1
00:00:09,400 --> 00:00:12,070
‫و البته من ماه آینده میرم رم،

2
00:00:12,120 --> 00:00:14,830
‫بنابراین مشتاقانه منتظرم که بتونیم

3
00:00:14,880 --> 00:00:18,070
‫نظراتت رو درباره‌ی پیشنهادهام
‫حضوری با هم بررسی کنیم.

4
00:00:18,120 --> 00:00:19,950
‫توی این مدت، دستیارم

5
00:00:20,000 --> 00:00:22,670
‫قرارهای هفته‌ی آینده‌م رو رزرو می‌کنه،

6
00:00:22,720 --> 00:00:24,870
‫چون من برای این سفر کاری

7
00:00:24,920 --> 00:00:27,680
‫حداکثر تا سه روز دیگه بیشتر نیستم.

8
00:00:30,160 --> 00:00:33,350
‫دکترا می‌گن حداقل یه هفته باید بمونی.

9
00:00:33,400 --> 00:00:36,030
‫هیچ‌کس نباید چیزی بدونه، جری.

10
00:00:36,080 --> 00:00:38,750
‫هرگونه ضعفی فقط کار رو
‫برای اونا راحت‌تر می‌کنه.

11
00:00:38,800 --> 00:00:40,550
‫من برای این سفر کاری

12
00:00:40,600 --> 00:00:43,830
‫حداکثر تا سه روز دیگه بیشتر نیستم.

13
00:00:43,880 --> 00:00:45,160
‫و همین‌طور...

14
00:00:48,200 --> 00:00:49,910
‫زنگی، تماسی داشتیم، جری؟

15
00:00:49,960 --> 00:00:52,230
‫صدها بار. شرکت سایتکس
‫شب و روز زنگ می‌زد،

16
00:00:52,280 --> 00:00:55,110
‫- و همین‌طور...
‫- نه، نه، تماس‌های کاری رو نمی‌گم.

17
00:00:55,160 --> 00:00:56,640
‫تماسی از طرف خانواده.

18
00:00:57,840 --> 00:01:00,670
‫نگذاشتم کسی بفهمه
‫که مریضین، خانم هارت.

19
00:01:00,720 --> 00:01:02,310
‫طبق دستور خودتون.

20
00:01:02,360 --> 00:01:04,270
‫البته.

21
00:01:04,320 --> 00:01:08,070
‫هر دومون می‌دونیم یکی هست
‫که دلش می‌خواد باخبر بشه.

22
00:01:08,120 --> 00:01:12,360
‫اگه پائولا می‌دونست مریضین،
‫حسابی نگران و دیوونه می‌شد.

23
00:01:14,120 --> 00:01:16,510
‫من بلیط‌های ردیف اول رو می‌خوام.

24
00:01:16,560 --> 00:01:20,030
‫خانم هارت، ممکنه این یه نشونه باشه؟

25
00:01:20,080 --> 00:01:22,190
‫واسه اینکه برم کلاس ورزشی؟

26
00:01:22,240 --> 00:01:26,230
‫واسه اینکه یکم به خودت استراحت بدی.
‫بری یه تعطیلات، یا شاید دوتا.

27
00:01:26,280 --> 00:01:27,560
‫یکم استراحت کنی.

28
00:01:29,160 --> 00:01:31,310
‫ما قبلاً هم رو دیدیم؟

29
00:01:31,360 --> 00:01:33,160
‫من اما هارت هستم.

30
00:01:34,160 --> 00:01:44,160
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

31
00:02:23,440 --> 00:02:25,440
W W W . M O V I E S H O . C O M

32
00:02:30,680 --> 00:02:33,080
‫ممنون. کریسمس مبارک.

33
00:02:39,600 --> 00:02:41,030
‫سلام.

34
00:02:41,080 --> 00:02:42,640
‫از دیدن دوباره‌تون خوشحالم.

35
00:02:44,000 --> 00:02:46,550
‫آقای کالینسکی، چیزی از راحت‌الحلقوم‌هامون باقی مونده؟

36
00:02:46,600 --> 00:02:49,110
‫فکر نکنم. اون‌قدر خواهان داشته

37
00:02:49,160 --> 00:02:50,950
‫که از همه‌ی خونه‌های بزرگ بالای تپه اومدن بردن.

38
00:02:51,000 --> 00:02:53,110
‫باورتون نمیشه
‫چقدر پرطرفدار شده بود.

39
00:02:53,160 --> 00:02:56,270
‫اون خدمتکارهای اعیونی دو جعبه بردن.

40
00:02:56,320 --> 00:02:58,960
‫اما فکر می‌کنی بتونیم
‫یکی واسه خانم ایستون پیدا کنیم؟

41
00:03:03,200 --> 00:03:04,680
‫خب...

42
00:03:06,440 --> 00:03:07,870
‫- پیدا شد!
‫- پس با این حساب،

43
00:03:07,920 --> 00:03:09,200
‫بهتره هر دوتاش رو ببرم.

44
00:03:11,160 --> 00:03:13,070
‫و به نظرم کار عاقلانه‌ایه

45
00:03:13,120 --> 00:03:15,910
‫که یه قوطی گوشت و یه شیشه دیگه
‫سس سیب هم اضافه کنی.

46
00:03:15,960 --> 00:03:17,600
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

47
00:03:20,040 --> 00:03:21,910
‫عصر بخیر.

48
00:03:21,960 --> 00:03:25,070
‫اما. شب کریسمسه.

49
00:03:25,120 --> 00:03:26,750
‫فکر کنم جوراب‌هایی باشن که باید آویزون بشن،

50
00:03:26,800 --> 00:03:28,950
‫و درخت‌هایی که باید تزیین بشن.

51
00:03:29,000 --> 00:03:32,430
‫به ادوینا بگو یه موش شکری اضافی

52
00:03:32,480 --> 00:03:36,270
‫فقط برای اون توی سبدت گذاشتم،
‫تا با کسی شریک نشه.

53
00:03:36,320 --> 00:03:38,150
‫من می‌تونم مغازه رو ببندم. تو برو.

54
00:03:38,200 --> 00:03:39,480
‫ممنون.

55
00:03:41,600 --> 00:03:45,150
‫یه نیت پنهانی دارم. می‌خوام پنیر کش برم.

56
00:03:45,200 --> 00:03:47,030
‫هر چقدر می‌تونی با خودت ببر.

57
00:03:47,080 --> 00:03:48,910
‫و جدی می‌گم. می‌دونم خانواده‌ت

58
00:03:48,960 --> 00:03:51,190
‫احتمالاً حالا که حانوکا تموم شده
‫جشنشون رو گرفتن،

59
00:03:51,240 --> 00:03:53,710
‫ولی خوشحال میشیم فردا
‫تو و فلورا به ما ملحق بشین.

60
00:03:53,760 --> 00:03:56,910
‫جو شاکیه که از بس غذا هست،
‫نمیشه روی کابینت‌ها رو دید.

61
00:03:56,960 --> 00:04:00,470
‫فرانک ما نمی‌تونه بیاد. سرش خیلی شلوغه
‫و واسه امتحاناتش درس می‌خونه.

62
00:04:00,520 --> 00:04:03,630
‫و مک هم خدا می‌دونه چند ماهه کدوم گوریه.

63
00:04:03,680 --> 00:04:06,430
‫مک همیشه توی هر شهری
‫یه دختر مرموز یا یه مهمانی داره.

64
00:04:06,480 --> 00:04:10,030
‫بیشتر وقت‌ها جفتش.
‫پس نه، هیچ‌کس نمیاد.

65
00:04:10,080 --> 00:04:12,270
‫که یعنی کلی جا واسه هر دوتای شما هست...

66
00:04:12,320 --> 00:04:13,670
‫اما، من...

67
00:04:13,720 --> 00:04:15,790
‫من خوشحال بودم که این دو سال گذشته

68
00:04:15,840 --> 00:04:18,120
‫اینجا کمک دستت بودم، اما...

69
00:04:19,440 --> 00:04:22,520
‫نمی‌تونم همین‌طوری وانمود کنم
‫که یه دوست معمولی برای خانواده‌تم.

70
00:04:23,800 --> 00:04:26,070
‫نمی‌تونم.

71
00:04:26,120 --> 00:04:27,400
‫کریسمس مبارک، دیوید.

72
00:05:06,440 --> 00:05:08,190
‫فکر کنم اومدن.

73
00:05:08,240 --> 00:05:10,870
‫من فقط... من نمی‌خواستم...

74
00:05:10,920 --> 00:05:12,350
‫معذرت می‌خوام...

75
00:05:12,400 --> 00:05:14,470
‫- ببخشید. من میرم.
‫- نه، نرو.

76
00:05:14,520 --> 00:05:16,400
‫اولیویا... خواهش می‌کنم...

77
00:05:17,840 --> 00:05:19,560
‫بمون.

78
00:05:24,400 --> 00:05:26,480
‫من زیاد نمیام اینجا.

79
00:05:27,960 --> 00:05:29,710
‫کاملاً درک می‌کنم که چطور گاهی وقت‌ها

80
00:05:29,760 --> 00:05:31,760
‫می‌تونه مفید باشه که...

81
00:05:34,520 --> 00:05:35,720
‫اون همه‌ جا هست.

82
00:05:40,840 --> 00:05:42,480
‫این معجون‌های لعنتیش.

83
00:05:46,160 --> 00:05:48,880
‫همیشه مرموز بود.

84
00:05:50,320 --> 00:05:53,390
‫این هفته واقعاً سخته، به‌خصوص الان.

85
00:05:53,440 --> 00:05:55,560
‫- اون عاشق کریسمس بود.
‫- بله.

86
00:06:01,360 --> 00:06:02,560
‫نه...

87
00:06:03,760 --> 00:06:04,990
‫بشین.

88
00:06:05,040 --> 00:06:06,960
‫اشکالی نداره. بشین.

89
00:06:14,320 --> 00:06:17,480
‫روی هر دیواری عکس‌های خیلی متفاوتی ازش هست.

90
00:06:19,040 --> 00:06:20,200
‫عاشق این کار بود.

91
00:06:22,120 --> 00:06:24,400
‫من بیشتر روزها تحمل دیدن آینه رو هم ندارم.

92
00:06:27,440 --> 00:06:30,120
‫با این حال تو هر لحظه زیباتر میشی.

93
00:06:33,360 --> 00:06:35,160
‫اونا حتماً دارن فکر می‌کنن کجاییم...

94
00:06:37,360 --> 00:06:38,520
‫باید...

95
00:07:04,440 --> 00:07:06,670
‫خوش اومدین. بالاخره رسیدین.

96
00:07:06,720 --> 00:07:08,750
‫خیلی وقت بود که سر نزده بودین.

97
00:07:08,800 --> 00:07:09,950
‫خاله اولیویا.

98
00:07:10,000 --> 00:07:11,230
‫عاشق گوشواره‌هاتم، اولیویا.

99
00:07:11,280 --> 00:07:12,430
‫ممنون.

100
00:07:12,480 --> 00:07:14,560
‫- کریسمس مبارک.
‫- اومدین!

101
00:07:15,640 --> 00:07:16,870
‫خوبه.

102
00:07:16,920 --> 00:07:19,000
‫فقط منم و این زوج خوشبخت.

103
00:07:21,360 --> 00:07:22,910
‫شنیدم اوضاع روزنامه‌ی استاندارد سکه‌ست.

104
00:07:22,960 --> 00:07:24,870
‫چیزی جز گزارش‌های خوب به دستم نرسیده.

105
00:07:24,920 --> 00:07:28,750
‫هفته‌ی سختی بود، نه؟
‫اون هم در صدر اخبار جهان؟

106
00:07:28,800 --> 00:07:32,550
‫«شادی و سرور در جشن کریسمس آرملی.»

107
00:07:32,600 --> 00:07:34,190
‫این‌جور چیزاست که فروش میره.

108
00:07:34,240 --> 00:07:37,390
‫خب، خوشحالم بالاخره یکی فهمید چی فروش میره.

109
00:07:37,440 --> 00:07:39,670
‫اون روزنامه‌ی لعنتی سال‌ها برامون مایه ضرر بود،

110
00:07:39,720 --> 00:07:42,070
‫اما تو به سوددهی رسوندیش.

111
00:07:42,120 --> 00:07:44,350
‫فکر می‌کردم برنامه‌ت این بود
‫وقتی روزنامه رو تحویل گرفتی

112
00:07:44,400 --> 00:07:46,750
‫چیزی جز روزنامه‌نگاری تند و تاثیرگذار توش نباشه.

113
00:07:46,800 --> 00:07:48,350
‫سرمقاله‌های تکان‌دهنده‌م

114
00:07:48,400 --> 00:07:50,080
‫درباره‌ی هزینه‌های دفاعی آلمان رو گذاشتم واسه ژانویه.

115
00:07:54,600 --> 00:07:56,670
‫وقت شامه. نوشیدنی چطور، مایلین؟

116
00:07:56,720 --> 00:07:59,150
‫بله، لطفاً. چند تا نوشیدنی.

117
00:07:59,200 --> 00:08:01,670
‫و بعدش هم یه جور بازی دورهمی.

118
00:08:01,720 --> 00:08:04,190
‫پدر می‌خواد یه بازی شاد بکنیم، خاله اولیویا.

119
00:08:04,240 --> 00:08:05,590
‫نظرت چیه؟

120
00:08:05,640 --> 00:08:07,630
‫بازی خانواده‌های خوشبخت؟ یا چشمک قاتل؟

121
00:08:07,680 --> 00:08:08,800
‫جرالد.

122
00:08:10,440 --> 00:08:11,480
‫کاری به کارش نداشته باش.

123
00:08:13,960 --> 00:08:15,080
‫من دارم میرم بیرون.

124
00:08:21,640 --> 00:08:25,510
‫شب کریسمسه.
‫کازینو هیچ‌وقت تعطیل نمیشه؟

125
00:08:25,560 --> 00:08:27,910
‫گوش کن...
‫اصلاً پول نقد همراهت داری؟

126
00:08:27,960 --> 00:08:29,200
‫نه اون‌قدری که تو ببازی.

127
00:08:30,960 --> 00:08:33,080
‫فکر می‌کردم اوضاع کارخونه
‫دوباره روی غلتک افتاده.

128
00:08:35,960 --> 00:08:37,760
‫از وقتی مادر رفته...

129
00:08:39,840 --> 00:08:42,720
‫حس غرق شدن زیر آب رو نداشته؟

130
00:08:46,560 --> 00:08:47,680
‫چرا.

131
00:08:50,480 --> 00:08:52,790
‫داری خودت رو توی دردسر می‌اندازی؟

132
00:08:52,840 --> 00:08:54,350
‫خدا مرگم بده.

133
00:08:54,400 --> 00:08:56,430
‫بهره‌ای که این نزول‌خورها می‌گیرن، ادوین.

134
00:08:56,480 --> 00:08:57,910
‫اونا تبهکارن.

135
00:08:57,960 --> 00:09:01,070
‫اسم خودشون رو گذاشتن...
‫وام منصفانه همیلتون.

136
00:09:01,120 --> 00:09:04,270
‫حالا دارن با تقاضای بازپرداخت تهدیدم می‌کنن.

137
00:09:04,320 --> 00:09:06,840
‫و پدر نباید چیزی بفهمه، اما من...

138
00:09:08,440 --> 00:09:10,760
‫اما من تقریباً بچه‌ی اولم رو بهشون قول دادم.

139
00:09:12,840 --> 00:09:13,960
‫تا روز بعد از کریسمس.

140
00:09:15,800 --> 00:09:17,510
‫اما امشب یه فرصت طلایی و مطمئن دارم.

141
00:09:17,560 --> 00:09:19,910
‫می‌تونم همه‌ش رو برگردونم، حتی بیشتر.

142
00:09:19,960 --> 00:09:22,040
‫باشه؟ خواهش می‌کنم.

143
00:09:23,560 --> 00:09:26,840
‫اون روزنامه یک شاهکار مالی تمام‌عیاره.

144
00:09:28,760 --> 00:09:30,160
‫خواهش می‌کنم.

145
00:10:26,880 --> 00:10:29,150
‫به این خوشگله نگاه کن، بابایی.

146
00:10:29,200 --> 00:10:32,270
‫این عالیه. خب.
‫این یکی رو کجا می‌تونیم بذاریم؟

147
00:10:32,320 --> 00:10:33,950
‫اونجا؟ یا...

148
00:10:34,000 --> 00:10:35,350
‫- بالاتر؟
‫- بالاتر! بالاتر!

149
00:10:35,400 --> 00:10:37,030
‫بالاتر! می‌گی بالاتر.

150
00:10:37,080 --> 00:10:39,070
‫خب، این رو نگاه کن. خدای من!

151
00:10:39,120 --> 00:10:41,200
‫نه، نذارم زمین، نه.

152
00:10:43,400 --> 00:10:45,910
‫- بیا... بیا یکی دیگه برداریم.
‫- تو که...

153
00:10:45,960 --> 00:10:47,590
‫تو که همین الانش هم
‫جوراب‌ها رو آویزون کردی.

154
00:10:47,640 --> 00:10:49,470
‫خب، ادوینا می‌خواست این کار رو بکنه

155
00:10:49,520 --> 00:10:51,390
‫قبل از اینکه برادر کوچولوش بره بخوابه.

156
00:10:51,440 --> 00:10:52,470
‫البته.

157
00:10:52,520 --> 00:10:56,400
‫و اون داشته حسابی تلاش می‌کرده.

158
00:10:57,520 --> 00:10:59,160
‫درست مثل مامانش.

159
00:11:00,320 --> 00:11:02,590
‫خب، درخت خیلی قشنگ شده.

160
00:11:02,640 --> 00:11:04,120
‫سلیقه‌ت تو این کار خوبه، عزیزم.

161
00:11:05,240 --> 00:11:07,870
‫اما اینجا یه جای خالی هست، نگاه کن.

162
00:11:07,920 --> 00:11:09,670
‫اگه فقط این گوی رو جابه‌جا کنیم...

163
00:11:09,720 --> 00:11:12,350
‫- بیاریمش اینجا...
‫- نه، می‌خوام همونجا باشه. نه!

164
00:11:12,400 --> 00:11:14,790
‫ما دقیقاً جای مناسبش رو پیدا کرده بودیم،

165
00:11:14,840 --> 00:11:17,070
‫- مگه نه، عزیزم؟
‫- دختر باهوش.

166
00:11:17,120 --> 00:11:18,950
‫درست همونجایی که گذاشتیش عالیه.

167
00:11:19,000 --> 00:11:21,030
‫این یکی چطور، بابایی؟

168
00:11:21,080 --> 00:11:23,230
‫خب. اونو کجا بذاریم؟

169
00:11:23,280 --> 00:11:24,750
‫اون بالا؟

170
00:11:24,800 --> 00:11:26,920
‫باشه. بیا امتحان کنیم...

171
00:11:36,720 --> 00:11:38,400
‫بیا.

172
00:12:03,680 --> 00:12:04,990
‫خوابوندیش؟

173
00:12:05,040 --> 00:12:07,270
‫طاق‌باز خوابیده، دهنش هم بازه.

174
00:12:07,320 --> 00:12:09,830
‫کیت هم پتویش رو کشیده روش.

175
00:12:09,880 --> 00:12:12,870
‫امروز سرمون شلوغ بود.
‫همه‌ی جنس‌های تازه رو فروختیم.

176
00:12:12,920 --> 00:12:14,590
‫فقط یه مشت پای گوشت گاو
‫و سیب‌زمینی

177
00:12:14,640 --> 00:12:16,320
‫توی انبار مونده که باید ردشون کنم بره.

178
00:12:21,480 --> 00:12:23,430
‫جو، بیشتر درباره‌ی مغازه‌ها فکر کردی؟

179
00:12:23,480 --> 00:12:27,790
‫مگه این روزها اصلاً اجازه‌ش رو دارم؟

180
00:12:27,840 --> 00:12:30,150
‫هر چقدر دلت بخواد می‌تونی
‫توی کار مغازه‌ها دخیل باشی.

181
00:12:30,200 --> 00:12:31,710
‫واقعاً؟

182
00:12:31,760 --> 00:12:33,310
‫پس بقیه‌ی کسب‌وکارهات چی؟

183
00:12:33,360 --> 00:12:35,110
‫اونایی که من اجازه‌ی سر درآوردن
‫ازشون رو ندارم؟

184
00:12:35,160 --> 00:12:37,870
‫کدوم کسب‌وکارهای دیگه؟

185
00:12:37,920 --> 00:12:39,520
‫به هر حال، تو باغچه‌ی خودت رو داری.

186
00:12:40,920 --> 00:12:42,230
‫و کتاب‌هات رو.

187
00:12:42,280 --> 00:12:44,510
‫اهل مطالعه‌ی زیاد.
‫درسته.

188
00:12:44,560 --> 00:12:46,280
‫مطمئنم همسایه‌ها هم همین فکر رو درباره‌م می‌کنن.

189
00:12:48,720 --> 00:12:50,350
‫نه...

190
00:12:50,400 --> 00:12:52,160
‫منظورم این بود که...

191
00:12:53,880 --> 00:12:56,070
‫درباره‌ی اینکه من مغازه‌ها رو بخرم فکر کردی؟

192
00:12:56,120 --> 00:12:57,870
‫اینکه هر سه تا به اسم خودم بشن؟

193
00:12:57,920 --> 00:13:00,680
‫پولش رو کنار گذاشتم و می‌خوام پرداخت کنم.

194
00:13:02,440 --> 00:13:04,070
‫ولی...

195
00:13:04,120 --> 00:13:06,550
‫به عنوان کادوی کریسمس...

196
00:13:06,600 --> 00:13:08,470
‫اگه چیزی کم داری،

197
00:13:08,520 --> 00:13:10,990
‫دلم می‌خواد اسمم روی همه‌ی سندها باشه.

198
00:13:11,040 --> 00:13:13,470
‫شرمنده‌م که اینو بهت می‌گم،

199
00:13:13,520 --> 00:13:17,670
‫اما الان نزدیک به دو ساله که ما فامیلی‌مون یکیه.

200
00:13:17,720 --> 00:13:19,830
‫خودت می‌دونی منظورم چیه.

201
00:13:19,880 --> 00:13:21,590
‫می‌دونم که وقت خوابه.

202
00:13:21,640 --> 00:13:23,750
‫بچه‌ها رو از طرف تو می‌بوسم، باشه؟

203
00:13:23,800 --> 00:13:26,390
‫من همیشه بچه‌ها رو می‌بوسم.
‫همش می‌بوسمشون.

204
00:13:26,440 --> 00:13:26,880
‫آره.

205
00:13:27,120 --> 00:13:29,040
‫البته خارج از ساعت کاری.

206
00:14:16,280 --> 00:14:18,350
‫اون کار حتمیت چطور پیش رفت؟

207
00:14:18,400 --> 00:14:19,790
‫کارهای حتمی مثل ازدواج می‌مونن.

208
00:14:19,840 --> 00:14:21,870
‫فقط احمق‌ها انتظار دارن
‫درست پیش بره.

209
00:14:21,920 --> 00:14:24,270
‫وقت بیشتری نیاز دارم
‫تا خودم رو به رحم و مروت

210
00:14:24,320 --> 00:14:26,470
‫این آدم‌های همیلتون اکویتبل بسپارم.

211
00:14:26,520 --> 00:14:28,800
‫باید سر عقل بیارمشون، مرد و مردونه.

212
00:14:30,560 --> 00:14:32,960
‫برای ناهار دیر می‌رسم.
‫به بابا چیزی نگو.

213
00:14:45,160 --> 00:14:47,040
‫خیلی خوبه.

214
00:15:02,840 --> 00:15:05,190
‫می‌شد بگی خدمتکارها بیان
‫تا حداقل شام رو درست کنن.

215
00:15:05,240 --> 00:15:06,870
‫اون‌ها هم خودشون خانواده دارن
‫که بخوان پیششون باشن.

216
00:15:06,920 --> 00:15:08,080
‫مگه تو نداری؟

217
00:15:10,680 --> 00:15:11,990
‫پیشواز کریسمس که می‌شه،

218
00:15:12,040 --> 00:15:14,590
‫معلومه که مغازه توی اولویته.

219
00:15:14,640 --> 00:15:16,310
‫ولی باید بگم، امیدوار بودم امروز...

220
00:15:16,360 --> 00:15:19,310
‫امروز یه میلیون کار دارم
‫که باید بکنم. ولی تو بشین.

221
00:15:19,360 --> 00:15:21,000
‫لطفا بشین.

222
00:15:24,120 --> 00:15:25,630
‫ساعت چند بیدار شدی؟

223
00:15:25,680 --> 00:15:29,110
‫امیدوار بودم بتونیم بیشتر بخوابیم.

224
00:15:29,160 --> 00:15:31,070
‫مگه من توی اون زمینه کم می‌ذارم؟

225
00:15:31,120 --> 00:15:32,950
‫- بابا!
‫- نه! فقط منظورم این بود که...

226
00:15:33,000 --> 00:15:34,710
‫کیک! کیک! کیک!

227
00:15:34,760 --> 00:15:36,750
‫کیک تنه درختی می‌خواد.

228
00:15:36,800 --> 00:15:39,190
‫نه عزیزم. برای صبحونه
‫شکلات نمی‌خوریم.

229
00:15:39,240 --> 00:15:40,270
‫و کیک تنه درختی هم برای بعده،

230
00:15:40,320 --> 00:15:41,790
‫- پس...
‫- کریسمسه دیگه.

231
00:15:41,840 --> 00:15:44,590
‫نه جو. نباید بهش بدی.

232
00:15:44,640 --> 00:15:46,430
‫نه همه‌ش رو!

233
00:15:46,480 --> 00:15:48,360
‫- مگه چه ضرری داره؟
‫- بهش نده!

234
00:15:49,720 --> 00:15:51,760
‫حالا نگاه کن! چطور حروم شد!

235
00:15:57,640 --> 00:15:59,720
‫خب، به نظر می‌رسه که
‫اوضاع کاملا تحت کنترلته.

236
00:16:00,960 --> 00:16:02,590
‫کسی می‌خواد بازی کنه؟

237
00:16:02,640 --> 00:16:04,480
‫من، من، من!
‫من می‌خوام بازی کنم!

238
00:16:08,560 --> 00:16:10,160
‫عالیه. اونجا بذار.

239
00:16:19,040 --> 00:16:22,590
‫فقط دارم سعی می‌کنم جاهای خالی رو
‫یه کم پر کنم.

240
00:16:22,640 --> 00:16:24,790
‫وقتی بچه بودیم، من و ادل

241
00:16:24,840 --> 00:16:28,470
‫کارت‌های روی میز رو
‫با اسم آدم‌ها تزیین می‌کردیم،

242
00:16:28,520 --> 00:16:31,150
‫که البته هیچ هزینه‌ای هم نداشت.

243
00:16:31,200 --> 00:16:32,870
‫اما نمی‌دونستم که ادوین و جرالد

244
00:16:32,920 --> 00:16:33,990
‫فکر می‌کنن لوس و مسخره‌ست یا نه.

245
00:16:34,040 --> 00:16:35,990
‫زیاده‌روی بود. احتمالا.

246
00:16:36,040 --> 00:16:37,640
‫داری کار فوق‌العاده‌ای می‌کنی.

247
00:16:38,960 --> 00:16:40,320
‫ممنون.

248
00:16:41,560 --> 00:16:44,270
‫فقط می‌خواستم جوری درستش کنم که،
‫خب، اگه بی‌نقص نمی‌شه،

249
00:16:44,320 --> 00:16:45,800
‫حداقل قابل‌تحمل باشه.

250
00:16:50,880 --> 00:16:52,670
‫توی این چند سال گذشته

251
00:16:52,720 --> 00:16:54,080
‫بدون تو باید چیکار می‌کردیم؟

252
00:16:55,280 --> 00:16:56,590
‫و قبل اون،

253
00:16:56,640 --> 00:16:58,390
‫تازه فهمیدم،

254
00:16:58,440 --> 00:17:01,830
‫سال‌ها، ده‌ها سال،

255
00:17:01,880 --> 00:17:03,360
‫تو همیشه در کنارمون بودی.

256
00:17:07,680 --> 00:17:10,720
‫اولیویا...

257
00:17:17,320 --> 00:17:19,870
‫- این...؟
‫- انگشتر ادله؟ آره.

258
00:17:19,920 --> 00:17:21,960
‫خیلی خوشحال می‌شد
‫که این مال تو باشه.

259
00:17:24,880 --> 00:17:26,790
‫عزیزم...

260
00:17:26,840 --> 00:17:28,120
‫با من ازدواج می‌کنی؟

261
00:17:44,360 --> 00:17:45,520
‫بله.

262
00:17:49,280 --> 00:17:50,280
‫خب حالا...

263
00:17:51,720 --> 00:17:53,120
‫پسرها کجا هستن؟

264
00:18:05,960 --> 00:18:09,160
‫[همیلتون اکوییتیبل،خیابان های، پلاک ۵۷،
‫آرملی، یورکشایر]

265
00:18:26,160 --> 00:18:27,390
‫مهمونی چای!

266
00:18:27,440 --> 00:18:29,230
‫نگاه کن بابا، نگاه کن!

267
00:18:29,280 --> 00:18:32,600
‫- وای! منم می‌تونم بیام؟
‫- آره حتما بابا.

268
00:18:34,480 --> 00:18:36,240
‫چای خوشمزه...

269
00:18:37,520 --> 00:18:39,200
‫هیس هیس هیس.

270
00:18:43,600 --> 00:18:45,030
‫مطمئنا نه امروز.

271
00:18:45,080 --> 00:18:47,110
‫اون‌جا چیکار داری؟
‫تعطیله که.

272
00:18:47,160 --> 00:18:49,590
‫دارم می‌رم یه کیک تنه درختی دیگه بیارم.

273
00:18:49,640 --> 00:18:51,910
‫در ضمن، یه ایده‌ای هم برای
‫پای‌های گوشت و سیب‌زمینی دارم.

274
00:18:51,960 --> 00:18:53,430
‫باید سریع بفروشیمشون برن.

275
00:18:53,480 --> 00:18:55,150
‫- اما، امروز روز کریسمسه.
‫- زود برمی‌گردم، عزیزم.

276
00:18:55,200 --> 00:18:56,480
‫اصلا نمی‌فهمی کی رفتم.

277
00:19:16,200 --> 00:19:17,640
‫خیلی خوشگل شدی.

278
00:19:20,320 --> 00:19:22,440
‫فکر کنم باید بریم پایین.

279
00:19:22,720 --> 00:19:25,720
‫آره. نمی‌خوام این‌طور به نظر برسه
‫که داریم قایم می‌شیم.

280
00:19:28,120 --> 00:19:29,440
‫ولی اول...

281
00:19:47,480 --> 00:19:48,480
‫قشنگه.

282
00:19:49,960 --> 00:19:51,070
‫ممنون.

283
00:19:51,120 --> 00:19:52,480
‫خدا رو شکر.

284
00:19:55,280 --> 00:19:57,190
‫ریسک بود، ولی

285
00:19:57,240 --> 00:20:00,920
‫در مورد مادرم می‌دونم که
‫یادآوری خاطرات خوبه.

286
00:20:04,920 --> 00:20:07,350
‫و پارسال، اولین کریسمس ما،

287
00:20:07,400 --> 00:20:09,190
‫همدیگه رو به سختی می‌شناختیم،

288
00:20:09,240 --> 00:20:11,630
‫واسه همین حتی یادم نمیاد
‫چی برات خریدم.

289
00:20:11,680 --> 00:20:14,840
‫احتمالا یه چیز کلیشه‌ای بوده،
‫مثلا... شکلات.

290
00:20:28,240 --> 00:20:29,480
‫عاشقشونم.

291
00:20:34,040 --> 00:20:35,910
‫بالکان رو بیخیال شو.

292
00:20:35,960 --> 00:20:38,070
‫آسکوییت!
‫آسکوییت تهدید اصلیه.

293
00:20:38,120 --> 00:20:40,070
‫داری بهم می‌گی
‫اگه فرانسوی‌ها وارد جنگ بشن،

294
00:20:40,120 --> 00:20:42,030
‫اون بدون هیچ معطلی‌ای
‫پشت سرشون راه نمیفته؟

295
00:20:42,080 --> 00:20:43,950
‫مثل برق و باد می‌ره.
‫ولی کار به اون‌جاها نمی‌کشه.

296
00:20:44,000 --> 00:20:46,350
‫خب، بهتره از زنش بپرسی.

297
00:20:46,400 --> 00:20:48,630
‫آسکوییت همه چی رو به زنش می‌گه.

298
00:20:48,680 --> 00:20:50,230
‫و لوید جورج هم همه چی رو

299
00:20:50,280 --> 00:20:52,600
‫به زن‌های بقیه می‌گه.

300
00:20:57,000 --> 00:20:59,000
‫حالا که حرف از زن‌ شد...

301
00:21:04,600 --> 00:21:05,960
‫نشونشون بده.

302
00:21:15,960 --> 00:21:19,600
‫تبریک می‌گم.

303
00:21:19,840 --> 00:21:21,000
‫ممنون.

304
00:21:24,400 --> 00:21:26,310
‫ادوین، می‌دونم که این باید...

305
00:21:26,360 --> 00:21:29,190
‫دارم باهاش ازدواج می‌کنم، ادوین.

306
00:21:29,240 --> 00:21:30,830
‫و اونم داره من رو...

307
00:21:30,880 --> 00:21:32,480
‫خوشبخت‌ترین مرد دنیا می‌کنه؟

308
00:21:38,520 --> 00:21:39,720
‫تبریک می‌گم...

309
00:21:42,160 --> 00:21:43,520
‫خاله اولیویا.

310
00:22:01,240 --> 00:22:04,110
‫واقعا باید خودت رو از دستش رها کنی، اولیویا.

311
00:22:04,160 --> 00:22:06,510
‫از این شرمساریت.

312
00:22:06,560 --> 00:22:08,720
‫از این... عذاب وجدان.

313
00:22:10,200 --> 00:22:11,440
‫طاقت‌فرساست.

314
00:22:19,440 --> 00:22:22,120
‫با اجازه. یه کم سردرد دارم.

315
00:22:27,440 --> 00:22:29,840
‫برادرت نگفت
‫کی منت می‌ذاره تشریف میاره پیش ما؟

316
00:22:47,140 --> 00:22:57,140
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

317
00:23:14,440 --> 00:23:16,870
‫خیابان های، پلاک ۵۷. درسته؟

318
00:23:16,920 --> 00:23:18,590
‫تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

319
00:23:18,640 --> 00:23:21,750
‫منم می‌تونم همینو ازت بپرسم،
‫اما اون حروف طلایی بیرون مغازه

320
00:23:21,800 --> 00:23:23,350
‫دستت رو رو می‌کنه.

321
00:23:23,400 --> 00:23:24,870
‫برای چی اومدی، جرالد فیرلی؟

322
00:23:24,920 --> 00:23:27,320
‫برای تو... آقای فیرلی‌ام.

323
00:23:28,560 --> 00:23:31,790
‫یه نامه دارم
‫برای شرکت همیلتون اکویتبل.

324
00:23:31,840 --> 00:23:33,280
‫پس بهتره من بگیرمش.

325
00:23:36,840 --> 00:23:38,350
‫من کلی جا باید برم،
‫حتی اگه تو نداری.

326
00:23:38,400 --> 00:23:40,030
‫نوشیدنی، پای گوشت
‫و این‌جور چیزها.

327
00:23:40,080 --> 00:23:42,390
‫پس نامه‌ای رو که این همه راه زحمت کشیدی
‫آوردی رو تحویلم بده

328
00:23:42,440 --> 00:23:44,000
‫و تشریفت رو ببر.

329
00:23:45,360 --> 00:23:47,390
‫تو همیلتون اکویتبلی؟

330
00:23:47,440 --> 00:23:49,110
‫توی کار نزول‌خوری و وام دادنی؟

331
00:23:49,160 --> 00:23:51,030
‫فقط برای تو.
‫شنیدم مثل بقیه آدم‌های ضعیف

332
00:23:51,080 --> 00:23:53,550
‫خودت رو انداختی تو دردسر،
‫منم اینو به چشم یه فرصت دیدم.

333
00:23:53,600 --> 00:23:55,150
‫حتا هم از مغازه‌ام گمشو بیرون.

334
00:23:55,200 --> 00:23:56,670
‫هر نامه‌ای داری بذار روی پادری،

335
00:23:56,720 --> 00:23:58,430
‫بعد کریسمس جوابش رو می‌دم.

336
00:23:58,480 --> 00:24:01,230
‫این بهترین کادوی کریسمسیه
‫که می‌تونستم بگیرم،

337
00:24:01,280 --> 00:24:03,670
‫چون همش فکر می‌کردم
‫باید اون پول رو پس بدم،

338
00:24:03,720 --> 00:24:07,230
‫و فکر می‌کردم همیلتون اکویتبل
‫یه شرکت واقعیه!

339
00:24:07,280 --> 00:24:08,790
‫واقعیه، کاملا هم واقعیه.

340
00:24:08,840 --> 00:24:10,390
‫یه خدمتکار تازه به دوران رسیده

341
00:24:10,440 --> 00:24:12,790
‫چون پسش زدن عقده‌ای شده،
‫کسب‌وکار واقعی حساب نمی‌شه.

342
00:24:12,840 --> 00:24:14,590
‫این حرف رو برو به تیم وکلایی بگو

343
00:24:14,640 --> 00:24:17,670
‫که نرخ بهره و قراردادی که امضا کردی رو
‫تایید کردن.

344
00:24:17,720 --> 00:24:19,790
‫حالا هم از مغازه‌ام برو بیرون.

345
00:24:19,840 --> 00:24:22,280
‫و طبق توافق،
‫اون پول رو تا فردا می‌خوام.

346
00:24:23,960 --> 00:24:26,790
‫فکر می‌کنی خیلی زرنگی، نه؟

347
00:24:26,840 --> 00:24:28,840
‫بچه کجاست، اما هارت؟

348
00:24:30,200 --> 00:24:32,230
‫- من بچه‌ای ندارم.
‫- دست بردار.

349
00:24:32,280 --> 00:24:35,310
‫اون بچه‌ای که زاییدی و
‫مال برادرمه کجاست؟

350
00:24:35,360 --> 00:24:37,150
‫من از برادر تو بچه‌ای ندارم.

351
00:24:37,200 --> 00:24:38,200
‫این اراجیف رو تحویلم نده!

352
00:24:39,920 --> 00:24:41,630
‫تو چیزی نیستی جز یه عوضی.

353
00:24:41,680 --> 00:24:44,070
‫یه عوضی درست‌وحسابی، شک ندارم.

354
00:24:44,120 --> 00:24:47,150
‫ولی در هر صورت... خیلی عوضی‌ای.

355
00:24:47,200 --> 00:24:50,270
‫ادوین یه شب کل این
‫داستان تاسف‌بار رو بهم گفت،

356
00:24:50,320 --> 00:24:51,950
‫اونم با چشم‌های اشک‌آلود.

357
00:24:52,000 --> 00:24:53,870
‫نمی‌دونم چه داستانی
‫به تو یا خودش تحویل داده،

358
00:24:53,920 --> 00:24:55,830
‫اما من بچه‌ای از ادوین به دنیا نیاوردم.

359
00:24:55,880 --> 00:24:57,430
‫پدرت می‌دونه چقدر بدهی بالا آوردی؟

360
00:24:57,480 --> 00:25:00,350
‫من دستت رو خوندم، اما هارت.

361
00:25:00,400 --> 00:25:02,070
‫می‌دونم این کار همیشگی

362
00:25:02,120 --> 00:25:03,830
‫ولگردهای طبقه کارگره،

363
00:25:03,880 --> 00:25:05,910
‫که یه موقعی با بچه‌تون پیداتون می‌شه

364
00:25:05,960 --> 00:25:07,350
‫تا از خانواده ما باج‌گیری کنین.

365
00:25:07,400 --> 00:25:10,000
‫خب، تو به اندازه کافی از من پول چاپیدی.

366
00:25:13,880 --> 00:25:16,760
‫می‌دونی ادوین الان ازدواج کرده، مگه نه؟

367
00:25:18,040 --> 00:25:20,360
‫نه اینکه زنش چیزی رو که می‌خواد
‫بهش بده.

368
00:25:22,560 --> 00:25:25,950
‫مطمئنم مثل تو راه دستش نیست.

369
00:25:26,000 --> 00:25:28,360
‫من دیدم ادوین چقدر کشته‌مرده‌ت بود.

370
00:25:30,680 --> 00:25:32,950
‫گمشو بیرون، چون جدی می‌گم.
‫می‌کشتت.

371
00:25:33,000 --> 00:25:34,470
‫واقعا این کار رو می‌کنم.

372
00:25:34,520 --> 00:25:35,830
‫از آدم‌های سرکش خوشم میاد.

373
00:25:35,880 --> 00:25:38,360
‫ازت خوشم میاد وقتی وحشی می‌شی، اما هارت.

374
00:25:39,040 --> 00:25:41,270
‫تو هیچی نیستی، جرالد فیرلی.

375
00:25:41,320 --> 00:25:43,670
‫تو یه آدم حقیر و بی‌ارزشی

376
00:25:43,720 --> 00:25:45,950
‫که کل زندگیش غرق در امتیاز بوده.

377
00:25:46,000 --> 00:25:48,750
‫با این حال تنها راهی که
‫احساس برنده بودن بهت میده

378
00:25:48,800 --> 00:25:51,750
‫اینه که از زور
‫ بازوت استفاده کنی.

379
00:25:51,800 --> 00:25:53,990
‫خب، ممکنه بدنت از من قوی‌تر باشه،

380
00:25:54,040 --> 00:25:55,470
‫اما اراده‌ت هیچ‌وقت به من نمی‌رسه.

381
00:25:55,520 --> 00:25:58,590
‫افکار حیوانی کثیفت هیچ‌وقت به گرد پای
‫اون اشتیاق و

382
00:25:58,640 --> 00:26:01,310
‫آتیشی که درون من شعله‌وره نمی‌رسه.

383
00:26:01,360 --> 00:26:03,830
‫چون خواسته‌ی من نابودیه.

384
00:26:03,880 --> 00:26:05,950
‫و هیچ‌وقت متوقف نمی‌شم. هیچ‌وقت.

385
00:26:06,000 --> 00:26:08,150
‫تا وقتی که تو و تک‌تک اعضای خانواده‌ی

386
00:26:08,200 --> 00:26:11,390
‫خودخواه، لوس و بی‌عرضه‌ت رو نابود نکنم!

387
00:26:11,440 --> 00:26:13,070
‫تو یه ولگرد بی‌ارزش و کسل‌کننده‌ای.

388
00:26:13,120 --> 00:26:14,790
‫و در مورد پولی هم که بدهکاری،
‫قراردادت رو چک کن.

389
00:26:14,840 --> 00:26:16,840
‫وثیقه‌ت رو به اجرا می‌ذارم.

390
00:26:19,400 --> 00:26:22,310
‫- تو... تو نمی‌تونی این کار رو بکنی.
‫- فقط یه امضا از طرف من،

391
00:26:22,360 --> 00:26:23,750
‫و کار تمومه.

392
00:26:23,800 --> 00:26:25,350
‫وقتی اون برگه رو امضا کنم،

393
00:26:25,400 --> 00:26:28,110
‫آجر به آجر کارخونه فیرلی مال من می‌شه،

394
00:26:28,160 --> 00:26:30,150
‫و بقیه‌ش رو می‌سپرم به خودت
‫که به بابات توضیح بدی

395
00:26:30,200 --> 00:26:32,910
‫چرا اون‌جا رو گذاشتی گرو،
‫چون این تازه اولشه.

396
00:26:32,960 --> 00:26:34,990
‫من دست برنمی‌دارم
‫از تاوان گرفتن از خانواده‌ت،

397
00:26:35,040 --> 00:26:37,710
‫تا روزی که تک‌تک فیرلی‌های زنده
‫عزادار روزی بشن که

398
00:26:37,760 --> 00:26:39,080
‫اسم اما هارت به گوششون خورده!

399
00:26:44,520 --> 00:26:46,670
‫پس کریسمس مبارک، جرالد فیرلی،

400
00:26:46,720 --> 00:26:50,840
‫از طرف همه‌ی بچه‌های
‫همیلتون اکویتبل و هارت اینترپرایزز.

401
00:26:59,280 --> 00:27:01,640
‫برو! برو!

402
00:27:47,800 --> 00:27:50,470
‫چه عجب! مغازه روبراه شد؟

403
00:27:50,520 --> 00:27:52,080
‫همه چی خوبه؟
‫حالت بهتره؟

404
00:27:59,080 --> 00:28:00,670
‫کیک آوردم.

405
00:28:00,720 --> 00:28:02,790
‫خب، چه بهتر، چون

406
00:28:02,840 --> 00:28:04,310
‫هر چی آذوقه بتونیم گیر بیاریم لازم میشه.

407
00:28:04,360 --> 00:28:06,110
‫آره، اگه کیک تنه درختی نبود،

408
00:28:06,160 --> 00:28:08,600
‫کت‌ رو می‌پوشیدم
‫و از اون در می‌زدم بیرون.

409
00:28:09,960 --> 00:28:12,360
‫کیک تنه درختی دیگه چیه؟

410
00:28:14,120 --> 00:28:16,230
‫اومدی!

411
00:28:16,280 --> 00:28:17,600
‫اینجایی.

412
00:28:20,920 --> 00:28:22,880
‫کریسمس مبارک!

413
00:28:24,960 --> 00:28:27,630
‫دختر، خوبی؟

414
00:28:27,680 --> 00:28:30,110
‫الان دیگه آره.

415
00:28:30,160 --> 00:28:32,640
‫مک خودش هم یه غافلگیری داره.

416
00:28:39,880 --> 00:28:42,750
‫ببخشید. سلام.

417
00:28:42,800 --> 00:28:47,080
‫اما، این لوراست، دوست من.

418
00:28:48,720 --> 00:28:50,550
‫یه دوست خاص.

419
00:28:50,600 --> 00:28:52,430
‫خبر فوق‌العاده‌ای نیست؟

420
00:28:52,480 --> 00:28:55,230
‫چرا، حتما که هست.

421
00:28:55,280 --> 00:28:58,790
‫هی به مک می‌گفتم امروز
‫روز معرفی کردن نیست،

422
00:28:58,840 --> 00:29:01,080
‫ولی خب خودت که می‌دونی چطوریه.

423
00:29:02,160 --> 00:29:03,760
‫بهت گفته بود که دارم میام؟

424
00:29:07,560 --> 00:29:11,520
‫معلومه. خوش اومدی.
‫خیلی هم خوش اومدی.

425
00:29:12,840 --> 00:29:16,000
‫و محض رضای خدا،
‫بیاید یه چیزی بخوریم، آره؟

426
00:30:17,000 --> 00:30:18,000
‫[لورا]

427
00:30:42,680 --> 00:30:45,350
‫من یه آدم بی‌ملاحظه و زمختم؟

428
00:30:45,400 --> 00:30:47,310
‫نه خبر قبلی،

429
00:30:47,360 --> 00:30:49,350
‫با یه مهمون ناخونده هم اومدم.

430
00:30:49,400 --> 00:30:52,600
‫یه زمخت افتضاح. همیشه.

431
00:30:55,760 --> 00:30:57,680
‫ولی همیشه، همیشه قدمت روی چشم.

432
00:31:00,560 --> 00:31:02,110
‫این اولین کسیه که معرفی کردی،

433
00:31:02,160 --> 00:31:04,150
‫پس حدس می‌زنم لورا مثل بقیه نباشه.

434
00:31:04,200 --> 00:31:06,310
‫اون همه‌ بودن.

435
00:31:06,360 --> 00:31:08,790
‫همه‌ش حرف بود.

436
00:31:08,840 --> 00:31:10,960
‫من اصلاً دختر زیادی نمی‌شناسم.

437
00:31:18,600 --> 00:31:22,350
‫که نمی‌خوای یهو سر و سامون بگیری،
‫ها؟

438
00:31:22,400 --> 00:31:23,960
‫شین اونیل؟

439
00:31:25,680 --> 00:31:27,630
‫آره خب.

440
00:31:27,680 --> 00:31:31,550
‫یه دختر خیلی خاص لازمه
‫که بهش پیشنهاد بدم،

441
00:31:31,600 --> 00:31:33,280
‫اما هارت.

442
00:31:35,920 --> 00:31:38,750
‫من هنوز زن دارم؟
‫کادوها!

443
00:31:38,800 --> 00:31:40,320
‫دیگه به اندازه کافی صبر کردیم!

444
00:32:11,760 --> 00:32:13,630
‫شاید بعداً.

445
00:32:13,680 --> 00:32:16,680
‫نمی‌تونی به یه مرد کادو بدی
‫و نذاری بازش کنه.

446
00:32:17,640 --> 00:32:19,310
‫چیه، بابا؟

447
00:32:19,360 --> 00:32:22,470
‫«عشق من، هدیه‌ت بیرون،
‫جلوی خونه‌ست.»

448
00:32:22,520 --> 00:32:25,230
‫یعنی بازی پیدا کردن گنجه؟

449
00:32:25,280 --> 00:32:27,510
‫پیدا کردن گنج!
‫پیدا کردن گنج!

450
00:32:27,560 --> 00:32:30,870
‫بیرونه؟ یعنی چی می‌تونه باشه
‫که باید سرد بمونه؟

451
00:32:30,920 --> 00:32:32,070
‫نوشیدنی؟

452
00:32:32,120 --> 00:32:34,120
‫نکنه پای گوشت و سیب‌زمینیه؟

453
00:32:40,560 --> 00:32:43,510
‫بابا، نگاه کن! مال توئه؟

454
00:32:43,560 --> 00:32:44,960
‫مال من نیست؟

455
00:32:46,080 --> 00:32:48,710
‫- نه! اما!
‫- می‌دونستم یکی از اینا می‌خواستی.

456
00:32:48,760 --> 00:32:50,950
‫اینو دیدید؟

457
00:32:51,000 --> 00:32:54,230
‫یه ماشین، از طرف زن
‫خوشگل و سخت‌کوشم.

458
00:32:54,280 --> 00:32:55,910
‫نظرت چیه، ادوینا؟

459
00:32:55,960 --> 00:32:58,040
‫دیگه برای اما هارت
‫سختی کشیدن نداریم، نه؟

460
00:32:59,600 --> 00:33:01,240
‫دمت گرم، عزیز دلم.

461
00:33:12,800 --> 00:33:16,190
‫من یه کادوی بی‌خلاقیت دارم
‫که برای باز کردنش کمک می‌خوام.

462
00:33:16,240 --> 00:33:17,550
‫خوبه.

463
00:33:17,600 --> 00:33:20,240
‫نه اینا از اون شکلات‌های میان‌رده‌ان.

464
00:33:29,040 --> 00:33:32,080
‫من با همه حرف‌های آقای فیرلی
‫موافق نیستم، ولی...

465
00:33:33,680 --> 00:33:35,430
‫مطمئنم حق با اونه

466
00:33:35,480 --> 00:33:37,640
‫که خواهرت دلش می‌خواست
‫تو خوشحال باشی.

467
00:33:39,520 --> 00:33:41,520
‫کی می‌دونه ادل چی می‌خواسته.

468
00:33:43,480 --> 00:33:45,360
‫فکر نکنم خودش هم می‌دونست.

469
00:33:47,280 --> 00:33:50,440
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه
‫که نبودنش چقدر عجیبه.

470
00:33:54,000 --> 00:33:56,000
‫انگار همه چی تاریک شده.

471
00:33:59,840 --> 00:34:02,080
‫آدما از پیشمون می‌رن،
‫ولی عشق‌شون نه.

472
00:34:04,000 --> 00:34:06,240
‫فکر می‌کنی نمی‌تونی
‫غمش رو تحمل کنی.

473
00:34:07,920 --> 00:34:10,480
‫بعد یه روز، کم‌کم قابل‌تحمل می‌شه.

474
00:34:12,520 --> 00:34:14,640
‫آفتاب دوباره درمیاد.

475
00:34:16,800 --> 00:34:18,280
‫اولیویا!

476
00:34:20,200 --> 00:34:23,040
‫کجا رفتی؟
‫اولیویا!

477
00:34:28,880 --> 00:34:30,710
‫ما هر چقدر دلمون بخواد
‫می‌تونیم خودمون دنبالش بگردیم،

478
00:34:30,760 --> 00:34:34,200
‫ولی چیزی که همه‌مون
‫امیدواریم براش اینه که عشق پیدامون کنه.

479
00:34:35,120 --> 00:34:36,990
‫تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟

480
00:34:37,040 --> 00:34:38,440
‫عشق واقعی.

481
00:34:40,080 --> 00:34:42,240
‫از اون مدلی که
‫لازم نیست بهش شک کنی.

482
00:35:00,040 --> 00:35:01,920
‫نه. ممنون.

483
00:35:03,080 --> 00:35:06,310
‫واکنش ادوین رو دیدی.
‫وحشت کرده بود.

484
00:35:06,360 --> 00:35:09,110
‫و اگه فکر کنیم
‫بقیه آدم‌ها حس متفاوتی دارن،

485
00:35:09,160 --> 00:35:11,150
‫یعنی داریم به خودمون دروغ می‌گیم.

486
00:35:11,200 --> 00:35:13,310
‫محض رضای خدا،
‫خود منم حس متفاوتی ندارم.

487
00:35:13,360 --> 00:35:14,440
‫خیلی ترسناکه.

488
00:35:15,600 --> 00:35:19,040
‫پس نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫متأسفم، نمی‌تونم.

489
00:35:30,280 --> 00:35:32,120
‫پس یعنی همه‌ش بیهوده بود؟

490
00:35:37,160 --> 00:35:39,000
‫مرگ ادل؟

491
00:35:40,200 --> 00:35:42,590
‫تو قلب خواهرت رو شکستی.

492
00:35:42,640 --> 00:35:45,230
‫اون از شدت نوشیدن خودشو کشت.

493
00:35:45,280 --> 00:35:46,790
‫همه‌مون از دستش دادیم.

494
00:35:46,840 --> 00:35:50,710
‫همه‌مون این بدبختی مطلق
‫و غیرقابل‌تصور رو کشیدیم،

495
00:35:50,760 --> 00:35:52,680
‫ولی بی‌هیچ دلیلی.

496
00:35:56,960 --> 00:35:58,120
‫اولیویا...

497
00:36:00,080 --> 00:36:02,510
‫اگه به این رابطه رسمیت ندیم،

498
00:36:02,560 --> 00:36:05,790
‫اگه به دنیا نشون ندیم
‫که من و تو فقط

499
00:36:05,840 --> 00:36:08,920
‫سر خوش‌گذرونی
‫با هم نبودیم، اون وقت...

500
00:36:10,600 --> 00:36:13,360
‫چطوری می‌خوای توضیح بدی
‫که چرا هنوز اینجایی...

501
00:36:14,480 --> 00:36:17,190
‫و اصلاً توی این خونه چه خبر بوده؟

502
00:36:17,240 --> 00:36:19,270
‫چطور...

503
00:36:19,320 --> 00:36:21,920
‫می‌خوایم اینو به پسرها توضیح بدیم؟

504
00:36:43,600 --> 00:36:45,360
‫خب حالا...

505
00:36:45,720 --> 00:36:47,830
‫بیا، کریسمسه.

506
00:36:47,880 --> 00:36:49,880
‫چی بازی کنیم؟
‫پانتومیم؟

507
00:37:01,960 --> 00:37:03,390
‫هاها!

508
00:37:03,440 --> 00:37:06,000
‫برای زن خوشگلم، سند مغازه‌ها.

509
00:37:07,720 --> 00:37:11,920
‫هر سه‌تاش. همه‌ش به نام توئه.
‫کریسمس مبارک.

510
00:37:13,680 --> 00:37:16,230
‫می‌خوام پولشون رو بدم.
‫جدی می‌گم.

511
00:37:16,280 --> 00:37:17,950
‫همه‌ی پولش رو پس‌انداز کردم.

512
00:37:18,000 --> 00:37:19,270
‫خیلی خیلی سریع.

513
00:37:19,320 --> 00:37:21,640
‫محکم بچسب.

514
00:37:27,840 --> 00:37:30,200
‫اون ماشین عجب کادویی بود.

515
00:37:31,840 --> 00:37:34,800
‫جو به خاطر زن همیشه غایبش
‫حق داره یه کم دلخوشی داشته باشه.

516
00:37:36,040 --> 00:37:40,190
‫و حقشه که احساس نکنه گیر افتاده.

517
00:37:40,240 --> 00:37:44,390
‫همین‌طور تو هم حق داری
‫یه شوهری داشته باشی که با یه ماشین

518
00:37:44,440 --> 00:37:45,960
‫اسپرت خوشگل
‫این‌ور اون‌ورت ببره.

519
00:37:47,760 --> 00:37:49,200
‫اون واقعاً ماشین می‌خواست.

520
00:37:50,600 --> 00:37:55,560
‫فقط شاید چیزای دیگه رو بیشتر می‌خواست.

521
00:38:00,960 --> 00:38:02,680
‫می‌تونه آدمو تنها کنه.

522
00:38:04,400 --> 00:38:05,800
‫درست می‌گم؟

523
00:38:07,840 --> 00:38:09,870
‫هدف داشتن.

524
00:38:09,920 --> 00:38:14,070
‫اینکه هر روز این ‌همه مطمئن باشی.

525
00:38:14,120 --> 00:38:16,070
‫همه نمی‌فهمنش،

526
00:38:16,120 --> 00:38:18,560
‫برای همین احساس تنهایی داره.

527
00:38:26,000 --> 00:38:28,550
‫لورا فوق‌العاده‌ست.

528
00:38:28,600 --> 00:38:31,240
‫- زن خوبیه.
‫- به نظر میاد حسابی عاشقته.

529
00:38:32,520 --> 00:38:33,840
‫می‌شه بهش حق نداد؟

530
00:38:36,720 --> 00:38:39,150
‫ولی اون مثل ما نیست.

531
00:38:39,200 --> 00:38:40,350
‫خب، چه بهتر!

532
00:38:40,400 --> 00:38:42,350
‫خب، اون یه زندگی آروم می‌خواد.

533
00:38:42,400 --> 00:38:44,510
‫هرچند، دیدیش روی صندلی شاگرد

534
00:38:44,560 --> 00:38:46,360
‫چطور داشت برامون جیغ می‌کشید؟

535
00:38:48,160 --> 00:38:50,960
‫اون دختر خیلی هم ساده نیست، کیت،
‫این رو بدون.

536
00:38:56,000 --> 00:38:58,640
‫ولی خوشحالم که ازش خوشت میاد.

537
00:39:00,960 --> 00:39:02,320
‫این مهمه.

538
00:39:07,120 --> 00:39:10,000
‫دارم مغازه‌ها رو از جو می‌خرم.
‫همه‌شون رو.

539
00:39:11,160 --> 00:39:13,400
‫و برای خودمم یه کادو گرفتم.

540
00:39:19,880 --> 00:39:22,600
‫داری به مالک جدید
‫کارخونه فیرلی نگاه می‌کنی.

541
00:39:27,480 --> 00:39:30,750
‫چون وقتی هر روز
‫داری فداکاری می‌کنی،

542
00:39:30,800 --> 00:39:32,840
‫حقته گاهی به خودت پاداش بدی.

543
00:39:36,600 --> 00:39:37,840
‫داری موفق میشی، اما.

544
00:39:39,040 --> 00:39:41,830
‫- داری انجامش می‌دی.
‫- آره.

545
00:39:41,880 --> 00:39:43,630
‫آره.

546
00:39:43,680 --> 00:39:45,520
‫و تازه اول راهه.

547
00:39:52,120 --> 00:39:54,150
‫- وای!
‫- بیپ‌بوپ!

548
00:39:54,200 --> 00:39:56,550
‫چک مغازه‌ها.

549
00:39:56,600 --> 00:39:57,990
‫- اما...
‫- خودم می‌خوام.

550
00:39:58,040 --> 00:40:00,280
‫لطفاً. برای اینکه خیالم راحت باشه.

551
00:40:04,720 --> 00:40:08,470
‫- چطور بود؟
‫- اون یه رویائه!

552
00:40:08,520 --> 00:40:10,870
‫هم ماشین، هم زنم.

553
00:40:10,920 --> 00:40:12,670
‫ممنون.

554
00:40:12,720 --> 00:40:14,880
‫می‌خواستم یه چیزی داشته باشی
‫که عاشقش باشی.

555
00:40:16,760 --> 00:40:18,000
‫منم همین‌طور.

556
00:40:19,360 --> 00:40:21,000
‫هی ‌هی!

557
00:40:22,920 --> 00:40:24,280
‫سلام!

558
00:40:28,880 --> 00:40:31,520
‫داری خفه‌م می‌کنی!
‫مواظب باش!

559
00:40:33,760 --> 00:40:35,160
‫منم گوشت و پوست و خون دارم، می‌دونی.

560
00:40:36,720 --> 00:40:39,470
‫می‌خواستیم غافلگیرت کنیم، مگه نه؟

561
00:40:39,520 --> 00:40:40,520
‫آره.

562
00:40:41,640 --> 00:40:42,790
‫غافلگیر شدی؟

563
00:40:42,840 --> 00:40:46,200
‫آره، فرانک خودمون! خیلی هم شدم.

564
00:40:47,440 --> 00:40:49,840
‫چی از خانواده مهم‌تره، هان؟

565
00:40:51,600 --> 00:40:52,800
‫بیا اینجا!

566
00:41:02,200 --> 00:41:03,640
‫کدوم گوری بودی؟

567
00:41:04,960 --> 00:41:06,750
‫روز عجیبی رو از دست دادی.

568
00:41:06,800 --> 00:41:09,950
‫حداقل تونستی یه کم زمان بیشتر بخری؟

569
00:41:10,000 --> 00:41:11,240
‫جرالد؟

570
00:41:13,960 --> 00:41:15,310
‫فقط مادر بود که

571
00:41:15,360 --> 00:41:17,830
‫منو یه چیزی حساب می‌کرد، مگه نه؟

572
00:41:17,880 --> 00:41:21,430
‫قضیه بدهیه؟
‫جرالد، این فقط پوله.

573
00:41:21,480 --> 00:41:22,870
‫مهم نیست.

574
00:41:22,920 --> 00:41:25,870
‫تموم شد. کارخونه رفت.
‫اون گرفتش.

575
00:41:25,920 --> 00:41:28,070
‫کی؟ کی گرفته؟

576
00:41:28,120 --> 00:41:29,590
‫اون زنیکه فسقلیت.

577
00:41:29,640 --> 00:41:30,880
‫اما هارت.

578
00:41:33,960 --> 00:41:35,830
‫اون‌طور برای خودش
‫قر می‌ده و راه می‌ره

579
00:41:35,880 --> 00:41:37,480
‫انگار بیشتر از یه کلفت ولگرده.

580
00:41:38,160 --> 00:41:41,310
‫اون خطرناکه.
‫اینجا هم متوقف نمی‌شه.

581
00:41:41,360 --> 00:41:44,430
‫ولی می‌تونیم کاری کنیم
‫به سزای کارش برسه.

582
00:41:44,480 --> 00:41:45,920
‫مگه نه، ادوین؟

583
00:41:47,400 --> 00:41:50,390
‫به اما هارت یادآوری می‌کنیم واقعاً کیه.

584
00:41:50,440 --> 00:41:52,360
‫کاری می‌کنیم پشیمون بشه. نه؟

585
00:42:17,400 --> 00:42:20,390
‫این دیوونگیه.
‫اینکه وانمود کنیم همه چی خوبه،

586
00:42:20,440 --> 00:42:22,070
‫وقتی همه‌مون می‌دونیم
‫هر لحظه ممکنه جنگ اعلام بشه.

587
00:42:22,120 --> 00:42:24,070
‫اگه نریم اون‌ور
‫و جلوی آلمانی‌ها رو نگیریم،

588
00:42:24,120 --> 00:42:25,470
‫اونا جنگ رو می‌کشن تو کشور خودمون.

589
00:42:25,520 --> 00:42:27,110
‫اون دختر لعنتی دیگه چی کار کرده؟

590
00:42:27,160 --> 00:42:29,510
‫داره منو مجازات می‌کنه،
‫و بی‌خیال هم نمی‌شه.

591
00:42:29,560 --> 00:42:33,120
‫آقایون، وقت چیزی نیست
‫که به وفور داشته باشیم. جنگ شروع شده.