﻿1
00:00:40,874 --> 00:00:45,333
«از... با هم بودن لذت ببر»

2
00:00:46,916 --> 00:00:48,833
«تا ادامه بدی...»

3
00:01:38,999 --> 00:01:41,916
«عشقم رو حس کن»

4
00:01:42,666 --> 00:01:44,874
«عشقم رو حس کن»

5
00:01:46,166 --> 00:01:49,083
«عشقم رو حس کن»

6
00:01:49,791 --> 00:01:51,833
«عشقم رو حس کن»

7
00:01:53,291 --> 00:01:56,124
«عشقم رو حس کن»

8
00:01:56,958 --> 00:01:59,583
«عشقم رو حس کن»

9
00:02:00,416 --> 00:02:03,499
«عشقم رو حس کن»

10
00:02:04,041 --> 00:02:07,249
«عشقم رو حس کن»

11
00:02:08,583 --> 00:02:13,249
«از وقت با هم بودن استفاده کن»

12
00:02:14,624 --> 00:02:16,916
«تا ادامه بدی...»

13
00:02:22,999 --> 00:02:27,666
«از وقت با هم بودن استفاده کن»

14
00:02:28,958 --> 00:02:31,499
«تا ادامه بدی...»

15
00:03:10,749 --> 00:03:11,874
برادر

16
00:03:12,541 --> 00:03:15,749
ما می‌تونیم برای همه مشکلاتت
یه راه حل پیدا کنیم.

17
00:03:15,999 --> 00:03:18,458
هر چی تو ذهنته بهم بگو.

18
00:03:25,666 --> 00:03:29,916
هیچی یادم نمیاد.

19
00:03:31,124 --> 00:03:32,457
نهایت تلاشت رو بکن!

20
00:03:33,207 --> 00:03:37,624
تا حالا یه راز دیدی؟

21
00:03:38,957 --> 00:03:40,582
چی؟ بهم بگو!

22
00:03:40,832 --> 00:03:46,374
استرسِ نتونستنِ
انجام دادنِ یه کار.

23
00:03:46,582 --> 00:03:49,374
چیزی هست که
این‌طور اذیتت کنه؟

24
00:04:25,582 --> 00:04:27,041
هی، می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

25
00:04:29,416 --> 00:04:30,499
هی...

26
00:04:33,124 --> 00:04:34,499
می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

27
00:04:35,582 --> 00:04:38,249
چرا با این‌همه استرس
اونجا کار می‌کنی؟

28
00:04:39,582 --> 00:04:40,874
اونجا نیست؟

29
00:04:41,332 --> 00:04:42,457
این لازمه، پیتر.

30
00:04:43,916 --> 00:04:46,207
باید ببینمش
تا بتونم بر ذهنم غلبه کنم.

31
00:05:08,582 --> 00:05:10,457
آقای راوی به من اطلاع داده بود.

32
00:05:14,332 --> 00:05:15,874
نیازی به این کار نبود.

33
00:05:33,832 --> 00:05:34,916
برو داخل.

34
00:06:15,749 --> 00:06:17,041
نمی‌تونم، پراکاش.

35
00:06:17,999 --> 00:06:19,041
واقعاً نمی‌تونم.

36
00:06:20,999 --> 00:06:22,624
چند بار دیگه باید تلاش کنیم؟

37
00:06:23,749 --> 00:06:24,957
دیگه خسته شدم.

38
00:06:25,332 --> 00:06:26,749
می‌شه منو بکشی؟

39
00:06:29,791 --> 00:06:31,207
جدی دارم می‌پرسم!

40
00:06:34,124 --> 00:06:35,749
می‌تونم یه سوال جدی ازت بپرسم؟

41
00:06:37,832 --> 00:06:40,082
واقعاً لازمه هر روز
این حرف رو بزنی؟

42
00:06:41,624 --> 00:06:43,416
ما داریم درمان می‌شیم،
مگه نه؟

43
00:06:44,666 --> 00:06:45,666
زمان می‌بره.

44
00:06:46,374 --> 00:06:47,541
خودت که می‌دونی، مگه نه؟

45
00:06:48,374 --> 00:06:49,332
به خاطر من،

46
00:06:50,207 --> 00:06:51,416
یه کم دیگه بهش زمان بده.

47
00:07:09,457 --> 00:07:11,207
زودتر بخور و آماده شو.
مگه نباید بریم؟

48
00:07:12,082 --> 00:07:14,082
ولم کن،
من همین‌جا می‌مونم.

49
00:07:14,082 --> 00:07:16,332
بیا این کار رو نکنیم.

50
00:07:16,332 --> 00:07:19,290
اگه تنها اینجا بشینی، ذهنت
پر از فکرهای بیخودی می‌شه.

51
00:07:19,832 --> 00:07:22,249
فقط با من بیا بیمارستان
و توی اتاق استراحت بشین.

52
00:07:22,249 --> 00:07:24,165
اونجا می‌تونم حواسم بهت باشه.

53
00:07:25,290 --> 00:07:26,915
با این تنگی نفس و دردی که دارم،

54
00:07:26,915 --> 00:07:29,957
اگه کسی چیزی بپرسه،
حتی نمی‌تونم جواب بدم.

55
00:07:30,832 --> 00:07:31,915
هی!

56
00:07:31,915 --> 00:07:35,124
همه اونجا می‌دونن
حالت خوب نیست و نباید حرف بزنی.

57
00:07:35,874 --> 00:07:38,040
پس عزیزم، سریع غذاتو بخور
و آماده شو.

58
00:07:53,749 --> 00:07:57,082
«آتش اشتیاق»

59
00:07:59,082 --> 00:08:02,332
«تو اخگر وسواسی»

60
00:08:04,374 --> 00:08:08,290
«حالا اون‌قدر نزدیک شدی»

61
00:08:09,790 --> 00:08:13,874
شعله‌ای که می‌سوزاند
تمام وجود مرا

62
00:08:15,040 --> 00:08:19,999
ای نور کم‌رنگ مهتاب،
بر این لبان سرخ‌فام

63
00:08:20,415 --> 00:08:24,165
تو همان نغمه‌ی شیرینی

64
00:08:47,082 --> 00:08:49,665
آتش اشتیاق

65
00:08:52,374 --> 00:08:55,374
تو خاکسترِ وسواسی

66
00:08:57,665 --> 00:09:00,665
حالا که این‌قدر نزدیک شدی

67
00:09:09,624 --> 00:09:13,082
ضمن تبریک به شما
برای این جایزه بین‌المللی،

68
00:09:13,332 --> 00:09:16,332
می‌خوام چند تا سوال هم بپرسم
که مخاطبامون جوابش رو می‌خوان.

69
00:09:17,040 --> 00:09:19,582
پسرم، صبحونه‌ت رو آماده کردم.

70
00:09:20,124 --> 00:09:21,374
- صبح بخیر.
- صبح بخیر

71
00:09:21,374 --> 00:09:23,082
- باشه.
- امروز زود اومده.

72
00:09:23,082 --> 00:09:26,665
با پزشک‌های متخصص
و تجهیزات پزشکی مدرن،

73
00:09:26,874 --> 00:09:29,707
«حالا دیگه یه بیمارستان فوق‌تخصصی
کاملاً مجهزه.»

74
00:09:30,540 --> 00:09:35,207
«راز این پیشرفت سریع
توی این مدت کوتاه چیه؟»

75
00:09:36,415 --> 00:09:40,415
«تلاش و فداکاری،
نه فقط من، بلکه شریک‌هام هم هستن.»

76
00:09:40,749 --> 00:09:42,874
«این بیمارستان رویای ما بود.»

77
00:09:53,124 --> 00:09:55,374
تو اینجایی، اونوقت گذاشتی
اونجا با پلاکارد بایستن؟

78
00:09:55,374 --> 00:09:59,082
خب قربان، از وقتی رسانه‌ها
درگیر ماجرا شدن، زیاد دخالت نکردم.

79
00:09:59,082 --> 00:10:01,332
من خودم به کار رسانه‌ها رسیدم.

80
00:10:02,665 --> 00:10:03,915
سهام ما کجاست؟

81
00:10:03,915 --> 00:10:06,999
طبقه سومه،
توی انبار نزدیک بخش داخلی.

82
00:10:06,999 --> 00:10:09,457
- باید از اونجا جابه‌جاش کنید.
- چشم قربان.

83
00:10:09,457 --> 00:10:11,207
آدم‌های مطمئنی
همراهت داری؟

84
00:10:11,207 --> 00:10:12,457
بله، سانتوش هست.

85
00:10:12,457 --> 00:10:14,457
اون اینجا پرستاره،
می‌تونیم بهش اعتماد کنیم.

86
00:10:14,582 --> 00:10:16,665
گفت امشب برامون میارتش.

87
00:10:18,832 --> 00:10:20,790
قربان، دوربین‌های مداربسته چی؟

88
00:10:22,665 --> 00:10:25,123
کار دوربین‌ها با من.

89
00:10:25,123 --> 00:10:26,790
- می‌تونی بری.
- چشم قربان.

90
00:10:34,207 --> 00:10:36,665
وضعیت آزمایش عملکرد کبد
بیمار اتاق ۵۰۲ چطوره؟

91
00:10:37,457 --> 00:10:38,873
تموم شد. عادیه.

92
00:10:40,415 --> 00:10:43,082
- اشباع اکسیژن روساما چطوره؟
- اشباعش عادیه، ولی خودش حالش خوب نیست.

93
00:10:43,207 --> 00:10:45,832
- منظورت چیه سانتوش؟
- دیشب ایستگاه پرستاری بودم.

94
00:10:45,832 --> 00:10:47,623
اون پیرزن کل شب
مدام زنگ خطر رو می‌زد.

95
00:10:47,623 --> 00:10:49,707
سانتوش دیروز شیفت شب
نبودی، مگه نه؟

96
00:10:49,707 --> 00:10:51,957
خب، فاطمه امروز امتحان داره.

97
00:10:52,248 --> 00:10:53,707
برای همین من شیفت شب رو برداشتم.

98
00:10:53,707 --> 00:10:55,915
اگه بیدار بمونه،
ممکنه روی امتحانش تأثیر بذاره.

99
00:10:55,915 --> 00:10:58,248
- چقدر عشق، نه؟
- فقط یه کمک ساده‌ست.

100
00:10:58,373 --> 00:11:00,540
می‌خوام یه چیزی بگم
که همه بشنون.

101
00:11:01,165 --> 00:11:02,582
مسئول شیفت‌بندی اینجا منم.

102
00:11:02,707 --> 00:11:04,957
فقط کسایی که می‌تونن
ازش پیروی کنن، اینجا بمونن.

103
00:11:05,165 --> 00:11:06,707
- فهمیدین؟
- بله خانم.

104
00:11:06,707 --> 00:11:09,165
- ای وای، این مادربزرگ... بیا!
- این پیرزن...

105
00:11:16,415 --> 00:11:18,873
- چی شده مادربزرگ؟
- عزیزم...

106
00:11:19,623 --> 00:11:21,623
توی سینه‌ام احساس بی‌قراری می‌کنم.

107
00:11:21,748 --> 00:11:25,290
ببین، این زنگ خطر
برای استفاده مداوم نیست.

108
00:11:25,415 --> 00:11:27,832
فقط وقتی باید ازش استفاده کنی
که حالت خیلی بد باشه

109
00:11:27,832 --> 00:11:30,415
یا تنها باشی
و نیاز به کمک داشته باشی، فهمیدی؟

110
00:11:31,457 --> 00:11:34,040
چه اون باشه چه نباشه،
فرقی به حال ما نداره.

111
00:11:35,290 --> 00:11:38,540
ما دیروز دو بار نوار قلب ازش گرفتیم
چون از درد قفسه سینه شکایت داشت.

112
00:11:38,540 --> 00:11:40,123
اما همه چیز عادی بود.

113
00:11:40,123 --> 00:11:43,582
او می‌تواند این را بگوید، اما اگر
اتفاقی برای من بیفتد چه؟

114
00:11:43,832 --> 00:11:45,582
او فقط یک مادرشوهر از دست می‌دهد،

115
00:11:45,582 --> 00:11:49,123
اما پسرم،
مادرش را از دست می‌دهد.

116
00:11:50,415 --> 00:11:53,248
هیچ اتفاقی برایت نمی‌افتد، مامان.

117
00:11:54,415 --> 00:11:56,748
حالت خوب می‌شود، باشه؟
استراحت کن!

118
00:11:57,957 --> 00:11:59,123
باشه.

119
00:12:33,707 --> 00:12:35,165
تو اینجا می‌مانی، درست است؟

120
00:12:37,082 --> 00:12:40,082
بعد از ویزیت بیماران برمی‌گردم،
یا شاید هم فقط بعد از درمانگاه.

121
00:12:40,582 --> 00:12:42,290
اگه گرسنه‌ای،
ناهارت رو بخور.

122
00:12:43,290 --> 00:12:45,040
اینجا کسی مزاحمت نمی‌شه.

123
00:12:46,082 --> 00:12:48,582
به کارکنان گفتم نیان تو،
حتی برای نظافت.

124
00:12:49,582 --> 00:12:51,123
امروز کتابی برای خوندن با خودت آوردی؟

125
00:12:51,623 --> 00:12:52,873
توی کیفمه.

126
00:13:04,957 --> 00:13:05,957
زود برمی‌گردم.

127
00:13:29,790 --> 00:13:31,707
- صبح بخیر.
- صبح بخیر.

128
00:13:31,832 --> 00:13:34,207
قربان، ایشون آشوکان کی. اس هستن،
۵۳ ساله.

129
00:13:34,207 --> 00:13:36,665
پانزده ساله دیابت نوع دو دارن
و آرتریت روماتوئید.

130
00:13:36,665 --> 00:13:39,123
با تب‌های متناوب
مراجعه کردن.

131
00:13:39,123 --> 00:13:42,290
تنگی نفس، سطح اشباع اکسیژن
زیر ۹۰ درجه است.

132
00:13:47,582 --> 00:13:50,498
- همراهانش کجا هستند؟
- همین‌جا بودند. بیرون رفتند.

133
00:13:51,623 --> 00:13:53,290
تحت نظارت هست، درسته؟

134
00:13:54,040 --> 00:13:56,123
مگه نگفتم همراه بیمار
باید همیشه اینجا باشه؟

135
00:13:56,706 --> 00:13:58,290
وگرنه باید یه پرستار
بالا سرش بذارید.

136
00:13:58,790 --> 00:13:59,956
باشه.

137
00:14:00,415 --> 00:14:03,498
- الان مشکلی دارید؟
- دکتر، نفس کشیدن برام سخته.

138
00:14:04,623 --> 00:14:06,415
باید براش نبولایزر بذارید.

139
00:14:07,665 --> 00:14:09,373
منظورم همین الان بود.

140
00:14:18,581 --> 00:14:20,415
اشکالی نداره.
صبحانه خوردی؟

141
00:14:20,998 --> 00:14:22,206
آره، دیدم.

142
00:14:27,706 --> 00:14:29,123
[صدای بسته شدن در]

143
00:14:29,956 --> 00:14:31,206
هی، نرو، نرو.

144
00:14:31,206 --> 00:14:32,040
[صدای باز شدن در]

145
00:14:32,040 --> 00:14:34,790
هی، پاتو. دیروز برات
پیام فرستادم، یادت هست؟

146
00:14:35,831 --> 00:14:38,706
دیدم که تیک آبی خورد،
ولی جوابی ندادی.

147
00:14:38,706 --> 00:14:39,623
[صدای بسته شدن در]

148
00:14:39,623 --> 00:14:41,665
- پیام گروهی نبود؟
- نه.

149
00:14:41,665 --> 00:14:44,498
همون پیامی نیست که
برای ریما تو بخش ارتوپدی فرستادی؟

150
00:14:44,498 --> 00:14:46,456
اوه، اون فقط واسه لاس زدن بود.

151
00:14:47,290 --> 00:14:48,748
ولی تو این‌طوری نیستی، مگه نه؟

152
00:14:49,206 --> 00:14:50,540
ما نیمه‌ی گمشده‌ی هم نیستیم؟

153
00:14:50,873 --> 00:14:53,498
بی‌خیال شو دکتر!
بذار یه جوری زندگی کنیم.

154
00:14:53,498 --> 00:14:55,540
هی، جدی میگم.

155
00:14:55,540 --> 00:14:58,248
هی، هر چی که بشه،
باید بهم جواب بدی.

156
00:14:58,831 --> 00:15:02,040
وگرنه، از این ساختمون
می‌پرم پایین، قسم می‌خورم.

157
00:15:02,040 --> 00:15:03,290
به خودت قسم.

158
00:15:04,040 --> 00:15:05,081
ابی!

159
00:15:06,956 --> 00:15:08,081
ابی!

160
00:15:08,831 --> 00:15:09,873
ابی، همون‌جا بمون!

161
00:15:19,290 --> 00:15:21,081
شهریه دخترت رو عقب ننداز.

162
00:16:32,956 --> 00:16:38,831
«قبلاً جایی همدیگه رو ندیدیم؟»

163
00:16:39,123 --> 00:16:44,998
«تا این لحظه خیلی دور بودی»

164
00:16:46,456 --> 00:16:52,498
«لحظه‌ای که رسیدی،
ورق‌های زندگی من»

165
00:16:52,498 --> 00:16:57,581
«به نوشته‌ای طلایی تبدیل شد»

166
00:16:57,748 --> 00:17:03,415
«تا الان، همه‌اش جستجو نبود؟»

167
00:17:04,040 --> 00:17:09,581
«از حالا به بعد، نزدیک نیستی؟»

168
00:17:10,081 --> 00:17:16,290
«آتش مثل سرما حس می‌شه،
شب به روز شکوفا می‌شه»

169
00:17:16,290 --> 00:17:22,206
«هر روز، مثل یک گل سرخ»

170
00:17:22,623 --> 00:17:27,081
«در این سواحل، بی‌خبر»

171
00:17:27,206 --> 00:17:30,248
«در تک‌تکِ افکار حل می‌شوم»

172
00:17:30,248 --> 00:17:35,123
"مثل موجی شناور"

173
00:17:35,456 --> 00:17:41,206
"مگه قبلاً جایی همدیگه رو ندیدیم؟"

174
00:17:41,623 --> 00:17:47,289
"تا این لحظه خیلی دور بودی"

175
00:17:48,998 --> 00:17:54,998
"لحظه‌ای که رسیدی،
صفحات زندگی من"

176
00:17:55,164 --> 00:18:00,206
"به دست‌نوشته‌ای طلایی تبدیل شد"

177
00:18:00,331 --> 00:18:06,206
"مگه تا حالا دنبالش نمی‌گشتم؟"

178
00:18:06,581 --> 00:18:12,456
"مگه از این به بعد نزدیکم نیستی؟"

179
00:18:12,581 --> 00:18:18,664
"آتش مثل سرما حس می‌شه،
شب به روز شکوفه می‌زنه"

180
00:18:18,914 --> 00:18:24,498
"هر روز، مثل یک گل رز"

181
00:18:25,081 --> 00:18:31,164
"درد به ایمان تبدیل می‌شه،
حقیقت به رویا تبدیل می‌شه"

182
00:18:31,456 --> 00:18:37,081
«هر روز، مثل یک گل»

183
00:18:41,831 --> 00:18:44,081
نه، پراکاش.
الان کجایی؟

184
00:18:44,331 --> 00:18:46,039
همین الان بیا اینجا.

185
00:18:46,498 --> 00:18:47,956
من اینجا کاملاً تنهام.

186
00:18:48,331 --> 00:18:50,123
- خواهش می‌کنم!
- آرونداتی، من...

187
00:18:50,331 --> 00:18:53,331
مگه بهت نگفتم؟
تو ترافیک گیر کردم. بعداً بهت زنگ می‌زنم.

188
00:18:55,748 --> 00:18:57,581
مسئله‌ی ما
نژاد یا مذهب نیست.

189
00:18:57,956 --> 00:18:59,831
مادرم برام از
هر کس دیگه‌ای عزیزتره.

190
00:19:00,748 --> 00:19:03,539
قبل از اینکه رابطه‌مون رو شروع کنیم،
در مورد شرایطم بهت گفته بودم، مگه نه؟

191
00:19:04,914 --> 00:19:07,373
همون‌طور که می‌دونی،
مادرم بیمار قلبیه.

192
00:19:08,289 --> 00:19:10,289
نباید به خاطر من
اتفاقی برای مادرم بیفته.

193
00:19:11,706 --> 00:19:14,623
جدایی تصمیمی بود که
دوتایی با هم گرفتیم، مگه نه؟

194
00:19:15,414 --> 00:19:17,248
فقط قطع کن.
بعداً بهت زنگ می‌زنم.

195
00:19:21,956 --> 00:19:24,248
الان تو فقط از یک نفر
دوری نمی‌کنی،

196
00:19:25,289 --> 00:19:26,581
بلکه از دو نفر داری فرار می‌کنی.

197
00:20:09,956 --> 00:20:11,248
هنوز نخوابیدی؟

198
00:20:11,914 --> 00:20:13,123
خوابم نمیومد.

199
00:20:13,581 --> 00:20:14,914
تو می‌تونی بری بخوابی، پراکاش.

200
00:20:15,206 --> 00:20:17,748
تمام روز سرت شلوغ بوده.
من بعداً می‌خوابم.

201
00:23:00,081 --> 00:23:01,664
دکتر نینا، سریع بیاید.

202
00:23:01,914 --> 00:23:03,206
بیمار رو بذارید روی تخت.

203
00:23:09,872 --> 00:23:11,831
- اکسیژن رو وصل کنید.
- چشم، خانم.

204
00:23:15,539 --> 00:23:17,039
یک، دو، سه، چهار...

205
00:23:17,039 --> 00:23:19,331
- آدرنالین تزریق کنید.
- دوزش کافی نیست.

206
00:23:21,706 --> 00:23:23,206
فشار خون داره میاد پایین.
ضربان قلب داره کند می‌شه.

207
00:23:23,206 --> 00:23:25,081
- واکنشی نشون نمی‌ده.
- ماساژ قلبی بدید!

208
00:23:27,914 --> 00:23:29,747
احتمال می‌دم سنکوپ قلبی باشه.

209
00:23:31,747 --> 00:23:32,622
قدم بعدی چیه؟

210
00:23:32,622 --> 00:23:34,039
- به متخصص قلب اطلاع بدید.
- چشم.

211
00:23:34,039 --> 00:23:37,081
دکتر، سه گرفتگی اصلی
توی عروق LCX و LAD دیده می‌شه.

212
00:23:37,081 --> 00:23:39,956
با توجه به سن بیمار،
داریم آزمایش عملکرد کلیه انجام می‌دیم.

213
00:23:39,956 --> 00:23:41,622
- جواب‌ها هنوز آماده نشده.
- باشه.

214
00:23:41,622 --> 00:23:42,872
علائم حیاتی‌اش پایداره؟

215
00:23:42,872 --> 00:23:44,206
وضعیتش رو به وخامته.

216
00:24:19,080 --> 00:24:19,997
الو؟

217
00:24:21,455 --> 00:24:24,580
نگران نباش مامان.
هیچ اتفاقی برای پدربزرگ نمی‌افته.

218
00:24:25,497 --> 00:24:27,622
تازه بردنش
توی اتاق عمل.

219
00:24:29,080 --> 00:24:30,080
آره.

220
00:24:30,747 --> 00:24:32,664
ببین می‌تونی اون بلیت رو بگیری.

221
00:24:35,997 --> 00:24:36,955
باشه.

222
00:24:37,747 --> 00:24:39,205
عمل جراحی برای کیه؟

223
00:24:39,580 --> 00:24:40,997
- برای پدربزرگمه.
- اوه...

224
00:24:40,997 --> 00:24:42,205
پدر مادرمه.

225
00:24:42,330 --> 00:24:44,372
دکتر، می‌تونیم بدونیم
وضعیت پدربزرگ الان چطوره؟

226
00:24:44,372 --> 00:24:46,580
حتماً.
می‌پرسم و سریع بهتون خبر می‌دم.

227
00:24:46,705 --> 00:24:47,955
چی شد که پدربزرگ اینطوری شد؟

228
00:24:47,955 --> 00:24:50,539
وقتی رسیدم خونه، پدربزرگ
همون‌جا بی‌هوش افتاده بود.

229
00:24:50,747 --> 00:24:53,122
بعد، تا جایی که می‌تونستم
احیای قلبی ریوی انجام دادم.

230
00:24:54,080 --> 00:24:55,247
دانشجو هستید؟

231
00:24:55,622 --> 00:24:56,997
نه، مشغول کارم.

232
00:24:57,122 --> 00:25:00,664
ببینید، اصلاً جای نگرانی نیست.
خانم دکتر آرونداتی جراح جدید ما هستند.

233
00:25:00,914 --> 00:25:03,872
ایشون مدت زیادی خارج از کشور کار کردن.
تازه به اینجا ملحق شدن.

234
00:25:04,122 --> 00:25:05,372
می‌تونید بهشون اعتماد کنید.

235
00:25:08,247 --> 00:25:09,997
- دکتر؟
- الان حالش خوبه.

236
00:25:09,997 --> 00:25:11,289
به‌زودی می‌بریمش به بخش مراقبت‌های ویژه.

237
00:25:11,289 --> 00:25:12,955
- اون موقع می‌تونید ببینیدش.
- ممنونم دکتر.

238
00:25:13,747 --> 00:25:14,830
- اِ، خانم.
- بله؟

239
00:25:14,830 --> 00:25:17,414
من نیکیل هستم.
دستیار آقای دکتر پراکاش.

240
00:25:17,830 --> 00:25:19,497
همون متخصص ریه رو می‌گم.

241
00:25:20,622 --> 00:25:21,664
راستی، دکتر

242
00:25:21,830 --> 00:25:24,872
اون بیمار یکی از بستگان منه.
حالش الان چطوره؟

243
00:25:24,872 --> 00:25:25,955
سه تا گرفتگی داشت.

244
00:25:25,955 --> 00:25:27,080
براش استنت گذاشتیم.

245
00:25:27,622 --> 00:25:28,705
ممنونم دکتر.

246
00:25:32,914 --> 00:25:34,247
ببین، جای نگرانی نیست.

247
00:25:34,497 --> 00:25:36,372
تازه، استنت هم براش گذاشته شده.

248
00:25:36,914 --> 00:25:38,747
راستی، بهش گفتم
که تو از بستگان منی.

249
00:25:38,747 --> 00:25:41,414
این‌طوری، پدربزرگت
مراقبت خیلی بهتری دریافت می‌کنه.

250
00:25:41,872 --> 00:25:42,872
باشه؟

251
00:25:44,247 --> 00:25:46,122
راستی، چرا شمارت رو
به من نمی‌دی؟

252
00:25:46,122 --> 00:25:47,914
اگه چیزی لازم شد
می‌تونم بهت زنگ بزنم.

253
00:25:48,455 --> 00:25:50,247
- ۸۵...
- ۸۵؟

254
00:25:53,497 --> 00:25:54,830
- ۵۷.
- ۸۴۰...

255
00:25:58,205 --> 00:25:59,372
باشه.

256
00:26:01,205 --> 00:26:02,372
خیلی خب.

257
00:26:12,997 --> 00:26:15,747
الان کاملاً خوبم.

258
00:26:16,622 --> 00:26:18,622
نگران نباش عزیزم.

259
00:26:23,289 --> 00:26:25,330
مامان داره زنگ می‌زنه. الان برمی‌گردم.

260
00:26:32,789 --> 00:26:35,247
نه مامان، حال پدربزرگ الان خوبه.

261
00:26:35,747 --> 00:26:36,747
آره.

262
00:26:37,289 --> 00:26:38,747
نه، نه، مشکلی نیست.

263
00:26:38,747 --> 00:26:40,414
دکتر گفت جای نگرانی نیست.

264
00:26:41,705 --> 00:26:42,747
آره.

265
00:26:42,747 --> 00:26:44,664
یه دکتری اینجاست که داره کمکمون می‌کنه.

266
00:26:45,039 --> 00:26:46,330
یه آقایی به اسم نیکیل.

267
00:26:47,122 --> 00:26:50,122
گفتن احتمالاً امروز
منتقل می‌شه به بخش.

268
00:26:52,372 --> 00:26:53,455
آقا!

269
00:26:54,039 --> 00:26:55,122
آقا!

270
00:26:56,039 --> 00:26:57,205
دکتر!

271
00:27:14,789 --> 00:27:15,830
سریع!

272
00:27:15,830 --> 00:27:18,122
- سریع، به متخصص ریه زنگ بزنید.
- چشم خانم.

273
00:27:39,664 --> 00:27:40,997
وضعیتش بده.

274
00:27:40,997 --> 00:27:43,164
- سطح اکسیژن رو بالا ببرید.
- چشم دکتر.

275
00:27:44,872 --> 00:27:47,038
- یه دوز دیگه اپی‌نفرین تزریق کنید.
- پرستار!

276
00:28:04,747 --> 00:28:06,038
وضعیتش تثبیت شد.

277
00:28:10,747 --> 00:28:11,830
دکتر.

278
00:28:11,830 --> 00:28:14,122
- حال پدربزرگ الان چطوره؟
- دنیل فعلاً وضعیت پایداری داره.

279
00:28:14,663 --> 00:28:16,038
منتقلش می‌کنیم به بخش داخلی.

280
00:28:16,038 --> 00:28:17,538
احتمال میدم بیماری مزمن انسدادی ریه (COPD) باشه.

281
00:28:17,747 --> 00:28:19,038
این یک بیماری ریوی است.

282
00:28:19,038 --> 00:28:22,205
اول بذار جواب آزمایش‌ها بیاد.
بعد می‌تونیم تاییدش کنیم. باشه؟

283
00:29:05,080 --> 00:29:06,413
سلام، درود و خوش‌آمدید.

284
00:29:06,413 --> 00:29:07,913
مهمان امروز ما

285
00:29:07,913 --> 00:29:10,163
خواننده جوان و جذاب
اهل کرالا، نیرمال ساها‌دو است.

286
00:29:10,163 --> 00:29:11,830
- داداش نیرمال؟
- بله؟

287
00:29:12,205 --> 00:29:13,747
بیاید سنت‌شکنی نکنیم.

288
00:29:13,747 --> 00:29:17,413
قبل از مصاحبه، با چند خط
از آهنگت شروع می‌کنیم.

289
00:29:19,163 --> 00:29:20,205
«عزیز من...»

290
00:29:21,663 --> 00:29:23,247
«بدون دیدن تو،»

291
00:29:24,330 --> 00:29:27,955
"دچار اشتیاق شده‌ام،
جانم، تمام افکارم."

292
00:29:29,122 --> 00:29:30,538
"تنها تو..."

293
00:29:30,830 --> 00:29:33,788
"عمری که نتوانست
در آغوش بگیردت."

294
00:29:33,997 --> 00:29:36,413
- خیلی خوب می‌خونی!
- فقط واسه سرگرمیه.

295
00:29:38,580 --> 00:29:39,830
بله، عمو...

296
00:29:41,705 --> 00:29:43,663
پسرم، به حرفم گوش کن.

297
00:29:43,663 --> 00:29:46,080
اصلاً می‌دونی اون ملک چقدر ارزش داره

298
00:29:46,080 --> 00:29:48,747
که به خاطر احساساتت نسبت به پدرت،
نمی‌خوای بفروشیش؟

299
00:29:48,747 --> 00:29:52,038
من پولِ فروشِ اون ملک رو
نمی‌خوام.

300
00:29:52,038 --> 00:29:54,205
دیویا به من قول داده بود.

301
00:29:54,205 --> 00:29:57,413
عمو، اونجا به اسم منه،
نه به اسم زنم.

302
00:29:57,705 --> 00:29:59,622
دیگه برای حرف زدن در مورد این
به من زنگ نزن.

303
00:30:11,330 --> 00:30:12,330
مادربزرگ.

304
00:30:13,205 --> 00:30:14,538
اشکالی نداره. آره!

305
00:30:14,788 --> 00:30:16,122
جای نگرانی نیست.

306
00:30:20,080 --> 00:30:21,788
- مامان، نترس.
- دکتر.

307
00:30:30,288 --> 00:30:31,580
هیدروکورت ۱۰۰ میلی‌گرم.

308
00:30:31,788 --> 00:30:32,830
شروع کنید.

309
00:30:47,038 --> 00:30:48,788
آروم باش. خب؟

310
00:31:08,455 --> 00:31:10,038
خواهر، خیلی طول می‌کشه؟

311
00:31:10,038 --> 00:31:11,872
مطمئن نیستم.
دکتر به‌زودی اینجا میاد.

312
00:31:14,788 --> 00:31:17,663
- قربان، مشکل چیه؟
- نکروز آواسکولار (سیاه شدن سر استخوان ران) است.

313
00:31:17,996 --> 00:31:20,080
باید همین الان
عملش کنیم. جراحی تعویض کامل مفصل لگن.

314
00:31:20,080 --> 00:31:21,955
جراحی؟ برای چی؟

315
00:31:21,996 --> 00:31:25,330
- مگه فقط یه آسیب‌دیدگی جزئی کمر نیست؟
- جراحی تعویض کامل مفصل لگن.

316
00:31:25,580 --> 00:31:28,413
اگه الان انجامش ندیم،
دیگه حتی نمی‌تونه روی پاهاش بایسته.

317
00:31:28,746 --> 00:31:31,205
- الکل مصرف می‌کنه؟
- فقط گهگاه.

318
00:31:31,205 --> 00:31:32,830
جراح ارتوپد در راهه.

319
00:31:32,830 --> 00:31:34,996
خانم، باید این
رضایت‌نامه رو امضا کنید.

320
00:31:42,830 --> 00:31:44,871
عموی من مدیرعامل این بیمارستانه.

321
00:31:44,871 --> 00:31:46,705
تا اون نرسه،
من هیچ چیزی رو امضا نمی‌کنم.

322
00:31:46,705 --> 00:31:51,121
دکتر تصمیم می‌گیره
عمل بشه یا نه، نه مدیرعامل.

323
00:31:51,371 --> 00:31:53,955
اگه نگران سلامتی
شوهرت هستی، لطفاً امضا کن.

324
00:32:19,288 --> 00:32:21,038
- نیکیل: حال پدربزرگ خوبه؟
- تیجی: آره، خوبه.

325
00:32:21,038 --> 00:32:22,496
نیکیل: یه چیزی
باید بهت می‌گفتم.

326
00:32:22,496 --> 00:32:23,746
تیجی: چی شده؟

327
00:32:24,288 --> 00:32:26,121
نیکیل: باید
حضوری بگم.

328
00:32:26,121 --> 00:32:27,330
تیجی: واقعاً!

329
00:32:29,080 --> 00:32:30,121
الو؟

330
00:32:30,121 --> 00:32:31,371
الو، تیجی؟

331
00:32:32,580 --> 00:32:34,871
- بله دکتر؟
- یه لحظه بیا بیرون.

332
00:32:35,371 --> 00:32:36,538
بیا روی تراس.

333
00:32:38,538 --> 00:32:40,663
پدربزرگ رو بیهوش کردن.
خوابیده.

334
00:32:40,663 --> 00:32:42,746
خوابیده، پس الان
نیازی به مراقبت تو نداره.

335
00:32:42,871 --> 00:32:44,038
ولی من بهت نیاز دارم.

336
00:32:45,663 --> 00:32:47,080
بیا روی تراس.

337
00:32:48,330 --> 00:32:49,371
باشه.

338
00:34:34,580 --> 00:34:35,788
چی شده؟

339
00:34:36,455 --> 00:34:38,080
دیدن من
واقعاً ترسوندت؟

340
00:34:38,246 --> 00:34:39,455
- هان؟
- نه.

341
00:34:41,371 --> 00:34:43,288
چرا هر بار که منو می‌بینی
دست و پات رو گم می‌کنی؟

342
00:34:45,746 --> 00:34:47,329
من باید برم.
پدربزرگ تنهاست.

343
00:34:48,788 --> 00:34:49,913
هی، تیجی.

344
00:35:03,538 --> 00:35:05,454
وایسا، تیجی!

345
00:35:05,454 --> 00:35:07,913
یه لحظه صبر کن!
بذار حرف بزنم.

346
00:35:07,913 --> 00:35:10,538
نه! اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست! تیجی!

347
00:35:11,163 --> 00:35:12,663
هی!
اوه، نه!

348
00:35:16,579 --> 00:35:17,788
- آبیرامی!
- ها؟

349
00:35:18,496 --> 00:35:19,996
وایسا، فقط به حرفم گوش کن!
بذار برات توضیح بدم!

350
00:35:19,996 --> 00:35:20,996
هی!

351
00:35:30,496 --> 00:35:31,704
- پرستار!
- بله؟

352
00:35:32,246 --> 00:35:34,288
پرستار، دکتر رو صدا کن!
حال پدربزرگ خیلی بده.

353
00:35:51,788 --> 00:35:52,788
الو؟

354
00:35:54,538 --> 00:35:55,579
دارم میام.

355
00:36:00,121 --> 00:36:01,329
هنوز نخوابیدی؟

356
00:36:01,663 --> 00:36:02,746
خوابم نبرد.

357
00:36:02,746 --> 00:36:04,829
- حتی بعد از دارو؟
- نه، حتی با اون هم نشد.

358
00:36:05,288 --> 00:36:06,954
وضعیت بیمار اتاق ۵۰۳ وخیمه.

359
00:36:06,954 --> 00:36:08,621
- میرم یه سر بهش بزنم.
- خیلی خب.

360
00:36:16,871 --> 00:36:19,246
قفسه سینه بالا نمی‌آید.
ریه‌ها پر از هوا نمی‌شوند.

361
00:36:21,246 --> 00:36:22,788
- حالش چطور است؟
- این یکی نه.

362
00:36:23,121 --> 00:36:24,746
- نارسایی حاد تنفسی.
- این...

363
00:36:24,746 --> 00:36:26,496
ریه‌ها
واکنش درستی نشان نمی‌دهند.

364
00:36:28,121 --> 00:36:29,788
برو دستگاه شوک را شارژ کن، عجله کن!

365
00:36:35,288 --> 00:36:36,496
بفرما.

366
00:37:11,413 --> 00:37:13,246
ساعت فوت: ۲:۴۷.

367
00:37:40,204 --> 00:37:41,246
دکتر...

368
00:37:43,538 --> 00:37:44,496
متاسفم.

369
00:37:54,246 --> 00:37:55,621
خودت را سرزنش نکن.

370
00:37:55,621 --> 00:37:57,538
ما هر کاری از دستمون برمی‌اومد انجام دادیم.

371
00:38:01,329 --> 00:38:02,454
با این حال...

372
00:38:03,329 --> 00:38:04,871
لازم نیست اینجا بمونیم.

373
00:38:05,163 --> 00:38:06,288
بیا بریم خونه.

374
00:38:06,288 --> 00:38:07,413
بریم.

375
00:38:30,746 --> 00:38:32,829
هی، چی شده؟

376
00:38:35,746 --> 00:38:37,579
امروز یکی از بیمارها فوت کرد.

377
00:38:38,621 --> 00:38:39,787
چی؟

378
00:38:44,454 --> 00:38:45,996
آروم باش.

379
00:38:48,412 --> 00:38:51,162
فقط برو خونه و سعی کن
یه ذره استراحت کنی.

380
00:38:53,996 --> 00:38:57,121
حس خیلی بدی
ازش می‌گیرم.

381
00:38:57,746 --> 00:38:58,954
از کی؟

382
00:38:58,996 --> 00:39:01,287
از کی دیگه؟
پراکاش.

383
00:39:02,537 --> 00:39:03,996
این‌طوری فکر نکن.

384
00:39:04,662 --> 00:39:06,829
ما نمی‌تونیم کل عمرمون رو فقط با آدم‌هایی سر کنیم
که دوستشون داریم.

385
00:39:07,371 --> 00:39:08,371
می‌تونیم؟

386
00:39:19,204 --> 00:39:21,204
حالت خوبه؟
واقعاً خوبی؟

387
00:39:23,954 --> 00:39:26,329
فقط دارو نیست که باعث می‌شه
حس بهتری داشته باشم.

388
00:39:28,329 --> 00:39:29,287
پس چیه؟

389
00:39:29,287 --> 00:39:31,204
تو یه جورایی جادو داری.

390
00:39:31,579 --> 00:39:34,162
بهش می‌گن «دست شفا‌بخش»،
مگه نه؟

391
00:39:34,954 --> 00:39:36,037
نه، واقعاً این‌طور نیست.

392
00:39:36,704 --> 00:39:39,246
تو فقط چون دردت خیلی زود فروکش کرد،
این‌طوری فکر می‌کنی.

393
00:39:39,246 --> 00:39:40,412
نه.

394
00:39:41,579 --> 00:39:43,329
تو «فرشته‌ی زندگی» هستی!

395
00:40:16,121 --> 00:40:19,537
هنوز از اینکه بهم گفتی
«فرشته‌ی زندگی» پشیمون نشدی؟

396
00:40:21,121 --> 00:40:23,704
گاهی مرگ یه جور رهایی‌ئه، پراکاش.

397
00:40:39,204 --> 00:40:41,496
هیچ عارضه‌ی جراحی‌ای وجود نداره.

398
00:40:41,621 --> 00:40:43,996
اما عفونت هست.
مخصوصاً توی ریه‌ها.

399
00:40:44,121 --> 00:40:45,746
برای همین منتقلش کردن.

400
00:40:45,954 --> 00:40:49,162
ذات‌الریه در مراحل اولیه است.
همچنین، تغییراتی در نوار قلب دیده می‌شه.

401
00:40:49,162 --> 00:40:51,121
دکترها میان اینجا. باشه؟

402
00:40:52,746 --> 00:40:53,787
عزیزم...

403
00:41:03,787 --> 00:41:05,871
آزمایش افتادگی پلک
چیز نگران‌کننده‌ای نشون نمی‌ده.

404
00:41:05,871 --> 00:41:08,246
به خاطر فشار جراحیه.

405
00:41:08,579 --> 00:41:12,621
یکی دو روز دیگه دوباره
نوار قلب و اکو رو چک می‌کنیم.

406
00:41:12,912 --> 00:41:16,204
تا وقتی حالت خوب نشه و چند تا آهنگ نخونی،
نمی‌ذارم بری.

407
00:41:16,329 --> 00:41:17,412
باشه؟

408
00:41:18,204 --> 00:41:19,287
باشه، پس.

409
00:41:22,287 --> 00:41:25,412
- الان چطوری؟
- نفس کشیدن یکم برام سخته.

410
00:41:27,454 --> 00:41:30,121
- پدرت هنوز نرسیده؟
- نمی‌دونم.

411
00:41:31,787 --> 00:41:33,162
حالت چطوره، نیرمال؟

412
00:41:33,829 --> 00:41:36,621
- خوبم.
- هر چی لازم داشته باشی اینجا هست.

413
00:41:36,621 --> 00:41:37,871
باشه؟

414
00:41:38,454 --> 00:41:40,912
هنوز با پدرت
آشتی نکردی؟

415
00:41:41,245 --> 00:41:42,954
من نیستم که کینه به دل دارم.

416
00:41:43,412 --> 00:41:46,245
اون فقط به حرف مادرش گوش میده.
دستم به هیچ‌جا بند نیست.

417
00:41:50,745 --> 00:41:51,829
عزیزم...

418
00:41:52,787 --> 00:41:55,037
بهتره درباره چیزی که گفتم دوباره فکر کنی.

419
00:41:55,204 --> 00:41:57,662
این به نفع هر دومونه.

420
00:42:01,620 --> 00:42:03,037
به هر حال، تو کمی استراحت کن.

421
00:42:03,537 --> 00:42:05,329
اگر چیزی لازم داشتی،
حتماً بهم زنگ بزن.

422
00:42:06,662 --> 00:42:07,787
باشه؟

423
00:42:31,037 --> 00:42:32,870
اصلاً برات مهم هستم؟

424
00:42:34,079 --> 00:42:36,162
اگه بودی، اون زمین رو
به عمو داده بودی.

425
00:42:40,495 --> 00:42:43,120
هر چی باشه، اون فقط
عموی منه، مگه نه؟

426
00:42:44,162 --> 00:42:45,995
فقط منم که تعهداتی دارم.

427
00:42:50,620 --> 00:42:52,704
برو. لازم نیست اینجا بشینی.

428
00:42:53,870 --> 00:42:56,120
من فقط می‌خوام با آرامش بخوابم.

429
00:42:57,329 --> 00:42:59,579
یا تو می‌ری، یا من می‌رم.

430
00:43:00,954 --> 00:43:03,370
فقط عموی تو نیست که
صاحب بیمارستان این شهر است.

431
00:43:03,787 --> 00:43:05,245
برو بیرون! فقط گمشو!

432
00:43:06,204 --> 00:43:07,870
خیلی خب، پس همین‌جا دراز بکش.

433
00:43:41,620 --> 00:43:44,079
«آبهی، اون‌طوری که فکر می‌کنی
چیزی نشده.»

434
00:43:44,412 --> 00:43:46,287
«این‌ها همه‌اش شک و تردیدهای خودته.»

435
00:43:46,579 --> 00:43:48,662
«به جز تو، کس دیگه‌ای
توی زندگی من هست؟»

436
00:43:49,537 --> 00:43:52,995
«آبهی، می‌شه بیای
طبقه بالا؟ من همین‌جام.»

437
00:43:53,787 --> 00:43:55,787
«بهم یه فرصت بده
تا جبران کنم.»

438
00:43:56,287 --> 00:43:57,454
«خواهش می‌کنم.»

439
00:45:34,953 --> 00:45:37,412
عزیزم... عزیزم بیدار شو.

440
00:45:38,412 --> 00:45:39,828
چی شده مامان؟

441
00:45:40,120 --> 00:45:42,537
آخرش هم، مگه اون مردی که اونجا افتاده
شوهرت نیست؟

442
00:45:42,537 --> 00:45:44,620
نمی‌تونی گاهی بری
بهش سر بزنی؟

443
00:45:45,453 --> 00:45:47,703
خودش بهم گفت
از اونجا برم بیرون.

444
00:45:48,037 --> 00:45:49,787
هر کاری می‌خوای بکن.

445
00:46:18,078 --> 00:46:19,162
چی شد؟

446
00:46:28,745 --> 00:46:29,828
الو.

447
00:46:31,328 --> 00:46:32,453
آره. دارم میام.

448
00:46:40,162 --> 00:46:42,328
- زود برمی‌گردم. تو بخواب.
- باشه.

449
00:46:55,828 --> 00:46:58,870
قربان، اسیدوز متابولیک شدید.
پی‌اچ ۶.۹ است و رو به کاهش.

450
00:46:58,870 --> 00:47:00,745
ضربان قلب نامنظم است.
باید نوار قلب بگیریم.

451
00:47:00,745 --> 00:47:03,495
شوک بده!
دستگاه شوک را روی ۲۰۰ ژول شارژ کن!

452
00:47:04,828 --> 00:47:06,078
سریع!

453
00:47:44,078 --> 00:47:45,662
مردمک‌ها ثابت و گشاد شده‌اند.

454
00:47:46,787 --> 00:47:48,495
زمان مرگ، ۲:۴۷.

455
00:48:53,161 --> 00:48:56,203
نمی‌توانم مرگ نیرمال را بپذیرم.

456
00:48:58,953 --> 00:49:00,870
سرم دارد تیر می‌کشد.

457
00:49:04,578 --> 00:49:05,953
چای بخوریم؟

458
00:50:28,536 --> 00:50:30,786
راگیتا! راگیتا!

459
00:50:31,495 --> 00:50:32,620
راگیتا!

460
00:50:36,578 --> 00:50:37,745
راگیتا!

461
00:50:45,995 --> 00:50:46,995
سلام.

462
00:50:48,495 --> 00:50:49,786
چه خواب عمیقی!

463
00:50:56,828 --> 00:50:58,536
امروز نمی‌خوای بری بیمارستان؟

464
00:51:26,453 --> 00:51:27,786
موضوع چیه، دکتر؟

465
00:51:29,995 --> 00:51:31,036
قربان

466
00:51:31,495 --> 00:51:33,411
شاید این فقط یه حس درونی باشه.

467
00:51:35,453 --> 00:51:37,203
اما نمی‌تونم به سادگی ازش بگذرم.

468
00:51:40,328 --> 00:51:44,828
یک نفر اینجا داره عمداً
بیماران من رو به قتل می‌رسونه.

469
00:51:47,203 --> 00:51:49,870
قربان، از شما می‌خواهم که
مسئولیت این تحقیقات را بر عهده بگیرید.

470
00:51:49,870 --> 00:51:50,995
ببینید دکتر،

471
00:51:50,995 --> 00:51:54,203
تمام هدف بیمارانی که
به اینجا می‌آیند، زنده ماندن است.

472
00:51:54,703 --> 00:51:57,745
اگر خبر این قتل‌ها پخش شود،

473
00:51:57,953 --> 00:51:59,911
دیگر کسی جرات می‌کند
به این بیمارستان بیاید؟

474
00:52:00,286 --> 00:52:02,620
بهتر است همین‌جا تعطیلش کنم.

475
00:52:05,703 --> 00:52:07,994
تعدادی از بیماران شما فوت کردند.

476
00:52:08,328 --> 00:52:09,369
این یک حقیقت است.

477
00:52:09,869 --> 00:52:12,119
اما شما نمی‌توانید
مسئول آن شناخته شوید.

478
00:52:12,994 --> 00:52:15,203
پزشکان هرچقدر هم که صادقانه تلاش کنند،

479
00:52:15,453 --> 00:52:17,119
بیمارها همیشه زنده نمی‌مونن.

480
00:52:17,786 --> 00:52:19,619
این‌ها چیزهایی هستن که از کنترل ما خارجه.

481
00:52:21,244 --> 00:52:24,203
این مرگ‌ و میرها تو رو
تحت فشار شدیدی گذاشته.

482
00:52:25,161 --> 00:52:27,119
باید یه جوری خودت رو
از این فشار خلاص کنی.

483
00:52:29,869 --> 00:52:31,911
یه سری به روان‌پزشک‌مون بزن.

484
00:52:32,703 --> 00:52:34,744
برو یه چند تا
داروی ضدافسردگی بگیر.

485
00:52:34,953 --> 00:52:36,286
کمکت می‌کنه آروم بشی.

486
00:52:37,786 --> 00:52:39,661
به هر حال، من همین الانش هم تحت فشارم.

487
00:53:01,494 --> 00:53:05,411
[همهمه نامفهوم]

488
00:53:32,286 --> 00:53:33,494
چی شده، دکتر؟

489
00:57:02,994 --> 00:57:04,619
چرا به تماس‌هام
جواب نمی‌دی؟

490
00:57:06,327 --> 00:57:07,827
تمام این مدت
کجا بودی؟

491
00:57:11,661 --> 00:57:13,577
می‌دونی چقدر
سختی کشیدم تا اینجارو پیدا کنم؟

492
00:57:15,411 --> 00:57:16,994
تو که از وضعیت
خانواده‌ام خبر داری.

493
00:57:19,161 --> 00:57:22,827
نمی‌دونی که من این حرفه رو
فقط برای راضی کردن مادرم انتخاب کردم؟

494
00:57:26,869 --> 00:57:28,036
اون موقع باردار بودی...

495
00:57:32,619 --> 00:57:34,411
نمی‌دونستم بارداری.

496
00:57:36,827 --> 00:57:38,494
تو هم دیر متوجه شدی، مگه نه؟

497
00:57:40,827 --> 00:57:42,036
من این کار رو عمداً نکردم.

498
00:57:42,911 --> 00:57:43,869
داشتم به خانواده‌ام فکر می‌کردم،

499
00:57:43,869 --> 00:57:46,119
به خواسته‌های
مادرم و پدرم.

500
00:57:48,661 --> 00:57:51,286
فقط به خاطر
همین بود که ترکت کردم.

501
00:57:52,161 --> 00:57:53,577
لطفاً منو ببخش.

502
00:57:53,577 --> 00:57:55,536
برای لجبازی با من،
خودت رو نابود نکن.

503
00:57:56,994 --> 00:57:59,452
بیا، بریم
به یه مرکز ترک اعتیاد.

504
00:57:59,786 --> 00:58:01,077
لطفاً با من بیا.

505
00:58:43,452 --> 00:58:44,869
به چی
این‌قدر عمیق فکر می‌کنی؟

506
00:58:49,952 --> 00:58:51,744
این فقط شک من نیست.

507
00:58:55,244 --> 00:58:56,952
آرونداتی اومد بیمارستان...

508
00:58:58,452 --> 00:59:00,036
که از من انتقام بگیره.

509
00:59:01,411 --> 00:59:02,369
خبر داشتی؟

510
00:59:02,869 --> 00:59:04,327
اون هنوزم مواد مصرف می‌کنه.

511
00:59:06,202 --> 00:59:08,744
حتی امروز توی اتاقش
کدئین پیدا کردم.

512
00:59:10,410 --> 00:59:12,702
اون که مسکنه، مگه نه؟
خب که چی؟

513
00:59:17,827 --> 00:59:21,119
اون خوب می‌دونه چطور از این دارو
به عنوان مواد استفاده کنه.

514
00:59:23,244 --> 00:59:24,535
اون هنوزم قدرت‌های ماورایی داره.

515
00:59:27,285 --> 00:59:28,494
مطمئنم.

516
00:59:29,869 --> 00:59:31,869
اون داره بیمارام رو می‌کشه.

517
01:00:17,952 --> 01:00:18,910
چیزی خوردی؟

518
01:00:20,785 --> 01:00:21,744
اشکالی نداره.

519
01:00:24,910 --> 01:00:26,869
از دیروز بهتره.

520
01:00:50,869 --> 01:00:52,744
دیروز شیفت شب بودم،
واسه همین نتونستم زنگ بزنم.

521
01:01:01,702 --> 01:01:02,869
سعی می‌کنم بپرسم.

522
01:01:03,369 --> 01:01:04,369
یه لحظه.

523
01:01:13,244 --> 01:01:14,244
سطح اکسیژن خوبه.

524
01:01:21,910 --> 01:01:23,369
- هیدروستات ۲۰۰ میلی‌گرم.
- چشم قربان.

525
01:01:26,327 --> 01:01:27,369
نبض ضعیفه.

526
01:01:28,285 --> 01:01:30,077
- ضربان رو چک کن.
- پایداره، قربان.

527
01:01:36,702 --> 01:01:37,785
پرستار، اینجا.

528
01:01:38,619 --> 01:01:39,702
اشکالی نداره.

529
01:01:40,202 --> 01:01:41,452
نترس.

530
01:01:51,869 --> 01:01:53,494
- علائم حیاتی رو چک کن، باشه؟
- باشه، قربان.

531
01:01:53,494 --> 01:01:55,285
تو باید اینجا باشی.
اگه وضعیت اضطراری شد صدام کن.

532
01:01:59,202 --> 01:02:00,035
پرستار...

533
01:02:07,494 --> 01:02:10,660
هی، اونطوری که فکر می‌کنی نیست.
نادیده‌ات نگرفتم.

534
01:02:10,910 --> 01:02:11,952
اصلاً نخواه که در موردش حرف بزنم.

535
01:02:11,952 --> 01:02:13,660
وضعیت یکی از بیمارها ناگهان وخیم شد.

536
01:02:14,244 --> 01:02:16,744
نه! قطع نکن.
قطع نکن، به من گوش کن.

537
01:02:17,160 --> 01:02:20,827
چون عادت داره
دکمه احضار پرستار رو فشار بده

538
01:02:20,827 --> 01:02:22,119
تونستیم الان نجاتش بدیم.

539
01:02:23,535 --> 01:02:25,535
اگه یکم دیرتر رسیده بودم

540
01:02:25,535 --> 01:02:28,244
وضعیتش دقیقاً مثل
دنیل و نیرمال می‌شد.

541
01:02:29,244 --> 01:02:31,243
سطح اکسیژن خون روساما نرمال بود.

542
01:02:31,243 --> 01:02:34,493
وقتی سطح اکسیژن خون
نرماله،

543
01:02:34,910 --> 01:02:38,660
غیرعادیه که حمله تنفسی
این‌قدر کشنده باشه.

544
01:02:38,660 --> 01:02:40,285
منظورت چیه پراکاش؟

545
01:02:43,327 --> 01:02:45,160
کسی چیزی تزریق کرده؟

546
01:02:45,827 --> 01:02:48,785
داروی کشنده‌ای وارد
بدن روساما شده؟

547
01:02:49,202 --> 01:02:52,202
اگر این‌طوره، نباید
سریع خونش رو چک کنیم؟

548
01:03:04,118 --> 01:03:08,160
ببین، به عنوان سم‌شناس دولتی،
نباید این کار رو بکنم.

549
01:03:08,493 --> 01:03:11,077
فقط به خاطر تو
دارم دخالت می‌کنم.

550
01:03:11,077 --> 01:03:13,493
همون‌طور که گفتی، یه ترکیب
خاص توش وجود داره.

551
01:03:13,493 --> 01:03:14,952
- چیه؟
- ببین...

552
01:03:15,410 --> 01:03:17,493
تو تازه همین الان نمونه‌های خون رو بهم دادی، درسته؟

553
01:03:17,493 --> 01:03:18,743
باید ردش رو بگیرم.

554
01:03:18,743 --> 01:03:20,493
چقدر دیگه وقت لازم داری، گیش؟

555
01:03:22,868 --> 01:03:24,868
- حدود دو هفته.
- باشه.

556
01:03:25,868 --> 01:03:27,410
می‌تونم یه چیز دیگه بپرسم؟

557
01:03:27,410 --> 01:03:29,035
چرا همه این کارها رو تنهایی انجام می‌دی؟

558
01:03:29,035 --> 01:03:30,702
چرا به مدیریت بیمارستان نمی‌گی

559
01:03:30,702 --> 01:03:32,410
و یه تحقیق پلیسی راه نمی‌اندازی؟

560
01:03:32,993 --> 01:03:35,327
همه‌ی این کارها رو کردم، گیریش.
فایده‌ای نداره.

561
01:03:36,035 --> 01:03:37,993
به‌هرحال، سعی کن این کار رو
تا جای ممکن سریع‌تر انجام بدی.

562
01:03:37,993 --> 01:03:39,618
بعد از اینکه نتایج اومد،
تصمیم می‌گیریم.

563
01:03:40,077 --> 01:03:41,035
خیلی خب.

564
01:03:45,535 --> 01:03:46,910
آقا، یادتونه پرسیدید

565
01:03:46,910 --> 01:03:50,368
که کسی بدون دلیل
به بیمارانتون سر می‌زنه یا نه؟

566
01:03:50,368 --> 01:03:51,910
- بله.
- بله قربان.

567
01:03:51,910 --> 01:03:54,952
وقتی اون موقع پرسیدید،
ما اصلاً همچین شکی نداشتیم.

568
01:03:55,368 --> 01:03:57,202
- اما...
- خانم آرونداتی.

569
01:03:58,577 --> 01:04:01,035
بیمارای شما،
بیمارای اون هم هستن، درسته؟

570
01:04:02,618 --> 01:04:05,993
خانم آرونداتی حتی وقتی وقت ویزیت
نیست هم به بیمارها سر می‌زنه.

571
01:04:05,993 --> 01:04:07,577
- این‌طور نیست؟
- بله قربان.

572
01:04:08,077 --> 01:04:09,743
- منم دیدم.
- آره.

573
01:04:12,118 --> 01:04:14,243
خیلی خب، فعلاً در موردش
با هیچ‌کس حرفی نزنید.

574
01:04:34,160 --> 01:04:35,077
الو.

575
01:04:35,785 --> 01:04:37,535
منو وصل کنید به جراح
قلب، خانم آرونداتی.

576
01:04:42,243 --> 01:04:44,493
- الو؟
- آرونداتی، پراکاش هستم.

577
01:04:45,410 --> 01:04:47,452
اینجا مریض دارم.
چی شده؟

578
01:04:47,452 --> 01:04:48,702
باید حضوری ببینمت.

579
01:04:49,702 --> 01:04:50,702
اینجا نه.

580
01:04:51,535 --> 01:04:52,577
یه جایی بیرون خوبه.

581
01:04:52,577 --> 01:04:54,452
من هیچ حرفی با تو ندارم.

582
01:04:54,452 --> 01:04:55,368
آرونداتی.

583
01:04:55,952 --> 01:04:57,827
نمی‌خوام گذشته رو نبش قبر کنم.

584
01:04:58,827 --> 01:05:00,743
این فقط به ما مربوط نمی‌شه.

585
01:05:01,702 --> 01:05:02,827
باید همدیگه رو ببینیم.

586
01:05:04,035 --> 01:05:07,618
وگرنه خودت باید تنهایی
با عواقبش روبرو بشی.

587
01:05:30,785 --> 01:05:31,952
سلام پراکاش، من پیترم.

588
01:05:34,660 --> 01:05:37,827
- من شریک زندگی آرونداتی هستم.
- باید تنهایی با آرونداتی صحبت کنم.

589
01:05:39,410 --> 01:05:40,368
باشه.

590
01:05:40,993 --> 01:05:43,035
شما دوتا حرف بزنید.
من اونجا می‌مونم.

591
01:05:43,035 --> 01:05:44,077
- باشه.
- بشین.

592
01:05:52,410 --> 01:05:53,952
هر چی هست، سریع بگو.

593
01:05:54,868 --> 01:05:55,952
کار دارم.

594
01:05:56,743 --> 01:05:58,160
هنوز هم مواد مصرف می‌کنی؟

595
01:06:02,910 --> 01:06:05,201
واسه همین بود که
این‌قدر مقدمه‌چینی کردی؟

596
01:06:06,076 --> 01:06:07,368
این مسئله شخصی منه.

597
01:06:08,368 --> 01:06:10,076
- لازم نیست بدونی.
- من باید بدونم.

598
01:06:10,868 --> 01:06:13,076
- باید بدونم.
- چرا؟

599
01:06:13,076 --> 01:06:14,701
یه نفر توی بیمارستان ما...

600
01:06:15,326 --> 01:06:18,118
عمداً داره به بیمارام
یه دارویی تزریق می‌کنه.

601
01:06:18,951 --> 01:06:20,535
و این باعث مرگشون می‌شه.

602
01:06:21,201 --> 01:06:22,618
شک دارم کار تو باشه.

603
01:06:40,910 --> 01:06:41,743
سلام.

604
01:06:41,743 --> 01:06:45,118
یه نفر داره توی بخش داخلی
بیمارستان شما، بیمارها رو

605
01:06:45,118 --> 01:06:46,576
با تزریق‌های کشنده به قتل می‌رسونه.

606
01:06:47,660 --> 01:06:49,576
الو؟ الو؟

607
01:06:49,576 --> 01:06:51,993
- الو؟
- یکی داره بیمارها رو می‌کشه...

608
01:06:51,993 --> 01:06:53,785
- الو؟
- الو، بیمارستان مدیکال سیتی.

609
01:06:53,785 --> 01:06:55,076
- الو؟
- الو؟

610
01:06:56,160 --> 01:06:57,076
الو؟

611
01:07:00,201 --> 01:07:03,326
لازم نیست اینقدر نگران
یه تماس ناشناس باشی.

612
01:07:04,493 --> 01:07:06,160
شاید فقط یه شوخی تلفنی باشه.

613
01:07:06,160 --> 01:07:09,326
ولی اگه رسانه‌ها بفهمن،
روی اعتبارمون تأثیر می‌ذاره.

614
01:07:09,701 --> 01:07:11,826
همه کارکنان
ترسیدن و هول کردن، قربان.

615
01:07:12,535 --> 01:07:15,535
- باید یه کاری بکنید، قربان.
- بذارید در هر صورت من بررسی کنم.

616
01:07:15,535 --> 01:07:18,160
در صورت نیاز، از پلیس می‌خواهم
که تحقیقاتی انجام دهد.

617
01:07:18,951 --> 01:07:20,785
- فعلاً می‌توانی بروی.
- چشم، قربان.

618
01:07:20,785 --> 01:07:21,910
- بسیار خب، قربان.
- ممنونم.

619
01:07:59,743 --> 01:08:01,368
خب ویوک، مرخصی‌ات
تمام شده، این‌طور نیست؟

620
01:08:02,285 --> 01:08:03,201
بله قربان، تمام شده.

621
01:08:05,493 --> 01:08:07,076
نیاز دارم کمی بیشتر تمدیدش کنم.

622
01:08:07,076 --> 01:08:08,951
موافقت می‌کنم، اما
به یک شرط.

623
01:08:09,326 --> 01:08:12,243
باید روی پرونده‌ای تحقیق کنی که
شخصاً به آن علاقه دارم.

624
01:08:12,243 --> 01:08:14,285
فعلاً می‌تواند غیررسمی باشد.

625
01:08:14,285 --> 01:08:17,201
اگر به نتیجه‌ای رسیدی،
آن‌وقت رسمی‌اش می‌کنیم.

626
01:08:17,201 --> 01:08:18,701
قربان، لطفاً من رو از این کار معاف کنید.

627
01:08:19,243 --> 01:08:21,660
- حال و حوصله ندارم.
- چی شده؟

628
01:08:21,660 --> 01:08:25,118
قربان، یادتون هست پارسال یه کیفرخواست
برای یه پرونده فرستاده بودم؟

629
01:08:25,118 --> 01:08:27,326
- کدوم؟ همون پرونده مربوط به کودکان؟
- بله.

630
01:08:27,618 --> 01:08:29,910
دادگاه هفته پیش
تبرئه‌اش کرد.

631
01:08:31,451 --> 01:08:33,285
گفتن مدارک کافی نیست.

632
01:08:35,451 --> 01:08:37,535
اصلاً نمی‌تونم این رو قبول کنم.

633
01:08:37,535 --> 01:08:39,368
ببین، تو افسر پلیسی.

634
01:08:39,618 --> 01:08:44,076
کارت اینه که مجرم‌ها رو بگیری
و تحویل قانون بدی.

635
01:08:44,368 --> 01:08:46,076
بقیه‌اش دیگه با دادگاهه.

636
01:08:46,201 --> 01:08:47,160
با این حال...

637
01:08:47,826 --> 01:08:51,076
باید شواهد علمی
بیشتری پیدا می‌کردم.

638
01:08:51,285 --> 01:08:52,785
تو همیشه همین‌طور بودی.

639
01:08:52,785 --> 01:08:55,535
اجازه میدی این پرونده‌ها
ذهنت رو درگیر کنه

640
01:08:56,243 --> 01:08:58,160
و بعد بی‌دلیل
به خودت استرس میدی.

641
01:08:58,868 --> 01:09:00,493
فقط درباره چیزی که
بهت میگم تحقیق کن.

642
01:09:01,743 --> 01:09:02,660
خیلی خب.

643
01:09:03,826 --> 01:09:05,618
درباره چی باید تحقیق کنم؟

644
01:09:05,618 --> 01:09:06,785
بیمارستان مدیکال سیتی.

645
01:09:07,368 --> 01:09:10,035
مدیرعاملشون، گوپینات،
از دوستان نزدیک منه.

646
01:09:10,035 --> 01:09:11,076
می‌دونم.

647
01:09:11,076 --> 01:09:13,410
پدر جاشوا که قیم من
در پرورشگاه بود

648
01:09:14,035 --> 01:09:15,326
همون‌جا فوت کرد.

649
01:09:15,326 --> 01:09:17,701
امروز، بیمارستان یک
تماس ناشناس داشت.

650
01:09:18,660 --> 01:09:22,118
ادعا کردن کسی قصد داره
بیمارهای بخش عمومی رو بکشه.

651
01:09:23,201 --> 01:09:25,785
برو و ببین
این حرف صحت داره یا نه.

652
01:09:25,785 --> 01:09:27,284
و تنها برو.

653
01:09:27,826 --> 01:09:30,659
نباید بویی از این قضیه
به رسانه‌ها برسه.

654
01:09:31,701 --> 01:09:35,284
این تحقیقات نباید به حسن شهرت
بیمارستان لطمه‌ای بزنه.

655
01:09:35,951 --> 01:09:38,701
وقتی از مرخصی برگشتی،
جزئیات کامل رو ازت می‌خوام.

656
01:09:38,701 --> 01:09:39,659
قربان...

657
01:09:40,534 --> 01:09:42,076
صبر کنید، پس چطور این مرخصی محسوب می‌شه؟

658
01:09:42,576 --> 01:09:44,493
اگه همین‌طور مجرد بمونی،

659
01:09:44,493 --> 01:09:46,909
ممکنه مجبور بشی توی مرخصی هم کار کنی.

660
01:10:06,868 --> 01:10:08,243
من ویوک تاراکان هستم.

661
01:10:08,743 --> 01:10:12,576
تا الان سی و سه تا پرونده رو بررسی کردم.

662
01:10:13,534 --> 01:10:17,909
موفق شدم هر ۳۳ متهم رو به دست قانون بسپرم.

663
01:10:18,784 --> 01:10:23,118
سه تاشون به خاطر نبود مدارک کافی تبرئه شدن.

664
01:10:23,618 --> 01:10:25,701
این پرونده‌ای هست که الان جلومه.

665
01:10:25,701 --> 01:10:28,784
یه بیمارستان.
دو تا مرگ مشکوک.

666
01:10:29,159 --> 01:10:30,951
جایی که مردم
برای یافتن زندگی به آن می‌آیند.

667
01:10:30,951 --> 01:10:34,534
کسی که آن‌ها را به مرگ محکوم می‌کند
نباید در تاریکی پنهان بماند.

668
01:10:36,243 --> 01:10:37,034
باید پیدایش کنم.

669
01:10:37,034 --> 01:10:39,284
تاریکی بیش از حد طولانی حکم‌فرما بوده است.

670
01:10:39,284 --> 01:10:41,201
حالا وقت عدالت است.

671
01:10:52,159 --> 01:10:53,326
قربان.

672
01:10:53,326 --> 01:10:55,409
دوربین‌های مداربسته زیاد دچار مشکل فنی می‌شن.

673
01:10:55,743 --> 01:10:57,493
فقط تصاویر اون روز
پاک شده.

674
01:10:58,618 --> 01:11:00,326
به مدیرعامل گزارش دادم.

675
01:11:18,201 --> 01:11:19,118
بازرس ویوک.

676
01:11:19,576 --> 01:11:20,451
اوه...

677
01:11:21,159 --> 01:11:23,284
- رئیس پلیس شیاز فرستادتت، درسته؟
- بله.

678
01:11:24,993 --> 01:11:27,868
فیلم دوربین‌های مداربسته
برای چند روز پاک شده.

679
01:11:28,368 --> 01:11:31,451
متصدی گفت
باید از شما بپرسم.

680
01:11:32,076 --> 01:11:34,326
کار غیرقانونی‌ای
اینجا انجام می‌شه؟

681
01:11:34,326 --> 01:11:35,201
نه.

682
01:11:35,534 --> 01:11:37,201
اصلاً همچین چیزی نیست.

683
01:11:37,909 --> 01:11:41,451
و در مورد دوربین‌های مداربسته، می‌دونی که

684
01:11:41,909 --> 01:11:43,618
اینا فقط
مشکلات فنی‌ان، درسته؟

685
01:11:44,534 --> 01:11:46,159
فعلاً قبول می‌کنم.

686
01:11:46,909 --> 01:11:48,701
باید با کارکنان صحبت کنم.

687
01:11:48,701 --> 01:11:50,326
هماهنگی‌ها رو انجام می‌دم.

688
01:11:50,409 --> 01:11:51,701
باشه، به‌زودی می‌بینمت.

689
01:12:02,868 --> 01:12:04,451
وصل‌ام کن به بازرس شیاز.

690
01:12:40,326 --> 01:12:42,284
دکتر، چرا به این موضوع شک کردید؟

691
01:12:43,159 --> 01:12:46,284
در مورد مرگ دانیل و نیرمال
مشکوک بودم.

692
01:12:47,534 --> 01:12:50,409
یک حمله تنفسی ناگهانی
علت مرگ هر دوی آن‌ها بود.

693
01:12:51,326 --> 01:12:56,284
اما من آن‌ها را
درست چند ساعت قبل از مرگشان به وضعیت پایدار رسانده بودم.

694
01:12:57,492 --> 01:13:01,617
هیچ دلیل مشخصی برای اینکه بخواهند این‌طور ناگهانی بمیرند پیدا نکردم.

695
01:13:03,451 --> 01:13:04,534
بعد...

696
01:13:05,492 --> 01:13:06,617
بعد چی؟

697
01:13:07,284 --> 01:13:10,451
بیمار دیگری به نام روزاما بود
که علائم مشابهی داشت.

698
01:13:11,367 --> 01:13:13,201
خونش را برای آزمایش فرستادم.

699
01:13:14,284 --> 01:13:16,492
دوستم که متخصص سم‌شناسی است، آن را آزمایش کرد.

700
01:13:17,201 --> 01:13:22,492
به نظر می‌رسد که احتمالاً دارویی
به خون او تزریق شده باشد.

701
01:13:23,909 --> 01:13:25,992
- آن دارو را شناسایی کردی؟
- نه.

702
01:13:26,367 --> 01:13:27,701
راستش منتظر نتیجه‌ام.

703
01:13:29,534 --> 01:13:31,409
- به محض اینکه گرفتی بهم خبر بده.
- حتماً.

704
01:13:33,826 --> 01:13:35,617
به کسی شک داری؟

705
01:13:38,076 --> 01:13:38,951
هان؟

706
01:13:40,742 --> 01:13:41,659
من دارم.

707
01:14:07,576 --> 01:14:09,701
چه مزخرفاتی می‌گی؟

708
01:14:10,034 --> 01:14:12,617
هیچ مورد مشکوکی در مرگ
دنیل و نیرمال وجود نداره.

709
01:14:13,326 --> 01:14:15,534
- می‌تونم با اطمینان این رو بگم.
- شاید این‌طور باشه.

710
01:14:15,534 --> 01:14:18,326
اما وقتی مدیریت
شک داره،

711
01:14:18,326 --> 01:14:20,367
پلیس نمی‌تونه
دست رو دست بذاره.

712
01:14:21,534 --> 01:14:25,576
طبق تحقیقات من،
خیلی‌ها تو بیمارستان بهت مشکوکن.

713
01:14:25,826 --> 01:14:26,826
من؟

714
01:14:27,867 --> 01:14:29,242
من اینو باور ندارم.

715
01:14:30,201 --> 01:14:33,284
- این یه روش استاندارد پلیسیه؟
- احساساتی نشو.

716
01:14:34,284 --> 01:14:37,576
یه دکتر علیه تو
شهادت صریحی داده.

717
01:14:40,326 --> 01:14:42,326
مگه قبلاً معتاد نبودی؟

718
01:14:47,367 --> 01:14:49,117
می‌دونم کی اینو گفته.

719
01:14:51,367 --> 01:14:52,534
اون یه آدم دیوونه‌ست.

720
01:14:52,534 --> 01:14:54,784
اومدی پیش من
چون یه آدم دیوونه یه چیزی گفته؟

721
01:14:55,284 --> 01:14:57,617
هیچ‌کس بی‌دلیل
همچین تهمتی نمی‌زنه.

722
01:14:57,617 --> 01:15:00,117
آقای ویوک، باید حرفم رو باور کنید.

723
01:15:00,117 --> 01:15:03,992
من هیچ‌وقت برخلاف
اصول اخلاق پزشکی‌ام کاری نکردم.

724
01:15:04,367 --> 01:15:08,617
پلیس نمی‌تونه همون لحظه قضاوت کنه
که شما دارید دروغ می‌گید یا نه.

725
01:15:08,617 --> 01:15:10,492
برای این کار روال‌های خاصی وجود داره.

726
01:15:11,201 --> 01:15:12,492
روال‌های شما چیه؟

727
01:15:12,492 --> 01:15:16,451
معمولاً تست دروغ‌سنج
همه‌چیز رو خیلی سریع مشخص می‌کنه.

728
01:15:17,159 --> 01:15:18,076
باشه.

729
01:15:19,784 --> 01:15:20,867
انجامش بدیم.

730
01:15:21,742 --> 01:15:24,659
اگه این کار رو بکنم،
این اتهامات شما تموم می‌شه؟

731
01:15:25,826 --> 01:15:27,367
من مشکلی ندارم. آماده‌ام.

732
01:15:27,617 --> 01:15:30,159
باشه. خیلی خب، دکتر.
فقط داشتم می‌گفتم.

733
01:15:31,159 --> 01:15:32,784
فعلاً نیازی نیست.

734
01:16:00,617 --> 01:16:02,951
از یکی از دوستام خواستم
تمام بیمارستان‌هایی که آرونداتی

735
01:16:03,409 --> 01:16:06,242
قبلاً اونجا کار می‌کرد رو بررسی کنه.

736
01:16:06,826 --> 01:16:08,784
این‌طوری پیدات کردم، نیکیتا.

737
01:16:08,784 --> 01:16:11,951
من و آرونداتی با هم
توی بیمارستان واسانتی در حیدرآباد بودیم.

738
01:16:13,034 --> 01:16:14,742
به قولی که دادی عمل می‌کنی، درسته؟

739
01:16:14,742 --> 01:16:15,951
هی، اصلاً حرفشم نزن.

740
01:16:15,951 --> 01:16:18,034
می‌دونم چقدر این موضوع محرمانه‌ست.

741
01:16:18,034 --> 01:16:21,409
پس، تحت هیچ شرایطی
این رو به اون نمی‌گم.

742
01:16:22,242 --> 01:16:24,784
به هر حال، اخلاقش
یکم متفاوته.

743
01:16:26,075 --> 01:16:28,825
کینه به دل می‌گیره،
حتی سر چیزهای کوچیک.

744
01:16:30,700 --> 01:16:32,409
ولی من خیلی بهش نزدیک بودم.

745
01:16:33,367 --> 01:16:37,575
اون موقع‌ها رفتار عجیبی
ازش ندیدی؟

746
01:16:38,075 --> 01:16:39,992
راستش، نه، هیچی...

747
01:16:40,867 --> 01:16:43,450
از وقتی دیروز زنگ زدی،
دارم بهش فکر می‌کنم.

748
01:16:43,450 --> 01:16:45,825
ولی مورد خاصی
یادم نمیاد.

749
01:16:45,825 --> 01:16:47,284
دوباره فکر کن.

750
01:16:47,742 --> 01:16:52,409
این موضوعی هست که
روی خیلی از بیمارها اثر می‌ذاره.

751
01:16:54,159 --> 01:16:58,534
نمی‌دونم چیزی که می‌خوام بگم
کمکی می‌کنه یا نه.

752
01:17:01,075 --> 01:17:03,617
وقتی با هم کار می‌کردیم،

753
01:17:03,867 --> 01:17:06,117
بیماری در شرایط وخیمی بود.

754
01:17:06,117 --> 01:17:10,117
علائم حیاتی‌اش ناپایدار بود.
در آستانه مرگ بود.

755
01:17:11,075 --> 01:17:12,200
خیلی زجر کشید.

756
01:17:12,200 --> 01:17:16,450
حتی برای ما که تماشا می‌کردیم،
تحمل رنجش غیرممکن بود.

757
01:17:16,784 --> 01:17:19,409
خیلی تلاش کردیم
که احیایش کنیم.

758
01:17:19,825 --> 01:17:22,242
اما در آن لحظه،
آرونداتی چیزی گفت.

759
01:17:22,242 --> 01:17:24,075
پرسید: «چرا به جای اینکه

760
01:17:24,075 --> 01:17:27,367
او را خلاص نمی‌کنیم؟»

761
01:17:29,867 --> 01:17:33,784
از او پرسیدم منظورش چیست.
فقط از جواب دادن طفره رفت.

762
01:17:34,659 --> 01:17:38,909
بعداً، وقتی بیمار دیگری
حالش وخیم بود، دوباره همان کار را کرد.

763
01:18:02,367 --> 01:18:04,492
- خیلی منتظرت گذاشتم؟
- نه.

764
01:18:09,784 --> 01:18:13,659
با اینکه تو دکتر خیلی کاربلدی هستی،
چرا این‌جور جایی کار می‌کنی؟

765
01:18:14,492 --> 01:18:17,950
از کار کردن برای پول
و کسانی که پولدارند خسته شدم.

766
01:18:17,950 --> 01:18:20,409
برای همین است که
چنین بیمارستانی را انتخاب کردم.

767
01:18:21,492 --> 01:18:23,909
این آرزوی من از
دوران دانشکده پزشکی‌ام بوده.

768
01:18:23,909 --> 01:18:26,325
می‌خواستم کاری برای
مردم اینجا انجام بدهم.

769
01:18:29,700 --> 01:18:34,992
«هر جا که هنر پزشکی دوست داشته شود،
عشق به بشریت هم وجود دارد.»

770
01:18:35,534 --> 01:18:37,200
- این‌طور نیست؟
- بله.

771
01:18:37,492 --> 01:18:39,742
- موضوع صحبتمان آرونداتی است، درست است؟
- آره.

772
01:18:40,034 --> 01:18:43,492
وقتی زنگ زدی،
یاد گذشته‌ها افتادم.

773
01:18:43,492 --> 01:18:48,367
وقتی با هم زندگی می‌کردیم،
آرونداتی یه سگ داشت به اسم فِیدی.

774
01:18:48,367 --> 01:18:53,909
سگه به خاطر بیماری دیستمپر،
خیلی زجر می‌کشید.

775
01:18:53,909 --> 01:18:59,700
دامپزشک گفت
با کمی مراقبت می‌شه نجاتش داد.

776
01:19:00,284 --> 01:19:03,325
ولی اون نتونست
رنج کشیدنش رو ببینه.

777
01:19:03,325 --> 01:19:05,742
اون دامپزشک رو مجبور کرد
که خلاصش کنه.

778
01:19:05,742 --> 01:19:07,700
من اون موقع نتونستم قبول کنم.

779
01:19:07,700 --> 01:19:10,200
دلم می‌خواست چند روز دیگه هم
ازش مراقبت کنم.

780
01:19:24,700 --> 01:19:25,992
نیازی نیست نگران باشی.

781
01:19:26,617 --> 01:19:28,742
من فقط می‌تونم این رو
مؤثرتر بررسی کنم.

782
01:19:28,742 --> 01:19:31,075
اگر پرونده به‌طور رسمی
پیگیری بشه.

783
01:19:31,575 --> 01:19:32,617
می‌دونم، قربان.

784
01:19:33,117 --> 01:19:34,992
من هم دنبال کشف حقیقیتم.

785
01:19:40,950 --> 01:19:42,325
بله، چرا منو صدا کردید، قربان؟

786
01:19:42,325 --> 01:19:44,034
نمی‌دونی چرا
صدات کردیم، مگه نه؟

787
01:19:45,575 --> 01:19:46,992
- باید سرت به کار خودت باشه.
- اگه نباشه چی؟

788
01:19:46,992 --> 01:19:47,950
هی...

789
01:19:52,158 --> 01:19:53,742
بعضی جوونا
همین‌طوری‌ان، جوزف.

790
01:19:54,908 --> 01:19:56,575
نمی‌خوان سخت کار کنن.

791
01:19:57,325 --> 01:19:59,158
ولی می‌خوان یه‌شبه پولدار بشن.

792
01:19:59,783 --> 01:20:01,742
اونا راه میان‌بر خودشون رو
برای این کار پیدا می‌کنن.

793
01:20:02,325 --> 01:20:04,450
یه دختر میلیاردر پیدا می‌کنن
و کاری می‌کنن عاششون بشه.

794
01:20:05,908 --> 01:20:08,492
آقا، اگه منظورتون
رابطه من با آبیرامیه،

795
01:20:09,158 --> 01:20:10,867
به خاطر پول یا موقعیت شما نیست.

796
01:20:10,867 --> 01:20:12,825
پس چرا داری
دنبال دختر من راه می‌افتی؟

797
01:20:14,200 --> 01:20:18,325
طوری از بین می‌برمت که
حتی تو کالبدشکافی هم معلوم نشه!

798
01:20:19,408 --> 01:20:20,325
و بعدش؟

799
01:20:21,200 --> 01:20:22,825
قبل از اینکه منو بکشی،

800
01:20:22,825 --> 01:20:26,075
حقیقت رو در مورد معامله‌هایی که تو و اون
توی این بیمارستان انجام دادین،

801
01:20:26,783 --> 01:20:28,575
به همه می‌گم.

802
01:20:28,575 --> 01:20:31,492
واکسن‌های تاریخ‌گذشته،
داروهای گروه زد

803
01:20:31,492 --> 01:20:32,783
و داروهای تاریخ‌مصرف‌گذشته.

804
01:20:32,783 --> 01:20:36,325
من جزئیات کامل تمام
داروهای دیگه‌ای که پخش می‌کنی رو دارم.

805
01:20:37,867 --> 01:20:39,450
اگه رسانه‌ها بفهمن...

806
01:20:40,992 --> 01:20:43,325
راستش، داشتم برنامه‌ریزی می‌کردم
که بیام ببینمت.

807
01:20:43,325 --> 01:20:45,200
همون موقع بود که بهم زنگ زدی که بیام اینجا.

808
01:20:45,200 --> 01:20:46,492
چه خوب شد.

809
01:20:46,492 --> 01:20:47,575
یه پیشنهاد بهت می‌دم.

810
01:20:48,408 --> 01:20:51,158
من ۲۰ درصد از کل سود

811
01:20:51,158 --> 01:20:54,742
تمام کارهای غیرقانونی که تو این بیمارستان
انجام می‌دی رو می‌خوام.

812
01:20:56,575 --> 01:20:58,742
بالاخره که باید در آینده
به من می‌دادیش، مگه نه؟

813
01:20:58,742 --> 01:21:00,658
نگران این نباش که پول
از خانواده خارج بشه.

814
01:21:00,658 --> 01:21:02,950
فقط فکر کن داری این رو
به دخترت هدیه می‌دی.

815
01:21:03,867 --> 01:21:05,075
قبوله، جوزف؟

816
01:21:06,992 --> 01:21:09,825
حالا که توافق کردیم،
می‌تونم برم؟

817
01:21:30,908 --> 01:21:31,575
قربان.

818
01:21:31,575 --> 01:21:35,158
کی بهت اجازه داد
برای این تست دروغ‌سنج عجله کنی؟

819
01:21:35,158 --> 01:21:37,200
مدرک کافی برای
توجیه این کار داشتی؟

820
01:21:37,200 --> 01:21:39,575
قربان، مگه این تست برای

821
01:21:39,908 --> 01:21:42,700
تازه، اگه متهم خودش رضایت بده
که تست دروغ‌سنج ازش بگیرن

822
01:21:42,700 --> 01:21:44,075
پس مشکل چیه؟

823
01:21:44,783 --> 01:21:46,908
بعد از اینکه این تموم شد بهت زنگ می‌زنم.

824
01:21:46,908 --> 01:21:49,200
داری یه کم زیادی بلندپروازی می‌کنی، ویوک.

825
01:21:58,867 --> 01:22:00,783
کاری که داری می‌کنی
اشتباهه، جناب سروان.

826
01:22:00,783 --> 01:22:03,033
آرونداتی برای این آزمایش مناسب نیست،
نه از نظر جسمی و نه روحی.

827
01:22:04,492 --> 01:22:06,575
و فراموش نکن
که من یه خبرنگارم.

828
01:22:07,575 --> 01:22:10,450
طول نمی‌کشه که
این رو تبدیل به یه خبر کنم.

829
01:22:21,992 --> 01:22:26,117
آرونداتی بالان جراح قلب
بیمارستان مدیکال سیتیه.

830
01:22:26,867 --> 01:22:27,867
بله.

831
01:22:28,950 --> 01:22:33,700
آرونداتی از دکتر پراکاش
کینه به دل داره.

832
01:22:33,700 --> 01:22:34,742
نه.

833
01:22:39,575 --> 01:22:43,867
آرونداتی می‌خواد
آبروش رو ببره.

834
01:22:48,658 --> 01:22:49,492
نه!

835
01:22:53,408 --> 01:22:54,408
هر چی هم که بگی،

836
01:22:54,408 --> 01:22:56,450
من حکم جلب
آرونداتی رو صادر نمی‌کنم.

837
01:22:57,075 --> 01:22:58,950
خودت می‌دونی عواقب

838
01:22:58,950 --> 01:23:01,700
بدون مدرک علمی چیه.

839
01:23:02,575 --> 01:23:04,492
اون وقت باید جواب
نظام پزشکی رو بدم.

840
01:23:05,075 --> 01:23:07,617
اول از همه، این عادتِ دستگیر کردنِ
متهم‌ها بدون مدرک کافی رو کنار بذار.

841
01:23:07,617 --> 01:23:09,700
با مدرک علمی برمی‌گردم.

842
01:23:10,408 --> 01:23:11,992
پس برای من بهانه‌تراشی نکنید، آقا.

843
01:23:42,075 --> 01:23:43,450
- می‌تونی...
- بده به من!

844
01:23:48,575 --> 01:23:50,533
- به حرفم گوش کن.
- برو کنار!

845
01:24:11,075 --> 01:24:13,908
می‌خوای منو بکشی؟
می‌خوای؟

846
01:24:15,491 --> 01:24:16,866
- بس کن.
- تو دیگه کی هستی؟!

847
01:24:20,658 --> 01:24:21,825
تو کی هستی؟

848
01:24:22,783 --> 01:24:23,950
اونو بده به من.

849
01:24:26,408 --> 01:24:27,741
اونو بده به من.

850
01:24:32,283 --> 01:24:33,658
این کدئین نیست؟

851
01:24:33,658 --> 01:24:35,366
- بده به من!
- چرا رنوکا اونو به تو داد؟

852
01:24:35,366 --> 01:24:36,366
تو کی هستی که این حرف‌ها رو می‌زنی؟

853
01:24:36,366 --> 01:24:38,700
بهتره شروع کنی به حرف زدن،
وگرنه زنگ می‌زنم پلیس.

854
01:24:38,700 --> 01:24:39,908
- برو کنار.
- ولم کن!

855
01:24:41,075 --> 01:24:42,283
هی!

856
01:24:46,116 --> 01:24:47,575
اون پسر منه، دکتر.

857
01:24:48,325 --> 01:24:49,241
سانیش.

858
01:24:51,075 --> 01:24:54,325
من پولی که حتی نداشتم رو خرج کردم
تا بفرستمش بنگلور درس بخونه.

859
01:24:56,366 --> 01:24:58,366
ولی اون به عنوان یه معتاد برگشت.

860
01:24:59,116 --> 01:25:00,616
حتی درسش رو هم تموم نکرد.

861
01:25:00,616 --> 01:25:02,075
خیلی سعی کردم نصیحتش کنم.

862
01:25:02,866 --> 01:25:04,866
بردمش مراکز ترک اعتیاد.

863
01:25:06,200 --> 01:25:07,741
ولی هیچ چیزی عوض نشد.

864
01:25:08,908 --> 01:25:12,658
اگه مواد بهش نرسه
با من بدرفتاری می‌کنه.

865
01:25:14,491 --> 01:25:15,741
اون پسر منه، آقا.

866
01:25:16,866 --> 01:25:18,283
چطور می‌تونم ولش کنم؟

867
01:25:19,200 --> 01:25:20,908
تسلیم خواسته‌هاش شدم.

868
01:25:21,908 --> 01:25:23,950
حالا، هر دارویی که بخواد
براش از اینجا می‌برم.

869
01:25:25,575 --> 01:25:27,575
مادهوی تو این کار کمکم می‌کرد.

870
01:25:29,283 --> 01:25:34,116
اون داروها رو قایم می‌کرد و
درست قبل از رفتن به من می‌داد.

871
01:25:42,450 --> 01:25:46,783
یه روز، دکتر آرونداتی
مادهوی رو با داروها گیر انداخت.

872
01:25:48,408 --> 01:25:51,408
به پای دکتر افتادم
و التماسش کردم که گزارش نده.

873
01:25:53,200 --> 01:25:55,241
ولی ما هیچ‌وقت واقعاً بهش اعتماد نداشتیم.

874
01:25:55,783 --> 01:25:57,658
برای همینه که علیه آرونداتی
شهادت دادی؟

875
01:26:02,158 --> 01:26:03,575
دکتر، التماستون می‌کنم.

876
01:26:04,950 --> 01:26:07,950
اگه این کار رو از دست بدم، چاره‌ای جز
تموم کردن زندگیم ندارم.

877
01:26:09,575 --> 01:26:11,533
از روی ناچاری این کار رو کردم.

878
01:26:12,741 --> 01:26:15,033
- دیگه تکرار نمیشه، دکتر.
- بسه دیگه.

879
01:26:16,241 --> 01:26:18,491
دیگه هیچی نگو.
برو گمشو!

880
01:26:18,491 --> 01:26:19,950
دکتر، خواهش می‌کنم...

881
01:26:35,033 --> 01:26:38,700
ترکیبی که توی نمونه‌های خونی
که بهم دادی پیدا شده

882
01:26:38,700 --> 01:26:40,200
پانکورونیوم بروماید است.

883
01:26:40,700 --> 01:26:44,450
کادر درمان به آن پاولون می‌گویند.

884
01:26:44,450 --> 01:26:49,324
ما از پانکورونیوم بروماید
در حین جراحی برای بیهوشی استفاده می‌کنیم.

885
01:26:49,449 --> 01:26:51,408
- بله.
- یک شل‌کننده‌ی عضلات اسکلتی است.

886
01:26:52,116 --> 01:26:54,241
برای لوله‌گذاری هم استفاده می‌شود.

887
01:26:54,866 --> 01:26:56,824
افزایش ضربان قلب

888
01:26:56,824 --> 01:26:59,033
و سرکوب تنفسی
از عوارض جانبی آن هستند.

889
01:26:59,449 --> 01:27:02,824
اما برای استفاده در آی‌سی‌یو
یا بیماران متصل به دستگاه ونتیلاتور ترجیح داده نمی‌شود.

890
01:27:02,824 --> 01:27:05,449
ما از آن برای
بیماران طولانی‌مدت استفاده نمی‌کنیم.

891
01:27:06,241 --> 01:27:08,824
اگر از نظر تاریخی به آن نگاه کنیم،

892
01:27:08,824 --> 01:27:12,533
در اروپا، این دارویی بود که برای
اتانازی یا مرگ ترحم‌آمیز استفاده می‌شد.

893
01:27:13,324 --> 01:27:15,824
در آمریکا هم از آن برای
اجرای حکم اعدام استفاده می‌کنند.

894
01:27:16,074 --> 01:27:19,033
آیا این دارویی است که
به‌راحتی در دسترس عموم باشد؟

895
01:27:19,033 --> 01:27:20,533
برای پزشکان به‌راحتی در دسترس است.

896
01:27:20,533 --> 01:27:23,574
نه فقط پزشکان، بلکه برای
پرسنل اتاق عمل و پرستارها هم همین‌طور.

897
01:27:24,574 --> 01:27:28,408
موردی بوده که یک پرستار مرد
به اسم افرن سالدیوار،

898
01:27:28,408 --> 01:27:30,449
دویست نفر را به قتل رساند.

899
01:27:30,449 --> 01:27:34,741
او از همین پانکورونیوم بروماید
برای کشتن ۵۰ نفر از آن‌ها استفاده کرد.

900
01:27:36,074 --> 01:27:37,616
اگر بتوانیم ردی

901
01:27:38,074 --> 01:27:41,366
از این دارو در کیفش پیدا کنیم،
می‌توانیم بازداشتش کنیم.

902
01:29:00,199 --> 01:29:02,949
اون شب هیچ چیز مشکوکی حس نکردم.

903
01:29:03,574 --> 01:29:06,449
راستش، حال پدربزرگ
عصر اون روز کاملاً پایدار بود.

904
01:29:07,533 --> 01:29:09,283
بعد اون دکتر جوان، نیکیل، اومد.

905
01:29:09,533 --> 01:29:11,199
اون موقع اومد که من رو ببینه.

906
01:29:12,074 --> 01:29:13,033
چرا؟

907
01:29:13,658 --> 01:29:15,824
که در مورد وضعیت پدربزرگ بپرسه.

908
01:29:15,824 --> 01:29:17,991
اون روز رفتارش
بیش از حد دوستانه بود.

909
01:29:34,783 --> 01:29:37,491
- عمو گوپی فامیل ماست.
- کی؟

910
01:29:37,491 --> 01:29:39,533
گوپینات، مدیرعامل بیمارستان.

911
01:29:40,074 --> 01:29:43,033
اون چشم داشت به
املاک موروثی نیرمال.

912
01:30:02,991 --> 01:30:07,408
اون موقع خوابِ خواب بودم، قربان.

913
01:31:08,491 --> 01:31:11,532
قربان، من با تزریق اون دارو باعث مرگ بیمار شدم.

914
01:31:12,574 --> 01:31:14,616
ولی دیگه نمی‌تونم این عذاب وجدان رو تحمل کنم.

915
01:31:17,282 --> 01:31:18,616
دارم خودکشی می‌کنم.

916
01:31:47,157 --> 01:31:47,991
بله، قربان؟

917
01:31:47,991 --> 01:31:52,282
جزئیات پرونده‌های فوتِ سه سال اخیر رو لازم دارم.

918
01:31:52,282 --> 01:31:55,032
مخصوصاً اونایی که به خاطر
حملات تنفسی فوت کردن،

919
01:31:55,032 --> 01:31:57,366
مثل دنیل و نیرمال.

920
01:31:57,366 --> 01:31:59,574
بله قربان، ولی آماده کردنش یکم زمان می‌بره.

921
01:32:01,157 --> 01:32:02,949
هر وقت پرونده‌ها آماده شد با من تماس بگیر.

922
01:32:10,741 --> 01:32:11,907
صبح بخیر قربان.

923
01:32:12,449 --> 01:32:14,366
این نمونه داروی ماست.

924
01:32:16,824 --> 01:32:18,574
لطفاً درخواست ما رو بررسی کنید، قربان.

925
01:32:19,282 --> 01:32:20,199
بررسی می‌کنم.

926
01:32:20,199 --> 01:32:22,199
- مانوج، بعداً بهم زنگ بزن.
- حتماً قربان.

927
01:32:22,199 --> 01:32:23,199
ممنونم.

928
01:33:23,741 --> 01:33:24,949
- سلام.
- سلام!

929
01:33:25,741 --> 01:33:27,866
اون نمونه دارویی که برای
آزمایش به من دادی

930
01:33:27,866 --> 01:33:29,657
در واقع پانکورونیوم بروماید هست.

931
01:33:29,991 --> 01:33:32,991
همون دارویی که باعث
مرگ بیمارانت شده.

932
01:33:40,574 --> 01:33:41,949
هنوز نخوابیدی؟

933
01:33:41,949 --> 01:33:43,574
وضعیت یکی از بیمارها
کمی جدیه.

934
01:33:47,407 --> 01:33:48,657
زود برمی‌گردم
تو برو بخواب.

935
01:33:53,449 --> 01:33:56,199
گاهی اوقات، مرگ
رحمت نیست، پراکاش؟

936
01:34:24,199 --> 01:34:25,990
امروز توی دستشویی
یه دارو پیدا کردم.

937
01:34:28,282 --> 01:34:30,407
همون دارویی که
باعث مرگ مریض‌هام شد.

938
01:34:34,282 --> 01:34:37,782
هیچ‌کس جز ما
وارد اون اتاق نمیشه.

939
01:34:40,532 --> 01:34:43,157
حتی نمی‌ذارم تا وقتی خودم اونجا نیستم
کسی اتاق رو تمیز کنه.

940
01:34:47,699 --> 01:34:49,157
پس چطور اونجا پیداش شد؟

941
01:34:50,907 --> 01:34:52,407
داری سعی می‌کنی
چی بگی، پراکاش؟

942
01:34:54,157 --> 01:34:56,032
انسان‌ها ذات عجیبی دارند.

943
01:34:57,699 --> 01:34:59,532
حتی وقتی جنایتی درست
جلوی چشم‌شان اتفاق می‌افتد،

944
01:35:01,199 --> 01:35:03,282
باز هم دنبال مقصر
جای دیگری می‌گردند.

945
01:35:06,032 --> 01:35:09,490
آن‌ها هیچ‌وقت به نزدیک‌ترین
افرادشان شک نمی‌کنند.

946
01:35:10,490 --> 01:35:12,240
ما خیلی به هم نزدیک شده بودیم،
خیلی زیاد.

947
01:35:13,990 --> 01:35:15,407
چرا بیماران من رو کشتی؟!

948
01:35:16,782 --> 01:35:17,865
چرا؟!

949
01:35:19,782 --> 01:35:20,865
چرا؟!

950
01:35:29,449 --> 01:35:30,490
متاسفم.

951
01:35:36,365 --> 01:35:37,365
واقعاً متاسفم.

952
01:35:38,532 --> 01:35:40,449
به جایی رسیدم که حتی به خودم هم شک دارم.

953
01:35:41,657 --> 01:35:42,990
لطفاً منو ببخش.

954
01:35:58,324 --> 01:35:59,532
آبهی.

955
01:36:00,115 --> 01:36:01,657
چرا این کار رو کردی؟

956
01:36:03,574 --> 01:36:04,782
من نبودم.

957
01:36:05,282 --> 01:36:06,740
جوزف منو هل داد.

958
01:36:07,699 --> 01:36:09,324
پدرت بهش دستور داده بود.

959
01:36:11,282 --> 01:36:12,907
مطمئنی قرص رو خوردی؟

960
01:36:13,699 --> 01:36:15,199
پس دیگه جای نگرانی نیست.

961
01:36:39,865 --> 01:36:41,449
چرا بابا این کار رو باهات کرد؟

962
01:36:42,907 --> 01:36:44,324
بخاطر دوست داشتن تو.

963
01:36:45,199 --> 01:36:47,282
و برای اینکه جلوی منو بگیره...

964
01:36:48,324 --> 01:36:50,032
تا رازهاش رو فاش نکنم.

965
01:36:51,782 --> 01:36:53,407
- آبهی...
- بله؟

966
01:36:54,199 --> 01:36:55,407
باید...

967
01:36:56,407 --> 01:36:57,949
آقای ویوک رو ببینم.

968
01:36:59,199 --> 01:37:00,115
میشه؟

969
01:38:26,823 --> 01:38:28,948
تویی پسرم؟
بیا تو.

970
01:38:29,782 --> 01:38:31,573
نگفته بودی میای.

971
01:38:32,115 --> 01:38:34,073
باید یه مدرک از اتاق
راگی بردارم.

972
01:38:59,948 --> 01:39:01,448
راگیتا پراکاش.

973
01:39:01,782 --> 01:39:04,115
- اون همسر دکتر پراکاش بود.
- ها؟!

974
01:39:04,657 --> 01:39:07,532
اون توی خونه فوت کرد،
اما مرگش همین‌جا تایید شد.

975
01:39:36,865 --> 01:39:39,782
قربان، نیکیل
به هوش اومده.

976
01:39:39,782 --> 01:39:41,365
گفت می‌خواد
با شما صحبت کنه.

977
01:39:57,490 --> 01:40:00,657
قربان، یه چیز
دیگه هم هست که باید بهتون بگم.

978
01:40:02,657 --> 01:40:05,448
شبی که وضعیت
روزاما وخیم شد،

979
01:40:06,407 --> 01:40:08,365
وقتی داشتم با تلفن صحبت می‌کردم

980
01:40:09,157 --> 01:40:13,532
حس کردم دکتر پراکاشمون
داره با خودش حرف می‌زنه.

981
01:40:14,157 --> 01:40:19,073
همون موقع بود که حس کردم
یه جای کارش می‌لنگه.

982
01:41:19,031 --> 01:41:21,573
«سایه‌ها به دنبال ابرها می‌روند»

983
01:41:27,823 --> 01:41:31,906
«شیارهایی سرد و کم‌عمق می‌تراشند»

984
01:41:40,573 --> 01:41:42,698
«هر قدم محدود است»

985
01:41:45,198 --> 01:41:50,573
«از گذرگاهی چنان تنگ و باریک»

986
01:41:56,281 --> 01:41:59,156
«هنوز هم دوز باقی‌ست»

987
01:42:00,990 --> 01:42:06,948
«مثل روحی که نمی‌توانم به امانت بگیرم»

988
01:42:11,990 --> 01:42:15,031
«پشت هر دوز»

989
01:42:18,115 --> 01:42:20,115
«رئیسی ایستاده است»

990
01:43:00,240 --> 01:43:03,406
«سایه‌ها»

991
01:43:04,281 --> 01:43:07,240
«به دنبال ابرها می‌روند»

992
01:43:11,198 --> 01:43:17,823
«هر قدم محدود»

993
01:43:21,573 --> 01:43:24,573
«هنوز دوز دارو باقیست»

994
01:43:26,906 --> 01:43:29,656
«پشت هر دوز»

995
01:43:32,865 --> 01:43:35,073
«یک رئیس ایستاده»

996
01:44:32,739 --> 01:44:35,948
نه راگیتا، من فقط...

997
01:44:36,364 --> 01:44:37,739
باید بفهمم کی این کار رو کرده.

998
01:44:41,823 --> 01:44:43,823
اصلاً نمی‌تونم باورت کنم.

999
01:44:43,823 --> 01:44:46,364
مگه همه این اتفاق‌ها
وقتی تو اونجا بودی نیفتاد؟

1000
01:44:46,906 --> 01:44:48,864
چرا اینقدر ساکتی؟

1001
01:44:48,864 --> 01:44:50,948
مغزم دیگه نمی‌کشه.

1002
01:44:51,781 --> 01:44:53,031
کی ممکنه این کارو کرده باشه؟

1003
01:44:53,489 --> 01:44:55,406
راگیتا، یه چیزی بگو.

1004
01:44:55,864 --> 01:44:57,531
خواهش می‌کنم! لطفاً با من حرف بزن!

1005
01:45:29,156 --> 01:45:30,198
ویوک آقا...

1006
01:45:31,656 --> 01:45:32,864
چطور این خونه رو پیدا کردید؟

1007
01:45:32,864 --> 01:45:34,781
میگن: «بجوی تا بیابی».

1008
01:45:43,239 --> 01:45:44,489
دارید میرید بیرون؟

1009
01:45:45,239 --> 01:45:46,614
نه، تازه رسیدم.

1010
01:45:50,906 --> 01:45:52,948
تنها اینجا زندگی می‌کنید؟

1011
01:45:53,573 --> 01:45:54,823
نه.

1012
01:45:54,823 --> 01:45:56,323
همسرم اینجاست.

1013
01:45:56,323 --> 01:45:57,323
راگیتا.

1014
01:46:19,823 --> 01:46:21,323
راگیتا پراکاش.

1015
01:46:26,656 --> 01:46:27,948
دکتر پراکاش...

1016
01:46:29,323 --> 01:46:34,698
وقتی کسی که دوستش داریم رو از دست می‌دیم،
حس کردن حضورش عادیه.

1017
01:46:35,989 --> 01:46:40,239
اما اگه بعد از یک سال هنوز این حس رو دارید،
نیاز به درمان دارید.

1018
01:46:43,073 --> 01:46:44,948
یک سال از مرگ
همسرتون گذشته.

1019
01:46:50,448 --> 01:46:52,156
باید همین الان
با من بیاید.

1020
01:46:52,781 --> 01:46:54,739
نمی‌خوام
بهتون صدمه بزنم، پراکاش.

1021
01:46:55,989 --> 01:46:57,864
اما حالا، به شما هم شک دارم.

1022
01:47:01,531 --> 01:47:02,989
داری سعی می‌کنی برام پاپوش درست کنی،
مگه نه؟

1023
01:47:04,323 --> 01:47:05,739
اونم تو این کار دست داره، مگه نه؟

1024
01:47:06,823 --> 01:47:07,739
آرونداتی.

1025
01:47:10,989 --> 01:47:12,239
از اینجا برو بیرون، آقا.

1026
01:47:12,906 --> 01:47:14,448
لطفاً.
برو بیرون.

1027
01:47:14,989 --> 01:47:17,864
- برو بیرون.
- این‌قدر احساساتی نشو، دکتر.

1028
01:47:19,073 --> 01:47:21,031
مجبورم نکن به زور متوسل بشم.

1029
01:47:22,198 --> 01:47:23,156
بیا.

1030
01:47:29,073 --> 01:47:34,531
«سایه‌ها به دنبال ابرها هستند»

1031
01:48:50,906 --> 01:48:51,906
پراکاش...

1032
01:48:52,781 --> 01:48:53,822
پراکاش...

1033
01:48:53,822 --> 01:48:58,739
«سایه‌ها به دنبال ابرها هستند»

1034
01:52:32,822 --> 01:52:35,697
پراکاش، عجب مردی بود!

1035
01:52:36,989 --> 01:52:37,947
هی!

1036
01:53:02,489 --> 01:53:04,322
تنها کسی که واقعاً من رو درک کرد.

1037
01:53:05,572 --> 01:53:06,739
راگیتا بود.

1038
01:53:12,405 --> 01:53:15,530
«تو خاکسترِ وسواسی»

1039
01:53:15,530 --> 01:53:19,905
همیشه حس می‌کنم خدا دوست ندارد
که آدم‌ها بیش از حد خوشحال باشند.

1040
01:53:22,364 --> 01:53:25,072
سرطان ریه شروع کرد به
تحلیل بردنِ راجیتا.

1041
01:53:25,822 --> 01:53:27,822
هیچ‌کدام از درمان‌ها جواب نداد.

1042
01:53:30,489 --> 01:53:32,072
این مرحله‌ی آخره.

1043
01:53:52,530 --> 01:53:55,239
«آتش اشتیاق»

1044
01:53:57,155 --> 01:54:00,530
اون خیلی ضعیف‌تر از اونی بود
که بتونه درد و رنج رو تحمل کنه.

1045
01:54:02,280 --> 01:54:04,280
اون آرزوی مرگ کرد.

1046
01:54:08,489 --> 01:54:12,530
«شعله‌ای که می‌سوزونه
تمام وجودم رو»

1047
01:54:13,822 --> 01:54:18,864
«اوه، مهتاب رنگ‌پریده،
بر این لب‌های ارغوانی»

1048
01:54:19,280 --> 01:54:23,614
«تو آن نوای شیرینی»

1049
01:54:28,655 --> 01:54:29,655
نمی‌دونم.

1050
01:54:30,530 --> 01:54:32,072
اگه واقعاً روحی وجود داشته باشه...

1051
01:54:33,530 --> 01:54:34,780
اگه اصلاً همچین چیزی باشه...

1052
01:54:36,488 --> 01:54:37,697
اگه من خودم رو بکشم...

1053
01:54:38,988 --> 01:54:40,613
ممکنه نابود بشه.

1054
01:54:42,863 --> 01:54:46,322
ولی اگه تو با ترحم
من رو بکشی...

1055
01:54:47,905 --> 01:54:49,322
دیگه این‌طوری نمیشه.

1056
01:54:53,155 --> 01:54:55,447
این بیشتر شبیه وظیفه‌ی یه دکتره...

1057
01:54:57,155 --> 01:54:58,947
که بیمارش رو نجات میده، مگه نه؟

1058
01:55:01,113 --> 01:55:02,280
تو این زندگی...

1059
01:55:04,155 --> 01:55:06,530
این تنها هدیه‌ایه که
می‌تونی به من بدی، پراکاش.

1060
01:55:08,863 --> 01:55:10,280
لطفاً قبولش کن.

1061
01:55:12,113 --> 01:55:13,447
یه مرگِ آرامش‌بخش.

1062
01:55:15,155 --> 01:55:16,238
خواهش می‌کنم!

1063
01:55:43,697 --> 01:55:47,155
ولی اگه بهم
مرگِ راحت هدیه بدی...

1064
01:55:47,155 --> 01:55:50,655
توی این زندگی... این تنها هدیه‌ایه
که می‌تونی بهم بدی، پراکاش.

1065
01:55:51,780 --> 01:55:53,030
لطفاً اجازه بده.

1066
01:55:54,280 --> 01:55:55,697
یک مرگِ آرام‌بخش.

1067
01:56:09,030 --> 01:56:11,780
«دوز
نظر دوم»

1068
01:56:54,822 --> 01:56:57,238
منو بکش بدون اینکه
اذیت بشم، پراکاش.

1069
01:58:01,363 --> 01:58:05,530
بعد از اون، توی چهره‌ی هر بیمارِ رنج‌کشیده‌ای،

1070
01:58:07,363 --> 01:58:08,696
راگیتا رو می‌دیدم.

1071
01:58:10,113 --> 01:58:13,613
راهی پیدا کردم که بتونم هر لحظه
حکمِ مرگ رو صادر کنم.

1072
01:58:13,613 --> 01:58:16,363
گاهی حتی مرگ هم یک موهبته.

1073
01:58:26,196 --> 01:58:27,321
پراکاش...

1074
01:58:30,571 --> 01:58:32,780
تو دو شخصیت
در وجودت داری.

1075
01:58:34,988 --> 01:58:36,446
یکی‌شون نجات‌دهنده است.

1076
01:58:37,405 --> 01:58:39,113
و اون یکی انتقام‌جو.

1077
01:58:42,863 --> 01:58:45,321
حالا می‌بینم که هر دو
دارن یکی می‌شن.

1078
01:59:13,113 --> 01:59:18,030
«سایه‌ها دنبال ابر می‌رن»

1079
01:59:24,405 --> 01:59:28,905
کسی که
سعی داشت بیمارها رو بکشه،

1080
01:59:30,613 --> 01:59:33,738
و کسی که
سعی داشت نجات‌شون بده...

1081
01:59:35,655 --> 01:59:39,155
تمام مدت خودش بوده.

1082
01:59:39,155 --> 01:59:43,988
اون موقع فهمیدم
که دیگه هیچی جلودارش نیست.

1083
01:59:49,280 --> 01:59:54,113
بعدش اون بارون بی‌وقفه...

1084
01:59:56,155 --> 01:59:59,405
توی ایوون مدرسه...

1085
02:00:04,196 --> 02:00:06,071
من...

1086
02:00:06,446 --> 02:00:08,613
جالبه.

1087
02:00:17,280 --> 02:00:20,863
اون مدت زیادی توی کما بود.

1088
02:00:22,363 --> 02:00:25,446
هویتش هنوز برامون مجهوله.

1089
02:00:28,530 --> 02:00:30,988
طبق چیزایی که از
تحقیقاتم فهمیدم،

1090
02:00:30,988 --> 02:00:33,780
قبلاً پلیس بوده.

1091
02:00:36,696 --> 02:00:41,321
وضعیتش نتیجه‌ی
یه مشکل عصبی بعد از تصادفه.

1092
02:00:43,155 --> 02:00:45,196
شخصیت خیال‌پرداز.

1093
02:00:45,530 --> 02:00:49,113
دنیای خیالی‌ای که
ذهنش ساخته.

1094
02:00:50,530 --> 02:00:54,030
در آن دنیا، شاید آدم‌های
این بیمارستان را ببیند.

1095
02:00:54,946 --> 02:00:56,821
آن‌ها را به شخصیت تبدیل می‌کند

1096
02:00:56,821 --> 02:00:59,613
و یک داستان جنایی
مخصوص خودش می‌سازد.

1097
02:01:00,821 --> 02:01:04,988
حس می‌کنم که در مقطعی
از زندگی‌اش،

1098
02:01:04,988 --> 02:01:09,988
فشار یک پرونده‌ی ناتمام
می‌تواند دلیل همه‌ی این‌ها باشد.

1099
02:01:11,280 --> 02:01:15,071
در هر صورت،
حرف‌هایی که می‌زند واقعی نیست.

1100
02:01:15,655 --> 02:01:17,071
قربان، پس یک شک دارم.

1101
02:01:17,071 --> 02:01:20,863
آیا یک دنیای خیالی
می‌تواند تا این حد دقیق باشد؟

1102
02:01:20,863 --> 02:01:22,988
قربان، فقط شک من نیست.

1103
02:01:22,988 --> 02:01:26,488
فکر می‌کنم این‌ها
اتفاقات واقعی گذشته‌ی او هستند.

1104
02:01:30,488 --> 02:01:32,238
پس خودت کلاس رو درس بده، دویل!

1105
02:01:35,071 --> 02:01:36,571
مشکلات تنفسی شدیدی داره.

1106
02:01:36,571 --> 02:01:38,738
منتقلش کنید به بخش پزشکی عمومی.

1107
02:01:38,738 --> 02:01:39,863
باشه.

1108
02:02:17,071 --> 02:02:22,988
«سایه‌ها به دنبال ابرها»

1109
02:02:29,988 --> 02:02:34,613
«شیارهایی سرد و کم‌عمق می‌تراشند»

1110
02:02:45,988 --> 02:02:49,446
«هر گام، محصور»

1111
02:02:51,196 --> 02:02:56,029
«از گذرگاهی چنین تنگ و باریک»

1112
02:02:59,738 --> 02:03:02,821
هنوز دوز دارو باقی مونده

1113
02:03:07,279 --> 02:03:11,821
مثل روحی که نمی‌تونم قرض بگیرم

1114
02:03:28,904 --> 02:03:34,654
سایه‌ها دنبال ابرهان

1115
02:04:07,196 --> 02:04:09,988
هنوز دوز دارو باقی مونده

1116
02:07:06,112 --> 02:07:10,654
وقت... با هم بودن رو

1117
02:07:12,196 --> 02:07:14,696
برای ادامه دادن...

1118
02:08:00,112 --> 02:08:03,029
عشقم رو حس کن

1119
02:08:03,654 --> 02:08:06,029
عشقم رو حس کن

1120
02:08:07,196 --> 02:08:10,112
عشقم رو حس کن

1121
02:08:10,779 --> 02:08:12,946
عشقم رو حس کن

1122
02:08:27,446 --> 02:08:32,112
«از این فرصت با هم بودن استفاده کنید»

1123
02:08:33,362 --> 02:08:35,904
«برای ادامه دادن...»

1124
02:08:41,612 --> 02:08:46,154
«زمانی را برای با هم بودن آزاد کنید»

1125
02:08:47,570 --> 02:08:49,445
«برای ادامه دادن...»

