1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:28,778 --> 00:00:31,364
‫بعضی‌ها برنده به دنیا میان.

3
00:00:31,990 --> 00:00:33,733
‫تام بریدی،

4
00:00:33,783 --> 00:00:35,193
‫لبران جیمز،

5
00:00:35,243 --> 00:00:36,903
‫جوی چستنات،

6
00:00:36,953 --> 00:00:39,164
‫و البته خودم.

7
00:00:40,582 --> 00:00:42,584
‫اسمم داستی بویده،

8
00:00:42,625 --> 00:00:45,754
‫ولی بیشتر مردم دنیا
‫منو با اسم «چکش» می‌شناسن.

9
00:00:46,254 --> 00:00:49,340
‫بابام این لقب رو قبل از اینکه
‫حتی اسم واقعیم رو بهم بگه، روم گذاشت.

10
00:00:49,424 --> 00:00:51,292
‫آره، همینه، چکش. آره.

11
00:00:51,342 --> 00:00:54,345
‫و مثل اسب مسابقه‌ی تنیس تمرینم داد.

12
00:00:54,429 --> 00:00:56,089
‫تمرین هوازی، قدرتی،

13
00:00:56,139 --> 00:00:58,433
‫بستن راکت تنیس به دست‌هام.

14
00:00:59,100 --> 00:01:01,269
‫بابام مثل بقیه‌ی باباها نبود.

15
00:01:01,352 --> 00:01:04,772
‫خوندن یادم نداد.
‫ضربه‌زدن یادم داد.

16
00:01:05,398 --> 00:01:06,516
‫داریم پیش میریم، چکش!

17
00:01:06,566 --> 00:01:10,737
‫و جواب داد. تک‌تک رکوردهای
‫نوجوانان اتحادیه‌ی تنیس آمریکا رو شکستم.

18
00:01:10,820 --> 00:01:12,397
‫برد، سرویس بدون بازگشت،

19
00:01:12,447 --> 00:01:15,325
‫برد بدون امتیاز دادن. هرچی بگی مال من بود.

20
00:01:15,408 --> 00:01:17,577
‫و خیلی زود توجه دنیا جلب شد.

21
00:01:17,660 --> 00:01:19,662
‫نه، دیو. محکم ضربه نمی‌زنم.

22
00:01:19,746 --> 00:01:21,748
‫از همه محکم‌تر ضربه می‌زنم.

23
00:01:23,666 --> 00:01:25,919
‫و حتی قبل از اینکه دبیرستان رو تموم کنم،

24
00:01:26,836 --> 00:01:29,839
‫- رویای خودم و بابامو به واقعیت تبدیل کردم.
‫- داستی، اینجا!

25
00:01:29,923 --> 00:01:33,051
‫- حرفه‌ای شدم.
‫- اینجا! داستی، اینجا!

26
00:01:33,134 --> 00:01:36,971
‫و دوستان من،
‫این بود داستان واقعی و باورنکردنی من.

27
00:01:39,057 --> 00:01:42,101
‫خب، کسی سوالی داره؟

28
00:01:42,185 --> 00:01:44,229
‫آره، بالاخره قراره
‫یه توپ کوفتی بزنیم یا نه؟

29
00:01:44,312 --> 00:01:45,847
‫این کلاس خیلی مزخرفه.

30
00:01:45,897 --> 00:01:49,609
‫منظورم این بود کسی در مورد داستانی که
‫الان تعریف کردم سوالی داره؟

31
00:01:49,692 --> 00:01:51,144
‫و خیلی هم واضح گفتم، مگه نه؟

32
00:01:51,194 --> 00:01:53,863
‫داستان خیلی واضحی بود.
‫راستش من یه سوال دارم، سلطان.

33
00:01:53,947 --> 00:01:55,899
‫دنبال همین بودم. پی‌جی، بپرس.

34
00:01:55,949 --> 00:01:57,817
‫چرا هر بار که می‌شنومش،

35
00:01:57,867 --> 00:01:59,786
‫بازه مو به تنم سیخ میشه؟

36
00:01:59,869 --> 00:02:01,571
‫- مو به تن منم سیخ میشه.
‫- جدی میگم، به‌نظرم...

37
00:02:01,621 --> 00:02:03,364
‫- یکی از بهترین‌هایی...
‫- اگه این‌قدر خوبی،

38
00:02:03,414 --> 00:02:05,792
‫پس چرا برای بابات کار می‌کنی
‫و به بچه‌های ۹ ساله درس می‌دی؟

39
00:02:05,875 --> 00:02:09,045
‫فکر کنم این فسقلی‌ها
‫باید داستان اندی رادیک رو بشنون.

40
00:02:09,128 --> 00:02:10,997
‫- جدی میگی؟
‫- وای، نه، نه، نه، نه.

41
00:02:11,047 --> 00:02:12,874
‫- لطفاً یه داستان دیگه تعریف نکن.
‫- مسابقات کلاسیک ورو بیچ.

42
00:02:12,924 --> 00:02:13,958
‫وای، خدای من!

43
00:02:14,008 --> 00:02:16,678
‫سال ۲۰۰۰ بود.
‫من در مقابل اندی رادیک.

44
00:02:17,804 --> 00:02:19,631
‫از نظر فنی اسم اون معروف‌تر بود،

45
00:02:19,681 --> 00:02:21,557
‫ولی همه برای دیدن من اومده بودن.

46
00:02:21,641 --> 00:02:23,643
‫دوستت داریم، چکش!

47
00:02:23,685 --> 00:02:25,637
‫وقتی آماتور بودیم
‫چند بار با هم بازی کرده بودیم.

48
00:02:25,687 --> 00:02:28,940
‫و هر بار می‌دیدمش،
‫حسابی لهش می‌کردم.

49
00:02:29,023 --> 00:02:30,183
‫جور دیگه‌ای نمیشه گفت.

50
00:02:30,233 --> 00:02:32,235
‫مطمئنم میشه.

51
00:02:32,777 --> 00:02:36,155
‫ولی این اولین رویاروییمون
‫به‌عنوان بازیکن حرفه‌ای بود.

52
00:02:40,326 --> 00:02:42,495
‫- و داشتم نابودش می‌کردم.
‫- آره.

53
00:02:43,830 --> 00:02:45,323
‫آفرین، چکش.

54
00:02:45,373 --> 00:02:46,866
‫اون پسر منه.

55
00:02:46,916 --> 00:02:49,202
‫همون‌جا بود که آقای اندی خبیث

56
00:02:49,252 --> 00:02:51,838
‫تصمیم گرفت ناجوانمردانه بازی کنه.

57
00:02:51,921 --> 00:02:54,882
‫آره. سعی کرد با رفتن به دستشویی
‫منو از تب‌وتاب بندازه.

58
00:02:54,966 --> 00:02:56,968
‫پس دویدم اونجا تا باهاش روبه‌رو بشم.

59
00:02:57,802 --> 00:02:59,804
‫روی یه جای خیس لیز خوردم.

60
00:03:00,722 --> 00:03:03,057
‫و مچ دستم خرد شد.

61
00:03:03,725 --> 00:03:05,727
‫رادیک!

62
00:03:06,185 --> 00:03:11,065
‫و با این کار،
‫آینده‌ی حرفه‌ای خیلی درخشانم هم خرد شد.

63
00:03:11,149 --> 00:03:13,568
‫- چی؟
‫- معلومه که اندی کلک‌زن،

64
00:03:13,651 --> 00:03:16,070
‫کف زمین رو
‫با یه جور ماده لیز کرده بود.

65
00:03:16,154 --> 00:03:19,365
‫و این یعنی تمام افتخارات حرفه‌ای رادیک،

66
00:03:19,449 --> 00:03:23,036
‫مثل قهرمانی آزاد آمریکا و
‫ازدواج با بروکلین دکر، سوپرمدل معروف،

67
00:03:23,119 --> 00:03:24,737
‫در واقع همگی مال داستی‌ان.

68
00:03:24,787 --> 00:03:26,155
‫راستش فکر خیلی جالبیه.

69
00:03:26,205 --> 00:03:27,615
‫- هیچ‌وقت این‌طوری بهش فکر نکرده بودم...
‫- ببخشید.

70
00:03:27,665 --> 00:03:30,001
‫این دقیقاً چطور افتخارات اونو
‫مال تو می‌کنه؟

71
00:03:30,084 --> 00:03:32,086
‫آره، منم نمی‌تونم این دوتا رو
‫به هم ربط بدم.

72
00:03:32,170 --> 00:03:34,672
‫خب، شاید باید برین کلاس ربط‌دادن نقطه‌ها.

73
00:03:34,756 --> 00:03:36,758
‫خوب سوزوندیش.

74
00:03:36,883 --> 00:03:39,302
‫به‌هرحال، دیگه حرفم باهاتون تمومه.
‫خیلی حوصله‌م سر رفت.

75
00:03:39,385 --> 00:03:41,003
‫فکر نکنم چیزی از این درس‌ها یاد بگیرین.

76
00:03:41,053 --> 00:03:42,505
‫پس می‌خواین چندتا توپ تنیس بزنین یا چی؟

77
00:03:42,555 --> 00:03:45,516
‫- آره. بالاخره. وای، خدای من! لطفاً.
‫- آره. لطفاً.

78
00:03:52,231 --> 00:03:54,233
‫یه لحظه.

79
00:03:55,193 --> 00:03:56,561
‫باید یه کاری بکنم.

80
00:03:56,611 --> 00:03:58,438
‫- هی!
‫- بابتش ببخشید.

81
00:03:58,488 --> 00:03:59,939
‫- یه کمکی می‌کنی؟
‫- آره. باعث افتخاره.

82
00:03:59,989 --> 00:04:01,991
‫اینم توپ پیکل‌بال شما.

83
00:04:02,116 --> 00:04:03,901
‫توی سطل زباله!

84
00:04:03,951 --> 00:04:05,953
‫اینجا باشگاه تنیسه، خانم.

85
00:04:06,037 --> 00:04:08,039
‫- عوضی!
‫- شنیدم.

86
00:04:08,456 --> 00:04:11,709
‫خوبه. می‌خواستم بشنوی.
‫برای همین این‌قدر بلند گفتم.

87
00:04:11,793 --> 00:04:13,795
‫خیلی‌خب، خانم پیکل‌بالی.
‫بیا انجامش بدیم.

88
00:04:13,878 --> 00:04:15,496
‫پیج. یه بازی دارم.

89
00:04:15,546 --> 00:04:16,998
‫بازی دوست داری.
‫پیکل‌بال بازی می‌کنی، درسته؟

90
00:04:17,048 --> 00:04:18,666
‫- این سکه‌ی بیست‌وپنج‌سنتی رو می‌بینی؟
‫- آره.

91
00:04:18,716 --> 00:04:22,345
‫هرجای زمین که می‌خوای بذارش
‫و من با یه ضربه می‌زنمش.

92
00:04:22,887 --> 00:04:25,556
‫اگه بزنمش، تا ابد ورودت ممنوعه.

93
00:04:25,640 --> 00:04:29,810
‫و اگه خطا بزنم،
‫حق عضویت یک سالت رو می‌بخشم.

94
00:04:29,894 --> 00:04:31,262
‫ورودم ممنوع میشه؟

95
00:04:31,312 --> 00:04:33,439
‫خب، مهم نیست چون عضو اینجا نیستم.

96
00:04:33,523 --> 00:04:34,849
‫فقط اومدم کلاس.

97
00:04:34,899 --> 00:04:36,901
‫پس بیا انجامش بدیم.
‫پیشنهاد رو بهتر می‌کنم.

98
00:04:37,151 --> 00:04:39,153
‫اگه این ضربه رو خطا بزنم،

99
00:04:39,487 --> 00:04:40,688
‫اینا رو هم می‌ذارم روش.

100
00:04:40,738 --> 00:04:43,574
‫داستی، نه.
‫بیوک لسابری مدل ۱۹۹۹ خودتو که نمیگی؟

101
00:04:43,658 --> 00:04:45,818
‫آره. بیوک لسابری مدل ۱۹۹۹ خودم

102
00:04:45,868 --> 00:04:49,580
‫که کمتر از ۳۲۲ هزار کیلومتر کار کرده هم
‫می‌ذارم روش.

103
00:04:49,664 --> 00:04:52,124
‫حالا دودل شدم.

104
00:04:52,208 --> 00:04:54,035
‫دیگه واقعاً نمی‌خوام باهات حرف بزنم،

105
00:04:54,085 --> 00:04:55,920
‫ولی می‌خوام ببینم می‌تونی بزنیش یا نه.

106
00:04:57,255 --> 00:04:58,831
‫چیکار کنم؟ خیلی‌خب.

107
00:04:58,881 --> 00:05:00,883
‫بیا بازی کنیم.

108
00:05:01,676 --> 00:05:02,835
‫هرجایی؟

109
00:05:02,885 --> 00:05:03,920
‫هرجا که می‌خوای.

110
00:05:03,970 --> 00:05:06,681
‫اونجا رو انتخاب می‌کنم.

111
00:05:06,764 --> 00:05:09,183
‫اوه، زیرکانه بود. گوشه‌ی زمین.

112
00:05:21,988 --> 00:05:23,231
‫آره!

113
00:05:23,281 --> 00:05:25,783
‫گم شو! گم شو! گم شو!

114
00:05:29,287 --> 00:05:30,321
‫یا خدا.

115
00:05:30,371 --> 00:05:31,906
‫اون هیکل پیکل‌بالیت رو از اینجا ببر بیرون.

116
00:05:31,956 --> 00:05:33,658
‫قبل از اینکه بری.

117
00:05:33,708 --> 00:05:36,544
‫لبخند بزن، ورودت ممنوعه.

118
00:05:36,627 --> 00:05:38,371
‫هرچی.

119
00:05:38,421 --> 00:05:39,455
‫خدایا.

120
00:05:39,505 --> 00:05:41,507
‫آره!

121
00:05:44,885 --> 00:05:47,680
‫می‌تونی نوشته‌ی
‫روی پلاک اسمم رو بخونی، داستی؟

122
00:05:47,763 --> 00:05:48,798
‫معلومه که می‌تونم، بابا.

123
00:05:48,848 --> 00:05:52,059
‫نوشته «چاک بوید، رئیس عملیات تنیس.»

124
00:05:52,143 --> 00:05:54,011
‫خدای من.

125
00:05:54,061 --> 00:05:56,897
‫- آدم خیلی مهمی به‌نظر میاد، نه؟
‫- آره.

126
00:05:56,981 --> 00:06:00,443
‫از اون آدما هم نیست که
‫بخواد پسرش شلخته لباس بپوشه، دیر بیاد،

127
00:06:00,526 --> 00:06:02,528
‫- و ورود مردم به باشگاه رو ممنوع کنه.
‫- درسته.

128
00:06:02,611 --> 00:06:04,438
‫می‌دونی، حقیقت اینه که فقط تو نیستی.

129
00:06:04,488 --> 00:06:07,575
‫کل این باشگاه توی مسیر بدی افتاده
‫و می‌خوام اوضاع رو روبه‌راه کنم.

130
00:06:07,658 --> 00:06:12,079
‫امشب به همه‌ی مدیرهای ارشد شام میدم
‫و تو هم دعوتی.

131
00:06:12,163 --> 00:06:13,280
‫کله‌گنده‌ها و منم اونجا هستم.

132
00:06:13,330 --> 00:06:15,499
‫معلومه که هستی. و آبروم رو نمی‌بری.

133
00:06:15,583 --> 00:06:18,085
‫سر وقت میای،
‫اون هدبند مسخره رو نمی‌پوشی،

134
00:06:18,169 --> 00:06:20,171
‫و یه همراه هم میاری
‫تا به این آدم‌ها نشون بدی

135
00:06:20,254 --> 00:06:22,381
‫که یه بازنده‌ی مفت‌خور بار نیاوردمت.

136
00:06:22,465 --> 00:06:24,125
‫چشم، قربان.

137
00:06:24,175 --> 00:06:25,334
‫داداش، امشب بیکاری؟

138
00:06:25,384 --> 00:06:27,169
‫بذار... بذار در موردش فکر کنم.

139
00:06:27,219 --> 00:06:28,629
‫اون نه!

140
00:06:28,679 --> 00:06:31,098
‫اون دختری رو بیار که باهاش قرار می‌ذاشتی.
‫همون خوشگله.

141
00:06:31,182 --> 00:06:33,893
‫متأسفانه من و ماریسا... از هم جدا شدیم.

142
00:06:33,976 --> 00:06:36,479
‫خب، برو عذرخواهی کن و برش گردون.

143
00:06:36,562 --> 00:06:38,305
‫- پیچیده‌ست.
‫- برو.

144
00:06:38,355 --> 00:06:41,192
‫خیلی‌خب. حس می‌کنم تمام این مدت
‫در مورد من حرف زدیم.

145
00:06:41,275 --> 00:06:43,277
‫تو چطوری؟

146
00:06:43,903 --> 00:06:46,322
‫دیگه باید برم.
‫میرم کاری رو که خواستی انجام بدم.

147
00:06:58,793 --> 00:07:00,795
‫بجنب. از پسش برمیای.

148
00:07:03,088 --> 00:07:04,623
‫به‌به‌به.

149
00:07:04,673 --> 00:07:07,384
‫ببین کی همون‌طور که می‌دونستم،
‫سینه‌خیز برگشته.

150
00:07:07,468 --> 00:07:09,553
‫- نه. نظرم عوض شد. انجامش نمیدم.
‫- وایسا!

151
00:07:09,637 --> 00:07:11,722
‫- نه، نمی‌تونم این کار رو بکنم، ماریسا.
‫- آره، می‌تونی.

152
00:07:11,806 --> 00:07:13,808
‫- نه، واقعاً نمی‌تونم.
‫- برگرد.

153
00:07:14,058 --> 00:07:15,426
‫چی می‌خوای؟

154
00:07:15,476 --> 00:07:17,011
‫- یه لطفی ازت می‌خوام.
‫- خیلی‌خب.

155
00:07:17,061 --> 00:07:19,271
‫می‌خوام یه شب وانمود کنی دوباره با همیم

156
00:07:19,355 --> 00:07:20,723
‫و شام رو بیای خونه‌ی بابام.

157
00:07:20,773 --> 00:07:21,807
‫وای، خدای من!

158
00:07:21,857 --> 00:07:24,318
‫شما پسرها
‫عاشق بازی‌های کوچولوتونین، مگه نه؟

159
00:07:24,401 --> 00:07:27,571
‫یه لحظه بدترین آدم دنیا هستم
‫و نمی‌خوای هیچ‌وقت دوباره ببینیم.

160
00:07:27,655 --> 00:07:29,782
‫فکر کنم حتی بهم گفتی «بی‌وفا».

161
00:07:29,865 --> 00:07:32,952
‫اینو گفتم، ماریسا، چون بهم خیانت کردی.

162
00:07:33,035 --> 00:07:34,403
‫داستی؟

163
00:07:34,453 --> 00:07:36,071
‫- چی؟
‫- فقط یه بار بود.

164
00:07:36,121 --> 00:07:37,114
‫هشت بار بود.

165
00:07:37,164 --> 00:07:38,866
‫آره، ولی با یه نفر بود.

166
00:07:38,916 --> 00:07:40,326
‫با ۹ نفر بود!

167
00:07:40,376 --> 00:07:41,786
‫وای، خدای من.

168
00:07:41,836 --> 00:07:43,704
‫عجب مغزی داری.
‫همه‌چی یادت می‌مونه.

169
00:07:43,754 --> 00:07:46,549
‫ببین، ماریسا،
‫میشه لطفاً این لطف رو در حقم بکنی؟

170
00:07:47,466 --> 00:07:49,001
‫- لطفاً.
‫- خیلی‌خب، باشه.

171
00:07:49,051 --> 00:07:50,044
‫ممنون.

172
00:07:50,094 --> 00:07:51,670
‫آره، خیلی درسته.

173
00:07:51,720 --> 00:07:54,807
‫چیزی از اون نویسنده، مالکوم گلدول، خوندی؟

174
00:07:54,890 --> 00:07:57,726
‫اون مطلبش در مورد اینکه
‫بیتلز به‌خاطر تمرین زیاد خوب شدن.

175
00:07:57,810 --> 00:07:59,553
‫خب، رسماً مخم رو ترکوند.

176
00:07:59,603 --> 00:08:01,689
‫نه، من... دائماً بهش فکر می‌کنم.

177
00:08:01,772 --> 00:08:03,015
‫- جدی؟
‫- آره. جدی میگم.

178
00:08:03,065 --> 00:08:05,901
‫- بابا، ببین کی رو آوردم.
‫- ماریسا.

179
00:08:05,985 --> 00:08:07,520
‫امیدوارم دیر نکرده باشیم، چاک.

180
00:08:07,570 --> 00:08:10,281
‫داشتیم تصمیم میگرفتیم برات نوه بیاریم

181
00:08:10,364 --> 00:08:13,826
‫خب، راستش این بار برخلاف همیشه
‫اصلاً دیر نکردین، سگ کثیف.

182
00:08:13,909 --> 00:08:15,528
‫من سگ کثیفم.

183
00:08:15,578 --> 00:08:17,580
‫- عاشق حسی‌ام که رابطه...
‫- آره.

184
00:08:17,663 --> 00:08:19,665
‫با نامزدم داره.

185
00:08:20,708 --> 00:08:21,867
‫خیلی‌خوبه.

186
00:08:21,917 --> 00:08:23,160
‫خیلی‌خوبه.

187
00:08:23,210 --> 00:08:25,421
‫- لطفاً همه بشینین.
‫- لطفاً بشینین.

188
00:08:26,338 --> 00:08:28,340
‫- ممنون که دعوتمون کردین، قربان.
‫- آره.

189
00:08:32,970 --> 00:08:34,421
‫تنیس.

190
00:08:34,471 --> 00:08:35,548
‫ظرافت.

191
00:08:35,598 --> 00:08:37,007
‫کمال زیبایی‌شناختی.

192
00:08:37,057 --> 00:08:38,801
‫ولی تنیس فقط یه ورزش نیست.

193
00:08:38,851 --> 00:08:41,562
‫یه موجود زنده‌ست که نفس می‌کشه،

194
00:08:41,645 --> 00:08:43,647
‫و به محافظت ما نیاز داره.

195
00:08:45,983 --> 00:08:49,737
‫یه همه‌گیری، سراسر کشورمون رو
‫که یه زمانی بزرگ بود، فرا گرفته.

196
00:08:49,820 --> 00:08:52,072
‫و اسمش هست...

197
00:08:57,077 --> 00:08:58,862
‫پیکل‌بال.

198
00:08:58,912 --> 00:09:01,915
‫- ویروس کرونای جدید دنیای ورزش.
‫- آره.

199
00:09:01,999 --> 00:09:05,169
‫بدترین زمین مانتین کرست رو
‫به این دلقک‌ها دادیم

200
00:09:05,252 --> 00:09:09,506
‫تا یه جورهایی نقش ضدعفونی‌کننده
‫و ماسک رو داشته باشه.

201
00:09:09,590 --> 00:09:12,718
‫و حالا این پیکل‌بالی‌ها
‫زمین‌های بیشتری می‌خوان.

202
00:09:12,801 --> 00:09:15,220
‫دیگه نمی‌تونم رأی‌گیری برای گسترشش رو
‫زیاد عقب بندازم.

203
00:09:16,263 --> 00:09:19,099
‫و اگه ببازیم،
‫شاید شیوعش هیچ‌وقت متوقف نشه.

204
00:09:19,183 --> 00:09:22,519
‫باشگاه ما یکی از آخرین سنگرهاست.

205
00:09:22,603 --> 00:09:26,357
‫وظیفه داریم خودمون به واکسن تبدیل بشیم

206
00:09:26,899 --> 00:09:30,903
‫تا یه روز بتونیم حرف‌زدن در موردشون رو
‫کاملاً متوقف کنیم.

207
00:09:31,695 --> 00:09:33,697
‫حتی اگه تعدادشون
‫تقریباً همین‌قدر باقی بمونه.

208
00:09:34,948 --> 00:09:36,442
‫- پایان.
‫- خب...

209
00:09:36,492 --> 00:09:38,444
‫- عجب.
‫- عالی بود، بابا.

210
00:09:38,494 --> 00:09:40,871
‫استعاره‌ش تا آخر حرف‌هات دووم آورد، چاک.

211
00:09:40,954 --> 00:09:42,740
‫ولی چاک،
‫اگه تعداد این دلقک‌ها این‌قدر زیاده،

212
00:09:42,790 --> 00:09:44,283
‫اصلاً چیکار می‌تونیم بکنیم؟

213
00:09:44,333 --> 00:09:47,961
‫بهت میگم چیکار می‌تونیم بکنیم، گری.
‫می‌تونیم دوئل کنیم.

214
00:09:48,045 --> 00:09:49,455
‫یعنی با تفنگ؟

215
00:09:49,505 --> 00:09:50,706
‫متأسفانه نه.

216
00:09:50,756 --> 00:09:52,758
‫با راکت تنیس.

217
00:09:53,008 --> 00:09:55,177
‫توی اساسنامه‌ی باشگاه
‫یه چیزی پیدا کردم.

218
00:09:55,803 --> 00:09:59,181
‫با یه مسابقه‌ی دوئل
‫می‌تونیم رأی‌گیری رو دور بزنیم.

219
00:09:59,264 --> 00:10:01,050
‫هر طرف یه قهرمان انتخاب می‌کنه

220
00:10:01,100 --> 00:10:03,644
‫و تکلیف رو روی زمین تنیس روشن می‌کنیم.

221
00:10:03,727 --> 00:10:05,596
‫- خب، قانون جالبیه.
‫- عالیه.

222
00:10:05,646 --> 00:10:08,023
‫خدایا، قدیم‌ها... سر چی دوئل می‌کردن؟

223
00:10:08,107 --> 00:10:10,692
‫- چیزایی مثل این، آیین‌نامه و این‌جور چیزا.
‫- چه جور چیزایی؟

224
00:10:10,776 --> 00:10:11,894
‫فقط یه مشت چیز.

225
00:10:11,944 --> 00:10:13,479
‫می‌دونی، اینکه چه کاری مجازه،
‫چه کاری نیست،

226
00:10:13,529 --> 00:10:14,938
‫کی می‌تونه عضو باشگاه بشه و غیره.

227
00:10:14,988 --> 00:10:16,482
‫قبلاً کی نمی‌تونست عضو بشه؟

228
00:10:16,532 --> 00:10:18,317
‫نمی‌دونم، کریس.

229
00:10:18,367 --> 00:10:21,578
‫باشگاه قدیمیه.
‫فهرست کاملش الان جلوم نیست.

230
00:10:21,662 --> 00:10:25,249
‫این قانون، قانون خوبیه.
‫الان به دردمون می‌خوره.

231
00:10:25,791 --> 00:10:27,576
‫فهمیدی؟ قانون خوبیه.

232
00:10:27,626 --> 00:10:29,411
‫- بی‌خیالش شو.
‫- آخه... کی نمی‌تونسته...

233
00:10:29,461 --> 00:10:30,788
‫می‌دونم.
‫ولی فقط می‌خوام در مورد بابام بگم...

234
00:10:30,838 --> 00:10:32,840
‫- بریم غذا بخوریم.
‫- بی‌خیالش شو. غذا بخوریم.

235
00:10:35,551 --> 00:10:36,794
‫- خب، خیلی‌خب.
‫- عالیه.

236
00:10:36,844 --> 00:10:38,337
‫خب، بیاین در مورد راهبردمون حرف بزنیم.

237
00:10:38,387 --> 00:10:40,681
‫پیکل‌بالی‌ها اسکیپ رو برای دوئل می‌فرستن.

238
00:10:40,764 --> 00:10:42,883
‫- وای، خدا.
‫- قبل از اینکه به جبهه‌ی تاریکی بره،

239
00:10:42,933 --> 00:10:44,768
‫تنیس‌باز محشری بود.

240
00:10:44,810 --> 00:10:46,812
‫پس کی رو مقابلش بذاریم؟

241
00:10:46,979 --> 00:10:49,690
‫خب، مسابقات باشگاه این آخر هفته‌ست.
‫شاید یه کم استعدادیابی کنیم؟

242
00:10:49,731 --> 00:10:52,693
‫آره، و احتمالاً هرکی برنده بشه
‫باید نماینده‌مون باشه.

243
00:10:54,111 --> 00:10:55,229
‫چی، شوخیه؟

244
00:10:55,279 --> 00:10:56,522
‫خیلی بامزه بود.

245
00:10:56,572 --> 00:10:58,574
‫معلومه که انجامش میدم. بازی می‌کنم.

246
00:10:58,615 --> 00:10:59,858
‫قرار نیست تو باشی.

247
00:10:59,908 --> 00:11:03,579
‫معلومه که قراره من باشم.
‫دیگه کی می‌خواد باشه؟

248
00:11:05,372 --> 00:11:09,084
‫هی، گری. لطفاً به بابام میگی
‫من بهترین بازیکن باشگاهم؟

249
00:11:09,167 --> 00:11:12,212
‫راستش باید یه سر برم آشپزخونه
‫و پای میوه‌م رو بررسی کنم.

250
00:11:12,296 --> 00:11:14,164
‫- پای میوه‌ت؟
‫- آره، یه کم زهرماری ریختم توش، پس...

251
00:11:14,214 --> 00:11:16,633
‫مسئله شخصی نیست، پسرم.
‫فقط نمی‌تونیم بهت اعتماد کنیم.

252
00:11:16,717 --> 00:11:18,126
‫حتی جین هم اینو می‌دونه.

253
00:11:18,176 --> 00:11:19,795
‫- من؟
‫- جین، بهش بگو.

254
00:11:19,845 --> 00:11:21,588
‫چی... چی گفتی، گری؟

255
00:11:21,638 --> 00:11:22,673
‫چیزی نگفت.

256
00:11:22,723 --> 00:11:24,550
‫فکر کنم گری برای اون پای میوه کمک می‌خواد.

257
00:11:24,600 --> 00:11:27,227
‫- اصلاً چرا داریم در موردش بحث می‌کنیم؟
‫- دارم میام، گری.

258
00:11:27,311 --> 00:11:28,971
‫من توی مسابقات حرفه‌ای بازی می‌کردم.

259
00:11:29,021 --> 00:11:30,639
‫و چی داری که نشون بدی؟

260
00:11:30,689 --> 00:11:34,484
‫چندتا داستان از له‌شدن زیر پای بازیکن‌هایی
‫که واقعاً نتیجه گرفتن؟

261
00:11:34,568 --> 00:11:37,946
‫وای، حتماً یه پای میوه غول‌پیکر درست کرده.

262
00:11:38,030 --> 00:11:39,565
‫کمک هرچی بیشتر، بهتر.

263
00:11:39,615 --> 00:11:40,691
‫تو برنده نیستی.

264
00:11:40,741 --> 00:11:44,119
‫بیا، عزیزم. باید احیای قلبی‌ریویش کنیم.
‫احیای پای میوه.

265
00:11:44,202 --> 00:11:45,737
‫بابا، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

266
00:11:45,787 --> 00:11:47,281
‫- من که هیچ پای میوه‌ای نمی‌بینم.
‫- هیس!

267
00:11:47,331 --> 00:11:50,000
‫این مسخره‌بازیه، بابا.
‫من بهترین بازیکنم و خودتم می‌دونی.

268
00:11:50,083 --> 00:11:51,910
‫خب، پس ثابتش کن.
‫مسابقات باشگاه رو ببر.

269
00:11:51,960 --> 00:11:54,037
‫بی‌خیال.
‫از بچگی توی این مسابقات شرکت نکردم.

270
00:11:54,087 --> 00:11:55,539
‫فقط یه مشت دندون‌پزشک و این مزخرفاتن.

271
00:11:55,589 --> 00:11:58,967
‫خب، پس باید برات آسون باشه.
‫مسابقات رو ببر تا انتخابت کنم.

272
00:11:59,051 --> 00:12:00,085
‫منصفانه‌ست؟

273
00:12:00,135 --> 00:12:02,137
‫آره، منصفانه‌ست.

274
00:12:06,850 --> 00:12:08,176
‫چه حسی داری، سلطان؟

275
00:12:08,226 --> 00:12:10,228
‫بهم بی‌احترامی شده.

276
00:12:10,437 --> 00:12:12,439
‫طولش نمیدم.

277
00:12:18,320 --> 00:12:21,031
‫وقتی چکش رو عصبانی کنی،
‫همه تبدیل به میخ میشن.

278
00:12:31,625 --> 00:12:34,669
‫داری این پیرمردها رو له می‌کنی، داستی.

279
00:12:38,215 --> 00:12:40,342
‫- لعنتی!
‫- ایول، سلطان!

280
00:12:41,885 --> 00:12:43,628
‫لعنت، لعنت، لعنت.

281
00:12:43,678 --> 00:12:45,680
‫آره. آره.

282
00:12:54,064 --> 00:12:55,474
‫آره!

283
00:12:55,524 --> 00:12:58,652
‫رسیدیم به امتیاز نهایی، دوستان.
‫کجا می‌خواین بزنمش؟

284
00:12:58,735 --> 00:13:01,488
‫نیل، تو انتخاب کن.
‫مراسم ختم خودته، عزیزم. کجا می‌خوایش؟

285
00:13:01,571 --> 00:13:03,573
‫فقط تمومش کن.

286
00:13:07,285 --> 00:13:11,164
‫درسته، عوضی‌ها.
‫سلطان همچنان سلطانه.

287
00:13:11,248 --> 00:13:12,699
‫هی، نیل، همون‌جا بمون.

288
00:13:12,749 --> 00:13:15,085
‫خیلی خسته به‌نظر میای.
‫خودم میام پیشت، باشه؟

289
00:13:15,168 --> 00:13:16,411
‫خیلی ممنون.

290
00:13:16,461 --> 00:13:18,463
‫این حرکت رو ببینین.

291
00:13:22,968 --> 00:13:25,178
‫مچم!

292
00:13:25,262 --> 00:13:27,514
‫انگار نتونستی کاملاً از روی تور رد بشی.

293
00:13:31,101 --> 00:13:33,103
‫دوباره مچت آسیب دید؟

294
00:13:33,979 --> 00:13:35,514
‫برای دوئل نیل رو انتخاب می‌کنم.

295
00:13:35,564 --> 00:13:36,765
‫ممنون، چاک.

296
00:13:36,815 --> 00:13:38,266
‫ولی گفتی اگه برنده بشم.

297
00:13:38,316 --> 00:13:40,318
‫گفتم نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

298
00:13:40,944 --> 00:13:42,946
‫و یه بار دیگه ثابت کردی حق با من بوده.

299
00:13:43,947 --> 00:13:45,949
‫بی‌خیال، مرد.

300
00:13:46,032 --> 00:13:48,034
‫خب، بازی خوبی بود، عوضی.

301
00:13:48,285 --> 00:13:50,912
‫خب، داستی، رابطه هم داری؟

302
00:13:50,996 --> 00:13:52,998
‫آره، ولی من... بیشتر برای مچم اومدم.

303
00:13:53,039 --> 00:13:54,574
‫درسته، درسته، مچت.

304
00:13:54,624 --> 00:13:56,877
‫ظاهراً آسیب قدیمی استخون مچت رو
‫دوباره تشدید کردی

305
00:13:56,960 --> 00:14:00,213
‫چون سعی کردی برای تحت تأثیر قراردادن
‫دوستت پی‌جی، از روی تور تنیس بپری.

306
00:14:00,297 --> 00:14:01,832
‫- درسته؟
‫- این توی پرونده‌م نوشته؟

307
00:14:01,882 --> 00:14:04,092
‫نه، بابات گفت.
‫زیاد با هم حرف می‌زنیم.

308
00:14:04,175 --> 00:14:06,177
‫آره، راستش این حتی پرونده‌ی تو هم نیست.

309
00:14:06,219 --> 00:14:07,337
‫- ولی...
‫- بذار یه نگاهی بندازم.

310
00:14:07,387 --> 00:14:10,807
‫فقط باید برگردم تو زمین و به بابام نشون بدم
‫هنوز می‌تونه روم حساب کنه.

311
00:14:10,891 --> 00:14:12,551
‫- چه حسی داره؟ خیلی‌خب.
‫- درد داره.

312
00:14:12,601 --> 00:14:13,593
‫- نشکسته...
‫- درسته.

313
00:14:13,643 --> 00:14:15,178
‫ولی التهاب زیادی داره.

314
00:14:15,228 --> 00:14:17,514
‫می‌دونی، یه ورزش هست که
‫فشار خیلی کمتری به مفصل‌هات میاره

315
00:14:17,564 --> 00:14:19,566
‫و می‌تونه کمکت کنه تا وقتی خوب میشی،
‫بدنت آماده بمونه.

316
00:14:19,608 --> 00:14:21,393
‫جدی؟ و کمکم می‌کنه به تنیس برگردم؟

317
00:14:21,443 --> 00:14:22,394
‫- آره.
‫- چیه؟

318
00:14:22,444 --> 00:14:24,738
‫- پیکل‌بال.
‫- همین الان می‌تونم بزنم توی صورتت.

319
00:14:24,821 --> 00:14:28,033
‫خیلی‌خب. گوش کن.
‫پارسال شونه‌م آسیب دید.

320
00:14:28,116 --> 00:14:31,036
‫- بهت میگم، اون بازی جونمو نجات داد.
‫- جدی؟

321
00:14:31,119 --> 00:14:32,737
‫- چی شد که شونه‌ت آسیب دید؟
‫- گازم گرفتن.

322
00:14:32,787 --> 00:14:34,789
‫- یه حیوون؟
‫- نه، یه آدم.

323
00:14:34,873 --> 00:14:37,459
‫گوش کن،
‫می‌دونم پیکل‌بال یه کم خنگولانه‌ست،

324
00:14:37,542 --> 00:14:39,711
‫ولی برای تو
‫سریع‌ترین راه برگشت به تنیسه.

325
00:14:39,794 --> 00:14:41,288
‫و واقعاً سرگرم‌کننده‌ست.

326
00:14:41,338 --> 00:14:42,539
‫یه فرصتی بهش بده.
‫فقط یه بار بازی کن.

327
00:14:42,589 --> 00:14:44,124
‫- ببین خوشت میاد یا نه.
‫- نه بازی نمی‌کنم.

328
00:14:44,174 --> 00:14:47,043
‫ولی شاید بتونی، نمی‌دونم،
‫برای دردم یه چیزی بهم بدی.

329
00:14:47,093 --> 00:14:48,795
‫من از اون جور دکترها نیستم، داستی.

330
00:14:48,845 --> 00:14:50,088
‫می‌دونی چیکار می‌کنم؟

331
00:14:50,138 --> 00:14:51,798
‫یه مچ‌بند برات می‌گیرم و

332
00:14:51,848 --> 00:14:54,392
‫یه چیز کوچولو هم برات می‌نویسم، باشه؟

333
00:14:54,476 --> 00:14:56,094
‫- دمت گرم. ممنون.
‫- آره.

334
00:14:56,144 --> 00:14:58,146
‫ولی یه لطفی بهم بکن.

335
00:14:58,897 --> 00:15:00,899
‫زیاده‌روی نکن، باشه؟

336
00:15:01,107 --> 00:15:02,559
‫- ممنون.
‫- خیلی‌خب. خوبه.

337
00:15:02,609 --> 00:15:05,654
‫و فقط تنیس نیست که باید کنار بذاری.

338
00:15:05,737 --> 00:15:09,074
‫هیچ‌جور حرکت شدید مچ انجام نده.

339
00:15:09,157 --> 00:15:10,191
‫- گرفتم.
‫- باشه؟

340
00:15:10,241 --> 00:15:12,611
‫- یعنی قوطی نوشابه هم تکون نده، درسته؟
‫- حتماً.

341
00:15:12,661 --> 00:15:13,653
‫- گرفتم.
‫- باشه؟

342
00:15:13,703 --> 00:15:15,705
‫به‌طور میانگین هفته‌ای چند بار؟

343
00:15:16,498 --> 00:15:19,250
‫خب، خیلی زیاد.
‫شاید این یه موهبت توی لباس مبدل باشه.

344
00:15:19,334 --> 00:15:21,753
‫باید با آدما ملاقات کنی

345
00:15:22,337 --> 00:15:24,756
‫و با شرایط تو شرم‌آور نیست.

346
00:15:24,839 --> 00:15:26,124
‫آره، فکر کنم نیازی ندارم.

347
00:15:26,174 --> 00:15:30,053
‫تازگی یه سایت راه افتاده
‫به اسم «استیکی هانی»، باشه؟

348
00:15:30,679 --> 00:15:33,765
‫مجردهای اطرافت رو
‫بهت معرفی می‌کنه.

349
00:15:33,848 --> 00:15:35,850
‫برای تنیس کمکم می‌کنه؟

350
00:15:35,934 --> 00:15:37,936
‫مچت فقط تعداد محدودی
‫می‌تونه این حرکت رو انجام بده.

351
00:15:37,977 --> 00:15:40,230
‫- نمی‌تونم با دست چپ انجامش بدم؟
‫- می‌خوای...

352
00:15:40,939 --> 00:15:43,525
‫عجب. با دست چپ. جالبه.

353
00:15:43,608 --> 00:15:46,820
‫چون این‌طوری تقریباً انگار...
‫تقریباً انگار یه آدم دیگه‌ست.

354
00:15:46,903 --> 00:15:48,772
‫خیلی‌خب. فکر کنم دیگه برم.
‫بابت این ممنون.

355
00:15:48,822 --> 00:15:50,949
‫- تشکر.
‫- هی. سلام منو به بابات برسون.

356
00:15:52,242 --> 00:15:53,276
‫خیلی‌خب.

357
00:15:53,326 --> 00:15:55,745
‫- استیکی هانی.
‫- شنیدم. خداحافظ.

358
00:16:03,545 --> 00:16:06,047
‫این دیگه چه جور شوخیه؟
‫نمی‌تونم اینو بپیچم.

359
00:16:06,840 --> 00:16:08,842
‫چرا نه؟

360
00:16:09,217 --> 00:16:11,886
‫نسخه‌ی پیکل‌بال نوشتی؟

361
00:16:11,970 --> 00:16:14,055
‫آره، فکر کردم یه جورهایی بامزه‌ست.

362
00:16:14,139 --> 00:16:16,174
‫تو که واقعاً نبردیش داروخونه، نه؟

363
00:16:16,224 --> 00:16:19,394
‫نه. معلومه که نه.
‫احمق نیستم.

364
00:16:19,477 --> 00:16:21,813
‫قضیه‌ی استیکی هانی چطور پیش میره؟

365
00:16:21,896 --> 00:16:24,691
‫چون اگه از کد معرف من استفاده کنی،
‫ده امتیاز چسبناک اضافه می‌گیریم.

366
00:16:38,913 --> 00:16:40,915
‫خیلی‌خب.

367
00:16:43,626 --> 00:16:45,628
‫بریم روی حالت ناشناس.

368
00:16:50,216 --> 00:16:52,218
‫خیلی‌خب.

369
00:16:53,970 --> 00:16:55,972
‫گردهمایی پیکل‌بال؟

370
00:16:57,015 --> 00:16:59,017
‫اصلاً باحال نیست.

371
00:17:05,523 --> 00:17:07,525
‫ثبت‌نام.

372
00:17:33,635 --> 00:17:35,762
‫ایول بهت.

373
00:17:37,555 --> 00:17:40,058
‫بزنش. می‌گیرمش.

374
00:17:40,141 --> 00:17:42,143
‫وای، نه.

375
00:17:45,355 --> 00:17:47,015
‫یه تازه‌وارد داریم.

376
00:17:47,065 --> 00:17:49,067
‫پیکل‌بالی تازه‌نفس.

377
00:17:50,151 --> 00:17:52,896
‫وقت تلف نکن. وقتی مردم دیر می‌کنن
‫نمی‌تونم تحمل کنم.

378
00:17:52,946 --> 00:17:54,447
‫ببین کی بالاخره تصمیم گرفت
‫بهمون ملحق بشه.

379
00:17:55,156 --> 00:17:57,325
‫هی، پسر.
‫فکر کردی کجا داری میری؟

380
00:17:57,408 --> 00:17:59,410
‫تو همونی که تازه ثبت‌نام‌کردی، درسته؟

381
00:18:00,370 --> 00:18:02,705
‫آره، فقط یه سوءتفاهم کوچیکی پیش اومده.

382
00:18:02,789 --> 00:18:04,282
‫داستین بویدی؟

383
00:18:04,332 --> 00:18:06,542
‫آره. من... خودمم.
‫ولی ثبت‌نام نکردم...

384
00:18:06,626 --> 00:18:10,171
‫تو نفر چهارمی. بیا تو.
‫بیا رفیق پیکل‌بالی بشیم.

385
00:18:10,254 --> 00:18:13,424
‫ثبت‌نام کردم... ولی نه برای این.
‫فقط یه مشکل...

386
00:18:13,508 --> 00:18:14,667
‫مزخرف نگو، پسر.

387
00:18:14,717 --> 00:18:16,919
‫فکر نمی‌کردی قراره با
‫یه مشت پیرزن بازی کنی،

388
00:18:16,969 --> 00:18:18,546
‫برای همین می‌خوای در بری.

389
00:18:18,596 --> 00:18:20,465
‫ولی بدون تو نفراتمون کامل نمیشه.

390
00:18:20,515 --> 00:18:22,300
‫و من اومدم عرق کنم، عوضی.

391
00:18:22,350 --> 00:18:26,187
‫پس من با جودی بازی می‌کنم،
‫تو با کندیس. بریم.

392
00:18:26,270 --> 00:18:28,690
‫سلام، من کندیسم.

393
00:18:29,857 --> 00:18:32,902
‫این که باهاش اومدی
‫بیوک لسابری مدل ۱۹۹۹ ئه؟

394
00:18:32,985 --> 00:18:34,479
‫همیشه یکی از اینا می‌خواستم.

395
00:18:34,529 --> 00:18:38,116
‫آره، خودشه.
‫کمتر از ۳۲۲ هزار کیلومتر هم کار کرده.

396
00:18:38,199 --> 00:18:40,151
‫و ببین، بابت تمام اون ماجرا متأسفم...
‫می‌دونی...

397
00:18:40,201 --> 00:18:41,235
‫ممنوع‌الورودکردنم؟

398
00:18:41,285 --> 00:18:42,278
‫آره، بابتش ببخشید.

399
00:18:42,328 --> 00:18:45,206
‫دیگه برام مهم نیست.
‫فقط روی زمین جبرانش کن.

400
00:18:45,289 --> 00:18:47,542
‫- از پس این یکی برمیام.
‫- آماده‌این؟

401
00:18:47,625 --> 00:18:49,452
‫فقط یه لحظه بهمون وقت بده.

402
00:18:49,502 --> 00:18:51,796
‫فکر کنم اولین بارته بازی می‌کنی.

403
00:18:51,879 --> 00:18:53,247
‫خب، فکر نکنم مشکلی پیش بیاد.

404
00:18:53,297 --> 00:18:55,883
‫قبلاً تنیس‌باز حرفه‌ای بودم،
‫پس پیکل‌بال اصلاً نگرانم نمی‌کنه.

405
00:18:55,967 --> 00:18:56,959
‫این تنیس نیست.

406
00:18:57,009 --> 00:18:58,503
‫می‌دونم، پیکل‌باله. حتی بدتره.

407
00:18:58,553 --> 00:19:00,505
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. اون قسمت آبی روشن،

408
00:19:00,555 --> 00:19:03,182
‫منطقه‌ی ممنوعه‌ی ضربه‌ی هوایی
‫یا خط آشپزخونه‌ست.

409
00:19:03,266 --> 00:19:05,218
‫نمی‌تونی از اون خط رد بشی،
‫مگر اینکه یه نفر...

410
00:19:05,268 --> 00:19:07,437
‫خیلی‌خب. ببین، من درس میدم.
‫درس نمی‌گیرم.

411
00:19:07,520 --> 00:19:10,398
‫آره، درس‌دادنت رو دیدم.
‫بهتره اینا رو مرور کنیم.

412
00:19:10,481 --> 00:19:12,350
‫ببین، از باخت متنفرم.

413
00:19:12,400 --> 00:19:15,111
‫پس یه نقطه‌ی مشترک داریم.
‫چون منم همین‌طور.

414
00:19:15,194 --> 00:19:17,697
‫- خیلی‌خب.
‫- آماده‌ام. بزن بریم یه دست سریع بازی کنیم.

415
00:19:19,657 --> 00:19:21,659
‫- بریم.
‫- بیا شروع کنیم.

416
00:19:21,993 --> 00:19:23,995
‫بجنب.

417
00:19:25,663 --> 00:19:26,906
‫یادت هست که
‫باید زیر دست سرویس بزنیم؟

418
00:19:26,956 --> 00:19:28,199
‫یعنی چی؟

419
00:19:28,249 --> 00:19:30,543
‫- فقط با دست پایین.
‫- نه، می‌دونم، معلومه.

420
00:19:30,626 --> 00:19:31,869
‫- خیلی‌خب.
‫- دارم دستم رو گرم می‌کنم.

421
00:19:31,919 --> 00:19:33,663
‫فکر کردم می‌دونی.

422
00:19:33,713 --> 00:19:35,715
‫بریم.

423
00:19:38,009 --> 00:19:39,335
‫خدای من.

424
00:19:39,385 --> 00:19:41,804
‫سرویس شماست.
‫ولی باید زیر دست بزنی‌ها.

425
00:19:41,888 --> 00:19:44,724
‫۰-۰-۱.

426
00:19:47,977 --> 00:19:50,229
‫آروم باش، قهرمان.
‫نیاز نیست این‌قدر محکم ضربه بزنی.

427
00:19:50,521 --> 00:19:52,440
‫راستش خانم، چرا، نیازه.

428
00:19:53,274 --> 00:19:54,434
‫این دافی داکه؟

429
00:19:54,484 --> 00:19:55,726
‫نه، چکشه.

430
00:19:55,776 --> 00:19:57,778
‫چون من قدرتمندم.

431
00:19:57,820 --> 00:20:00,781
‫- خیلی‌خب.
‫- ۱-۰-۱.

432
00:20:02,950 --> 00:20:05,286
‫بگیرش. عالیه.

433
00:20:05,369 --> 00:20:06,445
‫- عالیه.
‫- بنگ!

434
00:20:06,495 --> 00:20:08,497
‫مال منه. مال من!

435
00:20:08,706 --> 00:20:10,616
‫آره!

436
00:20:10,666 --> 00:20:12,668
‫برای این یکی هم جوکی دارین، خانم‌ها؟

437
00:20:12,710 --> 00:20:13,870
‫راستش آره.

438
00:20:13,920 --> 00:20:15,454
‫پات توی آشپزخونه بود.

439
00:20:15,504 --> 00:20:17,456
‫در واقع کل بدنت توی آشپزخونه بود.

440
00:20:17,506 --> 00:20:18,666
‫امتیاز مال اوناست.

441
00:20:18,716 --> 00:20:20,459
‫خیلی وقت‌ها یه چیزی مثل این میگیم:

442
00:20:20,509 --> 00:20:23,512
‫«هی سرآشپز، حالا که اون تویی،
‫یه چیزی بده بخوریم.» یا...

443
00:20:23,596 --> 00:20:25,598
‫حالا که اون تویی ظرف‌ها رو بشور، عوضی.

444
00:20:26,098 --> 00:20:28,309
‫حالا که اون تویی ظرف‌ها رو بشور، عوضی.

445
00:20:28,392 --> 00:20:30,394
‫حالا که اون تویی ظرف‌ها رو بشور، عوضی.

446
00:20:30,436 --> 00:20:31,596
‫حالا که اون تویی ظرف‌ها رو بشور،

447
00:20:31,646 --> 00:20:32,680
‫- عوضی.
‫- عوضی.

448
00:20:32,730 --> 00:20:35,474
‫- حالا که اون تویی ظرف‌ها رو بشور.
‫- آره، گیل بیشتر اینو میگه.

449
00:20:35,524 --> 00:20:39,820
‫یا بعضی وقت‌ها دوست دارم بگم
‫«چاقوی کره‌خوری کجاست؟»

450
00:20:39,904 --> 00:20:43,491
‫چون بعضی وقت‌ها میری توی آشپزخونه
‫و یه کم کره برمی‌داری،

451
00:20:43,574 --> 00:20:45,234
‫و یه کلوچه،

452
00:20:45,284 --> 00:20:47,278
‫و میری روی مبل موردعلاقه‌ت می‌شینی

453
00:20:47,328 --> 00:20:49,872
‫تا برنامه‌ی تلویزیونی
‫موردعلاقه‌ت رو ببینی،

454
00:20:49,956 --> 00:20:51,741
‫و به دستت نگاه می‌کنی و می‌بینی

455
00:20:51,791 --> 00:20:53,793
‫فقط یه کلوچه داری و یه کم کره و...

456
00:20:53,876 --> 00:20:55,920
‫خیلی‌خب، فهمیدم. بسه‌. بسه.

457
00:20:56,253 --> 00:20:58,255
‫عوضی، برو سر وقت ظرف‌ها.

458
00:20:58,339 --> 00:20:59,874
‫- بهم نگو عوضی.
‫- عوضی، برو سر وقت ظرف‌ها.

459
00:20:59,924 --> 00:21:02,134
‫- فقط توی اون آشپزخونه‌ی لعنتی نرو.
‫- باشه!

460
00:21:04,971 --> 00:21:06,797
‫- تور!
‫- بی‌خیال!

461
00:21:06,847 --> 00:21:08,849
‫نیاز نیست این‌قدر محکم بزنی.

462
00:21:10,142 --> 00:21:11,177
‫بگیر که اومد!

463
00:21:11,227 --> 00:21:13,729
‫داری پیشرفت می‌کنی، داستی!

464
00:21:13,813 --> 00:21:15,815
‫مگه متوجه نمیشه؟

465
00:21:16,482 --> 00:21:17,808
‫چرت‌وپرته.

466
00:21:17,858 --> 00:21:19,860
‫الانه که تور رو سوراخ کنی!

467
00:21:22,863 --> 00:21:24,190
‫بگیرش، بگیرش.

468
00:21:24,240 --> 00:21:26,242
‫بگیرش، بگیرش، بگیرش، بگیرش.

469
00:21:27,159 --> 00:21:30,579
‫اوه! خیلی دور رفت.
‫ضربه‌ی محشری بود!

470
00:21:30,663 --> 00:21:32,281
‫ضربه‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

471
00:21:32,331 --> 00:21:35,001
‫با خودت چیکار می‌کنی مرد؟
‫هوم‌ران زدی!

472
00:21:37,545 --> 00:21:38,871
‫توی زمین بود.
‫توی زمین بود.

473
00:21:38,921 --> 00:21:39,956
‫بیرون بود!

474
00:21:40,006 --> 00:21:41,499
‫بیرون نبود. توی زمین بود!

475
00:21:41,549 --> 00:21:43,250
‫خورد روی خط! توی زمین بود!

476
00:21:43,300 --> 00:21:46,679
‫کوری؟ کاملاً مشخص بود توی زمینه!

477
00:21:46,762 --> 00:21:47,797
‫ولی بیرون بود.

478
00:21:47,847 --> 00:21:49,890
‫این زن رو می‌کشم!

479
00:21:49,974 --> 00:21:51,509
‫- یالا، سرویس بزن.
‫- یه لحظه صبر کن.

480
00:21:51,559 --> 00:21:54,520
‫- چی؟ من خوبم.
‫- یه کم آروم بگیر. دو ثانیه.

481
00:21:54,603 --> 00:21:56,731
‫- خودت آروم بگیر.
‫- این‌طوری بهتر بازی می‌کنی.

482
00:21:57,648 --> 00:21:59,392
‫آره!

483
00:21:59,442 --> 00:22:00,810
‫نوش جونت، خانم!

484
00:22:00,860 --> 00:22:04,029
‫این‌قدر محکم ضربه نزن.
‫یالا، این امتیاز نهاییه.

485
00:22:04,113 --> 00:22:05,731
‫نه، می‌دونم، می‌دونم.
‫حواسم هست، حواسم هست.

486
00:22:05,781 --> 00:22:07,783
‫- به این نیاز داریم.
‫- همه‌چی درست میشه.

487
00:22:09,368 --> 00:22:11,787
‫- باورم نمیشه داره این اتفاق می‌افته.
‫- امتیاز بازی.

488
00:22:11,871 --> 00:22:13,656
‫تکان‌دهنده‌ست.

489
00:22:13,706 --> 00:22:15,708
‫من خیلی از اونا بهترم.

490
00:22:20,463 --> 00:22:21,997
‫بگیرش.

491
00:22:22,047 --> 00:22:24,133
‫عالیه.

492
00:22:26,260 --> 00:22:28,262
‫- من می‌گیرمش.
‫- برو عقب!

493
00:22:35,227 --> 00:22:36,637
‫ضربه آروم!

494
00:22:36,687 --> 00:22:39,482
‫- آره! آره!
‫- گیل، الان بهم گفتی هویج؟

495
00:22:39,565 --> 00:22:40,766
‫الان بهم گفتی هویج؟

496
00:22:40,816 --> 00:22:43,027
‫اگه اینجا کسی هویج باشه،
‫خود لعنتیت هستی، گیل!

497
00:22:43,110 --> 00:22:44,520
‫بازی تمومه، عزیزم!

498
00:22:44,570 --> 00:22:47,114
‫قیافه‌ت داد می‌زنه هویجی.
‫من هویج نیستم!

499
00:22:47,198 --> 00:22:48,983
‫- داستی.
‫- چیه؟ بهم گفت هویج!

500
00:22:49,033 --> 00:22:53,120
‫درسته. اسم اون ضربه‌ی کوفتی
‫دینک یا همون ضربه‌ی آرومه.

501
00:22:53,204 --> 00:22:55,948
‫- می‌دونم! بهم گفت هویج و منم...
‫- منظورش با تو نبود!

502
00:22:55,998 --> 00:22:58,075
‫- همین الان بهم گفت هویج!
‫- داشت در مورد ضربه حرف می‌زد!

503
00:22:58,125 --> 00:23:01,337
‫می‌دونم، چون اسم ضربه‌ش دینکه.
‫منم همینو می‌گفتم!

504
00:23:01,420 --> 00:23:02,705
‫آرامشت رو حفظ کن!

505
00:23:02,755 --> 00:23:04,623
‫- همه فکر می‌کنن حالت دست خودت نیست!
‫- تو آروم باش.

506
00:23:04,673 --> 00:23:07,460
‫- آروم باش! داری بچه‌بازی درمیاری!
‫- هیچ‌کس فکر نمی‌کنه حالم دست خودم نیست.

507
00:23:07,510 --> 00:23:09,753
‫- کسی فکر می‌کنه حالم دست خودم نیست؟
‫- جنبه‌ی باخت نداری!

508
00:23:09,803 --> 00:23:11,464
‫- همه...
‫- همه‌شون دارن میگن نه!

509
00:23:11,514 --> 00:23:13,048
‫از این بازی مسخره متنفرم!

510
00:23:13,098 --> 00:23:14,967
‫من رفتم!

511
00:23:15,017 --> 00:23:16,385
‫- هی، پسر!
‫- چیه؟

512
00:23:16,435 --> 00:23:17,720
‫یه بازی مجدد می‌خوای؟

513
00:23:17,770 --> 00:23:19,680
‫آره، از این فرصت استقبال می‌کنم.

514
00:23:19,730 --> 00:23:21,732
‫بازنده ناهار می‌خره!

515
00:23:21,815 --> 00:23:23,817
‫ممنون.

516
00:23:24,652 --> 00:23:26,270
‫پسر، امروز صبح که بیدار شدم،

517
00:23:26,320 --> 00:23:30,774
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم
‫هری استایلز مهمونم کنه تاکو بخورم.

518
00:23:30,824 --> 00:23:32,660
‫- اوه، هری استایلز.
‫- نمی‌دونم.

519
00:23:32,743 --> 00:23:37,039
‫به‌نظرم بیشتر شبیه شالامیه.

520
00:23:37,122 --> 00:23:38,657
‫همیشه اینو بهت میگن؟

521
00:23:38,707 --> 00:23:40,409
‫اینکه شبیه تیموتی شالامی‌ام؟

522
00:23:40,459 --> 00:23:42,461
‫نه، حتی یه بار هم توی زندگیم نشنیدم.

523
00:23:42,628 --> 00:23:44,538
‫شماها چطور همدیگه رو می‌شناسین؟
‫این چه جمع دوستانه‌ایه؟

524
00:23:44,588 --> 00:23:46,590
‫خب، قبلاً دستیار شخصی گیل بودم.

525
00:23:46,632 --> 00:23:50,552
‫تا قبل از اون «اتفاق»،
‫وکیل خیلی بزرگی بود.

526
00:23:50,636 --> 00:23:52,546
‫آره، یه سوءتفاهم بود.

527
00:23:52,596 --> 00:23:53,631
‫زد توی گوش یه پلیس.

528
00:23:53,681 --> 00:23:56,183
‫- اوه!
‫- اون موقع نمی‌دونستم پلیسه.

529
00:23:56,267 --> 00:23:57,426
‫یونیفرم تنش بود.

530
00:23:57,476 --> 00:23:59,178
‫الان داری حق رو به کی میدی؟

531
00:23:59,228 --> 00:24:02,064
‫به پلیسه،
‫توی دادگاه هم همین رو گفتم.

532
00:24:02,147 --> 00:24:04,016
‫تو هم باهاشون کار می‌کنی؟

533
00:24:04,066 --> 00:24:06,735
‫من تازه‌واردم.
‫فقط یه دوست پیکل‌بالی‌ام.

534
00:24:06,819 --> 00:24:09,238
‫این یکی از اون ده هزارتا سرگرمیه
‫که شروع کرد،

535
00:24:09,321 --> 00:24:11,532
‫بعد از اینکه طلاق گرفت و دیوونه شد.

536
00:24:11,615 --> 00:24:13,901
‫- دیوونه نشدم! نه.
‫- چرا شدی، چرا شدی.

537
00:24:13,951 --> 00:24:16,370
‫مراحل کلاسیک بعد از جدایی رو گذروندم

538
00:24:16,453 --> 00:24:19,498
‫که هر زنی یه زمانی تجربه‌ش می‌کنه.

539
00:24:19,581 --> 00:24:20,991
‫یه مار گنده و چاق خرید.

540
00:24:21,041 --> 00:24:23,043
‫یه مار گنده و چاق خریدی؟

541
00:24:23,085 --> 00:24:25,087
‫فکر کردم شاید بتونم یکی از اون آدمایی بشم

542
00:24:25,129 --> 00:24:27,589
‫که توی خواربارفروشی
‫دور گردنشون مار میندازن.

543
00:24:27,673 --> 00:24:28,916
‫چطور پیش رفت؟

544
00:24:28,966 --> 00:24:30,501
‫خوب نبود. اصلاً خوب نبود.

545
00:24:30,551 --> 00:24:31,794
‫آره، مطمئنم.

546
00:24:31,844 --> 00:24:33,420
‫- چیه؟
‫- خیلی‌خب.

547
00:24:33,470 --> 00:24:36,181
‫می‌دونی چیه؟ خیلی عجیب بود،

548
00:24:36,265 --> 00:24:38,175
‫- ولی... و سرگرم‌کننده. خوش گذشت.
‫- و سرگرم‌کننده.

549
00:24:38,225 --> 00:24:40,227
‫ممنون بابت بازی،
‫ولی من دیگه باید رفع زحمت کنم.

550
00:24:40,269 --> 00:24:41,512
‫- دمتون گرم.
‫- هی. وایسا.

551
00:24:41,562 --> 00:24:43,814
‫راستش، می‌تونی منو برسونی خونه؟

552
00:24:43,897 --> 00:24:45,224
‫دوستات نمی‌تونن برسوننت؟

553
00:24:45,274 --> 00:24:46,767
‫من نه، پیاده اومدم.

554
00:24:46,817 --> 00:24:47,935
‫من با اسکوترم اومدم.

555
00:24:47,985 --> 00:24:49,603
‫مسابقه تا بیوک.

556
00:24:49,653 --> 00:24:50,854
‫خیلی‌خب.

557
00:24:50,904 --> 00:24:52,690
‫ولی باید دوباره این کار رو بکنیم.

558
00:24:52,740 --> 00:24:56,243
‫منظورم از اینه که
‫تو ببازی و برامون تاکو بخری.

559
00:24:58,245 --> 00:25:00,247
‫اون قیافه رو ببین!

560
00:25:01,123 --> 00:25:03,125
‫ممنون!

561
00:25:04,376 --> 00:25:06,328
‫هی، باید دوباره بازی کنی.

562
00:25:06,378 --> 00:25:08,714
‫می‌تونی یه پیکل‌بالیست عالی بشی.

563
00:25:08,797 --> 00:25:10,924
‫یه پیکل‌بالیست عالی؟
‫نه، رد می‌کنم.

564
00:25:11,008 --> 00:25:14,511
‫چرا؟ فقط چون اسمش مسخره‌ست،
‫و یه کم خنگولانه به‌نظر میاد،

565
00:25:14,595 --> 00:25:18,307
‫و بیشتر آدمای اونجا روی فرم نیستن
‫و تا حالا ورزش نکردن؟

566
00:25:18,390 --> 00:25:20,050
‫آره، دقیقاً به همین دلایل.

567
00:25:20,100 --> 00:25:23,479
‫ولی برای همینه که می‌تونیم
‫حموم خون راه بندازیم، داستی.

568
00:25:23,562 --> 00:25:25,939
‫می‌تونه خیلی قتل‌عام سختی بشه.

569
00:25:26,023 --> 00:25:29,026
‫فقط برای من نیست.
‫یه کم زیادی مسخره‌بازیه.

570
00:25:29,568 --> 00:25:31,570
‫باشه، فهمیدم.

571
00:25:31,653 --> 00:25:33,355
‫عجب.

572
00:25:33,405 --> 00:25:36,658
‫باورم نمیشه
‫با یه همچین ماشین نابی قمار کردی.

573
00:25:36,742 --> 00:25:40,162
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫- واقعاً خوشگله.

574
00:25:40,245 --> 00:25:42,664
‫- فندک داره...
‫- خیلی‌خب.

575
00:25:42,748 --> 00:25:45,542
‫- ضبط کاست، اهرم پشتی دستی.
‫- آره.

576
00:25:45,626 --> 00:25:46,910
‫اوه.

577
00:25:46,960 --> 00:25:49,963
‫عجب!

578
00:25:51,298 --> 00:25:52,332
‫همین‌جاست.

579
00:25:52,382 --> 00:25:53,417
‫همین‌جا؟

580
00:25:53,467 --> 00:25:54,793
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

581
00:25:54,843 --> 00:25:57,054
‫به‌هرحال، ممنون بابت سواری.

582
00:25:57,137 --> 00:25:58,797
‫هی، گوشیتو بده به من.

583
00:25:58,847 --> 00:25:59,882
‫برای چی؟

584
00:25:59,932 --> 00:26:01,934
‫فقط بدش.

585
00:26:02,267 --> 00:26:04,269
‫چیکار می‌کنی؟

586
00:26:04,728 --> 00:26:07,564
‫حالا شماره‌مو داری
‫برای وقتی که نظرت عوض شد

587
00:26:07,648 --> 00:26:09,650
‫و خواستی بیای باهام پیکل‌بال بازی کنی.

588
00:26:11,610 --> 00:26:13,395
‫- بازم ممنون.
‫- سلامت باشی.

589
00:26:13,445 --> 00:26:16,615
‫یادت باشه، داستی،
‫می‌تونیم حموم خون راه بندازیم.

590
00:26:16,698 --> 00:26:18,700
‫قتل‌عام!

591
00:26:24,706 --> 00:26:28,126
‫چرا باید چهل و پنج دقیقه رانندگی کنیم
‫تا برسیم به یه فروشگاه لوازم ورزشی؟

592
00:26:28,210 --> 00:26:29,870
‫همه‌ی اینا رو توی فروشگاه باشگاه هم دارن.

593
00:26:29,920 --> 00:26:30,954
‫خب، اینجا تنوعش بیشتره.

594
00:26:31,004 --> 00:26:33,757
‫علاوه بر این، حس می‌کنم وقت باکیفیت
‫و دو‌نفره‌ی زیادی با هم نمی‌گذرونیم.

595
00:26:33,840 --> 00:26:35,926
‫آره، منم داشتم به همین فکر می‌کردم.

596
00:26:36,510 --> 00:26:38,212
‫ایناهاش.

597
00:26:38,262 --> 00:26:40,430
‫اینو ببین. پیکل‌بال.

598
00:26:40,931 --> 00:26:42,975
‫خیلی احمقانه‌ست.

599
00:26:43,058 --> 00:26:45,602
‫پسر، تصور کن یکی از اینا رو بخرم

600
00:26:45,686 --> 00:26:49,106
‫فقط برای اینکه
‫سر به سر فروشنده بذارم یا هرچی.

601
00:26:49,189 --> 00:26:50,891
‫حتی نمی‌دونم کجای قضیه خنده‌داره.

602
00:26:50,941 --> 00:26:52,559
‫- تصورشو بکن.
‫- آره.

603
00:26:52,609 --> 00:26:55,946
‫- منم، ولی واقعاً دارم می‌خرمش...
‫- آره.

604
00:26:56,029 --> 00:26:57,231
‫خوبه، دارنش.

605
00:26:57,281 --> 00:26:59,858
‫خیلی‌خب، این راکت رو برمی‌دارم،

606
00:26:59,908 --> 00:27:02,536
‫ولی با یه قیافه‌ی کاملاً جدی.

607
00:27:02,619 --> 00:27:04,029
‫خیلی‌خب، تازه گرفتم چی شد.

608
00:27:04,079 --> 00:27:06,248
‫یه جور کمدی به سبک متفاوته...

609
00:27:06,331 --> 00:27:08,575
‫- آره. برو اونجا...
‫- مثل اندی کافمن.

610
00:27:08,625 --> 00:27:10,669
‫ولی من واقعاً می‌خرمش و می‌برمش خونه.

611
00:27:10,752 --> 00:27:12,746
‫پس فقط یه ثانیه بهم وقت بده

612
00:27:12,796 --> 00:27:15,007
‫ببینم کدوم از همه خنده‌دارتره.

613
00:27:15,590 --> 00:27:17,251
‫- آره، آره. باشه.
‫- مثل اندیه. اندی!

614
00:27:17,301 --> 00:27:19,002
‫این خنده‌دارترین میشه.
‫پس من با قیافه‌ی کاملاً...

615
00:27:19,052 --> 00:27:20,545
‫داستی، نگاه کن.

616
00:27:20,595 --> 00:27:21,922
‫اون اندی رادیک لعنتیه.

617
00:27:21,972 --> 00:27:24,016
‫اندی!

618
00:27:24,099 --> 00:27:25,926
‫- سلام، اندی.
‫- چطوری؟ از دیدنت خوشحالم.

619
00:27:25,976 --> 00:27:27,978
‫می‌دونی برای شوخی باید چیکار کنیم؟

620
00:27:28,186 --> 00:27:32,357
‫باید سینه‌خیز از اینجا بریم بیرون
‫و از در پشتی فرار کنیم.

621
00:27:32,441 --> 00:27:34,393
‫وقت شوخی تموم شده، داستی.

622
00:27:34,443 --> 00:27:36,186
‫- نگاهش کن، چطور قیافه می‌گیره.
‫- آره.

623
00:27:36,236 --> 00:27:38,322
‫- باید بریم حالشو بگیریم، مرد.
‫- دوست داشتم برم.

624
00:27:38,405 --> 00:27:40,899
‫می‌دونی که می‌رفتم،
‫ولی انقدر سر شوخی مسخره‌ت وقت تلف کردیم،

625
00:27:40,949 --> 00:27:42,651
‫که دیگه وقت نداریم.
‫باید برگردیم سر کار.

626
00:27:42,701 --> 00:27:46,038
‫مجبوری بری! تو اینجا داری
‫کمدی چریکی پیشرو اجرا می‌کنی.

627
00:27:46,121 --> 00:27:49,624
‫اون‌وقت اون بدبخت کارش رسیده به
‫امضاکردن یه کتاب تصادفی مثل یه بازنده.

628
00:27:49,708 --> 00:27:52,669
‫کتاب تصادفی نیست، کتاب خودشه.
‫خودش نوشتتش. این...

629
00:27:52,753 --> 00:27:54,538
‫- ولی اون باید کتاب تو می‌بود، داستی.
‫- موافقم.

630
00:27:54,588 --> 00:27:56,715
‫اینا داستان‌های تو هستن.
‫تو مسابقات آزاد رو بردی.

631
00:27:56,798 --> 00:27:58,792
‫نفس عمیق بکش. داغ نکن.
‫جوگیر نشو... پی‌جی، می‌دونم تو...

632
00:27:58,842 --> 00:28:00,844
‫- هی، رادیک!
‫- نه!

633
00:28:02,345 --> 00:28:04,765
‫اندی! چطوری، داداش.

634
00:28:05,557 --> 00:28:08,060
‫داستی. داستی بوید. چکش.

635
00:28:08,143 --> 00:28:10,395
‫- آره رفیق، پسر چاک. آره.
‫- آره، پسر چاک.

636
00:28:10,479 --> 00:28:12,764
‫- آره، خوشحالم دیدمت، داداش.
‫- همچنین. خیلی وقت بود ندیده بودمت.

637
00:28:12,814 --> 00:28:15,400
‫بابات چطوره؟
‫هنوز توی همون باشگاهه؟

638
00:28:15,484 --> 00:28:17,569
‫راستش هر دومون هنوز توی باشگاهیم.

639
00:28:17,652 --> 00:28:19,563
‫- پس براش کار می‌کنی؟
‫- نه، باهاش کار می‌کنم.

640
00:28:19,613 --> 00:28:21,148
‫یه جورهایی دونفری اونجا رو اداره می‌کنیم.

641
00:28:21,198 --> 00:28:23,533
‫چرا روی لباست نوشته «مربی تنیس نوجوانان»؟

642
00:28:23,617 --> 00:28:26,453
‫این دقیقاً
‫شبیه التماس برای بخشش نبود، اندی.

643
00:28:26,536 --> 00:28:28,538
‫- من اگه بودم انقدر تند نمی‌رفتم.
‫- می‌خوای دوباره امتحان کنی؟

644
00:28:28,622 --> 00:28:29,823
‫داره در مورد چی حرف می‌زنه؟

645
00:28:29,873 --> 00:28:32,918
‫داره در مورد مسابقات کلاسیک ورو بیچ
‫سال ۲۰۰۰ حرف می‌زه.

646
00:28:33,001 --> 00:28:34,911
‫این خاک‌برسر
‫بدجوری کرده بودت تو قوطی.

647
00:28:34,961 --> 00:28:37,547
‫سال ۲۰۰۰، اون سال من بردم،
‫و... خاک‌برسر کی بود؟

648
00:28:37,631 --> 00:28:38,874
‫- اون بود!
‫- نبودم.

649
00:28:38,924 --> 00:28:40,542
‫ببخشید، من... اصلاً سر در نمیارم.

650
00:28:40,592 --> 00:28:43,887
‫کف زمین رو چطور لیز کردی؟
‫گریس؟ روغن؟

651
00:28:43,970 --> 00:28:46,056
‫یا گزینه‌ی سوم و شرورانه‌تر؟

652
00:28:46,765 --> 00:28:48,049
‫من... خیلی گیج شدم.

653
00:28:48,099 --> 00:28:49,885
‫می‌دونی... رفیقم یه کم داغ کرده.

654
00:28:49,935 --> 00:28:50,969
‫خیلی دروغ‌گویی.

655
00:28:51,019 --> 00:28:53,230
‫با اون زبون دروغ‌گوت
‫با بروکلین دکر حرف می‌زنی؟

656
00:28:53,313 --> 00:28:56,316
‫خب آره. اونم دوست داره.
‫ولی دروغ نمیگم.

657
00:28:56,817 --> 00:28:58,685
‫- به‌هرحال، مرد، خوشحال شدم دیدمت.
‫- منم همین‌طور، اندی.

658
00:28:58,735 --> 00:29:00,979
‫- به بابات سلام برسون. باشه.
‫- حتماً. از دیدنت خوشحال شدم، مرد.

659
00:29:01,029 --> 00:29:03,031
‫- تبریک بابت کتابت. آره.
‫- دمت گرم، ممنون.

660
00:29:04,741 --> 00:29:07,828
‫داستی، فهمیدم کاملاً با من صادق نبودی.

661
00:29:09,496 --> 00:29:11,540
‫رادیک حتی از اونی که می‌گفتی هم عوضی‌تره.

662
00:29:11,623 --> 00:29:13,158
‫آره.

663
00:29:13,208 --> 00:29:14,534
‫آره. ممنون، پیج.

664
00:29:14,584 --> 00:29:16,586
‫- کاملاً داره دروغ میگه.
‫- آره.

665
00:29:16,670 --> 00:29:18,121
‫خیلی رو اعصابه، مگه نه؟

666
00:29:18,171 --> 00:29:19,748
‫شدیداً رو مخه.

667
00:29:19,798 --> 00:29:21,800
‫موافقم.

668
00:29:39,859 --> 00:29:42,195
‫دو بازیکن جوان و آینده‌دار اینجا حضور دارن.

669
00:29:42,279 --> 00:29:45,282
‫بوید با سرویس قدرتمندش
‫در سطح نوجوانان فرمانروایی کرده،

670
00:29:45,365 --> 00:29:47,701
‫ولی آیا در سطح حرفه‌ای هم موفق میشه؟

671
00:29:48,743 --> 00:29:51,246
‫عجب، روی این امتیاز که اصلاً موفق نبود،

672
00:29:51,329 --> 00:29:53,832
‫ولی شاید رادیک فقط شانس آورده.

673
00:30:00,422 --> 00:30:02,716
‫خب، گمونم اصلاً هم شانس نیاورده.

674
00:30:02,799 --> 00:30:05,051
‫به‌نظر میاد رادیک
‫بازیکن تنیس خیلی بهتری باشه.

675
00:30:07,596 --> 00:30:10,932
‫این‌جور وقت‌هاست که
‫داشتن پدر به‌عنوان مربی کار رو سخت می‌کنه.

676
00:30:11,016 --> 00:30:12,759
‫این جور لحظه‌هاست که باعث میشه

677
00:30:12,809 --> 00:30:14,769
‫خوشحال باشم که بدون پدر بزرگ شدم.

678
00:30:18,023 --> 00:30:20,900
‫اوه، نه.

679
00:30:20,984 --> 00:30:23,945
‫- نه، نه، نه، نه، نه.
‫- ادامه بده.

680
00:30:24,029 --> 00:30:26,865
‫به‌نظر میاد بوید
‫داره از زمین فرار می‌کنه؟

681
00:30:27,490 --> 00:30:29,993
‫احتمال داره
‫یه مشکل پزشکی پیش اومده باشه،

682
00:30:30,076 --> 00:30:34,706
‫یا شاید بعد از اون‌همه هیاهو
‫فشار بازی براش زیادی بالا بوده.

683
00:30:34,789 --> 00:30:37,625
‫دیدن یه همچین صحنه‌ای
‫در اولین بازی خیلی سخته.

684
00:30:51,264 --> 00:30:52,924
‫خیلی‌خب، امتیاز مسابقه.

685
00:30:52,974 --> 00:30:54,976
‫آره.

686
00:30:55,143 --> 00:30:57,145
‫می‌گیرمت.

687
00:31:01,524 --> 00:31:03,351
‫هنوزم دود از کنده بلند میشه! آره!

688
00:31:03,401 --> 00:31:05,862
‫گرفتن اون امتیاز
‫با یه ضربه آروم راحت‌تر بود، می‌دونی؟

689
00:31:05,945 --> 00:31:07,689
‫هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته. نه.

690
00:31:07,739 --> 00:31:09,316
‫خب، این راحت بهترین بازی‌ای بود که

691
00:31:09,366 --> 00:31:12,535
‫مقابل یه زن که
‫سی سال از خودت بزرگتره انجام دادی.

692
00:31:12,619 --> 00:31:13,862
‫آره، راحت.

693
00:31:13,912 --> 00:31:17,832
‫- آره! آره!
‫- خیلی به خودت افتخار می‌کنی.

694
00:31:17,916 --> 00:31:19,617
‫خب، تازگی‌ها برد زیادی نداشتم.

695
00:31:19,667 --> 00:31:21,711
‫- غم‌انگیزه.
‫- حس خوبی داره.

696
00:31:21,795 --> 00:31:23,588
‫نه، می‌دونم. منم همین‌طور.

697
00:31:25,840 --> 00:31:27,167
‫[میچ]

698
00:31:27,217 --> 00:31:28,251
‫خدایا.

699
00:31:28,301 --> 00:31:30,720
‫یازده تا تماس بی‌پاسخ از شوهر سابقم.

700
00:31:30,804 --> 00:31:32,806
‫یازده تا؟

701
00:31:32,972 --> 00:31:34,974
‫نپرس. نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

702
00:31:35,475 --> 00:31:37,177
‫می‌فهمم.

703
00:31:37,227 --> 00:31:40,396
‫یه مراسمی هست که هر سال با هم می‌رفتیم،

704
00:31:40,480 --> 00:31:43,817
‫و زنگ زده تا بپرسه
‫می‌تونه نامزد جدیدش رو بیاره یا نه.

705
00:31:43,900 --> 00:31:45,902
‫چقدر عوضی.

706
00:31:45,985 --> 00:31:48,696
‫نه، راستش دختر خیلی خوبیه.

707
00:31:48,780 --> 00:31:52,617
‫- هست؟ خب، عالیه.
‫- شدیداً از اون هیکل پنجاه‌ساله‌ش متنفرم.

708
00:31:52,700 --> 00:31:55,403
‫صادقانه بگم، نمی‌دونم
‫از تعریف‌کردن این داستان دنبال چی هستی.

709
00:31:55,453 --> 00:31:57,664
‫- می‌دونم گیج‌کننده‌ست.
‫- آره.

710
00:31:57,747 --> 00:31:59,365
‫خب، موضوع اینه.

711
00:31:59,415 --> 00:32:02,794
‫وقتی ترکش کردم، فکر کردم

712
00:32:02,877 --> 00:32:05,163
‫- من برنده‌ی این طلاق میشم.
‫- البته.

713
00:32:05,213 --> 00:32:09,717
‫ولی حالا اون داره دختره رو همه‌جا
‫همراه خودش می‌بره و من هنوز مجردم.

714
00:32:09,801 --> 00:32:12,387
‫- و برای همین، مسلماً نمی‌تونم...
‫- و این درد داره.

715
00:32:13,221 --> 00:32:14,506
‫اونجا آفتابی بشم.

716
00:32:14,556 --> 00:32:16,558
‫- پس نمیری.
‫- نه.

717
00:32:17,100 --> 00:32:18,927
‫- خیلی بده.
‫- آره.

718
00:32:18,977 --> 00:32:22,063
‫- ولی اصلاً چرا ترکش کردی؟
‫- خیلی بچه‌ننه بود.

719
00:32:22,146 --> 00:32:24,057
‫هیچ هدفی نداشت.

720
00:32:24,107 --> 00:32:25,934
‫دوست‌های زیادی نداشت،

721
00:32:25,984 --> 00:32:28,570
‫در واقع فقط یه دوست عجیب داشت،

722
00:32:28,653 --> 00:32:32,365
‫که در جواب تمام حرف‌هاش
‫می‌گفت «بله، بله، بله».

723
00:32:32,448 --> 00:32:33,817
‫یه جورهایی پاچه‌خار بود.

724
00:32:33,867 --> 00:32:36,110
‫و همیشه کلی داستان خسته‌کننده

725
00:32:36,160 --> 00:32:38,621
‫در مورد دوران اوجش تعریف می‌کرد.

726
00:32:38,705 --> 00:32:40,323
‫به‌نظر اون‌قدرها هم بد نمیاد.

727
00:32:40,373 --> 00:32:42,075
‫حقیقت اینه که

728
00:32:42,125 --> 00:32:46,796
‫با همه‌ی اینا کنار می‌اومدم اگه فقط یه بار
‫به‌خاطر من خودی نشون می‌داد.

729
00:32:50,216 --> 00:32:51,417
‫هی!

730
00:32:51,467 --> 00:32:53,970
‫شما دوتا می‌خواین کل شب زمین رو قرق کنین
‫و وراجی کنین

731
00:32:54,053 --> 00:32:55,755
‫یا می‌خواین یه دست بازی کنین؟

732
00:32:55,805 --> 00:32:57,382
‫یه دست بازی می‌کنیم!

733
00:32:57,432 --> 00:32:59,434
‫- مشکلی نداری؟
‫- نه.

734
00:32:59,726 --> 00:33:00,802
‫- با هم هم‌تیمی میشیم.
‫- آره.

735
00:33:00,852 --> 00:33:03,813
‫- بریم بازی کنیم.
‫- اونا دیگه چی‌ان؟

736
00:33:13,448 --> 00:33:16,284
‫اوه! آره! اوه!

737
00:33:16,367 --> 00:33:18,570
‫از دست این دوتا کلافه شدم.
‫واقعاً یه ثانیه‌ی دیگه هم نمی‌تونم تحمل کنم.

738
00:33:18,620 --> 00:33:20,572
‫گوش کن. خیلی‌خب، از اونایی هستن
‫که موقع ضربه صدا درمیارن.

739
00:33:20,622 --> 00:33:22,874
‫- جون من؟
‫- قبلاً با این جور آدم‌ها بازی کردم،

740
00:33:22,957 --> 00:33:26,461
‫و تنها راه بردنشون
‫اینه که بلندتر از اونا صدا دربیاری.

741
00:33:26,544 --> 00:33:29,088
‫یا می‌تونیم با بهتر بازی‌کردن ببریمشون،
‫که واقعاً هم بازیمون بهتره.

742
00:33:29,172 --> 00:33:31,466
‫نه، این اصلاً جواب نمیده.
‫باید به روش من انجامش بدیم.

743
00:33:31,549 --> 00:33:33,293
‫با من صدا دربیار، داستی.

744
00:33:33,343 --> 00:33:37,305
‫هرچی عجیب تر باشه، بهتره.

745
00:33:37,388 --> 00:33:40,725
‫هرچقدر می‌خواین نقشه بکشین،
‫ولی کمکتون نمی‌کنه.

746
00:33:40,808 --> 00:33:43,645
‫آره، همه همیشه یه نقشه‌ای دارن
‫تا وقتی که مشت نخورده توی صورتشون.

747
00:33:43,728 --> 00:33:44,929
‫- بیاین بازی کنیم.
‫- باشه.

748
00:33:44,979 --> 00:33:47,065
‫- خیلی‌خب. بازی کنیم.
‫- باشه.

749
00:33:49,525 --> 00:33:50,560
‫به هر قیمتی، درسته؟

750
00:33:50,610 --> 00:33:52,612
‫آره.

751
00:33:54,864 --> 00:33:56,866
‫وای، خدا.

752
00:34:01,746 --> 00:34:03,748
‫باشه.

753
00:34:18,888 --> 00:34:20,890
‫آی، عزیزم!

754
00:34:21,224 --> 00:34:22,467
‫وای خدای من!

755
00:34:22,517 --> 00:34:25,228
‫آره!

756
00:34:26,396 --> 00:34:29,315
‫نظرت چیه وقتی داد زدم «عوض»،
‫فقط جاها رو عوض کنیم؟

757
00:34:29,399 --> 00:34:31,642
‫خب، اگه اون بازی مسخره‌ی آرومت رو
‫کنار می‌ذاشتی،

758
00:34:31,692 --> 00:34:33,945
‫مجبور نبودیم این‌قدر جاها رو عوض کنیم.

759
00:34:34,028 --> 00:34:36,864
‫- بیا بازی کنیم.
‫- قبول کن، خیلی حال داد!

760
00:34:36,948 --> 00:34:39,659
‫کندیس، واقعاً ترکوندیم!

761
00:34:39,742 --> 00:34:41,110
‫- نه؟
‫- و بردیم!

762
00:34:41,160 --> 00:34:42,779
‫- بردیم!
‫- تو بردی!

763
00:34:42,829 --> 00:34:44,697
‫- تو بردی!
‫- هر دومون بردیم.

764
00:34:44,747 --> 00:34:47,875
‫هی، به‌نظرم باید به اون مراسم بری.

765
00:34:48,543 --> 00:34:50,244
‫- چی؟
‫- همون مراسم شوهر سابقت

766
00:34:50,294 --> 00:34:52,380
‫که داشتی در موردش حرف می‌زدی،
‫با نامزد جدیدش.

767
00:34:52,421 --> 00:34:54,465
‫باید بری.

768
00:34:54,549 --> 00:34:55,917
‫- نه.
‫- اصلاً چی هست؟

769
00:34:55,967 --> 00:34:59,303
‫یه مراسم خیریه‌ست
‫توی یه کافه موسیقی محلی که عاشقشم.

770
00:34:59,387 --> 00:35:01,973
‫می‌تونی نری.
‫موسیقی محلی خیلی مزخرفه.

771
00:35:05,601 --> 00:35:06,636
‫کندیس!

772
00:35:06,686 --> 00:35:09,272
‫خیلی متأسفم. نمی‌دونم چی شد.

773
00:35:09,355 --> 00:35:10,598
‫- من...
‫- بهت میگم چی شد.

774
00:35:10,648 --> 00:35:13,234
‫- زدی توی صورتم!
‫- می‌دونم. نمی‌دونم چرا این کار رو کردم.

775
00:35:13,317 --> 00:35:15,319
‫خب، چون گفتم موسیقی محلی مزخرفه.

776
00:35:16,279 --> 00:35:19,031
‫الان چه اتفاقی داره می‌افته؟

777
00:35:19,115 --> 00:35:21,200
‫یه چیزی گفتی که برام ناراحت‌کننده بود

778
00:35:21,284 --> 00:35:23,286
‫چون من روی این قضیه خیلی حساسم.

779
00:35:23,369 --> 00:35:25,580
‫- جدی؟
‫- آره! یه موضوع حساسه.

780
00:35:25,663 --> 00:35:28,583
‫طرف‌دارهای موسیقی محلی
‫که خارج از جنوب زندگی می‌کنن،

781
00:35:28,666 --> 00:35:30,668
‫خیلی با این قضیه مشکل دارن.

782
00:35:30,751 --> 00:35:33,963
‫با یه همچین تبعیض‌هایی روبه‌رو میشن،

783
00:35:34,046 --> 00:35:35,540
‫و این یه مسئله‌ی جدیه.

784
00:35:35,590 --> 00:35:37,500
‫این عجیب‌ترین چیزیه
‫که توی کل زندگیم شنیدم.

785
00:35:37,550 --> 00:35:39,001
‫هی، گوشیتو بده به من.

786
00:35:39,051 --> 00:35:41,053
‫همین الان گوشیتو بده به من.

787
00:35:41,679 --> 00:35:43,339
‫می‌خوای با گوشیم چیکار کنی؟

788
00:35:43,389 --> 00:35:47,685
‫دارم یه فهرست پخش واردش می‌کنم
‫و عاشقش میشی.

789
00:35:47,768 --> 00:35:50,187
‫- چیه؟
‫- اسمش آثار ماندگار دختران گاوچرانه.

790
00:35:50,271 --> 00:35:53,566
‫خیلی‌خب، من قرار نیست به
‫آثار ماندگار دختران گاوچران گوش بدم...

791
00:35:53,649 --> 00:35:56,027
‫- فکر کنم گوش میدی. فکر کنم گوش میدی.
‫- نه، من...

792
00:35:56,110 --> 00:35:57,144
‫چی؟

793
00:35:57,194 --> 00:35:58,813
‫- باید یه رازی رو بهت بگم.
‫- چی؟

794
00:35:58,863 --> 00:36:01,866
‫یه سوال دارم.
‫اصلاً نمی‌تونم اینو هضم کنم.

795
00:36:01,949 --> 00:36:03,484
‫این دوتا خواهر برادرن
‫یا با هم قرار می‌ذارن؟

796
00:36:03,534 --> 00:36:05,870
‫- اصلاً نمی‌تونم بفهمم.
‫- مگه نه؟

797
00:36:05,953 --> 00:36:08,456
‫- چون خواهر برادرها این‌طوری رفتار نمی‌کنن.
‫- داره دیوونه‌م می‌کنه.

798
00:36:10,416 --> 00:36:12,827
‫- فکر کنم برم ازشون بپرسم. مجبورم.
‫- نمی‌تونی. نمی‌تونی.

799
00:36:12,877 --> 00:36:14,787
‫- دیگه خوابم نمی‌بره...
‫- خیلی خجالت می‌کشم.

800
00:36:14,837 --> 00:36:16,839
‫- ببخشید!
‫- نه!

801
00:36:17,506 --> 00:36:18,791
‫زن و شوهرین یا خواهر برادر؟

802
00:36:18,841 --> 00:36:20,843
‫- هم‌تیمی هستیم.
‫- هم‌تیمی.

803
00:36:21,594 --> 00:36:23,596
‫بدتر شد. بیا از اینجا بریم.

804
00:36:25,932 --> 00:36:27,884
‫پیکل‌بال آینده‌ی این باشگاهه، چاک.

805
00:36:27,934 --> 00:36:31,520
‫و به‌عنوان رئیس خودخوانده‌ی
‫کارگروه پیکل‌بال این باشگاه،

806
00:36:31,604 --> 00:36:36,651
‫وظیفه دارم برای تاریخ رأی‌گیری گسترش،
‫بهت اصرار کنم.

807
00:36:36,734 --> 00:36:38,561
‫زمین‌های بیشتری نیاز داریم، چاک.

808
00:36:38,611 --> 00:36:40,655
‫تنها دغدغه‌ی ذهنیم این نیست، اسکیپ.

809
00:36:40,738 --> 00:36:42,782
‫می‌دونی، تأمین‌کننده‌ی لیوان‌های کاغذی رو

810
00:36:42,865 --> 00:36:44,108
‫برای بخش آب‌خوری از دست دادیم؟

811
00:36:44,158 --> 00:36:46,661
‫خیلی متأسفم. نمی‌دونستم.

812
00:36:46,744 --> 00:36:48,112
‫چون نپرسیدی.

813
00:36:48,162 --> 00:36:49,739
‫کاری هست برای لیوان‌ها انجام بدم؟

814
00:36:49,789 --> 00:36:52,041
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی کار انجام دادی.
‫آب می‌خوری و مچاله می‌کنی، اسکیپ.

815
00:36:52,124 --> 00:36:54,543
‫همه‌مون دیدیم.
‫یه خوک کوچولوی اسراف‌کاری.

816
00:36:55,544 --> 00:36:58,881
‫خب... این خوک کوچولو
‫معمولاً از خونه با خودش بطری میاره.

817
00:36:58,964 --> 00:37:01,300
‫معمولاً، ولی نه همیشه.

818
00:37:01,884 --> 00:37:05,012
‫بهت میگم چیکار می‌کنیم. رأی‌گیری گسترش رو
‫همین جمعه برگزار می‌کنم.

819
00:37:05,096 --> 00:37:07,181
‫خیلی ممنون.

820
00:37:07,264 --> 00:37:09,975
‫و منم روی موضوع اسراف کار می‌کنم.

821
00:37:10,059 --> 00:37:11,552
‫می‌خورم و دوباره استفاده می‌کنم.

822
00:37:11,602 --> 00:37:12,637
‫دیگه مچاله نمی‌کنم.

823
00:37:12,687 --> 00:37:14,689
‫- سلام.
‫- سلام.

824
00:37:14,939 --> 00:37:16,766
‫پدر.

825
00:37:16,816 --> 00:37:18,818
‫من بودم این کار رو نمی‌کردم.

826
00:37:19,235 --> 00:37:21,237
‫اون عوضی چی می‌خواست؟
‫لیوان‌های کوچیک بیشتر؟

827
00:37:21,320 --> 00:37:22,355
‫یه خوک به تمام معنا.

828
00:37:22,405 --> 00:37:25,866
‫هی، فقط می‌خواستم بهت بگم
‫مچم خیلی بهتر شده، بابا.

829
00:37:25,950 --> 00:37:27,993
‫آره، دکتر رو دیدم.
‫گفت برای بازی‌های بزرگ پیش‌رو

830
00:37:28,077 --> 00:37:29,528
‫کاملاً خوب میشم.

831
00:37:29,578 --> 00:37:31,364
‫نیازی نیست. نیل نماینده‌ی ماست.

832
00:37:31,414 --> 00:37:34,542
‫درسته، به‌خاطر مچ بود،
‫ولی منظورم اینه که حالم خوبه

833
00:37:34,625 --> 00:37:37,795
‫و دارم خودمو آماده نگه می‌دارم
‫فقط در صورتی که بهترین بازیکن رو بخوای.

834
00:37:37,878 --> 00:37:40,631
‫- بازیکنی که واقعاً برنده شد.
‫- من بازیکنی که برنده شده رو نمی‌خوام.

835
00:37:40,714 --> 00:37:42,375
‫بازیکنی رو می‌خوام که قراره برنده بشه.

836
00:37:42,425 --> 00:37:44,168
‫چاک! پیداش کردم! هی.

837
00:37:44,218 --> 00:37:46,720
‫فقط می‌خواستم بهت نشون بدم که...
‫امروز دارمش.

838
00:37:46,804 --> 00:37:49,014
‫مثل چسب زخم روی زخم گلوله ست، اسکیپ.

839
00:37:54,270 --> 00:37:55,846
‫عجب احمق به تمام معنایی.

840
00:37:55,896 --> 00:37:59,108
‫انگار فکر می‌کنه چسب زخم
‫می‌تونه جلوی گلوله‌ی لعنتی رو

841
00:37:59,191 --> 00:38:01,318
‫بگیره تا رد نشه،
‫دقیقاً همون‌طور که گفتی.

842
00:38:01,402 --> 00:38:03,737
‫چون اون قضیه
‫مثل چسب زخم روی زخم گلوله‌ست.

843
00:38:07,158 --> 00:38:09,160
‫خیلی‌خب، من دیگه میرم.

844
00:38:09,660 --> 00:38:11,320
‫در مورد مچم خبرت می‌کنم، بابا.

845
00:38:11,370 --> 00:38:12,947
‫نیازی نیست.

846
00:38:12,997 --> 00:38:14,448
‫ذهنم داره باهام بازی می‌کنه.

847
00:38:14,498 --> 00:38:16,500
‫گفتی «دوستت دارم؟»

848
00:38:16,834 --> 00:38:19,003
‫دارم باهات شوخی می‌کنم، خنگول.

849
00:38:19,086 --> 00:38:21,088
‫مگه اینکه واقعاً گفته باشی؟

850
00:38:49,909 --> 00:38:51,777
‫آره!

851
00:38:51,827 --> 00:38:53,445
‫اونو دیدی، داستی؟

852
00:38:53,495 --> 00:38:55,497
‫باورنکردنیه.

853
00:39:05,090 --> 00:39:07,843
‫آره! آره!

854
00:39:09,553 --> 00:39:12,681
‫داری با گوشیت چیکار می‌کنی؟
‫داری از من فیلم می‌گیری؟

855
00:39:21,857 --> 00:39:25,027
‫اون یکی رو بذار توی اسنپ‌چت.

856
00:39:25,110 --> 00:39:26,562
‫♪ هشت‌ساله بودم ♪

857
00:39:26,612 --> 00:39:30,282
‫♪ با چندتا قلاب ماهیگیری ♪
‫♪ نشستیم کنار رودخونه ♪

858
00:39:30,908 --> 00:39:32,284
‫♪ نخ‌ها توی آب و چشم به شناورها ♪

859
00:39:32,368 --> 00:39:34,536
‫♪ تماشای غروب خورشید سرخ ♪

860
00:39:35,496 --> 00:39:38,374
‫♪ مامان روی بالکن داد می‌زد شام آماده‌ست ♪

861
00:39:38,999 --> 00:39:41,085
‫♪ همه بیاین بخورین ♪

862
00:39:41,168 --> 00:39:45,881
‫♪ ما داد می‌زدیم پنج دقیقه‌ی دیگه ♪

863
00:39:47,967 --> 00:39:50,803
‫♪ زمان می‌گذره، ساعت متوقف نمیشه ♪

864
00:39:50,886 --> 00:39:55,474
‫♪ کاش چند قطره‌ی دیگه داشتم ♪
‫♪ از این چیزهای خوب ♪

865
00:39:55,557 --> 00:39:57,217
‫♪ روزهای خوب ♪

866
00:39:57,267 --> 00:40:00,354
‫♪ ولی اونا فقط به پرواز ادامه میدن ♪

867
00:40:00,437 --> 00:40:03,232
‫♪ رد میشن جوری که انگار هیچی نیستن ♪

868
00:40:03,315 --> 00:40:06,110
‫♪ کاش برای خودم یه دکمه‌ی توقف داشتم ♪

869
00:40:06,193 --> 00:40:07,936
‫♪ لحظه‌هایی مثل اونا ♪ -
‫♪ لحظه‌هایی مثل این ♪ -

870
00:40:07,986 --> 00:40:10,364
‫♪ خدا می‌دونه که می‌زدمش ♪ -
‫♪ خدا می‌دونه که می‌زدمش ♪ -

871
00:40:11,740 --> 00:40:16,578
‫♪ و به خودم پنج دقیقه‌ی دیگه وقت می‌دادم ♪

872
00:40:16,662 --> 00:40:18,664
‫چیز زیادی نیست که بخوام.

873
00:40:22,209 --> 00:40:24,461
‫♪ هجده‌ساله، کلاهمو تحویل دادم ♪

874
00:40:24,545 --> 00:40:27,047
‫♪ رفتم وسط زمین پنجاه یاردی ♪

875
00:40:27,131 --> 00:40:30,926
‫♪ فقط مربی و من، بعد از اینکه ♪
‫[این آهنگ عجب داستانی میگه!]

876
00:40:31,009 --> 00:40:32,920
‫♪ فینال ایالتی رو ده به نه باختیم ♪

877
00:40:32,970 --> 00:40:34,755
‫آخ، در مورد مربیه.

878
00:40:34,805 --> 00:40:39,435
‫♪ دفعه‌ی بعد که بیام اینجا ♪
‫♪ باید بلیط بخرم ♪

879
00:40:39,518 --> 00:40:44,481
‫♪ نمی‌تونی بهم پنج دقیقه دیگه وقت بدی؟ ♪ -
‫♪ پنج دقیقه دیگه ♪ -

880
00:40:47,735 --> 00:40:49,603
‫ممنون که امروز بعدازظهر تشریف آوردین.

881
00:40:49,653 --> 00:40:51,105
‫تریبون در اختیار توئه، خوکی.

882
00:40:51,155 --> 00:40:52,189
‫همون‌طور که همه‌تون می‌دونین،

883
00:40:52,239 --> 00:40:55,659
‫ما فقط دوتا زمین
‫برای بازی پیکل‌بال می‌خوایم.

884
00:40:55,742 --> 00:40:59,872
‫پس کوتاه و مفید تمومش می‌کنم،
‫درست مثل خودم.

885
00:40:59,955 --> 00:41:02,916
‫به‌هرحال، زمین پیکل‌بال فعلی
‫که توش بازی می‌کنیم،

886
00:41:03,000 --> 00:41:06,628
‫زمین ۱۶، اصلاً قابل قبول نیست.

887
00:41:06,712 --> 00:41:09,631
‫حصار جنوب شرقی زیادی نزدیکه،

888
00:41:09,715 --> 00:41:12,217
‫گوشه‌ی خط انتهایی
‫تاب ورداشته و ترَک خورده،

889
00:41:12,301 --> 00:41:13,877
‫و همه‌ی پیکل‌بالیست‌های من
‫با من هم‌عقیده‌ان...

890
00:41:13,927 --> 00:41:16,096
‫که شیر آب‌خوری چکه می‌کنه

891
00:41:16,180 --> 00:41:20,184
‫و یه گودال خیلی لیز
‫نزدیک پایه‌ی تور درست می‌کنه.

892
00:41:20,267 --> 00:41:22,478
‫- خیلی‌خب. همین بود؟
‫- فقط چندتا چیز دیگه.

893
00:41:22,561 --> 00:41:25,481
‫چندتا دیوارنویسی
‫روی خونه‌م کشیده شده.

894
00:41:25,564 --> 00:41:28,442
‫نوشته «برو بمیر، پیکل‌بالی عوضی».

895
00:41:28,525 --> 00:41:30,227
‫- پیکل‌بالی عوضی.
‫- پیکل‌بالی عوضی.

896
00:41:30,277 --> 00:41:32,571
‫♪ پی، کی می‌خواد پیکل‌بال بازی کنه؟ ♪

897
00:41:32,654 --> 00:41:34,948
‫♪ آی، من می‌خوام پیکل‌بال بازی کنم ♪

898
00:41:34,990 --> 00:41:37,409
‫♪ سی، روی زمین پیکل‌بال می‌بینمت ♪

899
00:41:37,493 --> 00:41:39,828
‫♪ ک، با شلوارک جدیدم خیلی خفن به‌نظر میام ♪

900
00:41:39,912 --> 00:41:41,613
‫این روزا چه کسایی پیکل‌بال بازی می‌کنن؟

901
00:41:41,663 --> 00:41:43,957
‫برنده‌ی اسکار، جیمی فاکس.

902
00:41:44,082 --> 00:41:46,627
‫لایل و اریک منندز تنیس بازی کردن،

903
00:41:46,710 --> 00:41:49,129
‫در روزی که والدینشون رو به قتل رسوندن.

904
00:41:49,213 --> 00:41:51,340
‫ما به این زمین‌های پیکل‌بال نیاز داریم

905
00:41:51,423 --> 00:41:56,136
‫تا دیگه هیچ‌وقت
‫لایل و اریک منندز دیگه‌ای نداشته باشیم.

906
00:41:56,220 --> 00:41:58,263
‫- خیلی‌خب. همین بود؟
‫- آره.

907
00:42:01,767 --> 00:42:03,810
‫نکات جالبی بود، اسکیپ.

908
00:42:04,478 --> 00:42:06,388
‫می‌تونیم بریم سراغ رأی‌گیری؟

909
00:42:06,438 --> 00:42:08,774
‫راستش نیازی به رأی‌گیری نیست.

910
00:42:08,857 --> 00:42:11,485
‫می‌دونیم که شما اکثریت رو دارین،
‫ولی مهم نیست.

911
00:42:11,568 --> 00:42:14,021
‫- وایسا، وایسا. چاک، تو قول دادی.
‫- گری داره

912
00:42:14,071 --> 00:42:17,199
‫بخشی از اساسنامه‌ی
‫تأسیس باشگاه رو پخش می‌کنه.

913
00:42:17,282 --> 00:42:18,567
‫قانون، قانونه، اسکیپ.

914
00:42:18,617 --> 00:42:21,828
‫و با همین نیت، من درخواست چالش میدم،
‫یه مسابقه‌ی دوئل.

915
00:42:21,912 --> 00:42:23,906
‫پس چرا مجبورم کردی
‫یه ارائه‌ی نود دقیقه‌ای آماده کنم؟

916
00:42:23,956 --> 00:42:25,240
‫دو هفته روی این کار کردم.

917
00:42:25,290 --> 00:42:26,825
‫خب، گمونم فراموش کردم بهش اشاره کنم.

918
00:42:26,875 --> 00:42:28,744
‫- آخی.
‫- یه چیزی شبیه اینکه فراموش می‌کنی

919
00:42:28,794 --> 00:42:31,380
‫هر روز بطری آبت رو بیاری، اسکیپ؟

920
00:42:31,463 --> 00:42:34,466
‫حالا، هر دو طرف باید یه قهرمان انتخاب کنن.

921
00:42:34,549 --> 00:42:36,635
‫طرف تنیس نیل رو معرفی می‌کنه.

922
00:42:36,718 --> 00:42:38,587
‫یا هر کس دیگه‌ای.
‫نیاز نیست همین الان انتخاب کنیم.

923
00:42:38,637 --> 00:42:40,764
‫ولی می‌تونیم
‫چون می‌دونیم کی رو انتخاب می‌کنیم.

924
00:42:40,847 --> 00:42:42,474
‫می‌دونم، ولی نیاز نیست

925
00:42:42,516 --> 00:42:44,726
‫چون روند بهبودی من
‫خیلی جلوتر از برنامه‌ست.

926
00:42:44,810 --> 00:42:46,637
‫ولی تصمیم گرفته شده،
‫پس این موضوع بی‌ربطه.

927
00:42:46,687 --> 00:42:49,022
‫می‌دونم،
‫ولی فقط حس می‌کنم همین الان...

928
00:42:49,731 --> 00:42:50,933
‫این جلسه خاتمه پیدا می‌کنه.

929
00:42:50,983 --> 00:42:52,985
‫ممنون از همگی.

930
00:42:55,821 --> 00:42:56,855
‫فوق‌العاده بود.

931
00:42:56,905 --> 00:42:58,573
‫نه. اصلاً برام مهم نیست.

932
00:42:58,657 --> 00:43:00,192
‫- قدرتمند بود.
‫- الهام‌بخش بود.

933
00:43:00,242 --> 00:43:01,743
‫عجب چکشی کوبیدی، چاک.

934
00:43:01,827 --> 00:43:04,246
‫اون چکش تمام وجودم رو لرزوند.

935
00:43:21,930 --> 00:43:23,432
‫- الو.
‫- سلام.

936
00:43:23,515 --> 00:43:26,226
‫- سلام. چطور پیش رفت؟
‫- جلسه رو می‌گی؟

937
00:43:26,309 --> 00:43:28,311
‫آره، خیلی خوب پیش رفت.

938
00:43:28,395 --> 00:43:30,021
‫خیلی خیلی خوب.

939
00:43:30,105 --> 00:43:32,107
‫اوه، خوبه. خوشحالم که این رو می‌شنوم.

940
00:43:32,190 --> 00:43:33,608
‫آره.

941
00:43:33,692 --> 00:43:36,445
‫در ضمن، بابام دوباره تحقیرم کرد.

942
00:43:36,528 --> 00:43:38,780
‫آره، این دفعه جلوی کل باشگاه.

943
00:43:38,864 --> 00:43:41,783
‫اوه، خدایا. خیلی متأسفم.
‫این افتضاحه.

944
00:43:41,867 --> 00:43:44,161
‫هی، حرف زدن از من کافیه.

945
00:43:44,828 --> 00:43:47,581
‫حوصله داری یه پیکل‌بالِ شبونه بزنیم؟

946
00:43:47,664 --> 00:43:49,791
‫امشب؟ نه. نه.

947
00:43:49,875 --> 00:43:51,460
‫فقط... خیلی خسته‌ام.

948
00:43:51,543 --> 00:43:55,797
‫می‌خواستم فقط خونه بمونم
‫و یه فیلمی چیزی ببینم.

949
00:43:55,881 --> 00:43:57,466
‫منطقیه. منم خیلی خسته‌ام.

950
00:43:57,549 --> 00:43:59,418
‫منم می‌خواستم فقط خونه بمونم
‫و یه فیلم ببینم.

951
00:43:59,468 --> 00:44:00,677
‫چه فیلمی می‌خوای ببینی؟

952
00:44:00,761 --> 00:44:02,179
‫خب، نمی‌دونم. عه...

953
00:44:02,262 --> 00:44:04,389
‫امشب «فارغ‌التحصیل» از تی‌سی‌ام پخش میشه.

954
00:44:04,473 --> 00:44:06,016
‫گفتی «فارغ‌التحصیل»؟

955
00:44:06,099 --> 00:44:07,100
‫آره.

956
00:44:07,184 --> 00:44:08,977
‫من تازه تریلرش رو دیدم.

957
00:44:09,060 --> 00:44:11,855
‫تریلر «فارغ‌التحصیل» رو دیدی؟

958
00:44:11,938 --> 00:44:13,106
‫خیلی خوب به نظر می‌اومد.

959
00:44:13,190 --> 00:44:16,902
‫احتمالاً همون رو می‌خواستم ببینم،
‫ولی تی‌سی‌ام ندارم.

960
00:44:16,985 --> 00:44:20,864
‫داستی، اگه دوست داری بیای باهم ببینیمش،
‫خوشحال می‌شم.

961
00:44:20,947 --> 00:44:23,325
‫ولی خب خیلی دیروقته.

962
00:44:23,408 --> 00:44:25,327
‫باشه. خب، منم کار دارم.

963
00:44:25,410 --> 00:44:28,413
‫اینجا حسابی سرم شلوغه،
‫ولی تو دوست خوبی هستی.

964
00:44:28,497 --> 00:44:30,415
‫انگار تنهایی. همین الان میام.

965
00:44:31,041 --> 00:44:32,626
‫اوه، خدایا.

966
00:44:33,960 --> 00:44:39,049
‫یعنی بابات یه مکثِ هیجان‌انگیز داد
‫بعد گفت: «هرکسی جز پسرم»؟

967
00:44:39,132 --> 00:44:40,634
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

968
00:44:40,717 --> 00:44:42,427
‫- واسه همین اومدم.
‫- باشه.

969
00:44:42,511 --> 00:44:46,848
‫عه، حالا که اینجایی، می‌تونم
‫نظرت رو در مورد یه چیزی بپرسم؟

970
00:44:46,932 --> 00:44:48,308
‫آره. چی شده؟

971
00:44:48,391 --> 00:44:51,353
‫خب، به حرفت گوش دادم
‫و دارم می‌رم هونکی‌تانک.

972
00:44:51,436 --> 00:44:52,604
‫عالیه.

973
00:44:52,687 --> 00:44:57,817
‫می‌دونم، ولی، عه....
‫واقعاً نظر یه مرد رو در مورد تیپم می‌خوام،

974
00:44:57,901 --> 00:45:01,655
‫چون می‌خوام وقتی میچ من رو می‌بینه،
‫پشیمون بشه که از دستم داده.

975
00:45:01,738 --> 00:45:02,856
‫باشه، خب، نشونم بده.

976
00:45:02,906 --> 00:45:05,033
‫- باشه! باشه.
‫- هیجان‌زده‌ام.

977
00:45:05,116 --> 00:45:06,785
‫مرسی. مرسی.

978
00:45:06,868 --> 00:45:07,994
‫می‌پوشمش.

979
00:45:08,078 --> 00:45:09,829
‫آره. خونه‌ی خیلی قشنگی داری.

980
00:45:09,913 --> 00:45:11,414
‫اوه، خیلی ممنون.

981
00:45:11,498 --> 00:45:13,375
‫- کلی خرت‌وپرت داری.
‫- اوهوم.

982
00:45:15,252 --> 00:45:17,671
‫- پس سفالگری می‌کنی؟
‫- آره.

983
00:45:17,754 --> 00:45:19,506
‫اونم یکی دیگه از سرگرمی‌هامه.

984
00:45:19,589 --> 00:45:21,466
‫اون یه ظرف کوکیه.

985
00:45:21,549 --> 00:45:23,885
‫- اوه، این ظرف کوکیه؟
‫- آره.

986
00:45:24,719 --> 00:45:27,889
‫به زور میشه توش کوکی جا داد
‫بس که این فرورفتگی‌های عجیب رو داره.

987
00:45:27,973 --> 00:45:30,892
‫می‌دونم، ولی اگه بخوای زیاد شیرینی نخوری،
‫کمکت می‌کنه.

988
00:45:30,976 --> 00:45:33,645
‫- اوه، یه ظرف کوکی رژیمیه.
‫- دقیقاً!

989
00:45:33,728 --> 00:45:35,355
‫آفرین، کندیس.

990
00:45:36,189 --> 00:45:39,025
‫و اونا بدون برنامه‌ریزی بودن، مرد.
‫بداهه ساخته شدن.

991
00:45:39,109 --> 00:45:40,151
‫بی‌برنامه به نظر میان.

992
00:45:40,235 --> 00:45:42,862
‫اگه انقدر دوستش داری،
‫می‌تونی با خودت ببریش.

993
00:45:42,946 --> 00:45:46,366
‫ممنون، ولی از اینا زیاد دارم.

994
00:45:47,742 --> 00:45:49,869
‫تو سرگرمی خاصی داری، داستی؟

995
00:45:49,911 --> 00:45:51,121
‫یعنی، بیشتر ورزشه تا سرگرمی، ولی...

996
00:45:51,955 --> 00:45:53,456
‫معلومه که واقعاً دوستش داری.

997
00:45:53,540 --> 00:45:56,626
‫خب، یعنی قطعاً وقتی بچه بودم عاشقش بودم.

998
00:45:58,086 --> 00:46:01,506
‫یا حداقل واقعاً عاشق این بودم که
‫اون‌همه وقت با بابام می‌گذروندم.

999
00:46:02,799 --> 00:46:05,135
‫آره، خوب بود.
‫واقعاً بهم ایمان داشت.

1000
00:46:05,969 --> 00:46:07,220
‫حس خاصی داشت.

1001
00:46:07,804 --> 00:46:10,223
‫یه جورایی همه چیزش رو
‫وقف من کرد و بعد، عه...

1002
00:46:11,182 --> 00:46:12,600
‫بعد من گند زدم.

1003
00:46:12,684 --> 00:46:15,437
‫خب، به نظر من اونم گند زده.

1004
00:46:18,023 --> 00:46:19,441
‫هی، کندیس؟

1005
00:46:19,941 --> 00:46:23,194
‫- جونم؟
‫- این تویی توی لباس عروس؟

1006
00:46:23,278 --> 00:46:27,907
‫نه، عکس یه زن مشابه دیگه رو
‫توی روز عروسیش نگه داشتم.

1007
00:46:27,991 --> 00:46:29,659
‫یا خدا.

1008
00:46:31,953 --> 00:46:33,121
‫نظرت چیه؟

1009
00:46:33,913 --> 00:46:34,998
‫عه...

1010
00:46:40,420 --> 00:46:41,421
‫ای وای.

1011
00:46:42,005 --> 00:46:43,590
‫به نظرم خیره‌کننده شدی.

1012
00:46:43,673 --> 00:46:46,426
‫اوه، خوبه.

1013
00:46:46,509 --> 00:46:47,927
‫- یه لحظه نگرانم کردی.
‫- نه.

1014
00:46:48,011 --> 00:46:50,430
‫عه، ببین توی کمدم چی پیدا کردم.

1015
00:46:51,097 --> 00:46:54,934
‫اگه احیاناً دنبال یه کلاه کابوی هستی،
‫مال خودته.

1016
00:46:55,018 --> 00:46:56,936
‫- قبلاً مال میچ بود.
‫- هوم.

1017
00:46:59,773 --> 00:47:01,900
‫- چطوره؟
‫- فکر می‌کنم خوب بهت میاد.

1018
00:47:01,983 --> 00:47:03,026
‫- ببین.
‫- واقعاً؟

1019
00:47:03,109 --> 00:47:04,736
‫- آره.
‫- خیلی خب.

1020
00:47:04,819 --> 00:47:07,238
‫- ما رو نگاه.
‫- چه بامزه شدیم.

1021
00:47:07,322 --> 00:47:09,407
‫آره، یه جورایی بامزه شدیم، نه؟

1022
00:47:12,702 --> 00:47:15,497
‫- فیلم... فیلم داره شروع میشه.
‫- اوه، آره. بیا ببینیمش.

1023
00:47:16,664 --> 00:47:18,374
‫خانم رابینسون، شما سعی دارید دلم رو ببرید.

1024
00:47:20,502 --> 00:47:22,587
‫این فیلم خیلی خوبیه.

1025
00:47:22,670 --> 00:47:25,173
‫- می‌دونم.
‫- باید یکی از فیلم‌های کلاسیک باشه.

1026
00:47:25,757 --> 00:47:27,592
‫- هست.
‫- واقعاً؟

1027
00:47:27,675 --> 00:47:29,219
‫- اوهوم.
‫- خب، حقشه.

1028
00:47:29,302 --> 00:47:32,055
‫- انگار یکم هول شدی.
‫- اوه، نه، نه. فقط...

1029
00:47:32,138 --> 00:47:33,848
‫فقط یکم نگران آینده‌ام هستم.

1030
00:47:33,890 --> 00:47:37,769
‫خب، به نظرم اون پسره با اون دماغه،
‫فکر کنم آینده‌ی خیلی خوبی داشته باشه.

1031
00:47:38,603 --> 00:47:41,397
‫داستی، اون داستین هافمنه.

1032
00:47:41,481 --> 00:47:42,732
‫هشتاد سالشه.

1033
00:47:44,776 --> 00:47:45,860
‫خیلی خوب مونده.

1034
00:47:52,534 --> 00:47:56,037
‫داره روی اون پل مسیر رو اشتباه میره.
‫من دقیقاً روی اون پل بودم.

1035
00:47:56,913 --> 00:47:57,914
‫هنوزم می‌تونه رانـ...

1036
00:47:58,540 --> 00:48:00,208
‫این سوتیه. نمیشه که...

1037
00:48:13,721 --> 00:48:14,806
‫باشه. هی.

1038
00:48:17,016 --> 00:48:18,768
‫بذار روت رو بکشم.

1039
00:48:45,404 --> 00:48:55,404
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

1040
00:49:22,040 --> 00:49:23,791
‫می‌خواستی من رو ببینی، رئیس؟

1041
00:49:23,875 --> 00:49:25,209
‫می‌تونم باهات روراست باشم؟

1042
00:49:25,293 --> 00:49:26,461
‫کاش همیشه همین‌طور باشی.

1043
00:49:27,587 --> 00:49:28,755
‫ببین، پی‌جی،

1044
00:49:28,838 --> 00:49:32,425
‫دارم با یه مشکل گیج‌کننده کلنجار می‌رم

1045
00:49:33,593 --> 00:49:35,011
‫توی، عه...

1046
00:49:35,094 --> 00:49:37,346
‫توی کتابی که الان دارم می‌نویسم.

1047
00:49:37,430 --> 00:49:39,766
‫اصلاً تعجبی نداره. ذهنش رو داری.

1048
00:49:39,849 --> 00:49:41,509
‫- اسمش چیه؟
‫- اسم کتابه؟

1049
00:49:41,559 --> 00:49:42,560
‫آره.

1050
00:49:43,311 --> 00:49:44,729
‫«تیغ خاموش».

1051
00:49:44,812 --> 00:49:47,106
‫- محشره. من می‌خونمش.
‫- آره.

1052
00:49:47,190 --> 00:49:49,400
‫یادآور می‌ذارم پیش‌خریدش کنم. بگو.

1053
00:49:49,484 --> 00:49:53,905
‫خب، جنگجوی اصلی، پوزیمبوس،
‫عضو این قبیله‌ست

1054
00:49:53,988 --> 00:49:55,782
‫- که همیشه توش بوده.
‫- هوم.

1055
00:49:55,865 --> 00:49:57,950
‫بعدش با یه قبیله‌ی دیگه وقت می‌گذرونه

1056
00:49:58,034 --> 00:49:59,660
‫که همیشه فکر می‌کرد دشمنش هستن.

1057
00:49:59,744 --> 00:50:00,745
‫پیچش داستانی داره؟

1058
00:50:00,828 --> 00:50:03,289
‫الان واقعاً حس می‌کنم
‫وسط خود کتابم.

1059
00:50:03,372 --> 00:50:05,124
‫نبضم رو بگیر، داره می‌زنه بالا.

1060
00:50:05,208 --> 00:50:06,951
‫پس یه جورایی یه زندگیِ دوگانه داره،
‫می‌دونی؟

1061
00:50:07,001 --> 00:50:08,828
‫مثلاً خیلی دلش می‌خواد
‫با این قبیله‌ی جدید بپلکه

1062
00:50:08,878 --> 00:50:12,548
‫چون واقعاً دوستشون داره، ولی از اون طرف
‫یه جورایی خجالت می‌کشه باهاشون دیده بشه.

1063
00:50:12,632 --> 00:50:13,466
‫- آره.
‫- می‌دونی،

1064
00:50:13,549 --> 00:50:17,762
‫یه شخصیتی هم هست که جنگجوی اصلی
‫کم‌کم بهش دل می‌بنده،

1065
00:50:17,845 --> 00:50:20,640
‫و اون خیلی از خودش بزرگ‌تره.

1066
00:50:20,723 --> 00:50:21,933
‫چه منحرف.

1067
00:50:22,016 --> 00:50:24,268
‫خب، پی‌جی،
‫اگه داشتی «تیغ خاموش» رو می‌خوندی

1068
00:50:24,352 --> 00:50:25,895
‫و پوزیمبوس قبیله‌اش رو عوض می‌کرد

1069
00:50:25,978 --> 00:50:29,690
‫چون داشت عاشق مثلاً یه اژدها می‌شد

1070
00:50:29,774 --> 00:50:31,526
‫که سی سال ازش بزرگ‌تره،

1071
00:50:31,609 --> 00:50:33,986
‫پوزیمبوس از چشمت می‌افتاد؟

1072
00:50:34,070 --> 00:50:36,113
‫من هیچوقت کسی رو به خاطر
‫عتیقه‌دوستی قضاوت نمی‌کنم.

1073
00:50:36,197 --> 00:50:40,117
‫من نویسنده نیستم،
‫ولی اگه دنیای غنی‌ای رو که ساختی

1074
00:50:40,201 --> 00:50:42,411
‫با زندگی خسته‌کننده‌ی خودم مقایسه کنم...

1075
00:50:42,495 --> 00:50:45,623
‫- خواهش می‌کنم.
‫- بر اساس تجربه‌های مشابه خودم،

1076
00:50:45,706 --> 00:50:48,417
‫اگه الان کنار پوزیمبوس بودم،
‫بهش می‌گفتم دل رو به دریا بزن.

1077
00:50:48,501 --> 00:50:50,670
‫واقعاً؟ تجربه‌های مشابه؟

1078
00:50:51,462 --> 00:50:54,382
‫داری بهم میگی با زن بزرگ‌تر از خودت
‫در ارتباط بودی؟

1079
00:50:54,465 --> 00:50:57,468
‫- مردک آب زیر کاه.
‫- یه جورایی.

1080
00:50:57,552 --> 00:50:59,554
‫می‌دونی شیء دوست چیه؟

1081
00:50:59,637 --> 00:51:01,222
‫نه، ولی بی‌صبرانه منتظرم بفهمم.

1082
00:51:01,305 --> 00:51:05,184
‫یعنی کسی که از نظر جسمی
‫و عاطفی عاشق اشیاست

1083
00:51:05,268 --> 00:51:06,269
‫نه آدم‌ها.

1084
00:51:06,352 --> 00:51:10,022
‫دارم در مورد ساختمان‌ها، پل‌ها،
‫وسایل نقلیه حرف می‌زنم.

1085
00:51:10,106 --> 00:51:13,693
‫من خودم عاشق کشتیِ یو‌اس‌اس آلاباما هستم.

1086
00:51:13,776 --> 00:51:14,777
‫خیلی خب، راستش،

1087
00:51:14,861 --> 00:51:16,729
‫- لازم نیست این رو بهم بگی...
‫- نه. می‌خوام بگم.

1088
00:51:16,779 --> 00:51:21,158
‫اون در سال ۱۹۳۹ ساخته شد،
‫سال ۴۷ از خدمت خارج شد،

1089
00:51:21,242 --> 00:51:24,579
‫و در سال ۱۹۸۶ اثر تاریخی ملی اعلام شد.

1090
00:51:24,662 --> 00:51:27,039
‫پس آره، من با یه زن بزرگ‌تر ارتباط داشتم،

1091
00:51:27,123 --> 00:51:29,500
‫و حاضر نیستم با هیچی دنیا عوضش کنم.

1092
00:51:29,584 --> 00:51:30,751
‫این رو به پوزیمبوس بگو.

1093
00:51:30,835 --> 00:51:33,963
‫چی رو بهش بگم؟
‫این‌که تو عاشق یه ناو جنگی بازنشسته بودی؟

1094
00:51:34,046 --> 00:51:36,132
‫- دقیقاً.
‫- اصلاً چطور تونستی عاشقش بشی؟

1095
00:51:36,215 --> 00:51:39,051
‫اون کشتیه. عشق و احساس نداره.

1096
00:51:39,135 --> 00:51:42,013
‫هی! از استخر لعنتی بیاید بیرون.

1097
00:51:42,096 --> 00:51:43,889
‫وسط روزه. شما اینجا کار می‌کنید.

1098
00:51:43,973 --> 00:51:46,142
‫- الان داریم کار می‌کنیم.
‫- بیاید بیرون.

1099
00:51:50,021 --> 00:51:51,522
‫از اون‌ور.

1100
00:52:07,872 --> 00:52:10,041
‫[کافه کابوی پالاس]

1101
00:52:25,389 --> 00:52:27,641
‫اوه!

1102
00:52:27,725 --> 00:52:29,435
‫- کندیس، اومدی!
‫- آ... آره.

1103
00:52:29,518 --> 00:52:31,178
‫- اومدم.
‫- آره.

1104
00:52:31,228 --> 00:52:34,190
‫چون کاملاً حق دارم.
‫میچ صاحب اینجا نیست.

1105
00:52:34,273 --> 00:52:36,233
‫حتماً. می‌فهمم، عزیزم.

1106
00:52:36,317 --> 00:52:38,069
‫فقط خوشحالم می‌بینمت، همین.

1107
00:52:38,152 --> 00:52:39,653
‫- بیا اینجا.
‫- اوه.

1108
00:52:39,737 --> 00:52:41,989
‫آخ. خیلی خوشگل شدی.

1109
00:52:44,116 --> 00:52:45,743
‫اوه، گندش بزنن.

1110
00:52:45,826 --> 00:52:48,162
‫خب، خوش بگذره.

1111
00:52:53,334 --> 00:52:54,418
‫سلام.

1112
00:52:55,002 --> 00:52:58,255
‫- سلام.
‫- اوه، کندی، اومدی.

1113
00:52:58,339 --> 00:52:59,548
‫مطمئن نبودم ببینیمت.

1114
00:52:59,632 --> 00:53:01,926
‫آره، اومدم. الانم داری من رو می‌بینی.

1115
00:53:02,009 --> 00:53:05,471
‫و عه... یادآوری کنم که
‫تو صاحب اینجا نیستی.

1116
00:53:05,554 --> 00:53:07,556
‫باشه، حتماً.

1117
00:53:07,640 --> 00:53:10,309
‫- عه، بی رو که یادت هست، نه؟
‫- معلومه.

1118
00:53:10,392 --> 00:53:12,353
‫- سلام.
‫- سلام.

1119
00:53:12,436 --> 00:53:15,189
‫کیه که بیِ معروف رو یادش بره؟

1120
00:53:15,272 --> 00:53:18,067
‫بذار حدس بزنم. حالا می‌خوای
‫یه چیز خوب در موردم بگی.

1121
00:53:18,150 --> 00:53:19,568
‫خب، واقعاً عاشق لباستم.

1122
00:53:19,652 --> 00:53:21,320
‫آها، اینم از این. اینم از این.

1123
00:53:21,403 --> 00:53:23,405
‫گوش کن، چطوره من برم برامون نوشیدنی بگیرم،

1124
00:53:23,489 --> 00:53:25,950
‫شما دوتا هم یکم با هم گپ بزنید؟

1125
00:53:26,033 --> 00:53:27,743
‫آره؟ باشه.

1126
00:53:28,494 --> 00:53:31,330
‫- سلام. عه...
‫- سلام.

1127
00:53:31,413 --> 00:53:32,706
‫عه، خوبی؟

1128
00:53:32,790 --> 00:53:34,583
‫یکم مضطرب به نظر میای.

1129
00:53:34,667 --> 00:53:36,836
‫نه. من اصلاً مضطرب نیستم.

1130
00:53:36,919 --> 00:53:39,255
‫- کاملاً آرومم.
‫- باشه.

1131
00:53:39,338 --> 00:53:40,623
‫- باشه.
‫- آره، خوبه که می‌شنوم.

1132
00:53:40,673 --> 00:53:42,633
‫- آره، خوبه.
‫- از زندگیت چه خبر؟

1133
00:53:42,716 --> 00:53:44,009
‫یه مار دارم.

1134
00:53:44,093 --> 00:53:45,803
‫- اوه.
‫- اسمش میچه.

1135
00:53:45,886 --> 00:53:48,222
‫خب، برای همه دلستر آوردم.

1136
00:53:48,305 --> 00:53:50,141
‫- بفرما عزیزم. بگیر. نوش جان.
‫- خب، باشه. به افتخار مار. آره.

1137
00:53:53,018 --> 00:53:56,480
‫- هوم. باشه.
‫- تو... تو خوبی؟

1138
00:54:04,947 --> 00:54:07,107
‫- کندیس، عزیزم.
‫- حالت خوبه؟

1139
00:54:07,157 --> 00:54:09,243
‫- باشه. من نه...
‫- یکم رنگت پریده.

1140
00:54:09,326 --> 00:54:11,070
‫- فکر نکنم من...
‫- چرا یکم نمی‌شینی؟

1141
00:54:11,120 --> 00:54:13,455
‫آره، آره. بشین.
‫بشین، باشه؟

1142
00:54:13,539 --> 00:54:14,582
‫باهام حرف بزن.
‫می‌تونم کمک کنم.

1143
00:54:14,665 --> 00:54:17,543
‫بعد از بازنشسته شدن از مدلینگ
‫پرستار اورژانس بودم.

1144
00:54:17,626 --> 00:54:19,128
‫البته که بودی.

1145
00:54:19,211 --> 00:54:20,963
‫این یه اشتباه خیلی بزرگ بود.

1146
00:54:25,217 --> 00:54:26,218
‫سلام.

1147
00:54:28,596 --> 00:54:29,722
‫داستی.

1148
00:54:30,472 --> 00:54:32,057
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1149
00:54:32,141 --> 00:54:33,392
‫اومدم کنارت باشم.

1150
00:54:35,644 --> 00:54:37,354
‫اون خودشه؟

1151
00:54:38,439 --> 00:54:39,565
‫بریم تو کارش، باشه؟

1152
00:54:41,150 --> 00:54:43,444
‫- میچ! اون میچه؟
‫- اون کیه؟

1153
00:54:43,527 --> 00:54:45,362
‫سلام، خوبی؟ من مرد جدیدم.

1154
00:54:45,446 --> 00:54:47,656
‫- از آشنایی باهات خوشبختم.
‫- اوهوم.

1155
00:54:47,740 --> 00:54:49,567
‫- و شما؟ خوشوقتم، بی.
‫- سلام، من بی هستم. بله.

1156
00:54:49,617 --> 00:54:52,202
‫خیلی معذرت می‌خوام که دیر رسیدم.

1157
00:54:52,286 --> 00:54:54,121
‫حس یه احمق واقعی رو دارم.

1158
00:54:54,204 --> 00:54:55,831
‫ولی ادغام بانکی دیگه، خب؟

1159
00:54:55,914 --> 00:54:57,416
‫خیلی وقت می‌برن، درسته؟

1160
00:54:57,499 --> 00:54:59,376
‫اوه، آره. انگار همین‌طوره.

1161
00:54:59,460 --> 00:55:02,212
‫خیلی هیجان‌زده‌ام که بالأخره
‫شما دوتا همدیگه رو دیدید.

1162
00:55:02,296 --> 00:55:05,132
‫اوه، آره، آره، آره. منم همین‌طور.
‫آره، این... این...

1163
00:55:05,215 --> 00:55:06,967
‫من... من واقعاً معذرت می‌خوام، آقا.

1164
00:55:07,051 --> 00:55:11,513
‫فقط حواسم پرت این خوشگل باورنکردنی شد.

1165
00:55:11,597 --> 00:55:13,140
‫نگاهش کن.

1166
00:55:13,223 --> 00:55:16,685
‫امشب واقعاً فوق‌العاده خوشگل شدی، عزیزم.

1167
00:55:16,769 --> 00:55:19,313
‫تو هم خیلی خوشگل شدی، عزیزم.

1168
00:55:19,396 --> 00:55:20,856
‫عزیز دلم.

1169
00:55:21,440 --> 00:55:22,524
‫کلاه من سرته؟

1170
00:55:23,192 --> 00:55:27,029
‫خب، این روزها خیلی از وسایلت پیش منه، رفیق.

1171
00:55:28,822 --> 00:55:30,949
‫هی، نظرت چیه بریم یکم سرگرم شیم.

1172
00:55:31,033 --> 00:55:33,369
‫- ببخشید. باید سرگرم شیم.
‫- باید سرگرم شیم.

1173
00:55:33,452 --> 00:55:34,787
‫اونجا می‌بینیمتون.

1174
00:55:34,870 --> 00:55:36,372
‫بیا بریم.

1175
00:55:36,455 --> 00:55:37,623
‫چطور بود؟

1176
00:55:38,207 --> 00:55:40,209
‫- کارمون خوب بود.
‫- کارمون خوب بود.

1177
00:55:40,334 --> 00:55:41,794
‫منظورش از «وسایل من» چی بود؟

1178
00:55:45,672 --> 00:55:49,760
‫داستی، خیلی ممنون که امشب اومدی.

1179
00:55:49,843 --> 00:55:50,928
‫شوخی می‌کنی؟

1180
00:55:51,011 --> 00:55:52,596
‫- ممنون از تو!
‫- من؟

1181
00:55:52,679 --> 00:55:55,099
‫- چرا؟
‫- برای همه چی.

1182
00:55:55,182 --> 00:55:58,769
‫من توی وضعیت خیلی بدی
‫از زندگیم بودم، کندیس.

1183
00:55:58,852 --> 00:56:00,562
‫به یه مشت مزخرف اعتقاد داشتم.

1184
00:56:00,646 --> 00:56:01,855
‫حالا حس می‌کنم...

1185
00:56:01,939 --> 00:56:05,025
‫نمی‌دونم، حالم بهتره.
‫حس می‌کنم می‌دونم چی می‌خوام.

1186
00:56:05,109 --> 00:56:06,110
‫می‌دونی؟

1187
00:56:06,193 --> 00:56:07,486
‫- آره.
‫- چی؟

1188
00:56:10,656 --> 00:56:11,990
‫تو رو.

1189
00:56:13,450 --> 00:56:14,118
‫- چی؟
‫- بیا اینجا.

1190
00:56:14,576 --> 00:56:16,328
‫- نه.
‫- تو عصبی هستی.

1191
00:56:16,412 --> 00:56:18,497
‫به خاطر اختلاف سنی عصبی هستی.
‫و من درکت می‌کنم.

1192
00:56:18,580 --> 00:56:20,074
‫- نه، داستی، بس کن.
‫- منم بودم.

1193
00:56:20,124 --> 00:56:22,493
‫- موضوع سن نیست. نه.
‫- ولی حدس بزن چیه؟ من باهاش کنار اومدم.

1194
00:56:22,543 --> 00:56:26,547
‫- از من بزرگ‌تری که بزرگ‌تری. خب که چی؟
‫- من بهت علاقه‌ای ندارم.

1195
00:56:29,133 --> 00:56:30,876
‫نشنیدم چی گفتی.
‫فکر کنم من‌من گفتی.

1196
00:56:30,926 --> 00:56:32,169
‫الان دقیقاً چی گفتی؟

1197
00:56:32,219 --> 00:56:36,431
‫گفتم من بهت علاقه‌ای ندارم.

1198
00:56:36,515 --> 00:56:38,559
‫فکر می‌کردم هم‌نظریم.

1199
00:56:38,642 --> 00:56:41,270
‫قصد نداشتم الکی امیدوارت کنم.

1200
00:56:41,353 --> 00:56:44,356
‫- متأسفم.
‫- اوه، نه. اصلاً امیدوارم نکردی.

1201
00:56:44,439 --> 00:56:47,442
‫فقط توی لحظه‌ی ضعفم
‫من رو بردی خونه‌ات

1202
00:56:47,526 --> 00:56:49,903
‫و یه فیلم بهم نشون دادی
‫به اسم «فارغ‌التحصیل»...

1203
00:56:49,987 --> 00:56:52,564
‫- چی؟ من نیاوردمت خونه‌ام.
‫- در مورد یه پسر ریزه با دماغ گنده...

1204
00:56:52,614 --> 00:56:55,325
‫- تو خودت بهم زنگ زدی.
‫- که یه زن بزرگ‌تر ازش خواستگاری می‌کنه.

1205
00:56:55,409 --> 00:56:56,994
‫اوه، خدای من.

1206
00:56:57,077 --> 00:57:00,330
‫تو بهم زنگ زدی.
‫عملاً خودت خودت رو دعوت کردی بیای.

1207
00:57:00,414 --> 00:57:03,041
‫- باشه. پس لیست پخشی که ساختی چی؟
‫- چیش؟

1208
00:57:03,125 --> 00:57:05,294
‫هر آهنگش از قبلی وسوسه‌انگیزتره.

1209
00:57:05,377 --> 00:57:07,671
‫- وسوسه‌انگیز؟
‫- «عاشقانه‌های کانتری.»

1210
00:57:07,754 --> 00:57:09,840
‫- اوه، خدای من!
‫- «نمایش رومانتیک.»

1211
00:57:09,923 --> 00:57:12,134
‫اینا فقط آهنگ‌های معروف کانتری‌ان.

1212
00:57:12,217 --> 00:57:14,887
‫«رقص در میدان، گرداب عشق.»
‫گرداب عشق چیه؟

1213
00:57:14,970 --> 00:57:17,306
‫اون یکی رو احتمالاً باید حذف می‌کردم.

1214
00:57:17,389 --> 00:57:18,724
‫باشه، پس همه‌ی اینا رو بیخیال.

1215
00:57:18,807 --> 00:57:20,809
‫فرض کنیم همه‌ی اینا معصومانه بوده.

1216
00:57:20,893 --> 00:57:23,020
‫من و تو اونجا به هم ابراز علاقه کردیم.

1217
00:57:23,103 --> 00:57:24,563
‫- آره.
‫- و خودتم می‌دونی.

1218
00:57:24,646 --> 00:57:26,064
‫پس اون رو برام توضیح بده.

1219
00:57:27,065 --> 00:57:30,235
‫داشتیم برای میچ نمایش اجرا می‌کردیم.

1220
00:57:30,319 --> 00:57:33,322
‫و، آره، شاید یکم زیادی غرقش شدم.

1221
00:57:34,239 --> 00:57:35,824
‫ولی معذرت می‌خوام.

1222
00:57:35,908 --> 00:57:38,118
‫و... وای، خدا.

1223
00:57:38,994 --> 00:57:42,080
‫من فقط یه هم‌بازی پیکل‌بال می‌خواستم، لعنتی.

1224
00:57:42,164 --> 00:57:43,165
‫باشه.

1225
00:57:43,248 --> 00:57:45,375
‫و چیز خیلی بهتری گیرم اومد.

1226
00:57:45,459 --> 00:57:49,838
‫یه دوست خیلی خیلی خوب
‫که واقعاً دوستش دارم.

1227
00:57:49,922 --> 00:57:52,424
‫- آره.
‫- و دوست دارم همین‌جوری بمونه.

1228
00:57:53,258 --> 00:57:54,509
‫نمی‌خوام.

1229
00:57:54,593 --> 00:57:55,719
‫ممنون.

1230
00:57:55,802 --> 00:57:58,221
‫داستی، وایسا. این کارو نکن.

1231
00:57:58,305 --> 00:58:01,767
‫نه، من واقعاً به دوستِ تصادفی که
‫پیکل‌بال بازی می‌کنه نیازی ندارم.

1232
00:58:01,850 --> 00:58:04,311
‫- من تصادفی نیستم.
‫- من کلی دوست دارم.

1233
00:58:04,394 --> 00:58:07,606
‫برای آدمی مثل من، دوست داشتن مسئله‌ای نیست
‫و هیچوقت هم نبوده.

1234
00:58:07,689 --> 00:58:11,568
‫دوست از سر و کولم بالا میره.
‫پی‌جی هی بهم پیام میده.

1235
00:58:11,652 --> 00:58:14,146
‫من...

1236
00:58:14,196 --> 00:58:15,856
‫گیل هم همیشه داره بهم پیام میده.

1237
00:58:15,906 --> 00:58:18,700
‫- گیل؟ گیلِ من؟
‫- نه... نه گیلِ تو. یه گیل دیگه.

1238
00:58:18,784 --> 00:58:21,787
‫حرفم اینه که کلی آدم دور و برم هستن.

1239
00:58:22,746 --> 00:58:25,832
‫حالا اگه اجازه بدی،
‫امشب یه قرار خیلی جذاب دارم.

1240
00:58:25,916 --> 00:58:27,167
‫نمی‌تونم براش دیر کنم.

1241
00:58:29,920 --> 00:58:31,004
‫داستی...

1242
00:58:37,844 --> 00:58:39,721
‫هی.

1243
00:58:40,806 --> 00:58:42,391
‫محکم باش، برادر.

1244
00:58:43,100 --> 00:58:45,435
‫حتی کابوی‌ها هم پس زده میشن.

1245
00:58:46,603 --> 00:58:48,230
‫- باشه.
‫- آره.

1246
00:59:08,667 --> 00:59:10,001
‫اوه، خدای من.

1247
00:59:12,963 --> 00:59:14,756
‫[چاک: فوراً بیا خونه. مهمه]

1248
00:59:22,180 --> 00:59:23,348
‫از تیپ جدیدت خوشم میاد.

1249
00:59:24,099 --> 00:59:25,434
‫- واقعاً؟
‫- آره.

1250
00:59:25,517 --> 00:59:26,518
‫جسورانه‌ست.

1251
00:59:27,769 --> 00:59:31,022
‫خب، مچت چطوره، رفیق؟

1252
00:59:31,106 --> 00:59:32,315
‫خوبه.

1253
00:59:32,399 --> 00:59:35,402
‫فکر کنم عملاً خوب شده. فکر کنم
‫به زودی بتونم این مچ‌بند رو باز کنم.

1254
00:59:35,485 --> 00:59:37,070
‫هوم، خوشحالم که این رو می‌شنوم.

1255
00:59:37,154 --> 00:59:39,990
‫ما توی بهترین فُرم بهت نیاز دارم، چکش.

1256
00:59:40,073 --> 00:59:42,492
‫- منظورت از «ما» چیه؟
‫- باشگاه.

1257
00:59:42,576 --> 00:59:44,119
‫وقتی توی دوئل بازی کنی.

1258
00:59:44,911 --> 00:59:47,247
‫خب... جدی می‌گی؟
‫پس نیل چی؟

1259
00:59:47,330 --> 00:59:49,916
‫بیخیال، پسرم. خودت هم گفتی.

1260
00:59:50,000 --> 00:59:52,294
‫بقیه‌ی بچه‌های باشگاه فقط دندون‌پزشک
‫و از این‌جور آدم‌هان.

1261
00:59:52,335 --> 00:59:54,796
‫اونا تعهدی که ما مردهای بوید
‫به عالی بودن داریم رو ندارن.

1262
00:59:54,880 --> 00:59:56,840
‫- درسته.
‫- توی خونته.

1263
00:59:58,341 --> 01:00:00,343
‫پس، هستی یا نه؟

1264
01:00:02,721 --> 01:00:05,557
‫- آره، بابا. هستم.
‫- آره؟

1265
01:00:05,640 --> 01:00:08,101
‫- بزن بریم. چکش برگشته.
‫- خب، عالیه.

1266
01:00:08,185 --> 01:00:09,803
‫- ناامیدت نمی‌کنم.
‫- خب، امیدوارم همین‌طور باشه.

1267
01:00:09,853 --> 01:00:11,388
‫- اوه، نابودشون می‌کنیم.
‫- آره، مرد.

1268
01:00:11,438 --> 01:00:13,515
‫چون این قضیه خیلی بیشتر از فقط پیکل‌باله.

1269
01:00:13,565 --> 01:00:15,684
‫- یعنی متوجهش هستی، مگه نه؟
‫- اوه، آره. متوجهم.

1270
01:00:15,734 --> 01:00:17,652
‫هر چی میگی. بحث باشگاهه...

1271
01:00:17,736 --> 01:00:20,238
‫نه، بحث افول خود بشریته.

1272
01:00:20,322 --> 01:00:23,200
‫- افول خود بشریت.
‫- مطمئنم به نظرت اغراق‌آمیز میاد.

1273
01:00:23,283 --> 01:00:25,994
‫- به نظر من نه.
‫- ولی تنیس صبر می‌خواد.

1274
01:00:26,077 --> 01:00:27,829
‫- آره، صبر.
‫- ازخودگذشتگی.

1275
01:00:27,913 --> 01:00:29,080
‫- ازخودگذشتگی.
‫- انضباط.

1276
01:00:29,164 --> 01:00:30,498
‫انضباط، قطعاً.

1277
01:00:30,582 --> 01:00:33,293
‫یه عده بهم گفتن پیکل‌بال رو میشه

1278
01:00:33,376 --> 01:00:34,586
‫توی کمتر از یک ساعت یاد گرفت،

1279
01:00:35,754 --> 01:00:37,505
‫انگار که این چیز خوبیه.

1280
01:00:38,465 --> 01:00:41,134
‫ولی این‌جوری چیز ماندگاری ساخته نمیشه.

1281
01:00:41,843 --> 01:00:44,930
‫میراث من یه لیوان کاغذی کوچولو نیست.

1282
01:00:45,430 --> 01:00:48,099
‫نمی‌ذارم یه قُلپ ازش بخورن و مچاله‌اش کنن.

1283
01:00:49,351 --> 01:00:55,774
‫من دارم چیزی می‌سازم که موندگار باشه،
‫مثل یه فلاسک فولادی یا قمقمه.

1284
01:00:56,650 --> 01:00:57,734
‫می‌فهمی چی میگم؟

1285
01:00:57,817 --> 01:00:59,235
‫بله، بابا. شما یه قمقمه‌ای.

1286
01:01:01,279 --> 01:01:04,491
‫من قمقمه نیستم.
‫دارم یه چیز محکم می‌سازم.

1287
01:01:06,242 --> 01:01:07,243
‫بگذریم، ببین.

1288
01:01:07,327 --> 01:01:09,329
‫مشتاقم دوباره بازیت رو ببینم.

1289
01:01:09,829 --> 01:01:11,331
‫ممنون، بابا.

1290
01:01:11,414 --> 01:01:13,366
‫راستش، توی یه دوره‌ی خیلی گیج‌کننده بودم.

1291
01:01:13,416 --> 01:01:14,534
‫و این دقیقاً همون چیزی بود که من...

1292
01:01:14,584 --> 01:01:15,919
‫دیر وقته، پسرم.

1293
01:01:19,839 --> 01:01:20,840
‫کاملاً.

1294
01:01:25,762 --> 01:01:27,472
‫برگشتی، چکش.

1295
01:01:34,312 --> 01:01:36,606
‫آره، خب. همه چی عالی به نظر میاد.

1296
01:01:36,690 --> 01:01:39,392
‫می‌تونی مچ‌بند رو باز کنی
‫و دوباره با دستت شلیک کنی.

1297
01:01:39,442 --> 01:01:41,528
‫- و تنیس هم بازی کنم، درسته؟
‫- آره، گمونم.

1298
01:01:42,278 --> 01:01:44,864
‫خب... اوه، راستی، در مورد اون سایتی
‫که دفعه‌ی پیش گفتم...

1299
01:01:44,948 --> 01:01:46,366
‫- بس کن.
‫- من ازش استفاده نمی‌کنم.

1300
01:01:46,449 --> 01:01:48,576
‫اصلاً به زور یادمه همچین چیزی گفته باشی.

1301
01:01:48,660 --> 01:01:50,612
‫خب، به زور یادت میاد
‫چون منم به زور چیزی گفتم.

1302
01:01:50,662 --> 01:01:53,081
‫فقط اسمش استیکی هانیه،
‫که هر کسی می‌فهمه دیگه.

1303
01:01:53,164 --> 01:01:55,742
‫و خانم‌هاش محشرن
‫و یه طرح معرفیِ خفن هم دارن،

1304
01:01:55,792 --> 01:01:57,619
‫که ظاهراً تو با استفاده ازش راحت نبودی.

1305
01:01:57,669 --> 01:01:58,953
‫راستی، منم ازش استفاده نکردم.

1306
01:01:59,003 --> 01:02:00,296
‫اصلاً نمی‌دونم چرا گفتمش.

1307
01:02:00,338 --> 01:02:03,041
‫- پس بیا دیگه در موردش حرف نزنیم.
‫- من که اصلاً چیزی نگفتم، نه؟

1308
01:02:03,091 --> 01:02:04,092
‫- تموم شد.
‫- خوبه، خوبه.

1309
01:02:04,175 --> 01:02:05,710
‫هی، خیلی ممنون بابت مچم.

1310
01:02:05,760 --> 01:02:08,254
‫اوه، آره، حتماً. قابلی نداشت.
‫هی، پیکل‌بال چطور پیش رفت؟

1311
01:02:08,304 --> 01:02:09,305
‫- عالی.
‫- آره؟

1312
01:02:09,389 --> 01:02:12,308
‫آره، واقعاً عالی. بابام باهام راه اومد.
‫قراره توی دوئل بازی کنم.

1313
01:02:12,392 --> 01:02:13,393
‫آره، آره.

1314
01:02:13,476 --> 01:02:15,679
‫دیشب این رو بهم گفت.
‫واقعاً برام یه دنیا ارزش داشت.

1315
01:02:15,729 --> 01:02:17,263
‫شنیدم. آره، خیلی دیوونه‌واره، نه؟

1316
01:02:17,313 --> 01:02:18,481
‫- آره، نه.
‫- آره.

1317
01:02:18,565 --> 01:02:21,484
‫واقعاً دیوونه‌وار نبود. فقط...
‫پدرم آدم سخت‌گیریه.

1318
01:02:21,526 --> 01:02:22,811
‫پسرش رو امتحان کرد.

1319
01:02:22,861 --> 01:02:23,862
‫هوم.

1320
01:02:23,945 --> 01:02:26,906
‫و پسرش، یعنی من که آدم سرسختی هستم،
‫از پسش بر اومد.

1321
01:02:26,990 --> 01:02:28,483
‫- هوم.
‫- و این ما رو به هم نزدیک‌تر کرد.

1322
01:02:28,533 --> 01:02:29,701
‫واقعاً پیوندمون رو محکم کرد.

1323
01:02:29,743 --> 01:02:32,537
‫آره، نه، منظورم این بود که،
‫اون بخش نیل خیلی دیوونه‌واره.

1324
01:02:33,121 --> 01:02:34,622
‫این‌که چطور مُرد.

1325
01:02:34,706 --> 01:02:35,957
‫نیل مُرده؟

1326
01:02:36,040 --> 01:02:37,333
‫خبر نداشتی؟

1327
01:02:37,417 --> 01:02:38,835
‫از چی حرف می‌زنی، دکتر؟

1328
01:02:39,961 --> 01:02:42,964
‫خب... گمونم نیل داشته می‌رفته
‫توی زیرشیروونیِ خونه‌اش

1329
01:02:43,047 --> 01:02:44,716
‫که چند تا کارتن از انبار بیاره پایین.

1330
01:02:47,635 --> 01:02:51,431
‫و ظاهراً اون بالا یه جغد ماده‌ی پیر
‫لونه کرده بود.

1331
01:02:54,851 --> 01:02:56,970
‫حتماً فکر کرده نیل دنبال تخم‌هاشه
‫یا همچین چیزی،

1332
01:02:57,020 --> 01:02:59,230
‫چون یهو کاملاً وحشی شده.

1333
01:03:02,692 --> 01:03:06,779
‫صبر کن...
‫داری میگی یه جغد مادر، نیل رو کشته؟

1334
01:03:06,863 --> 01:03:10,033
‫خب، از نظر فنی نه. هنوز نفس می‌کشید
‫که جغده ولش کرده.

1335
01:03:10,116 --> 01:03:12,118
‫ولی خودش رو از پنجره کشیده بیرون
‫که فرار کنه،

1336
01:03:12,202 --> 01:03:16,456
‫از روی پشت‌بوم افتاده رو مسیر پارکینگش
‫دقیقاً همون لحظه‌ که زنش می‌اومد خونه.

1337
01:03:16,539 --> 01:03:19,751
‫لاستیکِ جلو جمجمه‌اش رو لِه کرده.
‫یا هرچی ازش مونده بود.

1338
01:03:19,834 --> 01:03:20,835
‫چی؟

1339
01:03:20,919 --> 01:03:22,837
‫آره. زنش می‌گه ندیدتش،

1340
01:03:22,921 --> 01:03:24,589
‫ولی فکر کنم می‌ره زندان.

1341
01:03:24,672 --> 01:03:27,342
‫یعنی آخه چطوری نمی‌بینیش، مگه نه؟

1342
01:03:27,425 --> 01:03:28,426
‫این باورنکردنیه.

1343
01:03:28,509 --> 01:03:31,638
‫آره، فکر می‌کردم چاک حتماً به تو گفته باشه.
‫خیلی عجیبه.

1344
01:03:32,222 --> 01:03:34,641
‫اوه، اون... آره، گفت.
‫البته... بابام.

1345
01:03:34,724 --> 01:03:37,977
‫آره، آره، آره. عه...
‫وقتی سرِ نیل رفت زیر ماشین زنش...

1346
01:03:38,061 --> 01:03:39,437
‫- اوه.
‫- کشته شد، آره،

1347
01:03:39,520 --> 01:03:42,056
‫- خب معلومه راجع بهش حرف زدیم. معلومه.
‫- اوه، باشه. پس تو فقط...

1348
01:03:42,106 --> 01:03:43,775
‫چون من همین الان داستان رو بهت گفتم

1349
01:03:43,858 --> 01:03:45,944
‫و تو داشتی می‌گفتی که...
‫تا حالا نشنیده بودیش.

1350
01:03:46,027 --> 01:03:47,362
‫نه، قطعاً شنیده بودم.

1351
01:03:47,445 --> 01:03:49,439
‫باشه، چون وقتی این رو گفتم
‫خیلی متعجب به نظر می‌رسیدی.

1352
01:03:49,489 --> 01:03:50,490
‫- نه بابا.
‫- آره.

1353
01:03:50,573 --> 01:03:52,867
‫خب، بگذریم. روحش شاد، نه؟

1354
01:03:52,951 --> 01:03:53,952
‫- آره، عه...
‫- آره.

1355
01:03:54,035 --> 01:03:57,664
‫توی چی‌چی هانی موفق باشی.
‫من باید برم.

1356
01:03:57,747 --> 01:03:59,457
‫آره، استیکی هانی و من ازش استفاده نمی‌کنم.

1357
01:03:59,540 --> 01:04:01,618
‫و اصلاً فقط بحث رابطه نیست،
‫بحثِ اجتماعه.

1358
01:04:01,668 --> 01:04:02,669
‫باشه.

1359
01:04:09,759 --> 01:04:12,804
‫یه جغد، بابا؟ یه جغد لعنتی؟

1360
01:04:12,887 --> 01:04:14,722
‫از چی انقدر ناراحتی؟

1361
01:04:14,806 --> 01:04:16,674
‫اون جغده بهترین اتفاقی بود
‫که تا حالا برات افتاده.

1362
01:04:16,724 --> 01:04:19,644
‫پس اقرار می‌کنی!
‫تنها دلیل انتخاب من همونه!

1363
01:04:19,727 --> 01:04:20,845
‫می‌خوای چی بشنوی، پسرم؟

1364
01:04:20,895 --> 01:04:23,648
‫اوه، نمی‌دونم. شاید این‌که بهم ایمان داری؟

1365
01:04:24,190 --> 01:04:27,777
‫این‌که فقط به خاطر یه پرنده‌ی مسخره
‫مجبور نشدی من رو انتخاب کنی.

1366
01:04:27,860 --> 01:04:30,780
‫آره، خب، برعکس تو، اون پرنده‌ی مسخره
‫نیلِ عوضی رو از پا در آورد

1367
01:04:30,863 --> 01:04:32,365
‫بدون این‌که حتی یه پرش خم بشه.

1368
01:04:32,448 --> 01:04:35,743
‫اگه می‌تونستم دستِ اون جغده
‫یه راکت تنیس بدم، می‌فرستادمش دوئل.

1369
01:04:35,827 --> 01:04:39,664
‫اما فعلاً، جین و گری فکر کردن
‫تو بهترین شانس ما هستی.

1370
01:04:40,331 --> 01:04:42,417
‫پس من حتی انتخاب خودت هم نبودم.
‫عالیه.

1371
01:04:45,545 --> 01:04:50,258
‫هیچ جوره امکان نداره یه جغد بتونه
‫تو تنیس حتی یه امتیاز از من بگیره.

1372
01:04:50,341 --> 01:04:54,971
‫برام مهم نیست که یه راکت
‫به چنگال‌های ریز چندش‌آورش چسب کنی.

1373
01:05:17,076 --> 01:05:18,786
‫[چکش محکم ضربه می‌زند]

1374
01:05:32,925 --> 01:05:34,761
‫لطفاً برو پی کارت، پی‌جی.

1375
01:05:35,970 --> 01:05:37,388
‫پی‌جی، نمی‌خوام ببینمت...

1376
01:05:38,598 --> 01:05:39,932
‫از کجا فهمیدی منم؟

1377
01:05:40,016 --> 01:05:43,436
‫چون کلی بهم زنگ زدی و پیام دادی
‫که دلت می‌خواد بیای من رو ببینی.

1378
01:05:44,604 --> 01:05:46,272
‫فکر کردم لو می‌ره.

1379
01:05:48,441 --> 01:05:51,652
‫باید برگردی باشگاه، داستی.
‫دوئل فرداست.

1380
01:05:51,736 --> 01:05:53,237
‫من نمی‌تونم برگردم اونجا، پی‌جی.

1381
01:05:53,321 --> 01:05:57,158
‫ببین، می‌دونم تو من رو
‫یه آدم گنده و خشن و تنها می‌بینی

1382
01:05:57,241 --> 01:05:58,659
‫که به هیچکس نیاز نداره.

1383
01:05:58,743 --> 01:06:01,078
‫یه جورایی مثل بتمن.

1384
01:06:01,162 --> 01:06:02,371
‫من که تو رو این‌جوری نمی‌بینم.

1385
01:06:02,455 --> 01:06:04,540
‫حقیقتش اینه که تو الگوی منی.

1386
01:06:04,624 --> 01:06:06,834
‫- می‌دونم، پی‌جی.
‫- آره.

1387
01:06:06,918 --> 01:06:09,670
‫ولی نباید این‌طور باشه.
‫من کسی نیستم که بخوای ازم الگو بگیری.

1388
01:06:09,754 --> 01:06:11,881
‫این حرف رو نزن. تو یه افسانه‌ای.

1389
01:06:11,964 --> 01:06:14,926
‫تو همون کسی هستی که
‫تقریباً اندی رادیک رو برد.

1390
01:06:15,009 --> 01:06:16,844
‫نه، من یه قصه‌ی عبرت‌آموزم.

1391
01:06:16,928 --> 01:06:18,804
‫چیزهای زیادی هست که تو نمی‌دونی.

1392
01:06:18,888 --> 01:06:22,517
‫انگار نمی‌خوام این داستان رو
‫تو گوش‌های پاکت فرو کنم.

1393
01:06:22,600 --> 01:06:24,101
‫منظورت چیه؟

1394
01:06:24,185 --> 01:06:28,773
‫می‌خوای بدونی تو اون روزِ سرنوشت‌ساز
‫بین من و اندی رادیک چه اتفاقی افتاد؟

1395
01:06:28,856 --> 01:06:30,024
‫داستانش چقدر طولانیه؟

1396
01:06:30,107 --> 01:06:31,943
‫کوتاهه، ولی کوبنده‌ست.

1397
01:06:32,026 --> 01:06:33,152
‫پس تعریف کن.

1398
01:06:33,236 --> 01:06:36,072
‫من قرار بود چکش باشم
‫چون محکم‌تر از همه می‌زدم.

1399
01:06:40,493 --> 01:06:41,911
‫ولی اندی محکم‌تر زد.

1400
01:06:48,042 --> 01:06:52,547
‫هر سرویسی می‌زدم،
‫هر کاری می‌کردم، اون بهتر بود.

1401
01:06:52,630 --> 01:06:55,633
‫و من توی جمعیت بابام رو دیدم
‫و اونم فهمیده بود...

1402
01:07:13,276 --> 01:07:14,944
‫همون‌جا فهمیدم

1403
01:07:15,027 --> 01:07:19,031
‫که من داشتم مِنچ بازی می‌کردم
‫و اون شطرنج بازی می‌کرد.

1404
01:07:19,573 --> 01:07:20,992
‫و نمی‌تونستم ببرمش.

1405
01:07:22,159 --> 01:07:25,079
‫هر کاری می‌کردم،
‫اون با یه ضربه‌ی برنده جواب می‌داد.

1406
01:07:25,162 --> 01:07:26,414
‫اون بهتر بود.

1407
01:07:26,497 --> 01:07:28,374
‫این قبل از بازی شطرنج بود یا بعدش؟

1408
01:07:29,208 --> 01:07:32,044
‫ما شطرنج بازی نکردیم.
‫مِنچ هم بازی نکردیم.

1409
01:07:32,128 --> 01:07:35,047
‫باشه، آره، الگوی دروغ‌گفتن رو می‌بینم
‫چون قبلش گفتی شطرنج.

1410
01:07:35,131 --> 01:07:37,967
‫نه، یه وسیله‌ی استعاری برای روایت بود.

1411
01:07:38,050 --> 01:07:40,636
‫گفتم من مِنچ بازی می‌کردم و اون شطرنج،

1412
01:07:40,720 --> 01:07:43,723
‫یعنی اون خیلی از من بهتر بود. گرفتی؟

1413
01:07:45,057 --> 01:07:46,267
‫اون وسیله کجاست؟

1414
01:07:46,892 --> 01:07:48,561
‫- چی؟
‫- اون وسیله رو...

1415
01:07:48,644 --> 01:07:51,313
‫منظورم وسیله‌ی استعاریه؟
‫یه چیزی مثل کیندله؟

1416
01:07:51,397 --> 01:07:54,066
‫فقط یه روش برای تعریف کردن داستانه.
‫اصلاً وسیله‌ای در کار نیست.

1417
01:07:54,150 --> 01:07:55,151
‫آره.

1418
01:07:55,985 --> 01:07:57,319
‫پس به یه راه فرار نیاز داشتم.

1419
01:07:57,903 --> 01:08:00,990
‫برای همین به داور گفتم
‫باید برم دستشویی.

1420
01:08:02,116 --> 01:08:03,367
‫رفتم توی دستشویی.

1421
01:08:05,286 --> 01:08:06,871
‫دستم رو گذاشتم روی توالت.

1422
01:08:10,750 --> 01:08:12,334
‫و مُچ لامصبِ خودم رو شکستم.

1423
01:08:13,586 --> 01:08:15,838
‫سخت‌ترین کاری بود که توی تمام عمرم کردم.

1424
01:08:16,672 --> 01:08:18,758
‫من اون روز لیز نخوردم.

1425
01:08:18,841 --> 01:08:21,093
‫من خودم مُچ خودم رو خُرد کردم، پی‌جی.

1426
01:08:21,177 --> 01:08:23,596
‫چون فکر می‌کردم اگه آسیب ببینم،

1427
01:08:23,679 --> 01:08:26,348
‫از این بهتره که یه بازنده‌ی لعنتی باشم، نه؟

1428
01:08:26,432 --> 01:08:27,725
‫وای.

1429
01:08:28,309 --> 01:08:30,311
‫پس...

1430
01:08:30,394 --> 01:08:32,980
‫یعنی دستت توی توالت بود؟

1431
01:08:33,731 --> 01:08:36,650
‫چی؟ نه، روی لبه‌اش بود.

1432
01:08:36,734 --> 01:08:38,444
‫درش پایین بود یا روی کاسه توالت بود؟

1433
01:08:38,527 --> 01:08:40,988
‫نمی‌دونم، پی‌جی. فکر کنم روی خود کاسه بود.

1434
01:08:41,071 --> 01:08:45,075
‫حداقل یه لایه دستمال توالت
‫به عنوان حائل گذاشتی که...

1435
01:08:45,159 --> 01:08:46,902
‫حس می‌کنم متوجه هدفِ داستان نمیشی.

1436
01:08:46,952 --> 01:08:48,204
‫گمونم این یعنی «نه».

1437
01:08:48,954 --> 01:08:52,082
‫دلیلی داشت که نمی‌تونستی
‫دستت رو بذاری روی در یا یه چیز دیگه...؟

1438
01:08:52,166 --> 01:08:53,542
‫یه لحظه‌ی بحرانی بود!

1439
01:08:53,626 --> 01:08:54,835
‫الانم هست.

1440
01:08:54,919 --> 01:08:57,588
‫و الان دارم می‌فهمم که بتمن نیستم.

1441
01:08:58,380 --> 01:09:00,508
‫بیشتر شبیه کمیسر گوردونم

1442
01:09:01,300 --> 01:09:04,553
‫چون اومدم علامتِ چکش رو
‫توی آسمون روشن کنم.

1443
01:09:04,637 --> 01:09:06,972
‫ما بهت نیاز داریم. دوئل فرداست.

1444
01:09:07,056 --> 01:09:08,682
‫پس دوباره مثل خودت رفتار کن.

1445
01:09:09,266 --> 01:09:10,768
‫خودمم دیگه نمی‌دونم اون کیه.

1446
01:09:10,851 --> 01:09:12,269
‫بهتره با خودت کنار بیای.

1447
01:09:12,937 --> 01:09:13,938
‫هرچه زودتر بهتر.

1448
01:09:14,021 --> 01:09:16,232
‫این قاطع‌ترین حالتیه که
‫تا حالا ازت دیدم، پی‌جی،

1449
01:09:16,315 --> 01:09:17,900
‫و خیلی هم بهش احترام می‌ذارم.

1450
01:09:18,484 --> 01:09:20,069
‫ممنونم و راستی،

1451
01:09:21,237 --> 01:09:23,072
‫اگه این داستان رو برای هر کس دیگه‌ای گفتی،

1452
01:09:23,781 --> 01:09:26,116
‫شاید بهتره بگی بعدش
‫دست‌هات رو شستی.

1453
01:09:26,200 --> 01:09:28,744
‫فقط واسه این‌که ذهنشون درگیر اون بخش نشه.

1454
01:09:55,145 --> 01:09:56,814
‫چرا باید ازش خبر داشته باشم؟

1455
01:09:56,897 --> 01:10:00,609
‫یعنی، تو هم می‌شناسیش، گیل.
‫منم می‌تونم همین سؤال رو ازت بپرسم.

1456
01:10:00,693 --> 01:10:02,278
‫تقصیر من نیست که اینجا نیست.

1457
01:10:02,361 --> 01:10:04,446
‫خب، مطمئنم این‌طور فکر کرده
‫چون اون یارته.

1458
01:10:04,530 --> 01:10:07,866
‫یارِ پیکل‌بال. یارِ پیکل‌بال!

1459
01:10:08,492 --> 01:10:11,328
‫می‌دونی، که تنها چیزی بود که
‫من کلاً بهش علاقه داشتم.

1460
01:10:11,412 --> 01:10:15,040
‫خب، چون انقدر عادی با موضوع برخورد می‌کنی،
‫فرض می‌کنم نمیاد.

1461
01:10:15,124 --> 01:10:16,333
‫بیاید فقط بازی کنیم.

1462
01:10:17,001 --> 01:10:19,003
‫شاید ما سه‌تا بتونیم نوبتی جابه‌جا شیم.

1463
01:10:19,962 --> 01:10:21,380
‫- هی، نگاه کن!
‫- اوه!

1464
01:10:21,505 --> 01:10:22,548
‫اون خودش نیست؟

1465
01:10:23,882 --> 01:10:24,967
‫داره چیکار می‌کنه؟

1466
01:10:25,884 --> 01:10:28,012
‫فکر کنم داره قایم میشه.

1467
01:10:31,181 --> 01:10:33,434
‫واقعاً می‌خواد اون‌جوری رانندگی کنه؟

1468
01:10:34,184 --> 01:10:35,978
‫فکر کنم آره.

1469
01:10:42,151 --> 01:10:43,610
‫آخ، آخ.

1470
01:10:43,694 --> 01:10:44,979
‫- درد داشت.
‫- خدای من. نگاه کن... چی...

1471
01:10:45,029 --> 01:10:46,864
‫داستی! خوبی؟

1472
01:10:46,947 --> 01:10:48,949
‫آره. سلام، سلام. شمایید بچه‌ها؟

1473
01:10:49,033 --> 01:10:50,284
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1474
01:10:50,367 --> 01:10:51,869
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

1475
01:10:51,952 --> 01:10:54,455
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

1476
01:10:55,497 --> 01:10:58,334
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟ خب...

1477
01:11:03,797 --> 01:11:05,049
‫فقط ایربگه!

1478
01:11:06,550 --> 01:11:07,551
‫حالم خوبه.

1479
01:11:08,344 --> 01:11:09,345
‫خوبم.

1480
01:11:14,224 --> 01:11:17,561
‫کندیس، اومدم ازت عذرخواهی کنم. من...

1481
01:11:17,644 --> 01:11:21,440
‫داستی. بس... بس کن. اشکالی نداره.

1482
01:11:21,523 --> 01:11:24,318
‫حتی نذاشتی بگم می‌خواستم
‫بابت چی عذرخواهی کنم.

1483
01:11:24,401 --> 01:11:27,988
‫حدس می‌زنم بابت این بوده که
‫گفتی نمی‌تونیم دوست باشیم

1484
01:11:28,072 --> 01:11:30,991
‫بعد از این‌که خواستگاریت رو رد کردم.

1485
01:11:31,533 --> 01:11:32,534
‫چی؟

1486
01:11:32,618 --> 01:11:33,994
‫آره، بابت همون بود.

1487
01:11:34,078 --> 01:11:36,830
‫داستی، بعضی وقت‌ها
‫وقتی یه در بسته میشه،

1488
01:11:36,914 --> 01:11:41,126
‫یه در بهتر باز میشه.

1489
01:11:41,210 --> 01:11:44,379
‫شاید بهتره شما دوتا برید
‫یکم دونفره بازی کنید؟

1490
01:11:44,463 --> 01:11:45,464
‫باشه.

1491
01:11:46,799 --> 01:11:48,467
‫- باشه.
‫- باشه.

1492
01:11:49,426 --> 01:11:51,970
‫اوه. اون ایربگ خیلی دیر باز شد، نه؟

1493
01:11:52,054 --> 01:11:53,055
‫سلام، کندیس.

1494
01:11:53,138 --> 01:11:54,848
‫وای، داستی.

1495
01:11:57,684 --> 01:12:02,564
‫واقعاً بابت حرفی که اون شب زدم
‫متأسفم و شرمنده‌ام.

1496
01:12:04,358 --> 01:12:07,361
‫من واقعاً می‌خوام باهات دوست باشم.

1497
01:12:07,444 --> 01:12:09,238
‫خیلی ازت خوشم میاد.

1498
01:12:09,321 --> 01:12:10,489
‫منم همین‌طور.

1499
01:12:10,572 --> 01:12:13,242
‫راستش دیگه دوست‌های خوب زیادی ندارم.

1500
01:12:14,785 --> 01:12:17,204
‫و وقتی داشتم اسمشون رو می‌آوردم
‫و گفتم گیل،

1501
01:12:17,996 --> 01:12:20,999
‫راستش گیل دیگه‌ای نبود.
‫همون گیل تو بود.

1502
01:12:21,083 --> 01:12:22,000
‫می‌دونم.

1503
01:12:22,084 --> 01:12:24,127
‫و حتی مطمئن نیستم
‫گیل خیلی از من خوشش بیاد.

1504
01:12:24,211 --> 01:12:26,213
‫نمیاد.

1505
01:12:27,047 --> 01:12:28,757
‫ولی منم همین وضع رو دارم.

1506
01:12:28,841 --> 01:12:34,388
‫یعنی، میچ توی طلاق
‫بیشتر دوست‌هامون رو نصیب خودش کرد.

1507
01:12:34,930 --> 01:12:36,849
‫خائن‌ها.

1508
01:12:36,932 --> 01:12:40,519
‫برای همین خیلی برام ارزش داشت
‫که اون شب اومدی.

1509
01:12:43,897 --> 01:12:44,898
‫دیگه باهم خوبیم.

1510
01:12:44,982 --> 01:12:45,983
‫- آره؟
‫- باهم خوبیم!

1511
01:12:46,066 --> 01:12:47,067
‫- رفیقیم؟
‫- آره.

1512
01:12:47,150 --> 01:12:48,151
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

1513
01:12:48,235 --> 01:12:49,236
‫باشه، رفیق.

1514
01:12:52,239 --> 01:12:55,075
‫یعنی، حالا که حرف از داشتنِ هوای هم شد،

1515
01:12:55,742 --> 01:12:57,911
‫یه چیزی هست که براش به کمکت نیاز دارم.

1516
01:12:58,495 --> 01:12:59,621
‫چی تو فکرته؟

1517
01:13:01,415 --> 01:13:02,916
‫آره، چند بار باختیم.

1518
01:13:03,000 --> 01:13:04,126
‫خبری از داستی نشده؟

1519
01:13:04,209 --> 01:13:06,169
‫- هنوز ندیدمش. نه.
‫- نه.

1520
01:13:06,253 --> 01:13:09,798
‫هی، چاک! داستیه. تازه رسید.

1521
01:13:45,584 --> 01:13:47,377
‫میشه همه به من توجه کنن، لطفاً.

1522
01:13:48,045 --> 01:13:50,005
‫یه چیز مهم هست که باید بگم.

1523
01:13:50,088 --> 01:13:51,665
‫داستی، شاید بهتره اول من و تو حرف بزنیم.

1524
01:13:51,715 --> 01:13:53,633
‫نه، چاک. الان نوبت منه.

1525
01:13:53,717 --> 01:13:54,760
‫باشه.

1526
01:13:54,843 --> 01:13:55,844
‫باشه.

1527
01:13:56,928 --> 01:14:00,640
‫یه چیزی نوشتم.
‫و قراره حرف‌هام رو بشنوید.

1528
01:14:00,724 --> 01:14:02,225
‫شجاعت چیه؟

1529
01:14:03,602 --> 01:14:04,644
‫کمپ زدنه؟

1530
01:14:05,771 --> 01:14:08,223
‫ببخشید، دست‌خط خودمم نمی‌تونم بخونم.
‫یکم بهم ریخته.

1531
01:14:08,273 --> 01:14:10,233
‫نمی‌تونه کمپ زدن باشه، عه...

1532
01:14:10,317 --> 01:14:13,737
‫شجاعت چیه؟ عه... آیا...

1533
01:14:13,820 --> 01:14:14,905
‫چقدر قراره طول بکشه؟

1534
01:14:14,988 --> 01:14:16,323
‫زیاد نیست. خیلی کوتاهه.

1535
01:14:21,244 --> 01:14:22,704
‫راستش تموم شد.

1536
01:14:27,250 --> 01:14:29,252
‫بابا، من مدت‌هاست

1537
01:14:29,336 --> 01:14:32,047
‫دارم وانمود می‌کنم
‫کسی هستم که نیستم،

1538
01:14:33,006 --> 01:14:34,174
‫ولی از الان دیگه تمومه.

1539
01:14:35,050 --> 01:14:38,303
‫این خودِ منم، بابا.
‫چه خوب چه بد.

1540
01:14:38,387 --> 01:14:42,391
‫و تو به من احترام نمی‌ذاری.
‫و هیچوقت هم نذاشتی.

1541
01:14:42,474 --> 01:14:44,643
‫پس برای تو بازی نمی‌کنم.

1542
01:14:44,726 --> 01:14:49,231
‫توی دوئل شرکت می‌کنم،
‫ولی نه برای تیم تنیس.

1543
01:14:50,273 --> 01:14:53,110
‫امروز، برای پیکل‌بالیست‌ها بازی می‌کنم.

1544
01:14:53,193 --> 01:14:54,402
‫آره!

1545
01:14:54,486 --> 01:14:57,280
‫همین‌طوره. چاره‌ی دیگه‌ای برام نذاشتی، بابا.

1546
01:14:57,364 --> 01:14:59,366
‫- آره!
‫- وایسا، وایسا، وایسا ببینم.

1547
01:14:59,449 --> 01:15:01,401
‫می‌تونیم در موردش حرف بزنیم.
‫یعنی، من آماده‌ام بترکونم...

1548
01:15:01,451 --> 01:15:02,778
‫نه، اسکیپ، تو افتضاحی.
‫خودم انجامش میدم.

1549
01:15:02,828 --> 01:15:04,613
‫- قطعاً خودم انجامش میدم.
‫- داستی بازی می‌کنه.

1550
01:15:04,663 --> 01:15:07,207
‫داستی! داستی! داستی!

1551
01:15:07,290 --> 01:15:09,126
‫آره، بابا. چکش برگشته.

1552
01:15:10,544 --> 01:15:12,712
‫باشه. همه آروم باشید.

1553
01:15:13,547 --> 01:15:17,050
‫باورم نمیشه دارم این رو میگم،
‫ولی پسرم راست میگه.

1554
01:15:18,343 --> 01:15:19,553
‫من هیچوقت بهش ایمان نداشتم.

1555
01:15:19,636 --> 01:15:21,888
‫فقط یه گزینه‌ی ذخیره بود،

1556
01:15:21,972 --> 01:15:25,809
‫برای همین داشتم این‌ور و اون‌ور زنگ می‌زدم،
‫پارتی‌بازی می‌کردم،

1557
01:15:25,892 --> 01:15:28,395
‫که برای مسابقه‌ی امروز
‫یه بازیکن واقعی جور کنم.

1558
01:15:29,146 --> 01:15:33,441
‫فینالیست سه‌دوره‌ی ویمبلدون،
‫قهرمان اوپن آمریکا در سال ۲۰۰۳.

1559
01:15:33,525 --> 01:15:36,945
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً با یه تشویق حسابی
‫از آقای اندی رادیک استقبال کنید!

1560
01:15:37,571 --> 01:15:39,364
‫چی؟

1561
01:15:39,447 --> 01:15:40,699
‫اوه.

1562
01:15:41,950 --> 01:15:44,578
‫نمی‌تونم بگم چقدر خوشحالم
‫که اول تو حرفت رو زدی.

1563
01:15:44,661 --> 01:15:47,539
‫اگه این‌جوری پسرم رو عوض می‌کردم،
‫خیلی عوضی به نظر می‌رسیدم،

1564
01:15:47,622 --> 01:15:49,457
‫ولی همه چی دقیقاً عالی جور شد.

1565
01:15:49,541 --> 01:15:52,085
‫عالیه. آره، دقیقاً عالیه.
‫دقیقاً همون‌جوری که چیده بودم.

1566
01:15:52,168 --> 01:15:54,254
‫باشه، باشه. ازش فاصله بگیرید، جماعت.

1567
01:15:54,337 --> 01:15:57,257
‫مسابقه طبق چیزی که توی اساسنامه نوشته شده
‫سر ظهر برگزار میشه.

1568
01:15:57,340 --> 01:15:59,467
‫اگه بخواید من الانم آماده‌ام بازی کنم.
‫نابودش می‌کنم.

1569
01:15:59,551 --> 01:16:02,721
‫مطمئنم همین‌طوره، پسرجان،
‫ولی بذار طبق قانون پیش بریم.

1570
01:16:02,804 --> 01:16:06,391
‫فقط امیدوارم کسی انقدر جا نخوره
‫که کلاً بزنه زیرش.

1571
01:16:08,476 --> 01:16:09,686
‫- داستی، اشکالی نداره.
‫- نه.

1572
01:16:10,854 --> 01:16:14,107
‫اوه، نه! اوه، نه!

1573
01:16:14,190 --> 01:16:16,192
‫- شاید بتونی ببریش.
‫- توی تنیس؟

1574
01:16:16,276 --> 01:16:18,945
‫من نمی‌تونم اندی رادیک رو ببرم.
‫اون اندی رادیکه!

1575
01:16:19,029 --> 01:16:22,198
‫اون خیلی از من بهتره، کندیس!

1576
01:16:22,282 --> 01:16:24,868
‫و همیشه هم همین‌طور بوده، باشه؟

1577
01:16:24,951 --> 01:16:29,497
‫داستی، بابات از این خلاء قانونی اساسنامه
‫علیه پیکل‌بالیست‌ها استفاده می‌کنه، درسته؟

1578
01:16:29,581 --> 01:16:32,334
‫آره. شاید یه چیزی توش باشه
‫که بتونه کمکمون کنه.

1579
01:16:32,417 --> 01:16:33,710
‫نه، جواب نمیده.

1580
01:16:33,793 --> 01:16:36,212
‫ارزش یه نگاه رو داره.
‫یعنی من همیشه یه نسخه همراهم دارم.

1581
01:16:36,296 --> 01:16:37,964
‫عالیه. بده ببینم، خودم نگاه می‌کنم.

1582
01:16:38,048 --> 01:16:40,717
‫تو همیشه یه نسخه از اساسنامه‌ی باشگاه
‫توی کیف کمریت نگه می‌داری؟

1583
01:16:40,800 --> 01:16:42,469
‫آدم از کجا بدونه کِی به دردش می‌خوره.

1584
01:16:42,510 --> 01:16:44,679
‫دیگه کِی بهش نیاز پیدا کردی؟

1585
01:16:44,763 --> 01:16:45,764
‫یکم هوا لازم دارم.

1586
01:17:03,698 --> 01:17:05,325
‫بازیت پنج دقیقه دیگه‌ست.

1587
01:17:10,997 --> 01:17:12,832
‫مطمئنی می‌خوای تا آخرش بری؟

1588
01:17:15,168 --> 01:17:16,586
‫از کجا فهمیدی من اینجام؟

1589
01:17:17,128 --> 01:17:19,130
‫تو همیشه قبل از مسابقه اینجایی.

1590
01:17:19,881 --> 01:17:21,049
‫گاهی هم وسطش.

1591
01:17:21,633 --> 01:17:22,801
‫درسته.

1592
01:17:25,678 --> 01:17:27,097
‫هنوزم دیر نشده که بیخیالش شی.

1593
01:17:47,492 --> 01:17:49,285
‫درست به موقع برای پرتاب سکه رسیدی.

1594
01:17:49,369 --> 01:17:50,453
‫میذاریم تو انتخاب کنی.

1595
01:17:50,537 --> 01:17:52,572
‫شاید تنها چیزی باشه که
‫امروز شانس بردنش رو داری.

1596
01:17:52,622 --> 01:17:54,374
‫خیلی بامزه بود، اندی.

1597
01:17:54,457 --> 01:17:56,126
‫چی میگی، پسرم؟ شیر یا خط؟

1598
01:17:56,209 --> 01:17:57,460
‫عه... خط رو انتخاب می‌کنم.

1599
01:17:59,462 --> 01:18:00,839
‫خط شد.

1600
01:18:01,506 --> 01:18:02,832
‫می‌خوای سرویس بزنی یا دریافت کنی؟

1601
01:18:02,882 --> 01:18:04,300
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

1602
01:18:04,384 --> 01:18:05,510
‫هی.

1603
01:18:06,636 --> 01:18:09,222
‫زمین؟ اوه. حتماً خیلی کمک می‌کنه.

1604
01:18:09,305 --> 01:18:10,340
‫شاید بکنه.

1605
01:18:10,390 --> 01:18:12,267
‫زمین ۱۶ رو انتخاب می‌کنم.

1606
01:18:12,350 --> 01:18:13,476
‫- چی؟
‫- آره.

1607
01:18:13,560 --> 01:18:15,186
‫نه. اینجا باشگاه تنیسه.

1608
01:18:15,270 --> 01:18:17,272
‫مسابقه هم تنیسه.
‫روی زمین تنیس بازی کنید.

1609
01:18:18,606 --> 01:18:24,362
‫«برنده‌ی پرتاب سکه می‌تواند هر زمینی را
‫در محوطه‌ی باشگاه برای مسابقه انتخاب کند.»

1610
01:18:24,445 --> 01:18:25,321
‫- آره.
‫- همین‌جاست.

1611
01:18:25,405 --> 01:18:27,899
‫جریان چیه؟
‫چرا همه انقدر از زمین ۱۶ شاکی شدن؟

1612
01:18:27,949 --> 01:18:30,201
‫پیکل‌باله، عوضی.

1613
01:18:47,844 --> 01:18:50,138
‫از پسش برمیاد. قطعاً از پسش برمیاد.

1614
01:18:55,268 --> 01:18:57,854
‫وایسا. تو جان مک‌انرو هستی؟

1615
01:18:57,937 --> 01:19:00,106
‫چی لوم داد؟ صورتم و هیکلم؟

1616
01:19:00,190 --> 01:19:01,691
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1617
01:19:01,774 --> 01:19:05,028
‫شنیدم یه مسابقه‌ی حسابی هست.
‫من عاشق هیجانم.

1618
01:19:05,445 --> 01:19:09,699
‫آقایون، بازی تا ۱۱ امتیازه.
‫برد با اختلاف دو امتیازی.

1619
01:19:09,782 --> 01:19:11,117
‫سؤالی درباره‌ی قوانین هست؟

1620
01:19:11,200 --> 01:19:13,244
‫نه، فقط بذارید تمومش کنیم.

1621
01:19:25,089 --> 01:19:26,090
‫عوضی.

1622
01:19:58,665 --> 01:19:59,999
‫- آره. آره!
‫- ایول!

1623
01:20:03,002 --> 01:20:04,003
‫بهم اعتماد کن.

1624
01:20:06,964 --> 01:20:08,341
‫- بجنب، اندی!
‫- برو تو کارش اندی!

1625
01:20:08,424 --> 01:20:09,842
‫اندی! برو بریم!

1626
01:20:15,390 --> 01:20:16,557
‫- آره!
‫- آره.

1627
01:20:17,058 --> 01:20:19,936
‫اوه، الان فهمیدم.
‫مثل تنیسه، ولی آسون‌تره.

1628
01:20:22,313 --> 01:20:24,148
‫خیلی محکم می‌زنه.

1629
01:20:36,077 --> 01:20:38,579
‫اینم از اون سرعتِ معروف رادیک.

1630
01:20:38,663 --> 01:20:42,500
‫داستی اصلاً فرصت نفس کشیدن نداره.
‫اوضاع می‌تونه خیلی زود از کنترل خارج بشه.

1631
01:20:42,583 --> 01:20:44,585
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

1632
01:20:44,669 --> 01:20:45,712
‫با تماشاگرها.

1633
01:20:49,465 --> 01:20:52,009
‫آره، برنامه‌مون همینه. ممنون.

1634
01:20:52,093 --> 01:20:53,511
‫خوبه. خوبه که این رو می‌شنوم.

1635
01:21:05,857 --> 01:21:08,192
‫فکر کردی کی هستی؟ منم!

1636
01:21:12,321 --> 01:21:13,322
‫بیا دیگه!

1637
01:21:13,406 --> 01:21:15,366
‫بزن بریم، اندی!

1638
01:21:15,408 --> 01:21:19,829
‫انگار نور صحنه برای بوید زیادی تنده.

1639
01:21:19,912 --> 01:21:21,330
‫شاید بتونه نتیجه رو برگردونه.

1640
01:21:21,414 --> 01:21:23,124
‫احتمالش کمه، ولی امیدوارم.

1641
01:21:23,207 --> 01:21:25,001
‫نه فقط به خاطر تماشاچی‌ها...

1642
01:21:25,084 --> 01:21:27,044
‫می‌خوای یکم استراحت کنی
‫یا مثلاً نفسی تازه کنی؟

1643
01:21:27,128 --> 01:21:29,213
‫بلکه به خاطر خودِ داستی.

1644
01:21:29,297 --> 01:21:33,009
‫کسی که جسورانه سعی داره
‫در میانسالی هویتش رو پس بگیره،

1645
01:21:33,092 --> 01:21:36,179
‫در حالی که باشگاه پدرش در خطره.

1646
01:21:36,262 --> 01:21:38,514
‫این همه جزئیات رو از کجا می‌دونی؟

1647
01:21:38,598 --> 01:21:42,226
‫اوه. اون هات‌داگه رو از کجا گرفتی؟
‫اینجا هم می‌فروشن؟

1648
01:21:42,310 --> 01:21:44,187
‫نه. از خونه آوردم.

1649
01:21:59,243 --> 01:22:00,244
‫پاشو!

1650
01:22:05,041 --> 01:22:06,918
‫از زمین استفاده کن.

1651
01:22:08,002 --> 01:22:09,170
‫چی؟

1652
01:22:09,253 --> 01:22:11,214
‫از زمین استفاده کن.

1653
01:22:12,423 --> 01:22:14,342
‫چی میگی؟

1654
01:22:14,425 --> 01:22:15,468
‫زمینِ لامصب رو میگم!

1655
01:22:15,551 --> 01:22:17,637
‫ازش به نفعت استفاده کن،
‫احمق عوضی.

1656
01:22:24,101 --> 01:22:26,312
‫فنسِ جنوب‌شرقی زیادی نزدیکه.

1657
01:22:34,362 --> 01:22:35,655
‫- اوه.
‫- اوه!

1658
01:22:35,738 --> 01:22:37,156
‫فنس زیادی نزدیکه.

1659
01:22:42,828 --> 01:22:44,121
‫آره!

1660
01:22:47,041 --> 01:22:49,669
‫خودت رو جمع کن، اندی!
‫به خودت بیا!

1661
01:22:49,752 --> 01:22:52,922
‫گوشه‌ی خط انتهایی تاب ورداشته و ترَک خورده.

1662
01:22:58,177 --> 01:22:59,887
‫بفرستش توی ترَک!

1663
01:23:01,889 --> 01:23:03,265
‫چاک، زمین‌هات افتضاحن.

1664
01:23:05,518 --> 01:23:06,936
‫یالا، اندی!

1665
01:23:07,019 --> 01:23:08,896
‫- برو، اندی!
‫- اندی! بزن بریم!

1666
01:23:09,480 --> 01:23:10,982
‫و همه‌ی پیکل‌بالیست‌ها می‌دونن که

1667
01:23:11,023 --> 01:23:13,401
شیر آب‌خوری که چکه می‌کنه
یه گودال خیلی لیز

1668
01:23:13,484 --> 01:23:14,819
‫نزدیک پایه‌ی تور درست می‌کنه.

1669
01:23:29,583 --> 01:23:30,584
‫خوبی؟

1670
01:23:32,044 --> 01:23:33,087
‫اونجا خیلی لیزه.

1671
01:23:34,046 --> 01:23:35,464
‫بابا، باید درستش کنیم.

1672
01:23:37,299 --> 01:23:38,300
‫چه ورزشکارِ باشخصیتی.

1673
01:23:39,051 --> 01:23:41,971
‫این روند کاملاً جریان بازی رو عوض کرده.

1674
01:23:42,054 --> 01:23:44,640
‫زمین ۱۶ شده قلمروی داستی،

1675
01:23:44,724 --> 01:23:49,061
‫و میشه تنش رو از طرف گری، چاک
‫و بقیه‌ی تنیس‌بازها حس کرد.

1676
01:23:49,145 --> 01:23:51,439
‫داری از روی یه چیزی می‌خونی؟

1677
01:23:51,522 --> 01:23:55,359
‫فقط دارم حالت صورت تماشاگرها
‫و زبان بدن بازیکن‌ها رو می‌خونم.

1678
01:23:55,443 --> 01:23:59,697
‫الان داستی یه کورسوی امید پیدا کرده.
‫گاهی این تنها چیزیه که لازمه.

1679
01:24:18,340 --> 01:24:19,758
‫آره!

1680
01:24:20,634 --> 01:24:21,635
‫لعنتی!

1681
01:24:26,182 --> 01:24:27,183
‫بوم!

1682
01:24:29,310 --> 01:24:31,854
‫هی، عه... اندی.
‫درِ یخچال رو باز گذاشتی؟

1683
01:24:33,147 --> 01:24:35,107
‫هی، سرآشپز، یه چیزی بده بخوریم!

1684
01:24:35,191 --> 01:24:36,901
‫حالا که اون تویی ظرف‌ها رو بشور، عوضی!

1685
01:24:36,942 --> 01:24:38,444
‫چاقوی کره‌خوری کجاست؟

1686
01:24:38,527 --> 01:24:40,779
‫ببخشید، فقط یه شوخی خودمونیه
‫که با رفقام داریم.

1687
01:24:40,863 --> 01:24:43,324
‫رفقات؟ منظورت همون زن‌های هفتادساله‌ست
‫که باهاشون اومدی؟

1688
01:24:43,407 --> 01:24:45,117
‫آره، همون‌ها.

1689
01:24:45,201 --> 01:24:47,578
‫ولی تو توی آشپزخونه‌ای، اندی.
‫این امتیاز مال منه.

1690
01:24:50,539 --> 01:24:51,749
‫امتیاز مسابقه‌ست.

1691
01:24:51,832 --> 01:24:53,918
‫ولی رادیک قبلاً هم توی شرایط سخت بوده

1692
01:24:54,001 --> 01:24:55,669
‫و بدون جنگیدن از پا در نمیاد.

1693
01:25:29,036 --> 01:25:31,914
‫داستی کاملاً سبک بازیش رو عوض کرده.

1694
01:25:31,997 --> 01:25:35,167
‫اوه، انگار تازه فهمیده
‫برای تغییر هیچوقت دیر نیست.

1695
01:25:35,251 --> 01:25:36,252
‫بزنش.

1696
01:25:36,335 --> 01:25:38,337
‫ملایمت رو کرده نقطه‌قوتش.

1697
01:25:38,420 --> 01:25:42,508
‫بالأخره اون تصویر قدیمی از خودش رو
‫که دیگه به کارش نمی‌اومد، رها کرده.

1698
01:25:42,591 --> 01:25:44,343
‫گل گفتی، جان مک‌انرو.

1699
01:25:44,426 --> 01:25:46,470
‫باشه. خیلی خب. به روش تو بازی می‌کنیم.

1700
01:25:46,553 --> 01:25:48,430
‫آره، انتظارش رو داشتم.

1701
01:25:48,514 --> 01:25:50,724
‫رادیک وسط بازی خوب خودش رو وفق میده.

1702
01:25:50,808 --> 01:25:52,977
‫تصمیم گرفته به سبک داستی بازی کنه.

1703
01:25:53,060 --> 01:25:55,562
‫فکر کنم یه دینک‌کاریِ کلاسیک در پیش داریم.

1704
01:25:56,188 --> 01:25:57,606
‫بزنش، چکش. توپ رو بزن.

1705
01:25:57,690 --> 01:26:00,192
‫- اونا دارن چه غلطی می‌کنن؟
‫- دارن دینک می‌زنن.

1706
01:26:06,365 --> 01:26:07,574
‫حالا چی میشه؟

1707
01:26:07,658 --> 01:26:08,826
‫حالا صبر می‌کنیم.

1708
01:26:10,077 --> 01:26:11,495
‫- جدی؟
‫- اوهوم.

1709
01:26:11,578 --> 01:26:13,205
‫یعنی کلِ این بازی همینه؟

1710
01:26:13,288 --> 01:26:14,623
‫کمابیش، آره.

1711
01:26:14,707 --> 01:26:17,292
‫دینک می‌زنن تا یکی توپ رو
‫زیادی بالا بیاره و لِه بشه.

1712
01:26:17,376 --> 01:26:18,711
‫این واقعاً خیلی مسخره‌ست.

1713
01:26:26,760 --> 01:26:29,722
‫دو غول سنگین‌وزن وسط یه قلقلک‌بازیِ پرریسک.

1714
01:26:29,805 --> 01:26:31,598
‫کی زودتر ریسه میره؟

1715
01:26:53,537 --> 01:26:54,955
‫اوه.

1716
01:27:04,840 --> 01:27:07,009
‫لعنتی!

1717
01:27:18,353 --> 01:27:19,354
‫دینک.

1718
01:27:19,438 --> 01:27:23,275
‫من عاشق این بازی لعنتی‌ام، عزیزم!

1719
01:27:26,361 --> 01:27:29,031
‫باورنکردنیه. چکش برنده شد.

1720
01:27:29,114 --> 01:27:30,491
‫چکش با یه دینک برد!

1721
01:27:30,574 --> 01:27:31,700
‫آره!

1722
01:27:31,784 --> 01:27:34,703
‫اوه! زمین‌های بیشتری گیرمون میاد!

1723
01:27:34,787 --> 01:27:38,415
‫آره! آره!

1724
01:27:42,294 --> 01:27:44,797
‫آره! من شکست‌ناپذیرم!

1725
01:27:54,097 --> 01:27:58,143
‫داستی! داستی! داستی! داستی!

1726
01:27:58,227 --> 01:27:59,895
‫موفق شدیم! بردیم!

1727
01:27:59,937 --> 01:28:02,523
‫تو موفق شدی! تو موفق شدی!
‫برنده شدیم!

1728
01:28:03,232 --> 01:28:04,942
‫وای، خیلی برات خوشحالم!

1729
01:28:06,109 --> 01:28:09,154
‫اندی! زیاد به خودت سخت نگیر، داداش.

1730
01:28:09,238 --> 01:28:10,405
‫آره، من کاملاً خوبم.

1731
01:28:10,489 --> 01:28:12,908
‫این اصلاً یه ورزش واقعی نیست.
‫به هیچ‌کدومتون اهمیت نمیدم.

1732
01:28:12,991 --> 01:28:14,993
‫با همه‌ی اینا، سرت رو بالا بگیر، پسر.

1733
01:28:15,035 --> 01:28:16,153
‫- بازم میگم، این مسخره بود...
‫- آره.

1734
01:28:16,203 --> 01:28:17,871
‫- من یه ورزشکار حرفه‌ای‌ام...
‫- بله.

1735
01:28:17,996 --> 01:28:19,490
‫و بابات ۱۵ هزار دلار بهم داد که بیام اینجا.

1736
01:28:19,540 --> 01:28:22,626
‫از یه گلادیاتور به گلادیاتور دیگه،
‫باعث افتخارم بود!

1737
01:28:28,715 --> 01:28:31,343
‫- آره!
‫- باورم نمیشه.

1738
01:28:31,426 --> 01:28:32,886
‫منم همین‌طور.

1739
01:28:33,011 --> 01:28:36,139
‫یعنی خب، یکم شانس آوردم و یه ذره
‫تقلب هم کردم، ولی شکستش دادیم.

1740
01:28:36,223 --> 01:28:38,141
‫داستی، فوق‌العاده بود.

1741
01:28:38,225 --> 01:28:39,226
‫خب، به لطف تو.

1742
01:28:39,309 --> 01:28:40,602
‫- هوم.
‫- آره،

1743
01:28:40,727 --> 01:28:44,523
‫گمونم بالأخره فهمیدم که، می‌دونی،
‫لازم نیست همیشه محکم ضربه بزنم.

1744
01:28:44,606 --> 01:28:49,027
‫آره. خیلی خیلی طول کشید تا این رو بفهمی،
‫ولی بالأخره فهمیدیش.

1745
01:28:49,736 --> 01:28:52,322
‫- برنده شدم.
‫- برنده شدی.

1746
01:28:54,199 --> 01:28:56,868
‫داستی، شاید بد نباشه
‫یه سری به بابات بزنی.

1747
01:28:57,369 --> 01:28:59,746
‫آره، با ناراحتی رفت سمتِ دفترش.

1748
01:28:59,788 --> 01:29:00,789
‫خوب نیست.

1749
01:29:08,338 --> 01:29:09,464
‫لعنتی.

1750
01:29:11,967 --> 01:29:13,468
‫ببین بابا، من... متأسفم.

1751
01:29:13,510 --> 01:29:15,637
‫می‌دونم اینجا چقدر برات مهمه.

1752
01:29:15,762 --> 01:29:18,223
‫فقط... من... نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

1753
01:29:23,645 --> 01:29:26,773
‫پسرم اندی رادیک رو برد.

1754
01:29:27,482 --> 01:29:29,601
‫آره، ولی تنیس نبود.
‫پیکل‌بال بود. فرق دا...

1755
01:29:29,651 --> 01:29:31,144
‫مهم نیست چه بازی‌ای بود،

1756
01:29:31,194 --> 01:29:34,364
‫یا این‌که خودم شخصاً دعوتش کرده بودم
‫که لهت کنه.

1757
01:29:35,282 --> 01:29:40,537
‫چیزی که مهمه اینه که
‫پسرم اندی رادیک رو برد.

1758
01:29:41,496 --> 01:29:43,790
‫من خیلی بهت افتخار می‌کنم، پسر.

1759
01:29:43,832 --> 01:29:45,542
‫- جدی؟
‫- اوه، آره!

1760
01:29:45,667 --> 01:29:49,004
‫خیلی وقت بود منتظر این بودم، بابا.

1761
01:29:50,005 --> 01:29:53,425
‫خجالت‌آوره که انقدر برام مهمه.

1762
01:29:54,384 --> 01:29:57,387
‫- ما همیشه یه راهی پیدا می‌کنیم، هان؟
‫- آره. بالأخره شکستش دادیم.

1763
01:29:57,512 --> 01:30:01,683
‫- شکستش دادیم! آره!
‫- شکستش دادیم!

1764
01:30:02,684 --> 01:30:04,519
‫تا حالا انقدر باهم حال نکرده بودیم!

1765
01:30:04,644 --> 01:30:05,854
‫آره!

1766
01:30:05,896 --> 01:30:10,400
‫[شش ماه بعد]

1767
01:30:16,823 --> 01:30:17,991
‫انجامش دادیم.

1768
01:30:18,116 --> 01:30:19,534
‫همه چی عالی به نظر میاد.

1769
01:30:19,576 --> 01:30:23,455
‫ممنونم، آقای رئیس عملیات پیکل‌بال.

1770
01:30:23,538 --> 01:30:28,084
‫باورت میشه، آقای نایب‌رئیس عملیات پیکل‌بال؟

1771
01:30:28,126 --> 01:30:29,795
‫- من؟
‫- اوهوم.

1772
01:30:29,836 --> 01:30:31,129
‫این یه مقام رسمیه؟

1773
01:30:31,254 --> 01:30:33,089
‫آره، یعنی خب، بین من و تو که رسمیه.

1774
01:30:33,131 --> 01:30:35,008
‫- و حقوقم هم بیشتر میشه؟
‫- نه، پولش همونه.

1775
01:30:35,133 --> 01:30:36,802
‫صمیمانه قبول می‌کنم.

1776
01:30:37,260 --> 01:30:38,553
‫عالیه.

1777
01:30:39,554 --> 01:30:42,265
‫هی، یه چیزی برات گرفتم
‫که یه جوری بهت بگم:

1778
01:30:42,307 --> 01:30:45,560
‫«ممنونم و می‌بینمت و قبولت می‌کنم.»

1779
01:30:46,269 --> 01:30:48,730
‫تو بهترین دوست منی.

1780
01:30:48,855 --> 01:30:49,856
‫مرسی، داستی.

1781
01:30:49,898 --> 01:30:52,108
‫مرسی، پی‌جی. باید برم یکم مخ بزنم.

1782
01:31:00,742 --> 01:31:02,744
‫آلابامای نازنین و عزیزم.

1783
01:31:03,286 --> 01:31:06,289
‫یه مدت از رادارم خارج شده بودی،
‫ولی حالا برگشتی.

1784
01:31:06,331 --> 01:31:10,460
‫بوپ. بوپ. بوپ. بوپ.

1785
01:31:11,461 --> 01:31:12,587
‫امیدوارم خوشحال باشن.

1786
01:31:16,591 --> 01:31:20,428
‫- بوم!
‫- اوه! عجب ضربه‌ای، بابا!

1787
01:31:20,470 --> 01:31:22,472
‫ترکوندیمشون، پسرم.
‫یازده بر صفر.

1788
01:31:22,597 --> 01:31:24,266
‫- باورت میشه؟
‫- باورم نمیشه.

1789
01:31:24,307 --> 01:31:27,310
‫چاک، فکر نمی‌کردم بتونی
‫لذتِ این رو هم بگیری،

1790
01:31:27,435 --> 01:31:28,853
‫ولی گرفتی. قابل احترامه.

1791
01:31:28,895 --> 01:31:30,313
‫باختی، خوکی.

1792
01:31:30,355 --> 01:31:34,192
‫دیگه بهم نگو خوکی.
‫اسم من اسکیپ پیگلیانیه.

1793
01:31:34,317 --> 01:31:36,069
‫باشه، ببخشید، اسکیپ.

1794
01:31:36,152 --> 01:31:37,862
‫- ممنون، چاک.
‫- خواهش می‌کنم، خوکی.

1795
01:31:38,947 --> 01:31:40,740
‫هی. خوش می‌گذره؟

1796
01:31:41,575 --> 01:31:44,869
‫هنوز تنیس رو ترجیح میدم،
‫ولی اینم، خب، بدک نیست.

1797
01:31:45,328 --> 01:31:48,456
‫باحاله. بعضی از بازیکن‌ها
‫یه ذره... تند و تیزن.

1798
01:31:48,498 --> 01:31:51,876
‫عزیزان، میشه خاله‌زنک‌بازی رو تموم کنیم
‫و برگردیم به پیکل‌بال بازی کردن؟ ممنون.

1799
01:31:57,007 --> 01:32:01,261
‫باورت میشه دور اول به گیل و جودی خوردیم؟
‫احتمالش چقدره؟

1800
01:32:01,386 --> 01:32:03,972
‫یعنی، احتمالش زیاد بود.
‫خودم جدول رو چیدم.

1801
01:32:04,097 --> 01:32:07,267
‫- اوه. آهان، راست میگی.
‫- می‌خواستم با رفقام بازی کنم.

1802
01:32:07,309 --> 01:32:09,811
‫ولی یه برد تضمینی هم می‌خواستم
‫و قراره اونا رو در هم بکوبیم.

1803
01:32:09,853 --> 01:32:12,647
‫- آره، بیا بترکونیمشون.
‫- بریم حسابشون رو برسیم.

1804
01:32:12,731 --> 01:32:13,857
‫بزن بریم.

1805
01:32:17,694 --> 01:32:19,154
‫برای بازی حاضری، چکش؟

1806
01:32:21,239 --> 01:32:25,660
‫چکش مُرده. من فقط داستی‌ام.

1807
01:32:26,286 --> 01:32:28,663
‫یا شاید بشه «دینک» صدات کرد.

1808
01:32:28,747 --> 01:32:30,999
‫نه، کسی قرار نیست «دینک» صدام کنه.

1809
01:32:31,041 --> 01:32:32,751
‫اوه، ولی بهت میاد.

1810
01:32:32,834 --> 01:32:35,128
‫نه، اصلاً بهم نمیاد.
‫قرار نیست لقبم باشه.

1811
01:32:35,170 --> 01:32:37,422
‫دینکی دینکی دو، خودِ خودتی!

1812
01:32:37,464 --> 01:32:38,590
‫از الان دیگه دینکی.

1813
01:32:38,715 --> 01:32:40,258
‫نه، نه، نه. من قرار نیست دینک باشم.

1814
01:32:40,342 --> 01:32:42,419
‫نه. عمراً، بچه‌ها. من قرار نیست...

1815
01:32:42,469 --> 01:32:44,471
‫«دینک»

1816
01:32:44,512 --> 01:32:50,477
‫«ترجمه از ایلیا و سینا صداقت»

1817
01:32:52,477 --> 01:33:02,477
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M