1
00:00:10,040 --> 00:00:11,880
‫سه، دو،

2
00:00:11,960 --> 00:00:13,520
‫یک و برین!

3
00:00:17,520 --> 00:00:18,760
‫من بُردم.

4
00:00:18,840 --> 00:00:20,200
‫اوه، بی‌خیال، یه بار دیگه، لطفاً.

5
00:00:22,040 --> 00:00:23,000
‫باشه.

6
00:00:23,520 --> 00:00:25,480
‫این بار حتماً می‌برم.

7
00:00:31,400 --> 00:00:34,520
‫[بیست سال بعد]

8
00:00:35,520 --> 00:00:45,520
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

9
00:00:51,360 --> 00:00:56,640
‫[عزیزم، بهم زنگ بزن.
‫می‌خوام باهات حرف بزنم]

10
00:01:12,600 --> 00:01:14,000
‫[عزیزم، بهم زنگ بزن.
‫می‌خوام باهات حرف بزنم]

11
00:01:14,080 --> 00:01:16,040
‫لوسیا، سر کلاس با گوشی کار می‌کنی؟

12
00:01:22,640 --> 00:01:24,320
‫روث، عزیزم، بهم زنگ بزن.

13
00:01:24,960 --> 00:01:26,000
‫لطفاً.

14
00:01:34,600 --> 00:01:37,040
‫و حالا آخرین خبر از آلخاندرو اوئلوا،

15
00:01:37,120 --> 00:01:40,320
‫پسر ۹ ساله گمشده‌ای که
‫هنگام دوچرخه‌سواری

16
00:01:40,400 --> 00:01:42,200
‫در بیست و سوم اکتبر ناپدید شد.

17
00:01:42,280 --> 00:01:44,720
‫جستجو ادامه دارد، اما هنوز بی‌نتیجه بوده.

18
00:01:44,800 --> 00:01:47,640
‫گروه‌هایی از داوطلبان،

19
00:01:47,720 --> 00:01:49,800
‫هم افراد محلی
‫و هم از شهرستان‌های همجوار

20
00:01:49,880 --> 00:01:51,960
‫که برای کمک به گارد مدنی سازماندهی شدند

21
00:01:52,040 --> 00:01:53,920
‫در جستجوی مداوم به مقامات ایالتی پیوستند.

22
00:01:54,520 --> 00:01:55,960
‫آلخاندرو!

23
00:01:56,800 --> 00:01:59,680
‫- آلخاندرو!
‫- آلخاندرو!

24
00:01:59,760 --> 00:02:01,960
‫اگر اطلاعاتی در مورد این پسر گمشده دارید،

25
00:02:02,040 --> 00:02:06,680
‫لطفاً با خط تلفن ۹۸۴-۵۵۵-۶۷۶ تماس بگیرید.

26
00:02:06,760 --> 00:02:09,840
‫در اخبار دیگر، گزارش کار
‫سه ماهه چهارم منتشر شده،

27
00:02:09,920 --> 00:02:13,080
‫متأسفانه نرخ بیکاری...

28
00:02:52,280 --> 00:02:57,200
‫[حقیقت‌جویان]

29
00:03:25,240 --> 00:03:26,440
‫[مامان]

30
00:03:31,680 --> 00:03:33,440
‫- خوشگل شدی.
‫- اوه، نه.

31
00:03:33,520 --> 00:03:35,600
‫- چرا، خوشگلی.
‫- لعنت!

32
00:03:36,360 --> 00:03:37,520
‫ساعت چنده؟

33
00:03:37,600 --> 00:03:40,320
‫آره، این بیرون هوا روشنه، پس نمی‌دونم.

34
00:03:40,400 --> 00:03:44,040
‫- هفت... ‌هشت‌ شده؟
‫- قرار نبود این اتفاق بیفته، رز.

35
00:03:44,120 --> 00:03:45,360
‫الان می‌تونم یه قهوه بخورم.

36
00:03:45,440 --> 00:03:47,240
‫«اون آمریکانو کُن لِچه، پور فاوور».

37
00:03:47,320 --> 00:03:48,840
‫- اینجوری می‌گی؟
‫- آره.

38
00:03:48,920 --> 00:03:50,520
‫خیلی‌خب.

39
00:03:50,600 --> 00:03:52,440
‫اوه، لعنت.

40
00:03:52,520 --> 00:03:54,680
‫- می‌رم یه چیزی بخورم.
‫- اه، باشه.

41
00:03:59,920 --> 00:04:03,640
‫- چی شده؟
‫- اه... روث، قضیه... مامانته.

42
00:04:03,720 --> 00:04:04,640
‫چی؟

43
00:04:04,720 --> 00:04:05,840
‫مامانت افتاد زمین.

44
00:04:05,920 --> 00:04:07,720
‫منظورت چیه... یعنی چی؟

45
00:04:09,040 --> 00:04:10,400
‫حالش خوبه، یا...؟

46
00:04:11,880 --> 00:04:13,360
‫مامانت مُرده، روث.

47
00:04:47,520 --> 00:04:52,600
‫پرواز ایبریا ۸۳۶۳ به مقصد مادرید
‫در حال سوار کردن مسافران است.

48
00:04:52,680 --> 00:04:56,120
‫مسافران، لطفاً به سمت
‫دروازه شماره بی۶۹ بروید.

49
00:04:56,200 --> 00:04:57,600
‫[گمشده فوری]

50
00:04:57,680 --> 00:05:00,320
‫لطفاً به سمت دروازه بی بروید...

51
00:05:04,200 --> 00:05:06,720
‫هر روز بعد از مدرسه
‫با دوچرخه‌ش می‌رفت بیرون،

52
00:05:06,800 --> 00:05:09,640
‫ولی چند ساعت رفته بود
‫و برای شام برنگشته بود.

53
00:05:09,720 --> 00:05:12,480
‫و هنوز برنگشته.
‫می‌دونیم که یه جایی اون بیرونه.

54
00:05:12,560 --> 00:05:14,840
‫اگه کسی اون رو دید، لطفاً...

55
00:05:14,920 --> 00:05:16,840
‫اگه اینقدر طول کشیده...

56
00:05:18,160 --> 00:05:20,520
‫وحشتناکه. کل شهر شوکه شدن.

57
00:05:22,760 --> 00:05:24,560
‫هر روز می‌رن بیرون دنبالش می‌گردن،

58
00:05:24,640 --> 00:05:26,640
‫ولی فکر نکنم امید زیادی باشه.

59
00:05:55,680 --> 00:05:57,240
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

60
00:06:07,520 --> 00:06:08,520
‫چه اتفاقی افتاد؟

61
00:06:13,600 --> 00:06:14,880
‫باید قوی باشیم.

62
00:06:17,680 --> 00:06:18,960
‫به خصوص من.

63
00:06:22,440 --> 00:06:24,000
‫چرا گارد مدنی اینجاست؟

64
00:06:32,040 --> 00:06:33,440
‫خیلی‌خب. ممنون، کارلوس.

65
00:06:36,960 --> 00:06:41,040
‫ببین، متاسفم، ولی... با وجود اینکه
‫به نظر میاد تصادفی بوده،

66
00:06:41,120 --> 00:06:43,040
‫باز هم باید گزارش بنویسیم.

67
00:06:44,080 --> 00:06:45,480
‫خب، چی شد؟

68
00:06:46,760 --> 00:06:49,080
‫هوم. تو حموم لیز خورد.

69
00:06:50,000 --> 00:06:52,840
‫انگار یه کم نوشیدنی سنگین خورده بود.

70
00:06:56,160 --> 00:06:57,600
‫اه... غیرممکنه.

71
00:06:58,760 --> 00:07:00,000
‫چی می‌گی؟

72
00:07:00,080 --> 00:07:01,200
‫منظورم اینه که اون هیچوقت...

73
00:07:01,280 --> 00:07:02,840
‫مادرم اعتیاد به نوشیدنی رو ترک کرده بود.

74
00:07:02,920 --> 00:07:04,720
‫دوباره شروع کرده بود.

75
00:07:07,600 --> 00:07:08,760
‫نوشیده.

76
00:07:09,320 --> 00:07:12,680
‫روث، به نظر میاد مادرت،
‫نزدیک نصفه‌شب، رفته بالا

77
00:07:12,760 --> 00:07:15,200
‫و وارد حموم شده تا دوش بگیره.

78
00:07:16,200 --> 00:07:17,320
‫بریم بالا؟

79
00:07:17,400 --> 00:07:18,320
‫حتماً.

80
00:07:23,040 --> 00:07:25,120
‫پدرت بالا بود، تو اتاق زیرشیروانی

81
00:07:25,200 --> 00:07:28,240
‫و متوجه شد که مادرت مدت زیادی تو حمومه.

82
00:07:28,320 --> 00:07:32,520
‫پرسیدم حالش خوبه؟ جواب نداد.
‫صدای آب رو می‌شنیدم.

83
00:07:32,600 --> 00:07:34,440
‫مجبور شدم در رو بشکنم.

84
00:07:38,320 --> 00:07:39,360
‫اینجا بود.

85
00:07:40,520 --> 00:07:43,120
‫تکون نمی‌خورد. اون... نفس نمی‌کشید.

86
00:07:43,200 --> 00:07:45,360
‫احتمالاً وقتی لیز خورده،

87
00:07:45,440 --> 00:07:48,480
‫به شیشه حموم خورده و شکسته.

88
00:07:48,560 --> 00:07:51,720
‫برخورد سرش به زمین، خب...

89
00:07:52,240 --> 00:07:53,880
‫سریع مُرده.

90
00:07:57,640 --> 00:08:00,360
‫لطفاً، راستش فعلاً نمی‌تونید
‫به چیزی دست بزنید. شرمنده.

91
00:08:00,960 --> 00:08:04,720
‫ببخشید، آخه مادرم هیچوقت
‫از قفل درها استفاده نمی‌کرد.

92
00:08:04,800 --> 00:08:06,280
‫اون، دوستش نداشت.

93
00:08:06,360 --> 00:08:08,440
‫هیچوقت توی خونه دری رو قفل نمی‌کرد.

94
00:08:08,520 --> 00:08:11,280
‫- اگه کسی در رو قفل می‌کرد، سرمون داد میزد.
‫- عزیزم.

95
00:08:12,760 --> 00:08:15,720
‫منظورم اینه، انگار داریم درباره
‫یه آدم کاملاً متفاوت حرف می‌زنیم.

96
00:08:16,720 --> 00:08:18,120
‫روث.

97
00:08:18,800 --> 00:08:20,000
‫این کارش واسم عجیبه.

98
00:08:20,880 --> 00:08:23,520
‫بیشتر از دو ساله که نیومدی پیش ما.

99
00:08:24,480 --> 00:08:26,320
‫تعجب نمی‌کنم این کارش واست عجیب باشه.

100
00:08:30,120 --> 00:08:33,080
‫حالا فقط باید صبر کنیم،
‫کلی کاغذبازی اداری هست،

101
00:08:33,160 --> 00:08:35,160
‫بیشترش چیزای خسته‌کننده‌ست.

102
00:08:35,240 --> 00:08:37,160
‫- صبوری.
‫- صبوری. همین.

103
00:08:37,240 --> 00:08:38,440
‫حتماً.

104
00:08:38,520 --> 00:08:40,320
‫داشتم به پدرت توضیح می‌دادم.

105
00:08:40,400 --> 00:08:44,640
‫که هنوز، اه... کاغذبازی اداری،
‫بررسی‌های روتین داریم، می‌دونی.

106
00:08:45,600 --> 00:08:48,040
‫ولی وقتی جواب سم‌شناسی برگشت،

107
00:08:48,120 --> 00:08:49,920
‫اگه همه چی درست بود،

108
00:08:50,000 --> 00:08:52,840
‫جسد رو تحویل می‌دیم
‫و می‌تونید برای تشییع جنازه،

109
00:08:52,920 --> 00:08:54,440
‫مراسم ختم و بقیه چیزا ببرید.

110
00:08:54,520 --> 00:08:56,120
‫امیدوارم خیلی طول نکشه.

111
00:08:56,200 --> 00:08:59,000
‫در ضمن، اگه به هر چیزی احتیاج داشتید،
‫بهمون بگید.

112
00:09:02,120 --> 00:09:03,120
‫بریم.

113
00:09:03,640 --> 00:09:07,000
‫- مارتین، می‌دونی چطور پیدام کنی.
‫- بازم ممنون.

114
00:09:07,080 --> 00:09:09,400
‫- مشکلی نیست. فعلاً خداحافظ.
‫- مراقب خودت باش.

115
00:09:32,960 --> 00:09:35,920
‫خب، اگه چیزی لازم داشتی، می‌دونی کجام.

116
00:09:38,880 --> 00:09:39,880
‫بابا.

117
00:09:44,240 --> 00:09:45,880
‫دیروز اتفاقی افتاد؟

118
00:09:48,800 --> 00:09:50,080
‫منظورت چیه؟

119
00:09:51,160 --> 00:09:52,520
‫خب، مامان بهم زنگ زد.

120
00:09:54,080 --> 00:09:55,160
‫چند بار.

121
00:09:55,240 --> 00:09:58,040
‫و من روز بدی داشتم و جواب ندادم.

122
00:09:58,640 --> 00:10:01,360
‫و پیام‌ها هم تو پیغام‌گیر منه.

123
00:10:01,440 --> 00:10:02,960
‫خب، چی گفته؟

124
00:10:06,120 --> 00:10:07,240
‫که باید حرف بزنیم.

125
00:10:09,520 --> 00:10:11,000
‫ما یه کم دعوامون شد.

126
00:10:12,320 --> 00:10:13,360
‫سر چی؟

127
00:10:15,800 --> 00:10:18,080
‫درباره اینکه چقدر می‌نوشید.

128
00:10:19,400 --> 00:10:22,000
‫فکر کنم به خاطر همین در حموم رو قفل کرد.

129
00:10:22,080 --> 00:10:25,360
‫شاید می‌خواست بدون اینکه من
‫چیزی بگم به نوشیدن ادامه بده.

130
00:10:26,280 --> 00:10:27,880
‫ولی لیوانش پایین بود.

131
00:10:27,960 --> 00:10:28,840
‫ها؟

132
00:10:29,560 --> 00:10:30,800
‫لیوانش، اون...

133
00:10:30,880 --> 00:10:33,080
‫با خودش نبرده بود، طبقه پایین بود.

134
00:10:34,120 --> 00:10:36,160
‫منگ بود. شاید فراموش کرده بود.

135
00:10:37,320 --> 00:10:38,320
‫مهمه؟

136
00:10:39,840 --> 00:10:41,960
‫آره. مهمه.

137
00:10:42,040 --> 00:10:45,560
‫مهمه چون بهم زنگ زد
‫و من جواب ندادم و...

138
00:10:45,640 --> 00:10:48,320
‫و می‌خواستم امروز بهش زنگ بزنم و حالا...

139
00:11:40,320 --> 00:11:43,480
‫روث، واقعاً جواب نمی‌دی؟

140
00:11:43,560 --> 00:11:47,240
‫واقعاً خدا می‌دونه تو برلین چیکار می‌کنی.

141
00:11:47,320 --> 00:11:49,560
‫ولی زندگی خودته، هر کاری می‌خوای بکن.

142
00:11:49,640 --> 00:11:52,200
‫همیشه من رو سرزنش می‌کنی،
‫می‌گی می‌خوام کنترلت کنم.

143
00:11:52,280 --> 00:11:54,000
‫ولی، نه.

144
00:11:55,080 --> 00:11:56,600
‫این قضیه مهمه.

145
00:11:56,680 --> 00:11:59,040
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

146
00:11:59,120 --> 00:12:00,840
‫درباره پدرته، روث.

147
00:12:00,920 --> 00:12:03,080
‫پدرت دیگه...

148
00:12:03,160 --> 00:12:06,040
‫اون آدم سابق نیست. فرق کرده.

149
00:12:06,120 --> 00:12:07,480
‫یه مدتیه که...

150
00:12:07,560 --> 00:12:11,360
‫نمی‌خواستم چیزی بگم،
‫نمی‌خواستم نگرانت کنم. ولی راستش...

151
00:12:14,560 --> 00:12:17,880
‫ببخشید. فکر کردم صدای اومدنش رو شنیدم.

152
00:12:17,960 --> 00:12:19,120
‫روث.

153
00:12:19,200 --> 00:12:21,920
‫گوش کن. پدرت...

154
00:12:22,000 --> 00:12:25,280
‫پدرت... من رو می‌ترسونه.

155
00:12:25,840 --> 00:12:29,760
‫از وقتی بازنشسته شده،
‫کل روز تو اتاق زیرشیروانی می‌مونه.

156
00:12:29,840 --> 00:12:31,320
‫خیلی عوض شده.

157
00:12:31,400 --> 00:12:34,080
‫و نمی‌دونم چطور برات توضیح بدم، ولی...

158
00:12:34,960 --> 00:12:38,000
‫ولی می‌ترسم یکی از این روزها
‫یه کار دیوانه‌وار بکنه.

159
00:12:38,080 --> 00:12:39,560
‫به من زنگ بزن، لطفاً.

160
00:12:40,320 --> 00:12:41,320
‫دوستت دارم.

161
00:13:20,520 --> 00:13:24,000
‫[گارد مدنی - ورود ممنوع]

162
00:13:43,920 --> 00:13:44,960
‫بابا؟

163
00:14:07,840 --> 00:14:09,960
‫هوم. خوب خوابیدی؟

164
00:14:10,760 --> 00:14:13,840
‫نسوخته، همونطور که دوست داری.

165
00:14:16,720 --> 00:14:18,320
‫- بفرما.
‫- ممنون.

166
00:14:20,520 --> 00:14:21,760
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

167
00:14:21,840 --> 00:14:24,480
‫- یه کم آب پرتقال؟
‫- نه، اونقدرها گرسنه نیستم.

168
00:14:26,120 --> 00:14:27,880
‫امروز می‌تونم کمکی بکنم؟

169
00:14:28,520 --> 00:14:29,960
‫هوم، نه، نگرانش نباش.

170
00:14:30,040 --> 00:14:33,000
‫هنوز فعلاً منتظر تایید گروهبان هستیم.

171
00:14:33,600 --> 00:14:35,200
‫اگه بخوای، می‌تونم برم خرید یا...

172
00:14:36,000 --> 00:14:37,800
‫یا شاید بتونم تو گلخونه کمک کنم.

173
00:14:37,880 --> 00:14:41,400
‫نه، من چند ماهه دیگه ازش مراقبت نمی‌کنم.

174
00:14:43,760 --> 00:14:44,760
‫چرا؟

175
00:14:45,400 --> 00:14:46,880
‫خیلی سرم شلوغ بوده.

176
00:14:48,760 --> 00:14:50,360
‫تو بازنشسته‌ای، بابا.

177
00:14:51,520 --> 00:14:53,680
‫و حالا که بازنشسته شدم
‫فقط باید بشینم

178
00:14:53,760 --> 00:14:55,000
‫باغبونی کنم؟

179
00:14:55,640 --> 00:14:56,640
‫بخور، لطفاً.

180
00:15:01,360 --> 00:15:03,680
‫دیشب صدای مادرت رو شنیدم.

181
00:15:05,120 --> 00:15:06,480
‫تو خواب یا...؟

182
00:15:06,560 --> 00:15:10,040
‫نه. انگار از صدای گوشیت بود.

183
00:15:11,560 --> 00:15:12,880
‫برات پیغام گذاشته؟

184
00:15:14,760 --> 00:15:15,760
‫نه.

185
00:15:15,840 --> 00:15:17,960
‫فقط چند تا پیام صوتی قدیمی بودن.

186
00:15:18,480 --> 00:15:19,520
‫مطمئنی؟

187
00:15:20,800 --> 00:15:21,800
‫چرا؟

188
00:15:22,600 --> 00:15:25,480
‫چون پدرتم، عزیزم.
‫می‌دونم کِی بهم دروغ می‌گی.

189
00:15:26,160 --> 00:15:30,200
‫شاید بهتره از اون حس استفاده کنی
‫بفهمی کِی حوصله حرف زدن ندارم.

190
00:15:30,280 --> 00:15:32,440
‫چرا نمی‌تونی بهم بگی بهت چی گفته؟

191
00:15:32,520 --> 00:15:35,600
‫- چون بین من و مامان بود.
‫- آره، معلومه، مثل همیشه.

192
00:15:36,320 --> 00:15:39,080
‫خدا نکنه که من تو دنیای شما پا بذارم.

193
00:15:40,160 --> 00:15:42,320
‫تو و مادرت همش با هم دعوا داشتید.

194
00:15:42,400 --> 00:15:45,320
‫اگه سعی می‌کردم دخالت کنم،
‫تو لال می‌شدی، هر دوتاتون لال می‌شدید.

195
00:15:45,400 --> 00:15:47,600
‫خب، واقعاً اونقدرها هم مهم نیست.

196
00:15:47,680 --> 00:15:49,560
‫اون قضیه تموم شد، عزیزم.

197
00:15:50,800 --> 00:15:54,240
‫دیگه نباید راز داشته باشیم، خیلی‌خب؟

198
00:15:54,760 --> 00:15:57,320
‫مادرت از پیشمون رفت، الان فقط ما موندیم.

199
00:15:59,240 --> 00:16:00,320
‫آره، باشه.

200
00:16:30,960 --> 00:16:32,000
‫روث.

201
00:16:35,320 --> 00:16:37,320
‫گروهبان گارد مدنی زنگ زد.

202
00:16:38,400 --> 00:16:41,720
‫کار پزشکی قانونی تموم شد.
‫می‌تونیم بریم مادرت رو تحویل بگیریم.

203
00:16:42,720 --> 00:16:44,600
‫و چیز عجیبی پیدا نکردن؟

204
00:16:46,120 --> 00:16:47,600
‫چی قرار بود پیدا کنن؟

205
00:16:48,440 --> 00:16:50,560
‫منظورم اینه که نوشیدنی خورده، افتاده زمین.

206
00:17:01,560 --> 00:17:02,640
‫می‌تونم کمک کنم؟

207
00:17:02,720 --> 00:17:04,680
‫اه، نه، مشکلی نیست، عزیزم.

208
00:17:06,080 --> 00:17:08,560
‫هی! بی‌خیال. من می‌تونم انجامش بدم.

209
00:17:08,640 --> 00:17:10,680
‫گفتم مشکلی نیست.

210
00:17:10,760 --> 00:17:11,720
‫بیا. بده من.

211
00:17:13,000 --> 00:17:15,440
‫بیا مسابقه بدیم، ببینیم کی می‌بره.

212
00:17:15,520 --> 00:17:17,080
‫می‌تونیم براش شنا کنیم.

213
00:17:17,640 --> 00:17:19,240
‫هی، این انصاف نیست.

214
00:17:20,000 --> 00:17:22,000
‫من تو آب پری دریایی نیستم.

215
00:17:22,080 --> 00:17:23,400
‫برخلاف تو، عزیزم.

216
00:17:24,040 --> 00:17:25,200
‫هوم.

217
00:17:28,280 --> 00:17:30,920
‫شانس آوردی،
‫این پری دریایی چند وقته تمرین نکرده.

218
00:17:34,880 --> 00:17:35,960
‫چیکار می‌کنی؟

219
00:17:36,640 --> 00:17:38,720
‫اه، دارم این آت و آشغال‌ها رو مرتب می‌کنم.

220
00:17:40,640 --> 00:17:42,160
‫این‌ها کرم‌های صورت مامان هستن.

221
00:17:42,240 --> 00:17:43,360
‫آشغال.

222
00:17:43,440 --> 00:17:44,960
‫سم.

223
00:17:45,040 --> 00:17:47,760
‫اون عوضی‌ها یه عالمه پول بابتش می‌گیرن.

224
00:17:49,120 --> 00:17:51,120
‫از کِی تا حالا اینقدر فحش می‌دی؟

225
00:17:51,640 --> 00:17:55,480
‫می‌دونی اون کثافت‌ها دارن
‫زندگی مردم رو نابود می‌کنن؟

226
00:17:55,560 --> 00:17:57,760
‫دارن آخرین پولشون رو هم می‌مکن.

227
00:17:59,400 --> 00:18:00,880
‫کی داره این کار رو می‌کنه، بابا؟

228
00:18:02,960 --> 00:18:04,760
‫شرکت‌های بزرگ داروسازی.

229
00:18:05,880 --> 00:18:08,160
‫می‌دونی تو آمریکا چیکار کردن، مگه نه؟

230
00:18:08,720 --> 00:18:11,760
‫نصف کشور رو معتاد مواد مخدر کردن،

231
00:18:11,840 --> 00:18:13,440
‫فنتانیل هم که دیگه بماند.

232
00:18:13,520 --> 00:18:17,120
‫بهت مواد می‌دن، ورشکستت می‌کنن
‫و به یه زامبی تبدیلت می‌کنن.

233
00:18:19,360 --> 00:18:21,920
‫این به محصولاتی که مامان می‌خرید
‫چه ربطی داره؟

234
00:18:22,000 --> 00:18:23,480
‫می‌دونی اینا چطور درست می‌شن؟

235
00:18:23,560 --> 00:18:25,600
‫با آزمایش روی حیوانات.

236
00:18:26,360 --> 00:18:27,280
‫آره.

237
00:18:27,920 --> 00:18:29,080
‫و روی مردم.

238
00:18:30,880 --> 00:18:31,800
‫مردم؟

239
00:18:31,880 --> 00:18:33,200
‫روی بچه‌ها.

240
00:18:34,400 --> 00:18:37,000
‫بچه‌هایی مثل آلخاندرو. نشنیدی؟

241
00:18:38,480 --> 00:18:40,480
‫غیرممکنه کسی نشنیده باشه.

242
00:18:41,680 --> 00:18:43,640
‫اون یهو ناپدید شد.

243
00:18:44,280 --> 00:18:46,760
‫و حدس بزن کی تازه اومد شهر
‫و بساطش رو پهن کرد؟

244
00:18:48,120 --> 00:18:50,960
‫دفتر مرکزی یه شرکت داروسازی چندملیتی.

245
00:18:51,040 --> 00:18:52,000
‫تصادفیه؟

246
00:18:53,000 --> 00:18:55,160
‫چیزی به اسم تصادف وجود نداره، عزیزم.

247
00:18:56,320 --> 00:18:58,240
‫چندتا لینک هست که می‌تونم برات بفرستم.

248
00:18:58,320 --> 00:19:01,200
‫میلیون‌ها ویدئو و مقاله هست.

249
00:19:01,280 --> 00:19:04,080
‫- کسایی که برای افشا این موضوع تلاش می‌کنن.
‫- آه، بس کن دیگه، بابا.

250
00:19:04,760 --> 00:19:05,760
‫باشه.

251
00:19:06,520 --> 00:19:08,200
‫نمی‌دونم چرا تعجب می‌کنم.

252
00:19:09,240 --> 00:19:10,920
‫دقیقاً مثل مادرت.

253
00:19:18,920 --> 00:19:22,360
‫سلام گروهبان، چطورید؟
‫روث هستم، دختر مارتین.

254
00:19:23,160 --> 00:19:26,800
‫بابام بهم گفت که جواب پزشکی قانونی برگشته

255
00:19:26,880 --> 00:19:28,440
‫و می‌گه حادثه تصادفی بوده.

256
00:19:28,520 --> 00:19:29,760
‫درسته.

257
00:19:29,840 --> 00:19:31,960
‫بله. خب، من...

258
00:19:32,040 --> 00:19:35,120
‫اگه بی‌ادبیه بگید یا...
‫اگه اشکالی نداره بپرسم،

259
00:19:35,200 --> 00:19:37,280
‫ولی می‌خوام بدونم که...

260
00:19:38,320 --> 00:19:42,680
‫اگه امکان داره، من گزارش رو ببینم.

261
00:19:42,760 --> 00:19:43,800
‫یا...

262
00:19:44,520 --> 00:19:47,360
‫یا عکس‌ها... یا چیزی، چون...

263
00:19:47,840 --> 00:19:50,440
‫خب، فقط می‌خوام... می‌خوام...

264
00:19:50,520 --> 00:19:52,000
‫دقیقاً بدونم که...

265
00:19:52,720 --> 00:19:54,000
‫فکر می‌کنن چه اتفاقی افتاده.

266
00:19:54,080 --> 00:19:55,080
‫و...

267
00:19:56,560 --> 00:19:57,520
‫الو؟

268
00:19:58,640 --> 00:20:00,840
‫می‌خوای یه نسخه از گزارش ببینی؟

269
00:20:01,920 --> 00:20:05,680
‫بله، اگه امکان داره، بله، می‌خوام ببینمش.

270
00:20:07,080 --> 00:20:08,080
‫مشکلی نیست.

271
00:20:08,720 --> 00:20:09,720
‫عالی شد.

272
00:20:29,200 --> 00:20:32,440
‫این پدیده‌ای هست که دهه‌ها ادامه داشته

273
00:20:32,520 --> 00:20:35,400
‫و به تازگی شواهد کافی به دست اومده.

274
00:20:35,480 --> 00:20:38,520
‫و همه‌ش درست جلوی چشم‌های ما،

275
00:20:38,600 --> 00:20:41,360
‫در سراسر جهان،
‫در کل کشورهای پیشرفته اتفاق افتاده.

276
00:20:41,440 --> 00:20:44,480
‫مهمه که خبر رو پخش کنیم تا
‫به هر قیمتی از بچه‌هامون محافظت کنیم.

277
00:20:44,560 --> 00:20:45,560
‫[بیدار شوید]

278
00:20:46,240 --> 00:20:48,840
‫تنها در اسپانیا، بین صد تا دویست کودک

279
00:20:48,920 --> 00:20:50,560
‫هر سال ناپدید می‌شن.

280
00:20:50,640 --> 00:20:55,560
‫مطمئنم شنوندگان ما کنجکاون که
‫چه کسی این بچه‌ها رو می‌دزده و چرا.

281
00:20:55,640 --> 00:20:57,600
‫دلیلش آدرنوکرومه،

282
00:20:57,680 --> 00:21:00,600
‫یک ترکیب شیمیایی که کودکان
‫تحت فشار تولید می‌کنن،

283
00:21:00,680 --> 00:21:02,840
‫ولی اثرات ترمیمی روی بزرگسالان داره.

284
00:21:02,920 --> 00:21:04,200
‫[نظریه‌پردازان جدید توطئه]

285
00:21:04,280 --> 00:21:07,280
‫درباره ربودن بچه‌ها برای
‫ترسوندنشون حرف می‌زنیم؟

286
00:21:07,360 --> 00:21:10,960
‫برای ترسوندن، شکنجه کردن،
‫بدترین جنایت‌های قابل تصور.

287
00:21:11,040 --> 00:21:12,600
‫[نظریه‌های توطئه تکامل یافته‌اند]

288
00:21:12,680 --> 00:21:16,160
‫- و وقتی دیگه به دردبخور نبودن؟
‫- می‌کشنشون، معلومه.

289
00:21:16,240 --> 00:21:19,160
‫تعداد قربانیان فقط در چند
‫سال اخیر غیرقابل محاسبه شده.

290
00:21:19,240 --> 00:21:21,800
‫ولی رسانه‌های جریان اصلی
‫حقیقت رو بهت نمی‌گن.

291
00:21:21,880 --> 00:21:24,840
‫نه، رسانه‌ها نمی‌خوان حقیقت درز پیدا کنه.

292
00:21:46,320 --> 00:21:47,920
‫- متاسفم.
‫- هوم.

293
00:21:55,080 --> 00:21:56,080
‫سلام مادربزرگ.

294
00:21:56,160 --> 00:21:57,320
‫سلام.

295
00:21:59,840 --> 00:22:01,320
‫سلام عزیزم. چطوری؟

296
00:22:06,240 --> 00:22:07,600
‫چه مصیبتی، عزیزم.

297
00:22:08,560 --> 00:22:10,000
‫مارتین چطور بوده؟

298
00:22:10,080 --> 00:22:10,920
‫هوم...

299
00:22:11,000 --> 00:22:13,200
‫نمی‌دونم. فکر کنم همه در شوکیم.

300
00:22:18,720 --> 00:22:20,600
‫گمونم خیلی سخته.

301
00:22:36,480 --> 00:22:37,680
‫اوه، ممنون.

302
00:22:39,080 --> 00:22:40,680
‫دو روزه چیزی نخوردم.

303
00:22:41,920 --> 00:22:44,880
‫مدام مادرت رو می‌بینم
‫که کف زمین افتاده و اه...

304
00:22:45,880 --> 00:22:48,760
‫نمی‌فهمم چطور اتفاق افتاده. نمی‌فهمم.

305
00:22:50,360 --> 00:22:51,600
‫منم نمی‌فهمم.

306
00:22:52,960 --> 00:22:54,600
‫شنیدی که نوشیدنی می‌خورده؟

307
00:22:56,360 --> 00:22:57,280
‫آره.

308
00:22:58,200 --> 00:23:00,160
‫ببین، مادرت حالت خوبی نداشت.

309
00:23:00,240 --> 00:23:03,920
‫خیلی ناراحت و غمگین بود.

310
00:23:05,320 --> 00:23:06,440
‫نمی‌دونستم.

311
00:23:07,800 --> 00:23:11,520
‫می‌دونم و برام خیلی عجیبه که
‫اینطور درباره‌ش حرف می‌زنم.

312
00:23:11,600 --> 00:23:13,200
‫به خصوص با فعل گذشته.

313
00:23:15,720 --> 00:23:17,280
‫به خاطر بابا بود که می‌نوشید؟

314
00:23:17,360 --> 00:23:18,600
‫مارتین، اون...

315
00:23:18,680 --> 00:23:21,960
‫نمی‌خوام در مورد پدرت حرف بزنم،
‫چون عجیب شده.

316
00:23:22,040 --> 00:23:23,800
‫نمی‌دونم. به خاطر بازنشستگی؟

317
00:23:24,480 --> 00:23:26,960
‫فکر نکنم بتونه تطبیق پیدا کنه.

318
00:23:27,040 --> 00:23:30,400
‫یعنی همه‌گیری کرونا، برامون سخت بود.

319
00:23:30,480 --> 00:23:34,840
‫می‌دونستی مجبور شدیم
‫مادرت رو مخفیانه ببریم واکسن بزنه؟

320
00:23:35,880 --> 00:23:37,440
‫مادرت خیلی نگران بود.

321
00:23:38,120 --> 00:23:39,720
‫که مبادا پدرت بفهمه.

322
00:23:40,400 --> 00:23:43,520
‫نمی‌دونست چطور واکنش نشون می‌ده
‫و بعد... آه!

323
00:23:46,280 --> 00:23:47,320
‫ولی...

324
00:23:49,880 --> 00:23:51,400
‫نمی‌دونم، فکر می‌کنی...

325
00:23:52,640 --> 00:23:55,440
‫وقتی دعوا می‌کردن،
‫بابا پرخاشگر می‌شد یا همچین چیزی؟

326
00:23:55,520 --> 00:23:56,480
‫که اون...

327
00:23:57,000 --> 00:24:00,000
‫واقعاً نمی‌دونم، چون مادرت، می‌دونی که...

328
00:24:00,080 --> 00:24:03,040
‫درباره‌ش حرف نمی‌زد.
‫نه با من، نه با هیچکس دیگه‌ای.

329
00:24:26,440 --> 00:24:29,040
‫خیلی‌خب، بفرما. کپی گزارش.

330
00:24:30,000 --> 00:24:32,520
‫چند تا عکس از وقتی پیداش کردیم
‫توی گزارش هست.

331
00:24:32,600 --> 00:24:34,600
‫اگه جای تو بودم، نگاه نمی‌کردم.

332
00:24:57,200 --> 00:25:01,360
‫[آسیب شدید سر ناشی از افتادن تصادفی]

333
00:25:35,720 --> 00:25:36,760
‫روث...

334
00:25:36,840 --> 00:25:38,640
‫اوه، خیلی وحشتناکه.

335
00:25:39,680 --> 00:25:41,720
‫عمیقا تسلیت می‌گیم.

336
00:25:42,960 --> 00:25:44,840
‫ما رو خیلی به کار می‌گرفت.

337
00:25:45,360 --> 00:25:46,720
‫کل روز شنا می‌کرد.

338
00:25:46,800 --> 00:25:49,600
‫خب، خیلی سخت‌گیر بود.
‫ولی مربی فوق‌العاده‌ای بود.

339
00:25:49,680 --> 00:25:50,640
‫آره.

340
00:25:50,720 --> 00:25:53,040
‫دلش برات خیلی تنگ شده بود. خب...

341
00:25:53,720 --> 00:25:56,080
‫ببخشید، ولی می‌دونین
‫اون گروه پیش بابام کیا هستن؟

342
00:25:57,200 --> 00:25:59,360
‫اون‌ها؟ اوه، اون گروه جستجوی خودشه.

343
00:26:01,080 --> 00:26:02,120
‫گروه جستجوی خودش؟

344
00:26:03,200 --> 00:26:06,960
‫نمی‌دونم شنیدی یا نه،
‫ولی یه بچه گم شده و خب...

345
00:26:07,040 --> 00:26:09,440
‫همسایه‌ها این گروه‌ها رو
‫برای پیدا کردنش تشکیل دادن.

346
00:26:09,520 --> 00:26:11,600
‫اون ماریانو، رئیس پلیس جدیده.

347
00:26:11,680 --> 00:26:13,720
‫لوئیس، از گاراژ.

348
00:26:13,800 --> 00:26:16,560
‫و آلفونسو، دکتر پلیس.

349
00:26:17,200 --> 00:26:18,400
‫چی؟

350
00:26:19,280 --> 00:26:20,800
‫می‌دونی، یعنی...

351
00:26:21,560 --> 00:26:22,920
‫اوه، بهش چی می‌گن؟

352
00:26:23,000 --> 00:26:23,920
‫پزشک قانونی.

353
00:26:25,000 --> 00:26:26,040
‫پزشک قانونی.

354
00:26:26,960 --> 00:26:28,040
‫پزشک قانونی.

355
00:26:32,320 --> 00:26:34,480
‫- یه لحظه ببخشید.
‫- حتما.

356
00:26:50,280 --> 00:26:51,280
‫آلفونسو.

357
00:26:51,360 --> 00:26:54,000
‫[پزشک قانونی - آلفونسو گارسیا مارین]

358
00:27:03,800 --> 00:27:06,080
‫لوسیای عزیز، خدا نگهدارت باشه.

359
00:27:07,320 --> 00:27:09,160
‫دلتنگت خواهیم شد.

360
00:27:09,240 --> 00:27:11,520
‫به خصوص شوهرت و دخترت.

361
00:27:12,560 --> 00:27:14,040
‫اون‌ها تنها نیستن.

362
00:27:14,120 --> 00:27:16,040
‫خداوند این خانواده رو تا زمان دیدار دوباره

363
00:27:16,640 --> 00:27:18,160
‫در پناه خود نگه داره.

364
00:27:19,120 --> 00:27:23,480
‫ایمان در چنین مواقعی ضروری‌ست.

365
00:27:24,280 --> 00:27:28,200
‫خیلی مهمه که باور داشته باشیم
‫یه نفر منتظر ماست.

366
00:27:28,280 --> 00:27:31,040
‫اون پشت، زنی که تو ردیف آخر وایستاده کیه؟

367
00:27:32,680 --> 00:27:35,120
‫راحته که آدم فقط در مشکلات به خدا یاد باشه.

368
00:27:35,200 --> 00:27:36,280
‫نمی‌دونم.

369
00:27:36,800 --> 00:27:38,440
‫ولی باید یادمون باشه...

370
00:27:38,520 --> 00:27:41,240
‫پشت خونه هم دیدمش.
‫تو مراسم ختم هم بود.

371
00:27:41,320 --> 00:27:44,040
‫- کسانی که ایمان ندارن، چقدر بی‌پناه هستن؟
‫- هیس.

372
00:27:44,640 --> 00:27:46,840
‫یا آن‌هایی که بت‌های دروغین رو می‌پرستن؟

373
00:27:48,480 --> 00:27:51,080
‫یا آن‌هایی که گرفتار پوچی می‌شن؟

374
00:27:52,080 --> 00:27:55,120
‫دنبال کسی می‌گردن که معلوم نیس کیه.

375
00:27:56,200 --> 00:27:59,200
‫چرا باید اینجا بشینیم
‫به این حرف‌ها گوش بدیم؟

376
00:28:00,160 --> 00:28:03,840
‫به پیامبران دروغین، به سوداگران معبد،

377
00:28:03,920 --> 00:28:06,520
‫به نادان‌هایی که ادعای روشن‌بینی می‌کنن،

378
00:28:06,600 --> 00:28:08,800
‫خداوند به این افراد چنین می‌گه.

379
00:28:10,120 --> 00:28:13,760
‫«من راه و راستی

380
00:28:14,280 --> 00:28:15,600
‫و زندگی هستم».

381
00:29:10,440 --> 00:29:11,720
‫آرون!

382
00:29:12,400 --> 00:29:13,400
‫آرون!

383
00:29:19,280 --> 00:29:20,280
‫روث.

384
00:29:22,000 --> 00:29:23,280
‫خیلی وقته ندیدمت.

385
00:29:23,360 --> 00:29:24,360
‫آره.

386
00:29:30,440 --> 00:29:32,280
‫هی، هنوز مواد معامله می‌کنی؟

387
00:29:32,360 --> 00:29:35,200
‫یه چیزی برات پیدا می‌کنم،
‫ولی فقط به خاطر خودت.

388
00:29:35,280 --> 00:29:36,800
‫چون دیگه این کار رو نمی‌کنم.

389
00:29:36,880 --> 00:29:40,120
‫دارم توی زندگی پیشرفت می‌کنم.
‫الان شغلم نظافت‌کاریه.

390
00:29:46,600 --> 00:29:47,600
‫برای تو.

391
00:29:48,640 --> 00:29:49,560
‫ممنون.

392
00:29:50,200 --> 00:29:52,640
‫ببخشید که به مراسم ختم نیومدم.

393
00:29:53,440 --> 00:29:57,240
‫با خودم فکر کردم مادرت هیچوقت واقعاً من رو
‫قبول نداشت، پس به نظرم درست نبود بیام.

394
00:29:57,760 --> 00:29:59,080
‫ولی الان پشیمونم.

395
00:29:59,720 --> 00:30:03,480
‫به خاطر مرده‌ها به مراسم ختم نمی‌ریم،
‫به خاطر بازموندگان می‌ریم.

396
00:30:04,280 --> 00:30:07,160
‫منم قدردان همه کسایی بودم
‫که به مراسم ختم پدرم اومدن.

397
00:30:07,240 --> 00:30:08,720
‫حس بدی نداشته باش.

398
00:30:08,800 --> 00:30:11,280
‫راست می‌گی، مامانم زیاد ازت خوشش نمیومد.

399
00:30:13,320 --> 00:30:15,840
‫خب، من به خاطر از دست رفتن دخترش،
‫تقصیر رو به عهده گرفتم.

400
00:30:15,920 --> 00:30:17,160
‫چی می‌گی؟

401
00:30:17,240 --> 00:30:18,640
‫من از دست نرفتم، باشه؟

402
00:30:19,360 --> 00:30:21,800
‫گمونم درسته که زندگی من
‫یه خط مستقیم نیست.

403
00:30:21,880 --> 00:30:23,080
‫اوه، چه شاعرانه.

404
00:30:24,040 --> 00:30:27,600
‫نه، جدی می‌گم. سرزنشش نمی‌کنم از دست
‫دوستی که تو رو به سیگار کشیدن معرفی کرد

405
00:30:27,680 --> 00:30:29,200
‫دل خوشی نداشت.

406
00:30:29,280 --> 00:30:30,800
‫هوم. دوست؟

407
00:30:30,880 --> 00:30:33,680
‫خب، هم‌دانشگاهی، باشه؟ هم‌دانشگاهی.

408
00:30:33,760 --> 00:30:35,640
‫از اینم خوشش نمیومد.

409
00:30:36,360 --> 00:30:37,440
‫اوهوم.

410
00:30:39,040 --> 00:30:41,960
‫اخیراً، کسی که به نظر میاد
‫از من متنفره، باباته.

411
00:30:42,680 --> 00:30:43,720
‫چطور؟

412
00:30:45,880 --> 00:30:49,320
‫نمی‌دونم. وقتی هنوز تو گارد مدنی بود
‫کمتر ترسناک به نظر می‌رسید.

413
00:30:49,400 --> 00:30:51,880
‫هر چند وقت یه بار بهم
‫کارهای عجیب پیشنهاد می‌داد.

414
00:30:51,960 --> 00:30:54,440
‫بیشتر کارهای امنیتی،
‫چند ساعت کار و حقوق خوب.

415
00:30:55,320 --> 00:30:57,080
‫ولی از وقتی تو سرتیکس شروع به کار کردم...

416
00:30:58,680 --> 00:31:00,960
‫- همون شرکت داروسازی جدید نیست؟
‫- اوهوم.

417
00:31:01,600 --> 00:31:03,080
‫فقط من رو نادیده نمی‌گیره،

418
00:31:03,160 --> 00:31:05,080
‫انگار می‌خواد سر به تنم نباشه.

419
00:31:10,080 --> 00:31:11,080
‫چیه؟

420
00:31:13,360 --> 00:31:15,320
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم...

421
00:31:15,400 --> 00:31:17,240
‫شاید پدرم یه کم دیوونه‌ست.

422
00:31:17,320 --> 00:31:20,080
‫ولی حس می‌کنم این منم که دارم دیوونه می‌شم.

423
00:31:22,680 --> 00:31:24,360
‫رفتارش عجیب شده، مگه نه؟

424
00:31:25,520 --> 00:31:26,720
‫انگار فرق کرده.

425
00:31:28,040 --> 00:31:29,040
‫خب؟

426
00:31:31,400 --> 00:31:33,080
‫حتی به این فکر می‌کردم که اون...

427
00:31:36,840 --> 00:31:38,760
‫منم دیگه اون آدم سابق نیستم.

428
00:31:42,280 --> 00:31:43,320
‫تو عوض نشدی.

429
00:31:47,200 --> 00:31:48,120
‫ها؟

430
00:31:48,600 --> 00:31:49,640
‫اوه، وای.

431
00:31:51,960 --> 00:31:52,960
‫به خاطر چیه؟

432
00:31:55,520 --> 00:31:57,040
‫از سرطان روده بزرگ
‫جون سالم به در بردم.

433
00:31:57,600 --> 00:31:58,720
‫باور می‌کنی؟

434
00:32:01,680 --> 00:32:03,280
‫خدایا، اصلا خبر نداشتم.

435
00:32:04,720 --> 00:32:07,760
‫آره، خب، چند وقتی می‌شد
‫باهم حرف نزده بودیم.

436
00:32:07,840 --> 00:32:10,040
‫نمی‌خواستم ایمیل بفرستم بهت بگم.

437
00:32:10,120 --> 00:32:14,240
‫به نظرم این کیسه در چند زمینه
‫زندگیم رو عوض کرده، ولی...

438
00:32:14,320 --> 00:32:15,400
‫خب...

439
00:32:17,360 --> 00:32:19,920
‫بعضی روزها بدترین اتفاقیه که برام افتاده.

440
00:32:20,440 --> 00:32:22,000
‫و بعضی وقت‌ها خدا رو شاکرم.

441
00:32:23,280 --> 00:32:25,520
‫این نشون می‌ده که
‫برای زندگیم جنگیدم و بردم.

442
00:32:26,520 --> 00:32:28,760
‫همیشه من رو به جشن گرفتن وامی‌داره.

443
00:32:31,200 --> 00:32:32,160
‫اوه، واقعاً؟

444
00:32:38,440 --> 00:32:39,840
‫اینجا کار می‌کنم.

445
00:32:41,280 --> 00:32:42,760
‫ساختمون جدید خیلی بزرگه.

446
00:32:52,880 --> 00:32:54,800
‫امشب خیلی خوش گذشت.

447
00:32:55,560 --> 00:32:56,600
‫هوم.

448
00:32:57,880 --> 00:32:58,960
‫اوهوم.

449
00:32:59,680 --> 00:33:00,640
‫بعداً می‌بینمت.

450
00:33:00,720 --> 00:33:01,880
‫همینطور. می‌بینمت.

451
00:33:16,040 --> 00:33:18,680
‫[شرکت داروسازی سرتیکس]

452
00:33:45,720 --> 00:33:47,120
‫چیکار می‌کنی؟

453
00:33:48,600 --> 00:33:49,760
‫به نظرت چیکار می‌کنم؟

454
00:33:51,880 --> 00:33:53,200
‫فکر نمی‌کنی یه کم زوده؟

455
00:33:54,120 --> 00:33:57,360
‫هرچه زودتر بهتر،
‫زودتر می‌تونیم به زندگی‌مون ادامه بدیم.

456
00:33:59,280 --> 00:34:01,760
‫و هرچه زودتر تو برگردی
‫به اتاق زیرشیروانی، درسته؟

457
00:34:11,080 --> 00:34:12,880
‫اون بالا چیکار می‌کنی؟

458
00:34:15,840 --> 00:34:17,320
‫هوم، خب من...

459
00:34:17,400 --> 00:34:19,760
‫کتاب می‌خونم، ویدئو می‌بینم، مطلع می‌شم.

460
00:34:21,040 --> 00:34:22,960
‫کاری که همه باید بکنن.

461
00:34:24,680 --> 00:34:26,840
‫برای انجام این کار باید در رو قفل کنی؟

462
00:34:26,920 --> 00:34:29,560
‫دوست ندارم مردم تو کارم فضولی کنن.

463
00:34:29,640 --> 00:34:31,360
‫تو هم همینطور بودی.

464
00:34:31,440 --> 00:34:34,480
‫تو باعث شدی به همه
‫درهای خونه لعنتی قفل بزنیم.

465
00:34:34,560 --> 00:34:36,080
‫«خونه لعنتی»؟

466
00:34:36,160 --> 00:34:37,480
‫آره.

467
00:34:37,560 --> 00:34:40,560
‫شاید وقتی من یه نوجوون لعنتی بودم.
‫نه مثل تو.

468
00:34:41,160 --> 00:34:43,160
‫هیچوقت اینطور با من حرف نمی‌زدی.

469
00:34:45,560 --> 00:34:48,240
‫خب، شاید این چیزیه که
‫لازم بود بشنوی، عزیزم.

470
00:34:48,720 --> 00:34:50,040
‫چند تا حقیقت تلخ و سخت.

471
00:34:51,720 --> 00:34:52,960
‫دیگه تو رو نمی‌شناسم.

472
00:34:55,160 --> 00:34:57,520
‫ولی تو اصلاً عوض نشدی.

473
00:34:58,160 --> 00:35:01,120
‫مراسم ختم مادرت بود
‫و جای دیگه‌ای رفته بودی.

474
00:35:04,000 --> 00:35:05,160
‫وای، ممنون.

475
00:35:24,800 --> 00:35:28,960
‫[آدرنالین - آدرنوکروم]

476
00:35:47,240 --> 00:35:48,960
‫اه، روث. من...

477
00:35:49,040 --> 00:35:50,160
‫این گوشی مامانته.

478
00:35:50,240 --> 00:35:52,280
‫فکر کردم اگه خواستی می‌تونی استفاده کنی.

479
00:35:52,960 --> 00:35:54,160
‫تقریباً نوئه.

480
00:35:54,240 --> 00:35:56,360
‫می‌دونم که مال تو داره کهنه می‌شه.

481
00:35:58,400 --> 00:35:59,480
‫ممنون، بابا.

482
00:36:00,920 --> 00:36:03,680
‫- وای، از اون مدل‌های شیکه.
‫- آره.

483
00:36:04,880 --> 00:36:07,720
‫واقعاً بابتش از من عصبانی شد.

484
00:36:07,800 --> 00:36:10,360
‫گفت «برای یه گوشی، پولش خیلی زیاده».

485
00:36:11,240 --> 00:36:12,680
‫خیلی چیزها ناراحتش می‌کرد.

486
00:36:13,520 --> 00:36:15,520
‫از کِی؟

487
00:36:15,600 --> 00:36:17,600
‫وقتی شروع شد، از دست تو عصبانی بود.

488
00:36:17,680 --> 00:36:20,600
‫چون از اینجا رفتی،
‫چون درس و دانشگاه رو ول کردی.

489
00:36:20,680 --> 00:36:23,040
‫خدا می‌دونه کجا بودی و چیکار می‌کردی.

490
00:36:23,120 --> 00:36:26,560
‫ولی چطور می‌تونی از دست کسی
‫که اینجا نیست، عصبانی بشی؟

491
00:36:28,360 --> 00:36:30,840
‫من بودم که اینجا پیشش مونده بود.

492
00:36:30,920 --> 00:36:33,760
‫تنها کسی که می‌تونست
‫همه چیز رو گردنش بندازه.

493
00:36:34,280 --> 00:36:37,080
‫من رو سرزنش کرد و گفت
‫با تو به اندازه کافی سختگیر نبودم.

494
00:36:38,160 --> 00:36:41,400
‫همیشه راحت‌تره که یکی دیگه رو سرزنش کنی.

495
00:36:44,760 --> 00:36:46,280
‫دوران سختی بود.

496
00:36:47,880 --> 00:36:49,640
‫ولی نگران من نباش.

497
00:36:49,720 --> 00:36:51,280
‫الان خیلی بهترم.

498
00:36:52,800 --> 00:36:53,960
‫خوبم.

499
00:36:56,280 --> 00:36:57,280
‫یه لحظه.

500
00:36:58,440 --> 00:37:01,520
‫اه، رمز گوشی مامان رو می‌دونی؟

501
00:37:01,600 --> 00:37:05,320
‫اه... بهش احتیاج نداری.
‫من... دیروز گوشی رو فرمت کردم.

502
00:37:06,000 --> 00:37:06,880
‫اه...

503
00:37:08,000 --> 00:37:09,720
‫با همه چیزایی که توش بود؟

504
00:37:10,600 --> 00:37:12,400
‫مادرت از بین ما رفته، عزیزم.

505
00:37:12,480 --> 00:37:14,920
‫چرا الان باید کسی بخواد
‫به محتویاتش دسترسی پیدا کنه؟

506
00:37:15,560 --> 00:37:16,800
‫به چه درد تو می‌خوره؟

507
00:37:17,440 --> 00:37:20,000
‫من؟ اوه، هیچی.

508
00:37:20,080 --> 00:37:22,160
‫- مهم نیست.
‫- باشه.

509
00:39:01,400 --> 00:39:04,680
‫گوشیش رو پاک کرده. کاری هست
‫بتونیم بکنیم تا ببینیم روش چی بوده؟

510
00:39:04,760 --> 00:39:07,600
‫یه کار می‌تونیم امتحان کنیم.
‫می‌تونیم ببینیم تو فضای ابری چی داشته.

511
00:39:07,680 --> 00:39:09,760
‫ولی تعمیرگاه احتمالاً می‌تونه
‫بیشتر انجام بده.

512
00:39:09,840 --> 00:39:12,840
‫ولی نمی‌تونیم بریم شهر،
‫همه پدرم رو می‌شناسن.

513
00:39:12,920 --> 00:39:14,280
‫این چه ربطی داره؟

514
00:39:17,080 --> 00:39:18,840
‫چه اتفاقی داره می‌افته، روث؟

515
00:39:23,240 --> 00:39:25,520
‫فکر کردم صدای اومدن پدرت رو شنیدم.

516
00:39:25,600 --> 00:39:28,200
‫اون کل روز تو اتاق زیرشیروانی می‌مونه.

517
00:39:28,280 --> 00:39:32,000
‫می‌ترسم که من.. نمی‌دونم،
‫یکی از این روزها یه کار دیوانه‌وار بکنه.

518
00:39:34,800 --> 00:39:37,960
‫خیلی‌خب. با سن پدرت،
‫می‌تونه هر چیزی باشه، روث.

519
00:39:38,040 --> 00:39:39,040
‫هر چیزی.

520
00:39:40,640 --> 00:39:44,480
‫- طلاق، یا خریدن یه ماشین کروکی...
‫- آره، ولی گفت می‌ترسه، آرون.

521
00:39:45,200 --> 00:39:47,200
‫مادرم هیچوقت از چیزی نمی‌ترسید.

522
00:39:48,080 --> 00:39:51,800
‫آره. چند وقتی می‌شد ندیده بودیش،
‫همینجوری می‌گم.

523
00:39:51,880 --> 00:39:53,480
‫محض رضای خدا، اون مامانمه.

524
00:39:54,040 --> 00:39:56,200
‫قبلاً دستشویی می‌رفت، در رو قفل نمی‌کرد.

525
00:39:56,880 --> 00:39:59,840
‫درهای بسته رو تحمل نمی‌کرد
‫و از رمز و راز خوشش نمیومد.

526
00:40:00,360 --> 00:40:03,440
‫و مطمئنم از اینکه بابام خودش رو
‫اون بالا حبس می‌کرد، متنفر بود.

527
00:40:05,600 --> 00:40:07,280
‫اگه رفته باشه اونجا، چی؟

528
00:40:07,360 --> 00:40:08,440
‫اگه یه چیزی دیده باشه، چی؟

529
00:40:08,520 --> 00:40:10,680
‫چیزی که پدرم نمی‌خواست کسی ببینه؟

530
00:40:10,760 --> 00:40:12,760
‫شاید دعوا کردن و به خاطر همون بهم زنگ زد؟

531
00:40:13,720 --> 00:40:15,320
‫و به خاطر همون اون رو کشتن؟

532
00:40:16,640 --> 00:40:19,280
‫آروم‌ باش، روث، بی‌خیال.
‫بذار دیوونه نشیم.

533
00:40:19,840 --> 00:40:21,440
‫با گارد مدنی حرف زدی؟

534
00:40:21,520 --> 00:40:24,200
‫نمی‌تونم، اونا همه با پدرم رفیقن.

535
00:40:24,280 --> 00:40:25,480
‫نمی‌دونم.

536
00:40:25,560 --> 00:40:27,040
‫دیوونه‌م که اینطور فکر می‌کنم؟

537
00:40:27,120 --> 00:40:30,760
‫نه، نه، دیوونه نیستی. فقط نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم، روث... نمی‌دونم.

538
00:40:33,560 --> 00:40:35,440
‫به خاطر همین هنوز اینجا موندی؟

539
00:40:40,400 --> 00:40:43,400
‫باید مطمئن بشم چیزی که
‫فکر می‌کنم درست نیست.

540
00:40:44,520 --> 00:40:45,640
‫بیا.

541
00:40:45,720 --> 00:40:47,040
‫چی پیدا شد؟

542
00:40:47,120 --> 00:40:49,240
‫نوشته ۲۰۰ تا عکس هست.

543
00:40:50,000 --> 00:40:51,840
‫به نظر زیاد نمیاد.

544
00:40:51,920 --> 00:40:53,720
‫آره، یه گوشی کاملاً نو بود.

545
00:40:54,600 --> 00:40:56,480
‫فکر کنم کریسمس هدیه گرفته بود.

546
00:40:57,240 --> 00:40:58,920
‫نه، به نظر همیناست.

547
00:40:59,000 --> 00:41:01,440
‫ممکنه یه پوشه دیگه‌ای جایی باشه؟

548
00:41:02,040 --> 00:41:04,360
‫چیزی که سعی کنه مخفی نگه داره؟ نمی‌دونم.

549
00:41:04,440 --> 00:41:06,520
‫- صبر کن. اون چیه؟
‫- خب، بذار ببینیم.

550
00:41:07,000 --> 00:41:08,080
‫اسمی نداره.

551
00:41:08,840 --> 00:41:10,080
‫چشم‌هات رو ببند.

552
00:41:10,160 --> 00:41:11,120
‫چرا؟

553
00:41:11,200 --> 00:41:13,120
‫- فقط محض احتیاط.
‫- احتیاط چی؟

554
00:41:13,200 --> 00:41:15,280
‫اگه عکس خصوصی یا چیزی باشه چی؟

555
00:41:15,360 --> 00:41:17,680
‫- عکس خصوصی مادرت، پدرت.
‫- جدی باش.

556
00:41:17,760 --> 00:41:19,120
‫یا حتی چیز ترسناکی.

557
00:41:19,200 --> 00:41:21,280
‫- دلت نمی‌خواد اون رو ببینی.
‫- نادون.

558
00:41:21,360 --> 00:41:24,080
‫منم نمی‌خوام، برای اطلاع،
‫قسم می‌خورم، منم نمی‌خوام، ولی...

559
00:41:24,160 --> 00:41:26,880
‫ولی اگه برای ازدواج با تو لازم باشه،
‫انجامش می‌دم.

560
00:41:28,840 --> 00:41:31,200
‫آروم باش، شوخی کردم.
‫یالا دیگه، چشم‌هات رو ببند.

561
00:41:32,880 --> 00:41:34,800
‫باشه، زود باش. بزن.

562
00:41:36,280 --> 00:41:37,280
‫خب؟

563
00:41:38,200 --> 00:41:40,640
‫این کیه؟

564
00:41:41,240 --> 00:41:42,280
‫لعنت!

565
00:41:43,840 --> 00:41:45,120
‫لعنت، می‌دونستم!

566
00:41:45,640 --> 00:41:47,800
‫- می‌دونستم.
‫- قضیه چیه؟

567
00:41:47,880 --> 00:41:50,560
‫این زن رو دیدم.
‫تو مراسم ختم و تشییع جنازه بود.

568
00:41:50,640 --> 00:41:54,360
‫از بابام پرسیدم کیه
‫و دروغ گفت که نمی‌دونه.

569
00:41:54,840 --> 00:41:55,960
‫این دیگه کیه؟

570
00:41:56,640 --> 00:42:00,040
‫نمی‌دونم، اسمش رو به ما نمی‌ده.
‫فقط مامان و بابات می‌دونن.

571
00:42:00,560 --> 00:42:03,040
‫باید بفهمم.
‫باید بفهمم کیه.

572
00:42:03,120 --> 00:42:04,600
‫چطور می‌خوای این کار رو کنی؟

573
00:42:04,680 --> 00:42:08,480
‫همه عکس‌ها رو به پدرم نشون می‌دم
‫و وادارش می‌کنم حقیقت رو بهم بگه.

574
00:42:09,040 --> 00:42:10,480
‫می‌خوای تنها بری؟

575
00:42:19,840 --> 00:42:22,560
‫لعنت، آرون، واقعاً مجبور بودی
‫تو ون سیگار بکشی؟

576
00:42:22,640 --> 00:42:24,040
‫عصبی بودم.

577
00:42:24,120 --> 00:42:25,280
‫ولی الان خوبم.

578
00:42:29,120 --> 00:42:30,120
‫سلام بابا.

579
00:42:30,840 --> 00:42:32,040
‫آرون رو یادته؟

580
00:42:37,120 --> 00:42:38,440
‫دعوتش کردم واسه شام بیاد.

581
00:42:39,440 --> 00:42:40,280
‫شب خوش.

582
00:42:42,040 --> 00:42:43,240
‫عالی شد.

583
00:42:45,960 --> 00:42:48,600
‫ببخشید. اخیراً زیاد آشپزی نکردم.

584
00:42:49,480 --> 00:42:51,400
‫فقط یه چیزایی سرهم می‌کنم.

585
00:42:51,520 --> 00:42:54,320
‫نگران نباش، مارتین، این برای من
‫یه غذا در سطح بهترین رستوران‌هاست.

586
00:42:54,400 --> 00:42:56,120
‫خیلی فست‌فود می‌خوری؟

587
00:42:56,600 --> 00:42:59,480
‫صبح‌ها کارم تمیز کردن کثافت‌کاری‌هاست
‫و شب‌ها غذای کثیف می‌خورم.

588
00:42:59,560 --> 00:43:00,480
‫- هوم.
‫- هوم.

589
00:43:01,240 --> 00:43:03,120
‫به خاطر همینه که سرطان گرفتی.

590
00:43:03,200 --> 00:43:04,280
‫بس کن، بابا.

591
00:43:04,880 --> 00:43:07,320
‫نه، نمی‌گم تقصیر خودته، واقعاً.

592
00:43:07,400 --> 00:43:10,440
‫به خاطر مواد شیمیایی‌ایه که
‫این روزا تو همه چی می‌ریزن.

593
00:43:11,320 --> 00:43:13,000
‫و تصادفی نیست.

594
00:43:13,640 --> 00:43:16,400
‫می‌دونی، تو رو مریض می‌کنن
‫تا بتونن درمانش رو بهت بفروشن.

595
00:43:16,960 --> 00:43:19,720
‫همزمان، اون‌ها دارن سیستم
‫سلامت ملی رو نابود می‌کنن

596
00:43:19,800 --> 00:43:21,360
‫تا همه مجبور بشیم پول بدیم.

597
00:43:23,640 --> 00:43:24,640
‫«اون‌ها» کی هستن؟

598
00:43:25,640 --> 00:43:29,320
‫- کسایی که براشون کار می‌کنی.
‫- من اونجا کف زمین رو تمیز می‌کنم.

599
00:43:30,680 --> 00:43:32,600
‫داری برای آدم‌کش‌ها کار می‌کنی، می‌دونی؟

600
00:43:32,680 --> 00:43:35,640
‫بچه‌ها رو هم می‌دزدن.
‫اونم نباید فراموش کرد.

601
00:43:36,800 --> 00:43:38,280
‫به نظرت این موضوع خنده‌داره؟

602
00:43:38,360 --> 00:43:40,280
‫صبر کن، مارتین، بذار درست بفهمم.

603
00:43:41,320 --> 00:43:44,200
‫فکر می‌کنی کارفرماهام
‫مسئول سرطان من هستن؟

604
00:43:44,280 --> 00:43:46,480
‫شاید دقیقاً خود کارفرماهات نباشن، ولی...

605
00:43:47,400 --> 00:43:49,760
‫- خب، منظورت شرکت‌های داروسازیه.
‫- اوهوم.

606
00:43:49,840 --> 00:43:51,320
‫و دولت‌ها.

607
00:43:53,000 --> 00:43:54,240
‫مارتین، بیخیال.

608
00:43:54,320 --> 00:43:56,280
‫پس تقصیر کیه؟

609
00:43:56,360 --> 00:43:59,520
‫خب، می‌دونی، سرزنش کردن بقیه
‫همیشه آسون‌تره.

610
00:43:59,600 --> 00:44:01,880
‫ای کاش واقعاً یکی تقصیرش
‫رو گردن می‌گرفت.

611
00:44:01,960 --> 00:44:05,040
‫ای کاش سرطان یه جا ساخته میشد،

612
00:44:05,120 --> 00:44:07,400
‫و همه می‌تونستیم بریم اونجا
‫و نابودش کنیم.

613
00:44:07,480 --> 00:44:09,000
‫ریشه‌کنش کنیم.

614
00:44:09,520 --> 00:44:11,360
‫ولی خب اینجوری نیست دیگه، مارتین.

615
00:44:11,440 --> 00:44:12,880
‫- عه؟
‫- آره.

616
00:44:12,960 --> 00:44:14,120
‫پس چطوریه؟

617
00:44:14,200 --> 00:44:15,800
‫سرطان می‌گیری و بیچاره میشی.

618
00:44:15,880 --> 00:44:18,080
‫و هیچوقت نمی‌فهمی کی دوباره قراره برگرده.

619
00:44:18,720 --> 00:44:20,640
‫ترس از سرطان رو می‌بلعی.

620
00:44:21,800 --> 00:44:23,760
‫مگه تو به جای بلعیدنش فقط
‫مواد نمی‌کشی؟

621
00:44:29,360 --> 00:44:32,680
‫آره، مواد می‌کشی.
‫می‌شینی روی مبل و هیچ کاری نمی‌کنی.

622
00:44:33,360 --> 00:44:35,600
‫بهشون اجازه میدی هر کاری
‫می‌خوان انجام بدن.

623
00:44:35,680 --> 00:44:37,560
‫میشه یادآوری کنی خودت چیکار می‌کنی؟

624
00:44:37,640 --> 00:44:41,960
‫تحقیق و بررسی می‌کنم،
‫سوال می‌پرسم، خب؟

625
00:44:42,560 --> 00:44:43,560
‫هوم.

626
00:44:44,320 --> 00:44:46,200
‫با دوستت این کار رو می‌کنی؟

627
00:44:46,280 --> 00:44:49,280
‫اون خانمی که واسه مراسم اومده بود
‫و گفتی نمی‌شناسیش؟

628
00:44:50,760 --> 00:44:54,080
‫بابا، مامان عکس‌های تو و اون زنه
‫رو تو گوشیش داشت.

629
00:44:55,120 --> 00:44:56,480
‫که داشتید تو شهر قدم می‌زدید.

630
00:44:57,320 --> 00:44:58,560
‫چیکار داری می‌کنی، عزیزم؟

631
00:44:58,640 --> 00:45:00,560
‫اه... دارم مثل تو تحقیق می‌کنم.

632
00:45:01,800 --> 00:45:02,800
‫زنه کیه؟

633
00:45:04,800 --> 00:45:06,240
‫اسمش برتاست.

634
00:45:07,960 --> 00:45:09,040
‫اسمش برتاست.

635
00:45:09,520 --> 00:45:10,480
‫عالیه.

636
00:45:12,440 --> 00:45:13,320
‫این برتا کی هست؟

637
00:45:13,920 --> 00:45:15,240
‫دوستمه.

638
00:45:15,760 --> 00:45:16,600
‫دوستته.

639
00:45:16,680 --> 00:45:19,280
‫شاید باورت نشه، ولی به سن من برسی
‫بازم می‌تونی دوست پیدا کنی.

640
00:45:19,360 --> 00:45:20,240
‫هوم.

641
00:45:20,320 --> 00:45:23,960
‫ولی مردم شهر ممکنه دچار
‫سوءتفاهم بشن،

642
00:45:24,040 --> 00:45:25,960
‫و من ترجیح میدم هیچی نگم.

643
00:45:26,640 --> 00:45:28,400
‫- ولی کجا؟
‫- چی؟

644
00:45:28,480 --> 00:45:30,240
‫- کجا؟
‫- کجا باهاش آشنا شدی؟

645
00:45:31,800 --> 00:45:33,920
‫- اینترنتی.
‫- تو برنامه دوست‌یابی؟

646
00:45:35,360 --> 00:45:38,320
‫نه. تو یه انجمن تحقیق آشنا شدیم.

647
00:45:38,400 --> 00:45:39,800
‫دیگه کی از همچین وبسایت‌هایی
‫استفاده می‌کنه؟

648
00:45:39,880 --> 00:45:41,960
‫تعدادشون بیشتر از اونیه که فکر می‌کنی.

649
00:45:42,640 --> 00:45:43,840
‫- جدی؟
‫- آره.

650
00:45:44,600 --> 00:45:47,040
‫بیشتر افراد اون سایت صداش رو درنمیارن چون...

651
00:45:48,000 --> 00:45:49,080
‫چون؟

652
00:45:50,120 --> 00:45:52,800
‫چون صحبت کردن درباره یه چیزهایی
‫زیاد آسون نیست.

653
00:45:54,200 --> 00:45:56,680
‫چون ممکنه اون وسط عزیزانت رو از دست بدی.

654
00:45:58,480 --> 00:46:00,200
‫این اتفاق برای تو هم افتاد، بابا؟

655
00:46:01,680 --> 00:46:02,880
‫مامان رو از دست دادی؟

656
00:46:05,080 --> 00:46:06,000
‫آره، شاید.

657
00:46:09,520 --> 00:46:11,360
‫برتا خیلی‌ها رو از دست داده.

658
00:46:12,080 --> 00:46:15,440
‫شوهرش رو، سرپرستی دوتا بچه‌هاشون رو.

659
00:46:16,360 --> 00:46:18,320
‫و الان احساس تنهایی می‌کنه.

660
00:46:18,400 --> 00:46:22,120
‫به عنوان دوستش، سعی می‌کنم
‫کنارش باشم. باهاش وقت بگذرونم.

661
00:46:22,200 --> 00:46:24,520
‫می‌دونی، یه کمک دوستانه‌ست.

662
00:46:24,600 --> 00:46:25,880
‫مگه چیه؟

663
00:46:40,160 --> 00:46:41,520
‫نظرت چیه؟

664
00:46:42,760 --> 00:46:44,120
‫درکت می‌کنم.

665
00:46:44,200 --> 00:46:45,200
‫به خدا.

666
00:46:45,280 --> 00:46:47,840
‫ولی ته دلش، پشت تمام

667
00:46:47,920 --> 00:46:51,320
‫اتفاقاتی که براش افتاده، اول و آخرش،
‫همون آدم قبلیه.

668
00:46:52,080 --> 00:46:55,360
‫گارد مدنیه ولی آدم بدی نیست.

669
00:46:55,440 --> 00:46:58,560
‫حتی تو فانتزی کوچولوش،
‫خودش رو به چشم قهرمان می‌بینه،

670
00:46:58,640 --> 00:47:00,520
‫که داره بچه‌ها رو از دست پولدارهای
‫شرور نجات میده.

671
00:47:07,200 --> 00:47:09,000
‫بلدی قفل باز کنی؟

672
00:47:11,320 --> 00:47:14,560
‫باید برم تو اتاق زیر شیروانی و ببینم
‫مامانم اونجا چی دیده.

673
00:47:15,840 --> 00:47:17,920
‫چرا داری به من میگی؟

674
00:47:19,040 --> 00:47:22,760
‫کس دیگه‌ای رو نمی‌شناسم که بلد باشه
‫قفل باز کنه.

675
00:47:23,800 --> 00:47:24,880
‫اون وقت من بلدم؟

676
00:47:25,520 --> 00:47:27,640
‫چرا؟ چون مواد می‌فروشم؟

677
00:47:28,240 --> 00:47:31,080
‫نه. امیدوار بودم بتونی کمکم کنی.

678
00:47:33,040 --> 00:47:34,600
‫روث، من مجرم که نیستم.

679
00:47:38,800 --> 00:47:40,200
‫می‌دونم، آرون.

680
00:47:40,280 --> 00:47:43,760
‫نمی‌دونم، گفتم شاید یه آشنا داشته باشی یا...

681
00:47:43,840 --> 00:47:47,440
‫فکر کردی من با چه آدم‌هایی می‌گردم؟
‫فکر کردی من کی هستم؟

682
00:47:50,880 --> 00:47:52,840
‫مهم نیست. فراموشش کن.

683
00:48:28,880 --> 00:48:32,840
‫اول از همه، لوله رو با دقت میاریم بیرون.

684
00:48:32,920 --> 00:48:36,200
‫حواستون به گیره‌های اصلی باشه و...

685
00:49:04,200 --> 00:49:05,480
‫[آرون]

686
00:50:21,200 --> 00:50:22,480
‫[آرون]

687
00:50:26,120 --> 00:50:27,120
‫الو؟

688
00:50:27,200 --> 00:50:30,040
‫من... متاسفم، آرون، اه...

689
00:50:30,120 --> 00:50:31,800
‫من کارتم رو اونجا جا گذاشتم؟

690
00:50:32,680 --> 00:50:33,520
‫چی رو؟

691
00:50:33,600 --> 00:50:36,920
‫کارت ورودم رو، با عکس و بارکد.

692
00:50:37,000 --> 00:50:39,680
‫- ام...
‫- یه بند آبی بهش وصله. نمی‌تونم پیداش کنم.

693
00:50:39,760 --> 00:50:42,760
‫- کجا گذاشتیش؟
‫- تو ون آویزونش کرده بودم. پیداش نمی‌کنم.

694
00:50:42,840 --> 00:50:45,280
‫گفتم شاید دیروز خونه شما
‫جا گذاشته باشمش.

695
00:50:45,360 --> 00:50:48,320
‫با اون کلید کسی می‌تونه وارد
‫شرکت داروسازی بشه؟

696
00:50:48,400 --> 00:50:49,640
‫آره.

697
00:50:51,120 --> 00:50:53,080
‫- خیلی خب...
‫- روث، چه نقشه‌ای داری؟

698
00:50:53,720 --> 00:50:55,720
‫- عجیبه، نه؟
‫- منظورت چیه؟

699
00:50:55,800 --> 00:50:58,000
‫به نظرت عجیب نیست که میای اینجا

700
00:50:58,080 --> 00:51:00,040
‫و یه دفعه کارتت رو گم می‌کنی؟

701
00:51:00,120 --> 00:51:02,400
‫- که در ون رو قفل نمی‌کنی؟
‫- مطمئنم یه جایی گذاشتمش.

702
00:51:02,480 --> 00:51:05,680
‫خواستم چک کنم ببینم اونجاست یا نه.
‫یه جدیدش رو می‌گیرم. خداحافظ.

703
00:51:18,280 --> 00:51:20,920
‫[چیزهایی که نمی‌خواهند ما بدانیم]

704
00:51:23,200 --> 00:51:26,240
‫[مدرسه دولتی لاس وگاس]

705
00:51:31,600 --> 00:51:33,160
‫حال زن سابقم خوب نیست.

706
00:51:35,520 --> 00:51:37,800
‫از قاضی قرار منع خواستم.

707
00:51:37,880 --> 00:51:39,040
‫و قرار رو صادر کردن.

708
00:51:39,880 --> 00:51:41,400
‫در اولین فرصت.

709
00:51:41,480 --> 00:51:45,000
‫فهمیدن که خطرناکه.

710
00:51:45,840 --> 00:51:47,040
‫از چه نظر؟

711
00:51:47,520 --> 00:51:49,040
‫دیوونه شده.

712
00:51:49,120 --> 00:51:50,280
‫اون...

713
00:51:51,480 --> 00:51:54,440
‫زن فوق‌العاده‌ای بود.

714
00:51:55,640 --> 00:51:57,680
‫یه دفعه قاطی کرد.

715
00:51:58,600 --> 00:52:00,640
‫مریض شد. افسرده بود.

716
00:52:00,720 --> 00:52:03,120
‫چند ماه همینجوری بود.

717
00:52:03,800 --> 00:52:06,000
‫واقعاً وحشتناک بود.

718
00:52:07,120 --> 00:52:10,120
‫و یه دفعه کلاً خودش رو از ما دور کرد.

719
00:52:10,200 --> 00:52:12,360
‫گیر داده بود به یه ایده‌های عجیب.

720
00:52:12,440 --> 00:52:16,120
‫می‌گفت پرنده‌ها واقعی نیستن و دارن
‫ما رو تماشا می‌کنن.

721
00:52:16,800 --> 00:52:20,200
‫می‌گفت هواپیماها دارن ذرات
‫نانوفناوری رو پخش می‌کنن

722
00:52:20,280 --> 00:52:21,640
‫که ما رو کنترل کنن.

723
00:52:21,720 --> 00:52:25,280
‫یه دفعه می‌گفت آدم‌های شرور دارن
‫همه چی رو کنترل می‌کنن و...

724
00:52:25,360 --> 00:52:27,120
‫فکر می‌کرد خودش مسئول شکست دادنشونه،

725
00:52:27,200 --> 00:52:29,800
‫و فکر می‌کرد بعدش همه چیز
‫درست میشه.

726
00:52:30,920 --> 00:52:33,760
‫بعدش گیر داد به ناپدید شدن‌ها.

727
00:52:34,600 --> 00:52:36,320
‫ناپدید شدن بچه‌ها.

728
00:52:36,400 --> 00:52:39,360
‫نتونستی قانعش کنی که عقایدش
‫با عقل جور درنمیان؟

729
00:52:39,440 --> 00:52:40,520
‫ای کاش می‌تونستم.

730
00:52:40,600 --> 00:52:43,880
‫ولی بعدش رو بچه‌هام، بچه‌هامون
‫زیادی حساس شد.

731
00:52:44,480 --> 00:52:46,720
‫وقتی میومدن خونه لباس‌هاشون
‫رو می‌گشت،

732
00:52:46,800 --> 00:52:48,760
‫تو کوله‌پشتیشون دنبال دوربین می‌گشت.

733
00:52:48,840 --> 00:52:50,040
‫نمی‌تونستن بدون اجازه‌ش نفس بکشن.

734
00:52:50,120 --> 00:52:52,600
‫خیلی... کنترل‌گر بود.

735
00:52:54,680 --> 00:52:57,600
‫بعدش مجوز اسلحه‌‌ش رو تمدید کرد
‫و تو خونه اسلحه نگه می‌داشت.

736
00:52:58,280 --> 00:53:01,600
‫دست برنمی‌داشت، اوضاع هی بدتر و بدتر میشد.

737
00:53:02,200 --> 00:53:05,760
‫زن سابقم وقتی عضو ارتش بود
‫متخصص سلاح‌های منفجره بود.

738
00:53:07,360 --> 00:53:09,720
‫انگار هر لحظه می‌خواست یه چیزی
‫رو منفجر کنه.

739
00:53:09,800 --> 00:53:11,200
‫یه چیزی، یه جایی...

740
00:53:11,680 --> 00:53:13,000
‫مطمئنم...

741
00:53:14,480 --> 00:53:16,480
‫یه روز اسمش رو تو روزنامه‌ها می‌بینم.

742
00:53:17,040 --> 00:53:18,120
‫مطمئنم.

743
00:53:19,720 --> 00:53:22,000
‫بابای منم کاملاً عوض شده.

744
00:53:22,800 --> 00:53:24,600
‫می‌دونم شنیدنش سخته ولی...

745
00:53:25,680 --> 00:53:26,880
‫ازش دور شو.

746
00:53:27,520 --> 00:53:30,120
‫فرار کن. هر چه دورتر بهتر.

747
00:54:11,680 --> 00:54:12,840
‫چیکار می‌کنی؟

748
00:54:14,560 --> 00:54:15,600
‫تمرین می‌کنم.

749
00:54:16,400 --> 00:54:17,400
‫چیزی شده؟

750
00:54:20,360 --> 00:54:22,160
‫تا حالا ندیده بودم تیراندازی کنی.

751
00:54:30,560 --> 00:54:33,400
‫وقتی بازنشسته شدی مجبورت نکردن
‫اسلحه‌ت رو پس بدی؟

752
00:54:34,800 --> 00:54:37,240
‫مشخص نیست اسلحه کی قراره به کار آدم بیاد.

753
00:55:34,520 --> 00:55:44,520
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

754
00:56:41,800 --> 00:56:43,120
‫شب بخیر، روث.

755
00:56:58,480 --> 00:57:00,520
‫چند روز دیگه وقت می‌خوام، نمی‌تونم...

756
00:57:01,400 --> 00:57:04,640
‫مامانم تازه فوت کرده.
‫دارم به بابام کمک می‌کنم و...

757
00:57:05,680 --> 00:57:08,000
‫باشه، اخراجم کنید. چون...

758
00:57:08,080 --> 00:57:10,160
‫شما تنها رستوران افتضاح برلین نیستید.

759
00:57:10,240 --> 00:57:11,240
‫باشه.

760
00:57:18,080 --> 00:57:20,480
‫کی بود؟ چیزی شده؟

761
00:57:20,560 --> 00:57:22,960
‫نه. از محل کارم تو برلین زنگ زدن.

762
00:57:23,520 --> 00:57:24,520
‫آها.

763
00:57:28,080 --> 00:57:29,360
‫کجا؟

764
00:57:29,880 --> 00:57:32,320
‫هنوز داریم دنبال آلخاندرو می‌گردیم.

765
00:57:32,880 --> 00:57:35,240
‫اه... دارم میرم سمت دریاچه.

766
00:57:35,320 --> 00:57:38,320
‫می‌خوای بیای؟ بچه بودی خیلی اونجا
‫رو دوست داشتی.

767
00:57:39,920 --> 00:57:40,920
‫ام...

768
00:57:43,840 --> 00:57:45,960
‫باشه.

769
00:57:52,320 --> 00:57:56,280
‫کل جنگل رو گشتیم و هیچی پیدا نکردیم.

770
00:57:56,360 --> 00:58:00,480
‫اگه گم شده بود یا افتاده بود
‫یا یه جوری مُرده بود،

771
00:58:00,560 --> 00:58:02,960
‫تا الان جنازه‌ش رو پیدا کرده بودیم.

772
00:58:04,600 --> 00:58:06,400
‫پس اینجا چیکار می‌کنیم؟

773
00:58:06,480 --> 00:58:08,800
‫- یه سری تونل قدیمی اینجاست...
‫- تونل قدیمی؟

774
00:58:08,880 --> 00:58:11,200
‫آره. صدها سال قدمت دارن.

775
00:58:11,280 --> 00:58:13,470
‫طی جنگ، مبارزان مقاومت فرانسه قایمکی

776
00:58:13,520 --> 00:58:15,800
‫از تونل‌ها می‌رفتن شهر دیدن خانواده‌هاشون.

777
00:58:15,880 --> 00:58:17,200
‫ایناها.

778
00:58:18,880 --> 00:58:19,880
‫ببین.

779
00:58:20,760 --> 00:58:23,160
‫می‌دونی اون سمت چیه؟

780
00:58:23,240 --> 00:58:25,120
‫- چیه؟
‫- شرکت داروسازی.

781
00:58:29,160 --> 00:58:30,440
‫درسته.

782
00:58:30,520 --> 00:58:31,680
‫بریم.

783
00:58:42,360 --> 00:58:44,600
‫[شنا ممنوع]

784
00:58:59,040 --> 00:59:00,680
‫برای امروز کافی نیست؟

785
00:59:02,360 --> 00:59:05,360
‫اگه ورودی تونل تو دریاچه باشه چی؟

786
00:59:06,480 --> 00:59:08,680
‫گفتن دریاچه چند سال پیش
‫لبریز شده.

787
00:59:08,760 --> 00:59:10,880
‫واسه همین کسی اینجا شنا نمی‌کنه.

788
00:59:11,680 --> 00:59:15,200
‫مردم توش آشغال می‌اندازن،
‫ولی اگه یه لاپوشونی باشه

789
00:59:15,280 --> 00:59:18,440
‫که کسی نره تو آب و تونل‌ها رو
‫پیدا نکنه چی؟

790
00:59:21,000 --> 00:59:23,280
‫باید یه بار دیگه با لباس غواصی برگردم.

791
00:59:23,360 --> 00:59:24,800
‫می‌دونی چیه؟

792
00:59:24,880 --> 00:59:26,400
‫لازم نکرده.

793
00:59:28,360 --> 00:59:29,520
‫چیکار می‌کنی؟

794
00:59:30,120 --> 00:59:32,560
‫- میرم تونل‌ها رو پیدا کنم.
‫- چی میگی واسه خودت؟

795
00:59:33,080 --> 00:59:35,600
‫نرو تو آب، کثیفه!

796
00:59:38,320 --> 00:59:40,080
‫معلومه داری چیکار می‌کنی؟

797
00:59:43,360 --> 00:59:44,840
‫من که هیچی نمی‌بینم.

798
00:59:46,880 --> 00:59:48,480
‫شاید اینجاست؟

799
00:59:48,560 --> 00:59:49,750
‫اه!

800
00:59:49,800 --> 00:59:50,840
‫چی شد؟

801
00:59:56,080 --> 00:59:58,240
‫- پام رو بریدم.
‫- گفتم که.

802
01:00:11,720 --> 01:00:13,040
‫وقتشه بریم خونه، نه؟

803
01:00:13,640 --> 01:00:14,680
‫چی؟

804
01:00:14,760 --> 01:00:17,000
‫تو آب پر آت و آشغال‌های کثیفه.

805
01:00:17,080 --> 01:00:19,960
‫می‌دونم. خودم بهت هشدار داده بودم.

806
01:00:20,040 --> 01:00:22,200
‫باید تمیزش کنیم که عفونت نکنه.

807
01:00:22,280 --> 01:00:23,520
‫یه زخم سطحیه.

808
01:00:23,600 --> 01:00:27,000
‫می‌خوام اونجا یه چیزی رو چک کنم.
‫بدو برو تا بارون نگرفته.

809
01:00:39,960 --> 01:00:42,070
‫انگار تنها چیزی که برات مهمه

810
01:00:42,120 --> 01:00:44,280
‫پیدا کردن این بچه‌ی گم شده‌ست.

811
01:00:44,360 --> 01:00:47,680
‫دو روز از دفن کردن مامان نگذشته
‫که دوباره جستجو رو شروع کردی.

812
01:00:47,760 --> 01:00:50,840
‫نمی‌دونم، انگار از دست مامان عصبانی هستی

813
01:00:50,920 --> 01:00:53,440
‫که دو روز جستجو کردنت رو متوقف کرده.

814
01:00:53,520 --> 01:00:56,360
‫داری میگی مرگ زنم برام مهم نیست؟

815
01:00:56,440 --> 01:00:59,080
‫چرا این بچه اینقدر برات مهمه، بابا؟

816
01:00:59,960 --> 01:01:01,680
‫داری سعی می‌کنی تحت تاثیر
‫قرارش بدی؟

817
01:01:01,760 --> 01:01:02,760
‫منظورت چیه؟

818
01:01:03,880 --> 01:01:05,240
‫دوست جدیدت برتا رو میگم.

819
01:01:05,320 --> 01:01:07,360
‫تو رو هم شستشوی مغزی داده، بابا؟

820
01:01:08,280 --> 01:01:10,920
‫نمی‌دونم، بگو ببینم. عاشقشی؟

821
01:01:11,440 --> 01:01:13,760
‫تنها زنی که تو عمرم عاشقش بودم مادرت بود.

822
01:01:13,840 --> 01:01:15,360
‫- هوم.
‫- علی‌رغم اینکه مدام می‌نوشید.

823
01:01:16,000 --> 01:01:17,910
‫علی‌رغم اینکه یه دفعه مذهبی شد و

824
01:01:17,960 --> 01:01:19,960
‫هیچ یکشنبه‌ای عشای ربانی رو از دست نمی‌داد.

825
01:01:20,040 --> 01:01:22,400
‫خیلی وقت بود حال مامانت خوب نبود، روث.

826
01:01:22,920 --> 01:01:24,160
‫درست از وقتی تو رفتی.

827
01:01:25,520 --> 01:01:27,240
‫اوه، پس تقصیر منه؟

828
01:01:27,960 --> 01:01:29,680
‫می‌خوای بدونی چرا از خونه رفتم؟

829
01:01:29,760 --> 01:01:33,240
‫چون دیگه نمی‌خواستم شنا کنم.
‫ولی تو اجازه نمی‌دادی.

830
01:01:33,320 --> 01:01:36,000
‫من اینجا خوشحال نبودم، بابا.
‫زندگی خودم رو می‌خواستم.

831
01:01:37,440 --> 01:01:39,400
‫مامانت تو رو می‌پرستید، روث.

832
01:01:40,360 --> 01:01:44,000
‫نور زندگیش بودی.
‫وقتی رفتی، تو تاریکی ولش کردی.

833
01:01:44,080 --> 01:01:46,440
‫برات عجیبه که به نوشیدن رو آورد؟

834
01:01:48,720 --> 01:01:52,400
‫شاید به نوشیدن معتاد شد چون طاقت نداشت
‫که ببینه تبدیل به یه پیرمرد عصبانی شدی

835
01:01:52,480 --> 01:01:56,160
‫که هر روز با اون تئوری‌های توطئه‌ت داری
‫دیوونه‌تر میشی.

836
01:01:56,240 --> 01:01:59,640
‫می‌دونی دوست داشتن کسی که همچین
‫دیدگاهی بهت داره چقدر سخته؟

837
01:01:59,720 --> 01:02:02,440
‫بعد از اینکه دیگه عشق و احترامی
‫نسبت بهت تو دلشون نمونده؟

838
01:02:02,520 --> 01:02:05,040
‫که یه دفعه‌ای تو رو به چشم یه
‫پیرمرد به درد نخور می‌بینه؟

839
01:02:13,560 --> 01:02:17,080
‫پس گمونم دیوونه شدنت هم تقصیر منه، نه؟

840
01:02:17,160 --> 01:02:18,800
‫من سالم سالمم.

841
01:02:18,880 --> 01:02:21,240
‫از همیشه عاقل‌ترم.
‫چون الان هوشیار شدم.

842
01:02:21,320 --> 01:02:25,000
‫تو و بقیه هستید که دارید تو
‫جهل زندگی می‌کنید،

843
01:02:25,080 --> 01:02:27,640
‫و تصمیم گرفتید درد این بچه‌ها
‫و خانواده‌هاشون رو نادیده بگیرید.

844
01:02:27,720 --> 01:02:31,760
‫شوخی می‌کنی دیگه، بسه. دیگه نمی‌تونم
‫به همون مزخرفات تکراری گوش بدم!

845
01:02:31,840 --> 01:02:32,840
‫من دیوونه نیستم!

846
01:02:33,440 --> 01:02:35,560
‫اگه گم شدن بچه‌ها یه جور
‫همه‌گیری بود،

847
01:02:35,640 --> 01:02:38,280
‫پس تبدیل به تیتر کل روزنامه‌ها میشد.

848
01:02:38,360 --> 01:02:40,160
‫خیلی ساده‌لوحی، عزیزم.

849
01:02:40,240 --> 01:02:43,560
‫می‌خوای برات توضیح بدم دنیا چه شکلیه؟

850
01:02:45,040 --> 01:02:49,120
‫ترجیح میدم فکر کنم ساده‌لوحی،
‫نه یه چیز بدتر.

851
01:02:50,960 --> 01:02:53,120
‫عالیه، الان به منم مشکوک شدی؟

852
01:02:54,160 --> 01:02:57,120
‫البته، بابا، اینجا همه جز تو
‫رشوه گرفتن.

853
01:02:57,200 --> 01:02:58,800
‫همه جز تو احمقن.

854
01:02:58,880 --> 01:03:00,800
‫تازگی‌ها یه نگاه به آیینه انداختی؟

855
01:03:01,280 --> 01:03:03,000
‫دیدی چه شکلی شدی؟

856
01:03:03,080 --> 01:03:06,040
‫چون به نظر من الان شبیه یه
‫آدم نابغه نیستی.

857
01:03:06,120 --> 01:03:10,080
‫الگویی نیستی که چون حقیقت رو
‫می‌دونی همه باید دنباله‌روت باشن.

858
01:03:10,840 --> 01:03:14,280
‫یه پیرمردی که خودت رو تو تو اتاق زیر شیروانی
‫زندانی می‌کنی و خدا می‌دونه مشغول چه کاری هستی.

859
01:03:14,360 --> 01:03:16,080
‫الان تبدیل به همچین آدمی شدی.

860
01:03:17,080 --> 01:03:19,800
‫می‌خوای بدونی تو اتاق زیر شیروانی
‫چیکار می‌کنم؟

861
01:03:20,560 --> 01:03:23,280
‫واسه همین دیروز سعی کردی دزدکی
‫واردش بشی؟

862
01:03:25,680 --> 01:03:27,480
‫پس داری جاسوسیم رو می‌کنی؟

863
01:03:28,200 --> 01:03:29,800
‫- عالیه.
‫- کجا میری؟

864
01:03:29,880 --> 01:03:32,440
‫- دست کثیفت رو به من نزن!
‫- گم میشی‌ها! روث!

865
01:03:34,760 --> 01:03:36,720
‫- روث. روث!
‫- دست از سرم بردار!

866
01:03:38,400 --> 01:03:39,240
‫روث.

867
01:03:40,240 --> 01:03:41,200
‫روث!

868
01:03:41,840 --> 01:03:42,680
‫برگرد!

869
01:03:43,280 --> 01:03:44,360
‫تنهام بذار!

870
01:03:51,200 --> 01:03:52,600
‫روث!

871
01:04:09,800 --> 01:04:12,720
‫بیهوش شده بودی، ولی انگار خوبی.

872
01:04:12,800 --> 01:04:16,680
‫یه چند روز استراحت کن که
‫به قوزک پات فشار نیاد.

873
01:04:17,480 --> 01:04:20,320
‫اگه درد داشتی هر هشت ساعت
‫یه مسکن بخور.

874
01:04:20,400 --> 01:04:22,400
‫و بابات هم باید برات دمنوش درست کنه.

875
01:04:22,480 --> 01:04:23,800
‫از گیاهان سر درمیاره.

876
01:04:23,880 --> 01:04:25,480
‫ولی مهم‌تر از همه اینه که استراحت کنی.

877
01:04:25,560 --> 01:04:28,000
‫می‌خوای قوزکت خوب بشه دیگه، نه؟

878
01:04:30,680 --> 01:04:31,680
‫باشه.

879
01:06:11,080 --> 01:06:13,640
‫چرا خونه پر دوربینه، بابا؟

880
01:06:14,640 --> 01:06:17,000
‫جاسوسیِ من رو می‌کنی، یا جاسوسیِ
‫مامان رو می‌کردی؟

881
01:06:17,480 --> 01:06:20,840
‫چرا باید همچین کاری کنم؟
‫میشه بچه‌بازی درنیاری؟

882
01:06:20,920 --> 01:06:22,640
‫الان من دارم بچه‌بازی درمیارم؟

883
01:06:22,720 --> 01:06:24,720
‫دوربین امنیتیه دیگه.

884
01:06:24,800 --> 01:06:28,040
‫چون می‌ترسیدم اونا بیفتن دنبالمون.

885
01:06:28,120 --> 01:06:29,160
‫وای خدا...

886
01:06:29,240 --> 01:06:31,680
‫دیدی؟ می‌دونستم باور نمی‌کنی.

887
01:06:31,760 --> 01:06:33,240
‫واسه همین نگفتم.

888
01:06:33,320 --> 01:06:36,400
‫کی قراره بیاد سراغ ما، بابا؟ کی؟

889
01:06:36,480 --> 01:06:39,080
‫- شرکت داروسازی؟
‫- و سیاستمدارها.

890
01:06:39,160 --> 01:06:42,040
‫- اوه.
‫- و پلیس. می‌تونن به هر کسی رشوه بدن.

891
01:06:42,120 --> 01:06:43,800
‫به اونایی که اصلاً انتظار نداری.

892
01:06:44,760 --> 01:06:46,200
‫فکر کن.

893
01:06:46,760 --> 01:06:49,160
‫دارن بلاهای وحشتناکی سر بچه‌ها میارن.

894
01:06:49,640 --> 01:06:53,160
‫هر کسی که مانع ماموریتشون بشه
‫رو نابود می‌کنن.

895
01:06:53,680 --> 01:06:55,120
‫و فهمیدن من به کارهاشون پی بردم.

896
01:06:55,640 --> 01:06:58,480
‫چون دیدن دارم جستجو می‌کنن
‫باید حواسم رو بیشتر جمع می‌کردم.

897
01:06:58,560 --> 01:07:00,910
‫یه نگهبان ازم کارت شناسایی خواست.
‫ولی کارتم رو ندادم

898
01:07:00,960 --> 01:07:03,400
‫اما می‌دونن کی هستم و کجا زندگی می‌کنم.

899
01:07:07,240 --> 01:07:09,200
‫اصلاً اونجا چیکار می‌کردی؟

900
01:07:09,760 --> 01:07:12,440
‫تونل‌ها به اونجا متصل میشن،
‫به زیرزمین ساختمون سرتیکس.

901
01:07:12,520 --> 01:07:14,360
‫بسه، تمومش کن. دیوونه‌م کردی.

902
01:07:15,000 --> 01:07:17,360
‫من همینجا نمی‌شینم که یه سره

903
01:07:17,440 --> 01:07:19,160
‫درباره تونل‌های متروکه و بچه‌های
‫ربوده شده صحبت کنی.

904
01:07:19,240 --> 01:07:21,920
‫- نمی‌تونم. درکت نمی‌کنم.
‫- گوش نمیدی.

905
01:07:22,000 --> 01:07:23,200
‫اونا خیلی خطرناکن.

906
01:07:23,800 --> 01:07:26,760
‫تنها کسی که داره تعقیبم می‌کنه
‫رفیقت برتاست.

907
01:07:26,840 --> 01:07:28,760
‫داره ازت محافظت می‌کنه، روث.

908
01:07:30,320 --> 01:07:31,520
‫محافظت؟

909
01:07:31,600 --> 01:07:34,160
‫می‌خواد مطمئن بشه که حالت خوبه.

910
01:07:34,240 --> 01:07:37,320
‫و چون دختر منی هدف اونا قرار گرفتی، روث.

911
01:07:43,720 --> 01:07:46,920
‫شب مرگ مامان دوربین‌ها همه چیز
‫رو فیلمبرداری کردن؟

912
01:07:48,200 --> 01:07:50,600
‫البته.

913
01:07:50,680 --> 01:07:51,760
‫چی رو نشون دادن؟

914
01:07:51,840 --> 01:07:54,960
‫نشون میدن که مامانت میره حموم.

915
01:07:55,040 --> 01:07:56,080
‫همین.

916
01:07:57,680 --> 01:07:59,200
‫گارد مدنی چیزی می‌دونه؟

917
01:07:59,280 --> 01:08:03,000
‫آره. کل فیلم‌ها دستشونه.
‫اول از همه فیلم‌ها رو به اونا تحویل دادم.

918
01:08:04,120 --> 01:08:05,960
‫پس چرا به من هیچی نگفتی؟ هوم؟

919
01:08:06,040 --> 01:08:08,560
‫چون حرفم رو باور نمی‌کردی.

920
01:08:14,480 --> 01:08:16,000
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

921
01:08:17,280 --> 01:08:18,360
‫همینجاست.

922
01:08:19,520 --> 01:08:22,200
‫ویدئو نشون میده که مامانت تو حمومه.

923
01:08:22,760 --> 01:08:23,920
‫این واسه روز...

924
01:08:24,840 --> 01:08:26,640
‫- روز فوت کردنشه؟
‫- آره.

925
01:08:37,040 --> 01:08:38,920
‫- صداش قطعه؟
‫- صدا نداره.

926
01:08:39,000 --> 01:08:41,840
‫نمی‌دونیم از اون سمت در چیزی گفته یا نه.

927
01:08:42,680 --> 01:08:44,840
‫اگه بابام داشته ادا درمی‌آورده چی؟

928
01:08:44,920 --> 01:08:48,280
‫پس یعنی بابات با توجه به دوربین‌ها
‫برنامه‌ریزی کرده

929
01:08:48,360 --> 01:08:52,880
‫که یه عذر موجه جور کنه، که بتونه مامانت
‫رو در کمال خونسردی بکشه.

930
01:08:53,640 --> 01:08:54,920
‫اینطور فکر می‌کنی؟

931
01:08:55,840 --> 01:08:59,680
‫نه، ولی مامانم در رو قفل کرد و همین؟

932
01:09:00,280 --> 01:09:02,080
‫- چرا میفته زمین؟
‫- به خاطر نوشیدنی.

933
01:09:02,880 --> 01:09:05,520
‫آره، ولی امکان نداره مامانم اونقدرا
‫نوشیده باشه.

934
01:09:06,320 --> 01:09:07,240
‫خیلی خب.

935
01:09:09,080 --> 01:09:11,520
‫این فیلم چند روز قبلش ضبط شده.

936
01:09:11,600 --> 01:09:13,240
‫شاید دیدنش برات سخت باشه.

937
01:09:17,800 --> 01:09:20,720
‫مشخصه اون روز هم نوشیده بوده.

938
01:09:36,040 --> 01:09:38,800
‫- میشه خاموشش کنی؟
‫- آره، البته. ببخشید.

939
01:09:39,560 --> 01:09:41,440
‫ببین، شاید...

940
01:09:41,520 --> 01:09:43,160
‫شاید دارم فضولی می‌کنم...

941
01:09:45,280 --> 01:09:47,000
‫ولی اوضاع خونه مرتبه؟

942
01:09:49,160 --> 01:09:53,160
‫اگه کمک خواستی ما هستیم.
‫می‌دونی کجا باید پیدامون کنی.

943
01:09:53,920 --> 01:09:54,960
‫خب؟

944
01:09:59,920 --> 01:10:03,160
‫چه فکری تو سرت بوده؟
‫که با این وضعیت پات نشستی پشت فرمون؟

945
01:10:04,240 --> 01:10:05,640
‫شنیدی که دکتر چی گفت.

946
01:10:08,600 --> 01:10:10,560
‫می‌خوای تصادف کنی؟

947
01:10:11,160 --> 01:10:12,320
‫می‌خوای تو رو هم از دست بدم؟

948
01:10:12,400 --> 01:10:14,240
‫می‌خواستم با چشم خودم ببینم.

949
01:10:15,080 --> 01:10:16,080
‫چی رو؟

950
01:10:17,120 --> 01:10:20,040
‫که مادرت اینقدر می‌نوشید تا
‫از حال می‌رفت؟

951
01:10:20,120 --> 01:10:21,400
‫می‌خواستی اون رو ببینی؟

952
01:10:21,920 --> 01:10:25,000
‫من زور زدم که در برابر این واقعیت
‫ازت محافظت کنم، عزیزدلم.

953
01:10:25,080 --> 01:10:26,360
‫دیدن همچین لحظاتی...

954
01:10:26,440 --> 01:10:28,160
‫نیاز نبود ببینی.

955
01:10:28,760 --> 01:10:30,840
‫نمی‌خوام اینجوری به یاد بیاریش.

956
01:10:31,360 --> 01:10:32,360
‫ببخشید، بابا.

957
01:10:33,680 --> 01:10:35,600
‫قول بده که به خودت فشار نیاری.

958
01:10:36,200 --> 01:10:38,160
‫و اینقدر فکر نکن.

959
01:10:39,040 --> 01:10:41,160
‫برو حموم و استراحت کن. هوم؟

960
01:10:42,760 --> 01:10:45,080
‫لطفاً دمنوشت رو بنوش، حالت رو
‫بهتر می‌کنه.

961
01:11:25,040 --> 01:11:27,480
‫روث، چیزی می‌خوای؟

962
01:11:31,120 --> 01:11:32,600
‫عزیزم، خوبی؟

963
01:11:34,200 --> 01:11:35,680
‫روث، یه چیزی بگو.

964
01:11:39,000 --> 01:11:41,360
‫روث؟

965
01:11:43,200 --> 01:11:44,800
‫خوبی؟ چی شده؟

966
01:11:45,640 --> 01:11:48,600
‫در رو باز نمی‌کنه، الان خودش رو
‫تو اتاقش زندانی کرده.

967
01:11:58,080 --> 01:11:59,440
‫خیلی عجیبه.

968
01:11:59,520 --> 01:12:03,000
‫حالم خوب بود. خوب بودم،
‫بعدش دمنوش کوفتی بابام رو نوشیدم،

969
01:12:03,080 --> 01:12:04,840
‫و سرگیجه گرفتم.

970
01:12:05,320 --> 01:12:06,320
‫می‌دونی؟

971
01:12:06,400 --> 01:12:08,320
‫- خیلی خب.
‫- دنیا داشت دور سرم می‌چرخید.

972
01:12:08,400 --> 01:12:11,880
‫تلو تلو می‌خوردم،
‫درست مثل مامانم تو اون ویدئوها.

973
01:12:11,960 --> 01:12:15,640
‫الان شک کردم که نکنه بابام یه
‫چیزی به مامانم خورونده بوده.

974
01:12:15,720 --> 01:12:18,920
‫یه چیزی که دوستش تو پزشکی قانونی
‫تو گزارش ذکر نکرده.

975
01:12:19,000 --> 01:12:21,080
‫- واسه همین ما نفهمیدیم.
‫- وایسا.

976
01:12:21,160 --> 01:12:23,240
‫فکر کنم متوجه منظورت نشدم.

977
01:12:23,920 --> 01:12:25,120
‫یه مقدار هم مواد زدم.

978
01:12:25,200 --> 01:12:28,400
‫فکر کردم تو ویدئو مشخصه که بابات
‫داره در میزنه

979
01:12:28,480 --> 01:12:31,320
‫- و مامانت باز نمی‌کنه. اون...
‫- کی گفت؟

980
01:12:32,800 --> 01:12:34,960
‫چون ویدئو صدا نداره.

981
01:12:35,600 --> 01:12:37,920
‫شاید داشته فیلم بازی می‌کرده.

982
01:12:38,000 --> 01:12:39,960
‫می‌کوبیده روی در، در رو به زور باز کرده.

983
01:12:40,040 --> 01:12:42,240
‫وقتی اونجا دیدتش و فهمیده که
‫نمی‌تونه تکون بخوره،

984
01:12:42,320 --> 01:12:45,200
‫فهمیده از محدوده دوربین دوره
‫و در کمال خونسردی مامانم رو کشته.

985
01:12:45,280 --> 01:12:48,200
‫ولی روث، روث، حالیته داری چی میگی؟

986
01:12:48,280 --> 01:12:50,440
‫- می‌فهمی چی میگی؟
‫- بهم مواد داد.

987
01:12:50,520 --> 01:12:52,480
‫بهم مواد داد. نمی‌تونستم سرپا وایسم.

988
01:12:52,560 --> 01:12:54,520
‫ببین، نمی‌دونم. سیگار کشیده بودی؟

989
01:12:54,600 --> 01:12:57,840
‫- یا امروز چیز دیگه‌ای خوردی؟
‫- سیگار نکشیدم.

990
01:12:57,920 --> 01:12:59,040
‫هیچی نکشیدم.

991
01:12:59,720 --> 01:13:01,000
‫یه مسکن خوردم.

992
01:13:01,080 --> 01:13:02,240
‫همین.

993
01:13:03,080 --> 01:13:06,040
‫یکی از دست دکتر، یکی هم تو
‫کلانتری بهم دادن.

994
01:13:06,120 --> 01:13:07,560
‫شاید تاثیر همون بوده.

995
01:13:09,720 --> 01:13:10,920
‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

996
01:13:11,600 --> 01:13:12,800
‫ها؟

997
01:13:12,880 --> 01:13:14,560
‫دیدم داری با بابام حرف میزنی.

998
01:13:15,280 --> 01:13:16,800
‫دیدم دارین حرف میزنین.

999
01:13:17,440 --> 01:13:19,960
‫بابات خیلی نگرانته. باور کن.

1000
01:13:20,040 --> 01:13:21,160
‫مطمئنی؟

1001
01:13:21,640 --> 01:13:22,480
‫آره.

1002
01:13:22,560 --> 01:13:23,800
‫بهت پیشنهاد کار داده؟

1003
01:13:24,640 --> 01:13:25,920
‫خیلی خب، بسه.

1004
01:13:26,440 --> 01:13:28,040
‫خیلی خب، روث. کافیه.

1005
01:13:28,120 --> 01:13:30,280
‫دفعه بعدی که فکر کردی بابات می‌خواد بکشدت،

1006
01:13:30,360 --> 01:13:33,240
‫یا آدم فضایی و همچین مزخرفاتی دیده،
‫به یکی دیگه زنگ بزن.

1007
01:13:33,880 --> 01:13:35,880
‫چون دیگه خسته شدم، روث.

1008
01:13:35,960 --> 01:13:37,790
‫هر دفعه که قفل‌بازکن، مواد یا
‫هم‌نشین می‌خوای

1009
01:13:37,840 --> 01:13:39,760
‫باید بدو بدو خودم رو برسونم.

1010
01:13:41,720 --> 01:13:42,720
‫آره.

1011
01:13:44,520 --> 01:13:47,320
‫پس گمونم من ازت سوءاستفاده کردم.

1012
01:13:48,120 --> 01:13:51,520
‫چون هر کاری می‌کنی از روی از خود گذشتگیه،
‫نه، آرون؟

1013
01:13:53,320 --> 01:13:56,880
‫نه اینکه چون فکر می‌کنی ممکنه یه روز دوباره
‫به هم برگردیم.

1014
01:13:59,000 --> 01:14:00,280
‫من میرم، روث.

1015
01:14:49,800 --> 01:14:52,520
‫روث. در رو باز کن.

1016
01:14:54,080 --> 01:14:55,080
‫روث.

1017
01:14:56,080 --> 01:14:57,080
‫خوبی؟

1018
01:14:57,800 --> 01:14:59,840
‫می‌خوای زنگ بزنم دکتر ولاسکو بیاد؟

1019
01:15:12,840 --> 01:15:16,920
‫[دکتر ولاسکو]

1020
01:15:22,920 --> 01:15:25,920
‫[ولاسکو]

1021
01:15:38,880 --> 01:15:41,080
‫[آلفونسو گارسیا مارین]

1022
01:15:42,920 --> 01:15:44,920
‫[۲۶ فوریه سال ۲۰۲۴]

1023
01:15:49,640 --> 01:15:52,520
‫[آلفونسو همیشه ما رو می‌خندونه]

1024
01:16:24,800 --> 01:16:26,600
‫[گارد مدنی]

1025
01:16:46,960 --> 01:16:48,680
‫با گروهبان بالستر کار دارم.

1026
01:16:54,160 --> 01:16:55,880
‫جواب نمیده. یه لحظه.

1027
01:16:55,960 --> 01:16:58,360
‫- نمی‌تونم صبر کنم، کارم فوریه.
‫- چی؟ هی!

1028
01:17:03,640 --> 01:17:04,640
‫هی!

1029
01:17:14,200 --> 01:17:15,400
‫ببخشید.

1030
01:17:16,640 --> 01:17:18,080
‫نمی‌تونید بیاید اینجا.

1031
01:18:10,480 --> 01:18:11,800
‫روث!

1032
01:18:11,880 --> 01:18:13,040
‫چیکار می‌کنی؟

1033
01:18:14,360 --> 01:18:15,680
‫چیکار می‌کنی، روث؟

1034
01:18:20,440 --> 01:18:21,600
‫متاسفم.

1035
01:18:23,120 --> 01:18:24,600
‫بابت همه چیز متاسفم.

1036
01:18:28,920 --> 01:18:32,040
‫میشه یکی از اون دمنوش‌هات رو
‫برام درست کنی، بابا؟

1037
01:18:32,920 --> 01:18:34,040
‫البته.

1038
01:19:30,440 --> 01:19:32,640
‫[شماره ناشناس]

1039
01:19:39,080 --> 01:19:41,440
‫روث، گروهبان بالستر هستم.

1040
01:19:42,200 --> 01:19:43,800
‫گفتن اومده بودی دیدنم.

1041
01:19:44,400 --> 01:19:45,520
‫بله.

1042
01:19:46,200 --> 01:19:48,640
‫احتمالاً بابات رو تو دفترم دیدی.

1043
01:19:49,680 --> 01:19:50,960
‫فکر کنم باید صحبت کنیم.

1044
01:19:51,040 --> 01:19:52,040
‫چرا؟

1045
01:19:52,840 --> 01:19:56,200
‫بابات امروز صبح اومد دیدنم
‫که بهم بگه فکر می‌کنه...

1046
01:19:57,440 --> 01:20:01,040
‫ممکنه یه نقشی تو مرگ مادرت داشته باشی.

1047
01:20:03,080 --> 01:20:05,360
‫فکر می‌کنه با شرکت داروسازی که تو شهر

1048
01:20:05,440 --> 01:20:06,960
‫یه شعبه تاسیس کرده همکاری می‌کنی.

1049
01:20:07,040 --> 01:20:08,710
‫فکر می‌کنه تو و بقیه شهری‌ها دارین

1050
01:20:08,760 --> 01:20:10,520
‫[آرون]
‫روی یه چیزی کار می‌کنین.

1051
01:20:11,600 --> 01:20:14,760
‫فکر می‌کنه هیچی تصادفی نیست.
‫بگذریم...

1052
01:20:14,840 --> 01:20:18,920
‫اینا حرفای یه آدم بیکاریه که
‫احساس تنهایی می‌کنه.

1053
01:20:19,000 --> 01:20:20,640
‫زیاد شاهد همچین موردی بودیم.

1054
01:20:21,520 --> 01:20:22,600
‫[هنوز دنبال پسره هستم]

1055
01:20:22,680 --> 01:20:24,080
‫[اونا هم نقشی دارن؟]

1056
01:20:24,160 --> 01:20:26,440
‫خواستم بدونی که به نظر ما

1057
01:20:26,520 --> 01:20:29,240
‫و کلاً به نظر هر آدم عاقلی،

1058
01:20:29,320 --> 01:20:31,960
‫پرونده بسته‌ست و جرمی در کار نیست.

1059
01:20:33,400 --> 01:20:34,600
‫اون اتفاق تصادفی بوده.

1060
01:20:35,360 --> 01:20:38,960
‫آره، هر مدرکی که داریم نشون میده
‫یه حادثه غم‌انگیز بوده.

1061
01:20:45,160 --> 01:20:46,520
‫خیلی خب، پس چرا؟

1062
01:20:47,320 --> 01:20:48,480
‫چرا چی؟

1063
01:20:52,320 --> 01:20:54,960
‫پس چرا همچین داستان عجیبی
‫رو از خودش درآورده؟

1064
01:20:56,040 --> 01:21:00,240
‫چون مطمئنم براش سخته که بپذیره

1065
01:21:00,320 --> 01:21:04,000
‫همچین عزیزی رو اینقدر بی‌معنی از دست داده.

1066
01:21:12,040 --> 01:21:14,040
‫سرزنش کردن بقیه همیشه کار آسون‌تریه.

1067
01:21:16,600 --> 01:21:19,360
‫سر و کله زدن با همچین دردی سخته.

1068
01:21:19,440 --> 01:21:21,760
‫و به نظرم باور کردن

1069
01:21:21,840 --> 01:21:25,320
‫همچین چیزهایی باعث میشه بابات
‫حس کنه خاص و مفیده.

1070
01:21:33,120 --> 01:21:35,480
‫ولی خواستم بهت هشدار بدم که...

1071
01:21:36,520 --> 01:21:38,200
‫پدرت خیلی افراطی شده.

1072
01:21:38,280 --> 01:21:40,000
‫و یه آدم افراطی که...

1073
01:21:40,960 --> 01:21:42,400
‫به شدت خطرناکه.

1074
01:21:52,280 --> 01:21:54,080
‫لطفاً وقتی نزدیکش هستی مراقب باش.

1075
01:21:56,120 --> 01:21:57,080
‫ممنونم.

1076
01:22:10,880 --> 01:22:11,880
‫هی، بابا؟

1077
01:22:15,560 --> 01:22:16,600
‫بابا؟

1078
01:22:17,720 --> 01:22:18,960
‫- ببخشید.
‫- هی، هی!

1079
01:22:19,040 --> 01:22:20,640
‫- ببخشید.
‫- نیا جلو.

1080
01:22:20,720 --> 01:22:21,640
‫فقط می‌خوام باهاش صحبت کنم.

1081
01:22:21,720 --> 01:22:23,840
‫نزدیک بود بکشیش.

1082
01:22:24,440 --> 01:22:26,720
‫بذار توضیح بدم. اشتباه کردم. من...

1083
01:22:28,080 --> 01:22:31,080
‫- بابا.
‫- نمی‌بینی ازت می‌ترسه؟

1084
01:22:31,800 --> 01:22:32,920
‫حق هم داره.

1085
01:22:34,120 --> 01:22:36,720
‫- اوه، بابا، اینجوری نکن.
‫- خیلی خب، دستت رو بیار جلو.

1086
01:22:37,800 --> 01:22:40,200
‫اگه می‌خوای با بابات صحبت کنی،
‫باید دستت رو ببندیم.

1087
01:22:40,280 --> 01:22:43,720
‫- چی میگی واسه خودت؟ چطوری...
‫- نمی‌تونیم ریسک کنیم که دوباره بهش حمله کنی.

1088
01:22:43,800 --> 01:22:45,320
‫تو رو خدا.

1089
01:22:50,520 --> 01:22:52,000
‫به حرفش گوش بده، عزیزدلم.

1090
01:23:06,120 --> 01:23:09,240
‫فکر می‌کردم یه نقشی تو مرگ مامان داری.

1091
01:23:10,440 --> 01:23:12,560
‫ببخشید. ببخشید، بابا.

1092
01:23:12,640 --> 01:23:14,640
‫نفهمیده بودم. من...

1093
01:23:14,720 --> 01:23:16,520
‫نمی‌خواستم بلایی سرت بیارم.

1094
01:23:19,800 --> 01:23:21,760
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1095
01:23:21,840 --> 01:23:23,680
‫می‌خوای گارد مدنی رو خبر کنی؟

1096
01:23:26,160 --> 01:23:27,120
‫الان چی میشه؟

1097
01:23:28,000 --> 01:23:29,760
‫آخ. اوه، لعنتی!

1098
01:23:29,840 --> 01:23:31,600
‫این کارها واقعاً لازم هستن؟

1099
01:23:35,080 --> 01:23:36,120
‫بیا اینجا.

1100
01:23:41,680 --> 01:23:44,240
‫دخترت داره برامون دردسر میشه، مارتین.

1101
01:23:44,920 --> 01:23:47,760
‫نمی‌دونیم وقتی تو اتاق زیر شیروانی بوده
‫چی دیده.

1102
01:23:50,040 --> 01:23:51,280
‫باید سریع دست به کار بشیم.

1103
01:23:52,160 --> 01:23:54,960
‫باید بریم سمت تونل‌ها که
‫بچه‌ها رو پیدا کنیم.

1104
01:24:03,120 --> 01:24:04,640
‫این کیه؟

1105
01:24:04,720 --> 01:24:07,080
‫دکتر. حتماً اومده به روث سر بزنه.

1106
01:24:08,040 --> 01:24:10,840
‫- بفرستش بره.
‫- می‌خوای با اون چیکار کنی؟

1107
01:24:11,600 --> 01:24:12,920
‫اون کارت آرونه؟

1108
01:24:17,520 --> 01:24:19,600
‫خواهش می‌کنم، بابا! نه، نه، بابا!

1109
01:24:20,200 --> 01:24:22,720
‫- خواهش می‌کنم اینجا ولم نکن!
‫- ساکت باش دیگه.

1110
01:24:22,800 --> 01:24:24,160
‫بابا!

1111
01:24:24,240 --> 01:24:26,120
‫کمکم کنید!

1112
01:24:26,200 --> 01:24:27,480
‫میشه داد نکشی؟

1113
01:24:27,560 --> 01:24:29,000
‫- بابا! بابا! نه.
‫- ساکت شو.

1114
01:24:34,720 --> 01:24:36,320
‫آرامش خودت رو حفظ کن، خب؟

1115
01:24:38,640 --> 01:24:41,560
‫هی. آروم باش. فرستادمش بره.

1116
01:24:45,800 --> 01:24:46,960
‫من میرم تو ماشین.

1117
01:25:03,560 --> 01:25:06,080
‫بابا، می‌خوای با کارت ورود
‫آرون چیکار کنی؟

1118
01:25:07,600 --> 01:25:09,640
‫مامان فهمیده بود داری روی
‫چی کار می‌کنی؟

1119
01:25:10,280 --> 01:25:12,600
‫واسه همین هر چی تو گوشیش بود
‫رو پاک کردی؟

1120
01:25:13,360 --> 01:25:17,240
‫مامانت هم رفت تو اتاق زیر شیروانی.
‫فهمیده بود می‌خوایم چیکار کنیم.

1121
01:25:17,760 --> 01:25:19,080
‫و دیوونه شد.

1122
01:25:19,680 --> 01:25:21,840
‫بعدش بیشتر از همیشه می‌نوشید.

1123
01:25:21,920 --> 01:25:24,920
‫ولی به نظرم مرگش یه حادثه‌ی تصادفی نبود.

1124
01:25:25,000 --> 01:25:26,640
‫یکی کشتتش.

1125
01:25:28,280 --> 01:25:30,520
‫واقعاً فکر می‌کنی منم یه نقشی داشتم؟

1126
01:25:30,600 --> 01:25:33,240
‫می‌دونم هیچوقت سعی نمی‌کردی
‫بلایی سر مادرت بیاری.

1127
01:25:33,840 --> 01:25:35,720
‫ولی ممکنه با استفاده از تو برام
‫پاپوش دوخته باشن،

1128
01:25:35,800 --> 01:25:38,640
‫که من رو مقصر مرگش جلوه بدن
‫و از معادله حذفم کنن.

1129
01:25:39,240 --> 01:25:41,600
‫اولش فکر نمی‌کردم اینطور باشه، ولی
‫این اتفاقات،

1130
01:25:41,680 --> 01:25:44,640
‫مرگ مادرت درست بعد از اینکه
‫نیروهای امنیتی مچم رو

1131
01:25:44,720 --> 01:25:46,880
‫حین تحقیق درباره ساختمون اصلیشون گرفتن.

1132
01:25:47,360 --> 01:25:48,680
‫زیادی تصادفیه.

1133
01:25:49,440 --> 01:25:50,440
‫مامان افتاد زمین.

1134
01:25:51,200 --> 01:25:53,800
‫می‌دونم پذیرفتنش سخته،
‫ولی چاره‌ای نداریم.

1135
01:25:54,560 --> 01:25:57,360
‫اتفاقی که افتاد وحشتناک بود ولی
‫دلیل نمیشه بخوای داستان ببافی.

1136
01:25:57,440 --> 01:26:00,520
‫به دکتر ولاسکو گفتم خوابیدی و امروز
‫بعد از ظهر بیاد بهت سر بزنه.

1137
01:26:01,080 --> 01:26:02,000
‫خودش دستت رو باز می‌کنه.

1138
01:26:07,000 --> 01:26:07,920
‫بابا؟

1139
01:26:08,720 --> 01:26:09,640
‫برگرد!

1140
01:26:10,400 --> 01:26:11,400
‫لعنتی.

1141
01:26:29,080 --> 01:26:30,080
‫لعنتی.

1142
01:26:35,800 --> 01:26:38,840
‫کمک! کمک!

1143
01:26:47,240 --> 01:26:50,400
‫[آلخاندرو اوئلوا، گم شده]

1144
01:26:58,000 --> 01:26:59,200
‫تو دریاچه‌ست.

1145
01:27:29,440 --> 01:27:30,400
‫اه!

1146
01:27:53,320 --> 01:27:55,120
‫آرون، گوش کن ببین چی میگم.

1147
01:27:56,000 --> 01:27:59,040
‫می‌دونم این چند روز حرفای
‫احمقانه زیادی زدم.

1148
01:27:59,120 --> 01:28:01,480
‫می‌دونم. ولی قول میدم قضیه جدیه.

1149
01:28:01,560 --> 01:28:05,240
‫کارتت دست بابامه و می‌خواد باهاش
‫وارد ساختمون بشه.

1150
01:28:06,040 --> 01:28:07,680
‫شاید همین الانش هم وارد شده باشه.

1151
01:28:07,760 --> 01:28:10,240
‫و همه‌ش همین نیست.
‫اسلحه و مواد منفجره همراهشه.

1152
01:28:10,320 --> 01:28:12,760
‫اون زنی که همراهشه عضو ارتش بوده.

1153
01:28:12,840 --> 01:28:15,760
‫بلده از مواد منفجره استفاده کنه.
‫دارن میرن سمت زیرزمین.

1154
01:28:15,840 --> 01:28:19,200
‫فکر می‌کنن بچه‌ها تو تونل مخفی
‫پنهان شدن یا...

1155
01:28:19,280 --> 01:28:20,720
‫نمی‌دونم.

1156
01:28:20,800 --> 01:28:23,040
‫خدا می‌دونه حاضرن برای پیدا کردنشون
‫چیکار کنن.

1157
01:28:23,120 --> 01:28:24,160
‫من دارم میام، خب؟

1158
01:28:24,240 --> 01:28:26,680
‫ولی شاید سر وقت نرسم.

1159
01:28:26,760 --> 01:28:28,880
‫حرفم رو باور کن، آرون.

1160
01:28:28,960 --> 01:28:30,000
‫خواهش می‌کنم.

1161
01:28:31,520 --> 01:28:34,440
‫...می‌خواد باهاش وارد ساختمون بشه.

1162
01:28:34,520 --> 01:28:36,240
‫شاید همین الانش هم وارد شده باشه.

1163
01:28:36,320 --> 01:28:39,320
‫و همه‌ش همین نیست.
‫اسلحه و مواد منفجره همراهشه.

1164
01:28:41,760 --> 01:28:42,760
‫مراقب باش.

1165
01:28:54,760 --> 01:28:56,000
‫وایسا.

1166
01:28:58,440 --> 01:28:59,560
‫بریم.

1167
01:29:10,520 --> 01:29:11,600
‫من میرم.

1168
01:29:42,760 --> 01:29:43,840
‫ردیفه.

1169
01:29:45,240 --> 01:29:46,280
‫شروع کن.

1170
01:30:10,800 --> 01:30:12,560
‫هی! وایسا، نمی‌تونی بری داخل!

1171
01:30:12,640 --> 01:30:15,000
‫بابام داخله. بذار برم تو.

1172
01:30:32,800 --> 01:30:35,880
‫آرون. هی، هی، خوبی؟

1173
01:30:45,720 --> 01:30:48,160
‫باید بازم بگردیم.
‫حتماً پشت دیوار بعدی هستن.

1174
01:30:48,240 --> 01:30:49,760
‫صد در صد اون پشتن.

1175
01:30:58,640 --> 01:30:59,960
‫بابا، وایسا.

1176
01:31:00,040 --> 01:31:02,080
‫روث. چی... اینجا چیکار می‌کنی؟

1177
01:31:02,160 --> 01:31:04,360
‫- برو خونه.
‫- نه، نه، همراهم بیا.

1178
01:31:05,240 --> 01:31:06,240
‫نمی‌تونم، عزیزدلم.

1179
01:31:06,320 --> 01:31:07,680
‫پسره اینجا نیست.

1180
01:31:07,760 --> 01:31:10,160
‫یادته تو دریاچه که بودم با یه
‫قطعه فلزی پام رو بریدم؟

1181
01:31:10,240 --> 01:31:12,360
‫اون قطعه دوچرخه‌ی آلخاندرو بود.

1182
01:31:12,440 --> 01:31:15,400
‫اونجا غرق شده.
‫با دوچرخه‌ش افتاده تو دریاچه، مطمئنم.

1183
01:31:16,240 --> 01:31:19,240
‫اینا رو میگی که باهات بیام.

1184
01:31:19,320 --> 01:31:22,360
‫نه، بابا، به خدا. اگه باور نمی‌کنی،
‫میریم سراغ پلیس.

1185
01:31:22,440 --> 01:31:24,760
‫مطمئنم پیداش می‌کنن.
‫تو دریاچه‌ست.

1186
01:31:24,840 --> 01:31:28,320
‫حتی اگه درست بگی،
‫فقط آلخاندرو گم نشده.

1187
01:31:28,400 --> 01:31:32,720
‫بچه‌های دیگه هم هستن. بچه‌هایی که
‫دزدیدن و خواهند دزدید.

1188
01:31:32,800 --> 01:31:35,680
‫نمی‌فهمی که می‌تونیم با افشای حقیقت
‫نجاتشون بدیم؟

1189
01:31:35,760 --> 01:31:39,480
‫می‌فهمم، ولی نیاز نیست کسی رو
‫نجات بدی.

1190
01:31:39,560 --> 01:31:41,240
‫نیاز نیست هیچ بچه‌ای رو نجات بدی.

1191
01:31:41,320 --> 01:31:44,440
‫نیاز نیست دنیا رو عوض کنی یا
‫یه قهرمان باشی.

1192
01:31:45,720 --> 01:31:47,560
‫پدر من بودن برات کافی نیست؟

1193
01:31:48,360 --> 01:31:49,840
‫چون واقعاً بهت نیاز دارم.

1194
01:31:51,480 --> 01:31:54,600
‫همراهم بیا. یه نقشه دیگه می‌ریزیم،
‫یه روز دیگه برمی‌گردیم.

1195
01:31:54,680 --> 01:31:56,840
‫هر چی تو بگی.
‫دیگه تنهات نمی‌ذارم.

1196
01:31:56,920 --> 01:31:59,640
‫دیگه ولت نمی‌کنم، بابا، به خدا قسم،
‫قول میدم.

1197
01:32:01,880 --> 01:32:02,920
‫دوستت دارم.

1198
01:32:07,200 --> 01:32:09,800
‫- روث. بیا بریم!
‫- نه، نه! برگرد!

1199
01:32:09,880 --> 01:32:12,360
‫- بیا بریم بیرون!
‫- بابا!

1200
01:33:01,520 --> 01:33:04,760
‫امروز با این خبر غم‌انگیز بیدار شدیم
‫که جنازه‌ی آلخاندرو اوئلوا،

1201
01:33:04,840 --> 01:33:07,240
‫پسربچه نُه ساله‌ای که یک ماه پیش
‫گم شد،

1202
01:33:07,320 --> 01:33:09,600
‫در دریاچه کالداس پیدا شده.

1203
01:33:09,680 --> 01:33:12,240
‫جنازه‌ش در حالی پیدا شد که
‫زیر آشغال‌ها گیر کرده بود.

1204
01:33:12,320 --> 01:33:16,680
‫یک تراژدی که به مرگ‌های هفته پیشِ
‫مارتین آرسه و برتا مارتینز

1205
01:33:16,760 --> 01:33:19,400
‫که در انفجاری که خودشون در

1206
01:33:19,480 --> 01:33:22,560
‫مقر اصلی شرکت داروسازی سرتیکس
‫ترتیب داده بودن کشته شدن اضافه میشه.

1207
01:33:22,640 --> 01:33:25,280
‫گزارشات نشون میدن که آرسه و مارتینز فکر می‌کردن

1208
01:33:25,360 --> 01:33:28,120
‫یک سری تونل مخفی به زیرزمین
‫ساختمون متصل شدن

1209
01:33:28,200 --> 01:33:30,640
‫و می‌تونستن آلخاندرو و بقیه بچه‌های
‫گم‌شده‌ای که فکر می‌کردن

1210
01:33:30,720 --> 01:33:34,440
‫توسط شرکت ربوده شدن رو اونجا پیدا کنن،
‫تئوری توطئه‌ای که بسیار...

1211
01:34:25,200 --> 01:34:26,600
‫- سلام.
‫- هوم.

1212
01:34:26,680 --> 01:34:28,480
‫تو دختر مارتینی، نه؟

1213
01:34:31,040 --> 01:34:32,320
‫از شرکت داروسازی.

1214
01:34:34,600 --> 01:34:36,680
‫یه سوال. بابات نمُرده، نه؟

1215
01:34:37,840 --> 01:34:38,720
‫چی؟

1216
01:34:39,440 --> 01:34:42,160
‫داستان مرگش یه جور سرپوشه که
‫بتونه به تحقیقاتش ادامه بده، نه؟

1217
01:34:42,240 --> 01:34:43,800
‫که دست از سرش بردارن.

1218
01:34:44,800 --> 01:34:46,120
‫نباید جلب توجه کنه، نه؟

1219
01:34:46,200 --> 01:34:49,120
‫چون پلیس و مطبوعات بهش گیر میدن.

1220
01:34:49,960 --> 01:34:53,840
‫مشخصه روی پسره یه سری آزمایش
‫انجام دادن و جنازه‌ش رو پرت کردن تو دریاچه.

1221
01:34:54,920 --> 01:34:56,120
‫چی میگی واسه خودت؟

1222
01:34:57,320 --> 01:34:59,280
‫حالیته که داری مزخرف میگی؟

1223
01:35:03,680 --> 01:35:05,280
‫آها.

1224
01:35:05,360 --> 01:35:08,440
‫تو هم نباید صداش رو دربیاری؟
‫جونت تو خطر میفته؟

1225
01:35:09,520 --> 01:35:12,680
‫می‌فهمم. ولی یه روز حقیقت افشا میشه.

1226
01:35:13,160 --> 01:35:15,760
‫به نظرم پدرت همه چیز رو
‫افشا می‌کنه.

1227
01:35:15,840 --> 01:35:18,640
‫پدرت برای خیلی از ماها یه
‫منبع الهامه.

1228
01:35:19,520 --> 01:35:20,760
‫حرفم رو بهش بگو.

1229
01:35:23,520 --> 01:35:24,600
‫دمش گرم.

1230
01:35:58,080 --> 01:36:02,040
‫[دروغ بسه]

1231
01:36:02,120 --> 01:36:04,360
‫[کی پشت این اتفاقاته؟]

1232
01:36:04,440 --> 01:36:07,000
‫[به خودتون بیاید]

1233
01:36:07,080 --> 01:36:10,160
‫[بچه‌ها رو آزاد کنید،
‫همین الان بچه‌هامون رو آزاد کنید]

1234
01:36:10,240 --> 01:36:13,000
‫[ما می‌خوایم حقیقت رو بدونیم]

1235
01:36:13,080 --> 01:36:17,000
‫[دروغ بسه، به خودتون بیاید!]

1236
01:36:19,000 --> 01:36:29,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M