1
00:00:01,180 --> 00:00:04,680
‫دوشنبه، شانزدهم ژانویه سال ١٩٧٨.

2
00:00:07,000 --> 00:00:11,560
‫ما آن موقع از گوریل‌های کوهی
‫در رواندا، آفریقا فیلمبرداری می‌کردیم.

3
00:00:15,880 --> 00:00:20,500
‫اولین نشانه‌ی خطر سربازی بود
‫که علامت داد تا توقف کنیم،

4
00:00:21,160 --> 00:00:24,240
‫وقتی راننده او را نادیده گرفت
‫و از کنارش رد شد،

5
00:00:25,240 --> 00:00:27,780
‫تفنگش را پر کرد
‫و به هوا شلیک کرد.

6
00:00:32,400 --> 00:00:34,240
‫یه صدای بنگ اومد،

7
00:00:34,280 --> 00:00:37,840
‫صدای رد شدن گلوله از کنارمون،
‫مثل فیلم‌های سینمایی.

8
00:00:38,360 --> 00:00:40,320
‫و من گفتم: «چه... چه خبره؟»

9
00:00:40,520 --> 00:00:44,800
‫و از گوشه پیچیدیم
‫و یه نگهبان مسلح اونجا ایستاده بود.

10
00:00:46,440 --> 00:00:48,160
‫ده دقیقه بعد،

11
00:00:48,360 --> 00:00:50,680
‫یک لندرور به سمت ما آمد،

12
00:00:50,720 --> 00:00:53,600
‫وسط راه را مسدود کرد،
‫پس مجبور شدیم متوقف بشویم.

13
00:00:56,260 --> 00:01:00,000
‫راننده بسیار خشمگین بود
‫که ما حق فیلمبرداری نداشتیم.

14
00:01:00,040 --> 00:01:03,600
‫ما جواز نداشتیم،
‫با دفتر پارک هماهنگ نکرده بودیم،

15
00:01:03,640 --> 00:01:06,480
‫با گوریل‌های مرده فیلمبرداری می‌کردیم.

16
00:01:07,520 --> 00:01:10,280
‫کماندوها در ادامه‌ی راه، ایست بازرسی دارند،

17
00:01:10,320 --> 00:01:12,040
‫پس راه فراری نداریم.

18
00:01:19,400 --> 00:01:21,900
‫[مرکز تلویزیون]

19
00:01:25,280 --> 00:01:27,560
‫سعادت یک دوران حرفه‌ای طولانی...

20
00:01:27,580 --> 00:01:29,880
‫در ساختن برنامه‌های تاریخ طبیعت
‫نصیب من بوده.

21
00:01:30,640 --> 00:01:34,720
‫اما یک سریال بود که همه‌چیز رو تغییر داد.

22
00:01:34,740 --> 00:01:36,720
‫[در سال ١٩٧٦،
‫دیوید اتنبرو عازم بلندپروازانه‌ترین...]

23
00:01:36,740 --> 00:01:39,160
‫[سفر فیلمبرداری حیات وحش می‌شود
‫که تا آن زمان انجام شده بود.]

24
00:01:40,160 --> 00:01:41,880
‫زندگی بر روی زمین.

25
00:01:50,440 --> 00:01:52,980
‫دریاچه ماگادی در دره‌ کافتی شرق آفریقا...

26
00:01:53,100 --> 00:01:57,020
‫به نظر من، نامساعدترین محیطی هست
‫که می‌شناسم.

27
00:01:58,340 --> 00:02:01,840
‫[پیش از این،
‫هرگز چیزی در این مقیاس سابقه نداشته است.]

28
00:02:02,320 --> 00:02:05,720
‫زندگی بر روی زمین
‫یه مکاشفه بزرگ بود.

29
00:02:06,900 --> 00:02:09,100
‫مردم تا اون موقع هیچی مثلش ندیده بودن.

30
00:02:09,840 --> 00:02:12,560
‫مخاطب رو به مناطقی از جهان طبیعت می‌برد...

31
00:02:12,600 --> 00:02:14,160
‫که اصلا به ذهنشون خطور نکرده بود.

32
00:02:14,840 --> 00:02:18,680
‫زندگی بر روی زمین،
‫موجودات و مکان‌ها رو...

33
00:02:18,720 --> 00:02:22,880
‫برای اولین‌بار در تصاویر رنگی
‫به خونه‌ی مردم آورد.

34
00:02:23,140 --> 00:02:24,380
‫مردم شگفت‌زده بودن.

35
00:02:25,520 --> 00:02:29,860
‫زندگی بر روی زمین، استانداردهای
‫فیلمسازی تاریخ طبیعی رو بالا برد.

36
00:02:30,580 --> 00:02:32,200
‫همه‌چیز بعد از اون تغییر کرد.

37
00:02:34,720 --> 00:02:36,500
‫جنگل بارانی آمریکای جنوبی،

38
00:02:36,520 --> 00:02:40,240
‫غنی‌ترین و متنوع‌ترین گردهمایی
‫موجودات زنده در جهان.

39
00:02:41,460 --> 00:02:44,220
‫گمونم چیزی که قصد انجامش رو داشتیم...

40
00:02:44,880 --> 00:02:47,160
‫تعریف کردن بزرگ‌ترین داستان کل دنیا بود.

41
00:02:49,440 --> 00:02:51,840
‫این واقعا در زندگی من یه نقطه تحول بود.

42
00:02:52,840 --> 00:03:02,840
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

43
00:03:08,440 --> 00:03:10,960
‫[لندن، ١٩٦٩]

44
00:03:13,060 --> 00:03:15,920
‫[دیوید به عنوان یکی از
‫مدیران ارشد بی‌بی‌سی مشغول به کار است.]

45
00:03:18,880 --> 00:03:22,880
‫[اما او در حال نزدیک شدن به
‫نقطه تحولی در حرفه‌اش است.]

46
00:03:24,040 --> 00:03:26,840
‫من فکر کنم برای ده سال...

47
00:03:26,880 --> 00:03:29,840
‫مشغول سفر اکتشافی تاریخ طبیعی...

48
00:03:29,880 --> 00:03:31,880
‫و کارگردانی فیلم و چنین چیزهایی بودم.

49
00:03:31,920 --> 00:03:36,520
‫اون موقع بین تهیه‌کننده‌ها
‫به مقام ارشدی رسیده بودم.

50
00:03:37,020 --> 00:03:41,720
‫من عملا کل عمرم رو در حال بالا رفتن
‫از پله‌های مدیریتی بی‌بی‌سی بودم،

51
00:03:41,760 --> 00:03:43,560
‫از اوایل دهه‌ی ١٩٥٠.

52
00:03:44,520 --> 00:03:46,520
‫ولی اصلا به اون اندازه لذت‌بخش نبود.

53
00:03:47,680 --> 00:03:49,640
‫سوال این بود که چطور می‌تونم...

54
00:03:51,280 --> 00:03:55,080
‫از بی‌بی‌س خارج بشم
‫تا مشغول ساختن یه سریال...

55
00:03:55,320 --> 00:03:57,200
‫در دور دنیا بشم؟

56
00:03:58,320 --> 00:04:02,360
‫من می‌خواستم سریالی بسازم
‫که روایتگر توسعه‌ی...

57
00:04:02,400 --> 00:04:05,440
‫تاریخ حیات و تکامل باشه،

58
00:04:05,480 --> 00:04:09,360
‫که از ساده‌ترین حیوانات شروع می‌شد
‫و ادامه پیدا می‌کرد...

59
00:04:09,400 --> 00:04:13,680
‫تا در نهایت به بوزینه‌ها،
‫میمون‌های انسان‌نما و انسان‌ها می‌رسید.

60
00:04:13,900 --> 00:04:16,800
‫و در این میان پرنده‌ها، حشرات
‫و غیره بررسی می‌شدن،

61
00:04:16,840 --> 00:04:18,780
‫در ترتیب درست تکاملی‌شون.

62
00:04:19,400 --> 00:04:22,280
‫آرزو داشتم این کار رو بکنم،
‫ولی نمی‌تونستم موقعیتم رو رها کنم.

63
00:04:23,720 --> 00:04:27,600
‫همچنین می‌خواستم در واقع
‫مجری این مستند باشم.

64
00:04:27,640 --> 00:04:31,040
‫می‌خواستم تهیه‌کننده و مجری‌اش باشم،

65
00:04:31,300 --> 00:04:34,160
‫ولی نمی‌تونستم هم این کار رو بکنم
‫و هم بی‌بی‌سی دو رو مدیریت کنم.

66
00:04:34,200 --> 00:04:37,480
‫البته، در حقیقت اون موقع،
‫من هر دو شبکه رو مدیریت می‌کردم،

67
00:04:37,640 --> 00:04:39,560
‫به عنوان ناظر برنامه‌ها.

68
00:04:41,400 --> 00:04:45,040
‫تنها مقامی که از این بالاتر بود،
‫مدیر کل بود،

69
00:04:45,080 --> 00:04:48,780
‫و اون شغل
‫بیشتر درباره امور مالی و سیاستمدارها بود.

70
00:04:49,000 --> 00:04:51,400
‫یه شب خیلی دیروقت اومدم خونه...

71
00:04:51,440 --> 00:04:53,880
‫و یه پیام اضطراری بود که به دیو زنگ بزنم.

72
00:04:53,920 --> 00:04:56,800
‫همون لحظه که اومدم
‫فورا باهاش تماس گرفتم.

73
00:04:56,840 --> 00:04:59,120
‫پس شماره رو گرفتم.
‫گفتم: «دیو، من...»

74
00:04:59,160 --> 00:05:00,520
‫گفت: «صبر کن، دارم میام اونجا.»

75
00:05:00,800 --> 00:05:02,320
‫فکر کردم: «خدایا،

76
00:05:02,360 --> 00:05:04,360
‫حتما یه اتفاق وحشتناک افتاده.»

77
00:05:04,400 --> 00:05:05,920
‫با عجله اومد خونه...

78
00:05:05,960 --> 00:05:08,280
‫و گفت: «دیک، من کامل درمونده شدم.»

79
00:05:08,320 --> 00:05:10,440
‫«نمی‌دونم چیکار کنم یا چی بگم.»

80
00:05:10,480 --> 00:05:14,400
‫«احتمالش هست که ازم بخوان
‫مدیر کل جدید بشم.»

81
00:05:15,440 --> 00:05:16,800
‫و من گفتم: «خب؟»

82
00:05:16,820 --> 00:05:18,440
‫«خب، نمی‌تونم که، می‌تونم؟»

83
00:05:18,880 --> 00:05:21,760
‫گفتم: «نه، دیو، گمونم نمی‌تونی.»

84
00:05:21,800 --> 00:05:24,360
‫«خدایا، البته که نمی‌تونم!
‫بشینم پشت میز؟»

85
00:05:24,400 --> 00:05:26,480
‫«من عمرا بشینم پشت میز و...»

86
00:05:26,520 --> 00:05:29,000
‫گفتم: «کاملا راست می‌گی.
‫الان نظر من رو می‌خوای؟»

87
00:05:29,120 --> 00:05:30,960
‫گفت: «آره، نظر تو چیه؟»

88
00:05:31,000 --> 00:05:33,240
‫گفتم: «باید کودن باشی
‫که این شغل رو قبول کنی.»

89
00:05:33,280 --> 00:05:35,560
‫«باید کارهایی رو ادامه بدی که
‫در اون‌ها معرکه هستی...

90
00:05:35,600 --> 00:05:36,960
‫و از انجامشون لذت می‌بری.»

91
00:05:37,000 --> 00:05:39,360
‫نه، من اصلا مدیر کل خوبی نمی‌شدم.

92
00:05:39,400 --> 00:05:43,080
‫مدیر کل شغل به شدت پرمسئولیتی داره...

93
00:05:43,120 --> 00:05:44,880
‫با مهارت‌هایی که من ندارم.

94
00:05:44,920 --> 00:05:46,520
‫من مهارت‌های سیاسی ندارم،

95
00:05:46,560 --> 00:05:49,460
‫من ادراک سیاسی ندارم.

96
00:05:50,040 --> 00:05:52,000
‫چیزهایی درباره مرغ‌های بهشتی می‌دونم،

97
00:05:52,040 --> 00:05:54,300
‫ولی قطعا چیزی درباره نخست‌وزیرها نمی‌دونم.

98
00:05:54,880 --> 00:05:57,240
‫در نهایت، اعلام کردم که قصد استعفا دارم.

99
00:05:57,280 --> 00:06:00,680
‫و حالا می‌تونستم هفته بعدش بگم:

100
00:06:01,120 --> 00:06:04,780
‫«نظرتون درباره یه مستند
‫از تکامل حیوانات چیه؟»

101
00:06:05,160 --> 00:06:09,080
‫و اینطور شد که عازم شدم
‫تا زندگی بر روی زمین رو بسازم.

102
00:06:09,360 --> 00:06:13,140
‫پس این واقعا در زندگی من نقطه تحول بود.

103
00:06:18,680 --> 00:06:20,480
‫[بی‌بی‌سی - تلویزیون و رادیو]
‫[ورودی اصلی]

104
00:06:23,960 --> 00:06:25,760
‫واحد تاریخ طبیعی در بریستول...

105
00:06:25,800 --> 00:06:29,800
‫پیشگام ساخت فیلم‌های تاریخ طبیعی
‫برای تلویزیون بود،

106
00:06:30,160 --> 00:06:31,220
‫با اختلاف زیاد.

107
00:06:31,700 --> 00:06:33,040
‫بی‌بی‌سی بریستول.

108
00:06:34,160 --> 00:06:37,560
‫من رفتم به بریستول
‫تا بگم اجازه گرفتیم که...

109
00:06:37,600 --> 00:06:40,280
‫یه مستند تاریخ طبیعی ١٣ قسمتی بسازیم.

110
00:06:40,880 --> 00:06:42,560
‫و البته که خبر خیلی خوبی بود.

111
00:06:44,320 --> 00:06:47,000
‫و همچنین برای صحبت کردن درباره مستند
‫با تهیه‌کننده‌هاش.

112
00:06:48,480 --> 00:06:51,200
‫که تهیه‌کننده ارشدشون کریس پارسونز بود،

113
00:06:51,480 --> 00:06:55,320
‫و اون دبیر یه گروه بسیار باتجربه از...

114
00:06:55,360 --> 00:06:57,100
‫تهیه‌کننده‌های تاریخ طبیعی بود.

115
00:07:01,820 --> 00:07:03,500
‫جزء اصلی این پروژه،

116
00:07:03,920 --> 00:07:07,260
‫این بود که باید جهانی باشه،

117
00:07:07,920 --> 00:07:10,620
‫و در نتیجه ما می‌تونستیم
‫تمام جوانب

118
00:07:10,640 --> 00:07:13,080
‫رفتار جانوری رو پوشش بدیم.

119
00:07:13,400 --> 00:07:15,640
‫ساختنش سه سال طول می‌کشید...

120
00:07:16,400 --> 00:07:18,740
‫و باید سراسر دنیا سفر می‌کردیم.

121
00:07:22,100 --> 00:07:23,840
‫[پنجاه سال بعد، گروه سازندگان...]

122
00:07:23,860 --> 00:07:26,020
‫[به دفاتری که سریال آنجا ساخته شد
‫بازمی‌گردند.]

123
00:07:27,760 --> 00:07:29,080
‫وای.

124
00:07:29,100 --> 00:07:30,440
‫[جین ولز]
‫[دستیار تهیه‌کننده]

125
00:07:30,640 --> 00:07:32,160
‫کاملا عوض شده.

126
00:07:33,680 --> 00:07:35,440
‫فکر کنم من اونجا می‌نشستم.

127
00:07:38,320 --> 00:07:42,440
‫نقش من در زندگی بر روی زمین،
‫دستیار تهیه‌کننده بود.

128
00:07:43,300 --> 00:07:44,760
‫اساسا منشی‌گری بود،

129
00:07:44,800 --> 00:07:47,560
‫ولی همچنین شامل کلی سامان‌دهی می‌شد،

130
00:07:48,240 --> 00:07:53,800
‫کسب اطمینان از ردیف بودن
‫پروازها و اقامت،

131
00:07:53,840 --> 00:07:57,880
‫ملاقات با متخصص‌ها وقتی
‫در محل فیلمبرداری بودیم.

132
00:07:57,920 --> 00:08:00,880
‫خب البته که اون موقع
‫خبری از ایمیل و کامپیوتر نبود.

133
00:08:00,920 --> 00:08:02,000
‫یعنی...

134
00:08:02,960 --> 00:08:06,520
‫اینطور بگم،
‫جوون‌های امروز اصلا باورشون نمی‌شه...

135
00:08:06,560 --> 00:08:09,320
‫که ما اون موقع چطور باید کارهامون
‫رو سامان‌دهی می‌کردیم!

136
00:08:09,480 --> 00:08:13,220
‫و معمولا باید هفته‌ها منتظر می‌موندیم
‫که جواب بگیریم.

137
00:08:13,560 --> 00:08:16,600
‫اون موقع خیلی زمان می‌برد
‫که همه‌چی رو آماده کرد.

138
00:08:18,200 --> 00:08:19,200
‫خدایا.

139
00:08:19,240 --> 00:08:20,620
‫خاطرات زیادی رو زنده می‌کنه.

140
00:08:20,640 --> 00:08:21,920
‫[پاملا جکسون]
‫[دستیار تهیه‌کننده]

141
00:08:23,680 --> 00:08:26,600
‫هر چیزی که داشتیم تایپ شده بود.

142
00:08:27,600 --> 00:08:28,880
‫فیلمنامه‌ها تایپ شده بودن.

143
00:08:29,760 --> 00:08:31,860
‫برنامه فیلمبرداری تایپ شده بود.

144
00:08:32,160 --> 00:08:34,720
‫همه‌جا، همه‌جا، همه‌جا کاغذ ریخته بود.

145
00:08:35,380 --> 00:08:39,400
‫من و جین دائم با تلفن صحبت می‌کردیم،

146
00:08:39,440 --> 00:08:41,020
‫تا امور رو هماهنگ کنیم،

147
00:08:41,040 --> 00:08:43,620
‫و خیلی شلوغ بود.

148
00:08:43,800 --> 00:08:45,960
‫وای. خیلی وقته اینجا نبودم.

149
00:08:48,320 --> 00:08:50,020
‫[مایک سالیسبری]
‫[دستیار تولید]

150
00:08:51,160 --> 00:08:52,960
‫شور و اشتیاق زیادی داشتیم...

151
00:08:53,000 --> 00:08:55,880
‫وقتی این سریال برای اولین‌بار
‫به ما مطرح شد.

152
00:08:55,920 --> 00:08:58,080
‫مشخصا قرار بود پروژه بزرگی باشه.

153
00:08:59,120 --> 00:09:04,200
‫کار کردن در مرحله پژوهش‌های اولیه
‫برای زندگی بر روی زمین...

154
00:09:04,240 --> 00:09:06,760
‫فرصت فوق‌العاده‌ای بود.

155
00:09:06,800 --> 00:09:09,600
‫واقعا خیلی هیجان‌انگیز بود.

156
00:09:09,640 --> 00:09:14,040
‫می‌دونی، مغزم پر شده بود از این اطلاعات.

157
00:09:15,000 --> 00:09:16,200
‫هوم.

158
00:09:16,240 --> 00:09:17,320
‫جالبه.

159
00:09:19,560 --> 00:09:20,880
‫اینجا رو.

160
00:09:22,160 --> 00:09:23,200
‫وای!

161
00:09:24,720 --> 00:09:28,400
‫دیوید این ایده رو داشت که
‫نشون بده چطور...

162
00:09:28,440 --> 00:09:31,680
‫حیوانات مختلف در جاهای مختلف دنیا...

163
00:09:32,340 --> 00:09:34,220
‫تکامل پیدا کرده بودن.

164
00:09:34,680 --> 00:09:38,720
‫ولی البته،
‫ما باید مثال‌هایی پیدا می‌کردیم...

165
00:09:38,760 --> 00:09:40,240
‫از چیزی که درباره‌اش صحبت می‌کرد.

166
00:09:40,280 --> 00:09:43,120
‫کجا می‌تونیم از این ماری که گفته
‫فیلمبرداری کنیم...

167
00:09:43,160 --> 00:09:47,320
‫که هم در استرالیا و هم در نیکاراگوئه،
‫یا هر جا، وجود داره؟

168
00:09:47,560 --> 00:09:51,560
‫پس وظیفه ما در تیم بریستول این بود.

169
00:09:51,840 --> 00:09:53,720
‫فکر کنم برای بی‌بی‌سی ریسک بود.

170
00:09:53,760 --> 00:09:55,960
‫فکر نکنم قبلا پروژه‌ای داشتن،

171
00:09:56,000 --> 00:09:57,680
‫صد البته نه در این موضوع،

172
00:09:58,800 --> 00:10:01,560
‫که اینقدر پرهزینه‌ و زمان‌بر بود.

173
00:10:01,860 --> 00:10:04,960
‫یه کم نگران بودیم
‫چون هیچکس قبلا همچین کاری نکرده بود.

174
00:10:05,360 --> 00:10:10,240
‫دیوید برای هر ١٣ قسمت
‫فیلمنامه کامل نوشت،

175
00:10:10,280 --> 00:10:15,240
‫ولی البته که تهیه‌کننده‌ها سر خیلی چیزها
‫با دیوید بحث کردن.

176
00:10:16,240 --> 00:10:18,280
‫مثلا لازمه این رو داشته باشیم؟

177
00:10:18,320 --> 00:10:20,440
‫و چرا این رو مطرح نکرده و این حرف‌ها.

178
00:10:20,640 --> 00:10:22,280
‫از قرار معلوم،

179
00:10:22,320 --> 00:10:26,200
‫گاهی اوقات یه کم زیادی...
‫یه کم زیادی پرتنش می‌شد.

180
00:10:26,580 --> 00:10:27,780
‫نگاه می‌کنه؟

181
00:10:28,000 --> 00:10:29,200
‫گوش می‌کنه؟

182
00:10:29,240 --> 00:10:31,360
‫هوم، از اون لحظات داشتیم.

183
00:10:31,660 --> 00:10:34,120
‫یعنی باید یادتون باشه که اون کیه.

184
00:10:34,540 --> 00:10:38,360
‫اون نفر اول بود،
‫آدم شماره یک بی‌بی‌سی.

185
00:10:38,900 --> 00:10:40,960
‫حالا، اون می‌تونست خیلی جذاب باشه،

186
00:10:41,000 --> 00:10:46,200
‫و عنصری از دودمان اتنبرو رو داشت...

187
00:10:46,240 --> 00:10:48,720
‫که می‌تونست برای بقیه جذاب باشه،

188
00:10:48,760 --> 00:10:50,200
‫ولی می‌تونست سرسخت هم باشه.

189
00:10:50,660 --> 00:10:51,920
‫صبح به خیر، آقایون.

190
00:10:53,000 --> 00:10:54,720
‫منتظر دوربین هستیم، درسته؟

191
00:10:57,440 --> 00:10:58,620
‫وای، اومد.

192
00:10:58,880 --> 00:11:00,520
‫بله. بله.

193
00:11:01,240 --> 00:11:02,300
‫بله.

194
00:11:03,320 --> 00:11:06,000
‫می‌خوای ژست متفکر بگیرم؟
‫این رو خیلی خوب بلدم.

195
00:11:07,280 --> 00:11:08,640
‫با توجه به این که... آره، بله.

196
00:11:10,000 --> 00:11:11,240
‫خیلی خب، صاف بشین.

197
00:11:12,300 --> 00:11:13,380
‫آروم بگیر.

198
00:11:14,520 --> 00:11:18,240
‫من باید ١٣ برنامه یک ساعتی می‌نوشتم...

199
00:11:18,700 --> 00:11:20,420
‫قبل اینکه یک ثانیه هم فیلمبرداری کنیم.

200
00:11:20,720 --> 00:11:23,640
‫باید کل سریال رو طراحی می‌کردی...

201
00:11:23,680 --> 00:11:26,080
‫که بدونی همه این چیزها رو می‌خوای.

202
00:11:26,120 --> 00:11:28,920
‫اصلا خوب نیست که بری نیوزیلند...

203
00:11:28,960 --> 00:11:32,680
‫و بعدش جمع می‌کردی و می‌رفتی
‫آفریقا یا هر جایی و می‌گفت:

204
00:11:32,720 --> 00:11:35,880
‫«وای، باید اون چیزه تو نیوزیلند رو
‫فیلمبرداری می‌کردم.»

205
00:11:36,100 --> 00:11:38,560
‫و این کار واقعا خیلی لذت‌بخش بود،

206
00:11:38,600 --> 00:11:42,640
‫چون می‌دونم وقتی
‫پای کاغذ سفید نشستم، نوشتم...

207
00:11:45,800 --> 00:11:48,040
‫برزیل، آمازون.

208
00:11:48,360 --> 00:11:49,680
‫می‌رم آمازون.

209
00:11:49,720 --> 00:11:51,600
‫و اینطور یه بلیت برای آمازون داشتم.

210
00:11:51,920 --> 00:11:53,240
‫واقعا چه امتیاز بزرگی.

211
00:11:54,320 --> 00:11:56,320
‫[فرودگاه هیترو لندن، ١٩٧٦]

212
00:12:05,180 --> 00:12:08,360
‫دوران هواپیمای بزرگ،
‫هواپیمای مسافربری،

213
00:12:08,380 --> 00:12:10,160
‫تازه رسیده بود.

214
00:12:10,420 --> 00:12:14,340
‫و برای اولین‌بار در تاریخ ممکن بود
‫که بنویسی، مثلا،

215
00:12:14,480 --> 00:12:18,200
‫ماه نوامبر قراره سیدنی باشم...

216
00:12:18,440 --> 00:12:20,560
‫و بعدش در دسامبر می‌رم توکیو.

217
00:12:20,860 --> 00:12:24,540
‫قبلا نمی‌شد همچین کاری کرد.

218
00:12:24,940 --> 00:12:29,640
‫اولین سفر فیلمبرداری که من رفتم،
‫به مقصد آمریکای شمالی بود،

219
00:12:29,940 --> 00:12:32,920
‫که خیلی ترسناک بود.

220
00:12:33,340 --> 00:12:36,940
‫این سفر قرار بود شامل
‫کل آمریکای شمالی باشه،

221
00:12:37,060 --> 00:12:39,000
‫و من پل ارتباطی تهیه‌کننده‌ها بودم.

222
00:12:52,880 --> 00:12:55,680
‫در برنامه‌ریزی سفر چالش‌های بزرگی داشتیم.

223
00:12:56,080 --> 00:12:58,800
‫همین سعی کردن که
‫یه گروه از آدم‌ها رو...

224
00:12:59,000 --> 00:13:03,940
‫در زمان درست به مکان درست برسونی
‫خیلی استرس‌زا بود.

225
00:13:15,880 --> 00:13:18,020
‫[ژوئن ١٩٧٧]
‫[گرند کنیون - آریزونا]

226
00:13:18,840 --> 00:13:20,120
‫در اولین قسمت،

227
00:13:20,160 --> 00:13:23,000
‫می‌خواستم مفهوم فسیل‌ها رو معرفی کنم.

228
00:13:24,500 --> 00:13:28,000
‫می‌خواستم نشون بدم که
‫ما در زمان به عقب برمی‌گردیم.

229
00:13:28,200 --> 00:13:30,400
‫و روش برگشتن در زمان در کره زمین،

230
00:13:30,440 --> 00:13:34,280
‫اینه که سراغ سنگ‌های عمیق
‫و عمیق‌تر می‌ری، به اولین سنگ‌ها،

231
00:13:34,320 --> 00:13:37,060
‫اولین سنگ‌هایی که رسوب کرده بودن.

232
00:13:37,540 --> 00:13:38,880
‫رودخانه کلرادو،

233
00:13:38,920 --> 00:13:40,640
‫به یاری باد و باران،

234
00:13:40,920 --> 00:13:43,680
‫یک برش عظیم در ماسه‌سنگ‌ها
‫و سنگ‌های آهکی...

235
00:13:43,720 --> 00:13:44,980
‫آریزونا ایجاد کرده.

236
00:13:45,740 --> 00:13:50,040
‫اینجا، ما تقریبا ١٥٠ متر پایین‌تر
‫از لبه ژرف‌دره هستیم،

237
00:13:50,320 --> 00:13:53,760
‫و به همین زودی سنگ‌ها
‫تقریبا ٢٠٠ میلیون سال قدمت دارن.

238
00:13:54,500 --> 00:13:57,000
‫ایده این بود که از ما...

239
00:13:57,040 --> 00:14:00,440
‫از ما فیلمبرداری می‌شد
‫که پایین‌ و پایین‌‎تر می‌ریم،

240
00:14:00,480 --> 00:14:04,940
‫به اعماق گرند کنیون،
‫تقریبا یک کیلومتری پوسته زمین.

241
00:14:05,740 --> 00:14:08,400
‫و برای این کار سوار الاغ شدیم.

242
00:14:14,880 --> 00:14:17,520
‫ولی وقتی به راه افتادیم
‫من فهمیدم...

243
00:14:17,760 --> 00:14:21,160
‫که در واقع حساسیتی دارم به...

244
00:14:21,660 --> 00:14:24,800
‫گرد و خاکی که از پشم الاغ بلند می‌شه.

245
00:14:24,980 --> 00:14:30,720
‫و تا رسیدیم به پایین‌ترین نقطه،
‫چشم‌های من تقریبا کامل بسته شده بودن.

246
00:14:32,080 --> 00:14:34,480
‫و اینجا من تقریبا دو سوم
‫راه رو اومدم،

247
00:14:34,520 --> 00:14:38,520
‫تقریبا یک کیلومتر پایین‌تر از لبه ژرف‌دره.

248
00:14:38,560 --> 00:14:41,520
‫و اگه کریس پارسونز، که کارگردان بود،

249
00:14:41,560 --> 00:14:45,520
‫مشخصا می‌خواست این بخش رو
‫اینطور تموم کنه که من بگم:

250
00:14:45,560 --> 00:14:49,680
‫«خب، رسیدیم به اینجا،
‫به کف این سنگ‌ها. این سنگ‌ها،

251
00:14:49,720 --> 00:14:51,520
‫اولین سنگ‌هایی هستن که...»

252
00:14:51,880 --> 00:14:53,840
‫قرار بود لحظه اوجش باشه.

253
00:14:54,240 --> 00:14:57,280
‫ولی وقتی واقعا رسیدیم اونجا،
‫من به زور می‌تونستم ببینم...

254
00:14:57,320 --> 00:14:59,320
‫چون یه حساسیت نشون داده بودم.

255
00:15:00,480 --> 00:15:01,640
‫سنگ‌های اینجا...

256
00:15:02,280 --> 00:15:05,800
‫برای ٢٠٠٠ میلیون ساله که وجود دارن.

257
00:15:06,000 --> 00:15:09,520
‫پس مجبور بودیم وارد
‫این لحظه اوج فوق‌العاده بشیم،

258
00:15:09,560 --> 00:15:14,440
‫نمی‌شد نمای نزدیک ضبط کرد،
‫پس در نمای دور انجامش دادیم،

259
00:15:14,480 --> 00:15:16,800
‫که هر فیلمسازی ببینه می‌گه:

260
00:15:16,840 --> 00:15:20,160
‫«چرا رفته دور نشسته؟»

261
00:15:20,200 --> 00:15:23,800
‫«اگه یه جا باید از
‫نمای نزدیک استفاده می‌کرد...

262
00:15:23,840 --> 00:15:25,800
‫که لحظه اوج رو ثبت کنه، همین بود.»

263
00:15:26,120 --> 00:15:29,840
‫برای سالیان سال، پنداشته می‌شد
‫که همه سنگ‌های این دوران...

264
00:15:29,880 --> 00:15:31,140
‫بدون فسیل هستن.

265
00:15:31,720 --> 00:15:35,080
‫چرا؟ به خاطر قدمت غیرقابل تصورشون بود...

266
00:15:35,120 --> 00:15:38,280
‫که همه نشانه‌های حیات بینشون
‫له شده بود؟

267
00:15:38,680 --> 00:15:42,240
‫یا واقعا حیات با موجوداتی آغاز شده بود
‫که اندازه کرم بودن؟

268
00:15:42,380 --> 00:15:48,920
‫[جزایر قمر - آفریقا - ١٩٧٨]

269
00:15:52,920 --> 00:15:55,580
‫یکی از اهداف مستند ما،

270
00:15:55,760 --> 00:15:57,940
‫روایت داستان سیر تکامل حیات،

271
00:15:58,800 --> 00:16:03,000
‫اولین جاندار مهره‌داری بود
‫که از دریا،

272
00:16:03,040 --> 00:16:05,820
‫خاستگاه حیات،
‫به خشکی اومده بود.

273
00:16:06,680 --> 00:16:10,640
‫و این یک ماهی عجیب‌غریب شناسایی شده بود...

274
00:16:10,800 --> 00:16:12,420
‫به اسم تهی‌خار،

275
00:16:13,600 --> 00:16:15,440
‫که به نظر ما خیلی مهم بود...

276
00:16:15,480 --> 00:16:19,040
‫چون باله‌هاش پایه‌های گوشتی داشت،

277
00:16:19,080 --> 00:16:22,480
‫و احتمالا اولین جانور مهره‌داری بود...

278
00:16:22,520 --> 00:16:24,580
‫که از آب بیرون خزیده بود
‫و به خشکی اومد بود.

279
00:16:25,520 --> 00:16:28,440
‫خیلی مشتاق بودیم که ازش فیلمبرداری کنیم.

280
00:16:29,000 --> 00:16:31,000
‫ولی هیچ تهی‌خار زنده‌ای
‫قبلا فیلمبرداری نشده بود.

281
00:16:32,640 --> 00:16:36,080
‫یکی از بزرگ‌ترین تحولات دهه ٥٠،

282
00:16:36,420 --> 00:16:41,200
‫این بود که یه تهی‌خار زنده
‫در جزایر قمر پیدا شده بود،

283
00:16:41,240 --> 00:16:42,940
‫در نزدیکی ساحل شرقی آفریقا.

284
00:16:43,160 --> 00:16:45,040
‫خب، البته که باید ازش فیلم می‌گرفتیم.

285
00:16:45,360 --> 00:16:47,720
‫پس رفتیم اونجا که سعی کنیم
‫پیداشون کنیم.

286
00:16:47,760 --> 00:16:51,000
‫این آب‌ها تنها زیستگاه...

287
00:16:51,040 --> 00:16:53,640
‫این ماهی خارق‌العاده و کمیاب هستن.

288
00:16:53,680 --> 00:16:56,960
‫و مردمی که در اون روستای کوچیک
‫زندگی می‌کنن،

289
00:16:57,000 --> 00:17:00,920
‫بزرگترین خبرگان دنیا در گرفتن
‫ماهی تهی‌خار هستن.

290
00:17:02,400 --> 00:17:05,180
‫وقتی رسیدیم اونجا،
‫کودتا شده بود،

291
00:17:05,400 --> 00:17:10,320
‫و دولت جدید به دیوید گفتن که...

292
00:17:10,360 --> 00:17:12,540
‫مجوز فیلمبرداری‌اش رو رد کردن.

293
00:17:12,560 --> 00:17:13,720
‫[راجر لانگ]
‫[صدابردار]

294
00:17:14,000 --> 00:17:19,160
‫ولی دیوید با انرژی شگفت‌آوری
‫باهاشون وارد گفتگوی دیپلماتیک شد،

295
00:17:19,700 --> 00:17:22,420
‫چیزهایی که برای بی‌بی‌سی دو یاد گرفته بود.

296
00:17:22,640 --> 00:17:25,080
‫خیلی چرب‌زبان و عالی بود،

297
00:17:25,120 --> 00:17:26,980
‫و اینکه به فرانسوی صحبت می‌کرد،

298
00:17:27,960 --> 00:17:29,440
‫و محشر عمل کرد.

299
00:17:29,480 --> 00:17:34,160
‫بعدش به ما اجازه داده شد
‫که بخش تهی‌خار رو انجام بدیم.

300
00:17:37,120 --> 00:17:41,540
‫خوشبختانه، با وجود اینکه
‫یک انقلاب سیاسی رخ داده بود،

301
00:17:41,920 --> 00:17:43,720
‫ما هنوز پیتر اسکونز رو داشتیم.

302
00:17:44,040 --> 00:17:49,120
‫پیتر اسکونز یه فیلمبردار زیرآبی
‫خیلی شجاع و کمی دیوونه است.

303
00:17:49,400 --> 00:17:54,120
‫خیلی زمان صرف کردیم در تلاش
‫برای فیلمبرداری از این جانور و...

304
00:17:54,760 --> 00:17:55,960
‫و شکست خوردیم.

305
00:17:58,180 --> 00:18:01,480
‫خب، یه کم افسرده شدیم
‫که اسکونز نتونسته بود...

306
00:18:01,520 --> 00:18:04,980
‫چیزی پیدا کنه،
‫چون دلیل اصلی‌مون برای رفتن به اونجا بود.

307
00:18:05,400 --> 00:18:09,000
‫رفتیم یه کافه، نوشیدنی خوردیم،
‫و روی دیوار...

308
00:18:10,120 --> 00:18:13,880
‫می‌دونین، یه محفظه شیشه‌ای بود...

309
00:18:14,080 --> 00:18:15,540
‫و داخلش یه تهی‌خار گنده بود.

310
00:18:16,420 --> 00:18:18,720
‫و من رفتم و اون رو از دیوار برداشتم.

311
00:18:19,000 --> 00:18:22,240
‫ماهی رو از محفظه درآوردیم...

312
00:18:22,280 --> 00:18:26,580
‫و از اتنبرو فیلم گرفتیم که
‫اینطور ماهی رو نگه داشته بود.

313
00:18:27,300 --> 00:18:30,020
‫بر اساس چیزهایی که از
‫عادات تهی‌خار زنده می‌دونیم،

314
00:18:30,160 --> 00:18:31,300
‫که زیاد نیست،

315
00:18:31,600 --> 00:18:34,480
‫به نظر می‌رسه که این باله‌های پشتی...

316
00:18:34,520 --> 00:18:36,160
‫برای شنا کردن استفاده می‌شن،

317
00:18:36,200 --> 00:18:39,760
‫ولی باله‌های جلویی
‫برای مانور استفاده می‌شن...

318
00:18:39,800 --> 00:18:43,560
‫و به ماهی کمک می‌کنن تا
‫روی سنگ‌های کف دریا حرکت کنه...

319
00:18:43,600 --> 00:18:45,000
‫که محل زیستش هستن.

320
00:18:45,040 --> 00:18:48,140
‫و همه باله‌های پایه‌های گوشتی دارن.

321
00:18:48,720 --> 00:18:51,440
‫بدون موفقیت در پیدا کردن تهی‌خار زنده،

322
00:18:51,720 --> 00:18:55,560
‫تصمیم گرفتیم که
‫به محل فیلمبرداری بعدی‌مون بریم.

323
00:18:55,720 --> 00:18:57,080
‫و همه‌مون اونجا رو ترک کردیم.

324
00:18:57,480 --> 00:19:01,080
‫ولی پیتر اسکونز، فیلمبردارمون،
‫موند اونجا،

325
00:19:01,120 --> 00:19:04,760
‫چون داشت از خفاش‌های فیلمبرداری می‌کرد،
‫از خفاش‌های میوه‌ها.

326
00:19:05,460 --> 00:19:08,080
‫و روز دومی که اونجا بود،
‫یکی اومد...

327
00:19:08,120 --> 00:19:11,000
‫و در اتاقش تو هتل رو زد و گفت:

328
00:19:11,040 --> 00:19:14,200
‫«اون ماهی که خیلی دنبالش هستین پیدا شد.»

329
00:19:14,440 --> 00:19:18,880
‫«یه ماهی‌گیر پیر
‫یکی از اون ماهی‌ها رو آورده...

330
00:19:19,280 --> 00:19:23,180
‫و توی آب‌های لنگرگاه رهاش کرده.»

331
00:19:23,800 --> 00:19:25,640
‫پیتر اسکونز رفت اونجا...

332
00:19:25,800 --> 00:19:28,900
‫و این ماهی بی‌چاره اونجا بود،

333
00:19:29,360 --> 00:19:31,160
‫به زور کف آب حرکت می‌کرد.

334
00:19:31,200 --> 00:19:34,000
‫ولی زنده بود و تهی‌خار بود.

335
00:19:34,200 --> 00:19:38,680
‫و این اولین‌بار
‫در تاریخ سیر تکاملی بود که...

336
00:19:39,040 --> 00:19:41,880
‫این جانور مهم زنده فیلمبرداری شده بود.

337
00:19:42,660 --> 00:19:46,400
‫نزدیک به ٣٥٠ میلیون سال پیش،
‫ماهی‌هایی با چنین باله‌هایی...

338
00:19:46,440 --> 00:19:48,740
‫در دریاهای دنیا شنا می‌کردن.

339
00:19:49,040 --> 00:19:52,040
‫بعضی از اون‌ها در آب‌های کم‌عمق،
‫نوادگانی به وجود آوردن...

340
00:19:52,080 --> 00:19:54,280
‫که در نهایت به خشکی اومدن،

341
00:19:54,320 --> 00:19:58,160
‫در حالی که نیاکان این جانور
‫به اعماق تغییرناپذیر آب رفتن،

342
00:19:58,200 --> 00:20:00,960
‫و خودشون هم اونجا
‫بدون تغییر باقی مونن.

343
00:20:02,640 --> 00:20:06,680
‫فکر کنم همه توی گروه،
‫احتمالا حتی در بریستول،

344
00:20:07,240 --> 00:20:12,040
‫پیدا شدن تا فیلم تهی‌خار رو ببینن،

345
00:20:12,080 --> 00:20:13,980
‫چون گرفتن فیلمش دستاورد بزرگی بود.

346
00:20:14,800 --> 00:20:16,520
‫دستاورد بزرگی برای دیوید بود.

347
00:20:16,560 --> 00:20:20,880
‫به نظرم این رو یکی از کلیدی‌ترین
‫عناصر روایت...

348
00:20:20,900 --> 00:20:22,380
‫زندگی بر روی زمین می‌دید.

349
00:20:22,640 --> 00:20:25,640
‫اولین‌باری بود که زنده ازش
‫فیلمبرداری شده بود،

350
00:20:25,680 --> 00:20:27,560
‫ولی اون هم به زور.

351
00:20:43,800 --> 00:20:47,840
‫از کودکی، من مجذوب دنیای طبیعت بودم،

352
00:20:47,880 --> 00:20:50,800
‫و بسیار خوشبخت بودم که
‫تونستم از اوایل حرفه‌ام...

353
00:20:50,840 --> 00:20:52,800
‫برنامه‌های حیات وحش می‌ساختم.

354
00:20:55,680 --> 00:21:00,160
‫تاریخ طبیعت روی تلویزیون،
‫فکر کنم،

355
00:21:00,200 --> 00:21:03,200
‫با اون محتوا، محتوای اکتشافی،
‫شروع شد...

356
00:21:03,240 --> 00:21:06,840
‫که من انجام می‌دادم،
‫که اسمش کاوش باغ وحش بود.

357
00:21:07,260 --> 00:21:09,880
‫این خیلی برای ما هیجان‌انگیز بود.

358
00:21:09,920 --> 00:21:12,260
‫اولین‌باری که
‫این هیولای باشکوه رو رویت کردیم.

359
00:21:12,660 --> 00:21:16,820
‫من در دانشگاه به عنوان زیست‌شناس
‫تحصیل کرده بودم.

360
00:21:17,000 --> 00:21:19,280
‫تاریخ طبیعت حیطه کاری موردعلاقه من بود.

361
00:21:20,340 --> 00:21:21,600
‫[کاوش باغ وحش]

362
00:21:24,720 --> 00:21:27,600
‫اولین برنامه کاوش باغ وحش
‫یه همکاری...

363
00:21:27,640 --> 00:21:30,840
‫بین بی‌بی‌سی و باغ وحش لندن بود.

364
00:21:31,520 --> 00:21:34,320
‫و یه آقایی بود به اسم جک لستر...

365
00:21:34,360 --> 00:21:36,160
‫که مسئول بخش خزندگان بود،

366
00:21:36,580 --> 00:21:40,720
‫و من و اون با همدیگه به آفریقا رفتیم.

367
00:21:40,920 --> 00:21:43,060
‫من اونجا بودم که فیلم رو کارگردانی کنم.

368
00:21:43,440 --> 00:21:46,160
‫متاسفانه، بعد از ضبط اولین برنامه،

369
00:21:46,500 --> 00:21:49,880
‫جک در جا به شدت مریض شد.

370
00:21:50,180 --> 00:21:52,120
‫ولی خبرش به رادیو تایمز رسید،

371
00:21:52,160 --> 00:21:54,800
‫و رئیس من،
‫رئیس کل تلویزیون گفت:

372
00:21:54,840 --> 00:21:57,400
‫«خب، اتنبرو، تو تنها کسی هستی
‫که اونجا است،

373
00:21:57,440 --> 00:21:58,840
‫خودت باید انجامش بدی.»

374
00:21:58,880 --> 00:22:01,600
‫یادمه سریع گفت:
‫«پرسنل. بدون کارمزد.»

375
00:22:01,860 --> 00:22:06,200
‫پس من مجبور شدم حضور پیدا کنم
‫چون هیچکس دیگه‌ای نبود.

376
00:22:06,660 --> 00:22:11,360
‫پس، به طور کاملا ناخواسته،
‫من در تلویزیون ظاهر شدم.

377
00:22:11,660 --> 00:22:14,880
‫اما به غیر از مارمولک‌ و آفتاب‌پرست‌،

378
00:22:14,920 --> 00:22:18,520
‫موجودات جالب کوچک‌تر هم هستن که...

379
00:22:18,560 --> 00:22:20,320
‫در این بخش از جنگل زندگی می‌کنن.

380
00:22:20,800 --> 00:22:23,080
‫کاوش باغ وحش خیلی محبوب بود...

381
00:22:23,120 --> 00:22:26,200
‫و سالیانه تا ١٩٦٣ پخش شد.

382
00:22:26,600 --> 00:22:31,900
‫پس از این، من بیشتر دهه بعدی رو
‫پشت یه میز توی بی‌بی‌سی سپری کردم،

383
00:22:32,280 --> 00:22:36,120
‫اما آرزو داشتم که
‫به فیلمبرداری حیات وحش برگردم.

384
00:22:38,480 --> 00:22:41,120
‫وقتی بالاخره
‫به سراغ زندگی بر روی زمین رفتم،

385
00:22:41,160 --> 00:22:44,440
‫یه جا بود که خیلی مشتاق بازدیدش بودم،

386
00:22:44,860 --> 00:22:48,160
‫که یه بخش کلیدی از داستان تکامل بود.

387
00:22:56,760 --> 00:22:59,200
‫در این جزایر آتشفشانی بود...

388
00:22:59,240 --> 00:23:02,200
‫که شک و تردیدهای داروین
‫درباره پیدایش گونه‌ها...

389
00:23:02,240 --> 00:23:04,040
‫برانگیخته شدن.

390
00:23:09,920 --> 00:23:11,720
‫[مجمع‌الجزایر گالاپاگوس]
‫[اکوادور - ١٩٧٧]

391
00:23:12,060 --> 00:23:14,960
‫بله، فیلمبرداری چالش‌برانگیزی بود،
‫و هنوز هم اونجا چالش‌برانگیزه.

392
00:23:15,000 --> 00:23:16,840
‫یعنی، کار کردن در گالاپاگوس،

393
00:23:17,160 --> 00:23:19,540
‫اونجا روی خط استوا قرار داره
‫و طاقت‌فرسا است.

394
00:23:20,040 --> 00:23:23,280
‫رفتن به اونجا سخت بود،
‫ولی خیلی هیجان‌انگیز بود...

395
00:23:23,620 --> 00:23:27,400
‫چون صد البته، برای هر کسی که
‫به تاریخ طبیعی علاقه‌مند باشه،

396
00:23:27,640 --> 00:23:29,880
‫گالاپاگوس تقریبا یه مکان مقدسه.

397
00:23:29,920 --> 00:23:35,280
‫اونجا بود که داروین برای اولین‌بار
‫عناصر این داستان رو دید،

398
00:23:35,320 --> 00:23:37,560
‫داستانی که ما سعی داشتیم تعریف کنیم.

399
00:23:39,760 --> 00:23:42,400
‫وقتی به اونجا می‌رسی،
‫صد البته که یه مکان جادوییه،

400
00:23:42,880 --> 00:23:45,600
‫ولی فورا مشخص می‌شه که
‫اینجا با هر جای دیگه‌ای...

401
00:23:45,640 --> 00:23:47,320
‫که قبلا دیدیم تفاوت داره،

402
00:23:47,360 --> 00:23:51,800
‫چون حیوانات هیچ ترسی از انسان‌ها نداشتن.

403
00:23:53,000 --> 00:23:56,320
‫ما معمولا تصور می‌کنیم که
‫خزندگان موجوداتی کند،

404
00:23:56,360 --> 00:23:57,920
‫و خون‌سرد هستن،

405
00:23:57,960 --> 00:24:00,040
‫ولی این دیدگاه بسیار نادرسته.

406
00:24:01,000 --> 00:24:04,400
‫پرنده‌ها روی لونه‌هاشون نشسته بودن،
‫پرنده‌های دریایی،

407
00:24:04,440 --> 00:24:07,760
‫و می‌تونستی بری سمتشون
‫و اون‌ها اصلا بهت توجه نمی‌کردن.

408
00:24:08,200 --> 00:24:12,040
‫لاک‌پشت‌های غول‌پیکر،
‫که خیلی مورد توجه ما بودن،

409
00:24:12,080 --> 00:24:15,520
‫صد البته، هرگز هیچ واکنشی
‫به ما نشون ندادن.

410
00:24:15,560 --> 00:24:17,760
‫یعنی همینطوری... جاشون می‌نشستن.

411
00:24:18,140 --> 00:24:20,500
‫ولی همین هم خیلی هیجان‌انگیز بود.

412
00:24:21,520 --> 00:24:24,800
‫چیزی که جای نگرانی بود
‫همین موجودات گنده بودن،

413
00:24:24,840 --> 00:24:27,000
‫که چندین کیلوگرم وزن داشتن،

414
00:24:27,040 --> 00:24:31,000
‫یعنی، اون‌ها... اون‌ها اینقدری هستن.

415
00:24:31,400 --> 00:24:34,320
‫و اون‌ها با چادر آشنایی نداشتن.

416
00:24:34,600 --> 00:24:37,040
‫پس دور و بر طناب‌های چادر می‌گشتن،

417
00:24:37,080 --> 00:24:39,480
‫و همینطوری می‌شد که
‫چادرها زمین می‌افتادن،

418
00:24:39,520 --> 00:24:40,840
‫اگه مواظب نبودی.

419
00:24:41,160 --> 00:24:43,880
‫ولی اون‌ها موجودات شگفت‌انگیز
‫و خیره‌کننده‌ای بودن.

420
00:24:45,320 --> 00:24:49,040
‫دوشنبه، هفتم فوریه ١٩٧٧.

421
00:24:49,080 --> 00:24:51,160
‫مرکز تحقیقاتی چارلز داروین،

422
00:24:51,200 --> 00:24:53,760
‫خلیج آکادمی در گالاپاگوس.

423
00:24:54,500 --> 00:24:57,380
‫ما به گودال گل‌ولای رفتیم...

424
00:24:57,860 --> 00:25:00,640
‫و به محض شروع به کار،
‫باران گرفت.

425
00:25:00,940 --> 00:25:03,880
‫زود، باران شدت گرفت.

426
00:25:04,700 --> 00:25:07,540
‫به اردوگاه غرق در آب خود برگشتیم.

427
00:25:08,240 --> 00:25:10,880
‫هیچ چیزی برای خوردن یا نوشیدن نداشتیم.

428
00:25:11,180 --> 00:25:13,740
‫بعد شب مصیبت‌بار به دنبال بود،

429
00:25:14,120 --> 00:25:17,600
‫کم‌جا، خیس و سرد
‫در این چادرهای کوچک.

430
00:25:18,160 --> 00:25:22,400
‫صدای لاک‌پشت‌ها ما رو بیدار نگه داشت...

431
00:25:22,440 --> 00:25:24,240
‫که اینطوری بودن.

432
00:25:24,280 --> 00:25:25,920
‫

433
00:25:27,620 --> 00:25:29,280
‫همچنین صدای عرعر الاغ‌ها.

434
00:25:29,840 --> 00:25:32,140
‫و من با دیوید توی یه چادر بودم.

435
00:25:32,680 --> 00:25:36,480
‫و وقتی خوابیدم، فکر کنم،

436
00:25:36,520 --> 00:25:40,480
‫کنارم بود و داشتم به پشت سرش
‫نگاه می‌کردم.

437
00:25:40,520 --> 00:25:43,920
‫صبح بیدار شدم.
‫پاهاش رو دیدم و گفتم:

438
00:25:43,960 --> 00:25:45,480
‫«دیوید، چی شده؟»

439
00:25:45,520 --> 00:25:48,320
‫گفت: «کنار صدای لاک‌پشت‌ها،
‫تو هم خیلی داشتی خروپف می‌کردی،

440
00:25:48,360 --> 00:25:51,320
‫پس سعی کردم تا می‌تونم ازت فاصله بگیرم.»

441
00:26:01,280 --> 00:26:03,160
‫[اوروک، عراق - ١٩٧٨]

442
00:26:03,200 --> 00:26:07,240
‫می‌دونستیم فیلمبرداری در سراسر دنیا
‫برای پوشش دادن...

443
00:26:07,280 --> 00:26:10,600
‫همه جنبه‌های داستان تکامل
‫قراره حتما چالش‌برانگیز باشه.

444
00:26:12,840 --> 00:26:14,580
‫پنج هزار سال پیش،

445
00:26:14,620 --> 00:26:17,420
‫شهرهای بزرگی به وجود اومده بودن
‫مثل اینجا، اوروک.

446
00:26:17,520 --> 00:26:20,800
‫و در همین محوطه،
‫این پیدا شده.

447
00:26:21,740 --> 00:26:23,760
‫قدیمی‌ترین نوشته شناخته‌شده.

448
00:26:25,560 --> 00:26:29,420
‫البته، تاریخ زندگی،
‫تاریخ تکامل،

449
00:26:29,520 --> 00:26:33,080
‫ناگریز با بشریت به اوج خودش می‌رسه.

450
00:26:33,800 --> 00:26:37,320
‫و یکی از عناصر کلیدی
‫رفتارهای انسان...

451
00:26:37,520 --> 00:26:42,520
‫زمانی بود که انسان‌ها یاد گرفتن
‫تاریخ خودشون رو ضبط کنن.

452
00:26:42,560 --> 00:26:44,880
‫پس این هم باید در مستند نشون داده می‌شد.

453
00:26:44,920 --> 00:26:48,160
‫پس ما رفتیم به عراق
‫تا این رو فیلمبرداری کنیم.

454
00:26:53,760 --> 00:26:55,960
‫جای سختی برای رفتن بود،

455
00:26:56,000 --> 00:26:58,880
‫دقیقا بعد از جنگ عراق بود.

456
00:26:59,120 --> 00:27:02,380
‫از این که ما بریم اونجا
‫و فیلمبرداری کنیم خوششون نمی‌اومد.

457
00:27:03,200 --> 00:27:07,440
‫و جان به من گفت: «مایک،
‫به نظر من تو باید اول از همه بری...

458
00:27:07,480 --> 00:27:11,320
‫و مطمئن بشی که همه‌چی
‫درست پیش بره.»

459
00:27:11,360 --> 00:27:14,840
‫«و اگه تو بیفتی زندان،
‫اونقدر جدی نیست که زندان افتادن...

460
00:27:14,880 --> 00:27:16,480
‫دیوید جدی می‌تونه باشه.»

461
00:27:17,080 --> 00:27:20,520
‫خلاصه، به محض رسیدن
‫گذرنامه‌ من توقیف شد.

462
00:27:21,160 --> 00:27:24,140
‫ولی بعد از این که مهرهای مناسب رو خورد،

463
00:27:24,180 --> 00:27:25,580
‫در نهایت پس گرفتمش.

464
00:27:27,140 --> 00:27:31,260
‫بعدش دیوید و گروهش اومدن
‫و گذرنامه‌های اون‌ها رو هم گرفتن.

465
00:27:32,700 --> 00:27:35,700
‫ولی من گفتم: «نگران نباشین.
‫فرایندش همینه.»

466
00:27:36,200 --> 00:27:37,500
‫«همه‌چی روبه‌راه می‌شه.»

467
00:27:37,540 --> 00:27:39,620
‫پس صبحش رفتم دفتر.

468
00:27:39,660 --> 00:27:42,220
‫گفتم: «می‌خوام گذرنامه‌ها مهر بخورن.»

469
00:27:42,260 --> 00:27:46,220
‫و یارو بهم گفت: «آها، یه لحظه،
‫یه کاری دارم.»

470
00:27:46,260 --> 00:27:49,300
‫اون رفت و می‌دونی،

471
00:27:49,340 --> 00:27:51,540
‫نیم ساعت گذشت و برنگشت.

472
00:27:51,580 --> 00:27:54,620
‫پس من دزدکی دفتر رو جستجو کردم...

473
00:27:54,660 --> 00:27:57,620
‫و مهر رو پیدا کردم
‫و اینجا رو مهر زدم،

474
00:27:57,660 --> 00:28:01,740
‫و اونجا رو مهر زدم
‫و حواسم بود که کسی نبینه.

475
00:28:02,020 --> 00:28:05,980
‫فکر می‌کردم: «وای، خدایا،
‫اگه مچم رو بگیرن چی می‌شه؟»

476
00:28:06,020 --> 00:28:09,700
‫خلاصه، همه‌شون رو مهر زدم
‫و رفتیم.

477
00:28:10,420 --> 00:28:12,860
‫بعدش خواستیم بریم اوروک...

478
00:28:12,900 --> 00:28:15,380
‫با یه مینی‌بوس گرازه که اجاره کرده بودیم،

479
00:28:15,420 --> 00:28:17,500
‫با یه راننده که همه‌اش خوابش می‌برد.

480
00:28:18,460 --> 00:28:22,000
‫توی یه هتل خوب مستقر شدیم،

481
00:28:22,140 --> 00:28:26,060
‫و یه تیپ از ارتش صدام حسین اومد
‫و گفتن:

482
00:28:26,100 --> 00:28:27,740
‫«بیرون! بیرون! همه بیرون!»

483
00:28:27,780 --> 00:28:29,580
‫«ما این هتل رو می‌گیریم.»

484
00:28:30,200 --> 00:28:33,740
‫یه گردان سرباز بود،
‫همه‌شون تا دندون مسلح بودن.

485
00:28:35,220 --> 00:28:37,300
‫راستش رو بخواین واقعا نگران‌کننده بود.

486
00:28:38,700 --> 00:28:42,180
‫سعی کردیم توضیح بدیم
‫که اونجا اقامت رزرو کردیم ولی...

487
00:28:42,220 --> 00:28:45,900
‫خب، نمی‌شه با ارتش صدام بحث کرد.

488
00:28:46,460 --> 00:28:48,240
‫پس از اونجا بیرون انداخته شدیم.

489
00:28:48,900 --> 00:28:51,900
‫پیشنهاد دادن که به یه هتل
‫همون نزدیکی بریم.

490
00:28:53,100 --> 00:28:56,780
‫و یه توفان شن بلند شد،
‫یه توفان خیلی بد.

491
00:29:01,660 --> 00:29:04,620
‫دوشنبه، بیست و چهارم آوریل ١٩٧٨.

492
00:29:04,860 --> 00:29:05,920
‫اوروک.

493
00:29:06,220 --> 00:29:09,500
‫یک توفان شن بزرگ به پا شده است
‫و برق شهر قطع است.

494
00:29:11,780 --> 00:29:16,340
‫در نور شمع و خفه در گرد و غبار می‌خوابیم.

495
00:29:22,460 --> 00:29:26,220
‫توفان رد شد و فردا صبحش
‫رفتیم اوروک.

496
00:29:26,260 --> 00:29:31,220
‫و سکانس لوح نوشتاری باستانی
‫رو فیلمبرداری کردیم.

497
00:29:31,260 --> 00:29:35,180
‫این لوح بیش از پنج هزار سال پیش
‫پخته.

498
00:29:35,220 --> 00:29:36,740
‫حالا، برای نخستین بار،

499
00:29:36,780 --> 00:29:40,080
‫یک فرد می‌تونست به طور مستقل از...

500
00:29:40,660 --> 00:29:44,280
‫وجود یا حضور خودش،
‫اطلاعات منتقل کنه.

501
00:29:45,060 --> 00:29:49,460
‫من کل مدت توی عراق مضطرب بودم...

502
00:29:49,800 --> 00:29:52,740
‫چون واقعا معلوم نبود
‫چه اتفاقی ممکنه بیفته.

503
00:29:52,780 --> 00:29:57,580
‫و آره، خیلی خوشحال بودم که
‫سوار پرواز برگشت شدم.

504
00:29:58,400 --> 00:30:08,400
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

505
00:30:09,220 --> 00:30:14,140
‫ما می‌خواستیم طبیعت رو
‫جوری نشون بدیم که تا به حال دیده نشده بود.

506
00:30:14,180 --> 00:30:16,980
‫ولی سوال این بود که
‫چطور فیلمش رو بگیریم؟

507
00:30:17,860 --> 00:30:20,700
‫هر چند ماه یه بار
‫یه پیشرفت جدید به وجود می‌اومد،

508
00:30:20,740 --> 00:30:25,460
‫یه دستگاه جدید که اجازه می‌داد
‫تصاویر بهتری ثبت کنی.

509
00:30:27,300 --> 00:30:30,340
‫ما از جدیدترین
‫دوربین‌های حرکت آهسته استفاده کردیم.

510
00:30:30,380 --> 00:30:32,660
‫این دوربین به ما اجازه می‌ده...

511
00:30:32,700 --> 00:30:35,700
‫تا با نرخ فریم ١٠ هزار فریم بر ثانیه
‫فیلمبرداری کنیم.

512
00:30:38,340 --> 00:30:41,980
‫پول این رو داشتیم که ماکروبنچ‌ها
‫رو توسعه بدیم،

513
00:30:42,380 --> 00:30:43,480
‫پریسکوپ‌ها رو.

514
00:30:44,380 --> 00:30:47,540
‫این تجهیزات شگفت‌انگیز،

515
00:30:47,580 --> 00:30:51,780
‫فیلم خام سریع و عدسی‌های بلند سریع.

516
00:30:52,560 --> 00:30:56,540
‫ما در مزیت این رو داشتیم که
‫چیزهایی رو ضبط کنیم...

517
00:30:56,560 --> 00:30:58,500
‫که ضبطشون قبلا ممکن نبود.

518
00:30:58,700 --> 00:30:59,980
‫- سلام پیتر.
‫- سلام سو.

519
00:31:00,500 --> 00:31:02,500
‫و همه این تجهیزاتی که اینجا هستن،

520
00:31:02,540 --> 00:31:04,300
‫این بخش‌هاشون چیه؟

521
00:31:04,340 --> 00:31:08,260
‫خب، بیشتر بخش‌های درخشان
‫تجهیزات نورپردازی هستن.

522
00:31:08,300 --> 00:31:11,020
‫یک سیستم بزرگ‌نمایی بسیار نزدیک
‫پیچیده داریم،

523
00:31:11,060 --> 00:31:13,020
‫و کل این تجهیزاتی رو تشکیل می‌ده...

524
00:31:13,060 --> 00:31:14,760
‫که بیش از ٢٠٠ کیلوگرم وزن داره.

525
00:31:15,600 --> 00:31:18,340
‫و یکی از مشکلات این سفر همین مسئله است.

526
00:31:18,380 --> 00:31:21,460
‫ما تقریبا با دو تن تجهیزات سفر می‌کردیم.

527
00:31:22,940 --> 00:31:25,980
‫کار کردن با قورباغه‌ها می‌تونه
‫خیلی چالش‌برانگیز باشه.

528
00:31:27,560 --> 00:31:30,960
‫برای یه مدت طولانی،
‫اون‌ها اصلا هیچ کاری نمی‌کنن،

529
00:31:31,340 --> 00:31:35,060
‫و بعدش یهو یه کاری می‌کنن
‫مثل بیرون پریدن از قاب.

530
00:31:43,540 --> 00:31:46,660
‫پس خیلی اعصاب‌خردکن هستن.

531
00:31:48,100 --> 00:31:51,340
‫و جاه‌طلبانه‌ترین مورد، فیلمبرداری...

532
00:31:51,380 --> 00:31:55,500
‫از رویداد نادر زایمان قورباغه‌ی نر بود.

533
00:31:56,340 --> 00:31:59,940
‫قورباغه‌ها روش‌های مختلف زیادی دارن...

534
00:31:59,980 --> 00:32:03,840
‫برای حل کردن مسئله
‫مراقبت از بچه‌هاشون.

535
00:32:04,020 --> 00:32:06,700
‫قورباغه داروین، به اسم راینودرما،

536
00:32:06,740 --> 00:32:09,920
‫چون یه جور پوزه داره،
‫یه پوزه نوک‌دار.

537
00:32:10,300 --> 00:32:12,980
‫قورباغه ماده تخم‌گذاری می‌کنه،

538
00:32:13,020 --> 00:32:16,900
‫قورباغه نر تخم‌ها رو برمی‌داره
‫و توی دهنش می‌ذاره،

539
00:32:17,080 --> 00:32:18,460
‫و اون‌ها رو پرورش می‌ده.

540
00:32:19,220 --> 00:32:22,340
‫هر نر ممکنه یک دوجین تخم برداره
‫ولی اون‌ها رو قورت نمی‌ده.

541
00:32:22,860 --> 00:32:25,260
‫به جای این، تخم‌ها وارد کیسه صوتی می‌شن،

542
00:32:25,300 --> 00:32:27,260
‫که پایین گلوی قورباغه است،

543
00:32:27,300 --> 00:32:29,540
‫و اونجا پرورش پیدا می‌کنن
‫و تکون می‌خورن.

544
00:32:29,580 --> 00:32:31,020
‫و در نهایت،

545
00:32:31,060 --> 00:32:33,320
‫و لحظه کلیدی همینه،

546
00:32:33,740 --> 00:32:37,300
‫یه بچه قورباغه بیرون پرت می‌کنه.

547
00:32:37,780 --> 00:32:39,860
‫قورباغه نر دهنش رو باز می‌کنه...

548
00:32:39,900 --> 00:32:42,340
‫و این نوزاد کوچولو می‌پره بیرون.

549
00:32:42,580 --> 00:32:45,200
‫خب، اگه بتونی ضبطش کنی
‫نمای فوق‌العاده‌ایه.

550
00:32:45,940 --> 00:32:47,540
‫پس از یه فیلمبردار،

551
00:32:47,580 --> 00:32:50,340
‫یه فیلمبردار به ویژه صبور،
‫خواستیم این نما رو ضبط کنه.

552
00:32:51,180 --> 00:32:56,380
‫پس، راجر جکمن، که من این کار
‫وحشتناک رو بهش دادم،

553
00:32:57,660 --> 00:33:04,020
‫باید به طور دائم این موجود لعنتی
‫رو نظاره می‌کرد.

554
00:33:05,780 --> 00:33:09,940
‫من پسر تازه‌کاره بودم.
‫فقط ٢١ سالم بود.

555
00:33:11,140 --> 00:33:12,820
‫پس ازم خواستن که این رو فیلمبرداری کنم.

556
00:33:13,820 --> 00:33:16,040
‫اگه از چیزی مثل قورباغه داروین
‫فیلمبرداری می‌کنی،

557
00:33:16,340 --> 00:33:17,900
‫چیزی که کلا چند سانتی‌متره،

558
00:33:17,940 --> 00:33:24,020
‫غیرقابل تصوره که توی جنگل انجامش بدی،

559
00:33:24,060 --> 00:33:25,760
‫چون دائم حرکت می‌کنه.

560
00:33:26,260 --> 00:33:28,960
‫پس باید یه جوری محدودش کنی.

561
00:33:29,340 --> 00:33:33,220
‫من یه استودیو موقت توی
‫اتاق پذیرایی خونه مادربزرگم درست کردم.

562
00:33:35,220 --> 00:33:37,980
‫و شروع کردم به انتظار کشیدن
‫برای اون لحظه.

563
00:33:39,060 --> 00:33:41,060
‫نمی‌دونستم چقدر قراره طول بکشه.

564
00:33:43,380 --> 00:33:46,760
‫پس این پسر بی‌چاره می‌شینه
‫و به قورباغه زل می‌زنه،

565
00:33:47,160 --> 00:33:51,860
‫با خودش می‌گه: «خیلی خب، من اینجام.
‫نظرت چیه بچه رو بندازی بیرون؟»

566
00:33:51,900 --> 00:33:52,940
‫ولی این کار رو نکرد.

567
00:33:52,980 --> 00:33:57,540
‫و قورباغه رو تحت نظر داشت،
‫روز بعد روز بعد روز،

568
00:33:57,580 --> 00:33:59,020
‫و بعد روز.

569
00:33:59,060 --> 00:34:01,940
‫دیگه راستش رو بگم
‫داشتم خیلی خسته می‌شدم.

570
00:34:01,980 --> 00:34:03,860
‫به اندازه کافی نمی‌خوابیدم.

571
00:34:04,940 --> 00:34:07,940
‫از دوست‌هام درخواست کردم،
‫برادرم دخیل شد،

572
00:34:07,980 --> 00:34:10,660
‫چند نفره دیگه،
‫آدم‌هایی که شیفت می‌ایستادن...

573
00:34:10,700 --> 00:34:13,140
‫و حواسشون بهش بود
‫تا من بتونم استراحت کنم.

574
00:34:13,800 --> 00:34:16,300
‫فکر کنم چهاردهمین یا پانزدهمین روز بود.

575
00:34:17,380 --> 00:34:22,620
‫همینطور تصادفی متوجه شدم
‫که قورباغه یه کم فرق کرده.

576
00:34:23,700 --> 00:34:25,080
‫شروع کردم به فیلمبرداری،

577
00:34:25,380 --> 00:34:29,300
‫و اون یه لحظه رو فیلم گرفتم،
‫فقط یک یا دو ثانیه فیلم.

578
00:34:35,140 --> 00:34:37,740
‫و همین بود. همین شکلی.

579
00:34:37,780 --> 00:34:39,620
‫بچه قورباغه در اومد، تو یه لحظه.

580
00:34:39,840 --> 00:34:44,240
‫در نهایت، فقط یه نما ضبط کردم.

581
00:34:44,700 --> 00:34:48,580
‫دوباره این زایمان شگفت‌انگیز رو
‫نشون می‌دیم، در حرکت آهسته.

582
00:34:56,620 --> 00:34:59,900
‫این صحنه نماد کلی از زندگی بر روی زمین بود.

583
00:34:59,940 --> 00:35:01,540
‫تلاش بسیار زیادی...

584
00:35:01,580 --> 00:35:08,180
‫که برای ثبت لحظات بسیار کوچیکی
‫از زندگی حیوانات می‌شد.

585
00:35:10,060 --> 00:35:12,500
‫زندگی بر روی زمین
‫زمانی ساخته شد...

586
00:35:12,540 --> 00:35:15,440
‫که تحولات بزرگی
‫در تلویزیون در حال رخ دادن بود،

587
00:35:16,140 --> 00:35:19,300
‫پس فرصتی داشتیم که واقعا
‫مخاطب رو تحت‌تاثیر قرار بدیم.

588
00:35:32,140 --> 00:35:34,120
‫مردم یادشون می‌ره که تا اون موقع،

589
00:35:34,340 --> 00:35:36,000
‫بیشتر مردم این کشور،

590
00:35:36,380 --> 00:35:37,980
‫یا هر جای دنیا،

591
00:35:38,020 --> 00:35:40,380
‫تلویزیون‌های سیاه و سفید داشتن.
‫همه‌اش همین بود.

592
00:35:41,000 --> 00:35:43,200
‫خدمات تلویزیون بی‌بی‌سی.

593
00:35:43,820 --> 00:35:46,820
‫از استودیو ای با شما هستیم.
‫الکسندرا پالس،

594
00:35:46,860 --> 00:35:48,400
‫یه برنامه دیگه از سری برنامه‌های...

595
00:35:48,420 --> 00:35:50,620
‫آزمایشی از مخابره‌های رنگی ما.

596
00:35:50,640 --> 00:35:53,200
‫بی‌بی‌سی دو
‫سیاه و سفید شروع شد،

597
00:35:53,240 --> 00:35:57,440
‫ولی مسئولیت معرفی تلویزیون رنگی رو داشت،

598
00:35:57,480 --> 00:35:59,680
‫و این گام بزرگی بود،

599
00:35:59,720 --> 00:36:04,360
‫و نیازمند فرستنده‌های جدید،
‫دوربین‌های جدید،

600
00:36:04,620 --> 00:36:06,200
‫ خیلی هیجان‌انگیز بود .

601
00:36:06,240 --> 00:36:08,920
‫اولین‌باری بود که تلویزیون رنگی داشتیم،

602
00:36:08,960 --> 00:36:10,800
‫و صحنه‌های فیلمبرداری خیلی بزرگ بودن.

603
00:36:10,840 --> 00:36:13,120
‫از نظر اندازه مثل یخچال بودن.

604
00:36:16,040 --> 00:36:20,400
‫و من این وظیفه رو داشتم
‫که مردم رو متقاعد کنم...

605
00:36:20,440 --> 00:36:22,600
‫تلویزیون رنگی چیز شگفت‌انگیزیه.

606
00:36:22,640 --> 00:36:24,760
‫بالاخره صحنه‌های فیلمبرداری
‫خیلی پرهزینه بودن.

607
00:36:25,920 --> 00:36:30,560
‫ولی ته دلم می‌دونستم
‫سریالی که واقعا قراره...

608
00:36:30,600 --> 00:36:33,200
‫این کار رو بکنه، سریال تاریخ طبیعی ما بود.

609
00:36:33,240 --> 00:36:37,000
‫یعنی زیباترین موجودات...

610
00:36:37,040 --> 00:36:40,640
‫و جالب‌ترین رفتارها
‫که تا به حال فکرش هم نکردین.

611
00:36:40,680 --> 00:36:42,200
‫می‌تونیم این رو پوشش بدیم،

612
00:36:42,240 --> 00:36:47,760
‫چون هیچی با زرق و برق
‫تلویزیون رنگی قابل مقایسه نیست...

613
00:36:49,480 --> 00:36:51,960
‫اگه می‌خواستی یه حشره زیبا نشون بدی،

614
00:36:52,000 --> 00:36:53,120
‫یه پرنده زیبا.

615
00:36:58,960 --> 00:37:01,680
‫فیلمبرداری سریال سه سال طول کشید،

616
00:37:01,720 --> 00:37:05,320
‫و در بیش از صد محل
‫دور دنیا انجام شد.

617
00:37:07,280 --> 00:37:09,720
‫و زندگی در سفر هرگز کسالت‌آور نبود.

618
00:37:17,620 --> 00:37:20,980
‫[دهانه انگورونگورو]
‫[تانزانیا - ١٩٧٨]

619
00:37:22,880 --> 00:37:25,480
‫تا این موقع،
‫تصاویر بسیار کمی از شیرها...

620
00:37:25,520 --> 00:37:27,040
‫در طبیعت ضبط شده بود،

621
00:37:28,400 --> 00:37:32,320
‫و هیچکس نتونسته بود از
‫شکار شیر کامل فیلم بگیره.

622
00:37:34,040 --> 00:37:37,080
‫پس ما خیلی مشتاق بودیم که
‫این کار رو برای اولین‌بار انجام بدیم.

623
00:37:42,960 --> 00:37:46,560
‫جمعه، بیست و هفتم اکتبر ١٩٧٨،

624
00:37:46,960 --> 00:37:49,840
‫دهانه انگورونگورو، تانزانیا.

625
00:37:50,900 --> 00:37:53,560
‫عصر رفتیم تا اطراف رو نگاه کنیم،

626
00:37:53,760 --> 00:37:56,000
‫ولی شیرهایی که ازشون فیلم گرفتیم
‫کاری نمی‌کردن.

627
00:37:57,200 --> 00:37:59,440
‫پدیده بنیادی دهانه است،

628
00:37:59,480 --> 00:38:03,640
‫و گله‌های عظیم کل یالدار،
‫بیست هزار یا بیشتر.

629
00:38:05,420 --> 00:38:08,440
‫جان من رو مسئول این کرده
‫بود، به این حرف که...

630
00:38:08,520 --> 00:38:14,320
‫ما می‌خوایم بهترین شکار شیر
‫رو برای زندگی بر روی زمین ضبط کنیم.

631
00:38:14,360 --> 00:38:19,560
‫شکار مشارکتی رو نشون بدیم
‫و اینکه چطور شیرهای ماده...

632
00:38:19,600 --> 00:38:22,480
‫کارهای متفاوت برای گرفتن
‫شکارشون انجام می‌دن.

633
00:38:22,520 --> 00:38:24,400
‫می‌دونی، قشنگ ساز و کارش معلوم باشه.

634
00:38:30,640 --> 00:38:33,160
‫خیلی هیجان‌زده بودم که مشارکت کنم.

635
00:38:34,480 --> 00:38:39,120
‫زندگی بر روی زمین دو بار سعی کرده
‫بودن که شکار شیر ضبط کنن و موفق نبودن.

636
00:38:39,280 --> 00:38:41,160
‫پس، اصلا هیچ فشاری روم نبود!

637
00:38:42,920 --> 00:38:44,400
‫ما یه گروه چهار نفره بودیم.

638
00:38:44,440 --> 00:38:48,360
‫جان اسپارکس بود، تهیه‌کننده ارشد،
‫لندرورم رو می‌روندم،

639
00:38:48,400 --> 00:38:51,120
‫و توی اون یکی ماشین مایک سالیسبری بود،

640
00:38:51,220 --> 00:38:52,820
‫با مارتین ساندرز.

641
00:39:02,800 --> 00:39:05,720
‫اینطور بود که یه گله شیر بودن،

642
00:39:05,760 --> 00:39:11,040
‫و تقریبا هر روز هر روز
‫در یک الگو شکار می‌کردن.

643
00:39:13,360 --> 00:39:15,900
‫صبح زود بود.
‫خورشید تازه طلوع کرده بود،

644
00:39:16,920 --> 00:39:21,040
‫و همه شیرها رفتن بین علفزار،

645
00:39:21,080 --> 00:39:25,280
‫و کل‌های یالدار رو دنبال کردن
‫و بعد متوقف شدن.

646
00:39:27,080 --> 00:39:30,560
‫و در همون حال،
‫من به سمت راست رفته بودم.

647
00:39:31,340 --> 00:39:35,600
‫گفتم: «می‌دونی، مارتین،
‫اگه دیدیم شکار شروع کرد،

648
00:39:35,920 --> 00:39:40,520
‫اگه ماشین رو ببرم عقب
‫که دوربینت به سمت اون باشه،

649
00:39:41,040 --> 00:39:43,880
‫اون احتمالا از ماشین به عنوان یه جور...

650
00:39:44,320 --> 00:39:46,040
‫پوشش استفاده می‌کنه.»

651
00:39:46,080 --> 00:39:49,800
‫و همونطور، یکی از ماده‌ها،
‫شیر ماده اصلی،

652
00:39:49,840 --> 00:39:53,540
‫مستقیم اومد سمت ما،
‫دور ما چرخید،

653
00:39:54,560 --> 00:39:57,980
‫و از اون یکی سمت چشمش رو دوخت
‫به کل یالدار.

654
00:39:58,480 --> 00:39:59,800
‫و تله آماده بود.

655
00:40:00,880 --> 00:40:03,400
‫و جادوی مطلق بود،

656
00:40:03,440 --> 00:40:06,880
‫چون از ماشین به عنوان پوشش
‫استفاده کرد،

657
00:40:06,920 --> 00:40:08,760
‫و نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شد.

658
00:40:14,880 --> 00:40:19,640
‫مارتین داشت کیف می‌کرد.
‫می‌گفت: «خدایا، معرکه است!»

659
00:40:19,680 --> 00:40:23,920
‫سعی می‌کرد فوکوس رو حفظ کنه،
‫چون داشت نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شد.

660
00:40:23,960 --> 00:40:28,960
‫مارتین گفت: «همچین نمایی رو
‫آدم یه بار تو عمرش می‌تونه بگیره.»

661
00:40:29,400 --> 00:40:30,980
‫«این معرکه است.»

662
00:40:31,800 --> 00:40:36,120
‫و وقتی حس کرد به اندازه کافی
‫نزدیک شده، حمله کرد،

663
00:40:36,160 --> 00:40:40,760
‫کل‌های یالدار ترسیدن و مستقیم رفتن
‫سمت گله شیرها،

664
00:40:41,200 --> 00:40:43,400
‫و کامل غوغا به پا شد.
‫شگفت‌انگیز بود.

665
00:40:52,640 --> 00:40:55,840
‫کل‌های یالدار گیج و هراسان
‫به عقب و جلو می‌رفتن،

666
00:40:55,880 --> 00:40:58,760
‫و شیرهای ماده وقت داشتن
‫که شکارشون رو انتخاب کنن.

667
00:41:21,540 --> 00:41:24,720
‫یادمه که برگشتم اردوگاه،
‫همه سرشار از هیجان بودن،

668
00:41:25,180 --> 00:41:26,680
‫گفتن: «گرفتیمش!»

669
00:41:27,120 --> 00:41:28,560
‫خیلی خوشحال بودن،

670
00:41:28,600 --> 00:41:31,840
‫مثل هر فیلمبردار تاریخ طبیعی...

671
00:41:31,880 --> 00:41:35,880
‫که می‌دونه چیزی رو برای اولین‌بار
‫ضبط کرده.

672
00:41:37,240 --> 00:41:40,440
‫و می‌دونستن این بهترین شکار شیری بود،

673
00:41:40,480 --> 00:41:41,960
‫حقیقی‌ترین شکار شیر،

674
00:41:42,440 --> 00:41:45,420
‫که تا اون روز از تلویزیون پخش شده بود.

675
00:41:48,280 --> 00:41:50,000
‫بعد از ماه‌ها برنامه‌ریزی،

676
00:41:50,320 --> 00:41:54,960
‫برای یکی از آخرین فیلمبرداری‌ها
‫به رواندا سفر کردیم.

677
00:41:57,200 --> 00:42:00,040
‫اصلا نمی‌دونستیم قراره شاهد چی باشیم،

678
00:42:00,080 --> 00:42:03,920
‫یا چقدر به از دست دادن همه‌چیز
‫نزدیک می‌شیم.

679
00:42:08,140 --> 00:42:09,600
‫ولی یه میمون انسان‌نما وجود داره...

680
00:42:09,640 --> 00:42:12,040
‫که تقریبا تمام وقتش رو
‫روی زمین سپری می‌کنه.

681
00:42:12,400 --> 00:42:14,600
‫اینجا زندگی می‌کنه، سه کیلومتر بالا،

682
00:42:15,120 --> 00:42:18,280
‫در دامنه‌های آتشفشان‌های آفریقای مرکزی،

683
00:42:18,320 --> 00:42:20,480
‫در مرزهای رواندا و زئیر.

684
00:42:21,660 --> 00:42:22,700
‫گوریل.

685
00:42:23,720 --> 00:42:28,280
‫[چیزی که خواهید دید یکی از
‫مشهورترین لحظات تاریخ تلویزیون است.]

686
00:42:29,840 --> 00:42:33,280
‫یه نگهبان بالای اون درخت نشسته،
‫و من رو دیده.

687
00:42:38,720 --> 00:42:43,440
‫معنا و درک متقابلی که در...

688
00:42:43,480 --> 00:42:46,880
‫رد و بدل نگاه با یه گوریل هست...

689
00:42:48,800 --> 00:42:50,320
‫با هیچ حیوان دیگه‌ای وجود نداره.

690
00:42:52,260 --> 00:42:53,540
‫ما خیلی مشابه هستیم.

691
00:42:54,240 --> 00:42:56,320
‫ما دنیا رو مثل اون‌ها می‌بینیم.

692
00:42:57,540 --> 00:43:01,000
‫مسئولیت قسمت دوازدهم برنامه
‫دست من بود،

693
00:43:01,040 --> 00:43:02,480
‫که درباره نخستی‌سانان بود،

694
00:43:02,520 --> 00:43:06,400
‫که داستان واقعا درباره نوآوری...

695
00:43:06,440 --> 00:43:09,400
‫نخستی‌سانان با انگشت شست تقابل‌پذیر بود،

696
00:43:09,440 --> 00:43:11,480
‫که در چنگ زدن بهشون دقت می‌داد،

697
00:43:11,520 --> 00:43:14,360
‫و همچنین این قابلیت رو به بوزینه‌ها می‌داد
‫که از شاخه‌ها آویزون بشن.

698
00:43:16,080 --> 00:43:18,680
‫اگه بتونی این کار رو بکنی،
‫اون رو بگیری، اگه بتونی چنگ بزنی،

699
00:43:18,720 --> 00:43:20,080
‫می‌تونی یه ابزار رو بگیری.

700
00:43:20,440 --> 00:43:22,880
‫ولی اگه بتونی یه ابزار رو بگیری،
‫می‌تونی خودکار به دست بگیری.

701
00:43:22,920 --> 00:43:26,880
‫پس یکی از لحظات کلیدی
‫در رشد انسان بوده.

702
00:43:26,920 --> 00:43:29,920
‫و جان اسپارکس،
‫که کارگردان برنامه بود،

703
00:43:29,960 --> 00:43:31,520
‫گفت: «با گوریل‌ها انجامش می‌دیم.»

704
00:43:31,560 --> 00:43:34,400
‫و من گفتم: «ولی گوریل‌ها خیلی بزرگن.»

705
00:43:34,440 --> 00:43:37,920
‫«یعنی، چطور می‌خوایم توی طبیعت
‫بهشون نزدیک بشیم؟»

706
00:43:37,960 --> 00:43:41,840
‫و گفت: «درباره یه زن استثنایی
‫به اسم داین فوسی شنیدم،

707
00:43:41,880 --> 00:43:46,080
‫که رابطه خارق‌العاده‌ای با گوریل‌ها داره.»

708
00:43:46,120 --> 00:43:48,440
‫«با اون مثل یکی از خودشون رفتار می‌کنن.»

709
00:43:56,640 --> 00:43:59,780
‫تدارک دیدن این سفر خیلی چالش داشت.

710
00:43:59,880 --> 00:44:02,800
‫باید به داین فوسی نامه می‌نوشتیم،

711
00:44:02,840 --> 00:44:06,000
‫و حداقل سه هفته طول می‌کشید
‫که نامه‌ها به دستش برسن،

712
00:44:06,040 --> 00:44:07,840
‫و بعدش هم البته
‫اون باید جواب می‌داد،

713
00:44:07,880 --> 00:44:10,440
‫و باید سه هفته دیگه هم منتظر می‌موندیم
‫که جواب بیاد.

714
00:44:11,280 --> 00:44:14,520
‫داین فوسی زن خارق‌العاده‌ای بود،

715
00:44:14,560 --> 00:44:18,720
‫که با صبر به‌سزایی
‫درباره گوریل‌ها پژوهش می‌کرد.

716
00:44:18,760 --> 00:44:24,360
‫اون کنار گوریل‌ها نشست،
‫به مدت هفته‌ها و ماه‌ها،

717
00:44:24,740 --> 00:44:27,320
‫و اون‌ها در نهایت بهش عادت کردن.

718
00:44:28,000 --> 00:44:31,480
‫بدون داین اصلا نمی‌تونستیم
‫به اون‌ها نزدیک بشیم.

719
00:44:33,760 --> 00:44:36,840
‫و اون ما رو به این گروه معرفی کرد،

720
00:44:38,520 --> 00:44:42,400
‫و داین بهمون یاد داد که
‫در حضور اون‌ها چطور رفتار کنیم.

721
00:44:45,160 --> 00:44:46,840
‫نباید به گوریل زل زد.

722
00:44:47,520 --> 00:44:49,400
‫این کار چالشه.

723
00:44:49,440 --> 00:44:50,980
‫پس باید سرت رو پایین بندازی،

724
00:44:51,580 --> 00:44:54,220
‫و این آوازسازی با آروغ رو انجام بدی.

725
00:44:55,160 --> 00:44:56,520
‫کل مدت.

726
00:45:00,640 --> 00:45:04,520
‫این یه جور تاییدیه کلامیه که...

727
00:45:04,560 --> 00:45:06,040
‫یعنی در حضور اون‌ها هستی.

728
00:45:09,240 --> 00:45:13,360
‫من فقط انتظار این رو داشتم که
‫از دیوید...

729
00:45:13,640 --> 00:45:15,720
‫با گوریل‌های کوهی در پس‌زمینه فیلم بگیرم،

730
00:45:16,260 --> 00:45:19,120
‫پس یه جوری،
‫موقعیت در اونجا...

731
00:45:19,600 --> 00:45:22,560
‫اصلا چیزی که انتظارش رو داشتم نبود،

732
00:45:22,600 --> 00:45:27,080
‫چون فقط این نبود که
‫یه نما از گوریل‌های کوهی...

733
00:45:27,120 --> 00:45:29,800
‫در پس‌زمینه
‫و دیوید در پیش‌زمینه داشته باشیم،

734
00:45:29,840 --> 00:45:33,320
‫یهو تو این موقعیت بودیم که
‫گوریل‌ها ما رو محاصره کرده بودن.

735
00:45:36,360 --> 00:45:40,140
‫در فضای باز جنگل، یه گوریل ماده بزرگ
‫بود که ناهار می‌خورد،

736
00:45:40,480 --> 00:45:44,340
‫و از دیوید خواستم
‫یه کم به اون نزدیک‌تر بشه...

737
00:45:44,360 --> 00:45:45,860
‫که یه نمای دوتایی خوب داشته باشیم.

738
00:45:50,240 --> 00:45:55,920
‫و خیلی خیلی نادره که داخل گروه
‫هر گونه خشونتی رخ بده.

739
00:45:58,560 --> 00:46:01,440
‫پس خیلی بی‌انصافیه که...

740
00:46:01,960 --> 00:46:04,040
‫انسان، گوریل رو به عنوان...

741
00:46:04,280 --> 00:46:08,920
‫نماد هر چیز ستیزه‌جو و خشن انتخاب کرده،

742
00:46:08,960 --> 00:46:13,100
‫چون این چیزیه که گوریل‌ها نیستن
‫ولی ما هستیم.

743
00:46:14,200 --> 00:46:19,000
‫جان گفت: «برو اونجا،
‫و وقتی بهشون رسیدی،

744
00:46:20,100 --> 00:46:22,960
‫درباره انگشت شست و انگشت سبابه صحبت کن،

745
00:46:23,000 --> 00:46:25,480
‫و اینکه چقدر توانایی دست گرفتن مهمه.»

746
00:46:26,320 --> 00:46:28,000
‫گفتم: «راست می‌گی جان.»

747
00:46:28,440 --> 00:46:32,260
‫به خودمون که اومدیم،
‫دیدیم دو تا بچه گوریل اومدن...

748
00:46:33,040 --> 00:46:34,480
‫و روی دیوید نشستن.

749
00:46:42,560 --> 00:46:44,060
‫یه لحظه بود که...

750
00:46:44,100 --> 00:46:48,520
‫فقط می‌شد یه کم از سر دیوید رو دید.

751
00:46:49,840 --> 00:46:52,280
‫من شاخ درآوردم.
‫همه شاخ درآوردن.

752
00:46:52,320 --> 00:46:54,120
‫اصلا انتظار این رو نداشتیم.

753
00:46:59,240 --> 00:47:01,320
‫حقیقتا نمی‌دونم چقدر طول کشید.

754
00:47:02,240 --> 00:47:06,240
‫به گمونم ده دقیقه بود
‫یا حتی یه ربع.

755
00:47:06,280 --> 00:47:08,160
‫من از خود بی‌خود شدم.

756
00:47:08,200 --> 00:47:11,000
‫اصلا حساب گذر زمان رو نکردم.

757
00:47:11,040 --> 00:47:14,200
‫می‌دونین، این پذیرش فوق‌العاده.

758
00:47:23,600 --> 00:47:25,680
‫و همین که می‌خواستم درباره...

759
00:47:25,720 --> 00:47:28,180
‫تقابل انگشت شست و انگشت سبابه صحبت کنم،

760
00:47:28,840 --> 00:47:31,880
‫احساس کردم که یه دست
‫روی سرم نشست.

761
00:47:32,420 --> 00:47:34,360
‫و دست گوریل ماده بود،

762
00:47:35,060 --> 00:47:40,160
‫و سرم رو چرخوند که بتونه
‫مستقیم تو چشم‌هام نگاه کنه،

763
00:47:40,440 --> 00:47:43,480
‫و داخل دهنم رو نگاه کرد
‫و انگشتش رو گذاشت توی دهنم...

764
00:47:44,760 --> 00:47:47,400
‫و با آروغ آوازسازی کرد.

765
00:47:47,820 --> 00:47:50,320
‫من هم سعی کردم جوابش رو بدم.

766
00:47:50,360 --> 00:47:55,680
‫و دیدیم که یه چشمش رو نگاه کرد
‫و بعد اون یکی چشمش رو نگاه کرد،

767
00:47:55,720 --> 00:47:58,040
‫و فکر کردم: «خدایا،
‫الان سرش رو از بدنش جدا می‌کنه...

768
00:47:58,080 --> 00:48:00,080
‫و ما هنوز تولید سریال رو تموم نکردیم.»

769
00:48:00,120 --> 00:48:03,120
‫که توی اون موقعیت واقعا فکر بی‌رحمانه‌ایه!

770
00:48:03,600 --> 00:48:07,760
‫و من ترکشون کردم،
‫از بین بوته‌ها خزیدم و برگشتم،

771
00:48:07,800 --> 00:48:11,720
‫و گفتم:
‫«این یکی از فوق‌العاده‌ترین لحظات...

772
00:48:11,760 --> 00:48:13,680
‫کل زندگی من بود. شگفت‌انگیز بود؟»

773
00:48:13,720 --> 00:48:18,880
‫و اون گفت: «آره، فکر کنم
‫چند لحظه‌اش رو گرفتیم.»

774
00:48:20,240 --> 00:48:23,480
‫من گفتم:
‫«ولی من تقریبا ده دقیقه اونجا بودم.»

775
00:48:23,520 --> 00:48:25,800
‫«بیشتر ضبط نکردین؟»

776
00:48:26,180 --> 00:48:28,540
‫گفت: «خب، یه کم ضبط کردیم.»

777
00:48:28,880 --> 00:48:30,360
‫گفتم: «فقط یه کم؟»

778
00:48:30,400 --> 00:48:32,600
‫گفت: «خب، آره، آخه منتظر تو بودم.»

779
00:48:32,640 --> 00:48:33,840
‫«نمی‌خواستم فیلم تموم بشه...

780
00:48:33,880 --> 00:48:36,040
‫وقتی وسط توضیح دادن انگشت شست و...

781
00:48:36,080 --> 00:48:37,480
‫انگشت سبابه هستی.»

782
00:48:37,520 --> 00:48:40,340
‫خیلی سخته درباره اهمیت
‫متقابل بودن...

783
00:48:40,360 --> 00:48:42,000
‫انگشت شست و انگشت سبابه صحبت کرد...

784
00:48:42,040 --> 00:48:45,280
‫وقتی انگشت یه گوریل ماده توی دهنته.

785
00:48:52,360 --> 00:48:53,560
‫واقعا شگفت‌انگیز.

786
00:48:53,600 --> 00:48:57,560
‫واقعا یکی از ممتازترین لحظات کل عمر من بود.

787
00:49:01,160 --> 00:49:03,880
‫با تمام شدن فیلمبرداری با گوریل‌ها،

788
00:49:04,200 --> 00:49:07,600
‫همراه با قوطی فیلم‌های قبلی
‫به سمت فرودگاه راهی شدیم.

789
00:49:08,800 --> 00:49:12,880
‫اما ناگهان در موقعیتی
‫بسیار خطرناک قرار گرفتیم.

790
00:49:14,480 --> 00:49:16,780
‫موقع برگشتن به دردسر خوردیم.

791
00:49:17,400 --> 00:49:21,440
‫وقتی سوار ماشین‌هامون شدیم
‫تا ما رو به بیسوکه ببرن،

792
00:49:21,480 --> 00:49:24,880
‫کلی آدم نظامی توی جاده دیدیم،

793
00:49:24,920 --> 00:49:26,480
‫در حالی که می‌رفتیم،

794
00:49:26,520 --> 00:49:30,320
‫بعدش یهو صدای شلیک تفنگ شنیده شد،

795
00:49:30,360 --> 00:49:33,500
‫نگاه کردیم و متوجه شدیم که
‫این سربازها انگار...

796
00:49:33,520 --> 00:49:35,940
‫احتمالا داشتن بالای سر ما شلیک می‌کردن.

797
00:49:36,220 --> 00:49:38,160
‫و من گفتم: «چه... چه خبره؟»

798
00:49:38,840 --> 00:49:42,680
‫و از گوشه پیچیدیم
‫و یه نگهبان مسلح اونجا ایستاده بود.

799
00:49:42,920 --> 00:49:46,840
‫به مانع بعدی جاده‌ای که رسیدیم
‫مجبور شدیم متوقف بشیم.

800
00:49:48,680 --> 00:49:51,560
‫این یارو اساسا گفت...

801
00:49:52,600 --> 00:49:54,500
‫شما رو بازداشت می‌کنیم.

802
00:49:54,760 --> 00:49:56,720
‫می‌خوایم ببینیم از چی فیلم می‌گرفتین.

803
00:49:57,120 --> 00:49:58,560
‫پس جلومون رو گرفتن،

804
00:49:58,600 --> 00:50:02,240
‫و بعدش ما رو به ایستگاه پلیس محلی بردن،

805
00:50:03,720 --> 00:50:06,400
‫و از ما بازجویی شد که
‫چیکار داشتیم می‌کردیم،

806
00:50:06,440 --> 00:50:07,680
‫و آیا مجوز داشتیم یا نه.

807
00:50:07,720 --> 00:50:11,120
‫همه مجوزهایی که لازم بود رو داشتیم،

808
00:50:11,160 --> 00:50:12,560
‫پس از این نظر خیالمون راحت بود.

809
00:50:13,800 --> 00:50:15,720
‫مارتین ساندرز، فیلمبردار ما،

810
00:50:15,760 --> 00:50:18,040
‫متوجه شد که چه خبره،

811
00:50:18,080 --> 00:50:21,280
‫و متوجه شد این خطر وجود داره...

812
00:50:21,320 --> 00:50:23,560
‫فیلمی که گرفته بودیم،
‫که صد البته...

813
00:50:23,600 --> 00:50:25,740
‫بابتش کاملا ذوق‌مرگ بودیم،

814
00:50:26,320 --> 00:50:28,480
‫ممکنه توقیف بشه.

815
00:50:28,920 --> 00:50:33,480
‫پس برچسب‌های روی
‫قوطی‌های فیلم رو عوض کرد.

816
00:50:33,720 --> 00:50:36,640
‫بر اساس برچسب،
‫فکر می‌کردن چیزی رو برداشتن...

817
00:50:36,680 --> 00:50:40,160
‫که تازه فیلمبرداری کردیم،
‫ولی در واقع حلقه فیلم استفاده‌نشده بود.

818
00:50:40,200 --> 00:50:43,440
‫بعدش ما رو اون شب توی یه هتل گذاشتن،

819
00:50:43,480 --> 00:50:46,760
‫و عملا تحت بازداشت هتلی بودیم.

820
00:50:48,400 --> 00:50:49,680
‫صبحش،

821
00:50:49,720 --> 00:50:53,520
‫من و دیوید رو از بقیه جدا کردن،
‫همراه با تجهیزات،

822
00:50:53,800 --> 00:50:58,440
‫و ما رو به یه محوطه نظامی
‫در وسط شهر کیگالی بردن.

823
00:50:59,440 --> 00:51:02,320
‫و به من و دیوید گفته شده بود...

824
00:51:02,360 --> 00:51:04,840
‫که وسط محوطه بایستیم،
‫زیر نور خوردشید،

825
00:51:04,880 --> 00:51:07,680
‫فکر کنم حتی اجازه نداشتیم
‫که بریم زیر سایه بایستیم.

826
00:51:07,960 --> 00:51:10,400
‫و فکر کردم: «خب، نمی‌دونم،
‫الان می‌خوان ما رو...

827
00:51:10,440 --> 00:51:12,280
‫تیربارون کنن یا همچین چیزی؟»

828
00:51:12,320 --> 00:51:13,880
‫«نمی‌دونم چیه.»

829
00:51:13,920 --> 00:51:17,000
‫و در اون لحظه، واقعا نمی‌شد
‫فهمید مشکل چیه.

830
00:51:18,280 --> 00:51:20,920
‫بالاخره، ما رو به یه دفتر بردن.

831
00:51:21,360 --> 00:51:25,160
‫اونجا این... رئیسه بود، هر کی،
‫گمونم یه فرمانده.

832
00:51:26,160 --> 00:51:30,400
‫و تکیه داد به صندلی و گفت:
‫«خیلی خب، می‌تونید برید.»

833
00:51:30,440 --> 00:51:32,320
‫خلاصه، سوار هواپیما شدیم،

834
00:51:32,360 --> 00:51:34,920
‫همه تجهیزاتمون رو بار کردیم،
‫و هواپیمامون به پرواز دراومد.

835
00:51:34,960 --> 00:51:40,680
‫و من با دیدن ناپدید شدن
‫باند فرودگاه کیگالی در دوردست،

836
00:51:40,720 --> 00:51:42,360
‫یه نفس راحت کشیدم.

837
00:51:55,760 --> 00:51:57,900
‫بعد از چهار سال در دست تولید بودن،

838
00:51:58,160 --> 00:52:03,360
‫زندگی بر روی زمین
‫بالاخره در ژانویه ١٩٧٩ پخش شد،

839
00:52:03,920 --> 00:52:06,840
‫ولی اصلا نمی‌دونستیم که
‫نظر مخاطبین قراره چی باشه.

840
00:52:10,880 --> 00:52:13,560
‫[زندگی بر روی زمین]

841
00:52:15,880 --> 00:52:17,380
‫وقتی قسمت اول پخش شد،

842
00:52:18,000 --> 00:52:19,860
‫یادمه فرداش رفتیم دفتر،

843
00:52:20,440 --> 00:52:23,940
‫و از چیزهایی که می‌شنیدیم
‫متوجه شدیم که...

844
00:52:24,200 --> 00:52:27,280
‫موفقیت چشمگیری بوده.

845
00:52:27,320 --> 00:52:31,000
‫یعنی فراتر از بالاترین حد انتظاراتمون.

846
00:52:33,760 --> 00:52:35,440
‫خیلی خشنود شدیم.

847
00:52:36,120 --> 00:52:39,000
‫مخاطب خیلی زیادی جذب کرد،

848
00:52:39,340 --> 00:52:41,660
‫و مخاطبین هم مشخصا حس کردن...

849
00:52:41,960 --> 00:52:44,120
‫که این چیزی استثنایی بود.

850
00:52:50,040 --> 00:52:53,680
‫و پونزده میلیون نفر تماشاش کرده بود،

851
00:52:53,720 --> 00:52:55,160
‫که مخاطب خیلی زیادیه.

852
00:52:55,240 --> 00:52:57,600
‫[یکی از باشکوه‌ترین برنامه‌های تلویزیونی
‫دوران ما]

853
00:52:57,760 --> 00:53:01,120
‫حس شگفت‌انگیزی داشت
‫وقتی اون برنامه‌ها رو می‌دیدی،

854
00:53:01,800 --> 00:53:03,520
‫هر کسی توی کشور...

855
00:53:03,560 --> 00:53:06,920
‫که تلویزیون‌های رنگی داشتن
‫هم همچین حسی داشتن.

856
00:53:08,780 --> 00:53:12,000
‫یکی از جالب‌توجه‌ترین سریال‌های
‫ساخته شده برای تلویزیون،

857
00:53:12,040 --> 00:53:16,320
‫داستان زندگی بر روی زمین،
‫به نویسندگی و مجری‌گری دیوید اتنبرو.

858
00:53:17,860 --> 00:53:20,620
‫[دیوید اتنبرو]

859
00:53:21,080 --> 00:53:22,720
‫خب، مثل میلیون‌ها تماشاگر دیگه،

860
00:53:22,760 --> 00:53:25,520
‫من هم هر سه‌شنبه شب
‫به تلویزیون خیره بودم...

861
00:53:25,560 --> 00:53:26,600
‫برای این چند هفته اخیر،

862
00:53:26,640 --> 00:53:28,700
‫تا سریال شگفت‌انگیز
‫زندگی بر روی زمین شما رو ببینم.

863
00:53:29,200 --> 00:53:31,440
‫وای، عالیه.
‫دیوید اتنبرو.

864
00:53:35,720 --> 00:53:37,180
‫واقعا ازتون ممنونم.

865
00:53:37,220 --> 00:53:40,720
‫فکر کنم آخرین‌باری که
‫چنین تمجیدی از من شد...

866
00:53:40,760 --> 00:53:43,060
‫موقعی بود که یه گوریل کوهی روی من نشست!

867
00:53:45,720 --> 00:53:51,280
‫به ما پیام رسیده بود که
‫کافه‌ها از حالت عادی خلوت‌تر بودن...

868
00:53:51,320 --> 00:53:54,960
‫چون مردم خونه می‌موندن تا مستند رو
‫تماشا کنن، گاهی هفته‌ای دو بار.

869
00:53:57,080 --> 00:54:00,760
‫زندگی بر روی زمین یه شگفتی مطلق بود.

870
00:54:02,120 --> 00:54:03,920
‫تجربه روشنگری بود.

871
00:54:06,520 --> 00:54:09,520
‫مردم چیزهایی یاد می‌گرفتن
‫که حتی تصورش هم نمی‌کردن،

872
00:54:09,560 --> 00:54:12,000
‫و باید یادتون باشه که اون موقع،

873
00:54:12,380 --> 00:54:17,080
‫اواخر دهه ٧٠،
‫مردم اصلا همچین چیزی ندیده بودن.

874
00:54:17,620 --> 00:54:23,200
‫فکر کنم زندگی بر روی زمین واقعا
‫به تلاش‌های حفاظتی کمک بزرگی کرد.

875
00:54:23,240 --> 00:54:28,280
‫مثلا حفاظت گسترده از گوریل‌ها رو
‫شروع کرد،

876
00:54:28,580 --> 00:54:32,120
‫به خاطر سکانس دیوید با گوریل‌ها،

877
00:54:32,160 --> 00:54:34,400
‫که شهرت جهانی پیدا کرد.

878
00:54:38,120 --> 00:54:40,680
‫وقتی اومدیم که خدافظی کنیم،

879
00:54:40,720 --> 00:54:43,400
‫به داین قول دادم همه تلاشم رو می‌کنم...

880
00:54:43,440 --> 00:54:48,600
‫تا حمایت مالی برای اون
‫و فعالیت‌هاش رو تامین کنم.

881
00:54:50,680 --> 00:54:54,920
‫[در سال ١٩٧٩، تنها چند صد
‫گوریل کوهی در جهان باقی مانده بود.]

882
00:55:00,240 --> 00:55:03,500
‫[امروز، به لطف تلاش‌های حفاظتی،
‫بیش از هزار تن هستند.]

883
00:55:09,700 --> 00:55:13,140
‫[این مستند موفقت بین‌المللی بزرگی است و
‫بیش از ٥٠٠ میلیون بیننده داشته است.]

884
00:55:16,220 --> 00:55:19,740
‫[حرفه دیوید به عنوان تاثیرگذارترین فیلمساز
‫حیات وحش دوران ما با این اثر شروع شد.]

885
00:55:20,940 --> 00:55:23,060
‫[سیاره زنده - ١٩٨٤]

886
00:55:23,800 --> 00:55:26,320
‫و در این لحظه تنها هدفش در زندگی...

887
00:55:26,360 --> 00:55:29,240
‫کسب اطمینان از اینه که فقط خودش...

888
00:55:29,620 --> 00:55:31,800
‫تنها نر این منطقه باشه،

889
00:55:31,840 --> 00:55:33,680
‫و برای این کار، باید بجنگه.

890
00:55:34,680 --> 00:55:36,000
‫اونجا!

891
00:55:37,000 --> 00:55:41,060
‫نهنگ آبی بیش از ٣٠ متر طول داره.

892
00:55:41,600 --> 00:55:44,040
‫این کوچولو نابینا به دنیا اومده.

893
00:55:44,960 --> 00:55:46,920
‫[آفریقا - ٢٠١٣]

894
00:55:48,540 --> 00:55:50,220
‫جانور محسورکننده‌ایه.

895
00:55:51,320 --> 00:55:53,780
‫[سیاره سبز - ٢٠٢٢]

896
00:55:55,240 --> 00:55:58,320
‫کار کردن با دیوید واقعا مایه افتخار بود.

897
00:55:58,360 --> 00:56:00,400
‫اون خیلی باحال بود.

898
00:56:00,440 --> 00:56:02,280
‫حس شوخ‌طبعی معرکه‌ای داره.

899
00:56:03,920 --> 00:56:08,720
‫آتشفشان‌ها امروزه ناچیز...

900
00:56:14,480 --> 00:56:16,600
‫صحنه ٦٦، برداشت سوم.

901
00:56:16,840 --> 00:56:19,200
‫خب، این... این، می‌دونین...

902
00:56:19,240 --> 00:56:22,200
‫کاملا و مطلقا زندگی من رو متحول کرد،

903
00:56:22,800 --> 00:56:25,840
‫و زندگی من رو تصدیق داد.
‫همیشه به این تشبیه‌اش کردم...

904
00:56:25,880 --> 00:56:28,640
‫که انگار موج‌سوار بودی
‫و یه موجی پیدا کردی...

905
00:56:29,000 --> 00:56:31,520
‫و اون موج تا سی سال متوقف نشد.

906
00:56:31,800 --> 00:56:33,220
‫همینطور ادامه داشت.

907
00:56:33,680 --> 00:56:35,040
‫و این...

908
00:56:37,640 --> 00:56:38,840
‫آره.

909
00:56:55,680 --> 00:57:01,800
‫برنامه‌های تلویزیونی تاریخ طبیعی
‫حاصل فهمی...

910
00:57:01,840 --> 00:57:05,160
‫در مخاطبین درباره اهمیت
‫دنیای طبیعی شدن.

911
00:57:10,000 --> 00:57:16,160
‫درکی درباره نقشی که بشریت...

912
00:57:16,200 --> 00:57:18,280
‫در نحوه کارکرد جهان داره،

913
00:57:18,320 --> 00:57:22,360
‫و جوری که ما کاملا وابسته به...

914
00:57:22,400 --> 00:57:25,560
‫جهان طبیعی هستیم،
‫چون هر نفسی که می‌کشیم،

915
00:57:25,600 --> 00:57:28,400
‫و هر غذایی که می‌خوریم از...

916
00:57:28,440 --> 00:57:30,080
‫جهان طبیعی میاد،

917
00:57:30,120 --> 00:57:33,160
‫و اگه به جهان طبیعی صدمه بزنیم،
‫به خودمون صدمه می‌زنیم.

918
00:57:37,600 --> 00:57:41,440
‫و به نظرم تلویزیون می‌تونه مدعی
‫ایفای نقشی...

919
00:57:41,480 --> 00:57:44,200
‫در گسترش این آگاهی باشه.

920
00:57:53,320 --> 00:57:56,360
‫یعنی، چه افتخار شگفت‌انگیزی.

921
00:57:58,000 --> 00:57:59,960
‫درباره‌اش رویا می‌بینم.

922
00:58:00,000 --> 00:58:02,920
‫خارق‌العاده‌ترین تجربه‌ای بود...

923
00:58:02,960 --> 00:58:05,600
‫که فرد علاقه‌مند به جهان طبیعی...

924
00:58:05,640 --> 00:58:07,660
‫می‌تونست داشته باشه.

925
00:58:09,660 --> 00:58:19,660
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M