1
00:01:06,480 --> 00:01:07,520
‫خوبه که برگشتی خونه؟

2
00:01:09,240 --> 00:01:10,520
‫همیشه.

3
00:01:11,520 --> 00:01:21,520
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:01:30,560 --> 00:01:32,150
‫تولدت مبارک، خانم هارت.

5
00:01:32,200 --> 00:01:35,070
‫مارتا! سلام.

6
00:01:35,120 --> 00:01:38,560
‫خدای من، تو همیشه موهاتو
‫خیلی قشنگ درست می‌کنی!

7
00:01:51,680 --> 00:01:53,830
‫جری! خداوندا! چه ماجرایی!

8
00:01:53,880 --> 00:01:56,630
‫این چیه؟
‫فقط یه ناهار دوستانه‌اس؟

9
00:01:56,680 --> 00:01:58,750
‫یا در واقع ما
‫گروگان‌های روز تولدیم؟

10
00:01:58,800 --> 00:02:00,070
‫خیلی سیاستمدارانه رفتار کرده.

11
00:02:00,120 --> 00:02:01,870
‫قراره همه‌مون رو به گلوله ببنده؟

12
00:02:01,920 --> 00:02:03,550
‫تا جایی که من تجربه دارم،
‫بانوی من،

13
00:02:03,600 --> 00:02:05,630
‫مادرتون همیشه کاری رو که
‫باید انجام بشه، می‌کنه.

14
00:02:05,680 --> 00:02:08,030
‫این حرف زیاد
‫آرامش‌بخش نیست، جری.

15
00:02:08,080 --> 00:02:09,800
‫منظورم اینه که من...

16
00:02:31,560 --> 00:02:32,760
‫تاثیرگذاره.

17
00:02:34,560 --> 00:02:36,800
‫خب، همه‌ی خائن‌ها حضور دارن؟

18
00:02:42,200 --> 00:02:43,560
‫خوبه.

19
00:02:45,160 --> 00:02:47,600
‫پس بیاین شروع کنیم، موافقین؟

20
00:03:02,360 --> 00:03:03,360
‫آزاد باشین.

21
00:03:05,520 --> 00:03:06,960
‫اجازه هست؟

22
00:03:15,640 --> 00:03:16,880
‫مک، درسته؟

23
00:03:18,200 --> 00:03:19,640
‫تو قدیما توی فیرلی هال کار می‌کردی.

24
00:03:20,880 --> 00:03:22,510
‫همین‌طوره.

25
00:03:22,560 --> 00:03:25,310
‫- من ادوین فیرلی...
‫- می‌دونم...

26
00:03:25,360 --> 00:03:27,000
‫کی هستی.

27
00:03:32,720 --> 00:03:35,600
‫احتمال داره تو رو توی جبهه دیده باشم؟
‫توی فستوبرت؟

28
00:03:38,040 --> 00:03:42,440
‫هشت ماه جنگ بی‌معنی. اما اون یکی...

29
00:03:43,760 --> 00:03:45,720
‫شب سختی بود.

30
00:03:48,240 --> 00:03:49,440
‫پس داری میری خونه؟

31
00:03:50,640 --> 00:03:53,240
‫به‌طور رسمی، مرخصی پزشکیه.

32
00:03:54,840 --> 00:03:57,320
‫اما همه‌ی زخم‌ها رو نمیشه باندپیچی کرد.

33
00:04:00,120 --> 00:04:02,280
‫- تو چی؟
‫- مرخصی.

34
00:04:05,000 --> 00:04:06,640
‫تا همسر باردارم رو ببینم.

35
00:04:08,520 --> 00:04:10,080
‫- تبریک میگم.
‫- و همین‌طور...

36
00:04:11,640 --> 00:04:15,510
‫اما هارت،
‫که فکر کنم یادت باشه.

37
00:04:15,560 --> 00:04:17,630
‫- داری میری اما رو ببینی؟
‫- همین‌طوره.

38
00:04:17,680 --> 00:04:20,190
‫اون کلی جا واسه مهمون داره...

39
00:04:20,240 --> 00:04:21,840
‫توی اون خونه‌ی بزرگش.

40
00:04:25,800 --> 00:04:27,040
‫و تو...

41
00:04:28,240 --> 00:04:31,720
‫خانواده‌ی اما رو هم می‌بینی...
‫وقتی اونجایی؟

42
00:04:35,200 --> 00:04:37,390
‫جهت اطلاعت،

43
00:04:37,440 --> 00:04:41,160
‫شوهر اما، جو لودر...

44
00:04:44,200 --> 00:04:45,720
‫اون دووم نیاورد.

45
00:04:50,600 --> 00:04:52,830
‫از شنیدنش... متاسفم.

46
00:04:52,880 --> 00:04:55,350
‫اما نیازی به همدردی تو نداره.

47
00:04:55,400 --> 00:04:58,080
‫اون بدون هیچ کمکی از طرف تو
‫خیلی خوب از پسش براومده.

48
00:05:13,800 --> 00:05:15,080
‫خب...

49
00:05:16,680 --> 00:05:17,840
‫موفق باشی.

50
00:05:23,320 --> 00:05:25,880
‫اون شب... شب سختی بود.

51
00:05:27,440 --> 00:05:28,880
‫تو فستوبرت.

52
00:05:31,680 --> 00:05:33,800
‫یه شب سخت.

53
00:06:25,920 --> 00:06:29,030
‫همه چی... روبراهه؟

54
00:06:29,080 --> 00:06:30,840
‫از هر چیز دوتاش هست.

55
00:06:33,520 --> 00:06:35,110
‫اونا فقط فکر کردن
‫که نیاز دارم برگردم خونه.

56
00:06:35,160 --> 00:06:36,640
‫خب...

57
00:06:38,560 --> 00:06:39,920
‫اینجایی.

58
00:06:46,520 --> 00:06:48,080
‫خدای من! ادوین!

59
00:06:49,640 --> 00:06:50,910
‫پدر به نظر داغون میاد.

60
00:06:50,960 --> 00:06:53,640
‫دست‌کم امروز از تخت اومده بیرون.

61
00:06:54,960 --> 00:06:56,590
‫مشکلی پیش اومده؟

62
00:06:56,640 --> 00:06:59,510
‫پولیه.
‫مشکل پوله.

63
00:06:59,560 --> 00:07:02,230
‫اون به هر طرفی که فکر کنی بدهکاره.

64
00:07:02,280 --> 00:07:03,910
‫خونه واسه فروش رفته.

65
00:07:03,960 --> 00:07:06,550
‫چی؟ چرا؟

66
00:07:06,600 --> 00:07:10,310
‫اون یه قرارداد بزرگ لباس فرم
‫از یه دوست قدیمی دوران مدرسه برد.

67
00:07:10,360 --> 00:07:12,230
‫اما بیش از حد توانش قول داد.

68
00:07:12,280 --> 00:07:15,030
‫اما هارت کارخونه‌ی ما رو داره
‫و لطف بقیه هم به پدر تموم شده،

69
00:07:15,080 --> 00:07:17,960
‫پس هیچ راهی نداره که بتونه سفارش رو تحویل بده.

70
00:07:19,200 --> 00:07:21,790
‫اما حالا که برگشتی اوضاع بهتر میشه.

71
00:07:21,840 --> 00:07:23,310
‫چرا؟

72
00:07:23,360 --> 00:07:26,680
‫خب... چون حالا همه‌ی اینا میفته گردن تو.

73
00:07:29,120 --> 00:07:31,390
‫به هر حال، ببین،
‫تو نیومدی اینجا که منو ببینی.

74
00:07:31,440 --> 00:07:34,080
‫- پریا.
‫- نه، لطفا... این کارو نکن.

75
00:07:35,240 --> 00:07:36,510
‫خاله اولیویا،

76
00:07:36,560 --> 00:07:38,990
‫داشتم فکر می‌کردم که...

77
00:07:39,040 --> 00:07:41,120
‫به خاطر صلاح هر دوتامون،
‫من و پریا...

78
00:07:43,400 --> 00:07:46,280
‫باید بذارم اون بره و آزادش کنم.

79
00:08:02,000 --> 00:08:03,590
‫اگه با کسایی که قبض‌ها رو نمیدن
‫جدی‌تر برخورد نکنم

80
00:08:03,640 --> 00:08:05,470
‫مجبور میشم مغازه رو واسه همیشه تخته کنم.

81
00:08:05,520 --> 00:08:08,150
‫باید به اونایی که به ما بدهکارن تلگراف بزنم.

82
00:08:08,200 --> 00:08:09,990
‫و اگه نتونن بدن، مجبورم روی پول سود بکشم.

83
00:08:10,040 --> 00:08:11,480
‫چاره‌ای نیست. مجبورم.

84
00:08:27,960 --> 00:08:29,640
‫تو اینجایی!

85
00:08:39,160 --> 00:08:41,240
‫خب، پس یه بچه.

86
00:08:42,880 --> 00:08:45,080
‫قبل از این هیچ‌وقت بچه نداشتی، نه؟

87
00:08:51,720 --> 00:08:53,910
‫کارخونه‌ی ما تنها چیزی نیست که دست اما هارته

88
00:08:53,960 --> 00:08:56,310
‫و به تو تعلق داره.

89
00:08:56,360 --> 00:08:58,240
‫اون فکر کرده کیه؟
‫ها؟

90
00:09:00,520 --> 00:09:01,520
‫خب...

91
00:09:03,920 --> 00:09:05,200
‫چطور بود؟

92
00:09:06,680 --> 00:09:07,920
‫فرانسه.

93
00:09:08,920 --> 00:09:11,390
‫رفاقت صمیمانه‌ای هست،

94
00:09:11,440 --> 00:09:15,840
‫ها، بین تو و بقیه‌ی بچه‌ها؟

95
00:09:17,600 --> 00:09:20,840
‫من... یکی دوتا آهنگ خوندم.

96
00:09:25,120 --> 00:09:26,720
‫پس چرا فرستادنت خونه؟

97
00:09:32,120 --> 00:09:33,840
‫چون همه‌ش آواز خوندن نیست.

98
00:09:39,160 --> 00:09:42,600
‫باعث شد به این فکر کنم...
‫به چیزایی که از خودمون باقی می‌ذاریم.

99
00:09:44,000 --> 00:09:46,560
‫دوست دارم آدمایی که بعد از ما میان...

100
00:09:48,200 --> 00:09:50,640
‫بچه‌هامون، نوه‌هامون...

101
00:09:52,400 --> 00:09:53,840
‫دست‌کم بدونن ما اینجا بودیم.

102
00:09:55,920 --> 00:09:58,110
‫فکر کنم...

103
00:09:58,160 --> 00:10:01,520
‫اصلی‌ترین چیزی که از همه‌مون باقی می‌مونه...

104
00:10:03,000 --> 00:10:04,560
‫نام‌مونه.

105
00:10:08,320 --> 00:10:10,110
‫و این خونه.

106
00:10:10,160 --> 00:10:11,360
‫بله.

107
00:10:13,280 --> 00:10:16,160
‫اگه پدر نتونه حفظش کنه، چیزی باقی نمی‌مونه.

108
00:10:18,920 --> 00:10:21,240
‫اما هارت باید بابت خیلی چیزا جواب پس بده.

109
00:11:20,040 --> 00:11:23,430
‫چی میشه اگه اما هارت
‫فقط علت مشکلات ما نباشه؟

110
00:11:23,480 --> 00:11:25,080
‫چی میشه اگه اون خودش راه حل باشه؟

111
00:11:26,200 --> 00:11:27,720
‫فکر کنم جواب رو پیدا کردم.

112
00:11:31,800 --> 00:11:32,990
‫می‌دونی...

113
00:11:33,040 --> 00:11:36,360
‫من یه بار دیدمش... جو رو.

114
00:11:39,080 --> 00:11:41,150
‫تو فرانسه؟

115
00:11:41,200 --> 00:11:44,160
‫یه شب پیچیدم تو خیابون و اون اونجا بود.

116
00:11:45,440 --> 00:11:49,830
‫کلاهخودش رو داده بود عقب،
‫تفنگش روی زانوش بود،

117
00:11:49,880 --> 00:11:53,240
‫و یه عکس از تو توی دستش بود.

118
00:11:55,640 --> 00:11:57,750
‫همین‌طوری داری اینو میگی؟

119
00:11:57,800 --> 00:11:59,840
‫نه. جو بود.

120
00:12:02,320 --> 00:12:04,880
‫خودش رو کشیده بود
‫بالای یه صندوق گوشت کنسروی.

121
00:12:07,160 --> 00:12:08,750
‫می‌گفت وقتی واسه خوردنش نداره،

122
00:12:08,800 --> 00:12:11,680
‫اما دست‌کم می‌تونه
‫جای نشستنش رو باهاش خشک نگه داره.

123
00:12:19,680 --> 00:12:20,920
‫و بعدش...

124
00:12:23,160 --> 00:12:26,800
‫همه چی... دوباره شروع شد...

125
00:12:30,200 --> 00:12:31,760
‫تیراندازی و...

126
00:12:34,480 --> 00:12:35,880
‫من گمش کردم.

127
00:12:42,520 --> 00:12:43,800
‫می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟

128
00:12:45,440 --> 00:12:47,000
‫هر چیزی.

129
00:12:52,240 --> 00:12:54,270
‫وقتی تلگراف رسید،

130
00:12:54,320 --> 00:12:57,160
‫ما توی سالن بودیم و من قیافه‌ی لورا رو دیدم.

131
00:12:59,320 --> 00:13:00,560
‫و فهمیدم.

132
00:13:02,160 --> 00:13:04,000
‫فهمیدم که خبر بدیه.

133
00:13:07,560 --> 00:13:08,720
‫و فکر کردم...

134
00:13:13,400 --> 00:13:15,560
‫اشکالی نداره. می‌دونم.

135
00:13:16,800 --> 00:13:18,710
‫دلت براش تنگ شده. می‌دونم.

136
00:13:18,760 --> 00:13:21,080
‫نه، نمی‌دونی. تو نمی‌دونی.

137
00:13:22,400 --> 00:13:23,880
‫بذار بگم.

138
00:13:25,360 --> 00:13:27,160
‫می‌دونستم که خبر بدیه.

139
00:13:29,880 --> 00:13:31,160
‫و فکر کردم...

140
00:13:33,720 --> 00:13:35,040
‫که تویی.

141
00:13:37,000 --> 00:13:38,950
‫همین فکر رو کردم.

142
00:13:39,000 --> 00:13:41,080
‫و نفسم بند اومد، مک.

143
00:13:44,040 --> 00:13:45,880
‫اما بعدش نامه رو نشونم داد.

144
00:13:47,440 --> 00:13:50,160
‫و دیدم که آدرسش واسه منه و نه اون...

145
00:13:51,800 --> 00:13:53,600
‫و داخلش اسم اون نوشته شده بود.

146
00:13:55,080 --> 00:13:56,360
‫جو لودر.

147
00:14:02,200 --> 00:14:04,000
‫و خیالم راحت شد.

148
00:14:06,120 --> 00:14:09,070
‫این بدترین چیزیه که تا حالا شنیدی؟

149
00:14:09,120 --> 00:14:10,560
‫جوی بیچاره...

150
00:14:11,880 --> 00:14:13,710
‫البته که ناامید و داغون بودم.

151
00:14:13,760 --> 00:14:15,280
‫نمی‌تونستم تحمل کنم که اون باشه.

152
00:14:16,680 --> 00:14:18,840
‫اما اولین فکری که با دیدن اسمش
‫از سرم گذشت این بود...

153
00:14:20,400 --> 00:14:21,400
‫خدا رو شکر.

154
00:14:22,920 --> 00:14:24,840
‫خدا رو شکر که مک نیست.

155
00:14:27,840 --> 00:14:29,720
‫عیبی نداره.

156
00:14:32,360 --> 00:14:33,600
‫درکت می‌کنم.

157
00:14:35,400 --> 00:14:36,960
‫می‌فهمم.

158
00:14:42,560 --> 00:14:44,640
‫چون ما مثل همیم...

159
00:14:45,680 --> 00:14:46,960
‫مگه نه؟

160
00:14:52,600 --> 00:14:55,880
‫پس من همیشه درکت می‌کنم.

161
00:15:13,000 --> 00:15:15,280
‫گوشت کنسروی؟

162
00:15:30,400 --> 00:15:33,230
‫امروز یه دستیار دارم، خانم گریشام.
‫خوش‌شانس نیستم؟

163
00:15:33,280 --> 00:15:36,270
‫ببینین، اینجا بسته‌هایی واسه کیک میوه‌ای داریم،

164
00:15:36,320 --> 00:15:39,030
‫که می‌تونین بدون ذره‌ای چربی
‫و حتی یه دونه تخم‌مرغ درستش کنین.

165
00:15:39,080 --> 00:15:41,320
‫اسمش رو گذاشتم کیک جنگی.

166
00:15:44,400 --> 00:15:47,120
‫دخترای من اگه بذارین، کل روز کیک می‌خورن.

167
00:15:49,440 --> 00:15:51,950
‫گفتی بدون تخم‌مرغ؟ چقدر کره؟

168
00:15:52,000 --> 00:15:54,280
‫نمی‌فهمم چطوری موادش به هم می‌چسبه...

169
00:15:57,960 --> 00:15:59,240
‫خانم هارت؟

170
00:16:03,080 --> 00:16:04,240
‫خانم هارت؟

171
00:16:05,240 --> 00:16:07,790
‫من باید مغازه رو واسه یه مدت ببندم، خانم گریشام.

172
00:16:07,840 --> 00:16:09,990
‫یکی از این بسته‌های مواد کیک رو ببرین

173
00:16:10,040 --> 00:16:12,190
‫و بهم بگین نظر جین و باربارا چی بوده.

174
00:16:12,240 --> 00:16:14,830
‫خب، ممنونم. خداحافظ، ادوینا.

175
00:16:14,880 --> 00:16:17,400
‫- خوش بگذره که به مادرت کمک می‌کنی.
‫- خداحافظ.

176
00:16:27,880 --> 00:16:30,790
‫سلام.

177
00:16:30,840 --> 00:16:31,880
‫سلام.

178
00:16:36,560 --> 00:16:37,680
‫ادوینا؟

179
00:16:39,560 --> 00:16:41,750
‫ادوینا، عزیزم چرا نمیری طبقه بالا،

180
00:16:41,800 --> 00:16:43,110
‫جعبه‌ی دکمه‌ها رو مرتب کنی،

181
00:16:43,160 --> 00:16:45,270
‫- ببینی کدوم رو بیشتر دوست داری؟
‫- اجازه دارم؟

182
00:16:45,320 --> 00:16:48,080
‫البته. برو بالا. برو عزیزم. برو.

183
00:16:59,880 --> 00:17:02,430
‫خب، پس من یه قسم رو شکستم.

184
00:17:02,480 --> 00:17:05,200
‫قسم خورده بودم تا وقتی زنده‌ام دیگه تو رو نبینم.

185
00:17:07,800 --> 00:17:10,040
‫همه‌مون قول‌هایی میدیم که نمی‌تونیم نگهشون داریم.

186
00:17:12,960 --> 00:17:14,640
‫مغازه معمولا شلوغ‌تر از اینه.

187
00:17:16,080 --> 00:17:17,430
‫اما جنگه دیگه.

188
00:17:17,480 --> 00:17:19,320
‫- نمی‌دونم شنیدی یا نه.
‫- شنیدم.

189
00:17:20,640 --> 00:17:24,230
‫خیلی متاسفم، اما. درباره‌ی شوهرت شنیدم.

190
00:17:24,280 --> 00:17:27,080
‫درباره‌ی همه‌ی شوهرها شنیدی؟
‫فقط مال من نیست.

191
00:17:31,120 --> 00:17:33,120
‫خب، خودت هم از نزدیک دیدی.

192
00:17:41,120 --> 00:17:42,360
‫اما...

193
00:17:44,400 --> 00:17:45,840
‫همه‌ی اینا، این...

194
00:17:48,040 --> 00:17:49,040
‫یه معجزه‌اس.

195
00:17:50,440 --> 00:17:52,310
‫هر چیزی که می‌خواستی.

196
00:17:52,360 --> 00:17:54,240
‫برنامه‌ات، با یه ب بزرگ.

197
00:17:56,120 --> 00:17:58,950
‫همین‌طوره. من موفق شدم.

198
00:17:59,000 --> 00:18:01,470
‫و تو چی هستی، ادوین فیرلی؟

199
00:18:01,520 --> 00:18:04,960
‫یه احمق، ابله، ترسو. اینا شاملش میشه؟

200
00:18:06,080 --> 00:18:07,080
‫بعیده.

201
00:18:10,600 --> 00:18:12,350
‫اما...

202
00:18:12,400 --> 00:18:15,230
‫تک‌تک اون نفرت‌هایی که نسبت به من داری...

203
00:18:15,280 --> 00:18:18,440
‫تمام اون دلخوری‌ها، تلخی‌ها، خشم‌ها...

204
00:18:19,840 --> 00:18:24,390
‫بهت قول میدم خودم هم هر روز
‫نسبت به خودم داشتمشون.

205
00:18:24,440 --> 00:18:26,390
‫و هیچ لحظه‌ای نگذشته

206
00:18:26,440 --> 00:18:28,440
‫که آرزو نکرده باشم بتونم برگردم عقب...

207
00:18:30,440 --> 00:18:31,840
‫به اون باغ گل رز...

208
00:18:34,000 --> 00:18:35,720
‫و یه چیز دیگه بگم.

209
00:18:39,520 --> 00:18:40,760
‫مثلا چی؟

210
00:18:42,520 --> 00:18:43,760
‫مثلا این که، «با من ازدواج کن».

211
00:18:45,080 --> 00:18:47,270
‫مثلا این که، «همه چیز درست میشه».
‫یا مثلا، «من مراقبت هستم»،

212
00:18:47,320 --> 00:18:49,230
‫«نمی‌ذارم هیچ‌کس بهت آسیبی بزنه.»

213
00:18:49,280 --> 00:18:50,560
‫مثلا این که، «عاشقتم، اما.

214
00:18:51,760 --> 00:18:53,430
‫باقی عمرم رو صرف این می‌کنم که

215
00:18:53,480 --> 00:18:55,160
‫مطمئن بشم کنارتم.»

216
00:18:56,600 --> 00:18:58,230
‫خب، تا تو بخوای همه‌ی اینا رو بگی،

217
00:18:58,280 --> 00:19:00,310
‫من احتمالا بچه‌ام رو به دنیا آورده بودم.

218
00:19:00,360 --> 00:19:02,150
‫اما، لطفا، من...

219
00:19:02,200 --> 00:19:04,030
‫نیومدم اینجا که دعوا کنم.

220
00:19:04,080 --> 00:19:05,840
‫به اندازه‌ی کافی دعوا بوده.

221
00:19:07,080 --> 00:19:09,990
‫اون روز که پشتت رو خالی کردم،
‫دشمنی‌ای رو شروع کردم

222
00:19:10,040 --> 00:19:12,760
‫که هیچ‌وقت نباید
‫تا این حد پیش می‌رفت.

223
00:19:14,120 --> 00:19:16,240
‫واسه همین امروز اومدم اینجا
‫که تمومش کنم.

224
00:19:25,680 --> 00:19:27,790
‫شنیدم یه انبار پر از پارچه داری

225
00:19:27,840 --> 00:19:29,310
‫که به کارت نمیاد.

226
00:19:29,360 --> 00:19:31,350
‫همین‌طوره.
‫قرار بود واسه قرارداد لباس فرم باشه؛

227
00:19:31,400 --> 00:19:33,670
‫همونی که پدرت ازم قاپید.

228
00:19:33,720 --> 00:19:35,390
‫خب...

229
00:19:35,440 --> 00:19:38,390
‫چیزی که ما داریم،
‫چیزی که فیرلی‌ها دارن،

230
00:19:38,440 --> 00:19:40,480
‫اون قرارداده، اما...

231
00:19:42,040 --> 00:19:45,000
‫نه پارچه‌ای داریم... نه کارخونه‌ای.

232
00:19:46,560 --> 00:19:49,760
‫و، اما
‫تو حالا دیگه یه زن تاجر شدی.

233
00:19:54,160 --> 00:19:55,440
‫یه شراکت.

234
00:19:56,880 --> 00:19:59,160
‫قرارداد از ما، کارخونه‌ها از تو.

235
00:20:00,400 --> 00:20:01,880
‫فیرلی‌ها و هارت‌ها.

236
00:20:03,000 --> 00:20:05,470
‫کنار هم می‌تونیم
‫اون قرارداد رو به سرانجام برسونیم.

237
00:20:05,520 --> 00:20:08,350
‫بابت هر لباس فرمی که تولید کنیم،
‫یه پوند به تو می‌رسه

238
00:20:08,400 --> 00:20:09,560
‫و یه پوند هم به ما.

239
00:20:12,000 --> 00:20:13,990
‫اما، من نمی‌دونم اوضاع کسب‌وکار تو

240
00:20:14,040 --> 00:20:18,320
‫توی این بلبشو چطوری می‌گذره،
‫اما مال ما به زور سرپاست.

241
00:20:21,280 --> 00:20:23,550
‫اما اگه نیروهاوم رو یکی کنیم،

242
00:20:23,600 --> 00:20:25,600
‫اون‌وقت هر دوتامون می‌تونیم...

243
00:20:26,760 --> 00:20:28,600
‫مراقب خانواده‌هامون باشیم.

244
00:20:32,120 --> 00:20:34,280
‫یه پیمان منطقی به نظر نمیاد؟

245
00:20:40,120 --> 00:20:42,310
‫بیا واسه ناهار،

246
00:20:42,360 --> 00:20:44,470
‫میشه لطفا بیای؟

247
00:20:44,520 --> 00:20:46,960
‫روز شنبه. به عنوان مهمون افتخاری ما.

248
00:20:48,800 --> 00:20:51,080
‫اصراری نیست،
‫اما می‌تونیم مفصل درباره‌اش حرف بزنیم.

249
00:20:54,120 --> 00:20:55,120
‫اما...

250
00:20:56,440 --> 00:20:59,120
‫جنگ... خیلی فلاکت‌باره.

251
00:21:01,440 --> 00:21:03,600
‫تصور کن چه حسی داشت اگه...

252
00:21:04,960 --> 00:21:06,840
‫می‌تونستیم اسلحه‌هامون رو بذاریم زمین.

253
00:21:08,960 --> 00:21:10,160
‫فقط...

254
00:21:11,480 --> 00:21:12,560
‫تمومش کنیم.

255
00:21:14,320 --> 00:21:15,840
‫یه آتش‌بس.

256
00:21:18,240 --> 00:21:19,480
‫یه صلح.

257
00:21:22,400 --> 00:21:23,680
‫نظرت چیه؟

258
00:21:34,240 --> 00:21:36,200
‫خب، چطور پیش رفت؟

259
00:21:37,680 --> 00:21:39,000
‫خر شد.

260
00:21:53,400 --> 00:21:55,550
‫این معامله می‌تونه راه حل باشه، مک.

261
00:21:55,600 --> 00:21:58,910
‫اگه بتونم بابت هر لباس فرم یه پوند بگیرم،
‫مجبور نمیشم جایی رو تخته کنم.

262
00:21:58,960 --> 00:22:01,230
‫می‌تونم حقوق‌ها رو بدم و کسی رو تعدیل نکنم.

263
00:22:01,280 --> 00:22:02,790
‫سودی در کار نخواهد بود،

264
00:22:02,840 --> 00:22:04,630
‫اما ممکنه همین ما رو
‫تا آخر جنگ بکشونه.

265
00:22:04,680 --> 00:22:07,470
‫آره. من هر روز هفته رو
‫روی تو شرط می‌بندم

266
00:22:07,520 --> 00:22:08,960
‫نه اون اسکوئیث پیر.

267
00:22:11,000 --> 00:22:13,350
‫اما شراکت با فیرلی‌ها؟

268
00:22:13,400 --> 00:22:15,880
‫اگه قبل از این کسی چنین پیشنهادی می‌داد،
‫تف می‌کردم رو صورتش.

269
00:22:17,480 --> 00:22:20,360
‫- می‌تونی بهشون اعتماد کنی؟
‫- هیچ‌وقت قبلا نتونستم.

270
00:22:21,640 --> 00:22:22,680
‫هیچ‌وقت.

271
00:22:24,440 --> 00:22:26,590
‫اما به خاطر بچه‌ها...

272
00:22:26,640 --> 00:22:28,750
‫نباید توی یه جبهه‌ی دیگه بجنگم، مک؟

273
00:22:28,800 --> 00:22:31,670
‫مامان، مامان!

274
00:22:31,720 --> 00:22:34,230
‫این عکس ما دم مغازه‌اس؟

275
00:22:34,280 --> 00:22:36,030
‫آره.

276
00:22:36,080 --> 00:22:37,200
‫بیا اینجا.

277
00:22:40,000 --> 00:22:42,520
‫قشنگ نیست؟ خیلی دوستش دارم.

278
00:22:52,700 --> 00:23:02,700
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

279
00:23:12,880 --> 00:23:14,920
‫داشتم فکر می‌کردم می‌تونم بیام تو؟

280
00:23:21,640 --> 00:23:22,680
‫معیارهات افت کرده؟

281
00:23:23,680 --> 00:23:25,480
‫نه، مطمئنم که این‌طور نیست.

282
00:23:26,800 --> 00:23:30,120
‫اومدم چون روز شنبه واسه ناهار میام اینجا.

283
00:23:31,160 --> 00:23:32,520
‫شنیدم.

284
00:23:33,880 --> 00:23:36,120
‫و وقتی بیام، از در جلویی وارد میشم.

285
00:23:37,080 --> 00:23:39,480
‫خب، پس حواسم هست که با پالتوت
‫با احتیاط رفتار کنم.

286
00:23:40,840 --> 00:23:45,350
‫داشتم تصور می‌کردم نشستن اون بالا چه حسی داره.

287
00:23:45,400 --> 00:23:47,270
‫و می‌دونم که پر از تمنا میشم

288
00:23:47,320 --> 00:23:48,760
‫که همه‌ی این پایین رو ببینم...

289
00:23:50,680 --> 00:23:51,760
‫تا یادم بیاد.

290
00:23:54,400 --> 00:23:57,950
‫به هر حال امروز اومدم اینجا تا با اد...

291
00:23:58,000 --> 00:24:01,280
‫ارباب ادوین حرف بزنم،
‫شرایط احتمالی رو بسنجم و این چیزا.

292
00:24:03,000 --> 00:24:05,630
‫و می‌خواستم از این مسیر بیام،

293
00:24:05,680 --> 00:24:07,600
‫تا کسی فکر نکنه خودم رو گرفتم یا افاده‌ای شدم.

294
00:24:14,000 --> 00:24:17,830
‫چرا که نه، اما هارت؟

295
00:24:17,880 --> 00:24:20,830
‫با چیزایی که شنیدم، باید بگم حق داری افاده بیای.

296
00:24:20,880 --> 00:24:23,110
‫با این پیشرفتی که کردی، کاملا توجیه داره

297
00:24:23,160 --> 00:24:24,840
‫که چندتا ناز و اطفار هم بیای.

298
00:24:27,120 --> 00:24:29,560
‫واسه خودت کسی شدی، مگه نه؟

299
00:24:32,360 --> 00:24:33,720
‫دمت گرم دختر.

300
00:24:35,040 --> 00:24:36,240
‫دمت گرم.

301
00:24:38,760 --> 00:24:42,990
‫و... من پدرت رو زیاد نمی‌شناختم...

302
00:24:43,040 --> 00:24:45,000
‫سرم به کار خودم بود.

303
00:24:47,040 --> 00:24:49,600
‫اما فکر کنم جک هارت از خوشحالی بال درمی‌آورد.

304
00:24:52,040 --> 00:24:53,280
‫ممنونم.

305
00:25:02,280 --> 00:25:05,270
‫خب... بهتره برم و...

306
00:25:05,320 --> 00:25:08,400
‫البته اونا فکر می‌کنن ما مثل کاغذ دیواری هستیم.

307
00:25:09,720 --> 00:25:12,310
‫توی اون اتاق‌های بالا در سکوت راه میریم.

308
00:25:12,360 --> 00:25:15,760
‫یادشون میره
‫که خدمه هم آدم هستن...

309
00:25:16,960 --> 00:25:19,360
‫و آدم‌ها گوش دارن.

310
00:25:24,120 --> 00:25:25,800
‫این شراکت...

311
00:25:26,840 --> 00:25:28,430
‫اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

312
00:25:28,480 --> 00:25:33,000
‫ارباب ادوین تو رو دقیقاً همون‌جایی نشونده
‫که خودش می‌خواد.

313
00:25:51,680 --> 00:25:53,120
‫می‌دونی که دارم ترکت می‌کنم.

314
00:25:56,400 --> 00:25:58,790
‫چی؟ چرا؟

315
00:25:58,840 --> 00:26:02,550
‫بهم دروغ گفتی... درباره‌ی ادل.

316
00:26:02,600 --> 00:26:03,990
‫تقصیر من نبود.

317
00:26:04,040 --> 00:26:06,280
‫من مسئول مرگ خواهرم نیستم.

318
00:26:07,400 --> 00:26:09,030
‫و من باید بتونم عزاداری کنم.

319
00:26:09,080 --> 00:26:11,510
‫باید از اینجا دور بشم. دور از تو.

320
00:26:11,560 --> 00:26:13,750
‫مسخره بازی درنیار، اولیویا.
‫کجا می‌خوای بری؟

321
00:26:13,800 --> 00:26:16,310
‫به خاطر پسرا، تا وقتی قرارداد امضا بشه می‌مونم.

322
00:26:16,360 --> 00:26:18,870
‫اما وقتی قرارداد و خونه‌ات

323
00:26:18,920 --> 00:26:21,640
‫دیگه در خطر نباشن، وقتی جنگ تموم بشه...

324
00:26:23,120 --> 00:26:24,840
‫میرم دنبال آرامش خودم.

325
00:26:46,200 --> 00:26:47,590
‫فکر می‌کنی داری میری یه جایی

326
00:26:47,640 --> 00:26:50,070
‫واسه یه ذره صلح و صفا...

327
00:26:50,120 --> 00:26:51,480
‫فرانک!

328
00:26:52,960 --> 00:26:54,830
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

329
00:26:54,880 --> 00:26:56,910
‫من هر هفته میام این بالا.

330
00:26:56,960 --> 00:26:59,950
‫تو تنها کسی نیستی
‫که دلش براش تنگ شده.

331
00:27:00,000 --> 00:27:03,030
‫مدرسه چطوره؟
‫امتحانات نهاییت رو دادی؟

332
00:27:03,080 --> 00:27:04,590
‫آره، خب، انتظار دارم

333
00:27:04,640 --> 00:27:06,550
‫ازم یه پروفسوری چیزی بسازن،

334
00:27:06,600 --> 00:27:08,510
‫یا احتمالا یه لرد.

335
00:27:08,560 --> 00:27:11,150
‫وقتی بالاترین نمره‌ها رو بگیری همین میشه دیگه؟

336
00:27:11,200 --> 00:27:13,030
‫پادشاه میشی، مگه نه؟

337
00:27:13,080 --> 00:27:15,640
‫آره، یه چیزی تو همین مایه‌ها.

338
00:27:18,680 --> 00:27:21,270
‫خب، پس تو این بالا چیکار می‌کنی؟
‫داری سکته می‌کنی؟

339
00:27:21,320 --> 00:27:22,760
‫نه.

340
00:27:25,360 --> 00:27:27,550
‫فقط دارم فکر می‌کنم چیکار کنم، همین.

341
00:27:27,600 --> 00:27:29,470
‫نه...

342
00:27:29,520 --> 00:27:32,070
‫- چی؟
‫- می‌دونستم این اتفاق می‌افته.

343
00:27:32,120 --> 00:27:35,110
‫حالا دیگه پول داری.
‫می‌تونی وقتت رو به فکر کردن بگذرونی.

344
00:27:35,160 --> 00:27:37,750
‫آدمای پولدار،
‫عاشق اینن که فقط یه جا بشینن

345
00:27:37,800 --> 00:27:40,590
‫به آسمون زل بزنن و فلسفه ببافن.

346
00:27:40,640 --> 00:27:43,390
‫ما این‌طوری نیستیم. دست به کار شو!

347
00:27:43,440 --> 00:27:46,470
‫وقتت رو با فکر کردن
‫به این که اگه این کارو کنم چی میشه؟

348
00:27:46,520 --> 00:27:50,150
‫اگه این رو خرج یه فواره‌ی طلا کنم چی؟ یا هر چیز دیگه‌ای، تلف نکن.

349
00:27:50,200 --> 00:27:53,270
‫کل کاری که کردی اینه که
‫دقیقه‌های باارزش رو از دست دادی،

350
00:27:53,320 --> 00:27:55,310
‫در حالی که می‌تونستی به حست اعتماد کنی.

351
00:27:55,360 --> 00:27:57,800
‫مادرمون هم همین رو نمی‌گفت؟

352
00:28:01,360 --> 00:28:02,640
‫فواره‌ی طلا؟

353
00:28:03,800 --> 00:28:07,390
‫خب، پولدارها همینا رو دارن دیگه، مگه نه؟

354
00:28:07,440 --> 00:28:09,550
‫تو جاش چی داری؟

355
00:28:09,600 --> 00:28:11,710
‫یه انبار عظیم پر از پارچه.

356
00:28:11,760 --> 00:28:13,360
‫اون فواره‌ی طلای توئه.

357
00:28:18,400 --> 00:28:20,430
‫فرانک، خودت بر می‌گردی؟

358
00:28:20,480 --> 00:28:22,990
‫چی؟ همیشه. تنهایی از یه تپه اومدم بالا.

359
00:28:23,040 --> 00:28:25,150
‫داری به حست اعتماد می‌کنی؟

360
00:28:25,200 --> 00:28:27,360
‫- برو دنبال حست. باشه؟
‫- باشه.

361
00:28:31,120 --> 00:28:32,320
‫برو، اما!

362
00:28:34,280 --> 00:28:35,600
‫ایول!

363
00:30:32,400 --> 00:30:34,520
‫خب، ناهار آماده‌اس.

364
00:30:35,560 --> 00:30:37,200
‫و کاملا مطمئنم که لذیذه.

365
00:30:39,320 --> 00:30:41,240
‫اما یه چیزی هست که می‌خوام بگم.

366
00:30:45,440 --> 00:30:48,030
‫ادوین، تو بهم یه پیشنهاد دادی.

367
00:30:48,080 --> 00:30:50,230
‫درسته. یه شراکت.

368
00:30:50,280 --> 00:30:53,430
‫قراردادهای لباس فرم رو با هم به سرانجام می‌رسونیم.

369
00:30:53,480 --> 00:30:56,350
‫خب، این خیلی منطقی به نظر میاد.

370
00:30:56,400 --> 00:30:59,190
‫به عنوان یه تیم؟ درسته؟
‫سود هم نصف نصف؟

371
00:30:59,240 --> 00:31:00,790
‫دقیقا. بابت هر لباس فرم،

372
00:31:00,840 --> 00:31:02,720
‫- یه پوند واسه تو...
‫- و یه پوند واسه تو.

373
00:31:03,920 --> 00:31:05,310
‫بله.

374
00:31:05,360 --> 00:31:06,760
‫این همون چیزیه که گفتی.

375
00:31:08,080 --> 00:31:10,640
‫ادوین، این اون چیزی نیست
‫که داری نقشه‌اش رو می‌کشی، مگه نه؟

376
00:31:12,680 --> 00:31:14,870
‫- خب...
‫- فکر کنم نقشه‌ی واقعی تو اینه که

377
00:31:14,920 --> 00:31:18,590
‫بابت هر لباس فرم،
‫یه پوند واسه من باشه و پنج پوند واسه تو.

378
00:31:18,640 --> 00:31:22,190
‫این‌طور نیست؟ اونا رو به قیمتی بالاتر
‫از حد معمول بفروشی،

379
00:31:22,240 --> 00:31:23,830
‫حداقل ممکن رو به من بدی،

380
00:31:23,880 --> 00:31:26,910
‫و بخش عمده‌ی سود رو واسه خودت بالا بکشی.

381
00:31:26,960 --> 00:31:29,400
‫این اون چیزیه که داری
‫نقشه‌اش رو می‌کشی، ادوین، مگه نه؟

382
00:31:31,640 --> 00:31:33,040
‫راستش رو بهم بگو!

383
00:31:34,120 --> 00:31:36,870
‫من... باید یه کاری می‌کردم.

384
00:31:36,920 --> 00:31:39,550
‫تو داری نقشه می‌کشی که کسب‌وکار من رو خفه کنی.

385
00:31:39,600 --> 00:31:41,590
‫و فراموش کردی بگی که یه بچه تو راه داری،

386
00:31:41,640 --> 00:31:44,670
‫پس فکر کنم همین همه‌ی این توطئه‌ها رو
‫توجیه می‌کنه. مگه نه، ادوین؟

387
00:31:44,720 --> 00:31:46,230
‫چون می‌دونم تو آدمی نیستی

388
00:31:46,280 --> 00:31:48,040
‫که بخوای بچه‌ی خودت رو بی‌سرپناه رها کنی.

389
00:31:49,440 --> 00:31:50,880
‫منظورش چیه؟

390
00:31:52,480 --> 00:31:53,990
‫- ادوین؟
‫- اما...

391
00:31:54,040 --> 00:31:55,510
‫هنوز حرفم تموم نشده!

392
00:31:55,560 --> 00:31:58,750
‫من امروز رفتم لرد اکتون رو دیدم، آقای فیرلی...
‫همون رفیقت رو.

393
00:31:58,800 --> 00:32:00,350
‫و بهش گفتم که شما فیرلی‌ها

394
00:32:00,400 --> 00:32:01,870
‫اونو احمق فرض کردین.

395
00:32:01,920 --> 00:32:03,350
‫چه جهنمی داره اتفاق می‌افته؟
‫داری چی میگی؟

396
00:32:03,400 --> 00:32:04,550
‫ولی فقط من و هم‌کلاسی قدیمی خودت نیستیم

397
00:32:04,600 --> 00:32:06,110
‫که دارین سرشون کلاه می‌ذارین، مگه نه؟

398
00:32:06,160 --> 00:32:07,870
‫شما به کارگرهاتون دستمزد عادلانه نمیدین.

399
00:32:07,920 --> 00:32:09,590
‫و در حق سربازامون هم نامردی می‌کنین،

400
00:32:09,640 --> 00:32:12,470
‫چون لباس‌هایی که می‌سازین بی‌کیفیت خواهند بود.

401
00:32:12,520 --> 00:32:14,270
‫واقعا داریم اجازه میدیم
‫این‌طوری با ما حرف بزنه؟

402
00:32:14,320 --> 00:32:16,310
‫نوبت تو هم می‌رسه، جرالد فیرلی!

403
00:32:16,360 --> 00:32:18,870
‫من به لرد اکتون گفتم که شما فیرلی‌ها

404
00:32:18,920 --> 00:32:20,550
‫یه تیکه پارچه هم از من گیرتون نمیاد.

405
00:32:20,600 --> 00:32:23,030
‫و اگه اون فکر می‌کنه کوچک‌ترین احتمالی هست

406
00:32:23,080 --> 00:32:25,670
‫که این جنگ تا سال ۱۹۱۶ ادامه پیدا کنه،

407
00:32:25,720 --> 00:32:28,430
‫اون‌وقت فقط یه نفره که کارخونه‌ها،

408
00:32:28,480 --> 00:32:29,990
‫کارگاه، مواد اولیه

409
00:32:30,040 --> 00:32:31,710
‫و یه گروه از زنان کارگر ماهر رو داره

410
00:32:31,760 --> 00:32:34,710
‫تا قراردادش رو واسه سال‌های آینده عملی کنه.

411
00:32:34,760 --> 00:32:36,960
‫واسه همین پول رو پیش‌پیش بهم داد.

412
00:32:42,200 --> 00:32:44,120
‫چطور جرات می‌کنی؟

413
00:32:47,160 --> 00:32:49,190
‫چی باعث شده فکر کنی

414
00:32:49,240 --> 00:32:51,990
‫یه خدمتکار کوچیک بی‌ارزش

415
00:32:52,040 --> 00:32:53,470
‫می‌تونه بیفته دنبال نسل‌هایی از...

416
00:32:53,520 --> 00:32:55,190
‫چی، مردهای پولدار و پرمدعا؟

417
00:32:55,240 --> 00:32:56,750
‫این کار رو می‌کنه تا کار ادوین رو تلافی کنه،

418
00:32:56,800 --> 00:32:58,150
‫چون اون نمی‌خواستش.

419
00:32:58,200 --> 00:33:00,070
‫فکر کردی من این همه راه رو اومدم،

420
00:33:00,120 --> 00:33:02,670
‫واسه کسی که به اندازه‌ی ادوین فیرلی برام بی‌ارزشه؟

421
00:33:02,720 --> 00:33:05,670
‫من فقط واسه اون نیومدم.
‫واسه همه‌تون اومدم.

422
00:33:05,720 --> 00:33:07,070
‫ارباب فیرلی،

423
00:33:07,120 --> 00:33:09,190
‫طرز رفتارت با کارمندات مایه شرمساریه.

424
00:33:09,240 --> 00:33:12,070
‫اما این در برابر رفتاری که با مادرم داشتی
‫هیچی نیست.

425
00:33:12,120 --> 00:33:14,030
‫مادرم وقتی نیازی نبود مرد،

426
00:33:14,080 --> 00:33:15,670
‫و تو فقط تماشا کردی
‫و هیچ کاری نکردی،

427
00:33:15,720 --> 00:33:17,910
‫با وجود تمام چیزهایی که بین شما دو نفر گذشته بود.

428
00:33:17,960 --> 00:33:20,070
‫اون تا آخرین لحظه‌ی عمرش به تو فکر می‌کرد.

429
00:33:20,120 --> 00:33:21,680
‫و تو هیچ‌وقت به اون فکر نکردی.

430
00:33:23,040 --> 00:33:24,950
‫و تو پدرم رو هم ناامید کردی.

431
00:33:25,000 --> 00:33:27,830
‫پدرم توی کارخونه‌ی تو،
‫به خاطر سوءمدیریت تو مرد!

432
00:33:27,880 --> 00:33:30,950
‫و بدتر از اون... اون در حالی مرد
‫که داشت پسر بزدلت رو نجات می‌داد!

433
00:33:31,000 --> 00:33:32,880
‫اگه اون بود،
‫تو هم همین کار رو واسش می‌کردی، ادوین؟

434
00:33:34,240 --> 00:33:37,390
‫خانم فیرلی، می‌فهمم که حالا این اسمته.

435
00:33:37,440 --> 00:33:39,030
‫تو طرح‌های لباس منو دزدیدی،

436
00:33:39,080 --> 00:33:40,950
‫و اونا رو فروختی بدون اینکه
‫حتی یه لحظه بهم اعتبار بدی.

437
00:33:41,000 --> 00:33:42,670
‫اما، من همیشه سعی کردم که...

438
00:33:42,720 --> 00:33:44,750
‫تو می‌تونستی هر از گاهی یه کلمه‌ی محبت‌آمیز بهم بگی،

439
00:33:44,800 --> 00:33:47,550
‫اما کلمات محبت‌آمیز که نون شب نمیشه!

440
00:33:47,600 --> 00:33:50,840
‫و در آخر، ارباب فیرلی،
‫می‌رسیم به اون یکی پسرت...

441
00:33:51,960 --> 00:33:54,350
‫که نه تنها یه بزدله،

442
00:33:54,400 --> 00:33:56,240
‫بلکه یه هیولای خطرناکه.

443
00:33:57,680 --> 00:34:00,110
‫یه مرد پست که از زن‌ها سوءاستفاده می‌کنه،

444
00:34:00,160 --> 00:34:02,270
‫توی تلاشی بیهوده برای اینکه حس کنه قویه،

445
00:34:02,320 --> 00:34:04,630
‫در برابر ضعف‌های طاقت‌فرسای خودش!

446
00:34:04,680 --> 00:34:06,000
‫چرا؟

447
00:34:07,160 --> 00:34:09,030
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

448
00:34:09,080 --> 00:34:11,990
‫واسه مادرم. واسه پدرم.

449
00:34:12,040 --> 00:34:15,350
‫واسه همه‌ی کسانی که تا به حال
‫توی خونه یا کارخونه‌ی تو کار کردن.

450
00:34:15,400 --> 00:34:16,710
‫من اونقدر مغرور نیستم

451
00:34:16,760 --> 00:34:18,430
‫که ادعا کنم نماینده‌ی تمام قشر کارگرم،

452
00:34:18,480 --> 00:34:20,230
‫اما به خدا،
‫من حرفشونو می‌زنم!

453
00:34:20,280 --> 00:34:22,790
‫در حالی که تک‌تک شما بیکار ایستادین و تماشا می‌کنین

454
00:34:22,840 --> 00:34:24,190
‫که چطور دنیای اطرافتون

455
00:34:24,240 --> 00:34:27,430
‫داره روز به روز بیشتر از هم می‌پاشه!

456
00:34:27,480 --> 00:34:29,710
‫و هنوز بهترین قسمتش رو بهتون نگفتم.

457
00:34:29,760 --> 00:34:31,550
‫بهتون نگفتم که اون پولی رو که

458
00:34:31,600 --> 00:34:33,200
‫لرد اکتون پیش‌پیش بهم داد، صرف چی کردم.

459
00:34:43,200 --> 00:34:46,200
‫سلام، فیرلی‌ها.
‫چه عجب از این طرفا.

460
00:34:53,080 --> 00:34:54,440
‫ممنونم.

461
00:34:56,240 --> 00:34:57,440
‫من این خونه رو خریدم.

462
00:35:00,080 --> 00:35:01,390
‫منظورت چیه؟

463
00:35:01,440 --> 00:35:03,230
‫منظورم اینه که من مالک جدید فیرلی‌ هال هستم،

464
00:35:03,280 --> 00:35:04,920
‫پس این رو به عنوان حکم تخلیه‌تون در نظر بگیرید.

465
00:35:06,120 --> 00:35:09,270
‫ادوین فیرلی، من امروز کاملاً آماده بودم
‫که خودمو تا سطح تو پایین بیارم

466
00:35:09,320 --> 00:35:11,030
‫تا باهات شریک بشم.

467
00:35:11,080 --> 00:35:13,150
‫این دومین باریه که نزدیک بود این اتفاق بیفته.

468
00:35:13,200 --> 00:35:15,630
‫اما پنج سال پیش، تو ناامیدم کردی.

469
00:35:15,680 --> 00:35:18,550
‫و امروز برنامه داشتی که منو زمین بزنی
‫و همون‌جا تنهام بذاری.

470
00:35:18,600 --> 00:35:20,400
‫من هیچ‌وقت تو رو نمی‌بخشم.

471
00:35:22,360 --> 00:35:23,990
‫لطفاً، همه‌ی شما کارکنان وفادار،

472
00:35:24,040 --> 00:35:25,960
‫این ناهار رو ببرید خونه واسه خانواده‌هاتون.

473
00:35:28,000 --> 00:35:29,680
‫و همه‌ی شما فیرلی‌ها...

474
00:35:31,160 --> 00:35:33,400
‫از خونه‌ی من گمشید بیرون.

475
00:35:47,760 --> 00:35:51,510
‫البته که یه نقص مهلک توی نقشه‌تون بود.

476
00:35:51,560 --> 00:35:53,800
‫شما منو دست‌کم گرفتید.

477
00:35:55,480 --> 00:35:59,750
‫من دوره‌های سختی زیادی توی زندگیم داشتم،

478
00:35:59,800 --> 00:36:02,790
‫و فکر می‌کنم خیلی‌هاتون معتقدید
‫که من بیش از حد دربارشون حرف می‌زنم.

479
00:36:02,840 --> 00:36:04,190
‫من همچین چیزی نگفتم. من فقط...

480
00:36:04,240 --> 00:36:08,030
‫اما هیچ ‌چیز،

481
00:36:08,080 --> 00:36:13,190
‫هیچ‌وقت نتونست منو برای خیانت
‫ناسپاسانه‌ی بچه‌های خودم آماده کنه.

482
00:36:13,240 --> 00:36:15,110
‫مادر، من خیلی مستأصل بودم که باهات حرف بزنم،

483
00:36:15,160 --> 00:36:17,150
‫- که برات توضیح بدم.
‫- اما با این حال تلفن من حتی یه بار هم زنگ نخورد،

484
00:36:17,200 --> 00:36:18,200
‫الیزابت.

485
00:36:19,320 --> 00:36:20,910
‫حالا، ادوینا...

486
00:36:20,960 --> 00:36:22,630
‫کیت...

487
00:36:22,680 --> 00:36:25,110
‫رابین... الیزابت.

488
00:36:25,160 --> 00:36:29,190
‫هر چهار نفرتون با هم تبانی کردید
‫که منو بدنام کنید.

489
00:36:29,240 --> 00:36:32,070
‫شاید اگر ظرافت یا خلاقیت بیشتری به خرج می‌دادید،

490
00:36:32,120 --> 00:36:34,680
‫کمی براتون احترام قائل می‌شدم.

491
00:36:35,920 --> 00:36:38,710
‫اما امروز،
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم،

492
00:36:38,760 --> 00:36:40,830
‫چون خیانت شما

493
00:36:40,880 --> 00:36:44,550
‫باعث شد بفهمم که واقعاً نیاز به تغییراتی هست.

494
00:36:44,600 --> 00:36:46,590
‫شما به من اعتماد ندارید.

495
00:36:46,640 --> 00:36:48,840
‫و این حرفتون خیلی بهم برخورد.

496
00:36:50,520 --> 00:36:52,110
‫پس...

497
00:36:52,160 --> 00:36:54,070
‫من وصیت‌نامه‌ام رو تغییر دادم

498
00:36:54,120 --> 00:36:55,670
‫تا وقتی مردم،

499
00:36:55,720 --> 00:36:57,910
‫هیچ‌کدومتون حتی یه پنی هم نصیبتون نشه.

500
00:36:57,960 --> 00:36:59,070
‫مادر!

501
00:36:59,120 --> 00:37:00,550
‫اصلاً حتی یه پنی یعنی چی؟

502
00:37:00,600 --> 00:37:03,830
‫حالا، امروز، می‌خوام به همه‌تون یه انتخاب بدم.

503
00:37:03,880 --> 00:37:05,350
‫یا اینکه به مبارزه ادامه بدید

504
00:37:05,400 --> 00:37:08,070
‫و به دروغ‌های نفرت‌انگیزتون درباره‌ی من به مطبوعات

505
00:37:08,120 --> 00:37:09,510
‫- ادامه بدید...
‫- یا چی؟

506
00:37:09,560 --> 00:37:11,800
‫یا اینکه اینا رو بردارید.

507
00:37:13,080 --> 00:37:16,430
‫این یه چک یک میلیون پوندیه برای هر کدومتون.

508
00:37:16,480 --> 00:37:17,830
‫البته که این فقط قطره‌ای از اقیانوسیه

509
00:37:17,880 --> 00:37:20,190
‫که قرار بود بهتون برسه.

510
00:37:20,240 --> 00:37:24,590
‫و به خدا،
‫اینا رو با هدیه اشتباه نگیرید.

511
00:37:24,640 --> 00:37:26,430
‫من دارم شما رو می‌خرم.

512
00:37:26,480 --> 00:37:28,110
‫همه‌تون رو.

513
00:37:28,160 --> 00:37:30,670
‫اگر این چک‌ها رو قبول کنید،

514
00:37:30,720 --> 00:37:35,110
‫یعنی موافقت کردید که کل این
‫نقشه‌ی افتضاح رو کنار بذارید

515
00:37:35,160 --> 00:37:38,840
‫و هیچ‌وقت با خواسته‌های من مخالفت نکنید.

516
00:37:43,360 --> 00:37:46,030
‫مادر، داری چیکار می‌کنی؟

517
00:37:46,080 --> 00:37:48,470
‫مامان‌بزرگ، چه خبره؟

518
00:37:48,520 --> 00:37:50,790
‫خب، طی سال‌ها بحث‌های زیادی وجود داشته

519
00:37:50,840 --> 00:37:54,070
‫که کدوم یکی از بچه‌هام ممکنه
‫کسب‌وکارهام رو در دست بگیره.

520
00:37:54,120 --> 00:37:57,510
‫امضای من روی این کاغذ اینجا،

521
00:37:57,560 --> 00:38:00,110
‫یعنی اون بحث دیگه می‌تونه تموم بشه.

522
00:38:00,160 --> 00:38:03,590
‫چون حالا، همه ‌چی،

523
00:38:03,640 --> 00:38:05,910
‫سانتی‌متر به سانتی‌مترش...

524
00:38:05,960 --> 00:38:07,440
‫متعلق به پائولاست.

525
00:38:11,400 --> 00:38:13,190
‫نه، نه. مامان‌بزرگ، من...

526
00:38:13,240 --> 00:38:15,830
‫ما با هم اختلافاتی داشتیم،

527
00:38:15,880 --> 00:38:19,350
‫البته عزیزم، حواس‌پرتی‌های گاه‌به‌گاه...

528
00:38:19,400 --> 00:38:20,790
‫اما تو ازش عبور کردی.

529
00:38:20,840 --> 00:38:23,310
‫تو همیشه کار رو در اولویت قرار دادی.

530
00:38:23,360 --> 00:38:26,200
‫پائولا، تو همونی هستی که آموزشش دادم.

531
00:38:27,360 --> 00:38:28,710
‫تو همونی هستی که بهش اعتماد دارم.

532
00:38:28,760 --> 00:38:32,190
‫و بارها و بارها ثابت کردی

533
00:38:32,240 --> 00:38:34,120
‫که جانشین شایسته‌ای هستی.

534
00:38:36,400 --> 00:38:37,440
‫و حالا دیگه تموم شد.

535
00:38:39,120 --> 00:38:41,190
‫حالا، اینم از قراردادهای شما.

536
00:38:41,240 --> 00:38:42,590
‫پس هر چهار نفرتون،

537
00:38:42,640 --> 00:38:44,630
‫بیایید و امضاشون کنید و چک‌هاتون رو بگیرید.

538
00:38:44,680 --> 00:38:46,200
‫وگرنه با دست خالی برید.

539
00:38:56,680 --> 00:38:59,590
‫پائولا؟ تو پائولا رو انتخاب کردی؟

540
00:38:59,640 --> 00:38:59,910
‫اون همه چی رو بگیره و من هیچی نگیرم؟

541
00:38:59,960 --> 00:39:02,430
‫اون همه چی رو بگیره و من هیچی نگیرم؟

542
00:39:02,480 --> 00:39:04,750
‫هیچ‌چیزی جز اون نفقه‌هایی
‫که از شوهرای سابقم می‌گیرم؟

543
00:39:04,800 --> 00:39:06,920
‫خب، چقدر خوش‌شانسی که شش تا ازشون داری.

544
00:39:15,320 --> 00:39:17,710
‫من حتی به ندرت با روزنامه‌نگارها حرف زدم.

545
00:39:17,760 --> 00:39:20,360
‫من به ندرت توی اون ناهار بودم.
‫من اصلاً ناهار نمی‌خورم.

546
00:39:21,600 --> 00:39:24,430
‫این یه حقه‌ست، مگه نه؟

547
00:39:24,480 --> 00:39:27,950
‫داری ازمون می‌پرسی که می‌خوایم تسلیم بشیم
‫یا مبارزه کنیم.

548
00:39:28,000 --> 00:39:30,110
‫خب، من معتقدم راه اما هارت مبارزه کردنه.

549
00:39:30,160 --> 00:39:31,480
‫مگه نه؟

550
00:39:33,960 --> 00:39:36,360
‫چه خبره اینجا، ادوینا؟

551
00:39:37,400 --> 00:39:41,150
‫داری سعی می‌کنی یه کینه‌توزی مثل منو اذیت کنی،

552
00:39:41,200 --> 00:39:44,190
‫یا فقط یه میلیون پوند می‌خوای

553
00:39:44,240 --> 00:39:47,120
‫و اینکه همه‌ی اینا تموم بشه؟

554
00:40:03,840 --> 00:40:08,030
‫پائولا از این به بعد به جای من توی هیئت‌مدیره‌ی سایتکس اویل می‌شینه.

555
00:40:08,080 --> 00:40:10,550
‫اون همچنین تمام سهام‌های من رو

556
00:40:10,600 --> 00:40:12,910
‫توی فروشگاه‌های هارت
‫و شرکت‌های هارت در دست می‌گیره.

557
00:40:12,960 --> 00:40:15,270
‫پائولا مالک این خونه‌س.
‫اون مالک همه چیزه.

558
00:40:15,320 --> 00:40:17,920
‫همیشه قرار بود اون باشه.

559
00:40:19,440 --> 00:40:23,230
‫هیچ‌کس دیگه‌ای منو انقدر یاد خودم نمی‌ندازه.

560
00:40:23,280 --> 00:40:25,600
‫و چه تعریفی بهتر از این می‌تونه باشه؟

561
00:40:28,680 --> 00:40:31,320
‫ادوینا، میشه یه لحظه بیای بیرون؟

562
00:40:32,840 --> 00:40:34,640
‫یه چیزی برات دارم.

563
00:40:39,160 --> 00:40:41,030
‫چیه؟

564
00:40:41,080 --> 00:40:44,200
‫یه اطلاعاتی برات دارم، ادوینا.

565
00:40:45,480 --> 00:40:49,230
‫صرف‌نظر از چیزی که توی
‫گواهی تولدت نوشته شده...

566
00:40:49,280 --> 00:40:53,790
‫پدرت اون ایرلندی حقیر که گفتی نیست.

567
00:40:53,840 --> 00:40:56,590
‫اسم مَک خیلی واضح روش نوشته شده.

568
00:40:56,640 --> 00:40:58,110
‫چون مَک بود،

569
00:40:58,160 --> 00:41:00,550
‫و همیشه بوده،

570
00:41:00,600 --> 00:41:02,960
‫بهترین مردی که وجود داره.

571
00:41:04,800 --> 00:41:06,750
‫اما پدر تو...

572
00:41:06,800 --> 00:41:08,520
‫ادوین فیرلیه.

573
00:41:10,680 --> 00:41:11,720
‫چی؟

574
00:41:16,240 --> 00:41:17,520
‫من یه فیرلی‌ام؟

575
00:41:19,600 --> 00:41:21,310
‫چرا بهم نگفتی؟

576
00:41:21,360 --> 00:41:24,440
‫چون می‌دونستم اینو مثل یه هدیه دریافت می‌کنی.

577
00:41:25,480 --> 00:41:28,750
‫و چون می‌دونستم این قلبمو می‌شکنه.

578
00:41:28,800 --> 00:41:31,800
‫پس... اون دشمنی معروف فیرلی‌ها؟

579
00:41:33,840 --> 00:41:35,080
‫دلیلش همینه!

580
00:41:36,360 --> 00:41:39,110
‫تک‌تک اعضای خانواده‌ی فیرلی

581
00:41:39,160 --> 00:41:41,840
‫تک‌تک افراد خانواده‌ی منو ناامید کردن.

582
00:41:43,280 --> 00:41:46,030
‫تو خودت مدرک زنده‌ای...

583
00:41:46,080 --> 00:41:49,240
‫که به هیچ فیرلی‌ای نمیشه اعتماد کرد.

584
00:41:50,360 --> 00:41:53,550
‫حتی فیرلی‌هایی که خودت به دنیا آوردی...

585
00:41:53,600 --> 00:41:55,400
‫آخرم علیه خودت میشن.

586
00:42:08,440 --> 00:42:09,720
‫همه امضا شدن.

587
00:42:10,840 --> 00:42:14,400
‫خانم هارت، رازت چیه؟

588
00:42:15,480 --> 00:42:18,320
‫همون رازی که همیشه بوده، عزیزم.

589
00:42:19,280 --> 00:42:20,760
‫تحمل کردن.

590
00:43:03,960 --> 00:43:06,560
‫هی! هی تو، اما هارت!

591
00:43:07,320 --> 00:43:08,870
‫چطور جرات کردی!

592
00:43:08,920 --> 00:43:10,790
‫این خونه‌ی منه. این محل زندگی منه!

593
00:43:10,840 --> 00:43:12,310
‫دیگه نه.

594
00:43:12,360 --> 00:43:15,630
‫این همیشه خونه‌ی من می‌مونه. اسم من روشه.

595
00:43:15,680 --> 00:43:17,350
‫پس شاید فعلاً برده باشی.

596
00:43:17,400 --> 00:43:19,350
‫شاید فیرلی‌هال برای مدت کوتاهی مال تو باشه.

597
00:43:19,400 --> 00:43:20,830
‫اما هیچ‌وقت این اشتباه رو نکن

598
00:43:20,880 --> 00:43:22,550
‫که دیگه پشت سرت رو نگاه نکنی،

599
00:43:22,600 --> 00:43:24,990
‫چون اگه فکر می‌کنی این دشمنی تا الان وحشیانه بوده،

600
00:43:25,040 --> 00:43:26,670
‫هنوز چیزی ندیدی.

601
00:43:26,720 --> 00:43:30,630
‫من حالا درگیرشم،
‫و به زودی خانواده‌ی خودمو خواهم داشت.

602
00:43:30,680 --> 00:43:34,190
‫پس بهت قول میدم،
‫چه سال دیگه باشه چه ۵۰ سال دیگه،

603
00:43:34,240 --> 00:43:35,870
‫وقتی اصلاً انتظارش رو نداری،

604
00:43:35,920 --> 00:43:39,320
‫یه جوری فیرلی‌ها این خونه رو پس می‌گیرن.

605
00:43:48,080 --> 00:43:50,120
‫پائولا؟

606
00:43:51,520 --> 00:43:52,910
‫پائولا؟

607
00:43:52,960 --> 00:43:54,590
‫مامان‌بزرگ!

608
00:43:54,640 --> 00:43:57,230
‫چرا بهم نگفتی دلیل اصلی دشمنیت با فیرلی‌ها چیه؟

609
00:43:57,280 --> 00:44:00,230
‫و چرا بهم نگفتی که داری...

610
00:44:00,280 --> 00:44:01,750
‫که داری همه چی رو به من میدی؟

611
00:44:01,800 --> 00:44:04,160
‫چون می‌دونستم مخالفت می‌کنی.

612
00:44:05,360 --> 00:44:06,830
‫اما حالا همه‌ش مال توئه.

613
00:44:06,880 --> 00:44:08,230
‫نه...

614
00:44:08,280 --> 00:44:11,950
‫پائولا، من بدون قید و شرط بهت اعتماد دارم...

615
00:44:12,000 --> 00:44:15,190
‫با وجود اون رابطه‌ی نسنجیده‌ی تو

616
00:44:15,240 --> 00:44:16,630
‫با جیم فیرلی.

617
00:44:16,680 --> 00:44:17,680
‫هی!

618
00:44:18,840 --> 00:44:19,880
‫سلام عزیزم.

619
00:44:21,320 --> 00:44:22,560
‫اما هارت.

620
00:44:26,600 --> 00:44:27,600
‫ترسوندمت؟

621
00:44:28,960 --> 00:44:31,670
‫البته که بی‌ادبی کردم. عذر می‌خوام.

622
00:44:31,720 --> 00:44:33,710
‫تازه اونم تو روز تولدت.

623
00:44:33,760 --> 00:44:36,790
‫اما... شنیدم که این
‫یه مراسم خانوادگیه و

624
00:44:36,840 --> 00:44:39,470
‫داشتم اون بالا منتظر می‌موندم که...

625
00:44:39,520 --> 00:44:40,880
‫به همسرم ملحق بشم.

626
00:44:44,240 --> 00:44:46,350
‫- نه...
‫- یهویی شد.

627
00:44:46,400 --> 00:44:47,710
‫یه ضدحمله.

628
00:44:47,760 --> 00:44:49,230
‫بعد از اینکه رابطه من و تو به هم خورد،

629
00:44:49,280 --> 00:44:52,030
‫اونقدر مصمم بودم که...

630
00:44:52,080 --> 00:44:53,710
‫که منو دست‌کم نگیری.

631
00:44:53,760 --> 00:44:57,390
‫تو با... جیم فیرلی ازدواج کردی؟

632
00:44:57,440 --> 00:44:59,470
‫می‌خواستم امروز بهت بگم.

633
00:44:59,520 --> 00:45:03,230
‫اصلاً خبر نداشتم که داری برنامه‌ریزی می‌کنی
‫همه چی رو به نام من بزنی.

634
00:45:03,280 --> 00:45:04,990
‫من... خیلی متأسفم.

635
00:45:05,040 --> 00:45:07,760
‫می‌دونم. می‌دونم که باید... اما...

636
00:45:10,440 --> 00:45:11,760
‫من عاشقشم.

637
00:45:15,320 --> 00:45:16,760
‫و...؟

638
00:45:22,520 --> 00:45:23,880
‫ما داریم بچه‌دار می‌شیم.

639
00:45:25,680 --> 00:45:27,950
‫اگه بخوایم دقیق بگیم،
‫پائولاست که داره بچه‌دار میشه،

640
00:45:28,000 --> 00:45:31,880
‫این‌طور فکر می‌کنم.
‫اما البته که متعلق به هر دومون خواهد بود.

641
00:45:34,400 --> 00:45:36,520
‫هرچی مال اونه، مال منه،
‫و از این حرف‌ها.