1
00:00:11,600 --> 00:00:13,950
‫خوش برگشتید، خانم هارت!

2
00:00:14,000 --> 00:00:15,510
‫مگه جایی رفته بودم؟

3
00:00:15,560 --> 00:00:17,830
‫- چه شال قشنگی.
‫- ممنون.

4
00:00:17,880 --> 00:00:19,670
‫مال کالکشن بهار و تابستونه؟ نه؟

5
00:00:19,720 --> 00:00:22,070
‫حسابی هم به اون چکمه‌ها میاد.

6
00:00:22,120 --> 00:00:25,350
‫خب، ارائه سایتکس من
‫ساعت ۱۱ شروع می‌شه، درسته؟

7
00:00:25,400 --> 00:00:27,040
‫پائولا مسئولیتش رو قبول کرده.

8
00:00:28,280 --> 00:00:31,560
‫ارائه قبلیش معرکه بود.
‫براش شیرینی فرستادن.

9
00:00:42,680 --> 00:00:44,030
‫مامان‌بزرگ...

10
00:00:44,080 --> 00:00:46,350
‫نیازی به سخنرانی نیست، ممنون.

11
00:00:46,400 --> 00:00:49,150
‫می‌دونی که من هزار بار عذرخواهی کردم،

12
00:00:49,200 --> 00:00:52,350
‫و تو کل دنیا کسی نیست که
‫بیشتر از تو تحسینش کنم.

13
00:00:52,400 --> 00:00:54,150
‫داری سخنرانی می‌کنی، نه؟

14
00:00:54,200 --> 00:00:56,870
‫امیدواری واسه تو هم
‫بیسکوییت بفرستم؟

15
00:00:56,920 --> 00:00:59,280
‫مامان‌بزرگ، باید به حرفم گوش بدی.

16
00:01:00,680 --> 00:01:02,470
‫اونا خبر دارن.

17
00:01:02,520 --> 00:01:06,560
‫همه می‌دونن که مریض بودی.
‫یه نفر از بیمارستان آمار داده.

18
00:01:07,720 --> 00:01:10,510
‫دوشنبه هفته دیگه دارن
‫اعضای هیئت‌مدیره رو توی لندن جمع می‌کنن.

19
00:01:10,560 --> 00:01:13,110
‫به همه گفتن که حالت خوب نبوده،

20
00:01:13,160 --> 00:01:14,200
‫و متأسفانه...

21
00:01:16,960 --> 00:01:18,120
‫رای‌های لازم رو جمع کردن.

22
00:01:19,640 --> 00:01:23,150
‫می‌خوان از کار برکنارت کنن.
‫هارت اینترپرایزز، سایتکس...

23
00:01:23,200 --> 00:01:27,430
‫قراره همه‌ چی رو از چنگت دربیارن
‫و به اسم خودشون بزنن.

24
00:01:27,480 --> 00:01:29,150
‫- ادوینا؟
‫- بله.

25
00:01:29,200 --> 00:01:32,470
‫همراه با دایی کیت، دایی رابین
‫و خاله الیزابت.

26
00:01:32,520 --> 00:01:33,990
‫واقعاً متأسفم.

27
00:01:34,040 --> 00:01:35,440
‫من چی کار میتونم بکنم؟

28
00:01:40,880 --> 00:01:44,150
‫می‌بینم که رفتی سراغ
‫لباس‌های کشی و لیکرا.

29
00:01:44,200 --> 00:01:45,830
‫کالکشن جدید لباس راحتی‌مونه.

30
00:01:45,880 --> 00:01:47,990
‫مطمئنم خوشت نمیاد، ولی من...

31
00:01:48,040 --> 00:01:50,230
‫من ایمان دارم که این قراره
‫بترکونه و مد بشه.

32
00:01:50,280 --> 00:01:54,720
‫خب... به نظر خیلی... راحت میاد.

33
00:01:57,000 --> 00:02:00,520
‫اگه از بغل زیپ بخوره،
‫خوش‌فرم‌تر وایمیسته.

34
00:02:03,000 --> 00:02:06,720
‫می‌شه تنهام بذاری، پائولا؟
‫یهو خیلی خسته شدم.

35
00:02:07,720 --> 00:02:17,720
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

36
00:02:25,440 --> 00:02:27,280
‫هنری، اما هستم.

37
00:02:28,760 --> 00:02:31,800
‫تصمیم گرفتم که
‫همون طبق نقشه پیش بریم.

38
00:02:33,320 --> 00:02:34,910
‫بله، لطفاً.

39
00:02:34,960 --> 00:02:38,360
‫باید مطمئن بشیم که
‫مو لای درزش نمی‌ره.

40
00:02:39,440 --> 00:02:40,520
‫ممنون.

41
00:02:41,840 --> 00:02:43,790
‫تولدم؟

42
00:02:43,840 --> 00:02:46,000
‫فکر نکنم خبری باشه.

43
00:02:47,440 --> 00:02:50,200
‫اصلاً تولد به چه دردی می‌خوره؟

44
00:02:50,960 --> 00:02:57,790
‫♪ تولدت مبارک ♪

45
00:02:57,840 --> 00:03:01,430
‫♪ تولدت مبارک، کیت عزیز ♪

46
00:03:01,480 --> 00:03:05,880
‫♪ تولدت مبارک ♪

47
00:03:08,920 --> 00:03:10,550
‫- خب، کی کیک می‌خواد؟
‫- من!

48
00:03:10,600 --> 00:03:12,280
‫- من!
‫- منم می‌خوام، لطفاً.

49
00:03:17,080 --> 00:03:18,750
‫این دیوانگیه.

50
00:03:18,800 --> 00:03:21,470
‫تظاهر به اینکه همه چی خوبه؟
‫مهمونی گرفتن،

51
00:03:21,520 --> 00:03:23,710
‫وقتی می‌دونیم هر لحظه
‫ممکنه جنگ بشه؟

52
00:03:23,760 --> 00:03:26,470
‫در هر صورت باید منتظر بمونیم.
‫پس چه بهتر که

53
00:03:26,520 --> 00:03:28,390
‫تا اون موقع کیک‌مون رو بخوریم.

54
00:03:28,440 --> 00:03:31,590
‫مک، الان چند ماهه که کسب‌وکار خوابیده.

55
00:03:31,640 --> 00:03:33,240
‫مجبور شدم وام بگیرم.

56
00:03:34,680 --> 00:03:36,200
‫جو چی می‌گه؟

57
00:03:37,760 --> 00:03:39,190
‫اما...

58
00:03:39,240 --> 00:03:40,910
‫- بهش نگفتی؟
‫- اصلاً گوش نمی‌ده.

59
00:03:40,960 --> 00:03:42,870
‫خودش رو متقاعد کرده
‫که جنگی در کار نیست.

60
00:03:42,920 --> 00:03:45,430
‫- خب، شاید حق با اونه.
‫- نه، نیست.

61
00:03:45,480 --> 00:03:47,000
‫به یه نقشه نیاز دارم.

62
00:03:50,440 --> 00:03:52,710
‫تا حالا مشکلی ندیدم که

63
00:03:52,760 --> 00:03:54,520
‫با برنامه اما هارتی حل نشه.

64
00:03:57,280 --> 00:03:58,550
‫اما!

65
00:03:58,600 --> 00:04:01,750
‫مک! عکس خانوادگی.
‫همه بیان!

66
00:04:01,800 --> 00:04:03,080
‫بریم.

67
00:04:07,960 --> 00:04:10,280
‫بیا دیگه مرد، دستت رو بنداز دور گردن زنت.

68
00:04:17,320 --> 00:04:19,320
W W W . M O V I E S H O . C O M

69
00:04:40,640 --> 00:04:41,640
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.

70
00:04:47,040 --> 00:04:49,040
‫[بریتانیا در جنگ با آلمان]

71
00:04:57,960 --> 00:04:59,720
‫[بریتانیای کبیر جنگ علیه آلمان را اعلام کرد]

72
00:05:12,160 --> 00:05:14,190
‫دیدی؟ دولت قراره برای تولید

73
00:05:14,240 --> 00:05:15,950
‫لباس فرم نظامی مناقصه بذاره.

74
00:05:16,000 --> 00:05:19,240
‫وقتشه، مک.
‫اینجوری از این بحران رد می‌شیم.

75
00:05:20,880 --> 00:05:22,350
‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی.

76
00:05:22,400 --> 00:05:23,990
‫چرا باید قرارداد رو بدن

77
00:05:24,040 --> 00:05:25,430
‫به کسی که کارش لباس زنونه‌ست،

78
00:05:25,480 --> 00:05:27,190
‫اونم به یه زن؟ ولی من...

79
00:05:27,240 --> 00:05:29,750
‫پس می‌خوای تولید پارچه رو

80
00:05:29,800 --> 00:05:31,710
‫قبل از اینکه حتی برنده مناقصه بشی،
‫شروع کنی؟

81
00:05:31,760 --> 00:05:33,710
‫برای اینکه مطمئن بشم برنده می‌شم.

82
00:05:33,760 --> 00:05:36,640
‫- اونا نمی‌تونن نه بگن، مگه نه؟
‫- آره، ولی هزینه‌اش...

83
00:05:38,200 --> 00:05:40,280
‫ریسک داره، می‌دونم.

84
00:05:41,520 --> 00:05:43,360
‫ولی تنها راهی که
‫می‌تونم انجامش بدم اینه که...

85
00:05:44,840 --> 00:05:46,520
‫مغازه‌ها رو بفروشم.

86
00:05:48,560 --> 00:05:50,350
‫نه.

87
00:05:50,400 --> 00:05:53,070
‫نه. تو اینا رو با خون‌دل
‫و زحمت خودت ساختی.

88
00:05:53,120 --> 00:05:54,510
‫نمی‌تونی همین‌جوری قیدشون رو بزنی.

89
00:05:54,560 --> 00:05:56,350
‫اگه یه کار جدی نکنم،

90
00:05:56,400 --> 00:05:58,400
‫طلبکارها خودشون میان
‫و همه‌شون رو می‌برن.

91
00:06:02,200 --> 00:06:03,600
‫فکر می‌کنی از پسش برنمیام؟

92
00:06:06,200 --> 00:06:08,680
‫فکر می‌کنم تو از پس
‫هر کاری برمیای، اما.

93
00:06:11,480 --> 00:06:12,720
‫برای کمک چی کار می‌تونم بکنم؟

94
00:06:32,600 --> 00:06:34,640
‫- شب بخیر.
‫- ممنون.

95
00:06:55,440 --> 00:06:57,790
‫چه نعمتیه،

96
00:06:57,840 --> 00:07:00,350
‫که دوباره می‌تونیم با هم
‫صبحونه بخوریم.

97
00:07:00,400 --> 00:07:03,230
‫هردومون، در کنار همسرهامون.

98
00:07:03,280 --> 00:07:06,270
‫خب، پس دوباره برگشتی
‫توی اتاق قدیمی خودت، آره؟

99
00:07:06,320 --> 00:07:09,150
‫- بله. خوبه، ممنون.
‫- خب، ما واقعاً قدردانیم که

100
00:07:09,200 --> 00:07:10,790
‫خونه رو به ما دادی.

101
00:07:10,840 --> 00:07:13,110
‫- مگه نه، آدام؟
‫- بله.

102
00:07:13,160 --> 00:07:16,150
‫و همین که اوضاع مالی‌مون
‫دوباره ردیف بشه،

103
00:07:16,200 --> 00:07:18,670
‫یه جای جدید برات پیدا می‌کنیم.

104
00:07:18,720 --> 00:07:19,960
‫شاید نیازی به این کار نباشه.

105
00:07:22,560 --> 00:07:25,040
‫می‌خوام برم جبهه.

106
00:07:33,600 --> 00:07:36,390
‫خانم‌ها، می‌شه چند لحظه
‫ما رو تنها بذارید؟

107
00:07:36,440 --> 00:07:37,800
‫البته.

108
00:07:47,480 --> 00:07:48,790
‫فکر می‌کردم خوشحال بشی.

109
00:07:48,840 --> 00:07:50,710
‫تو هیچ‌وقت فرصت تعریف کردن

110
00:07:50,760 --> 00:07:52,430
‫از دوران حضور تو سندهورست رو
‫از دست نمی‌دی.

111
00:07:52,480 --> 00:07:55,070
‫اگه فکر می‌کردم این جنگ
‫ذره‌ای شرافتمندانه است،

112
00:07:55,120 --> 00:07:58,950
‫شجاعتت رو تحسین می‌کردم.
‫ولی این جنگ ما نیست.

113
00:07:59,000 --> 00:08:02,190
‫آسکویت داره سربازهای ما رو
‫به سمت فاجعه می‌بره.

114
00:08:02,240 --> 00:08:04,510
‫فقط یه احمق داوطلب می‌شه.

115
00:08:04,560 --> 00:08:05,800
‫پس لابد من یه احمقم.

116
00:08:06,880 --> 00:08:09,230
‫یادت هست که ما
‫صاحب یه روزنامه‌ایم؟

117
00:08:09,280 --> 00:08:10,990
‫خب؟

118
00:08:11,040 --> 00:08:15,230
‫ادوین، این تنها چیزیه که مردم
‫توی این اوضاع هنوز می‌خرنش.

119
00:08:15,280 --> 00:08:18,990
‫اصلاً می‌فهمی چقدر نزدیکیم به اینکه
‫این خونه رو از دست بدیم؟

120
00:08:19,040 --> 00:08:20,560
‫بدون منم از پسش برمیاید.

121
00:08:21,560 --> 00:08:23,190
‫چرا؟

122
00:08:23,240 --> 00:08:24,720
‫چرا این‌قدر روی این کار اصرار داری؟

123
00:08:29,560 --> 00:08:30,990
‫این تنها راهیه که می‌شه تمومش کرد.

124
00:08:31,040 --> 00:08:32,960
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

125
00:08:37,960 --> 00:08:39,910
‫اما هارت.

126
00:08:39,960 --> 00:08:41,510
‫اما هارت؟

127
00:08:41,560 --> 00:08:43,710
‫اون دختره‌ی لعنتی باز چی کار کرده؟

128
00:08:43,760 --> 00:08:45,240
‫بحث کاریه که من باهاش کردم، پدر.

129
00:08:47,200 --> 00:08:48,600
‫دلیلش همینه.

130
00:08:49,560 --> 00:08:52,230
‫اما هارت کمر بسته
‫که ما رو نابود کنه.

131
00:08:52,280 --> 00:08:53,600
‫برای همینه که کارخونه‌مون رو گرفت.

132
00:08:54,880 --> 00:08:57,350
‫داره منو مجازات می‌کنه. و تا وقتی

133
00:08:57,400 --> 00:08:59,710
‫به اندازه‌ی اون زجر نکشم،
‫دست‌بردار نیست.

134
00:08:59,760 --> 00:09:03,070
‫پس این چیه،
‫یه مأموریت انتحاری؟

135
00:09:03,120 --> 00:09:06,350
‫مگه چه کار وحشتناکی کردی که

136
00:09:06,400 --> 00:09:08,320
‫حاضری جونت رو واسه
‫جبرانش به خطر بندازی؟

137
00:09:11,200 --> 00:09:12,480
‫چی؟

138
00:09:14,080 --> 00:09:15,680
‫من و اما با هم...

139
00:09:17,560 --> 00:09:20,230
‫مخفیانه نامزد کردیم.

140
00:09:20,280 --> 00:09:22,360
‫متاسفم، پدر.

141
00:09:23,800 --> 00:09:26,550
‫اون باردار شد و من... من ترسیدم.

142
00:09:26,600 --> 00:09:29,110
‫هیچ مسئولیتی قبول نکردم.

143
00:09:29,160 --> 00:09:31,480
‫در واقع، اونو کاملاً تنها
‫از اینجا بیرون کردم.

144
00:09:39,800 --> 00:09:41,040
‫خب؟

145
00:09:43,840 --> 00:09:47,160
‫می‌خواستی چی کار کنی؟
‫می‌خواستی باهاش ازدواج کنی؟

146
00:09:50,760 --> 00:09:53,190
‫اصلاً شنیدی چی گفتم در مورد...؟

147
00:09:53,240 --> 00:09:55,110
‫بله، بله.

148
00:09:55,160 --> 00:09:57,800
‫جرالد چند سال پیش بهم گفت
‫که یه بچه در میونه.

149
00:09:59,960 --> 00:10:02,160
‫تو... تو می‌دونستی؟

150
00:10:03,720 --> 00:10:05,710
‫و عصبانی نیستی؟

151
00:10:05,760 --> 00:10:08,640
‫خب، مسلماً اتفاق ایده‌آلی نیست...

152
00:10:09,960 --> 00:10:13,390
‫ولی جوونه و جوونی کردنش.

153
00:10:13,440 --> 00:10:15,470
‫و طبیعتاً، دخترهایی که
‫تن به این کارها می‌دن

154
00:10:15,520 --> 00:10:17,590
‫فقط توی اتاق خدمه پیدا می‌شن.

155
00:10:17,640 --> 00:10:19,510
‫اون...

156
00:10:19,560 --> 00:10:21,430
‫در مورد اما این‌جوری نبود.

157
00:10:21,480 --> 00:10:23,470
‫- اون...
‫- چی؟

158
00:10:23,520 --> 00:10:25,510
‫عشق بود؟

159
00:10:25,560 --> 00:10:28,150
‫فراتر از عشق. اون...
‫اون همه چی بود.

160
00:10:28,200 --> 00:10:31,550
‫ادوین، هر قصد احمقانه‌ای که
‫فکر می‌کنی داشتی،

161
00:10:31,600 --> 00:10:34,430
‫دلیل نمی‌شه که پاشی بری فرانسه،

162
00:10:34,480 --> 00:10:37,950
‫اونم با این احتمال جدی که
‫دیگه برنگردی.

163
00:10:38,000 --> 00:10:41,310
‫من خطراتش رو می‌دونم.
‫این کاریه که مجبورم انجام بدم.

164
00:10:41,360 --> 00:10:42,800
‫و متاسفم، پدر...

165
00:10:44,040 --> 00:10:45,520
‫ولی نظرم عوض نمی‌شه.

166
00:10:54,960 --> 00:10:57,830
‫صبح همگی بخیر. خب،
‫می‌دونم الان دوران سختیه

167
00:10:57,880 --> 00:10:59,350
‫و همه‌مون نگرانیم،

168
00:10:59,400 --> 00:11:01,120
‫پس می‌رم سر اصل مطلب.

169
00:11:06,000 --> 00:11:09,550
‫از امروز، تولید پارچه‌ها و
‫طرح‌های معمول هارت

170
00:11:09,600 --> 00:11:12,230
‫توی کارخونه‌هام متوقف می‌شه

171
00:11:12,280 --> 00:11:15,790
‫تا فقط پارچه پشمی مقاوم
‫برای لباس فرم نظامی تولید کنیم،

172
00:11:15,840 --> 00:11:18,590
‫که تا پایان جنگ،

173
00:11:18,640 --> 00:11:20,070
‫به صورت انحصاری تولیدشون می‌کنیم.

174
00:11:20,120 --> 00:11:22,750
‫متاسفانه، این یعنی

175
00:11:22,800 --> 00:11:24,920
‫تعطیلی و فروش مغازه‌های من.

176
00:11:26,400 --> 00:11:29,150
‫ولی لطفاً نگران نباشید.
‫هیچ‌کدوم‌تون بیکار نمی‌شید.

177
00:11:29,200 --> 00:11:30,710
‫جای دیگه به همه‌تون نیاز هست.

178
00:11:30,760 --> 00:11:32,430
‫اونایی که می‌خوان
‫داوطلبانه برن جبهه،

179
00:11:32,480 --> 00:11:34,310
‫من حقوق‌شون رو به خانواده‌هاشون
‫پرداخت می‌کنم.

180
00:11:34,360 --> 00:11:35,670
‫و وقتی برگردید،

181
00:11:35,720 --> 00:11:37,510
‫شغل‌هاتون همین‌جا منتظرتونه.

182
00:11:37,560 --> 00:11:40,670
‫تا وقتی شما اون بیرون دارید برای
‫محافظت از آینده ما می‌جنگید،

183
00:11:40,720 --> 00:11:43,720
‫ما هم هر کاری بتونیم
‫برای محافظت از آینده شما می‌کنیم.

184
00:11:45,600 --> 00:11:47,920
‫- سوالی هست؟
‫- بله.

185
00:11:49,240 --> 00:11:50,520
‫من چندتا سوال دارم.

186
00:11:52,240 --> 00:11:54,630
‫- داری مغازه‌های منو می‌فروشی؟
‫- دارم مغازه‌های خودم رو می‌فروشم.

187
00:11:54,680 --> 00:11:56,790
‫من اینا رو با قیمت کامل از تو خریدم.

188
00:11:56,840 --> 00:11:58,350
‫سندها به نام منه.

189
00:11:58,400 --> 00:12:00,230
‫من اهمیتی به سندها نمی‌دم، اما.

190
00:12:00,280 --> 00:12:01,830
‫این مغازه‌ها مال پدرم بود.

191
00:12:01,880 --> 00:12:03,510
‫اگه کاغذدیواری اون گوشه رو
‫بکنی، می‌بینی

192
00:12:03,560 --> 00:12:05,150
‫که مادرم قد منو

193
00:12:05,200 --> 00:12:06,470
‫توی هر تولدم علامت زده!

194
00:12:06,520 --> 00:12:08,070
‫اون خاطره‌ها هنوزم هستن،

195
00:12:08,120 --> 00:12:10,070
‫با این ساختمون‌ها یا بدون اونا.

196
00:12:10,120 --> 00:12:10,870
‫شاید تو درک نمی‌کنی

197
00:12:10,920 --> 00:12:12,510
‫که ما تو چه وضعیت خطرناکی هستیم.

198
00:12:12,560 --> 00:12:15,390
‫این ما کیه؟
‫جوری حرف می‌زنی انگار یه تیمیم،

199
00:12:15,440 --> 00:12:17,270
‫ولی اصلاً به فکرت نرسید که بپرسی،
‫یا حتی بهم بگی

200
00:12:17,320 --> 00:12:18,630
‫که داری میراث پدرم رو می‌فروشی!

201
00:12:18,680 --> 00:12:20,990
‫الان اوضاع عادی نیست.

202
00:12:21,040 --> 00:12:24,030
‫پدرت نمی‌خواست هر کاری که
‫برای زنده موندن لازمه رو بکنی؟

203
00:12:24,080 --> 00:12:25,910
‫یا شاید مشکل همینه.

204
00:12:25,960 --> 00:12:28,430
‫بقا چیزی نیست که تو قبلاً
‫مجبور بوده باشی بهش فکر کنی.

205
00:12:28,480 --> 00:12:30,070
‫منظورت از این حرف چیه؟

206
00:12:30,120 --> 00:12:31,910
‫این مغازه‌ها همین‌جوری بهت رسید،

207
00:12:31,960 --> 00:12:33,630
‫درست مثل بقیه چیزهای زندگیت.

208
00:12:33,680 --> 00:12:35,790
‫دلیل نمیشه که
‫من براشون زحمت نکشیدم.

209
00:12:35,840 --> 00:12:38,070
‫نمی‌تونی فقط اعتماد کنی که
‫من همه راه‌ها رو امتحان کردم،

210
00:12:38,120 --> 00:12:39,910
‫و این تنها راهیه که خانواده‌مون رو

211
00:12:39,960 --> 00:12:41,270
‫از این جنگ لعنتی رد می‌کنه؟

212
00:12:41,320 --> 00:12:42,790
‫انقدر به من بی‌اعتمادی؟

213
00:12:42,840 --> 00:12:45,030
‫نه، این بی‌انصافیه.
‫خودتم می‌دونی.

214
00:12:45,080 --> 00:12:48,310
‫من از همون لحظه‌ای
‫که دیدمت بهت ایمان داشتم.

215
00:12:48,360 --> 00:12:50,070
‫یادته بهت کار دادم؟

216
00:12:50,120 --> 00:12:52,590
‫هنوز یه سال نشده بود که
‫یه مغازه دستت دادم و بعد یکی دیگه...

217
00:12:52,640 --> 00:12:54,150
‫اما.

218
00:12:54,200 --> 00:12:55,830
‫فکر نمی‌کنم تو این دنیا کسی باشه

219
00:12:55,880 --> 00:12:57,680
‫که بیشتر از من
‫بهت باور داشته باشه!

220
00:12:59,400 --> 00:13:02,360
‫مک هیچ شک و تردیدی نداشت.
‫حتی یه ذره.

221
00:13:04,520 --> 00:13:06,310
‫لورا، خواهش می‌کنم.

222
00:13:06,360 --> 00:13:09,830
‫گفتم که نمی‌خواستم...

223
00:13:09,880 --> 00:13:11,470
‫لورا. لورا!

224
00:13:11,520 --> 00:13:13,390
‫اما، تو رو خدا یه چیزی بهش بگو،
‫حرف تو رو گوش می‌ده.

225
00:13:13,440 --> 00:13:15,910
‫- چی شده؟
‫- داره اسم می‌نویسه.

226
00:13:15,960 --> 00:13:17,990
‫داره خودش رو فدای یه کشوری می‌کنه

227
00:13:18,040 --> 00:13:19,510
‫- که حتی مال خودش هم نیست!
‫- لورا!

228
00:13:19,560 --> 00:13:21,110
‫شوهرم می‌خواد جونش رو بده
‫پای هوس یه دولت

229
00:13:21,160 --> 00:13:23,070
‫که حتی به زن‌ها
‫حق رأی نمی‌ده،

230
00:13:23,120 --> 00:13:24,350
‫اون‌وقت من باید
‫همین‌جوری قبولش کنم؟

231
00:13:24,400 --> 00:13:26,190
‫یکم عجولانه نیست، مک؟

232
00:13:26,240 --> 00:13:27,790
‫هنوز خیلی زوده.

233
00:13:27,840 --> 00:13:30,870
‫من این کار رو
‫برای دولت یا پادشاه نمی‌کنم.

234
00:13:30,920 --> 00:13:32,510
‫نمی‌بینی؟

235
00:13:32,560 --> 00:13:34,550
‫اگه نریم اون‌جا
‫و جلوی آلمانی‌ها رو نگیریم،

236
00:13:34,600 --> 00:13:36,030
‫اونا جنگ رو به کشورمون می‌کشونن.

237
00:13:36,080 --> 00:13:38,670
‫شکی نیست که به این‌جا هم می‌رسه.

238
00:13:38,720 --> 00:13:40,390
‫اون که ماه‌ها،
‫شایدم سال‌ها طول می‌کشه.

239
00:13:40,440 --> 00:13:42,670
‫جنگ تا کریسمس تموم می‌شه.

240
00:13:42,720 --> 00:13:43,760
‫اگه نشه چی؟

241
00:13:46,800 --> 00:13:50,320
‫نمی‌تونم این‌جا بشینم
‫منتظر بمونم اونا بیان سراغمون.

242
00:13:51,480 --> 00:13:53,160
‫باید این کار رو بکنم.

243
00:13:54,600 --> 00:13:56,070
‫تا تو در امان بمونی.

244
00:13:56,120 --> 00:13:58,030
‫اما ما نمی‌خوایم این کار رو بکنی.

245
00:13:58,080 --> 00:13:59,750
‫مگه نه، اما؟ بهش بگو.

246
00:13:59,800 --> 00:14:01,040
‫حق با اونه.

247
00:14:03,000 --> 00:14:05,670
‫باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم،
‫هرچقدر هم خطرناک باشه.

248
00:14:05,720 --> 00:14:07,670
‫منم می‌ترسم.
‫معلومه که می‌ترسم.

249
00:14:07,720 --> 00:14:09,280
‫حتی فکرشم برام غیرقابل تحمله...

250
00:14:11,760 --> 00:14:13,360
‫اما نباید بذاریم
‫ترس بهمون حکم کنه.

251
00:14:14,400 --> 00:14:15,920
‫این از همه‌ی ما بزرگ‌تره.

252
00:14:17,480 --> 00:14:20,270
‫ما زندگی‌های خوبی داریم
‫که براشون زحمت کشیدیم،

253
00:14:20,320 --> 00:14:21,560
‫آدم‌هایی که باید
‫ازشون محافظت کنیم.

254
00:14:22,840 --> 00:14:25,950
‫اگه با چنگ و دندون
‫به هر شکلی که می‌تونیم نجنگیم،

255
00:14:26,000 --> 00:14:28,320
‫خدا می‌دونه
‫این برای بچه‌هامون چه معنی‌ای داره.

256
00:14:29,640 --> 00:14:33,160
‫هیچ کاری نکردن...
‫مگه خودش بزرگ‌ترین خطر نیست؟

257
00:14:41,960 --> 00:14:42,960
‫[مغازه برای فروش]

258
00:14:48,920 --> 00:14:51,600
‫الان میام پیشتون.
‫راحت باشید، نگاه کنید.

259
00:14:54,000 --> 00:14:55,440
‫خودشه.

260
00:14:57,040 --> 00:14:58,360
‫اما هارت.

261
00:15:00,440 --> 00:15:01,720
‫اینجا رو ببین.

262
00:15:03,480 --> 00:15:05,160
‫ببین چقدر پیشرفت کردی.

263
00:15:13,920 --> 00:15:17,480
‫باید بدونی که
‫ادوین همه‌ چی رو بهم گفت.

264
00:15:19,520 --> 00:15:22,390
‫زده به سرش که حتماً باید...

265
00:15:22,440 --> 00:15:24,830
‫اون...

266
00:15:24,880 --> 00:15:28,470
‫داوطلب شده... بره بجنگه.

267
00:15:28,520 --> 00:15:30,590
‫برای اتفاقی که بین شما دوتا افتاد

268
00:15:30,640 --> 00:15:32,040
‫داره خودش رو تنبیه می‌کنه.

269
00:15:33,240 --> 00:15:35,630
‫حالا، اگه حرفی که ادوین می‌زنه
‫راست باشه

270
00:15:35,680 --> 00:15:38,190
‫و حس‌تون نسبت به هم
‫واقعاً واقعی بوده باشه،

271
00:15:38,240 --> 00:15:42,390
‫اون‌وقت... مطمئنم
‫تو هم نمی‌خوای جونش به خطر بیفته،

272
00:15:42,440 --> 00:15:44,040
‫همون‌قدر که من نمی‌خوام.

273
00:15:45,880 --> 00:15:49,080
‫برای همین... فکر کردم شاید
‫بتونی یه نامه براش بنویسی...

274
00:15:51,200 --> 00:15:53,390
‫و بگی که بخشیدیش،

275
00:15:53,440 --> 00:15:54,830
‫و از تقصیرش گذشتی.

276
00:15:54,880 --> 00:15:57,120
‫شاید، فقط شاید سر عقل بیاد.

277
00:16:01,080 --> 00:16:02,120
‫نه.

278
00:16:08,800 --> 00:16:10,110
‫نه؟

279
00:16:10,160 --> 00:16:12,430
‫کلمه‌ایه که باهاش غریبه‌ای، ارباب؟

280
00:16:12,480 --> 00:16:14,030
‫من به اندازه تو کتاب نخوندم،

281
00:16:14,080 --> 00:16:16,110
‫اما فکر کنم اگه
‫تو لغت‌نامه دنبالش بگردی،

282
00:16:16,160 --> 00:16:18,110
‫معنیش اینه که یه روز سرد
‫تو جهنم می‌بینی

283
00:16:18,160 --> 00:16:19,800
‫قبل از اینکه من همچین کاری بکنم.

284
00:16:21,560 --> 00:16:22,640
‫اما...

285
00:16:24,080 --> 00:16:25,550
‫پسرم ممکنه بمیره.

286
00:16:25,600 --> 00:16:28,600
‫و این مطلقاً هیچ ربطی به من نداره.

287
00:16:35,600 --> 00:16:38,520
‫خیلی وقتا
‫منو یاد مادرت می‌نداختی.

288
00:16:40,760 --> 00:16:43,600
‫اما حالا می‌بینم
‫کاملاً باهاش فرق داری.

289
00:16:44,680 --> 00:16:46,070
‫تو از مادرم چی می‌دونی؟

290
00:16:46,120 --> 00:16:48,190
‫مگه بهت نگفته بود؟

291
00:16:48,240 --> 00:16:52,080
‫الیزابت... اون هم یه زمانی
‫برای خانواده‌ی ما کار می‌کرد، مثل تو.

292
00:16:53,360 --> 00:16:55,680
‫خیلی دوستش داشتم.

293
00:16:57,200 --> 00:16:58,950
‫داری دروغ می‌گی.

294
00:16:59,000 --> 00:17:02,630
‫یه تابستون فوق‌العاده رو با هم گذروندیم

295
00:17:02,680 --> 00:17:06,000
‫توی مرغزارها، توی غارها،

296
00:17:07,360 --> 00:17:11,470
‫فقط... اون چیز بیشتری طلب نکرد.

297
00:17:11,520 --> 00:17:13,790
‫کینه‌ای به دل نگرفت.

298
00:17:13,840 --> 00:17:16,830
‫و من ازت می‌خوام
‫تو هم همین کار رو بکنی.

299
00:17:16,880 --> 00:17:19,600
‫توی دلت جایی
‫برای بخشش پیدا کن.

300
00:17:20,960 --> 00:17:23,800
‫فکر می‌کنم این همون چیزیه
‫که مادرت می‌خواست.

301
00:17:29,000 --> 00:17:30,600
‫پس چرا بهش کمک نکردی؟

302
00:17:34,680 --> 00:17:36,280
‫می‌تونست زنده بمونه.

303
00:17:38,080 --> 00:17:39,950
‫اگه می‌تونستیم یه دکتر
‫بیاریم بالا سرش

304
00:17:40,000 --> 00:17:42,070
‫که بهش دارو بده...

305
00:17:42,120 --> 00:17:43,800
‫تو می‌تونستی پولش رو بدی.

306
00:17:45,360 --> 00:17:47,070
‫من...

307
00:17:47,120 --> 00:17:50,350
‫پدرم دوید توی ساختمون آتیش‌گرفته
‫تا پسر تو رو نجات بده.

308
00:17:50,400 --> 00:17:52,030
‫جونش رو برای اون داد.

309
00:17:52,080 --> 00:17:54,710
‫تو حتی حاضر نبودی
‫یه پشیز برای جون مادرم بدی!

310
00:17:54,760 --> 00:17:56,190
‫این دیگه منصفانه نیست.

311
00:17:56,240 --> 00:17:58,070
‫انصافی وجود نداره!
‫نه توی این دنیا.

312
00:17:58,120 --> 00:17:59,870
‫هرچند می‌فهمم چرا
‫تو بهش اعتقاد داری...

313
00:17:59,920 --> 00:18:01,910
‫چون هر سکه‌ای که تا حالا انداختی،
‫شیر اومده.

314
00:18:01,960 --> 00:18:03,390
‫اما این فقط شانسه.

315
00:18:03,440 --> 00:18:05,190
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫از بچه‌م محافظت کنم.

316
00:18:05,240 --> 00:18:06,870
‫ادوین یه مرد بالغـه

317
00:18:06,920 --> 00:18:09,270
‫که خودش انتخاب کرده
‫بره توی خط آتیش!

318
00:18:09,320 --> 00:18:11,830
‫مادر من توی تمام عمرش
‫هیچ‌وقت حق انتخاب نداشت!

319
00:18:11,880 --> 00:18:13,870
‫- لازم نیست این‌قدر ناراحت بشی.
‫- من ناراحت نیستم!

320
00:18:13,920 --> 00:18:15,830
‫از خشم دارم می‌سوزم!

321
00:18:15,880 --> 00:18:18,270
‫و این هیچ‌وقت عوض نمی‌شه!

322
00:18:18,320 --> 00:18:21,270
‫تو، پسره‌هات، زنت...
‫شما خانواده‌ی منو نابود کردین!

323
00:18:21,320 --> 00:18:23,830
‫و مطمئن باش منم آروم نمی‌گیرم

324
00:18:23,880 --> 00:18:25,720
‫تا وقتی که خانواده‌ی تو رو نابود کنم!

325
00:19:10,920 --> 00:19:20,920
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

326
00:20:06,120 --> 00:20:07,560
‫تا یه لحظه دیگه میام بالا.

327
00:20:08,560 --> 00:20:09,720
‫صبح شده دیگه.

328
00:20:11,000 --> 00:20:12,360
‫تمام شب اینجا بودی.

329
00:20:13,960 --> 00:20:15,320
‫ببخشید.

330
00:20:17,880 --> 00:20:19,000
‫داشتم فکر می‌کردم.

331
00:20:20,520 --> 00:20:22,230
‫باید بهترین شانس ممکن رو
‫به خودمون بدیم

332
00:20:22,280 --> 00:20:24,760
‫که قرارداد لباس نظامی رو ببریم.

333
00:20:26,000 --> 00:20:27,800
‫برای همین فکر می‌کنم...

334
00:20:32,160 --> 00:20:33,960
‫تو باید ارائه رو انجام بدی.

335
00:20:35,000 --> 00:20:36,470
‫- چی؟
‫- یعنی تو اجراش کنی.

336
00:20:36,520 --> 00:20:38,950
‫من می‌نویسمش.
‫یا با هم می‌نویسیمش.

337
00:20:39,000 --> 00:20:40,830
‫و انقدر تمرینش می‌کنیم
‫تا حفظ حفظ بشی

338
00:20:40,880 --> 00:20:41,590
‫- از بر بشی.
‫- اما...

339
00:20:41,640 --> 00:20:44,310
‫می‌دونم بابت مغازه‌ها از دستم دلخوری،

340
00:20:44,360 --> 00:20:46,910
‫اما این برای خانواده‌مونه،
‫برای بچه‌هاست.

341
00:20:46,960 --> 00:20:49,470
‫اون لردها عمراً
‫قرارداد رو به یه زن بدن.

342
00:20:49,520 --> 00:20:51,910
‫اونا یکی رو می‌خوان
‫که شبیه خودشون باشه.

343
00:20:51,960 --> 00:20:53,550
‫یه مرد که بشه بهش اعتماد کرد.

344
00:20:53,600 --> 00:20:55,670
‫و من هیچ مردی قابل‌اعتمادتر از تو
‫سراغ ندارم.

345
00:20:55,720 --> 00:20:57,040
‫اسم‌نویسی کردم.

346
00:21:00,440 --> 00:21:02,120
‫تو...؟

347
00:21:03,680 --> 00:21:05,000
‫جو...

348
00:21:06,840 --> 00:21:08,600
‫به‌خاطر اینه که مک...

349
00:21:10,840 --> 00:21:12,600
‫من خنگ نیستم، اما.

350
00:21:13,560 --> 00:21:15,670
‫فقط برای اینکه بهت ثابت کنم
‫به‌اندازه‌ی اون مرد هستم،

351
00:21:15,720 --> 00:21:18,320
‫جونمو رو به خطر نمی‌ندازم
‫و بچه‌هامون رو بی‌پدر نمی‌ذارم.

352
00:21:20,280 --> 00:21:22,560
‫اگه بگم نمی‌ترسم، دروغ گفتم.

353
00:21:24,320 --> 00:21:26,320
‫اما چطور می‌تونم
‫توی چشم‌هاشون نگاه کنم...

354
00:21:27,880 --> 00:21:30,070
‫کیت و ادوینا...

355
00:21:30,120 --> 00:21:33,080
‫اگه هر کاری از دستم
‫برمیاد برای محافظت ازشون نکنم؟

356
00:21:34,920 --> 00:21:36,830
‫ولی...

357
00:21:36,880 --> 00:21:38,200
‫من بهت نیاز دارم.

358
00:21:42,800 --> 00:21:44,080
‫ببخشید، اما.

359
00:21:45,560 --> 00:21:47,040
‫نمی‌دونستم.

360
00:21:49,360 --> 00:21:51,160
‫تا حالا بهم نیاز نداشتی.

361
00:22:12,040 --> 00:22:15,430
‫مردم نگران بودن
‫جنگ بوئر سال‌ها طول بکشه،

362
00:22:15,480 --> 00:22:17,630
‫اما دیدی چقدر زود تموم شد.

363
00:22:17,680 --> 00:22:20,110
‫مگه دو تا جنگ بوئر نبود؟

364
00:22:20,160 --> 00:22:23,160
‫چرا. دومی سه سال طول کشید.

365
00:22:25,880 --> 00:22:28,430
‫با این حال، مطمئنم
‫تا همین موقع سال بعد

366
00:22:28,480 --> 00:22:31,270
‫همه‌مون برگشتیم
‫به زندگی عادی‌مون و همه

367
00:22:31,320 --> 00:22:33,430
‫بابت شجاعتت
‫خیلی ازت ممنون می‌شن، ادوین.

368
00:22:33,480 --> 00:22:34,790
‫آره، مطمئنم تو حتماً

369
00:22:34,840 --> 00:22:36,350
‫توی میدان جنگ
‫خیلی به درد می‌خوری،

370
00:22:36,400 --> 00:22:38,550
‫با اون همه تجربه‌ای که
‫تو قلم دست گرفتن

371
00:22:38,600 --> 00:22:40,480
‫و ولو بودن توی دفتر روزنامه داری.

372
00:22:41,600 --> 00:22:44,600
‫من که منتظر رژه‌هام
‫وقتی همه‌ چی تموم بشه.

373
00:22:45,560 --> 00:22:46,910
‫فکر کنم یه همچین چیزی باشه.

374
00:22:46,960 --> 00:22:48,390
‫آره، رژه.

375
00:22:48,440 --> 00:22:49,920
‫حتماً می‌ارزه که اون همه آدم بمیرن.

376
00:22:55,280 --> 00:22:58,550
‫چی؟
‫معلومه نمیاد.

377
00:22:58,600 --> 00:23:00,910
‫میاد.

378
00:23:00,960 --> 00:23:02,630
‫نه.

379
00:23:02,680 --> 00:23:03,960
‫نمیاد.

380
00:23:15,720 --> 00:23:18,240
‫همه دارن می‌پرسن کجایی.

381
00:23:19,880 --> 00:23:22,310
‫فکر کردم زیادی سرت گرم
‫جشن گرفتنه،

382
00:23:22,360 --> 00:23:25,240
‫برای احمقانه‌ترین تصمیمی
‫که ادوین توی عمرش گرفته.

383
00:23:27,560 --> 00:23:29,670
‫آدام...

384
00:23:29,720 --> 00:23:32,950
‫هنوزم دیر نشده
‫که بهش بگی چه حسی داری.

385
00:23:33,000 --> 00:23:35,160
‫خیلی واضح گفتم.

386
00:23:44,280 --> 00:23:47,430
‫نمی‌خوام هیچ پشیمونی‌ای داشته باشی.

387
00:23:47,480 --> 00:23:49,120
‫سمی هستن.

388
00:23:50,680 --> 00:23:52,790
‫- کاش به ادل گفته بودم.
‫- آره.

389
00:23:52,840 --> 00:23:55,550
‫شاید اگه گفته بودی،
‫به‌جای هر چی که بهش گفتی

390
00:23:55,600 --> 00:23:57,230
‫و باعث شد دوباره پناه ببره به نوشیدنی،

391
00:23:57,280 --> 00:23:59,400
‫هنوز این‌جا بود.

392
00:24:15,440 --> 00:24:17,030
‫ادوینا، عزیزم.

393
00:24:17,080 --> 00:24:20,390
‫گوش کن...
‫می‌فهمی بابا چی داره می‌گه؟

394
00:24:20,440 --> 00:24:22,550
‫اینکه باید یه مدتی برم؟

395
00:24:22,600 --> 00:24:25,240
‫- میشه منم بیام؟
‫- نه عزیزم.

396
00:24:27,240 --> 00:24:29,950
‫بابا یه کار مهم
‫برای انجام دادن داره.

397
00:24:30,000 --> 00:24:31,310
‫زودتر از اونی که بفهمی برمی‌گردم.

398
00:24:31,360 --> 00:24:32,720
‫برای کریسمس.

399
00:24:36,840 --> 00:24:39,640
‫آره. برای کریسمس.

400
00:24:47,640 --> 00:24:49,670
‫باید بخوابی.

401
00:24:49,720 --> 00:24:50,960
‫بهش احتیاج داری.

402
00:24:56,320 --> 00:24:57,880
‫برای تولدهاشونه.

403
00:24:59,960 --> 00:25:03,390
‫تا تولد شانزده‌سالگی ادوینا نوشتم،

404
00:25:03,440 --> 00:25:04,720
‫که...

405
00:25:05,960 --> 00:25:08,200
‫باور کردنش غیرممکنه، نه؟

406
00:25:11,840 --> 00:25:13,480
‫اگه...

407
00:25:16,160 --> 00:25:17,640
‫اگه من... نشد...

408
00:25:22,720 --> 00:25:24,000
‫خودت بهشون میدی.

409
00:25:46,200 --> 00:25:47,240
‫ادوین؟

410
00:25:48,600 --> 00:25:49,640
‫بله.

411
00:25:51,120 --> 00:25:52,600
‫امیدوارم...

412
00:25:54,400 --> 00:25:56,040
‫به آرامش برسی.

413
00:25:57,000 --> 00:26:00,200
‫می‌دونم با توجه به...
‫حرف عجیبیه که بزنم،

414
00:26:01,840 --> 00:26:04,800
‫اما به‌نظرم دنبال همین می‌گردی.

415
00:26:06,560 --> 00:26:08,760
‫چیزی که همیشه دنبالش بودی.

416
00:26:10,200 --> 00:26:12,790
‫شاید تو این مورد حق با تو باشه.

417
00:26:12,840 --> 00:26:14,040
‫ولی...

418
00:26:17,160 --> 00:26:19,000
‫مطمئن نیستم لیاقتش رو داشته باشم.

419
00:26:33,200 --> 00:26:34,640
‫متاسفم.

420
00:26:36,440 --> 00:26:38,240
‫می‌دونم می‌خواستی
‫این‌طوری باشه که...

421
00:26:40,920 --> 00:26:43,310
‫هیچ‌وقت نباید وانمود می‌کردم
‫می‌تونم چیزی رو بهت بدم

422
00:26:43,360 --> 00:26:44,800
‫که تو می‌خواستی.

423
00:27:04,120 --> 00:27:05,840
‫نباید منتظرم بمونی.

424
00:27:07,680 --> 00:27:09,440
‫هر اتفاقی هم افتاد، منتظر نمون.

425
00:27:12,000 --> 00:27:15,200
‫تو لایق اون عشق پرشوری هستی
‫که همیشه خوابش رو می‌دیدی.

426
00:27:19,160 --> 00:27:20,840
‫اون عشقی که با اما داشتی؟

427
00:27:27,680 --> 00:27:30,040
‫- چطور...؟
‫- نامه‌ها رو پیدا کردم.

428
00:27:32,320 --> 00:27:33,400
‫خدایا.

429
00:27:35,120 --> 00:27:37,200
‫برای همین ازش خواستم
‫لباسم رو درست کنه.

430
00:27:39,760 --> 00:27:41,280
‫می‌خواستم ببینمش.

431
00:27:44,000 --> 00:27:46,080
‫می‌فهمم چرا دلت رو برد.

432
00:27:48,960 --> 00:27:50,480
‫متاسفم که از دستش دادی.

433
00:27:52,880 --> 00:27:54,320
‫منم همین‌طور.

434
00:29:09,440 --> 00:29:10,840
‫سفر به خیر.

435
00:30:37,320 --> 00:30:38,720
‫دوستت دارم.

436
00:30:41,560 --> 00:30:42,920
‫نداری.

437
00:30:44,400 --> 00:30:45,800
‫اما اشکالی نداره.

438
00:30:47,800 --> 00:30:50,200
‫باعث نشده حتی یه لحظه‌ش رو هم
‫پشیمون باشم.

439
00:30:52,120 --> 00:30:54,120
‫شوهر تو بودن یه افتخاره.

440
00:30:55,320 --> 00:30:58,150
‫و این چیزی نیست
‫که به این راحتی ولش کنم.

441
00:30:58,200 --> 00:31:02,080
‫پس مطمئن باش
‫راه برگشت به سمت تو رو پیدا می‌کنم.

442
00:31:27,040 --> 00:31:28,400
‫بهت گفته بودم، نه؟

443
00:31:29,560 --> 00:31:31,270
‫من توی این چیزها اصلاً خوب نیستم.

444
00:31:31,320 --> 00:31:33,630
‫اون موقع خداحافظی نبود،
‫الانم نیست.

445
00:31:33,680 --> 00:31:34,710
‫حتی به زبونش هم نیار.

446
00:31:34,760 --> 00:31:37,240
‫بگو، «به‌زودی می‌بینمت»،
‫چون همین‌طور هم می‌شه.

447
00:31:38,040 --> 00:31:39,040
‫باید برگردی.

448
00:31:41,000 --> 00:31:44,030
‫من بدون تو هیچم، شین اونیل.

449
00:31:44,080 --> 00:31:46,560
‫از همون اولین صبحی که
‫توی مرغزارها همدیگه رو دیدیم.

450
00:31:47,520 --> 00:31:49,720
‫پس قهرمان‌بازی درنیاری.

451
00:31:51,120 --> 00:31:53,790
‫می‌دونم برات سخته، اما...

452
00:31:53,840 --> 00:31:56,000
‫من اینجا بهت نیاز دارم.

453
00:32:05,160 --> 00:32:07,120
‫پس به‌زودی می‌بینمت، اما.

454
00:32:13,480 --> 00:32:14,840
‫همه سوار شید!

455
00:32:22,200 --> 00:32:24,680
‫همه سوار شید!

456
00:33:55,240 --> 00:33:58,200
‫هیچ منطقی نداره که ما در حال جنگ باشیم
‫وقتی اونا هم هستن.

457
00:34:00,280 --> 00:34:02,040
‫چه لطف بزرگی از طرف شما.

458
00:34:03,280 --> 00:34:05,280
‫مگه نه؟ صلح‌طلب معروفم.

459
00:34:07,400 --> 00:34:09,030
‫اینو گوش کن.

460
00:34:09,080 --> 00:34:12,070
‫«یادت نره چایت رو تا وقتی
‫هنوز داغه بخوری.

461
00:34:12,120 --> 00:34:14,030
‫تو اغلب می‌ذاریش کنار
‫و فراموش می‌کنی،

462
00:34:14,080 --> 00:34:16,350
‫اونم وقتی که غرق کارت می‌شی.

463
00:34:16,400 --> 00:34:19,670
‫من قبل از اینکه متوجه بشی
‫با یه چای تازه عوضش می‌کنم.

464
00:34:19,720 --> 00:34:22,350
‫در ضمن یه شال هم پشت صندلیت گذاشتم.

465
00:34:22,400 --> 00:34:23,600
‫ازش استفاده کن.

466
00:34:24,880 --> 00:34:26,150
‫تو همیشه سرما رو حس می‌کنی

467
00:34:26,200 --> 00:34:28,280
‫وقتی که باد خنک عصرگاهی
‫می‌پیچه داخل.»

468
00:34:30,480 --> 00:34:31,950
‫تو رو خیلی خوب می‌شناسه.

469
00:34:32,000 --> 00:34:34,080
‫بدون اونا قراره چیکار کنیم؟

470
00:34:35,880 --> 00:34:37,120
‫ادامه می‌دیم.

471
00:34:43,480 --> 00:34:45,510
‫تو باید بمونی.

472
00:34:45,560 --> 00:34:46,560
‫اینجا بمون.

473
00:34:47,880 --> 00:34:49,760
‫نه فقط امشب،
‫بلکه تا وقتی که برگردن خونه.

474
00:34:51,440 --> 00:34:53,080
‫کمک کنیم این دوران رو بگذرونیم.

475
00:34:59,120 --> 00:35:00,480
‫اما زانوی غم بغل نمی‌گیریم.

476
00:35:01,720 --> 00:35:03,430
‫تو ارائه‌ات رو داری.

477
00:35:03,480 --> 00:35:04,830
‫من بدون جو نمی‌تونم برنده بشم.

478
00:35:04,880 --> 00:35:06,510
‫اونا هیچ‌وقت منو جدی نمی‌گیرن.

479
00:35:06,560 --> 00:35:08,080
‫این حرفیه که یه زن می‌زنه.

480
00:35:09,240 --> 00:35:13,030
‫حالا یه مرد...
‫با این همه دستاورد که داری

481
00:35:13,080 --> 00:35:15,590
‫و یه طرح پیشنهادی به این خوبی...

482
00:35:15,640 --> 00:35:18,480
‫می‌رفت اونجا و جوری
‫رفتار می‌کرد که انگار از قبل برنده شده.

483
00:35:25,920 --> 00:35:28,640
‫- آدام؟
‫- اون پسرم رو کشت.

484
00:35:32,280 --> 00:35:33,470
‫کی کشت؟

485
00:35:33,520 --> 00:35:37,670
‫آدام، ادوین نمرد‌ه‌.
‫اون...

486
00:35:37,720 --> 00:35:38,760
‫تاوان کارشو میده.

487
00:35:40,120 --> 00:35:42,160
‫مطمئن می‌شم اون زن تاوانش رو پس بده.

488
00:35:43,120 --> 00:35:44,480
‫کی؟

489
00:35:46,960 --> 00:35:48,360
‫اما هارت.

490
00:35:50,320 --> 00:35:52,270
‫جوی عزیزم،

491
00:35:52,320 --> 00:35:55,710
‫نمی‌دونم این نامه کِی،
‫یا اصلاً به دستت می‌رسه یا نه،

492
00:35:55,760 --> 00:35:57,750
‫اما باید تلاشم رو بکنم

493
00:35:57,800 --> 00:36:00,270
‫تا بهت بگم چقدر متاسفم.

494
00:36:00,320 --> 00:36:01,910
‫چون حق با توئه...

495
00:36:01,960 --> 00:36:04,030
‫تو ازدواج هر دو طرف باید شریک باشن.

496
00:36:04,080 --> 00:36:06,470
‫و من بیشتر از هر چیزی پشیمونم

497
00:36:06,520 --> 00:36:08,640
‫که هیچ‌وقت این فرصت رو بهت ندادم
‫که شریک من باشی.

498
00:36:10,200 --> 00:36:13,350
‫من خیلی مغرور و لجباز بودم،

499
00:36:13,400 --> 00:36:16,030
‫فکر می‌کردم باید همه کارها رو
‫تنهایی انجام بدم

500
00:36:16,080 --> 00:36:19,070
‫واسه همین متوجه فداکاری‌هایی که کردی نشدم،

501
00:36:19,120 --> 00:36:21,910
‫متوجه اون حمایت بی‌صدایی
‫که بهم می‌کردی نشدم،

502
00:36:21,960 --> 00:36:26,710
‫اینکه چطور دوستم داشتی،
‫حمایتم می‌کردی و بهم اعتماد داشتی

503
00:36:26,760 --> 00:36:30,630
‫بدون اینکه در عوضش چیزی بخوای.

504
00:36:30,680 --> 00:36:33,670
‫تصمیمم برای فروش مغازه‌ها غیرقابل‌بخشش بود،

505
00:36:33,720 --> 00:36:35,480
‫واسه همین اونا رو نمی‌فروشم.

506
00:36:36,880 --> 00:36:39,160
‫آره، ما بدهی سنگینی داریم.

507
00:36:40,400 --> 00:36:42,840
‫اما بعضی چیزها از پول خیلی مهم‌ترن.

508
00:36:44,440 --> 00:36:46,110
‫من مالک افتخاری دو تا کارخونه بافندگی

509
00:36:46,160 --> 00:36:47,910
‫و یه کارگاه پر از کارگر هستم،

510
00:36:47,960 --> 00:36:51,000
‫و آماده‌ایم به محض اینکه...
‫دوخت لباس فرم سربازهامون رو شروع کنیم.

511
00:36:52,160 --> 00:36:53,750
‫فوراً، مشروط به...

512
00:36:53,800 --> 00:36:56,310
‫من کاملاً ایمان دارم
‫که برنده این مناقصه می‌شم

513
00:36:56,360 --> 00:36:58,390
‫مناقصه قرارداد لباس فرم‌های
‫نظامی،

514
00:36:58,440 --> 00:37:01,720
‫درست مثل اینکه کاملاً ایمان دارم
‫تو سالم برمی‌گردی پیشم.

515
00:37:02,840 --> 00:37:04,430
‫و وقتی برگشتی، جو،

516
00:37:04,480 --> 00:37:07,190
‫من همون شریکی می‌شم
‫که لایقشی.

517
00:37:07,240 --> 00:37:08,880
‫اینو بهت قول میدم.

518
00:37:34,000 --> 00:37:35,910
‫آقایان، مردهای ما...

519
00:37:35,960 --> 00:37:39,590
‫پدرها، برادرها، پسرها و همسرانمون،
‫از جمله همسر خودم...

520
00:37:39,640 --> 00:37:42,520
‫در جبهه‌های فرانسه دارن برای
‫پادشاه و کشور می‌جنگن.

521
00:37:43,480 --> 00:37:45,190
‫کمترین کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که براشون

522
00:37:45,240 --> 00:37:48,230
‫بهترین لباس‌های فرم ممکن رو فراهم کنیم
‫تا به پیروزیشون کمک کنه...

523
00:37:48,280 --> 00:37:51,750
‫با دوام‌ترین پارچه پشمی و کاربردی‌ترین طراحی‌ها.

524
00:37:51,800 --> 00:37:53,920
‫و من همون کسی هستم
‫که می‌تونه این کار رو انجام بده.

525
00:37:54,880 --> 00:37:56,990
‫می‌دونم من اون آدم معمولی نیستم
‫که همیشه جلوتون می‌ایسته.

526
00:37:57,040 --> 00:37:59,840
‫همون‌طور که لابد متوجه شدید،
‫من یک مرد نیستم.

527
00:38:03,560 --> 00:38:06,230
‫اما ازتون می‌خوام توجهتون
‫نه به این باشه که من کی هستم،

528
00:38:06,280 --> 00:38:07,880
‫بلکه به چیزی باشه که ارائه میدم.

529
00:38:09,320 --> 00:38:11,390
‫من مالک افتخاری دو تا کارخونه بافندگی

530
00:38:11,440 --> 00:38:13,150
‫و یه کارگاه پر از کارگر هستم

531
00:38:13,200 --> 00:38:15,990
‫که آماده‌ان دوخت لباس فرم سربازهامون رو فوراً شروع کنن،

532
00:38:16,040 --> 00:38:18,070
‫البته مشروط به تایید شما
‫روی طرح‌های من.

533
00:38:18,120 --> 00:38:20,910
‫من از همین حالا تولید پارچه مورد نیاز رو

534
00:38:20,960 --> 00:38:22,510
‫با هزینه خودم شروع کردم.

535
00:38:22,560 --> 00:38:24,710
‫می‌دونستم که تورم قیمت مواد اولیه

536
00:38:24,760 --> 00:38:26,190
‫خیلی زود و سریع اتفاق می‌افته،

537
00:38:26,240 --> 00:38:27,830
‫واسه همین همون روزی که جنگ اعلام شد،

538
00:38:27,880 --> 00:38:31,070
‫پشم مورد نیاز برای دوخت ۱۶ هزار لباس فرم رو

539
00:38:31,120 --> 00:38:33,110
‫به قیمت یک شیلینگ برای هر پوند خریداری کردم.

540
00:38:33,160 --> 00:38:34,710
‫اگه بخواید اون پشم رو امروز بخرید،

541
00:38:34,760 --> 00:38:36,150
‫نمی‌تونید

542
00:38:36,200 --> 00:38:38,070
‫کمتر از یک شیلینگ و سه پنس پیداش کنید.

543
00:38:38,120 --> 00:38:40,550
‫فردا از اینم بالاتر میره.

544
00:38:40,600 --> 00:38:41,990
‫و واسه همینه که می‌دونم

545
00:38:42,040 --> 00:38:43,670
‫هیچ‌کدوم از مردهایی که تا الان حرف‌هاشون رو شنیدید

546
00:38:43,720 --> 00:38:45,550
‫نمی‌تونن قیمتی رقابتی‌تر از من

547
00:38:45,600 --> 00:38:47,030
‫بهتون پیشنهاد بدن.

548
00:38:47,080 --> 00:38:49,190
‫آقایان، وقت چیزی نیست که به وفور داشته باشیم.

549
00:38:49,240 --> 00:38:50,750
‫جنگ شروع شده.

550
00:38:50,800 --> 00:38:52,550
‫منو انتخاب کنید،
‫اینجوری نه تنها می‌تونم بهتون

551
00:38:52,600 --> 00:38:54,750
‫بالاترین کیفیت رو با کمترین قیمت ارائه بدم،

552
00:38:54,800 --> 00:38:56,400
‫بلکه می‌تونم کار رو از همین امروز شروع کنم.

553
00:39:03,360 --> 00:39:04,880
‫یه ایده‌ای به ذهنم رسیده.

554
00:39:05,960 --> 00:39:08,670
‫و اگه خودم بگم، فوق‌العاده درخشانه.

555
00:39:08,720 --> 00:39:10,230
‫خب، بگو.

556
00:39:10,280 --> 00:39:12,470
‫تو باید به گروه پرستاران داوطلب ملحق بشی.

557
00:39:12,520 --> 00:39:14,000
‫می‌تونیم با هم آموزش ببینیم.

558
00:39:15,640 --> 00:39:17,430
‫اگه دو نفرمون باشیم خیلی بیشتر خوش می‌گذره.

559
00:39:17,480 --> 00:39:19,720
‫واقعاً فکر می‌کنم
‫یه چیزی ازش یاد می‌گیری.

560
00:39:20,920 --> 00:39:23,590
‫- خب، من این‌طور فکر نمی‌کنم.
‫- چرا که نه؟

561
00:39:23,640 --> 00:39:25,280
‫خب، فکر نمی‌کنم آدام بخواد...

562
00:39:26,720 --> 00:39:30,390
‫منظورم اینه که اون اینجا به من نیاز داره،
‫مخصوصاً حالا که ادوین رفته.

563
00:39:30,440 --> 00:39:32,430
‫پس نیازهای خودت چی می‌شن؟

564
00:39:32,480 --> 00:39:33,600
‫خب، من...

565
00:39:34,640 --> 00:39:35,920
‫من نمی‌...

566
00:39:37,080 --> 00:39:38,630
‫من خوبم.

567
00:39:38,680 --> 00:39:40,990
‫واقعاً؟

568
00:39:41,040 --> 00:39:42,160
‫آره.

569
00:39:45,440 --> 00:39:49,030
‫- چی؟
‫- هیچی. فقط...

570
00:39:49,080 --> 00:39:50,830
‫به نظر می‌رسه وقت زیادی رو صرف

571
00:39:50,880 --> 00:39:52,710
‫نگرانی برای نیازهای آقای فیرلی می‌کنی،

572
00:39:52,760 --> 00:39:56,520
‫اما... اون اصلاً به نظر نمی‌رسه
‫یک لحظه هم به نیازهای تو فکر کنه.

573
00:39:58,560 --> 00:40:01,080
‫این چه حرفیه می‌زنی!
‫این... این درست نیست.

574
00:40:02,840 --> 00:40:04,150
‫واقعاً نیست؟

575
00:40:04,200 --> 00:40:05,520
‫نه، من...

576
00:40:07,160 --> 00:40:09,120
‫ببین، می‌دونم آدام می‌تونه...

577
00:40:10,960 --> 00:40:13,430
‫اما اون سختی‌های زیادی رو پشت سر گذاشته.

578
00:40:13,480 --> 00:40:14,790
‫منظورم اینه که اون همسرش رو از دست داد.

579
00:40:14,840 --> 00:40:16,670
‫و تو هم خواهرت رو از دست دادی.

580
00:40:16,720 --> 00:40:18,310
‫آره، آره، همین‌طوره. من از دستش دادم.

581
00:40:18,360 --> 00:40:20,870
‫ما هر دو کسی رو که اون روز می‌پرستیدیم
‫از دست دادیم.

582
00:40:20,920 --> 00:40:23,350
‫و این اشتباه من بود
‫چون من قلب ادل رو شکستم.

583
00:40:23,400 --> 00:40:25,710
‫من بهش خیانت کردم.
‫دوباره کشوندمش سمت الکل.

584
00:40:25,760 --> 00:40:28,630
‫تو قلبش رو شکستی؟ اونم تنهایی؟

585
00:40:28,680 --> 00:40:30,550
‫پس نقش آقای فیرلی چی می‌شه؟

586
00:40:30,600 --> 00:40:32,950
‫من آخرین کسی بودم که باهاش حرف زد.

587
00:40:33,000 --> 00:40:35,400
‫- نه، نبودی.
‫- بودم.

588
00:40:36,920 --> 00:40:39,680
‫نه، اون آدم... آقای فیرلی بود.

589
00:40:41,040 --> 00:40:44,630
‫من صداش رو شنیدم...
‫توی اتاق خانم فیرلی، داشتن بحث می‌کردن،

590
00:40:44,680 --> 00:40:47,680
‫داشت بی‌رحمانه‌ترین چیزها رو می‌گفت،
‫فقط چند ساعت قبل از اینکه اون...

591
00:40:50,120 --> 00:40:52,520
‫- اینا رو از خودت درمیاری؟
‫- نه.

592
00:40:53,960 --> 00:40:55,520
‫قسم می‌خورم.

593
00:40:58,560 --> 00:41:00,190
‫خیلی ممنونم، لرد اکتون.

594
00:41:00,240 --> 00:41:02,470
‫واقعاً ازتون ممنونم
‫که این فرصت رو بهم دادید.

595
00:41:02,520 --> 00:41:04,230
‫- خواهش می‌کنم.
‫- مشخصاتم رو دارید،

596
00:41:04,280 --> 00:41:06,510
‫مگه نه؟ اگه سوال دیگه‌ای بود...

597
00:41:06,560 --> 00:41:07,590
‫چارلز!

598
00:41:07,640 --> 00:41:09,310
‫لرد آدام فیرلی!

599
00:41:09,360 --> 00:41:11,830
‫چارلی!
‫از دیدنت خوشحالم رفیق قدیمی.

600
00:41:11,880 --> 00:41:13,280
‫خیلی وقت شده، نه؟

601
00:41:13,480 --> 00:41:16,430
‫مسابقه اون اسبت چطور پیش میره، هان؟

602
00:41:16,480 --> 00:41:18,750
‫اصرار دارم که به زودی
‫دوباره با ما شام بخوری.

603
00:41:18,800 --> 00:41:22,070
‫می‌دونم اولیویا چقدر مشتاق دیدن پنی ـه.

604
00:41:22,120 --> 00:41:24,550
‫حالا در مورد اون لباس‌های فرم،

605
00:41:24,600 --> 00:41:26,640
‫فکر می‌کنم ما می‌تونیم
‫مشتری‌های بی‌نقصی باشیم...

606
00:41:49,520 --> 00:41:52,280
‫قرارداد از دست رفت. من باختم.

607
00:41:53,720 --> 00:41:54,760
‫اما عیبی نداره.

608
00:41:56,320 --> 00:41:58,190
‫یه راهی پیدا می‌شه، مگه نه؟

609
00:41:58,240 --> 00:42:00,920
‫یه راهی برای درست کردنش پیدا می‌کنم.
‫درست کردن همه ‌چی.

610
00:42:02,760 --> 00:42:04,870
‫هنوز نقشه‌ای به ذهنم نرسیده.

611
00:42:04,920 --> 00:42:06,400
‫اما من همیشه یه نقشه دارم.

612
00:42:22,280 --> 00:42:23,520
‫کی؟

613
00:42:38,800 --> 00:42:44,120
‫[جو لوتر در جنگ کشته شد]

614
00:42:53,160 --> 00:42:54,920
‫مامان! مامان!

615
00:42:58,400 --> 00:42:59,960
‫مامان، چرا داری گریه می‌کنی؟

616
00:43:01,720 --> 00:43:03,080
‫دوستت دارم.

617
00:43:05,680 --> 00:43:07,080
‫دوستت دارم، ادوینا.

618
00:43:11,480 --> 00:43:14,990
‫نه، چند وقتی هست که از ادوینا
‫خبری ندارم.

619
00:43:15,040 --> 00:43:17,320
‫اما سلامتون رو بهش می‌رسونم.

620
00:43:18,680 --> 00:43:21,480
‫و مو لای درزش نمیره. درسته‌؟

621
00:43:23,080 --> 00:43:25,080
‫خداحافظ. خداحافظ.

622
00:43:33,440 --> 00:43:35,160
‫میشه بگی پائولا بیاد داخل لطفاً؟

623
00:43:36,880 --> 00:43:40,310
‫دیگه پنهان‌کاری نداریم، پائولا.
‫قبوله؟

624
00:43:40,360 --> 00:43:41,830
‫دیگه پنهان‌کاری نداریم.

625
00:43:41,880 --> 00:43:44,630
‫و ازت می‌خوام با خانواده
‫تماس بگیری لطفاً.

626
00:43:44,680 --> 00:43:47,950
‫فکر کنم بالاخره اون جشن تولد رو
‫برگزار کنم.

627
00:43:48,000 --> 00:43:51,430
‫به جری بگو کارهای سفر رو ردیف کنه.
‫کل خاندان.

628
00:43:51,480 --> 00:43:52,990
‫واسه همین آخر هفته.

629
00:43:53,040 --> 00:43:55,070
‫همین آخر هفته؟ قبل از دوشنبه؟

630
00:43:55,120 --> 00:43:58,150
‫درسته. بچه‌هام می‌تونن با من
‫جشن بگیرن،

631
00:43:58,200 --> 00:44:00,070
‫اونم تو مسیر اون جلسه معروفشون.

632
00:44:00,120 --> 00:44:03,520
‫اینو به یه مناسبت
‫به‌یادماندنی تبدیل کنیم.

633
00:44:04,720 --> 00:44:06,120
‫می‌ریم خونه.

634
00:44:13,760 --> 00:44:15,070
‫خوبه که برگشتیم خونه؟

635
00:44:15,120 --> 00:44:16,670
‫همیشه.

636
00:44:16,720 --> 00:44:19,390
‫باید به هر قیمتی که شده
‫از میراثمون محافظت کنیم.

637
00:44:19,440 --> 00:44:20,830
‫و فکر کنم جوابش رو دارم.

638
00:44:20,880 --> 00:44:22,630
‫شراکت با فیرلی‌ها؟

639
00:44:22,680 --> 00:44:24,750
‫اگه کسی قبل از این همچین پیشنهادی می‌داد،
‫تف می‌کردم تو صورتش.

640
00:44:24,800 --> 00:44:29,840
‫همه خائن‌ها جمعن؟
‫بیاید شروع کنیم، موافقید؟