1
00:00:04,796 --> 00:00:05,839
‫بَست...

2
00:00:06,840 --> 00:00:08,675
‫زمانم داره تموم میشه.

3
00:00:09,843 --> 00:00:12,137
‫لطفا اجازه بده برادرم رو
‫از این بیماری نجات بدم...

4
00:00:12,929 --> 00:00:15,473
‫بعد دیگه هیچوقت وجودت
‫رو زیر سوال نمی‌برم.

5
00:00:16,307 --> 00:00:18,059
‫ضربان قلبش داره سریع افت می‌کنه.
‫کجای کاریم؟

6
00:00:18,226 --> 00:00:19,436
‫الان داریم یه دنباله رو تموم می‌کنیم.

7
00:00:19,602 --> 00:00:21,187
‫گیریو، کنترل رو بده دست من.

8
00:00:21,312 --> 00:00:22,564
‫هر طور مایلید شاهدخت.

9
00:00:28,570 --> 00:00:29,863
‫حد اطمینان چقدره؟

10
00:00:30,405 --> 00:00:31,573
‫بیست و پنج درصد.

11
00:00:32,198 --> 00:00:34,159
‫باید یه راه دیگه رو امتحان کنیم.

12
00:00:34,367 --> 00:00:37,746
‫ضربان قلب پادشاه تچالا
‫تا 31 تپش در دقیقه افت کرده.

13
00:00:37,954 --> 00:00:40,373
‫شاهدخت، باید برید کنارش.

14
00:00:40,540 --> 00:00:43,084
‫باید فکر کنم.
‫همه برید بیرون.

15
00:00:44,419 --> 00:00:45,503
‫بیرون!

16
00:00:51,718 --> 00:00:52,719
‫حد اطمینان چقدره؟

17
00:00:52,802 --> 00:00:54,262
‫‌29.1 درصد.

18
00:00:54,471 --> 00:00:55,472
‫چاپش کن.

19
00:01:00,310 --> 00:01:04,105
‫شاهدخت، مطلعم که اوضاع اضطراریه،
‫ولی باید بهتون هشدار بدم...

20
00:01:04,230 --> 00:01:06,065
‫این گیاه قلبی‌شکل ترکیبی...

21
00:01:06,232 --> 00:01:08,443
‫شانس حداقلی برای ایجاد تأثیر مطلوب رو داره.

22
00:01:08,651 --> 00:01:11,738
‫به درک! باید کار کنه.

23
00:01:14,741 --> 00:01:20,747
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از حسین و محمد سید»

24
00:01:31,090 --> 00:01:32,091
‫گیریو.

25
00:01:32,258 --> 00:01:33,259
‫بله شاهدخت؟

26
00:01:34,135 --> 00:01:35,553
‫ضربان قلب برادرم چنده؟

27
00:01:40,725 --> 00:01:45,480
‫برادرت رفت پیش نیاکانمون.

28
00:01:52,862 --> 00:01:53,947
‫نه.

29
00:01:58,076 --> 00:02:04,999
‫بابت هدیه‌ی پادشاه تچالا شکرگزاریم.

30
00:02:06,042 --> 00:02:10,797
‫پلنگ سیاه.

31
00:02:12,006 --> 00:02:15,093
‫فرزند پادشاه تچاکا.

32
00:02:15,677 --> 00:02:16,636
‫پسر من.

33
00:02:16,886 --> 00:02:22,225
‫از نسل پادشاه باشنگای بزرگ،

34
00:02:22,725 --> 00:02:25,144
‫اولین پلنگ سیاه.

35
00:02:25,561 --> 00:02:27,397
‫آزادت می‌کنیم.

36
00:02:27,605 --> 00:02:29,691
‫درود بر نیاکان.

37
00:02:30,691 --> 00:02:40,691
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

38
00:04:50,122 --> 00:04:51,958
‫متأسفم، متأسفم.

39
00:06:26,844 --> 00:06:29,013
‫[یک سال بعد]

40
00:06:31,932 --> 00:06:34,852
‫[سازمان ملل متحد]
‫[سوییس، ژنِو]

41
00:06:35,478 --> 00:06:37,146
‫مفتخرم که...

42
00:06:37,229 --> 00:06:39,899
‫از علیاحضرت، ملکه راموندا...

43
00:06:40,107 --> 00:06:43,486
‫دختر لومومبا، حاکم پادشاهیِ واکاندا
‫دعوت به عمل بیارم.

44
00:06:57,208 --> 00:06:59,794
‫جناب رئیس...

45
00:06:59,960 --> 00:07:04,381
‫به گمانم این حرفم حرف دل تمام اعضاست...

46
00:07:04,590 --> 00:07:08,385
‫وقتی میگم به شدت ناامید شدم از...

47
00:07:08,469 --> 00:07:13,349
‫قصور واکاندا در عمل به قول‌هاش
‫در خصوص همکاری با جهان...

48
00:07:13,724 --> 00:07:17,686
‫برای مواجهه با مشکلات بین‌المللی
‫و به اشتراک گذاشتن منابع...

49
00:07:17,853 --> 00:07:19,355
‫و همکاری کامل...

50
00:07:19,897 --> 00:07:21,732
‫در مورد ویبرانیوم.

51
00:07:21,899 --> 00:07:28,906
‫طبق اطلاعاتی که فرانسه بدست آورده،
‫با استفاده از ویبرانیوم میشه سلاح کشتار جمعی ساخت.

52
00:07:29,323 --> 00:07:32,785
‫هیچ فلزیابی هم تشخیصش نمیده.

53
00:07:33,953 --> 00:07:39,375
‫برای امنیت جهانی و رژیم منع گسترش خطرناکه.

54
00:07:39,500 --> 00:07:42,837
‫حالا اجازه میدیم علیاحضرت، ملکه راموندا
‫صحبت کنند.

55
00:07:49,969 --> 00:07:52,763
‫همیشه سیاست ما این بوده...

56
00:07:52,930 --> 00:07:57,851
‫که تحت هیچ شرایطی با ویبرانیوم
‫تجارت نکنیم.

57
00:07:58,102 --> 00:08:02,898
‫نه بخاطر خطرناک بودن ویبرانیوم...

58
00:08:03,065 --> 00:08:07,570
‫بلکه بخاطر خطرناک بودن خود شما.

59
00:08:10,447 --> 00:08:12,741
‫[مرکز توسعه واکاندا]
‫[مالی، آنسونگو]

60
00:08:19,832 --> 00:08:21,250
‫تصویر دوربین‌های امنیتی از دست رفت.

61
00:08:25,796 --> 00:08:28,507
‫بخوابید رو زمین!

62
00:08:28,632 --> 00:08:30,092
‫رو به زمین! یالا! یالا!

63
00:08:30,384 --> 00:08:32,511
‫ابزار ویبرانیومی کجان؟

64
00:08:36,307 --> 00:08:37,308
‫کی دسترسی داره؟

65
00:08:48,319 --> 00:08:52,740
‫شما اینجا مودبانه رفتار می‌کنید.

66
00:08:53,198 --> 00:08:55,576
‫ولی می‌دونیم که چه چیزی در گوش هم نجوا می‌کنید...

67
00:08:55,784 --> 00:09:00,039
‫در تالارهای حکومتی‌
‫و تشکیلات نظامی‌تون.

68
00:09:05,002 --> 00:09:07,755
‫«پادشاه مُرده.

69
00:09:09,465 --> 00:09:12,551
‫پلنگ سیاه دیگه نیست.

70
00:09:14,470 --> 00:09:17,723
‫اونا محافظشون رو از دست دادن.

71
00:09:23,562 --> 00:09:26,857
‫حالا وقتِ...

72
00:09:28,275 --> 00:09:29,443
‫حمله کردنه.

73
00:09:56,345 --> 00:09:58,597
‫آنکا، نیزه‌ات کو؟

74
00:09:58,847 --> 00:10:00,182
‫شوری اینا رو داد امتحان کنم.

75
00:10:02,893 --> 00:10:04,645
‫می‌دونی، اینا رو بیشتر دوست دارم.

76
00:10:04,728 --> 00:10:06,313
‫مادران ما این نیزه رو بهمون دادن...

77
00:10:06,480 --> 00:10:09,191
‫چون دقیق، برازنده...

78
00:10:10,943 --> 00:10:12,069
‫و مرگباره.

79
00:10:15,030 --> 00:10:17,199
‫تا وقتی من هستم چیزی جاش رو نمی‌گیره.

80
00:10:19,284 --> 00:10:20,619
‫بله ژنرال.

81
00:10:21,286 --> 00:10:23,080
‫بهت گفتم نیارشون.

82
00:10:25,999 --> 00:10:30,712
‫دیشب به یکی دیگه از تأسیسات
‫ما حمله شده.

83
00:10:31,713 --> 00:10:35,217
‫مدرک دست داشتن یکی از کشورهای عضو...

84
00:10:35,467 --> 00:10:39,471
‫در حال حاضر داره در گوشی
‫موبایلتون بارگزاری میشه.

85
00:10:40,764 --> 00:10:43,642
‫و در مورد هویت مهاجمان هم...

86
00:10:56,154 --> 00:10:57,823
‫زانو بزنید!

87
00:11:01,326 --> 00:11:02,578
‫قابلتون رو نداشت.

88
00:11:03,370 --> 00:11:09,334
‫این پاسخ بزرگ‌منشانه‌مون
‫به این حمله رو نشان صلح در نظر بگیرید.

89
00:11:11,169 --> 00:11:14,256
‫اگر باز هم اقدامی برای بدست آوردن منابع ما بکنید...

90
00:11:14,423 --> 00:11:17,509
‫ما بعنوان تخطی در نظر می‌گیریمش...

91
00:11:17,676 --> 00:11:21,430
‫و پاسخ محکم‌تری خواهید گرفت.

92
00:11:23,140 --> 00:11:25,601
‫ما عزادار پادشاهمون هستیم.

93
00:11:26,476 --> 00:11:31,189
‫اما یک لحظه هم به ذهنتون خطور نکنه
‫که واکاندا دیگه نمی‌تونه...

94
00:11:31,273 --> 00:11:33,900
‫از منابعش محافظت کنه.

95
00:11:34,401 --> 00:11:38,030
‫ما از تلاش‌های حال حاضر برخی...

96
00:11:38,238 --> 00:11:41,533
‫برای کشف ویبرانیوم در خارج
‫از واکاندا آگاه هستیم.

97
00:11:41,700 --> 00:11:45,829
‫و براتون آرزوی موفقیت می‌کنیم.

98
00:11:50,375 --> 00:11:54,046
‫روتور 625 صحبت می‌کنه، درخواست فرود داریم.
‫[اقیانوس اطلس]

99
00:11:58,258 --> 00:11:59,259
‫خیلی‌خب. اون پایین می‌بینمت.

100
00:11:59,343 --> 00:12:00,427
‫باشه.

101
00:12:02,929 --> 00:12:04,014
‫سلام!

102
00:12:04,723 --> 00:12:06,016
‫فکر کردم بازنشسته شدی.

103
00:12:06,183 --> 00:12:07,225
‫منم همین فکرو کردم.

104
00:12:07,351 --> 00:12:10,729
‫گفته بودن احتمال اینکه این دستگاه ویبرانیوم
‫پیدا کنه یک در میلیارده.

105
00:12:10,812 --> 00:12:12,064
‫حتی کمتر.

106
00:12:34,127 --> 00:12:35,128
‫برو بریم.

107
00:12:35,921 --> 00:12:39,132
‫فشار کابین روی منفی یک پی‌اس‌آی پایداره.

108
00:12:44,554 --> 00:12:45,889
‫در عمق 250 فوتی...

109
00:12:46,056 --> 00:12:48,016
‫داریم از گرمالایه رد میشیم.

110
00:12:48,183 --> 00:12:49,810
‫علایم حیاتیم در وضعیت سبزه.

111
00:12:52,062 --> 00:12:53,021
‫دریافت شد.

112
00:13:02,322 --> 00:13:03,782
‫رسیدیم.

113
00:13:11,331 --> 00:13:14,876
‫عالی. خب، سالازار،
‫تو نزدیک موقعیت هستی.

114
00:13:16,169 --> 00:13:18,296
‫آره، خیره‌کننده‌ست.

115
00:13:20,298 --> 00:13:23,093
‫انگار مته با یه ماده فلزی برخورد کرده.

116
00:13:24,052 --> 00:13:26,054
‫هر چی که هست خیلی سفته.

117
00:13:26,388 --> 00:13:28,765
‫تا حالا ندیدم یه مته اینجوری
‫جوییده بشه.

118
00:13:32,310 --> 00:13:33,395
‫عجب.

119
00:13:34,104 --> 00:13:35,647
‫ویبرانیوم تو اقیانوس.

120
00:13:35,856 --> 00:13:37,524
‫بریم دستگاه یابنده رو خارج کنیم...

121
00:13:37,691 --> 00:13:39,609
‫چون تنها دستگاهیه که داریم.

122
00:13:40,569 --> 00:13:42,904
‫داریم میریم سمت ویبرانیوم‌یاب.

123
00:13:54,916 --> 00:13:56,042
‫خیلی‌خب سالزار، همین الان
‫ارتباطمون قطع شد.

124
00:13:56,209 --> 00:13:57,752
‫آره. برق لباس مخصوص قطع شد.

125
00:13:58,378 --> 00:14:00,213
‫دریافت شد.
‫الان درستش می‌کنم.

126
00:14:16,104 --> 00:14:17,147
‫اون چی بود؟

127
00:14:30,994 --> 00:14:32,454
‫جکسون...

128
00:14:32,621 --> 00:14:34,372
‫بگو که تو هم اینو می‌بینی.

129
00:14:34,664 --> 00:14:36,458
‫صبر کن. ضربان قلب سالزار.

130
00:14:36,666 --> 00:14:38,835
‫هی سالزار، می‌تونی بگی چی می‌بینی؟

131
00:14:40,670 --> 00:14:42,797
‫یه عروس دریایی تیره‌پیکره.

132
00:14:43,006 --> 00:14:44,382
‫تا حالا این رنگیش رو ندیدم.

133
00:14:45,175 --> 00:14:46,676
‫تیم نجات اضطراری، آماده باشید.

134
00:14:46,885 --> 00:14:49,596
‫سالزار، الان علائم حیاتی جکسون رو از دست دادیم.

135
00:14:49,763 --> 00:14:50,930
‫می‌تونی ببینیش؟

136
00:14:58,897 --> 00:15:00,732
‫نه. رفته.

137
00:15:00,982 --> 00:15:02,859
‫میشه دقیق بگی؟
‫یعنی چی رفته؟

138
00:15:04,778 --> 00:15:06,029
‫سالزار، صدام رو داری؟

139
00:15:07,614 --> 00:15:08,573
‫سالزار؟

140
00:15:12,035 --> 00:15:14,412
‫اسمیتی، یه مشکلی پیش اومده.

141
00:15:26,257 --> 00:15:27,342
‫صدای چیه؟

142
00:15:27,717 --> 00:15:29,511
‫وست، می‌بینی این صدا مال چیه؟

143
00:15:36,267 --> 00:15:37,519
‫وست، دستورم رو شنیدی؟ تمام.

144
00:15:40,897 --> 00:15:42,065
‫وست، چیزی می‌بینی؟

145
00:16:01,334 --> 00:16:02,627
‫یه جور حمله صوتیه.

146
00:16:02,877 --> 00:16:04,587
‫هی، اسمیتی، گوش‌گیر.

147
00:16:11,761 --> 00:16:12,887
‫به ما حمله شده.

148
00:16:13,054 --> 00:16:14,889
‫باید فوراً یه تیم ویژه بفرستید.

149
00:16:14,973 --> 00:16:17,934
‫دریافت شد.
‫مِی‌دی، مِی‌دی، روتور 625 صحبت می‌کنه.

150
00:16:18,017 --> 00:16:19,477
‫درخواست کمک فوری داریم.

151
00:16:19,686 --> 00:16:20,687
‫واکاندایی‌هان.

152
00:16:23,148 --> 00:16:24,232
‫باید خودشون باشن.

153
00:16:40,081 --> 00:16:41,082
‫هندرسون.

154
00:16:41,249 --> 00:16:42,625
‫اسمیتی، باید بریم.

155
00:16:43,042 --> 00:16:44,085
‫هندرسون!

156
00:16:45,086 --> 00:16:46,171
‫بیا بریم.

157
00:16:49,007 --> 00:16:50,008
‫چه خبر شده؟

158
00:16:50,758 --> 00:16:51,759
‫از لبه بیا پایین.

159
00:17:08,443 --> 00:17:09,485
‫برید!

160
00:17:30,214 --> 00:17:31,215
‫برو، برو، برو!

161
00:17:38,598 --> 00:17:39,641
‫زودباش برو!

162
00:17:39,891 --> 00:17:41,392
‫بچرخ! بچرخ بیفتن پایین!

163
00:17:43,102 --> 00:17:44,354
‫باشه. افتادن!

164
00:17:44,562 --> 00:17:45,605
‫وای خدا!

165
00:18:05,249 --> 00:18:06,250
‫فقط از اینجا ببرمون.

166
00:18:06,584 --> 00:18:07,627
‫مشکلی نیست.

167
00:18:08,086 --> 00:18:09,045
‫مشکلی نیست.

168
00:18:09,253 --> 00:18:10,463
‫تیم نیروهای ویژه کجا موند؟

169
00:18:10,630 --> 00:18:12,674
‫واکاندایی‌ها نبودن. آبی بودن.

170
00:18:12,840 --> 00:18:13,967
‫همه مُردن...

171
00:18:15,843 --> 00:18:17,720
‫لعنتی. داستان چیه؟

172
00:18:17,887 --> 00:18:18,930
‫داریم به عقب کشیده میشیم.

173
00:18:20,431 --> 00:18:21,432
‫وای خدا.

174
00:18:27,855 --> 00:18:28,981
‫خدایا! سفت بچسب!

175
00:19:04,016 --> 00:19:05,768
‫ملکه راموندا از کشور واکاندا...

176
00:19:05,852 --> 00:19:08,146
‫دیروز در سازمان ملل نطقی
‫تأثیرگذار کرد...

177
00:19:08,312 --> 00:19:11,107
‫در حالی که افراد نظامی‌اش
‫مزدورهای اسیرشده را...

178
00:19:11,315 --> 00:19:12,984
‫به داخل سالن سازمان ملل آوردند.

179
00:19:13,109 --> 00:19:14,777
‫از زمانی که ملکه راموندا دوباره به حاکمیت...

180
00:19:14,986 --> 00:19:16,904
‫واکاندا رسیده یک سال می‌گذرد...

181
00:19:17,071 --> 00:19:20,491
‫بعد از مرگ ناگهانی پادشاه تچالا
‫در اثر یک بیماری ناشناخته.

182
00:19:20,700 --> 00:19:22,660
‫تمام توجه‌ها به این کشور کوچک و قدرتمند است...

183
00:19:22,869 --> 00:19:25,496
‫در حالی که روز به روز منزوی‌تر می‌شود.

184
00:19:25,621 --> 00:19:27,373
‫ملکه‌ی من.

185
00:19:27,832 --> 00:19:29,792
‫به مرز رودخانه نزدیک میشیم.

186
00:19:36,507 --> 00:19:38,134
‫رسیدیم خونه.

187
00:20:27,934 --> 00:20:29,018
‫شاهدخت.

188
00:20:29,185 --> 00:20:31,604
‫یه لحظه.
‫سرم گرم یه کاریه.

189
00:20:31,771 --> 00:20:33,105
‫متوجه‌ام شاهدخت، ولی...

190
00:20:33,272 --> 00:20:35,024
‫داری رشته افکارم رو پاره می‌کنی.

191
00:20:38,527 --> 00:20:39,570
‫شوری.

192
00:20:40,029 --> 00:20:41,030
‫مادر.

193
00:20:41,197 --> 00:20:44,075
‫می‌خواستم بهتون بگم.
‫ملکه رسیده.

194
00:20:44,533 --> 00:20:46,244
‫- ممنون.
‫- این ماسماسک رو اعصابمه.

195
00:20:46,827 --> 00:20:50,206
‫بنظرم یه روز هوش مصنوعی همه‌مون
‫رو به کشتن میده.

196
00:20:50,373 --> 00:20:55,044
‫هوش مصنوعی من مثل فیلما نیست مادر.
‫دقیقا کاری رو می‌کنه که من میگم.

197
00:20:55,211 --> 00:20:57,546
‫آره، ای کاش بچه‌ها هم همینجوری بودن.

198
00:20:58,756 --> 00:21:01,592
‫انگار همه دارن سخت کار می‌کنن.

199
00:21:02,218 --> 00:21:05,721
‫بله. پاسخ اضطراری سریع.

200
00:21:06,347 --> 00:21:07,640
‫معلوم نیست چه خطراتی...

201
00:21:07,765 --> 00:21:11,018
‫در کمین هستن،
‫اینا هم دارن براشون راه‌حل پیدا می‌کنن.

202
00:21:12,061 --> 00:21:14,063
‫اوه، این چیه؟

203
00:21:14,271 --> 00:21:15,898
‫لباس اکسو برای ارتشمون.

204
00:21:16,107 --> 00:21:20,611
‫به کاربرش قدرت، سرعت
‫و استقامت فرابشری میده.

205
00:21:20,778 --> 00:21:23,322
‫ولی مثل همیشه، اوکویه بهش ایراد گرفت.

206
00:21:23,531 --> 00:21:24,532
‫چه ایرادی گرفت؟

207
00:21:24,782 --> 00:21:26,033
‫ازش بدش میاد.

208
00:21:31,539 --> 00:21:33,791
‫بازآفرینی گیاه قلبی‌شکل چی شد؟

209
00:21:33,916 --> 00:21:35,918
‫تو اون زمینه پیشرفتی داشتی؟

210
00:21:36,043 --> 00:21:37,253
‫ببخشید شاهدخت.

211
00:21:37,461 --> 00:21:40,464
‫ناکیا، فرزند «یا»، دوباره باهاتون تماس گرفته.

212
00:21:40,756 --> 00:21:41,674
‫شاید بهتره...

213
00:21:41,924 --> 00:21:43,509
‫شاید بهتره تو به دستور من عمل کنی و...

214
00:21:43,718 --> 00:21:44,719
‫به محاسباتت ادامه بدی.

215
00:21:44,969 --> 00:21:46,554
‫هر طور مایلید شاهدخت.

216
00:21:47,888 --> 00:21:52,435
‫ما به گیاه نیاز نداریم مادر.
‫تکنولوژی جدید می‌خوایم.

217
00:21:52,560 --> 00:21:53,769
‫پلنگ سیاه چی پس؟

218
00:21:57,106 --> 00:22:00,609
‫اون ردا قرن‌هاست ملت ما رو متحد کرده.

219
00:22:00,776 --> 00:22:02,945
‫پلنگ سیاه یه یادگاره مادر.

220
00:22:03,112 --> 00:22:05,489
‫با اون گیاه نمی‌خواستم ردا رو نجات بدم.

221
00:22:05,656 --> 00:22:07,825
‫می‌خواستم برادرم رو نجات بدم.

222
00:22:09,910 --> 00:22:10,953
‫شوری.

223
00:22:24,967 --> 00:22:26,302
‫می‌دونی امروز چه روزیه؟

224
00:22:27,052 --> 00:22:28,262
‫سه‌شنبه.

225
00:22:29,138 --> 00:22:30,598
‫تاریخ منظورمه فرزندم.

226
00:22:36,770 --> 00:22:38,189
‫فوت برادر.

227
00:22:38,606 --> 00:22:40,274
‫دقیقا یک سال پیش.

228
00:22:49,992 --> 00:22:51,076
‫برنامه‌ای داری؟

229
00:22:51,202 --> 00:22:55,164
‫بله. برنامه اینه که
‫مادرت رو ببری یه دوری بزنیم.

230
00:22:55,831 --> 00:22:57,166
‫- الان؟
‫- همین الان.

231
00:22:57,791 --> 00:22:59,418
‫و می‌تونی مهره‌های کیمویوت رو بذاری اینجا بمونه.

232
00:22:59,502 --> 00:23:00,503
‫- مادر.
‫- نه، نه.

233
00:23:00,669 --> 00:23:02,755
‫جایی که قراره بریم به اونا نیاز نداری.

234
00:23:07,593 --> 00:23:10,429
‫اون یکی دو تا هم بده. بله.

235
00:23:34,203 --> 00:23:38,040
‫باید اینجا با من بشینی.
‫همینطور با خودت.

236
00:23:38,249 --> 00:23:40,709
‫فقط اینجوری می‌تونی زخمی که...

237
00:23:40,834 --> 00:23:43,045
‫از مرگ تچالا برداشتی رو خوب کنی.

238
00:23:43,170 --> 00:23:44,463
‫من خوبم مادر.

239
00:23:46,006 --> 00:23:47,967
‫لازم نیست نگران من باشی.

240
00:23:49,176 --> 00:23:52,721
‫اون رفته، ولی من دارم به جلو حرکت می‌کنم.

241
00:23:52,930 --> 00:23:57,685
‫تچالا مُرده،
‫ولی دلیل نمیشه رفته باشه.

242
00:23:58,143 --> 00:24:00,980
‫وقتی اون بیماری برادرت رو ازمون گرفت...

243
00:24:01,188 --> 00:24:05,734
‫باید یه کشور زخم‌خورده
‫و یه دنیای داغون‌شده رو رهبری می‌کردم.

244
00:24:05,859 --> 00:24:08,570
‫ولی بازم برای خلوت خودم وقت گذاشتم.

245
00:24:08,779 --> 00:24:12,032
‫سرگردون بودم تا اینکه آب رو پیدا کردم.

246
00:24:12,199 --> 00:24:13,492
‫و نشستم.

247
00:24:15,202 --> 00:24:16,829
‫بعد یه مراسمی رو انجام دادم...

248
00:24:16,996 --> 00:24:19,456
‫که الان می‌خوام نشونت بدم.

249
00:24:21,917 --> 00:24:26,130
‫من برادرت رو توی نسیم پیدا کردم...

250
00:24:27,506 --> 00:24:30,884
‫که به آرومی، اما با اقتدار به جلو هلم می‌داد.

251
00:24:31,885 --> 00:24:34,054
‫انگار دستش روی شونه‌ام بود.

252
00:24:36,473 --> 00:24:37,850
‫یکم زمان برد...

253
00:24:39,268 --> 00:24:41,270
‫اما اونجا حاضر بود.

254
00:24:47,443 --> 00:24:48,902
‫اونجا نبوده مادر.

255
00:24:50,612 --> 00:24:52,072
‫اون حضوری که تو حس کردی...

256
00:24:52,156 --> 00:24:54,158
‫فقط ساخته‌ی ذهنت بوده.

257
00:24:56,243 --> 00:25:00,080
‫که ذهنت درست کرده تا
‫یکم احساس آرامش و شادی کنی.

258
00:25:00,581 --> 00:25:02,207
‫همین.

259
00:25:09,048 --> 00:25:11,884
‫ذهن تو چی می‌سازه...

260
00:25:12,050 --> 00:25:14,011
‫ولی به برادرت فکر می‌کنی؟

261
00:25:14,970 --> 00:25:17,014
‫بهت آرامش میده؟

262
00:25:18,348 --> 00:25:19,808
‫یا شکنجه‌ات می‌کنه؟

263
00:25:33,405 --> 00:25:34,490
‫بیا فرزندم.

264
00:25:46,210 --> 00:25:47,294
‫اینو از کجا آوردی؟

265
00:25:47,377 --> 00:25:48,545
‫چه اهمیتی داره؟

266
00:25:49,338 --> 00:25:51,173
‫این چه ربطی به مراسمت داره؟

267
00:25:52,382 --> 00:25:54,635
‫سوزوندن لباس‌های مراسم ختم...

268
00:25:54,802 --> 00:25:57,137
‫نشونه‌ی پایان دوره‌ی عزاداری...

269
00:25:57,304 --> 00:26:00,098
‫و شروع یه رابطه جدیده...

270
00:26:00,307 --> 00:26:02,559
‫با عزیزانمون که از دنیا رفتن...

271
00:26:02,976 --> 00:26:04,645
‫من این کارو نمی‌کنم مادر.

272
00:26:05,979 --> 00:26:07,314
‫اگه بشینم...

273
00:26:07,481 --> 00:26:10,067
‫و زیادی به برادرم فکر کنم...

274
00:26:11,527 --> 00:26:14,404
‫دیگه این لباس‌ها رو نمی‌سوزونم.

275
00:26:15,572 --> 00:26:17,115
‫کل دنیا و هر کسی که توشه رو...

276
00:26:18,617 --> 00:26:20,077
‫به آتیش می‌کشم.

277
00:26:21,286 --> 00:26:22,454
‫شوری...

278
00:26:26,917 --> 00:26:29,836
‫شوری، یه چیزی هست که باید
‫در مورد برادرت...

279
00:26:30,379 --> 00:26:31,672
‫بهت بگم.

280
00:26:36,176 --> 00:26:37,177
‫مادر، وایسا!

281
00:26:37,761 --> 00:26:39,179
‫چیکار می‌کنی؟

282
00:27:04,454 --> 00:27:06,331
‫امیدوارم اینم جزو مراسمت نباشه.

283
00:27:06,540 --> 00:27:07,791
‫نیست.

284
00:27:09,459 --> 00:27:11,086
‫وایسا! جلو نیا!

285
00:27:11,712 --> 00:27:14,631
‫تو کی هستی؟
‫چطور اومدی اینجا؟

286
00:27:16,133 --> 00:27:17,676
‫اینجا حرف نداره.

287
00:27:18,593 --> 00:27:20,679
‫هواش تازه‌ست.

288
00:27:22,139 --> 00:27:23,140
‫آبش...

289
00:27:24,683 --> 00:27:26,727
‫مادرم یه قصه‌هایی در مورد
‫همچین جایی برام گفته بود.

290
00:27:27,144 --> 00:27:30,272
‫یه سرزمین محافظت‌شده
‫که آدماش هیچوقت مجبور نیستن برن.

291
00:27:30,480 --> 00:27:32,774
‫و مجبور نیستن هویت خودشون رو عوض کنن.

292
00:27:34,401 --> 00:27:37,362
‫چه دلیلی داشت که رازتون
‫رو برای دنیا برملا کنین؟

293
00:27:37,571 --> 00:27:40,365
‫من خوشم نمیاد هی حرفم رو تکرار کنم.

294
00:27:40,532 --> 00:27:42,409
‫تو کی هستی؟

295
00:27:42,576 --> 00:27:43,827
‫نام‌های زیادی دارم.

296
00:27:44,411 --> 00:27:47,497
‫مردمم بهم میگن کوکولکان...

297
00:27:50,375 --> 00:27:52,169
‫ولی دشمن‌هام نامور صدام می‌کنن.

298
00:27:53,962 --> 00:27:58,175
‫ارتش آمریکا تو قلمروی قوم من
‫ویبرانیوم پیدا کرده.

299
00:27:59,176 --> 00:28:02,721
‫تونستم جلوشون رو بگیرم
‫که استخراجش نکنن...

300
00:28:03,638 --> 00:28:06,767
‫ولی به کمک واکاندا نیاز داریم
‫که دیگه این اتفاق نیفته.

301
00:28:07,893 --> 00:28:10,854
‫از دستگاهی استفاده کردن که
‫یه دانشمند آمریکایی طراحی کرده.

302
00:28:11,021 --> 00:28:13,482
‫ویبرانیوم فقط اینجا وجود داره.

303
00:28:13,607 --> 00:28:15,025
‫در واکاندا.

304
00:28:15,192 --> 00:28:16,526
‫مادر، پوششش از جنس ویبرانیومه.

305
00:28:20,489 --> 00:28:24,159
‫پسر تو قدرت ویبرانیوم رو برای
‫دنیا فاش کرد.

306
00:28:24,785 --> 00:28:28,580
‫در نتیجه‌ش هم کشورهای دیگه
‫شروع کردن به گشتن سیاره برای پیدا کردنش.

307
00:28:28,789 --> 00:28:32,084
‫تصمیم اون ما رو به خطر انداخته.

308
00:28:32,959 --> 00:28:36,671
‫بنظرم واکاندا می‌تونه اون دانشمند رو پیدا
‫کنه و برامون بیاره.

309
00:28:37,422 --> 00:28:41,384
‫انصاف نیست که واکاندا برای
‫حل این مشکل کمکمون نکنه.

310
00:28:41,593 --> 00:28:46,848
‫نمی‌تونی دزدکی بیای تو کشور من
‫و بهم بگی چی انصاف هست و نیست.

311
00:28:48,350 --> 00:28:51,436
‫تعداد سربازهای من از تعداد
‫علف‌های این سرزمین بیشتره.

312
00:28:52,145 --> 00:28:54,981
‫و قدرتشون هم با هم قابل‌مقایسه نیست.

313
00:28:55,398 --> 00:28:58,527
‫دوست ندارم در شرایط دیگه‌ای
‫برگردم اینجا.

314
00:29:04,533 --> 00:29:06,993
‫وقتی دانشمند رو پیدا کردی،
‫توی این فوت کن...

315
00:29:07,244 --> 00:29:08,578
‫و بندازش تو اقیانوس.

316
00:29:08,954 --> 00:29:10,956
‫من چند لحظه بعدش می‌رسم.

317
00:29:14,543 --> 00:29:15,794
‫بخاطر خودتون میگم...

318
00:29:16,211 --> 00:29:19,965
‫خارج از واکاندا به هیچکس
‫حرفی از من نزنین.

319
00:29:28,765 --> 00:29:30,642
‫بال‌های روی مچ پاش رو دیدی؟

320
00:29:47,117 --> 00:29:48,201
‫چطور این کارو کرد؟

321
00:29:49,077 --> 00:29:50,620
‫باید جلسه شورا تشکیل بدیم.

322
00:29:52,706 --> 00:29:56,084
‫فلک‌خراش‌ها هیچ مدرکی
‫از هیچ فعالیتی ثبت نکردن.

323
00:29:58,169 --> 00:30:02,090
‫پس به مرز رودخانه نفوذ شده؟

324
00:30:03,049 --> 00:30:04,551
‫اگه سربازهای من اونجا بودن...

325
00:30:04,884 --> 00:30:07,137
‫این «مرد ماهی‌ای»...

326
00:30:07,304 --> 00:30:09,014
‫الان دست و پا بسته اینجا نشسته بود.

327
00:30:09,264 --> 00:30:11,474
‫اگه عضلات مغزی تو هم اینجا بودن...

328
00:30:11,683 --> 00:30:14,769
‫بازم با زینت‌آلاتشون داشتن خفه می‌شدن.

329
00:30:14,936 --> 00:30:16,104
‫ای اهریمن کچل...

330
00:30:16,271 --> 00:30:18,064
‫یکم به هم احترام بذارین شما دو تا.

331
00:30:18,231 --> 00:30:19,232
‫احترام؟

332
00:30:19,441 --> 00:30:21,860
‫این دوستان الان باید خجالت بکشن
‫که اینجا وایسادن!

333
00:30:22,068 --> 00:30:22,986
‫مراقب حرفات باش جباری!

334
00:30:36,416 --> 00:30:38,084
‫داشتم می‌گفتم.

335
00:30:38,251 --> 00:30:40,920
‫هیچ فیلم هوایی‌ای از ورودش وجود نداره.

336
00:30:41,087 --> 00:30:42,380
‫توی رادار هم هیچی ثبت نشده.

337
00:30:42,547 --> 00:30:46,051
‫پس صد کیلومتر زیر آب شنا کرده.

338
00:30:46,217 --> 00:30:50,013
‫تنها نبود.
‫و ادعا می‌کنه که یه ارتش عظیم داره.

339
00:30:50,138 --> 00:30:54,476
‫می‌خواد یه دانشمند آمریکایی
‫رو بهش تحویل بدیم؟

340
00:30:54,642 --> 00:30:55,643
‫که بتونه بکشدش؟

341
00:30:55,769 --> 00:30:56,770
‫انجامش بدین.

342
00:30:59,105 --> 00:31:02,650
‫تا حالا با دشمنی سروکار نداشتیم
‫که ویبرانیوم داشته باشه.

343
00:31:03,568 --> 00:31:05,487
‫و هیچ پلنگ سیاهی هم نداریم
‫که ازمون محافظت کنه.

344
00:31:05,653 --> 00:31:09,991
‫بخاطر این که این شورای خردمند
‫اجازه داد کیلمانگر رو تخت پادشاهی بشینه...

345
00:31:10,200 --> 00:31:11,993
‫و همه گیاه‌های قلبی‌شکلتون رو بسوزونه.

346
00:31:12,243 --> 00:31:14,704
‫امباکو، تو میگی چیکار کنیم؟

347
00:31:14,871 --> 00:31:17,207
‫باید مرد ماهی‌ای رو پیدا کنیم و بکشیمش.

348
00:31:18,583 --> 00:31:22,003
‫اگه الان کاری که می‌خواد رو بکنیم...

349
00:31:22,170 --> 00:31:26,466
‫چه تضمینی هست که بعداً
‫ازمون چیز دیگه‌ای نخواد؟

350
00:31:35,850 --> 00:31:36,893
‫آزاد.

351
00:31:38,686 --> 00:31:42,857
‫مشکل از منه
‫یا این واقعا داره هی زشت‌تر میشه؟

352
00:31:43,108 --> 00:31:44,109
‫مشکل از توئه.

353
00:31:44,984 --> 00:31:46,903
‫- حالا کار می‌کنه؟
‫- بله.

354
00:31:47,070 --> 00:31:50,740
‫این لباس می‌تونه فرکانس متناوب ویبرانیوم...

355
00:31:50,907 --> 00:31:55,870
‫رو از پشت آب، سنگ و حتی فلزهای سنگین
‫تشخیص بده. هر کی ساختدش کارش درسته.

356
00:31:56,287 --> 00:31:57,622
‫نگاه کنین.

357
00:31:58,289 --> 00:32:00,834
‫بعضی قطعات سفارشی‌ان
‫و بقیه قطعات انگار...

358
00:32:01,000 --> 00:32:02,794
‫از تو قراضه‌فروشی جمع شدن.

359
00:32:02,919 --> 00:32:05,547
‫هنوز باورش برام سخته که...

360
00:32:05,797 --> 00:32:08,258
‫ویبرانیوم خارج از واکاندا وجود داره.

361
00:32:08,466 --> 00:32:10,718
‫شاید بیشتر از یه شهاب‌سنگ بوده.

362
00:32:10,885 --> 00:32:13,680
‫سیاره‌مون بیشترش از آب پوشیده شده
‫پس منطقیه که...

363
00:32:13,847 --> 00:32:15,890
‫اون یکی اونجا فرود اومده باشه.

364
00:32:16,057 --> 00:32:18,142
‫این همه‌ی دانسته‌های ما رو عوض می‌کنه.

365
00:32:18,309 --> 00:32:21,729
‫تپه‌ی بزرگ. تمام اسطوره‌ها و داستان‌ها.

366
00:32:22,522 --> 00:32:24,357
‫اون داستان‌ها تو ذهن من حک شدن.

367
00:32:24,566 --> 00:32:26,317
‫خیلی دردناک بنظر میاد.

368
00:32:28,611 --> 00:32:30,572
‫خب بالاخره باید این دانشمند رو پیدا کنیم.

369
00:32:32,156 --> 00:32:33,324
‫من یه ایده‌ای دارم.

370
00:32:34,784 --> 00:32:36,035
‫شاهدخت رو لازم دارم.

371
00:32:36,202 --> 00:32:38,162
‫حرفشم نزن.

372
00:32:38,329 --> 00:32:40,415
‫در وضعیتی نیست که بره تو میدون.

373
00:32:40,498 --> 00:32:41,875
‫ملکه‌ی من،

374
00:32:42,917 --> 00:32:45,420
‫بیرون رفتن شاید حالش رو بهتر کنه.

375
00:32:45,879 --> 00:32:48,548
‫شاید دقیقا همین رو نیاز داره.

376
00:32:49,132 --> 00:32:53,136
‫تازه، من می‌تونم این مأموریت آمریکایی
‫رو چشم‌بسته هم انجام بدم.

377
00:32:53,344 --> 00:32:56,556
‫نگرانی من از آمریکایی‌ها نیست.

378
00:32:56,723 --> 00:32:58,141
‫این نامور...

379
00:32:58,558 --> 00:33:00,435
‫از استحکامات ما دزدکی رد شده.

380
00:33:00,602 --> 00:33:02,520
‫اون اتفاق دیگه تکرار نمیشه.

381
00:33:02,729 --> 00:33:04,230
‫اون تنها نبود.

382
00:33:05,064 --> 00:33:06,274
‫پیش منه.

383
00:33:06,357 --> 00:33:07,442
‫کِی قراره بریم...

384
00:33:07,567 --> 00:33:09,652
‫استعمارگر موردعلاقه‌ام رو ببینم؟

385
00:33:12,488 --> 00:33:14,907
‫[ویرجینیا، الکساندریا]

386
00:33:38,848 --> 00:33:39,891
‫بیخیال.

387
00:33:41,809 --> 00:33:43,311
‫باشه، فهمیدم.

388
00:33:44,228 --> 00:33:45,605
‫فهمیدم.

389
00:33:47,815 --> 00:33:49,108
‫میشه آروم بری؟

390
00:33:56,157 --> 00:33:57,450
‫نمی‌تونستی زنگ بزنی؟

391
00:33:57,533 --> 00:33:59,535
‫من چرا باید شماره‌ات رو داشته باشم؟

392
00:34:01,579 --> 00:34:04,749
‫دنبال اون دانشمندی هستیم
‫که ویبرانیو‌م‌یاب رو ساخته.

393
00:34:05,041 --> 00:34:06,417
‫پس قضیه اقیانوس اطلس کار شما بود؟

394
00:34:07,460 --> 00:34:09,045
‫بیخیال. کشتی استخراج رو میگم.

395
00:34:09,212 --> 00:34:10,546
‫کلی تلفات داشت.

396
00:34:11,172 --> 00:34:12,173
‫چه اتفاقی افتاد؟

397
00:34:12,382 --> 00:34:13,424
‫واقعا؟

398
00:34:15,426 --> 00:34:18,304
‫یه عملیات مشترک بود.
‫ما و نیروی دریایی.

399
00:34:18,471 --> 00:34:21,391
‫سی تا از بهترین افراد اونا،
‫دو تا از بهترین افسرهای ما...

400
00:34:21,599 --> 00:34:22,600
‫که دوستام بودن.

401
00:34:23,101 --> 00:34:24,102
‫مُردن.

402
00:34:24,268 --> 00:34:25,311
‫به همین راحتی.

403
00:34:26,062 --> 00:34:27,730
‫با در نظر گرفتن این نکته
‫که دنبال ویبرانیوم بودن...

404
00:34:27,855 --> 00:34:30,608
‫بهت اطمینان میدم واکاندا هیچ
‫ربطی به این اتفاق نداشته.

405
00:34:31,526 --> 00:34:32,610
‫پس کار کی بوده؟

406
00:34:34,112 --> 00:34:35,988
‫ای خدا، ببین، روال کار اینه که...

407
00:34:36,155 --> 00:34:38,199
‫من بهتون اطلاعات بدم
‫و شما هم به من اطلاعات بدین.

408
00:34:38,324 --> 00:34:41,077
‫برای امنیت خودمون
‫نمی‌تونیم بهت بگیم.

409
00:34:41,202 --> 00:34:43,287
‫خیلی واجبه که قبل از هر اتفاق دیگه‌ای...

410
00:34:43,413 --> 00:34:44,956
‫ما به اون دانشمند برسیم.

411
00:34:45,706 --> 00:34:47,458
‫به من مدیونی راس.

412
00:34:47,542 --> 00:34:49,210
‫به برادرم مدیونی.

413
00:34:52,964 --> 00:34:53,965
‫خیلی‌خب، ببین.

414
00:34:54,799 --> 00:34:57,009
‫مأمورهایی هستن که کمتر از این اطلاعاتی
‫که من می‌خوام بگم رو گفتن...

415
00:34:57,218 --> 00:34:59,303
‫و به مرگ محکوم شدن.

416
00:34:59,512 --> 00:35:00,763
‫سرپرستمون هم عوض شده.

417
00:35:01,389 --> 00:35:02,807
‫مثل شاهین حواسش بهم هست.

418
00:35:02,974 --> 00:35:05,518
‫حواسمون رو خیلی خیلی جمع می‌کنیم.

419
00:35:05,643 --> 00:35:07,645
‫فقط حواستون نه، باید فرز هم باشین.

420
00:35:07,895 --> 00:35:09,397
‫آمریکا یه دستگاه دیگه نیاز داره...

421
00:35:09,480 --> 00:35:11,065
‫و این بچه تنها آدم دنیاست...

422
00:35:11,190 --> 00:35:12,191
‫که بلده بسازدش.

423
00:35:12,316 --> 00:35:13,401
‫برای همین دارن میرن سراغش.

424
00:35:13,484 --> 00:35:14,527
‫بچه؟

425
00:35:18,656 --> 00:35:20,908
‫[ماساچوست، کمبریج]

426
00:35:24,829 --> 00:35:25,830
‫هی.

427
00:35:25,997 --> 00:35:27,039
‫یادت رفت پول رو برام بزنی.

428
00:35:27,123 --> 00:35:30,168
‫یادم رفت.
‫هشتصد تا بود دیگه؟

429
00:35:30,251 --> 00:35:33,212
‫هشتصد تا قیمت دیروز بود.
‫امروز هزار تاست.

430
00:35:33,379 --> 00:35:34,881
‫این دیگه دزدیه.

431
00:35:36,340 --> 00:35:37,925
‫کل دست رباتی رو من ساختم.

432
00:35:38,134 --> 00:35:40,595
‫تو فقط الگوریتمِ دست گرفتنِ چیزی رو اصلاح کردی.

433
00:35:40,678 --> 00:35:42,096
‫بعد چه نمره‌ای گرفتی؟

434
00:35:48,603 --> 00:35:49,604
‫مرسی.

435
00:35:52,565 --> 00:35:53,649
‫اون آیفونه که می‌بینم؟

436
00:35:53,858 --> 00:35:54,859
‫چه ابتدایی.

437
00:35:56,319 --> 00:35:57,361
‫ملکه‌ی من.

438
00:35:58,404 --> 00:36:00,072
‫دانشمنده رو پیدا کردیم.

439
00:36:00,364 --> 00:36:03,826
‫توی معادل آمریکایی یه مدرسه روستایی تو واکانداست.

440
00:36:03,993 --> 00:36:05,202
‫مدرسه؟

441
00:36:05,703 --> 00:36:08,039
‫لطفا بگو که اونجا استاده.

442
00:36:08,205 --> 00:36:09,999
‫یه دانشجوئه مادر.

443
00:36:10,166 --> 00:36:11,709
‫نمی‌تونیم بدیمش به نامور.

444
00:36:12,501 --> 00:36:15,087
‫این دانشجو رو بیارین واکاندا.

445
00:36:16,756 --> 00:36:18,215
‫چشم ملکه‌ی من.

446
00:36:20,676 --> 00:36:21,719
‫از اینجاش رو بسپر به من.

447
00:36:22,386 --> 00:36:24,221
‫وایسا. شاید بهتره من باهاش حرف بزنم.

448
00:36:24,430 --> 00:36:25,640
‫اینجوری ملاحظه‌کارانه‌تره.

449
00:36:26,933 --> 00:36:28,059
‫منم می‌تونم باملاحظه باشم.

450
00:36:31,771 --> 00:36:32,772
‫چیه؟

451
00:36:33,230 --> 00:36:34,315
‫- هیچی.
‫- آرایشم مشکل داره؟

452
00:36:34,523 --> 00:36:35,524
‫نه.

453
00:36:35,691 --> 00:36:37,777
‫- رنگش اشتباهه، مگه نه؟
‫- رنگش درسته.

454
00:36:37,985 --> 00:36:39,528
‫فنتی 440. خوشگل شدی.

455
00:36:41,113 --> 00:36:43,199
‫می‌تونم خودم رو دانشجو جا بزنم.

456
00:36:44,283 --> 00:36:45,284
‫از پسش برمیام.

457
00:36:49,163 --> 00:36:50,539
‫- پنج دقیقه وقت داری.
‫- ایول!

458
00:37:02,927 --> 00:37:03,928
‫هی!

459
00:37:04,053 --> 00:37:05,137
‫ریری ویلیامز؟

460
00:37:08,516 --> 00:37:11,102
‫هی، من دیگه چیزی تحویل نمیدم.
‫باید بری از سایت بگیری.

461
00:37:12,687 --> 00:37:14,563
‫یه فایل رمزنگاری‌شده‌ست.

462
00:37:14,772 --> 00:37:15,940
‫می‌خواستم ایردراپش کنم.

463
00:37:17,191 --> 00:37:18,317
‫تو...

464
00:37:20,861 --> 00:37:22,530
‫تو شاهدخت شوری هستی.

465
00:37:24,031 --> 00:37:25,741
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

466
00:37:25,866 --> 00:37:27,451
‫یا خدا، می‌خواین من رو جذب کنین؟

467
00:37:29,203 --> 00:37:30,204
‫نه.

468
00:37:30,871 --> 00:37:34,250
‫در مورد ویبرانیوم‌یابی که برای
‫سی‌آی‌ای ساختی اومدم.

469
00:37:35,626 --> 00:37:39,547
‫من هیچ ویبرانیوم‌یابی برای سی‌آی‌ای نساختم.
‫اون رو برای کلاس متالورژی ساختم.

470
00:37:39,713 --> 00:37:41,674
‫- پروژه کلاسی بوده؟
‫- آره.

471
00:37:42,174 --> 00:37:43,884
‫استادم گفت هرگز نمی‌تونم انجامش بدم.

472
00:37:45,511 --> 00:37:47,638
‫ولی وقتی جوون و بااستعداد و
‫سیاه باشی این میشه دیگه، نه؟

473
00:37:50,766 --> 00:37:52,935
‫احتمالا شما تو واکاندا اینو نمیگین.

474
00:37:55,187 --> 00:37:56,188
‫چند سالته؟

475
00:37:57,231 --> 00:37:58,482
‫نوزده.

476
00:37:58,983 --> 00:38:02,778
‫نبوغ تو سن پایین همیشه
‫از طرف بزرگترها مورد قبول نیست.

477
00:38:04,238 --> 00:38:05,739
‫چقدر طول کشید ساختنش؟

478
00:38:05,948 --> 00:38:07,032
‫دو سه ماه.

479
00:38:07,241 --> 00:38:08,784
‫- دو سه ماه؟
‫- سخت‌ترین جاش...

480
00:38:08,951 --> 00:38:10,828
‫پیدا کردن ورق مایلار برای پوشوندنِ...

481
00:38:12,621 --> 00:38:14,039
‫وایسا ببینم، کارم واکاندا رو عصبانی کرده؟

482
00:38:14,206 --> 00:38:15,207
‫نه فقط ما.

483
00:38:15,916 --> 00:38:17,293
‫اینجا دیگه برات امن نیست.

484
00:38:18,085 --> 00:38:20,629
‫وسایلت رو جمع کن و باهام بیا.
‫همین الان.

485
00:38:21,463 --> 00:38:24,425
‫من یه ربع دیگه کلاس معادلات دیفرانسیل دارم.

486
00:38:27,052 --> 00:38:28,053
‫باشه.

487
00:38:29,138 --> 00:38:30,347
‫باشه.

488
00:38:30,514 --> 00:38:32,725
‫همینجا منتظر باش.

489
00:38:33,559 --> 00:38:36,187
‫من میرم دستشویی.
‫میرم یه سر...

490
00:38:39,690 --> 00:38:41,275
‫خودم حواسم بود.

491
00:38:42,151 --> 00:38:44,737
‫گفتم پنج دقیقه.
‫شیش دقیقه بهت وقت دادم.

492
00:38:44,904 --> 00:38:46,530
‫برو بیرون. از اتاقم برو بیرون.

493
00:38:47,239 --> 00:38:48,324
‫برو بیرون!

494
00:38:48,490 --> 00:38:49,491
‫هی.

495
00:38:49,700 --> 00:38:53,537
‫بهت گفته باشم!
‫یه قدم هم به سمت من برندار!

496
00:38:53,621 --> 00:38:55,706
‫می‌بینی چطور بچه‌هاشون رو برای
‫رفتار با مهمون تربیت می‌کنن؟

497
00:39:01,337 --> 00:39:02,671
‫نیزه آوردی اینجا؟

498
00:39:02,796 --> 00:39:05,090
‫نیزه آوردی اینجا.

499
00:39:05,925 --> 00:39:07,009
‫ازش خوشم میاد.

500
00:39:07,468 --> 00:39:09,803
‫هی، هی، هی. بذارش زمین. بذارش...

501
00:39:09,970 --> 00:39:11,347
‫به خودت صدمه می‌زنی. بیخیال.

502
00:39:12,014 --> 00:39:13,557
‫اشکالی نداره شاهدخت.

503
00:39:13,724 --> 00:39:15,100
‫دختر کوچولو.

504
00:39:16,185 --> 00:39:19,063
‫دو تا گزینه بهت میدم.

505
00:39:19,271 --> 00:39:21,440
‫می‌تونی بیای واکاندا...

506
00:39:21,607 --> 00:39:23,859
‫حالا یا به‌هوش یا بی‌هوش.

507
00:39:24,693 --> 00:39:27,404
‫تو هم باید نسبت به اون قیافه‌ات
‫به‌هوش باشی.

508
00:39:27,613 --> 00:39:29,615
‫با اون همه خاکستر رو کله‌ات
‫اومدی اینجا واسه من.

509
00:39:31,450 --> 00:39:33,494
‫- خنده داره؟
‫- نه، نداره.

510
00:39:34,244 --> 00:39:36,121
‫- بهت گفتم!
‫- خوشگلی بابا.

511
00:39:36,246 --> 00:39:37,665
‫آروم باش. الان میریم، خب؟

512
00:39:38,374 --> 00:39:42,503
‫اینم خودش می‌تونه با اون مردماهی
‫که مچ پای بالدار داشت...

513
00:39:42,586 --> 00:39:45,589
‫و می‌خواد بکشدش تک و تنها سروکله بزنه.

514
00:39:45,673 --> 00:39:47,841
‫- تو می‌تونی.
‫- با اون هیترت.

515
00:39:48,008 --> 00:39:49,176
‫بیخیال. بیا بریم.

516
00:39:49,843 --> 00:39:50,928
‫چی؟

517
00:39:58,268 --> 00:39:59,978
‫اینجا دقیقا کجاست؟

518
00:40:00,646 --> 00:40:02,648
‫چند تا کامیون رو برای رئیس بهداشت
‫تعمیر کردم.

519
00:40:03,440 --> 00:40:07,277
‫اونم در ازاش اجازه داده تو این گاراژ کار کنم.

520
00:40:07,736 --> 00:40:09,363
‫فقط باید لپتاپم رو بردارم.

521
00:40:12,032 --> 00:40:14,827
‫لطفا به چیزی دست نزنین.

522
00:40:14,910 --> 00:40:17,079
‫نگرانش نباش.

523
00:40:17,287 --> 00:40:20,958
‫شاید خیلی چیز خاصی بنظر نیاد،
‫ولی زحمت یه عمرم اینجاست.

524
00:40:22,000 --> 00:40:25,337
‫پس، طرح اون دستگاه روی اون لپتاپه؟

525
00:40:25,504 --> 00:40:26,505
‫آره.

526
00:40:26,714 --> 00:40:29,550
‫بعد همینجوری میذاریش روی میز
‫تو یه گاراژ؟

527
00:40:29,717 --> 00:40:32,678
‫رمزنگاری 2065 بایت گذاشتم براش.

528
00:40:32,886 --> 00:40:35,973
‫تحسین‌برانگیزه.
‫تا حالا شده خودت نتونی وارد بشی؟

529
00:40:36,181 --> 00:40:38,100
‫کل ترم طول کشید وارد شم.

530
00:40:38,267 --> 00:40:40,310
‫مجبور شدم یه کامپیوتر کوانتومی بسازم...

531
00:40:40,519 --> 00:40:42,396
‫که رمزنگاری خودم رو بشکنه.

532
00:40:42,604 --> 00:40:44,940
‫اینجا داری چی می‌سازی؟
‫استارک‌تِک‌ـه؟

533
00:40:45,190 --> 00:40:46,984
‫گفتم بهش دست نزن.

534
00:40:47,276 --> 00:40:49,695
‫مأمورین قانون آمریکایی
‫به موقعیت شما رسیدن.

535
00:40:49,903 --> 00:40:51,280
‫- لعنتی.
‫- این کی بود؟

536
00:40:51,655 --> 00:40:52,656
‫هوش مصنوعیم.

537
00:40:54,324 --> 00:40:55,742
‫دارن محاصره‌مون می‌کنن.

538
00:40:59,705 --> 00:41:02,458
‫تو که گفتی یه مردماهی دنبالمه.

539
00:41:02,583 --> 00:41:03,625
‫اینا مأمور فدرالن.

540
00:41:17,014 --> 00:41:19,516
‫الان این چه بلایی بود سرم اومد!

541
00:41:19,600 --> 00:41:21,768
‫به خدا خیلی خوب داشتم پیش می‌رفتم!

542
00:41:21,935 --> 00:41:24,605
‫سروقت می‌رفتم سر کلاس.
‫منِ احمق!

543
00:41:24,813 --> 00:41:27,399
‫انقدر احمق بودم که فکر می‌کردم
‫شاهدخت واکاندا...

544
00:41:27,566 --> 00:41:30,736
‫میاد در خونه‌ام و بعدش
‫دیگه می‌ترکونم.

545
00:41:30,986 --> 00:41:34,573
‫بنظرم بهتره با همین مردماهیه
‫روبرو بشم...

546
00:41:34,781 --> 00:41:38,327
‫چون حداقل اف‌بی‌آی رو نیاورده درِ گاراژم!

547
00:41:38,535 --> 00:41:41,872
‫هی. نامور یه کشتی پر از مأمورهای سی‌آی‌ای
‫رو کرده تو دریا...

548
00:41:42,122 --> 00:41:45,626
‫- اف‌بی‌آی صحبت می‌کنه.
‫- اونم بخاطر دستگاهِ تو.

549
00:41:45,709 --> 00:41:47,669
‫- پس اون آقا پلیس‌های اون بیرون...
‫- ما این محدوده رو محاصره کردیم.

550
00:41:47,836 --> 00:41:49,463
‫کوچک‌ترین مشکلتن.

551
00:41:49,630 --> 00:41:52,090
‫ببین، برای خارج شدن از اینجا
‫باید با هم کار کنیم.

552
00:41:52,299 --> 00:41:54,760
‫ژنرال، محاصره‌مون کردن.

553
00:41:54,927 --> 00:41:56,470
‫شاید بهتره از هم جدا شیم.

554
00:41:56,970 --> 00:41:58,096
‫حرفشم نزن.

555
00:41:58,180 --> 00:41:59,348
‫این وسیله کار می‌کنه؟

556
00:42:00,807 --> 00:42:01,975
‫نه.

557
00:42:02,976 --> 00:42:06,271
‫اینجا همه‌چی کار می‌کنه.
‫از جمله این موتور.

558
00:42:06,480 --> 00:42:10,400
‫فکرشم نکن.
‫تازه، ما سه نفریم.

559
00:42:10,651 --> 00:42:13,028
‫شما دو نفرین. من با این میرم.

560
00:42:14,821 --> 00:42:15,989
‫می‌دونستم.

561
00:42:16,156 --> 00:42:18,617
‫نگو که تو دو ماه اینو ساختی.

562
00:42:18,951 --> 00:42:21,745
‫سالها روش کار کردم.
‫کم و بیش.

563
00:42:22,204 --> 00:42:24,665
‫ایول. تا حالا باهاش پرواز کردی؟

564
00:42:24,873 --> 00:42:25,916
‫اون می‌تونه پرواز کنه؟

565
00:42:26,083 --> 00:42:29,378
‫یه کانال یوتیوب هست که فیلم‌هایی
‫که از من تو آسمون گرفتن رو می‌ذاره.

566
00:42:30,045 --> 00:42:31,129
‫چه خفن.

567
00:42:31,463 --> 00:42:33,215
‫- ما حکم بازداشتِ...
‫- بیا.

568
00:42:33,382 --> 00:42:34,591
‫دانشجو ریری ویلیامز رو داریم.

569
00:42:34,675 --> 00:42:35,926
‫فرستنده‌ی بی‌سیم...

570
00:42:36,093 --> 00:42:38,387
‫- که بتونیم ارتباط برقرار کنیم.
‫- سعی نکن فرار کنی.

571
00:42:38,512 --> 00:42:40,555
‫ژنرال اوکویه، شاهدخت شوری...

572
00:42:40,722 --> 00:42:42,766
‫دستاتون رو بگیرید بالا و بیاید بیرون!

573
00:42:43,433 --> 00:42:44,476
‫چه لگنی.

574
00:42:44,643 --> 00:42:46,770
‫هی، لطفا مراقب باش.

575
00:42:47,020 --> 00:42:49,022
‫- شما دستگیر نخواهید شد.
‫- سوییچش روی صندلیه.

576
00:42:49,189 --> 00:42:50,691
‫وقتی برسیم اون سمت پل...

577
00:42:50,899 --> 00:42:52,025
‫می‌تونیم تو ترافیک بوستون گم بشیم.

578
00:42:52,275 --> 00:42:54,027
‫ژنرال، واقعا دیگه باید جدا شیم.

579
00:42:54,111 --> 00:42:57,447
‫گوش کن بهم. ما تو آزمایشگاهت نیستیم.
‫وسط مِیدونیم.

580
00:42:57,572 --> 00:42:58,991
‫حالا سوار ماشین شو.

581
00:42:59,658 --> 00:43:00,659
‫همش سرم داد می‌زنه.

582
00:43:07,582 --> 00:43:12,671
‫واحد تاکتیکی از در وارد میشه تا سه، دو...

583
00:43:12,838 --> 00:43:14,172
‫یک.

584
00:43:15,465 --> 00:43:17,175
‫اف‌بی‌آی! تکون نخورید!

585
00:43:17,843 --> 00:43:18,802
‫این چه کوفتیه؟

586
00:43:19,052 --> 00:43:21,847
‫لعنتی! لباس آیرون‌من داره؟
‫عقب‌نشینی!

587
00:43:22,014 --> 00:43:23,390
‫سر جاتون بمونین!

588
00:43:26,893 --> 00:43:28,019
‫انگار واقعا پرواز می‌کنه.

589
00:43:28,145 --> 00:43:29,438
‫- گیریو!
‫- بله شاهدخت؟

590
00:43:29,646 --> 00:43:31,148
‫- حالا!
‫- حالت رانندگی از راه دور فعال شد.

591
00:43:31,356 --> 00:43:32,566
‫شوری! نه!

592
00:43:42,576 --> 00:43:43,910
‫برو بریم!

593
00:43:45,162 --> 00:43:46,163
‫گیریو!

594
00:43:47,330 --> 00:43:48,623
‫یه تصویر بهم بده.

595
00:43:56,715 --> 00:43:58,049
‫- گیریو...
‫- بله ژنرال؟

596
00:43:58,133 --> 00:44:00,051
‫من رو ببر پیش شاهدخت...

597
00:44:00,135 --> 00:44:02,929
‫وگرنه نیزه‌ام رو چنان فرو می‌کنم
‫تو سی‌پی‌یوت...

598
00:44:03,096 --> 00:44:06,224
‫که تا هزار سال دیگه هم نتونی
‫محاسبات ساده رو پردازش کنی.

599
00:44:06,349 --> 00:44:07,559
‫فقط یه لحظه دیگه ژنرال.

600
00:44:07,976 --> 00:44:09,227
‫اوکویه، دارم میام سمتت.

601
00:44:20,322 --> 00:44:23,450
‫گیریو، همین الان کنترل
‫این ماشین رو بده بهم!

602
00:44:23,617 --> 00:44:25,702
‫دارم یه مسیر براتون باز می‌کنم.

603
00:44:30,415 --> 00:44:31,708
‫خدمت شما، ژنرال.

604
00:44:31,917 --> 00:44:33,752
‫رانندگی دستی فعال شد.

605
00:44:50,477 --> 00:44:51,978
‫باید یه نقطه استخراج پیدا کنیم.

606
00:44:52,145 --> 00:44:53,605
‫اونور رودخونه یکی هست.

607
00:44:59,819 --> 00:45:01,404
‫هی، دارن پل رو می‌بندن.

608
00:45:05,617 --> 00:45:08,537
‫شاهدخت، یک دوربین نظارتی
‫روی شما قفل شده.

609
00:45:08,620 --> 00:45:09,621
‫تو چه ارتفاعی؟

610
00:45:09,788 --> 00:45:11,081
‫نُه هزار متری.

611
00:45:17,128 --> 00:45:18,129
‫صبر کن.

612
00:45:18,838 --> 00:45:19,839
‫حلش می‌کنم.

613
00:45:23,510 --> 00:45:24,511
‫یالا ریری.

614
00:45:24,886 --> 00:45:27,180
‫باید معادلات دیفرانسیلش رو پیدا کنی.

615
00:45:27,305 --> 00:45:29,099
‫وقتی سرعت نسبی برابر بشه...

616
00:45:29,307 --> 00:45:31,059
‫ریری، فکر نکنم بتونی به اون پهپاد برسی...

617
00:45:31,184 --> 00:45:32,227
‫اونم بدون ماسک اکسیژن.

618
00:45:34,896 --> 00:45:37,524
‫سطح اکسیژن هم‌اکنون 55 درصد.

619
00:45:38,483 --> 00:45:40,360
‫هشت هزار و پونصد متر.

620
00:45:41,736 --> 00:45:44,364
‫سطح اکسیژن هم‌اکنون سی درصد.

621
00:45:47,534 --> 00:45:50,495
‫سرعت بیشینه. فقط باید زوایای
‫اویلرم رو تطبیق بدم تا...

622
00:45:51,246 --> 00:45:52,497
‫درست موقعِ...

623
00:45:59,004 --> 00:46:00,839
‫اکسیژن، صفر درصد.

624
00:46:04,217 --> 00:46:06,177
‫پهپاد دیگه در تعقیب شما نیست.

625
00:46:07,095 --> 00:46:09,097
‫ارتفاع، صد و پنجاه متر و در حال سقوط.

626
00:46:09,264 --> 00:46:10,432
‫ریری! حالت خوبه؟

627
00:46:11,725 --> 00:46:12,767
‫- ریری!
‫- آره.

628
00:46:16,354 --> 00:46:17,480
‫من خوبم.

629
00:46:18,314 --> 00:46:19,399
‫- مراقب باشید!
‫- از سر راه برید کنار!

630
00:46:19,733 --> 00:46:20,692
‫خدایا!

631
00:46:20,859 --> 00:46:21,860
‫- لعنتی.
‫- نگران نباشین.

632
00:46:21,943 --> 00:46:23,987
‫من یه محموله مخصوص دارم
‫براتون تا سه...

633
00:46:24,070 --> 00:46:25,488
‫دو، یک...

634
00:46:27,157 --> 00:46:28,199
‫ایول ریری!

635
00:46:37,208 --> 00:46:38,209
‫ریری!

636
00:47:06,321 --> 00:47:08,656
‫چه اتفاقی افتاد؟ شوری!

637
00:47:09,115 --> 00:47:10,116
‫شوری!

638
00:47:26,257 --> 00:47:28,510
‫علائم حیاتی شاهدخت پایداره ژنرال.

639
00:47:28,676 --> 00:47:31,221
‫تا چند لحظه دیگه هشیاریش رو بدست میاره.

640
00:48:05,713 --> 00:48:07,799
‫یه قدم دیگه بیاین جلو...

641
00:48:08,550 --> 00:48:10,093
‫تا همه‌تون رو بکشم.

642
00:48:10,760 --> 00:48:11,761
‫اسلحه‌ رو بنداز زمین!

643
00:48:14,556 --> 00:48:15,765
‫دانشمنده رو بکش.

644
00:48:15,932 --> 00:48:17,600
‫من با شاهدها سروکله می‌زنم.

645
00:48:17,809 --> 00:48:18,810
‫باشه.

646
00:48:20,603 --> 00:48:21,729
‫هی، اون آبیه؟

647
00:48:23,690 --> 00:48:25,316
‫اول اون زن رو بکشین.

648
00:48:26,609 --> 00:48:27,569
‫سلاحت رو بنداز!

649
00:48:59,726 --> 00:49:01,811
‫برو نامورا.

650
00:50:10,922 --> 00:50:13,466
‫ارزش شمشیر من رو نداری.

651
00:50:23,726 --> 00:50:25,186
‫چرا انقدر طول می‌کشه؟

652
00:50:25,603 --> 00:50:28,147
‫الان وقتی بازی کردن نیست.

653
00:50:37,323 --> 00:50:38,449
‫اوکویه!

654
00:50:39,992 --> 00:50:40,993
‫وایسا!

655
00:50:41,202 --> 00:50:42,453
‫در حال فعال‌سازی ترجمه.

656
00:50:42,537 --> 00:50:43,579
‫من شوری‌ام.

657
00:50:43,704 --> 00:50:45,039
‫شاهدخت واکاندا.

658
00:50:45,581 --> 00:50:47,333
‫درخواست می‌کنم من رو ببرید پیش نامور.

659
00:50:47,500 --> 00:50:49,585
‫به این دختر آسیب نزنید.

660
00:50:52,255 --> 00:50:54,298
‫جفتشون رو زنده ببریم؟

661
00:50:55,299 --> 00:50:56,968
‫بله، آتوما.

662
00:51:13,276 --> 00:51:14,360
‫نفس بکش.

663
00:51:23,286 --> 00:51:24,245
‫شوری!

664
00:51:42,763 --> 00:51:45,349
‫راس هستم، از آژانس.
‫شاهدی هم دارین؟

665
00:51:45,600 --> 00:51:47,810
‫اصلا. ولی بنظرمون کار واکاندایی‌ها بوده.

666
00:51:48,144 --> 00:51:49,228
‫ببخشید؟

667
00:51:49,312 --> 00:51:51,397
‫دفتر میدانی‌مون از لنگلی شنیده
‫که قراره بیان.

668
00:51:51,564 --> 00:51:53,441
‫صحیح. کی اون تماس رو گرفته؟

669
00:51:54,400 --> 00:51:55,776
‫ایشون.

670
00:51:58,321 --> 00:51:59,530
‫مدیر دفانته.

671
00:51:59,697 --> 00:52:00,656
‫واقعا؟

672
00:52:00,781 --> 00:52:01,782
‫خب...

673
00:52:02,742 --> 00:52:04,744
‫اون مأمور فکر می‌کنه کار واکاندایی‌هاست.

674
00:52:05,161 --> 00:52:07,788
‫آره، از وقتی کشتی‌مون رو نابود کردن
‫تک تکشون رو زیر نظر داریم.

675
00:52:07,955 --> 00:52:09,248
‫برای همین خواستم بیای.

676
00:52:10,333 --> 00:52:11,334
‫خوشتیپ شدی.

677
00:52:12,001 --> 00:52:13,169
‫خب، سعی‌ام رو می‌کنم.

678
00:52:13,252 --> 00:52:14,712
‫باشگاه خونگیت رو راه انداختی؟

679
00:52:14,920 --> 00:52:15,921
‫آره. پارسال.

680
00:52:16,088 --> 00:52:18,758
‫شاید منم یه روز بیام چند تا وزنه بزنم.

681
00:52:19,508 --> 00:52:20,468
‫سلام.

682
00:52:20,551 --> 00:52:21,552
‫من مأمور مخصوص مسئول اینجام.

683
00:52:21,761 --> 00:52:24,638
‫آفرین. می‌خوای مدارک رو
‫نشونم بدی یا نه؟

684
00:52:24,722 --> 00:52:26,891
‫- بله. چشم. بفرمایید.
‫- باشه.

685
00:52:27,099 --> 00:52:28,225
‫- خیلی‌خب.
‫- اینجا چه اتفاقی افتاده؟

686
00:52:28,851 --> 00:52:30,436
‫بنظرمون ماشین‌ها تصادف کردن...

687
00:52:30,644 --> 00:52:32,396
‫ولی نمی‌تونم ماشین‌ها رو پیدا کنیم.

688
00:52:32,730 --> 00:52:34,815
‫منظورت چیه؟
‫وقتی پیداش کردی همین شکلی بود؟

689
00:52:35,024 --> 00:52:37,360
‫بله. بنظر یکی که تو ماجرا دست داشته
‫خودروها رو برده.

690
00:52:37,526 --> 00:52:40,363
‫- چطور برده؟
‫- انداختنشون تو رودخونه.

691
00:52:40,571 --> 00:52:41,781
‫شوخی می‌کنی.

692
00:52:42,823 --> 00:52:44,492
‫روش برچسب ام‌آی‌تی داره.

693
00:52:44,575 --> 00:52:46,952
‫می‌خوام فوراً به آژانس امنیت ملی منتقل بشه.

694
00:52:47,244 --> 00:52:49,288
‫هی، راس؟ باک بنزینت پره؟

695
00:52:49,497 --> 00:52:51,040
‫می‌تونی برم گردونی به لنگلی؟

696
00:52:51,832 --> 00:52:53,417
‫هشت ساعت راهه.

697
00:52:53,584 --> 00:52:54,877
‫آره. می‌تونیم درباره پرونده حرف بزنیم.

698
00:52:54,960 --> 00:52:56,379
‫راستش، بدم نمیاد...

699
00:52:57,421 --> 00:53:00,800
‫بابت یه سری از حرفایی که تو
‫زندگی مشترکمون بهت زدم عذرخواهی کنم.

700
00:53:04,178 --> 00:53:05,346
‫آبی بودن.

701
00:53:06,388 --> 00:53:08,307
‫قدرت فراانسانی داشتن.

702
00:53:09,225 --> 00:53:12,019
‫و روی نهنگ‌ها از آب اومدن بیرون.

703
00:53:12,895 --> 00:53:15,981
‫سه تاشون رو جوری زدم که باید می‌مردن.

704
00:53:16,190 --> 00:53:17,858
‫اما بازم بلند شدن.

705
00:53:18,025 --> 00:53:21,278
‫اجازه بدید فوراً برگردم تا شاهدختمون رو برگردونم.

706
00:53:33,207 --> 00:53:34,416
‫اوکویه...

707
00:53:34,667 --> 00:53:39,130
‫مقام ژنرالی ارتش واکاندا و همینطور...

708
00:53:39,338 --> 00:53:42,258
‫رتبه‌ات بعنوان دورا میلاژه ازت گرفته میشه.

709
00:53:47,012 --> 00:53:48,055
‫اجازه صحبت می‌دید...

710
00:53:48,139 --> 00:53:49,140
‫ملکه‌ی من؟

711
00:53:50,558 --> 00:53:51,600
‫بگو.

712
00:53:52,184 --> 00:53:53,561
‫التماستمون می‌کنم.

713
00:53:55,521 --> 00:53:57,064
‫من همه‌چیزم رو دادم.

714
00:53:58,023 --> 00:54:01,735
‫بذارین برای کشورم و اون تخت بمیرم.

715
00:54:01,902 --> 00:54:03,904
‫ازتون خواهش می‌کنم مادر.

716
00:54:04,071 --> 00:54:05,865
‫اجازه بدید درستش کنم.

717
00:54:06,031 --> 00:54:07,241
‫درستش کنی؟

718
00:54:08,951 --> 00:54:12,079
‫الان نمی‌دونم دخترم زنده‌ست یا مرده.

719
00:54:12,162 --> 00:54:15,416
‫شاید داریم عجولانه تصمیم می‌گیریم.

720
00:54:17,459 --> 00:54:21,922
‫اون برای واکاندا جلوی شوهر خودش
‫نیزه کشید.

721
00:54:22,131 --> 00:54:24,592
‫شوهر خائنش الان کجاست؟

722
00:54:24,800 --> 00:54:29,096
‫جاییه که هر وقت بخواد می‌تونه
‫بهش سر بزنه. شوهر من...

723
00:54:30,431 --> 00:54:32,266
‫پیش نیاکانمونه.

724
00:54:32,474 --> 00:54:37,104
‫من ملکه‌ی قدرتمندترین ملت دنیام...

725
00:54:37,313 --> 00:54:40,524
‫و تمام خانواده‌ام از دست رفتن!

726
00:54:41,317 --> 00:54:44,194
‫من همه‌چیم رو ندادم؟

727
00:54:53,412 --> 00:54:55,247
‫بایست ژنرال.

728
00:55:01,420 --> 00:55:03,631
‫من کنارت ایستادم...

729
00:55:03,839 --> 00:55:07,384
‫بعد از اینکه کیلمانگر تخت پادشاهی رو گرفت...

730
00:55:07,551 --> 00:55:11,221
‫و تو و بزرگان اینجا کنار اون ایستادن...

731
00:55:11,388 --> 00:55:14,975
‫در حالی که من از جباری خواهش می‌کردم
‫از من محافظت کنه.

732
00:55:16,393 --> 00:55:20,773
‫و بهت بابت بردن دخترم به این مأموریت
‫هشدار دادم...

733
00:55:20,856 --> 00:55:22,858
‫و تو گمش کردی.

734
00:55:23,609 --> 00:55:25,027
‫پس امروز...

735
00:55:26,028 --> 00:55:27,279
‫دیگه بسمه.

736
00:56:14,201 --> 00:56:16,870
‫اینجایی گیریو؟

737
00:56:18,163 --> 00:56:19,331
‫بله ملکه‌ی من.

738
00:56:20,374 --> 00:56:23,794
‫وقتی شوری رو دزدیدن تو باهاش بودی؟

739
00:56:24,002 --> 00:56:25,337
‫بله.

740
00:56:25,462 --> 00:56:28,215
‫می‌تونی مهره‌های کیمویوش رو ردیابی کنی؟

741
00:56:28,424 --> 00:56:30,801
‫تیم بالیستیک تو کل کمبریج
‫گلوله پیدا کرده.

742
00:56:31,009 --> 00:56:33,387
‫این واکاندایی‌ها واقعا کل شهر رو گشتن.

743
00:56:33,554 --> 00:56:35,764
‫نمی‌دونم از کجا فهمیدن کی ساختدش.

744
00:56:36,014 --> 00:56:38,350
‫این اطلاعات فوق‌محرمانه‌ست.

745
00:56:42,146 --> 00:56:44,148
‫- این چیه؟ صدای زنگت رو عوض کردی؟
‫- ای بابا.

746
00:56:45,649 --> 00:56:47,484
‫مدیر، شرمنده‌ام.
‫باید اینو جواب بدم.

747
00:56:47,651 --> 00:56:49,611
‫انقدر مدیر مدیر نکن.
‫جواب بده. مهم نیست.

748
00:56:49,820 --> 00:56:51,446
‫سلام عزیز دلم.

749
00:56:53,198 --> 00:56:55,701
‫نه، پیش رئیسمم. الان.

750
00:56:56,493 --> 00:56:57,828
‫راستش دیگه داره میره.

751
00:56:57,911 --> 00:56:58,912
‫خیلی‌خب.

752
00:56:59,079 --> 00:57:01,665
‫از تو خونه کار می‌کنم و یه دوش می‌گیرم.

753
00:57:09,047 --> 00:57:10,424
‫اِورت راس.

754
00:57:10,632 --> 00:57:11,758
‫ملکه راموندا؟

755
00:57:11,967 --> 00:57:13,886
‫مهر‌ه‌های کیمویوی شوری دست تو چیکار می‌کنه؟

756
00:57:14,094 --> 00:57:15,846
‫نمی‌دونستم مال اونه. خب؟

757
00:57:16,013 --> 00:57:18,307
‫تو یه صحنه جرم خیلی ناجور پیداش کردم.

758
00:57:19,349 --> 00:57:20,475
‫دانشجوئه رو گیر آوردین؟

759
00:57:21,351 --> 00:57:24,271
‫شوری می‌خواست نجاتش بده
‫که جفتشون رو دزدیدن.

760
00:57:25,188 --> 00:57:26,690
‫چی؟ کی دزدیده؟

761
00:57:28,233 --> 00:57:30,235
‫آژانس من فرض گرفته که کار شماست.

762
00:57:30,444 --> 00:57:32,362
‫و نگرانم شک کرده باشن که...

763
00:57:32,571 --> 00:57:34,698
‫من شوری و اوکویه رو فرستادم سمت اون دانشجو.

764
00:57:34,990 --> 00:57:36,491
‫ببین، اگه در خطرن منم می‌خوام کمک کنم.

765
00:57:36,658 --> 00:57:38,577
‫ولی اگه ندونم موضوع چیه نمی‌تونم.

766
00:57:38,744 --> 00:57:41,538
‫متأسفانه یه قدرت جهانی دیگه
‫به معادله اضافه شده.

767
00:57:41,872 --> 00:57:44,833
‫کشوری که از قبل تحت نظرمون بوده
‫یا یکی دیگه رو میگین؟

768
00:57:45,000 --> 00:57:47,002
‫فعلا در همین حد می‌تونم بگم.

769
00:57:47,210 --> 00:57:48,211
‫لطفا...

770
00:57:48,712 --> 00:57:53,050
‫اگه دولتتون تصمیم گرفت
‫علیه ما کاری بکنه به من بگو.

771
00:57:53,133 --> 00:57:54,885
‫باشه. حتما.

772
00:57:55,093 --> 00:57:58,805
‫ببین، اگه کاری از دست من برمیاد،
‫بهم بگین.

773
00:57:59,014 --> 00:58:00,724
‫من جونم رو به شوری مدیونم.

774
00:58:01,516 --> 00:58:05,479
‫گیریو، گوشواره‌های شوری پیشش بودن؟

775
00:58:05,687 --> 00:58:08,148
‫توی اقیانوس اطلس شمالی گمشون کردم...

776
00:58:08,357 --> 00:58:11,526
‫ولی افرادی که بردنش زبان
‫مایایی یوکاتانی حرف می‌زدن.

777
00:58:15,530 --> 00:58:18,533
‫[هائیتی، کاپ-هائیتین]

778
00:58:21,411 --> 00:58:22,412
‫سلام.

779
00:58:29,169 --> 00:58:30,629
‫اومدید دنبال خانم مدیر؟

780
00:58:37,886 --> 00:58:38,887
‫اونجاست.

781
00:58:39,805 --> 00:58:41,515
‫خیلی خوبه.

782
00:58:48,939 --> 00:58:49,898
‫سلام.

783
00:58:56,071 --> 00:58:59,616
‫لطفا یه لحظه ما رو ببخشید.

784
00:59:03,787 --> 00:59:04,746
‫سلام.

785
00:59:04,830 --> 00:59:05,831
‫سلام.

786
00:59:05,956 --> 00:59:06,957
‫سلام.

787
00:59:12,045 --> 00:59:13,296
‫ملکه مادر.

788
00:59:15,173 --> 00:59:17,426
‫اینجا همه‌چی برای بچه‌ها یه درسه.

789
00:59:17,592 --> 00:59:20,595
‫دیوارها رو رنگ زدن، ماهی‌ها رو غذا میدن...

790
00:59:20,679 --> 00:59:23,014
‫و هر چی که اینجا می‌خوریم
‫رو خودشون پرورش میدن.

791
00:59:23,181 --> 00:59:25,892
‫بعضی از مفاهیم اینجا رو می‌شناسم.

792
00:59:25,976 --> 00:59:27,978
‫ولی از مواد دیگه‌ای داری استفاده می‌کنی.

793
00:59:28,061 --> 00:59:31,440
‫بله، ما فقط چیزی که در همین هائیتی
‫پیدا میشه رو استفاده می‌کنیم.

794
00:59:33,442 --> 00:59:36,778
‫توی مراسم ختم تچالا نبودت حس شد.

795
00:59:48,582 --> 00:59:49,791
‫ملکه مادر.

796
00:59:49,875 --> 00:59:52,878
‫شش ساله که از پیشمون رفتی.

797
00:59:53,003 --> 00:59:56,173
‫فکر کردم حداقل برای مراسم برمی‌گردی.

798
00:59:59,009 --> 01:00:01,303
‫می‌ترسیدم...

799
01:00:01,386 --> 01:00:05,140
‫از اینکه مراسم بهم این حس رو بده
‫که همه‌چی تموم شده.

800
01:00:05,348 --> 01:00:08,268
‫ناکیا، فرزند «یا»...

801
01:00:09,728 --> 01:00:13,523
‫هر جا که بری بازم واکاندایی هستی...

802
01:00:13,732 --> 01:00:17,319
‫و می‌دونی که مرگ پایان کار نیست.

803
01:00:22,407 --> 01:00:23,700
‫ممنون.

804
01:00:28,496 --> 01:00:30,248
‫تو خونه حال بچه‌ها چطوره؟

805
01:00:30,415 --> 01:00:32,667
‫شوری رو دزدیدن.

806
01:00:33,460 --> 01:00:34,461
‫چی؟

807
01:00:34,794 --> 01:00:37,881
‫تو قبلا به ملت‌های زیادی نفوذ کردی.

808
01:00:38,256 --> 01:00:40,175
‫اون مال خیلی وقت پیش بود.

809
01:00:40,342 --> 01:00:41,551
‫اون زمان آدم دیگه‌ای بودم.

810
01:00:41,718 --> 01:00:44,721
‫کسی رو نیاز دارم که بفهمه
‫کجا بردنش...

811
01:00:44,930 --> 01:00:47,891
‫و نجاتش بده، بدون اینکه دیده بشه.

812
01:00:48,308 --> 01:00:51,144
‫چرا خطر جنگ با واکاندا رو به جون خریدن؟

813
01:00:53,521 --> 01:00:54,606
‫وای خدا.

814
01:00:54,689 --> 01:00:55,982
‫خیلی‌خب، نفس بکش.

815
01:00:56,191 --> 01:00:57,567
‫چی چی و نفس بکش؟

816
01:00:57,692 --> 01:00:58,777
‫الان کدوم گوری هستیم؟

817
01:00:58,860 --> 01:01:00,862
‫تو یه غاریم.
‫نمی‌دونم دقیقا کجاست.

818
01:01:01,071 --> 01:01:02,072
‫وای خدا!

819
01:01:02,906 --> 01:01:04,199
‫اون چیه؟

820
01:01:04,366 --> 01:01:07,118
‫کرم شب‌تاب. لاروشون نور تولید می‌کنه.

821
01:01:08,078 --> 01:01:09,162
‫فقط آروم باش.

822
01:01:09,537 --> 01:01:11,373
‫خب الان پلنگ سیاه جدیدی هست...

823
01:01:11,581 --> 01:01:13,792
‫- بهش زنگ بزنی بیاد دنبالمون؟
‫- نه.

824
01:01:13,959 --> 01:01:14,960
‫چرا خب؟

825
01:01:15,126 --> 01:01:16,795
‫چون روال کار این نیست.

826
01:01:17,504 --> 01:01:19,172
‫پلنگ سیاه دیگه رفته.

827
01:01:19,798 --> 01:01:21,925
‫پس یعنی درست وقتی من رو می‌دزدن
‫پلنگ سیاه‌هاتون رو جمع می‌کنین؟

828
01:01:27,430 --> 01:01:28,473
‫شاهدخت.

829
01:01:29,683 --> 01:01:31,768
‫اینجا افراد سلطنتی لباس سنتی می‌پوشن.

830
01:01:32,143 --> 01:01:34,354
‫این رو برای شما درست کردیم.

831
01:01:35,146 --> 01:01:37,273
‫حرفاش رو می‌فهمی؟

832
01:01:37,357 --> 01:01:38,900
‫نه کاملا.

833
01:01:40,986 --> 01:01:42,237
‫نه.

834
01:01:42,404 --> 01:01:44,656
‫این از این حقه‌های ابرشرورهاست.

835
01:01:44,864 --> 01:01:46,241
‫تو همه فیلم‌ها هست.

836
01:01:46,408 --> 01:01:47,659
‫شاهدخت لِیا.

837
01:01:47,742 --> 01:01:49,035
‫بل تو دیو و دلبر.

838
01:01:49,202 --> 01:01:51,788
‫اون دختر سفیده توی ایندیانا جونز.

839
01:01:51,913 --> 01:01:52,914
‫چیزی نیست.

840
01:01:52,997 --> 01:01:55,625
‫حالا باید ببینی توی آبشار جنگاور
‫چه لباسی مجبورم بپوشم.

841
01:02:02,006 --> 01:02:03,007
‫با من بیا.

842
01:02:04,008 --> 01:02:05,385
‫وایسا.

843
01:02:05,468 --> 01:02:07,929
‫اینجا تنهام نمی‌ذاری که، مگه نه؟

844
01:02:08,179 --> 01:02:09,556
‫برمی‌گردم.

845
01:02:10,181 --> 01:02:11,433
‫برمی‌گردم.

846
01:02:11,599 --> 01:02:13,518
‫آروم باش.

847
01:02:20,525 --> 01:02:21,526
‫بخورید؟

848
01:02:27,282 --> 01:02:29,617
‫[مکزیک، شبه‌جزیره یوکاتان]

849
01:02:35,999 --> 01:02:37,792
‫سلام خانم. خوشحالم می‌بینمتون.

850
01:02:37,876 --> 01:02:38,918
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

851
01:02:40,378 --> 01:02:42,964
‫من ماریا آلدانا هستم.
‫توی مریدا دانشجوام.

852
01:02:43,339 --> 01:02:45,049
‫علاقه‌ای ندارم. برو لطفا.

853
01:02:45,258 --> 01:02:49,220
‫بله، البته. نمی‌خوام مزاحمتون بشم.
‫فقط یه لحظه بهم وقت بدین.

854
01:02:49,721 --> 01:02:51,681
‫استادم یه تحقیقی رو نام برد

855
01:02:51,890 --> 01:02:56,519
‫که توش شما به محقق‌ها گفتین
‫با یه چیزی روبرو شدین...

856
01:02:57,312 --> 01:02:59,606
‫یه چیز غیرقابل‌تصور.

857
01:03:00,398 --> 01:03:02,942
‫صحبت با اون خارجی‌ها هیچ دردی رو دوا نکرد.

858
01:03:03,109 --> 01:03:04,569
‫التماستمون می‌کنم.

859
01:03:04,777 --> 01:03:05,945
‫برو گفتم.

860
01:03:07,530 --> 01:03:09,699
‫منم دیدمش.

861
01:03:21,252 --> 01:03:25,173
‫بعضی وقتا نگاهمون می‌خورد
‫به مردی با پاهای بالدار...

862
01:03:26,424 --> 01:03:28,051
‫توی ساحل.

863
01:03:28,843 --> 01:03:30,720
‫فکر کردیم یه روحه.

864
01:03:31,596 --> 01:03:33,056
‫کوکولکان.

865
01:03:33,640 --> 01:03:36,142
‫خدای افعی بالدار ما...

866
01:03:36,893 --> 01:03:39,812
‫خدای این قلمرو و قلمروی زیرین.

867
01:03:40,647 --> 01:03:43,399
‫خیلی دلم می‌خواد به اون ساحل سر بزنم.

868
01:03:44,067 --> 01:03:45,068
‫حواست باشه...

869
01:03:45,818 --> 01:03:51,658
‫کوکولکان خیلی بیشتر از من و تو اینجا بوده.

870
01:03:51,950 --> 01:03:54,035
‫بقیه افرادی که دنبالش گشتن...

871
01:03:54,285 --> 01:03:55,954
‫و نیت شوم تو دلشون داشتن...

872
01:03:56,329 --> 01:03:57,330
‫هیچوقت برنگشتن.

873
01:03:58,623 --> 01:04:00,083
‫در اعماق گم شدن...

874
01:04:01,501 --> 01:04:03,419
‫تا ابد...

875
01:04:09,968 --> 01:04:11,678
‫شاهدخت.

876
01:04:11,803 --> 01:04:12,804
‫خوش اومدید.

877
01:04:14,764 --> 01:04:17,225
‫لطفاً راحت باشید.

878
01:04:24,482 --> 01:04:25,817
‫خیلی قشنگه.

879
01:04:26,609 --> 01:04:28,319
‫مال مادرم بود.

880
01:04:38,454 --> 01:04:40,957
‫اینا عتیقه‌های آمریکای میانه هستن.

881
01:04:42,458 --> 01:04:44,293
‫به احتمال زیاد قرن شونزده.

882
01:04:45,545 --> 01:04:47,755
‫از اون‌موقع تا حالا زنده بودی؟

883
01:04:49,590 --> 01:04:51,300
‫مادرت انسان بوده.

884
01:04:52,635 --> 01:04:53,636
‫آره.

885
01:04:53,845 --> 01:04:56,055
‫بعدش یه چیز دیگه شد.

886
01:04:56,305 --> 01:04:58,349
‫- چطور؟
‫- «چطور؟»

887
01:04:58,850 --> 01:05:01,352
‫«چطور» هیچ‌وقت به اندازۀ «چرا» مهم نیست.

888
01:05:03,438 --> 01:05:06,065
‫[۱۵۷۱ سال بعد از میلاد مسیح]
‫[زاما؛ یوکاتان]

889
01:05:12,572 --> 01:05:15,658
‫مادرم و مردم روستاش
‫از مزرعه‌هاشون بیرون رونده شدن،

890
01:05:15,908 --> 01:05:19,579
‫اونم به دستِ کشورگشاهای اسپانیایی‌ای
‫که آبله رو آوردن،

891
01:05:19,787 --> 01:05:22,665
‫یه زبان منفور رو ارائه دادن
‫و عقایدشون از یه دنیای دیگه رو تحمیل کردن.

892
01:05:24,500 --> 01:05:26,210
‫مردم من که با گرسنگی...

893
01:05:26,377 --> 01:05:28,129
‫جنگ و مرگ روبرو شده بودند،

894
01:05:28,713 --> 01:05:30,465
‫به «چاک» رو آوردند

895
01:05:32,091 --> 01:05:34,051
‫که خدای بارون و برکت ماست.

896
01:05:36,137 --> 01:05:39,140
‫چاک به شمن‌مون یه چیزی رو الهام کرد.
‫(شمن: مشابه جادوگر)

897
01:05:39,599 --> 01:05:42,310
‫راهی برای نجات مردمش.

898
01:05:45,772 --> 01:05:50,193
‫چاک اونو به سمت گیاهی هدایت کرد
‫که از یه سنگ آبی جَوونه زده بود.

899
01:06:03,623 --> 01:06:05,875
‫اون زمان مامانم منو حامله بود

900
01:06:06,042 --> 01:06:08,294
‫و نمی‌خواست اون گیاه رو بخوره

901
01:06:08,419 --> 01:06:10,630
‫چون می‌ترسید یه موقع برای من ضرر داشته باشه.

902
01:06:11,172 --> 01:06:12,340
‫نه. بچه‌ام!

903
01:06:12,798 --> 01:06:14,675
‫ولی شمن متقاعدش کرد.

904
01:06:23,267 --> 01:06:25,144
‫بچه‌ات مریضه.

905
01:06:25,770 --> 01:06:27,438
‫فقط این می‌تونه شفاش بده.

906
01:06:28,064 --> 01:06:31,609
‫بچه‌ات اولین کسی میشه
‫که توی خونۀ جدیدمون به دنیا میاد.

907
01:06:33,277 --> 01:06:34,529
‫این پیشکش، حکم قول من رو داره.

908
01:06:34,612 --> 01:06:38,157
‫اون پادشاه جدیدمون میشه.

909
01:06:46,582 --> 01:06:48,376
‫همه‌شون مریض شدن.

910
01:07:01,264 --> 01:07:05,017
‫ولی بهشون امکانِ اینو داد
‫که از دریا اکسیژن جذب کنن.

911
01:07:08,354 --> 01:07:10,106
‫اونا توی اقیانوس ساکن شدند،

912
01:07:10,815 --> 01:07:13,943
‫به دور از جنگ و بیماری‌ها.

913
01:07:16,529 --> 01:07:17,571
‫بریم!

914
01:07:31,377 --> 01:07:33,546
‫مادرم اونجا منو به دنیا آورد...

915
01:07:33,796 --> 01:07:37,049
‫و من اولین پسر به دنیا اومدۀ تالوکان شدم.

916
01:07:37,550 --> 01:07:39,635
‫اون گیاه بهم بال‌هایی روی مُچِ پاهام...

917
01:07:39,802 --> 01:07:42,179
‫و گوش‌هایی داد که به سمت ابرها تیز شده بودن.

918
01:07:42,680 --> 01:07:43,931
‫یه جهش‌یافته بودم.

919
01:07:44,849 --> 01:07:48,102
‫می‌تونستم توی آسمون شناور بشم
‫و دیرتر مسن بشم.

920
01:07:48,269 --> 01:07:50,730
‫هوایی رو تنفس کنم
‫که نیاکان‌مون تنفسش می‌کردن.

921
01:07:51,981 --> 01:07:53,607
‫وقتی مادرم پیرتر شد،

922
01:07:54,859 --> 01:07:58,529
‫حسرتِ زندگی توی سرزمینی رو خورد
‫که یه زمان می‌شناختش...

923
01:08:00,448 --> 01:08:02,116
‫و با قلبی شکسته مُرد.

924
01:08:04,994 --> 01:08:08,956
‫ازم قول گرفت که توی خاکِ وطنش دفنش کنم.

925
01:08:14,045 --> 01:08:17,423
‫هیچ چیز نمی‌تونست برای چیزی که
‫اونجا پیدا کردم آماده‌ام کنه.

926
01:08:24,180 --> 01:08:25,181
‫این بچۀ کیه؟

927
01:08:40,780 --> 01:08:41,781
‫شلیک کنید!

928
01:08:42,323 --> 01:08:43,324
‫آتش!

929
01:08:59,715 --> 01:09:01,091
‫تو یه اهریمنی.

930
01:09:01,842 --> 01:09:03,135
‫پسر شیطانی.

931
01:09:03,344 --> 01:09:05,304
‫یه مردِ با ایمانِ اسپانیایی، نفرینم کرد.

932
01:09:05,513 --> 01:09:07,348
‫وقتی داشت به دستم می‌مُرد...

933
01:09:07,515 --> 01:09:08,557
‫این‌جوری خطابم کرد:

934
01:09:08,724 --> 01:09:09,892
‫تو بچۀ عاری از عشقی.

935
01:09:10,768 --> 01:09:11,852
‫بچۀ عاری از عشق.

936
01:09:13,938 --> 01:09:16,106
‫بچۀ عاری از عشق.
‫(ترجمۀ انگلیسیش)

937
01:09:16,732 --> 01:09:18,108
‫اسمم رو از همونجا برداشتم.

938
01:09:23,489 --> 01:09:25,282
‫«نامور».
‫(عاری از عشق)

939
01:09:25,407 --> 01:09:28,327
‫چون هیچ عشق و علاقه‌ای
‫به دنیای روی سطح زمین ندارم.

940
01:09:30,329 --> 01:09:32,414
‫چرا این چیزا رو بهم میگی؟

941
01:09:33,749 --> 01:09:36,877
‫تا درک کنی که چرا مجبورم
‫اون دانشمند رو بکُشم.

942
01:09:36,961 --> 01:09:38,712
‫اگه ببریمش واکاندا چی؟

943
01:09:40,005 --> 01:09:41,173
‫بذار بریم.

944
01:09:42,091 --> 01:09:43,676
‫بهت قول شرف میدم.

945
01:09:43,842 --> 01:09:45,219
‫توی کشور من می‌مونه.

946
01:09:45,469 --> 01:09:46,971
‫نمی‌تونم همچین ریسکی بکنم، شاهدخت.

947
01:09:47,179 --> 01:09:48,722
‫پس به‌جاش منو نگه دار.

948
01:09:50,683 --> 01:09:52,351
‫خوشحال میشم کشورتون رو ببینم.

949
01:09:53,644 --> 01:09:56,313
‫خب، با این لباس و تجهیزات
‫نمی‌تونی بری اون پایین.

950
01:09:58,357 --> 01:10:01,819
‫تقریباً بلافاصله از سرمازدگی می‌میری.

951
01:10:01,902 --> 01:10:04,154
‫خونِت سمی میشه

952
01:10:04,363 --> 01:10:08,158
‫و فشار اقیانوس تک تکِ
‫ استخوون‌های بدنت رو می‌شکنه.

953
01:10:11,245 --> 01:10:12,496
‫یا می‌تونی یه لباس مخصوص بپوشی.

954
01:10:13,038 --> 01:10:14,665
‫یه چندتایی داریم. بیا.

955
01:10:17,751 --> 01:10:18,752
‫نزدیکم بمون.

956
01:11:23,150 --> 01:11:24,860
‫آهای! نامور، صبر کن.

957
01:12:35,764 --> 01:12:38,475
‫[تالوکان - پایتخت]

958
01:13:28,358 --> 01:13:29,901
‫سلام.

959
01:13:58,472 --> 01:13:59,598
‫خیلی قشنگه.

960
01:14:01,475 --> 01:14:02,684
‫از جنس ویبرانیوم‌ـه.

961
01:14:02,893 --> 01:14:03,894
‫آره.

962
01:14:04,061 --> 01:14:05,604
‫در اعماق اقیانوس...

963
01:14:05,979 --> 01:14:08,231
‫خورشید رو برای مردمم آوردم.

964
01:14:10,275 --> 01:14:13,820
‫می‌دونم میگی ای‌کاش می‌شد
‫از جون اون دانشمنده بگذرم،

965
01:14:14,237 --> 01:14:16,406
‫ولی الان دیدی که باید از چی محافظت کنم.

966
01:14:41,264 --> 01:14:43,350
‫ناکیا، حدست درست بود.

967
01:14:43,433 --> 01:14:46,520
‫موقعیت گوشواره‌های کیمویوی شوری رو پیدا کردم.

968
01:15:19,886 --> 01:15:22,514
‫سیگنالش از یه غار زیرآبی میاد...

969
01:15:22,722 --> 01:15:26,143
‫که حدوداً ۱۴۰ متر زیر سطح آبه.

970
01:15:26,768 --> 01:15:29,062
‫ملکۀ مادر، سیگنالش رو پیدا کردم.

971
01:15:29,229 --> 01:15:32,232
‫از یه غار زیرآبی میاد.

972
01:15:32,440 --> 01:15:35,068
‫اگه اون پایین باشه،
‫مطمئنم با مقاومت اونا روبرو میشم.

973
01:15:35,986 --> 01:15:38,655
‫به نظرتون چطور اقدام کنم؟

974
01:15:38,822 --> 01:15:43,201
‫شاهدخت رو به هر وسیله‌ای که شده برگردون.

975
01:15:43,410 --> 01:15:46,663
‫منم سعی می‌کنم نامور رو بکشونم بیرون.

976
01:16:21,448 --> 01:16:24,743
‫تو اولین کسی هستی که از سطح زمین
‫اومدی توی تالوکان.

977
01:16:25,744 --> 01:16:27,787
‫لطفاً اینو به نشانۀ قدردانی ما قبول کن.

978
01:16:34,919 --> 01:16:37,589
‫از گیاهی ساخته شده که تالوکان رو نجات داد.

979
01:16:40,300 --> 01:16:41,760
‫تو هنوز جَوونی، شاهدخت.

980
01:16:42,594 --> 01:16:45,472
‫وقتی به سن و سال من برسی،
‫متوجه میشی...

981
01:16:45,680 --> 01:16:48,475
‫همه‌مون عزیزان‌مون رو از دست می‌دیم.

982
01:16:48,558 --> 01:16:50,226
‫ولی وقتی برادرم رو از دست دادم...

983
01:16:50,393 --> 01:16:51,978
‫حس متفاوتی داشت.

984
01:16:52,145 --> 01:16:53,772
‫اون در سکوت رنج کشید.

985
01:16:54,397 --> 01:16:57,442
‫وقتی بالأخره ازم تقاضای کمک کرد،
‫نتونستم کاری کنم.

986
01:16:58,485 --> 01:17:01,071
‫این کجاش منطقیه...

987
01:17:01,154 --> 01:17:04,824
‫که نیاکان به من موهبت‌ها و مهارت‌هایی دادن

988
01:17:05,033 --> 01:17:07,744
‫که بهم کمک کنن برادرم رو نجات بدم
‫ولی من نتونستم؟

989
01:17:09,287 --> 01:17:10,288
‫چرا؟

990
01:17:12,707 --> 01:17:15,251
‫جواب این سؤال رو نمی‌دونم.

991
01:17:17,379 --> 01:17:19,839
‫نیاکان من بیشتر اوقات میگن:

992
01:17:20,298 --> 01:17:23,718
‫«فقط رنج‌دیده‌ترین آدما
‫می‌تونن رهبرهای بزرگی بشن».

993
01:17:27,430 --> 01:17:29,599
‫این قلمرویی که اینجا ساختی رو تحسین می‌کنم.

994
01:17:31,935 --> 01:17:34,437
‫و اینکه از مردمت محافظت کردی.

995
01:17:35,188 --> 01:17:38,191
‫ولی به عنوان شاهدختِ واکاندا...

996
01:17:38,400 --> 01:17:40,819
‫دست روی دست نمی‌ذارم
‫تا اون دختر خانم رو بکُشی.

997
01:17:42,487 --> 01:17:45,657
‫کشورم تا وقتی من برنگشتم، آروم نمی‌گیره.

998
01:17:47,033 --> 01:17:49,160
‫منم بدونِ اون جایی نمی‌رم.

999
01:17:49,953 --> 01:17:53,623
‫باید یه راه مسالمت‌آمیز
‫برای حل این مسئله پیدا کنیم.

1000
01:17:57,335 --> 01:17:59,045
‫دیگه موضوع فقط اون دانشمنده نیست.

1001
01:18:01,131 --> 01:18:05,635
‫قرن‌هاست که کشورهای سطح زمین
‫آدمایی مثل ما رو اسیر و بَردۀ خودشون می‌کنن.

1002
01:18:06,302 --> 01:18:07,762
‫به‌خاطر منابع!

1003
01:18:09,139 --> 01:18:11,474
‫از اون روزی که مادرم رو خاک کردم...

1004
01:18:11,558 --> 01:18:15,395
‫مردمم رو برای زمانی آماده کردم
‫که اونا میان سراغ ما.

1005
01:18:15,478 --> 01:18:19,774
‫و اون دستگاه، نشونه‌ای برای اینه که
‫الان اون زمان رسیده.

1006
01:18:21,651 --> 01:18:26,990
‫باید تکلیف این موضوع روشن بشه
‫که واکاندا متحدمونه یا دشمن‌مون.

1007
01:18:27,490 --> 01:18:29,284
‫حد وسطی وجود نداره.

1008
01:18:31,452 --> 01:18:35,123
‫پس برنامه‌ات اینه که
‫با کل دنیا اعلان جنگ کنی...

1009
01:18:35,748 --> 01:18:38,001
‫و می‌خوای واکاندا کمکت کنه؟

1010
01:18:39,002 --> 01:18:40,086
‫این دیوونگیه.

1011
01:18:40,295 --> 01:18:44,966
‫هیچ کشوری نیست که اگه فرصتش رو داشته باشه
‫واکاندا رو غارت نکنه.

1012
01:18:46,301 --> 01:18:48,219
‫اگه با هم متحد شیم...

1013
01:18:48,386 --> 01:18:51,097
‫می‌تونیم زودتر بهشون حمله کنیم
‫و این‌جوری از هم محافظت می‌کنیم.

1014
01:18:51,514 --> 01:18:55,852
‫اون‌وقت که دیگه خطر این کشورها
‫از بین رفت...

1015
01:18:56,019 --> 01:18:58,688
‫اون دانشمنده برمی‌گرده واکاندا.

1016
01:18:59,063 --> 01:19:01,941
‫اگه واکاندا این پیشنهاد رو قبول نکنه چی میشه؟

1017
01:19:03,026 --> 01:19:04,986
‫دانشمنده می‌میره.

1018
01:19:05,945 --> 01:19:08,823
‫و واکاندا اولین کشوری میشه که سقوط می‌کنه.

1019
01:19:09,157 --> 01:19:10,575
‫به مردمم حمله می‌کنی؟

1020
01:19:10,950 --> 01:19:12,410
‫آره.

1021
01:19:12,577 --> 01:19:14,954
‫حالا گوش کن چی می‌گم.

1022
01:19:15,163 --> 01:19:19,000
‫واکاندا نمی‌تونه توی جنگ با تالوکان پیروز بشه.

1023
01:19:22,170 --> 01:19:24,339
‫احضار شدی...

1024
01:19:24,505 --> 01:19:25,715
‫کوکولکان.

1025
01:19:29,969 --> 01:19:34,265
‫اون شب که با مادرت کنار رودخونه بودی
‫صحبت‌هات رو شنیدم.

1026
01:19:35,516 --> 01:19:38,311
‫گفتی دلت می‌خواد دنیا رو به آتیش بکشی.

1027
01:19:44,484 --> 01:19:46,861
‫بیا با همدیگه به آتیش بکشونیمش.

1028
01:19:54,577 --> 01:19:57,622
‫[سازمان سیا]
‫ملکه راموندا هیچ ویبرانیومی بهمون نمی‌فروشه.

1029
01:19:57,872 --> 01:20:01,167
‫الان هم که یه دختر خانمی رو دزدیدن
‫که یه دستگاه ساخته.

1030
01:20:01,334 --> 01:20:04,295
‫آره، با کمال احترام،
‫ ریری ویلیامز یه بچۀ اعجوبه‌ست

1031
01:20:04,462 --> 01:20:06,631
‫که از همۀ اساتید دانشگاهش
‫عملکرد بهتری داشته.

1032
01:20:06,714 --> 01:20:09,676
‫واکاندایی‌ها توی طرح توسعه‌شون
‫می‌خواستن استخدامش کنن.

1033
01:20:09,759 --> 01:20:11,260
‫همین و بس. بعدش شماها...

1034
01:20:11,427 --> 01:20:13,805
‫توی تاریکیِ شب، یه تیم ضربت فرستادید

1035
01:20:13,888 --> 01:20:17,350
‫تا ولیعهدِ یکی از ابرقدرت‌های
‫جهان رو دستگیر کنه.

1036
01:20:20,478 --> 01:20:23,356
‫رئیس جمهور می‌خواد در برابر واکاندا
‫اقدامات تهاجمی صورت بگیره.

1037
01:20:24,732 --> 01:20:26,609
‫چه‌جور اقدامات تهاجمی‌ای؟

1038
01:20:27,402 --> 01:20:28,820
‫براندازی.

1039
01:20:29,987 --> 01:20:33,366
‫خب، افسر ویژه «راس»، متخصص ماست.

1040
01:20:33,616 --> 01:20:35,785
‫خب، راس، نظرت چیه؟

1041
01:20:35,868 --> 01:20:38,705
‫منابعم بهم گفتن یه جبهه‌ی دیگه هم هست.

1042
01:20:39,664 --> 01:20:41,457
‫- یه کشور دیگه؟
‫- ممکنه. نمی‌دونم.

1043
01:20:41,666 --> 01:20:43,793
‫باید بهم وقت بدید این احتمال رو بررسی کنم،

1044
01:20:43,960 --> 01:20:46,045
‫وگرنه سر از جنگ با کشوری در میاریم

1045
01:20:46,212 --> 01:20:47,964
‫که هیچ درکی از...

1046
01:20:48,131 --> 01:20:50,091
‫ظرفیتِ نظامی‌اش نداریم.

1047
01:20:51,592 --> 01:20:52,593
‫رئیس؟

1048
01:20:53,136 --> 01:20:55,388
‫به نظرم ایشون متخصصن.

1049
01:20:55,555 --> 01:20:58,474
‫به نظرم حمله به واکاندا اشتباهه.

1050
01:21:05,064 --> 01:21:06,065
‫بله؟

1051
01:21:06,149 --> 01:21:07,150
‫یه مشکلی داریم.

1052
01:21:08,818 --> 01:21:10,695
‫[کیپ‌ورده؛ کورال ولهو]

1053
01:21:28,921 --> 01:21:31,215
‫دخترم زنده‌ست؟

1054
01:21:31,382 --> 01:21:33,342
‫شاهدخت زنده و سالمه.

1055
01:21:34,093 --> 01:21:36,929
‫خودش درخواست داد تا ببریمش تالوکان.

1056
01:21:37,096 --> 01:21:39,390
‫فعلاً همونجا می‌مونه.

1057
01:21:43,102 --> 01:21:46,355
‫در عوض چی می‌تونم بهتون بدم؟

1058
01:21:46,731 --> 01:21:47,815
‫هیچی.

1059
01:21:48,149 --> 01:21:49,901
‫متأسفانه من مخالفم.

1060
01:21:50,067 --> 01:21:53,404
‫آمریکایی‌ها دارن آماده میشن
‫تا واکاندا رو به‌خاطرِ...

1061
01:21:53,654 --> 01:21:56,324
‫حملۀ شما به کشتی حفاری‌شون مقصر بدونن.

1062
01:21:56,490 --> 01:21:59,493
‫دخترم و اون دانشمنده رو برگردونید...

1063
01:21:59,619 --> 01:22:03,331
‫وگرنه بهشون اطلاع میدم که شما وجود دارید.

1064
01:22:09,962 --> 01:22:12,089
‫اگه به آمریکایی‌ها چیزی در مورد ما بگی...

1065
01:22:13,633 --> 01:22:15,801
‫اگه سعی کنی پیدامون کنی...

1066
01:22:16,928 --> 01:22:20,681
‫یا اگه متوجهِ حتی یه دونه کشتی واکاندایی
‫توی اقیانوس بشم...

1067
01:22:21,474 --> 01:22:22,934
‫شاهدخت رو می‌کُشم.

1068
01:22:24,435 --> 01:22:26,270
‫بعدش میام واکاندا...

1069
01:22:26,395 --> 01:22:28,439
‫و تو رو می‌کُشم.

1070
01:22:37,782 --> 01:22:38,824
‫خب، چی شد؟

1071
01:22:40,701 --> 01:22:43,663
‫می‌خواد با دنیای سطح زمین وارد جنگ بشه

1072
01:22:43,871 --> 01:22:45,539
‫و از من خواست کمکش کنم.

1073
01:22:50,127 --> 01:22:52,254
‫باید فکر کنم.

1074
01:22:52,463 --> 01:22:54,382
‫هیچ‌وقت از اینجا نمی‌ریم بیرون.

1075
01:23:06,686 --> 01:23:07,979
‫نیزه‌ات رو بنداز!

1076
01:23:08,104 --> 01:23:09,563
‫شاهدخت رو بکُش!

1077
01:23:15,611 --> 01:23:17,029
‫چاقوت رو بنداز.

1078
01:23:17,488 --> 01:23:18,489
‫تو...

1079
01:23:19,323 --> 01:23:20,449
‫زدی اونو کُشتی.

1080
01:23:21,283 --> 01:23:22,618
‫ولش کن

1081
01:23:22,702 --> 01:23:24,787
‫تا نیازی به مُردنت نباشه.

1082
01:23:27,790 --> 01:23:28,791
‫شوری...

1083
01:23:29,792 --> 01:23:31,293
‫دست چپت رو تکون بده.

1084
01:23:36,006 --> 01:23:37,091
‫خوبی؟

1085
01:23:37,883 --> 01:23:39,301
‫خوبی؟

1086
01:23:39,468 --> 01:23:40,720
‫- مهره‌هات رو بده من!
‫- بریم.

1087
01:23:40,886 --> 01:23:43,431
‫- مهره‌هات رو بده من. می‌تونم نجاتش بدم.
‫- باید بریم.

1088
01:23:43,472 --> 01:23:45,891
‫شوری، نمی‌دونم این خانم کیه
‫ولی باید به حرفش گوش کنیم.

1089
01:23:46,016 --> 01:23:47,184
‫ببین، با یه تیر صوتی زدمش.

1090
01:23:47,351 --> 01:23:49,437
‫برخوردش از این فاصله مرگباره.
‫هیچ شانسی نداره.

1091
01:23:49,603 --> 01:23:51,605
‫متوجه نیستی. این‌جوری جنگ به پا میشه.

1092
01:23:51,731 --> 01:23:54,024
‫- باید بریم.
‫- صبر کن!

1093
01:24:37,776 --> 01:24:38,777
‫بهت آسیب زدن؟

1094
01:24:38,819 --> 01:24:40,404
‫نه. نه.

1095
01:24:41,947 --> 01:24:43,115
‫ممنون.

1096
01:24:43,949 --> 01:24:45,075
‫خواهش می‌کنم.

1097
01:24:46,660 --> 01:24:47,828
‫- گیریو.
‫- بله، ملکۀ من.

1098
01:24:47,995 --> 01:24:49,997
‫فوراً برمون گردون واکاندا.

1099
01:24:53,792 --> 01:24:55,669
‫چی شد فرزندم؟

1100
01:24:57,588 --> 01:24:59,507
‫واکاندایی‌ها.

1101
01:25:00,257 --> 01:25:01,967
‫اومدن اونو نجات بدن.

1102
01:25:04,678 --> 01:25:06,722
‫کوکولکان...

1103
01:25:09,225 --> 01:25:12,686
‫می‌تونی نجاتم بدی؟

1104
01:25:25,950 --> 01:25:27,409
‫مُرد؟

1105
01:25:29,828 --> 01:25:30,955
‫آره.

1106
01:25:39,463 --> 01:25:41,882
‫در آرامش بخواب.

1107
01:25:44,468 --> 01:25:45,844
‫وقتی داشتی...

1108
01:25:46,303 --> 01:25:50,307
‫با ملکه صحبت می‌کردی، اومدن اینجا؟

1109
01:25:51,725 --> 01:25:55,020
‫نباید به شاهدخت اعتماد می‌کردیم.

1110
01:25:55,854 --> 01:25:58,857
‫اون خونه‌مون رو دیده.

1111
01:25:59,191 --> 01:26:01,443
‫چی مانع‌شون میشه

1112
01:26:01,902 --> 01:26:04,029
‫که به تالوکان حمله نکنن؟

1113
01:26:06,323 --> 01:26:07,491
‫من!

1114
01:26:42,067 --> 01:26:43,527
‫تالوکان برخیز!

1115
01:26:43,610 --> 01:26:45,612
‫تالوکان برخیز!

1116
01:26:45,946 --> 01:26:47,656
‫تالوکان برخیز!

1117
01:26:47,698 --> 01:26:49,700
‫تالوکان برخیز!

1118
01:26:52,911 --> 01:26:54,997
‫من به واسطۀ...

1119
01:26:55,122 --> 01:26:56,415
‫امیدِ شراکت...

1120
01:26:56,707 --> 01:26:58,333
‫کور شدم.

1121
01:27:00,252 --> 01:27:01,253
‫و...

1122
01:27:01,962 --> 01:27:04,256
‫همه‌مون رو...

1123
01:27:04,715 --> 01:27:06,842
‫به خطر انداختم.

1124
01:27:07,634 --> 01:27:08,719
‫تالوکان...

1125
01:27:09,261 --> 01:27:10,679
‫دوباره...

1126
01:27:10,846 --> 01:27:12,264
‫جابه‌جا نمیشه.

1127
01:27:13,265 --> 01:27:14,224
‫نامورا.

1128
01:27:15,225 --> 01:27:16,226
‫آتوما.

1129
01:27:18,353 --> 01:27:21,356
‫وقتی کارمون باهاشون تموم بشه،

1130
01:27:24,234 --> 01:27:26,570
‫دیگه هیچ‌وقت فکر اینم نمی‌کنن...

1131
01:27:26,820 --> 01:27:28,822
‫که به تالوکان...

1132
01:27:28,989 --> 01:27:30,407
‫نزدیک بشن.

1133
01:27:32,743 --> 01:27:34,161
‫تالوکان برخیز!

1134
01:27:34,453 --> 01:27:41,627
‫تالوکان برخیز!

1135
01:27:46,465 --> 01:27:48,967
‫شاهدخت، خوشحالم که برگشتید.

1136
01:27:49,468 --> 01:27:51,303
‫از وقتی رفتید، شهر آروم و قرار نداشته.

1137
01:27:52,262 --> 01:27:53,180
‫برو.

1138
01:27:53,388 --> 01:27:55,891
‫تمام حائل‌های صوتیِ آبراهه‌ها رو تقویت کن.

1139
01:27:56,141 --> 01:27:57,142
‫شاهدخت؟

1140
01:27:58,018 --> 01:27:59,019
‫نِکا!
‫(آنکا)

1141
01:28:00,562 --> 01:28:02,981
‫نیاکان رو شکر!
‫(بر وزن «خدا رو شکر»)

1142
01:28:03,315 --> 01:28:06,360
‫فقط می‌خواستم اینا رو پس بدم.

1143
01:28:06,401 --> 01:28:08,487
‫نه. نگه‌شون دار.

1144
01:28:08,737 --> 01:28:10,280
‫شاید به زودی بهشون نیاز پیدا کردی.

1145
01:28:11,198 --> 01:28:13,200
‫اونو از اون پایین آوردی؟

1146
01:28:16,078 --> 01:28:19,581
‫واقعیت داره که یه امپراتوریِ زیرآبی دیدی؟

1147
01:28:20,791 --> 01:28:21,917
‫آره.

1148
01:28:23,126 --> 01:28:24,795
‫خیلی خوشگله.

1149
01:28:26,046 --> 01:28:28,632
‫ولی این افراد خطرناکن، آنکا.

1150
01:28:48,902 --> 01:28:51,655
‫خب، خانم ریری ویلیامز...

1151
01:28:52,322 --> 01:28:54,491
‫نظرت در مورد واکاندا چیه؟

1152
01:28:54,658 --> 01:28:57,536
‫قصه‌ها حق مطلب رو برای اینجا ادا نمی‌کنن.

1153
01:28:59,788 --> 01:29:00,831
‫عالیه.

1154
01:29:01,123 --> 01:29:02,749
‫ولی واقعاً مایلم برم خونه.

1155
01:29:04,334 --> 01:29:05,752
‫باید صبور باشی.

1156
01:29:05,961 --> 01:29:07,963
‫میشه حداقل به مامانم زنگ بزنم؟

1157
01:29:14,469 --> 01:29:17,806
‫شاهزاده رو سگ جنگی، ناکیا، آورده خونه.

1158
01:29:17,973 --> 01:29:19,266
‫درود بر هانومان!

1159
01:29:19,474 --> 01:29:20,892
‫درود بر هانومان!

1160
01:29:22,060 --> 01:29:25,522
‫اون جاسوسه یکبار دیگه واکاندا رو نجات داد.

1161
01:29:26,106 --> 01:29:27,566
‫مطمئنم که ملکه...

1162
01:29:27,649 --> 01:29:30,235
‫با تبعیدِ مادام‌العمر پاداشش رو میده.

1163
01:29:32,696 --> 01:29:34,072
‫اوکویه.

1164
01:29:36,575 --> 01:29:37,576
‫ممنون، خواهر جان.

1165
01:29:39,828 --> 01:29:40,996
‫بعد از حملۀ تانوس...

1166
01:29:41,413 --> 01:29:43,540
‫وقتی بدونِ اینکه چیزی بگی رفتی...

1167
01:29:44,249 --> 01:29:45,292
‫ناراحت شدم.

1168
01:29:49,379 --> 01:29:52,674
‫پشیمونم که پیش شماها نبودم.

1169
01:29:54,301 --> 01:29:55,635
‫برام راحت نبود.

1170
01:29:56,386 --> 01:29:57,387
‫اون...

1171
01:29:58,013 --> 01:30:01,850
‫برای همه پادشاه و پلنگ سیاه بود.

1172
01:30:02,559 --> 01:30:04,019
‫ولی برای من...

1173
01:30:10,400 --> 01:30:12,194
‫دار و ندارم بود.

1174
01:30:14,029 --> 01:30:15,989
‫تچالای عزیزم بود.

1175
01:30:17,324 --> 01:30:20,327
‫وقتی به همین راحتی ازم گرفته شد، من...

1176
01:30:20,994 --> 01:30:22,871
‫باید می‌ذاشتم و می‌رفتم

1177
01:30:23,872 --> 01:30:25,540
‫و یه کم با خودم خلوت می‌کردم.

1178
01:30:28,084 --> 01:30:30,170
‫نمی‌تونستم همین‌جوری...

1179
01:30:30,253 --> 01:30:33,673
‫به زندگیم ادامه بدم
‫و وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده.

1180
01:30:51,566 --> 01:30:52,526
‫بهمون حمله کردن.

1181
01:31:00,242 --> 01:31:01,243
‫بگیر.

1182
01:31:08,124 --> 01:31:09,125
‫از این‌ور.

1183
01:31:10,085 --> 01:31:11,753
‫خوبی؟ حالتون خوبه؟

1184
01:31:11,837 --> 01:31:13,797
‫گیریو، «پرندۀ خورشیدی» رو فعال کن.

1185
01:31:13,964 --> 01:31:15,048
‫شوری، کجایی؟

1186
01:31:15,173 --> 01:31:16,758
‫الان دارم میام سمت شهر.

1187
01:31:16,925 --> 01:31:18,301
‫دست نگه دار. بهت دستور میدم!

1188
01:31:18,510 --> 01:31:20,845
‫مادر، من پیش آنکا هستم.
‫می‌تونیم پشتیبانی هوایی کنیم.

1189
01:31:21,054 --> 01:31:23,557
‫- آنکا، نذار از آزمایشگاه بیاد بیرون.
‫- مادر، صدات قطع و وصل میشه.

1190
01:31:23,640 --> 01:31:24,641
‫- صدات رو نمی‌شنویم.
‫- شوری!

1191
01:31:24,724 --> 01:31:25,725
‫دوستت دارم. خداحافظ!

1192
01:31:28,061 --> 01:31:29,145
‫الان تماس ملکه رو قطع کردی!

1193
01:31:29,271 --> 01:31:30,272
‫تماس مامانم رو قطع کردم.

1194
01:31:30,438 --> 01:31:32,023
‫فرق داره! بیا بریم. یالا.

1195
01:32:04,472 --> 01:32:06,349
‫نفوذ کردن!

1196
01:32:11,980 --> 01:32:15,191
‫مامان! مامان!

1197
01:32:18,111 --> 01:32:19,654
‫بیا برگردیم! برگرد!

1198
01:32:23,616 --> 01:32:26,536
‫امدادگرها تحت تأثیرِ
‫ یه نوع هیپنوتیزم صوتی قرار گرفتند.

1199
01:32:29,122 --> 01:32:30,248
‫بچه رو بگیر.

1200
01:32:30,457 --> 01:32:32,250
‫ژنرال، گوش‌هاتون رو بپوشونید.

1201
01:32:32,417 --> 01:32:33,501
‫چشم، ملکه.

1202
01:33:18,004 --> 01:33:19,005
‫کمکی از دستم برمیاد؟

1203
01:33:19,130 --> 01:33:20,340
‫بیا، زود باش.

1204
01:33:26,638 --> 01:33:28,139
‫جنگجو!

1205
01:33:30,141 --> 01:33:31,142
‫دست‌هات رو ببند...

1206
01:33:31,226 --> 01:33:32,227
‫پسر جان.

1207
01:33:35,480 --> 01:33:36,439
‫بله.

1208
01:33:36,940 --> 01:33:37,941
‫مامانت رو پیدا می‌کنیم، خب؟

1209
01:33:46,199 --> 01:33:47,534
‫مرد ماهی‌ای.

1210
01:33:51,830 --> 01:33:54,457
‫نیروهای امنیتی از کاخ دور شدن.

1211
01:33:54,833 --> 01:33:56,876
‫الان همه چی به شما بستگی داره.

1212
01:35:13,077 --> 01:35:14,078
‫درخواست کمک!

1213
01:35:14,579 --> 01:35:15,622
‫کمک!

1214
01:35:33,431 --> 01:35:35,350
‫- لعنتی، خیلی سریعه.
‫- توی آب سریع‌تر هم میشه.

1215
01:36:01,417 --> 01:36:02,919
‫- در حال لغوِ سیستم.
‫- نه.

1216
01:36:03,086 --> 01:36:05,088
‫- صبر کن! درستش می‌کنم.
‫- نمی‌تونم اینجا ولت کنم، شوری!

1217
01:36:22,397 --> 01:36:23,398
‫می‌بینیش؟

1218
01:36:23,648 --> 01:36:24,982
‫آره. اونجاست.

1219
01:36:38,538 --> 01:36:39,539
‫برو، دخترم.

1220
01:36:40,957 --> 01:36:42,458
‫صبر کن، چی؟! اینجا ولت کنم؟

1221
01:36:42,625 --> 01:36:43,668
‫فرار کن!

1222
01:36:57,557 --> 01:36:58,933
‫اوکویه، همین الان راه بیفت.

1223
01:37:44,729 --> 01:37:45,688
‫به اون بچه کمک کن.

1224
01:37:51,736 --> 01:37:52,778
‫تقصیر خودش بود.

1225
01:37:56,866 --> 01:38:00,870
‫تا یه هفتۀ دیگه
‫با کل ارتشم برمی‌گردم

1226
01:38:00,953 --> 01:38:04,206
‫و توی جنگ با دنیای سطح زمین،
‫بهم ملحق می‌شید

1227
01:38:04,373 --> 01:38:07,335
‫وگرنه واکاندا رو از صفحۀ روزگار محو می‌کنم.

1228
01:38:08,210 --> 01:38:09,211
‫پاشو، ملکه.

1229
01:38:10,296 --> 01:38:11,297
‫مادر.

1230
01:38:11,714 --> 01:38:13,424
‫- عقب نگهش دار!
‫- مادر.

1231
01:38:13,758 --> 01:38:16,510
‫مامان! مامان!

1232
01:38:17,303 --> 01:38:18,804
‫عزاداری‌‌هاتون رو بکنید.

1233
01:38:22,099 --> 01:38:23,768
‫حالا دیگه تو ملکه‌ای.

1234
01:38:23,976 --> 01:38:24,935
‫مادر!

1235
01:38:25,728 --> 01:38:26,729
‫نه!

1236
01:38:29,857 --> 01:38:31,442
‫ولم کن! مادر!

1237
01:38:32,109 --> 01:38:34,070
‫مامان!

1238
01:38:40,826 --> 01:38:42,411
‫مامان!

1239
01:38:42,953 --> 01:38:44,455
‫مامان!

1240
01:38:44,997 --> 01:38:46,123
‫مادر!

1241
01:38:46,749 --> 01:38:47,833
‫بیدار شو، ملکۀ من.

1242
01:38:49,919 --> 01:38:51,045
‫بذار ببینم.

1243
01:38:51,754 --> 01:38:52,713
‫بیدار شو.

1244
01:38:53,756 --> 01:38:55,132
‫کمکم کنید!

1245
01:38:55,216 --> 01:38:56,467
‫مامان.

1246
01:39:00,054 --> 01:39:01,222
‫بیدار شو، مادر.

1247
01:39:01,889 --> 01:39:03,099
‫فوت کرد.

1248
01:39:04,058 --> 01:39:05,476
‫مامان!

1249
01:39:46,892 --> 01:39:52,064
‫«سرزمین جباری» این غم رو بهت تسلیت میگه.

1250
01:39:58,696 --> 01:40:00,364
‫باید طبق رسوم نیاکانت

1251
01:40:00,531 --> 01:40:04,451
‫براش عزاداری کنی.

1252
01:40:06,328 --> 01:40:08,205
‫خودتو غرقِ تکنولوژی‌ات نکن.

1253
01:40:08,330 --> 01:40:09,623
‫چرا اومدی اینجا؟

1254
01:40:11,458 --> 01:40:13,252
‫به برادرت قول دادم

1255
01:40:13,335 --> 01:40:15,629
‫که بهت مشاوره میدم

1256
01:40:15,796 --> 01:40:17,339
‫و ازت محافظت می‌کنم.

1257
01:40:19,717 --> 01:40:21,886
‫ولی امروز نیاز به مشورتِ تو دارم.

1258
01:40:25,848 --> 01:40:29,393
‫بزرگان قبایل اومدن پیش من
‫و یه پیشنهادی دادن.

1259
01:40:30,853 --> 01:40:34,106
‫می‌خوان شهر رو تخلیه کنن
‫و توی سرزمین جباری...

1260
01:40:34,190 --> 01:40:35,774
‫مستقر بشن.

1261
01:40:35,941 --> 01:40:39,111
‫اون‌وقت می‌خوای نظر بچه‌ای رو بشنوی

1262
01:40:39,737 --> 01:40:41,447
‫که سنّت‌ها رو به سخره می‌گیره؟

1263
01:40:45,618 --> 01:40:46,702
‫دنیا...

1264
01:40:48,579 --> 01:40:51,165
‫دنیا خیلی چیزا رو ازت گرفته...

1265
01:40:51,957 --> 01:40:55,210
‫و برای همین دیگه بچه به حساب نمیای.

1266
01:40:58,339 --> 01:41:00,215
‫مردم من مشتاقن بدونن...

1267
01:41:00,382 --> 01:41:02,801
‫که ذهنت به کدوم سمت منعطفه.

1268
01:41:04,637 --> 01:41:06,472
‫بزرگان درمونده شدن.

1269
01:41:07,973 --> 01:41:09,892
‫این شهر آسیب‌پذیره.

1270
01:41:12,144 --> 01:41:14,355
‫اگه بتونی بهشون جا بدی...

1271
01:41:15,481 --> 01:41:17,733
‫لطف بزرگی در حق‌شون کردی.

1272
01:41:19,818 --> 01:41:21,487
‫قلبت چطور؟

1273
01:41:25,032 --> 01:41:27,034
‫قلبت به کدوم سمت منعطفه؟

1274
01:41:28,953 --> 01:41:31,830
‫الان آخرین کسی که
‫واقعاً منو می‌شناخت رو دفن کردم.

1275
01:41:35,417 --> 01:41:36,961
‫قلبم هم باهاش دفن شد.

1276
01:42:14,123 --> 01:42:15,082
‫وای خدا.

1277
01:42:15,958 --> 01:42:17,793
‫آره، روغن زیتونت داره فاسد میشه.

1278
01:42:18,043 --> 01:42:19,044
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

1279
01:42:19,253 --> 01:42:21,797
‫گرسنه‌مه.
‫و اینکه...

1280
01:42:22,339 --> 01:42:24,341
‫جامعۀ بین‌المللی مصیبت‌زده شد.

1281
01:42:24,508 --> 01:42:28,637
‫منابع هم‌اکنون تأیید کردند که ملکه راموندا
‫دخترِ لومومبا، درگذشت.

1282
01:42:29,138 --> 01:42:32,975
‫متحدین غربی می‌گویند که
‫احتمالاً علت مرگ ملکه، اختلافات داخلی...

1283
01:42:35,394 --> 01:42:36,395
‫خب...

1284
01:42:36,854 --> 01:42:38,230
‫حرفی داری؟

1285
01:42:40,274 --> 01:42:43,444
‫برام سؤال شده که دوست‌هات
‫دیگه چیو ازت مخفی کردن.

1286
01:42:44,194 --> 01:42:45,362
‫چی میگی برای خودت؟

1287
01:42:45,529 --> 01:42:49,032
‫من هیچ ارتباط بدونِ مجوزی
‫با پادشاهیِ واکاندا ندارم.

1288
01:42:51,452 --> 01:42:53,620
‫مهره‌ها چی؟

1289
01:42:54,830 --> 01:42:55,914
‫چی؟

1290
01:42:56,039 --> 01:42:57,040
‫مهره‌ها!

1291
01:42:57,166 --> 01:42:58,292
‫قبل از اینکه برسی اونجا،

1292
01:42:58,500 --> 01:43:00,169
‫روشون شنود کار گذاشتم.

1293
01:43:00,294 --> 01:43:04,256
‫این مدت، به تمام گفت‌وگوهایی که داشتی
‫گوش می‌دادم...

1294
01:43:04,339 --> 01:43:06,925
‫مثلاً اون تماس خیانت‌آمیز با ملکه.

1295
01:43:07,176 --> 01:43:08,427
‫روحش شاد!

1296
01:43:08,844 --> 01:43:10,262
‫ولی خبر خوبیه.

1297
01:43:10,429 --> 01:43:11,472
‫یعنی برای ما.

1298
01:43:11,638 --> 01:43:14,308
‫خیلی‌خب. می‌دونی چیه؟
‫واکاندایی‌ها جون منو نجات دادن.

1299
01:43:14,766 --> 01:43:15,809
‫اونا آدمای خوبی‌ان.

1300
01:43:16,518 --> 01:43:18,562
‫تا حالا یه لحظه به این فکر کردی...

1301
01:43:18,729 --> 01:43:20,314
‫که الان می‌تونستن چی‌کار کنن؟

1302
01:43:20,522 --> 01:43:21,857
‫تا حالا به این فکر کردی

1303
01:43:22,065 --> 01:43:25,152
‫که اگه ایالات متحده، تنها کشور دنیا
‫با ویبرانیوم‌ بود، چی‌کار می‌کردیم؟

1304
01:43:26,486 --> 01:43:29,740
‫راستش خوابش رو می‌بینم.

1305
01:43:32,534 --> 01:43:34,286
‫وال. وال. خواهش می‌کنم.

1306
01:43:34,536 --> 01:43:36,205
‫باید بگی «رئیس دفانته».

1307
01:43:39,124 --> 01:43:42,294
‫مادرت جوری ازم محافظت کرد
‫که انگار یکی از بچه‌های خودشم.

1308
01:43:43,670 --> 01:43:46,048
‫حداقل باید سعی کنم لطفش رو جبران کنم.

1309
01:43:48,342 --> 01:43:50,844
‫باید یه راهی برای تضعیف نامور پیدا کنیم.

1310
01:43:51,011 --> 01:43:53,180
‫حتی اگه تضعیف بشه،
‫باز هم مشکل‌ساز میشه.

1311
01:43:53,347 --> 01:43:56,642
‫پلنگ سیاه هیچ‌وقت توی محافظت از واکاندا
‫ناموفق نبود.

1312
01:43:57,517 --> 01:43:59,519
‫مگه پلنگ سیاه فوت نکرده؟!

1313
01:44:09,154 --> 01:44:10,530
‫برادرم مُرده.

1314
01:44:12,241 --> 01:44:14,868
‫ولی به این معنی نیست که پلنگ سیاه مُرده باشه.

1315
01:44:32,678 --> 01:44:34,096
‫گیریو؟

1316
01:44:34,262 --> 01:44:36,974
‫بیا کار رو با یه تجزیه و تحلیلِ قیاسی...

1317
01:44:37,057 --> 01:44:40,644
‫بین تلاش‌هامون برای ساختِ
‫یه گیاه مصنوعیِ قلبی‌شکل...

1318
01:44:43,355 --> 01:44:45,440
‫و فیبرهای این دستنبد شروع کنیم.

1319
01:44:45,983 --> 01:44:47,234
‫باشه، شاهدخت.

1320
01:44:50,570 --> 01:44:53,323
‫از اونجایی که این
‫از خاک سرشار از ویبرانیوم ساخته شده،

1321
01:44:54,574 --> 01:44:57,953
‫شاید یه سری شباهت‌های مبنایی داشته باشن
‫که بتونیم ازشون بهره‌برداری کنیم.

1322
01:44:58,161 --> 01:44:59,454
‫هر چی شما بگید، شاهدخت.

1323
01:45:03,792 --> 01:45:06,211
‫لطفاً دی‌ان‌ایِ برادرم رو هم آپلود کن.

1324
01:45:06,294 --> 01:45:07,421
‫الان آپلود می‌کنم.

1325
01:45:39,035 --> 01:45:40,412
‫چرا شبیه اونا نیست؟

1326
01:45:40,620 --> 01:45:42,789
‫فیزیولوژی‌اش کاملاً فرق داره.

1327
01:45:42,873 --> 01:45:45,625
‫هیچ‌کدوم‌شون مثل اون
‫قابلیت پرواز ندارن و گوش‌هاشون نوک‌تیز نیست.

1328
01:45:46,042 --> 01:45:48,044
‫زن‌هایی که ازمون محافظت می‌کردن،
‫روی دهان‌ها...

1329
01:45:48,211 --> 01:45:50,005
‫و گردن‌هاشون آب داشتن.

1330
01:45:50,088 --> 01:45:51,089
‫اون نداشت.

1331
01:45:51,173 --> 01:45:56,595
‫یه سری موجودات زنده هستن که
‫برای استخراج اکسیژن از آب، نیاز به آبشش ندارن

1332
01:45:56,762 --> 01:45:58,388
‫مثل عروس دریایی.

1333
01:45:58,472 --> 01:46:02,350
‫اون از طریق پوستش اکسیژن رو جذب می‌کنه.

1334
01:46:03,685 --> 01:46:05,896
‫- به این پروسه میگن «انتشار».
‫- انتشار.

1335
01:46:30,295 --> 01:46:33,006
‫تک تک روزهایی که
‫بدون انتخاب یه فرمانروا می‌گذره،

1336
01:46:33,173 --> 01:46:34,674
‫یه روزِ هدر رفته‌ست.

1337
01:46:34,799 --> 01:46:38,136
‫باید قبل از اینکه نامور با جنگجوهاش
‫برگرده اینجا، ترتیبش رو بدیم.

1338
01:46:38,261 --> 01:46:41,056
‫چطور می‌خوایم ترتیب مَردی رو بدیم
‫که انقدر قدرتمنده؟

1339
01:46:41,681 --> 01:46:43,767
‫توی اون حمله،
‫قبل از اینکه هواپیماتون رو نابود کنه

1340
01:46:43,808 --> 01:46:45,185
‫دوباره پرید توی آب.

1341
01:46:45,227 --> 01:46:46,978
‫شاید همین موضوع، قدرتمندش می‌کنه.

1342
01:46:47,187 --> 01:46:50,607
‫از آب روی پوستش،
‫هوا رو تنفس می‌کنه و اکسیژن دریافت می‌کنه.

1343
01:46:50,815 --> 01:46:54,069
‫اگه راهی برای خشک کردنش پیدا کنیم،
‫دیگه قوی نیست.

1344
01:46:54,444 --> 01:46:55,612
‫آره، همینه!

1345
01:46:55,737 --> 01:46:56,738
‫گیریو.

1346
01:46:56,821 --> 01:47:00,617
‫باید «جنگندۀ سلطنتیِ تالون» رو
‫تبدیل به اتاقک تراوش تبخیری بکنیم.

1347
01:47:00,784 --> 01:47:01,868
‫اصلاً همچین چیزی ممکنه؟

1348
01:47:02,035 --> 01:47:03,119
‫آره.

1349
01:47:04,704 --> 01:47:06,581
‫تو کمک‌مون می‌کنی گیرش بندازیم.

1350
01:47:07,374 --> 01:47:09,376
‫لطفاً محل کارِ خانم ویلیامز رو نشونش بدید.

1351
01:47:09,584 --> 01:47:11,211
‫از این‌طرف.

1352
01:47:15,006 --> 01:47:17,509
‫اولین دستگاهت رو که ساختی چند سالت بود؟

1353
01:47:17,676 --> 01:47:18,677
‫سه.

1354
01:47:18,843 --> 01:47:22,430
‫ناپدری‌ام مکانیک ماشین بود.
‫می‌خواست هواپیما بسازه.

1355
01:47:22,597 --> 01:47:24,933
‫یه سری ابزار بهم می‌داد
‫و می‌ذاشت خودم ازشون سر در بیارم.

1356
01:47:26,810 --> 01:47:29,062
‫پس کی این کارها رو بهت یاد داده؟

1357
01:47:29,354 --> 01:47:30,647
‫برادر بزرگم.

1358
01:47:33,650 --> 01:47:37,028
‫من پیش‌قراولِ ارتش واکاندا بودم.

1359
01:47:37,195 --> 01:47:39,531
‫این کارها به من نمی‌خوره.

1360
01:47:40,115 --> 01:47:42,242
‫در ضمن، الان یه شهروند ساده‌ام.

1361
01:47:43,368 --> 01:47:44,661
‫سلاحم رو تحویل دادم.

1362
01:47:45,370 --> 01:47:46,997
‫یه نیزۀ جدید هم برات ساختم.

1363
01:47:48,832 --> 01:47:49,916
‫یه نیزۀ جدید؟

1364
01:47:50,000 --> 01:47:51,042
‫آره.

1365
01:47:52,419 --> 01:47:54,879
‫حالا اسم این اختراع چیه؟

1366
01:47:55,005 --> 01:47:56,381
‫فرشتۀ نیمه‌شب.

1367
01:47:56,589 --> 01:47:58,049
‫فرشتۀ نیمه‌شب؟

1368
01:47:58,174 --> 01:47:59,968
‫گوش کن چی میگم.

1369
01:48:01,052 --> 01:48:03,263
‫این‌جوری قدرت جنگاوری‌مون باهاشون برابر میشه.

1370
01:48:03,388 --> 01:48:05,765
‫خواهر، ازت می‌خوام وقتی باهات تماس گرفتم
‫آماده باشی.

1371
01:48:07,600 --> 01:48:08,810
‫خواهش می‌کنم.

1372
01:48:13,481 --> 01:48:14,733
‫شوری.

1373
01:48:15,316 --> 01:48:16,526
‫بله.

1374
01:48:18,069 --> 01:48:19,738
‫از اینا چند تا ساختی؟

1375
01:48:21,865 --> 01:48:23,825
‫توی پایگاه مرزیِ جباری دنبالت می‌گشتم.

1376
01:48:23,992 --> 01:48:25,618
‫به زور وطنم رو ترک نمی‌کنم.

1377
01:48:25,785 --> 01:48:28,029
‫چقدر روحیۀ طغیان‌گری داری تو!

1378
01:48:28,079 --> 01:48:29,247
‫چه اهمیتی برات داره؟

1379
01:48:36,504 --> 01:48:39,048
‫من هنوز کلی روحیۀ جنگندگی دارم.

1380
01:48:39,466 --> 01:48:42,594
‫آنکا، دخترِ کایانا، بگو ببینم...

1381
01:48:43,344 --> 01:48:45,472
‫تو هم هنوز روحیۀ جنگندگی داری؟

1382
01:48:45,638 --> 01:48:48,141
‫چی مد نظرته؟

1383
01:49:12,707 --> 01:49:13,708
‫گیریو...

1384
01:49:15,376 --> 01:49:16,711
‫حد اطمینان روی چنده؟

1385
01:49:17,462 --> 01:49:19,714
‫۹۸.۷ درصد، شاهدخت.

1386
01:49:20,006 --> 01:49:23,760
‫دوست دارید گیاهِ قلبی‌شکل رو چاپ کنم؟

1387
01:49:26,846 --> 01:49:29,224
‫سلام، شوری.

1388
01:49:30,058 --> 01:49:32,352
‫فکر می‌کردم تا الان دیگه برگشته باشی هائیتی.

1389
01:49:33,394 --> 01:49:35,021
‫هنوز واکاندایی هستم، می‌دونی؟!

1390
01:49:39,025 --> 01:49:40,026
‫پس...

1391
01:49:41,361 --> 01:49:44,280
‫این مدت مشغول این بودی.

1392
01:49:45,073 --> 01:49:46,241
‫آره.

1393
01:49:46,407 --> 01:49:48,326
‫چیزی که اینجا داری،

1394
01:49:49,619 --> 01:49:53,831
‫فرصتی برای برگردوندنِ محافظِ واکانداست.

1395
01:49:55,083 --> 01:49:59,337
‫این بعد از کشفی که «باشنگا» کرد...

1396
01:49:59,712 --> 01:50:02,173
‫بزرگترین نعمت حساب میشه.

1397
01:50:07,262 --> 01:50:09,556
‫به زودی می‌فهمیم. بیا.

1398
01:50:12,684 --> 01:50:14,102
‫- گیریو؟
‫- بله، شاهدخت.

1399
01:50:14,185 --> 01:50:15,186
‫چاپش کن.

1400
01:50:19,357 --> 01:50:21,150
‫از کجا بفهمیم کار می‌کنه یا نه؟

1401
01:50:21,943 --> 01:50:23,152
‫با درخشیدنش.

1402
01:50:32,287 --> 01:50:33,496
‫موفق شدی!

1403
01:50:38,293 --> 01:50:40,712
‫نباید عودی چیزی روشن کنیم؟

1404
01:50:41,254 --> 01:50:44,424
‫فقط «بَست» می‌دونه نیاکان
‫ چطور می‌خوان بیان توی این آزمایشگاه.

1405
01:50:45,466 --> 01:50:47,385
‫مطمئنی نمی‌خوای دفنت کنم؟

1406
01:50:47,552 --> 01:50:48,553
‫نه.

1407
01:50:49,095 --> 01:50:51,139
‫می‌خوام به قفسۀ سینه‌ام دسترسی داشته باشید

1408
01:50:51,306 --> 01:50:53,391
‫چون ممکنه ایست قلبی کنم.

1409
01:50:53,933 --> 01:50:55,476
‫«ایست قلبی»؟

1410
01:50:56,561 --> 01:50:57,603
‫داره شوخی می‌کنه...

1411
01:50:58,021 --> 01:50:58,896
‫مگه نه؟

1412
01:50:58,980 --> 01:50:59,981
‫مگه نه؟

1413
01:51:04,902 --> 01:51:08,823
‫اجازه بده که این گیاه قلبی‌شکل...

1414
01:51:09,115 --> 01:51:12,243
‫به تو قدرت پلنگ سیاه رو بده

1415
01:51:12,618 --> 01:51:15,079
‫و به «جهان نیاکان» ببرتت.
‫(جهان مردگان)

1416
01:51:17,498 --> 01:51:18,875
‫راموندا.

1417
01:51:19,333 --> 01:51:24,338
‫التماست می‌کنیم که به نزد دخترت بیای.

1418
01:52:34,367 --> 01:52:35,368
‫مادر؟

1419
01:52:48,714 --> 01:52:49,966
‫جیداکا.

1420
01:52:50,508 --> 01:52:51,676
‫دختر عمو کوچولو.

1421
01:52:52,093 --> 01:52:53,094
‫چطور؟

1422
01:52:53,261 --> 01:52:55,930
‫«چطور» هیچ‌وقت به اندازۀ «چرا» مهم نیست. نه؟

1423
01:52:57,765 --> 01:52:58,975
‫تو منو انتخاب کردی.

1424
01:52:59,183 --> 01:53:02,061
‫غیرممکنه. امکان نداره انتخابت کنم.

1425
01:53:02,228 --> 01:53:03,854
‫چرا «گیاه» رو مصرف کردی؟

1426
01:53:04,855 --> 01:53:05,856
‫که خانواده‌ام رو ببینم.

1427
01:53:05,940 --> 01:53:06,941
‫نه، این چرنده.

1428
01:53:07,900 --> 01:53:10,861
‫اعتقاد نداشتی
‫که «دنیای نیاکان» واقعی باشه، درسته؟

1429
01:53:13,990 --> 01:53:14,991
‫نه.

1430
01:53:15,700 --> 01:53:16,993
‫پس چرا مصرفش کردی؟

1431
01:53:18,661 --> 01:53:20,037
‫مجبور نیستی بهم دروغ بگی.

1432
01:53:20,871 --> 01:53:22,415
‫تا بتونم قوی بشم.

1433
01:53:22,707 --> 01:53:24,292
‫قوی بشی تا چی‌کار کنی؟

1434
01:53:27,128 --> 01:53:28,170
‫دیدی؟

1435
01:53:29,714 --> 01:53:31,674
‫از اونی که فکرش رو می‌کنی
‫به هم شبیه‌تر هستیم.

1436
01:53:33,593 --> 01:53:35,511
‫منم برای انتقام از نیاکانم مصرفش کردم.

1437
01:53:35,720 --> 01:53:36,887
‫من مثل تو نیستم.

1438
01:53:38,306 --> 01:53:40,057
‫به‌خاطر خودت مصرفش کردی،

1439
01:53:40,266 --> 01:53:41,767
‫بعدش مابقی‌اش رو نابود کردی.

1440
01:53:43,311 --> 01:53:44,478
‫پادشاه نالایقی...

1441
01:53:45,354 --> 01:53:46,814
‫که می‌ترسید جایگزین بشه.

1442
01:53:47,898 --> 01:53:48,899
‫یه بزدل!

1443
01:53:49,025 --> 01:53:50,026
‫نه.

1444
01:53:50,234 --> 01:53:52,820
‫جرئتش رو داشتم که کار ضروری
‫برای تغییر واکاندا رو انجام بدم.

1445
01:53:54,238 --> 01:53:55,698
‫قبل از دورانِ پادشاهیِ من...

1446
01:53:55,865 --> 01:53:58,200
‫چند نفر مثل دانشمندتون بودن
‫که واکاندا ازشون محافظت کنه؟

1447
01:53:59,243 --> 01:54:00,244
‫بزدل واقعی...

1448
01:54:00,411 --> 01:54:03,497
‫اون پلنگ‌هایی بودن که قبل از من اومدن...

1449
01:54:03,664 --> 01:54:04,665
‫و قبل از تچالا.

1450
01:54:04,874 --> 01:54:06,667
‫بحث برادرم رو وسط نکِش.

1451
01:54:07,043 --> 01:54:08,627
‫دلیل مُردنِ اون تویی.

1452
01:54:09,211 --> 01:54:12,465
‫گیاه رو سوزوندی
‫و هیچ محافظی برامون نذاشتی.

1453
01:54:12,631 --> 01:54:14,800
‫بعدش نامور حمله کرد و مادرم رو کُشت.

1454
01:54:15,009 --> 01:54:16,802
‫خونش به گردن توئه.

1455
01:54:18,012 --> 01:54:19,305
‫به گردن من نیست.

1456
01:54:19,930 --> 01:54:21,265
‫ضمناً حق نداری...

1457
01:54:21,390 --> 01:54:23,267
‫همچین چیزی رو از مادرت بگیری.

1458
01:54:23,434 --> 01:54:26,979
‫اون جونش رو فدا کرد تا از یه دخترِ جَوون
‫ از یه قبیلۀ شکست‌خورده محافظت کنه.

1459
01:54:28,314 --> 01:54:30,983
‫پدرت آدم دورویی بود.

1460
01:54:32,485 --> 01:54:34,278
‫حاضر بود اون دختر رو بکُشه.

1461
01:54:34,945 --> 01:54:36,864
‫چه بسا، برادر خودش هم کُشت.

1462
01:54:38,491 --> 01:54:41,077
‫تچالا بیش از حد شریف بود.

1463
01:54:43,287 --> 01:54:45,664
‫گذاشت مَردی که پدرت رو کُشت، زنده بمونه.

1464
01:54:47,792 --> 01:54:49,418
‫الان به‌خاطر همین اینجایی.

1465
01:54:55,132 --> 01:54:57,259
‫می‌خوای مثل برادرت شریف باشی...

1466
01:54:57,426 --> 01:54:59,512
‫یا می‌خوای مثل من...

1467
01:55:00,221 --> 01:55:01,347
‫کار رو تموم کنی؟

1468
01:55:04,517 --> 01:55:05,726
‫حالت خوبه؟

1469
01:55:08,270 --> 01:55:09,355
‫کیو دیدی؟

1470
01:55:13,526 --> 01:55:14,527
‫هیچ‌کس.

1471
01:55:17,738 --> 01:55:18,781
‫چه خبره؟

1472
01:55:19,490 --> 01:55:20,825
‫موفق نشدم.

1473
01:55:21,033 --> 01:55:21,951
‫جواب نداد.

1474
01:55:22,159 --> 01:55:23,160
‫آهای، شوری.

1475
01:55:26,247 --> 01:55:27,206
‫اونا تنهام گذاشتن.

1476
01:55:27,414 --> 01:55:28,582
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنن.

1477
01:55:28,749 --> 01:55:30,251
‫هر کاری باید می‌کردم کردم.

1478
01:55:30,417 --> 01:55:31,710
‫گیاه رو بازسازی کردم.

1479
01:55:31,877 --> 01:55:34,255
‫- خیلی‌خب.
‫- الان مراسم احمقانه‌تون رو انجام دادم، که چی؟

1480
01:55:34,463 --> 01:55:35,965
‫- خونسرد باش.
‫- چرا نیومدن سراغم؟

1481
01:55:36,090 --> 01:55:37,174
‫فقط خونسرد باش.

1482
01:55:44,348 --> 01:55:45,599
‫عجب!

1483
01:55:49,895 --> 01:55:51,272
‫میشه به منم از اینا بدین؟

1484
01:55:58,737 --> 01:55:59,780
‫فکر کنم...

1485
01:56:01,282 --> 01:56:02,783
‫یه لباس مخصوص لازمت بشه.

1486
01:56:34,440 --> 01:56:36,358
‫مردم بیشتری دارن از شهر میان.

1487
01:56:36,525 --> 01:56:38,027
‫فضای بیشتری می‌خوان.

1488
01:56:38,235 --> 01:56:39,236
‫خب که چی؟

1489
01:56:40,070 --> 01:56:42,406
‫شماها مهمون هستید.

1490
01:56:42,573 --> 01:56:45,909
‫همین که با وجود شماها
‫کاری پیش میره، خودش مایۀ شگفتی‌ـه.

1491
01:57:11,518 --> 01:57:13,145
‫شاهدخت!

1492
01:57:46,678 --> 01:57:48,055
‫موفق شد!

1493
01:57:48,722 --> 01:57:51,767
‫پلنگ سیاه زنده‌ست!

1494
01:58:09,576 --> 01:58:12,037
‫نامور فکر می‌کنه که واکاندا به زانو افتاده.

1495
01:58:14,498 --> 01:58:15,874
‫ملکه‌مون به قتل رسید.

1496
01:58:18,460 --> 01:58:19,920
‫پایتخت‌مون از بین رفت.

1497
01:58:21,672 --> 01:58:23,507
‫اون فکر می‌کنه که ما هیچ محافظی نداریم.

1498
01:58:25,467 --> 01:58:26,468
‫ولی الان...

1499
01:58:28,220 --> 01:58:30,305
‫الان وقت حملۀ ما رسیده.

1500
01:58:30,430 --> 01:58:34,059
‫وقتی حتی نمی‌دونیم چطور پیداش کنیم
‫چطور آخه؟

1501
01:58:34,601 --> 01:58:36,395
‫نامور رو می‌کشونیم پیش خودمون.

1502
01:58:36,562 --> 01:58:37,980
‫- دوباره اینجا؟
‫- نه.

1503
01:58:38,230 --> 01:58:40,607
‫یه مکان دور افتاده توی دریا.

1504
01:58:40,691 --> 01:58:41,692
‫خیلی‌خب.

1505
01:58:42,151 --> 01:58:43,735
‫فرض کنیم این نقشه عملی میشه.

1506
01:58:46,071 --> 01:58:47,781
‫گیرم که این مَرد رو کُشتیم.

1507
01:58:47,948 --> 01:58:50,993
‫مَردی که می‌تونه پرواز کنه
‫و احتمالاً به اندازۀ هالک قدرتمند باشه!

1508
01:58:53,662 --> 01:58:56,123
‫به قتل رسوندنش، راه‌حل درستیه؟

1509
01:58:56,498 --> 01:58:58,458
‫اون‌موقع که تنها جرمش تهدید بود،

1510
01:58:58,625 --> 01:59:01,044
‫داشتی می‌گفتی باید سر به تنش نباشه.

1511
01:59:01,211 --> 01:59:02,963
‫الان چه فرقی کرده، لرد امباکو؟

1512
01:59:03,171 --> 01:59:04,381
‫سربازهاش...

1513
01:59:04,548 --> 01:59:06,133
‫ژنرال یا پادشاه صداش نمی‌زدن.

1514
01:59:06,300 --> 01:59:08,969
‫کوکولکان صداش می‌زدن.

1515
01:59:09,136 --> 01:59:10,345
‫چی هست؟

1516
01:59:10,554 --> 01:59:12,681
‫خدای مار بالدار.

1517
01:59:13,181 --> 01:59:14,182
‫چیه؟

1518
01:59:14,349 --> 01:59:16,268
‫فکر کردین چون وسط کوه‌ها زندگی می‌کنیم

1519
01:59:16,435 --> 01:59:18,353
‫به هیچ کتابی دسترسی نداریم؟

1520
01:59:18,854 --> 01:59:20,188
‫بزرگان...

1521
01:59:20,480 --> 01:59:21,899
‫با اجازه‌تون...

1522
01:59:22,149 --> 01:59:25,736
‫دوست دارم تنهایی با لرد امباکو صحبت کنم.

1523
01:59:26,695 --> 01:59:27,654
‫باشه.

1524
01:59:28,030 --> 01:59:29,031
‫باشه.

1525
01:59:35,996 --> 01:59:37,205
‫نامور تازه شروع کرده.

1526
01:59:38,707 --> 01:59:41,793
‫قول داد که دنیای سطح زمین رو نابود می‌کنه.

1527
01:59:41,960 --> 01:59:44,296
‫الان وقتشه که بگیریمش.

1528
01:59:44,421 --> 01:59:46,673
‫- از چی می‌ترسی؟
‫- جنگ.

1529
01:59:47,132 --> 01:59:50,469
‫اگه نامور واقعاً برای مردمش یه خدا باشه...

1530
01:59:50,594 --> 01:59:53,263
‫با کُشتنِ اون، ریسک یه جنگ ابدی وجود داره.

1531
01:59:53,430 --> 01:59:54,514
‫خب که چی؟

1532
01:59:54,973 --> 01:59:57,351
‫جون مادرم ارزش یه جنگ ابدی رو نداشت؟

1533
01:59:57,559 --> 01:59:58,852
‫معلومه که داشت.

1534
01:59:59,978 --> 02:00:04,066
‫معلومه که اون ارزشش رو داشت.

1535
02:00:06,068 --> 02:00:09,279
‫ولی اگه خودش اینجا بود،
‫همچین چیزی رو برات نمی‌خواست.

1536
02:00:14,576 --> 02:00:16,370
‫منم همچین چیزی رو...

1537
02:00:18,955 --> 02:00:20,832
‫برای مردمم نمی‌خوام.

1538
02:00:31,134 --> 02:00:34,179
‫جوری در مورد مادرم صحبت می‌کنی
‫که انگار هنوز اینجاست.

1539
02:00:35,097 --> 02:00:37,099
‫در مورد اینکه اگه بود، چی برام می‌خواست.

1540
02:00:38,183 --> 02:00:40,519
‫در مورد امید و آرزوهاش.

1541
02:00:43,647 --> 02:00:45,065
‫ولی اون مُرده.

1542
02:00:46,108 --> 02:00:47,109
‫فوت کرده!

1543
02:00:48,944 --> 02:00:52,823
‫نامور جلوی چشمای من غرقش کرد.

1544
02:00:54,157 --> 02:00:55,409
‫پس آرزوهاش،

1545
02:00:55,575 --> 02:00:58,662
‫اهدافش، امیدهایی که برای من داشت...

1546
02:01:02,082 --> 02:01:03,333
‫وجود ندارن.

1547
02:01:06,002 --> 02:01:07,587
‫دیگه اهمیتی نداره.

1548
02:01:09,673 --> 02:01:12,551
‫چیزی که مهمه، خواستۀ منه

1549
02:01:12,717 --> 02:01:15,387
‫و خواستۀ من، مرگ نامور‌ـه.

1550
02:01:19,349 --> 02:01:22,060
‫تو هم کمک می‌کنی به این هدفم برسم.

1551
02:01:28,567 --> 02:01:29,734
‫متوجه شدی؟

1552
02:01:37,284 --> 02:01:38,994
‫فردا صبح راه می‌افتیم.

1553
02:02:04,811 --> 02:02:05,812
‫سلام.

1554
02:02:06,021 --> 02:02:06,980
‫صبح بخیر.

1555
02:02:09,524 --> 02:02:11,318
‫اگه از این ماجرا جون سالم به در بُردیم،

1556
02:02:12,402 --> 02:02:15,614
‫می‌خوام بدونی که با هم توی هائیتی
‫یه خونه داریم.

1557
02:02:18,533 --> 02:02:20,744
‫بیا. دستام رو بگیر.

1558
02:02:24,080 --> 02:02:25,081
‫نفس بکش.

1559
02:02:29,461 --> 02:02:32,047
‫شوری، ازت می‌خوام باهام روراست باشی.

1560
02:02:32,130 --> 02:02:35,216
‫وقتی گیاه رو مصرف کردی، کیو دیدی؟

1561
02:02:40,430 --> 02:02:42,140
‫اگه برای گرفتنِ انتقام به جنگ بری...

1562
02:02:42,307 --> 02:02:44,643
‫خلأ مرگش پُر نمیشه.

1563
02:02:45,310 --> 02:02:47,145
‫فقط بزرگتر میشه

1564
02:02:47,354 --> 02:02:48,813
‫و تمام وجودت رو در برمی‌گیره.

1565
02:02:50,982 --> 02:02:52,359
‫همین الانش هم گرفته.

1566
02:02:57,864 --> 02:03:04,454
‫کوکولکان، یه دستگاه دیگه برای پیدا کردنِ
‫ویبرانیوم، توی اقیانوس در حال استفاده‌ست.

1567
02:03:05,455 --> 02:03:06,456
‫کجا؟

1568
02:03:08,583 --> 02:03:10,585
‫[اقیانوس اطلس]

1569
02:03:35,902 --> 02:03:37,070
‫از آب برید بیرون.

1570
02:04:21,739 --> 02:04:23,032
‫برای ملکه!

1571
02:05:37,148 --> 02:05:38,858
‫ریری، اوضاع اون بالا چطوره؟

1572
02:05:39,442 --> 02:05:40,602
‫آهای، آقای گیریو.

1573
02:05:40,652 --> 02:05:42,437
‫الان اون انرژی پشتیبان خیلی به کارم میاد.

1574
02:05:42,487 --> 02:05:44,405
‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت نمی‌خوایش.

1575
02:05:50,161 --> 02:05:51,162
‫گندش بزنن.

1576
02:05:55,541 --> 02:05:56,960
‫لعنتی چقدر سریعه.

1577
02:05:57,585 --> 02:05:58,836
‫ولی من سریع‌ترم.

1578
02:06:18,815 --> 02:06:19,857
‫یافتمت!

1579
02:06:26,197 --> 02:06:27,573
‫دیگه بقیه‌اش با تو، شوری.

1580
02:06:36,791 --> 02:06:38,376
‫- شاهدخت.
‫- نه.

1581
02:06:38,584 --> 02:06:42,130
‫من پلنگ سیاهم و برای انتقام اومدم.

1582
02:06:42,714 --> 02:06:45,717
‫سلول‌های تراوش تبخیری فعال شدند.

1583
02:06:55,184 --> 02:06:56,185
‫چی شده؟

1584
02:06:56,978 --> 02:06:58,229
‫یه لیوان آب می‌خوای؟

1585
02:07:02,191 --> 02:07:03,276
‫گرفتیمش!

1586
02:07:03,359 --> 02:07:05,069
‫- خوبه!
‫- نامور دستگیر شد.

1587
02:07:05,361 --> 02:07:06,529
‫عقب‌نشینی کنید.

1588
02:07:11,492 --> 02:07:12,910
‫برمی‌گردیم واکاندا.

1589
02:07:18,708 --> 02:07:19,709
‫راه بیفتید.

1590
02:07:44,775 --> 02:07:45,943
‫چه خبره؟

1591
02:07:46,777 --> 02:07:48,654
‫ساطع‌کنندۀ صوتی از بین رفت.

1592
02:08:10,843 --> 02:08:12,345
‫ظاهراً اوضاع خوب نیست.

1593
02:08:44,418 --> 02:08:46,587
‫پلنگ، کشتیِ «سی‌لپرد» انرژیش رو از دست داده

1594
02:08:46,796 --> 02:08:48,756
‫و با تلفات شدیدی مواجه شدند.

1595
02:08:50,341 --> 02:08:51,300
‫اوکویه.

1596
02:08:51,509 --> 02:08:52,802
‫پلنگ.

1597
02:08:53,844 --> 02:08:54,971
‫آنکا.

1598
02:08:56,222 --> 02:08:57,223
‫اوکویه.

1599
02:08:57,390 --> 02:08:58,641
‫دیگه وقتشه.

1600
02:09:09,485 --> 02:09:10,528
‫برای واکاندا!

1601
02:09:11,320 --> 02:09:12,530
‫واکاندا!

1602
02:09:20,871 --> 02:09:22,540
‫گیریو، آسیب در چه حده؟

1603
02:09:22,665 --> 02:09:24,917
‫فاجعه‌ست. نیزه‌اش از جنس ویبرانیوم خالصه.

1604
02:09:25,042 --> 02:09:27,503
‫- سفینه هر لحظه ممکنه منفجر بشه.
‫- ببرمون توی صحرا.

1605
02:09:46,313 --> 02:09:47,314
‫نه!

1606
02:10:15,968 --> 02:10:17,470
‫کشتی رو غرق کنید!

1607
02:10:43,788 --> 02:10:44,789
‫دارمت، آبجی.

1608
02:10:44,955 --> 02:10:45,956
‫سفت بچسب.

1609
02:11:49,645 --> 02:11:51,063
‫جنگجو!

1610
02:11:54,483 --> 02:11:56,777
‫به زبون مادری صحبت می‌کنی؟

1611
02:11:57,111 --> 02:11:59,488
‫باهاش به نیاکانت سلام برسون.

1612
02:12:27,433 --> 02:12:28,726
‫ولم کن!

1613
02:12:39,737 --> 02:12:41,030
‫خیلی‌خب، بیا ببینم.

1614
02:12:44,325 --> 02:12:47,703
‫خودت به نیاکانت سلام برسون.

1615
02:13:10,726 --> 02:13:12,269
‫اگه شاهدخت عجله نکنه...

1616
02:13:12,519 --> 02:13:14,021
‫نیاکان باید به دادمون برسن.

1617
02:13:14,188 --> 02:13:15,981
‫شایدم رفتیم اون دنیا پیش‌شون.

1618
02:13:16,857 --> 02:13:17,941
‫اگه این‌جوریه...

1619
02:13:18,067 --> 02:13:20,277
‫بیاید تا آخرین لحظه،
‫هر چندتاشون که می‌تونیم رو بکُشیم.

1620
02:13:50,390 --> 02:13:51,809
‫اوضاع می‌تونست جور دیگه‌ای بشه.

1621
02:13:56,522 --> 02:13:57,898
‫آب می‌خوام.

1622
02:14:14,665 --> 02:14:16,792
‫می‌خوای مثل برادرت شریف باشی...

1623
02:14:17,000 --> 02:14:18,377
‫یا می‌خوای مثل من...

1624
02:14:18,460 --> 02:14:19,503
‫کار رو تموم کنی؟

1625
02:14:19,670 --> 02:14:21,296
‫من برادرم نیستم.

1626
02:14:22,673 --> 02:14:24,758
‫وقتی بالای سر نامور وایمیستم...

1627
02:14:25,384 --> 02:14:27,886
‫و جون دادنش رو می‌بینم،
‫التماسم می‌کنه بهش رحم کنم.

1628
02:15:06,758 --> 02:15:09,219
‫من امپراتورم.

1629
02:15:11,847 --> 02:15:13,015
‫واکاندا برای همیشه!

1630
02:16:57,869 --> 02:16:59,371
‫شوری.

1631
02:17:00,872 --> 02:17:01,873
‫مامان.

1632
02:17:04,793 --> 02:17:06,169
‫نشونش بده

1633
02:17:06,545 --> 02:17:08,004
‫کی هستی.

1634
02:17:14,970 --> 02:17:15,971
‫تسلیم شو...

1635
02:17:17,055 --> 02:17:19,391
‫تا واکاندا از آب‌هاتون محافظت کنه.

1636
02:17:19,558 --> 02:17:21,893
‫نمی‌ذاریم رازهاتون برملا بشن.

1637
02:17:22,102 --> 02:17:23,103
‫تسلیم شو...

1638
02:17:24,354 --> 02:17:26,022
‫تا مردمت زنده بمونن.

1639
02:17:30,068 --> 02:17:32,445
‫انتقام، تمام وجودمون رو در برگرفته.

1640
02:17:32,779 --> 02:17:35,532
‫نباید بذاریم تمام وجود مردم‌مون رو در بربگیره.

1641
02:17:44,249 --> 02:17:46,084
‫تسلیم میشم.

1642
02:18:11,067 --> 02:18:13,278
‫تالوکانی‌ها!

1643
02:18:15,155 --> 02:18:16,573
‫بیاید برگردیم خونه.

1644
02:18:17,240 --> 02:18:18,617
‫اینجا دیگه جنگی نداریم.

1645
02:18:31,504 --> 02:18:33,340
‫واکاندا برای همیشه!

1646
02:18:33,882 --> 02:18:35,383
‫واکاندا برای همیشه!

1647
02:19:19,803 --> 02:19:21,262
‫ممنون عزیز.

1648
02:19:43,451 --> 02:19:44,536
‫سلام.

1649
02:19:49,082 --> 02:19:50,250
‫همه چی آماده‌ست که بری خونه؟

1650
02:19:50,417 --> 02:19:52,877
‫به شرط اینکه مطمئن بشی
‫پلیس توی فرودگاه منتظرم نباشه.

1651
02:19:53,086 --> 02:19:54,754
‫نگران نباش. اون قضیه رو حل کردم.

1652
02:19:54,921 --> 02:19:58,508
‫شاید بهتر باشه توی دانشگاهت
‫کار سفارشی برای پروژه‌هات قبول نکنی!

1653
02:19:58,716 --> 02:20:01,052
‫اگه مُچت رو بگیرن،
‫کمکی از دستم برنمیاد.

1654
02:20:02,220 --> 02:20:04,180
‫گفتن می‌خواستی در مورد یه موضوعی
‫باهام صحبت کنی.

1655
02:20:04,305 --> 02:20:05,306
‫آره.

1656
02:20:05,557 --> 02:20:08,768
‫لباس مخصوصت، طراحیِ فوق‌العاده‌ایه ولی...

1657
02:20:09,435 --> 02:20:10,562
‫نمی‌تونم بذارم باهاش بری.

1658
02:20:10,728 --> 02:20:11,938
‫مشکلی نداره.

1659
02:20:12,147 --> 02:20:15,567
‫به این نتیجه رسیدم که حداقل می‌تونم به
‫واکاندا کمک کنم که خرابکاری‌هام رو درست کنه.

1660
02:20:16,401 --> 02:20:17,819
‫می‌خوام یه چیز دیگه هم نشونت بدم.

1661
02:20:18,278 --> 02:20:19,279
‫بیا.

1662
02:20:23,241 --> 02:20:26,327
‫یه مدت طول کشید
‫تا تمام قطعاتش رو از رودخونه پیدا کردم

1663
02:20:26,494 --> 02:20:27,912
‫ولی ارزشش رو داشت.

1664
02:20:28,538 --> 02:20:29,539
‫چطور...؟

1665
02:20:30,915 --> 02:20:32,375
‫این ماشین بابامه.

1666
02:20:33,668 --> 02:20:35,420
‫قدیما روش کار می‌کردیم، قبل از اینکه...

1667
02:20:41,384 --> 02:20:43,219
‫- مطمئنی خودشه؟
‫- تک تک قطعاتش.

1668
02:20:43,428 --> 02:20:44,888
‫سفارش کردم ارسالش کنن بوستون.

1669
02:20:44,971 --> 02:20:46,764
‫قبل از اینکه برسی، می‌رسه اونجا.

1670
02:20:51,227 --> 02:20:52,228
‫بیا بغلم.

1671
02:20:55,648 --> 02:20:59,944
‫پلنگ، وسیلۀ حمل و نقل خانم ویلیامز رسید.

1672
02:21:00,695 --> 02:21:02,113
‫مراقب خودت باش.

1673
02:21:02,530 --> 02:21:04,949
‫مطمئنی نمی‌خوای یه سر بیای شیکاگو؟

1674
02:21:05,033 --> 02:21:06,868
‫بریم یه بازی بسکتبال ببینیم؟

1675
02:21:07,368 --> 02:21:11,915
‫به نظر باحال میاد ولی
‫یه کاری دارم که باید ترتیبش رو بدم.

1676
02:21:27,555 --> 02:21:30,141
‫و حالا معرفی می‌کنم:

1677
02:21:30,266 --> 02:21:31,434
‫شاهدخت شوری...

1678
02:21:31,517 --> 02:21:32,852
‫پلنگ سیاه!

1679
02:21:50,370 --> 02:21:53,289
‫پلنگ سیاه سلام رسوند...

1680
02:21:54,082 --> 02:21:56,042
‫ولی امروز اینجا حضور پیدا نمی‌کنه.

1681
02:21:57,210 --> 02:21:59,128
‫من، امباکو...

1682
02:21:59,337 --> 02:22:01,798
‫رهبر قبیلۀ جباری...

1683
02:22:01,964 --> 02:22:03,549
‫پسر واکاندا...

1684
02:22:04,926 --> 02:22:06,803
‫برای تصاحب تاج و تخت...

1685
02:22:07,887 --> 02:22:08,971
‫درخواست مبارزه میدم.

1686
02:22:14,644 --> 02:22:16,354
‫چی ذهنت رو درگیر کرده، فرزندم؟

1687
02:22:18,231 --> 02:22:25,196
‫کل عمرم مشتاق این بودم
‫که دوشادوش شما بجنگم.

1688
02:22:26,155 --> 02:22:31,244
‫ولی فکر اینکه جلوی واکاندایی‌ها زانو زدین
‫برام غیرقابل تحمله.

1689
02:22:31,661 --> 02:22:36,416
‫پلنگ سیاه راحت می‌تونست منو بکُشه.

1690
02:22:37,250 --> 02:22:40,378
‫فکر می‌کنی چرا این کار رو نکرد؟

1691
02:22:42,296 --> 02:22:46,717
‫پلنگ سیاه، قدرتمندترین شخص...

1692
02:22:47,093 --> 02:22:52,890
‫توی قدرتمندترین کشورِ روی سطح زمین‌ـه.

1693
02:22:53,057 --> 02:22:56,060
‫ولی هیچ متحدی نداره.

1694
02:22:56,477 --> 02:23:01,107
‫الان با مردم تالوکان احساس همدردی می‌کنه.

1695
02:23:02,942 --> 02:23:05,027
‫با این اتحاد...

1696
02:23:05,695 --> 02:23:12,743
‫تالوکان از هر زمان قوی‌تر میشه.

1697
02:23:13,161 --> 02:23:16,998
‫دنیای سطح زمین با واکاندا درگیر میشه

1698
02:23:17,915 --> 02:23:20,793
‫و واکاندا برای کمک به ما رو می‌زنه.

1699
02:23:22,420 --> 02:23:24,088
‫بهم اعتماد کن.

1700
02:23:40,813 --> 02:23:41,981
‫این دیگه چه کوفتیه؟

1701
02:23:42,190 --> 02:23:43,399
‫میشه دور بزنیم؟

1702
02:23:45,067 --> 02:23:47,028
‫چی بگم والا. یه ساعت راه‌مون دورتر میشه.

1703
02:23:48,404 --> 02:23:49,864
‫میری یه نگاه بهش بندازی؟

1704
02:23:49,989 --> 02:23:51,199
‫خیلی‌خب.

1705
02:23:54,035 --> 02:23:55,328
‫بله، «شاور» هستم.

1706
02:23:55,703 --> 02:23:57,705
‫ظاهراً یه درخت، راه‌مون رو مسدود کرده.

1707
02:23:57,872 --> 02:23:59,665
‫چه دستوری می‌دین؟

1708
02:24:00,124 --> 02:24:01,125
‫چی بود؟

1709
02:24:13,179 --> 02:24:15,431
‫استعمارگری که توی غُل و زنجیره.

1710
02:24:16,182 --> 02:24:18,267
‫دیگه هیچی منو متعجب نمی‌کنه.

1711
02:24:18,434 --> 02:24:19,435
‫خندیدیم!

1712
02:24:20,186 --> 02:24:21,228
‫بریم.

1713
02:24:25,316 --> 02:24:30,988
‫(صحبت به زبان بومی)

1714
02:24:47,964 --> 02:24:48,965
‫ممنون.

1715
02:24:49,048 --> 02:24:50,049
‫خواهش می‌کنم.

1716
02:24:53,844 --> 02:24:54,887
‫آبجی...

1717
02:24:54,971 --> 02:24:55,972
‫سلام.

1718
02:24:57,348 --> 02:24:58,975
‫خوش اومدی.

1719
02:25:00,768 --> 02:25:02,186
‫خوشحالم از دیدنت.

1720
02:25:02,937 --> 02:25:04,146
‫همه چی آماده‌ست.

1721
02:25:04,313 --> 02:25:05,648
‫فقط یه لحظه بهم وقت بده، خب؟

1722
02:25:05,815 --> 02:25:07,191
‫راستش...

1723
02:25:07,358 --> 02:25:09,193
‫فکر کنم بهتر باشه تنهایی انجامش بدم.

1724
02:25:10,444 --> 02:25:11,779
‫حتماً.

1725
02:26:52,463 --> 02:26:56,967
‫[بعد از تیتراژ ادامه دارد...]

1726
02:29:43,467 --> 02:29:44,468
‫شوری...

1727
02:29:45,719 --> 02:29:47,513
‫حالا میشه ما هم بهت ملحق بشیم؟

1728
02:29:50,599 --> 02:29:53,644
‫این پسرم، توسان‌ـه.

1729
02:29:54,811 --> 02:29:55,812
‫توسان...

1730
02:29:56,396 --> 02:29:59,525
‫این عمه‌ات، شوری‌ـه.

1731
02:30:01,026 --> 02:30:02,027
‫سلام.

1732
02:30:20,712 --> 02:30:23,298
‫روی این موضوع اتفاق نظر داشتیم
‫که بهتره اینجا بزرگ بشه.

1733
02:30:23,548 --> 02:30:26,635
‫به دور از فشار تاج و تخت.

1734
02:30:28,011 --> 02:30:29,221
‫پدرت...

1735
02:30:29,846 --> 02:30:31,556
‫بابات...

1736
02:30:31,723 --> 02:30:34,434
‫ما رو برای مرگش آماده کرد، مگه نه؟

1737
02:30:39,022 --> 02:30:41,066
‫ولی نمی‌خواست بریم مراسم ختمش،

1738
02:30:41,900 --> 02:30:44,861
‫چون حس می‌کرد هنوز وقتش نرسیده.

1739
02:30:45,612 --> 02:30:48,323
‫واسه همین اینجا خودمون یه مراسم براش گرفتیم.

1740
02:30:50,117 --> 02:30:51,702
‫مادرم این بچه رو دید؟

1741
02:30:51,785 --> 02:30:52,786
‫آره.

1742
02:31:02,421 --> 02:31:03,463
‫خوشوقتم.

1743
02:31:03,672 --> 02:31:04,881
‫خوشوقتم.

1744
02:31:05,007 --> 02:31:06,633
‫توسان اسم خیلی قشنگیه.
‫(عید مقدسان)

1745
02:31:07,050 --> 02:31:09,219
‫تاریخچۀ خیلی بزرگی داره.

1746
02:31:09,428 --> 02:31:12,723
‫ممنون. به نظرم اسم شما هم باحاله.

1747
02:31:16,018 --> 02:31:18,103
‫مامانم میگه رازدارِ خوبی هستید.

1748
02:31:18,186 --> 02:31:19,271
‫درست میگه؟

1749
02:31:20,439 --> 02:31:23,316
‫آره، من رازدار خوبی هستم.

1750
02:31:26,319 --> 02:31:28,655
‫توسان اسم هائیتیاییِ منه.

1751
02:31:31,616 --> 02:31:32,784
‫کی هستی؟

1752
02:31:33,702 --> 02:31:37,914
‫من شاهزاده تچالا، پسر پادشاه تچالا هستم.

1753
02:31:52,220 --> 02:31:57,684
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از حسین و محمد سید»

1754
02:31:59,684 --> 02:32:09,684
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M