1
00:00:09,684 --> 00:00:38,684
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:01:11,708 --> 00:01:12,875
این دنیاست.

3
00:01:13,458 --> 00:01:14,500
این کوتیکانام است.

4
00:01:15,208 --> 00:01:16,208
این من هستم.

5
00:01:16,333 --> 00:01:17,333
وینیت ماداوان.

6
00:01:17,958 --> 00:01:19,083
این داستان من است.

7
00:01:19,458 --> 00:01:21,208
اما چیزی که الان
قرار است ببینید...

8
00:01:21,208 --> 00:01:22,333
داستان من نیست.

9
00:01:22,583 --> 00:01:25,500
بیست و پنج کیلومتر
دورتر از کوتیکانام،

10
00:01:25,583 --> 00:01:27,208
در تپه‌های واگامون، زندگی می‌کند...

11
00:01:27,250 --> 00:01:29,875
محبوب‌ترین نویسنده کرالا.

12
00:01:30,000 --> 00:01:32,125
و نویسنده ژانر وحشت محبوب من،

13
00:01:32,208 --> 00:01:36,083
وایکوم دیوید، و پسرش
ساچین وایکوم دیوید.

14
00:01:36,125 --> 00:01:37,333
این داستان آن‌هاست.

15
00:01:43,958 --> 00:01:46,583
با عشق،
تقدیم به نیتو

16
00:01:48,000 --> 00:01:51,708
وایکوم دیوید

17
00:02:15,083 --> 00:02:16,458
- ساچین دیوید!
- بله؟

18
00:02:17,625 --> 00:02:19,958
فلزاتی که برای آبکاری استفاده می‌شوند...
کدام‌ها هستند؟

19
00:02:23,208 --> 00:02:24,833
کروم، طلا، نقره.

20
00:02:25,583 --> 00:02:26,708
اوه... بسیار خب...

21
00:02:27,125 --> 00:02:28,833
حالا، آبکاری را تعریف کن.

22
00:02:29,208 --> 00:02:31,750
فرآیند لایه‌نشانی
یک فلز مطلوب

23
00:02:31,833 --> 00:02:33,583
روی فلزی دیگر با استفاده از الکتریسیته.

24
00:02:35,333 --> 00:02:36,333
آقا معلم...

25
00:02:36,583 --> 00:02:38,208
- هان!
- دارن صدات می‌کنن، ساچین دیوید.

26
00:02:38,208 --> 00:02:39,333
هوم... برو!

27
00:02:43,083 --> 00:02:44,958
تو هم مثل پدرت اهل نوشتن هستی، ساچین؟

28
00:02:45,458 --> 00:02:46,708
- یه کم.
- متوجه شدم.

29
00:02:46,875 --> 00:02:49,000
امسال مسئولیت نشریه مدرسه
افتاده گردن من.

30
00:02:49,083 --> 00:02:51,708
داستان‌ها و شعرهایی که برای بخش مالایالم
دریافت کردیم خیلی ضعیف هستن.

31
00:02:51,708 --> 00:02:53,458
اون موقع بود که به تو فکر کردم، ساچین.

32
00:02:53,708 --> 00:02:55,083
بالاخره وقتی پسر آقای
وایکوم دیوید چیزی می‌نویسد،

33
00:02:55,125 --> 00:02:56,333
نمی‌تواند بد باشد، مگر نه؟

34
00:02:56,375 --> 00:02:58,375
- تلاشم را می‌کنم، استاد.
- خوب است. وقت را تلف نکن.

35
00:02:58,458 --> 00:02:59,833
باید تا هفته آینده
تحویل داده شود.

36
00:02:59,875 --> 00:03:01,500
- سریع انجامش بده.
- چشم، استاد.

37
00:03:04,958 --> 00:03:06,083
استاد!

38
00:03:06,333 --> 00:03:08,208
داستان کوتاه بنویسم
یا رمان؟

39
00:03:08,250 --> 00:03:10,125
ای وای، ما آن‌قدر
فضا نداریم!

40
00:03:10,208 --> 00:03:11,333
یک داستان کوتاه کافی است.

41
00:03:35,833 --> 00:03:37,125
هفته‌نامه منگلام یا مانجادی؟

42
00:03:37,208 --> 00:03:38,333
مانجادی.

43
00:03:39,583 --> 00:03:40,750
- پیتر!
- بله؟

44
00:03:41,083 --> 00:03:42,333
- مانجادی.
- باشه.

45
00:03:46,708 --> 00:03:47,708
بفرمایید.

46
00:03:47,708 --> 00:03:49,083
اوه.
خودم جمعش می‌کنم.

47
00:03:49,125 --> 00:03:50,125
اشکالی نداره.

48
00:03:52,125 --> 00:03:53,333
جزیره‌ی شیطان!

49
00:03:53,708 --> 00:03:55,000
هی، این یکی هم هست!

50
00:04:02,750 --> 00:04:03,833
- ونو چتا...
- بله؟

51
00:04:03,833 --> 00:04:06,625
حاضری یک رمان ترسناک
توی مجله‌ی کودکانت چاپ کنی؟

52
00:04:06,708 --> 00:04:08,208
چهار یا پنج صفحه آخر...

53
00:04:08,208 --> 00:04:09,875
برای بخش کودکان در نظر گرفته شده.

54
00:04:09,958 --> 00:04:11,083
اگر یک داستان کوتاه باشد،
حتماً می‌توانیم آن را آنجا چاپ کنیم.

55
00:04:11,125 --> 00:04:12,958
من در حال نوشتن یک داستان کوتاه
برای مجله مدرسه هستم.

56
00:04:13,000 --> 00:04:15,583
اما این رمانی است که
مدت‌ها برایش برنامه‌ریزی کرده‌ام.

57
00:04:15,833 --> 00:04:17,708
اگر توسط پسرِ
آقای وایکوم دیوید نوشته شده باشد...

58
00:04:18,250 --> 00:04:19,875
آن وقت حتی اگر یک رمان ترسناک هم باشد،

59
00:04:19,958 --> 00:04:21,208
مانجادی آن را بررسی می‌کند.

60
00:04:21,250 --> 00:04:22,458
عنوانش چیست؟

61
00:04:23,458 --> 00:04:24,750
«دست‌های سیاه!»

62
00:04:28,958 --> 00:04:30,625
- عالیه.
- استاد!

63
00:04:30,833 --> 00:04:31,833
آها...

64
00:04:31,875 --> 00:04:33,125
جشن گرفتن تولدت اشکالی نداره.

65
00:04:33,208 --> 00:04:34,833
اما اگه تا فردا مقاله‌ت رو
تحویل ندی،

66
00:04:34,833 --> 00:04:36,208
مجله رو بدون اون
می‌فرستم چاپخونه، حواست باشه!

67
00:04:36,250 --> 00:04:37,708
- حتماً تحویلش می‌دم، استاد.
- خیلی خب.

68
00:04:39,208 --> 00:04:40,250
نیتو...

69
00:04:41,875 --> 00:04:42,958
تولدت مبارک!

70
00:04:43,375 --> 00:04:45,375
- این اولین نسخه چاپ‌شده‌شه.
- ممنونم!

71
00:04:46,000 --> 00:04:48,708
«جزیره شیطان»

72
00:04:49,083 --> 00:04:50,083
- آقا، برای من!
- صبر کن... صبر کن...

73
00:04:50,125 --> 00:04:51,000
عجله نکن!

74
00:04:51,083 --> 00:04:52,208
- اسم‌ها رو می‌خونم...
- من... من یکی می‌خوام.

75
00:04:52,250 --> 00:04:53,708
- ساچین، گرفتمش.
- از دست این بچه‌ها خسته شدم.

76
00:04:53,750 --> 00:04:55,708
- بیایید!
- هی... همگی برید بشینید!

77
00:04:56,208 --> 00:04:57,583
نشنیدید چی گفتم؟
برید بشینید.

78
00:04:57,583 --> 00:04:58,875
نقد کتاب من رو دیدی؟

79
00:05:05,333 --> 00:05:07,000
- جزیره شیطان
- نیتو چریان

80
00:05:07,083 --> 00:05:08,208
«داستان یک بچه کوچک»

81
00:05:08,250 --> 00:05:09,375
«کجا رفتی؟»

82
00:05:10,083 --> 00:05:11,208
در مورد داستانت، ساچین...

83
00:05:11,250 --> 00:05:13,708
به عنوان اولین تجربه،
قطعاً تلاش خوبی است.

84
00:05:14,583 --> 00:05:15,875
- اما...
- اما؟؟

85
00:05:16,750 --> 00:05:19,625
استانداردهای لازم برای چاپ
در نشریه مدرسه را ندارد.

86
00:05:21,083 --> 00:05:23,333
شاید بتوانیم
داستان بعدی‌ات را چاپ کنیم.

87
00:05:23,625 --> 00:05:24,708
این به این معنی نیست که...

88
00:05:24,708 --> 00:05:26,000
تو استعداد نداری،

89
00:05:26,083 --> 00:05:27,333
یا اینکه خودِ داستان بد است.

90
00:05:27,708 --> 00:05:28,958
با کمی تمرین بیشتر،

91
00:05:29,000 --> 00:05:30,500
می‌توانی خیلی خوب بنویسی، ساچین.

92
00:05:30,583 --> 00:05:31,583
به تلاش ادامه بده!

93
00:05:31,583 --> 00:05:32,875
پشتکار همه چیز است.

94
00:05:32,958 --> 00:05:35,250
کتاب‌های پدرت را بردار
و دوباره آن‌ها را بخوان.

95
00:05:35,375 --> 00:05:36,708
از بهترین‌ها یاد بگیر!

96
00:05:47,958 --> 00:05:49,958
اگر نوشته‌ی
پسر جناب وایکوم دیوید باشد...

97
00:05:50,458 --> 00:05:52,083
آن وقت حتی اگر یک رمان ترسناک هم باشد،

98
00:05:52,083 --> 00:05:53,083
مانجادی آن را در نظر می‌گیرد.

99
00:05:53,083 --> 00:05:54,708
هرچه باشد، وقتی پسر جناب
وایکوم دیوید چیزی می‌نویسد،

100
00:05:54,708 --> 00:05:55,833
نمی‌تواند بد باشد، مگر نه؟

101
00:05:55,833 --> 00:05:57,208
هرچه باشد، وقتی پسر جناب
وایکوم دیوید چیزی می‌نویسد،

102
00:05:57,208 --> 00:05:58,458
نباید بد باشه، نه؟

103
00:05:58,458 --> 00:05:59,875
بالاخره، وقتی پسرِ
آقای وایکوم دیوید چیزی می‌نویسه،

104
00:05:59,958 --> 00:06:01,208
نباید بد باشه، نه؟

105
00:06:03,833 --> 00:06:05,333
پسرم، می‌شه این‌ها رو
به پدرت بدی؟

106
00:06:05,333 --> 00:06:07,583
این نسخه‌های «جزیره شیطان»
خطای چاپ دارن.

107
00:06:07,750 --> 00:06:10,625
خوشبختانه، فقط از یک کتاب‌فروشی
در کوتایام فروخته شدن.

108
00:06:10,708 --> 00:06:13,000
قراره جمع‌آوری‌شون کنیم
و نسخه‌های جدید چاپ کنیم.

109
00:06:13,250 --> 00:06:14,458
خیلی خب، باشه.

110
00:06:14,833 --> 00:06:16,583
ساچین... بفرما!

111
00:06:24,333 --> 00:06:25,750
بالاخره، وقتی پسرِ
آقای وایکوم دیوید چیزی می‌نویسه،

112
00:06:25,833 --> 00:06:26,833
نباید بد باشه، درسته؟

113
00:06:26,875 --> 00:06:29,583
استاندارد لازم برای چاپ در
مجله مدرسه‌مون رو نداره.

114
00:06:29,583 --> 00:06:31,083
بالاخره وقتی پسر آقای
وایکوم دیوید چیزی می‌نویسه،

115
00:06:31,083 --> 00:06:32,458
نباید بد باشه، درسته؟

116
00:06:32,500 --> 00:06:34,625
کتاب‌های پدرت رو بردار
و دوباره بخونشون.

117
00:06:35,000 --> 00:06:36,583
بالاخره وقتی پسر آقای
وایکوم دیوید چیزی می‌نویسه،

118
00:06:36,583 --> 00:06:37,583
نباید بد باشه، درسته؟

119
00:06:37,583 --> 00:06:40,458
استاندارد لازم برای چاپ در
مجله مدرسه‌مون رو نداره.

120
00:06:41,458 --> 00:06:42,750
داده بودمش به نیتو.

121
00:06:42,833 --> 00:06:44,500
«جزیره شیطان»

122
00:06:44,833 --> 00:06:46,708
بابا، من یک رمان نوشتم.

123
00:06:55,083 --> 00:06:56,083
خوبه.

124
00:06:57,208 --> 00:06:58,458
ولی این ژانر وحشت نیست.

125
00:06:59,458 --> 00:07:00,708
این کاملاً کمدیه.

126
00:07:17,500 --> 00:07:18,625
خوبه.

127
00:07:19,500 --> 00:07:21,083
ولی این ژانر وحشت نیست.

128
00:07:21,750 --> 00:07:23,000
این کاملاً کمدیه.

129
00:07:24,375 --> 00:07:25,458
استاد!

130
00:07:25,458 --> 00:07:27,125
باید داستان کوتاه بنویسم
یا رمان؟

131
00:07:30,125 --> 00:07:31,125
ساچین!

132
00:07:31,750 --> 00:07:33,000
در را باز کن!

133
00:07:54,250 --> 00:07:55,750
من تمام تلاشم را کردم.

134
00:07:56,208 --> 00:07:58,458
اما هرگز نمی‌توانم به نبوغ پدرم برسم.

135
00:07:59,208 --> 00:08:00,958
اینکه به عنوان پسر بی‌استعداد...

136
00:08:01,000 --> 00:08:02,833
و نالایق پدرم زندگی کنم...

137
00:08:02,833 --> 00:08:04,375
دیگر نمی‌توانم تحملش کنم.

138
00:08:08,250 --> 00:08:09,833
خب، معلوم است که نمی‌توانی.

139
00:08:10,583 --> 00:08:12,125
چون تو پسر منی.

140
00:08:13,625 --> 00:08:17,208
از ۲۳۲ رمانی که منتشر کرده‌ام،
حتی یکی از آن‌ها هم واقعاً متعلق به من نیست.

141
00:08:18,958 --> 00:08:22,333
معشوقه‌ای داشتم که به خاطر دل‌شکستگی
خودش را کشت.

142
00:08:22,708 --> 00:08:24,625
هم‌دوره‌ای من در کالج سی.ام.اس،

143
00:08:24,708 --> 00:08:25,875
آنورادا!

144
00:08:26,083 --> 00:08:28,000
«آنورادا»

145
00:08:28,208 --> 00:08:29,625
بعد از اینکه مراسم خاکسپاری تمام شد،

146
00:08:29,708 --> 00:08:31,000
و خانواده‌اش برای جمع کردن
وسایلش آمدند،

147
00:08:31,083 --> 00:08:34,458
من تمام وسایل خوابگاهش را جمع کردم
و با آن‌ها فرستادم.

148
00:08:34,458 --> 00:08:35,625
به جز یک مورد استثنا.

149
00:08:36,833 --> 00:08:38,583
رمان‌هایی که او نوشته بود.

150
00:08:38,625 --> 00:08:40,750
«رازهای کارآگاه آنوراج»

151
00:08:40,833 --> 00:08:43,458
او استعداد عجیبی
در ترساندن مردم با نوشته‌هایش داشت.

152
00:08:45,833 --> 00:08:48,208
من تک‌تک آن رمان‌ها را
به نام خودم منتشر کردم.

153
00:08:48,250 --> 00:08:49,083
«معماهای کارآگاه دیوید راج»

154
00:08:49,125 --> 00:08:51,333
وقتی دست‌نوشته‌های او
بالاخره تمام شد،

155
00:08:51,333 --> 00:08:53,208
من ثروت و شهرت کافی
جمع کرده بودم...

156
00:08:53,250 --> 00:08:54,958
که افرادی را استخدام کنم
تا برایم بنویسند.

157
00:08:55,375 --> 00:08:59,083
بنابراین، شروع کردم به گشتن دنبال استعدادهای ادبیِ
درمانده‌ای که بتوانم به‌راحتی از آن‌ها بهره‌کشی کنم.

158
00:08:59,125 --> 00:09:00,750
حالا، دست‌نوشته‌هایی که به تو می‌دهم

159
00:09:00,833 --> 00:09:03,083
تا هر شب به مانگالام یا مانجادی
تحویل بدهی...

160
00:09:03,125 --> 00:09:04,333
آن‌ها هم توسط من نوشته نشده‌اند.

161
00:09:04,625 --> 00:09:05,875
در واقع، آن‌ها متعلق به او هستند.

162
00:09:06,708 --> 00:09:07,833
پیتر.

163
00:09:09,833 --> 00:09:11,000
آقای دیوید...!

164
00:09:13,333 --> 00:09:14,333
چه اتفاقی افتاده؟

165
00:09:14,333 --> 00:09:16,125
دیگر جای نگرانی نیست،
آقای دیوید.

166
00:09:16,208 --> 00:09:19,875
ما موفق شدیم هشت نسخه‌ای که از کتاب‌فروشی
مانجادی در کوتایام فروخته شده بود را پس بگیریم.

167
00:09:19,958 --> 00:09:22,333
- در مجموع چند نسخه فروخته شده بود؟
- ده تا.

168
00:09:22,458 --> 00:09:24,000
فقط دو نسخه دیگر باقی مانده که باید پیدا کنیم.

169
00:09:24,208 --> 00:09:26,208
آیا پدرت آن دو تا را هم
با خودش به گور برده است؟

170
00:09:31,333 --> 00:09:34,083
بدون اینکه متوجه شوم،
پیتر یک هدیه یادگاری کوچک برایم گذاشته بود.

171
00:09:34,583 --> 00:09:37,083
در دست‌نوشته «جزیره شیطان»
که به شما دادم تا برای چاپ بفرستید،

172
00:09:37,125 --> 00:09:38,708
اسم شخصیت منفی را گذاشت روی من،

173
00:09:38,875 --> 00:09:41,000
و اسم قهرمان زن را گذاشت آنورادا.

174
00:09:41,500 --> 00:09:43,000
حالا، اگر مردم واقعاً این را بخوانند،

175
00:09:43,458 --> 00:09:45,083
هر کسی که ذره‌ای
خرد و پختگی داشته باشد...

176
00:09:45,125 --> 00:09:47,208
می‌تواند کل داستان زندگی مرا
کنار هم بگذارد.

177
00:09:47,208 --> 00:09:48,875
و این دقیقاً قصد او بود.

178
00:09:49,750 --> 00:09:51,125
اما اگر حقیقت برملا شود چه؟

179
00:09:52,708 --> 00:09:54,875
تا به حال به این فکر کرده‌ای
پدر؟

180
00:09:56,708 --> 00:09:58,708
«رومئو و ژولیت» را چه کسی نوشت؟

181
00:09:59,208 --> 00:10:00,458
ویلیام شکسپیر.

182
00:10:00,500 --> 00:10:04,083
«تاریخ تراژیک رومئوس و ژولیت» اثر آرتور بروکس.

183
00:10:04,083 --> 00:10:05,708
بر اساس همین شعر بود که...

184
00:10:05,958 --> 00:10:07,958
ویلیام شکسپیر...

185
00:10:07,958 --> 00:10:10,750
شاهکار معروف خود، «رومئو و ژولیت» را خلق کرد.

186
00:10:11,458 --> 00:10:14,958
در آن زمان، وقتی مالکیت معنوی
و حق تکثیر وجود نداشت...

187
00:10:15,000 --> 00:10:16,958
این یک کار رایج بود.

188
00:10:17,000 --> 00:10:18,458
اما در این دوره و زمانه،

189
00:10:18,500 --> 00:10:22,333
این کار به عنوان سرقت ادبی
یا کپی‌برداری سطح پایین تلقی می‌شود.

190
00:10:22,708 --> 00:10:25,708
آیا اصلاً می‌توانی تصور کنی که ویلیام شکسپیر بزرگ را

191
00:10:25,750 --> 00:10:27,833
صرفاً یک سارق ادبی خطاب کنیم؟

192
00:10:28,583 --> 00:10:30,583
- نه.
- نمی‌توانی.

193
00:10:30,958 --> 00:10:33,000
چون... در واقعیت،
فراتر از خود هنر،

194
00:10:33,083 --> 00:10:34,500
و ماندگاری در طول قرن‌ها،

195
00:10:34,583 --> 00:10:36,208
چیزی که عظمت او را تعریف می‌کند...

196
00:10:36,250 --> 00:10:38,333
اعتباری است که به دست آورده.

197
00:10:38,875 --> 00:10:40,708
این حقیقت که رمان‌نویس محبوبشان
تقلب کرده...

198
00:10:40,750 --> 00:10:42,750
چیزی است که مردم اصلاً
نمی‌خواهند باور کنند.

199
00:10:42,833 --> 00:10:44,083
اگر اثر خوب باشد،

200
00:10:44,125 --> 00:10:47,458
آن‌ها هر کسی را که اعتبارش را به نام خود بزند،
به عنوان خالق اثر می‌پرستند.

201
00:10:47,833 --> 00:10:51,250
آن‌ها حتی دوست ندارند بشنوند که
این حاصل خون و عرق ریختن فرد دیگری بوده است.

202
00:10:51,333 --> 00:10:53,458
فقط نتیجه نهایی اینجاست که اهمیت دارد.

203
00:10:58,833 --> 00:11:00,083
- الو؟
- قربان!

204
00:11:00,250 --> 00:11:01,833
ما یک نسخه دیگر را هم ردیابی کردیم.

205
00:11:01,875 --> 00:11:03,333
این نهمین نسخه از ده نسخه است.

206
00:11:03,333 --> 00:11:04,333
کافی نیست.

207
00:11:04,333 --> 00:11:06,083
باید فوراً یک بیانیه مطبوعاتی
منتشر کنیم.

208
00:11:06,083 --> 00:11:08,833
«این رمان به دلیل یک خطای فنی
از بازار جمع‌آوری می‌شود.»

209
00:11:08,833 --> 00:11:11,708
«اگر کتاب به هر کدام از کتاب‌فروشی‌های
نزدیک منجادی بازگردانده شود،

210
00:11:11,750 --> 00:11:14,208
«خوانندگان دو برابر مبلغ آن را
به عنوان بازپرداخت دریافت خواهند کرد.»

211
00:11:14,250 --> 00:11:15,208
متوجه شدم، قربان.

212
00:11:15,208 --> 00:11:17,875
حتی یک نسخه از آن رمان هم
نباید در بازار باقی بماند.

213
00:11:17,958 --> 00:11:19,083
بسیار خب، قربان.

214
00:11:25,958 --> 00:11:27,583
تو ضریب هوشی بالایی داری...

215
00:11:27,708 --> 00:11:30,208
اگر تلاش کنی،
به‌راحتی می‌توانی در دانشگاه آی‌آی‌تی قبول شوی.

216
00:11:30,250 --> 00:11:32,875
می‌توانی هر جای دنیا
درآمد بسیار بالایی داشته باشی...

217
00:11:32,958 --> 00:11:34,250
و زندگی راحتی داشته باشی.

218
00:11:34,333 --> 00:11:35,375
حالا به من بگو...

219
00:11:35,458 --> 00:11:37,458
آیا واقعاً این
زندگی نفرین‌شده‌ی مرا می‌خواهی؟

220
00:11:40,000 --> 00:11:41,083
می‌خواهم.

221
00:11:41,708 --> 00:11:43,208
می‌خواهم دنیا مرا بشناسد.

222
00:11:43,750 --> 00:11:45,250
می‌خواهم مرا تحسین کنند.

223
00:11:45,625 --> 00:11:46,958
درست مثل پدرم.

224
00:11:48,833 --> 00:11:50,250
نه، بی‌خیالش.
نه مثل تو.

225
00:11:51,083 --> 00:11:53,083
می‌خواهم حتی
از تو بزرگ‌تر شوم.

226
00:11:57,458 --> 00:11:59,333
برای این کار، نیازی نیست
این‌قدر سختی بکشی.

227
00:11:59,458 --> 00:12:02,333
باور کن، دنیا پر از آدم‌های ساده‌لوحی است
که با کمال میل برایت سختی می‌کشند.

228
00:12:04,875 --> 00:12:06,125
چیزی که باید برایش تلاش کنی،

229
00:12:06,208 --> 00:12:07,708
خلق کردن هنرت نیست.

230
00:12:07,708 --> 00:12:09,458
بلکه خلق کردن ارزش خودت است.

231
00:12:11,583 --> 00:12:14,083
بزرگی تو در
حفظ کردن ارزش خودت نهفته است.

232
00:12:14,125 --> 00:12:15,708
وقتی به عنوان یک مرد بزرگ
شناخته شوی،

233
00:12:15,708 --> 00:12:18,083
حتی اگر اشتباهات گذشته‌ات
روزی برملا شود،

234
00:12:18,125 --> 00:12:20,625
بزرگی‌ای که به دست آورده‌ای
سپر تو خواهد بود.

235
00:12:23,708 --> 00:12:26,833
«به دنبال شهرت باش...
و بزرگی به دنبالت می‌آید.»

236
00:12:28,250 --> 00:12:30,583
از آن شهرت
تا پای گور محافظت کن.

237
00:12:34,333 --> 00:12:35,625
شهرت!

238
00:12:36,333 --> 00:12:38,458
این تنها سلاحی است که نیاز داری.

239
00:12:57,791 --> 00:12:59,583
«آخرین نسخه
از کتاب «جزیره شیطان»...»

240
00:12:59,666 --> 00:13:01,666
«که وایکوم دیوید
با ناامیدی به دنبالش می‌گشت،»

241
00:13:01,666 --> 00:13:03,041
«همین‌جا پیش من است.»

242
00:13:03,166 --> 00:13:05,041
«و داستان من از اینجا شروع می‌شود.»

243
00:13:05,208 --> 00:13:06,291
وینیث!

244
00:13:07,958 --> 00:13:10,791
حالا می‌بینی چطور از تخت
افتاد و دستش شکست؟

245
00:13:11,041 --> 00:13:13,041
همیشه یا رمان‌های ترسناک می‌خواند،

246
00:13:13,041 --> 00:13:14,416
یا فیلم‌های ترسناک نگاه می‌کند.

247
00:13:14,916 --> 00:13:16,708
بعد هم خوابش را می‌بیند
و با وحشت از خواب می‌پرد،

248
00:13:16,791 --> 00:13:18,083
از تخت می‌افتد
و دستش می‌شکند.

249
00:13:18,166 --> 00:13:19,458
- درست است!
- هان؟

250
00:13:20,166 --> 00:13:21,208
- اوه...!
- تو ساکت باش!

251
00:13:21,291 --> 00:13:23,208
تو هم مدام بازیگوشی می‌کنی، ولی وقتی
نتایج امتحانات بیاید...

252
00:13:23,291 --> 00:13:24,666
تو همیشه موفق می‌شی نمره
بالای ۹۰ بگیری.

253
00:13:24,708 --> 00:13:26,041
اما قضیه اون فرق می‌کنه.

254
00:13:26,291 --> 00:13:27,541
برای امتحان آخر،

255
00:13:27,541 --> 00:13:28,708
به زور تونست ۵۵٪ بگیره.

256
00:13:34,208 --> 00:13:35,458
هی! بیخیال!

257
00:13:36,791 --> 00:13:38,291
عمو، برام یه فروتی می‌خری؟

258
00:13:38,291 --> 00:13:39,416
یکی کافیه؟

259
00:13:52,791 --> 00:13:55,166
«کسانی که به توهمِ
دروغینِ...

260
00:13:55,166 --> 00:13:57,208
یک زندگی زیبا و خوشبو باور دارند،

261
00:13:57,291 --> 00:13:58,833
نباید این رمان را بخوانند!»

262
00:14:03,666 --> 00:14:05,166
وینیث، وقتی بزرگ شدی،

263
00:14:05,291 --> 00:14:06,583
می‌خواهی چکاره شوی؟

264
00:14:09,833 --> 00:14:11,291
حتماً هدفی داری، مگر نه؟

265
00:14:14,041 --> 00:14:15,041
دکتر...

266
00:14:15,041 --> 00:14:16,958
دکتر، این‌طور نیست که
پدرم گفت.

267
00:14:17,041 --> 00:14:18,541
من زمین نخوردم
چون ترسیده بودم.

268
00:14:19,333 --> 00:14:20,333
پس چطور؟

269
00:14:20,416 --> 00:14:22,541
کسی مرا به زمین می‌کوبد.

270
00:14:24,416 --> 00:14:26,166
- چه کسی؟
- نمی‌دانم!

271
00:14:26,333 --> 00:14:28,166
اما او هر شب می‌آید.

272
00:14:29,416 --> 00:14:30,833
واقعاً او را دیده‌ای؟

273
00:14:31,291 --> 00:14:32,416
فقط یک بار!

274
00:14:32,958 --> 00:14:33,958
اما...

275
00:14:34,791 --> 00:14:35,833
اما چی؟

276
00:14:36,041 --> 00:14:37,791
- او سر ندارد.
- چی؟!

277
00:14:37,833 --> 00:14:39,958
او خودش را جلوی قطار انداخت
و خودکشی کرد.

278
00:14:40,041 --> 00:14:41,208
این چیزی بود که به من گفت.

279
00:14:45,083 --> 00:14:46,166
نترسید، دکتر!

280
00:14:46,208 --> 00:14:47,291
فقط داشتم شوخی می‌کردم.

281
00:14:47,333 --> 00:14:48,958
- اوه!
- من هر شب خواب می‌بینم.

282
00:14:49,333 --> 00:14:50,958
گاهی اوقات کمی
می‌ترسم.

283
00:14:51,041 --> 00:14:52,458
گاهی اوقات فقط
تعادلم را از دست می‌دهم...

284
00:14:52,541 --> 00:14:53,708
و در نهایت زمین می‌خورم.

285
00:14:54,083 --> 00:14:55,791
این هم به همان شکل اتفاق افتاد.

286
00:14:59,916 --> 00:15:00,958
این را با خودم می‌برم.

287
00:15:01,208 --> 00:15:02,291
تو نمی‌توانی این کار را بکنی!

288
00:15:02,291 --> 00:15:03,958
هنوز خواندنش را
تمام نکرده‌ام.

289
00:15:04,041 --> 00:15:06,291
بدون دانستن پایانش
نمی‌توانم بخوابم.

290
00:15:06,416 --> 00:15:07,416
این‌طور است؟

291
00:15:07,416 --> 00:15:09,791
پس فعلاً
نیازی نیست پایانش را بدانی.

292
00:15:10,166 --> 00:15:12,916
تو الان باید روی چیزهای
خیلی مهم‌تری تمرکز کنی.

293
00:15:13,541 --> 00:15:15,041
پسرم، تو به یک هدف در زندگی نیاز داری.

294
00:15:15,291 --> 00:15:18,208
تا وقتی که برمی‌گردی تا گچ دستت رو باز کنی،
تصمیم بگیر که می‌خوای چی‌کاره بشی.

295
00:15:20,208 --> 00:15:21,791
فقط در اون صورته که این رو بهت پس می‌دم.

296
00:15:21,958 --> 00:15:23,708
«برای اینکه بفهمم پایان
"جزیره شیطان" چی می‌شه،»

297
00:15:23,791 --> 00:15:25,666
«حالا باید صبر کنم تا
این گچ از دستم باز بشه.»

298
00:15:26,416 --> 00:15:28,041
«و تازه باید یک "هدف" هم
برای زندگی‌ام پیدا کنم.»

299
00:15:28,083 --> 00:15:29,708
«این واقعاً یک خیانت تمام‌عیار بود.»

300
00:15:29,916 --> 00:15:30,958
من و عمو...

301
00:15:31,041 --> 00:15:32,916
تو رو می‌رسونیم
و سریع راهی می‌شیم.

302
00:15:33,041 --> 00:15:35,916
فقط حواست باشه غذا و داروهاش رو
سر وقت بهش بدی، باشه؟

303
00:15:35,958 --> 00:15:37,583
خیالت راحت باشه، خاله!

304
00:15:38,208 --> 00:15:40,291
انگار کار مهم‌تری هم
دارم که انجام بدم!

305
00:15:43,041 --> 00:15:44,041
- رفیق؟
- بله؟

306
00:15:44,416 --> 00:15:45,666
بریم فیلم ببینیم؟

307
00:15:46,833 --> 00:15:50,083
مامان پنجاه روپیه بهم داد
تا برای اردوی مدرسه خوراکی بخرم.

308
00:15:50,541 --> 00:15:51,791
همین که پدر و مادرت برن،

309
00:15:51,833 --> 00:15:53,416
مستقیم می‌ریم
سمت سینما.

310
00:15:53,916 --> 00:15:55,291
چه فیلمی؟

311
00:16:11,291 --> 00:16:12,916
- «مامی»؟
- فقط با من بیا!

312
00:16:12,958 --> 00:16:14,541
جلوه‌های ویژه فوق‌العاده‌ست.

313
00:16:40,291 --> 00:16:41,291
هوف!

314
00:17:22,583 --> 00:17:24,916
بهت نگفته بودم جلوه‌های ویژه
فوق‌العاده می‌شه؟

315
00:17:24,958 --> 00:17:27,541
اون صحنه‌ای که ایمهوتپ
هلیکوپتر رو می‌بلعه...

316
00:17:27,541 --> 00:17:28,541
وای خدای من!

317
00:17:28,583 --> 00:17:30,583
صدا حتی
از پشت سر ما می‌اومد!

318
00:17:34,916 --> 00:17:35,958
پیداش کردم!

319
00:17:36,666 --> 00:17:37,666
چی رو پیدا کردی؟

320
00:17:38,041 --> 00:17:39,041
هدف!

321
00:17:39,208 --> 00:17:40,458
منظورت رو نفهمیدم!

322
00:17:40,791 --> 00:17:42,208
من می‌خوام مردم رو بترسونم!

323
00:17:42,291 --> 00:17:44,208
می‌خوام با استفاده از دی‌تی‌اس
همه رو وحشت‌زده کنم!

324
00:17:48,458 --> 00:17:49,916
«آکاشگانگا»

325
00:17:49,958 --> 00:17:51,833
- وینیت!
- سونیل‌تا...

326
00:17:51,916 --> 00:17:53,083
فیلم «مومیایی» رو داری؟

327
00:17:53,166 --> 00:17:54,208
اوه، نه، ندارم.

328
00:17:54,291 --> 00:17:55,708
فقط دو نسخه داشتم...

329
00:17:55,791 --> 00:17:57,083
که هر دو الان امانت داده شدن.

330
00:17:57,166 --> 00:17:58,666
ولی یه چیز دیگه برات دارم.

331
00:17:58,708 --> 00:18:00,583
این فیلم هنوز حتی
تو هند هم اکران نشده.

332
00:18:00,708 --> 00:18:03,541
در آمریکا، این فیلم از «تایتانیک» هم
پرفروش‌تر بوده.

333
00:18:10,166 --> 00:18:12,291
«حس ششم!»

334
00:18:16,416 --> 00:18:17,666
این نسخه دی‌تی‌اس داره؟

335
00:18:17,708 --> 00:18:20,333
از یه سینما در آمریکا ضبط شده
که دی‌تی‌اس داشته،

336
00:18:20,416 --> 00:18:21,833
پس حتماً باید داشته باشه!

337
00:18:25,291 --> 00:18:28,291
نویسنده‌ی محبوب مالایالم،
وایکوم دیوید، درگذشت.

338
00:18:28,333 --> 00:18:31,708
پایان کار او تقریباً ساعت شش
عصر امروز در خانه‌ی خودش رقم خورد.

339
00:18:31,791 --> 00:18:33,166
با بیش از دویست و پنجاه...

340
00:18:33,208 --> 00:18:34,916
«این سیستم اصلاً
خوب نیست!»

341
00:18:36,083 --> 00:18:37,916
«باید این خونه رو
به دی‌تی‌اس مجهز کنم!»

342
00:18:38,416 --> 00:18:39,416
«من بلدم چطور انجامش بدم.»

343
00:18:39,458 --> 00:18:40,666
متأسفم پدربزرگ.

344
00:18:41,041 --> 00:18:42,541
واقعاً باید این فیلم رو ببینم.

345
00:19:05,416 --> 00:19:07,416
«به "مادهاوان دی‌تی‌اس" خوش آمدید!»

346
00:19:07,541 --> 00:19:08,666
«۵.۱،»

347
00:19:08,833 --> 00:19:09,916
«کوتیکانام.»

348
00:19:16,791 --> 00:19:17,916
وای!

349
00:19:18,458 --> 00:19:20,166
عجب تشکیلات
مرتبی داری!

350
00:19:20,166 --> 00:19:21,166
فایده‌ای نداره، رفیق.

351
00:19:21,208 --> 00:19:22,708
سونیل‌تان کاملاً سرم کلاه گذاشت.

352
00:19:22,791 --> 00:19:24,541
افکت دی‌تی‌اس اصلاً کار نمی‌کنه.

353
00:19:24,916 --> 00:19:27,083
خب، این هم از سونیل‌تان.
کارش همینه که تقلب کنه.

354
00:19:28,666 --> 00:19:30,291
کتاب فوق‌العاده‌ایه، پدربزرگ.

355
00:19:30,708 --> 00:19:32,583
اصلاً نمی‌دونم چرا شکست خورد.

356
00:19:32,666 --> 00:19:34,041
مردم لیاقت تو رو ندارن!

357
00:19:34,083 --> 00:19:35,833
طبق ژنتیک من،

358
00:19:35,916 --> 00:19:39,416
انتظار داشتم نوه‌ای با
روحیه‌ی علمی مثل تو داشته باشم.

359
00:19:39,458 --> 00:19:40,666
و آخرش چی نصیبم شد؟

360
00:19:40,666 --> 00:19:44,666
پسری که موقع خوندن رمان وایکوم دیوید،
از روی تخت افتاده و دستش شکسته!

361
00:19:45,041 --> 00:19:46,666
«حس ششم»؟

362
00:19:46,958 --> 00:19:48,958
این اسم را کجا شنیده‌ام؟

363
00:19:49,041 --> 00:19:50,791
نه، امکان ندارد آن را شنیده باشی.

364
00:19:50,833 --> 00:19:51,916
صبر کن...

365
00:19:52,041 --> 00:19:54,333
کارگردانش در واقع یک مالایالی است.

366
00:19:54,416 --> 00:19:56,166
بی‌خیال!
این یک فیلم هالیوودی است.

367
00:19:56,166 --> 00:19:57,666
بروس ویلیس قهرمان فیلم است.

368
00:19:57,666 --> 00:19:59,416
شاید قهرمانش بروس ویلیس باشد،

369
00:19:59,458 --> 00:20:01,166
اما کارگردانش
قطعاً یک مالایالی است.

370
00:20:01,166 --> 00:20:02,333
مانوج کی. جایان!

371
00:20:02,916 --> 00:20:04,458
او مانوج نایت شیامالان است!

372
00:20:04,791 --> 00:20:05,916
متولد ماهه.

373
00:20:05,958 --> 00:20:07,541
بزرگ‌شده‌ی پنسیلوانیا.

374
00:20:07,583 --> 00:20:09,541
پدربزرگ، تو یک نابغه‌ای.

375
00:20:09,541 --> 00:20:10,666
مردم لیاقت تو رو ندارن!

376
00:20:10,708 --> 00:20:12,541
«پدربزرگ خیلی بیشتر از چیزی
که فکر می‌کردم می‌فهمه.»

377
00:20:12,541 --> 00:20:13,958
«اون واقعاً یک نابغه‌ست.»

378
00:20:14,166 --> 00:20:15,958
«اما آخه سوجی
چطور این رو می‌دونست؟»

379
00:20:17,416 --> 00:20:19,208
تو از کجا این رو می‌دونی؟

380
00:20:19,333 --> 00:20:21,041
فقط فیلم دیدن
کافی نیست...

381
00:20:21,041 --> 00:20:23,416
باید گاهی اوقات
روزنامه هم بخونی.

382
00:20:23,666 --> 00:20:25,666
«بله، من هدفم را در زندگی پیدا کرده‌ام.»

383
00:20:26,041 --> 00:20:29,291
«حالا باید این گچ را باز کنم و
بالاخره پایانِ جزیره شیطان را بخوانم.»

384
00:20:29,333 --> 00:20:30,791
سعی کن دستت را کمی تکان بدهی.

385
00:20:32,166 --> 00:20:33,958
- درد دارد؟
- نه.

386
00:20:35,666 --> 00:20:37,333
حالا، سعی کن چیزی بنویسی.

387
00:20:37,416 --> 00:20:39,666
- چه بنویسم؟
- هر چیزی که به ذهنت می‌رسد.

388
00:20:42,416 --> 00:20:44,458
«همه وقتی این را بخوانند
شوکه خواهند شد.»

389
00:20:45,041 --> 00:20:46,291
«پدربزرگ خوشحال خواهد شد.»

390
00:20:57,541 --> 00:20:58,541
هدف.

391
00:20:58,708 --> 00:21:00,583
بالاخره تصمیم گرفتم
هدف زندگی‌ام چه باشد.

392
00:21:02,166 --> 00:21:05,333
من می‌خواهم کارگردان هالیوود شوم
مثل مانوج نایت شیامالان.

393
00:21:07,541 --> 00:21:09,291
- چی؟
- کتاب!

394
00:21:09,666 --> 00:21:11,291
«اوج داستان جزیره شیطان»

395
00:21:11,750 --> 00:21:13,375
«اصلاً شبیه چیزی نبود که
انتظارش را داشتم.»

396
00:21:13,791 --> 00:21:15,250
«خیلی افتضاح بود.»

397
00:21:19,625 --> 00:21:21,625
«بنابراین، آن فصل از زندگی من
رسماً تمام شد.»

398
00:21:21,875 --> 00:21:24,250
بابا، برایم یک دوربین فیلم‌برداری می‌خری؟

399
00:21:25,000 --> 00:21:27,125
یک دوربین فیلم‌برداری
خیلی گران است، پسرم.

400
00:21:27,291 --> 00:21:30,250
اگر دوست داری، می‌توانیم در راه
سری به «سانیل ویدیو» بزنیم و یک کاست اجاره کنیم.

401
00:21:30,250 --> 00:21:33,166
اما عمو سانیل گفت
قیمتش فقط ۲۷ هزار روپیه است.

402
00:21:33,250 --> 00:21:34,875
فقط ۲۷ هزار روپیه؟!

403
00:21:38,000 --> 00:21:39,000
هی!

404
00:21:39,000 --> 00:21:40,375
اگر ۲۷ هزار روپیه داشتیم،

405
00:21:40,375 --> 00:21:42,750
می‌تونستیم برای مادرت
یه ماشین لباسشویی نو بخریم.

406
00:21:42,875 --> 00:21:44,916
و تو یه دوربین فیلم‌برداری می‌خوای؟

407
00:21:45,250 --> 00:21:46,625
خب، خوندنش رو تموم کردی؟

408
00:21:46,625 --> 00:21:47,750
اصلاً ازش خوشم نیومد.

409
00:21:47,916 --> 00:21:49,375
«جزیره شیطان» احمقانه بود.

410
00:21:49,375 --> 00:21:50,875
وقتی گنجینه یک آدم بااستعداد،

411
00:21:50,916 --> 00:21:52,791
توسط آدم بی‌استعداد ربوده بشه،

412
00:21:53,000 --> 00:21:56,875
او می‌تواند با نامیدن آن به عنوان سرنوشتش،
خودش را دلداری دهد،

413
00:21:57,541 --> 00:22:01,000
یا می‌تواند راهی شود...
تا آن سرنوشت را خودش بازنویسی کند.

414
00:22:01,666 --> 00:22:03,875
این داستانِ...
مردی از این دست است.

415
00:22:04,000 --> 00:22:07,041
سفری فوق‌العاده ماجراجویانه
و حماسی.

416
00:22:09,375 --> 00:22:11,125
خب، آیا آن فرد بااستعداد
به گنج رسید؟

417
00:22:11,125 --> 00:22:12,416
نه، او در نهایت به آن نرسید.

418
00:22:12,500 --> 00:22:14,666
مرد بااستعداد باخت...
و مرد بی‌استعداد پیروز شد.

419
00:22:15,041 --> 00:22:17,000
- چه پایان افتضاحی!
- دقیقاً همین‌طور است!

420
00:22:17,000 --> 00:22:19,750
این همان چیزی است که وقتی آرزوهای غیرممکن
در دلتان دارید، رخ می‌دهد.

421
00:22:19,791 --> 00:22:22,375
منوج نایت شیامالان
در آمریکا بزرگ شد.

422
00:22:22,416 --> 00:22:24,041
تو در کوتیکانام بزرگ شدی.

423
00:22:25,291 --> 00:22:26,250
گوش کن...

424
00:22:26,291 --> 00:22:27,375
اینجا هالیوود نیست.

425
00:22:27,416 --> 00:22:30,000
در این ایالت کوچک کرالا،
ما فقط یک «اسمال‌وود» داریم.

426
00:22:30,125 --> 00:22:31,125
مالیوود!

427
00:22:31,375 --> 00:22:32,416
خب، وینیث...

428
00:22:32,750 --> 00:22:34,625
کلاً قید آن دوربین دستی را بزن!

429
00:22:38,500 --> 00:22:39,541
لعنتی!

430
00:22:40,000 --> 00:22:41,125
روشن نمی‌شود!

431
00:22:41,125 --> 00:22:42,541
وقتش رسیده که یک ماشین جدید بخرم.

432
00:22:42,625 --> 00:22:44,416
- این اواخر خیلی زیاد اتفاق می‌افته!
- هان؟!

433
00:22:44,500 --> 00:22:45,625
هی، وینیت!

434
00:22:46,500 --> 00:22:47,625
سوار ماشین شو!

435
00:22:49,250 --> 00:22:50,250
هی!

436
00:22:50,375 --> 00:22:51,375
داره چیکار می‌کنه؟

437
00:22:51,375 --> 00:22:55,041
«اولین فیلم ترسناک دی‌تی‌اس مالایالم!»

438
00:22:55,416 --> 00:22:57,291
باشه. مولی‌وود هم خوبه!

439
00:22:58,750 --> 00:23:01,750
من فیلم‌های ترسناک سطح بالا
همین‌جا توی کرالای کوچک‌مون می‌سازم!

440
00:23:02,000 --> 00:23:04,000
بهترینِ بهترین‌ها، با کیفیت دی‌تی‌اس!

441
00:23:04,416 --> 00:23:05,916
بعد از کارگردان وینایان،

442
00:23:06,166 --> 00:23:07,625
آن شخص وینیث ماداوان خواهد بود!

443
00:23:09,625 --> 00:23:11,166
همه را وحشت‌زده خواهم کرد!

444
00:23:13,125 --> 00:23:14,625
«و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی مرا بگیرد!»

445
00:23:15,250 --> 00:23:16,250
«چون،»

446
00:23:16,291 --> 00:23:17,666
«خدا با من خواهد بود،»

447
00:23:18,166 --> 00:23:19,166
«همیشه!»

448
00:23:42,875 --> 00:23:44,000
ای الهه!

449
00:24:15,625 --> 00:24:16,875
ای الهه!

450
00:24:25,500 --> 00:24:27,375
لطفاً مرا نکش!

451
00:24:37,166 --> 00:24:38,625
ای وای!

452
00:24:42,875 --> 00:24:44,541
چی شد؟
دوباره شکستی‌اش؟

453
00:24:44,625 --> 00:24:45,666
هان؟

454
00:24:46,000 --> 00:24:47,291
نه بابا!
همه‌چیز مرتبه!

455
00:24:47,875 --> 00:24:49,000
پس آماده شو!

456
00:24:49,000 --> 00:24:50,500
بریم کارنامه‌ات رو بگیریم!

457
00:24:51,416 --> 00:24:52,625
«این دنیاست.»

458
00:24:53,541 --> 00:24:54,916
«و این هم پروفایل اورکات منه.»

459
00:24:55,000 --> 00:24:56,750
«من پنج تا دوست توی اورکات دارم.»

460
00:24:57,500 --> 00:24:58,791
«بابا، مامان،»

461
00:24:58,875 --> 00:25:01,000
«پدربزرگ، سوجی و سونیلِتان.»

462
00:25:01,416 --> 00:25:05,250
«برای ام. نایت شیامالان، آر.جی.وی و آقای وینایان
درخواست دوستی فرستادم.»

463
00:25:06,125 --> 00:25:07,791
«هنوز قبول نکردند.»

464
00:25:07,875 --> 00:25:09,000
«اما یک روز...»

465
00:25:09,000 --> 00:25:10,250
«یک روز، قبول می‌کنند.»

466
00:25:10,291 --> 00:25:13,000
«و بعد، شخصاً با
وینیت ماداوان تماس می‌گیرند.»

467
00:25:14,125 --> 00:25:15,625
«منتظر آن روز هستم!»

468
00:25:15,625 --> 00:25:17,250
- خوشحالی؟
- ماداوان؟

469
00:25:17,750 --> 00:25:20,250
آقا معلم، در «ماداوان» دو تا «الف» نیست،
فقط یکی است.

470
00:25:20,750 --> 00:25:22,041
- ۶۲ درصد.
- عالیه!

471
00:25:22,125 --> 00:25:23,416
- به سختی در ریاضی قبول شدی.
- طبق معمول!

472
00:25:23,500 --> 00:25:25,250
و آن هم فقط به لطف
معلمان اینجاست.

473
00:25:25,250 --> 00:25:27,750
سال بعد، برای امتحانات نهایی،
انتظار چنین ارفاقی را نداشته باش.

474
00:25:27,750 --> 00:25:28,791
قطعاً مردود می‌شوی!

475
00:25:30,125 --> 00:25:31,625
آن یکی را هم بگیر، باسیتا.

476
00:25:31,666 --> 00:25:33,791
- بابا... نگاه کن، «چاکرابومی».
- اوه!

477
00:25:34,375 --> 00:25:36,000
حالا دیگر روزنامه خواندن
را شروع کرده‌ای؟

478
00:25:36,000 --> 00:25:37,125
هوم... خوب است!

479
00:25:37,166 --> 00:25:38,250
صبر کن...

480
00:25:38,750 --> 00:25:39,750
این را دیدی، بابا؟

481
00:25:39,791 --> 00:25:41,666
۵۰۰۰ روپیه تخفیف
برای دوربین فیلم‌برداری!

482
00:25:41,750 --> 00:25:43,375
الان می‌توانیم آن را ۲۰۰۰۰ روپیه بخریم.

483
00:25:47,625 --> 00:25:49,791
پنج سال است که از تو می‌خواهم، بابا.

484
00:25:50,250 --> 00:25:52,000
در این مدت،
یک همزن جدید خریدی،

485
00:25:52,125 --> 00:25:53,375
یک ماشین لباسشویی جدید،

486
00:25:53,375 --> 00:25:55,416
و حتی یک جاروبرقی هم خریدی!

487
00:25:55,666 --> 00:25:57,125
قیمت آن الان واقعاً پایین است.

488
00:25:57,166 --> 00:25:58,625
نمی‌توانی حداقل حالا آن را برایم بخری؟

489
00:25:59,916 --> 00:26:03,750
ام. نایت شیامالان در این سن
۲۲ فیلم کوتاه ساخته بود، بابا!

490
00:26:04,916 --> 00:26:07,791
اگر بخواهم یک فیلم‌ساز استاد شوم،
باید همین حالا فیلم‌سازی را شروع کنم.

491
00:26:07,875 --> 00:26:09,375
- وینیث ماداوان؟
- بله، خودمم!

492
00:26:09,500 --> 00:26:11,250
او کلاس دهم را با
نمرات عالی تمام کرد.

493
00:26:11,625 --> 00:26:13,000
فقط خواستم در این شادی شریک باشم!

494
00:26:13,791 --> 00:26:15,000
خدای من!

495
00:26:22,000 --> 00:26:24,625
اگر در امتحانات نهایی پیش رو
نمره‌ای بالای ۸۰ درصد بگیری،

496
00:26:24,791 --> 00:26:26,791
وام می‌گیرم
و آن دوربین فیلم‌برداری را برایت می‌خرم.

497
00:26:27,041 --> 00:26:28,125
چی؟

498
00:26:28,250 --> 00:26:29,500
صبر کن، واقعاً؟!

499
00:26:29,625 --> 00:26:30,791
جدی می‌گویم.

500
00:26:36,500 --> 00:26:38,125
آیا او واقعاً می‌تواند از پسش بربیاید؟

501
00:26:40,041 --> 00:26:41,375
«وقتی چیزی را می‌خواهی،»

502
00:26:41,416 --> 00:26:44,750
«تمام کائنات دست به دست هم می‌دهند
تا تو به آن برسی.»

503
00:26:47,125 --> 00:26:48,541
«پائولو کوئیلو.»

504
00:26:57,250 --> 00:26:58,750
«هشتاد درصد!»

505
00:27:08,250 --> 00:27:10,291
درود!
من آناند سودهاکاران هستم.

506
00:27:10,375 --> 00:27:12,750
این هفته، دو فیلم مالایالامی
روی پرده رفته‌اند.

507
00:27:12,750 --> 00:27:15,375
هر دو فیلم ستاره‌محور هستند
و هر دو از نظر تجاری موفق بوده‌اند.

508
00:27:15,375 --> 00:27:17,250
با این حال... من ناامید شدم.

509
00:27:17,791 --> 00:27:19,166
حالا، فعلاً برای سنگ‌پرانی
به سمت من دست به کار نشوید!

510
00:27:19,250 --> 00:27:21,416
اجازه دهید یک بار دیگر به شما یادآوری کنم،

511
00:27:21,500 --> 00:27:23,750
نقد فیلم به معنای تکرارِ
صرفِ نظرِ عموم نیست.

512
00:27:23,875 --> 00:27:26,375
اگر منتقدانی که پیش از من بودند
فقط همین کار را می‌کردند...

513
00:27:26,416 --> 00:27:28,250
سینمای امروز هنوز چیزی
بیش از شعبده‌بازی‌های سیرک‌گونه‌ی

514
00:27:28,250 --> 00:27:30,666
برادران لومیر نبود.

515
00:27:30,750 --> 00:27:32,750
اگر قرار است وضعیت سینمای مالایالم تغییر کند...

516
00:27:32,750 --> 00:27:35,416
ما به سینمای مدرن و استعدادهای تازه‌ای نیاز داریم که بتوانند

517
00:27:35,500 --> 00:27:38,125
سطح درک زیبایی‌شناختی مخاطب را بالا ببرند.

518
00:27:38,375 --> 00:27:39,500
هی!

519
00:27:40,166 --> 00:27:42,250
من دارم می‌آیم تا سینمای مالایالم را نجات دهم!

520
00:27:43,000 --> 00:27:46,916
پس وینیث ماداوان قرار است کارگردان سینما شود، این‌طور است؟

521
00:27:47,000 --> 00:27:48,666
بله. پس همه
خبر رو شنیدن، درسته؟

522
00:27:48,750 --> 00:27:51,625
دوام آوردن در صنعت فیلم‌سازی
کار آسونی نیست.

523
00:27:52,000 --> 00:27:54,375
از نظر ژنتیکی، او اصلاً
توانایی انجامش رو نداره.

524
00:27:54,625 --> 00:27:57,500
واقعاً فکر می‌کنی
می‌تونه نمره ۸۰ بگیره، پدر؟

525
00:27:57,750 --> 00:27:59,125
اون هیچ‌وقت نمی‌تونه این کار رو بکنه.

526
00:27:59,541 --> 00:28:02,375
من فقط این رو گفتم که حداقل به این بهانه
درس بخونه، پدر.

527
00:28:02,416 --> 00:28:03,750
اما اگه نمره ۸۰ رو بگیره چی؟

528
00:28:03,791 --> 00:28:05,166
واقعاً
وام می‌گیری؟

529
00:28:05,250 --> 00:28:06,375
اون نمی‌گیره.

530
00:28:06,416 --> 00:28:08,375
از نظر ژنتیکی،
اون فقط توانایی‌اش رو نداره.

531
00:28:09,250 --> 00:28:10,875
«پدربزرگ دیگر دوست من نیست.»

532
00:28:11,166 --> 00:28:12,625
«می‌خواهم او را آن‌فالو کنم.»

533
00:28:12,916 --> 00:28:14,125
«خداحافظ پدربزرگ!»

534
00:28:14,916 --> 00:28:16,166
«فقط صبر کن و ببین.»

535
00:28:17,625 --> 00:28:19,250
«مربی امتحان»
«لِیبر ایندیا»...

536
00:28:19,416 --> 00:28:21,041
بله، بگذار این یکی را هم بردارم!

537
00:28:21,250 --> 00:28:22,875
«آیا او برگشته؟»

538
00:28:23,125 --> 00:28:24,916
«آیا پیرمرد رسیده است؟»

539
00:28:26,416 --> 00:28:27,791
«آیا او برگشته؟»

540
00:28:27,875 --> 00:28:29,500
«آیا پیرمرد رسیده است؟»

541
00:28:29,625 --> 00:28:32,541
چه بلایی سرش آمده؟
دوباره آتش گرفت؟

542
00:28:33,666 --> 00:28:35,125
لحظه‌ای که نتایج اعلام بشه،

543
00:28:35,541 --> 00:28:38,500
بابا با بی‌میلی میره
بانک ملی و وام میگیره.

544
00:28:38,750 --> 00:28:41,166
پدربزرگ اصلاً فکرش رو هم نمیکنه.

545
00:28:41,500 --> 00:28:43,416
یه چرخش غیرمنتظره در اتفاقات...

546
00:28:43,541 --> 00:28:45,375
درست مثل فیلم‌های مانوج نایت شیامالان.

547
00:28:46,041 --> 00:28:48,000
بعدش، کل مسیر رو تا کوتایام رانندگی میکنه...

548
00:28:48,041 --> 00:28:53,000
یه دوربین هندی‌کم سونی ۳.۵ مگاپیکسلی نو
از فروشگاه لوازم الکترونیکی های‌رنج میخره،

549
00:28:53,041 --> 00:28:55,000
با سرعت از گردنه برمیگرده بالا،
و اون رو میده دست من.

550
00:28:56,541 --> 00:28:57,750
بابا اشک تو چشماش جمع میشه.

551
00:28:58,250 --> 00:28:59,750
پدربزرگ از گریه
هلاک خواهد شد.

552
00:28:59,875 --> 00:29:01,125
یک گریه و زاری تمام‌عیار!

553
00:29:01,875 --> 00:29:03,125
و من آنجا خواهم بود
تا شاهد همه چیز باشم.

554
00:29:03,166 --> 00:29:04,500
«آیا او برگشته است؟»

555
00:29:04,541 --> 00:29:05,750
«آیا آن پیرمرد رسیده است؟»

556
00:29:05,791 --> 00:29:08,291
«چه بلایی سرش آمد؟
آیا دوباره و دوباره آتش گرفت؟»

557
00:29:09,125 --> 00:29:10,625
- هی، مانیان!
- گمشو!

558
00:29:10,666 --> 00:29:12,541
گوش کن، در کلاس دهم
سهمیه پذیرشی وجود ندارد!

559
00:29:13,500 --> 00:29:15,250
- سونیل‌اتا!
- همه اتاقک‌ها پر هستند.

560
00:29:15,291 --> 00:29:17,000
شماره داوطلبی‌ات را بده،
بررسی می‌کنم و به تو خبر می‌دهم.

561
00:29:17,125 --> 00:29:18,166
باشه!

562
00:29:18,666 --> 00:29:20,125
هی! ترسوندت!

563
00:29:20,916 --> 00:29:23,875
گوش کن، به محض اینکه دوربین رو بگیرم،
می‌خوایم یه فیلم کوتاه ترسناک بسازیم.

564
00:29:24,666 --> 00:29:25,791
و تو قهرمانش می‌شی.

565
00:29:25,875 --> 00:29:27,000
من؟

566
00:29:29,125 --> 00:29:30,375
نصف شب هست...

567
00:29:31,416 --> 00:29:34,875
تو خونه تنهایی و حوصله‌ات سر رفته،
برای همین به یه دوست زنگ می‌زنی که شطرنج بازی کنی.

568
00:29:39,250 --> 00:29:40,250
الو؟

569
00:29:40,250 --> 00:29:43,500
همون‌طور که منتظرشی، شروع می‌کنی
به چیدن مهره‌ها روی صفحه شطرنج.

570
00:29:46,416 --> 00:29:47,625
درست وقتی کارت تموم می‌شه،

571
00:29:47,625 --> 00:29:48,625
برق می‌رود.

572
00:29:50,750 --> 00:29:52,250
ناگهان، زنگ در به صدا در می‌آید!

573
00:29:53,250 --> 00:29:55,125
- هان؟ اِ...
- چی؟

574
00:29:55,416 --> 00:29:57,250
اگر برق رفته،
چطور زنگ در کار می‌کند؟

575
00:29:57,916 --> 00:29:59,375
بعد ناگهان
صدای در زدن می‌آید!

576
00:30:00,416 --> 00:30:02,125
در تاریکی راه می‌روی،

577
00:30:02,125 --> 00:30:03,250
در را باز می‌کنی،

578
00:30:03,250 --> 00:30:04,291
و به دوستت خوش‌آمد می‌گویی.

579
00:30:05,166 --> 00:30:06,375
هر دو شروع به شطرنج بازی کردن می‌کنید.

580
00:30:06,375 --> 00:30:07,416
چون هوا کاملاً تاریک است،

581
00:30:07,500 --> 00:30:09,416
فقط نورِ
یک شمع باقی‌ست.

582
00:30:09,750 --> 00:30:11,125
تاریکی مطلق!

583
00:30:12,041 --> 00:30:13,500
درست در لحظه‌ای که می‌گویی «کیش»،

584
00:30:13,750 --> 00:30:15,250
برق ناگهان وصل می‌شود.

585
00:30:15,250 --> 00:30:16,291
سرت را بالا می‌آوری و...

586
00:30:16,375 --> 00:30:17,791
- کسی روبرویت ننشسته است.
- وای!

587
00:30:18,750 --> 00:30:20,125
درست وقتی که وحشت‌زده می‌شوی،

588
00:30:20,125 --> 00:30:21,250
برق دوباره قطع می‌شود.

589
00:30:21,250 --> 00:30:22,250
ناگهان،

590
00:30:22,375 --> 00:30:24,916
صدای حرکت کردن مهره‌ای
را روی صفحه شطرنج می‌شنوی.

591
00:30:25,416 --> 00:30:26,375
به پایین نگاه می‌کنی،

592
00:30:26,375 --> 00:30:29,000
و کسی درست مقابل تو
حرکتی انجام داده است.

593
00:30:29,291 --> 00:30:30,500
کیش و مات!

594
00:30:32,000 --> 00:30:33,250
در حالی که از ترس می‌لرزی،

595
00:30:33,250 --> 00:30:34,375
شمع را برمی‌داری،

596
00:30:34,666 --> 00:30:36,875
و آرام سعی می‌کنی
صورت آن شخص را ببینی.

597
00:30:37,250 --> 00:30:39,625
همان‌طور که شمع را
به او نزدیک‌تر می‌کنی،

598
00:30:40,041 --> 00:30:42,041
مشخص می‌شود که هیچ‌کس آنجا نیست!

599
00:30:42,541 --> 00:30:44,750
درست در همان لحظه، دوباره
در زده می‌شود.

600
00:30:44,875 --> 00:30:46,166
وقتی شمع را برمی‌داری،

601
00:30:46,250 --> 00:30:47,750
و آرام در را باز کن،

602
00:30:47,750 --> 00:30:49,791
دوستت آنجا ایستاده
و به تو لبخند می‌زند!

603
00:30:49,875 --> 00:30:51,250
ناگهان، لبخندش محو می‌شود.

604
00:30:51,250 --> 00:30:53,250
او پشت سرت را نگاه می‌کند،
و از وحشت خشکش می‌زند.

605
00:30:53,291 --> 00:30:56,250
او در نور لرزان
شمع تو می‌بیند که،

606
00:30:56,250 --> 00:30:58,250
درست پشت سرت ایستاده،

607
00:30:58,375 --> 00:30:59,666
یک پیکر بی‌سر!

608
00:31:00,416 --> 00:31:01,541
کات! عنوان فیلم:

609
00:31:01,625 --> 00:31:02,625
«چکوتان»

610
00:31:02,666 --> 00:31:03,875
فیلمی از وینیت مادهاوان!

611
00:31:04,000 --> 00:31:05,041
- اوه!
- هان؟!

612
00:31:05,250 --> 00:31:06,500
عجب ایده‌ی محشری!

613
00:31:06,625 --> 00:31:08,250
دقیقاً به سبک رام گوپال وارما!

614
00:31:08,375 --> 00:31:11,250
دقیقاً همین‌طور قصد دارم
فیلم‌برداری‌اش کنم... در تاریکی مطلق!

615
00:31:11,375 --> 00:31:13,000
- فقط با نور شمع.
- عالیه!

616
00:31:13,041 --> 00:31:14,625
هشتاد و هشت!
پنجاه و هفت!

617
00:31:14,750 --> 00:31:16,291
- صبر کن، چی؟
- ۸۸ درصد!

618
00:31:17,291 --> 00:31:18,291
و ۵۷ درصد!

619
00:31:19,125 --> 00:31:21,625
- بیست روپیه می‌شه. یادتون نره پرداخت کنین.
- پرداخت می‌کنیم.

620
00:31:21,791 --> 00:31:24,125
و من اونجا، بیهوده
رویای قهرمان شدن رو در سر داشتم.

621
00:31:25,875 --> 00:31:27,666
«پس اون دوربین هندی‌کمی که آرزوش رو داشتم،»

622
00:31:27,875 --> 00:31:29,500
«دیگه هیچ‌وقت به دستش نمی‌آرم.»

623
00:31:30,000 --> 00:31:32,875
«مثل یک تکه شیشه زیبا،
خرد و خاکشیر شدم.»

624
00:31:33,500 --> 00:31:35,125
بفرمایید سونیل‌تا، ۲۰ روپیه.

625
00:31:35,375 --> 00:31:37,291
امیدوارم همه چیز
برات خوب پیش بره.

626
00:31:37,375 --> 00:31:39,000
چی شده؟
قبول نشدی؟

627
00:31:39,750 --> 00:31:40,750
آره.

628
00:31:46,125 --> 00:31:48,541
۳.۵ مگاپیکسل
با لنز کارل زایس.

629
00:31:48,625 --> 00:31:50,791
باتری‌های قابل شارژ
و نوار مینی دی‌وی.

630
00:31:51,125 --> 00:31:52,541
برای ساختن فیلم کوتاه‌ت،

631
00:31:53,750 --> 00:31:55,125
همین کافی نیست؟

632
00:31:55,291 --> 00:31:57,291
- ممنونم سونیلتا!
- خواهش می‌کنم!

633
00:31:57,416 --> 00:31:58,625
روزی ششصد تا.

634
00:31:58,625 --> 00:32:00,166
هزینه نوار هم
صد تا اضافه می‌شه.

635
00:32:00,750 --> 00:32:03,125
تو نمی‌تونی فیلم‌برداری این رو
توی یک روز تموم کنی.

636
00:32:03,166 --> 00:32:04,500
ولی اگه بتونی انجامش بدی،

637
00:32:04,500 --> 00:32:06,250
یه روزی کارگردان بزرگی
می‌شی.

638
00:32:07,000 --> 00:32:09,625
قدیما، آی.وی. ساسی یه فیلم کامل مالایالامی رو
توی هجده روز تموم می‌کرد.

639
00:32:09,666 --> 00:32:10,791


640
00:32:10,875 --> 00:32:12,291
ششصد به اضافه صد...

641
00:32:12,375 --> 00:32:13,375
هفتصد تا کامل!

642
00:32:13,500 --> 00:32:14,541
- انجام شد.
- باشه.

643
00:32:14,750 --> 00:32:16,041
تو کسی هستی که پول این رو میدی.

644
00:32:16,125 --> 00:32:17,166
صبر کن، چی؟ من؟

645
00:32:17,291 --> 00:32:18,666
۸۸ درصد!

646
00:32:18,750 --> 00:32:20,916
امروز، پدرت هر چیزی که
بخوای رو بهت میده.

647
00:32:22,666 --> 00:32:25,500
«شیطان».
«اولین شاهکار من».

648
00:32:27,375 --> 00:32:29,375
«پدربزرگ اونقدر خجالت‌زده‌ست
که حتی نمیتونه بهم نگاه کنه».

649
00:32:30,125 --> 00:32:31,375
«علم شکست خورده».

650
00:32:31,541 --> 00:32:32,750
«انسان پیروز شده».

651
00:32:33,000 --> 00:32:34,875
«قدرت تجسم!»

652
00:32:35,291 --> 00:32:38,791
«جوابی مناسب برای پدربزرگم
که به خدا اعتقاد ندارد.»

653
00:32:59,625 --> 00:33:00,666
صبر کن!

654
00:33:01,000 --> 00:33:02,500
- باید کاملاً تاریک باشد.
- اوه!

655
00:33:02,500 --> 00:33:06,000
مقدمه‌ات را طوری طراحی کرده‌ام که شبیه
نمای ورود آمیتاب باچان در فیلم «سارکار» باشد.

656
00:33:06,750 --> 00:33:08,416
فقط نیمی از صورتت
باید دیده شود.

657
00:33:08,500 --> 00:33:10,125
این نور شمع برای آن عالی است.

658
00:33:10,375 --> 00:33:12,625
باید تمام نورهای بیرون را
کاملاً مسدود کنیم.

659
00:33:19,416 --> 00:33:20,500
بله!!

660
00:33:20,875 --> 00:33:21,916
اوه!

661
00:33:31,875 --> 00:33:33,291
چه اتفاقی افتاده؟
همه چیز مرتبه؟

662
00:33:36,000 --> 00:33:37,375
نمی‌دانم چه مشکلی پیش آمد.

663
00:33:37,416 --> 00:33:39,125
وقتی در طول روز چکش کردم،
کاملاً سالم به نظر می‌رسید.

664
00:33:39,166 --> 00:33:40,416
این فقط یک دوربین هندی‌کم است.

665
00:33:40,500 --> 00:33:42,041
آزمایش‌های شبانه تو
با این جواب نمی‌دهد.

666
00:33:42,125 --> 00:33:44,250
اما مگر ۳.۵ مگاپیکسل نیست؟

667
00:33:44,250 --> 00:33:45,750
فقط ۳.۵ مگاپیکسل است.

668
00:33:45,791 --> 00:33:48,125
حتی با روشن بودن مهتابی در شب،
تصویر پر از نویز خواهد بود.

669
00:33:48,125 --> 00:33:49,750
و حالا او اینجاست و سعی دارد
با نور شمع فیلم‌برداری کند!

670
00:33:49,750 --> 00:33:51,041
ای... این جواب نمی‌دهد، سونیل‌تا.

671
00:33:51,125 --> 00:33:53,625
من دوربینی می‌خواهم که بتواند
واقعاً در شب فیلم‌برداری کند.

672
00:33:53,625 --> 00:33:55,000
در آن صورت،
به یک دوربین اچ‌دی نیاز داری.

673
00:33:55,041 --> 00:33:56,666
اما خودت نمی‌توانی
با آن کار کنی.

674
00:33:56,750 --> 00:33:59,125
به یک فیلم‌بردار و نورپرداز نیاز داری...
و با هزینه روزانه برای همه،

675
00:33:59,166 --> 00:34:00,250
حدود ۴۵۰۰ روپیه برایت هزینه خواهد داشت.

676
00:34:00,291 --> 00:34:01,625
آیا چنین پولی داری؟

677
00:34:01,791 --> 00:34:03,000
- ۴۵۰۰؟!
- گوش کن!

678
00:34:03,041 --> 00:34:04,041
این را پس بگیر.

679
00:34:04,125 --> 00:34:05,791
سعی کن چیزی را
در نور روز فیلم‌برداری کنی.

680
00:34:05,916 --> 00:34:07,541
کیفیتش به اندازه کافی خوب خواهد بود.

681
00:34:08,000 --> 00:34:09,375
در همین راستا فکر کن.

682
00:34:09,416 --> 00:34:11,166
شاید واقعاً
نتیجه بهتری بگیری.

683
00:34:16,250 --> 00:34:17,291
هان؟

684
00:34:19,125 --> 00:34:20,250
هان؟

685
00:34:22,375 --> 00:34:23,791
اما اون دیگه کی می‌تونه باشه...

686
00:34:24,625 --> 00:34:25,666
هان؟

687
00:34:26,500 --> 00:34:27,500
آه!

688
00:34:28,125 --> 00:34:29,250
هان؟

689
00:34:36,916 --> 00:34:38,250
کیش!

690
00:34:38,250 --> 00:34:39,416
هان؟

691
00:34:41,541 --> 00:34:42,625
هان؟

692
00:34:44,416 --> 00:34:45,500
هان؟

693
00:34:47,791 --> 00:34:48,791
هان؟

694
00:34:50,375 --> 00:34:51,375
هان؟

695
00:34:54,291 --> 00:34:55,750
«شیطان»

696
00:35:00,500 --> 00:35:02,291
واقعاً عالی بود پسرم.
تماشایش خیلی لذت‌بخش بود!

697
00:35:02,375 --> 00:35:03,625
- هوم.
- مگه نه؟

698
00:35:03,666 --> 00:35:05,250
بله. ساختن فیلمی مثل این
در چنین سن و سالی،

699
00:35:05,291 --> 00:35:06,791
کاری نیست که
از عهده هر کسی بربیاید.

700
00:35:06,875 --> 00:35:08,375
قطعاً به یک
استعداد خاص نیاز دارد.

701
00:35:08,375 --> 00:35:10,041
- آره.
- قشنگه، مگه نه بابا؟

702
00:35:10,375 --> 00:35:12,166
ارواح یک دروغ بزرگ هستن.

703
00:35:12,541 --> 00:35:14,750
چیزی بیشتر از تخیلات انسانی...

704
00:35:14,750 --> 00:35:16,500
در مورد زندگی پس از مرگ نیستن!

705
00:35:17,000 --> 00:35:18,541
من اصلاً نمی‌تونم خودم رو راضی کنم

706
00:35:18,625 --> 00:35:20,666
که از این چیزها لذت ببرم
یا ازشون بترسم.

707
00:35:20,750 --> 00:35:21,750
متأسفم!

708
00:35:24,625 --> 00:35:25,750
کارت عالی بود، پسرم!

709
00:35:25,750 --> 00:35:27,000
با اینکه یه فیلم کوتاهه،

710
00:35:27,041 --> 00:35:29,166
ثابت کردی که
می‌تونی کارگردان بشی.

711
00:35:29,250 --> 00:35:31,250
با این حال، در درس خواندن
کوتاهی نکن!

712
00:35:31,250 --> 00:35:32,250
اوه!

713
00:35:32,291 --> 00:35:34,750
باید آزمون‌های ورودی را
جدی بگیری. فهمیدی؟

714
00:35:35,750 --> 00:35:37,250
- بیا، بریم غذا بخوریم.
- باشه!

715
00:35:37,875 --> 00:35:39,250
پسرم، تو نگران او نباش.

716
00:35:39,375 --> 00:35:40,625
چه درس بخواند و چه نخواند،

717
00:35:40,625 --> 00:35:41,916
فقط به خاطر اینکه
ما پدر و مادرش هستیم،

718
00:35:42,000 --> 00:35:43,666
بالاخره موفق می‌شود در یک دانشگاه
صندلی بگیرد.

719
00:35:43,750 --> 00:35:45,416
اما برای تو این‌طور نیست.

720
00:35:46,250 --> 00:35:48,291
«راست می‌گوید...
برای من این‌طور نیست.»

721
00:35:48,375 --> 00:35:50,541
«با این حال، درست نیست که
این‌طور درباره سوجی صحبت کنی.»

722
00:35:50,625 --> 00:35:51,750
«برخلاف من،»

723
00:35:51,750 --> 00:35:53,125
«او واقعاً در درس‌هایش
نابغه است.»

724
00:35:53,166 --> 00:35:54,166
«حتی بدون سهمیه هم،»

725
00:35:54,250 --> 00:35:55,875
«می‌توانست در هر دانشگاهی
پذیرش بگیرد.»

726
00:35:56,125 --> 00:35:58,500
«اما به خاطر
پیشینه اجتماعی‌اش،»

727
00:35:58,541 --> 00:36:00,500
«اصلاً مورد قدردانی قرار نمی‌گیرد.»

728
00:36:00,500 --> 00:36:03,375
«بنابراین، هر حرف کوچکی که کسی درباره‌اش بزند،
برای خوشحال کردنش کافی است.»

729
00:36:03,666 --> 00:36:04,916
واقعاً عالی بودی.

730
00:36:05,000 --> 00:36:07,875
با اینکه هیچ دیالوگی وجود نداشت،
بازی صورتت فوق‌العاده بود.

731
00:36:08,625 --> 00:36:10,375
«اما... برای من، این کافی نیست!»

732
00:36:10,750 --> 00:36:13,375
رفیق، ما باید فردا این رو
به همه توی مدرسه نشون بدیم.

733
00:36:13,500 --> 00:36:14,541
- نه!
- هان؟

734
00:36:14,625 --> 00:36:15,750
هیچ‌کس دیگه‌ای نباید این رو ببینه!

735
00:36:15,875 --> 00:36:18,125
- چرا؟ همه ازش خوششون اومد!
- نه!

736
00:36:18,416 --> 00:36:20,625
اونا فقط داشتن از
تلاشم تعریف می‌کردن.

737
00:36:20,625 --> 00:36:21,916
نه از خودِ فیلم کوتاه!

738
00:36:22,750 --> 00:36:24,875
مردم باید وقتی فیلم من رو می‌بینن
وحشت‌زده بشن.

739
00:36:25,250 --> 00:36:27,375
باید از شوکِ پایانِ فیلم،
میخکوب بشن.

740
00:36:27,875 --> 00:36:29,000
کسی اینجا شوکه به نظر می‌رسید؟

741
00:36:30,500 --> 00:36:33,125
اگر این سکانسی از فیلم آر.جی.وی بود،
چه می‌گفتی؟

742
00:36:33,166 --> 00:36:35,500
هنوز به آن سطح نرسیده،
اما بد هم نیست.

743
00:36:36,125 --> 00:36:37,375
من می‌خواهم به آن سطح برسم.

744
00:36:37,625 --> 00:36:39,000
بیا دوباره انجامش دهیم.

745
00:36:39,041 --> 00:36:40,625
رفیق، واقعاً لازم است؟

746
00:36:40,666 --> 00:36:42,041
هیچ‌کس قرار نیست
بگوید این بد است.

747
00:36:42,125 --> 00:36:43,750
فقط کلی کار اضافه
روی دستمان می‌گذارد.

748
00:36:44,750 --> 00:36:47,625
استادان یک‌شبه به وجود نمی‌آیند!

749
00:36:48,041 --> 00:36:49,375
این تمرین مداوم است

750
00:36:49,416 --> 00:36:51,000
که از کسی یک متخصص در کارش می‌سازد.

751
00:36:52,000 --> 00:36:55,000
برای رسیدن به سطح مشخصی
از مهارت در هر زمینه‌ای،

752
00:36:55,041 --> 00:36:58,000
تخمین زده می‌شود که حداقل
ده هزار ساعت تمرین نیاز دارید.

753
00:36:58,750 --> 00:37:00,750
در حالی که ما هنوز
داشتیم در گل و لای بازی می‌کردیم،

754
00:37:00,750 --> 00:37:03,166
افرادی مثل اسپیلبرگ
و شیامالان

755
00:37:03,250 --> 00:37:05,500
در حال ساخت فیلم‌های کوتاه
با دوربین‌های ۸ میلی‌متری بودند.

756
00:37:05,750 --> 00:37:07,625
به این دلیل که آن‌ها
در آمریکا متولد شدند.

757
00:37:07,875 --> 00:37:09,041
و ما در هند متولد شدیم.

758
00:37:09,500 --> 00:37:11,041
پس چرا استاد نشوند؟

759
00:37:12,250 --> 00:37:15,000
من از کلاس پنجم
رویای فیلمساز شدن داشتم،

760
00:37:15,041 --> 00:37:17,791
و اولین فیلم کوتاهم را
فقط در کلاس یازدهم منتشر کردم.

761
00:37:19,000 --> 00:37:21,625
من نمی‌خوام فقط
یه فیلمساز معمولی باشم، سوجی!

762
00:37:22,250 --> 00:37:23,791
می‌خوام بهترینِ رشته خودم باشم.

763
00:37:24,500 --> 00:37:28,000
بهترین فیلمساز ژانر وحشت که
سینمای مالایالم تا حالا به خودش دیده!

764
00:37:30,875 --> 00:37:32,250
بیاید دوباره بگیریم!

765
00:37:35,250 --> 00:37:36,791
وینیث، همیشه
موانعی وجود داره.

766
00:37:36,875 --> 00:37:38,666
آدم نباید برای کمال‌گرایی
اینقدر لجباز باشه.

767
00:37:38,750 --> 00:37:39,250
من هستم.

768
00:37:39,250 --> 00:37:41,791
فقط با امکانات و بودجه موجود،
این فیلمبرداری رو یه جوری تموم کن!

769
00:37:41,875 --> 00:37:43,125
وظیفه واقعی یه کارگردان همینه!

770
00:37:43,125 --> 00:37:45,250
فعلاً،
من این وظیفه رو انجام نمی‌دم.

771
00:37:45,250 --> 00:37:46,750
من یک دوربین اچ‌دی می‌خواهم.
تحت هر شرایطی.

772
00:37:46,750 --> 00:37:48,875
- برای دو روز.
- در آن صورت، ۹۰۰۰ روپیه می‌شود.

773
00:37:48,916 --> 00:37:49,875
الان اینجا ندارمش.

774
00:37:49,875 --> 00:37:51,416
باید آن را از
ارناکولام اجاره کنم.

775
00:37:51,500 --> 00:37:53,000
- بیایید اجاره‌اش کنیم.
- کِی؟

776
00:37:53,791 --> 00:37:55,541
کمی زمان لازم دارم
تا پول اجاره را جور کنم.

777
00:37:55,625 --> 00:37:57,125
باید منتظر عیدی بعدی‌ام
برای جشن ویشو بمانم.

778
00:37:57,125 --> 00:37:58,625
بعد هم تا آن موقع، کرایه
ماشینم هست،

779
00:37:58,625 --> 00:38:00,791
بلیت سینما، پف‌فیل تخم‌مرغی،
نوشابه زیره...

780
00:38:00,875 --> 00:38:03,000
با صرف‌نظر کردن از همه این‌ها
پول پس‌انداز می‌کنم!

781
00:38:03,000 --> 00:38:04,541
بسیار خب... چقدر
زمان لازم داری؟

782
00:38:04,666 --> 00:38:06,000
- هوم؟
- یک هفته؟

783
00:38:06,000 --> 00:38:07,000
دو هفته؟

784
00:38:07,000 --> 00:38:08,041
سه هفته؟

785
00:38:08,125 --> 00:38:09,166
چهار هفته؟

786
00:38:12,375 --> 00:38:13,375
«شیطان»

787
00:38:19,166 --> 00:38:20,250
کات!

788
00:38:21,250 --> 00:38:22,375
ازش خوشم اومد!

789
00:38:27,625 --> 00:38:29,250
«شیطان»

790
00:38:31,416 --> 00:38:33,000
واقعاً می‌تونی منو شوکه کنی؟

791
00:38:38,000 --> 00:38:39,875
خودت ببین
چقدر شوکه می‌شوی.

792
00:38:39,916 --> 00:38:41,125
فقط برای ثبت در سوابق!

793
00:39:04,000 --> 00:39:07,625
«با توجه به نفس‌های عمیقی که می‌کشد،
مشخص است که بادکنک قرار است بترکد»

794
00:39:09,000 --> 00:39:10,875
«و سونیلِتان هم
قرار است شوکه شود.»

795
00:39:11,125 --> 00:39:13,000
«هر دو اتفاق
دقیقاً در یک لحظه رخ می‌دهد.»

796
00:39:18,166 --> 00:39:19,750
«لحظه‌اش فرا رسیده.»

797
00:39:25,500 --> 00:39:27,666
«محاسبات من
کاملاً اشتباه بود.»

798
00:39:27,791 --> 00:39:30,541
«بادکنک نترکید
و سونیلِتان هم تکان نخورد.»

799
00:39:30,625 --> 00:39:31,791
نگران نباش!

800
00:39:31,875 --> 00:39:33,500
من ذاتاً همین‌طور هستم.

801
00:39:33,791 --> 00:39:35,625
من به این سادگی‌ها
نمی‌ترسم.

802
00:39:35,666 --> 00:39:36,875
کلاً ساختار من این‌طوریه!

803
00:39:41,541 --> 00:39:43,750
«اونی که انتظار داشتم بترکه
بادکنک سفید بود!»

804
00:39:44,750 --> 00:39:47,250
«اما اونی که واقعاً ترکید...
بادکنک قرمز بود!»

805
00:39:47,500 --> 00:39:49,416
«زمینه‌چینی و گمراه‌کردن!»

806
00:39:49,625 --> 00:39:52,125
«به عبارت دیگه، منحرف کردن
توجه مخاطب.»

807
00:40:02,750 --> 00:40:04,375
هی، مگه همین الان ندیدمش؟

808
00:40:04,791 --> 00:40:06,250
یه بار دیگه امتحان کن ببین!

809
00:40:22,375 --> 00:40:23,750
چطور الان این‌طوریه؟

810
00:40:23,791 --> 00:40:25,291
دفعه اول
این‌طوری نبود!

811
00:40:26,625 --> 00:40:28,041
فضاسازی و گمراه‌ کردن!

812
00:40:28,125 --> 00:40:29,750
- قبلاً این رو کم داشتیم!
- اوه...!!

813
00:40:29,750 --> 00:40:31,541
حالا باید ۵۳ تا سی‌دی بخریم.

814
00:40:31,625 --> 00:40:32,750
کپی‌ها رو رایت می‌کنیم...

815
00:40:32,875 --> 00:40:34,375
و توی کلاس پخش می‌کنیم.

816
00:40:34,500 --> 00:40:35,750
همه باید این رو ببینن.

817
00:40:36,125 --> 00:40:38,000
ولی... ۵۰۰ روپیه کم دارم.

818
00:40:38,000 --> 00:40:40,041
از خونه حتی یک قرون هم
بهم پول نمی‌دن.

819
00:40:41,000 --> 00:40:42,000
نگران نباش!

820
00:40:43,000 --> 00:40:45,375
امروز، پدرم هر چی که بخوام
بهم می‌ده.

821
00:40:56,375 --> 00:40:57,750
- بابا؟
- هان؟

822
00:40:58,250 --> 00:41:00,375
حس تماشای یک
فیلم درست و حسابی رو داشت!

823
00:41:00,500 --> 00:41:01,791
واقعاً پیشرفت کردی.

824
00:41:01,875 --> 00:41:04,125
برای پخش سی‌دی‌های
این فیلم توی کلاسم...

825
00:41:04,125 --> 00:41:05,291
می‌شه ۵۰۰ روپیه بهم بدی؟

826
00:41:05,375 --> 00:41:06,541
من بهت پولی نمی‌دم.

827
00:41:06,625 --> 00:41:07,750
ولی فیلم خوبیه.

828
00:41:09,250 --> 00:41:11,000
- مگه نه؟
- خوبه.

829
00:41:11,250 --> 00:41:12,500
عالیه، مگه نه بابا؟

830
00:41:13,416 --> 00:41:14,416
بابا!

831
00:41:16,750 --> 00:41:17,750
بابا!

832
00:41:20,375 --> 00:41:21,375
بابا!

833
00:41:21,375 --> 00:41:23,375
«این... سی. کی. پارامسواران است.»

834
00:41:23,500 --> 00:41:25,125
هفتاد و پنج ساله!

835
00:41:25,250 --> 00:41:29,500
«حقیقت‌جویی که کتاب‌ها و فیلم‌های بیشتری»

836
00:41:29,500 --> 00:41:31,291
«نسبت به هر کس دیگری در کل جهان دیده است!»

837
00:41:31,375 --> 00:41:33,375
«و امروز، هنگام تماشای فیلم من،»

838
00:41:33,375 --> 00:41:34,500
«او از دنیا رفت!»

839
00:41:34,750 --> 00:41:36,500
- هنوز نفس می‌کشد!
- بیایید او را به بیمارستان ببریم.

840
00:41:36,500 --> 00:41:37,250
بابا!

841
00:41:37,291 --> 00:41:38,500
«خب، او هنوز نمرده است.»

842
00:41:51,666 --> 00:41:54,541
حتی اگر روحی هم جلوی او ظاهر شود،
خم به ابرو نمی‌آورد.

843
00:41:55,250 --> 00:41:56,750
و تو آن پیرمرد را
به کما فرستادی.

844
00:41:57,500 --> 00:41:58,666
کما؟

845
00:41:59,125 --> 00:42:00,291
تو استعدادت را ثابت کردی.

846
00:42:01,000 --> 00:42:02,416
خودت را درگیر آزمون‌های ورودی نکن.

847
00:42:02,500 --> 00:42:03,875
جای تو در سینماست!

848
00:42:04,125 --> 00:42:07,250
وقتی کلاس دوازدهم را تمام کنی،
برایت پذیرش رشته ارتباطات تصویری می‌گیرم.

849
00:42:07,375 --> 00:42:09,416
به هر حال قرار نیست با درس خواندن
به جایگاه بزرگی برسی.

850
00:42:11,166 --> 00:42:12,250
بفرما...

851
00:42:12,416 --> 00:42:13,541
این هزار روپیه.

852
00:42:14,041 --> 00:42:15,041
پنجاه تا نه...

853
00:42:15,291 --> 00:42:16,791
صد تا سی‌دی بخر!

854
00:42:16,875 --> 00:42:17,875
و بعد...

855
00:42:17,916 --> 00:42:19,625
همه رو تا حد مرگ بترسون!

856
00:42:27,000 --> 00:42:27,791
استاد...

857
00:42:27,875 --> 00:42:30,541
«از کلاس پنجم رویای فیلمساز شدن
رو داشتم،»

858
00:42:30,625 --> 00:42:33,375
«با این حال، تا وقتی اولین فیلم کوتاهم رو
تموم کردم، کلاس دوازدهم بودم.»

859
00:42:33,375 --> 00:42:34,416
«این یعنی...»

860
00:42:34,500 --> 00:42:36,541
«شصت هزار ساعت ارزشمند از عمرم...»

861
00:42:36,625 --> 00:42:39,291
«زمانی که باید با تمرین،
مهارتم را به کمال می‌رساندم...»

862
00:42:39,375 --> 00:42:40,375
«همه را هدر دادم.»

863
00:42:40,875 --> 00:42:43,000
«اما دیگر وقت را تلف نخواهم کرد.»

864
00:42:43,625 --> 00:42:44,625
کمپانی...

865
00:42:44,666 --> 00:42:45,750
پدرخوانده...

866
00:42:45,750 --> 00:42:46,875
چِکوتان...

867
00:42:52,500 --> 00:42:55,791
«مانوج نایت شیامالان بیست و هشت ساله بود
که اولین فیلمش را ساخت.»

868
00:42:55,875 --> 00:42:57,416
«آر.جی.وی بیست و هشت ساله بود،»

869
00:42:57,916 --> 00:42:59,791
«اسکورسیزی بیست و پنج ساله بود،»

870
00:43:00,500 --> 00:43:02,416
«و اسپیلبرگ بیست و چهار ساله بود.»

871
00:43:03,000 --> 00:43:04,375
«وینیت ماداوان...»

872
00:43:04,416 --> 00:43:06,000
تا وقتی درسم در دانشگاه تمام شود،

873
00:43:06,000 --> 00:43:07,375
بیست و یک ساله خواهم بود.

874
00:43:07,500 --> 00:43:10,250
یک سال دیگر به من فرصت بده
تا یک فیلم بلند بنویسم و بسازم.

875
00:43:10,541 --> 00:43:12,000
آن وقت وینیت ماداوان...

876
00:43:12,041 --> 00:43:13,541
بیست و دو ساله خواهد بود.

877
00:43:14,000 --> 00:43:16,291
جوان‌ترین فیلم‌ساز موفق
سینمای مالایالم.

878
00:43:17,000 --> 00:43:18,000
عالیه!

879
00:43:20,541 --> 00:43:23,125
استادها یک‌شبه به وجود نمی‌آیند!

880
00:43:23,541 --> 00:43:25,250
پس برای سه سال آینده،

881
00:43:25,416 --> 00:43:28,625
«که می‌شود بیست و شش هزار
و دویست و هشتاد ساعت،»

882
00:43:28,750 --> 00:43:30,375
«من خودم را صیقل می‌دهم و اصلاح می‌کنم.»

883
00:43:30,416 --> 00:43:31,375
یاکشی

884
00:43:31,375 --> 00:43:33,416
«نمی‌خواهم فقط
یکی دیگر از فیلم‌سازها باشم.»

885
00:43:34,000 --> 00:43:35,500
«می‌خواهم بهترین باشم!»

886
00:43:39,666 --> 00:43:40,625
کات

887
00:43:40,625 --> 00:43:41,666
خوشم آمد!

888
00:43:44,875 --> 00:43:46,125
- هان!
- سلام، وینیت.

889
00:43:47,041 --> 00:43:49,416
پیشنهادی برای بازی
در یک فیلم تامیل دریافت کرده‌ام.

890
00:43:49,875 --> 00:43:51,625
به‌زودی تبدیل به
یک سوپراستار خواهم شد.

891
00:43:51,625 --> 00:43:53,500
ازدواج با من برای تو
یک پیشرفت بزرگ محسوب می‌شه.

892
00:43:54,041 --> 00:43:55,250
ازت خوشم میاد.

893
00:43:56,041 --> 00:43:57,041
متأسفم!

894
00:43:57,291 --> 00:43:58,416
علاقه‌ای ندارم.

895
00:44:03,666 --> 00:44:04,750
«این یک دروغ بود.»

896
00:44:05,541 --> 00:44:06,875
«من علاقه داشتم.»

897
00:44:08,000 --> 00:44:09,625
«اما در حال حاضر، تمرکزم»

898
00:44:09,666 --> 00:44:11,166
«فقط روی یک چیزه.»

899
00:44:12,000 --> 00:44:14,916
«کارگردانی اولین فیلم بلندم
در بیست و دو سالگی!»

900
00:44:15,750 --> 00:44:16,791
«سه سال!»

901
00:44:16,875 --> 00:44:18,041
«سه فیلم کوتاه!»

902
00:44:18,166 --> 00:44:19,250
«همه‌شان پربازدید شدند.»

903
00:44:19,666 --> 00:44:21,500
«اورکات مرده است،
و فیس‌بوک جایگزینش شده.»

904
00:44:21,666 --> 00:44:23,375
«با این حال، پدربزرگ هنوز
بیدار نشده است.»

905
00:44:23,916 --> 00:44:25,166
«اما اگر روزی بیدار شود،»

906
00:44:25,250 --> 00:44:27,250
«اولین چیزی که باید ببیند
عذرخواهی من است.»

907
00:44:27,291 --> 00:44:28,500
«ببخشید، پدربزرگ.»

908
00:44:28,541 --> 00:44:30,625
«در همان سه سال،
درست همان‌طور که هانا به من گفت،»

909
00:44:30,791 --> 00:44:32,625
«او سینمای تامیل را فتح کرد
و به یک فوق‌ستاره تبدیل شد.»

910
00:44:32,625 --> 00:44:34,041
«قدرت تجسم!»

911
00:44:34,500 --> 00:44:36,791
من درسم تمام شده،
اما سوجی هنوز دانشجو است.

912
00:44:36,875 --> 00:44:38,125
او پزشکی می‌خواند.

913
00:44:38,375 --> 00:44:39,625
رتبه برتر هم هست.

914
00:44:40,000 --> 00:44:44,375
با این حال مردم باهوش شهر هنوز ادعا می‌کنند
که او با سهمیه قبول شده است.

915
00:44:44,750 --> 00:44:47,375
مثل همیشه، این موضوع او را
سرشار از خشم و انزجار می‌کند.

916
00:44:47,791 --> 00:44:49,500
سوجی اصلاً خوشحال نیست.

917
00:44:49,875 --> 00:44:51,375
سونیل‌اتان کجا
غیبش زده؟

918
00:44:51,375 --> 00:44:53,541
مشکل دعوت کردن مردهای مسنِ
بی‌ربط همین است.

919
00:44:53,625 --> 00:44:56,500
احتمالاً توی دستشویی گیر کرده و
دارد مجله فیلم می‌خواند.

920
00:44:56,541 --> 00:44:58,000
بیایید، فقط برویم داخل.

921
00:44:58,125 --> 00:44:59,625
رفیق، من با این عینک‌ها
هیچی نمی‌بینم!

922
00:44:59,625 --> 00:45:00,666
بهتر نیست فعلاً
برشون داریم؟

923
00:45:00,750 --> 00:45:01,791
فقط وقتی رفتیم داخل باید
بزنیمشون، درسته؟

924
00:45:01,875 --> 00:45:03,625
- آره، تا وقتی نرفتیم داخل نزن.
- باشه!

925
00:45:22,291 --> 00:45:23,875
«مای دیر کوتیچاتان سه بعدی»

926
00:45:32,625 --> 00:45:34,125
- گرفتمش!
- چی رو؟

927
00:45:34,625 --> 00:45:35,875
اولین فیلمم.

928
00:45:36,166 --> 00:45:38,125
اولین فیلم هیولایی سینمای مالایالم!

929
00:45:38,750 --> 00:45:40,250
ادامه‌ای بر فیلم کوتاهم.

930
00:45:41,875 --> 00:45:43,666
ولی، واقعاً به یه هیولا نیاز داری؟

931
00:45:44,125 --> 00:45:45,791
فیلم بلند سینمایی با
فیلم کوتاه فرق دارد.

932
00:45:45,875 --> 00:45:48,791
آیا یک فیلم ترسناک معمولی کافی نیست؟
چیزی که مخاطب اینجا بتواند هضمش کند؟

933
00:45:50,125 --> 00:45:52,166
هر فیلمی کافی نیست، سوجی.

934
00:45:52,666 --> 00:45:54,500
می‌خواهم اولین فیلمم
برای همیشه در یادها بماند.

935
00:45:55,000 --> 00:45:57,375
و برای این کار، صرفاً ترساندن
مخاطب کافی نیست.

936
00:45:57,375 --> 00:45:59,500
آن ترس باید تاریخ‌ساز شود!

937
00:46:00,000 --> 00:46:01,666
و آن تاریخ باید گرامی داشته شود.

938
00:46:05,166 --> 00:46:06,875
«کاتیچاتان عزیز من سه‌بعدی»

939
00:46:07,375 --> 00:46:09,625
این دومین اکران مجدد
«کاتیچاتان عزیز من» است،

940
00:46:09,625 --> 00:46:11,250
که در اصل در سال ۱۹۸۴
منتشر شده بود.

941
00:46:11,625 --> 00:46:13,541
بعد از آن فیلم‌های سه‌بعدی زیادی
روی پرده رفتند،

942
00:46:13,625 --> 00:46:15,416
اما هیچ‌کس حتی آن‌ها را به یاد نمی‌آورد.

943
00:46:16,125 --> 00:46:19,125
اولین‌ها همیشه در تاریخ
ثبت و به یاد می‌مانند.

944
00:46:19,500 --> 00:46:22,375
آدم نمی‌تواند بدون ریسک کردن
در زندگی به چیزی برسد، سوجی.

945
00:46:22,750 --> 00:46:26,416
من یک فیلم‌ساز ژانر وحشتم که حتی
پدربزرگ عقل‌گرایم را به کما بردم!

946
00:46:26,916 --> 00:46:30,000
اولین فیلم هیولایی سینمای مالایالم
باید به نام من ثبت شود.

947
00:46:32,000 --> 00:46:33,125
خیلی خب، هر چه می‌خواهی باور کن!

948
00:46:33,125 --> 00:46:36,125
فقط دست از این لاف زدن بردار که فیلم کوتاه تو
باعث شده پدربزرگ به کما برود!

949
00:46:36,166 --> 00:46:37,625
من هنوز هم این را باور ندارم.

950
00:46:37,750 --> 00:46:39,291
او مردی منطقی و علمی است!

951
00:46:39,375 --> 00:46:40,500
هان؟

952
00:46:45,666 --> 00:46:46,666
بخون!

953
00:46:46,750 --> 00:46:48,375
چی رو بخونم؟
کجا بودی؟

954
00:46:48,375 --> 00:46:49,750
صفحه آخر رو بخون!

955
00:46:53,333 --> 00:46:56,458
انجمن فیلم کاژچا
جشنواره فیلم کوتاه، ۲۰۱۱.

956
00:46:56,541 --> 00:46:57,833
هزینه ورودی - ۵۰۰ روپیه.

957
00:46:58,208 --> 00:46:59,708
چیزی که زیرش نوشته رو بخون.

958
00:47:01,541 --> 00:47:03,458
اولین فیلم بلند برنده
توسط انجمن فیلم کاژچا

959
00:47:03,541 --> 00:47:07,291
با همکاری گروه هریس بشیر
تهیه خواهد شد.

960
00:47:08,166 --> 00:47:09,333
هریس بشیر؟

961
00:47:10,041 --> 00:47:11,083
واقعاً این اتفاق می‌افته؟

962
00:47:11,166 --> 00:47:13,916
ببین بچه، ناوودایا آپاچان قرار نیست
بیاد در خونه‌ت رو بزنه

963
00:47:13,916 --> 00:47:16,041
فقط چون تعداد بازدید فیلم‌های
کوتاهت رو دیده.

964
00:47:16,083 --> 00:47:18,083
اگه می‌خوای موفق بشی، خودت باید
بری در خونه‌ها رو بزنی.

965
00:47:18,166 --> 00:47:19,291
رفیق...

966
00:47:19,333 --> 00:47:21,083
من هیچ عکسی از
هریس بشیر اینجا نمی‌بینم.

967
00:47:21,166 --> 00:47:22,166
ولی اون آدم مهمیه.

968
00:47:22,208 --> 00:47:23,916
اون شرکت‌های زیادی
به اسم خودش داره.

969
00:47:24,416 --> 00:47:25,833
پس احتمال داره
این قضیه جدی باشه.

970
00:47:25,916 --> 00:47:26,916
معلومه که هست!

971
00:47:27,083 --> 00:47:28,166
بفرستیمش؟

972
00:47:28,541 --> 00:47:30,208
- بفرست!
- فرستادمش.

973
00:47:30,291 --> 00:47:31,041
چی!

974
00:47:31,083 --> 00:47:32,958
هر چهار تا فیلم کوتاه‌ت رو فرستادم.

975
00:47:33,208 --> 00:47:34,708
برای همین دیرم شد.

976
00:47:36,416 --> 00:47:38,041
حالا دیگه وقت رو تلف نکن،
وینیث.

977
00:47:38,083 --> 00:47:39,916
باید هرچه زودتر فیلمنامه رو
آماده کنی.

978
00:47:39,958 --> 00:47:41,416
و باید یه کار موفق از آب دربیاد.

979
00:47:42,416 --> 00:47:43,666
تبدیل به یه فیلم پرفروش می‌کنمش!

980
00:47:43,666 --> 00:47:45,416
«مروگام»

981
00:47:48,416 --> 00:47:49,416
«تلاش سخت.»

982
00:47:49,666 --> 00:47:50,666
«اشتیاق.»

983
00:47:50,791 --> 00:47:51,791
«استعداد.»

984
00:47:52,083 --> 00:47:54,833
«اگر این سه را داشته باشید، می‌توانید
به هر چیزی در این دنیا برسید.»

985
00:47:56,208 --> 00:47:58,166
«من پنج عنصر مشترک را
در رمان‌های موفق»

986
00:47:58,166 --> 00:48:01,666
«وایکوم دیوید در اینجا، کِرالا»

987
00:48:01,666 --> 00:48:05,666
«و فیلم‌های مانوج نایت شیامالان
در هالیوود مشاهده کرده‌ام.»

988
00:48:05,916 --> 00:48:06,916
«یک،»

989
00:48:06,916 --> 00:48:09,333
«قهرمانی که دنیا را
از شر نجات می‌دهد.»

990
00:48:09,416 --> 00:48:10,416
«دو،»

991
00:48:10,416 --> 00:48:12,416
«اتفاقات خوب برای
آدم‌های خوب می‌افتد.»

992
00:48:12,541 --> 00:48:13,291
«سه،»

993
00:48:13,333 --> 00:48:15,583
«تأکید بر همدلی انسان‌ها.»

994
00:48:16,041 --> 00:48:16,916
«چهار،»

995
00:48:16,916 --> 00:48:18,416
«همه چیز به هم متصل است.»

996
00:48:18,833 --> 00:48:19,916
«پنج،»

997
00:48:20,083 --> 00:48:21,583
«یک پایان امیدوارانه.»

998
00:48:22,166 --> 00:48:23,208
«خلاصه اینکه،»

999
00:48:23,291 --> 00:48:24,541
«هر چقدر هم که آن‌ها را بترسانی،»

1000
00:48:24,541 --> 00:48:27,291
«مخاطب نباید هرگز
امیدش را به زندگی از دست بدهد.»

1001
00:48:27,666 --> 00:48:29,666
«این وظیفهٔ یک هنرمند است.»

1002
00:48:30,041 --> 00:48:32,833
«من این وظیفه را در فیلمم
به انجام خواهم رساند.»

1003
00:48:35,083 --> 00:48:37,291
«مروگام» فقط یک
فیلم دیگر نخواهد بود.

1004
00:48:39,208 --> 00:48:41,458
این فیلم نقطه عطفی
در سینمای مالایالم خواهد بود.

1005
00:48:45,333 --> 00:48:46,625
چرا دو نسخه وجود دارد؟

1006
00:48:48,750 --> 00:48:51,958
این یکی را می‌برم به
معبد موکامبیکا تا تبرک شود.

1007
00:48:52,000 --> 00:48:54,083
مگر هر کاری که باید انجام می‌دادی
را تمام نکرده‌ای؟

1008
00:48:55,208 --> 00:48:57,583
نیمه‌ی باقی‌مانده
دست ما نیست، وینیت.

1009
00:48:57,625 --> 00:48:59,583
برای آن، به
دعای خیر الهه نیاز داریم.

1010
00:48:59,583 --> 00:49:00,958
و همچنین هریس بشیر.

1011
00:49:01,833 --> 00:49:03,583
جشنواره فیلم کوتاه
فرداست، درست است؟

1012
00:49:52,833 --> 00:49:55,833
«راک‌شاسان»

1013
00:50:03,833 --> 00:50:04,958
تبریک می‌گویم!

1014
00:50:05,083 --> 00:50:06,458
- موفق باشی!
- ممنونم!

1015
00:50:10,333 --> 00:50:13,750
«مغز متفکر پشت فیلم‌های «آکاشاگانگا»
و «ولیناکشاترام»، جناب وینایان بزرگ،»

1016
00:50:13,833 --> 00:50:15,458
«این جایزه را
به من اهدا خواهند کرد.»

1017
00:50:15,583 --> 00:50:18,250
«حالا دیگه حتماً درخواست
دوستی‌ام رو قبول می‌کنه.»

1018
00:50:18,583 --> 00:50:21,875
«این همون روزیه که تمام عمرم
منتظرش بودم.»

1019
00:50:21,958 --> 00:50:23,083
سلام!

1020
00:50:23,958 --> 00:50:25,208
کارت عالی بود، وینیت!

1021
00:50:25,500 --> 00:50:28,833
بدون شک، این بهترین کاریه که
توی این جشنواره فیلم دیدم!

1022
00:50:29,208 --> 00:50:33,583
امروز شاهد آثار بسیار متنوع و
خلاقانه‌ای از پانزده استعداد جوان بودیم...

1023
00:50:33,583 --> 00:50:37,000
که از بین بیش از دویست متقاضی
انتخاب شده بودند.

1024
00:50:37,083 --> 00:50:40,833
نام بهترین اثر هنری که توسط هیئت داوران
از میان آن‌ها انتخاب شده

1025
00:50:40,958 --> 00:50:43,208
روی این تکه کاغذی نوشته شده
که الان توی دستمه.

1026
00:50:43,208 --> 00:50:44,625
جایزه‌ای که در انتظار برنده است

1027
00:50:44,708 --> 00:50:47,333
این فقط یک جایزه تسلی‌بخش
یا جایزه نقدی نیست.

1028
00:50:47,375 --> 00:50:49,875
این عنوانِ کارگردان
برای اولین فیلم مالایالم است

1029
00:50:49,958 --> 00:50:54,083
که توسط انجمن فیلم کاژچا
با همکاری گروه هریس بشیر تولید شده است!

1030
00:50:54,208 --> 00:50:55,833
من دیگر این مراسم را طولانی نمی‌کنم.

1031
00:50:56,000 --> 00:50:58,250
پس، جایزه بهترین فیلم کوتاه می‌رسد به...

1032
00:51:01,125 --> 00:51:03,458
کارگردان «تفنگ چخوف»،
آرجون هاریداس!

1033
00:51:21,458 --> 00:51:23,583
برای اهدای جایزه،
با فروتنی دعوت می‌کنم از

1034
00:51:23,583 --> 00:51:25,333
جناب وینایانِ عزیز خودمان.

1035
00:51:29,875 --> 00:51:32,333
- ممنونم آقا!
- آقا عجله دارند.

1036
00:51:32,333 --> 00:51:34,625
ایشان بلافاصله بعد از
اهدای این جایزه برمی‌گردند.

1037
00:51:34,708 --> 00:51:36,750
کسانی که مایل به گرفتن عکس هستند،
می‌توانند بیرون این کار را انجام دهند.

1038
00:51:36,833 --> 00:51:38,208
آرجون... چند کلمه صحبت می‌کنید؟

1039
00:51:38,458 --> 00:51:40,375
اوه، نه، نه، نه... نه!

1040
00:51:40,625 --> 00:51:41,958
ممنونم! ممنونم!

1041
00:51:47,083 --> 00:51:49,458
دومین فیلم کوتاه برتر،
«هیولا»!

1042
00:51:49,458 --> 00:51:51,125
کارگردان، وینیت ماداوان.

1043
00:51:51,333 --> 00:51:54,500
بدون هیچ موسیقی و تنها با تکیه بر
طراحی صدای محیطی، ما را ترساند.

1044
00:51:54,583 --> 00:51:55,833
او واقعاً سبک خاص خودش را دارد.

1045
00:51:55,875 --> 00:51:59,083
بدون شک، این بهترین اثری است که
در این جشنواره فیلم دیده‌ام!

1046
00:51:59,458 --> 00:52:02,583
«من واقعاً معتقدم که
فیلم کوتاه من بهترین است.»

1047
00:52:02,833 --> 00:52:05,083
دقیقاً همان چیزی است که
آناند سوداکاران به من گفت.

1048
00:52:05,750 --> 00:52:08,125
آیا ممکن است
آناند سوداکاران فقط دروغ گفته باشد؟

1049
00:52:13,125 --> 00:52:14,125
نه.

1050
00:52:14,333 --> 00:52:16,333
تماشاگران به وضوح
فیلم مرا بیشتر از همه دوست داشتند.

1051
00:52:18,875 --> 00:52:21,458
فیلم کوتاه من
قطعاً بهترین است.

1052
00:52:23,000 --> 00:52:24,833
برای اهدای جایزه،
دعوت می‌کنم به روی صحنه بیاید

1053
00:52:24,875 --> 00:52:26,083
منتقد مشهور فیلم،

1054
00:52:26,083 --> 00:52:27,500
آقای آناند سوداکاران!

1055
00:52:34,833 --> 00:52:37,833
شما در صنعت سینما با رقابت
بسیار سخت‌تری روبرو خواهید شد.

1056
00:52:37,875 --> 00:52:39,708
همیشه نمی‌توانید
نفر اول باشید.

1057
00:52:46,875 --> 00:52:48,458
فقط یک لحظه.
فقط یک لحظه.

1058
00:52:50,000 --> 00:52:52,083
ببخشید... می‌دانم که دارم دخالت می‌کنم،

1059
00:52:52,083 --> 00:52:55,125
اما واقعاً نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم
و الان چند کلمه‌ای نگویم.

1060
00:52:55,208 --> 00:52:56,375
ببخشید... ببخشید.

1061
00:52:56,625 --> 00:52:57,958
راستش را بخواهید،

1062
00:52:58,333 --> 00:53:01,083
من فقط تعداد کمی
از فیلم‌های کلاسیک را دیده‌ام.

1063
00:53:01,583 --> 00:53:03,458
نمی‌دانم کسی
این را باور می‌کند یا نه،

1064
00:53:04,000 --> 00:53:06,833
اما اولین باری که پا به
سینما گذاشتم تا فیلمی ببینم،

1065
00:53:07,083 --> 00:53:09,250
بعد از امتحانات کلاس دهمم بود.

1066
00:53:09,833 --> 00:53:12,333
با داشتن چنین
پیشینه خانوادگی،

1067
00:53:12,458 --> 00:53:17,083
شجاعت و اعتماد به نفس برای ساخت
اولین فیلم کوتاهم، «تفنگ چخوف»،

1068
00:53:17,958 --> 00:53:20,958
تماماً از «وینیت ماداوان» که اینجاست
و فیلم‌های کوتاهش نشأت می‌گیرد.

1069
00:53:24,125 --> 00:53:25,333
این‌قدر...

1070
00:53:25,375 --> 00:53:27,208
این‌قدر
او الهام‌بخش من بوده است!

1071
00:53:27,458 --> 00:53:29,583
چون من طرفدار پروپاقرصش هستم،

1072
00:53:29,958 --> 00:53:32,250
حتی چند پیام هم در فیس‌بوک
برایش فرستادم،

1073
00:53:32,458 --> 00:53:34,000
اما هیچ‌وقت جوابی نگرفتم.

1074
00:53:36,125 --> 00:53:37,208
اما به هر حال،

1075
00:53:37,583 --> 00:53:40,583
اینکه در چنین لحظه‌ای می‌توانم روی این صحنه بایستم،

1076
00:53:40,833 --> 00:53:45,083
و در حال رقابت با خودِ وینیت، جایزه اول را برای فیلمم ببرم...

1077
00:53:45,125 --> 00:53:46,833
من واقعاً به چشم تقدیر به آن نگاه می‌کنم.

1078
00:53:47,083 --> 00:53:48,208
بنابراین،

1079
00:53:48,958 --> 00:53:52,708
دوست دارم این جایزه را
تقدیم خود وینیت ماداوان کنم.

1080
00:54:00,333 --> 00:54:01,458
ممنونم!

1081
00:54:01,458 --> 00:54:02,500
خدانگهدار!

1082
00:54:04,833 --> 00:54:05,708
رفیق!

1083
00:54:05,750 --> 00:54:06,750
دوستت دارم، رفیق!

1084
00:54:08,375 --> 00:54:09,458
آقا!

1085
00:54:26,958 --> 00:54:29,250
«هنوز متوجه نمی‌شم... به جای اینکه
جایزه رو به من بدن،»

1086
00:54:29,333 --> 00:54:30,875
«چرا اون رو به آرجون دادن؟»

1087
00:54:31,333 --> 00:54:32,500
زیاد بهش فکر نکن.

1088
00:54:32,583 --> 00:54:34,500
جوایز قطعاً از همان ابتدا
صحنه‌سازی شده بودند.

1089
00:54:35,333 --> 00:54:36,708
این موضوع هیچ ربطی به استعداد ندارد.

1090
00:54:36,708 --> 00:54:39,333
در این صنعت همه چیز
بر اساس روابط داده می‌شود.

1091
00:54:39,958 --> 00:54:42,208
اما تو قطعاً کسی بودی که
لایق جایزه اول بودی.

1092
00:54:43,458 --> 00:54:45,208
حالا اگر جایزه اول را
نبردم چه اهمیتی دارد؟

1093
00:54:45,208 --> 00:54:46,875
تماشاگران مشخصاً فیلم مرا
از همه بیشتر دوست داشتند.

1094
00:54:46,958 --> 00:54:48,208
صدای تشویق‌ها را شنیدی، مگر نه؟

1095
00:54:48,583 --> 00:54:50,750
اما مگر در نهایت او نبود که
همه تشویق‌ها را از آن خود کرد؟

1096
00:54:54,583 --> 00:54:56,583
او تو را به عنوان یک
الهام‌بخش قبول ندارد.

1097
00:54:56,875 --> 00:54:59,458
و قطعاً حتی یک پیام هم در فیس‌بوک
برایت نفرستاده.

1098
00:55:00,750 --> 00:55:02,500
اما او واقعاً کار با کلمات را
خوب بلد است.

1099
00:55:02,958 --> 00:55:04,333
می‌داند چطور شوخی کند.

1100
00:55:06,833 --> 00:55:09,583
با خطاب کردن تو، یعنی نفر دوم،
به عنوان الهام‌بخش بزرگش...

1101
00:55:10,583 --> 00:55:13,833
و شوخی درباره اینکه تو کسی هستی
که به پیام‌ها جواب نمی‌دهد...

1102
00:55:14,625 --> 00:55:16,083
او فوراً تبدیل به
آدم مظلوم شد...

1103
00:55:16,083 --> 00:55:17,625
و تو را به عنوان
آدم مغرور جلوه داد.

1104
00:55:21,625 --> 00:55:23,458
برای کسانی که می‌دانند
چطور از شوخ‌طبعی استفاده کنند،

1105
00:55:24,958 --> 00:55:27,083
صادقانه بگویم هیچ سلاحی
کشنده‌تر از آن نیست.

1106
00:55:30,583 --> 00:55:32,833
«آدم مظلومِ فروتن، برتر از
آدمِ مغرور و ازخودراضی ظاهر شد»

1107
00:55:32,875 --> 00:55:34,583
این روایتی بود که
به خورد مخاطب داد.

1108
00:55:35,250 --> 00:55:37,750
و همین آدمِ شکست‌خورده بود که
در نهایت تشویق ایستاده تماشاچیان را گرفت.

1109
00:55:40,458 --> 00:55:42,833
تماشاچی‌ها همیشه
طرفدار آدم‌های شکست‌خورده هستند.

1110
00:55:43,708 --> 00:55:45,083
فیلم کوتاه تو
واقعاً خوب است.

1111
00:55:45,083 --> 00:55:46,708
تو واقعاً می‌دانی
چطور مردم را بترسانی.

1112
00:55:47,375 --> 00:55:49,333
این تنها چیزی است که آدم‌هایی مثل من
انگار نمی‌توانند از پسش بربیایند.

1113
00:55:51,083 --> 00:55:53,958
دارم فیلمی بر اساس
رمان «چیترا» می‌سازم.

1114
00:55:55,208 --> 00:55:56,208
«چیترا»؟

1115
00:55:56,208 --> 00:55:57,250
آره، آن را می‌شناسم.

1116
00:55:57,333 --> 00:55:58,458
رمان وایکوم دیوید است.

1117
00:55:58,500 --> 00:55:59,583
بله.

1118
00:56:00,208 --> 00:56:02,000
هانا شاهجهان به عنوان
بازیگر نقش اصلی انتخاب شده.

1119
00:56:02,125 --> 00:56:04,125
هرچند مشکلاتی
با فیلمنامه داریم.

1120
00:56:04,583 --> 00:56:06,333
هانا کاملاً از آن
راضی نیست.

1121
00:56:07,583 --> 00:56:08,833
می‌توانی نگاهی به آن بیندازی؟

1122
00:56:12,500 --> 00:56:15,500
قبلاً سعی کردم با چند نویسنده
معتبر در این صنعت کار کنم.

1123
00:56:16,125 --> 00:56:17,833
شاید بتوانند آن را به یک
فیلم موفق تبدیل کنند.

1124
00:56:17,833 --> 00:56:19,375
اما چیزی که من به دنبالش هستم
این نیست.

1125
00:56:22,833 --> 00:56:25,958
من اولین فیلمی را می‌خواهم که هیچ‌کس، حتی تا صد سال دیگر،
فراموش نکند.

1126
00:56:26,625 --> 00:56:27,750
عظمت!

1127
00:56:29,583 --> 00:56:30,833
من هم دنبال همین هستم!

1128
00:56:32,375 --> 00:56:35,583
و فقط استعدادی خالص و بی‌نظیر
مثل تو می‌تواند آن را ارائه دهد.

1129
00:56:36,958 --> 00:56:40,708
آماده‌ام هر دستمزد
یا امکاناتی که بخواهی را فراهم کنم.

1130
00:56:45,958 --> 00:56:47,000
متأسفم...

1131
00:56:47,458 --> 00:56:49,000
«چیترا» یکی از
رمان‌های مورد علاقه من است.

1132
00:56:49,333 --> 00:56:51,458
اما... اولویت من در حال حاضر
ساختن فیلم خودم است.

1133
00:56:52,458 --> 00:56:55,125
اگر آن را به تعویق بیندازم، ممکن است
ایده من خاص بودن خود را از دست بدهد.

1134
00:56:58,875 --> 00:57:00,458
بسیار خب...
موفق باشی!

1135
00:57:01,833 --> 00:57:03,625
اگر زمانی به کمکی نیاز داشتی،
می‌توانی با من تماس بگیری.

1136
00:57:03,958 --> 00:57:05,208
- بله.
- در تماس باشیم!

1137
00:57:05,208 --> 00:57:07,125
- اوهوم.
- ما همین الان هم در فیس‌بوک دوست هستیم.

1138
00:57:07,208 --> 00:57:09,208
فقط کافیه جستجو کنی
ساچین وایکوم دیوید.

1139
00:57:09,583 --> 00:57:10,625
هان؟

1140
00:57:41,708 --> 00:57:43,458
«ملاقات با ساچین یک موهبت
در لباس مبدل بود.»

1141
00:57:43,750 --> 00:57:46,083
«او تمام سردرگمی‌هایم را برطرف کرد.»

1142
00:57:47,208 --> 00:57:49,000
«این آدم یک متقلب تمام‌عیار است.»

1143
00:57:49,583 --> 00:57:51,833
«هر اتفاقی دلیلی دارد.»

1144
00:57:52,833 --> 00:57:54,958
«حالا بالاخره می‌توانم او را
آن‌طور که واقعاً هست ببینم.»

1145
00:57:55,708 --> 00:57:58,958
«می‌توانم به وضوح تمام افکاری که از
ذهنش می‌گذرد را بشنوم.»

1146
00:57:59,375 --> 00:58:00,583
«هی، وینیث، بازنده...»

1147
00:58:00,583 --> 00:58:01,583
«من اینجا آدم فروتنی هستم،»

1148
00:58:01,708 --> 00:58:03,125
«و تو فقط یک آدم متکبر و خودخواهی!»

1149
00:58:03,208 --> 00:58:04,708
«برو و آن فیلم کوتاه را بساز!»

1150
00:58:04,708 --> 00:58:06,250
«من می‌روم تا فیلم خودم را بسازم.»

1151
00:58:06,958 --> 00:58:08,708
«او آرجون هاریداس نیست.»

1152
00:58:08,875 --> 00:58:10,458
«او "هاریداس فروتن" است.»

1153
00:58:10,583 --> 00:58:12,375
«و به هیچ وجه
اجازه نمی‌دهم این موضوع همین‌طور بگذرد.»

1154
00:58:48,833 --> 00:58:50,708
- الو؟ وینیت؟
- بله. سلام، ساچین!

1155
00:58:50,708 --> 00:58:52,333
- وینیت، به من بگو. همه چیز خوب است؟
- بله.

1156
00:58:53,083 --> 00:58:54,958
فیلمنامه را خواندم.
افتضاح است.

1157
00:58:56,583 --> 00:58:57,583
من بازنویسی‌اش می‌کنم.

1158
00:58:57,625 --> 00:59:00,333
اما نه پولت را می‌خواهم
و نه هیچ امتیاز دیگری.

1159
00:59:04,083 --> 00:59:05,333
پس چه چیزی می‌خواهی؟

1160
00:59:05,333 --> 00:59:06,375
فقط بگو، وینیت.

1161
00:59:09,958 --> 00:59:11,458
باید اولین فیلم من را
تهیه‌کنندگی کنی.

1162
00:59:16,458 --> 00:59:17,458
قبول!

1163
00:59:18,583 --> 00:59:19,875
به مالیوود خوش آمدی!

1164
00:59:27,833 --> 00:59:30,125
پدرم سال‌ها پیش این ویلای انگلیسی
را در واگامون خرید.

1165
00:59:30,208 --> 00:59:31,708
من در واقع اینجا بزرگ شدم.

1166
00:59:31,708 --> 00:59:33,708
وقتی گفتم برای این فیلم
تصاویری با کیفیت هالیوودی می‌خواهم،

1167
00:59:33,750 --> 00:59:35,875
در واقع فیلمبردارم بود که
این مکان را پیشنهاد داد.

1168
00:59:35,958 --> 00:59:37,083
فیلم من...

1169
00:59:37,083 --> 00:59:39,500
نباید حس یک فیلم معمولی
مالایالم را داشته باشد، وینیث.

1170
00:59:39,750 --> 00:59:41,708
آن سطح از کیفیت
باید در فیلمنامه هم منعکس شود.

1171
00:59:42,208 --> 00:59:43,458
ما اصلاً وقت نداریم.

1172
00:59:43,500 --> 00:59:45,708
هانا بیستم می‌رسد،
به محض اینکه فیلم تامیلی‌اش تمام شود.

1173
00:59:45,750 --> 00:59:47,958
فیلمنامه باید تا قبل از آن
تمام شده و به تایید او رسیده باشد.

1174
00:59:47,958 --> 00:59:49,833
از طرف «واکس» فشار زیادی
روی من است.

1175
00:59:50,583 --> 00:59:51,958
آخر هفته به وگامون بیا.

1176
00:59:52,083 --> 00:59:53,250
ماشینی برایت می‌فرستم.

1177
00:59:55,208 --> 00:59:57,208
ده صحنه را بازنویسی کن و
وقتی آمدی، همراهت بیاور.

1178
00:59:57,250 --> 00:59:58,708
باقی‌اش را همان‌جا صحبت می‌کنیم.

1179
01:00:26,625 --> 01:00:29,125
آن کسی که به دوربین گوشی‌اش چسبیده؟
فیلم‌بردار ماست.

1180
01:00:29,750 --> 01:00:31,875
کسی که سر تا پا سفید پوشیده...
مدیر تولید ماست.

1181
01:00:32,083 --> 01:00:34,000
کسی که همین الان
دور خودش می‌چرخد... او فیاض است.

1182
01:00:34,083 --> 01:00:36,708
او مدیر منطقه‌ای «واکس»
و تهیه‌کننده مشترک ماست.

1183
01:00:36,833 --> 01:00:39,708
قیافه‌اش شبیه موش است،
اما مغز یک روباه مکار را دارد.

1184
01:00:40,708 --> 01:00:43,083
- این نویسنده جدید است؟
- بله. وینیت ماداوان.

1185
01:00:43,125 --> 01:00:44,208
او فیلم‌ساز فیلم‌های کوتاه است.

1186
01:00:45,250 --> 01:00:46,708
می‌توانم چیزی که نوشته را بخوانم؟

1187
01:00:46,833 --> 01:00:48,333
خب، او تازه شروع به نوشتن کرده.

1188
01:00:48,375 --> 01:00:49,375
نه!

1189
01:00:50,458 --> 01:00:51,708
فیلمنامه کامل آماده است!

1190
01:01:15,833 --> 01:01:17,750
چرا فیلمنامه کامل را
به فیاض دادی؟

1191
01:01:18,333 --> 01:01:19,958
او آن را خواست،
پس نباید به او می‌دادم؟

1192
01:01:19,958 --> 01:01:22,458
ببین، تو عملاً چهارمین نویسنده‌ای
هستی که وارد این پروژه شدی.

1193
01:01:22,458 --> 01:01:24,583
هانا هنوز حتی یک پیش‌نویس را
هم تأیید نکرده است.

1194
01:01:24,875 --> 01:01:26,208
اگر این یکی هم به نتیجه نرسد...

1195
01:01:26,250 --> 01:01:28,375
فیاض تمام اعتمادش را
به این پروژه از دست می‌دهد.

1196
01:01:29,208 --> 01:01:30,250
ساچین!

1197
01:01:41,333 --> 01:01:43,708
من انتظار یک یا دو
اصلاح اساسی داشتم.

1198
01:01:44,208 --> 01:01:45,833
اما حالا،
کل فیلمنامه عوض شده!

1199
01:01:46,708 --> 01:01:47,625
هانا در این میان کجاست؟

1200
01:01:47,708 --> 01:01:49,083
صبر کن، چی؟!
هانا در آن نیست؟

1201
01:01:49,500 --> 01:01:51,458
تنها دلیل من برای اینکه
با لنز دوربینم از نزدیک از هانا فیلم بگیرم،

1202
01:01:51,500 --> 01:01:53,583
این بود که از فیلم سوپراستار سواروپ
گذشتم و به اینجا آمدم!

1203
01:01:53,625 --> 01:01:54,833
این یک خیانت تمام‌عیار است!

1204
01:01:57,833 --> 01:01:59,208
ترس از ناشناخته‌ها...

1205
01:01:59,833 --> 01:02:02,333
ترس بدوی...
که انسان‌ها نسبت به تاریکی دارند.

1206
01:02:03,333 --> 01:02:05,083
کسی که درست
کنار تو ایستاده است.

1207
01:02:05,083 --> 01:02:07,250
اضطراب محضِ ندانستنِ اینکه
او واقعاً کیست...

1208
01:02:08,458 --> 01:02:10,500
این چیزی بود که در پیش‌نویسی که
برایم فرستادی، وجود نداشت.

1209
01:02:13,333 --> 01:02:15,083
چون درست در همان صحنه اول،

1210
01:02:15,125 --> 01:02:16,958
فاش می‌کنی که
قهرمان داستان همان روح است.

1211
01:02:17,458 --> 01:02:19,583
به‌علاوه، درست در شروع نیمه دوم،
یک فلاش‌بک هم اضافه کرده‌ای.

1212
01:02:20,333 --> 01:02:22,083
بنابراین، مخاطب آمادگی‌اش را دارد.

1213
01:02:22,875 --> 01:02:25,958
در آن لحظه، تنها کاری که می‌توانی بکنی
این است که با ترس‌های ناگهانیِ ارزان‌قیمت غافلگیرشان کنی.

1214
01:02:27,083 --> 01:02:28,333
نمی‌توانی واقعاً آن‌ها را بترسانی.

1215
01:02:29,583 --> 01:02:30,875
و کار ما ترساندن آن‌هاست!

1216
01:02:31,333 --> 01:02:32,625
آن‌ها باید از ترس میخکوب شوند.

1217
01:02:33,250 --> 01:02:35,625
برای رسیدن به آن، مخاطب
باید در انتظار بماند...

1218
01:02:35,708 --> 01:02:36,958
درست تا لحظه اوج داستان.

1219
01:02:37,833 --> 01:02:41,083
تا آن زمان، شکل واقعی روح
نباید هرگز فاش شود.

1220
01:02:43,583 --> 01:02:44,583
بنابراین...

1221
01:02:44,625 --> 01:02:45,708
در این فیلم،

1222
01:02:45,708 --> 01:02:46,750
هیچ قهرمان زنی وجود ندارد!

1223
01:02:49,083 --> 01:02:50,750
دقیقاً چه کسی این
تصمیمات را می‌گیرد؟

1224
01:02:51,625 --> 01:02:53,833
ساچین، من وقت برای تلف کردن ندارم،
و تو هم همین‌طور.

1225
01:02:53,875 --> 01:02:55,083
صرفاً به این دلیل که
ما تاریخ‌های هانا را قطعی کرده‌ایم

1226
01:02:55,125 --> 01:02:57,083
کل امور تجاری این فیلم
نهایی شده است.

1227
01:02:57,125 --> 01:02:59,125
اینکه بخواهی طبق میل او تغییرش بدهی،
این که یک فیلم کوتاه آماتور نیست.

1228
01:03:00,083 --> 01:03:01,583
خیلی خب... فعلاً هانا را
فراموش کن.

1229
01:03:01,625 --> 01:03:02,833
پس لوکیشن چه می‌شود؟

1230
01:03:03,000 --> 01:03:05,208
فیلم‌نامه‌ات در...
شهر می‌گذرد، مگر نه؟

1231
01:03:05,333 --> 01:03:06,458
چطور انتظار داری
آن را اینجا فیلم‌برداری کنیم؟

1232
01:03:06,500 --> 01:03:07,708
اینجا نمی‌شود فیلم‌برداری کرد.

1233
01:03:08,833 --> 01:03:10,333
ساچین، از دست دادن
لوکیشنی در حد هالیوود...

1234
01:03:10,375 --> 01:03:11,958
بعد از اینکه بالاخره پیدایش کردیم،
حماقت محض است.

1235
01:03:11,958 --> 01:03:13,208
حواست باشد!

1236
01:03:21,083 --> 01:03:23,333
این داستان در
شهر تریواندروم می‌گذرد.

1237
01:03:23,750 --> 01:03:25,958
اگر در تریواندروم فیلم‌برداری کنیم،
شبیه هر فیلم معمولی مالایالم خواهد شد.

1238
01:03:26,000 --> 01:03:27,833
تمام دیدگاه ساچین درباره
یک زیبایی‌شناسی بین‌المللی است.

1239
01:03:27,833 --> 01:03:29,250
و ما فقط می‌توانیم
این کار را اینجا انجام دهیم.

1240
01:03:29,833 --> 01:03:31,458
درست در قلب
شهر تریواندروم...

1241
01:03:32,333 --> 01:03:34,833
در خیابانی شلوغ
که مردم در آن فشرده زندگی می‌کنند،

1242
01:03:35,375 --> 01:03:37,208
یازده عضو یک خانواده

1243
01:03:37,458 --> 01:03:38,750
در یک شب دست به خودکشی دسته‌جمعی می‌زنند.

1244
01:03:41,875 --> 01:03:43,000
این...

1245
01:03:43,208 --> 01:03:44,958
وحشت خالصی که فقط با خواندن آن
احساس می‌کنید،

1246
01:03:45,000 --> 01:03:46,625
نقطه قوت اصلی فروش
این داستان است.

1247
01:03:47,375 --> 01:03:50,083
تو هیچ‌وقت نمی‌تونی اون رو
در یک خانه دورافتاده در ایستگاه کوهستانی بازسازی کنی،

1248
01:03:50,125 --> 01:03:51,958
فارغ از اینکه چند نفر
اینجا خودشان را بکشند.

1249
01:03:52,583 --> 01:03:55,000
ما باید این وحشت را
در واقعیت روزمره ریشه‌دار کنیم،

1250
01:03:55,583 --> 01:04:00,333
تا مخاطب احساس کند که این اتفاق
واقعاً می‌تواند در همسایگی‌اش رخ دهد.

1251
01:04:00,833 --> 01:04:02,083
این همان ویژگی منحصربه‌فرد این فیلم است.

1252
01:04:04,000 --> 01:04:05,458
اگر آن را به زور
در این ویلا بگنجانیم،

1253
01:04:05,458 --> 01:04:07,500
دیگر هیچ چیزی
از این داستان باقی نمی‌ماند

1254
01:04:08,083 --> 01:04:09,958
جز یک فیلم معمولی دیگر درباره خانه‌های تسخیرشده.

1255
01:04:10,958 --> 01:04:12,083
خیلی خب، کلاس هنر دیگر کافی است...

1256
01:04:12,125 --> 01:04:13,833
بگذار درباره
اصل تجارت به تو یادآوری کنم.

1257
01:04:14,208 --> 01:04:18,375
ساچین وایکوم دیوید فقط یک اسم روی
خط اعتباری تهیه‌کننده کنار واکس است؛

1258
01:04:18,458 --> 01:04:19,708
او حتی یک ریال هم
سرمایه‌گذاری نمی‌کند.

1259
01:04:19,708 --> 01:04:21,000
هریس بشیر کسی است که
تمام هزینه‌ها را می‌دهد.

1260
01:04:21,083 --> 01:04:22,083
اگر هانا از پروژه کنار برود،

1261
01:04:22,125 --> 01:04:23,333
هریس بشیر هم کنار می‌رود.

1262
01:04:23,375 --> 01:04:24,250
آن کسری سه کروری چطور؟

1263
01:04:24,333 --> 01:04:25,833
باید خانه موروثی‌ات را بفروشی
تا آن را جبران کنی.

1264
01:04:25,875 --> 01:04:27,333
پس ساچین، انتخاب ساده‌ای است...

1265
01:04:27,458 --> 01:04:29,083
می‌خواهی ملک خانوادگی‌ات را
نگه داری...

1266
01:04:29,083 --> 01:04:30,708
یا «هنر» او را می‌خواهی؟

1267
01:04:35,083 --> 01:04:37,333
من درباره لوکیشن
و بازیگر زن متقاعد شدم.

1268
01:04:39,083 --> 01:04:40,958
برایم مهم نیست اگر خانه
و اموالم را از دست بدهم...

1269
01:04:41,833 --> 01:04:43,375
فیلمی که
ساچین وایکوم دیوید می‌سازد...

1270
01:04:43,458 --> 01:04:44,708
بر اساس این فیلم‌نامه خواهد بود.

1271
01:04:44,958 --> 01:04:46,333
عقلت را از دست داده‌ای؟

1272
01:04:50,083 --> 01:04:51,500
من فقط یک ماه وقت نیاز دارم.

1273
01:04:51,958 --> 01:04:53,458
خودم بودجه‌اش را جور می‌کنم.

1274
01:04:54,000 --> 01:04:56,333
من مسئولیت مالی
این پروژه را بر عهده می‌گیرم.

1275
01:04:56,500 --> 01:04:59,083
خودم سهم سه کروری هریس بشیر را
می‌خرم.

1276
01:05:08,583 --> 01:05:09,875
خب، اگر این‌طور
می‌خواهی بازی کنی،

1277
01:05:09,958 --> 01:05:12,333
در این صورت این پروژه دیگر هیچ
حمایتی از طرف واکس نخواهد داشت.

1278
01:05:13,083 --> 01:05:14,833
ما در حال فسخ
قراردادمان هستیم.

1279
01:05:14,875 --> 01:05:16,875
بهتر است خودت تمام این
شش کرور را تأمین مالی کنی.

1280
01:05:17,125 --> 01:05:20,333
ساچین، تو نمی‌توانی یک‌شبه
چنین پولی جور کنی.

1281
01:05:20,583 --> 01:05:21,958
این کارها زمان زیادی می‌برد.

1282
01:05:23,083 --> 01:05:24,458
برایم مهم نیست چقدر طول می‌کشد.

1283
01:05:24,500 --> 01:05:27,625
من «چیترا» را خودم تهیه می‌کنم،
بدون اینکه حتی یک مورد را فدا کنم.

1284
01:05:28,458 --> 01:05:30,458
سال‌ها بعد، وقتی به
تاریخ سینمای مالایالم نگاه می‌کنند،

1285
01:05:30,500 --> 01:05:33,375
نام ساچین وایکوم دیوید
باید جایگاهی ابدی در آن داشته باشد.

1286
01:05:34,000 --> 01:05:35,208
وینیث،

1287
01:05:35,583 --> 01:05:36,625
نگران نباش.

1288
01:05:37,083 --> 01:05:39,000
تا دو ماه دیگر همه چیز را
روبه‌راه می‌کنم.

1289
01:05:39,083 --> 01:05:41,083
همین که تولید فیلمم
تمام شود...

1290
01:05:41,250 --> 01:05:42,583
فیلم تو را تهیه می‌کنم!

1291
01:05:42,958 --> 01:05:43,958
قول می‌دهم.

1292
01:05:49,833 --> 01:05:50,875
وینیث...

1293
01:05:52,083 --> 01:05:53,375
حداقل یک سال طول می‌کشد

1294
01:05:53,458 --> 01:05:56,208
تا ساچین آن پول را جمع کند
و واقعاً کار را شروع کند.

1295
01:05:57,708 --> 01:05:59,208
آیا فیلم‌نامه خودت کامل است؟

1296
01:06:01,833 --> 01:06:03,625
بازنویسی تو واقعاً عالی است!

1297
01:06:03,833 --> 01:06:05,250
این فیلم قطعاً پرفروش می‌شه.

1298
01:06:06,583 --> 01:06:08,333
ولی اگه یه ستاره بزرگ
مثل هانا رو عصبانی کنم،

1299
01:06:08,375 --> 01:06:10,500
که در حال حاضر بالاترین
ارزش بازار رو داره،

1300
01:06:11,500 --> 01:06:13,333
تمام اعتبارم رو تو این
صنعت از دست می‌دم.

1301
01:06:15,458 --> 01:06:18,333
به عنوان اولین تولید مستقل
مالایالمِ شرکت «واکس ایندیا»،

1302
01:06:18,875 --> 01:06:20,750
دوست دارم فیلمت رو
تهیه‌کنندگی کنم، وینیت.

1303
01:06:21,583 --> 01:06:22,625
پایه‌ای؟

1304
01:06:27,583 --> 01:06:28,583
- و؟
- و؟

1305
01:06:28,708 --> 01:06:29,708
و چی؟

1306
01:06:29,750 --> 01:06:30,708
دست رد به سینه‌اش زدم.

1307
01:06:30,750 --> 01:06:31,708
- چرا؟
- چرا؟

1308
01:06:31,750 --> 01:06:34,333
چه کار دیگری می‌توانستم بکنم؟
او داشت بازی کثیفی می‌کرد.

1309
01:06:34,375 --> 01:06:36,500
ساچین کسی بود که در وهله اول
مرا وارد این پروژه کرد.

1310
01:06:36,583 --> 01:06:38,083
اینکه این آدم فیلم ساچین را کنار بگذارد

1311
01:06:38,083 --> 01:06:39,708
و پشت سر او به من پیشنهاد همکاری بدهد...

1312
01:06:39,958 --> 01:06:41,208
این فقط یک خیانت محض است!

1313
01:06:41,250 --> 01:06:42,875
پس فیلم تو واقعاً چه زمانی
ساخته خواهد شد؟

1314
01:06:43,000 --> 01:06:44,708
تولید فیلم ساچین امسال
به پایان می‌رسد.

1315
01:06:44,750 --> 01:06:46,333
و بلافاصله بعد از آن،
فیلم من شروع می‌شود.

1316
01:06:46,375 --> 01:06:47,833
او به من قول داده است.

1317
01:06:48,833 --> 01:06:50,458
برای اینکه کارگردان خوبی باشی،

1318
01:06:50,458 --> 01:06:52,208
اول باید آدم خوبی باشی.

1319
01:06:52,250 --> 01:06:53,708
آره... حرف حساب زدی.

1320
01:06:56,708 --> 01:06:57,750
«وینیت ماداوان!»

1321
01:06:58,083 --> 01:06:59,625
«بیست و سه ساله!»

1322
01:06:59,708 --> 01:07:01,000
«هنوز هم جوان‌ترین!»

1323
01:07:01,250 --> 01:07:02,583
«هنوز هم جذاب!»

1324
01:07:02,833 --> 01:07:03,833
«تا یک ماه دیگر،»

1325
01:07:03,875 --> 01:07:06,958
«نسخه نهایی فیلم‌نامه «چیترا» را
آماده می‌کنم.»

1326
01:07:10,750 --> 01:07:12,208
«فیاض راست می‌گفت.»

1327
01:07:12,208 --> 01:07:13,208
«یک ماه رو فراموش کن...»

1328
01:07:13,208 --> 01:07:14,875
«یک سال کامل گذشته
و فیلم «چیترا» هنوز کلید نخورده.»

1329
01:07:14,958 --> 01:07:16,333
عجله کن، برادر.

1330
01:07:17,000 --> 01:07:17,958
«در همین حال، از طرفی دیگر...»

1331
01:07:18,000 --> 01:07:19,708
«آرجون هاریداس فیلمش را
تمام کرده،»

1332
01:07:19,750 --> 01:07:21,208
«و برای اکران آماده می‌شود.»

1333
01:07:21,958 --> 01:07:23,125
«مهمانی بعد از مراسم.»

1334
01:07:23,333 --> 01:07:24,833
«اسم‌اش شبیه برندِ لباس زیرِ ارزونه!»

1335
01:07:25,958 --> 01:07:27,583
هی وینیث، سرت شلوغه؟

1336
01:07:27,625 --> 01:07:29,208
تدوین نهایی فیلمم آماده‌ست.

1337
01:07:29,708 --> 01:07:31,458
من اصلاً نمی‌توانم
عینی و بی‌طرفانه قضاوتش کنم.

1338
01:07:31,500 --> 01:07:32,958
قبل از اینکه تدوین نهایی را قفل کنم،

1339
01:07:33,000 --> 01:07:34,625
می‌خواهم نظر یک نفر دیگر را هم بدانم.

1340
01:07:34,833 --> 01:07:36,875
می‌توانی آن را ببینی؟
من می‌آیم آنجا.

1341
01:07:37,333 --> 01:07:38,583
ژانر فیلم چیست؟

1342
01:07:38,625 --> 01:07:39,625
غافلگیری است.

1343
01:07:41,458 --> 01:07:44,000
دو سال از وقتی
نوشتن این فیلمنامه را تمام کردم می‌گذرد.

1344
01:07:44,083 --> 01:07:44,708
اوه...

1345
01:07:44,750 --> 01:07:46,750
اما همیشه یک
ویژگی خاص و متمایز کم داشت.

1346
01:07:47,583 --> 01:07:50,708
داشتم خودم را می‌کشتم
تا راه حلش را پیدا کنم...

1347
01:07:51,250 --> 01:07:53,125
و همان موقع بود که
من به فیلم کوتاه تو برخوردم.

1348
01:07:53,875 --> 01:07:54,958
همان موقع بود که

1349
01:07:55,000 --> 01:07:57,333
ایده اضافه کردن یک زاویه هیولایی
به این روایت...

1350
01:07:57,375 --> 01:07:58,458
برای اولین بار به ذهنم رسید.

1351
01:07:59,750 --> 01:08:01,583
بعد از آن، همه چیز
سر جای خودش قرار گرفت.

1352
01:08:02,208 --> 01:08:04,625
اگر خروجی نهایی همان‌طور که
فکر می‌کنم از آب درآمده باشد...

1353
01:08:05,208 --> 01:08:07,583
این یک مفهوم کاملاً
تازه برای سینمای مالایالم خواهد بود.

1354
01:08:10,333 --> 01:08:11,375
- آماده رفتنی؟
- وقتش رسیده؟

1355
01:08:11,458 --> 01:08:12,708
آره، وقت پروازه.

1356
01:08:12,750 --> 01:08:14,000
فقط یک دقیقه عزیزم.
دارم میام.

1357
01:08:14,083 --> 01:08:15,333
- خیلی خب.
- پس...

1358
01:08:15,708 --> 01:08:17,625
فقط راحت بشین و با آرامش
فیلم رو تماشا کن.

1359
01:08:17,708 --> 01:08:20,125
من اون رو می‌رسونم فرودگاه
و مستقیم برمی‌گردم، باشه؟

1360
01:08:22,833 --> 01:08:24,083
راستی، وینیت...

1361
01:08:24,833 --> 01:08:28,375
من در واقع سعی کردم سبک تو رو
یکم توی این فیلم پیاده کنم.

1362
01:08:28,833 --> 01:08:30,458
و برای سکانس‌های ترسناک،

1363
01:08:30,458 --> 01:08:32,333
فیلم‌های کوتاه تو
مرجع اصلی من بودن.

1364
01:08:32,375 --> 01:08:33,958
وقتی فیلم رو ببینی
متوجه منظورم می‌شی.

1365
01:08:33,958 --> 01:08:35,125
فقط نظرت رو بهم بگو.

1366
01:08:35,208 --> 01:08:36,958
فقط اون موقع‌ست که
می‌تونم با خیال راحت نفس بکشم.

1367
01:08:37,000 --> 01:08:39,333
من انتظار صداقت صد درصدی
از تو دارم.

1368
01:08:39,583 --> 01:08:41,208
چه از آن خوشت بیاید چه بدت بیاید،

1369
01:08:41,500 --> 01:08:42,750
باید رک و راست به من بگویی.

1370
01:08:42,833 --> 01:08:43,583
- باشه؟
- بله.

1371
01:08:43,583 --> 01:08:44,833
پاسپورتم دست توئه، درسته؟

1372
01:08:44,833 --> 01:08:46,333
آره، همه چیز رو دارم.

1373
01:09:13,958 --> 01:09:15,333
«من می‌خوام مردم رو بترسونم!»

1374
01:09:15,333 --> 01:09:17,000
«می‌خوام با استفاده از دی‌تی‌اس،
همه رو وحشت‌زده کنم!»

1375
01:09:18,208 --> 01:09:20,000
«آکاشگانگا»

1376
01:09:26,208 --> 01:09:27,583
کات! کات!

1377
01:09:32,708 --> 01:09:33,833
فهمیدم!

1378
01:09:34,708 --> 01:09:35,875
اولین فیلم من.

1379
01:09:36,208 --> 01:09:38,208
اولین فیلم هیولایی مولی‌وود!

1380
01:09:38,708 --> 01:09:40,625
دنباله‌ای بر فیلم کوتاهم.

1381
01:09:47,875 --> 01:09:51,583
«اولین همیشه ثبت می‌شود
و در تاریخ به یاد می‌ماند.»

1382
01:10:09,708 --> 01:10:10,750
تماشایش تمام شد؟

1383
01:10:11,208 --> 01:10:12,208
چطور بود؟

1384
01:10:14,833 --> 01:10:16,375
به نظر نمی‌رسد کار تو باشد.

1385
01:10:17,333 --> 01:10:19,458
دقیقاً شبیه چیزی است که
من کارگردانی می‌کردم.

1386
01:10:19,583 --> 01:10:20,958
تصویرسازی‌های من،

1387
01:10:21,333 --> 01:10:22,333
نقاط برش،

1388
01:10:22,583 --> 01:10:23,583
پالت رنگی،

1389
01:10:23,875 --> 01:10:25,708
پردازش صدا
بدون استفاده از موسیقی،

1390
01:10:25,750 --> 01:10:27,125
تو همه چیز را
کپی‌برداری کردی!

1391
01:10:27,708 --> 01:10:29,833
حالا دیگر هیچ راهی ندارم که
فیلم خودم را بسازم.

1392
01:10:32,375 --> 01:10:35,875
«یک فیلم‌ساز دیگر
که سعی دارد از آرجون هاریداس تقلید کند...»

1393
01:10:36,000 --> 01:10:38,333
این برچسبی است که در آینده
منتظرم خواهد بود.

1394
01:10:38,958 --> 01:10:40,500
منظورت دقیقاً چیست؟

1395
01:10:40,958 --> 01:10:43,375
اینکه من داستان تو را دزدیدم؟

1396
01:10:44,083 --> 01:10:45,958
اگر فقط داستان مرا دزدیده بودی،

1397
01:10:46,083 --> 01:10:47,875
این می‌توانست یک
خیانت معمولی باشد.

1398
01:10:49,250 --> 01:10:50,875
اما با این کار،
مرا نابود کردی.

1399
01:10:51,958 --> 01:10:53,583
وینیث عزیزم، به من گوش کن!

1400
01:10:53,625 --> 01:10:55,500
این اتفاقات همیشه می‌افتند...

1401
01:10:56,458 --> 01:10:58,208
من این فیلم‌نامه را دو سال پیش نوشتم.

1402
01:10:59,208 --> 01:11:03,083
اضافه کردن آن زاویه هیولایی
تنها تغییری بود که ایجاد کردم.

1403
01:11:04,750 --> 01:11:06,583
و اینکه
توانستم زودتر آن را بسازم...

1404
01:11:07,333 --> 01:11:08,708
فقط به خاطر سرنوشتم است.

1405
01:11:09,208 --> 01:11:10,208
به همین سادگی.

1406
01:11:17,083 --> 01:11:18,750
یک بار دیگر می‌گویم.

1407
01:11:19,250 --> 01:11:20,958
سرقت ادبی فقط درباره داستان نیست.

1408
01:11:22,250 --> 01:11:24,083
دزدیدن سبک خاص یک فیلم‌ساز...

1409
01:11:24,375 --> 01:11:28,750
به‌ویژه از یک فیلم‌ساز تازه‌کار
که هنوز اولین فیلم بلندش را هم نساخته،

1410
01:11:29,125 --> 01:11:30,625
مثل کشتن اوست.

1411
01:11:33,875 --> 01:11:36,708
می‌دانم که نمی‌توانم
حتی یک کلمه از این حرف‌ها را در دادگاه ثابت کنم.

1412
01:11:38,333 --> 01:11:40,083
اما تو همیشه باید
بدانی که چه کاری انجام دادی.

1413
01:11:42,458 --> 01:11:43,458
هی!

1414
01:11:43,500 --> 01:11:45,000
جدی می‌گویم وینیت،
داری چه کار...

1415
01:11:46,833 --> 01:11:48,708
این فیلم قرار است
یک موفقیت بزرگ باشد.

1416
01:11:48,875 --> 01:11:51,125
حتی اگر تو شک داری،
من با اطمینان این را می‌دانم.

1417
01:11:51,708 --> 01:11:53,333
چون روح اصلی
این فیلم...

1418
01:11:53,375 --> 01:11:54,958
کاملاً از دیدگاه شخصی
خودم نشأت گرفته!

1419
01:11:55,208 --> 01:11:56,458
این باور قلبی من است!

1420
01:11:59,333 --> 01:12:00,583
تبریک می‌گویم،

1421
01:12:00,750 --> 01:12:02,375
و لطفاً از اینجا بروید!

1422
01:12:11,750 --> 01:12:14,250
کارگردان اولی که سینمای مالایالم را
کاملاً دگرگون کرده است

1423
01:12:14,333 --> 01:12:16,833
با چنین سبک فوق‌العاده تازه‌ای
و مهارت محض،

1424
01:12:16,833 --> 01:12:18,083
واقعاً بی‌سابقه است.

1425
01:12:18,083 --> 01:12:19,125
تنها با یک فیلم،

1426
01:12:19,208 --> 01:12:22,375
می‌توان گفت آرجون هاریداس
خودش را به عنوان یک برند تثبیت کرده است.

1427
01:12:23,708 --> 01:12:25,625
فیلم آرجون
اثر تو بود، درسته؟

1428
01:12:26,208 --> 01:12:27,458
«مارانام»

1429
01:12:29,375 --> 01:12:30,375
این چیه؟

1430
01:12:31,125 --> 01:12:33,833
یه داستان کوتاهه از مسابقه ادبی‌ای که
پدرم یه زمانی برگزار کرده بود.

1431
01:12:34,125 --> 01:12:35,833
«چیثرا» فیلمنامه خوبیه.

1432
01:12:36,375 --> 01:12:37,750
اما اگه بخوایم آرجون رو شکست بدیم،

1433
01:12:37,875 --> 01:12:39,500
به چیزی خیلی فراتر از
یه فیلمنامه خوب نیاز داریم.

1434
01:12:39,583 --> 01:12:41,000
ما به یه ویژگی منحصربه‌فرد واقعی نیاز داریم.

1435
01:12:42,000 --> 01:12:43,750
لازم نیست دقیقاً از
همین داستان استفاده کنیم،

1436
01:12:43,833 --> 01:12:45,833
اما اون نوع ویژگی منحصربه‌فردی که می‌گم
همین‌جاست، توی همین صفحات.

1437
01:12:46,458 --> 01:12:47,833
اگر بتوانی جادوی خودت را
روی این پیاده کنی،

1438
01:12:47,833 --> 01:12:49,333
کار را به سطح بالاتری
می‌برد.

1439
01:12:49,708 --> 01:12:51,083
و بودجه هم آماده است، وینیت.

1440
01:12:51,083 --> 01:12:52,583
اگر نوشتن این را تمام کنی،

1441
01:12:52,583 --> 01:12:54,208
ماه آینده می‌توانیم فیلم‌برداری را شروع کنیم.

1442
01:12:54,833 --> 01:12:55,875
من آن را نمی‌خوانم.

1443
01:12:58,625 --> 01:12:59,750
وینیت...

1444
01:12:59,875 --> 01:13:01,208
اگر اثر خوب باشد،

1445
01:13:01,250 --> 01:13:02,958
مردم کسی را که

1446
01:13:03,000 --> 01:13:04,500
به عنوان خالق اثر می‌پرستند.

1447
01:13:04,958 --> 01:13:06,833
آن‌ها حتی برای توجیهش
دلیل هم پیدا می‌کنند.

1448
01:13:07,125 --> 01:13:10,583
هیچ‌کس نمی‌خواهد بداند که این بر پایه
خون و عرق دیگران بنا شده است.

1449
01:13:11,833 --> 01:13:13,833
آرجون هاریداس، کسی که از تو کپی‌برداری کرد...

1450
01:13:14,000 --> 01:13:16,375
ببین الان در چه جایگاهی است،
تا بفهمی منظورم چیست.

1451
01:13:18,208 --> 01:13:20,208
در نهایت، نتیجه
تنها چیزی است که اهمیت دارد.

1452
01:13:22,708 --> 01:13:23,958
«ساچین حق داشت.»

1453
01:13:24,458 --> 01:13:26,250
«آرجون هاریداس،
کسی که از من کپی‌برداری کرد،»

1454
01:13:26,333 --> 01:13:28,750
«هرگز بابت کاری که کرد
بازخواست نشد.»

1455
01:13:29,000 --> 01:13:31,000
«حرفه‌اش فقط اوج گرفته است.»

1456
01:13:31,750 --> 01:13:34,208
«هر چیزی که تا الان به آن باور داشتم
اشتباه بود.»

1457
01:13:35,458 --> 01:13:37,583
«اما فقط به همین دلیل،
من از حد و مرز خودم فراتر نمی‌روم.»

1458
01:13:38,000 --> 01:13:41,500
«من در سرقت ادبیِ
تلاش شخص دیگری مشارکت نمی‌کنم.»

1459
01:13:42,333 --> 01:13:43,833
بعضی چیزها
تقدیرشان این است که اتفاق بیفتند.

1460
01:13:43,875 --> 01:13:45,708
اگر چیزی را با تمام وجود بخواهی،

1461
01:13:45,708 --> 01:13:48,000
تمام کائنات
دست به دست هم می‌دهند تا به آن برسی.

1462
01:13:48,125 --> 01:13:50,208
من واقعاً به سرنوشت اعتقاد دارم.

1463
01:13:50,500 --> 01:13:51,708
خدا را شکر!

1464
01:13:52,250 --> 01:13:53,375
«سرنوشت!»

1465
01:13:53,583 --> 01:13:54,708
«شانس!»

1466
01:13:54,750 --> 01:13:55,833
«تقدیر!»

1467
01:13:56,000 --> 01:13:57,458
«اگر سرنوشت من
این است،»

1468
01:13:57,500 --> 01:13:59,375
«دیگر به سرنوشت
اعتقادی ندارم.»

1469
01:13:59,708 --> 01:14:01,458
«و نه به خدایی که
آن را طراحی کرده است.»

1470
01:14:02,208 --> 01:14:04,333
«فقط به این دلیل که چیزی را
با تمام وجود بخواهی...»

1471
01:14:04,333 --> 01:14:05,958
«جهان قرار نیست
هوای تو را داشته باشد.»

1472
01:14:06,458 --> 01:14:08,750
«از این به بعد، تصمیمات خودم
سرنوشتم را می‌سازند.»

1473
01:14:09,083 --> 01:14:10,125
«نه خدا!»

1474
01:14:23,083 --> 01:14:24,583
«وفاداری من به ساچین...»

1475
01:14:25,458 --> 01:14:27,833
«آن انتظار یک سال کامل برایم هزینه داشت!»

1476
01:14:28,875 --> 01:14:30,458
«اشتباه من آنجا بود.»

1477
01:14:31,500 --> 01:14:33,500
«از این به بعد، وفاداری من
متعلق به هیچ‌کس نیست.»

1478
01:14:33,875 --> 01:14:35,833
«دیگر به هیچ‌کس
اعتماد ندارم.»

1479
01:14:36,333 --> 01:14:39,250
«دیگر هرگز اجازه نمی‌دهم
از من سوءاستفاده شود.»

1480
01:14:40,833 --> 01:14:42,000
«سرنوشت خودم...»

1481
01:14:42,625 --> 01:14:43,833
«آن را با دستان خودم می‌سازم.»

1482
01:14:44,958 --> 01:14:48,583
«من جوان‌ترین و بهترین
فیلم‌ساز ژانر وحشت در مالایالم خواهم شد.»

1483
01:14:50,375 --> 01:14:51,333
الو؟

1484
01:14:51,333 --> 01:14:53,125
قربان، اگر آن پیشنهاد شما
هنوز پابرجاست،

1485
01:14:53,208 --> 01:14:54,208
من آماده‌ام.

1486
01:14:54,583 --> 01:14:56,750
اما دو شرط دارم.

1487
01:14:56,833 --> 01:14:57,833
دارم گوش میدم.

1488
01:14:58,208 --> 01:14:59,125
اول اینکه...

1489
01:14:59,208 --> 01:15:02,208
به جز خودم، هیچ‌کس دیگه‌ای در گروه
حق نداره

1490
01:15:02,583 --> 01:15:03,833
فیلم‌نامه‌ی کامل فیلمم رو بخونه.

1491
01:15:03,833 --> 01:15:05,208
هیچ دسترسی‌ای بهش نخواهند داشت.

1492
01:15:06,083 --> 01:15:08,208
فقط جزئیات خاصی که
واقعاً لازمه بدونن

1493
01:15:08,208 --> 01:15:09,875
شخصاً توسط خودم
بهشون گفته میشه.

1494
01:15:10,083 --> 01:15:11,583
دیگه به هیچ‌کس اعتماد ندارم.

1495
01:15:12,333 --> 01:15:13,458
دوم اینکه...

1496
01:15:14,375 --> 01:15:16,708
از روز اول فیلم‌برداری
تا تدوین نهایی...

1497
01:15:16,708 --> 01:15:18,458
تک‌تک تصمیم‌ها
فقط با خودم خواهد بود.

1498
01:15:18,958 --> 01:15:21,250
هیچ دخالتی از طرف استودیو نباشد.

1499
01:15:22,083 --> 01:15:23,083
بسیار خب.

1500
01:15:23,125 --> 01:15:24,583
من زمان‌بندی‌های «سواروپ» را قطعی کرده‌ام.

1501
01:15:25,000 --> 01:15:26,625
اگر سوژه‌ای داری
که مناسب او باشد،

1502
01:15:26,833 --> 01:15:28,875
آماده‌ام که تمام
شرایط تو را بپذیرم.

1503
01:15:32,458 --> 01:15:34,333
«از حالا به بعد همه چیز
تحت کنترل من خواهد بود.»

1504
01:15:36,125 --> 01:15:38,000
«دارم هویت تازه‌ای برای خودم می‌سازم.»

1505
01:15:38,708 --> 01:15:41,583
«وینیت ماداوانِ قدیمی مرده است.
این شخص کاملاً جدیدی است.»

1506
01:15:42,000 --> 01:15:45,208
«چون هر چیزی که تا الان به آن باور داشتم، دروغ بود.»

1507
01:15:58,083 --> 01:15:59,583
«این دنیا ناعادلانه است.»

1508
01:15:59,833 --> 01:16:01,875
«و از حالا به بعد، این واقعیت در
فیلم‌های من هم منعکس خواهد شد.»

1509
01:16:02,708 --> 01:16:05,000
«سرنوشت من فقط توسط تصمیمات خودم رقم می‌خورد.»

1510
01:16:05,958 --> 01:16:07,083
«این حقیقت است.»

1511
01:16:07,458 --> 01:16:08,875
«این تنها حقیقتی است که اهمیت دارد.»

1512
01:16:37,708 --> 01:16:39,583
«مانوشیان»

1513
01:16:45,833 --> 01:16:48,458
آن مهار در سکانس آخر پاره شد و مچ پایم رگ‌به‌رگ شد.

1514
01:16:48,583 --> 01:16:50,333
خانه‌نشین شدن باعث شد

1515
01:16:50,458 --> 01:16:52,250
نقش منفی فیلم میسکین را از دست بدهم.

1516
01:16:54,083 --> 01:16:56,583
از آن روز به بعد، هر روز دارم به این فیلم بد و بیراه می‌گویم.

1517
01:16:58,083 --> 01:16:59,333
اما بعد از تماشای این فیلم،

1518
01:17:00,458 --> 01:17:02,000
فقط یک چیز دارم که
به تو بگویم، وینیت...

1519
01:17:02,083 --> 01:17:03,458
در بیست و سه سالگی،

1520
01:17:03,458 --> 01:17:05,208
تو تازه یک
شاهکار خلق کردی.

1521
01:17:05,250 --> 01:17:07,000
و ممنونم که
مرا بخشی از آن کردی.

1522
01:17:07,083 --> 01:17:08,583
این یک تحول بزرگ است.

1523
01:17:08,583 --> 01:17:10,958
وقتی تب و تاب فیلم‌های
جدید امروز فروکش کرد،

1524
01:17:11,000 --> 01:17:13,000
می‌توانیم پوستر رونمایی‌مان را
روز دوشنبه منتشر کنیم.

1525
01:17:13,083 --> 01:17:13,958
برو و تدوین را نهایی کن.

1526
01:17:13,958 --> 01:17:15,208
دیگر هیچ چیزی برای
تردید باقی نمانده است.

1527
01:17:15,250 --> 01:17:17,708
قربان، کسی که برای بررسی واکنش
تماشاگران «چیترا» فرستاده بودیم، برگشته.

1528
01:17:17,750 --> 01:17:19,125
می‌شود یک لحظه به ما وقت بدهید، قربان؟

1529
01:17:19,458 --> 01:17:20,875
یک دقیقه، سواروپ.

1530
01:17:22,083 --> 01:17:24,333
«بالاخره، چیترا امروز اکران می‌شود.»

1531
01:17:24,750 --> 01:17:26,708
«به‌جز چند فیلم جزئی دیگر،»

1532
01:17:26,708 --> 01:17:28,583
«هیچ اکران مهم دیگری
وجود ندارد.»

1533
01:17:28,958 --> 01:17:30,375
«البته تا وقتی فیلم من بیاید، همین‌طور است.»

1534
01:17:33,625 --> 01:17:34,625
نظرت چی بود؟

1535
01:17:34,708 --> 01:17:35,708
خوب است!

1536
01:17:36,083 --> 01:17:37,083
خوب است، مگر نه؟

1537
01:17:37,083 --> 01:17:38,208
بله، خوبه.

1538
01:17:38,333 --> 01:17:39,625
خیلی خوبه رفیق!

1539
01:17:40,083 --> 01:17:41,208
چرا با اون لحن
حرف می‌زنی؟

1540
01:17:41,208 --> 01:17:42,375
رک و راست بهم بگو.

1541
01:17:42,583 --> 01:17:43,583
شماها ترسیدید؟

1542
01:17:43,625 --> 01:17:45,250
آره، خیلی ترسیدیم.

1543
01:17:46,333 --> 01:17:47,500
پس داستان رو دوست نداشتید؟

1544
01:17:48,333 --> 01:17:50,208
نه، داستان فوق‌العاده‌ست.

1545
01:17:51,833 --> 01:17:53,083
پس چی رو داری پنهان می‌کنی؟

1546
01:17:53,500 --> 01:17:54,583
هیچ مشکلی وجود نداره.

1547
01:17:54,583 --> 01:17:55,833
بیخیال «خدا» شویم.

1548
01:17:55,875 --> 01:17:57,125
آره.
«خدا» را فراموش کن.

1549
01:17:57,625 --> 01:17:59,250
خدا؟
کدام خدا؟

1550
01:17:59,750 --> 01:18:01,083
چیزی درباره «خدا» شنیدید؟

1551
01:18:05,083 --> 01:18:07,083
شما بچه‌ها دارید درباره
کدام خدا حرف می‌زنید؟

1552
01:18:07,458 --> 01:18:08,458
خب...

1553
01:18:09,125 --> 01:18:10,833
ما نتونستیم بلیت‌های
«چیثرا» رو بگیریم...

1554
01:18:10,875 --> 01:18:13,625
برای همین رفتیم یه فیلم دیگه
توی یه سالن خالی بغل دستش.

1555
01:18:14,333 --> 01:18:15,250
«دِیوام»

1556
01:18:15,333 --> 01:18:16,458
انتظار داشتیم یه فیلم
آماتور و بی‌ارزش باشه...

1557
01:18:16,500 --> 01:18:18,583
- ولی فیلم واقعاً خوبیه.
- رفیق، فقط اینه که...

1558
01:18:18,708 --> 01:18:21,125
اون فیلم خیلی شبیه مال توئه.

1559
01:18:21,583 --> 01:18:22,750
استرس نداشته باش.

1560
01:18:22,958 --> 01:18:24,458
«انسان» قطعاً فیلم بهتریه.

1561
01:18:52,833 --> 01:18:55,208
فقط می‌خوام برم یه گوشه دنج
و تا می‌تونم گریه کنم.

1562
01:19:05,875 --> 01:19:08,333
«تصادف!»

1563
01:19:08,458 --> 01:19:11,250
«هم‌زمانیِ قابل‌توجهِ
رویدادها یا شرایط»

1564
01:19:11,333 --> 01:19:13,500
«بدون هیچ ارتباط علت و معلولیِ آشکار.»

1565
01:19:13,583 --> 01:19:16,875
«به‌عبارتی، گندکاری‌هایی که بی‌دلیل
در زندگی‌مون اتفاق می‌افته.»

1566
01:19:25,000 --> 01:19:26,708
«به خاطر همین تصادف،»

1567
01:19:27,125 --> 01:19:29,125
نه تنها فیلم من
بی‌اهمیت شده...

1568
01:19:29,208 --> 01:19:31,583
بلکه فیلم ساچین که
موفقیتش تضمین شده بود،

1569
01:19:31,625 --> 01:19:33,333
به یک فاجعه‌ی
تمام‌عیار تبدیل شده است.

1570
01:19:33,333 --> 01:19:34,875
اما «خدا» مقصر این اتفاق نیست.

1571
01:19:35,708 --> 01:19:37,083
تقصیر کاملاً گردن ساچین است.

1572
01:19:37,125 --> 01:19:38,750
او اصلاً بلد نیست
کارش را انجام دهد.

1573
01:19:38,833 --> 01:19:41,708
یک فیلم کم‌هزینه‌ی مالایالم که
فقط در ۲۵ سینما اکران شد

1574
01:19:41,708 --> 01:19:43,333
حالا در ۱۵۰ سالن در حال نمایش است.

1575
01:19:43,375 --> 01:19:45,500
حتی فیلم «چیترا»ی ساچین
هم نتوانست در برابر آن دوام بیاورد.

1576
01:19:45,583 --> 01:19:47,708
او دارد سینما را رها می‌کند
و به بمبئی برمی‌گردد.

1577
01:19:47,750 --> 01:19:49,208
تا به دفتر حقوقی سابقش برگردد.

1578
01:19:50,333 --> 01:19:51,833
پس فیلم من قطعاً
شکست خواهد خورد.

1579
01:19:51,833 --> 01:19:53,500
وینیت... استرس نداشته باش.

1580
01:19:53,833 --> 01:19:55,625
نمی‌شود انکار کرد که
این دو فیلم شباهت‌هایی دارند.

1581
01:19:55,708 --> 01:19:57,708
اما ما می‌توانیم به راحتی آن را
سر میز تدوین درست کنیم.

1582
01:19:59,208 --> 01:20:02,208
خیلی از آثار کلاسیک جهان
دقیقاً همین‌طور به وجود آمدند.

1583
01:20:02,958 --> 01:20:05,083
این کارت دسترسی اصلی
برای استودیوهای وکس است.

1584
01:20:05,208 --> 01:20:06,583
هر وقت بخواهی
می‌توانی به اینجا بیایی.

1585
01:20:06,583 --> 01:20:08,333
هر تغییری که فکر می‌کنی
لازم است را انجام بده.

1586
01:20:08,375 --> 01:20:10,458
اما پس‌فردا ساعت ۷ عصر،

1587
01:20:10,500 --> 01:20:12,500
ما داریم پوستر
اولین نگاه را منتشر می‌کنیم.

1588
01:20:13,083 --> 01:20:14,750
تا وقتی در این مورد به تصمیمی نرسیم،

1589
01:20:14,833 --> 01:20:17,958
تمام کارهای تبلیغاتی و
پس‌تولید ما باید متوقف شود.

1590
01:20:18,000 --> 01:20:20,083
چه تصمیمی باقی مانده
که باید در موردش بگیریم؟

1591
01:20:20,458 --> 01:20:21,625
فیلم‌برداری مجدد!

1592
01:20:23,125 --> 01:20:24,208
فکر می‌کنی این خنده‌داره؟

1593
01:20:24,208 --> 01:20:25,750
فیلم‌های زیادی
فیلم‌برداری مجدد داشته‌اند

1594
01:20:25,833 --> 01:20:27,583
چون دکورها فرو ریختند
یا حوادثی پیش آمد.

1595
01:20:27,625 --> 01:20:29,708
ما هم الان با
بحران مشابهی روبرو هستیم.

1596
01:20:30,083 --> 01:20:31,958
هیچ‌کدام از شما
جدیت این موضوع را نمی‌بینید؟

1597
01:20:33,500 --> 01:20:34,458
وینیث...

1598
01:20:34,458 --> 01:20:35,958
فیلم‌برداری مجدد اصلاً
ممکن نیست!

1599
01:20:35,958 --> 01:20:37,458
من حتی یک روپیه اضافی

1600
01:20:37,583 --> 01:20:40,083
برای این پروژه
خرج نمی‌کنم.

1601
01:20:43,208 --> 01:20:44,458
باید در این مورد به من اعتماد کنی.

1602
01:20:44,458 --> 01:20:46,083
اگر دوباره فیلم‌برداری کنیم،
تضمین می‌کنم...

1603
01:20:46,125 --> 01:20:48,250
که سودش برای تو
حتی از من هم بیشتر خواهد بود.

1604
01:20:50,000 --> 01:20:51,125
چه سودی؟

1605
01:20:52,500 --> 01:20:54,625
اگر این فیلم را همین‌طور که هست پخش کنیم،
قطعاً شکست می‌خورد.

1606
01:20:54,708 --> 01:20:56,458
اما اگر دوباره فیلم‌برداری کنیم،
نتیجه برعکس خواهد شد.

1607
01:20:57,000 --> 01:20:58,458
می‌خواهی پنج کرور ضرر کنی،

1608
01:20:58,458 --> 01:20:59,958
یا پنجاه لک بیشتر خرج کنی

1609
01:20:59,958 --> 01:21:01,375
تا ده کرور سود به دست بیاوری؟

1610
01:21:04,958 --> 01:21:06,458
لطفاً برو بیرون
و یک سیگار بکش.

1611
01:21:14,500 --> 01:21:16,458
چند درصد از فیلم
باید دوباره فیلم‌برداری شود؟

1612
01:21:17,833 --> 01:21:18,958
سی درصد!

1613
01:21:20,333 --> 01:21:21,333
ده روز...

1614
01:21:21,708 --> 01:21:23,208
بیشتر از آن، نمی‌توانم اجازه بدهم--

1615
01:21:27,458 --> 01:21:28,583
الو!

1616
01:21:38,708 --> 01:21:39,958
تصادف ماشین!

1617
01:21:41,333 --> 01:21:42,458
کی تویش بازی کرده؟!

1618
01:21:44,708 --> 01:21:48,958
«حمایتم کن، حمایتم کن
از توی خیابان حمایتم کن»

1619
01:21:49,125 --> 01:21:53,375
«دور خودم می‌چرخم، دور خودم می‌چرخم
راهم را گم کرده‌ام، در پایان روز»

1620
01:22:02,583 --> 01:22:04,833
«سرنوشت من فقط
توسط تصمیمات خودم تعیین می‌شود.»

1621
01:22:05,458 --> 01:22:06,583
«این حقیقت است.»

1622
01:22:06,875 --> 01:22:08,500
«این تنها حقیقتی است
که اهمیت دارد.»

1623
01:22:09,250 --> 01:22:11,250
مدت زیادی از معرفی
«افتر پارتی» می‌گذرد.

1624
01:22:11,333 --> 01:22:12,875
- کِی اکران می‌شود؟
- نظری ندارم.

1625
01:22:12,958 --> 01:22:14,208
اصلاً فیلم ساخته می‌شود؟

1626
01:22:17,958 --> 01:22:19,958
- الو؟
- قربان، تاج گل را بیاورم؟

1627
01:22:20,083 --> 01:22:21,125
آره، بیارش.

1628
01:22:22,000 --> 01:22:23,833
خبری از «افتر پارتی»
نشد، آرجون چتا؟

1629
01:22:23,875 --> 01:22:24,708
لطفاً.

1630
01:22:24,750 --> 01:22:27,458
«مگه نباید اول فیلمنامه آماده باشه
تا بتونه خبری بده؟»

1631
01:22:27,500 --> 01:22:29,333
«برای رسیدن به اونجا، اون به
سبک خاص من نیاز داره.»

1632
01:22:29,375 --> 01:22:30,958
«و اون اصلاً اون سبک رو نداره.»

1633
01:22:32,333 --> 01:22:33,625
«ساچین بیچاره.»

1634
01:22:33,708 --> 01:22:35,083
«وقتی فیلم 'چیترا'
در گیشه شکست خورد،»

1635
01:22:35,125 --> 01:22:37,208
«وایکوم دیوید
کاملاً از دور خارج شد.»

1636
01:22:37,208 --> 01:22:40,708
«حالا دیگه حتی اون احترام اولیه‌ای که
میراث پدرش براش تضمین می‌کرد رو هم نداره.»

1637
01:22:40,750 --> 01:22:42,958
«اما هیچ‌کدام از این‌ها مرا آزار نمی‌دهد.»

1638
01:22:43,250 --> 01:22:44,583
«چون آن‌ها مسئولیتی ندارند»

1639
01:22:44,583 --> 01:22:47,333
«در قبال همزمانی عجیب اکران «دِیوام»
یک هفته قبل از «مانوشیان»،»

1640
01:22:47,333 --> 01:22:49,333
- «یا در قبال مرگ ناگهانی سواروپ...»
- تصادف رانندگی.

1641
01:22:49,333 --> 01:22:51,000
«یا هر چیز دیگری،
در این رابطه.»

1642
01:22:51,083 --> 01:22:54,208
«این نیرویی ناشناخته در این دنیاست
که من به سادگی نمی‌توانم کنترلش کنم.»

1643
01:22:54,500 --> 01:22:55,500
«این سرنوشت است.»

1644
01:22:55,625 --> 01:22:57,333
«بنابراین، سرنوشت دشمن من است.»

1645
01:22:58,208 --> 01:22:59,333
«اما...»

1646
01:22:59,375 --> 01:23:00,833
«من پا پس نمی‌کشم.»

1647
01:23:00,875 --> 01:23:02,083
هیچ مشکلی وجود ندارد.

1648
01:23:02,083 --> 01:23:03,583
من یک طرح کلی از
صحنه‌ها آماده کردم.

1649
01:23:04,083 --> 01:23:07,125
سواروپ در تک‌تک صحنه‌های
آن ۳۰ درصدی که باید دوباره فیلم‌برداری کنیم، حضور دارد.

1650
01:23:07,500 --> 01:23:10,500
ما می‌توانیم آن بخش، به‌علاوه
۱۰ درصد باقی‌مانده از صحنه‌های او را دوباره بگیریم،

1651
01:23:10,583 --> 01:23:12,625
و به‌جایش از یک بازیگر نقش اول دیگر استفاده کنیم.

1652
01:23:12,750 --> 01:23:15,125
ما قطعاً به
همان نتیجه‌ای که در ذهن داشتم می‌رسیم.

1653
01:23:16,208 --> 01:23:17,333
خوش‌شانسی...!

1654
01:23:17,833 --> 01:23:18,833
تبریک می‌گویم!

1655
01:23:19,833 --> 01:23:21,250
بالاخره نوبت تو هم رسید.

1656
01:23:22,500 --> 01:23:23,500
وینیث...

1657
01:23:23,875 --> 01:23:25,958
تو اصلاً متوجه
اصل ماجرا نیستی.

1658
01:23:26,125 --> 01:23:27,750
ما همین الان به بهترین فرصت ممکن رسیدیم.

1659
01:23:28,083 --> 01:23:31,333
تو حالا رسماً کارگردان
آخرین فیلم سواروپ هستی.

1660
01:23:37,708 --> 01:23:40,208
دیدی؟ حتی اگه فیلم
یه فاجعه‌ی تمام‌عیار هم باشه،

1661
01:23:40,333 --> 01:23:42,708
با این شرایط،
باز هم پرفروش می‌شه.

1662
01:23:44,958 --> 01:23:47,458
تو همین الان هم کارگردان
یه فیلم موفق هستی، وینیث.

1663
01:23:49,708 --> 01:23:50,875
اجازه نمی‌دم این اتفاق بیفته.

1664
01:23:52,333 --> 01:23:53,333
ببین، می‌دونم...

1665
01:23:53,625 --> 01:23:55,833
تو این وسواس دیوانه‌وار رو
نسبت به این فیلم داری.

1666
01:23:56,208 --> 01:23:57,208
اما...

1667
01:23:57,333 --> 01:24:00,458
من هرگز دوباره چنین فرصت تجاری
بزرگی به دست نخواهم آورد.

1668
01:24:01,083 --> 01:24:02,083
قربان...

1669
01:24:10,708 --> 01:24:12,875
«یک موفقیت تضمین‌شده
همین‌طوری دو دستی تقدیمت شد، نه؟»

1670
01:24:21,500 --> 01:24:23,083
فیلم تو قرار است
یک موفقیت بزرگ باشد

1671
01:24:23,125 --> 01:24:24,958
فقط به این خاطر که این آدم
در تصادف رانندگی کشته شد.

1672
01:24:25,458 --> 01:24:26,625
اما عظمت واقعی...

1673
01:24:27,250 --> 01:24:28,500
من هرگز موفق به کسب آن نشدم.

1674
01:24:29,458 --> 01:24:30,833
و تو هم به آن نخواهی رسید.

1675
01:24:34,083 --> 01:24:35,500
این موضوع قطعی است.

1676
01:24:36,333 --> 01:24:37,458
در آرامش بخوابی!

1677
01:24:39,208 --> 01:24:41,958
«من یک فیلم پرفروش نمی‌خواهم
که همین‌طوری دو دستی تقدیمم شود.»

1678
01:24:43,250 --> 01:24:44,458
من این را تأیید نمی‌کنم.

1679
01:24:45,208 --> 01:24:47,875
من مسئول تصمیم‌گیری نهایی
برای تدوین فیلمم هستم.

1680
01:24:48,500 --> 01:24:50,833
و تا زمانی که دوباره فیلم‌برداری نکنیم،
آن را تأیید نخواهم کرد.

1681
01:24:50,875 --> 01:24:51,958
مطمئنی؟

1682
01:24:52,000 --> 01:24:53,208
کاملاً.

1683
01:24:53,250 --> 01:24:55,333
پس برو یک وکیل پیدا کن
و شکایت کن،

1684
01:24:55,333 --> 01:24:58,125
و ادعا کن که ما
مفاد قرارداد را نقض کرده‌ایم.

1685
01:24:58,625 --> 01:25:00,875
تو رسماً از این پروژه کنار گذاشته شدی.
کارت اینجا تمام است.

1686
01:25:00,958 --> 01:25:02,500
این بازی بچه‌گانه نیست، فیاض.

1687
01:25:03,083 --> 01:25:05,333
- این فیلم زندگی منه!
- زندگی هیچ‌کس نیست.

1688
01:25:05,500 --> 01:25:07,333
این فقط تجارت نمایشه،
خیلی ساده و بی‌پرده.

1689
01:25:07,583 --> 01:25:09,458
اول باید این موضوع رو
تو ذهنت هضم کنی.

1690
01:25:12,125 --> 01:25:13,708
«فقط از روی جنازه‌ام!»

1691
01:25:13,958 --> 01:25:16,458
«اجازه نمی‌دم داستانی که
تمام دنیا قبلاً تماشاش کردن...»

1692
01:25:16,458 --> 01:25:18,000
«با نام من منتشر بشه.»

1693
01:25:18,083 --> 01:25:20,250
«من دیگه هیچ ارتباطی
با این فیلم ندارم.»

1694
01:25:20,333 --> 01:25:21,750
«و می‌خوام که تمام دنیا
این رو بدونه.»

1695
01:25:32,833 --> 01:25:34,708
- فیاضه.
- بذارش روی بلندگو.

1696
01:25:36,625 --> 01:25:39,083
«وینیت، حداقل الان می‌تونی
به خودت بگی کارگردان.»

1697
01:25:39,583 --> 01:25:41,708
«اگر آن پست را
فوراً حذف نکنی،»

1698
01:25:41,833 --> 01:25:44,125
«نامت برای همیشه از
تاریخ سینمای مالایالم»

1699
01:25:44,208 --> 01:25:46,000
«پاک خواهد شد.»

1700
01:25:48,625 --> 01:25:51,083
«من جنبه تاریکی دارم که
هنوز آن را ندیده‌ای.»

1701
01:25:51,583 --> 01:25:55,208
«جنبه‌ای که قدرت و تسلط مطلق
بر این صنعت دارد!»

1702
01:25:55,708 --> 01:25:59,333
«اگر تصمیم بگیرم که در این صنعت
لیست‌سیاه شوی، کارت تمام است. همین و بس!»

1703
01:25:59,375 --> 01:26:02,250
«تنها راه جایگزین تو این است که آن پست را پاک کنی»

1704
01:26:02,333 --> 01:26:04,958
«و دوباره با متنی که الان برایت می‌فرستم، منتشرش کنی.»

1705
01:26:05,750 --> 01:26:06,958
«می‌دانم...»

1706
01:26:07,500 --> 01:26:11,083
«فیلمت آن استقبال باشکوهی که در ذهنت
تصور کرده بودی را نخواهد داشت.»

1707
01:26:11,708 --> 01:26:12,833
«اما...»

1708
01:26:12,958 --> 01:26:14,333
«همان‌طور که قبلاً به تو گفتم،»

1709
01:26:14,333 --> 01:26:17,083
«تو همین حالا هم به یک فیلمساز
موفق تبدیل شده‌ای.»

1710
01:26:18,000 --> 01:26:20,000
«من فیلم بعدی‌ات را تهیه می‌کنم.»

1711
01:26:20,083 --> 01:26:22,083
«می‌توانی آن را
هرطور که می‌خواهی بسازی.»

1712
01:26:22,625 --> 01:26:24,958
«بعضی چیزها به سادگی
خارج از کنترل ما هستند، پسر.»

1713
01:26:25,500 --> 01:26:27,333
«هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی سرنوشت را بگیرد.»

1714
01:26:28,000 --> 01:26:29,625
«تو فقط یک انتخاب دیگر داری.»

1715
01:26:29,708 --> 01:26:32,583
«فقط آن را به عنوان سرنوشتت بپذیر
و به راهت ادامه بده.»

1716
01:26:39,250 --> 01:26:42,333
«به هیچ وجه تسلیم سرنوشت نمی‌شوم
و عقب‌نشینی نمی‌کنم!»

1717
01:26:43,250 --> 01:26:45,750
«من تنها کسی هستم که
سرنوشت خودم را کنترل می‌کنم!»

1718
01:26:47,750 --> 01:26:49,208
«بزرگ‌ترینِ تمام دوران»

1719
01:26:50,375 --> 01:26:51,875
«حالا برای تصاحب تخت می‌آیم»

1720
01:26:52,958 --> 01:26:54,833
«تعریف‌کننده‌ی مولی‌وود»

1721
01:26:55,708 --> 01:26:57,333
«بهتر از پیشکسوتان»

1722
01:26:58,083 --> 01:27:00,708
«فکر من و صدای من
جریانی کشنده دارند»

1723
01:27:00,708 --> 01:27:03,375
«امید من و دیدگاه من
درخششی تماشایی دارند»

1724
01:27:04,083 --> 01:27:06,625
«حتی اگر مرا در
اعماق تاریکی دفن کنی»

1725
01:27:06,708 --> 01:27:08,708
«مثل یک جرقه‌ی زنده
دوباره جوانه می‌زنم»

1726
01:27:19,375 --> 01:27:21,500
«من در بند سرنوشت نخواهم ماند»

1727
01:27:22,125 --> 01:27:24,083
«من پشت دروازه‌اش نمی‌مانم»

1728
01:27:24,750 --> 01:27:27,083
«حتی اگر سرنوشت مانعم شود،
تردید نمی‌کنم»

1729
01:27:27,375 --> 01:27:29,583
«من برای گرفتن اتاق،
در نمی‌زنم»

1730
01:27:30,000 --> 01:27:32,625
«می‌گویم ۳-۲-۱،
بوم بوم کا-بوم»

1731
01:27:32,708 --> 01:27:34,708
«من به راهم ادامه می‌دهم، رفیق»

1732
01:27:35,375 --> 01:27:37,083
«با قدم‌های قرص روی مسیرم، رفیق»

1733
01:27:37,958 --> 01:27:40,000
«سرنوشت خودم را می‌سازم، رفیق»

1734
01:27:40,750 --> 01:27:42,958
«هرگز از رویاهایم دست نمی‌کشم»

1735
01:27:43,333 --> 01:27:45,833
«فراتر از هدفم،
هیچ رستگاری‌ای نیست»

1736
01:27:57,083 --> 01:27:59,458
«شیامالان، کریس نولان،
اسکورسیزی بزرگ»

1737
01:27:59,500 --> 01:28:02,708
«اگر روزی نام من هم به آن فهرست اضافه شود،
آن لحظه برایم اوج لذت خواهد بود»

1738
01:28:04,083 --> 01:28:07,333
«ارزش‌های اخلاقی من
مرا به آنجا خواهند رساند»

1739
01:28:07,458 --> 01:28:10,000
«به دنیا نشان خواهم داد
که بی‌همتا هستم»

1740
01:28:10,083 --> 01:28:11,750
«استاندارد اسکار را
با اقتدار خواهم شکست»

1741
01:28:55,250 --> 01:28:56,458
«احترام»

1742
01:29:00,208 --> 01:29:02,958
«ذهنی آرام و اراده‌ای پولادین،
متین و باوقار، همچنان برتر»

1743
01:29:03,000 --> 01:29:05,583
«اگرچه این عصر پر از اندوه است،
اما روح فراتر از باور، استوار می‌ماند»

1744
01:29:05,625 --> 01:29:08,208
«در مسیر نبردی حق‌طلبانه،
کسی ایستاده که وظیفه‌اش را خوب می‌داند»

1745
01:29:08,208 --> 01:29:11,083
«روحی بی‌همتا که هرگز خسته نمی‌شود،
مردی که تنها برای آتش پیروزی زاده شده»

1746
01:29:13,833 --> 01:29:15,333
صادقانه بگویم، نمی‌توانیم او را مقصر بدانیم.

1747
01:29:15,875 --> 01:29:17,750
وقتی نسخه نهایی
فیلم «چیترا» را دیدم،

1748
01:29:17,958 --> 01:29:20,375
من هم حس شدیدی پیدا کردم
که فیلم خودم را به آتش بکشم.

1749
01:29:21,208 --> 01:29:22,708
جراتش را نداشتم.

1750
01:29:22,833 --> 01:29:24,458
اما او پیش‌قدم شد
و واقعاً این کار را کرد.

1751
01:29:25,083 --> 01:29:26,083
در هر صورت،

1752
01:29:26,125 --> 01:29:28,125
این موضوع رسماً پرونده
وینیت ماداوان را

1753
01:29:28,208 --> 01:29:29,500
در صنعت فیلم مالایالم می‌بندد.

1754
01:29:30,208 --> 01:29:31,208
و...

1755
01:29:31,708 --> 01:29:32,875
از این بابت خوشحالم.

1756
01:29:34,708 --> 01:29:37,458
از این بابت خوشحالم.
از این بابت خوشحالم. از این بابت خوشحالم.

1757
01:29:37,500 --> 01:29:38,833
هی، آروم باش.

1758
01:29:54,333 --> 01:29:55,333
دکتر...

1759
01:29:57,250 --> 01:29:59,000
چقدر دیگه وقت دارم؟

1760
01:29:59,208 --> 01:30:00,208
هان!

1761
01:30:02,083 --> 01:30:03,333
سرطان خونه؟

1762
01:30:04,083 --> 01:30:05,458
اصلاً مسئله جدی‌ای نیست.

1763
01:30:05,500 --> 01:30:08,333
به خاطر اینکه فشار خونت بالا رفت و
از حال رفتی بستری شدی.

1764
01:30:16,958 --> 01:30:18,083
شما کی هستید؟

1765
01:30:18,958 --> 01:30:21,333
شخصی به اسم فیاض محمد
علیه شما شکایتی ثبت کرده

1766
01:30:21,375 --> 01:30:22,958
در کلانتری کاداوانترا.

1767
01:30:23,125 --> 01:30:24,708
به ما دستور داده شده که شما را بازداشت کنیم

1768
01:30:24,708 --> 01:30:26,708
و در اسرع وقت به دادگاه بیاوریم.

1769
01:30:26,708 --> 01:30:28,333
اما آیا این واقعاً یک پرونده کیفری است؟

1770
01:30:28,458 --> 01:30:29,458
خیر.

1771
01:30:29,500 --> 01:30:31,250
اینجا دارایی فیزیکی
تخریب نشده،

1772
01:30:31,333 --> 01:30:32,708
بلکه مالکیت معنوی است.

1773
01:30:33,125 --> 01:30:36,375
تیم حقوقی آن‌ها ادعا می‌کند خسارت
نزدیک به سه و نیم کرور است.

1774
01:30:36,750 --> 01:30:38,208
فعلاً هیچ عجله‌ای
برای این کار نیست.

1775
01:30:38,250 --> 01:30:40,250
می‌تواند تا زمانی که
از بیمارستان مرخص شوید، صبر کند.

1776
01:30:40,458 --> 01:30:42,000
با شما تماس می‌گیرم.
همین اطراف هستم.

1777
01:30:42,958 --> 01:30:44,208
وینیث...

1778
01:30:45,083 --> 01:30:47,000
بهتر بود هیچ هدفی نداشتی
تا اینکه به این روز بیفتی!

1779
01:30:47,083 --> 01:30:52,083
«تو به تنهایی ستاره‌ای فروزان هستی»

1780
01:30:52,458 --> 01:30:54,958
«ای آتش، تو تند و مرگباری»

1781
01:30:55,000 --> 01:30:56,708
سینما کار یک نفر نیست.

1782
01:30:56,750 --> 01:30:58,333
این یک هنر گروهی است.

1783
01:30:58,333 --> 01:30:59,958
این نکته‌ای است که
واقعاً می‌خواهم بر آن تأکید کنم.

1784
01:30:59,958 --> 01:31:01,208
در یک لحظه فوران خودخواهی،

1785
01:31:01,250 --> 01:31:04,458
وینیث ماداوان رؤیاها، عرق ریختن‌ها و تلاش‌های
هنرمندان و تکنسین‌های بی‌شماری را نابود کرد.

1786
01:31:04,500 --> 01:31:07,333


1787
01:31:08,083 --> 01:31:10,875
«بگذار تازه‌کارها بیایند
و هنرشان را بسازند»

1788
01:31:11,000 --> 01:31:13,458
«با تکیه بر شانس محض
و شکستن رکوردها»

1789
01:31:13,458 --> 01:31:16,125
«مهم نیست چند نفر وارد این بازی می‌شوند
به دنبال شهرت، به دنبال نام‌آوری»

1790
01:31:17,500 --> 01:31:19,000
«من بزرگ‌ترینِ تمام دوران‌ها هستم»

1791
01:31:19,083 --> 01:31:21,333
«حتی اگر هزاران نقشه
برایم بکشی»

1792
01:31:22,583 --> 01:31:24,083
«حتی اگر تمام روز
سعی کنی جایگاهم را پایین بکشی»

1793
01:31:24,083 --> 01:31:25,833
«دانشی از سینما که
در وجود من زنده است»

1794
01:31:25,833 --> 01:31:27,333
«به ذهنم شفافیت می‌بخشد»

1795
01:31:27,375 --> 01:31:30,458
«یاد گرفته‌ام هر ضربه و غمی را تحمل کنم،
از دریاهای خروشان می‌گذرم و صحنه را از آن خود می‌کنم»

1796
01:31:30,583 --> 01:31:32,333
مهم نیست چطور سعی می‌کند
آن را توجیه کند،

1797
01:31:32,333 --> 01:31:34,625
وینیث هرگز در دادگاه وجدان
بخشیده نخواهد شد.

1798
01:31:34,708 --> 01:31:38,750
پس از حذف تصاویر آخرین فیلم
بازیگر فقید، سواروپ، با نام «مانوشیان»،

1799
01:31:38,833 --> 01:31:41,458
توسط کارگردان وینیث مداوان
از استودیویی در پالاریواتوم...

1800
01:31:41,500 --> 01:31:44,125
اعتراضات علیه او
شدت گرفته است.

1801
01:31:44,208 --> 01:31:46,750
واقعاً جرئت کردی فیلم
سواروپ‌اِتان را پاک کنی، هان؟

1802
01:31:50,500 --> 01:31:52,833
«تحت چنین فشار
شدیدی،»

1803
01:31:52,875 --> 01:31:54,708
«هر کسی واقعاً
توانایی»

1804
01:31:54,750 --> 01:31:56,583
«گرفتن تصمیمات درست را ندارد.»

1805
01:31:56,708 --> 01:31:59,375
گزارش‌ها حاکی از آن است که اتحادیه کارگردانان
و انجمن تهیه‌کنندگان

1806
01:31:59,458 --> 01:32:02,708
ممکن است حکم ممنوع‌الکاری مشترکی برای
وینیث مداوان صادر کنند.

1807
01:32:02,708 --> 01:32:04,083
یک چیز کاملاً قطعی است.

1808
01:32:04,125 --> 01:32:06,333
اگر من جای او بودم،

1809
01:32:06,375 --> 01:32:09,833
هرگز به چنین کارهای افراطی
دست نمی‌زدم.

1810
01:32:10,708 --> 01:32:11,833
چون...

1811
01:32:11,833 --> 01:32:14,208
من سختی‌های زیادی کشیدم

1812
01:32:14,250 --> 01:32:16,625
تا اولین فیلمم را تمام کنم.

1813
01:32:17,500 --> 01:32:20,333
نظر شما درباره ممنوعیت کاری
وینیث ماداوان چیست؟

1814
01:32:20,333 --> 01:32:22,458
«من به تصمیم اتحادیه
کاملاً احترام می‌گذارم.»

1815
01:32:26,750 --> 01:32:28,833
- الو؟
- من از هیچ ممنوعیت احمقانه‌ای از طرف اتحادیه نمی‌ترسم.

1816
01:32:28,833 --> 01:32:31,708
«این ممنوعیت‌ها فقط برای کسانی است که باید
خانه‌شان را برای تولید فیلم گرو بگذارند.»

1817
01:32:31,708 --> 01:32:32,958
«من مجبور نیستم با
آن افتضاح سر و کله بزنم»

1818
01:32:33,000 --> 01:32:34,333
«چون خیلی پولدارم!»

1819
01:32:34,583 --> 01:32:36,833
«من می‌خواهم فیلم بعدی تو را
تهیه کنم، وینیت.»

1820
01:32:37,000 --> 01:32:38,625
- تو کی هستی؟
- «مهم نیست.»

1821
01:32:38,750 --> 01:32:41,208
«تو وینیت ماداوان هستی
و همین اهمیت دارد!»

1822
01:32:41,500 --> 01:32:43,250
«تنها دلیلی که
سراغت آمدم»

1823
01:32:43,333 --> 01:32:45,125
«این است که
شاهکارت را دیدم.»

1824
01:32:45,208 --> 01:32:46,833
- «مانوشیان»!
- «کی؟»

1825
01:32:46,833 --> 01:32:48,375
«یک ساعت قبل از اینکه حذفش کنی.»

1826
01:32:48,458 --> 01:32:49,458
«تحت تأثیر قرار گرفتم.»

1827
01:32:49,458 --> 01:32:51,125
«وینیت، تو استعداد داری.»

1828
01:32:51,208 --> 01:32:52,500
«و مهارت‌های فوق‌العاده‌ای!»

1829
01:32:53,333 --> 01:32:55,875
«حالا مغزم رو با چند تا ایده به کار بنداز!»

1830
01:32:55,958 --> 01:32:57,083
قطع کن و گم شو!

1831
01:32:58,125 --> 01:32:59,208
کی بود؟

1832
01:32:59,208 --> 01:33:00,458
یه آدم دیوانه!

1833
01:33:00,833 --> 01:33:03,083
وینیت، ببین چه افتضاحی
به بار آوردی!

1834
01:33:03,833 --> 01:33:06,583
وقتی هزاران نفر اون بیرون
برای ساختن حتی یه فیلم دارن تلاش می‌کنن،

1835
01:33:06,625 --> 01:33:08,583
تو خیلی راحت
فیلم خودت رو نابود کردی!

1836
01:33:09,250 --> 01:33:10,500
داشتن جاه‌طلبی خوبه.

1837
01:33:10,583 --> 01:33:12,083
اما نگذار که این موضوع
به طمع محض تبدیل شود!

1838
01:33:12,125 --> 01:33:13,833
اگر این طمع است، پس بگذار باشد.

1839
01:33:14,208 --> 01:33:16,375
من نمی‌خواهم فقط
یک فیلم‌ساز معمولی باشم، پدر.

1840
01:33:16,958 --> 01:33:19,500
من می‌خواهم بزرگ‌ترین فیلم‌سازی باشم
که هند تا به حال به خود دیده است!

1841
01:33:20,875 --> 01:33:22,875
و برای رسیدن به آن،
دست به هر کاری خواهم زد.

1842
01:33:23,833 --> 01:33:25,708
وینیت،
این حرف‌ها همه خوب و قشنگ است.

1843
01:33:26,000 --> 01:33:28,000
اما اگر انجمن تو را محروم کند،

1844
01:33:28,083 --> 01:33:30,375
دیگر هرگز نمی‌توانی
یک فیلم مالایالم کارگردانی کنی!

1845
01:33:30,458 --> 01:33:32,333
انجمن قرار نیست
مرا محروم کند.

1846
01:33:32,625 --> 01:33:33,833
فیاز می‌گوید ۳.۵ کرور ضرر کرده...

1847
01:33:33,875 --> 01:33:35,708
من ۳.۵ کرور او را پرداخت می‌کنم!

1848
01:33:39,083 --> 01:33:41,083
- خبری از «افتر پارتی» نشد؟
- خواهش می‌کنم...

1849
01:33:41,125 --> 01:33:42,625
چرا دو نسخه وجود دارد؟

1850
01:33:43,333 --> 01:33:46,708
من این یکی را به معبد موکامبیکا
می‌برم تا متبرک شود.

1851
01:33:46,708 --> 01:33:49,250
«حتی اگر هرگز فرصت پیدا نکنم
که این فیلمنامه را به فیلم تبدیل کنم،»

1852
01:33:49,333 --> 01:33:51,500
«امروز، این به اندازه کل دوران حرفه‌ای من ارزش دارد.»

1853
01:33:53,000 --> 01:33:56,375
«من تمام چیزهایی که در توانم هست
را کنترل خواهم کرد!»

1854
01:33:56,833 --> 01:33:58,083
مروگام (جانور)

1855
01:34:02,583 --> 01:34:03,583
این چیست؟

1856
01:34:04,375 --> 01:34:06,625
اولین فیلم من. همان که به خاطر تو
کنار گذاشته شد!

1857
01:34:06,708 --> 01:34:08,458
یک سال تمام از سخت‌کوشی من!

1858
01:34:08,708 --> 01:34:10,458
اگر فیلمنامه را فقط کمی
بازنویسی کنی،

1859
01:34:10,500 --> 01:34:13,333
به‌راحتی می‌توانی دنباله‌ای
بسازی که خیلی بهتر از قسمت اول باشد

1860
01:34:13,375 --> 01:34:14,500
از این کار!

1861
01:34:14,750 --> 01:34:16,208
مهمانی بعد از مراسم

1862
01:34:16,208 --> 01:34:17,333
قسمت دوم!

1863
01:34:17,375 --> 01:34:18,625
سبک خاص من...

1864
01:34:18,708 --> 01:34:21,833
بازسازی آن برای تو
آسان نخواهد بود.

1865
01:34:23,083 --> 01:34:25,625
سرقت ادبی آن برای تو
خیلی آسان‌تر است.

1866
01:34:25,750 --> 01:34:26,750
مگر نه؟

1867
01:34:27,625 --> 01:34:29,250
اما این کار هزینه‌ای دارد.

1868
01:34:31,250 --> 01:34:33,375
فیاض، تو می‌توانی مسئولیت «افتر پارتی» را بر عهده بگیری...

1869
01:34:33,458 --> 01:34:36,375
پروژه‌ای که پیش‌فروش آن هشت کرور ارزش دارد، کاملاً رایگان.

1870
01:34:36,458 --> 01:34:38,708
اما در عوض، فقط یک لطف از تو می‌خواهم.

1871
01:34:39,000 --> 01:34:42,125
اتحادیه نمی‌تواند این ممنوعیت را برای وینیت ماداوان اعمال کند.

1872
01:34:42,458 --> 01:34:43,958
تو باید شکایتت را پس بگیری.

1873
01:34:44,375 --> 01:34:47,458
و اگر مایل باشی به جای دستمزدم، درصدی از سود را به من بدهی،

1874
01:34:47,500 --> 01:34:49,208
همین الان می‌توانیم یک توافق‌نامه کتبی امضا کنیم.

1875
01:34:49,208 --> 01:34:50,583
ببین، من کاملاً درک می‌کنم.

1876
01:34:50,750 --> 01:34:53,125
این‌طور نیست که از ضررهایی که متحمل شدی بی‌خبر باشم.

1877
01:34:58,000 --> 01:35:00,208
من دارم این پروژه رو عملاً
از هریس بشیر می‌گیرم

1878
01:35:00,250 --> 01:35:01,875
و مجانی می‌دمش
به فیاض.

1879
01:35:01,958 --> 01:35:04,458
ضرری که قراره بابت این کار
بکنم خیلی زیاده.

1880
01:35:04,750 --> 01:35:07,208
پس دیگه هیچ‌وقت برای این موضوع
دنبال من نیا.

1881
01:35:07,458 --> 01:35:09,958
دنیای بیرون نباید هیچ‌وقت بفهمه
که این اثر تو بوده.

1882
01:35:10,583 --> 01:35:12,208
این دقیقاً همون چیزیه که
این قرارداد عدم افشا برای اونه.

1883
01:35:13,375 --> 01:35:14,458
خب...

1884
01:35:14,500 --> 01:35:15,708
تبریک می‌گم!

1885
01:35:17,625 --> 01:35:19,458
و حالا برو بیرون!

1886
01:35:31,125 --> 01:35:32,458
مگه به شغل قبلیت برنگشتی؟

1887
01:35:32,583 --> 01:35:33,583
نه.

1888
01:35:33,750 --> 01:35:35,875
اول باید چند تا قبض و بدهی معوقه
رو صاف می‌کردم.

1889
01:35:35,958 --> 01:35:38,458
من به آدم‌هایی مثل شما اعتماد کردم
و یه فیلم ساختم، مگه نه؟

1890
01:35:40,208 --> 01:35:41,583
ممنوع‌الفعالیتت کردن؟

1891
01:35:42,083 --> 01:35:43,625
به یه توافقی رسیدیم.

1892
01:35:46,375 --> 01:35:47,833
وینیت، ما آماده‌ایم.

1893
01:35:47,875 --> 01:35:49,333
بیا به اتاق کنفرانس.

1894
01:35:49,833 --> 01:35:51,208
چطور همچین چیزی ممکن شد؟!

1895
01:35:51,208 --> 01:35:53,708
هریس بشیر قسمت اول رو
تهیه کرد، درسته؟

1896
01:35:53,750 --> 01:35:55,833
- بله.
- مگه اون گواهی عدم ممانعت رو امضا نکرد؟

1897
01:35:56,208 --> 01:35:58,208
قربان، ایشان در لابی منتظر هستند.

1898
01:35:58,208 --> 01:35:59,333
گفتند که می‌آیند و امضا می‌کنند.

1899
01:35:59,333 --> 01:36:00,458
بگویم داخل بیایند؟

1900
01:36:00,500 --> 01:36:01,500
نه، نیازی نیست.

1901
01:36:02,083 --> 01:36:03,458
خودم بیرون می‌روم و او را می‌بینم.

1902
01:36:03,583 --> 01:36:06,083
چند پرداخت معوقه
از فیلم قبلی‌اش باقی مانده.

1903
01:36:06,250 --> 01:36:07,833
بیایید بی‌احترامی نکنیم.

1904
01:36:08,333 --> 01:36:09,458
خب،

1905
01:36:09,458 --> 01:36:11,250
از آنجایی که بر سر یک
توافق به نتیجه رسیدیم،

1906
01:36:11,458 --> 01:36:13,083
دست بدهید
و کار را تمام کنیم!

1907
01:36:13,125 --> 01:36:15,708
صنعت فیلم‌سازی مالایالم
باید مثل یک خانواده بزرگ عمل کند.

1908
01:36:15,708 --> 01:36:16,750
بسیار خب.

1909
01:36:27,625 --> 01:36:29,833
جواب پول را
باید با پول داد.

1910
01:36:30,750 --> 01:36:32,708
پس، ممنوعیت رسماً حل و فصل شد.

1911
01:36:33,625 --> 01:36:36,708
اما هیچ‌چیز بین من و تو
هرگز حل نخواهد شد!

1912
01:36:40,375 --> 01:36:41,833
تو در لیست سیاه قرار گرفته‌ای.

1913
01:36:41,958 --> 01:36:43,458
یک ممنوعیتِ اعلام‌نشده و نانوشته.

1914
01:36:43,500 --> 01:36:45,333
اجازه نده لبخندهای مصنوعی‌شان تو را فریب دهد.

1915
01:36:46,333 --> 01:36:48,958
هیچ تهیه‌کننده‌ای دیگر
با تو کار نخواهد کرد.

1916
01:36:49,625 --> 01:36:52,208
هیچ ستاره‌ای
در فیلم‌های تو بازی نخواهد کرد.

1917
01:36:54,583 --> 01:36:56,833
وقتی در خانه ساچین به تو اعتماد کردم،

1918
01:36:56,833 --> 01:36:59,083
با وجود اینکه هیچ سابقه فیلم‌سازی نداشتی،

1919
01:36:59,208 --> 01:37:01,125
فقط یک دلیل برای این کار داشتم.

1920
01:37:02,750 --> 01:37:03,958
استعداد تو!

1921
01:37:05,125 --> 01:37:06,208
اما...

1922
01:37:06,333 --> 01:37:09,833
استعداد تو حتی یک پنی هم برایم سود نداشت.

1923
01:37:10,083 --> 01:37:13,000
بنابراین مطمئنم که نمی‌گذارم کس دیگری هم از آن سود ببرد!

1924
01:37:13,458 --> 01:37:16,958
در حالی که تو تبدیل به منفورترین مرد

1925
01:37:17,083 --> 01:37:20,500
سینمای مالایالم می‌شوی، کسانی
که نصف تو هم استعداد ندارند،

1926
01:37:22,583 --> 01:37:24,583
اینجا مورد تحسین قرار خواهند گرفت.
تو دیگر هرگز فیلمی نخواهی ساخت.

1927
01:37:24,958 --> 01:37:27,250
حتی اگر بتوانی یکی را شروع کنی،
هرگز به پایان نخواهد رسید.

1928
01:37:27,458 --> 01:37:29,833
حتی اگر آن را تمام کنی،
هرگز اکران نخواهد شد.

1929
01:37:30,208 --> 01:37:32,458
حتی اگر اکران شود،
هرگز موفق نخواهد شد!

1930
01:37:43,000 --> 01:37:46,583
دوام آوردن در صنعت فیلم‌سازی
اصلاً آسان نیست.

1931
01:37:46,625 --> 01:37:49,208
از نظر ژنتیکی، او اصلاً
توانایی انجامش را ندارد.

1932
01:37:49,208 --> 01:37:50,750
«تازه الان است که
واقعاً می‌فهمم»

1933
01:37:50,833 --> 01:37:52,958
«جدی بودن حرفی که پدربزرگ آن روز زد.»

1934
01:37:53,000 --> 01:37:55,458
«وقتی ادعا کرد
که این ویژگی را در ژن‌هایم ندارم،»

1935
01:37:55,500 --> 01:37:57,833
«منظورش توانایی فیلم‌سازی‌ام نبود.»

1936
01:37:57,833 --> 01:38:00,333
«منظورش این بود که من برای دوام آوردن،
خلق و خوی لازم را ندارم.»

1937
01:38:00,375 --> 01:38:03,125
«در صنعتی که کاملاً از هرگونه
همدلی تهی شده است.»

1938
01:38:03,208 --> 01:38:05,833
«من ژنتیک پدربزرگم را
به ارث برده‌ام.»

1939
01:38:05,958 --> 01:38:08,708
«و پدربزرگم
یک یاغی تمام‌عیار بود.»

1940
01:38:08,750 --> 01:38:11,958
«دقیقاً همان نگرش
باعث شکست او شد.»

1941
01:38:12,833 --> 01:38:14,208
«و حالا، من هم شکست خورده‌ام.»

1942
01:38:14,208 --> 01:38:16,333
«دیگر هیچ‌چیز در کنترل من نیست.»

1943
01:38:17,833 --> 01:38:19,333
«خداحافظ، مولی‌وود!»

1944
01:38:19,583 --> 01:38:21,458
«می‌دانم که دلت برایم تنگ می‌شود!»

1945
01:38:23,083 --> 01:38:24,083
«صبر کن!»

1946
01:38:24,083 --> 01:38:25,458
«آن بیرون در اعماق فضا چیست؟»

1947
01:38:25,500 --> 01:38:26,833
«یک چیزی دارد پرواز می‌کند.»

1948
01:38:27,000 --> 01:38:28,083
«پرنده است؟»

1949
01:38:28,583 --> 01:38:29,833
«یا هواپیماست؟»

1950
01:38:32,458 --> 01:38:33,458
«نه!»

1951
01:38:33,708 --> 01:38:35,083
«در واقع یک مرد است!»

1952
01:38:40,333 --> 01:38:41,625
او قرار است فیلمش را بسازد.

1953
01:38:42,125 --> 01:38:43,458
فیلم کامل خواهد شد،

1954
01:38:43,500 --> 01:38:44,750
اکران می‌شود،

1955
01:38:45,208 --> 01:38:47,000
و در سالن‌های مملو از تماشاگر
به نمایش در می‌آید!

1956
01:38:49,500 --> 01:38:51,583
اصلاً برایم مهم نیست
که اتحادیه چه ممنوعیتی گذاشته.

1957
01:38:51,625 --> 01:38:54,125
این مسائل فقط روی کسانی تأثیر می‌گذارد که مجبورند
برای ساخت فیلم، خانه‌شان را رهن بگذارند.

1958
01:38:54,208 --> 01:38:55,583
من نیازی ندارم با این مزخرفات
دست و پنجه نرم کنم،

1959
01:38:55,625 --> 01:38:57,000
چون به اندازه کافی ثروتمند هستم!

1960
01:38:57,750 --> 01:38:58,958
فیلم بعدی‌ات...

1961
01:38:59,500 --> 01:39:00,958
من تهیه‌کننده‌اش خواهم بود.

1962
01:39:06,208 --> 01:39:07,458
هریس بشیر.

1963
01:39:07,625 --> 01:39:09,458
کاغذ را بده.
کجا باید امضا کنم؟

1964
01:39:09,500 --> 01:39:11,083
اولش تو را نشناختم.

1965
01:39:11,250 --> 01:39:13,583
هیچ عکسی از تو
در هیچ‌جا پیدا نمی‌شود.

1966
01:39:13,625 --> 01:39:15,833
آماتورها به دنبال شهرت می‌روند
و نابود می‌شوند.

1967
01:39:17,583 --> 01:39:19,625
قدرت در سایه‌ها باقی می‌ماند!

1968
01:39:19,958 --> 01:39:21,875
هانا دیگر نمی‌خواهد هیچ ارتباطی
با آرجون داشته باشد،

1969
01:39:21,958 --> 01:39:23,958
چه حرفه‌ای و چه شخصی.

1970
01:39:24,208 --> 01:39:25,375
برو به زندگی‌ات برس!

1971
01:39:28,500 --> 01:39:30,083
خواهرم می‌خواهد با تو صحبت کند.

1972
01:39:34,125 --> 01:39:35,333
«هانا شاه‌جهان.»

1973
01:39:35,375 --> 01:39:37,333
«خواهر کوچک‌تر هریس بشیر.»

1974
01:39:38,833 --> 01:39:40,833
«چهار فیلم آخر من
فقط شکست‌های معمولی نبودند.»

1975
01:39:40,875 --> 01:39:42,000
«آنها فاجعه بودند.»

1976
01:39:42,083 --> 01:39:45,583
«تعداد لایک‌های عکس‌های پروفایل فیسبوکم
از ۴۰ هزار به ۴ هزار سقوط کرد.»

1977
01:39:45,833 --> 01:39:47,833
«جوی آلات من را به عنوان
سفیر برند خود کنار گذاشت»

1978
01:39:47,875 --> 01:39:50,208
«و سامانتا، بازیگر آن فیلم مگس را
جایگزین من کرد!»

1979
01:39:50,583 --> 01:39:53,000
««پارتی بعد از مراسم ۲» تنها شانس من
برای بازگشت است.»

1980
01:39:53,208 --> 01:39:55,583
«اما من هیچ علاقه‌ای
به همکاری با آرجون ندارم.»

1981
01:39:55,833 --> 01:39:57,458
«حالا همه چیز مشخص شد.»

1982
01:39:57,708 --> 01:40:00,333
«هانا نه به خاطر تجسم آرزوها،
بلکه به یک سوپراستار تبدیل شد.»

1983
01:40:00,333 --> 01:40:01,958
«دلیلش امتیازات ویژه او بود.»

1984
01:40:01,958 --> 01:40:03,708
«او جراتش را داشت که
با من به هم بزند!»

1985
01:40:04,250 --> 01:40:06,833
«بنابراین من قرار نیست به سمتش برگردم
و برای بازگشت التماس کنم.»

1986
01:40:07,375 --> 01:40:08,750
«من لایق بیشتر از این‌ها هستم!»

1987
01:40:09,250 --> 01:40:11,083
«من به یک بازگشت
خیلی قوی نیاز دارم، وینیت!»

1988
01:40:11,833 --> 01:40:13,958
«و می‌خواهم آن بازگشت را
از طریق فیلم تو انجام دهم.»

1989
01:40:14,000 --> 01:40:15,958
«و آن فیلم
باید به یک اثر پرفروش تبدیل شود.»

1990
01:40:15,958 --> 01:40:17,208
«تو باید موفق شوی.»

1991
01:40:17,625 --> 01:40:19,708
«هیچ چیزی به اندازه این،
آرجون را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد!»

1992
01:40:20,208 --> 01:40:21,250
«بجنب، وینیت.»

1993
01:40:21,333 --> 01:40:23,375
«بیا با هم
آرجون را از نظر روانی نابود کنیم!»

1994
01:40:25,333 --> 01:40:26,958
تو باید موفق شوی.

1995
01:40:26,958 --> 01:40:29,000
هیچ چیزی به اندازه این،
آرجون را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد!

1996
01:40:33,750 --> 01:40:37,583
حالا ذهنم را با
ایده‌های ترسناک پر کن!

1997
01:40:39,500 --> 01:40:42,583
«شانس دوباره چیزی نیست که
نصیب هر کسی در زندگی بشود.»

1998
01:40:43,458 --> 01:40:45,083
«بنابراین از آن به بهترین شکل استفاده می‌کنم.»

1999
01:40:46,208 --> 01:40:48,250
«سرنوشتم هنوز در اختیار خودم است.»

2000
01:40:48,833 --> 01:40:50,583
«من چندان از هانا خوشم نمی‌آید.»

2001
01:40:50,875 --> 01:40:53,083
«اما مجبورم این پیشنهاد را بپذیرم.»

2002
01:40:54,333 --> 01:40:56,083
«چون چاره دیگری ندارم.»

2003
01:40:56,458 --> 01:40:59,083
«در حال حاضر هیچ‌کس جز او
حاضر نیست با من کار کند.»

2004
01:41:00,958 --> 01:41:03,708
«فیلم‌نامه «مهمانی بعد از آن ۲»
هم کار خودت است، مگر نه؟»

2005
01:41:04,208 --> 01:41:06,208
«من دیگر به شغل معمولی
برنمی‌گردم، وینیت.»

2006
01:41:06,458 --> 01:41:08,458
«برام مهم نیست اگر همسرم
بخواهد به خاطر این موضوع از من جدا شود.»

2007
01:41:08,500 --> 01:41:10,708
«خونه و دار و ندارم رو می‌فروشم
تا یه فیلم بسازم.»

2008
01:41:10,708 --> 01:41:11,708
«عظمت...»

2009
01:41:11,750 --> 01:41:13,125
«قطعاً بهش می‌رسم!»

2010
01:41:13,208 --> 01:41:14,333
«این عهد منه!»

2011
01:41:14,875 --> 01:41:16,000
«عظمت!»

2012
01:41:16,875 --> 01:41:18,208
«منم قراره بهش برسم.»

2013
01:41:18,208 --> 01:41:20,583
«درها باز خواهند شد،
حقیقت مثل سنگ فرود می‌آید»

2014
01:41:20,583 --> 01:41:23,458
«من منفجر خواهم شد
و تو را تا مغز استخوان می‌لرزانم»

2015
01:41:23,750 --> 01:41:25,708
«دهان‌های هرزه‌گوی شما را می‌بندم،
و به خون می‌اندازمتان»

2016
01:41:25,750 --> 01:41:28,708
«خدا پشتیبان من است،
و من پیشگام خواهم شد»

2017
01:41:28,750 --> 01:41:31,875
«یک فکر تازه که هنوز به ذهن
هیچ‌کس دیگری در این دنیا نرسیده...»

2018
01:41:33,375 --> 01:41:35,000
«در ذهنم متولد خواهد شد.»

2019
01:41:36,708 --> 01:41:38,458
«این شاهکار من خواهد بود!»

2020
01:41:44,458 --> 01:41:45,625
«قفل نویسندگی!»

2021
01:41:46,125 --> 01:41:47,458
«فکرهای تازه پیشکش،»

2022
01:41:47,458 --> 01:41:49,625
«الان حتی نمی‌توانم یک فکر
افتضاح هم به ذهنم بیاورم!»

2023
01:41:51,458 --> 01:41:52,583
ای خدا!

2024
01:41:52,583 --> 01:41:54,208
«من به یک محرک نیاز دارم.»

2025
01:41:54,750 --> 01:41:56,208
«می‌خواهم بترسم.»

2026
01:42:01,208 --> 01:42:02,208
«هه!»

2027
01:42:02,250 --> 01:42:04,208
«اصلاً کجای این فیلم ترسناک است؟»

2028
01:42:06,083 --> 01:42:07,458
«نکته‌ای را متوجه نمی‌شوم؟»

2029
01:42:09,625 --> 01:42:12,208
«آن مرد پشت کیفش قایم شده
و از ترس آن را محکم چسبیده است!»

2030
01:42:13,458 --> 01:42:15,750
«آن یکی هم پشت دست‌هایش
قایم‌باشک بازی می‌کند!»

2031
01:42:16,958 --> 01:42:18,333
«عجیب است!»

2032
01:42:19,000 --> 01:42:22,208
«تمام سالن سینما
از این فیلم وحشت‌زده‌اند،»

2033
01:42:22,250 --> 01:42:23,833
«اما این فیلم ذره‌ای مرا نمی‌ترساند.»

2034
01:42:24,000 --> 01:42:25,333
«من در خطرم.»

2035
01:42:25,875 --> 01:42:27,958
«به نظر می‌رسد برای ترساندن من،
یک فیلم کلاسیک لازم است.»

2036
01:42:27,958 --> 01:42:31,000
«فردا در هزارتوی پر زرق و برق
مولی‌وود»

2037
01:42:31,083 --> 01:42:33,583
«من ستاره‌ی
روزهای طلایی‌اش خواهم بود»

2038
01:42:33,958 --> 01:42:36,208
«کلاسیک‌ها هم کمکی نمی‌کنند.»

2039
01:42:36,375 --> 01:42:38,333
«همه‌شان کاملاً کسل‌کننده‌اند!»

2040
01:42:38,333 --> 01:42:40,833
«یک ستاره‌ی درخشان،
یک شگفتی تمام‌عیار، یک غافلگیری محض»

2041
01:42:40,833 --> 01:42:43,583
«هاله‌ای صددرصدی،
یک ظهور همه‌جانبه!»

2042
01:42:50,208 --> 01:42:52,458
آقا، می‌شه لطفاً این رو
بدید به اتاق بغلی؟

2043
01:42:52,458 --> 01:42:53,833
زنگشون رو زدم،
ولی کسی جواب نمی‌ده.

2044
01:42:53,875 --> 01:42:54,875
باشه.

2045
01:42:55,250 --> 01:42:56,500
یک لحظه صبر کن.

2046
01:42:56,625 --> 01:42:58,208
در واقع کسی اونجا زندگی نمی‌کنه.

2047
01:42:58,333 --> 01:43:00,708
خیر قربان. شماره درست است.
من از آنجا تماس دریافت کردم.

2048
01:43:00,750 --> 01:43:02,708
مگر نمی‌بینید که در اتاق
از بیرون قفل شده است؟

2049
01:43:06,250 --> 01:43:07,708
«نه خدایی وجود دارد...»

2050
01:43:07,708 --> 01:43:09,083
«و نه شیطانی در این دنیا.»

2051
01:43:09,125 --> 01:43:11,208
«اما ترس یک واقعیت است!»

2052
01:43:11,458 --> 01:43:13,375
«ترس تنها حقیقت مطلق است!»

2053
01:43:14,333 --> 01:43:16,500
متشکرم!
«این یک فیلم ترسناک معمولی نیست.»

2054
01:43:16,583 --> 01:43:18,708
«اما قطعاً یک روح در آن وجود دارد.»

2055
01:43:18,708 --> 01:43:20,333
«این داستان حول محور
یک پیک موتوری غذا می‌چرخد»

2056
01:43:20,375 --> 01:43:23,750
«که از فریبِ وجود ارواح
برای منافع شخصی خود سوءاستفاده می‌کند.»

2057
01:43:24,375 --> 01:43:25,833
فیلمی مثل این...

2058
01:43:26,083 --> 01:43:27,958
احتمالاً تا به حال در هند
اکران نشده است.

2059
01:43:36,958 --> 01:43:38,208
«پیتزا»

2060
01:43:38,958 --> 01:43:40,500
این داستان درباره‌ی
یک پیک موتوری است

2061
01:43:40,583 --> 01:43:43,458
که برای رسیدن به منافع شخصی‌اش،
از شایعه‌ی وجود ارواح سوءاستفاده می‌کند!

2062
01:43:45,625 --> 01:43:46,625
نگران نباش.

2063
01:43:46,708 --> 01:43:47,958
این فقط یک فیلم کوچک
و کم‌هزینه است.

2064
01:43:47,958 --> 01:43:49,833
هم کارگردان و هم بازیگر نقش اصلی
تازه‌کار هستند.

2065
01:43:49,875 --> 01:43:51,333
هیچ‌کس حتی قرار نیست این را تماشا کند.

2066
01:43:51,375 --> 01:43:52,750
منظورم این است که، به اطرافت نگاه کن.

2067
01:43:53,958 --> 01:43:55,000
تمام سالن خالی است.

2068
01:43:55,083 --> 01:43:56,208
خوش‌شانس‌اند که ما آمدیم.

2069
01:43:56,208 --> 01:43:58,500
«صاعقه به سرم زد
و مرا در مخمصه انداخت»

2070
01:43:58,583 --> 01:44:01,333
«ترس جرقه‌ای زد،
اما من شعله‌ها را خاموش کردم»

2071
01:44:01,375 --> 01:44:02,875
«کارتیک سوباراج!»

2072
01:44:03,625 --> 01:44:04,958
«او دیگر کیست؟»

2073
01:44:09,958 --> 01:44:11,625
«مگر دیگر به دانشگاه نمی‌رود؟»

2074
01:44:13,208 --> 01:44:14,583
من از دانشگاه اخراج شدم.

2075
01:44:14,875 --> 01:44:16,458
هنوز به خانواده‌ام نگفته‌ام.

2076
01:44:16,833 --> 01:44:18,250
جرئتش را ندارم
که به آن‌ها بگویم.

2077
01:44:18,333 --> 01:44:20,333
چند تا از دانشجوهای سال پایینی من رو تو
یه پرونده قدیمی آزار و اذیت درگیر کردن.

2078
01:44:21,500 --> 01:44:23,333
چرا؟ هنوز بهم شک داری؟

2079
01:44:24,458 --> 01:44:26,958
این چند روز داشتی با این لپ‌تاپ چیکار می‌کردی؟

2080
01:44:28,958 --> 01:44:30,208
داشتی فیلم‌های نامناسب می‌دیدی؟

2081
01:44:36,500 --> 01:44:38,083
یودام

2082
01:44:38,708 --> 01:44:40,458
چرخشی غیرقابل پیش‌بینی در وقایع!

2083
01:44:40,500 --> 01:44:42,708
ولی نه مثل فیلم‌های مانوج نایت شیامالان!

2084
01:44:42,750 --> 01:44:44,375
یودام

2085
01:44:44,875 --> 01:44:46,208
می‌خوای این رو تبدیل به فیلم کنی؟

2086
01:44:46,833 --> 01:44:47,833
«بدون مقدمه‌چینی.»

2087
01:44:47,875 --> 01:44:48,958
فقط نتیجه‌گیری.

2088
01:44:50,083 --> 01:44:51,833
به خاطر سهمیه پذیرش ST من،

2089
01:44:51,875 --> 01:44:54,833
مهم نیست دستاوردهای تحصیلی‌ام چه باشد،
هیچ‌کس ارزشی برایشان قائل نیست.

2090
01:44:55,250 --> 01:44:57,250
همه فقط سعی می‌کنند
آن‌ها را نادیده بگیرند

2091
01:44:57,333 --> 01:44:59,708
به عنوان امتیازاتی که به افراد کم‌بضاعت داده شده!

2092
01:45:00,500 --> 01:45:03,000
موفقیتی که به هیچ‌کدام از این
ملاحظات وابسته نباشد...

2093
01:45:03,083 --> 01:45:05,375
این اولین چیزی بود که
مرا به سینما جذب کرد.

2094
01:45:05,458 --> 01:45:07,708
اینجا، مهم نیست
که تو نایر هستی یا چِروما...

2095
01:45:07,708 --> 01:45:10,458
اگر محصول تو بد باشد،
مخاطب بی‌رحمانه تو را پس می‌زند.

2096
01:45:10,500 --> 01:45:12,208
و اگر خوب باشد،
آن را می‌پذیرد.

2097
01:45:13,750 --> 01:45:15,083
تنها چیزی که الان می‌خواهم سینماست.

2098
01:45:23,333 --> 01:45:25,875
این داستان به مضامین
سیاسی بسیار مرتبطی می‌پردازد.

2099
01:45:26,125 --> 01:45:28,125
سیاست واقعی که مستقیماً از شرایطی
زاده شده که در آن

2100
01:45:28,208 --> 01:45:29,708
متولد و بزرگ شده‌ای.

2101
01:45:30,083 --> 01:45:32,875
این ترکیبی قدرتمند از بردگی
و اسطوره‌شناسی گوتیک است.

2102
01:45:33,458 --> 01:45:34,458
و به همین دلیل،

2103
01:45:34,500 --> 01:45:37,958
شانس زیادی دارد که به یک اثر پرفروش
تبدیل شود و تحسین منتقدان را برانگیزد.

2104
01:45:38,333 --> 01:45:41,458
اما وقتی تمام سیاست و جنبه‌های تکان‌دهنده را کنار بگذاری،

2105
01:45:41,625 --> 01:45:44,500
به عنوان یک اثر سینمایی،
این فیلم زباله‌ای بی‌ارزش است.

2106
01:45:45,458 --> 01:45:47,000
این فیلم‌نامه معمولی است.

2107
01:45:47,208 --> 01:45:48,208
بزرگی...

2108
01:45:48,208 --> 01:45:50,208
من به چیزی کمتر از آن
راضی نمی‌شوم.

2109
01:45:50,375 --> 01:45:52,958
«چیزی که حتی یک خداناباور را هم
به وحشت بیندازد...»

2110
01:45:52,958 --> 01:45:54,958
«کسی که نه به خدا اعتقاد دارد
و نه به شیطان.»

2111
01:45:54,958 --> 01:45:57,458
«چیزی که نه روح باشد
و نه یک نیروی فراطبیعی...»

2112
01:45:57,458 --> 01:45:59,000
«تنها چیزی که هر انسانی
واقعاً از آن می‌ترسد!»

2113
01:45:59,083 --> 01:46:00,500
«این دقیقاً همان چیزی است
که باید پیدایش کنم.»

2114
01:46:05,583 --> 01:46:06,875
«شماها کجایید؟»

2115
01:46:07,083 --> 01:46:08,958
«هیچ‌کدامتان نمی‌توانید
جواب تلفن‌تان را بدهید؟»

2116
01:46:09,375 --> 01:46:10,750
گوشی من روی حالت سکوت بود، عمو.

2117
01:46:10,833 --> 01:46:12,125
«همین الان به مادرت زنگ بزن.»

2118
01:46:12,250 --> 01:46:14,375
«پدربزرگت بیدار شده
و حرف‌های نامفهوم می‌زنه.»

2119
01:46:14,958 --> 01:46:16,208
«پدربزرگ بیدار شده؟!»

2120
01:46:22,458 --> 01:46:25,333
اگر می‌دانستم این‌قدر
ترسو هستی،

2121
01:46:25,458 --> 01:46:27,708
هرگز فیلم کوتاهم را
به تو نشان نمی‌دادم.

2122
01:46:27,958 --> 01:46:29,583
لطفاً مرا ببخش، پدربزرگ.

2123
01:46:30,958 --> 01:46:33,500
- پدربزرگ؟
- او می‌خواهد همین الان آنجا باشی. به او زنگ بزن.

2124
01:46:33,750 --> 01:46:35,875
«آیا پدربزرگ تا الان واقعاً
"عذرخواهی" مرا دیده است؟»

2125
01:46:36,375 --> 01:46:38,083
مادرم دارد زنگ می‌زند، عمو.

2126
01:46:41,833 --> 01:46:43,708
مادرت خیلی مضطرب به نظر می‌رسد.

2127
01:46:45,083 --> 01:46:46,375
چی شده مامان؟

2128
01:46:46,458 --> 01:46:48,750
پدربزرگته.
یهو کاملاً بی‌حرکت شد.

2129
01:46:48,875 --> 01:46:50,208
به دکتر زنگ نزدید؟

2130
01:46:50,208 --> 01:46:51,458
چرا، زدیم.

2131
01:46:51,458 --> 01:46:53,333
ولی دیره. طول می‌کشه
تا برسه اینجا.

2132
01:46:53,375 --> 01:46:54,750
بیاید تو، هر دوتون.

2133
01:47:02,833 --> 01:47:04,083
احساس مسئولیت می‌کنم.

2134
01:47:12,750 --> 01:47:14,500
می‌شه لطفاً یه لحظه
برید بیرون، عمو؟

2135
01:47:14,875 --> 01:47:15,958
باشه.

2136
01:47:15,958 --> 01:47:16,958
بیا.

2137
01:47:18,333 --> 01:47:19,583
در را قفل کن.

2138
01:47:26,583 --> 01:47:28,083
فکر کنم پدربزرگت مرده.

2139
01:47:28,083 --> 01:47:29,250
"فکر می‌کنی"؟

2140
01:47:30,583 --> 01:47:32,208
۹۹ درصد مطمئنم.

2141
01:47:32,250 --> 01:47:34,083
می‌خوام اون ۱ درصد باقی‌مونده رو
برام تأیید کنی.

2142
01:47:35,333 --> 01:47:36,375
این‌طوری نگاهم نکن.

2143
01:47:36,458 --> 01:47:38,458
این اولین تجربه مستقل من
در تأیید مرگ هست!

2144
01:47:39,250 --> 01:47:40,458
من باید چیکار کنم؟

2145
01:47:40,500 --> 01:47:41,708
کار زیادی لازم نیست انجام بدی.

2146
01:47:41,750 --> 01:47:43,333
فقط دقیقاً همون کاری رو بکن که بهت می‌گم.

2147
01:47:43,375 --> 01:47:45,125
- ساده است.
- هی، اما...

2148
01:47:45,500 --> 01:47:46,583
- هه!
- این رو بپوش.

2149
01:47:49,833 --> 01:47:51,083
می‌تونی صدای تپش قلب رو حس کنی؟

2150
01:47:53,833 --> 01:47:55,083
- نه.
- باشه.

2151
01:47:56,458 --> 01:47:57,458
الان چطور؟

2152
01:47:57,500 --> 01:47:58,833
نبض رو حس می‌کنی؟

2153
01:47:59,208 --> 01:48:00,208
نه.

2154
01:48:00,250 --> 01:48:01,500
باشه.

2155
01:48:02,500 --> 01:48:03,583
نبض گردن چطور؟

2156
01:48:03,625 --> 01:48:04,625
نبض گردن؟

2157
01:48:04,708 --> 01:48:06,250
هیچ ضربانی حس می‌کنی؟

2158
01:48:06,875 --> 01:48:08,000
- نه.
- باشه.

2159
01:48:08,083 --> 01:48:09,250
هوم! همین؟

2160
01:48:09,333 --> 01:48:10,875
هنوز نه.
یک مرحله نهایی باقی مونده.

2161
01:48:11,083 --> 01:48:12,083
آره!

2162
01:48:12,458 --> 01:48:14,125
ببین مردمک چشمش
حرکتی داره یا نه.

2163
01:48:15,000 --> 01:48:16,750
واکنش مردمک، آخرین آزمونه.

2164
01:48:16,833 --> 01:48:19,958
حتی توی بدن فلج هم، تابوندن
نور شدید باعث واکنش می‌شه.

2165
01:48:19,958 --> 01:48:21,875
چشم‌های بی‌جان هیچ
واکنشی نشون نمی‌دن.

2166
01:48:21,958 --> 01:48:23,583
مردمک‌هاش رو دقیق نگاه کن.

2167
01:48:25,458 --> 01:48:26,458
هوم!

2168
01:48:26,875 --> 01:48:28,000
هوم!

2169
01:48:32,500 --> 01:48:34,000
- پدربزرگ...
- اوه نه!

2170
01:48:35,250 --> 01:48:37,958
من به خاطر فیلم تو
نترسیدم.

2171
01:48:38,583 --> 01:48:40,458
پس چی باعث شد
بترسی، پدربزرگ؟

2172
01:48:43,958 --> 01:48:44,958
مرده‌ی شریر!

2173
01:48:45,500 --> 01:48:46,958
بعد از اینکه مُردم،

2174
01:48:47,208 --> 01:48:48,875
باید مراسم تدفینم انجام بشه.

2175
01:48:48,958 --> 01:48:49,958
باشه.

2176
01:48:50,125 --> 01:48:51,833
خاکسترم...

2177
01:48:52,083 --> 01:48:54,208
باید به رامشوارام برده شود
و در آنجا به آب سپرده شود.

2178
01:48:54,250 --> 01:48:55,333
ای بابا!

2179
01:48:55,375 --> 01:48:57,250
من باید به رستگاری برسم.

2180
01:48:57,958 --> 01:48:58,958
هه!

2181
01:49:02,708 --> 01:49:04,500
به جای روبرو شدن با حقیقت،

2182
01:49:05,333 --> 01:49:07,333
بهتر است با باور به یک دروغ بمیری!

2183
01:49:08,458 --> 01:49:09,458
اوه نه!

2184
01:49:09,500 --> 01:49:11,083
نکند دوباره مرد؟!
اوه نه!

2185
01:49:20,958 --> 01:49:22,083
او رفت.

2186
01:49:23,875 --> 01:49:25,000
به تو نگفته بودم؟

2187
01:49:25,083 --> 01:49:27,083
پدربزرگ هیچ‌وقت با فیلم کوتاه تو
نمی‌ترسید.

2188
01:49:28,083 --> 01:49:29,208
اما این مرد،

2189
01:49:29,208 --> 01:49:32,333
که تمام عمرش را
به علم باور داشت

2190
01:49:32,583 --> 01:49:34,375
درست مثل هر آدم عادی دیگری
از دنیا رفت.

2191
01:49:34,708 --> 01:49:36,083
این واقعاً مرا غمگین می‌کند.

2192
01:49:36,875 --> 01:49:40,083
این مرد که تمام عمرش را
به علم باور داشت

2193
01:49:40,125 --> 01:49:42,125
درست مثل هر آدم عادی دیگری
از دنیا رفت.

2194
01:49:46,583 --> 01:49:49,125
من به خاطر فیلم تو
نترسیدم.

2195
01:49:50,125 --> 01:49:51,958
پس چه چیزی بود
که تو را ترساند، پدربزرگ؟

2196
01:50:20,208 --> 01:50:21,708
«خب، یک چیز قطعی است.»

2197
01:50:21,750 --> 01:50:24,208
حقیقتی که پدربزرگ یک عمر
صرف جستجویش کرد...

2198
01:50:24,500 --> 01:50:25,958
تمام مدت در آن رمان بود.

2199
01:50:27,000 --> 01:50:29,375
چیزی که حتی یک خداناباور را
هم به وحشت می‌اندازد...

2200
01:50:30,875 --> 01:50:32,958
کسی که نه به خدا اعتقاد دارد
و نه به شیطان.

2201
01:50:33,333 --> 01:50:35,875
چیزی که نه روح است
و نه نیرویی ماورایی...

2202
01:50:35,958 --> 01:50:38,000
تنها چیزی که هر انسانی
واقعاً از آن می‌ترسد!

2203
01:50:39,708 --> 01:50:41,750
تعریف واقعی وحشت!

2204
01:50:42,083 --> 01:50:43,458
اثر وایکوم دیوید...

2205
01:50:44,208 --> 01:50:45,625
جزیره شیطان!

2206
01:50:46,500 --> 01:50:48,750
وقتی گنجینه‌ای که مردی با استعداد
با تلاش خالصانه به دست آورده

2207
01:50:48,833 --> 01:50:50,708
«توسط فرد بی‌استعداد
ربوده می‌شود»،

2208
01:50:50,708 --> 01:50:54,500
او یا می‌تواند با نامیدن آن
به عنوان سرنوشتش، خودش را تسلی دهد،

2209
01:50:54,625 --> 01:50:58,125
«و یا می‌تواند راهی شود...
تا آن سرنوشت را خودش بازنویسی کند.»

2210
01:50:58,333 --> 01:50:59,958
«این داستانِ...
سفرِ حماسی و ماجراجویانهٔ»

2211
01:51:00,000 --> 01:51:02,500
«مردی از این دست است.»

2212
01:51:40,750 --> 01:51:43,000
«بالاخره نقطهٔ اوج را درک کردم...

2213
01:51:43,083 --> 01:51:44,583
همان که وقتی برای اولین بار خواندمش
از آن متنفر بودم.»

2214
01:51:44,625 --> 01:51:45,958
«حالا، در واقع عاشقش هستم.»

2215
01:51:46,583 --> 01:51:49,708
«هیچ چیز در این دنیا
ترسناک‌تر از حقیقت نیست.»

2216
01:51:49,958 --> 01:51:51,208
«و این داستان، آن حقیقت را در خود دارد.»

2217
01:51:51,250 --> 01:51:54,625
«حقیقت مردی که سعی کرد
سرنوشتش را بازنویسی کند و شکست خورد.»

2218
01:51:57,333 --> 01:52:00,500
«فکر کنم باید لوب پیشانی‌ام کاملاً
رشد می‌کرد تا بالاخره این را بفهمم.»

2219
01:52:00,583 --> 01:52:01,583
پیدایش کردم!

2220
01:52:01,875 --> 01:52:02,958
چی رو پیدا کردی؟

2221
01:52:03,208 --> 01:52:04,208
ترس!

2222
01:52:04,333 --> 01:52:05,333
هان!

2223
01:52:05,958 --> 01:52:06,958
ترسیدم.

2224
01:52:07,000 --> 01:52:08,250
یک ترس واقعی و اصیل.

2225
01:52:09,625 --> 01:52:12,083
رمانی که پدربزرگم، یک نابغه علمی را
به وحشت انداخت!

2226
01:52:12,125 --> 01:52:13,458
چای می‌خوری پسرم؟

2227
01:52:13,500 --> 01:52:14,500
نه.

2228
01:52:16,208 --> 01:52:17,458
اولین فیلم من!

2229
01:52:18,583 --> 01:52:20,500
«حالا باید حق امتیاز
این رمان رو بگیرم.»

2230
01:52:22,000 --> 01:52:22,958
اوه!

2231
01:52:23,000 --> 01:52:24,208
این خیلی تاریکه!

2232
01:52:24,250 --> 01:52:25,583
اگه این رو به فیلم تبدیل کنی،

2233
01:52:25,625 --> 01:52:28,208
هر ذره شادی که برای مخاطب باقی مونده رو
از بین می‌بره.

2234
01:52:28,208 --> 01:52:29,833
حتی فیلم‌نامه خودم از این بهتره.

2235
01:52:29,875 --> 01:52:31,708
تعجبی نداره که این رمان
جمع‌آوری شد!

2236
01:52:32,125 --> 01:52:33,833
این رمان برای جامعه خطرناکه!

2237
01:52:34,750 --> 01:52:35,958
این خطرناک است.

2238
01:52:36,208 --> 01:52:37,500
البته نه برای جامعه...

2239
01:52:37,625 --> 01:52:39,000
بلکه برای خود وایکوم دیوید!

2240
01:52:39,208 --> 01:52:40,208
ها؟

2241
01:52:40,875 --> 01:52:42,583
آخرین صفحه را بخوان.

2242
01:52:44,333 --> 01:52:48,125
«من پنجاه رمان برای وایکوم دیوید
از جمله همین رمان را به جای او نوشتم.»

2243
01:52:49,000 --> 01:52:50,125
کی. تی. پیتر

2244
01:52:50,708 --> 01:52:51,708
ها!

2245
01:52:51,958 --> 01:52:54,583
اگر برای گرفتن امتیاز این رمان سراغ ساچین بروی، تو را می‌کشد.

2246
01:52:54,583 --> 01:52:55,583
نه!

2247
01:52:55,625 --> 01:52:57,833
من برای گرفتن حق امتیاز این
نیازی به ساچین ندارم.

2248
01:53:03,833 --> 01:53:05,125
هی...

2249
01:53:05,208 --> 01:53:07,458
چهره من حالا برای رسانه‌ها
کاملاً آشناست.

2250
01:53:07,458 --> 01:53:10,000
اگه منو ببینن، با سوال‌های آزاردهنده
دوره‌ام می‌کنن.

2251
01:53:10,083 --> 01:53:12,000
تو برو داخل و جزئیات مربوط به
حق امتیاز رمان رو بپرس.

2252
01:53:12,083 --> 01:53:13,083
باشه.

2253
01:53:30,708 --> 01:53:33,208
رفیق، اون یه چک پنجاه هزارتایی
برام نوشت!

2254
01:53:33,333 --> 01:53:34,875
- پنجاه هزارتا؟
- آره مرد!

2255
01:53:34,958 --> 01:53:36,208
اون مجبورم کرد یه توافق‌نامه امضا کنم

2256
01:53:36,250 --> 01:53:38,458
که قول بدم حتی یه کلمه هم
درباره این کتاب حرف نزنم.

2257
01:53:39,000 --> 01:53:40,958
- صبر کن، پس کتاب کجاست؟
- اون برداشتش.

2258
01:53:41,000 --> 01:53:42,583
- کی؟
- همون مرد.

2259
01:53:43,083 --> 01:53:44,500
- کدوم مرد؟
- هی!

2260
01:53:44,583 --> 01:53:46,458
چطور جرئت می‌کنی درست
جلوی دروازه پارک کنی؟!

2261
01:53:46,500 --> 01:53:47,333
گمشو برو، پیرمرد!

2262
01:53:47,375 --> 01:53:49,083
- ماشینت رو جابه‌جا کن!
- بهم بگو، اون مرد کی بود؟

2263
01:53:49,083 --> 01:53:50,958
- اوناش، داره با ماشین میره!
- هان!

2264
01:54:12,833 --> 01:54:14,458
همین‌جا بمون.
الان برمی‌گردم.

2265
01:54:24,458 --> 01:54:26,083
«درست مثل فیلم‌های قدیمی هیچکاک،»

2266
01:54:26,083 --> 01:54:28,083
«قهرمان داستان، در حال جاسوسی
از پشت شیشه پنجره»

2267
01:54:28,125 --> 01:54:30,875
«به یک نقطه داستانی جدید
از طرف شخصیت‌های منفی برمی‌خورد.»

2268
01:54:31,125 --> 01:54:32,583
«یک چرخش داستانی هیجان‌انگیز!»

2269
01:54:32,958 --> 01:54:36,375
تنها نسخه باقی‌مانده
از «جزیره شیطان» در جهان!

2270
01:54:36,625 --> 01:54:38,583
من هیچ‌وقت فرصت نکردم
آن را به آقای دیوید بدهم.

2271
01:54:38,750 --> 01:54:40,500
برای همین دارم آن را
به پسرش تحویل می‌دهم.

2272
01:54:43,208 --> 01:54:45,083
ممنونم، ونو چتا!
ممنونم!

2273
01:54:46,333 --> 01:54:48,208
کجا می‌خواهی بروی؟
داری به یک سفر طولانی می‌روی؟

2274
01:54:48,958 --> 01:54:50,333
همسر و دخترت کجا هستند؟

2275
01:54:50,333 --> 01:54:51,708
اوه، یادم رفت به تو بگویم.

2276
01:54:51,750 --> 01:54:54,375
من این خانه اجدادی را به
هریس بشیر به قیمت دو کرور فروختم.

2277
01:54:54,708 --> 01:54:56,458
وقتی این را شنید،
همسرم بچه را برداشت،

2278
01:54:56,500 --> 01:54:58,000
درخواست طلاق داد و رفت.

2279
01:54:58,333 --> 01:54:59,333
همه چیز مرتب است؟

2280
01:54:59,333 --> 01:55:00,625
«وسواس ساچین»

2281
01:55:00,708 --> 01:55:02,333
«دارد به جنون کشیده می‌شود.»

2282
01:55:02,458 --> 01:55:03,750
«او در خطر است!»

2283
01:55:05,083 --> 01:55:06,458
همه آن را فراموش کن.

2284
01:55:06,833 --> 01:55:10,208
فیلمنامه‌ای خواندم که
فراتر از فوق‌العاده است، ونو چتا.

2285
01:55:10,458 --> 01:55:12,958
بلافاصله ده لک پرداخت کردم
و آن را رزرو کردم.

2286
01:55:13,000 --> 01:55:14,833
وگرنه،
از دستم در می‌رفت.

2287
01:55:14,833 --> 01:55:16,458
باید به هر طریقی
آن را به فیلم تبدیل کنم.

2288
01:55:17,208 --> 01:55:18,708
بودجه‌اش شش کرور روپیه است.

2289
01:55:20,625 --> 01:55:21,958
ساچین، حالت خوب است؟

2290
01:55:22,333 --> 01:55:23,125
هان؟

2291
01:55:23,208 --> 01:55:25,000
- خوبم، خوبم!
- بسیار خب.

2292
01:55:26,458 --> 01:55:28,458
حالا اگر خانه هم از دست برود،
ونو چتا!

2293
01:55:28,583 --> 01:55:30,375
من این فیلم را
به هر قیمتی که شده می‌سازم.

2294
01:55:31,708 --> 01:55:33,250
نمی‌خواهم
مثل پدرم باشم.

2295
01:55:33,708 --> 01:55:35,750
می‌خواهم
خیلی بزرگ‌تر از او شوم.

2296
01:55:37,208 --> 01:55:38,750
وگرنه، ترجیح می‌دهم بمیرم.

2297
01:55:40,083 --> 01:55:41,625
حتی اگر لازم باشد برایش آدم بکشم،

2298
01:55:41,708 --> 01:55:43,333
باید چهار کرور روپیه جور کنم.

2299
01:55:45,375 --> 01:55:46,708
وایکوم دیوید...

2300
01:55:46,875 --> 01:55:48,625
امروز دیگر یک رمان‌نویس معمولی نیست.

2301
01:55:49,125 --> 01:55:51,333
او در ادبیات مالایالم یک اسطوره است.

2302
01:55:52,125 --> 01:55:54,208
آن اعتباری که طی سال‌ها ساخته...

2303
01:55:54,625 --> 01:55:56,000
باید دقیقاً همین‌طور باقی بماند.

2304
01:56:02,708 --> 01:56:05,083
در این دنیا نباید مطلقاً...

2305
01:56:05,333 --> 01:56:07,125
هیچ چیزی به اعتبار پدرم لطمه بزند.

2306
01:56:09,875 --> 01:56:12,750
«آخرین نسخه جزیره شیطان هم نابود شده است.»

2307
01:56:13,083 --> 01:56:14,458
چه راحت!

2308
01:56:14,708 --> 01:56:16,958
هجده سال بعد از انتشارش،

2309
01:56:17,083 --> 01:56:19,750
این فکر بکری که
هیچ‌کس حتی تصورش را هم نمی‌کرد،

2310
01:56:20,125 --> 01:56:21,500
حالا فقط...

2311
01:56:21,708 --> 01:56:23,083
توی سر من وجود دارد!

2312
01:56:23,458 --> 01:56:25,000
برای تبدیل کردنش به فیلم،

2313
01:56:25,208 --> 01:56:26,833
دیگر نیازی به اجازه
کسی ندارم.

2314
01:56:26,833 --> 01:56:30,708
من هیچ قصدی برای بدنام کردن
وایکوم دیوید بزرگ ندارم،

2315
01:56:30,833 --> 01:56:32,333
یا سرقت ادبی داستان او.

2316
01:56:32,750 --> 01:56:33,958
تنها چیزی که می‌خواهم...

2317
01:56:33,958 --> 01:56:37,958
«حقیقتی که در جزیره شیطان
مرا به وحشت انداخت.»

2318
01:56:38,125 --> 01:56:39,625
«و من آن را به یک فیلم تبدیل خواهم کرد.»

2319
01:56:40,458 --> 01:56:41,458
«نیدی»

2320
01:56:41,833 --> 01:56:43,500
«فیلم‌نامه و کارگردانی،»

2321
01:56:43,583 --> 01:56:44,750
«وینیت ماداوان.»

2322
01:56:44,958 --> 01:56:45,958
«داستان،»

2323
01:56:46,083 --> 01:56:47,333
«کی. تی. پیتر.»

2324
01:56:48,708 --> 01:56:51,833
«بزرگ‌ترین فیلم‌نامه ترسناکی که
تا به حال به زبان مالایالم نوشته شده!»

2325
01:56:52,833 --> 01:56:53,875
«سرنوشت من...»

2326
01:56:53,958 --> 01:56:55,333
«من قصد دارم آن را بازنویسی کنم!»

2327
01:57:05,083 --> 01:57:07,083
«و بدین ترتیب، فیلم‌نامه کامل شد.»

2328
01:57:07,333 --> 01:57:08,875
«حالا باید فیلم‌برداری را شروع کنیم.»

2329
01:57:09,500 --> 01:57:11,833
«و از آنجایی که سوجی تصمیم گرفت
که سینما رسالت اوست،»

2330
01:57:12,000 --> 01:57:14,208
«او به عنوان دستیار کارگردان به من ملحق شد.»

2331
01:57:22,708 --> 01:57:24,583
«شنیدم که داری فیلم جدیدت را
شروع می‌کنی.»

2332
01:57:25,083 --> 01:57:27,000
«آماده باش که آن یکی را هم
پاک کنی.»

2333
01:57:27,500 --> 01:57:30,250
«چون این بار، هرچقدر هم که
ایده‌ات نو باشد...»

2334
01:57:30,583 --> 01:57:33,750
«من دقیقاً روی همان ایده فیلم می‌سازم
و زودتر از تو به اکران می‌رسانم.»

2335
01:57:33,875 --> 01:57:35,750
«نمی‌گذارم حتی ذره‌ای
آرامش داشته باشی.»

2336
01:57:35,833 --> 01:57:37,208
«حرفم را باور کن!»

2337
01:57:44,583 --> 01:57:45,458
فیلمنامه‌ی من...

2338
01:57:45,458 --> 01:57:47,208
هیچ‌کس جز تو
نباید اون رو بخونه، درسته؟

2339
01:57:47,250 --> 01:57:48,708
- تموم شد!
- این کافی نیست.

2340
01:57:48,750 --> 01:57:50,625
- هان؟
- باید یه چاپگر برای خودمون بخریم.

2341
01:57:51,208 --> 01:57:52,583
من حتی به صاحب‌های

2342
01:57:52,625 --> 01:57:53,833
مغازه‌های کپی هم دیگه اعتماد ندارم.

2343
01:57:53,875 --> 01:57:55,250
مطلقاً هیچ‌کس
نباید کل فیلمنامه رو بخونه.

2344
01:57:55,333 --> 01:57:57,833
یادداشت‌های شخصیت و یادداشت‌های فیلمنامه
که برای هر نفر لازمه...

2345
01:57:57,833 --> 01:57:59,333
خودمون آماده‌شون می‌کنیم.

2346
01:57:59,333 --> 01:58:01,708
حتی تهیه‌کننده
هم فقط باید همون رو بخونه.

2347
01:58:04,333 --> 01:58:05,333
مشکلی نیست!

2348
01:58:05,708 --> 01:58:08,583
اگر فیلم‌نامه‌ای از وینیت ماداوان باشد،
دیگر نیازی به خواندنش ندارم.

2349
01:58:08,958 --> 01:58:10,375
تنها چیزی که باید بدانم یک مورد است،

2350
01:58:10,458 --> 01:58:11,708
فقط و فقط یک مورد.

2351
01:58:12,750 --> 01:58:13,750
آیا ترسناک است؟

2352
01:58:14,958 --> 01:58:15,958
بله قربان.

2353
01:58:16,208 --> 01:58:19,250
هیچ چیزی در این دنیا
ترسناک‌تر از حقیقت نیست.

2354
01:58:19,500 --> 01:58:20,833
و این فیلم‌نامه
حامل همان حقیقت است.

2355
01:58:20,875 --> 01:58:22,250
حقیقت مردی که تلاش کرد

2356
01:58:22,333 --> 01:58:24,083
سرنوشتش را بازنویسی کند،
و شکست خورد.

2357
01:58:24,083 --> 01:58:26,625
آیا پایان‌بندی‌ای درباره یک آدم شکست‌خورده
برای مخاطب عام جواب می‌دهد؟

2358
01:58:27,083 --> 01:58:29,083
در این دنیا، تعداد آدم‌هایی که شکست خورده‌اند
خیلی بیشتر از کسانی است که

2359
01:58:29,083 --> 01:58:30,625
موفق شده‌اند، هانا!

2360
01:58:31,000 --> 01:58:33,000
آن‌ها اکثریت واقعی جامعه هستند.

2361
01:58:33,083 --> 01:58:35,458
و این‌ها دقیقاً همان کسانی هستند
که فیلم من باید به آن‌ها برسد.

2362
01:58:36,083 --> 01:58:38,458
و اگر آن‌طور که باید
به دستشان برسد،

2363
01:58:38,583 --> 01:58:40,000
این فیلم به موفقیت بزرگی تبدیل می‌شود.

2364
01:58:41,083 --> 01:58:42,833
اما در عین حال،

2365
01:58:42,875 --> 01:58:44,458
اگر به شکل اشتباهی تبلیغ شود،

2366
01:58:44,500 --> 01:58:46,083
کتباً به تو قول می‌دهم...

2367
01:58:46,083 --> 01:58:47,958
که این فیلم
یک شکست کامل خواهد بود!

2368
01:58:48,833 --> 01:58:50,375
عجب حرفی!

2369
01:58:53,333 --> 01:58:55,083
تو باید حداقل
هشت کیلو وزن کم کنی.

2370
01:58:55,208 --> 01:58:56,208
لعنتی!

2371
01:58:57,333 --> 01:58:58,833
این شخصیت با جنگل می‌جنگد

2372
01:58:58,875 --> 01:59:01,625
تا هفت یا هشت روز
بدون غذا در حیات وحش زنده بماند.

2373
01:59:01,833 --> 01:59:04,333
من به هیچ وجه
در این مورد کوتاه نمی‌آیم!

2374
01:59:04,375 --> 01:59:05,583
او آن مقدار وزن را کم می‌کند.

2375
01:59:05,625 --> 01:59:06,708
او خواهر من است.

2376
01:59:07,333 --> 01:59:08,708
و این حرف آخر من است!

2377
01:59:08,833 --> 01:59:10,208
هانا، این آخرین چیپس توئه!

2378
01:59:11,833 --> 01:59:13,333
وینیث...
عزیزم، به من نگاه کن.

2379
01:59:15,375 --> 01:59:18,500
حالا بیا یه فیلم ترسناک بسازیم!

2380
01:59:21,083 --> 01:59:22,125
آره.

2381
01:59:29,708 --> 01:59:32,333
دنباله‌ای که از
فیلم اصلی پیشی بگیره

2382
01:59:32,375 --> 01:59:34,583
در تاریخ سینما
اتفاق نادریه.

2383
01:59:34,625 --> 01:59:36,375
پدرخوانده ۲ و نابودگر ۲

2384
01:59:36,458 --> 01:59:40,458
احتمالاً اولین دو نمونه‌ای هستن که
تماشاگران فیلم به یاد میارن.

2385
01:59:40,708 --> 01:59:42,958
می‌شه با قطعیت گفت که آرجون هاریداس،

2386
01:59:43,000 --> 01:59:45,833
کسی که روایت فیلم‌های ترسناک مالایالم رو
با اولین اثرش بازتعریف کرد،

2387
01:59:45,958 --> 01:59:48,125
به نقطه عطف بزرگ‌تری دست یافته

2388
01:59:48,208 --> 01:59:50,333
با فیلم «افتر پارتی ۲».

2389
01:59:50,333 --> 01:59:52,083
اما اگر با دقت نگاه کنید،

2390
01:59:52,125 --> 01:59:54,583
متوجه می‌شوید که این فیلم
شباهت‌های بسیاری

2391
01:59:54,583 --> 01:59:56,583
با فیلم کوتاه «راک‌شاسان»
اثر وینیت ماداوان دارد.

2392
02:00:01,083 --> 02:00:03,958
«صادقانه فکر می‌کردم که دیگر هرگز
مجبور نیستم در زندگی‌ام با آرجون سر و کار داشته باشم.»

2393
02:00:04,083 --> 02:00:05,583
«به لطف همین یک نقد،»

2394
02:00:05,625 --> 02:00:08,208
«تمام ذره‌های ناامنی او
باید فوران کرده باشد.»

2395
02:00:08,333 --> 02:00:09,458
اوه نه!

2396
02:00:09,458 --> 02:00:10,875
«حالا او به سراغم می‌آید.»

2397
02:00:11,000 --> 02:00:12,208
«او برای خراب کردن فیلم من،»

2398
02:00:12,250 --> 02:00:13,750
«به هر کاری دست می‌زند.»

2399
02:00:18,833 --> 02:00:20,083
اگر بخواهیم آن را نادیده بگیریم،

2400
02:00:20,083 --> 02:00:22,458
هیچ کلمه‌ای جز «بی‌نقص»

2401
02:00:22,500 --> 02:00:26,000
نمی‌تواند فیلمنامه در سطح جهانی این فیلم را توصیف کند.

2402
02:00:26,083 --> 02:00:27,708
«متشکرم، آناند سودهاکاران!»

2403
02:00:27,833 --> 02:00:29,125
«بابت همه چیز ممنونم!»

2404
02:00:29,208 --> 02:00:30,708
مگر فیلم‌برداری
هنوز ده روز دیگر شروع نمی‌شود؟

2405
02:00:30,750 --> 02:00:32,333
تا آن موقع به راحتی می‌توانم
پنج کیلو وزن کم کنم.

2406
02:00:37,333 --> 02:00:39,125
صحنه یک، نمای یک،
برداشت ۲۲!

2407
02:00:40,000 --> 02:00:41,000
کات!

2408
02:00:41,833 --> 02:00:42,958
حرکت!

2409
02:00:49,875 --> 02:00:51,833
- نفست رو بیرون دادی! نفست رو حبس نکردی.
- هان؟

2410
02:00:51,958 --> 02:00:53,333
کات! دوباره بگیرید!

2411
02:00:53,458 --> 02:00:54,958
کاملاً توی دوربین مشخصه.

2412
02:00:55,708 --> 02:00:57,708
نمی‌شه بعداً با جلوه‌های ویژه
درستش کنیم؟

2413
02:00:57,708 --> 02:00:58,750
نه!

2414
02:00:59,208 --> 02:01:00,458
درجه یک...!

2415
02:01:00,458 --> 02:01:01,750
دیگه کافیه، وینیت.

2416
02:01:01,875 --> 02:01:03,375
همین الانش هم ۲۲ بار گرفتیم.

2417
02:01:03,708 --> 02:01:05,750
اگر هانا بیشتر از این نفسش را حبس کند،
واقعاً از حال می‌رود.

2418
02:01:05,833 --> 02:01:07,458
این نمای آغازین
فیلم است.

2419
02:01:07,583 --> 02:01:09,458
اضطراب موجود در این
سکانسِ رؤیا فقط زمانی جواب می‌دهد

2420
02:01:09,500 --> 02:01:10,875
که یک نمای طولانی باشد.

2421
02:01:10,958 --> 02:01:12,375
حداقل به ۱۵ ثانیه زمان نیاز دارم.

2422
02:01:13,333 --> 02:01:14,458
آن نور را خاموش کنید!

2423
02:01:14,500 --> 02:01:16,083
سکانس یک، نمای یک،
برداشت ۳۳!

2424
02:01:16,125 --> 02:01:17,208
شروع!

2425
02:01:18,166 --> 02:01:19,541
گوشی رو بده به من.

2426
02:01:21,833 --> 02:01:23,041
مشکل چیه؟

2427
02:01:24,083 --> 02:01:25,166
هان؟

2428
02:01:33,708 --> 02:01:35,916
ده روز مرخصی!
بقیه فیلم‌برداری می‌تواند صبر کند.

2429
02:01:36,208 --> 02:01:37,541
- جمع کنید!
- هانا...

2430
02:02:10,666 --> 02:02:13,291
نامزدی آرجون
بهانه‌ای برای این کار نیست، هانا!

2431
02:02:14,541 --> 02:02:16,166
دیگر حرفی برای گفتن ندارم.

2432
02:02:16,208 --> 02:02:17,916
من اصلاً نمی‌توانم این‌طور کار کنم.
متاسفم!

2433
02:02:17,916 --> 02:02:19,333
ازدواج او برایم اهمیتی ندارد!

2434
02:02:19,583 --> 02:02:21,291
اصلاً برایم
پشیزی ارزش ندارد!

2435
02:02:21,333 --> 02:02:22,833
تو چیزی برای از دست دادن نداری، وینیت.

2436
02:02:23,083 --> 02:02:24,333
به فکر آبروی من باش!

2437
02:02:24,416 --> 02:02:25,416
شغل من!

2438
02:02:26,041 --> 02:02:27,666
تو اصلاً این چیزها را
نمی‌فهمی، وینیت.

2439
02:02:27,666 --> 02:02:28,958
هیچ‌کس تو را دوست ندارد.

2440
02:02:29,041 --> 02:02:31,666
من قرار نیست این جهنم را تحمل کنم
که فقط برای فیلم تو کار کنم.

2441
02:02:31,958 --> 02:02:34,041
تصمیم گرفتم وقتم را
به ساچین بدهم.

2442
02:02:34,708 --> 02:02:35,833
ساچین؟

2443
02:02:38,583 --> 02:02:40,083
سلام، وینیت!
همه‌چیز خوب است؟

2444
02:02:40,416 --> 02:02:42,458
من فیلمنامه‌ی
فیلم جدید ساچین را خواندم.

2445
02:02:42,583 --> 02:02:43,708
فوق‌العاده است!

2446
02:02:44,166 --> 02:02:46,291
ساچین می‌خواهد از من
دقیقاً با همین ظاهر فیلم‌برداری کند.

2447
02:02:46,416 --> 02:02:48,666
خب... اگر نمی‌توانی این‌طور از من فیلم بگیری،

2448
02:02:49,041 --> 02:02:50,833
من زمانم را به ساچین می‌دهم.

2449
02:02:50,916 --> 02:02:52,833
خانم، آخرین پیش‌نویس
برایتان ایمیل شده است.

2450
02:02:52,916 --> 02:02:54,041
ممنونم، مِلیو!

2451
02:02:54,041 --> 02:02:55,208
مِلیو را می‌شناسی، مگر نه؟

2452
02:02:55,291 --> 02:02:56,333
او نویسنده است.

2453
02:02:56,958 --> 02:02:58,666
مِلیو همان کسی است که «دِیوام» را نوشت.

2454
02:03:03,666 --> 02:03:04,958
«فیلمی از ساچین،»

2455
02:03:05,041 --> 02:03:06,666
«با بازی هانا شاهجهان،»

2456
02:03:06,958 --> 02:03:09,166
«به قلم نویسنده «دِیوام»،»

2457
02:03:09,416 --> 02:03:10,416
«ملجو!»

2458
02:03:11,041 --> 02:03:12,708
«خدای من... ملجو...»

2459
02:03:13,541 --> 02:03:14,708
«خبر بد!»

2460
02:03:14,833 --> 02:03:16,416
«فقط با نگاه کردن به چشمانش،»

2461
02:03:16,458 --> 02:03:19,208
«می‌توانم بگویم صداقتش همان‌طور که زندگی مرا
خراب کرد، زندگی او را هم به هم ریخته است.»

2462
02:03:19,291 --> 02:03:21,083
«از همین حالا می‌توانم مسیر»

2463
02:03:21,166 --> 02:03:22,583
«افکارش را پیش‌بینی کنم.»

2464
02:03:22,666 --> 02:03:23,916
«تصادف...»

2465
02:03:23,958 --> 02:03:25,416
«دوباره قرار است اتفاق بیفتد.»

2466
02:03:25,583 --> 02:03:27,708
«اما ساچین هیچ پولی نداشت.»

2467
02:03:27,791 --> 02:03:30,291
«کی یهو از ناکجاآباد پیدا شد
که چهار کرور پول دستش بده؟»

2468
02:03:30,291 --> 02:03:31,541
وینیث، تو دیگه می‌تونی بری.

2469
02:03:31,916 --> 02:03:33,416
«هر اتفاقی هم که بیفته،»

2470
02:03:33,666 --> 02:03:35,666
«نمی‌ذارم این پروژه به سرانجام برسه!»

2471
02:03:42,666 --> 02:03:43,666
«فیاض؟!»

2472
02:03:43,833 --> 02:03:46,083
«آیا فیاض همونیه
که داره بودجه‌ی ساچین رو تأمین می‌کنه؟»

2473
02:03:46,666 --> 02:03:48,916
«اون برای نابود کردن من
از هیچ کاری دریغ نمی‌کنه.»

2474
02:03:48,958 --> 02:03:50,041
وینیث!

2475
02:03:55,041 --> 02:03:56,041
ببخشید رفیق!

2476
02:03:56,166 --> 02:03:57,541
من یادداشت شخصیتت رو خوندم.

2477
02:03:57,583 --> 02:03:59,083
آن را داخل ون
پیدا کردم،

2478
02:03:59,166 --> 02:04:00,833
و نتوانستم جلوی
کنجکاوی‌ام را بگیرم.

2479
02:04:01,083 --> 02:04:02,166
و... وای، رفیق!

2480
02:04:02,458 --> 02:04:03,458
فوق‌العاده است!

2481
02:04:03,708 --> 02:04:05,541
همان لحظه‌ای که خواندمش
حسابی به وجد آمدم.

2482
02:04:05,541 --> 02:04:06,791
یک چیز را با اطمینان می‌دانم.

2483
02:04:06,833 --> 02:04:09,833
اگر کسی که این فیلم را می‌بیند
ذره‌ای شادی در وجودش باقی مانده باشد،

2484
02:04:09,916 --> 02:04:10,958
این فیلم آن را نابود می‌کند!

2485
02:04:12,916 --> 02:04:14,541
نگذار کس دیگری
این فیلم‌نامه را بخواند.

2486
02:04:15,041 --> 02:04:16,291
مخصوصاً آرجون.

2487
02:04:16,291 --> 02:04:19,166
او مدام در حال پرس‌وجو بوده،
تا بفهمد ماجرا از چه قرار است.

2488
02:04:19,333 --> 02:04:21,666
اگر دستش به آن برسد،
قطعاً آن را لو می‌دهد.

2489
02:04:22,083 --> 02:04:23,333
و یک نکته دیگر...

2490
02:04:23,416 --> 02:04:25,291
فیلم ساچین در واقع
توسط آرجون تأمین مالی می‌شود.

2491
02:04:25,291 --> 02:04:27,291
«البته. چه کس دیگری ممکن بود
چنین نقشه‌ای بکشد؟»

2492
02:04:27,291 --> 02:04:29,291
ساچین با ناامیدی همه‌جا را برای
پیدا کردن بودجه زیر و رو می‌کرد،

2493
02:04:29,333 --> 02:04:31,208
و آرجون ناگهان به او
چهار کرور پیشنهاد داد.

2494
02:04:31,416 --> 02:04:32,666
اما با یک شرط...

2495
02:04:32,666 --> 02:04:33,791
زمان‌بندی هانا!

2496
02:04:33,833 --> 02:04:36,708
و او فقط در صورتی بودجه را آزاد می‌کند
که هانا دقیقاً همین ماه فیلم‌برداری کند.

2497
02:04:38,416 --> 02:04:40,333
«تا هانا وزن کم نکند،
نمی‌توانم فیلم‌برداری کنم.»

2498
02:04:40,458 --> 02:04:43,416
«اگر فیلم‌برداری را شروع نکنم،
ساچین وقت‌های هانا را از چنگم درمی‌آورد.»

2499
02:04:43,458 --> 02:04:45,541
«و بعد از آن،
او دیگر هرگز در فیلم من بازی نخواهد کرد...»

2500
02:04:45,666 --> 02:04:49,166
«چون فیلم‌نامه مِلیو،
همان بازگشتی را برایش رقم می‌زند که سخت به دنبالش است.»

2501
02:04:49,291 --> 02:04:50,458
«آن‌وقت دیگر به دردی نمی‌خورم!»

2502
02:04:51,166 --> 02:04:52,541
هانا هیچ‌چیز از این ماجرا نمی‌داند.

2503
02:04:52,541 --> 02:04:54,541
اگر می‌دانست،
هرگز در این فیلم بازی نمی‌کرد.

2504
02:04:54,541 --> 02:04:56,416
می‌دانم کاری که می‌کنم
خیانت است.

2505
02:04:56,458 --> 02:04:57,458
اما صادقانه بگویم...

2506
02:04:57,708 --> 02:05:00,333
من فقط دلم می‌خواهد در سینما بنشینم
و فیلم تو را تماشا کنم.

2507
02:05:00,833 --> 02:05:01,916
«پس نقشه آرجون اینه»

2508
02:05:01,958 --> 02:05:04,416
«که منو کلاً از این صنعت حذف کنه.»

2509
02:05:04,708 --> 02:05:06,833
رفیق، اون فیاض
عقلش رو از دست داده!

2510
02:05:07,166 --> 02:05:08,791
گفت که فیلمم رو تهیه می‌کنه.

2511
02:05:09,083 --> 02:05:11,041
اما بعد شروع کرد به پرس‌وجو
درباره جزئیات فیلم ما.

2512
02:05:11,083 --> 02:05:12,541
صبر کن، تو چیزی بهش گفتی؟

2513
02:05:13,333 --> 02:05:14,916
فیلمنامه پیش منه و جاش امنه!

2514
02:05:16,416 --> 02:05:17,416
هان!

2515
02:05:18,291 --> 02:05:19,541
چی شده؟

2516
02:05:20,791 --> 02:05:22,708
- هان؟
- فیلمنامه نیست!

2517
02:05:22,791 --> 02:05:23,833
لعنتی!

2518
02:05:23,916 --> 02:05:24,916
وقت ناهاره.

2519
02:05:24,958 --> 02:05:27,791
لطفاً به سمت غرفه‌های غذا در سمت چپ
و راست خود بروید.

2520
02:05:30,416 --> 02:05:34,041
من فقط بعد از تحلیل عمیق فیلم‌ها،
نظر می‌دهم.

2521
02:05:34,083 --> 02:05:35,291
و تازه...

2522
02:05:36,333 --> 02:05:37,458
اوه، بیخیال!

2523
02:05:38,041 --> 02:05:39,916
هی!
فیلمنامه‌ام کجاست؟

2524
02:05:40,291 --> 02:05:42,708
من همه اون مدارک رو دقیقاً همون‌طور که
می‌خواستی امضا کردم، نکردم؟

2525
02:05:42,791 --> 02:05:44,291
پس مشکلت
الان چیه؟

2526
02:05:45,041 --> 02:05:47,291
آیا نقد مزخرف این آدم
مشکل توئه؟

2527
02:05:49,041 --> 02:05:50,041
هی!

2528
02:05:50,291 --> 02:05:51,458
چه اتفاقی افتاده؟

2529
02:05:51,916 --> 02:05:53,166
خیلی مضطرب به نظر می‌رسی!

2530
02:05:53,791 --> 02:05:55,208
هی، نگران نباش.

2531
02:05:55,291 --> 02:05:56,291
او یک دوست است.

2532
02:05:57,041 --> 02:05:58,833
آقا، ممکن است به طبقه بالا بیایید؟

2533
02:05:58,916 --> 02:06:01,041
بیایید کمی غذا بخوریم
و خصوصی صحبت کنیم. بیا.

2534
02:06:04,416 --> 02:06:05,666
بیا، بنشین.

2535
02:06:05,916 --> 02:06:06,916
حالا به من بگو.

2536
02:06:07,166 --> 02:06:09,041
حتی بعد از تصمیم به
تهیه‌کنندگی فیلم ساچین،

2537
02:06:09,083 --> 02:06:10,791
مشکلت با من چیست که
این‌طور با من دشمنی می‌کنی؟

2538
02:06:10,791 --> 02:06:12,708
که مجبور شدی این عروسی را
یک‌دفعه اعلام کنی؟

2539
02:06:12,791 --> 02:06:14,291
و هانا را به افسردگی بکشانی؟

2540
02:06:14,333 --> 02:06:15,916
وینیث، ایشان شریا هستند.

2541
02:06:16,291 --> 02:06:18,166
- و شریا، ایشان هم وینیث هستند.
- سلام.

2542
02:06:18,416 --> 02:06:20,666
ببین، چرا نمی‌رویم یک جای
خلوت با هم صحبت کنیم؟

2543
02:06:20,708 --> 02:06:21,791
داداش...

2544
02:06:22,333 --> 02:06:23,833
می‌شود با شما یک عکس
بگیریم، داداش؟

2545
02:06:23,916 --> 02:06:25,291
اوه، حتماً!

2546
02:06:31,666 --> 02:06:32,958
- خوشحال شدی؟
- بله، ممنونم!

2547
02:06:33,041 --> 02:06:34,041
ممنونم!

2548
02:06:35,541 --> 02:06:36,541
می‌بینی؟

2549
02:06:36,791 --> 02:06:37,958
هر جا که می‌روم،

2550
02:06:38,041 --> 02:06:39,916
آدم‌های زیادی هستند
که مرا دوست دارند.

2551
02:06:40,541 --> 02:06:42,041
حتی اگر یک شوخی ساده بکنم،

2552
02:06:42,041 --> 02:06:43,958
همگی آماده‌اند
و منتظرند که بخندند.

2553
02:06:46,166 --> 02:06:47,708
در مراسم‌هایی مثل اینجا،

2554
02:06:48,291 --> 02:06:49,916
همیشه یک صندلی
برای من کنار می‌گذارند،

2555
02:06:49,958 --> 02:06:51,708
درست در ردیف جلو.

2556
02:06:53,708 --> 02:06:55,666
اما با وجود تمام چیزهایی
که به دست آورده‌ام...

2557
02:06:56,416 --> 02:06:58,916
فقط وقتی این‌طور
مقابلت می‌ایستم...

2558
02:06:59,166 --> 02:07:00,541
که احساس ناامنی می‌کنم.

2559
02:07:02,041 --> 02:07:03,333
تو از هیچ‌کس نمی‌ترسی.

2560
02:07:03,791 --> 02:07:05,041
تو از هیچ‌چیز نمی‌ترسی!

2561
02:07:05,083 --> 02:07:06,458
این وسواس تو...

2562
02:07:06,541 --> 02:07:07,791
مشکل من همین است!

2563
02:07:09,166 --> 02:07:11,291
از اینکه روزی موفق شوی وحشت داشتم،

2564
02:07:11,333 --> 02:07:13,958
و هر روزم را با
اضطراب سپری کردم.

2565
02:07:16,333 --> 02:07:18,041
می‌دانم که هیچ کاری با من نمی‌کنی.

2566
02:07:18,166 --> 02:07:19,916
در واقع، تو هیچ کاری
نمی‌توانی با من بکنی.

2567
02:07:20,166 --> 02:07:22,208
اما من کاملاً در برابر تو
بی‌پناه هستم.

2568
02:07:22,458 --> 02:07:24,916
آنچه در فکرم می‌گذرد...
آنچه نقشه می‌کشم...

2569
02:07:24,916 --> 02:07:26,208
تو همه چیز را می‌دانی!

2570
02:07:26,791 --> 02:07:28,458
حتی وقتی به دروغ لبخند می‌زنم،

2571
02:07:28,541 --> 02:07:31,916
تو باز هم می‌توانی دقیقاً بشنوی که
در ذهنم درباره تو چه می‌گویم.

2572
02:07:32,416 --> 02:07:34,333
کسی که مرا تا این حد خوب می‌شناسد

2573
02:07:34,583 --> 02:07:36,416
دیگر نباید در این صنعت
وجود داشته باشد.

2574
02:07:36,583 --> 02:07:37,916
وگرنه...

2575
02:07:38,916 --> 02:07:41,166
شکی که آناند سوداکاران
امروز حس کرد...

2576
02:07:41,916 --> 02:07:43,833
خیلی‌های دیگر هم
فردا همین حس را خواهند داشت.

2577
02:07:44,541 --> 02:07:46,708
آن‌وقت، آن‌ها آماده شنیدن
حرف‌های تو خواهند بود.

2578
02:07:47,666 --> 02:07:49,416
و این
پایان قطعی من خواهد بود.

2579
02:07:50,958 --> 02:07:51,958
وینیت...

2580
02:07:53,666 --> 02:07:54,916
تو هرگز موفق نخواهی شد!

2581
02:07:55,708 --> 02:07:57,208
مهم نیست
چه کار احمقانه‌ای می‌کنی...

2582
02:07:57,291 --> 02:07:59,041
من هرگز اجازه نمی‌دهم موفق شوی.

2583
02:08:01,666 --> 02:08:02,791
دیگر کافی است.

2584
02:08:03,958 --> 02:08:06,208
در مورد فیلم‌نامه احمقانه‌ات...

2585
02:08:06,541 --> 02:08:07,708
من آن را ندارم.

2586
02:08:08,083 --> 02:08:09,416
ولی باور کن، اگر این کار را کرده بودم،

2587
02:08:09,833 --> 02:08:11,958
خیلی وقت پیش آن را لو داده بودم!

2588
02:08:12,541 --> 02:08:13,541
شنیدی؟

2589
02:08:29,041 --> 02:08:30,791
شباهتی که الان متوجهش شدی...

2590
02:08:30,916 --> 02:08:33,041
موقع تماشای «افتر پارتی ۱»
حسش نکردی؟

2591
02:08:33,458 --> 02:08:34,458
چرا، حس کردم.

2592
02:08:34,708 --> 02:08:36,291
پس چرا فقط الان مطرحش می‌کنی؟

2593
02:08:36,791 --> 02:08:40,041
در قسمت اول، او فقط از
سبک خاص تو تقلید کرد.

2594
02:08:40,166 --> 02:08:41,291
اما در این یکی،

2595
02:08:41,333 --> 02:08:43,041
این موضوع حتی به
محتوای اثر هم کشیده شده،

2596
02:08:43,083 --> 02:08:44,583
که از حدش گذشته.

2597
02:08:44,666 --> 02:08:46,166
بنابراین، احساس کردم مجبورم حرف بزنم.

2598
02:08:47,041 --> 02:08:49,416
با این حال،
اگر فردا فیلمی بسازی،

2599
02:08:49,458 --> 02:08:51,041
من هرگز از آن حمایت نخواهم کرد.

2600
02:08:51,083 --> 02:08:52,541
قطعاً نابودش می‌کنم.

2601
02:08:52,583 --> 02:08:54,041
کسی به خودخواهی تو

2602
02:08:54,083 --> 02:08:55,791
شایسته هیچ تقدیری نیست!

2603
02:08:59,041 --> 02:09:00,291
داشتن استعداد ذاتی

2604
02:09:00,333 --> 02:09:03,208
به هیچ‌کس حق نمی‌دهد
که یک فیلم کامل را حذف کند!

2605
02:09:03,541 --> 02:09:05,291
این چیزی جز
خودخواهی محض نیست.

2606
02:09:05,958 --> 02:09:07,166
یک فیلم فقط متعلق به
یک نفر نیست.

2607
02:09:07,166 --> 02:09:08,916
این حاصل تلاش گروهی
افراد زیادی است.

2608
02:09:08,958 --> 02:09:10,333
هنر همکاری!

2609
02:09:16,416 --> 02:09:19,916
دستیاران کارگردان من
سه ماه پیش از شروع فیلم‌برداری ملحق شدند.

2610
02:09:20,791 --> 02:09:22,333
مدیر هنری، تیم‌های لباس
و چهره‌پردازی هم ملحق شدند

2611
02:09:22,416 --> 02:09:23,916
درست یک ماه قبل از شروع کار.

2612
02:09:24,791 --> 02:09:26,333
فیلم‌بردار

2613
02:09:26,416 --> 02:09:27,666
ده روز قبل از فیلم‌برداری آمد.

2614
02:09:29,416 --> 02:09:30,416
و بعد از اینکه کار را تمام کردیم،

2615
02:09:30,458 --> 02:09:33,291
تدوینگر، تیم صدا و تیم‌های جلوه‌های ویژه
به مدت سه ماه کار کردند.

2616
02:09:34,541 --> 02:09:36,583
آهنگساز حدود دو ماه
برای آن وقت گذاشت.

2617
02:09:37,708 --> 02:09:38,916
تک‌تک آن‌ها

2618
02:09:38,958 --> 02:09:41,416
با نهایت صداقت
روی فیلم من کار کردند.

2619
02:09:42,541 --> 02:09:43,583
اما قربان،

2620
02:09:43,666 --> 02:09:45,833
هیچ‌کدامشان به اندازه‌ی من
زحمت نکشیده‌اند.

2621
02:09:45,916 --> 02:09:48,541
من ماه‌ها خودم را در اتاقی حبس کردم،
بدون خواب،

2622
02:09:48,541 --> 02:09:49,666
ذهنم را زیر و رو کردم،

2623
02:09:49,708 --> 02:09:52,166
سلامت عقلم را با
افکار بی‌پایان تحلیل بردم،

2624
02:09:52,208 --> 02:09:56,333
و تا مرز جنون پیش رفتم
فقط برای اینکه فیلمنامه‌ای خوب بنویسم!

2625
02:09:58,333 --> 02:10:00,208
از نظر روحی و روانی تخلیه شدم،

2626
02:10:00,291 --> 02:10:02,333
من فقط چند روز روی

2627
02:10:02,708 --> 02:10:04,291
یک فیلم کار نمی‌کنم.

2628
02:10:05,416 --> 02:10:06,916
وقتی مردم بالاخره اثرم را می‌بینند

2629
02:10:07,041 --> 02:10:09,708
که ماه‌ها برایش
رویاپردازی کرده‌ام

2630
02:10:09,958 --> 02:10:11,791
و با رنج و سختی آن را
به رشته تحریر درآورده‌ام...

2631
02:10:11,916 --> 02:10:14,833
تنها چیزی که نصیبم می‌شود، رضایت است.

2632
02:10:18,166 --> 02:10:19,666
و تا زمانی که
به آن نرسم...

2633
02:10:20,458 --> 02:10:22,333
هیچ چیز دیگری برایم مهم نیست، آقا.

2634
02:10:24,541 --> 02:10:25,916
وجود خودم...

2635
02:10:26,416 --> 02:10:27,916
برایم مهم است، آقا.

2636
02:10:29,791 --> 02:10:31,916
این برای من از هر چیز دیگری
بسیار مهم‌تر است!

2637
02:10:31,958 --> 02:10:33,291
متأسفانه،

2638
02:10:33,333 --> 02:10:34,666
ما امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم

2639
02:10:34,666 --> 02:10:36,458
که تنها راه
برای دیده شدن،

2640
02:10:36,541 --> 02:10:38,041
تظاهر به ازخودگذشتگی است.

2641
02:10:38,791 --> 02:10:40,291
اما من اصلاً
قصدی ندارم

2642
02:10:40,291 --> 02:10:41,916
که با این نقاب
بازی کنم!

2643
02:10:42,708 --> 02:10:43,833
من خودخواه هستم.

2644
02:10:44,791 --> 02:10:47,333
مرا همان‌طور که هستم بپذیر...
یا نپذیر!

2645
02:10:52,666 --> 02:10:54,708
شعار دادن درباره آرمان‌گرایی آسان است،
وینیت.

2646
02:10:56,166 --> 02:10:58,291
یه روزی، اگه واقعاً موفق شدی
که یه فیلم تموم کنی...

2647
02:10:58,833 --> 02:11:00,416
بقیه حرف‌هات رو گوش می‌دم.

2648
02:11:02,416 --> 02:11:03,416
«درسته.»

2649
02:11:03,416 --> 02:11:04,583
«باید فیلمم رو تموم کنم.»

2650
02:11:04,916 --> 02:11:06,291
«نه برای اینکه چیزی به اون ثابت کنم،»

2651
02:11:06,416 --> 02:11:07,666
«بلکه برای خودم.»

2652
02:11:08,041 --> 02:11:09,541
«وقت زیادی ندارم.»

2653
02:11:10,041 --> 02:11:11,416
«حالا که فیلمنامه گم شده،»

2654
02:11:11,458 --> 02:11:13,833
«باید این فیلم‌برداری رو جمع کنم
و فیلم رو سریع منتشر کنم،»

2655
02:11:13,916 --> 02:11:15,916
«قبل از اینکه کسی ازش استفاده کنه
تا برام دردسر درست کنه.»

2656
02:11:16,291 --> 02:11:17,916
«فقط یک راه برای
عملی کردنش دارم.»

2657
02:11:17,958 --> 02:11:20,916
«باید به هانا بگویم
که آرجون پشت فیلم ساچین است.»

2658
02:11:21,166 --> 02:11:22,666
«این کار ساچین را بیچاره می‌کند.»

2659
02:11:25,583 --> 02:11:27,041
پدرم، وایکوم دیوید،

2660
02:11:27,791 --> 02:11:31,041
یک فرد موفقِ مشهور است که از
شرایطی ساده به اینجا رسیده،

2661
02:11:31,041 --> 02:11:32,708
خیلی شبیه به آرجون هاریداس.

2662
02:11:33,791 --> 02:11:36,083
اما من، ساچین وایکوم دیوید،

2663
02:11:36,666 --> 02:11:38,166
در رفاه به دنیا آمدم.

2664
02:11:38,833 --> 02:11:41,833
مدت‌ها سعی کردم از
مسیرِ پرفراز و نشیبِ پدرم تقلید کنم.

2665
02:11:43,041 --> 02:11:44,333
این کار کاملاً غیرممکن است.

2666
02:11:45,416 --> 02:11:47,666
تو هرگز نمی‌توانی از یک آدم شکست‌خورده تقلید کنی.

2667
02:11:47,958 --> 02:11:49,291
تو باید خودت یکی از آن‌ها باشی!

2668
02:11:50,791 --> 02:11:52,666
برای این کار، اول باید به
ته خط برسی.

2669
02:11:52,833 --> 02:11:54,583
باید خودت را از
همان‌جا دوباره بسازی.

2670
02:11:54,916 --> 02:11:56,416
اگر آرجون از فیلم ساچین حمایت می‌کند،

2671
02:11:56,416 --> 02:11:57,708
به هیچ وجه در آن کار نمی‌کنم.

2672
02:11:57,791 --> 02:12:00,458
اما دیگر خسته شدم از اینکه برنامه‌هایم را
طبق هوس‌های تو تغییر دهم.

2673
02:12:01,083 --> 02:12:02,083
وینیث،

2674
02:12:02,166 --> 02:12:03,666
من این موضوع را
قبلاً برایت روشن کرده‌ام.

2675
02:12:03,666 --> 02:12:05,583
تو حالا فقط
یک گزینه باقی مانده داری.

2676
02:12:05,666 --> 02:12:07,333
اگر می‌خواهی می‌توانی آن را برداری،

2677
02:12:07,416 --> 02:12:09,166
طبق شرایط و ضوابط من.

2678
02:12:18,541 --> 02:12:20,375
می‌توانیم با جلوه‌های ویژه
او را لاغرتر نشان دهیم؟

2679
02:12:21,500 --> 02:12:23,625
اگر فقط برای چند نما باشد،
می‌توانیم انجامش دهیم.

2680
02:12:24,791 --> 02:12:26,500
اما انجام آن برای کل فیلم
پرخطر است.

2681
02:12:26,625 --> 02:12:28,166
- هی، به طراح زنگ بزن.
- باشد.

2682
02:12:29,875 --> 02:12:31,125
همه چیز آماده است.
بیایید برای ضبط برویم.

2683
02:12:33,250 --> 02:12:35,166
- هانا کجاست؟
- همین‌جا بود.

2684
02:12:38,125 --> 02:12:39,625
دوباره فیلم را به من نشان بده.

2685
02:12:39,750 --> 02:12:41,041
طراح کجاست؟

2686
02:12:41,375 --> 02:12:42,625
کی رفت دنبالش؟

2687
02:12:43,750 --> 02:12:44,750
سوجی!

2688
02:12:45,250 --> 02:12:46,291
هی...

2689
02:12:46,375 --> 02:12:47,625
یه مشکلی پیش اومده.

2690
02:12:47,666 --> 02:12:49,916
من وقت برای مشکلات ندارم!
هنرمند کجاست؟

2691
02:12:50,041 --> 02:12:51,166
رفیق، باید به حرفم گوش کنی.

2692
02:12:51,250 --> 02:12:52,625
پدر و مادرم رفتن دانشگاه

2693
02:12:52,666 --> 02:12:54,041
و فهمیدن
که اخراج شدم.

2694
02:12:54,375 --> 02:12:55,375
وینیث...

2695
02:12:56,041 --> 02:12:57,125
یه مشکلی پیش اومده.

2696
02:12:57,166 --> 02:12:59,000
حالا مشکل
چیست؟

2697
02:12:59,041 --> 02:13:00,250
هانا گم شده است.

2698
02:13:01,125 --> 02:13:02,250
گم شده؟

2699
02:13:02,666 --> 02:13:04,125
چه افتضاحی!

2700
02:13:10,500 --> 02:13:11,708
خیلی زننده است!

2701
02:13:12,250 --> 02:13:14,083
می‌دانم که تو فقط به خاطر
حضور هانا این فیلم را تهیه می‌کنی.

2702
02:13:16,208 --> 02:13:18,958
اما اگر قرار است فیلم‌برداری
ادامه پیدا کند،

2703
02:13:19,083 --> 02:13:21,000
فقط یک راه برایم باقی مانده است.

2704
02:13:22,333 --> 02:13:23,708
باید هانا را جایگزین کنیم!

2705
02:13:32,375 --> 02:13:33,458
سلام!

2706
02:13:35,708 --> 02:13:37,333
کارگردان سرشناس، آرجون هاریداس

2707
02:13:37,375 --> 02:13:39,458
و بازیگر، هانا شاه‌جهان
ازدواج کردند.

2708
02:13:39,625 --> 02:13:40,958
پس از یک رابطه
طولانی‌مدت،

2709
02:13:41,000 --> 02:13:43,583
این دو امروز در دفتر ثبت ازدواج
تریکاکارا پیمان بستند.

2710
02:13:43,583 --> 02:13:44,458
بیایید مستقیماً از زبان خودشان بشنویم.

2711
02:13:44,500 --> 02:13:46,750
ما از زمان ساخت فیلم «افتر پارتی»
با هم در رابطه بودیم.

2712
02:13:46,833 --> 02:13:48,583
اما بعد، یک سوءتفاهم کوچک
بین ما پیش آمد.

2713
02:13:48,583 --> 02:13:51,333
و همه شما دقیقاً می‌دانید
که در آن دوره چه اتفاقی افتاد.

2714
02:13:51,500 --> 02:13:52,583
در واقع،

2715
02:13:52,625 --> 02:13:55,833
می‌گویند فقط وقتی کسی دیگر
وارد زندگی‌ات می‌شود،

2716
02:13:55,833 --> 02:13:58,208
ارزش عشق واقعی را درک می‌کنی، درست است؟

2717
02:13:58,833 --> 02:14:00,500
آن دانه‌ی برنجی که
نامم روی آن حک شده بود...

2718
02:14:00,583 --> 02:14:01,708
بالاخره به دستم رسید.

2719
02:14:01,750 --> 02:14:03,833
شما در حال حاضر مشغول بازی در
فیلم وینیت مادهوان هستید، درست است؟

2720
02:14:03,833 --> 02:14:05,208
- بله.
- خب، حالا که ازدواج کرده‌اید،

2721
02:14:05,208 --> 02:14:06,750
قصد دارید به حرفه‌ی بازیگری
ادامه دهید؟

2722
02:14:06,833 --> 02:14:07,958
قطعاً.

2723
02:14:07,958 --> 02:14:09,958
اما نه در فیلم
وینیت مادهوان.

2724
02:14:10,083 --> 02:14:12,333
ترجیح می‌دهم به سینمای تامیل بروم
و آنجا از «پالا» کتک بخورم...

2725
02:14:12,375 --> 02:14:13,833
تا اینکه بخواهم با
فیلمی از وینیت ماداوان سر و کله بزنم.

2726
02:14:13,833 --> 02:14:15,708
به گفته وینیت،
کسی به "چاقی" من

2727
02:14:15,750 --> 02:14:17,333
برای نقش موجود در
فیلمش مناسب نیست.

2728
02:14:17,375 --> 02:14:19,500
وینیت ماداوان فقط وسواسی نیست،

2729
02:14:19,583 --> 02:14:20,875
بلکه از آدم‌های چاق هم بدش می‌آید.

2730
02:14:20,958 --> 02:14:22,958
چه چیزی باعث شد
ناگهان به فکر ازدواج محضری بیفتید؟

2731
02:14:23,583 --> 02:14:25,208
- اوه... خیلی خب... ممنونم!
- ممنونم!

2732
02:14:25,500 --> 02:14:27,625
حالا برو و با خیال راحت فیلمت را بساز، وینیت!

2733
02:14:27,833 --> 02:14:29,083
برو به جهنم!

2734
02:14:29,750 --> 02:14:31,750
من در مورد آرجون کاملاً در اشتباه بودم.

2735
02:14:32,833 --> 02:14:34,833
من در واقع تهیه‌کننده
اولین فیلم او بودم.

2736
02:14:35,458 --> 02:14:37,833
او نمونه کامل
گرگی در لباس میش است!

2737
02:14:38,500 --> 02:14:40,458
او هانا را فریب داد
تا در چهار فیلم آخرش بازی کند...

2738
02:14:40,500 --> 02:14:42,250
و تک‌تک آن‌ها
با شکست فاجعه‌باری مواجه شدند.

2739
02:14:42,333 --> 02:14:43,333
حالا او هیچ قدرتی ندارد.

2740
02:14:43,333 --> 02:14:44,333
و فکر می‌کنم

2741
02:14:44,375 --> 02:14:46,708
او حتی ممکن است آن شکست‌ها را
عمداً طراحی کرده باشد،

2742
02:14:46,750 --> 02:14:48,125
تا کنترل او را به دست بگیرد.

2743
02:14:48,500 --> 02:14:51,208
او نمی‌تواند تحمل کند کسی
قدرتمندتر از خودش شود.

2744
02:14:51,583 --> 02:14:52,750
هانا چشمش را روی حقیقت بسته است!

2745
02:14:52,833 --> 02:14:55,208
پس تلاش برای منطقی کردن او
در حال حاضر، اتلاف وقت است.

2746
02:14:55,250 --> 02:14:57,083
او به‌زودی متوجه می‌شود
و از او طلاق می‌گیرد.

2747
02:14:57,458 --> 02:14:58,583
من منتظر آن می‌مانم!

2748
02:15:01,375 --> 02:15:03,000
اما فیلم تو نمی‌تواند منتظر بماند، وینیت.

2749
02:15:03,458 --> 02:15:04,708
او با خودش چه فکری کرده؟

2750
02:15:04,708 --> 02:15:06,000
اینکه اگر فقط پیش برود
و با او ازدواج کند،

2751
02:15:06,083 --> 02:15:07,458
می‌تواند فیلم تو را خراب کند؟

2752
02:15:07,708 --> 02:15:08,708
آدم پست!

2753
02:15:10,208 --> 02:15:12,958
من فیلم تو را با یک بازیگر زن جدید
تهیه می‌کنم،

2754
02:15:12,958 --> 02:15:14,458
و آن را به یک
موفقیت بزرگ تبدیل می‌کنم.

2755
02:15:14,833 --> 02:15:16,458
هیچ‌چیز به اندازه این

2756
02:15:16,500 --> 02:15:17,875
به آرجون ضربه نمی‌زند!

2757
02:15:18,958 --> 02:15:20,333
یک بازیگر زن جدید انتخاب کن.

2758
02:15:20,625 --> 02:15:22,000
بیا...

2759
02:15:22,083 --> 02:15:23,083
بترکونیم!

2760
02:15:27,916 --> 02:15:28,916
کات!

2761
02:15:29,125 --> 02:15:30,125
برداشت خوب بود.

2762
02:15:30,375 --> 02:15:31,375
استراحت!

2763
02:15:37,875 --> 02:15:39,000
«صبح بخیر، وینیت.»

2764
02:15:39,041 --> 02:15:40,291
«یک خبر خوب برایت دارم.»

2765
02:15:40,375 --> 02:15:42,500
«اطلاعیه رسمی
فیلم بعدی‌ام منتشر می‌شود.»

2766
02:15:42,500 --> 02:15:44,375
«"جنگ"، به کارگردانی»

2767
02:15:44,416 --> 02:15:46,000
«سوجیت راج وی.»

2768
02:15:46,250 --> 02:15:49,125
«راستش را بخواهی، حتی نمی‌دانم
دوست صمیمی‌ات فیلمسازی بلد است یا نه.»

2769
02:15:49,125 --> 02:15:52,000
«اما با یک دستیار کارگردان خوب
و یک تدوینگر کاربلد،»

2770
02:15:52,000 --> 02:15:53,375
«این فیلم را تمام می‌کنم.»

2771
02:15:53,750 --> 02:15:56,416
«و قرار است دقیقاً در همان روزی که فیلم تو اکران می‌شود،
آن را منتشر کنم!»

2772
02:15:56,750 --> 02:15:57,916
«خوب به این موضوع فکر کن.»

2773
02:15:58,500 --> 02:15:59,500
هی...

2774
02:16:02,625 --> 02:16:04,250
خانواده‌ام درباره اخراج
باخبر شدند،

2775
02:16:04,250 --> 02:16:05,875
و تبدیل به یک
مشکل بزرگ شد.

2776
02:16:06,500 --> 02:16:07,750
مجبور شدم به خانه برگردم.

2777
02:16:07,875 --> 02:16:08,875
آن‌ها به من گفتند...

2778
02:16:08,916 --> 02:16:10,291
که ادامه تحصیل ندهم.

2779
02:16:10,375 --> 02:16:12,750
وقتی نوبت به این رسید که
مغازه پدرم را اداره کنم،

2780
02:16:13,875 --> 02:16:15,500
دیگر به چیز دیگری فکر نکردم.

2781
02:16:16,291 --> 02:16:17,375
به فیاض زنگ زدم.

2782
02:16:17,375 --> 02:16:20,125
به جای ساچین، من هستم که
فیلم بعدی هانا را کارگردانی می‌کنم.

2783
02:16:20,375 --> 02:16:21,916
حالا که آرجون با هانا ازدواج کرده،

2784
02:16:22,000 --> 02:16:24,125
دیگر نیازی به ساچین ندارد
تا جلوی فیلمت را بگیرد.

2785
02:16:24,166 --> 02:16:25,750
بنابراین، آرجون تصمیم گرفت تاریخ‌های هانا را به من بدهد

2786
02:16:30,250 --> 02:16:31,666
پس ساچین از آن فیلم کنار گذاشته شد.

2787
02:16:32,291 --> 02:16:34,250
در ابتدا، حتی برای من هم
باور کردنش سخت بود.

2788
02:16:34,375 --> 02:16:35,541
اما این اتفاق واقعاً در حال رخ دادن است.

2789
02:16:35,625 --> 02:16:37,166
من دیگر بخشی
از این فیلم نخواهم بود.

2790
02:16:37,875 --> 02:16:39,375
آن‌ها از داستان من خوششان آمد.

2791
02:16:39,375 --> 02:16:40,791
فیلم‌برداری ما فوراً شروع می‌شود.

2792
02:16:42,125 --> 02:16:43,875
فیلم‌نامه رو بازنویسی کردی؟

2793
02:16:53,625 --> 02:16:54,916
کسی مثل من...

2794
02:16:55,166 --> 02:16:57,041
دیگه هیچ‌وقت چنین فرصتی گیرش نمیاد.

2795
02:16:57,375 --> 02:16:58,791
دقیقاً برای همین لحظه است

2796
02:16:58,875 --> 02:17:00,666
که تا الان تمام تلاشم رو کردم.

2797
02:17:01,500 --> 02:17:03,250
دیگه نمی‌تونم وقتم رو تلف کنم.

2798
02:17:17,000 --> 02:17:18,125
وینیت ماداوان،

2799
02:17:18,166 --> 02:17:20,125
چرا مخاطب باید فیلم تو رو ببینه؟

2800
02:17:20,166 --> 02:17:21,375
یک دلیل به ما بده.

2801
02:17:21,875 --> 02:17:25,375
فیلم من بزرگ‌ترین فیلم ترسناکیه که تا حالا در سینمای مالایالم ساخته شده.

2802
02:17:25,416 --> 02:17:26,666
واقعاً این‌قدر مطمئنی؟

2803
02:17:26,791 --> 02:17:27,916
من مطمئنم.

2804
02:17:28,041 --> 02:17:30,125
نگران نیستی که مخاطبان چه واکنشی نشان دهند؟

2805
02:17:30,416 --> 02:17:31,750
ابداً.

2806
02:17:31,791 --> 02:17:33,250
آن‌ها عاشق فیلم من خواهند شد.

2807
02:17:33,291 --> 02:17:36,291
دلیل اینکه اولین فیلم بلندت را حذف کردی هنوز یک راز است.

2808
02:17:36,375 --> 02:17:38,375
با نگاهی به تمام آن واکنش‌های منفی عمومی،

2809
02:17:38,416 --> 02:17:40,041
امروز چه احساسی داری؟

2810
02:17:40,125 --> 02:17:41,125
نظری ندارم.

2811
02:17:41,916 --> 02:17:43,166
آیا هیچ احساس گناهی داری؟

2812
02:17:46,666 --> 02:17:48,666
من کسی هستم که در مورد
سرنوشت خودم تصمیم می‌گیرم.

2813
02:17:48,750 --> 02:17:49,750
نه هیچ‌کس دیگر.

2814
02:17:49,750 --> 02:17:52,750
پس، آیا تو سرنوشت خودت را
با این فیلم بازنویسی می‌کنی، وینیت؟

2815
02:17:56,625 --> 02:17:59,000
یودام

2816
02:18:12,750 --> 02:18:14,000
سلام، سونیل‌تا.

2817
02:18:14,125 --> 02:18:16,791
پوسترهای فیلم او همه‌جا هست!

2818
02:18:17,166 --> 02:18:19,791
اما حتی یک پوستر هم
از فیلم تو دیده نمی‌شود.

2819
02:18:21,125 --> 02:18:23,416
مگر فیلم تو واقعاً پس‌فردا
اکران نمی‌شود؟

2820
02:18:25,625 --> 02:18:27,875
«انگار یک خرابکاری بی‌سروصدا
در پشت صحنه در جریان است.»

2821
02:18:37,416 --> 02:18:38,916
«همه در این صنعت»

2822
02:18:39,000 --> 02:18:42,375
پوستر و تریلر فیلم سوجی را
به اشتراک گذاشته است.

2823
02:18:44,250 --> 02:18:46,291
فیلم من بدون هیچ ردی
شکست خورده است.

2824
02:18:48,541 --> 02:18:51,250
علاوه بر آن، مقالات تحریک‌آمیزی
وجود دارند که مستقیماً مرا هدف گرفته‌اند!

2825
02:18:56,875 --> 02:19:00,000
بهتر بود اصلاً آن مصاحبه را
منتشر نمی‌کردی!

2826
02:19:00,250 --> 02:19:02,000
فقط باید یک چیز را بدانم.

2827
02:19:02,125 --> 02:19:04,250
چه کسی پشت این ماجراست؟
فیاض یا آرجون؟

2828
02:19:07,000 --> 02:19:08,541
نیدی

2829
02:19:19,625 --> 02:19:20,625
چی؟

2830
02:19:20,666 --> 02:19:22,000
شماها دارید چه کار می‌کنید؟

2831
02:19:22,500 --> 02:19:23,750
بنشین، وینیت.

2832
02:19:24,625 --> 02:19:27,541
با دیدن این پوستر، حتی یک نفر هم
پا به سالن سینما نخواهد گذاشت!

2833
02:19:27,791 --> 02:19:30,500
چه کسی اجازه داده این طرح‌ها
بدون تایید من چاپ شوند؟

2834
02:19:31,791 --> 02:19:33,125
یک لحظه به ما فرصت بدهید.

2835
02:19:37,791 --> 02:19:38,791
وینیث...

2836
02:19:39,291 --> 02:19:42,375
من سالانه حداقل ده پروژه سینمایی را
مدیریت می‌کنم.

2837
02:19:43,250 --> 02:19:44,625
نیمی از آن‌ها

2838
02:19:44,625 --> 02:19:47,625
صرفاً با هدف تبدیل شدن به
آثار تجاری موفق ساخته می‌شوند.

2839
02:19:48,375 --> 02:19:51,375
اینکه موفق می‌شوند یا شکست می‌خورند،
فقط به شانس بستگی دارد.

2840
02:19:51,416 --> 02:19:53,125
اما نیمه‌ی دیگر...

2841
02:19:53,291 --> 02:19:54,541
هدف متفاوتی دارند!

2842
02:19:54,750 --> 02:19:59,500
سود سالانه گروه هریس بشیر
حدود ۵۰۰ کرور است.

2843
02:19:59,750 --> 02:20:02,750
حدود ۳۰ درصد از آن
مستقیماً به عنوان مالیات به دولت می‌رسد.

2844
02:20:02,791 --> 02:20:06,791
این یعنی فقط ۱۵۰ کرور
از سود آن‌ها صرف مالیات می‌شود.

2845
02:20:07,041 --> 02:20:11,000
از آنجا که دو فیلم آخر
گروه هریس بشیر پرفروش بودند،

2846
02:20:11,041 --> 02:20:12,791
مسئولیت مالیاتی اضافی وجود دارد.

2847
02:20:12,875 --> 02:20:14,000
این دقیقاً همان جایی است که

2848
02:20:14,041 --> 02:20:16,875
ضرر مالی یک فیلم
به نفع آن‌ها تمام می‌شود.

2849
02:20:16,916 --> 02:20:21,166
بنابراین، آن‌ها فیلمنامه‌ای پیدا می‌کنند که نیاز به
جلوه‌های ویژه سنگین و دکورهای پرزرق و برق دارد،

2850
02:20:21,250 --> 02:20:25,750
۱۰ کرور خرج می‌کنند، اما روی کاغذ
آن را یک فیلم پرهزینه ۳۵ کروری نشان می‌دهند.

2851
02:20:25,875 --> 02:20:27,625
سپس عمداً
مطمئن می‌شوند که فیلم شکست بخورد.

2852
02:20:27,666 --> 02:20:29,250
بدون انجام هیچ‌گونه تبلیغاتی.

2853
02:20:29,375 --> 02:20:31,750
و بعد آن‌ها کل بودجه ۳۵ کروری
را به عنوان ضرر اعلام می‌کنند.

2854
02:20:33,125 --> 02:20:35,625
بنابراین از درآمد کلی
گروه هریس بشیر،

2855
02:20:35,666 --> 02:20:38,416
آن‌ها فقط باید بعد از کسر آن ۳۵ کرور
مالیات بپردازند.

2856
02:20:38,500 --> 02:20:40,250
پس هرچه ضرر بیشتر باشد،

2857
02:20:40,500 --> 02:20:41,750
مالیات کمتر می‌شود.

2858
02:20:42,625 --> 02:20:44,791
وینیت، فیلم تو اصلاً
هیچ تبلیغاتی نخواهد داشت.

2859
02:20:45,666 --> 02:20:47,375
سینماهای خوبی نصیبت نمی‌شود.

2860
02:20:48,250 --> 02:20:50,250
حتی تعداد سانس‌های مناسبی هم
نخواهی داشت.

2861
02:20:51,250 --> 02:20:54,125
این فیلم محکوم به مرگ بود
قبل از اینکه حتی متولد بشه!

2862
02:20:55,791 --> 02:20:58,041
تو تنهایی هیچ کاری
نمی‌تونی در موردش بکنی.

2863
02:20:59,166 --> 02:21:00,166
متاسفم، وینیت.

2864
02:21:01,000 --> 02:21:02,750
هیچ‌کدوم از این‌ها بخشی از نقشه من نبود.

2865
02:21:03,000 --> 02:21:04,916
صادقانه بگم، داشتم سعی می‌کردم به هانا کمک کنم.

2866
02:21:05,000 --> 02:21:06,500
این تنها قصد من بود.

2867
02:21:06,750 --> 02:21:08,291
لحظه‌ای که گفتی
می‌خوای هانا رو جایگزین کنی،

2868
02:21:08,375 --> 02:21:10,500
من به طور جدی به فکر
کنار گذاشتن این پروژه افتادم.

2869
02:21:10,666 --> 02:21:12,250
اما می‌دونی،
من یه تاجر خوب هستم.

2870
02:21:16,375 --> 02:21:18,500
مگر تو به من نگفتی که
اگر به روش اشتباه بازاریابی بشه،

2871
02:21:18,541 --> 02:21:20,500
این فیلم قرار است یک
شکست تمام‌عیار باشد؟

2872
02:21:20,500 --> 02:21:22,375
این جمله،
بزرگ‌ترین اطمینان‌خاطر من بود.

2873
02:21:22,625 --> 02:21:26,000
هیچ‌کس تا به حال چیزی را با
چنین اطمینانی به من نگفته بود!

2874
02:21:28,125 --> 02:21:29,625
وقتی همه چیز تمام شود،

2875
02:21:29,750 --> 02:21:32,000
یک پاداش خیلی ویژه
برایت دارم!

2876
02:21:35,250 --> 02:21:36,916
«فیلم من فردا اکران می‌شود.»

2877
02:21:37,625 --> 02:21:38,750
«معمولاً،»

2878
02:21:38,791 --> 02:21:41,750
«هر کارگردانی از شدت اضطراب
خواب به چشمانش نمی‌آید.»

2879
02:21:42,625 --> 02:21:44,166
«اما من هیچ‌گونه
استرسی ندارم.»

2880
02:21:44,875 --> 02:21:46,041
«چون...»

2881
02:21:46,125 --> 02:21:47,125
«سرنوشت من...»

2882
02:21:47,166 --> 02:21:48,500
«دیگر در کنترل من نیست.»

2883
02:21:49,416 --> 02:21:50,625
«فیلم من...»

2884
02:21:50,666 --> 02:21:53,375
«فقط یکی از بهترین فیلم‌های
ترسناک مالایالم نیست.»

2885
02:21:54,125 --> 02:21:56,250
«این قطعاً بهترین فیلم ترسناک است!»

2886
02:21:58,375 --> 02:21:59,541
«این قول من است!»

2887
02:22:00,500 --> 02:22:01,500
«بیایید...»

2888
02:22:01,666 --> 02:22:02,666
«آن را تجربه کنید...»

2889
02:22:03,125 --> 02:22:04,125
«و بترسید!»

2890
02:22:18,125 --> 02:22:20,250
فقط آمدم تا برایتان
آرزوی موفقیت کنم.

2891
02:22:21,750 --> 02:22:23,291
نمی‌دانم خبر داری یا نه...

2892
02:22:24,125 --> 02:22:25,625
آرجون فیلمم را تصاحب کرده است.

2893
02:22:27,500 --> 02:22:29,125
همان کسی که به من
زندگی دوباره‌ای بخشید،

2894
02:22:29,166 --> 02:22:30,750
حالا آن را از من گرفته است.

2895
02:22:33,500 --> 02:22:35,791
وقتی که دیگر هیچ
راه چاره‌ای نداشتم،

2896
02:22:36,791 --> 02:22:38,791
همسرم تنها کسی بود که
به کمکم آمد.

2897
02:22:40,125 --> 02:22:41,791
برای همین، بساطم را جمع کردم...

2898
02:22:42,416 --> 02:22:44,000
تمام رویاهای بزرگم را...

2899
02:22:44,375 --> 02:22:46,000
و هر چقدر پولی که برایم مانده بود را
خرج کردم،

2900
02:22:46,375 --> 02:22:48,375
تا خانه و زمین پدرم را پس بگیرم.

2901
02:22:59,625 --> 02:23:02,291
زنده ماندن در این دنیا
به طرز باورنکردنی سخت است

2902
02:23:02,541 --> 02:23:06,750
که خودت را برای تمام تصمیمات اشتباه
و رویاهای بربادرفته‌ات سرزنش کنی.

2903
02:23:06,916 --> 02:23:09,125
«چشمانت همه چیز را خواهد دید،
پلک نزن و رو برنگردان»

2904
02:23:09,166 --> 02:23:11,250
زمان زیادی طول خواهد کشید

2905
02:23:11,291 --> 02:23:13,625
تا واقعیتِ یک بازنده بودن را
بپذیری.

2906
02:23:14,916 --> 02:23:17,000
«امواج زمان در آن روز
با مسیر تو یکی خواهند شد»

2907
02:23:17,041 --> 02:23:18,041
بسیار خب.

2908
02:23:18,791 --> 02:23:21,375
دوباره در بهشت بازنده‌ها
همدیگر را خواهیم دید!

2909
02:23:22,625 --> 02:23:30,000
«دنیای تو امشب
راهش را به سوی تو پیدا خواهد کرد»

2910
02:23:30,125 --> 02:23:32,250
«درست کنار قلبت...»

2911
02:23:32,375 --> 02:23:34,750
امروز، بالاخره چیزی را
پذیرفتم که

2912
02:23:34,750 --> 02:23:38,541
هرگز در زندگی‌ام نمی‌خواستم
به آن اعتراف کنم.

2913
02:23:39,750 --> 02:23:41,000
اینکه من یک شکست‌خورده‌ام!

2914
02:23:41,875 --> 02:23:46,000
«این زندگی کم‌نور نمی‌شود،
دوباره رو به جلو حرکت می‌کند»

2915
02:23:46,041 --> 02:23:47,500
جمعیت زیادی اینجاست!

2916
02:23:47,916 --> 02:23:49,250
آن‌ها برای فیلم من نیامده‌اند.

2917
02:23:49,291 --> 02:23:56,916
«یک شگفتی جادویی، درخشان و روشن،
جایی که سکوت در شب سخن می‌گوید»

2918
02:24:06,625 --> 02:24:08,125
شما والدین وینیت هستید؟

2919
02:24:08,125 --> 02:24:09,166
بله.

2920
02:24:09,250 --> 02:24:10,750
من هریس بشیر هستم، تهیه‌کننده.

2921
02:24:10,791 --> 02:24:11,500
اوه!

2922
02:24:11,541 --> 02:24:13,625
اوه، لطفاً بنشینید. لطفاً بنشینید.
بیایید بعد از نمایش صحبت کنیم.

2923
02:24:13,666 --> 02:24:14,791
بسیار خب.

2924
02:24:15,375 --> 02:24:16,916
پسرم، تهیه‌کننده اینجاست.

2925
02:24:19,875 --> 02:24:22,000
فقط آمدم مطمئن شوم
که واقعاً کسی نیامده باشد.

2926
02:24:22,041 --> 02:24:23,625
حالا خیالم راحت شد.

2927
02:24:47,500 --> 02:24:49,625
«زمان را به فرمان خود
متوقف خواهم کرد.»

2928
02:24:50,166 --> 02:24:52,000
«و با یک ایستادن،
تمام نگاه‌ها را خیره می‌کنم.»

2929
02:24:53,541 --> 02:24:55,625
«پادشاهی‌ام را بنا می‌کنم،
و بر تخت خود تکیه می‌زنم.»

2930
02:24:56,291 --> 02:24:58,375
«تصاویر، صدای خودشان را
پیدا خواهند کرد.»

2931
02:25:00,750 --> 02:25:02,000
«هدف من ترس است،»

2932
02:25:02,791 --> 02:25:04,875
«تا تو را تا مغز استخوان بلرزانم.»

2933
02:25:06,250 --> 02:25:08,875
«توهمی که پرده نقره‌ای
را غرق در نور می‌کند.»

2934
02:25:09,291 --> 02:25:10,291
هه!

2935
02:25:11,000 --> 02:25:13,625
عجب فیلمی بود، رفیق!
واقعاً ترسیدم!

2936
02:25:15,250 --> 02:25:16,250
هی...

2937
02:25:17,375 --> 02:25:18,541
واقعاً عالیه!

2938
02:25:18,750 --> 02:25:20,041
وحشت‌زده شده بودم!

2939
02:25:21,250 --> 02:25:23,125
- خوبه، مگه نه؟
- آره، خوبه.

2940
02:25:23,416 --> 02:25:24,666
قلبم داشت از حرکت می‌ایستاد.

2941
02:25:24,750 --> 02:25:26,125
فکر کنم واقعاً قلبم از تپش ایستاد!

2942
02:25:26,375 --> 02:25:28,166
مرد، تو دیگه چی ساختی؟

2943
02:25:28,250 --> 02:25:29,625
مگه نه، ماداوتا؟

2944
02:25:30,625 --> 02:25:33,625
ولی مردم هیچ‌وقت
این فیلم رو نمی‌بینن، پدر.

2945
02:25:33,916 --> 02:25:35,375
- کی گفته؟
- آره.

2946
02:25:35,500 --> 02:25:37,250
- بذار از تهیه‌کننده بپرسیم.
- بله.

2947
02:25:37,541 --> 02:25:39,500
فیلم رو دوست داشتی، پسرم؟

2948
02:25:41,125 --> 02:25:42,125
پسرم...

2949
02:25:42,375 --> 02:25:43,791
- هریس ایکا؟
- چتا!

2950
02:25:45,666 --> 02:25:47,500
- آقای تهیه‌کننده؟
- خوابی، چتا؟

2951
02:25:48,375 --> 02:25:49,375
هوم!

2952
02:25:50,125 --> 02:25:51,125
اوه نه!

2953
02:25:52,500 --> 02:25:53,875
«این هریس بشیر است.»

2954
02:25:54,000 --> 02:25:55,125
«۴۰ ساله.»

2955
02:25:55,166 --> 02:25:56,416
«از نظر جسمی سالم.»

2956
02:25:56,750 --> 02:25:59,166
«بزرگترین کلاهبردار شرکتی
روی کره زمین!»

2957
02:25:59,750 --> 02:26:02,000
«و امروز، او موقع تماشای فیلم من
سکته کرد و مرد.»

2958
02:26:04,000 --> 02:26:05,250
تاجر سرشناس

2959
02:26:05,250 --> 02:26:07,625
و مالک «گروه هریس بشیر»،
هریس بشیر،

2960
02:26:07,666 --> 02:26:09,416
در پی یک حمله قلبی
درگذشت.

2961
02:26:09,500 --> 02:26:11,500
در رویدادی تکان‌دهنده،
تاجر سرشناس...

2962
02:26:11,625 --> 02:26:15,625
تاجر معروف و مالک
«گروه هریس بشیر»، هریس بشیر،

2963
02:26:15,666 --> 02:26:17,500
بر اثر ایست قلبی
درگذشت.

2964
02:26:17,500 --> 02:26:20,500
گزارش‌ها حاکی از آن است که چندین تماشاگر
در تیرووانانتاپورام و تریسور

2965
02:26:20,500 --> 02:26:22,250
نیز پس از تماشای فیلم
دچار کسالت شدند.

2966
02:26:22,291 --> 02:26:25,791
تماشاگران «نیدهی» را
یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌های ساخته‌شده می‌دانند.

2967
02:26:25,875 --> 02:26:28,416
اکنون چندین سینما
خدمات آمبولانس آماده‌باش مستقر کرده‌اند.

2968
02:26:28,500 --> 02:26:31,416
آشوین که در کالج پزشکی تریسور
بستری شده بود،

2969
02:26:31,500 --> 02:26:34,250
پس از بیهوش شدن در داخل سالن سینما،
اکنون با ما همراه است.

2970
02:26:34,500 --> 02:26:35,875
آشوین، صدای ما را می‌شنوی؟

2971
02:26:36,916 --> 02:26:38,250
الان حالت خوبه؟

2972
02:26:39,541 --> 02:26:41,291
راستش... ما همین الان آشوینو از دست دادیم.

2973
02:26:41,875 --> 02:26:43,416
«منم دارم می‌رم.»

2974
02:26:43,500 --> 02:26:45,166
«ولی این خداحافظی نیست.»

2975
02:26:45,250 --> 02:26:47,375
«من تو رو تنها نمی‌ذارم،
وینیت ماداوان!»

2976
02:26:47,625 --> 02:26:49,791
«برمی‌گردم و به خوابت می‌آم!»

2977
02:26:51,791 --> 02:26:54,875
«فیلم‌های ترسناک سطح بالا می‌سازم،
همین‌جا توی کرالای کوچکمون!»

2978
02:26:55,000 --> 02:26:57,000
«بهترینِ بهترین‌ها با صدای دالبی!»

2979
02:26:58,000 --> 02:26:59,375
«همه رو وحشت‌زده می‌کنم!»

2980
02:26:59,416 --> 02:27:01,000
همه رو از ترس می‌کشم!

2981
02:27:03,000 --> 02:27:05,666
من نمی‌خواهم فقط
یک فیلم‌ساز معمولی باشم، سوجی.

2982
02:27:06,375 --> 02:27:08,250
من می‌خواهم بهترین در حرفه‌ی خودم باشم!

2983
02:27:08,875 --> 02:27:11,125
و برای این کار، صرفاً ترساندن
مخاطب کافی نیست.

2984
02:27:11,250 --> 02:27:13,291
آن ترس باید به تاریخ تبدیل شود!

2985
02:27:13,750 --> 02:27:15,625
«و آن تاریخ باید گرامی داشته شود.»

2986
02:27:38,250 --> 02:27:39,250
این یک موفقیت است.

2987
02:27:41,416 --> 02:27:42,541
موفقیت نیست.

2988
02:27:43,916 --> 02:27:45,250
این یک فروش فوق‌العاده است!

2989
02:27:56,375 --> 02:27:57,541
«جزیره‌ی شیطان»؟!

2990
02:28:00,625 --> 02:28:02,416
- الان دیگر برای انجام هر کاری دیر شده.
- هان؟

2991
02:28:15,666 --> 02:28:17,541
«حالا،
من واقعاً تنهام...»

2992
02:28:17,625 --> 02:28:18,916
«در بهشت بازنده‌ها.»

2993
02:28:19,250 --> 02:28:20,625
«دیگه کسی اینجا
با من نمونده.»

2994
02:28:20,666 --> 02:28:21,666
«تنها.»

2995
02:28:21,916 --> 02:28:22,916
«اما...»

2996
02:28:23,125 --> 02:28:25,250
«اینکه انتخاب کنم تو این جهنم
بمونم یا نه...»

2997
02:28:25,291 --> 02:28:26,875
«انتخاب خودمه و فقط خودم.»

2998
02:28:32,875 --> 02:28:33,875
به سلامتی!

2999
02:28:57,250 --> 02:28:58,250
الو؟

3000
02:28:58,625 --> 02:28:59,791
اون نقد رو یادت هست؟

3001
02:28:59,875 --> 02:29:02,250
آن سال برای بخش مالایالم
مجله مدرسه‌مان مطلب نوشتم؟

3002
02:29:17,125 --> 02:29:19,750
بعد از این، هیچ‌کس حتی یک کلمه
از حرف‌های او را باور نخواهد کرد.

3003
02:29:19,875 --> 02:29:22,791
اعتباری که همین حالا
از این موفقیت به دست آورده...

3004
02:29:23,166 --> 02:29:25,125
با این کار کاملاً نابود خواهد شد.

3005
02:29:25,125 --> 02:29:28,375
لحظه‌ای که این موضوع علنی شود،
او چیزی جز یک دزد شناخته نخواهد شد.

3006
02:29:28,916 --> 02:29:32,000
موفقیت بدون اعتبار
هیچ فایده‌ای ندارد.

3007
02:29:33,750 --> 02:29:35,000
اعتبار!

3008
02:29:35,125 --> 02:29:36,875
این تنها سلاحی است که نیاز داری.

3009
02:29:36,916 --> 02:29:38,500
ساچین وایکوم دیوید، فیلم‌ساز،

3010
02:29:38,541 --> 02:29:41,250
پسر رمان‌نویس فقید و افسانه‌ای،
وایکوم دیوید،

3011
02:29:41,250 --> 02:29:44,000
اتهامات جدی سرقت ادبی را
مطرح کرده است

3012
02:29:44,041 --> 02:29:45,625
علیه کارگردان، وینیت ماداوان!

3013
02:29:45,666 --> 02:29:47,625
تمام مدارکی که دارم

3014
02:29:47,666 --> 02:29:50,500
درست همین‌جا
مقابل چشمان شماست.

3015
02:29:50,500 --> 02:29:53,000
ساچین ادعا می‌کند که فیلم «نیدی»
کپی صحنه به صحنه

3016
02:29:53,000 --> 02:29:55,375
از رمان «جزیره شیطان» است که سال‌ها پیش
توسط پدر مرحومش نوشته شده.

3017
02:29:55,416 --> 02:29:58,041
«هر کسی که آن رمان را بخواند
متوجه می‌شود»

3018
02:29:58,125 --> 02:30:01,250
«که من فقط حقیقت اصلی آن را
در فیلمم اقتباس کرده‌ام.»

3019
02:30:01,750 --> 02:30:03,250
وینیت این داستان را

3020
02:30:03,291 --> 02:30:07,000
با نام مستعار کی. تی. پیتر ثبت کرد
تا از هرگونه پیگرد قانونی فرار کند.

3021
02:30:07,125 --> 02:30:09,500
«اما راهی برای اثباتش ندارم.»

3022
02:30:09,875 --> 02:30:12,875
«حتی یک نسخه هم از
جزیره شیطان باقی نمانده است.»

3023
02:30:36,500 --> 02:30:38,291
گمانم می‌خواهی فیلم‌نامه
ملجو را پس بگیری؟

3024
02:30:38,375 --> 02:30:40,291
بله. می‌خواهم آن را
به یک فیلم تبدیل کنم.

3025
02:30:40,500 --> 02:30:41,750
تو باید تهیه‌کننده‌اش باشی.

3026
02:30:41,791 --> 02:30:43,625
فیلم وینیت در اصل درباره‌ی

3027
02:30:43,666 --> 02:30:47,500
یک نویسنده‌ی ناشی است که گنجی را می‌دزدد که
فردی بااستعداد برای یافتنش سخت تلاش کرده است.

3028
02:30:47,625 --> 02:30:50,041
وقتی معلوم می‌شود که خودِ آن داستان
اثرِ شخص دیگری است،

3029
02:30:50,125 --> 02:30:53,541
آیا وینیت همان دزد واقعی
نیست که گنج را اینجا ربوده است؟

3030
02:30:54,125 --> 02:30:55,541
زندگی از هنر تقلید می‌کند.

3031
02:30:55,916 --> 02:30:57,166
هنر از زندگی تقلید می‌کند.

3032
02:30:58,375 --> 02:30:59,875
دزدیدن از دیگران آسان است.

3033
02:31:00,291 --> 02:31:02,625
اما رنج کسی که
واقعاً آن را کشف کرده...

3034
02:31:02,916 --> 02:31:05,125
فقط توسط کسی درک می‌شود
که آن را زندگی کرده باشد.

3035
02:31:05,916 --> 02:31:08,291
ماهان

3036
02:31:15,291 --> 02:31:17,250
«با آن،
من به یک افسانه تبدیل نشدم،»

3037
02:31:17,500 --> 02:31:19,250
«و کسی هم
فیلم مرا ستایش نکرد.»

3038
02:31:20,500 --> 02:31:22,875
«امروز، من فقط وینیت مادهاوان هستم.»

3039
02:31:24,875 --> 02:31:26,666
«مدتی است دوباره سعی می‌کنم بنویسم.»

3040
02:31:27,500 --> 02:31:28,875
«اما خیلی خسته‌ام.»

3041
02:31:29,250 --> 02:31:30,750
«ذهنم کاملاً خالی شده.»

3042
02:31:31,791 --> 02:31:33,125
«هیچ چیزی به ذهنم نمی‌رسد.»

3043
02:31:33,875 --> 02:31:35,916
«حتی نمی‌توانم خودم را راضی کنم
که یک خط بنویسم.»

3044
02:31:46,916 --> 02:31:49,125
- الو؟
- وینیث، فیلمت را دیدم.

3045
02:31:49,166 --> 02:31:50,375
«بدون شک،»

3046
02:31:50,375 --> 02:31:52,541
«این بهترین فیلمی است که
امسال اکران شده.»

3047
02:31:53,166 --> 02:31:55,625
«اما فیلم "جنگ"
امسال همه جوایز را درو می‌کند.»

3048
02:31:56,125 --> 02:31:59,416
«سوجیت راج از یک
خانواده بسیار فروتن و زحمتکش می‌آید.»

3049
02:31:59,541 --> 02:32:00,541
اوه.

3050
02:32:00,625 --> 02:32:02,666
«احساس کردم او کسی است که
سزاوار حمایت من است.»

3051
02:32:03,125 --> 02:32:04,666
- پس من از او حمایت کردم.
- بسیار خب.

3052
02:32:04,875 --> 02:32:06,416
«اما من به تو هم جایزه می‌دهم.»

3053
02:32:06,791 --> 02:32:08,041
«بهترین کارگردان فیلم اولی.»

3054
02:32:08,125 --> 02:32:09,125
بسیار خب.

3055
02:32:09,125 --> 02:32:10,666
«حتماً بیا
و آن را دریافت کن.»

3056
02:32:22,500 --> 02:32:23,750
ممنونم، گویند.

3057
02:32:24,000 --> 02:32:26,000
چه کسی است که عاشق رویاپردازی نباشد؟

3058
02:32:26,375 --> 02:32:28,541
برای هدیه دادن آن ترانه شگفت‌انگیز

3059
02:32:28,750 --> 02:32:31,500
به اهالی کرالا که عاشق رویاپردازی هستند،
سپاسگزارم!

3060
02:32:35,625 --> 02:32:38,125
جایزه بهترین کارگردان تعلق می‌گیرد به...

3061
02:32:38,583 --> 02:32:40,000
سوجیت راج وی،

3062
02:32:40,083 --> 02:32:41,250
برای فیلم «جنگ».

3063
02:32:52,000 --> 02:32:53,000
می‌بینی؟

3064
02:32:53,208 --> 02:32:55,083
معمولی بودن، همان بزرگی جدید است.

3065
02:32:57,750 --> 02:32:58,958
می‌دانی...

3066
02:32:59,208 --> 02:33:01,125
من شاهکار خاصی نساختم.

3067
02:33:02,333 --> 02:33:04,083
این فقط به خاطر پیشینه‌ی من

3068
02:33:04,625 --> 02:33:06,083
عالی به نظر می‌رسد.

3069
02:33:07,333 --> 02:33:09,833
حتی اینجا هم، تشویق‌ها
برای کاری که انجام دادم نبود.

3070
02:33:10,208 --> 02:33:11,625
برای هویت من بود.

3071
02:33:13,375 --> 02:33:15,333
بهتر بود
پزشکی می‌خواندم.

3072
02:33:15,375 --> 02:33:17,250
این صنعت فیلم‌سازی اصلاً
شبیه چیزی که تصور می‌کردم نیست.

3073
02:33:17,958 --> 02:33:21,625
در ادامه، جایزه بهترین کارگردان اولی
می‌رسد به...

3074
02:33:22,583 --> 02:33:24,083
وینیت ماداوان!

3075
02:33:25,458 --> 02:33:26,833
«سکوت مطلق.»

3076
02:33:27,125 --> 02:33:29,458
«حتی یک زمزمه هم
از طرف تماشاگران شنیده نمی‌شود،»

3077
02:33:29,500 --> 02:33:31,000
«چه برسد به تشویق!»

3078
02:33:31,333 --> 02:33:32,958
«آن‌ها این‌قدر از من متنفرند.»

3079
02:33:44,458 --> 02:33:48,083
در حالی که تو منفورترین آدم
در سینمای مالایالم می‌شوی،

3080
02:33:48,583 --> 02:33:51,458
کسانی که حتی نصف تو هم استعداد ندارند،
اینجا مورد تحسین قرار خواهند گرفت.

3081
02:33:51,458 --> 02:33:52,833
متوجه شدی؟

3082
02:33:55,708 --> 02:33:56,958
وینیت...

3083
02:33:57,000 --> 02:33:58,375
چند کلمه، لطفاً.

3084
02:33:58,583 --> 02:34:00,125
«بزرگ‌ترینِ تمام دوران»

3085
02:34:01,208 --> 02:34:02,875
«حالا برای تصاحب تخت پادشاهی می‌آید»

3086
02:34:03,708 --> 02:34:05,458
«تعریف‌کننده‌ی مولی‌وود»

3087
02:34:06,583 --> 02:34:08,458
«بهتر از پیشکسوت‌ها»

3088
02:34:08,625 --> 02:34:11,375
«فکر و کلام من
جریانی کشنده دارد»

3089
02:34:11,458 --> 02:34:14,333
«امید و وسعت دید من
درخششی تابان دارد»

3090
02:34:14,875 --> 02:34:17,250
«حتی اگر مرا
در دل تاریکی دفن کنی»

3091
02:34:17,333 --> 02:34:19,583
«مثل جرقه‌ای زنده
دوباره جوانه می‌زنم»

3092
02:34:19,625 --> 02:34:21,958
تهیه‌کننده محترم من...

3093
02:34:22,583 --> 02:34:26,625
که متأسفانه بعد از تماشای فیلمم،
دچار حمله قلبی مرگبار شد،

3094
02:34:27,708 --> 02:34:30,708
کسی که این پروژه را صرفاً برای
پولشویی سرمایه‌گذاری کرد...

3095
02:34:30,833 --> 02:34:33,125
صنعتگر فقید و برجسته،

3096
02:34:33,208 --> 02:34:34,375
هریس بشیر.

3097
02:34:35,250 --> 02:34:37,750
کسی که اولین فرصت را در این صنعت
به من داد...

3098
02:34:38,458 --> 02:34:40,875
پسر آن اسطوره ادبی مشهور،

3099
02:34:40,958 --> 02:34:45,458
وایکوم دیوید، که حتی یک خط از
۲۳۲ رمانش را خودش ننوشته بود،

3100
02:34:45,500 --> 02:34:46,958
ساچین وایکوم دیوید.

3101
02:34:47,958 --> 02:34:49,708
تهیه‌کننده
فیلم اکران‌نشده‌ام،

3102
02:34:49,833 --> 02:34:51,708
فیلمی که خودم آن را پاک کردم

3103
02:34:51,750 --> 02:34:54,833
وقتی او سعی کرد از طرفداران سواروپ
فقط برای پر کردن جیب خودش سوءاستفاده کند.

3104
02:34:54,875 --> 02:34:56,583
آقای فیاض احمد.

3105
02:35:00,250 --> 02:35:01,583
کسی که از هویت من تقلید کرد،

3106
02:35:01,583 --> 02:35:04,083
هویتی که طی سال‌ها
با ساخت فیلم‌های کوتاهم به دست آورده بودم.

3107
02:35:04,083 --> 02:35:06,708
و فیلم پرفروش «افتر پارتی»

3108
02:35:06,833 --> 02:35:10,583
و فیلم موفق «افتر پارتی ۲» را با استفاده از فیلمنامه‌ی خودم ساختم.

3109
02:35:10,625 --> 02:35:12,000
آرجون هاریداس.

3110
02:35:13,833 --> 02:35:15,083
ممنون...

3111
02:35:15,125 --> 02:35:16,333
از همه‌ی شما!

3112
02:35:17,083 --> 02:35:18,958
هر چیزی که اینجا گفتم
حقیقت دارد.

3113
02:35:19,083 --> 02:35:21,375
اما شما تماشاگران،

3114
02:35:21,625 --> 02:35:23,708
حتی یک کلمه‌اش را هم باور نمی‌کنید،

3115
02:35:24,000 --> 02:35:25,125
چون...

3116
02:35:25,208 --> 02:35:27,125
شما فقط چیزی را می‌شنوید که دوست دارید.

3117
02:35:27,708 --> 02:35:29,750
تو فقط چیزی رو می‌بینی که دوست داری.

3118
02:35:30,333 --> 02:35:31,333
پس، آره...

3119
02:35:31,375 --> 02:35:32,375
محبوبیت!

3120
02:35:33,375 --> 02:35:34,583
متأسفانه،

3121
02:35:34,625 --> 02:35:36,000
چون محبوبیت شخصی من

3122
02:35:36,083 --> 02:35:39,458
خیلی کمتر از کسانیه که
همین الان متهمشون کردم،

3123
02:35:40,375 --> 02:35:42,625
تو نمی‌خوای
حرف‌های من رو باور کنی،

3124
02:35:42,833 --> 02:35:44,625
حتی اگه ثابت بشه که حق با منه.

3125
02:35:45,833 --> 02:35:47,958
صرفاً به این خاطر که از من خوشت نمیاد.

3126
02:35:48,833 --> 02:35:50,333
این تنها حقیقته.

3127
02:35:51,333 --> 02:35:52,583
بالاخره،

3128
02:35:52,875 --> 02:35:54,958
آن آدم بی‌استعداد نتوانست

3129
02:35:55,083 --> 02:35:57,375
گنجی را که با تلاش خالصانه به دست آمده بود، بدزدد.

3130
02:35:57,458 --> 02:35:58,458
با این حال...

3131
02:35:58,750 --> 02:36:02,625
آن‌ها دنیا را متقاعد کردند که او هرگز لایق آن گنج نبوده است!

3132
02:36:04,125 --> 02:36:05,125
«اما...»

3133
02:36:05,250 --> 02:36:07,333
«من قرار نیست دست روی دست بگذارم...»

3134
02:36:07,583 --> 02:36:09,583
«و این را به عنوان سرنوشتم بپذیرم.»

3135
02:36:10,208 --> 02:36:13,000
«من همچنان برای بازنویسی سرنوشت خودم تلاش خواهم کرد.»

3136
02:36:13,083 --> 02:36:15,833
«ای تو که در این دنیای خیالی پرسه می‌زنی»

3137
02:36:15,833 --> 02:36:18,458
ای که نظاره‌گر
هر عصر و دورانی

3138
02:36:18,458 --> 02:36:23,708
برای پیمودن راه بی‌انتهای پیش رو،
ای جویندگان همیشگی آتش درون

3139
02:36:23,750 --> 02:36:26,208
ای که در این
دنیای فریب می‌گردید

3140
02:36:26,250 --> 02:36:28,750
ای که نظاره‌گر
هر عصر و دورانی

3141
02:36:28,833 --> 02:36:34,333
برای پیمودن راه بی‌انتهای پیش رو،
ای جویندگان همیشگی آتش درون

3142
02:36:34,375 --> 02:36:37,125
ذهنی استوار و اراده‌ای پولادین،
متین و باوقار، همچنان برتر

3143
02:36:37,208 --> 02:36:39,708
اگرچه این عصر لبریز از اندوه است،
روح فراتر از باور، ثابت‌قدم می‌ماند

3144
02:36:39,750 --> 02:36:42,333
در مسیر نبردی حق‌طلبانه،
کسی ایستاده که وظیفه‌اش را به‌خوبی می‌داند

3145
02:36:42,333 --> 02:36:45,333
روحی بی‌همتا که هرگز خسته نمی‌شود،
مردی که تنها برای شعله‌های پیروزی زاده شده

3146
02:36:49,583 --> 02:36:52,625
«من همچنان به راه می‌افتم
تا سرنوشت خودم را بازنویسی کنم.»

3147
02:36:53,083 --> 02:36:55,958
«بگذار تازه‌کارها بیایند
و هنرشان را خلق کنند»

3148
02:36:56,000 --> 02:36:58,375
«با تکیه بر شانس محض
و شکستن رکوردها»

3149
02:36:58,458 --> 02:37:01,500
«مهم نیست چند نفر وارد این بازی می‌شوند
به دنبال شهرت، به دنبال نام»

3150
02:37:02,500 --> 02:37:04,083
«من بهترینِ تمام دوران هستم»

3151
02:37:04,125 --> 02:37:06,625
«حتی اگر هزاران نقشه
برایم بکشید»

3152
02:37:06,708 --> 02:37:09,083
«حتی اگر تمام روز
سعی کنید مرا پایین بکشید»

3153
02:37:09,208 --> 02:37:10,833
«دانش سینمایی که
در وجود من است»

3154
02:37:10,875 --> 02:37:12,333
«به ذهنم شفافیت می‌بخشد»

3155
02:37:12,333 --> 02:37:15,833
«یاد گرفته‌ام هر ضربه و غمی را تحمل کنم،
از دریاهای خروشان می‌گذرم و صحنه را از آن خود می‌کنم»

3156
02:37:15,875 --> 02:37:18,375
«وینیت» اصلاً شبیه کارگردان‌هایی نیست
که تا به حال با آن‌ها کار کرده‌ام.

3157
02:37:18,708 --> 02:37:20,458
او یک فیلم‌ساز خوش‌فکر است.

3158
02:37:21,000 --> 02:37:23,333
او از خیلی از کارگردان‌های
باسابقه هم پخته‌تر است.

3159
02:37:24,125 --> 02:37:26,833
راستش را بخواهید،
کار کردن با او خیلی طاقت‌فرساست!

3160
02:37:27,958 --> 02:37:31,333
در تمام سال‌های تجربه‌ام،
هیچ کارگردانی من را این‌قدر تحت فشار نگذاشته بود.

3161
02:37:31,833 --> 02:37:33,208
او آن‌قدر فیلم‌برداری می‌کند

3162
02:37:33,250 --> 02:37:34,708
تا به چیزی که می‌خواهد برسد،

3163
02:37:34,750 --> 02:37:36,375
حتی اگر آخرش
دست و پایمان بشکند.

3164
02:37:37,833 --> 02:37:39,708
خیلی خوشحالم که
بخشی از فیلم او هستم.

3165
02:37:41,333 --> 02:37:42,333
خدایا شکرت!

3166
02:37:42,333 --> 02:37:43,833
«کارما حقیقت دارد.»

3167
02:37:44,000 --> 02:37:45,708
«وینیث ماداوان باخته است.»

3168
02:37:46,458 --> 02:37:49,000
«دنیا آن‌طور که او فکر می‌کند
پیش نمی‌رود.»

3169
02:37:49,083 --> 02:37:50,625
«امثال ما همه‌چیز را کنترل می‌کنند.»

3170
02:37:53,458 --> 02:37:56,625
«با این حال، اتفاقاتی در این زندگی رخ می‌دهد
که کاملاً تصادفی هستند.»

3171
02:37:57,000 --> 02:37:58,125
«برای مثال...»

3172
02:37:58,208 --> 02:38:02,333
راز پیرامون تصادف مرگبار
سوپراستار سواروپ، ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است.

3173
02:38:02,583 --> 02:38:05,375
تصاویر دوربین مداربسته که از صحنه
به دست آمده، اکنون نشان می‌دهد که

3174
02:38:05,458 --> 02:38:09,000
تصادف زمانی رخ داد که مردی میان‌سال
کبریتی را انداخت

3175
02:38:09,083 --> 02:38:12,083
و در حالی که سعی داشت بیدی‌اش را روشن کند،
برای برداشتن آن خم شد.

3176
02:38:12,125 --> 02:38:13,875
«آن مرد میان‌سال
کسی نیست جز»

3177
02:38:13,958 --> 02:38:16,583
«وارکی‌چایان»، که مدیریت
«کترینگ وارکی» در کوتیکانام را بر عهده دارد.

3178
02:38:16,583 --> 02:38:18,125
اما وارکی‌چایان نام دیگری هم دارد.

3179
02:38:18,208 --> 02:38:20,250
- پیتر!
- «کی. تی. پیتر!»

3180
02:38:20,333 --> 02:38:22,833
نویسنده واقعی «جزیره شیطان»!

3181
02:38:25,208 --> 02:38:26,708
- پیداش کردم!
- چی رو پیدا کردی؟

3182
02:38:27,625 --> 02:38:29,958
رمانی که پدربزرگم،
یک نابغه علمی، رو ترسونده بود!

3183
02:38:30,000 --> 02:38:31,458
چای می‌خوری پسرم؟

3184
02:38:32,083 --> 02:38:33,583
- نه، ممنون.
- اولین فیلمم!

3185
02:38:33,625 --> 02:38:36,083
«او که از شنیدن اینکه رمانش
قرار است به فیلم تبدیل شود هیجان‌زده بود،»

3186
02:38:36,125 --> 02:38:39,250
«فیلمنامه را از دست «سوجی» که در صحنه فیلمبرداری
خوابیده بود، قاپید،»

3187
02:38:39,333 --> 02:38:41,458
'بدون هیچ هدف پنهانی
جز اینکه آن را بخواند.'

3188
02:38:41,500 --> 02:38:43,208
'اما قبل از اینکه بتواند حتی یک خط بخواند،'

3189
02:38:43,250 --> 02:38:46,458
'سیگاری که کی.تی. پیتر با لذت
وسط جاده می‌کشید'

3190
02:38:46,583 --> 02:38:48,000
'کار دستش داد!'

3191
02:38:52,833 --> 02:38:54,125
'خلاصه اینکه،'

3192
02:38:54,208 --> 02:38:56,458
'هیچ‌چیز طبق برنامه‌های ما
پیش نمی‌رود.'

3193
02:38:56,583 --> 02:38:58,625
'واقعاً هیچ‌چیز در کنترل ما نیست.'

3194
02:38:58,833 --> 02:39:00,375
'همه چیز تصادفی است.'

3195
02:39:00,458 --> 02:39:01,583
'همه چیز به شانس بستگی دارد.'

3196
02:39:01,625 --> 02:39:03,583
'و شانس هم هیچ بویی از عدالت نبرده است!'

3197
02:39:06,875 --> 02:39:08,458
وضعیت وینیث واقعاً تاسف‌بار است.

3198
02:39:09,083 --> 02:39:10,333
با وجود اینکه دست‌کم گرفته شده بود،

3199
02:39:11,208 --> 02:39:12,625
با وجود اینکه از خانواده‌ای
ساده آمده بود،

3200
02:39:13,208 --> 02:39:14,750
با وجود این همه سختی،

3201
02:39:15,333 --> 02:39:17,083
و با وجود داشتن
استعدادی انکارناپذیر،

3202
02:39:18,250 --> 02:39:20,375
او باز هم نتوانست به
جایگاهی که آرزویش را داشت برسد.

3203
02:39:21,583 --> 02:39:22,875
حقیقت تلخی است!

3204
02:39:24,625 --> 02:39:27,083
«صاعقه‌ای به سرم زد
و مرا در مخمصه رها کرد»

3205
02:39:27,083 --> 02:39:30,208
«ترس جرقه‌ای زد،
اما من شعله‌اش را خاموش کردم»

3206
02:39:30,333 --> 02:39:32,875
«سرنوشت سعی کرد مرا متوقف کند،
اما من به راهم ادامه دادم»

3207
02:39:32,958 --> 02:39:35,250
"داستان را بازنویسی کردم
و همه را در کشور شگفت‌زده کردم"

3208
02:39:35,333 --> 02:39:37,458
"صاعقه به سرم زد
و مرا در مخمصه انداخت"

3209
02:39:37,500 --> 02:39:40,458
"ترس آتشی برافروخت،
اما من شعله‌هایش را خاموش کردم"

3210
02:39:40,625 --> 02:39:43,250
"سرنوشت سعی کرد متوقفم کند،
اما من به راهم ادامه دادم"

3211
02:39:43,333 --> 02:39:46,125
"داستان را بازنویسی کردم
و همه را در کشور شگفت‌زده کردم"

3212
02:40:17,833 --> 02:40:20,958
"فردا در هزارتوی پر زرق و برق
مولی‌وود"

3213
02:40:20,958 --> 02:40:23,208
"من ستاره‌ی
روزهای طلایی‌اش خواهم بود"

3214
02:40:23,208 --> 02:40:25,583
"یک ستاره‌ی درخشان،
یک شگفتی تمام‌عیار، یک غافلگیری کامل"

3215
02:40:25,625 --> 02:40:28,250
"هاله‌ای صدچندان،
یک صعود همه‌جانبه!"

3216
02:40:28,333 --> 02:40:31,333
"فردا در هزارتوی پر زرق و برق
مولی‌وود"

3217
02:40:31,333 --> 02:40:33,500
«من ستاره‌ی
روزهای طلایی‌اش خواهم بود»

3218
02:40:33,583 --> 02:40:35,958
«ستاره‌ای درخشان،
یک شگفتی تمام‌عیار، یک غافلگیری تمام‌عیار»

3219
02:40:36,000 --> 02:40:38,958
«هاله‌ای در اوج،
یک صعود همه‌جانبه!»

