مونده، قربان.

1372
02:17:58,570 --> 02:18:00,361
‫آزان، خشاب تموم کردم.

1373
02:18:00,611 --> 02:18:03,028
‫آبرار، برو من هوات رو دارم.

1374
02:18:03,236 --> 02:18:04,111
‫حالا.

1375
02:18:10,861 --> 02:18:11,903
‫آزان، خوبی؟

1376
02:18:12,695 --> 02:18:14,570
‫خوبم. بلند نشو.

1377
02:18:17,111 --> 02:18:19,028
‫بقیه بهت نیاز دارن. برو.

1378
02:18:19,278 --> 02:18:21,570
‫نه، آزان. بیا باهم بریم.

1379
02:18:21,945 --> 02:18:23,611
‫یکی‌مون باید همین‌جا بمونه. تو برو.

1380
02:18:24,028 --> 02:18:26,278
‫- راکش...
‫- من یه گلوله هم شلیک نکردم.

1381
02:18:26,611 --> 02:18:28,445
‫اسلحه‌ت رو بده من. پرستارها رو ببر داخل.

1382
02:18:28,695 --> 02:18:30,195
‫ببرشون. بجنب.

1383
02:18:32,236 --> 02:18:33,153
‫این رو بگیر.

1384
02:18:42,320 --> 02:18:43,195
‫فقط...

1385
02:18:44,570 --> 02:18:45,403
‫برو.

1386
02:19:13,319 --> 02:19:14,486
‫آزان کجاست؟

1387
02:19:28,069 --> 02:19:28,944
‫برین.

1388
02:19:32,153 --> 02:19:33,194
‫آماده‌ای؟

1389
02:20:48,944 --> 02:20:51,653
‫کارن، فردوس. پرستارها رو خارج کنین.

1390
02:20:51,944 --> 02:20:54,653
‫راه خروج رو بستن.
‫آی‌اس‌سی تا ابوعثمان...

1391
02:20:54,903 --> 02:20:58,236
‫بیرون نره به کسی اجازهٔ خروج نمی‌ده.

1392
02:20:58,569 --> 02:21:01,111
‫- چقدر زمان داریم؟
‫- ده دقیقه.

1393
02:21:01,486 --> 02:21:04,319
‫فردوس، نمیت.
‫شما حواس‌تون به پرستارها باشه.

1394
02:21:04,694 --> 02:21:05,903
‫با من بیاین.

1395
02:21:33,194 --> 02:21:34,153
‫گرفتی؟

1396
02:21:34,778 --> 02:21:36,069
‫این با تو.

1397
02:22:46,527 --> 02:22:48,402
‫نمی‌شه جلوت رو گرفت، تایگر.

1398
02:22:49,194 --> 02:22:50,319
‫فوق‌العاده‌ست.

1399
02:22:55,277 --> 02:22:56,819
‫حالا باید اون رو بکشم.

1400
02:23:50,152 --> 02:23:52,611
‫می‌دونی چرا سازمان بهم لقب «بَبر» رو داده؟

1401
02:23:52,861 --> 02:23:56,111
‫چون هیچ‌چیز خطرناک‌تر از یه ببر زخمی نیست.

1402
02:23:57,944 --> 02:24:00,777
‫متوجه نشدی؟
‫بازی برگشته.

1403
02:24:01,486 --> 02:24:04,861
‫خدا خودش می‌دونه که تو رو ببخشه یا نه.

1404
02:24:05,236 --> 02:24:08,569
‫من وظیفه‌م بود تا تو رو پیش اون بفرستم.

1405
02:24:09,652 --> 02:24:13,111
‫پرستارها با تیم من از اینجا می‌رن.

1406
02:24:13,486 --> 02:24:14,777
‫همین‌طور تمام گروگان‌ها.

1407
02:24:15,277 --> 02:24:17,361
‫کی آزادشون می‌کنه؟ تو می‌کنی.

1408
02:24:17,902 --> 02:24:19,736
‫فردا سرتیتر خبرها می‌شه:

1409
02:24:20,652 --> 02:24:25,069
‫«تحت‌تعقیب‌ترین فرد دنیا کشته شد.»

1410
02:24:25,319 --> 02:24:26,361
‫فردوس.

1411
02:24:26,694 --> 02:24:29,152
‫ببرش، تا پنج دقیقه دیگه می‌میره.

1412
02:24:29,527 --> 02:24:31,361
‫الانه که حملات هوایی شروع شه. بیا بریم.

1413
02:24:31,777 --> 02:24:33,277
‫بدون زویا جایی نمی‌رم.

1414
02:24:33,819 --> 02:24:35,944
‫- این کار خودکشیه، قربان.
‫- بهم اعتماد کن.

1415
02:24:36,902 --> 02:24:37,611
‫برو.

1416
02:24:39,986 --> 02:24:41,319
‫یک دقیقه تا حمله.

1417
02:24:45,486 --> 02:24:46,819
‫نخست‌وزیر پشت خطه.

1418
02:25:00,652 --> 02:25:02,319
‫وایسا، وایسا. ماشین رو نگهدار.

1419
02:25:06,611 --> 02:25:07,986
‫اسلحه نداریم. نه.

1420
02:25:08,194 --> 02:25:10,444
‫امیر. امیر آسیب دیده. باز کنین.

1421
02:25:10,777 --> 02:25:12,277
‫امیر؟ امیر شما خوبین؟

1422
02:25:13,361 --> 02:25:15,027
‫امیر صحبت کن. حالت خوبه؟

1423
02:25:15,319 --> 02:25:16,819
‫توی ماشین کیه؟

1424
02:25:17,069 --> 02:25:18,236
‫گروگان‌های آمریکایی.

1425
02:25:18,444 --> 02:25:20,777
‫امیر می‌خواد همه‌شون رو بکشه.

1426
02:25:21,194 --> 02:25:23,069
‫برو، برو ماشین رو چک کن.

1427
02:25:24,111 --> 02:25:26,486
‫امیر. خوبی؟ امیر با من حرف بزن.

1428
02:25:43,694 --> 02:25:45,569
‫راست میگه. گروگان‌ها توی ماشین‌ان.

1429
02:25:46,694 --> 02:25:47,486
‫خواهش می‌کنم..

1430
02:25:47,736 --> 02:25:49,319
‫خیلی‌خب. برو.

1431
02:25:49,652 --> 02:25:50,735
‫ممنون.

1432
02:25:59,027 --> 02:26:01,902
‫هدف توی دیدرسه.
‫ده ثانیه تا شلیک.

1433
02:26:07,819 --> 02:26:10,277
‫تایگر، ولم کن و برو.

1434
02:26:12,277 --> 02:26:14,277
‫یکی‌مون باید زنده باشه.

1435
02:26:15,569 --> 02:26:16,527
‫به‌خاطر جونیور.

1436
02:26:16,985 --> 02:26:17,777
‫سه.

1437
02:26:18,277 --> 02:26:19,860
‫دو، یک.

1438
02:26:20,319 --> 02:26:20,944
‫شلیک کن.

1439
02:26:25,152 --> 02:26:26,694
‫مراقب پسرمون باش.

1440
02:26:31,235 --> 02:26:32,652
‫و بهش بگو که دوستش داشتم.

1441
02:27:22,277 --> 02:27:22,985
‫بله؟

1442
02:27:23,277 --> 02:27:25,319
‫مأموریت با موفقیت انجام شد.
‫خارج شدیم.

1443
02:27:25,777 --> 02:27:28,694
‫با یا بدون تایگر؟

1444
02:27:29,402 --> 02:27:30,319
‫بدون تایگر، قربان.

1445
02:27:35,360 --> 02:27:36,902
‫همهٔ پرستارها صحیح و سالم‌ان.

1446
02:27:37,944 --> 02:27:39,985
‫بیرون آوردیم‌شون.

1447
02:27:41,569 --> 02:27:43,152
‫با نخست‌وزیر تماس بگیر.

1448
02:27:51,027 --> 02:27:54,069
‫آزان جونت رو نجات داد.

1449
02:27:54,985 --> 02:27:58,319
‫به نام انسانیت، حق اون و وظیفهٔ توئه.

1450
02:28:14,027 --> 02:28:15,152
‫جاوید، دوست من...

1451
02:28:15,819 --> 02:28:17,652
‫توام پرچمت رو بالا ببر.

1452
02:28:30,069 --> 02:28:31,819
‫آفرین، تایگر.

1453
02:28:41,610 --> 02:28:43,610
‫یه صدایی به گوشت نمی‌خوره؟

1454
02:28:43,902 --> 02:28:44,819
‫بای بای.

1455
02:29:37,277 --> 02:29:38,860
‫- قربان؟
‫- بله کارن؟

1456
02:29:40,652 --> 02:29:43,735
‫یه ایمیلی با یه رمز یونانی اومده:

1457
02:29:43,985 --> 02:29:45,943
‫«بهتر از هرجای دیگه‌ای.»

1458
02:29:50,652 --> 02:29:51,443
‫الو؟

1459
02:29:56,860 --> 02:29:58,360
‫اومدم روز استقلال رو بهت تبریک بگم.

1460
02:29:58,735 --> 02:30:03,277
‫می‌دونستی اگه با پرستارها برمی‌گشتی...

1461
02:30:04,068 --> 02:30:06,068
‫سازمان هرگز اجازه نمی‌داد بری؟

1462
02:30:11,277 --> 02:30:13,193
‫یادت باشه، قربان.

1463
02:30:13,777 --> 02:30:15,693
‫هروقت کشورم بهم نیاز داشت،

1464
02:30:17,568 --> 02:30:19,402
‫تایگر زنده‌ست.

1465
02:30:31,110 --> 02:30:32,277
‫حسن!

1466
02:30:38,318 --> 02:30:45,318
W W W . M O V I E S H O . C O M
» ترجمه از امیر فرحناک «

1467
02:30:47,318 --> 02:30:57,318
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M