1
00:00:13,440 --> 00:00:17,230
‫لطفاً تماس گریس میرابلا رو به یه ملاقات حضوری

2
00:00:17,280 --> 00:00:20,230
‫توی دفتر مرکزی ووگ
‫واسه امروز بعدازظهر تغییر بده.

3
00:00:20,280 --> 00:00:23,790
‫باید برم بیرون تو اجتماع،
‫بذارم مردم با چشم‌های خودشون ببینن

4
00:00:23,840 --> 00:00:26,270
‫که ادعاهای بچه‌هام
‫درباره ناخوش احوال بودنم

5
00:00:26,320 --> 00:00:27,950
‫خیلی پیازداغش زیاد شده.

6
00:00:28,000 --> 00:00:30,310
‫مامان‌بزرگ، باهاشون حرف زدی؟

7
00:00:30,360 --> 00:00:33,150
‫فکر می‌کنم یه گفت‌وگوی آروم‌تر
‫و سنجیده‌تر

8
00:00:33,200 --> 00:00:34,670
‫با خاله ادوینا بتونه...

9
00:00:34,720 --> 00:00:37,630
‫و به هنری راسیتر هم بگو بیاد دیدنم.

10
00:00:37,680 --> 00:00:39,870
‫باید یه سری از دارایی‌هام رو نقد کنم.

11
00:00:39,920 --> 00:00:41,630
‫جداً؟ چقدر نیاز داری؟

12
00:00:41,680 --> 00:00:42,950
‫هفت میلیون.

13
00:00:43,000 --> 00:00:45,030
‫- پوند.
‫- واسه چی؟

14
00:00:45,080 --> 00:00:47,430
‫و هرچند گفتنش واسم سخته،

15
00:00:47,480 --> 00:00:49,510
‫اما باید توی یه برنامه تلویزیونی ظاهر بشم.

16
00:00:49,560 --> 00:00:51,230
‫پس به پیتر لاسالی زنگ بزن

17
00:00:51,280 --> 00:00:53,910
‫و بهش بگو بالاخره جوابم واسه حضور
‫توی برنامه امشب مثبته.

18
00:00:53,960 --> 00:00:57,550
‫و بعد از اون، ازت می‌خوام
‫به جیم فیرلی زنگ بزنی

19
00:00:57,600 --> 00:01:00,600
‫و به این... سروسرّت باهاش خاتمه بدی.

20
00:01:03,000 --> 00:01:05,560
‫من... من نمی‌دونم منظورت چـ...

21
00:01:07,480 --> 00:01:09,750
‫اولین باری که همو دیدیم حتی نمی‌دونستم اون کیه.

22
00:01:09,800 --> 00:01:12,270
‫فکر می‌کردم درباره آینده‌ت تو اینجا جدی هستی،

23
00:01:12,320 --> 00:01:14,310
‫پائولا، فکر می‌کردم بلندپروازی.

24
00:01:14,360 --> 00:01:17,630
‫- جدی هستم. آره. اما...
‫- پس همین امروز تمومش می‌کنی.

25
00:01:17,680 --> 00:01:19,480
‫اما مامان‌بزرگ، من عاشقشم.

26
00:01:21,360 --> 00:01:25,350
‫پائولا، درکت می‌کنم،
‫باورت بشه یا نه،

27
00:01:25,400 --> 00:01:29,670
‫که آدم گاهی وقت‌ها ممکنه ببینه...
‫حواسش پرت شده.

28
00:01:29,720 --> 00:01:32,830
‫اما آدم باید از اون حواس‌پرتی به عنوان یه سکوی پرش

29
00:01:32,880 --> 00:01:34,550
‫واسه حرکت به جلو استفاده کنه.

30
00:01:34,600 --> 00:01:37,430
‫رابطه تو و جیم فیرلی تمومه.

31
00:01:37,480 --> 00:01:38,920
‫ختم کلام.

32
00:01:40,040 --> 00:01:44,560
‫بدون فداکاری کردن،
‫به این جایی که من هستم نمی‌رسی.

33
00:01:45,560 --> 00:01:55,560
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

34
00:02:17,880 --> 00:02:20,120
‫واسه روز افتتاحیه بزرگت آماده‌ای؟

35
00:02:24,160 --> 00:02:25,600
‫روز خوبی داشته باشید.

36
00:02:41,400 --> 00:02:43,200
‫ممنون.

37
00:02:45,320 --> 00:02:48,510
‫خب دیگه کوچولو، آروم بگیر.

38
00:02:48,560 --> 00:02:51,960
‫این دومیه.
‫و در مقایسه با اولی، واقعاً یه فرشته‌ست.

39
00:02:54,400 --> 00:02:57,030
‫اما؟ این پارچه حوله‌ایه یا پشم فاستونی؟

40
00:02:57,080 --> 00:02:58,960
‫حوله‌ای.

41
00:03:11,320 --> 00:03:13,320
W W W . M O V I E S H O . C O M

42
00:03:27,840 --> 00:03:29,280
‫[مزون و خیاطی هارت]

43
00:03:39,120 --> 00:03:41,510
‫عالیه خانم، جیکوبز. با این قدی که

44
00:03:41,560 --> 00:03:43,670
‫خدا بهت داده، من دامن رو تا ساق پا بالا می‌برم.

45
00:03:43,720 --> 00:03:45,630
‫باید شوهرم رو راضی کنم
‫که یه کت جدید نیاز داره.

46
00:03:45,680 --> 00:03:47,790
‫توی کلیسا باعث سرشکستگی من میشه!

47
00:03:47,840 --> 00:03:49,510
‫شاید بهتر باشه اول خامش کنی.

48
00:03:49,560 --> 00:03:51,670
‫بسته‌های تارت شیره من رو دیدی؟
‫دستورپخت مادرمه.

49
00:03:51,720 --> 00:03:52,950
‫بابام همیشه توی ماه ژوئن

50
00:03:53,000 --> 00:03:55,160
‫به جای کیک تولد، یکی از این‌ها می‌خواست.

51
00:03:59,480 --> 00:04:02,590
‫پس هر روز و هر ثانیه داشتی کار می‌کردی.

52
00:04:02,640 --> 00:04:04,310
‫کی کار و بار اینجا اون‌قدر رو روال می‌فته

53
00:04:04,360 --> 00:04:06,750
‫که بتونی یه کم مرخصی بگیری
‫و بری خانواده‌ت رو ببینی، هان؟

54
00:04:06,800 --> 00:04:08,950
‫لباس مردونه. اون باید بعدی باشه.

55
00:04:09,000 --> 00:04:10,630
‫بهترین راه واسه جذب مشتری‌های بیشتر.

56
00:04:10,680 --> 00:04:11,920
‫می‌تونم یه نگاه به مال توبندازم؟

57
00:04:13,360 --> 00:04:14,480
‫بله.

58
00:04:15,480 --> 00:04:18,310
‫اما اگه قراره برای لباس بدوزی...

59
00:04:18,360 --> 00:04:20,030
‫شاید بهتر باشه بدون تماشاچی باشه؟

60
00:04:20,080 --> 00:04:21,760
‫ببخشید.

61
00:04:23,800 --> 00:04:26,070
‫پارچه پشمی راه راه.
‫خیلی به پارچه پشمی راه راه نیاز دارم. می‌تونی...؟

62
00:04:26,120 --> 00:04:29,560
‫توی مدیریت کردن کارها خوبم.

63
00:04:37,760 --> 00:04:40,110
‫به هر چی پارچه پشمی راه راه،

64
00:04:40,160 --> 00:04:42,750
‫پشم فاستونی و شاید یه کم کتان داری نیاز دارم.

65
00:04:42,800 --> 00:04:44,430
‫امکان نداره به این زودی جنست ته کشیده باشه.

66
00:04:44,480 --> 00:04:46,630
‫یه خط تولید لباس مردونه راه می‌اندازیم.

67
00:04:46,680 --> 00:04:49,110
‫شنیدی دارن کارخونه دزبری رو می‌فروشن؟

68
00:04:49,160 --> 00:04:50,470
‫یه نفر قراره ثروت کلانی به جیب بزنه.

69
00:04:50,520 --> 00:04:52,190
‫آره، ولی اولش باید یه ثروت خرج کنه.

70
00:04:52,240 --> 00:04:53,790
‫تو باید بخرش. فکر کن چقدر

71
00:04:53,840 --> 00:04:55,270
‫حاشیه سودت بالاتر می‌ره.

72
00:04:55,320 --> 00:04:57,550
‫نه، ممنون. واسه من خیلی ریسکیه.

73
00:04:57,600 --> 00:04:59,150
‫مجبور میشم یه وام سنگین بردارم.

74
00:04:59,200 --> 00:05:00,350
‫بیشتر از هزینه‌ش سودآوری داره.

75
00:05:00,400 --> 00:05:01,710
‫با توجه به اینکه همه چقدر فکر می‌کنن

76
00:05:01,760 --> 00:05:03,310
‫محصولات کارخونه فیرلی بی‌کیفیته،

77
00:05:03,360 --> 00:05:04,870
‫من حدس می‌زنم قراردادهایی
‫که براشون مونده مال تو بشه

78
00:05:04,920 --> 00:05:07,360
‫- و بتونی راحت قاپ‌شون بزنی.
‫- خانم... آقای لودر.

79
00:05:08,760 --> 00:05:10,030
‫دیدی داره چیکار می‌کنه؟

80
00:05:10,080 --> 00:05:12,430
‫بسته‌های تارت شیره توی مغازه خیاطی زنونه!

81
00:05:12,480 --> 00:05:14,310
‫تا حالا همچین چیزی شنیده بودی؟

82
00:05:14,360 --> 00:05:16,150
‫می‌دونستم!
‫همون لحظه‌ای که گذاشتی بیاد اینجا،

83
00:05:16,200 --> 00:05:18,230
‫به شوهرم گفتم، گفتم، اون دنبال مغازه منه.

84
00:05:18,280 --> 00:05:20,470
‫خانم هارت مجازه هر چی دلش می‌خواد بفروشه.

85
00:05:20,520 --> 00:05:23,830
‫معلومه تو این رو میگی
‫و از سوگلی خودت دفاع می‌کنی.

86
00:05:23,880 --> 00:05:25,590
‫اما یه زن متاهله.

87
00:05:25,640 --> 00:05:28,310
‫با کی ازدواج کرده؟ مرد نامرئی؟

88
00:05:28,360 --> 00:05:30,390
‫دیدم چطور مدام توی مغازه‌ت رفت‌وآمد می‌کنه

89
00:05:30,440 --> 00:05:32,310
‫- که اصلاً به کسی ربطی نداره.
‫- به نظر می‌رسه خودت اینو

90
00:05:32,360 --> 00:05:34,590
‫- واسه خودت یه مسئله کردی.
‫- خانم مینتون، اگه می‌خوای

91
00:05:34,640 --> 00:05:36,750
‫ملکم رو همچنان بهت اجاره بدم،
‫پیشنهاد می‌کنم فوراً

92
00:05:36,800 --> 00:05:39,430
‫از خانم هارت عذرخواهی کنی
‫و وقت کمتری رو صرف غصه خوردن واسه

93
00:05:39,480 --> 00:05:41,990
‫چیزهایی کنی که اون می‌فروشه
‫و بیشتر نگران چیزهایی باشی که خودت می‌فروشی،

94
00:05:42,040 --> 00:05:44,440
‫که این اواخر،
‫حدس می‌زنم چیز زیادی هم نبوده باشه.

95
00:05:48,920 --> 00:05:50,120
‫ببخشید.

96
00:05:52,080 --> 00:05:54,310
‫شوهر نامرئی، بچه نامرئی.

97
00:05:54,360 --> 00:05:56,070
‫ممنون که پرسیدید خانم مینتون، اما در واقع

98
00:05:56,120 --> 00:05:58,430
‫از دخترم خیلی خوب مراقبت میشه.

99
00:05:58,480 --> 00:06:00,680
‫- کم و کسری نداره.
‫- اما...

100
00:06:04,280 --> 00:06:07,110
‫اون چی می‌دونه، هان؟
‫فکر می‌کنه ما با هم سروسرّی داریم!

101
00:06:07,160 --> 00:06:09,590
‫تو باید مغازه‌ش رو بدی به من.

102
00:06:09,640 --> 00:06:11,310
‫من هیچ‌وقت واسه اجاره معطلت نمی‌ذارم.

103
00:06:11,360 --> 00:06:13,870
‫من خیلی نگران این میشم
‫که اون بیاد و جفت‌مون رو

104
00:06:13,920 --> 00:06:15,480
‫با یکی از تارت‌های شیره‌ت بکشه.

105
00:06:23,640 --> 00:06:25,510
‫یه سری ساسون ماهی
‫توی قسمت جلو باعث میشه

106
00:06:25,560 --> 00:06:27,710
‫تن‌خور بهتری پیدا کنه، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

107
00:06:27,760 --> 00:06:29,390
‫کمر رو جمع می‌کنه بدون اینکه...

108
00:06:29,440 --> 00:06:31,350
‫ریزش پارچه رو بهم بزنه.

109
00:06:31,400 --> 00:06:33,120
‫بله. حق با توئه.

110
00:06:34,440 --> 00:06:36,040
‫خطوط صاف‌تر و تمیزتر.

111
00:06:39,840 --> 00:06:42,400
‫می‌تونم اندازه‌هات رو واسه نمونه‌ کارها بگیرم؟

112
00:06:45,320 --> 00:06:46,510
‫بگیری؟

113
00:06:46,560 --> 00:06:49,040
‫بله. ممنون.

114
00:07:08,920 --> 00:07:12,990
‫بیشتر مردم... بعد از افتتاح یه مغازه لباس زنونه

115
00:07:13,040 --> 00:07:15,440
‫بیشتر از چند ماه واسه
‫توسعه دادنش صبر می‌کنن.

116
00:07:16,680 --> 00:07:18,430
‫فکر می‌کنی خیلی زوده؟

117
00:07:18,480 --> 00:07:20,360
‫نه. این‌طور فکر نمی‌کنم.

118
00:07:23,080 --> 00:07:25,440
‫و دقیقاً به همین خاطره که دلم می‌خواست
‫باهات کار کنم.

119
00:07:32,640 --> 00:07:34,520
‫چون تو مثل بیشتر مردم نیستی.

120
00:07:40,840 --> 00:07:42,670
‫خب، یه نفر باید اینو به شوهرت یادآوری کنه،

121
00:07:42,720 --> 00:07:44,750
‫چون الان نزدیک یه ساله، اما،

122
00:07:44,800 --> 00:07:46,430
‫و اون حتی به خودش
‫زحمت اینو نداده که بیاد نزدیکت،

123
00:07:46,480 --> 00:07:48,190
‫حتی وقتی که بچه‌ش رو به دنیا آوردی.

124
00:07:48,240 --> 00:07:49,910
‫- اون رفته سفر!
‫- هفته‌ها می‌گذره، من با خودم میگم

125
00:07:49,960 --> 00:07:53,190
‫اون اصلاً روحش خبر داره
‫با کی ازدواج کرده؟ تو رو می‌شناسه؟

126
00:07:53,240 --> 00:07:54,800
‫تو رو دیده؟

127
00:07:56,440 --> 00:07:58,350
‫چون مسلماً اگه حتی یه نگاه گذرا بهت انداخته بود،

128
00:07:58,400 --> 00:08:00,430
‫نمی‌تونست خودشو از کنارت جدا کنه.

129
00:08:00,480 --> 00:08:02,200
‫معذرت می‌خوام. معذرت می‌خوام.

130
00:08:35,280 --> 00:08:37,400
‫اما هارت هستی، مگه نه؟

131
00:08:38,760 --> 00:08:41,350
‫بله... چطور می‌تونم
‫کمک‌تون کنم، خانم...؟

132
00:08:41,400 --> 00:08:42,550
‫دوشیزه.

133
00:08:42,600 --> 00:08:44,510
‫چاندرا.

134
00:08:44,560 --> 00:08:46,190
‫دست‌کم، واسه چند هفته آینده.

135
00:08:46,240 --> 00:08:48,440
‫بعدش میشم خانم ادوین فیرلی.

136
00:08:49,760 --> 00:08:51,640
‫واسه همین اینجام.

137
00:09:01,360 --> 00:09:03,480
‫بله. دارم می‌بینم.

138
00:09:04,880 --> 00:09:07,440
‫فقط نیاز به...
‫یه سری تغییرات جزئی داره.

139
00:09:09,480 --> 00:09:10,510
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که...

140
00:09:10,560 --> 00:09:12,080
‫باید آتیشش زد.

141
00:09:13,320 --> 00:09:15,990
‫این یه لباس ارثیه خانوادگی فیرلی‌هاست
‫که اصرار داشتن پرو کنم،

142
00:09:16,040 --> 00:09:19,390
‫و همون‌طور که می‌بینی، اندازه‌مه،
‫که این خیلی مایه‌ بدشانسیه،

143
00:09:19,440 --> 00:09:21,240
‫چون یه چیز کاملاً عجق‌وجق و زشته.

144
00:09:24,880 --> 00:09:26,950
‫- متاسفم.
‫- منم همین‌طور.

145
00:09:27,000 --> 00:09:28,830
‫اما تعریف‌های خیلی قشنگی

146
00:09:28,880 --> 00:09:31,590
‫درباره اینجا شنیده بودم،
‫امیدوار بودم بتونی

147
00:09:31,640 --> 00:09:34,760
‫- حتی یه ذره هم که شده از زشتیش کم کنی.
‫- بذار ببینم.

148
00:09:38,920 --> 00:09:40,790
‫من همیشه تصور می‌کردم

149
00:09:40,840 --> 00:09:42,710
‫توی لباسی که مادرم روز عروسیش پوشیده،
‫ازدواج می‌کنم.

150
00:09:42,760 --> 00:09:46,750
‫یه ساری قرمز خوشگل بود. با نخ‌های طلایی.

151
00:09:46,800 --> 00:09:49,520
‫اما از اون‌جایی که
‫خودش توی عروسی نخواهد بود...

152
00:09:54,040 --> 00:09:55,240
‫فوت کردن.

153
00:09:58,760 --> 00:10:02,400
‫متاسفم. از دست دادن مادر، واقعاً...

154
00:10:05,800 --> 00:10:08,480
‫می‌دونم. بدترین چیزه.

155
00:10:09,840 --> 00:10:12,080
‫بله. همین‌طوره.

156
00:10:19,560 --> 00:10:21,200
‫اون برات نامه می‌نویسه.

157
00:10:23,360 --> 00:10:24,720
‫نامه.

158
00:10:26,080 --> 00:10:27,480
‫همیشگی و مدام.

159
00:10:29,440 --> 00:10:31,790
‫هرچند به نظر می‌رسه هیچ قصدی
‫واسه فرستادن‌شون نداره،

160
00:10:31,840 --> 00:10:34,760
‫واسه همین... فکر کنم بالاخره
‫یه روز قرار بود پیداشون کنم.

161
00:10:39,360 --> 00:10:41,000
‫چرا اومدی اینجا؟

162
00:10:42,920 --> 00:10:45,550
‫اگه قراره بقیه عمرم رو با مردی بگذرونم

163
00:10:45,600 --> 00:10:47,950
‫که قلبش شکسته، فکر کردم دست‌کم باید

164
00:10:48,000 --> 00:10:50,110
‫یه نگاه درست و حسابی به زنی
‫که مقصرشه بندازم.

165
00:10:50,160 --> 00:10:53,030
‫اگه قلب ادوین شکسته، کاملاً کار خودشه،

166
00:10:53,080 --> 00:10:54,440
‫می‌تونم اینو بهت اطمینان بدم.

167
00:11:01,360 --> 00:11:02,840
‫می‌تونی نگاه کنی.

168
00:11:06,040 --> 00:11:07,910
‫آخه من عهد بسته بودم، می‌دونی،

169
00:11:07,960 --> 00:11:10,950
‫که بقیه عمرم رو صرف مجازات کردن‌شون کنم.

170
00:11:11,000 --> 00:11:13,070
‫تمام فیرلی‌ها رو.

171
00:11:13,120 --> 00:11:14,560
‫الان چی؟

172
00:11:17,320 --> 00:11:19,830
‫گاهی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم که با این کار،

173
00:11:19,880 --> 00:11:21,520
‫دارم خودمو هم مجازات می‌کنم.

174
00:11:33,520 --> 00:11:34,760
‫باهاش ازدواج نکن.

175
00:11:36,120 --> 00:11:37,430
‫نه به خاطر اینکه من می‌خوامش

176
00:11:37,480 --> 00:11:39,950
‫یا به خاطر اینکه دارم سعی می‌کنم
‫زندگیش رو خراب کنم.

177
00:11:40,000 --> 00:11:41,280
‫من فقط...

178
00:11:42,680 --> 00:11:44,400
‫فکر می‌کنم تو لیاقتت بیشتر از این‌ها باشه.

179
00:11:49,720 --> 00:11:51,240
‫اون با من خوبه.

180
00:11:52,880 --> 00:11:55,000
‫و عشق هم می‌تونه بوجود بیاد... فکر کنم.

181
00:11:57,280 --> 00:11:59,280
‫من... امید دارم.

182
00:12:02,880 --> 00:12:05,110
‫می‌دونم این شاید

183
00:12:05,160 --> 00:12:06,750
‫خیلی بی‌جا باشه،
‫اما واقعاً دلم می‌خواست تو...

184
00:12:06,800 --> 00:12:08,000
‫برات می‌فرستم.

185
00:12:09,160 --> 00:12:11,400
‫- وقتی کارش تموم شد.
‫- ممنون.

186
00:12:34,840 --> 00:12:36,710
‫مطمئن بودم از شنیدن اینکه

187
00:12:36,760 --> 00:12:38,350
‫ادوین داره با خفت و خواری زندگی می‌کنه
‫خوشحال میشی.

188
00:12:38,400 --> 00:12:41,110
‫حس خوبی نداره، اما،
‫که بدونی همه این‌ها رو ساختى

189
00:12:41,160 --> 00:12:43,390
‫در حالی که اون درست همون جایی
‫که رهاش کردی، درجا زده؟

190
00:12:43,440 --> 00:12:45,910
‫اما یه تیکه‌ای از وجود منم
‫اونجا پیش اون بوده، مگه نه؟

191
00:12:45,960 --> 00:12:47,390
‫با انداختن انگشتری که اون واسم گرفته بود؟

192
00:12:47,440 --> 00:12:49,390
‫حتی با تظاهر به داشتن شوهری روی دریا!

193
00:12:49,440 --> 00:12:52,110
‫که مطمئن بشم حتی کوچک‌ترین احتمالی وجود نداره

194
00:12:52,160 --> 00:12:54,040
‫که یه روز بتونم با کس دیگه‌ای آشنا بشم.

195
00:12:57,720 --> 00:12:59,280
‫واسه این کار آمادگی داری؟

196
00:13:00,280 --> 00:13:02,400
‫دلم می‌خواد داشته باشم.

197
00:13:04,040 --> 00:13:05,440
‫ولی می‌ترسم.

198
00:13:06,440 --> 00:13:08,590
‫اون خشم، خشم علیه ادوین،

199
00:13:08,640 --> 00:13:11,030
‫همون چیزیه که هر روز صبح منو
‫از تخت بیرون کشیده.

200
00:13:11,080 --> 00:13:13,150
‫همون چیزیه که شکم ادوینا رو سیر و
‫خودش رو امن نگه داشته.

201
00:13:13,200 --> 00:13:15,750
‫اگه اون رو رها کنم، قراره دوباره حواسم پرت بشه؟

202
00:13:15,800 --> 00:13:17,270
‫قراره مادرم رو ناامید کنم؟

203
00:13:17,320 --> 00:13:21,190
‫نه اما، اون آتیش درونت هیچ‌جا نمیره.

204
00:13:21,240 --> 00:13:23,790
‫اون خشم نیست، اون خود تویی.

205
00:13:23,840 --> 00:13:26,310
‫خشم فقط واسه یه مدت کوتاه مثل سوخت عمل کرد،

206
00:13:26,360 --> 00:13:28,720
‫اما اون سوخت می‌تونه
‫از هر جایی تامین بشه.

207
00:13:30,280 --> 00:13:31,760
‫می‌تونه از عشق بیاد.

208
00:13:34,240 --> 00:13:35,760
‫حق با توئه.

209
00:13:37,800 --> 00:13:38,870
‫اما؟

210
00:13:38,920 --> 00:13:41,270
‫می‌شه از طرف من باهاش حرف بزنی؟

211
00:13:41,320 --> 00:13:42,960
‫می‌شه با دیوید حرف بزنی؟

212
00:13:44,440 --> 00:13:47,480
‫احتمالاً خودت متوجه شدی که
‫ما چطور دوروبر همدیگه رفتار می‌کنیم.

213
00:13:48,680 --> 00:13:50,750
‫هیچ‌وقت انتظارش رو نداشتم.

214
00:13:50,800 --> 00:13:52,920
‫سعی کردم به خودم بگم این‌طور نیست، اما...

215
00:13:54,080 --> 00:13:55,240
‫اون باعث میشه حس کنم...

216
00:13:56,240 --> 00:14:00,080
‫نمی‌دونم. هیجان‌زده؟ پر از دلهره؟

217
00:14:00,240 --> 00:14:01,480
‫این بده؟

218
00:14:02,480 --> 00:14:04,150
‫اصلاً.

219
00:14:04,200 --> 00:14:06,040
‫چی...

220
00:14:07,680 --> 00:14:09,680
‫می‌خوای بهش چی بگم؟

221
00:14:15,720 --> 00:14:17,190
‫امانتی شماست، دوشیزه چاندرا.

222
00:14:17,240 --> 00:14:18,680
‫ممنون.

223
00:14:20,960 --> 00:14:23,750
‫لباس عروسیمه.
‫پس بهتره چیزی بهش...

224
00:14:23,800 --> 00:14:28,080
‫البته. آدم که دلش نمی‌خواد
‫شگون نداشته باشه.

225
00:14:44,440 --> 00:14:46,470
‫اونجا چی داری؟

226
00:14:46,520 --> 00:14:49,800
‫- این...
‫- ببخشید. اون همون...؟

227
00:14:52,040 --> 00:14:56,310
‫لباس عروسی؟ بله.
‫دادم یه کم تغییرش بدن،

228
00:14:56,360 --> 00:14:59,040
‫توی همین مغازه خیاطی جدیدی
‫که تعریفش رو زیاد ‌شنیدم.

229
00:15:03,040 --> 00:15:04,790
‫جداً؟

230
00:15:04,840 --> 00:15:07,440
‫صحیح. خوبه. خوبه.

231
00:15:08,760 --> 00:15:10,390
‫خب، امیدوارم همون...

232
00:15:10,440 --> 00:15:12,200
‫چیز دلخواهت شده باشه.

233
00:15:28,520 --> 00:15:30,440
‫اینا... واسه توئه.

234
00:15:31,880 --> 00:15:34,280
‫مک درباره شوهرت بهم گفت.
‫تسلیت میگم.

235
00:15:36,200 --> 00:15:37,720
‫ممنون.

236
00:15:47,520 --> 00:15:50,640
‫چرا زودتر بهم نگفتی که فوت کرده؟

237
00:15:54,200 --> 00:15:56,000
‫یه مدتی ازش می‌گذره.

238
00:15:58,120 --> 00:15:59,840
‫فکر کنم می‌ترسیدم.

239
00:16:01,480 --> 00:16:02,840
‫از رابطه‌مون.

240
00:16:05,440 --> 00:16:08,560
‫نه... نگران این نبودی که من...

241
00:16:10,520 --> 00:16:11,960
‫عجول باشم؟

242
00:16:14,960 --> 00:16:16,520
‫نگران این بودم که خودم باشم.

243
00:16:22,520 --> 00:16:24,960
‫اومدم اینجا سر بزنم ببینم حالت خوبه یا نه.

244
00:16:26,760 --> 00:16:29,240
‫خب، مک میگه خوبی،
‫اما از دست دادن شوهر...

245
00:16:31,560 --> 00:16:33,870
‫حس بدی دارم،
‫اون حرف‌هایی که درباره‌ش زدم...

246
00:16:33,920 --> 00:16:35,590
‫حق با تو بود.

247
00:16:35,640 --> 00:16:38,600
‫واقعیت اینه که
‫من خیلی وقت پیش از دست داده بودمش.

248
00:16:40,440 --> 00:16:41,640
‫حتی قبل از اینکه بمیره.

249
00:16:43,720 --> 00:16:45,920
‫تو باعث میشی حس کنم...

250
00:16:55,800 --> 00:16:58,280
‫آروم. آروم.

251
00:17:10,760 --> 00:17:12,510
‫کارخونه دزبری واسه فروش گذاشته شده.

252
00:17:12,560 --> 00:17:14,710
‫می‌تونیم ازشون بپرسیم یکی از
‫دستگاه‌های بافندگی‌شون رو بهمون می‌فروشن یا نه.

253
00:17:14,760 --> 00:17:16,510
‫هنوز یکی از دستگاه‌هامون رو
‫واسه آتش‌سوزی کم داریم،

254
00:17:16,560 --> 00:17:18,230
‫اما اگه بتونیم دوباره با حداکثر ظرفیت کار کنیم...

255
00:17:18,280 --> 00:17:19,870
‫وقتی حتی پارچه‌ای که تولید می‌کنیم رو

256
00:17:19,920 --> 00:17:21,590
‫به نصف قیمت هم نمی‌فروشیم،
‫کار کردن با حداکثر ظرفیت

257
00:17:21,640 --> 00:17:23,030
‫- فایده چندانی نداره...
‫- وقتی سر ویکرام می‌رسه،

258
00:17:23,080 --> 00:17:24,950
‫حتی یه کلمه هم از این حرف‌ها نزنید.

259
00:17:25,000 --> 00:17:27,670
‫تمام تمرکز روی عروسی باشه.
‫اگه حس کردید گفت‌وگو

260
00:17:27,720 --> 00:17:30,590
‫داره به سمت موضوع جدی‌تری میره،
‫بحث رو عوض کنید.

261
00:17:30,640 --> 00:17:32,430
‫فکر کنم همه‌مون
‫توی این کار حسابی استادیم.

262
00:17:32,480 --> 00:17:35,150
‫خب اولیویا، واسه ناهار، نیاز دارم که...

263
00:17:35,200 --> 00:17:38,230
‫کسی گفت ناهار؟ عاشق ناهارم.

264
00:17:38,280 --> 00:17:41,550
‫ادل، منتظرت نبودیم.

265
00:17:41,600 --> 00:17:44,200
‫- مامان! تو به نظر...
‫- می‌دونم عزیزم. بیا اینجا.

266
00:17:46,800 --> 00:17:49,470
‫- شری، مامان؟
‫- ساکت شو، جرالد.

267
00:17:49,520 --> 00:17:52,790
‫- نه، ممنون عزیزم.
‫- بله. عاقلانه‌ست.

268
00:17:52,840 --> 00:17:55,030
‫توی این دو ماه طولانی که شما...

269
00:17:55,080 --> 00:17:59,310
‫توی تعطیلات بودی،
‫مجبور شدیم بریم سراغ جنس‌های ارزون‌قیمت.

270
00:17:59,360 --> 00:18:02,200
‫با این حال، هر وقت نیاز داشتی هست.

271
00:18:03,680 --> 00:18:06,270
‫- چای؟ چای داریم.
‫- فکر کنم استراحت کنم.

272
00:18:06,320 --> 00:18:07,510
‫صحیح.

273
00:18:07,560 --> 00:18:09,320
‫راه طولانی‌ای رو اومدم.

274
00:18:10,560 --> 00:18:13,230
‫اما خیلی مشتاقم

275
00:18:13,280 --> 00:18:16,280
‫بشنوم وقتی من نبودم،
‫همه‌تون مشغول چه کارهایی بودید.

276
00:18:33,320 --> 00:18:37,190
‫احتمالاً اون موقع زیادی عجله کردم.

277
00:18:37,240 --> 00:18:40,600
‫آخه یه برنامه داشتم، می‌دونی.
‫می‌دونم چقدر برنامه‌ دوست داری.

278
00:18:41,880 --> 00:18:44,030
‫این برنامه‌ت شامل چی می‌شد؟

279
00:18:44,080 --> 00:18:46,350
‫خب، قدم اولش این بود که راضیت کنم

280
00:18:46,400 --> 00:18:47,790
‫یه روز مرخصی بگیری.

281
00:18:47,840 --> 00:18:49,640
‫می‌دونم چقدر خودت رو وقف سخت کار کردن کردی.

282
00:18:55,200 --> 00:18:56,920
‫دیگه وقتشه یه روز مرخصی بگیرم.

283
00:18:58,160 --> 00:18:59,990
‫باید برگردم.

284
00:19:00,040 --> 00:19:04,230
‫منظورم خونه‌ست. خانواده‌م رو ببینم.
‫خیلی ازشون بی‌خبرم.

285
00:19:04,280 --> 00:19:06,110
‫می‌تونی مراقب مغازه باشی؟

286
00:19:06,160 --> 00:19:09,630
‫البته. اما این دقیقاً با برنامه‌ من همخوانی نداره.

287
00:19:09,680 --> 00:19:13,110
‫معذرت می‌خوام. فقط هر وقت
‫یه زمان خالی گیر می‌آرم،

288
00:19:13,160 --> 00:19:16,470
‫می‌رم پیش دخترعموم تا ادوینا رو ببینم.
‫واسه همین خونه رفتن...

289
00:19:16,520 --> 00:19:18,030
‫فکر کنم می‌ترسیدم،

290
00:19:18,080 --> 00:19:20,280
‫از چیزهایی که منو یاد شوهرم می‌انداخت.

291
00:19:21,280 --> 00:19:24,800
‫اما الان فکر کنم واسه دیدن بابام
‫و برادرم آمادگی دارم.

292
00:19:25,800 --> 00:19:27,800
‫به هر حال، این برنامه من واسه جمعه‌ست.

293
00:19:28,800 --> 00:19:30,160
‫روز شنبه...

294
00:19:31,160 --> 00:19:32,910
‫کاملاً پایبند برنامه تو هستم.

295
00:19:32,960 --> 00:19:36,120
‫دو روز مرخصی پشت‌سرهم!
‫اما هارت، چه تنبل شدی!

296
00:20:19,080 --> 00:20:20,640
‫ببخشید که اینجا نبودم.

297
00:20:21,960 --> 00:20:24,880
‫به خاطر اون عذرخواهی نکن.
‫اگه چیزی هم باشه، مایه تسکین خاطره.

298
00:20:28,480 --> 00:20:31,040
‫من فقط درباره زمانی که رفتم حرف نمی‌زنم.

299
00:20:35,920 --> 00:20:38,200
‫من مادری که لیاقتش رو داشتی نبودم.

300
00:20:40,320 --> 00:20:41,920
‫واسه یه مدت طولانی.

301
00:20:42,920 --> 00:20:45,960
‫شاید هم... هیچ‌وقت.

302
00:20:51,600 --> 00:20:53,560
‫یادت میاد اولین باری که داشتم
‫سوارکاری یاد می‌گرفتم...

303
00:20:54,960 --> 00:20:58,350
‫و چقدر در قبالش... زبون‌بسته بودم؟

304
00:20:58,400 --> 00:21:00,920
‫و اون شب...

305
00:21:02,960 --> 00:21:06,430
‫پدر مجبورم کرد توی اصطبل بخوابم.

306
00:21:06,480 --> 00:21:08,000
‫من خیلی مخالفش بودم.

307
00:21:09,320 --> 00:21:12,630
‫تو اومدی و من...

308
00:21:12,680 --> 00:21:16,310
‫التماست کردم منو برگردونی به خونه.

309
00:21:16,360 --> 00:21:20,030
‫اما تو گفتی نه، که باید باهاش روبرو بشم،

310
00:21:20,080 --> 00:21:22,670
‫- که این تنها راهه.
‫- خیلی متاسفم، عزیزم.

311
00:21:22,720 --> 00:21:25,120
‫نه. حق با تو بود.

312
00:21:27,240 --> 00:21:30,680
‫و تو تا خود صبح همون‌جا کنارم موندی.

313
00:21:33,960 --> 00:21:36,200
‫و تا اون موقع، دیگه نمی‌ترسیدم.

314
00:21:41,600 --> 00:21:44,640
‫تو... تو یه مادر فوق‌العاده بودی...

315
00:21:46,040 --> 00:21:48,030
‫تا اینکه دیگه نبودی.

316
00:21:48,080 --> 00:21:50,160
‫و همین بود که قضیه رو خیلی بدتر کرد.

317
00:21:51,960 --> 00:21:54,110
‫خیلی وقتا بوده که من نیاز داشتم...

318
00:21:54,160 --> 00:21:55,320
‫الان اینجام.

319
00:22:00,720 --> 00:22:03,160
‫قضیه چیه؟ می‌تونی بهم بگی.

320
00:22:04,680 --> 00:22:07,230
‫داشتم سعی می‌کردم کمک کنم.
‫واقعاً همین‌طور بود.

321
00:22:07,280 --> 00:22:09,390
‫و من توی پوکر معرکه‌ام.

322
00:22:09,440 --> 00:22:10,680
‫همه این رو میگن.

323
00:22:11,760 --> 00:22:14,030
‫و اوضاع کسب‌وکار اون‌قدر بده،

324
00:22:14,080 --> 00:22:16,990
‫که فکر کردم اگه بتونم
‫یه کم پول نقد اضافی دربیارم،

325
00:22:17,040 --> 00:22:18,680
‫اون‌وقت پدر...

326
00:22:20,440 --> 00:22:22,360
‫بی‌پروا شدم و...

327
00:22:24,120 --> 00:22:27,550
‫خدای من.
‫توی کلی بدهی غرق شدم!

328
00:22:27,600 --> 00:22:29,710
‫و پدر خیلی ناراحت میشه.

329
00:22:29,760 --> 00:22:31,360
‫کار پدرت رو بسپار به من.

330
00:22:32,720 --> 00:22:34,600
‫درستش می‌کنم، قول میدم.

331
00:23:09,300 --> 00:23:19,300
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

332
00:23:54,000 --> 00:23:58,750
‫داشتم سعی می‌کردم ناهارت رو درست کنم.
‫حسابی گند زدم بهش.

333
00:23:58,800 --> 00:24:00,640
‫به هر حال گرسنه نیستم.

334
00:24:02,680 --> 00:24:04,600
‫فرانک!

335
00:24:11,920 --> 00:24:12,990
‫کجا بودی؟

336
00:24:13,040 --> 00:24:15,040
‫آرملى. توی لیدز!

337
00:24:16,720 --> 00:24:19,950
‫چرا یه آدرس نفرستادی؟
‫ما نمی‌دونستیم کجا بودی.

338
00:24:20,000 --> 00:24:21,630
‫- حتی نمی‌تونستیم نامه بنویسیم.
‫- تمام ساعت‌های روز رو

339
00:24:21,680 --> 00:24:24,160
‫داشتم کار می‌کردم
‫و سعی می‌کردم خودم رو سروسامون بدم.

340
00:24:26,080 --> 00:24:27,720
‫اما الان سر و سامان گرفتم.

341
00:24:29,160 --> 00:24:33,390
‫ظاهرت اصلاً شبیه خودت نیست،
‫حتی صدات هم عوض شده.

342
00:24:33,440 --> 00:24:36,390
‫فرانک... لطفاً.

343
00:24:36,440 --> 00:24:38,430
‫معذرت می‌خوام.

344
00:24:38,480 --> 00:24:40,640
‫اما گوش کن، کلی حرف دارم که بهت بگم.

345
00:24:42,240 --> 00:24:45,270
‫برام مهم نیست، اما.
‫تو نمی‌تونی بعد از این‌همه وقت،

346
00:24:45,320 --> 00:24:47,800
‫همین‌طوری سرت رو بندازی پایین بیای اینجا
‫و طوری رفتار کنی که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

347
00:24:50,480 --> 00:24:53,150
‫پس گمان کنم این کادوها رو هم نمی‌خوای.

348
00:24:53,200 --> 00:24:55,640
‫کلی چیز آوردم... واسه تو و واسه بابا.

349
00:24:56,640 --> 00:24:59,520
‫بیا دیگه فرانک، کمک می‌کنم اینجا رو
‫جمع کنیم و بعدش می‌تونیم حرف بزنیم.

350
00:25:01,040 --> 00:25:02,950
‫منتظری بابا واسه ناهار بیاد خونه، آره؟

351
00:25:03,000 --> 00:25:05,440
‫خب، اون که دلش نمی‌خواد
‫از روی زمین غذا بخوره، مگه نه؟

352
00:25:12,400 --> 00:25:14,280
‫چرا کت زمستونیش اینجاست؟

353
00:25:16,160 --> 00:25:17,840
‫اون خونه‌ست؟

354
00:25:23,200 --> 00:25:24,600
‫بابا؟

355
00:25:25,920 --> 00:25:27,040
‫بابا؟

356
00:25:32,240 --> 00:25:33,560
‫بابا!

357
00:25:34,720 --> 00:25:37,190
‫نمی‌تونستم از شرشون خلاص بشم.

358
00:25:37,240 --> 00:25:38,920
‫نمی‌تونستم از شر هیچ‌کدوم‌شون خلاص بشم.

359
00:25:45,560 --> 00:25:48,040
‫من باید باخبر می‌شدم. باخبر.

360
00:25:50,600 --> 00:25:52,870
‫توی قلبم، باید حسش می‌کردم.

361
00:25:52,920 --> 00:25:55,200
‫می‌دونم که می‌کردم. حتماً می‌کردم!

362
00:25:57,000 --> 00:25:59,320
‫کِی؟ چی؟ چه اتفاقی افتاد؟

363
00:26:01,600 --> 00:26:03,040
‫آتش‌سوزی شد.

364
00:26:04,040 --> 00:26:05,680
‫توی کارخونه.

365
00:26:08,040 --> 00:26:09,640
‫نزدیک سه ماه پیش.

366
00:26:14,240 --> 00:26:16,270
‫البته اون مجبور بود قهرمان‌بازی دربیاره،

367
00:26:16,320 --> 00:26:18,240
‫و دوید داخل تا مردم رو نجات بده.

368
00:26:21,680 --> 00:26:24,760
‫من اینجا نبودم. من اینجا نبودم!

369
00:26:27,200 --> 00:26:29,400
‫- الان هستی.
‫- متاسفم.

370
00:26:33,040 --> 00:26:35,440
‫فرانک، خیلی متاسفم.

371
00:26:37,920 --> 00:26:40,470
‫و البته، فردا کلیسا رو بهت نشون میدیم.

372
00:26:40,520 --> 00:26:42,150
‫- باشکوهه.
‫- بله.

373
00:26:42,200 --> 00:26:44,520
‫فیرلی‌ها قرن‌هاست که اونجا ازدواج می‌کنن.

374
00:26:46,640 --> 00:26:47,680
‫برای خانواده.

375
00:26:49,200 --> 00:26:50,590
‫برای خانواده.

376
00:26:50,640 --> 00:26:52,320
‫- خانواده.
‫- خانواده.

377
00:26:56,920 --> 00:27:00,910
‫نگاه‌شون کن. تا حالا
‫زوجی از این خوش‌تیپ‌تر دیده بودی؟

378
00:27:00,960 --> 00:27:03,670
‫خب، من و آدام هم اون قدیما چشم‌های
‫زیادی رو به خودمون خیره می‌کردیم،

379
00:27:03,720 --> 00:27:06,350
‫مگه نه آدام؟
‫اون نمی‌تونست خودشو از من جدا کنه،

380
00:27:06,400 --> 00:27:10,160
‫خوشحالم که این رو میگم، اما ادوین محترم‌تره.

381
00:27:13,080 --> 00:27:16,230
‫- پریا، ادوین بهم میگه که...
‫- گمان کنم این متفاوته،

382
00:27:16,280 --> 00:27:18,630
‫مگه نه، با یه ازدواج مصلحتی؟

383
00:27:18,680 --> 00:27:20,470
‫- ادل...
‫- مصلحتی؟

384
00:27:20,520 --> 00:27:22,830
‫از این نظر که مصلحتش واسه کار و بار خوبه.

385
00:27:22,880 --> 00:27:26,350
‫مادرم حس شوخ‌طبعی غیرعادی‌ای داره.

386
00:27:26,400 --> 00:27:29,390
‫خب، واسه کار و بار خوبه، مگه نه؟

387
00:27:29,440 --> 00:27:32,960
‫حدس می‌زنم واسه مال ما بیشتر
‫از مال شما باشه، سر ویکرام.

388
00:27:35,760 --> 00:27:37,830
‫پریا، خیلی فوق‌العاده‌ست که قراره لباس عروسی

389
00:27:37,880 --> 00:27:39,190
‫مادر آدام رو بپوشی.

390
00:27:39,240 --> 00:27:42,470
‫واقعاً؟ این فوق‌العاده‌ست.

391
00:27:42,520 --> 00:27:44,550
‫یه چیز امانتی.

392
00:27:44,600 --> 00:27:46,590
‫تو کاملاً با اینجا جور میشی.

393
00:27:46,640 --> 00:27:49,750
‫توی این خانواده،
‫هر چی دلت بخواد می‌تونی قرض بگیری.

394
00:27:49,800 --> 00:27:51,070
‫به عنوان مثال، سر ویکرام،

395
00:27:51,120 --> 00:27:53,830
‫خواهرم چند وقتی هست که شوهر من رو

396
00:27:53,880 --> 00:27:55,640
‫- قرض گرفته.
‫- ادل...

397
00:27:58,080 --> 00:28:00,910
‫چی؟ مطمئنم پریا می‌دونه.
‫مگه نه، عزیزم؟

398
00:28:00,960 --> 00:28:03,870
‫اون زیر همین سقف می‌خوابیده.
‫تازه اگه ندونه هم،

399
00:28:03,920 --> 00:28:06,230
‫باید بدونه داره با چه خانواده‌ای وصلت می‌کنه.

400
00:28:06,280 --> 00:28:08,350
‫واقعاً عذر می‌خوام، سر ویکرام.

401
00:28:08,400 --> 00:28:12,190
‫حقیقت اینه که
‫همسرم... خیلی بیماره.

402
00:28:12,240 --> 00:28:14,360
‫هیچ‌وقت حالم به این خوبی نبوده.

403
00:28:29,280 --> 00:28:31,070
‫خب!

404
00:28:31,120 --> 00:28:32,680
‫خوش گذشت.

405
00:28:42,240 --> 00:28:44,270
‫- خیلی معذرت می‌خوام!
‫- این کار رو نکن، لیوی.

406
00:28:44,320 --> 00:28:47,790
‫عذرخواهی نکن، انگار که
‫فقط یه اتفاق ساده بود،

407
00:28:47,840 --> 00:28:49,550
‫یا یه اشتباه.

408
00:28:49,600 --> 00:28:51,640
‫تو شوهر منو می‌خواستی و تصاحبش کردی.

409
00:28:53,200 --> 00:28:55,640
‫من خیلی وقته که دوستش دارم.

410
00:28:59,840 --> 00:29:01,680
‫طولانی‌تر از وقتی که منو دوست داشتی؟

411
00:29:08,320 --> 00:29:09,680
‫پس همون عمه لیلی همیشگیه.

412
00:29:10,960 --> 00:29:12,510
‫یادت میاد وقتی مچ بابا رو گرفت

413
00:29:12,560 --> 00:29:14,110
‫که داشت توی خونه بهمون سوت زدن یاد می‌داد؟

414
00:29:14,160 --> 00:29:16,670
‫اهریمن! اون‌ها دارن
‫اهریمن رو احضار می‌کنن!

415
00:29:16,720 --> 00:29:19,600
‫فکر کنم بابا عمداً این کار رو می‌کرد
‫تا حرصش رو دربیاره.

416
00:29:24,800 --> 00:29:27,590
‫دستش درد نکنه که اومده
‫و ازت مراقبت می‌کنه.

417
00:29:27,640 --> 00:29:29,190
‫اما دیگه نیازی نیست.

418
00:29:29,240 --> 00:29:31,590
‫می‌تونی بیای آرملى، توی مغازه بهم کمک کنی.

419
00:29:31,640 --> 00:29:33,950
‫نمی‌تونم. به‌زودی می‌رم مدرسه شبانه‌روزی.

420
00:29:34,000 --> 00:29:35,670
‫- چی؟
‫- آره.

421
00:29:35,720 --> 00:29:38,510
‫فیرلی‌ها دارن پولش رو میدن.
‫خیلی لطف کردن.

422
00:29:38,560 --> 00:29:40,110
‫چرا باید این کار رو بکنن؟

423
00:29:40,160 --> 00:29:42,230
‫گمان کنم حس می‌کنن بهمون مدیونن،

424
00:29:42,280 --> 00:29:44,960
‫چون بابا جون ارباب ادوین رو نجات داد.

425
00:29:46,680 --> 00:29:48,720
‫- ادوین؟
‫- آره.

426
00:29:49,920 --> 00:29:52,080
‫واسه خاطر اون بود که دوباره دوید داخل.

427
00:29:55,920 --> 00:29:58,920
‫اما؟ اما!

428
00:30:44,960 --> 00:30:47,630
‫داشتی چه غلطی می‌کردی؟

429
00:30:47,680 --> 00:30:51,750
‫اصلاً می‌دونی اون ازدواج چقدر اهمیت داره؟

430
00:30:51,800 --> 00:30:54,430
‫تو می‌خوای درباره اهمیت ازدواج
‫واسه من سخنرانی کنی؟

431
00:30:54,480 --> 00:30:56,750
‫ادل، کسب‌وکار

432
00:30:56,800 --> 00:31:00,870
‫توی وضعیت فوق‌العاده متزلزلیه.
‫اوضاع مالی‌مون...

433
00:31:00,920 --> 00:31:03,990
‫تو رو خدا با جزئیات حوصله‌م رو سر نبر، عزیزم.

434
00:31:04,040 --> 00:31:07,030
‫توی برگه دادخواست طلاق می‌خونمشون.

435
00:31:07,080 --> 00:31:08,910
‫ما نمی‌تونیم طلاق بگیریم.

436
00:31:08,960 --> 00:31:12,990
‫بذار ببینیم. خیانت.
‫بله، از این یکی کاملاً مطمئنیم.

437
00:31:13,040 --> 00:31:15,470
‫و واسه دلایل بیشتر،

438
00:31:15,520 --> 00:31:18,910
‫فکر کنم دست می‌ذارم روی بدرفتاری.

439
00:31:18,960 --> 00:31:21,070
‫بدرفتاری؟

440
00:31:21,120 --> 00:31:24,470
‫تو خودت ملکه سنگدلی هستی.

441
00:31:24,520 --> 00:31:27,990
‫واقعاً من رو مقصر می‌دونی ادل،
‫که جای دیگه دنبال آرامش بودم؟

442
00:31:28,040 --> 00:31:32,600
‫جای دیگه؟ شاید نه. اما خواهرم؟

443
00:31:34,840 --> 00:31:36,120
‫چرا؟

444
00:31:37,840 --> 00:31:40,390
‫چرا باید اون می‌بود، آدام؟

445
00:31:40,440 --> 00:31:45,710
‫چون اون تنها کسیه که می‌فهمید

446
00:31:45,760 --> 00:31:47,400
‫تماشا کردن غیب شدن تو چه حسی داره.

447
00:31:49,080 --> 00:31:50,390
‫تو من رو هم حبس کردی،

448
00:31:50,440 --> 00:31:52,190
‫وقتی خودت رو توی این اتاق لعنتی زندانی کردی.

449
00:31:52,240 --> 00:31:54,670
‫در خوشی و ناخوشی، آدام!

450
00:31:54,720 --> 00:31:56,430
‫عهد و پیمون‌مون همین بود، یادت میاد؟

451
00:31:56,480 --> 00:32:00,310
‫من سال‌ها خودمو سرزنش کردم.
‫اما تو منو رها کردی!

452
00:32:00,360 --> 00:32:02,270
‫همین که دیدی دارم غرق میشم،

453
00:32:02,320 --> 00:32:05,230
‫- دستم رو رها کردی.
‫- این درست نیست.

454
00:32:05,280 --> 00:32:08,230
‫من تلاش کردم.
‫تو خودت رو غرق کردی، ادل.

455
00:32:08,280 --> 00:32:10,670
‫تمام چیزی که می‌خواستم خشنود کردن تو بود،

456
00:32:10,720 --> 00:32:14,190
‫که تو جایگاهی بمونم که تو من رو توش گذاشتی.

457
00:32:14,240 --> 00:32:17,320
‫یه زن کوچولوی بی‌نقص و موقر...

458
00:32:18,800 --> 00:32:21,790
‫که هر یکشنبه توی کلیسا کنارت بشینه

459
00:32:21,840 --> 00:32:24,840
‫و بعد کلفتی خونه‌ت رو بکنه.

460
00:32:27,320 --> 00:32:31,070
‫من هیچ‌وقت کاری باهات نکردم

461
00:32:31,120 --> 00:32:33,670
‫که خودت تشنه‌ش نبوده باشی.

462
00:32:33,720 --> 00:32:35,600
‫این کاملاً درسته.

463
00:32:40,720 --> 00:32:42,110
‫تو عاشق هر ثانیه‌ای بودی

464
00:32:42,160 --> 00:32:44,120
‫که منو به بازی می‌گرفتی.

465
00:32:45,640 --> 00:32:47,430
‫اما بعدش نمی‌تونستی فکر این رو تحمل کنی

466
00:32:47,480 --> 00:32:49,200
‫که باهام ازدواج کردی.

467
00:32:52,880 --> 00:32:54,560
‫زانو بزن.

468
00:33:04,960 --> 00:33:07,280
‫من دیگه هیچ‌وقت زانو نمی‌زنم.

469
00:33:19,760 --> 00:33:21,470
‫اگه مشکل منم،

470
00:33:21,520 --> 00:33:24,510
‫پس چطوریاست که من و اولیویا

471
00:33:24,560 --> 00:33:27,600
‫بدون حضور تو اینجا کاملاً خوشحال بودیم؟

472
00:33:28,760 --> 00:33:35,070
‫تو همیشه نالایق بودی، ادل،
‫واسه همسر و مادر بودن.

473
00:33:35,120 --> 00:33:37,870
‫اما اولیویا، اون توی هر دوتاش عالیه،

474
00:33:37,920 --> 00:33:39,670
‫واسه این کار ساخته شده،

475
00:33:39,720 --> 00:33:42,230
‫دقیقاً همون‌طوری که تو ساخته شدی واسه اینکه...

476
00:33:42,280 --> 00:33:45,120
‫یه زنیکه کثیف و

477
00:33:47,400 --> 00:33:48,680
‫لااوبالی باشی.

478
00:35:47,040 --> 00:35:49,040
‫اومدم. اومدم بابا.

479
00:35:56,480 --> 00:35:59,080
‫- سفرت به خونه چطور بود؟
‫- مغازه خواربارفروشی رو می‌خوام.

480
00:36:01,120 --> 00:36:02,830
‫فقط چند ماهه مغازه هارت رو داری.

481
00:36:02,880 --> 00:36:05,790
‫از فروش خواربار چی می‌دونی؟
‫خیلی زوده، اما.

482
00:36:05,840 --> 00:36:08,470
‫اداره کردنش خیلی سنگینه.
‫زیادی ریسکیه.

483
00:36:08,520 --> 00:36:11,270
‫چه چیزی می‌تونه ریسکی‌تر از ضرری باشه
‫که همین الان داری میدی؟

484
00:36:11,320 --> 00:36:13,750
‫من براش آمادگی دارم. من رو بذار اونجا.
‫نه تنها پول

485
00:36:13,800 --> 00:36:16,270
‫یه ماه رو جلوجلو بهت میدم،
‫بلکه اجاره رو هر ماه ۱۰ درصد زیاد می‌کنم،

486
00:36:16,320 --> 00:36:17,800
‫و هنوز هم سود خواهم کرد.

487
00:36:21,160 --> 00:36:22,150
‫۱۰ درصد.

488
00:36:22,200 --> 00:36:23,200
‫هشت درصد.

489
00:36:24,240 --> 00:36:25,720
‫قبوله!

490
00:36:26,840 --> 00:36:28,880
‫تا حالا زنی مثل تو ندیده بودم.

491
00:36:29,880 --> 00:36:31,830
‫مطمئن نیستم اصلاً تا حالا لنگه‌ت
‫وجود داشته بوده یا نه.

492
00:36:31,880 --> 00:36:36,040
‫با این حساب... یه پیشنهاد دیگه هم برات دارم.

493
00:36:52,560 --> 00:36:54,280
‫کمک! یکی بیاد کمک کنه!

494
00:36:56,560 --> 00:36:59,590
‫مامان...

495
00:36:59,640 --> 00:37:01,640
‫مامان!

496
00:37:08,040 --> 00:37:10,310
‫خدای من!

497
00:37:10,360 --> 00:37:12,120
‫نه!

498
00:37:17,240 --> 00:37:19,390
‫بهش چی گفتی؟

499
00:37:19,440 --> 00:37:21,200
‫چی؟

500
00:37:40,520 --> 00:37:42,200
‫تادا!

501
00:37:43,200 --> 00:37:46,120
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

502
00:37:48,160 --> 00:37:50,840
‫من و جو لوتر داریم با هم ازدواج می‌کنیم.

503
00:37:54,320 --> 00:37:57,110
‫- چی؟
‫- متاسفم، دیوید.

504
00:37:57,160 --> 00:37:59,110
‫جدی که نمیگی؟

505
00:37:59,160 --> 00:38:01,000
‫جو؟

506
00:38:04,160 --> 00:38:05,990
‫اون می‌دونه داری به خاطر مغازه‌هاش
‫باهاش ازدواج می‌کنی؟

507
00:38:06,040 --> 00:38:08,310
‫- این تنها دلیلش نیست.
‫- واقعاً عذر می‌خوام.

508
00:38:08,360 --> 00:38:10,200
‫یادم رفته بود، اون یه خونه خیلی قشنگ هم داره!

509
00:38:12,000 --> 00:38:13,480
‫اما!

510
00:38:15,000 --> 00:38:17,430
‫من واقعاً فکر می‌کنم یه چیزی این وسط هست،

511
00:38:17,480 --> 00:38:20,270
‫یه چیزی بین ما که می‌تونه فوق‌العاده باشه

512
00:38:20,320 --> 00:38:22,680
‫- اگه فقط بذاریم...
‫- من باید این کار رو بکنم.

513
00:38:25,160 --> 00:38:27,160
‫واقعاً و صمیمانه معذرت می‌خوام.

514
00:38:41,760 --> 00:38:43,510
‫ببخشید، اما شما خیلی زود اومدید.

515
00:38:43,560 --> 00:38:47,030
‫اشکالی نداره. می‌تونم منتظر بمونم.
‫اگه شما و شوهرتون...

516
00:38:47,080 --> 00:38:48,870
‫اون هنوز شوهرم نیست.

517
00:38:48,920 --> 00:38:50,870
‫می‌دونید که من واسه وام اینجام؟

518
00:38:50,920 --> 00:38:52,670
‫می‌دونم. خودم وقت گرفتم.

519
00:38:52,720 --> 00:38:54,470
‫ملتفتید که یه زن مجرد نمی‌تونه هیچ‌گونه

520
00:38:54,520 --> 00:38:56,270
‫وامی دریافت کنه؟

521
00:38:56,320 --> 00:38:58,710
‫ملتفتم، و تا کمتر از یه ساعت دیگه
‫این قضیه مشکلی نخواهد بود.

522
00:38:58,760 --> 00:39:00,830
‫من عادت ندارم روزهایی که
‫عروسیم نیست

523
00:39:00,880 --> 00:39:02,600
‫لباس عروس بپوشم.

524
00:39:08,600 --> 00:39:09,880
‫با اجازه.

525
00:39:14,640 --> 00:39:16,510
‫می‌دونم یه مراسم ساده و سریعه،
‫اما فکر می‌کردم

526
00:39:16,560 --> 00:39:18,440
‫شاید یه لباس شیک‌تر بپوشی.

527
00:39:19,480 --> 00:39:20,990
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

528
00:39:21,040 --> 00:39:23,840
‫نمی‌تونم دستت رو بگیرم
‫و ببرمت پای سفره عقد مردی که دوستش نداری.

529
00:39:25,520 --> 00:39:26,710
‫پس دیوید چی؟

530
00:39:26,760 --> 00:39:28,710
‫من عاشق دیوید هم نیستم!

531
00:39:28,760 --> 00:39:30,390
‫اما حداقل یه حس‌هایی هست،

532
00:39:30,440 --> 00:39:32,430
‫و احساسات مهمه.

533
00:39:32,480 --> 00:39:35,510
‫سرک نمی‌کشیدم. فقط دیدم مغازه رو نبستی،

534
00:39:35,560 --> 00:39:37,670
‫واسه همین اومدم چک کنم ببینم هنوز...

535
00:39:37,720 --> 00:39:39,590
‫- بله.
‫- شما داماد هستید، آقا؟

536
00:39:39,640 --> 00:39:41,910
‫بله. ببخشید، شما؟

537
00:39:41,960 --> 00:39:45,790
‫آقای آیونس هستم، وکیل.
‫و باید مطمئن بشم که شما

538
00:39:45,840 --> 00:39:49,070
‫از خطرات ضمانت چنین وام سنگینی آگاهید.

539
00:39:49,120 --> 00:39:53,510
‫اگه عروستون نتونه وام رو پس بده،
‫این بدهی پای شما میوفته.

540
00:39:53,560 --> 00:39:56,320
‫فقط اسماً این‌طوریه. تمام ریسکش با منه.

541
00:39:57,360 --> 00:39:59,790
‫و من هم بدقولی نمی‌کنم.
‫اما اگه این‌طور شد، توافق کردیم که واسه پرداختش

542
00:39:59,840 --> 00:40:02,390
‫اجناس من رو حراج کنیم.

543
00:40:02,440 --> 00:40:04,790
‫قانون میگه من به یه شوهر نیاز دارم
‫تا از طرفم امضا کنه.

544
00:40:04,840 --> 00:40:07,030
‫خب، تا ۴۵ دقیقه دیگه،
‫دقیقاً همین رو خواهم داشت.

545
00:40:07,080 --> 00:40:10,550
‫هیچ‌کس کورکورانه وارد این قضیه نمیشه،
‫آقای آیونس.

546
00:40:10,600 --> 00:40:11,910
‫اما!

547
00:40:11,960 --> 00:40:13,750
‫من به خرافات اعتقاد ندارم.

548
00:40:13,800 --> 00:40:15,000
‫فکر کنم خوش‌شانسی رو خودمون می‌سازیم.

549
00:40:20,920 --> 00:40:23,200
‫مطمئن نیستم چیکار کردم
‫که این‌قدر خوش‌شانس بودم.

550
00:40:24,800 --> 00:40:27,230
‫تو برو سمت کلیسا. من طولش نمی‌دم.

551
00:40:27,280 --> 00:40:30,000
‫اگه دوست دارید تشریف بیارید، آقای آیونس.
‫می‌تونیم درباره‌ی شرایط صحبت کنیم.

552
00:40:36,000 --> 00:40:40,190
‫اما... اجناست. تمام چیزی که ساختی.

553
00:40:40,240 --> 00:40:42,630
‫این؟ اینا فقط پی‌ریزی کاره.

554
00:40:42,680 --> 00:40:44,190
‫و اون وام. واسه چیه؟

555
00:40:44,240 --> 00:40:46,550
‫دارم کارخونه دزبری رو می‌خرم.

556
00:40:46,600 --> 00:40:49,910
‫اگه پارچه رو خودم تولید کنم،
‫حاشیه سودم سرسام‌آور میشه!

557
00:40:49,960 --> 00:40:51,430
‫تو که بلد نیستی یه کارخونه رو اداره کنی.

558
00:40:51,480 --> 00:40:52,920
‫اما مردهای زیادی رو می‌شناسم که بلدن.

559
00:40:54,720 --> 00:40:57,350
‫مردهایی که همون‌قدر که من عاشق بابام بودم،
‫دوستش داشتن.

560
00:40:57,400 --> 00:41:00,190
‫مردهایی که از کارفرمای فعلی‌شون ناراضی‌ان.

561
00:41:00,240 --> 00:41:03,310
‫می‌خوای کارگرهای فیرلی‌ها رو بلند کنی.

562
00:41:03,360 --> 00:41:05,720
‫فقط می‌خوام پیشنهاد بهتری بهشون بدم.

563
00:41:06,840 --> 00:41:09,520
‫پس اون خشم درونت برگشته.

564
00:41:10,520 --> 00:41:14,430
‫فکر می‌کردم داری بی‌خیال میشی.
‫اما اینا همه‌ش واسه انتقامه.

565
00:41:14,480 --> 00:41:17,070
‫بله، همین‌طوره. و حس فوق‌العاده‌ای داره.

566
00:41:17,120 --> 00:41:20,350
‫اما! ازدواج بدون عشق...

567
00:41:20,400 --> 00:41:22,990
‫- چیزهای بدتری هم هست!
‫- خب، اگه این‌قدر اصرار داری

568
00:41:23,040 --> 00:41:24,870
‫با کسی ازدواج کنی که دوستش نداری،
‫پس با من ازدواج کن.

569
00:41:24,920 --> 00:41:25,960
‫من قبلاً یه بار ازت خواستگاری کردم.

570
00:41:27,200 --> 00:41:28,760
‫اما من دوستت دارم.

571
00:41:33,200 --> 00:41:34,800
‫تصور کن من زندگیت رو خراب کنم.

572
00:41:37,200 --> 00:41:40,190
‫جو می‌تونه بهم کمک کنه. خودشم می‌خواد.

573
00:41:40,240 --> 00:41:42,040
‫نفوذ هم داره.

574
00:41:43,120 --> 00:41:46,390
‫جو مرد شریفیه و حواسم رو پرت نمی‌کنه.

575
00:41:46,440 --> 00:41:48,630
‫من خودم رو با این فکر غافلگیر کردم
‫که می‌تونم

576
00:41:48,680 --> 00:41:51,150
‫همه اینا رو پشت سر بذارم،
‫اونا رو فراموش کنم.

577
00:41:51,200 --> 00:41:52,710
‫و حالا پدرم مرده.

578
00:41:52,760 --> 00:41:55,150
‫- اون تقصیر تو نبود.
‫- خودم اینو می‌دونم.

579
00:41:55,200 --> 00:41:56,870
‫خون پدرم به گردن فیرلی‌هاست!

580
00:41:56,920 --> 00:41:59,830
‫و تا زمانی که تک‌ تک قطره‌های خون
‫اونا روی دستم نیوفته، آروم نمی‌گیرم!

581
00:41:59,880 --> 00:42:03,120
‫دیگه هیچ فیرلی‌ای حق نداره
‫به من یا خانواده‌م نزدیک بشه!

582
00:42:09,760 --> 00:42:13,760
‫تو نمی‌تونی بهم بگی عاشق کی بشم.
‫من دیگه یه زن بالغم.

583
00:42:14,880 --> 00:42:17,110
‫من فقط دارم بهت حق انتخاب

584
00:42:17,160 --> 00:42:20,630
‫بین جیم فیرلی و آینده‌ت توی این شرکت میدم.

585
00:42:20,680 --> 00:42:23,470
‫تو اصلاً اونو نمی‌شناسی.
‫فقط فامیلیش رو می‌دونی.

586
00:42:23,520 --> 00:42:26,590
‫فکر می‌کنی علاقه‌ش به تو یه اتفاقه؟

587
00:42:26,640 --> 00:42:29,030
‫به نوه من؟ به جانشین من؟

588
00:42:29,080 --> 00:42:31,230
‫وقتی برای اولین بار همدیگه رو دیدیم،
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌دونستیم اون یکی کیه.

589
00:42:31,280 --> 00:42:33,870
‫کوتاه بیا، پائولا، این‌قدر ساده‌لوح نباش.

590
00:42:33,920 --> 00:42:37,190
‫تموم دنیا می‌دونن من دارم تو رو
‫طوری تربیت می‌کنم که مثل خودم بشی،

591
00:42:37,240 --> 00:42:38,750
‫که همه چی رو به دست بگیری!

592
00:42:38,800 --> 00:42:41,270
‫معلومه که یه فیرلی می‌خواد
‫از این موقعیت سوءاستفاده کنه.

593
00:42:41,320 --> 00:42:43,190
‫چی میشه اگه این قضیه
‫اصلاً ربطی به تو نداشته باشه؟

594
00:42:43,240 --> 00:42:45,750
‫هرچند که شاید درک این موضوع واسه

595
00:42:45,800 --> 00:42:48,190
‫یه آدم خودخواه غیرقابل‌قبول باشه.

596
00:42:48,240 --> 00:42:51,950
‫تو اصلاً روحت هم خبر نداره
‫من چه فداکاری‌هایی کردم.

597
00:42:52,000 --> 00:42:53,640
‫چی میشه اگه جیم منو
‫واسه خاطر خودم دوست داشته باشه؟

598
00:42:54,640 --> 00:42:57,990
‫همین که فکر می‌کنی
‫من دلم می‌خواد مثل تو بشم،

599
00:42:58,040 --> 00:43:01,790
‫دورم شلوغ باشه
‫اما در واقع کاملاً تنها باشم!

600
00:43:01,840 --> 00:43:04,160
‫نه، ممنون.
‫من زندگی رو انتخاب می‌کنم!

601
00:43:15,960 --> 00:43:19,310
‫- بله، خانم هارت؟
‫- جری...

602
00:43:19,360 --> 00:43:20,750
‫خانم هارت؟

603
00:43:20,800 --> 00:43:23,270
‫میشه لطفاً با آمبولانس تماس بگیری؟

604
00:43:23,320 --> 00:43:25,190
‫خانم هارت؟

605
00:43:25,240 --> 00:43:27,470
‫فکر کنم دارم سکته قلبی می‌کنم.

606
00:43:27,520 --> 00:43:30,150
‫خدای من!

607
00:43:30,200 --> 00:43:32,040
‫خانم هارت؟

608
00:43:32,120 --> 00:43:33,640
‫خانم هارت!

609
00:43:38,120 --> 00:43:40,150
‫شب کریسمسه و کلی جوراب هست

610
00:43:40,200 --> 00:43:42,310
‫که باید آویزون بشن،
‫درخت‌هایی که باید تزیین بشن.

611
00:43:42,360 --> 00:43:44,710
‫من نمی‌تونم فقط تظاهر کنم
‫که یه دوست معمولی واسه خانواده‌تم.

612
00:43:44,760 --> 00:43:46,990
‫امیدوار بودم بتونیم یکم بیشتر بخوابیم؟

613
00:43:47,040 --> 00:43:48,750
‫مگه من توی اون زمینه کم گذاشتم؟

614
00:43:48,800 --> 00:43:52,270
‫- دختر، حالت خوبه؟
‫- الآن دیگه آره!

615
00:43:52,320 --> 00:43:55,270
‫جو به خاطر غیبت زنش،
‫سزاوار یه ذره دلداری هست.

616
00:43:55,320 --> 00:43:58,160
‫اون بچه‌ای که به دنیا آوردی
‫و مال برادرمه کجاست؟