1
00:00:19,920 --> 00:00:21,600
‫طاقت بیار.

2
00:00:25,400 --> 00:00:27,400
‫نباید بمیری!

3
00:00:27,480 --> 00:00:29,440
‫نمی‌ذارم!

4
00:00:44,480 --> 00:00:50,040
‫[دو هفته قبل]

5
00:00:51,360 --> 00:00:53,480
‫همین. تموم شد.

6
00:00:54,040 --> 00:00:57,800
‫اینکه واقعاً شش سال پیش برای اندی بل
‫و سل سینگ چه اتفاقی افتاد.

7
00:00:59,360 --> 00:01:03,440
‫لیتل کیلتون داره سعی می‌کنه فراموش کنه
‫و این فصل سیاه رو ببنده.

8
00:01:05,360 --> 00:01:09,200
‫در مورد خودم،
‫کاری رو که می‌خواستم انجام دادم.

9
00:01:09,280 --> 00:01:10,480
‫اینکه حقیقت رو پیدا کنم.

10
00:01:12,400 --> 00:01:16,400
‫اما چیزی که به عنوان یه پروژه مدرسه‌ای شروع شد،
‫تبدیل به یه چیز خیلی شوم‌‌تر شد.

11
00:01:16,480 --> 00:01:18,280
‫چیزی که نتونستم کنترلش کنم.

12
00:01:19,400 --> 00:01:21,960
‫می‌دونم که خودمو به خطر انداختم.

13
00:01:22,040 --> 00:01:23,320
‫بقیه رو هم.

14
00:01:24,200 --> 00:01:26,320
‫اما سل همیشه بی‌گناه بود.

15
00:01:26,400 --> 00:01:28,240
‫و ما قاتل‌های واقعی رو پیدا کردیم.

16
00:01:28,760 --> 00:01:30,520
‫دو نفر الان تو زندانن،

17
00:01:30,600 --> 00:01:33,760
‫و یه نفر دیگه هم تا چند روز دیگه دادگاهی می‌شه.

18
00:01:33,840 --> 00:01:35,240
‫پرونده بسته شد.

19
00:01:37,320 --> 00:01:39,000
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم

20
00:01:39,880 --> 00:01:42,160
‫اگه هیچ‌وقت این کار رو شروع نکرده بودم
‫اوضاع چطور بود.

21
00:01:44,600 --> 00:01:46,520
‫اگه همه چی رو به حال خودش رها کرده بودم.

22
00:01:47,680 --> 00:01:49,920
‫اگه زندگی می‌تونست به همون شکلی
‫که قبلاً بود برگرده.

23
00:01:50,000 --> 00:01:52,240
‫لعنتی. نباید اینو بگم.

24
00:02:02,840 --> 00:02:05,360
‫می‌خوام درستش کنم.

25
00:02:05,440 --> 00:02:06,840
‫چطور می‌تونی؟

26
00:02:10,840 --> 00:02:13,080
‫می‌دونم دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم این کار رو بکنم.

27
00:02:14,760 --> 00:02:17,320
‫فقط می‌خوام همه چی به روال عادی برگرده.

28
00:02:25,160 --> 00:02:26,280
‫پخ!

29
00:02:26,360 --> 00:02:27,960
‫هی، گروهبان.

30
00:02:28,760 --> 00:02:31,240
‫می‌دونم، نگو. خیلی جذاب شدم.

31
00:02:31,320 --> 00:02:34,200
‫گرفتی چی شد؟ راوی سینگ جذاب؟

32
00:02:34,280 --> 00:02:36,400
‫اینو تو راه تمرین کرده بودی؟

33
00:02:38,920 --> 00:02:40,880
‫- بالاخره تموم کردی.
‫- تموم شد.

34
00:02:40,960 --> 00:02:42,560
‫پس آماده‌ای که منتشرش کنی؟

35
00:02:43,680 --> 00:02:46,880
‫هنوز واسه عنوانش تصمیم نگرفتی، نه؟

36
00:02:46,960 --> 00:02:51,400
‫داشتم به «بررسی یک بی‌عدالتی» فکر می‌کردم.

37
00:02:53,600 --> 00:02:54,440
‫باشه.

38
00:02:54,960 --> 00:02:57,880
‫یا «مطالعه‌ای روی یک پرونده مختومه: اندی بل...»

39
00:02:58,840 --> 00:02:59,960
‫نخند.

40
00:03:00,040 --> 00:03:02,240
‫ببخشید، آخه خود خودتی.

41
00:03:02,320 --> 00:03:03,840
‫مگه من چمه؟

42
00:03:03,920 --> 00:03:06,680
‫می‌خوای مردم به این پادکست گوش بدن، مگه نه؟

43
00:03:07,320 --> 00:03:09,320
‫خب، پس به یه عنوان عالی نیاز داری.

44
00:03:09,920 --> 00:03:12,880
‫تو باهوش‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم،
‫پیپوس ماکسیموس،

45
00:03:12,960 --> 00:03:14,360
‫ولی فاقد...

46
00:03:14,440 --> 00:03:15,280
‫فاقد چی؟

47
00:03:15,360 --> 00:03:16,200
‫زرق و برقی.

48
00:03:16,280 --> 00:03:19,320
‫تو کاملاً فاقد زرق و برق هستی.

49
00:03:19,400 --> 00:03:22,520
‫به هر حال، شانس آوردی منو داری
‫چون یه ایده عالی دارم.

50
00:03:24,440 --> 00:03:27,080
‫عمراً اسمشو این بذارم.

51
00:03:35,000 --> 00:03:36,800
‫مجبور نیستی منتشرش کنی، می‌دونی که.

52
00:03:36,880 --> 00:03:40,400
‫اگه برای اینه که یه پایان مناسب بهش بدی
‫خب اشکالی نداره.

53
00:03:40,480 --> 00:03:43,520
‫نه. مردم هنوز کل ماجرا رو نمی‌دونن.

54
00:03:43,600 --> 00:03:45,720
‫اگه فکر کنن کارا می‌دونسته چی؟
‫اگه...

55
00:03:45,800 --> 00:03:49,280
‫باهاش مثل وقتی رفتار کنن
‫که فکر می‌کردن سل قاتله؟

56
00:03:49,360 --> 00:03:50,280
‫من این رو شروع کردم.

57
00:03:50,360 --> 00:03:52,040
‫باید درستش کنم.

58
00:03:53,600 --> 00:03:55,080
‫به اندازه کافی حرف زدم.

59
00:03:56,120 --> 00:03:57,920
‫آماده‌ام که دیگه تموم بشه.

60
00:03:58,000 --> 00:03:59,760
‫دیگه قتلی در کار نیست.

61
00:04:00,840 --> 00:04:04,280
‫خب پس، بیا مقدمه‌ها رو ضبط کنیم
‫و تمومش کنیم.

62
00:04:04,360 --> 00:04:05,360
‫بجنب.

63
00:04:11,960 --> 00:04:12,800
‫سلام.

64
00:04:13,320 --> 00:04:16,680
‫اسم من پیپ فیتزآموبی هست و شما دارید به

65
00:04:17,280 --> 00:04:19,080
‫«راهنمای دختر خوب برای قتل» گوش می‌دید.

66
00:04:19,760 --> 00:04:22,960
W W W . M O V I E S H O . C O M

67
00:05:08,360 --> 00:05:11,840
‫- فکر کنم تو قاتلی.
‫- هنوز مهمونی شروع نشده.

68
00:05:12,440 --> 00:05:15,320
‫فقط دارم تمرین می‌کنم یه وکیل خفن باشم.

69
00:05:15,400 --> 00:05:18,640
‫- کارآموزیت اونقدر خوب پیش می‌ره؟
‫- عملاً همه کاره اونجام.

70
00:05:39,320 --> 00:05:40,400
‫باشه.

71
00:05:40,480 --> 00:05:42,400
‫بریم دنبال کارا.

72
00:05:43,120 --> 00:05:45,240
‫که بالاخره از خونه بزنه بیرون.

73
00:06:00,120 --> 00:06:02,880
‫- معمای قتل رو فراموش کردی، نه؟
‫- نه.

74
00:06:04,160 --> 00:06:07,680
‫اون لباس رو تو ۳۰ ثانیه آخر سرهم کردی؟

75
00:06:07,760 --> 00:06:08,800
‫نه!

76
00:06:09,520 --> 00:06:11,120
‫من فقط یه آشپز ساده‌ام.

77
00:06:11,200 --> 00:06:12,960
‫خیلی خب، آشپز ساده. بریم.

78
00:06:15,560 --> 00:06:18,720
‫وای! سبیل قشنگی داری، راوی!

79
00:06:21,560 --> 00:06:23,840
‫وای. ببخشیدا، رفیق.

80
00:06:24,800 --> 00:06:25,640
‫صبر کن.

81
00:06:40,240 --> 00:06:43,200
‫بی‌خیال. قرار نیست هیچ ارتباطی باهات داشته باشه.

82
00:06:43,280 --> 00:06:45,000
‫تو شاهدی که علیه‌ش شهادت می‌دی.

83
00:06:45,080 --> 00:06:47,600
‫- چرا داره لبخند می‌زنه؟
‫- چون یه کثافت پست حرومیه.

84
00:06:47,680 --> 00:06:48,840
‫ولی چرا داره لبخند می‌زنه؟

85
00:06:48,920 --> 00:06:52,320
‫مهم نیست. تا چند هفته دیگه
‫می‌افته زندان، همون‌جایی که جاشه.

86
00:06:52,400 --> 00:06:53,480
‫پس چرا داره لبخند می‌زنه؟

87
00:06:53,560 --> 00:06:56,320
‫تولدت مبارک، کانر! وای، آره!

88
00:07:07,600 --> 00:07:09,480
‫جیمی. خیلی زوده.

89
00:07:09,560 --> 00:07:12,320
‫- هنوز نباید بمیری.
‫- باشه.

90
00:07:12,800 --> 00:07:13,800
‫ببخشید، کان.

91
00:07:13,880 --> 00:07:15,640
‫شاید...

92
00:07:15,720 --> 00:07:17,600
‫همین‌جا به‌صورت مرده بمونم یا...؟

93
00:07:17,680 --> 00:07:18,840
‫نه!

94
00:07:18,920 --> 00:07:22,320
‫رجینالد رمی به قتل رسیده!

95
00:07:22,400 --> 00:07:24,720
‫فوراً باید به اسکاتلندیارد زنگ بزنم!

96
00:07:24,800 --> 00:07:25,720
‫بازم می‌تونم انجامش بدم.

97
00:07:27,360 --> 00:07:30,560
‫می‌تونم. دوباره انجامش می‌دم. اشکالی نداره.
‫انگار اتفاقی نیفتاده، بعد می‌تونیم...

98
00:07:34,720 --> 00:07:36,200
‫آره. باشه.

99
00:07:36,840 --> 00:07:37,960
‫می‌رم.

100
00:07:39,560 --> 00:07:40,400
‫باشه.

101
00:07:53,680 --> 00:07:55,880
‫- اینجا قایم شدی؟
‫- آره.

102
00:07:58,680 --> 00:08:00,440
‫نمی‌خوام تو دست و پا باشم.

103
00:08:02,520 --> 00:08:04,880
‫می‌خوام تولد کانر خوب بگذره، می‌دونی؟

104
00:08:06,520 --> 00:08:09,480
‫- خوش می‌گذرونه.
‫- نه. داره ادا درمیاره.

105
00:08:10,520 --> 00:08:12,240
‫وقتی ناراحته این‌ جوری می‌کنه.

106
00:08:16,000 --> 00:08:17,520
‫بگذریم.

107
00:08:18,800 --> 00:08:19,640
‫چیزی شده؟

108
00:08:23,040 --> 00:08:26,160
‫- ممنون که اینا رو بهم قرض دادی.
‫- پادکست رو تموم کردی؟

109
00:08:27,000 --> 00:08:29,920
‫هنوز آپلودش نکردم.
‫فقط...

110
00:08:34,280 --> 00:08:35,960
‫می‌فهمم. آره.

111
00:08:36,040 --> 00:08:39,800
‫بعضی وقتا وقتی پشت میکروفونی،
‫گفتن احساساتت راحت‌تره.

112
00:08:41,000 --> 00:08:43,000
‫نه، این نیست. فقط...

113
00:08:43,520 --> 00:08:45,520
‫می‌خوام کمک کنم.

114
00:08:45,600 --> 00:08:46,680
‫برای دادگاه مکس؟

115
00:08:46,760 --> 00:08:47,920
‫آره و...

116
00:08:48,640 --> 00:08:49,480
‫کارا.

117
00:08:51,040 --> 00:08:53,840
‫خودت می‌دونی اگه کسی نشنوه،
‫نمی‌تونی به کسی کمک کنی، درسته؟

118
00:08:53,920 --> 00:08:56,960
‫آره. حق با توئه.

119
00:08:57,040 --> 00:09:00,080
‫وای. پس من کاملاً به‌دردنخور نیستم.

120
00:09:03,000 --> 00:09:05,320
‫امروز تو رادیو آهنگ گروهت رو شنیدم.

121
00:09:05,400 --> 00:09:07,720
‫اسم اون آهنگه چی بود؟ نقره‌ای؟

122
00:09:07,800 --> 00:09:09,760
‫بدرود، نقره‌ای.

123
00:09:09,840 --> 00:09:11,360
‫آره.

124
00:09:12,320 --> 00:09:14,120
‫آره، الان خیلی خوب دارن پیش می‌رن.

125
00:09:14,200 --> 00:09:16,640
‫تو اون آهنگ رو ننوشتی؟

126
00:09:16,720 --> 00:09:19,680
‫چرا...اگه خواستی
‫هدفون رو نگه دار.

127
00:09:20,560 --> 00:09:22,960
‫- دیگه بهش نیاز ندارم.
‫- خب منم ندارم.

128
00:09:25,320 --> 00:09:27,120
‫چی دیدی؟

129
00:09:28,200 --> 00:09:29,160
‫هیچی.

130
00:09:30,080 --> 00:09:31,640
‫- نگاه نمی‌کردم.
‫- باشه.

131
00:09:33,160 --> 00:09:35,040
‫- همه چی خوبه؟
‫- آره، خوبه.

132
00:09:35,960 --> 00:09:37,320
‫خوبه.

133
00:09:39,320 --> 00:09:41,240
‫باید برگردیم سر قتل.

134
00:09:41,920 --> 00:09:43,880
‫قرار بود تو این جور چیزا خوب باشی.

135
00:09:43,960 --> 00:09:45,160
‫فقط یه بازیه.

136
00:09:45,240 --> 00:09:47,840
‫اصلاً مهم نیست قاتل کیه.

137
00:09:47,920 --> 00:09:49,840
‫من می‌دونم قاتل کیه!

138
00:09:49,920 --> 00:09:52,000
‫خودتی، بازرس هامفریز.

139
00:09:53,440 --> 00:09:56,560
‫فقط یه قایق در روز
‫به این جزیره میاد، ساعت دوازده ظهر.

140
00:09:56,640 --> 00:09:59,400
‫و رجینالد رمی
‫ساعت ۵:۱۵ عصر به قتل رسیده.

141
00:09:59,480 --> 00:10:03,360
‫و بازرس درست بعدش سر و کله‌اش پیدا می‌شه.
‫ولی این که ممکن نیست.

142
00:10:03,440 --> 00:10:06,480
‫تو حتماً قبل از قتل
‫اینجا اومده بودی

143
00:10:06,560 --> 00:10:09,480
‫چون می‌دونستی قراره اتفاق بیفته،
‫چون تو قاتلی، مگه نه؟

144
00:10:09,560 --> 00:10:11,600
‫- فکر کردم پیپ ـه.
‫- همین‌جاست.

145
00:10:11,680 --> 00:10:13,920
‫تو دهه ۱۹۲۰ موبایل نداشتن، آقای محترم!

146
00:10:14,000 --> 00:10:15,480
‫نه، دارم گوش می‌کنم.

147
00:10:17,240 --> 00:10:19,560
‫آره، این دیگه...

148
00:10:22,040 --> 00:10:23,240
‫اشتباهه، ببخشید.

149
00:10:23,320 --> 00:10:25,360
‫خدایا. یکی پلیس خبر کنه.

150
00:10:25,440 --> 00:10:27,440
‫پیپ به اشتباه بودن آلرژی داره.

151
00:10:27,520 --> 00:10:29,200
‫رنگش پریده.

152
00:10:30,040 --> 00:10:34,320
‫خب، نوشته قاتل سیلیا بورن ـه،
‫و اون هم تویی، پیپ.

153
00:10:34,400 --> 00:10:36,120
‫چه مسخره‌.

154
00:10:37,040 --> 00:10:40,840
‫- ایمیل شرکت رو داری؟
‫- فقط یه بازیه، پیپ. باشه؟

155
00:10:42,240 --> 00:10:44,720
‫- فقط یه بازی نیست.
‫- انگار مهمونی تموم شد.

156
00:10:44,800 --> 00:10:46,160
‫خوش گذشت، کان.

157
00:11:19,400 --> 00:11:20,400
‫[آپلود شد]

158
00:11:56,520 --> 00:11:58,320
‫حالا که داریم از مُورها دور می‌شیم،

159
00:11:58,400 --> 00:12:01,360
‫بعدی تو برنامه‌ی بدنام‌تریم قاتلان سریالی بریتانیا

160
00:12:01,440 --> 00:12:06,080
‫اسکات برانزویک ـه،
‫که به هیولای مارگیت هم معروفه.

161
00:12:06,160 --> 00:12:07,000
‫آها.

162
00:12:07,600 --> 00:12:09,480
‫این پرونده یادم هست.

163
00:12:09,560 --> 00:12:12,840
‫- کاری که با پسرش کرد خیلی وحشتناک بود.
‫- من نگاه نمی‌کردم.

164
00:12:12,920 --> 00:12:14,040
‫خودش پخش شد.

165
00:12:14,120 --> 00:12:18,160
‫نگران نباش، به کسی نمی‌گم، بچه تخس.
‫رازات پیش من محفوظه.

166
00:12:19,040 --> 00:12:20,040
‫من...

167
00:12:21,680 --> 00:12:23,600
‫می‌خواستم یه چیزی بهت بگم.

168
00:12:23,680 --> 00:12:25,000
‫چیزه...

169
00:12:29,240 --> 00:12:32,440
‫چهارشنبه برای شام
‫همسایه‌های جدید رو دعوت کردم. خانواده‌ی گرین.

170
00:12:32,520 --> 00:12:35,640
‫- زوج خیلی خوبین.
‫- فقط برای این باید با من حرف بزنی؟

171
00:12:35,720 --> 00:12:37,880
‫نه، نه، یه چیز دیگه‌ست.

172
00:12:41,360 --> 00:12:42,240
‫بابا؟

173
00:12:43,560 --> 00:12:44,920
‫موضوع اینه که...

174
00:12:46,440 --> 00:12:49,920
‫از همکارم زنگ زدن،
‫دادستان پرونده‌ی مکس هستینگز.

175
00:12:50,000 --> 00:12:51,160
‫خانم بوزیدی؟

176
00:12:52,200 --> 00:12:54,280
‫می‌خواست بهت بگم...

177
00:12:56,120 --> 00:12:57,920
‫- بابا؟
‫- بکا بل.

178
00:12:58,720 --> 00:13:01,200
‫- داره از دادگاه انصراف می‌ده.
‫- چی؟

179
00:13:01,280 --> 00:13:02,560
‫متاسفم، پیپ.

180
00:13:02,640 --> 00:13:04,080
‫واسه همین مکس...

181
00:13:06,920 --> 00:13:09,360
‫- اون این کار رو کرده.
‫- نه، امکان نداره.

182
00:13:09,440 --> 00:13:11,320
‫- بکا هنوز زندانه.
‫- بابا، اون قراره ببره!

183
00:13:11,400 --> 00:13:14,120
‫نه، نمی‌بره. ما هنوز زن الف رو داریم.

184
00:13:14,200 --> 00:13:17,680
‫- ما حتی نمی‌دونیم اون کیه!
‫- و بقیه شاهدها. بهم نگاه کن.

185
00:13:18,640 --> 00:13:20,760
‫عدالت رو اجرا می‌کنیم. بهت قول می‌دم.

186
00:13:21,360 --> 00:13:24,320
‫مهم‌ترین چیز رو سمت خودمون داریم. حقیقت رو.

187
00:13:28,640 --> 00:13:30,920
‫هیچ ‌کی کاری از دستش برای بکا برنمیاد.

188
00:13:35,960 --> 00:13:37,840
‫این فقط باعث می‌شه دوباره بهم بریزه.

189
00:13:37,920 --> 00:13:39,920
‫خودت می‌دونی چقدر
‫این دادگاه براش مهمه.

190
00:13:40,000 --> 00:13:42,240
‫قبل از اینکه کار احمقانه‌ای بکنه
‫باهاش حرف می‌زنم.

191
00:13:42,320 --> 00:13:43,880
‫یا، یا...

192
00:13:44,720 --> 00:13:48,280
‫چرا سعی نمی‌کنی...
‫این کار رو نکنی؟

193
00:13:50,240 --> 00:13:52,880
‫آخه می‌دونی، پارسال، شما دوتا...

194
00:13:52,960 --> 00:13:54,960
‫خب، خیلی با هم کل‌کل داشتین.

195
00:13:55,480 --> 00:14:00,240
‫چرا سعی نمی‌کنی بهش فضا بدی،
‫کمی آزادی؟

196
00:14:00,760 --> 00:14:03,160
‫دیگه ۱۸ سالشه.
‫فکر کنم می‌تونیم بهش اعتماد کنیم.

197
00:14:03,240 --> 00:14:05,640
‫ویکتور، جوری حرف می‌زنی
‫انگار اون زندانیه.

198
00:14:05,720 --> 00:14:07,880
‫دختر خوبیه.

199
00:14:07,960 --> 00:14:10,200
‫آره، خب، نگرانشم.

200
00:14:10,280 --> 00:14:13,040
‫می‌دونم، ولی... فقط به خاطر من امتحانش کن؟

201
00:14:15,240 --> 00:14:16,080
‫دقیقاً.

202
00:14:16,160 --> 00:14:17,920
‫بله، جیسون بل.

203
00:14:20,800 --> 00:14:24,320
‫نه، نه. همین الان.
‫کس دیگه‌ای نمی‌تونه هماهنگ کنه بکا رو ببینم.

204
00:14:26,760 --> 00:14:29,120
‫حالم خوب می‌شه.
‫اگه نمی‌خوای منتظر بمون...

205
00:14:30,920 --> 00:14:33,760
‫هیچ‌کی هیچ‌وقت از دیدن من خوشحال نمی‌شه، راوی.
‫منظورت چیه؟

206
00:14:35,960 --> 00:14:38,560
‫باشه، نه.
‫ببین، بهتره برم قبل از اینکه مامان...

207
00:14:38,640 --> 00:14:39,640
‫قبل از اینکه مامان چی؟

208
00:14:44,080 --> 00:14:46,520
‫داشتم... می‌رفتم.

209
00:14:46,600 --> 00:14:47,720
‫شنیدم.

210
00:14:49,840 --> 00:14:52,920
‫تو... نمی‌خوای ازم بپرسی کجا دارم می‌رم؟

211
00:14:54,720 --> 00:14:56,440
‫می‌خوای ازت بپرسم کجا داری می‌ری؟

212
00:14:57,240 --> 00:14:59,480
‫- معمولاً می‌پرسی.
‫- می‌پرسم؟

213
00:14:59,560 --> 00:15:02,200
‫خب، کجا... کجا داری می‌ری؟

214
00:15:03,840 --> 00:15:04,840
‫هیچ ‌جا.

215
00:15:06,000 --> 00:15:08,240
‫خوبه، عالیه. خوش بگذره.

216
00:15:27,360 --> 00:15:29,600
‫- دارم می‌رم سر کار.
‫- روز یکشنبه؟

217
00:15:29,680 --> 00:15:30,720
‫باشه.

218
00:15:30,800 --> 00:15:33,640
‫- چی می‌خوای؟
‫- هماهنگ کن بکا رو تو زندان ببینم.

219
00:15:34,880 --> 00:15:37,600
‫چرا باید بخوای بکا رو ببینی
‫بعد از کاری که باهات کرد؟

220
00:15:39,080 --> 00:15:42,640
‫باید متقاعدش کنم که تو دادگاه
‫مکس هستینگز شهادت بده.

221
00:15:42,720 --> 00:15:44,560
‫مکس به هر دو دخترت آسیب زد.

222
00:15:44,640 --> 00:15:47,680
‫حتی ممکنه دلیل مرگ اندی هم باشه.
‫سل هم همین‌طور.

223
00:15:48,280 --> 00:15:49,600
‫نه مستقیماً، ولی...

224
00:15:50,120 --> 00:15:51,280
‫لطفاً.

225
00:15:51,360 --> 00:15:54,200
‫کمکم کن براشون عدالت رو اجرا کنم،
‫تا این قضیه تموم بشه.

226
00:16:00,440 --> 00:16:01,800
‫- گفت نه.
‫- بهت گفتم...

227
00:16:01,880 --> 00:16:03,960
‫نگو «بهت گفته بودم».

228
00:16:04,040 --> 00:16:05,880
‫اصلاً منطقی نیست.

229
00:16:05,960 --> 00:16:08,880
‫چرا نباید بخواد بکا علیه مکس شهادت بده؟

230
00:16:14,760 --> 00:16:15,720
‫نه.

231
00:16:16,720 --> 00:16:17,680
‫مفتخرم.

232
00:16:20,440 --> 00:16:22,200
‫خبر خوبی دارم.

233
00:16:22,280 --> 00:16:25,720
‫بکا بل از دادگاه انصراف داد.

234
00:16:27,000 --> 00:16:28,520
‫این خوبه، مامان.

235
00:16:28,600 --> 00:16:30,880
‫شاید اون یکی هم کنار بکشه.

236
00:16:30,960 --> 00:16:34,640
‫تهمت دروغین زدن یه چیزه،
‫پای اون دروغ تو دادگاه وایسادن یه چیز دیگه.

237
00:16:34,720 --> 00:16:38,240
‫به حرف‌های بابات گوش نده، مکس.
‫اون همیشه بدترین چیزها رو تو آدما می‌بینه.

238
00:16:38,320 --> 00:16:40,760
‫مطمئنم فقط اشتباه کردن.

239
00:16:40,840 --> 00:16:43,400
‫- ما می‌دونیم تو هیچ‌وقت...
‫- پس دادگاه هنوز پابرجاست؟

240
00:16:43,480 --> 00:16:45,000
‫بله، متأسفانه.

241
00:16:45,080 --> 00:16:47,800
‫دادستانی شاهدای کلیدی دیگه‌ای هم داره.

242
00:16:47,880 --> 00:16:49,800
‫و اتهامات مربوط به بکا هنوز سر جاشه.

243
00:16:49,880 --> 00:16:53,000
‫ولی هیئت منصفه چی فکر می‌کنه
‫اگه نتونن مستقیماً حرفاش رو بشنون؟

244
00:16:53,080 --> 00:16:54,680
‫بقیه شاهدها چی؟

245
00:16:54,760 --> 00:16:57,520
‫می‌تونیم کاری در مورد اونا بکنیم؟
‫پیپ چی؟

246
00:16:57,600 --> 00:17:01,000
‫به این می‌گن دخالت در کار شاهد.

247
00:17:02,040 --> 00:17:04,000
‫نباید با هیچ ‌کدومشون تماس داشته باشی.

248
00:17:04,080 --> 00:17:05,480
‫غیرقانونیه.

249
00:17:05,560 --> 00:17:07,400
‫مکس اینو می‌دونه.

250
00:17:07,480 --> 00:17:10,680
‫فقط اضطراب داره که این زودتر تموم بشه،
‫مگه نه؟

251
00:17:10,760 --> 00:17:12,240
‫من نگران خودم نیستم، مامان.

252
00:17:12,320 --> 00:17:16,480
‫فقط دلم واسه این دخترا می‌سوزه.
‫اونا... گیج شدن.

253
00:17:18,800 --> 00:17:21,040
‫خب، ممنون که سر زدی، کریس.

254
00:17:21,120 --> 00:17:24,360
‫- دخترت چطوره؟
‫- خوبه.

255
00:17:38,000 --> 00:17:41,120
‫به «راهنمای دختر خوب برای قتل»
‫خوش برگشتید.

256
00:17:41,200 --> 00:17:44,400
‫این قسمت ششمه. حقیقت.

257
00:17:44,480 --> 00:17:45,800
‫نیمه‌ی دیگه حقیقت.

258
00:17:46,600 --> 00:17:50,640
‫مکس هستینگز تصمیم گرفته
‫در مورد دو اتهام آزار و اذیت

259
00:17:50,720 --> 00:17:54,120
‫علیه بکا بل و زن ناشناس الف
‫اظهار بی‌گناهی کنه.

260
00:17:54,200 --> 00:17:57,880
‫بکا بل برای نقشش در مرگ اندی،
‫اعتراف به گناه کرده...

261
00:17:57,960 --> 00:18:01,360
‫در مورد قتل غیرعمد بر اثر بی‌احتیاطی شدید
‫و جلوگیری از تدفین قانونی.

262
00:18:03,120 --> 00:18:05,080
‫و اتهام اضافی ایراد ضرب و جرح عمدی.

263
00:18:05,600 --> 00:18:08,040
‫- هیچ ‌کی بهش گوش نمی‌ده، نه؟
‫- من...

264
00:18:08,120 --> 00:18:09,280
‫فقط بی‌خیالش شو.

265
00:18:10,960 --> 00:18:13,800
‫پس اگه بتونی با بکا حرف بزنی،
‫می‌تونی متقاعدش کنی شهادت بده؟

266
00:18:13,880 --> 00:18:14,760
‫آره.

267
00:18:15,720 --> 00:18:18,560
‫یادت هست که سعی کرد بکشتت، مگه نه؟

268
00:18:21,680 --> 00:18:24,160
‫اون قضیه عدالت ترمیمی چی؟

269
00:18:24,720 --> 00:18:27,760
‫فقط به خاطر این می‌دونم
‫که آیلا جردن یه درخواست با بابا داشت.

270
00:18:27,840 --> 00:18:29,280
‫گفت که می‌خواد پرونده رو ببنده.

271
00:18:30,000 --> 00:18:32,640
‫می‌تونی از پلیس درخواست کنی
‫با مجرمت ملاقات کنی.

272
00:18:32,720 --> 00:18:34,800
‫خدای من، حق با توئه.

273
00:18:34,880 --> 00:18:37,680
‫پارسال ازم پرسیدن و من ردش کردم.

274
00:18:37,760 --> 00:18:39,600
‫کارا وارد، عاشقتم.

275
00:18:39,680 --> 00:18:42,120
‫می‌دونم. جلو خودت رو بگیر.

276
00:18:42,200 --> 00:18:45,520
‫الیوت وارد به قتل سل سینگ
‫و آدم‌ربایی آیلا جردن

277
00:18:45,600 --> 00:18:47,840
‫اعتراف کرده.

278
00:18:47,920 --> 00:18:50,120
‫به دو بار حبس ابد محکوم شده.

279
00:18:50,200 --> 00:18:53,160
‫- فقط نادیده‌شون بگیر.
‫- می‌گیرم. برام مهم نیست. موافقم.

280
00:18:53,240 --> 00:18:57,560
‫هنوزم گاهی نمی‌تونم باور کنم.
‫که اون همچین زندگی دوگانه‌ای داشته.

281
00:18:57,640 --> 00:19:00,400
‫اون همه‌مون رو فریب داد،
‫مخصوصاً دختراش رو،

282
00:19:00,480 --> 00:19:03,840
‫برای همین اصلاً نمی‌دونستیم
‫که حتی توانایی قتل رو داره.

283
00:19:03,920 --> 00:19:05,040
‫باید...

284
00:19:05,120 --> 00:19:07,520
‫یه زن جوون رو تو اتاق زیرشیروانی
‫حبس کرده بود.

285
00:19:07,600 --> 00:19:09,960
‫اونجا بیش از پنج سال زندانی بود.

286
00:19:32,960 --> 00:19:34,280
‫چرا حالا؟

287
00:19:35,680 --> 00:19:38,000
‫فکر کنم می‌خوام واسم ختم به خیر بشه.

288
00:19:38,680 --> 00:19:41,720
‫وقتی چند ماه پیش این پیشنهاد بهت شد،
‫دنبال ختم خیر نبودی.

289
00:19:46,640 --> 00:19:48,880
‫بکا بل باید با این ملاقات موافقت کنه.

290
00:19:48,960 --> 00:19:50,560
‫شاید اونم دنبال ختم به خیر شدن قضیه‌س؟

291
00:19:52,200 --> 00:19:53,480
‫همین‌ جا بمون.

292
00:19:53,560 --> 00:19:55,120
‫بذار برم یه تماس بگیرم.

293
00:20:21,200 --> 00:20:22,200
‫[لیست شاهدان]

294
00:20:23,440 --> 00:20:24,440
‫[جیمی رینولدز]

295
00:20:25,720 --> 00:20:26,840
‫جیمی.

296
00:20:30,560 --> 00:20:33,760
‫خیلی خب، دارن روش کار می‌کنن.
‫باید این فرم رو پر کنی.

297
00:20:33,840 --> 00:20:37,960
‫- می‌تونن این هفته هماهنگ کنن؟
‫- یه تسهیل‌گر برای نظارت میاد.

298
00:20:38,040 --> 00:20:41,480
‫- فقط در مورد غارها حرف می‌زنی.
‫- دیگه در مورد چی باید حرف بزنم؟

299
00:20:43,160 --> 00:20:45,400
‫ممنونم، بازرس هاکینز.

300
00:20:51,080 --> 00:20:55,440
‫برای شاهد بودن،
‫برای روبه‌رو شدن با مکس در دادگاه مضطربم؟

301
00:20:55,520 --> 00:20:57,600
‫نه. اصلاً.

302
00:20:57,680 --> 00:21:01,560
‫من حقیقت رو می‌دونم،
‫و به‌زودی بقیه هم می‌فهمن.

303
00:21:10,040 --> 00:21:14,000
‫و پشت در شماره سه...
‫پیپا فیتزآموبی رو داریم؟

304
00:21:15,680 --> 00:21:18,720
‫همیشه اینو نمی‌پوشم.
‫تازه رسیدم خونه، می‌دونی که.

305
00:21:18,800 --> 00:21:20,480
‫دارم میام!

306
00:21:20,560 --> 00:21:21,760
‫خفه شو، مایکروویو...

307
00:21:21,840 --> 00:21:24,160
‫سلام، پیپ!

308
00:21:24,240 --> 00:21:26,960
‫باید برای شام بمونی.
‫دارم بولونیز موردعلاقه‌ت رو درست می‌کنم.

309
00:21:28,280 --> 00:21:30,000
‫مجبور نیستی برای شام بمونی.

310
00:21:30,640 --> 00:21:31,520
‫چی لازم داری؟

311
00:21:32,400 --> 00:21:34,640
‫دوستام. فقط اومدم ببینمتون.

312
00:21:35,440 --> 00:21:36,280
‫واقعاً؟

313
00:21:41,960 --> 00:21:44,760
‫هی، پیپ!
‫کجا رفتی؟

314
00:21:45,320 --> 00:21:48,400
‫♪ وقتی حواسم نبود ♪

315
00:21:49,000 --> 00:21:52,520
‫♪ داری اون کاری رو می‌کنی که همیشه می‌کنی ♪

316
00:21:53,200 --> 00:21:54,880
‫مامان، بهت گفتم در بزن...

317
00:21:56,040 --> 00:21:57,760
‫تو مامان نیستی.

318
00:21:57,840 --> 00:22:02,080
‫نه، اون پایینه،
‫داره هویج خرد می‌کنه.

319
00:22:03,960 --> 00:22:07,760
‫- فقط اومدم کانر رو ببینم.
‫- خب، ممنون.

320
00:22:08,720 --> 00:22:10,840
‫از وقتی زک رفته، یکم تنها شده.

321
00:22:11,640 --> 00:22:12,720
‫جدی؟

322
00:22:13,200 --> 00:22:15,520
‫خب، هیچ‌وقت اعتراف نمی‌کنه، ولی آره.

323
00:22:17,520 --> 00:22:19,040
‫چیزی می‌خواستی، پیپ؟

324
00:22:20,720 --> 00:22:23,600
‫آره، باید در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم.

325
00:22:24,280 --> 00:22:26,960
‫هنوزم داری در مورد بازی معمای قتل
‫حرف می‌زنی، مگه نه؟

326
00:22:27,040 --> 00:22:29,680
‫- گفتم که بهت...
‫- در مورد دادگاه مکس هستینگز.

327
00:22:32,360 --> 00:22:34,600
‫می‌دونم که تو هم یه شاهدی.

328
00:22:36,280 --> 00:22:37,880
‫کسی می‌دونه؟ کانر می‌دونه؟

329
00:22:37,960 --> 00:22:38,880
‫- هیچ ‌کی نمی‌دونه.
‫- چرا؟

330
00:22:38,960 --> 00:22:40,360
‫چون من یه شاهد عینی کلیدی‌ام.

331
00:22:45,200 --> 00:22:48,640
‫دادستانی می‌گه
‫پرونده به من بستگی داره چون من...

332
00:22:49,960 --> 00:22:51,920
‫- نمی‌تونم بگم چی دیدم.
‫- چرا نه؟

333
00:22:52,000 --> 00:22:54,200
‫در مورد زن الف، پیپ.

334
00:22:55,080 --> 00:22:57,240
‫تو می‌دونی اون کیه.

335
00:22:57,320 --> 00:22:59,240
‫واسه همینه که در مورد گوشیت
‫عجیب رفتار ‌کردی.

336
00:22:59,320 --> 00:23:01,200
‫اون داشت به تو پیام می‌داد، مگه نه؟
‫زن الف؟

337
00:23:01,280 --> 00:23:03,760
‫پیپ، ما هر دو شاهدیم.
‫فکر می‌کنی...

338
00:23:04,280 --> 00:23:06,880
‫- فکر نمی‌کنم بتونیم در موردش حرف بزنیم.
‫- هنوزم می‌خوای بری دادگاه؟

339
00:23:06,960 --> 00:23:10,040
‫معلومه که میرم.
‫نمی‌ذارم کسی ناامید بشه.

340
00:23:10,120 --> 00:23:11,760
‫دیگه نه، قول می‌دم.

341
00:23:11,840 --> 00:23:14,040
‫پیپ، برای شام می‌مونی؟

342
00:23:14,560 --> 00:23:15,400
‫آره.

343
00:23:15,480 --> 00:23:16,520
‫بیا یه عکس بگیریم.

344
00:23:17,920 --> 00:23:20,160
‫چرا مجبوری از همه چیز دنیا
‫عکس بگیری؟

345
00:23:20,240 --> 00:23:22,400
‫چون خاطره میشه، جیمی.

346
00:23:22,480 --> 00:23:24,680
‫دیگه خیلی کم پیش میاد
‫پیپ رو تنها گیر بیاریم.

347
00:23:24,760 --> 00:23:27,960
‫وقتی ۹ ساله‌ت بود،
‫همیشه میومدی اینجا.

348
00:23:28,040 --> 00:23:29,200
‫حالا دیگه بزرگ شدی.

349
00:23:29,280 --> 00:23:31,320
‫یالا. عکس.

350
00:23:33,160 --> 00:23:34,280
‫بیایید، بیایید.

351
00:23:34,960 --> 00:23:36,320
‫- باشه.
‫- نه، نه، نه.

352
00:23:36,400 --> 00:23:37,320
‫- باشه.
‫- زدی رو فیلم.

353
00:23:37,400 --> 00:23:38,800
‫بفرما، این یکی.

354
00:23:38,880 --> 00:23:40,000
‫- ممنون.
‫- عالی شد.

355
00:23:41,080 --> 00:23:42,280
‫بگید سیب!

356
00:23:42,360 --> 00:23:44,440
‫- فرماژ!
‫- سیب!

357
00:23:44,520 --> 00:23:45,360
‫فرماژ!

358
00:23:45,440 --> 00:23:46,560
‫به کسی چیزی نگفته؟

359
00:23:46,640 --> 00:23:47,960
‫نه.

360
00:23:48,560 --> 00:23:50,440
‫به هر حال، دیگه در مورد جیمی ازم سوال نکن.

361
00:23:50,520 --> 00:23:53,120
‫مراسم یادبود جمعه‌ست.
‫سخنرانیت رو تموم کن.

362
00:23:54,840 --> 00:23:58,320
‫نایومی کلی عکس و فیلم
‫برام فرستاد تا بهم کمک کنه.

363
00:23:58,400 --> 00:23:59,720
‫و اینو پیدا کردم.

364
00:24:05,200 --> 00:24:08,200
‫♪ نمی‌تونم ببرم، اما هنوز دوستت دارم ♪

365
00:24:08,280 --> 00:24:12,840
‫♪ بدرود، نقره‌ای ♪

366
00:24:13,760 --> 00:24:15,760
‫♪ شاید هیچ‌وقت مال من نباشی ♪

367
00:24:17,000 --> 00:24:21,040
‫نمی‌دونم هنوز برای
‫خداحافظی آماده‌ام یا نه.

368
00:24:21,120 --> 00:24:23,200
‫♪ بدرود، نقره‌ای ♪

369
00:24:24,040 --> 00:24:25,960
‫♪ چیزی جز زمان ندارم... ♪

370
00:24:26,040 --> 00:24:30,000
‫اگه مضطرب شدی و راهت رو گم کردی،
‫من درست کنارت هستم.

371
00:24:33,480 --> 00:24:34,480
‫[ناشناس]

372
00:24:40,520 --> 00:24:41,560
‫بله؟

373
00:24:43,440 --> 00:24:44,720
‫فردا صبح؟

374
00:24:45,920 --> 00:24:48,520
‫بله. متوجه‌م. ممنون.

375
00:24:50,640 --> 00:24:54,600
‫- بکا بل با ملاقات موافقت کرده.
‫- باشه، پس واقعاً داره اتفاق می‌افته.

376
00:24:54,680 --> 00:24:56,600
‫چیزی نمیشه.

377
00:24:56,680 --> 00:24:59,040
‫ممکنه برات خوب باشه.
‫حرف زدن کمک می‌کنه، پیپ.

378
00:24:59,120 --> 00:25:01,920
‫- حتی اگه نبخشیش.
‫- قرار نیست ببخشمش.

379
00:25:03,480 --> 00:25:04,760
‫اما نیازی هم به این کار نیست.

380
00:25:04,840 --> 00:25:06,360
‫بحث سر مکسه.

381
00:25:06,440 --> 00:25:09,200
‫اما چطور می‌خوای بکا رو
‫متقاعد کنی که دوشنبه بره دادگاه

382
00:25:09,280 --> 00:25:10,960
‫وقتی حتی نمی‌تونی در موردش حرف بزنی؟

383
00:25:11,920 --> 00:25:13,600
‫یه کاریش می‌کنم.

384
00:25:20,720 --> 00:25:22,480
‫مضطرب نیستم، راوی.

385
00:27:09,120 --> 00:27:11,120
‫ممنون که هر دو اومدین.

386
00:27:12,160 --> 00:27:15,960
‫بکا، فکر کنم یه بیانیه کتبی داری
‫که می‌خواستی بخونی.

387
00:27:24,480 --> 00:27:25,480
‫«سلام، پیپ.

388
00:27:28,080 --> 00:27:30,440
‫فکر نمی‌کردم دیگه هیچ‌وقت ببینمت.

389
00:27:32,400 --> 00:27:36,120
‫اما همیشه به یادت هستم.

390
00:27:36,920 --> 00:27:40,120
‫خیلی متاسفم که سعی کردم بهت آسیب بزنم. من...

391
00:27:40,760 --> 00:27:44,520
‫فقط خیلی ترسیده بودم.
‫اصلاً نمی‌تونستم درست فکر کنم.

392
00:27:48,800 --> 00:27:50,920
‫بابت سگت متاسفم.

393
00:27:52,600 --> 00:27:56,200
‫خیلی ناز بود. نمی‌دونم چی شد.

394
00:27:56,280 --> 00:27:59,640
‫من ولش کردم
‫و قرار بود خودش راه خونه رو پیدا کنه.

395
00:28:00,360 --> 00:28:04,560
‫اما حتماً یه ماشین بهش زده و اون مُرده و...

396
00:28:05,320 --> 00:28:06,920
‫اونم تقصیر منه.

397
00:28:09,520 --> 00:28:14,400
‫انتظار ندارم هیچ‌وقت منو ببخشی.
‫می‌دونم که لیاقتش رو ندارم.

398
00:28:15,280 --> 00:28:18,600
‫اما... می‌خوام بدونی که متاسفم.»

399
00:28:21,360 --> 00:28:23,120
‫ممنون، بکا.

400
00:28:24,160 --> 00:28:25,080
‫پیپ.

401
00:28:25,920 --> 00:28:27,960
‫می‌خوای به حرفاش جوابی بدی؟

402
00:28:32,560 --> 00:28:33,440
‫پیپ؟

403
00:28:37,280 --> 00:28:38,640
‫آره.

404
00:28:43,840 --> 00:28:44,920
‫لعنتی.

405
00:28:45,480 --> 00:28:48,520
‫فکر کنم بیانیه‌م رو تو کیفم جا گذاشتم.
‫می‌شه...

406
00:28:48,600 --> 00:28:51,440
‫متاسفم، اما نمی‌تونم شما دوتا رو تنها بذارم.

407
00:28:51,520 --> 00:28:54,840
‫باید هر چی می‌خواستی بگی رو
‫از حفظ بگی، پیپ.

408
00:28:58,080 --> 00:28:59,400
‫فکر کنم...

409
00:29:01,120 --> 00:29:04,840
‫چیزی که برام مهمه اینه که یادم بمونه
‫اینا همش تقصیر کی بود.

410
00:29:07,000 --> 00:29:07,840
‫من.

411
00:29:08,640 --> 00:29:09,520
‫نه.

412
00:29:10,400 --> 00:29:12,720
‫این... خودت می‌دونی.

413
00:29:13,240 --> 00:29:18,080
‫- اون چیزی که می‌دونم اتفاق افتاده و...
‫- متاسفم. نمی‌فهمم چی می‌گی.

414
00:29:18,160 --> 00:29:20,600
‫- من برای شنیدن عذرخواهی اینجا نیومدم.
‫- پیپ.

415
00:29:22,880 --> 00:29:24,400
‫چی می‌خوای؟

416
00:29:25,480 --> 00:29:28,200
‫اینکه متقاعدت کنم دوشنبه علیه
‫مکس هستینگز شهادت بدی.

417
00:29:28,280 --> 00:29:30,560
‫- این اون چیزی نیست که در موردش بحث کردیم...
‫- خواهش می‌کنم، بکا.

418
00:29:30,640 --> 00:29:33,760
‫می‌دونم نمی‌تونم درک کنم روبرو شدن
‫با اون چقدر برات سخته...

419
00:29:33,840 --> 00:29:35,720
‫این ملاقات تمومه. بیا بریم، پیپ.

420
00:29:35,800 --> 00:29:36,800
‫چرا کنار کشیدی؟

421
00:29:37,880 --> 00:29:41,200
‫- اون تهدیدت کرده؟
‫- نه، معلومه که نه. چطور می‌تونست؟

422
00:29:41,280 --> 00:29:42,760
‫- پیپ.
‫- من...

423
00:29:42,840 --> 00:29:44,400
‫در موردش با بابام حرف زدم...

424
00:29:44,480 --> 00:29:46,800
‫- می‌رم یه نگهبان صدا کنم.
‫- پیپ.

425
00:29:46,880 --> 00:29:47,800
‫بکا. ما باید...

426
00:29:47,880 --> 00:29:51,040
‫چند بار باید بهت بگم، پیپ،

427
00:29:51,120 --> 00:29:53,760
‫که هیچ‌وقت بلایی سر آدمایی
‫مثل مکس هستینگز نمیاد؟

428
00:29:53,840 --> 00:29:56,000
‫- اون قسر در می‌ره!
‫- فقط بهم یه فرصت بده!

429
00:29:56,080 --> 00:29:59,200
‫شاید تو برای رسیدن به آرامش نیومده باشی،
‫اما من اومدم. واقعاً اومدم!

430
00:29:59,280 --> 00:30:00,480
‫باشه؟ و متاسفم.

431
00:30:00,560 --> 00:30:03,360
‫- خیلی متاسفم. باید حرفم رو باور کنی.
‫- باورت می‌کنم، اما...

432
00:30:03,440 --> 00:30:05,440
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید.

433
00:30:05,520 --> 00:30:07,560
‫خیلی متاسفم.

434
00:30:16,680 --> 00:30:17,880
‫می‌بخشمت.

435
00:30:26,000 --> 00:30:27,440
‫ممنونم.

436
00:30:27,520 --> 00:30:29,480
‫ممنونم.

437
00:30:31,200 --> 00:30:32,960
‫تصمیم با خودته، بکا.

438
00:30:34,560 --> 00:30:37,320
‫شاید دیگه اندی رو نداشته باشی،
‫اما تنها نیستی.

439
00:30:40,320 --> 00:30:42,920
‫می‌تونیم انجامش بدیم. با هم.

440
00:30:44,000 --> 00:30:47,280
‫گیرش می‌اندازیم. بهت قول می‌دم.

441
00:30:47,360 --> 00:30:51,440
‫قسم می‌خورم.
‫مکس این‌بار دیگه قسر در نمی‌ره.

442
00:30:52,120 --> 00:30:56,160
‫و حتی اگه فکر می‌کنی نمی‌تونی،
‫حتی اگه بگی نه،

443
00:30:57,120 --> 00:30:58,400
‫من بازم برات می‌جنگم.

444
00:31:06,920 --> 00:31:08,040
‫باشه.

445
00:31:08,880 --> 00:31:09,840
‫باشه؟

446
00:31:12,600 --> 00:31:15,960
‫باور می‌کنم.

447
00:31:30,080 --> 00:31:31,680
‫یه یوزپلنگ تنها...

448
00:31:33,600 --> 00:31:35,880
‫برای یه هدف ساخته شده...

449
00:31:51,840 --> 00:31:52,880
‫من باز می‌کنم.

450
00:31:58,440 --> 00:32:00,680
‫...داره مستند حیات وحش می‌بینه.

451
00:32:03,720 --> 00:32:06,360
‫متاسفم، این بار خبرای بدی دارم.

452
00:32:07,560 --> 00:32:11,480
‫ببخشید که لیان نتونست بیاد.
‫بحران کاری، رئیس جدید.

453
00:32:11,560 --> 00:32:15,440
‫خب، چارلی، فلورا،
‫شماها از کجا نقل‌مکان کردین؟

454
00:32:15,520 --> 00:32:17,680
‫دارتفورد.
‫زیاد جابه‌جا شدیم.

455
00:32:17,760 --> 00:32:20,720
‫خب، امیدوارم اینجا موندگار بشین، نه؟

456
00:32:20,800 --> 00:32:22,960
‫چقدره اینجایین؟ شش هفته؟

457
00:32:23,040 --> 00:32:26,360
‫- خونه‌ی جدید چطوره؟
‫- دوستم زک قبلاً اونجا زندگی می‌کرد.

458
00:32:26,440 --> 00:32:28,640
‫واقعاً؟ چرا جابه‌جا شدن؟

459
00:32:30,640 --> 00:32:32,480
‫فکر کنم به خاطر من بود.

460
00:32:33,360 --> 00:32:35,760
‫اونقدر همسایه‌ی بدی بودی؟

461
00:32:39,760 --> 00:32:42,960
‫می‌دونی، پیپ، ما پادکستت رو گوش می‌دیم.
‫واقعاً خوبه.

462
00:32:43,480 --> 00:32:45,240
‫قراره فصل دومش رو هم بسازی؟

463
00:32:48,480 --> 00:32:49,840
‫برم ببینم چیه.

464
00:33:05,800 --> 00:33:08,440
‫[دختر شهرستانی، ستاره‌ی پادکست شد]

465
00:33:16,560 --> 00:33:18,880
‫[برای مراسم خاکسپاری برنامه میچینی؟]

466
00:33:44,000 --> 00:33:45,240
‫داری چی کار می‌کنی؟

467
00:33:45,960 --> 00:33:47,560
‫از دست آقای کلارک قایم می‌شم.

468
00:33:47,640 --> 00:33:51,600
‫نگران نباش. دیروز هواتو داشتم.
‫گفتم دل‌پیچه داشتی.

469
00:33:54,320 --> 00:33:55,520
‫ببخشید. میشه؟

470
00:33:56,400 --> 00:33:58,920
‫- حدس بزن چی شده؟
‫- نیازی به حدس زدن نیست.

471
00:33:59,000 --> 00:34:02,560
‫- همین الان بهمون می‌گی.
‫- رابین همین الان ازم پرسید می‌خوام با هم بگردیم یا نه.

472
00:34:03,120 --> 00:34:06,120
‫رابین هستینگز؟ پسرعموی مکس؟

473
00:34:07,000 --> 00:34:08,960
‫اون که تقصیری نداره.

474
00:34:09,040 --> 00:34:11,360
‫- می‌دونستم اینطوری واکنش نشون می‌دی.
‫- چطوری؟

475
00:34:11,440 --> 00:34:13,680
‫- همین‌ طوری.
‫- صدات یکم نازک شد.

476
00:34:15,720 --> 00:34:17,560
‫خب، قراره... بگردین؟

477
00:34:19,560 --> 00:34:23,520
‫صبر کن، می‌دونی گشتن یعنی دوستی، دیگه؟

478
00:34:24,480 --> 00:34:26,160
‫این حالت رو جا میاره، پیپ.

479
00:34:26,240 --> 00:34:30,200
‫نگاه کن. دوباره پربازدید شدی، عزیزم.

480
00:34:31,000 --> 00:34:33,120
‫ببین چقدر کامنت گذاشتن.

481
00:34:33,200 --> 00:34:35,680
‫«ملکه‌ی نوجوان جنایت‌های واقعی.»

482
00:34:35,760 --> 00:34:37,520
‫- چه باحاله.
‫- خیلی خب.

483
00:34:38,080 --> 00:34:39,760
‫[زیادی جوگیر شدی]

484
00:34:42,120 --> 00:34:45,000
‫- اینطوری نیست، کارا. من...
‫- خیلی خب، بچه‌ها ساکت، لطفاً.

485
00:34:45,080 --> 00:34:47,880
‫ممنون.
‫خب، می‌خوام تیم دوتایی بشید.

486
00:34:47,960 --> 00:34:52,800
‫کارا وارد، لورن گیبسون.
‫پیپا فیتزآموبی و رابین هستینگز.

487
00:34:53,400 --> 00:34:56,000
‫روبی فاکس‌کرافت و جک جنکینز.

488
00:34:56,640 --> 00:34:59,520
‫اگه نفس نمی‌کشید،
‫باید احیا رو شروع کنین.

489
00:34:59,600 --> 00:35:03,960
‫دستاتون رو بذارین اینجا
‫و فشار بدین و تا ۳۰ بشمارین.

490
00:35:05,640 --> 00:35:08,000
‫فکر کنم باید یکم محکم‌تر از اون فشار بدی.

491
00:35:08,960 --> 00:35:10,160
‫پس خودت انجامش بده.

492
00:35:11,320 --> 00:35:14,720
‫هی، هی، هی.
‫تمومش کن. بذارش زمین.

493
00:35:20,440 --> 00:35:21,760
‫لورن!

494
00:35:21,840 --> 00:35:23,880
‫سریع، جات رو با من عوض کن.

495
00:35:23,960 --> 00:35:24,880
‫چرا؟

496
00:35:24,960 --> 00:35:27,320
‫فکر کردم می‌خوای با رابین بگردی.

497
00:35:27,840 --> 00:35:29,400
‫ای رمانتیک کهنه‌کار.

498
00:35:29,480 --> 00:35:30,720
‫خوبی؟

499
00:35:31,440 --> 00:35:35,000
‫- ببخشید، پادکست قرار بود کمک کنه...
‫- پیپ.

500
00:35:35,640 --> 00:35:37,680
‫داری چی کار می‌کنی؟
‫من شما دوتا رو با هم جفت نکردم.

501
00:35:38,320 --> 00:35:40,240
‫- من فقط...
‫- دیروز کجا بودی؟

502
00:35:41,200 --> 00:35:43,080
‫- غیبت کردی.
‫- دل‌پیچه داشتم.

503
00:35:43,160 --> 00:35:44,000
‫دل‌پیچه.

504
00:35:46,840 --> 00:35:48,040
‫خیلی خب.

505
00:35:48,120 --> 00:35:49,120
‫بسه دیگه.

506
00:35:49,200 --> 00:35:50,520
‫کافیه، باشه؟

507
00:35:51,680 --> 00:35:55,480
‫پیپ، مطمئن نیستم که
‫امشب بیام مراسم یادبود یا نه.

508
00:35:55,560 --> 00:35:57,320
‫چی؟ چرا؟

509
00:35:57,840 --> 00:36:00,640
‫به خاطر بابام. به خاطر سل...

510
00:36:00,720 --> 00:36:02,360
‫تقصیر تو نیست، کارا،

511
00:36:03,000 --> 00:36:04,280
‫کاری که بابات کرده.

512
00:36:05,080 --> 00:36:07,200
‫راوی می‌خواد اونجا باشی.
‫بخدا میگم.

513
00:36:39,240 --> 00:36:41,240
‫[در مورد مکس هستینگز اطلاعاتی دارم که
‫نمی‌خواد کسی بفهمه. خصوصاً حالا]

514
00:36:41,240 --> 00:36:42,520
‫[ساعت هشت شب بیا قبرستون]

515
00:36:56,800 --> 00:36:57,920
‫خوبی؟

516
00:36:58,000 --> 00:37:00,400
‫خوب می‌شم، تا وقتی تو اونجا باشی.

517
00:37:09,640 --> 00:37:12,920
‫اون معذرت خواست که نمی‌تونه بیاد.
‫دل‌پیچه داره.

518
00:37:13,000 --> 00:37:14,160
‫عیب نداره.

519
00:37:16,680 --> 00:37:19,840
‫چیه؟ چی شده؟ چرا مضطربی؟

520
00:37:19,920 --> 00:37:23,360
‫تو که قرار نیست جلوی صد نفر سخنرانی کنی.

521
00:37:24,600 --> 00:37:26,240
‫در ضمن، از پسش برمیای.

522
00:37:26,320 --> 00:37:28,840
‫ممنون، لورن. فکر کنم.

523
00:37:31,880 --> 00:37:32,920
‫سلام، نت.

524
00:37:34,000 --> 00:37:37,040
‫- چی می‌خوای؟
‫- فقط خواستم سلام کنم.

525
00:37:38,080 --> 00:37:39,000
‫سلام.

526
00:37:45,600 --> 00:37:46,440
‫وای.

527
00:37:47,440 --> 00:37:48,520
‫نگاشون کن.

528
00:38:21,080 --> 00:38:23,960
‫می‌رم اون‌ور و
‫اینو چند بار دیگه می‌خونم.

529
00:38:24,040 --> 00:38:25,960
‫- از جات تکون نخور.
‫- باشه.

530
00:38:29,880 --> 00:38:32,880
‫[سل سینک و اندی بل - 2001 - 2019]

531
00:38:39,160 --> 00:38:41,920
‫سلام، و ممنون از همه‌تون که اومدین.

532
00:38:42,000 --> 00:38:43,200
‫ببخشید، جیمی.

533
00:38:45,320 --> 00:38:46,440
‫من امروز اینجا هستم...

534
00:39:24,200 --> 00:39:25,520
‫تویی.

535
00:39:26,560 --> 00:39:28,720
‫تو اون یادداشت رو گذاشتی تو کمدم.

536
00:39:28,800 --> 00:39:31,000
‫وگرنه چطوری می‌خواستم بکشونمت اینجا؟

537
00:39:31,080 --> 00:39:34,680
‫اون یکی پیامت رو هم گرفتم.
‫روزنامه؟ فکر کردی منو می‌ترسونه؟

538
00:39:36,640 --> 00:39:38,720
‫می‌دونی چیه؟ برام مهم نیست.

539
00:39:38,800 --> 00:39:40,960
‫باید یه جایی باشم.
‫نباید می‌اومدم.

540
00:39:41,040 --> 00:39:42,320
‫فکر کنم باید می‌اومدی.

541
00:39:43,200 --> 00:39:45,920
‫اول، بذار گوشیت رو ببینم.

542
00:39:46,000 --> 00:39:48,360
‫چک کنم که پنهانی صدام رو ضبط نمی‌کنی.

543
00:39:48,440 --> 00:39:49,440
‫دوباره.

544
00:39:50,640 --> 00:39:52,720
‫می‌دونی که به خاطر این کار
‫می‌تونن بازداشتت کنن؟

545
00:39:53,400 --> 00:39:55,400
‫چه مدرکی داری
‫که ما الان داریم با هم حرف می‌زنیم؟

546
00:39:55,480 --> 00:39:56,720
‫حرف تو در مقابل حرف من.

547
00:39:57,800 --> 00:40:01,880
‫راستی، حدس می‌زنم کار تو بوده.
‫اینکه نظر بکا بل عوض شد؟

548
00:40:04,560 --> 00:40:06,200
‫دختر بد.

549
00:40:06,720 --> 00:40:08,240
‫دست‌کاری در شهادت شاهد.

550
00:40:10,480 --> 00:40:13,800
‫اصلاً چطوری جیسون بل رو مجبور کردی
‫که کنار بکشه؟

551
00:40:14,320 --> 00:40:15,640
‫حدس می‌زنم اونم کار تو بود.

552
00:40:16,280 --> 00:40:18,200
‫نه. هیچ ربطی به من نداشت.

553
00:40:18,720 --> 00:40:20,320
‫فکر کنم جیسون حسابی فکر کرد

554
00:40:20,400 --> 00:40:23,760
‫در مورد اینکه کی صاحب اون املاکیه
‫که شرکتش باهاشون قرارداد داره.

555
00:40:23,840 --> 00:40:27,520
‫خب، جواب نداد.
‫بکا تو دادگاه حاضر می‌شه، منم همین‌طور.

556
00:40:27,600 --> 00:40:28,680
‫آره.

557
00:40:29,600 --> 00:40:32,680
‫در همین مورد، داشتم فکر می‌کردم
‫شاید... نظرت عوض بشه.

558
00:40:33,440 --> 00:40:34,280
‫خداحافظ، مکس.

559
00:40:34,360 --> 00:40:38,720
‫کارآموزی راوی تو موسسه کاکرین،
‫هارگریوز و کلاین چطوره؟

560
00:40:40,640 --> 00:40:42,000
‫چی گفتی؟

561
00:40:42,680 --> 00:40:44,200
‫خیلی معتبره.

562
00:40:44,760 --> 00:40:47,560
‫این همون چیزی بود که سل می‌خواست، نه؟
‫یه وکیل؟

563
00:40:48,080 --> 00:40:50,000
‫خیلی به برادر کوچیکش افتخار می‌کرد.

564
00:40:52,080 --> 00:40:53,760
‫- دوسش داری، نه؟
‫- مکس!

565
00:40:54,600 --> 00:40:57,160
‫حیف می‌شه اگه راوی
‫چیزی رو که براش مهمه از دست بده.

566
00:40:57,240 --> 00:41:01,680
‫می‌دونی، پیپ، بابا با کلاین و کاکرین رفیق صمیمیه،

567
00:41:01,760 --> 00:41:04,840
‫پس فقط یه تماس تلفنی کافیه.

568
00:41:05,880 --> 00:41:07,840
‫- داری دروغ می‌گی.
‫- واقعاً؟

569
00:41:08,360 --> 00:41:09,480
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

570
00:41:09,560 --> 00:41:10,880
‫نمی‌تونم؟

571
00:41:18,320 --> 00:41:20,720
‫سلام، من راوی‌ام.

572
00:41:20,800 --> 00:41:24,160
‫چرا خودت رو درگیر استرس دادگاه می‌کنی، پیپ؟
‫به نفع تو تموم نمی‌شه.

573
00:41:24,240 --> 00:41:27,120
‫تو، بکا، جیمی رینولدز، فایده‌ش چیه؟

574
00:41:27,720 --> 00:41:29,720
‫الکی امیدوار نشید.

575
00:41:30,320 --> 00:41:31,480
‫برو به جهنم.

576
00:41:31,560 --> 00:41:33,200
‫هی، من دارم سعی می‌کنم آدم خوبی باشم.

577
00:41:33,280 --> 00:41:34,640
‫برو به جهنم.

578
00:41:42,720 --> 00:41:45,920
‫ببخشید باید برم،
‫یه شام خانوادگی دارم که باید بهش برسم.

579
00:41:48,520 --> 00:41:50,240
‫از دادگاه انصراف بده، پیپ.

580
00:41:50,320 --> 00:41:53,560
‫اگه دوشنبه اونجا باشی،
‫خودت می‌دونی چی می‌شه.

581
00:42:03,320 --> 00:42:08,600
‫اگه به‌خاطر اون نبود،
‫امروز اینجا نبودم که ازش حرف بزنم...

582
00:42:10,560 --> 00:42:11,960
‫برای دختری که عاشقشم.

583
00:42:21,080 --> 00:42:22,560
‫کاش می‌تونستم برگردم عقب.

584
00:42:24,880 --> 00:42:26,200
‫کاش می‌تونستم کاری کنم

585
00:42:26,280 --> 00:42:28,160
‫اون روزی که از مدرسه نیومدی خونه.

586
00:42:28,240 --> 00:42:30,040
‫شاید می‌تونستم نجاتت بدم.

587
00:42:32,200 --> 00:42:35,160
‫سل بهترین برادر بزرگی بود که
‫هر کسی می‌تونست آرزوش رو داشته باشه.

588
00:42:37,600 --> 00:42:39,480
‫هر روز دلم براش تنگ می‌شه.

589
00:42:44,040 --> 00:42:46,600
‫دنیا بدون اون هیچ‌وقت
‫به درخشانیِ قبل نخواهد بود.

590
00:42:48,840 --> 00:42:49,840
‫ممنونم.

591
00:42:54,480 --> 00:42:55,360
‫انجامش دادی.

592
00:42:55,440 --> 00:42:56,600
‫کجا بودی؟

593
00:42:56,680 --> 00:43:00,040
‫تمام مدت همین‌جا بودم.
‫حتماً تو جمعیت گمم کردی.

594
00:43:00,120 --> 00:43:02,800
‫پس تو... همه‌ چی رو شنیدی؟

595
00:43:04,280 --> 00:43:05,360
‫همه‌ چی رو.

596
00:43:15,640 --> 00:43:16,640
‫[کارا: پیام صوتی]

597
00:43:25,480 --> 00:43:29,960
‫پیپ، بهت نیاز دارم.
‫نمی‌تونم... گوشیم داره خاموش می‌شه.

598
00:43:31,880 --> 00:43:36,800
‫می‌شه بیای دنبالم؟ مهمونی کالامیتی هستم.
‫من... پیپ، کمک لازم دارم. نمی‌تونم ببینم...

599
00:43:42,560 --> 00:43:43,680
‫اومدی.

600
00:43:43,760 --> 00:43:44,840
‫خوبی؟

601
00:43:44,920 --> 00:43:47,760
‫- کسی چیزی توی نوشیدنیت ریخته؟
‫- آره.

602
00:43:48,520 --> 00:43:50,040
‫خودم.

603
00:43:50,120 --> 00:43:51,440
‫خواستم.

604
00:43:52,760 --> 00:43:54,240
‫هی، اون دختر پادکستیه!

605
00:43:54,320 --> 00:43:55,840
‫هی، آره!

606
00:44:10,000 --> 00:44:12,800
‫نباید این کار رو با خودت بکنی، کارا.
‫اصلاً امن نیست.

607
00:44:12,880 --> 00:44:15,240
‫من این کار رو با خودم نکردم، پیپ.
‫تو کردی.

608
00:44:16,600 --> 00:44:18,680
‫- چی؟
‫- تو.

609
00:44:19,360 --> 00:44:21,640
‫اگه اون پروژه‌ی لعنتی احمقانه‌ت رو
‫شروع نکرده بودی،

610
00:44:21,720 --> 00:44:23,520
‫هیچ‌ کدوم از اینا اتفاق نمی‌افتاد.

611
00:44:26,240 --> 00:44:27,920
‫زندگی‌مو نابود کردی.

612
00:44:29,560 --> 00:44:31,280
‫همه‌ چی رو از دست دادم.

613
00:44:31,360 --> 00:44:33,600
‫مامان، بابام، حتی روبی رو.

614
00:44:33,680 --> 00:44:37,040
‫و بعد تو یه پادکست لعنتی درباره‌ش منتشر می‌کنی.

615
00:44:37,840 --> 00:44:39,960
‫من فقط می‌خواستم کمکت کنم.
‫خودت گفتی اشکالی نداره.

616
00:44:40,040 --> 00:44:41,600
‫معلومه که اشکال داره.

617
00:44:42,640 --> 00:44:44,320
‫هیچ ‌کدوم از اینا درست نیست.

618
00:44:46,240 --> 00:44:49,520
‫چرا این ‌طوری هستی؟
‫چرا نتونستی همه‌ چی رو به حال خودش بذاری؟

619
00:44:49,600 --> 00:44:51,640
‫همه‌ش تقصیر توئه.

620
00:44:59,000 --> 00:45:00,760
‫بیا ببرمت خونه.

621
00:45:45,680 --> 00:45:46,680
‫[بهم زنگ بزن، کارا]

622
00:45:53,800 --> 00:45:54,800
‫[کانر]

623
00:46:02,880 --> 00:46:05,200
‫[مطمئنید می‌خواید پاک شود؟]

624
00:46:13,880 --> 00:46:15,120
‫زنگ می‌زنن!

625
00:46:23,360 --> 00:46:24,520
‫پیپ!

626
00:46:26,840 --> 00:46:27,760
‫پیپ!

627
00:46:29,840 --> 00:46:31,960
‫کانر! داری چی کار می‌کنی؟

628
00:46:34,640 --> 00:46:35,600
‫بهت نیاز دارم.

629
00:46:36,920 --> 00:46:38,120
‫چی شده؟

630
00:46:38,200 --> 00:46:39,680
‫داداشمه.

631
00:46:41,440 --> 00:46:42,600
‫جیمی گمشده.