1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:32,083 --> 00:00:36,833
‫«ترجمه از محمدسید و محمدعلی»

3
00:00:37,166 --> 00:00:38,666
‫اول از همه باید بگم...

4
00:00:38,750 --> 00:00:41,375
‫آشنایی با تو مایۀ افتخار منه.

5
00:00:42,291 --> 00:00:44,125
‫یه چیزایی در مورد بازی‌هات خوندم.

6
00:00:46,000 --> 00:00:47,500
‫خیلی تحسین‌برانگیزه.

7
00:00:48,375 --> 00:00:49,950
‫حیفه که...

8
00:00:50,000 --> 00:00:54,375
‫انسان باهوشی مثل تو
‫توی همچین سوراخی بپوسه.

9
00:00:54,500 --> 00:00:55,500
‫بشین!

10
00:01:00,000 --> 00:01:05,500
‫کمتر کسی پیدا می‌شه
‫که قدرتِ بیرون آوردنِ تو از اینجا رو داشته باشه.

11
00:01:05,541 --> 00:01:09,500
‫من جزو همون دسته از افرادم.

12
00:01:11,000 --> 00:01:13,666
‫می‌تونیم جوری صحنه‌سازی کنیم
‫که انگار فرار کردی.

13
00:01:15,541 --> 00:01:19,250
‫سال‌ها پیش، یه‌سری اقلام باارزش گم شدن.

14
00:01:20,750 --> 00:01:22,041
‫اونا رو پس می‌خوایم.

15
00:01:24,000 --> 00:01:26,875
‫کمکمون کن تا آزاد بشی.

16
00:01:28,625 --> 00:01:29,666
‫اسمِ...

17
00:01:30,375 --> 00:01:31,541
‫تیوکسبری...

18
00:01:32,250 --> 00:01:33,541
‫برات آشنا نیست؟

19
00:01:35,833 --> 00:01:40,291
‫[یکسال بعد]

20
00:01:46,750 --> 00:01:49,500
‫یه جایی خوندم که همۀ داستان‌های خوب
‫با یه عروسی شروع می‌شن.

21
00:01:50,583 --> 00:01:51,666
‫[فرانسه]

22
00:01:53,041 --> 00:01:54,250
‫پس کجاست؟

23
00:01:54,750 --> 00:01:56,416
‫این یکی که قطعاً همین‌طوره.

24
00:01:56,666 --> 00:01:57,875
‫[اسپانیا - پرتغال]

25
00:02:01,583 --> 00:02:02,625
‫[ساردینیا]

26
00:02:02,666 --> 00:02:03,708
‫[مالت]

27
00:02:05,500 --> 00:02:07,000
‫خیلی دیر کرده.

28
00:02:08,875 --> 00:02:10,250
‫یکی داره میاد.

29
00:02:10,291 --> 00:02:11,250
‫عالیه.

30
00:02:11,291 --> 00:02:12,291
‫برو بریم.

31
00:02:20,541 --> 00:02:21,750
‫- اوه.
‫- اوه.

32
00:02:25,041 --> 00:02:29,500
‫ولی متأسفانه، این عروسی یه چیز مهم کم داره.

33
00:02:31,750 --> 00:02:32,750
‫اونم منم.

34
00:02:34,375 --> 00:02:35,625
‫نه، جدی می‌گم.

35
00:02:35,666 --> 00:02:37,916
‫راستش، عروس‌خانم داره نسبت به اینکه

36
00:02:38,000 --> 00:02:40,000
‫«عروس شدن» اصلاً یعنی چی، مردّد می‌شه.

37
00:02:43,500 --> 00:02:46,041
‫[کارت دعوت عروسی]

38
00:02:46,291 --> 00:02:47,166
‫بله!

39
00:02:47,208 --> 00:02:50,041
‫عروس‌خانم انولا تیوکسبری.

40
00:02:50,083 --> 00:02:51,333
‫حس می‌کنم اصلاً درست نیست.

41
00:02:51,375 --> 00:02:52,458
‫نمی‌خوام!

42
00:02:52,666 --> 00:02:56,208
‫این شش سال جون کندم
‫تا خودم رو لایق فامیلیِ «هولمز» نشون بدم.

43
00:02:56,375 --> 00:02:58,083
‫حالا بیام ولش کنم؟
‫(بعد از ازدواج، فامیلی شوهر رو می‌گیرن)

44
00:02:58,125 --> 00:02:59,958
‫و همون‌طور که یه زن دانا یه‌بار بهم گفت...

45
00:03:00,041 --> 00:03:04,458
‫- خب، زن دانا که نه. مامانم.
‫- انولا، دوتا راه داری.

46
00:03:04,958 --> 00:03:08,333
‫راه خودت، یا راهی که بقیه برات انتخاب می‌کنن.

47
00:03:09,291 --> 00:03:10,708
‫ولی این تیوکسبریه.

48
00:03:12,416 --> 00:03:13,833
‫آخ! می‌شه بس کنی؟

49
00:03:15,041 --> 00:03:16,416
‫نمی‌تونم اونجا بلاتکلیف ولش کنم.

50
00:03:17,791 --> 00:03:18,791
‫این کار رو نمی‌کنم.

51
00:03:20,416 --> 00:03:22,541
‫کالسکه‌چی اریک؟ کالسکه‌چی اریک؟

52
00:03:22,583 --> 00:03:23,958
‫فکر کردم جیم شدی.

53
00:03:24,041 --> 00:03:25,083
‫شرلوک رفت؟

54
00:03:25,166 --> 00:03:27,666
‫دختر گلم، همه توی عروسی‌ت هستن، به‌جز خودت.

55
00:03:27,791 --> 00:03:29,916
‫- خب، آماده‌ای بریم؟
‫- آره، آره، برو!

56
00:03:31,416 --> 00:03:33,833
‫- برید! برید!
‫- تا می‌تونی تند برو!

57
00:03:37,125 --> 00:03:37,658
‫[مالت]

58
00:03:37,708 --> 00:03:40,708
‫الان شاید وقت خوبی باشه که بگم
‫عروسی‌م توی مالت‌ـه،

59
00:03:41,333 --> 00:03:43,833
‫یه جزیرۀ کوچیک توی دریای مدیترانه،

60
00:03:44,333 --> 00:03:47,958
‫به دلایلی که درکشون یه‌کم سخته.

61
00:03:50,166 --> 00:03:52,416
‫- نگران نباش، پیداش می‌شه.
‫- آره، حتماً.

62
00:03:58,416 --> 00:03:59,791
‫ببخشید، خانم.

63
00:04:00,291 --> 00:04:02,083
‫نمی‌خوام نگرانت کنم،

64
00:04:02,583 --> 00:04:04,041
‫ولی یه آقایی افتاده دنبالمون.

65
00:04:07,041 --> 00:04:08,666
‫اصلاً هم ظاهر موجهی نداره.

66
00:04:08,791 --> 00:04:11,666
‫راهزن‌ها، ولگردها، دزدها!

67
00:04:11,791 --> 00:04:14,041
‫توی مالت تا دلت بخواد از اینا هست.
‫[خطرات موجود در مالت!]

68
00:04:17,291 --> 00:04:18,791
‫وای!

69
00:04:19,916 --> 00:04:22,333
‫سرت رو بیار پایین! سرت رو بیار پایین، خانم!

70
00:04:30,416 --> 00:04:33,208
‫- اینجا جای یه عروس نیست!
‫- هنوز عروس نشدم!

71
00:04:33,791 --> 00:04:36,208
‫- تندتر!
‫- بیا، اینو بگیر!

72
00:04:36,416 --> 00:04:38,291
‫خانم، داری چی‌کار می‌کنی؟!

73
00:04:39,125 --> 00:04:40,750
‫از اونجا بیا پایین!

74
00:04:43,166 --> 00:04:45,750
‫انولا! منم!

75
00:04:46,791 --> 00:04:48,750
‫دکتر واتسون!

76
00:04:56,166 --> 00:04:57,333
‫انولا، حالت خوبه؟

77
00:05:00,125 --> 00:05:02,416
‫چرا ماسک زده بودی؟

78
00:05:02,500 --> 00:05:03,875
‫این دستماله.

79
00:05:04,000 --> 00:05:06,375
‫گرد و خاک ریه‌هام رو داغون می‌کنه.

80
00:05:07,500 --> 00:05:09,450
‫- فکر کردی می‌خوام...
‫- فکر کردم می‌خوای منو بکُشی؟

81
00:05:09,500 --> 00:05:11,291
‫- نه.
‫- چرا، دقیقاً همین فکر رو کردم.

82
00:05:11,583 --> 00:05:13,491
‫چرا افتاده بودی دنبالم؟

83
00:05:13,541 --> 00:05:14,875
‫موضوع برادرته.

84
00:05:15,375 --> 00:05:16,375
‫گم شده.

85
00:05:17,875 --> 00:05:21,500
‫راستش انولا، من کم و بیش مطمئنم که شرلوک دزدیده شده.

86
00:05:21,625 --> 00:05:22,625
‫جانم؟

87
00:05:24,916 --> 00:05:28,500
‫می‌دونم احتمالاً براتون سؤاله که
‫این ماجرا از کجا شروع شد.

88
00:05:29,000 --> 00:05:32,375
‫حقیقت اینه که زندگی ما دقیقاً
‫همون‌طوری بود که می‌خواستیم.

89
00:05:32,500 --> 00:05:36,325
‫تیوکسبری همچنان قهرمان تغییر و پیشرفت بود،
‫[تیوکسبری، چشم به پیشرفت دوخته است]

90
00:05:36,375 --> 00:05:37,366
‫[حامیِ مردم! مجلسی‌ها راضی نیستند]

91
00:05:37,416 --> 00:05:41,375
‫منم بالأخره به جمعِ
‫کارآگاهان بزرگ دورۀ ویکتوریا پیوستم،

92
00:05:41,416 --> 00:05:42,958
‫در کنار برادرم.
‫[انجمن کارآگاهان بزرگ]

93
00:05:43,250 --> 00:05:47,250
‫اون به پولدارها کمک می‌کرد، من به نیازمندها.

94
00:05:47,500 --> 00:05:49,541
‫و بعضی وقتا هم با هم کار می‌کردیم.

95
00:05:50,125 --> 00:05:51,416
‫از وضعیت راضی بودم.

96
00:05:51,625 --> 00:05:54,375
‫و اینجا، ردپا گم می‌شه.

97
00:05:54,500 --> 00:05:57,616
‫لطفاً جلوتر نیاید.
‫باید تا جایی که می‌شه اینجا رو دست‌نخورده نگه داریم.

98
00:05:57,666 --> 00:05:59,541
‫سوار یه اسب شده.

99
00:05:59,625 --> 00:06:02,950
‫- و اون آقا از این‌طرف رفته.
‫- حدس خوبیه.

100
00:06:03,000 --> 00:06:04,166
‫نظر دیگه‌ای داری؟

101
00:06:04,208 --> 00:06:07,500
‫گردنِ اون آقا رو با طناب گرفتن و از اینجا دارش زدن.

102
00:06:08,000 --> 00:06:10,458
‫بقایای طناب رو می‌بینی که کامل بریده نشده؟

103
00:06:10,500 --> 00:06:14,041
‫و این ردهای اینجا،
‫مال وقتیه که پاهاش کشیده شدن.

104
00:06:14,666 --> 00:06:17,000
‫شرلوک، اون آقا از اینجا غیبش نزده.

105
00:06:17,625 --> 00:06:19,000
‫این یه صحنۀ قتله.

106
00:06:19,625 --> 00:06:22,500
‫- اون شرلوک هولمزه؟
‫- اونا اون‌قدرها هم که فکر می‌کنی باحال نیستن.

107
00:06:22,541 --> 00:06:24,116
‫کل هفته‌م رو کارآگاه‌بازی پر کرده بود،

108
00:06:24,166 --> 00:06:27,125
‫آخر هفته‌ها هم، خب...

109
00:06:27,916 --> 00:06:29,625
‫تیوکسبری، داری چی‌کار می‌کنی؟

110
00:06:29,666 --> 00:06:31,125
‫یه هدیه دارم.

111
00:06:31,166 --> 00:06:32,416
‫- گل؟
‫- نه.

112
00:06:32,500 --> 00:06:33,500
‫گیاه؟

113
00:06:33,625 --> 00:06:34,666
‫چشمات رو ببند.

114
00:06:34,750 --> 00:06:36,041
‫باشه.

115
00:06:37,250 --> 00:06:38,416
‫چی پیدا کردی؟

116
00:06:40,750 --> 00:06:42,000
‫- اوه!
‫- همین الان پیداش کردم.

117
00:06:42,041 --> 00:06:44,000
‫- پسر ناز.
‫- باورت می‌شه؟

118
00:06:44,041 --> 00:06:44,875
‫خوشحالم از آشنایی‌ت.

119
00:06:45,000 --> 00:06:46,750
‫- باشکوه بود.
‫- یه‌کم خجالتیه.

120
00:06:47,750 --> 00:06:48,875
‫خوش می‌گذشت.

121
00:06:50,541 --> 00:06:52,875
‫وقتی نه بحث خوش‌گذرونی بود، نه شکوه و زیبایی.

122
00:06:53,000 --> 00:06:56,625
‫فقط خودمون دوتا بودیم،
‫اونا بهترین لحظات زندگی‌مون بودن.

123
00:06:56,666 --> 00:06:59,041
‫برو عقب.
‫وقتی من میام جلو، تو برو عقب.

124
00:07:02,375 --> 00:07:04,041
‫نه، تیوکسبری. تیوکسبری!

125
00:07:07,000 --> 00:07:10,250
‫خب، در حالی که زندگی‌م کاملاً ساده و
‫بی‌دردسر به نظر می‌رسید،

126
00:07:10,291 --> 00:07:13,791
‫لُردِ عزیزم تصمیم گرفت یه‌کم پیچیده‌ش کنه.

127
00:07:15,000 --> 00:07:16,625
‫انولا یودوریا هولمز،

128
00:07:17,875 --> 00:07:19,166
‫حاضری با من،

129
00:07:20,125 --> 00:07:23,125
‫ارنست آگوستوس از خاندان تیوکسبری...

130
00:07:23,375 --> 00:07:24,166
‫بله.

131
00:07:24,250 --> 00:07:26,916
‫اون یه اسم کوچیک داره.
‫منم اولش تعجب کردم.

132
00:07:28,750 --> 00:07:29,875
‫...ازدواج کنی؟

133
00:07:36,500 --> 00:07:38,541
‫بشتابید، بشتابید!

134
00:07:38,625 --> 00:07:39,833
‫[کارآگاه عروس می‌شود]

135
00:07:39,875 --> 00:07:42,916
‫یهو توجه کل لندن بهمون جلب شد.
‫[تیوکسبری، چرا اون آخه؟]

136
00:07:43,000 --> 00:07:45,000
‫- چه زیبا.
‫- خیره‌کننده‌ست.

137
00:07:45,125 --> 00:07:47,875
‫البته به‌جز یه نفر.

138
00:07:48,500 --> 00:07:49,750
‫شرلوک هولمز.

139
00:07:49,875 --> 00:07:53,500
‫مشهورترین کارآگاه جهان،
‫تمام فکر و ذکرش درگیر یه چیزی بود.

140
00:07:54,541 --> 00:07:55,991
‫سلام، شرلوک.

141
00:07:56,041 --> 00:08:00,500
‫همه‌ش نقشه و نماد بود،
‫که من هیچی ازشون سر درنمی‌آوردم.

142
00:08:00,625 --> 00:08:03,416
‫نمی‌فهمیدم چرا داره ازم مخفی‌شون می‌کنه.

143
00:08:06,500 --> 00:08:07,458
‫[تالار بسیل‌ودر]

144
00:08:07,500 --> 00:08:09,166
‫در مورد گل‌ها...

145
00:08:09,250 --> 00:08:12,500
‫- ما روی داوودی به توافق رسیدیم.
‫- داوودی؟

146
00:08:12,541 --> 00:08:15,000
‫آره! گل موردعلاقۀ منه.

147
00:08:15,375 --> 00:08:16,666
‫بعدی چیه؟ اوه!

148
00:08:16,750 --> 00:08:20,125
‫من یه لیست کوتاه
‫از نزدیک‌ترین و عزیزترین اطرافیانمون آماده کردم.

149
00:08:20,166 --> 00:08:23,458
‫آره، منم یکی برای خودم دارم.

150
00:08:24,125 --> 00:08:25,200
‫قلم رو قرض می‌دین؟

151
00:08:25,250 --> 00:08:27,291
‫فقط یه نفر هست که نمی‌تونه بیاد.

152
00:08:28,500 --> 00:08:29,500
‫بفرمایید.

153
00:08:30,750 --> 00:08:31,408
‫[انولا]

154
00:08:31,458 --> 00:08:32,075
‫[تیوکسبری]

155
00:08:32,125 --> 00:08:32,875
‫[شرلوک]

156
00:08:32,916 --> 00:08:33,500
‫[واتسون]

157
00:08:33,625 --> 00:08:37,750
‫مادرت رو نگفتی؟
‫اگه بیاد، قدم روی چشم ما می‌ذاره.

158
00:08:37,875 --> 00:08:41,875
‫از زمان تصویب قانون مواد منفجره در سال ۱۸۸۳،

159
00:08:42,000 --> 00:08:43,916
‫مامانم تبدیل به یه...

160
00:08:45,875 --> 00:08:47,500
‫فراریِ درجه یک شده.

161
00:08:51,875 --> 00:08:54,250
‫بنابراین شرکت در همچین مراسمی
‫که همه ازش خبر دارن

162
00:08:54,291 --> 00:08:56,041
‫امنیتش رو به خطر میندازه.

163
00:08:56,583 --> 00:08:57,200
‫[بازداشت شد]

164
00:08:57,250 --> 00:08:58,916
‫اونم خیلی زیاد.

165
00:08:59,125 --> 00:09:01,075
‫عمویی چیزی نداری؟

166
00:09:01,125 --> 00:09:03,208
‫- مامان!
‫- که بتونه تو رو تا محراب عروسی همراهی کنه؟

167
00:09:03,250 --> 00:09:05,666
‫راستش، با شرلوک صحبت کردم...

168
00:09:08,625 --> 00:09:09,750
‫ببین!

169
00:09:11,125 --> 00:09:13,416
‫و اون قبول کرد که این کار رو بکنه.

170
00:09:13,500 --> 00:09:14,500
‫- واقعاً؟
‫- آره.

171
00:09:14,625 --> 00:09:16,000
‫تبریک می‌گم.

172
00:09:16,541 --> 00:09:18,666
‫ولی خب، این کار رو با بداخلاقی تمام انجام می‌ده،

173
00:09:18,708 --> 00:09:22,625
‫و هیچ ظرافت و حس سرزندگی‌ای
‫توی چشماش نخواهید دید،

174
00:09:22,750 --> 00:09:25,250
‫ولی جز اون کسی رو ندارم، پس عالی می‌شه.

175
00:09:25,291 --> 00:09:28,125
‫البته همۀ فامیل‌های ارنست هم نمی‌تونن بیان.

176
00:09:28,250 --> 00:09:30,125
‫اون خیلی محبوبه، ولی...

177
00:09:30,166 --> 00:09:33,875
‫با توجه به تاریخچۀ خانواده،
‫حدس می‌زنم عروسی توی مالت برگزار می‌شه، نه؟

178
00:09:34,000 --> 00:09:34,958
‫مالت!

179
00:09:36,916 --> 00:09:37,583
‫مالت؟

180
00:09:37,666 --> 00:09:39,541
‫مامان، این ایده یهویی از کجا پیداش شد؟

181
00:09:39,625 --> 00:09:42,041
‫خب، داشتم با خانم‌ها چای می‌خوردم،

182
00:09:42,125 --> 00:09:45,125
‫و البته بحث عروسی، نقل مجلس بود.

183
00:09:47,291 --> 00:09:49,541
‫وقتی بحث رسید به محل برگزاری،

184
00:09:49,625 --> 00:09:52,791
‫یکی از خانم‌ها پرسید من و پیتر کجا ازدواج کردیم،

185
00:09:52,875 --> 00:09:55,250
‫و با خودم گفتم چه فکر بکری!

186
00:09:55,750 --> 00:09:56,625
‫مالت.

187
00:09:56,666 --> 00:09:58,916
‫چه راهی بهتر از این برای ادای احترام به پدرت؟

188
00:09:59,125 --> 00:10:01,791
‫- شرمنده.
‫- شوهرم خیلی راضی بود.

189
00:10:02,291 --> 00:10:05,000
‫دوران سربازی‌ش رو اونجا گذروند،
‫اونجا با هم آشنا شدیم،

190
00:10:05,041 --> 00:10:06,208
‫همون‌جا هم ازدواج کردیم.

191
00:10:06,250 --> 00:10:09,491
‫و ارنست هم عاشق تابستون‌های دوران بچگی‌ش بود
‫که اونجا می‌گذروند.

192
00:10:09,541 --> 00:10:10,583
‫آره.

193
00:10:10,666 --> 00:10:14,250
‫البته اگه دلت می‌خواد جای دیگه‌ای باشه،
‫این حق مسلّم عروسه.

194
00:10:20,750 --> 00:10:23,041
‫عروسیم توی مالت؟

195
00:10:23,541 --> 00:10:25,000
‫کلی سؤال تو سرم بود.

196
00:10:25,500 --> 00:10:27,500
‫توی یه عروسی مالتی چی باید پوشید؟

197
00:10:28,291 --> 00:10:29,950
‫اصلاً من کسی رو توی مالت می‌شناسم؟

198
00:10:30,000 --> 00:10:31,491
‫احتمالاً این شنبه وقت‌تون آزاد باشه.

199
00:10:31,541 --> 00:10:32,625
‫این شنبه وقت دارین؟

200
00:10:32,750 --> 00:10:35,375
‫وانمود کنید مادرِ مادرِ مادربزرگم هستید.

201
00:10:35,500 --> 00:10:38,250
‫مهم‌تر از همه، شرلوک از کجا قبل از من خبر داشت؟

202
00:10:38,375 --> 00:10:40,125
‫و چرا انقدر نگران بود؟

203
00:10:40,250 --> 00:10:41,950
‫دقت کن، انولا.

204
00:10:42,000 --> 00:10:43,866
‫مامانم در مورد اونجا، این چیزا رو بهم یاد داده:

205
00:10:43,916 --> 00:10:46,250
‫گرچه مالت فقط یه نقطه کوچیک در دریای مدیترانه‌ست،

206
00:10:46,375 --> 00:10:48,875
‫ولی به‌خاطر اهمیت استراتژیکش،

207
00:10:48,916 --> 00:10:51,375
‫مورد هجوم فنیقی‌ها، رومی‌ها...

208
00:10:51,416 --> 00:10:53,166
‫و حتی ناپلئون قرار گرفته.

209
00:10:53,250 --> 00:10:54,450
‫از سال ۱۸۱۴،

210
00:10:54,500 --> 00:10:57,750
‫این جزیره تحت کنترل نظامی امپراتوری بریتانیاست.

211
00:10:57,833 --> 00:10:58,666
‫سلام.

212
00:10:58,708 --> 00:10:59,408
‫ببخشید، خانم.

213
00:10:59,458 --> 00:11:00,125
‫[زنده‌باد ملکه]

214
00:11:00,750 --> 00:11:03,250
‫تا به خودم اومدم، روز عروسی رسید.

215
00:11:03,750 --> 00:11:05,583
‫این‌طوری شد که یهویی دیدیم...

216
00:11:05,625 --> 00:11:08,375
‫توی یه سالن پر از آدمای مهم و سرشناس هستیم.

217
00:11:08,500 --> 00:11:12,416
‫خانوادۀ اون، از اینکه وایکانت جوان
‫بالأخره یه عروس انتخاب کرده بود خوشحال بودن،

218
00:11:12,500 --> 00:11:13,541
‫و خانوادۀ من،

219
00:11:13,625 --> 00:11:16,875
‫خب، یه‌کم رفتارشون پیچیده‌تر بود.

220
00:11:17,500 --> 00:11:21,041
‫دیگه کسی از خانواده‌تون نتونست به جشن عروسی بیاد؟

221
00:11:21,541 --> 00:11:22,666
‫نه.

222
00:11:22,750 --> 00:11:23,750
‫اوه.

223
00:11:26,750 --> 00:11:28,125
‫خانم‌ها و آقایان،

224
00:11:28,250 --> 00:11:31,291
‫به‌عنوان فرماندار بریتانیایی این منطقۀ زیبا،

225
00:11:31,375 --> 00:11:34,625
‫باعث افتخارمه که از مدافع بزرگمون،

226
00:11:34,666 --> 00:11:37,116
‫سرتیپ سمپسون دعوت کنم تا یه سخنرانی برامون بکنن.

227
00:11:37,166 --> 00:11:38,416
‫جناب سرتیپ!

228
00:11:38,916 --> 00:11:40,375
‫الان می‌بینیش. آدم فوق‌العاده‌ایه.

229
00:11:40,416 --> 00:11:42,500
‫ممنون از همگی. ممنونم. آممم...

230
00:11:43,000 --> 00:11:44,666
‫به‌عنوان پدرخواندۀ داماد،

231
00:11:44,750 --> 00:11:49,000
‫مایۀ افتخار و خوشحالیمه که سخنرانی امشب رو می‌کنم.

232
00:11:49,125 --> 00:11:51,916
‫خب، دوست من، لرد تیوکسبری،

233
00:11:52,416 --> 00:11:53,416
‫پیتر،

234
00:11:53,750 --> 00:11:54,875
‫یه پدر سربلند بود،

235
00:11:55,000 --> 00:11:58,666
‫و می‌دونست که پسرش پتانسیل اینو داره
‫که مَرد بشه.

236
00:11:58,750 --> 00:12:00,916
‫و چیزی که ارنست از زمان ورودش...

237
00:12:01,000 --> 00:12:03,375
‫به مجلس اعیان، به ما نشون داده

238
00:12:03,500 --> 00:12:05,625
‫استعداد درخشانش بوده.

239
00:12:06,166 --> 00:12:08,958
‫یه جوان انقلابی که حاضره دوشادوشِ

240
00:12:09,041 --> 00:12:11,500
‫افراد ضعیف‌تر و کم‌بضاعت‌تر بایسته

241
00:12:11,541 --> 00:12:15,416
‫و اونا رو تقریباً با خودش برابر ببینه.

242
00:12:16,000 --> 00:12:19,000
‫که شاید دلیل انتخاب این عروس هم همین باشه.

243
00:12:22,625 --> 00:12:23,750
‫شوخی کردم.

244
00:12:23,791 --> 00:12:25,916
‫ببخشید، شوخی کردم.

245
00:12:26,500 --> 00:12:29,041
‫بله ایشون دختر خانم بسیار فوق‌العاده‌ای هستن.

246
00:12:29,125 --> 00:12:30,750
‫پسرخواندۀ من هم همین‌طور،

247
00:12:30,791 --> 00:12:33,666
‫یه آقا پسر فوق‌العاده‌ست.

248
00:12:34,375 --> 00:12:36,041
‫چه زوج بی‌نظیری می‌شن.

249
00:12:39,375 --> 00:12:41,000
‫خانم‌ها و آقایان،

250
00:12:41,041 --> 00:12:43,125
‫لطفاً از جاتون برخیزید.

251
00:12:43,708 --> 00:12:44,833
‫با اجازه.

252
00:12:44,916 --> 00:12:45,916
‫به افتخارِ...

253
00:12:46,041 --> 00:12:47,916
‫ببخشید، نمی‌دونم چرا این چیزا رو گفت.

254
00:12:48,041 --> 00:12:49,208
‫...این زوج خوشبخت.

255
00:12:49,291 --> 00:12:50,791
‫- زوج خوشبخت.
‫- زوج خوشبخت.

256
00:13:03,458 --> 00:13:04,583
‫شرلوک!

257
00:13:05,458 --> 00:13:06,833
‫کجا بودی؟

258
00:13:07,500 --> 00:13:09,083
‫به تو ربطی نداره.

259
00:13:09,208 --> 00:13:10,833
‫توی مالت چی‌کار داری؟

260
00:13:10,958 --> 00:13:13,458
‫پروندۀ جدیدته؟ اگه این‌طوره، چرا به من نگفتی؟

261
00:13:13,500 --> 00:13:15,033
‫اون مَردی که زیر نظر گرفته بودی کی بود؟

262
00:13:15,083 --> 00:13:16,833
‫انولا، من خسته‌ام.

263
00:13:16,916 --> 00:13:18,458
‫یا صرفاً داری خودت رو سرگرم می‌کنی

264
00:13:18,500 --> 00:13:21,908
‫تا از کلافگیِ تماشای تعهد خواهرت به
‫چیزی که توش نقشی نداری، فرار کنی؟

265
00:13:21,958 --> 00:13:26,750
‫- عه، پس الان منم که دنبال سرگرمی‌ام؟
‫- داری قضاوت می‌کنی.

266
00:13:27,250 --> 00:13:28,408
‫اونم خیلی تابلو!

267
00:13:28,458 --> 00:13:30,208
‫بهت حق می‌دم.

268
00:13:30,250 --> 00:13:33,125
‫اگه منم جای تو بودم، خودمو یه‌جوری سرگرم می‌کردم.

269
00:13:35,083 --> 00:13:37,458
‫چرا داری آزادی‌ت رو دو دستی تقدیم این آدما می‌کنی؟

270
00:13:37,500 --> 00:13:40,375
‫من آزادی‌م رو تقدیم کسی نمی‌کنم.
‫فقط دارم با یه لرد ازدواج می‌کنم.

271
00:13:40,416 --> 00:13:43,916
‫- می‌دونستم قراره چی بشه.
‫- چی باعث شد که انقدر قابل‌پیش‌بینی بشی؟

272
00:13:43,958 --> 00:13:45,700
‫طبیعیه که تو نتونی عشق رو درک کنی.

273
00:13:45,750 --> 00:13:47,916
‫ازدواج برای آدمای باهوشی مثل تو
‫چه فایده‌ای داره؟

274
00:13:47,958 --> 00:13:49,375
‫فامیلی‌ت رو از دست می‌دی.

275
00:13:49,416 --> 00:13:51,783
‫- و موقعیتت رو به‌عنوان یه کارآگاه!
‫- من به کارم ادامه می‌دم.

276
00:13:51,833 --> 00:13:54,083
‫القاب و سنّت‌هایی رو می‌پذیری
‫که اصلاً درکی ازشون نداری.

277
00:13:54,208 --> 00:13:56,958
‫نه. تو بهتر از این حرف‌هایی.

278
00:13:58,500 --> 00:13:59,708
‫تو یه هولمزی.

279
00:14:02,833 --> 00:14:04,708
‫حالا اون فامیلی چه فایده‌ای داره؟

280
00:14:06,125 --> 00:14:07,208
‫پدرم که مُرده.

281
00:14:07,333 --> 00:14:09,083
‫برادر بزرگم که حوصله‌سربره.

282
00:14:09,208 --> 00:14:11,958
‫مامانم مثل یه دینامیته که خیلی وقته منفجر شده.

283
00:14:12,083 --> 00:14:14,333
‫و تنها چیزی که برام مونده تویی.

284
00:14:15,000 --> 00:14:17,125
‫و اگه این روشِ تو برای برادری کردنه،

285
00:14:17,958 --> 00:14:20,500
‫پس ترجیح می‌دم فامیلی‌م رو برای همیشه از دست بدم.

286
00:14:24,208 --> 00:14:25,708
‫داری احساسی عمل می‌کنی.

287
00:14:34,875 --> 00:14:36,958
‫می‌فهمم که ناراحتی،

288
00:14:37,708 --> 00:14:39,458
‫ولی منم حق دارم.

289
00:14:40,458 --> 00:14:42,583
‫به بدترین شکل ممکن به خودت لطمه زدی.

290
00:14:42,625 --> 00:14:44,583
‫من اون‌قدر از جامعه نمی‌ترسم

291
00:14:44,625 --> 00:14:46,750
‫که بعضی وقتا طبق میلش رفتار نکنم.

292
00:14:47,333 --> 00:14:50,250
‫تیوکسبری باید ازدواج کنه. پس منم...
‫منم باید ازدواج کنم...

293
00:14:50,333 --> 00:14:52,041
‫که هر چی بهت گفتن گوش کنی؟

294
00:14:52,625 --> 00:14:53,625
‫بله دیگه.

295
00:14:55,958 --> 00:14:59,125
‫تو یه خوک کثیفی، شرلوک هولمز.

296
00:15:00,000 --> 00:15:02,333
‫این خوک کثیف یه‌کم آرامش و سکوت نیاز داره.

297
00:15:04,083 --> 00:15:06,750
‫اون آخرین باری بود که دیدمش.

298
00:15:07,500 --> 00:15:08,833
‫ولی شرلوک هولمز

299
00:15:09,625 --> 00:15:10,833
‫دزدیده شده؟

300
00:15:13,333 --> 00:15:14,333
‫امکان نداره.

301
00:15:16,500 --> 00:15:18,125
‫نه‌تنها ممکنه،

302
00:15:19,333 --> 00:15:20,583
‫بلکه محتمل هم هست.

303
00:15:22,875 --> 00:15:24,583
‫- جالبه.
‫- چی‌ش جالبه؟

304
00:15:25,833 --> 00:15:27,583
‫اتاق زیر و رو شده.

305
00:15:28,958 --> 00:15:29,958
‫خب،

306
00:15:30,625 --> 00:15:32,333
‫به نظر من که کاملاً عادیه.

307
00:15:32,375 --> 00:15:34,333
‫به لباس‌هاش دست نزدن،

308
00:15:34,458 --> 00:15:37,500
‫پس هر کی این کار رو کرده می‌دونسته که
‫شرلوک به لباس‌هاش اهمیتی نمی‌ده،

309
00:15:37,583 --> 00:15:40,875
‫که یعنی هر کی بوده برادرم رو تا حدی می‌شناخته.

310
00:15:45,083 --> 00:15:46,125
‫گرمه.

311
00:15:47,250 --> 00:15:49,333
‫همین چند ساعت اخیر بردنش.

312
00:15:51,125 --> 00:15:53,750
‫تنباکوی بریستول می‌کشیده.

313
00:15:53,833 --> 00:15:55,625
‫تنباکوی همیشگی‌ش نیست.

314
00:15:56,708 --> 00:15:57,958
‫دفترچه‌هاش.

315
00:16:02,708 --> 00:16:04,500
‫یه کد آزمایشی.

316
00:16:07,833 --> 00:16:09,208
‫رمزگشایی‌ش می‌کنم.

317
00:16:09,958 --> 00:16:12,708
‫- اینجا داشتین روی چه پرونده‌ای کار می‌کردین؟
‫- توی مالت؟

318
00:16:13,208 --> 00:16:15,250
‫هیچ پرونده‌ای. ما برای عروسیِ تو اومدیم.

319
00:16:15,333 --> 00:16:18,333
‫ولی دیشب توی مهمونی، داشت یکی رو می‌پایید.

320
00:16:18,833 --> 00:16:20,083
‫پرونده؟

321
00:16:20,583 --> 00:16:23,625
‫- چه پرونده‌ای؟ چرا من خبر نداشتم...
‫- وایستا.

322
00:16:34,458 --> 00:16:37,625
‫یه هولمز بدون به‌جا گذاشتنِ سرنخ
‫برای یه هولمز دیگه، غیبش نمی‌زنه.

323
00:16:38,375 --> 00:16:40,458
‫کارآگاه‌های دیگه هم شاید وقت خالی داشته باشن.

324
00:16:40,708 --> 00:16:44,083
‫برادرم یه جایی یه ردّی از خودش به‌جا گذاشته.

325
00:16:44,125 --> 00:16:45,250
‫اگه نذاشته باشه چی؟

326
00:16:45,333 --> 00:16:47,458
‫پس تو اصلاً برادر من رو نمی‌شناسی.

327
00:16:49,833 --> 00:16:51,500
‫منم نگرانشم.

328
00:16:52,708 --> 00:16:53,708
‫می‌دونم.

329
00:16:54,958 --> 00:16:55,958
‫معذرت می‌خوام.

330
00:16:57,000 --> 00:16:59,500
‫می‌دونم ترسیدی. جفتمون ترسیدیم.

331
00:17:00,208 --> 00:17:03,375
‫شک ندارم که شرلوک شک داشته من می‌فهمم یا نه

332
00:17:03,458 --> 00:17:05,416
‫ولی حتماً یه چیزی برام گذاشته.

333
00:17:08,500 --> 00:17:09,958
‫بیا بگردیم.

334
00:17:24,875 --> 00:17:27,208
‫خ... و...

335
00:17:28,208 --> 00:17:29,208
‫س...

336
00:17:30,500 --> 00:17:32,458
‫ت...
‫(خوست)

337
00:17:33,333 --> 00:17:34,333
‫خوست؟

338
00:17:36,083 --> 00:17:37,541
‫آره. اون اسم یکی از شهرهای...

339
00:17:37,583 --> 00:17:38,833
‫افغانستان‌ها؟ آره.

340
00:17:39,625 --> 00:17:40,583
‫[خوست]

341
00:17:40,875 --> 00:17:42,875
‫- کجا داری اینو می‌بینی؟
‫- روی آینه.

342
00:17:43,208 --> 00:17:45,125
‫- روی آینه؟
‫- اوهوم.

343
00:17:45,958 --> 00:17:48,375
‫نکنه صرفاً آثار درگیری باشن؟

344
00:17:52,125 --> 00:17:53,958
‫نه، این کد مورسه.

345
00:17:56,333 --> 00:17:57,333
‫شاید...

346
00:17:57,875 --> 00:17:59,583
‫وقتی داشتن می‌بردنش،

347
00:18:00,208 --> 00:18:03,708
‫روی زمین کشیدنش و اینو برامون به‌جا گذاشته.

348
00:18:08,125 --> 00:18:09,208
‫خوست؟

349
00:18:14,583 --> 00:18:15,708
‫آه.

350
00:18:18,750 --> 00:18:20,125
‫دارن برمی‌گردن.

351
00:18:20,708 --> 00:18:22,250
‫مهمون‌های عروسی رو می‌گم.

352
00:18:33,708 --> 00:18:34,958
‫نه، اون باید درک کنه.

353
00:18:35,041 --> 00:18:36,416
‫برو بریم.

354
00:18:36,958 --> 00:18:38,083
‫انتظارش می‌رفت!

355
00:18:44,541 --> 00:18:45,416
‫عجب رویی داره.

356
00:18:45,458 --> 00:18:46,791
‫واقعاً خجالت‌آوره.

357
00:18:46,916 --> 00:18:49,708
‫الان منفورترین آدم توی مالتم.

358
00:18:50,708 --> 00:18:51,833
‫کاملاً قابل درکه.

359
00:18:52,333 --> 00:18:55,833
‫ولی وقتی بهش بگم شرلوک گم شده، درک می‌کنه.

360
00:19:06,208 --> 00:19:09,333
‫هر سرنخی گیر آوردی رو دنبال کن.

361
00:19:14,583 --> 00:19:16,666
‫تیوکسبری درک می‌کنه.

362
00:19:16,708 --> 00:19:17,708
‫البته امیدوارم.

363
00:19:17,791 --> 00:19:19,875
‫ولی نمی‌تونم بذارم اون یارو در بره.

364
00:19:20,708 --> 00:19:22,541
‫این یه سرنخه. همون‌طور که مامانم بهم یاد داد،

365
00:19:22,583 --> 00:19:25,166
‫وقتی داری یه معما رو حل می‌کنی،
‫باید سرنخ رو بگیری و بری جلو.

366
00:19:28,708 --> 00:19:30,166
‫دارم دیوونه می‌شم.

367
00:19:32,041 --> 00:19:33,166
‫بذارید رد شم!

368
00:19:33,666 --> 00:19:34,666
‫نه، صبر کن!

369
00:19:36,583 --> 00:19:37,583
‫آقا!

370
00:19:38,916 --> 00:19:40,166
‫خیلی ببخشید!

371
00:19:40,791 --> 00:19:42,000
‫- برو کنار!
‫- وایستا!

372
00:19:42,041 --> 00:19:43,041
‫ببخشید!

373
00:19:48,041 --> 00:19:49,166
‫شرمنده!

374
00:19:49,291 --> 00:19:50,291
‫جلوشو بگیرید!

375
00:19:52,708 --> 00:19:53,833
‫عذر می‌خوام!‌

376
00:19:55,916 --> 00:19:56,866
‫راه رو باز کنید!

377
00:19:56,916 --> 00:19:57,958
‫راه رو باز کنید!

378
00:20:10,375 --> 00:20:11,375
‫آقا!

379
00:20:11,875 --> 00:20:14,833
‫منو ببین. می‌رم برات کمک بیارم.
‫خواهش می‌کنم، فقط اسمت رو بهم بگو.

380
00:20:15,750 --> 00:20:18,750
‫- برادرم کجاست؟ برادرم کجاست؟
‫- «راث».

381
00:20:19,291 --> 00:20:20,291
‫راث؟

382
00:20:20,875 --> 00:20:21,741
‫«راث» چیه؟

383
00:20:21,791 --> 00:20:23,375
‫راث.

384
00:20:27,041 --> 00:20:30,125
‫«راث» چیه؟ آقا، چشمات رو باز کن!

385
00:20:30,625 --> 00:20:32,291
‫چشمات رو باز کن. «راث» چیه؟

386
00:20:38,375 --> 00:20:40,500
‫خواهش می‌کنم! یکی کمک کنه!

387
00:20:43,000 --> 00:20:44,500
‫دنبال چیزی بگرد که وجود داره،

388
00:20:45,291 --> 00:20:47,166
‫نه چیزی که دلت می‌خواد وجود داشته باشه.

389
00:20:47,875 --> 00:20:49,416
‫به‌زودی حقیقت رو می‌فهمی.

390
00:20:55,083 --> 00:20:56,666
‫[شرلوک رو دزدیدن]

391
00:20:56,708 --> 00:20:57,491
‫[چرا الان؟]

392
00:20:57,541 --> 00:20:58,708
‫[چرا توی مالت؟]

393
00:20:58,750 --> 00:20:59,875
‫برادرم گم شده،

394
00:20:59,916 --> 00:21:02,283
‫و مَردی که تعقیبش می‌کرد، مُرده.
‫[خوست]

395
00:21:02,333 --> 00:21:03,125
‫[ابریشم]

396
00:21:03,500 --> 00:21:06,416
‫چرا شرلوک به اون گروهبان مشکوک شد؟

397
00:21:07,041 --> 00:21:08,125
‫چرا کشته شد؟

398
00:21:08,250 --> 00:21:09,375
‫راث.
‫[راث]

399
00:21:09,875 --> 00:21:11,583
‫و کی کُشتش؟

400
00:21:11,666 --> 00:21:13,125
‫همه‌شون به هم ربط دارن.

401
00:21:13,250 --> 00:21:15,791
‫ولی فعلاً ربطشون رو نمی‌دونم.

402
00:21:15,875 --> 00:21:17,491
‫تنها سرنخی که دارم، دوتا کلمه‌ست.

403
00:21:17,541 --> 00:21:18,575
‫[خوست - راث]

404
00:21:18,625 --> 00:21:20,375
‫«خوست» رو که می‌دونیم چیه.

405
00:21:20,916 --> 00:21:22,500
‫ولی «راث» چطور؟

406
00:21:23,125 --> 00:21:24,750
‫یه مکان دیگه‌ست؟

407
00:21:24,791 --> 00:21:26,000
‫یه آدمه؟

408
00:21:26,500 --> 00:21:28,375
‫شاید شرلوک می‌دونسته.

409
00:21:29,250 --> 00:21:30,416
‫یادداشت‌هاش!

410
00:21:31,875 --> 00:21:34,208
‫طبق معمول، رمزی نوشته‌شون.

411
00:21:34,625 --> 00:21:37,041
‫خب، یادت رفته که منم با رمزنگاری بزرگ شدم؟

412
00:21:39,291 --> 00:21:41,416
‫دوتا کلمۀ پنج حرفی.

413
00:21:42,041 --> 00:21:47,250
‫حرف چهارم توی کلمۀ اول
‫با حرف آخر توی کلمۀ دوم یکیه.

414
00:21:50,750 --> 00:21:52,500
‫خوست. راث.

415
00:22:16,083 --> 00:22:17,958
‫- آخ!
‫- ای وای!

416
00:22:18,250 --> 00:22:19,500
‫تیوکسبری!

417
00:22:19,875 --> 00:22:22,208
‫- خدای من، انولا!
‫- وای!

418
00:22:22,708 --> 00:22:25,458
‫- حتی در نزده بودم، اون‌وقت تو...
‫- می‌فهمم. ولی سایۀ ترسناکی بود.

419
00:22:25,583 --> 00:22:26,958
‫داره خون میاد؟

420
00:22:27,000 --> 00:22:29,208
‫- آره، خیلی زیاد.
‫- خداوکیلی...

421
00:22:29,333 --> 00:22:30,533
‫- می‌شه ببینمش؟
‫- نه، فقط...

422
00:22:30,583 --> 00:22:31,250
‫شکسته؟

423
00:22:31,291 --> 00:22:33,791
‫- نه، فقط بذار...
‫- اگه بینی‌ت رو تکون بدی...

424
00:22:33,833 --> 00:22:34,833
‫هیس!

425
00:22:37,041 --> 00:22:38,458
‫بمیرم برای بینی‌ت.

426
00:22:40,458 --> 00:22:42,541
‫- می‌ذاری یه نگاه به بینی‌ت بندازم؟ لطفاً!
‫- اوه.

427
00:22:43,083 --> 00:22:44,083
‫این خون خودته؟

428
00:22:45,083 --> 00:22:46,291
‫- نه.
‫- انولا.

429
00:22:46,333 --> 00:22:48,916
‫- نه، خون یه نفر دیگه‌ست.
‫- خب خوبه.

430
00:22:49,666 --> 00:22:51,908
‫هر کی دیگه بود،
‫از شنیدنِ این جمله وحشت می‌کردم.

431
00:22:51,958 --> 00:22:53,500
‫ولی چون تویی، خیالم راحت شد.

432
00:22:58,416 --> 00:23:00,458
‫- خب؟
‫- شرلوک گم شده.

433
00:23:00,541 --> 00:23:01,541
‫آره شنیدم.

434
00:23:01,958 --> 00:23:03,541
‫و من ترسیدم.

435
00:23:14,291 --> 00:23:16,666
‫تصور نمی‌کردم این لحظات رو
‫این‌طوری بگذرونیم.

436
00:23:19,708 --> 00:23:22,208
‫راستش، امروز رو کلاً این‌طوری تصور نمی‌کردم.

437
00:23:24,166 --> 00:23:25,666
‫داشتم می‌اومدم پیش تو.

438
00:23:26,333 --> 00:23:30,291
‫داشتم با سرعت می‌اومدم، که دکتر واتسون افتاد دنبالم.

439
00:23:30,416 --> 00:23:32,791
‫فکر کردم راهزنه،
‫برای همین خواستم بهش شلیک کنم،

440
00:23:32,833 --> 00:23:34,250
‫دلیل وضعیت لباسمم همینه...

441
00:23:34,291 --> 00:23:36,375
‫بذار برای یه‌بارم که شده من کارآگاه‌بازی دربیارم.

442
00:23:38,208 --> 00:23:40,166
‫چرا داشتی با سرعت می‌اومدی؟

443
00:23:40,208 --> 00:23:41,375
‫که بیام پیش تو.

444
00:23:41,416 --> 00:23:42,791
‫همون‌موقع هم دیر کرده بودی.

445
00:23:44,583 --> 00:23:45,666
‫توی عروسی خودت!

446
00:23:47,791 --> 00:23:51,166
‫شک و تردیدت در مورد این قضیه از خیلی وقت پیش معلوم بود.

447
00:23:51,958 --> 00:23:53,325
‫- تیوکسبری...
‫- نه، وایستا.

448
00:23:53,375 --> 00:23:57,791
‫بابت هر ناراحتی‌ای که
‫من باعث و بانی‌ش شدم، معذرت می‌خوام.

449
00:24:01,041 --> 00:24:03,916
‫از ته دل امیدوارم بتونی برادرت رو پیدا کنی.

450
00:24:05,541 --> 00:24:06,541
‫مطمئنم که می‌تونی.

451
00:24:22,000 --> 00:24:25,500
‫شاید حق با مامانم بوده.
‫تقدیر من اینه که تنها باشم.

452
00:24:26,250 --> 00:24:28,875
‫تنهایی از پس همه‌چی برمیای، انولا.

453
00:24:32,416 --> 00:24:35,375
‫اولش که رسیده بودیم این شهر،
‫تیوکسبری من رو آورد اینجا.

454
00:24:38,000 --> 00:24:40,541
‫من و پدرم همۀ تابستون‌ها رو اینجا می‌گذروندیم.

455
00:24:42,375 --> 00:24:44,291
‫- اون غار رو می‌بینی؟
‫- آره.

456
00:24:44,375 --> 00:24:47,791
‫وقتی بچه بودم بهم گفت
‫یه گنج اونجا پنهان شده.

457
00:24:48,875 --> 00:24:51,500
‫برای همین هر تابستون
‫ازش می‌خواستم منو ببره توی اون غار،

458
00:24:51,541 --> 00:24:53,041
‫و کبریت روشن می‌کردیم.

459
00:24:53,125 --> 00:24:57,750
‫با هم می‌رفتیم توی تاریکی، و ادای دزدهای دریایی
‫یا یه همچین چیزی رو درمی‌آوردیم.

460
00:24:57,791 --> 00:24:59,125
‫بیا بریم، رفیق.

461
00:24:59,250 --> 00:25:02,875
‫کامل یادمه که قلبم چقدر تند می‌زد.

462
00:25:03,500 --> 00:25:07,541
‫واقعاً فکر می‌کردم احتمال داره
‫یه صندوقچه‌ای چیزی پیدا کنیم.

463
00:25:08,333 --> 00:25:10,708
‫ولی عاشق داستان‌هاش بودم.

464
00:25:11,166 --> 00:25:12,250
‫آره.

465
00:25:13,750 --> 00:25:16,750
‫لحظاتی که اینجا می‌گذروندم،
‫از شادترین لحظات زندگی‌م بودن.

466
00:25:23,000 --> 00:25:24,750
‫قصد نداشتم دلش رو بشکنم.

467
00:25:27,875 --> 00:25:30,250
‫نمی‌دونم می‌تونم این پرونده رو حل کنم یا نه.

468
00:25:32,250 --> 00:25:36,916
‫ولی اگه این آدم، هر کی که هست،
‫حاضره برای پنهان کردنِ هویتش یه نفر رو بکُشه...

469
00:25:41,666 --> 00:25:44,000
‫با برادرم چی‌کار می‌کنه؟

470
00:26:13,791 --> 00:26:14,875
‫آتیش!

471
00:26:16,375 --> 00:26:17,625
‫نه!

472
00:26:21,500 --> 00:26:23,750
‫تیوکسبری! تیوکسبری!

473
00:26:24,416 --> 00:26:26,750
‫- تیوکسبری کجاست؟
‫- اون... اون رفت تو!

474
00:26:26,791 --> 00:26:28,875
‫- نه!
‫- داشت دنبال مادرش می‌گشت!

475
00:26:28,916 --> 00:26:31,291
‫سعی کردیم جلوشو بگیریم ولی نشد!

476
00:26:32,916 --> 00:26:34,625
‫انولا، وایستا!

477
00:26:44,916 --> 00:26:47,125
‫مادر! اونجایی؟

478
00:26:47,250 --> 00:26:49,375
‫- تیوکسبری!
‫- من اینجام!

479
00:26:53,750 --> 00:26:55,125
‫کجایی؟

480
00:27:03,791 --> 00:27:05,000
‫مادر!

481
00:27:05,708 --> 00:27:06,875
‫مادر!

482
00:27:10,791 --> 00:27:12,000
‫مادر!

483
00:27:16,125 --> 00:27:17,750
‫- مادر!
‫- تیوکسبری!

484
00:27:20,166 --> 00:27:21,666
‫تیوکسبری!

485
00:27:22,833 --> 00:27:26,291
‫تیوکسبری. باید بریم. اون اینجا نیست.

486
00:27:26,416 --> 00:27:28,458
‫- هیچ‌کس ندیدتش.
‫- باید بریم، خواهش می‌کنم.

487
00:27:28,541 --> 00:27:30,416
‫نه. مادر!

488
00:27:31,791 --> 00:27:34,416
‫تیوکسبری، وقتی اومدی تو در رو شکستی؟

489
00:27:34,458 --> 00:27:35,583
‫نه، نشکستم.

490
00:27:38,791 --> 00:27:39,458
‫تیوکسبری.

491
00:27:39,500 --> 00:27:41,583
‫- مادر!
‫- تیوکسبری، منو ببین.

492
00:27:41,625 --> 00:27:43,166
‫- دزدیدنش.
‫- چی؟

493
00:27:43,250 --> 00:27:45,750
‫باید بریم. همین الان باید بریم.

494
00:27:45,875 --> 00:27:46,875
‫تو رو خدا!

495
00:27:48,208 --> 00:27:49,625
‫مادر!

496
00:27:50,875 --> 00:27:52,000
‫نفس عمیق.

497
00:27:57,000 --> 00:27:58,041
‫دوباره.

498
00:27:59,666 --> 00:28:00,666
‫یکی دیگه.

499
00:28:03,625 --> 00:28:04,750
‫هوم.

500
00:28:04,875 --> 00:28:05,875
‫خب،

501
00:28:06,666 --> 00:28:09,375
‫به نظر خوب میای،
‫هرچند شاید خودت این حس رو نداشته باشی.

502
00:28:10,916 --> 00:28:13,041
‫آخه چرا باید مامانشو بدزدن؟

503
00:28:18,791 --> 00:28:20,500
‫دکتر واتسون،

504
00:28:21,500 --> 00:28:22,875
‫اگه برادرم بود چی‌کار می‌کرد؟

505
00:28:24,125 --> 00:28:25,625
‫- نفس عمیق.
‫- آخ!

506
00:28:25,708 --> 00:28:27,625
‫من دکترم. کارآگاه که نیستم.

507
00:28:28,375 --> 00:28:30,916
‫می‌دونی، روزهای اولی که هم‌خونه شده بودیم،

508
00:28:31,166 --> 00:28:34,250
‫اون نمی‌دونست من چه‌جور آدمی‌ام،
‫فکرش رو بکن!

509
00:28:35,000 --> 00:28:36,616
‫ولی من دلم می‌خواست با هم دوست باشیم،

510
00:28:36,666 --> 00:28:39,000
‫برای همین هر روز موقع چای،
‫یه سینی آماده می‌کردم

511
00:28:39,750 --> 00:28:42,875
‫و ازش می‌پرسیدم پروندۀ جدیدش چطور پیش می‌ره.

512
00:28:44,666 --> 00:28:46,125
‫و هر روز...

513
00:28:46,250 --> 00:28:47,916
‫نمی‌دونست چه واکنشی باید نشون بده.

514
00:28:48,375 --> 00:28:52,000
‫انگار که یه فنجون چای،
‫مثل تفنگ روی شقیقه‌ش بود.

515
00:28:53,041 --> 00:28:57,375
‫اون فقط... نمی‌تونست...
‫نمی‌تونست درک کنه چرا من کنجکاوم.

516
00:28:59,166 --> 00:29:00,875
‫و من هر روز تلاشم رو می‌کردم.

517
00:29:01,875 --> 00:29:05,750
‫بالأخره با خودم گفتم:
‫«داری اذیتش می‌کنی، جان. ول کن.»

518
00:29:07,041 --> 00:29:11,250
‫و بعد یه روز، کنار شومینه نشسته بودم و
‫داشتم کارهای خودم رو تموم می‌کردم،

519
00:29:11,750 --> 00:29:14,541
‫که با چای سر و کله‌ش پیدا شد.

520
00:29:16,041 --> 00:29:17,708
‫چای افتضاحی بود.

521
00:29:19,625 --> 00:29:21,666
‫آممم... آره. زیاد توش شیر می‌ریزه.

522
00:29:21,750 --> 00:29:23,125
‫خیلی زیاد!

523
00:29:24,875 --> 00:29:29,000
‫ولی نِشست، و برای اولین بار،
‫دربارۀ پرونده‌ش بهم توضیح داد

524
00:29:29,125 --> 00:29:32,000
‫و من ناخودآگاه جذب داستانش شدم.

525
00:29:32,125 --> 00:29:33,250
‫بهت چی گفت؟

526
00:29:33,375 --> 00:29:36,875
‫خب، اینو فقط من و اون و دفترچه‌ خاطراتم می‌دونیم.

527
00:29:43,166 --> 00:29:44,125
‫ولی...

528
00:29:46,000 --> 00:29:47,125
‫ازم پرسیدی

529
00:29:48,416 --> 00:29:51,375
‫اگه شرلوک اینجا بود چی می‌گفت.

530
00:29:54,750 --> 00:29:55,875
‫اون اینجا نیست.

531
00:29:57,041 --> 00:29:58,041
‫ولی تو هستی.

532
00:29:59,750 --> 00:30:02,000
‫به نظر اون، هوش تو در حد خودشه.

533
00:30:02,500 --> 00:30:04,750
‫دکتر عزیز، امیدوارم حق با اون باشه.

534
00:30:14,250 --> 00:30:15,416
‫سعی خودت رو بکن، انولا.

535
00:30:16,500 --> 00:30:17,625
‫باهاش حرف بزن.

536
00:30:29,250 --> 00:30:30,250
‫سلام.

537
00:30:36,000 --> 00:30:38,541
‫فکر می‌کنی همون آدمایی بودن که شرلوک رو دزدیدن؟

538
00:30:38,625 --> 00:30:40,250
‫مطمئنم.

539
00:30:41,500 --> 00:30:42,916
‫آخه چرا باید مادر من رو بدزدن؟

540
00:30:43,000 --> 00:30:45,625
‫نمی‌دونم. ولی ته و توی قضیه رو درمیارم.

541
00:30:45,666 --> 00:30:49,750
‫می‌دونم که می‌تونی پیداش کنی،
‫ولی مادرم توان و قوای شرلوک رو نداره.

542
00:30:49,875 --> 00:30:54,750
‫همیشه زندگی خیلی... راحتی داشته.

543
00:31:09,500 --> 00:31:10,666
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

544
00:31:13,250 --> 00:31:15,450
‫وقتی از پیشش رفتم...

545
00:31:15,500 --> 00:31:17,958
‫ساعت نُه بود. رفته بودم شب بخیر بگم.

546
00:31:18,500 --> 00:31:20,666
‫بهم دلداری داد.

547
00:31:20,750 --> 00:31:23,875
‫تا صبح حالت خیلی بهتر می‌شه.

548
00:31:25,083 --> 00:31:28,000
‫لباس‌خواب تنش بود، انولا.

549
00:31:34,583 --> 00:31:36,708
‫نمی‌تونم یه لحظه هم وقت رو تلف کنم.

550
00:31:37,458 --> 00:31:39,208
‫می‌رم از سرتیپ کمک بخوام.

551
00:31:44,333 --> 00:31:45,708
‫اگه برادرم بود چی می‌گفت؟

552
00:31:46,958 --> 00:31:50,958
‫یه خانم هیچ‌وقت اون ساعت
‫تنهایی از اتاقش بیرون نمی‌ره.

553
00:31:51,958 --> 00:31:53,500
‫حتماً رفته بخوابه.

554
00:31:58,250 --> 00:32:00,783
‫اون رو هم از اتاقش دزدیدن.

555
00:32:00,833 --> 00:32:03,166
‫با برگشتن به صحنۀ جرم ریسک بزرگی کردن.

556
00:32:03,750 --> 00:32:05,541
‫قضیۀ آتیش‌سوزی هم هست.

557
00:32:05,583 --> 00:32:10,625
‫یعنی واقعاً همزمان با
‫یه آدم‌ربا، قاتل، و آتش‌افروز طرفیم؟

558
00:32:10,750 --> 00:32:13,583
‫داری سؤال اشتباهی می‌پرسی. یه قدم برو عقب.

559
00:32:14,583 --> 00:32:17,000
‫چرا آدم‌ربا آتیش‌سوزی راه انداخته؟

560
00:32:17,083 --> 00:32:18,375
‫دقیقاً.

561
00:32:20,666 --> 00:32:23,375
‫این آدم‌ربا دنبال یه چیزی می‌گشته.

562
00:32:24,958 --> 00:32:27,708
‫ولی دنبال هر چی که بوده، پیداش نکرده.

563
00:32:30,833 --> 00:32:32,958
‫و وقتی نتونی چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی...

564
00:32:42,208 --> 00:32:44,958
‫همه‌چیز رو می‌سوزونی
‫تا دیگران هم پیداش نکنن.

565
00:32:45,708 --> 00:32:49,708
‫تمرکز کن، انولا.
‫شک نکن که داری برای نجات جون من تلاش می‌کنی.

566
00:32:49,750 --> 00:32:51,083
‫و احتمالاً جون خودت!

567
00:33:15,750 --> 00:33:16,750
‫مدال‌ها.

568
00:33:48,875 --> 00:33:49,833
‫تو کی هستی؟

569
00:33:49,875 --> 00:33:52,458
‫- هی، هی، هی، وایستا، وایستا. آروم باش.
‫- تو کی هستی؟

570
00:33:52,500 --> 00:33:53,625
‫چرا اومدی اینجا؟

571
00:33:53,708 --> 00:33:54,958
‫بهت نمی‌گم.

572
00:33:55,458 --> 00:33:57,125
‫- شرلوک هولمز کجاست؟
‫- من نمی‌دونم.

573
00:33:57,208 --> 00:33:58,958
‫- شرلوک هولمز کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

574
00:33:59,083 --> 00:34:01,083
‫- کجا بردیش؟
‫- من جایی نبردمش.

575
00:34:01,833 --> 00:34:03,708
‫مطمئن باش که دیگه هیچی برام مهم نیست.

576
00:34:03,750 --> 00:34:06,458
‫وایستا، وایستا، این کار حماقت محضه.

577
00:34:06,500 --> 00:34:08,958
‫نه، و تو احمق نیستی.

578
00:34:13,208 --> 00:34:15,125
‫ولی این حرکتت احمقانه بود.

579
00:34:16,333 --> 00:34:17,958
‫بیا.

580
00:34:32,833 --> 00:34:33,833
‫عه، عه، عه!

581
00:34:35,666 --> 00:34:36,450
‫تو...

582
00:34:36,500 --> 00:34:37,708
‫خانم. اوه!

583
00:34:38,333 --> 00:34:39,833
‫یا خدا، نه! آخ، آخ!

584
00:34:40,208 --> 00:34:41,458
‫باشه، باشه. من...

585
00:34:41,541 --> 00:34:44,208
‫من فکر می‌کنم برادرت رو
‫پروفسور «ادلین راث» دزدیده.

586
00:34:44,708 --> 00:34:45,833
‫راث.

587
00:34:45,875 --> 00:34:47,250
‫- اون کیه؟
‫- چی؟

588
00:34:47,333 --> 00:34:48,208
‫اون کجاست؟!

589
00:34:48,250 --> 00:34:49,958
‫ببین، من این‌مدت داشتم تعقیبت می‌کردم

590
00:34:50,083 --> 00:34:52,916
‫به این امید که تو از یه راهی که من نتونستم، پیداش کنی.

591
00:34:52,958 --> 00:34:54,908
‫اون مثل یه روحه، اونم از نوع بی‌رحمش.

592
00:34:54,958 --> 00:34:57,333
‫هر چی بگه فرماندار می‌گه چشم.

593
00:34:57,875 --> 00:35:01,741
‫یه سال پیش پیداش شد. از همه‌چی خبر داره.
‫ما بهش اعتماد نداریم.

594
00:35:01,791 --> 00:35:04,033
‫یعنی این زن
‫برادرم و بانو تیوکسبری رو دزدیده؟

595
00:35:04,083 --> 00:35:06,333
‫لطفاً از روم بلند شو.

596
00:35:23,750 --> 00:35:24,958
‫تو کی هستی؟

597
00:35:27,458 --> 00:35:31,866
‫من میکیل میتزی هستم، از حزب ضد اصلاحات،

598
00:35:31,916 --> 00:35:32,666
‫[حزب ضد اصلاحات]

599
00:35:32,708 --> 00:35:35,908
‫و ما دنبال یه مالتِ آزاد هستیم.

600
00:35:35,958 --> 00:35:36,541
‫[مالتِ آزاد]

601
00:35:36,583 --> 00:35:38,958
‫آرزوی ما رهایی از شرّ ملکه و سلطنت شماست.

602
00:35:39,458 --> 00:35:41,208
‫رهایی از ویرانگری‌تون.

603
00:35:41,250 --> 00:35:44,208
‫رهایی از اینکه از سربازهای ما
‫برای جنگ‌های خودتون استفاده می‌کنین،

604
00:35:44,250 --> 00:35:46,458
‫بدون اینکه براتون مهم باشه زنده می‌مونن یا می‌میرن.

605
00:35:46,500 --> 00:35:50,583
‫و رهایی از نیازتون به کنترل کشوری که
‫هیچی در موردش نمی‌دونین.

606
00:35:52,125 --> 00:35:55,208
‫من تو رو می‌شناسم، انولا هولمز.

607
00:35:56,291 --> 00:35:57,791
‫(صحبت به زبان محلی)

608
00:35:57,833 --> 00:35:59,333
‫تو کارآگاه بزرگی هستی.

609
00:36:00,083 --> 00:36:01,408
‫فکر می‌کنم برادرت...

610
00:36:01,458 --> 00:36:02,375
‫پلیس!

611
00:36:02,583 --> 00:36:04,125
‫گندش بزنن. پلیس اومد.

612
00:36:04,208 --> 00:36:07,075
‫اگه پلیس منو اینجا گیر بیاره،
‫یه مدت طولانی می‌فرستنم زندان.

613
00:36:07,125 --> 00:36:08,791
‫- باید برم.
‫- نه، باید حرف بزنی.

614
00:36:08,833 --> 00:36:10,083
‫دوباره به کمکم نیاز پیدا می‌کنی.

615
00:36:10,125 --> 00:36:11,666
‫- منم به کمکت نیاز پیدا می‌کنم.
‫- نه، نباید بری.

616
00:36:11,708 --> 00:36:13,575
‫- گذرمون به هم می‌افته.
‫- نه، هی! بازم سؤال دارم.

617
00:36:13,625 --> 00:36:16,083
‫حواسم بهت هست. خداحافظ، انولا.

618
00:36:22,625 --> 00:36:23,625
‫آممم...

619
00:36:25,791 --> 00:36:29,000
‫[والتا، پایتخت مالت]

620
00:36:29,666 --> 00:36:31,250
‫[پلیس]

621
00:36:31,458 --> 00:36:33,666
‫ما حواسمون به شما هست، دوشیزه هولمز.

622
00:36:33,708 --> 00:36:37,458
‫بازرس لستراد بهمون خیلی کمک می‌کنن.

623
00:36:37,958 --> 00:36:40,625
‫بهشون گفتیم که شما دردسرسازید.
‫ایشون گفتن مدل شما این‌طوریه.

624
00:36:40,708 --> 00:36:41,958
‫از چه نظر دردسرساز؟

625
00:36:42,000 --> 00:36:45,333
‫یه شاهد عینی شما رو کنار یه جسد در صحنۀ جرم دیده.

626
00:36:45,458 --> 00:36:50,333
‫- واضحه که از بالا به اون مَرد شلیک شده.
‫- جسدی که شما به پلیس گزارش ندادینش.

627
00:36:51,458 --> 00:36:54,583
‫- بعدش هم شما رو داخل یه...
‫- گروهبان، برادرم گم شده.

628
00:36:54,625 --> 00:36:56,041
‫مادرشوهر آینده‌م گم شده.

629
00:36:56,083 --> 00:36:57,000
‫من یه کارآگاهم،

630
00:36:57,083 --> 00:37:00,458
‫و دارم سعی می‌کنم زنی رو پیدا کنم
‫که مسئول همۀ این اتفاقاته.

631
00:37:00,583 --> 00:37:01,708
‫کدوم زن؟

632
00:37:02,333 --> 00:37:04,125
‫پروفسور ادلین راث.

633
00:37:04,416 --> 00:37:06,000
‫چرا براتون جالبه که...

634
00:37:06,333 --> 00:37:08,333
‫- گروهبان ایندری.
‫- بله، فرماندار؟

635
00:37:08,375 --> 00:37:11,208
‫- متأسفانه دچار سوءتفاهم شدی.
‫- قربان، من...

636
00:37:11,333 --> 00:37:13,833
‫وظیفۀ تو رسیدگی به جرائم مالتی‌ـه.

637
00:37:13,875 --> 00:37:16,041
‫انولا هولمز، انگلیسیه.

638
00:37:17,000 --> 00:37:18,083
‫ازت برتره.

639
00:37:18,208 --> 00:37:20,833
‫- قربان.
‫- فکر نمی‌کنم از ایشون برتر باشم.

640
00:37:20,875 --> 00:37:23,708
‫قربان، با کمال احترام،
‫ایشون برای یه پروندۀ جنایی اینجا هستن.

641
00:37:23,833 --> 00:37:27,583
‫- و فکر نمی‌کنم که...
‫- برام مهم نیست چی فکر می‌کنی، گروهبان.

642
00:37:30,541 --> 00:37:32,041
‫دوشیزه هولمز،

643
00:37:32,333 --> 00:37:33,708
‫می‌تونید برید.

644
00:37:42,333 --> 00:37:45,958
‫دوشیزه هولمز، مجدداً بابت تصمیم نادرستمون
‫ازتون عذرخواهی می‌کنم.

645
00:37:46,083 --> 00:37:48,208
‫ممنون، قربان. کمک بزرگی کردید.

646
00:37:48,250 --> 00:37:49,708
‫خواهش می‌کنم، جناب.

647
00:37:50,500 --> 00:37:53,333
‫- این دیگه چیه؟
‫- جشنوارۀ تابستونیه.

648
00:37:53,958 --> 00:37:55,083
‫چقدر شاد!

649
00:37:56,333 --> 00:37:59,325
‫- منم مثل تو خوشم نیومد.
‫- با همۀ مردم اینجا این‌طوری رفتار می‌کنن؟

650
00:37:59,375 --> 00:38:01,750
‫- سیستمش همینه.
‫- این سیستم به درد نمی‌خوره.

651
00:38:01,833 --> 00:38:04,708
‫چرا انقدر اصرار داشت
‫که دیگه با گروهبان حرف نزنم؟

652
00:38:04,833 --> 00:38:07,583
‫راستی، اینا رو توی اتاق مامانت پیدا کردم.

653
00:38:08,083 --> 00:38:09,083
‫مال کیه؟

654
00:38:10,125 --> 00:38:13,833
‫انولا، اینا مدال‌های جنگی پدرمه.
‫شاید می‌خواستن به‌عنوان کادوی عروسی بدن بهمون؟

655
00:38:14,958 --> 00:38:15,833
‫انولا؟

656
00:38:17,333 --> 00:38:18,708
‫به چی نگاه می‌کنی؟

657
00:38:24,375 --> 00:38:25,458
‫انولا؟

658
00:38:27,708 --> 00:38:30,583
‫- راث...
‫- هر چی بگه فرماندار می‌گه چشم.

659
00:38:30,833 --> 00:38:31,875
‫انولا.

660
00:38:35,250 --> 00:38:38,083
‫- تیوکسبری، من باید برم.
‫- انولا... منم بیام؟

661
00:38:38,708 --> 00:38:41,125
‫برو با اون گروهبان حرف بزن. ببین چی می‌دونه.

662
00:38:46,083 --> 00:38:48,250
‫ایول جشنواره!

663
00:39:08,458 --> 00:39:10,083
‫هی، هی، هی، هی!

664
00:39:41,708 --> 00:39:42,833
‫هی!

665
00:40:02,708 --> 00:40:04,083
‫صبر کن.

666
00:40:05,083 --> 00:40:06,083
‫نه!

667
00:40:08,000 --> 00:40:09,083
‫صبر کن!

668
00:40:18,833 --> 00:40:19,833
‫آهای؟

669
00:40:23,083 --> 00:40:24,750
‫نباید دنبالم می‌اومدی.

670
00:40:25,041 --> 00:40:26,791
‫شما پروفسور ادلین راث هستید؟

671
00:40:27,250 --> 00:40:28,333
‫نه. نه.

672
00:40:28,375 --> 00:40:30,833
‫- فقط می‌خوام بدونم برادرم کجاست.
‫- اشتباه کردی.

673
00:40:40,000 --> 00:40:42,291
‫- ببین، می‌تونم کمکت کنم.
‫- اون زنه می‌کُشَتِت.

674
00:40:43,375 --> 00:40:45,458
‫- اون می‌کُشَتِت.
‫- کی منو می‌کُشه؟

675
00:40:45,875 --> 00:40:47,125
‫اون کیه؟

676
00:40:48,333 --> 00:40:50,500
‫بهم بگو. بهم بگو! خواهش می‌کنم، بهم بگو.

677
00:40:51,458 --> 00:40:52,458
‫دوباره نه!

678
00:40:53,458 --> 00:40:54,458
‫وای نه.

679
00:41:21,541 --> 00:41:23,458
‫- اون کیه؟
‫- اون زنه می‌کُشَتِت.

680
00:41:23,583 --> 00:41:25,083
‫از همه‌چی خبر داره.

681
00:41:27,208 --> 00:41:29,000
‫سال‌ها نادیده گرفتنش.

682
00:41:29,041 --> 00:41:31,375
‫- داره همه‌شون رو بازی می‌ده.
‫- همه‌ش یه بازیه.

683
00:41:32,708 --> 00:41:34,375
‫- داره خوش می‌گذرونه.
‫- خوش‌گذرونی!

684
00:41:34,666 --> 00:41:36,533
‫شاید بازم با هم بریم مهمونی.

685
00:41:36,583 --> 00:41:39,333
‫جوری صحنه‌سازی می‌کنیم
‫که انگار فرار کردی، پروفسور.

686
00:41:41,250 --> 00:41:43,125
‫موریارتی.

687
00:41:45,625 --> 00:41:48,958
‫چه دختر باهوشی هستی، انولا هولمز.

688
00:41:51,833 --> 00:41:52,833
‫بس کن!

689
00:42:00,458 --> 00:42:02,875
‫برادرم کجاست؟ مُرده؟

690
00:42:02,958 --> 00:42:04,458
‫مُرده؟!

691
00:42:04,583 --> 00:42:05,958
‫هنوز نه.

692
00:42:06,000 --> 00:42:07,875
‫نگه داشتنش برام لذت‌بخشه.

693
00:42:07,958 --> 00:42:10,833
‫هرچند دیگه ناامید شده که بیای نجاتش بدی.

694
00:42:16,375 --> 00:42:19,375
‫- برای چی اومدی اینجا؟
‫- عالی نیست؟

695
00:42:19,875 --> 00:42:22,625
‫دولت بریتانیا داره برای مالت
‫شبکۀ فاضلاب می‌سازه.

696
00:42:23,250 --> 00:42:25,833
‫یه پاتوق فوق‌العاده برای قایم شدن.

697
00:42:29,875 --> 00:42:32,000
‫البته قضیۀ عروسی هم هست.

698
00:42:32,291 --> 00:42:37,083
‫با اون‌همه آگهی توی روزنامه‌ها،
‫تقریباً خودت دعوتم کردی.

699
00:42:39,958 --> 00:42:43,583
‫ندیدی وقتی دوماد منتظرت بود
‫چه قیافۀ غمگینی داشت.

700
00:42:43,708 --> 00:42:46,083
‫پشیمون شدی، انولا؟

701
00:42:47,250 --> 00:42:49,625
‫هرچند... شاید حقش بود که زجر بکِشه.

702
00:42:57,125 --> 00:42:59,000
‫اومدی تا خانواده‌مو نابود کنی؟

703
00:42:59,083 --> 00:43:01,791
‫هم اون، هم یه‌سری چیزای دیگه.

704
00:43:15,708 --> 00:43:19,250
‫از چیزی که فکر می‌کردم عقب‌تری، کارآگاه هولمز.

705
00:43:21,500 --> 00:43:22,583
‫نه!

706
00:43:23,666 --> 00:43:25,416
‫از دخترم فاصله بگیر!

707
00:43:25,458 --> 00:43:27,950
‫مامان! ولم کن!

708
00:43:28,000 --> 00:43:30,375
‫یودوریا هولمز.

709
00:43:30,416 --> 00:43:32,583
‫- افتخار دادی!
‫- نه...

710
00:43:33,333 --> 00:43:34,375
‫شما افتخار دادین.

711
00:43:34,458 --> 00:43:36,583
‫بچه‌هات کلافه‌م کردن!

712
00:43:36,833 --> 00:43:38,916
‫خب، منم کلافه کردن.

713
00:44:00,958 --> 00:44:02,625
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

714
00:44:05,833 --> 00:44:06,875
‫رفت.

715
00:44:09,375 --> 00:44:10,583
‫منم!

716
00:44:11,458 --> 00:44:15,000
‫خب، چه اوضاع مسخره و شیرتوشیری شده!

717
00:44:15,041 --> 00:44:17,208
‫مسخره اینه که تو اینجایی، مامان.

718
00:44:18,125 --> 00:44:19,666
‫داری ولم می‌کنی می‌ری؟

719
00:44:19,750 --> 00:44:20,958
‫آره.

720
00:44:21,250 --> 00:44:22,583
‫چون کار دارم.

721
00:44:23,083 --> 00:44:26,458
‫برادرم گم شده، مادرشوهر آینده‌م هم همین‌طور و...

722
00:44:28,708 --> 00:44:30,458
‫خیلی وقته که غیبِت زده.

723
00:44:30,500 --> 00:44:31,500
‫خب،

724
00:44:32,708 --> 00:44:34,333
‫برای عروسی‌ت اومدم.

725
00:44:37,083 --> 00:44:40,375
‫من یه زن تحت‌تعقیبم.
‫نمی‌تونستم جار بزنم و اعلام کنم.

726
00:44:40,458 --> 00:44:44,458
‫یعنی فقط می‌خواستی عروسی‌م رو
‫یواشکی ببینی و بعدش فرار کنی بری لندن؟

727
00:44:47,250 --> 00:44:51,208
‫- چیزی که گفتی، به قشنگیِ ایده‌ای نبود که داشتم.
‫- ایده‌ت چی بود دقیقاً؟

728
00:44:52,458 --> 00:44:54,958
‫خب، می‌خواستم وقتی می‌ری سمت محراب عروسی، ببینمت.

729
00:44:55,833 --> 00:44:57,375
‫می‌خواستم...

730
00:44:58,958 --> 00:44:59,958
‫خودت رو ببینم.

731
00:45:04,833 --> 00:45:06,083
‫میشه الان همدیگه رو بغل کنیم؟

732
00:45:07,375 --> 00:45:08,375
‫مامان.

733
00:45:15,083 --> 00:45:17,666
‫خیلی‌خب، یه سری کار دارم
‫باید بهشون رسیدگی کنم.

734
00:45:18,083 --> 00:45:21,333
‫برای مثال، مسئله دزدیدن بچه سوگلیم.

735
00:45:22,583 --> 00:45:25,083
‫- سوگلی؟
‫- اوهوم. شرلوک رو دیدی؟

736
00:45:25,125 --> 00:45:27,333
‫توی نبرد و مبارزه باشکوهه،
‫ولی ذهن و نبوغ بی‌نظیری داره.

737
00:45:28,083 --> 00:45:30,333
‫الان پیدا کردنِ اون به تو بسته‌ست.

738
00:45:30,458 --> 00:45:32,208
‫فکر می‌کنی من توانایی‌شو ندارم؟

739
00:45:32,333 --> 00:45:35,208
‫اتفاقا برعکس.
‫به‌نظرم تو خارق العاده‌ای.

740
00:45:37,000 --> 00:45:38,416
‫از من به تو نصیحت.

741
00:45:39,625 --> 00:45:42,625
‫موریارتی دقیقا مثل برادرت فکر می‌کنه.

742
00:45:43,208 --> 00:45:47,375
‫پس آره، جلوتو نگاه کن،

743
00:45:47,458 --> 00:45:51,083
‫اما یادت نره پشت سرتو هم بپایی.

744
00:45:52,583 --> 00:45:56,125
‫هر معما به اندازه سازنده‌ش فریبنده‌ست.

745
00:45:56,708 --> 00:45:57,833
‫اینو بنویس.

746
00:45:58,583 --> 00:45:59,583
‫می‌تونی ببندیش؟

747
00:46:00,875 --> 00:46:02,458
‫لباست چه شکلی بود؟

748
00:46:02,583 --> 00:46:03,750
‫داغون.

749
00:46:05,583 --> 00:46:07,833
‫و چرا مراسم رو تو کلیسا نگرفتید؟

750
00:46:10,250 --> 00:46:13,208
‫- شاید بهتر باشه این سوال رو بعدا بپرسی.
‫- اوهوم.

751
00:46:14,750 --> 00:46:18,083
‫ناراحت نباش، عزیزم.
‫موضوع مهمی رو فهمیدی.

752
00:46:18,958 --> 00:46:21,250
‫شرلوک زنده‌ست.

753
00:46:30,708 --> 00:46:33,083
‫- هر دو زنده‌ن؟
‫- آره.

754
00:46:33,208 --> 00:46:35,250
‫همه‌ش زیر سر موریاتیه؟

755
00:46:36,208 --> 00:46:37,458
‫آره.

756
00:46:37,500 --> 00:46:38,583
‫همه‌ش.

757
00:46:39,958 --> 00:46:41,125
‫و تا پای مرگ رفتی؟

758
00:46:43,458 --> 00:46:46,208
‫تو تله‌ش افتادم.
‫اونم دوبار، تیوکسبری. دو بار.

759
00:46:46,333 --> 00:46:48,083
‫- تو...
‫- این کارها از من بعیده.

760
00:46:48,208 --> 00:46:49,208
‫خیلی شجاع بودی.

761
00:46:57,958 --> 00:46:58,958
‫عه!

762
00:47:00,250 --> 00:47:02,375
‫- خـ... خودم می‌تونم. چیزی نیست.
‫- اصرار دارم.

763
00:47:04,208 --> 00:47:05,208
‫خواهش می‌کنم.

764
00:47:16,583 --> 00:47:17,583
‫چـ...

765
00:47:20,500 --> 00:47:22,083
‫آخه چرا انقدر با من مهربونی؟

766
00:47:24,958 --> 00:47:26,458
‫چون خودم می‌خوام.

767
00:47:30,250 --> 00:47:32,708
‫تو تمام زندگی منی، انولا.

768
00:47:33,583 --> 00:47:35,083
‫و نمی‌خوام از دستت بدم.

769
00:47:49,458 --> 00:47:51,083
‫کلبه‌ی حمومه؟

770
00:47:51,208 --> 00:47:52,208
‫چی؟

771
00:47:53,583 --> 00:47:54,625
‫انولا، تو...

772
00:47:55,333 --> 00:47:56,708
‫کفشتو دربیار. لیز می‌خوری.

773
00:48:03,875 --> 00:48:06,833
‫اولین باره همچین جایی میام.

774
00:48:07,500 --> 00:48:10,125
‫همه این بند و بساط برای اینه
‫که خانم‌ها بتونن تنی به آب بزنن.

775
00:48:34,666 --> 00:48:35,666
‫بخور.

776
00:48:42,500 --> 00:48:44,500
‫از این وضعیت لذت می‌برم.

777
00:48:49,041 --> 00:48:50,125
‫به اونم آب بده.

778
00:48:50,791 --> 00:48:54,500
‫وقتی کارم با تو تموم شد،
‫اونو هم سیراب می‌کنم.

779
00:48:56,250 --> 00:48:57,250
‫به‌نظرم،

780
00:48:58,666 --> 00:48:59,750
‫خیلی کِیف میده.

781
00:49:00,875 --> 00:49:03,750
‫چرا نقشه‌مو بهم نمیگی؟

782
00:49:05,875 --> 00:49:07,875
‫به‌قدر کافی سرنخ واست گذاشتم.

783
00:49:07,916 --> 00:49:08,916
‫آره.

784
00:49:11,541 --> 00:49:13,875
‫یک سال پیش به مالت اومدی.

785
00:49:14,916 --> 00:49:17,250
‫فکر می‌کنم کار یه آدم صاحب‌قدرت بوده

786
00:49:17,375 --> 00:49:19,625
‫که برای آزادی زودتر از موعد تو
‫از زندان مذاکره کرده بود.

787
00:49:20,125 --> 00:49:24,625
‫به‌نظرم نقشه کشیده بودی
‫تا خواهرم و مراسم عروسی‌شو اینجا بیاری.

788
00:49:24,750 --> 00:49:27,416
‫این‌که چطوری رو نمی‌دونم.

789
00:49:27,916 --> 00:49:30,375
‫ولی به‌طرز شگفت انگیزی، موفق شدی.

790
00:49:30,416 --> 00:49:33,166
‫خب، شاید بهتر باشه
‫از هم‌سلولیت بپرسم.

791
00:49:34,250 --> 00:49:39,250
‫و فریب دادن تو
‫عین آب خوردن بود، بانو تیوکسبری.

792
00:49:39,916 --> 00:49:43,000
‫دنبال عروسی لوکس بودی.

793
00:49:43,875 --> 00:49:46,375
‫یه بار دیگه بگو،
‫تو و شوهرت کجا ازدواج کردید؟

794
00:49:47,291 --> 00:49:48,291
‫مالت.

795
00:49:48,750 --> 00:49:49,750
‫همم.

796
00:49:55,291 --> 00:49:56,291
‫عه.

797
00:49:57,541 --> 00:49:58,750
‫نقشه‌ت استادانه بود.

798
00:49:58,791 --> 00:50:00,750
‫این‌که تو ازم تعریف کنی باعث افتخاره.

799
00:50:00,875 --> 00:50:04,291
‫وقتی اومدیم جزیره،
‫یه سنگ رو از تپه انداختی پایین.

800
00:50:04,750 --> 00:50:07,291
‫منو دزدیدی تا انولا رو

801
00:50:08,375 --> 00:50:09,750
‫عروسک خیمه‌شب‌بازی خودت کنی.

802
00:50:09,875 --> 00:50:12,875
‫تو رو به دام انداختم
‫تا اونو به کار بگیرم.

803
00:50:13,000 --> 00:50:14,125
‫دلیلش چیه؟

804
00:50:14,250 --> 00:50:16,166
‫چون می‌دونی اهمیت میده.

805
00:50:18,625 --> 00:50:19,875
‫اما سوال اصلی این نیست.

806
00:50:21,750 --> 00:50:23,625
‫انولا داره منطقی رفتار می‌کنه.

807
00:50:24,125 --> 00:50:27,666
‫هر کاری در توانش هست رو انجام میده
‫تا وضعیت رو درست کنه، در حالی که تو...

808
00:50:28,791 --> 00:50:30,916
‫به کسی خدمت می‌کنی؟ نه.

809
00:50:31,375 --> 00:50:33,575
‫تو هیچ‌وقت برای بقیه کار نمی‌کنی،
‫و با کسی همکاری نمی‌کنی.

810
00:50:33,625 --> 00:50:36,541
‫البته خودشون فکر می‌کنن غیر اینه،
‫اما همین که به هدفت رسیدی

811
00:50:37,125 --> 00:50:39,125
‫ازشون فاصله می‌گیری.

812
00:50:39,625 --> 00:50:41,916
‫یه حرکت تلافی‌جویانه‌ست؟

813
00:50:42,416 --> 00:50:43,416
‫نه.

814
00:50:44,375 --> 00:50:47,500
‫در حد و اندازه پروفسور موریارتی نیست.

815
00:50:48,250 --> 00:50:50,250
‫گفتم مادرتو دیدم؟

816
00:50:51,375 --> 00:50:54,916
‫اون اداره پست رو فرستاد هوا،
‫و واسش هورا کشیدی.

817
00:50:55,000 --> 00:50:56,000
‫این‌طور نیست.

818
00:50:56,041 --> 00:51:01,500
‫با این‌حال من از یه آدم فاسد دزدی کردم،
‫و وقتی منو می‌بردن زندان، نگاه کردی.

819
00:51:01,625 --> 00:51:02,791
‫عه.

820
00:51:04,666 --> 00:51:06,375
‫از دست ما عصبانی هستی.

821
00:51:06,416 --> 00:51:08,875
‫عصبانیت من از دو رویی شماست.

822
00:51:09,541 --> 00:51:11,250
‫حوصله‌مو سر می‌بری.

823
00:51:12,250 --> 00:51:14,500
‫فرضیه‌هات متعادله.

824
00:51:15,250 --> 00:51:16,750
‫توقعم بیشتر بود.

825
00:51:19,250 --> 00:51:20,625
‫به سازت رقصیدم.

826
00:51:22,750 --> 00:51:24,250
‫قول دادی بهش آب میدی.

827
00:51:25,875 --> 00:51:26,916
‫درسته.

828
00:51:58,291 --> 00:51:59,750
‫از تو انتظار کمی دارم...

829
00:52:01,875 --> 00:52:03,250
‫و از اون کم‌تر.

830
00:52:15,041 --> 00:52:16,250
‫نگران نباش.

831
00:52:17,625 --> 00:52:19,541
‫زیاد تشنه‌م نیست.

832
00:52:20,625 --> 00:52:23,500
‫نگران نباش، بانو تیوکسبری.

833
00:52:24,625 --> 00:52:26,291
‫انولا موفق میشه.

834
00:52:37,041 --> 00:52:39,250
‫از اول همه‌چی زیر سر موریارتی بود.

835
00:52:40,958 --> 00:52:42,166
‫اما چرا؟

836
00:52:42,666 --> 00:52:44,583
‫اومدی تا خانواده‌مو نابود کنی؟

837
00:52:45,666 --> 00:52:47,000
‫از ما انتقام بگیره؟

838
00:52:47,125 --> 00:52:49,291
‫مسلما برای اون خیلی ساده‌ست.

839
00:52:49,375 --> 00:52:52,791
‫موریارتی دقیقا مثل برادرت فکر می‌کنه.

840
00:52:52,833 --> 00:52:54,500
‫پس آره، جلوتو نگاه کن،

841
00:52:54,625 --> 00:52:58,125
‫اما یادت نره پشت سرتو هم بپایی.

842
00:52:58,875 --> 00:53:01,250
‫پشت این قضیه چیزهای بیشتری
‫برای فهمیدن وجود داره.

843
00:53:01,291 --> 00:53:02,375
‫اما چی؟

844
00:53:03,416 --> 00:53:05,416
‫انولا، بیداری؟

845
00:53:06,291 --> 00:53:08,166
‫- یه فکری به سرم زد.
‫- جان؟

846
00:53:10,125 --> 00:53:11,416
‫زن با لباس بنفش...

847
00:53:11,500 --> 00:53:14,250
‫خانواده‌ای که باهاشون وصلت کردی
‫اصلا نمیشه تحمل‌شون کرد.

848
00:53:14,291 --> 00:53:16,666
‫اون زنه بهم لگن داد،
‫فکر کرد خدمتکارشونم.

849
00:53:16,750 --> 00:53:17,750
‫مامان.

850
00:53:18,250 --> 00:53:20,500
‫اوه! آها، داماد عزیزم.

851
00:53:21,041 --> 00:53:22,916
‫خب، بگی‌نگی. آشتی کردید؟

852
00:53:25,041 --> 00:53:26,250
‫آ...

853
00:53:26,291 --> 00:53:29,500
‫ولی با شما کاملا موافقم.
‫خانوادهٔ منو واقعا نمیشه تحمل کرد.

854
00:53:29,625 --> 00:53:30,875
‫- ارنست هستم.
‫- تیوکسبری.

855
00:53:30,916 --> 00:53:32,500
‫یودوریا هولمز.

856
00:53:33,000 --> 00:53:35,000
‫- باعث افتخاره.
‫- ازش خوشم میاد.

857
00:53:36,000 --> 00:53:37,500
‫لگن دوست داری؟

858
00:53:37,541 --> 00:53:38,875
‫بله، ممنون میشم.

859
00:53:38,916 --> 00:53:42,916
‫بگو ببینم دختر جون،
‫سرنخی پیدا کردی ارزش پیگیری داشته باشه؟

860
00:53:43,000 --> 00:53:45,625
‫مورفین و باندمون تموم شده.
‫دیگه نا ندارم.

861
00:53:45,750 --> 00:53:48,166
‫تو رو خدا بگو
‫به پیدا کردن شرلوک نزدیک شدیم.

862
00:53:48,250 --> 00:53:49,875
‫تو باید دکتر واتسون باشی.

863
00:53:50,000 --> 00:53:51,666
‫یودوریا هولمز.

864
00:53:52,166 --> 00:53:53,541
‫آشنایی با شما باعث افتخاره.

865
00:53:53,583 --> 00:53:56,125
‫دو تا مرد خوشتیپ تو چادر.
‫شانس به ما رو کرده.

866
00:53:56,166 --> 00:53:58,541
‫مامان، قراره هر چی به ذهنت میاد
‫رو به زبون بیاری؟

867
00:53:58,625 --> 00:53:59,625
‫آره.

868
00:54:00,000 --> 00:54:03,625
‫دکتر واتسون، فکر می‌کنم
‫داریم به شرلوک نزدیک‌تر میشیم،

869
00:54:03,666 --> 00:54:06,666
‫اما مدرک محکمی پیدا نکردم،
‫و وقت می‌خوام تا فکر کنم.

870
00:54:06,750 --> 00:54:09,958
‫- پس بهتره تو رو تنها بذاریم.
‫- ممنونم.

871
00:54:10,000 --> 00:54:12,083
‫وقتی شرلوک در حال نتیجه‌گیریه،
‫سکوت مطلق رو ترجیح میده.

872
00:54:12,250 --> 00:54:13,791
‫صحیح، اما شرلوک حوصله‌ی آدمو سر می‌بره.

873
00:54:13,875 --> 00:54:16,825
‫بعید می‌دونم یه‌کم صحبت کنیم
‫افکار انولا رو به‌هم بریزه.

874
00:54:16,875 --> 00:54:18,291
‫- من...
‫- من یه فکری دارم.

875
00:54:18,375 --> 00:54:20,375
‫- به‌به. سه تا مرد. وفور نعمت ریخته.
‫- سلام؟

876
00:54:20,500 --> 00:54:21,916
‫ببخشید. نزدیک بودم.

877
00:54:21,958 --> 00:54:23,241
‫نه، گوش ایستاده بودی.

878
00:54:23,291 --> 00:54:26,325
‫- اصلا می‌دونید چقدر صداتون بلنده؟
‫- جنابعالی کی باشن؟

879
00:54:26,375 --> 00:54:31,000
‫من میکیل میتزی هستم
‫از حزب ضد اصلاحات.

880
00:54:31,041 --> 00:54:32,416
‫«آرزوی ما رهایی از شرّ ملکه
‫و سلطنت شماست.»

881
00:54:32,500 --> 00:54:33,791
‫و هدف‌تون مالتِ آزاده.

882
00:54:33,875 --> 00:54:36,241
‫- راستش، می‌خوام همه برن.
‫- من نمی‌تونم.

883
00:54:36,291 --> 00:54:39,041
‫آم، متاسفانه یه چیزی رو از قلم انداختی.

884
00:54:39,416 --> 00:54:42,166
‫زن با لباس بنفش. خب؟ کلاهش.

885
00:54:42,875 --> 00:54:44,500
‫کلاهش از «گرت و کو» بود.

886
00:54:44,625 --> 00:54:46,750
‫اوهوم. و مُدِ امساله.

887
00:54:51,291 --> 00:54:52,291
‫خوش‌به‌حالش.

888
00:54:52,916 --> 00:54:56,625
‫اوه، آره، چیزه... شرمنده، کلاه اشرافیه.

889
00:54:57,625 --> 00:55:02,000
‫پول زیادی خرج شده
‫تا در جامعه اشرافی پذیرفته بشه.

890
00:55:02,041 --> 00:55:05,875
‫من اعتقاد دارم اون زن
‫آدمکش یا سرباز موریارتی نبود،

891
00:55:05,916 --> 00:55:07,750
‫بلکه جاسوس موریارتی بود.

892
00:55:08,625 --> 00:55:10,875
‫- نظریه خوبیه، تیوکسبری.
‫- اوهوم.

893
00:55:11,000 --> 00:55:13,416
‫اگه ته‌وتوشو دربیاریم
‫که چه کسی رو زیر نظر گرفته بود،

894
00:55:14,000 --> 00:55:16,166
‫اگه مطمئن باشیم برای موریارتی کار می‌کرده،

895
00:55:16,458 --> 00:55:18,958
‫اون‌موقع اینکه انگیزه‌اش چی بوده رو
‫می‌تونیم راحت‌تر بفهمیم.

896
00:55:21,166 --> 00:55:22,375
‫بذارید فکر کنم.

897
00:55:23,375 --> 00:55:26,250
‫قبلِ جشنواره داشت با دو تا مرد حرف میزد.

898
00:55:26,750 --> 00:55:28,541
‫یکی‌شون فرماندار بود،

899
00:55:29,125 --> 00:55:32,875
‫اما اون یکی، ماسک روباه داشت

900
00:55:33,375 --> 00:55:35,500
‫و مدال داشت.

901
00:55:36,500 --> 00:55:37,875
‫سرتیپ.

902
00:55:40,625 --> 00:55:43,791
‫چرا باید با جاسوس موریارتی صحبت کنه؟

903
00:55:44,875 --> 00:55:47,291
‫تیوکسبری، اون مدال‌هایی که
‫بهت دادم رو کجا گذاشتی؟

904
00:55:47,375 --> 00:55:48,375
‫آ...

905
00:55:55,291 --> 00:55:56,750
‫این یکی رو داشت.

906
00:55:57,750 --> 00:56:00,416
‫همون مدالیه که سرباز توی مهمونی داشت.

907
00:56:00,500 --> 00:56:02,291
‫لطفا بایستید.

908
00:56:07,416 --> 00:56:08,416
‫افغانستان.

909
00:56:09,000 --> 00:56:10,625
‫مدالِ جنگ افغان و انگلیس‌ـه.

910
00:56:10,791 --> 00:56:12,700
‫به افرادی اهدا شد

911
00:56:12,750 --> 00:56:14,750
‫- که در نبرد خوست بودن.
‫- خوست.

912
00:56:15,500 --> 00:56:16,541
‫خوست.

913
00:56:17,041 --> 00:56:19,875
‫پدرم با پدر خونده‌م
‫تو نبرد خوست جنگیدن.

914
00:56:19,916 --> 00:56:22,000
‫- سرتیپ؟
‫- باید باهاش صحبت کنیم.

915
00:56:22,041 --> 00:56:23,250
‫چطوری با اون حرف بزنیم؟

916
00:56:23,291 --> 00:56:24,291
‫همم.

917
00:56:25,875 --> 00:56:27,875
‫[ستاد کل ارتش بریتانیا]

918
00:56:28,750 --> 00:56:31,458
‫نظامی‌ها خوب بلدن دم نزنن.

919
00:56:32,291 --> 00:56:35,375
‫دفتر سرتیپ از این‌طرفه.
‫دنبالم بیاید، آقایون.

920
00:56:36,875 --> 00:56:39,666
‫نه. باید مثل موریارتی عمل کنیم.

921
00:56:40,541 --> 00:56:42,291
‫باید یه‌کم حیله‌گر باشیم.

922
00:56:42,791 --> 00:56:46,541
‫کدوم از شما... زبر و زرنگه؟

923
00:56:56,416 --> 00:56:57,541
‫اومدم.

924
00:56:59,666 --> 00:57:02,041
‫- خیلی‌خب.
‫- جوون بودم راحت‌تر بود.

925
00:57:02,125 --> 00:57:03,875
‫اینم از این.
‫خیلی‌خب، بریم.

926
00:57:04,000 --> 00:57:06,916
‫شما باید جلو برید.
‫من به‌عنوان خدمتکار پشت سرتون میام.

927
00:57:07,000 --> 00:57:07,875
‫نه! چرا؟

928
00:57:07,916 --> 00:57:11,416
‫من کی باشم که بخوام مستعمره‌ها رو
‫به یه استعمارگر توضیح بدم.

929
00:57:11,500 --> 00:57:14,291
‫متاسفانه، هیچ‌کس نمی‌فهمه

930
00:57:14,375 --> 00:57:17,541
‫یه مرد از کشور خارجی
‫کنار زن‌های ما راه بره.

931
00:57:17,625 --> 00:57:20,916
‫- مامان، نقشه چیه؟
‫- اعیونی رفتار می‌کنیم. نگران نباش.

932
00:57:21,000 --> 00:57:22,125
‫الان وقتِ این صحبت‌هاست؟

933
00:57:22,166 --> 00:57:24,541
‫دقیقا الان وقت این صحبت‌هاست، آقا.
‫چون مسئله مهمیه.

934
00:57:24,625 --> 00:57:26,750
‫نقشه ساختمون رو آوردی؟

935
00:57:27,875 --> 00:57:29,750
‫عذر می‌خوام، خانم.

936
00:57:29,791 --> 00:57:31,500
‫چی شده؟ کمکی از بنده برمیاد؟

937
00:57:31,666 --> 00:57:35,375
‫ببخشید. بله، سلام.
‫شما رو خدا رسوند.

938
00:57:35,875 --> 00:57:37,750
‫میشه بگید اتاق بایگانی از کدوم طرفه؟

939
00:57:38,125 --> 00:57:39,625
‫- اتاق...
‫- اتاق بایگانی. بله.

940
00:57:39,666 --> 00:57:42,000
‫بله. من رو سرتیپ فرستاده.

941
00:57:42,375 --> 00:57:43,625
‫سرتیپ سمپسون.

942
00:57:43,666 --> 00:57:47,666
‫اومدم تا... تا... شوهرم،
‫سرهنگ رمینگتون رو غافلگیر کنم.

943
00:57:47,750 --> 00:57:48,875
‫رمینگتون.

944
00:57:49,000 --> 00:57:50,416
‫سرهنگ رمینگتون.

945
00:57:51,041 --> 00:57:52,875
‫این اسم رو نمی‌شناسم.

946
00:57:53,875 --> 00:57:55,541
‫- واقعا؟
‫- نه.

947
00:57:57,250 --> 00:57:58,375
‫مطمئنی؟

948
00:57:59,000 --> 00:58:01,500
‫بـ... بله، خانم، ایشون رو می‌شناسم.

949
00:58:01,625 --> 00:58:05,875
‫بـ... بذارید... راهنمایی‌تون کنم...
‫گفتید اتاق بایگانی؟

950
00:58:06,000 --> 00:58:06,791
‫خوبه.

951
00:58:06,875 --> 00:58:10,375
‫یادت نره قبل از اینکه فراری بشم،
‫زندگی اشرافی داشتم.

952
00:58:13,250 --> 00:58:15,875
‫بـ... ببخشید.
‫از مادرت خبر ندارم.

953
00:58:15,916 --> 00:58:18,166
‫- اوه.
‫- ولی نگرانیت قابل درکه. من...

954
00:58:18,250 --> 00:58:21,583
‫- همه افرادم در حال جستجو هستن.
‫- از تلاش‌‌تون متشکرم.

955
00:58:21,625 --> 00:58:23,500
‫راستش به یه دلیل دیگه اومدم، جناب.

956
00:58:23,541 --> 00:58:27,250
‫درباره شهری به نام خوست سوال داشتم.

957
00:58:28,500 --> 00:58:31,375
‫بله، خوست.
‫بله، فکر می‌کنم شناخت دارم.

958
00:58:32,500 --> 00:58:33,750
‫به همراه پدرم اونجا بودید.

959
00:58:33,791 --> 00:58:35,166
‫جنگ افغان و انگلیس.

960
00:58:35,250 --> 00:58:37,750
‫خوست، بله، یادم میاد.

961
00:58:39,125 --> 00:58:41,291
‫اوه معذرت می‌خوام.
‫چقدر من وقیحم. شما؟

962
00:58:41,375 --> 00:58:43,000
‫دکتر واتسون هستم، آقا.

963
00:58:43,500 --> 00:58:45,250
‫سروان واتسون.
‫تو اشانتی خدمت کردم.

964
00:58:46,583 --> 00:58:47,708
‫دوران طاقت‌فرسایی بود.

965
00:58:48,416 --> 00:58:49,416
‫بله جناب.

966
00:58:52,750 --> 00:58:56,250
‫حالت خوبه، عزیزم؟
‫باید دست بجنبونیم تا بهوش نیومده.

967
00:59:02,500 --> 00:59:03,625
‫از کجا شروع کنیم؟

968
00:59:04,666 --> 00:59:06,125
‫مطالعه می‌کنیم، عزیزم.

969
00:59:06,916 --> 00:59:08,041
‫مطالعه می‌کنیم.

970
00:59:10,125 --> 00:59:13,375
‫هر چیزی به خوست
‫یا جنگ افغان و انگلیس مربوط باشه.

971
00:59:13,875 --> 00:59:18,625
‫لرد تیوکسبری بزرگ، در مورد
‫اتفاقات خوست کامل برای من توضیح دادن.

972
00:59:18,666 --> 00:59:20,750
‫- پس پیتر رو می‌شناختی؟
‫- بله.

973
00:59:20,791 --> 00:59:25,000
‫و پیتر بهم گفت که می‌خواد
‫پسرش توی حل ماجرا نقش داشته باشه.

974
00:59:26,166 --> 00:59:29,000
‫از لحنِ این گفتگو خوشم نمیاد.

975
00:59:29,041 --> 00:59:31,041
‫ما اومدیم از شما کمک بگیریم.

976
00:59:31,750 --> 00:59:34,875
‫حس می‌کنیم تهدیدی
‫نسبت به مردم مالت وجود داره.

977
00:59:35,375 --> 00:59:38,291
‫و باید بدونیم شما...

978
00:59:38,375 --> 00:59:40,250
‫از اتفاقاتِ خوست چه چیزهایی می‌دونید.

979
00:59:40,750 --> 00:59:43,500
‫مطمئن باش، یه چیزهایی وجود داره
‫که دلت نمی‌خواد بدونی، پسر جان.

980
00:59:43,875 --> 00:59:47,208
‫من می‌دونم در نبرد چه اتفاقاتی میفته.

981
00:59:48,500 --> 00:59:50,375
‫از چه خط قرمزهایی گذر میشه.

982
00:59:50,416 --> 00:59:54,291
‫یه بهیار ارتش،
‫حتی با درجهٔ سروان،

983
00:59:55,166 --> 00:59:56,575
‫درکی از تصمیماتِ...

984
00:59:56,625 --> 00:59:59,000
‫وظیفه‌ی من بیرون کشیدن اجساد
‫از میدون نبرد بود.

985
01:00:01,541 --> 01:00:03,291
‫جلوی گلوله ایستادم و گلوله خوردم.

986
01:00:05,500 --> 01:00:07,750
‫شک نکنید که از عواقبش باخبرم.

987
01:00:19,291 --> 01:00:20,375
‫خوست.

988
01:00:22,166 --> 01:00:23,250
‫پیداش کردم.

989
01:00:29,041 --> 01:00:30,125
‫ببینید.

990
01:00:31,000 --> 01:00:33,041
‫این پرونده‌ها آسیب دیدن.

991
01:00:33,125 --> 01:00:34,750
‫آره، صفحات پاره شده.

992
01:00:34,875 --> 01:00:38,375
‫هر چی که هست، اوضاع خیلی وخیم‌تر
‫از اونیه که فکر می‌کردیم.

993
01:00:38,416 --> 01:00:41,250
‫ببینید... بریدگی‌ها رو نگاه کنید.

994
01:00:41,916 --> 01:00:43,666
‫می‌تونیم پیداشون کنم.

995
01:00:44,000 --> 01:00:46,041
‫مامان، قلم داری؟

996
01:00:46,125 --> 01:00:47,166
‫ممنون.

997
01:00:58,125 --> 01:00:59,000
‫نه!

998
01:01:02,416 --> 01:01:03,500
‫حالش خوبه.

999
01:01:05,000 --> 01:01:06,375
‫چیزی پیدا کردی؟

1000
01:01:06,416 --> 01:01:09,500
‫توی نبرد، سربازهای بریتانیایی و مالت بودن.

1001
01:01:11,125 --> 01:01:14,541
‫«ماموریت تکمیل شد.
‫آمار تلفات قابل شمارش نیست.»

1002
01:01:15,416 --> 01:01:18,500
‫«غرامت، یک تن طلای افغان.»

1003
01:01:19,000 --> 01:01:22,416
‫«بومی‌ها می‌گفتن پاکسازی، اما دزدی بود.»

1004
01:01:25,291 --> 01:01:27,291
‫موریارتی از طلا خبر داره.

1005
01:01:29,000 --> 01:01:30,041
‫اما چطوری؟

1006
01:01:31,375 --> 01:01:33,500
‫گروهبان ن اسمیت.

1007
01:01:34,000 --> 01:01:35,000
‫الان فهمیدم.

1008
01:01:36,250 --> 01:01:38,000
‫اون نفوذیش بود.

1009
01:01:38,666 --> 01:01:39,791
‫اوه، وحشتناکه.

1010
01:01:40,375 --> 01:01:44,500
‫خب، جواب‌هایی که پیدا کردیم
‫اون جواب‌هایی نیست که دنبالش بودیم.

1011
01:01:48,250 --> 01:01:49,875
‫خیلی‌خب، عزیزم.

1012
01:01:50,000 --> 01:01:53,000
‫ما خلافکار هستیم،
‫و بیشتر از این کاری از دست ما برنمیاد.

1013
01:01:53,625 --> 01:01:55,041
‫- قلمم؟
‫- بفرما.

1014
01:01:55,125 --> 01:01:57,416
‫زود باش، برو. جهنم بپا کن.

1015
01:02:01,541 --> 01:02:04,041
‫- تیوکسبری!
‫- عجب! عجب!

1016
01:02:04,125 --> 01:02:05,125
‫دزدی کردن!

1017
01:02:05,541 --> 01:02:08,375
‫دزدی کردن. به تاراج بردن،
‫و از خوست دزدی کردن.

1018
01:02:08,416 --> 01:02:11,200
‫- چی داری میگی؟
‫- اونو خوب می‌شناسم و اینکه...

1019
01:02:11,250 --> 01:02:14,875
‫آدم‌های بی‌گناه رو کشتن،
‫و از معبد افغانستان طلا دزدیدن.

1020
01:02:15,000 --> 01:02:17,616
‫و به خاطر دستورات دولت بریتانیا
‫اون کارها رو انجام دادن.

1021
01:02:17,666 --> 01:02:20,500
‫طلاها رو آوردن مالت و قایم کردن.

1022
01:02:21,625 --> 01:02:22,750
‫حقیقت داره؟

1023
01:02:23,500 --> 01:02:24,541
‫آره.

1024
01:02:29,041 --> 01:02:31,750
‫جناب، بابای من آدم خوبی بود.
‫شما... شما می‌دونید.

1025
01:02:32,375 --> 01:02:33,375
‫بهم بگید...

1026
01:02:35,750 --> 01:02:37,000
‫اون مرد خوبی بود.

1027
01:02:37,125 --> 01:02:40,500
‫در جنگ مسائلی وجود داره
‫که از خیر و شر فراتر میره.

1028
01:02:40,541 --> 01:02:41,916
‫منظورت چیه؟

1029
01:02:43,250 --> 01:02:46,125
‫دولت بریتانیا و نیروهای مسلح
‫اختلاف شدید داشتن.

1030
01:02:46,625 --> 01:02:50,625
‫واسه کاهش هزینه‌ها تحت فشار بودیم.
‫اما راهی برای کم کردن هزینه وجود نداشت.

1031
01:02:50,750 --> 01:02:51,750
‫وسط جنگ بودیم.

1032
01:02:52,750 --> 01:02:57,500
‫بنابراین تصمیم گرفته شد
‫مشکل حل بشه اونم با...

1033
01:02:57,625 --> 01:02:58,750
‫دزدی؟

1034
01:02:59,416 --> 01:03:01,916
‫- قتل؟
‫- نه، ما به چشم پیش‌پرداخت غرامت دیدیم.

1035
01:03:02,666 --> 01:03:04,916
‫آداب مرسوم بعد جنگه،

1036
01:03:06,000 --> 01:03:08,250
‫برای هزینه‌ها و ضررمون.

1037
01:03:08,291 --> 01:03:09,916
‫و ضرر اون‌ها چی؟

1038
01:03:12,583 --> 01:03:15,166
‫خب، باید درک کنی که ما
‫برای امپراتوری می‌جنگیدیم.

1039
01:03:15,375 --> 01:03:16,625
‫و مقداری...

1040
01:03:17,916 --> 01:03:19,250
‫اشتباه محاسباتی شکل گرفت.

1041
01:03:19,375 --> 01:03:20,916
‫اشتباه محاسباتی؟

1042
01:03:22,000 --> 01:03:25,125
‫اشتباه محاسباتی؟ شرافتت کجا رفته؟

1043
01:03:28,166 --> 01:03:31,916
‫ببخشید آقا، نقش پدر من چی بود؟

1044
01:03:32,625 --> 01:03:34,500
‫بهش گفته بودن چنین کاری کنه؟

1045
01:03:38,500 --> 01:03:39,875
‫پدرت تو رو دوست داشت.

1046
01:03:40,625 --> 01:03:41,625
‫به‌شدت.

1047
01:03:46,500 --> 01:03:47,791
‫اون عملیات...

1048
01:03:50,625 --> 01:03:51,791
‫عملیات اون بود.

1049
01:03:55,916 --> 01:03:57,375
‫- ببخشید.
‫- تیوکسبری.

1050
01:03:57,500 --> 01:03:58,500
‫ببخشید.

1051
01:03:59,000 --> 01:04:00,000
‫اجازه بدید.

1052
01:04:22,250 --> 01:04:24,166
‫پدر منم سرباز بود.

1053
01:04:28,125 --> 01:04:30,625
‫خدمتگزار وفادار هند بریتانیا بود.

1054
01:04:33,041 --> 01:04:34,375
‫عاشق سلطنت انگلستان بود.

1055
01:04:35,875 --> 01:04:38,125
‫معتقد بود حق حکومت بر هند رو داشتن.

1056
01:04:39,750 --> 01:04:42,750
‫و فکر می‌کرد حق با اونه.
‫بچه بودم.

1057
01:04:42,791 --> 01:04:44,041
‫قهرمان من بود.

1058
01:04:44,125 --> 01:04:46,625
‫طلا، چی شد؟

1059
01:04:48,875 --> 01:04:51,875
‫می‌دونی اگه حرفی نزنی
‫چه بلایی سر بانو تیوکسبری

1060
01:04:51,916 --> 01:04:53,041
‫و شرلوک میاد؟

1061
01:04:53,125 --> 01:04:56,000
‫خب، چیزه...
‫طلا رو به اینجا انتقال دادن.

1062
01:04:56,041 --> 01:04:57,166
‫چرا؟

1063
01:04:57,750 --> 01:05:00,750
‫قرار بود جوری جلوه بدن
‫که انگار تو مالت پیدا شده،

1064
01:05:00,875 --> 01:05:02,125
‫یا در واقع، از اونجا برداشته شده.

1065
01:05:02,791 --> 01:05:05,166
‫اما هیچ‌وقت به بریتانیا برنگشت. درست میگم؟

1066
01:05:07,000 --> 01:05:09,250
‫پیتر عذاب وجدان گرفته بود.

1067
01:05:10,125 --> 01:05:14,500
‫تا وقتی به اشانتی رفتم، اونجا فهمیدم
‫سلطنت چه آسیبی به ما وارد کرده.

1068
01:05:15,250 --> 01:05:19,000
‫این‌که بی‌رحمانه با مردم رفتار می‌کردیم.

1069
01:05:19,500 --> 01:05:21,500
‫یه‌دفعه به‌طور واضح دیدم.

1070
01:05:23,041 --> 01:05:25,166
‫فکر کنم اونو به‌وضوح دیدم.

1071
01:05:25,250 --> 01:05:27,541
‫وقتی به مالت برگشتیم،

1072
01:05:27,625 --> 01:05:29,541
‫صبر کرد افرادش از کشتی پیاده بشن،

1073
01:05:29,583 --> 01:05:31,583
‫و بعد کشتی رو غرق کرد

1074
01:05:31,750 --> 01:05:33,750
‫و مدعی شد طلا هم زیر آب رفت.

1075
01:05:33,791 --> 01:05:36,250
‫- باید طلا رو برمی‌گردوند.
‫- نه.

1076
01:05:36,791 --> 01:05:40,416
‫نه عزیزم، امپراتوری بریتانیا،
‫نمی‌تونه به گناه خودش اعتراف کنه.

1077
01:05:40,500 --> 01:05:41,500
‫و شرمساری...

1078
01:05:41,625 --> 01:05:44,291
‫افسرهای ارشدمون به‌حدی عصبانی بودن،
‫که ما...

1079
01:05:44,375 --> 01:05:46,791
‫نگران شغل و آینده‌مون شدیم،
‫پس ما...

1080
01:05:47,375 --> 01:05:51,375
‫تقصیر رو گردن سربازهای مالتیِ جوخه انداختیم.
‫گفتیم شورش کردن.

1081
01:05:51,916 --> 01:05:55,166
‫اجازه دادیم طلای گمشده تقصیر اون‌ها بیفته.

1082
01:05:56,250 --> 01:05:57,500
‫ما همه آفریده هستیم،

1083
01:05:58,166 --> 01:06:01,625
‫ولی در نهایت حقیقت، خالق ماست.

1084
01:06:05,750 --> 01:06:07,125
‫بیشتر از قهرمان‌های ما.

1085
01:06:09,625 --> 01:06:11,041
‫بیشتر از پدرهای ما.

1086
01:06:17,041 --> 01:06:19,791
‫همیشه فکر می‌کردم بابام مرد بزرگیه.

1087
01:06:19,875 --> 01:06:22,291
‫خیلی از مردهای درگیر مفهوم بزرگ شدن میشن

1088
01:06:22,333 --> 01:06:24,083
‫و در این مسیر خودشون رو گم می‌کنن.

1089
01:06:24,250 --> 01:06:26,375
‫اما اینکه آدم بتونه
‫دست به چنین کار وحشتناکی بزنه...

1090
01:06:26,500 --> 01:06:29,500
‫نمی‌تونم کاری کنم
‫تحملش واست آسون‌تر بشه، لرد تیوکسبری.

1091
01:06:33,541 --> 01:06:38,000
‫فقط می‌تونم بهت بگم که
‫نیازی نیست از این مسیر بری.

1092
01:06:39,791 --> 01:06:41,250
‫الان اون طلا کجاست؟

1093
01:06:41,291 --> 01:06:42,750
‫خب، از کجا بدونم؟

1094
01:06:44,125 --> 01:06:46,875
‫نمی‌خواست مسئولیتش به گردن من باشه.

1095
01:06:47,791 --> 01:06:49,625
‫پیتر گفت طلای غنیمت دزدهای دریاییه

1096
01:06:49,666 --> 01:06:52,500
‫و نمی‌خواست پای من به این ماجرا باز بشه،
‫و من...

1097
01:06:53,666 --> 01:06:55,125
‫طلای دزد دریایی؟

1098
01:06:58,500 --> 01:06:59,541
‫اون غار رو می‌بینی؟

1099
01:07:00,000 --> 01:07:03,000
‫وقتی بچه بودم بهم گفت
‫یه گنج اونجا پنهان شده.

1100
01:07:03,791 --> 01:07:04,875
‫فهمیدم.

1101
01:07:06,750 --> 01:07:07,750
‫فهمیدم.

1102
01:07:08,416 --> 01:07:10,750
‫وقتی با موریارتی طرفی،
‫ماجرا پیچیده‌تر از یه مسئله‌ست.

1103
01:07:10,791 --> 01:07:14,625
‫چرا سهمی از ثروت نامشروعت برندارم

1104
01:07:14,750 --> 01:07:16,958
‫و همزمان مجازاتت کنم؟

1105
01:07:17,000 --> 01:07:21,000
‫هدفش هم آسیب زدن به ماست،
‫هم تصاحب اموال دزدیده‌شده.

1106
01:07:21,500 --> 01:07:24,291
‫من می‌دونم طلا کجاست، اما اون نمی‌دونه.

1107
01:07:24,375 --> 01:07:25,375
‫کی؟

1108
01:07:25,416 --> 01:07:28,916
‫- هر معما به اندازه سازنده‌ش فریبنده‌ست.
‫- هر معما به اندازه سازنده‌ش فریبنده‌ست.

1109
01:07:29,000 --> 01:07:30,625
‫چطور متوجه نشدم؟

1110
01:07:30,666 --> 01:07:33,291
‫از همون لحظه که قصد کشتن منو داشت
‫باید می‌فهمیدم.

1111
01:07:36,375 --> 01:07:37,791
‫باید منو می‌کشت.

1112
01:07:39,791 --> 01:07:42,250
‫این‌طوری هویتش مخفی می‌موند.

1113
01:07:42,375 --> 01:07:44,041
‫موافقم، عالی می‌شد.

1114
01:07:45,500 --> 01:07:46,875
‫تلاش بیهوده بود.

1115
01:07:47,000 --> 01:07:49,000
‫یه تلاش بیهوده و الکی.

1116
01:07:49,375 --> 01:07:52,041
‫دام پهن کرده بود،
‫و ما فریب خوردیم.

1117
01:07:52,083 --> 01:07:53,083
‫راث.

1118
01:07:53,166 --> 01:07:54,875
‫کشفیات.

1119
01:07:55,875 --> 01:07:58,250
‫ربایش شرلوک و بانو تیوکسبری.

1120
01:08:00,250 --> 01:08:01,875
‫آتیش‌سوزی هتل.

1121
01:08:02,500 --> 01:08:05,166
‫کاملا گیج شدم و نمی‌فهمم چی به‌ چیه.

1122
01:08:05,250 --> 01:08:08,041
‫اصلا تعجب نمی‌کنم اگه لکه‌های رو آینه‌ش

1123
01:08:08,125 --> 01:08:10,666
‫زیر سر موریارتی باشه.

1124
01:08:16,041 --> 01:08:19,041
‫تنها قطعه گمشدهٔ ما بابای تیوکسبری بود.

1125
01:08:19,291 --> 01:08:23,750
‫و از خوست خبر داشت،
‫و اون رو می‌شناخت.

1126
01:08:23,791 --> 01:08:26,125
‫و می‌دونه تیوکسبری منو دوست داره.

1127
01:08:26,166 --> 01:08:28,166
‫و فقط تیوکسبری می‌تونست
‫منو پیش اون بیاره.

1128
01:08:28,250 --> 01:08:29,125
‫- منو میگی؟
‫- آره، تو.

1129
01:08:29,250 --> 01:08:31,041
‫و تو می‌تونی منو...

1130
01:08:31,750 --> 01:08:32,916
‫به طلا برسونی.

1131
01:08:37,000 --> 01:08:39,166
‫تمام این مدت،
‫ما رو طبق نقشه خودش پیش می‌برد.

1132
01:08:40,166 --> 01:08:41,500
‫تیوکسبری.

1133
01:08:43,750 --> 01:08:44,750
‫همم.

1134
01:08:50,916 --> 01:08:52,250
‫تیوکسبری، من...

1135
01:08:52,750 --> 01:08:55,166
‫- پرونده رو حل کردم.
‫- واقعا؟

1136
01:08:56,750 --> 01:08:58,125
‫و یه نقشه دارم.

1137
01:09:03,916 --> 01:09:06,125
‫موریارتی دامشو پهن کرده،

1138
01:09:06,166 --> 01:09:08,291
‫و حالا باید پا به اون بذارم.

1139
01:09:08,333 --> 01:09:10,125
‫[محل دفن گنج]

1140
01:09:16,916 --> 01:09:18,666
‫به همون چیزی فکر می‌کنی که من فکر می‌کنم؟

1141
01:09:21,291 --> 01:09:22,416
‫آره.

1142
01:09:23,083 --> 01:09:24,200
‫از یه جایی ما رو زیر نظر گرفته،

1143
01:09:24,250 --> 01:09:26,750
‫اما هنوز جایِ طلا رو نمی‌دونه.

1144
01:09:27,291 --> 01:09:29,375
‫من اونو هدایت می‌کنم.
‫بلدی چیکار کنی.

1145
01:09:29,625 --> 01:09:32,458
‫- همین جا بمون.
‫- اگه تو دل غار قایم شده باشه، چی؟

1146
01:09:36,250 --> 01:09:37,375
‫دکتر واتسون،

1147
01:09:38,750 --> 01:09:40,125
‫نقشهٔ خوبیه.

1148
01:09:41,166 --> 01:09:43,291
‫اگه اینجا باشه، به حسابش میرسم.

1149
01:09:46,625 --> 01:09:47,791
‫موفق باشی.

1150
01:10:52,666 --> 01:10:53,750
‫اوه، گمشو!

1151
01:13:15,250 --> 01:13:16,500
‫دکتر واتسون؟

1152
01:13:24,916 --> 01:13:25,916
‫دکتر واتسون؟

1153
01:13:31,166 --> 01:13:32,125
‫ببخشید.

1154
01:13:51,125 --> 01:13:52,291
‫برادرم کجاست؟

1155
01:13:52,500 --> 01:13:55,158
‫چیزی که لازم دارم رو گیر بیارم، آزاد میشه.

1156
01:13:55,208 --> 01:13:58,083
‫چطور می‌تونیم بهت اعتماد کنیم؟
‫دو نفر رو دیدم به دست تو کشته شدن.

1157
01:13:59,250 --> 01:14:01,375
‫همیشه خودتو بالاتر می‌بینی.

1158
01:14:01,875 --> 01:14:04,875
‫باید از طلایی که
‫به خون آغشته‌ست محافظت کنی؟

1159
01:14:07,166 --> 01:14:08,500
‫تو رو هم آلوده کرده،

1160
01:14:09,000 --> 01:14:11,575
‫همون‌طور که اون پسر بی‌عرضه رو آلوده کرد،

1161
01:14:11,625 --> 01:14:13,375
‫همونی که نزدیک بود
‫اسم ننگینش رو روی خودت بذاری.

1162
01:14:13,875 --> 01:14:16,750
‫اما تکلیفِ اسم هولمز چیه؟

1163
01:14:18,000 --> 01:14:20,916
‫کنجکاوم بدونم
‫این اسم و اعتبار از کجا اومده.

1164
01:14:21,000 --> 01:14:22,000
‫همم؟

1165
01:14:22,916 --> 01:14:25,916
‫شکر؟ شاید از جاماییکا؟

1166
01:14:26,541 --> 01:14:28,375
‫ابریشم یا پنبه از هند؟

1167
01:14:31,125 --> 01:14:33,333
‫کم‌تر اسم بریتانیایی پیدا میشه

1168
01:14:33,375 --> 01:14:37,083
‫که از درد و رنج امپراتوری
‫لکه‌دار نشده باشه.

1169
01:14:57,875 --> 01:14:59,916
‫بیست تا صندوق دیگه توی غاره.

1170
01:15:01,250 --> 01:15:03,625
‫راحت شدی؟ به طلا رسیدی.

1171
01:15:03,750 --> 01:15:05,250
‫بگو برادرم کجاست؟

1172
01:15:06,291 --> 01:15:08,750
‫از دست تو و قلبت.

1173
01:15:09,250 --> 01:15:13,833
‫واقعا فکر می‌کنی
‫به همین راحتی تقدیمت می‌کنم؟

1174
01:15:14,916 --> 01:15:20,250
‫اجازه نمیدم تو یا برادرت
‫برنامه‌های منو خراب کنید.

1175
01:15:21,541 --> 01:15:26,000
‫یه بار دیگه،
‫از قافله عقب افتادی، خانم هولمز.

1176
01:15:28,541 --> 01:15:30,250
‫مطمئنی؟

1177
01:15:32,375 --> 01:15:33,666
‫محاصره شدید!

1178
01:15:37,375 --> 01:15:40,416
‫فقط تو، تو مالت دوست و آشنا نداری، پروفسور.

1179
01:15:45,750 --> 01:15:47,541
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

1180
01:16:29,916 --> 01:16:31,750
‫- الان!
‫- انولا!

1181
01:16:41,625 --> 01:16:42,791
‫نه!

1182
01:16:43,375 --> 01:16:44,375
‫نه!

1183
01:16:44,666 --> 01:16:45,500
‫- نه!
‫- انولا، صبر کن!

1184
01:16:45,791 --> 01:16:47,083
‫انولا!

1185
01:17:49,625 --> 01:17:52,125
‫کمک! کمک!

1186
01:17:53,125 --> 01:17:54,250
‫ما اینجاییم!

1187
01:17:57,666 --> 01:17:59,625
‫اون پر از روحیه جنگیدنه.

1188
01:18:58,666 --> 01:18:59,750
‫شرلوک!

1189
01:19:00,375 --> 01:19:02,500
‫شرلوک! شرلوک! شرلوک.

1190
01:19:04,375 --> 01:19:06,875
‫آزادش کن! اونو آزاد کن، انولا!

1191
01:19:06,916 --> 01:19:07,916
‫باشه.

1192
01:19:11,625 --> 01:19:13,125
‫خیلی‌خب. باشه.

1193
01:19:18,416 --> 01:19:20,208
‫اگه درد داره، معذرت می‌خوام.

1194
01:19:20,541 --> 01:19:22,416
‫- نه.
‫- الان میام. نفس بکش.

1195
01:19:28,750 --> 01:19:29,750
‫کافیه!

1196
01:19:29,791 --> 01:19:31,125
‫بسه، بسه، بسه!

1197
01:19:31,541 --> 01:19:32,500
‫نه.

1198
01:19:32,625 --> 01:19:35,375
‫نه! نه، نه، نه!

1199
01:19:35,416 --> 01:19:39,625
‫کشتنت با گلوله، پایان جذابی نیست.

1200
01:19:43,375 --> 01:19:44,875
‫واسم دام پهن کردی.

1201
01:19:46,750 --> 01:19:48,250
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

1202
01:19:48,750 --> 01:19:50,625
‫کار رو واسم راحت کردی.

1203
01:19:51,416 --> 01:19:54,125
‫اصلا شبیه برادرت نیستی.

1204
01:19:56,875 --> 01:19:58,875
‫اون چیزی نشون نمیده.

1205
01:20:00,375 --> 01:20:01,750
‫اما تو؟

1206
01:20:07,625 --> 01:20:09,250
‫تو خیلی...

1207
01:20:10,291 --> 01:20:11,916
‫احساساتی هستی!

1208
01:20:13,000 --> 01:20:14,625
‫داری احساسی عمل می‌کنی.

1209
01:20:15,500 --> 01:20:16,500
‫قابل درکه،

1210
01:20:17,416 --> 01:20:18,750
‫اما غیر ضروریه.

1211
01:20:24,875 --> 01:20:27,666
‫کاملا قابل درکه،

1212
01:20:31,125 --> 01:20:34,250
‫و به شدت ضروریه.

1213
01:20:43,416 --> 01:20:44,416
‫چندین روزه.

1214
01:20:49,666 --> 01:20:50,875
‫چندین روزه.

1215
01:20:52,916 --> 01:20:54,416
‫شرلوک، نه.

1216
01:20:54,500 --> 01:20:55,541
‫بگو...

1217
01:20:58,166 --> 01:20:59,375
‫چرا نباید بهش شلیک کنم؟

1218
01:20:59,416 --> 01:21:00,625
‫روش ما نیست.

1219
01:21:00,750 --> 01:21:02,416
‫برخلاف اعتقادات ماست.

1220
01:21:03,291 --> 01:21:06,500
‫اگه اونو به پلیس تحویل بدیم،
‫بازم فرار می‌کنه.

1221
01:21:08,250 --> 01:21:10,791
‫دوباره دنبال‌مون میاد.

1222
01:21:11,416 --> 01:21:12,875
‫و این...

1223
01:21:14,750 --> 01:21:18,375
‫ماجرای لعنتی... دوباره و دوباره تکرار میشه.

1224
01:21:19,625 --> 01:21:21,125
‫و تکرار میشه.

1225
01:21:22,750 --> 01:21:24,041
‫و تکرار میشه.

1226
01:21:24,125 --> 01:21:25,250
‫خفه شو!

1227
01:21:25,291 --> 01:21:26,750
‫خفه شو!

1228
01:21:27,541 --> 01:21:29,250
‫شرلوک، لطفا منو نگاه کن!

1229
01:21:29,750 --> 01:21:30,916
‫این کار رو نکن.

1230
01:21:42,041 --> 01:21:43,041
‫فکر کن.

1231
01:21:44,916 --> 01:21:46,875
‫داری احساسی عمل می‌کنی.

1232
01:22:23,833 --> 01:22:27,366
‫بهم خبر دادن که موریارتی
‫بدون هیچ راه فراری

1233
01:22:27,416 --> 01:22:28,875
‫به انگلستان برمی‌گرده.

1234
01:22:29,375 --> 01:22:33,875
‫این وسط، من و دکتر واتسون
‫طلا رو به افغانستان برمی‌گردونیم،

1235
01:22:33,916 --> 01:22:35,991
‫اموال مسروقه به جای اصلیش برمی‌گرده.

1236
01:22:36,041 --> 01:22:38,458
‫به لطفِ لرد تیوکسبری،
‫مسئولیت انجام تحقیقات رو

1237
01:22:38,500 --> 01:22:40,125
‫به من سپردن.

1238
01:22:40,250 --> 01:22:43,041
‫قصد داریم تمام افرادی که در خاک مالت
‫مرتکب جرم شدن رو محاکمه کنیم.

1239
01:22:43,125 --> 01:22:46,000
‫کارهای موریارتی گندهای بزرگی رو برملا کرد.

1240
01:22:46,500 --> 01:22:50,250
‫شاید وقتش رسیده باشه
‫مالت از شر بریتانیایی‌ها خلاص بشه.

1241
01:22:50,291 --> 01:22:51,291
‫بله.

1242
01:22:51,791 --> 01:22:53,875
‫بله، بی‌راه نمیگید.

1243
01:22:58,875 --> 01:23:01,250
‫امیدوارم فهمیده باشی
‫چرا مجبورم این کار رو انجام بدم.

1244
01:23:02,000 --> 01:23:03,750
‫اگه بابات بود، بهت افتخار می‌کرد.

1245
01:23:07,666 --> 01:23:08,666
‫وقتش رسیده؟

1246
01:23:17,875 --> 01:23:20,458
‫برای ملکه و میهن

1247
01:23:21,416 --> 01:23:23,125
‫و معنایی که پشت آن است.

1248
01:23:24,291 --> 01:23:25,708
‫[مقامات بریتانیا روانهٔ زندان شدند]

1249
01:23:28,375 --> 01:23:29,791
‫[رسوایی پنهان‌کاری ارتش آشکار شد]

1250
01:23:29,958 --> 01:23:32,000
‫[تبرئهٔ سربازان مالت]
‫[آینده‌ای روشن برای کشور مالت]

1251
01:23:40,875 --> 01:23:42,166
‫اون شجاع بود.

1252
01:23:44,125 --> 01:23:47,375
‫گاهی مقاومتی داشت که من نداشتم.

1253
01:23:47,416 --> 01:23:50,166
‫موریارتی متوجه شد،
‫و سعی داشت نابودش کنه.

1254
01:23:51,416 --> 01:23:54,000
‫با این‌حال فکر می‌کنم موفق نشد.

1255
01:23:54,500 --> 01:23:55,375
‫تقسیم کن.

1256
01:23:55,416 --> 01:23:56,500
‫تقسیم کن.

1257
01:23:57,000 --> 01:23:58,291
‫دفترت.

1258
01:23:58,916 --> 01:24:01,166
‫رمزگشاییش راحت نبود.

1259
01:24:02,791 --> 01:24:05,625
‫فکر می‌کنی اگه دفتر تو بود
‫می‌تونستم رمزگشایی کنم؟

1260
01:24:07,000 --> 01:24:08,416
‫خواهر و برادر هستیم،

1261
01:24:09,000 --> 01:24:12,500
‫ولی دفتر خاطراتِ ما، مثل ذهن ما،
‫مختص به خودِ ماست.

1262
01:24:13,291 --> 01:24:15,000
‫آره، درسته.

1263
01:24:15,125 --> 01:24:16,875
‫و ذهن تو، انولا،

1264
01:24:18,500 --> 01:24:20,500
‫به‌شدت تحسین می‌کنم.

1265
01:24:22,500 --> 01:24:23,500
‫ممنون.

1266
01:24:27,541 --> 01:24:29,125
‫بابت همه‌چیز ممنونم.

1267
01:24:31,541 --> 01:24:32,625
‫چرا که...

1268
01:24:39,500 --> 01:24:40,666
‫خودمو فراموش کردم.

1269
01:24:44,750 --> 01:24:46,500
‫خیلی زود یادت اومد.

1270
01:24:47,291 --> 01:24:48,958
‫آدم فکر می‌کنه با ترس آشناست،

1271
01:24:49,750 --> 01:24:50,875
‫بعد یه‌دفعه،

1272
01:24:51,916 --> 01:24:53,500
‫در یه مکان تاریک قرار داری...

1273
01:24:55,791 --> 01:24:57,416
‫با آدمی که نمی‌تونی ازش محافظت کنی.

1274
01:25:02,000 --> 01:25:05,041
‫دکتر واتسون هم اونجا بود...
‫به خاطر تو می‌جنگید.

1275
01:25:05,125 --> 01:25:06,875
‫خوبه.

1276
01:25:10,291 --> 01:25:11,500
‫آدم خوبیه.

1277
01:25:11,625 --> 01:25:14,250
‫و تیوکسبری، توانمندتر از تصورات منه.

1278
01:25:14,375 --> 01:25:16,250
‫آره. ارزشمنده.

1279
01:25:17,125 --> 01:25:18,250
‫و البته مامان.

1280
01:25:19,000 --> 01:25:20,791
‫در مورد اون چندان مطمئن نیستم.

1281
01:25:23,750 --> 01:25:24,875
‫حرفی که...

1282
01:25:26,166 --> 01:25:27,250
‫درباره...

1283
01:25:28,250 --> 01:25:29,041
‫اختلاف‌مون زدم...

1284
01:25:29,125 --> 01:25:31,791
‫چیزه... چیزی نیست.
‫فراموش‌شده در نظر بگیر.

1285
01:25:31,958 --> 01:25:33,700
‫منم حرف‌هایی زدم که از ته‌دل نبود.

1286
01:25:33,750 --> 01:25:34,916
‫انولا.

1287
01:25:37,166 --> 01:25:38,875
‫تو از خانوادهٔ هولمز هستی.

1288
01:25:39,875 --> 01:25:41,791
‫اما نتونستم بگم...

1289
01:25:45,000 --> 01:25:46,000
‫اینکه واقعا...

1290
01:25:49,750 --> 01:25:51,041
‫خیلی فراتر هستی.

1291
01:25:54,625 --> 01:25:55,916
‫حتی ممکنه

1292
01:25:56,750 --> 01:25:57,875
‫خارق‌العاده باشی.

1293
01:26:10,291 --> 01:26:12,875
‫اصلا نفهمیدم کِی انقدر بزرگ شدی.

1294
01:26:14,166 --> 01:26:16,166
‫فهمیدم هر روز که می‌گذره سنم بالاتر میره.

1295
01:26:17,000 --> 01:26:17,958
‫آره.

1296
01:26:19,750 --> 01:26:20,750
‫درسته.

1297
01:26:44,250 --> 01:26:48,416
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم
‫همسر آینده تیوکسبری باشی. من...

1298
01:26:48,500 --> 01:26:50,625
‫ولی دلم می‌خواد شوهر تو باشم.

1299
01:26:54,875 --> 01:26:56,416
‫نمی‌خوام فامیل تو رو بردارم.

1300
01:26:56,500 --> 01:27:00,375
‫خودمم نمی‌خوام.
‫اسم و اعتبار من کاملا نابود شده.

1301
01:27:00,500 --> 01:27:03,875
‫نه، مقامتو... میگم.

1302
01:27:04,375 --> 01:27:06,041
‫از مقامم دست می‌کشم.

1303
01:27:07,250 --> 01:27:09,625
‫وسط روند... کناره‌گیری هستم.

1304
01:27:10,375 --> 01:27:11,916
‫دیگه لرد نیستم.

1305
01:27:12,000 --> 01:27:13,000
‫مطمئنی؟

1306
01:27:13,041 --> 01:27:15,125
‫فامیل اصلی‌مون رو برمی‌دارم، تبیتی‌گور.

1307
01:27:18,750 --> 01:27:19,916
‫تبیتی...

1308
01:27:20,000 --> 01:27:22,000
‫- تبیتی‌گور؟
‫- تیوکسبری اسم کوچیک منه.

1309
01:27:22,041 --> 01:27:24,875
‫وایکانت تیوکسبری، مارکی بسیل‌ودر.

1310
01:27:25,875 --> 01:27:28,666
‫ولی آره، چیزه...
‫فامیل واقعی من تیبتی‌گوره.

1311
01:27:31,416 --> 01:27:32,916
‫خوشت نمیاد، نه؟

1312
01:27:35,375 --> 01:27:37,125
‫تیوکسبری رو بیشتر دوست دارم.

1313
01:27:38,875 --> 01:27:40,166
‫ولی بدم نمیاد.

1314
01:27:41,000 --> 01:27:43,000
‫تمام خواستهٔ من این بود که تو خودت باشی،

1315
01:27:43,791 --> 01:27:45,250
‫و منم خودم باشم.

1316
01:27:45,375 --> 01:27:47,125
‫انولا هولمز.

1317
01:27:49,416 --> 01:27:51,375
‫ارنست تیبیتی...

1318
01:27:51,875 --> 01:27:53,991
‫- سخته به زبون بیاری.
‫- افتضاحه نه؟

1319
01:27:54,041 --> 01:27:56,125
‫به دلِ تو می‌شینه؟

1320
01:28:03,875 --> 01:28:07,125
‫ابتدای این قصه، یه حرف اشتباه زدم.

1321
01:28:08,416 --> 01:28:10,875
‫فهمیدم که بد برداشت کرده بودم.

1322
01:28:12,625 --> 01:28:15,250
‫داستان‌های خوب لزوما با عروسی شروع نمیشه.

1323
01:28:16,875 --> 01:28:17,875
‫نه.

1324
01:28:18,416 --> 01:28:19,875
‫با عروسی تموم میشه.

1325
01:28:26,083 --> 01:28:27,416
‫از تاهل و ازدواج راضی بودی؟

1326
01:28:28,166 --> 01:28:29,541
‫خب، من با مرد اشتباهی ازدواج کردم.

1327
01:28:31,416 --> 01:28:34,041
‫به نظرم آدم درستی رو انتخاب کردی.

1328
01:28:34,083 --> 01:28:35,208
‫اوهوم.

1329
01:28:36,666 --> 01:28:37,666
‫و الان،

1330
01:28:38,833 --> 01:28:40,583
‫در راستای تعامل خوبی که داشتیم...

1331
01:28:40,666 --> 01:28:43,291
‫- همم؟
‫- بابت هدیه عروسی.

1332
01:28:43,416 --> 01:28:44,075
‫خدای من.

1333
01:28:44,125 --> 01:28:46,991
‫خواستم جواهر بدم، کتاب بدم،

1334
01:28:47,041 --> 01:28:49,916
‫و به نقاشی و گل هم فکر کردم،

1335
01:28:49,958 --> 01:28:53,083
‫و تصمیم گرفتم...

1336
01:28:53,166 --> 01:28:54,166
‫سلام.

1337
01:28:54,958 --> 01:28:55,958
‫من اومدم.

1338
01:28:59,083 --> 01:29:02,416
‫ایدث. اینجا چیکار می‌کنی؟

1339
01:29:02,541 --> 01:29:06,791
‫مامانت واسم تلگراف فرستاد.
‫نوشته بود باید خودمو برسونم.

1340
01:29:06,958 --> 01:29:09,166
‫با اینکه ریزه میزه‌ست،
‫اما کی جرئت داره باهاش دربیفته.

1341
01:29:09,583 --> 01:29:10,666
‫اسمت...

1342
01:29:11,791 --> 01:29:13,041
‫انولا.

1343
01:29:13,583 --> 01:29:14,666
‫من...

1344
01:29:15,291 --> 01:29:16,291
‫خب، خوشحالم

1345
01:29:16,791 --> 01:29:18,791
‫تو رو محدود نکرده.

1346
01:29:18,833 --> 01:29:21,041
‫آره، برعکس «تنها» میشه.
‫[الون]

1347
01:29:21,166 --> 01:29:23,291
‫اینکه این اسم رو روی تنها دخترت گذاشتی،
‫واقعا در حقش ظلم کردی.

1348
01:29:25,958 --> 01:29:28,541
‫من اسممو دوست دارم، مامان.
‫همه اسم‌هامو دوست دارم.

1349
01:29:29,791 --> 01:29:31,916
‫انولا یودوریا هولمز.

1350
01:29:33,541 --> 01:29:34,958
‫بازم هولمز می‌مونم.

1351
01:29:35,041 --> 01:29:39,416
‫عزیزم، متاسفانه این برچسب
‫تا همیشه روی پیشونی ماست.

1352
01:29:41,083 --> 01:29:42,708
‫پایین می‌بینمت.

1353
01:29:51,041 --> 01:29:54,166
‫وایکانت تیوکسبری، مارکی بسیل‌ودر هستم.

1354
01:29:54,291 --> 01:29:55,333
‫خیلی پخمه‌ای.

1355
01:29:55,416 --> 01:29:57,208
‫نظرت چیه با همدیگه باشیم؟

1356
01:29:58,041 --> 01:30:00,333
‫- انگار مردم ما رو نمی‌خوان، مگه نه؟
‫- آره.

1357
01:30:00,916 --> 01:30:02,666
‫حداقل همدیگه رو داریم.

1358
01:30:04,166 --> 01:30:07,333
‫تو چشم‌هام نگاه کن.
‫ریتم رقص درش وجود داره.

1359
01:30:08,083 --> 01:30:09,208
‫حسش می‌کنم.

1360
01:30:14,708 --> 01:30:17,458
‫اون پیامی که توی مراسم
‫با بادبزن برام فرستادی، معنیش چی می‌شد؟

1361
01:30:17,666 --> 01:30:18,958
‫معنیش می‌شد: «دوستت دارم».

1362
01:30:23,791 --> 01:30:25,291
‫واست یه چیزی آوردم.

1363
01:30:25,916 --> 01:30:29,291
‫دوستم داری.
‫و اون‌طور که معلومه، منم دوستت دارم.

1364
01:30:30,375 --> 01:30:31,500
‫شروع کنیم.

1365
01:30:32,750 --> 01:30:34,291
‫- سلام.
‫- سلام.

1366
01:30:35,041 --> 01:30:39,541
‫من میکیل میتزی هستم
‫از حزب ضد اصلاحات.

1367
01:30:40,916 --> 01:30:43,166
‫هدف ما مالتِ آزاده.

1368
01:30:43,666 --> 01:30:45,291
‫خیلی‌خب. باشه.

1369
01:30:45,875 --> 01:30:46,950
‫آرزوی ما رهایی از...

1370
01:30:47,000 --> 01:30:49,125
‫- خیلی‌خب، اومدیم عروسی.
‫- باشه.

1371
01:30:55,250 --> 01:30:56,625
‫عزیزم.

1372
01:30:57,791 --> 01:31:00,250
‫می‌بینم چطور به انولا نگاه می‌کنی،

1373
01:31:01,250 --> 01:31:03,166
‫و این‌که اون چطور به تو نگاه می‌کنه.

1374
01:31:04,875 --> 01:31:07,500
‫واستون آرزوی خوشبختی دارم.

1375
01:31:10,375 --> 01:31:11,375
‫- ممنون.
‫- دوستت دارم.

1376
01:31:15,375 --> 01:31:16,500
‫خیلی‌خب.

1377
01:31:17,125 --> 01:31:18,750
‫خیلی‌خب.

1378
01:31:18,875 --> 01:31:22,375
‫آم، عزیزان گرامی،

1379
01:31:22,875 --> 01:31:24,875
‫آ... خانوادهٔ جدید...

1380
01:31:26,125 --> 01:31:27,250
‫خوش آمدید.

1381
01:31:28,500 --> 01:31:30,208
‫امروز در اینجا گردهم جمع شده‌ایم

1382
01:31:30,250 --> 01:31:35,625
‫تا ارنست و انولا پیوند پیدا کنن.

1383
01:31:36,291 --> 01:31:38,250
‫مراسم ساده‌ای در پیش داریم

1384
01:31:38,375 --> 01:31:42,250
‫چون تسلط چندانی رو متن اصلی ندارم
‫که بخوام از حفظ بخونم.

1385
01:31:43,416 --> 01:31:45,875
‫- حلقه‌ها. حلقه‌ها دست کیه؟
‫- عه.

1386
01:31:46,750 --> 01:31:47,875
‫بفرما.

1387
01:31:51,375 --> 01:31:52,458
‫ممنون آقا.

1388
01:31:55,000 --> 01:31:56,541
‫خیلی‌خب. حاضرید؟

1389
01:31:57,625 --> 01:31:58,625
‫آره.

1390
01:31:59,375 --> 01:32:00,375
‫ارنست،

1391
01:32:01,916 --> 01:32:05,000
‫تکیه‌گاه انولا میشی؟

1392
01:32:05,750 --> 01:32:07,625
‫همراه و همدم اون میشی؟

1393
01:32:08,625 --> 01:32:10,125
‫و اون‌طور که
‫سزاوار دوست داشته شدن است،

1394
01:32:10,875 --> 01:32:11,916
‫دوستش خواهی داشت؟

1395
01:32:12,000 --> 01:32:13,625
‫میشه اول از اون بپرسید؟

1396
01:32:13,666 --> 01:32:16,875
‫توی این مسئله نسبت به من
‫خیلی پیچیده‌تره.

1397
01:32:17,375 --> 01:32:18,375
‫حتما.

1398
01:32:21,291 --> 01:32:22,916
‫- انولا...
‫- می‌خوام همسرش باشم.

1399
01:32:25,291 --> 01:32:26,291
‫خوبه.

1400
01:32:27,250 --> 01:32:28,541
‫چون منم می‌خوام همسرش باشم.

1401
01:32:34,041 --> 01:32:35,041
‫خب،

1402
01:32:35,666 --> 01:32:40,000
‫با توجه به اختیاری که
‫توسط هیچ‌کس به من داده نشده...

1403
01:32:41,666 --> 01:32:45,375
‫شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم.

1404
01:32:46,583 --> 01:32:49,916
‫الان زن و شوهر رسمی هستید.

1405
01:33:29,500 --> 01:33:31,666
‫ادلین راث. ادلین راث.

1406
01:33:31,708 --> 01:33:32,625
‫راث.

1407
01:33:32,666 --> 01:33:33,791
‫- ادلین راث.
‫- ادلین راث.

1408
01:33:33,833 --> 01:33:35,833
‫[خشم ادلین]
‫(راث = خشم)

1409
01:33:37,833 --> 01:33:47,833
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M