1
00:01:08,693 --> 00:01:13,740
‫«در طول تاریخ ورزش بوکس،
‫داستان زندگی هیچکس

2
00:01:13,782 --> 00:01:18,411
‫قابل مقایسه با جیمز جی برادوک نیست...»
‫- دیمون رانیون

3
00:01:20,955 --> 00:01:23,958
‫[مرد سیندرلایی]

4
00:01:31,674 --> 00:01:36,679
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از تـارا «

5
00:01:46,940 --> 00:01:49,109
‫آفرین! بهش فرصت نده!

6
00:01:52,737 --> 00:01:54,197
‫- یک. ‫- خدای من.

7
00:01:54,280 --> 00:01:55,782
‫- دو. ‫- کارت درستـه.

8
00:01:55,824 --> 00:01:57,450
‫- سه. ‫- دیگه بلند نمی‌شه!

9
00:01:57,492 --> 00:02:01,955
‫چهار، پنج، شش

10
00:02:02,497 --> 00:02:07,460
‫هفت، هشت، نه، ده.

11
00:02:07,669 --> 00:02:09,129
‫تمام!

12
00:02:11,631 --> 00:02:14,717
‫[توفی گریفت دربرابر جیمز جی برادوک
‫مدیسون اسکوئر گاردن، 30 نوامبر 1928]

13
00:02:15,009 --> 00:02:17,137
‫اون زیبای خفته رو
‫از اینجا ببرین بیرون!

14
00:02:17,846 --> 00:02:19,973
‫شد ده بار پشت سرهم، جیمی!
‫ده بار!

15
00:02:20,014 --> 00:02:24,394
‫<i>با ضربه فنی، در 1 دقیقه و 46 ثانیه‌ی</i>
<i>‫راند دوم</i>

16
00:02:24,477 --> 00:02:26,229
‫<i>برنده‌ی وزن نیمه سنگین امشب</i>

17
00:02:26,312 --> 00:02:28,356
‫<i>از ایالت فوق‌العاده‌ی نیوجرسی</i>

18
00:02:28,439 --> 00:02:31,901
‫<i>بول‌داگِ برگن، جیمز جی برادوک‌ـه!</i>

19
00:02:43,163 --> 00:02:44,956
‫قهرمانِ بعدی تویی، جیمی!

20
00:02:44,998 --> 00:02:46,207
‫سلام، حالت چطوره؟

21
00:02:46,332 --> 00:02:47,917
‫به همه امضا نده.
‫بذار توی خماری بمونن.

22
00:02:48,042 --> 00:02:49,377
‫می‌خوای جای من امضا هم بکنی؟

23
00:02:49,502 --> 00:02:51,004
‫حداقل اون‌جوری خوانا می‌شه.

24
00:02:51,087 --> 00:02:52,213
‫<i>کارش رو ساختی.</i>

25
00:02:52,297 --> 00:02:53,673
‫<i>این رو برام امضا کنین،</i>
<i>‫آقای برادوک.</i>

26
00:02:55,925 --> 00:02:57,927
‫با هر مبارزه داری قوی‌تر می‌شی.

27
00:02:58,011 --> 00:02:59,053
‫خودم شاهدش بودم.

28
00:02:59,137 --> 00:03:02,307
‫درستـه که بیشتر با راست زدی،
‫ولی اصلاً توی رینگ اضطراب نداشتی.

29
00:03:02,432 --> 00:03:03,975
‫و تا حالا ضربه فنی نشدی.

30
00:03:04,017 --> 00:03:06,227
‫چیزی نمونده بهش برسی.
‫لپ مطلب اینـه، جیمی.

31
00:03:06,352 --> 00:03:08,104
‫فرصتـش برات پیش میاد.

32
00:03:08,855 --> 00:03:11,482
‫خیلی خب، بذار ببینم
‫اینجا چی داریم.

33
00:03:11,941 --> 00:03:13,860
‫886 دلار برای جنت

34
00:03:13,943 --> 00:03:15,737
‫772 دلار برای لو و واینی

35
00:03:15,820 --> 00:03:20,700
‫هزار دلار هزینه‌ی رینگ،
‫2658 دلار سهم من و 3544 دلار سهم تو

36
00:03:20,783 --> 00:03:25,496
‫می‌شه 8860 دلار.
‫اینو بذار لای تشک‌ـت، مرد ایرلندی.

37
00:03:26,956 --> 00:03:29,292
‫وقتی رسیدیم خونه،
‫میای داخل بچه‌ها رو ببینی؟

38
00:03:29,375 --> 00:03:31,836
‫خیلی وقتـه نیومدی، بیخیال.
‫دلشـون برای عمو جوئی‌شون تنگ شده.

39
00:03:31,961 --> 00:03:35,215
‫آره، خیلی محبت دارن.
‫هنوز زنـت همونـه؟

40
00:03:36,257 --> 00:03:37,592
‫امروز صبح که بود.

41
00:03:37,634 --> 00:03:40,553
‫خب، تبریک می‌گم.
‫شاید یه روز دیگه اومدم.

42
00:03:40,637 --> 00:03:41,638
‫و می‌شه بهش بگی

43
00:03:41,804 --> 00:03:43,806
‫می‌شه بهش بگی هزینه‌ی
‫باشگاه رو کمتر حساب کردم،

44
00:03:43,932 --> 00:03:46,217
‫و بابت حوله پول اضافی نگرفتم؟
‫لطفاً این کارو برام می‌کنی؟

45
00:03:46,267 --> 00:03:48,478
‫- حتماً بهش اشاره می‌کنم.
‫- ممنون.

46
00:03:51,356 --> 00:03:53,399
‫خیلی خب، می‌بینمت، فرانک.

47
00:03:54,399 --> 00:04:04,399
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

48
00:04:13,253 --> 00:04:14,254
‫بابایی، برنده شدیم؟

49
00:04:16,339 --> 00:04:17,548
‫آره، برنده شدیم.

50
00:04:18,091 --> 00:04:19,676
‫حالت چطوره، آلیس؟

51
00:04:19,759 --> 00:04:21,594
‫خوب. ‫عالیـه، جیمی.

52
00:04:21,636 --> 00:04:22,845
‫سلام، هاوارد.

53
00:04:30,603 --> 00:04:31,938
‫ممنون.

54
00:04:32,355 --> 00:04:34,190
‫خب درموردش برام تعریف کن.

55
00:04:35,191 --> 00:04:37,110
‫واقعاً مشت‌های محکمی می‌زد؟

56
00:04:41,072 --> 00:04:43,783
‫نه، وقتی مشت می‌خوری

57
00:04:43,908 --> 00:04:47,495
‫هردفعه، انگار منم مشت می‌خورم.

58
00:04:48,830 --> 00:04:51,541
‫و من حتی نصف تو هم قوی نیستم.

59
00:04:56,462 --> 00:04:58,589
‫درمورد دخترها برام بگو.

60
00:04:59,632 --> 00:05:00,758
‫دخترها؟

61
00:05:03,970 --> 00:05:05,888
‫من که توی «گاردن» بودم،
‫شبِ مبارزه بود

62
00:05:05,972 --> 00:05:07,807
‫بیخیال، یه دختر که بوده.

63
00:05:08,516 --> 00:05:10,768
‫- حتماً یه دختر بوده. ‫- نه.

64
00:05:12,186 --> 00:05:14,188
‫- موی بلوند؟ ‫- موی مشکی.

65
00:05:20,486 --> 00:05:22,739
‫مامان، بیدارم کردی.

66
00:05:23,573 --> 00:05:25,992
‫خب، پتو رو زده بودی کنار عزیزم.

67
00:05:26,617 --> 00:05:28,828
‫حالا دوباره بگیر بخواب، باشه؟

68
00:05:29,412 --> 00:05:30,997
‫شب بخیر، مامان.

69
00:05:31,080 --> 00:05:32,707
‫شب بخیر، عزیزم.

70
00:06:07,617 --> 00:06:11,579
‫[25 سپتامبر 1933،
‫چهار سال بعد از شروع رکود بزرگ اقتصادی ]

71
00:06:38,147 --> 00:06:39,857
‫نمی‌تونم جوراب‌هام رو پیدا کنم.

72
00:06:40,108 --> 00:06:42,235
‫- جیم! ‫- ببخشید.

73
00:06:43,277 --> 00:06:44,654
‫مامان؟

74
00:06:45,988 --> 00:06:48,866
‫- عالی شد. ‫- ببخشید، عزیزم.

75
00:06:48,991 --> 00:06:52,078
‫دیشب شستم. ‫از پاهات درشون آوردم.

76
00:06:52,412 --> 00:06:54,288
‫- یادت نمیاد؟ ‫- نه.

77
00:06:57,333 --> 00:06:59,335
‫خب، خیلی سریع خوابت برد.

78
00:07:00,420 --> 00:07:02,880
‫مامان، منم می‌خوام بخورم.

79
00:07:03,756 --> 00:07:05,758
‫مامان برات یکم میاره، عزیزم.

80
00:07:08,845 --> 00:07:12,515
‫سلام، رزی‌رزی.
‫صبح بخیر، صبح بخیر.

81
00:07:16,436 --> 00:07:19,605
‫دیروز اطلاعیه‌ی قطع گاز و برق اومد.

82
00:07:21,315 --> 00:07:22,525
‫زود باش.

83
00:07:22,733 --> 00:07:26,070
‫خیلی خب، بفرمایید.
‫من میرم شیر بیارم.

84
00:07:30,199 --> 00:07:32,160
‫[موعد پرداخت گذشته]

85
00:07:51,095 --> 00:07:53,306
‫خب، فکر کنم یکم مونده باشه.

86
00:07:55,725 --> 00:07:56,851
‫آره.

87
00:07:57,518 --> 00:08:00,313
‫می‌دونی، امشب توی اسلحه‌خونه
‫مبارزه دارم.

88
00:08:02,315 --> 00:08:05,109
‫آره، با یه نفر به اسم «ایب فلدمن».

89
00:08:05,318 --> 00:08:07,195
‫چه ببرم چه ببازم، 50 دلار می‌گیرم.

90
00:08:07,361 --> 00:08:08,821
‫خوبـه.

91
00:08:10,031 --> 00:08:12,742
‫اگه شکستـش بدم، شاید بتونم
‫جایزه‌ام رو تا 75 دلار بالا ببرم.

92
00:08:12,825 --> 00:08:14,535
‫این‌جوری عالی می‌شه.

93
00:08:15,953 --> 00:08:19,499
‫رزی، از چنگال استفاده کن، لطفاً.

94
00:08:21,959 --> 00:08:23,753
‫دیگه گاو به چه درد می‌خوره، نه؟

95
00:08:24,795 --> 00:08:26,714
‫مامان، بازم می‌خوام.

96
00:08:28,216 --> 00:08:31,469
‫ببخشید عزیزم.
‫باید برای پسرها هم یکم نگه داریم.

97
00:08:35,848 --> 00:08:37,308
‫بفرمایید.

98
00:08:38,184 --> 00:08:40,978
‫می‌دونی، می. ‫دیشب یه خوابی دیدم

99
00:08:41,145 --> 00:08:43,356
‫داشتم توی هتل «ریتز» غذا می‌خوردم.

100
00:08:43,606 --> 00:08:45,316
‫با «میکی رونی» و «جورج رفت».

101
00:08:45,358 --> 00:08:46,484
‫- واقعاً؟ ‫- آره.

102
00:08:46,526 --> 00:08:50,488
‫و خواب دیدم استیک خوردم.
‫یه استیک کلفت و آب‌دار.

103
00:08:50,821 --> 00:08:52,031
‫به این کلفتی، رزی.

104
00:08:52,865 --> 00:08:55,159
‫بعد یه کوه پوره‌ی سیب‌زمینی خوردم،

105
00:08:55,243 --> 00:08:57,703
‫و بعد سه بار رفتم بستنی گرفتم.

106
00:08:58,704 --> 00:09:00,164
‫من سیرم.

107
00:09:00,665 --> 00:09:03,376
‫شکمم کامل پر شده،
‫دیگه نمی‌تونم چیزی بخورم.

108
00:09:04,585 --> 00:09:06,546
‫می‌خوای کمکـم کنی؟

109
00:09:07,004 --> 00:09:08,172
‫جیم.

110
00:09:09,840 --> 00:09:11,384
‫جیمی.

111
00:09:30,987 --> 00:09:33,614
‫پسرها، زود باشین،
‫ورجه وورجه نکنین.

112
00:09:33,739 --> 00:09:35,575
‫بیاین یکم دیگه بخوابیم.

113
00:10:29,253 --> 00:10:32,089
‫نُه تا مرد نیاز دارم،
‫فقط نُه تا.

114
00:10:32,673 --> 00:10:36,177
‫یک، دو، سه.

115
00:10:37,261 --> 00:10:41,432
‫چهار، پنج، شش.

116
00:10:45,770 --> 00:10:50,441
‫هفت، هشت، نه. ‫تمام!

117
00:10:51,817 --> 00:10:53,819
‫خیلی خب، برین دیگه!

118
00:10:55,446 --> 00:10:58,949
‫زود باشین، برین!
‫امروز کلی کار داریم!

119
00:11:05,456 --> 00:11:09,377
‫[نرخ بیکاری رکورد پانزده میلیون نفر رو زد.]

120
00:11:15,549 --> 00:11:17,093
‫- سلام، بابا. ‫- سلام.

121
00:11:17,176 --> 00:11:19,970
‫- امروز شیفت نداری، بابا؟
‫- داری چیکار می‌کنی پسرم؟

122
00:11:20,054 --> 00:11:22,890
‫من پسر خوبیـم، پسر آروم و مودبیـم.

123
00:11:23,140 --> 00:11:24,266
‫عالیه.

124
00:11:25,309 --> 00:11:26,602
‫بابایی!

125
00:11:28,270 --> 00:11:30,356
‫سلام، لپ قرمزی. ‫حالت چطوره؟

126
00:11:30,439 --> 00:11:32,400
‫بابایی، «جی» دزدی کرده!

127
00:11:32,817 --> 00:11:34,860
‫- چی؟ ‫- جی دزدی کرده.

128
00:11:44,704 --> 00:11:46,789
‫- قضیه چیـه؟
‫- دیدی؟ سالامی‌ دزدیده.

129
00:11:46,831 --> 00:11:48,916
‫دختر خانم، برادرت به اندازه‌ی کافی
‫توی دردسر افتاده،

130
00:11:48,999 --> 00:11:51,502
‫دیگه لازم نیست خبرچینی کنی.
‫فهمیدی؟

131
00:11:52,795 --> 00:11:54,130
‫مال قصابی‌ـه.

132
00:11:54,213 --> 00:11:56,799
‫و هیچ حرفی هم درموردش نمی‌زنه،
‫درستـه جی؟

133
00:11:56,841 --> 00:11:58,134
‫درستـه، جی؟

134
00:12:02,596 --> 00:12:04,390
‫باشه، برش دار. ‫بیا بریم.

135
00:12:06,934 --> 00:12:09,687
‫صبرِ من رو امتحان نکن، پسر.
‫همین الان پاشو.

136
00:12:15,901 --> 00:12:17,319
‫هاوارد، همین‌جا بمون.

137
00:12:23,868 --> 00:12:26,579
‫<i>- باشه، بیا بریم!</i>
<i>‫- زودباش، بیا کمکـم کن!</i>

138
00:12:33,377 --> 00:12:34,920
‫<i>عالیه، پس پول نمی‌گیری!</i>

139
00:12:35,004 --> 00:12:36,046
‫خداحافظ.

140
00:12:42,803 --> 00:12:44,805
‫<i>یادت نره برش داری!</i>

141
00:12:48,225 --> 00:12:52,146
‫«مارتی جانسون» مجبور شد بره
‫«دلاور» با عموش زندگی کنه.

142
00:12:53,522 --> 00:12:54,565
‫چرا؟

143
00:12:54,940 --> 00:12:57,902
‫پدر و مادرش پول کافی
‫برای غذا نداشتن.

144
00:13:03,783 --> 00:13:07,244
‫آره، خب فعلاً اوضاع خوبی نداریم،
‫حق با توئه، جی.

145
00:13:08,204 --> 00:13:11,207
‫ولی خیلی‌ها هستن
‫که وضعیت‌شون از ما بدتره.

146
00:13:14,210 --> 00:13:16,086
‫و چون اوضاع خوب نیست

147
00:13:16,170 --> 00:13:19,173
‫دلیل نمی‌شه چیزی که مال تو نیست
‫رو برداری، مگه نه؟

148
00:13:19,256 --> 00:13:22,134
‫به این می‌گن دزدی، درستـه؟
‫و ما دزدی نمی‌کنیم.

149
00:13:22,426 --> 00:13:24,804
‫هرچی پیش بیاد، ‫ما دزدی نمی‌کنیم.

150
00:13:25,179 --> 00:13:27,223
‫هیچ‌وقت، فهمیدی؟

151
00:13:33,646 --> 00:13:35,981
‫- بهم قول می‌دی؟ ‫- آره.

152
00:13:37,191 --> 00:13:39,235
‫- پس بده. ‫- قول می‌دم.

153
00:13:43,739 --> 00:13:45,491
‫و منم بهت قول می‌دم

154
00:13:47,284 --> 00:13:49,662
‫که هیچ‌وقت تو رو نمی‌فرستیم جای دیگه.

155
00:13:55,501 --> 00:13:56,961
‫اشکال نداره، بچه جون.

156
00:13:57,962 --> 00:14:00,214
‫یکم ترسیدی، درک می‌کنم.

157
00:14:01,131 --> 00:14:02,258
‫اشکال نداره.

158
00:14:18,023 --> 00:14:21,402
‫[مونت ورنون، نیویورک
‫25 سپتامبر، 1933]

159
00:14:22,486 --> 00:14:25,364
‫جیم، طرف خیلی کُنده.

160
00:14:25,739 --> 00:14:27,449
‫فقط همون وسط وایمیسته.

161
00:14:27,491 --> 00:14:29,827
‫پس ثابت نگه‌ش دار.

162
00:14:29,910 --> 00:14:33,205
‫وسط گیرش بنداز.
‫همه‌ش دورش برقص، باشه؟

163
00:14:34,707 --> 00:14:37,084
‫خودت می‌دونی چیکار کنی.
‫این مدل بوکسورها رو می‌شناسی.

164
00:14:38,335 --> 00:14:39,753
‫طرف مفت‌خوره.

165
00:14:45,885 --> 00:14:47,887
‫با 25 سنت یارو می‌تونه صندلی بگیره.

166
00:14:48,679 --> 00:14:51,807
‫و همون یارو می‌تونه خون ریختنِ تو رو
‫تماشا کنه و بهت بگه مفت‌خور.

167
00:14:53,142 --> 00:14:56,812
‫و می‌دونم نباید اعتراض کنم،
‫چون طرف داره بهم پول می‌ده.

168
00:14:57,855 --> 00:14:59,231
‫که این‌طور.

169
00:15:00,065 --> 00:15:01,650
‫خب، خب، خب.

170
00:15:02,526 --> 00:15:06,697
‫ببخشید، خانم.
‫اجازه بدین یه جور دیگه بیان کنم.

171
00:15:08,365 --> 00:15:12,036
‫آقای آبراهام فلدمن،
‫یه مبارز تازه‌کاره

172
00:15:12,119 --> 00:15:14,830
‫که باید با ملایمت حسابـش رو برسین

173
00:15:14,872 --> 00:15:17,666
‫تا اینکه دیگه نتونه خودش رو جمع کنه.

174
00:15:18,584 --> 00:15:21,462
‫اگه به روحیه‌ی خیلی لطیف‌تون
‫بر نمی‌خوره.

175
00:15:21,545 --> 00:15:22,880
‫خدا می‌دونه.

176
00:15:35,809 --> 00:15:38,228
‫می‌دونی که اون شکستگی هنوز
‫چند هفته کار داره تا خوب شه.

177
00:15:38,270 --> 00:15:39,605
‫- می‌دونم. ‫- آره.

178
00:15:39,647 --> 00:15:41,523
‫و قرار بود کِی این رو بهم بگی؟

179
00:15:41,607 --> 00:15:44,401
‫- مشکلی پیش نمیاد.
‫- چرا پیش میاد.

180
00:15:44,485 --> 00:15:45,686
‫این چه کوفتیـه؟ ‫ازم مخفی می‌کنی؟

181
00:15:45,736 --> 00:15:49,031
‫- این دیگه چه کوفتیـه؟
‫- به همه بدهکارم، جو.

182
00:15:51,784 --> 00:15:53,369
‫شیفت گیرم نمیاد.

183
00:15:53,410 --> 00:15:55,287
‫هیچ پولـی نداریم.

184
00:15:58,415 --> 00:16:00,209
‫می‌فهمم.

185
00:16:04,213 --> 00:16:06,507
‫لعنت بهشون. ‫دو دور باند می‌بندم.

186
00:16:07,967 --> 00:16:09,176
‫ممنون.

187
00:16:10,928 --> 00:16:13,055
‫دووم بیار، از پا نیفت.

188
00:16:13,472 --> 00:16:15,975
‫همه‌ش درحال حرکت باش.
‫پاهات رو حرکت بده.

189
00:16:17,643 --> 00:16:19,103
‫<i>و اینم از برادوک،</i>

190
00:16:19,144 --> 00:16:21,230
‫<i>با مدیر قدیمیـش، جو گوئلد.</i>

191
00:16:21,313 --> 00:16:23,107
‫به ته خط رسیدی، برادوک.

192
00:16:23,482 --> 00:16:25,067
‫<i>و حالا برنامه‌ی اصلیمـون.</i>

193
00:16:25,150 --> 00:16:26,235
‫سلام، ما کدوم طرفیـم؟

194
00:16:26,276 --> 00:16:27,486
‫<i>کهنه سرباز جرسی، ‫جیمز برادوک</i>

195
00:16:27,569 --> 00:16:30,030
‫<i>در برابر مبارزه جدید «هایمی چاپلین»،</i>

196
00:16:30,114 --> 00:16:32,491
‫<i>ایب فلدمنِ جوان از اسکنکتدی، نیویورک.</i>

197
00:16:32,574 --> 00:16:33,575
‫شش راند.

198
00:16:33,617 --> 00:16:35,744
‫<i>شاید بعضی‌ها یادشون باشه</i>
<i>‫که برادوک یه زمانی</i>

199
00:16:35,786 --> 00:16:38,247
‫<i>در وزن نیمه سنگین مبارزه می‌کرد.</i>

200
00:16:38,288 --> 00:16:41,458
‫<i>دوران طلایی‌ش وقتی به پایان رسید</i>
<i>‫که «تامی لوگران»</i>

201
00:16:41,542 --> 00:16:45,295
‫<i>در سال 1929 بعد از 15 راند</i>
<i>‫جیمی رو شکست داد.</i>

202
00:16:45,379 --> 00:16:47,506
‫<i>بعد از اون، برادوک که اغلب</i>
<i>‫مجروح بود</i>

203
00:16:47,589 --> 00:16:50,467
‫<i>تونست فقط ذره‌ای از</i>
<i>‫ابهت اولیه‌ش رو نشون بده.</i>

204
00:16:50,509 --> 00:16:53,137
‫<i>و پی در پی درحال شکست خوردنـه.</i>

205
00:16:53,220 --> 00:16:55,597
‫<i>ولی برادوک دست از مبارزه نمی‌کشه.</i>

206
00:16:56,515 --> 00:16:59,309
‫<i>و اینم از ایب فلدمنِ معروف.</i>

207
00:16:59,393 --> 00:17:01,186
‫<i>فلدمن به نظر کاردرست میاد</i>

208
00:17:01,270 --> 00:17:05,357
‫<i>و توی آخرین بردش دربرابر هانس بیرکی،</i>
<i>‫جربزه‌ی خوبی از خودش نشون داد.</i>

209
00:17:08,610 --> 00:17:10,863
‫هی، کی «لاتزو» رو شکست داد؟

210
00:17:11,864 --> 00:17:13,323
‫- من. ‫- بله درستـه.

211
00:17:13,365 --> 00:17:15,159
‫کی توی راند نهم «اسلتری»
‫رو ضربه فنی کرد

212
00:17:15,242 --> 00:17:18,787
‫اونم وقتی همه می‌گفتن
‫صدسال سیاه نمی‌تونه این کار رو بکنه؟

213
00:17:19,163 --> 00:17:20,706
‫- اونم من بودم. ‫- درستـه.

214
00:17:20,789 --> 00:17:23,625
‫و حالا این ایب فلدمن دربرابر ما عددیـه؟

215
00:17:23,667 --> 00:17:25,627
‫- طرف اصلاً این کاره نیست. ‫- نه.

216
00:17:26,086 --> 00:17:27,463
‫هی، جیمی.

217
00:17:29,131 --> 00:17:31,467
‫جایی هست که ترجیح بدی اونجا باشی؟

218
00:17:31,508 --> 00:17:32,843
‫- نه. ‫- خوبـه.

219
00:17:33,093 --> 00:17:35,095
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

220
00:17:36,346 --> 00:17:38,640
‫<i>نیمه‌ی راند پنجم هستیم.</i>

221
00:17:38,724 --> 00:17:40,434
‫<i>و چیزی تغییر نکرده.</i>

222
00:17:40,517 --> 00:17:42,144
‫<i>پسرها بازم بهم چسبیدن.</i>

223
00:17:42,227 --> 00:17:43,228
‫از هم جدا شین.

224
00:17:43,312 --> 00:17:45,147
‫داره مبارزِ من رو له می‌کنه.
‫جداش کن!

225
00:17:45,355 --> 00:17:47,357
‫جدا شین!

226
00:17:47,608 --> 00:17:49,651
‫<i>مردم شروع کردن به هو کردن.</i>

227
00:17:49,735 --> 00:17:51,945
‫<i>از این مبارز‌ها انتظار هیجان دارن.</i>

228
00:17:52,029 --> 00:17:54,156
‫<i>فلدمن با دست چپ</i>
<i>‫به صورت برادوک ضربه می‌زنه.</i>

229
00:17:54,198 --> 00:17:56,825
‫<i>دست راستِ برادوک</i>
<i>‫بهترین و تنها سلاحیـه که داره.</i>

230
00:17:56,867 --> 00:17:59,661
‫<i>از دست چپ استفاده می‌کنه،</i>
<i>‫ولی قدرتی نداره و فلدمن این رو می‌دونه.</i>

231
00:17:59,703 --> 00:18:02,289
‫زودباش، این احمق‌ها رو
‫سرجاشون بنشون.

232
00:18:03,123 --> 00:18:06,335
‫<i>فلدمن یه مشت محکم پرتاب می‌کنه</i>
<i>‫ولی به جایی نمی‌رسه.</i>

233
00:18:14,093 --> 00:18:15,928
‫<i>یه ضربه‌ی محکمِ دیگه</i>
<i>‫با دست راست از برادوک.</i>

234
00:18:16,011 --> 00:18:17,930
‫<i>این برادوکی‌ـه که همه‌مون</i>
<i>‫به خاطر داریم.</i>

235
00:18:18,013 --> 00:18:20,641
‫<i>ولی هر از چندگاهی از این ضربات زدن</i>
<i>‫ممکنه کافی نباشه.</i>

236
00:18:21,892 --> 00:18:22,976
‫زود باش!

237
00:18:50,754 --> 00:18:52,506
‫<i>داور پسرها رو از هم جدا می‌کنه.</i>

238
00:18:52,589 --> 00:18:54,716
‫<i>و زنگ پایان راند پنجم</i>
<i>‫به صدا دراومد.</i>

239
00:18:54,758 --> 00:18:56,635
‫دیگه یواش، یواش.

240
00:18:58,595 --> 00:19:02,057
‫دیدمـش. ‫دوباره شکوندیـش؟

241
00:19:02,683 --> 00:19:04,434
‫اعلام می‌کنم، جیم.

242
00:19:08,355 --> 00:19:10,649
‫از دست چپ استفاده می‌کنی؟
‫باشه، خوبـه.

243
00:19:10,732 --> 00:19:12,901
‫برو توی رینگ ولی نذار
‫تو رو به عقب برونه.

244
00:19:12,943 --> 00:19:15,195
‫روی شکمـش کار کن،
‫با دست چپ شکمـش رو بترکون.

245
00:19:15,279 --> 00:19:17,614
‫آخرین رانده، زود باش.
‫باید یه هیجانی ایجاد کنی.

246
00:19:17,698 --> 00:19:19,783
‫- درست مبارزه کن.
‫- داری بهم استرس می‌دی، هری!

247
00:19:19,867 --> 00:19:20,909
‫خفه شو.

248
00:19:21,118 --> 00:19:23,412
‫با چپ بزن توی شکمـش، فهمیدی؟

249
00:19:23,495 --> 00:19:26,248
‫با دست راست گولـش بزن
‫چون یارو توی باغ نیست.

250
00:19:26,290 --> 00:19:28,292
‫درستـه؟ ‫طرف یه جورایی احمق‌ـه.

251
00:19:28,333 --> 00:19:30,127
‫باشه؟ راند آخره.

252
00:19:30,627 --> 00:19:31,920
‫آخرین راند! ‫کارش رو بساز.

253
00:19:32,671 --> 00:19:34,381
‫با چپ!

254
00:19:36,258 --> 00:19:38,927
‫لعنتی، کاش می‌تونست
‫دست چپـش رو کار بندازه.

255
00:19:39,970 --> 00:19:41,972
‫خودشـه! عوضـش کن!

256
00:19:42,556 --> 00:19:44,057
‫با دستِ چپ، خودشـه!

257
00:19:44,141 --> 00:19:46,685
‫<i>فلدمن داره اینور اونور می‌کنه</i>
<i>‫تا یه موقعیت پیدا کنه</i>

258
00:19:46,768 --> 00:19:49,438
‫<i>ولی مبارزها هنوز دارن</i>
<i>‫ضربات محدودی وارد می‌کنن.</i>

259
00:19:49,479 --> 00:19:51,899
‫<i>برادوک هنوز داره با دست چپ</i>
<i>‫ضربات آرومی می‌زنه.</i>

260
00:19:52,524 --> 00:19:54,776
‫<i>یه ضربه‌ی بی‌تاثیر دیگه</i>
<i>‫با دست چپ از طرف فلدمن.</i>

261
00:19:54,818 --> 00:19:58,614
‫<i>برادوک به سختی می‌تونه دستـش</i>
<i>‫رو بلند کنه، حرکات پاهاش کُنده.</i>

262
00:19:58,697 --> 00:20:01,450
‫<i>حداقل گوئلد گوشه‌ی رینگ</i>
<i>‫هنوز داره مشت پرتاب می‌کنه،</i>

263
00:20:01,533 --> 00:20:03,410
‫<i>تا مبارزش رو تشویق کنـه.</i>

264
00:20:06,955 --> 00:20:08,332
‫برو خونه!

265
00:20:13,921 --> 00:20:15,088
‫برو خونه، برادوک!

266
00:20:16,340 --> 00:20:17,925
‫بغل‌ نکن، برادوک!

267
00:20:18,008 --> 00:20:20,552
‫<i>کاوانا بیشتر از مبارزها</i>
<i>‫تلاش می‌کنه.</i>

268
00:20:21,595 --> 00:20:22,804
‫خفه شین!

269
00:20:25,474 --> 00:20:26,600
‫<i>دوباره چسبیدن بهم.</i>

270
00:20:26,683 --> 00:20:30,604
‫<i>انگار بالاخره سختی‌های 80 مبارزه‌ی قبلی</i>
<i>‫داره روی دوش برادوک سنگینی می‌کنه.</i>

271
00:20:31,521 --> 00:20:33,273
‫تو یه مفت‌خوری!

272
00:20:39,613 --> 00:20:40,656
‫تموم شد!

273
00:20:40,697 --> 00:20:42,774
‫<i>کاوانا از هم جداشون می‌کنه،</i>
<i>‫و پایانِ بازی رو اعلام می‌کنه.</i>

274
00:20:42,824 --> 00:20:44,159
‫<i>پایانِ بازی رو اعلام کرد.</i>

275
00:20:44,952 --> 00:20:46,662
‫<i>بازی «بی‌نتیجه» شد.</i>

276
00:20:46,703 --> 00:20:50,415
‫<i>و مردم دارن پاپ‌کورن</i>
<i>‫و بادوم زمینی پرت می‌کنن.</i>

277
00:20:50,499 --> 00:20:53,961
‫<i>و متاسفانه باید بگم</i>
<i>‫با این مسابقه‌ای که امشب</i>

278
00:20:54,044 --> 00:20:56,129
‫<i>از این مبارزها دیدیم،</i>
<i>‫لیاقت‌شون همینـه.</i>

279
00:20:58,215 --> 00:21:01,718
‫<i>دارم بهتون می‌گم،</i>
<i>‫دیدن مبارزی مثل جیمز برادوک</i>

280
00:21:01,802 --> 00:21:04,429
‫<i>که یه زمانی ابهت داشت</i>
<i>‫کارش به اینجا رسیده، ناراحت کننده‌ست.</i>

281
00:21:04,513 --> 00:21:06,098
‫اشکالی نداره، جیمی.

282
00:21:08,558 --> 00:21:10,060
‫مایه‌ی آبرو ریزی بود،
‫واقعاً همین بود.

283
00:21:10,102 --> 00:21:11,395
‫مایه‌ی آبرو ریزی!

284
00:21:11,478 --> 00:21:12,896
‫پول چی شد؟

285
00:21:12,938 --> 00:21:14,564
‫اگه به مبارزت اهمیت می‌دادی،

286
00:21:14,648 --> 00:21:16,608
‫الان این سوال رو نمی‌پرسیدی.

287
00:21:16,692 --> 00:21:20,028
‫باشه، با دست مصدوم مبارزه می‌کنه.

288
00:21:20,487 --> 00:21:23,156
‫شاید تو چندتا مبارز خوشحال
‫و چاق و چله توی خونه داری

289
00:21:23,240 --> 00:21:26,201
‫که به قدری پول دارن که یه ماه بین مسابقات
‫استراحت کنن، خوش به حالت!

290
00:21:26,285 --> 00:21:28,745
‫خدای من، اون دیگه نمی‌تونه
‫یه مشت درست حسابی بزنه!

291
00:21:29,079 --> 00:21:32,207
‫مسابقه‌ای که داور پایانـش
‫رو اعلام کنه؟ رقت انگیزه.

292
00:21:33,041 --> 00:21:35,168
‫همچین مبارزه‌هایی باعث می‌شه
‫مردم دیگه نیان.

293
00:21:38,672 --> 00:21:40,215
‫مجوزش رو باطل می‌کنیم، جو.

294
00:21:41,550 --> 00:21:45,012
‫هر هدفی که برادوک توی بوکس داشت،
‫گمونم دیگه بهش رسیده.

295
00:21:45,345 --> 00:21:48,181
‫- یه لحظه صبر کن. ‫- تموم شد.

296
00:21:53,895 --> 00:21:55,105
‫اوه، پسر.

297
00:22:00,652 --> 00:22:02,070
‫آقای جانستون!

298
00:22:04,281 --> 00:22:05,324
‫جیم.

299
00:22:06,283 --> 00:22:07,868
‫چه خبره؟

300
00:22:08,577 --> 00:22:11,204
‫- بهش نگفتی؟
‫- چرا، معلومه که گفتم.

301
00:22:11,288 --> 00:22:12,914
‫می‌خواست شخصاً از خودت بشنوه.

302
00:22:12,998 --> 00:22:15,083
‫بی‌خیال، آقای جانستون،
‫بازی بی‌نتیجه؟

303
00:22:15,542 --> 00:22:18,253
‫دستـم رو شکوندم. باشه؟
‫واقعاً شکوندم.

304
00:22:18,545 --> 00:22:20,630
‫نمی‌بینین درموردش شکایتی بکنم.

305
00:22:21,089 --> 00:22:22,966
‫نمی‌دونم شما از چی گِله‌ دارین.

306
00:22:23,050 --> 00:22:26,803
‫با این‌حال رفتم توی رینگ، مسابقه دادم
‫هرکاری درتوانـم بود انجام دادم.

307
00:22:27,387 --> 00:22:29,264
‫مسابقات دوره‌ای «بونداک»
‫براتون برگزار کردیم

308
00:22:29,306 --> 00:22:30,849
‫من و جو، یادتونـه؟

309
00:22:32,809 --> 00:22:35,771
‫اون موقع تنهاتون نذاشتم،
‫امشبـم مسابقه رو لغو نکردم.

310
00:22:38,315 --> 00:22:39,983
‫من که همیشه نباختم.

311
00:22:40,233 --> 00:22:42,027
‫قرار هم نیست همیشه ببازم.

312
00:22:42,861 --> 00:22:45,113
‫- هنوز می‌تونم مبارزه کنم.
‫- برو خونه.

313
00:22:45,155 --> 00:22:48,200
‫- هنوز می‌تونم مبارزه کنم.
‫- برو خونه پیش می و بچه‌ها، جیم.

314
00:22:50,160 --> 00:22:52,287
‫برم خونه؟ با چی برم خونه؟

315
00:22:52,954 --> 00:22:57,459
‫با چی برم خونه؟
‫با یه دست شکسته از مونت ورنون؟

316
00:22:59,336 --> 00:23:01,046
‫آقای جانستون!

317
00:23:35,539 --> 00:23:36,665
‫عزیزم؟

318
00:23:37,082 --> 00:23:40,794
‫مسابقه «بدون نتیجه» اعلام شد،
‫گفتن مایه‌ی آبرو ریزی بود.

319
00:23:42,337 --> 00:23:43,922
‫قراردادم رو لغو کردن.

320
00:23:48,009 --> 00:23:49,553
‫جیمی، دستـت چی شده؟

321
00:23:49,636 --> 00:23:51,805
‫دوباره شکست، از سه جا.

322
00:23:52,973 --> 00:23:54,474
‫گفتن دیگه کارم تمومـه، می.

323
00:23:54,558 --> 00:23:56,643
‫گفتن دیگه نمی‌تونم بوکسور باشم.

324
00:23:56,685 --> 00:23:58,186
‫خدا رحم کنه.

325
00:24:03,483 --> 00:24:04,568
‫باشه.

326
00:24:10,198 --> 00:24:11,992
‫جیمی، اگه نتونی کار کنی

327
00:24:12,075 --> 00:24:15,245
‫نمی‌تونیم پول برق و گاز رو بدیم.

328
00:24:20,584 --> 00:24:22,961
‫بقالی هم دیگه بهمون
‫جنس نسیه‌ای نمی‌ده.

329
00:24:26,173 --> 00:24:28,425
‫پس فکر کنم باید وسایل
‫بچه‌ها رو جمع کنیم،

330
00:24:29,217 --> 00:24:31,720
‫می‌تونن یه مدت خونه‌ی خواهرم بمونن.

331
00:24:31,761 --> 00:24:34,890
‫منم بیشتر خیاطی می‌کنم.

332
00:24:34,973 --> 00:24:36,633
‫این‌جوری می‌تونیم روزی
‫دو سه بار بریم توی صف غذا.

333
00:24:36,683 --> 00:24:38,226
‫دو سه شیفت کار می‌کنم
‫هرچقدر گیرم بیاد.

334
00:24:38,268 --> 00:24:40,562
‫- جیمی، نمی‌تونی کار کنی.
‫- می، هنوز می‌تونم کار کنم.

335
00:24:40,645 --> 00:24:43,148
‫جیمی، نمی‌تونی کار کنی.
‫دستـت شکسته.

336
00:24:45,275 --> 00:24:46,651
‫اگه من رو با این دست ببینن،

337
00:24:46,735 --> 00:24:47,903
‫حق با توئه، ‫انتخابـم نمی‌کنن.

338
00:24:47,944 --> 00:24:50,030
‫نه دم اسکله‌، نه هیچ‌جای دیگه.

339
00:24:51,823 --> 00:24:53,492
‫پس باید مخفیـش کنیم

340
00:24:53,575 --> 00:24:55,202
‫با واکس کفش.

341
00:24:57,412 --> 00:24:58,538
‫باشه؟

342
00:25:25,482 --> 00:25:28,109
‫- متاسفم. ‫- نه.

343
00:25:33,990 --> 00:25:35,158
‫نه.

344
00:25:45,585 --> 00:25:48,421
‫پنج نفر نیاز دارم، فقط پنج‌تا!

345
00:25:48,922 --> 00:25:50,799
‫زودباش، جیک!

346
00:25:52,217 --> 00:25:53,552
‫یک.

347
00:25:55,428 --> 00:25:56,721
‫دو.

348
00:25:59,391 --> 00:26:00,809
‫سه.

349
00:26:02,435 --> 00:26:03,603
‫چهار.

350
00:26:06,690 --> 00:26:08,817
‫پنج، تموم شد!

351
00:26:23,707 --> 00:26:25,917
‫صورتـت چی شده؟

352
00:26:26,293 --> 00:26:28,211
‫- دعوا کردم. ‫- آره؟

353
00:26:28,503 --> 00:26:30,297
‫واسه چی دعوا کردی؟

354
00:26:31,256 --> 00:26:32,882
‫سوال خوبیـه.

355
00:26:33,800 --> 00:26:35,218
‫من مایک ویلسون هستم.

356
00:26:36,136 --> 00:26:37,429
‫جیم برادوک.

357
00:26:38,013 --> 00:26:41,057
‫قبلاً یه مبارز خوب با این اسم
‫دنبال می‌کردم.

358
00:26:43,476 --> 00:26:46,396
‫و الان یه آدم دیگه‌ای با این اسم
‫این اطراف می‌چرخه.

359
00:26:46,479 --> 00:26:48,356
‫که دیگه نمی‌تونه مبارزه کنه.

360
00:26:48,440 --> 00:26:51,776
‫یه مردی روش شرط بسته
‫و کلی پول باخته، اونم دوبار.

361
00:26:59,200 --> 00:27:01,077
‫اون دست خوب کار نمی‌کنه.

362
00:27:01,161 --> 00:27:03,455
‫نباید جلوی سرعت منو بگیری،
‫به این شغل نیاز دارم.

363
00:27:04,748 --> 00:27:06,207
‫منم به این شغل نیاز دارم.

364
00:27:15,175 --> 00:27:17,677
‫اون دستِ لعنتی چش شده؟

365
00:27:26,353 --> 00:27:28,480
‫مگه ما از کارمون عقب افتادیم، جیک؟

366
00:27:30,523 --> 00:27:31,900
‫اون مشکلی نداره.

367
00:27:39,991 --> 00:27:41,326
‫ممنون.

368
00:27:44,663 --> 00:27:46,456
‫من یه نوشیدنی سرد می‌خوام.

369
00:27:46,998 --> 00:27:48,500
‫برای من آب معمولی بیار، کوئینسی.

370
00:27:48,583 --> 00:27:51,002
‫امروز سفارشِ ارزون قبول نمی‌کنم.

371
00:27:51,086 --> 00:27:53,046
‫برای اونم نوشیدنی بیار،
‫مهمونِ من.

372
00:27:54,381 --> 00:27:56,007
‫با احساساتـم بازی نکن.

373
00:27:56,049 --> 00:27:59,344
‫خیلی وقته نخوردم ولی لازم نیست
‫منو توی عمل انجام شده قرار بدی.

374
00:28:01,805 --> 00:28:05,517
‫آره، قبلاً کارگزار بورس بودم.
‫ولی بازم سال 1929 همه‌چی رو از دست دادم.

375
00:28:05,934 --> 00:28:07,310
‫آره، منم همین‌طور.

376
00:28:08,228 --> 00:28:11,147
‫هرچی درآورده بودم رو
‫سهام خریده بودم.

377
00:28:11,606 --> 00:28:13,441
‫حتی یه شرکت کوچیک
‫تاکسی‌رانی داشتم.

378
00:28:13,525 --> 00:28:16,903
‫آخه کی از طریق تاکسی توی
‫نیویورک پول از دست می‌ده، ها؟

379
00:28:17,070 --> 00:28:20,115
‫فکر می‌کردم این یه مورد
‫آینده‌ی نوه‌هام رو تضمین می‌کنه.

380
00:28:20,198 --> 00:28:23,034
‫می‌دونی مردم توی سنترال پارک
‫توی کلبه زندگی می‌کنن؟

381
00:28:23,118 --> 00:28:24,828
‫بهش می‌گن «هورویل».

382
00:28:25,078 --> 00:28:27,288
‫این دولت بدبخت‌مون کرد.

383
00:28:27,372 --> 00:28:30,917
‫باید گروه تشکیل بدیم، می‌دونی؟
‫اتحادیه درست کنیم، بجنگیم.

384
00:28:32,127 --> 00:28:33,878
‫بجنگیم؟ با چی بجنگیم؟

385
00:28:33,962 --> 00:28:36,339
‫با بدشانسی؟ با طمع؟ ‫با قحطی؟

386
00:28:37,257 --> 00:28:38,925
‫مشت زدن به چیزی که نمی‌بینی فایده‌ نداره.

387
00:28:39,008 --> 00:28:41,219
‫نه، درستـش می‌کنیم.

388
00:28:41,302 --> 00:28:44,013
‫- فرانکلین روزولت درستـش می‌کنه.
‫- گور بابای فرانکلین روزولت.

389
00:28:44,347 --> 00:28:46,558
‫فرانکلین روزولت، هوور،
‫همه‌شون مثل همن.

390
00:28:46,599 --> 00:28:49,310
‫می‌دونی، یه روز رفتم خونه.
‫وسط نشیمن وایستاده بودم.

391
00:28:49,394 --> 00:28:52,355
‫و وام مسکن، بازار سهام،
‫و اون وکیل لعنتی

392
00:28:52,439 --> 00:28:54,232
‫که قرار بود برای من کار کنه

393
00:28:54,315 --> 00:28:56,067
‫دیگه مال من نبودن.

394
00:28:57,152 --> 00:28:59,070
‫دیگه هیچ‌کدوم مال من نبودن.

395
00:28:59,946 --> 00:29:02,657
‫فرانکلین روزولت قرار نیست
‫خونه‌ی من رو پس بده.

396
00:29:05,410 --> 00:29:07,412
‫[دسامبر 1933]

397
00:29:08,705 --> 00:29:11,332
‫مامان، چرا من نمی‌تونم برم مدرسه؟

398
00:29:11,416 --> 00:29:13,334
‫به خاطر اینـه که دخترم؟

399
00:29:14,085 --> 00:29:16,838
‫شاید، بهش فکر نکرده بودم.

400
00:29:22,051 --> 00:29:24,179
‫اون آقاهـه کیـه دم خونه‌مون؟

401
00:29:26,139 --> 00:29:27,599
‫ببخشید!

402
00:29:30,643 --> 00:29:32,270
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

403
00:29:32,479 --> 00:29:34,189
‫ببخشید، خانم. ‫موعد پرداخت گذشته.

404
00:29:34,272 --> 00:29:36,608
‫نه، نمی‌تونین این کار رو بکنین.

405
00:29:36,691 --> 00:29:38,735
‫نمی‌تونین.
‫بچه اینجا زندگی می‌کنه.

406
00:29:39,527 --> 00:29:41,321
‫اگه نکنم، اخراجـم می‌کنن.

407
00:29:42,322 --> 00:29:44,949
‫- تا الان دو نفر رو اخراج کردن.
‫- لطفاً.

408
00:29:45,825 --> 00:29:49,913
‫این آپارتمان، فقط همین برامون مونده
‫که باعث می‌شه از پا درنیایم.

409
00:29:50,121 --> 00:29:51,873
‫خانم، منم بچه دارم.

410
00:30:03,134 --> 00:30:04,469
‫6.74 دلار.

411
00:30:05,386 --> 00:30:07,222
‫برای اینکه وصل شه
‫چقدر باید بدیم؟

412
00:30:09,307 --> 00:30:12,727
‫پول چهار ماه رو،
‫یعنی 44.12 دلار.

413
00:30:18,983 --> 00:30:22,654
‫اگه روزی 26 ساعتـم کار کنم،
‫بازم نمی‌شه جورش کرد.

414
00:30:28,993 --> 00:30:32,080
‫دیگه چیزی برای فروختن هم نداریم.

415
00:30:37,752 --> 00:30:40,004
‫بین تمام خواستگارهات
‫منو انتخاب کردی، ها؟

416
00:30:42,173 --> 00:30:45,718
‫آره، اونا چی شدن؟

417
00:31:07,115 --> 00:31:08,366
‫هاوارده.

418
00:31:10,285 --> 00:31:11,828
‫امروز عصر شروع شد.

419
00:31:20,753 --> 00:31:22,505
‫«خدایا، به زندگی‌مون برکت بده.

420
00:31:22,881 --> 00:31:25,592
‫و نعمت‌هایی از روی رحمت،

421
00:31:25,675 --> 00:31:27,218
‫بهمون نازل بفرما.»

422
00:31:30,722 --> 00:31:32,724
‫جیم.

423
00:31:34,100 --> 00:31:35,560
‫دیگه دست و دلم به دعا نمی‌ره.

424
00:31:46,946 --> 00:31:48,615
‫بازم چوب برای آتش.

425
00:31:55,580 --> 00:31:59,542
‫<i>کجا داری می‌ری؟</i>
<i>‫گفتم کجا داری می‌ری؟</i>

426
00:32:00,793 --> 00:32:03,963
‫<i>برو به جهنم، ‫عوضیِ به دردنخور!</i>

427
00:32:04,047 --> 00:32:07,091
‫<i>برو پی کارت! ‫ما بهت نیاز نداریم!</i>

428
00:32:07,175 --> 00:32:10,637
‫خیلی خب، کمکـم کنین،
‫چندتا از اون چوب‌ها رو بردارین.

429
00:32:10,720 --> 00:32:13,014
‫- من برمی‌دارم، مامان.
‫- خیلی خب، بریم عزیزم.

430
00:32:13,097 --> 00:32:14,432
‫خب، عزیز دلـم.

431
00:32:21,314 --> 00:32:23,441
‫خوب و گرمـه، نه؟

432
00:32:28,947 --> 00:32:30,073
‫عزیزم؟

433
00:32:32,158 --> 00:32:33,159
‫عزیزم؟

434
00:32:33,618 --> 00:32:35,078
‫مامان رو نگاه کن.

435
00:32:40,833 --> 00:32:42,210
‫عزیز دلم.

436
00:32:50,677 --> 00:32:51,844
‫مامان؟

437
00:32:57,684 --> 00:32:58,810
‫چی شده؟

438
00:33:00,895 --> 00:33:02,689
‫هیچی، عزیز دلـم.

439
00:33:03,314 --> 00:33:05,650
‫مامان زود برمی‌گرده، باشه؟

440
00:34:00,079 --> 00:34:01,956
‫تب هاوارد داشت بدتر می‌شد،

441
00:34:02,582 --> 00:34:04,792
‫و بعد رزی شروع ‫کرد به عطسه کردن.

442
00:34:16,637 --> 00:34:19,515
‫- اونا کجان، می؟
‫- جیم، حتی نمی‌تونیم گرم نگه‌شون داریم.

443
00:34:21,434 --> 00:34:22,602
‫بچه‌ها کجان؟

444
00:34:23,644 --> 00:34:26,522
‫پسرها خونه‌ی پدرم توی بروکلین
‫روی کاناپه می‌خوابن.

445
00:34:26,606 --> 00:34:28,274
‫و رزی پیش خواهرم می‌مونه.

446
00:34:28,357 --> 00:34:30,026
‫جیمی، نمی‌تونیم نگه‌شون داریم!

447
00:34:30,109 --> 00:34:32,737
‫نمی‌تونی بدونِ من درمورد بچه‌ها
‫تصمیمی بگیری.

448
00:34:32,820 --> 00:34:35,782
‫اگه مریضی‌شون جدی شه چی؟
‫همین الان به دکتر مک‌دانلد بدهکاریم

449
00:34:35,865 --> 00:34:37,900
‫اگه بفرستیـشون برن،
‫یعنی تا الان تلاشمـون بیهوده بوده.

450
00:34:37,950 --> 00:34:40,161
‫- فقط تا وقتی بتونیم...
‫- واسه چی تلاش کردیم؟

451
00:34:40,244 --> 00:34:42,413
‫اگه نتونیم باهم بمونیم،
‫یعنی باختیـم!

452
00:34:42,497 --> 00:34:44,582
‫- یعنی تسلیم شدیم!
‫- من تسلیم نشدم!

453
00:34:44,665 --> 00:34:46,409
‫دارم سعی می‌کنم از
‫بچه‌هامون محافظت کنم.

454
00:34:46,459 --> 00:34:47,502
‫می، بهش قول دادم.

455
00:34:48,544 --> 00:34:49,921
‫بیرونِ قصابی،

456
00:34:49,962 --> 00:34:50,963
‫توی چشم‌هاش نگاه کردم

457
00:34:51,047 --> 00:34:52,590
‫و از ته دلـم بهش قول دادم

458
00:34:52,673 --> 00:34:55,093
‫که هیچ‌وقت نمی‌فرستمـش بره.

459
00:34:57,011 --> 00:34:58,513
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

460
00:34:59,388 --> 00:35:00,556
‫تو اینجا نبودی.

461
00:35:01,599 --> 00:35:03,059
‫نمی‌تونی قولِ منو بشکونی.

462
00:35:04,936 --> 00:35:08,106
‫جیم، اوضاع رو ندیدی.
‫اینجا نبودی.

463
00:35:17,490 --> 00:35:18,574
‫متاسفم.

464
00:35:23,037 --> 00:35:24,330
‫متاسفم، جیمی.

465
00:35:28,126 --> 00:35:29,877
‫چیکار می‌کنی؟

466
00:35:34,507 --> 00:35:35,758
‫جیم؟

467
00:35:36,843 --> 00:35:40,304
‫جیمی! ‫کجا میری؟

468
00:35:42,306 --> 00:35:43,808
‫کجا میری، جیمی؟

469
00:35:59,657 --> 00:36:02,034
‫[سازمان امدادرسانی اضطراری نیوجرسی]

470
00:36:03,411 --> 00:36:05,997
‫این‌جوری واجد شرایط نمی‌شین، آقا.
‫دیگه چی می‌تونین بهم بگیم.

471
00:36:06,080 --> 00:36:08,583
‫مشکل اینـه که همسرم داره
‫تمام دندون‌هاش رو از دست میده.

472
00:36:08,666 --> 00:36:10,209
‫براش یه حکم امدادرسانی گرفتم.

473
00:36:10,293 --> 00:36:12,545
‫دکتر گفت برای نخوردن غذای کافیـه.

474
00:36:12,628 --> 00:36:14,922
‫هنوزم داره از نوزاد نگه‌داری می‌کنه

475
00:36:15,006 --> 00:36:16,632
‫از پس هزینه‌‌ی شیر
‫برای خانواده برنمیایم.

476
00:36:16,716 --> 00:36:17,842
‫باشه.

477
00:36:29,437 --> 00:36:31,564
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫اینجا ببینمـت، جیم.

478
00:37:22,657 --> 00:37:26,535
‫[مدیسون اسکوئر گاردن]

479
00:37:43,219 --> 00:37:44,762
‫<i>اون پرید بالا</i>

480
00:37:45,054 --> 00:37:47,098
‫<i>چهارپایه رو از رینگ</i>
<i>‫پرت کرد بیرون</i>

481
00:37:48,224 --> 00:37:49,809
‫<i>اون فقط عصبانی بود.</i>

482
00:37:49,892 --> 00:37:51,018
‫<i>من مایک رو گرفتم</i>

483
00:37:57,775 --> 00:37:59,610
‫جیمی برادوک اومده.

484
00:38:06,575 --> 00:38:08,452
‫داستان اینه که از پس

485
00:38:10,204 --> 00:38:11,455
‫از پس هزینه‌ی گاز برنمیام.

486
00:38:12,540 --> 00:38:14,125
‫مجبور شدم بچه‌هام رو
‫بفرستم پیش کسی.

487
00:38:15,418 --> 00:38:18,087
‫می‌دونین، همه‌ش دارن شیفت‌های
‫اسکله رو کم می‌کنن،

488
00:38:18,170 --> 00:38:20,256
‫و هر روز انتخابـت نمی‌کنن.

489
00:38:23,968 --> 00:38:26,470
‫هرچیزی که خریدار داشت ‫رو فروختم.

490
00:38:34,228 --> 00:38:37,231
‫رفتم سازمان کمک‌های مردمی،
‫درخواست امدادرسانی کردم.

491
00:38:37,940 --> 00:38:41,402
‫بهم 19 دلار دادن.
‫18 دلارِ و 38 سنت لازم دارم

492
00:38:41,485 --> 00:38:44,447
‫تا بتونم پول قبض رو بدم
‫و بچه‌ها رو برگردونم.

493
00:38:48,826 --> 00:38:52,288
‫انقدر منو می‌شناسین که بدونین
‫اگه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم

494
00:38:53,873 --> 00:38:55,082
‫اینجا نمی‌اومدم.

495
00:38:59,545 --> 00:39:02,715
‫اگه توی این دوران کمکـم کنین،
‫قطعاً سپاسگزار خواهم بود.

496
00:39:15,394 --> 00:39:16,771
‫حتماً جیم، حتماً.

497
00:39:24,945 --> 00:39:26,113
‫موفق باشی.

498
00:39:27,281 --> 00:39:28,532
‫جیم.

499
00:39:32,745 --> 00:39:34,038
‫هی، جیمی.

500
00:40:03,567 --> 00:40:04,902
‫بفرما، جیم.

501
00:40:06,445 --> 00:40:07,738
‫موفق باشی، جیم.

502
00:40:30,136 --> 00:40:32,638
‫ببخشید، جو. نمی‌دونستم...
‫ببخشید.

503
00:40:35,015 --> 00:40:37,351
‫واسه چی معذرت‌خواهی می‌کنی؟

504
00:40:38,144 --> 00:40:39,812
‫خدای من، جیمی.

505
00:40:47,153 --> 00:40:48,612
‫چقدر کم داری؟

506
00:41:00,458 --> 00:41:01,959
‫حدود 1.50 دلار.

507
00:41:05,004 --> 00:41:06,088
‫باشه.

508
00:41:08,591 --> 00:41:10,426
‫اومدیم خونه!
‫آخ جون، اومدیم خونه!

509
00:41:10,718 --> 00:41:12,136
‫خوش‌حالیـم که اومدیم خونه!

510
00:41:15,514 --> 00:41:16,599
‫خوبـه.

511
00:41:24,356 --> 00:41:25,483
‫خیلی خب.

512
00:41:26,358 --> 00:41:30,154
‫- هاوارد، روی تخت نپر.
‫- ببخشید، مامان.

513
00:41:30,779 --> 00:41:32,114
‫برام بخون، جی.

514
00:41:32,907 --> 00:41:34,909
‫«داشت از راه پله بالا می‌رفت»

515
00:41:34,992 --> 00:41:37,953
‫خوش‌حالی اومدی خونه؟
‫منم خوش‌حالـم.

516
00:41:39,079 --> 00:41:40,623
‫عروسکِ کوچولوی من.

517
00:42:00,893 --> 00:42:02,186
‫آرزو کنین، بچه‌ها.

518
00:42:02,394 --> 00:42:03,521
‫فوت کنین!

519
00:42:08,567 --> 00:42:11,195
‫هی هاوارد، زودباش.
‫می‌خوان کیک رو ببرن.

520
00:42:11,362 --> 00:42:12,530
‫می‌خوای بری توی صف؟

521
00:42:13,030 --> 00:42:15,199
‫دلت کیک شکلاتی نمی‌خواد؟

522
00:42:15,282 --> 00:42:17,243
‫وقتی مال خودمون بود
‫بیشتر دوست داشتم.

523
00:42:17,409 --> 00:42:18,744
‫می‌فهمم چی می‌گی.

524
00:42:22,831 --> 00:42:24,500
‫- سلام هاوارد. ‫- سلام.

525
00:42:24,708 --> 00:42:27,461
‫پدرت تا حالا بهت گفته
‫قبلاً باهاش تمرین می‌کردم؟

526
00:42:28,212 --> 00:42:30,756
‫- کشیش رو کتک می‌زدی؟
‫- هروقت که می‌تونستم.

527
00:42:31,298 --> 00:42:33,801
‫ولی یه جورایی ناقلا بود.
‫سخت می‌شد گیرش انداخت.

528
00:42:34,051 --> 00:42:35,511
‫برم یکم کیک بگیر، زود باش.

529
00:42:36,929 --> 00:42:38,347
‫جات توی کلیسا خالیـه، جیمی.

530
00:42:39,098 --> 00:42:41,350
‫یکشنبه‌ها می‌تونم شیفت اضافه بگیرم.

531
00:42:41,433 --> 00:42:43,269
‫جیمز.

532
00:42:43,352 --> 00:42:44,436
‫<i>مایک، شنیدی چی گفتم؟</i>

533
00:42:44,520 --> 00:42:45,604
‫ببخشید.

534
00:42:45,688 --> 00:42:48,566
‫<i>هر روز درگیر حل کردن مشکل دنیایی.</i>
<i>‫پس مشکلات خانواده‌ت چی؟</i>

535
00:42:48,607 --> 00:42:50,067
‫چه جور پدری هستی؟

536
00:42:50,109 --> 00:42:53,279
‫غرورت اجازه نمی‌ده بری اون طرف خیابون
‫چون دخترت یه کیک برای خودش نداره؟

537
00:42:53,362 --> 00:42:55,823
‫حالا با این سر و وضع اومدی کلیسا،
‫خدای من.

538
00:42:55,906 --> 00:42:59,034
‫- این شوخیـه، سارا؟ داری شوخی می‌کنی؟
‫- دارم میگم بسه دیگه!

539
00:42:59,118 --> 00:43:01,829
‫- بچه‌ها، داور کجاست؟
‫- چطوره تو دخالت نکنی؟

540
00:43:01,912 --> 00:43:04,873
‫- این دعوا بین زن و شوهره.
‫- چطور می‌تونی به خودت بگی شوهر؟

541
00:43:04,957 --> 00:43:05,958
‫- چی گفتی؟ ‫- بی‌خیال.

542
00:43:06,000 --> 00:43:07,042
‫دستـت رو بکش!

543
00:43:07,126 --> 00:43:08,168
‫یکشنبه‌ست، نوشیدنی خوردی.

544
00:43:08,252 --> 00:43:10,629
‫- اشکالی نداره، روز استراحتـه.
‫- دیگه نمی‌ذارن مبارزه کنی،

545
00:43:10,713 --> 00:43:11,880
‫می‌خوای با من مبارزه کنی؟

546
00:43:11,964 --> 00:43:13,257
‫مایک، لازم نیست این کار رو بکنی.

547
00:43:13,340 --> 00:43:14,592
‫من باهات خصومتی ندارم.

548
00:43:14,675 --> 00:43:17,052
‫زود باش! نمی‌تونی بری توی رینگ، ها؟

549
00:43:17,636 --> 00:43:19,805
‫زود باش، برادوک.
‫سرت رو می‌ترکونم!

550
00:43:20,598 --> 00:43:24,059
‫جیم، نه! ‫مایک، خوبی عزیزم؟

551
00:43:25,060 --> 00:43:26,478
‫ولـم کن بابا!

552
00:43:27,021 --> 00:43:28,897
‫برین به جهنم! جفت‌تون!

553
00:43:29,898 --> 00:43:31,734
‫خدای من، جیم.
‫نمی‌خواست منو بزنه.

554
00:43:34,320 --> 00:43:35,904
‫مایک، صبر کن!

555
00:43:46,832 --> 00:43:49,918
‫حالا، مهم اینه که بدنـت
‫رو پشت مشتـت بچرخونی.

556
00:43:50,002 --> 00:43:52,129
‫بنگ، درستـه. ‫درست وسط لپ، آره.

557
00:43:54,173 --> 00:43:55,174
‫خودشـه.

558
00:43:57,968 --> 00:44:01,263
‫آفرین دختر خوب.
‫ضربه‌هات از بابات بهتره.

559
00:44:03,223 --> 00:44:06,977
‫- پسر چقدر تو شجاعی.
‫- نه واقعاً، می رفته خرید.

560
00:44:08,479 --> 00:44:09,938
‫ضربه‌ی خوبی بود، بچه جون!

561
00:44:10,022 --> 00:44:12,650
‫می‌خوای بری با بچه‌ها بازی کنی،
‫تا من با عمو جو حرف بزنم؟

562
00:44:15,152 --> 00:44:18,572
‫جو گوئلد، می‌بینم که
‫هنوز سر و وضعـت خوبه.

563
00:44:18,864 --> 00:44:21,784
‫قطعاً.
‫باید ظاهر رو حفظ کرد، درستـه؟

564
00:44:23,369 --> 00:44:25,704
‫- خوش‌حالـم دیدمـت، جیمی.
‫- منم خوش‌حالـم، جو.

565
00:44:27,373 --> 00:44:28,916
‫روز خوبیـه، ها؟

566
00:44:30,042 --> 00:44:31,335
‫آره.

567
00:44:33,545 --> 00:44:36,298
‫این همه راه رانندگی کردی
‫که درباره‌ی آب و هوا حرف بزنی؟

568
00:44:36,382 --> 00:44:39,134
‫شاید این اطراف بودم،
‫تا حالا این به فکرت رسیده؟

569
00:44:39,218 --> 00:44:40,344
‫اومده باشم هواخوری.

570
00:44:41,136 --> 00:44:43,138
‫جو، اینجا جرسی‌ـه.

571
00:44:45,182 --> 00:44:46,558
‫آره، نکته‌ی خوبی بود.

572
00:44:49,561 --> 00:44:50,562
‫نکته‌ی خوبی بود.

573
00:44:51,897 --> 00:44:53,107
‫یه مبارزه برات جور کردم.

574
00:44:54,858 --> 00:44:56,860
‫- خندیدیم، برو به جهنم.
‫- بی‌خیال، می‌خوایش، نه؟

575
00:44:56,944 --> 00:45:00,197
‫چی؟ یعنی می‌خوایم با
‫ کمیته‌ی بوکس درمیون بذاریم؟

576
00:45:00,239 --> 00:45:03,367
‫آره، و اونا مجوزش رو میدن.
‫ولی فقط برای یه مبارزه.

577
00:45:03,450 --> 00:45:05,994
‫قرار نیست برگردی، باشه؟
‫فقط یه مبارزه‌ست.

578
00:45:06,745 --> 00:45:07,204
‫چرا؟

579
00:45:07,246 --> 00:45:08,872
‫به خاطر کسی که
‫قراره باهاش مبارزه کنی.

580
00:45:08,956 --> 00:45:09,998
‫چقدر؟

581
00:45:10,082 --> 00:45:11,583
‫فقط یه بارم شده
‫بپرس طرف مقابل کیه.

582
00:45:11,667 --> 00:45:14,044
‫- چقدر؟ ‫- 250 دلار.

583
00:45:14,253 --> 00:45:17,005
‫یه مسابقه‌ی بزرگ توی گاردن،
‫فردا شب.

584
00:45:17,089 --> 00:45:19,299
‫با کورن گریفین مبارزه می‌کنی، جیمی.

585
00:45:19,383 --> 00:45:21,468
‫دومین رقیب سنگین وزن در دنیا.

586
00:45:21,552 --> 00:45:23,262
‫این مسابقه‌ی قبل از قهرمانیـه.

587
00:45:23,345 --> 00:45:25,556
‫- جو، اگه شوخیـه خنده‌دار نیست.
‫- نه، نیست.

588
00:45:25,597 --> 00:45:27,558
‫و لطف هم نیست.

589
00:45:27,599 --> 00:45:29,977
‫حریف گریفین نتونست
‫باهاش مبارزه کنه.

590
00:45:30,060 --> 00:45:32,688
‫برای همین مجبور شدن کسی رو
‫پیدا کنن که یه روزه حاضر شه بیاد.

591
00:45:32,771 --> 00:45:34,064
‫هیچ شخص معتبری

592
00:45:36,942 --> 00:45:39,778
‫هیچ‌کس حاضر نیست بدون تمرین
‫با گریفین مبارزه کنه.

593
00:45:40,904 --> 00:45:45,033
‫پس من گفتم به این فکر کنین که گریفین
‫قراره کسی که تاحالا ضربه فنی نشده،

594
00:45:45,784 --> 00:45:47,119
‫رو ضربه فنی کنه.

595
00:45:48,328 --> 00:45:49,538
‫تو رو طعمه کردن، جیمی.

596
00:45:49,997 --> 00:45:51,290
‫داری راست می‌گی، جو؟

597
00:45:51,373 --> 00:45:53,083
‫بی‌خیال، همیشه راست می‌گم.

598
00:45:53,417 --> 00:45:55,377
‫برای 250 دلار، ‫حاضرم مبارزه کنم.

599
00:45:56,378 --> 00:45:57,413
‫دیگه داری رویاپردازی می‌کنی.

600
00:45:57,463 --> 00:45:59,214
‫و مادربزرگـت، اونم هم زمان.

601
00:45:59,298 --> 00:46:00,632
‫- با یا بدون دندون مصنوعی؟
‫- بدون.

602
00:46:00,716 --> 00:46:02,009
‫پس می‌میری، کارت تمومه.

603
00:46:02,301 --> 00:46:03,419
‫- هیچ شانسی نداری. ‫- 250 دلار؟

604
00:46:03,469 --> 00:46:04,762
‫250 دلار. ‫بیا اینجا.

605
00:46:09,308 --> 00:46:11,059
‫اینجا بلیط بگیرین!

606
00:46:11,810 --> 00:46:16,106
‫[استادیوم مدیسون اسکوئر گاردن
‫14 ژوئن، 1934]

607
00:46:17,316 --> 00:46:20,444
‫خدای من،
‫صد و خرده‌ای مبارزه کردی.

608
00:46:20,527 --> 00:46:21,987
‫تا حالا ضربه فنی نشدی،

609
00:46:22,070 --> 00:46:23,947
‫بعد رفتی تجهیزاتـت رو فروختی؟

610
00:46:24,656 --> 00:46:26,617
‫80 تا مبارزه‌ی حرفه‌ای،
‫50 تا آماتور.

611
00:46:27,493 --> 00:46:30,329
‫چقدر آدما زود یادشون رفتـه!
‫خیلی متاسفم.

612
00:46:30,454 --> 00:46:33,457
‫تجهیزات و روبدوشامبر قرض گرفتـم،
‫آماده شو.

613
00:46:35,667 --> 00:46:36,710
‫جو.

614
00:46:40,839 --> 00:46:43,967
‫چطوره یه شیپور بگیرم دستـم
‫دور رینگ دنبالش کنم.

615
00:46:46,011 --> 00:46:48,764
‫ایده‌ی خوبیـه. ‫نوشیدنی خوردی؟

616
00:46:48,847 --> 00:46:50,641
‫سعی داری ناراحتـم کنی؟

617
00:46:50,933 --> 00:46:54,144
‫زیادی شل و ول شدی، داری می‌ترسونیم،
‫حواست رو جمع کن.

618
00:46:54,186 --> 00:46:57,314
‫بی‌خیال، جو.
‫جفتمـون می‌دونیم قضیه چیـه، نه؟

619
00:46:58,398 --> 00:47:01,693
‫فرصت پیدا می‌کنم یکم آینده‌ی
‫بچه‌هام رو تضمین کنم،

620
00:47:02,110 --> 00:47:04,988
‫و می‌تونم توی گاردن با بوکس
‫خداحافظی کنم.

621
00:47:06,907 --> 00:47:08,700
‫سالن پر از آدم،
‫یه مسابقه‌ی بزرگ.

622
00:47:10,035 --> 00:47:11,370
‫خیلی ازت ممنونـم.

623
00:47:11,620 --> 00:47:13,497
‫باشه، زود باش، عجله کن.

624
00:47:13,872 --> 00:47:15,457
‫بیا زودتر بزنیم بیرون.

625
00:47:18,919 --> 00:47:20,295
‫این چه کوفتی بود؟

626
00:47:21,380 --> 00:47:23,674
‫امروز صبح توی صف ‫سوپ کم آوردن.

627
00:47:23,757 --> 00:47:25,801
‫«امروز صبح توی صف ‫سوپ کم آوردن»؟

628
00:47:25,884 --> 00:47:28,804
‫چطوری می‌خوای با شکم خالی
‫مبارزه کنی؟

629
00:47:29,346 --> 00:47:30,681
‫<i>عصر بخیر.</i>

630
00:47:30,764 --> 00:47:35,519
‫<i>خوش اومدین به پخش رادیویی</i>
<i>‫مبارزه‌ی پریمو کانرا و مکس بر</i>

631
00:47:35,811 --> 00:47:38,313
‫<i>برای قهرمانی سنگین وزن جهان!</i>

632
00:47:39,022 --> 00:47:42,067
‫فقط خوراک گوشت داشتن، باشه؟
‫زود باش بخور.

633
00:47:42,693 --> 00:47:45,237
‫- قاشق داری؟ ‫- خدای من، نذاشتن؟

634
00:47:45,320 --> 00:47:47,531
‫- زود باش، باید بریم دیگه.
‫- یه ذره می‌خورم، جو.

635
00:47:47,614 --> 00:47:49,575
‫با انگشت‌هام می‌خورم.

636
00:47:50,033 --> 00:47:51,785
‫وقت نداریم دوباره باندپیچیـت کنم.

637
00:47:52,077 --> 00:47:54,955
‫فقط بشین سرجات،
‫میرم قاشق پیدا کنم.

638
00:47:56,665 --> 00:47:58,083
‫خدای من.

639
00:48:09,553 --> 00:48:12,014
‫دارم روح می‌بینم؟ ‫یا شبح؟

640
00:48:12,097 --> 00:48:15,267
‫یا اون جیمز جی برادوک‌ـه،
‫بول‌داگ برگن؟

641
00:48:15,601 --> 00:48:18,061
‫حالت چطوره، جیمی؟
‫دست راستـت چطوره؟

642
00:48:18,103 --> 00:48:19,521
‫<i>برادوک، نوبت توئه!</i>

643
00:48:25,319 --> 00:48:27,738
‫- اسپورتی لوئیس، حالت چطوره؟
‫- خودت چطوری؟

644
00:48:30,198 --> 00:48:33,243
‫18 جولای 1929.

645
00:48:34,661 --> 00:48:35,787
‫روزنامه‌ی «نیویورک هرالد».

646
00:48:37,831 --> 00:48:39,958
‫«ثابت کرد که زیادی جوان
‫و تازه کاره

647
00:48:40,918 --> 00:48:42,252
‫و با سرعت زیادی پیشرفت کرده

648
00:48:44,129 --> 00:48:46,590
‫لوگران توی رینگ
‫حرفه‌ی بول‌داگ رو نابود کرد.

649
00:48:47,591 --> 00:48:49,092
‫یه مراسم تدفین غم‌انگیز

650
00:48:50,594 --> 00:48:52,304
‫با جسدی که هنوز نفس می‌کشه.»

651
00:48:53,263 --> 00:48:56,391
‫من که خودم مبارزه نمی‌کنم، جیمی.
‫فقط درموردشون می‌نویسم.

652
00:48:56,475 --> 00:48:59,019
‫اسپورتی، این مزخرفات رو
‫به مخاطب‌هات بگو.

653
00:49:10,948 --> 00:49:12,115
‫جیم برادوک کیـه؟

654
00:49:12,157 --> 00:49:15,035
‫مدادت رو دربیار، بچه جون.
‫جملات اولیه‌ت رو بهت می‌گم.

655
00:49:15,118 --> 00:49:17,287
‫زودباش، شوخی نمی‌کنم. ‫بنویس.

656
00:49:17,663 --> 00:49:20,624
‫«امشب مسیر رختکن تا رینگ

657
00:49:20,707 --> 00:49:23,835
‫تنها زمانی بود که جیم برادوکِ پیر

658
00:49:23,919 --> 00:49:25,420
‫خوب به نظر میای، جیمی!

659
00:49:25,837 --> 00:49:27,756
‫روی پا وایستاده بود.» ‫نوشتی؟

660
00:49:27,839 --> 00:49:30,300
‫<i>قبل از مسابقات قهرمانی امشب،</i>
<i>‫براتون</i>

661
00:49:30,342 --> 00:49:33,136
‫<i>یه مسابقه‌ی ویژه با حضور</i>
<i>‫سرباز جوانِ چارلی هاروی،</i>

662
00:49:33,512 --> 00:49:34,805
‫<i>کورن گریفین داریم.</i>

663
00:49:34,888 --> 00:49:36,556
‫<i>گریفین کسیـه که</i>
<i>‫توی مسابقات تمریناتی</i>

664
00:49:36,640 --> 00:49:38,767
‫<i>از کانرای قهرمان بهتر عمل کرد.</i>

665
00:49:39,017 --> 00:49:40,394
‫<i>و رقیبـش کیـه؟</i>

666
00:49:40,477 --> 00:49:43,605
‫<i>به نظر میاد جیم برادوک پیر</i>
<i>‫رو از بازنشستگی درآوردن</i>

667
00:49:43,689 --> 00:49:45,107
‫<i>فقط برای یه مبارزه.</i>

668
00:49:45,315 --> 00:49:46,984
‫- هی، مایک.
‫<i>- گریفین وارد رینگ شده.</i>

669
00:49:47,025 --> 00:49:49,277
‫- برادوک؟ رفیقـت نیست؟
‫<i>- هیکلـش رو نگاه کنین!</i>

670
00:49:50,070 --> 00:49:52,280
‫<i>این گوشه</i>

671
00:49:53,907 --> 00:49:57,619
‫<i>مبارز سنگین وزنِ قوی و پرشور</i>

672
00:49:57,703 --> 00:49:59,788
‫<i>از فورت بنینگ، جورجیا</i>

673
00:50:00,247 --> 00:50:03,709
‫<i>که داره با مشت زدن</i>
<i>‫خودش رو به بالاها می‌رسونه.</i>

674
00:50:04,209 --> 00:50:06,837
‫<i>جان کورن گریفین!</i>

675
00:50:10,549 --> 00:50:14,469
‫<i>حریفـش، مبارز معروف</i>

676
00:50:14,553 --> 00:50:18,724
‫<i>که تا حالا توی بیش از 80</i>
<i>‫مبارزه‌ی حرفه‌ای ضربه فنی نشده</i>

677
00:50:19,474 --> 00:50:20,726
‫کوئینسی، نوشیدنی. ‫مبارزه داریم!

678
00:50:20,767 --> 00:50:21,977
‫<i>کهنه سربازی با مشتی قدرتمند</i>

679
00:50:22,060 --> 00:50:24,563
‫<i>اهل برگن شمالی نیوجرسی،</i>

680
00:50:25,313 --> 00:50:27,941
‫<i>جیمز جی برادوک!</i>

681
00:50:53,425 --> 00:50:55,427
‫<i>براساس پیش‌بینی گزارشگرهای</i>
<i>‫کنار رینگ</i>

682
00:50:55,510 --> 00:50:57,512
‫<i>برادوک 2 راند هم دووم نمیاره.</i>

683
00:50:57,596 --> 00:51:00,098
‫<i>گریفین به نسبت پنج به یک</i>
<i>‫شانس بیشتری برای برد داره.</i>

684
00:51:00,182 --> 00:51:02,684
‫<i>ولی جو گوئلد ادعا می‌کنه</i>
<i>‫دست راستِ برادوک مشکلی نداره.</i>

685
00:51:02,768 --> 00:51:04,770
‫<i>امشب جیمی به دوتا دست</i>
<i>‫خوب نیاز داره.</i>

686
00:51:10,484 --> 00:51:12,360
‫<i>گریفین از گوشه‌ی خودش</i>
<i>‫می‌پره بیرون!</i>

687
00:51:12,736 --> 00:51:14,780
‫<i>همه‌چی از همون اول ‫سرعت گرفت.</i>

688
00:51:14,863 --> 00:51:17,899
‫[کورن گریفین در برابر جیمز جی برادوک
‫استادیوم مدیسون اسکوئر گاردن، 14 ژوئن 1934]

689
00:51:17,949 --> 00:51:19,826
‫زود باش، برادوک.
‫درست حسابی مبارزه کن.

690
00:51:27,000 --> 00:51:29,127
‫خودت رو نجات بده!
‫خودت رو نجات بده، جیمی!

691
00:51:29,252 --> 00:51:31,004
‫<i>یه ضربه با دست چپ</i>
<i>‫به بدن برادوک می‌خوره</i>

692
00:51:31,088 --> 00:51:32,255
‫<i>و یه ضربه با راست به سرش!</i>

693
00:51:32,339 --> 00:51:34,007
‫<i>برادوک داره عقب‌نشینی می‌کنه.</i>

694
00:51:34,382 --> 00:51:35,467
‫<i>یه ضربه‌ی محکم با راست!</i>

695
00:51:35,550 --> 00:51:37,094
‫<i>توی گوشه‌ی بی‌طرف گیر میفته.</i>

696
00:51:37,511 --> 00:51:39,179
‫از اونجا خارج شو، جیمی! ‫خارج شو!

697
00:51:39,262 --> 00:51:40,263
‫<i>گریفین ولـش نمی‌کنه!</i>

698
00:51:41,181 --> 00:51:42,682
‫<i>برادوک حسابی مشت می‌خوره.</i>

699
00:51:45,268 --> 00:51:46,770
‫<i>و برادوک افتاد روی زمین.</i>

700
00:51:47,062 --> 00:51:49,022
‫خفه شین! می‌خوام بشنوم! ‫خفه شین!

701
00:51:49,898 --> 00:51:53,276
‫جیم؟ مشکلی نداری. ‫بلند نشو.

702
00:52:01,868 --> 00:52:04,246
‫- یک، دو.
‫- بلند نشو! چرا عجله داری؟

703
00:52:04,287 --> 00:52:06,581
‫- سه، چهار. ‫- هی! گوش کن.

704
00:52:06,665 --> 00:52:09,084
‫- از ضربه‌ی چپ خوشم اومد، دوتا چپ بزن.
‫- پنج.

705
00:52:09,167 --> 00:52:10,418
‫- دوتا با چپ بهش بزن! ‫- شش.

706
00:52:10,502 --> 00:52:12,420
‫- پاپ، پاپ! دوبلـش کن. ‫- هفت.

707
00:52:12,504 --> 00:52:14,464
‫- چطوره؟ بلند شو. ‫- هشت.

708
00:52:14,506 --> 00:52:16,133
‫چه غلطی داری می‌کنی؟ ‫بزن بریم.

709
00:52:16,216 --> 00:52:17,217
‫نُه.

710
00:52:17,634 --> 00:52:19,594
‫آره، زود باش جیمی!
‫روی پاهات وایسا، زود باش!

711
00:52:20,846 --> 00:52:23,140
‫<i>داور دست تکون میده</i>
<i>‫که گریفین وارد شه.</i>

712
00:52:23,807 --> 00:52:24,808
‫همین کار رو بکن.

713
00:52:24,850 --> 00:52:26,184
‫حرکت خوبی بود!

714
00:52:26,893 --> 00:52:28,562
‫کارش رو بساز!

715
00:52:30,313 --> 00:52:31,606
‫<i>یه ضربه‌ی محکم می‌زنه! ‫یکی دیگه!</i>

716
00:52:33,483 --> 00:52:35,152
‫به نیویورک خوش اومدی.

717
00:52:35,193 --> 00:52:37,112
‫زیباست!

718
00:52:37,696 --> 00:52:39,614
‫حالا بهتر شد!
‫بذار زخمـت رو ببینم.

719
00:52:40,198 --> 00:52:41,658
‫عالی به نظر میای!

720
00:52:42,450 --> 00:52:45,328
‫قطعاً از کار کردن توی اسکله بهتره!

721
00:52:46,955 --> 00:52:50,667
‫بگو، دوتا ضربه هیجان‌انگیز به نظر میاد!
‫عالی به نظر میاد!

722
00:52:51,042 --> 00:52:53,170
‫الان دیگه از دستـت کفری شده.
‫دیدی چی شد؟

723
00:52:53,211 --> 00:52:56,339
‫بعد از اینکه بهش ضربه زدی دستـش رو
‫باز می‌کنه، باید همون موقع با راست بزنی.

724
00:52:56,423 --> 00:52:57,424
‫خیلی سریع.

725
00:52:58,383 --> 00:53:00,594
‫ولی باید جلوی چندتا از
‫ضربه‌های چپـش رو بگیری.

726
00:53:01,553 --> 00:53:03,471
‫دیدی ضربه‌ای از سرم فراتر بره؟

727
00:53:03,972 --> 00:53:05,015
‫این حرکت رو تکرار کن!

728
00:53:08,935 --> 00:53:10,687
‫<i>گریفین هنوز ضربه‌های</i>
<i>‫سنگینی پرت می‌کنه.</i>

729
00:53:10,729 --> 00:53:12,856
‫<i>می‌خواد اولین کسی باشه</i>
<i>‫که رکورد برادوک رو می‌شکنه.</i>

730
00:53:15,066 --> 00:53:17,068
‫<i>برادوک یه ضربه‌ی قویِ دیگه</i>
<i>‫با راست می‌زنه!</i>

731
00:53:17,194 --> 00:53:19,362
‫<i>با اون ضربه سر گریفین</i>
<i>‫به عقب پرتاب شد.</i>

732
00:53:21,072 --> 00:53:22,407
‫زود باش!

733
00:53:22,490 --> 00:53:23,825
‫<i>گریفین داره آماده می‌شه.</i>

734
00:53:26,953 --> 00:53:28,622
‫برو کنار! ‫ازش فاصله بگیر، جیمی!

735
00:53:28,705 --> 00:53:30,540
‫<i>یه حمله‌ی بزرگِ دیگه از گریفین!</i>

736
00:53:30,582 --> 00:53:34,252
‫<i>برادوک داره دووم میاره، ولی رفقا</i>
<i>‫ضربات سنگینی داره تحمل می‌کنه.</i>

737
00:53:36,504 --> 00:53:39,132
‫دوتا راند بیشتر از چیزی که
‫فکر می‌کردم دووم آورد.

738
00:53:39,758 --> 00:53:42,052
‫نیم قدم باهات فاصله داره.
‫حسـش می‌کنی؟

739
00:53:43,220 --> 00:53:45,096
‫همون حرکت رو تکرار کن.

740
00:53:45,347 --> 00:53:46,473
‫بجنب، بجنب.

741
00:53:48,308 --> 00:53:50,435
‫<i>تا الان 6 دقیقه‌ی وحشیانه گذشته.</i>

742
00:53:51,186 --> 00:53:54,314
‫<i>برادوک انگار داره جلوی</i>
<i>‫ریزش کوه رو می‌گیره.</i>

743
00:53:56,942 --> 00:53:58,860
‫<i>گریفین با دست چپ ‫بهش مشت می‌زنه.</i>

744
00:53:58,944 --> 00:54:00,904
‫<i>و برادوک داره میفته توی چاه.</i>

745
00:54:03,490 --> 00:54:05,075
‫بذار رو به روت بمونه!

746
00:54:06,785 --> 00:54:07,869
‫بکشـش جلو، جیم.

747
00:54:08,453 --> 00:54:10,288
‫<i>جیمی بالاخره داره سرش</i>
<i>‫رو تکون میده.</i>

748
00:54:11,957 --> 00:54:13,541
‫حواست به موقعیت باشه!

749
00:54:22,634 --> 00:54:23,927
‫<i>و گریفین افتاد روی زمین!</i>

750
00:54:29,391 --> 00:54:31,643
‫تا حالا کجا بودی، ‫جیمی برادوک؟

751
00:54:32,477 --> 00:54:35,689
‫یک، دو، سه.

752
00:54:36,147 --> 00:54:37,607
‫<i>با شماره‌ی سه بلند شد.</i>

753
00:54:37,899 --> 00:54:39,526
‫<i>داور دستکشـش رو پاک می‌کنه.</i>

754
00:54:47,200 --> 00:54:50,412
‫خودشـه! ‫نذار روز خوش ببینه!

755
00:54:50,620 --> 00:54:52,163
‫بهش حمله کن!

756
00:54:52,580 --> 00:54:54,291
‫<i>یه ضربه‌ی محکم با دست راست</i>
<i>‫از برادوک!</i>

757
00:54:54,457 --> 00:54:55,917
‫کارش رو تموم کن، جیمی!

758
00:55:03,216 --> 00:55:05,927
‫بفرستـش همون قبرستونی
‫که ازش اومده!

759
00:55:08,471 --> 00:55:09,931
‫<i>گریفین داره شکست می‌خوره!</i>

760
00:55:11,850 --> 00:55:13,226
‫مواظب باش.

761
00:55:13,518 --> 00:55:14,894
‫برو عقب.

762
00:55:15,520 --> 00:55:18,023
‫برو عقب. ‫برو به گوشه‌ی خودت.

763
00:55:23,320 --> 00:55:24,487
‫جیمی!

764
00:55:28,116 --> 00:55:30,577
‫<i>مسابقه تموم شد! ‫عالی بود!</i>

765
00:55:30,660 --> 00:55:33,496
‫<i>کورن گریفین،</i>
<i>‫دومین رقیب سنگین وزن در دنیا</i>

766
00:55:33,538 --> 00:55:37,000
‫<i>توی راند سوم توسط جیم برادوک</i>
<i>‫ضربه فنی شد!</i>

767
00:55:37,083 --> 00:55:38,418
‫<i>چقدر غم‌انگیز!</i>

768
00:55:38,501 --> 00:55:40,170
‫ای عوضی!

769
00:55:40,253 --> 00:55:42,464
‫<i>توی گاردن غوغا شده!</i>

770
00:55:42,505 --> 00:55:44,966
‫خودشـه، مرد. موفق شد!
‫باورم نمی‌شه!

771
00:55:47,052 --> 00:55:49,095
‫ای عوضیِ جذاب!

772
00:55:50,930 --> 00:55:52,724
‫آروم باشین، ‫محض رضای خدا!

773
00:55:55,143 --> 00:55:56,728
‫خدای من!

774
00:55:57,479 --> 00:56:01,191
‫مسیح، مریم مقدس، یوسف،
‫مریم مجدلیه

775
00:56:01,232 --> 00:56:04,110
‫تمام قدیسان و کشته شدگان در راه خدا
‫و مسیح!

776
00:56:04,903 --> 00:56:06,529
‫«مسیح» رو گفتم؟

777
00:56:07,697 --> 00:56:09,199
‫این ضربه‌ها از کجا اومد؟

778
00:56:09,240 --> 00:56:10,742
‫نمی‌دونم، وقتی دستـم شکست

779
00:56:10,825 --> 00:56:13,078
‫مجبور شدم توی اسکله کار کنم
‫و از دست چپـم استفاده کنم.

780
00:56:13,161 --> 00:56:16,039
‫خب چیـه؟ ‫نه، اون و شانس.

781
00:56:16,081 --> 00:56:18,166
‫- شانس؟ ‫- شانس خالص ایرلندی.

782
00:56:18,249 --> 00:56:20,543
‫این مزخرفات شانس ایرلندی
‫رو به من نگو، نه قربان.

783
00:56:20,585 --> 00:56:23,671
‫شانس؟ چند وقتـه که توی زندگیـت
‫هیج شانسی نیاوردی، داداش.

784
00:56:23,922 --> 00:56:25,006
‫بالاخره نوبت همه می‌رسه.

785
00:56:25,090 --> 00:56:26,883
‫نوبتـت بود یا نه، من می‌پذیرم.
‫با چپ زدی.

786
00:56:26,966 --> 00:56:28,718
‫با چپ زدی، ‫ولی خیلی سرحال بودی.

787
00:56:29,177 --> 00:56:31,429
‫اینور اونور می‌پریدی.

788
00:56:33,098 --> 00:56:37,018
‫باورنکردنی بود. لیز می‌خوردی،
‫جاخالی می‌دادی، مثل گربه بودی.

789
00:56:37,102 --> 00:56:38,478
‫با خوراک گوشت این کار رو کردم.

790
00:56:39,104 --> 00:56:42,190
‫تصور کن اگه چندتا استیک می‌خوردم
‫چیکار می‌کردم.

791
00:56:43,900 --> 00:56:45,068
‫جیمی؟

792
00:56:46,486 --> 00:56:48,238
‫عجب خداحافظی‌ای بود.

793
00:56:55,453 --> 00:56:57,872
‫بفرمایین، رفقا! ‫بریزین سرش!

794
00:57:15,140 --> 00:57:18,268
‫[مسابقه‌ی قهرمانی سنگین وزن،
‫پریمو کانرا در مقابل مکس بر]

795
00:57:28,987 --> 00:57:30,655
‫خدای من!

796
00:57:33,950 --> 00:57:35,618
‫<i>بکشـش، مکسی!</i>

797
00:57:37,328 --> 00:57:38,788
‫<i>پریمو!</i>

798
00:57:39,789 --> 00:57:40,832
‫به این می‌گن مبارزه؟

799
00:57:40,915 --> 00:57:43,626
‫چرا با یه صندلی ‫نمی‌زنه توی سرش؟

800
00:57:47,046 --> 00:57:49,132
‫قرار بود گریفین بعدش
‫با «بر» مبارزه کنه.

801
00:57:49,883 --> 00:57:52,802
‫باید ازت تشکر کنه
‫که از این مبارزه نجاتـش دادی.

802
00:58:14,115 --> 00:58:15,825
‫<i>بندازش پایین، مکسی!</i>

803
00:58:32,550 --> 00:58:34,219
‫<i>خانم‌ها و آقایون</i>

804
00:58:34,302 --> 00:58:37,472
‫<i>قهرمان سنگین وزنِ جدید جهان</i>

805
00:58:37,555 --> 00:58:39,015
‫<i>مکس بر!</i>

806
00:58:52,070 --> 00:58:53,821
‫زودباشین! اومد خونه.

807
00:59:22,392 --> 00:59:23,560
‫برنده شدم.

808
00:59:24,936 --> 00:59:27,897
‫- آخ جون، برنده شده!
‫- می‌دونستم برنده می‌شه!

809
00:59:31,067 --> 00:59:33,069
‫برنده شده، برنده شده، برنده شده!

810
00:59:38,449 --> 00:59:42,161
‫پس همون‌جوری بود که گفتی؟
‫یا دوباره می‌ذارن مسابقه بدی؟

811
00:59:45,123 --> 00:59:46,874
‫نه، عزیزم. ‫فقط یه مبارزه بود.

812
00:59:53,423 --> 00:59:56,342
‫خب، هفت‌تا مرد لازم دارم،
‫و فقط هفت‌تا!

813
00:59:56,968 --> 01:00:00,638
‫یک، دو، سه.

814
01:00:05,351 --> 01:00:07,687
‫چهار، پنج.

815
01:00:10,565 --> 01:00:11,774
‫ممنون.

816
01:00:12,984 --> 01:00:14,277
‫برادوک!

817
01:00:20,992 --> 01:00:23,027
‫- دیشب بازی رو گوش دادم.
‫- واقعاً خودت بودی؟

818
01:00:23,077 --> 01:00:25,204
‫[عالی بود! برادوک توی 3 راند
‫گریفین رو ضربه فنی کرد.]

819
01:00:26,414 --> 01:00:27,415
‫آره.

820
01:00:27,498 --> 01:00:29,459
‫فکر نمی‌کردم دوباره برگردی.

821
01:00:29,542 --> 01:00:31,461
‫لحظه آخری پیش اومد، می‌دونی؟

822
01:00:31,544 --> 01:00:33,963
‫فقط یه مبارزه بود.
‫پولـش 250 دلار بود.

823
01:00:34,005 --> 01:00:36,966
‫سهم من کمتر از نصف بود،
‫حدود 123 دلار.

824
01:00:37,008 --> 01:00:39,093
‫118 دلار بدهکار بودیم.
‫5 دلار برام موند.

825
01:00:39,802 --> 01:00:41,679
‫- پس پول‌دار شدی.
‫- این اطراف آره.

826
01:00:42,472 --> 01:00:44,390
‫- مبارزه‌ی خوبی بود. ‫- ممنون.

827
01:00:44,932 --> 01:00:46,309
‫- اسکله‌ی هفت. ‫- هفت.

828
01:00:52,523 --> 01:00:54,359
‫- سلام، جیم. ‫- سلام، مایک.

829
01:01:00,281 --> 01:01:02,033
‫- مبارزه‌ی خوبی بود. ‫- ممنون.

830
01:01:07,622 --> 01:01:10,124
‫- من سارا رو نمی‌زدم.
‫- می‌دونم، مایک.

831
01:01:10,541 --> 01:01:12,794
‫اگه می‌زدمـش از عذاب وجدان میمردم.

832
01:01:15,546 --> 01:01:17,632
‫فقط به خاطر همه‌ی این داستان‌ها
‫خیلی عصبانی می‌شم.

833
01:01:21,427 --> 01:01:25,181
‫اگه قرار بود ببری،
‫می‌تونستی بهم بگی.

834
01:01:25,556 --> 01:01:28,142
‫اگه می‌دونستم قراره ببرم
‫روی خودم شرط می‌بستم.

835
01:01:28,768 --> 01:01:31,729
‫- چرا هیچ‌وقت گوش نمی‌دی؟
‫- نمی‌دونم.

836
01:01:42,198 --> 01:01:44,242
‫چطوره بری با پسرها بازی کنی، عزیزم؟

837
01:01:44,325 --> 01:01:45,326
‫مواظب باش.

838
01:01:47,870 --> 01:01:49,622
‫- سلام رزی. ‫- سلام بابایی!

839
01:01:58,631 --> 01:02:02,969
‫می‌گه ممکنه کمیته حاضر شه

840
01:02:03,803 --> 01:02:05,263
‫ممنوعیتـم رو لغو کنه.

841
01:02:05,304 --> 01:02:07,348
‫فکر می‌کنه می‌تونه
‫یه مبارزه‌ی دیگه برام جور کنه.

842
01:02:08,015 --> 01:02:10,977
‫می‌خواد دیگه کار نکنم
‫و بدنـم رو دوباره بسازم.

843
01:02:12,520 --> 01:02:14,480
‫فکر می‌کردم فقط یه دفعه‎ست.

844
01:02:15,815 --> 01:02:17,150
‫خب، آره.

845
01:02:21,237 --> 01:02:24,449
‫175 دلار پیش بهمون داد
‫تا بتونم تمرین کنم.

846
01:02:31,414 --> 01:02:33,708
‫این‌جوری نیست که شکرگزار نباشم،

847
01:02:35,543 --> 01:02:38,838
‫یا افتخار نکنم، عزیزم.
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

848
01:02:40,882 --> 01:02:43,843
‫ولی دفعه‌ی قبل که دستـت شکست
‫قسر در رفتیم.

849
01:02:45,511 --> 01:02:46,846
‫الانـم که بدهی‌هامون صاف شده.

850
01:02:46,929 --> 01:02:49,932
‫درستـه، و نُه ماه دیگه
‫دوباره وضعیتـمون همون می‌شه.

851
01:02:50,016 --> 01:02:51,225
‫عزیزم، لطفاً.

852
01:02:51,517 --> 01:02:53,936
‫دیگه چیزی برامون نمونده
‫که بخوایم ریسک کنیم.

853
01:02:54,020 --> 01:02:55,146
‫می.

854
01:02:56,063 --> 01:02:58,483
‫- جی! حدس بزن چی شده؟ ‫- چی شده؟

855
01:02:59,317 --> 01:03:01,694
‫- یه مبارزه‌ی دیگه دارم!
‫- با کی؟

856
01:03:01,778 --> 01:03:05,281
‫نمی‌دونم، ولی طرف کارش ساخته‌ست.
‫هی، هاوارد.

857
01:03:43,861 --> 01:03:45,029
‫خدای من.

858
01:03:47,198 --> 01:03:48,658
‫جو، در رو باز کن.

859
01:03:51,369 --> 01:03:53,329
‫جو! این در لعنتی رو باز کن!

860
01:03:53,746 --> 01:03:57,416
‫توی آپارتمان لوکسـت قایم نشو.
‫می‌خوام باهات حرف بزنم.

861
01:03:59,085 --> 01:04:02,880
‫دیگه نمی‌تونی شوهرم رو
‫کیسه بوکسِ خودت کنی.

862
01:04:02,922 --> 01:04:05,550
‫ما با سختی داریم زندگی می‌کنیم،
‫و تو می‌خوای شغلـش رو ازش بگیری،

863
01:04:05,591 --> 01:04:07,885
‫مثل یه زالوی کوچولوی خون‌خوار!

864
01:04:08,135 --> 01:04:10,805
‫اجازه نمی‌دم دوباره مثل اون دفعه
‫بهش آسیب بزنی

865
01:04:10,888 --> 01:04:13,391
‫می‌شنوی؟ ‫بهت اجازه نمی‌دم!

866
01:04:17,061 --> 01:04:18,479
‫گمونم بهتره بیای داخل.

867
01:04:30,449 --> 01:04:31,784
‫چطوره؟

868
01:04:31,993 --> 01:04:33,786
‫زیادی شیرینـه، مثل همیشه.

869
01:04:34,120 --> 01:04:35,788
‫واقعاً؟ چه عجیب.

870
01:04:36,581 --> 01:04:38,457
‫- مال تو چی؟ ‫- خوبـه، ممنون.

871
01:04:41,252 --> 01:04:42,420
‫بابت این وضعیت شرمنده‌ام.

872
01:04:45,381 --> 01:04:47,842
‫فقط آدم دلش نمی‌خواد
‫دیگران بدبختیـش رو ببینن.

873
01:04:48,885 --> 01:04:51,095
‫نمی‌دونستم. ‫یعنی فکر می‌کردم

874
01:04:51,137 --> 01:04:55,725
‫آره، هدف همینـه دیگه.
‫همیشه دست‌ها رو بالا نگه دار.

875
01:05:02,899 --> 01:05:04,817
‫آخرین چیزی که داشتیم رو
‫دو روز پیش فروختم.

876
01:05:05,985 --> 01:05:07,278
‫تا جیمی بتونه تمرین کنه.

877
01:05:08,487 --> 01:05:09,739
‫چرا؟

878
01:05:15,912 --> 01:05:18,164
‫یه موقع‌هایی یه حسی بهت می‌گه
‫یه کاری رو بکنی، می.

879
01:05:19,123 --> 01:05:21,250
‫یه چیزی توی یه بوکسور می‌بینی.

880
01:05:23,794 --> 01:05:27,298
‫حتی نمی‌دونی واقعیـه،
‫یا به خاطر اینـه که سخت دنبالشی.

881
01:05:35,139 --> 01:05:36,557
‫ولی نمی‌تونی امید نداشته باشی.

882
01:05:37,934 --> 01:05:39,143
‫ولی این دیوونگیـه.

883
01:05:39,185 --> 01:05:41,896
‫حتی نمی‌دونی می‌تونی براش
‫یه مبارزه‌ی دیگه جور کنی یا نه.

884
01:05:41,979 --> 01:05:43,356
‫براش جور می‌کنم.

885
01:05:43,397 --> 01:05:46,400
‫باور کن، حتی اگه آخرین کاری باشه
‫که می‌کنم، مبارزه رو جور می‌کنم.

886
01:05:46,484 --> 01:05:48,945
‫عزیزم، می‌شه بری
‫برامون بیسکوئیت بیاری؟

887
01:05:51,238 --> 01:05:53,032
‫شلوار بهش میاد.

888
01:06:07,546 --> 01:06:09,256
‫تو می‌تونی جلوی شوهرت رو بگیری؟

889
01:06:10,633 --> 01:06:12,426
‫وقتی تصمیم به انجام کاری گرفته؟

890
01:06:16,847 --> 01:06:18,349
‫کاش می‌تونستم.

891
01:06:20,601 --> 01:06:22,520
‫هیچ‌وقت نفهمیدم برای
‫کدوممـون سخت‌تره

892
01:06:22,979 --> 01:06:24,146
‫ما یا اونا.

893
01:06:25,022 --> 01:06:27,483
‫مجبوریم منتظر بمونیم
‫اونا همه‌چی رو درست کنن.

894
01:06:30,403 --> 01:06:31,654
‫و هر روز

895
01:06:34,949 --> 01:06:36,742
‫حس می‌کنن دارن جلوی ما
‫سرافکنده می‌شن.

896
01:06:38,160 --> 01:06:40,913
‫وقتی درحقیقت این دنیاست
‫که خراب شده، می‌دونی؟

897
01:06:47,962 --> 01:06:51,716
‫- آپارتمان قشنگیـه. ‫- ممنون.

898
01:06:55,094 --> 01:06:57,138
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

899
01:06:57,596 --> 01:06:59,265
‫خودت روزنامه‌ها رو دیدی.

900
01:06:59,348 --> 01:07:02,393
‫بعد از مبارزه‌ی برادوک مجبور شدن
‫چند کپی بیشتر چاپ کنن.

901
01:07:02,435 --> 01:07:05,563
‫می‌دونی که مردم احساساتی هستن،
‫بعضی از مردم احساساتی هستن.

902
01:07:05,604 --> 01:07:07,106
‫آره، خب چرا باید برای من مهم باشه؟

903
01:07:08,524 --> 01:07:11,610
‫هنوز از اینکه برادوک تونست
‫گریفین رو شکست بده ناراحتی، باشه.

904
01:07:11,694 --> 01:07:14,739
‫برام قابل درکـه.
‫خیلی‌ها دلشـون شکست.

905
01:07:14,780 --> 01:07:16,407
‫آره، ولی ببین.

906
01:07:20,077 --> 01:07:22,121
‫شما چندتا مسابقه‌ی حذفی دارین

907
01:07:22,204 --> 01:07:25,291
‫تا ببینین کی توی مسابقات قهرمانی
‫ماه ژوئن دربرابر «مکس بر» شانسی داره.

908
01:07:25,624 --> 01:07:28,127
‫جان هنری لوئیس،
‫دومین بوکسورتـه که پتانسیل داره.

909
01:07:28,210 --> 01:07:31,255
‫حالا، اون قبلاً توی فریسکو
‫برادوک رو شکست داده، درستـه؟

910
01:07:32,381 --> 01:07:35,259
‫بگیم تو دوباره برادوک رو
‫در برابر لوئیس قرار بدی.

911
01:07:35,301 --> 01:07:37,803
‫لوئیس برنده شه،
‫از برادوک انتقامـت گرفته می‌شه

912
01:07:37,887 --> 01:07:40,181
‫و بوکسورت جایگاه اول
‫رو مال خودش می‌کنه

913
01:07:40,264 --> 01:07:42,850
‫و دربرابر لاسکی حمایت مطبوعات رو داره،
‫بعد چی می‌شه؟

914
01:07:42,933 --> 01:07:44,435
‫پول بیشتری به جیب می‌زنی.

915
01:07:47,646 --> 01:07:51,650
‫حالا فرض بگیریم از اون طرف،
‫به احتمال خیلی کم

916
01:07:51,734 --> 01:07:53,694
‫خدایی نکرده،
‫برادوک لوئیس رو شکست بده.

917
01:07:53,778 --> 01:07:55,571
‫کسی که مردم درموردش
‫احساساتی‌ان میره بالا

918
01:07:55,654 --> 01:07:57,907
‫و مقابل لاسکی می‌بازه،
‫حالا چی می‌شه؟

919
01:07:57,990 --> 01:07:59,658
‫بازم پول بیشتری به جیب می‌زنی.

920
01:08:00,159 --> 01:08:01,827
‫جیمز، در هرصورت

921
01:08:01,911 --> 01:08:05,331
‫اگه برادوک برگرده توی رینگ
‫تو پول‌دارتر می‌شی.

922
01:08:05,623 --> 01:08:09,001
‫زودباش، احمق نباش.
‫جفت‌مون اسم این بازی رو بلدیم.

923
01:08:10,836 --> 01:08:12,713
‫و به طور حتم اسمـش
‫«مشت‌زنی» نیست.

924
01:08:25,351 --> 01:08:28,020
‫باید به خاطر زبونـت
‫بذارنـت توی سیرک.

925
01:08:29,188 --> 01:08:30,815
‫نظرت چیـه؟

926
01:08:32,566 --> 01:08:34,944
‫دنبالـش نکن،
‫دورش بزن، سر راهـش قرار بگیر.

927
01:08:35,778 --> 01:08:36,862
‫- وقت تمومـه! ‫- جیمز!

928
01:08:39,031 --> 01:08:40,991
‫- مبارزه برات جور کردم. ‫- آره؟

929
01:08:41,033 --> 01:08:43,285
‫قراره دوباره با جان هنری لوئیس
‫مبارزه کنی.

930
01:08:43,369 --> 01:08:44,495
‫ایول!

931
01:08:44,578 --> 01:08:46,080
‫جوئی! میخوام یچیزی بگم

932
01:08:46,163 --> 01:08:48,582
‫نه، لطفاً. ‫جلوی بچه ‌ها نه.

933
01:08:48,833 --> 01:08:51,168
‫جان هنری مگه بوکسور جانستون نیست؟

934
01:08:51,377 --> 01:08:53,045
‫بذار خودم حواسـم به این چیزا باشه، لطفاً.

935
01:08:53,087 --> 01:08:56,215
‫حالا فهمیدم چرا نمی‌ذاری.

936
01:08:56,882 --> 01:08:58,384
‫داداش، خبر نداری.

937
01:08:58,801 --> 01:09:01,512
‫لوئیس؟
‫توی فریسکو پدرمون رو درآورد.

938
01:09:01,554 --> 01:09:02,088
‫سلام مایک.

939
01:09:02,138 --> 01:09:03,848
‫اون که خودش رو با ما جمع می‌بنده کیـه؟

940
01:09:03,889 --> 01:09:06,016
‫جو گوئلد، مایک ویلسون.
‫مایک ویلسون، جو گوئلد.

941
01:09:06,100 --> 01:09:07,226
‫سلام.

942
01:09:07,309 --> 01:09:09,228
‫طرف توی ده بازی اخیر
‫شکست نخورده.

943
01:09:09,311 --> 01:09:12,356
‫ولی اگه با احتمال کم ببری،
‫من پول خوبی به جیب می‌زنم.

944
01:09:13,357 --> 01:09:15,401
‫- عالیـه. ‫- یادم می‌مونه، مایک!

945
01:09:15,484 --> 01:09:18,362
‫به چیزهای مهم‌تری باید فکر کنی،
‫بیا اینجا.

946
01:09:19,029 --> 01:09:21,740
‫می‌خوام برم سراصل مطلب، باشه؟

947
01:09:22,241 --> 01:09:24,285
‫اگه برنده شی،
‫می‌تونم یکی دیگه برات جور کنم.

948
01:09:24,368 --> 01:09:28,414
‫اگه بازم ببری شاید دوباره
‫داستان جدی شه.

949
01:09:28,998 --> 01:09:30,166
‫جیمی؟

950
01:09:31,750 --> 01:09:32,835
‫برنده شو.

951
01:09:49,518 --> 01:09:50,603
‫<i>خوبـه.</i>

952
01:09:52,730 --> 01:09:54,023
‫<i>اهرم فشار.</i>

953
01:10:03,449 --> 01:10:04,909
‫<i>آفرین، جیمی!</i>

954
01:10:04,992 --> 01:10:07,828
‫<i>قلدر باش، جیمی! ‫خشن باش، آفرین.</i>

955
01:10:29,934 --> 01:10:31,060
‫ممنون.

956
01:10:33,520 --> 01:10:35,397
‫می‌دونم راضی به این کار نیستی

957
01:10:35,814 --> 01:10:37,733
‫ولی اگه تو پشتـم نباشی
‫نمی‌تونم برنده شم.

958
01:10:39,151 --> 01:10:40,486
‫من همیشه پشتـت هستم.

959
01:10:43,155 --> 01:10:45,658
‫یه ایده‌ی عالی دارم.
‫می‌خوام باهام بیای؟

960
01:10:46,075 --> 01:10:49,411
‫زودباش، فقط همین یه بار.
‫خیلی خب، باشه.

961
01:10:49,495 --> 01:10:51,789
‫باشه، پس یه وقتِ دیگه.

962
01:10:59,755 --> 01:11:04,134
‫[جان هنری لوئیس در برابر جیمز جی برادوک،
‫مدیسون اسکوئر گاردن، 16 نوامبر 1934]

963
01:11:19,608 --> 01:11:22,528
‫<i>توی راند چهارم هنوزم لوئیس</i>
<i>‫داره خوب عمل می‌کنه.</i>

964
01:11:22,861 --> 01:11:25,489
‫<i>قبل از اینکه برادوک بتونه عکس‌العمل</i>
<i>‫نشون بده مشت می‌زنه و میره.</i>

965
01:11:29,201 --> 01:11:31,120
‫نذار هدایتـت کنه، جیمی!

966
01:11:34,206 --> 01:11:35,708
‫آفرین.

967
01:11:39,003 --> 01:11:42,214
‫<i>برادوک میره سمت راست</i>
<i>‫سعی می‌کنه از وسط رینگ خارج شه.</i>

968
01:11:51,890 --> 01:11:54,476
‫جان، از طناب‌ها فاصله بگیر.
‫خودت رو خارج کن.

969
01:11:54,560 --> 01:11:56,186
‫<i>لوئیس با چرخش</i>
<i>‫از طناب‌ها فاصله می‌گیره</i>

970
01:11:56,228 --> 01:11:58,981
‫<i>و به نظر میاد کنترل رو دوباره</i>
<i>‫به دست گرفتـه و زنگ به صدا درمیاد!</i>

971
01:12:01,483 --> 01:12:04,778
‫خودشـه، تحمل کن. ‫نفس عمیق بکش.

972
01:12:04,862 --> 01:12:06,530
‫نفس عمیق، عمیق.

973
01:12:06,780 --> 01:12:09,325
‫- خیلی خب، اوضاع بد نیست.
‫- از چیزی که یادمـه سریع‌تر شده.

974
01:12:09,908 --> 01:12:12,369
‫آره، سریعـه، حالا که چی؟
‫خودتـم خیلی بد نیستی.

975
01:12:12,411 --> 01:12:15,122
‫چیکار داری می‌کنی؟
‫دفعه‌ی پیش راحت شکستـش دادی.

976
01:12:15,205 --> 01:12:17,541
‫- همون آدم قبلی نیست.
‫- باید از سرعتـت استفاده کنی.

977
01:12:17,624 --> 01:12:20,002
‫همه‌ش توی صورتـش مشت بزن
‫و برو سمت راستـش.

978
01:12:20,044 --> 01:12:21,712
‫فهمیدی؟
‫کاری کن رو به روت قرار بگیره.

979
01:12:21,795 --> 01:12:22,830
‫جلوی حرکاتـش رو بگیر، باشه؟

980
01:12:22,880 --> 01:12:25,924
‫و پشت سرهم مشت بزن. ‫عصبی می‌شه.

981
01:12:26,008 --> 01:12:29,053
‫تضمین می‌کنم، هرچی
‫اون عوضی رو بیشتر بزنی

982
01:12:29,136 --> 01:12:30,304
‫سرعتـش کمتر می‌شه.

983
01:12:30,387 --> 01:12:32,848
‫اون پیرمرده، سرعتـش پایینـه،
‫در حد تو نیست.

984
01:12:32,931 --> 01:12:34,475
‫- زودباش، حسابی مشت بزن.
‫- زخمـش چطوره؟

985
01:12:34,516 --> 01:12:35,517
‫مشکلی نداره.

986
01:12:35,559 --> 01:12:36,769
‫یه کاری کن از پا بیفته.

987
01:12:36,852 --> 01:12:39,229
‫گوشه گیرش بنداز،
‫و حسابی بهش مشت بزن.

988
01:12:39,313 --> 01:12:40,856
‫به روشِ اون مبارزه نکن.

989
01:12:40,939 --> 01:12:43,233
‫یه کاری کن اون به روشِ تو
‫مبارزه کنه!

990
01:12:43,275 --> 01:12:44,568
‫بریم، تو می‌تونی.

991
01:12:48,405 --> 01:12:50,991
‫<i>یه ضربه با چپ به بدن</i>
<i>‫و ضربه‌ی محکم با راست توی سر!</i>

992
01:12:51,075 --> 01:12:53,702
‫<i>ضربه‌ی چپ راست چپ از لوئیس.</i>
<i>‫دیگه این پا اون پا نمی‌کنه.</i>

993
01:12:53,744 --> 01:12:55,245
‫<i>الان یه مبارزه‌ی واقعی شده، رفقا!</i>

994
01:12:57,247 --> 01:12:58,957
‫به بدنـش مشت بزن، جیمی!

995
01:12:59,041 --> 01:13:00,793
‫<i>برادوک با دوتا دست‌هاش</i>
<i>‫عالی مشت می‌زنه.</i>

996
01:13:00,876 --> 01:13:03,420
‫<i>شاخ تو شاخ شدن!</i>
<i>‫فاصله‌شون دو سانت هم نیست.</i>

997
01:13:06,548 --> 01:13:08,217
‫<i>اون ضربه‌ی چپ یه چیزی رو ترکوند!</i>

998
01:13:09,051 --> 01:13:11,637
‫<i>جیمی امیدواره ضربه‌هایی که به</i>
<i>‫بدنـش می‌زنه فایده داشته باشه.</i>

999
01:13:12,429 --> 01:13:14,348
‫همون‌جا نگه‌ش دار! ‫ولـش نکن!

1000
01:13:16,350 --> 01:13:18,894
‫بهش فرصت نده! ‫فرصت نده!

1001
01:13:20,270 --> 01:13:21,730
‫از اون گوشه خارج شو.

1002
01:13:21,772 --> 01:13:23,816
‫<i>برادوک داره تمام توانـش رو</i>
<i>‫به کار می‌بره.</i>

1003
01:13:23,899 --> 01:13:27,694
‫<i>لوئیس نمی‌تونه دلسردش کنه.</i>
<i>‫فشار زیادی از جیمی داره وارد می‌شه.</i>

1004
01:13:27,778 --> 01:13:31,281
‫<i>هیچ جای خالی‌ای توی این</i>
<i>‫رینگ 7 متری برای لوئیس نمونده.</i>

1005
01:13:31,532 --> 01:13:32,699
‫کارش رو تموم کن!

1006
01:13:34,118 --> 01:13:35,786
‫<i>و لوئیس روی زمینـه!</i>

1007
01:13:39,790 --> 01:13:41,417
‫کارت تمومـه. ‫آفرین پسر خوب.

1008
01:13:41,500 --> 01:13:42,876
‫بلند شو!

1009
01:13:44,044 --> 01:13:46,255
‫- یک. ‫- آفرین، بلند شو!

1010
01:13:46,296 --> 01:13:48,298
‫- دو. ‫- زودباش.

1011
01:13:48,382 --> 01:13:49,800
‫سه.

1012
01:13:50,676 --> 01:13:53,762
‫چهار، پنج.

1013
01:13:55,472 --> 01:13:56,515
‫شش.

1014
01:14:00,936 --> 01:14:02,312
‫<i>داور دستکشـش رو پاک می‌کنه.</i>

1015
01:14:02,354 --> 01:14:03,897
‫<i>و برادوک برمی‌گرده وسط رینگ!</i>

1016
01:14:03,981 --> 01:14:05,274
‫تمومـش کن!

1017
01:14:06,108 --> 01:14:07,651
‫<i>یه ضربه‌ی راستِ دیگه ‫از برادوک!</i>

1018
01:14:07,734 --> 01:14:11,280
‫<i>لوئیس مثل یه تیکه گوشت میمونه</i>
<i>‫که برادوک داره سلاخی‌ش می‌کنه!</i>

1019
01:14:13,115 --> 01:14:16,410
‫<i>برادوک داره به لوئیس غلبه می‌کنه!</i>
<i>‫و جیمی برنده می‌شه!</i>

1020
01:14:24,042 --> 01:14:27,045
‫[آرت لاسکی در برابر جیمز جی برادوک
‫مدیسون اسکوئر گاردن، 22 مارچ 1935]

1021
01:14:29,882 --> 01:14:31,758
‫پهلو به پهلو! ‫پهلو به پهلو!

1022
01:14:31,925 --> 01:14:34,470
‫<i>در راند دهم، بعد از پیروزی</i>
<i>‫خیره کننده</i>

1023
01:14:34,553 --> 01:14:35,971
‫<i>در برابر جان هنری لوئیس</i>

1024
01:14:36,054 --> 01:14:38,891
‫<i>جیم برادوک با یه دیوار</i>
<i>‫به اسم آرت لاسکی مواجه شده.</i>

1025
01:14:42,519 --> 01:14:44,229
‫بدنـش دربرابر اون ضربه‌ها
‫طاقت نمیاره.

1026
01:14:44,313 --> 01:14:46,690
‫می‌دونم، حتماً چندتا دنده‌ش شکسته.

1027
01:14:49,234 --> 01:14:50,903
‫<i>لاسکی ضربه‌ها رو تحمل می‌کنه</i>

1028
01:14:50,986 --> 01:14:52,946
‫<i>و پشت سرهم به بدن برادوک</i>
<i>‫مشت می‌زنه.</i>

1029
01:14:53,030 --> 01:14:54,615
‫<i>ولی برادوک خم به ابرو نمیاره!</i>

1030
01:14:54,698 --> 01:14:57,951
‫<i>نمی‌ذاره لاسکی توی هیچ راندی</i>
<i>‫دقیقه‌ای استراحت کنه.</i>

1031
01:14:58,577 --> 01:15:00,245
‫آفرین، ولـش نکن!

1032
01:15:03,540 --> 01:15:06,126
‫آفرین، جیمی! ‫همین کار درستـه!

1033
01:15:12,925 --> 01:15:15,177
‫<i>لاسکی داره اراده‌ش رو</i>
<i>‫تحمیل می‌کنه.</i>

1034
01:15:15,260 --> 01:15:17,638
‫<i>داره نشون می‌ده چرا</i>
<i>‫جیمی جانستون اصرار داره</i>

1035
01:15:17,721 --> 01:15:20,098
‫<i>برای قهرمانی اون رو دربرابر</i>
<i>‫مکس بر قرار بده.</i>

1036
01:15:24,061 --> 01:15:25,437
‫جدا شین!

1037
01:15:26,271 --> 01:15:28,106
‫زودباش، ولـش کن.

1038
01:15:29,483 --> 01:15:30,692
‫جدا شین.

1039
01:15:37,282 --> 01:15:39,701
‫نشین، خسته نیستی. ‫مشکلی نداری.

1040
01:15:39,785 --> 01:15:42,454
‫اون رو از اینجا ببر!
‫نیازی بهش نداره!

1041
01:15:42,538 --> 01:15:43,956
‫داره نگاه‌ت می‌کنه؟

1042
01:15:43,997 --> 01:15:45,999
‫سرت رو تکون بده
‫یعنی نیازی بهش نداری.

1043
01:15:46,041 --> 01:15:48,460
‫سرت رو تکون بده
‫یعنی نیازی بهش نداری.

1044
01:15:48,544 --> 01:15:51,338
‫- چرا روی صندلی نمی‌شینه؟
‫- حواسـت رو جمع کن.

1045
01:15:51,380 --> 01:15:52,714
‫آره، الان پیش خودش فکر می‌کنه،

1046
01:15:52,756 --> 01:15:55,342
‫اگه برادوک انقدر پیره،
‫چرا هنوز سرپاست؟

1047
01:15:55,425 --> 01:15:57,094
‫چرا هنوز داره بهم حمله می‌کنه؟

1048
01:15:58,178 --> 01:16:01,390
‫تو قوی‌تر از این یارویی.
‫عقب نشینی نکن! تسلیم نشو!

1049
01:16:02,349 --> 01:16:03,517
‫طرف فقط حمله بلده.

1050
01:16:03,559 --> 01:16:06,436
‫تا وقتی جلوش رو نگیری
‫تمام شب بهت حمله می‌کنه.

1051
01:16:06,770 --> 01:16:08,564
‫اون عقب نشینی نمی‌کنه.
‫باید جلوش رو بگیری.

1052
01:16:09,565 --> 01:16:11,400
‫باید این عوضی رو شکست بدی!

1053
01:16:11,441 --> 01:16:14,152
‫باید بزنی لت و پارش کنی!

1054
01:16:14,236 --> 01:16:16,113
‫می‌شنوی چی می‌گم؟
‫باید بری وسط رینگ.

1055
01:16:16,196 --> 01:16:17,698
‫باید بری وسط رینگ ‫و بهش مشت بزنی

1056
01:16:17,739 --> 01:16:19,950
‫انقدر بهش مشت بزنی
‫تا دماغـش بشکنه.

1057
01:16:20,033 --> 01:16:22,244
‫صورتـش رو پر از خون می‌کنی.

1058
01:16:23,036 --> 01:16:26,331
‫بزن لت و پارش کن، جیم!
‫بزن لت و پارش کن!

1059
01:16:26,873 --> 01:16:28,584
‫<i>لاسکی همچنان داره مشت می‌زنه.</i>

1060
01:16:28,667 --> 01:16:30,919
‫<i>به نظر میاد برادوک بالاخره</i>
<i>‫داره از پا درمیاد.</i>

1061
01:16:31,003 --> 01:16:32,921
‫خودشـه! ‫حالا بهتر شد!

1062
01:16:35,132 --> 01:16:36,300
‫کاری کن عقب نشینی کنه!

1063
01:16:38,468 --> 01:16:40,679
‫<i>به نظر میاد لاسکی می‌خواد</i>

1064
01:16:40,762 --> 01:16:42,598
‫<i>به بازگشت افسانه‌ی برادوک</i>
<i>‫پایان بده.</i>

1065
01:16:42,639 --> 01:16:44,600
‫<i>لاسکی ضربه‌های محکمی</i>
<i>‫به بدن جیمی می‌زنه.</i>

1066
01:16:48,562 --> 01:16:50,564
‫<i>همین الان یه ضربه‌ی مهلک</i>
<i>‫به برادوک زده شد!</i>

1067
01:16:50,606 --> 01:16:52,816
‫<i>یه ضربه‌ی محکم با راست</i>
<i>‫به سرش که باعث شد</i>

1068
01:16:52,899 --> 01:16:54,067
‫<i>محافظ دهانـش بیفته بیرون.</i>

1069
01:17:23,138 --> 01:17:25,474
‫<i>لاسکی بهترین مشتـش</i>
<i>‫رو به برادوک زد!</i>

1070
01:17:25,515 --> 01:17:27,100
‫<i>و اون حتی خم به ابرو نیاورد!</i>

1071
01:17:47,412 --> 01:17:49,206
‫حمله کن و کار اون عوضی رو
‫تموم کن!

1072
01:17:50,957 --> 01:17:53,085
‫<i>نشون می‌ده که به شدت مصمم‌ـه.</i>

1073
01:17:58,840 --> 01:18:01,009
‫حمله کن و به دماغـش مشت بزن!

1074
01:18:07,599 --> 01:18:09,601
‫<i>برادوک یه ضربه‌ی محکم</i>
<i>‫به بدنـش می‌زنه!</i>

1075
01:18:09,685 --> 01:18:11,687
‫<i>انگار لاسکی، مبارز جوان‌تر</i>
<i>‫داره از پا درمیاد</i>

1076
01:18:11,770 --> 01:18:13,772
‫<i>به خاطر فشاری که</i>
<i>‫بول‌داگ برگن شمالی وارد می‌کنه.</i>

1077
01:18:15,232 --> 01:18:16,817
‫<i>برادوک دوباره حمله می‌کنه!</i>

1078
01:18:17,776 --> 01:18:19,528
‫<i>یه ترکیب وحشیانه از برادوک!</i>

1079
01:18:19,611 --> 01:18:21,530
‫<i>از دماغ لاسکی داره خون میاد!</i>

1080
01:18:22,197 --> 01:18:24,032
‫<i>پانزدهمین و آخرین راند.</i>

1081
01:18:24,908 --> 01:18:26,576
‫<i>و عزم جزم‌تری داره.</i>

1082
01:18:26,618 --> 01:18:29,496
‫<i>تماشاگران گاردن سرپا ایستادن!</i>
<i>‫قدرت برادوک انکارناپذیره!</i>

1083
01:18:30,664 --> 01:18:33,917
‫<i>زنگ پایان به صدا دراومد!</i>
<i>‫این یه بازی فراموش‌نشدنی بود.</i>

1084
01:18:36,169 --> 01:18:40,132
‫<i>و برنده به اتفاق آرا</i>

1085
01:18:40,590 --> 01:18:42,926
‫<i>جیمز جی برادوک‌ـه!</i>

1086
01:19:01,111 --> 01:19:02,612
‫ممنون، رفیق.

1087
01:19:06,616 --> 01:19:07,993
‫- مکس؟ ‫- چیـه؟

1088
01:19:17,377 --> 01:19:19,880
‫من با جیمی برادوک مبارزه نمی‌کنم.
‫طرف احمق به تمام معناست.

1089
01:19:21,214 --> 01:19:25,469
‫به جانستون بگو یکی رو برام بیاره
‫که بتونه پا به پای من مبارزه کنه.

1090
01:19:26,052 --> 01:19:28,263
‫می‌خوای قراردادت رو خراب کنی؟
‫کاریـه که شده، مکس.

1091
01:19:39,608 --> 01:19:41,651
‫- خودشـه، نه؟ ‫- آره.

1092
01:19:41,735 --> 01:19:43,695
‫دارم بهت می‌گم، ‫اون برادوک‌ـه.

1093
01:19:58,444 --> 01:20:08,444
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

1094
01:20:23,193 --> 01:20:24,611
‫سارا اینجاست.

1095
01:20:24,986 --> 01:20:26,488
‫- آره؟ ‫- آره.

1096
01:20:26,530 --> 01:20:27,906
‫خوابوندمـش.

1097
01:20:29,449 --> 01:20:30,700
‫سلام، جیم.

1098
01:20:33,078 --> 01:20:34,871
‫مایک گم شده.

1099
01:20:36,039 --> 01:20:37,332
‫چندوقتـه؟

1100
01:20:39,084 --> 01:20:40,502
‫سه روزه.

1101
01:20:41,169 --> 01:20:43,713
‫از وقتی جیک اخراجـش کرده
‫خونه‌ی برادرم می‌مونم.

1102
01:20:44,548 --> 01:20:47,092
‫جیک اخراجـش کرده؟ ‫نمی‌دونستم.

1103
01:20:47,300 --> 01:20:51,304
‫می‌دونی که مایک چطوریـه.
‫به خاطر حرف‌هاش توی دردسر میفته.

1104
01:20:53,557 --> 01:20:56,059
‫شب‌ها برای خواب می‌رفت هورویل.

1105
01:20:56,601 --> 01:20:58,979
‫برادرم اتاق کافی برای ما
‫و خودش نداشت.

1106
01:20:59,604 --> 01:21:02,607
‫مایک گفت اگه قراره اونجا بمونه

1107
01:21:02,691 --> 01:21:05,193
‫سعی می‌کنه گروه تشکیل بده.

1108
01:21:06,403 --> 01:21:09,281
‫یه اتفاقی افتاده، جیم.
‫ته دلـم می‌دونم.

1109
01:21:10,407 --> 01:21:12,951
‫حالا شنیدم توی هورویل
‫یه دردسرهایی درست شده.

1110
01:21:13,785 --> 01:21:16,204
‫برای مدت طولانی
‫من و بچه‌ها رو رها نمی‌کنه.

1111
01:21:17,914 --> 01:21:19,583
‫این کار رو نمی‌کنه.

1112
01:21:20,834 --> 01:21:22,919
‫کسِ دیگه‌ای نبود که برم پیشـش، جیم.

1113
01:21:54,951 --> 01:21:56,912
‫<i>«ای پدر آسمانی،</i>

1114
01:21:56,953 --> 01:21:58,330
‫<i>نامـت مقدس باد.</i>

1115
01:21:58,413 --> 01:22:02,834
‫<i>زمین هم همانند آسمان،</i>
<i>‫تحت فرمانِ توست.</i>

1116
01:22:03,752 --> 01:22:05,754
‫<i>به ما رزق و روزی عطا فرما.</i>

1117
01:22:05,837 --> 01:22:08,256
‫<i>و گناهانمـان را ببخش</i>

1118
01:22:08,298 --> 01:22:11,259
‫<i>و ما هم کسانی را که</i>
<i>‫در حق‌مون بدی کردن رو می‌بخشیم.</i>

1119
01:22:11,384 --> 01:22:15,597
‫<i>و ما رو از وسوسه دور</i>
<i>‫و از شر شیطان نجات بده.»</i>

1120
01:22:28,151 --> 01:22:29,444
‫چطوره شروع کنیم، پیت؟

1121
01:22:29,486 --> 01:22:31,237
‫خیلی خب، رفقا. ‫ساکت باشین، رفقا.

1122
01:22:32,238 --> 01:22:33,949
‫با فرانک اسکس شروع می‌کنیم.

1123
01:22:34,032 --> 01:22:35,367
‫فرانک اسکس.

1124
01:22:35,450 --> 01:22:36,993
‫خیلی خب، آروم باش پیت.

1125
01:22:37,077 --> 01:22:38,370
‫فرانک اسکس از «دیلی نیوز».

1126
01:22:38,411 --> 01:22:40,163
‫امروز خبرنگارهای زیادی
‫اینجا جمع شدن.

1127
01:22:40,205 --> 01:22:42,374
‫خیلی‌ها برای این مبارزه مشتاقـن.

1128
01:22:42,457 --> 01:22:44,751
‫امروز چی می‌خوای به
‫طرفدارهات بگی، جیمی؟

1129
01:22:47,545 --> 01:22:49,965
‫گمونم برای این فرصت ممنونـم.

1130
01:22:53,385 --> 01:22:56,262
‫می‌دونم این روزها به هرکسی
‫شانسِ دوباره نمی‌دن.

1131
01:22:57,681 --> 01:22:59,683
‫می‌دونین، خیلی چیزها دارم
‫که بابت‌شون شکرگزارم.

1132
01:22:59,766 --> 01:23:03,728
‫سه تا بچه‌‎ی زیبا، سالم
‫و دردسرساز دارم.

1133
01:23:06,231 --> 01:23:08,692
‫بهترین زن دنیا رو دارم
‫که آرزوی هر مردیـه

1134
01:23:08,775 --> 01:23:10,360
‫باب جانسون از «بوستون گلوب».

1135
01:23:11,111 --> 01:23:15,365
‫دو روز پیش، یه خبری درموردت منتشر شد
‫که رفتی پول اهدایی رو پس دادی.

1136
01:23:15,907 --> 01:23:17,242
‫می‌شه دلیلـش رو بگی؟

1137
01:23:20,203 --> 01:23:22,789
‫باور دارم که ما توی کشور
‫خیلی خوبی زندگی می‌کنیم.

1138
01:23:23,832 --> 01:23:26,584
‫انقدر خوب که وقتی مردی
‫از نظر اقتصادی در مضیقه‌ست

1139
01:23:26,668 --> 01:23:28,461
‫بهش کمک‌رسانی می‌شه.

1140
01:23:29,337 --> 01:23:33,425
‫ولی این اواخر بخت باهام یار بود
‫و دوباره به اوج برگشتم.

1141
01:23:35,135 --> 01:23:36,720
‫و فکر کردم بهتره اون پول رو برگردونم.

1142
01:23:37,303 --> 01:23:38,555
‫ویلسون، نوبت توئه.

1143
01:23:38,596 --> 01:23:39,639
‫آره، اینجام.

1144
01:23:39,723 --> 01:23:43,143
‫اگه قهرمانِ جهان شدی،
‫اولین کاری که می‌کنی چیـه؟

1145
01:23:43,685 --> 01:23:47,439
‫اولین کاری که می‌کنم اینه که
‫میرم چندتا لاک‌پشت می‌خرم.

1146
01:23:47,605 --> 01:23:48,815
‫چی؟

1147
01:23:48,898 --> 01:23:50,316
‫خب، وقتی امروز صبح،

1148
01:23:50,400 --> 01:23:51,860
‫به بچه‌ها گفتم دارم میرم

1149
01:23:51,943 --> 01:23:53,528
‫که با عنوان قهرمانی برگردم

1150
01:23:53,611 --> 01:23:55,905
‫فکر کردن می‌گم لاک‌پشت.
‫[تشابه این دو کلمه در انگلیسی]

1151
01:23:57,115 --> 01:23:58,116
‫آره.

1152
01:23:58,199 --> 01:23:59,909
‫پس طبیعتاً،
‫نمی‌خوام ناامیدشون کنم.

1153
01:23:59,951 --> 01:24:02,078
‫ولی اگه بتونم با عنوان قهرمانی
‫و لاک‌پشت برم خونه

1154
01:24:02,120 --> 01:24:04,039
‫مطمئناً حسابی ذوق می‌کنن.

1155
01:24:04,122 --> 01:24:06,249
‫فهمیدی؟
‫تشابه عنوان قهرمانی و لاک‌پشت.

1156
01:24:06,291 --> 01:24:09,127
‫جیک گرین‌بالت از «شیکاگو تریب».

1157
01:24:09,919 --> 01:24:11,755
‫- سلام، جیک.
‫- خیلی وقتـه ندیدمت.

1158
01:24:11,796 --> 01:24:13,131
‫چی تغییر کرده، جیمی؟

1159
01:24:13,173 --> 01:24:16,217
‫حتی برای عشق به پول
‫هم نمی‌تونستی برنده شی، درستـه؟

1160
01:24:16,301 --> 01:24:18,303
‫بازگشت قهرمانانه‌ت رو
‫چطوری توضیح میدی؟

1161
01:24:18,553 --> 01:24:20,013
‫خب، راستـش جیک

1162
01:24:20,096 --> 01:24:22,515
‫چندین سال درحالی که
‫مصدوم بودیم مبارزه می‌کردیم.

1163
01:24:23,266 --> 01:24:26,311
‫چندین بار دستـم شکستـه.

1164
01:24:27,228 --> 01:24:29,731
‫یه بار با ماشین تصادف کردیم،
‫توی جاده بودیم

1165
01:24:29,814 --> 01:24:32,108
‫و باید درستـش می‌کردم.

1166
01:24:32,901 --> 01:24:34,861
‫یه دوره بدشانسی آوردم.

1167
01:24:37,197 --> 01:24:40,366
‫و این دفعه، می‌دونم برای چی
‫دارم مبارزه می‌کنم.

1168
01:24:40,450 --> 01:24:42,452
‫آره؟ برای چی، جیمی؟

1169
01:24:43,495 --> 01:24:44,579
‫شیر.

1170
01:24:44,746 --> 01:24:45,872
‫شیر؟

1171
01:24:46,664 --> 01:24:48,625
‫اسپورتی لوئیس از «نیویورک هرالد».

1172
01:24:49,000 --> 01:24:50,168
‫اسپورتی.

1173
01:24:50,376 --> 01:24:52,170
‫درواقع، من از خانم برادوک سوال دارم.

1174
01:24:52,962 --> 01:24:56,007
‫خانم برادوک، خوانندگان مطالب من
‫دوست دارن بدونن

1175
01:24:56,216 --> 01:24:58,510
‫نظرتون درمورد این واقعیت که

1176
01:24:58,927 --> 01:25:00,678
‫«مکس بر» دو مَرد رو توی رینگ کشتـه، چیـه؟

1177
01:25:02,138 --> 01:25:03,932
‫نظرتون در این مورد چیـه، خانم؟

1178
01:25:04,516 --> 01:25:06,434
‫نگران جونِ همسرتون هستین؟

1179
01:25:06,518 --> 01:25:09,354
‫نگران «مکس بر»ـه،
‫اون کسیـه که زنـم نگرانشـه، آقای لوئیس.

1180
01:25:09,437 --> 01:25:12,524
‫باشه، فقط یه سوال دیگه رفقا.

1181
01:25:23,535 --> 01:25:25,120
‫پایین گفتن می‌خوای ما رو ببینی.

1182
01:25:25,203 --> 01:25:27,080
‫جو، جیم بفرمایید داخل. ‫بشینین.

1183
01:25:28,915 --> 01:25:30,291
‫اینجا رو بخون.

1184
01:25:32,710 --> 01:25:34,712
‫توی سرمقاله نوشته
‫این مسابقه یه جور قتل‌ـه.

1185
01:25:36,214 --> 01:25:39,008
‫و هرکسی که توش دست داره
‫باید دادگاهی بشه،

1186
01:25:39,050 --> 01:25:40,677
‫و تحت پیگرد قانونی قرار بگیره.

1187
01:25:40,718 --> 01:25:42,846
‫می‌گن دفتر روزنامه
‫کلی نامه دریافت کرده

1188
01:25:42,929 --> 01:25:44,806
‫از آدم‌هایی که گفتن
‫تو براشون الهام‌بخش بودی.

1189
01:25:44,889 --> 01:25:46,599
‫انگار زندگی‌شون رو نجات دادی،
‫همچین چیزی.

1190
01:25:46,683 --> 01:25:48,643
‫اگه نظر منو بخوای،
‫یه مشت حرف‌های مفت‌ـه.

1191
01:25:49,018 --> 01:25:50,687
‫ولی اگه قراره برای این مسابقه
‫تبلیغ کنم،

1192
01:25:50,728 --> 01:25:53,398
‫نمی‌خوام اگه اتفاقی برات افتاد
‫توی دردسر بیفتم.

1193
01:25:53,481 --> 01:25:54,816
‫چقدر قلبـت بزرگـه.

1194
01:25:55,942 --> 01:25:57,402
‫قلبـم برای خانواده‌مـه، جو.

1195
01:25:57,443 --> 01:25:59,028
‫مغزم برای کاره،

1196
01:25:59,112 --> 01:26:00,113
‫و این مسئله کاریـه.

1197
01:26:00,196 --> 01:26:01,990
‫- گرفتی چی می‌گم؟ ‫- گرفتم.

1198
01:26:06,244 --> 01:26:08,830
‫قراره کاملاً بفهمی با کی طرفـی.

1199
01:26:10,039 --> 01:26:11,499
‫و وکیلـم، آقای میلز

1200
01:26:11,583 --> 01:26:14,627
‫شاهده که هرکاری درتوانم بود کردم
‫تا بهت هشدار بدم.

1201
01:26:17,964 --> 01:26:19,924
‫من مبارزه‌ی کانرا رو دیدم.

1202
01:26:20,842 --> 01:26:22,468
‫قد بلندیِ کانرا نجاتـش داد.

1203
01:26:22,552 --> 01:26:24,345
‫دوازده بار خورد زمین.

1204
01:26:24,429 --> 01:26:27,140
‫دقیقاً. اگه قدش کوتاه‌تر بود
‫بدتر می‌شد.

1205
01:26:27,223 --> 01:26:30,185
‫«بر» باید به بالا مشت می‌زد تا بهش برسه،
‫یکم قدرتـش رو گرفت.

1206
01:26:39,152 --> 01:26:40,737
‫اون فرانکی کمبل‌ـه.

1207
01:26:41,404 --> 01:26:43,781
‫یه مبارز با مقاومت بالا،
‫می‌دونه چطور ضربات رو تحمل کنه.

1208
01:26:45,366 --> 01:26:46,951
‫سبک مبارزه‌ش آشناست، نه جیم؟

1209
01:26:48,453 --> 01:26:52,081
‫- انگار داری توی آینده نگاه می‌کنی، ها؟
‫- لازم نیست اینو ببینه.

1210
01:26:52,123 --> 01:26:53,917
‫یا می‌بینه یا مسابقه رو لغو می‌کنم.

1211
01:27:05,595 --> 01:27:07,555
‫اون ترکیب رو می‌بینی؟

1212
01:27:07,639 --> 01:27:09,307
‫کمبل با اولین مشت از پا درنیومد.

1213
01:27:09,390 --> 01:27:11,142
‫خیلی سرسخت بود.

1214
01:27:11,976 --> 01:27:14,938
‫دومین مشت درجا کشتـش.

1215
01:27:21,819 --> 01:27:24,155
‫می‌شه قطع‌ش کنی؟

1216
01:27:30,495 --> 01:27:34,123
‫از کالبد شکافی معلوم شد
‫اتصال بین مغز

1217
01:27:34,666 --> 01:27:36,125
‫و بافت‌های اطرافـش شل شده بود.

1218
01:27:38,753 --> 01:27:41,381
‫تو وظیفه‌ت رو انجام دادی، باشه؟

1219
01:27:44,968 --> 01:27:46,469
‫دوباره پخشـش کن.

1220
01:28:51,826 --> 01:28:53,578
‫«ارنی شاف» رو یادتـه؟

1221
01:28:53,619 --> 01:28:55,913
‫مرد خوبی بود.
‫سال 1931 یه بار بهش باختی.

1222
01:28:56,831 --> 01:28:59,083
‫«بر» یکی از اون مشت‌ها
‫به چونه‌ی ارنی زد.

1223
01:28:59,584 --> 01:29:01,169
‫مرده‌ی متحرک بود
‫و خودش خبر نداشت.

1224
01:29:01,252 --> 01:29:04,213
‫مسابقه‌ی بعدی، یه ضربه‌ی کوچولو
‫فرستادش اون دنیا.

1225
01:29:04,297 --> 01:29:05,715
‫گفتن مغزش از جا دراومده.

1226
01:29:08,593 --> 01:29:09,719
‫جو؟

1227
01:29:11,095 --> 01:29:12,430
‫دیگه نمک نمی‌ریزی؟

1228
01:29:14,599 --> 01:29:17,685
‫جمجمه‌ی من که قرار نیست
‫از جاش دربیاد.

1229
01:29:18,728 --> 01:29:19,729
‫می‌خوای درموردش فکر کنی؟

1230
01:29:22,565 --> 01:29:23,983
‫فکر کردی چیز جدیدی
‫داری بهم می‌گی؟

1231
01:29:25,902 --> 01:29:29,072
‫مثلاً بوکس خطرناکـه و از این حرفا؟

1232
01:29:31,282 --> 01:29:34,035
‫فکر نمی‌کنی سه شیفت شب
‫روی داربست کار کردن

1233
01:29:34,118 --> 01:29:35,620
‫می‌تونه همون‌قدر
‫آدم رو به کشتن بده؟

1234
01:29:37,163 --> 01:29:40,333
‫چند نفر که به خاطر نداشتن پول اجاره
‫کارتن‌خواب شده بودن،

1235
01:29:40,375 --> 01:29:41,459
‫چندشب پیش فوت کردن؟

1236
01:29:42,377 --> 01:29:45,546
‫کسایی که می‌خوان خانواده‌شون
‫گشنه نمونن، چون مردهایی مثل تو

1237
01:29:45,630 --> 01:29:47,965
‫هنوز راهی پیدا نکردن
‫که با تماشای مرگشـون

1238
01:29:48,007 --> 01:29:49,342
‫پول به جیب بزنن.

1239
01:29:49,425 --> 01:29:52,804
‫توی حرفه‌ی من، ‫و این حرفه‌ی منـه

1240
01:29:54,722 --> 01:29:55,723
‫یکم خوش‌شانس‌ترم.

1241
01:30:02,146 --> 01:30:05,775
‫خیلی خب پس،
‫امشب اینجا شام بخورین.

1242
01:30:06,275 --> 01:30:07,693
‫با همسرهاتون، مهمونِ من.

1243
01:30:08,403 --> 01:30:09,821
‫وقتی دارین میرین،
‫چندتا عکس می‌گیرم.

1244
01:30:10,822 --> 01:30:12,198
‫اگه فردا نظرت عوض شد

1245
01:30:12,281 --> 01:30:13,991
‫حداقل یه تبلیغاتِ خوبی ازش دربیاد.

1246
01:30:14,075 --> 01:30:15,076
‫خوبـه، بیا بریم.

1247
01:30:15,326 --> 01:30:17,203
‫چندتا می‌خوای؟
‫حتماً یه عالمه؟ درستـه.

1248
01:30:17,286 --> 01:30:20,164
‫گوش کن، کلاغـه بهم گفته
‫یه نگاهی به چاپ عصر بندازیم.

1249
01:30:20,206 --> 01:30:21,541
‫بذار ببینیم چی نوشته.

1250
01:30:22,417 --> 01:30:25,044
‫«بوکسور جیم برادوک،
‫که دوباره زنده شده

1251
01:30:25,086 --> 01:30:28,005
‫تا چهره‌ی شجاعت رو
‫توی کشورمون تغییر بده.»

1252
01:30:28,548 --> 01:30:30,800
‫- چه قشنگ. ‫- آره.

1253
01:30:30,925 --> 01:30:33,344
‫- اسپورتی لوئیس اینو نوشته.
‫- اسپورتی لوئیس؟

1254
01:30:34,595 --> 01:30:36,097
‫آره، و اینو گوش بده.

1255
01:30:36,431 --> 01:30:38,182
‫«در سرزمینی ستم‌دیده

1256
01:30:38,266 --> 01:30:41,978
‫بازگشت برادوک به همه‌ی
‫آمریکایی‌ها امید داده.

1257
01:30:43,604 --> 01:30:45,815
‫کسایی که قصد داشتن ‫تسلیم بشن

1258
01:30:45,898 --> 01:30:48,151
‫قهرمان جدیدشـون جیم برادوک
‫براشون الهام‌بخش شده.

1259
01:30:49,235 --> 01:30:50,903
‫- مرد سیندرلایی؟ ‫- آره.

1260
01:30:50,945 --> 01:30:54,824
‫- خوشم اومد، یه‌جورایی دخترونه‌ست.
‫- آره، یه‌جورایی.

1261
01:30:54,907 --> 01:30:57,285
‫پسر، آره قراره خوش بگذره.

1262
01:30:57,535 --> 01:30:58,870
‫- ببخشید. ‫- جیم.

1263
01:30:59,620 --> 01:31:00,955
‫ممنون.

1264
01:31:01,414 --> 01:31:04,208
‫می‌دونی چیـه؟ ‫صورت حساب اینجاست.

1265
01:31:04,500 --> 01:31:07,462
‫جانستون خیلی ولخرج‌ـه.
‫قراره یه انعام گنده بده.

1266
01:31:07,545 --> 01:31:09,505
‫- آره؟ ‫- خیلی مهربونـه.

1267
01:31:09,547 --> 01:31:11,382
‫آدم عاشقـش می‌شه. ‫مگه نه عزیزم؟

1268
01:31:11,466 --> 01:31:13,217
‫- اینجا رو نگاه. ‫- اون منم؟

1269
01:31:13,301 --> 01:31:14,302
‫می‌دونم.

1270
01:31:18,222 --> 01:31:19,348
‫جیمی.

1271
01:31:36,908 --> 01:31:39,035
‫فکر می‌کنی جانستون
‫عمداً این کار رو کرده؟

1272
01:31:39,076 --> 01:31:40,286
‫آره، فکر کنم، شاید.

1273
01:31:40,328 --> 01:31:42,413
‫برای اینکه چندتا عکس بیشتر
‫برای روزنامه بگیره.

1274
01:31:43,873 --> 01:31:45,917
‫از طرف اون آقایی که
‫همین الان تشریف آوردن.

1275
01:31:46,000 --> 01:31:48,961
‫آقای «بر» گفتن،
‫سفر خوشی رو براتون آرزو می‌کنن.

1276
01:31:53,674 --> 01:31:56,260
‫بازش نکن، بسته‌بندیـش کن.
‫با خودمون می‌بریم.

1277
01:31:56,302 --> 01:31:57,887
‫- جوئی؟ ‫- بله؟

1278
01:32:07,522 --> 01:32:09,273
‫مرد سیندرلایی اینجاست.

1279
01:32:10,608 --> 01:32:12,109
‫بابت نوشیدنی ممنونـم، ‫آقای بر.

1280
01:32:12,193 --> 01:32:15,321
‫خوب داری برای مسابقه
‫تبلیغات می‌کنی، واقعاً ممنونـم.

1281
01:32:15,404 --> 01:32:18,699
‫امیدوارم برای جفت‌مون
‫شب موفقیت‌آمیزی باشه.

1282
01:32:18,783 --> 01:32:21,285
‫همه‌ش داری همه‌جا می‌گی
‫قراره منو توی رینگ بکشی.

1283
01:32:22,620 --> 01:32:24,038
‫من سه تا بچه دارم.

1284
01:32:24,121 --> 01:32:26,332
‫داری خانواده‌م رو ناراحت می‌کنی،
‫مخصوصاً همسرم رو.

1285
01:32:26,374 --> 01:32:27,917
‫گوش کن، برادوک.

1286
01:32:28,709 --> 01:32:31,420
‫دارم خالصانه ازت می‌خوام
‫توی مسابقه شرکت نکنی.

1287
01:32:32,046 --> 01:32:35,341
‫به نظر مرد نجیبی میای،
‫مردم دوست دارن.

1288
01:32:35,716 --> 01:32:37,134
‫واقعاً دلم نمی‌خواد بهت صدمه بزنم.

1289
01:32:38,344 --> 01:32:39,804
‫شوخی نمی‌کنم، رفیق.

1290
01:32:41,305 --> 01:32:43,474
‫توی افسانه‌‌ها هم آدم‌ها میمیرن.

1291
01:32:43,558 --> 01:32:45,017
‫هی، مکس. ‫یه عکس بگیریم؟

1292
01:32:45,101 --> 01:32:46,394
‫هی، جیم! ‫اجازه هست عکس بگیریم؟

1293
01:32:46,435 --> 01:32:48,229
‫- خوبـه.
‫- آروم باش، فقط لبخند بزن.

1294
01:32:48,271 --> 01:32:49,605
‫یکی دیگه!

1295
01:32:49,814 --> 01:32:52,358
‫به نظرم حرکت هوشمندانه
‫اینه که شکست رو بپذیری.

1296
01:32:56,237 --> 01:32:57,863
‫این‌طرف، مکس. ‫درستـه.

1297
01:32:57,947 --> 01:33:00,783
‫فکر کنم چند راند با
‫«بر» مبارزه کنم.

1298
01:33:01,033 --> 01:33:02,493
‫آره، خوبـه.

1299
01:33:03,077 --> 01:33:05,121
‫بیا بریم، جیم. ‫خیلی خوبـه.

1300
01:33:06,789 --> 01:33:10,251
‫توی رینگ می‌بینیمـت،
‫چطوره، قهرمان؟

1301
01:33:10,626 --> 01:33:12,169
‫زودباش، بیا بریم جیم.

1302
01:33:12,253 --> 01:33:13,921
‫مکس، ایشون همسرمـه، می.

1303
01:33:14,463 --> 01:33:15,798
‫باید باهاش صحبت کنی، می.

1304
01:33:16,632 --> 01:33:18,759
‫برای بیوه شدن زیادی جوونی

1305
01:33:20,636 --> 01:33:22,638
‫حرف قشنگی نبود، مکس. ‫بیاین بریم.

1306
01:33:22,722 --> 01:33:25,474
‫حالا که بیشتر فکر می‌کنم،
‫شاید وقتی مُرد بتونم دل‌داریـ‌ت بدم.

1307
01:33:25,558 --> 01:33:28,603
‫هی، گفتم دهنـت رو ببند، عوضی!

1308
01:33:34,400 --> 01:33:36,777
‫ببخشید، برام فاکتور
‫خشک‌شویی رو بفرست.

1309
01:33:38,112 --> 01:33:39,572
‫گرفتین چی شد، پسرها؟

1310
01:33:39,989 --> 01:33:42,283
‫حالا دیگه زنـش به جاش
‫دعوا می‌کنه.

1311
01:33:46,829 --> 01:33:48,873
‫آره، عجب زنیـه، نه؟

1312
01:33:53,753 --> 01:33:55,004
‫خیلی خب، برام نوشیدنی بیارین.

1313
01:34:04,722 --> 01:34:06,849
‫خب، ترکیب سه ضربه، باشه؟

1314
01:34:07,266 --> 01:34:09,435
‫پاپ، پاپ، بنگ. ‫زودباش.

1315
01:34:11,604 --> 01:34:12,605
‫آره.

1316
01:34:12,647 --> 01:34:14,565
‫خوب بود. ‫یه بار دیگه.

1317
01:34:14,607 --> 01:34:17,443
‫شست‌هات داخل بمونه،
‫آرنج‌هات رو جمع کن.

1318
01:34:17,568 --> 01:34:19,445
‫خب، بسه دیگه.

1319
01:34:19,528 --> 01:34:20,905
‫این یکی یکم درد داشت.

1320
01:34:20,946 --> 01:34:22,365
‫لطفاً تمومـش کنین.

1321
01:34:22,448 --> 01:34:24,367
‫خوبـه، آره. ‫خوب بود، بنگ!

1322
01:34:26,869 --> 01:34:28,621
‫- نوبت منـه، بابا. ‫- باشه.

1323
01:34:28,663 --> 01:34:30,956
‫دفاعـت کجاست؟
‫زودباش، دست‌ها بالا.

1324
01:34:30,998 --> 01:34:31,999
‫منم می‌خوام بزنم.

1325
01:34:34,293 --> 01:34:36,420
‫چپ، راست، چپ. ‫پاپ، پاپ، بنگ.

1326
01:34:41,425 --> 01:34:43,094
‫زودباش، هاوی.

1327
01:34:44,970 --> 01:34:47,807
‫خیلی خب، بسه!
‫توی خونه بوکس نکنین!

1328
01:34:48,057 --> 01:34:49,975
‫بیرون خونه هم بوکس نکنین، باشه؟

1329
01:34:50,017 --> 01:34:51,686
‫کلاً بوکس نکنین، تمام!

1330
01:34:52,395 --> 01:34:53,896
‫درستـون رو تموم می‌کنین،

1331
01:34:53,979 --> 01:34:55,189
‫بعد میرین دانشگاه،

1332
01:34:55,272 --> 01:34:56,691
‫و یه شغل پیدا می‌کنین.

1333
01:34:56,774 --> 01:34:59,985
‫چون قرار نیست
‫جمجمه‌ی شما هم بترکه!

1334
01:35:00,111 --> 01:35:02,530
‫فهمیدین؟ حرف‌هام واضح بود؟

1335
01:35:11,288 --> 01:35:14,583
‫چطوره شما پسرها برین
‫برای خواب آماده شین، باشه؟

1336
01:35:33,477 --> 01:35:35,104
‫قبلاً دعا می‌کردم

1337
01:35:36,397 --> 01:35:38,816
‫انقدری آسیب ببینی،

1338
01:35:40,151 --> 01:35:42,194
‫که دیگه نتونی مبارزه کنی.

1339
01:35:43,070 --> 01:35:46,657
‫و وقتی مجوزت باطل شد،
‫با اینکه ترسیده بودم

1340
01:35:46,907 --> 01:35:50,244
‫ولی می‌رفتم کلیسا
‫و از خدا تشکر می‌کردم.

1341
01:35:51,036 --> 01:35:52,663
‫چون همیشه می‌دونستم،

1342
01:35:52,747 --> 01:35:56,208
‫روزی می‌رسه که ممکنه
‫خودت رو به کشتن بدی.

1343
01:35:56,792 --> 01:35:59,545
‫می‌دونستم، جیمی.
‫حالا اون روز رسیده.

1344
01:35:59,587 --> 01:36:01,297
‫فقط ترسیدی، همین.

1345
01:36:01,380 --> 01:36:04,175
‫اون دوتا مرد رو کشتـه، جیمی!
‫ارزشـش رو داره؟

1346
01:36:05,926 --> 01:36:09,764
‫باید به این باور برسم
‫که نقشی توی زندگی‌مون دارم، باشه؟

1347
01:36:10,431 --> 01:36:12,975
‫که اگه اوضاع بده،
‫می‌تونیم تغییرش بدیم

1348
01:36:13,058 --> 01:36:15,019
‫می‌تونیم اوضاع رو
‫برای خانواده‌مون بهتر کنیم.

1349
01:36:15,102 --> 01:36:18,522
‫ولی من نیاز دارم تو در امان باشی.

1350
01:36:18,606 --> 01:36:20,065
‫دیگه هیچی امن نیست، می.

1351
01:36:20,107 --> 01:36:21,108
‫اگه این کار رو نکنم

1352
01:36:21,192 --> 01:36:23,444
‫- نیاز دارم در امان باشی!
‫- هیچی امن نیست.

1353
01:36:23,486 --> 01:36:24,695
‫خیلی خب.

1354
01:36:24,779 --> 01:36:27,615
‫همیشه کنارت وایستادم.

1355
01:36:28,741 --> 01:36:30,075
‫تا الان.

1356
01:36:31,744 --> 01:36:34,830
‫این دفعه دیگه نه، جیمی.
‫دیگه نمی‌تونم.

1357
01:36:35,748 --> 01:36:37,958
‫پس هرچقدر دوست داری تمرین کن.

1358
01:36:38,042 --> 01:36:40,961
‫نقش بازی کن، برای خودت
‫برای تبلیغات.

1359
01:36:41,462 --> 01:36:43,798
‫ولی یه راهی پیدا کن
‫که مبارزه نکنی.

1360
01:36:43,964 --> 01:36:46,467
‫اگه لازمه دوباره دستـت رو بشکون.

1361
01:37:10,282 --> 01:37:11,826
‫خب، حالـش چطوره؟

1362
01:37:12,493 --> 01:37:14,662
‫سنـش بالاست، آرتروز داره.

1363
01:37:14,954 --> 01:37:17,498
‫و از مسابقه‌ی لاسکی
‫هنوز دنده‌هاش خوب نشده.

1364
01:37:18,207 --> 01:37:20,209
‫خبر بد چیـه، آقای خوش‌خبر؟

1365
01:37:21,126 --> 01:37:22,169
‫- جو! ‫- چیـه؟

1366
01:37:22,253 --> 01:37:24,171
‫- خبرنگارها اومدن. ‫- خدای من.

1367
01:37:24,255 --> 01:37:26,549
‫اون محافظ دنده رو بردار.

1368
01:37:26,632 --> 01:37:28,884
‫جیمی! ‫خبرنگارها اومدن، پسر!

1369
01:37:28,968 --> 01:37:30,553
‫بپر توی رینگ!

1370
01:37:30,636 --> 01:37:33,472
‫وقت نمایشـه! لبخند گنده بزن!
‫مهم‌ترین فرد اینجایی!

1371
01:37:33,514 --> 01:37:36,183
‫لازم نیست «بر» قضیه‌ی دنده‌اش رو بدونه.

1372
01:37:40,980 --> 01:37:44,567
‫[روز مسابقه، ‫13 ژوئن، 1935]

1373
01:38:59,558 --> 01:39:00,851
‫خداحافظ، بابا.

1374
01:39:22,247 --> 01:39:24,375
‫زودباشین، بیاین بریم.

1375
01:39:39,473 --> 01:39:40,975
‫هی، نگاه کن. ‫خودشـه.

1376
01:39:42,101 --> 01:39:43,268
‫برادوک‌ـه!

1377
01:39:47,398 --> 01:39:49,525
‫شاید امروز روزِ تو باشه، بول‌داگ!

1378
01:39:49,608 --> 01:39:52,027
‫- نگاه کن، خودشـه!
‫- جیمی‌ـه، ببین، اونجاست!

1379
01:39:52,069 --> 01:39:54,738
‫- ازت حمایت می‌کنیم، جیمی!
‫- شکستـش می‌دی، بول‌داگ!

1380
01:40:00,244 --> 01:40:03,122
‫- خب، ببین کیا اینجان.
‫- سلام، خاله آلیس.

1381
01:40:03,205 --> 01:40:04,665
‫بیاین داخل.

1382
01:40:05,833 --> 01:40:07,584
‫رادیو روشن نکن، باشه؟

1383
01:40:08,585 --> 01:40:11,338
‫- آره، حتماً.
‫- باشه، زود برمی‌گردم.

1384
01:40:33,444 --> 01:40:36,613
‫- سلام، می.
‫- اومدم برای جیم دعا کنم.

1385
01:40:39,116 --> 01:40:40,784
‫اونا هم همین‌طور.

1386
01:40:41,952 --> 01:40:43,078
‫آره.

1387
01:40:52,254 --> 01:40:55,132
‫همه‌شون فکر می‌کنن
‫جیم داره برای اونا مبارزه می‌کنه.

1388
01:41:08,270 --> 01:41:11,398
‫[استادیوم مدیسون اسکوئر گاردن،
‫لانگ آیلند سیتی، نیویوک]

1389
01:41:55,067 --> 01:41:56,151
‫هی.

1390
01:41:59,029 --> 01:42:00,030
‫بله؟

1391
01:42:00,155 --> 01:42:02,282
‫کی اون جان هنری لوئیس
‫رو شکست داد؟

1392
01:42:05,536 --> 01:42:07,788
‫- اون یارو برادوک. ‫- درستـه.

1393
01:42:09,206 --> 01:42:11,333
‫کی اون آرت لاسکیِ عوضی
‫رو به خاک سیاه نشوند؟

1394
01:42:11,708 --> 01:42:14,002
‫- جیمز جی برادوک. ‫- بازم درستـه.

1395
01:42:14,628 --> 01:42:16,255
‫حالا این یکی رو بهم یادآوری کن.

1396
01:42:16,338 --> 01:42:19,591
‫کی اون کورن گریفین رو لت و پار کرد

1397
01:42:19,675 --> 01:42:22,469
‫بدون هیچ سوالی؟ ‫کار کی بود؟

1398
01:42:23,512 --> 01:42:24,513
‫فکر می‌کردم کار خودم بود

1399
01:42:24,555 --> 01:42:26,014
‫ولی الان به نظر میاد کار تو بود.

1400
01:42:26,056 --> 01:42:28,517
‫نه، شکسته نفسی نکن.

1401
01:42:29,351 --> 01:42:32,729
‫بالاخره دست‌هام رو
‫باندپیچی می‌کنی یا نه؟

1402
01:42:33,814 --> 01:42:35,357
‫چرا که نه؟

1403
01:42:41,280 --> 01:42:44,158
‫خیلی خب، بذار ببینم. ‫چطوره؟

1404
01:42:45,993 --> 01:42:47,119
‫چیـه؟

1405
01:43:06,638 --> 01:43:08,098
‫ببخشید، خانوم.

1406
01:43:16,773 --> 01:43:19,318
‫اگه من پشتـت نباشم
‫نمی‌تونی ببری.

1407
01:43:22,571 --> 01:43:24,948
‫سعی داشتم همین رو بهت بگم.

1408
01:43:34,499 --> 01:43:36,543
‫شاید الان یه چیزهایی فهمیدم،

1409
01:43:37,669 --> 01:43:39,546
‫که چرا مجبوری مبارزه کنی.

1410
01:43:41,131 --> 01:43:43,842
‫پس فقط یادت باشه کی هستی،

1411
01:43:44,968 --> 01:43:47,471
‫تو بول‌داگِ برگن

1412
01:43:47,554 --> 01:43:49,973
‫و افتخار نیوجرسی هستی،

1413
01:43:50,766 --> 01:43:52,684
‫تو امید همه‌ای،

1414
01:43:53,977 --> 01:43:56,104
‫اسطوره‌ی بچه‌هاتـی،

1415
01:43:57,564 --> 01:44:01,693
‫و قهرمان قلب منی،

1416
01:44:08,659 --> 01:44:10,118
‫لطفاً، جیمی.

1417
01:44:25,634 --> 01:44:28,303
‫<i>از کنار رینگ استادیوم مدیسون اسکوئر گاردن.</i>

1418
01:44:28,387 --> 01:44:29,846
‫<i>امشب، از طریق ارتباط رادیویی</i>

1419
01:44:29,930 --> 01:44:32,224
‫<i>بزرگ‌ترین مسابقه‌ی مشت‌زنیِ</i>
<i>‫سال رو پوشش می‌دیم.</i>

1420
01:44:32,307 --> 01:44:35,269
‫<i>مکس بر درمقابل مرد سیندرلایی،</i>
<i>‫جیمی برادوک.</i>

1421
01:44:37,312 --> 01:44:38,522
‫<i>و چند دقیقه‌ی دیگه</i>

1422
01:44:38,605 --> 01:44:40,774
‫<i>شرکت‌کنندگان مسابقه‌ی</i>
<i>‫قهرمانیِ امشب</i>

1423
01:44:40,816 --> 01:44:42,985
‫<i>وارد رینگ خواهند شد.</i>

1424
01:45:04,339 --> 01:45:05,841
‫خدای بزرگ.

1425
01:45:14,141 --> 01:45:16,143
‫<i>پیشرفتِ جیم برادوک از</i>
<i>‫ایستادن توی صف سوپ</i>

1426
01:45:16,184 --> 01:45:19,521
‫<i>تا حریف شماره‌ی یک سنگین وزن شدن</i>
<i>‫واقعاً معجزه‌آسا بوده.</i>

1427
01:45:19,604 --> 01:45:23,358
‫<i>طی این سال‌ها تا حالا استادیوم رو</i>
<i>‫انقدر ساکت ندیده بودم.</i>

1428
01:45:52,304 --> 01:45:54,056
‫تو می‌تونی، جیمی!

1429
01:46:02,105 --> 01:46:04,691
‫<i>جیمز جی برادوک، ‫مرد سیندرلایی</i>

1430
01:46:04,775 --> 01:46:06,985
‫<i>که همین یه سال پیش</i>
<i>‫توی صف غذا وایمیستاد.</i>

1431
01:46:07,069 --> 01:46:09,196
‫<i>تعداد زیادی روی باخت برادوک</i>
<i>‫شرط‌بندی کردن</i>

1432
01:46:09,279 --> 01:46:11,615
‫<i>ولی واکنش جمعیت</i>
<i>‫جور دیگه‌ای نشون می‌ده.</i>

1433
01:46:11,698 --> 01:46:14,868
‫<i>جمعیت حاضر در مدیسون اسکوئر گاردن</i>
<i>‫روی پا ایستادن و تشویق می‌کنن.</i>

1434
01:46:14,951 --> 01:46:17,537
‫<i>جمعیت حیرت‌آوری امروز عصر</i>
<i>‫اینجا جمع شده.</i>

1435
01:46:17,579 --> 01:46:20,123
‫<i>آدم‌هایی رو توی صف خرید بلیط</i>
<i>‫ دیدم که مشخص بود</i>

1436
01:46:20,207 --> 01:46:21,875
‫<i>تمام پولی که دارن رو خرج می‌کنن.</i>

1437
01:46:21,958 --> 01:46:24,544
‫<i>ولی الان 35 هزار نفر اینجان!</i>

1438
01:46:24,628 --> 01:46:25,921
‫<i>به صداشون گوش بدین!</i>

1439
01:46:45,190 --> 01:46:47,442
‫<i>این‌طور که معلومه مکس بر</i>
<i>‫از رختکن‌ش خارج شده.</i>

1440
01:46:47,484 --> 01:46:48,693
‫<i>اومد.</i>

1441
01:46:48,944 --> 01:46:51,363
‫<i>قیافه و مدل راه رفتن مکس بر</i>
<i>‫مثل ستاره‌های هالیووده.</i>

1442
01:46:51,613 --> 01:46:53,407
‫<i>ولی امشب قرار نیست</i>
<i>‫کسی فیلم بازی کنه</i>

1443
01:46:53,448 --> 01:46:56,660
‫<i>نه وقتی جیم برادوک توی رینگ‌ـه،</i>
<i>‫امشب یه مبارزه‌ی واقعی داریم.</i>

1444
01:46:56,743 --> 01:46:59,746
‫<i>میز آماده‌ست،</i>
<i>‫بریم سراغ غذای اصلی.</i>

1445
01:47:03,917 --> 01:47:05,419
‫آقایون، قوانین رو توی رختکن

1446
01:47:05,460 --> 01:47:06,461
‫بهتـون گفتم.

1447
01:47:06,503 --> 01:47:07,963
‫یک دقیقه مونده به نیمه‌شب،
‫سیندرلا.

1448
01:47:08,046 --> 01:47:09,548
‫آره؟ وقتـت داره تموم می‌شه، عوضی.

1449
01:47:09,631 --> 01:47:11,299
‫من اینجام که اون قوانین رو اجرا کنم.

1450
01:47:11,383 --> 01:47:12,968
‫به پسر خندون بگو،
‫با پشت دست نزنه.

1451
01:47:13,051 --> 01:47:15,095
‫ضربه با پشت دست نداریم،
‫وقتی گفتم جدا شین مشت نزنین.

1452
01:47:15,137 --> 01:47:16,930
‫- ضربه به زیر کمر نداریم!
‫- خودم می‌گم، جو.

1453
01:47:16,972 --> 01:47:19,474
‫به این دهاتی بگو کشیدن
‫و چسبیدن نداریم.

1454
01:47:19,516 --> 01:47:21,476
‫مواظب حرف زدنـت باش، مرتیکه.

1455
01:47:21,518 --> 01:47:22,894
‫ضربه‌ی زیر کمر نداریم
‫یعنی نداریم.

1456
01:47:22,978 --> 01:47:24,646
‫اجازه می‌دی این عوضی
‫اینجوری باهام حرف بزنه؟

1457
01:47:24,688 --> 01:47:25,981
‫وقتی زمان تموم شد ‫کسی مشت نزنه.

1458
01:47:26,022 --> 01:47:26,731
‫حرفـم می‌زنه!

1459
01:47:26,898 --> 01:47:28,942
‫خدای من، طرف حرفـم می‌زنه!
‫کی فکرش رو می‌کرد!

1460
01:47:28,984 --> 01:47:31,111
‫برای محافظت از خودتون
‫دست‌هاتون بالا باشه.

1461
01:47:31,153 --> 01:47:33,238
‫حالا، دستکش‌هاتون رو بهم بزنین
‫مبارزه رو شروع کنیم.

1462
01:47:33,321 --> 01:47:35,240
‫- موفق باشین.
‫- برین گوشه‌ی خودتون.

1463
01:47:35,323 --> 01:47:37,993
‫جوری می‌زنمـش که دهنـش
‫پر از خون شه.

1464
01:47:38,076 --> 01:47:40,537
‫البته این مزه‌ی ناآشنایی
‫براش نیست، نه؟

1465
01:47:42,706 --> 01:47:44,291
‫زودباش، جیمی!

1466
01:47:46,418 --> 01:47:49,713
‫آره، بیاین اینجا چندتا
‫عکس بگیرین! زود باشین!

1467
01:47:58,680 --> 01:48:01,516
‫از پسـش برمیای.
‫انگار طرف واسه تو ساخته شده.

1468
01:48:02,184 --> 01:48:04,186
‫خوش بگذرون، باشه؟

1469
01:48:08,690 --> 01:48:11,276
‫<i>زنگ به صدا در اومد!</i>
<i>‫و مسابقه شروع شد!</i>

1470
01:48:18,783 --> 01:48:19,951
‫<i>پسرها وارد رینگ شدن</i>

1471
01:48:20,035 --> 01:48:23,038
‫<i>و بلافاصله برادوک به فکِ مکسی</i>
<i>‫ضربه می‌زنه!</i>

1472
01:48:24,915 --> 01:48:27,834
‫خودشـه! ‫بهش حمله کن، جیمی!

1473
01:48:29,628 --> 01:48:30,754
‫باشه، باشه.

1474
01:48:31,171 --> 01:48:33,965
‫<i>«بر» دو ضربه‌ی رو به بالا</i>
<i>‫به برادوک می‌زنه.</i>

1475
01:48:34,382 --> 01:48:37,427
‫<i>همیشه سوال اینجاست</i>
<i>‫که راند اول کدوم مکس رو داریم</i>

1476
01:48:37,511 --> 01:48:39,179
‫<i>مکس قاتل یا دلقک؟</i>

1477
01:48:46,811 --> 01:48:48,271
‫<i>مکس داره خوب عمل می‌کنه.</i>

1478
01:48:48,355 --> 01:48:51,107
‫<i>انگار داره بهش خوش می‌گذره،</i>
<i>‫برای مردم ادا درمیاره.</i>

1479
01:48:51,191 --> 01:48:52,734
‫بهش حمله کن!

1480
01:48:53,652 --> 01:48:56,279
‫<i>یه هجوم از طرف برادوک!</i>
<i>‫مشت محکم با دست راست به سر!</i>

1481
01:49:05,247 --> 01:49:08,917
‫آروم باش، رفیق.
‫می‌ذارم چند راند بمونی.

1482
01:49:09,000 --> 01:49:11,920
‫<i>توی راند اول، احتمال بُرد</i>
<i>‫مکسی دیوانه</i>

1483
01:49:11,962 --> 01:49:13,004
‫<i>نسبت به برادوک بیشتر بود.</i>

1484
01:49:13,088 --> 01:49:14,839
‫<i>دست راست بزرگـش ‫قدرت خوبی داره</i>

1485
01:49:14,923 --> 01:49:16,883
‫<i>مخصوصاً وقتی جیمی رو</i>
<i>‫گوشه‌ی رینگ گیر میندازه.</i>

1486
01:49:16,967 --> 01:49:19,511
‫چند راند همین‌جوری
‫معطلـش می‌کنه.

1487
01:49:23,431 --> 01:49:24,849
‫برادوک! تمومـش کن!

1488
01:49:24,933 --> 01:49:26,643
‫گفتم تمومـش کن!

1489
01:49:28,103 --> 01:49:29,729
‫ادامه بده، جیمی!

1490
01:49:30,772 --> 01:49:33,400
‫<i>جیم از راند اول جون سالم به در برد</i>
<i>‫و ظاهر رو خوب حفظ کرد.</i>

1491
01:49:33,483 --> 01:49:35,944
‫<i>نمی‌شه برای برادوک قلدری کرد.</i>
<i>‫حداقل امشب نه.</i>

1492
01:49:35,986 --> 01:49:37,904
‫وقتی این ادا رو درمیاره،
‫بزنـش کنار.

1493
01:49:37,946 --> 01:49:39,447
‫داره سعی می‌کنه
‫انگولکـت کنه، باشه؟

1494
01:49:39,489 --> 01:49:42,450
‫و سریع به بدنـش حمله کن
‫و مشت‌هات رو کوتاه کن.

1495
01:49:42,534 --> 01:49:44,995
‫باشه، مشت‌هات رو کوتاه کن.
‫اونجا قلمروی توئه!

1496
01:49:45,078 --> 01:49:46,871
‫بدنـش مال توئه!

1497
01:49:47,205 --> 01:49:48,290
‫آفرین، برادوک!

1498
01:49:48,540 --> 01:49:49,541
‫زودباش، برادوک!

1499
01:49:49,874 --> 01:49:52,586
‫<i>هیچ‌کس انتظار نداشت برادوک</i>
<i>‫از راند اول فراتر بره.</i>

1500
01:49:52,627 --> 01:49:54,254
‫مشت‌هات رو کوتاه کن. ‫به بدنـش.

1501
01:49:54,296 --> 01:49:56,256
‫<i>کارشناسان کنار رینگ بازم</i>
<i>‫اشتباه کردن.</i>

1502
01:49:56,298 --> 01:49:58,133
‫- کوتاه‌شون کن!
‫<i>- زنگ به صدا دراومد!</i>

1503
01:49:58,216 --> 01:50:00,427
‫<i>و راند دوم شروع شد.</i>

1504
01:50:00,677 --> 01:50:02,262
‫ضربه‌ی قوی‌ای بود!

1505
01:50:02,345 --> 01:50:05,098
‫<i>برادوک یه ضربه‌ی محکم</i>
<i>‫به سرش می‌زنه.</i>

1506
01:50:05,307 --> 01:50:07,767
‫<i>مکس با حالت تحقیرآمیزی</i>
<i>‫دورش می‌کنه!</i>

1507
01:50:08,226 --> 01:50:10,103
‫<i>بیشتر به نظر میاد داره</i>
<i>‫با برادوک بازی می‌کنه.</i>

1508
01:50:10,145 --> 01:50:11,813
‫<i>جور دیگه‌ای نمی‌شه توصیفـش کرد.</i>

1509
01:50:11,896 --> 01:50:15,358
‫<i>مکس دور رینگ می‌چرخه</i>
<i>‫انگار هیچی براش مهم نیست.</i>

1510
01:50:18,945 --> 01:50:21,740
‫دقیق، مفید، قوی و کوتاه! ‫خوبـه.

1511
01:50:26,453 --> 01:50:28,038
‫بزنـش اونور.

1512
01:50:28,997 --> 01:50:31,458
‫<i>و مکس با راست و چپ کردن</i>
<i>‫واکنش نشون می‌ده.</i>

1513
01:50:31,499 --> 01:50:33,501
‫<i>مشت‌های قدرتمند از مکسی.</i>

1514
01:50:40,800 --> 01:50:41,801
‫لت و پارش کن!

1515
01:50:41,885 --> 01:50:45,055
‫<i>و برادوک مستقیم می‌زنه ‫توی سرش!</i>

1516
01:50:50,185 --> 01:50:51,394
‫جلوش رو بگیر!

1517
01:50:53,355 --> 01:50:54,981
‫جای درستـی زدم، جیمی؟

1518
01:50:55,023 --> 01:50:56,733
‫خیلی خب، ‫تمومـش کن!

1519
01:50:56,816 --> 01:50:58,693
‫تمومـش کنین! ‫خطا نکنین!

1520
01:51:07,869 --> 01:51:11,206
‫دنده‌هات چطوره؟ ‫باشه، آروم باش.

1521
01:51:11,247 --> 01:51:13,708
‫خوبـه، جیم. ‫آروم باش، نفس بکش.

1522
01:51:13,750 --> 01:51:16,795
‫- نفس عمیق، آروم.
‫- ریتمـش خوبـه.

1523
01:51:16,878 --> 01:51:18,546
‫کارت خوب بود، جیمی.

1524
01:51:18,630 --> 01:51:20,090
‫- آره. ‫- عالی بودی.

1525
01:51:20,173 --> 01:51:23,802
‫هی، جیم؟ ‫اگه اومد سراغ بدنـت

1526
01:51:23,885 --> 01:51:26,096
‫آرنجـت رو بکوب به دستـش.
‫ادبـش کن.

1527
01:51:26,179 --> 01:51:27,639
‫دستـش رو بشکون.

1528
01:51:27,722 --> 01:51:29,224
‫<i>امتیاز دادن توی راند اول سخت بود.</i>

1529
01:51:29,307 --> 01:51:31,476
‫<i>برادوک چندتا ضربه‌ی شگفت‌انگیز</i>
<i>‫با دست راست زد.</i>

1530
01:51:31,559 --> 01:51:33,561
‫<i>و اون مشت‌های رعدآسایی</i>
<i>‫که مکس به بدنـش زد</i>

1531
01:51:33,645 --> 01:51:36,356
‫<i>حتماً توی راندهای آخر</i>
<i>‫یه نفعی براش داره.</i>

1532
01:51:37,816 --> 01:51:40,318
‫<i>توی راند پنجم،</i>
<i>‫«بر» دیگه لبخند نمی‌زنه.</i>

1533
01:51:42,237 --> 01:51:43,279
‫آره، این درستـه!

1534
01:51:43,363 --> 01:51:44,864
‫<i>جیمی با راست</i>
<i>‫یه ضربه‌ی محکم می‌زنه.</i>

1535
01:51:44,948 --> 01:51:47,325
‫<i>بعد ماهرانه میره سمت چپِ «بر».</i>

1536
01:51:47,826 --> 01:51:50,912
‫<i>بعد از جلوگیری از مشت مقابله ای</i>
<i>‫جیمی ضربه می‌زنه.</i>

1537
01:51:53,665 --> 01:51:57,043
‫<i>حالا جمعیت دارن قهرمان رو</i>
<i>‫مسخره می‌کنن و بهش می‌خندن.</i>

1538
01:51:57,085 --> 01:51:58,962
‫<i>و مکسی اصلاً خوش‌حال نیست.</i>

1539
01:51:59,254 --> 01:52:00,463
‫خیلی خب، جدا شین.

1540
01:52:00,547 --> 01:52:02,215
‫جدا شین!

1541
01:52:02,799 --> 01:52:05,051
‫<i>«بر» با پشت دست</i>
<i>‫می‌زنه توی صورت برادوک!</i>

1542
01:52:05,093 --> 01:52:06,136
‫<i>براش گرون تموم می‌شه.</i>

1543
01:52:06,219 --> 01:52:07,887
‫مرتیکه‌ی عوضی!

1544
01:52:07,929 --> 01:52:09,222
‫این یه اخطاره، مکس.

1545
01:52:11,099 --> 01:52:12,434
‫ببخشید.

1546
01:52:14,519 --> 01:52:16,146
‫خانواده ت چطوره؟

1547
01:52:16,229 --> 01:52:17,397
‫جدا شین!

1548
01:52:21,609 --> 01:52:23,862
‫- درمورد من حرف می‌زنه؟
‫- کُشتی نگیرین.

1549
01:52:23,945 --> 01:52:25,029
‫خیلی خب، جدا شین!

1550
01:52:25,113 --> 01:52:26,156
‫مسخره بازی بسه، مکس!

1551
01:52:29,617 --> 01:52:30,952
‫ضربه‌ی زیر کمر!

1552
01:52:31,035 --> 01:52:32,245
‫این چی بود دیگه؟

1553
01:52:32,287 --> 01:52:35,081
‫- دست‌هات بالا باشه.
‫- بیدار شو، داور عوضی!

1554
01:52:40,295 --> 01:52:43,423
‫<i>مکس به حضار سلام می‌کنه،</i>
<i>‫این پسر عجب آدمیـه، رفقا.</i>

1555
01:52:43,757 --> 01:52:45,717
‫توی خواب اسم منو صدا می‌کنه؟

1556
01:52:47,302 --> 01:52:49,971
‫<i>موقع قفل کردن،</i>
<i>‫سر برادوک خورد به چونه‌ی مکس.</i>

1557
01:52:50,054 --> 01:52:51,973
‫خودشـه! ‫به بدنـش ضربه بزن!

1558
01:52:56,102 --> 01:52:57,187
‫دلـش برام تنگ شده؟

1559
01:52:57,270 --> 01:52:59,397
‫<i>«بر» سر برادوک رو قفل کرده.</i>

1560
01:52:59,481 --> 01:53:02,734
‫خدای من! مکسیلا،
‫بهش مشت می‌زنی یا بازیت گرفته؟

1561
01:53:02,817 --> 01:53:04,277
‫بازی که کار توئه، عوضی.

1562
01:53:04,360 --> 01:53:05,653
‫<i>جیمی به سختی خودش رو</i>
<i>‫آزاد می‌کنه.</i>

1563
01:53:05,695 --> 01:53:07,280
‫- هی، رفیق...
‫<i>- به سرش ضربه می‌خوره.</i>

1564
01:53:07,363 --> 01:53:08,490
‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- عالی بود!

1565
01:53:10,033 --> 01:53:11,409
‫قراره لت و پار شی.

1566
01:53:12,160 --> 01:53:15,872
‫<i>برادوک پشت سرهم مشت می‌زنه،</i>
<i>‫خیلی بهم چسبیدن.</i>

1567
01:53:16,498 --> 01:53:18,458
‫- خب، تموم شد!
‫<i>- زنگ به صدا دراومد.</i>

1568
01:53:20,460 --> 01:53:22,462
‫دست‌ها بالا و دهن بستـه، مکسی.

1569
01:53:22,504 --> 01:53:25,048
‫مبارزه رو نگاه می‌کنی
‫یا آدمای ردیف جلو رو؟

1570
01:53:25,131 --> 01:53:27,926
‫برو بشین، مکسی!
‫اون هیچی نیست، هیچی.

1571
01:53:28,009 --> 01:53:29,385
‫طرف اصلاً این کاره نیست!

1572
01:53:29,469 --> 01:53:31,054
‫خدای من! بشین!

1573
01:53:33,348 --> 01:53:34,849
‫اسفنج رو بده من.

1574
01:53:35,183 --> 01:53:37,018
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- نگران نباش.

1575
01:53:37,060 --> 01:53:40,688
‫- مسخره بازی رو تموم کن.
‫- هی! آروم باش.

1576
01:53:41,231 --> 01:53:43,149
‫اون آب لعنتی رو بده من.

1577
01:53:48,988 --> 01:53:50,657
‫ده ثانیه!

1578
01:54:01,167 --> 01:54:03,545
‫بزنـش. له‌ش کن!

1579
01:54:04,254 --> 01:54:06,714
‫تیکه تیکه‌اش کن!

1580
01:54:08,842 --> 01:54:10,093
‫لعنتی.

1581
01:54:10,677 --> 01:54:12,846
‫<i>توی راند هفتم،</i>
<i>‫پسرها دوباره اومدن وسط.</i>

1582
01:54:12,887 --> 01:54:15,056
‫<i>و مکس دیگه جدی شده.</i>

1583
01:54:17,225 --> 01:54:18,685
‫کارش رو بساز، مکس! ‫تمومـش کن!

1584
01:54:18,768 --> 01:54:21,229
‫آفرین، مکسی! ‫آفرین!

1585
01:54:21,312 --> 01:54:23,022
‫جا خالی بده، جیمی!

1586
01:54:24,607 --> 01:54:26,526
‫<i>سنِ بالای برادوک داره ‫مشخص می‌شه</i>

1587
01:54:26,568 --> 01:54:28,736
‫<i>همین‌جور که «بر» داره</i>
<i>‫اون رو دور رینگ می‌چرخونه.</i>

1588
01:54:29,237 --> 01:54:30,780
‫<i>«بر» ضربات محکمی</i>
<i>‫به بدنـش می‌زنه.</i>

1589
01:54:30,864 --> 01:54:33,032
‫<i>یه مشت با راست</i>
<i>‫به سر برادوک می‌خوره.</i>

1590
01:54:33,408 --> 01:54:35,034
‫بکشـش، مکسی!

1591
01:54:44,586 --> 01:54:46,296
‫خدای من.

1592
01:54:46,421 --> 01:54:48,548
‫<i>«بر» یه ضربه‌ی مهلک زد!</i>

1593
01:54:48,590 --> 01:54:50,925
‫<i>محکم‌ترین ضربه‌ی این مسابقه بود!</i>

1594
01:54:55,972 --> 01:54:57,015
‫خدای من.

1595
01:54:57,098 --> 01:54:58,433
‫<i>«بر» دوباره اون رو می‌چرخونه</i>

1596
01:54:58,474 --> 01:55:01,269
‫<i>یه ضربه‌ی دیگه با دست راست می‌زنه</i>
<i>‫به سرش، یکی دیگه و یکی دیگه.</i>

1597
01:55:08,818 --> 01:55:10,528
‫هلـش بده، هلـش بده!

1598
01:55:21,664 --> 01:55:23,875
‫<i>برادوک یه ضربه‌ی رو به بالای</i>
<i>‫وحشیانه می‌زنه.</i>

1599
01:55:25,710 --> 01:55:27,128
‫<i>«بر» پشت سرهم مشت می‌زنه!</i>

1600
01:55:27,170 --> 01:55:28,546
‫خدای من، جانی!

1601
01:55:28,630 --> 01:55:31,299
‫ولـش کن! بسـه! ‫از هم جدا شین!

1602
01:55:31,799 --> 01:55:33,635
‫تیکه تیکه‌ات رو می‌فرستم خونه، رفیق!

1603
01:55:33,718 --> 01:55:35,929
‫- برگردین به گوشه‌ی خودتون!
‫- تیکه تیکه‌ات می‌کنم!

1604
01:55:39,933 --> 01:55:42,143
‫خیلی خب. ‫بذار دماغـت رو ببینم.

1605
01:55:42,644 --> 01:55:44,020
‫- تف کن بیرون. ‫- حالت خوبـه.

1606
01:55:44,103 --> 01:55:45,271
‫بذار ببینم. ‫سرت رو بیار عقب.

1607
01:55:45,355 --> 01:55:47,065
‫چیزی نیست. ‫مسئله‌ی مهمی نیست.

1608
01:55:47,148 --> 01:55:49,108
‫سرت رو بگیر بالا.
‫از دهن نفس بکش.

1609
01:55:49,150 --> 01:55:50,526
‫نفس بکش.

1610
01:55:50,610 --> 01:55:53,112
‫کلی از دوست‌هات از
‫جرسی اومدن اینجا.

1611
01:55:53,154 --> 01:55:55,198
‫تیپ زدن، اومدن تو رو ببینن.

1612
01:55:55,281 --> 01:55:58,660
‫داری حوصله‌شون رو سر می‌بری.
‫دیگه بهش حمله نمی‌کنی، جیمی.

1613
01:55:58,701 --> 01:56:01,496
‫زودباش، به خودت بیا.
‫تف کن بیرون.

1614
01:56:02,622 --> 01:56:05,500
‫آفرین پسر خوب.

1615
01:56:06,417 --> 01:56:07,752
‫زودباش.

1616
01:56:10,338 --> 01:56:12,715
‫<i>پسرها سریع بهم حمله می‌کنن.</i>

1617
01:56:13,299 --> 01:56:15,176
‫<i>برادوک با چپ به بدنـش</i>
<i>‫می‌زنه و یکی با راست</i>

1618
01:56:15,259 --> 01:56:16,970
‫- می. ‫<i>- به سر مکس.</i>

1619
01:56:17,011 --> 01:56:18,763
‫<i>«بر» یه مشت پرت می‌کنه</i>

1620
01:56:18,846 --> 01:56:20,807
‫- پلیس‌ـه. ‫<i>- به سر برادوک.</i>

1621
01:56:21,516 --> 01:56:23,101
‫<i>برادوک جاخالی می‌ده.</i>

1622
01:56:23,184 --> 01:56:25,019
‫<i>«بر» دوباره با راست ضربه می‌زنه!</i>

1623
01:56:25,770 --> 01:56:28,690
‫<i>بهم نزدیک شدن،</i>
<i>‫برادوک چپ و راست می‌زنه.</i>

1624
01:56:28,731 --> 01:56:29,816
‫لطفاً مامان.

1625
01:56:29,899 --> 01:56:31,943
‫<i>مکس هم ضربه‌ی راست</i>
<i>‫و چپ خودش رو می‌زنه.</i>

1626
01:56:32,026 --> 01:56:34,445
‫<i>برادوک چسبیده به چپ!</i>
<i>‫«بر» هنوز دنبالشـه.</i>

1627
01:56:34,529 --> 01:56:35,571
‫<i>یه چپِ دیگه!</i>

1628
01:56:35,655 --> 01:56:38,783
‫<i>و یه راستِ محکم از برادوک</i>
<i>‫که یه لحظه «بر» تعادلـش رو از دست داد!</i>

1629
01:56:38,866 --> 01:56:40,702
‫<i>«بر» دوباره با راست می‌زنه.</i>

1630
01:56:44,330 --> 01:56:45,707
‫<i>مشت محکم با راست ‫به سر برادوک!</i>

1631
01:56:45,748 --> 01:56:48,501
‫<i>برادوک آسیب دیده،</i>
<i>‫دیگه چابکی قبل رو نداره.</i>

1632
01:56:56,551 --> 01:56:58,928
‫<i>برادوک یه بار دیگه با چپ می‌زنه!</i>
<i>‫یه چپِ دیگه!</i>

1633
01:57:03,891 --> 01:57:06,519
‫<i>هیچ‌کدوم کوتاه نمیان!</i>
<i>‫عجب مسابقه‌ای، رفقا!</i>

1634
01:57:06,602 --> 01:57:08,354
‫<i>و زنگ به صدا دراومد!</i>

1635
01:57:09,564 --> 01:57:12,191
‫<i>جیمز جی برادوک شجاعت بزرگی</i>
<i>‫از خودش نشون داده،</i>

1636
01:57:12,233 --> 01:57:14,861
‫<i>بیشتر از 11 راند با قهرمان جنگیده.</i>

1637
01:57:14,944 --> 01:57:18,281
‫<i>هیچ‌کس انتظار نداشت</i>
<i>‫راندهای زیادی دووم بیاره.</i>

1638
01:57:18,364 --> 01:57:21,242
‫<i>ولی اون اینجاست. ‫و هنوز سرپاست.</i>

1639
01:57:21,826 --> 01:57:24,746
‫<i>ولی دیگه رسیدیم به</i>
<i>‫راندهای قهرمانی، رفقا.</i>

1640
01:57:27,582 --> 01:57:30,460
‫هی، جیم. ‫به من نگاه کن.

1641
01:57:32,420 --> 01:57:35,590
‫به خدا قسم،
‫ببری، ببازی، یا مساوی شی

1642
01:57:36,215 --> 01:57:38,593
‫ممنون جوئی، برای همه‌چی.

1643
01:57:40,428 --> 01:57:43,306
‫ای عوضی. ‫خیلی خب، حرف نزن.

1644
01:57:43,389 --> 01:57:44,724
‫برگرد توی رینگ!

1645
01:57:45,641 --> 01:57:47,185
‫و دفنـش کن!

1646
01:57:47,268 --> 01:57:48,728
‫کارش رو بساز.

1647
01:57:48,895 --> 01:57:50,313
‫زودباش، جیمی!

1648
01:57:56,444 --> 01:57:58,488
‫<i>توی راند دوازدهم، جیمز جی برادوک</i>

1649
01:57:58,571 --> 01:58:01,324
‫<i>داره به حضار نشون می‌ده</i>
<i>‫شجاعت واقعی چیـه.</i>

1650
01:58:08,790 --> 01:58:10,666
‫<i>انگار جیم می‌دونه کی</i>
<i>‫دست چپِ مکس میاد بالا.</i>

1651
01:58:10,750 --> 01:58:13,002
‫<i>و چندین بار دستـش رو زده کنار.</i>

1652
01:58:17,131 --> 01:58:20,218
‫ادامه بده، پسر! ‫ولـش نکن!

1653
01:58:20,802 --> 01:58:22,136
‫لعنتی!

1654
01:58:22,762 --> 01:58:25,723
‫<i>برادوک راست و چپ می‌کنه!</i>

1655
01:58:26,057 --> 01:58:28,184
‫دارم درست می‌بینم؟

1656
01:58:28,476 --> 01:58:30,394
‫تمومـش کن، جیمی. ‫تمومـش کن!

1657
01:58:30,478 --> 01:58:32,438
‫برادوک، برادوک!

1658
01:58:41,656 --> 01:58:44,492
‫<i>لبخند جذاب مکسی</i>
<i>‫به شکلکی خونی تبدیل شده.</i>

1659
01:58:45,868 --> 01:58:48,746
‫<i>این جمعیت عاجزانه دارن</i>
<i>‫برای پیروزی برادوک دعا می‌کنن.</i>

1660
01:58:48,830 --> 01:58:51,958
‫<i>ولی آقای «بر» شاید حرفی</i>
<i>‫برای گفتن داشته باشه.</i>

1661
01:58:55,336 --> 01:58:56,671
‫لعنتی!

1662
01:59:02,969 --> 01:59:04,178
‫ضربه‌ی زیر کمر!

1663
01:59:04,262 --> 01:59:06,472
‫این ضربه‌ی زیر کمر باعث می‌شه
‫این راند رو ببازی، مکس.

1664
01:59:06,514 --> 01:59:08,307
‫- خدای من! ‫- این راند رو میبازی.

1665
01:59:10,101 --> 01:59:12,145
‫چرا نمی‌زنیش؟

1666
01:59:12,228 --> 01:59:13,229
‫جو، برگرد گوشه‌ی خودت!

1667
01:59:13,312 --> 01:59:15,439
‫از چی می‌ترسی، مرتیکه؟

1668
01:59:15,523 --> 01:59:16,858
‫برگرد کنج خودت!

1669
01:59:19,569 --> 01:59:21,070
‫زودباش، داور!

1670
01:59:22,530 --> 01:59:25,825
‫<i>مک‌آوی داره کنترل این</i>
<i>‫مسابقه رو از دست می‌ده.</i>

1671
01:59:30,204 --> 01:59:32,290
‫بزنـش زمین، بول‌داگ!

1672
01:59:34,750 --> 01:59:36,711
‫- آخرین راند.
‫- درستـه! قهرمانِ بعدی!

1673
01:59:40,006 --> 01:59:42,675
‫این راند رو بردی.
‫توی چنگت‌ـه، مال خودتـه.

1674
01:59:43,968 --> 01:59:46,929
‫ولی ازت می‌خوام دفاعی
‫بازی کنی، باشه؟

1675
01:59:47,221 --> 01:59:49,015
‫می‌دونم خوشت نمیاد ‫حمله نکنی

1676
01:59:49,056 --> 01:59:51,184
‫ولی ازت می‌خوام از دست راستـش
‫فاصله بگیری

1677
01:59:51,267 --> 01:59:53,352
‫فهمیدی چی گفتم؟ ‫ازش فاصله بگیر.

1678
01:59:53,728 --> 01:59:55,062
‫دست راست.

1679
01:59:55,271 --> 01:59:58,482
‫عقب افتادی. ‫گوش می‌دی چی می‌گم؟

1680
01:59:58,566 --> 02:00:01,736
‫می‌خوای قهرمانی رو
‫به این مردک بی‌همه‌چیز ببازی؟

1681
02:00:02,028 --> 02:00:03,404
‫- هی. ‫- زودباش، جیمی!

1682
02:00:03,446 --> 02:00:04,780
‫امشب شبِ توئه.

1683
02:00:07,241 --> 02:00:09,202
‫- ازش فاصله بگی. ‫- نابودش کن!

1684
02:00:09,911 --> 02:00:10,995
‫نابودش کن!

1685
02:00:11,204 --> 02:00:13,497
‫از دست راستـت استفاده کن.
‫دست راست.

1686
02:00:19,045 --> 02:00:22,006
‫- ده ثانیه!
‫- زودباش، کارش رو بساز.

1687
02:00:25,927 --> 02:00:28,888
‫آخرین رانده، جیمی.
‫دیگه راندی نمونده.

1688
02:00:29,555 --> 02:00:33,351
‫هوشمندانه بازیـش بده
‫که نتونن ازت بگیرنـش!

1689
02:00:42,735 --> 02:00:44,570
‫<i>یه راند دیگه مونده، رفقا.</i>

1690
02:00:44,695 --> 02:00:46,405
‫<i>مک‌آوی وسط رینگ وایستاده</i>

1691
02:00:46,447 --> 02:00:48,658
‫<i>منتظره مبارزها بهش ملحق شن.</i>

1692
02:01:10,096 --> 02:01:11,514
‫دستکش‌ها رو بهم بزنین.

1693
02:01:13,808 --> 02:01:15,810
‫<i>پسرها وسط رینگ</i>
<i>‫دستکش‌ها رو بهم زدن.</i>

1694
02:01:16,811 --> 02:01:18,104
‫<i>و دوباره شروع کردن.</i>

1695
02:01:18,145 --> 02:01:19,438
‫نه، جیمی!

1696
02:01:21,941 --> 02:01:23,317
‫ولـش کن!

1697
02:01:24,902 --> 02:01:26,612
‫ازش فاصله بگیر!

1698
02:01:27,071 --> 02:01:28,572
‫این دفاعی بازی کردن نیست!

1699
02:01:28,656 --> 02:01:30,533
‫<i>از کنج برادوک،</i>
<i>‫دارن سرش داد می‌زنن</i>

1700
02:01:30,616 --> 02:01:31,867
‫<i>که از «بر» فاصله بگیره.</i>

1701
02:01:31,951 --> 02:01:33,744
‫<i>چون «بر» دنبال فرصت</i>
<i>‫برای ضربه فنی‌ـه.</i>

1702
02:01:33,828 --> 02:01:35,705
‫ازش فاصله بگیر، جیم. ‫زودباش!

1703
02:01:38,499 --> 02:01:40,334
‫دست راست، مکس. ‫آره!

1704
02:01:48,175 --> 02:01:49,635
‫اون احمق‌ـه؟

1705
02:01:52,847 --> 02:01:54,765
‫ازش فاصله بگیر!

1706
02:01:54,932 --> 02:01:57,476
‫<i>برادوک داره سعی می‌کنه</i>
<i>‫از این حمله‌ی مهلک نجات پیدا کنه!</i>

1707
02:01:57,560 --> 02:01:59,270
‫ولـش کن!

1708
02:02:00,187 --> 02:02:02,106
‫نذار دستـش بهت بخوره!

1709
02:02:02,189 --> 02:02:04,191
‫چه خوشگل شدی، مکسی!

1710
02:02:08,779 --> 02:02:11,532
‫مواظب ضربه‌ی رو به بالا باش!
‫ازش فاصله بگیر!

1711
02:02:11,615 --> 02:02:14,243
‫<i>«بر» چندتا مشت مهلک می‌زنه.</i>

1712
02:02:14,327 --> 02:02:15,536
‫<i>با چپ به بدنـش.</i>

1713
02:02:15,619 --> 02:02:17,163
‫<i>«بر» این دفعه با راست می‌زنه!</i>

1714
02:02:17,246 --> 02:02:20,374
‫<i>برادوک از خودش دفاع می‌کنه،</i>
<i>‫سعی می‌کنه دووم بیاره.</i>

1715
02:02:20,875 --> 02:02:22,209
‫<i>«بر» دنبال فرصت برای ضربه فنی‌ـه.</i>

1716
02:02:22,293 --> 02:02:25,004
‫<i>نمی‌خواد بذاره این یکی</i>
<i>‫از دستـش در بره، رفقا.</i>

1717
02:02:25,046 --> 02:02:27,340
‫<i>چپ و راست بهم مشت می‌زنن.</i>

1718
02:02:27,381 --> 02:02:29,508
‫<i>برادوک با دستکش و آرنجـش</i>
<i>‫جلوی ضربات رو می‌گیره.</i>

1719
02:02:29,550 --> 02:02:32,178
‫<i>یه مشت محکم با راست</i>
<i>‫می‌زنه به فکِ مکسی!</i>

1720
02:02:41,479 --> 02:02:43,898
‫<i>«بر» با راست محکم می‌زنه!</i>

1721
02:02:52,114 --> 02:02:54,367
‫<i>برادوک دوباره چسبید به طناب‌ها.</i>

1722
02:03:40,788 --> 02:03:43,124
‫<i>برادوک یه ضربه‌ی کشنده</i>
<i>‫با دست راست می‌زنه.</i>

1723
02:03:43,916 --> 02:03:46,210
‫<i>مکسی عاجزانه تلاش می‌کنه</i>
<i>‫تاج قهرمانی</i>

1724
02:03:46,293 --> 02:03:47,753
‫<i>رو از دست نده.</i>

1725
02:03:51,257 --> 02:03:53,092
‫خدای من.

1726
02:03:58,806 --> 02:04:00,141
‫ولـش نکن!

1727
02:04:04,937 --> 02:04:06,897
‫<i>هر دو مبارز خسته شدن.</i>

1728
02:04:16,657 --> 02:04:19,076
‫<i>«بر» وحشیانه دنبال فرصتی</i>
<i>‫برای ضربه فنی‌ـه!</i>

1729
02:04:19,368 --> 02:04:20,828
‫<i>ولی جیمی هنوز پابرجاست</i>

1730
02:04:20,870 --> 02:04:23,622
‫<i>نه تنها سرپا ایستاده،</i>
<i>‫بلکه داره پیش‌روی می‌کنه.</i>

1731
02:04:36,010 --> 02:04:39,305
‫<i>آخر خطـه، هر دو خسته شدن.</i>

1732
02:04:39,513 --> 02:04:42,975
‫<i>این دیگه بوکس نیست،</i>
<i>‫یه باله‌ ی مجلل‌ـه.</i>

1733
02:04:47,688 --> 02:04:48,981
‫ده ثانیه!

1734
02:04:49,023 --> 02:04:51,025
‫- وقت تمومـه! ‫- لعنتی.

1735
02:05:04,872 --> 02:05:08,000
‫<i>زنگ به صدا دراومد! تموم شد!</i>
<i>‫مسابقه تموم شد!</i>

1736
02:05:10,127 --> 02:05:11,670
‫لعنتی!

1737
02:05:19,386 --> 02:05:22,056
‫<i>عجب مسابقه‌ای! ‫باورنکردنی بود!</i>

1738
02:05:26,227 --> 02:05:27,353
‫<i>برادوک در شروع مسابقه</i>

1739
02:05:27,394 --> 02:05:29,188
‫<i>- کمترین شانس برد...</i>
‫- زودباش، عزیزم.

1740
02:05:29,230 --> 02:05:30,648
‫<i>رو توی تاریخ مشت‌زنی داشت.</i>

1741
02:05:30,731 --> 02:05:33,067
‫<i>توی 15 راند هرچی در توانـش بود</i>

1742
02:05:33,108 --> 02:05:35,444
‫<i>رو درمقابل قهرمان جوان‌تر</i>
<i>‫و قوی‌تر به نمایش گذاشت.</i>

1743
02:05:46,789 --> 02:05:48,832
‫<i>منتظر تصمیم داورها هستیم.</i>

1744
02:05:50,042 --> 02:05:51,544
‫می، چیزی نیست.

1745
02:05:57,049 --> 02:05:58,509
‫هی، مک‌آوی!

1746
02:06:00,261 --> 02:06:02,221
‫- چیـه؟ ‫- یه کمکی بهم بکن.

1747
02:06:02,263 --> 02:06:05,099
‫- به مسابقه چه امتیازی دادی؟
‫- نُه به پنج و یک راند مساوی.

1748
02:06:05,683 --> 02:06:06,684
‫به نفع کی؟

1749
02:06:06,725 --> 02:06:08,519
‫باید توی روزنامه‌‌ها بخونی، اسپورتی.

1750
02:06:08,602 --> 02:06:09,770
‫بی‌خیال!

1751
02:06:12,773 --> 02:06:14,608
‫این چه کوفتیـه؟

1752
02:06:17,903 --> 02:06:20,447
‫همین‌قدر بهت بگم که
‫وقتی انقدر طول می‌دن

1753
02:06:20,531 --> 02:06:22,866
‫می‌خوان یکی رو بدبخت کنن.

1754
02:06:23,784 --> 02:06:25,202
‫<i>تصمیم بگیرین!</i>

1755
02:06:25,327 --> 02:06:27,371
‫می‌خوان امتیاز این بدبخت رو بدزدن.

1756
02:06:27,454 --> 02:06:29,582
‫- باورنکردنیـه. ‫- تو می‌بری.

1757
02:06:36,130 --> 02:06:39,925
‫- زودباشین، تصمیم بگیرین!
‫- بگین کی برده، زودباشین!

1758
02:06:42,511 --> 02:06:45,222
‫<i>جمعیت کل مسابقه سرپا بودن</i>

1759
02:06:45,306 --> 02:06:48,267
‫<i>هنوز هم سرپا ایستادن،</i>
<i>‫و دارن اسم کسی رو که مشخصاً</i>

1760
02:06:48,350 --> 02:06:50,561
‫<i>باور دارن برنده‌ی این مسابقه‌ست</i>
<i>‫فریاد می‌زنن.</i>

1761
02:06:52,146 --> 02:06:55,357
‫<i>باید صبر کنن ببینن داورها</i>
<i>‫چه امتیازی دادن.</i>

1762
02:07:13,000 --> 02:07:15,127
‫<i>خانم‌ها و آقایون</i>

1763
02:07:15,878 --> 02:07:17,921
‫<i>تصمیم گرفته شد.</i>

1764
02:07:19,632 --> 02:07:21,383
‫<i>به اتفاق آراست!</i>

1765
02:07:21,717 --> 02:07:26,221
‫<i>برنده و قهرمان جدیدِ سنگین وزن</i>

1766
02:07:27,723 --> 02:07:29,850
‫<i>جیمز جی برادوک‌ـه!</i>

1767
02:07:46,700 --> 02:07:48,118
‫لعنتی

1768
02:07:48,702 --> 02:07:51,288
‫<i>جیمز برادوک در مسابقه‌ی</i>
<i>‫سنگین وزن جهان</i>

1769
02:07:51,372 --> 02:07:54,166
‫<i>«مکس بر» رو شکست داد!</i>

1770
02:07:55,709 --> 02:07:57,795
‫برنده شد!

1771
02:08:05,761 --> 02:08:07,429
‫لیاقتـش رو داشتی.
‫عجب مسابقه‌ای بود.

1772
02:09:02,443 --> 02:09:06,864
‫[دو سال بعد جیم برادوک سر عنوان قهرمانیـش
‫با جو لوئیس مبارزه می‌کند.]

1773
02:09:06,947 --> 02:09:11,493
‫[جیم در راند اول او رو شکست می‌دهد
‫ولی نهایتاً لوئیس مسابقه رو می‌برد.]

1774
02:09:11,535 --> 02:09:16,415
‫[جو لوئیس همیشه جیم برادوک رو شجاع‌ترین
‫مردی که باهاش مبارزه کرده معرفی می‌کند.]

1775
02:09:23,589 --> 02:09:27,050
‫[سال‌ها بعد تجهیزات سنگین خرید
‫و توی همون اسکله‌ای که

1776
02:09:27,092 --> 02:09:30,596
‫دوران رکود بزرگ کارگری می‌کرد،
‫انجام عملیاتی رو به عهده گرفت.

1777
02:09:33,599 --> 02:09:38,103
‫[اوایل سال 1960 در ساخت
‫پل «ورازانو» مشارکت داشت.]

1778
02:09:38,353 --> 02:09:43,358
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از تـارا «

1779
02:09:45,358 --> 02:09:55,358
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M