﻿1
00:00:08,041 --> 00:00:10,499
«بمب هسته‌ای!»

2
00:00:11,374 --> 00:00:13,874
«مخرب‌ترین سلاح
در تمام دنیا.»

3
00:00:15,374 --> 00:00:19,374
«سلاحی که دنیا را
در یک ثانیه نابود می‌کند.»

4
00:00:19,791 --> 00:00:21,291
«ویرانی‌ای که به بار می‌آورد...»

5
00:00:21,624 --> 00:00:23,166
«رنجی که بر جان انسان‌ها می‌بارد...»

6
00:00:23,458 --> 00:00:26,249
«از زخم‌ها
و بیماری‌هایی که ایجاد می‌کند می‌ترسند...»

7
00:00:26,541 --> 00:00:28,749
«دنیا از بمب هسته‌ای می‌ترسد.»

8
00:00:29,374 --> 00:00:30,916
«چیزی که بیش از همه از آن می‌ترسیم...»

9
00:00:31,333 --> 00:00:34,208
«رسیدن به آن قدرت برای ترس انداختن به دل‌ها،
طمعِ انسان است.»

10
00:00:37,083 --> 00:00:38,791
«طمع برای قدرت و سلطه...»

11
00:00:38,999 --> 00:00:41,291
«باعث شد بشر سلاح‌های اتمی بیشتری بسازد.»

12
00:00:41,749 --> 00:00:45,791
«این داستان تیمی است که ماموریت دارد
آن سلاح‌های اتمی را پیدا کند.»

13
00:00:47,374 --> 00:00:48,458
«و همه چیز این‌طور شروع شد...»

14
00:00:49,416 --> 00:00:50,999
«در سال ۱۹۶۴،»

15
00:00:51,583 --> 00:00:54,291
«همه چیز با اولین آزمایش اتمی
چین آغاز شد.»

16
00:00:55,124 --> 00:00:58,666
«آمریکا که از توان هسته‌ای
چین نگران بود...»

17
00:00:58,958 --> 00:01:00,458
«به سراغ هند آمد تا از آن‌ها کمک بگیرد.»

18
00:01:01,333 --> 00:01:04,333
«یک دستگاه شنود روی کوه‌های ناندا دوی نصب شد،»

19
00:01:04,666 --> 00:01:06,041
«که بین هند و چین قرار دارد.»

20
00:01:06,208 --> 00:01:09,124
«این کار باعث شروع ماموریتی شد
با اسم رمز...»

21
00:01:09,541 --> 00:01:10,708
عملیات کلاه

22
00:01:14,416 --> 00:01:18,958
«ماموران سیا آمریکا
و یک تیم کوهنوردی از هند...»

23
00:01:19,083 --> 00:01:23,083
«دستگاه شنود را برای نصب
روی کوه‌های ناندا دوی حمل کردند.»

24
00:01:25,499 --> 00:01:26,958
«آمریکا این حقیقت را از هند پنهان کرد...»

25
00:01:27,291 --> 00:01:33,999
«که آن‌ها دستگاهی حاوی
۷ کپسول پلوتونیوم رادیواکتیو حمل می‌کنند.»

26
00:01:55,999 --> 00:01:58,624
«وقتی طوفان برف شدیدتر شد...»

27
00:01:59,083 --> 00:02:01,124
«کاپیتان هندی
که رهبری گروه را بر عهده داشت»

28
00:02:01,624 --> 00:02:03,958
«تصمیم گرفت ماموریت را نیمه‌کاره رها کند.»

29
00:02:08,666 --> 00:02:09,999
بالا رفتن ممکن نیست!

30
00:02:10,023 --> 00:02:28,023
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

31
00:02:28,958 --> 00:02:29,916
بهمن!

32
00:02:29,958 --> 00:02:31,374
همه فرار کنید!

33
00:02:44,791 --> 00:02:48,749
«هند بعدها متوجه شد
که آن وسیله هسته‌ای گمشده...»

34
00:02:48,916 --> 00:02:50,291
«می‌تواند خسارات رادیواکتیوی
تا ۲۰۰ سال به جا بگذارد.»

35
00:02:50,749 --> 00:02:52,458
«تیم‌های جستجوی زیادی اعزام شدند.»

36
00:02:52,999 --> 00:02:54,666
«اما نتوانستند آن را پیدا کنند.»

37
00:02:55,416 --> 00:02:57,791
«داستان‌های زیادی بر اساس آن نوشته شد.»

38
00:02:58,458 --> 00:03:00,249
«جاسوس‌های چینی آن را بردند.»

39
00:03:00,583 --> 00:03:02,124
«توی رودخانه گنگ شناور شد.»

40
00:03:02,333 --> 00:03:04,208
«زیر یخچال‌های طبیعی دفن شده.»

41
00:03:04,583 --> 00:03:08,041
«اما تا الان هیچ‌کس نمی‌دونست
چه بلایی سرش اومده.»

42
00:03:09,583 --> 00:03:10,624
«تا الان...»

43
00:03:11,583 --> 00:03:12,874
«فقط تا همین الان!»

44
00:03:17,583 --> 00:03:18,708
«هی!»

45
00:03:20,499 --> 00:03:21,666
«هی!»

46
00:03:22,458 --> 00:03:24,541
«توی ایستگاه، گوشه به گوشه‌اش دوربین هست»

47
00:03:24,583 --> 00:03:26,874
«ولی من مثل روح توی سایه‌ها حرکت می‌کنم،
گلوله‌های سنگین شلیک می‌شن»

48
00:03:26,958 --> 00:03:29,207
«هماهنگ، ماشه رو می‌کشم و چند تا گلوله خالی می‌کنم»

49
00:03:29,249 --> 00:03:31,541
«چند تا دکمه رو می‌زنم، آخرین تعظیمت رو بکن»

50
00:03:41,207 --> 00:03:43,749
«خشم در بیرون»

51
00:03:43,791 --> 00:03:47,707
گولِ این بارونی رو نخور

52
00:03:49,666 --> 00:03:52,457
فقط یه مشت، همین چیزیه که می‌خوام بزنم

53
00:03:52,541 --> 00:03:56,332
نمی‌تونم فقط با کلاهم از پا درت بیارم،
حالا بیا جلو

54
00:03:56,374 --> 00:03:58,999
بیا جلو، حالا بیا جلو

55
00:03:59,249 --> 00:04:01,874
آقای ایکس قراره ضربه نهایی رو به هدف بزنه

56
00:04:01,916 --> 00:04:04,166
بی‌پروا، اون جایگاه و نشان رو می‌گیره

57
00:04:04,207 --> 00:04:05,957
آمبولانس رد شد،
قضیه زنگ‌زدگی نیست

58
00:04:05,999 --> 00:04:08,832
برای محافظت از تو، آقای ایکس میاد سراغت،
این تمام چیزیه که نصیبت می‌شه

59
00:04:08,916 --> 00:04:11,124
اینه، اون توی ماموریته

60
00:04:11,249 --> 00:04:13,499
اینه، اون برای انتقام اومده

61
00:04:13,541 --> 00:04:15,791
"این همونه، اون ماموریتشه"

62
00:04:15,874 --> 00:04:18,582
"این همونه... خودشه"

63
00:04:18,666 --> 00:04:20,541
"این همونه، اون ماموریتشه"

64
00:04:20,624 --> 00:04:22,791
"این همونه، اون برای انتقام اومده"

65
00:04:22,874 --> 00:04:25,124
"این همونه، اون ماموریتشه"

66
00:04:25,166 --> 00:04:27,874
"این همونه... خودشه"

67
00:04:29,957 --> 00:04:32,541
"صبح بخیر چنای.
من آرجی نلسون هستم!"

68
00:04:32,582 --> 00:04:34,791
"با دقت به حرف‌هایی که
می‌خوام بزنم گوش کنید."

69
00:04:34,832 --> 00:04:37,416
"اشتباه نکنید و هفته آینده
به ماهابالیپورام نرید."

70
00:04:37,457 --> 00:04:38,749
"تدابیر امنیتی خیلی شدیده."

71
00:04:38,791 --> 00:04:41,541
«به این خاطر است که اجلاس جی۲۰
قرار است در چنای برگزار شود.»

72
00:04:41,582 --> 00:04:43,749
«شاید بپرسید که آیا این موضوع حیاتی است؟»

73
00:04:43,832 --> 00:04:44,541
«قطعاً!»

74
00:04:44,582 --> 00:04:46,999
«تا چهار روز دیگر
نمایندگان ۲۰ کشور»

75
00:04:47,041 --> 00:04:48,624
«برای اجلاس جی۲۰
وارد ماهابالیپورام خواهند شد.»

76
00:04:48,666 --> 00:04:50,957
«این بار، ریاست جی۲۰
به هند واگذار خواهد شد.»

77
00:04:50,999 --> 00:04:53,041
«امسال، در اجلاسی که به میزبانی هند برگزار می‌شود...»

78
00:04:53,082 --> 00:04:57,041
«همه رهبران جهان گرد هم می‌آیند
تا پیمانی برای اشتراک‌گذاری انرژی هسته‌ای امضا کنند.»

79
00:04:57,082 --> 00:04:58,082
«این چیزی است که باید به آن افتخار کرد.»

80
00:04:58,124 --> 00:05:02,332
«پس از روی عادت، آخر هفته
سر از ماهابالیپورام در نیاورید.»

81
00:05:02,374 --> 00:05:04,791
«و از آهنگی که
می‌خواهم پخش کنم لذت ببر.»

82
00:05:04,832 --> 00:05:05,707
«باشه!»

83
00:05:19,582 --> 00:05:21,957
«ولی اون زنده‌ست.»

84
00:05:21,981 --> 00:05:50,981
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

85
00:06:11,207 --> 00:06:14,041
«خب گاتام،
رکورد غواصی رو زدی؟»

86
00:06:15,124 --> 00:06:16,999
هنوز نه خانم.
ولی به‌زودی می‌زنم!

87
00:06:17,416 --> 00:06:19,124
«خلاصه مأموریت رو
برات فرستادم.»

88
00:06:19,291 --> 00:06:20,374
«یه مأموریت پول‌شوییه.»

89
00:06:21,082 --> 00:06:22,707
«امشب در سوکارپت،»

90
00:06:22,749 --> 00:06:26,249
«پول‌شویی ۱۰ کرور به دلار
قراره انجام بشه.»

91
00:06:26,624 --> 00:06:28,582
«این پول برای شبکه‌های تروریستی استفاده می‌شه.»

92
00:06:28,874 --> 00:06:31,374
«سامپات» مسئول اصلی این
شبکه پولشویی‌ئه.

93
00:06:32,082 --> 00:06:34,249
این شبکه رو پیدا کنید و متوقفشون کنید!

94
00:06:34,957 --> 00:06:35,957
گوتام، این ماموریت...

95
00:06:35,999 --> 00:06:38,499
باید مخفیانه و بدون کمک
پلیس محلی انجام بشه.

96
00:06:39,166 --> 00:06:42,666
اونجا برای پشتیبانی تاکتیکی،
چه کسی رو داری؟

97
00:06:44,832 --> 00:06:47,207
راویندران:
اون صندوق قرض‌الحسنه «دانا لاکشمی» رو اداره می‌کنه.

98
00:06:47,541 --> 00:06:50,457
مامور میدانی ارشد - ۲۰ سال سابقه در سازمان جاسوسی هند.

99
00:06:52,999 --> 00:06:54,874
- کلاه ایمنیت کجاست؟
- همین نزدیکی می‌رفتم.

100
00:06:54,916 --> 00:06:56,207
- قبلاً سرم بود.
- از موتور پیاده شو!

101
00:06:56,249 --> 00:06:57,665
- بزن کنار.
- جناب، کوتاه بیا دیگه.

102
00:06:57,874 --> 00:06:59,540
'یوگی:
در دروپیدو کار می‌کنه.'

103
00:06:59,624 --> 00:07:01,874
'مأمور میدانی ارشد - ۶ سال سابقه در سازمان اطلاعات و تحقیقات.'

104
00:07:01,915 --> 00:07:04,082
- به نفع خودته که نصیحتت رو گوش کنی.
- حواسم هست، قربان.

105
00:07:04,124 --> 00:07:05,624
«پلیس دوست مردم است.»

106
00:07:07,832 --> 00:07:09,582
'جاسلین کائور:
متخصص تسلیحات.'

107
00:07:15,707 --> 00:07:17,415
'شیبا:
هکر تیم.'

108
00:07:17,790 --> 00:07:19,999
'هیچ چیزی در دنیا نیست
که نتونه هکش کنه.'

109
00:07:22,207 --> 00:07:23,415
'ما این کار رو انجام می‌دیم، قربان.'

110
00:07:23,874 --> 00:07:25,874
'بسیار خب، گوتام.
من رو در جریان بذار!'

111
00:07:38,624 --> 00:07:41,124
'اول باید اون توکنی که دستشه رو
پیدا کنیم.'

112
00:07:41,374 --> 00:07:42,707
«این یه اسکناس پاره‌ست.»

113
00:07:43,249 --> 00:07:45,582
«با استفاده از اون می‌تونیم به اون‌ها دسترسی پیدا کنیم.»

114
00:07:46,374 --> 00:07:49,790
«شیبا، تو دوربین‌های مداربسته رو چک کن
و ما رو راهنمایی کن.»

115
00:08:03,040 --> 00:08:04,874
- سمپات رو دیدم.
- باشه. خوب زیر نظرش بگیر.

116
00:08:04,915 --> 00:08:06,082
دارم میام سمت شما.

117
00:08:39,707 --> 00:08:41,665
خیابان تولاسینگام، پلاک ۳۴.

118
00:08:42,290 --> 00:08:44,665
«ببین خیابان تولاسینگام،
پلاک ۳۴ کجاست.»

119
00:08:45,165 --> 00:08:46,374
بله، دارم چک می‌کنم!

120
00:08:47,082 --> 00:08:48,290
«راوی و جاسلین.»

121
00:08:48,332 --> 00:08:50,665
- دیدمش.
ببین افرادشون نزدیک مغازه هستن یا نه.

122
00:08:50,915 --> 00:08:52,415
گاتام، یه نفر رو دیدم.

123
00:08:56,415 --> 00:08:57,707
- هی، این همون مغازه‌ست.
- باشه.

124
00:09:04,249 --> 00:09:06,457
هی، مردی با یه اسکناس
اینجا اومد؟

125
00:09:06,499 --> 00:09:07,790
برادر، بفرما.

126
00:09:09,040 --> 00:09:10,957
همین الان، یه نفر رفت سمت
خیابان تولاسینگام.

127
00:09:19,207 --> 00:09:19,915
بگو.

128
00:09:19,957 --> 00:09:22,165
یه افسر پلیس با یه
اسکناس ۱۰ روپیه‌ای میاد.

129
00:09:23,082 --> 00:09:25,665
باشه! گرفتم! خودم حلش می‌کنم!

130
00:09:26,124 --> 00:09:27,665
یکی پولمون رو برداشت و برد.

131
00:09:27,707 --> 00:09:28,832
«کی پولمون رو برداشت و برد؟»

132
00:09:29,040 --> 00:09:30,999
- سریع بیا خیابان تولاسینگام!
دارم میام!

133
00:09:31,165 --> 00:09:32,457
بگیرش و فرار کن!

134
00:09:32,499 --> 00:09:33,457
یوگی!

135
00:09:46,290 --> 00:09:47,457
هی!

136
00:09:58,832 --> 00:09:59,832
هی! بدو!

137
00:09:59,874 --> 00:10:01,124
کیف رو بردار و بدو!

138
00:10:06,499 --> 00:10:07,749
هی! پاس بده!

139
00:10:13,707 --> 00:10:15,249
هی، بندازش واسه من!

140
00:10:20,082 --> 00:10:21,415
داداش، بپر بالا!

141
00:10:21,457 --> 00:10:23,082
رامش، زود باش، بپر بالا!

142
00:10:23,957 --> 00:10:24,874
باشه! باشه!

143
00:10:24,915 --> 00:10:26,748
رامش، داره سوار می‌شه، بزنش.

144
00:10:30,957 --> 00:10:32,123
هی، بزنش!

145
00:10:32,498 --> 00:10:33,832
بکشش!

146
00:10:35,082 --> 00:10:35,998
ولش کن!

147
00:10:37,165 --> 00:10:38,332
بده به من.

148
00:10:56,748 --> 00:10:57,623
ولش کن!

149
00:11:36,707 --> 00:11:37,623
هی، بلند شو!

150
00:11:38,665 --> 00:11:40,165
هی، دستت زخمی شده.

151
00:11:48,957 --> 00:11:50,748
لطفاً صبر کنید آقا.
دکتر به‌زودی شما رو معاینه می‌کنه.

152
00:11:53,915 --> 00:11:55,165
شبیه اتاق هتله.

153
00:11:57,082 --> 00:11:58,415
برای اجاره دادن هم خوبه.

154
00:11:59,540 --> 00:12:00,415
هان؟

155
00:12:24,415 --> 00:12:27,082
«سلام عزیزم»

156
00:12:34,623 --> 00:12:37,248
«سلام عزیزم»

157
00:12:37,290 --> 00:12:39,165
چطور اینطوری شد؟

158
00:12:39,207 --> 00:12:40,498
یه گربه چنگش زد.

159
00:12:43,415 --> 00:12:44,707
- گربه؟
- آره!

160
00:12:45,957 --> 00:12:47,582
اصلاً این‌طور به نظر نمیاد.

161
00:12:47,623 --> 00:12:48,707
باید واکسن کزاز بزنی.

162
00:12:49,040 --> 00:12:49,915
آمپول؟

163
00:12:55,915 --> 00:12:58,790
خیلی زیبایی.

164
00:13:00,207 --> 00:13:02,748
«هی، عزیزم»

165
00:13:03,165 --> 00:13:04,623
اسمت چیه، دکتر؟

166
00:13:05,748 --> 00:13:07,998
ببخشید، من از آمپول می‌ترسم.

167
00:13:08,790 --> 00:13:10,498
برای همین دارم حرف می‌زنم تا حواسم پرت شه.

168
00:13:10,540 --> 00:13:13,248
من برای گپ زدن اینجام، رفیق.

169
00:13:18,832 --> 00:13:19,790
کی‌رتانا!

170
00:13:20,582 --> 00:13:22,582
کی‌رتانا! اسم قشنگیه!

171
00:13:22,998 --> 00:13:24,207
اهل کجایی؟

172
00:13:24,790 --> 00:13:25,707
لباست رو در بیار.

173
00:13:26,832 --> 00:13:28,040
لباسم رو در بیارم؟

174
00:13:28,207 --> 00:13:30,040
هی، برای اینکه آمپولت رو بزنم.

175
00:13:30,082 --> 00:13:31,957
- اوه!
- به چی فکر می‌کردی؟

176
00:13:32,290 --> 00:13:33,957
می‌شه لطفاً بیرون منتظر بمونی؟

177
00:13:35,123 --> 00:13:36,332
همین‌جا خوبم.

178
00:13:36,373 --> 00:13:37,415
برو بیرون، لعنتی!

179
00:13:38,915 --> 00:13:42,123
اوه، داستان داره جهت دیگه‌ای می‌گیره.

180
00:13:46,207 --> 00:13:50,998
"عزیزم، قلبم را نشکن"

181
00:13:51,332 --> 00:13:53,456
"تو آسمانی؟
یا رازی در دل داری؟"

182
00:13:53,498 --> 00:13:56,373
"مرا بی‌رحم نکن"

183
00:13:56,415 --> 00:13:58,623
"عزیزم، تو سنگدلی؟"

184
00:13:58,665 --> 00:14:01,040
"خواهش می‌کنم مجبورم نکن
برای جانم التماس کنم"

185
00:14:01,081 --> 00:14:02,665
"حتی اگر زمان بگذرد..."

186
00:14:03,165 --> 00:14:08,123
"عزیزم، قلبم را آزرده نکن"

187
00:14:08,290 --> 00:14:10,456
"تو آسمانی؟
یا رازی در دل داری؟"

188
00:14:10,498 --> 00:14:13,331
"مرا بی‌رحم نکن"

189
00:14:13,373 --> 00:14:15,498
عزیزم، تو بی‌رحمی؟

190
00:14:15,540 --> 00:14:18,040
لطفاً مجبورم نکن
برای زندگیم التماس کنم

191
00:14:18,081 --> 00:14:19,706
حتی اگه زمان هم بگذره...

192
00:14:19,748 --> 00:14:21,956
یه چیزی هست که عوض نمیشه

193
00:14:21,998 --> 00:14:23,415
اونم عشق منه به تو

194
00:14:36,165 --> 00:14:38,623
هی، عشق من

195
00:14:54,790 --> 00:14:57,206
هی، عشق من

196
00:15:05,040 --> 00:15:07,206
هی، عشق من

197
00:15:17,873 --> 00:15:23,081
تو آسمونی؟
من این پایین زیر پای توام

198
00:15:23,123 --> 00:15:27,831
"آیا تو همان لحظه‌ای هستی؟
در تاری گرفتار شده‌ام"

199
00:15:27,873 --> 00:15:32,873
"تمام وجودم به سمت تو کشیده شده"

200
00:15:33,123 --> 00:15:35,498
"انفجاری رخ می‌دهد
و آذرخشی در قلبم می‌زند"

201
00:15:35,540 --> 00:15:36,165
"هنگامی که نامت را بر زبان می‌آورم"

202
00:15:36,915 --> 00:15:39,331
"دنیا را از یاد می‌برم،
ای دخترکم، فراموش می‌کنم"

203
00:15:39,373 --> 00:15:41,915
"وقتی در کنارت می‌ایستم"

204
00:15:41,956 --> 00:15:46,623
"در عشق، ما نادیده می‌گیریم
فصل و زمان را"

205
00:15:47,748 --> 00:15:52,748
«ای عزیز دلم»

206
00:15:53,248 --> 00:15:58,206
«عزیزم، دلم را نشکن»

207
00:15:58,248 --> 00:16:00,498
«آیا تو آسمانی؟
یا رازی سر‌به‌مهر؟»

208
00:16:00,540 --> 00:16:03,415
«مرا بی‌رحم نکن»

209
00:16:03,456 --> 00:16:05,581
«عزیزم، آیا تو بی‌عاطفه‌ای؟»

210
00:16:05,706 --> 00:16:08,123
«لطفاً مرا وادار نکن
برای جانم التماس کنم»

211
00:16:08,165 --> 00:16:09,706
«حتی اگر زمان بگذرد...»

212
00:16:09,998 --> 00:16:11,123
«تنها چیزی که تغییر نمی‌کنه»

213
00:16:11,165 --> 00:16:12,498
«عشق منه به تو»

214
00:16:12,748 --> 00:16:17,498
«عزیزم، دلم رو نشکن»

215
00:16:17,873 --> 00:16:20,123
«تو آسمونی؟
یا یه رازی؟»

216
00:16:20,165 --> 00:16:22,748
«منو بی‌رحم نکن»

217
00:16:22,915 --> 00:16:25,123
«عزیزم، تو بی‌رحمی؟»

218
00:16:25,165 --> 00:16:27,748
«خواهش می‌کنم مجبورم نکن
برای زندگیم التماس کنم»

219
00:16:27,790 --> 00:16:28,748
«حتی اگه زمان بگذره...»

220
00:16:28,998 --> 00:16:30,248
«عشق منه به تو»

221
00:16:52,206 --> 00:16:54,415
آصف، معامله ما اینجا تموم شد.

222
00:16:55,206 --> 00:16:57,998
باقی‌مونده پول رو به حساب خارج از کشورم
واریز کن.

223
00:17:08,248 --> 00:17:09,498
«اعلامیه سینما ریگال»

224
00:17:21,331 --> 00:17:22,956
می‌تونم برم؟ کارمون تمومه؟

225
00:17:23,373 --> 00:17:25,789
صبر کن! فیلم هنوز تموم نشده.

226
00:17:28,164 --> 00:17:30,373
نگاه کن، حالا شخصیت منفی به قهرمان شلیک می‌کنه.

227
00:17:41,956 --> 00:17:42,998
بیچاره شخصیت منفی!

228
00:17:43,914 --> 00:17:45,456
شخصیت منفی فکر می‌کرد برنده شده.

229
00:17:46,623 --> 00:17:47,873
ولی به دست قهرمان کشته شد.

230
00:17:52,081 --> 00:17:53,331
خانم... خانم...

231
00:17:53,956 --> 00:17:55,248
من هیچی نمی‌دونم.

232
00:17:55,914 --> 00:17:57,539
من فقط اینجام که ازشون
اطلاعات بگیرم.

233
00:17:59,039 --> 00:18:01,248
ما شش ماهه که داریم تعقیبت می‌کنیم.

234
00:18:02,539 --> 00:18:05,664
دوازده کرور
توی حساب بانکی خارجی‌ت داری.

235
00:18:06,581 --> 00:18:09,289
سه سفر غیرمجاز به پاکستان.

236
00:18:09,664 --> 00:18:12,248
و آصف، که اون بیرون کشته شده...

237
00:18:12,664 --> 00:18:15,873
ما همچنین می‌دونیم که نقشه‌های
موشک رو به اون فروختی.

238
00:18:15,914 --> 00:18:17,123
نه... نه، خانم!

239
00:18:18,331 --> 00:18:19,873
خواهش می‌کنم خانم، بهم آسیب نزنید.

240
00:18:20,539 --> 00:18:21,831
اونا مجبورم کردن این کار رو بکنم.

241
00:18:22,373 --> 00:18:23,748
راه دیگه‌ای نداشتم.

242
00:18:23,789 --> 00:18:24,706
نگران نباش.

243
00:18:25,748 --> 00:18:26,789
تهدیدت نمی‌کنم.

244
00:18:26,831 --> 00:18:29,081
بگو.
دیگه چی می‌دونی؟

245
00:18:29,498 --> 00:18:32,164
موقعیت اون
بمب اتمی گمشده در ناندا دوی...

246
00:18:32,831 --> 00:18:34,414
...برای دشمنامون مشخص شده.

247
00:18:34,456 --> 00:18:37,664
یه گروه شبه‌نظامی روس
قراره اون بمب رو بیرون بکشن.

248
00:18:38,914 --> 00:18:40,498
اونا یه نقشه خیلی بزرگ دارن.

249
00:18:42,456 --> 00:18:43,623
دیگه چی می‌دونی؟

250
00:18:46,831 --> 00:18:48,373
«کامینی به سختی خواهد سوخت...

251
00:18:48,581 --> 00:18:49,706
...کلاه سرشه.»

252
00:18:49,748 --> 00:18:51,623
موقع صحبت کردن از این رمز استفاده می‌کردن.

253
00:18:52,581 --> 00:18:53,498
کامینی؟

254
00:18:56,706 --> 00:18:57,706
همین؟

255
00:18:58,081 --> 00:18:59,081
بله قربان، همین.

256
00:19:00,123 --> 00:19:02,748
نجات دادن کشور یه شغل نیست.

257
00:19:03,831 --> 00:19:04,998
یه سبک زندگیه.

258
00:19:10,914 --> 00:19:11,748
- پریم!
- بله قربان؟

259
00:19:11,789 --> 00:19:12,998
توی پایگاه داده‌مون چک کن

260
00:19:13,039 --> 00:19:14,373
ببین می‌تونی اطلاعاتی
درباره کامینی پیدا کنی.

261
00:19:14,414 --> 00:19:16,248
- اون یه فرد مظنونه.
- باشه خانم.

262
00:19:16,289 --> 00:19:18,123
- خیلی فوریه.
- حتماً!

263
00:19:21,248 --> 00:19:22,164
نیرمالا!

264
00:19:22,331 --> 00:19:24,248
- نمی‌خوام برم مدرسه.
- کریس، لطفاً گریه نکن.

265
00:19:24,289 --> 00:19:26,831
عجله کن!
داریم دیر می‌کنیم.

266
00:19:26,873 --> 00:19:27,873
نیمی، داریم دیر می‌رسیم!

267
00:19:28,748 --> 00:19:29,414
عجله کن!

268
00:19:29,414 --> 00:19:31,664
اگه یه روز دیر برسی
دنیا که به آخر نمی‌رسه.

269
00:19:32,748 --> 00:19:33,623
بفرما!

270
00:19:33,748 --> 00:19:35,164
مگه تو محل کار چه خبر فوری‌ای هست؟

271
00:19:35,206 --> 00:19:36,331
- آخر ماه شده.
- گریه نکن.

272
00:19:36,373 --> 00:19:37,998
- خب که چی؟
- نیمی، تو وضعیت من رو درک نمی‌کنی.

273
00:19:38,039 --> 00:19:38,789
خیلی خب، آروم باش!

274
00:19:38,831 --> 00:19:40,539
- خداحافظ!
- یادت نره از مدرسه دنبالش بری.

275
00:19:40,581 --> 00:19:42,039
- خداحافظ! باشه، خداحافظ.
- مامان رو ببوس.

276
00:19:42,081 --> 00:19:43,373
خداحافظ!

277
00:19:43,789 --> 00:19:44,914
- من نمی‌خوام برم مدرسه.
- خداحافظ!

278
00:19:44,956 --> 00:19:46,664
- گریه نکن عزیزم.
- یادت نره. خداحافظ!

279
00:20:20,581 --> 00:20:22,373
- سلام!
- سلام عزیزم!

280
00:20:22,873 --> 00:20:24,081
«هوم، بهم بگو!»

281
00:20:25,539 --> 00:20:27,164
هی، خیلی بهت زنگ زدم.

282
00:20:27,456 --> 00:20:28,456
چرا جواب ندادی؟

283
00:20:29,414 --> 00:20:31,706
ببخشید سانجی! پیش مامان بودم.

284
00:20:34,123 --> 00:20:35,164
دلم برات تنگ شده، کامینی.

285
00:20:40,789 --> 00:20:42,206
منم دلم برات تنگ شده، سانجی.

286
00:20:43,873 --> 00:20:46,748
«مثل همیشه،
عکس‌ها و ویدیو‌هات رو بفرست.»

287
00:20:56,831 --> 00:20:58,414
فرستادم. چک‌شون کن.

288
00:20:58,706 --> 00:20:59,956
هی، کامینی.

289
00:21:00,539 --> 00:21:02,331
- می‌خوام که...
یواش! مامان اینجاست.

290
00:21:02,372 --> 00:21:03,747
باید برم! بعداً باهات حرف می‌زنم.
- هی!

291
00:21:23,956 --> 00:21:24,831
قربان!

292
00:21:26,122 --> 00:21:27,206
- خانم منتظرند.
- باشه.

293
00:21:30,456 --> 00:21:31,206
خانم!

294
00:21:32,706 --> 00:21:34,497
چطوری پونوسامی؟

295
00:21:34,706 --> 00:21:35,622
خوبم خانم.

296
00:21:36,372 --> 00:21:37,622
همسرت چطوره؟

297
00:21:40,539 --> 00:21:41,622
سرطان مرحله چهارم.

298
00:21:42,956 --> 00:21:44,164
تحت شیمی‌درمانیه.

299
00:21:44,997 --> 00:21:46,456
برای هر کمکی که نیاز داشتی تعارف نکن.

300
00:21:47,164 --> 00:21:48,039
حتماً خانم.

301
00:21:50,581 --> 00:21:53,372
خانم، چرا فوری من رو احضار کردید؟

302
00:21:54,956 --> 00:21:56,164
«خیلی سال پیش...»

303
00:21:56,289 --> 00:21:59,456
«اون محموله هسته‌ای که
توی ناندا دوی گم شده بود،»

304
00:21:59,872 --> 00:22:02,039
«دیروز در کوه‌های اورال روسیه
حفاری و پیدا شد.»

305
00:22:02,081 --> 00:22:04,039
«توسط یک گروه شبه‌نظامی.»

306
00:22:07,164 --> 00:22:09,039
«این کار برای پاکستان انجام شده.»

307
00:22:09,622 --> 00:22:10,664
«به محض اینکه متوجه شدیم،»

308
00:22:10,706 --> 00:22:14,039
«یکی از مامورهای ما برای امن کردن
محموله به روسیه رفت.»

309
00:22:14,664 --> 00:22:16,456
«آقای پرامشوار سوریا پراتاپ.»

310
00:22:16,997 --> 00:22:18,164
«اسم رمز او:»

311
00:22:18,789 --> 00:22:19,622
«آقای ایکس»

312
00:23:14,122 --> 00:23:18,622
«دو روز دیگه قراره اون رو از روسیه
به پاکستان منتقل کنن.»

313
00:23:19,414 --> 00:23:23,331
«پونوسامی، ما باید هرطور شده
اون بمب اتمی و اون آدم رو پس بگیریم.»

314
00:23:24,831 --> 00:23:30,497
وقتی روس‌ها دارن اون بمب رو به پاکستان می‌فرستن،
این موضوع چه ربطی به ما داره؟

315
00:23:31,206 --> 00:23:31,997
خیلی هم ربط داره.

316
00:23:32,039 --> 00:23:35,497
یکی از مامورهای ما در «را»، الکساندر،
یه پیام رمزگشایی‌شده به دستمون رسونده.

317
00:23:36,372 --> 00:23:38,622
«کامینی با کلاه، شعله‌ور خواهد شد.»

318
00:23:39,497 --> 00:23:42,497
هنوز نفهمیدیم منظور از کامینی توی این پیام چیه.

319
00:23:42,872 --> 00:23:44,497
ممکنه یه بمب‌گذار انتحاری باشه.

320
00:23:44,914 --> 00:23:49,497
اما منظور از «کلاه»، همون بمب اتمیه
که تو ناندا دوی گم کردیم.

321
00:23:49,914 --> 00:23:51,497
«یک گروه مزدور بین‌المللی...»

322
00:23:51,539 --> 00:23:54,664
«سال‌هاست که برای پیدا کردن این
سلاح هسته‌ای تلاش می‌کند.»

323
00:23:54,789 --> 00:23:57,164
«رهبر آن‌ها شخصی است به نام رانا.»

324
00:23:57,456 --> 00:23:59,456
«رانا چهره‌های زیادی دارد.»

325
00:23:59,497 --> 00:24:03,081
«هیچ سابقه رسمی از
محل اختفای او وجود ندارد.»

326
00:24:03,122 --> 00:24:06,747
«حالا، این گروه قصد دارد
با استفاده از آن سلاح، به هند حمله کند.»

327
00:24:07,206 --> 00:24:09,039
اگر ما این سلاح را پیدا نکنیم...

328
00:24:09,747 --> 00:24:13,206
...باید انتظار داشته باشیم که هر جا و هر زمانی
در هند، حمله‌ای صورت بگیرد.

329
00:24:16,497 --> 00:24:17,539
چطور می‌تونم کمکتون کنم، خانم؟

330
00:24:19,164 --> 00:24:22,789
توی شبکه شما،
آیا نیروی محلی در مسکو دارید؟

331
00:24:23,247 --> 00:24:24,580
یه آدم خوب و قابل اعتماد.

332
00:24:27,039 --> 00:24:28,414
یه نیروی محلی تو مسکو دارم.

333
00:24:34,289 --> 00:24:36,539
یکم عجیب و غریبه ولی مامور عالی‌ایه.

334
00:24:37,497 --> 00:24:38,497
اسمش آمارانه.

335
00:24:38,664 --> 00:24:39,997
آماران چاکراوارتی.

336
00:24:45,247 --> 00:24:46,747
شماره شناسایی: ۱۲۰۹

337
00:24:46,997 --> 00:24:48,622
اسم رمز: گرگ تنها.

338
00:24:53,455 --> 00:24:54,497
«ماموریت تو اینه که...»

339
00:24:54,622 --> 00:24:57,747
«اون محموله رو که توی یه کشتی‌سازی
خارج از مسکو نگه داشته شده، سالم برگردونی»

340
00:24:57,789 --> 00:25:01,747
«و آقای ایکس که مسئول محافظت از اون بوده رو نجات بدی
و اون‌ها رو به هند بیاری.»

341
00:25:03,955 --> 00:25:04,955
عوضی!

342
00:25:06,289 --> 00:25:08,039
پدرت عوضیه!

343
00:25:42,455 --> 00:25:43,580
هو!

344
00:25:52,664 --> 00:25:54,747
"شاهد سرقت باش، کاملاً
مشخصه که کدوم طرفیه"

345
00:25:54,789 --> 00:25:56,664
"هرج و مرج توقف‌ناپذیر
و تاکتیک‌ها مبهمه"

346
00:25:56,705 --> 00:25:58,539
"یک مغز متفکر بساز
تا تصمیمات گرفته بشه"

347
00:25:58,580 --> 00:26:00,372
"تو این مسابقه نمی‌تونی قایم بشی"

348
00:26:02,247 --> 00:26:04,330
"نمی‌تونی تو بازی‌ای که اون راه میندازه برنده بشی"

349
00:26:06,039 --> 00:26:08,122
"به هیچ وجه نمی‌تونی قایم بشی"

350
00:26:15,747 --> 00:26:17,372
"چیزی که دارم می‌سازم یک شاهکاره"

351
00:26:17,414 --> 00:26:19,289
"به چیزی که می‌تازم، بدنی بسته شده"

352
00:26:19,330 --> 00:26:20,705
"وقتی خورشید غروب کنه، بازی تمومه"

353
00:26:20,747 --> 00:26:23,289
"سربازِ توی فیلم‌ها، تا کار تموم نشه
آروم نمی‌گی شیم"

354
00:26:23,414 --> 00:26:25,164
"هیچ‌وقت نمی‌تونی از چنگ گرگ فرار کنی"

355
00:26:25,205 --> 00:26:26,997
"هیچ‌وقت نمی‌تونی توی بازی اون برنده بشی"

356
00:26:27,039 --> 00:26:29,205
"اون تا وقتی مأموریت به سرانجام نرسه
دست از کار نمی‌کشه"

357
00:27:06,705 --> 00:27:08,414
"چیزی که دارم می‌سازم یه شاهکاره"

358
00:27:08,455 --> 00:27:10,164
"به چیزی که می‌تازم، بدنی بسته شده"

359
00:27:10,247 --> 00:27:11,580
"وقتی خورشید غروب کنه، بازی تمومه"

360
00:27:11,622 --> 00:27:14,164
"سربازِ توی فیلم‌ها، تا کار تموم نشه
آروم نمی‌گی شیم"

361
00:27:14,330 --> 00:27:16,122
«هیچ‌وقت نمی‌تونی از چنگ گرگ فرار کنی»

362
00:27:16,164 --> 00:27:18,080
«هیچ‌وقت نمی‌تونی تو بازی اون برنده بشی»

363
00:27:18,122 --> 00:27:21,789
«اون هرگز متوقف نمی‌شه
تا وقتی که مأموریت به سرانجام برسه»

364
00:27:59,788 --> 00:28:00,955
بریم، قربان.

365
00:28:07,705 --> 00:28:08,913
تو کی هستی؟

366
00:28:12,788 --> 00:28:13,830
نگران نباشید، قربان.

367
00:28:15,288 --> 00:28:18,872
من نیروی محلی «را» هستم که فرستاده شدم تا
دستگاه رو پس بگیرم و شما رو صحیح و سالم نجات بدم.

368
00:28:18,955 --> 00:28:21,038
آماران! آماران چاکراوارتی!

369
00:28:21,580 --> 00:28:22,705
می‌تونید بهم اعتماد کنید، قربان!

370
00:28:22,955 --> 00:28:25,330
تا وقتی این دستگاه رو به
دولت هند تحویل ندم...

371
00:28:26,163 --> 00:28:27,580
به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنم.

372
00:28:35,372 --> 00:28:37,038
خیلی درباره‌تون شنیدم، قربان.

373
00:28:38,163 --> 00:28:40,163
مأمور افسانه‌ای سازمان اطلاعات هند، آقای ایکس.

374
00:28:40,705 --> 00:28:42,663
پارامشوار پراتاپ! درسته؟

375
00:28:43,788 --> 00:28:45,830
چرا این‌همه سال
مخفی شده بودی؟

376
00:28:46,247 --> 00:28:47,205
و حالا برگشتی!

377
00:28:47,663 --> 00:28:48,413
چرا؟

378
00:28:51,163 --> 00:28:52,663
بیست ساله که دارم فرار می‌کنم.

379
00:28:53,830 --> 00:28:54,788
دیگه کافیه!

380
00:28:57,413 --> 00:28:58,788
من دیگه خسته شدم.

381
00:28:59,580 --> 00:29:00,872
از فرار کردن خسته شدم!

382
00:29:01,413 --> 00:29:03,163
موضوع چیه قربان؟ بازنشستگی؟

383
00:29:04,247 --> 00:29:05,413
از خانواده‌تون خبری دارید؟

384
00:29:06,288 --> 00:29:07,205
خانواده‌تون هنوز اونجا هستن؟

385
00:29:08,330 --> 00:29:10,455
می‌دونن که هنوز زنده‌اید؟

386
00:29:10,788 --> 00:29:12,580
چند وقته که
خانواده‌تون رو ندیدید؟

387
00:29:14,538 --> 00:29:16,663
تجدید دیدار خیلی احساسی می‌شه!

388
00:29:17,288 --> 00:29:18,830
دلم می‌خواد شاهدش باشم.

389
00:29:20,872 --> 00:29:22,038
اوه، یه لحظه صبر کنید.

390
00:29:25,538 --> 00:29:28,247
خب. موقعیت رو برای آوردنت پیدا کردم.

391
00:29:28,997 --> 00:29:31,372
زیاد دور نیست. بریم؟

392
00:29:31,705 --> 00:29:32,830
کی پشت تلفنه، آماران؟

393
00:29:36,497 --> 00:29:38,538
قربان، در مورد رانا چیزی شنیدید؟

394
00:29:40,538 --> 00:29:41,497
خائن!

395
00:29:46,038 --> 00:29:47,788
وقتی تفنگ رو بهت دادم...

396
00:29:48,497 --> 00:29:50,705
حواسم به تعداد
گلوله‌هاش بود.

397
00:29:50,747 --> 00:29:52,663
دیگه به خدماتت نیازی نداریم.

398
00:30:07,997 --> 00:30:09,872
از بازنشستگی‌ت لذت ببر!

399
00:30:17,413 --> 00:30:18,663
فیلم خیلی خوبی بود.

400
00:30:19,205 --> 00:30:20,830
از این سبک فیلم‌ها خوشت میاد؟

401
00:30:21,205 --> 00:30:23,372
جیمز باند، جیسون بورن و ایتن هانت.

402
00:30:24,205 --> 00:30:26,997
بازیگر ویجایکانت سال‌ها پیش
این شخصیت‌ها رو بازی کرد.

403
00:30:28,330 --> 00:30:31,163
جاسوس‌ها و مأمورها همه‌اش حرفه.

404
00:30:32,038 --> 00:30:34,747
واقعاً باور داری که
یه جاسوس بین ما زندگی می‌کنه؟

405
00:30:34,788 --> 00:30:36,872
چرا که نه؟

406
00:30:37,413 --> 00:30:38,455
این برای ما خوبه!

407
00:30:39,038 --> 00:30:41,622
قهرمانی که در گمنامی از ما محافظت می‌کنه.

408
00:30:42,372 --> 00:30:45,413
اون نمی‌تونه به عزیزانش بگه
که واقعاً کیه.

409
00:30:45,580 --> 00:30:47,497
تازه، اون برای کشورش می‌جنگه!

410
00:30:47,663 --> 00:30:49,163
وای! عالیه!

411
00:30:50,872 --> 00:30:53,413
اگه با یه جاسوس روبرو بشی چیکار می‌کنی؟

412
00:30:54,538 --> 00:30:57,788
تو کارت اینه که به همه دنیا دروغ بگی...

413
00:30:58,330 --> 00:30:59,955
واقعاً ارزشش رو داره؟

414
00:31:01,580 --> 00:31:03,205
من شیفت صبح زود دارم.

415
00:31:03,247 --> 00:31:04,372
باید سر وقت برسم بیمارستان.

416
00:31:07,955 --> 00:31:09,330
- خواهش می‌کنم آقا، این کار رو نکنید.
- هی، ناز نکن!

417
00:31:09,372 --> 00:31:10,872
- لطفاً ولم کنید.
- به من گوش کن!

418
00:31:10,913 --> 00:31:12,122
- یکم راه بیا.
- من اون دختری که دنبالش می‌گردی نیستم.

419
00:31:12,163 --> 00:31:14,372
- نترس.
- لطفاً کیفم رو پس بده.

420
00:31:14,413 --> 00:31:15,746
ما فقط دو نفریم.
کس دیگه‌ای همراهمون نمیاد.

421
00:31:15,788 --> 00:31:16,538
لطفاً یکی کمک کنه!

422
00:31:16,580 --> 00:31:17,330
هی، به من گوش کن.

423
00:31:17,371 --> 00:31:19,496
یکی، لطفاً کمک کنه.
آقا، لطفاً به من کمک کن!

424
00:31:19,705 --> 00:31:21,746
- آقا، لطفاً به من کمک کن!
- داد نزن!

425
00:31:21,788 --> 00:31:23,830
- برادر!
- اون کیه؟

426
00:31:23,871 --> 00:31:26,080
'- برادر...'
- برادر، لطفاً به من کمک کن.

427
00:31:26,121 --> 00:31:28,788
- برادر! برادر، لطفاً به من کمک کن.
- گفتم ساکت شو!

428
00:31:28,830 --> 00:31:30,871
برادر، لطفاً به من کمک کن.

429
00:31:30,913 --> 00:31:33,413
- برادر، لطفاً...
- گفتم با من بیا!

430
00:31:33,455 --> 00:31:35,496
داداش، توروخدا کمکم کن!

431
00:31:35,580 --> 00:31:37,663
داداش، خواهش می‌کنم، داداش!

432
00:31:37,705 --> 00:31:39,371
- همون‌جا بمون.
- توروخدا، ولم کن.

433
00:31:39,455 --> 00:31:40,246
داداش، خواهش می‌کنم...

434
00:31:40,330 --> 00:31:41,288
داداش، اون‌ها رو ببین.

435
00:31:41,330 --> 00:31:42,580
داداش، توروخدا کمکم کن.

436
00:31:42,621 --> 00:31:44,038
هی، تو دیگه کی هستی؟

437
00:31:45,205 --> 00:31:46,330
هی، رفیق!

438
00:31:55,996 --> 00:31:56,996
به سلامت بری!

439
00:31:58,121 --> 00:31:58,955
بریم.

440
00:32:15,080 --> 00:32:15,996
شب بخیر!

441
00:32:24,246 --> 00:32:26,580
حسابی اون‌ها رو کتک زدی.

442
00:32:29,038 --> 00:32:33,496
اصلاً به نظر نمی‌رسید که از فیلمی که
تازه دیدیم الهام گرفته باشی.

443
00:32:33,955 --> 00:32:36,871
انگار خیلی وقته که خشم
زیادی توی دلت جمع شده.

444
00:32:39,330 --> 00:32:40,913
داری چیزی رو ازم پنهان می‌کنی، گوتام.

445
00:32:42,580 --> 00:32:43,788
داداش!

446
00:32:45,788 --> 00:32:46,830
اصلاً این‌طور نیست.

447
00:32:48,163 --> 00:32:50,038
ما الان سه ساله که
با هم رابطه داریم.

448
00:32:50,538 --> 00:32:53,121
تو همه چیز رو درباره زندگی من می‌دونی.

449
00:32:53,913 --> 00:32:55,955
ما نباید بینمون رازی داشته باشیم، گوتام.

450
00:32:58,080 --> 00:32:59,621
داری بهم دروغ می‌گی؟

451
00:33:03,746 --> 00:33:06,330
گوتام، برام مهم نیست چیکار می‌کنی.

452
00:33:07,121 --> 00:33:08,621
ولی لطفاً بهم دروغ نگو.

453
00:33:10,246 --> 00:33:11,205
شب بخیر.

454
00:33:19,288 --> 00:33:21,580
می‌خوام از این کار استعفا بدم.

455
00:33:21,621 --> 00:33:22,788
وقتی تو سازمان اطلاعات استخدام شدم...

456
00:33:22,913 --> 00:33:25,996
فکر می‌کردم قراره برم کشورهای دیگه
تا تو مأموریت‌ها کشور رو نجات بدم.

457
00:33:26,038 --> 00:33:28,830
ولی اینجا تو چنای فقط دارم دور خودم می‌چرخم
و پول‌شوی‌ها رو دستگیر می‌کنم.

458
00:33:29,413 --> 00:33:31,163
این شغل اون چیزی نیست که
فکر می‌کردم باشه.

459
00:33:31,746 --> 00:33:34,996
تو زندگی من، فقط رابطه‌ام با کی‌رتانا
برام واقعی به نظر می‌رسه.

460
00:33:35,371 --> 00:33:38,163
دیگه نمی‌خوام بهش دروغ بگم.

461
00:33:38,455 --> 00:33:39,621
احساس گناه می‌کنم.

462
00:33:40,205 --> 00:33:43,830
قصد دارم فردا ببینمش
و حقیقت رو بهش بگم.

463
00:33:46,038 --> 00:33:48,496
«این ویدیو توسط سازمان اطلاعات
پاکستان برای ما ارسال شده.»

464
00:33:48,621 --> 00:33:49,330
«نگاه کنید!»

465
00:33:49,371 --> 00:33:50,830
اسم من پارامشوار پراتاپه.

466
00:33:51,205 --> 00:33:53,413
من برای بخش اطلاعات خارجی
سازمان «را» کار می‌کنم.

467
00:33:53,871 --> 00:33:56,746
من در مسکو توسط
سازمان اطلاعات پاکستان (آی‌اس‌آی) دستگیر شدم.

468
00:33:57,455 --> 00:34:00,288
تا چند روز آینده به
اسلام‌آباد منتقل می‌شم.

469
00:34:02,788 --> 00:34:05,205
از دولت‌مون می‌خوام
که اقدامات لازم رو انجام بده.

470
00:34:05,538 --> 00:34:06,496
زنده باد هند!

471
00:34:07,830 --> 00:34:09,330
آیا او یک جاسوس هندی است؟

472
00:34:09,538 --> 00:34:10,788
آیا او مامور سازمان اطلاعات و تحقیقات هند بود؟

473
00:34:12,830 --> 00:34:14,246
من نمی‌توانم این موضوع را تایید یا تکذیب کنم

474
00:34:14,288 --> 00:34:16,080
مگر با تایید مستقیم نخست‌وزیر.

475
00:34:18,580 --> 00:34:19,871
آقای وامانامورتی.

476
00:34:20,080 --> 00:34:22,621
اجلاس گروه ۲۰ تا چند روز دیگر
در چنای برگزار می‌شود.

477
00:34:23,038 --> 00:34:25,121
آنچه رخ داد، یک شکست اطلاعاتی است.

478
00:34:25,663 --> 00:34:28,496
تلاش برای ترور
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا.

479
00:34:28,746 --> 00:34:31,413
و بیرون راندن رئیس‌جمهور بنگلادش
از کشور.

480
00:34:31,580 --> 00:34:34,996
این‌ها نمونه‌هایی از شکست‌های اطلاعاتی
در سراسر جهان هستند.

481
00:34:35,580 --> 00:34:36,538
به همین ترتیب...

482
00:34:36,913 --> 00:34:39,538
این موضوع باعث یک آبروریزی
بین‌المللی برای ما خواهد شد.

483
00:34:39,746 --> 00:34:43,538
اگر او به پاکستان منتقل شود،
هند در دنیا مضحکه خاص و عام خواهد شد.

484
00:34:43,704 --> 00:34:46,704
و ایندیرا باید مسئولیت
این افتضاح را بپذیرد.

485
00:34:46,746 --> 00:34:50,204
حالا، چیزی که به ما نمی‌گویی
چیست، ایندیرا؟

486
00:34:57,246 --> 00:35:00,579
این مرد قرار است در ۴۸ ساعت آینده
به پاکستان منتقل شود.

487
00:35:00,663 --> 00:35:02,079
او باید متوقف شود!

488
00:35:02,246 --> 00:35:03,538
کاری از دستمان بر می‌آید؟

489
00:35:04,329 --> 00:35:06,121
پروتکل استرداد فوق‌العاده.

490
00:35:06,579 --> 00:35:09,038
اگر نتوانیم یک مأمور را زنده نجات دهیم...

491
00:35:09,329 --> 00:35:10,413
باید او را بکشیم.

492
00:35:11,954 --> 00:35:13,329
یعنی آدم خودمان را بکشیم؟

493
00:35:15,204 --> 00:35:17,246
وقتی او به اسلام‌آباد برسد...

494
00:35:17,288 --> 00:35:20,371
ممکن است اسرار
کشور را لو بدهد.

495
00:35:20,704 --> 00:35:22,663
بنابراین مجبوریم او را از بین ببریم.

496
00:35:22,704 --> 00:35:25,163
چون سازمان اطلاعات هند در این مورد کاملاً شکست خورد...

497
00:35:25,746 --> 00:35:28,996
من تیم خودم را می‌فرستم
تا این مأموریت را با موفقیت به پایان برسانند.

498
00:35:30,871 --> 00:35:32,079
آقای وامانامورتی.

499
00:35:32,954 --> 00:35:35,329
- بله خانم!
- شما بر این عملیات نظارت خواهید کرد.

500
00:35:35,829 --> 00:35:38,079
این مرد نباید به پاکستان برسه.

501
00:35:38,663 --> 00:35:40,871
و این یک دستور مستقیم
از طرف نخست‌وزیره.

502
00:35:41,246 --> 00:35:42,454
فعلاً همین!

503
00:35:50,913 --> 00:35:52,204
وضعیت آماران چطوره؟

504
00:35:52,413 --> 00:35:57,121
آخرین خبری که ازش داشتیم
قبل از ورودش به کشتی‌سازی بود.

505
00:35:57,621 --> 00:35:59,996
طبق پروتکل،
الان باید گزارش می‌داد.

506
00:36:00,496 --> 00:36:01,871
اگه سکوت کرده...

507
00:36:02,538 --> 00:36:03,913
یعنی دیگه زنده نیست.

508
00:36:04,663 --> 00:36:07,246
متأسفم خانم.
انتظارش رو نداشتم.

509
00:36:08,538 --> 00:36:09,746
حرکت بعدی‌تون چیه، خانم؟

510
00:36:11,788 --> 00:36:12,829
من باید برم چنای.

511
00:36:18,329 --> 00:36:19,871
به هند خوش برگشتید،
آقای آشوک کومار.

512
00:36:22,163 --> 00:36:23,288
لطفاً عینکتون رو بردارید.

513
00:36:27,163 --> 00:36:28,371
لطفاً به دوربین نگاه کنید.

514
00:36:31,704 --> 00:36:32,871
چطوری کامینی؟

515
00:36:33,913 --> 00:36:36,038
من کامینی نیستم، نیرمالا هستم.

516
00:36:37,579 --> 00:36:38,413
ببخشید!

517
00:36:38,913 --> 00:36:39,788
نیرمالا...

518
00:36:41,454 --> 00:36:44,163
تو از من خواستی که کاپیتان سانجی متیو رو
به دام بندازم. و من این کار رو کردم.

519
00:36:44,829 --> 00:36:47,621
حالا اون حاضره هر کاری که من بگم انجام بده.

520
00:36:48,163 --> 00:36:50,829
تمام عکس‌ها و فیلم‌هایش
پیش من است.

521
00:36:50,996 --> 00:36:53,454
فقط بگویید کجا بیاورمش
تا همان‌جا بفرستمش.

522
00:36:53,538 --> 00:36:55,788
بعد از آن،
لطفاً دست از سر من بردارید.

523
00:36:59,538 --> 00:37:02,329
آن‌ها مأموران سازمان امنیت چین هستند.
برایم اهمیت زیادی دارند.

524
00:37:02,371 --> 00:37:05,163
می‌خواهند به‌طور غیرقانونی
از طریق دریا وارد هند شوند.

525
00:37:05,246 --> 00:37:06,746
در این مورد به کمک تو نیاز دارم.

526
00:37:07,038 --> 00:37:09,246
پاسپورت، کارت شناسایی و هویت
برایشان جور کن،

527
00:37:09,538 --> 00:37:12,163
طوری که انگار ماساژورهای اسپا
اهل مانیپور هستند.

528
00:37:12,996 --> 00:37:15,829
تو در تغییر هویت استاد هستی.

529
00:37:17,329 --> 00:37:19,079
نه، آماران! من نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

530
00:37:19,454 --> 00:37:21,121
من این کار رو انجام نمی‌دم. دیگه بسه!

531
00:37:22,454 --> 00:37:24,996
می‌تونی همین رو حضوری به رانا بگی؟

532
00:37:30,621 --> 00:37:32,746
تو قرار بود توی یه زندان در پاکستان
بمیری.

533
00:37:32,788 --> 00:37:34,788
اما بهت فرصت داشتن یه زندگی خانوادگی داده شد.

534
00:37:34,996 --> 00:37:37,288
یاد بگیر چطور از اون خانواده محافظت کنی...

535
00:37:37,454 --> 00:37:38,454
نیرمالا!

536
00:37:40,621 --> 00:37:43,663
سه روز آینده
دستورات ما رو با دقت اجرا کن...

537
00:37:43,871 --> 00:37:45,121
دِینت رو ادا کن،

538
00:37:45,413 --> 00:37:47,829
و به عنوان نیرمالا، کامینی، با خوشبختی زندگی کن.

539
00:38:13,412 --> 00:38:14,662
با من ازدواج می‌کنی؟

540
00:38:15,162 --> 00:38:18,204
هان؟ چی شد یهو
یادت افتاد ازدواج کنی؟

541
00:38:18,579 --> 00:38:19,496
چی عوض شده؟

542
00:38:19,537 --> 00:38:20,996
ما سه ساله که
با همیم...

543
00:38:21,579 --> 00:38:24,537
دارم فکر می‌کنم که این سه سال رو
تبدیل به سی سال عشق کنم.

544
00:38:25,662 --> 00:38:29,162
داری تو معبد و با حضور خدا
ازم خواستگاری می‌کنی.

545
00:38:29,746 --> 00:38:30,787
زمان‌بندی‌ت حرف نداره!

546
00:38:30,829 --> 00:38:32,204
واقعاً، زمان‌بندیِ بی‌نقصی بود!

547
00:38:37,079 --> 00:38:38,996
ببخشید، مزاحم شدم؟

548
00:38:39,537 --> 00:38:40,579
- ام...
- هوم...

549
00:38:42,579 --> 00:38:44,496
- سلام، کی‌رتانا!
- سلام!

550
00:38:45,454 --> 00:38:48,121
- تو...
- گوتام، نمی‌خوای ما رو معرفی کنی؟

551
00:38:49,662 --> 00:38:51,412
اون... می‌دونی...

552
00:38:51,454 --> 00:38:53,454
من ایندیرا هستم! خواهر بزرگتر گوتام.

553
00:38:53,996 --> 00:38:55,037
خواهر بزرگتر؟

554
00:38:55,954 --> 00:38:57,454
حدس می‌زنم درباره من چیزی بهت نگفته.

555
00:38:58,412 --> 00:39:01,079
معلومه که نگفته.
اون یه شیاده!

556
00:39:02,954 --> 00:39:05,287
ولی اون همه چیز رو درباره تو به من گفت.

557
00:39:06,621 --> 00:39:08,496
- تو دکتری، درسته؟
- بله.

558
00:39:08,746 --> 00:39:10,579
تو بیمارستان اس‌ام کار می‌کنی.

559
00:39:11,121 --> 00:39:13,037
و تو کیلپاک زندگی می‌کنی.
درست گفتم؟

560
00:39:13,412 --> 00:39:14,996
مگه شیفتت ساعت ۱۰ شروع نمی‌شه؟

561
00:39:15,496 --> 00:39:17,662
باشه کی‌رتانا، بعداً همدیگه رو می‌بینیم.

562
00:39:19,829 --> 00:39:22,704
- باشه، من دیگه می‌رم.
- حتماً!

563
00:39:24,579 --> 00:39:25,954
عصر بهم زنگ بزن گوتام.

564
00:39:26,537 --> 00:39:27,621
آره، حتماً زنگ می‌زنه.

565
00:39:34,829 --> 00:39:35,996
حرفت رو گوش می‌ده.

566
00:39:36,912 --> 00:39:37,662
دختر خوب.

567
00:39:38,871 --> 00:39:40,121
انتخاب خوبیه گوتام.

568
00:39:43,121 --> 00:39:44,246
نگاه کن، دنبالم میاد.

569
00:39:44,329 --> 00:39:46,746
خانم! خانم! ببخشید خانم.

570
00:39:46,787 --> 00:39:50,037
- باید درباره کی‌رتانا به شما می‌گفتم...
- فراموش نکن که من رئیست هستم.

571
00:39:50,246 --> 00:39:51,537
وظیفه منه که بدونم.

572
00:39:51,746 --> 00:39:54,246
من استعفانامه‌ام رو فرستاده بودم.

573
00:39:54,621 --> 00:39:56,454
پس می‌خوای استعفا بدی...

574
00:39:56,704 --> 00:39:59,496
با کی‌رتانا ازدواج کنی
و تا آخر عمر به خوشی زندگی کنی.

575
00:40:00,037 --> 00:40:03,662
خانم، من دوست ندارم بدون هدف کار کنم.

576
00:40:04,454 --> 00:40:06,787
برای همین تصمیم گرفتم کار رو رها کنم.

577
00:40:09,621 --> 00:40:11,912
این هم کاری که دنبالش بودی.

578
00:40:12,829 --> 00:40:15,454
خوب بخونش.
هدفت رو درک خواهی کرد.

579
00:40:27,496 --> 00:40:30,079
«خانم، من خیلی به کی‌رتانا دروغ گفتم.»

580
00:40:30,496 --> 00:40:32,954
وقتی به جایی رسیدم که می‌خوام این کار رو
کنار بذارم و تشکیل خانواده بدم...

581
00:40:32,996 --> 00:40:34,871
چرا باید این ماموریت رو به من بسپاری؟

582
00:40:36,871 --> 00:40:39,037
من می‌خوام زندگی جدیدی شروع کنم
و با کی‌رتانا تشکیل خانواده بدم.

583
00:40:39,079 --> 00:40:40,662
- من با این زندگی راضی‌ام... - موضوع خانواده‌ی توئه.

584
00:40:41,329 --> 00:40:42,204
پدرت!

585
00:40:46,287 --> 00:40:48,746
ماموریت، نجات دادن پدرته.

586
00:40:49,246 --> 00:40:50,787
تو اصلاً می‌دونی پدر من کیه؟

587
00:40:51,496 --> 00:40:52,412
می‌شناسیش؟

588
00:40:53,329 --> 00:40:54,621
تو این همه سال کجا بوده؟

589
00:40:55,996 --> 00:40:57,829
دیگه چی درباره خانواده‌ام می‌دونی؟

590
00:40:58,871 --> 00:40:59,829
به من بگو، خانم.

591
00:41:00,371 --> 00:41:01,371
این ماموریت را انجام بده.

592
00:41:01,621 --> 00:41:03,579
و جواب سوالاتت درباره خانواده‌ات را خواهی گرفت.

593
00:41:04,371 --> 00:41:05,579
داری مرا در تنگنا قرار می‌دهی؟

594
00:41:06,329 --> 00:41:08,246
برایم مهم نیست که زنده است یا مرده.

595
00:41:08,787 --> 00:41:10,579
بگذار بمیرد. من واقعاً از او متنفرم!

596
00:41:11,454 --> 00:41:13,496
اگر جلوی رویم ظاهر شود، خودم او را می‌کشم.

597
00:41:16,204 --> 00:41:17,496
وقت زیادی ندارم.

598
00:41:17,954 --> 00:41:19,746
فراتر از نجات پدرت...

599
00:41:19,829 --> 00:41:21,996
از تو می‌خواهم که این ماموریت را
برای جلوگیری از یک سلاح هسته‌ای بپذیری.

600
00:41:22,037 --> 00:41:25,037
تا به دست آدم‌های نادرست نیفته
و کشورمون رو نابود نکنه.

601
00:41:25,371 --> 00:41:27,871
نیومدم اینجا که التماس کنم یا خواهش کنم.

602
00:41:28,954 --> 00:41:30,746
اگه اهمیت این ماموریت رو
درک نمی‌کنی،

603
00:41:30,871 --> 00:41:33,204
لیاقت مامور "را" بودن رو نداری.

604
00:41:33,412 --> 00:41:34,871
بهتره همون استعفا بدی!

605
00:42:15,620 --> 00:42:17,162
چیه گاتام؟
همه چی مرتبه؟

606
00:42:26,787 --> 00:42:27,912
«قربان، کجایید؟»

607
00:42:28,037 --> 00:42:29,954
ده کیلومتر با مرز فاصله دارم.

608
00:42:29,995 --> 00:42:31,829
قایق رو آماده نگه دار.
زود می‌رسم.

609
00:42:32,329 --> 00:42:34,745
«قربان، مراقب باشید.
این منطقه پر از شورشی‌هاست.»

610
00:42:35,120 --> 00:42:36,079
باشه، متوجه شدم!

611
00:42:38,745 --> 00:42:39,787
تقریباً رسیدیم.

612
00:42:39,829 --> 00:42:42,037
- الان می‌رسیم.
- باشه بابا.

613
00:42:42,662 --> 00:42:43,662
- هی!
- بابا!

614
00:42:44,995 --> 00:42:46,370
بابا، چی شد؟

615
00:42:47,704 --> 00:42:50,162
«اوه نه! اون بچه‌ام رو کشت»

616
00:42:50,204 --> 00:42:51,245
بابا، چی شد؟

617
00:42:51,287 --> 00:42:53,954
اون پسرم رو کشت.

618
00:42:53,995 --> 00:42:55,704
اون بچه رو کشت.

619
00:42:55,745 --> 00:42:56,704
بگیریدش!

620
00:42:56,745 --> 00:42:58,454
تو ماشین بمون.

621
00:43:00,579 --> 00:43:01,454
بابا...

622
00:43:08,329 --> 00:43:09,245
تو ماشین بمون.

623
00:43:09,287 --> 00:43:10,162
همون‌جا بمون.

624
00:43:14,162 --> 00:43:15,620
منو ببخش! توروخدا بس کن!

625
00:43:15,787 --> 00:43:16,870
- پدرم رو ول کن.
- توروخدا منو ببخش.

626
00:43:16,912 --> 00:43:18,245
- منو ببخش!
- بابا!

627
00:43:18,454 --> 00:43:20,162
- عمدی نبود.
- بابا، بریم!

628
00:43:20,204 --> 00:43:21,370
- پدرم رو ول کن.
- ندیدمش که داره میاد.

629
00:43:21,412 --> 00:43:22,537
پدرم رو ول کن.

630
00:43:38,912 --> 00:43:42,620
رئیس، یه کاری بکن.
اونا پسرت رو کشتن.

631
00:43:42,829 --> 00:43:44,787
پسرم...

632
00:43:45,037 --> 00:43:47,454
توروخدا یکی کمک کنه.

633
00:43:48,662 --> 00:43:51,995
توروخدا بچه‌ام رو نجات بدید.

634
00:43:52,329 --> 00:43:53,787
«عزیزدلم.»

635
00:43:54,954 --> 00:43:56,745
بابا، سوار ماشین شو.

636
00:43:56,787 --> 00:43:58,704
- بابا... بابا...
- به حرفم گوش کن. با بچه‌هام کاری نداشته باش.

637
00:43:58,745 --> 00:43:59,995
- برو کنار!
- توروخدا به حرفم گوش کن.

638
00:44:00,037 --> 00:44:01,829
به حرفم گوش کن. با بچه‌هام کاری نداشته باش.

639
00:44:01,870 --> 00:44:03,287
توروخدا به حرفم گوش کن!

640
00:44:03,537 --> 00:44:05,620
- رحم کنید! رحم کنید!
- بابا!

641
00:44:05,662 --> 00:44:06,829
لطفاً به ما رحم کنید!

642
00:44:07,245 --> 00:44:08,704
ولم کن.

643
00:44:09,120 --> 00:44:12,079
- هی، لطفاً به بچه‌ها رحم کنید.
- بابا!

644
00:44:12,120 --> 00:44:15,995
- ولم کن.
- ولم کن!

645
00:44:16,287 --> 00:44:17,787
- ولم کن.
- ولم کن!

646
00:44:17,954 --> 00:44:19,079
بابا، لطفاً ما رو نجات بده!

647
00:44:19,120 --> 00:44:20,162
- داداش!
- بابا!

648
00:44:20,329 --> 00:44:21,495
ولم کن!

649
00:44:33,620 --> 00:44:34,745
من اشتباه کردم.

650
00:44:35,537 --> 00:44:36,454
لطفاً ازشون بگذر.

651
00:44:37,620 --> 00:44:39,370
حالا دیگه پسرت، پسر منه.

652
00:44:40,120 --> 00:44:43,162
بهتره بری.
وگرنه جفتشون رو می‌کشم.

653
00:44:54,454 --> 00:44:55,454
متأسفم، گاتام.

654
00:44:57,120 --> 00:44:58,037
بابا!

655
00:44:58,704 --> 00:44:59,745
بابا!

656
00:45:00,454 --> 00:45:02,329
بابا، لطفاً تنهامون نذار.

657
00:45:03,287 --> 00:45:05,287
بابا، لطفاً تنهامون نذار.

658
00:45:05,329 --> 00:45:06,204
بابا!

659
00:45:06,245 --> 00:45:08,079
بابا، لطفاً ما رو ترک نکن.

660
00:45:08,329 --> 00:45:10,453
بابا!
بابا، لطفاً ما رو ترک نکن.

661
00:45:10,495 --> 00:45:13,037
بابا، لطفاً برگرد.

662
00:45:13,370 --> 00:45:15,162
لطفاً بابا. بابا!

663
00:45:15,412 --> 00:45:16,953
بابا، لطفاً ما رو ترک نکن.

664
00:45:17,412 --> 00:45:18,412
بابا!

665
00:45:26,120 --> 00:45:27,537
هی، ولم کن!

666
00:45:27,828 --> 00:45:29,287
- آدیتی!
- داداش!

667
00:45:41,995 --> 00:45:44,537
داداش، گشنمه.

668
00:45:51,370 --> 00:45:52,370
تو برو اونجا بشین.

669
00:45:56,578 --> 00:46:00,870
آدیتی، همین‌جا بمون تا برگردم.

670
00:46:00,912 --> 00:46:02,370
- باشه.
- جایی نرو.

671
00:46:06,703 --> 00:46:08,578
- عمو، گشنمه.
- چی می‌خوای؟

672
00:46:08,620 --> 00:46:11,495
- یه سیب می‌خوام.
- گمشو اون‌طرف! برو پی کارت!

673
00:46:15,495 --> 00:46:16,537
هی، دستت رو بکش!

674
00:46:17,703 --> 00:46:20,203
عمو، خواهرم گشنشه.

675
00:46:20,495 --> 00:46:22,037
لطفاً یه سیب به ما بده.

676
00:46:22,078 --> 00:46:22,953
پول داری؟

677
00:46:23,162 --> 00:46:24,662
نداری دیگه، نه؟ گمشو برو!

678
00:46:35,745 --> 00:46:38,620
هی! هی! هی!
ازم دزدی کرد. بگیرینش.

679
00:46:38,662 --> 00:46:39,370
داداش!

680
00:46:39,412 --> 00:46:40,787
- دزد عوضی!
- داداش!

681
00:46:40,828 --> 00:46:42,912
- هی، بگیریدش!
- هی!

682
00:46:44,370 --> 00:46:45,412
داداش!

683
00:47:01,745 --> 00:47:02,662
ادیتی!

684
00:47:06,495 --> 00:47:07,412
ادیتی!

685
00:47:11,662 --> 00:47:12,578
هی!

686
00:47:13,328 --> 00:47:15,370
- چطور جرأت کردی از من بدزدی؟
- بزنیدش!

687
00:47:15,745 --> 00:47:18,620
- بزنیدش!
- ادیتی!

688
00:47:28,037 --> 00:47:28,828
«بهم بگو.»

689
00:47:28,995 --> 00:47:31,787
گاتام، این یک ماموریت محرمانه است.

690
00:47:32,328 --> 00:47:34,412
«تا وقتی که بعد از انجام ماموریت
به هند برگردیم...»

691
00:47:34,620 --> 00:47:36,537
«حتی خانم ایندیرا هم نمی‌تواند با ما تماس بگیرد.»

692
00:47:36,828 --> 00:47:37,828
«من سرپرستی تیم رو به عهده می‌گیرم.»

693
00:47:38,453 --> 00:47:41,203
من سلاح‌های لازم رو براتون تهیه می‌کنم
و هماهنگی‌های لازم رو انجام می‌دم.

694
00:47:41,995 --> 00:47:46,078
البته، کار من خارج از میدان عملیاته.

695
00:47:47,453 --> 00:47:49,703
«می‌دونم که بدون هیچ چشم‌داشت شخصی
این ماموریت رو قبول کردی.»

696
00:47:49,828 --> 00:47:51,412
«اما خانم ایندیرا به تو اعتماد داره.»

697
00:47:51,787 --> 00:47:55,245
تا ۵ ساعت دیگه، یک جت شخصی
منتظره تا ما رو به روسیه ببره.

698
00:47:55,537 --> 00:47:56,912
«به همراه تیمت
به فرودگاه بیا.»

699
00:48:29,370 --> 00:48:31,537
کسی که قراره ببینیم راگوئه.

700
00:48:32,078 --> 00:48:33,828
اون به عنوان دانشجو اومده روسیه.

701
00:48:33,870 --> 00:48:36,703
کار اصلیش جمع‌آوری
اطلاعات برای سازمان اطلاعات هند (R&AW) هست.

702
00:48:36,953 --> 00:48:38,578
اون خیلی نفوذ داره.

703
00:48:43,745 --> 00:48:44,745
چه خبر، رفیق؟

704
00:48:44,828 --> 00:48:46,078
اوضاع چطوره، پونو؟

705
00:48:46,203 --> 00:48:47,620
هی، بشین.

706
00:48:47,661 --> 00:48:49,286
رئیس، پرسیدم حالت چطوره؟

707
00:48:49,495 --> 00:48:50,911
می‌تونستی مودبانه‌تر بپرسی.

708
00:48:51,745 --> 00:48:53,328
در عوض داری می‌پرسی،
«اوضاع چطوره؟»

709
00:48:54,828 --> 00:48:55,953
برو سر اصل مطلب!

710
00:48:58,495 --> 00:48:59,828
طبق پروتکل‌های استرداد...

711
00:49:00,036 --> 00:49:02,953
یک تیم از هند همین الان اینجاست
تا آقای ایکس رو از بین ببره.

712
00:49:03,828 --> 00:49:06,078
دوستم راکی داره بهشون کمک می‌کنه.

713
00:49:06,911 --> 00:49:08,328
اونا تو هتل پرزیدنت هستن.

714
00:49:08,703 --> 00:49:09,828
اتاق ۱۱۵.

715
00:49:10,370 --> 00:49:12,286
گوش کن، تمیزشون کن، مرد!

716
00:49:12,661 --> 00:49:13,828
نباید هیچ ردی به من برسه.

717
00:49:13,995 --> 00:49:15,078
هوم... باشه!

718
00:49:15,703 --> 00:49:19,536
«سه کیلومتر اون‌طرف‌تر، یه هتل ارزون
به اسم هتل پرزیدنت پیدا می‌کنی.»

719
00:49:19,620 --> 00:49:21,161
اتاق شماره ۱۱۵

720
00:49:21,745 --> 00:49:23,286
تنها چیزی که می‌خوان...

721
00:49:23,995 --> 00:49:24,786
غذای هندیه.

722
00:49:25,328 --> 00:49:26,911
ما هم از همین برای گیر انداختنشون استفاده می‌کنیم.

723
00:49:27,536 --> 00:49:28,786
یه دوز قوی از داروی بیهوشی.

724
00:49:28,828 --> 00:49:31,870
یه ذره ازش کافیه که آدمو
تو ۳۰ ثانیه بیهوش کنه.

725
00:49:31,911 --> 00:49:35,328
«و تا ۱۲ ساعت هم
با شوک الکتریکی به هوش نمیان.»

726
00:49:38,620 --> 00:49:41,036
سفارشتون، غذای هندی.

727
00:49:53,620 --> 00:49:55,078
نوش جان.

728
00:50:14,411 --> 00:50:15,495
بریم سر اصل مطلب.

729
00:50:16,078 --> 00:50:17,536
«مستر ایکس» رو کجا نگه داشتن؟

730
00:50:17,911 --> 00:50:22,703
اون و اون وسیله رو
بیرون مسکو، توی یه کشتی‌سازی متروکه نگه داشتن.

731
00:50:23,495 --> 00:50:26,745
«اما گوتام،
حداقل ۴۰ نفر اونجا نگهبانی میدن.»

732
00:50:30,995 --> 00:50:31,578
«نه!»

733
00:50:31,620 --> 00:50:33,828
«ما حتی دو دقیقه هم نمی‌تونیم
اونجا دوام بیاریم.»

734
00:50:35,453 --> 00:50:38,036
اگه اشتباه نکنم، قراره صبح
به پاکستان منتقلش کنن.

735
00:50:38,620 --> 00:50:39,245
آره!

736
00:50:39,286 --> 00:50:41,578
پس اون رو از
کشتی‌سازی میارن بیرون.

737
00:50:41,661 --> 00:50:44,745
تنها شانس ما زمانیه که
اصلاً انتظارش رو ندارن.

738
00:50:45,786 --> 00:50:47,161
تو مسیر فرودگاه.

739
00:50:53,828 --> 00:50:55,745
علاوه بر این، نگهبان‌های کمتری هم در کشتی هستن.

740
00:51:04,870 --> 00:51:09,203
«شیبا دوربین‌های مداربسته رو هک کن و ببین
نیروی کمکی پلیس می‌فرستن یا نه.»

741
00:51:09,953 --> 00:51:12,870
لیست سلاح‌هایی که لازم داری رو بهم بده،
تا هماهنگی‌های لازم رو انجام بدم.

742
00:51:13,411 --> 00:51:15,453
«با استفاده از کیف دیپلماتیک هند،»

743
00:51:15,578 --> 00:51:18,703
«ترتیبی می‌دم که
آقای ایکس و محموله هسته‌ای»

744
00:51:18,745 --> 00:51:21,078
«بدون هیچ بازرسی امنیتی
سوار هواپیما بشن.»

745
00:51:21,286 --> 00:51:23,370
رابط‌های محلی بهمون کمک می‌کنن.

746
00:51:23,620 --> 00:51:26,453
همین که ماموریت رو انجام بدی و
خودت رو به فرودگاه برسونی کافیه.

747
00:51:26,578 --> 00:51:27,370
باشه.

748
00:51:34,620 --> 00:51:35,703
یه چیز دیگه...

749
00:51:35,745 --> 00:51:38,661
کسی که قراره فردا نجاتش بدیم،
پدر منه.

750
00:51:38,745 --> 00:51:40,161
آقای پارامشوار پراتاپ.

751
00:51:40,495 --> 00:51:44,411
اگه جلو چشمم ظاهر می‌شد،
خودم می‌کشتمش.

752
00:51:45,703 --> 00:51:46,953
از اون مرد متنفرم!

753
00:51:58,703 --> 00:52:00,703
بچه‌ها، الان به تصاویر دسترسی دارم.

754
00:52:01,286 --> 00:52:02,411
داریم تعقیبشون می‌کنیم.

755
00:52:06,744 --> 00:52:08,328
«گاتام، دارن می‌رسن.»

756
00:52:08,369 --> 00:52:09,703
وقتشه بزنیم به دل ماجرا!

757
00:52:30,161 --> 00:52:31,869
«بهتره بدونی کی رئیسه»

758
00:52:31,911 --> 00:52:33,453
«و ما اینجا آماده‌ی ساختنیم»

759
00:52:33,494 --> 00:52:34,619
«و اونایی که نمی‌تونن قایم بشن»

760
00:52:34,661 --> 00:52:36,703
«بهتره فرار کنن، تبدیل به ستاره بشن»

761
00:52:36,744 --> 00:52:38,911
«آدرنالین بالاست، هر کدی تو چشمامونه»

762
00:52:38,994 --> 00:52:40,161
«نگاه کن چطور اجراش می‌کنم»

763
00:52:40,203 --> 00:52:42,119
«رد پاها رو می‌کوبم تو صورتشون، انگار همه‌چیزن»

764
00:52:42,911 --> 00:52:45,619
«آدرنالین شعار ماست»

765
00:52:46,119 --> 00:52:49,119
«مدیریتی که دیگه فردا نمی‌بینیش»

766
00:52:49,161 --> 00:52:50,161
«فردا رو ببین»

767
00:52:50,203 --> 00:52:52,161
«بازی رو تغذیه کن، بازی رو تغذیه کن»

768
00:52:52,203 --> 00:52:53,286
«بازی رو تغذیه کن»

769
00:52:53,328 --> 00:52:55,703
«فردا را نخواهی دید»

770
00:52:55,828 --> 00:52:57,828
جت شخصی‌تان آماده‌ی پرواز است.

771
00:52:57,994 --> 00:52:59,453
۳۰ دقیقه وقت دارید.

772
00:53:00,369 --> 00:53:01,494
بسیار خب.

773
00:53:01,578 --> 00:53:04,536
«او همه چیز را نابود خواهد کرد»

774
00:53:04,578 --> 00:53:06,661
گاتام، آن‌ها درخواست نیروی کمکی کرده‌اند.

775
00:53:06,703 --> 00:53:08,203
«مزاحمش نشوید»

776
00:53:08,244 --> 00:53:10,911
«این هم کسی که قرار است همه چیز را منفجر کند»

777
00:53:20,036 --> 00:53:22,536
وقت زیادی نداریم.
پلیس‌ها دارند نزدیک می‌شوند.

778
00:53:28,328 --> 00:53:29,494
بررسی کن که دستگاه اینجاست یا نه.

779
00:53:31,619 --> 00:53:32,911
راگو! راگو!

780
00:53:34,119 --> 00:53:35,744
گاتام، پلیس خیلی نزدیکه.

781
00:53:35,786 --> 00:53:36,786
«دیگه وقتی نداریم.»

782
00:53:36,994 --> 00:53:38,953
- راگو! راگو!
- «گاتام، صدامو می‌شنوی؟»

783
00:53:39,078 --> 00:53:40,203
«از اونجا بیا بیرون!»

784
00:53:40,744 --> 00:53:43,369
راگو! هی، راگو، راگو!

785
00:53:50,036 --> 00:53:51,369
متأسفم، گاتام.

786
00:53:51,411 --> 00:53:52,911
لطفاً ما رو تنها نذار، بابا.

787
00:53:53,203 --> 00:53:54,411
بابا!

788
00:54:08,994 --> 00:54:09,953
هی، تو دیگه کی هستی؟

789
00:54:10,494 --> 00:54:11,494
هی، اون کیه؟

790
00:54:14,578 --> 00:54:15,536
هی، برو پایین!

791
00:54:16,494 --> 00:54:17,244
برو داخل.

792
00:54:17,286 --> 00:54:18,494
گاتام، این دختر کیه؟

793
00:54:18,536 --> 00:54:19,869
بزن بریم! بزن بریم!
ماشین رو روشن کن.

794
00:55:03,286 --> 00:55:05,119
- قربان، کدوم طرف؟
- دروازه شماره ۲.

795
00:55:13,911 --> 00:55:15,953
گاتام، این دختر کیه؟

796
00:55:16,494 --> 00:55:17,953
- نمی‌دونم.
- نمی‌دونی؟

797
00:55:19,078 --> 00:55:21,786
به جای پارامشوار پراتاپ،
این دختر توی ماشین بود.

798
00:55:21,911 --> 00:55:23,786
نمی‌تونستیم اونجا رهاش کنیم.
برای همین نجاتش دادم.

799
00:55:23,994 --> 00:55:25,661
تو قهرمان فیلم‌های سینمایی نیستی
که بخوای زن‌های گرفتار رو نجات بدی.

800
00:55:26,244 --> 00:55:28,078
ما نمی‌تونیم پروتکل‌های ماموریت رو زیر پا بذاریم.

801
00:55:28,328 --> 00:55:31,494
تازه، اگه یه دختر ناشناس رو با خودمون به هند بیاریم،
حسابی به دردسر می‌افتیم.

802
00:55:31,828 --> 00:55:32,911
من اجازه نمی‌دم.

803
00:55:33,161 --> 00:55:36,077
من با خانم ایندیرا صحبت می‌کنم.

804
00:55:36,494 --> 00:55:38,369
ما نمی‌تونیم اون دختر رو اینجا جا بذاریم.
بزن بریم.

805
00:55:49,661 --> 00:55:50,411
کامینی!

806
00:55:51,577 --> 00:55:52,786
آماران، اونا اینجان.

807
00:55:53,744 --> 00:55:55,286
«یه قایق داره به سمتتون میاد.»

808
00:55:55,327 --> 00:55:56,119
آره!

809
00:55:56,411 --> 00:55:57,661
- سریع انجامش بده.
- باشه.

810
00:56:06,161 --> 00:56:07,494
هی، هی، هی، جکسون!

811
00:56:07,536 --> 00:56:08,286
سلام، آماران!

812
00:56:08,327 --> 00:56:09,536
- چطوری؟
- چطوری، رفیق؟

813
00:56:09,577 --> 00:56:10,869
به هند خوش اومدی!

814
00:56:18,202 --> 00:56:20,869
اگه کسی پرسید،
تو یه ماساژور از مانیپور هستی.

815
00:56:29,952 --> 00:56:30,869
تو کی هستی؟

816
00:56:31,619 --> 00:56:32,744
هندی هستی؟

817
00:56:33,286 --> 00:56:34,286
پاکستانی؟

818
00:56:35,536 --> 00:56:36,661
می‌تونیم به زبان تامیلی صحبت کنیم.

819
00:56:37,494 --> 00:56:38,744
عالیه، تو تامیل هستی.

820
00:56:38,994 --> 00:56:40,744
ببین، اون دختر ماست.

821
00:56:41,536 --> 00:56:43,077
انگار دختر خودشه.

822
00:56:43,202 --> 00:56:45,202
تو پروتکل‌ها رو زیر پا گذاشتی
و یه غریبه رو با خودت آوردی.

823
00:56:45,244 --> 00:56:46,202
انگار داری احساسات به خرج می‌دی.

824
00:56:46,244 --> 00:56:48,702
چطور به دست روس‌ها افتادی؟

825
00:56:50,244 --> 00:56:51,244
نمی‌دونم.

826
00:56:51,327 --> 00:56:55,161
وسط شب،
توی لندن منو دزدیدن.

827
00:56:55,911 --> 00:56:57,786
وقتی بیدار شدم، توی مسکو بودم.

828
00:56:58,702 --> 00:56:59,577
نگران نباش!

829
00:56:59,744 --> 00:57:02,119
وقتی به هند برسیم،
با رئیسم ایندیرا صحبت می‌کنم.

830
00:57:02,411 --> 00:57:03,827
به‌زودی برمی‌گردی لندن.

831
00:57:04,286 --> 00:57:05,202
ممنونم!

832
00:57:06,161 --> 00:57:07,994
هیچ ایده‌ای داری چرا دزدیدنت؟

833
00:57:10,827 --> 00:57:12,411
پدرم مامور «را» است.

834
00:57:12,452 --> 00:57:13,452
مامور «را»...

835
00:57:19,036 --> 00:57:19,911
اسمش؟

836
00:57:20,744 --> 00:57:22,327
آقای پارامشوار پراتاپ.

837
00:57:25,411 --> 00:57:26,661
پارامش...

838
00:57:32,994 --> 00:57:33,827
تو چی؟

839
00:57:34,327 --> 00:57:36,536
آدیتی!
آدیتی سوریا پراتاپ.

840
00:57:46,744 --> 00:57:47,744
آدیتی!

841
00:58:03,286 --> 00:58:06,119
من گاتام هستم.
گاتام سوریا پراتاپ.

842
00:58:13,327 --> 00:58:14,494
برادر...

843
00:58:36,119 --> 00:58:41,494
«بسیاری از رهبران جهان و مقامات
برای اجلاس جی۲۰ وارد چنای شده‌اند.»

844
00:58:41,536 --> 00:58:42,036
«طبق این گزارش،»

845
00:58:42,077 --> 00:58:45,619
«تدابیر امنیتی شدیدی
در اطراف او.ام.آر و ای.سی.آر چنای برقرار است.»

846
00:58:45,952 --> 00:58:46,619
«در این اجلاس...»

847
00:58:46,661 --> 00:58:50,744
«رهبران جهان به‌طور مشترک
معاهده‌ای برای اشتراک‌گذاری انرژی هسته‌ای امضا خواهند کرد.»

848
00:58:51,036 --> 00:58:53,161
«برای میزبانی و آغاز این اجلاس...»

849
00:58:53,202 --> 00:58:56,786
نخست‌وزیر هند
در حال رسیدن به ماهابالیپورام است.

850
00:59:04,744 --> 00:59:09,035
قربان، آن‌ها تیم من را که با تأیید شما بودند، بیهوش کردند.

851
00:59:09,244 --> 00:59:10,994
و او یک عملیات غیرمجاز انجام داد.

852
00:59:11,452 --> 00:59:14,202
او دلیل شکست
عملیات ما در روسیه است.

853
00:59:18,535 --> 00:59:22,410
بله قربان.
من یک عملیات غیرمجاز انجام دادم.

854
00:59:23,160 --> 00:59:24,660
اما با احترام...

855
00:59:26,119 --> 00:59:30,077
من با تصمیم حذف آقای ایکس
موافق نبودم.

856
00:59:32,285 --> 00:59:36,577
قربان، من از دستور شما سرپیچی کردم
تا جان یک مأمور خوب را نجات دهم.

857
00:59:37,244 --> 00:59:39,244
آقای ایکس یکی از بهترین مأموران ماست.

858
00:59:39,660 --> 00:59:42,452
حذف کردن او خیلی آسان است.

859
00:59:42,535 --> 00:59:43,785
ولی اگه این کار رو بکنیم،

860
00:59:43,827 --> 00:59:46,410
دیگه نمی‌تونیم اون محموله هسته‌ای رو پس بگیریم.

861
00:59:46,869 --> 00:59:48,119
سلاح هسته‌ای؟

862
00:59:49,119 --> 00:59:50,285
قربان، فعلاً سلاح نیست.

863
00:59:50,577 --> 00:59:54,369
در حال حاضر، فقط یه دستگاهه
که هفت تا کپسول پلوتونیوم داره.

864
00:59:54,827 --> 00:59:58,660
ولی اگه دشمن‌هامون
دستشون به این کپسول‌ها برسه...

865
00:59:58,702 --> 01:00:01,785
می‌تونن اون رو به سلاح هسته‌ای تبدیل کنن
که کشورمون رو نابود می‌کنه.

866
01:00:01,869 --> 01:00:04,202
خیلی خب... تیمت کجاست؟

867
01:00:04,577 --> 01:00:06,160
ماموریتتون موفقیت‌آمیز بود؟

868
01:00:06,452 --> 01:00:07,244
بله، قربان.

869
01:00:07,869 --> 01:00:09,910
آن‌ها همین الان دارند
از روسیه برمی‌گردند.

870
01:00:10,035 --> 01:00:12,285
تا کمی دیگر، در هوسور فرود می‌آیند.

871
01:00:12,327 --> 01:00:13,535
آقای ایکس هم همراهشان است.

872
01:00:13,619 --> 01:00:14,952
وقتی به اینجا برسند...

873
01:00:14,994 --> 01:00:17,035
می‌توانم ثابت کنم که دارم راست می‌گویم.

874
01:00:17,077 --> 01:00:17,910
نه، قربان!

875
01:00:18,952 --> 01:00:19,744
او دارد دروغ می‌گوید!

876
01:00:20,452 --> 01:00:21,327
او دارد دروغ می‌گوید!

877
01:00:22,285 --> 01:00:25,702
آن‌ها جسد آقای ایکس را
از یک معدن در روسیه پیدا کردند.

878
01:00:26,702 --> 01:00:27,827
- آشوک!
- بله قربان!

879
01:00:34,744 --> 01:00:37,452
ما هماهنگی‌های لازم رو برای برگردوندن
جسدش به هند انجام دادیم.

880
01:00:38,244 --> 01:00:40,744
قربان، تیم اون‌ها بودن که
خودسرانه عمل کردن...

881
01:00:40,785 --> 01:00:42,869
و یه بمب هسته‌ای رو
وارد کشور کردن.

882
01:00:43,452 --> 01:00:47,410
اون‌ها دقیقاً دارن اون رو در زمان برگزاری اجلاس جی۲۰
به تامیل نادو میارن.

883
01:00:47,452 --> 01:00:49,452
احتمال حمله وجود داره.

884
01:00:49,494 --> 01:00:51,702
برای بازجویی ازش به اجازه شما نیاز دارم.

885
01:00:55,994 --> 01:00:58,285
خب، ایندیرا، تو باید از کارت کناره‌گیری کنی.

886
01:00:58,327 --> 01:01:00,285
من تو رو تحت بازجویی قرار می‌دم.

887
01:01:00,619 --> 01:01:01,952
- آقای مورتی!
- بله قربان!

888
01:01:01,994 --> 01:01:04,119
به محض اینکه تیمش توی هوسور فرود اومدن،
دستگیرشون کنید.

889
01:01:04,660 --> 01:01:07,244
و مطمئن شو که
آن دستگاه هسته‌ای امن است.

890
01:01:07,535 --> 01:01:08,077
چشم، قربان!

891
01:01:08,119 --> 01:01:11,327
تا وقتی اجلاس جی۲۰ تمام نشده،
هیچ‌کس نباید از این موضوع باخبر شود.

892
01:01:11,619 --> 01:01:12,410
حتماً، قربان!

893
01:01:12,744 --> 01:01:13,660
حالا می‌توانی بروی!

894
01:01:39,827 --> 01:01:40,952
آن‌ها نیروهای خانم ایندیرا هستند.

895
01:01:41,577 --> 01:01:42,327
خودم با آن‌ها صحبت می‌کنم.

896
01:01:46,494 --> 01:01:49,119
سلام، قربان. من پونوسامی هستم،
مأمور سازمان اطلاعات و تحقیقات هند.

897
01:01:49,160 --> 01:01:51,160
شماره شناسایی ۲۱۰۵، بخش چنای.

898
01:02:05,202 --> 01:02:06,619
قربان، آن‌ها رسیدند.

899
01:02:06,952 --> 01:02:09,160
دستگیرشون کنید و دستگاه رو به جای امن منتقل کنید.

900
01:02:09,244 --> 01:02:10,160
چشم، قربان.

901
01:02:10,660 --> 01:02:11,785
همگی بازداشتید!

902
01:02:11,827 --> 01:02:12,869
هی!

903
01:02:13,452 --> 01:02:14,119
هی، چیکار داری می‌کنی...

904
01:02:14,160 --> 01:02:15,827
قربان، مشکلتون چیه؟
لطفاً کارت شناسایی رو چک کنید.

905
01:02:15,869 --> 01:02:16,910
قربان، چه اتفاقی داره می‌افته؟

906
01:02:16,952 --> 01:02:18,660
هی، گاتام.
سلاح‌ها رو بنداز!

907
01:02:18,910 --> 01:02:19,785
خودم باهاش حرف می‌زنم.

908
01:02:19,827 --> 01:02:21,619
قربان، لطفاً کارت شناسایی من رو چک کنید.

909
01:02:24,619 --> 01:02:26,494
قربان، یه سوتفاهمی پیش اومده.

910
01:02:28,827 --> 01:02:29,994
بله!

911
01:02:39,285 --> 01:02:40,535
- هی، بشین!
- بخواب! بخواب روی زمین!

912
01:02:40,577 --> 01:02:41,910
سرتون رو بدزدید! پایین بمونید!

913
01:02:42,577 --> 01:02:43,618
گوتام، مراقب باش!

914
01:02:43,702 --> 01:02:45,243
- گوتام!
- هی بچه‌ها، از هم جدا نشید.

915
01:02:45,285 --> 01:02:46,577
کنار هم بمونید!

916
01:02:46,618 --> 01:02:48,618
ادیتی! نه، ادیتی!

917
01:02:52,827 --> 01:02:54,618
قربان، قربان، همه ما تحت حمله هستیم.

918
01:02:54,702 --> 01:02:55,577
چی؟

919
01:02:55,785 --> 01:02:57,368
قربان، ایندیرا نیرو فرستاده.

920
01:02:57,410 --> 01:02:58,618
دارن به سمت ما شلیک می‌کنن!

921
01:03:08,035 --> 01:03:10,035
ایندیرا، داری چه غلطی می‌کنی؟

922
01:03:10,160 --> 01:03:11,118
ماشین رو نگه دار!

923
01:03:24,702 --> 01:03:26,618
سلام قربان!

924
01:03:43,618 --> 01:03:44,410
پیاده شو!

925
01:03:47,743 --> 01:03:49,243
با من بازی نکن.

926
01:03:50,160 --> 01:03:51,535
باند فرودگاه رو ببندید!

927
01:03:51,660 --> 01:03:53,077
اون‌ها مسلح و خطرناک هستن.

928
01:03:53,160 --> 01:03:54,160
نیروی کمکی بخواهید.

929
01:03:54,202 --> 01:03:56,077
ارتش رو بفرست.
برام مهم نیست!

930
01:03:59,577 --> 01:04:00,827
حال همگی چطوره؟

931
01:04:01,452 --> 01:04:02,702
امیدوارم کسی صدمه ندیده باشه.

932
01:04:03,118 --> 01:04:05,035
بهشون گفته بودم که به شما کاری نداشته باشن.

933
01:04:05,118 --> 01:04:08,493
فکر کنم دیدار دوباره‌ی خواهر و برادر
خیلی احساسی بوده باشه.

934
01:04:08,827 --> 01:04:09,743
تو کی هستی؟

935
01:04:09,785 --> 01:04:10,535
اوه!

936
01:04:11,368 --> 01:04:12,493
اسم من آمارانه.

937
01:04:13,535 --> 01:04:14,577
تو گوتامی، مگه نه؟

938
01:04:15,785 --> 01:04:19,868
ایندیرا اول من رو فرستاد
تا پدرت رو در مسکو نجات بدم.

939
01:04:20,327 --> 01:04:22,702
چون برنامه‌های دیگه‌ای داشتم...

940
01:04:22,743 --> 01:04:24,202
مجبور شدم پدرت رو کنار بذارم...

941
01:04:24,868 --> 01:04:26,452
و در عوض اون دستگاه رو بدزدم.

942
01:04:27,118 --> 01:04:31,327
ولی وارد کردن یک دستگاه هسته‌ای به هند
کار آسونی نیست.

943
01:04:31,493 --> 01:04:36,243
برای همین، از طریق مجاری دیپلماتیک،
از تو استفاده کردم تا دستگاه رو وارد کنی.

944
01:04:36,660 --> 01:04:37,952
لطفاً دستگاه رو بذار زمین.

945
01:04:38,952 --> 01:04:40,285
و همه‌تون می‌تونید برید.

946
01:04:42,118 --> 01:04:44,077
لطفاً به حرفم گوش کن.

947
01:04:44,618 --> 01:04:45,660
ولش کن!

948
01:04:48,202 --> 01:04:50,160
من خیلی دقیق برنامه‌ریزی کرده بودم...

949
01:04:51,327 --> 01:04:53,743
و از تو استفاده کرد تا اون رو به هند بیاری.

950
01:04:54,118 --> 01:04:55,660
فکر می‌کنی
بدون دلیل این کار رو کردم؟

951
01:04:58,160 --> 01:04:59,035
برادر...

952
01:05:02,243 --> 01:05:03,660
چیزی می‌دونی، گاتام؟

953
01:05:04,243 --> 01:05:05,785
اتفاقاتی که بعدش میفته...

954
01:05:06,410 --> 01:05:08,160
تو توی اون‌ها نقش آدم بده رو داری.

955
01:05:13,410 --> 01:05:15,660
بازی تو تمومه!

956
01:05:15,743 --> 01:05:18,035
کارت ساخته‌ست!
تو، لعنتی!

957
01:05:21,827 --> 01:05:23,993
مورتی، داری پرت و پلا می‌گی،
بی‌خبر از اینکه چه اتفاقی داره میفته.

958
01:05:34,535 --> 01:05:35,868
هی! مراقب باش، لعنتی!

959
01:05:37,202 --> 01:05:38,077
جاسلین!

960
01:05:39,868 --> 01:05:41,243
شلیک نکن! شلیک نکن!

961
01:05:41,285 --> 01:05:42,618
می‌خوام زنده‌ دستگیرشون کنید!

962
01:05:52,077 --> 01:05:53,785
تو فقط اون کلاهک هسته‌ای رو لازم داری.

963
01:05:54,410 --> 01:05:55,327
چرا اون رو می‌خوای؟

964
01:05:55,702 --> 01:05:57,327
فعلاً می‌تونی دستگاه رو برداری.

965
01:06:00,493 --> 01:06:02,160
هی! همون‌جا بمون!

966
01:06:03,035 --> 01:06:04,160
برادر، داری چیکار می‌کنی؟

967
01:06:04,368 --> 01:06:07,410
اگه فکر کردی
ملاحظه‌ی خونواده رو می‌کنم...

968
01:06:07,660 --> 01:06:09,160
جرأت داری یه قدم جلوتر بیا.

969
01:06:09,701 --> 01:06:10,785
داداش، خواهش می‌کنم، نه!

970
01:06:11,326 --> 01:06:12,326
این کار رو نکن.

971
01:06:12,660 --> 01:06:14,201
داری چیکار می‌کنی؟
خواهش می‌کنم این کار رو نکن.

972
01:06:16,160 --> 01:06:17,951
تو خیلی احمق و احساساتی هستی.

973
01:06:21,285 --> 01:06:22,368
هی! هی!

974
01:06:23,243 --> 01:06:24,410
هی، داری چه غلطی می‌کنی؟

975
01:06:24,493 --> 01:06:25,743
چرا بهش شلیک کردی؟

976
01:06:28,993 --> 01:06:30,160
آماران، بزن بریم!

977
01:06:30,618 --> 01:06:33,826
آماران، نیروهای کمکی دارن می‌رسن.
ما دستگاه رو داریم.

978
01:06:34,118 --> 01:06:35,451
لطفاً به حرفم گوش کن! بزن بریم!

979
01:06:35,868 --> 01:06:37,410
بزن بریم!

980
01:06:38,243 --> 01:06:39,951
خانم، لطفاً اسلحه‌تان را زمین بگذارید.

981
01:06:43,493 --> 01:06:46,285
«من جلوی بازی رو می‌گیرم»

982
01:06:52,118 --> 01:06:54,660
«من جلوی بازی رو می‌گیرم»

983
01:06:54,743 --> 01:06:56,326
دارم میام سراغت.

984
01:06:58,285 --> 01:06:59,326
بیا جلو!

985
01:07:10,701 --> 01:07:13,701
ممنوع!

986
01:07:13,743 --> 01:07:16,826
نیروگاه هسته‌ای ممنوع

987
01:07:16,910 --> 01:07:19,951
تعطیل!

988
01:07:19,993 --> 01:07:25,951
نیروگاه هسته‌ای را تعطیل کنید

989
01:07:25,993 --> 01:07:28,201
تعطیل!

990
01:07:28,243 --> 01:07:29,326
لطفاً آرام باشید.

991
01:07:29,368 --> 01:07:30,535
همه ساکت!

992
01:07:33,868 --> 01:07:39,160
ما نمی‌توانیم طبق خواسته شما،
نیروگاه هسته‌ای را فوراً تعطیل کنیم.

993
01:07:39,701 --> 01:07:41,451
این نیروگاه به افزایش
تولید برق کمک می‌کند...

994
01:07:41,493 --> 01:07:44,451
نه تنها در تامیل نادو،
بلکه در ایالت‌های دیگر هم.

995
01:07:45,160 --> 01:07:46,368
فرصت‌های شغلی بیشتری
ایجاد خواهد شد.

996
01:07:46,410 --> 01:07:47,910
دیگر قطعی برق نخواهیم داشت.

997
01:07:47,951 --> 01:07:49,410
آلودگی کاهش پیدا می‌کند.

998
01:07:49,910 --> 01:07:52,493
چرا کسی باید جلوی پیشرفت
یک کشور را بگیرد؟

999
01:07:53,076 --> 01:07:56,951
قربان، این بزرگترین
نیروگاه هسته‌ای هند است.

1000
01:07:57,076 --> 01:07:59,743
تا چند روز دیگر،
این نیروگاه به بهره‌برداری می‌رسد.

1001
01:07:59,993 --> 01:08:03,618
دو سال آزمایش‌های اخیر،
خسارات زیادی به بار آورده است.

1002
01:08:04,368 --> 01:08:05,493
حرفتون رو می‌فهمم.

1003
01:08:05,910 --> 01:08:09,160
مطمئن می‌شم که خواسته‌های شما
به گوش مقامات بالادستی برسه.

1004
01:08:09,201 --> 01:08:10,951
من هم نظرم رو بهشون منتقل می‌کنم.

1005
01:08:11,201 --> 01:08:12,701
تمام تلاشم رو می‌کنم.

1006
01:08:12,951 --> 01:08:15,618
ولی تو رو خدا،
به اعتراض ادامه ندید.

1007
01:08:15,660 --> 01:08:17,701
خیلی از مسئولین قبلاً
قول‌هایی داده بودن.

1008
01:08:18,535 --> 01:08:20,035
ولی هیچ چیزی تغییر نکرد.

1009
01:08:20,410 --> 01:08:22,160
مردم مدام دارن فریب می‌خورن.

1010
01:08:23,035 --> 01:08:25,326
تا وقتی نیروگاه رو تعطیل نکنید...

1011
01:08:25,410 --> 01:08:27,326
ما همین‌جا اعتراض می‌کنیم!

1012
01:08:27,701 --> 01:08:30,326
تعطیل!

1013
01:08:30,368 --> 01:08:31,701
نیروگاه هسته‌ای را تعطیل کنید

1014
01:08:31,785 --> 01:08:33,618
- تعطیلش کنید!
- ما حواسمان به این اعتراض هست.

1015
01:08:34,076 --> 01:08:35,410
لطفاً شما به داخل برگردید.

1016
01:08:35,451 --> 01:08:37,951
تعطیلش کنید!

1017
01:08:38,243 --> 01:08:40,826
نیروگاه هسته‌ای را تعطیل کنید

1018
01:08:41,493 --> 01:08:43,743
تعطیلش کنید!

1019
01:08:43,826 --> 01:08:46,826
نیروگاه هسته‌ای را تعطیل کنید

1020
01:08:46,993 --> 01:08:49,618
تعطیلش کنید!

1021
01:08:49,660 --> 01:08:51,243
نیروگاه هسته‌ای را تعطیل کنید

1022
01:08:51,285 --> 01:08:53,035
حمله کنید!

1023
01:09:02,535 --> 01:09:05,326
آمارا!

1024
01:09:17,785 --> 01:09:20,243
مادر!

1025
01:09:29,118 --> 01:09:30,201
آماران!

1026
01:09:37,909 --> 01:09:38,909
کامینی...

1027
01:09:40,118 --> 01:09:42,951
برو و با کاپیتان سانجی متیو ملاقات کن،
که به درخواست تو در چنای است.

1028
01:09:43,659 --> 01:09:44,659
قبل از آن...

1029
01:09:44,743 --> 01:09:46,784
باید یک دوست قدیمی‌ام را غافلگیر کنم.

1030
01:09:47,201 --> 01:09:49,993
وقتش رسیده که هر دوی آن‌ها را ببینم.

1031
01:10:14,368 --> 01:10:17,076
گوتام، گلوله از
این طرف وارد و از آن طرف خارج شده.

1032
01:10:17,451 --> 01:10:23,284
تیرانداز خوب می‌دانست
که به اندام‌های داخلی آسیب نزند.

1033
01:10:24,951 --> 01:10:25,743
ممنونم دکتر.

1034
01:10:26,243 --> 01:10:28,493
نمی‌دانستم در این ساعت برای کمک
پیش چه کسی بروم.

1035
01:10:28,534 --> 01:10:31,284
حتماً وقتی به چنای رسیدید،
او را برای درمان به بیمارستان ببرید.

1036
01:10:31,326 --> 01:10:32,409
چشم دکتر.

1037
01:10:48,451 --> 01:10:49,951
این خبر در رسانه‌ها پخش شده؟

1038
01:10:50,993 --> 01:10:52,659
چون اجلاس گروه ۲۰ در جریان است...

1039
01:10:53,493 --> 01:10:55,493
رهبران جهان وارد چنای شده‌اند.

1040
01:10:56,201 --> 01:11:00,243
برای همین تا ۴۸ ساعت آینده، هیچ خبری
که باعث وحشت شود منتشر نمی‌شود.

1041
01:11:00,784 --> 01:11:02,493
اما همه در حالت آماده‌باش کامل خواهند بود!

1042
01:11:02,868 --> 01:11:05,534
گوتام، با رابط‌هایم در چنای صحبت کردم.

1043
01:11:06,701 --> 01:11:09,951
دستور بازداشت صادر کردن
خانم ایندیرا تحت بازداشت دیپلماتیکه.

1044
01:11:10,576 --> 01:11:11,993
همه‌مون...

1045
01:11:12,868 --> 01:11:16,201
به اتهام نقض قانون اسرار رسمی متهم شدیم.

1046
01:11:16,243 --> 01:11:17,159
خیانت!

1047
01:11:17,201 --> 01:11:18,534
دارن شوخی می‌کنن؟

1048
01:11:18,659 --> 01:11:20,784
ما که کار اشتباهی نکردیم.
چرا باید فرار کنیم و قایم بشیم؟

1049
01:11:21,784 --> 01:11:23,409
اینجا دیگه برامون امن نیست.

1050
01:11:24,618 --> 01:11:27,368
این رامش هست - رئیس پلیس بخش روستایی.

1051
01:11:27,826 --> 01:11:29,076
هم‌دوره‌ای قدیمی منه.

1052
01:11:29,201 --> 01:11:30,743
بهش زنگ زدم که کمکمون کنه.

1053
01:11:31,284 --> 01:11:33,659
اون همه هماهنگی‌ها رو برای
رفتن ما به چنای انجام داد.

1054
01:11:34,326 --> 01:11:36,159
«برای اجلاس جی ۲۰، امنیت...

1055
01:11:36,243 --> 01:11:39,284
«نیروی پلیس ذخیره کارناتاکا
دارن میرن به چنای.»

1056
01:11:39,701 --> 01:11:41,409
«ما هم همراه اونا میریم.

1057
01:11:41,618 --> 01:11:44,951
«چون کاروان پلیسه،
تو ایست بازرسی به مشکل نمی‌خوریم.»

1058
01:11:45,284 --> 01:11:47,493
«تا وقتی وارد چنای بشیم، مراقب باشیم.

1059
01:11:54,243 --> 01:11:56,368
خاله! چطورید؟

1060
01:11:56,993 --> 01:11:58,159
- شما کی هستید؟
- عمو سومو خونه‌ست؟

1061
01:11:58,201 --> 01:11:59,701
- شما کی هستید؟
- میشه بیام تو؟

1062
01:11:59,743 --> 01:12:00,951
- سومو!
- شما کی هستید؟

1063
01:12:00,993 --> 01:12:02,659
- سومو!
- شماها کی هستید؟

1064
01:12:03,076 --> 01:12:04,618
- صدام رو نمی‌شنوی؟
- سوماسوندارام!

1065
01:12:04,659 --> 01:12:06,243
- شماها چی هستید؟
- چه اتفاقی داره...

1066
01:12:06,576 --> 01:12:09,284
گوش کن، این‌ها کی هستن؟
دارن همین‌طور می‌ریزن تو...

1067
01:12:09,868 --> 01:12:10,993
شماها کی هستید؟

1068
01:12:12,159 --> 01:12:13,659
- لاکشمی، نگهبان‌ها رو صدا کن!
- نگهبان‌ها!

1069
01:12:15,368 --> 01:12:17,743
عزیزم، خیلی وقته که نگهبان‌ها مردن.

1070
01:12:20,201 --> 01:12:21,826
سوماسوندارام.

1071
01:12:22,409 --> 01:12:23,451
وای!

1072
01:12:24,409 --> 01:12:25,701
خیلی گذشته.

1073
01:12:26,784 --> 01:12:29,659
فکر کنم ۱۵ سالی گذشته!

1074
01:12:30,618 --> 01:12:33,076
من قبلاً تو رو ندیدم.
تو کی هستی؟

1075
01:12:33,618 --> 01:12:36,451
می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی.

1076
01:12:36,868 --> 01:12:38,993
هی، تو دیگه کدوم خری هستی؟

1077
01:12:39,034 --> 01:12:40,284
می‌دونی من کی‌ام؟

1078
01:12:41,659 --> 01:12:43,243
می‌دونم، سومو.

1079
01:12:44,284 --> 01:12:45,951
من اینجام چون درباره‌ت می‌دونم.

1080
01:12:47,326 --> 01:12:48,368
کامینی.

1081
01:12:51,409 --> 01:12:52,743
لطفاً بهش نشونش بده.

1082
01:12:58,742 --> 01:13:00,659
«بابا، ما خیلی ترسیدیم!»

1083
01:13:00,701 --> 01:13:02,784
این‌ها دیگر چه کسانی هستند؟

1084
01:13:02,909 --> 01:13:04,534
بابا، لطفاً بیا نجاتمون بده.

1085
01:13:07,576 --> 01:13:09,201
لطفاً به بچه‌هام آسیب نزنید.

1086
01:13:10,034 --> 01:13:11,617
لطفاً بهم بگید باید چیکار کنم.

1087
01:13:30,742 --> 01:13:32,826
سرم این بیمار رو عوض کن.

1088
01:13:40,909 --> 01:13:41,951
گاتام!

1089
01:13:42,951 --> 01:13:44,534
این جای گلوله‌ست، گاتام.

1090
01:13:53,076 --> 01:13:54,534
از من می‌خوای چیکار کنم؟

1091
01:13:54,576 --> 01:13:56,034
الان هیچی ازم نپرس.

1092
01:13:56,617 --> 01:13:58,159
همه‌چیز رو برات اعتراف می‌کنم.

1093
01:13:58,492 --> 01:13:59,951
باید بهم اعتماد کنی.

1094
01:14:00,034 --> 01:14:01,992
لطفاً درمانش رو شروع کن.

1095
01:14:16,076 --> 01:14:17,326
سلام، سانجی!

1096
01:14:19,534 --> 01:14:25,117
کمیته برنامه‌ریزی دفاعی، قرارداد یک موشک
دوربرد با قابلیت هسته‌ای را امضا کرد...

1097
01:14:25,576 --> 01:14:27,409
مگر در تأسیسات شما نگهداری نمی‌شود؟

1098
01:14:27,992 --> 01:14:30,617
چی؟ تو از کجا در موردش می‌دانی؟

1099
01:14:31,826 --> 01:14:33,409
بیا، بیا حرف بزنیم!

1100
01:14:35,659 --> 01:14:36,659
تو کی هستی؟

1101
01:14:37,659 --> 01:14:39,326
مهم نیست من کی هستم.

1102
01:14:40,659 --> 01:14:43,117
عکس‌های خصوصی ما،

1103
01:14:43,326 --> 01:14:45,576
پیام‌های واتس‌اپ و تماس‌های تصویری.

1104
01:14:45,659 --> 01:14:48,201
اسناد محرمانه نظامی که
از تو برداشتم.

1105
01:14:48,242 --> 01:14:54,367
مقامات نظامی هند حتماً می‌خواهند
بدانند چطور به آن‌ها دسترسی پیدا کردم.

1106
01:14:54,492 --> 01:14:56,451
چی میگی؟
بگم بهشون؟

1107
01:15:00,326 --> 01:15:01,451
چی از جونم می‌خوای؟

1108
01:15:02,242 --> 01:15:03,242
خواهش می‌کنم...

1109
01:15:03,284 --> 01:15:04,367
خوبه.

1110
01:15:04,617 --> 01:15:06,534
الان قراره یه نفر رو ببینیم.

1111
01:15:06,576 --> 01:15:07,701
تا اون موقع...

1112
01:15:07,909 --> 01:15:09,826
...گوشیت پیش من می‌مونه.

1113
01:15:10,367 --> 01:15:12,117
توی لابی منتظرم.
زود بیا.

1114
01:15:13,784 --> 01:15:18,117
کی‌رتانا، آماران از نقشه‌های ما خبر داشت.

1115
01:15:18,659 --> 01:15:21,284
پس، دیگه نمی‌تونی به هیچ‌کس اعتماد کنی.

1116
01:15:22,951 --> 01:15:27,576
«آماران از وقتی که ما به روسیه رفتیم و
به هوسور برگشتیم، همه‌چیز رو می‌دونه.»

1117
01:15:29,409 --> 01:15:33,284
«یعنی توی تیم ما یه جاسوس هست.»

1118
01:15:35,492 --> 01:15:36,909
«من می‌خوام اون جاسوس رو پیدا کنم.»

1119
01:15:37,201 --> 01:15:39,201
«تا وقتی پیداش نکنم، نمی‌تونم به هیچ‌کس اعتماد کنم.»

1120
01:15:39,909 --> 01:15:43,451
خیلی خب! در مورد آماران چی؟

1121
01:15:44,284 --> 01:15:46,409
می‌دونی حرکت بعدی‌اش چیه؟

1122
01:15:47,617 --> 01:15:50,159
اون برای دزدیدن یه بمب هسته‌ای کلی ریسک کرده.

1123
01:15:50,201 --> 01:15:51,992
حتماً برای یه حمله بزرگ نقشه‌ای داره.

1124
01:15:52,117 --> 01:15:54,159
هیچ‌چیزی مهم‌تر از اجلاس جی۲۰ نیست.

1125
01:15:54,284 --> 01:15:58,701
رؤسای جمهور و نخست‌وزیرهای ۲۰ کشور
که یه جا جمع شدن...

1126
01:15:58,826 --> 01:16:00,367
در ماهابالیپورام.

1127
01:16:00,534 --> 01:16:03,951
اگر اون‌ها با استفاده از انرژی هسته‌ای
انفجاری ایجاد کنن...

1128
01:16:04,701 --> 01:16:06,576
دیگه راه برگشتی برای هیچ‌کدوممون نیست.

1129
01:16:10,951 --> 01:16:12,534
باشه، کمکت می‌کنم.

1130
01:16:14,076 --> 01:16:15,826
بذار خواهرت پیش من بمونه.

1131
01:16:19,076 --> 01:16:20,409
متاسفم، کی‌رتانا.

1132
01:16:21,242 --> 01:16:23,950
ولی نگران نباش.
هم‌تیمی‌ام کارنا پیشت می‌مونه.

1133
01:16:24,159 --> 01:16:28,367
وقتی برسی خونه،
اون و تیمش ازت محافظت می‌کنن.

1134
01:16:29,409 --> 01:16:31,950
از من می‌خوای بهشون اعتماد کنم
در حالی که خودت اعتماد نداری.

1135
01:16:37,992 --> 01:16:39,492
بهش داروی آرام‌بخش زدم.

1136
01:16:39,992 --> 01:16:40,992
بذار یه کم بخوابه.

1137
01:16:41,034 --> 01:16:42,617
«به عنوان رئیس گروه ۲۰...

1138
01:16:42,659 --> 01:16:46,200
«هند به همگی شما خوش‌آمد می‌گوید.

1139
01:16:47,284 --> 01:16:48,242
یک زمین!

1140
01:16:48,742 --> 01:16:49,909
یک خانواده!

1141
01:16:50,284 --> 01:16:51,659
و یک آینده!

1142
01:16:52,784 --> 01:16:56,867
با این دیدگاه،
اجازه دهید اجلاس گروه ۲۰ را آغاز کنیم.

1143
01:17:11,075 --> 01:17:13,200
سروان سانجی متیوز!

1144
01:17:14,159 --> 01:17:15,700
می‌رم سر اصل مطلب.

1145
01:17:16,450 --> 01:17:21,200
من کدهای پرتاب موشک رو می‌خوام
که فقط تو ازشون خبر داری.

1146
01:17:21,284 --> 01:17:22,617
کدهای پرتاب موشک؟

1147
01:17:22,659 --> 01:17:23,742
تو دیگه کی هستی؟

1148
01:17:24,075 --> 01:17:26,659
اگه به پلیس دفاعی زنگ بزنم،
ده دقیقه‌ای اینجا هستن.

1149
01:17:26,784 --> 01:17:28,700
- می‌خوای امتحان کنی؟
- اوه!

1150
01:17:29,742 --> 01:17:30,867
پلیس دفاعی!

1151
01:17:31,784 --> 01:17:33,867
خیلی خب، انجامش بده!

1152
01:17:34,367 --> 01:17:36,575
منم بهشون می‌گم چه کارهایی کردی.

1153
01:17:36,950 --> 01:17:39,992
عزیزم، شاید تو ارتش
برای خودت کسی باشی.

1154
01:17:40,367 --> 01:17:45,909
ولی اینجا، یه آدم هوس‌رانی هستی که
بدون اجازه من نمی‌تونی تکون بخوری.

1155
01:17:46,492 --> 01:17:47,867
من آدم هوس‌رانیم!

1156
01:17:48,075 --> 01:17:53,659
ولی من اون‌قدر خائن نیستم که کدهای
پرتاب موشک رو لو بدم.

1157
01:17:54,075 --> 01:17:55,200
من یه سربازم!

1158
01:17:55,367 --> 01:17:56,534
خدا کمکم کنه!

1159
01:17:57,325 --> 01:17:58,450
باید...

1160
01:18:02,409 --> 01:18:03,742
قراره کدهارو بدی یا نه؟

1161
01:18:03,825 --> 01:18:06,825
اگه ندی،
یه گلوله دیگه یه سوراخ برات درست می‌کنه.

1162
01:18:06,867 --> 01:18:07,742
می‌دم.

1163
01:18:07,784 --> 01:18:10,367
کدهای پرتاب رو می‌دم.

1164
01:18:10,450 --> 01:18:12,784
حالا شبیه یه مرد حرف زدی، رفیق!

1165
01:18:19,450 --> 01:18:20,575
آره، رانا!

1166
01:18:20,992 --> 01:18:23,575
نگران نباش.
کامینی به خوبی می‌درخشد.

1167
01:18:37,242 --> 01:18:39,784
«یک مهمان‌سرای دولتی
انتهای خیابان هست.»

1168
01:18:39,825 --> 01:18:41,575
«خانم ایندیرا را آنجا نگه داشته‌اند.»

1169
01:18:41,825 --> 01:18:43,200
«می‌خواهم او را فراری بدهم.»

1170
01:18:45,284 --> 01:18:47,242
نگهبان‌هایی که آنجا هستند دارند وظیفه‌شان را انجام می‌دهند.

1171
01:18:47,575 --> 01:18:49,117
بنابراین، ما قرار نیست به آن‌ها شلیک کنیم.

1172
01:18:49,700 --> 01:18:52,367
برای همین از تفنگ‌های بیهوشی و شوکر استفاده می‌کنیم.

1173
01:18:53,659 --> 01:18:57,742
این‌ها آن‌ها را برای ۳۰ دقیقه بیهوش می‌کند.

1174
01:18:58,242 --> 01:18:59,659
شماها واقعاً غیرممکن هستید.

1175
01:18:59,784 --> 01:19:02,242
آن‌ها با ام‌پی۵ و کلاشنیکف مسلح هستند.

1176
01:19:02,617 --> 01:19:04,784
و تو می‌خوای با داروی بیهوشی بری تو.

1177
01:19:07,325 --> 01:19:10,784
هر کاری می‌خواید بکنید.
نمی‌تونم کشته شدن همه‌تون رو ببینم.

1178
01:19:15,075 --> 01:19:18,034
سلام!
آقا، من به چنای رسیدم.

1179
01:19:31,159 --> 01:19:32,450
طبقه همکف رو بگیرید.

1180
01:19:34,242 --> 01:19:36,409
گواتام، ۶ نفر توی پشت‌بام هستن.

1181
01:19:38,909 --> 01:19:40,617
و ۴ نفر توی طبقه همکف.

1182
01:19:41,284 --> 01:19:42,575
«و ۵ نفر توی طبقه اول.»

1183
01:20:09,992 --> 01:20:12,033
«رنگ و لعاب بهش بدید»

1184
01:20:43,533 --> 01:20:44,908
لطفاً ماشین رو روشن کن.

1185
01:20:45,450 --> 01:20:49,450
«در تمام دنیاها، قدرتش همه چیز رو می‌بلعه»

1186
01:20:49,533 --> 01:20:53,492
«در تمام دنیاها، قدرتش بر همه چیز حاکم است»

1187
01:21:09,533 --> 01:21:12,658
«در تمام دنیاها، قدرتش همه چیز را می‌بلعد»

1188
01:21:13,617 --> 01:21:16,158
«در تمام دنیاها، قدرتش بر همه چیز حاکم است»

1189
01:21:51,867 --> 01:21:53,617
گوتام، برات یه ماشین هماهنگ کردم.

1190
01:21:53,700 --> 01:21:56,992
اما تمام خانه‌های امن ما توسط
نیروهای امنیتی زیر نظر گرفته شدن.

1191
01:21:57,033 --> 01:21:58,492
نمی‌تونیم به هیچ‌کدوم از خانه‌های امن بریم.

1192
01:21:59,617 --> 01:22:00,867
من یه جای امن می‌شناسم.

1193
01:22:03,117 --> 01:22:04,992
جایی که هیچ‌کس بهش شک نمی‌کنه.

1194
01:22:05,575 --> 01:22:06,950
خیالت راحت باشه.

1195
01:22:12,242 --> 01:22:15,617
کارنا، تو با یه تیم
برو سمت خونه‌ی کی‌رتانا.

1196
01:22:16,117 --> 01:22:17,325
آدرسش رو برات می‌فرستم.

1197
01:22:17,783 --> 01:22:19,867
- مراقب باش!
- باشه، حواسم هست.

1198
01:22:37,533 --> 01:22:38,700
- آشوک!
- بله قربان!

1199
01:22:38,742 --> 01:22:40,867
- دارم تعقیبشون می‌کنم.
- چشم قربان.

1200
01:22:40,908 --> 01:22:42,075
تو لطفاً صبر کن.

1201
01:22:42,658 --> 01:22:44,825
- بذار یه کم فاصله بگیرن.
- چشم قربان.

1202
01:22:44,908 --> 01:22:46,617
باید بفهمم دارن کجا میرن.

1203
01:23:01,533 --> 01:23:02,450
سلام، پریم!

1204
01:23:02,492 --> 01:23:05,658
خانم، چهره‌ کامیونی توی سیستم شناسایی شد.

1205
01:23:05,742 --> 01:23:08,700
از دیتابیس قدیمی‌مون پیداش کردم.
یه زن خانه‌دار در چنای به اسم نیرمالا.

1206
01:23:08,742 --> 01:23:11,992
اما تا وقتی که تایید نشه اون
همون کامینی هست که دنبالشیم...

1207
01:23:12,033 --> 01:23:13,658
فقط تحت نظر گرفتمش.

1208
01:23:13,825 --> 01:23:16,658
- باشه، تعقیبش کن و بیارش پیش من.
- «چشم، قربان.»

1209
01:23:26,950 --> 01:23:29,241
قربان، چند تا سوال دارم.

1210
01:23:36,366 --> 01:23:37,491
آماران کیه؟

1211
01:23:38,116 --> 01:23:40,783
داری با من و آماران
بازی دوگانه می‌کنی؟

1212
01:23:42,200 --> 01:23:44,866
اگه متهمت کنم که یکی از دلایل
اتفاقات اخیر هستی...

1213
01:23:44,908 --> 01:23:46,116
اشتباه کردم؟

1214
01:23:48,200 --> 01:23:51,533
گفتی وقتی ماموریت روسیه رو تموم کنم
جواب سوالامو می‌گیرم.

1215
01:23:52,741 --> 01:23:54,241
حالا دیگه وقتشه که جوابارو بگیرم.

1216
01:23:54,866 --> 01:23:57,200
آماران قبلاً برای من کار می‌کرد.
اما دیگه نه.

1217
01:23:57,783 --> 01:24:00,991
می‌دونم برای کی کار می‌کنه
و قراره چیکار کنه.

1218
01:24:02,283 --> 01:24:04,200
پدر تو
یکی از دلایل این ماجراست.

1219
01:24:05,491 --> 01:24:07,158
تو از کجا پدر منو می‌شناسی؟

1220
01:24:07,283 --> 01:24:08,533
الان کجاست؟

1221
01:24:08,616 --> 01:24:10,283
اون چطور به این قضایا ربط داره؟

1222
01:24:10,325 --> 01:24:11,950
داری خیلی چیزا رو ازم پنهان می‌کنی.

1223
01:24:12,075 --> 01:24:13,825
بهم بگو کجاست.
می‌خوام ببینمش و باهاش حرف بزنم.

1224
01:24:13,866 --> 01:24:15,325
اون دیگه زنده نیست.

1225
01:24:17,491 --> 01:24:18,658
اونا کشتنش!

1226
01:24:19,991 --> 01:24:23,158
تمام این سال‌ها،
داشت از یک بمب هسته‌ای محافظت می‌کرد.

1227
01:24:23,991 --> 01:24:25,908
به‌خاطر همون بمب کشتنش.

1228
01:24:27,741 --> 01:24:28,950
متأسفم، گوتام!

1229
01:24:29,741 --> 01:24:31,741
جنازه‌اش رو توی روسیه پیدا کردن.

1230
01:24:32,200 --> 01:24:35,450
کارهای اداری برای برگردوندن پیکرش
به هند، همین الان در حال انجامه.

1231
01:24:40,866 --> 01:24:42,575
بزدل! بذار بمیره.

1232
01:24:43,200 --> 01:24:45,908
از نظر تو، اون بزدلیه
که بچه‌هاش رو رها کرد.

1233
01:24:46,700 --> 01:24:50,408
اما اون جنبه‌ی دیگه‌ای هم داره
که تو ازش بی‌خبری.

1234
01:24:52,158 --> 01:24:53,866
«از دید دنیا،»

1235
01:24:53,991 --> 01:24:58,741
«پارامشوار پراتاپ یه پدر معمولیه
که برای بچه‌هاش زندگی می‌کرد.»

1236
01:25:01,283 --> 01:25:04,241
'او من رو در سازمان اطلاعاتی جذب کرد
و آموزش داد.'

1237
01:25:13,991 --> 01:25:16,408
'اون دستگاهی که خیلی از کشورها
دنبالش بودن...'

1238
01:25:16,450 --> 01:25:20,200
'پارمشوار پراتاپ پیداش کرد
و تحویل مقامات هندی داد.'

1239
01:25:21,200 --> 01:25:23,741
'برای پیدا کردن و فروختن اون دستگاه هسته‌ای گمشده'

1240
01:25:23,783 --> 01:25:26,158
'مقامات به دولت هند
چیزی نگفتن.'

1241
01:25:26,325 --> 01:25:29,908
'اونا سعی کردن با سازمان‌های خارجی
وارد معامله بشن.'

1242
01:25:30,908 --> 01:25:32,616
'وقتی پارمشوار اینو فهمید، قربان،

1243
01:25:32,700 --> 01:25:35,783
'با کلی سختی
دستگاه رو به جای امنی برگردوند.'

1244
01:25:40,658 --> 01:25:43,491
'بعدش، یه مزدور بین‌المللی
به اسم رانا و افرادش'

1245
01:25:43,533 --> 01:25:46,283
'اومدن دنبال دستگاهی که
پدرت به جای امنی برگردونده بود.'

1246
01:25:51,033 --> 01:25:55,491
«پدرت فهمید که نمی‌تونه به هیچ‌کس اعتماد کنه،
چون خیلی از مسئولین عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی رانا بودن.»

1247
01:25:56,408 --> 01:25:59,408
«اون دستگاه رو برداشت
و زندگی مخفیانه‌اش رو شروع کرد.»

1248
01:26:05,241 --> 01:26:08,533
«اون مدام بین شهرها جابه‌جا می‌شد
و از چهره‌های مبدل استفاده می‌کرد.»

1249
01:26:09,283 --> 01:26:10,575
- اسمت چیه؟
- سوریان!

1250
01:26:14,116 --> 01:26:19,491
«خیلی زود فهمید که آدم‌های رانا
دارن به بچه‌هاش نزدیک می‌شن.»

1251
01:26:28,366 --> 01:26:32,491
«تصمیم گرفت که دستگاه
و شما دوتا رو از کشور خارج کنه.»

1252
01:26:33,991 --> 01:26:37,450
«وقتی داشت با زمان مسابقه می‌داد،
یه حادثه غیرمنتظره اتفاق افتاد.»

1253
01:26:40,950 --> 01:26:44,658
«چیزی که اون روز دیدی، پدری بود که
بچه‌هاش رو به دست ناکسال‌ها سپرد.»

1254
01:26:44,741 --> 01:26:47,366
«اما پدرت متوجه شد که
ناکسال‌ها»

1255
01:26:47,408 --> 01:26:50,866
«ممکنه دستگاه رو ازش بگیرن.»

1256
01:26:50,991 --> 01:26:53,241
- متاسفم، گوتام.
- «اون هیچ راه دیگه‌ای نداشت.»

1257
01:26:56,408 --> 01:26:59,616
بابا، لطفاً ما رو تنها نذار.

1258
01:26:59,699 --> 01:27:00,824
بابا!

1259
01:27:00,908 --> 01:27:02,824
بابا، لطفاً ما رو تنها نذار.

1260
01:27:04,408 --> 01:27:06,949
«وضعیتی که هیچ پدری نباید تحملش کنه.»

1261
01:27:08,033 --> 01:27:12,283
اون شماها رو بدون هیچ راه دیگه‌ای پشت سر گذاشت
و از من خواست که نجاتتون بدم.

1262
01:27:12,324 --> 01:27:13,324
ایندیرا...

1263
01:27:14,533 --> 01:27:17,033
خوب گوش کن. بچه‌های من...

1264
01:27:18,616 --> 01:27:22,116
ما بودیم که رهبر نکسال‌ها رو مجبور کردیم
که هر دوتون رو آزاد کنه.

1265
01:27:22,241 --> 01:27:24,241
«اما قبل از اینکه به بازار برسیم...»

1266
01:27:24,324 --> 01:27:25,741
«...هر دوتون از هم جدا شدین.»

1267
01:27:25,783 --> 01:27:26,949
آدیتی!

1268
01:27:32,449 --> 01:27:36,324
«با کلی سختی،
اون دستگاه رو به روسیه برد و مخفیش کرد.»

1269
01:27:42,533 --> 01:27:44,866
«سال‌ها اونجا امن و امان موند.»

1270
01:27:45,491 --> 01:27:46,658
«تا همین چند روز پیش.»

1271
01:27:49,116 --> 01:27:52,033
«اون از شما دو تا دور بود
تا از اون دستگاه هسته‌ای محافظت کنه.»

1272
01:27:52,074 --> 01:27:53,824
«و همون دستگاه جونش رو گرفت.»

1273
01:27:54,908 --> 01:27:58,324
امروز، تو یه مأمور «را» هستی
که قسم خوردی از کشور محافظت کنی.

1274
01:27:58,741 --> 01:28:00,866
تو چه کار متفاوتی می‌کردی؟

1275
01:28:01,366 --> 01:28:02,991
خانواده یا کشور؟

1276
01:28:03,533 --> 01:28:05,199
تو از چی می‌گذشتی؟

1277
01:28:05,658 --> 01:28:07,158
تصمیمت رو بگیر و جوابم رو بده.

1278
01:28:07,199 --> 01:28:09,449
اون یه بزدله یا یه قهرمان؟

1279
01:28:27,699 --> 01:28:30,283
خانم، من شماره‌ام رو
توی گوشی شما ذخیره کردم.

1280
01:28:30,991 --> 01:28:33,866
در مواقع اضطراری، عدد «۱» رو بگیرید،
ما خودمون رو می‌رسونیم.

1281
01:28:33,908 --> 01:28:35,324
- باشه.
- لطفاً برید داخل.

1282
01:28:35,783 --> 01:28:36,866
بیا.

1283
01:28:48,449 --> 01:28:50,616
ادیتی، لطفاً این رو بپوش.

1284
01:28:51,324 --> 01:28:52,408
لباس جدیدیه.

1285
01:28:52,449 --> 01:28:54,533
اندازه‌ام نیست، برای همین هیچ‌وقت نمی‌پوشمش.

1286
01:28:55,241 --> 01:28:56,324
ممنونم!

1287
01:29:13,824 --> 01:29:16,116
یه مدتیه که دارید تعقیبمون می‌کنید.

1288
01:29:16,199 --> 01:29:17,991
راه رو گم کردید، آقا؟

1289
01:29:18,449 --> 01:29:19,574
آروم باش...

1290
01:29:23,699 --> 01:29:24,991
نگران نباش، ایندیرا.

1291
01:29:25,241 --> 01:29:27,533
اگه واقعاً می‌خواستم همه‌تون رو دستگیر کنم...

1292
01:29:27,908 --> 01:29:29,533
تنها به اینجا نمی‌اومدم.

1293
01:29:31,574 --> 01:29:34,158
می‌دونستم اعضای تیمت
میان دنبالت بگردن.

1294
01:29:34,241 --> 01:29:35,574
همون‌طور که انتظار می‌رفت، اومدن!

1295
01:29:36,158 --> 01:29:37,241
با این حال،

1296
01:29:37,324 --> 01:29:41,199
انتظار داشتم وقتی فرار کردی،
من رو پیش اون وسیله ببری.

1297
01:29:41,449 --> 01:29:44,074
ولی هیچ‌کدوم از اعضای تیمت
جای اون رو نمی‌دونن.

1298
01:29:44,491 --> 01:29:45,408
درسته؟

1299
01:29:45,908 --> 01:29:48,158
آماران! اون پیش اونه.

1300
01:29:48,783 --> 01:29:50,158
بهم وقت بده.

1301
01:29:50,574 --> 01:29:51,741
پیداش می‌کنم.

1302
01:29:52,699 --> 01:29:54,658
ایندیرا، من همه چیزهایی که گفتی رو
بررسی کردم.

1303
01:29:54,741 --> 01:29:55,783
همه‌اش حقیقت داره!

1304
01:29:56,199 --> 01:29:59,699
من اینجا نیومدم که دست بدم
و رفیق بشم.

1305
01:30:02,324 --> 01:30:08,699
الان چیزی که مهمه اینه که
اون دستگاه رو پیدا کنیم و جلوی آماران رو بگیریم.

1306
01:30:12,949 --> 01:30:15,991
آماران از قبل همه چیز رو می‌دونه.

1307
01:30:16,408 --> 01:30:20,907
یعنی یکی از ما داره براش کار می‌کنه.

1308
01:30:22,574 --> 01:30:24,116
مثل توی فیلما...

1309
01:30:24,324 --> 01:30:27,407
که آخرش یه دوست،
به خاطر پول از پشت خنجر می‌زنه.

1310
01:30:28,616 --> 01:30:29,782
نظرت چیه، یوگی؟

1311
01:30:30,032 --> 01:30:32,032
رفیق، پول همه‌جا حرف اول رو می‌زنه.

1312
01:30:32,782 --> 01:30:33,907
گاتام!

1313
01:30:34,366 --> 01:30:36,657
بدون اینکه حقیقت رو بدونی،
دهنت رو باز نکن.

1314
01:30:41,032 --> 01:30:43,241
نه پس‌اندازی داریم، نه بیمه‌ای.

1315
01:30:43,366 --> 01:30:45,199
نه حقوق اداره هست.

1316
01:30:45,616 --> 01:30:48,366
یه افسر معمولی
با حقوق ماهیانه ۴۵ هزار تا...

1317
01:30:48,699 --> 01:30:50,532
برای درمان سرطان همسرش،

1318
01:30:50,657 --> 01:30:53,282
چطور تونسته یه پرداخت
۲.۵ میلیونی انجام بده؟

1319
01:30:53,907 --> 01:30:54,907
شیبا!

1320
01:31:13,116 --> 01:31:14,199
من می‌رم.

1321
01:31:14,324 --> 01:31:15,532
ولم کن!

1322
01:31:17,116 --> 01:31:19,449
قربان، شما بلافاصله اسلحه کشیدید.

1323
01:31:20,074 --> 01:31:22,866
وقتی می‌تونم فعالیت‌های غیرقانونی‌ت رو
رو کنم...

1324
01:31:23,032 --> 01:31:26,282
پیدا کردن بیمارستانی که همسرت توش بستریه،
برام مثل آب خوردنه.

1325
01:31:27,116 --> 01:31:29,324
۲۰ کیلومتری کورگ.
درست گفتم؟

1326
01:31:34,949 --> 01:31:36,199
بهم نزدیک نشو.

1327
01:31:39,199 --> 01:31:40,199
خانم!

1328
01:31:40,616 --> 01:31:41,866
لطفاً منو ببخشید، خانم.

1329
01:31:45,616 --> 01:31:47,241
چاره دیگه‌ای نداشتم.

1330
01:31:48,532 --> 01:31:50,991
وقتی داشتم برای جور کردن پول
درمان همسرم تقلا می‌کردم...

1331
01:31:51,032 --> 01:31:52,491
اونا اومدن جلو و کمکم کردن.

1332
01:31:53,949 --> 01:31:56,616
اول، در مورد ماموریت روسیه
پرس‌وجو کردن.

1333
01:31:57,241 --> 01:32:00,199
بعد، درباره مختصات فرود
هوسور پرسیدن.

1334
01:32:00,657 --> 01:32:03,741
هیچ راه دیگه‌ای برای نجات
همسرم برام باقی نمونده بود.

1335
01:32:05,157 --> 01:32:07,907
ضعیف شدم
و تسلیم شرایط شدم.

1336
01:32:14,116 --> 01:32:16,032
لطفاً منو ببخشید، خانم.

1337
01:32:19,116 --> 01:32:20,324
دیگه چی بهشون گفتی؟

1338
01:32:24,199 --> 01:32:26,324
ازم خواستن آخرین کمک رو بهشون بکنم.

1339
01:32:26,991 --> 01:32:30,157
آدرس خواهرت رو خواستن.

1340
01:32:30,782 --> 01:32:32,824
لطفاً منو ببخش، گاتام.

1341
01:32:33,032 --> 01:32:34,657
گاتام... آدیتی؟

1342
01:32:36,032 --> 01:32:38,241
بگو کجاست؟
نیرو می‌فرستم.

1343
01:32:50,741 --> 01:32:51,866
دستگیرش کنید!

1344
01:33:21,824 --> 01:33:23,324
- پاپ‌کورن؟
- نه، ممنون.

1345
01:33:39,907 --> 01:33:42,074
سلام زیبا. من آماران هستم.

1346
01:33:42,866 --> 01:33:43,949
اجازه هست؟

1347
01:33:47,657 --> 01:33:49,449
باغچه قشنگی داری.

1348
01:33:49,990 --> 01:33:51,990
یه گل رز زیبا برای تو.

1349
01:33:53,490 --> 01:33:54,699
نمی‌خوایش؟

1350
01:33:55,615 --> 01:33:56,657
باشه!

1351
01:33:58,615 --> 01:33:59,657
ضرر کردی!

1352
01:34:03,615 --> 01:34:04,782
هی! خانم داره صدات می‌کنه.

1353
01:34:04,824 --> 01:34:06,032
برو! برو! برو!

1354
01:34:10,615 --> 01:34:11,782
تلفنت رو جواب دادی؟

1355
01:34:11,865 --> 01:34:14,324
برای راهنمایی عدد ۱ را بزنید!

1356
01:34:15,157 --> 01:34:16,574
حتماً قبلاً تماس گرفتید.

1357
01:34:18,032 --> 01:34:19,324
بگذار بیایند.

1358
01:35:13,907 --> 01:35:15,032
نزدیک من نیا.

1359
01:35:19,699 --> 01:35:20,740
شلیک می‌کنم!

1360
01:35:21,490 --> 01:35:22,740
می‌خواهی به من شلیک کنی؟

1361
01:35:24,574 --> 01:35:27,324
- شلیک کن!
- لطفاً نزدیک من نیا.

1362
01:35:29,615 --> 01:35:31,282
دست‌های تو جان انسان‌ها را نجات می‌دهند، عزیزم.

1363
01:35:32,115 --> 01:35:33,157
تو نمی‌توانی آدم بکشی!

1364
01:35:34,699 --> 01:35:35,740
بهتر است آن را دور بیندازی.

1365
01:35:35,782 --> 01:35:36,824
لطفاً به حرفم گوش کن.

1366
01:35:36,865 --> 01:35:38,199
حتی نمی‌تونی درست نگهش داری.

1367
01:35:38,240 --> 01:35:39,490
به من نزدیک نشو.

1368
01:35:39,907 --> 01:35:41,365
مگه تیراندازی بلد نیستی؟

1369
01:35:43,074 --> 01:35:44,157
کی‌رتانا...

1370
01:35:50,199 --> 01:35:51,282
نترس.

1371
01:35:51,990 --> 01:35:53,490
آرنج‌هات رو صاف نگه دار.

1372
01:35:54,657 --> 01:35:56,449
قبضه رو صاف بگیر.

1373
01:35:56,782 --> 01:35:57,782
این‌طوری.

1374
01:35:59,157 --> 01:36:02,782
حالا، شونه‌هات رو شل کن
و روی هدف تمرکز کن.

1375
01:36:16,240 --> 01:36:17,449
نترس.

1376
01:36:19,574 --> 01:36:22,115
آره... فقط ریلکس باش!

1377
01:36:23,407 --> 01:36:24,532
آرام باش!

1378
01:36:25,032 --> 01:36:26,324
بهم اعتماد کن، باشه؟

1379
01:36:28,199 --> 01:36:29,699
با شماره ۳...

1380
01:36:30,449 --> 01:36:31,490
یک

1381
01:36:33,115 --> 01:36:34,115
دو

1382
01:36:35,532 --> 01:36:36,574
سه!

1383
01:36:43,407 --> 01:36:44,407
اوه، نه!

1384
01:36:46,157 --> 01:36:47,782
عزیزم، بهش شلیک کردی.

1385
01:36:49,490 --> 01:36:52,615
تو پزشکی.
چطور تونستی یه نفر رو بکشی؟

1386
01:36:55,782 --> 01:36:57,699
به باشگاه من خوش اومدی، عزیزم!

1387
01:37:16,073 --> 01:37:17,198
کی‌رتانا!

1388
01:37:20,073 --> 01:37:21,240
کی‌رتانا!

1389
01:37:34,698 --> 01:37:35,823
کی‌رتانا!

1390
01:37:57,907 --> 01:37:58,907
آروم باش.

1391
01:37:58,990 --> 01:38:00,448
منم. آروم باش.

1392
01:38:00,990 --> 01:38:01,990
چیزی نیست.

1393
01:38:11,282 --> 01:38:12,657
اون خواهر من نیست، آدیتی.

1394
01:38:12,698 --> 01:38:13,698
چی؟

1395
01:38:15,032 --> 01:38:19,698
«اینکه اون دقیقاً توی همون ماشینی
باشه که بمب توش بود، خیلی مشکوکه.»

1396
01:38:20,323 --> 01:38:23,198
«انگار یکی عمداً اون رو اونجا گذاشته.»

1397
01:38:23,282 --> 01:38:25,615
«واسه همین بهش شلیک کردم تا حقیقت رو بفهمم.»

1398
01:38:26,823 --> 01:38:29,032
«اما آماران به یه دلیلی بهش نیاز داره.»

1399
01:38:29,365 --> 01:38:32,657
«فعلاً نمی‌تونم تشخیص بدم که آدم خوبیه یا آدم بده.»

1400
01:38:37,198 --> 01:38:40,032
شیبا، تمام جزئیات رو در موردش می‌خوام.

1401
01:38:40,615 --> 01:38:42,782
کل سابقه‌اش رو دربیار.
عجله کن!

1402
01:38:44,657 --> 01:38:46,407
آماران میاد دنبالش.

1403
01:38:46,448 --> 01:38:48,823
مطمئنم.
پس باید ردش رو بزنم.

1404
01:38:49,282 --> 01:38:50,948
یه میکرو‌دات (ریزتراشه) داخلشه.

1405
01:38:51,073 --> 01:38:54,282
«وقتی رسیدی خونه،
یه لباس بده بپوشه.»

1406
01:38:54,448 --> 01:38:56,282
«و میکرو‌دات رو بچسبون به این لباس.»

1407
01:39:00,490 --> 01:39:01,657
«لطفاً اینو بپوش.»

1408
01:39:02,032 --> 01:39:03,115
«نوئه.»

1409
01:39:03,198 --> 01:39:05,282
«سایز من نیست،
واسه همین هیچ‌وقت نمی‌پوشمش.»

1410
01:39:17,740 --> 01:39:18,865
خوش گذشت!

1411
01:39:19,865 --> 01:39:22,532
نمی‌دونم
چرا از جونش گذشتی، آماران.

1412
01:39:23,198 --> 01:39:25,073
زیادی هوای دخترا رو داری.

1413
01:39:25,240 --> 01:39:26,823
حسودی نکن عزیزم.

1414
01:39:27,490 --> 01:39:28,282
اهمیتی نداره.

1415
01:39:28,323 --> 01:39:31,698
تا چند ساعت دیگه، هیچ‌کس زنده نمی‌مونه.

1416
01:39:33,115 --> 01:39:36,115
خیلی خب، وسایلی که لازم داشتی رو داری؟

1417
01:39:36,907 --> 01:39:38,907
خب، این دختر کیه؟

1418
01:39:39,657 --> 01:39:41,782
اسمش وِدهاست.
وِدها نارایانان.

1419
01:39:42,448 --> 01:39:43,865
یه دانشمند هسته‌ای.

1420
01:39:45,573 --> 01:39:48,698
«از وقتی دیدیمش، مدام سعی کردیم
اطلاعاتش رو پیدا کنیم.»

1421
01:39:48,740 --> 01:39:52,573
«ولی یه نفر خیلی ماهرانه
تمام سوابق دیجیتالش رو پاک کرده.»

1422
01:39:52,948 --> 01:39:55,657
«و فهمیدیم که اون توی ۱۰ کشور
در لیست سیاه قرار داره.»

1423
01:39:55,990 --> 01:39:59,657
«این ژنراتور هسته‌ای که طراحی کرده،
اسمش رو توی دنیا سر زبون‌ها انداخته.»

1424
01:39:59,740 --> 01:40:01,990
«این دستگاهی‌ه که می‌تونه
یه فاجعه هسته‌ای به بار بیاره.»

1425
01:40:02,073 --> 01:40:03,948
در بیشتر کشورها غیرقانونیه.

1426
01:40:04,323 --> 01:40:07,573
چه ربطی به دستگاهی داره
که از روسیه آوردیم؟

1427
01:40:07,615 --> 01:40:08,823
قربان، ربط داره.

1428
01:40:08,907 --> 01:40:11,032
ساختن این دستگاه
کار آسونی نیست.

1429
01:40:11,407 --> 01:40:15,032
اونا برای ساختنش به دو کپسول
پلوتونیوم رادیواکتیو نیاز دارن.

1430
01:40:15,115 --> 01:40:19,740
دستگاهی که از روسیه آوردیم
هفت تا کپسول داره.

1431
01:40:19,990 --> 01:40:24,448
با استفاده از اونا، می‌تونن
یه فاجعه هسته‌ای توی کشورمون راه بندازن.

1432
01:40:25,948 --> 01:40:28,782
چقدر زمان لازم داری تا
ژنراتور هسته‌ای رو بسازی؟

1433
01:40:29,365 --> 01:40:30,615
دو ساعت زمان می‌خوام!

1434
01:40:31,240 --> 01:40:32,282
اما آمار...

1435
01:40:33,032 --> 01:40:35,615
هر بمب اتمی
اثر گرمایی داره.

1436
01:40:35,740 --> 01:40:38,115
می‌تونن با اون ردیابی‌مون کنن.

1437
01:40:38,698 --> 01:40:43,115
اگه دو ساعت سرگرمشون کنی،
می‌تونم کارم رو تموم کنم.

1438
01:40:46,906 --> 01:40:48,240
با توام.

1439
01:40:49,865 --> 01:40:51,240
فقط دو ساعت نه...

1440
01:40:52,365 --> 01:40:56,406
نظرت چیه کل شب بدوونیمشون
بدون اینکه حتی به ما نزدیک بشن؟

1441
01:40:58,531 --> 01:41:00,323
- کدهای پرتاب رو بده.
- بهت می‌دمش.

1442
01:41:01,948 --> 01:41:04,823
AG-151-92

1443
01:41:06,115 --> 01:41:07,156
جکسون!

1444
01:41:07,990 --> 01:41:09,198
وقتشه که نمایش رو شروع کنیم!

1445
01:41:09,240 --> 01:41:10,323
بزن بریم!

1446
01:41:14,698 --> 01:41:15,990
کد پرتاب رو وارد کن.

1447
01:41:16,906 --> 01:41:18,198
همه، سیستم‌شون رو هک کنین!

1448
01:41:22,198 --> 01:41:23,531
صبر کن و تماشا کن!

1449
01:41:26,448 --> 01:41:27,490
چه خبر شده؟

1450
01:41:27,531 --> 01:41:29,156
قربان، یکی سیستم ما رو هک کرده.

1451
01:41:29,240 --> 01:41:36,990
«خودِ درونی
صعود بدون سقوط»

1452
01:41:37,198 --> 01:41:38,740
قربان، اونا موشک رو فعال کردن.

1453
01:41:38,781 --> 01:41:40,323
«جهان هستی»

1454
01:41:40,448 --> 01:41:42,448
عبدال، به وزارتخونه اطلاع بده.

1455
01:41:54,115 --> 01:41:56,906
«جهان هستی»

1456
01:41:57,365 --> 01:41:58,448
قربان!

1457
01:41:58,990 --> 01:42:00,156
قربان، این آگنی-۵ است.

1458
01:42:00,198 --> 01:42:02,615
«پس از سوختن، فروکش خواهد کرد»

1459
01:42:02,740 --> 01:42:04,781
تصاویر را برای تمام سازمان‌ها بفرستید.

1460
01:42:05,115 --> 01:42:07,198
خانم، یک موشک از
هاریانا پرتاب شده است.

1461
01:42:07,240 --> 01:42:08,031
نگاه کنید!

1462
01:42:08,115 --> 01:42:12,906
«وقتی نسل شغال‌ها منقرض شود»

1463
01:42:13,073 --> 01:42:14,865
شیبا، برد آگنی-۵ چقدر است؟

1464
01:42:15,906 --> 01:42:17,490
۸۰۰۰ کیلومتر.

1465
01:42:17,573 --> 01:42:18,865
خیلی زود به چنای می‌رسه.

1466
01:42:18,948 --> 01:42:21,406
«زمانی که زندگی...»

1467
01:42:21,531 --> 01:42:22,656
جی۲۰!

1468
01:42:22,740 --> 01:42:24,906
«قربانی بشه»

1469
01:42:24,948 --> 01:42:30,740
«جهانی نو متولد خواهد شد»

1470
01:42:33,990 --> 01:42:40,740
«وضعیت جهان
مرگ پاسخ آن است»

1471
01:42:41,323 --> 01:42:46,615
«بیایید تا جشن بگیریم
تاریکی را»

1472
01:42:46,698 --> 01:42:49,281
قربان، موشک داره تغییر مسیر می‌ده.

1473
01:42:49,573 --> 01:42:52,906
«پر از خون»

1474
01:42:53,531 --> 01:42:59,448
«بیایید تا جشن بگیریم
تاریکی را»

1475
01:42:59,490 --> 01:43:00,406
عالیه!

1476
01:43:00,490 --> 01:43:02,865
موشک تغییر مسیر داد
و به سمت دریای عرب رفت.

1477
01:43:03,656 --> 01:43:05,198
ما دیگه در خطر نیستیم، درسته؟

1478
01:43:08,531 --> 01:43:10,448
«جنگ دنیاها»

1479
01:43:10,656 --> 01:43:11,865
وای خدای من!

1480
01:43:12,531 --> 01:43:14,281
موشک نزدیک مرز پاکستانه.

1481
01:43:47,156 --> 01:43:50,448
«بذار صدای چکیدن خون»

1482
01:43:50,615 --> 01:43:53,156
«شنیده بشه
در نتیجه‌ی این جنگ»

1483
01:43:53,281 --> 01:43:56,281
«بذار صدای چکیدن خون»

1484
01:43:56,698 --> 01:43:58,865
«شنیده شدن
در نتیجه‌ی جنگ»

1485
01:44:03,156 --> 01:44:05,240
به شیبا بگو میکرو‌دات رو ردیابی کنه.

1486
01:44:06,240 --> 01:44:08,948
اگه آماران پیششه...
بریم و بگیریمشون.

1487
01:44:10,156 --> 01:44:11,239
آماران...

1488
01:44:11,448 --> 01:44:13,031
می‌خوام پسرم رو ببینم.

1489
01:44:15,698 --> 01:44:18,614
لطفاً این کار رو به عنوان آخرین محبت انجام بده.

1490
01:44:18,989 --> 01:44:20,323
این رو به عنوان یه مادر ازت می‌خوام.

1491
01:44:20,364 --> 01:44:23,614
اوه، احساسات مادرانه.

1492
01:44:27,989 --> 01:44:29,573
اون رو به پسرش برسونید.

1493
01:44:32,156 --> 01:44:33,823
«نابودشون کنید»

1494
01:44:35,031 --> 01:44:36,031
کارت عالی بود، آماران!

1495
01:44:36,073 --> 01:44:37,489
حالا حواسشون پرته.

1496
01:44:37,531 --> 01:44:39,323
اونا نمی‌دونن «کامینی» چیه.

1497
01:44:39,364 --> 01:44:42,031
تا وقتی بخوان بفهمن،
تو انتقامت رو گرفتی، آماران.

1498
01:44:42,114 --> 01:44:43,323
بزن بریم!

1499
01:44:44,406 --> 01:44:47,656
انتِقاب، ما مسئول
این حمله نیستیم.

1500
01:44:47,864 --> 01:44:49,781
ها... واقعاً؟

1501
01:44:50,948 --> 01:44:53,031
چطور این رو برای مردمم توضیح بدم؟

1502
01:44:53,448 --> 01:44:55,323
«احتمال وقوع جنگ خیلی زیاده.»

1503
01:44:55,739 --> 01:44:56,739
متأسفم!

1504
01:44:57,739 --> 01:44:59,948
قربان، باید فوراً تلافی کنیم.

1505
01:45:03,323 --> 01:45:05,906
راکش، با رئیس ستاد دفاع تماس بگیر.

1506
01:45:06,156 --> 01:45:07,864
باید برای جنگ آماده شویم.

1507
01:45:07,989 --> 01:45:13,531
«درون من بی‌پایان می‌سوزد»

1508
01:45:14,198 --> 01:45:19,614
«هر دنیا مثل یک زندان است.»

1509
01:45:20,114 --> 01:45:26,031
«دنیا سقوط خواهد کرد»

1510
01:45:26,448 --> 01:45:32,323
«خشم را از بین ببر»

1511
01:45:32,698 --> 01:45:35,656
«کشتن چیست؟»

1512
01:45:35,781 --> 01:45:38,573
«درد چیست؟»

1513
01:45:38,781 --> 01:45:44,656
«وقتی کشته شد، درد چیست؟»

1514
01:45:48,489 --> 01:45:50,864
دستگاه آماده‌ست.
باید در محل کالیبره‌اش کنیم.

1515
01:45:51,114 --> 01:45:52,698
وقتی فعال بشه...

1516
01:45:52,781 --> 01:45:55,531
تا ۲۰ دقیقه دیگه، کامینی در آتش می‌سوزه.

1517
01:45:56,239 --> 01:45:58,823
فرض کن دستگاهت کار نکنه.

1518
01:45:58,864 --> 01:45:59,989
اون موقع‌ست که از این بمب استفاده می‌کنیم.

1519
01:46:00,073 --> 01:46:01,531
این یه ماده منفجره سی۴ هست.

1520
01:46:02,114 --> 01:46:03,489
باید ببریش داخل.

1521
01:46:03,573 --> 01:46:04,948
این نقشه دوم ماست.

1522
01:46:06,073 --> 01:46:07,906
یه ماموریت انتحاریه، درسته؟

1523
01:46:09,156 --> 01:46:10,698
وقتشه بازی رو شروع کنیم!

1524
01:46:11,156 --> 01:46:13,864
«صدای موسیقی»

1525
01:46:14,239 --> 01:46:17,864
«صدای جنگ است»

1526
01:46:18,156 --> 01:46:24,323
«آیا باید تاریکی را
پدید آورم؟»

1527
01:46:30,406 --> 01:46:32,114
«بعداً در خشم می‌بینمت»

1528
01:46:32,156 --> 01:46:33,698
«و حالا همگی خواهید دانست»

1529
01:46:33,739 --> 01:46:35,323
«و نه قهرمان امروز»

1530
01:46:35,364 --> 01:46:36,864
«من قاضی و هیئت منصفه تو خواهم بود»

1531
01:46:36,989 --> 01:46:38,156
موقعیت روی میکرو‌دات کجاست؟

1532
01:46:38,198 --> 01:46:39,781
میکرو‌دات هنوز در ECR است.

1533
01:46:39,864 --> 01:46:42,406
«شنیده شود
در نتیجه‌ی جنگ»

1534
01:46:42,656 --> 01:46:45,948
«بگذار صدای چکیدن خون»

1535
01:46:46,073 --> 01:46:48,239
«در نتیجه جنگ شنیده شود»

1536
01:46:57,281 --> 01:46:59,656
گاتام، اونا داخل یه آمبولانسن.

1537
01:46:59,948 --> 01:47:01,406
آمبولانس کجاست؟

1538
01:47:01,489 --> 01:47:04,323
ام... اونا توی شهرن،
توی جاده اولد ماهابالیپورام.

1539
01:47:04,489 --> 01:47:06,906
باشه، ردشون رو بگیر.
گمشون نکن!

1540
01:47:25,114 --> 01:47:26,281
خدای من، گاتام!

1541
01:47:26,323 --> 01:47:28,323
سیگنال داره
از ۷ جای مختلف فرستاده می‌شه.

1542
01:47:29,739 --> 01:47:30,781
چی؟

1543
01:47:31,906 --> 01:47:33,864
سیگنال میکرو‌دات به ۷ قسمت تقسیم شده.

1544
01:47:33,906 --> 01:47:35,906
و داره به ۷ جهت مختلف حرکت می‌کنه.

1545
01:47:35,989 --> 01:47:36,948
نگاه کنید!

1546
01:47:55,656 --> 01:47:56,781
فهمیده!

1547
01:47:57,739 --> 01:47:58,822
داره بازی‌مون می‌ده!

1548
01:48:03,406 --> 01:48:04,239
قربان!

1549
01:48:04,322 --> 01:48:07,614
چون سیگنال از ۷ نقطه مختلف میاد،
ممکنه ۷ تا بمب هم باشه.

1550
01:48:07,739 --> 01:48:09,697
اونا ۷ تا کپسول هسته‌ای دارن.

1551
01:48:09,864 --> 01:48:11,614
پس باید بدترین حالت رو در نظر بگیریم.

1552
01:48:11,656 --> 01:48:12,447
اما چرا؟

1553
01:48:12,489 --> 01:48:15,281
اگه حین اجلاس جی-۲۰
حمله هسته‌ای بشه،

1554
01:48:15,364 --> 01:48:16,739
نه فقط هند،

1555
01:48:16,781 --> 01:48:18,406
بلکه این حمله‌ای به کل دنیا خواهد بود.

1556
01:48:18,531 --> 01:48:21,364
هند بی‌دلیل به پاکستان حمله موشکی کرد.

1557
01:48:21,406 --> 01:48:24,322
پاسخ پاکستان به این حمله،
یک فاجعه اتمی است.

1558
01:48:24,614 --> 01:48:26,989
این حمله ۲۰ تن از رهبران جهان را کشت.

1559
01:48:27,739 --> 01:48:30,156
نتیجه‌اش یک جنگ جهانی خواهد بود.

1560
01:48:30,822 --> 01:48:32,947
ما داریم یک جنگ جهانی راه می‌اندازیم، قربان.

1561
01:48:34,489 --> 01:48:35,739
خانم، اجازه هست؟

1562
01:48:36,489 --> 01:48:40,031
یکی از این ۷ مکان از قبل
تحت نظر ماست، خانم.

1563
01:48:40,239 --> 01:48:41,364
- چی؟
- بله، خانم!

1564
01:48:41,531 --> 01:48:43,489
این آپارتمان کامینی در او.ام.آر است.

1565
01:48:51,406 --> 01:48:53,364
- بله قربان.
- «گاتام، کجایی؟»

1566
01:48:53,447 --> 01:48:55,197
قربان، این یک تله است!

1567
01:48:55,447 --> 01:48:58,322
او می‌خواهد ما فکر کنیم
که در ۷ نقطه بمب‌گذاری کرده.

1568
01:48:58,364 --> 01:49:01,656
«او ما را به دنبال نخود سیاه می‌فرستد
تا نقشه اصلی‌اش را اجرا کند.»

1569
01:49:01,697 --> 01:49:04,489
همچنین، او می‌داند که ما
هر کسی که سد راهمان شود را حذف می‌کنیم.

1570
01:49:04,864 --> 01:49:05,864
دقیقاً!

1571
01:49:05,906 --> 01:49:06,989
گاتام، گوش کن.

1572
01:49:07,031 --> 01:49:10,406
آمبولانس در آپارتمان
مامور سابق سازمان اطلاعاتی، کامینی پارک شده،

1573
01:49:10,447 --> 01:49:11,614
که تحت نظارت ماست.

1574
01:49:11,656 --> 01:49:12,447
ولی مراقب باش!

1575
01:49:12,489 --> 01:49:15,531
اگر کامینی برای آماران کار می‌کند،
ممکن است همکاری نکند.

1576
01:49:16,197 --> 01:49:18,031
- مجوز درگیری دارید.
- نه، قربان!

1577
01:49:18,072 --> 01:49:20,072
او دقیقاً می‌داند ما چه کار خواهیم کرد.

1578
01:49:20,197 --> 01:49:23,239
«ممکن است اطلاعات ارزشمندی
داخل آن ون باشد.»

1579
01:49:23,281 --> 01:49:24,947
«تا وقتی بفهمیم آن چیست...»

1580
01:49:25,281 --> 01:49:27,156
لطفاً قربان،
به کماندوها بگویید متوقف شوند.

1581
01:49:27,197 --> 01:49:28,531
تا پنج دقیقه دیگر آنجا هستم.

1582
01:49:28,739 --> 01:49:31,864
کماندوها تا یک دقیقه دیگر می‌رسند، گوتام.

1583
01:49:32,114 --> 01:49:34,406
آن‌ها دستور تیراندازی دارند.
معطل نمی‌کنند.

1584
01:49:54,822 --> 01:49:56,531
عمار، من در موقعیت هستم.

1585
01:49:57,406 --> 01:49:59,156
گوپی، می‌دونی باید چیکار کنی.

1586
01:50:10,947 --> 01:50:12,947
«به محض اینکه کماندوها
در آمبولانس رو باز کردن...»

1587
01:50:12,989 --> 01:50:13,697
«بهشون شلیک کن!»

1588
01:50:13,739 --> 01:50:16,656
«از ترس و دستپاچگی،
به کسایی که داخل هستن شلیک می‌کنن.»

1589
01:50:39,447 --> 01:50:40,906
فرمانده، این یه تله‌ست.

1590
01:50:41,156 --> 01:50:42,281
یه لحظه صبر کنید.

1591
01:50:50,197 --> 01:50:51,864
کماندوها! آماده‌باش!

1592
01:50:54,572 --> 01:50:56,197
قربان، لطفاً عقب بروید!

1593
01:50:58,697 --> 01:50:59,989
قربان، عقب بروید!

1594
01:51:18,905 --> 01:51:20,572
یه سوال: آماران کجاست؟

1595
01:51:24,989 --> 01:51:27,155
تو کامینی هستی؟ هدف نهاییش؟

1596
01:51:27,405 --> 01:51:29,322
من نیستم. نه، من نیستم.

1597
01:51:29,614 --> 01:51:30,614
من نیستم.

1598
01:51:30,697 --> 01:51:33,114
اون راکتور کوچک کالپاکام هست، کامینی.

1599
01:51:45,405 --> 01:51:46,780
- گاتام؟
- بله قربان!

1600
01:51:47,489 --> 01:51:49,780
رمزِ کامینی اون دختر نیست.

1601
01:51:50,030 --> 01:51:52,905
اون راکتور کوچک کالپاکام هست، کامینی.

1602
01:51:52,989 --> 01:51:54,155
داره میره اونجا.

1603
01:51:54,280 --> 01:51:55,447
هدف نهایی آماران اونجاست!

1604
01:51:56,114 --> 01:51:58,947
خدای من، قضیه از اون چیزی که فکر می‌کردیم بزرگ‌تره.

1605
01:52:01,739 --> 01:52:03,114
دارم می‌رم اونجا، قربان.

1606
01:52:03,489 --> 01:52:05,197
گوتام، این یه ویروس دیجیتالیه.

1607
01:52:05,239 --> 01:52:07,864
توی نیروگاه برق،
پشت اتاق سرور،

1608
01:52:07,905 --> 01:52:09,114
یه کامپیوتر پشتیبان وجود داره.

1609
01:52:09,155 --> 01:52:10,364
باید این رو به اون وصل کنی.

1610
01:52:10,405 --> 01:52:11,739
- فراموشش نکن!
- باشه.

1611
01:52:22,072 --> 01:52:24,447
قربان، چطور شده که
صبح به این زودی اینجایید؟

1612
01:52:24,489 --> 01:52:25,530
چرا این‌قدر زود؟

1613
01:52:25,572 --> 01:52:27,655
شما هیچ چیزی نگفته بودید.
این‌ها دیگه کی هستن؟

1614
01:52:28,697 --> 01:52:30,239
ببین...

1615
01:52:30,614 --> 01:52:33,322
این قرارداد تعمیر و نگهداری جدید
برای رآکتور کامینیه.

1616
01:52:33,364 --> 01:52:35,155
تکنسین‌ها از ژاپن رسیدن.

1617
01:52:35,239 --> 01:52:36,572
خب، دروازه رو باز کن.

1618
01:52:36,697 --> 01:52:38,947
قربان، آیا اون‌ها مجوز
بازدید از سایت رو دارن؟

1619
01:52:39,155 --> 01:52:40,780
ما هیچ اطلاعات رسمی‌ای
دریافت نکردیم.

1620
01:52:40,822 --> 01:52:43,030
من مدیر
این نیروگاه هستم.

1621
01:52:43,114 --> 01:52:45,280
و این یه بازدید محرمانه‌ست.

1622
01:52:45,405 --> 01:52:46,364
متوجهی؟

1623
01:52:46,405 --> 01:52:49,072
دستیارم حتماً برات ایمیل فرستاده.

1624
01:52:49,739 --> 01:52:51,947
تو... اول تو دروازه رو باز کن.

1625
01:52:52,280 --> 01:52:53,447
هی، دروازه رو باز کن!

1626
01:53:08,697 --> 01:53:09,905
به رئیس اطلاع بدید.

1627
01:53:27,197 --> 01:53:29,405
تلفن آقای سوماساندرام در دسترس نیست.

1628
01:53:29,447 --> 01:53:30,905
و جسد همسرش پیدا شده.

1629
01:53:30,947 --> 01:53:32,447
اگه اون با آماران باشه...

1630
01:53:32,489 --> 01:53:34,780
پس براشون راحته که
وارد نیروگاه بشن.

1631
01:53:34,864 --> 01:53:37,572
و امروز روز تعمیرات
دوره‌ای رآکتور کامینی هست.

1632
01:53:37,614 --> 01:53:39,739
هیچ کارگری تو سایت
حضور نخواهد داشت.

1633
01:53:39,780 --> 01:53:42,364
«فقط مهندسین ایمنی
و نیروهای امنیتی.»

1634
01:53:42,530 --> 01:53:44,572
اون خبر داشت و براش برنامه‌ریزی کرده بود.

1635
01:53:44,614 --> 01:53:46,155
این دیوانگی محض است!

1636
01:53:46,280 --> 01:53:48,239
داری با یک نیروگاه هسته‌ای بازی می‌کنی.

1637
01:53:48,322 --> 01:53:50,572
این کار جان هزاران نفر را می‌گیرد.

1638
01:53:53,739 --> 01:53:55,489
قربان، شما دارید کوچک فکر می‌کنید.

1639
01:53:56,614 --> 01:53:58,239
هزاران نفر که چیزی نیست.

1640
01:53:58,614 --> 01:54:01,739
حالا، فرض کنیم ۵ میلیون نفر.

1641
01:54:01,864 --> 01:54:04,572
نه! نظرت درباره ۱۰ میلیون نفر چیه؟

1642
01:54:05,739 --> 01:54:07,322
همه‌شون یک‌جا کشته بشن!

1643
01:54:09,489 --> 01:54:12,489
دنیا درباره ویرانی ناشی از
قدرت هسته‌ای صحبت خواهد کرد.

1644
01:54:12,989 --> 01:54:14,489
باعث دردسر می‌شه، قربان.

1645
01:54:15,614 --> 01:54:17,280
- هی... تو
- بله!

1646
01:54:17,655 --> 01:54:19,239
تو یه دیوونه‌ی تمام‌عیاری!

1647
01:54:20,489 --> 01:54:23,405
این انرژی هسته‌ایه.
نمی‌تونی کنترلش کنی.

1648
01:54:23,947 --> 01:54:27,780
کشور رو نابود می‌کنه و هیچ راهی
برای بقا یا پیشرفت باقی نمی‌مونه.

1649
01:54:27,822 --> 01:54:29,197
لطفاً این کار رو نکن!

1650
01:54:29,530 --> 01:54:31,655
بله! کاملاً درست می‌گید، قربان.

1651
01:54:32,530 --> 01:54:34,530
سال‌ها پیش، ما هم همین رو گفتیم.

1652
01:54:35,572 --> 01:54:36,905
اون موقع،

1653
01:54:37,197 --> 01:54:40,738
خودتون به ما گفتید که انرژی هسته‌ای
برای پیشرفت کشور خوبه.

1654
01:54:40,947 --> 01:54:41,988
ولی حالا...

1655
01:54:42,405 --> 01:54:45,780
دارید حرف خودتون رو نقض می‌کنید، قربان.

1656
01:54:46,155 --> 01:54:48,363
فکر می‌کنم خیلی گیج شدید، آقای سومو.

1657
01:54:48,947 --> 01:54:50,363
بیاید، بریم صحبت کنیم.

1658
01:54:59,155 --> 01:55:01,905
ابعاد این فاجعه هسته‌ای
چقدر خواهد بود؟

1659
01:55:02,780 --> 01:55:03,988
فاجعه‌بار!

1660
01:55:06,072 --> 01:55:09,947
اگه ذوب شدگی یا انفجاری
در هسته رآکتور کامینی رخ بده...

1661
01:55:09,988 --> 01:55:13,905
«تمام موجودات زنده رو تا شعاع ۱۰۰ کیلومتری از بین می‌بره.»

1662
01:55:19,822 --> 01:55:20,988
جلوی این آدم دیوونه رو بگیرید!

1663
01:55:21,613 --> 01:55:23,655
فوراً ارتش رو به کالپاکام اعزام کنید.

1664
01:55:23,905 --> 01:55:24,947
نه قربان!

1665
01:55:24,988 --> 01:55:27,530
اگه ارتش یا نیروی هوایی رو بفرستیم
مردم می‌فهمن.

1666
01:55:27,613 --> 01:55:28,530
باعث وحشت می‌شه!

1667
01:55:28,613 --> 01:55:29,488
فقط این نیست...

1668
01:55:29,530 --> 01:55:32,322
اگه آماران حس کنه که داریم نیرو می‌فرستیم...

1669
01:55:32,447 --> 01:55:35,280
ممکنه هر لحظه اون وسیله رو فعال کنه.

1670
01:55:35,572 --> 01:55:37,405
«گوتام و تیمش
همین الان تو کالپاکام هستن.»

1671
01:55:37,447 --> 01:55:39,363
«من می‌رم اونجا و شما رو در جریان می‌ذارم، قربان.»

1672
01:55:41,197 --> 01:55:43,697
- همون‌جا بمون و بهم خبر بده.
- چشم، خانم.

1673
01:55:43,738 --> 01:55:44,738
کامینی؟

1674
01:55:45,447 --> 01:55:46,905
او همان‌جاست، خانم.

1675
01:55:59,197 --> 01:56:00,863
قربان، شما در حال حاضر
اجازه ورود ندارید.

1676
01:56:00,947 --> 01:56:03,322
- ببینید...
- ببخشید، من مجوز را همراه دارم.

1677
01:56:03,363 --> 01:56:04,363
جکسون؟

1678
01:56:18,072 --> 01:56:20,030
لطفاً در موردش فکر کن.

1679
01:56:20,072 --> 01:56:22,072
ویرانی آن فاجعه‌بار خواهد بود.

1680
01:56:22,113 --> 01:56:24,072
تمام جنوب هند را نابود می‌کند.

1681
01:56:24,197 --> 01:56:26,363
سومو، داری کلافه‌ام می‌کنی.

1682
01:56:27,363 --> 01:56:28,405
فعلاً خداحافظ.

1683
01:56:52,655 --> 01:56:54,447
آمار، دستگاه آماده است.

1684
01:56:54,947 --> 01:56:57,655
حالا این دستگاه رو
به هسته راکتور وصل کن.

1685
01:57:14,905 --> 01:57:15,947
هی!

1686
01:57:18,405 --> 01:57:19,363
مایک!

1687
01:57:19,988 --> 01:57:21,072
برو چک کن.

1688
01:57:21,155 --> 01:57:22,488
هی، بجنبید!

1689
01:57:22,905 --> 01:57:24,613
نیروهای امنیتی متوجه شدن.

1690
01:57:24,947 --> 01:57:26,530
محیط رو امن کنید.
حواستون جمع باشه!

1691
01:58:14,738 --> 01:58:15,988
شیبا، می‌گه ۱۰ دقیقه زمان می‌بره.

1692
01:58:16,155 --> 01:58:17,155
من ۱۰ دقیقه وقت ندارم.

1693
01:58:18,196 --> 01:58:19,113
اینجا رو نگاه کن، گاتام.

1694
01:58:19,238 --> 01:58:22,405
فقط اگه ویروس رو دانلود کنی
می‌تونم به نیروگاه دسترسی پیدا کنم.

1695
01:58:22,780 --> 01:58:23,988
پس، ۱۰ دقیقه وقت داری!

1696
01:58:24,446 --> 01:58:25,696
جایی نرو.

1697
01:58:25,988 --> 01:58:27,196
باشه، منتظر می‌مونم.

1698
01:58:48,863 --> 01:58:50,196
حرف آخری نداری؟

1699
01:58:56,655 --> 01:58:57,988
تو قراره بمیری!

1700
01:58:58,321 --> 01:58:59,321
چی؟

1701
01:58:59,655 --> 01:59:00,655
خداحافظ!

1702
01:59:40,780 --> 01:59:42,738
عمار، دارم می‌رم سمت قایق.

1703
01:59:42,863 --> 01:59:44,155
اگه بتونن جلوی فاجعه رو بگیرن،

1704
01:59:44,196 --> 01:59:46,363
بمبی که بهت دادم رو ببر
داخل رآکتور.

1705
02:00:12,071 --> 02:00:15,863
«در تمام دنیاها، قدرتش همه چیز را می‌بلعد»

1706
02:00:16,113 --> 02:00:19,738
«در تمام دنیاها، قدرتش همه چیز را کنترل می‌کند»

1707
02:00:21,946 --> 02:00:23,988
«مغز متفکر پشت همه این‌ها.»

1708
02:00:26,613 --> 02:00:28,530
هی، پولشوی عزیز من.

1709
02:00:29,613 --> 02:00:31,363
کلک آمبولانس شکست خورد.

1710
02:00:31,821 --> 02:00:34,571
فکر کردم حتماً داری
همه جا دنبال بمب می‌گردی.

1711
02:00:34,613 --> 02:00:35,655
مشکلی نیست!

1712
02:00:35,696 --> 02:00:37,821
ذوب شدن رآکتور شروع شده.

1713
02:00:39,030 --> 02:00:40,821
آخرین خواسته‌ای نداری، گوتام؟

1714
02:00:41,071 --> 02:00:43,321
بگو. خیلی دوست دارم بشنوم.

1715
02:00:44,155 --> 02:00:45,280
چون...

1716
02:00:46,863 --> 02:00:48,280
فقط ۲۰ دقیقه وقت داریم.

1717
02:00:52,780 --> 02:00:54,363
۲۰ دقیقه‌ی آخر عمرت...

1718
02:00:55,030 --> 02:00:57,030
بذار خاطره‌انگیز باشه.

1719
02:04:09,363 --> 02:04:10,738
خانم، حالتون خوبه؟

1720
02:04:12,363 --> 02:04:13,321
آره.

1721
02:04:13,904 --> 02:04:14,821
آره.

1722
02:04:14,863 --> 02:04:16,446
خانم، وقتمون داره تموم می‌شه.

1723
02:04:16,779 --> 02:04:18,488
لطفاً سریع برید اتاق کنترل.

1724
02:04:20,238 --> 02:04:21,321
باشه.

1725
02:04:49,488 --> 02:04:52,029
شیبا، همه‌اش به زبان ماندارینه.

1726
02:04:53,154 --> 02:04:54,321
نمی‌تونم بخونمش.

1727
02:04:54,696 --> 02:04:58,863
خانم، من نمی‌تونم از راه دور هکشون رو بشکنم.

1728
02:05:00,362 --> 02:05:01,362
چی؟

1729
02:05:01,446 --> 02:05:03,571
خانم، می‌خوام یه کاری انجام بدم.

1730
02:05:04,487 --> 02:05:06,404
- خیلی متاسفم.
- برای چی متاسفی؟

1731
02:05:20,904 --> 02:05:21,571
متاسفم!

1732
02:05:21,612 --> 02:05:24,654
«فقط اگه نوسان برق ایجاد کنم و
سیستم رو ری‌استارت کنم، می‌تونم کنترل کارخونه رو به دست بگیرم.»

1733
02:05:24,696 --> 02:05:26,362
«چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.»

1734
02:05:27,321 --> 02:05:29,571
خانم، حالتون خوبه؟

1735
02:05:33,904 --> 02:05:34,946
خوبم!

1736
02:05:43,237 --> 02:05:45,154
حالا، من کنترل کارخونه رو در دست دارم.

1737
02:05:45,362 --> 02:05:47,404
من ذوب شدن راکتور رو متوقف کردم.

1738
02:05:47,446 --> 02:05:49,904
«اما نقشه دومشون
اون بمبیه که دستشونه.»

1739
02:05:50,029 --> 02:05:52,779
«به هر قیمتی شده، نباید
اون بمب داخل نیروگاه منفجر بشه.»

1740
02:05:59,279 --> 02:05:59,987
آمار!

1741
02:06:00,029 --> 02:06:01,737
«اون‌ها ذوب شدن راکتور رو متوقف کردن.

1742
02:06:01,821 --> 02:06:03,696
شروع کردن به دور زدن کنترل‌های ما.

1743
02:06:06,529 --> 02:06:07,737
فقط یه راه برامون باقی مونده.

1744
02:06:07,779 --> 02:06:09,987
بمبی که بهت دادم
باید داخل رآکتور منفجر بشه.

1745
02:06:10,071 --> 02:06:11,112
صدامو می‌شنوی؟

1746
02:06:11,196 --> 02:06:12,237
آمار؟

1747
02:06:15,279 --> 02:06:18,071
گاتام، چیزی که دستته
بمب هسته‌ای نیست، مواد منفجره سی‌فور هست.

1748
02:06:18,112 --> 02:06:19,487
اگه بمب هر جایی
داخل کارخونه منفجر بشه،

1749
02:06:19,529 --> 02:06:20,696
باعث نشت مواد رادیواکتیو می‌شه.

1750
02:06:20,737 --> 02:06:21,737
جون خیلی‌ها به خطر می‌افته.

1751
02:06:21,779 --> 02:06:24,571
پس، بمب باید
۵ کیلومتر از کارخونه دور بشه.

1752
02:06:24,654 --> 02:06:27,237
یه راهرو کوچیک
کنار رآکتور کامینی هست.

1753
02:06:27,779 --> 02:06:29,071
که تو رو به یه در می‌رسونه.

1754
02:06:29,112 --> 02:06:30,612
«اون در رو برات باز می‌کنم.»

1755
02:06:30,654 --> 02:06:32,446
«می‌تونی از اون در، تو دو دقیقه
به دریا برسی.»

1756
02:06:32,487 --> 02:06:33,987
«اونجا برات یه قایق
آماده کردیم.»

1757
02:06:39,112 --> 02:06:40,279
شیبا، رسیدم دم در.

1758
02:06:40,321 --> 02:06:41,612
دارم بازش می‌کنم.

1759
02:07:04,362 --> 02:07:06,862
وای خدای من!
اونا پشت درِ رآکتور هستن.

1760
02:07:16,487 --> 02:07:18,404
شیبا، در رو باز کن.

1761
02:07:18,487 --> 02:07:19,987
چی؟ نه!

1762
02:07:22,362 --> 02:07:24,487
زود باش! در رو باز کن!

1763
02:07:28,571 --> 02:07:29,904
«خواهش می‌کنم به حرفم گوش بده.»

1764
02:07:29,987 --> 02:07:31,446
در رو باز کن!

1765
02:08:08,529 --> 02:08:10,987
در رو ببند.
راکتور رو روشن کن.

1766
02:08:12,821 --> 02:08:13,946
باشه.

1767
02:10:39,820 --> 02:10:43,529
«محافظت از مردم در برابر جنگی که در پیش داریم.»

1768
02:10:43,862 --> 02:10:46,654
«کسانی که اون جنگ رو می‌برن
و کشور رو نجات می‌دن...»

1769
02:10:46,737 --> 02:10:47,862
«جاسوس‌ها هستن!»

1770
02:10:53,320 --> 02:10:55,362
«اون‌ها به جون خودشون اهمیت نمی‌دن.»

1771
02:10:55,612 --> 02:10:58,029
«اما برای نجات جون مردم
تلاش می‌کنن.»

1772
02:10:58,362 --> 02:10:59,737
«اون‌ها قهرمان‌های واقعی هستن!»

1773
02:11:00,445 --> 02:11:01,654
قربان، اون رفته.

1774
02:11:03,112 --> 02:11:06,029
«اونا کین؟
و چه شکلی‌ان؟»

1775
02:11:06,362 --> 02:11:08,362
«اونا فقط از روی
زمین محو می‌شن.»

1776
02:11:08,570 --> 02:11:11,112
«به نظر من، گاتام امروز یه قهرمانه.»

1777
02:11:11,654 --> 02:11:14,112
«و اون دقیقاً همین‌طوری ناپدید شد.»

1778
02:11:14,362 --> 02:11:18,362
«ولی ما باید از زندگیِ کسایی که
اون خودش رو فداشون کرد، محافظت کنیم.»

1779
02:11:18,737 --> 02:11:21,070
مدارک ضروری و پاسپورتت.

1780
02:11:21,445 --> 02:11:25,195
اون از قبل برنامه‌ریزی کرده بود که
تو رو به یه جای امن بفرسته.

1781
02:11:25,654 --> 02:11:26,820
مراقبش باش!

1782
02:11:30,904 --> 02:11:32,695
«امروز، ما آماران رو متوقف کردیم.»

1783
02:11:33,237 --> 02:11:36,029
«در مورد مغز متفکر، رانا، چی؟»

1784
02:11:37,029 --> 02:11:38,570
«اگه رانا رو پیدا نکنیم...»

1785
02:11:38,654 --> 02:11:41,862
«دنیا با هزار تا "آماران" دیگه روبه‌رو می‌شه.»

1786
02:11:42,820 --> 02:11:44,779
«با هدف دستگیری رانا...»

1787
02:11:44,904 --> 02:11:48,029
«رفتم تا با دوست قدیمی و وفادارش
توی زندان تیهاد ملاقات کنم.»

1788
02:11:50,070 --> 02:11:51,237
رانا کیه؟

1789
02:11:52,029 --> 02:11:53,654
چی ازش می‌دونی؟

1790
02:11:54,279 --> 02:11:57,362
این‌همه وفاداری برای آدمی که چهره‌ش معلوم نیست؟

1791
02:11:58,528 --> 02:12:00,653
وفاداری تا حدی که
کشور رو نابود کنه.

1792
02:12:01,862 --> 02:12:05,737
وقتی داشتم برای زنده موندن توی این مملکت
دست و پا می‌زدم، هیچ کمکی بهم نشد.

1793
02:12:06,278 --> 02:12:07,778
اما رانا پا پیش گذاشت و کمکم کرد.

1794
02:12:10,112 --> 02:12:12,820
وفاداری، فقط برای همون یه نفر!

1795
02:12:25,612 --> 02:12:27,195
خب، پس همون‌جا می‌میری.

1796
02:12:30,612 --> 02:12:32,195
من هیچی درباره رانا نمی‌دونم.

1797
02:12:33,278 --> 02:12:34,403
تا حالا اون مرد رو ندیدم.

1798
02:12:35,237 --> 02:12:38,862
ولی یه نفر رو می‌شناسم که زنده است
و رانا رو از نزدیک دیده.

1799
02:12:42,487 --> 02:12:45,237
«یه روستای کوچیک به اسم مورتازار،
نزدیک مرز پاکستان.»

1800
02:12:45,320 --> 02:12:49,237
«خیلی سال پیش، وقتی رانا
بخاطر زخم گلوله داشت جون می‌داد...»

1801
02:12:49,403 --> 02:12:52,070
«پزشک روستا
اون رو مداوا کرد و نجاتش داد.»

1802
02:12:52,362 --> 02:12:54,362
«نمی‌دونم راسته یا دروغ.»

1803
02:12:54,612 --> 02:12:58,403
«ولی این تنها راهیه که
می‌تونی درباره رانا بفهمی.»

1804
02:13:01,862 --> 02:13:04,112
آیا یکی از اون‌ها راناست؟

1805
02:13:10,237 --> 02:13:11,778
پس رانا کیه؟

1806
02:13:21,362 --> 02:13:23,278
«می‌تونی اسمش رو بذاری مداخله الهی،»

1807
02:13:23,362 --> 02:13:25,653
«اون به رانای بی‌چهره، چهره داد.»

1808
02:13:26,195 --> 02:13:27,862
کافه لاته شما با یک قند.

1809
02:13:28,195 --> 02:13:29,195
ممنونم.

1810
02:13:33,612 --> 02:13:37,570
گاتام،
حس کردم یکی داشت تعقیبم می‌کرد.

1811
02:13:39,570 --> 02:13:41,695
نگران نباش.
ما اینجا در امانیم.

1812
02:13:42,403 --> 02:13:44,528
تا کی باید
مراقب پشت سرمون باشیم، گاتام؟

1813
02:13:44,903 --> 02:13:46,362
«دیگه لازم نیست باشی!»

1814
02:13:48,612 --> 02:13:50,820
ببخشید، مزاحم شدم؟

1815
02:13:52,028 --> 02:13:54,487
کی‌رتانا،
باید خصوصی با گوتام صحبت کنم.

1816
02:13:54,528 --> 02:13:56,237
لطفاً برو و از لاته خودت لذت ببر.

1817
02:14:03,195 --> 02:14:06,112
آیا تمام پول‌های پول‌شویی که
از سوکارپت ضبط کردی رو خرج کردی...

1818
02:14:06,445 --> 02:14:07,862
یا چیزی هم باقی مونده؟

1819
02:14:10,695 --> 02:14:12,695
چطور از اون انفجار جون سالم به در بردی؟

1820
02:14:12,987 --> 02:14:15,320
آره، درسته، تو متخصص غواصی هستی.

1821
02:14:16,153 --> 02:14:19,862
تو خیلی زیرکانه همه رو
متقاعد کردی که مردی.

1822
02:14:20,237 --> 02:14:21,778
تو جون خیلی‌ها رو نجات دادی.

1823
02:14:21,820 --> 02:14:23,237
ممنون که این کار رو کردی!

1824
02:14:25,903 --> 02:14:29,903
می‌دونم که منو پیدا نکردی
که فقط تشکر کنی.

1825
02:14:31,278 --> 02:14:35,778
آماران و ودا از هفت کپسول هسته‌ای،
دو تاشو استفاده کردن.

1826
02:14:36,070 --> 02:14:37,362
بقیه‌شون کجان، گاتام؟

1827
02:14:37,487 --> 02:14:38,695
یه جایی هستن...

1828
02:14:39,987 --> 02:14:41,778
که برای همه امنه.

1829
02:14:45,028 --> 02:14:46,653
فهمیدم رانا کیه.

1830
02:14:47,403 --> 02:14:48,737
حالا که دنبال تو می‌گرده...

1831
02:14:49,445 --> 02:14:51,070
آدماش رسیدن اینجا.

1832
02:14:51,653 --> 02:14:52,778
دور و برتو نگاه کن!

1833
02:14:56,612 --> 02:14:58,070
اگه رانا رو دستگیر نکنی،

1834
02:14:58,153 --> 02:15:00,237
پس مجبوری تا آخر عمر
فراری باشی.

1835
02:15:03,612 --> 02:15:06,570
تمام این سال‌ها،
همه جای دنیا دنبال رانا گشتی.

1836
02:15:07,195 --> 02:15:08,445
نتونستی پیداش کنی.

1837
02:15:08,862 --> 02:15:12,237
برای همین، چیزی رو که
از همه بیشتر می‌خواست ازش گرفتم.

1838
02:15:13,070 --> 02:15:15,153
حالا مجبورش کردم بیاد دنبالم.

1839
02:15:40,986 --> 02:15:42,111
رانا!

1840
02:16:23,445 --> 02:16:26,195
«برای اینکه بفهمم چرا آقای ایکس تبدیل به رانا شد...»

1841
02:16:26,278 --> 02:16:30,320
«یک سال تمام مسیرش رو دنبال کردم،
مسیری که اون بیست سال توش قدم گذاشته بود.»

1842
02:16:30,903 --> 02:16:33,070
«برای دنیا، پدرم یک قهرمانه.»

1843
02:16:33,278 --> 02:16:36,028
«اما برای من،
اون خطرناک‌ترین آدم‌بدیه که تا حالا دیدم.»

1844
02:16:39,903 --> 02:16:42,236
'هر کسی توی زندگی‌اش
یک نقطه عطف رو تجربه می‌کنه.'

1845
02:16:42,528 --> 02:16:45,403
'لحظه‌ای که
یک آدم خوب، بد می‌شه.'

1846
02:16:49,736 --> 02:16:52,153
'اون کلاهک هسته‌ای طمع رو
توی وجودش بیدار کرد...'

1847
02:16:52,278 --> 02:16:55,945
'و فرصت‌هایی که می‌تونست براش
پول، قدرت و کنترل بیاره.'

1848
02:16:56,695 --> 02:17:00,611
'وقتی پدرم ارزشش رو فهمید،
به آدم دیگه‌ای تبدیل شد.'

1849
02:17:01,528 --> 02:17:03,528
'همون موقع بود که با هویت رانا...'

1850
02:17:03,611 --> 02:17:05,736
'یک سندیکای بین‌المللی راه انداخت.'

1851
02:17:14,736 --> 02:17:16,486
'برای توطئه علیه هند...'

1852
02:17:16,611 --> 02:17:18,528
'سازمان‌هایی که از این
سندیکا حمایت می‌کردن عبارتن از:'

1853
02:17:18,570 --> 02:17:23,695
'آی‌اس‌آی پاکستان، ام‌اس‌اس چین
و سیا آمریکا.'

1854
02:17:24,945 --> 02:17:28,486
«اگر در جریان اجلاس جی۲۰
حمله هسته‌ای رخ می‌داد...»

1855
02:17:28,528 --> 02:17:30,695
«او می‌دانست که به جنگ جهانی منجر می‌شود.»

1856
02:17:30,778 --> 02:17:32,903
«بنابراین، مخفیانه نقشه‌ای را اجرا کرد.»

1857
02:17:35,278 --> 02:17:37,861
«این نقشه‌ای بود که برای تحقیر هند
در برابر سایر کشورها»

1858
02:17:37,903 --> 02:17:41,778
«و جلوگیری از پیشرفت آن
اجرا شد.»

1859
02:17:45,236 --> 02:17:49,903
«پدرم با مخفی نگه داشتن هویتش
ترفندی هوشمندانه به کار برد.»

1860
02:17:50,320 --> 02:17:55,278
«حتی آماران هم نمی‌دانست که
پارامشوار پراتاپ که نجاتش داده، همان رانا بوده.»

1861
02:17:56,736 --> 02:17:59,445
«او از پیشینه آماران باخبر شد و مغزش را شست‌وشو داد»

1862
02:17:59,486 --> 02:18:03,403
«و او را تحریک کرد
تا یک حمله هسته‌ای در هند انجام دهد.»

1863
02:18:04,611 --> 02:18:06,153
کامینی شعله‌ور خواهد شد!

1864
02:18:06,403 --> 02:18:09,861
اون از اعتمادت علیه خودت استفاده کرد.

1865
02:18:09,945 --> 02:18:11,861
آقای ایکس یکی از بهترین مامورهای ماست!

1866
02:18:11,903 --> 02:18:15,986
پدرم شیطانیه که همه کسایی که بهش اعتماد داشتن رو بازی داد.

1867
02:18:16,361 --> 02:18:18,486
و اون شیطان دو تا چهره داشت.

1868
02:18:19,070 --> 02:18:20,153
آقای ایکس...

1869
02:18:20,361 --> 02:18:21,486
و رانا!

1870
02:18:24,320 --> 02:18:26,820
ما جلوی حمله اتمی که قصد انجامش رو داشتن گرفتیم.

1871
02:18:27,320 --> 02:18:31,070
پدرم و اون گروه دارن برای یه حمله دیگه برنامه‌ریزی می‌کنن.

1872
02:18:31,611 --> 02:18:34,653
اگه موفق بشن، یه نظم نوین جهانی درست می‌کنن.

1873
02:18:36,778 --> 02:18:39,903
قبل از اینکه نقشه‌شون رو عملی کنن، باید متوقفشون کنم.

1874
02:18:45,361 --> 02:18:47,028
دیگه از فرار کردن خسته شدم، خانم.

1875
02:18:47,736 --> 02:18:49,403
حالا وقتشه که ما شکارشون کنیم.

1876
02:18:57,403 --> 02:18:59,569
حق با توئه! دیگه فرار بسه!

1877
02:19:00,486 --> 02:19:01,903
سپر رو بردار.

1878
02:19:02,444 --> 02:19:03,986
بیا با هم باهاشون بجنگیم!

1879
02:19:04,819 --> 02:19:06,194
به عنوان آقای ایکس باهاشون بجنگ!

1880
02:19:12,069 --> 02:19:13,319
«هی!»

1881
02:19:14,444 --> 02:19:15,569
«هی!»

1882
02:19:16,778 --> 02:19:18,028
«هی!»

1883
02:19:19,028 --> 02:19:20,111
«هی!»

1884
02:19:21,403 --> 02:19:22,778
"هی!"

1885
02:19:23,819 --> 02:19:25,236
"هی!"

1886
02:19:26,236 --> 02:19:27,444
"هی!"

1887
02:19:28,361 --> 02:19:29,653
"هی!"

1888
02:19:30,361 --> 02:19:32,444
"هر گوشه ایستگاه دوربین داره"

1889
02:19:32,486 --> 02:19:34,778
"ولی من مثل روح تو سایه‌ها حرکت می‌کنم،
گلوله‌های سنگین شلیک می‌شن"

1890
02:19:34,861 --> 02:19:37,111
"هماهنگ، چند تا تیر شلیک کن"

1891
02:19:37,153 --> 02:19:39,319
"چند تا کلید رو بزن، آخرین تعظیمت رو بکن"

1892
02:19:39,361 --> 02:19:40,528
"جای هند"

1893
02:19:49,069 --> 02:19:51,611
"خشم در ظاهر"

1894
02:19:51,694 --> 02:19:55,611
«فریبِ این بارونی رو نخور»

1895
02:19:57,528 --> 02:20:00,403
«فقط یه مشت، همین چیزیه که می‌خوام بزنم»

1896
02:20:00,444 --> 02:20:04,236
«نمی‌تونم با کلاهم از پا درت بیارم،
حالا بیا جلو»

1897
02:20:04,278 --> 02:20:06,903
«بیا جلو، حالا بیا جلو»

1898
02:20:07,153 --> 02:20:09,736
«آقای ایکس قراره ضربه‌ای به هدف بزنه»

1899
02:20:09,778 --> 02:20:12,069
«جسور، اون جاش رو می‌گیره و نشونه می‌ره»

1900
02:20:12,111 --> 02:20:13,861
«آمبولانس رد شد،
بحثِ زنگ‌زدگی نیست»

1901
02:20:13,903 --> 02:20:16,736
«برای محافظت ازت، آقای ایکس میاد سراغت،
این تمام چیزیه که نصیبت میشه»

1902
02:20:26,361 --> 02:20:28,986
«نیروی ایکس، نیروی ضربت، با عجله به سمت استخراج»

1903
02:20:29,028 --> 02:20:31,278
«بر اساس نظارت،
در حال عملیات خارج از جناح»

1904
02:20:31,319 --> 02:20:33,361
«همگام‌سازی شد، قدرت در خدمت پیشرفت»

1905
02:20:33,403 --> 02:20:35,444
«مغز متفکر، این هنرمند مرگبار است»

1906
02:20:35,486 --> 02:20:37,736
«این همونیه که توی ماموریته»

1907
02:20:37,903 --> 02:20:40,069
«این همونیه که برای انتقام اومده»

1908
02:20:40,111 --> 02:20:42,361
«این همونیه که توی ماموریته»

1909
02:20:42,444 --> 02:20:45,153
«این... این همون آدمه»

1910
02:20:45,236 --> 02:20:47,069
«اون توی ماموریته»

1911
02:20:47,111 --> 02:20:49,361
«این همونیه که برای انتقام اومده»

1912
02:20:49,569 --> 02:20:51,694
«این همونیه که توی ماموریته»

1913
02:20:51,778 --> 02:20:54,361
«این... این همون آدمه»

