1
00:00:12,960 --> 00:00:15,040
‫اون هیچ‌وقت بازنشسته نمیشه.

2
00:00:15,080 --> 00:00:16,800
‫باید ببریم و با تیر بزنیمش.

3
00:00:19,360 --> 00:00:22,000
‫مادر و اون لجبازی لعنتیش!

4
00:00:22,040 --> 00:00:24,640
‫صنایع هارت به یه مدیریت جدید نیاز داره.

5
00:00:24,680 --> 00:00:27,720
‫دوران مامان تموم شده. نوبت ماست.

6
00:00:27,760 --> 00:00:29,520
‫- درسته.
‫- درسته.

7
00:00:29,560 --> 00:00:31,960
‫داشتم فکر می‌کردم
‫چی بیشتر از همه بهش ضربه می‌زنه.

8
00:00:32,000 --> 00:00:35,240
‫ضررهای کاری یا اینکه همه بچه‌هاش ازش متنفر باشن.

9
00:00:36,880 --> 00:00:38,440
‫ولی فکر کنم انقدر سرش گرم

10
00:00:38,480 --> 00:00:40,160
‫چک کردن قیمت سهام باشه
‫که اسم هیچ‌کدوممون رو یادش نیاد!

11
00:00:43,600 --> 00:00:45,680
‫این حرف‌ها بین خودمون می‌مونه، آقای فیرلی؟

12
00:00:47,720 --> 00:00:50,230
‫من سال‌ها منتظر بودم تا بچه‌هام

13
00:00:50,280 --> 00:00:52,680
‫یه جو غیرت یا جاه‌طلبی از خودشون نشون بدن.

14
00:00:53,720 --> 00:00:56,640
‫یه کودتا! واقعاً دارم تحسینشون می‌کنم.

15
00:00:56,680 --> 00:00:59,960
‫امیدوارم بدونید... من سعی نکردم براشون تله بذارم.

16
00:01:00,000 --> 00:01:01,120
‫ولی وقتی فهمیدم

17
00:01:01,240 --> 00:01:02,720
‫دارن برای تصاحب شرکت نقشه می‌کشن...

18
00:01:04,480 --> 00:01:06,400
‫گزارش توکیو رو که می‌خواستین آوردم.

19
00:01:06,440 --> 00:01:07,880
‫ممنون، عزیزم.

20
00:01:07,920 --> 00:01:09,280
‫حداقل داره به یه ثباتی می‌رسه.

21
00:01:09,320 --> 00:01:11,240
‫داریم به بازار اطمینان می‌دیم.

22
00:01:11,280 --> 00:01:13,440
‫خب، سرت خیلی شلوغه، پس...

23
00:01:13,480 --> 00:01:15,680
‫پائولا، ایشون آقای جیم فیرلی هستن.

24
00:01:15,720 --> 00:01:17,480
‫مدیر یه مجله‌ست که هیشکی اسمش رو نشنیده.

25
00:01:17,520 --> 00:01:19,280
‫در واقع، خیلیا اسمش رو شنیدن.

26
00:01:19,320 --> 00:01:23,320
‫و ایشون نوه کسی هستن که من قبلاً می‌شناختم.

27
00:01:23,360 --> 00:01:25,040
‫من نوه ادوین فیرلی هستم.

28
00:01:25,080 --> 00:01:27,720
‫نوه‌م پائولا، مدیر عملیات.

29
00:01:27,760 --> 00:01:29,110
‫از ملاقاتتون خوشبختم.

30
00:01:29,160 --> 00:01:30,640
‫بله، خب، ممنون آقای فیرلی.

31
00:01:30,680 --> 00:01:31,950
‫هماهنگی‌های لازم رو انجام میدم

32
00:01:32,000 --> 00:01:34,240
‫تا مجله‌تون دوباره راه بیفته.

33
00:01:34,280 --> 00:01:35,320
‫واقعاً؟

34
00:01:36,960 --> 00:01:38,520
‫ولی من واسه این گزارش رو...

35
00:01:40,520 --> 00:01:41,600
‫در هر صورت ممنون.

36
00:01:46,600 --> 00:01:48,560
‫یه فیرلی و روزنامه‌نگار؟

37
00:01:48,600 --> 00:01:50,640
‫مامان‌بزرگ، نگو که باهاش مصاحبه کردی؟

38
00:01:50,680 --> 00:01:52,160
‫معلومه که نه!

39
00:01:52,200 --> 00:01:54,360
‫خیانت توی خون ـشه،

40
00:01:54,400 --> 00:01:56,480
‫و خیانت می‌تونه بی‌خبر بیاد سراغت.

41
00:01:57,680 --> 00:01:58,910
‫من میرم مطمئن شم

42
00:01:58,960 --> 00:02:00,760
‫که راهنماییش می‌کنن از ساختمون بره بیرون.

43
00:02:03,920 --> 00:02:06,840
‫آقای فیرلی؟ آقای فیرلی؟

44
00:02:06,880 --> 00:02:09,160
‫- دارین میرین پایین؟
‫- می‌تونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟

45
00:02:09,200 --> 00:02:10,760
‫ببخشید، می‌شه آسانسور رو نگه دارین؟

46
00:02:21,440 --> 00:02:23,400
‫ما وسط یه بحرانیم.

47
00:02:23,440 --> 00:02:24,840
‫تو این‌جا چه غلطی می‌کنی؟

48
00:02:24,880 --> 00:02:26,320
‫داشتم به یه مصاحبه گوش می‌کردم

49
00:02:26,360 --> 00:02:28,560
‫که یه اطلاعاتی همین‌جوری رسید دستم.

50
00:02:28,600 --> 00:02:30,000
‫امیدوارم در میون گذاشتنش

51
00:02:30,040 --> 00:02:33,400
‫باعث بشه مامان‌بزرگت بهم اعتماد کنه.

52
00:02:33,560 --> 00:02:35,000
‫داری چه نقشه‌ای می‌کشی؟

53
00:02:35,040 --> 00:02:37,080
‫هر کاری که بتونم می‌کنم تا ما رو قبول کنه.

54
00:02:37,120 --> 00:02:39,840
‫خیال باطل. اون ازت متنفره.

55
00:02:40,440 --> 00:02:42,360
‫حس تو به من چیه؟

56
00:02:42,400 --> 00:02:43,400
‫کنه بازی درنیار.

57
00:02:43,640 --> 00:02:45,600
‫وقتی پای تو وسط باشه کنه‌ام.

58
00:02:45,640 --> 00:02:46,920
‫رقت‌انگیزه.

59
00:02:48,720 --> 00:02:50,360
‫- دوسم داری؟
‫- بس کن!

60
00:02:50,400 --> 00:02:51,840
‫دوست دارم. بگو دیگه.

61
00:02:53,360 --> 00:02:56,040
‫دوست دارم. خودت هم می‌دونی.

62
00:02:56,080 --> 00:02:59,160
‫به اونم می‌گم. ولی نه امروز.

63
00:02:59,200 --> 00:03:01,360
‫اون نیم قرنه که ازت متنفره.

64
00:03:03,400 --> 00:03:04,400
‫برو.

65
00:03:12,400 --> 00:03:13,560
‫همه دارن اینور اونور می‌دون

66
00:03:13,600 --> 00:03:15,320
‫و درباره قیمت سهام حرف می‌زنن.

67
00:03:15,360 --> 00:03:17,600
‫فکر کردم امروز فقط بیسکویت می‌چسبه.

68
00:03:19,280 --> 00:03:21,360
‫می‌دونی جری، هرچی سنم میره بالا،

69
00:03:21,400 --> 00:03:23,640
‫آدم‌های کمتری می‌مونن که بتونم بهشون اعتماد کنم.

70
00:03:25,640 --> 00:03:27,960
‫ولی تو صدر جدولی.

71
00:03:28,000 --> 00:03:29,440
‫در واقع با این وضعی که پیش میره،

72
00:03:29,480 --> 00:03:32,880
‫شاید این لیست فقط شامل تو و پائولا بشه.

73
00:03:32,920 --> 00:03:34,960
‫- خانم هارت.
‫- ممنون، جری.

74
00:03:39,600 --> 00:03:40,640
‫اما!

75
00:03:41,880 --> 00:03:43,440
‫اما، صبر کن بیام. اما...

76
00:03:48,160 --> 00:03:50,480
‫هیچ‌وقت امشب رو فراموش نمی‌کنم، هیچ‌وقت.

77
00:03:50,520 --> 00:03:52,240
‫منم همین‌طور.

78
00:03:52,280 --> 00:03:53,920
‫باید برای کار آماده شم.

79
00:04:03,360 --> 00:04:05,360
W W W . M O V I E S H O . C O M

80
00:04:06,360 --> 00:04:16,360
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

81
00:04:44,080 --> 00:04:45,920
‫جواب بده، اما هارت.

82
00:05:18,040 --> 00:05:19,440
‫کجا بودی؟

83
00:05:19,480 --> 00:05:22,160
‫خیلی معذرت می‌خوام.
‫الان این‌جا رو جمع می‌کنم.

84
00:05:22,200 --> 00:05:24,160
‫سینی صبحونه‌م باید جمع شه.

85
00:05:24,200 --> 00:05:26,000
‫البته.

86
00:05:26,040 --> 00:05:27,120
‫کجا داری میری؟

87
00:05:28,160 --> 00:05:30,000
‫- فکر کردم...
‫- موهام رو دیدی؟

88
00:05:31,600 --> 00:05:33,520
‫به نظر میاد...

89
00:05:33,560 --> 00:05:34,960
‫می‌خواین سنجاق‌هاش رو براتون درست کنم؟

90
00:05:35,000 --> 00:05:36,800
‫به نظرت نیاز به درست کردن داره؟

91
00:05:36,840 --> 00:05:38,240
‫نه، به نظرم خیلی قشنگ شده، فقط...

92
00:05:38,280 --> 00:05:40,320
‫چرا تمیزکاری نمی‌کنی؟

93
00:05:40,360 --> 00:05:41,880
‫اینجا رو نگاه کن.

94
00:05:41,920 --> 00:05:44,520
‫شوهرم هر لحظه ممکنه برسه، منتظرم.

95
00:05:51,560 --> 00:05:54,720
‫توی مهمونی غوغا به پا کردم، مگه نه؟

96
00:05:54,760 --> 00:05:57,080
‫شاهکار بودین. همه همین رو می‌گفتن.

97
00:05:58,160 --> 00:06:00,040
‫تعجب می‌کنم آدام چطور می‌خواد ازم تشکر کنه.

98
00:06:03,640 --> 00:06:05,080
‫شاید بتونین بعضی از اون لباس‌هایی رو که

99
00:06:05,120 --> 00:06:06,320
‫ازم خواستین براتون تغییر بدم پرو کنین،

100
00:06:06,360 --> 00:06:07,960
‫تا اگه خواستین... در بهترین حالتتون به نظر بیاین.

101
00:06:11,000 --> 00:06:12,720
‫اون ایده هوشمندانه‌ای رو که برای

102
00:06:12,760 --> 00:06:13,960
‫تغییر دادنشون داشتین یادتونه؟

103
00:06:14,000 --> 00:06:15,560
‫اگه بخواین می‌تونم الآن بیارمشون؟

104
00:06:15,600 --> 00:06:17,640
‫فکر کنم گفتین برای هر لباس یه شیلینگ.

105
00:06:17,680 --> 00:06:18,680
‫من گفتم؟

106
00:06:20,160 --> 00:06:21,240
‫بله، خودتون گفتین.

107
00:06:21,280 --> 00:06:22,840
‫اما...

108
00:06:22,880 --> 00:06:25,640
‫این ‌همه جاه‌طلبی... باید حواست باشه.

109
00:06:25,680 --> 00:06:27,480
‫هیچ مردی دلش نمی‌خواد نگران زنی باشه

110
00:06:27,520 --> 00:06:28,960
‫که توی سرش فکر و خیال داره.

111
00:06:29,000 --> 00:06:31,240
‫اون‌ها بیشتر به صورت زن‌ها علاقه دارن.

112
00:06:31,280 --> 00:06:34,760
‫و تو از اون صورتایی داری
‫که مردها رو دیوونه می‌کنه.

113
00:06:34,800 --> 00:06:36,200
‫باید نشونش بدی.

114
00:06:36,240 --> 00:06:38,240
‫باید یه پسری باشه

115
00:06:38,280 --> 00:06:40,520
‫که بخوای کاملاً وحشیش کنی، مگه نه؟

116
00:06:42,600 --> 00:06:43,600
‫بهم بگو.

117
00:06:45,080 --> 00:06:47,440
‫تنها چیزی که قصد دارم درست کنم لباسه،
‫خانم فیرلی.

118
00:06:47,480 --> 00:06:48,830
‫برم بیارمشون؟

119
00:06:48,880 --> 00:06:52,280
‫می‌خوای ازم سوءاستفاده کنی، آره؟

120
00:06:52,320 --> 00:06:54,440
‫- فکر کردی من احمقم.
‫- البته که نه.

121
00:06:54,480 --> 00:06:56,480
‫چرا سینی صبحونه‌م هنوز این‌جاست؟

122
00:06:57,920 --> 00:06:59,280
‫معذرت می‌خوام، خانم فیرلی.

123
00:07:05,760 --> 00:07:07,280
‫اون نمی‌دونه داره در مورد چی حرف می‌زنه.

124
00:07:07,320 --> 00:07:09,000
‫بهم اعتماد کن پدر، شایعه‌های اعتصاب

125
00:07:09,040 --> 00:07:11,800
‫چرت و پرته. از پس هزینه‌هاش برنمیان.

126
00:07:11,840 --> 00:07:13,440
‫تو چی فکر می‌کنی، اولیویا؟

127
00:07:15,440 --> 00:07:17,720
‫خب، من...

128
00:07:17,760 --> 00:07:19,400
‫ما نمی‌تونیم بذاریم رابطه‌مون با کارگرها

129
00:07:19,440 --> 00:07:21,440
‫از اینی که هست خراب‌تر بشه.

130
00:07:21,480 --> 00:07:25,320
‫می‌ترسم میانجی‌گری
‫یکی از نقاط قوتت نباشه، جرالد.

131
00:07:25,360 --> 00:07:26,400
‫نظری داری؟

132
00:07:28,880 --> 00:07:30,440
‫داشتم فکر می‌کردم شاید احساسات ادوین

133
00:07:30,480 --> 00:07:33,320
‫بیشتر به درد یه همچین موقعیت حساسی بخوره.

134
00:07:33,360 --> 00:07:35,760
‫فکر نمی‌کنم احساساتی‌گری ضعیف ادوین

135
00:07:35,800 --> 00:07:38,360
‫- بتونه کمکی بکنه.
‫- اولیویا کاملاً درست میگه.

136
00:07:38,400 --> 00:07:39,400
‫مثل همیشه.

137
00:07:40,360 --> 00:07:41,830
‫ما به یه روش متفاوت نیاز داریم،

138
00:07:41,880 --> 00:07:43,800
‫و مهمه که ادوین فوت و فن کار رو یاد بگیره.

139
00:07:43,840 --> 00:07:45,840
‫اما تکلیف تموم کردن دانشگاهم چی میشه؟

140
00:07:46,240 --> 00:07:47,190
‫تابستون رو وقت داری.

141
00:07:47,240 --> 00:07:48,880
‫و اگه اشتباه نکنم ادوین،

142
00:07:48,920 --> 00:07:51,640
‫تو نتونستی هیچ برنامه‌ای
‫با دختر سر ویکرام جور کنی.

143
00:07:53,120 --> 00:07:55,040
‫خب... بله.

144
00:07:55,080 --> 00:07:57,760
‫از اون‌جایی که پریا به نظر میاد اصلاً

145
00:07:57,800 --> 00:08:00,080
‫به جرالد علاقه‌ای نداره،
‫این وظیفه می‌افته گردن تو.

146
00:08:01,400 --> 00:08:03,390
‫یک روز نصف کارخونه مال تو میشه ادوین.

147
00:08:03,440 --> 00:08:04,040
‫وقتشه شروع کنی به...

148
00:08:05,480 --> 00:08:06,480
‫پناه بر خدا!

149
00:08:06,520 --> 00:08:08,640
‫خیلی معذرت می‌خوام، ارباب فیرلی.

150
00:08:08,680 --> 00:08:11,400
‫- داری چه کار می‌کنی؟
‫- کمک می‌کنم.

151
00:08:11,440 --> 00:08:14,160
‫ما وسط حرفیم. بشین!

152
00:08:17,640 --> 00:08:18,840
‫ببخشید، آقا ادوین.

153
00:08:22,080 --> 00:08:23,720
‫«کمک می‌کنم!»

154
00:08:23,760 --> 00:08:26,240
‫واقعاً که، تو دیگه بچه نیستی، ادوین.

155
00:08:26,280 --> 00:08:28,190
‫امروز بعدازظهر میری کارخونه

156
00:08:28,240 --> 00:08:30,800
‫و جرالد فوت و فن کار رو بهت نشون میده. فهمیدی؟

157
00:08:30,840 --> 00:08:33,120
‫- بله، پدر.
‫- خوبه. جرالد؟

158
00:08:33,160 --> 00:08:34,360
‫بله، پدر.

159
00:08:52,880 --> 00:08:55,000
‫- چی شد؟
‫- پام گیر کرد.

160
00:08:55,040 --> 00:08:56,360
‫جلوی ارباب فیرلی؟

161
00:08:56,400 --> 00:08:57,600
‫یه اتفاق بود.

162
00:08:59,520 --> 00:09:00,720
‫هی!

163
00:09:05,200 --> 00:09:08,800
‫یه بار دیگه بهش دست بزنی، دارت می‌زنم.

164
00:09:08,840 --> 00:09:09,840
‫شنیدی چی گفتم؟

165
00:09:11,120 --> 00:09:12,360
‫در مورد مری هم همین‌طوره.

166
00:09:39,600 --> 00:09:41,520
‫ببخشید. من... میرم جلو چشمت نباشم.

167
00:09:41,560 --> 00:09:43,440
‫نه، نه، نه. اصلاً.

168
00:09:43,720 --> 00:09:44,920
‫نمی‌خوام از جلوی چشمم بری کنار.

169
00:09:46,120 --> 00:09:48,360
‫نمی‌تونم این رو تحمل کنم.
‫تو حتی بهم نگاه هم نمی‌کنی.

170
00:09:48,400 --> 00:09:49,960
‫خب، من حق ندارم نگاه کنم...

171
00:09:51,240 --> 00:09:52,480
‫همون‌طور که حق نداشتم...

172
00:09:53,600 --> 00:09:55,200
‫خدایا، خیلی خجالت می‌کشم.

173
00:09:55,240 --> 00:09:56,320
‫من نه.

174
00:09:57,840 --> 00:10:00,000
‫این تویی که می‌خوام باهاش باشم.

175
00:10:00,040 --> 00:10:01,520
‫ما نمی‌تونیم این کار رو با ادل بکنیم.

176
00:10:01,560 --> 00:10:02,840
‫پس کاری که اون داره با ما می‌کنه چی؟

177
00:10:02,880 --> 00:10:05,120
‫- اون حالش خوب نیست.
‫- بله!

178
00:10:05,160 --> 00:10:07,440
‫همیشه. مدام.

179
00:10:08,240 --> 00:10:10,320
‫ولی تو رو خدا، این بیماری‌ای نیست
‫که خودش واسه خودش درست کرده؟

180
00:10:10,360 --> 00:10:12,280
‫دکترها همش همینو بهم میگن.

181
00:10:13,520 --> 00:10:15,030
‫من تلاشم رو کردم،

182
00:10:15,080 --> 00:10:16,840
‫ولی اون تصمیمش رو گرفته که توی بدبختی زندگی کنه.

183
00:10:16,880 --> 00:10:18,600
‫و منم قبلاً فکر می‌کردم این تنها راه منه.

184
00:10:18,640 --> 00:10:20,640
‫ولی دیشب اون...

185
00:10:21,960 --> 00:10:24,440
‫شاید دوباره بشه همون آدم قبلی.

186
00:10:24,480 --> 00:10:26,240
‫اون همیشه به اندازه‌ی کافی بهم امید میده.

187
00:10:26,280 --> 00:10:27,910
‫فقط در حدی که باورم بشه

188
00:10:27,960 --> 00:10:29,240
‫اون هنوز همون زنیه که عاشقش شدم.

189
00:10:29,320 --> 00:10:31,760
‫و قبلاً فکر می‌کردم این یعنی امید. ولی نیست!

190
00:10:33,600 --> 00:10:34,920
‫این دیوونگیه!

191
00:10:36,560 --> 00:10:38,760
‫ کنار تو بودن...

192
00:10:40,160 --> 00:10:41,160
‫اون امید واقعی بود.

193
00:10:43,520 --> 00:10:45,320
‫خب، متاسفانه منم به بدی خواهرم باشم

194
00:10:45,360 --> 00:10:47,560
‫چون نمی‌تونم چیزی رو که بهش امید داری
‫بهت بدم.

195
00:10:50,960 --> 00:10:53,680
‫چرا هر سه‌تامون باید بدبخت باشیم؟

196
00:10:54,080 --> 00:10:55,080
‫این به کی کمک می‌کنه؟

197
00:11:05,800 --> 00:11:07,400
‫یه خرده جاش داره کبود میشه.

198
00:11:10,040 --> 00:11:11,600
‫ولی هر چیزی که باعث بشه
‫مردم ازت حساب ببرن

199
00:11:11,640 --> 00:11:13,120
‫حتماً چیز خوبیه.

200
00:11:13,240 --> 00:11:15,640
‫- دیگه از این زندگی خسته شدم.
‫- اون دیگه بهت دست نمی‌زنه.

201
00:11:15,680 --> 00:11:16,990
‫منظورم کل این زندگیه!

202
00:11:17,040 --> 00:11:18,720
‫مثل سگ جون کندن
‫و باهات بدتر از اون رفتار شدن!

203
00:11:23,960 --> 00:11:25,920
‫وضع خونه چطوره؟

204
00:11:25,960 --> 00:11:26,960
‫ساکت.

205
00:11:28,600 --> 00:11:30,880
‫تشییع جنازه کِی هست؟

206
00:11:32,600 --> 00:11:34,760
‫مراسم درستی نمیشه.

207
00:11:34,800 --> 00:11:36,760
‫هر چی از خیاطی و ایا پس‌انداز کرده بودم
‫دادم به بابام.

208
00:11:36,800 --> 00:11:37,990
‫ولی بازم اون‌قدر نمیشه که

209
00:11:38,040 --> 00:11:39,400
‫حتی یه سنگ قبر کوچیک بذاریم جایی که...

210
00:11:41,280 --> 00:11:43,760
‫خودمون بالای تپه براش یه مراسم می‌گیریم.

211
00:11:43,800 --> 00:11:45,160
‫اونجا مکان مورد علاقه‌ش بود.

212
00:11:48,480 --> 00:11:50,520
‫تو از این‌جا میزنی بیرون، اما.

213
00:11:50,560 --> 00:11:51,720
‫هر کاری دلت بخواد می‌کنی...

214
00:11:53,040 --> 00:11:55,440
‫و کلی هم پول به جیب می‌زنی.

215
00:11:55,480 --> 00:11:56,640
‫مثل کاری که من می‌کنم.

216
00:11:56,760 --> 00:11:59,120
‫از همون لحظه اولی که دیدمت
‫اینو تو وجودت فهمیدم.

217
00:11:59,160 --> 00:12:00,800
‫من و تو اهل ترقی هستیم.

218
00:12:00,840 --> 00:12:03,320
‫و تا وقتی به قله نرسیم ول کن نیستیم.

219
00:12:03,360 --> 00:12:06,000
‫و وقتی هم برسیم، با دسترنج خودمون بوده.

220
00:12:07,160 --> 00:12:08,440
‫نه مثل اون بالا‌نشین‌ها.

221
00:12:09,800 --> 00:12:12,320
‫اونا فقط شانس آوردن تو خونه‌ی درستی به دنیا اومدن.

222
00:12:12,360 --> 00:12:13,550
‫تقصیر اونا نیست که پولدارن،

223
00:12:13,600 --> 00:12:15,480
‫همون‌قدر که تقصیر ما نیست که فقیریم.

224
00:12:15,520 --> 00:12:18,040
‫نه. این اشتباه رو نکن

225
00:12:18,080 --> 00:12:19,480
‫که فکر کنی همه‌مون مثل همیم.

226
00:12:23,480 --> 00:12:25,800
‫اما، میشه...؟

227
00:12:25,840 --> 00:12:28,240
‫شومینه‌ها یه مشکلی دارن.

228
00:12:29,760 --> 00:12:30,760
‫حتماً.

229
00:12:34,000 --> 00:12:35,520
‫- آقای اونیل.
‫- بله، قربان.

230
00:12:39,920 --> 00:12:41,520
‫خیلی معذرت می‌خوام. می‌خواستم کمک کنم...

231
00:12:41,560 --> 00:12:43,360
‫صاحب‌خونه‌ها که کمک نمی‌کنن.

232
00:12:43,400 --> 00:12:44,840
‫اما...

233
00:12:44,880 --> 00:12:45,880
‫اما!

234
00:12:47,440 --> 00:12:50,840
‫صورتت چی شده؟
‫کی این بلا رو سرت آورده؟

235
00:12:50,880 --> 00:12:53,320
‫اگه کسیه که این‌جا کار می‌کنه،
‫کاری می‌کنم که به سزای عملش برسه.

236
00:12:53,360 --> 00:12:54,400
‫اگه جرالد بود چی؟

237
00:12:56,160 --> 00:12:57,320
‫جرالد بود؟

238
00:12:59,120 --> 00:13:00,120
‫نه.

239
00:13:02,000 --> 00:13:03,560
‫- گیج شدم...
‫- بی‌خیال!

240
00:13:03,600 --> 00:13:05,150
‫نباید ببینن که هوای منو داری،

241
00:13:05,200 --> 00:13:07,160
‫منم نمی‌تونم ریسک کنم که به خاطر
‫دردسر درست کردن اخراج بشم.

242
00:13:07,200 --> 00:13:09,480
‫- نگران نباش...
‫- این فقط مسئله‌ی من نیست!

243
00:13:09,520 --> 00:13:10,950
‫من باید خرج یه خانواده رو بدم،

244
00:13:11,000 --> 00:13:12,880
‫همین‌جوری هم به زور یه لقمه نون سر سفرمونه!

245
00:13:12,920 --> 00:13:15,920
‫نمی‌ذارم به خاطر یه سیلی ناچیز، گرسنگی بکشن!

246
00:13:15,960 --> 00:13:17,800
نباید اشتباهی میکردیم

247
00:14:02,840 --> 00:14:05,040
‫اون یکی رو اونجا نذار...

248
00:14:11,760 --> 00:14:13,640
‫اما، نگاه کن، دیدی؟

249
00:14:14,760 --> 00:14:16,960
‫حتی آقا ادوین هم نمی‌تونه حریفم بشه.

250
00:14:17,920 --> 00:14:21,000
‫دفعه بعد باید بیشتر تلاش کنی. من از تمرین افتادم.

251
00:14:21,040 --> 00:14:22,960
‫دوباره بسازشون.

252
00:14:23,000 --> 00:14:24,480
‫مثل یه آسمان‌خراش.

253
00:14:24,520 --> 00:14:26,160
‫تو از آسمان‌خراش چی می‌دونی؟

254
00:14:28,240 --> 00:14:29,680
‫این‌ جا چی کار می‌کنی؟

255
00:14:29,720 --> 00:14:31,840
‫ظاهراً دارم تو بازی گوی‌بازی می‌بازم.

256
00:14:31,880 --> 00:14:33,280
‫ولی شنیدم
‫معمولاً خودت هم همین‌قدر می‌بازی.

257
00:14:36,160 --> 00:14:38,320
‫راستش رو بخوای،
‫اما خیلی خوب بازی می‌کنه.

258
00:14:38,360 --> 00:14:39,720
‫آره. برای یه دختر.

259
00:14:39,760 --> 00:14:40,990
‫به نظرم متوجه میشی

260
00:14:41,040 --> 00:14:42,800
‫که دختر بودن ربطی به این چیزا نداره.

261
00:14:42,840 --> 00:14:44,680
‫من فقط خوب بازی می‌کنم.

262
00:14:49,280 --> 00:14:51,000
‫بعضی وقتا می‌ذارم ببره.

263
00:14:51,040 --> 00:14:53,240
‫اگه نبره، حسابی بداخلاق میشه.

264
00:14:57,440 --> 00:14:59,120
‫وای!

265
00:14:59,480 --> 00:15:01,440
‫شانسی بود. واقعیتش رو بخوای شانسی بود.

266
00:15:12,640 --> 00:15:14,640
‫نه، چی شده این آینه ترک خورده؟

267
00:15:15,720 --> 00:15:18,280
‫احتمالاً از دیدن قیافه‌ی من خسته شده.

268
00:15:18,320 --> 00:15:20,600
‫این حرف‌ها رو نزن.

269
00:15:20,640 --> 00:15:22,120
‫ذهنت باورش می‌کنه.

270
00:15:25,960 --> 00:15:28,280
‫دیشب خیلی خوب گذشت، این‌طور نیست؟

271
00:15:30,000 --> 00:15:31,880
‫آدام کلی لذت برد. ندیدی؟

272
00:15:31,920 --> 00:15:33,080
‫آره.

273
00:15:33,120 --> 00:15:35,840
‫وقتی چاندراها رو کشوندم وسط مجلس تا برقصن،

274
00:15:35,880 --> 00:15:37,520
‫کل ورق رو برگردوندم.

275
00:15:41,440 --> 00:15:44,840
‫و حالا که حالم بهتر شده،
‫بالاخره می‌تونی بری خونه.

276
00:15:44,880 --> 00:15:45,880
‫مگه نه؟

277
00:15:47,160 --> 00:15:50,320
‫الان دیگه کاملاً خوبی؟ همه‌ چی ردیفه؟

278
00:15:50,920 --> 00:15:53,040
‫پس چرا نمی‌آی با ما صبحونه بخوری؟

279
00:15:53,080 --> 00:15:55,280
‫من صبحونه نمی‌خورم.

280
00:15:55,320 --> 00:15:57,640
‫می‌دونم چه بلایی سر هیکل آدم میاره.

281
00:15:57,680 --> 00:15:58,680
‫آخ!

282
00:16:00,080 --> 00:16:02,080
‫- شوخی کردم عزیزم.
‫- آره.

283
00:16:04,600 --> 00:16:07,680
‫درک می‌کنم چرا این‌قدر طولانی موندی، اولیویا.

284
00:16:07,720 --> 00:16:09,120
‫توی اون خونه‌ی خالی و خاکستریت

285
00:16:09,240 --> 00:16:11,160
‫حتماً خیلی خیلی تنهایی. و اینجا،

286
00:16:11,200 --> 00:16:13,880
‫یه خانواده‌ی آماده‌به‌خدمت داری
‫که باهاشون بازی کنی.

287
00:16:13,920 --> 00:16:17,120
‫ولی اینا واقعی نیستن عزیزم. خودت می‌دونی، نه؟

288
00:16:17,160 --> 00:16:18,630
‫من به این خاطر این‌جا نیستم.

289
00:16:18,680 --> 00:16:21,640
‫برای بچه‌دار شدن دیگه خیلی دیره،
‫البته که هست، ولی...

290
00:16:21,680 --> 00:16:22,840
‫مردها که زیادن...

291
00:16:22,880 --> 00:16:25,280
‫- بس کن!
‫- چی شد؟

292
00:16:25,320 --> 00:16:26,720
‫قیافه‌ت اون‌قدرها هم پیر نیست.

293
00:16:27,960 --> 00:16:29,680
‫نه مثل من.

294
00:16:29,720 --> 00:16:30,720
‫من داغونم.

295
00:16:33,960 --> 00:16:35,320
‫خودت می‌دونی زیبایی.

296
00:16:36,360 --> 00:16:38,000
‫آره.

297
00:16:38,040 --> 00:16:40,720
‫ولی... نه به اندازه‌ای که نشه مقاومت کرد.

298
00:16:43,440 --> 00:16:45,480
‫می‌دونی، قدیما مردها هیچ‌وقت نمی‌تونستن

299
00:16:45,520 --> 00:16:47,400
‫جلوی خودشون رو بگیرن...

300
00:16:48,280 --> 00:16:50,560
‫آدام هر لحظه منو می‌خواست.

301
00:16:50,600 --> 00:16:52,040
‫مدام بهم ابراز علاقه می‌کرد.

302
00:16:55,160 --> 00:16:57,520
‫می‌دونی، تو خوش‌شانسی، اولیویا.

303
00:16:57,560 --> 00:16:59,040
‫ارزش تو هیچ‌وقت

304
00:16:59,080 --> 00:17:00,400
‫با امیال یه مرد تعیین نشده.

305
00:17:01,640 --> 00:17:04,320
‫دارایی اصلی تو عقلته. همیشه همین بوده.

306
00:17:04,360 --> 00:17:07,360
‫مثل من نیستی. من عقلم رو از دست دادم.
‫ولی مال تو سر جاشه.

307
00:17:10,720 --> 00:17:11,720
‫باید استراحت کنی.

308
00:17:13,320 --> 00:17:15,440
‫می‌دونم آدام چقدر
‫برای عقلت ارزش قائله.

309
00:17:21,720 --> 00:17:23,600
‫از طرز نگاهش به تو متوجه میشم.

310
00:17:26,880 --> 00:17:28,640
‫به یکی می‌گم بیاد آینه رو درست کنه.

311
00:17:46,440 --> 00:17:48,240
‫چیزی شده؟

312
00:17:48,280 --> 00:17:52,040
‫کل عمرم رو صرف تشویق خواهرم کردم

313
00:17:52,080 --> 00:17:53,680
‫و مراقبش بودم...

314
00:17:55,040 --> 00:17:56,760
‫نیازهای اون رو
‫قبل از نیازهای خودم گذاشتم.

315
00:17:56,800 --> 00:18:00,680
‫و اون حتی یه بار هم ازم تشکر نکرد
‫یا اصلاً متوجه نشد.

316
00:18:00,720 --> 00:18:04,120
‫من اون‌قدر مغرور یا بزرگ نیستم

317
00:18:04,160 --> 00:18:05,920
‫که فکر کنم لیاقت خوشبختی رو دارم.

318
00:18:07,080 --> 00:18:08,440
‫قطعاً نه این‌جوری.

319
00:18:09,600 --> 00:18:12,600
‫ولی... دلم می‌خواد بدونم...

320
00:18:13,640 --> 00:18:15,120
‫خوشبختی چه حسی داره.

321
00:18:17,120 --> 00:18:18,240
‫چی میگی؟

322
00:18:21,400 --> 00:18:22,400
‫دوستت دارم.

323
00:18:22,920 --> 00:18:24,720
‫شما دو تا دارید چیکار می‌کنید؟

324
00:18:24,760 --> 00:18:27,200
‫می‌دونم دارید وقت‌کشی می‌کنید
‫چون فکر می‌کنید من می‌برم.

325
00:18:28,880 --> 00:18:29,920
‫بجنبید.

326
00:18:29,960 --> 00:18:31,240
‫نمی‌مونه.

327
00:18:31,280 --> 00:18:33,000
‫ارباب ادوین، درسته؟

328
00:18:34,280 --> 00:18:36,320
‫درسته. آقای هارت.

329
00:18:38,440 --> 00:18:39,440
‫از دیدنتون خوشبختم.

330
00:18:40,360 --> 00:18:41,920
‫آره. اینجا چی کار می‌کنید؟

331
00:18:41,960 --> 00:18:42,960
‫تو بازی می‌بازه.

332
00:18:44,320 --> 00:18:45,680
‫داشت رد می‌شد.

333
00:18:45,720 --> 00:18:48,400
‫راستش اومدم باهاتون صحبت کنم، آقای هارت.

334
00:18:49,320 --> 00:18:51,560
‫آره؟ چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

335
00:18:52,640 --> 00:18:55,080
‫دنبال کسی هستم
‫که یه پستی رو تو کارخونه پر کنه.

336
00:18:56,280 --> 00:18:57,470
‫خب، من هیچ تجربه‌ای

337
00:18:57,520 --> 00:18:59,080
‫تو کار کردن با اون مدل ماشین‌ها ندارم.

338
00:18:59,120 --> 00:19:02,960
‫این یه نقش جدیده که دارم ایجاد می‌کنم.
‫بیشتر حالت سرپرستی داره.

339
00:19:03,000 --> 00:19:04,350
‫یه جور پل ارتباطی

340
00:19:04,400 --> 00:19:05,750
‫بین مدیریت و کارگرها.

341
00:19:05,800 --> 00:19:07,720
‫اخیراً تنش‌ها خیلی بالا گرفته،

342
00:19:07,760 --> 00:19:10,600
‫و من کسی رو می‌خوام که

343
00:19:10,640 --> 00:19:13,520
‫تو جامعه خیلی محترم باشه

344
00:19:13,560 --> 00:19:14,510
‫تا وساطت کنه.

345
00:19:14,560 --> 00:19:15,910
‫واسه همین پرس‌وجو کردم.

346
00:19:15,960 --> 00:19:17,040
‫اسمتون مدام تکرار میشد.

347
00:19:18,440 --> 00:19:20,840
‫من تو این چیزها هم تجربه‌ای ندارم، پس...

348
00:19:20,880 --> 00:19:22,080
‫خب، حقوقش چقدره؟

349
00:19:22,120 --> 00:19:23,440
‫- فرانک!
‫- چی؟

350
00:19:23,480 --> 00:19:25,360
‫می‌تونیم هفته‌ای ۴۰ شیلینگ بدیم.

351
00:19:25,400 --> 00:19:26,960
‫هفته‌ای؟

352
00:19:27,000 --> 00:19:28,320
‫گفتی... ۴۰ تا؟

353
00:19:35,000 --> 00:19:36,120
‫خب، این...

354
00:19:39,200 --> 00:19:41,240
‫آره، خب، آدم نمی‌تونه به این نه بگه، مگه نه؟

355
00:19:42,920 --> 00:19:45,360
‫ممنونم. ممنونم، قربان. خیلی لطف دارید.

356
00:19:45,400 --> 00:19:46,840
‫شما دارید به من لطف می‌کنید.

357
00:19:49,720 --> 00:19:53,120
‫خب، اگه فردا بیاید کارخونه،
‫در مورد شرایط صحبت می‌کنیم.

358
00:19:53,160 --> 00:19:55,480
‫- حتماً، اونجا میبینمتون.
‫- عالیه.

359
00:19:56,600 --> 00:19:58,800
‫خب، عصرتون به خیر باشه.

360
00:20:05,160 --> 00:20:06,800
‫قضیه چی بود؟

361
00:20:07,120 --> 00:20:08,480
‫اصلاً نمی‌دونم.

362
00:20:08,520 --> 00:20:11,720
‫اما، تو اون خونه چه حرف‌هایی زدی؟

363
00:20:11,760 --> 00:20:13,400
‫اینکه من نمی‌تونم خرج این خانواده رو بدم؟

364
00:20:13,440 --> 00:20:15,160
‫نه، بابا، تو مجبور نیستی این کار رو بکنی.

365
00:20:15,200 --> 00:20:18,200
‫- می‌دونم ازش متنفری.
‫- نمی‌تونم از این حقوق بگذرم.

366
00:20:18,240 --> 00:20:19,960
‫دیگه تموم شد.

367
00:20:20,000 --> 00:20:21,000
‫ولش کن، اما.

368
00:20:35,560 --> 00:20:45,560
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

369
00:21:00,120 --> 00:21:02,000
‫باشه.

370
00:21:02,040 --> 00:21:04,680
‫آماده‌ایم که با مادرت خداحافظی کنیم؟

371
00:21:07,360 --> 00:21:08,560
‫اینو کجا پیدا کردی؟

372
00:21:08,600 --> 00:21:10,000
‫تو جعبه‌ی مامان زیر تخت.

373
00:21:11,080 --> 00:21:13,000
‫می‌دونم حتماً کلی برات خرج برداشته،

374
00:21:13,040 --> 00:21:15,600
‫ولی خیلی براش عزیز بود. فکر کردم می‌خوادش.

375
00:21:17,160 --> 00:21:20,600
‫به من ربطی نداره. نمی‌دونستم هنوز دارتش.

376
00:21:20,640 --> 00:21:22,600
‫- پس کی بهش داده بود؟
‫- نیارش.

377
00:21:22,640 --> 00:21:24,350
‫- بجنب فرانک.
‫- باشه، ولی...

378
00:21:24,400 --> 00:21:26,880
‫اما. فقط ولش کن. لطفاً.

379
00:21:45,560 --> 00:21:46,800
‫اون چیه پس؟

380
00:21:55,560 --> 00:21:56,560
‫کی این کار رو کرده؟

381
00:21:59,040 --> 00:22:00,040
‫فکر کنم دوستم.

382
00:22:02,480 --> 00:22:03,920
‫حتماً کار مک بوده.

383
00:22:17,200 --> 00:22:18,800
‫عاشق اینجا بود.

384
00:22:24,680 --> 00:22:25,720
‫ممنون، عزیزم.

385
00:22:27,960 --> 00:22:29,360
‫هی، بیا.

386
00:22:53,760 --> 00:22:56,160
‫یه چیزی نوشتم

387
00:22:56,200 --> 00:22:57,440
‫که می‌خواستم بهش بگم.

388
00:23:01,040 --> 00:23:02,480
‫گذاشتم توی...

389
00:23:04,080 --> 00:23:05,680
‫اینجا بود.

390
00:23:05,720 --> 00:23:06,720
‫اینجا بود.

391
00:23:07,800 --> 00:23:11,600
‫یه چیزهایی به ذهنم رسید که بهش بگم.
‫کلماتی و این‌ها.

392
00:23:11,640 --> 00:23:12,870
‫و...

393
00:23:12,920 --> 00:23:15,240
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم پیداشون کنم.

394
00:23:15,280 --> 00:23:16,520
‫اشکالی نداره.

395
00:23:16,560 --> 00:23:17,600
‫جا گذاشتم.

396
00:23:19,280 --> 00:23:22,040
‫می‌خواستم به مامان بگم...

397
00:23:22,080 --> 00:23:23,680
‫می‌خواستم بهش بگم که دوستش دارم.

398
00:23:26,080 --> 00:23:27,080
‫اون می‌دونه.

399
00:23:28,800 --> 00:23:29,800
‫اون می‌دونه.

400
00:23:41,040 --> 00:23:42,400
‫اشکالی نداره، پسر.

401
00:24:43,000 --> 00:24:44,520
‫امشب می‌بینمت، باشه؟

402
00:24:44,560 --> 00:24:45,560
‫می‌بینمت.

403
00:24:56,400 --> 00:24:59,280
‫ممنونم، اما. می‌دونم خیلی ناگهانی بود.

404
00:24:59,320 --> 00:25:00,760
‫در هر صورت کارشون تقریباً تموم شده بود.

405
00:25:00,800 --> 00:25:02,280
‫«تموم شده بود.»

406
00:25:02,320 --> 00:25:03,550
‫تقریباً تموم شده بود.

407
00:25:03,600 --> 00:25:05,120
‫یا می‌تونستی بگی «به پایان رسیده بود».

408
00:25:05,160 --> 00:25:08,040
‫تقریباً تموم شده بود. ممنونم، خانم.

409
00:25:10,720 --> 00:25:12,560
‫تو واقعاً بااستعدادی، اما.

410
00:25:13,840 --> 00:25:15,840
‫می‌دونی؟ باید این کار رو ادامه بدی.

411
00:25:15,880 --> 00:25:17,800
‫تو واقعاً می‌تونی یه کاره‌ای بشی.

412
00:25:23,280 --> 00:25:25,120
‫داشتم فکر می‌کردم، خانم...

413
00:25:25,160 --> 00:25:27,040
‫این لباس‌های فرم، هم قشنگن و هم خوبن،

414
00:25:27,080 --> 00:25:29,560
‫ولی اگه جیب داشتن و دامن‌شون آزادتر بود،

415
00:25:29,600 --> 00:25:31,120
‫کار کردن باهاشون راحت‌تر میشد.

416
00:25:31,160 --> 00:25:33,080
‫اگه پارچه داشتم، می‌تونستم یکی جدید بدوزم،

417
00:25:33,120 --> 00:25:35,200
‫ارزون‌تر از چیزی که معمولاً میدی.

418
00:25:35,240 --> 00:25:38,000
‫هر لباس سه شیلینگ؟ نصفش رو اول بگیرم؟

419
00:25:38,040 --> 00:25:39,600
‫آره، فکر خوبیه.

420
00:25:39,640 --> 00:25:41,920
‫می‌تونی از تیکه‌های پارچه‌ی کارخونه استفاده کنی.

421
00:25:41,960 --> 00:25:45,240
‫من این یکی رو یادم نمیاد.

422
00:25:45,280 --> 00:25:47,840
‫بسیار عذر می‌خوام.
‫اون متعلق به خانم فیرلیه.

423
00:25:47,880 --> 00:25:49,680
‫برای ایشونم داشتم یه کارهایی می‌دوختم.

424
00:25:49,720 --> 00:25:52,040
‫درسته. بله.

425
00:25:52,080 --> 00:25:53,800
‫نه، اون خیلی بیشتر به اون می‌خوره.

426
00:25:55,120 --> 00:25:57,480
‫ولی اندازه‌ی شما میشه.
‫می‌تونم کاری کنم که بشه.

427
00:25:57,520 --> 00:25:59,840
‫الان می‌تونم انجامش بدم،
‫با همون دستمزد همیشگی. من سریع کار می‌کنم.

428
00:25:59,880 --> 00:26:01,160
‫نه.

429
00:26:01,680 --> 00:26:03,400
‫فکر کنم تو تن‌تون خیلی قشنگ بشه، خانم.

430
00:26:03,440 --> 00:26:05,560
‫این دقیقاً از اون چیزهایی‌ایه
‫که مردم واسه اپرا می‌پوشن...

431
00:26:05,600 --> 00:26:06,920
‫البته من این‌طور فکر می‌کنم.

432
00:26:12,600 --> 00:26:13,760
‫نباید بپوشم.

433
00:26:13,800 --> 00:26:15,640
‫خانم فیرلی متوجه نمیشه.

434
00:26:15,680 --> 00:26:17,560
‫از اینا زیاد داره.

435
00:26:17,600 --> 00:26:19,080
‫چرا امتحانش نمی‌کنی؟

436
00:26:29,400 --> 00:26:30,400
‫این چیه؟

437
00:26:32,880 --> 00:26:34,320
‫مال ادل ـه؟

438
00:26:34,360 --> 00:26:36,600
‫آره.

439
00:26:36,640 --> 00:26:38,640
‫قرضش گرفتم. دوستش داری؟

440
00:26:38,680 --> 00:26:40,760
‫خب... خیلی بهت نمیاد.

441
00:26:45,120 --> 00:26:46,400
‫خب، می‌تونم عوضش کنم.

442
00:26:46,440 --> 00:26:48,600
‫الان وقت نداریم. همین خوبه.

443
00:26:49,720 --> 00:26:50,840
‫بریم؟

444
00:27:08,480 --> 00:27:09,920
‫باید قبل از اینکه اون شغل رو

445
00:27:09,960 --> 00:27:11,840
‫به پدرت پیشنهاد بدم، ازت می‌پرسیدم.

446
00:27:11,880 --> 00:27:13,520
‫یه احمق بی‌احساسم.

447
00:27:13,560 --> 00:27:15,400
‫قراره فقط حرف‌های بدیهی بزنیم؟

448
00:27:17,880 --> 00:27:20,400
‫خیلی معذرت می‌خوام.
‫اصلاً قصدم این نبود که شبیه صدقه دادن باشه.

449
00:27:20,440 --> 00:27:21,680
‫اون ازش متنفره.

450
00:27:21,960 --> 00:27:24,400
‫بیرون بودن زیر آفتاب، باد، بارون...

451
00:27:24,440 --> 00:27:26,350
‫این چیزیه که اونو سر پا نگه می‌داره.

452
00:27:26,400 --> 00:27:27,680
‫مامانم هم همیشه همین رو می‌گفت.

453
00:27:28,760 --> 00:27:29,960
‫خیلی ذوق‌زده شدم.

454
00:27:30,000 --> 00:27:32,120
‫که خب وقتی احمق باشی، پیش میاد.

455
00:27:33,760 --> 00:27:35,320
‫اما، می‌دونم زندگی‌ام راحت‌تر از بقیه بوده،

456
00:27:35,360 --> 00:27:36,880
‫ولی زندگی من هم کامل نیست...

457
00:27:36,920 --> 00:27:39,840
‫چرا؟ بابات یه کارخونه بهت داده که نمی‌خوایش؟

458
00:27:39,880 --> 00:27:42,790
‫پدرم نمی‌تونه پول یه خاکسپاری آبرومند رو
‫برای مامانم بده.

459
00:27:42,840 --> 00:27:44,600
‫پس دیگه با این خیال‌پردازی‌ها

460
00:27:44,640 --> 00:27:46,110
‫درباره‌ی زندگی‌ای که هیچ‌وقت نمی‌تونم داشته باشم

461
00:27:46,160 --> 00:27:48,120
‫حواسم رو پرت نکن و بذار برای زندگی‌ای کار کنم
‫که واقعاً دست‌یافتنیه!

462
00:27:49,240 --> 00:27:52,320
‫آینده‌ی ما دست‌یافتنیه، اما.
‫این تنها چیزیه که بهش فکر می‌کنم.

463
00:27:53,480 --> 00:27:54,760
‫کاش می‌تونستم بیام تو

464
00:27:54,800 --> 00:27:57,320
‫و از پدرت خواستگاریت کنم.

465
00:27:57,360 --> 00:27:59,320
‫یه روزی این کار رو می‌کنم.

466
00:27:59,360 --> 00:28:01,880
‫قول میدم، اما. اتفاق می‌افته.

467
00:28:03,880 --> 00:28:05,920
‫تا اون موقع، این تنها کاری بود
‫که واسه کمک کردن به ذهنم رسید.

468
00:28:08,960 --> 00:28:10,720
‫ولی اگه می‌خوای بگم دیگه اون شغل وجود نداره...

469
00:28:10,760 --> 00:28:11,760
‫نه.

470
00:28:20,040 --> 00:28:21,680
‫قولی که به مامانم دادم رو نمی‌شکنم.

471
00:28:22,840 --> 00:28:25,000
‫مجبورم به برنامه بچسبم
‫و ساعت‌های کاری‌ام رو پر کنم،

472
00:28:25,040 --> 00:28:27,400
‫و اون کار خیاطی.
‫که وقت زیادی برای ما باقی نمی‌ذاره.

473
00:28:27,440 --> 00:28:28,840
‫هر ثانیه‌ای که بتونم رو غنیمت می‌شمارم.

474
00:28:29,200 --> 00:28:31,720
‫ارباب ادوین.

475
00:28:34,120 --> 00:28:37,040
‫داشتم چک می‌کردم همه ‌چی اینجا مرتبه.

476
00:28:37,080 --> 00:28:39,480
‫آره. به نظر میاد همین‌ طوره. خوبه.

477
00:28:40,560 --> 00:28:41,560
‫خوبه.

478
00:28:46,000 --> 00:28:47,880
‫خانم فیرلی صدات می‌کنه.

479
00:28:50,160 --> 00:28:51,600
‫خلاصه که حسابی دورت شلوغه.

480
00:28:51,640 --> 00:28:52,920
‫این‌طور نیست؟

481
00:29:06,240 --> 00:29:08,760
‫می‌دونی، حالم خیلی بهتره.

482
00:29:09,200 --> 00:29:10,600
‫خوشحالم می‌شنوم، خانم فیرلی.

483
00:29:12,000 --> 00:29:13,600
‫فکر کنم اون لباس‌هایی که

484
00:29:13,640 --> 00:29:14,920
‫برام می‌دوختی رو امتحان کنم.

485
00:29:16,960 --> 00:29:19,440
‫بله، البته. هنوز دارم روشون کار می‌کنم،

486
00:29:19,480 --> 00:29:21,440
‫ولی چندتاشون رو میارم.

487
00:29:21,480 --> 00:29:22,600
‫یه لباس قرمزه هست.

488
00:29:23,680 --> 00:29:25,640
‫ساتن. یقه باز.

489
00:29:28,640 --> 00:29:30,600
‫آدام منو تو اون لباس خیلی دوست داره.

490
00:29:30,880 --> 00:29:32,680
‫اون یکی هنوز کامل نشده.

491
00:29:33,160 --> 00:29:34,800
‫پس بهترین موقع‌ست که امتحانش کنم.

492
00:29:34,840 --> 00:29:37,120
‫- پر از سوزن ته‌گرده.
‫- برام مهم نیست.

493
00:29:38,640 --> 00:29:40,080
‫من همونو می‌خوام.

494
00:29:41,320 --> 00:29:44,320
‫دلیلی هست که نتونم چیزی که
‫می‌خوام رو داشته باشم، اما؟

495
00:29:47,760 --> 00:29:48,760
‫خوبه.

496
00:29:50,800 --> 00:29:52,920
‫پس همین‌جا منتظر می‌مونم تا برام بیاریش.

497
00:29:59,480 --> 00:30:00,920
‫اخراج میشم! حتماً اخراج میشم!

498
00:30:00,960 --> 00:30:02,880
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.
‫با مادرم حرف می‌زنم،

499
00:30:02,920 --> 00:30:04,390
‫- توضیح میدم...
‫- چطور؟

500
00:30:04,440 --> 00:30:05,760
‫چطور می‌خوای توضیح بدی
‫که اصلاً چرا برات مهمه؟

501
00:30:11,040 --> 00:30:12,800
‫اومدن! زودتر برگشتن!

502
00:30:13,480 --> 00:30:15,960
‫خدایا شکرت!

503
00:30:16,000 --> 00:30:17,200
‫یه معجزه‌ست!

504
00:30:23,560 --> 00:30:25,600
‫کار اشتباهی کردم؟

505
00:30:25,640 --> 00:30:27,000
‫نه، مگه اینکه این سردرد رو تو بهم داده باشی.

506
00:30:27,040 --> 00:30:28,200
‫می‌دونم این‌طور نیست.

507
00:30:30,040 --> 00:30:31,800
‫چرا اینجام؟

508
00:30:31,840 --> 00:30:34,320
‫گفتی می‌خوای برگردی، پس...

509
00:30:34,360 --> 00:30:35,360
‫نه.

510
00:30:36,640 --> 00:30:38,640
‫خدایا، این خیلی تحقیرآمیزه.

511
00:30:38,680 --> 00:30:40,560
‫چی؟

512
00:30:40,600 --> 00:30:43,160
‫میرم. برمی‌گردم خونه.
‫بیش از حد توانم اینجا موندم.

513
00:30:43,200 --> 00:30:45,080
‫ولی من بهت نیاز دارم.

514
00:30:45,120 --> 00:30:48,240
‫دقیقاً به کدوم بخش من این‌قدر سخت نیاز داری؟

515
00:30:48,280 --> 00:30:50,640
‫- به همه‌ی بخش‌هات.
‫- تو من رو نمی‌خوای.

516
00:30:50,680 --> 00:30:52,080
‫معلومه که...

517
00:30:52,120 --> 00:30:53,600
‫اولیویا، تو زیبایی...

518
00:30:53,640 --> 00:30:56,800
‫چرا اینجام؟ خواهرم نمی‌خواد اینجا باشم.

519
00:30:56,840 --> 00:30:58,960
‫ادعا می‌کنی ای‌کاش همسرت بودم،
‫ولی نیستم.

520
00:30:59,000 --> 00:31:01,000
‫من کی‌ام؟ من هیچیت نیستم.

521
00:31:01,040 --> 00:31:02,560
‫چیزی جز مایه‌ی خجالت نیستم!

522
00:31:02,600 --> 00:31:04,880
‫- این‌طور نیست.
‫- دنبالم نیا!

523
00:31:06,760 --> 00:31:08,680
‫خانم وین‌رایت... واقعاً شرمنده‌م،

524
00:31:08,720 --> 00:31:11,760
‫ولی خانم فیرلی این لباس رو خواسته.
‫همین لباس رو.

525
00:31:11,800 --> 00:31:13,000
‫نمی‌دونستم چی بگم،

526
00:31:13,040 --> 00:31:14,680
‫ولی همین الانش هم منتظر نگهش داشتم

527
00:31:14,720 --> 00:31:17,720
‫- و می‌ترسم بفهمه...
‫- آره، می‌تونه داشته باشدش.

528
00:31:17,760 --> 00:31:20,680
‫جدی؟ خیلی ممنونم.

529
00:31:20,720 --> 00:31:23,760
‫مال اونه. همه‌ش مال اونه.

530
00:31:31,960 --> 00:31:33,760
‫خیلی ممنونم، خانم وین‌رایت.

531
00:31:39,960 --> 00:31:42,880
‫ادل! داری با زندگی من چیکار می‌کنی؟

532
00:31:45,720 --> 00:31:48,280
‫می‌دونی تو اعصاب‌خردکن‌ترین آدم زندگی منی؟

533
00:31:48,320 --> 00:31:50,560
‫منشا تمام بدبختی‌هام؟

534
00:31:50,600 --> 00:31:52,880
‫جناب فیرلی، چوبکاری می‌کنی!

535
00:31:52,920 --> 00:31:54,120
‫تو عملاً من رو

536
00:31:54,160 --> 00:31:56,000
‫تو این برزخ ازدواج گیر انداختی.

537
00:31:56,040 --> 00:31:59,000
‫چطور جرأت می‌کنی!
‫ما یا بهشت بودیم یا جهنم.

538
00:31:59,040 --> 00:32:01,280
‫ما هیچ‌وقت اون‌قدر کسل‌کننده نبودیم
‫که یه حالت وسط داشته باشیم.

539
00:32:01,320 --> 00:32:04,720
‫این بازی نیست، ادل. این زندگی منه.

540
00:32:04,760 --> 00:32:06,520
‫و تو داری جلوی زندگی کردن منو می‌گیری!

541
00:32:06,560 --> 00:32:09,200
‫شاید تو خودت رو محدود به این چهار دیواری کردی،

542
00:32:09,240 --> 00:32:11,080
‫ولی من کسی‌ام که تو داری
‫تو زندان نگهش می‌داری.

543
00:32:11,120 --> 00:32:13,840
‫من زن ندارم! ولی با این حال آزاد نیستم
‫که یکی پیدا کنم!

544
00:32:13,880 --> 00:32:16,120
‫حتی اگه بخوام، حتی اگه کسی باشه،

545
00:32:16,160 --> 00:32:18,680
‫کسی که برام خوب باشه!

546
00:32:18,720 --> 00:32:20,040
‫آدام...

547
00:32:20,080 --> 00:32:22,080
‫تو آدم خوب نمی‌خوای.

548
00:32:22,120 --> 00:32:23,480
‫کی آدم خوب می‌خواد؟

549
00:32:24,800 --> 00:32:26,040
‫هیچ‌کدوم ما.

550
00:32:30,440 --> 00:32:32,640
‫بابت اینکه منتظر نگهتون داشتم
‫خیلی معذرت می‌خوام، خانم فیرلی.

551
00:32:33,080 --> 00:32:34,270
‫چند تا کار کوچیک داشتم که باید تموم می‌کردم،

552
00:32:34,320 --> 00:32:35,680
‫ولی امیدوارم ارزش منتظر موندن رو داشته باشه.

553
00:32:39,560 --> 00:32:41,160
‫فکر کنم باید تن یه نفر ببینمش.

554
00:32:41,200 --> 00:32:42,840
‫البته، آره. کمکتون می‌کنم.

555
00:32:42,880 --> 00:32:45,280
‫نه، تن من نه. تن تو.

556
00:32:50,680 --> 00:32:53,040
‫- مطمئن نیستم چطور...
‫- لطف کن و انجامش بده.

557
00:33:00,000 --> 00:33:02,040
‫خب، لباسی که تنت هست رو دربیار.

558
00:33:05,800 --> 00:33:07,800
‫الان، اما.

559
00:33:19,080 --> 00:33:21,120
‫اگه می‌خوای چیزی رو تغییر بدی،
‫می‌تونم امشب انجامش بدم.

560
00:33:22,840 --> 00:33:24,280
‫ولی فکر کنم اگه خودت امتحانش کنی

561
00:33:24,320 --> 00:33:25,760
‫ایده بهتری پیدا می‌کنی.

562
00:33:29,120 --> 00:33:30,920
‫تنگ نوشیدنیم باید پر بشه.

563
00:33:31,360 --> 00:33:32,840
‫لطف کن و بدو برو طبقه پایین.

564
00:33:34,000 --> 00:33:35,320
‫بله، حتماً.

565
00:33:35,360 --> 00:33:37,520
‫نه، نه. نه.

566
00:33:37,560 --> 00:33:38,840
‫بذار بمونه.

567
00:33:40,280 --> 00:33:42,040
‫نمی‌تونم با این لباس برم طبقه پایین.

568
00:33:42,080 --> 00:33:44,640
‫- چرا؟
‫- مناسب نیست،

569
00:33:44,680 --> 00:33:46,070
‫ولی بهت میاد.

570
00:33:46,120 --> 00:33:48,160
‫خانم فیرلی، من قرار بود کار کنم.

571
00:33:48,200 --> 00:33:52,800
‫که دقیقاً برای همین ازت خواستم
‫برام نوشیدنی بیاری.

572
00:33:52,840 --> 00:33:55,120
‫- ده ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه...
‫- تنگ من باید پر بشه.

573
00:33:55,160 --> 00:33:56,160
‫همین الان.

574
00:34:03,000 --> 00:34:04,440
‫چشم خانم فیرلی، همین الان.

575
00:34:09,080 --> 00:34:10,240
‫کی اون بیرونه؟

576
00:34:11,840 --> 00:34:13,390
‫اما هستم، قربان.

577
00:34:13,440 --> 00:34:16,240
‫لطفاً بیا تو. نوشیدنی‌های ما باید تازه بشن.

578
00:34:17,360 --> 00:34:19,240
‫یه لحظه دیگه میام، قربان.

579
00:34:19,280 --> 00:34:21,000
‫دارم چیزی برای خانم فیرلی می‌برم.

580
00:34:21,040 --> 00:34:23,640
‫خانم فیرلی می‌تونه صبر کنه!

581
00:34:23,680 --> 00:34:25,000
‫بیا اینجا!

582
00:34:29,880 --> 00:34:31,040
‫همین الان!

583
00:34:37,840 --> 00:34:39,280
‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم این سرپرست

584
00:34:39,320 --> 00:34:41,080
‫مردها رو بیشتر تحریک نمی‌کنه؟

585
00:34:42,200 --> 00:34:43,200
‫جرالد؟

586
00:34:49,560 --> 00:34:51,920
‫این چه لباسیه پوشیدی؟

587
00:34:51,960 --> 00:34:53,480
‫خیلی معذرت می‌خوام، قربان.

588
00:34:53,520 --> 00:34:54,640
‫دزدیدیش؟

589
00:34:54,680 --> 00:34:57,080
‫نه! خانم فیرلی اصرار کرد.

590
00:35:02,360 --> 00:35:04,040
‫درش بیار.

591
00:35:08,840 --> 00:35:10,280
‫فکر کردی کی هستی؟

592
00:35:14,280 --> 00:35:15,800
‫فکر می‌کنم هیچ‌کسم، قربان.

593
00:35:20,160 --> 00:35:21,280
‫معذرت می‌خوام.

594
00:35:29,480 --> 00:35:31,270
‫این رفتارت بیجا بود.

595
00:35:31,320 --> 00:35:32,520
‫کاملاً غیرقابل‌قبول بود.

596
00:35:32,560 --> 00:35:33,840
‫منظورم شمایی، پدر.

597
00:35:34,840 --> 00:35:37,320
‫دلیلی نداره این‌طوری با اما
‫یا بقیه کارکنان حرف بزنی.

598
00:35:37,360 --> 00:35:39,560
‫مخصوصاً وقتی که معلومه
‫این یکی از بازی‌های کوچیک مادره!

599
00:35:42,000 --> 00:35:43,920
‫ادوین،

600
00:35:43,960 --> 00:35:46,360
‫من هر جور بخوام می‌تونم با اون حرف بزنم.

601
00:35:46,400 --> 00:35:47,800
‫من حقوقش رو میدم.

602
00:35:47,840 --> 00:35:48,920
‫به زور!

603
00:35:51,440 --> 00:35:52,520
‫من فقط فکر می‌کنم...

604
00:35:52,560 --> 00:35:54,240
‫مگه ازت خواستم فکر کنی؟

605
00:35:58,280 --> 00:36:00,280
‫انگار اما هارت تنها کسی نیست

606
00:36:00,320 --> 00:36:03,440
‫که جایگاهشو تو این خونه فراموش کرده.

607
00:36:04,880 --> 00:36:06,240
‫ببخشید، پدر.

608
00:36:12,920 --> 00:36:16,400
‫سر ویکرام پیشنهاد کرد
‫که به دیدنشون تو لندن بری.

609
00:36:16,440 --> 00:36:19,120
‫وقت گذروندن بیشتر با دختر سر ویکرام

610
00:36:19,160 --> 00:36:21,840
‫می‌تونه برای هر دو خانواده خیلی مفید باشه.

611
00:36:21,880 --> 00:36:24,680
‫باید همین اول صبح راه بیفتی. یه تلگراف می‌فرستم

612
00:36:24,720 --> 00:36:26,230
‫که بهشون خبر بدم داری میای.

613
00:36:26,280 --> 00:36:29,240
‫مطمئنم پریا می‌خواد بهترین لباسش رو انتخاب کنه.

614
00:37:19,120 --> 00:37:20,390
‫اخراجم می‌کنن، مگه نه؟

615
00:37:20,440 --> 00:37:21,590
‫داره می‌فرستتم لندن.

616
00:37:21,640 --> 00:37:22,870
‫نتونستم بدون خداحافظی برم.

617
00:37:22,920 --> 00:37:24,150
‫چقدر قراره نباشی؟

618
00:37:24,200 --> 00:37:25,800
‫شاید یه عروسی تو راه باشه.

619
00:37:26,440 --> 00:37:29,200
‫می‌دونی تو تنها کسی از خانواده‌ هستی
‫که بهش اعتماد دارم؟

620
00:37:29,960 --> 00:37:31,670
‫- بابا!
‫- چی شده؟

621
00:37:31,720 --> 00:37:34,480
‫نمی‌خوام برام احترام قائل باشی.

622
00:37:35,160 --> 00:37:36,760
‫اون آدم‌ها هیچ‌وقت قرار نیست تو رو

623
00:37:36,800 --> 00:37:39,080
‫بیشتر از یه خدمتکار ببینن.

624
00:37:39,120 --> 00:37:41,120
‫با من بیا. چرا که نه؟