1
00:00:00,270 --> 00:00:48,270
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:02:50,351 --> 00:03:10,351
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

3
00:03:10,375 --> 00:03:11,875
‫عه، کجا میری؟
‫اینجا صف هست.

4
00:03:11,916 --> 00:03:13,250
‫گذرنامه انگلیسی.

5
00:03:13,375 --> 00:03:14,625
‫- سلام! صبح بخیر
‫- صبح بخیر.

6
00:03:14,750 --> 00:03:16,875
‫صبح بخیر؟ یعنی چی؟
‫اون دیگه رفته!

7
00:03:18,791 --> 00:03:20,083
‫مطمئنم یه کاری میتونی بکنی.

8
00:03:20,166 --> 00:03:21,583
‫خیلی متاسفم خانوم،

9
00:03:21,666 --> 00:03:23,291
‫اما یه سری قوانین برای چک این هست.
‫یک ساعت قبل...

10
00:03:23,333 --> 00:03:24,416
‫- برو تو صف
‫- زنم.

11
00:03:24,708 --> 00:03:25,541
‫عزیزم!

12
00:03:25,666 --> 00:03:28,416
‫می دونم! می دونم قوانین چی هستن!
‫اما لطفا...

13
00:03:28,583 --> 00:03:30,916
‫- لطفا، اگه...
‫- ببخشید، یه لحظه.

14
00:03:31,791 --> 00:03:34,583
‫نگاه کن شابنا،
‫من باید تو این پرواز باشم.

15
00:03:34,916 --> 00:03:38,166
‫سگ من، کوکی،
‫که 13 ساله باهام بوده،

16
00:03:38,416 --> 00:03:40,041
‫سه ماهه خیلی مریضه.
‫از سه ماه پیش.

17
00:03:40,291 --> 00:03:41,666
‫و امروز صبح،
‫دکتر یهو بهم گفت

18
00:03:41,791 --> 00:03:43,541
‫که کوکی تا بعد از ظهر دووم نمیاره.
‫از این بعد از ظهر.

19
00:03:43,583 --> 00:03:45,541
‫- خدایا!
‫- مطمئنم که درک می کنی.

20
00:03:45,666 --> 00:03:48,291
‫فقط میخوام یه بار دیگه ببینمش
‫قبل از اینکه بمیره. لطفا.

21
00:03:48,458 --> 00:03:50,708
‫اگه میشه فقط یه کم...
‫من مشکلی با پرواز با کلاس پایین ندارم.

22
00:03:50,791 --> 00:03:52,958
‫اقا، بذار ببینم چی میتونم بکنم، باشه؟

23
00:03:53,041 --> 00:03:53,916
‫لطفا تمام تلاشتونو بکنید

24
00:03:56,416 --> 00:03:57,583
‫بله؟

25
00:03:58,916 --> 00:04:00,416
‫قبلا همدیگه رو دیدیم؟

26
00:04:02,416 --> 00:04:03,333
‫آره.

27
00:04:04,916 --> 00:04:05,958
‫تو شبیه معلمم هستی.

28
00:04:10,958 --> 00:04:11,916
‫ببخشید دیرم شد.

29
00:04:13,791 --> 00:04:14,583
‫اوه!

30
00:04:15,666 --> 00:04:16,458
‫تو هم اینجایی!

31
00:04:18,041 --> 00:04:18,916
‫درسته.

32
00:04:19,375 --> 00:04:21,125
‫لطفا بگو
‫که پروازتو از دست ندادی.

33
00:04:21,458 --> 00:04:24,083
‫دو ساعته که تو فرودگاه منتظرم.

34
00:04:24,125 --> 00:04:26,458
‫فکر میکنی پروازمو از دست دادم؟
‫بیا دیگه عزیزم!

35
00:04:26,833 --> 00:04:28,625
‫قبلا اینکارو کردی،
‫به همین خاطر پرسیدم.

36
00:04:28,708 --> 00:04:31,750
‫هر دو قبل از ساعت 4 عصر،
‫تو جیپور خواهیم بود.

37
00:04:31,833 --> 00:04:33,833
‫امیدوارم که فراموش نکنی
‫که منو از فرودگاه برداری.

38
00:04:33,958 --> 00:04:35,875
‫قبلا اینکارو کردی،
‫به همین خاطر دارم یادآوری میکنم.

39
00:04:36,333 --> 00:04:37,875
‫- خیلی خنده داره.
‫- گوش کن...

40
00:04:38,375 --> 00:04:40,708
‫کبیر با نامزد
‫جدیدش میاد.

41
00:04:40,833 --> 00:04:42,958
‫پس مطمئن شو که براش یه اتاق
‫دو نفره رزرو کنی، باشه؟

42
00:04:43,000 --> 00:04:44,583
‫باشه، خداحافظ.

43
00:04:45,083 --> 00:04:45,958
‫خداحافظ.

44
00:04:46,208 --> 00:04:48,125
‫پس تو پیشخوان دروغ گفتی؟

45
00:04:48,583 --> 00:04:51,208
‫بله. میگی که تو هیچوقت دروغ نمیگی؟

46
00:04:51,500 --> 00:04:54,708
‫من هم دروغ میگم، اما نه به خوبی تو.

47
00:04:54,833 --> 00:04:57,958
‫مشکل با خود دروغ داری
‫یا با چطور انجام دادنش؟

48
00:04:58,500 --> 00:04:59,583
‫در واقع، هیچکدوم.

49
00:04:59,875 --> 00:05:02,208
‫چون دروغ تو بهم کمک کرد
‫که این پروازو بگیرم.

50
00:05:02,458 --> 00:05:06,708
‫اما کشته شدن بی رحمانه ی
‫سگ تو یه کم...

51
00:05:06,833 --> 00:05:07,708
‫اشتباه می کنم؟

52
00:05:08,500 --> 00:05:09,708
‫نگاه کن، خانوم...

53
00:05:10,875 --> 00:05:12,458
‫- کادامباری.
‫- ریشاب.

54
00:05:14,958 --> 00:05:17,083
‫میبینی کادامباری، من راهیم

55
00:05:17,583 --> 00:05:20,750
‫عروسی خواهر زن من
‫تو جیپور هستم.

56
00:05:21,333 --> 00:05:22,958
‫اگه این پروازو از دست میدادم، اون زن

57
00:05:23,333 --> 00:05:26,125
‫یه عالمه غوغا می کرد
‫و سالها و سالها

58
00:05:26,208 --> 00:05:28,333
‫تو زندگی مشترکمون،
‫این موضوعو یادآوری می کرد.

59
00:05:28,458 --> 00:05:31,875
‫حرف از همه ی دوستامو به کنار،
‫که قبل از من به اونجا می رسیدن

60
00:05:31,958 --> 00:05:34,375
‫و فکر می کردن که من
‫یه آدم بی توجه هستم

61
00:05:34,583 --> 00:05:37,208
‫که به وقت و دوستی هاشون اهمیت نمیدم.

62
00:05:37,333 --> 00:05:38,625
‫که این در واقع یه دروغه.

63
00:05:38,875 --> 00:05:40,625
‫پس، به جای اینکه اجازه بدم
‫این دروغ به حقیقت تبدیل بشه،

64
00:05:40,833 --> 00:05:43,750
‫بهتر نیست که به این دروغ
‫اجازه بدم که حقیقت محسوب بشه؟

65
00:05:45,875 --> 00:05:46,708
‫می فهمی؟

66
00:05:48,458 --> 00:05:51,583
‫بله، کشته شدن سگت لازمه بود.

67
00:05:52,000 --> 00:05:53,375
‫یعنی... کوکی؟

68
00:06:00,708 --> 00:06:02,958
‫پس... یه پروسه ای هست؟

69
00:06:03,500 --> 00:06:07,208
‫یعنی، چطور فهمیدی که
‫داستان کوکی جواب میده؟

70
00:06:07,708 --> 00:06:09,750
‫سوال خوبی بود.
‫شابنا رو یادت میاد؟

71
00:06:10,375 --> 00:06:11,875
‫دختره ی پشت پیشخوان چک این؟

72
00:06:13,083 --> 00:06:14,333
‫آره، درست.

73
00:06:14,500 --> 00:06:15,583
‫چون دختر بود،

74
00:06:15,708 --> 00:06:18,208
‫مهم بود که دروغم
‫دلسوزانه به نظر برسه.

75
00:06:18,708 --> 00:06:21,583
‫مرگ، دعوا، جدایی،
‫یه یادگاری ارزشمند، و غیره.

76
00:06:21,833 --> 00:06:24,458
‫و آویزونش،
‫که فکر کنم متوجه اش نشدی،

77
00:06:24,500 --> 00:06:26,750
‫یه توله کوچولو روش بود، میدونی؟

78
00:06:29,791 --> 00:06:33,041
‫با عشقم تو دانشگاه ازدواج کردم
‫وقتی 28 سالم بود.

79
00:06:33,291 --> 00:06:35,791
‫اما تو یه تصادف از دستش دادم
‫فقط سه سال بعد.

80
00:06:37,541 --> 00:06:40,916
‫بعد مثل یه بابای مجرد خوب،
‫دخترم رو تنهایی بزرگ کردم.

81
00:06:41,083 --> 00:06:43,166
‫وقتی فهمیدم که
‫اون بزرگ شده،

82
00:06:43,416 --> 00:06:45,458
‫دوباره عاشق شدم.

83
00:06:45,708 --> 00:06:46,583
‫تو لندن.

84
00:06:47,166 --> 00:06:49,041
‫-زن شما چیکار میکنه؟
‫-مشکل درست کردن.

85
00:06:50,166 --> 00:06:51,833
‫نویسندست. رمان نویس.

86
00:06:51,916 --> 00:06:53,666
‫اونجا زندگی میکرد.
‫بریتانیایی بود.

87
00:06:54,416 --> 00:06:56,416
‫-و وقتی ازدواج کردیم...
‫-هندی شد.

88
00:06:56,458 --> 00:06:57,958
‫نه، من بریتانیایی شدم.

89
00:07:00,708 --> 00:07:03,083
‫به هر حال، اسم زنت چیه؟

90
00:07:03,708 --> 00:07:04,666
‫راشمی...

91
00:07:05,083 --> 00:07:06,791
‫اوه... وارتیکا.

92
00:07:16,583 --> 00:07:19,416
‫خب، فقط میخواستم بهت بگم
‫که بابات و من...

93
00:07:19,458 --> 00:07:20,791
‫تا پس فردا بر نمیگردیم، درسته؟

94
00:07:21,208 --> 00:07:23,958
‫میدونم. بابام صبح بهم
‫زنگ زد و گفت.

95
00:07:24,916 --> 00:07:25,916
‫همیشه این کارو میکنه.

96
00:07:28,708 --> 00:07:30,416
‫خیلی باحال میشد
‫اگه با ما میومدی.

97
00:07:30,833 --> 00:07:32,291
‫عروسی خواهرتونه، نه؟

98
00:07:33,166 --> 00:07:34,416
‫اصلا اونو نمیشناسم.

99
00:07:35,791 --> 00:07:37,416
‫اره، ولی بازم
‫خانواده هستیم، نه؟

100
00:07:37,458 --> 00:07:38,416
‫مطمئنا!

101
00:07:38,666 --> 00:07:39,916
‫تو رسمش خانواده ایم!

102
00:07:46,291 --> 00:07:47,541
‫برای آخر هفته برنامه ات چیه؟

103
00:07:47,916 --> 00:07:50,833
‫فقط دارم با دوستام ریلکس میکنم.
‫چیزی نیست.

104
00:07:51,166 --> 00:07:52,666
‫فکر کنم بریم خونه یکی از دوستام.

105
00:07:53,416 --> 00:07:54,208
‫خونه روهان؟

106
00:07:54,791 --> 00:07:56,416
‫تو کیف یه نفر دیگه فضولی کردن...

107
00:07:57,041 --> 00:07:58,916
‫و یهو انقدر نگران بودنت...

108
00:07:59,541 --> 00:08:01,125
‫وارتیکا رو مادر نمیکنه.

109
00:08:04,250 --> 00:08:05,500
‫و اگه فقط بخوام دوست باشیم چطور؟

110
00:08:06,625 --> 00:08:10,541
‫نمیدونستم با بابام ازدواج کردی
‫که با من دوست باشی.

111
00:08:11,291 --> 00:08:12,625
‫بابام خیلی دوستت داره...

112
00:08:12,875 --> 00:08:14,000
‫و من بهت احترام میذارم.

113
00:08:15,500 --> 00:08:17,875
‫به غیر از این،
‫چرا تو راه هم قرار بگیریم؟

114
00:08:21,875 --> 00:08:22,750
‫نه؟

115
00:08:31,000 --> 00:08:31,916
‫کدامبری،

116
00:08:32,250 --> 00:08:36,375
‫کنجکاو بودم بدونم چطور فهمیدی
‫که من واقعا خوشحالم که باهات آشنا شدم.

117
00:08:48,000 --> 00:08:49,750
‫هی، اونایی که از دوارکا بودن زنگ زدن؟

118
00:08:49,875 --> 00:08:50,750
‫نه جناب.

119
00:08:52,250 --> 00:08:53,375
‫زنگ نمیزنن.

120
00:08:53,750 --> 00:08:56,125
‫صنعت اتومبیل
‫این روزا حالش زیاد خوب نیست.

121
00:08:57,041 --> 00:08:58,750
‫سینگ صاحب، من بهت زنگ زدم.

122
00:08:59,500 --> 00:09:00,416
‫شاید مشغولی.

123
00:09:00,750 --> 00:09:02,666
‫امروز قرار نبود بریم جاپور؟

124
00:09:03,125 --> 00:09:04,000
‫کی میای خونه؟

125
00:09:04,125 --> 00:09:06,125
‫خبرم کن.
‫باشه، ممنونم.

126
00:09:22,875 --> 00:09:24,666
‫-بله، بگو.
‫-سامر، رسیدی خونه؟

127
00:09:24,750 --> 00:09:26,500
‫نه داداش، هنوز سرکارم.

128
00:09:27,041 --> 00:09:28,041
‫-گوش کن…
‫-جناب.

129
00:09:28,375 --> 00:09:29,500
‫تو و هارپریت اول برید.

130
00:09:29,791 --> 00:09:30,625
‫منم بعدا میام.

131
00:09:30,750 --> 00:09:33,000
‫باور نکردنی!
‫قرار نبود با هم بریم؟

132
00:09:33,125 --> 00:09:34,166
‫حالا می خوای تنهایی برم!

133
00:09:34,250 --> 00:09:35,750
‫با تنهایی چی میگی؟

134
00:09:36,166 --> 00:09:37,625
‫با زنت میری.

135
00:09:37,666 --> 00:09:39,125
‫-جناب.
‫-حالا قطع کن. جاپور میبینمت.

136
00:09:39,166 --> 00:09:40,000
‫اما…

137
00:09:40,875 --> 00:09:41,875
‫چته؟

138
00:09:41,916 --> 00:09:43,375
‫جناب، اونایی که از دوارکا بودن زنگ زدن.

139
00:09:43,500 --> 00:09:44,375
‫خب، حالا چی کار کنم؟

140
00:09:47,500 --> 00:09:48,875
‫-صبح بخیر جناب.
‫-صبح بخیر.

141
00:09:58,000 --> 00:09:59,250
‫بله، سامر؟ میری؟

142
00:09:59,750 --> 00:10:01,291
‫فقط یه جلسه
‫با تیم رسانه ای دارم

143
00:10:01,375 --> 00:10:03,625
‫با خانم مالتی
‫و بعدش میرم.

144
00:10:03,666 --> 00:10:05,000
‫مطمئنا، خوش بگذره.

145
00:10:06,625 --> 00:10:09,750
‫بابا، اگه میشه فردا بیا
‫مراسم عروسی…

146
00:10:09,916 --> 00:10:11,666
‫این نوستالژی بازی ها رو
‫قطعش کن، سامر.

147
00:10:12,000 --> 00:10:13,041
‫عروسی خواهر شوهر
‫دوستته.

148
00:10:13,125 --> 00:10:14,000
‫اونجا چه کار کنم؟

149
00:10:15,041 --> 00:10:16,000
‫اره.

150
00:10:16,416 --> 00:10:17,666
‫گگان، دو دقیقه.

151
00:10:20,000 --> 00:10:20,875
‫می تونی بری.

152
00:10:21,125 --> 00:10:22,750
‫-بله بابا.
‫-سامر.

153
00:10:23,250 --> 00:10:25,125
‫این بابا بازی ها رو سرکار
‫نکن.

154
00:10:25,375 --> 00:10:27,916
‫اینجا فقط مدیر برند هستی
‫نه داماد من.

155
00:10:34,041 --> 00:10:34,875
‫ببخشید جناب.

156
00:10:37,250 --> 00:10:38,250
‫ای پیر خرفت

157
00:10:38,833 --> 00:10:40,125
‫عزیزم داره چیکار می کنه؟

158
00:10:40,208 --> 00:10:43,208
‫منتظر جلسه با خانم مالتی ام

159
00:10:43,333 --> 00:10:44,583
‫و بعدش مستقیم میام پیشت.

160
00:10:44,958 --> 00:10:48,833
‫و یه چیز دیگه، برنامه مسافرت با هارپریت و هارپریت
‫رو کنسل کردم.

161
00:10:49,958 --> 00:10:50,958
‫عالی!

162
00:10:51,333 --> 00:10:53,583
‫عزیزم، حس خیلی خوبی
‫دارم نسبت به این قضیه.

163
00:10:53,625 --> 00:10:54,625
‫-واقعا؟
‫-میدونی، فکر می کنم

164
00:10:54,708 --> 00:10:56,208
‫جاپور خیلی خوش بگذره.

165
00:10:56,250 --> 00:10:57,083
‫مطمئنم عزیزم.

166
00:10:57,458 --> 00:10:59,333
‫- زود بیا عزیزم.
‫- زود میبینمت.

167
00:11:13,000 --> 00:11:13,916
‫خوب به نظر می رسم داداشا؟

168
00:11:14,375 --> 00:11:16,416
‫منظورم اینه… زیادی شده؟

169
00:11:16,541 --> 00:11:19,125
‫شب سنگته.
‫باید خوشتیپ باشی.

170
00:11:19,541 --> 00:11:21,250
‫از شماها پرسیدن فایده ای نداره.

171
00:11:21,875 --> 00:11:22,875
‫از رادیکا می پرسم.

172
00:11:22,916 --> 00:11:23,750
‫اوه، واقعا؟

173
00:11:24,000 --> 00:11:28,125
‫چهار روز پیش که
‫با ما تو جشن مجردی خوش میگذروندی،

174
00:11:28,375 --> 00:11:30,625
‫چرا بهش عکس نفرستادی
‫و ازش نپرسیدی،

175
00:11:30,750 --> 00:11:32,625
‫"عزیزم خوب به نظر می رسم؟"

176
00:11:33,250 --> 00:11:34,125
‫هی!

177
00:11:43,125 --> 00:11:46,916
‫مامان، وارون حاضره.
‫خواهر و برادر شوهر کجان؟

178
00:11:47,000 --> 00:11:48,250
‫چرا از من می پرسی؟

179
00:11:48,750 --> 00:11:49,875
‫از خواهرت بپرس!

180
00:11:50,375 --> 00:11:54,375
‫بهش گفتیم وقتی داشت
‫با اون احمق ازدواج میکرد.

181
00:11:54,416 --> 00:11:57,500
‫اما اون موقع، عاشق اون مرد مجرد
‫با یه بچه شده بود.

182
00:12:00,000 --> 00:12:00,791
‫چیشده؟

183
00:12:01,416 --> 00:12:03,375
‫- ولش کن.
‫- میتونی بهم بگی.

184
00:12:04,000 --> 00:12:06,375
‫- چیه؟
‫- پریروز باهاش حرف زدم.

185
00:12:07,375 --> 00:12:09,875
‫دارن فکر میکنن که
‫از هم جدا بشن یا نه.

186
00:12:10,750 --> 00:12:12,375
‫سه ماه دیگه هم تلاش میکنن.

187
00:12:12,750 --> 00:12:13,666
‫تلاش؟

188
00:12:13,916 --> 00:12:16,750
‫نسل شما فکر میکنه
‫عروسی مثل آیفون میمونه.

189
00:12:16,791 --> 00:12:19,500
‫هنوز چند سال نشده،
‫و میخوان یه مدل جدیدتر بگیرن.

190
00:12:21,125 --> 00:12:25,291
‫تو باید خوب فکر کنی.
‫چون خودت دامادتو انتخاب کردی.

191
00:12:25,375 --> 00:12:28,250
‫مطمئنی میتونی تا آخرش ادامه بدی؟
‫رادیکا، من دارم بهت میگم که تو این سن--

192
00:12:28,291 --> 00:12:30,375
‫آروم باش! میتونی آروم باشی؟

193
00:12:31,041 --> 00:12:32,125
‫مطمئنا، ادامه میدم.

194
00:12:32,500 --> 00:12:34,916
‫هم مال من و خواهرم،
‫و هم مال شوهرش.

195
00:12:35,375 --> 00:12:37,750
‫درباره خواهرم نمیدونم، اما من
‫به شوهر خواهرم کاملا اعتماد دارم.

196
00:12:39,291 --> 00:12:40,125
‫شوهر خواهرت...

197
00:12:40,958 --> 00:12:42,041
‫با گوشیت چیکار میکنی؟

198
00:12:42,666 --> 00:12:43,583
‫کار.

199
00:12:44,333 --> 00:12:45,416
‫کنفرانس چطور بود؟

200
00:12:45,791 --> 00:12:46,666
‫حوصله سر بر.

201
00:12:47,541 --> 00:12:48,416
‫و پروازت؟

202
00:12:49,958 --> 00:12:51,041
‫اونم حوصله سر بر بود.

203
00:12:52,708 --> 00:12:54,541
‫یه زن پیر
‫کنارم نشسته بود.

204
00:12:55,666 --> 00:12:56,583
‫یه ریز حرف میزد.

205
00:12:57,958 --> 00:13:00,416
‫تو بگو،
‫ناشر چی گفت؟

206
00:13:00,666 --> 00:13:04,166
‫کتاب کی منتشر میشه؟
‫"صد راه جدید برای به پایان رسوندن یه ازدواج."

207
00:13:06,041 --> 00:13:08,916
‫تو اصلاً کتاب من رو
‫خوندی که دربارش نظر میدی؟

208
00:13:09,083 --> 00:13:10,041
‫نه، نخوندم.

209
00:13:10,416 --> 00:13:13,916
‫اما تو رو خوب میشناسم.
‫موضوع مورد علاقه تو "به پایان رسوندن ازدواج" هست.

210
00:13:18,291 --> 00:13:22,166
‫با کلی عشق این کادو رو چیدم
‫اما حتی ازم نپرسیدی چیه.

211
00:13:24,708 --> 00:13:25,791
‫باشه، کادورو بهم نشون بده.

212
00:13:28,416 --> 00:13:29,666
‫همونجا گذاشتم.
‫یه گلدون مین هست.

213
00:13:30,250 --> 00:13:33,375
‫کاملاً دست‌ساز شرقی
‫و جاز، میدونی چیه؟

214
00:13:33,500 --> 00:13:35,875
‫من یه معامله کردم.
‫فقط هفت لک روپیه قیمتش هست.

215
00:13:37,416 --> 00:13:38,291
‫متاسفم، سوش.

216
00:13:38,791 --> 00:13:40,041
‫داری چیکار میکنی، عزیزم؟

217
00:13:40,750 --> 00:13:41,625
‫چیشده؟

218
00:13:41,875 --> 00:13:44,875
‫شرط میبندم حتی ریشاب هم انقدر
‫کادو گرون قیمت برای خواهرزنش نخریده.

219
00:13:45,250 --> 00:13:47,625
‫بیا عزیزم!
‫یه کالکشن خاصه.

220
00:13:47,791 --> 00:13:50,875
‫خواهرزن ریشاب و شوهرش
‫تا آخر عمر ما رو یادشون میمونه.

221
00:13:51,250 --> 00:13:54,291
‫- کی ما رو یادش میمونه؟
‫- خواهرزن ریشاب و شوهرش.

222
00:13:54,375 --> 00:13:55,666
‫- و--
‫- اسم خواهرزنش چیه؟

223
00:14:01,541 --> 00:14:02,500
‫ودیکا.

224
00:14:02,750 --> 00:14:03,625
‫رادیکا!

225
00:14:04,125 --> 00:14:07,541
‫تو حتی اسمشو نمیدونی، و هنوز
‫یه گلدون به ارزش هفت لک براش خریدی!

226
00:14:08,291 --> 00:14:09,750
‫نمی‌گم گلدون، عزیزم!

227
00:14:10,000 --> 00:14:12,500
‫اون یه گلدون هست و تو حوصله‌ت سر رفته.

228
00:14:16,666 --> 00:14:18,541
‫پس، کبیر هم میاد؟

229
00:14:26,500 --> 00:14:28,125
‫مطمئنم نامزد جدیدش
‫هم میاد.

230
00:14:35,375 --> 00:14:39,875
‫مامان گفت باید یه
‫نوبت دیگه هم تو کلینیک بذارم...

231
00:14:40,916 --> 00:14:42,750
‫من... من قصد نداشتم داد بزنم.

232
00:14:43,541 --> 00:14:44,666
‫باشه، می‌ذاریم.

233
00:14:45,375 --> 00:14:46,666
‫یه نوبت دیگه می‌ذاریم.

234
00:14:47,500 --> 00:14:50,125
‫اونا بچه دار شدن رو
‫تبدیل به یه سیرک کردن.

235
00:14:50,916 --> 00:14:52,750
‫اما بازم باید تلاش کنیم، درسته؟

236
00:14:52,875 --> 00:14:54,541
‫چقدر دیگه باید تلاش کنیم؟

237
00:14:55,250 --> 00:14:56,625
‫اونا منو تبدیل به یه گاو نر بارور کردن!

238
00:14:56,666 --> 00:14:59,250
‫زندگی عادیم
‫کاملاً از بین رفته!

239
00:15:00,250 --> 00:15:01,625
‫اونا تبدیلش به یه تمرین ورزشی کردن.

240
00:15:01,666 --> 00:15:04,500
‫همیشه باید تو فکر این باشم چیکارش باید کنم.

241
00:15:05,166 --> 00:15:06,791
‫فقط مونده که
‫یه مربی هم برامون بفرستن،

242
00:15:06,916 --> 00:15:08,250
‫و اگه می‌تونستن،
‫مطمئنم این کارو میکردن.

243
00:15:08,750 --> 00:15:10,500
‫اراده مامانه--

244
00:15:10,541 --> 00:15:12,041
‫به جهنم با اراده‌ش!

245
00:15:12,375 --> 00:15:13,416
‫فقط میخواد یه کاری برای پر کردن
‫وقت آزادش داشته باشه،

246
00:15:13,750 --> 00:15:14,750
‫اما من باید
‫همه کارها رو انجام بدم!

247
00:15:15,041 --> 00:15:17,625
‫واقعاً؟ همه کارها رو تو انجام میدی؟

248
00:15:17,666 --> 00:15:20,375
‫مامان نمیتونه یه لقمه
‫بدون اینکه این موضوع رو مطرح کنه بخوره.

249
00:15:20,500 --> 00:15:22,375
‫دیگه نمیتونم!
‫یه دونه آنلاین سفارش بده!

250
00:15:26,666 --> 00:15:29,500
‫امروز یه چیز بزرگسالانه تو کیف آنایا پیدا کردم.

251
00:15:32,125 --> 00:15:33,875
‫- حالا چی؟
‫- ریشاب.

252
00:15:35,791 --> 00:15:37,166
‫چطور دوست داری واکنش نشون بدم؟

253
00:15:37,500 --> 00:15:41,375
‫اون 18 سالشه. باید خوشحال بشم
‫که داره از جوونیش استفاده می‌کنه

254
00:15:41,666 --> 00:15:43,916
‫یا باید بترسم که
‫شاید استفاده نکنه؟

255
00:15:44,000 --> 00:15:47,000
‫و مهم نیست که تو کیفش چی پیدا کنی
‫یا یه بمب اتمی،

256
00:15:47,041 --> 00:15:49,375
‫ قبلش بهم میگه، نگران نباش.

257
00:15:49,875 --> 00:15:51,125
‫ فقط دارم میگم.

258
00:15:52,750 --> 00:15:54,125
‫ فک میکنی روهان پسر خوبیه؟

259
00:15:54,500 --> 00:15:56,041
‫ -بَست…
‫ -چی؟

260
00:15:57,666 --> 00:16:01,166
‫ مگه میشه یه پدر توی دنیا از دوست دخترش خوشش بیاد؟

261
00:16:01,875 --> 00:16:04,500
‫ چیکار کنیم؟ ۱۸ سالشه.
‫ میخوای برم بزنمش؟

262
00:16:05,375 --> 00:16:07,916
‫ تازه، دعوا کردن با
‫ آنایا غیر ممکنه.

263
00:16:08,000 --> 00:16:09,166
‫ بالاخره دختر رَشمی دیگه.

264
00:16:14,750 --> 00:16:15,666
‫ ببخشید.

265
00:16:16,291 --> 00:16:19,125
‫ منظوری نداشتم.
‫ حرفم بود.

266
00:16:21,500 --> 00:16:24,500
‫ تازه، مگه قرار نبود
‫ به هم سه ماه وقت بدیم؟

267
00:16:24,875 --> 00:16:26,916
‫ پس، فقط-- ببخشید.

268
00:16:27,000 --> 00:16:28,875
‫ -بخدا، تحمل کن. ببخشید.
‫ -باشه. اشکال نداره.

269
00:16:29,166 --> 00:16:31,250
‫ اگه دوباره اسم رَشمی رو آوردم،

270
00:16:31,375 --> 00:16:33,791
‫ تو هم میتونی منو
‫ به اسم نامزد سابقت صدا کنی.

271
00:16:33,875 --> 00:16:35,375
‫ چارلی، جکی، و اینا.

272
00:16:36,125 --> 00:16:37,500
‫باورم نمیشه

273
00:16:40,666 --> 00:16:42,750
‫ سلام! ممنون!

274
00:16:43,750 --> 00:16:44,625
‫ هی!

275
00:16:45,875 --> 00:16:47,541
‫ -ریشاب داداش!
‫ -اوه! وارون!

276
00:16:47,625 --> 00:16:48,541
‫ چطوری؟

277
00:16:50,375 --> 00:16:51,500
‫ چقدر سنتی!

278
00:16:52,375 --> 00:16:53,250
‫ بریم؟

279
00:16:56,000 --> 00:16:57,166
‫ تو یه احمق به تمام معنایی.

280
00:16:58,000 --> 00:16:59,750
‫ اگه قرار بود با هم برسیم،
‫ میتونستیم با هم بیایم!

281
00:17:00,166 --> 00:17:01,416
‫ خل شدی سِردار؟

282
00:17:01,750 --> 00:17:02,916
‫ بهت خبر دادم که دیر میایم.

283
00:17:03,291 --> 00:17:04,875
‫ نمیدونستم که قراره
‫ با هم برسیم!

284
00:17:05,000 --> 00:17:06,750
‫ میخواستیم یه کم
‫ رمانتیک رانندگی کنیم، هَرپریت.

285
00:17:06,875 --> 00:17:09,666
‫ اگه شماها میومدین،
‫ دیگه هیچ لطفی نداشت.

286
00:17:10,000 --> 00:17:10,916
‫ اینطور نیست، هَپی؟

287
00:17:12,125 --> 00:17:14,750
‫ همین که یکی حالش خوبه
‫ برای من کافیه.

288
00:17:15,000 --> 00:17:15,791
‫ وای خدا.

289
00:17:16,125 --> 00:17:18,000
‫ گوش کن، ریشاب داداش اومده؟

290
00:17:18,500 --> 00:17:20,666
‫ کبیر و نامزد جدیدش چی؟

291
00:17:21,041 --> 00:17:23,000
‫ کوری مگه؟
‫ تازه رسیدم!

292
00:17:23,666 --> 00:17:24,625
‫ از کجا بدونم؟

293
00:17:28,833 --> 00:17:29,708
‫ بچه ها!

294
00:17:30,333 --> 00:17:31,208
‫ کبیر!

295
00:17:31,458 --> 00:17:32,333
‫ کبیر اینجاست.

296
00:17:52,875 --> 00:17:54,500
‫ چیه؟
‫ چرا اینجوری نگاه میکنید؟

297
00:17:54,541 --> 00:17:55,875
‫ نامزد جدیدت باهات نیومد؟

298
00:17:57,000 --> 00:17:58,291
‫ منظورش… آکشیته هست.

299
00:17:58,750 --> 00:18:01,875
‫ -ببخشید، نتونست بیاد.
‫ -یعنی چی که نتونست بیاد؟

300
00:18:02,166 --> 00:18:04,125
‫ گفتی که میخوای ما رو معرفی کنی.
‫ کجاست؟

301
00:18:04,250 --> 00:18:07,166
‫ بین ملاقات با شما
‫ و یه مهمونی خانوادگی گیر کرده بود.

302
00:18:07,416 --> 00:18:10,250
‫ حس کرد شماها حوصله سر بر ترید،
‫ برای همین اونو انتخاب کرد.

303
00:18:10,875 --> 00:18:11,791
‫ حتما.

304
00:18:12,750 --> 00:18:14,750
‫ چیکار کنم؟
‫ برم؟

305
00:18:14,791 --> 00:18:15,750
‫ بله، میتونید برید.

306
00:18:16,000 --> 00:18:17,375
‫ -بریم بچه ها.
‫ -باشه پس…

307
00:18:17,500 --> 00:18:19,541
‫ هی، برگردید اینجا!

308
00:18:19,875 --> 00:18:20,750
‫ بریم.

309
00:18:21,291 --> 00:18:22,875
‫ ملکه درام لعنتی!

310
00:18:25,958 --> 00:18:26,875
‫حالت خوبه؟

311
00:18:27,250 --> 00:18:28,708
‫آره، عالیم.

312
00:18:29,833 --> 00:18:32,458
‫فقط اینکه این روزا اوضاع صنعت خودرو خوب نیست.

313
00:18:36,250 --> 00:18:37,250
‫پس، سید نتونست بیاد؟

314
00:18:37,416 --> 00:18:38,750
‫چطوری میخواست بیاد؟

315
00:18:38,916 --> 00:18:40,375
‫طفلکی احتمالاً درگیر
‫طلاقشه.

316
00:18:40,416 --> 00:18:41,666
‫بهم یه کم هم بده.

317
00:18:42,500 --> 00:18:43,500
‫چه خوب.

318
00:18:44,000 --> 00:18:45,625
‫اون کسیه که موقع خیانت کردن دستش رو شد.

319
00:18:45,750 --> 00:18:47,625
‫اما چون دوستته،
‫اون هم "طفلکیه".

320
00:18:47,750 --> 00:18:52,041
‫درسته! دختری که سید باهاش
‫رابطه داشت فقط 26 سالش نبود؟

321
00:18:52,250 --> 00:18:55,416
‫پس، اگه به جای 26 سال، 35 سالش بود،

322
00:18:55,500 --> 00:18:56,500
‫اونوقت رابطشون اشکالی نداشت؟

323
00:18:56,625 --> 00:18:59,166
‫مسخرست.
‫دختره مهماندار هواپیماست.

324
00:18:59,625 --> 00:19:00,750
‫پسره خلبانه.

325
00:19:00,875 --> 00:19:02,250
‫خب که چی اگه تصمیم گرفتن
‫با هم فرار کنن؟

326
00:19:02,416 --> 00:19:04,166
‫بذار بپرن. اشکالی نداره.

327
00:19:04,625 --> 00:19:05,416
‫درسته.

328
00:19:05,916 --> 00:19:07,125
‫یه چیزی بگین بچه ها.

329
00:19:07,416 --> 00:19:10,250
‫همتون میدونستین که سید باهاش
‫رابطه داره، درسته؟

330
00:19:12,041 --> 00:19:13,333
‫مردها یه کد دارن.

331
00:19:13,791 --> 00:19:16,041
‫درباره خیانت همدیگه
‫به کسی چیزی نمی‌گن.

332
00:19:16,625 --> 00:19:18,708
‫این موضوع به پنهان کاری یا اطلاع دادن بهش ربطی نداره.

333
00:19:18,833 --> 00:19:20,333
‫نه "گلم" منه، نه "گل" منه.

334
00:19:20,708 --> 00:19:22,708
‫این یه موضوع شخصیه.
‫خودش حلش می‌کنه.

335
00:19:23,083 --> 00:19:24,958
‫بچه‌ها، اگه سامر یه وقت
‫کاری مثل این انجام داد،

336
00:19:25,000 --> 00:19:28,708
‫هر کی می‌دونست و به من نگفت،
‫مسئولش می‌دونم.

337
00:19:28,833 --> 00:19:30,083
‫هر چند کوچک باشه.

338
00:19:30,208 --> 00:19:33,708
‫اوه خدایا! بعد باید کل آخر هفته
‫رو صرف تعریف کردن ازش کنیم.

339
00:19:34,583 --> 00:19:36,583
‫بچه‌ها، شرم‌تون نمیشه؟

340
00:19:36,958 --> 00:19:39,333
‫یه پیامک ساده
‫یه ازدواج رو نابود کرد.

341
00:19:39,583 --> 00:19:41,708
‫کی می‌دونه چه چیز دیگه ای
‫تو گوشی سید بوده؟

342
00:19:42,208 --> 00:19:43,333
‫یا هر گوشی دیگه ای.

343
00:19:44,000 --> 00:19:45,708
‫منظورم… فقط به خودمون نگاه کنین.

344
00:19:46,250 --> 00:19:49,083
‫کی می‌دونه گوشی هر کی چه چیزهایی داره؟

345
00:19:49,458 --> 00:19:50,250
‫درسته؟

346
00:19:55,708 --> 00:19:58,416
‫باشه بچه‌ها، یه ایده ناب دارم.
‫حواستون باشه.

347
00:19:58,791 --> 00:20:01,291
‫همه ما اینجا یا دوستیم
‫یا زوج. درسته؟

348
00:20:01,791 --> 00:20:02,791
‫بیاین یه بازی کنیم.

349
00:20:03,041 --> 00:20:05,708
‫گوشی‌هامون رو باز می‌کنیم
‫و روی این میز می‌ذاریم.

350
00:20:06,291 --> 00:20:09,208
‫هر کی تماس، پیام، یا ایمیلی
‫دریافت کرد،

351
00:20:09,666 --> 00:20:11,041
‫میتونه جلوی همه بازش کنه
‫و بخونه.

352
00:20:11,583 --> 00:20:12,541
‫ساده.

353
00:20:14,583 --> 00:20:15,416
‫بعد می‌فهمیم.

354
00:20:18,916 --> 00:20:20,083
‫ایده مزخرفی!

355
00:20:21,833 --> 00:20:23,583
‫این گوشی منه. منم باهاتونم.

356
00:20:24,958 --> 00:20:25,833
‫منم.

357
00:20:30,083 --> 00:20:31,333
‫این بچه‌بازی‌ها چیه عزیزم؟

358
00:20:31,500 --> 00:20:32,750
‫بچه بازی نیست، ملک صاحب.

359
00:20:33,875 --> 00:20:34,750
‫اینجا.

360
00:20:35,791 --> 00:20:36,625
‫کبیر برادر؟

361
00:20:37,375 --> 00:20:38,250
‫چی کار می‌کنی؟

362
00:20:38,375 --> 00:20:39,625
‫بیا دیگه مرد.

363
00:20:39,791 --> 00:20:42,625
‫فکر می‌کنی چیزی در موردت پیدا می‌کنیم که از قبل ندونیم؟

364
00:20:49,708 --> 00:20:51,833
‫واقعاً داریم این کارو انجام می‌دیم؟

365
00:20:52,083 --> 00:20:54,125
‫چرا یه بازی انتاکشری نمی‌کنیم

366
00:20:54,208 --> 00:20:55,625
‫-اگه انقدر حوصله‌ت سر رفته؟
‫-نه.

367
00:20:55,708 --> 00:20:58,208
‫باشه، چرا اون بازی رو نمی‌کنیم... "دم چران"؟

368
00:20:58,750 --> 00:20:59,708
‫چه بازی؟

369
00:21:01,125 --> 00:21:02,000
‫باشه.

370
00:21:03,250 --> 00:21:04,875
‫هنوز فکر می‌کنم یه بازی مسخره است، ولی...

371
00:21:06,125 --> 00:21:07,875
‫انگار چیزی برای پنهان کردن ندارم.

372
00:21:09,041 --> 00:21:10,375
‫بیا دیگه، سمر!

373
00:21:32,000 --> 00:21:34,291
‫انگار من هم چیزی برای پنهان کردن ندارم.

374
00:21:35,291 --> 00:21:36,250
‫بفرمایید.

375
00:21:36,791 --> 00:21:38,875
‫پایین بذار. بالا نه.

376
00:21:57,833 --> 00:21:59,000
‫داریم چه کاری می‌کنیم؟

377
00:22:00,000 --> 00:22:01,958
‫دارم مجبورتون می‌کنم؟ واقعا؟

378
00:22:02,500 --> 00:22:03,458
‫من کیم؟ رهبرتون؟

379
00:22:03,625 --> 00:22:05,375
‫ولی زن شماست، اینطور نیست؟
‫مجبورش کن.

380
00:22:05,875 --> 00:22:07,208
‫تونستی زنتو رام کنی؟

381
00:22:07,708 --> 00:22:10,500
‫باوارونکردنی.
‫"عزیزم، عزیزم، عزیزم!"

382
00:22:11,458 --> 00:22:12,583
‫چطور تحملش می‌کنی؟

383
00:22:12,625 --> 00:22:14,208
‫همین طوره دیگه!
‫خودت می‌دونی!

384
00:22:15,625 --> 00:22:18,250
‫ریشاب داداش، خیلی زود میرم.

385
00:22:18,833 --> 00:22:20,083
‫حوصله بازی راست یا دروغ رو ندارم.

386
00:22:21,250 --> 00:22:22,333
‫چیزی تو گوشیت هست؟

387
00:22:23,250 --> 00:22:24,125
‫چی؟

388
00:22:25,458 --> 00:22:27,375
‫چیزی تو گوشیت هست؟ بهم بگو.

389
00:22:28,583 --> 00:22:30,625
‫نه... معلومه که نه.

390
00:22:32,500 --> 00:22:33,583
‫گواهینامه اتو گرفتی؟

391
00:22:35,250 --> 00:22:36,125
‫نه...

392
00:22:37,250 --> 00:22:39,083
‫هفته بعد قرار دارم.
‫ببینیم چی میشه.

393
00:22:41,125 --> 00:22:42,083
‫داداش،

394
00:22:42,958 --> 00:22:44,458
‫دو سال از تصادف میگذره...

395
00:22:46,208 --> 00:22:47,583
‫ولی هنوز وقتشو پیدا نکردم.

396
00:22:48,375 --> 00:22:49,958
‫چرا مدام خودت رو سرزنش می‌کنی؟

397
00:22:51,083 --> 00:22:52,083
‫تقصیر تو نیست.

398
00:22:52,708 --> 00:22:53,875
‫هیچ کار اشتباهی نکردی.

399
00:22:55,458 --> 00:22:57,833
‫یعنی ممکن بود
‫خودت هم کشته می‌شدى.

400
00:23:16,625 --> 00:23:18,250
‫برو. باهاشون بشین.

401
00:23:18,791 --> 00:23:20,375
‫پکوری رو برای زنت میارم.

402
00:23:45,291 --> 00:23:46,791
‫"بهت نیاز دارم، سم.

403
00:23:47,208 --> 00:23:50,291
‫ای کاش اینجا بودی."

404
00:23:50,416 --> 00:23:51,291
‫چی؟ صبر کن.

405
00:23:51,958 --> 00:23:53,166
‫این چیه، سم؟

406
00:23:55,291 --> 00:23:56,916
‫یه... یه شماره ناشناس لعنتیه.

407
00:23:57,416 --> 00:24:00,416
‫- ببین، هیچ پیام قبلی از این شماره نیست.

408
00:24:00,958 --> 00:24:03,083
‫- من…
‫- پیام‌ها رو می‌شه پاک کرد، سمر.

409
00:24:03,333 --> 00:24:04,750
‫خب این که تقصیر من نیست!

410
00:24:05,583 --> 00:24:07,583
‫یه فکری دارم.
‫چرا بهش زنگ نمی‌زنی؟

411
00:24:21,291 --> 00:24:23,166
‫- الو؟
‫- اوه، خدایا!

412
00:24:23,291 --> 00:24:25,166
‫الو؟ خانم…

413
00:24:26,791 --> 00:24:28,833
‫- شما؟
‫- من ریحانام.

414
00:24:29,166 --> 00:24:30,666
‫از تفرجگاه تَتیا، جایپور.

415
00:24:30,791 --> 00:24:32,333
‫- همین جا؟
‫- تو آوردیش اینجا؟

416
00:24:34,833 --> 00:24:35,916
‫تو…

417
00:24:36,041 --> 00:24:38,041
‫من یه پیام از طرف تو
‫روی گوشیم دریافت کردم.

418
00:24:38,333 --> 00:24:40,041
‫ببخشید؟ من به شما پیامی ندادم.

419
00:24:40,666 --> 00:24:41,666
‫یه لحظه آقا.

420
00:24:42,708 --> 00:24:44,458
‫من اومده بودم سرویس اتاق رو بیارم…

421
00:24:44,916 --> 00:24:48,083
‫و شما ازم گوشی خواستید…
‫آقای ریشَب مالیک؟

422
00:24:52,583 --> 00:24:53,666
‫ببخشید.

423
00:24:54,041 --> 00:24:55,916
‫ریشَب داداش، تو دیگه کارت تمومه!

424
00:24:57,416 --> 00:24:58,375
‫پنیر می‌خوای، عزیزم؟

425
00:25:00,375 --> 00:25:02,166
‫بچه‌ها! نوبت کَبیرِه.

426
00:25:03,666 --> 00:25:05,166
‫الو، داداش. خوبی؟

427
00:25:05,250 --> 00:25:07,166
‫خوبم.
‫مراسم سَنگیت چطور بود؟

428
00:25:07,250 --> 00:25:08,125
‫عالی بود، داداش.

429
00:25:08,375 --> 00:25:09,250
‫همه پیش منن…

430
00:25:09,375 --> 00:25:10,291
‫و رو بلندگو هستی.

431
00:25:10,625 --> 00:25:11,625
‫- رو بلندگو؟
‫- ببخشید.

432
00:25:12,125 --> 00:25:13,875
‫- چرا؟
‫- هیچی نیست. یه بازی می‌کنیم.

433
00:25:13,916 --> 00:25:15,750
‫و من تازه فهمیدم
‫که یه قانون رو شکستم.

434
00:25:15,750 --> 00:25:18,666
‫آهان، راستی کَبیر، من با اون دانشگاه
‫در دهرادون صحبت کردم.

435
00:25:18,916 --> 00:25:19,791
‫یادته که بهشون زنگ بزنی.

436
00:25:20,041 --> 00:25:23,166
‫داداش… من نمی‌دونم
‫که برم دهرادون یا نه.

437
00:25:23,250 --> 00:25:25,375
‫ولی ممنون که بهشون زنگ زدی،
‫من خودم باهاشون صحبت می‌کنم.

438
00:25:25,541 --> 00:25:27,875
‫باشه، تصمیم با خودته.
‫مراقب خودت باش.

439
00:25:28,791 --> 00:25:30,166
‫قضیه‌ی دهرادون چیه؟

440
00:25:30,875 --> 00:25:31,750
‫چه قضیه‌ای؟

441
00:25:32,125 --> 00:25:33,416
‫یه دانشگاه اونجا مربی می‌خواد.

442
00:25:33,541 --> 00:25:34,875
‫قراردادم با مدرسه‌ی فعلی تموم شده.

443
00:25:34,916 --> 00:25:36,916
‫تموم شده؟
‫خب چرا تمدیدش نکردن؟

444
00:25:37,000 --> 00:25:38,666
‫سیاست مدرسشونه دیگه.

445
00:25:38,791 --> 00:25:40,375
‫سیاست مزخرفیه.

446
00:25:40,416 --> 00:25:43,166
‫کسی که انقدر مسابقه براشون برده
‫قراردادش رو تمدید نمی‌کنن؟

447
00:25:43,250 --> 00:25:44,125
‫عجیبه.

448
00:25:44,875 --> 00:25:45,875
‫قبول نداری؟

449
00:25:46,166 --> 00:25:50,250
‫کاملاً، سیاست مزخرفیه.
‫چطور می‌تونن بذارن بره؟

450
00:26:07,875 --> 00:26:08,750
‫کَبیر؟

451
00:26:09,750 --> 00:26:10,625
‫کَبیر!

452
00:26:11,875 --> 00:26:13,041
‫نمی‌تونستی بهمون بگی؟

453
00:26:14,500 --> 00:26:17,666
‫بحران نیست که. فقط دارم
‫شغلم رو عوض می‌کنم. همه همین کار رو می‌کنن.

454
00:26:18,125 --> 00:26:19,500
‫می‌تونم مربی یه تیم دیگه بشم.

455
00:26:41,291 --> 00:26:42,666
‫-سلام!
‫-اوه، سلام!

456
00:26:42,750 --> 00:26:44,000
‫-همه چیز خوبه؟
‫-آره.

457
00:26:44,625 --> 00:26:46,125
‫پاشنه‌ها شروع کرده بودن به درد گرفتن، پس...

458
00:26:46,375 --> 00:26:47,916
‫به چیزی راحت‌تر عوضش کردم.

459
00:26:51,541 --> 00:26:53,666
‫فکر می‌کنم بعد از این که از این همه خارج شدم، بگم...

460
00:26:54,208 --> 00:26:56,416
‫اون هم همیشه تحت استرس کاره، وارتیکا.

461
00:26:57,333 --> 00:26:58,416
‫نمی‌دونم چطور بهش بگم.

462
00:26:58,958 --> 00:27:00,250
‫چی شده؟
‫گوشی کیه؟

463
00:27:01,833 --> 00:27:02,708
‫تایگر شروف؟

464
00:27:04,625 --> 00:27:06,583
‫چی از زن تو می‌خواد؟

465
00:27:09,708 --> 00:27:10,583
‫تایگر شروف؟

466
00:27:13,375 --> 00:27:15,500
‫سلام، ناینا، دارم مزاحمت می‌کنم؟

467
00:27:15,708 --> 00:27:17,000
‫اصلاً نه، ریتیک، بگو.

468
00:27:17,375 --> 00:27:19,500
‫ریتیک؟ ولی تو گفتی تایگر بود؟

469
00:27:20,458 --> 00:27:21,708
‫باید فردا سینه تمرین کنی.

470
00:27:21,958 --> 00:27:23,833
‫-سینه‌ی کی؟
‫-دو روز دیگه نمی‌ای.

471
00:27:24,125 --> 00:27:25,958
‫فردا سینه و روز بعد پا.

472
00:27:26,333 --> 00:27:29,458
‫ای کاش تماس نمی‌گرفتم،
‫ولی تو یک هدف یک ماهه دادی.

473
00:27:29,833 --> 00:27:31,708
‫-پس…
‫-بله، ریتیک، یادمه.

474
00:27:32,083 --> 00:27:33,708
‫فردا سینه و روز بعد پا.

475
00:27:33,958 --> 00:27:35,083
‫-عالی. خداحافظ.
‫-خداحافظ، ناینا.

476
00:27:43,583 --> 00:27:45,500
‫- چيه؟
‫- میتونستی از یه دستشویی دیگه استفاده کنی.

477
00:27:45,833 --> 00:27:47,250
‫نه، دستشویی ندارم.

478
00:27:48,208 --> 00:27:49,083
‫خب؟

479
00:27:49,375 --> 00:27:51,958
‫واقعاً از شنیدن خبر
‫- کارت ناراحت شدم.

480
00:27:52,333 --> 00:27:54,333
‫قراردادم تموم شد، داداش،
‫انگار کسی مرده

481
00:27:55,958 --> 00:28:00,833
‫نه، ولی میدونم چقدر
‫سخت کار میکنی.
‫با اشتیاق مربیگری میکنی، میدونی؟

482
00:28:00,958 --> 00:28:01,833
‫هارپریت،

483
00:28:02,708 --> 00:28:05,625
‫اصلاً نمیدونی بازیت
‫چقدر افتضاحه.

484
00:28:06,250 --> 00:28:07,458
‫هر چی میخوای بگی رو بگو.

485
00:28:09,333 --> 00:28:10,333
‫داداش... فقط...

486
00:28:11,458 --> 00:28:12,458
‫... یه کم تو دردسر افتادم.

487
00:28:12,583 --> 00:28:13,833
‫چه دردسری؟

488
00:28:13,875 --> 00:28:15,583
‫داد نزن، همشون
‫بیرون نشستن.

489
00:28:16,583 --> 00:28:17,875
‫ببین...

490
00:28:18,583 --> 00:28:21,750
‫قراره یه چیزی
‫رو گوشیم تا یه ساعت دیگه دریافت کنم.

491
00:28:22,708 --> 00:28:23,583
‫"یه چیزی"؟

492
00:28:23,625 --> 00:28:28,250
‫آره... ممکنه یه پیام شب بخیر
‫و احتمالاً یه عکس هم باشه.

493
00:28:28,625 --> 00:28:29,500
‫عکس؟

494
00:28:30,375 --> 00:28:32,208
‫عکس کی و چی؟

495
00:28:33,208 --> 00:28:35,083
‫میدونی که... یه عکس شب بخیر.

496
00:28:35,208 --> 00:28:36,250
‫جواب میدی یا
‫برم؟

497
00:28:36,333 --> 00:28:39,125
‫یه... یه عکس از کومال.

498
00:28:39,833 --> 00:28:40,708
‫کو...

499
00:28:42,333 --> 00:28:43,250
‫کومال شارما؟

500
00:28:43,708 --> 00:28:44,583
‫همونی که تو کالجتون بود؟

501
00:28:45,583 --> 00:28:47,250
‫دیوونه شدی، سردار؟

502
00:28:49,458 --> 00:28:51,333
‫خواهش میکنم، تو تنها
‫کسی هستی که میتونه کمکم کنه.

503
00:28:51,375 --> 00:28:53,208
‫من؟ چطوری؟

504
00:28:53,750 --> 00:28:57,333
‫داداش... من و تو یه گوشی
‫مشابه داریم،

505
00:28:57,375 --> 00:28:58,875
‫یه مارک و مدل،
‫گوشیامون رو عوض کنیم.

506
00:28:59,208 --> 00:29:00,083
‫چی؟

507
00:29:01,250 --> 00:29:02,458
‫خل شدی؟

508
00:29:02,708 --> 00:29:03,875
‫و حتی اگه گوشیامون رو
‫عوض کنیم

509
00:29:04,333 --> 00:29:06,333
‫بازم عکس و
‫پیام رو دریافت میکنی!

510
00:29:06,500 --> 00:29:08,958
‫اما اینجا هیچکس اونو نمیشناسه.
‫اسمش رو هم نمیدونن.

511
00:29:09,583 --> 00:29:10,958
‫تو که به هر حال
‫تنها اومدی اینجا، درسته؟

512
00:29:11,833 --> 00:29:12,958
‫خب که چی اگه تنها اومدم؟

513
00:29:13,208 --> 00:29:15,208
‫همه میدونن
‫اسم نامزدم آکشیتا هست.

514
00:29:15,833 --> 00:29:18,250
‫مهم نیست کومال چقدر خوش باشه،

515
00:29:18,333 --> 00:29:19,708
‫چرا باید برای من عکس بفرسته؟

516
00:29:20,333 --> 00:29:22,333
‫بیخیال من، چرا
‫هنوز داره برات عکس میفرسته؟

517
00:29:22,500 --> 00:29:24,333
‫نباید بفرسته، داداشی.
‫یه اشتباهی کردم.

518
00:29:25,333 --> 00:29:28,833
‫هر دختری ممکنه بهت پیام بده،
‫تو همیشه آهنبه دخترها بودی...

519
00:29:29,208 --> 00:29:31,250
‫آهنبه دخترها!
‫هیچکس به چیزی شک نمیکنه.

520
00:29:31,875 --> 00:29:33,958
‫من با زنم اومدم اینجا،
‫کلی دردسر درست میشه.

521
00:29:34,000 --> 00:29:35,083
‫خیلی خوبه!

522
00:29:35,958 --> 00:29:38,375
‫یه مردی که نامزد سابقش
‫براش عکس میفرسته...

523
00:29:38,750 --> 00:29:42,833
‫زنش باید بفهمه
‫که اونو دوست نداره.

524
00:29:43,333 --> 00:29:46,458
‫مشکل خودته، نه من.
‫خودت یه کاریش بکن.

525
00:29:47,625 --> 00:29:48,500
‫داداش...

526
00:29:51,083 --> 00:29:52,833
‫این چه مدل دوستیه؟

527
00:30:07,958 --> 00:30:09,833
‫این مالتىِ رو اعصاب...

528
00:30:10,250 --> 00:30:11,125
‫چه خانومی؟

529
00:30:12,000 --> 00:30:14,583
‫مالتى. معاون
‫مدیر عامل شرکتمونه.

530
00:30:14,875 --> 00:30:17,083
‫هر وقت دلش بخواد
‫کارای بچه گانه میده.

531
00:30:20,666 --> 00:30:22,500
‫الو؟ خانم مالتى؟

532
00:30:22,875 --> 00:30:24,750
‫سلام، سمر.
‫اون ارائه ای که تو...

533
00:30:24,875 --> 00:30:26,625
‫بله، شب میفرستمش.

534
00:30:26,750 --> 00:30:28,875
‫ببخشید، لپ تاپم...
‫مشکل پیدا کرده بود.

535
00:30:29,000 --> 00:30:30,916
‫قبل از
‫فردا صبح بفرستش. فهمیدی؟

536
00:30:31,000 --> 00:30:32,250
‫بله، باشه.

537
00:30:35,125 --> 00:30:36,750
‫اصلا اجازه داره اینطوری باهات حرف بزنه؟

538
00:30:38,416 --> 00:30:41,000
‫منظورم اینه...
‫شرکت مال بابای ناینائه

539
00:30:41,041 --> 00:30:42,375
‫و سمر یه روز قراره اداره اش کنه.

540
00:30:42,500 --> 00:30:43,625
‫پس چرا داره بهت دستور میده؟

541
00:30:43,750 --> 00:30:45,250
‫- مشکلی نیست؟
‫- چرا، هپی؟

542
00:30:45,666 --> 00:30:48,166
‫اون ارشد سمره.
‫اون فقط داره کارشو انجام میده.

543
00:30:48,250 --> 00:30:50,875
‫بیخیال، هیچی از اخلاق کاری سرش درنمیاد.

544
00:30:52,041 --> 00:30:52,916
‫درسته.

545
00:30:53,625 --> 00:30:55,875
‫من بیشتر
‫اخلاق های این شهر رو نمیفهمم.

546
00:30:57,125 --> 00:30:58,916
‫من فقط دو تا دلیل
‫برای موندن تو دهلی داشتم.

547
00:30:59,375 --> 00:31:01,625
‫- ناینا و وارتیکا.
‫- ممنون.

548
00:31:01,750 --> 00:31:04,666
‫بدون شما دوتا،
‫خیلی وقت پیش بهش میگفتم

549
00:31:05,000 --> 00:31:06,500
‫بریم برگردیم به پیند.

550
00:31:09,166 --> 00:31:10,291
‫دوستم ساندحیاس!

551
00:31:12,291 --> 00:31:13,166
‫صبر کن ببینم.

552
00:31:17,583 --> 00:31:18,958
‫الو؟ ساندحیا؟

553
00:31:19,083 --> 00:31:21,416
‫چه کار می‌کنی، هپی کور؟

554
00:31:21,541 --> 00:31:23,791
‫امروز هیچ حرفی
‫از جامعه‌تون و مادرشوهرتون بهم نگفتی.

555
00:31:23,875 --> 00:31:25,000
‫- بابا.
‫- اوه.

556
00:31:26,125 --> 00:31:28,750
‫- سلام بابا!
‫- بله، وارتیکا، غذا خوردی؟

557
00:31:28,791 --> 00:31:30,166
‫نه، می‌خواستیم سفارش بدیم.

558
00:31:30,250 --> 00:31:33,375
‫خیلی خب. اوه و عزیزم،
‫ناشرت زنگ زده.

559
00:31:34,000 --> 00:31:38,000
‫اون بنیامین، گفت که می‌خواد
‫ماه دیگه منتشر کنه.

560
00:31:38,125 --> 00:31:39,125
‫آره، آره، باهاش حرف زدم.

561
00:31:39,166 --> 00:31:40,375
‫عالی!

562
00:31:40,416 --> 00:31:43,000
‫حالا که تصمیم گرفتی
‫تو لندن یه آپارتمان بگیری،

563
00:31:44,250 --> 00:31:46,291
‫هفته‌ی بعد می‌تونیم بریم ببینیمشون.

564
00:31:46,875 --> 00:31:48,166
‫- باشه؟
‫- آره!

565
00:31:48,875 --> 00:31:51,666
‫اول بیا جشن‌های
‫عروسی تموم بشه.

566
00:31:51,875 --> 00:31:53,291
‫و علاوه بر این،

567
00:31:53,541 --> 00:31:56,541
‫منتظر جواب اپلیکیشن ساسکس آنا بودیم.

568
00:31:57,000 --> 00:31:58,000
‫بعدش می تونیم ...

569
00:31:59,625 --> 00:32:01,875
‫بابا، استرس نگیر، باشه؟

570
00:32:02,416 --> 00:32:04,625
‫فردا مهم ترین روز زندگی رادیکاست.

571
00:32:05,125 --> 00:32:07,041
‫می خوام روی اون تمرکز کنی.

572
00:32:07,500 --> 00:32:08,625
‫بعدا درباره این حرف می زنیم.

573
00:32:08,750 --> 00:32:10,500
‫-باشه، عزیزم. شب بخیر.
‫-دوستت دارم.

574
00:32:11,500 --> 00:32:12,750
‫وایی، بچه ها! تبریک میگم.

575
00:32:13,250 --> 00:32:15,375
‫به ما نگفتین که یه آپارتمان تو لندن خریدین؟

576
00:32:15,916 --> 00:32:19,375
‫من تازه فهمیدم، منظورم اینه که ...
‫ما تازه تصمیم گرفتیم.

577
00:32:19,666 --> 00:32:21,500
‫هنوز باید آپارتمان ها رو ببینیم.

578
00:32:21,875 --> 00:32:22,666
‫درسته عزیزم؟

579
00:32:24,375 --> 00:32:27,416
‫-تبریک می گم به خاطر کتابت، وارتیکا!
‫-ممنون.

580
00:32:27,625 --> 00:32:28,541
‫باوارونکردنیه، درسته، هاپی؟

581
00:32:28,791 --> 00:32:31,666
‫فکر می کردم وارتیکا میگه که داره می نویسه
‫ولی سال هاست که هیچ کاری نمی کنه.

582
00:32:31,750 --> 00:32:33,000
‫اوه، خیلی باحاله.

583
00:32:52,541 --> 00:32:56,666
‫شاید از قلب من دور بشی ولی

584
00:32:56,750 --> 00:33:00,250
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

585
00:33:02,125 --> 00:33:05,791
‫خیلی تلاش کردم
‫تا بهت نزدیک بشم.

586
00:33:05,875 --> 00:33:09,625
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

587
00:33:11,625 --> 00:33:15,250
‫شاید از قلب من دور بشی ولی

588
00:33:15,375 --> 00:33:18,500
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

589
00:33:18,625 --> 00:33:22,250
‫خیلی تلاش کردم
‫تا بهت نزدیک بشم.

590
00:33:22,375 --> 00:33:25,625
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

591
00:33:25,750 --> 00:33:29,666
‫شاید از قلب من دور بشی ولی

592
00:33:32,625 --> 00:33:36,375
‫شاید از قلب من دور بشی ولی

593
00:33:36,500 --> 00:33:39,750
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

594
00:33:39,791 --> 00:33:44,000
‫قلبم داره می تپه

595
00:33:44,250 --> 00:33:48,125
‫قلبم داره می تپه
‫از وقتی که تو رو دیدم.

596
00:33:48,250 --> 00:33:51,416
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

597
00:33:51,500 --> 00:33:55,291
‫خیلی تلاش کردم
‫تا بهت نزدیک بشم.

598
00:33:55,375 --> 00:34:00,916
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

599
00:34:20,000 --> 00:34:24,375
‫من به حرفای قشنگ تو گوش می دم

600
00:34:24,708 --> 00:34:29,625
‫من فقط وقتی اون با من هست می تونم نفس بکشم.

601
00:34:31,250 --> 00:34:35,875
‫خدا سرنوشت وحشتناکی به این رومئو داده.

602
00:34:35,916 --> 00:34:40,625
‫من فقط وقتی اون با من هست می تونم نفس بکشم.

603
00:34:40,666 --> 00:34:45,125
‫جبران می کنم
‫هر وقت از من ناراحتی.

604
00:34:45,416 --> 00:34:49,666
‫دوستت دارم
‫هر چقدر هم که خرج داشته باشه.

605
00:34:49,791 --> 00:34:53,625
‫قلبم داره می تپه
‫از وقتی که تو رو دیدم.

606
00:34:53,708 --> 00:34:56,875
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

607
00:34:56,958 --> 00:35:00,625
‫خیلی تلاش کردم
‫تا بهت نزدیک بشم.

608
00:35:00,708 --> 00:35:04,708
‫لطفا منو از خودت دور نکن.

609
00:35:11,458 --> 00:35:17,458
‫لطفا ...

610
00:35:19,666 --> 00:35:21,291
‫اینجا که عکسی نیست.

611
00:35:21,750 --> 00:35:23,291
‫-نیست؟
‫-نه.

612
00:35:24,625 --> 00:35:26,750
‫فقط یه پیام صوتی خسته‌کننده‌ست.

613
00:35:27,000 --> 00:35:28,166
‫ریکی آهوجا فرستاده.

614
00:35:29,000 --> 00:35:30,041
‫این ریکی آهوجا کیه؟

615
00:35:30,125 --> 00:35:32,291
‫مهم نیست. فقط پخشش کن.

616
00:35:32,625 --> 00:35:33,500
‫بذارم؟

617
00:35:34,166 --> 00:35:36,291
‫چطوری، داداش؟

618
00:35:36,458 --> 00:35:40,583
‫فقط می‌خواستم یادآوری کنم که
‫۳۵ لک رو تا پس‌فردا برام بفرستی.

619
00:35:41,083 --> 00:35:45,125
‫می‌دونی که، پول زیادیه و
‫سری بازی‌های بعدی هم داره شروع می‌شه.

620
00:35:45,333 --> 00:35:47,208
‫پس نمی‌تونیم این همه بدهی داشته باشیم.

621
00:35:47,583 --> 00:35:50,125
‫می‌دونم تو بازی قبلی پول زیادی
‫باختی، شانست نیاورده بودی.

622
00:35:50,208 --> 00:35:52,458
‫اما خب بالاخره شرط، شرطه دیگه.

623
00:35:52,500 --> 00:35:53,458
‫عزیزم، شرط چیه؟

624
00:35:53,500 --> 00:35:56,375
‫-شرط‌بندی.
‫-لطفا بفرستش، داداش.

625
00:35:56,708 --> 00:35:57,583
‫ممنون.

626
00:35:58,833 --> 00:36:01,250
‫جدی، کبیر، تو شرط‌بندی می‌کنی؟

627
00:36:02,083 --> 00:36:03,083
‫کبیر جان، شرط‌بندی؟

628
00:36:04,458 --> 00:36:06,208
‫آره، یه کم...

629
00:36:06,375 --> 00:36:09,375
‫یه کم؟ مگه ۳۵ لک کمه؟

630
00:36:09,750 --> 00:36:13,250
‫با اون قیافه‌ات هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫شرط‌بند باشی.

631
00:36:13,833 --> 00:36:17,000
‫منم موافقم، هپی،
‫مگه می‌شه به قیافه یه خوک

632
00:36:17,333 --> 00:36:18,458
‫نگاه کرد و فهمید
‫چیکار می‌کنه؟

633
00:36:19,125 --> 00:36:21,375
‫بگو ببینم، جدی، ۳۵ لک داری
‫به این یارو بدی؟

634
00:36:22,625 --> 00:36:24,750
‫-دارم؟
‫-چرا هی ازش می‌پرسی؟

635
00:36:25,583 --> 00:36:28,833
‫آره، دارم. این که چیز عادی‌ایه.

636
00:36:29,750 --> 00:36:33,083
‫حالا فهمیدم چطوری می‌فهمی
‫تو بازی زنده چه اتفاقی می‌افته.

637
00:36:33,125 --> 00:36:34,000
‫درسته، هارپریت؟

638
00:36:42,041 --> 00:36:43,291
‫اوه، بیخیال. بده ببینم، کبیر.

639
00:36:47,041 --> 00:36:48,666
‫وای خدای من…

640
00:36:51,541 --> 00:36:53,458
‫کبیر جان! شیطون!

641
00:36:54,958 --> 00:36:58,208
‫ریشب، یه عکس از یه کومالی
‫ فرستاده!

642
00:36:59,833 --> 00:37:03,041
‫از هر زاویه‌ای که نگاه کنی،
‫اینا قطعا واقعین.

643
00:37:05,125 --> 00:37:07,291
‫-دوباره زنگ خورد!
‫-گوشی کیه؟

644
00:37:07,375 --> 00:37:08,375
‫نمی‌دونم، والا…

645
00:37:09,541 --> 00:37:10,500
‫مال توئه.

646
00:37:13,416 --> 00:37:14,375
‫گوشیت زنگ خورد.

647
00:37:14,750 --> 00:37:16,791
‫اوه! گوشی من بود.

648
00:37:17,291 --> 00:37:18,250
‫الان می‌بینم.

649
00:37:18,375 --> 00:37:20,875
‫-زنگ خورتو عوض کردی؟
‫-چطور؟

650
00:37:21,000 --> 00:37:22,416
‫باید قبلش ازت اجازه بگیرم؟

651
00:37:27,166 --> 00:37:29,500
‫یکی به اسم آمن وارماست.

652
00:37:30,000 --> 00:37:32,000
‫پرسیده "چطوری؟"

653
00:37:32,375 --> 00:37:34,625
‫می‌بینم، اون آمنوارمائه…

654
00:37:35,000 --> 00:37:39,125
‫- نه... نه... فکر نمی‌کنم باید این کارو کنم.
‫- دشمنی رو کنار بذار. فقط تایپش کن.

655
00:37:40,458 --> 00:37:41,750
‫خوب، خب...

656
00:37:41,833 --> 00:37:43,875
‫مشکل بزرگی نیست.
‫من فقط تایپش می‌کنم.

657
00:37:44,375 --> 00:37:45,875
‫فقط انجامش میدم.

658
00:37:45,958 --> 00:37:46,875
‫برو جلو.

659
00:37:49,458 --> 00:37:51,333
‫باشه. انجامش دادم.

660
00:37:57,625 --> 00:38:00,250
‫باز اونم.
‫حالا میگه "کجایی؟"

661
00:38:00,458 --> 00:38:02,583
‫میخواد همه راه رو تا جیپور بیاد
‫تا عذرخواهی کنه؟

662
00:38:03,625 --> 00:38:04,750
‫و تمومه. تایپش کن.

663
00:38:04,875 --> 00:38:05,750
‫- تایپش کن.
‫- آره، برو جلو.

664
00:38:05,875 --> 00:38:07,125
‫برو جلو، تایپش کن...

665
00:38:07,166 --> 00:38:08,875
‫این چه حرفاییه؟
‫تایپش کن، تایپش کن.

666
00:38:09,000 --> 00:38:11,166
‫چرا باید این کارو بکنه؟
‫نمی‌خوام اینو بنویسه!

667
00:38:11,250 --> 00:38:12,500
‫نمی‌خوای اونو بنویسه؟

668
00:38:12,916 --> 00:38:15,875
‫یعنی... من نمی‌خوام...
‫ما همه...

669
00:38:16,291 --> 00:38:18,041
‫اینقدر وابسته به گوشی‌هامون باشیم، رفیقا!

670
00:38:18,416 --> 00:38:21,250
‫این روزا همه زندگیشونو صرف نگاه کردن به گوشی هاشون میکنن.

671
00:38:21,416 --> 00:38:23,625
‫- این چه بندگی ایه؟
‫- عزیزم، این چه بندگی ایه؟

672
00:38:23,750 --> 00:38:24,625
‫بردگی!

673
00:38:25,125 --> 00:38:27,625
‫چرا حریت باید
‫فوری جواب بده؟

674
00:38:28,166 --> 00:38:30,666
‫یه نفر یه سوال پرسید
‫و حریت پیام رو خوند.

675
00:38:31,125 --> 00:38:32,250
‫ما هممون خوندیم!

676
00:38:32,416 --> 00:38:34,416
‫داریم از بازی لذت می‌بریم

677
00:38:34,500 --> 00:38:36,875
‫اما تو میخوای حریت همه چیزو
‫رها کنه و بهش جواب بده؟

678
00:38:37,000 --> 00:38:38,916
‫چرا حریت باید جواب بده؟
‫چرا باید این کارو بکنه؟

679
00:38:39,291 --> 00:38:40,500
‫اون جواب نمیده، پا جی.

680
00:38:40,916 --> 00:38:41,916
‫حریت جواب نمیده.

681
00:38:42,166 --> 00:38:44,208
‫35 لاک از دست داده.
‫دیگه سرش به سنگ خورده.

682
00:38:46,083 --> 00:38:48,333
‫کبیر، لیوانت خالیه.

683
00:38:48,625 --> 00:38:50,458
‫بیا، برات یه نوشیدنی خنک میارم.

684
00:39:03,750 --> 00:39:05,375
‫- وارو.
‫- وارو، کدوم وارو؟

685
00:39:07,708 --> 00:39:10,583
‫عروسی که با گلدونمون، عزیزم،
‫داریم میریم.

686
00:39:10,708 --> 00:39:12,083
‫آها، درسته!

687
00:39:14,000 --> 00:39:14,833
‫بلندگو.

688
00:39:16,750 --> 00:39:17,708
‫آره، وارو، بگو.

689
00:39:18,125 --> 00:39:20,625
‫داداش... ریشاب داداش...
‫کجایی؟

690
00:39:20,708 --> 00:39:22,125
‫تو اتاقتی؟

691
00:39:23,583 --> 00:39:24,625
‫آره، تو اتاقم. بگو.

692
00:39:24,708 --> 00:39:28,208
‫دارم میام پیشت.
‫باید باهات حرف بزنم.

693
00:39:28,250 --> 00:39:30,583
‫نه داداش، چند تا دوست باهام هستن.

694
00:39:30,708 --> 00:39:33,458
‫- میام تو اتاق، باشه؟
‫- باشه، داداش!

695
00:39:33,500 --> 00:39:35,208
‫- باشه عزیزم.
‫- خیلی مهربونی، داداش!

696
00:39:35,333 --> 00:39:37,708
‫- باشه داداش.
‫- فقط میخوام با تو حرف بزنم...

697
00:39:37,750 --> 00:39:39,708
‫- فقط با تو! دوستت دارم--
‫- کافیه داداش. کافیه.

698
00:39:41,458 --> 00:39:43,875
‫-منم بیام؟
‫-نه عزیزم، خودم حلش می‌کنم.

699
00:39:44,583 --> 00:39:45,458
‫صبر کن، صبر کن.

700
00:39:45,875 --> 00:39:46,958
‫اینجا باید بذاریش.

701
00:39:50,625 --> 00:39:51,500
‫باشه.

702
00:40:16,541 --> 00:40:17,541
‫همگی کجا هستین؟

703
00:40:21,750 --> 00:40:22,833
‫آها، اینجا نشستید؟

704
00:40:24,208 --> 00:40:25,750
‫بچه‌های این دوره زمونه

705
00:40:25,833 --> 00:40:28,708
‫با کلمه "ازدواج" خیلی
‫استرس می‌گیرن، خدای من.

706
00:40:33,625 --> 00:40:35,708
‫چیه؟ کی مرده؟

707
00:40:52,708 --> 00:40:54,958
‫چرا به خاطر این
‫انقدر سوت و کور نشستید؟

708
00:40:55,000 --> 00:40:55,875
‫می‌خواین براتون مهمونی بگیریم؟

709
00:40:57,750 --> 00:41:00,500
‫این‌طور که به نظر می‌رسه، نیست.

710
00:41:00,708 --> 00:41:02,625
‫پس چیه؟ بگو دیگه.

711
00:41:05,583 --> 00:41:07,375
‫ماه پیش که اون
‫مهمانی خودمانی بود،

712
00:41:07,458 --> 00:41:09,250
‫تو اون شرکت داروسازی تو دهلی،

713
00:41:09,833 --> 00:41:11,458
‫دکتر مالهوترا هم اومده بود.

714
00:41:11,583 --> 00:41:13,375
‫می‌دونی… متخصص پوست.

715
00:41:15,000 --> 00:41:16,000
‫نه… من که…

716
00:41:17,333 --> 00:41:18,208
‫نمی‌دونی؟

717
00:41:19,208 --> 00:41:21,000
‫من از کجا مالهوترا رو بشناسم؟

718
00:41:21,208 --> 00:41:24,541
‫تو اون مهمونی، مالهوترا
‫یه خانمی رو با خودش آورده بود.

719
00:41:24,666 --> 00:41:27,166
‫به ما گفت که
‫یه اسکورته از بمبئی.

720
00:41:27,458 --> 00:41:31,083
‫بعد مالهوترا گفت
‫که اون خانم می‌خواهد

721
00:41:31,166 --> 00:41:32,666
‫برای جراحی پلاستیک
‫باهاش مشورت کنه.

722
00:41:32,791 --> 00:41:33,666
‫می‌دونی… احتمالاً برای کارش.

723
00:41:34,083 --> 00:41:35,041
‫خب؟

724
00:41:35,916 --> 00:41:37,583
‫خب… نمی‌تونستم که
‫تو مهمونی جراحی پلاستیکش کنم.

725
00:41:37,666 --> 00:41:38,541
‫تو مهمونی که…

726
00:41:39,166 --> 00:41:40,166
‫ایمیل اومده!

727
00:41:41,166 --> 00:41:42,708
‫روی ایمیل شخصی خودت!

728
00:41:46,166 --> 00:41:49,083
‫آره، چون من بهش زنگ زدم!

729
00:41:49,416 --> 00:41:51,041
‫ولی گوشی‌اش خاموش بود!

730
00:41:51,291 --> 00:41:52,166
‫بعد چی؟

731
00:41:52,458 --> 00:41:54,416
‫خلاصه... بهشون ایمیل زدم!

732
00:41:54,916 --> 00:41:57,541
‫بعد هم باهاش برای یه فنجان قهوه
‫قرار گذاشتم...

733
00:41:57,583 --> 00:41:59,166
‫و دروغ نمیگم!
‫باهاش قرار گذاشتم!

734
00:41:59,583 --> 00:42:02,291
‫و بعد هم مشاوره رو انجام داد!

735
00:42:02,458 --> 00:42:04,791
‫و نقدی پول رو پرداخت و رفت!

736
00:42:13,916 --> 00:42:15,458
‫سمر، برام یه چیزی درست کن!

737
00:42:15,541 --> 00:42:16,833
‫-بله، آقا.
‫-یه لحظه صبر کن!

738
00:42:18,291 --> 00:42:19,916
‫-بهش زنگ بزن!
‫-به کی؟

739
00:42:20,083 --> 00:42:21,291
‫اون خانمه!

740
00:42:25,666 --> 00:42:27,291
‫کارتش رو تو هتل جا گذاشتم!

741
00:42:28,750 --> 00:42:31,708
‫چون... من اون
‫زنگ رو از هتل زدم!

742
00:42:31,750 --> 00:42:32,708
‫نه از گوشی خودم!

743
00:42:33,208 --> 00:42:34,208
‫به مالترا زنگ بزن!

744
00:42:35,583 --> 00:42:37,125
‫-به کی؟
‫-مالهترا؟

745
00:42:37,833 --> 00:42:39,125
‫متخصص پوست؟

746
00:42:39,958 --> 00:42:41,625
‫همونی که جوش
‫هرپریت رو درمان کرد!

747
00:42:42,208 --> 00:42:43,208
‫و برای این کارم جهنم میرم!

748
00:42:43,833 --> 00:42:46,458
‫فکر میکنی درست
‫که این موقع شب بهش زنگ بزنی؟

749
00:42:46,875 --> 00:42:48,083
‫جواب نمیده دیگه، درسته؟

750
00:42:48,458 --> 00:42:51,333
‫یه پیام بفرست!
‫صبح جواب میده!

751
00:43:03,291 --> 00:43:06,708
‫مالترا، ببخشید که این
‫موقع شب بهت پیام دادم!

752
00:43:06,916 --> 00:43:09,291
‫هر وقت وقت داشتید
‫لطفاً بهم زنگ بزنید!

753
00:43:09,791 --> 00:43:10,666
‫فرستادم!

754
00:43:20,500 --> 00:43:21,375
‫استرس داری؟

755
00:43:22,500 --> 00:43:23,375
‫از کجا میدونی؟

756
00:43:25,250 --> 00:43:26,125
‫خارش!

757
00:43:26,750 --> 00:43:29,000
‫

758
00:43:30,541 --> 00:43:31,666
‫تو شیطان... بیا دیگه!

759
00:43:39,416 --> 00:43:40,291
‫داری چیکار میکنی؟

760
00:43:40,916 --> 00:43:42,291
‫دارم برمیگردونمشون!

761
00:43:42,916 --> 00:43:45,750
‫یعنی دوستت آکاش ورمار
‫حالا شروع کنه به پیام دادن به من؟

762
00:43:46,250 --> 00:43:47,250
‫چقدر خوردی؟

763
00:43:48,625 --> 00:43:50,375
‫یادم نیست.
‫تو چقدر خوردی؟؟

764
00:43:56,750 --> 00:43:58,958
‫ماشین شماره ۷۵۰۰؟

765
00:43:59,625 --> 00:44:01,708
‫مکان... تاتیا ریسورت، جاپور؟

766
00:44:05,125 --> 00:44:06,833
‫تو داری جی پی اس ماشین منو
‫دنبال میکنی؟

767
00:44:07,958 --> 00:44:09,000
‫بگو ببینم، این یعنی چی؟

768
00:44:10,625 --> 00:44:12,750
‫پس اینطوریه که تو
‫تمام روزتو

769
00:44:12,833 --> 00:44:14,708
‫تو بوتیک میگذرونی؟
‫- داری مکان منو چک میکنی؟
‫- سامر! سامر!

770
00:44:14,958 --> 00:44:16,083
‫سامر، آروم باش.

771
00:44:16,583 --> 00:44:18,083
‫چی شده، مرد! فقط جی پی اس.

772
00:44:18,500 --> 00:44:20,458
‫- حتما برای سلامتی تو این کارو کرده.
‫- ریشب داداش، لطفا.

773
00:44:20,875 --> 00:44:22,333
‫ناینا میتونه خودش حرفشو بزنه.

774
00:44:25,083 --> 00:44:26,000
‫برو جلو.

775
00:44:26,708 --> 00:44:29,625
‫عزیزم، من این کارو برای همه ماشین ها ...
‫یعنی، بعد از اون تصادف ...

776
00:44:29,708 --> 00:44:31,708
‫بعد از تصادف؟ واقعا؟

777
00:44:32,958 --> 00:44:35,333
‫حذفش میکنم، عزیزم.
‫مهم نیست.

778
00:44:35,375 --> 00:44:38,125
‫اگه مهم نیست، پس
‫چرا داریش، ناینا؟

779
00:44:39,000 --> 00:44:39,958
‫باهاش چی کار میکنی؟

780
00:44:40,125 --> 00:44:42,083
‫بگو ببینم، ماشین من کجا بوده؟

781
00:44:42,333 --> 00:44:44,083
‫نشون بده. نشون بده!

782
00:44:44,250 --> 00:44:45,750
‫هیچ جا. هیچ وقت.

783
00:44:46,375 --> 00:44:48,375
‫از خونه به اداره و بعد
‫بازگشت به خونه. همین.

784
00:44:48,833 --> 00:44:50,083
‫تو چک میکنی، نه؟

785
00:44:51,250 --> 00:44:53,125
‫فکر کنم یه پیام اسپانیاییه.

786
00:44:59,500 --> 00:45:00,625
‫فقط اینو نوشته،

787
00:45:00,708 --> 00:45:05,000
‫دلتنگتم، کمتر از زمانی که یه
اسپرسو رو ساحل میخورم. - آندره.

788
00:45:05,375 --> 00:45:06,250
‫این یعنی چی؟

789
00:45:06,625 --> 00:45:08,583
‫یعنی من
‫تنها ساحل نشستم

790
00:45:08,708 --> 00:45:11,958
اسپرسو میخورم.
‫دلتنگتم. - آندره.

791
00:45:12,500 --> 00:45:13,500
‫و اونم دلتنگته.

792
00:45:13,958 --> 00:45:14,833
‫اصلا اینطور نیست.

793
00:45:15,000 --> 00:45:19,208
‫یادته موقع تولد قبلیم با
‫هپی و نینا رفتم بارسلونا؟

794
00:45:20,333 --> 00:45:22,750
‫یه دوره ی آموزش
‫بارمن برگزار میکردن

795
00:45:22,833 --> 00:45:25,583
‫و چون حوصلم سر رفته بود تو
‫دوره ثبت نام کردم.

796
00:45:25,833 --> 00:45:29,708
‫یه باریستا 60 ساله
‫اونجا بود به اسم آندره.

797
00:45:31,875 --> 00:45:34,875
‫-یه معلم خیلی فداکاره.
‫-یعنی چی؟

798
00:45:35,083 --> 00:45:37,208
‫یعنی هر روز
‫به خیلی ها آموزش میده

799
00:45:37,250 --> 00:45:39,833
‫اما هنوز
‫هر مهمان رو یادشه.

800
00:45:39,916 --> 00:45:41,666
‫گوشی من اینجا هست.
‫میتونی بهش زنگ بزنی.

801
00:45:41,708 --> 00:45:45,083
‫چرا باید این کارو بکنم؟
‫نه، اشکال نداره. نگهش دار.

802
00:45:51,083 --> 00:45:52,583
‫همونیه که از هوندا بود.

803
00:45:53,375 --> 00:45:54,250
‫یک دقیقه صبر کن.

804
00:45:55,875 --> 00:45:57,375
‫میگه: "کجایی؟
‫همین الان جوابم رو بده!"

805
00:45:58,333 --> 00:45:59,625
‫این وقت شب چه
‫خواستش ازت؟

806
00:46:00,958 --> 00:46:03,708
‫فکر کنم بهتره جوابش رو ندی، نه؟

807
00:46:05,583 --> 00:46:06,458
‫آره، ولش کن.

808
00:46:06,958 --> 00:46:07,833
‫آره.

809
00:46:12,708 --> 00:46:14,583
‫-بله، عزیزم؟
‫-سلام بابا.

810
00:46:15,041 --> 00:46:16,541
‫امیدوارم مزاحمت نباشم.

811
00:46:16,791 --> 00:46:19,041
‫نه، عزیزم،
‫ما داشتیم شام میخوردیم. بگو.

812
00:46:19,583 --> 00:46:22,583
‫در واقع همه ما
‫تو خونه روهان بودیم.

813
00:46:23,375 --> 00:46:25,500
‫و یه مدت پیش
‫اون...

814
00:46:26,875 --> 00:46:27,875
‫تو خونه ش.

815
00:46:30,166 --> 00:46:32,166
‫میدونم ممکنه
‫داداش عجیب باشه،

816
00:46:32,416 --> 00:46:34,958
‫فکر میکردم اول
‫با وارتیکا حرف بزنم ولی
‫بعد...

817
00:46:35,666 --> 00:46:36,458
‫بعد چی؟

818
00:46:36,958 --> 00:46:39,166
‫بابا، من نمیتونم
‫هیچی بهش بگم.

819
00:46:39,916 --> 00:46:41,625
‫صبح امروز، اون...

820
00:46:43,000 --> 00:46:43,875
‫ولش کن.

821
00:46:44,666 --> 00:46:46,375
‫بابا، من روهان رو دوست دارم.

822
00:46:46,625 --> 00:46:47,875
‫خیلی خوب هوای منو داره

823
00:46:48,666 --> 00:46:50,291
‫نمیخوام
‫حالش رو بد کنم.

824
00:46:51,500 --> 00:46:54,416
‫اما... نمیدونستم
‫چیکار کنم، بهت زنگ زدم.

825
00:46:56,166 --> 00:46:57,750
‫خوبه. کار درست رو کردی.

826
00:46:59,791 --> 00:47:01,875
‫حالا چطور شروعش کنم...

827
00:47:02,000 --> 00:47:03,166
‫باشه، بذار امتحان کنم.

828
00:47:03,916 --> 00:47:08,750
‫فکر کنم امشب تو
‫همون وضعیتی هستی که
‫یه بار من بودم.

829
00:47:08,916 --> 00:47:10,875
‫یادته وقتی
‫14 سالت بود؟

830
00:47:11,750 --> 00:47:14,500
‫و اومدی سمت من و گفتی: "بابا، بابا...

831
00:47:14,625 --> 00:47:16,750
‫میدونم عاشقی، اما به من قول بده.

832
00:47:17,625 --> 00:47:20,791
‫من تنها فرزندت خواهم بود.
‫به من قول بده، بابا. به من قول بده."

833
00:47:21,625 --> 00:47:25,625
‫اون روز بهت نگفتم
‫تفاوت بین درست و غلط چیه.

834
00:47:26,500 --> 00:47:27,666
‫و امروز هم این کارو نمی کنم.

835
00:47:27,875 --> 00:47:32,166
‫چون زندگی بهت یاد میده
‫تفاوت بین درست و غلط چیه.

836
00:47:34,500 --> 00:47:35,666
‫فقط می خوام بگم که…

837
00:47:36,875 --> 00:47:40,625
‫ما فقط خاطراتی رو نگه می داریم
‫که هیچ پشیمونی ای توش نیست.

838
00:47:42,000 --> 00:47:46,250
‫اگه فکر می کنی با روهان داری یه
‫خاطره ی قشنگ می سازی…

839
00:47:47,000 --> 00:47:49,250
‫که تا آخر عمر
‫خوشحالت می کنه،

840
00:47:49,291 --> 00:47:51,166
‫دیگه نیازی نیست
‫بیشتر در موردش فکر کنی.

841
00:47:52,000 --> 00:47:52,916
‫همه چیز خوبه.

842
00:47:53,750 --> 00:47:56,750
‫اما اگه فقط واسه اینکه
‫کسی رو خوشحال کنی این کارو می کنی

843
00:47:57,458 --> 00:47:58,458
‫و بابات…

844
00:47:59,250 --> 00:48:00,458
‫همیشه باهاته.

845
00:48:01,125 --> 00:48:02,083
‫باشه عزیزم؟

846
00:48:03,333 --> 00:48:05,208
‫-دوستت دارم.
‫-دوستت دارم بابا.

847
00:48:05,375 --> 00:48:06,375
‫عزیزم، دوستت دارم.

848
00:48:10,833 --> 00:48:12,916
‫باشه. بچه ها، یه ایمیل هست.

849
00:48:14,291 --> 00:48:17,166
‫از مرکز باروری دِو دراپ.

850
00:48:18,083 --> 00:48:18,958
‫چی؟

851
00:48:19,958 --> 00:48:20,916
‫بهابیجی، شما بخونش.

852
00:48:21,541 --> 00:48:22,416
‫چی شده؟

853
00:48:24,916 --> 00:48:26,583
‫خوشحالم، ازت پرسیدم این چیه؟

854
00:48:26,666 --> 00:48:28,166
‫"این چیه؟" یعنی چی؟
‫اونو نشونم بده.

855
00:48:28,208 --> 00:48:30,416
‫یه ثانیه صبر کنید.
‫بهتون می گم. بهتون می گم بچه ها.

856
00:48:30,541 --> 00:48:33,166
‫بهابیجی یه
‫مشخصات یه کلینیک

857
00:48:33,291 --> 00:48:35,208
‫از کلینیک پرسید که
‫آیا موجوده یا نه؟

858
00:48:35,291 --> 00:48:38,541
‫حالا یه
‫مشخصات همخوان رو پیدا کردن و…

859
00:48:38,583 --> 00:48:39,416
‫هیچی نیست.

860
00:48:40,625 --> 00:48:41,583
‫خیانت می کردی بهم؟

861
00:48:42,333 --> 00:48:44,833
‫تو دنبال چی بودی خوشحالم؟
کسی دیگه؟

862
00:48:48,625 --> 00:48:49,750
‫من چه کار اشتباهی کردم؟

863
00:48:51,416 --> 00:48:52,625
‫بگو ببینم چه کار اشتباهی کردم!

864
00:48:54,541 --> 00:48:55,625
‫باوارونکردنیه!

865
00:48:59,916 --> 00:49:03,625
‫نباید گزارش رو پنهون می کردی.

866
00:49:48,041 --> 00:49:49,041
‫مال توئه، هارپریت.

867
00:50:02,833 --> 00:50:03,958
‫همون پسره است...

868
00:50:05,416 --> 00:50:07,583
‫اون که از هوندا بود.
‫پیام صوتیه.

869
00:50:08,291 --> 00:50:09,833
‫هیچ وقت خوشحال نمیشی.

870
00:50:10,958 --> 00:50:14,041
‫تو تمام زندگیت رو با
‫رنج و عذاب می گذرونی

871
00:50:14,083 --> 00:50:16,291
‫از اینکه به علایق متفاوت داری.

872
00:50:24,666 --> 00:50:28,166
‫تو این شش سال رو با فکر کردن
‫به اینکه چطور این موضوع رو به همه بگی

873
00:50:28,791 --> 00:50:30,166
‫گذروندی، تا کی قراره این طور باشه عزیزم؟

874
00:50:40,291 --> 00:50:42,916
‫- هپی، به حرفم گوش کن...
‫- هپی‌ات مرده!

875
00:50:43,666 --> 00:50:46,458
‫برو اون یارو که
‫نمیتونه دوریتو تحمل کنه رو با خودت ببر خونه.

876
00:50:46,750 --> 00:50:48,291
‫میخوای بازی رو تموم کنیم
‫حالا که رازات فاش شده؟

877
00:50:48,375 --> 00:50:50,000
‫گورتو گم کن، مرد.
‫دیگه طرف من نیا.

878
00:50:50,041 --> 00:50:52,625
‫- من که مثل تو نیستم.
‫- هی، تمومش کن!

879
00:50:54,000 --> 00:50:55,750
‫داداش، مطمئنم که
‫امروز نفهمیده.

880
00:50:55,791 --> 00:50:58,166
‫ما باهم بزرگ شدیم.
‫هم‌دوره من بود.

881
00:50:58,416 --> 00:50:59,625
‫چی می‌خوای بگی؟

882
00:50:59,750 --> 00:51:02,791
‫اگه جور دیگهای بود،
‫باید به من می‌گفت!

883
00:51:03,125 --> 00:51:04,750
‫- باید به تو و کبیر داداش می گفت!

884
00:51:05,125 --> 00:51:06,625
‫- ببخشید... اما چرا؟

885
00:51:06,875 --> 00:51:08,291
‫- ما هر دو تو تیم کریکت بودیم.

886
00:51:09,166 --> 00:51:11,875
‫- ما یه رختکن و یه دوش مشترک داشتیم، و هنوزم داریم!

887
00:51:13,625 --> 00:51:15,875
‫- موقعی که داشت ازدواج می کرد، نشست رو اسب.

888
00:51:16,125 --> 00:51:17,000
‫- بس کن.

889
00:51:17,041 --> 00:51:18,000
‫- و متاسفم، کبیر داداش،

890
00:51:18,041 --> 00:51:20,500
‫- اگه فکر می کنی اینجا دارم تند میرم،
‫- اما من حق دارم بدونم!

891
00:51:20,791 --> 00:51:23,375
‫- و این مسئولیتش بود که به من بگه.
‫- به هممون بگه!

892
00:51:24,125 --> 00:51:25,250
‫- باشه، بهت نگفتم.

893
00:51:25,541 --> 00:51:28,875
‫- فکر می کنی ممد خوزی
‫- که بخوامت؟ برو به جهنم!

894
00:51:29,041 --> 00:51:31,250
‫- قیافه اتو داغون می کنم، عوضی
‫- عزیزم!

895
00:51:32,666 --> 00:51:33,541
‫- یه دوست؟

896
00:51:34,291 --> 00:51:35,416
‫- ما اصلا دوست هستیم؟

897
00:51:36,916 --> 00:51:38,416
‫- تلفن هامون یه چیز دیگه میگن.

898
00:51:38,458 --> 00:51:41,208
‫- پس به گوشی های همدیگه نگاه نکنید!

899
00:51:42,500 --> 00:51:45,125
‫- چطوری، داداش؟ همه چی خوبه؟

900
00:51:45,458 --> 00:51:46,958
‫- آره، گوتام. همه چی خوبه.

901
00:51:47,333 --> 00:51:50,000
‫- گوش کن، یه کم سرم شلوغه
‫- بعدا باهات حرف می زنم.

902
00:51:50,083 --> 00:51:52,583
‫- نه، نمی تونم، آقا،
‫- چون در حال ترانزیت هستم.

903
00:51:52,708 --> 00:51:53,583
‫- دارم میرم لندن.

904
00:51:54,000 --> 00:51:56,250
‫- دبی فرود اومدم برای همین
‫- میخواستم ازت بپرسم…

905
00:51:56,875 --> 00:51:58,958
‫- گردنبند رو همسرت دوست داشت؟

906
00:51:59,083 --> 00:52:01,083
‫- مخصوصا براش از ایتالیا آوردمش.

907
00:52:02,250 --> 00:52:05,750
‫- گردنبند ما بحث داغ
‫- عروسی بود؟ بهم بگو.

908
00:52:06,375 --> 00:52:08,500
‫- آره، همه عاشقش شدن.

909
00:52:08,875 --> 00:52:11,083
‫- گوش کن، بعدا بهت زنگ میزنم. خداحافظ.

910
00:52:13,000 --> 00:52:16,083
‫- من یه گردنبند
‫- برای عروسی سفارش دادم پس…

911
00:52:16,125 --> 00:52:17,208
‫- پس چرا بهم ندادی؟

912
00:52:19,208 --> 00:52:21,375
‫- فکر کردم که
‫- باهاش سورپرایزت کنم.

913
00:52:21,458 --> 00:52:22,333
‫- پس کجاست؟

914
00:52:25,583 --> 00:52:28,833
‫- خنگ بازی دراوردم، از عجله
‫- تو دفتر جا گذاشتمش.

915
00:52:28,958 --> 00:52:31,583
‫- فوری سفارش دادی
‫- برای عروسی از ایتالیا.

916
00:52:33,708 --> 00:52:35,000
‫- و بعد تو دفتر جا گذاشتیش؟

917
00:52:35,333 --> 00:52:36,458
‫- چیز مهمی نیست،

918
00:52:36,583 --> 00:52:38,333
‫- به راننده میگم فردا صبح از
‫- دهلی بیارتش…

919
00:52:38,375 --> 00:52:39,958
‫- قبل از اینکه
‫- مراسم عروسی شروع بشه، به دستت می رسه.

920
00:52:44,833 --> 00:52:45,708
‫- مالتی.

921
00:52:46,708 --> 00:52:47,625
‫- پیام صوتی.

922
00:52:49,833 --> 00:52:53,333
‫- بهم سر ساعت های بد کار میده.
‫- فقط نادیده بگیرش، لطفا.

923
00:53:06,875 --> 00:53:08,583
‫- به نظر می رسه سرت شلوغه، سم.

924
00:53:08,833 --> 00:53:10,875
‫- وقتی به من گفتی مالتی خانم

925
00:53:11,250 --> 00:53:13,958
‫- میدونستم که
‫- با اون عجوزه ات هستی.

926
00:53:15,458 --> 00:53:18,125
‫- اما یه پیام هم ندادی
‫- یا زنگ نزدی کل شب؟

927
00:53:19,458 --> 00:53:23,458
‫- فقط به خاطر اینکه یه گردنبند بهم دادی
‫- فکر می کنی می زارم بری؟

928
00:53:33,875 --> 00:53:35,208
‫عجب دروغگوی نجسی هستی

929
00:53:37,833 --> 00:53:41,083
‫تو تمام بچگیم تو رویا می‌دیدم که مادرم شده.

930
00:53:42,958 --> 00:53:44,333
‫و تو باهاش به من خیانت کردی؟

931
00:54:40,416 --> 00:54:41,291
‫گوشیا جابجا شدن.

932
00:54:45,166 --> 00:54:46,916
‫و از مدرسه بیرون شدم.

933
00:54:48,583 --> 00:54:49,666
‫اونا فهمیدن…

934
00:54:50,541 --> 00:54:53,166
‫و فکر کردن متفاوت بودن برای یه مدرسه پسرانه خوب نیست.

935
00:54:57,041 --> 00:54:59,291
‫این احمق گوشی‌ها رو عوض کرد.

936
00:55:02,666 --> 00:55:04,708
‫پس، کومال…

937
00:55:05,791 --> 00:55:07,041
‫اون دختره از جی‌کی.

938
00:55:08,041 --> 00:55:09,791
‫همون دختری که هپی درباره‌اش شنید.

939
00:55:13,083 --> 00:55:13,916
‫پس تو…

940
00:55:14,958 --> 00:55:16,541
‫نتونستی به من بگی؟

941
00:55:17,708 --> 00:55:18,666
‫کی باید بهت می‌گفتم؟

942
00:55:20,541 --> 00:55:21,916
‫قبل 16 سالگی؟

943
00:55:22,916 --> 00:55:24,208
‫قبل 19 سالگی؟

944
00:55:24,833 --> 00:55:26,416
‫یا وقتی انتخابیه دهلی بود؟

945
00:55:27,416 --> 00:55:29,416
‫وقتی که بازی آقایون همه چیز تو شده…

946
00:55:30,208 --> 00:55:32,041
‫پس کی بهترین زمانه که به مردم بگی، ریشاب؟

947
00:55:33,916 --> 00:55:37,166
‫هارپریت نیم هم اینجوری بود.

948
00:55:38,166 --> 00:55:39,666
‫و زندگی‌اش پاشید.

949
00:55:41,916 --> 00:55:42,791
‫نفرت…

950
00:55:43,833 --> 00:55:44,708
‫بیزاری…

951
00:55:45,333 --> 00:55:47,041
‫این اجازه نمی‌ده که به هیچ کس بگی.

952
00:55:48,291 --> 00:55:49,708
‫این اجازه نمی‌ده که بگی…

953
00:55:50,541 --> 00:55:51,416
‫که تو فرق داری…

954
00:55:54,458 --> 00:55:55,291
‫درسته، سمر؟

955
00:55:56,041 --> 00:55:56,916
‫درست شنیدم…؟

956
00:55:59,083 --> 00:55:59,916
‫خیلی خوب بود…

957
00:56:00,916 --> 00:56:03,541
‫وقتی همسرم فهمید.

958
00:56:04,708 --> 00:56:07,416
‫و او به طریقی اینو به روحی هم توضیح داد.

959
00:56:08,666 --> 00:56:10,333
‫من همیشه با ترس زندگی می‌کردم…

960
00:56:11,083 --> 00:56:14,041
‫که دختر خودم شاید از من متنفر بشه.

961
00:56:16,416 --> 00:56:17,916
‫سخنرانی خوبی ارائه دادی، سمر.

962
00:56:19,916 --> 00:56:22,541
‫اما باید طرز فکرت رو عوض کنی.

963
00:56:25,458 --> 00:56:27,583
‫چون حتی بعد از این همه سال زندگی…

964
00:56:28,541 --> 00:56:31,083
‫هنوز توی تفکرات‌مون گیر کردیم.

965
00:56:32,041 --> 00:56:35,541
‫حتی دختر ده ساله‌ام هم ذهن بازتری داره.

966
00:56:56,250 --> 00:56:59,125
‫زمانی بود

967
00:56:59,166 --> 00:57:01,541
‫که مال کس دیگری بودی

968
00:57:01,750 --> 00:57:04,625
‫سایه رو ترک کردی

969
00:57:04,750 --> 00:57:07,916
‫و وارد نور شدید آفتاب شدی

970
00:57:13,000 --> 00:57:15,875
‫زمانی بود

971
00:57:15,916 --> 00:57:18,291
‫که مال کس دیگری بودی

972
00:57:18,541 --> 00:57:21,375
‫سایه رو ترک کردی

973
00:57:21,500 --> 00:57:23,875
‫و وارد نور شدید آفتاب شدی

974
00:57:24,125 --> 00:57:29,375
‫منو تنها نذار بدون قلبم

975
00:57:29,666 --> 00:57:35,250
‫با من بمون تو تمام عمرمون

976
00:57:35,375 --> 00:57:41,000
‫بذار همدیگه رو گم نکنیم

977
00:57:44,125 --> 00:57:45,875
‫راکی23
‫"شما خیلی جذابید، خانم…

978
00:57:45,916 --> 00:57:47,250
‫همسرتون خیلی خوش شانس هست..."

979
00:57:47,291 --> 00:57:51,666
‫با من بیا، عشق من

980
00:57:51,750 --> 00:57:57,000
‫چرا اونجا نشستی
‫تنهایی و گریه می‌کنی؟

981
00:57:58,250 --> 00:58:03,500
‫راجب کس دیگه‌ای صحبت نکن

982
00:58:04,000 --> 00:58:09,625
‫مال کس دیگه‌ای نباش

983
00:58:28,916 --> 00:58:30,541
‫خیلی دوستش داشتم کومال.
‫من خیلی کومال رو دوست داشتم.

984
00:58:32,875 --> 00:58:33,750
‫وقتی اون رو گم کردم…
‫وقتی از دستش دادم…

985
00:58:35,125 --> 00:58:36,125
‫قلبم از داخل تیکه تیکه شد

986
00:58:37,291 --> 00:58:39,250
‫ولی مردا حق ندارن گریه کنن.

987
00:58:39,916 --> 00:58:40,791
‫پس فکر کردم

988
00:58:41,250 --> 00:58:43,875
‫از اونجایی که نمیتونم خودمو خوشحال کنم

989
00:58:44,750 --> 00:58:45,791
‫میتونم همه رو خوشحال کنم.

990
00:58:49,125 --> 00:58:51,625
‫بعدش وقتی
‫گزارش دکتر رو دیدم فهمیدم

991
00:58:52,541 --> 00:58:54,291
‫نمیتونم هیچکسو خوشحال کنم.

992
00:58:57,875 --> 00:59:01,916
‫چند ماه پیش، کومال
‫با شوهرش اومد نمایشگاه.

993
00:59:02,541 --> 00:59:04,500
‫بعدش بازی قدیمی مونو شروع کرد.

994
00:59:05,500 --> 00:59:07,750
‫اون بازی که میگه شب بخیر.

995
00:59:10,000 --> 00:59:11,750
‫من حتی یه بارم بهش جواب ندادم.

996
00:59:15,041 --> 00:59:16,250
‫ولی جلوشو نگرفتم.

997
00:59:16,916 --> 00:59:17,875
‫نمیدونم...

998
00:59:19,500 --> 00:59:21,625
‫چه لذتی از اون شب بخیر میبردم.

999
00:59:22,625 --> 00:59:25,000
‫وقتی دلت رو به کسی میدی
‫فقط درد میگیری.

1000
00:59:25,125 --> 00:59:27,666
‫وقتی دو تا چشم بهم نگاه میکنن
‫فقط اشک میگیری.

1001
00:59:28,125 --> 00:59:30,500
‫وقتی دلت رو به کسی میدی
‫فقط درد میگیری.

1002
00:59:30,541 --> 00:59:33,125
‫وقتی دو تا چشم بهم نگاه میکنن
‫فقط اشک میگیری.

1003
00:59:33,750 --> 00:59:39,250
‫دنیا از سنگه
‫هیچکدوممون نمیتونستیم درکش کنیم

1004
00:59:39,375 --> 00:59:44,875
‫-وقتی دلت رو به کسی میدی
‫-با من بیا، عشقم

1005
00:59:44,916 --> 00:59:47,291
‫وقتی دلت رو به کسی میدی
‫فقط درد میگیری.

1006
00:59:47,375 --> 00:59:50,166
‫وقتی دو تا چشم بهم نگاه میکنن
‫فقط اشک میگیری.

1007
00:59:50,250 --> 00:59:54,750
‫مال کسی دیگه نباش.

1008
00:59:57,875 --> 01:00:02,000
‫دل دختره ای رو که
‫از همه بیشتر دوستش داشتی شکستی.

1009
01:00:05,625 --> 01:00:06,500
‫چرا؟

1010
01:00:13,166 --> 01:00:15,750
‫من هنوز ناینا رو ندیده بودم
‫وقتی این شروع شد.

1011
01:00:16,541 --> 01:00:17,875
‫سامر؟ سامر؟

1012
01:00:18,166 --> 01:00:21,250
‫اینو میگی پیشنهاد؟
‫میخوای مارک مونو اینجوری بفروشیم؟

1013
01:00:28,875 --> 01:00:30,125
‫مالت رئیس من بود.

1014
01:00:32,500 --> 01:00:34,625
‫دقیقا اون چیزی رو که میخواست رو خواست.

1015
01:00:36,000 --> 01:00:39,000
‫و در عوض پروژه
‫و ترفیع گرفتم.

1016
01:00:40,125 --> 01:00:44,750
‫و همون روزی که نایانا رو دیدم
‫همه چیز تغییر کرد.

1017
01:00:45,125 --> 01:00:46,000
‫عاشقش شدم.

1018
01:00:46,250 --> 01:00:47,375
‫باهاش ازدواج کردم.

1019
01:00:52,000 --> 01:00:53,375
‫خیلی احمق هستی.

1020
01:00:53,916 --> 01:00:55,625
‫میتونستی حقیقت رو به
‫زن خودت بگی.

1021
01:00:55,916 --> 01:00:57,541
‫شاید میفهمید.

1022
01:00:57,750 --> 01:00:59,041
‫نه، نمیفهمید.

1023
01:01:17,250 --> 01:01:19,250
‫از موقع تصادف
‫افسرده شده.

1024
01:01:19,791 --> 01:01:21,375
‫فکر میکنه من نمیدونم ولی...

1025
01:01:21,500 --> 01:01:23,791
‫سامر! نایانا تنها یه جایی رفته.

1026
01:01:24,250 --> 01:01:26,041
‫چی؟

1027
01:01:27,375 --> 01:01:28,250
‫سامر، بس کن!

1028
01:01:29,125 --> 01:01:30,541
‫سامر! سامر، سامر...

1029
01:01:32,541 --> 01:01:33,375
‫ریشاب!

1030
01:01:35,750 --> 01:01:37,500
‫-چی شد؟
‫اون رفت پایین

1031
01:01:37,625 --> 01:01:39,791
‫-ولی زنش رفت بالا.
‫-خب؟

1032
01:01:39,875 --> 01:01:43,250
‫پس تو برو پایین و بیارش بالا
‫و من میرم بالا و میارمش پایین.

1033
01:01:43,375 --> 01:01:44,166
‫بیا!

1034
01:01:44,250 --> 01:01:45,625
‫من به تو نگفتم
‫بپر تو من!

1035
01:01:45,666 --> 01:01:48,000
‫- داشتم میرفتم پایین.
‫-باشه، صبر کن، بزار من اول برم.

1036
01:01:48,125 --> 01:01:49,000
‫برو.

1037
01:01:57,916 --> 01:01:58,750
‫سامر!

1038
01:01:59,375 --> 01:02:00,250
‫رفت بالا.

1039
01:02:06,000 --> 01:02:06,833
‫نایانا!

1040
01:02:08,000 --> 01:02:09,250
‫یه قدم دیگه بیا جلو میپرم.

1041
01:02:11,875 --> 01:02:12,875
‫وای

1042
01:02:14,708 --> 01:02:15,583
‫خواهش میکنم عزیزم،

1043
01:02:16,583 --> 01:02:18,708
‫چرا باید ازت بخوام که
‫در ازای عشقت منو ببخشی؟

1044
01:02:20,750 --> 01:02:22,875
‫چه اشتباهی؟ چه عشقی؟

1045
01:02:23,125 --> 01:02:25,958
‫نمی فهمم کی داره تاوان چه گندی رو میده ریشاب.

1046
01:02:26,083 --> 01:02:28,125
‫بیارش پایین، خواهر شوهرت
‫فردا عروسیشه.

1047
01:02:28,500 --> 01:02:30,250
‫فکر میکنی من اینجا اومدم
‫که هلش بدم پایین؟

1048
01:02:30,333 --> 01:02:31,625
‫اون بخاطر من از اون بالا نرفته!

1049
01:02:31,708 --> 01:02:33,833
‫وقتی شوهرشم نتونست،
‫من چطور قانعش کنم؟

1050
01:02:35,833 --> 01:02:36,958
‫هی، اون دیوونه کجاست؟

1051
01:02:37,833 --> 01:02:38,625
‫اون سمر!

1052
01:02:39,833 --> 01:02:40,833
‫اوه، گندش بزنن

1053
01:02:41,166 --> 01:02:42,000
‫ناینا!

1054
01:02:42,125 --> 01:02:43,625
‫حالا که نیمی از حقیقت
‫رو میدونی، ناینا،

1055
01:02:43,666 --> 01:02:46,625
‫بذار همه چیز رو بهت بگم.
‫در غیر این صورت، ترجیح میدم…

1056
01:02:46,750 --> 01:02:49,541
‫هی! منظورت از در غیر این صورت چیه؟
‫دیوونه شدی؟

1057
01:02:49,625 --> 01:02:51,125
‫بیا پایین! یالا، بیا پایین!

1058
01:02:51,291 --> 01:02:54,000
‫بسه دیگه، سمر،
‫دیگه نمیتونی منو گول بزنی.

1059
01:02:54,875 --> 01:02:56,125
‫این ازدواج مریضه.

1060
01:02:56,625 --> 01:02:58,875
‫میفهمی؟ مریضه.

1061
01:02:59,375 --> 01:03:01,250
‫ناینا، خواهش میکنم بیا پایین. ناینا!

1062
01:03:01,500 --> 01:03:04,250
‫کفش پاشنه بلند پاته!
‫اگه سُر بخوری چی؟

1063
01:03:04,375 --> 01:03:07,000
‫یه کاری بکن، ریشاب!
‫میخواد بپره.

1064
01:03:07,041 --> 01:03:08,416
‫اونم میخواد بپره!

1065
01:03:08,500 --> 01:03:09,916
‫اون که برای دزدی غذا
‫از اون بالا نرفته!

1066
01:03:11,000 --> 01:03:12,625
‫میخوای بپری، درسته؟
‫پس بپر!

1067
01:03:12,666 --> 01:03:14,500
‫داری تشویقش میکنی بپره؟

1068
01:03:14,625 --> 01:03:15,625
‫چیکار دیگه میتونم بکنم؟

1069
01:03:15,875 --> 01:03:17,250
‫بهت خیانت کردم، ناینا.

1070
01:03:18,041 --> 01:03:21,416
‫اما بخاطر ضعفی که داشتم.
‫نه اینکه بخوام گولت بزنم.

1071
01:03:22,625 --> 01:03:24,291
‫اگه واقعا فکر میکنی
‫این ازدواج مریضه،

1072
01:03:26,750 --> 01:03:27,791
‫ترجیح میدم دیگه زنده نباشم.

1073
01:03:28,625 --> 01:03:30,375
‫دوستت دارم، ناینا!

1074
01:03:45,625 --> 01:03:47,125
‫-کجا افتاد؟
‫-زندست!

1075
01:03:47,375 --> 01:03:48,750
‫داخل پارچه افتاده

1076
01:03:55,875 --> 01:03:57,166
‫ممکن بود بمیری!

1077
01:04:05,375 --> 01:04:07,166
‫انقدر سر و صدا کردن،

1078
01:04:08,041 --> 01:04:09,541
‫مطمئنم یه نفر باید
‫بیدار شده باشه.

1079
01:04:10,166 --> 01:04:12,625
‫دیوونه ای؟
‫نگران سر و صدایی؟

1080
01:04:12,875 --> 01:04:13,875
‫فقط اونجا رو ببین.

1081
01:04:14,000 --> 01:04:16,416
‫یه مرد داره سعی میکنه برای زنش توضیح بده

1082
01:04:16,500 --> 01:04:19,791
‫که چرا با نامزد پدرزنش
‫ریخته رو هم.

1083
01:04:27,791 --> 01:04:29,250
‫فکر نمیکنی عجیبه، سمر؟

1084
01:04:32,541 --> 01:04:36,250
‫میخوای باور کنم
‫که اون مردی

1085
01:04:38,000 --> 01:04:43,000
‫که با یه زن حرف زده
‫تا تو یه شرکت ترفیع بگیره…

1086
01:04:44,500 --> 01:04:46,125
‫تو همون شرکت

1087
01:04:50,333 --> 01:04:51,541
‫چطور سر از اینجا درآوردن؟

1088
01:04:52,416 --> 01:04:54,041
‫-کی؟
‫-برنگرد.

1089
01:04:54,416 --> 01:04:55,583
‫خانواده رشمی اینجان.

1090
01:04:55,791 --> 01:04:58,541
‫رشمی زن اولت بود.
‫اون خانواده وارتیـــکا هستن.

1091
01:04:58,791 --> 01:05:00,166
‫-چی گفتم؟
‫-رشمیی

1092
01:05:01,166 --> 01:05:02,041
‫بله؟

1093
01:05:02,416 --> 01:05:03,666
‫بریم. بیا دیگه!

1094
01:05:06,791 --> 01:05:08,791
‫خانواده وارتیـــکا بخاطر
‫شماها بیدار شدن.

1095
01:05:16,541 --> 01:05:19,750
‫حتی اگه ریشاب رو اینجا پیدا کنیم
‫تو این شرایط چیکار میتونه بکنه؟

1096
01:05:20,041 --> 01:05:22,375
‫دقیقا! بزنیم به چاک.

1097
01:05:22,625 --> 01:05:23,875
‫-کبیر داداش.
‫-بله؟

1098
01:05:25,375 --> 01:05:26,250
‫متاسفم.

1099
01:05:27,625 --> 01:05:30,000
‫-هر چی که گفتم…
‫-اوه، خفه شو!

1100
01:05:30,500 --> 01:05:33,166
‫مشکل تو اینه که
‫همه چیز رو یهویی میخوای.

1101
01:05:34,791 --> 01:05:35,750
‫یه اشتباهی کردی.

1102
01:05:35,791 --> 01:05:38,000
‫صادقانه معذرت خواهی کن و
‫بذار طرف مقابل باهاش کنار بیاد.

1103
01:05:38,625 --> 01:05:40,125
‫میخوای فورا ببخشنت.

1104
01:05:41,500 --> 01:05:42,916
‫باید بهش زمان بدی.

1105
01:05:43,666 --> 01:05:45,416
‫باید تو تمام زندگیت بهش نشون بدی

1106
01:05:45,500 --> 01:05:47,750
‫که اون تنها کسیه
‫که براش اهمیت داره.

1107
01:05:49,291 --> 01:05:51,750
‫اینجوری معذرت خواهی میکنن.
‫فهمیدی؟

1108
01:05:57,375 --> 01:05:58,250
‫چی شده؟

1109
01:05:59,500 --> 01:06:03,666
‫دیگه بغل یه مرد مثل من
‫اذیتت نمیکنه؟

1110
01:06:10,500 --> 01:06:13,625
‫ریشاب اینجا چیکار میکنه بدون
‫وارتیـــکا، هارپریت و بقیه؟

1111
01:06:13,666 --> 01:06:14,666
‫اونم که به ما
‫هیچی نگفت.

1112
01:06:16,000 --> 01:06:17,000
‫چرا داره دنبالم می‌گرده؟

1113
01:06:21,000 --> 01:06:22,625
‫بابا! چه اتفاقی افتاده؟

1114
01:06:22,916 --> 01:06:24,041
‫چندیدم، اون…

1115
01:06:25,458 --> 01:06:26,291
‫چی شد؟

1116
01:06:26,416 --> 01:06:28,666
‫گوش کن، از بابای وارون زنگ زدن، اون گمشده.

1117
01:06:28,708 --> 01:06:29,541
‫چی؟

1118
01:06:40,083 --> 01:06:41,625
‫بیست و پنج دقیقس داری کجا میری؟

1119
01:06:41,833 --> 01:06:43,750
‫مراسم سه ساعت دیگه اس

1120
01:06:43,833 --> 01:06:45,958
‫حتی پدر اون فراری هم نمی‌دونه کجاست.

1121
01:06:46,083 --> 01:06:47,333
‫من چطوری باید بدونم؟

1122
01:06:47,958 --> 01:06:50,708
‫من به سمت فرودگاه می‌روم.
‫شاید شانس بیاریم و پیداش کنیم.

1123
01:07:24,291 --> 01:07:27,666
‫-کیه؟
‫-دکتر مالهوتی. متخصص پوست.

1124
01:07:33,750 --> 01:07:35,041
‫بذار این داستان رو برات تعریف کنم.

1125
01:07:36,375 --> 01:07:37,625
‫وقتی ِرشاب در بمبئی بود...

1126
01:07:38,875 --> 01:07:41,500
‫اتفاقا واروون هم اونجا بود.

1127
01:07:42,375 --> 01:07:43,291
‫رشاب داداش؟

1128
01:07:44,375 --> 01:07:45,250
‫سلام!

1129
01:07:45,750 --> 01:07:46,625
‫ببخشید.

1130
01:07:47,416 --> 01:07:49,375
‫واروون! کی اومدی اینجا؟

1131
01:07:49,750 --> 01:07:50,791
‫از دیروز اینجا بودم.

1132
01:07:50,875 --> 01:07:55,375
‫راستش، من و دوستام
‫برای جشن مجردی ام اومدیم اینجا.

1133
01:07:55,416 --> 01:07:56,875
‫نگران نباش، اینجا تورو ندیدم.

1134
01:07:58,750 --> 01:08:03,250
‫راستش، داداش، میخوام برای
‫دوستام امشب یه برنامه ی شاد و سرگرم کننده بچینم.

1135
01:08:03,750 --> 01:08:06,041
‫میدونی؟ ولی نمیتونم رزرو کنم.

1136
01:08:06,250 --> 01:08:09,291
‫خواهرزن شما
‫تلفن و حساب بانکی منو چک میکنه.

1137
01:08:09,750 --> 01:08:10,625
‫آخرش خواهر کیه؟

1138
01:08:11,125 --> 01:08:13,875
‫واروون از رشاب قول گرفته بود که
‫به هیچ کس نگو.

1139
01:08:14,375 --> 01:08:15,666
‫من هم قرار نبود بهت بگم.

1140
01:08:16,250 --> 01:08:20,000
‫ولی اگه اون تماس رو
‫برداشته بودی، یه سوءتفاهم پیش میومد.

1141
01:08:38,750 --> 01:08:40,250
‫میشه لطفا توجهتون رو جلب کنم؟

1142
01:08:42,375 --> 01:08:45,791
‫میگن هیچ عروسی
‫بدون درام کامل نیست.

1143
01:08:53,291 --> 01:08:56,375
‫ولی دلیل
‫خوشبختی آخر این نمایش

1144
01:08:57,875 --> 01:09:00,416
‫ریشاب. دکتر ریشاب مالیک.

1145
01:09:07,750 --> 01:09:08,625
‫ممنون.

1146
01:09:09,666 --> 01:09:10,750
‫سلام به همه.

1147
01:09:12,625 --> 01:09:14,375
‫از صبح همه
‫از من میپرسن

1148
01:09:14,500 --> 01:09:17,250
‫چی به وارون گفتم
‫که برگرده؟

1149
01:09:18,416 --> 01:09:23,625
‫فقط از وارون پرسیدم که
‫اگه با من فرار کنه مشکلی نداره؟

1150
01:09:26,166 --> 01:09:27,375
‫دروغگو! دروغگو!

1151
01:09:27,416 --> 01:09:30,250
‫نه، من... خب باشه.
‫دروغ میگم.

1152
01:09:30,291 --> 01:09:31,375
‫من هم ضعفای خودم رو دارم.

1153
01:09:32,000 --> 01:09:33,500
‫مثل وارون.

1154
01:09:34,000 --> 01:09:37,875
‫اون از تصمیم
‫گرفتن یه زندگی بزرگ میترسید.

1155
01:09:38,375 --> 01:09:41,250
‫ولی زنش رادیکا
‫ضعفشو می‌فهمه.

1156
01:09:42,125 --> 01:09:45,291
‫به خاطر همین هنوز حاضر بود
‫با مردی که فرار کرده بود ازدواج کنه.

1157
01:09:48,416 --> 01:09:49,375
‫راستش،

1158
01:09:50,000 --> 01:09:53,750
‫ازدواج فقط
‫تو روز عروسی ترسناک نیست.

1159
01:09:55,166 --> 01:09:56,916
‫وقتی ازدواج کردی بدتر میشه.

1160
01:09:58,250 --> 01:10:00,750
‫فکر کنم تقصیر
‫خط تبلیغاتی ازدواجهاست.

1161
01:10:01,000 --> 01:10:03,875
‫اگه کسی بگه شما
‫برای همیشه باید با هم باشید،

1162
01:10:04,166 --> 01:10:05,416
‫خب معلومه که میترسی.

1163
01:10:07,291 --> 01:10:09,250
‫دوستی، عشق، رفاقت،

1164
01:10:09,291 --> 01:10:11,791
‫اگه همه اینا یه خط
‫تبلیغاتی مثل این داشتن

1165
01:10:11,875 --> 01:10:13,875
‫ما هم ازشون
‫میترسیدیم.

1166
01:10:14,625 --> 01:10:18,291
‫ولی حقیقت اینه... که
‫همه اینها تو ازدواج وجود داره.

1167
01:10:18,875 --> 01:10:21,125
‫کمی دوستی، یه ذره عشق،

1168
01:10:21,875 --> 01:10:23,000
‫کمی رفاقت،

1169
01:10:23,625 --> 01:10:24,750
‫-و-
‫-و یه کمم خوش گذرونی!

1170
01:10:27,000 --> 01:10:29,125
‫اره، ولی نه یه کم.

1171
01:10:29,500 --> 01:10:30,416
‫خیلی زیاد خوش گذرونی.

1172
01:10:32,625 --> 01:10:34,000
‫عروسی به این معنی نیست

1173
01:10:34,125 --> 01:10:36,500
‫که حالا که وارون
‫مال رادیکاست

1174
01:10:36,541 --> 01:10:38,791
‫باید واسه ملاقات با دوستاش
‫بهونه بیاره.

1175
01:10:39,166 --> 01:10:41,291
‫یا اینکه حالا که رادیکا
‫مال وارون شده

1176
01:10:41,625 --> 01:10:44,125
‫دیگه واسه همه مردای دیگه
‫جذابیت نداره.

1177
01:10:44,250 --> 01:10:45,541
‫مالکیت نیست.

1178
01:10:45,875 --> 01:10:48,041
‫فقط یه شراکته.

1179
01:10:49,875 --> 01:10:52,375
‫کاغذای ازدواج
‫که امضا کردن،

1180
01:10:52,500 --> 01:10:54,041
‫حلقه هایی که با هم عوض کردن،

1181
01:10:54,250 --> 01:10:56,375
‫و گردنبند
‫فقط نماد هستن.

1182
01:10:56,541 --> 01:10:58,291
‫همه اینا فردا
‫تو کمد میرن.

1183
01:10:59,625 --> 01:11:01,125
‫ولی اون چیزی که
‫دارن

1184
01:11:02,500 --> 01:11:03,500
‫رابطشون
‫هست.

1185
01:11:07,625 --> 01:11:11,541
‫اوینگه از کاغذ ها،
‫حلقه ها و گردنبند محافظت میکنه.

1186
01:11:12,250 --> 01:11:16,125
‫ولی شما دوتا باید
‫رابطتونو خودتون حفظ کنید.

1187
01:11:16,166 --> 01:11:18,416
‫آدمای دور و برتون، دنیا،
‫خانواده و جامعه

1188
01:11:18,500 --> 01:11:19,625
‫نظر خودشونو دارن.

1189
01:11:20,250 --> 01:11:24,375
‫ولی مطمئن بشین که
‫صدایی که نزدیکتره بهتونو میشنوین.

1190
01:11:25,500 --> 01:11:26,750
‫صدای همسرتون.

1191
01:11:28,750 --> 01:11:31,250
‫من هر دوتونو دوست دارم. خدا خیرتون بده.

1192
01:11:31,291 --> 01:11:32,250
‫ممنون.

1193
01:11:42,375 --> 01:11:43,375
‫بابات مریضه؟

1194
01:11:44,125 --> 01:11:45,291
‫نه. هیچ.

1195
01:11:51,333 --> 01:11:52,208
‫ببخشید عزیزم.

1196
01:11:53,375 --> 01:11:54,250
‫واقعا ببخشید.

1197
01:11:54,500 --> 01:11:55,375
‫سورهش.

1198
01:11:57,750 --> 01:11:59,250
‫برو دفتر
‫به مالتی خانم بگو

1199
01:11:59,333 --> 01:12:01,250
‫که اشتباهی
‫یه گردنبند بهش داده.

1200
01:12:02,833 --> 01:12:05,708
‫آقا اون گردنبند
‫رو واسه زنت خریده.

1201
01:12:07,458 --> 01:12:08,333
‫پس باید به تو بده.

1202
01:12:08,708 --> 01:12:10,333
‫ممنون آقا! ممنون.

1203
01:12:10,958 --> 01:12:11,875
‫اگه قبول نکرد،

1204
01:12:12,875 --> 01:12:14,333
‫بهش بگو به من زنگ بزنه.

1205
01:12:25,208 --> 01:12:26,083
‫پس...

1206
01:12:27,500 --> 01:12:29,083
‫کمال جذاب بود.

1207
01:12:30,250 --> 01:12:32,000
‫کافیه دیگه. انتقام گرفتنو تمومش کن.

1208
01:12:34,083 --> 01:12:34,958
‫ببخشید.

1209
01:12:35,583 --> 01:12:37,000
‫انتقام؟

1210
01:12:37,750 --> 01:12:41,500
‫فکر میکردم امشب
‫عکسای نامزد قبلیتو بهم نشون بدی.

1211
01:12:43,083 --> 01:12:44,458
‫و همه شون
‫با لبسای قشنگ.

1212
01:12:46,500 --> 01:12:48,833
‫بعدش
‫هر دوتامون خیلی گیج میشیم.

1213
01:12:50,458 --> 01:12:51,333
‫باز؟

1214
01:12:52,333 --> 01:12:53,333
‫چرا؟ قرار ملاقات داری؟

1215
01:12:53,958 --> 01:12:54,833
‫نه...

1216
01:12:56,000 --> 01:12:57,500
‫نه...

1217
01:13:11,916 --> 01:13:14,416
‫اوه، پس تو هم میتونی
‫قهوه درست کنی؟

1218
01:13:15,291 --> 01:13:17,833
‫بار اول که درست کردم افتضاح بود.

1219
01:13:18,541 --> 01:13:19,708
‫بعدش دوباره
‫سعی کردم.

1220
01:13:20,541 --> 01:13:21,458
‫فکر کنم این دفعه بهتره.

1221
01:13:24,458 --> 01:13:26,916
‫ما باید تو زندگی
‫به همه چی یه فرصت دوم بدیم.

1222
01:13:29,333 --> 01:13:30,541
‫فکر کنم خیلی خوبه.

1223
01:13:34,916 --> 01:13:37,958
‫اگه بازم
‫بار دوم خوب نشد چی؟

1224
01:13:38,416 --> 01:13:39,541
‫اونوقت تو به من یاد میدی.

