1
00:01:01,978 --> 00:01:07,984
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:08,026 --> 00:01:13,031
‫« کاری از محمد مسعودی، محمدعلی و سـروش »

3
00:01:14,031 --> 00:01:24,031
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:01:36,971 --> 00:01:41,518
‫[پرومتئوس آتش را از خدایان دزدید
‫و به انسان بخشید.]

5
00:01:41,559 --> 00:01:47,732
‫[از همین رو، او را به سنگی غل و زنجیر کردند
‫و تا ابد شکنجه شد.]

6
00:01:54,072 --> 00:01:55,240
‫دکتر اوپنهایمر.

7
00:01:55,740 --> 00:01:56,950
‫[اول: شکافت هسته‌ای]

8
00:01:56,991 --> 00:01:58,284
‫دکتر اوپنهایمر.

9
00:01:59,786 --> 00:02:02,914
‫فکر می‌کنم در همین ابتدا
‫یه اظهاریه‌ای دارین که می‌خواین بخونین.

10
00:02:05,041 --> 00:02:06,209
‫بله، جناب قاضی.

11
00:02:06,292 --> 00:02:11,839
‫- ما قاضی نیستیم، دکتر.
‫- نه. البته.

12
00:02:17,136 --> 00:02:18,888
‫اعضای گرامی کمیته،

13
00:02:20,139 --> 00:02:23,893
‫این اطلاعات به اصطلاح مخرب
‫در کیفرخواست‌تون علیه من

14
00:02:23,977 --> 00:02:26,771
‫تنها در صورتی منصفانه قابل درکه

15
00:02:26,854 --> 00:02:28,815
‫که در فضای زندگی و کارم بررسی بشه.

16
00:02:29,649 --> 00:02:31,067
‫چه مدت شهادت داد؟

17
00:02:31,109 --> 00:02:32,235
‫[دوم: هم‌جوشی]

18
00:02:32,277 --> 00:02:33,736
‫راستش فراموش کردم.

19
00:02:35,571 --> 00:02:37,448
‫دادگاه یک ماه طول کشید.

20
00:02:37,657 --> 00:02:40,618
‫- آزمون سختی بود.
‫- اوه، من فقط رونوشت‌ها رو خوندم.

21
00:02:43,663 --> 00:02:45,999
‫- کی دلش می‌خواد کل زندگیش رو توجیه کنه؟
‫- شما اونجا نبودین؟

22
00:02:46,374 --> 00:02:47,792
‫به عنوان رئیس، اجازه نداشتم باشم.

23
00:02:48,418 --> 00:02:50,169
‫واقعا قراره در موردش سوال بپرسن؟

24
00:02:51,045 --> 00:02:52,505
‫ماجرا مربوط به سال‌ها قبله.

25
00:02:52,547 --> 00:02:53,965
‫- چهار سال قبل.
‫- پنج سال.

26
00:02:55,216 --> 00:02:56,843
‫هنوزم به خاطر ماجرای اوپنهایمر
‫آمریکا دو دسته‌ست.

27
00:02:56,884 --> 00:02:58,886
‫کمیته می‌خواد موضع شما رو بدونه.

28
00:03:00,013 --> 00:03:03,474
‫سناتور تورموند ازم خواست بگم
‫این ماجرا رو به چشم محاکمه نبینید.

29
00:03:03,641 --> 00:03:06,602
‫اوه، جالبه. همچین حسی نداشتم،
‫تا اینکه الان گفتی.

30
00:03:06,936 --> 00:03:08,479
‫- واقعا، آقای استراس...
‫- فرمانده.

31
00:03:08,646 --> 00:03:11,899
‫فرمانده. فرمانده استراس،
‫این صرفاً تشریفاتیه.

32
00:03:11,941 --> 00:03:14,027
‫رئیس جمهور آیزنهاور
‫ازتون خواسته توی کابینه‌اش باشین.

33
00:03:14,235 --> 00:03:16,029
‫سنا چاره‌ای جز تایید شما نداره.

34
00:03:16,070 --> 00:03:17,822
‫و اگه اونا بحث اوپنهایمر رو پیش بکشن؟

35
00:03:18,448 --> 00:03:20,783
‫وقتی بحث اوپنهایمر رو پیش کشیدن،
‫شما صادقانه جواب بدین،

36
00:03:20,825 --> 00:03:22,869
‫هیچ سناتوری نمی‌تونه انکار کنه
‫شما وظیفه‌تون رو انجام دادین.

37
00:03:23,161 --> 00:03:24,620
‫معذب کننده‌ست.

38
00:03:25,621 --> 00:03:27,165
‫کی دلش می‌خواد کل زندگیش رو توجیه کنه؟

39
00:03:32,962 --> 00:03:34,505
‫چرا آمریکا رو ترک کردین؟

40
00:03:37,216 --> 00:03:40,511
‫می‌خواستم فیزیک نوین بخونم.

41
00:03:40,720 --> 00:03:41,971
‫اینجا جایی نبود؟

42
00:03:42,889 --> 00:03:45,725
‫فکر می‌کردم برکلی
‫برجسته‌ترین دپارتمان فیزیک نظری رو داره.

43
00:03:46,559 --> 00:03:48,394
‫بله، وقتی خودم ساختمش.

44
00:03:49,145 --> 00:03:50,396
‫ولی اول باید می‌رفتم اروپا.

45
00:03:50,438 --> 00:03:53,483
‫رفتم کمبریج که تحت نظر پاتریک بلکت درس بخونم.

46
00:03:53,816 --> 00:03:55,568
‫اونجا نسبت به آمریکا خوشحال‌تر بودین؟

47
00:03:56,903 --> 00:03:58,237
‫- خوشحال‌تر؟
‫- بله.

48
00:04:02,700 --> 00:04:03,701
‫نه.

49
00:04:04,160 --> 00:04:05,369
‫نه، من...

50
00:04:08,247 --> 00:04:10,249
‫دلتنگ وطن بودم و...

51
00:04:11,167 --> 00:04:12,835
‫از لحاظ احساسی خام بودم...

52
00:04:14,170 --> 00:04:16,547
‫به خاطر رویای...

53
00:04:17,298 --> 00:04:19,592
‫عالم پنهان آشفته بودم.

54
00:04:31,187 --> 00:04:32,271
‫توی آزمایشگاه مفید نبودم.

55
00:04:37,276 --> 00:04:38,736
‫خدای من، اوپنهایمر.

56
00:04:39,946 --> 00:04:41,113
‫دیشب اصلا خوابیدی؟

57
00:04:43,741 --> 00:04:44,742
‫از اول شروع کن.

58
00:04:45,243 --> 00:04:46,536
‫باید برم یه سخنرانی، قربان.

59
00:04:47,578 --> 00:04:48,579
‫چرا؟

60
00:04:49,121 --> 00:04:50,122
‫سخنرانی نیلز بوره.

61
00:04:53,209 --> 00:04:54,377
‫پاک یادم رفت.

62
00:04:55,503 --> 00:04:57,296
‫خیلی خب! بریم.

63
00:04:59,882 --> 00:05:01,259
‫اوه، نه، تو نه، اوپنهایمر.

64
00:05:01,592 --> 00:05:02,677
‫تو پوشانش اون ورقه‌ها رو تموم کن.

65
00:05:02,718 --> 00:05:04,554
‫اونا رو می‌بینی؟

66
00:05:10,142 --> 00:05:12,103
‫یادت نره تمیزکاری کنی!

67
00:05:43,426 --> 00:05:47,138
‫فیزیک کوانتوم گامی رو به جلو نیست.

68
00:05:47,221 --> 00:05:50,975
‫روشی جدید برای فهم واقعیته.

69
00:05:51,100 --> 00:05:52,893
‫انیشتین این در رو باز کرد.

70
00:05:52,935 --> 00:05:57,148
‫حالا ما داریم از لای در نگاه می‌کنیم،
‫دنیایی رو در داخل دنیامون می‌بینیم،

71
00:05:57,315 --> 00:06:02,903
‫دنیایی از انرژی و پارادوکس
‫که همه قادر به پذیرشش نیستن.

72
00:06:46,614 --> 00:06:47,615
‫خوبی؟

73
00:06:48,532 --> 00:06:50,659
‫نیلز، با جِی رابرت اوپنهایمر آشنا شو.

74
00:06:51,160 --> 00:06:52,661
‫اون جِی حرف اول چیه؟

75
00:06:52,787 --> 00:06:54,246
‫ظاهرا هیچی.

76
00:06:54,288 --> 00:06:56,916
‫تو توی سخنرانی من بودی.
‫تنها سوال خوب رو تو پرسیدی.

77
00:06:56,957 --> 00:06:58,501
‫هیچ کس بینش اونو انکار نمی‌کنه.

78
00:06:58,626 --> 00:07:01,003
‫کارهای آزمایشگاهیش یه خرده مشکل داره.

79
00:07:02,213 --> 00:07:03,214
‫شنیدم همین جواب رو...

80
00:07:03,255 --> 00:07:05,257
‫در هاروارد دادم، بله،
‫و تو همون سوال رو پرسیدی.

81
00:07:05,841 --> 00:07:06,926
‫چرا دوباره پرسیدی؟

82
00:07:07,092 --> 00:07:08,344
‫از جواب‌تون خوشم نیومد.

83
00:07:10,012 --> 00:07:12,431
‫- دیروز بیشتر خوشت اومد؟
‫- خیلی.

84
00:07:12,723 --> 00:07:17,228
‫وقتی سنگی رو برمی‌داری
‫باید واسه حمله‌ی مار زیرش آماده باشی.

85
00:07:17,478 --> 00:07:18,938
‫الان به نظر میاد آماده‌ای.

86
00:07:19,688 --> 00:07:21,106
‫ولی با آزمایشگاه ارتباط برقرار نمی‌کنی.

87
00:07:22,274 --> 00:07:24,860
‫خب از کمبریج و جام‌های آزمایشگاهیش
‫و معجون‌هاش فرار کن.

88
00:07:24,902 --> 00:07:27,071
‫برو جایی که بذارن فکر کنی.

89
00:07:28,489 --> 00:07:29,490
‫کجا؟

90
00:07:31,116 --> 00:07:32,785
‫- گوتینگن.
‫- بورن.

91
00:07:32,868 --> 00:07:33,861
‫بورن.

92
00:07:33,911 --> 00:07:37,957
‫برو آلمان، تحت نظر مکس بورن درس بخون،
‫راه‌های تئوری رو یاد بگیر.

93
00:07:38,749 --> 00:07:39,750
‫من خبرش رو میدم.

94
00:07:40,709 --> 00:07:41,710
‫کرم داره.

95
00:07:44,171 --> 00:07:45,130
‫ریاضیت چطوره؟

96
00:07:45,172 --> 00:07:47,258
‫واسه فیزیکدانی که می‌خواد بشه
‫به حد کافی خوب نیست.

97
00:07:47,383 --> 00:07:49,718
‫جبر مثل نت‌های موسیقی روی کاغذ می‌مونه،

98
00:07:49,760 --> 00:07:53,347
‫نکته‌ی مهم توانایی در خوندن
‫نت‌های موسیقی نیست، بلکه شنیدنشه.

99
00:07:53,639 --> 00:07:55,724
‫توانایی شنیدن موسیقی رو داری، رابرت؟

100
00:07:57,226 --> 00:07:58,227
‫بله، دارم.

101
00:08:35,014 --> 00:08:36,265
‫[شعر سرزمین بی‌حاصل]

102
00:09:34,656 --> 00:09:36,241
‫سناتور ایالت وایومینگ.

103
00:09:37,201 --> 00:09:39,870
‫فرمانده استراس،
‫من علاقه دارم در مورد رابطه‌تون

104
00:09:39,912 --> 00:09:41,580
‫با دکتر جِی رابرت اوپنهایمر بشنوم.

105
00:09:41,789 --> 00:09:43,540
‫شما سال ۱۹۴۷ با اون آشنا شدین.

106
00:09:44,500 --> 00:09:45,459
‫درسته.

107
00:09:45,918 --> 00:09:47,920
‫شما از اعضای کمیسیون انرژی اتمی بودین.

108
00:09:48,504 --> 00:09:52,216
‫بله، ولی راستش زمانی با رابرت آشنا شدم

109
00:09:52,299 --> 00:09:56,428
‫که از اعضای هیئت مدیره‌ی
‫موسسه‌ی مطالعات پیشرفته در پرینستون بودم. این...

110
00:09:57,054 --> 00:10:00,349
‫واسه بعد از جنگ بود،
‫اون یه فیزیکدان مشهور در سطح جهانی بود،

111
00:10:00,390 --> 00:10:04,645
‫و من مصمم بودم
‫مجابش کنم موسسه رو اداره کنه.

112
00:10:14,321 --> 00:10:16,824
‫دکتر اوپنهایمر. چه افتخاری.

113
00:10:17,116 --> 00:10:18,117
‫آقای استروس.

114
00:10:18,283 --> 00:10:19,284
‫«استراس» درسته.

115
00:10:20,577 --> 00:10:21,912
‫اوپنهایمر، آپنهایمر...

116
00:10:21,954 --> 00:10:23,831
‫هر جور بگین، متوجه میشن من یهودی هستم.

117
00:10:25,207 --> 00:10:27,835
‫من رئیس تمپل امانو-ال در منهتن هستم.

118
00:10:28,126 --> 00:10:30,420
‫استراس یه تلفظ جنوبیه.

119
00:10:30,879 --> 00:10:34,591
‫بگذریم، به موسسه خوش اومدین.
‫به نظرم اینجا خیلی راضی و خشنود باشین.

120
00:10:34,925 --> 00:10:36,176
‫بله، خب، عاشق این رفت و آمد میشین.

121
00:10:36,760 --> 00:10:38,929
‫این منصب به همراه اون خونه
‫برای شما و همسرتون

122
00:10:39,429 --> 00:10:41,181
‫و... دو تا بچه داشتین؟

123
00:10:41,473 --> 00:10:42,349
‫بله، دو تا.

124
00:10:42,891 --> 00:10:44,935
‫من طرفدار کار شما هستم.

125
00:10:45,519 --> 00:10:47,938
‫شما مدرک فیزیک دارین، آقای استراس؟

126
00:10:47,980 --> 00:10:50,065
‫متاسفم، اتاق نشیمن، چای ساعت ۴.

127
00:10:50,107 --> 00:10:52,734
‫نه، من مدرک فیزیک یا چیز دیگه‌ای ندارم.

128
00:10:52,776 --> 00:10:53,819
‫من خودساخته‌ام‌.

129
00:10:53,861 --> 00:10:55,362
‫درک می‌کنم.

130
00:10:56,071 --> 00:10:57,865
‫- جدی؟
‫- بله، پدرم هم خودساخته بود.

131
00:10:59,741 --> 00:11:01,994
‫و اینجا دفتر شماست.

132
00:11:11,753 --> 00:11:13,589
‫گفتن اکثر بعد از ظهرها اون اونجاست.

133
00:11:14,131 --> 00:11:15,883
‫می‌دونین، همیشه برام سوال بود

134
00:11:15,924 --> 00:11:18,844
‫چرا اونو توی پروژه‌ی منهتن راه ندادین.

135
00:11:21,138 --> 00:11:22,806
‫برترین دانشمند زمان‌مون.

136
00:11:23,473 --> 00:11:24,474
‫زمان خودش.

137
00:11:25,517 --> 00:11:27,603
‫انیشتین نظریه‌ی نسبیتش رو

138
00:11:27,644 --> 00:11:30,188
‫بیش از ۴۰ سال قبل منتشر کرد.

139
00:11:31,481 --> 00:11:33,483
‫هرگز نتونست دنیای کوانتومی
‫که افشا کرد رو بپذیره.

140
00:11:34,067 --> 00:11:35,319
‫«خدا تاس نمی‌ریزه.»

141
00:11:36,153 --> 00:11:37,154
‫دقیقا.

142
00:11:37,654 --> 00:11:40,157
‫شما هرگز تو فکرش نبودین
‫که رسما فیزیک بخونین، آقای استراس؟

143
00:11:40,365 --> 00:11:43,452
‫پیشنهادی داشتم، ولی...
‫تصمیم گرفتم کفش بفروشم.

144
00:11:43,535 --> 00:11:46,455
‫لوئیس استراس زمانی
‫یه فروشنده‌ی حقیر کفش بود.

145
00:11:47,205 --> 00:11:48,498
‫نه، فقط یه فروشنده‌ی کفش.

146
00:11:52,753 --> 00:11:55,213
‫- خیلی دلم می‌خواد شما رو معرفی کنم.
‫- نیازی نیست.

147
00:11:56,465 --> 00:11:57,716
‫من سال‌هاست اونو می‌شناسم.

148
00:12:19,780 --> 00:12:20,781
‫آلبرت.

149
00:12:25,702 --> 00:12:29,498
‫چی شد؟ چی بهش گفتین؟

150
00:12:31,750 --> 00:12:32,751
‫اوه، اون خوبه.

151
00:12:35,003 --> 00:12:39,508
‫آقای استراس، یه سری مسائل
‫توی گذشته‌ام هست که باید بدونین.

152
00:12:39,716 --> 00:12:41,468
‫خب، به عنوان رئیس اِی‌ای‌سی،

153
00:12:41,510 --> 00:12:44,137
‫من به پرونده‌ی امنیتی شما دسترسی دارم.
‫اونو خوندم.

154
00:12:44,179 --> 00:12:45,722
‫- نگران نیستین؟
‫- نه.

155
00:12:45,764 --> 00:12:48,058
‫بعد از این همه زحمتی که
‫واسه کشورتون کشیدین واسه چی نگران باشم؟

156
00:12:48,100 --> 00:12:50,185
‫خب، زمان عوض میشه، آقای استراس.

157
00:12:50,352 --> 00:12:52,062
‫خب، هدف این موسسه

158
00:12:52,145 --> 00:12:54,272
‫فراهم کردن پناهگاهی واسه ذهن‌های مستقله.

159
00:12:55,482 --> 00:12:56,733
‫یعنی شما.

160
00:12:56,775 --> 00:12:58,151
‫شما مرد مناسب این شغل هستین.

161
00:12:59,152 --> 00:13:00,237
‫خب، پس بهش فکر می‌کنم.

162
00:13:01,279 --> 00:13:02,948
‫فردا توی جلسه‌ی اِی‌ای‌سی شما رو می‌بینم.

163
00:13:08,161 --> 00:13:10,664
‫این یکی از برجسته‌ترین پست‌ها در این کشوره.

164
00:13:10,872 --> 00:13:12,541
‫بله، و مسیر رفت و آمدش هم معرکه‌ست.

165
00:13:13,542 --> 00:13:14,876
‫واسه همین بهش فکر می‌کنم.

166
00:13:16,419 --> 00:13:20,090
‫پس قبل اینکه شما دکتر اوپنهایمر رو منصوب کنین

167
00:13:20,257 --> 00:13:21,591
‫خودش در مورد گذشته‌اش بهتون گفت؟

168
00:13:21,716 --> 00:13:22,717
‫بله.

169
00:13:23,218 --> 00:13:24,511
‫و این شما رو نگران نکرد؟

170
00:13:24,636 --> 00:13:27,556
‫اون موقع فقط واسم سوال بود
‫به انیشتین چی گفت

171
00:13:27,639 --> 00:13:29,391
‫که از دست من کفری شد.

172
00:13:33,478 --> 00:13:34,479
‫ولی بعدا؟

173
00:13:34,771 --> 00:13:36,314
‫خب، همه‌مون می‌دونیم بعدا چه اتفاقی افتاد.

174
00:13:37,149 --> 00:13:39,109
‫دکتر، اون زمان که در اروپا بودین،

175
00:13:39,151 --> 00:13:42,195
‫به نظر با فیزیکدانان زیادی
‫از کشورهای دیگه دیدار کردین.

176
00:13:42,362 --> 00:13:43,405
‫بله، درسته.

177
00:13:43,613 --> 00:13:44,614
‫روس هم بود؟

178
00:13:46,700 --> 00:13:49,369
‫چیزی به ذهنم نمیاد.
‫اگه اجازه بدین

179
00:13:49,411 --> 00:13:51,204
‫- اظهاریه‌ام‌ رو ادامه بدم.
‫- آقای راب،

180
00:13:51,246 --> 00:13:53,623
‫واسه سوال پرسیدن زمان پیدا می‌کنین.

181
00:13:56,751 --> 00:14:01,506
‫بعد از گوتینگن، به لایدن در هلند رفتم،
‫که اولین بار ایزیدور رابی رو دیدم‌.

182
00:14:02,674 --> 00:14:03,675
‫ببخشید.

183
00:14:08,597 --> 00:14:10,974
‫یه آمریکایی در مورد فیزیک جدید سخنرانی می‌کنه.

184
00:14:11,141 --> 00:14:12,142
‫اینو باید بشنوم.

185
00:14:12,225 --> 00:14:13,852
‫منم آمریکایی هستم.

186
00:14:14,436 --> 00:14:15,562
‫چقدر غافلگیر کننده!

187
00:14:16,730 --> 00:14:18,690
‫اگه توی فهم لغات انگلیسی کمک خواستی بگو.

188
00:14:32,996 --> 00:14:34,539
‫صبر کن، به چه زبونی داره حرف می‌زنه؟

189
00:14:45,884 --> 00:14:46,885
‫نه، ممنون.

190
00:14:46,926 --> 00:14:48,178
‫تا زوریخ راه زیادیه.

191
00:14:48,845 --> 00:14:51,598
‫اگه از این لاغرتر بشی،
‫لای کوسن‌های صندلی گم میشی.

192
00:14:52,265 --> 00:14:54,351
‫- من رابی هستم.
‫- اوپنهایمر.

193
00:14:54,392 --> 00:14:56,061
‫واسه سخنرانیت در مورد مولکول‌ها اومدم.

194
00:14:56,811 --> 00:14:57,812
‫بخشیش رو فهمیدم.

195
00:14:58,980 --> 00:15:01,024
‫ما یهودی نیویورکی هستیم،
‫زبان هلندی از کجا بلدی؟

196
00:15:01,608 --> 00:15:04,235
‫خب، وقتی این ترم اومدم اینجا
‫فکر کردم بهتره یاد بگیرم.

197
00:15:04,319 --> 00:15:07,530
‫تو ۶ هفته‌ای هلندی یاد گرفتی
‫که در مورد مکانیک کوانتوم سخنرانی کنی؟

198
00:15:07,781 --> 00:15:09,115
‫دوست دارم خودم رو به چالش بکشم.

199
00:15:09,324 --> 00:15:11,451
‫فیزیک کوانتوم به حد کافی چالش برانگیز نبود.

200
00:15:11,576 --> 00:15:13,119
‫- شویتزر.
‫- شویتزر؟

201
00:15:13,286 --> 00:15:14,287
‫خودنما.

202
00:15:14,996 --> 00:15:16,915
‫شش هفته‌ای هلندی یاد گرفتی،
‫ولی زبان ییدیش رو یاد نگرفتی.

203
00:15:16,998 --> 00:15:19,084
‫سمت ما خیلی ییدیش صحبت نمی‌کنن.

204
00:15:19,167 --> 00:15:20,126
‫گور بابات.

205
00:15:21,795 --> 00:15:23,797
‫- دلتنگ وطن شدی؟
‫- اوه، خودت خوب می‌دونی.

206
00:15:25,131 --> 00:15:27,676
‫تا حالا حس کردی چندان
‫چشم دیدن امثالِ ما رو ندارن؟

207
00:15:28,385 --> 00:15:29,386
‫فیزیکدان‌ها؟

208
00:15:29,969 --> 00:15:32,013
‫- بامزه‌ بود.
‫- توی دپارتمان نه.

209
00:15:32,972 --> 00:15:34,182
‫اونا هم همه یهودی هستن.

210
00:15:36,768 --> 00:15:37,769
‫بخور.

211
00:15:40,230 --> 00:15:41,940
‫یه آلمانی هست که باید اونو ببینی.

212
00:15:43,358 --> 00:15:44,609
‫- هایزنبرگ.
‫- صحیح.

213
00:15:54,869 --> 00:15:58,748
‫ممکنه آدم فکر کنه در پس دنیای کوانتوم

214
00:15:58,957 --> 00:16:02,419
‫شاید دنیایی واقعی پنهان باشه
‫که درش علیت نهفته‌ست،

215
00:16:02,460 --> 00:16:06,840
‫ولی دقیق بخوام بگم
‫چنین فکری واسه ما بی‌ثمره.

216
00:16:07,382 --> 00:16:08,925
‫ممنون. روز خوبی داشته باشین.

217
00:16:14,472 --> 00:16:15,682
‫- عالی بود.
‫- ممنون.

218
00:16:16,224 --> 00:16:19,102
‫- دکتر اوپنهایمر.
‫- اوپنهایمر، بله!

219
00:16:19,519 --> 00:16:21,187
‫از مقاله‌ات در مورد مولکول‌ها خوشم اومد.

220
00:16:21,271 --> 00:16:22,772
‫احتمالا چون خودت الهام‌بخشش بودی.

221
00:16:22,814 --> 00:16:25,650
‫اگه الهام‌بخش چیز دیگه‌ای بودم، خبرم کن.
‫می‌تونیم با هم منتشرش کنیم.

222
00:16:25,775 --> 00:16:27,902
‫- من باید برگردم آمریکا.
‫- چرا؟

223
00:16:28,445 --> 00:16:31,156
‫اونجا هیچ کس مکانیک کوانتوم رو جدی نمی‌گیره.

224
00:16:31,406 --> 00:16:32,532
‫دقیقا به همین خاطر.

225
00:16:33,074 --> 00:16:35,285
‫دلش برای دره‌های منهتن تنگ شده.

226
00:16:35,827 --> 00:16:37,328
‫دره‌های نیومکزیکو.

227
00:16:37,871 --> 00:16:39,664
‫- اهل نیومکزیکو هستی؟
‫- نه، نیویورک.

228
00:16:39,706 --> 00:16:42,208
‫ولی من و برادرم خارج از سانتافه یه مزرعه داریم.

229
00:16:43,376 --> 00:16:44,794
‫الان دلم برای اون آمریکا تنگ شده.

230
00:16:45,170 --> 00:16:47,463
‫پس بهتره برین خونه، کابوی‌ها.

231
00:16:48,548 --> 00:16:49,549
‫اون کابویه.

232
00:16:49,674 --> 00:16:51,134
‫نه، من و اسب؟

233
00:16:51,467 --> 00:16:52,468
‫فکر نکنم.

234
00:16:53,803 --> 00:16:54,762
‫خوشحال شدم.

235
00:16:56,890 --> 00:16:58,766
‫دوباره گذرتون به هایزنبرگ خورد؟

236
00:16:59,100 --> 00:17:01,311
‫حضوری نه، ولی...

237
00:17:03,313 --> 00:17:04,939
‫میشه گفت مسیرمون به هم خورد.

238
00:17:07,025 --> 00:17:08,234
‫بعد از بازگشت به آمریکا،

239
00:17:08,276 --> 00:17:11,529
‫در کلتک و برکلی مناصبی رو پذیرفتم.

240
00:17:35,803 --> 00:17:37,347
‫گمونم دکتر لارنس هستی؟

241
00:17:39,766 --> 00:17:40,808
‫شما باید اوپنهایمر باشی.

242
00:17:41,017 --> 00:17:42,018
‫بله.

243
00:17:42,226 --> 00:17:44,312
‫شنیدم می‌خوای دانشکده نظریه‌‌ی کوانتوم راه بندازی.

244
00:17:44,812 --> 00:17:46,356
‫راهش انداختم، همین بغل.

245
00:17:46,439 --> 00:17:48,524
‫- اونجا رو بهت دادن؟
‫- خودم خواستم.

246
00:17:48,650 --> 00:17:50,693
‫می‌خواستم نزدیک شما آزمایشگرها باشم.

247
00:17:50,902 --> 00:17:52,528
‫نظریه تا یه جایی تو رو می‌رسونه.

248
00:17:52,779 --> 00:17:54,697
‫ما داریم دستگاهی واسه
‫شتاب دادن به الکترون‌ها درست می‌کنیم.

249
00:17:54,989 --> 00:17:55,990
‫خارق العاده‌ست.

250
00:17:56,032 --> 00:17:57,033
‫می‌خوای کمک کنی؟

251
00:17:57,367 --> 00:18:00,119
‫توی ساختنش؟ اوه، نه. نه، نه.

252
00:18:00,203 --> 00:18:02,747
‫ولی دارم روی فرضیه‌هایی کار می‌کنم
‫که دوست دارم با اون امتحان‌شون کنم.

253
00:18:03,081 --> 00:18:04,082
‫تدریس رو کِی شروع می‌کنی؟

254
00:18:04,499 --> 00:18:05,750
‫اولین کلاسم یه ساعت دیگه‌ست.

255
00:18:06,084 --> 00:18:07,752
‫- سمینار؟
‫- یه شاگرد.

256
00:18:08,503 --> 00:18:10,505
‫یه دونه دانشجو؟ همین؟

257
00:18:11,464 --> 00:18:13,633
‫من دارم چیزی رو تدریس می‌کنم
‫که اینجا هیچ کس رویاش رو نداشته.

258
00:18:13,925 --> 00:18:15,885
‫ولی وقتی مردم بشنون
‫باهاش چیکار میشه کرد...

259
00:18:15,927 --> 00:18:16,969
‫دیگه برگشتی در کار نیست.

260
00:18:19,847 --> 00:18:22,517
‫- اوه، حتما متوجه...
‫- آقای لومانیتز؟

261
00:18:25,228 --> 00:18:26,979
‫- بله.
‫- بله، همینجاست.

262
00:18:27,063 --> 00:18:28,815
‫لطفا بفرما بشین.

263
00:18:34,320 --> 00:18:35,738
‫در مورد مکانیک کوانتوم چی می‌دونی؟

264
00:18:36,989 --> 00:18:38,825
‫اصولش رو می‌دونم.

265
00:18:38,866 --> 00:18:39,909
‫پس داری اشتباه پیش میری.

266
00:18:40,993 --> 00:18:43,246
‫حیات از ذرات تشکیل شده یا امواج؟

267
00:18:43,746 --> 00:18:45,998
‫مکانیک کوانتوم میگه از هر دو.
‫چطور می‌تونه هر دوش باشه؟

268
00:18:46,499 --> 00:18:47,625
‫- نمی‌تونه.
‫- نمی‌تونه.

269
00:18:48,334 --> 00:18:49,377
‫ولی هست.

270
00:18:49,419 --> 00:18:52,588
‫متناقضه، ولی با این حال جواب میده.

271
00:19:00,805 --> 00:19:01,806
‫حالا...

272
00:19:03,558 --> 00:19:04,559
‫ممنون.

273
00:19:05,184 --> 00:19:07,937
‫آقای لومانیتز، نگران نباش.

274
00:19:08,271 --> 00:19:09,272
‫آقای اسنایدر.

275
00:19:09,981 --> 00:19:11,524
‫حالا بیاین یه ستاره رو در نظر بگیریم.

276
00:19:12,066 --> 00:19:15,278
‫ستاره، کوره‌ای بزرگ که در فضا در حال سوختنه،

277
00:19:15,319 --> 00:19:18,739
‫آتش برخلاف جاذبه‌اش
‫به بیرون زبانه می‌کشه، متعادله.

278
00:19:20,450 --> 00:19:22,243
‫ولی اگه اون کوره خنک بشه،

279
00:19:22,994 --> 00:19:25,413
‫و جاذبه پیروز بشه، منقبض میشه.

280
00:19:25,955 --> 00:19:28,207
‫- چگالی افزایش پیدا می‌کنه.
‫- درسته.

281
00:19:28,708 --> 00:19:31,085
‫- جاذبه افزایش پیدا می‌کنه.
‫- چگالی افزایش پیدا می‌کنه.

282
00:19:31,335 --> 00:19:33,171
‫- و؟
‫- چرخه‌ای شومه تا اینکه...

283
00:19:33,754 --> 00:19:34,755
‫حد و مرزش چیه؟

284
00:19:36,424 --> 00:19:38,509
‫نمی‌دونم. ببینیم ریاضیات ما رو به کجا می‌رسونه.

285
00:19:38,551 --> 00:19:40,595
‫تضمین می‌کنم جاییه
‫که قبل از ما کسی اونجا نبوده.

286
00:19:40,636 --> 00:19:41,637
‫من؟

287
00:19:42,388 --> 00:19:44,223
‫بله، تو. ریاضی تو بهتر از منه.

288
00:19:46,225 --> 00:19:49,312
‫پرونده‌ی دکتر اوپنهایمر شامل جزئیاتی

289
00:19:49,353 --> 00:19:50,730
‫از فعالیت‌هاش در برکلی بود.

290
00:19:50,771 --> 00:19:54,358
‫چرا قبل از جنگ
‫واسه دکتر اوپنهایمر پرونده‌ای تشکیل دادن؟

291
00:19:55,193 --> 00:19:57,445
‫خب، باید از آقای هوور بپرسین.

292
00:19:57,695 --> 00:19:59,530
‫دارم از شما می‌پرسم، فرمانده استراس.

293
00:20:00,072 --> 00:20:01,365
‫من گمون می‌کنم

294
00:20:01,866 --> 00:20:05,411
‫که به خاطر

295
00:20:05,745 --> 00:20:07,872
‫فعالیت‌های سیاسی چپ‌گرایانه‌اش بود.

296
00:20:08,039 --> 00:20:09,665
‫[شنبه، ساعت ۲ ظهر،
‫راه‌پیمایی برای وفاداران به حکومت اسپانیا]

297
00:20:09,707 --> 00:20:11,959
‫نباید بذاری فعالیت‌های سیاسی‌شون رو
‫به کلاس درس بیارن، اوپی.

298
00:20:13,294 --> 00:20:14,295
‫من اونو نوشتم.

299
00:20:14,712 --> 00:20:17,298
‫لارنس، تو انقلاب فیزیک رو پذیرفتی.

300
00:20:17,340 --> 00:20:18,758
‫نمی‌تونی جاهای دیگه‌ ببینیش؟

301
00:20:19,467 --> 00:20:21,677
‫پیکاسو، استراوینسکی، فروید، مارکس.

302
00:20:21,719 --> 00:20:24,180
‫خب، اینجا آمریکاست، اوپی.
‫ما انقلاب‌مون رو داشتیم.

303
00:20:25,514 --> 00:20:28,100
‫جدی میگم، این مسائل رو توی آزمایشگاه نیار.

304
00:20:28,434 --> 00:20:30,269
‫خب، خارج از آزمایشگاه میگم،

305
00:20:30,478 --> 00:20:33,105
‫صاحب‌خونه‌ام امشب یه گروه مباحثه داره.

306
00:20:33,397 --> 00:20:34,315
‫علاقه‌ای داری؟

307
00:20:34,357 --> 00:20:36,275
‫من صحنه‌ی سیاسی در برکلی رو تجربه کردم.

308
00:20:36,317 --> 00:20:40,613
‫همه‌شون فارغ التحصیلان فلسفه
‫و کمونیست‌هایی هستن که در مورد تلفیق صحبت می‌کنن.

309
00:20:40,738 --> 00:20:42,031
‫تو به تلفیق اهمیتی نمیدی؟

310
00:20:42,281 --> 00:20:44,242
‫می‌خوام بهش رای بدم،
‫ولی نمی‌خوام در موردش صحبت کنم.

311
00:20:44,325 --> 00:20:46,327
‫به خصوص روز جمعه.
‫بیا بریم غذا بخوریم.

312
00:20:46,786 --> 00:20:48,204
‫اونجا قراره داداشم رو ببینم.

313
00:20:48,955 --> 00:20:52,541
‫و این فعالیت‌ها چطور
‫به سمع و نظر اف‌بی‌آی رسید؟

314
00:20:52,750 --> 00:20:54,710
‫خب، اگه درست یادم باشه،

315
00:20:54,752 --> 00:20:58,965
‫اف‌بی‌آی خارج از دورهمی‌های مشکوک کمونیستی
‫پلاک ماشین‌ها رو برمی‌داشت،

316
00:20:59,006 --> 00:21:00,424
‫و اسم اون یهو ظاهر شد.

317
00:21:09,016 --> 00:21:10,726
‫- گرفتمت!
‫- خدای من!

318
00:21:10,810 --> 00:21:11,811
‫- متاسفم. سلام، داداش.
‫- فرانک.

319
00:21:13,396 --> 00:21:17,316
‫- جکی رو یادته؟
‫- شب به خیر.

320
00:21:17,358 --> 00:21:19,318
‫بریم. بیا.

321
00:21:22,363 --> 00:21:25,574
‫رابرت! می‌خوام با شاوالیه آشنا بشی.

322
00:21:25,825 --> 00:21:28,869
‫دکتر هاکون شاوالیه، دکتر رابرت اوپنهایمر.

323
00:21:28,911 --> 00:21:29,578
‫- خوش وقتم.
‫- خوش وقتم.

324
00:21:29,620 --> 00:21:31,414
‫این برادر کوچیکترم، فرانکه.

325
00:21:31,747 --> 00:21:33,541
‫- و اینم...
‫- هنوز جکی‌ام.

326
00:21:33,582 --> 00:21:34,709
‫سلام، هنوز جکی.

327
00:21:34,834 --> 00:21:38,671
‫- شاوالیه، شما زبان‌شناسی؟
‫- و شهرت شما هم همه جا زبانزده.

328
00:21:38,713 --> 00:21:39,714
‫- چی شنیدی؟
‫- ببخشید.

329
00:21:39,797 --> 00:21:41,958
‫اینکه شما یه رویکرد افراطی
‫در فیزیک تدریس می‌کنی

330
00:21:42,008 --> 00:21:45,261
‫که امکان نداره بتونم درک کنم،
‫ولی نشنیدم عضو حزب باشی.

331
00:21:45,302 --> 00:21:47,054
‫- نیستم.
‫- اوه، هنوز نه.

332
00:21:47,096 --> 00:21:48,556
‫من و فرانک تو فکر ملحق شدن هستیم.

333
00:21:48,597 --> 00:21:50,766
‫- اون روز داشتم می‌گفتم...
‫- من گستره‌ای از نهضت‌ها رو حمایت می‌کنم.

334
00:21:51,016 --> 00:21:52,017
‫جنگ داخلی اسپانیا؟

335
00:21:52,226 --> 00:21:55,187
‫یه جمهوری دموکراتیک
‫که توسط قلچماق‌های فاشیست سرنگون بشه.

336
00:21:55,229 --> 00:21:56,522
‫- کیه که حمایت نکنه؟
‫- دولت ما.

337
00:21:56,605 --> 00:21:59,308
‫اونا فکر می‌کنن سوسیالیسم
‫از فاشیسم خطرناک‌تره.

338
00:21:59,358 --> 00:22:01,986
‫نه برای مدت زیادی.
‫ببین نازی‌ها دارن با یهودی‌ها چیکار می‌کنن.

339
00:22:02,069 --> 00:22:04,655
‫من واسه همکاران در آلمان
‫بودجه می‌فرستم که مهاجرت کنن.

340
00:22:04,697 --> 00:22:06,031
‫باید یه کاری بکنم.

341
00:22:07,366 --> 00:22:10,202
‫کار من خیلی... انتزاعیه.

342
00:22:10,244 --> 00:22:11,245
‫روی چی کار می‌کنی؟

343
00:22:11,287 --> 00:22:13,581
‫اتفاقی که بعد از مرگ واسه ستاره‌ها میفته.

344
00:22:13,789 --> 00:22:15,040
‫ستاره‌ها می‌میرن؟

345
00:22:16,208 --> 00:22:19,795
‫خب، اگه بمیرن،
‫خنک میشن، بعدش فروپاشی می‌کنن.

346
00:22:19,837 --> 00:22:22,381
‫راستش هر چی ستاره بزرگتر باشه،

347
00:22:22,506 --> 00:22:24,425
‫نابودیش شدیدتره.

348
00:22:24,967 --> 00:22:28,262
‫جاذبه‌شون اونقدر متمرکز میشه
‫که همه چی رو می‌بلعه.

349
00:22:29,096 --> 00:22:30,139
‫همه چی، حتی نور.

350
00:22:30,723 --> 00:22:33,642
‫- واقعا این اتفاق ممکنه؟
‫- ریاضی میگه ممکنه.

351
00:22:33,726 --> 00:22:36,812
‫اگه بتونیم نظریه‌مون رو منتشر کنیم،
‫شاید روزی یه فضانورد بتونه تاییدش کنه.

352
00:22:36,854 --> 00:22:38,606
‫ولی فعلا فقط در حد نظریه‌ست،

353
00:22:38,647 --> 00:22:40,641
‫که نمی‌تونه روی زندگی مردم تاثیر بذاره.

354
00:22:40,691 --> 00:22:42,902
‫خب، اگه می‌خوای به اسپانیا پول بفرستی،

355
00:22:42,943 --> 00:22:44,320
‫از طریق حزب کمونیست این کار رو بکن.

356
00:22:44,445 --> 00:22:45,779
‫اونا می‌تونن پول رو به خط مقدم برسونن.

357
00:22:45,821 --> 00:22:46,989
‫اینا رو مری داد گفت بیارم.

358
00:22:48,949 --> 00:22:51,327
‫- من جینم.
‫- رابرت.

359
00:22:51,660 --> 00:22:54,371
‫هاکون شاوالیه. اون جلسه‌ی اتحادیه
‫در منزل سربر ماه گذشته؟

360
00:22:54,872 --> 00:22:56,040
‫صحیح، صحیح، بله.

361
00:22:56,499 --> 00:22:57,500
‫اوه، ممنون.

362
00:22:58,083 --> 00:22:59,835
‫رابرت میگه کمونیست نیست.

363
00:23:00,127 --> 00:23:02,129
‫خب، پس اطلاعات کافی در موردش نداره.

364
00:23:02,338 --> 00:23:04,924
‫اوه، من کتاب سرمایه رو خوندم،
‫هر سه جلدش رو.

365
00:23:05,007 --> 00:23:06,008
‫اون حساب میشه؟

366
00:23:06,050 --> 00:23:08,135
‫باعث میشه نسبت به اکثر
‫اعضای حزب کتابخوان بهتری باشی.

367
00:23:08,219 --> 00:23:10,513
‫مطالبش ثقیله. یه ایده‌ای هست...

368
00:23:10,554 --> 00:23:11,847
‫مالکیت دزدیه.

369
00:23:12,139 --> 00:23:13,557
‫- مایملک.
‫- مایملک.

370
00:23:14,141 --> 00:23:15,351
‫مایملک، نه مالکیت.

371
00:23:15,518 --> 00:23:17,603
‫متاسفم، من نسخه‌ی اصلیش
‫به زبان آلمانی رو خوندم.

372
00:23:18,229 --> 00:23:20,898
‫خب.

373
00:23:21,190 --> 00:23:23,734
‫کتاب‌ مهم نیست. ایده‌ها مهمن.

374
00:23:23,859 --> 00:23:25,486
‫و تو به نظر غیر متعهد میای.

375
00:23:25,861 --> 00:23:28,906
‫من متعهد به تفکر آزاد
‫برای بهبود دنیامون هستم.

376
00:23:29,823 --> 00:23:31,909
‫چرا خودت رو به یه اصل محدود کنی؟

377
00:23:31,992 --> 00:23:34,161
‫تو فیزیکدانی. قوانین انتخاب می‌کنی؟

378
00:23:34,995 --> 00:23:38,707
‫یا از اصول استفاده می‌کنی
‫تا انرژیت رو صرف پیشرفت کنی؟

379
00:23:39,208 --> 00:23:40,626
‫من یه خرده آزادی عمل رو دوست دارم.

380
00:23:42,086 --> 00:23:43,629
‫تو همیشه به اصول حزب مقیدی؟

381
00:23:45,756 --> 00:23:47,258
‫منم یه خرده آزادی عمل رو دوست دارم.

382
00:24:17,204 --> 00:24:18,205
‫همینجا خوبه.

383
00:24:25,045 --> 00:24:26,130
‫قبل از طلوع آفتاب آسمون صاف میشه.

384
00:24:26,755 --> 00:24:28,007
‫هوا شب خنک میشه.

385
00:24:28,507 --> 00:24:30,009
‫درست قبل از طلوع آفتاب، صاف میشه.

386
00:24:33,429 --> 00:24:35,389
‫بیا.

387
00:24:40,811 --> 00:24:43,939
‫خب، من دارم ازدواج می‌کنم.

388
00:24:44,148 --> 00:24:46,859
‫- فرانک! تبریک میگم!
‫- ممنون، ممنون.

389
00:24:46,900 --> 00:24:48,986
‫- با جکی؟
‫- آره، جکی.

390
00:24:50,320 --> 00:24:53,407
‫- پیشخدمت؟
‫- اوپی، حق با توئه. داره صاف میشه.

391
00:24:53,532 --> 00:24:54,783
‫میرم ببینم ستاره‌ای هست یا نه.

392
00:24:55,409 --> 00:24:59,538
‫تو همش در مورد اشخاص عادی صحبت می‌کنی،
‫ولی جکی به حد کافی واست خوب نیست، ها؟

393
00:25:00,539 --> 00:25:02,791
‫ما به حزب ملحق میشیم
‫ولی تو نمی‌تونی مخالفتت رو پنهان کنی.

394
00:25:02,833 --> 00:25:04,793
‫- چرا؟ چون قرار بود واسه تو باشه؟
‫- اوه، حالا من...

395
00:25:04,918 --> 00:25:06,211
‫من به حزب ملحق نشدم، فرانک.

396
00:25:06,587 --> 00:25:08,839
‫و به نظرم اونم نباید
‫تو رو به ملحق شدن مجاب می‌کرد.

397
00:25:09,048 --> 00:25:11,675
‫- نصف اعضای دانشکده کمونیست هستن.
‫- اون نصفه نه.

398
00:25:13,385 --> 00:25:16,180
‫من برادرت هستم، فرانک،
‫و می‌خوام محتاط باشی.

399
00:25:16,221 --> 00:25:17,431
‫و منم می‌خوام خفه‌ات کنم.

400
00:25:19,767 --> 00:25:22,853
‫نمی‌خوام جوری زندگی کنم
‫که از اشتباه کردن بترسم.

401
00:25:24,980 --> 00:25:27,983
‫تو خوشحال باشی... من خوشحالم.

402
00:25:28,317 --> 00:25:30,736
‫پس خوشحالم که خوشحالی که خوشحالم.

403
00:25:36,033 --> 00:25:38,535
‫به نظرم می‌تونم یکی از اون
‫ستاره‌های تاریکی که روشون کار می‌کنی رو ببینم.

404
00:25:39,369 --> 00:25:40,370
‫نمی‌تونی.

405
00:25:40,871 --> 00:25:43,791
‫اصلا نکته‌اش همینه.
‫جاذبه‌شون نور رو می‌بلعه.

406
00:25:45,292 --> 00:25:47,544
‫یه جور سوراخ توی فضاست.

407
00:25:48,587 --> 00:25:49,588
‫فرانک رو به راهه؟

408
00:25:49,880 --> 00:25:52,132
‫آره. اون فقط یه برادر مزخرف داره.

409
00:25:53,592 --> 00:25:54,718
‫اینجا خیلی فضای باز داره.

410
00:25:57,471 --> 00:25:58,472
‫وقتی بچه بودم...

411
00:26:00,015 --> 00:26:01,517
‫فکر کردم اگه بتونم راهی پیدا کنم...

412
00:26:03,060 --> 00:26:06,605
‫که فیزیک و نیومکزیکو رو با هم ترکیب کنم،

413
00:26:07,356 --> 00:26:08,732
‫زندگیم معرکه میشه.

414
00:26:11,109 --> 00:26:12,861
‫- یه خرده با این فاصله داری.
‫- آره.

415
00:26:13,654 --> 00:26:14,780
‫بریم یه کم بخوابیم‌.

416
00:26:16,156 --> 00:26:19,826
‫اون تپه‌ای که امروز دیدیم،
‫یکی از جاهای محبوبم در دنیاست.

417
00:26:20,827 --> 00:26:23,163
‫- فردا ازش بالا میریم.
‫- اسمش چیه؟

418
00:26:24,831 --> 00:26:25,958
‫لس آلاموس.

419
00:26:30,087 --> 00:26:31,755
‫انتظار نداشتم امروز ببینمت.

420
00:26:33,298 --> 00:26:34,716
‫باید وقت بگیرم؟

421
00:26:39,096 --> 00:26:40,097
‫آلوارز؟

422
00:26:46,144 --> 00:26:48,105
‫اوپی! اوپی!

423
00:26:48,855 --> 00:26:50,315
‫چیه؟ چی شده؟

424
00:26:50,941 --> 00:26:51,942
‫اونا موفق شدن.

425
00:26:52,276 --> 00:26:53,860
‫اونا موفق شدن.
‫هان و استراسمن در آلمان.

426
00:26:53,902 --> 00:26:55,153
‫اونا هسته‌ی اورانیوم رو شکافتن.

427
00:26:57,281 --> 00:26:58,282
‫چه جوری؟

428
00:26:59,741 --> 00:27:01,076
‫اونو بمبارون نوترونی کردن.

429
00:27:01,535 --> 00:27:02,744
‫یه شکافت هسته‌ایه.

430
00:27:02,995 --> 00:27:04,454
‫اونا موفق شدن. اونا اتم رو شکافتن.

431
00:27:04,496 --> 00:27:05,497
‫این ممکن نیست.

432
00:27:11,920 --> 00:27:13,255
‫من سعی می‌کنم دوباره انجامش بدم.

433
00:27:20,470 --> 00:27:22,180
‫می‌بینی؟ شدنی نیست.

434
00:27:23,557 --> 00:27:24,558
‫خیلی شیکه.

435
00:27:25,642 --> 00:27:26,643
‫کاملا شفافه.

436
00:27:26,977 --> 00:27:27,978
‫فقط یه مشکلی هست.

437
00:27:28,186 --> 00:27:29,146
‫کجا؟

438
00:27:29,771 --> 00:27:30,772
‫اتاق بغل.

439
00:27:31,398 --> 00:27:32,441
‫آلوارز انجامش داد.

440
00:27:33,817 --> 00:27:34,818
‫ولی خب ببین...

441
00:27:35,736 --> 00:27:38,113
‫این پالس‌های شکافت خیلی عظیم هستن.

442
00:27:38,780 --> 00:27:41,742
‫طی ۱۰ دقیقه‌ی گذشته ۳۰ تا از اینا دیدم.

443
00:27:42,826 --> 00:27:44,661
‫فرضیه تا یه جایی تو رو پیش می‌بره.

444
00:27:46,663 --> 00:27:47,748
‫طی این پروسه...

445
00:27:49,332 --> 00:27:51,585
‫نوترون‌های اضافه می‌جوشن، که می‌تونه برای

446
00:27:51,626 --> 00:27:53,587
‫شکافت سایر اتم‌های اورانیوم استفاده بشه.

447
00:27:53,879 --> 00:27:54,880
‫واکنش زنجیره‌ای.

448
00:27:55,589 --> 00:27:56,798
‫داری به همون چیزی فکر می‌کنی که من فکر می‌کنم.

449
00:27:56,882 --> 00:28:00,927
‫تو، من، و هر فیزیکدان دیگه‌ای
‫در سراسر جهان که این خبر رو دیده.

450
00:28:01,762 --> 00:28:03,513
‫من... چیه، به چی فکر می‌کنیم؟

451
00:28:04,556 --> 00:28:07,059
‫بمب، آلوارز.

452
00:28:08,477 --> 00:28:09,478
‫بمب.

453
00:28:10,979 --> 00:28:13,231
‫بهت گفتم، رابرت، دیگه گل نیار.

454
00:28:15,317 --> 00:28:18,236
‫- نمی‌فهمم از من چی می‌خوای.
‫- من ازت هیچی نمی‌خوام!

455
00:28:19,780 --> 00:28:23,283
‫- خب، اینو میگی، ولی بعد زنگ می‌زنی.
‫- خب، جواب نده.

456
00:28:24,576 --> 00:28:25,744
‫من همیشه جواب میدم.

457
00:28:31,333 --> 00:28:32,334
‫باشه.

458
00:28:32,834 --> 00:28:34,086
‫فقط دیگه گل نیار.

459
00:28:35,962 --> 00:28:36,963
‫نمیای؟

460
00:28:39,216 --> 00:28:41,134
‫وقتی شکست خوردی باید قبول کنی، رابرت.

461
00:28:43,553 --> 00:28:45,096
‫به این سادگی‌ها نیست، هاک.

462
00:28:45,639 --> 00:28:48,934
‫شاوالیه، از دیدنت خوشحالم.
‫باربارا، از دیدنت خوشحالم.

463
00:28:48,975 --> 00:28:51,144
‫و دکتر اوپنهایمر برجسته.

464
00:28:51,561 --> 00:28:53,146
‫- من التنتون هستم.
‫- اوه، خوش وقتم.

465
00:28:53,188 --> 00:28:54,189
‫بفرمایین، بفرمایین.

466
00:28:54,231 --> 00:28:57,234
‫چطوره چند کلام در مورد
‫کارگری سازمان‌یافته در محیط دانشگاه صحبت کنین؟

467
00:28:57,567 --> 00:28:59,861
‫بله؟ برین کنار، برین کنار!

468
00:28:59,903 --> 00:29:00,904
‫من در شل کار می‌کنم.

469
00:29:00,946 --> 00:29:03,156
‫با شیمیدان‌ها و مهندسین قرارداد امضا کردیم.

470
00:29:03,448 --> 00:29:05,116
‫پس چرا علم و آکادمی نباشه؟

471
00:29:05,492 --> 00:29:09,162
‫اوپی! اوپی! اوپی! اوپی!

472
00:29:19,464 --> 00:29:21,007
‫معلمین متحد هستن.

473
00:29:21,675 --> 00:29:22,801
‫چرا اساتید نباشن؟

474
00:29:23,218 --> 00:29:24,302
‫جایی نداری بری؟

475
00:29:24,386 --> 00:29:26,721
‫لارنس، اساتید هم حق و حقوقی دارن.

476
00:29:27,013 --> 00:29:29,057
‫ببین، بحث این نیست.
‫یه گروهی دارن میان.

477
00:29:29,349 --> 00:29:31,810
‫- اوه. منم می‌مونم.
‫- این بار نه.

478
00:29:38,441 --> 00:29:40,360
‫ریچارد، دکتر بوش.

479
00:29:40,402 --> 00:29:41,736
‫چی باعث شده بیاین شمال؟

480
00:29:51,454 --> 00:29:54,332
‫ریچارد، به روث بگو پنجشنبه میرم پاسادینا.

481
00:30:04,384 --> 00:30:06,511
‫مقاله‌ات در مورد سیاهچاله‌ها منتشر شد!

482
00:30:06,720 --> 00:30:08,388
‫اوپی!

483
00:30:08,430 --> 00:30:09,431
‫هارتلند کجاست؟

484
00:30:10,056 --> 00:30:12,058
‫بگو هارتلند بیاد. بگو هارتلند بیاد.

485
00:30:12,183 --> 00:30:15,604
‫اول سپتامبر ۱۹۳۹؟
‫دنیا این تاریخ رو فراموش نمی‌کنه.

486
00:30:17,355 --> 00:30:19,232
‫اوه، هارتلند، مقاله‌مون منتشر شد.

487
00:30:19,399 --> 00:30:20,609
‫زدن رو دستت.

488
00:30:25,030 --> 00:30:27,407
‫در زمان نبرد بریتانیا،

489
00:30:27,991 --> 00:30:30,160
‫به تدریج درک متقابلم رو...

490
00:30:30,618 --> 00:30:33,621
‫نسبت به سیاست بی‌طرفانه‌ای
‫که کمونیست‌ها می‌خواستن از دست دادم.

491
00:30:33,663 --> 00:30:36,166
‫ولی بعد از حمله‌ی هیتلر به روسیه
‫و متحد شدن‌مون،

492
00:30:36,958 --> 00:30:39,002
‫این درک متقابل نسبت کمونیست‌ها برگشت؟

493
00:30:39,377 --> 00:30:40,378
‫نه.

494
00:30:41,254 --> 00:30:45,258
‫باید صراحتا بگم دیدگاه تغییر یافته‌ام در مورد روسیه

495
00:30:45,300 --> 00:30:48,303
‫به معنای قطع ارتباط کامل
‫با کسایی که دیدگاه متفاوتی داشتن نبود.

496
00:30:48,803 --> 00:30:51,181
‫طی ازدواج قبلیش به مدت یک یا دو سال،

497
00:30:51,222 --> 00:30:54,142
‫زنم کیتی عضو حزب کمونیست بود.

498
00:30:59,314 --> 00:31:00,607
‫از این طرف. اینجا چیزهای خوب رو نگه می‌دارم.

499
00:31:00,648 --> 00:31:02,442
‫خب، فکر کردم اینجا خونه‌ی خانواده‌ی تولمانه.

500
00:31:02,484 --> 00:31:04,569
‫تا وقتی کلتک هستم پیش اونا زندگی می‌کنم.

501
00:31:04,611 --> 00:31:05,987
‫شما دو تا چیزی نیاز دارین؟

502
00:31:06,196 --> 00:31:07,280
‫چیزی نمی‌خوایم، روثی.

503
00:31:08,615 --> 00:31:11,409
‫پس زیست‌شناسی.

504
00:31:11,993 --> 00:31:14,996
‫خب، به نحوی فارغ التحصیل خانه‌داری شدم.

505
00:31:15,372 --> 00:31:17,457
‫می‌تونی مکانیک کوانتوم رو بهم توضیح بدی؟

506
00:31:17,749 --> 00:31:20,460
‫- به نظر گیج کننده میاد.
‫- همینطوره.

507
00:31:21,836 --> 00:31:23,296
‫خب، این لیوان،

508
00:31:24,464 --> 00:31:27,467
‫این نوشیدنی... این پیشخوون...

509
00:31:28,885 --> 00:31:30,011
‫بدن‌های ما.

510
00:31:31,930 --> 00:31:32,931
‫همش.

511
00:31:34,099 --> 00:31:35,558
‫غالبا فضای خالیه.

512
00:31:35,975 --> 00:31:39,270
‫دسته‌هایی از امواج انرژی کوچیک
‫که به هم پیوسته شدن.

513
00:31:39,354 --> 00:31:40,438
‫توسط چی؟

514
00:31:40,480 --> 00:31:43,650
‫نیروهای جاذبه‌ای که به قدری قوی هستن
‫که ما رو متقاعد کنن

515
00:31:44,359 --> 00:31:46,361
‫ماده مستحکمه.

516
00:31:46,611 --> 00:31:48,780
‫نمیذاره بدنم از بدن تو رد بشه.

517
00:32:01,417 --> 00:32:03,169
‫تو همسر دکتر هریسونی.

518
00:32:03,670 --> 00:32:04,712
‫نه خیلی.

519
00:32:06,631 --> 00:32:10,176
‫یکی هست که من حس...

520
00:32:10,510 --> 00:32:11,719
‫اونم همین حس رو داره؟

521
00:32:12,303 --> 00:32:13,471
‫گاهی.

522
00:32:14,305 --> 00:32:15,306
‫نه به حد کافی.

523
00:32:17,016 --> 00:32:19,310
‫می‌دونی، می‌خوام برم نیومکزیکو.

524
00:32:20,061 --> 00:32:21,729
‫به مزرعه‌ام، با دوستانم.

525
00:32:21,980 --> 00:32:22,981
‫تو هم باید بیای.

526
00:32:24,190 --> 00:32:25,525
‫منظورم اینه با شوهرت.

527
00:32:25,942 --> 00:32:26,943
‫بله، همینطوره.

528
00:32:27,277 --> 00:32:29,404
‫چون می‌دونی هیچ فرقی ایجاد نمی‌کنه.

529
00:32:34,242 --> 00:32:35,368
‫چرا باهاش ازدواج کردی؟

530
00:32:35,869 --> 00:32:39,163
‫من سردرگم بودم، و... اون مهربون بود.

531
00:32:41,624 --> 00:32:42,625
‫سردرگم؟

532
00:32:42,917 --> 00:32:45,211
‫خب، شوهر قبلیم مُرده بود، و...

533
00:32:45,879 --> 00:32:47,839
‫در سن ۲۸ سالگی، واسه بیوه شدن آماده نبودم.

534
00:32:48,464 --> 00:32:50,425
‫- شوهر اولت کی بود؟
‫- هیچ کس.

535
00:32:50,717 --> 00:32:52,844
‫شوهر دومم جو دالت بود.

536
00:32:52,969 --> 00:32:55,305
‫اون از خانواده‌ی پولداری بود، مثل من،

537
00:32:55,346 --> 00:32:58,766
‫ولی یه سازمان دهنده‌ی اتحادیه
‫در یانگزتاون اوهایو بود.

538
00:32:58,933 --> 00:32:59,934
‫من بدجور عاشقش شدم.

539
00:33:01,019 --> 00:33:03,104
‫- یعنی چقدر؟
‫- اونقدر که ۴ سال بعدیش رو

540
00:33:03,146 --> 00:33:04,397
‫با خوردن لوبیا و پنکیک سر کردم،

541
00:33:04,439 --> 00:33:06,691
‫و دم در کارخونه‌ها
‫روزنامه‌ی دیلی ورکر پخش می‌کردم.

542
00:33:07,984 --> 00:33:10,320
‫توی سن ۳۶ سالگی،
‫به جو گفتم دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

543
00:33:10,403 --> 00:33:11,404
‫حزب رو ترک کردم.

544
00:33:11,487 --> 00:33:12,947
‫یه سال بعد دوباره می‌خواستم برگرده.

545
00:33:12,989 --> 00:33:15,158
‫اون، نه روزنامه‌ی دیلی ورکر. و...

546
00:33:15,658 --> 00:33:17,702
‫اون گفت، «عزیزم، توی راه اسپانیا می‌بینمت.»

547
00:33:17,827 --> 00:33:18,995
‫رفت واسه وفاداران به سلطنت مبارزه کنه؟

548
00:33:19,037 --> 00:33:20,830
‫و بعد رفت توی لشکر و من منتظر موندم.

549
00:33:21,122 --> 00:33:22,123
‫و...

550
00:33:24,000 --> 00:33:26,628
‫اولین باری که جو سرش رو
‫از خندق بیرون کرد خودش رو به کشتن داد.

551
00:33:28,421 --> 00:33:30,673
‫ایدئولوژی واسه هیچ و پوچ جو رو به کشتن داد.

552
00:33:30,715 --> 00:33:32,508
‫جمهوری اسپانیا هیچ و پوچ نیست.

553
00:33:32,634 --> 00:33:35,553
‫شوهرم آینده‌ی جفت‌مون رو پیشکش کرد
‫تا نذاره یه گلوله‌ی فاشیست

554
00:33:35,595 --> 00:33:37,597
‫وارد یه تل گِلی بشه.

555
00:33:38,765 --> 00:33:40,767
‫این تعریف هیچ و پوچه.

556
00:33:41,100 --> 00:33:43,061
‫- به نظر یه خرده تقلیل‌گرایانه میاد.
‫- واقع بینانه‌ست.

557
00:33:45,104 --> 00:33:46,105
‫حالا من اینجام.

558
00:33:48,941 --> 00:33:50,276
‫هر قبرستونی که هست.

559
00:33:51,152 --> 00:33:53,404
‫نمی‌خواستم اینو از کس دیگه‌ای بشنوی.

560
00:33:56,449 --> 00:33:58,201
‫حداقل برام گل نیاوردی.

561
00:34:05,917 --> 00:34:08,294
‫جفت‌مون می‌دونیم
‫من اون چیزی که می‌خوای نیستم، جین.

562
00:34:09,545 --> 00:34:11,547
‫آره، ولی دری در حال بسته شدنه.

563
00:34:12,340 --> 00:34:13,341
‫نه.

564
00:34:15,301 --> 00:34:17,011
‫نه تا جایی که به من مربوطه، نه.

565
00:34:18,930 --> 00:34:21,099
‫تو به اون بد کردی

566
00:34:21,349 --> 00:34:22,767
‫نمیشه جلوی یه مرد خوب رو گرفت.

567
00:34:23,976 --> 00:34:25,103
‫منظورم اون بود.

568
00:34:26,145 --> 00:34:27,146
‫اون می‌دونست چی می‌خواد.

569
00:34:27,814 --> 00:34:28,981
‫شوهرش چی؟

570
00:34:29,607 --> 00:34:30,608
‫صحبت کردیم.

571
00:34:30,900 --> 00:34:32,276
‫اونا دارن طلاق می‌گیرن،

572
00:34:32,318 --> 00:34:36,072
‫پس قبل از اینکه چیزی شه‫می‌تونیم با هم ازدواج کنیم.

573
00:34:36,322 --> 00:34:37,698
‫چقدر متمدنانه.

574
00:34:39,951 --> 00:34:40,952
‫احمق.

575
00:34:41,285 --> 00:34:42,662
‫این اجتماعته.

576
00:34:43,663 --> 00:34:45,832
‫فکر می‌کنی قوانین واسه گل سرسبد صدق نمی‌کنه؟

577
00:34:46,916 --> 00:34:48,626
‫هوش جبران خیلی چیزها رو می‌کنه.

578
00:34:49,293 --> 00:34:52,713
‫تنها اشخاص دنیا
‫که کارت رو درک می‌کنن از خودت نرون.

579
00:34:54,590 --> 00:34:56,008
‫یه روزی شاید بهشون نیاز پیدا کنی.

580
00:34:56,259 --> 00:34:58,594
‫اف‌-‌اِی-ای-سی-تی!

581
00:34:58,761 --> 00:35:02,890
‫فدراسیون معماران، مهندسین،
‫شیمیدانان و تکنسین‌ها.

582
00:35:07,270 --> 00:35:09,397
‫[برای آزمایشگاه تشعشع اتحادیه تشکیل بدید]

583
00:35:10,064 --> 00:35:11,899
‫لومانیتز، ماهی چقدر می‌گیری؟

584
00:35:12,275 --> 00:35:13,401
‫بحث این نیست، لارنس.

585
00:35:13,442 --> 00:35:17,989
‫شماها چه وجه اشتراکی
‫با کارگران مزرعه و بارانداز دارین؟

586
00:35:18,406 --> 00:35:19,407
‫خیلی.

587
00:35:21,117 --> 00:35:23,035
‫همه برن بیرون. همین حالا!

588
00:35:27,582 --> 00:35:28,583
‫تو نه.

589
00:35:35,006 --> 00:35:36,007
‫داری چیکار می‌کنی؟

590
00:35:36,799 --> 00:35:37,800
‫یه اتحادیه‌ی صنفیه.

591
00:35:38,217 --> 00:35:41,429
‫- مملو از کمونیست.
‫- که چی؟ من که عضو حزب نشدم.

592
00:35:41,637 --> 00:35:44,640
‫به خاطر این مزخرفات نمیذارن
‫تو رو توی پروژه بیارم‌.

593
00:35:45,308 --> 00:35:47,143
‫حتی نمیذارن بهت بگم پروژه چیه.

594
00:35:47,184 --> 00:35:49,312
‫اوه، من می‌دونم پروژه چیه.

595
00:35:49,353 --> 00:35:50,438
‫اوه، جدی؟

596
00:35:50,479 --> 00:35:53,232
‫همه‌مون در مورد نامه‌ی انیشتین
‫و سیلارد به روزولت شنیدیم

597
00:35:53,274 --> 00:35:54,734
‫که بهش هشدار دادن ممکنه
‫آلمانی‌ها بمب بسازن،

598
00:35:54,775 --> 00:35:57,987
‫و من می‌دونم اینکه
‫نازی‌ها بمب داشته باشن یعنی چی.

599
00:35:58,195 --> 00:35:59,196
‫و من نمی‌دونم؟

600
00:35:59,655 --> 00:36:01,824
‫اونا آدم‌های تو نیستن که دارن وارد کمپ می‌کنن.

601
00:36:02,617 --> 00:36:03,659
‫آدم‌های منن.

602
00:36:04,702 --> 00:36:07,038
‫فکر می‌کنی من در مورد سیاست‌هات بهشون میگم؟

603
00:36:09,123 --> 00:36:10,958
‫بار بعدی که بعد از جلسه‌ داری میری خونه،

604
00:36:11,083 --> 00:36:12,960
‫چطوره یه نگاه توی آینه‌ی ماشینت بندازی،

605
00:36:13,294 --> 00:36:17,965
‫به صدای پشت خط تلفنت گوش کنی،
‫و اینقدر دیگه ساده‌لوح نباشی؟

606
00:36:19,550 --> 00:36:20,801
‫چرا باید کار من واسه‌شون مهم باشه؟

607
00:36:21,052 --> 00:36:24,722
‫چون فقط از نظر خودت مهم نیستی،
‫واقعا مهمی.

608
00:36:28,434 --> 00:36:29,435
‫خیلی خب.

609
00:36:30,936 --> 00:36:31,887
‫متوجه شدم.

610
00:36:31,937 --> 00:36:33,689
‫فقط یه خرده...

611
00:36:33,731 --> 00:36:36,692
‫واقع‌بین‌تر میشم.
‫با لومانیتز و بقیه صحبت می‌کنم.

612
00:36:36,734 --> 00:36:38,069
‫لازم نیست نگران باشی، حله‌.

613
00:36:38,861 --> 00:36:39,862
‫لارنس.

614
00:36:44,992 --> 00:36:46,118
‫پس به جنگ خوش اومدی.

615
00:36:47,119 --> 00:36:50,498
‫اولین پرسشنامه‌ی امنیتیم رو پر کردم
‫و بهم گفته شد

616
00:36:50,539 --> 00:36:53,167
‫که ارتباطاتم با گروه‌های چپ‌گرا

617
00:36:53,668 --> 00:36:56,662
‫واسه کارم در برنامه‌ی اتمی مشکل‌ساز نمیشه.

618
00:36:56,712 --> 00:36:59,465
‫چرا در زمان جنگ همکاری اون

619
00:36:59,507 --> 00:37:02,426
‫با سازمان‌های کمونیستی ریسک امنیتی تلقی نشد؟

620
00:37:02,468 --> 00:37:04,170
‫سناتور، نمی‌تونم در مورد

621
00:37:04,220 --> 00:37:07,515
‫مجوزهای امنیتی‌ای پاسخ بدم
‫که سال‌ها قبل از آشناییم باهاش بهش داده شد.

622
00:37:07,598 --> 00:37:08,808
‫باشه. بعدش چی؟

623
00:37:09,600 --> 00:37:12,061
‫بعد از جنگ، دکتر اوپنهایمر

624
00:37:12,103 --> 00:37:15,272
‫محترم‌ترین دانشمند دنیا بود.

625
00:37:15,481 --> 00:37:17,608
‫واسه همین ازش خواستم موسسه رو اداره کنه.

626
00:37:17,650 --> 00:37:20,486
‫واسه همین اون به کمیسیون انرژی اتمی مشاوره می‌داد.

627
00:37:20,736 --> 00:37:21,737
‫به همین سادگی.

628
00:37:22,238 --> 00:37:23,614
‫اونا منو به چی متهم می‌کنن؟

629
00:37:24,490 --> 00:37:27,785
‫به نظرم فقط می‌خوان بدونن
‫بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۴ چه اتفاقی افتاد

630
00:37:27,827 --> 00:37:30,371
‫که نظرت در مورد دسترسی امنیتی اوپنهایمر تغییر کرد.

631
00:37:30,621 --> 00:37:31,622
‫نظر من تغییر نکرد.

632
00:37:31,747 --> 00:37:34,542
‫من رئیس اِی‌ای‌سی بودم، ولی من نبودم

633
00:37:35,084 --> 00:37:37,795
‫- که اتهامات رو علیه رابرت مطرح کردم.
‫- کی کرد؟

634
00:37:37,878 --> 00:37:40,381
‫یه عضو سابق کمیته‌ی مشترک کنگره.

635
00:37:40,423 --> 00:37:42,883
‫یه فرد ضد کمونیست متعصب به نام بوردن بود.

636
00:37:43,259 --> 00:37:45,719
‫اون به اف‌بی‌آی نامه زد
‫و درخواست اقدام کرد.

637
00:37:45,886 --> 00:37:48,347
‫اف‌بی‌آی؟
‫چرا مستقیم به اِی‌ای‌سی نامه نزد؟

638
00:37:48,514 --> 00:37:50,599
‫اونجوری چاقو به دست گرفتار می‌شد.

639
00:37:51,308 --> 00:37:52,893
‫بوردن چه دشمنی‌ای با اوپنهایمر داشت؟

640
00:37:53,144 --> 00:37:54,353
‫اون موقع دوره‌ی مک‌کارتی بود.

641
00:37:55,479 --> 00:37:59,358
‫آدم‌ها به خاطر کوچیک‌ترین ارتباطی
‫با کمونیست‌ها اخراج می‌شدن، و...

642
00:38:00,234 --> 00:38:03,404
‫پرونده‌ی اوپنهایمر رو خوند،
‫و فهمید برادر،

643
00:38:03,446 --> 00:38:06,198
‫خواهرزن، نامزد، بهترین دوست
‫و همسرش کمونیست بودن.

644
00:38:06,490 --> 00:38:08,909
‫این حتی قبل از این بود
‫که به واقعه‌ی شاوالیه برسیم.

645
00:38:08,993 --> 00:38:11,912
‫ولی بوردن چه جوری
‫به پرونده‌ی امنیتی اوپنهایمر دسترسی پیدا کرده؟

646
00:38:12,329 --> 00:38:13,789
‫چون یکی بهش داده.

647
00:38:15,374 --> 00:38:17,585
‫یکی که می‌خواسته رابرت رو ساکت کنه.

648
00:38:18,294 --> 00:38:19,837
‫- کی؟
‫- کسی چه می‌دونه؟

649
00:38:19,879 --> 00:38:23,799
‫رابرت اهمیت نمی‌داد
‫که دلال‌های قدرت در واشینگتن رو عصبانی نکنه.

650
00:38:24,758 --> 00:38:27,094
‫نظراتش در مورد اتم تعیین کننده شد،

651
00:38:27,511 --> 00:38:29,972
‫و خیلی واسه ما فانی‌ها صبوری به خرج نمی‌داد.

652
00:38:33,767 --> 00:38:36,103
‫کلی انتقادات سخت ازم شد.

653
00:38:36,145 --> 00:38:39,064
‫یه رای‌گیری در اِی‌ای‌سی انجام شد

654
00:38:39,565 --> 00:38:41,901
‫واسه صادرات ایزوتوپ به نروژ،

655
00:38:41,942 --> 00:38:44,695
‫و اونا رابرت رو استخدام کردن
‫تا کاری کنن من احمق به نظر بیام.

656
00:38:44,737 --> 00:38:47,898
‫ولی دکتر اوپنهایمر،
‫فرمانده استراس بهمون گفت

657
00:38:47,948 --> 00:38:51,076
‫که این ایزوتوپ‌ها می‌تونه برای دشمنان‌مون

658
00:38:51,118 --> 00:38:52,578
‫در تولید بمب اتم مفید باشه.

659
00:38:52,620 --> 00:38:55,956
‫جناب نماینده‌ی کنگره،
‫واسه تولید بمب اتم از بیل هم میشه استفاده کرد.

660
00:38:56,081 --> 00:38:56,999
‫راستش استفاده میشه.

661
00:38:57,041 --> 00:39:00,044
‫واسه تولید بمب اتم
‫میشه از یه شیشه نوشیدنی هم استفاده کرد.

662
00:39:00,085 --> 00:39:02,755
‫راستش استفاده میشه.
‫به نظر من ایزوتوپ‌ها

663
00:39:02,796 --> 00:39:04,882
‫از قطعات الکترونیکی کم کاربردترن،

664
00:39:04,924 --> 00:39:06,550
‫ولی از ساندویچ مفید‌ترن.

665
00:39:10,804 --> 00:39:12,306
‫نبوغ تضمینی برای داشتن عقل نیست.

666
00:39:13,390 --> 00:39:15,935
‫چطور مردی که این همه چیزی دیده
‫تونسته اینقدر کور باشه؟

667
00:39:25,778 --> 00:39:26,779
‫کیتی؟

668
00:39:31,909 --> 00:39:32,910
‫کیتی؟

669
00:39:34,328 --> 00:39:35,329
‫کیتی.

670
00:39:35,829 --> 00:39:36,830
‫پروژه.

671
00:39:37,623 --> 00:39:38,624
‫من پذیرفته شدم.

672
00:39:39,792 --> 00:39:41,919
‫- من پذیرفته شدم.
‫- بیا جشن بگیریم.

673
00:39:46,632 --> 00:39:49,718
‫کل روز من رفتم پیشش.

674
00:40:13,826 --> 00:40:15,536
‫بیا اینجا، عزیزم.

675
00:40:15,577 --> 00:40:17,204
‫نمی‌دونم چه جوری اینو بگم.

676
00:40:18,747 --> 00:40:19,873
‫از این درخواست خجالت می‌کشم.

677
00:40:20,624 --> 00:40:21,625
‫هر چی باشه در خدمتم.

678
00:40:22,501 --> 00:40:24,253
‫- پیتر رو بگیر.
‫- باشه.

679
00:40:24,420 --> 00:40:26,422
‫نه، فقط برای مدتی کوتاه، هاک.

680
00:40:27,172 --> 00:40:28,132
‫فقط برای مدتی کوتاه.

681
00:40:30,426 --> 00:40:33,470
‫- کیتی می‌دونه اینجایی؟
‫- بله، البته که می‌دونه‌.

682
00:40:34,596 --> 00:40:35,723
‫البته که می‌دونه.

683
00:40:36,598 --> 00:40:38,934
‫ما آدم‌های مزخرفی هستیم.
‫مزخرف و خودخواه.

684
00:40:41,770 --> 00:40:42,646
‫فراموش کن ازت درخواست کردم.

685
00:40:42,688 --> 00:40:44,606
‫آدم‌های مزخرف و خودخواه

686
00:40:44,773 --> 00:40:47,317
‫نمی‌دونن مزخرف و خودخواهن.

687
00:40:47,943 --> 00:40:49,153
‫بشین، بشین، بشین.

688
00:40:50,737 --> 00:40:54,658
‫رابرت، تو ورای دنیایی که
‫توش زندگی می‌کنیم رو می‌بینی.

689
00:40:56,452 --> 00:40:58,370
‫این بهاییه که باید براش پرداخت بشه.

690
00:40:59,037 --> 00:41:00,205
‫معلومه ما کمکت می‌کنیم‌.

691
00:41:11,592 --> 00:41:13,343
‫همه چی داره تغییر می‌کنه، رابرت.

692
00:41:14,052 --> 00:41:15,762
‫بچه دار شدن از اول قرار بود...

693
00:41:15,804 --> 00:41:19,308
‫نه، دنیا داره در جهت جدیدی می‌چرخه.

694
00:41:20,476 --> 00:41:21,560
‫اصلاح میشه.

695
00:41:24,104 --> 00:41:25,189
‫این لحظه‌ی توئه.

696
00:41:27,107 --> 00:41:30,152
‫- ما داریم گروهی رو واسه مطالعه‌ی...
‫- ما نباید هیچ کاری بکنیم.

697
00:41:30,486 --> 00:41:31,487
‫تو باید بکنی.

698
00:41:32,321 --> 00:41:33,947
‫لارنس اینو عملی نمی‌کنه.

699
00:41:34,531 --> 00:41:36,366
‫یا تولمان یا رابی. تو می‌کنی.

700
00:41:45,918 --> 00:41:47,044
‫اون نظامی‌ها کی هستن؟

701
00:41:48,420 --> 00:41:49,421
‫فکر می‌کردم شاید تو بدونی.

702
00:41:52,049 --> 00:41:53,050
‫دکتر اوپنهایمر.

703
00:41:54,509 --> 00:41:57,804
‫من سرهنگ گرووز هستم.
‫این سرهنگ دوم نیکولزه.

704
00:41:58,055 --> 00:41:59,056
‫اینو بده خشک‌شویی.

705
00:42:04,937 --> 00:42:07,397
‫خب، اگه با یه سرهنگ دوم
‫اینجوری رفتار می‌کنین،

706
00:42:07,439 --> 00:42:10,817
‫دوست ندارم ببینم چطور
‫با یه فیزیکدان فروتن رفتار می‌کنین.

707
00:42:10,859 --> 00:42:12,736
‫اگه فیزیکدان فروتنی دیدم، خبرت می‌کنم.

708
00:42:13,737 --> 00:42:16,323
‫- بهم بر خورد.
‫- در سراسر جهان جنگ به پا شده،

709
00:42:16,365 --> 00:42:17,950
‫ولی من باید توی واشینگتن بمونم.

710
00:42:18,742 --> 00:42:20,869
‫- چرا؟
‫- من پنتاگون رو ساختم.

711
00:42:20,911 --> 00:42:22,120
‫بالایی‌ها اونقدر ازش خوش‌شون اومده که

712
00:42:22,162 --> 00:42:25,332
‫مجبورم کردن منطقه‌ی مهندسی منهتن رو دست بگیرم.

713
00:42:26,166 --> 00:42:28,877
‫- که چیه؟
‫- واسه من زرنگ‌بازی درنیار.

714
00:42:29,127 --> 00:42:30,254
‫خودت خوب می‌دونی چیه.

715
00:42:30,295 --> 00:42:32,798
‫تو و نصف هر دپارتمان فیزیک در سراسر کشور.

716
00:42:32,839 --> 00:42:34,091
‫این مشکل اوله‌.

717
00:42:34,883 --> 00:42:37,844
‫فکر می‌کردم مشکل اول به دست آوردن
‫سنگ معدن اورانیوم به حد کافی باشه.

718
00:42:38,178 --> 00:42:41,473
‫- هزار و دویست تن، روزی که مسئول شدم خریدم.
‫- در حال پردازش؟

719
00:42:41,765 --> 00:42:43,725
‫تازه در اوک ریج، تنسی شروع شده.

720
00:42:45,102 --> 00:42:46,728
‫حالا دنبال مدیر پروژه می‌گردم.

721
00:42:47,646 --> 00:42:48,730
‫و اسم من ظاهر شد؟

722
00:42:49,231 --> 00:42:50,232
‫نوچ.

723
00:42:51,066 --> 00:42:54,569
‫حتی با وجود اینکه تو فیزیک کوانتوم رو
‫به آمریکا آوردی، که باعث شد کنجکاو بشم.

724
00:42:55,278 --> 00:42:56,363
‫چی متوجه شدین؟

725
00:42:57,739 --> 00:43:01,493
‫تو یه آدم دمدمی و مزخرفی

726
00:43:01,535 --> 00:43:04,162
‫- من دموکرات جدید هستم.
‫- گفتم مظنون.

727
00:43:04,663 --> 00:43:08,792
‫بی‌ثبات، متظاهر، خودخواه و عصبی هستی.

728
00:43:08,834 --> 00:43:09,835
‫تعریف ازم نشنیدین؟

729
00:43:09,876 --> 00:43:11,795
‫حتی مثلا «اون نابغه‌ست، ولی...»

730
00:43:11,837 --> 00:43:14,423
‫خب، توی حوزه‌ی کاری تو نبوغ بدیهیه، پس نه.

731
00:43:15,173 --> 00:43:18,051
‫نه، تنها کسی که ازت تعریف کرد ریچارد تولمان بود.

732
00:43:18,927 --> 00:43:20,637
‫تولمان فکر می‌کنه تو صداقت داری،

733
00:43:20,887 --> 00:43:25,308
‫ولی به نظرم اون کسیه
‫که راجع علوم بیشتر از راجع به مردم اطلاعات داره.

734
00:43:25,809 --> 00:43:26,810
‫با این حال اینجایین.

735
00:43:27,853 --> 00:43:29,312
‫خیلی همینجوری به چیزی اعتماد نمی‌کنین.

736
00:43:29,521 --> 00:43:30,981
‫من همینجوری به هیچی اعتماد نمی‌کنم.

737
00:43:35,152 --> 00:43:36,486
‫چرا جایزه‌ی نوبل نداری؟

738
00:43:36,862 --> 00:43:38,989
‫- شما چرا ژنرال نیستین؟
‫- به خاطر این می‌خوان منو ژنرال کنن.

739
00:43:39,072 --> 00:43:40,440
‫شاید منم شانس بیارم.

740
00:43:40,490 --> 00:43:42,033
‫جایزه‌ی نوبل واسه ساخت بمب؟

741
00:43:42,075 --> 00:43:43,910
‫آلفرد نوبل دینامیت رو اختراع کرد.

742
00:43:46,955 --> 00:43:48,290
‫خب چطور اقدام می‌کنی؟

743
00:43:50,167 --> 00:43:54,629
‫صحبت از تبدیل نظریه
‫به یه سیستم سلاح کاربردی

744
00:43:54,880 --> 00:43:57,924
‫- سریع‌تر از نازی‌هاست.
‫- که ۱۲ ماه از ما جلوترن.

745
00:43:58,091 --> 00:44:00,093
‫- هجده ماه.
‫- از کجا می‌دونی؟

746
00:44:00,385 --> 00:44:02,596
‫تحقیقات‌ سریع‌مون
‫در مورد نوترون‌ها ۶ ماه طول کشید.

747
00:44:02,637 --> 00:44:05,599
‫مردی که بدون شک اونا مسئول گذاشتن
‫فورا این گام‌ رو رفته.

748
00:44:05,640 --> 00:44:07,768
‫- فکر می‌کنی کی رو مسئول گذاشتن؟
‫- ورنر هایزنبرگ.

749
00:44:07,976 --> 00:44:12,105
‫اون بیشتر از هر کسی که دیدم
‫ساختار اتمی رو درک می‌کنه.

750
00:44:12,272 --> 00:44:13,815
‫- تو با کارش آشنایی؟
‫- با خودش آشنام،

751
00:44:14,107 --> 00:44:16,443
‫درست همونطور که با والتر بوث،
‫فون وایتسکر و دیبنر آشنام.

752
00:44:16,485 --> 00:44:18,028
‫در مسابقه‌ای برابر، آلمانی‌ها پیروز میشن.

753
00:44:18,862 --> 00:44:20,530
‫- ما یه امید داریم.
‫- چیه؟

754
00:44:21,990 --> 00:44:22,991
‫یهودی ستیزی.

755
00:44:25,076 --> 00:44:26,036
‫چی؟

756
00:44:26,077 --> 00:44:28,705
‫هیتلر به فیزیک کوانتوم گفت علم یهودی.

757
00:44:28,747 --> 00:44:30,081
‫درست جلوی روی انیشتین گفت.

758
00:44:30,123 --> 00:44:33,627
‫تنها امیدمون اینه که
‫نفرت به قدری هیتلر رو کور کرده

759
00:44:33,668 --> 00:44:35,712
‫که منابع مناسب رو در اختیار هایزنبرگ نذاشته،

760
00:44:35,754 --> 00:44:37,506
‫چون این منابع زیادی می‌خواد.

761
00:44:37,631 --> 00:44:40,342
‫بهترین دانشمندان کشورمون با هم کار می‌کنن.
‫در حال حاضر اونا پخش و پلا هستن.

762
00:44:40,467 --> 00:44:42,093
‫این بهمون گزینه‌ی تقسیم‌بندی رو میده.

763
00:44:42,385 --> 00:44:45,388
‫تمام دانشمندان باید در جریان
‫کل ماموریت قرار بگیرن که کارآمد واقع بشن.

764
00:44:45,430 --> 00:44:47,641
‫امنیت ضعیف ممکنه باعث بشه
‫توی رقابت شکست بخوریم.

765
00:44:47,682 --> 00:44:48,850
‫ناکارآمدی قطعا باعث میشه.

766
00:44:49,768 --> 00:44:51,228
‫به هر حال آلمانی‌ها بیشتر از ما می‌دونن.

767
00:44:51,728 --> 00:44:52,854
‫روس‌ها نمی‌دونن.

768
00:44:54,606 --> 00:44:57,442
‫بگین ببینم، با کی در جنگیم؟

769
00:44:58,026 --> 00:45:00,862
‫کسی با گذشته‌ی تو نباید اهمیت

770
00:45:00,904 --> 00:45:04,241
‫حفظ اطلاعات از متحدین
‫کمونیست‌مون رو دست کم بگیره.

771
00:45:05,325 --> 00:45:07,452
‫متوجه منظورتون شدم، ولی... نه.

772
00:45:07,869 --> 00:45:09,204
‫تو حق نداری به من بگی نه.

773
00:45:09,371 --> 00:45:11,456
‫وقتی اشتباه می‌کنین
‫وظیفه‌ی منه که بگم نه.

774
00:45:12,374 --> 00:45:13,750
‫پس حالا دیگه این وظیفه رو به عهده گرفتی؟

775
00:45:13,833 --> 00:45:15,335
‫بهش فکر می‌کنم.

776
00:45:18,672 --> 00:45:20,674
‫دارم متوجه میشم اون شهرتت به خاطر چیه.

777
00:45:22,342 --> 00:45:23,551
‫پاسخی که از همه گرفتم:

778
00:45:24,678 --> 00:45:26,805
‫«اوپنهایمر نمی‌تونه یه غرفه‌ی
‫همبرگر فروشی رو اداره کنه.»

779
00:45:28,765 --> 00:45:29,766
‫نمی‌تونم.

780
00:45:31,935 --> 00:45:33,770
‫ولی می‌تونم پروژه‌ی منهتن رو اداره کنم.

781
00:45:35,313 --> 00:45:36,898
‫راهی واسه متوازن کردن این چیزها هست.

782
00:45:37,941 --> 00:45:40,944
‫آزمایشگاه پرتوافکنی اینجا
‫در برکلی تحت نظر لارنس باشه.

783
00:45:41,403 --> 00:45:43,446
‫آزمایشگاه استخراج در شیکاگو
‫تحت نظر سیلارد.

784
00:45:43,655 --> 00:45:45,615
‫غنی‌سازی در مقیاس بزرگ،
‫گفتین کجا، تنسی؟

785
00:45:46,032 --> 00:45:47,409
‫- و هانفورد.
‫- و هانفورد.

786
00:45:47,742 --> 00:45:51,162
‫تمام ابداعات علمی صنعتی محور آمریکا،

787
00:45:51,496 --> 00:45:54,666
‫متصل با ریل، متمرکز روی یه هدف،

788
00:45:54,916 --> 00:45:56,376
‫یه نقطه در فضا و زمان.

789
00:45:56,626 --> 00:45:59,254
‫همش اینجا در یه آزمایشگاه مخفی تجمیع میشه.

790
00:45:59,296 --> 00:46:01,589
‫وسط ناکجاآباد، امن، خودکفا.

791
00:46:01,631 --> 00:46:03,049
‫تجهیزات، منازل، نیروی کار.

792
00:46:03,174 --> 00:46:04,467
‫تا وقتی تموم بشه همه رو اونجا نگه دارین.

793
00:46:05,468 --> 00:46:08,179
‫- مدرسه، مغازه و کلیسا لازم داریم.
‫- چرا؟

794
00:46:08,471 --> 00:46:11,266
‫اگه نذاریم دانشمندان خانواده‌هاشون رو بیارن،
‫هرگز بهترین‌ نصیب‌مون نمیشه.

795
00:46:11,516 --> 00:46:14,144
‫امنیت می‌خواین، یه شهر بسازین. سریع.

796
00:46:14,477 --> 00:46:15,478
‫کجا؟

797
00:46:19,482 --> 00:46:20,817
‫به لس آلاموس خوش اومدین.

798
00:46:21,526 --> 00:46:23,611
‫یه مدرسه‌ی پسرانه هست
‫که باید مصادره کنیم،

799
00:46:23,653 --> 00:46:25,613
‫و سرخپوستان محلی واسه مراسم تدفین میان اینجا،

800
00:46:25,655 --> 00:46:27,407
‫ولی سوای اینا، دیگه هیچی نیست.

801
00:46:27,490 --> 00:46:28,950
‫تا ۶۴ کیلومتری، از هر طرف.

802
00:46:29,200 --> 00:46:30,535
‫باید بهترین مکان رو پیدا کنیم.

803
00:46:31,286 --> 00:46:33,079
‫- واسه‌ی...؟
‫- موفقیت.

804
00:46:38,835 --> 00:46:40,670
‫یه شهر براش بساز. سریع.

805
00:46:42,589 --> 00:46:44,007
‫بریم چند تا دانشمند استخدام کنیم.

806
00:46:45,050 --> 00:46:46,426
‫واسه چی خانواده‌ام رو ترک کنم؟

807
00:46:46,468 --> 00:46:48,219
‫بهت گفتم، می‌تونی خانواده‌ات رو بیاری.

808
00:46:48,303 --> 00:46:50,430
‫- من سرباز نیستم، اوپی.
‫- سرباز؟

809
00:46:51,014 --> 00:46:53,308
‫اون ژنراله. من هر چی سرباز بخوام دارم.

810
00:46:53,975 --> 00:46:54,976
‫بهشون چی بگم؟

811
00:46:55,727 --> 00:46:58,980
‫هایزنبرگ، دیبنر، بوث و بور.
‫اینا چه وجه اشتراکی دارن؟

812
00:46:59,147 --> 00:47:01,858
‫- نابغه‌ترین اشخاص در زمینه‌ی انرژی اتمی.
‫- بله، و؟

813
00:47:03,026 --> 00:47:04,027
‫هر چقدر دوست داری.

814
00:47:05,737 --> 00:47:07,238
‫تا اینکه چکمه‌ام رو روی گردنت حس کنی.

815
00:47:08,573 --> 00:47:12,076
‫تو ایزوتوپ‌ها و تو مواد منفجره رو
‫بهتر از هر کسی در دنیا می‌شناسین.

816
00:47:12,410 --> 00:47:13,661
‫ولی نمی‌تونی بهمون بگی داری چیکار می‌کنی.

817
00:47:17,874 --> 00:47:19,417
‫- نمی‌دونم.
‫- نازی‌ها اونا رو دارن.

818
00:47:20,043 --> 00:47:21,085
‫نیلز بور در کپنهاگنه.

819
00:47:21,127 --> 00:47:24,130
‫تحت اشغال نازی‌ها.
‫توی پرینستون چاپ روزنامه رو متوقف کردن؟

820
00:47:24,380 --> 00:47:27,967
‫چرا واسه مدت زمانی نامعلوم
‫بریم وسط ناکجاآباد؟

821
00:47:28,009 --> 00:47:29,677
‫به مدت یک یا دو سال. یا سه سال.

822
00:47:31,304 --> 00:47:34,224
‫ژنرال، میشه یه لحظه ما رو تنها بذارین؟

823
00:47:35,683 --> 00:47:38,019
‫بحث رهاسازی یه نیروی قویه.

824
00:47:39,771 --> 00:47:41,064
‫قبل اینکه نازی‌ها این کار رو بکنن.

825
00:47:41,981 --> 00:47:42,982
‫اوه، خدای من.

826
00:47:43,483 --> 00:47:45,443
‫- نیلز واسه نازی‌ها کار نمی‌کنه.
‫- نه، هرگز.

827
00:47:45,568 --> 00:47:47,445
‫ولی در حالی که اونا اونو دارن، ما نداریم.

828
00:47:47,946 --> 00:47:48,988
‫واسه همین بهت نیاز دارم.

829
00:47:49,364 --> 00:47:50,949
‫واسه چی فکر می‌کنی
‫من حاضرم همچین کاری بکنم؟

830
00:47:51,241 --> 00:47:52,617
‫واسه چی؟ واسه چی؟

831
00:47:53,368 --> 00:47:55,453
‫به این خاطر که این مهم‌ترین چیزیه

832
00:47:55,495 --> 00:47:57,372
‫که در تاریخ دنیا اتفاق افتاده چطوره؟

833
00:47:57,580 --> 00:47:58,581
‫این چطوره؟

834
00:47:59,499 --> 00:48:00,500
‫لعنتی.

835
00:48:05,421 --> 00:48:07,298
‫اونا نمیذارن من وارد این پروژه بشم.

836
00:48:08,508 --> 00:48:09,509
‫و رد شدن توی چک امنیتی

837
00:48:09,551 --> 00:48:11,970
‫واسه آینده‌ی شغلی
‫حتی بعد از جنگ هم خوب نیست.

838
00:48:12,136 --> 00:48:14,430
‫خب تو رفیق راهی. که چی؟

839
00:48:14,764 --> 00:48:16,474
‫این یه مورد اضطراری ملیه.

840
00:48:16,516 --> 00:48:18,935
‫منم یه سری مسائلی دارم.
‫ولی منو رئیس کردن.

841
00:48:19,519 --> 00:48:20,520
‫اونا بهمون نیاز دارن.

842
00:48:20,979 --> 00:48:22,480
‫تا اینکه زمانی دیگه بهمون نیاز ندارن.

843
00:48:26,359 --> 00:48:28,403
‫شانسی واسه آوردن بور از دانمارک هست؟

844
00:48:28,528 --> 00:48:31,239
‫اصلا. من با بریتانیایی‌ها چک کردم.

845
00:48:31,906 --> 00:48:34,867
‫تا وقتی نیروهای متفقین رو
‫دوباره وارد اروپا نکنیم، امکان نداره.

846
00:48:36,953 --> 00:48:38,079
‫اون اینقدر مهمه؟

847
00:48:38,121 --> 00:48:41,040
‫چند نفر رو می‌شناسی
‫که ثابت کرده باشن انیشتین اشتباه کرده؟

848
00:48:42,583 --> 00:48:44,669
‫می‌دونی، با هواپیما بریم واقعا سریع‌تره.

849
00:48:44,752 --> 00:48:45,795
‫هواپیما ریسکش بالاست.

850
00:48:46,379 --> 00:48:47,380
‫کشور به ما نیاز داره.

851
00:48:51,050 --> 00:48:52,051
‫اون بچه‌های هاروارد

852
00:48:52,093 --> 00:48:54,262
‫میگن سازه واسه شتاب دهنده زیادی کوچیکه.

853
00:48:57,098 --> 00:48:58,516
‫با مهندسین معمار هماهنگ کنین.

854
00:49:02,270 --> 00:49:03,688
‫اینجا کِی قراره افتتاح بشه؟

855
00:49:07,025 --> 00:49:08,026
‫دو ماه دیگه.

856
00:49:09,319 --> 00:49:12,488
‫رابرت، تو بداهه‌گر معرکه‌ای هستی، ولی این...

857
00:49:13,573 --> 00:49:14,907
‫توی ذهنت هم شدنی نیست.

858
00:49:16,367 --> 00:49:17,410
‫چهار بخش.

859
00:49:18,786 --> 00:49:22,373
‫آزمایشی، تئوری، استخراجی، تسلیحات.

860
00:49:22,498 --> 00:49:23,750
‫کی اداره‌ی بخش تئوری رو به عهده می‌گیره؟

861
00:49:23,791 --> 00:49:24,792
‫من.

862
00:49:24,959 --> 00:49:27,587
‫از همین می‌ترسیدم.
‫تو درگیر فعالیت‌های زیادی شدی.

863
00:49:29,130 --> 00:49:30,381
‫خب تو کنترل بخش تئوری رو به عهده بگیر.

864
00:49:33,551 --> 00:49:36,054
‫من نمیام اینجا، رابرت.

865
00:49:42,351 --> 00:49:43,352
‫واسه چی؟

866
00:49:50,109 --> 00:49:53,571
‫وقتی بمبی بندازی، تر و خشک با هم می‌سوزه.

867
00:49:55,198 --> 00:49:57,825
‫نمی‌خوام مجموع ۳ قرن دستاوردهای فیزیک

868
00:49:57,867 --> 00:49:59,494
‫یه سلاح کشتار جمعی باشه.

869
00:50:09,629 --> 00:50:10,630
‫ایزی...

870
00:50:11,589 --> 00:50:15,718
‫نمی‌دونم بشه به ما اعتماد کرد
‫که همچین سلاحی داشته باشیم یا نه.

871
00:50:17,553 --> 00:50:20,348
‫ولی به نازی‌ها قطعا نمیشه اعتماد کرد.

872
00:50:24,560 --> 00:50:25,603
‫چاره‌ای نداریم.

873
00:50:28,564 --> 00:50:29,565
‫پس...

874
00:50:31,442 --> 00:50:32,652
‫دومین کاری که باید بکنی

875
00:50:32,693 --> 00:50:35,780
‫اینه که هانس بته رو مسئول بخش تئوری کنی.

876
00:50:38,241 --> 00:50:40,034
‫صبر کن، اولیش چیه؟

877
00:50:40,326 --> 00:50:42,245
‫اون یونیفرم مسخره رو دربیار.

878
00:50:42,703 --> 00:50:43,830
‫تو دانشمندی.

879
00:50:44,121 --> 00:50:45,581
‫گرووز اصرار داره به ارتش ملحق بشیم.

880
00:50:45,915 --> 00:50:47,625
‫به گرووز بگو بره کنار بذاره باد بیاد.

881
00:50:48,209 --> 00:50:49,544
‫اونا ما رو به خاطر کسی که هستیم لازم دارن.

882
00:50:49,877 --> 00:50:50,878
‫پس خودت باش.

883
00:50:51,879 --> 00:50:52,880
‫فقط بهتر.

884
00:51:33,045 --> 00:51:34,130
‫این تنها کلیده.

885
00:51:34,714 --> 00:51:36,632
‫و تلر هم اومده.

886
00:51:36,966 --> 00:51:39,343
‫- راه رو نشونش بدم؟
‫- نه، بذار صبر کنیم بقیه هم بیان.

887
00:51:47,560 --> 00:51:48,561
‫بیاین شروع کنیم.

888
00:51:49,228 --> 00:51:51,689
‫- سلام، ادوارد.
‫- بله.

889
00:51:51,856 --> 00:51:54,141
‫آقایون، خب، ما اینجا کار می‌کنیم

890
00:51:54,191 --> 00:51:57,278
‫تا وقتی ساخت بخش تئوری
‫در لس آلاموس به پایان برسه.

891
00:51:57,320 --> 00:51:59,071
‫- ادوارد، میشه...؟
‫- این مهم‌تره.

892
00:52:01,574 --> 00:52:05,411
‫وقتی واکنش زنجیره‌ای رو محاسبه کردم،
‫به یه احتمال دلهره‌آور برخوردم.

893
00:52:06,704 --> 00:52:09,290
‫نه، این نمی‌تونه درست باشه.

894
00:52:10,207 --> 00:52:11,667
‫نشونم بده چطور محاسبه کردی.

895
00:52:11,959 --> 00:52:12,960
‫آره.

896
00:52:16,672 --> 00:52:19,759
‫- نمیای.
‫- نه، نه، نه. نه.

897
00:52:23,220 --> 00:52:24,263
‫این خیالیه.

898
00:52:25,014 --> 00:52:26,474
‫امکان نداره محاسبات تلر درست باشه.

899
00:52:27,475 --> 00:52:29,352
‫تا من میرم پرینستون خودت محاسبه کن.

900
00:52:29,810 --> 00:52:31,771
‫- واسه چی؟
‫- تا با انیشتین حرف بزنم.

901
00:52:31,812 --> 00:52:33,939
‫خب، شما دو تا خیلی اتفاق نظر ندارین.

902
00:52:34,148 --> 00:52:35,524
‫واسه همین باید نظرش رو بپرسم.

903
00:52:40,988 --> 00:52:42,156
‫- آلبرت.
‫- ها؟

904
00:52:42,740 --> 00:52:44,909
‫دکتر اوپنهایمر.

905
00:52:45,451 --> 00:52:46,827
‫با دکتر گودل آشنا شدی؟

906
00:52:47,203 --> 00:52:48,788
‫بیشتر روزها اینجا قدم می‌زنیم.

907
00:52:49,121 --> 00:52:52,792
‫درختان الهام‌بخش‌ترین ساختار رو دارن.

908
00:52:53,459 --> 00:52:55,252
‫آلبرت، میشه یه دقیقه باهات حرف بزنم؟

909
00:52:55,795 --> 00:52:57,546
‫حتما. ببخشید، کورت.

910
00:52:59,590 --> 00:53:02,134
‫بعضی روزها کورت غذا نمی‌خوره.

911
00:53:02,551 --> 00:53:06,931
‫فکر می‌کنه نازی‌ها می‌تونن
‫حتی توی پرینستون هم غذاش رو مسموم کنن.

912
00:53:18,442 --> 00:53:20,945
‫این کار کیه؟

913
00:53:21,362 --> 00:53:22,363
‫تلر.

914
00:53:23,656 --> 00:53:25,282
‫به نظرت این چه معنایی داره؟

915
00:53:26,158 --> 00:53:27,952
‫نوترون‌ها به هسته برخورد می‌کنن،

916
00:53:27,993 --> 00:53:31,247
‫و نوترون‌هایی آزاد می‌کنن
‫که به هسته‌های دیگه برخورد کنن.

917
00:53:32,164 --> 00:53:33,165
‫وضعیت بحرانی.

918
00:53:33,374 --> 00:53:35,709
‫نقطه‌ای که بازگشتی درش نیست.
‫نیروی انفجاری شدید.

919
00:53:36,043 --> 00:53:38,379
‫ولی این بار، واکنش زنجیره‌ای متوقف نمیشه.

920
00:53:39,338 --> 00:53:41,423
‫جو رو مشتعل می‌کنه.

921
00:53:43,551 --> 00:53:47,513
‫وقتی یه بمب اتمی رو منفجر کنیم،
‫ممکنه یه واکنش زنجیره‌ای راه بندازیم که...

922
00:53:48,681 --> 00:53:49,807
‫دنیا رو نابود کنه.

923
00:53:51,183 --> 00:53:52,476
‫پس اینجاییم، ها؟

924
00:53:52,935 --> 00:53:56,814
‫در دنیای احتمالات کوانتوم تو گم شدیم،

925
00:53:57,273 --> 00:53:58,816
‫و قطعیت لازم داریم.

926
00:53:59,692 --> 00:54:01,569
‫می‌تونی خودت یه دور محاسبه کنی؟

927
00:54:02,611 --> 00:54:04,947
‫تقریبا تنها وجه اشتراک من و تو

928
00:54:04,989 --> 00:54:07,032
‫نفرت از ریاضیه.

929
00:54:07,199 --> 00:54:09,326
‫توی برکلی کی روی این کار می‌کنه؟

930
00:54:09,410 --> 00:54:10,411
‫هانس بته.

931
00:54:10,452 --> 00:54:12,288
‫خب، اون حقیقت رو کشف می‌کنه.

932
00:54:14,331 --> 00:54:16,166
‫و اگه حقیقت فاجعه‌بار باشه؟

933
00:54:17,126 --> 00:54:21,297
‫اون وقت دست نگه می‌داری،
‫و یافته‌هات رو با نازی‌ها در میون میذاری.

934
00:54:22,298 --> 00:54:24,508
‫تا هیچ کدوم از طرفین دنیا رو نابود نکنن.

935
00:54:28,470 --> 00:54:29,471
‫رابرت.

936
00:54:31,056 --> 00:54:33,017
‫این مال توئه، نه من.

937
00:54:47,114 --> 00:54:48,115
‫تلر اشتباه می‌کنه.

938
00:54:48,824 --> 00:54:49,825
‫اون اشتباه می‌کنه.

939
00:54:59,668 --> 00:55:03,505
‫وقتی فرضیات بحرانی تلر رو بدونی،
‫تصویر واقعی پدیدار میشه.

940
00:55:03,631 --> 00:55:04,632
‫ختم‌ کلام؟

941
00:55:05,507 --> 00:55:08,344
‫احتمال واکنش اتمی غیر قابل کنترل نزدیک به صفره.

942
00:55:08,594 --> 00:55:09,678
‫نزدیک به صفر.

943
00:55:11,305 --> 00:55:12,681
‫اوپی، این خبر خوبیه.

944
00:55:12,765 --> 00:55:13,766
‫اوهوم.

945
00:55:14,933 --> 00:55:15,934
‫می‌تونی دوباره چک کنی؟

946
00:55:16,018 --> 00:55:17,353
‫بازم به همین جواب می‌رسی.

947
00:55:17,936 --> 00:55:19,563
‫تا وقتی واقعا یکی از این بمب‌ها رو منفجر نکنن،

948
00:55:19,605 --> 00:55:21,315
‫بهترین تضمین خاطری که می‌گیری اینه.

949
00:55:22,149 --> 00:55:23,150
‫نزدیک به صفر.

950
00:55:26,695 --> 00:55:28,447
‫نظریه تا یه جایی تو رو پیش می‌بره.

951
00:55:28,614 --> 00:55:30,115
‫سلام!

952
00:55:30,157 --> 00:55:31,450
‫- سلام.
‫- سلام.

953
00:55:31,492 --> 00:55:32,776
‫دل‌مون براش تنگ شده بود.

954
00:55:32,826 --> 00:55:33,944
‫می‌خواین اونو به فرزندخوندگی بگیرین؟

955
00:55:33,994 --> 00:55:35,404
‫اون شوخی می‌کنه.

956
00:55:35,454 --> 00:55:37,156
‫می‌خواستیم قبل اینکه بریم شما رو ببینیم.

957
00:55:37,206 --> 00:55:39,541
‫به مقصدی نامعلوم.

958
00:55:40,751 --> 00:55:42,419
‫می‌دونی اون روز گذرم به کی خورد؟

959
00:55:43,003 --> 00:55:44,004
‫التنتون.

960
00:55:45,923 --> 00:55:48,175
‫اون شیمیدان از شل؟ همون یارو عضو اتحادیه؟

961
00:55:48,384 --> 00:55:50,886
‫آره، همون یارو اف‌اِی‌ای‌سی‌تی.

962
00:55:52,304 --> 00:55:54,348
‫داشت بابت عملکردمون در جنگ گِله می‌کرد.

963
00:55:55,516 --> 00:55:56,517
‫چطور؟

964
00:55:57,226 --> 00:55:59,436
‫می‌گفت با متحدین‌مون همکاری لازم رو نمی‌کنیم.

965
00:56:00,062 --> 00:56:03,982
‫ظاهرا دولت‌مون هیچ کدوم از تحقیقاتش رو
‫با روس‌ها در میون نمیذاره.

966
00:56:04,691 --> 00:56:08,195
‫گفت اکثر دانشمندان فکر می‌کنن
‫این سیاست مسخره‌ست.

967
00:56:11,573 --> 00:56:13,283
‫- اوه، جدی؟
‫- آره.

968
00:56:14,076 --> 00:56:17,830
‫گفت اگه کسی اطلاعاتی داره
‫که می‌خواد به روس‌ها بده،

969
00:56:18,956 --> 00:56:22,292
‫و کانال‌های رسمی رو دور بزنه،
‫اون می‌تونه کمک کنه.

970
00:56:31,135 --> 00:56:32,302
‫این کار خیانته.

971
00:56:33,637 --> 00:56:34,721
‫بله، البته.

972
00:56:35,848 --> 00:56:37,057
‫فقط فکر کردم بهتره بدونی.

973
00:56:40,060 --> 00:56:41,645
‫اون بچه‌ی تخس خوابید.

974
00:56:42,229 --> 00:56:43,230
‫نوشیدنی‌ها کجاست؟

975
00:56:48,694 --> 00:56:49,695
‫الان آماده میشه.

976
00:56:50,237 --> 00:56:51,947
‫صحبت‌مون همونجا ختم شد.

977
00:56:52,239 --> 00:56:55,242
‫توی دوران دوستی طولانی‌ مدت‌مون
‫هیچی باعث نشد به این فکر کنم

978
00:56:55,284 --> 00:56:58,203
‫که شاوالیه واقعا دنبال اطلاعاته،

979
00:56:58,328 --> 00:57:02,583
‫و مطمئنم اون نمی‌دونست
‫من مشغول چه کاری هستم.

980
00:57:07,671 --> 00:57:12,009
‫خیلی وقته به این نتیجه رسیدم
‫که باید این واقعه رو فورا گزارش می‌کردم.

981
00:57:12,509 --> 00:57:15,095
‫وضعیت اوپنهایمر تنش بین

982
00:57:15,137 --> 00:57:18,348
‫دانشمندان و سازمان امنیتی رو برجسته می‌کنه.

983
00:57:18,640 --> 00:57:21,018
‫به امید اینکه بفهمیم
‫چطور شخص کاندید چنین مشکلاتی رو

984
00:57:21,059 --> 00:57:22,811
‫در زمان حضورش در اِی‌ای‌سی مدیریت کرده،

985
00:57:23,186 --> 00:57:25,772
‫یه دانشمند رو احضار می‌کنیم
‫که مقابل کمیته حضور پیدا کنه.

986
00:57:27,107 --> 00:57:28,150
‫کی رو می‌خوان بیارن؟

987
00:57:28,400 --> 00:57:29,401
‫چیزی نگفتن.

988
00:57:29,651 --> 00:57:33,530
‫جناب رئیس، اجازه بدین بگم،
‫بنده کاندیدای وزارت بازرگانی هستم.

989
00:57:33,655 --> 00:57:35,866
‫واسه چی دنبال نظر دانشمندان هستین؟

990
00:57:36,325 --> 00:57:38,076
‫این یه پست کابینه‌ست، فرمانده‌.

991
00:57:38,118 --> 00:57:40,954
‫ما دنبال نظرات طیف‌های گسترده‌ای هستیم.

992
00:57:40,996 --> 00:57:43,248
‫می‌خوام اسم دانشمندی که
‫می‌خواد شهادت بده رو بدونم.

993
00:57:43,290 --> 00:57:44,875
‫می‌خوام منم فرصت سوال کردن
‫ازش رو داشته باشم.

994
00:57:45,375 --> 00:57:46,585
‫اینجا دادگاه نیست.

995
00:57:48,378 --> 00:57:49,379
‫تشریفات، ها؟

996
00:57:49,421 --> 00:57:53,467
‫از سال ۱۹۲۵ تا حالا هیچ کاندید کابینه‌ی ریاست جمهوری
‫در گرفتن رای اعتماد شکست نخورده.

997
00:57:53,634 --> 00:57:55,385
‫این نحوه‌ی بازیه.

998
00:57:55,427 --> 00:57:57,721
‫موفقیت تضمینیه، لوئیس. خونسرد باش.

999
00:57:58,305 --> 00:57:59,806
‫اونا یه دانشمند میارن، خب که چی؟

1000
00:58:00,265 --> 00:58:02,392
‫تو مثل من دانشمندان رو نمی‌شناسی، وکیل.

1001
00:58:02,434 --> 00:58:04,603
‫اونا از هر کسی که
‫قضاوت‌شون رو زیر سوال ببره متنفرن،

1002
00:58:04,645 --> 00:58:06,104
‫به خصوص اگه یکی از اونا نباشی.

1003
00:58:06,396 --> 00:58:07,731
‫من رئیس اِی‌ای‌سی بودم.

1004
00:58:07,940 --> 00:58:10,025
‫به راحتی می‌تونن منو واسه اتفاقی
‫که برای رابرت افتاد سرزنش کنن.

1005
00:58:10,067 --> 00:58:11,360
‫نباید جوری بشه که سنا فکر کنه

1006
00:58:11,401 --> 00:58:13,779
‫جامعه‌ی علمی شما رو حمایت نمی‌کنه، قربان.

1007
00:58:15,072 --> 00:58:16,156
‫یا شاید بهتره نظرمون رو عوض کنیم؟

1008
00:58:16,782 --> 00:58:18,158
‫- به چی؟
‫- و اینو قبول کنیم.

1009
00:58:19,201 --> 00:58:21,203
‫«من با اوپنهایمر جنگیدم و آمریکا برنده شد.»

1010
00:58:21,495 --> 00:58:23,038
‫فکر نکنم لازم باشه این رویکرد رو پیش بگیریم.

1011
00:58:23,080 --> 00:58:25,415
‫کسی نیست بشه باهاش تماس گرفت
‫که بدونه واقعا چه اتفاقی افتاده؟

1012
00:58:25,457 --> 00:58:27,042
‫- تلر.
‫- اون تاثیر خوبی میذاره.

1013
00:58:27,167 --> 00:58:28,960
‫می‌تونی اسم دانشمندی که
‫فرا خوندن رو گیر بیاری؟

1014
00:58:29,044 --> 00:58:31,463
‫- احتمالا.
‫- ببین زمان جنگ توی شیکاگو

1015
00:58:31,713 --> 00:58:33,131
‫یا لس آلاموس بوده یا نه.

1016
00:58:33,340 --> 00:58:34,174
‫این چه اهمیتی داره؟

1017
00:58:34,257 --> 00:58:36,927
‫خب، اگه شیکاگو بوده باشه،
‫تحت نظر سیلارد یا فرمی کار کرده،

1018
00:58:36,968 --> 00:58:38,929
‫نه بین کارکنان اوپی در لس آلاموس.

1019
00:58:39,429 --> 00:58:42,432
‫رابرت اونجا رو ساخت.
‫اون بنیان‌گذار، شهردار، و کلانترش بود.

1020
00:58:43,266 --> 00:58:44,476
‫همه در یکی.

1021
00:58:57,197 --> 00:58:58,907
‫فقط یه سالن زیبایی لازم داره.

1022
00:59:28,728 --> 00:59:29,771
‫آشپزخونه نداره.

1023
00:59:31,231 --> 00:59:33,358
‫جدی؟ درستش می‌کنیم.

1024
00:59:40,490 --> 00:59:42,659
‫سیم خاردار؟ اسلحه؟

1025
00:59:43,743 --> 00:59:46,121
‫- اوپی...
‫- ما در جنگ هستیم، هانس.

1026
00:59:48,999 --> 00:59:50,000
‫انفجار هالیفکس.

1027
00:59:50,459 --> 00:59:51,543
‫سال ۱۹۱۷.

1028
00:59:51,668 --> 00:59:54,379
‫یه کشتی باری که
‫مهمات حمل می‌کرد در بندر منفجر شد.

1029
00:59:57,007 --> 00:59:59,759
‫یه واکنش شیمیایی گسترده و یهویی.

1030
01:00:03,555 --> 01:00:06,099
‫بزرگترین انفجار انسانی در تاریخ.

1031
01:00:07,017 --> 01:00:09,769
‫حالا بیاین محاسبه کنیم
‫انفجار چقدر مخرب‌تر می‌شد

1032
01:00:09,811 --> 01:00:12,814
‫اگه واکنش اتمی بود، نه شیمیایی،

1033
01:00:13,398 --> 01:00:16,067
‫و قدرتی معادل چندین تن تی‌ان‌تی می‌داشت.

1034
01:00:16,526 --> 01:00:17,903
‫ولی هزاران تن میشه.

1035
01:00:18,403 --> 01:00:21,156
‫خب پس کیلوتن.

1036
01:00:25,076 --> 01:00:27,495
‫اگه از اورانیوم ۲۳۵ استفاده بشه،

1037
01:00:28,371 --> 01:00:29,789
‫بمب نیازمند یه...

1038
01:00:30,749 --> 01:00:34,002
‫ببخشید. دستگاه نیازمند یه گوی ۱۵ کیلویی

1039
01:00:34,211 --> 01:00:35,462
‫حدود این سایزه،

1040
01:00:35,629 --> 01:00:38,965
‫یا اگه از پلوتونیم استفاده بشه،
‫یه گوی ۴.۵ کیلویی می‌خواد.

1041
01:00:40,884 --> 01:00:44,846
‫این مقدار اورانیومیه که اوک ریج
‫کل ماه گذشته خالص‌سازی کرده.

1042
01:00:48,892 --> 01:00:51,603
‫و نیروگاه هانفورد اینقدر پلوتونیم درست کرده.

1043
01:00:53,939 --> 01:00:57,734
‫حالا اگه بتونیم این مقدار رو غنی‌سازی کنیم،
‫راهی واسه منفجر کردن‌شون لازم داریم.

1044
01:00:58,860 --> 01:01:00,070
‫داریم حوصله‌ات رو سر می‌بریم، ادوارد؟

1045
01:01:01,154 --> 01:01:02,280
‫یه خرده، آره.

1046
01:01:02,614 --> 01:01:03,782
‫میشه بپرسم چرا؟

1047
01:01:04,032 --> 01:01:07,285
‫همه‌مون اومدیم اینجا با علم به اینکه
‫ساخت بمب شکافت هسته‌ای ممکنه.

1048
01:01:08,119 --> 01:01:09,829
‫چطوره با اطلاعاتی جدید از اینجا بریم؟

1049
01:01:10,163 --> 01:01:11,164
‫مثلا؟

1050
01:01:11,456 --> 01:01:15,001
‫به جای اورانیوم یا پلوتونیم،
‫از هیدروژن استفاده کنیم.

1051
01:01:16,127 --> 01:01:21,174
‫- هیدروژن سنگین. دوتریوم. خب؟
‫- هیدروژن.

1052
01:01:21,216 --> 01:01:22,175
‫ما اتم‌ها رو تحت فشار زیاد

1053
01:01:22,217 --> 01:01:25,387
‫به هم فشرده می‌کنیم
‫تا یه واکنش هم‌جوشی ایجاد کنیم.

1054
01:01:26,638 --> 01:01:30,809
‫اون وقت کیلوتن‌ها نه،
‫بلکه مگاتن‌ها قدرت تولید میشه.

1055
01:01:30,976 --> 01:01:31,843
‫یه واکنش بزرگ شکافت...

1056
01:01:31,893 --> 01:01:33,395
‫خیلی خب، صبر کنین.

1057
01:01:33,436 --> 01:01:37,273
‫چطور می‌خوای نیروی کافی
‫واسه هم‌جوشی اتم‌های هیدروژن رو تولید کنی؟

1058
01:01:38,483 --> 01:01:39,651
‫یه بمب شکافت هسته‌ای کوچیک.

1059
01:01:40,568 --> 01:01:41,695
‫خب اینم از این!

1060
01:01:43,822 --> 01:01:45,615
‫خب، از اونجایی که
‫به هر حال یه دونه نیاز داریم،

1061
01:01:45,657 --> 01:01:47,158
‫میشه برگردیم به بحث فعلی؟

1062
01:01:47,409 --> 01:01:50,620
‫مشکل ایزوتوپ مهم‌ترین

1063
01:01:50,954 --> 01:01:53,748
‫اختلاف نظر سیاسی شما
‫با دکتر اوپنهایمر نبود.

1064
01:01:53,790 --> 01:01:56,251
‫بمب هیدروژنی بود، مگه نه؟

1065
01:01:56,376 --> 01:02:01,131
‫به عنوان همکار، قبول کردیم
‫سر خیلی چیزها اختلاف نظر داشته باشیم...

1066
01:02:01,506 --> 01:02:05,218
‫و یکی‌شون نیاز به داشتن
‫یه برنامه‌ی بمب هیدروژنی بود، بله.

1067
01:02:18,898 --> 01:02:21,484
‫ممنون که توی این مدت کوتاه جمع شدین.

1068
01:02:21,735 --> 01:02:22,777
‫باورم نمیشه.

1069
01:02:24,154 --> 01:02:27,407
‫ولی اینجاییم. بگین. چی نیاز داریم؟

1070
01:02:27,615 --> 01:02:31,619
‫یکی از هواپیماهای بی-۲۹ ما
‫روی اقیانوس آرام تشعشعات کشف کرده.

1071
01:02:32,036 --> 01:02:34,581
‫- کاغذهای صافی داریم؟
‫- شکی نیست که این چیه.

1072
01:02:35,081 --> 01:02:37,959
‫- کاخ سفید میگه شکی نیست.
‫- متاسفانه تو رویا زندگی می‌کنن.

1073
01:02:38,001 --> 01:02:40,837
‫اونا کاغذ صافی دوربرده؟

1074
01:02:41,671 --> 01:02:42,964
‫تست اتمیه.

1075
01:02:46,634 --> 01:02:47,886
‫روس‌ها بمب دارن.

1076
01:02:48,428 --> 01:02:51,055
‫ما باید سال‌ها از اونا جلوتر باشیم، ولی این...

1077
01:02:51,848 --> 01:02:55,101
‫شماها توی لس آلاموس چیکار می‌کردین؟
‫امنیت به حد کافی مستحکم نبود؟

1078
01:02:55,185 --> 01:02:57,812
‫- معلومه که بود. شما اونجا نبودی.
‫- ببخشید، دکتر.

1079
01:03:00,106 --> 01:03:01,107
‫ولی من اونجا بودم.

1080
01:03:02,442 --> 01:03:05,653
‫حالا می‌تونیم مکانیک اصلی انفجار رو در نظر بگیریم.

1081
01:03:05,987 --> 01:03:08,573
‫- کسی ایده‌ای نداره؟
‫- من به این میگم شلیک.

1082
01:03:08,615 --> 01:03:12,494
‫ما کلی ماده‌ی قابل شکافت رو
‫به یه گوی بزرگتر

1083
01:03:12,535 --> 01:03:14,579
‫با نیروی کافی برای رسیدن
‫به حد بحرانی شلیک می‌کنیم.

1084
01:03:15,497 --> 01:03:18,208
‫- نظرتون چیه؟
‫- من تو فکر انفجار درونی بودم.

1085
01:03:18,625 --> 01:03:21,711
‫مواد منفجره دور گوی به سمت داخل منفجر بشن،
‫و ماده‌ی داخل رو فشرده کنن.

1086
01:03:22,754 --> 01:03:25,673
‫- دلم می‌خواد این ایده رو بررسی کنم.
‫- من با واحد تسلیحات صحبت می‌کنم.

1087
01:03:25,757 --> 01:03:26,841
‫میگم ردیف کنن انفجارهات رو انجام بدی.

1088
01:03:28,092 --> 01:03:29,928
‫- پیشرفتی حاصل شده؟
‫- منم از دیدنت خوشحالم.

1089
01:03:30,929 --> 01:03:32,222
‫با لشگر بریتانیا آشنا شو.

1090
01:03:32,555 --> 01:03:34,599
‫دکتر اوپنهایمر. کلاوس فوکس.

1091
01:03:34,933 --> 01:03:37,769
‫- از کِی بریتانیایی شدی؟
‫- از وقتی هیتلر بهم گفت آلمانی نیستم.

1092
01:03:38,061 --> 01:03:40,772
‫بیا، به لس آلاموس خوش اومدی.

1093
01:03:41,814 --> 01:03:42,941
‫مدرسه دایره.

1094
01:03:43,358 --> 01:03:45,443
‫کافه. همیشه بازه.

1095
01:03:46,569 --> 01:03:48,613
‫و من یه روشی برای کاهش
‫کارکنان پشتیبانی پیدا کردم.

1096
01:03:50,198 --> 01:03:51,908
‫- این...؟
‫- خانم سربر، بله.

1097
01:03:52,075 --> 01:03:55,370
‫من به تمام همسران کار پیشنهاد دادم.
‫کارهای نظارتی، کتابخونه‌داری، حسابداری.

1098
01:03:55,495 --> 01:03:57,455
‫کارکنان رو کاهش میدیم،
‫خانواده‌ها رو کنار هم نگه می‌داریم.

1099
01:03:57,705 --> 01:03:59,624
‫- این زنان صلاحیت دارن؟
‫- مسخره نشو.

1100
01:03:59,666 --> 01:04:01,834
‫اینا برخی از باهوش‌ترین افراد اجتماع ما هستن.

1101
01:04:01,876 --> 01:04:03,294
‫و از لحاظ امنیتی هم بررسی شدن.

1102
01:04:04,087 --> 01:04:06,172
‫من به ژنرال گرووز اطلاع دادم
‫که شما هر شب

1103
01:04:06,214 --> 01:04:08,758
‫- گردهمایی میان‌بخشی دارین.
‫- تعطیلش کن.

1104
01:04:09,175 --> 01:04:10,802
‫تقسیم‌بندی کلید اصلی

1105
01:04:11,010 --> 01:04:12,637
‫- واسه حفظ امنیته...
‫- فقط افراد درجه یک.

1106
01:04:12,679 --> 01:04:14,639
‫که احتمالا با زیر دستان در ارتباط هستن.

1107
01:04:14,681 --> 01:04:16,516
‫اینا احمق نیستن. ممکنه حواس‌شون پرت بشه.

1108
01:04:16,808 --> 01:04:18,518
‫- از این وضع خوشم نمیاد.
‫- شما از هیچی اونقدر خوشت نمیاد

1109
01:04:18,559 --> 01:04:19,894
‫که شانس آزمایش بهش بدی.

1110
01:04:26,275 --> 01:04:28,403
‫هفته‌ای یه بار. فقط افراد درجه یک.

1111
01:04:28,987 --> 01:04:30,738
‫- می‌خوام برادرم رو بیارم اینجا‌.
‫- نه.

1112
01:04:32,865 --> 01:04:33,866
‫نیکولز؟

1113
01:04:35,493 --> 01:04:38,037
‫هنوز نشنیدم که مجوز امنیتیم صادر شده باشه.

1114
01:04:38,121 --> 01:04:39,998
‫- نشده.
‫- من فردا میرم شیکاگو.

1115
01:04:40,289 --> 01:04:41,290
‫خب، باید صبر کنی.

1116
01:04:41,958 --> 01:04:44,293
‫می‌دونی که نازی‌ها دو سال از ما جلوترن؟

1117
01:04:44,544 --> 01:04:46,421
‫دکتر اوپنهایمر، اینکه صدور مجوز

1118
01:04:46,462 --> 01:04:48,506
‫امنیتی شما به مشکل خورده تقصیر من نیست.

1119
01:04:48,840 --> 01:04:49,841
‫تقصیر خودته.

1120
01:04:49,882 --> 01:04:52,677
‫شاید تقصیر تو نباشه، ولی مشکل توئه.
‫چون من میرم.

1121
01:04:53,553 --> 01:04:55,555
‫و توی این مباحثه‌های علنی...

1122
01:04:56,347 --> 01:04:58,349
‫چند نفر بودن؟

1123
01:04:58,433 --> 01:05:00,810
‫زیاد. قرار بود تقسیم‌بندی جزء پروتکل‌ها باشه.

1124
01:05:00,852 --> 01:05:02,270
‫ما در رقابتی با نازی‌ها بودیم.

1125
01:05:02,311 --> 01:05:04,647
‫و حالا رقابت با روس‌هاست.

1126
01:05:04,689 --> 01:05:09,235
‫- نه، مگه اینکه خودمون شروع کنیم.
‫- رابرت، اونا الان اسلحه‌ای رو شلیک کردن.

1127
01:05:09,902 --> 01:05:11,738
‫ماهیت بمبی که منفجر کردن چیه؟

1128
01:05:12,280 --> 01:05:15,783
‫طبق داده‌ها ممکنه یه بمب پلوتونیمی باشه.

1129
01:05:15,825 --> 01:05:18,327
‫مثل همونی که شما در لس آلاموس ساختین.

1130
01:05:18,953 --> 01:05:20,037
‫روس‌ها بمب دارن.

1131
01:05:20,663 --> 01:05:23,916
‫- ترومان باید بدونه گام بعدی چیه.
‫- گام بعدی چیه؟ سلاح حرف اول رو می‌زنه.

1132
01:05:24,167 --> 01:05:25,293
‫- سلاح حرف اول رو می‌زنه؟
‫- معلومه.

1133
01:05:26,711 --> 01:05:29,464
‫سوپر چی؟ ترومان در موردش می‌دونه؟
‫[بمب هیدروژنی]

1134
01:05:29,505 --> 01:05:30,882
‫در این مورد بهش گفتیم؟

1135
01:05:31,466 --> 01:05:32,508
‫نه دقیقا.

1136
01:05:32,800 --> 01:05:35,595
‫هنوز نمی‌دونیم بمب هیدروژنی
‫از لحاظ فنی ممکنه یا نه.

1137
01:05:35,678 --> 01:05:38,014
‫خیلی خب، گمونم تلر پیشنهاد داده.

1138
01:05:38,055 --> 01:05:39,182
‫- بله.
‫- در لس آلاموس؟

1139
01:05:39,223 --> 01:05:41,517
‫طراحی‌های تلر همیشه غیر کاربردی بودن.

1140
01:05:41,559 --> 01:05:44,562
‫اونجوری بمب رو باید با گاری حمل گاو ببری،
‫نمیشه با هواپیما برد.

1141
01:05:44,896 --> 01:05:46,606
‫- اوپی!
‫- متاسفم، دکتر لارنس،

1142
01:05:46,647 --> 01:05:47,940
‫می‌خوای نظری بدی؟

1143
01:05:49,776 --> 01:05:50,777
‫نه.

1144
01:05:52,779 --> 01:05:54,822
‫چون اگه می‌تونه دوباره ما رو پیش بندازه،

1145
01:05:55,406 --> 01:05:59,869
‫رئیس جمهور آمریکا باید بدونه.

1146
01:06:01,954 --> 01:06:04,749
‫و اگه روس‌ها الان از طریق
‫یه جاسوس در لس آلاموس

1147
01:06:04,957 --> 01:06:07,960
‫از قضیه خبر دارن،
‫پس باید دست بجنبونیم.

1148
01:06:08,002 --> 01:06:10,588
‫مدرکی از حضور جاسوس در لس آلاموس وجود نداره.

1149
01:06:10,922 --> 01:06:11,923
‫رابرت.

1150
01:06:16,969 --> 01:06:18,346
‫اونو زیر استادیوم فوتبال گذاشتن؟

1151
01:06:18,763 --> 01:06:20,056
‫از اینجا دیگه استفاده نمیشه.

1152
01:06:20,681 --> 01:06:21,724
‫چه بهتر.

1153
01:06:24,769 --> 01:06:26,521
‫- اوپی!
‫- دکتر فرمی.

1154
01:06:29,524 --> 01:06:32,235
‫- شنیدم یه شهر کوچولو داری.
‫- آره، بیا ببین.

1155
01:06:33,653 --> 01:06:36,697
‫توی همچین جایی کی می‌تونه درست فکر کنه، ها؟

1156
01:06:37,907 --> 01:06:39,408
‫همه دیوونه میشن.

1157
01:06:40,701 --> 01:06:42,745
‫بابت دلگرمی دادنت ممنون، سیلارد.

1158
01:06:44,205 --> 01:06:46,707
‫واقعا این یادداشت‌ها لازمه؟

1159
01:06:47,875 --> 01:06:49,210
‫می‌خواین امتحانش کنین؟

1160
01:06:49,877 --> 01:06:50,878
‫امتحان کردیم.

1161
01:06:51,420 --> 01:06:54,465
‫اولین واکنش اتمی زنجیره‌ای خودکفا.

1162
01:06:55,466 --> 01:06:56,509
‫گرووز بهت نگفت؟

1163
01:06:57,593 --> 01:06:58,594
‫نه.

1164
01:07:03,599 --> 01:07:06,686
‫یکی یکی، لطفا. یکی یکی.

1165
01:07:06,769 --> 01:07:07,395
‫دکتر اوپنهایمر؟

1166
01:07:08,521 --> 01:07:09,730
‫من با دپارتمان پرسنل صحبت کردم.

1167
01:07:09,897 --> 01:07:12,483
‫- پرسیدن تایپ بلدم.
‫- بلدی؟

1168
01:07:12,608 --> 01:07:15,319
‫توی هاروارد اینو توی کلاس‌های شیمی تدریس نمی‌کنن.

1169
01:07:17,363 --> 01:07:19,782
‫کاندون، خانم هورنیگ رو
‫توی تیم پلوتونیم بذار.

1170
01:07:25,705 --> 01:07:27,498
‫توی شیکاگو چه غلطی می‌کردی؟

1171
01:07:27,915 --> 01:07:29,375
‫- به بخش استخراج سر زدم.
‫- چرا؟

1172
01:07:29,417 --> 01:07:30,584
‫- نمیشه...
‫- چرا؟

1173
01:07:30,626 --> 01:07:31,961
‫چون ما حق داریم که...

1174
01:07:32,003 --> 01:07:36,007
‫شما در حدی حق دارین
‫که من بهتون میدم. نه کمتر، نه بیشتر.

1175
01:07:36,507 --> 01:07:39,468
‫ما آدم‌های بالغی هستیم که سعی داریم
‫اینجا پروژه‌ای رو مدیریت کنیم. این مسخره‌ست.

1176
01:07:40,261 --> 01:07:41,262
‫بهش بگو!

1177
01:07:42,680 --> 01:07:45,224
‫ما روی پروتکل تقسیم‌بندی توافق کردیم.

1178
01:07:46,642 --> 01:07:49,895
‫دیگه از این دیوونه‌خونه خسته شدم.
‫هیچ کس تحت این شرایط نمی‌تونه کار کنه.

1179
01:07:49,937 --> 01:07:53,566
‫می‌دونی چیه؟ ژنرال، من استعفا میدم!

1180
01:07:54,442 --> 01:07:55,443
‫بابت هیچی ممنون.

1181
01:07:58,029 --> 01:07:59,030
‫بدون اون بهتریم.

1182
01:08:00,698 --> 01:08:03,451
‫نگران این نیستی که
‫اون بیرون اطلاعات رو لو بده؟

1183
01:08:04,744 --> 01:08:05,745
‫میدیم اونو بکشن.

1184
01:08:07,997 --> 01:08:08,998
‫شوخی کردم.

1185
01:08:10,124 --> 01:08:11,792
‫نه، اون از من متنفره، نه از آمریکا.

1186
01:08:12,460 --> 01:08:15,046
‫می‌دونی، ژنرال، همه که
‫مثل من اهرم فشار ندارن.

1187
01:08:15,963 --> 01:08:16,964
‫فکر نکنم متوجه حرفت شده باشم.

1188
01:08:17,548 --> 01:08:21,093
‫شما به خاطر گذشته‌ی چپ‌گرام منو کنار نذاشتی.
‫دقیقا به همون خاطر منو استخدام کردی.

1189
01:08:22,261 --> 01:08:23,721
‫تا بتونی منو کنترل کنی.

1190
01:08:24,472 --> 01:08:27,933
‫نه، من اینقدر زیرکانه عمل نمی‌کنم.
‫فقط یه سرباز فروتن هستم.

1191
01:08:28,684 --> 01:08:32,188
‫شما نه فروتنی و نه سرباز.
‫توی ام‌آی‌تی مهندسی خوندی.

1192
01:08:32,396 --> 01:08:34,565
‫- درسته.
‫- خب، حالا که همدیگه رو درک می‌کنیم،

1193
01:08:34,607 --> 01:08:36,442
‫شاید بشه مجوز امنیتی منو بهم بدی،

1194
01:08:36,484 --> 01:08:38,360
‫تا بتونم این معجزه رو برات انجام بدم.

1195
01:08:44,617 --> 01:08:45,785
‫ژنرال گرووز، شما

1196
01:08:45,826 --> 01:08:49,205
‫وقتی دکتر اوپنهایمر رو استخدام کردین
‫از ارتباطات چپ‌گرایانه‌اش خبر داشتین؟

1197
01:08:49,371 --> 01:08:51,499
‫می‌دونستم ظن و گمان‌هایی در موردش هست.

1198
01:08:51,540 --> 01:08:54,543
‫می‌دونستم پس‌زمینه‌ی لیبرال افراطی داشت.

1199
01:08:54,794 --> 01:08:57,963
‫از نظر شما، امکانش بود
‫اون آگاهانه اقدام به خیانت کنه؟

1200
01:08:58,088 --> 01:08:59,673
‫اگه همچین کاری می‌کرد شوکه می‌شدم.

1201
01:08:59,840 --> 01:09:02,384
‫پس به صداقت اون اعتماد کامل داشتین؟

1202
01:09:02,593 --> 01:09:05,346
‫توی لس آلاموس، بله.
‫که من اونجا اونو می‌شناختم.

1203
01:09:05,554 --> 01:09:08,015
‫می‌دونین که ماموران امنیتی شما در پروژه

1204
01:09:08,098 --> 01:09:10,392
‫به شما توصیه کردن
‫به دکتر اوپنهایمر مجوز امنیتی ندین؟

1205
01:09:10,434 --> 01:09:14,313
‫تا زمانی که من اصرار کردم
‫نمی‌تونستن بهش مجوز امنیتی بدن و نمی‌دادن.

1206
01:09:14,480 --> 01:09:16,357
‫و میشه گفت شما به خوبی

1207
01:09:16,398 --> 01:09:18,692
‫- از پرونده‌ی امنیتی دکتر اوپنهایمر خبر داشتین.
‫- بله.

1208
01:09:19,944 --> 01:09:22,363
‫خب، پس فقط یه سوال هست
‫که می‌خوام امروز جواب داده بشه.

1209
01:09:22,446 --> 01:09:26,700
‫طبق اصول امروزی اِی‌ای‌سی،
‫آیا به دکتر اوپنهایمر مجوز امنیتی می‌دادین؟

1210
01:09:27,284 --> 01:09:28,410
‫اصول رو دارین؟

1211
01:09:36,293 --> 01:09:38,546
‫طبق اصول امروزی اِی‌ای‌سی،

1212
01:09:38,712 --> 01:09:41,715
‫آیا به دکتر اوپنهایمر مجوز امنیتی می‌دادین؟

1213
01:09:54,019 --> 01:09:55,437
‫فیزیک و نیومکزیکو، ها؟

1214
01:09:56,981 --> 01:09:59,233
‫خدای من. چه سفری.

1215
01:10:00,150 --> 01:10:02,611
‫- واسه همین رابط لازم داری.
‫- من لومانیتز رو منصوب می‌کنم.

1216
01:10:04,196 --> 01:10:06,073
‫ردیف میشه. از این طرف، آقایون.

1217
01:10:16,584 --> 01:10:18,252
‫- دکتر لارنس.
‫- لزلی.

1218
01:10:19,003 --> 01:10:20,963
‫می‌خوام صحبت‌‌مون در برکلی رو بهت یادآوری کنم.

1219
01:10:21,130 --> 01:10:22,923
‫تقسیم‌بندی، کاملا درک می‌کنم.

1220
01:10:26,969 --> 01:10:27,886
‫خیلی خب.

1221
01:10:29,054 --> 01:10:30,514
‫ممنون.

1222
01:10:38,314 --> 01:10:39,606
‫سلام و درود از برکلی.

1223
01:10:39,773 --> 01:10:42,693
‫اومدم در مورد پیشرفت‌مون به شما بگم
‫و نظرات‌تون رو بشنوم.

1224
01:10:43,152 --> 01:10:45,529
‫واسه این کار، یه سری چیزهایی رو بهتون میگم

1225
01:10:45,571 --> 01:10:47,281
‫که ژنرال گرووز بهم گفت نگم.

1226
01:10:48,073 --> 01:10:50,826
‫متاسفم، ژنرال، گفتم درک می‌کنم،
‫ولی نگفتم قبول می‌کنم.

1227
01:10:51,243 --> 01:10:54,204
‫خیلی خب. آقایون، بریم سر کارمون!

1228
01:10:54,705 --> 01:10:56,623
‫شایعاتی از جاسوسی

1229
01:10:56,665 --> 01:10:58,667
‫- در لس آلاموس بود.
‫- بی‌پایه و اساس بود.

1230
01:10:58,709 --> 01:11:01,045
‫بهم گفتن توی پروژه

1231
01:11:01,086 --> 01:11:02,629
‫- کمونیست‌هایی بودن.
‫- ما آگاهانه استخدام...

1232
01:11:02,671 --> 01:11:04,798
‫فقط می‌خوام بدونم هیچ کدوم‌شون

1233
01:11:04,840 --> 01:11:06,258
‫در مباحثات راجع به سوپر حضور داشتن یا نه؟

1234
01:11:06,633 --> 01:11:09,178
‫یادمه می‌خواستی برادرت به لس آلاموس بیاد.

1235
01:11:09,219 --> 01:11:11,972
‫- اون موقع برادرم حزب رو ترک کرده بود.
‫- لومانیتز چی؟

1236
01:11:12,139 --> 01:11:15,142
‫لومانیتز هرگز در لس آلاموس استخدام نشد.
‫اون رابط بود.

1237
01:11:15,434 --> 01:11:17,936
‫امنیت ما مستحکم بود،
‫همونطور که سرهنگ نیکولز سابق می‌دونه.

1238
01:11:17,978 --> 01:11:20,647
‫امنیت‌مون با توجه به اشخاصی که
‫اونجا بودن تا حد امکان مستحکم بود،

1239
01:11:20,689 --> 01:11:21,774
‫ولی تلاش‌هایی شد.

1240
01:11:22,149 --> 01:11:24,735
‫- یعنی چی؟
‫- همه‌مون پرونده‌ی اونو خوندیم.

1241
01:11:26,070 --> 01:11:27,654
‫لازمه راجع به جین تتلاک صحبت کنیم؟

1242
01:11:29,364 --> 01:11:30,866
‫یا واقعه‌ی شاوالیه؟

1243
01:11:35,496 --> 01:11:36,497
‫ببخشید.

1244
01:11:39,166 --> 01:11:41,043
‫لومانیتز، خط یک!

1245
01:11:48,008 --> 01:11:49,968
‫سلام، راسی. چی؟

1246
01:11:51,011 --> 01:11:52,012
‫خیلی خب، فقط آروم باش.

1247
01:11:53,305 --> 01:11:54,389
‫یه گندکاری دیگه درست شده.

1248
01:11:54,598 --> 01:11:57,768
‫- اسم لومانیتز واسه ارتش ثبت شده.
‫- ما در جنگ هستیم، دکتر.

1249
01:11:57,893 --> 01:12:00,979
‫عوضی نباش، نیکولز.
‫ما به اون نیاز داریم. میشه درستش کنی؟

1250
01:12:01,522 --> 01:12:02,481
‫اشتباه نبوده.

1251
01:12:02,523 --> 01:12:05,359
‫دوستت لومانیتز سعی داشت
‫آزمایشگاه پرتوافکنی رو عضو اتحادیه کنه.

1252
01:12:05,651 --> 01:12:08,403
‫- قول داد بی‌خیال این کارها بشه.
‫- خب، نشد.

1253
01:12:09,363 --> 01:12:12,282
‫افسر امنیتی برکلی نگران نفوذ کمونیست‌ها

1254
01:12:12,366 --> 01:12:15,536
‫- از طریق اون اتحادیه‌ست، اف‌اِی...
‫- اف‌اِی‌ای‌سی‌تی.

1255
01:12:18,747 --> 01:12:22,000
‫وقتی هفته‌ی بعد میرم اونجا،
‫یه سر میرم دیدنش.

1256
01:12:24,378 --> 01:12:25,838
‫مجوز امنیتیت اومد.

1257
01:12:29,633 --> 01:12:32,886
‫مهمه که هیچ ارتباط مشکوکی
‫نداشته باشی یا تجدید نکنی.

1258
01:12:38,350 --> 01:12:40,269
‫دکتر، فکر نمی‌کردی ارتباط اجتماعی

1259
01:12:40,310 --> 01:12:44,565
‫بین کسی که در پروژه‌ی جنگی مخفی مشغوله
‫و یه کمونیست خطرناک باشه؟

1260
01:12:44,606 --> 01:12:47,359
‫امروز از این خطر آگاه‌ترم‌.

1261
01:12:48,527 --> 01:12:50,904
‫یعنی میگم، میشه گفت در طول سالیان جنگ،

1262
01:12:51,446 --> 01:12:54,241
‫حس کردین که چنین ارتباطی احتمالا خطرناکه.

1263
01:13:00,956 --> 01:13:02,874
‫می‌تونست خطرناک باشه، بله.

1264
01:13:03,917 --> 01:13:04,918
‫یعنی میگم، واقعا!

1265
01:13:06,086 --> 01:13:07,170
‫کمونیست‌های شناخته شده.

1266
01:13:10,382 --> 01:13:11,383
‫ببینین...

1267
01:13:12,718 --> 01:13:16,513
‫من رازهای زیادی مدت‌ها توی ذهنم داشتم.

1268
01:13:17,931 --> 01:13:22,144
‫مهم‌ نیست با کی ارتباط برقرار کنم،
‫در مورد اون راز‌ها صحبت نمی‌کنم.

1269
01:13:29,901 --> 01:13:31,028
‫توی اظهاریه‌تون گفتین

1270
01:13:32,529 --> 01:13:36,908
‫که سال ۱۹۴۳ باید جین تتلاک رو می‌دیدین.

1271
01:13:37,534 --> 01:13:38,952
‫واسه چی باید اونو می‌دیدین؟

1272
01:13:39,453 --> 01:13:43,790
‫قبل اینکه بریم خیلی دلش می‌خواست منو ببینه.

1273
01:13:43,915 --> 01:13:47,919
‫اون زمان نتونستم ببینمش،
‫ولی حس کردم اون باید منو ببینه.

1274
01:13:48,920 --> 01:13:52,966
‫اون تحت درمان روانی بود.
‫به شدت افسرده بود.

1275
01:13:53,342 --> 01:13:55,594
‫متوجه شدین به چه علت باید شما رو می‌دید؟

1276
01:14:05,395 --> 01:14:06,521
‫دیگه اونو ندیدم.

1277
01:14:13,528 --> 01:14:15,530
‫می‌تونم با آخرین قطار به پرینستون برگردم.

1278
01:14:16,573 --> 01:14:19,242
‫کیتی، هر چی اینجا گفتم
‫قبلا به تو گفته بودم.

1279
01:14:19,284 --> 01:14:21,244
‫امروز واسه ثبت در تاریخ گفتی، نه؟

1280
01:14:21,286 --> 01:14:22,496
‫این جلسه غیر علنیه.

1281
01:14:24,748 --> 01:14:27,209
‫اگه اونا رونوشتش رو منتشر نکنن،
‫مطمئنم تو می‌کنی.

1282
01:14:27,250 --> 01:14:29,628
‫- من قسم خورده بودم.
‫- خب، وقتی رفتی دیدن جین

1283
01:14:29,669 --> 01:14:30,796
‫نسبت به منم قسم خورده بودی.

1284
01:14:32,422 --> 01:14:33,423
‫می‌دونی، تو‌...

1285
01:14:34,633 --> 01:14:37,260
‫تو هر روز اونجا میشینی،

1286
01:14:38,220 --> 01:14:40,180
‫و میذاری زندگی‌مون رو تیکه تیکه کنن.

1287
01:14:43,100 --> 01:14:44,184
‫چرا مبارزه نمی‌کنی؟

1288
01:14:47,979 --> 01:14:50,398
‫رابرت، من اونو فرا نمی‌خونم.

1289
01:14:56,530 --> 01:14:59,116
‫دکتر اوپنهایمر! چه افتخاری.
‫لطفا بفرمایین بشینین.

1290
01:14:59,366 --> 01:15:02,244
‫نیازی نیست. فقط می‌خواستم ببینم
‫با توجه به دغدغه‌هاتون...

1291
01:15:02,744 --> 01:15:05,163
‫حالا که اینجام لازمه با لومانیتز صحبت کنم یا نه.

1292
01:15:05,330 --> 01:15:08,083
‫به نظرم این کاملا به خودتون بستگی داره،
‫پروفسور، ولی من باشم احتیاط می‌کنم.

1293
01:15:08,583 --> 01:15:09,584
‫متوجه شدم.

1294
01:15:09,793 --> 01:15:12,212
‫و در مورد اتحادیه،

1295
01:15:12,254 --> 01:15:15,590
‫می‌خواستم هشداری در مورد
‫مردی به نام التنتون بهتون بدم.

1296
01:15:15,841 --> 01:15:16,842
‫هشدار؟

1297
01:15:16,883 --> 01:15:20,262
‫آره، احتمالا ارزش بررسی رو داره، همین.

1298
01:15:21,888 --> 01:15:23,223
‫دوست دارم جزئیات بیشتری بدونم.

1299
01:15:24,349 --> 01:15:26,685
‫الان یه جلسه دارم،
‫ولی فردا صبح زود میرم.

1300
01:15:26,810 --> 01:15:28,186
‫خب، کله‌ی صبح برگردین.

1301
01:15:28,979 --> 01:15:30,021
‫چون الان وقت ندارین.

1302
01:15:31,439 --> 01:15:34,776
‫- صبح روز بعدش برگشتی.
‫- آره. واقعا مجبور بودم.

1303
01:15:36,236 --> 01:15:37,404
‫این دفعه یه مرد دیگه هم بود.

1304
01:15:39,614 --> 01:15:43,535
‫- گفت اسمش پاشه.
‫- پاش. منظورت سرهنگ پاشه؟

1305
01:15:43,660 --> 01:15:48,540
‫سرهنگ پاش، میشه لطفا دست نوشته‌تون
‫مربوط به تاریخ ۲۹ ژوئن ۱۹۴۳ رو بخونین؟

1306
01:15:50,792 --> 01:15:53,211
‫«نتایج عملیات نظارتی انجام شده روی سوژه

1307
01:15:53,253 --> 01:15:55,964
‫نشون میده احتمال ارتباط بیشتر
‫با حزب کمونیست هست.

1308
01:15:56,172 --> 01:15:59,718
‫سوژه با جین تتلاک ملاقات
‫و زمان زیادی رو باهاش سپری کرد،

1309
01:15:59,759 --> 01:16:01,970
‫فردی کمونیست که سوابقش ضمیمه شده.»

1310
01:16:02,012 --> 01:16:04,472
‫- سوژه همون دکتر اوپنهایمره؟
‫- بله.

1311
01:16:04,723 --> 01:16:07,684
‫- که شما باهاش ملاقات نکرده بودین؟
‫- اون موقع نه، ولی کمی بعدش چرا.

1312
01:16:07,851 --> 01:16:10,270
‫اون رئیس امنیتی پروژه‌ست.
‫نباید اونو بشناسم؟

1313
01:16:10,395 --> 01:16:11,855
‫نه، اون باید تو رو بشناسه.

1314
01:16:12,689 --> 01:16:14,441
‫من هرگز تو رو با پاش توی یه اتاق نمیذارم.

1315
01:16:14,482 --> 01:16:15,525
‫واسه چی؟

1316
01:16:15,609 --> 01:16:17,277
‫وقتی پاش اولین بار در مورد لومانیتز شنید،

1317
01:16:17,611 --> 01:16:20,238
‫به اف‌بی‌آی گفت اونو می‌دزده،

1318
01:16:20,655 --> 01:16:21,781
‫سوار یه قایق می‌کنه،

1319
01:16:22,324 --> 01:16:24,618
‫و به روش روسی ازش بازجویی می‌کنه.

1320
01:16:27,913 --> 01:16:30,081
‫ژنرال گرووز مسئولیت خاصی رو به من محول کرده،

1321
01:16:30,123 --> 01:16:34,544
‫مثل نگهداری از راه دور
‫از بچه‌ایه که نمی‌تونم ببینم.

1322
01:16:35,920 --> 01:16:37,255
‫پس اینکه واقعا شما رو دیدم...

1323
01:16:39,257 --> 01:16:41,009
‫- خیلی وقت‌تون رو نمی‌گیرم.
‫- اوه، نه.

1324
01:16:41,092 --> 01:16:42,802
‫ابدا. هر زمان بگین در خدمتم.

1325
01:16:44,137 --> 01:16:46,348
‫آقای جانسون ماجرای
‫صحبت دیروزتون رو بهم گفت،

1326
01:16:46,473 --> 01:16:49,017
‫که خیلی بهش علاقه دارم.
‫کل روز منو نگران کرد.

1327
01:16:49,976 --> 01:16:53,355
‫آره، خب، نمی‌خواستم
‫بدون اجازه با لومانیتز صحبت کنم.

1328
01:16:53,647 --> 01:16:55,482
‫این اون علاقه‌ای که گفتم نیست.

1329
01:16:55,523 --> 01:16:56,816
‫یه چیزیه که یه خرده...

1330
01:16:58,652 --> 01:17:00,070
‫به نظرم یه خرده جدی‌تره.

1331
01:17:00,153 --> 01:17:01,488
‫و بعد وقتی اف‌بی‌آی گفت

1332
01:17:01,529 --> 01:17:04,366
‫چنین اطلاعاتی توی دادگاه قابل قبول نیست،

1333
01:17:04,407 --> 01:17:06,117
‫پاش صراحتا گفت قصد نداشته

1334
01:17:06,159 --> 01:17:08,370
‫شاهدی واسه محاکمه شدن بذاره.

1335
01:17:08,703 --> 01:17:11,790
‫حالا اف‌بی‌آی آرومش کرد
‫ولی الان با همچین آدمی سر و کار داری.

1336
01:17:12,082 --> 01:17:14,501
‫متوجه شدم شنیدین اشخاص دیگری

1337
01:17:14,542 --> 01:17:16,378
‫به کار آزمایشگاه پرتوافکنی علاقه دارن؟

1338
01:17:17,671 --> 01:17:21,800
‫مردی که با کنسول شوروی در ارتباطه

1339
01:17:22,342 --> 01:17:25,845
‫از طریق واسطه به افراد این پروژه گفت

1340
01:17:25,929 --> 01:17:29,099
‫اون در جایگاهیه که بتونه اطلاعات رو منتقل کنه.

1341
01:17:29,307 --> 01:17:31,601
‫خب، چرا کسی توی پروژه
‫بخواد همچین کاری بکنه؟

1342
01:17:33,686 --> 01:17:37,148
‫راستش اگه فرمانده‌ی کل قوا بخواد

1343
01:17:37,190 --> 01:17:40,610
‫اطلاعاتی به روس‌ها بده قابل درکه،
‫بالاخره اونا متحد ما هستن، ولی...

1344
01:17:40,652 --> 01:17:42,987
‫اینکه اطلاعات مخفیانه بخواد منتقل بشه
‫مورد پسندم نیست.

1345
01:17:43,363 --> 01:17:45,573
‫ضرر نداره که قضیه جدی بررسی بشه.

1346
01:17:46,991 --> 01:17:48,243
‫و تو اینو به پاش گفتی.

1347
01:17:48,785 --> 01:17:52,622
‫سعی داشتم به صورت ضمنی بگم
‫روسیه آلمان نیست.

1348
01:17:53,206 --> 01:17:57,585
‫بوریس پاش پسر یه اسقف ارتدکس روسه.

1349
01:17:57,627 --> 01:18:01,756
‫اینجا متولد شده، ولی سال ۱۹۱۸
‫برگشت روسیه تا با بلشویک‌ها بجنگه.

1350
01:18:02,257 --> 01:18:04,759
‫این مردیه که با دستان خودش
‫کمونیست‌ها رو کشته.

1351
01:18:05,343 --> 01:18:07,679
‫من قضاوت نمی‌کنم که
‫کی باید اطلاعات رو داشته باشه و کی نداشته باشه.

1352
01:18:08,221 --> 01:18:10,473
‫وظیفه‌ی من اینه نذارم
‫از طریق کانال‌های غیر قانونی بره.

1353
01:18:10,932 --> 01:18:12,142
‫میشه یه خرده جزئیات بیشتری بگین؟

1354
01:18:15,436 --> 01:18:20,024
‫مردی بود که اسمش
‫یکی دو باری پیش من اشاره شد، التنتون.

1355
01:18:21,776 --> 01:18:23,987
‫به نظرم اون شیمیدانیه که در شل کار می‌کنه.

1356
01:18:24,737 --> 01:18:27,615
‫اون با یکی از دوستانش صحبت کرد،

1357
01:18:27,699 --> 01:18:30,368
‫که طرف آشنای یکی از کارکنان پروژه‌ست.

1358
01:18:32,787 --> 01:18:34,747
‫و فکر کردی پاش با این حرف راضی میشه؟

1359
01:18:34,831 --> 01:18:38,585
‫می‌خواستم بدون دردسر درست کردن
‫التنتون رو بهشون بدم.

1360
01:18:38,626 --> 01:18:40,253
‫یه داستان پیچیده بهشون گفتم.

1361
01:18:40,587 --> 01:18:42,755
‫- به ژنرال گرووز هم دروغ گفتی؟
‫- نه.

1362
01:18:43,256 --> 01:18:45,758
‫پیش اون اعتراف کردم که به پاش دروغ گفتم.

1363
01:18:45,884 --> 01:18:48,887
‫شما این مکالمه در مورد
‫واقعه‌ی شاوالیه رو به خاطر دارین؟

1364
01:18:49,762 --> 01:18:51,681
‫من نسخه‌های مختلفی ازش دیدم...

1365
01:18:52,223 --> 01:18:54,893
‫قبلا گیج نشدم، ولی قطعا الان دارم میشم.

1366
01:18:55,143 --> 01:18:57,979
‫- و نتیجه‌گیری‌تون چی بود؟
‫- اینکه اون تحت تاثیر

1367
01:18:58,021 --> 01:19:01,482
‫طرز تفکر دانش‌آموزان آمریکایی بود

1368
01:19:01,524 --> 01:19:04,694
‫و فکر می‌کرد لو دادن رفیق کار خیلی زشتیه.

1369
01:19:05,153 --> 01:19:08,948
‫حالا میشه بدونیم
‫اون ارتباط از طریق کی برقرار شد؟

1370
01:19:10,241 --> 01:19:13,786
‫پای افرادی وسط میاد
‫که در این ماجرا دخیل نیستن.

1371
01:19:14,078 --> 01:19:16,789
‫شخصیه که عضو پروژه هست؟

1372
01:19:17,457 --> 01:19:20,752
‫عضو هیئت علمیه، بله،
‫اما خیر، عضوی از پروژه نیست.

1373
01:19:20,835 --> 01:19:21,836
‫آ...

1374
01:19:22,462 --> 01:19:26,716
‫پس التنتون از طریق یکی از اعضای
‫هیئت علمی برکلی ارتباط برقرار کرده.

1375
01:19:28,968 --> 01:19:31,304
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫تا جایی که من اطلاع دارم، بله.

1376
01:19:31,596 --> 01:19:35,975
‫اما چیزه... امکان داره...
‫بیشتر از یک نفر دخیل باشه.

1377
01:19:41,105 --> 01:19:43,816
‫آقایون، اگه من...
‫اگه به نظر میاد که همکاری نمی‌کنم،

1378
01:19:43,858 --> 01:19:46,444
‫فکر می‌کنم درک می‌کنید
‫به خاطر اصراریـه که دارم

1379
01:19:46,486 --> 01:19:48,488
‫تا پایِ افراد بی‌گناه
‫رو به این ماجرا باز نکنم.

1380
01:19:49,280 --> 01:19:52,033
‫سعی داری از دوستت محافظت کنی.
‫کی از تو محافظت می‌کنه؟

1381
01:19:52,825 --> 01:19:53,826
‫خب، تو می‌تونی.

1382
01:19:53,993 --> 01:19:56,621
‫- اگه اسمشو بهم بدی...
‫- اگه دستور بدی، میگم.

1383
01:19:56,788 --> 01:19:59,624
‫اشتباه بزرگیه، رابرت.
‫باید به خواستِ خودت اسم رو بگی.

1384
01:20:01,292 --> 01:20:02,627
‫اسم رو بهتون گفتن؟

1385
01:20:02,752 --> 01:20:04,170
‫- بله.
‫- اما نه در اون مقطع، درسته؟

1386
01:20:04,337 --> 01:20:05,338
‫- بله.
‫- بله، در حقیقت،

1387
01:20:05,380 --> 01:20:06,839
‫چند ماه بعد گفتن، درسته؟

1388
01:20:07,757 --> 01:20:08,591
‫بله.

1389
01:20:08,800 --> 01:20:10,968
‫- مشخصه من رو آدم مُصری می‌بینید.
‫- بله، درسته...

1390
01:20:11,928 --> 01:20:13,513
‫شما مُصر هستید،
‫ولی این وظیفهٔ شماست.

1391
01:20:13,596 --> 01:20:16,849
‫و وظیفهٔ من حفاظت
‫از افرادیه که واسم کار می‌کنن.

1392
01:20:17,308 --> 01:20:18,976
‫جای اینکه اقداماتی رو در پیش بگیریم،

1393
01:20:19,477 --> 01:20:20,853
‫که ممکنه به گوشِ‌تون برسه...

1394
01:20:22,730 --> 01:20:24,273
‫و واستون آزار دهنده باشه،

1395
01:20:24,941 --> 01:20:26,818
‫مایلم اول باهاتون مشورت کنم.

1396
01:20:27,694 --> 01:20:30,905
‫نقشه خاصی ندارم،
‫فقط باید کل این ماجرا رو هضم کنم.

1397
01:20:35,702 --> 01:20:38,788
‫در چندین ماه
‫صحبت شما و دکتر اوپنهایمر،

1398
01:20:38,830 --> 01:20:42,917
‫و در نهایت نام بردن از شاوالیه،
‫منابع لازم رو جهت پیدا کردن

1399
01:20:42,959 --> 01:20:46,212
‫- اسم واسطه به کار گرفتید؟
‫- منابع فراوان، بله.

1400
01:20:46,963 --> 01:20:49,090
‫بدون اسم،
‫کار ما به شدت دشوار بود.

1401
01:20:49,382 --> 01:20:52,385
‫- و کِی به اسم پی بردید؟
‫- زمانی که اوپنهایمر در نهایت...

1402
01:20:52,427 --> 01:20:54,178
‫- اسم رو گفت من رفته بودم.
‫- رفته بودید؟

1403
01:20:54,387 --> 01:20:56,597
‫احساس کردن در اروپا کارآمدی بیشتری دارم،

1404
01:20:56,639 --> 01:20:58,808
‫اینکه وضعیتِ پروژه بمب نازی‌ها
‫رو اطلاع‌رسانی کنم.

1405
01:20:59,434 --> 01:21:00,435
‫دستور کی بود؟

1406
01:21:01,477 --> 01:21:02,478
‫ژنرال گرووز.

1407
01:21:03,479 --> 01:21:04,605
‫من رو به لندن منتقل کردن.

1408
01:21:11,863 --> 01:21:13,656
‫برای جشن کریسمس یه‌کمی زوده.

1409
01:21:13,739 --> 01:21:14,740
‫یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ست.

1410
01:21:15,783 --> 01:21:16,826
‫تولمان رفته.

1411
01:21:17,994 --> 01:21:18,995
‫کجا؟

1412
01:21:19,537 --> 01:21:20,538
‫روث چیزی نمیگه.

1413
01:21:30,798 --> 01:21:31,841
‫دست بردار، روثی.

1414
01:21:32,300 --> 01:21:33,968
‫به من نگی، به کی بگی؟

1415
01:21:34,552 --> 01:21:36,345
‫تقسیم‌بندی، اوپی.

1416
01:21:37,180 --> 01:21:38,973
‫اصلا چرا فکر می‌کنی
‫من می‌دونم کجاست؟

1417
01:21:39,140 --> 01:21:40,641
‫چون هروقت نیاز باشه

1418
01:21:40,683 --> 01:21:42,810
‫خوب می‌دونی آقای تولمان کجاست.

1419
01:21:43,811 --> 01:21:44,812
‫مثل الان؟

1420
01:21:44,854 --> 01:21:47,899
‫توجه کنید!

1421
01:21:51,152 --> 01:21:53,279
‫هدیه کریسمس زودتر از موعد برای همهٔ شما.

1422
01:22:01,329 --> 01:22:03,581
‫خلبان‌های بریتانیایی
‫من رو توی محفظه بمب گذاشتن.

1423
01:22:03,623 --> 01:22:07,126
‫اکسیژن رو نشونم داد،
‫اما من خرابکاری کردم.

1424
01:22:08,044 --> 01:22:10,254
‫وقتی توی اسکاتلند در محفظه رو باز کردن،
‫بیهوش بودم.

1425
01:22:10,588 --> 01:22:12,548
‫ولی وانمود کردم که خواب بودم.

1426
01:22:13,424 --> 01:22:14,592
‫لطفا از جشن لذت ببرید.

1427
01:22:16,177 --> 01:22:18,554
‫- به قدر کافی بزرگ هست؟
‫- برای پایان دادن به جنگ؟

1428
01:22:19,472 --> 01:22:21,182
‫برای پایان دادن به همه‌ی جنگ‌ها.

1429
01:22:25,019 --> 01:22:28,522
‫هایزنبرگ توی کپنهاگن اومد سراغم.

1430
01:22:29,523 --> 01:22:32,735
‫ترسناک بود، اینکه شاگرد قدیمیم
‫برای نازی‌ها کار می‌کنه.

1431
01:22:33,069 --> 01:22:36,614
‫یه مباحثی رو پیش کشید
‫تا ازم حرف بکشه.

1432
01:22:37,281 --> 01:22:40,201
‫واکنش‌های هسته‌ای پایدار در اورانیوم.

1433
01:22:40,451 --> 01:22:42,370
‫بیشتر می‌خوره ریکتور باشه تا بمب.

1434
01:22:42,703 --> 01:22:44,330
‫از انتشار گازی چیزی نگفت؟

1435
01:22:44,705 --> 01:22:47,041
‫به نظر میومد بیشتر تمرکزش
‫رو، روی آب سنگین گذاشته.

1436
01:22:47,375 --> 01:22:49,835
‫- به عنوان تعدیل کننده؟
‫- آره، به جای گرافیت.

1437
01:22:53,255 --> 01:22:54,256
‫چیه؟

1438
01:22:55,257 --> 01:22:56,300
‫اشتباه کرده.

1439
01:22:57,218 --> 01:22:58,169
‫ما جلوتریم.

1440
01:22:58,219 --> 01:22:59,845
‫و حالا که تو اومدی
‫بهمون کمک بدی، نیلز...

1441
01:23:00,179 --> 01:23:03,474
‫ببخشید، میشه یه لحظه
‫ما رو تنها بذارید آقایون؟

1442
01:23:10,272 --> 01:23:12,274
‫من برای کمک نیومدم، رابرت.

1443
01:23:13,025 --> 01:23:14,652
‫می‌دونستم که بدون من موفق میشی.

1444
01:23:15,027 --> 01:23:17,613
‫- پس برای چی اومدی؟
‫- تا دربارهٔ آینده حرف بزنیم.

1445
01:23:17,863 --> 01:23:21,659
‫قدرتی که می‌خوای ازش پرده برداری
‫تا ابد از نازی‌ها بیشتر عمر می‌کنه.

1446
01:23:22,702 --> 01:23:24,161
‫و دنیا آمادگیش رو نداره.

1447
01:23:24,620 --> 01:23:28,040
‫وقتی سنگی رو برمی‌داری
‫باید واسه حمله‌ی مار زیرش آماده باشی.

1448
01:23:28,082 --> 01:23:31,001
‫باید به سیاستمدارها بفهمونیم
‫که این یه سلاح جدید نیست.

1449
01:23:32,044 --> 01:23:33,129
‫یه دنیای جدیده.

1450
01:23:33,921 --> 01:23:36,048
‫من اون بیرون هر کاری
‫از دستم بربیاد رو انجام میدم، ولی تو...

1451
01:23:37,133 --> 01:23:39,552
‫تو پرومتئوس آمریکایی هستی.

1452
01:23:39,844 --> 01:23:43,639
‫مردی که قدرتی در اختیارشون گذاشت
‫تا خودشون رو نابود کنن.

1453
01:23:43,973 --> 01:23:45,474
‫و واست خم و راست میشن.

1454
01:23:45,850 --> 01:23:47,685
‫این تازه اول کار توئه.

1455
01:23:52,523 --> 01:23:54,734
‫عذر می‌خوام اوپی،
‫ولی تلفن داری.

1456
01:23:56,360 --> 01:23:57,528
‫از سان فرانسیسکوئه.

1457
01:24:04,910 --> 01:24:05,911
‫رابرت!

1458
01:24:10,458 --> 01:24:11,417
‫رابرت؟

1459
01:24:12,126 --> 01:24:13,127
‫رابرت.

1460
01:24:13,586 --> 01:24:14,587
‫رابرت.

1461
01:24:14,670 --> 01:24:15,796
‫خدای من، چی شده؟

1462
01:24:16,464 --> 01:24:17,465
‫چی شده؟

1463
01:24:19,383 --> 01:24:20,426
‫باباش زنگ زد.

1464
01:24:21,343 --> 01:24:22,928
‫دیروز توی وان حموم پیداش کردن.

1465
01:24:24,680 --> 01:24:25,681
‫کی؟

1466
01:24:27,016 --> 01:24:29,768
‫قرص خورده بود.
‫یه یادداشت بدون امضا گذاشته.

1467
01:24:31,687 --> 01:24:34,398
‫باربیتورات خورده بود،
‫اما توی خونش کلرال هیدرات پیدا کردن.

1468
01:24:38,444 --> 01:24:39,445
‫یادداشت گذاشته.

1469
01:24:40,029 --> 01:24:41,530
‫جین تتلاک؟

1470
01:24:48,204 --> 01:24:49,205
‫با همدیگه بودیم.

1471
01:24:50,039 --> 01:24:51,749
‫گفت به من نیاز داره.
‫من...

1472
01:24:54,376 --> 01:24:55,377
‫بهش گفتم من...

1473
01:24:55,878 --> 01:24:56,879
‫نمی‌تونم...

1474
01:24:57,296 --> 01:24:58,297
‫بهش گفتم...

1475
01:24:59,340 --> 01:25:00,591
‫نه، تقصیر منه، تقصیر منه.

1476
01:25:03,886 --> 01:25:05,679
‫نمی‌تونی از روی بی فکری گناهی رو مرتکب بشی

1477
01:25:05,721 --> 01:25:08,974
‫و بعدش به خاطر عواقب پیش اومده
‫کاری کنی واست دل بسوزونیم.

1478
01:25:12,394 --> 01:25:14,396
‫حالا خودتو جمع و جور کن.

1479
01:25:18,776 --> 01:25:20,361
‫مردم روت حساب باز کردن.

1480
01:25:23,155 --> 01:25:24,990
‫دونالد، میشه یه چیزی بگی؟

1481
01:25:25,032 --> 01:25:26,116
‫- لطفا، بهم کمک کن.
‫- خودتی و خودت، رفیق.

1482
01:25:26,158 --> 01:25:28,994
‫باب، حاضر نیستم از کارم استعفا بدم
‫چون پلاتینیوم رادیواکتیو داره.

1483
01:25:29,078 --> 01:25:31,247
‫مطمئن نیستیم که ممکنه چه تاثیری

1484
01:25:31,288 --> 01:25:33,582
‫- روی بدن خانم‌ها بذاره.
‫- بدن شما...

1485
01:25:33,624 --> 01:25:36,168
‫- که در معرض خطر بیشتریه.
‫- میشه لطفا بس کنید؟

1486
01:25:36,543 --> 01:25:39,755
‫- دستگاه درون‌پاش هنوز آماده نیست.
‫- نمی‌تونیم عجله کنیم. اوپی، یه چیزی بگو.

1487
01:25:39,797 --> 01:25:42,341
‫خب، یا باید عجله کنیم
‫یا کار رو ادامه بدیم، یکی رو انتخاب کن.

1488
01:25:42,383 --> 01:25:44,051
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.
‫ندرمیر داره کارشو انجام میده.

1489
01:25:44,510 --> 01:25:47,046
‫تلر هیچ کمکی نمی‌کنه.
‫خودِ تو هیچ کاری انجام نمیدی.

1490
01:25:47,096 --> 01:25:49,890
‫چند هفته‌ست گفتم بشینید
‫و عدسی انفجاری رو محاسبه کنید.

1491
01:25:49,932 --> 01:25:52,059
‫- بریتانیاییـه انجامش میده. فوکس.
‫- حتما.

1492
01:25:52,434 --> 01:25:55,562
‫- وظیفهٔ توئه، تلر.
‫- من درگیر تحقیقاتـم.

1493
01:25:55,813 --> 01:25:57,940
‫تحقیق بمب هیدروژنی
‫که اصلا قرار نیست بسازیم!

1494
01:26:06,699 --> 01:26:07,950
‫من با این مرد کار نمی‌کنم.

1495
01:26:09,576 --> 01:26:10,536
‫عه. ولش کن بره.

1496
01:26:11,078 --> 01:26:12,705
‫- خیلی خودشو دست بالا می‌گیره!
‫- موافقم.

1497
01:26:13,288 --> 01:26:14,873
‫- باید از لس آلاموس بره.
‫- خیلی‌خب.

1498
01:26:15,624 --> 01:26:18,794
‫کیستی، تو جایگزین ندرمیر میشی.
‫سث، تو روی پلاتینیوم کار کن.

1499
01:26:18,836 --> 01:26:22,131
‫لیلی، تو با کیستی برو،
‫چون بهت نیاز داره.

1500
01:26:22,464 --> 01:26:24,091
‫فوکس، تو وظیفهٔ تلر رو به عهده می‌گیری.

1501
01:26:24,133 --> 01:26:26,218
‫تو فقط و فقط
‫روی دستگاه درون‌پاش کار می‌کنی.

1502
01:26:26,760 --> 01:26:30,305
‫و هیچکی از لس آلاموس نمیره.

1503
01:26:45,154 --> 01:26:48,198
‫- اجازه نمیدن برم!
‫- نه، من اجازه نمیدم بری.

1504
01:26:50,117 --> 01:26:52,244
‫به حرف‌های هانس توجه نکن،
‫واکنش‌های هسته‌ای رو فراموش کن.

1505
01:26:53,120 --> 01:26:55,247
‫همین‌جا بمون،
‫روی هر موضوعی خواستی تحقیق کن.

1506
01:26:56,039 --> 01:26:58,083
‫روی واکنش هسته‌ای،
‫بمب هیدروژنی، هر چی که دوست داری.

1507
01:26:58,375 --> 01:27:01,003
‫- یه جلسه می‌ذاریم صحبت کنیم.
‫- تو دیگه وقت جلسه و صحبت کردن رو نداری.

1508
01:27:01,336 --> 01:27:05,048
‫سیاستمدار شدی، رابرت.
‫چندین ساله فیزیک رو رها کردی.

1509
01:27:06,383 --> 01:27:07,384
‫یه بار در هفته.

1510
01:27:08,093 --> 01:27:09,386
‫یک ساعت،
‫فقط من و تو.

1511
01:27:15,851 --> 01:27:17,352
‫این راه‌بند کوفتیو بدید بالا!

1512
01:27:22,483 --> 01:27:25,652
‫پس بمبِ سوپر تحت نظارت شما
‫در لس آلاموس تحت توسعه بود؟

1513
01:27:26,278 --> 01:27:27,279
‫بله.

1514
01:27:27,780 --> 01:27:31,200
‫و با این‌حال، بعد از جنگ،
‫تلاش کردید امکان موفقیتش رو انکار کنید.

1515
01:27:31,283 --> 01:27:34,411
‫نه، نه، نه.
‫من به مشکلات فنی اون اشاره کردم.

1516
01:27:34,578 --> 01:27:36,205
‫یعنی تلاش نکردید
‫در جلسهٔ کمیسیون انرژی اتمی

1517
01:27:36,246 --> 01:27:37,956
‫بعد از آزمایش بمب روس‌ها، جلوی ساختش رو بگیرید؟
‫- خیر.

1518
01:27:37,998 --> 01:27:41,084
‫اما توصیهٔ کمیسیون انرژی اتمی
‫همین بحث بود، درسته؟

1519
01:27:41,168 --> 01:27:43,921
‫بعد از ساعت‌ها بحث و مشورت
‫دربارهٔ بهترین پاسخ ممکن...

1520
01:27:44,505 --> 01:27:49,468
‫یه دونه بمب هیدروژنی
‫هزار برابر از بمب اتمی قدرتمندتره.

1521
01:27:50,636 --> 01:27:53,847
‫تنها هدف متصور شده
‫شهرهای بزرگ هست.

1522
01:27:54,848 --> 01:27:56,808
‫- سلاح کشتار جمعیه.
‫- ایزی.

1523
01:27:56,850 --> 01:27:58,936
‫این سمتِ نقشه دایره بکش.

1524
01:27:59,353 --> 01:28:01,813
‫جایی که ما رو هدف قرار میدن،
‫و با نیویورک شروع می‌کنن.

1525
01:28:01,855 --> 01:28:02,898
‫- منصفانه‌ست.
‫- واشینگتن.

1526
01:28:02,981 --> 01:28:05,567
‫سلاح حمله‌ست
‫بدون ارزش دفاعی.

1527
01:28:05,901 --> 01:28:07,236
‫- بازدارنده‌ست.
‫- بازدارنده؟

1528
01:28:07,277 --> 01:28:11,114
‫با توجه به انبار بمب‌های اتمی فعلی‌مون
‫به بازدارندهٔ بیشتری احتیاج داریم؟

1529
01:28:11,198 --> 01:28:15,410
‫چه آدم تو سه متری غرق بشه یا سه هزار متری،
‫چه تفاوتی داره؟

1530
01:28:15,661 --> 01:28:17,746
‫همین الانش می‌تونیم روسیه رو از بین ببریم.
‫خودشون هم می‌دونن...

1531
01:28:17,788 --> 01:28:19,831
‫- الان اون‌ها می‌تونن ما رو نابود کنن با...
‫- فقط داریم شدت میدیم...

1532
01:28:31,176 --> 01:28:35,931
‫قبل‌تر هم گفتم، طرح‌های تلر هنوز که هنوزه
‫مثل زمان جنگ شدنی نیست.

1533
01:28:36,014 --> 01:28:38,767
‫میشه بمب هیدروژن فعال ساخت، اوپی.
‫خودت هم می‌دونی.

1534
01:28:38,809 --> 01:28:41,770
‫به نظر من نباید تمام منابع‌مون
‫رو صرفِ این فرصت کنیم.

1535
01:28:41,812 --> 01:28:44,898
‫در این صورت ترومن
‫چطور به مردم آمریکا اطمینان خاطر بده؟

1536
01:28:44,940 --> 01:28:47,192
‫صرفا با محدود کردن
‫گسترش سلاح‌های اتمی

1537
01:28:47,234 --> 01:28:49,444
‫از طریق کنترل بین المللی
‫بر روی انرژی هسته‌ای.

1538
01:28:50,487 --> 01:28:52,281
‫منظورت حکومت جهانیه.

1539
01:28:52,322 --> 01:28:54,950
‫سازمان ملل،
‫طبق خواستهٔ روزولت.

1540
01:28:54,992 --> 01:28:58,787
‫خب، من پرسیدم ترومن باید چیکار کنم، درسته؟
‫دنیا دستخوش تغییر شده.

1541
01:28:58,829 --> 01:29:02,416
‫مسئله فاشیسم نیست بلکه کمونیسمه
‫که الان حیاتِ ما رو تهدید می‌کنه.

1542
01:29:02,791 --> 01:29:06,128
‫لوئیس، متوجه این موضوع هستی،
‫که اگه بمب هیدروژنی بسازیم،

1543
01:29:06,169 --> 01:29:08,588
‫روس‌ها چاره‌ای ندارن
‫جز اینکه بمب هیدروژنی خودشون رو بسازن؟

1544
01:29:08,672 --> 01:29:10,132
‫این امکان وجود داره
‫که الان در حال ساختش باشن؟

1545
01:29:10,465 --> 01:29:13,218
‫براساس اطلاعات جمع آوری شده
‫از جاسوس‌شون توی لس آلاموس...

1546
01:29:13,260 --> 01:29:14,803
‫- توی لس آلاموس جاسوس نداریم.
‫- آقایون...

1547
01:29:14,845 --> 01:29:16,805
‫- جاسوسی نبود؟
‫- بهتره از موضوع اصلی خارج نشیم.

1548
01:29:17,889 --> 01:29:20,517
‫من میگم از این لحظه نهایت بهره رو ببریم
‫و به روس‌ها تعهد بدیم

1549
01:29:20,559 --> 01:29:23,437
‫دست به ساخت بمب هیدروژنی نمیزنیم.

1550
01:29:23,520 --> 01:29:25,188
‫اگه بگیم از وجود بمب مطمئن میشم.

1551
01:29:25,230 --> 01:29:27,149
‫شما مطمئن بودید که خبر دارن.

1552
01:29:27,399 --> 01:29:28,400
‫خیلی‌خب.

1553
01:29:28,567 --> 01:29:32,237
‫در این مقطع، مایل هستم
‫اعضای کمیته خصوصی صحبت کنن

1554
01:29:32,279 --> 01:29:34,322
‫تا توصیه‌هامون رو تکمیل کنیم.

1555
01:29:35,949 --> 01:29:38,035
‫مطمئن نیستم
‫بخوای این مسیر رو پیش بگیری.

1556
01:29:38,076 --> 01:29:40,203
‫لوئیس، با کمال احترام،
‫ما مشاور کمیته هستیم.

1557
01:29:40,245 --> 01:29:41,538
‫ما بهشون مشاوره میدیم.

1558
01:29:42,247 --> 01:29:43,248
‫شب بخیر.

1559
01:29:47,419 --> 01:29:49,254
‫دکتر اوپنهایمر؟ سلام.

1560
01:29:50,047 --> 01:29:52,924
‫ویلیام بوردن هستم.
‫عضوِ کمیته‌ی مشترک انرژی اتمی.

1561
01:29:52,966 --> 01:29:54,009
‫بله، بله.

1562
01:29:54,301 --> 01:29:55,594
‫در هنگام جنگ، من خلبان بودم.

1563
01:29:57,179 --> 01:30:01,725
‫یه شب، از حمله برمی‌گشتم،
‫به یه منظره شگفت انگیز برخورد کردم.

1564
01:30:01,767 --> 01:30:05,187
‫مثل شهاب ‌سنگ بود.
‫یه موشک فاو۲ به سمت انگلستان می‌رفت.

1565
01:30:06,354 --> 01:30:08,265
‫ذهنم درگیر این موضوع شد
‫که چه اتفاقی رخ میده

1566
01:30:08,315 --> 01:30:12,319
‫که موشکِ دشمن
‫حاملِ چنین کلاهک هسته‌ای باشه.

1567
01:30:21,703 --> 01:30:23,622
‫بهتره اطمینان حاصل کنیم
‫که ما چنین چیزی رو ممکن نمی‌کنیم.

1568
01:30:30,504 --> 01:30:32,714
‫اوپی، بعید می‌دونم دلت بخواد
‫با استراس مخالفت کنی.

1569
01:30:33,465 --> 01:30:35,592
‫اگه هر دویِ ما صحبت کنیم،
‫به حرف من گوش میدن.

1570
01:30:36,176 --> 01:30:39,930
‫وقتی صحبت کنی،حرفِ یه رهبر رو می‌شنون.
‫وقتی استراس صحبت کنه، حرف خودشون رو می‌شنون.

1571
01:30:40,180 --> 01:30:41,306
‫به حرفِ رهبر گوش میدن.

1572
01:30:42,182 --> 01:30:44,893
‫یه رهبر نمی‌تونه اشتباه کنه.
‫حتی یک بار.

1573
01:30:45,393 --> 01:30:48,522
‫آیا شما اوپنهایمر رو
‫به خرابکاریِ توسعه‌ی سوپر متهم کردید؟

1574
01:30:48,814 --> 01:30:52,776
‫من از اون دست آدم‌هایی نیستم
‫که واژه‌ی «خرابکاری» رو راحت به زبون بیارم.

1575
01:30:53,527 --> 01:30:56,863
‫- ولی آقای بوردن راحت بودن؟
‫- جوری که من فهمیدم، ممکنه.

1576
01:30:57,030 --> 01:31:00,659
‫آقای بوردن چطور تونستن
‫چنین کیفرخواستِ مفصلی رو آماده کنن؟

1577
01:31:00,700 --> 01:31:03,370
‫ایشون دیگه کارمند دولت نبودن،
‫با این‌حال ظاهرا

1578
01:31:03,411 --> 01:31:06,164
‫دسترسی بی حد و حصری
‫به پرونده‌ی دکتر اوپنهایمر داشتن.

1579
01:31:06,456 --> 01:31:08,917
‫آیا این امکان وجود داره
‫که آقای نیکولز به ایشون دسترسی داده باشن؟

1580
01:31:09,251 --> 01:31:11,545
‫یا شخصی دیگر
‫در کمیسیون انرژی اتمی؟

1581
01:31:11,628 --> 01:31:13,505
‫اتهام خیلی جدی هست، سناتور.

1582
01:31:14,214 --> 01:31:15,507
‫نیت شما اینه اذعان کنید

1583
01:31:15,549 --> 01:31:18,260
‫که دکتر اوپنهایمر
‫به ایالات متحده وفادار نیستن؟

1584
01:31:19,094 --> 01:31:22,973
‫همیشه فکر کردم و الان هم فکر می‌کنم
‫که ایشون همیشه به ایالات متحده وفادار هستن.

1585
01:31:23,723 --> 01:31:25,425
‫اعتقاد دارم،
‫و باید اعتقاد داشته باشم،

1586
01:31:25,475 --> 01:31:27,727
‫تا زمانی که مدرک قطعی ببینم
‫که خلافش رو ثابت کنه.

1587
01:31:28,478 --> 01:31:32,232
‫آیا شما باور دارید یا ندارید
‫که دکتر اوپنهایمر خطر امنیتی به حساب میان؟

1588
01:31:34,734 --> 01:31:37,237
‫[مباحثه: تأثیر این دستگاه بر بشریت]

1589
01:31:41,324 --> 01:31:44,286
‫اگه اجازه هست، ببینید،
‫زمانی که هیتلر در پناهگاه مغز خودش رو متلاشی کرد،

1590
01:31:44,327 --> 01:31:46,663
‫نظر صادقانه‌ی من اینه که نیازی نیست

1591
01:31:46,746 --> 01:31:49,165
‫تا بمب جایی به غیر از محل آزمایش دیده بشه.

1592
01:31:50,500 --> 01:31:52,460
‫خب، دست‌کم باید لحظه‌ای
‫به این موضوع فکر کنیم

1593
01:31:52,502 --> 01:31:55,630
‫که آیا دیگه وسیله هدف رو توجیه می‌کنه چون...

1594
01:31:58,717 --> 01:32:00,844
‫آلمان در شُرف تسلیم شدنه.

1595
01:32:02,971 --> 01:32:07,100
‫دیگه بزرگ‌ترین دشمن بشریت به حساب نمیان.

1596
01:32:07,142 --> 01:32:08,143
‫نتیجه زحمات ماست.

1597
01:32:10,687 --> 01:32:12,897
‫هیتلر مرده.
‫حقیقت داره.

1598
01:32:15,191 --> 01:32:16,359
‫ولی جنگ ژاپن ادامه داره.

1599
01:32:16,860 --> 01:32:18,278
‫شکست اون‌ها قطعیه.

1600
01:32:18,737 --> 01:32:20,780
‫نه برای سربازی که برای حمله آماده میشه.

1601
01:32:22,699 --> 01:32:23,783
‫می‌تونیم به این جنگ خاتمه بدیم.

1602
01:32:24,075 --> 01:32:27,120
‫اما چطور به کارگیری این سلاح
‫بر روی انسان‌ها رو توجیه کنیم؟

1603
01:32:30,498 --> 01:32:31,624
‫ما نظریه پرداز هستیم.

1604
01:32:32,667 --> 01:32:33,668
‫بله؟

1605
01:32:34,753 --> 01:32:39,132
‫آینده‌ای رو متصور میشیم،
‫و تصورات‌مون ما رو به وحشت می‌ندازه.

1606
01:32:40,216 --> 01:32:42,510
‫تا زمانی که با گوشت و پوست درک نکنن
‫ازش واهمه‌ای ندارن،

1607
01:32:42,635 --> 01:32:45,013
‫و تا زمانی که ازش استفاده نکنن درک نمی‌کنن.

1608
01:32:45,513 --> 01:32:48,808
‫وقتی دنیا متوجه
‫راز مخوفِ لس آلاموس بشه،

1609
01:32:49,309 --> 01:32:52,729
‫کار و زحماتِ ما صلحی رو تضمین می‌کنه
‫که بشریت به خودش ندیده.

1610
01:32:52,896 --> 01:32:55,940
‫صلحی براساسِ همکاری بین الملل

1611
01:32:55,982 --> 01:32:57,901
‫که روزولت همیشه متصور می‌شد.

1612
01:33:03,281 --> 01:33:06,076
‫پیشرفتی رخ داده؟
‫ارزش دو سال انتظار و یک میلیارد دلار هزینه رو داشته؟

1613
01:33:07,452 --> 01:33:10,455
‫- نمیشه روش قیمت گذاشت.
‫- درسته، فقط هزینه‌ها رو حساب کردم.

1614
01:33:10,497 --> 01:33:14,292
‫خدمات پستی برون‌شهری رایگان.
‫سال اول ۸۰ تا بچه بدنیا اومدن.

1615
01:33:15,085 --> 01:33:16,878
‫امسال تو این یک ماهه،
‫ده تا بچه دنیا اومدن.

1616
01:33:17,587 --> 01:33:20,006
‫توزیع قرص ضدبارداری
‫حوزه‌ی تخصص من نیست، ژنرال.

1617
01:33:21,174 --> 01:33:22,258
‫- مشخصه.
‫- ژنرال.

1618
01:33:28,139 --> 01:33:31,059
‫سر پایین.
‫فوکس، سرتو بیار پایین.

1619
01:33:38,775 --> 01:33:39,776
‫این شد!

1620
01:33:40,235 --> 01:33:41,361
‫دو تا بمب قابل استفاده.

1621
01:33:41,820 --> 01:33:42,821
‫تاریخ قطعی می‌خوام.

1622
01:33:45,698 --> 01:33:46,699
‫سپتامبر.

1623
01:33:46,991 --> 01:33:47,992
‫جولای.

1624
01:33:48,368 --> 01:33:49,828
‫همه‌چیز عالیه، آقایون.

1625
01:33:50,745 --> 01:33:51,746
‫آگوست.

1626
01:33:52,330 --> 01:33:53,373
‫جولای.

1627
01:33:54,040 --> 01:33:55,083
‫آزمایش تو ماه جولای.

1628
01:33:56,000 --> 01:33:57,043
‫ولی می‌خوام برادرم رو بیارم.

1629
01:34:01,548 --> 01:34:03,925
‫فرانک بیابون رو می‌شناسه.
‫از حزب چپ اومده بیرون.

1630
01:34:03,967 --> 01:34:05,760
‫الان دو سال میشه با لارنس کار می‌کنه.

1631
01:34:13,351 --> 01:34:14,394
‫اسم آزمایش رو چی بذاریم؟

1632
01:34:16,521 --> 01:34:17,564
‫«قلبم را در هم بکوب،

1633
01:34:18,356 --> 01:34:19,440
‫ای پروردگار سه‌گانه.»

1634
01:34:19,983 --> 01:34:21,025
‫چی؟

1635
01:34:22,694 --> 01:34:23,695
‫تِرینیتی.

1636
01:34:31,703 --> 01:34:35,123
‫اصرار داشتی برادرت، فرانک،
‫که کمونیست معروفی بود رو بیاری.

1637
01:34:35,164 --> 01:34:36,165
‫کمونیست سابق...

1638
01:34:36,875 --> 01:34:38,501
‫پای یه کمونیستِ سابق مشهور رو...

1639
01:34:39,335 --> 01:34:42,630
‫به سِری‌ترین و مهم‌ترین
‫پروژه دفاعی آمریکا باز کردید.

1640
01:34:42,714 --> 01:34:45,425
‫می‌دونستم برادرم قابل اعتماده.
‫اعتقاد راسخ داشتم.

1641
01:34:46,050 --> 01:34:49,012
‫و فکر کردید قضاوت‌تون
‫نسبت به اعضای تیم هم قابل اطمینانه؟

1642
01:34:49,887 --> 01:34:50,888
‫فوکس، سرتو بیار پایین.

1643
01:34:51,556 --> 01:34:52,807
‫خیلی‌خب.
‫همه آماده‌ان؟

1644
01:35:02,817 --> 01:35:05,194
‫- امیدوارم چیزی یاد گرفته باشید.
‫- آره، یاد گرفتیم

1645
01:35:05,236 --> 01:35:07,655
‫- که باید خیلی دورتر باشیم.
‫- خب، سریع یه کاریش کنید.

1646
01:35:08,031 --> 01:35:10,867
‫صبح زود عازم واشینگتن میشیم.
‫بهشون تاریخ میدیم.

1647
01:35:26,215 --> 01:35:28,009
‫از شیکاگو خیلی دوری، لئو.

1648
01:35:28,051 --> 01:35:31,095
‫اگه الان اقدام نکنیم،
‫بمب رو، روی ژاپن استفاده می‌کنن.

1649
01:35:31,471 --> 01:35:33,765
‫با ترومن قرار داشتیم،
‫اما یکی لغو کرده.

1650
01:35:34,641 --> 01:35:36,517
‫با وزیر جنگ جلسه داری.

1651
01:35:36,893 --> 01:35:40,938
‫چون ما داریم می‌سازیمش، به این معنی نیست
‫که نحوهٔ استفاده‌اش به عهدهٔ ما باشه.

1652
01:35:41,481 --> 01:35:42,940
‫تاریخ ما رو قضاوت می‌کنه، رابرت.

1653
01:35:44,275 --> 01:35:45,902
‫توی شیکاگو،
‫یه دادخواست راه انداختیم.

1654
01:35:47,028 --> 01:35:48,529
‫خودم... خودمو دخالت نمیدم.

1655
01:35:53,951 --> 01:35:55,620
‫دلواپسی‌هاتو بگو،
‫تو جلسه انتقال میدم.

1656
01:35:55,745 --> 01:35:58,414
‫دلواپسی‌هام؟
‫آلمان شکست خورده.

1657
01:35:58,873 --> 01:36:00,291
‫ژاپن نمی‌تونه تک و تنها مقاومت کنه.

1658
01:36:00,333 --> 01:36:02,502
‫از کجا می‌دونی؟
‫خودِ تو ما رو توی این مخمصه انداختی.

1659
01:36:02,877 --> 01:36:05,838
‫تو و انیشتین، به روزولت نامه زدین
‫و گفتید می‌تونیم بمب بسازیم.

1660
01:36:05,880 --> 01:36:07,006
‫برای مقابله با آلمان.

1661
01:36:07,048 --> 01:36:09,801
‫تولید سلاح این چیزها رو نمی‌شناسه، سیلارد.

1662
01:36:10,009 --> 01:36:11,344
‫اوپی، باید کمک کنی.

1663
01:36:11,386 --> 01:36:13,096
‫فرمی توی جلسه هست.
‫لارنس توی جلسه هست.

1664
01:36:13,137 --> 01:36:15,973
‫اون‌ها مثل تو نیستن.
‫تو بزرگ‌ترین فروشنده‌ی علمی.

1665
01:36:16,516 --> 01:36:18,393
‫می‌تونی عالم و آدم
‫رو به هرچیزی قانع کنی.

1666
01:36:19,894 --> 01:36:20,895
‫حتی خودت رو.

1667
01:36:21,813 --> 01:36:22,814
‫ببخشید.

1668
01:36:24,107 --> 01:36:28,486
‫توفان آتشِ توکیو صد هزار نفر رو کشته،
‫اکثرا مردم عادی بودن.

1669
01:36:30,154 --> 01:36:33,324
‫نگران آمریکایی هستم که چنین کارهایی رو انجام میدیم
‫و هیچ‌کس هیچ اعتراضی نمی‌کنه.

1670
01:36:33,699 --> 01:36:36,744
‫حمله ژاپن به پرل هاربر،
‫و سه سال جنگ و دعوا توی اقیانوس آرام،

1671
01:36:37,078 --> 01:36:39,372
‫باعث شد جامعه‌ی آمریکا
‫آزادی عمل زیادی در اختیارمون بذاره.

1672
01:36:39,831 --> 01:36:41,374
‫در حدِ انفجار بمب اتمی؟

1673
01:36:41,582 --> 01:36:44,961
‫بمب اتمی ممکنه به اندازه
‫بمبارون توکیو خسارت نزنه.

1674
01:36:45,461 --> 01:36:46,462
‫چقدر تخمین میزنیم؟

1675
01:36:46,754 --> 01:36:48,631
‫توی یه شهر متوسط...

1676
01:36:49,298 --> 01:36:51,467
‫۲۰ یا ۳۰ هزار نفر بمیرن.

1677
01:36:51,509 --> 01:36:53,594
‫صحیح، ولی...

1678
01:36:53,636 --> 01:36:57,181
‫تاثیر روانی انفجار اتمی رو دست‌کم نگیرید.

1679
01:36:57,932 --> 01:37:00,893
‫ستونی از آتش،
‫به ارتفاع سه کیلومتر،

1680
01:37:01,811 --> 01:37:03,688
‫تاثیر کشنده‌ی نوترون‌ها در یک کیلومتری،

1681
01:37:03,729 --> 01:37:07,733
‫در هر جهت،
‫فقط و فقط از یک وسیله.

1682
01:37:07,984 --> 01:37:11,445
‫از یه بمب‌افکن بی۲۹ کم‌تر دیده شده پرتاب میشه،
‫بمب اتم...

1683
01:37:12,655 --> 01:37:15,158
‫نمایان‌سازی وحشتناکی از قدرت الهیـه.

1684
01:37:16,075 --> 01:37:18,369
‫اگه حقیقت باشه، یعنی قطعیه.

1685
01:37:18,786 --> 01:37:20,162
‫جنگ جهانی دوم تموم میشه.

1686
01:37:20,830 --> 01:37:21,873
‫نیروهامون به کشور برمی‌گردن.

1687
01:37:22,582 --> 01:37:23,583
‫اهداف نظامی چی؟

1688
01:37:24,750 --> 01:37:26,460
‫اما به‌قدر کافی بزرگ نیستن.

1689
01:37:26,836 --> 01:37:29,839
‫شاید یه کارخونه نظامی کلیدی،

1690
01:37:29,881 --> 01:37:32,633
‫که کارگرهاش نزدیک زندگی می‌کنن.

1691
01:37:32,675 --> 01:37:35,553
‫و می‌تونیم هشدار بدیم
‫تا تلفات غیر نظامی رو کاهش بدیم.

1692
01:37:35,761 --> 01:37:38,222
‫با تمام قوا حمله می‌کنن،

1693
01:37:38,389 --> 01:37:39,849
‫و من توی اون هواپیما هستم.

1694
01:37:39,891 --> 01:37:42,727
‫اگه بخوایم هشدار بدیم،
‫و ماموریت شکست بخوره،

1695
01:37:42,894 --> 01:37:45,396
‫احتمال تسلیم ژاپنی‌ها رو خراب کردیم.

1696
01:37:45,938 --> 01:37:50,067
‫راهی وجود نداره به ژاپنی‌ها نشون بدیم
‫چه بمبی داریم تا وادار به تسلیم بشن؟

1697
01:37:50,192 --> 01:37:53,404
‫قصد داریم به صریح‌ترین شرایط نشون بدیم.

1698
01:37:53,487 --> 01:37:54,488
‫اون هم دو بار.

1699
01:37:54,572 --> 01:37:56,407
‫یک بار
‫برای نشون دادن قدرت سلاح،

1700
01:37:56,490 --> 01:38:00,161
‫و بار دوم که نشون بدیم تا وقتی محاصره نشدن
‫قادر به بمبارون بیشتر هستیم.

1701
01:38:00,411 --> 01:38:02,747
‫یه لیست از دوازده شهر داریم
‫که انتخاب کنیم.

1702
01:38:03,581 --> 01:38:04,582
‫ببخشید، یازده تا.

1703
01:38:05,499 --> 01:38:07,418
‫کیوتو رو از لیست خط زدم،

1704
01:38:07,460 --> 01:38:09,921
‫به خاطر اهمیت فرهنگی
‫که برای مردم ژاپن داره.

1705
01:38:11,088 --> 01:38:13,049
‫تازه، من و همسرم ماه‌عسل‌مون رو اونجا بودیم.

1706
01:38:14,050 --> 01:38:15,176
‫شهر خیلی زیباییه.

1707
01:38:19,263 --> 01:38:20,840
‫واستون ساده‌اش می‌کنم، آقایون.

1708
01:38:20,890 --> 01:38:23,184
‫طبق اطلاعاتی که دارم،
‫که نمی‌تونم باهاتون در میون بذارم،

1709
01:38:23,225 --> 01:38:25,061
‫مردم ژاپن تسلیم نمیشن،

1710
01:38:25,645 --> 01:38:27,063
‫اون هم تحت هیچ شرایطی،

1711
01:38:27,355 --> 01:38:30,483
‫مگه اینکه به مجمع‌الجزایر ژاپن حمله کنیم
‫و با موفقیت فتح‌شون کنیم.

1712
01:38:31,442 --> 01:38:33,819
‫جون افراد زیادی از دست میره،
‫آمریکایی‌ها و ژاپنی‌ها.

1713
01:38:34,612 --> 01:38:37,990
‫استفاده از بمب اتم
‫روی شهرهای ژاپن جون آدم‌های زیادی رو نجات میده.

1714
01:38:38,407 --> 01:38:40,242
‫در صورتی که برتری اخلاقی رو حفظ کنیم.

1715
01:38:41,202 --> 01:38:43,029
‫- چطور؟
‫- خب، اگه از این سلاح

1716
01:38:43,079 --> 01:38:45,247
‫بدون خبر دادن به متحدین‌مون استفاده کنیم،
‫اون‌ها به چشم تهدید می‌بینن،

1717
01:38:45,289 --> 01:38:46,624
‫و وارد جنگ تسلیحاتی میشیم.

1718
01:38:47,083 --> 01:38:48,959
‫چطور می‌تونیم
‫با شوروی صادق باشیم؟

1719
01:38:49,126 --> 01:38:53,047
‫پنهان‌کاری جلوی شوروی‌ها رو نمی‌گیره
‫تا به عضوی از دنیای اتمی تبدیل نشن.

1720
01:38:53,255 --> 01:38:56,592
‫- به ما گفتن که اون‌ها اورانیوم ندارن.
‫- اشتباه به عرضت رسوندن.

1721
01:38:56,634 --> 01:38:58,586
‫بمب روسی دیر یا زود آماده میشه.

1722
01:38:58,636 --> 01:39:01,639
‫بعد از جنگ، باید این برنامه با سرعت کامل ادامه پیدا کنه.

1723
01:39:02,848 --> 01:39:04,517
‫جناب وزیر استیمسون،
‫اگه اجازهٔ صحبت دارم باید بگم...

1724
01:39:04,558 --> 01:39:08,521
‫همه دانشمندان پروژه موافق این کار نیستن.

1725
01:39:08,562 --> 01:39:11,232
‫در حقیقت، شاید زمان خوبی باشه
‫به نظر بقیه‌ی افراد هم توجه بشه.

1726
01:39:11,816 --> 01:39:14,110
‫- اگه با دانشمندها صحبت کنید...
‫- پروژه‌ی منهتن از ابتدا

1727
01:39:14,151 --> 01:39:16,987
‫به مشکل حضور عده‌ای دانشمند

1728
01:39:17,196 --> 01:39:19,949
‫با صلاحدید مبهم
‫و وفاداری نامطمئن دچار بود.

1729
01:39:20,199 --> 01:39:21,951
‫یکی‌شون قصدِ ملاقات با رئیس جمهور رو داشت.

1730
01:39:22,284 --> 01:39:23,619
‫به این افراد نیاز داریم،

1731
01:39:23,869 --> 01:39:25,246
‫ولی با عملی شدن طرح،

1732
01:39:25,287 --> 01:39:27,623
‫باید این دانشمندان
‫رو از برنامه حذف کنیم.

1733
01:39:27,665 --> 01:39:28,707
‫موافق نیستید، دکتر؟

1734
01:39:30,626 --> 01:39:32,420
‫اگه بمب روسیه حتمیه،

1735
01:39:33,003 --> 01:39:35,923
‫شاید بهتر باشه دانشمندان برترشون
‫رو به تِرینیتی دعوت کنیم.

1736
01:39:35,965 --> 01:39:39,343
‫رئیس جمهور ترومن قصدِ
‫بالا آوردن انتظارات رو ندارن

1737
01:39:39,677 --> 01:39:42,138
‫که استالین بیاد
‫و در برنامه اتمی شرکت کنه.

1738
01:39:42,555 --> 01:39:44,131
‫اینکه خبر پیشرفتمون رو به اون بدیم،

1739
01:39:44,181 --> 01:39:45,883
‫و  نشون دادنش
‫به معنی پیروزی در جنگه،

1740
01:39:45,933 --> 01:39:47,893
‫لازم نیست قولی بدیم
‫که نتونیم پاش بمونیم.

1741
01:39:47,977 --> 01:39:50,137
‫ولی کنفرانس صلح پوتسدام در ماه جولای

1742
01:39:50,187 --> 01:39:53,315
‫آخرین فرصتِ رئیس جمهور ترومن
‫برای صحبت در مورد این مسئله هست.

1743
01:39:54,525 --> 01:39:56,110
‫می‌تونید تا اون زمان بمب رو تحویل بدید؟

1744
01:39:57,403 --> 01:39:58,404
‫حتما.

1745
01:39:58,445 --> 01:40:00,156
‫قبل از کنفرانس آزمایش می‌کنیم.

1746
01:40:05,327 --> 01:40:07,913
‫نقطه‌ی انفجار.
‫پایگاه‌های دیده‌بانی

1747
01:40:07,955 --> 01:40:11,709
‫در نُه کیلومتری شمال، جنوب و غرب.

1748
01:40:11,834 --> 01:40:14,295
‫- کجا بمب می‌زنیم؟
‫- جنوب، نه کیلومتری.

1749
01:40:15,004 --> 01:40:18,132
‫و پایگاه شونزده کیلومتری جنوب اینجاست.

1750
01:40:18,632 --> 01:40:23,762
‫و یه پایگاه دیده‌بانی دورتر روی تپه هست،
‫۳۲ کیلومتری.

1751
01:40:24,180 --> 01:40:26,432
‫- اون چیه، فرانک؟
‫- خط انفجار.

1752
01:40:26,515 --> 01:40:30,144
‫نیروهوایی درخواستِ خط نور
‫برای بی۲۹رو داده.

1753
01:40:30,352 --> 01:40:32,563
‫می‌پرسی بی۲۹ چیه؟
‫بمب ما روی اون برج.

1754
01:40:32,938 --> 01:40:34,190
‫می‌خوان آزمایش کنن

1755
01:40:34,273 --> 01:40:36,609
‫- تا از فاصله عملیاتی امن مطمئن بشن.
‫- خطرناکه.

1756
01:40:36,650 --> 01:40:38,360
‫اما به اندازهٔ انداختن بمب
‫روی ژاپن خطرناک نیست،

1757
01:40:38,402 --> 01:40:40,321
‫و اینکه امیدوار باشم
‫دامنه‌ی انفجار رو درست انتخاب کردیم.

1758
01:40:40,529 --> 01:40:42,823
‫نذار معطل‌مون کنن،
‫پونزدهم پرتاب می‌کنیم.

1759
01:40:42,865 --> 01:40:45,284
‫- پونزدهم؟ این...
‫- پونزدهم، حرف نباشه.

1760
01:40:46,911 --> 01:40:47,912
‫پونزدهم.

1761
01:40:49,246 --> 01:40:51,490
‫خب من اینجا
‫توی پایگاه دیده‌بانی جنوب

1762
01:40:51,540 --> 01:40:53,292
‫به همراه فرانک کیستیکاسکی هستم.

1763
01:40:53,918 --> 01:40:56,378
‫شما همه توی پایگاه،

1764
01:40:56,545 --> 01:40:58,964
‫پایگاه دیده‌بانی غرب
‫یا پایگاه دیده‌بانی دور میرید.

1765
01:41:09,183 --> 01:41:11,101
‫هی، هی، هی!
‫احتیاط کن از چاقو استفاده می‌کنی.

1766
01:41:14,355 --> 01:41:15,773
‫فاصله‌ی امنه؟

1767
01:41:16,565 --> 01:41:18,025
‫براساس محاسبات توئه.

1768
01:41:18,442 --> 01:41:21,278
‫وقتش رسیده پشت علمت قرار بگیری، هانس.
‫جدی‌جدی.

1769
01:41:45,260 --> 01:41:46,720
‫

1770
01:41:51,100 --> 01:41:52,559
‫ابر تابشی چی میشه؟

1771
01:41:52,976 --> 01:41:55,854
‫اگه باد شدید نیاد،
‫باید ۳، ۴ کیلومتری بایسته.

1772
01:41:56,021 --> 01:41:57,648
‫اقدامات تخلیه صورت گرفته.

1773
01:41:58,273 --> 01:42:00,984
‫ولی برای دیدِ مناسب باید هوا صاف باشه،
‫پس مشکلی پیش نمیاد.

1774
01:42:02,736 --> 01:42:03,737
‫همه برن بیرون!

1775
01:42:14,164 --> 01:42:17,000
‫شب پونزدهم شروع می‌کنیم.
‫تاریخ دقیقه.

1776
01:42:17,209 --> 01:42:19,628
‫پس اگه کسی حرفی داره،
‫الان بگه.

1777
01:42:21,380 --> 01:42:23,841
‫خیلی‌خب، وایسا، وایسا!
‫ملافه.

1778
01:42:24,299 --> 01:42:26,009
‫ملافه رو بذارید زیر.

1779
01:42:43,277 --> 01:42:45,404
‫می‌تونیم از آزمایش درون‌پاشی نهایی استفاده کنیم.

1780
01:42:47,990 --> 01:42:50,117
‫- ضرر نداره.
‫- انجامش بده.

1781
01:42:51,618 --> 01:42:53,370
‫چیز دیگه‌ای هست
‫که امکان داره مانع‌مون بشه؟

1782
01:43:28,488 --> 01:43:29,531
‫داره اتفاق میفته، نه؟

1783
01:43:32,284 --> 01:43:33,327
‫پیام می‌فرستم.

1784
01:43:34,453 --> 01:43:35,704
‫اگه طبق خواسته‌مون پیش رفت میگم:

1785
01:43:37,497 --> 01:43:38,498
‫«ملافه‌ها رو جمع کن.»

1786
01:43:42,878 --> 01:43:43,879
‫رابرت.

1787
01:43:46,882 --> 01:43:47,883
‫موفق باشی.

1788
01:44:01,271 --> 01:44:02,272
‫نگاه کن.

1789
01:44:23,444 --> 01:44:33,444
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

1790
01:44:54,616 --> 01:44:57,536
‫اوپی میگه سه کیلوتن کافیه.

1791
01:44:57,828 --> 01:44:59,997
‫- تلر میگه ۴۵ تن.
‫- ۲۰!

1792
01:45:00,163 --> 01:45:02,457
‫بیست هزار تن تی‌ان‌تی.

1793
01:45:02,499 --> 01:45:05,711
‫و کسی نمی‌خواد
‫روی اشتعال جَوی شرط ببنده؟

1794
01:45:08,630 --> 01:45:09,965
‫میگی باید دست نگه داریم؟

1795
01:45:10,298 --> 01:45:11,591
‫میگم باید احتیاط کنیم.

1796
01:45:11,633 --> 01:45:12,926
‫این وضع هوا،
‫به محل آزمایش رسیده؟

1797
01:45:18,890 --> 01:45:21,143
‫بث زنگ زده بگه
‫که آزمایش درون‌پاشی شکست خورده.

1798
01:45:21,184 --> 01:45:23,103
‫الو هانس؟
‫آره، اینجاست.

1799
01:45:24,688 --> 01:45:25,689
‫بله؟

1800
01:45:28,400 --> 01:45:29,401
‫اشتباه می‌کنه؟

1801
01:45:29,609 --> 01:45:30,610
‫- نه.
‫- نه؟

1802
01:45:31,027 --> 01:45:32,028
‫نه.

1803
01:45:32,821 --> 01:45:33,989
‫یعنی قراره بمب عمل نکنه؟

1804
01:45:34,823 --> 01:45:36,116
‫- نه.
‫- توضیح بده!

1805
01:45:36,408 --> 01:45:37,701
‫خب، نمی‌تونم.
‫فقط من...

1806
01:45:37,868 --> 01:45:40,412
‫فقط می‌دونم،
‫می‌دونم عدسی انفجاری کار می‌کنه.

1807
01:45:40,454 --> 01:45:43,039
‫اگه این مواد منفجره رو بترکونیم،
‫و واکنش هسته‌ای نشون ندن،

1808
01:45:43,081 --> 01:45:46,334
‫دو سال استخراج پلوتونیوم
‫پخش میشه توی وایت سندز.

1809
01:45:46,501 --> 01:45:49,212
‫یک ماه حقوق من
‫در مقابل ده دلار از جیب تو، میگم میشه.

1810
01:45:50,338 --> 01:45:51,339
‫خدای من!

1811
01:45:58,555 --> 01:46:01,716
‫سرعت باد افزایش نداشته، ولی بارون شدیدتر شده.
‫داره رعد و برق هم میزنه.

1812
01:46:01,766 --> 01:46:04,052
‫به نظرت وقتش نیست
‫به افرادت بگی

1813
01:46:04,102 --> 01:46:06,146
‫تا از برجک فولادیِ حامل بمب اتم دور بشن؟

1814
01:46:09,900 --> 01:46:11,401
‫بریم پایگاه دیده‌بانی جنوب.

1815
01:46:11,610 --> 01:46:13,612
‫بگو خارج بشن،
‫اونجا تصمیم نهایی رو می‌گیریم.

1816
01:46:19,576 --> 01:46:21,453
‫اعضای تیم دو شبه که نخوابیدن!

1817
01:46:21,912 --> 01:46:25,165
‫اگه عقب‌نشینی کنیم و بمب رو ایمن کنیم،
‫تا چند هفته نمی‌تونیم برگردیم!

1818
01:46:25,207 --> 01:46:26,458
‫و کنفرانس پوتسدام رو از دست میدیم!

1819
01:46:26,875 --> 01:46:30,045
‫باید تا ساعت هفت به ترومن خبر بدم،
‫داره فرصت‌مون از دست میره.

1820
01:46:30,086 --> 01:46:32,330
‫- چه خبره؟
‫- بارونه، باد میاد و رعد و برق میزنه.

1821
01:46:32,380 --> 01:46:34,508
‫- تا کی، لعنتی؟
‫- فعلا با قدرت میزنه.

1822
01:46:34,633 --> 01:46:35,884
‫قبل طلوع آفتاب بند میاد.

1823
01:46:36,259 --> 01:46:37,844
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- این بیابون رو می‌شناسم.

1824
01:46:37,886 --> 01:46:40,555
‫توفان شبونه آروم میشه.
‫قبل از طلوع، توفان تموم میشه.

1825
01:46:40,847 --> 01:46:41,848
‫شاید حق با اون باشه،

1826
01:46:41,890 --> 01:46:44,100
‫- ولی تا جای ممکن برنامه رو دیر وقت بنداز.
‫- ساعت پنج و نیم.

1827
01:46:44,935 --> 01:46:47,437
‫پیش‌بینی‌تو بنویس و امضا کن،
‫اگه اشتباه شد دارت میزنم.

1828
01:46:47,479 --> 01:46:50,440
‫- به همه بگو. پنج و نیم.
‫- پنج و نیم، پنج و نیم!

1829
01:46:53,235 --> 01:46:57,948
‫سه سال تموم، ۴ هزار نفر
‫و دو میلیارد دلار خرج شد.

1830
01:46:58,657 --> 01:47:00,075
‫خب، اگه جواب نده،

1831
01:47:00,825 --> 01:47:01,868
‫کار جفتمون تمومه.

1832
01:47:04,955 --> 01:47:06,623
‫من روی سه کیلوتن شرط می‌بندم.

1833
01:47:07,791 --> 01:47:09,918
‫کم‌تر بشه،
‫نمی‌فهمن با چی طرفن.

1834
01:47:10,293 --> 01:47:13,797
‫منظور فرمی
‫از اشتعال جَوی چی بود؟

1835
01:47:14,005 --> 01:47:16,424
‫خب، یه بار پیش اومد
‫که واکنش زنجیره‌ای

1836
01:47:16,466 --> 01:47:18,760
‫دستگاه اتمی ممکنه متوقف نشه.

1837
01:47:20,011 --> 01:47:21,429
‫جو رو به آتیش بکشه.

1838
01:47:22,055 --> 01:47:24,599
‫چرا فرمی هنوز داشت شرط‌ ثبت می‌کرد؟

1839
01:47:25,225 --> 01:47:26,768
‫طنز تلخه.

1840
01:47:29,813 --> 01:47:34,317
‫صبر کن، یعنی این امکان وجود داره
‫وقتی اون دکمه رو فشار بدیم،

1841
01:47:35,026 --> 01:47:36,194
‫دنیا رو نابود کنیم؟

1842
01:47:36,236 --> 01:47:39,072
‫تحقیقاتِ این مدت سه ساله
‫چنین نتیجه‌ای رو در بر نداشته،

1843
01:47:40,156 --> 01:47:42,909
‫به جز احتمال خیلی جزئی.

1844
01:47:43,618 --> 01:47:45,704
‫- چقدر جزئی؟
‫- نزدیک به صفر.

1845
01:47:47,288 --> 01:47:48,289
‫نزدیک به صفر؟

1846
01:47:49,666 --> 01:47:51,167
‫از یه نظریه‌ی تنها
‫چه انتظاری داری؟

1847
01:47:53,628 --> 01:47:55,380
‫صفر باشه خوبه.

1848
01:47:59,009 --> 01:48:01,594
‫دقیقا تا یک ساعت...

1849
01:48:01,970 --> 01:48:04,764
‫و پنجاه و هشت دقیقه دیگه، می‌فهمیم.

1850
01:48:11,771 --> 01:48:12,772
‫داره بند میاد.

1851
01:48:25,744 --> 01:48:28,154
‫گروه مسلح‌سازی از منطقه خارج شدن،
‫دارن به این سمت میان.

1852
01:48:28,204 --> 01:48:29,205
‫کلیدها رو فعال کنید.

1853
01:48:29,247 --> 01:48:31,958
‫ماشین‌ها رو روشن کنید!
‫برای خروج اضطراری آماده باشید.

1854
01:48:50,602 --> 01:48:52,979
‫عینک جوشکاری.
‫همه سر جای خود.

1855
01:48:53,855 --> 01:48:55,648
‫همه عینک جوشکاری بردارن!

1856
01:48:57,567 --> 01:48:59,152
‫همه عینک جوشکاری بردارن!

1857
01:49:50,828 --> 01:49:51,829
‫بیست دقیقه.

1858
01:49:56,167 --> 01:49:57,168
‫بیست دقیقه!

1859
01:50:08,513 --> 01:50:09,514
‫بیست دقیقه!

1860
01:50:13,226 --> 01:50:14,227
‫لطفا بذار رو پام.

1861
01:50:15,853 --> 01:50:17,438
‫- جناب فاینمن؟
‫- نه.

1862
01:50:18,356 --> 01:50:20,316
‫عینک جلوی فرابنفش رو می‌گیره.

1863
01:50:20,817 --> 01:50:21,943
‫چی جلوی عینک رو می‌گیره؟

1864
01:50:23,903 --> 01:50:24,904
‫میرم پایگاه.

1865
01:50:25,280 --> 01:50:26,281
‫موفق باشی.

1866
01:50:27,323 --> 01:50:28,324
‫رابرت؟

1867
01:50:29,826 --> 01:50:30,910
‫سعی کن دنیا رو نابود نکنی.

1868
01:50:43,464 --> 01:50:45,967
‫حواست به اون عقربه باشه.
‫اگه چاشنی‌ها شارژ نشدن،

1869
01:50:46,009 --> 01:50:47,719
‫و ولتاژ یه وُلت اومد پایین،

1870
01:50:48,052 --> 01:50:50,638
‫اون دکمه رو بزن و عملیات رو متوقف کن.
‫فهمیدی؟

1871
01:50:51,306 --> 01:50:52,307
‫فهمیدم.

1872
01:50:59,731 --> 01:51:01,607
‫دو دقیقه تا انفجار.

1873
01:51:02,275 --> 01:51:03,276
‫همه بخوابن زمین!

1874
01:51:04,193 --> 01:51:06,904
‫تا زمانی که بازتاب نور رو
‫روی تپه‌ها ندیدید برنگردید.

1875
01:51:08,323 --> 01:51:11,075
‫فقط و فقط انفجار
‫رو با عینک جوشکاری ببینید.

1876
01:51:11,117 --> 01:51:13,661
‫۹۰ ثانیه تا انفجار.

1877
01:51:15,455 --> 01:51:17,790
‫۸۰ ثانیه تا انفجار.

1878
01:51:18,708 --> 01:51:19,917
‫کامل زدم؟

1879
01:51:20,752 --> 01:51:21,753
‫آره.

1880
01:51:28,426 --> 01:51:31,387
‫۶۰ ثانیه تا انفجار.

1881
01:51:46,027 --> 01:51:47,779
‫رو قلب آدم سنگینی می‌کنه.

1882
01:51:48,404 --> 01:51:49,405
‫۳۰ ثانیه.

1883
01:51:55,161 --> 01:51:56,204
‫چاشنی شارژ شد!

1884
01:52:06,798 --> 01:52:08,007
‫۱۷

1885
01:52:08,090 --> 01:52:09,300
‫۱۶

1886
01:52:09,842 --> 01:52:11,052
‫۱۵

1887
01:52:11,427 --> 01:52:12,428
‫۱۴

1888
01:52:13,387 --> 01:52:14,430
‫۱۳

1889
01:52:15,139 --> 01:52:16,140
‫۱۲

1890
01:52:16,641 --> 01:52:17,642
‫۱۱

1891
01:52:18,518 --> 01:52:19,560
‫۱۰

1892
01:52:20,728 --> 01:52:21,729
‫۹

1893
01:52:22,688 --> 01:52:23,689
‫۸

1894
01:52:24,941 --> 01:52:25,942
‫۷

1895
01:52:27,443 --> 01:52:28,444
‫۶

1896
01:52:30,363 --> 01:52:31,364
‫۵

1897
01:52:32,990 --> 01:52:33,991
‫۴

1898
01:52:35,535 --> 01:52:36,536
‫۳

1899
01:52:38,079 --> 01:52:39,080
‫۲

1900
01:52:40,373 --> 01:52:41,165
‫۱

1901
01:54:14,508 --> 01:54:16,802
‫و حالا من تبدیل به مرگ شدم...

1902
01:54:19,180 --> 01:54:20,639
‫نابودگر دنیاها.

1903
01:54:54,381 --> 01:54:55,382
‫جواب داد.

1904
01:55:31,168 --> 01:55:32,378
‫بهم ده دلار بدهکاری!

1905
01:55:35,172 --> 01:55:37,967
‫- بده بیاد!
‫- سر حرفم می‌مونم، کیستی.

1906
01:55:38,968 --> 01:55:39,969
‫آره!

1907
01:55:40,928 --> 01:55:42,012
‫آره، می‌مونی!

1908
01:56:19,758 --> 01:56:21,218
‫منو به پوتسدام وصل کن.

1909
01:56:33,063 --> 01:56:34,106
‫یه پیغام به کیتی برسون.

1910
01:56:34,732 --> 01:56:36,900
‫- اجازه نداریم چیزی بگیم.
‫- بگو ملافه‌ها رو جمع کنه.

1911
01:56:45,743 --> 01:56:47,244
‫موفق شدیم!

1912
01:56:52,791 --> 01:56:54,418
‫- الو؟
‫- سلام، کیتی؟

1913
01:56:54,460 --> 01:56:57,546
‫چی؟ چی گفتی؟ شارلوت؟
‫شارلوت، بگو. بگو.

1914
01:56:57,630 --> 01:56:59,214
‫خب، نمی‌دونم،

1915
01:56:59,256 --> 01:57:01,884
‫گفت بهت بگم
‫که ملافه‌ها رو جمع کنی.

1916
01:57:04,970 --> 01:57:05,971
‫کیتی؟

1917
01:57:07,640 --> 01:57:09,850
‫کیتی؟ کیتی، هنوز پشت خطی؟

1918
01:57:17,191 --> 01:57:20,319
‫اگه از فاصله زیاد پرت کنن،
‫قدرت انفجار چندان زیاد نیست.

1919
01:57:20,778 --> 01:57:23,989
‫با کمال احترام دکتر اوپنهایمر،
‫از اینجا به بعد به عهدهٔ ماست.

1920
01:57:34,833 --> 01:57:37,002
‫ترومن به استالین
‫تو کنفرانس پوتسدام توضیح داد؟

1921
01:57:37,920 --> 01:57:40,297
‫بگم توضیح داده اغراق کردم.

1922
01:57:40,339 --> 01:57:43,926
‫به یه سلاح جدید قدرتمند اشاره کرد.

1923
01:57:44,635 --> 01:57:49,306
‫استالین... امیدواره
‫بر علیه ژاپن استفاده کنیم.

1924
01:57:50,849 --> 01:57:51,850
‫همین؟

1925
01:57:52,518 --> 01:57:55,771
‫رابرت، ما لقمه آماده تو دهن‌شون گذاشتیم.
‫باقیش تصمیم اون‌هاست.

1926
01:57:58,065 --> 01:57:59,149
‫هدفتون ششم ماهه؟

1927
01:58:00,317 --> 01:58:02,069
‫ببینیم نظر فرمانده اقیانوس چیه.

1928
01:58:03,946 --> 01:58:05,155
‫منم باید باهات بیام واشینگتن؟

1929
01:58:07,366 --> 01:58:08,367
‫برای چی؟

1930
01:58:10,869 --> 01:58:12,037
‫خب، منو در جریان بذار.

1931
01:58:13,914 --> 01:58:14,915
‫حتما.

1932
01:58:17,167 --> 01:58:18,168
‫تا جایی که بتونم.

1933
01:58:36,478 --> 01:58:38,897
‫اگه ژاپنی‌ها می‌دونستن
‫چه چیزی در انتظارشونه تسلیم می‌شدن؟

1934
01:58:40,440 --> 01:58:41,483
‫نمی‌دونم.

1935
01:58:44,403 --> 01:58:45,779
‫دادخواست سیلارد رو دیدی؟

1936
01:58:46,446 --> 01:58:48,323
‫سیلارد از کجا در مورد ژاپنی‌ها می‌دونه؟

1937
01:58:49,158 --> 01:58:50,159
‫امضا که نمی‌کنی، درسته؟

1938
01:58:51,285 --> 01:58:52,995
‫افراد زیادی امضا کردن.
‫خیلی آدم‌ها امضا کردن.

1939
01:58:53,745 --> 01:58:54,788
‫ادوارد...

1940
01:58:56,290 --> 01:58:59,084
‫این مسئله که ما این بمب رو ساختیم به ما...

1941
01:58:59,126 --> 01:59:00,752
‫به ما حق یا مسئولیت نمیده

1942
01:59:00,878 --> 01:59:03,046
‫که چطور ازش استفاده کنیم.

1943
01:59:03,422 --> 01:59:05,007
‫اما فقط ما ازش خبر داریم.

1944
01:59:05,757 --> 01:59:08,302
‫به استیمسون
‫نظرات مختلف جامعه رو گفتم.

1945
01:59:08,886 --> 01:59:09,887
‫اما نظر تو چیه؟

1946
01:59:11,430 --> 01:59:12,431
‫وقتی استفاده بشه...

1947
01:59:13,974 --> 01:59:15,642
‫جنگ هسته‌ای، شاید...

1948
01:59:16,643 --> 01:59:17,853
‫تمام جنگ‌ها...

1949
01:59:19,271 --> 01:59:20,272
‫غیر قابل تصور میشه.

1950
01:59:21,231 --> 01:59:22,941
‫تا زمانی که یه سلاح بزرگ‌تر ساخته بشه.

1951
01:59:44,296 --> 01:59:45,464
‫فکر می‌کردم زنگ بزنن.

1952
01:59:45,839 --> 01:59:47,174
‫تازه پنجمه.

1953
01:59:49,843 --> 01:59:51,470
‫ژاپن ششمه.

1954
02:00:04,691 --> 02:00:05,692
‫شارلوت؟

1955
02:00:08,278 --> 02:00:09,279
‫گرووز رو بگیر.

1956
02:00:10,864 --> 02:00:11,823
‫خبری نیست؟

1957
02:00:14,284 --> 02:00:16,536
‫- شارلوت؟
‫- ترومن تو رادیو سخنرانی داره.

1958
02:00:17,996 --> 02:00:19,915
‫شانزده ساعت پیش،

1959
02:00:20,916 --> 02:00:22,668
‫هواپیمای آمریکایی

1960
02:00:23,085 --> 02:00:26,088
‫یک بمب بر روی هیروشیما انداخت،

1961
02:00:27,756 --> 02:00:30,676
‫و کارایی دشمن را از بین برد.

1962
02:00:32,928 --> 02:00:35,013
‫بمب قدرت بیشتری

1963
02:00:35,472 --> 02:00:38,517
‫از ۲۰ هزار تن تی‌ان‌تی داشت.

1964
02:00:41,019 --> 02:00:42,729
‫بمب اتمی‌ست.

1965
02:00:45,649 --> 02:00:49,986
‫قدرت اساسی دنیا را مهار می‌کند.

1966
02:00:52,781 --> 02:00:53,782
‫گرووز روی خط یکه.

1967
02:00:54,157 --> 02:00:57,160
‫اکنون آمادگی آن را داریم تا به سرعت

1968
02:00:57,202 --> 02:00:59,496
‫و به طور کامل ژاپن را از روی زمین محو کنیم.

1969
02:00:59,996 --> 02:01:00,997
‫ژنرال؟

1970
02:01:01,039 --> 02:01:03,208
‫به تو و تمامی افرادت افتخار می‌کنم.

1971
02:01:03,917 --> 02:01:04,918
‫به خوبی پیش رفت؟

1972
02:01:05,502 --> 02:01:07,754
‫ظاهرا انفجار به شدت مهیبی بوده.

1973
02:01:09,214 --> 02:01:13,009
‫خب، همه افراد حاضر
‫در اینجا رضایت خاطر دارن.

1974
02:01:14,636 --> 02:01:15,846
‫مسیر طولانی‌ای بود.

1975
02:01:16,346 --> 02:01:18,465
‫فکر می‌کنم یکی از هوشندانه‌ترین کارهایی که کردم

1976
02:01:18,515 --> 02:01:21,017
‫انتخاب مدیر لس آلاموس بود.

1977
02:01:24,438 --> 02:01:28,066
‫بیش از دو میلیارد دلار رو

1978
02:01:28,567 --> 02:01:32,070
‫صرفِ بزرگ‌ترین قمار علمی تاریخ کردیم،

1979
02:01:32,946 --> 02:01:34,406
‫و پیروز شدیم.

1980
02:01:39,703 --> 02:01:42,372
‫اوپی!‌ اوپی! اوپی!

1981
02:01:44,457 --> 02:01:46,668
‫اوپی!‌ اوپی! اوپی!

1982
02:01:47,544 --> 02:01:49,496
‫اوپی!‌ اوپی! اوپی!

1983
02:01:49,546 --> 02:01:51,965
‫اوپی!‌ اوپی! اوپی!

1984
02:01:52,382 --> 02:01:54,384
‫اوپی!‌ اوپی! اوپی!

1985
02:02:00,390 --> 02:02:02,392
‫اوپی!‌ اوپی! اوپی!

1986
02:02:02,434 --> 02:02:04,436
‫اوپی!‌ اوپی! اوپی!

1987
02:03:03,036 --> 02:03:04,037
‫دنیا...

1988
02:03:06,081 --> 02:03:07,374
‫امروز را به خاطر خواهد سپرد.

1989
02:03:26,518 --> 02:03:27,769
‫هنوز زوده...

1990
02:03:28,770 --> 02:03:30,355
‫خیلی زوده که بخوایم بگیم...

1991
02:03:30,647 --> 02:03:32,440
‫نتیجه بمبارون چی بوده.

1992
02:03:35,944 --> 02:03:37,487
‫اما مطمئنم
‫به مذاق ژاپنی‌ها خوش نیومده.

1993
02:03:58,383 --> 02:03:59,384
‫خیلی افتخار می‌کنم.

1994
02:04:01,052 --> 02:04:02,804
‫به موفقیت‌تون افتخار می‌کنم.

1995
02:04:10,729 --> 02:04:13,356
‫فقط ای کاش زمانی در دست‌مون بود
‫که روی آلمان‌ها استفاده کنیم.

1996
02:05:55,041 --> 02:05:58,127
‫[مجله تایم: پدر بمب اتم]

1997
02:06:01,089 --> 02:06:02,090
‫دکتر اوپنهایمر؟

1998
02:06:03,383 --> 02:06:04,384
‫دکتر اوپنهایمر؟

1999
02:06:05,802 --> 02:06:06,803
‫عکس قشنگی شد.

2000
02:06:07,637 --> 02:06:08,763
‫رئیس جمهور ترومن
‫با شما ملاقات می‌کنن.

2001
02:06:23,653 --> 02:06:26,406
‫دکتر اوپنهایمر، باعث افتخاره.

2002
02:06:26,447 --> 02:06:28,116
‫- جناب رئیس جمهور.
‫- تمنا می‌کنم.

2003
02:06:28,449 --> 02:06:29,492
‫ممنون.

2004
02:06:30,118 --> 02:06:31,244
‫وزیر بیرنز.

2005
02:06:34,038 --> 02:06:36,833
‫اینکه معروف‌ترین فرد جهان هستید
‫چه حس و حالی داره؟

2006
02:06:37,959 --> 02:06:40,586
‫در نجات جون آمریکایی‌هایی بسیاری کمک کردید.

2007
02:06:41,254 --> 02:06:45,216
‫- کاری که در هیروشیما انجام دادیم...
‫- و ناگاساکی.

2008
02:06:46,384 --> 02:06:47,802
‫مسلما.

2009
02:06:48,553 --> 02:06:51,597
‫اختراع شما به ما این اجازه رو داد
‫تا پسران‌مون رو به خونه برگردونیم.

2010
02:06:51,639 --> 02:06:54,767
‫خب، نمیشه گفت...
‫اختراع من بود.

2011
02:06:55,143 --> 02:06:57,061
‫عکس شما در جلد مجلهٔ تایم چاپ شده.

2012
02:07:00,106 --> 02:07:03,609
‫جیم به من گفت
‫که نگرانِ جنگ تسلیحاتی با شوروی هستید.

2013
02:07:03,860 --> 02:07:04,902
‫بله، آ...

2014
02:07:06,571 --> 02:07:07,572
‫خب، آم...

2015
02:07:08,072 --> 02:07:11,951
‫الان این فرصت رو داریم
‫تا اینکه...

2016
02:07:13,327 --> 02:07:16,122
‫همکاری بین‌المللی برای
‫انرژی اتمی رو قطعی کنیم،

2017
02:07:16,164 --> 02:07:18,416
‫و... و... و...
‫نگران هستم...

2018
02:07:18,458 --> 02:07:21,294
‫می‌دونی شوروی قراره
‫چه زمانی به بمب برسه؟

2019
02:07:21,711 --> 02:07:23,212
‫فکر نمی‌کنم بتونم یه تاریخِ...

2020
02:07:23,337 --> 02:07:24,338
‫هیچ‌وقت!

2021
02:07:25,590 --> 02:07:26,591
‫هیچ‌وقت.

2022
02:07:27,216 --> 02:07:30,470
‫جناب رئیس جمهور،
‫روس‌ها فیزیکدانان قابلی رو دارن،

2023
02:07:30,511 --> 02:07:33,139
‫- و... و... منابع سرشار...
‫- سرشار؟

2024
02:07:33,222 --> 02:07:34,223
‫بله.

2025
02:07:34,766 --> 02:07:36,476
‫فکر نمی‌کنم.

2026
02:07:36,976 --> 02:07:40,188
‫خب، تمام توان‌شون
‫رو به کار می‌گیرن برای...

2027
02:07:44,275 --> 02:07:47,737
‫شنیدم دارید لس آلاموس رو ترک می‌کنید.

2028
02:07:49,155 --> 02:07:50,448
‫باید با اون مکان چیکار کنیم؟

2029
02:07:50,781 --> 02:07:52,116
‫به بومی‌های آمریکا پس بدید.

2030
02:08:00,374 --> 02:08:02,752
‫آم، دکتر اوپنهایمر...

2031
02:08:03,753 --> 02:08:06,214
‫اگه صحبتِ شما
‫دربارهٔ شوروی‌ها صحت داشته باشه،

2032
02:08:06,923 --> 02:08:10,801
‫باید لس آلاموس رو توسعه بدیم،
‫نه اینکه تعطیلش کنیم.

2033
02:08:14,639 --> 02:08:15,806
‫جناب رئیس جمهور...

2034
02:08:17,558 --> 02:08:18,559
‫آم...

2035
02:08:21,729 --> 02:08:25,149
‫من احساس می‌کنم
‫دستم به خون آلوده‌ست.

2036
02:08:45,169 --> 02:08:48,172
‫فکر می‌کنی کسی
‫توی هیروشیما یا...

2037
02:08:49,257 --> 02:08:53,177
‫ناگاساکی، واسش مهمه
‫چه کسی بمب رو ساخته؟

2038
02:08:57,014 --> 02:08:58,641
‫اونی که انداخته واسشون مهمه.

2039
02:08:59,892 --> 02:09:00,893
‫من انداختم.

2040
02:09:03,854 --> 02:09:05,815
‫هیروشما به تو ربطی نداره.

2041
02:09:12,613 --> 02:09:13,906
‫دکتر اوپنهایمر.

2042
02:09:25,626 --> 02:09:27,837
‫دیگه این بچه نق‌نقو رو اینجا راه ندید!

2043
02:09:33,509 --> 02:09:36,387
‫رابرت فهمید که با نگرانیِ مفرط به جایی نمی‌رسه.

2044
02:09:37,430 --> 02:09:39,682
‫زمانی که اون رو دیدم، اون کاملا...

2045
02:09:39,724 --> 02:09:41,642
‫شهرتِ «پدر بمب» رو پذیرفته بود.

2046
02:09:42,560 --> 02:09:45,104
‫و با وجهه‌ای که به دست آورده بود
‫روی سیاست تاثیر میذاشت.

2047
02:09:49,233 --> 02:09:51,235
‫[اوپنهایمر؛ متفکر شماره ۱ انرژی اتمی]

2048
02:09:54,280 --> 02:09:55,698
‫دکتر، در سال‌های پس از جنگ،

2049
02:09:55,740 --> 02:09:57,992
‫اینطور بیان می‌کنید
‫که شهرت بسیاری...

2050
02:09:58,034 --> 02:09:59,869
‫از سیاست‌های اتمی ایالات متحده بدست آوردید؟

2051
02:09:59,910 --> 02:10:02,079
‫به نظرم استفاده از واژهٔ
‫«بسیار» اغراق آمیزه.

2052
02:10:02,288 --> 02:10:04,498
‫واقعا؟ خب به مسئلهٔ
‫ایزوتوپ‌ها نگاه کنید.

2053
02:10:04,540 --> 02:10:08,127
‫شما به‌شخصه مسئولِ سرکوب
‫نظرات مخالف مبنی بر صادرات ایزوتوپ‌ها نبودید؟

2054
02:10:08,753 --> 02:10:10,629
‫میشه از یک بطری نوشیدنی

2055
02:10:10,796 --> 02:10:12,715
‫در ساخت سلاح‌های اتمی استفاده کرد.
‫در حقیقت این امکان وجود داره.

2056
02:10:13,132 --> 02:10:16,886
‫من سخنگو بودم،
‫ولی دانشمندان متفق القول بودن.

2057
02:10:17,178 --> 02:10:20,222
‫از ابتدا، با قدرت گرفتن مک‌کارتی،
‫می‌دونست اون آسیب‌پذیره.

2058
02:10:21,015 --> 02:10:24,477
‫برادر اون توی لیست سیاه
‫تمامی دانشگاه‌های کشور بود.

2059
02:10:26,145 --> 02:10:28,856
‫دست آخر لومانیتز توی راه‌آهن مشغول به کار شد،
‫ریل کار می‌ذاشت.

2060
02:10:31,025 --> 02:10:33,027
‫شاوالیه از همه دانشگاه‌ها‌ تبعید شد.

2061
02:10:35,321 --> 02:10:37,823
‫اما هیچ‌کدوم از این‌ها
‫جلوی رابرت رو نگرفت

2062
02:10:37,865 --> 02:10:40,526
‫تا به کمیته مشاوره همگانی
‫به‌جایِ بمب هیدروژنی،

2063
02:10:40,576 --> 02:10:41,577
‫به توصیهٔ کنترل تسلیحاتی فشار بیاره.

2064
02:10:43,788 --> 02:10:46,916
‫زمانی که ترومن پیشنهادشون رو رد کرد
‫به شدت سرخورده شده بود.

2065
02:10:46,957 --> 02:10:49,160
‫[اعلام ترومن جهت آغاز فرآیند بمب هیدروژنی]

2066
02:10:49,210 --> 02:10:50,878
‫انقدر دل‌تنگِ ریچارد شدم
‫که تحمل ندارم.

2067
02:10:51,212 --> 02:10:52,671
‫می‌فهمم روث.
‫می‌فهمم.

2068
02:10:53,172 --> 02:10:56,091
‫از طرفی خوشحالم زنده نموند
‫تا ببینه این ماجرا به کجا ختم میشه.

2069
02:10:59,261 --> 02:11:01,972
‫صاحب تولد داره میاد،
‫تا پز بده...

2070
02:11:02,431 --> 02:11:03,432
‫خوش بگذره.

2071
02:11:04,350 --> 02:11:06,268
‫رابرت، پسرم و نامزدش

2072
02:11:06,310 --> 02:11:08,813
‫خیلی دلشون می‌خواد
‫پدر بمب اتمی رو ببینن، پس...

2073
02:11:08,854 --> 02:11:09,814
‫سلام.

2074
02:11:18,072 --> 02:11:19,073
‫بد موقع‌ست؟

2075
02:11:20,074 --> 02:11:21,242
‫خودت چی فکر می‌کنی، لوئیس؟

2076
02:11:21,742 --> 02:11:23,577
‫خب، فکر می‌کنم ضربهٔ بزرگی واست بوده.

2077
02:11:23,869 --> 02:11:24,870
‫واسه دنیا.

2078
02:11:26,372 --> 02:11:29,333
‫دنیا؟ فوکس رو چه به دنیا؟

2079
02:11:31,126 --> 02:11:32,169
‫فوکس؟

2080
02:11:32,711 --> 02:11:33,712
‫کلاوس فوکس؟

2081
02:11:35,798 --> 02:11:38,342
‫خدای بزرگ.
‫خبر نداری.

2082
02:11:41,178 --> 02:11:43,339
‫کلاوس فوکس،
‫دانشمند بریتانیایی

2083
02:11:43,389 --> 02:11:45,975
‫که اون رو برای تیم درون‌پاشِ
‫لس آلاموس استخدام کرده بودی...

2084
02:11:47,226 --> 02:11:48,352
‫مشخص شد اون...

2085
02:11:48,894 --> 02:11:51,355
‫این همه مدت
‫جاسوس شوروی‌ها بوده.

2086
02:11:51,772 --> 02:11:52,773
‫متاسفم.

2087
02:11:58,737 --> 02:12:01,240
‫بعد از اینکه
‫ماهیتِ واقعی فوکس لو رفت،

2088
02:12:01,490 --> 02:12:03,534
‫اف‌بی‌آی روی اون نظارت کامل داشت.

2089
02:12:03,742 --> 02:12:05,244
‫می‌دونست تلفنش شنود میشه.

2090
02:12:06,453 --> 02:12:07,538
‫اون رو همه‌جا تعقیب می‌کردن.

2091
02:12:08,706 --> 02:12:09,832
‫توی زباله‌هاش می‌گشتن.

2092
02:12:13,836 --> 02:12:15,921
‫ولی همیشه حرف دلش رو میزد.

2093
02:12:16,422 --> 02:12:17,589
‫اعتقاد راسخ داشته.

2094
02:12:18,132 --> 02:12:20,884
‫یا شاید فکر می‌کرده
‫که شهرت می‌تونه واقعا ازش محافظت کنه.

2095
02:12:23,429 --> 02:12:25,764
‫وقتی آیزن‌هاور رئیس جمهور شد،
‫یه فرصت دیگه رو دید.

2096
02:12:28,017 --> 02:12:28,934
‫رو هوا قاپید.

2097
02:12:28,976 --> 02:12:32,146
‫آمریکا و روسیه رو میشه...

2098
02:12:33,522 --> 02:12:35,524
‫مثل دو عقرب در یک بطری تشبیه کرد.

2099
02:12:35,566 --> 02:12:38,777
‫هر یک قادر به کشتن همدیگه هستن،

2100
02:12:39,069 --> 02:12:41,822
‫اما به قیمتِ به خطر انداختن جون خودش.

2101
02:12:42,406 --> 02:12:44,450
‫ابعادِ گوناگونی از این سیاست وجود داره...

2102
02:12:44,491 --> 02:12:49,038
‫دانشمندان زیادی من رو سرزنش می‌کردن،
‫اما چطور باید از اون محافظت می‌کردم؟

2103
02:12:49,121 --> 02:12:51,115
‫برای صحبت بسیار محرمانه‌ست.

2104
02:12:51,165 --> 02:12:53,000
‫صداقت تنها چاره‌ست.

2105
02:12:53,208 --> 02:12:57,713
‫مقامات واشینگتن باید
‫با مردم آمریکا روراست باشن.

2106
02:12:58,589 --> 02:13:00,799
‫با اون حرف،
‫کاسه صبر دشمنان رابرت لبریز شد.

2107
02:13:00,924 --> 02:13:03,552
‫بنابراین چاره‌ای نبود
‫جز اینکه مجوز امنیتیش رو ازش بگیرن.

2108
02:13:03,635 --> 02:13:05,846
‫و اعتبارش رو.

2109
02:13:06,388 --> 02:13:08,015
‫اما چطور تونستن؟

2110
02:13:08,515 --> 02:13:09,767
‫اون یه قهرمان جنگی بود.

2111
02:13:09,808 --> 02:13:11,852
‫گذشته و پیشینه‌اش رو به همه گفته بود.

2112
02:13:11,894 --> 02:13:13,562
‫بوردن همه‌چیز رو درآورد.

2113
02:13:13,854 --> 02:13:17,149
‫آخه چطور ممکنه بوردن
‫به پرونده اف‌بی‌آی اوپنهایمر دسترسی داشته باشه؟

2114
02:13:17,191 --> 02:13:18,192
‫شاید کار نیکولز بوده؟

2115
02:13:18,525 --> 02:13:20,069
‫نه، بعید می‌دونم.

2116
02:13:20,944 --> 02:13:24,656
‫کار هر کی بوده،
‫آتیشی بپا کرد که از کاخ سفید رو سوزوند...

2117
02:13:25,032 --> 02:13:27,034
‫تا میز من
‫توی کمیسیون انرژی اتمی.

2118
02:13:28,077 --> 02:13:29,495
‫تو شاهد بودی، درسته؟

2119
02:13:30,287 --> 02:13:32,664
‫کل زندگیم رو زحمت کشیدم
‫تا به اینجا برسم.

2120
02:13:33,582 --> 02:13:35,659
‫کابینه ایالات متحده آمریکا،

2121
02:13:35,709 --> 02:13:37,419
‫و حالا،
‫جلوی همهٔ کشور،

2122
02:13:37,836 --> 02:13:39,338
‫می‌خوان منو سر جام بنشونن.

2123
02:13:41,173 --> 02:13:42,591
‫یه فروشنده کفش بی ارزش.

2124
02:13:43,592 --> 02:13:45,427
‫لوئیس، می‌تونیم برنده بشیم.

2125
02:13:45,719 --> 02:13:47,721
‫به نظرم می‌تونیم
‫به مجلس سنا بفهمونیم

2126
02:13:47,763 --> 02:13:50,015
‫که تو وظیفه‌ات رو انجام دادی،
‫با اینکه دردناک بوده.

2127
02:13:50,224 --> 02:13:53,143
‫- شهادتِ هیل از ما پشتیبانی می‌کنه؟
‫- هیل موردی نداره.

2128
02:13:53,185 --> 02:13:56,522
‫شناخت چندانی از اون ندارم،
‫ولی یکی از افراد سیلارد توی شیکاگو بود.

2129
02:13:56,563 --> 02:13:58,390
‫و هیچ‌وقت دلش با رابرت صاف نشد

2130
02:13:58,440 --> 02:14:00,692
‫سر اینکه از دادخواست ممانعت
‫از بمبارون ژاپن حمایت نکرد.

2131
02:14:01,819 --> 02:14:04,822
‫این عکس در سی و یکمین روز
‫پس از بمبارون گرفته شده.

2132
02:14:06,114 --> 02:14:10,410
‫تقریبا تمامی افراد حاضر در خیابون،
‫تا حدودا یک کیلومتری،

2133
02:14:11,245 --> 02:14:12,830
‫در آن و به‌شدت...

2134
02:14:13,622 --> 02:14:14,581
‫سوختن.

2135
02:14:15,582 --> 02:14:19,002
‫شاهدین ژاپنی از قربانیانی میگن

2136
02:14:19,169 --> 02:14:22,923
‫که لباس راه‌راه پوشیده بودن،
‫و پوست‌شون به شکل راه‌راه سوخته شده.

2137
02:14:24,216 --> 02:14:26,134
‫افراد بسیاری
‫خودشون رو خوش‌شانس می‌دونستن،

2138
02:14:26,802 --> 02:14:29,012
‫که از خانه‌های آوار شده‌‌شون بیرون اومدن،

2139
02:14:29,596 --> 02:14:30,722
‫و آسیب جزئی دیده بودن.

2140
02:14:32,516 --> 02:14:33,559
‫اما با این‌وجود جان خود را از دست دادن.

2141
02:14:34,935 --> 02:14:37,271
‫چند روز یا چند هفته بعد فوت شدن

2142
02:14:38,313 --> 02:14:40,816
‫به دلیلِ اشعه‌های ایریدیم مانندی که در مقادیر زیاد

2143
02:14:41,441 --> 02:14:43,026
‫در لحظهٔ انفجار ساطع شده.

2144
02:14:45,028 --> 02:14:46,697
‫اون مقالهٔ مزخرف روزنامه‌ها رو خوندی؟

2145
02:14:46,947 --> 02:14:48,532
‫یه فیزیکدان بریتانیایی گفته

2146
02:14:48,824 --> 02:14:51,493
‫بمب‌های اتمی آخرین اقدام جنگ جهانی دوم نبوده،

2147
02:14:51,743 --> 02:14:54,496
‫بلکه اولین اقدام
‫جنگ سرد با روسیه‌ست.

2148
02:14:55,330 --> 02:14:56,290
‫کدوم فیزیکدان؟

2149
02:14:56,331 --> 02:14:58,584
‫فکر کنم می‌شناسیش.
‫پاتریک بلاکت.

2150
02:15:02,170 --> 02:15:05,048
‫شاید بی‌راه نمیگه.
‫استیمسون الان برگشته بهم میگه

2151
02:15:05,132 --> 02:15:08,051
‫ما دشمنی رو بمبارون کردیم
‫که عملا شکست خورده بود.

2152
02:15:08,176 --> 02:15:10,304
‫رابرت،
‫تو الان نفوذ زیادی داری.

2153
02:15:11,722 --> 02:15:12,723
‫لطفا،

2154
02:15:13,307 --> 02:15:15,350
‫بهشون فشار بیار
‫تا تحقیقات من بابتِ سوپر رو ادامه بدن.

2155
02:15:15,809 --> 02:15:17,436
‫نه می‌تونم نه می‌خوام، ادوارد.

2156
02:15:17,853 --> 02:15:18,854
‫چرا؟

2157
02:15:19,146 --> 02:15:20,814
‫استفادهٔ صحیح از منابع نیست.

2158
02:15:21,231 --> 02:15:22,566
‫واقعا به این حرف اعتقاد داری؟

2159
02:15:23,609 --> 02:15:27,404
‫جی رابرت اوپنهایمر؟
‫استاد مرموز اتم؟

2160
02:15:29,031 --> 02:15:30,532
‫هیچ‌کس از اعتقادات تو خبر نداره.

2161
02:15:31,783 --> 02:15:33,327
‫خودت می‌دونی؟ همم؟

2162
02:15:34,244 --> 02:15:38,081
‫برای بار آخر، مدیر برنامهٔ ما،
‫دکتر جی. رابرت اوپنهایمر.

2163
02:15:39,875 --> 02:15:41,835
‫امیدوارم در سال‌های آتی،

2164
02:15:42,294 --> 02:15:44,588
‫با غرور و افتخار
‫به زحماتتون در اینجا نگاه کنید.

2165
02:15:45,589 --> 02:15:49,509
‫ولی امروز، باید این افتخار رو
‫با یک نگرانی عمیق کاهش بدم.

2166
02:15:51,595 --> 02:15:55,057
‫اگر سلاح‌های اتمی
‫به انبارهای تسلیحاتِ جهان جنگ‌طلب اضافه بشه،

2167
02:15:56,808 --> 02:16:00,645
‫سپس روزی فراخواهد رسید
‫که مردم به اسم لس آلاموس لعنت می‌فرستن.

2168
02:16:05,233 --> 02:16:06,234
‫عذر می‌خوام، فرمانده.

2169
02:16:07,069 --> 02:16:08,236
‫رفته بودم اینو بگیرم.

2170
02:16:09,446 --> 02:16:10,697
‫به نظر خیلی خوشایند نوشتن.

2171
02:16:11,865 --> 02:16:13,950
‫عکس اوپنهایمره.
‫چی نوشته؟

2172
02:16:14,951 --> 02:16:17,621
‫جی. رابرت اوپنهایمر.
‫«استراس با اون جنگید...

2173
02:16:19,122 --> 02:16:20,207
‫و آمریکا پیروز شد.»

2174
02:16:21,666 --> 02:16:22,584
‫این خوبه.

2175
02:16:22,626 --> 02:16:24,795
‫حرف‌های شماست از اون روز.

2176
02:16:25,003 --> 02:16:26,004
‫باید تغییر جهت می‌دادیم.

2177
02:16:26,838 --> 02:16:29,466
‫ولی از کجا می‌دونستید
‫که مجله تایم چه چیزی رو چاپ می‌کنه؟

2178
02:16:29,633 --> 02:16:31,176
‫هنری لوس دوست منه.

2179
02:16:39,184 --> 02:16:41,394
‫اینجا نشستید و اجازه دادید
‫من راه و چاه رو بهتون بگم،

2180
02:16:42,145 --> 02:16:43,980
‫ولی از اول مسیر
‫شما جلوتر بودید.

2181
02:16:44,606 --> 02:16:46,608
‫برای بقا در واشینگتن

2182
02:16:47,526 --> 02:16:49,152
‫باید راه و چاه رو بلد باشی.

2183
02:16:50,237 --> 02:16:51,238
‫صحیح.

2184
02:16:53,281 --> 02:16:54,908
‫حرفی که در مورد بوردن زدید چی؟

2185
02:16:55,242 --> 02:16:56,993
‫چرا چاقو بدست گرفتار میشد؟

2186
02:16:59,412 --> 02:17:02,457
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫بوردن غلام حلقه به گوش شما بوده.

2187
02:17:05,252 --> 02:17:07,170
‫همه‌چیز به این بستگی داره که بوردن

2188
02:17:07,212 --> 02:17:09,131
‫چقدر روی تلر
‫تاثیر گذاشته باشه.

2189
02:17:10,298 --> 02:17:11,550
‫حرف خنده‌داری زدم؟

2190
02:17:11,883 --> 02:17:16,304
‫اسم بوردن از دهنت نمیفته،
‫با اینکه می‌دونیم استراس پشت ماجراست.

2191
02:17:16,596 --> 02:17:18,557
‫لوئیس منو به پرینستون آورد، کیتی.

2192
02:17:19,224 --> 02:17:21,676
‫و خودِ اون
‫جلوی کنگره تو رو خار و خفیف کرد.

2193
02:17:21,726 --> 02:17:23,687
‫ولی از ساندویچ مفید‌ترن!

2194
02:17:27,399 --> 02:17:28,350
‫- چطور بودم؟
‫- اعلام تنفس می‌کنم،

2195
02:17:28,400 --> 02:17:29,776
‫به مدت ده دقیقه.

2196
02:17:29,818 --> 02:17:31,236
‫شاید یه‌کم زیادی خوب بودی، رابرت.

2197
02:17:32,070 --> 02:17:33,238
‫اون مسئله شش سال پیش بود.

2198
02:17:33,363 --> 02:17:36,741
‫می‌دونی، اون‌ها به‌شدت اهل انتقام هستن،
‫حاضرن تا آخر عمرشون صبر کنن.

2199
02:17:36,783 --> 02:17:39,619
‫استراس خیلی واضح و شفاف گفته
‫که طرف شخص خاصی نیست.

2200
02:17:40,370 --> 02:17:43,164
‫چشم‌هاتونو باز کنید!
‫همه‌چی زیر سرِ استراسه!

2201
02:17:43,415 --> 02:17:45,709
‫از اول کار استراس بوده،
‫و خودت خوب می‌دونی!

2202
02:17:46,251 --> 02:17:47,586
‫چرا باهاش نمی‌جنگی؟

2203
02:17:51,256 --> 02:17:54,835
‫کار نیکولز نبود،
‫یا کار هوور یا یکی از افرادِ ترومن.

2204
02:17:54,885 --> 02:17:55,886
‫کار شما بود.

2205
02:17:56,511 --> 02:17:57,721
‫شما پرونده رو به بوردن دادین.

2206
02:17:57,888 --> 02:17:59,347
‫اون رو به جونِ اوپنهایمر انداختین.

2207
02:17:59,514 --> 02:18:00,682
‫- اون رو قانع کردین...
‫- بوردن...

2208
02:18:02,183 --> 02:18:04,144
‫نیازی نبود قانعش کنیم.

2209
02:18:04,394 --> 02:18:05,896
‫عجله نکن،
‫از همه پرونده استفاده کن.

2210
02:18:06,313 --> 02:18:08,398
‫نتیجه‌گیریت رو بنویس،
‫و برای اف‌بی‌آی ارسال کن.

2211
02:18:08,648 --> 02:18:10,817
‫پرونده بسیار گسترده‌ایه،

2212
02:18:10,859 --> 02:18:12,902
‫اما چیز جدیدی وجود نداره.

2213
02:18:13,153 --> 02:18:14,279
‫در نتیجه‌گیریتون چرا.

2214
02:18:15,322 --> 02:18:16,656
‫و باید پاسخ داده بشه.

2215
02:18:17,574 --> 02:18:19,075
‫هوور به مک‌کارتی انتقال میده؟

2216
02:18:19,576 --> 02:18:22,162
‫اون دلقکِ خودنما
‫از پس اوپنهایمر برنمیاد.

2217
02:18:22,787 --> 02:18:23,913
‫با هوور حرف زدم.

2218
02:18:24,039 --> 02:18:27,459
‫تا با کمیسیون انرژی اتمی کار می‌کنی
‫اون جلوی مک‌کارتی رو می‌گیره.

2219
02:18:27,792 --> 02:18:29,919
‫- محاکمه؟
‫- نه، محاکمه اشتباهه.

2220
02:18:29,961 --> 02:18:32,464
‫نباید به اوپنهایمر تریبون داد.

2221
02:18:32,881 --> 02:18:33,923
‫نباید ازش قهرمان بسازید.

2222
02:18:34,758 --> 02:18:38,136
‫به نابودی سیستماتیک
‫برای شهرتِ اوپنهایمر نیاز داریم،

2223
02:18:38,178 --> 02:18:41,389
‫تا دیگه نتونه هیچ‌وقت
‫در مورد موضوعات امنیت ملی صحبت کنه.

2224
02:18:42,432 --> 02:18:43,433
‫بعدش چی؟

2225
02:18:44,893 --> 02:18:47,937
‫یه اتاق کوچیک پوسیده.
‫به دور از توجه عموم.

2226
02:18:54,069 --> 02:18:58,198
‫یه رویه دیوان‌سالاری ساده.
‫مجوز امنیت سازمانیش باید تمدید بشه.

2227
02:18:58,573 --> 02:19:01,159
‫اتهاماتت رو به اف‌بی‌آی می‌فرستی...

2228
02:19:03,661 --> 02:19:06,623
‫هوور به کمیسیون انرژی اتمی ارسال می‌کنه.
‫مجبور به اقدام میشید.

2229
02:19:07,290 --> 02:19:08,583
‫یه کیفرخواست بنویس.

2230
02:19:09,292 --> 02:19:12,545
‫به اوپنهایمر بگو
‫مجوز امنیتیـش تمدید نمیشه.

2231
02:19:13,171 --> 02:19:14,839
‫ولی فرصت فرجام‌خواهی در اختیارش بذار.

2232
02:19:15,006 --> 02:19:17,092
‫همونطور که می‌بینی،
‫رابرت، هنوز امضا نشده.

2233
02:19:17,634 --> 02:19:19,135
‫- می‌تونم نگه‌اش دارم؟
‫- نه.

2234
02:19:20,053 --> 02:19:23,556
‫اگه تصمیم به فرجام‌خواهی گرفتی،
‫واست یه نسخه دیگه می‌فرستن.

2235
02:19:23,890 --> 02:19:28,770
‫وقتی درخواست فرجام‌خواهی بده،
‫و مطمئن باشید که درخواست میده، یه کمیته تشکیل میدم.

2236
02:19:29,437 --> 02:19:31,189
‫مسلما مشاور قانونی هم حضور داره.

2237
02:19:32,148 --> 02:19:33,733
‫- دادستان کیه؟
‫- پشت پرده هست.

2238
02:19:33,983 --> 02:19:35,894
‫- کی؟
‫- راجر راب.

2239
02:19:35,944 --> 02:19:36,945
‫ای وای.

2240
02:19:37,028 --> 02:19:40,231
‫راب مجوز امنیتی داره
‫تا پرونده اوپنهایمر رو مطالعه کنه.

2241
02:19:40,281 --> 02:19:42,826
‫همینطور اعضای کمیتهٔ گری.
‫اما وکیل مدافع اجازه نداره.

2242
02:19:44,661 --> 02:19:45,662
‫محاکمهٔ غیر علنی.

2243
02:19:45,870 --> 02:19:49,908
‫در این اطلاعاتِ بازجویانه کذایی
‫در کیفرخواست‌تون علیه من...

2244
02:19:49,958 --> 02:19:53,586
‫بدون حضور مخاطب، خبرنگار، و اثبات دعوی.

2245
02:19:54,045 --> 02:19:55,046
‫بدون اثبات دعوی؟

2246
02:19:57,048 --> 02:19:58,049
‫محکوم نمی‌کنیم.

2247
02:20:00,009 --> 02:20:01,553
‫انکار می‌کنیم.

2248
02:20:06,766 --> 02:20:08,685
‫یه حرفی بود زدی، چی گفتی؟

2249
02:20:09,727 --> 02:20:12,897
‫این نحوه‌ی بازیه.

2250
02:20:13,857 --> 02:20:15,275
‫خب، ساده‌لوحی من رو ببخشید.

2251
02:20:16,025 --> 02:20:19,696
‫آماتورهایی که به دنبال خورشید میرن،
‫خورده میشن.

2252
02:20:21,114 --> 02:20:24,159
‫قدرت در سایه می‌مونه.

2253
02:20:24,450 --> 02:20:27,320
‫ولی قربان، شما...
‫شما الان بیرون از سایه هستید.

2254
02:20:27,370 --> 02:20:29,164
‫آره، برای همین
‫باید این نقشه جواب بده.

2255
02:20:29,289 --> 02:20:30,248
‫خب...

2256
02:20:32,250 --> 02:20:33,918
‫امروز صبح تلر شهادت میده.

2257
02:20:34,210 --> 02:20:35,461
‫کمک می‌کنه.
‫و بعدش...

2258
02:20:36,880 --> 02:20:38,173
‫شهادت هیل بعد از ظهره.

2259
02:20:38,214 --> 02:20:39,465
‫هیل هم کمک می‌کنه.

2260
02:20:41,801 --> 02:20:42,760
‫[کی. دی. نیکولز، مدیر کل]

2261
02:20:42,802 --> 02:20:45,138
‫همونطور که می‌بینی،
‫رابرت، هنوز امضا نشده.

2262
02:20:46,055 --> 02:20:47,473
‫- می‌تونم نگه‌اش دارم؟
‫- نه.

2263
02:20:50,143 --> 02:20:54,564
‫اگه تصمیم به فرجام‌خواهی گرفتی،
‫واست یه نسخه دیگه می‌فرستن.

2264
02:20:58,651 --> 02:21:00,570
‫با ماشین و رانندهٔ من برو،
‫اصرار می‌کنم.

2265
02:21:05,575 --> 02:21:07,452
‫باید با وکیل‌هام مشورت کنم، لوئیس.

2266
02:21:07,744 --> 02:21:10,413
‫درسته.
‫اما زیاد لفتش نده.

2267
02:21:10,496 --> 02:21:11,998
‫نمی‌تونم جلوی نیکولز رو بگیرم.

2268
02:21:18,713 --> 02:21:20,548
‫متاسفم که ماجرا
‫به اینجا کشیده شده، رابرت.

2269
02:21:21,007 --> 02:21:22,008
‫به نظرم اشتباهه.

2270
02:21:35,521 --> 02:21:38,483
‫نیکولز از من می‌خواد بجنگم،
‫تا بتونه همه‌چیز رو ثبت کنه.

2271
02:21:39,108 --> 02:21:40,485
‫استراس می‌خواد بی‌خیال بشم.

2272
02:21:40,735 --> 02:21:45,365
‫استراس می‌دونه نمی‌تونی این کار رو انجام بدی.
‫اینکه اتهامات رو قبول می‌کنی.

2273
02:21:46,282 --> 02:21:47,492
‫شغلتو از دست میدی.

2274
02:21:47,700 --> 02:21:50,536
‫اعتبارتو از دست میدی.
‫خونه‌مون رو از دست میدیم.

2275
02:21:50,787 --> 02:21:52,038
‫رابرت، باید بجنگیم.

2276
02:21:55,583 --> 02:21:57,627
‫به عنوان وکیل کمیسیون،
‫نمی‌تونم وکالتت رو به عهده بگیرم.

2277
02:21:58,252 --> 02:21:59,379
‫به لوید گریسون زنگ میزنم.

2278
02:21:59,962 --> 02:22:00,963
‫اون کاربلده.

2279
02:22:01,130 --> 02:22:04,133
‫بهترین وکیل ممکنه،
‫ولی باید بهت هشدار بدم.

2280
02:22:06,010 --> 02:22:07,220
‫جنگ منصفانه‌ای نیست.

2281
02:22:08,096 --> 02:22:12,058
‫در طی مصاحبه‌تون با بوریس پَش در سال ۱۹۴۳،
‫به ریز فیلم اشاره کردید؟

2282
02:22:12,266 --> 02:22:15,478
‫- خیر.
‫- جدول یازده، صفحه یک، پاراگراف سوم.

2283
02:22:15,520 --> 02:22:18,931
‫هیچ‌گاه نگفتید: «مردِ کارمند کنسولگری،
‫متخصص ریز فیلم هست؟»

2284
02:22:18,981 --> 02:22:20,149
‫- ببخشید، ببخشید...
‫- نه.

2285
02:22:20,233 --> 02:22:22,610
‫دوست دارم بدونم آقای راب
‫از کدوم سند نقل‌قول می‌کنن،

2286
02:22:22,652 --> 02:22:24,278
‫و اگه امکان داره
‫یه نسخه رو به ما بدن.

2287
02:22:24,404 --> 02:22:26,239
‫مدارک محرمانه‌ست، آقای گریسون.

2288
02:22:26,322 --> 02:22:28,574
‫به نظرم باید برگردیم
‫سراغ اطلاعات دست اول.

2289
02:22:28,700 --> 02:22:29,701
‫دست اوله.

2290
02:22:30,034 --> 02:22:31,035
‫چطور، راجر؟

2291
02:22:33,246 --> 02:22:34,580
‫مصاحبه ضبط شده.

2292
02:22:39,669 --> 02:22:42,505
‫اجازه دادید موکل من اینجا بشینه
‫و احتمالا شهادت دروغ بخوره،

2293
02:22:42,547 --> 02:22:44,882
‫و این همه مدت،
‫نوار ضبط شده رو داشتید؟

2294
02:22:44,924 --> 02:22:47,969
‫هیچ‌کس به وکیل شما نگفت
‫تا جواب‌های قبلش رو تحریف کنه.

2295
02:22:48,010 --> 02:22:49,720
‫تحریف کنه؟
‫مصاحبه واسه دوازده ساله پیشه!

2296
02:22:50,138 --> 02:22:51,139
‫می‌تونیم نوار ضبط شده رو بشنویم؟

2297
02:22:51,431 --> 02:22:52,682
‫شما مجوز امنیتی ندارید، آقای گریسون.

2298
02:22:52,765 --> 02:22:54,600
‫ولی دارید از روی مصاحبه ضبط شده می‌خونید.

2299
02:22:54,892 --> 02:22:59,439
‫لطفا، یه لحظه.
‫در این پروسه هدف به دام انداختنه یا حقیقت؟

2300
02:22:59,647 --> 02:23:03,684
‫اگر حقیقته، شفاف سازی کجاست؟
‫لیست شاهدین کجاست؟

2301
02:23:03,734 --> 02:23:06,571
‫آقای گریسون، محاکمهٔ قانونی نیست،
‫شما به خوبی آگاه هستید.

2302
02:23:06,612 --> 02:23:10,450
‫قوانین مستند به کار برده نمیشه.
‫پای امنیت ملی وسطه.

2303
02:23:10,616 --> 02:23:11,826
‫بله جناب،
‫با کمال احترام،

2304
02:23:11,868 --> 02:23:16,030
‫متوجه نمیشم چطور امنیت ملی
‫مانع دادستان شده

2305
02:23:16,080 --> 02:23:18,249
‫- تا لیست متهمین رو در اختیار ما بذاره!
‫- شاید بهتر باشه...

2306
02:23:18,291 --> 02:23:20,585
‫- نفس کوتاهی بگیریم.
‫- آقایون. شما صحبت‌های من رو دارید.

2307
02:23:20,793 --> 02:23:23,629
‫اگه میگید رونوشت شدن،
‫همه‌چیز رو قبول می‌کنم.

2308
02:23:23,671 --> 02:23:26,382
‫قبلا توضیح دادم
‫که یه داستان الکی از خوردم درآوردم.

2309
02:23:26,507 --> 02:23:29,552
‫و چرا یک نفر باید
‫چنین داستان دقیقی رو درست کنه؟

2310
02:23:29,594 --> 02:23:30,803
‫چون احمق بودم.

2311
02:23:32,096 --> 02:23:33,097
‫چرا دروغ گفتید؟

2312
02:23:33,264 --> 02:23:37,435
‫خب، مسلما با نیتِ لو ندادن واسطه بود.

2313
02:23:37,476 --> 02:23:39,812
‫دوست شما، هاکان شاوالیه کمونیسته.

2314
02:23:40,396 --> 02:23:41,397
‫هنوز دوست شماست؟

2315
02:23:42,231 --> 02:23:43,232
‫بله.

2316
02:23:46,736 --> 02:23:48,446
‫دکتر رابی، ممنون که تشریف آوردید.

2317
02:23:48,988 --> 02:23:50,781
‫دادستان چه افرادی رو احضار کرده؟

2318
02:23:50,823 --> 02:23:54,827
‫تلر، تابلو بود.
‫لارنس رو هم احضار کردن.

2319
02:23:55,286 --> 02:23:57,538
‫- اون چی گفته؟
‫- قصد نداشته کمک‌شون کنه،

2320
02:23:58,206 --> 02:23:59,290
‫- اما...
‫- اما چی؟

2321
02:24:00,208 --> 02:24:04,462
‫استراس بهش گفته که تو و روث تولمان
‫چندین سال ارتباط صمیمی داشتید.

2322
02:24:04,795 --> 02:24:06,631
‫تمام مدتی که پاسادینا زندگی می‌کردی.

2323
02:24:07,381 --> 02:24:10,509
‫لارنس رو متقاعد کرده
‫که ریچارد قلبش شکسته و دق کرده.

2324
02:24:10,676 --> 02:24:12,553
‫- مضحکه.
‫- کدوم قسمتش؟

2325
02:24:12,637 --> 02:24:15,681
‫اینکه قلبش شکسته.
‫ریچارد هیچ‌وقت نفهمید.

2326
02:24:16,849 --> 02:24:18,059
‫قراره لارنس شهادت بده؟

2327
02:24:18,809 --> 02:24:19,810
‫نمی‌دونم.

2328
02:24:20,519 --> 02:24:24,607
‫دکتر رابی، الان در چه پست دولتی مشغول به کار هستید؟

2329
02:24:25,191 --> 02:24:28,110
‫من رئیس کمیته مشاوره عمومی

2330
02:24:28,152 --> 02:24:30,446
‫کمیسیون انرژی اتمی هستم،
‫جانشین دکتر اوپنهایمر شدم.

2331
02:24:30,988 --> 02:24:32,907
‫و از چه زمانی
‫دکتر اوپنهایمر رو می‌شناسید؟

2332
02:24:33,741 --> 02:24:37,745
‫از سال ۱۹۲۸. من...
‫من ایشون رو به خوبی می‌شناسم.

2333
02:24:38,120 --> 02:24:41,707
‫به میزانی که در موردِ
‫وفاداری و شخصیت ایشون حرف بزنید؟

2334
02:24:42,291 --> 02:24:45,503
‫دکتر اوپنهایمر
‫آدم شریف و محترمی هستن.

2335
02:24:46,337 --> 02:24:49,757
‫و به ایالات متحده، به دوستانشون،

2336
02:24:50,299 --> 02:24:52,176
‫و به موسسه‌ای
‫که در اون نقش دارن وفادار هستن.

2337
02:24:54,261 --> 02:24:55,262
‫بخور.

2338
02:25:14,740 --> 02:25:15,741
‫کی بود؟

2339
02:25:15,991 --> 02:25:16,992
‫جای نگرانی نیست.

2340
02:25:20,621 --> 02:25:22,123
‫بعد از آزمایش بمب اتمی روسیه،

2341
02:25:22,164 --> 02:25:24,583
‫آیا دکتر لارنس برای صحبت
‫راجع به بمب هیدروژنی پیش شما اومدن؟

2342
02:25:24,792 --> 02:25:26,335
‫بهتره از خودشون سوال بپرسید.

2343
02:25:26,627 --> 02:25:27,670
‫خب، قصدش رو دارم.

2344
02:25:28,838 --> 02:25:32,466
‫از نظر شما دکتر اوپنهایمر
‫مخالف سرسختِ بمب هیدروژنی بودن؟

2345
02:25:32,842 --> 02:25:35,795
‫خیر، ایشون فکر می‌کرد
‫که برنامه توسعه همجوشی

2346
02:25:35,845 --> 02:25:38,639
‫به قیمتِ از دست دادن برنامه توسعه بمب شکافت هسته‌ای
‫به شدت موثرمون تموم بشه.

2347
02:25:38,848 --> 02:25:40,433
‫اما ثابت شد
‫مخالفتشون به این دلیل نیست.

2348
02:25:41,016 --> 02:25:42,476
‫در واقع می‌شد
‫هر دو رو توسعه داد.

2349
02:25:42,768 --> 02:25:45,554
‫فرض کنید اعضای این کمیته
‫رضایت کامل

2350
02:25:45,604 --> 02:25:49,066
‫نسبت به شهادت‌ دکتر اوپنهایمر ندارن
‫چرا که کاملا صادق نبودن،

2351
02:25:49,734 --> 02:25:51,610
‫به نظر شما ایشون باید تبرئه بشه یا خیر؟

2352
02:25:51,944 --> 02:25:54,196
‫چرا بایست چنین رفتاری رو با شخصی بکنید

2353
02:25:54,238 --> 02:25:56,273
‫که به اندازهٔ دکتر اوپنهایمر دستاورد و موفقیت داره؟

2354
02:25:56,323 --> 02:25:57,408
‫به سابقهٔ ایشون نگاه کنید.

2355
02:25:58,117 --> 02:26:00,369
‫ما بمب اتم،
‫و مجموعه‌ای ازش رو داریم.

2356
02:26:00,411 --> 02:26:02,955
‫مجموعه‌ای کامل از بمب‌های هیدروژنی داریم.
‫دیگه چی می‌خواید؟

2357
02:26:03,914 --> 02:26:04,915
‫پری دریایی؟

2358
02:26:05,541 --> 02:26:08,377
‫ولی من چندین ساله
‫وزیر استراس رو می‌شناسم.

2359
02:26:08,711 --> 02:26:11,881
‫و حس می‌کنم که باید
‫حمایت گرمم رو نسبت

2360
02:26:12,506 --> 02:26:14,884
‫به علوم دانشمندان
‫که لوئیس نشون داده، ابراز کنم.

2361
02:26:15,134 --> 02:26:16,135
‫میریم برای تنفس.

2362
02:26:16,552 --> 02:26:20,514
‫- مگر اینکه کار فوری وجود داره.
‫- سناتور، یه بار دیگه درخواست دارم

2363
02:26:21,015 --> 02:26:23,601
‫که فهرست شاهدین رو در اختیار ما بذارید.

2364
02:26:23,934 --> 02:26:25,478
‫و باید به کاندید یادآوری کنم

2365
02:26:25,519 --> 02:26:28,230
‫که همیشه از قبل
‫اطلاعات رو نداریم.

2366
02:26:28,314 --> 02:26:30,691
‫می‌دونیم که جناب هیل
‫بعد از ناهار حضور پیدا می‌کنن.

2367
02:26:31,317 --> 02:26:34,195
‫جناب رئیس، شاهد بعدی، دکتر لارنس،

2368
02:26:34,320 --> 02:26:37,031
‫ظاهرا دچار التهاب روده بزرگ شدن.

2369
02:26:40,242 --> 02:26:42,495
‫در عوض با ویلیام بوردن شروع می‌کنیم.

2370
02:26:43,412 --> 02:26:45,748
‫آقای بوردن، خوش آمدید.
‫لطفا بنشینید.

2371
02:26:47,708 --> 02:26:48,709
‫آقای بوردن،

2372
02:26:50,085 --> 02:26:52,713
‫در طی تحقیقات شما
‫در مورد دکتر اوپنهایمر،

2373
02:26:52,755 --> 02:26:54,423
‫به نتیجه خاصی دست پیدا کردید؟

2374
02:26:54,965 --> 02:26:56,884
‫بله.
‫- و زمانی بود

2375
02:26:56,926 --> 02:27:00,054
‫هنگامی که نتایج خودتون
‫رو در قالب یک نامه به آقای جی. ادگار هوور،

2376
02:27:00,137 --> 02:27:02,882
‫- اداره تحقیقات فدرال اعلام کردید؟
‫- درسته.

2377
02:27:02,932 --> 02:27:05,684
‫پیش از ارسال نامه،
‫در مورد نوشتن این نامه

2378
02:27:05,726 --> 02:27:07,937
‫با شخصی از اعضای
‫کمیسیون انرژی اتمی مشورت کردید؟

2379
02:27:08,395 --> 02:27:09,521
‫- خیر.
‫- بسیار عالی.

2380
02:27:09,563 --> 02:27:11,482
‫- نسخه‌ای از نامه دارید؟
‫- یکی دارم.

2381
02:27:11,690 --> 02:27:13,817
‫میشه لطفا زحمت بکشید
‫و نامه رو بخونید، آقا؟

2382
02:27:14,902 --> 02:27:17,396
‫«جناب هوور عزیز،
‫هدف این نامه

2383
02:27:17,446 --> 02:27:19,782
‫- بیان...
‫- ببخشید، ببخشید، اگه اجازه هست...

2384
02:27:20,366 --> 02:27:23,160
‫هدفِ تاخیر جلسه چیه؟
‫ایشون داشتن نامه رو می‌خوندن.

2385
02:27:24,328 --> 02:27:26,622
‫جناب رئیس،
‫این اولین باریه من این نامه رو می‌بینم.

2386
02:27:27,081 --> 02:27:30,000
‫و اظهاریه‌‌هایی اینجا می‌بینم،
‫که دست‌کم یکی‌شون،

2387
02:27:30,042 --> 02:27:32,461
‫از اون چیزهاییه که بعید می‌دونم
‫کسی مایل باشه ثبت بشه.

2388
02:27:32,670 --> 02:27:35,089
‫این اتهاماتیـه که قبلا زده نشده،

2389
02:27:35,256 --> 02:27:37,091
‫جزوی از کیفرخواست ثبت شده از نیکولز نیست.

2390
02:27:37,174 --> 02:27:39,668
‫اتهاماتی که فکر نمی‌کنم
‫جاشون اینجا باشه.

2391
02:27:39,718 --> 02:27:41,845
‫شاهد این نامه
‫رو با خلاقیت خودش نوشته،

2392
02:27:41,887 --> 02:27:44,139
‫مدرکی رو می‌خونه
‫که قبلا به کمیته تحویل داده شده.

2393
02:27:44,431 --> 02:27:46,058
‫نتیجه‌گیری ایشون
‫شهادت موثق و معتبریه،

2394
02:27:46,100 --> 02:27:49,303
‫مثل نتیجه‌گیری‌های مثبت
‫دوستان دکتر اوپنهایمر،

2395
02:27:49,353 --> 02:27:50,479
‫شمشیر دو لبه‌ست.

2396
02:27:50,980 --> 02:27:53,232
‫چند وقته کمیته
‫این نامه رو در دست داشته؟

2397
02:27:53,273 --> 02:27:56,694
‫فکر نمی‌کنم من باید از طرف شما
‫مورد بازجویی قرار بگیرم، آقای گریسون.

2398
02:27:56,735 --> 02:27:59,863
‫آقای گریسون، با توجه
‫به اینکه اعضای کمیته این نامه رو خوندن،

2399
02:28:00,030 --> 02:28:01,699
‫بهتر نیست ثبت بشه؟

2400
02:28:03,075 --> 02:28:04,076
‫ادامه میدیم.

2401
02:28:06,245 --> 02:28:07,287
‫«جناب هوور عزیز،

2402
02:28:08,414 --> 02:28:10,833
‫هدف این نامه
‫بیان کردن نظر بنده‌ست،

2403
02:28:11,166 --> 02:28:14,628
‫بر اساسِ سال‌ها مطالعه
‫از مدارک محرمانهٔ در دسترس،

2404
02:28:15,421 --> 02:28:17,089
‫به احتمال بسیار بالا،

2405
02:28:17,464 --> 02:28:21,427
‫جی. رابرت اوپنهایمر
‫مامور اتحاد شورویه.

2406
02:28:22,386 --> 02:28:24,513
‫نتایج ذیل درست انگاری شده است.

2407
02:28:24,847 --> 02:28:29,226
‫یک: بین سال‌های ۱۹۲۹ و ۱۹۴۲،
‫به احتمال بسیار،

2408
02:28:29,435 --> 02:28:32,980
‫جی. رابرت اوپنهایمر
‫یک کمونیست به شدت سرسخت بوده

2409
02:28:33,188 --> 02:28:35,441
‫که داوطلبانه اطلاعات
‫رو در اختیار شوروی‌ها می‌گذاشت.

2410
02:28:35,649 --> 02:28:38,110
‫دو: به احتمال بسیار،

2411
02:28:38,152 --> 02:28:41,572
‫از آن زمان
‫به عنوان جاسوس مشغول به کار است.

2412
02:28:42,364 --> 02:28:43,365
‫سه:

2413
02:28:43,615 --> 02:28:47,578
‫به احتمال بسیار،
‫از آن زمان به فرمان مقامات شوروی

2414
02:28:47,619 --> 02:28:50,414
‫در سیاست‌های نظامی ایالات متحده تاثیر داشته.

2415
02:28:50,456 --> 02:28:52,750
‫- متاسفم رابرت.
‫- و همچنین انرژی اتمی، اطلاعات و...

2416
02:28:52,958 --> 02:28:57,337
‫به نظرت روزی می‌رسه
‫کسی از حقیقتِ جلسه اینجا پرده برداره؟

2417
02:28:57,755 --> 02:29:00,549
‫اکنون به سخنان
‫دکتر دیوید هیل گوش میدیم.

2418
02:29:10,934 --> 02:29:13,771
‫دکتر هیل، میشه بیانیه خودتون رو اعلام کنید؟

2419
02:29:16,064 --> 02:29:17,107
‫متشکرم.

2420
02:29:17,357 --> 02:29:21,028
‫از من خواسته شده
‫دربارهٔ لوئیس استراس شهادت بدم،

2421
02:29:21,361 --> 02:29:26,241
‫مردی که سال‌های زیادی
‫در پست‌های عالی دولت خدمت‌رسانی کرده،

2422
02:29:26,325 --> 02:29:30,829
‫و فردی صادق، سخت‌کوش و باهوش معروف هستن.

2423
02:29:32,539 --> 02:29:34,333
‫نظراتی که عرض می‌کنم
‫صرفا مربوط به بنده میشه،

2424
02:29:35,000 --> 02:29:38,253
‫ولی معتقد هستم صحبت‌های من
‫به درک این موضوع کمک می‌کنه که چرا...

2425
02:29:39,421 --> 02:29:43,300
‫اکثر دانشمندان این کشور
‫ترجیح میدن آقای استراس رو ببینن

2426
02:29:44,301 --> 02:29:46,136
‫که از کابینه دولت به کل خارج شده.

2427
02:29:48,096 --> 02:29:52,226
‫اشاره به خصومت
‫عده‌ای از دانشمندن

2428
02:29:52,392 --> 02:29:56,146
‫نسبت به آقای استراس دارید،
‫به علت تعهد ایشون به امنیت ملی،

2429
02:29:56,188 --> 02:29:59,066
‫همانطور که
‫در پرونده اوپنهایمر نشان دادن؟

2430
02:30:01,777 --> 02:30:02,778
‫خیر.

2431
02:30:02,903 --> 02:30:07,699
‫به خاطر کینهٔ شخصی
‫که بر علیه دکتر اوپنهایمر نشون دادن.

2432
02:30:09,868 --> 02:30:12,663
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

2433
02:30:13,038 --> 02:30:16,250
‫برای اکثر دانشمندان این کشور علنی شده

2434
02:30:17,876 --> 02:30:20,837
‫که رابرت اوپنهایمر مورد تنبیه و تحقیر،

2435
02:30:20,879 --> 02:30:24,925
‫و تحت محاکمه قرار گرفته،
‫چرا که نظرات صادقانهٔ خودش رو بیان کرده.

2436
02:30:25,509 --> 02:30:28,679
‫دکتر بوش، فکر می‌کردم
‫با دادرسی این پرونده

2437
02:30:28,720 --> 02:30:32,224
‫- به کشورم خدمت می‌کنم.
‫- هیچ کمیته‌ای در این کشور،

2438
02:30:32,683 --> 02:30:36,561
‫نباید مردی
‫رو به خاطر نظرات صادقانه‌اش قضاوت کنه.

2439
02:30:36,770 --> 02:30:39,064
‫و اگه می‌خواید این رویه رو پیش بگیرید،
‫من رو هم محاکمه کنید.

2440
02:30:40,023 --> 02:30:42,651
‫عذر می‌خوام آقایون،
‫اگه... عصبی شدم.

2441
02:30:43,902 --> 02:30:44,903
‫چون کفری‌ام.

2442
02:30:45,320 --> 02:30:49,408
‫دکتر هیل، ما شنیدیم
‫که آقای استراس هیچ اتهامی وارد نکردن،

2443
02:30:49,449 --> 02:30:52,452
‫یا در جلسه‌های رسیدگی
‫بر علیه دکتر اوپنهایمر شرکت نکردن.

2444
02:30:52,577 --> 02:30:54,288
‫موضوع اوپنهایمر...

2445
02:30:54,955 --> 02:30:59,626
‫از ابتدا به اراده لوئیس استراس
‫شروع و ادامه پیدا کرد.

2446
02:31:01,253 --> 02:31:04,081
‫اوپنهایمر موضع استراس رو...

2447
02:31:04,131 --> 02:31:06,383
‫در رابطه با صادرات ایزوتوپ به نروژ رو به سُخره گرفت،

2448
02:31:06,425 --> 02:31:09,594
‫و استراس هیچ‌وقت اون رو
‫به خاطر تحقیر در عموم نبخشید.

2449
02:31:10,512 --> 02:31:13,932
‫بحث دیگه‌ای
‫از بابت اختلاف نظرشون در قضاوت به اینکه

2450
02:31:13,974 --> 02:31:16,893
‫چطور بمب هیدروژنی
‫به امنیت ملی کشور کمک می‌کنه شکل گرفت.

2451
02:31:17,227 --> 02:31:20,480
‫استراس به سراغ افراد دستگاه امنیتی کشور رفت

2452
02:31:20,689 --> 02:31:23,066
‫تا نفوذ اوپنهایمر رو از بین ببره،

2453
02:31:23,191 --> 02:31:25,986
‫و استراس موفق شد
‫چند تا مرد جاه‌طلب رو پیدا کنه

2454
02:31:26,445 --> 02:31:30,073
‫که دست بر قضا اون‌ها هم
‫با موضع اوپنهایمر مخالف بودن و...

2455
02:31:30,198 --> 02:31:32,200
‫نفوذِ اون در محافل دولتی حسادت می‌کردن.

2456
02:31:32,534 --> 02:31:36,413
‫همیشه فکر کردم و الان هم فکر می‌کنم
‫که ایشون همیشه به ایالات متحده وفادار هستن.

2457
02:31:37,205 --> 02:31:38,907
‫اعتقاد دارم،
‫و باید اعتقاد داشته باشم،

2458
02:31:38,957 --> 02:31:41,168
‫تا زمانی که مدرک قطعی ببینم
‫که خلافش رو ثابت کنه.

2459
02:31:41,877 --> 02:31:45,589
‫آیا شما باور دارید یا ندارید
‫که دکتر اوپنهایمر خطر امنیتی به حساب میان؟

2460
02:31:49,426 --> 02:31:52,804
‫در موارد بسیاری،
‫رفتار دکتر اوپنهایمر رو به نوعی دیدم

2461
02:31:52,846 --> 02:31:55,849
‫که برای من،
‫به شدت درکش سخت بود.

2462
02:31:56,224 --> 02:31:58,560
‫در موضوعات بسیاری
‫با ایشون کاملا مخالف بودم،

2463
02:31:58,810 --> 02:32:02,105
‫و رفتار ایشون از نظر من
‫گیج‌کننده و پیچیده بود.

2464
02:32:02,272 --> 02:32:06,943
‫در این باره، فکر می‌کنم مایل هستم ببینم
‫مسائل حیاتی کشور

2465
02:32:07,110 --> 02:32:10,781
‫در دست فردی باشه که اون رو بهتر می‌کنم،
‫و بیشتر اعتماد دارم.

2466
02:32:11,990 --> 02:32:13,283
‫- متشکرم دکتر.
‫- متشکرم.

2467
02:32:17,746 --> 02:32:18,747
‫متاسفم.

2468
02:32:21,458 --> 02:32:23,376
‫باهاش دست دادی؟

2469
02:32:24,669 --> 02:32:26,496
‫من بودم تو صورتش تف می‌نداختم.

2470
02:32:26,546 --> 02:32:28,673
‫بعید می‌دونم
‫کمیته خوشش میومد.

2471
02:32:28,715 --> 02:32:30,258
‫واسه شما محترمانه نیست؟

2472
02:32:30,300 --> 02:32:33,136
‫خب، از نظر من
‫زیادی دارید محترمانه رفتار می‌کنید.

2473
02:32:33,220 --> 02:32:37,015
‫مطمئنا گری از کار راب خبر داره.
‫چرا دهنشو نمی‌بنده؟

2474
02:32:37,432 --> 02:32:39,476
‫و جدی‌جدی با تلر دست دادی.

2475
02:32:39,684 --> 02:32:42,729
‫انقدر ادای مظلوم‌ها رو درنیار.

2476
02:32:43,730 --> 02:32:48,068
‫طبق مقررات کنونی کمیسیون انرژی اتمی،
‫آیا امروز دکتر اوپنهایمر رو تبرئه می‌کردید؟

2477
02:32:54,699 --> 02:32:59,237
‫طبق تفسیر من
‫از قانون انرژی اتمی،

2478
02:32:59,287 --> 02:33:03,667
‫که در سال ۱۹۴۲ زمانی که
‫دکتر اوپنهایمر رو استخدام کردم وجود نداشت،

2479
02:33:05,126 --> 02:33:10,215
‫اگه عضو کمیته بودم
‫امروزه ایشون رو تبرئه نمی‌کردم.

2480
02:33:10,882 --> 02:33:12,217
‫خوبه. متشکرم، ژنرال.
‫سوالی نیست.

2481
02:33:12,259 --> 02:33:14,135
‫اما بقیه افراد رو هم تبرئه نمی‌کردم.

2482
02:33:14,970 --> 02:33:15,971
‫سوالی نیست.

2483
02:33:19,057 --> 02:33:21,810
‫دکتر اوپنهایمر هیچ مسئولیتی در قبال انتخاب

2484
02:33:21,851 --> 02:33:23,728
‫یا صدور مجوز امنیتی
‫کلاوس فوکس نداشتن، درسته؟

2485
02:33:23,895 --> 02:33:24,980
‫بله. مسئولیتی نداشتن.

2486
02:33:25,188 --> 02:33:28,525
‫و احیانا شما قصد ندارید
‫که امروز کمیته رو با این موضوع ترک کنید

2487
02:33:28,817 --> 02:33:31,611
‫که وفاداری ایشون رو
‫نسبت به ایالات متحده

2488
02:33:31,653 --> 02:33:33,113
‫در عملیات لس آلاموس زیر سوال ببرید؟

2489
02:33:33,488 --> 02:33:37,450
‫به هیچ‌وجه. امیدوارم صحبت‌های من
‫موجب نشده باشه ثانیه‌ای خلاف این موضوع فکر کنید.

2490
02:33:38,827 --> 02:33:39,828
‫متشکرم ژنرال.

2491
02:33:57,345 --> 02:34:00,265
‫- خیلی‌خب. نباید منتظرشون بذارید.
‫- الان میاد.

2492
02:34:01,182 --> 02:34:02,851
‫اصلا دلت می‌خواد بیاد؟

2493
02:34:03,184 --> 02:34:05,812
‫فقط یه ابله یا نوجوون فکر می‌کنه

2494
02:34:05,854 --> 02:34:09,357
‫رابطه بقیه رو می‌فهمه،
‫و تو هیچ‌کدوم نیستی، لوید.

2495
02:34:11,985 --> 02:34:14,487
‫من و کیتی آدم‌های بالغ هستیم.

2496
02:34:15,822 --> 02:34:17,407
‫با هم از دل آتیش رد شدیم.

2497
02:34:18,533 --> 02:34:19,534
‫چیزیش نمیشه.

2498
02:34:20,910 --> 02:34:24,539
‫دیدگاه‌تون رو نسبت به کمونیسم
‫موافق، مخالف یا خنثی می‌دونید؟

2499
02:34:24,748 --> 02:34:25,824
‫شدیدا مخالف هستم.

2500
02:34:25,874 --> 02:34:28,501
‫من... من هیچ کاری به کمونیست ندارم،
‫از زمانِ...

2501
02:34:28,835 --> 02:34:30,545
‫از سال ۱۹۳۶.
‫از...

2502
02:34:31,671 --> 02:34:33,381
‫از قبل اینکه با رابرت آشنا بشم.

2503
02:34:35,342 --> 02:34:36,384
‫سوال دیگه‌ای نیست.

2504
02:34:37,635 --> 02:34:40,296
‫سوابق نشون میده
‫که اوپنهایمر...

2505
02:34:40,346 --> 02:34:43,391
‫توسط یک مشاور منصف و بی‌غرض
‫از طرف کمیته داوری مورد بازجویی قرار نگرفته.

2506
02:34:43,683 --> 02:34:46,061
‫توسط یک دادستان بازجویی شده

2507
02:34:46,102 --> 02:34:48,646
‫که از تمام حقه‌های به شدت مبتکرانه‌اش
‫از حرفهٔ حقوقی خودش استفاده کرده.

2508
02:34:48,855 --> 02:34:53,109
‫این اتهام رو وارد می‌کنید
‫که کمیتهٔ گری محاکمه برگزار کرده.

2509
02:34:53,610 --> 02:34:54,778
‫اگه من عضو کمیتهٔ گری بودم،

2510
02:34:55,737 --> 02:34:57,822
‫بر علیه شیوه ‌های

2511
02:34:57,947 --> 02:35:00,742
‫مردی که به‌عنوان دادستان
‫به روی کار آورده شده بود اعتراض می‌کردم.

2512
02:35:00,784 --> 02:35:02,452
‫مردی که توسط کمیته انتخاب نشده بود،

2513
02:35:03,953 --> 02:35:05,622
‫بلکه توسط خودِ شخص لوئیس استراس انتخاب شده بود.

2514
02:35:07,874 --> 02:35:08,875
‫اون شخص کی بود؟

2515
02:35:10,543 --> 02:35:11,544
‫ببخشید؟

2516
02:35:12,212 --> 02:35:13,379
‫اون شخص کی بود؟

2517
02:35:13,838 --> 02:35:14,839
‫راجر راب.

2518
02:35:15,548 --> 02:35:16,674
‫خانم اوپنهایمر.

2519
02:35:21,554 --> 02:35:23,515
‫شما کارتِ عضویت
‫حزب کمونیست رو داشتید؟

2520
02:35:25,308 --> 02:35:27,477
‫مطـ... مطمئن نیستم.

2521
02:35:27,519 --> 02:35:28,686
‫مطمئن نیستید؟

2522
02:35:31,523 --> 02:35:32,524
‫خب...

2523
02:35:36,277 --> 02:35:37,278
‫خب؟

2524
02:35:45,912 --> 02:35:48,498
‫فرض می‌کنم،
‫جهت عضو شدن در حزب

2525
02:35:49,082 --> 02:35:52,043
‫لازم باشه مقداری پول ارسال کنید
‫و کارت دریافت کنید، درسته؟

2526
02:36:02,387 --> 02:36:03,388
‫ببخشید.

2527
02:36:04,430 --> 02:36:05,431
‫بله.

2528
02:36:07,809 --> 02:36:11,271
‫فقط مربوط به خیلی وقت پیش میشه،
‫آقای راب، اینطور نیست؟

2529
02:36:11,354 --> 02:36:12,897
‫- خیلی سال پیش نیست.
‫- اون‌قدری هست که فراموش بشه.

2530
02:36:12,939 --> 02:36:16,025
‫- کارت رو برگردوندید یا پاره کردید؟
‫- کارتی که داشتنش رو فراموش کردم؟

2531
02:36:16,192 --> 02:36:19,028
‫- کارت عضویت حزب کمونیست؟
‫- نمی‌دونم.

2532
02:36:22,240 --> 02:36:26,077
‫میشه گفت حزب کمونیست شوروی
‫و کمونیسم تفاوت دارن؟

2533
02:36:26,911 --> 02:36:28,162
‫خب، در اون دوران
‫که عضویت داشتم،

2534
02:36:28,204 --> 02:36:30,123
‫- فکر می‌کردم کاملا دو چیز متفاوت هستن.
‫- عه؟

2535
02:36:30,206 --> 02:36:32,959
‫فکر می‌کردم حزب کمونیست ایالات متحده

2536
02:36:33,001 --> 02:36:36,588
‫دغدغهٔ مشکلات داخلی رو دارن.
‫الان به این موضوع اعتقاد ندارم.

2537
02:36:36,629 --> 02:36:39,040
‫اعتقاد دارم کمونیسم یک شکل داره
‫و در سراسر دنیا گسترش پیدا کرده،

2538
02:36:39,090 --> 02:36:42,969
‫و از ۱۶ سال پیش
‫که حزب رو ترک کردم به این مسئله اعتقاد دارم.

2539
02:36:43,136 --> 02:36:45,513
‫- اما...
‫- ۱۷ سال پیش. اشتباه کردم.

2540
02:36:46,055 --> 02:36:47,974
‫- اما شما...
‫- ببخشید، ۱۸ سال.

2541
02:36:48,766 --> 02:36:49,934
‫۱۸ سال پیش.

2542
02:36:51,519 --> 02:36:54,272
‫از این مسئله مطلع هستید
‫که همسر شما...

2543
02:36:54,314 --> 02:36:56,941
‫در جنگ داخلی اسپانیا
‫در اواخر سال ۱۹۴۲ مشارکت داشتن؟

2544
02:36:56,983 --> 02:36:59,018
‫می‌دونستم رابرت گاهی اوقات پول ارسال می‌کنه.

2545
02:36:59,068 --> 02:37:01,696
‫می‌دونستید این پول
‫وارد کانال‌های حزب کمونیست میشه؟

2546
02:37:01,779 --> 02:37:03,606
‫- منظورت «از طریق» نیست؟
‫- ببخشید؟

2547
02:37:03,656 --> 02:37:06,492
‫فکر می‌کنم منظورتون اینه
‫پول از طریق کانال‌های حزب کمونیسته، مگه نه؟

2548
02:37:06,909 --> 02:37:07,910
‫- بله.
‫- بله؟

2549
02:37:08,077 --> 02:37:09,912
‫- بله.
‫- بله.

2550
02:37:09,954 --> 02:37:13,166
‫پس میشه گفت که در سال ۱۹۴۲،

2551
02:37:13,207 --> 02:37:16,169
‫همسرتون با حزب کمونیست ارتباط داشته؟

2552
02:37:17,462 --> 02:37:20,131
‫مجبور نیستید با بله یا خیر جواب بدید،
‫می‌تونید هر جور مایل هستید پاسخ بدید.

2553
02:37:20,256 --> 02:37:23,051
‫خودم می‌دونم، ممنون.
‫مشکل از سوال شماست.

2554
02:37:24,135 --> 02:37:25,428
‫درست جمله‌بندی نشده.

2555
02:37:25,470 --> 02:37:27,221
‫- متوجه منظورم هستید؟
‫- بله.

2556
02:37:27,263 --> 02:37:29,766
‫- پس چرا پاسخ نمی‌دید؟
‫- چون از جمله‌بندی شما خوشم نمیاد،

2557
02:37:30,141 --> 02:37:31,934
‫«با حزب کمونیست ارتباط داشته،»

2558
02:37:31,976 --> 02:37:34,979
‫چون رابرت هیچ‌وقت
‫با حزب کمونیست در ارتباط نبوده.

2559
02:37:35,271 --> 02:37:37,565
‫می‌دونم به پناهنده‌های اسپانیایی پول می‌داده.

2560
02:37:37,690 --> 02:37:40,818
‫می‌دونم علایق فکری
‫به آرمان‌های کمونیست داشت.

2561
02:37:41,027 --> 02:37:42,528
‫دو نوع کمونیست وجود داره؟

2562
02:37:42,987 --> 02:37:45,406
‫کمونیست‌های فکری،
‫و کمونیست ساده و قدیمی مثل شما؟

2563
02:37:46,866 --> 02:37:48,409
‫خب، من نمی‌تونم به این سوال جواب بدم.

2564
02:37:49,619 --> 02:37:50,578
‫منم نمی‌تونم.

2565
02:37:58,086 --> 02:37:59,087
‫شب بخیر.

2566
02:37:59,295 --> 02:38:00,630
‫رابرت، نمی‌تونی برنده بشی.

2567
02:38:00,963 --> 02:38:03,132
‫دادگاه پوشالیه
‫با نتیجهٔ از قبل مشخص شده.

2568
02:38:03,174 --> 02:38:04,509
‫چرا به خودت زحمت میدی؟

2569
02:38:05,510 --> 02:38:06,844
‫دلایل خودم رو دارم.

2570
02:38:08,554 --> 02:38:09,555
‫خیلی‌خب.

2571
02:38:10,181 --> 02:38:11,224
‫شب بخیر.

2572
02:38:15,937 --> 02:38:17,021
‫بی‌راه نمیگه.

2573
02:38:18,397 --> 02:38:20,691
‫- مطمئن نیستم درک کنی، آلبرت.
‫- درک نمی‌کنم؟

2574
02:38:21,984 --> 02:38:24,237
‫من کشورم رو ترک کردم،
‫دیگه پام رو اونجا نذاشتم.

2575
02:38:25,488 --> 02:38:27,115
‫تو به خوبی به کشورت خدمت کردی.

2576
02:38:27,865 --> 02:38:30,368
‫اگه این پاداشیه
‫که کشور به تو میده، پس...

2577
02:38:31,494 --> 02:38:33,538
‫شاید بهتر باشه بهش پشت کنی.

2578
02:38:34,831 --> 02:38:36,582
‫لعنت بهش،
‫من عاشق این کشورم.

2579
02:38:37,667 --> 02:38:39,377
‫پس بهشون بگو برن به جهنم.

2580
02:38:40,294 --> 02:38:43,840
‫به طرز خیلی جالبی،
‫دیگه جلسه رای اعتماد نیست.

2581
02:38:44,048 --> 02:38:45,383
‫شده محاکمه...

2582
02:38:46,175 --> 02:38:47,385
‫محاکمه راه انداختن!

2583
02:38:47,635 --> 02:38:48,636
‫محض رضای خدا!

2584
02:38:49,053 --> 02:38:51,764
‫اصلا خوب نیست به همه گفت
‫که شما دادرسی رو شروع کردید.

2585
02:38:51,806 --> 02:38:53,891
‫نمی‌تونه هیچی رو ثابت کنه.

2586
02:38:53,933 --> 02:38:57,353
‫مطئنا نمی‌تونه اثبات کنه
‫که من پرونده رو به بوردن دادم.

2587
02:38:57,395 --> 02:38:59,939
‫توی دادگاه نیستیم، قربان.
‫اثبات دعوی وجود نداره.

2588
02:39:00,565 --> 02:39:02,024
‫درسته،
‫کسی رو محکوم نمی‌کنن.

2589
02:39:03,442 --> 02:39:04,694
‫فقط انکار می‌کنن.

2590
02:39:05,111 --> 02:39:07,905
‫چرا هیل پاشده اومده اینجا
‫تا منو زمین بزنه؟ هدفش چیه؟

2591
02:39:08,239 --> 02:39:10,199
‫آدم‌ها برای انجام کار درست
‫به دلیل نیاز دارن؟

2592
02:39:10,616 --> 02:39:12,702
‫- از دیدگاه اون.
‫- بهتون گفتم.

2593
02:39:12,869 --> 02:39:15,238
‫اوپنهایمر از همون جلسهٔ اول

2594
02:39:15,288 --> 02:39:16,914
‫همه دانشمندها رو برعلیه من کرده.

2595
02:39:16,998 --> 02:39:19,834
‫نمی‌دونم اون روز بهش چی گفت،

2596
02:39:20,001 --> 02:39:22,753
‫اما انیشتین حتی حاضر نیست
‫با من چشم تو چشم بشه.

2597
02:39:24,463 --> 02:39:26,382
‫اوپنهایمر خوب بلده
‫زیر دست‌هاشو توی مشتش بگیره.

2598
02:39:27,008 --> 02:39:28,050
‫توی لس آلاموس،

2599
02:39:28,593 --> 02:39:31,053
‫از ساده‌لوحی دانشمندان سوء استفاده کرد

2600
02:39:31,095 --> 02:39:33,222
‫که فکر می‌کرد
‫توی نحوه استفاده از اثرشون حق نظر دارن.

2601
02:39:33,389 --> 02:39:35,558
‫هیچ‌وقت به ذهنشون خطور نکرد
‫که خودش انقدر ساده‌لوح باشه.

2602
02:39:36,225 --> 02:39:39,353
‫دکتر، در حین کار شما
‫بر روی بمب هیدروژنی،

2603
02:39:39,687 --> 02:39:42,273
‫پیش اومد که به علت تردید اخلاقی
‫از ادامه پروژه منصرف شده باشید؟

2604
02:39:43,316 --> 02:39:44,317
‫بله، صد البته.

2605
02:39:44,692 --> 02:39:46,444
‫ولی باز هم به کار خودتون ادامه دادید، درسته؟

2606
02:39:46,569 --> 02:39:48,613
‫بله، چون جهت شناسایی بود،

2607
02:39:48,654 --> 02:39:50,698
‫نه آماده‌سازی سلاح.

2608
02:39:50,990 --> 02:39:52,909
‫منظورتون اینه
‫بیشتر یه سیاحت آکادمیک بود؟

2609
02:39:52,992 --> 02:39:56,329
‫نه، ساخت بمب هیدروژنی
‫مسئله آکادمیک نیست.

2610
02:39:56,412 --> 02:39:57,622
‫مسئله مرگ و زندگیه.

2611
02:39:57,705 --> 02:39:59,957
‫در سال ۱۹۴۲،
‫به طور جدید برای توسعهٔ

2612
02:39:59,999 --> 02:40:01,000
‫بمب هیدروژنی فشار میوردید، اینطور نیست؟

2613
02:40:01,042 --> 02:40:02,335
‫فشار آوردن واژه درستی نیست.

2614
02:40:02,376 --> 02:40:04,253
‫حمایت و کار کردن روی اون بله.

2615
02:40:04,337 --> 02:40:06,672
‫خب چه زمان
‫تردیدهای اخلاق شدت گرفت

2616
02:40:06,714 --> 02:40:09,842
‫که به طور جدی
‫با توسعه بمب هیدروژنی مخالفت کردید؟

2617
02:40:09,967 --> 02:40:12,587
‫زمانی که گفته شد
‫سیاست ایالات متحده اینه که

2618
02:40:12,637 --> 02:40:14,263
‫به هر قیمت شده
‫این سلاح‌ها رو بسازه،

2619
02:40:14,305 --> 02:40:16,599
‫بدون در نظر گرفتن
‫تعادل میان این سلاح‌ها

2620
02:40:16,766 --> 02:40:18,893
‫سلاح‌های اتمی
‫در انبار تسلیحات‌مون.

2621
02:40:20,603 --> 02:40:22,730
‫چه ربطی به تردید اخلاقی داره؟

2622
02:40:24,148 --> 02:40:26,108
‫- چه ربطی به تردید اخلاقی داره؟
‫- بله.

2623
02:40:26,150 --> 02:40:28,436
‫اوپنهایمر می‌خواست
‫صاحب بمب اتم باشه.

2624
02:40:28,486 --> 02:40:30,321
‫اون می‌خواست مردی باشه
‫که دنیا رو تکون داده.

2625
02:40:30,446 --> 02:40:34,867
‫در مورد این موضوع حرف می‌زنه
‫که غول هسته‌ای رو توی چراغ جادو انداخته.

2626
02:40:34,909 --> 02:40:36,827
‫خب، من اینجام تا بهتون بگم که می‌دونم،

2627
02:40:37,411 --> 02:40:41,749
‫جی. رابرت اوپنهایمر، اگه می‌تونست از اول انجامش بده،
‫باز هم این کار رو تکرار می‌کرد.

2628
02:40:41,916 --> 02:40:45,294
‫می‌دونید که یک بار هم نگفته
‫از فاجعه هیروشیما پشیمونه؟

2629
02:40:45,503 --> 02:40:47,546
‫باز هم این کار رو انجام میده.
‫چرا؟

2630
02:40:48,255 --> 02:40:52,426
‫چون باعث شد مهم‌ترین آدم تاریخ بشه.

2631
02:40:52,468 --> 02:40:53,427
‫خب...

2632
02:40:53,511 --> 02:40:56,180
‫ما به صورت آزادانه
‫از بمب اتم استفاده کردیم.

2633
02:40:56,222 --> 02:40:58,432
‫در واقع دکتر،
‫شما در انتخاب اهداف

2634
02:40:58,474 --> 02:41:00,309
‫جهت انداختنِ بمب
‫بر روی ژاپن کمک کردید، غیر از اینه؟

2635
02:41:01,060 --> 02:41:02,603
‫- بله...
‫- بنابراین از این موضوع آگاه بودید،

2636
02:41:02,645 --> 02:41:05,064
‫که با انداختن بمب اتم
‫بر فراز هدفی که شما انتخاب کردید،

2637
02:41:05,189 --> 02:41:07,817
‫موجب کشته شدن و زخمی شدن
‫هزاران غیر نظامی میشه. درسته؟

2638
02:41:08,567 --> 02:41:10,152
‫بله، اما به این اندازه نبود.

2639
02:41:10,194 --> 02:41:12,613
‫عه. پس مقدار تلفات چقدر بود؟

2640
02:41:13,155 --> 02:41:15,566
‫- ۷۰ هزار نفر.
‫- ۷۰ هزار نفر، هم هیروشیما و...

2641
02:41:15,616 --> 02:41:18,452
‫- در مجموع هر دو ۱۱۰ هزار نفر.
‫- در هر یک از روز بمباران؟

2642
02:41:20,413 --> 02:41:21,280
‫- بله.
‫- بله.

2643
02:41:21,330 --> 02:41:22,748
‫و در هفته و سال‌های آتی چطور؟

2644
02:41:22,790 --> 02:41:25,793
‫بین پنجاه و صد هزار نفر.

2645
02:41:25,876 --> 02:41:27,503
‫دست‌کم ۲۲۰ هزار نفر مُردن.

2646
02:41:27,628 --> 02:41:29,588
‫- درسته.
‫- در این باره تردید اخلاقی نداشتید؟

2647
02:41:31,882 --> 02:41:32,883
‫به شدت.

2648
02:41:32,925 --> 02:41:36,595
‫اما با این‌وجود شهادت دادید
‫که بمبارون هیروشیما بسیار موفقیت آمیز بود.

2649
02:41:36,762 --> 02:41:39,682
‫- از لحاظ فنی موفقیت آمیز بود.
‫- عه! از لحاظ فنی موفقیت آمیز بود.

2650
02:41:39,723 --> 02:41:42,059
‫و همینطور گفته میشه
‫به پایان دادن جنگ کمک کرد.

2651
02:41:42,101 --> 02:41:45,020
‫این امکان وجود داشت از انداختن
‫بمب هیدروژنی بر روی هیروشیما حمایت کنید؟

2652
02:41:45,437 --> 02:41:46,814
‫هیچ‌جوره منطقی نیست.

2653
02:41:46,897 --> 02:41:49,650
‫- چرا؟
‫- هدف خیلی کوچیکه.

2654
02:41:49,692 --> 02:41:51,644
‫خب، بر فرض اینکه هدفی در ژاپن وجود داره

2655
02:41:51,694 --> 02:41:53,445
‫و برای انداختن بمب هیدروژنی بزرگه،

2656
02:41:53,487 --> 02:41:54,947
‫اونوقت باز هم
‫با پرتاب بمب مخالفت می‌کردید؟

2657
02:41:54,989 --> 02:41:56,949
‫من با این مشکل روبه‌رو نبودم.

2658
02:41:56,991 --> 02:41:58,617
‫خب، الان دارم
‫شما رو روبه‌رو می‌کنم، آقا.

2659
02:41:58,909 --> 02:42:00,202
‫همه‌اش بخشی از نقشه‌اش بود.

2660
02:42:00,327 --> 02:42:04,156
‫یه گناهِ ریاکارانه و شکوهمند خودبینی می‌خواست

2661
02:42:04,206 --> 02:42:06,584
‫تا مثل یه تاج رو سرش بذاره و بگه:

2662
02:42:06,625 --> 02:42:11,922
‫«نه، نمی‌تونیم این کار رو انجام بدیم،»
‫حتی با اینکه می‌دونست چاره‌ای نداریم.

2663
02:42:12,047 --> 02:42:14,967
‫آیا با پرتاب بمب هیدروژنی

2664
02:42:15,009 --> 02:42:17,670
‫- بر روی ژاپن به علت تردیدهای اخلاقی مخالفت می‌کردید؟
‫- بله، اعتقاد دارم مخالفت می‌کردم، آقا.

2665
02:42:17,720 --> 02:42:20,014
‫آیا برای پرتاب بمب اتمی
‫بر روی هیروشیما

2666
02:42:20,055 --> 02:42:21,140
‫به علت تردید اخلاقی مخالفت کردید؟

2667
02:42:21,182 --> 02:42:23,509
‫- ما هدف‌مون رو...
‫- ما نه، تو، تو، تو، تو!

2668
02:42:23,559 --> 02:42:24,602
‫- دارم از تو می‌پرسم...
‫- من...

2669
02:42:24,643 --> 02:42:26,971
‫- تو، تو، تو!
‫- ما استدلال‌مون رو...

2670
02:42:27,021 --> 02:42:29,231
‫بر علیه بمب انداختن ارائه کردیم،
‫نه تاییدش.

2671
02:42:29,273 --> 02:42:32,276
‫منظورتون اینه بعد از سه سال
‫کار شبانه‌روزی برای ساخت بمب،

2672
02:42:32,526 --> 02:42:34,403
‫یک‌دفعه مخالف استفاده از اون شدید؟

2673
02:42:34,778 --> 02:42:38,490
‫وزیر جنگ از من درخواست کردن
‫نظرات دانشمندان رو در اختیارشون بذارم.

2674
02:42:38,532 --> 02:42:40,993
‫نظرات مخالف و موافق
‫رو بهشون اعلام کردم.

2675
02:42:41,035 --> 02:42:42,903
‫شما از انداختن بمب اتم

2676
02:42:42,953 --> 02:42:44,163
‫- به روی ژاپن حمایت کردید، نه؟
‫- منظورتون چیه...

2677
02:42:44,204 --> 02:42:45,789
‫- حمایت کردید...
‫- منظورتون از حمایت چیه؟

2678
02:42:45,831 --> 02:42:47,416
‫خب، شما توی انتخاب هدف
‫کمک کردید، غیر از اینه؟

2679
02:42:47,458 --> 02:42:50,878
‫من وظیفه‌ام رو انجام دادم.
‫توی لس آلاموس من در جایگاه سیاست‌گذاری نبودم.

2680
02:42:50,961 --> 02:42:52,922
‫هر کاری از من درخواست میشد رو انجام می‌دادم.

2681
02:42:53,005 --> 02:42:55,291
‫خب، پس باید بمب هیدروژنی
‫رو هم می‌ساختید، درسته؟

2682
02:42:55,341 --> 02:42:57,593
‫- اما نتونستم...
‫- سوال من این نبود، دکتر!

2683
02:42:57,635 --> 02:42:59,261
‫و در گزارش کمیتهٔ مشاوره،

2684
02:42:59,303 --> 02:43:02,097
‫که بعد از آزمایش بمب اتمی شوروی نوشته شده
‫و شما هم در اون گزارش دست داشتید اومده که...

2685
02:43:02,139 --> 02:43:05,142
‫«بمب هیدروژنی سوپر
‫به‌هیچ‌وجه نباید ساخته بشه!»

2686
02:43:05,184 --> 02:43:06,393
‫منظور ما، منظور من...

2687
02:43:06,644 --> 02:43:08,145
‫- کی؟
‫- ببینید، منظور من...

2688
02:43:08,187 --> 02:43:09,188
‫کی؟

2689
02:43:10,397 --> 02:43:13,692
‫خب، در این‌صورت روس‌ها
‫دست به هر کاری نمیزدن تا قدرتشون رو افزایش بدن؟

2690
02:43:13,984 --> 02:43:15,978
‫اگه ما انجام دادیم،
‫اون‌ها هم انجام می‌دادن!

2691
02:43:16,028 --> 02:43:18,113
‫تلاش‌های ما صرفا
‫تلاش‌های اون‌ها رو دوچندان می‌کرد،

2692
02:43:18,155 --> 02:43:20,074
‫درست مثل بمب اتم!

2693
02:43:20,240 --> 02:43:22,951
‫دقیقا درست مثل بمب اتم!

2694
02:43:24,119 --> 02:43:28,374
‫در سال ۱۹۴۵ تردید اخلاقی نداشتید،
‫در سال ۱۹۴۹ تردید اخلاقی بسیار داشتید.

2695
02:43:32,628 --> 02:43:33,629
‫دکتر اوپنهایمر...

2696
02:43:36,048 --> 02:43:40,427
‫چه زمان تردیدهای اخلاقی شما
‫نسبت به بمب هیدروژن شروع شد؟

2697
02:43:48,519 --> 02:43:49,978
‫اون زمان برای من مسلم شد

2698
02:43:51,814 --> 02:43:54,650
‫که فهمیدم تمایل داریم
‫از تمامی سلاح‌هایی که داریم استفاده کنیم.

2699
02:43:57,861 --> 02:44:02,491
‫جی. رابرت اوپنهایمرِ قهرمان،
‫دقیقا چیزی که می‌خواست رو بهش دادم.

2700
02:44:03,367 --> 02:44:04,868
‫تا برای تِرینیتی به یاد بمونه،

2701
02:44:05,035 --> 02:44:06,829
‫نه به خاطر هیروشیما!

2702
02:44:07,705 --> 02:44:09,707
‫نه به خاطر ناگاساکی!

2703
02:44:12,793 --> 02:44:14,294
‫باید قدردانم هم باشه.

2704
02:44:15,587 --> 02:44:16,588
‫خب، نیست.

2705
02:44:20,217 --> 02:44:21,593
‫هنوز به قدر کافی رای داریم؟

2706
02:44:21,927 --> 02:44:23,712
‫یا مهم‌ترین لحظهٔ حرفه‌ام

2707
02:44:23,762 --> 02:44:26,723
‫قراره به بزرگ‌ترین تحقیر عمومی
‫توی زندگیم تبدیل بشه؟

2708
02:44:27,724 --> 02:44:29,143
‫تمام اعضای مجلس سنا رای میدن.

2709
02:44:30,310 --> 02:44:31,270
‫رای اعتماد می‌گیری.

2710
02:44:31,478 --> 02:44:33,272
‫عالیه،
‫پس اهالی رسانهٔ لعنتی رو جمع کن.

2711
02:44:33,313 --> 02:44:35,941
‫دکتر جی. رابرت اوپنهایمر،
‫این کمیته،

2712
02:44:36,066 --> 02:44:38,110
‫شهادت شما...

2713
02:44:38,152 --> 02:44:41,071
‫و بسیاری از همکاران کنونی
‫و سابق شما رو شنیدن،

2714
02:44:41,447 --> 02:44:45,284
‫و به نتیجهٔ واحدی رسیدن
‫که شما یک شهروند وفادار هستید.

2715
02:44:47,911 --> 02:44:48,912
‫هر چند...

2716
02:44:49,746 --> 02:44:53,125
‫با توجه به ارتباط مستمر شما،

2717
02:44:53,167 --> 02:44:56,295
‫و بی توجهی به دستگاه امنیتی کشور،

2718
02:44:56,753 --> 02:45:00,007
‫همچنین با وجودِ
‫رفتار تشویش برانگیزتون

2719
02:45:00,090 --> 02:45:01,758
‫نسبت به برنامه بمب هیدروژنی،

2720
02:45:02,593 --> 02:45:04,011
‫و عدم صداقت تاسف بار

2721
02:45:04,052 --> 02:45:06,054
‫در بعضی از پاسخ‌های شما به کمیته،

2722
02:45:06,972 --> 02:45:08,640
‫با رای دو بر یک،
‫رای گیری کردیم

2723
02:45:09,808 --> 02:45:12,853
‫تا تمدیدِ مجوز امنیتی شما رو صادر نکنیم.

2724
02:45:12,978 --> 02:45:15,981
‫گزارش کامل آرای ما،
‫به همراه رای مخالف آقای ایوانز،

2725
02:45:16,481 --> 02:45:19,026
‫تا چند روز آینده
‫بدست کمیسیون انرژی اتمی خواهد رسید.

2726
02:45:19,651 --> 02:45:20,652
‫ختم جلسه.

2727
02:45:25,073 --> 02:45:26,408
‫

2728
02:45:31,580 --> 02:45:32,581
‫رابرت.

2729
02:45:33,665 --> 02:45:34,666
‫رابرت.

2730
02:45:37,961 --> 02:45:38,962
‫ملافه‌ها...

2731
02:45:41,965 --> 02:45:43,133
‫ملافه‌ها رو جمع نکن.

2732
02:45:46,470 --> 02:45:47,880
‫

2733
02:45:47,930 --> 02:45:49,181
‫

2734
02:45:49,223 --> 02:45:50,933
‫دو دقیقه.
‫دو دقیقه!

2735
02:45:51,433 --> 02:45:52,559
‫می‌تونید عکس بگیرید.

2736
02:45:54,478 --> 02:45:56,480
‫

2737
02:45:56,521 --> 02:45:57,981
‫رسمیه؟

2738
02:45:59,900 --> 02:46:03,445
‫خب، دو تا رای مخالف غیر منتظره گرفتیم.

2739
02:46:08,909 --> 02:46:10,827
‫رد صلاحیت شدم. درسته؟

2740
02:46:11,745 --> 02:46:13,246
‫- متاسفانه قربان.
‫- بسیار خب.

2741
02:46:21,213 --> 02:46:22,297
‫کی رای مخالف داد؟

2742
02:46:22,339 --> 02:46:25,050
‫سه نفر بودن.

2743
02:46:25,175 --> 02:46:27,678
‫سر دسته‌شون
‫سناتور جوانِ ماساچوست بود.

2744
02:46:27,803 --> 02:46:29,379
‫سناتور جوان قصد داره
‫برای خودش اسم و رسمی دست و پا کنه،

2745
02:46:29,429 --> 02:46:31,306
‫از کاری که با اوپنهایمر کردین خوشش نیومد.

2746
02:46:32,265 --> 02:46:33,225
‫اسمش چیه؟

2747
02:46:34,017 --> 02:46:35,560
‫آ... کندی.

2748
02:46:36,103 --> 02:46:37,104
‫جان اف. کندی.

2749
02:46:41,149 --> 02:46:42,150
‫کیتی؟

2750
02:46:48,490 --> 02:46:51,868
‫فکر کردی اگه اجازه بدی
‫تو رو تنبیه کنن،

2751
02:46:52,244 --> 02:46:53,870
‫اونوقت دنیا تو رو می‌بخشه؟

2752
02:46:57,999 --> 02:46:59,000
‫نه.

2753
02:47:01,712 --> 02:47:02,713
‫خواهیم دید.

2754
02:47:17,477 --> 02:47:18,937
‫گفتی رای اعتماد می‌گیرم.

2755
02:47:19,771 --> 02:47:21,807
‫درسته، اما تمام حقایق
‫دست من نیست، درسته؟

2756
02:47:21,857 --> 02:47:22,899
‫اینم یه حقیقت...

2757
02:47:23,024 --> 02:47:26,695
‫رئیس جمهور آیزن‌هاور سال گذشته
‫مدال آزادی رو به سینه‌ام چسبوند،

2758
02:47:27,195 --> 02:47:29,406
‫چون همیشه کار درست رو
‫در حق این کشور انجام دادم.

2759
02:47:29,448 --> 02:47:33,160
‫من رو به کابینه دولت راه نمیدن؟
‫خب، ایـ... ایرادی نداره.

2760
02:47:34,286 --> 02:47:36,455
‫شاید بهتر باشه در عوض
‫اوپنهایمر رو دعوت کنن.

2761
02:47:36,705 --> 02:47:37,706
‫شاید دعوت کنن.

2762
02:47:38,623 --> 02:47:41,710
‫بهت گفتم.
‫اون دانشمندان رو بر علیه من کرد،

2763
02:47:41,752 --> 02:47:43,753
‫دونه به دونه،
‫با انیشتین شروع کرد.

2764
02:47:43,795 --> 02:47:46,298
‫واست تعریف کردم.
‫انیشتین. با انیشتین کنار برکه دیدمش.

2765
02:47:46,339 --> 02:47:48,675
‫تعریف کردید، ولی می‌دونید قربان،
‫از اونجایی که هیچ‌کس...

2766
02:47:49,384 --> 02:47:51,761
‫واقعا نمی‌دونه اون روز
‫چه صحبتی داشتن،

2767
02:47:51,803 --> 02:47:54,931
‫این امکان وجود داره
‫که اصلا دربارهٔ شما حرف نزده باشن؟

2768
02:47:55,682 --> 02:47:57,726
‫امکان داره در مورد
‫موضوعی حرف زده باشن...

2769
02:47:58,810 --> 02:47:59,853
‫که خیلی مهم‌تره؟

2770
02:48:00,562 --> 02:48:01,980
‫آقای استراس!

2771
02:48:02,022 --> 02:48:03,982
‫اینجا! آقای استراس!

2772
02:48:15,243 --> 02:48:16,244
‫ممنون.

2773
02:48:16,536 --> 02:48:17,537
‫آلبرت.

2774
02:48:21,082 --> 02:48:22,417
‫مرد تاریخ‌ساز.

2775
02:48:26,671 --> 02:48:30,842
‫برکلی که بودیم
‫یه بار واسم جشن گرفتی.

2776
02:48:30,884 --> 02:48:33,303
‫- بهم جایزه دادی، یادت میاد؟
‫- آره.

2777
02:48:34,304 --> 02:48:38,808
‫فکر می‌کردید درکِ توانایی
‫چیزی که شروع کردم رو از دست دادم.

2778
02:48:39,768 --> 02:48:40,769
‫پس...

2779
02:48:41,228 --> 02:48:45,148
‫جایزه در واقع برای من نبود،
‫برای تو بود، درسته؟

2780
02:48:47,484 --> 02:48:49,194
‫الان نوبت توئه

2781
02:48:49,694 --> 02:48:53,782
‫تا با عواقب دستاوردت مواجه بشی.

2782
02:48:55,325 --> 02:48:58,453
‫و یه روز،
‫وقتی به قدر کافی مجازاتت کردن،

2783
02:49:00,914 --> 02:49:04,292
‫واست ماهی سالمون
‫و سالاد سیب‌زمینی میارن.

2784
02:49:09,005 --> 02:49:10,048
‫سخنرانی می‌کنن.

2785
02:49:11,800 --> 02:49:12,926
‫بهت مدال میدن.

2786
02:49:15,303 --> 02:49:16,346
‫سلام فرانک.

2787
02:49:17,055 --> 02:49:18,515
‫تو خوشحال باشی، منم خوشحالم.

2788
02:49:25,438 --> 02:49:27,774
‫به شونه‌ات میزنن
‫و میگن همه‌چیز فراموش شده.

2789
02:49:29,818 --> 02:49:30,944
‫یادت باشه...

2790
02:49:32,946 --> 02:49:34,864
‫برای تو نیست.

2791
02:49:39,828 --> 02:49:40,954
‫برای خودشونه.

2792
02:49:54,801 --> 02:49:55,802
‫آلبرت...

2793
02:49:58,096 --> 02:50:00,598
‫وقتی با نتیجهٔ محاسبات اومدم پیشت،

2794
02:50:01,433 --> 02:50:03,435
‫فکر می‌کردیم ممکنه
‫یک واکنش زنجیره‌ای رو شروع کنیم

2795
02:50:03,476 --> 02:50:06,563
‫که منجر به نابودی کل دنیا بشه.

2796
02:50:08,231 --> 02:50:11,192
‫خوب یادم میاد.
‫چطور؟

2797
02:50:15,238 --> 02:50:16,906
‫فکر می‌کنم واقعاً این کار رو کردیم.

2798
02:51:00,408 --> 02:51:06,414
W W W . M O V I E S H O . C O M

2799
02:51:08,414 --> 02:51:18,414
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M