1
00:00:52,670 --> 00:00:55,500
‫بابام همیشه روی
‫زمان حساس بود.

2
00:00:55,570 --> 00:00:57,440
‫یعنی، وسواس داشت.

3
00:00:57,510 --> 00:00:59,880
‫نمی‌دونم چطوری
‫شروع شد.

4
00:01:01,910 --> 00:01:04,480
‫ولی مطمئنم اون می‌تونست
‫دقیق بهت بگه کی...

5
00:01:04,550 --> 00:01:06,080
‫دقیقه، ساعت،

6
00:01:06,150 --> 00:01:10,550
‫روز، هفته،
‫ماه و سال.

7
00:01:11,860 --> 00:01:14,220
‫این منم. آره،
‫می‌دونم.

8
00:01:14,290 --> 00:01:17,330
‫خیلی عجیبه که پدر و مادرا فکر
‫می‌کنن چی بامزه‌س.

9
00:01:17,390 --> 00:01:20,630
‫من و خانواده‌م برای
‫همه‌چیز وقت داشتیم.

10
00:01:20,700 --> 00:01:24,830
‫ولی بعد یه روز،
‫همه‌چیز عوض شد.

11
00:01:24,900 --> 00:01:29,810
‫وقت مامانم تموم شد،
‫و انگار زمان وایساد.

12
00:01:30,810 --> 00:01:33,740
‫بابام خیلی غمگین شد و شروع کرد
‫تمام‌وقت کار کردن،

13
00:01:33,810 --> 00:01:35,480
‫و سعی می‌کرد اوضاع
‫رو درست کنه.

14
00:01:38,650 --> 00:01:41,750
‫من لیلا هستم. یعنی،
‫الان اسمم اینه.

15
00:01:41,820 --> 00:01:43,650
‫همیشه این نبود.

16
00:01:43,720 --> 00:01:46,260
‫می‌خوام به راهم ادامه بدم،
‫ماجراجویی‌های جدید داشته باشم

17
00:01:46,320 --> 00:01:47,960
‫و خاطره‌های
‫جدید بسازم.

18
00:01:48,020 --> 00:01:49,990
‫سخته وقتی بابام فقط
‫می‌خواد اوضاع

19
00:01:50,060 --> 00:01:52,700
‫برگرده به همون
‫شکلی که بود.

20
00:01:52,760 --> 00:01:54,500
‫واقعاً دلم برای
‫مامانم تنگ می‌شه.

21
00:01:54,560 --> 00:01:58,200
‫و به یه شکل عجیبی،
‫دلم برای بابام هم تنگ می‌شه.

22
00:02:19,160 --> 00:02:22,030
‫نه، نه، نه!

23
00:02:23,330 --> 00:02:25,260
‫باید از این‌جا بریم.

24
00:02:26,460 --> 00:02:28,300
‫- خب، چی شده؟
‫- هیس!

25
00:02:29,530 --> 00:02:31,030
‫فقط عجله کن.

26
00:03:04,700 --> 00:03:08,070
‫یادتون باشه،
‫اون خیلی خطرناکه

27
00:03:08,140 --> 00:03:09,910
ولی نباید بهش آسیبی برسه‏.‏

28
00:03:09,970 --> 00:03:12,010
‫بیارینش پیش من. برید!

29
00:03:41,140 --> 00:03:42,670
‫همین مرده‌س.

30
00:03:49,550 --> 00:03:52,350
‫بابا، لطفاً بهم بگو چی شده.

31
00:03:52,420 --> 00:03:53,850
‫من ترسیدم.

32
00:03:53,920 --> 00:03:57,120
‫می‌دونم این ترسناکه،
‫نور عزیزم،

33
00:03:57,190 --> 00:04:00,490
‫ولی بهت قول می‌دم،
‫من همیشه ازت محافظت می‌کنم.

34
00:04:00,560 --> 00:04:03,060
‫ولی چرا داریم فرار می‌کنیم؟

35
00:04:03,130 --> 00:04:04,660
‫یه عده‌ای هستن که دنبال

36
00:04:04,730 --> 00:04:06,500
‫چیزی‌ان که من و خاله ‫حفصه کشف کردیم.

37
00:04:06,560 --> 00:04:09,230
‫چه جور کشفی؟

38
00:04:09,300 --> 00:04:11,700
‫ما ابزاری رو کشف کردیم که
‫اون‌قدر انقلابی‌ـه،

39
00:04:11,770 --> 00:04:14,270
‫که می‌تونه تاریخ، زمان حال،

40
00:04:14,340 --> 00:04:15,700
‫و آینده رو تغییر بده.

41
00:04:15,770 --> 00:04:17,710
‫ولی مثل همه اختراعات بزرگ،

42
00:04:17,770 --> 00:04:19,780
‫آدمای بد و طمع‌کاری هم هستن

43
00:04:19,840 --> 00:04:21,880
‫که می‌خوان ازشون برای به دست آوردن
‫قدرت استفاده کنن.

44
00:04:21,950 --> 00:04:23,880
‫مثلاً چی؟ ماشین زمان؟

45
00:04:23,950 --> 00:04:26,880
‫وقتی وقتش بشه،
‫همه‌چیز رو بهت می‌گم.

46
00:04:27,780 --> 00:04:29,750
‫من همیشه ازت محافظت می‌کنم.

47
00:04:29,820 --> 00:04:32,420
‫همین الان،
‫ازت می‌خوام قوی بمونی.

48
00:04:32,490 --> 00:04:33,960
‫درست مثل مامانت.

49
00:04:34,020 --> 00:04:37,490
‫اون قوی‌ترین و شجاع‌ترین آدمی
‫بود که تا حالا دیدم.

50
00:04:37,560 --> 00:04:39,600
‫توام درست مثل اونی.

51
00:04:39,660 --> 00:04:42,400
‫بهت اعتماد دارم، بابا.

52
00:04:42,470 --> 00:04:44,500
‫ولی الان چی می‌شه؟

53
00:04:44,570 --> 00:04:47,700
‫همه‌چیز رو پشت سرمون
‫جا می‌ذاریم...

54
00:04:47,770 --> 00:04:49,740
‫حتی اسم‌هامون رو.

55
00:05:01,190 --> 00:05:04,190
[کانادا‏،‏ ونکوور‏،‏ سال 2050]

56
00:05:08,930 --> 00:05:11,690
‫سلام، سلام،
‫خانواده‌ی جدید محله!!

57
00:05:13,600 --> 00:05:15,230
‫تو دختر جدیده، لیلا،
‫هستی، درسته؟

58
00:05:15,300 --> 00:05:17,400
‫رئیس حفصه همه‌چیز رو در مورد
‫تو بهمون گفته!

59
00:05:17,470 --> 00:05:19,700
‫واسه مدرسه آماده‌ای؟
‫می‌تونیم با هم با اسکیت بریم!

60
00:05:19,770 --> 00:05:21,670
‫اسکیت؟

61
00:05:24,740 --> 00:05:27,240
‫فقط این‌طوری می‌ذاریش زمین...

62
00:05:27,310 --> 00:05:28,480
‫و می‌پری روش!

63
00:05:32,180 --> 00:05:34,720
‫از این‌جا به بعدش
‫با من، آقا!

64
00:05:34,780 --> 00:05:35,890
‫توی مدرسه می‌بینمت.

65
00:05:35,950 --> 00:05:38,050
‫لطفاً سعی کن بهت خوش
‫بگذره، باشه؟

66
00:05:38,120 --> 00:05:40,220
‫- بزن بریم!
‫- وای!

67
00:05:45,760 --> 00:05:48,800
‫- سالم رسیدین؟
‫- آره. ما در امانیم.

68
00:05:49,870 --> 00:05:51,630
‫تصاویر دوربین‌های
‫امنیتی رو دیدم،

69
00:05:51,700 --> 00:05:53,540
‫و درست به‌موقع فرار کردین!

70
00:05:53,600 --> 00:05:56,740
‫مطمئنی نمی‌تونن ما رو
‫این‌جا پیدا کنن؟

71
00:05:56,810 --> 00:05:59,880
‫مطمئنم.
‫هر ارتباط ممکنی رو چک کردم،

72
00:05:59,940 --> 00:06:02,150
‫و هیچ راهی وجود نداره.

73
00:06:02,210 --> 00:06:04,110
‫باید آروم باشی.

74
00:06:04,180 --> 00:06:06,020
‫به‌خاطر لیلا.

75
00:06:06,080 --> 00:06:09,950
‫خب، چقدر بهش گفتی؟

76
00:06:10,020 --> 00:06:12,320
‫فقط در حدی که احساس
‫امنیت کنه.

77
00:06:12,390 --> 00:06:15,160
‫این آدمای شرکت زولا
‫خیلی خطرناکن،

78
00:06:15,230 --> 00:06:17,460
‫و این باعث می‌شه تموم کردن
‫کارمون مهم‌تر هم بشه

79
00:06:17,530 --> 00:06:19,660
‫قبل از این‌که بیفته دست
‫آدمای اشتباه.

80
00:06:19,730 --> 00:06:21,660
‫هنوزم فکر می‌کنی باید
‫بذاریم بچه‌ها

81
00:06:21,730 --> 00:06:24,600
‫- توی تحقیقات بهمون کمک کنن؟
‫- تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟

82
00:06:24,670 --> 00:06:28,440
‫دانش‌آموزای من توی آکادمی
‫‫"عقلی‫" حلال مشکلاتن.

83
00:06:28,500 --> 00:06:32,080
‫اونا کمک می‌کنن خیلی سریع‌تر
‫به اهدافمون برسیم.

84
00:06:32,140 --> 00:06:33,510
‫بهت اعتماد دارم.

85
00:06:36,580 --> 00:06:39,620
‫هووو-اووه-اووه!

86
00:06:41,680 --> 00:06:43,420
‫عبدالله!

87
00:06:46,420 --> 00:06:50,360
‫این لیلاست،
‫دانش‌آموز جدیدمون و دوست صمیمی جدید من!

88
00:06:50,430 --> 00:06:52,730
‫چه باحال،
‫پس تو دخترخاله ‫"ماشین‌حساب" هستی؟

89
00:06:52,790 --> 00:06:55,330
‫انگار اسم منو شنیدم؟

90
00:06:55,400 --> 00:06:58,370
‫ها ها.
‫به ونکوور خوش اومدی، دخترخاله!

91
00:07:01,300 --> 00:07:02,710
‫برای کلاسا هیجان‌زده‌ای؟

92
00:07:02,770 --> 00:07:04,710
‫ما چندتا از محترم‌ترین
‫عالمان

93
00:07:04,770 --> 00:07:06,640
‫ونکوور رو این‌جا داریم!

94
00:07:06,710 --> 00:07:08,710
‫هی، چی تو فکرته؟

95
00:07:08,780 --> 00:07:10,880
‫اگه با بقیه جور نشم چی؟

96
00:07:10,950 --> 00:07:13,650
‫یا اگه من، نمی‌دونم،

97
00:07:13,720 --> 00:07:15,920
‫سوتی بدم و اسم قبلیم
‫رو بگم؟

98
00:07:15,990 --> 00:07:19,160
‫عادت کردن به یه اسم جدید
‫کاملاً ممکنه.

99
00:07:19,220 --> 00:07:21,220
‫من مدرک غیرقابل
‫انکاری دارم!

100
00:07:21,290 --> 00:07:22,930
‫تقریباً همه پادشاها و
‫ملکه‌های قرن شونزدهم

101
00:07:22,990 --> 00:07:24,590
‫فرانسه این کارو کردن،

102
00:07:24,660 --> 00:07:26,130
‫و زندگی‌شون خوب از
‫آب دراومد.

103
00:07:26,200 --> 00:07:27,930
‫خب، حداقل از نظر اسم.

104
00:07:37,870 --> 00:07:40,040
‫لیلا! می‌خوای یه دوری بزنیم؟

105
00:07:48,350 --> 00:07:50,090
‫اون کتابخونه‌س.

106
00:07:50,150 --> 00:07:52,860
‫و اون هم خانم لبنا،
‫کتابدارمونه!

107
00:07:53,660 --> 00:07:55,690
‫ها ها، خیلی باحاله، نه؟

108
00:07:55,760 --> 00:07:57,590
‫کتابخونه ‫"عقلی‫"
‫کتاب‌های بیشتری

109
00:07:57,660 --> 00:08:00,330
‫نسبت به هر کتابخونه دیگه‌ای توی
‫آمریکای شمالی داره.

110
00:08:00,400 --> 00:08:03,230
‫و ‫"ماشین‌حساب"
‫همه‌شون رو خونده.

111
00:08:03,300 --> 00:08:05,940
‫همه‌شون نه. فقط بیشترشون رو.

112
00:08:09,470 --> 00:08:10,970
‫این‌جا بود که کمربند
‫مشکیم رو گرفتم!

113
00:08:19,950 --> 00:08:22,190
‫خالد هنوز کمربند سبزه.

114
00:08:23,420 --> 00:08:24,450
‫بزن بریم!

115
00:08:25,490 --> 00:08:27,060
‫یالا، یالا!

116
00:08:31,490 --> 00:08:33,960
‫- نزدیک بود!
‫- خاله حفصه!

117
00:08:34,030 --> 00:08:35,830
‫خوش اومدی، لیلا!

118
00:08:37,830 --> 00:08:40,640
‫خوبه، همه‌تون این‌جایین.

119
00:08:40,700 --> 00:08:43,140
‫یه چیز ویژه دارم که
‫بهتون نشون بدم.

120
00:08:43,210 --> 00:08:45,910
‫آزمایشگاه ممنوعه؟ واقعاً؟

121
00:08:45,980 --> 00:08:49,310
‫منم جزوشونم، درسته؟
‫منظورش با منم بود؟

122
00:08:49,380 --> 00:08:51,750
‫خب، یالا دیگه، عجله کنین!

123
00:08:51,810 --> 00:08:53,080
ایول‫!

124
00:08:53,150 --> 00:08:54,650
‫ما کجاییم؟

125
00:09:00,110 --> 00:09:02,010
[دسترسی داده شد]

126
00:09:04,360 --> 00:09:07,100
‫- وای!
‫- عالیه! فوق‌العاده‌س.

127
00:09:08,400 --> 00:09:10,730
‫- وای!
‫- چه باحال!

128
00:09:13,240 --> 00:09:14,740
‫عالیه.

129
00:09:15,940 --> 00:09:17,770
‫وای.

130
00:09:23,680 --> 00:09:24,950
‫- نه.
‫- لیلا!

131
00:09:27,580 --> 00:09:28,950
‫بابا!

132
00:09:31,920 --> 00:09:33,520
‫خب.

133
00:09:33,590 --> 00:09:35,890
‫لیلا، عبدالله، عایشه...

134
00:09:35,990 --> 00:09:39,700
‫این...
‫آزمایشگاه سفر در زمان ‫"عقلی‫"ـه.

135
00:09:43,770 --> 00:09:47,140
‫این همون چیزیه که تمام این سال‌ها
‫روش کار می‌کردین؟

136
00:09:48,040 --> 00:09:49,870
‫شما می‌تونین توی
‫زمان سفر کنین؟

137
00:09:49,940 --> 00:09:51,670
‫خب، نه.

138
00:09:51,740 --> 00:09:54,980
‫دوربین پهپادامون می‌تونن،
‫ولی ما نه.

139
00:09:55,040 --> 00:09:56,650
‫امروز دوربین پهپادامون.

140
00:09:56,710 --> 00:09:58,880
‫فردا، شاید خودمون باشیم!

141
00:09:58,950 --> 00:10:01,150
‫خیلی خفنه، خیلی!

142
00:10:05,460 --> 00:10:07,090
‫این همه تکنولوژی،

143
00:10:07,160 --> 00:10:10,460
‫اون‌وقت اون فقط حواسش
‫به قلم و کاغذشه؟

144
00:10:24,910 --> 00:10:27,410
‫شما چهار نفر به‌طور
‫ویژه انتخاب شدین

145
00:10:27,480 --> 00:10:30,180
‫تا پروژه ما رو به نسل بعدی
‫منتقل کنین.

146
00:10:30,250 --> 00:10:32,180
‫اینو ببینین.

147
00:10:32,250 --> 00:10:34,980
‫بذارین روی این
‫دوربین زوم کنیم

148
00:10:35,050 --> 00:10:39,020
‫توی سال ۸۲۵، بغداد.

149
00:10:40,160 --> 00:10:43,430
‫ما ازتون می‌خوایم این دوربینا
‫رو تماشا کنین،

150
00:10:43,490 --> 00:10:44,930
‫یافته‌هامون رو ثبت کنین،

151
00:10:44,990 --> 00:10:47,230
‫با تاریخ مطابقت بدین...

152
00:10:47,300 --> 00:10:49,870
‫شاید یه روزی کمک کنین کتابای
‫تاریخ رو از نو بنویسیم

153
00:10:49,930 --> 00:10:51,940
‫واسه کتابخونه ‫"عقلی‫"!

154
00:10:53,140 --> 00:10:55,300
‫خب... نظرتون چیه؟

155
00:10:55,370 --> 00:10:58,040
‫رئیس، ما ناامیدتون نمی‌کنیم!

156
00:10:58,110 --> 00:10:59,680
‫می‌کنیم؟

157
00:10:59,740 --> 00:11:01,340
‫نمی‌تونم برای گفتن
‫به دوستام صبر کنم!

158
00:11:01,410 --> 00:11:03,280
‫نمی‌تونی!

159
00:11:03,350 --> 00:11:07,020
‫یعنی، منظورم اینه که‏.‏‏.‏‏.‏

160
00:11:07,080 --> 00:11:08,920
‫ببخشید... هیجان‌زده شدم.

161
00:11:08,990 --> 00:11:11,820
‫منظورم اینه که این پروژه
‫راز خودمونه.

162
00:11:11,890 --> 00:11:13,620
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نباید بفهمه.

163
00:11:15,630 --> 00:11:17,730
‫وای. اگه...

164
00:11:21,200 --> 00:11:23,370
‫محشره.

165
00:11:25,740 --> 00:11:27,440
‫عبدالله؟

166
00:11:29,040 --> 00:11:31,810
‫بچه‌ها...

167
00:11:31,880 --> 00:11:33,680
‫فکر کنم این‌جا یه مشکلی
‫داریم...

168
00:11:33,740 --> 00:11:36,410
‫- نه، عبدالله!
‫- نه، نه، نه!

169
00:11:39,620 --> 00:11:40,780
‫کجا...

170
00:11:44,090 --> 00:11:46,120
‫الان آروم باشین.

171
00:11:46,190 --> 00:11:48,060
‫می‌دونستم جابه‌جا شدن
‫فکر خوبی نیست.

172
00:11:51,030 --> 00:11:53,500
‫بریم.

173
00:11:53,560 --> 00:11:55,230
‫لیلا!

174
00:11:55,300 --> 00:11:57,670
‫صبر کن!

175
00:12:13,280 --> 00:12:14,950
‫ما کجاییم؟

176
00:12:22,790 --> 00:12:26,200
‫فکر کنم ما توی سال ‫۸۲۵ بغدادیم.

177
00:12:26,260 --> 00:12:29,600
‫بریم عبدالله رو پیدا کنیم؟

178
00:12:34,570 --> 00:12:38,910
‫ما توی خانه خرد،
‫بیت‌الحکمه، هستیم؟

179
00:12:51,120 --> 00:12:54,290
‫وای.

180
00:12:58,130 --> 00:13:00,000
‫بریم!

181
00:13:01,430 --> 00:13:03,500
‫کجایی، عبدالله؟

182
00:13:09,340 --> 00:13:12,110
‫کجایی، عبدالله؟

183
00:13:15,110 --> 00:13:17,750
‫یکی منو نیشگون بگیره.

184
00:13:17,810 --> 00:13:19,150
‫- عبدالله!
‫- عبدالله!

185
00:13:22,620 --> 00:13:25,190
‫هی، بچه‌ها.

186
00:13:25,250 --> 00:13:28,060
‫این بازی واقعیت مجازی
‫خیلی خفنه!

187
00:13:28,130 --> 00:13:30,790
‫حتی می‌شه توش غذا خورد.

188
00:13:30,860 --> 00:13:32,530
‫واقعیت مجازی؟

189
00:13:32,600 --> 00:13:34,930
‫این خودِ خودِ واقعیته،
‫رفیق.

190
00:13:35,000 --> 00:13:36,770
‫ما با سرعت از توی یه کرم‌چاله
‫رد شدیم!

191
00:13:36,830 --> 00:13:38,800
‫سلول‌های ما به‌معنی واقعی
‫کلمه بازسازی شدن

192
00:13:38,870 --> 00:13:41,200
‫توی فضا و زمان.

193
00:13:41,270 --> 00:13:44,710
‫شماها هم صدا می‌شنوین؟

194
00:13:47,310 --> 00:13:49,610
‫ولی مگه نمی‌بینی،

195
00:13:49,680 --> 00:13:52,420
‫سیستم رومی‌ها جا افتاده

196
00:13:52,480 --> 00:13:55,790
‫و توی همه کارهامون به‌طور
‫گسترده استفاده می‌شه.

197
00:13:55,850 --> 00:13:59,190
‫عوض کردنش مسخره‌س!

198
00:14:00,190 --> 00:14:03,830
‫فاشل، انگار متوجه نیستی.

199
00:14:03,890 --> 00:14:06,430
‫سیستم تو دست‌وپاگیره.

200
00:14:06,500 --> 00:14:09,630
‫محاسبات...
‫محاسبات پیشرفته...

201
00:14:10,100 --> 00:14:12,600
صبر کن‏،‏‌ صبر کن‏.‏

202
00:14:12,670 --> 00:14:15,470
‫صبر کن،
‫دارم پیداش می‌کنم...

203
00:14:15,540 --> 00:14:19,180
‫خوارزمی،
‫شاید بهتر باشه تنهات بذارم

204
00:14:19,240 --> 00:14:21,450
‫تا افکارت رو جمع‌وجور کنی.

205
00:14:21,510 --> 00:14:23,510
‫باورنکردنیه!

206
00:14:23,580 --> 00:14:26,420
‫چیز هوشمندانه‌ای؟

207
00:14:26,480 --> 00:14:28,720
‫کدوم قسمتش؟

208
00:14:28,790 --> 00:14:31,890
‫ این یارو کوچولوی عصبی
‫داره بحث رو می‌بازه.

209
00:14:31,960 --> 00:14:33,520
‫ولی می‌بره.

210
00:14:33,590 --> 00:14:35,830
‫اون خوارزمیه!

211
00:14:35,890 --> 00:14:38,060
‫می‌دونی، پدر علم ریاضیات!

212
00:14:38,130 --> 00:14:41,270
‫به‌خاطر اونه که ما
‫الگوریتم داریم.

213
00:14:41,330 --> 00:14:43,300
‫بازی‌های کامپیوتری.
‫کل اینترنت.

214
00:14:43,370 --> 00:14:45,240
‫به‌خاطر همینه که ما
‫‫"عقلی‫" رو داریم!

215
00:14:45,300 --> 00:14:48,570
‫خب پس،
‫امیدوارم این ‫"یاروی عصبی‫" ببره!

216
00:14:48,640 --> 00:14:52,380
‫مگه...
‫مگه بهت هشدار نداده بودیم درمورد

217
00:14:52,440 --> 00:14:58,010
‫گذاشتن اسمت روی کارهای
‫دانشمندای دیگه؟

218
00:14:58,080 --> 00:15:01,850
‫تو... من فقط... تو اخراجی!

219
00:15:01,920 --> 00:15:04,750
‫هیچ راه دیگه‌ای برام نذاشتی.

220
00:15:04,820 --> 00:15:09,890
‫اسم تو هیچ‌وقت با

221
00:15:09,960 --> 00:15:13,800
‫اکتشافات خانه خرد
‫گره نمی‌خوره!

222
00:15:13,860 --> 00:15:18,940
‫این تویی که هیچ راهی
‫برای من نذاشتی!

223
00:15:30,810 --> 00:15:33,620
‫ولم کن! ولم کن!

224
00:15:33,680 --> 00:15:38,260
‫فاشل برای تو اسم خیلی
‫بدی نیست...

225
00:15:38,320 --> 00:15:40,590
‫فاسید چیزیه که تو هستی!

226
00:15:40,660 --> 00:15:42,790
‫شرور!

227
00:15:42,860 --> 00:15:46,530
‫تا وقتی که میراث تو رو...

228
00:15:46,600 --> 00:15:51,570
‫میراث همه‌تون... رو به نابودی نکشونم،
‫دست برنمی‌دارم!

229
00:15:51,640 --> 00:15:53,300
‫زندانیش کنین!

230
00:16:00,810 --> 00:16:03,410
‫پس بیاین کمکش کنیم!

231
00:16:03,480 --> 00:16:04,980
‫وای... وایسین! وایسین.

232
00:16:05,050 --> 00:16:08,420
‫ما نمی‌تونیم توی هیچ‌چیزی توی
‫گذشته دخالت کنیم

233
00:16:08,490 --> 00:16:11,390
‫وگرنه اوضاع اون‌طوری که باید،
‫پیش نمی‌ره.

234
00:16:13,020 --> 00:16:16,760
‫اگه خوارزمی ناپدید بشه،
‫ما نمی‌تونیم برگردیم.

235
00:16:16,830 --> 00:16:20,100
‫نه ‫"عقلی‫" در کاره،
‫نه آزمایشگاه زمان،

236
00:16:20,160 --> 00:16:22,830
‫نه پهپاد، نه سفر در زمان؟

237
00:16:22,900 --> 00:16:26,240
‫هیچ راهی برای برگشتن به خونه نیست.
‫ما گیر افتادیم!

238
00:16:30,070 --> 00:16:32,580
‫یالا بچه‌ها.
‫نمی‌تونیم تسلیم بشیم!

239
00:16:32,640 --> 00:16:35,850
‫خالد، به اون مغزت برای پیدا کردن
‫‫"الگوریتمی‫" احتیاج داریم!

240
00:16:35,910 --> 00:16:38,880
‫خوارزمیه.

241
00:16:38,950 --> 00:16:41,850
‫مگه فاسید نگفت
‫‫"زندانیش کنین‫"؟

242
00:16:41,920 --> 00:16:45,150
‫پس... یه زندان؟

243
00:16:45,220 --> 00:16:46,990
‫آره!

244
00:16:47,060 --> 00:16:49,260
‫شاید بتونیم شهر رو بگردیم،

245
00:16:49,330 --> 00:16:51,460
‫به‌صورت دایره‌های
‫هم‌مرکز حرکت کنیم.

246
00:16:51,530 --> 00:16:55,700
‫عبدالله، تو از این‌جا شروع کن، و لیلا
‫می‌تونه از این‌جا شروع کنه...

247
00:16:55,770 --> 00:16:58,770
‫- نگا کن، دارن حرکت می‌کنن.
‫- چرا دارن حرکت می‌کنن؟

248
00:16:58,840 --> 00:17:00,870
‫چرا فقط برنمی‌گردن؟

249
00:17:00,940 --> 00:17:03,910
‫کاش بزرگ‌ترا هم می‌تونستن
‫توی زمان سفر کنن...

250
00:17:03,970 --> 00:17:05,810
‫آخرین گزارش نشون
‫می‌ده که سیستم

251
00:17:05,880 --> 00:17:07,650
‫هنوز ناپایداره.

252
00:17:07,710 --> 00:17:10,150
‫نتیجه همچنین آسیب قابل توجهی
‫به بدن نشون داد

253
00:17:10,210 --> 00:17:12,180
‫با اولین تحقیقاتم با...

254
00:17:12,250 --> 00:17:14,880
‫- خالد!
‫- اونا صدامون رو می‌شنون؟

255
00:17:14,950 --> 00:17:16,190
‫هی!

256
00:17:25,460 --> 00:17:27,770
‫باید حواسشون رو پرت کنیم.

257
00:18:12,010 --> 00:18:14,910
‫دیدن شما باعث افتخاره!

258
00:18:14,980 --> 00:18:17,750
‫شما... شما کی هستین؟

259
00:18:22,490 --> 00:18:24,720
‫قفل شده. چی‌کار کنیم؟

260
00:18:24,790 --> 00:18:27,160
‫بذار فکر کنم.

261
00:18:30,990 --> 00:18:33,760
‫بیا.

262
00:18:33,830 --> 00:18:35,270
‫یالا.

263
00:18:55,920 --> 00:18:57,490
‫- هی، شما بچه‌ها!
‫- شما بچه‌ها!

264
00:18:59,320 --> 00:19:00,490
‫بزن بریم!

265
00:19:02,290 --> 00:19:04,230
‫بیاین همین الان از
‫این‌جا بریم!

266
00:19:10,930 --> 00:19:12,940
‫از این طرف!

267
00:19:14,510 --> 00:19:16,240
‫اون این‌جا در امان می‌مونه.

268
00:19:37,260 --> 00:19:38,430
‫بدو، بدو، بدو!

269
00:19:40,300 --> 00:19:43,100
‫بزن بریم!

270
00:19:58,680 --> 00:20:00,280
‫عبدالله...

271
00:20:18,640 --> 00:20:20,300
‫از این طرف!

272
00:20:29,410 --> 00:20:30,810
‫بزن بریم!

273
00:20:34,280 --> 00:20:36,620
‫نه.

274
00:20:39,020 --> 00:20:40,720
‫- باید بپریم.
‫- بپریم!؟

275
00:20:58,780 --> 00:21:01,010
‫می‌خوام برم خونه.

276
00:21:01,080 --> 00:21:03,610
‫تنظیمش کردم روی ۲۰۵۰.
‫بیاین همین الان بپریم توی زمان!

277
00:21:03,680 --> 00:21:05,320
‫صبر کن...

278
00:21:08,250 --> 00:21:09,950
‫بابا!

279
00:21:10,020 --> 00:21:11,320
‫خالد! عایشه!

280
00:21:11,390 --> 00:21:14,660
‫همه‌چی خوبه؟
‫حال همه‌تون خوبه؟

281
00:21:14,730 --> 00:21:17,190
‫عبدالله کجاس!؟

282
00:21:22,670 --> 00:21:25,000
‫باید برش می‌داشتم.

283
00:21:26,370 --> 00:21:28,640
‫چرا نمی‌تونم شجاع باشم؟

284
00:21:30,600 --> 00:21:33,600
[بغداد‏،‏‌ دوران خلافت عباسی‏،‏ سال 825]

285
00:21:48,290 --> 00:21:51,900
‫بچه‌ها؟ همه کجان؟

286
00:21:51,960 --> 00:21:53,660
آهای‫!

287
00:21:53,730 --> 00:21:55,470
‫بچه‌ها؟

288
00:21:55,530 --> 00:21:58,130
‫دستگاهم کجاس؟

289
00:22:05,170 --> 00:22:07,380
‫نه!

290
00:22:10,980 --> 00:22:12,380
‫کجا...

291
00:22:22,890 --> 00:22:25,130
‫قراره خیلی به دردسر بیفتم.

292
00:22:28,200 --> 00:22:30,970
تو هنوز این‌جایی‏.‏

293
00:22:31,030 --> 00:22:33,970
‫عجیبه. خیلی عجیبه.

294
00:22:34,040 --> 00:22:37,370
‫و بقیه اونایی که باهاشون
‫سفر می‌کنی کجان؟

295
00:22:37,440 --> 00:22:38,610
‫این...

296
00:22:38,680 --> 00:22:41,040
‫سوال پیچیده‌ایه، شیخ.

297
00:22:41,280 --> 00:22:42,380
‫این نمی‌تونه واقعی باشه!

298
00:22:42,450 --> 00:22:45,050
‫عبدالله داره چی‌کار می‌کنه؟

299
00:22:45,110 --> 00:22:46,850
‫می‌دونستم این فکر بدیه...

300
00:22:46,920 --> 00:22:49,990
‫یه فکر بد، بد، بد!

301
00:22:50,050 --> 00:22:52,460
‫حفصه، چی‌کار کنیم؟

302
00:22:52,520 --> 00:22:56,390
‫قطعه پهپادش داره توی این
‫جاده حرکت می‌کنه!

303
00:22:56,460 --> 00:22:58,560
‫اگه آدم بدا گرفته باشنش چی؟

304
00:22:58,630 --> 00:23:00,660
‫- کی؟
‫- آدم بدا؟

305
00:23:00,730 --> 00:23:02,330
‫باید برگردیم دنبال عبدالله!

306
00:23:02,400 --> 00:23:04,400
‫ما از پسش برمیایم.
‫بهمون اعتماد کنین.

307
00:23:04,470 --> 00:23:06,040
‫ما خوارزمی رو نجات دادیم.

308
00:23:06,100 --> 00:23:08,710
‫- شماها چی‌کار کردین؟
‫- اون‌جا چی شد؟

309
00:23:08,770 --> 00:23:11,070
‫همه‌چیز رو بهتون می‌گیم.
‫قول می‌دیم.

310
00:23:11,140 --> 00:23:13,610
‫ولی الان به عبدالله
‫احتیاج داریم.

311
00:23:15,650 --> 00:23:19,020
‫حفصه،
‫دقیقاً الان داره چی می‌شه؟

312
00:23:26,090 --> 00:23:30,190
‫مطمئن نیستم کاملاً با همه
‫اینا موافق باشم،

313
00:23:30,260 --> 00:23:33,300
‫ولی... اینا رو بگیرین.

314
00:23:35,330 --> 00:23:38,700
‫حالا، بیاین،
‫اینا رو نزدیک خودتون نگه دارین.

315
00:23:38,770 --> 00:23:42,310
‫اینا هیچ‌وقت نباید از مچ
‫دستتون جدا بشن.

316
00:23:45,710 --> 00:23:47,680
‫بزن بریم!

317
00:23:57,950 --> 00:24:00,220
‫جدی می‌گم،
‫باید اینو اختراع کنین.

318
00:24:00,290 --> 00:24:01,990
‫فکرهاتون رو روی هم بذارین.

319
00:24:02,060 --> 00:24:03,830
‫شماها دانشمندای بزرگی هستین،
‫مگه نه؟

320
00:24:05,030 --> 00:24:06,800
‫این چیز...

321
00:24:06,860 --> 00:24:09,470
‫مثلاً می‌تونی بهش بگی،
‫خونه‌ت رو تمیز کنه.

322
00:24:09,530 --> 00:24:11,970
‫‫"نه،
‫یه فاجعه حلیم به بار اومده!

323
00:24:12,040 --> 00:24:14,240
‫تا چشم کار می‌کنه
‫خورش ریخته!‫"

324
00:24:14,300 --> 00:24:18,480
‫می‌تونی داد بزنی، و این چیزه،
‫دوان‌دوان میاد!

325
00:24:18,540 --> 00:24:21,780
‫وروم وروم وروم، ایناهاش اومد،
‫همه‌ش رو هورت می‌کشه.

326
00:24:25,720 --> 00:24:27,750
‫این بچه خیلی بامزه‌س.

327
00:24:27,820 --> 00:24:30,320
‫و بعد، می‌دونی،
‫می‌تونی بفرستیش

328
00:24:30,390 --> 00:24:33,420
‫لباسات رو بشوره یا تکالیفت
‫رو انجام بده.

329
00:24:34,590 --> 00:24:37,360
‫دارم بهتون می‌گم،
‫این یه معدن طلاس.

330
00:24:37,430 --> 00:24:39,460
‫اجازه دارین اسم منو
‫روش بذارین...

331
00:24:39,530 --> 00:24:42,100
‫عبدالله‌بات ۲۰۵۰.

332
00:24:46,000 --> 00:24:49,340
‫این حلیم توی شکمم ترکید!

333
00:24:59,680 --> 00:25:02,390
‫ممنون برای حلیم، شیخ!

334
00:25:07,260 --> 00:25:08,790
‫صبر کن! اون مال منه!

335
00:25:08,860 --> 00:25:10,260
‫- چی؟
‫- اون!

336
00:25:10,330 --> 00:25:11,900
‫این چطوری مال توئه؟

337
00:25:11,960 --> 00:25:16,670
‫واضحه که دور گردن منه،
‫نه مال تو.

338
00:25:16,730 --> 00:25:18,800
‫خوارزمی.

339
00:25:18,870 --> 00:25:20,640
‫نگاهش کن...

340
00:25:20,700 --> 00:25:23,740
‫بدون هیچ دغدغه‌ای.

341
00:25:23,810 --> 00:25:26,780
‫و تو!
‫چرا ادعا می‌کنی این مال توئه؟

342
00:25:26,840 --> 00:25:29,110
‫این چیه؟

343
00:25:32,680 --> 00:25:34,580
‫ تلاش خوبی بود.

344
00:25:34,650 --> 00:25:37,820
‫این چی‌کار می‌کنه؟

345
00:25:39,490 --> 00:25:41,530
‫من اگه جای تو بودم این
‫کارو نمی‌کردم.

346
00:25:41,590 --> 00:25:42,860
‫من تازه فهمیدم که...

347
00:25:48,630 --> 00:25:52,100
بدجور هم فهمیدم‏.‏‏.‏‏.‏

348
00:25:52,170 --> 00:25:54,740
‫من که حتماً اخراج می‌شم.

349
00:25:56,110 --> 00:25:57,670
‫بچه‌ها!

350
00:25:59,410 --> 00:26:01,980
‫چی شد؟
‫قطعه پهپادت رو گم کردی؟

351
00:26:03,650 --> 00:26:06,680
‫خبر خوب و خبر بد.

352
00:26:06,750 --> 00:26:09,290
‫خبر بد چیه؟

353
00:26:09,350 --> 00:26:12,520
‫اون یارو فاسید برداشتش و...

354
00:26:12,590 --> 00:26:14,360
‫توی زمان سفر کرد؟

355
00:26:14,420 --> 00:26:17,530
‫این اصلاً خوب نیست،
‫اصلاً خوب نیست...

356
00:26:17,590 --> 00:26:19,700
‫خب، خبر خوب چیه؟

357
00:26:19,760 --> 00:26:21,970
‫من رو دوباره دارین!

358
00:26:22,830 --> 00:26:25,400
‫هی، این انصاف نیست،
‫شماها بند دارین!

359
00:26:25,470 --> 00:26:27,470
‫فقط یه جایزه کوچیک
‫از بالادستی‌ها

360
00:26:27,540 --> 00:26:28,940
‫به‌خاطر نجات دادن خوارزمی.

361
00:26:29,010 --> 00:26:30,740
‫بامزه‌ن، نه؟

362
00:26:30,810 --> 00:26:34,340
‫فقط تصور کنین حالا که منو نجات
‫دادین چی گیرتون میاد!

363
00:26:35,650 --> 00:26:38,480
‫باید بهشون بگیم ‫"گوواچ‫"،
‫گرفتین؟

364
00:26:38,550 --> 00:26:41,250
‫به‌جای ساعت‌های توقف؟

365
00:26:41,320 --> 00:26:42,990
‫عبدالله، تمرکز کن!

366
00:26:43,050 --> 00:26:45,390
‫باید دنبال فاسید بریم و
‫دستگاه رو پس بگیریم

367
00:26:45,460 --> 00:26:46,860
‫و این ماجرا رو تموم کنیم!

368
00:26:46,920 --> 00:26:49,690
‫مسیر رو تنظیم کنین برای
‫۱۳۲۷، تیمبوکتو.

369
00:26:51,090 --> 00:26:53,530
‫بزن بریم!

370
00:27:00,880 --> 00:27:03,880
[امپراطوری مالی‏،‏ تیمبوکتو‏،‏‌ سال 1327]

371
00:27:11,550 --> 00:27:14,120
‫نگاه کنین، اون‌هاش!

372
00:27:14,180 --> 00:27:16,220
‫اول اون‌جا بودم...

373
00:27:16,290 --> 00:27:18,260
‫و الان این‌جام.

374
00:27:18,320 --> 00:27:19,960
‫دارم دیوونه می‌شم؟

375
00:27:20,020 --> 00:27:22,760
‫دیوونه نمی‌شم. دیوونه نمی‌شم.

376
00:27:33,470 --> 00:27:36,410
‫از این طرف! اگه از این‌جا میان‌بر بزنیم،
‫می‌تونیم جلوش رو بگیریم!

377
00:27:47,850 --> 00:27:50,150
‫فاسید کجا رفت؟

378
00:27:56,390 --> 00:27:57,530
‫صبر کن!

379
00:27:57,590 --> 00:28:00,800
‫اصلاً کسی می‌بینه کجا رفت؟

380
00:28:00,860 --> 00:28:03,200
‫این‌جا محل اون ستونه،

381
00:28:03,270 --> 00:28:06,340
‫و همه اون زائده‌های کوچیکی
‫که از بغل‌هاش زده بیرون

382
00:28:06,400 --> 00:28:07,970
‫و ورودی حیاط...

383
00:28:08,040 --> 00:28:10,970
‫رفیق، این‌جا که یه فضای خالیه.

384
00:28:11,040 --> 00:28:12,380
حالت خوبه؟

385
00:28:12,440 --> 00:28:14,040
‫تو نمی‌فهمی!

386
00:28:14,110 --> 00:28:16,550
‫این‌جا محل مسجد جینگاریبره،

387
00:28:16,610 --> 00:28:19,950
‫که پادشاه بزرگ مالی،
‫منسا موسی ساخته!

388
00:28:20,020 --> 00:28:21,950
‫ولی خیلی عجیبه،
‫اگه بهش فکر کنی.

389
00:28:22,020 --> 00:28:24,370
‫این آخرین باریه که
‫این تیکه از آسمون خالی خواهد بود.

390
00:28:24,380 --> 00:28:25,710
‫پیداش کردم!

391
00:28:28,760 --> 00:28:30,090
‫بزن بریم!

392
00:28:37,270 --> 00:28:38,900
‫بچه‌ها؟

393
00:28:43,110 --> 00:28:45,980
‫نه، من هیچ‌وقت ستاره نمی‌شم!

394
00:28:51,110 --> 00:28:53,320
‫این فقط یکی از
‫اون چهار مسجدیه

395
00:28:53,380 --> 00:28:56,120
‫که دانشگاه تیمبوکتو رو
‫تشکیل می‌دن!

396
00:28:56,190 --> 00:28:58,020
‫یعنی مدرسه سانکورای

397
00:28:58,090 --> 00:29:00,560
‫الان ساخته شده و فعاله؟

398
00:29:00,620 --> 00:29:03,660
‫هی، به نظرتون
‫وقت می‌کنیم یه سری هم به اون‌جا بزنیم؟

399
00:29:15,970 --> 00:29:17,540
‫فاسید کجا می‌تونه باشه؟

400
00:29:21,940 --> 00:29:24,680
‫وای، اونو نگاه!

401
00:29:24,740 --> 00:29:26,410
‫دره رودخانه نیجر؟

402
00:29:26,480 --> 00:29:28,310
‫هی، تجارت کاروان‌های
‫فرای صحرا

403
00:29:28,380 --> 00:29:30,520
‫باید از این‌جا رد می‌شده،
‫دقیقاً مثل ما!

404
00:29:30,580 --> 00:29:32,250
‫خب، نه دقیقاً مثل ما.

405
00:29:32,320 --> 00:29:35,120
‫ولی اگه تا صبح بمونیم،
‫شاید بتونیم

406
00:29:35,190 --> 00:29:37,790
‫با تاجرایی از کشورهای مختلف
‫گپ بزنیم...

407
00:29:39,190 --> 00:29:41,360
‫خالد، خواهش می‌کنم،
‫نفست رو برای دویدن نگه دار!

408
00:29:44,460 --> 00:29:46,330
‫اون‌جاست!

409
00:30:12,960 --> 00:30:16,330
‫چه باحال! تعقیب و گریز پرسرعت با کالسکه!

410
00:30:34,140 --> 00:30:36,110
‫ما کجاییم؟

411
00:30:38,280 --> 00:30:40,950
‫فکر کنم داریم وارد
‫کاخ منسا موسی می‌شیم.

412
00:30:52,990 --> 00:30:56,090
‫‫"درباره خواص درمانی
‫گیاهان صحرایی.‫"

413
00:30:56,160 --> 00:31:00,500
‫بیش از یک سال است که
‫روی این مجلد کار کرده‌ام.

414
00:31:17,420 --> 00:31:20,150
‫قیمت کتاب پنج رتال است،

415
00:31:20,220 --> 00:31:23,850
‫بنابراین می‌شود
‫پنج رتال طلا برای شما.

416
00:31:28,230 --> 00:31:30,200
‫طلایمان دارد تمام می‌شود!

417
00:31:36,600 --> 00:31:39,100
‫بالاخره.

418
00:31:44,180 --> 00:31:46,940
‫- پادشاه را بگیرید.
‫- فوراً خارج شوید!

419
00:31:48,280 --> 00:31:50,050
اگه این‌جا رو بگردن‏،‏ چی؟

420
00:31:50,110 --> 00:31:51,980
‫سریع... از اون طرف!

421
00:31:57,660 --> 00:32:02,130
آقایان‏،‏ آقایان‏.‏

422
00:32:02,190 --> 00:32:04,360
‫خواهش می‌کنم...

423
00:32:04,430 --> 00:32:08,200
‫امیدوارم شما را
‫زیاد منتظر نگذاشته باشم.

424
00:32:08,270 --> 00:32:10,470
‫آمده‌ام تا شما را معرفی کنم

425
00:32:10,540 --> 00:32:13,940
‫به گنجینه‌های ادبی
‫بغداد.

426
00:32:14,000 --> 00:32:16,480
‫و چه راهی بهتر

427
00:32:16,540 --> 00:32:20,850
‫برای یک ادیب
‫از این‌که به زیر نور خورشید قدم بگذارد

428
00:32:20,910 --> 00:32:22,580
‫همچون ققنوسی که برمی‌خیزد

429
00:32:22,650 --> 00:32:25,950
‫از میان
‫خزانه طلا؟

430
00:32:26,020 --> 00:32:29,550
‫و من چه هستم
‫جز یک محقق ساده،

431
00:32:29,620 --> 00:32:34,360
‫تا استخوان فقیر،
‫و طلا اصلاً به دردم نمی‌خورد.

432
00:32:34,430 --> 00:32:36,360
‫شوخیت گرفته؟

433
00:32:36,430 --> 00:32:38,030
‫عبدالله، هیس!

434
00:32:38,100 --> 00:32:42,700
‫و یک محقق چیست
‫جز کتابی متحرک؟

435
00:32:42,770 --> 00:32:45,740
‫شاید بهتر باشد مرا وزن کنی،
‫پسر جوان،

436
00:32:45,800 --> 00:32:48,940
‫و هم‌وزن خودم
‫بهم طلا بدهی!

437
00:32:57,280 --> 00:33:00,550
‫باعث افتخار من است که میزبان
‫چنین بازدیدکننده دانشمندی هستم.

438
00:33:00,620 --> 00:33:04,260
‫یادآوری کنید... آیا در سفر آخرم
‫به مکه شما را ملاقات کردم؟

439
00:33:04,320 --> 00:33:07,260
‫متأسفانه این افتخار
‫نصیبم نشده،

440
00:33:07,330 --> 00:33:11,730
‫اما آوازه کتابخانه بزرگ شما
‫به همه‌جا رسیده است.

441
00:33:11,800 --> 00:33:15,100
‫فقط باید می‌آمدم و
‫با ذهن بزرگی که بانی آن بوده

442
00:33:15,170 --> 00:33:17,340
‫شرفیاب می‌شدم.

443
00:33:17,400 --> 00:33:19,400
‫اوضاع خوب نیست.

444
00:33:19,470 --> 00:33:20,540
‫وای!

445
00:33:20,610 --> 00:33:22,410
‫بیایید، بچه‌ها، بیایید.

446
00:33:22,470 --> 00:33:25,180
‫خجالت نکشید. بیایید.

447
00:33:27,280 --> 00:33:29,280
‫این‌ها درخشان‌ترین
‫کُتّاب جوان

448
00:33:29,350 --> 00:33:31,420
‫بغداد هستند.

449
00:33:31,480 --> 00:33:33,520
‫آن‌ها آینده درخشان
‫شهر ما

450
00:33:33,590 --> 00:33:37,890
‫و امیدوارم چراغ راهی کوتاه
‫برای شهر شما باشند.

451
00:33:37,960 --> 00:33:41,660
‫چه درخششی
‫در این سن کم!

452
00:33:41,730 --> 00:33:44,430
‫خوش آمدید، خوش آمدید.

453
00:33:44,500 --> 00:33:47,130
‫شما مهمانان ویژه من خواهید بود.

454
00:33:47,200 --> 00:33:50,870
‫خب، به من بگویید...
‫آیا مایلید بمانید

455
00:33:50,940 --> 00:33:56,470
‫تا تحصیلات خود را در مدرسه جدید
‫و بزرگ سَنگوره ما به پایان برسانید؟

456
00:33:56,540 --> 00:34:00,650
‫این‌جا ذهن‌هایی
‫از سراسر دنیا پیدا خواهید کرد.

457
00:34:00,710 --> 00:34:05,550
‫خب، یک محقق جوان بهتر از این
‫نمی‌تواند پیدا کند.

458
00:34:05,620 --> 00:34:07,020
‫بله!

459
00:34:07,080 --> 00:34:08,990
‫این افتخار تمام عمر
‫ما خواهد بود

460
00:34:09,050 --> 00:34:10,590
‫که شاگردان فروتن شما باشیم!

461
00:34:10,660 --> 00:34:13,190
‫رفیق، بهتر نیست
‫اون چیزمیز من رو پس بگیریم

462
00:34:13,260 --> 00:34:15,430
‫قبل از این‌که به ماه تله‌پورت بشه؟

463
00:34:15,490 --> 00:34:17,090
‫پورت شدن به ماه!

464
00:34:17,160 --> 00:34:20,800
‫این یکی ‫یک منجم است.

465
00:34:20,860 --> 00:34:23,100
چقدر باهوش‫! بسیار باهوش‫!

466
00:34:35,510 --> 00:34:38,080
‫او در امتداد این هایپرتونل حرکت کرده،

467
00:34:38,150 --> 00:34:41,450
‫از سیاتل خارج شده،
‫از ونکوور عبور کرده.

468
00:34:41,520 --> 00:34:44,720
‫و بعد چه اتفاقی براش افتاد؟

469
00:34:44,790 --> 00:34:46,820
‫ما، ما...

470
00:34:46,890 --> 00:34:48,460
‫ما مطمئن نیستیم، قربان.

471
00:34:49,390 --> 00:34:53,200
‫پیداش... کنید.

472
00:34:53,270 --> 00:34:54,930
‫همین الان!

473
00:35:09,380 --> 00:35:13,220
‫من لازم دارم این آزمایش‌ها
‫کار کنند.

474
00:35:13,290 --> 00:35:16,520
‫راه‌شون بنداز
‫وگرنه حبیب یا حفصه رو خبر کن!

475
00:35:24,560 --> 00:35:28,830
‫این یکی از باارزش‌ترین
‫کتاب‌های ماست.

476
00:35:28,900 --> 00:35:33,040
‫این جامع‌ترین نسخه خطی
‫درباره فقه مالکی

477
00:35:33,100 --> 00:35:34,970
‫در کل این سرزمین است.

478
00:35:35,040 --> 00:35:38,040
‫بله، امام مالک.
‫من یک‌بار شنیدم که او گفت...

479
00:35:39,280 --> 00:35:41,580
‫شما شوخ‌طبع هستید، فاسید.

480
00:35:41,650 --> 00:35:46,220
‫آن مرد بیش از ۳۰۰ سال است
‫که از دنیا رفته.

481
00:35:48,020 --> 00:35:50,720
‫خب، بله‏.‏

482
00:35:50,790 --> 00:35:53,360
‫منظورم این بود که...

483
00:35:53,430 --> 00:35:56,260
‫این یکی از بزرگ‌ترین
‫مجموعه‌ها

484
00:35:56,330 --> 00:35:58,400
‫در قرن سیزده است‏.‏

485
00:35:58,460 --> 00:36:00,270
‫بله.

486
00:36:00,330 --> 00:36:03,870
‫سال ۱۳۲۷ عجب سالی بوده.

487
00:36:03,930 --> 00:36:07,840
‫فقط می‌توان تصور کرد
‫که آینده چه در خود دارد!

488
00:36:07,910 --> 00:36:11,480
‫دوست من، اگر می‌توانستیم
‫آینده را پیش‌بینی کنیم،

489
00:36:11,540 --> 00:36:14,140
‫چه قدرتی داشتیم.

490
00:36:14,210 --> 00:36:16,410
‫همینطوره.

491
00:36:24,460 --> 00:36:26,160
‫خب، نقشه چیه؟

492
00:36:26,220 --> 00:36:27,790
‫پس گرفتن ساعت گوواچ‏.‏

493
00:36:27,860 --> 00:36:30,430
‫می‌تونیم وانمود کنیم
‫سرویس اتاق هستیم

494
00:36:30,500 --> 00:36:32,960
‫و وقتی در رو باز کرد،
‫بپریم تو و ازش بگیریمش‏.‏

495
00:36:33,030 --> 00:36:36,400
‫خالد، اون توی یه قصره،
‫نه هتل.

496
00:36:36,470 --> 00:36:38,400
‫خب، من گشنه و خسته‌ام.

497
00:36:38,470 --> 00:36:40,540
‫وقتی یه فکری کردید
‫بیدارم کنید.

498
00:36:40,610 --> 00:36:42,610
‫عبدالله! الان نمی‌تونی بخوابی.

499
00:36:42,670 --> 00:36:44,910
‫باید فکر کنیم
‫و وقتی تو خوابی،

500
00:36:44,980 --> 00:36:47,350
‫با اون همه خروپف
‫بیدار کردنت غیرممکنه!

501
00:36:47,410 --> 00:36:49,480
‫- خودشه!
‫- من خروپف می‌کنم؟

502
00:36:49,550 --> 00:36:51,280
‫تا نصفه‌شب
‫صبر می‌کنیم.

503
00:36:51,350 --> 00:36:53,180
‫وقتی فاسید خوابید،
‫یواشکی می‌ریم تو اتاقش

504
00:36:53,250 --> 00:36:55,120
‫توی قصر
‫و ساعت رو برمی‌داریم.

505
00:36:55,190 --> 00:36:57,420
‫فکر عالیه!

506
00:37:03,500 --> 00:37:06,630
‫وای.
‫این از عبدالله هم بلندتر خروپف می‌کنه.

507
00:37:06,700 --> 00:37:08,170
‫صداتو می‌شنوم!

508
00:37:09,730 --> 00:37:12,200
گوواچ رو می‌بینم‏.‏
الان وقتشه‏.‏

509
00:37:24,620 --> 00:37:26,120
‫فکرش رو هم نمی‌کردید...

510
00:37:26,180 --> 00:37:28,690
‫من خوابم سبکه.

511
00:37:28,750 --> 00:37:30,720
‫لیلا، بگیر!

512
00:37:34,060 --> 00:37:36,460
‫عبدالله، پایین‌تر...

513
00:37:38,060 --> 00:37:39,600
‫گرفتمش!

514
00:37:45,240 --> 00:37:47,740
‫فکر کنم این مال منه.

515
00:37:50,140 --> 00:37:52,980
باید اون گوواچ رو پس بگیریم‏.‏

516
00:38:12,460 --> 00:38:14,060
‫این‌جا نیست!

517
00:38:14,130 --> 00:38:16,170
‫این‌جا هم نیست.

518
00:38:16,230 --> 00:38:18,640
‫فاسید کجا می‌تونه باشه؟

519
00:38:21,810 --> 00:38:24,180
فکر کنم بدونم کجاست‏.‏

520
00:38:29,780 --> 00:38:31,780
‫فقط یکی دیگه...

521
00:38:33,050 --> 00:38:35,850
‫تقریباً... گرفتمش.

522
00:38:40,830 --> 00:38:43,430
‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه جلوی منو بگیره.

523
00:38:43,500 --> 00:38:45,560
‫انتقامم رو خواهم گرفت.

524
00:38:52,670 --> 00:38:53,770
‫فاسید کجا رفت؟

525
00:38:53,840 --> 00:38:55,670
باید ته‌توش رو در بیاریم‏.‏

526
00:38:57,540 --> 00:39:00,580
‫فکر نکنم دیگه شیفت شب کار کنم.

527
00:39:01,710 --> 00:39:03,410
‫خب، همه می‌خوان...

528
00:39:03,480 --> 00:39:05,320
‫می‌خوان از حبیب
‫قایم بشن؟

529
00:39:05,380 --> 00:39:06,780
‫می‌خواین...
‫الان وقتش نیست.

530
00:39:06,850 --> 00:39:09,220
‫پیداتون می‌کنم.
‫هر کاری بتونم می‌کنم!

531
00:39:09,290 --> 00:39:10,790
‫من.....

532
00:39:10,860 --> 00:39:12,260
‫آها، پیداش کردم!

533
00:39:12,320 --> 00:39:15,290
‫فاسید توی قاهره است، سال ۱۰۰۰.

534
00:39:15,360 --> 00:39:17,430
‫وای، قاهره اسلامی،

535
00:39:17,500 --> 00:39:20,400
‫فقط چند دهه بعد از این‌که
‫پایتخت به قاهره منتقل شد.

536
00:39:20,470 --> 00:39:22,470
‫انتخاب جالبیه.

537
00:39:22,530 --> 00:39:25,300
‫شهری تحت محاصره،
‫درگیری دودمان‌ها.

538
00:39:25,370 --> 00:39:26,940
‫- هی، لیلا؟
‫- بله؟

539
00:39:27,010 --> 00:39:28,340
‫فقط می‌خواستم بهت بگم،

540
00:39:28,410 --> 00:39:29,940
‫کاری که اون‌جا
‫با فاسید کردی؟

541
00:39:30,010 --> 00:39:31,640
‫خیلی باحال بود.

542
00:39:31,710 --> 00:39:34,250
‫ممنون، آیشا، ولی منظورم اینه که،

543
00:39:34,310 --> 00:39:36,310
‫هر کدوم از ما
‫می‌تونست اون کار رو بکنه.

544
00:39:36,380 --> 00:39:39,820
‫بله، ولی فرقش اینه که،
‫تو اون کار رو کردی.

545
00:39:39,880 --> 00:39:43,350
‫تو فوق‌العاده شجاعی.
‫تا حالا کسی اینو بهت گفته؟

546
00:39:46,460 --> 00:39:49,230
‫اگه من فاسید رو بشناسم...
‫و فکر کنم می‌شناسم...

547
00:39:49,290 --> 00:39:52,830
‫عاشق یه صندلی ردیف اول
‫برای تماشای یه محاصره درست و حسابیه.

548
00:39:52,900 --> 00:39:57,570
‫ولی چطوری جلوش رو بگیریم
‫که تاریخ رو نابود نکنه؟

549
00:39:58,700 --> 00:40:00,670
‫من آماده‌ام. بزن بریم.

550
00:40:00,740 --> 00:40:03,110
‫نه، به این زودی‌ها نه!

551
00:40:03,170 --> 00:40:05,640
‫من و حبیب می‌مونیم
‫و در موردش تحقیق می‌کنیم،

552
00:40:05,710 --> 00:40:07,080
‫یه نقشه می‌چینیم.

553
00:40:07,140 --> 00:40:09,080
‫شماها هم باید برید سر کلاس.

554
00:40:09,150 --> 00:40:11,110
‫خب، برید دیگه!

555
00:40:11,180 --> 00:40:13,350
‫همین الان برید.

556
00:40:13,420 --> 00:40:15,790
‫گوش کنید، رفتن به اون‌جا
‫دقیق‌ترین راه

557
00:40:15,850 --> 00:40:17,660
‫برای جمع‌آوری یک گزارش کامله.

558
00:40:17,720 --> 00:40:19,860
‫دستگاه‌های شما این‌جا
‫تحسین‌برانگیزه،

559
00:40:19,920 --> 00:40:22,490
‫ولی جای چشم انسان رو
‫نمی‌گیره.

560
00:40:22,560 --> 00:40:25,500
‫یا چهار جفت چشم انسان.

561
00:40:26,660 --> 00:40:30,000
‫علاوه بر این، اگه ما
‫همین الان به قاهره نریم،

562
00:40:30,070 --> 00:40:32,070
‫شاید دیگه کلاسی نباشه
‫که بخوایم بریم.

563
00:40:32,140 --> 00:40:34,040
‫خب، باید اعتراف کنم،

564
00:40:34,100 --> 00:40:36,810
‫اونا با فاسید روبرو شدن
‫و خوب هم روبرو شدن.

565
00:40:44,920 --> 00:40:47,350
‫باشه... رفت و برگشت.

566
00:40:47,420 --> 00:40:48,890
‫وقت تلف نمی‌کنید‏.‏

567
00:40:48,950 --> 00:40:50,020
‫- آره!
‫- خودشه!

568
00:40:50,090 --> 00:40:51,190
‫آره‫!

569
00:40:53,930 --> 00:40:55,130
‫آره!

570
00:40:57,160 --> 00:40:59,160
[خلافت فاطمی‏،‏ قاهره‏،‏ سال 1000]

571
00:40:59,460 --> 00:41:01,870
‫آیشا، داری چیکار می‌کنی؟

572
00:41:03,000 --> 00:41:05,370
‫دارم ژست فرود ابرقهرمانیم رو
‫تمرین می‌کنم!

573
00:41:05,440 --> 00:41:07,870
‫صبر کن، یه صدایی می‌شنوم!

574
00:41:12,210 --> 00:41:13,650
‫این صدای فاسیده!

575
00:41:13,710 --> 00:41:16,550
‫هی، این سکوت موقع گشت‌زنی
‫داره دیوونه‌تون نمی‌کنه؟

576
00:41:16,610 --> 00:41:20,550
‫کی می‌تونی همزمان
‫هم بخوری هم بخوابی؟

577
00:41:20,620 --> 00:41:22,650
‫وقتی برای سحری بیدار میشی.

578
00:41:25,190 --> 00:41:27,390
گرفتمت‫!

579
00:41:27,460 --> 00:41:29,530
صدای چی بود؟

580
00:41:29,590 --> 00:41:31,430
‫باد بود؟

581
00:41:31,500 --> 00:41:32,900
‫خیلی خب، بیا از این طرف بریم.

582
00:41:35,870 --> 00:41:37,870
‫باید بفهمیم
‫فاسید این‌جا چیکار می‌کنه.

583
00:41:37,940 --> 00:41:40,370
‫باشه، فقط
‫نزدیک زمین بمونید.

584
00:41:42,970 --> 00:41:45,740
‫و چرا باید به تو اعتماد کنم،

585
00:41:45,810 --> 00:41:48,810
‫یه ژنرال از بغداد؟

586
00:41:49,680 --> 00:41:54,050
‫من این هدیه رو به عنوان
‫نشانه‌ی حسن نیت براتون آوردم.

587
00:42:00,320 --> 00:42:05,660
‫بهتون میگم، این یه شباهت
‫باورنکردنی از شماست.

588
00:42:05,730 --> 00:42:09,100
‫باید اسم نقاشتون رو بگیرم.

589
00:42:09,170 --> 00:42:11,240
‫یه نقاش ایتالیاییه.

590
00:42:11,300 --> 00:42:13,440
‫ولی دماغم توش چطور به نظر میاد؟

591
00:42:13,500 --> 00:42:14,870
‫یه کم بزرگ نیست؟

592
00:42:14,940 --> 00:42:17,610
‫نه! باشکوهه.

593
00:42:17,680 --> 00:42:19,780
‫در شأن مردی

594
00:42:19,840 --> 00:42:21,980
‫که می‌تونه بوی دورویی رو حس کنه...

595
00:42:25,250 --> 00:42:28,320
‫و به مسخره‌بازی‌ها بی‌اعتنایی می‌کنه!

596
00:42:30,720 --> 00:42:34,660
‫خب، پس شما تجربه

597
00:42:34,730 --> 00:42:37,300
‫جمع کردن نیروها در بغداد رو دارید؟

598
00:42:37,360 --> 00:42:41,900
‫من می‌تونم از یه ارتش آماده
‫برای حمایت از هدفم استفاده کنم.

599
00:42:44,500 --> 00:42:46,430
‫مخفی! البته!
‫خیلی خیلی مخفی.

600
00:42:47,340 --> 00:42:53,110
‫اهمیت رازداری رو
‫درک می‌کنید، مگه نه؟

601
00:42:53,180 --> 00:42:55,020
‫بله قربان.

602
00:42:55,080 --> 00:42:59,050
‫رازداری غذاییه
‫که من باهاش زنده‌ام.

603
00:43:08,930 --> 00:43:13,500
‫تو یه ماه پیش به من قول
‫یه سد روی رود نیل رو دادی.

604
00:43:13,570 --> 00:43:15,570
‫یه ماه گذشته،

605
00:43:15,640 --> 00:43:18,510
‫و رودخونه همچنان داره
‫تو شهرم سیل راه می‌ندازه.

606
00:43:18,570 --> 00:43:20,840
‫چی برای دفاع از خودت داری؟

607
00:43:20,910 --> 00:43:24,350
‫اما نظریات من...

608
00:43:24,410 --> 00:43:26,550
‫زمان... زمان مسئله‌ست.

609
00:43:26,620 --> 00:43:29,350
‫زمان سد شما رو بهتون می‌ده،

610
00:43:29,420 --> 00:43:33,890
‫اما پیروزی علمی ذهن من...

611
00:43:33,950 --> 00:43:38,530
‫بهم زمان بدید
‫تا... تا افکارم رو دقیق‌تر کنم.

612
00:43:38,590 --> 00:43:41,430
‫دیگه زمانی در کار نیست!
‫من جنگی در پیش ارم‏.‏

613
00:43:41,500 --> 00:43:44,100
‫در حال حاضر نمی‌تونم
‫با آب سر و کله بزنم.

614
00:43:44,170 --> 00:43:48,770
‫تو تیم من جایی
‫برای آدمای معمولی نیست.

615
00:43:48,840 --> 00:43:50,700
‫برو بیرون!

616
00:43:51,770 --> 00:43:54,740
لطفاً‌ ‫اجازه بدید براتون تشریح کنم

617
00:43:54,810 --> 00:43:57,340
‫چندتا ایده‌ی دیگه رو!

618
00:43:59,710 --> 00:44:03,750
‫خوشحال باش که یه ژنرالی،
‫فرمانده یه ارتش متحرک.

619
00:44:03,820 --> 00:44:05,090
‫دانشمندا!

620
00:44:05,150 --> 00:44:07,490
‫فقط به خودشون زل می‌زنن و تفکر می‌کنن،

621
00:44:07,560 --> 00:44:09,820
‫ولی هیچوقت عمل نمی‌کنن!

622
00:44:09,890 --> 00:44:13,030
‫شاید شما هنوز فرد مناسب رو پیدا نکردید.

623
00:44:21,660 --> 00:44:23,160
‫خیلی خب، حالا این یکی‏.‏

624
00:44:23,220 --> 00:44:25,220
بازی‌های گرسنگی‏.‏

625
00:44:42,900 --> 00:44:44,940
‫این‌جا خیلی ساکته.

626
00:44:46,410 --> 00:44:48,480
‫فاسید باید سد رو بازسازی کنه.

627
00:44:48,540 --> 00:44:51,150
‫ولی از کجا تجهیزات گیر میاره؟

628
00:44:51,210 --> 00:44:53,550
‫به نظرم تنها چیزی که نیاز داره

629
00:44:53,620 --> 00:44:55,550
‫مغز اون دانشمند بیچاره‌ست.

630
00:44:55,620 --> 00:44:57,790
‫حکومت نظامیه!
‫سریع، قایم شید!

631
00:44:57,850 --> 00:44:59,450
‫یه جوک دیگه دارم.

632
00:44:59,520 --> 00:45:02,190
‫چرا مرغه تو ماه رمضون
‫از خیابون رد شد؟

633
00:45:02,260 --> 00:45:05,030
‫برای اینکه برای افطار خورده نشه!

634
00:45:08,530 --> 00:45:11,200
‫خیلی خب، بیاین کارمون رو بکنیم
‫و از این‌جا بریم.

635
00:45:11,270 --> 00:45:14,600
‫من و لیلا این طرف رو می‌گردیم.
‫شماها اون طرف برید.

636
00:45:14,670 --> 00:45:16,010
‫قبوله.

637
00:45:30,550 --> 00:45:32,550
‫خوبی رفیق؟

638
00:45:32,620 --> 00:45:35,620
‫البته. ترس فقط یه احساس شدیده

639
00:45:35,690 --> 00:45:38,130
‫که به خاطر درک یه تهدید قریب‌الوقوع
‫به وجود میاد.

640
00:45:38,190 --> 00:45:41,130
‫آره، اشکالی نداره.
‫منم تاریکی رو دوست ندارم.

641
00:45:48,700 --> 00:45:51,810
‫- من می‌ترسم.
‫- تو؟

642
00:45:51,870 --> 00:45:53,110
‫امکان نداره!

643
00:45:53,180 --> 00:45:55,440
‫تو شجاع‌ترین
‫آدمی هستی که می‌شناسم.

644
00:45:55,510 --> 00:45:58,410
‫من اصلاً شجاع نیستم!

645
00:45:58,480 --> 00:45:59,610
‫چی شده؟

646
00:45:59,680 --> 00:46:01,580
‫همه‌ش تقصیر منه!

647
00:46:01,650 --> 00:46:02,990
‫چی تقصیر توئه؟

648
00:46:03,050 --> 00:46:05,450
‫اون موقع تو بغداد
‫که داشتیم فرار می‌کردیم،

649
00:46:05,520 --> 00:46:08,260
‫عبدالله ساعت گوواچش رو انداخت، ولی...

650
00:46:08,320 --> 00:46:09,990
‫ولی من برنداشتمش.

651
00:46:10,060 --> 00:46:11,630
‫خیلی ترسیده بودم.

652
00:46:11,690 --> 00:46:14,300
‫فقط ولش کردم
‫و به فرار کردن ادامه دادم.

653
00:46:14,360 --> 00:46:16,730
‫لیلا، خودت رو سرزنش نکن!

654
00:46:16,800 --> 00:46:19,330
‫اگه فقط برگشته بودم
‫و ساعت رو برداشته بودم،

655
00:46:19,400 --> 00:46:20,840
‫ما تو این دردسر نمی‌افتادیم.

656
00:46:20,900 --> 00:46:23,070
‫من همه چیز رو خراب کردم.

657
00:46:23,140 --> 00:46:25,110
‫تو شجاع بودی که اصلاً
‫سعی کردی ساعت رو برداری

658
00:46:25,170 --> 00:46:26,340
‫در وهله‌ی اول.

659
00:46:26,410 --> 00:46:28,140
‫و عاقل بودی
‫که به فرار کردن ادامه دادی.

660
00:46:28,210 --> 00:46:30,520
‫اگه اون گردن‌کلفت‌ها تو رو گرفته بودن،
‫ساعت رو هم می‌گرفتن،

661
00:46:30,550 --> 00:46:32,850
‫و کی می‌دونه
‫باهاش چیکار می‌کردن.

662
00:46:32,910 --> 00:46:35,680
‫هیچی از اینا تقصیر تو نیست،
‫می‌فهمی چی میگم؟

663
00:46:35,750 --> 00:46:37,290
‫هیچی از اینا تقصیر تو نیست!

664
00:46:52,930 --> 00:46:55,270
‫نتونستیم پیداش کنیم.

665
00:46:55,340 --> 00:46:57,540
‫- باشه، باشه...
‫- یه صدایی می‌شنوم!

666
00:46:58,570 --> 00:47:01,840
‫مسلمونا تو ماه رمضون
‫چه ابرقدرتی به دست میارن؟

667
00:47:01,910 --> 00:47:03,380
‫قدرت بویایی!

668
00:47:03,450 --> 00:47:05,020
‫اونا می‌تونن بوی پختن افطار
‫رو از یه مایلی حس کنن.

669
00:47:05,140 --> 00:47:06,850
‫می‌دونی، الان وقت خیلی خوبیه
‫که وارد

670
00:47:06,910 --> 00:47:08,920
‫دولت بشی... تا پنج سال دیگه،
‫همه یا

671
00:47:08,980 --> 00:47:11,750
‫مردن یا بازنشسته شدن.

672
00:47:40,210 --> 00:47:42,210
‫خودشه!

673
00:47:42,280 --> 00:47:44,250
‫ابن‌هیثم!

674
00:47:44,320 --> 00:47:46,990
‫همین الان فهمیدم
‫اون دانشمند کیه!

675
00:47:47,050 --> 00:47:49,990
‫ابن‌هیثم، پدر علم اپتیک، ریاضیدان،

676
00:47:50,060 --> 00:47:52,530
‫منجم، فیزیکدان!

677
00:47:52,590 --> 00:47:54,490
‫نه سازنده‌ی یه سد موفق،

678
00:47:54,560 --> 00:47:56,260
‫ولی به غیر از اون...

679
00:47:56,330 --> 00:47:59,430
‫ما تو وضعیت خیلی خطرناکی هستیم.

680
00:47:59,500 --> 00:48:03,370
‫ولی حتماً می‌خوایم بعداً
‫همه‌چیز رو در موردش بشنویم.

681
00:48:20,750 --> 00:48:22,690
‫راستش،
‫چرا نمی‌تونم بخندونمت؟

682
00:48:22,760 --> 00:48:25,360
‫باشه، این چطوره؟
‫این چطوره؟ این چطوره؟

683
00:48:25,420 --> 00:48:28,460
‫چرا هیچوقت نباید تو ماه رمضون
‫با یه مسلمون مسابقه بدی؟

684
00:48:28,530 --> 00:48:31,060
‫چون اونا اهل ‫"فَست‫" کردنن!

685
00:48:43,740 --> 00:48:45,210
‫می‌تونی استراحت کنی.

686
00:48:45,280 --> 00:48:47,880
‫من یه کم مراقبش هستم.

687
00:48:55,690 --> 00:49:00,130
‫تو باعث ننگ خودت، مردمت،

688
00:49:00,190 --> 00:49:02,260
‫و کشورت شدی.

689
00:49:02,330 --> 00:49:04,430
‫از این‌جا برو و هیچوقت برنگرد.

690
00:49:04,500 --> 00:49:08,230
‫بذار یه مرد لایق کاری رو که
‫تو نتونستی انجام بدی، تموم کنه.

691
00:49:08,300 --> 00:49:11,170
‫واقعاً می‌خوای فردا محاکمه بشی

692
00:49:11,240 --> 00:49:14,040
‫جلوی حاکم و مردم؟

693
00:49:30,790 --> 00:49:33,860
‫انسان نمی‌تونه از سرنوشتش فرار کنه!

694
00:49:35,490 --> 00:49:37,430
‫دنبالش بریم؟

695
00:49:37,490 --> 00:49:41,770
‫ولی نمی‌تونیم ابن‌هیثم رو
‫اینطوری تنها بذاریم.

696
00:49:41,830 --> 00:49:43,400
‫حق با اونه.

697
00:49:43,470 --> 00:49:46,970
‫و بیاین دوباره از هم جدا نشیم...
‫بیرون اوضاع یه کم خطرناکه.

698
00:49:47,040 --> 00:49:49,770
‫- بعداً میریم سراغ فاسید.
‫- بعد از چی؟

699
00:49:49,840 --> 00:49:51,140
‫چی...

700
00:49:51,210 --> 00:49:53,380
‫...نمی‌تونه از سرنوشتش فرار کنه.

701
00:49:53,440 --> 00:49:55,550
‫در بازه، مرد.

702
00:49:55,610 --> 00:49:57,120
‫تو آزادی!

703
00:49:57,180 --> 00:50:01,090
‫آزادی، آزادی. عجب کلمه‌ای‏.‏

704
00:50:01,150 --> 00:50:06,320
‫قفل و کلید ذهن،

705
00:50:06,390 --> 00:50:09,960
‫اون چیزیه که یه مرد رو در هم می‌شکنه!

706
00:50:10,030 --> 00:50:12,460
‫من چیکار کردم،
‫من چیکار کردم...

707
00:50:12,530 --> 00:50:14,770
‫و چیکار نکردم...

708
00:50:14,830 --> 00:50:19,300
‫و چه کاری رو هیچوقت انجام نخواهم داد!

709
00:50:19,370 --> 00:50:23,310
‫چطوری قفل ذهن یه نفر رو باز می‌کنی؟

710
00:50:23,370 --> 00:50:25,710
‫خواهش می‌کنم، ما باید الان بریم!

711
00:50:30,450 --> 00:50:31,880
‫تسلیم نشو.

712
00:50:31,950 --> 00:50:34,990
‫یه روزی دستاوردهات
‫اونقدر بزرگ می‌شن

713
00:50:35,050 --> 00:50:38,520
‫که شاید اسمت رو روی
‫سطح ماه بنویسن.

714
00:50:38,590 --> 00:50:40,660
‫سرنوشتت بزرگ خواهد بود!

715
00:50:40,730 --> 00:50:44,500
‫خواهش می‌کنم، فقط تسلیم نشو!

716
00:50:44,560 --> 00:50:46,460
آهای‫!‌ تکون نخورید‫!

717
00:50:53,820 --> 00:50:55,280
‫از این طرف!

718
00:51:00,520 --> 00:51:01,620
‫باید بریم بالا!

719
00:51:04,990 --> 00:51:06,060
‫یالا!

720
00:52:06,720 --> 00:52:08,120
‫آسمون!

721
00:52:08,190 --> 00:52:10,290
‫دیوارها!

722
00:52:50,000 --> 00:52:54,640
‫فکر نمی‌کنی این احتمال وجود داشته باشه

723
00:52:54,700 --> 00:52:58,270
‫که شرکت ‫"زولا‫" ماشین زمان
‫خودشون رو داشته باشن، هان؟

724
00:52:58,340 --> 00:53:01,840
‫اون آدما تو ‫"زولا‫"
‫خیلی خیلی شرورن

725
00:53:01,910 --> 00:53:05,150
‫و هر کاری می‌کنن تا به
‫تحقیقات ما دست پیدا کنن.

726
00:53:06,880 --> 00:53:09,990
‫فکر کنم باید بریم...
‫دنبال بچه‌ها.

727
00:53:16,960 --> 00:53:19,530
‫ما بهتر از هر کس دیگه‌ای بلدیم
‫با این دستگاه کار کنیم.

728
00:53:19,600 --> 00:53:21,800
‫- ما می‌تونیم کمک کنیم.
‫- نمی‌تونیم! غیرممکنه!

729
00:53:21,860 --> 00:53:25,300
‫آناتومی فیزیکی یه بزرگسال
‫نمی‌تونه با تغییر زمان سازگار بشه.

730
00:53:25,370 --> 00:53:28,640
‫پس بچه‌ها چطوری
‫می‌تونن در زمان سفر کنن؟

731
00:53:28,700 --> 00:53:31,310
‫این چیزیه که
‫باید بفهمیم!

732
00:53:31,370 --> 00:53:33,940
‫بفهمیم... بفهمیم...

733
00:53:35,940 --> 00:53:37,750
‫ابن‌هیثم.

734
00:53:37,810 --> 00:53:41,520
‫این‌جایی که بهم بگی
‫چیزی عوض شده؟

735
00:53:41,580 --> 00:53:44,450
‫سدت رو تموم کردی؟
‫کردی؟

736
00:53:44,520 --> 00:53:48,790
این نقاشی رو می‌بینید؟

737
00:53:48,860 --> 00:53:54,260
منظره بیرون زندان ‏.‏

738
00:53:54,330 --> 00:54:01,270
‫ولی چطوری تونستم وقتی
‫زندان هیچ پنجره‌ای نداشت؟

739
00:54:01,340 --> 00:54:07,080
‫و چطوری نسبت‌هاش ‫این‌قدر دقیقن؟

740
00:54:08,510 --> 00:54:10,610
‫دوباره داره هذیون میگه.

741
00:54:10,680 --> 00:54:12,780
‫من برای این کارا وقت ندارم.

742
00:54:12,850 --> 00:54:14,080
‫ببرینش!

743
00:54:14,150 --> 00:54:17,620
باید یه سوراخ درست کنم‏.‏
این‌طوری‏.‏

744
00:54:17,690 --> 00:54:22,960
وقتی نور از یه طرفش وارد بشه‏،‏ این‌طوری‏.‏‏.‏‏.‏

745
00:54:23,030 --> 00:54:26,630
‫روی دیوار مقابل منعکس میشه...

746
00:54:26,690 --> 00:54:28,900
‫به صورت وارونه.

747
00:54:41,010 --> 00:54:44,610
‫تو یه سوراخ توی یه کیسه
‫برام آوردی

748
00:54:44,680 --> 00:54:47,250
در ازای جونت؟

749
00:54:47,320 --> 00:54:50,250
من براتون یه پنجره آوردم‏.‏‏.‏‏.‏

750
00:54:50,320 --> 00:54:52,720
‫به سوی کشف بی‌پایان!

751
00:54:52,790 --> 00:54:55,090
‫خدای من، این همون...

752
00:54:57,390 --> 00:55:01,560
‫خب، این دوربین تاریکخانه‌ایه،
‫سرآغاز عکاسی!

753
00:55:02,900 --> 00:55:06,800
‫شما که با این تلاش‌های مذبوحانه‌ی

754
00:55:06,870 --> 00:55:10,410
‫یه دانشمند آب‌غوره بگیر،
‫از پا در نمیاید، مگه نه؟

755
00:55:23,020 --> 00:55:28,360
یه نقاش پرتره‏.‏‏.‏‏.‏

756
00:55:28,420 --> 00:55:31,630
‫با این اختراع کارش
‫خیلی خوب میشه...

757
00:55:31,690 --> 00:55:37,300
‫می‌تونه با نسبت‌های دقیق
‫نقاشی کنه‏.‏

758
00:55:45,740 --> 00:55:50,750
حالا شدی مفید برای هدفمون‏.‏

759
00:55:59,550 --> 00:56:02,360
‫خالد، فکر کنم حق با تو بود!

760
00:56:02,420 --> 00:56:06,400
‫اینکه یه سوراخ معمولی رو برداری
‫و همه‌ی اینا رو اختراع کنی...

761
00:56:08,130 --> 00:56:10,700
‫خب...

762
00:56:10,770 --> 00:56:13,570
‫پس، من می‌تونم این
‫روش کوچولوی تو رو

763
00:56:13,640 --> 00:56:15,940
‫با نقاش پرتره‌ام در میون بذارم؟

764
00:56:17,010 --> 00:56:19,070
‫البته!

765
00:56:35,120 --> 00:56:37,660
‫البته که کار شماها بود!

766
00:56:37,730 --> 00:56:40,430
‫شما بچه‌های شیطون
‫همه چیز رو خراب می‌کنید

767
00:56:40,500 --> 00:56:43,770
‫فکر کنم شما چیزی دارید
‫که مال منه.

768
00:56:45,870 --> 00:56:48,800
‫منظورت اینه؟

769
00:56:48,870 --> 00:56:50,570
‫هیچوقت پسش نمی‌گیری.

770
00:56:52,710 --> 00:56:56,410
‫سعی کن ازم بگیریش.
‫این‌جا... یا اون‌جا.

771
00:56:59,350 --> 00:57:01,350
‫پسش بده!

772
00:57:14,030 --> 00:57:17,900
‫راه رسیدن به قلعه
‫در شکم هیولاست.

773
00:57:17,970 --> 00:57:20,870
‫پیدام کن!

774
00:57:21,800 --> 00:57:23,770
‫دوباره نه، عبدالله!

775
00:57:23,840 --> 00:57:25,870
‫باید به پدر و مادرمون بگیم.

776
00:57:32,450 --> 00:57:36,220
‫نمی‌خوایم کسی رو نگران کنیم، اما...

777
00:57:36,280 --> 00:57:38,290
‫عبدالله پیش فاسیده!

778
00:57:38,350 --> 00:57:39,620
‫صبر کن، چی؟

779
00:57:39,690 --> 00:57:43,020
‫دقیقاً از همین
‫می‌ترسیدم!

780
00:57:44,990 --> 00:57:49,360
‫هی، اون چیزی که عبدالله
‫زیر لب گفت چی بود؟

781
00:57:49,430 --> 00:57:53,270
‫یه چیزی در مورد
‫شکم هیولا؟

782
00:57:53,340 --> 00:57:56,200
‫شاید می‌خواست بهمون
‫بگه گرسنه‌شه.

783
00:57:56,270 --> 00:58:01,740
‫‫"راه رسیدن به قلعه ‫در شکم هیولاست.‫"

784
00:58:03,810 --> 00:58:05,810
خودشه‫!

785
00:58:05,880 --> 00:58:09,520
‫عبدالله دزدیده نشده.
‫اون می‌خواست فاسید ببرش.

786
00:58:09,580 --> 00:58:11,520
‫همه‌ش یه حقه است؟

787
00:58:11,590 --> 00:58:13,260
‫وقتی قدیما
‫بازی‌های ویدیویی می‌کردیم،

788
00:58:13,320 --> 00:58:16,060
‫همین کار رو می‌کرد...
‫دشمن رو دست به سر می‌کرد

789
00:58:16,120 --> 00:58:17,730
‫با اجازه دادن به اینکه دشمن دنبالش کنه.

790
00:58:17,790 --> 00:58:19,360
‫و همیشه همینو بهم می‌گفت:

791
00:58:19,430 --> 00:58:21,630
‫همه‌ش به شکم هیولا
‫ربط داره، رفیق،

792
00:58:21,700 --> 00:58:23,330
‫شکم هیولا.

793
00:58:23,400 --> 00:58:28,140
‫پس می‌دونست که فقط
‫تو معنیش رو می‌فهمی.

794
00:58:28,200 --> 00:58:30,840
من علاقه خاصی به کدهای مخفی دارم‏.‏

795
00:58:30,910 --> 00:58:33,540
‫وضعیت قرمز.

796
00:58:34,340 --> 00:58:36,780
‫وضعیت قرمز.

797
00:58:38,580 --> 00:58:42,180
‫اون داره سعی می‌کنه
‫از کار فاسید سر دربیاره... خودشه!

798
00:58:42,540 --> 00:58:45,310
‫ما برش می‌گردونیم،
‫خاله حفصه.

799
00:58:45,500 --> 00:58:47,400
نه‏،‏ نه‏،‏‌نه‏.‏

800
00:58:47,470 --> 00:58:50,300
دیگه حق ندارید بیرون برید‏.‏

801
00:58:50,400 --> 00:58:53,610
‫ما یه پورتال ارتباطی می‌سازیم
‫تا براش یه راه‌حل بفرستیم،

802
00:58:53,670 --> 00:58:55,610
و ما‏.‏‏.‏‏.‏

803
00:58:55,670 --> 00:58:58,940
‫ما... ما یه راه پیدا می‌کنیم
‫که بزرگسالا در زمان سفر کنن

804
00:58:59,010 --> 00:59:01,150
‫و خودمون میریم میاریمش!

805
00:59:01,210 --> 00:59:02,780
‫بله.

806
00:59:02,850 --> 00:59:05,150
‫ولی بزرگسالا نمی‌تونن تو زمان سفر کنن.

807
00:59:05,220 --> 00:59:07,950
‫راستش رو بخوای،
‫فاسید یه بزرگساله،

808
00:59:08,020 --> 00:59:10,120
‫و به نظر میاد حالش خوبه.

809
00:59:10,190 --> 00:59:13,420
‫حبیب، در حالی که ما داریم
‫سفر در زمان بزرگسالان رو آزمایش می‌کنیم،

810
00:59:13,490 --> 00:59:15,630
‫تو پیشنهاد می‌کنی عبدالله رو
‫اون‌جا ول کنیم...

811
00:59:15,690 --> 00:59:18,760
‫تحت مراقبت ما...
‫در حالی که خدا می‌دونه چیکار می‌کنه؟

812
00:59:18,830 --> 00:59:20,470
حرفت رو می‌فهمم‏.‏

813
00:59:20,530 --> 00:59:22,100
‫ولی جواب من نه هست.

814
00:59:22,170 --> 00:59:24,600
‫- بابا!
‫- جواب من نه هست.

815
00:59:24,670 --> 00:59:27,340
‫نمی‌تونم دوباره تکرار کنم.
‫نه، نه، نه.

816
00:59:27,410 --> 00:59:28,940
‫خیلی خطرناکه!

817
00:59:29,010 --> 00:59:30,780
‫واقعاً فکر می‌کنی من نمی‌دونم

818
00:59:30,840 --> 00:59:33,680
‫چرا مجبور شدیم سیاتل رو ترک کنیم،
‫بابا؟

819
00:59:44,060 --> 00:59:46,290
‫ممکنه همه‌ی این سفر در زمان‌ها
‫ربطی داشته باشه به

820
00:59:46,360 --> 00:59:49,690
‫ناپدید شدن و مرگ مادرم؟

821
00:59:49,760 --> 00:59:52,330
‫شرکت ‫"زولا‫" درگیره؟

822
00:59:53,900 --> 00:59:57,600
فکر کنم عبدالله رو پیدا کردم‏.‏

823
00:59:59,940 --> 01:00:01,540
‫به نظر من نقشه خوبیه.

824
01:00:01,610 --> 01:00:03,040
‫- کی میاد؟
‫- لیلا!

825
01:00:03,110 --> 01:00:06,040
‫- خداحافظ مامان!
‫- بعداً می‌بینمتون، خاله حفصه!

826
01:00:12,020 --> 01:00:14,550
‫سفر در زمان بزرگسالان مجاز نیست.

827
01:00:14,620 --> 01:00:18,590
‫حلب، سوریه، سال ۹۱۵ میلادی.

828
01:00:20,070 --> 01:00:23,070
[حمدانیان‏،‏‌ حلب‏،‏‌ سوریه‏،‏‌ سال 950]

829
01:00:27,500 --> 01:00:29,400
‫بریم.

830
01:00:32,570 --> 01:00:34,440
‫فاسید حتماً از کنترل خارج شده!

831
01:00:34,510 --> 01:00:36,210
‫کسی اون تو نیست؟

832
01:00:36,270 --> 01:00:38,010
آهای‫!

833
01:00:38,080 --> 01:00:40,010
آهای‫!

834
01:00:40,080 --> 01:00:42,110
‫بذارید بیایم تو!

835
01:00:49,120 --> 01:00:52,760
‫آدم نمی‌تونه تو خونه‌ی خودش
‫یه کم آرامش داشته باشه!

836
01:00:52,820 --> 01:00:55,690
‫ما فقط نگران شدیم.

837
01:00:55,760 --> 01:00:58,100
‫ما مهمون داریم.

838
01:00:58,160 --> 01:01:00,970
‫سلام. اسم من العجلیه است،
‫کوتاه مریم.

839
01:01:01,030 --> 01:01:02,870
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، بفرمایید تو.

840
01:01:02,930 --> 01:01:05,540
‫تو می‌تونی کار کنی
‫وقتی من به مهمونامون می‌رسم.

841
01:01:05,600 --> 01:01:08,610
‫فردا روز بزرگی برای ماست.

842
01:01:11,840 --> 01:01:16,010
‫نیاز به سکوت دارم، بچه‌ها، شنیدید؟

843
01:01:16,080 --> 01:01:20,590
‫نیاز به تمرکز عمیق دارم!

844
01:01:20,650 --> 01:01:23,760
‫فشاری که روی پدرمه
‫کمرشکنه.

845
01:01:23,820 --> 01:01:26,760
‫به عنوان متعهدترین
‫اسطرلاب‌ساز شهر،

846
01:01:26,820 --> 01:01:29,160
‫مردم فقط انتظار بهترین رو دارن.

847
01:01:29,230 --> 01:01:32,000
‫این فوق‌العاده‌ست!
‫باید خیلی بهش افتخار کنی...

848
01:01:33,200 --> 01:01:36,630
‫چرخ‌دنده‌ها...
‫چرخ‌دنده‌ها کج هستن!

849
01:01:36,700 --> 01:01:38,640
‫آخ! العجلیه، مریم!

850
01:01:38,700 --> 01:01:41,210
‫اومدم پدر! ببخشید.

851
01:01:42,140 --> 01:01:45,310
‫همه چیز درست میشه، بابا.

852
01:01:45,380 --> 01:01:48,780
‫مگه اسطرلاب‌های شما
‫همیشه در آخر دقیق نیستن؟

853
01:01:48,850 --> 01:01:51,550
‫پس شما تازه وارد شهر شدید؟

854
01:01:51,620 --> 01:01:53,080
‫چی شما رو به حلب کشونده؟

855
01:01:53,150 --> 01:01:54,690
‫ما این‌جا دنبال یه دوست می‌گردیم

856
01:01:54,750 --> 01:01:56,650
‫که ممکنه تو دردسر افتاده باشه.

857
01:01:56,720 --> 01:01:59,120
‫اون این‌جا اسیر شده...
‫یا سعی داره اسیر کنه،

858
01:01:59,190 --> 01:02:01,360
‫بستگی داره
‫چطور بهش نگاه کنی...

859
01:02:01,430 --> 01:02:03,290
‫یه آدمی که نیت خوبی نداره.

860
01:02:03,360 --> 01:02:07,470
‫شما یه مرد غریبه‌ی جدید
‫تو شهر ندیدید،

861
01:02:07,530 --> 01:02:10,470
‫دیدید؟ قد بلند، لاغر،

862
01:02:10,540 --> 01:02:12,740
‫با یه خنده‌ی شیطانی؟

863
01:02:12,800 --> 01:02:14,910
‫نه ندیدم، خیلی متاسفم.

864
01:02:14,970 --> 01:02:17,080
‫ولی دعا می‌کنم
‫دوستتون حالش خوب باشه.

865
01:02:17,140 --> 01:02:18,280
‫ممنون.

866
01:02:18,340 --> 01:02:20,810
‫ممکنه همین الان
‫در خطر جدی باشه.

867
01:02:31,620 --> 01:02:33,160
‫هی!

868
01:02:35,730 --> 01:02:37,930
‫این کلاه کاملاً
‫به کفش‌هات میاد!

869
01:02:40,870 --> 01:02:43,500
‫هی، امتحانش کن! یالا!

870
01:02:43,570 --> 01:02:46,670
کلاسیکه‏.‏

871
01:02:48,770 --> 01:02:50,110
‫نه؟

872
01:02:51,210 --> 01:02:52,510
‫ببینم...

873
01:02:52,580 --> 01:02:55,650
‫فاسید؟
‫ما اصلاً این‌جا چیکار می‌کنیم؟

874
01:02:55,710 --> 01:02:58,380
‫حوصله حرف زدن نداری؟ درک می‌کنم.

875
01:02:58,450 --> 01:03:02,120
‫منو از این وراجی بی‌پایان
‫نجات بده!

876
01:03:13,400 --> 01:03:15,570
‫اسطرلاب پارسال ‫العجلی...

877
01:03:15,630 --> 01:03:17,070
‫بی‌نقص بود!

878
01:03:17,140 --> 01:03:19,700
‫اون همیشه یه پیچ و تاب کوچیک
‫اضافه می‌کنه

879
01:03:19,770 --> 01:03:23,070
‫که هیچکس دیگه نداره...
‫این استعداد منحصر به فردشه!

880
01:03:23,140 --> 01:03:26,180
‫یه جایزه‌ی سنگین هزار دیناری‏.‏

881
01:03:26,240 --> 01:03:29,780
‫شرط می‌بندم یه ذره‌ش رو هم
‫استفاده نمی‌کنه.

882
01:03:31,650 --> 01:03:36,390
‫بهتر نیست برسه به مردی که
‫ارزش ثروت رو می‌دونه؟

883
01:03:37,860 --> 01:03:40,760
این آقا رو‏.‏

884
01:03:40,830 --> 01:03:44,260
درباره چی حرف می‌زنید؟

885
01:03:44,330 --> 01:03:48,800
‫واقعاً باید به این زودی برید؟

886
01:03:49,600 --> 01:03:51,700
‫اشکالی نداره اگه من بمونم

887
01:03:51,770 --> 01:03:55,340
‫وقتی شماها می‌رید
‫دنبال عبدالله؟

888
01:03:55,410 --> 01:03:56,540
‫حتماً.

889
01:03:56,610 --> 01:03:58,240
‫این به من فرصت می‌ده

890
01:03:58,310 --> 01:04:00,380
‫که واقعاً روی آموزش
‫خالد تمرکز کنم.

891
01:04:00,450 --> 01:04:03,480
‫یالا!

892
01:04:07,390 --> 01:04:11,220
‫پدرت از کی شروع کرد
‫به ساختن اسطرلاب؟

893
01:04:11,290 --> 01:04:13,220
‫من خوش‌شانسم که پدری دارم

894
01:04:13,290 --> 01:04:15,560
‫که این‌قدر مرد علم
‫و متعهده.

895
01:04:15,630 --> 01:04:17,030
‫اینکه بتونی چیزی بسازی

896
01:04:17,090 --> 01:04:19,500
‫که همه‌چیز اون بالا رو
‫محاسبه می‌کنه...

897
01:04:21,200 --> 01:04:23,130
‫این رویای منه.

898
01:04:24,470 --> 01:04:27,370
‫بهت توهین کردم؟

899
01:04:27,440 --> 01:04:28,740
‫اصلاً.

900
01:04:28,810 --> 01:04:31,240
‫پدر منم یه مرد علمه.

901
01:04:31,310 --> 01:04:34,510
‫ولی مطمئن نیستم که دیگه بخواد
‫من روی پروژه‌ش کار کنم.

902
01:04:34,580 --> 01:04:35,950
‫تو خوش‌شانسی.

903
01:04:36,010 --> 01:04:38,780
‫به نظر میاد پدرت دوست داره
‫که با تو کار کنه.

904
01:04:38,850 --> 01:04:40,690
‫مریم!

905
01:05:02,210 --> 01:05:04,840
پدر‫!

906
01:05:04,910 --> 01:05:07,480
‫زیباست! زیباست!

907
01:05:08,550 --> 01:05:11,650
‫العجلیه،
‫العجلیه‌ی عزیز،

908
01:05:11,720 --> 01:05:14,990
‫بدون تو چیکار می‌کردم؟

909
01:05:19,730 --> 01:05:21,430
‫تونستید دوستتون رو
‫پیدا کنید؟

910
01:05:21,490 --> 01:05:23,700
‫نه.

911
01:05:25,900 --> 01:05:28,170
‫ما باید عبدالله رو پیدا کنیم.

912
01:05:28,230 --> 01:05:29,330
‫اگه اون...

913
01:05:29,400 --> 01:05:31,070
‫برای همیشه تو گذشته گیر کنه چی؟

914
01:05:31,140 --> 01:05:34,810
‫باید ساعت گوواچ عبدالله رو
‫از فاسید پس بگیریم.

915
01:05:39,080 --> 01:05:43,180
‫خالد، از اون مغزت استفاده کن.

916
01:05:43,250 --> 01:05:45,220
‫می‌تونیم از آهنربا استفاده کنیم!

917
01:05:46,380 --> 01:05:49,410
‫ولی دقیقاً چطوری ازش استفاده کنیم؟

918
01:05:49,480 --> 01:05:52,820
‫ما هرچیزی که برای ساختن
‫یه آهنربای شکاف‌دار قوی لازم داریم رو داریم.

919
01:05:52,880 --> 01:05:56,050
‫خیلی خب، نابغه.
‫نقشه رو بهمون بگو.

920
01:05:56,120 --> 01:05:59,560
‫یه آهنربای شکاف‌دار خیلی قوی‌تر
‫از یه آهنربای معمولیه.

921
01:05:59,620 --> 01:06:01,320
‫کشش خودش رو در طول...

922
01:06:27,050 --> 01:06:29,950
‫چطور ممکنه تو این شلوغی
‫پیداش کنیم؟

923
01:06:34,560 --> 01:06:35,830
‫- عبدالله!
‫- بله.

924
01:06:35,890 --> 01:06:36,990
‫- بله؟
‫- بله.

925
01:06:37,060 --> 01:06:39,330
‫- بله؟
‫- ببخشید.

926
01:06:39,390 --> 01:06:42,030
‫منظورم یه عبدالله دیگه بود.

927
01:06:51,010 --> 01:06:53,440
‫یه لحظه هم بهتون
‫شک نکردم.

928
01:06:53,510 --> 01:06:57,310
‫نقشه‌ی جسورانه‌ای بود، عبدالله.

929
01:06:57,380 --> 01:06:58,650
‫حداقل سالمی.

930
01:06:58,710 --> 01:07:01,150
‫خب، فاسید کجاست؟

931
01:07:15,100 --> 01:07:17,230
‫بعدی!

932
01:07:17,300 --> 01:07:20,840
‫العجلی که مدت‌ها منتظرش بودیم!

933
01:07:23,070 --> 01:07:26,240
‫من اینو ‫"کالسکه ستارگان‫" می‌نامم‏.‏

934
01:07:35,790 --> 01:07:38,050
‫آروم باشید، آروم باشید!

935
01:07:38,120 --> 01:07:39,690
‫چطور ممکنه؟

936
01:07:39,760 --> 01:07:43,230
‫شاید پیرمرد آخرین ایده‌ی
‫بکرش رو هم رو کرده!

937
01:07:44,930 --> 01:07:46,930
‫حالا، حالا، حالا.

938
01:07:47,000 --> 01:07:51,870
‫در تلاش صادقانه
‫هیچ شرمی نیست.

939
01:07:51,930 --> 01:07:53,840
‫بین شما یه دزد هست!
‫دزد!

940
01:07:53,900 --> 01:07:56,200
‫دزد!

941
01:07:56,270 --> 01:07:58,570
‫یالا، مسابقه رو ادامه بدید.

942
01:07:58,640 --> 01:07:59,710
‫بعدی!

943
01:07:59,780 --> 01:08:02,880
‫به این اثر باشکوه من بنگرید

944
01:08:02,950 --> 01:08:05,410
‫‫"اسطرلاب قرون‫"!

945
01:08:07,280 --> 01:08:10,750
‫چه اثری!

946
01:08:10,820 --> 01:08:12,790
‫وای، چه نفیس!

947
01:08:12,860 --> 01:08:15,990
بله که نفیسه‏،‏ چون من ساختمش‏.‏

948
01:08:16,060 --> 01:08:18,490
‫متقلب!

949
01:08:20,500 --> 01:08:23,430
آروم باشید‏.‏

950
01:08:23,500 --> 01:08:26,570
‫بنگرید... مُهر من.

951
01:08:27,740 --> 01:08:30,640
‫این‌جا، این مهر اونه.

952
01:08:30,710 --> 01:08:33,240
نمی‌فهمم‏.‏

953
01:08:33,310 --> 01:08:35,810
‫اون چطوری اسطرلاب
‫پدر رو به دست آورده؟

954
01:08:35,880 --> 01:08:39,480
‫این همون مردیه که
‫دنبالش می‌گردید، مگه نه؟

955
01:08:39,550 --> 01:08:42,790
‫خیلی خب، بچه‌ها.
‫نمی‌تونیم همینطوری بذاریم

956
01:08:42,850 --> 01:08:44,550
‫این مسابقه رو ببره و
‫قسر در بره.

957
01:08:45,390 --> 01:08:47,860
‫آیشا، تو برو اسطرلاب
‫مریم رو بیار...

958
01:08:50,190 --> 01:08:52,290
‫حق با العجلیه.

959
01:08:52,360 --> 01:08:54,560
‫این مرد یه دزده!

960
01:09:09,880 --> 01:09:14,150
‫من یه دزدم!
‫تو، قاضی‏،‏ دزدی‏.‏

961
01:09:14,220 --> 01:09:15,790
‫کی؟ من؟

962
01:09:15,850 --> 01:09:18,650
‫همه‌ی ما دزدیم!

963
01:09:18,720 --> 01:09:20,890
‫هر کسی که تا به حال دستگاه جوش برداشته

964
01:09:20,960 --> 01:09:22,730
‫یا وسایل نجومی ساخته
‫یا حتی...

965
01:09:31,800 --> 01:09:33,640
‫...یک تکه چوب را تراشیده.

966
01:09:33,700 --> 01:09:37,140
‫چرا که یک دانشمند چیزی نیست
‫جز یک کتاب زنده،

967
01:09:37,210 --> 01:09:42,210
‫و هر عالمی صرفاً
‫مقلد فروتن طبیعت است!

968
01:09:44,510 --> 01:09:46,680
‫آره، عبدالله!

969
01:09:46,750 --> 01:09:48,350
‫آره، عبدالله!

970
01:09:48,420 --> 01:09:49,990
‫آره!

971
01:10:20,020 --> 01:10:24,850
‫و برنده‌ی مسابقه کسی نیست جز...

972
01:10:26,350 --> 01:10:28,590
‫یک شرکت‌کننده‌ی دیگه!

973
01:10:28,660 --> 01:10:30,360
‫یک شرکت‌کننده‌ی دیگه!

974
01:10:35,100 --> 01:10:37,900
‫چی؟ می‌خواید اجازه بدید
‫این بچه‌ی فسقلی...

975
01:10:37,970 --> 01:10:41,040
‫شما از اسطرلاب یک بچه‌ی کوچیک
‫چه ترسی دارید؟

976
01:10:44,440 --> 01:10:46,110
‫بهش اجازه می‌دیم.

977
01:10:46,170 --> 01:10:50,050
‫العجلیه، این چیه؟

978
01:10:50,110 --> 01:10:53,420
‫این به عنوان کار شما تو مسابقه‌ست، بابا.

979
01:10:53,480 --> 01:10:56,090
‫اما...

980
01:10:56,150 --> 01:10:57,890
‫اما...

981
01:11:01,090 --> 01:11:06,800
‫خب، ببینیم این بانوی جوان
‫چی داره.

982
01:11:12,940 --> 01:11:15,500
‫من اینو با بعضی از
‫ایده‌های خودم طراحی کردم.

983
01:11:15,570 --> 01:11:19,110
‫این می‌تونه راز حرکتِ
‫ستاره‌ها و سیاره‌ها رو باز کنه.

984
01:11:19,180 --> 01:11:22,280
نمی‌فهمم‏.‏

985
01:11:22,340 --> 01:11:24,680
‫از کجا... چطور؟

986
01:11:26,550 --> 01:11:27,750
‫به خاطر شماست، پدر!

987
01:11:27,820 --> 01:11:30,120
‫روزها کار کردنتون رو تماشا می‌کنم،

988
01:11:30,190 --> 01:11:32,660
‫و فداکاری‌تون به من الهام می‌بخشه.

989
01:11:32,720 --> 01:11:35,960
‫و بعد هر شب،
‫وقتی خوابتون می‌بره،

990
01:11:36,030 --> 01:11:40,430
‫یواشکی میرم تو کارگاهتون
‫و می‌سازم، درست مثل شما.

991
01:11:40,500 --> 01:11:43,360
‫دختر... دختر من!

992
01:11:43,430 --> 01:11:46,500
‫دختر باهوش و شیرین من!

993
01:11:48,670 --> 01:11:50,440
‫تو خودت بهترین پاداشی!

994
01:11:50,510 --> 01:11:53,680
‫بذار این به اسم خودت تو مسابقه شرکت کنه.

995
01:11:53,740 --> 01:11:55,440
‫اولین موفقیت از بین خیلی‌های دیگه.

996
01:12:03,380 --> 01:12:08,020
‫برنده‌ی مسابقه کسی نیست جز...

997
01:12:09,190 --> 01:12:11,360
‫مریم العجلی!

998
01:12:15,800 --> 01:12:19,670
‫مریم، تو موفق شدی!

999
01:12:19,740 --> 01:12:23,740
‫اسطرلاب‌ساز کوچک
‫و باهوش من!

1000
01:12:23,810 --> 01:12:25,510
‫- آره‫!
‫- آره‫!

1001
01:12:32,980 --> 01:12:34,350
‫بازم میاید بهمون سر بزنید؟

1002
01:12:34,420 --> 01:12:38,550
‫وقتی به ستاره‌ها نگاه کنیم،
‫این لحظه رو به یاد میاریم.

1003
01:12:38,620 --> 01:12:41,860
‫قبل از اینکه بریم،
‫می‌تونم فقط یه سوال ازت بپرسم؟

1004
01:12:43,230 --> 01:12:45,230
‫اسطرلاب چیه؟

1005
01:12:46,400 --> 01:12:48,670
چی؟

1006
01:12:52,940 --> 01:12:56,910
‫به ازای هر خنده‌ی الان،
‫منتظر انتقامِ بعد باشید.

1007
01:13:00,880 --> 01:13:03,550
‫نه!
‫فاسید داره فرار می‌کنه.

1008
01:13:05,950 --> 01:13:09,990
‫خالد،
‫بیا نقشه‌ات رو عملی کنیم.

1009
01:13:10,050 --> 01:13:10,990
کدوم نقشه؟

1010
01:13:11,050 --> 01:13:13,520
‫فکر کردم داریم
‫همین‌طوری فی‌البداهه پیش میریم.

1011
01:13:15,490 --> 01:13:17,790
‫فاسید داره می‌پیچه تو یه کوچه.

1012
01:13:17,860 --> 01:13:20,700
قار قار قار‫!

1013
01:13:20,760 --> 01:13:22,430
‫بشکه‌ها رو ول کنید بیان پایین.

1014
01:13:29,340 --> 01:13:30,810
‫به دلیل ساخت‌وساز بسته است.

1015
01:13:36,550 --> 01:13:39,550
‫اسطرلاب چیه؟

1016
01:13:40,520 --> 01:13:42,380
فاسید رو دیدم‏.‏

1017
01:13:42,450 --> 01:13:45,820
‫ماموریتِ ‫"پس گرفتن گوواچ‫"
‫شروع شد!

1018
01:13:45,890 --> 01:13:46,920
‫نزدیکه!

1019
01:13:48,020 --> 01:13:49,530
‫صبر کن... صبر کن...

1020
01:13:49,590 --> 01:13:51,230
‫حالا!

1021
01:13:55,500 --> 01:13:56,800
‫نه، کار نکرد!

1022
01:13:56,870 --> 01:13:58,470
‫فاسید داره فرار می‌کنه.

1023
01:14:02,040 --> 01:14:04,110
‫شما هرگز نمی‌تونید منو بگیرید.

1024
01:14:06,040 --> 01:14:07,080
‫بچرخونش!

1025
01:14:09,350 --> 01:14:11,250
‫کار نمی‌کنه.

1026
01:14:11,310 --> 01:14:12,980
‫باید یه کاری بکنم!

1027
01:14:26,830 --> 01:14:29,100
‫این یه ذره
‫زیادی قویه، خالد.

1028
01:14:31,940 --> 01:14:33,940
‫چه خبره...

1029
01:14:35,670 --> 01:14:37,610
‫سلام، بهترین دوست.

1030
01:14:37,670 --> 01:14:39,210
‫سلام.

1031
01:14:43,750 --> 01:14:46,450
‫اینم بخشی از نقشه‌ست؟

1032
01:14:46,520 --> 01:14:48,450
‫احمق‌ها!

1033
01:14:48,520 --> 01:14:50,920
‫هی، ما داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم!

1034
01:14:50,990 --> 01:14:52,290
‫بذار یه چیزی رو امتحان کنم.

1035
01:14:52,360 --> 01:14:54,120
‫بذار خاموش روشنش کنم.

1036
01:14:54,190 --> 01:14:56,530
‫روشن. خاموش.

1037
01:14:56,590 --> 01:14:58,330
‫روشن. خاموش.

1038
01:14:58,400 --> 01:14:59,760
‫روشن... خاموش؟

1039
01:15:03,030 --> 01:15:04,270
‫کار کرد؟

1040
01:15:04,330 --> 01:15:07,470
‫- شاید یه کارِ دیگه.
‫- ولی تلاش خوبی بود!

1041
01:15:09,240 --> 01:15:10,370
‫نه!

1042
01:15:10,440 --> 01:15:12,340
‫اون چیه؟

1043
01:15:16,580 --> 01:15:18,110
‫اونا چاقو نیستن؟

1044
01:15:18,180 --> 01:15:20,480
‫نه، نه، نه، نه، نه!

1045
01:15:20,550 --> 01:15:22,620
‫باید از این‌جا برم.

1046
01:15:27,590 --> 01:15:29,460
‫حالا همدیگه رو محکم بگیرید!

1047
01:15:32,800 --> 01:15:34,830
‫دستت رو از رو چشمام بردار!

1048
01:15:41,940 --> 01:15:43,370
‫همه چی روبه‌راهه؟

1049
01:15:47,200 --> 01:15:49,200
[بغداد‏،‏ خلیفه عباسی‏،‏ سال 825]

1050
01:15:49,610 --> 01:15:51,650
‫چرا ما تو بغدادیم؟

1051
01:15:53,150 --> 01:15:55,520
کجا میری؟

1052
01:15:55,590 --> 01:15:57,150
‫نه!

1053
01:15:59,920 --> 01:16:01,690
‫بیاید الان همدیگه رو محکم بگیریم.

1054
01:16:01,760 --> 01:16:05,260
‫من این‌جام.
‫فکر کنم الان نقشه رو می‌دونم.

1055
01:16:05,330 --> 01:16:07,500
‫ول نکنید!

1056
01:16:08,260 --> 01:16:10,330
‫فاسید تنها کسیه
‫که یه گوواچ داره.

1057
01:16:10,400 --> 01:16:12,340
‫گوواچ داره قاطی می‌کنه.

1058
01:16:12,400 --> 01:16:14,670
‫داریم به زمان‌ها و
‫مکان‌های مختلف سفر می‌کنیم.

1059
01:16:14,740 --> 01:16:16,940
‫محکم بچسبید!

1060
01:16:17,010 --> 01:16:19,540
‫برید به حلب، به فاسید کمک کنید،

1061
01:16:19,610 --> 01:16:22,050
‫و گوواچ رو برام بیارید.

1062
01:16:28,390 --> 01:16:29,950
‫شما کی هستید؟

1063
01:16:30,020 --> 01:16:31,720
‫ما این‌جاییم تا بهت کمک کنیم.

1064
01:16:33,460 --> 01:16:35,330
‫از کمکتون استقبال می‌شه.

1065
01:16:37,460 --> 01:16:40,000
‫بگیریدشون!

1066
01:16:42,830 --> 01:16:44,900
‫شما هیچ‌وقت نمی‌تونید منو شکست بدید!

1067
01:16:44,970 --> 01:16:47,770
‫من بردم!

1068
01:16:52,140 --> 01:16:54,340
‫تو باختی.

1069
01:16:54,410 --> 01:16:57,380
‫عایشه... بگیرش!

1070
01:17:02,820 --> 01:17:06,490
‫خالد! پرش گروهی به ‫"عقلی‫"، همین الان!

1071
01:17:08,530 --> 01:17:10,230
‫ماموریت با موفقیت انجام شد.

1072
01:17:10,290 --> 01:17:11,730
‫وقت پریدنه.

1073
01:17:15,700 --> 01:17:17,000
‫نه‫!

1074
01:17:17,070 --> 01:17:18,900
‫نه!

1075
01:17:21,200 --> 01:17:23,710
یه کار بهتون سپرده بودم‫!

1076
01:17:24,740 --> 01:17:27,510
‫بچه‌ها!
‫خدا رو شکر که برگشتید.

1077
01:17:27,580 --> 01:17:29,210
‫همه‌تون!

1078
01:17:30,880 --> 01:17:32,820
‫دختر عزیزم.

1079
01:17:32,880 --> 01:17:35,490
‫خیلی متاسفم که
‫این‌همه سختی کشیدی.

1080
01:17:35,550 --> 01:17:37,150
‫همش تقصیر منه.

1081
01:17:40,920 --> 01:17:44,560
‫بابا، ما فاسید رو شکست دادیم
‫و گوواچ رو پس گرفتیم.

1082
01:17:44,660 --> 01:17:47,400
‫اما یه مشکل کوچیک هست.

1083
01:17:47,470 --> 01:17:50,070
‫اون آدمایی که
‫از فاسید محافظت می‌کردن کی بودن؟

1084
01:17:50,130 --> 01:17:52,170
‫به نظر نمی‌اومد
‫اهل حلب باشن.

1085
01:17:52,240 --> 01:17:54,900
‫اونا همون کسایی بودن
‫که ما رو از سیاتل تعقیب می‌کردن.

1086
01:17:54,970 --> 01:17:58,210
‫نه... یعنی شرکت زولا
‫می‌تونه تو زمان سفر کنه؟

1087
01:17:58,270 --> 01:18:00,710
‫عبدالله،
‫باید یه چیزی بهت بگم.

1088
01:18:00,780 --> 01:18:01,880
‫چی؟

1089
01:18:01,950 --> 01:18:05,550
‫وقتی تو بغداد بودیم،
‫تو گوواچت رو انداختی.

1090
01:18:05,620 --> 01:18:08,790
‫سعی کردم برش دارم ولی
‫آدم‌بدا داشتن تعقیبمون می‌کردن.

1091
01:18:08,850 --> 01:18:10,290
‫خیلی متاسفم که نتونستم برش دارم.

1092
01:18:10,350 --> 01:18:13,560
‫اگه برداشته بودمش، تو
‫در گذشته گیر نمی‌افتادی.

1093
01:18:13,620 --> 01:18:15,230
‫هی، اشکالی نداره، لیلا.

1094
01:18:15,290 --> 01:18:17,660
‫چون اگه
‫گوواچ منو برداشته بودی،

1095
01:18:17,730 --> 01:18:21,970
‫من خفن‌ترین ماجراجوییِ
‫زندگیم رو تجربه نمی‌کردم.

1096
01:18:22,030 --> 01:18:24,300
‫پس... ممنونم.

1097
01:18:24,370 --> 01:18:26,570
‫حال همه‌تون خوبه؟

1098
01:18:26,640 --> 01:18:29,240
‫من خوبم؟
‫حالم عالیه!

1099
01:18:29,310 --> 01:18:32,110
‫تونستم تو زمان به عقب برگردم
‫و قهرمان‌هام رو ببینم

1100
01:18:32,180 --> 01:18:34,210
‫و تو این مسیر
‫کل علم رو نجات بدم.

1101
01:18:34,280 --> 01:18:36,410
‫پس روز خوبی بوده.

1102
01:18:36,480 --> 01:18:38,950
‫یا روزها. یا سال‌ها.

1103
01:18:39,020 --> 01:18:41,450
‫می‌تونم فقط یه چیزی بگم؟

1104
01:18:41,520 --> 01:18:42,550
‫البته!

1105
01:18:42,620 --> 01:18:44,050
‫من خُرخُر می‌کنم؟

1106
01:18:51,600 --> 01:18:54,600
[حمدانیان‏،‏‌ حلب‏،‏‌ سوریه‏،‏‌ سال 950]

1107
01:19:00,100 --> 01:19:02,940
‫- کمکم کن...
‫- ای موجود بیچاره و رقت‌انگیز.

1108
01:19:03,010 --> 01:19:06,440
‫ببین چطور این‌طوری
‫تو خیابون‌ها افتادی.

1109
01:19:06,510 --> 01:19:08,610
‫این هدیه‌ای از آینده‌ست.

1110
01:19:08,680 --> 01:19:11,050
‫وقتی بیدار بشی بهش نیاز پیدا می‌کنی.

1111
01:19:18,050 --> 01:19:25,050
‫‫‫«مترجم‏:‏‌ سمیر نعمتی نژاد‫»