1
00:00:01,344 --> 00:00:05,469
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:10,385 --> 00:00:14,385
W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:15,385 --> 00:00:25,385
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:41,302 --> 00:00:42,469
‫خب، از کجا شروع کنیم؟

5
00:00:47,510 --> 00:00:50,594
‫اولین چیزی که باید بدونین اینه که مامانم
‫اسم منو انولا گذاشت.

6
00:00:50,677 --> 00:00:52,094
‫درواقع، به این اسم اصرار کرد!

7
00:00:52,760 --> 00:00:54,219
‫انولا...

8
00:00:54,844 --> 00:00:56,385
‫انولا.

9
00:00:57,427 --> 00:00:58,844
‫می دونم اسم غیرمعمولیه،

10
00:00:58,927 --> 00:01:00,885
‫ولی مامانم تا حدی طرفدار بازی کلماته.

11
00:01:00,969 --> 00:01:02,760
‫- به  جای خود.
‫- آماده باش.

12
00:01:02,844 --> 00:01:03,677
‫شروع کن!

13
00:01:04,635 --> 00:01:07,052
‫و انولا وارونه نوشته شده
‫خب، خونده میشه،

14
00:01:07,760 --> 00:01:08,760
‫"الون."
‫(به معنای "تنها")

15
00:01:10,302 --> 00:01:11,260
‫آره!

16
00:01:11,344 --> 00:01:12,927
‫مامانم همیشه بهم میگه...

17
00:01:13,010 --> 00:01:14,635
‫انولا، تو تنهایی خیلی موفق خواهی شد.

18
00:01:14,719 --> 00:01:16,052
‫مم-همم.

19
00:01:16,135 --> 00:01:18,385
‫با این حال ما همیشه باهم بودیم.

20
00:01:19,427 --> 00:01:21,010
‫- نه. نه.
‫- آره!

21
00:01:21,719 --> 00:01:23,552
‫پدرم وقتی کوچیک بودم فوت کرد.

22
00:01:24,510 --> 00:01:26,177
‫زیاد چیزی ازش یادم نیست.

23
00:01:27,302 --> 00:01:30,219
‫و هردو برادرم بعد از مرگش سریع خونه رو ترک کردن.

24
00:01:30,302 --> 00:01:31,885
‫اونا رو هم به سختی به یاد میارم.

25
00:01:32,594 --> 00:01:34,594
‫پس فقط خودمون دوتا موندیم.

26
00:01:34,677 --> 00:01:35,802
‫و این فوق العاده بود.

27
00:01:38,010 --> 00:01:39,760
‫اون یه مامان معمولی نبود.

28
00:01:39,844 --> 00:01:43,094
‫یادم نداد صدف نخ کنم یا قلاب دوزی تمرین کنم.

29
00:01:44,219 --> 00:01:45,677
‫ما کار های دیگه ای کردیم.

30
00:01:47,677 --> 00:01:48,760
‫خوندن،

31
00:01:51,052 --> 00:01:52,177
‫علم،

32
00:01:53,010 --> 00:01:54,094
‫ورزش،

33
00:01:55,427 --> 00:01:56,969
‫همه نوع تمرینی،

34
00:01:57,635 --> 00:01:59,469
‫هم فیزیکی...

35
00:01:59,552 --> 00:02:00,552
‫... و ذهنی.

36
00:02:03,344 --> 00:02:06,302
‫مامان می گفت آزادیم هرکاری تو فرن دل انجام بدیم...

37
00:02:10,135 --> 00:02:12,219
‫اوه. ببخشید، پدربزرگ.

38
00:02:13,219 --> 00:02:15,052
‫... و هرکسی بشیم.

39
00:02:23,177 --> 00:02:24,594
‫اون تموم دنیای من بود.

40
00:02:28,260 --> 00:02:30,094
‫ولی همه چیز رو با من در میون نمی ذاشت.

41
00:02:30,177 --> 00:02:32,094
‫درسته، خانم ها، برای جمع بندی:
‫انتخاب های ما.

42
00:02:32,177 --> 00:02:33,927
‫نیکوکار هایی که ملاقات کردیم،

43
00:02:34,385 --> 00:02:35,677
‫گیاه پیچیده شده،

44
00:02:37,427 --> 00:02:39,052
‫- الی هاوسمن.
‫- اوه، حیرت آوره.

45
00:02:39,135 --> 00:02:41,260
‫- همگی موافقیم؟ بله؟
‫- بله.

46
00:02:41,344 --> 00:02:42,969
‫الی هاوسمن.

47
00:02:43,052 --> 00:02:44,010
‫حتما.

48
00:02:48,010 --> 00:02:50,760
‫مامان معتقد بود حریم شخصی مهم ترین مزیته،

49
00:02:51,135 --> 00:02:53,719
‫و معمولا چیزیه که رعایت نمیشه.

50
00:02:59,719 --> 00:03:01,719
‫که منو به دومین چیزی که باید بدونین سوق میده.

51
00:03:02,719 --> 00:03:05,969
‫یه هفته پیش، در صبح تولد شونزده سالگیم
‫در ماه جولای،

52
00:03:06,052 --> 00:03:07,010
‫بیدار شدم...

53
00:03:08,802 --> 00:03:09,635
‫مامان؟

54
00:03:10,469 --> 00:03:12,385
‫... که فهمیدم مامانم گم شده.

55
00:03:16,510 --> 00:03:18,260
‫فرن دل هال، شهرمون رو ترک کرده بود،

56
00:03:19,177 --> 00:03:20,927
‫یه موقعی از شب.

57
00:03:21,010 --> 00:03:22,177
‫مامان؟

58
00:03:23,135 --> 00:03:24,719
‫و برنگشت.

59
00:03:33,969 --> 00:03:35,594
‫برام چیز زیادی نذاشت، بجز چند هدیه

60
00:03:35,677 --> 00:03:37,969
‫که به خانم لین گفته بود وقت چای عصرونه
‫بهم بدتشون.

61
00:03:45,885 --> 00:03:47,510
فرهنگِ گیاهان.

62
00:03:49,719 --> 00:03:51,552
‫چه هدیه های خوبی!

63
00:03:51,635 --> 00:03:53,969
‫و، ببین، مامانت خودش اینارو درست کرده.

64
00:03:56,635 --> 00:03:57,635
‫ما خوشحال بودیم.

65
00:03:57,719 --> 00:03:59,052
‫نبودیم، خانم لین؟

66
00:04:00,594 --> 00:04:02,802
‫نباید این کادو ها رو خودش بهم می داد؟

67
00:04:14,969 --> 00:04:17,219
‫اوه، آروم! آروم!

68
00:04:20,469 --> 00:04:22,094
‫و سومین چیزی که باید بدونین،

69
00:04:22,177 --> 00:04:24,594
‫و ممکنه جزو چیزایی باشه که قبلا حدسش رو زدین،

70
00:04:24,677 --> 00:04:27,177
‫اینه که دوچرخه سواری جزو نقاط قوت من نیست،

71
00:04:27,260 --> 00:04:29,135
‫ولی وقتی می خوای سریع بری جایی ضروریه

72
00:04:40,635 --> 00:04:41,969
‫چهارمین چیزی که باید بدونین

73
00:04:42,052 --> 00:04:44,677
‫اینه که من الان تو راهم
‫که برادر هامو دور هم جمع کنم،

74
00:04:45,010 --> 00:04:46,302
‫مایکرافت و شرلوک،

75
00:04:46,760 --> 00:04:49,344
‫اسم هایی که وارونه شون، به ترتیب میشه،

76
00:04:49,427 --> 00:04:51,469
‫تفورکم و کالریس.

77
00:04:53,927 --> 00:04:56,802
‫شاید بهتر باشه کسی زیاد وارد تئوری "الون" نشه.

78
00:05:01,260 --> 00:05:02,927
‫- مرسی.
‫- خودشه.

79
00:05:03,010 --> 00:05:04,385
‫شرلوک هولمز.

80
00:05:06,885 --> 00:05:09,344
‫کارآگاه، محقق، شیمی دان

81
00:05:09,427 --> 00:05:11,010
‫ویولن نواز هنرمند،

82
00:05:11,427 --> 00:05:12,594
‫تیرانداز ماهر،

83
00:05:12,677 --> 00:05:14,552
‫شمشیر زن، مبارز با چوب شمشیر بازی،

84
00:05:14,635 --> 00:05:15,552
‫بوکسور،

85
00:05:16,010 --> 00:05:17,594
‫و متفکر عالی مشهور.

86
00:05:19,010 --> 00:05:20,427
‫برادر نابغه ی من.

87
00:05:22,052 --> 00:05:23,344
‫اون برای هرچیزی جواب داره.

88
00:05:31,302 --> 00:05:32,219
‫آقای هولمز؟

89
00:05:32,302 --> 00:05:35,094
‫و، مم، آقای هولمز؟

90
00:05:35,177 --> 00:05:36,094
‫بله.

91
00:05:36,594 --> 00:05:37,677
‫تو برام فرستادی؟

92
00:05:39,552 --> 00:05:40,760
‫برام یه تلگراف فرستادی.

93
00:05:41,802 --> 00:05:43,177
‫ازم خواستی اینجا ببینمت؟

94
00:05:46,427 --> 00:05:48,219
‫و پنجمین چیزی که باید بدونین

95
00:05:48,302 --> 00:05:50,802
‫اینه که مدتیه اصلا منو ندیده بودن.

96
00:05:52,260 --> 00:05:53,260
‫انولا.

97
00:05:55,219 --> 00:05:56,469
‫خدای من.

98
00:05:57,260 --> 00:05:58,177
‫ببینش.

99
00:05:58,885 --> 00:06:00,510
‫چه  داغونی.

100
00:06:04,552 --> 00:06:06,052
‫دست کش و کلاهت کجاست؟

101
00:06:06,552 --> 00:06:07,885
‫خب، من یه کلاه دارم.

102
00:06:07,969 --> 00:06:10,385
‫باعث میشه سرم خارش بگیره.
‫و دست کش هم ندارم.

103
00:06:11,010 --> 00:06:12,260
‫دست کش نداره؟

104
00:06:12,344 --> 00:06:13,594
‫می بینی که نداره، مایکرافت.

105
00:06:15,177 --> 00:06:17,969
‫ما برای تو تلگراف نفرستادیم، دختره ی احمق.
‫برای کالسکه فرستادیم.

106
00:06:18,385 --> 00:06:20,552
‫-حداقل با خودت آوردیش؟
‫-کالسکه رو؟

107
00:06:21,510 --> 00:06:22,344
‫آره.

108
00:06:23,052 --> 00:06:26,177
‫چه جور کالسکه ای می خواین؟
‫چون چندتایی تو ذهنم هست

109
00:06:26,260 --> 00:06:28,177
‫کالسکه ای که براش پول دادم.

110
00:06:29,135 --> 00:06:29,969
‫درسته.

111
00:06:30,469 --> 00:06:33,594
‫فکر کنم تو با یه خونه ی دیگه ما رو اشتباه گرفتی.

112
00:06:36,719 --> 00:06:38,594
‫پسر، برو یه کالسکه برامون بیار.

113
00:06:38,677 --> 00:06:39,552
‫سریع!

114
00:06:41,802 --> 00:06:42,719
‫اوه.

115
00:06:44,135 --> 00:06:45,177
‫چه...

116
00:06:46,510 --> 00:06:48,552
‫اوه، خدای عزیز، خونه رو ببین.

117
00:06:51,219 --> 00:06:52,927
‫فوق العاده نیست؟

118
00:06:55,260 --> 00:06:57,760
‫اون این مدت کجا زندگی می کرده؟

119
00:07:03,427 --> 00:07:05,760
‫آقایون، به خونه خوش اومدین.

120
00:07:06,552 --> 00:07:07,927
‫خیلی وقت گذشته.

121
00:07:21,760 --> 00:07:22,760
‫این چیه؟

122
00:07:24,677 --> 00:07:25,552
‫تنیس؟

123
00:07:28,135 --> 00:07:30,219
‫مامان میگه من کاملا دارم ماهر میشم.

124
00:07:35,260 --> 00:07:36,094
‫اوه!

125
00:07:36,552 --> 00:07:38,302
‫فکر اونم اون بازیه.

126
00:07:47,760 --> 00:07:49,052
‫مامان کدوم گوریه؟

127
00:07:54,260 --> 00:07:56,719
‫من که میگم این مسئله درست میشه، شما چی؟

128
00:07:58,135 --> 00:07:59,510
‫تخت خوابش مرتب نشده.

129
00:07:59,594 --> 00:08:01,219
‫همم. گل داوودی.

130
00:08:01,302 --> 00:08:02,969
‫لباس هاش سرجاش نیست.

131
00:08:03,052 --> 00:08:04,719
‫و درخت لارستینوس، و توری ملکه ان.

132
00:08:04,802 --> 00:08:06,760
‫صحبت درمورد گل های کوفتی کافیه دیگه، شرلوک.

133
00:08:12,969 --> 00:08:13,802
‫آها.

134
00:08:14,469 --> 00:08:15,677
‫ولی قتل نبوده.

135
00:08:16,469 --> 00:08:18,427
‫چطور؟ تو مطمئنی؟

136
00:08:18,510 --> 00:08:20,885
‫منبع معمول مداد نقاشی هاش تموم شده.

137
00:08:20,969 --> 00:08:23,344
‫مشخصه که نمی خواسته جایگزینشون کنه.

138
00:08:23,427 --> 00:08:25,052
‫و تو به ندرت قربانیان گروگان گیری

139
00:08:25,135 --> 00:08:27,677
‫که خودشون برای ناپدیدشدن  برنامه داشتن
‫رو پیدا می کنی.

140
00:08:27,760 --> 00:08:28,969
‫اون نمی خواسته برگرده،

141
00:08:29,552 --> 00:08:33,177
‫با این وجود دلایل رفتنش رو کاملا مخفی نگه داشته.

142
00:08:35,385 --> 00:08:36,885
‫این خبر خوبیه، نه؟

143
00:08:38,052 --> 00:08:40,344
‫بستگی داره رو برگشتنش حساب باز کردی یا نه.

144
00:08:40,427 --> 00:08:41,302
‫همم.

145
00:08:44,510 --> 00:08:46,719
‫اوه، خدای من! فمنیسم.

146
00:08:47,844 --> 00:08:49,552
‫شاید دیوونه، یا خرفت شده بوده.

147
00:08:50,927 --> 00:08:53,052
‫گرچه دیوونگی، تو خونواده ی ما؟
‫فکر نکنم.

148
00:08:53,135 --> 00:08:55,427
‫- اوه.
‫- به نظرم بتونم حدس بزنم

149
00:08:55,510 --> 00:08:57,552
‫ضمنا اون بدون اینکه ردی از خودش بذاره رفته،

150
00:08:57,635 --> 00:08:59,552
‫پس هنوزم هوش و حواسش سر جاشه.

151
00:08:59,635 --> 00:09:03,260
‫یه زن دیوونه که نمی تونه گزارش هایی که اون
‫تو این ده سال اخیر برام می فرستاد گردآوری کنه.

152
00:09:03,344 --> 00:09:06,094
‫کاملا تمیز و مرتب، شرح یه حموم...

153
00:09:06,177 --> 00:09:08,177
‫- که وجود خارجی نداره.
‫- و یه سیفون آب.

154
00:09:08,260 --> 00:09:09,260
‫همچنین.

155
00:09:09,344 --> 00:09:11,010
‫و حقوق همیشه درحال رشد

156
00:09:11,094 --> 00:09:13,219
‫پادو، خدمت کاران، پیش خدمت های آشپزخونه،

157
00:09:13,302 --> 00:09:15,344
‫- باغبون ها، کمک باغبون ها...
‫- نکته رو فهمیدی.

158
00:09:15,427 --> 00:09:17,094
‫... و برای انولا، یه معلم موسیقی،

159
00:09:17,177 --> 00:09:19,135
‫یه مربی رقص، یه پرستار بچه.

160
00:09:19,219 --> 00:09:21,052
‫انولا، تو هنوز پرستار بچه داری؟

161
00:09:23,344 --> 00:09:24,552
‫اون مثل شما اینجا نبود.

162
00:09:25,135 --> 00:09:26,510
‫این حریم شخصیشه.

163
00:09:28,552 --> 00:09:31,177
‫اینو بگو، اون اقلا دید که تو تحصیلات داری؟

164
00:09:32,219 --> 00:09:33,344
‫برای تحصیلات ارزش قائل بود.

165
00:09:35,552 --> 00:09:37,135
‫خودش بهم درس داد.

166
00:09:39,802 --> 00:09:42,510
‫مجبورم کرد کل کتاب های کتاب خونه ی
‫ فرن دل هال رو بخونم.

167
00:09:45,677 --> 00:09:47,677
‫شکسپیر، لاک،

168
00:09:48,844 --> 00:09:50,427
‫و دایره المعارف.

169
00:09:50,719 --> 00:09:54,510
‫و تاکری، و مقاله های مری وولستنکرافت.

170
00:09:55,344 --> 00:09:57,052
‫و من برای اهداف خودم تحصیل کردم.

171
00:09:58,052 --> 00:09:59,052
‫برای یادگیری خودم.

172
00:10:00,010 --> 00:10:02,635
‫که، مامان گفت، بهترین راه برای یه زن...

173
00:10:04,135 --> 00:10:05,010
‫جوون شدنه.

174
00:10:05,094 --> 00:10:07,260
‫خب، این چیزیه که مامان می خواست بشی؟

175
00:10:07,344 --> 00:10:08,802
‫- مایکرافت.
‫- چیه؟

176
00:10:10,469 --> 00:10:12,219
‫نمی دونم اون می خواست چه طوری بشم.

177
00:10:13,469 --> 00:10:14,719
‫اون منم ترک کرده.

178
00:10:21,844 --> 00:10:23,719
‫اون بر می گرده، بر نمی گرده، شرلوک؟

179
00:10:29,135 --> 00:10:30,052
‫بر نمی گرده؟

180
00:10:35,219 --> 00:10:37,094
‫اون می خواد چی کار کنه، شرلوک؟

181
00:10:37,177 --> 00:10:40,552
‫برای ازدواج مجدد خیلی پیر بود، تا جایی که می دونم
‫هیچ اشتیاق یا انگیزه ای نداشت.

182
00:10:41,094 --> 00:10:43,760
‫فقط باید یه زندگی مناسب برای انولا تضمین می کرد.

183
00:10:43,844 --> 00:10:46,719
‫و بقیه ی سال های زندگیش رو با وقار زندگی می کرد.

184
00:10:47,844 --> 00:10:51,219
‫اینجا بعد از مرگ پدر، خونه  ی من بوده و هست، نه اون.

185
00:10:51,302 --> 00:10:53,844
‫شونزده سال درخواست کرد که انولا رو بیاره اینجا.

186
00:10:53,927 --> 00:10:56,302
‫بهش دادمش. و در جواب این کار، لایق اینم
‫که ازم دزدی بشه؟

187
00:10:56,385 --> 00:10:58,469
‫آدم بده ی این موضوع من نیستم.

188
00:10:58,552 --> 00:11:00,302
‫شاید اون پول رو لازم داشته.

189
00:11:01,302 --> 00:11:02,344
‫تو مشخصا نداری،

190
00:11:02,427 --> 00:11:04,635
‫یا دولت حقوقت رو قطع کرده؟

191
00:11:05,094 --> 00:11:08,094
‫همیشه همینه، نه؟
‫همیشه همین طوریه.

192
00:11:08,802 --> 00:11:11,885
‫ما ماه ها همدیگه رو نمی بینیم، بعدش بدون احساس
‫مسئولیت میپری وسط

193
00:11:11,969 --> 00:11:13,885
‫و با حرفای قشنگت منو محکوم می کنی.

194
00:11:14,635 --> 00:11:16,594
‫- فقط کنجکاوم.
‫- داری قضاوت می کنی.

195
00:11:16,677 --> 00:11:19,802
‫داری چیزی رو قضاوت می کنی که هیچ
‫مسئولیتی در قبالش نمی پذیری.

196
00:11:21,552 --> 00:11:23,885
‫هیچ وقت هیچ علاقه ای به این خونواده نشون ندادی.

197
00:11:27,010 --> 00:11:28,552
‫نمی خوام قضاوت کنم.

198
00:11:31,885 --> 00:11:33,844
‫تا جایی که می بینم، ما دوتا مشکل داریم.

199
00:11:34,427 --> 00:11:37,010
‫یکی، پیدا کردن یه مدرسه ی شبانه روزی

200
00:11:37,094 --> 00:11:38,802
‫که مایل باشه انولا رو بپذیره

201
00:11:38,885 --> 00:11:42,427
‫که انولا یه ناکام کامل تو این دنیا نشه.

202
00:11:44,094 --> 00:11:46,302
‫که من دارم حلش می کنم...

203
00:11:47,677 --> 00:11:49,469
‫با کمک یه دوست قدیمی.

204
00:11:54,094 --> 00:11:56,177
‫و دوم، پیدا کردن مامان.

205
00:11:57,927 --> 00:12:00,677
‫اولی مشکل منه، دومی رو مشکل تو درنظر می گیرم.

206
00:12:01,177 --> 00:12:02,177
‫عزیزم!

207
00:12:02,719 --> 00:12:04,052
‫اجازه بده.

208
00:12:04,552 --> 00:12:07,969
‫یه ماشین.
‫چقدر عالی، خانم هریسون.

209
00:12:08,052 --> 00:12:10,677
‫خب، من معلمم، آقای هولمز.

210
00:12:11,052 --> 00:12:12,760
‫دوست دارم از زمونه جلوتر باشم.

211
00:12:13,552 --> 00:12:15,635
‫انولا شاید ترجیح بده اینجا بمونه.

212
00:12:16,219 --> 00:12:17,719
‫می تونی یه پرستار پیدا کنی.

213
00:12:18,385 --> 00:12:21,552
‫- اون باید دست زور رو سرش باشه، شرلوک.
‫- انولا کجاست؟

214
00:12:21,635 --> 00:12:22,594
‫داخله،

215
00:12:22,677 --> 00:12:25,260
‫گرچه باید از قبل بهتون اطلاع بدم، اون آموزش ندیده.

216
00:12:25,344 --> 00:12:27,844
‫به زودی متوجه میشیم.

217
00:12:28,219 --> 00:12:30,219
‫باید اونو بکوبیم و از اول بسازیمش.

218
00:12:31,177 --> 00:12:33,219
‫سر بالا، دختر.

219
00:12:33,635 --> 00:12:34,510
‫حالا بهتر شد.

220
00:12:34,594 --> 00:12:37,344
‫در غیاب مامان، اون تحت سرپرستی منه، نه تو.

221
00:12:37,427 --> 00:12:39,844
‫دور کمر، بیست و چهار اینچ.

222
00:12:39,927 --> 00:12:42,135
‫- قفسه سینه، سی و سه اینچ.
‫- خب، خیلی کوچیکه.

223
00:12:42,219 --> 00:12:43,344
‫خیلیم خوبن.

224
00:12:43,427 --> 00:12:44,760
‫لگن ، سی و پنج اینچ.

225
00:12:44,844 --> 00:12:46,219
‫اوه، چقدر ناامید کننده.

226
00:12:46,302 --> 00:12:48,094
‫باید از یه تقویت کننده استفاده کنیم.

227
00:12:48,177 --> 00:12:53,010
‫یه زن خطرناک و وحشی یه دختر وحشی بار آورده.

228
00:12:53,094 --> 00:12:54,469
‫اون به نظر باهوش میاد.

229
00:12:54,552 --> 00:12:56,927
‫لگن فقط بخشی از پا هاست، این طور نیست؟

230
00:12:57,344 --> 00:12:58,885
چه نیازی به تقویت شدن دارن؟

231
00:12:58,969 --> 00:13:01,052
‫تو زبون کوچیک باهوش نیستی؟
‫ازش لذت می‍برم.

232
00:13:01,135 --> 00:13:04,594
‫من از زندونی شدن تو اون لباس های نامعقول
‫لذت نمی برم.

233
00:13:04,677 --> 00:13:07,427
‫این لباس ها زندونی نمی کنن.
‫آزاد می کنن.

234
00:13:08,052 --> 00:13:12,719
‫بهت اجازه میدن هم رنگ جامعه بشی، تا در این
‫لذت های بی شمار سهیم باشی.

235
00:13:12,802 --> 00:13:14,552
‫تا نظری رو جلب کنی، جذاب بشی.

236
00:13:15,135 --> 00:13:18,344
‫با کمک خانم هریسون، انولا رو برای جامعه
‫قابل پذیرش می کنیم.

237
00:13:18,427 --> 00:13:20,594
‫تن پدر تو قبر به لرزه درمیاد.

238
00:13:20,677 --> 00:13:22,260
‫در انتهای مدرسه م،

239
00:13:22,344 --> 00:13:24,677
‫یاد می گیری چه طور یه خانم جوون باشی،

240
00:13:24,760 --> 00:13:27,719
‫و دوست های زیاد جدیدی پیدا می کنی.

241
00:13:28,885 --> 00:13:31,635
‫نیازی به دوست ندارم.
‫من دوست خودمو دارم.

242
00:13:31,719 --> 00:13:34,344
‫یه آموزش ندیده، با لباس غیررسمی،

243
00:13:34,427 --> 00:13:36,010
‫وحشیانه رفتار می کنه.

244
00:13:36,094 --> 00:13:38,552
‫و من نیاز ندارم برم مدرسه ی مضحک تو.

245
00:13:47,177 --> 00:13:49,469
‫نه! خواهشا این کار رو با من نکنین.

246
00:13:49,885 --> 00:13:51,844
‫بذارین خوشحال بمونم. من اینجا خوشحالم.

247
00:13:51,927 --> 00:13:54,969
‫تو الان یه خانم جوونی، انولا.
‫به یاد گیری نیاز داری.

248
00:13:55,385 --> 00:13:57,844
‫منو در هر زمینه ای که باید بدونم چطور تو این دنیا

249
00:13:57,927 --> 00:14:00,260
‫- میشه شایسته بود، امتحان کنین.
‫- اگه بهت خوب یاد داده بود،

250
00:14:00,344 --> 00:14:03,344
‫با زیرپوش جلو من نمی ایستادی.

251
00:14:03,427 --> 00:14:05,844
‫با وضعیت الانت هیچ امیدی برای شوهر کردن نداری.

252
00:14:05,927 --> 00:14:07,427
‫من شوهر نمی خوام!

253
00:14:07,510 --> 00:14:10,760
‫و اینم یه چیز دیگه ست که باید به خاطرش
‫آموزش ببینی.

254
00:14:13,594 --> 00:14:14,719
‫شرلوک.

255
00:14:16,094 --> 00:14:18,885
‫- نذار با من این کار رو کنه.
‫- تو تحت سرپرستی اونی.

256
00:14:18,969 --> 00:14:20,219
‫منو به سرپرستی خودت در بیار.

257
00:14:20,677 --> 00:14:22,177
‫راهنماییم کن. آموزشم بده.

258
00:14:22,260 --> 00:14:24,427
‫- من براش مایه رنجشم. برای تو..
‫- انولا.

259
00:14:27,927 --> 00:14:28,927
‫متاسفم.

260
00:14:30,010 --> 00:14:31,094
‫دست من نیست.

261
00:14:32,260 --> 00:14:35,135
‫همون طوری که بی رحمیش نسبت به مامان
‫دست تو نبود.

262
00:14:36,427 --> 00:14:37,969
‫مامان خطرناک نیست.

263
00:14:38,052 --> 00:14:41,010
‫اون همیشه عالی بوده و هست.

264
00:14:41,469 --> 00:14:44,635
‫و اگه نمی تونی اینو ببینی، پس خجالت به هردوتون!

265
00:14:45,219 --> 00:14:47,594
‫انقدر عالی که تو رو تحت مراقبت من گذاشت.

266
00:14:50,760 --> 00:14:55,344
‫خب، ما یه گفتگوی کوچیک دوستانه داشتیم، مگه نه؟

267
00:14:56,135 --> 00:14:58,344
‫می تونم بگم قراره دوست های خوبی بشیم.

268
00:14:58,427 --> 00:15:01,135
‫اوه، خانم هریسون، از مهربونی شما سپاس گزارم.

269
00:15:03,177 --> 00:15:04,052
‫آقای هولمز،

270
00:15:05,094 --> 00:15:05,927
‫باعث افتخاره.

271
00:15:06,802 --> 00:15:09,010
‫فردا خودم میارمش.

272
00:15:09,427 --> 00:15:10,469
‫خودتون؟

273
00:15:11,635 --> 00:15:12,469
‫خوبه.

274
00:15:29,052 --> 00:15:30,635
‫منم از نقاشی لذت می برم.

275
00:15:32,844 --> 00:15:33,677
‫کمک می کنه فکر کنم،

276
00:15:34,219 --> 00:15:35,385
‫افکارم رو منظم کنم.

277
00:15:36,927 --> 00:15:38,177
‫به منم همین کمک رو می کنه.

278
00:15:51,510 --> 00:15:52,510
‫یه کاریکاتور.

279
00:15:53,385 --> 00:15:55,010
‫شاید بهتر باشه مایکرافت نبینتش.

280
00:15:57,094 --> 00:16:00,052
‫- قصد داری همون بالا بمونی.
‫- امیدوار بودم یکم حریم شخصی داشته باشم.

281
00:16:00,760 --> 00:16:04,010
‫میدونی، تا جایی که یادمه، تو کاملا
‫یه ترسوی کوچولو بودی.

282
00:16:04,844 --> 00:16:06,344
‫یه مخروط کاج داشتی که تو پشم پیچیده شده بود.

283
00:16:07,052 --> 00:16:08,552
‫هرجا می رفتی با خودت می بردیش،

284
00:16:09,094 --> 00:16:10,177
‫بهش می گفتی دش.

285
00:16:12,969 --> 00:16:15,760
‫یکی بهت گفته بود که ملکه ویکتوریا یه شوالیه
‫پادشاه چارلز داشته،

286
00:16:15,844 --> 00:16:16,760
‫که دش صداش می زده،

287
00:16:16,844 --> 00:16:18,677
‫و تو هم تصمیم گرفتی اونو داشته باشی.

288
00:16:21,427 --> 00:16:22,469
‫هرگز نتونستیم قانعت کنیم

289
00:16:22,552 --> 00:16:24,469
‫که یه شلوار خوب بپوشی.

290
00:16:24,552 --> 00:16:26,010


291
00:16:29,010 --> 00:16:31,427
‫فکرکنم اینا تنها چیزیه که یادمه.

292
00:16:31,510 --> 00:16:32,427
‫مرسی.

293
00:16:33,344 --> 00:16:35,177
‫اگه می تونی همشون رو دیگه از یاد ببر.

294
00:16:37,469 --> 00:16:40,010
‫یه مخروط کاج به نام دش؟

295
00:16:40,844 --> 00:16:42,469
‫خیلی مضحکه.

296
00:16:42,552 --> 00:16:44,635
‫پدر عادت داشت همه جا دنبالت کنه، فریاد بزنه،

297
00:16:44,719 --> 00:16:47,260
‫"اون سگ لعنتی رو از خونه ی من ببرین بیرون!"

298
00:16:50,969 --> 00:16:53,094
‫چرا هیچ وقت به دیدن ما نیومدی؟

299
00:16:57,052 --> 00:16:58,010
‫زندگی پر مشغله ای داشتم.

300
00:17:02,760 --> 00:17:04,427
‫چرا هیچ وقت برامون نامه ننوشتی؟

301
00:17:05,427 --> 00:17:06,927
‫چرا نامه های من برات مهمه؟

302
00:17:12,344 --> 00:17:15,885
‫هر بخش از پرونده های تو رو که پیدا کردم نگه داشتم.

303
00:17:16,260 --> 00:17:17,385
‫دیگه داری زیادی از خودت تعریف میکنی.

304
00:17:17,469 --> 00:17:20,427
‫و با این حال برگشتنت به خونه
‫به قیمتِ رفتنِ مادر تموم شد.

305
00:17:23,135 --> 00:17:24,135
‫خودش میخواست بره.

306
00:17:25,969 --> 00:17:27,219
‫برنمیگرده.

307
00:17:28,135 --> 00:17:28,969
‫نه.

308
00:17:30,260 --> 00:17:33,219
‫ولی حقیقت اینه،
‫که مادر واسه هر چیزی دلیلی داشت.

309
00:17:33,885 --> 00:17:35,469
‫روش کارِ منحصر به فرد خودش رو داشت.

310
00:17:35,927 --> 00:17:39,552
‫و اینجور رازها همیشه
‫لذت بخش ترین چیزا واسه رمزگشایی کردن هستند.

311
00:17:39,635 --> 00:17:41,594
‫من دنبال راز نیستم شرلوک.

312
00:17:42,635 --> 00:17:45,719
‫میخوام مادرم
‫و زندگیم به حالت عادیش برگرده.

313
00:17:45,802 --> 00:17:46,885
‫داری احساساتی رفتار میکنی.

314
00:17:48,177 --> 00:17:49,052
‫قابل درکه،

315
00:17:49,969 --> 00:17:50,969
‫ولی لازم نیست.

316
00:17:54,760 --> 00:17:55,885
‫چیزی که هست رو ببین

317
00:17:56,927 --> 00:17:58,760
‫نه چیزی که میخوای باشه رو.

318
00:18:00,427 --> 00:18:02,094
‫به زودی حقیقت رو میبینی.

319
00:18:06,844 --> 00:18:08,760
‫"روش انجام کار منحصر به فردش..."

320
00:18:08,844 --> 00:18:10,677
‫و ببین، اینو خودش ساخته.

321
00:18:35,427 --> 00:18:36,344
‫"تنهایی."

322
00:18:38,302 --> 00:18:39,510
‫اسم منه.

323
00:18:41,219 --> 00:18:42,969
‫م...س...

324
00:18:43,594 --> 00:18:44,594
‫آ....

325
00:18:45,094 --> 00:18:45,927
‫سی...

326
00:18:47,885 --> 00:18:49,052
‫برعکس بخون.

327
00:18:50,594 --> 00:18:51,427
‫باهام مدارا کن و پیدا شو.

328
00:18:52,719 --> 00:18:54,885
‫"گل داوودی...

329
00:18:55,302 --> 00:18:57,260
‫من، به شکلِ

330
00:18:57,344 --> 00:18:58,302
‫اِنولا."

331
00:19:07,844 --> 00:19:09,135
‫فهمیدم چی گفتی مادر.

332
00:19:18,010 --> 00:19:20,719
‫گل داوودی،
‫گل داوودی...

333
00:19:22,052 --> 00:19:25,219
‫بخشیدنِ گل داوودی نشانۀ ارتباط های فامیلی است

334
00:19:25,302 --> 00:19:27,552
‫و اشاره به علاقه داره."

335
00:19:41,135 --> 00:19:42,969
‫گلِ داوودیِ من.

336
00:19:46,094 --> 00:19:47,635
‫نه اونایی که خودش خرید.

337
00:19:48,885 --> 00:19:51,177
‫اونی که کشیده.

338
00:20:02,719 --> 00:20:05,510
‫پول. حتماً یه پیغامی گذاشته.

339
00:20:10,677 --> 00:20:12,510
‫"آینده مون بستگی به خودمون داره."

340
00:20:13,594 --> 00:20:14,760
‫چه آینده ای؟

341
00:20:15,719 --> 00:20:17,719
‫ دو مسیر واسه طی کردن داری اِنولا.

342
00:20:18,177 --> 00:20:19,010
‫مسیر خودت...

343
00:20:19,969 --> 00:20:22,177
‫یا مسیری که بقیه واست مشخص میکنن.

344
00:20:28,094 --> 00:20:29,635
‫"آینده مون بستگی به خودمون داره."

345
00:20:35,344 --> 00:20:38,802
‫مادر تونست از دستِ فرندل مخفی بشه،
‫منم باید همینکارو کنم،

346
00:20:39,385 --> 00:20:42,135
‫در لباس هایی که مال بچگیِ خودِ شرلوک بودن.

347
00:20:48,510 --> 00:20:49,969
‫یه حواس پرتیِ الزامیه.

348
00:20:50,594 --> 00:20:52,302
‫تازه داشت قلقش دستم میومد.

349
00:20:53,219 --> 00:20:55,135
‫مرحلۀ اولِ نقشه تکمیل شد.

350
00:20:55,594 --> 00:20:57,177
‫دارم میام پیدات کنم مادر.

351
00:20:57,885 --> 00:20:59,344
‫بازی شروع شد.

352
00:21:10,177 --> 00:21:12,177
‫البته که نتونستم به ایستگاهِ محلیم برم،

353
00:21:12,260 --> 00:21:14,344
‫واسه همین روی هم رفته یه خط دیگه رو انتخاب کردم.

354
00:21:14,760 --> 00:21:17,427
‫با احتساب اینکه برادرم دنبالمه
‫اصلاً نمیشه گفت کجا رو ممکنه بگردن.

355
00:21:20,760 --> 00:21:22,594
‫هیچ ردی ازش در هیچ جا نیست قربان.

356
00:21:23,927 --> 00:21:26,177
‫یه تضمین میخوام که بدونم پسرم....

357
00:21:26,260 --> 00:21:27,885
‫توی این قطار نیست.

358
00:21:27,969 --> 00:21:31,010
‫البته که داخلِ قطاره!
‫درست و حسابی نگاه نکردی.

359
00:21:31,094 --> 00:21:34,635
‫قربان، مأمورین من این قطار رو زیر و رو کردن.

360
00:21:34,719 --> 00:21:37,010
‫-عزیزم، شاید بهتره که ...
‫-ساکت مادر.

361
00:21:37,094 --> 00:21:40,510
‫کالسکه امروز صبح اینجا پیاده ش کرده،
‫باید یه جایی اینجاها باشه.

362
00:21:40,594 --> 00:21:43,219
‫خب اصلاً مطمئن نیستیم که
‫پسرک دلبندم دخل قطار باشه.

363
00:21:43,302 --> 00:21:45,135
‫ببخشید، بَلبشویی به پا شده.

364
00:21:45,510 --> 00:21:48,594
‫قطار باید حرکت کنه.
‫خیلی داره دیرمون میشه.

365
00:21:48,677 --> 00:21:51,969
‫-متوجه نیستید، قضیه راجع به پسرمنه.
‫-قطار همین الان حرکت میکنه.

366
00:21:52,969 --> 00:21:55,094
‫نذار قطار بدون اینکه یکی باهاش بره حرکت کنه!

367
00:21:55,177 --> 00:21:56,635
‫-همگی آماده باشید.
‫-اصرار دارم!

368
00:22:20,302 --> 00:22:22,302
‫انولا! وقت رفتنه.

369
00:22:24,177 --> 00:22:26,135
‫انولا، کالسکه منتظره.

370
00:22:28,802 --> 00:22:29,677
‫انولا؟

371
00:22:40,594 --> 00:22:42,927
‫شرلوک!

372
00:23:19,260 --> 00:23:20,385
‫وای

373
00:23:27,635 --> 00:23:28,469
‫سلام.

374
00:23:30,885 --> 00:23:33,344
‫-لطفاً از این کوپه برو بیرون.
‫-نمیتونم.

375
00:23:33,427 --> 00:23:34,969
‫مخفی شدم مثلاً.

376
00:23:35,719 --> 00:23:39,052
‫تازه باحال اینه که، به دربان رشوه دادم
‫که منو سوار کنه.

377
00:23:40,094 --> 00:23:41,094
‫خیلی جسورانه‎ست.

378
00:23:41,177 --> 00:23:43,344
‫همین الان از این کوپه برو بیرون.

379
00:23:45,344 --> 00:23:46,302
‫تو یه...

380
00:23:47,094 --> 00:23:48,635
‫پسرِ عجیب  غریبی.

381
00:23:49,094 --> 00:23:50,260
‫فکر کردی خودت خیلی شبیه بقیه ای؟

382
00:23:50,344 --> 00:23:51,344
‫تو که اصلاً پسر نیستی.

383
00:23:52,094 --> 00:23:52,927
‫شاید پسر باشم.

384
00:23:53,010 --> 00:23:54,510
‫-کی هستی؟
‫-چی هستی؟

385
00:23:55,802 --> 00:23:57,344
‫من وایکونت تویکسبری هستم،

386
00:23:57,427 --> 00:23:59,052
‫مارکوسِ(مرزبان) بزیل ودر.

387
00:23:59,677 --> 00:24:00,844
‫تو یه احمقی.

388
00:24:03,552 --> 00:24:06,760
‫محض اطلاعت، من همین الان از یه فرارِ خطرناک اومدم...

389
00:24:06,844 --> 00:24:09,344
‫تو فرار نکردی.
‫مردی با کلاهِ لبه دار قهوه ای

390
00:24:09,427 --> 00:24:12,010
‫همین الان داخل این قطار داره دنبالت میگرده،
‫و همینکه پیدات کنه،

391
00:24:12,094 --> 00:24:14,927
‫فکر میکنه که من قایمت کردم،
‫و توی دردسر میافتم.

392
00:24:15,010 --> 00:24:17,510
‫واسه همین ازت میخوام که
‫از این کوپه بری بیرون.

393
00:24:23,677 --> 00:24:25,094
‫منو یاد عموم میندازی.

394
00:24:25,177 --> 00:24:26,719
‫توی ایستگاه قطار جاش گذاشتم.

395
00:24:26,802 --> 00:24:29,635
‫معلومه که داخل قطاره
‫.مشخصه که درست حسابی نگاه نکردید.

396
00:24:30,677 --> 00:24:32,094
‫اونم رئیس بازی در میاره.

397
00:24:32,844 --> 00:24:34,927
‫همه شون رو ترک کردم: مادرم، مادربرزگم.

398
00:24:35,344 --> 00:24:37,344
‫ولی مشکلی ندارم، آزادم دیگه.

399
00:24:37,844 --> 00:24:38,677
‫خوبه.

400
00:24:39,344 --> 00:24:40,844
‫پس از کوپه برو بیرون.

401
00:24:44,969 --> 00:24:46,385
‫یه مرد با کلاهِ قهوه ای پس؟

402
00:24:53,802 --> 00:24:54,719
‫مشکلی پیش نمیاد.

403
00:24:56,719 --> 00:24:57,552
‫چیزی نمیشه.

404
00:25:06,427 --> 00:25:07,927
‫-داره میاد!
‫-البته.

405
00:25:08,010 --> 00:25:10,177
‫-داره همۀ کوپه ها رو میگرده.
‫-عالیه.

406
00:25:10,260 --> 00:25:11,469
‫باید بهم کمک کنی.

407
00:25:12,219 --> 00:25:14,385
‫-منو ندید.
‫-البته که دید.

408
00:25:14,469 --> 00:25:15,760
‫پس بهت میگم که روز خوش،

409
00:25:15,844 --> 00:25:18,052
‫وایکونت تویکسبری، مارکوسِ بزل ودر.

410
00:25:21,385 --> 00:25:24,552
‫واقعاً منو یاد عموم میندازی.
‫جفتتون مثل هم زل میزنید.

411
00:25:35,552 --> 00:25:37,677
‫پس اینجایی جناب.

412
00:25:44,135 --> 00:25:46,219
‫نقاشیِ خودت رو بکش انولا.

413
00:25:46,302 --> 00:25:48,635
‫البته توسط بقیه حواست پرت نشه.

414
00:25:49,344 --> 00:25:50,427
‫به خصوص آقایون!

415
00:26:03,552 --> 00:26:04,469
‫وای!

416
00:26:10,302 --> 00:26:11,219
‫کمک!

417
00:26:11,885 --> 00:26:12,719
‫کمک!

418
00:26:13,094 --> 00:26:13,927
‫کمک!

419
00:26:14,010 --> 00:26:15,260
‫یکی کمکم کنه!

420
00:26:16,719 --> 00:26:17,760
‫!کمک

421
00:26:17,844 --> 00:26:19,469
‫وای!

422
00:26:19,844 --> 00:26:21,219
‫ای وای!

423
00:26:24,260 --> 00:26:25,469
‫وای!

424
00:26:35,219 --> 00:26:37,385
‫اون دیگه کیه؟
‫میخواست منو بکشه!

425
00:26:37,469 --> 00:26:38,760
‫واسه مردن توی قطار آماده نیستم.

426
00:26:38,844 --> 00:26:41,302
‫من اصلا آماده مردن نیستم.
‫و قبل از اینکه ببینمت هم قرار نبود بمیرم.

427
00:26:43,969 --> 00:26:47,094
‫-کجا میریم؟
‫-نمیدونم، بذار فکر کنم.

428
00:26:49,469 --> 00:26:50,302
‫عمیقاً متأسفم.

429
00:27:08,844 --> 00:27:12,052
‫-الان این واقعاً بهترین راه موجوده؟
‫-راه بهتری سراغ داری؟

430
00:27:38,302 --> 00:27:39,469
‫بهم اعتماد داری؟

431
00:27:40,260 --> 00:27:41,677
‫نه!

432
00:27:46,094 --> 00:27:47,344
‫اگه زمان بندی درستی ازش داشته باشیم

433
00:27:47,427 --> 00:27:49,844
‫-میتونیم از شرش خلاص بشیم.
‫-زمان بندی چیو درست داشته باشیم؟

434
00:27:55,427 --> 00:27:57,510
‫گوش کن تویکسبری.

435
00:27:57,594 --> 00:27:58,552
‫دو انتخاب داریم.

436
00:27:58,635 --> 00:28:00,635
‫و کدومش شامل این میشه که من نمیرم؟

437
00:28:05,677 --> 00:28:06,719
‫این یکی!

438
00:28:27,010 --> 00:28:27,844
‫آخ!

439
00:28:33,885 --> 00:28:35,969
‫خیلی صداهای ناجوری در میاری، نه؟

440
00:28:36,969 --> 00:28:39,219
‫خب، مشخص شد که پرت شدن از قطار

441
00:28:39,302 --> 00:28:41,260
‫درد قابل توجه تر از چیزی که فکرشو کنی داره.

442
00:28:42,594 --> 00:28:43,760
‫کلی از دکمه هام گم شد.

443
00:28:51,969 --> 00:28:53,802
‫خب پس الان جفتشون رو گم کردیم.

444
00:28:54,969 --> 00:28:58,469
‫فرضم اینه که هیچ ایده ‍ ای ندارن
‫از اینکه کجا رفته خانومِ لین؟

445
00:28:58,552 --> 00:28:59,969
‫نه، دوچرخه ش رو پیدا کردن.

446
00:29:00,052 --> 00:29:01,885
‫اونجا گذاشته بوده که ما رو به مسیر اشتباهی بفرسته.

447
00:29:02,594 --> 00:29:05,594
‫اونقدرام که فکر میکنید خنده دار نیست آقای شرلوک.

448
00:29:06,594 --> 00:29:07,635
‫ذکاوت شما رو داره.

449
00:29:08,094 --> 00:29:11,219
‫خیلی راحت منو گول میزنه
‫درست مثل وقتی که شما میزدید، ولی...

450
00:29:12,677 --> 00:29:15,094
‫-بله؟
‫-هیچی از کار و بار دنیا نمیدونه.

451
00:29:16,719 --> 00:29:20,094
‫باید اعتراف کنم که خیلی نگرانشم.

452
00:29:20,177 --> 00:29:21,677
‫مایکرافت حتماً پیداش میکنه.

453
00:29:21,760 --> 00:29:24,010
‫خب مایکرافت مثل شما مهرۀ مار نداره.

454
00:29:24,094 --> 00:29:25,010
‫.همونطور که اون دختر داره

455
00:29:25,885 --> 00:29:27,385
‫تلخیِ بیش از حدی که داشت

456
00:29:27,469 --> 00:29:29,802
‫که بخش کوچکی هم از علت این
‫گندکاری نبود.

457
00:29:31,552 --> 00:29:32,802
‫انولا خاصه.

458
00:29:33,760 --> 00:29:35,219
‫قلب پاکی داره.

459
00:29:36,427 --> 00:29:38,969
‫حتی کنارِ تختم پول گذاشته بود.

460
00:29:39,052 --> 00:29:39,927
‫پول؟

461
00:29:42,219 --> 00:29:44,177
‫.شما که از قبل ترکش کرده بودید آقا

462
00:29:44,635 --> 00:29:46,802
‫ازتون میخوام که بازم ترکش نکنید.

463
00:30:01,552 --> 00:30:04,802
‫میدونی که کاملاً مرحلۀ سوم نقشه م رو به باد دادی؟

464
00:30:04,885 --> 00:30:07,469
‫مرحلۀ چی؟
‫تو دیگه کی هستی؟

465
00:30:09,302 --> 00:30:10,969
‫ببین به نظرم گذرِ اخیر مرگ از بیخ گوشمون

466
00:30:11,052 --> 00:30:12,135
‫.بهم حق دونستن اسمت رو میده

467
00:30:12,219 --> 00:30:13,510
‫.انولا هولمز

468
00:30:14,844 --> 00:30:16,552
‫هولمز...مثل شرولوک؟

469
00:30:17,177 --> 00:30:20,552
‫و در حال مخفی شدنم، واسه همین
‫این چیزی که بهت گفتم رو فراموش کن.

470
00:30:20,885 --> 00:30:23,760
‫-بخاطر کار کردن واسش مخفی میشی؟
‫-بخاطر خودش مخفی میشم.

471
00:30:24,802 --> 00:30:28,302
‫-واسه همین مثل یه پسر لباس پوشیدی
‫-واسه همین نباید چیزی بگی.

472
00:30:31,635 --> 00:30:32,469
‫خب؟

473
00:30:34,719 --> 00:30:35,635
‫چیه؟

474
00:30:37,969 --> 00:30:38,885
‫دست خودت درد نکنه.

475
00:30:39,677 --> 00:30:41,510
‫الان مثلا باید بگی دستت درد نکنه.

476
00:30:41,594 --> 00:30:42,469
‫واسه چی؟

477
00:30:58,552 --> 00:31:00,385
‫باید به زودی به فکر جای خواب باشیم.

478
00:31:00,927 --> 00:31:02,719
‫باید به زودی به فکر یه چیز واسه خوردن باشیم.

479
00:31:04,177 --> 00:31:05,635
‫چیزی واسه خوردن نداریم.

480
00:31:06,302 --> 00:31:07,635
‫البته که داریم.

481
00:31:08,135 --> 00:31:10,969
‫آرکتیوم لپا، که بهش میگین گلِ "باباآدم".

482
00:31:11,969 --> 00:31:12,885
‫خیلی خوشمزه ست.

483
00:31:13,635 --> 00:31:16,135
‫و بعدش تریفولیوم هست.

484
00:31:16,635 --> 00:31:17,552
‫که همون شبدره.

485
00:31:17,635 --> 00:31:18,802
‫و این...

486
00:31:18,885 --> 00:31:20,469
‫خودشه، میدونستم!

487
00:31:21,677 --> 00:31:22,552
‫قارچ!

488
00:31:23,552 --> 00:31:24,802
‫آگریکوس لانپیس.

489
00:31:25,594 --> 00:31:26,719
‫شاه دخت.

490
00:31:27,885 --> 00:31:28,719
‫خوشمزه ست.

491
00:31:29,885 --> 00:31:31,594
‫اگه بتونی آتیش رو روشن کنی،

492
00:31:31,677 --> 00:31:33,010
‫میتونم یه غذایی واسه خودمون درست کنم.

493
00:31:34,969 --> 00:31:35,802
‫باشه.

494
00:31:41,469 --> 00:31:43,302
‫من کاملاً احمق هم نیستیم، میدونی.

495
00:31:54,802 --> 00:31:55,677
‫همم.

496
00:31:56,594 --> 00:31:59,510
‫داشتم فکر میکردم که
‫باید یکم تغییر قیافه بدی.

497
00:31:59,969 --> 00:32:02,677
‫-موهات چقدر برات مهمه؟
‫-اصلا برام مهم نیست.

498
00:32:06,969 --> 00:32:09,260
‫با یه چاقو ببرش.
‫البته که میکنی.

499
00:32:13,885 --> 00:32:15,552
‫کی یادت داده اینجوری چاقو تیز کنی؟

500
00:32:17,135 --> 00:32:18,010
‫مادرم.

501
00:32:19,594 --> 00:32:21,427
‫مادرت خیلی با مادر من فرق داره.

502
00:32:23,385 --> 00:32:25,969
‫- کی کاربرد گل و گیاه رو بهت آموزش داده؟
‫- پدرم.

503
00:32:27,385 --> 00:32:29,177
‫من هیچوقت واقعا پدرم رو نشناختم.

504
00:32:29,802 --> 00:32:30,844
‫پدرم منم فوت کرده.

505
00:32:33,885 --> 00:32:35,010
‫متاسفم.

506
00:32:41,177 --> 00:32:43,594
‫چرا فرار کردی؟
‫منظورم از خونه است.

507
00:32:44,010 --> 00:32:47,552
‫نمی خواستم به مدرسه مخصوص به دختران جوان خانم
‫هریسون برم.

508
00:32:48,969 --> 00:32:49,885
‫تو چرا فرار کردی؟

509
00:32:51,552 --> 00:32:52,385
‫خب...

510
00:32:52,469 --> 00:32:55,885
‫وقتی داشتم قارچ وحشی جمع می کردم، یه شاخته درخت
‫بالای سرم شکست.

511
00:32:55,969 --> 00:32:58,427
‫باید من رو له می کرد، ولی تونستم قل بخورم و از زیرش
‫کنار برم.

512
00:32:58,510 --> 00:32:59,969
‫و متوجه شدم که...

513
00:33:00,927 --> 00:33:01,802
‫که چی؟

514
00:33:02,302 --> 00:33:04,094
‫- اگه بگم بهم می خندی.
‫- نمی خندم.

515
00:33:07,510 --> 00:33:09,219
‫زندگیم از جلوی چشمام رد شد.

516
00:33:10,594 --> 00:33:12,719
‫به زودی قرار بود جایگاهم در مجلس اربابان رو بدست
‫بیارم.

517
00:33:12,802 --> 00:33:16,094
‫کلی فکر در مورد این که چطوری می تونیم این ایالت رو
‫توسعه بدیم داشتم.

518
00:33:16,719 --> 00:33:18,760
‫ولی خانواده ام می خواستن به ارتش ملحق بشم...

519
00:33:18,844 --> 00:33:21,010
‫و مثل عموم به خارج از کشور برم.

520
00:33:23,010 --> 00:33:24,427
‫بعدش فهمیدم که می ترسم...

521
00:33:24,510 --> 00:33:27,594
‫می ترسم که از تمام لحظات بقیه زندگیم متنفر بشم.

522
00:33:30,552 --> 00:33:31,677
‫چرا فکر می کردی به اون می خندم؟

523
00:33:31,760 --> 00:33:33,427
‫- احمقانه به نظر نمیام؟
‫- نه.

524
00:33:37,260 --> 00:33:39,677
‫اونا می خواستن بعد از مدرسه بانوان جوان، تو رو کجا
‫بفرستن؟

525
00:33:44,427 --> 00:33:46,052
‫صبح باید با سریع حرکت کنیم.

526
00:33:46,135 --> 00:33:47,844
‫اون یارویی که کلاه کاسه ای داره با تموم وجود دنبالت
‫میاد...

527
00:33:47,927 --> 00:33:49,927
‫مقصدت کجاست؟ من می خوام...

528
00:33:50,010 --> 00:33:50,844
‫لندن.

529
00:33:54,010 --> 00:33:55,010
‫خب، پس،

530
00:33:55,469 --> 00:33:57,469
‫با هم بمونیم؟

531
00:33:59,594 --> 00:34:01,052
‫اگه دوست داشته باشی.

532
00:34:01,969 --> 00:34:02,969
‫نه.

533
00:34:03,802 --> 00:34:05,802
‫تا لندن با هم می ریم و بعدش از هم جدا می شیم.

534
00:34:05,885 --> 00:34:07,135
‫فهمیدی؟

535
00:34:07,219 --> 00:34:08,594
‫فهمیدم.

536
00:34:09,385 --> 00:34:11,135
‫کاملا فهمیدم.

537
00:34:11,969 --> 00:34:14,385
‫واقعا باید انقدر محکم موهام رو بزنی؟

538
00:34:14,469 --> 00:34:15,302
‫بله.

539
00:34:20,510 --> 00:34:22,385
‫خب، تو باید هم این حرف رو بزنی.

540
00:34:41,010 --> 00:34:43,635
‫- اینجا از هم جدا می شیم؟
‫- درسته.

541
00:34:46,385 --> 00:34:48,927
‫پس انولا هولمز، ازت ممنونم که بهم کمک کردی تا به اینجا
‫برسم.

542
00:34:50,510 --> 00:34:52,510
‫قرار بود بود این اسم رو فراموش کنی.

543
00:34:53,469 --> 00:34:55,135
‫پس باید یه اسم دیگه ای انتخاب کنی.

544
00:35:04,969 --> 00:35:05,885
‫اون چیزیش نمی شه.

545
00:35:10,094 --> 00:35:11,010
‫لندن:

546
00:35:11,094 --> 00:35:12,552
‫قلب تپنده انگلستان.

547
00:35:12,927 --> 00:35:14,677
‫مامانم یه جایی همینجاهاست.

548
00:35:14,760 --> 00:35:16,719
‫و با این که من رو برای خیلی چیزا آماده کرده...

549
00:35:16,802 --> 00:35:19,135
‫زمان کافی برای تجربه دنیا خواهی داشت.

550
00:35:19,219 --> 00:35:20,594
‫می تونی بعدا با مشکلاتش روبرو شی.

551
00:35:21,802 --> 00:35:23,885
‫برای دنیای بیرون آماده ام نکرده.

552
00:35:26,010 --> 00:35:28,719
‫با این حال من اینجام، در مهد تمدن.

553
00:35:30,177 --> 00:35:31,969
‫مهد قشر مودب...

554
00:35:32,052 --> 00:35:33,885
‫از سر راه گمشو کنار، پسر!

555
00:35:33,969 --> 00:35:34,969
‫مهد موسیقی،

556
00:35:35,802 --> 00:35:36,635
‫ادبیات...

557
00:35:36,719 --> 00:35:39,552
‫- اربابان سر لایحه اصلاحی بحث می کنن!
‫پرونده اشراف زاده مفقود شده!

558
00:35:39,635 --> 00:35:41,510
‫و مهد بهترین لوازمی که با پول می شه خریدشون.

559
00:35:41,594 --> 00:35:42,969
‫دونه ای یه شیلینگ!

560
00:35:43,052 --> 00:35:43,885
‫دونه ای یه شیلینگ!

561
00:35:46,844 --> 00:35:49,927
‫باید اعتراف كنم لندن با اون چیزی که تصور می کردم،
‫فرق داره.

562
00:35:50,302 --> 00:35:53,219
‫مردمش خیلی...هیجانی تر از سایر نقاط کشورن.

563
00:35:53,302 --> 00:35:54,635
‫بدون این اصلاحیه...

564
00:35:54,719 --> 00:35:58,219
‫این کشور دیگه مال ما نخواهد بود، مال اونا خواهد بود.

565
00:35:58,302 --> 00:36:00,927
‫باید صدامون رو به گوش اربابان برسونیم.

566
00:36:01,010 --> 00:36:04,219
‫و این کار رو نه تنها برای خودمون، بلکه باید برای فرزندانمون
‫انجام بدیم.

567
00:36:04,760 --> 00:36:06,385
‫به تغییر رای بدین!

568
00:36:06,469 --> 00:36:10,219
‫پس اگه می خوام خودم رو با بقیه هماهنگ کنم و از دست
‫برادرام پنهان بمونم،

569
00:36:12,302 --> 00:36:13,635
‫باید به یه آدم...

570
00:36:14,927 --> 00:36:15,885
‫غیر قابل پیش بینی تبدیل شم.

571
00:36:15,969 --> 00:36:18,385
‫این فرصت ماست!
‫رای جمع کنین!

572
00:36:18,469 --> 00:36:19,719
‫حق رای برای همه!

573
00:36:19,802 --> 00:36:21,510
‫حق رای برای همه!

574
00:36:25,677 --> 00:36:28,677
‫نه توی قطارا هست،
‫نه توی کشتیا،

575
00:36:29,260 --> 00:36:30,594
‫هیچ جا نیست.

576
00:36:31,427 --> 00:36:32,885
‫دختره کلا ناپدید شده.

577
00:36:33,885 --> 00:36:35,385
‫البته، این که...

578
00:36:35,469 --> 00:36:39,635
‫انگلستان ناگهان درگیر این اشراف زاده مسخره شده.

579
00:36:40,094 --> 00:36:40,927
‫قربان؟

580
00:36:41,010 --> 00:36:42,719
‫- شری، لطفا.
‫- حتما قربان.

581
00:36:42,802 --> 00:36:44,594
‫هنوز پیشنهاد حل اون پرونده رو بهت ندادن، نه؟

582
00:36:44,677 --> 00:36:45,552
‫چی رو؟

583
00:36:46,427 --> 00:36:47,719
‫پرونده اون اشراف زاده رو.

584
00:36:49,719 --> 00:36:51,844
‫من پدرش رو می شناختم، آدم تهوع آوری بود.

585
00:36:52,427 --> 00:36:54,469
‫لیبرال بود، ولی پول خوبی داشت.

586
00:36:55,302 --> 00:36:57,260
‫بهم پیشنهادش دادن،
‫و ردش کردم.

587
00:36:57,844 --> 00:36:59,719
‫درگیر چیز دیگه ای هستم.

588
00:37:00,052 --> 00:37:02,594
‫- پیدا کردن مادر؟
‫- پیدا کردن خواهرمون.

589
00:37:04,010 --> 00:37:04,844
‫نه.

590
00:37:05,719 --> 00:37:06,594
‫نه.

591
00:37:07,385 --> 00:37:10,052
‫همونطور که به وضوح گفتم، کار تو پیدا کردن مادرمونه.

592
00:37:10,135 --> 00:37:14,094
‫من دنبال اون هم می گردم،
‫قطعا انولا هم دنبالش می گرده.

593
00:37:18,677 --> 00:37:21,177
‫- تو هیچوقت به خواهرمون اهمیت نمی دادی.
‫- اون فقط 16 سالشه.

594
00:37:31,094 --> 00:37:33,010
‫اسم ما رو پرونده پیدا کردنش مطرح نکردی.

595
00:37:33,094 --> 00:37:34,135
‫البته که نه.

596
00:37:34,219 --> 00:37:37,302
‫من هم مثل تو نمی خوام کسی از امورمون خبردار
‫باشه.

597
00:37:38,094 --> 00:37:39,719
‫نگران نباش، برادر کوچولو.

598
00:37:40,177 --> 00:37:41,677
‫اون ممکنه فعلا از دستمون فرار کرده باشه،

599
00:37:41,760 --> 00:37:43,635
‫ولی من بهترین افسران پلیس لندن رو...

600
00:37:43,719 --> 00:37:45,927
‫مامور پیدا کردن یه بچه با مشخصات اون کردم.

601
00:37:47,344 --> 00:37:51,677
‫و اونا قطعا اون دختر کوچیک احمق رو پیدا می کنن و
‫پیشمون بر می گردوننش.

602
00:37:55,677 --> 00:37:56,594
‫اصلاح.

603
00:37:57,760 --> 00:38:01,135
‫خدا بهمون کمک کنه. اگه یه چیز باشه که این کشور بهش
‫نیاز نداره،

604
00:38:01,885 --> 00:38:04,469
‫اون رای دهندگان بی سواد بیشتره.

605
00:38:05,052 --> 00:38:06,927
‫انگلیس داره به فنا می ره.

606
00:38:17,844 --> 00:38:20,260
‫یه پسری مثل تو با اون لباسا چیکار داره؟

607
00:38:24,010 --> 00:38:25,844
‫من به یه شکم بند بلند نیاز دارم.

608
00:38:26,469 --> 00:38:28,177
‫تو به همچین چیزی نیاز نداری.

609
00:38:28,260 --> 00:38:29,927
‫اینجا یه مغازه محترمه.

610
00:38:30,594 --> 00:38:33,344
‫- پس به مغازه ـتون احترام می ذارم.
‫- به نظر نمیاد که بذاری.

611
00:38:33,427 --> 00:38:35,552
‫از بوی بدت به نظر میاد که نمی ذاری.

612
00:38:36,594 --> 00:38:37,427
‫و من...

613
00:38:43,802 --> 00:38:45,469
‫جایی دارین که بتونم توش لباس بپوشم؟

614
00:38:49,219 --> 00:38:50,052
‫اون پشت.

615
00:38:55,260 --> 00:38:56,927
‫انولا، امروز باید به مدرسه بری!

616
00:38:57,010 --> 00:38:59,760
‫ولی مایکرافت، نمی خوام به مدرسه زنان برم.

617
00:38:59,844 --> 00:39:01,760
‫خب، دیگه می تونیم باهات چیکار کنیم؟

618
00:39:01,844 --> 00:39:03,094
‫تو یه دختری!

619
00:39:08,010 --> 00:39:10,135
‫بیخیال، جدی؟

620
00:39:17,427 --> 00:39:19,594
‫حالا بگین که کجا می تونم یه مسافرخونه پیدا کنم؟

621
00:39:20,427 --> 00:39:22,094
‫برای جای خوب پول خوبی می دم.

622
00:39:25,635 --> 00:39:27,052
‫اینجا واقعا جای خوبیه؟

623
00:39:27,135 --> 00:39:28,927
‫بهترین جاییه که می تونی پیدا کنی.

624
00:39:29,010 --> 00:39:31,052
‫شانس آوردی من رو پیدا کردی.

625
00:39:32,344 --> 00:39:33,844
‫بفرما.

626
00:39:53,927 --> 00:39:54,885
‫دوست داشتنیه.

627
00:40:02,219 --> 00:40:05,177
‫الان دیگه بالاخره یه جایی دارم که بتونم درش
‫در سکوت و آرامش فکر کنم،

628
00:40:05,260 --> 00:40:07,135
‫وقت اجرای فاز پنجم نقشمه.

629
00:40:09,802 --> 00:40:11,052
‫یا شایدم فاز چهارم.

630
00:40:13,385 --> 00:40:14,552
‫یا شایدم فاز ششم.

631
00:40:14,635 --> 00:40:16,344
‫حسابش از دستم در رفته.

632
00:40:18,844 --> 00:40:20,594
‫وقتشه مادرم رو پیدا کنم.

633
00:40:21,010 --> 00:40:23,427
‫برای پیدا کردن مادر، اولین چیزی که بهش نیاز
‫دارم اینه که یه آگهی رمزی...

634
00:40:23,510 --> 00:40:25,260
‫توی همه روزنامه ـهایی که ممکنه بخونتشون،
‫به چاپ برسونم.

635
00:40:26,594 --> 00:40:28,260
‫«ممنون، گل داودی من.

636
00:40:28,344 --> 00:40:31,344
‫داری شکوفه می دی؟ لطفا گل زنبق رو برام بفرست.»

637
00:40:31,427 --> 00:40:32,885
‫گل زنبق به معنی پیغامه.

638
00:40:34,052 --> 00:40:35,969
‫حالا، چطوری مخفیشون کنم؟

639
00:40:36,469 --> 00:40:38,427
‫مامان می تونه هر چیزی رو رمزگشایی کنه،

640
00:40:38,927 --> 00:40:41,469
‫پس باید یه کاری کنم که تا جای ممکن گول زنک
‫بنظر بیاد.

641
00:40:43,802 --> 00:40:46,052
‫توی ستون آگهی ـهای شخصی...

642
00:40:46,135 --> 00:40:47,552
‫روزنامه پال مال گذاشتمش...

643
00:40:47,635 --> 00:40:49,469
‫که مامانم حتی یه نسخه اش رو هم از دست نداده.

644
00:40:50,427 --> 00:40:52,427
‫بعلاوه مجله زنانگی مدرن...

645
00:40:54,885 --> 00:40:56,677
‫و مجله اصلاح لباس ـها...

646
00:40:59,135 --> 00:41:01,552
‫دو مجله ای که فکر می کنم اون احتمالا بهشون
‫علاقه داشته باشه.

647
00:41:04,969 --> 00:41:07,052
‫به نظر این آقا توجهات زیادی رو به خودش جلب کرده.

648
00:41:07,135 --> 00:41:09,052
‫خب، اون یه اشراف زاده در آستانه شکوفاییه.

649
00:41:09,969 --> 00:41:12,427
‫بعدش باید یه راهی پیدا کنم که بفهمم اون واقعا کی بوده.

650
00:41:12,510 --> 00:41:13,385
‫کی هست.

651
00:41:13,469 --> 00:41:14,302
‫کی بوده.

652
00:41:14,760 --> 00:41:18,010
‫مادرم معمولا بسته ـهای پستیش رو در یه آدرس مشخص
‫دریافت می کرد.

653
00:41:18,094 --> 00:41:20,177
‫اشتباه از من بود که آدرس مقصدش رو بررسی کردم،

654
00:41:20,635 --> 00:41:23,094
‫و یه اشتباه خیلی بزرگ دیگه ام هم این بود که حفظش
‫کردم.

655
00:41:23,177 --> 00:41:26,385
‫ولی زندگی توی دهات در سنین کودکی
‫چندان هیجان انگیز نیست،

656
00:41:26,469 --> 00:41:29,052
‫و آدم باید به هر قضیه جالبی که می تونه،
‫چنگ بندازه.

657
00:41:37,760 --> 00:41:39,460
‫جیسون، لطفا ماکارونی بیشتری بیار.

658
00:41:39,510 --> 00:41:40,552
‫عصر بخیر.

659
00:41:46,760 --> 00:41:47,719
‫اون بالا چه خبره؟

660
00:41:48,052 --> 00:41:49,385
‫یه مشت زن پر سر و صدا اونجا جمع شدن!

661
00:41:52,969 --> 00:41:55,427
‫نه، محکم تر بزن.
‫ازش نترس.

662
00:41:57,427 --> 00:41:59,635
‫- می خوای به ما ملحق شی؟
‫- نه.

663
00:42:01,135 --> 00:42:03,385
‫من دنبال یودوریا ورنت هولمز می گردیم.

664
00:42:04,760 --> 00:42:05,594
‫انولا؟

665
00:42:06,469 --> 00:42:07,802
‫انولا هولمز.

666
00:42:07,885 --> 00:42:09,094
‫خودتی، نه؟

667
00:42:11,760 --> 00:42:13,760
‫چرا لباس زنان پر ایس و افاده رو پوشیدی؟

668
00:42:15,094 --> 00:42:16,427
‫خدای من!

669
00:42:17,302 --> 00:42:18,802
‫دقیقا شبیه اونی.

670
00:42:21,635 --> 00:42:22,802
‫شما من رو می شناسی؟

671
00:42:23,260 --> 00:42:24,219
‫البته که می شناسم.

672
00:42:25,052 --> 00:42:26,594
‫من اولین معلمت بودم.

673
00:42:27,344 --> 00:42:28,344
‫یادت نمیاد؟

674
00:42:34,510 --> 00:42:36,469
‫اینطور که می بینم، خیلی خوب پیشرفت کردی.

675
00:42:40,302 --> 00:42:42,177
‫تنهایی؟ توی لندن؟

676
00:42:43,427 --> 00:42:44,260
‫بله.

677
00:42:45,010 --> 00:42:47,427
‫یه پسر بی مصرف پیدا کرده بودم، ولی از
‫شرش خلاص شدم.

678
00:42:49,094 --> 00:42:51,552
‫پول و اسکان دارم.
‫فقط می خوام اون رو پیدا کنم.

679
00:42:52,385 --> 00:42:54,677
‫چی باعث شده فکر کنی که اون می خواد پیدا
‫بشه؟

680
00:42:55,885 --> 00:42:58,010
‫یودوریا تمام زندگیش پنهان شده بوده.

681
00:42:58,510 --> 00:43:00,594
‫اگه بخواد پنهان می شه، واقعا هم پنهان می شه.

682
00:43:01,760 --> 00:43:04,427
‫- بعلاوه، اون باید یه کاری انجام بده.
‫- چه کاری؟

683
00:43:06,302 --> 00:43:07,219
‫من نمی تونم بگم.

684
00:43:09,677 --> 00:43:11,552
‫بسیار خب، خانوما، ما دوتا انتخاب داریم:

685
00:43:12,219 --> 00:43:14,260
‫این که اون بانکدار رو ببینیم و از گیاه خفه کننده
‫استفاده کنیم...

686
00:43:14,844 --> 00:43:16,302
‫یا این سراغ الی هوسمن بریم.

687
00:43:20,969 --> 00:43:22,969
‫پس شما هم توی اون جلسه بودی.

688
00:43:23,302 --> 00:43:25,885
‫خب، همه با هم موافقیم؟
‫الی هوسمن.

689
00:43:26,844 --> 00:43:28,302
‫الی هوسمن کیه؟

690
00:43:32,594 --> 00:43:35,302
‫- کاش می تونستم بهت کمک بیشتری کنم.
‫- می تونی، ولی نمی کنی.

691
00:43:36,010 --> 00:43:37,552
‫باید پیش شاگردام برگردم.

692
00:43:37,635 --> 00:43:39,385
‫خودت می تونی راه بیرون رو پیدا کنی.

693
00:43:46,969 --> 00:43:49,260
‫حرکت دربازکن.

694
00:43:53,885 --> 00:43:55,844
‫هیچوقت نتونستی از پس این بربیای، نه؟

695
00:43:58,594 --> 00:44:00,052
‫اگه می خوای توی لندن بمونی،

696
00:44:00,677 --> 00:44:01,802
‫باید قوی باشی،

697
00:44:02,594 --> 00:44:03,594
‫باید قوی باشی،

698
00:44:04,135 --> 00:44:05,135
‫زندگیت رو بکن،

699
00:44:05,635 --> 00:44:07,594
‫ولی بخاطر این که دنبال یکی دیگه می گردی اینجا
‫نمون.

700
00:44:08,219 --> 00:44:10,219
‫این کار رو بخاطر خودت بکن.

701
00:44:27,927 --> 00:44:29,177
‫انتخاب ـهای ما:

702
00:44:30,052 --> 00:44:30,927
‫اینه که بانکدار رو ببینیم،

703
00:44:31,302 --> 00:44:32,760
‫و از گیاه خفه کننده استفاده کنیم،

704
00:44:32,844 --> 00:44:34,219
‫یا سراغ الی هوسمن بریم.

705
00:44:34,760 --> 00:44:36,094
‫«بانکدار رو ببینیم.»

706
00:44:36,552 --> 00:44:39,260
‫- مامانم طرفدار بازی با کلماته.
‫- بازی با کلمات.

707
00:44:39,344 --> 00:44:41,969
‫اون من رو مجبور کرد که تمام کتابای کتابخونه برندل
‫رو بخونم.

708
00:44:42,052 --> 00:44:42,885
‫تک تکشون رو.

709
00:44:42,969 --> 00:44:43,885
‫«بانکدار رو ببینیم.»

710
00:44:44,385 --> 00:44:46,677
‫بانکدار رو...ببینیم.

711
00:44:47,135 --> 00:44:49,260
‫بانکدار رو ببینیم...

712
00:44:49,344 --> 00:44:50,510
‫خاک ریز!

713
00:44:50,844 --> 00:44:53,094
‫باید یه تصمیمی بگیرم.
‫گیاه خفه کننده.

714
00:44:55,052 --> 00:44:56,594
‫«گیاه خفه کننده.»

715
00:44:56,677 --> 00:44:58,010
‫گیاه خفه کننده...

716
00:44:58,094 --> 00:44:59,219
‫خیابون «گیاه بتنال».

717
00:45:00,677 --> 00:45:01,885
‫پس همه با هم موافقیم؟

718
00:45:01,969 --> 00:45:03,177
‫همه با هم موافقیم؟

719
00:45:03,260 --> 00:45:05,135
‫- الی هوسمن...
‫- موافقیم؟

720
00:45:05,219 --> 00:45:06,594
‫الی هوسمن.

721
00:45:06,677 --> 00:45:09,135
‫- الی هوسمن.
‫- الی هوسمن.

722
00:45:09,219 --> 00:45:11,135
‫الی هوس...من.

723
00:45:12,010 --> 00:45:12,969
‫هوس.

724
00:45:21,552 --> 00:45:23,260
‫خیابون لایمهوس.

725
00:45:23,344 --> 00:45:25,594
‫- الی هوسمن.
‫- پس همه ـمون موافقیم؟

726
00:45:27,427 --> 00:45:28,969
‫خیابون لایمهوس.

727
00:45:57,344 --> 00:45:59,344
‫داریم می ریم خونه؟

728
00:46:00,177 --> 00:46:01,052
‫بله.

729
00:46:01,635 --> 00:46:03,302
‫مادر، گرسنمه.

730
00:46:03,885 --> 00:46:05,094
‫می دونم عزیزم.

731
00:46:48,885 --> 00:46:52,219
‫سعی کن از احتمال کشف چیزی جدید...

732
00:46:52,844 --> 00:46:54,927
‫هیجان زده باشی، نه ناامید.

733
00:47:48,469 --> 00:47:49,844
‫مایکرافت راست می گفت.

734
00:47:51,344 --> 00:47:52,719
‫تو واقعا خطرناکی.

735
00:48:00,135 --> 00:48:01,760
‫و شرلوک هم راست می گفت.

736
00:48:04,219 --> 00:48:05,802
‫تو واقعا یه نقشه ای داری.

737
00:48:10,135 --> 00:48:11,635
‫مادر، چه نقشه ای داری؟

738
00:48:14,427 --> 00:48:15,885
‫من واقعا دلم می خواد پیدات کنم؟

739
00:48:18,302 --> 00:48:19,219
‫بیا دوباره انجامش بدیم.

740
00:48:47,760 --> 00:48:51,052
‫فقط یه بار این رو ازت می خوام.
‫اون اشراف زاده کجاست؟

741
00:48:52,552 --> 00:48:53,594
‫منظورت کیه؟

742
00:48:58,552 --> 00:48:59,760
‫ما از هم جدا شدیم.

743
00:49:04,177 --> 00:49:06,260
‫دیگه ندیدمش.

744
00:49:06,344 --> 00:49:08,219
‫من هیچ ارتباطی باهاش ندارم.

745
00:49:08,302 --> 00:49:09,719
‫حیف شد.

746
00:49:11,219 --> 00:49:12,677
‫خب، تو الان دیگه چهره من رو دیدی.

747
00:49:12,760 --> 00:49:15,219
‫نه، چهره ات کاملا فراموش شدنیه!

748
00:49:59,844 --> 00:50:00,969
‫مطمئن نیستم توضیح داده باشم که...

749
00:50:01,052 --> 00:50:03,344
‫یه روز تحصیلی عادی با مادرم چطور می گذشته.

750
00:50:04,594 --> 00:50:06,302
‫با تاریخ شروع می کردیم.
‫اون همیشه می گفت...

751
00:50:06,385 --> 00:50:09,302
‫دیدگاه تاریخی تنها راه شروع یه روزه.

752
00:50:10,635 --> 00:50:11,802
‫بعدش ناهار می خوردیم،

753
00:50:12,552 --> 00:50:13,760
‫و من همزمان روی فیزیک کار می کردم.

754
00:50:14,219 --> 00:50:16,260
‫بعد از ناهار، روی تناسب اندامم تمرکز می کردم...

755
00:50:16,344 --> 00:50:17,177
‫گرفتمت!

756
00:50:17,260 --> 00:50:18,719
‫بعدش هم تمرین مبارزه تن به تن.

757
00:50:19,719 --> 00:50:21,177
‫دستا بالا! دستا بالا! بالا!

758
00:50:32,510 --> 00:50:34,052
‫دوباره بلند شو. بلند شو ببینم.

759
00:51:20,427 --> 00:51:30,427
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

760
00:52:16,802 --> 00:52:19,052
‫می دونستم یه کاربرد بهتری داره.

761
00:52:21,010 --> 00:52:22,844
‫دیگه حرکت یهویی در کار نباشه.

762
00:52:23,594 --> 00:52:24,469
‫نه.

763
00:52:26,677 --> 00:52:27,510
‫نه.

764
00:53:02,219 --> 00:53:03,969
‫موقعی که بچه بودم، یه بار داشتم تلاش می کردم...

765
00:53:04,052 --> 00:53:05,885
‫یه گوسفند رو از لبه یه تپه نجات بدم،
‫که زانوم رو بریدم.

766
00:53:08,302 --> 00:53:10,094
‫راستش تقریبا مردم.

767
00:53:13,344 --> 00:53:14,469
‫مادرم عصبانی شد.

768
00:53:20,844 --> 00:53:21,927
‫خیلی عصبانی شد.

769
00:53:22,969 --> 00:53:25,010
‫خوبه که نگران موجودات آسیب پذیر باشی،

770
00:53:25,427 --> 00:53:27,594
‫ولی نه در ازای به خطر انداختن جون خودت.

771
00:53:29,094 --> 00:53:30,927
‫بعضی وقتا باید بذاری طبیعت...

772
00:53:31,677 --> 00:53:32,635
‫سیر خودش رو طی کنه.

773
00:53:33,302 --> 00:53:34,677
‫می شنوی چی می گم؟

774
00:53:36,260 --> 00:53:37,260
‫حقیقت اینه که،

775
00:53:37,677 --> 00:53:41,052
‫من نخواستم ویکنت توکسبری، اشراف زاده بازیلواتر
‫توی زندگیم بیاد.

776
00:53:42,094 --> 00:53:45,802
‫من واقعا نمی خوام ویکنت توکسبری، اشراف زاده بازیلواتر
‫توی زندگیم باشه.

777
00:53:47,177 --> 00:53:48,760
‫پس چرا در قبال ویکنت توکسبری، اشراف زاده بازیلواتر،

778
00:53:49,094 --> 00:53:51,719
‫احساس مسئولیت کردم؟

779
00:53:52,969 --> 00:53:53,802
‫چون...

780
00:53:54,927 --> 00:53:56,802
‫افرادی هستن که می خوان به اون آسیب بزنن...

781
00:53:58,094 --> 00:53:59,802
‫و اون قدرت کافی برای توقف اونا نداره...

782
00:53:59,885 --> 00:54:02,885
‫در حالی که من این قدرت رو دارم.

783
00:54:04,719 --> 00:54:05,844
‫اگه اون بود، ازم می خواست اون رو ول کنم.

784
00:54:06,927 --> 00:54:07,969
‫اون احمقه،

785
00:54:08,427 --> 00:54:10,969
‫مغروره و واقعا مسخره است.

786
00:54:14,635 --> 00:54:16,094
‫ولی لبه یه تپه ایستاده.

787
00:54:17,802 --> 00:54:20,010
‫مادر، باید فعلا منتظر بمونی.

788
00:54:54,760 --> 00:54:56,885
‫وقتی می خواین ناشناس سفر کنین،

789
00:54:57,219 --> 00:54:59,010
‫امن ترین راه اینه که خودتون رو به عنوان یه بیوه جا بزنین.

790
00:54:59,927 --> 00:55:03,010
‫مردم معمولا از صحبت در مورد مرگ،
‫مضطرب می شن.

791
00:55:04,010 --> 00:55:05,052
‫بیوه ـها اونا رو می ترسونن...

792
00:55:05,885 --> 00:55:08,385
‫و استتاری بهتر از ترس هم وجود نداره.

793
00:55:18,135 --> 00:55:20,677
‫خانم می بیاتریس پوزی.

794
00:55:25,510 --> 00:55:26,510
‫خودم هستم.

795
00:55:26,594 --> 00:55:30,469
‫اودم بانو توکسبری، بیوه بازیلواتر
‫رو ببینم.

796
00:55:51,885 --> 00:55:55,052
‫- شما اینجا چیکار داری؟
‫- من یه کارآگاه خصوصی هستم.

797
00:55:55,135 --> 00:55:56,385
‫اومدم خدماتم رو در اختیارشون قرار بدم.

798
00:55:56,469 --> 00:55:59,344
‫همسر برادر من تمام کمکی رو که بهش احتیاج داره،
‫در اختیار داره. ایشون رو به بیرون راهنمایی کنین.

799
00:56:01,177 --> 00:56:02,177
‫من باور دارم که می تونم بهتون کمک کنم.

800
00:56:02,260 --> 00:56:04,969
‫تو خبرنگار یکی از اون روزنامه ـهای کثیفی.

801
00:56:05,052 --> 00:56:06,552
‫من یه بانوی کارآگاهم.

802
00:56:07,802 --> 00:56:08,719
‫لطفا برو،

803
00:56:09,510 --> 00:56:10,885
‫قبل از این که مجبورت کنیم.

804
00:56:12,302 --> 00:56:13,677
‫من برای شرلوک هولمز کار می کنم.

805
00:56:17,052 --> 00:56:17,885
‫من...

806
00:56:18,385 --> 00:56:19,594
‫دستیارش هستم.

807
00:56:22,594 --> 00:56:24,969
‫اون جلوتر من رو می فرسته تا فضا رو آماده کنم.

808
00:56:26,969 --> 00:56:28,885
‫شرلوک هولمز به پرونده ما علاقه داره؟

809
00:56:30,885 --> 00:56:32,760
‫- بله.
‫- و اون...

810
00:56:33,260 --> 00:56:36,719
‫یه بیوه رو پیشاپیش فرستاده تا فضا رو براش آماده کنه؟

811
00:56:38,052 --> 00:56:39,469
‫نکته خوبی بود.

812
00:56:40,969 --> 00:56:42,552
‫ممکنه یکم توی انتخاب لباسم زیاده روی کرده باشم.

813
00:56:44,552 --> 00:56:47,427
‫بیوه بودن روی توانایی من در انجام کارم تاثیر نمی ذاره.

814
00:56:47,510 --> 00:56:49,885
‫- شرلوک بهم اعتماد کرده که...
‫- مزخرف نگو!

815
00:56:49,969 --> 00:56:51,844
‫ببخشید، ولی فکر کنم به اندازه کافی حرفات رو شنیدیم.

816
00:56:51,927 --> 00:56:54,010
‫شما شرلوک هولمز رو نمی شناسی.

817
00:56:54,094 --> 00:56:57,677
‫لستراد، خیلی خوشحالم که می تونی با این بانوی
‫جوان آشنا شی.

818
00:56:57,760 --> 00:56:59,677
‫من لستراد از اسکاتلند یاردم.

819
00:56:59,760 --> 00:57:02,260
‫و یکی از دوستان نزدیک شرلوک هولمز هستم.

820
00:57:02,344 --> 00:57:03,344
‫این ادعاییه که می کنی.

821
00:57:04,427 --> 00:57:08,010
‫- اون هیچوقت در مورد لستراد حرف نزده.
‫- و شما هم دستیار اون نیستی.

822
00:57:08,094 --> 00:57:09,760
‫اون دستیاری نداره.

823
00:57:09,844 --> 00:57:12,219
‫شرلوک هولمز همیشه تنها کار می کنه.

824
00:57:13,594 --> 00:57:15,802
‫اون، از وقتی که شما ادعا کردی که می شناسیش، راه
‫و روش خودش رو تغییر داده.

825
00:57:15,885 --> 00:57:18,552
‫- غیرممکنه.
‫- سه سوال در موردش ازم بپرس،

826
00:57:18,635 --> 00:57:21,760
‫و منم سه تا از تو می پرسم، بعدش می فهمیم که
‫بهتر اون رو می شناسه. قبول؟

827
00:57:23,135 --> 00:57:25,885
‫کافیه! این سیرک در شان بازیلواتر نیست.

828
00:57:25,969 --> 00:57:28,344
‫اون راست می گه. جفتتون از اینجا برین.

829
00:57:28,427 --> 00:57:29,385
‫ولی خانم، شما که من رو می شناسین.

830
00:57:29,469 --> 00:57:31,260
‫من لستراد هستم، از اسکاتلند یارد اومدم،

831
00:57:31,344 --> 00:57:33,885
‫و دارم پرونده ناپدید شدن پسرتون رو بررسی می کنم.

832
00:57:33,969 --> 00:57:36,635
‫- اون کارآمدی خودش رو اثبات کرده.
‫- مامان!

833
00:57:36,719 --> 00:57:40,260
‫حتی اگه از مجلس کشور هم بودی برام مهم نبود.
‫همین الان از این خونه برو.

834
00:57:50,594 --> 00:57:51,510
‫من هم برم.

835
00:57:59,427 --> 00:58:00,802
‫ممنون که من رو پذیرفتین.

836
00:58:06,344 --> 00:58:07,802
‫تنباکو مورد علاقه اش؟

837
00:58:07,885 --> 00:58:08,760
‫بلک شگ.

838
00:58:09,260 --> 00:58:10,885
‫- دسر مورد علاقه اش؟
‫- کیک آلو.

839
00:58:11,635 --> 00:58:12,802
‫آهنگساز مورد علاقه اش؟

840
00:58:13,469 --> 00:58:14,385
‫پاگانینی.

841
00:58:15,135 --> 00:58:16,427
‫وعده غذایی مورد علاقه اش؟

842
00:58:17,260 --> 00:58:18,219
‫صبحونه.

843
00:58:19,385 --> 00:58:21,802
‫همه سوالاتت در مورد غذان؟

844
00:58:23,552 --> 00:58:24,969
‫پرونده مورد علاقه اش؟

845
00:58:25,719 --> 00:58:26,719
‫اونی که قبل از آخری حل کرد.

846
00:58:27,885 --> 00:58:29,010
‫بازی رومیزی مورد علاقه اش؟

847
00:58:33,010 --> 00:58:34,677
‫تو از کجا شرلوک هولمز رو می شناسی؟

848
00:58:34,760 --> 00:58:35,719
‫شطرنج.

849
00:58:37,260 --> 00:58:39,010
‫ولی فقط با یه حریف لایق.

850
00:59:00,760 --> 00:59:01,594
‫ببین چی می گم!

851
00:59:03,302 --> 00:59:04,677
‫پنج پوند بهت می دم...

852
00:59:05,302 --> 00:59:06,469
‫تا لباسات رو باهام عوض کنی.

853
00:59:08,177 --> 00:59:10,510
‫اگه ترجیح می دی مجبور نیستی لباسم رو بپوشی.

854
00:59:13,177 --> 00:59:14,094
‫اون ارباب جوان،

855
00:59:14,635 --> 00:59:16,510
‫خیلی بیرون می اومد. درست می گم؟

856
00:59:16,594 --> 00:59:18,219
‫نمی شد یه کاری کرد که توی خونه بمونه.

857
00:59:19,677 --> 00:59:21,010
‫اون کجا می رفت؟

858
00:59:22,469 --> 00:59:23,469
‫جنگل.

859
00:59:26,885 --> 00:59:27,969
‫آهای! آهای!

860
00:59:33,094 --> 00:59:35,927
‫یه کتاب بردارین و بشینین،
‫به محض این که بیکار شم سفارشتون رو می گیرم.

861
00:59:36,010 --> 00:59:38,469
‫چه عالی.
‫شاید بتونین به صرف چای بهم ملحق بشین.

862
00:59:40,469 --> 00:59:42,469
‫بهت توصیه می کنم...که نری.

863
00:59:44,927 --> 00:59:47,260
‫و با این حال باز هم رفتی.

864
00:59:47,344 --> 00:59:49,510
‫شرلوک هولمز، هر چیزی که فکر می کنی می دونی،

865
00:59:49,594 --> 00:59:52,344
‫بهت هشدار می دم که اگه مزاحم هیچکدوم از مشتریان
‫من بشی...

866
00:59:52,427 --> 00:59:53,594
‫به سختی من رو می زنی؟

867
00:59:53,677 --> 00:59:56,052
‫خانم گریستون، من کاملا از مهارت ـهای شما باخبرم.

868
00:59:56,135 --> 00:59:57,760
‫سوال اینه که، شما تا چه حد حاضرین خطر کنین...

869
00:59:57,844 --> 00:59:59,719
‫اگه فرضا من به دوستانم در دولت توصیه کنم که...

870
00:59:59,802 --> 01:00:01,344
‫یه نگاهی به اینجا بندازن.

871
01:00:01,427 --> 01:00:03,094
‫می دونم که برادرم خوشحال می شه...

872
01:00:03,177 --> 01:00:07,219
‫که قفسه ـهای مملو از کتابای خطرناک، انقلابی و
‫کاملا ممنوعه ـتون رو بررسی کنه.

873
01:00:09,552 --> 01:00:10,510
‫متوجه این؟

874
01:00:11,052 --> 01:00:12,635
‫جفتمون می تونیم به همدیگه آسیب بزنیم.

875
01:00:14,760 --> 01:00:17,885
‫حالا لطفا اون قوری رو بذارین زمین.
‫اون توی دستان شما، سلاح قدرتمندیه.

876
01:00:20,385 --> 01:00:21,385
‫ممنون.

877
01:00:21,469 --> 01:00:23,802
‫شما هیچ ایده ای از این که مادرم کجاست،
‫دارین؟

878
01:00:24,219 --> 01:00:25,302
‫چطوری من رو پیدا کردی؟

879
01:00:25,385 --> 01:00:27,094
‫از طریق نامه ـهایی که توی دودکش اون پنهان شده بودن.

880
01:00:27,802 --> 01:00:30,594
‫خاکستر چسبیده به کف کفشش و غبار ذغال جای اونا
‫رو بهم نشون دادن.

881
01:00:33,219 --> 01:00:36,010
‫اون همیشه می گفت که تو از هیچی غافل نمی شی.

882
01:00:36,094 --> 01:00:39,219
‫اون باید برگرده خونه.
‫یه دختر داره که بهش نیاز داره.

883
01:00:39,302 --> 01:00:42,844
‫به نظر میاد انولا به تنهایی هم داره به خوبی از پس
‫خودش برمیاد.

884
01:00:42,927 --> 01:00:44,135
‫پس شما اون رو دیدین؟

885
01:00:46,594 --> 01:00:48,635
‫- اون در امانه؟
‫- یه نفر همراهش بوده...

886
01:00:48,719 --> 01:00:49,844
‫یه پسر بی مصرف.

887
01:00:50,927 --> 01:00:53,302
‫ولی مشخصا، اون حس نمی کرده که به اون نیاز
‫داره.

888
01:00:54,219 --> 01:00:55,969
‫انولا در مسیر خودش قرار گرفته،

889
01:00:56,052 --> 01:00:59,302
‫و خوب یا بد، یودوریا هم همینطوره.

890
01:00:59,844 --> 01:01:02,094
‫- هر شیطنتی که شما دوتا...
‫- شیطنت؟!

891
01:01:02,802 --> 01:01:04,719
‫کلمه مناسبی نبود.

892
01:01:05,635 --> 01:01:07,385
‫سعی نکن مثل برادرت به نظر بیای.

893
01:01:09,219 --> 01:01:12,969
‫تو اصلا نمی تونی متوجه این قضایا بشی.
‫این رو می فهمی؟

894
01:01:13,052 --> 01:01:14,427
‫بهم بگو چرا.

895
01:01:15,510 --> 01:01:18,469
‫چون تو نمی دونی که عاجز بودن چه حسی داره.

896
01:01:19,885 --> 01:01:21,385
‫علاقه ای به سیاست نداری.

897
01:01:21,469 --> 01:01:22,885
‫- چرا؟
‫- چون به طرز مرگباری خسته کننده است.

898
01:01:22,969 --> 01:01:25,760
‫چون هیچ علاقه ای به عوض کردن دنیایی که...

899
01:01:26,302 --> 01:01:28,552
‫کاملا به سود تو می چرخه، نداری.

900
01:01:29,677 --> 01:01:31,719
‫- سخنرانی زیبایی بود.
‫- ترسناک بود.

901
01:01:32,219 --> 01:01:35,219
‫تو به اندازه کافی باهوش هستی که بفهمی تک تک
‫کلماتش حقیقت داره.

902
01:01:37,927 --> 01:01:39,094
‫عجب خانواده ای!

903
01:01:40,302 --> 01:01:42,594
‫یه بچه گم شده، یه جامعه گریز شیک و پیک،

904
01:01:42,677 --> 01:01:45,427
‫یه انقلابی، و تو.

905
01:01:46,594 --> 01:01:48,844
‫نه همسری، نه دوستی،

906
01:01:48,927 --> 01:01:50,677
‫فقط یه شغل عجیب داری.

907
01:01:50,760 --> 01:01:53,552
‫اسیر رد پا و غبار زغالی.

908
01:01:54,260 --> 01:01:56,010
‫تو از نزدیک دنیا رو می بینی،

909
01:01:56,094 --> 01:01:58,344
‫ولی آیا متوجه تغییراتش هم هستی؟

910
01:01:59,510 --> 01:02:02,010
‫لایحه اصلاحی تنها شروعشه.

911
01:02:02,635 --> 01:02:03,552
‫اگه تصویب شه.

912
01:02:06,385 --> 01:02:08,552
‫آقای هولمز، من دیگه باید برگردم سر کارم.

913
01:02:09,302 --> 01:02:10,510
‫باید سفارش مشتریانم رو بگیرم.

914
01:02:11,260 --> 01:02:12,344
‫کیک بپزم.

915
01:02:15,760 --> 01:02:17,802
‫خوشحالم که شما حداقل به این مسئله علاقه دارین.

916
01:02:17,885 --> 01:02:20,344
‫یودوریا فکر می کرد که شما خواهرتون رو به راحتی نادیده
‫می گیرید،

917
01:02:20,427 --> 01:02:22,469
‫چون آدمی هستین که از رویارویی با وقایع می ترسین.

918
01:02:25,510 --> 01:02:27,177
‫ولی من حس می کنم که اون بهتون نیاز داره.

919
01:02:32,427 --> 01:02:34,010
‫همه مدام این حرف رو بهم می زنن.

920
01:02:45,469 --> 01:02:47,469
‫مارتین، لطفا فقط ریشم رو بتراش.

921
01:02:54,594 --> 01:02:55,510
‫اسمش چی بود؟

922
01:02:56,094 --> 01:02:57,885
‫می بیاتریس پوزی.

923
01:03:00,260 --> 01:03:01,344
‫ظاهرش چطوری بود؟

924
01:03:01,927 --> 01:03:03,885
‫کوچیک بود، موهای تیره داشت، جوون بود.

925
01:03:03,969 --> 01:03:06,052
‫- چقدر جوون بود؟
‫- یکم بزرگ تر از 20 سال.

926
01:03:08,969 --> 01:03:11,302
‫- هوشش چطور؟
‫- به شدت تیزهوش.

927
01:03:11,385 --> 01:03:12,677
‫و با توجه به چیزایی که در مورد شرلوک می دونست...

928
01:03:12,760 --> 01:03:14,177
‫چیزای زیادی می دونست؟

929
01:03:15,302 --> 01:03:16,344
‫اطلاعاتش در حد من بود.

930
01:03:16,885 --> 01:03:18,302
‫یه چاپلوس وسواسی دیگه.

931
01:03:18,385 --> 01:03:20,010
‫چه هیجان انگیز.

932
01:03:21,135 --> 01:03:22,719
‫بهم می گین اون کیه؟

933
01:03:22,802 --> 01:03:25,594
‫ایده ای داری که اون امکان داره کجا رفته باشه؟

934
01:03:25,677 --> 01:03:28,135
‫شما می خواین ردش رو بزنین.

935
01:03:28,469 --> 01:03:31,885
‫یه چند روزی می شه دارم سعی می کنم این کار
‫رو بکنم.

936
01:03:31,969 --> 01:03:33,635
‫البته!

937
01:03:34,469 --> 01:03:35,719
‫اون خواهرتونه.

938
01:03:35,802 --> 01:03:37,635
‫دهنت رو ببند!

939
01:03:41,260 --> 01:03:42,260
‫بله.

940
01:03:42,760 --> 01:03:45,719
‫یادمه که به وضوح بهت گفتم که دنبالش بگردی.

941
01:03:45,802 --> 01:03:49,427
‫چی...شما به وضوح بهم گفتین که دنبال یه دختر
‫شیطون و عاری از آداب معاشرت بگردم.

942
01:03:49,510 --> 01:03:52,177
‫اون زن آداب معاشرت فوق العاده ای داشت.

943
01:03:52,260 --> 01:03:54,510
‫اون در اعماقش،

944
01:03:54,594 --> 01:03:55,844
‫موجود وحشی ایه، بهت قول می دم.

945
01:03:59,885 --> 01:04:00,802
‫پیداش کن،

946
01:04:01,927 --> 01:04:03,469
‫و بهت پاداش خوبی داده خواهد شد.

947
01:04:23,760 --> 01:04:26,969
‫وقتی داشتم قارچ وحشی جمع می کردم، یه شاخته درخت
‫بالای سرم شکست.

948
01:04:32,344 --> 01:04:33,677
‫باید من رو له می کرد.

949
01:04:53,344 --> 01:04:54,427
‫توکسبری؟

950
01:06:07,385 --> 01:06:09,594
‫پس اینجا بود که نقشه ـهات رو می کشیدی.

951
01:06:13,635 --> 01:06:16,135
‫یا شاید این چیزیه که می خواستی اونا پیش
‫خودشون فکر کنن.

952
01:06:18,760 --> 01:06:20,219
‫داشتی اونا رو منحرف می کردی.

953
01:06:23,802 --> 01:06:25,802
‫برای همین اونی که کلاه کاسه ای داشت اینجا بود...

954
01:06:26,219 --> 01:06:28,802
‫دنبال ردت بود.

955
01:06:31,594 --> 01:06:33,260
‫پس نقشه واقعیت چی بود؟

956
01:06:40,427 --> 01:06:43,385
‫ویکنت توکسبری، تو ذهنم رو قلقلک می دی،

957
01:06:44,094 --> 01:06:48,510
‫الحق که اشراف زاده موفق بازیلواتری.

958
01:06:49,885 --> 01:06:53,677
‫و شاید از چیزی که فکر می کردم، باهوش تر باشی.

959
01:06:53,760 --> 01:06:56,469
‫اونقدر که فکر می کنی پایدار نیست.

960
01:06:58,677 --> 01:07:02,094
‫بعضی از اون شاخه ـها به شدت غیر قابل اعتمادن.

961
01:07:06,177 --> 01:07:07,135
‫صبح بخیر.

962
01:07:08,052 --> 01:07:09,760
‫فکر کنم قبلا همدیگه رو دیده باشیم،

963
01:07:09,844 --> 01:07:12,135
‫البته اون موقع یه لباس دیگه ای پوشیده بودی.

964
01:07:12,802 --> 01:07:14,927
‫شما قبلا اینجا رو پیدا کردین، درسته؟

965
01:07:15,344 --> 01:07:17,135
‫یه چند روز پیش پیداش کردیم.

966
01:07:18,219 --> 01:07:19,594
‫می شه لطف کنی و بیای پایین؟

967
01:07:22,135 --> 01:07:24,552
‫چیزی دیدی که بخوای به...

968
01:07:24,635 --> 01:07:26,552
‫«رییست»...گزارشش رو بدی؟

969
01:07:29,052 --> 01:07:29,885
‫اوه.

970
01:07:30,885 --> 01:07:31,719
‫نه.

971
01:07:33,427 --> 01:07:34,885
‫شرلوک...

972
01:07:35,469 --> 01:07:37,302
‫اون احتمالا خودش بخواد بیاد.

973
01:07:38,760 --> 01:07:41,177
‫- گفتین اسمتون چیه؟
‫- می.

974
01:07:45,469 --> 01:07:46,719
‫می بیاتریس پوزی.

975
01:07:47,469 --> 01:07:49,635
‫خانم پزی، شما چند سالته؟

976
01:07:50,802 --> 01:07:51,802
‫22.

977
01:07:54,344 --> 01:07:57,802
‫باید باغبون رو بخاطر این که لباس فرمش رو بهتون
‫قرض داده، اخراج کنم.

978
01:07:58,177 --> 01:07:59,010
‫نه.

979
01:07:59,635 --> 01:08:00,510
‫من، من مجبورش کردم.

980
01:08:01,885 --> 01:08:02,760
‫دست و پاش رو بستم.

981
01:08:03,927 --> 01:08:04,969
‫من جوجوتسو بلدم.

982
01:08:10,469 --> 01:08:11,594
‫این یه هنر رزمیه.

983
01:08:12,635 --> 01:08:14,677
‫خانم پوزی، شما خیلی جالبین.

984
01:08:16,427 --> 01:08:18,094
‫یا شاید بهتر باشه بگم «بانو»؟

985
01:08:18,885 --> 01:08:20,885
‫راستی بهتون تسلیت می گم.

986
01:08:24,969 --> 01:08:26,177
‫زیباست، نه؟

987
01:08:27,010 --> 01:08:28,469
‫این همیشه باعث افتخارم بوده...

988
01:08:28,552 --> 01:08:32,094
‫که این بخش از انگلستان، برای محافظت به خانواده ام
‫داده شده.

989
01:08:32,594 --> 01:08:33,802
‫محافظت؟

990
01:08:34,260 --> 01:08:37,177
‫این که آدم یه زمینی رو به ارث ببره، به این معنیه.

991
01:08:37,885 --> 01:08:41,219
‫با توجه به افزایش بی ثباتی در دنیا،

992
01:08:41,302 --> 01:08:46,052
‫به نظر مهم میاد که آدم این سنت ـهای انگلستان
‫رو...

993
01:08:47,094 --> 01:08:50,719
‫بخاطر امنیت و آرامش آینده کشورمون حفظ کنه.

994
01:08:53,969 --> 01:08:55,135
‫اینجا خیلی دوست داشتنیه.

995
01:08:56,635 --> 01:08:59,177
‫ولی شما احتمالا از اون آدمای نوگرایین.

996
01:09:00,760 --> 01:09:02,969
‫پسر من هم یه نوگرا بود.

997
01:09:03,052 --> 01:09:04,719
‫اون هیچوقت روی چیزی که بود تمرکز نمی کرد،

998
01:09:04,802 --> 01:09:06,802
‫همه فکر و ذکرش این بود که چی می تونه باشه.

999
01:09:07,510 --> 01:09:09,885
‫حس می کنم که نوه ام هم اینطوری باشه.

1000
01:09:12,094 --> 01:09:14,135
‫شکوه حقیقی انگلستان...

1001
01:09:14,927 --> 01:09:16,219
‫در چیزیه که الان هست.

1002
01:09:17,677 --> 01:09:18,594
‫می بینی؟

1003
01:09:24,427 --> 01:09:25,927
‫من می تونم زیبایی زیادی ببینم.

1004
01:09:26,760 --> 01:09:28,469
‫جواب کاملا منطقی ای بود.

1005
01:09:30,135 --> 01:09:30,969
‫حالا برو.

1006
01:09:31,052 --> 01:09:34,552
‫اگه پسر یا عروسم اینجا پیدات کنن، ازت شکایت می کنن.

1007
01:09:36,969 --> 01:09:40,052
‫اگه نوه ام رو قبل از من دیدی،

1008
01:09:41,344 --> 01:09:44,177
‫بهش می گی که خیلی بهش اهمیت می دم؟

1009
01:09:47,260 --> 01:09:48,094
‫بله.

1010
01:09:49,594 --> 01:09:50,469
‫دیگه برو.

1011
01:10:10,510 --> 01:10:11,885
‫من چهار گل زرد،

1012
01:10:11,969 --> 01:10:13,177
‫دو گل آبی و یک گل قرمز می خوام.

1013
01:10:13,510 --> 01:10:15,635
‫نوعش برام مهم نیست.
‫هر گلی که شد.

1014
01:10:16,594 --> 01:10:17,760
‫تو اینجا چیکار می کنی؟

1015
01:10:18,219 --> 01:10:21,219
‫اگه به گل علاقه داری، چه باید به لندن بیای؟

1016
01:10:21,302 --> 01:10:23,760
‫- چون می تونم اینجا گم بشم.
‫- و با این حال، من پیدات کردم.

1017
01:10:25,052 --> 01:10:26,052
‫و چرا همچین کاری کردی؟

1018
01:10:29,094 --> 01:10:31,469
‫تو برای پول اینجایی.
‫یه پاداشی برای پیدا کردنم گذاشتن.

1019
01:10:31,552 --> 01:10:32,427
‫واقعا؟

1020
01:10:33,094 --> 01:10:34,302
‫نمی دونستم.

1021
01:10:36,385 --> 01:10:37,927
‫خب، پس باید دست و پات رو ببندم و
‫برم جایزه ام رو بگیرم!

1022
01:10:39,969 --> 01:10:42,385
‫خداوکیلی انقدر مسخره ای؟

1023
01:10:44,594 --> 01:10:47,927
‫اومدم چون در نبودت، بیشتر ازت خوشم اومده،

1024
01:10:48,010 --> 01:10:50,927
‫و چون، اینطور که معلومه، جونت هنوز در خطره.

1025
01:10:51,552 --> 01:10:53,010
‫چی باعث شده که بیشتر ازم خوشت بیاد؟

1026
01:10:54,052 --> 01:10:58,427
‫واقعا؟ الان سوالت اینه؟
‫نه این که «کی می خواد من رو بکشه؟»

1027
01:11:03,927 --> 01:11:06,844
‫گلدونات رو پیدا کردم.
‫اونا خیلی زیبا بودن.

1028
01:11:06,927 --> 01:11:08,802
‫البته من اهمیتی به گلا نمی دم.

1029
01:11:08,885 --> 01:11:11,594
‫- برای این که نادونی.
‫- نادون؟ چطور جرات می کنی؟

1030
01:11:11,677 --> 01:11:13,385
‫به خواست خودت نادونی.

1031
01:11:13,469 --> 01:11:15,802
‫- اشکالی نداره که نظر آدم در مورد یه پسر عوض شه.
‫- من یه پسر نیستم.

1032
01:11:15,885 --> 01:11:17,219
‫من یه مردم.

1033
01:11:17,302 --> 01:11:19,427
‫هر وقت که من بهت بگم یه مردی،
‫مرد می شی.

1034
01:11:20,344 --> 01:11:22,510
‫باید بگم که لباس زنونه بیشتر بهت میاد.

1035
01:11:24,135 --> 01:11:25,635
‫انولا هولمز، دلم برات تنگ شده بود.

1036
01:11:26,094 --> 01:11:27,302
‫منم دلم می خواست که دلتنگت بشم،

1037
01:11:28,052 --> 01:11:30,052
‫ولی مدام به سمت تو کشیده می شدم.

1038
01:11:30,135 --> 01:11:33,302
‫حالا، بیا بریم. اگه نمی دونستی، باید بهت بگم که
‫حسابی در خطری.

1039
01:11:44,427 --> 01:11:47,802
‫- تو اینطوری زندگی می کنی؟
‫- نکنه شما توی یه هتل پنج ستاره اتاق گرفتین؟

1040
01:11:48,469 --> 01:11:51,385
‫ولی خب جایی که گرفتم یه درجه از اینجا بهتره.

1041
01:11:52,135 --> 01:11:54,635
‫خب، زنی که اینجا رو ازش کرایه کردم، بهم اطمینان داد
‫که این اتاق خوبیه.

1042
01:11:56,594 --> 01:11:58,302
‫زنی که اینجا رو بهت کرایه داده، دروغ گفته.

1043
01:12:02,427 --> 01:12:05,510
‫ولی من فقط یه تخت دارم، پس تو باید روی زمین
‫بخوابی.

1044
01:12:09,385 --> 01:12:10,594
‫تو روزنامه ـهای قدیمی رو نگه می داری؟

1045
01:12:10,677 --> 01:12:13,635
‫مراقب اون باش.
‫هنوز خوندنش رو تموم نکردم.

1046
01:12:14,135 --> 01:12:15,552
‫عکس من رو توی این زدن.

1047
01:12:16,177 --> 01:12:17,302
‫- درسته.
‫- نگاه کن.

1048
01:12:22,969 --> 01:12:25,677
‫انولا هولمز، چرا این روزنامه ـهای قدیمی رو نگه
‫می داری؟

1049
01:12:29,344 --> 01:12:30,177
‫مادرم.

1050
01:12:31,510 --> 01:12:34,094
‫منتظرم که یه پیغام برام بفرسته.

1051
01:12:35,177 --> 01:12:37,219
‫- هنوز نفرستاده.
‫- «پیغام»؟ چی...

1052
01:12:37,635 --> 01:12:38,969
‫اون از رمزگذاری خوشش میاد.

1053
01:12:40,427 --> 01:12:42,760
‫پیغام ـهای کدگذاری شده ای که باید رمزگشاییشون
‫کرد.

1054
01:12:43,844 --> 01:12:46,094
‫اون چرا باید برات پیغام بفرسته؟

1055
01:12:49,427 --> 01:12:50,552
‫چون من رو رها کرده.

1056
01:12:53,844 --> 01:12:55,469
‫و فکر کردم که می خواسته که من پیداش کنم،

1057
01:12:55,552 --> 01:12:57,010
‫ولی الان دیگه چندان در موردش مطمئن نیستم.

1058
01:12:58,219 --> 01:13:00,844
‫پس براش یه پیغام فرستادم و امیدوارم که جوابم رو بده.

1059
01:13:02,385 --> 01:13:04,094
‫روزنامه ـها رو نگه می دارم تا بررسیشون کنم.

1060
01:13:07,719 --> 01:13:08,635
‫من برش می دارم.

1061
01:13:13,719 --> 01:13:15,135
‫اونطوری بهم نگاه نکن.

1062
01:13:16,177 --> 01:13:17,135
‫ببخشید.

1063
01:13:17,969 --> 01:13:19,552
‫من دنبال ترحمت نیستم، توکسنبری.

1064
01:13:24,177 --> 01:13:26,052
‫اگه بازم اونطوری بهم نگاه کنی،

1065
01:13:26,135 --> 01:13:29,260
‫ویکنت رو مخ،
‫اشراف زاده رو اعصاب،

1066
01:13:29,344 --> 01:13:30,885
‫خودم خونت رو می ریزم.

1067
01:13:33,094 --> 01:13:35,302
‫به نظر میاد بقیه ما رو نمی خوان، نه؟

1068
01:13:38,510 --> 01:13:39,344
‫نه.

1069
01:13:40,885 --> 01:13:43,552
‫حداقل همدیگه رو داریم.

1070
01:13:51,052 --> 01:13:52,177
‫من یکم چای درست می کنم.

1071
01:13:56,302 --> 01:13:58,760
‫تو واقعا فکر می کنی که زندگی من در خطره؟

1072
01:14:00,052 --> 01:14:01,260
‫از جانب کی؟

1073
01:14:01,344 --> 01:14:03,927
‫- از جانب گذشته و آینده ات.
‫- این دیگه یعنی چی؟

1074
01:14:04,010 --> 01:14:06,385
‫خانواده ات. اونا یه کارآگاه برای پیدا کردنت به کار نگرفتن.

1075
01:14:06,469 --> 01:14:09,635
‫می تونستن بگیرن و نگرفتن.
‫به جاش، یه قاتل فرستادن.

1076
01:14:10,552 --> 01:14:12,219
‫چرا یکی باید من رو بکشه؟

1077
01:14:12,302 --> 01:14:13,635
‫دلایل بی شماری داره.

1078
01:14:14,927 --> 01:14:18,219
‫شخصیتت، موهای مسخره ات، لبخند ابلهانه ات،

1079
01:14:18,302 --> 01:14:21,385
‫یا شاید هم بخاطر ملک و املاکت، عنوانت و جایگاهت.

1080
01:14:21,469 --> 01:14:23,385
‫به همون دلایلی که پدرت رو هم می خواستن بکشن.

1081
01:14:23,469 --> 01:14:25,469
‫طمع کارای عجیبی با آدما می کنه، توکسنبری.

1082
01:14:25,552 --> 01:14:28,094
‫پس الان داری می گی فکر می کنی که اونا
‫پدرم رو کشتن؟

1083
01:14:28,177 --> 01:14:29,302
‫فکر نمی کنم.

1084
01:14:30,927 --> 01:14:31,885
‫مطمئنم.

1085
01:14:31,969 --> 01:14:34,260
‫نه. هیچکدوم از اینا معنی نمی ده.

1086
01:14:34,344 --> 01:14:36,677
‫مرگ پدرم نتیجه یه دزدی ناموفق بود،

1087
01:14:36,760 --> 01:14:39,344
‫و...و راحت تر این بود که قبل از این که فرار کنم من...

1088
01:14:39,427 --> 01:14:41,760
‫- رو بکشن...
‫- کاملا موافقم. فکر می کنم که اونا تلاششون رو کردن.

1089
01:14:41,844 --> 01:14:43,719
‫اون شاخه ای که تقریبا تو رو کشت رو پیدا کردم.

1090
01:14:43,802 --> 01:14:45,594
‫- بریده بودنش.
‫- بریده بودنش؟

1091
01:14:45,677 --> 01:14:47,177
‫بهتره که...

1092
01:14:47,260 --> 01:14:49,135
‫خدای من! اوه!

1093
01:14:50,135 --> 01:14:51,510
‫- خدای من، تو...
‫- بیا!

1094
01:14:51,594 --> 01:14:53,802
‫- برگرد اینجا!
‫- اون کیه؟

1095
01:14:54,844 --> 01:14:57,094
‫- بازرس، نگرفتیش؟
‫- خفه شو بابا.

1096
01:14:57,760 --> 01:14:59,260
‫صندوق رو تکون بده! صندوق رو تکون بده!

1097
01:14:59,344 --> 01:15:00,844
‫اونا کجان؟

1098
01:15:02,135 --> 01:15:03,927
‫خانم پوزی، در رو باز کن،

1099
01:15:04,010 --> 01:15:06,719
‫یا شاید بهتره بگم خانم هولمز؟

1100
01:15:06,802 --> 01:15:09,927
‫بازرس لستراد، باید گزارش تلاش برای انجام یه قتل رو
‫بهتون بدم.

1101
01:15:10,010 --> 01:15:11,552
‫شما باید طرف ما باشین.

1102
01:15:13,760 --> 01:15:15,510
‫بهم کمک کن این در رو باز کنم.

1103
01:15:15,927 --> 01:15:18,385
‫خب، وقتی که پولم رو بگیرم بهت کمک می کنم،
‫منظورم پاداشیه که بابت پیدا کردنش باید بهم بدی.

1104
01:15:18,469 --> 01:15:20,969
‫وقتی بگیریمش پولت رو می گیری.
‫بیا!

1105
01:15:21,510 --> 01:15:23,052
‫اون پنجره رو می بینی؟

1106
01:15:24,010 --> 01:15:25,427
‫اون به یه سقف راه داره.

1107
01:15:25,510 --> 01:15:28,094
‫ازت می خوام همین الان ازش بیرون بری و خودت
‫رو گم و گور کنی.

1108
01:15:28,177 --> 01:15:29,010
‫و تو رو جا بذارم؟

1109
01:15:29,094 --> 01:15:30,469
‫من باید این در رو نگه دارم!

1110
01:15:30,552 --> 01:15:32,427
‫ولی تو هم باید فرار کنی!

1111
01:15:32,510 --> 01:15:34,385
‫اون اون بگیرتت، زندگیت به خطر می افته.

1112
01:15:34,469 --> 01:15:38,135
‫اگه من رو بگیره،
‫صرفا به زندگی ای بر می گردم که دوستش ندارم. حالا برو.

1113
01:15:39,010 --> 01:15:40,677
‫انولا، نمی خوام تنهات بذارم.

1114
01:15:43,344 --> 01:15:44,510
‫برو!

1115
01:15:44,844 --> 01:15:45,760
‫برو!

1116
01:16:02,760 --> 01:16:04,302
‫همین الان بهم کمک کن!

1117
01:16:04,719 --> 01:16:05,802
‫همه مردا بدردنخورن!

1118
01:16:10,385 --> 01:16:11,969
‫نه!

1119
01:16:16,302 --> 01:16:17,594
‫ارزش اون بیشتره،

1120
01:16:18,177 --> 01:16:19,927
‫ولی گرفتن تو برام لذت بخش تره.

1121
01:16:34,719 --> 01:16:36,219
‫ممکنه از من خوشت نیاد.

1122
01:16:37,302 --> 01:16:39,427
‫ممکنه فکر کنی کاری که می کنم اشتباهه.

1123
01:16:39,844 --> 01:16:42,344
‫ولی حتی مادر عزیزت هم یکی رو پیدا کرده بود.

1124
01:16:43,135 --> 01:16:45,010
‫حتی مادر عزیزت هم عروس شده بود.

1125
01:16:48,052 --> 01:16:49,510
‫من می خوام تو خوشحال باشی.

1126
01:16:49,594 --> 01:16:50,427
‫نه.

1127
01:16:52,969 --> 01:16:54,677
‫تو می خوای خودت خوشحال باشی.

1128
01:16:55,385 --> 01:16:56,719
‫تو می خوای من کنترل بشم.

1129
01:16:57,135 --> 01:16:59,802
‫چون در غیر این صورت، فکر می کنی که ممکنه به
‫جایگاهت ضربه بزنم.

1130
01:16:59,885 --> 01:17:01,927
‫تو همین الانشم ضربه بزرگی به جایگاهم زدی.

1131
01:17:03,260 --> 01:17:05,427
‫اون برادر گمراهمون هم همینطور.

1132
01:17:07,010 --> 01:17:08,927
‫بذار از این کالسکه برم بیرون.

1133
01:17:10,177 --> 01:17:12,969
‫من این که خواهرتم رو جلوی هر کسی که ازم بپرسه،
‫تکذیب می کنم،

1134
01:17:13,052 --> 01:17:15,219
‫و از این کار لذت هم می برم.

1135
01:17:15,302 --> 01:17:17,677
‫تو تحت مراقب منی!

1136
01:17:17,760 --> 01:17:19,885
‫و هر کاری که بهت می گم می کنی!

1137
01:17:31,135 --> 01:17:32,552
‫حالا، بده اش بیاد.

1138
01:17:33,677 --> 01:17:35,135
‫هر چی نباشه، اون پول مال منه.

1139
01:17:43,969 --> 01:17:45,302
‫دختر خوب.

1140
01:17:56,635 --> 01:18:00,219
‫شام رو از دست دادی، ولی اشکالی نداره.
‫می تونی یه چند کیلویی کم کنی.

1141
01:18:05,010 --> 01:18:07,385
‫این روزا، اسم هولمز داره...

1142
01:18:07,469 --> 01:18:09,719
‫یه ارج و قربی در این کشور پیدا می کنه.

1143
01:18:09,802 --> 01:18:12,302
‫در این مدرسه، به تو این شانس رو می دیم که در حد
‫این اسم ظاهر بشی.

1144
01:18:12,385 --> 01:18:14,844
‫- ولی من...
‫- می تونی این کار رو با بستن دهنت شروع کنی.

1145
01:18:15,552 --> 01:18:19,469
‫دفعه بعدی که برادرانت رو ببینی، اونا یه دلیل برای افتخار
‫کردن به تو خواهند داشت.

1146
01:18:21,135 --> 01:18:22,010
‫خوش اومدی.

1147
01:18:25,635 --> 01:18:26,677
‫دخترا،

1148
01:18:26,760 --> 01:18:29,010
‫شما فقط و فقط...

1149
01:18:29,094 --> 01:18:30,969
‫به یه دلیل اینجایین.

1150
01:18:31,760 --> 01:18:34,885
‫شما اینجایی تا به بانوان جوان متشخصی تبدیل بشین.

1151
01:18:34,969 --> 01:18:36,094
‫چطوری بخندیم؟

1152
01:18:36,177 --> 01:18:37,552
‫مودبانه می خندیم.

1153
01:18:37,927 --> 01:18:38,927
‫ها، ها، ها.

1154
01:18:39,427 --> 01:18:40,635
‫ها، ها، ها.

1155
01:18:41,135 --> 01:18:43,094
‫همه ـتون استعداد دارین،

1156
01:18:43,844 --> 01:18:46,260
‫ولی هنوز کشف نشدین،

1157
01:18:46,802 --> 01:18:48,344
‫آزموده نشدین...

1158
01:18:48,427 --> 01:18:51,469
‫و بیشتر از همه، آموزش ندیدین.

1159
01:18:52,010 --> 01:18:53,927
‫همونطور که بهتون می گیم، راه برین.

1160
01:18:54,010 --> 01:18:55,844
‫چشما بالا! بالا، بالا، بالا!

1161
01:18:56,302 --> 01:18:58,802
‫همونطور که بهتون می گیم، حرف بزنین.

1162
01:18:58,885 --> 01:19:02,302
‫ویتنی سفید برای چه نجار شد؟
‫(واج آرایی)

1163
01:19:02,844 --> 01:19:06,510
‫ویتنی سفید برای چه نجار شد؟

1164
01:19:06,594 --> 01:19:10,219
‫همونطور که ما بهتون می گیم رفتار کنین،

1165
01:19:10,635 --> 01:19:13,177
‫و اینطوری تبدیل به همسرانی قابل قبول...

1166
01:19:13,635 --> 01:19:15,469
‫و مادرانی مسئولیت پذیر می شید.

1167
01:19:20,427 --> 01:19:22,969
‫از مسیری که دختران زیادی که پیش از این
‫جای شما بوده ان، پیموده ان،

1168
01:19:23,052 --> 01:19:25,427
‫پیروی کنید.

1169
01:19:25,510 --> 01:19:27,760
‫و همونطور که ما اونا رو به شکل مناسبی درآوردیم...

1170
01:19:31,344 --> 01:19:34,135
‫شما رو هم همانطور درست خواهیم کرد.

1171
01:19:41,219 --> 01:19:43,469
‫می دونین چرا من یه معلمم؟

1172
01:19:44,385 --> 01:19:46,469
‫چون می خوام مردم رو خوشحال کنم.

1173
01:19:47,385 --> 01:19:50,260
‫می خوام شماها زندگی غنی و خوبی داشته باشین.

1174
01:19:51,010 --> 01:19:54,385
‫نه با عصبانیت و سوالات بی پایان، بلکه با پاسخ ـها.

1175
01:19:54,469 --> 01:19:56,427
‫من دخترانم رو برای زندگی در دنیا آماده می کنم،

1176
01:19:56,510 --> 01:19:58,760
‫برای زندگی در دنیای واقعی.

1177
01:20:01,052 --> 01:20:02,260
‫من هیچوقت شما رو رها نمی کنم...

1178
01:20:03,677 --> 01:20:05,427
‫و به حال خودتون نمی ذارمتون.

1179
01:20:08,260 --> 01:20:09,094
‫آره.

1180
01:20:10,260 --> 01:20:11,260
‫مایکرافت بهم گفت.

1181
01:20:13,302 --> 01:20:14,802
‫مادرم دلایل خودش رو داشت.

1182
01:20:15,510 --> 01:20:16,677
‫مطمئنم که داشت.

1183
01:20:19,469 --> 01:20:20,510
‫من مادرت رو می شناختم.

1184
01:20:22,260 --> 01:20:23,760
‫ما یه مدتی با هم دوست بودیم.

1185
01:20:24,927 --> 01:20:25,802
‫توی مدرسه.

1186
01:20:27,177 --> 01:20:28,802
‫اون آدم عجیبی بود.

1187
01:20:29,177 --> 01:20:31,469
‫همیشه غیر قابل پیش بینی و مبارزه طلب بود.

1188
01:20:32,219 --> 01:20:35,052
‫اون هیچوقت به هیچی به جز افکار غیر عادی خودش...

1189
01:20:35,760 --> 01:20:37,135
‫اهمیت نمی داد.

1190
01:20:38,344 --> 01:20:39,677
‫اون به من اهمیت می داد.

1191
01:20:42,552 --> 01:20:43,927
‫برای همین رهات کرد؟

1192
01:20:50,802 --> 01:20:53,302
‫ارشدها شما رو تا کلاسا و بعدش همراهی خواهند کرد.

1193
01:20:53,385 --> 01:20:55,427
‫این در همیشه قفل خواهد بود.

1194
01:20:57,552 --> 01:20:58,552
‫یه روزی ازم...

1195
01:20:59,135 --> 01:21:00,177
‫تشکر می کنی،

1196
01:21:00,260 --> 01:21:03,135
‫وقتی که با خوشحالی ازدواج کردی و دوتا پسر
‫رشید داری.

1197
01:21:05,052 --> 01:21:06,885
‫انولا، خوب بخوابی.

1198
01:21:17,344 --> 01:21:19,802
‫برادرت اینجاست.
‫اون باهوشه.

1199
01:21:26,094 --> 01:21:27,094
‫آقای هولمز.

1200
01:21:32,510 --> 01:21:33,344
‫تو اومدی.

1201
01:21:35,260 --> 01:21:36,552
‫ممنون، خانم هریسون.

1202
01:21:38,927 --> 01:21:39,760
‫اوه.

1203
01:21:40,469 --> 01:21:41,302
‫البته.

1204
01:21:47,260 --> 01:21:50,135
‫هیچوقت توی زندگیم این همه کتاب عاشقانه با هم ندیده
‫بودم.

1205
01:21:50,844 --> 01:21:52,760
‫باعث می شه آدم به روزنامه رو بیاره.

1206
01:21:55,802 --> 01:21:57,677
‫آخه تو دنبال چی می گردی؟

1207
01:21:59,344 --> 01:22:02,219
‫چرا باید ستون آگهی ـهای شخصی رو بررسی کنی؟
‫پاک عقلت رو از دست دادی.

1208
01:22:02,802 --> 01:22:05,302
‫والا حق دارم تو همچین جایی عقلم رو از دست بدم.

1209
01:22:06,927 --> 01:22:09,010
‫من وقتی بچه بودم، مجبورم کردن که خطاطی کنم.

1210
01:22:09,594 --> 01:22:10,427
‫آها.

1211
01:22:11,969 --> 01:22:13,760
‫ازش متنفر بودم، ولی کم پیش میاد...

1212
01:22:13,844 --> 01:22:16,677
‫که دستخط یه نفر، چیزی رو که می خوام بهم نگه.

1213
01:22:16,760 --> 01:22:19,052
‫و من در این زمینه چی می تونم یاد بگیرم؟

1214
01:22:19,135 --> 01:22:23,302
‫نحوه ایستادن یه نفر
‫ممکنه شخصیت واقعیش رو پنهان کنه.

1215
01:22:24,344 --> 01:22:25,260
‫باید حواست رو به همه چیز جمع کنی.

1216
01:22:26,594 --> 01:22:27,635
‫پیداش کردی؟

1217
01:22:28,385 --> 01:22:29,969
‫نه، هنوز نه.

1218
01:22:30,469 --> 01:22:33,719
‫به کافه رفتم که باعث شد ادیث با یه قوری تهدیدم کنه.

1219
01:22:36,219 --> 01:22:37,385
‫و به خیابون لایمهوس هم رفتم.

1220
01:22:39,302 --> 01:22:40,885
‫فکر می کنم که تو هم به اونجا رفته باشی.

1221
01:22:45,469 --> 01:22:47,552
‫انولا، واسه خودت یه پا کارآگاه شدی.

1222
01:22:49,177 --> 01:22:50,469
‫باروت رو پیدا کردی؟

1223
01:22:50,552 --> 01:22:51,885
‫- و بمبا رو؟
‫- آره.

1224
01:22:53,760 --> 01:22:55,719
‫- اون چه نیازی به...
‫- فکر کردن بهش من رو می ترسونه.

1225
01:22:58,510 --> 01:23:00,469
‫شاید می خواد دنیا رو تغییر بده.

1226
01:23:02,927 --> 01:23:05,010
‫شاید این دنیا به تغییر نیاز داشته باشه.

1227
01:23:09,010 --> 01:23:09,927
‫تو جلوش رو می گیری؟

1228
01:23:10,427 --> 01:23:12,177
‫من درگیر سیاست نمی شم.

1229
01:23:13,427 --> 01:23:15,594
‫درگیر مردم هم نمی شی، مگه این که اونا واست
‫سرنخ باشن.

1230
01:23:17,427 --> 01:23:19,094
‫- به مایکرافت کمک کردی من رو بگیره؟
‫- نه.

1231
01:23:19,177 --> 01:23:21,385
‫ولی قضیه پول رو فهمیدی.
‫تو بهش گفتی.

1232
01:23:21,469 --> 01:23:24,469
‫تو ناپدید شدی.
‫باید می دونستیم که تا کجا فرار می کنی.

1233
01:23:24,552 --> 01:23:26,594
‫من فقط برات یه پرونده ام، نه؟

1234
01:23:26,677 --> 01:23:29,510
‫یه عامل کنجکاوی. برای همین اینجایی، که ازم
‫بازجویی کنی؟

1235
01:23:29,594 --> 01:23:31,885
‫- نه.
‫- یا شاید هم احساس گناه می کنی.

1236
01:23:31,969 --> 01:23:33,594
‫من اینجام چون به تو اهمیت می دم.

1237
01:23:38,719 --> 01:23:40,052
‫احساساتی شدی.

1238
01:23:41,969 --> 01:23:43,719
‫قابل درکه، ولی نیازی بهش نیست.

1239
01:23:53,094 --> 01:23:55,760
‫- این یه محرکه، نه؟
‫- احساس؟

1240
01:23:56,552 --> 01:23:57,677
‫پرونده توکسبری.

1241
01:23:59,802 --> 01:24:02,302
‫یکم پیچیده تر از یه ناپدید شدن ساده است.

1242
01:24:03,219 --> 01:24:04,594
‫اون از قطار بیرون پرید...

1243
01:24:05,760 --> 01:24:06,760
‫یه پسر دیگه هم همراهش بود.

1244
01:24:08,385 --> 01:24:09,969
‫فکر می کنی داشتن دنبالشون می کردن؟

1245
01:24:11,135 --> 01:24:12,260
‫تو این رو از کجا می دونستی؟

1246
01:24:12,719 --> 01:24:15,802
‫من ردت توی همون ایستگاهی که اون درش سوار
‫قطار شده بود رو زدم.

1247
01:24:16,635 --> 01:24:19,469
‫ادیث به یه «پسر بی مصرف» اشاره کرد.

1248
01:24:21,219 --> 01:24:25,594
‫و به من هم تلگرام زدن که دستیار جوون مونثم...

1249
01:24:25,969 --> 01:24:27,885
‫به عمارت توکسبری سر زده.

1250
01:24:30,885 --> 01:24:32,010
‫حلش کردی؟

1251
01:24:34,344 --> 01:24:35,177
‫هنوز نه.

1252
01:24:36,260 --> 01:24:38,010
‫تنها توصیه ای که می تونم بهت بکنم،

1253
01:24:39,469 --> 01:24:40,885
‫از طرف یه کارآگاه به یه کارآگاه دیگه،

1254
01:24:43,010 --> 01:24:45,385
‫این که بعضی وقتا باید پات رو به آب بزنی...

1255
01:24:45,760 --> 01:24:47,344
‫تا نظر کوسه ـها رو جلب کنی.

1256
01:24:48,635 --> 01:24:50,135
‫پس برای همین به اینجا اومدی.

1257
01:24:51,385 --> 01:24:52,510
‫که در مورد کوسه ـها بهم درس بدی.

1258
01:24:54,260 --> 01:24:55,094
‫نه، نه.

1259
01:24:57,260 --> 01:24:58,552
‫اومدم اینجا...

1260
01:24:58,635 --> 01:24:59,510
‫تا این رو بهت بدم.

1261
01:25:09,635 --> 01:25:11,094
‫این رو زیر بالش اون پیدا کردم.

1262
01:25:12,344 --> 01:25:13,469
‫همونطور که می بینی، اون نگهش داشت.

1263
01:25:14,260 --> 01:25:15,135
‫دش...

1264
01:25:15,760 --> 01:25:17,635
‫فقط ارزش معنوی داره، ولی همیشه از نظر اون، تو...

1265
01:25:19,594 --> 01:25:21,927
‫خیلی فوق العاده بودی.

1266
01:25:28,177 --> 01:25:30,260
‫منم همینطور فکر می کنم، انولا هولمز.

1267
01:25:37,177 --> 01:25:38,719
‫تصمیمش همیشه با خودته.

1268
01:25:39,969 --> 01:25:41,885
‫جامعه ممکنه هر ادعایی داشته باشه،

1269
01:25:42,760 --> 01:25:43,885
‫ولی نمی تونه آدما رو کنترل کنه.

1270
01:25:46,052 --> 01:25:47,385
‫همونطور که مامان این رو اثبات کرد.

1271
01:25:51,219 --> 01:25:52,177
‫روزنامه رو نگه دار.

1272
01:26:21,385 --> 01:26:23,510
‫مامان فکر می کرده که من فوق العاده ام.

1273
01:26:25,177 --> 01:26:27,094
‫فوق العاده...

1274
01:26:42,135 --> 01:26:43,385
‫اربابان.

1275
01:26:51,344 --> 01:26:52,260
‫ارباب.

1276
01:26:55,635 --> 01:26:57,594
‫«تمام آرا به حساب میان.»

1277
01:27:05,885 --> 01:27:07,302
‫از تالار فرندل بسته دارین.

1278
01:27:10,135 --> 01:27:11,719
‫از طرف آقای مایکرافت هولمز.

1279
01:27:13,260 --> 01:27:14,844
‫اون چی می خواد؟

1280
01:27:14,927 --> 01:27:16,677
‫خب...هر چیزی که هست،

1281
01:27:17,219 --> 01:27:18,135
‫سنگینه.

1282
01:27:22,052 --> 01:27:24,469
‫مایکرافت دیگه چی می خواد؟

1283
01:27:34,427 --> 01:27:35,260
‫آخ!

1284
01:27:38,010 --> 01:27:38,719
‫توکسبری!

1285
01:27:40,385 --> 01:27:42,135
‫من حتی اون لباسم که شبیه پستچی هاست رو هم
‫پوشیده ام.

1286
01:27:43,177 --> 01:27:44,844
‫چه فکر بکری!

1287
01:27:46,844 --> 01:27:48,760
‫نخیر! نه، نه، نه، نه. کمکم کن بلند شم.

1288
01:27:48,844 --> 01:27:51,719
‫خانم هریسون، اون به راحتی مچت رو می گیره.

1289
01:27:52,510 --> 01:27:55,802
‫- می دونستم یه مشکلی وجود داره!
‫- ساکت. بذار فکر کنم.

1290
01:27:58,927 --> 01:28:00,094
‫هیچ ایده ای داری؟

1291
01:28:08,552 --> 01:28:09,802
‫ساکت!

1292
01:28:20,594 --> 01:28:21,844
‫همونجا وایستا.

1293
01:28:23,719 --> 01:28:24,927
‫تو کی هستی؟

1294
01:28:25,760 --> 01:28:27,844
‫اجازه داری توی این مدرسه باشی؟

1295
01:28:29,469 --> 01:28:31,510
‫من فقط داشتم یه بسته رو تحویل می دادم، خانم.

1296
01:28:32,760 --> 01:28:34,135
‫برای مدیر مدرسه است.

1297
01:28:36,427 --> 01:28:38,635
‫می شه من رو به سمت دفترشون هدایت کنین؟

1298
01:28:40,135 --> 01:28:42,385
‫من مدیر این مدرسه ام.

1299
01:28:45,927 --> 01:28:48,094
‫خب پس، این مال شماست.

1300
01:28:50,010 --> 01:28:51,760
‫خب، بازش کن.
‫بذار ببینم داخلش چیه.

1301
01:28:51,844 --> 01:28:53,802
‫نمی تونم، خانم، به من دستور اکید دادن که...

1302
01:28:53,885 --> 01:28:55,177
‫این بسته در خلوت باز بشه.

1303
01:28:55,260 --> 01:28:57,802
‫- چه مسخره.
‫- خانم، رییسم این دستور رو داده.

1304
01:28:57,885 --> 01:28:59,594
‫و ایشون کی باشن؟

1305
01:29:00,552 --> 01:29:01,510
‫مایکرافت هولمز.

1306
01:29:04,510 --> 01:29:05,469
‫مایکرافت هولمز...

1307
01:29:10,344 --> 01:29:11,385
‫دخترا...

1308
01:29:11,885 --> 01:29:15,635
‫می شه این سبد رو به دفترم ببرین...

1309
01:29:16,010 --> 01:29:18,010
‫تا شاید بعدا بازش کنم؟

1310
01:29:21,552 --> 01:29:23,594
‫- زمین نندازینش.
‫- آخ!

1311
01:29:23,677 --> 01:29:25,302
‫این خیلی سنگینه!

1312
01:29:27,635 --> 01:29:30,719
‫- چرا انقدر سنگینه!
‫- خب، منتظر چی هستی؟ انعام؟

1313
01:29:31,885 --> 01:29:33,927
‫برو دیگه، برو پی کارت.

1314
01:30:18,385 --> 01:30:21,385
‫- واقعا می تونی این رو برونی؟
‫- خب، نکات مقدماتیش رو بلدم.

1315
01:30:27,927 --> 01:30:28,885
‫ماشینم!

1316
01:30:28,969 --> 01:30:30,677
‫چپ، راست، مراقب باش، انولا!

1317
01:30:30,760 --> 01:30:32,344
‫- وای نه!
‫- بوته!

1318
01:30:32,635 --> 01:30:34,344
‫انولا!

1319
01:30:34,427 --> 01:30:38,552
‫هنوز کارم تموم نشده!

1320
01:30:42,302 --> 01:30:44,594
‫ممنون. اون...

1321
01:30:45,177 --> 01:30:46,302
‫تو واقعا من رو نجات دادی.

1322
01:30:48,469 --> 01:30:50,844
‫بهترین بخشش ایده خودم بود، ولی واقعا
‫نجاتم دادی.

1323
01:30:50,927 --> 01:30:52,427
‫قابلت رو نداره. گمونم.

1324
01:30:52,927 --> 01:30:54,260
‫من از اون تو خوشم نیومد.

1325
01:30:55,260 --> 01:30:56,844
‫نه. نه، البته که نه.

1326
01:30:58,469 --> 01:31:01,927
‫بیا به لندن برگردیم و یه جای خوب برای پنهان شدن
‫پیدا کنیم.

1327
01:31:09,969 --> 01:31:11,469
‫چرا متوقف شدیم؟

1328
01:31:14,802 --> 01:31:16,510
‫انولا، هر برنامه ای که داری...

1329
01:31:17,177 --> 01:31:18,510
‫یه زمانی پیش میاد...

1330
01:31:18,885 --> 01:31:21,052
‫که باید یه تصمیم سختی بگیری.

1331
01:31:21,552 --> 01:31:24,094
‫- انولا...
‫- و در اون لحظه،

1332
01:31:24,177 --> 01:31:26,969
‫می فهمی که واقعا چند مرد حلاجی،

1333
01:31:28,135 --> 01:31:30,094
‫و این که حاضری برای چیزی که مهمه،

1334
01:31:30,969 --> 01:31:32,219
‫سر چه چیزایی ریسک کنی.

1335
01:31:33,969 --> 01:31:35,885
‫انولا، نوبت توئه.

1336
01:31:41,969 --> 01:31:43,594
‫باید به بازیلواتر بریم.

1337
01:31:43,677 --> 01:31:44,510
‫چی؟!

1338
01:31:45,010 --> 01:31:48,094
‫یه بی عدالتی رخ داده.
‫وقتشه یه سری اشتباهات رو درست کنیم.

1339
01:31:48,802 --> 01:31:50,635
‫اگه می خوای مجرم رو پیدا کنی، باید انگیزه اش رو
‫بفهمی.

1340
01:31:52,510 --> 01:31:54,344
‫- متوجه نمی شم.
‫- تو چه وقتی منتظر...

1341
01:31:54,427 --> 01:31:57,135
‫- ورود به شورای اربابان بودی؟
‫- من ویکنت توکسبری هستم.

1342
01:31:57,219 --> 01:31:59,302
‫- خب اون یه اشراف زاده در آستانه شکوفاییه.
‫- خیلی زود.

1343
01:31:59,385 --> 01:32:02,052
‫- رایت برای اون لایحه چی بود؟
‫- حق رای برای همه!

1344
01:32:02,135 --> 01:32:05,135
‫- مثل پدرم. باهاش موافق بودم.
‫- کی این رو می دونست؟

1345
01:32:05,219 --> 01:32:06,219
‫من یه سری ایده داشتم،

1346
01:32:06,302 --> 01:32:09,052
‫ولی خانواده ام می خواست من به ارتش ملحق بشم
‫و به خارج از کشور برم.

1347
01:32:09,135 --> 01:32:12,135
‫و در صورت مرگ تو و پدرت، عمارت به چه کسی می رسه؟

1348
01:32:13,635 --> 01:32:14,469
‫عموم.

1349
01:32:14,552 --> 01:32:17,177
‫همسر برادرم تمام کمکی که بهش نیاز داره رو در اختیار داره.
‫ایشون رو به سمت بیرون راهنمایی کنین.

1350
01:32:17,260 --> 01:32:18,802
‫فکر می کنی این کار عمومه؟

1351
01:32:20,010 --> 01:32:21,010
‫منطقی نیست؟

1352
01:32:22,760 --> 01:32:25,385
‫ولی اون یه مرد قدرتمنده.
‫برای چی باید این کار رو بکنه؟

1353
01:32:25,844 --> 01:32:27,344
‫البته که پرونده رو حل می کنم.

1354
01:32:27,969 --> 01:32:30,885
‫انولا، جفتمون خیلی خوش شانسیم که تا الان زندگی
‫کردیم،

1355
01:32:30,969 --> 01:32:33,885
‫اون وقت تو می خوای به جایی بری که از هر جایی برامون
‫خطرناک تره؟

1356
01:32:33,969 --> 01:32:35,552
‫بعضی وقتا، ارباب توکسبری،

1357
01:32:35,635 --> 01:32:38,552
‫آدم باید پاهاش رو به آب بزنه تا نظر کوسه ـهای لامصب رو
‫جلب کنه!

1358
01:32:38,635 --> 01:32:40,969
‫برای چی باید بخوایم نظر کوسه ـهای لامصب رو جلب کنیم؟

1359
01:32:42,385 --> 01:32:43,552
‫نکته خوبیه.

1360
01:32:48,385 --> 01:32:50,260
‫این ایده فاجعه ایه.

1361
01:32:50,344 --> 01:32:52,677
‫هر چقدر نزدیک تر می شیم، این ایده بدتر می شه.

1362
01:32:53,635 --> 01:32:54,760
‫چرا داریم این کار رو می کنیم؟

1363
01:32:57,135 --> 01:33:00,302
‫برخلاف اکثر دختران اشراف زاده، هیچوقت قلاب دوزی
‫رو به من یاد ندادن.

1364
01:33:00,385 --> 01:33:03,427
‫من هیچوقت از گل رز موم درست نکردم،
‫هیچوقت رومیزی نبافتم...

1365
01:33:03,510 --> 01:33:04,969
‫و هیچوقت یه گردنبند از صدفای دریایی درست نکردم.

1366
01:33:05,052 --> 01:33:08,719
‫به من یاد دادن که نگاه کنم و گوش کنم.
‫به من مبارزه رو یاد دادن.

1367
01:33:08,802 --> 01:33:10,552
‫این چیزیه که مامانم من رو براش تربیت کرد.

1368
01:33:12,260 --> 01:33:13,135
‫بهم اعتماد کن...

1369
01:33:13,885 --> 01:33:15,427
‫که جوابایی رو که دنبالشونیم، پیدا می کنیم.

1370
01:33:16,969 --> 01:33:18,719
‫تو قلاب دوزی بلد نیستی؟

1371
01:33:21,302 --> 01:33:22,260
‫باید این کار رو بکنیم.

1372
01:33:22,344 --> 01:33:25,344
‫تو باید این کار رو بکنی. ما...این کار رو انجام می دیم.

1373
01:33:30,427 --> 01:33:31,260
‫بیا.

1374
01:33:45,927 --> 01:33:47,302
‫خدمتکارا کجان؟

1375
01:33:48,010 --> 01:33:49,344
‫به آینده خوش اومدی.

1376
01:33:55,094 --> 01:33:56,052
‫مادر؟

1377
01:34:09,802 --> 01:34:10,760
‫اینجا چه خبره؟

1378
01:34:13,010 --> 01:34:14,219
‫اونا می دونن که ما اینجاییم.

1379
01:34:18,677 --> 01:34:20,094
‫بشین!

1380
01:34:25,344 --> 01:34:26,510
‫فرار کن!

1381
01:34:31,427 --> 01:34:32,260
‫قفله!

1382
01:34:38,469 --> 01:34:39,552
‫سرت رو بدزد!

1383
01:35:22,510 --> 01:35:23,677
‫همینجا بمون.

1384
01:37:08,010 --> 01:37:08,969
‫انولا؟

1385
01:37:10,927 --> 01:37:12,135
‫نترس.

1386
01:37:13,344 --> 01:37:14,469
‫انولا...

1387
01:37:17,302 --> 01:37:18,510
‫تو تنها نیستی.

1388
01:37:23,760 --> 01:37:25,094
‫تو تنها نیستی.

1389
01:37:55,135 --> 01:37:56,969
‫تو برای کی کار می کنی؟

1390
01:37:58,094 --> 01:37:59,469
‫تو برای کی کار می کنی؟

1391
01:38:02,802 --> 01:38:04,010
‫انگلستان.

1392
01:38:35,969 --> 01:38:37,177
‫مادربزرگ؟

1393
01:38:37,510 --> 01:38:38,510
‫بله.

1394
01:38:39,427 --> 01:38:40,719
‫متاسفانه همینطوره.

1395
01:38:43,010 --> 01:38:45,052
‫به نظر میاد که آدم اگه می خواد یه کاری انجام بشه،

1396
01:38:47,094 --> 01:38:48,760
‫باید خودش دست بکار بشه.

1397
01:38:48,844 --> 01:38:49,844
‫نه، انولا.

1398
01:38:51,760 --> 01:38:53,010
‫مادرم کجاست؟

1399
01:38:55,052 --> 01:38:56,052
‫توی لندن.

1400
01:38:58,177 --> 01:38:59,260
‫با عموت.

1401
01:39:00,969 --> 01:39:01,969
‫دنبالت می گردن.

1402
01:39:05,010 --> 01:39:06,552
‫اونا هیچوقت متوجه نشدن.

1403
01:39:09,427 --> 01:39:11,010
‫خیلی متاسفم، عزیزم.

1404
01:39:12,469 --> 01:39:15,344
‫بحث آینده این کشور در میونه.

1405
01:39:17,427 --> 01:39:18,594
‫نه!

1406
01:39:35,969 --> 01:39:36,927
‫انجام شد.

1407
01:39:38,552 --> 01:39:39,594
‫انجام شد.

1408
01:39:51,260 --> 01:39:52,219
‫توكسبری!

1409
01:39:52,344 --> 01:39:53,677
‫بلند شو. بلند شو دیگه.

1410
01:39:54,427 --> 01:39:55,552
‫نه...

1411
01:40:00,927 --> 01:40:01,844
‫توكسبری؟

1412
01:40:07,927 --> 01:40:09,969
‫می دونی، من کاملا هم احمق نیستم.

1413
01:40:34,094 --> 01:40:35,302
‫وقتت سر رسیده.

1414
01:40:57,760 --> 01:40:59,552
‫- واقعا شوکه شدم.
‫- آره.

1415
01:40:59,844 --> 01:41:01,219
‫- قربان؟
‫- این مسخره بازیا رو کنار بذار.

1416
01:41:02,927 --> 01:41:03,927
‫لستراد؟

1417
01:41:04,719 --> 01:41:06,344
‫لستراد.

1418
01:41:07,927 --> 01:41:09,510
‫شرلوک هولمز.

1419
01:41:10,219 --> 01:41:12,094
‫- بازم همدیگه رو دیدیم.
‫- بفرما.

1420
01:41:17,677 --> 01:41:20,594
‫با وجود این که ما تمام تلاشمون رو برای دوری از...

1421
01:41:20,677 --> 01:41:22,385
‫روزنامه ـها کردیم، تو شهرت قابل توجهی...

1422
01:41:22,469 --> 01:41:24,135
‫- برای خودت دست و پا کردی.
‫- پرونده اون اشراف زاده.

1423
01:41:24,219 --> 01:41:26,469
‫باید مادربزرگش رو دستگیر کنی،
‫همون پیرزنی که عمارتش رو از شوهرش به ارث برده.

1424
01:41:27,219 --> 01:41:28,469
‫اون داره سعی می کنه اون رو بکشه،

1425
01:41:29,010 --> 01:41:30,260
‫همونطور که پدرش رو کشته.

1426
01:41:31,760 --> 01:41:32,677
‫دوتا سوال دارم.

1427
01:41:33,302 --> 01:41:34,927
‫تو چطور این نتیجه گیری رو کردی؟

1428
01:41:37,052 --> 01:41:40,635
‫بحث وفاداری و جانشینی مطرحه.

1429
01:41:41,177 --> 01:41:44,510
‫با مرگ اون پسر، عموی اون جای خالیش رو توی
‫شورای اربابان می گیره...

1430
01:41:44,594 --> 01:41:47,427
‫و علیه لایحه اصلاحی و اعطای اجازه رای دهی به همه
‫شهروندان می ایسته،

1431
01:41:47,510 --> 01:41:50,052
‫همون چیزی که اون پیرزن می خواد.

1432
01:41:51,010 --> 01:41:53,135
‫من اینطور استنباط کردم که اون پسر و پدرش جلوی
‫اون لایحه رو نمی گرفتن.

1433
01:41:54,344 --> 01:41:57,260
‫پس چرا خود عموئه این کار رو انجام نداده؟

1434
01:41:58,010 --> 01:41:59,260
‫منظورت پدره است یا پسره؟

1435
01:42:00,385 --> 01:42:01,219
‫پدره؟

1436
01:42:03,719 --> 01:42:07,177
‫یه نگاه به لباس فرمش توی عکسای روزنامه بنداز.

1437
01:42:07,260 --> 01:42:08,094
‫اوه.

1438
01:42:08,552 --> 01:42:10,260
‫به مدال های روی سینه اش نگاه کن.

1439
01:42:10,344 --> 01:42:13,219
‫وقتی که پدر اون پسره کشته شد، اون اصلا توی این
‫کشور نبوده،

1440
01:42:14,260 --> 01:42:16,969
‫و داشته توی جنگ افغان ـها می جنگیده.

1441
01:42:19,094 --> 01:42:20,719
‫حقیقت همیشه جلوی چشم آدمه.

1442
01:42:20,802 --> 01:42:21,635
‫آره.

1443
01:42:23,344 --> 01:42:24,802
‫فقط باید دنبالش بگردی.

1444
01:42:25,594 --> 01:42:26,969
‫دومین سوال.

1445
01:42:29,385 --> 01:42:31,760
‫چطوری خواهرت قبل از تو به اونجا رسید؟

1446
01:42:34,010 --> 01:42:34,927
‫جان؟

1447
01:42:55,844 --> 01:42:56,885
‫تیپم خوبه بابا.

1448
01:42:56,969 --> 01:42:58,294
‫کارولین، انقدر بهش گیر نده.

1449
01:42:58,344 --> 01:42:59,885
‫نکن. دارم سعی می کنم احترام اونا رو کسب کنم.

1450
01:43:01,094 --> 01:43:02,760
‫می دونی، این الان مده.

1451
01:43:02,844 --> 01:43:05,677
‫آره، گمونم به چهره ات خیلی میاد.

1452
01:43:08,177 --> 01:43:10,010
‫پدرت اگه اینجا بود، خیلی بهت افتخار می کرد.

1453
01:43:24,802 --> 01:43:28,469
‫تبریک بگم. بالاخره شبیه همون آدم احمقی شدی که براش
‫به دنیا اومدی.

1454
01:43:30,177 --> 01:43:31,552
‫نه.

1455
01:43:32,010 --> 01:43:33,052
‫خوشتیپ شدی.

1456
01:43:33,802 --> 01:43:35,094
‫این...خوبه.

1457
01:43:35,844 --> 01:43:38,677
‫رای گیری تا یه ساعت دیگه شروع می شه. خیلی...
‫چیز مهمیه.

1458
01:43:40,135 --> 01:43:43,177
‫الان که واسه خودت کسی شدی، نباید بهت تعظیم کنم که؟

1459
01:43:43,260 --> 01:43:45,427
‫خب، راستش همیشه باید تعظیم می کردی.

1460
01:43:45,510 --> 01:43:47,427
‫تصمیم گرفتی...که نکنی.

1461
01:43:50,302 --> 01:43:52,135
‫خب، تو در امانی؟ تو...

1462
01:43:52,510 --> 01:43:53,885
‫در آرامشی؟

1463
01:43:54,844 --> 01:43:55,802
‫هنوز توی اون...

1464
01:43:55,885 --> 01:43:58,135
‫- مسافرخونه افتضاح که زندگی نمی کنی؟
‫- نه.

1465
01:43:58,219 --> 01:44:00,010
‫از پول پاداشی که مامانت بهم داد...

1466
01:44:00,094 --> 01:44:02,719
‫- که به زور قبولش کردی.
‫- ...برای گرفتن یه جای جدید استفاده کردم.

1467
01:44:03,594 --> 01:44:06,260
‫خب، مادر گفت که...

1468
01:44:06,344 --> 01:44:08,135
‫همیشه...می تونی بیای و پیش ما بمونی.

1469
01:44:08,219 --> 01:44:10,219
‫مشخصه که مادرت به اندازه کافی باهام وقت
‫نگذرونده.

1470
01:44:13,594 --> 01:44:15,010
‫و اگه من ازت می خواستم بمونی...

1471
01:44:15,802 --> 01:44:16,802
‫چطور؟

1472
01:44:19,802 --> 01:44:20,760
‫پیشنهاد محبت آمیزیه...

1473
01:44:21,135 --> 01:44:22,385
‫ولی باید ردش کنم.

1474
01:44:38,427 --> 01:44:39,260
‫من...

1475
01:44:39,885 --> 01:44:40,927
‫من چطور...من...

1476
01:44:41,885 --> 01:44:43,302
‫دوباره کی می بینمت؟

1477
01:44:45,135 --> 01:44:46,385
‫هنوز از دستم خلاص نشدی،

1478
01:44:46,469 --> 01:44:49,094
‫ویکنت توکسبری، اشراف زاده بازیلواتر.

1479
01:45:24,677 --> 01:45:25,635
‫ممنون.

1480
01:45:27,260 --> 01:45:28,510
‫- ممنون.
‫- ممنون.

1481
01:45:33,385 --> 01:45:34,427
‫مادر.

1482
01:45:36,094 --> 01:45:37,469
‫می شه یه لحظه مدادتون رو قرض بگیرم؟

1483
01:45:37,927 --> 01:45:39,010
‫ممنون.

1484
01:45:43,010 --> 01:45:45,927
‫اعداد به حروف تبدیل می شن...

1485
01:45:46,010 --> 01:45:48,552
‫که اونا هم به...

1486
01:45:49,010 --> 01:45:51,260
‫پنج، دو، پنج، پنج،
‫سه، سه، یک.

1487
01:45:51,885 --> 01:45:53,552
‫یک، یک، یک.

1488
01:45:58,260 --> 01:46:01,344
‫«ساعت پنج امشب، در دانشگاه سلطنتی به دیدنم بیا،
‫مادر.»

1489
01:46:03,094 --> 01:46:03,927
‫خب،

1490
01:46:05,010 --> 01:46:06,302
‫انتظار این رو نداشتم.

1491
01:46:08,344 --> 01:46:09,260
‫ممنون.

1492
01:46:09,344 --> 01:46:11,635
‫سه فکر بلافاصله به ذهنم خطور کردن.

1493
01:46:11,719 --> 01:46:14,719
‫اول این که مامان با اسم «مادر» نامه اش رو امضا نمی کنه،
‫اون با اسم «گل داوودی» امضا می کنه.

1494
01:46:15,760 --> 01:46:17,969
‫و دوم هم این که دانشگاه سلطنتی یه موسسه ایه...

1495
01:46:18,052 --> 01:46:20,510
‫که مرتبا زنان رو نادیده گرفته.

1496
01:46:21,052 --> 01:46:23,552
‫مادر هیچوقت اونجا رو به عنوان محل ملاقات انتخاب
‫نمی کنه.

1497
01:46:23,635 --> 01:46:26,469
‫و فکر آخرم هم اینه که شاید موقعی که داشتم
‫روزنامه رو بررسی می کردم...

1498
01:46:26,552 --> 01:46:28,510
‫دستم رو جلوی برادر رو کرده باشم.

1499
01:46:29,677 --> 01:46:31,469
‫این کار شرلوک هولمزه.

1500
01:46:35,219 --> 01:46:38,510
‫با این حال، نباید بذاریم حقایق امید رو ازمون بگیرن.

1501
01:46:39,719 --> 01:46:42,260
‫بهت پنج پوند می دم که لباسات رو باهام عوض کنی.

1502
01:46:47,302 --> 01:46:48,302
‫خبری شد؟

1503
01:46:49,469 --> 01:46:50,719
‫هیچ خبری نشد.

1504
01:46:51,510 --> 01:46:53,594
‫برادر کوچولو، اون قبلا یه بار شکستت داده،

1505
01:46:54,094 --> 01:46:55,885
‫و ممکنه الان هم شکستت داده باشه.

1506
01:46:55,969 --> 01:46:58,052
‫من فکر می کنم که اون فهمیده که پیغام از طرف من بوده،

1507
01:46:58,594 --> 01:47:00,844
‫ولی این فکر رو هم می کنم که این بیش از حد براش
‫جذابه...

1508
01:47:00,927 --> 01:47:02,802
‫و دلش می خواد که بیاد.

1509
01:47:02,885 --> 01:47:04,594
‫متاسفانه، تو اشتباه کردی.

1510
01:47:06,052 --> 01:47:07,635
‫احتمالش هست.

1511
01:47:08,260 --> 01:47:10,635
‫در هر صورت، اگه دوباره پیداش کنیم،

1512
01:47:10,719 --> 01:47:12,135
‫من دوست دارم که مسئولیتش رو بر عهده بگیرم.

1513
01:47:12,802 --> 01:47:13,927
‫خودم ازش مراقبت می کنم.

1514
01:47:15,677 --> 01:47:17,844
‫خب...مسئولیتش با خودت.

1515
01:47:18,844 --> 01:47:20,302
‫من دیگه از دستش خسته شدم.

1516
01:47:20,844 --> 01:47:21,760
‫خیله خب.

1517
01:47:22,635 --> 01:47:23,510
‫چه بهتر.

1518
01:47:25,594 --> 01:47:28,177
‫برادر کوچولو، تو آدم عجیبی هستی.

1519
01:47:29,260 --> 01:47:31,469
‫و تو هم آدم بدجنسی هستی، برادر بزرگه.

1520
01:47:32,010 --> 01:47:34,760
‫فرض می کنم که بخاطر نتیجه رای گیری انقدر خوشحالی؟

1521
01:47:35,135 --> 01:47:36,385
‫با یه رای بیشتر تصویب شد.

1522
01:47:36,469 --> 01:47:39,552
‫بخاطر اون بچه وزغ پررو، اشراف زاده توکسبری،

1523
01:47:39,635 --> 01:47:41,302
‫رای اون تاثیر گذار بود.

1524
01:47:41,802 --> 01:47:44,385
‫حالا، با این که از ایستادن در دانشگاه سلطنتی
‫لذت زیادی می برم...

1525
01:47:44,469 --> 01:47:46,885
‫اون آدم جالبیه، می دونی؟

1526
01:47:46,969 --> 01:47:49,094
‫و من حس می کنم که از انولای جوان خوشش میاد.

1527
01:47:49,177 --> 01:47:51,885
‫پس باید باهاش ازدواج کنه.
‫شاید این باعث شه که جفتشون رام بشن.

1528
01:47:52,677 --> 01:47:54,677
‫بریم به کلوب تا برای تسلی خاطرم یه نوشیدنی برام
‫بخری؟

1529
01:47:55,719 --> 01:47:58,260
‫آره مایکرافت، یه نوشیدنی برات می خرم.

1530
01:48:21,719 --> 01:48:23,135
‫شرلوک، بیا بریم!

1531
01:48:33,885 --> 01:48:34,969
‫بفرمایین قربان.

1532
01:48:48,219 --> 01:48:49,677
‫داشتی چیکار می کردی؟

1533
01:48:50,969 --> 01:48:52,344
‫فکر کردم یه چیزی دیدم.

1534
01:49:23,510 --> 01:49:25,552
‫- انولا، عصرت بخیر.
‫- عصر بخیر.

1535
01:49:25,635 --> 01:49:26,760
‫تو یه مهمون داری.

1536
01:49:39,594 --> 01:49:41,844
‫این اتاق در کمال تعجب خیلی خوبه.

1537
01:49:43,260 --> 01:49:44,719
‫از دکورش خوشم میاد.

1538
01:49:51,344 --> 01:49:53,344
‫نمی تونم زیاد بمونم.

1539
01:49:54,677 --> 01:49:56,010
‫ممکنه مراقبم باشن.

1540
01:49:59,094 --> 01:50:00,677
‫اون رو از کجا پیدا کردی؟

1541
01:50:01,385 --> 01:50:02,260
‫شرلوک پیدا کرد.

1542
01:50:04,469 --> 01:50:06,177
‫فکر کردم یادت رفته باشه.

1543
01:50:08,302 --> 01:50:10,677
‫وقتی بچه بودی، هیچوقت اون رو ول نمی کردی.

1544
01:50:10,760 --> 01:50:13,469
‫- اون رو باهات اینور و اونور...
‫- شرلوک این رو گفت.

1545
01:50:15,969 --> 01:50:18,760
‫- شنیدی که ملکه ویکتوریا...
‫- شرلوک این رو هم گفت.

1546
01:50:25,469 --> 01:50:26,302
‫خب...

1547
01:50:27,260 --> 01:50:29,094
‫چه خوب که شما دوتا با هم ارتباط برقرار کردین.

1548
01:50:37,302 --> 01:50:38,219
‫متاسفم.

1549
01:50:42,844 --> 01:50:43,885
‫متاسفم.

1550
01:50:46,802 --> 01:50:48,885
‫می خواستم بهت بگم که کجا دارم می رم،

1551
01:50:50,219 --> 01:50:51,260
‫ولی اوضاع امن نبود.

1552
01:50:53,677 --> 01:50:54,802
‫الان در امانی؟

1553
01:50:57,677 --> 01:51:01,010
‫بخاطر این که دوستت نداشتم، رهات نکردم.

1554
01:51:04,344 --> 01:51:05,885
‫بخاطر خودت رهات کردم...

1555
01:51:07,010 --> 01:51:08,260
‫چون نمی تونستم تحمل کنم...

1556
01:51:09,010 --> 01:51:13,260
‫در آینده مجبور باشی در همچین دنیایی زندگی کنی.

1557
01:51:16,052 --> 01:51:17,219
‫پس باید مبارزه می کردم.

1558
01:51:19,385 --> 01:51:21,219
‫آدم اگه بخواد صداش شنیده بشه...

1559
01:51:21,677 --> 01:51:22,885
‫باید یکم سر و صدا ایجاد کنه.

1560
01:51:26,844 --> 01:51:28,302
‫چه بامزه.

1561
01:51:28,760 --> 01:51:29,635
‫من فکر می کردم...

1562
01:51:30,760 --> 01:51:34,052
‫که من کسی ام که دنیا رو تغییر می ده.

1563
01:51:36,844 --> 01:51:37,927
‫لایه اصلاحی،

1564
01:51:39,260 --> 01:51:41,635
‫تو واقعا اون کار رو کردی؟

1565
01:51:46,344 --> 01:51:48,344
‫عجب زن شریفی شدی.

1566
01:52:19,719 --> 01:52:21,260
‫بابت گلای زنبقت ازت ممنونم.

1567
01:52:23,094 --> 01:52:24,052
‫حالا، هروقت...

1568
01:52:24,802 --> 01:52:25,844
‫بهم نیاز داشتی،

1569
01:52:26,760 --> 01:52:28,219
‫بدون که من دنبال اون گلا می گردم.

1570
01:52:31,719 --> 01:52:33,385
‫- باید بری.
‫- آره، ولی...

1571
01:52:35,385 --> 01:52:37,219
‫بیا فقط یکم دیگه همینطوری بمونیم.

1572
01:52:39,469 --> 01:52:40,719
‫منم دلم همین رو می خواد.

1573
01:52:51,010 --> 01:52:52,885
‫خب، داستان رو چطوری تموم کنیم؟

1574
01:52:55,552 --> 01:52:56,552
‫اسم من انولاست،

1575
01:52:57,385 --> 01:52:59,260
‫که اگه از آخر به اول تلفظش کنیم، می شه «تنها».
‫(در انگلیسی)

1576
01:53:00,094 --> 01:53:02,177
‫برای این که آدم عضو خانواده هولمز باشه،
‫باید مسیر خودش رو پیدا کنه.

1577
01:53:03,052 --> 01:53:03,969
‫برادرانم این کار رو کردن،

1578
01:53:05,635 --> 01:53:06,677
‫مادرم این کار رو کرده،

1579
01:53:07,677 --> 01:53:08,844
‫و من هم باید این کار رو بکنم.

1580
01:53:11,719 --> 01:53:14,885
‫ولی الان متوجه شدم که تنها بودن به این معنا نیست که
‫باید تنهایی بکشم.

1581
01:53:15,802 --> 01:53:17,135
‫مادرم هیچوقت این رو نمی خواست.

1582
01:53:18,385 --> 01:53:20,427
‫اون می خواست که من آزادیم،

1583
01:53:21,219 --> 01:53:22,260
‫آینده ام،

1584
01:53:23,260 --> 01:53:24,344
‫و هدفم رو پیدا کنم.

1585
01:53:25,719 --> 01:53:26,969
‫من یه کارآگاه هستم،

1586
01:53:28,010 --> 01:53:29,302
‫من یه رمزگشا هستم،

1587
01:53:29,385 --> 01:53:31,969
‫و من یابنده ارواح گمشده هستم.

1588
01:53:35,052 --> 01:53:36,219
‫زندگی من مال خودمه.

1589
01:53:39,010 --> 01:53:41,385
‫و آینده به ما بستگی داره.

1590
01:53:43,385 --> 01:53:47,385
W W W . M O V I E S H O . C O M

1591
01:53:49,385 --> 01:53:59,385
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M