1
00:01:28,254 --> 00:01:29,756
‫طفلکی.

2
00:01:30,548 --> 00:01:32,842
‫پسرم، اینو بخور.

3
00:01:32,926 --> 00:01:34,093
‫پسرم.

4
00:01:36,679 --> 00:01:37,764
‫بخور.

5
00:01:42,143 --> 00:01:43,686
‫برات بیشتر گوشت میارم.

6
00:01:44,270 --> 00:01:45,688
‫آروم بخور.

7
00:01:46,688 --> 00:01:56,688
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

8
00:02:26,271 --> 00:02:27,272
‫مامان.

9
00:03:20,158 --> 00:03:21,242
‫گیون!

10
00:03:24,912 --> 00:03:27,790
‫بهت گفته بودم اگه اتفاقی
‫براش افتاد بهم خبر بده.

11
00:03:27,874 --> 00:03:29,625
‫چطور گذاشتی اوضاع
‫به اینجا برسه؟

12
00:03:29,709 --> 00:03:32,253
‫به‌محض اینکه انرژی انسانی
‫جذب کنه، حالش خوب می‌شه.

13
00:03:32,336 --> 00:03:33,838
‫دوباره عادی می‌شه.

14
00:03:33,921 --> 00:03:35,798
‫پسرت وحشی شده.

15
00:03:39,635 --> 00:03:41,137
‫من روحش رو می‌گیرم.

16
00:03:42,096 --> 00:03:43,806
‫نه!

17
00:03:43,890 --> 00:03:46,350
‫این خودت بودی که
‫پسرم رو تغییردهنده‌ی روح کردی.

18
00:03:46,434 --> 00:03:48,603
‫یا یه بدن دیگه بهش بده،

19
00:03:48,686 --> 00:03:50,938
‫یا بهش انرژی انسانی بده.

20
00:03:51,689 --> 00:03:52,982
‫پسرم رو برگردون.

21
00:03:53,524 --> 00:03:55,234
‫پسرم رو برگردون!

22
00:03:55,902 --> 00:03:57,987
‫اگه خبرش پخش بشه که
‫من از جادوی ممنوعه استفاده کردم،

23
00:03:58,988 --> 00:04:00,573
‫جفت‌مون به‌فنا می‌ریم.

24
00:04:01,199 --> 00:04:02,825
‫نه...

25
00:04:02,909 --> 00:04:03,743
‫خواهش می‌کنم...

26
00:04:08,122 --> 00:04:10,500
‫نه، خواهش می‌کنم، گیون.

27
00:04:11,375 --> 00:04:14,003
‫یه‌کم بیشتر پیشم بمون.

28
00:04:14,629 --> 00:04:15,755
‫پسرم...

29
00:05:28,244 --> 00:05:31,789
‫چرا بدن تغییردهنده‌های روح وقتی
‫وحشی می‌شن مثل سنگ می‌شه؟

30
00:05:31,872 --> 00:05:35,167
‫وقتی بدن‌شون با ارواح دیگه‌ای که
‫حمل می‌کنن، سازگار نباشه یه ترک شکل می‌گیره،

31
00:05:36,252 --> 00:05:38,296
‫که باعث می‌شه انرژی‌شون رو
‫از دست بدن.

32
00:05:38,879 --> 00:05:41,549
‫هیچی نشده این هشتمین
‫روحیه که وحشی شده.

33
00:05:42,091 --> 00:05:44,510
‫گمونم دیگه نباید
‫روح‌ها رو جابجا کنم.

34
00:05:45,136 --> 00:05:46,929
‫باید به کاخ سلطنتی بری.

35
00:05:48,180 --> 00:05:51,726
‫اعلیحضرت درباره‌ی
‫طلسم جدیدی که سعی داری

36
00:05:51,809 --> 00:05:53,477
‫یاد بگیری پرس‌وجو کردن.

37
00:06:28,387 --> 00:06:29,472
‫شنیدم...

38
00:06:30,514 --> 00:06:33,350
‫سعی داری در یک طلسم جدید
‫تسلط پیدا کنی.

39
00:06:33,851 --> 00:06:37,521
‫چیز بزرگی نیست. فقط یک حقه ست
‫که برای تفریح امتحانش کردم.

40
00:06:38,147 --> 00:06:41,400
‫می‌دونم که نمی‌تونم
‫درخواست کنم بیشتر زنده بمونم.

41
00:06:41,484 --> 00:06:42,651
‫اما،

42
00:06:42,735 --> 00:06:45,905
‫از اینکه هیچ وارثی ندارم غمگینم.

43
00:06:46,739 --> 00:06:48,741
‫براتون آرزوی سلامتی فوری می‌کنم.

44
00:06:49,533 --> 00:06:52,036
‫با این بدن مریض
‫هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.

45
00:06:52,828 --> 00:06:54,997
‫ولی اگر در یک بدن جوان

46
00:06:56,082 --> 00:06:59,752
‫و سلامت زندگی کنم،
‫شاید فرصتی داشته باشم.

47
00:07:01,712 --> 00:07:04,673
‫هیچ راهی وجود نداره که انسان‌ها
‫بتونن بدن‌شون رو عوض کنن.

48
00:07:07,968 --> 00:07:10,221
‫ولی تو می‌تونی.

49
00:07:14,350 --> 00:07:15,476
‫کیمیای ارواح.

50
00:07:23,943 --> 00:07:25,820
‫این جادوی ممنوعه ست.

51
00:07:25,903 --> 00:07:29,198
‫اگه روح با بدن سازگار نباشه، ممکنه
‫حتی به یه ارواح اهریمنی تبدیل بشه.

52
00:07:29,281 --> 00:07:30,866
‫چطور جرأت می‌کنم

53
00:07:30,950 --> 00:07:33,494
‫روح پادشاه رو به
‫یه بدنِ دیگه منتقل کنم؟

54
00:07:33,577 --> 00:07:35,996
‫بدن خودت چطور؟

55
00:07:39,166 --> 00:07:41,168
‫برای مدت طولانی نمی‌خوام.
‫فقط هفت روز.

56
00:07:41,710 --> 00:07:43,629
‫بذار فقط هفت روز
‫بدن‌هامون رو جابجا کنیم.

57
00:07:46,799 --> 00:07:49,885
‫شنیدم یه بار
‫بدن یه مَرد مُرده رو به یه روح دادی

58
00:07:50,678 --> 00:07:53,305
‫و اون روح بیشتر از نیم‌سال
‫در اون بدن زندگی کرد.

59
00:07:54,515 --> 00:07:58,686
‫من پادشاهی هستم که توسط آسمان‌ها محافظت
‫می‌شم، و تو بهترین جادوگر در این سرزمین هستی.

60
00:07:58,769 --> 00:08:00,271
‫پس چی برای نگرانی وجود داره؟

61
00:08:01,480 --> 00:08:04,858
‫و بعد از هفت روز،
‫می‌تونی اوضاع رو به روال سابق برگردونی.

62
00:08:08,153 --> 00:08:11,115
‫تو بر قدرتی تسلط پیدا کردی که

63
00:08:11,198 --> 00:08:12,700
‫فقط بهترین جادوگر از پسش برمیاد.

64
00:08:13,993 --> 00:08:15,828
‫با این‌حال فقط داری وقتت رو

65
00:08:15,911 --> 00:08:17,871
‫با جابجا کردن ارواح
‫در بدن مُرده‌ها تلف می‌کنی.

66
00:08:22,793 --> 00:08:23,919
‫جانگ گانگ.

67
00:08:24,628 --> 00:08:26,338
‫به این پادشاه یه بدن جدید بده.

68
00:11:07,249 --> 00:11:09,835
‫بدن من و اعلیحضرت جابجا شده.

69
00:11:18,552 --> 00:11:20,804
‫"دوهوا" را به تصاحب خود درمی‌آورم.

70
00:11:20,887 --> 00:11:23,390
‫اگر بچه‌دار شد،
‫بدان که آن بچه مال منه.

71
00:11:25,892 --> 00:11:27,144
‫دوهوا.

72
00:11:31,565 --> 00:11:32,691
‫دوهوا.

73
00:11:34,026 --> 00:11:35,652
‫خیلی زیبایی.

74
00:11:42,618 --> 00:11:45,454
‫نباید این اتفاق بیفته.

75
00:11:46,121 --> 00:11:46,955
‫نه!

76
00:11:56,465 --> 00:12:01,470
W W W . M O V I E S H O . C O M

77
00:12:09,144 --> 00:12:12,230
‫انرژی آسمان بر باد، ابر،
‫و باران فرمانروایی می‌کند.

78
00:12:12,731 --> 00:12:14,358
‫این انرژی به زمین رسید.

79
00:12:15,942 --> 00:12:18,153
‫و یک نوع انرژی عظیم ایجاد کرد.

80
00:12:18,236 --> 00:12:20,614
‫یک کشور حول دریاچه‌ی
‫"گیونگ‌ چونداهو" ساخته شده بود،

81
00:12:20,697 --> 00:12:22,657
‫دریاچه‌ای که آن انرژی
‫در آن نهفته شده بود.

82
00:12:22,741 --> 00:12:26,370
‫اسم اون کشور بخاطر دریاچه‌ی
‫بزرگی که داشت "دایهو" بود،

83
00:12:28,455 --> 00:12:31,708
‫انسان‌هایی که قدرت این را
‫داشتن تا انرژی را کنترل کنند

84
00:12:31,792 --> 00:12:33,460
‫جادوگیر نامیده می‌شدند.

85
00:12:35,420 --> 00:12:38,548
‫این داستان درباره‌ی جادوگرانِ دایهوئه،
‫مکانی که در نقشه‌ها و

86
00:12:38,632 --> 00:12:40,592
‫کتاب‌های تاریخ وجود ندارد.

87
00:12:56,483 --> 00:13:00,237
‫[20 سال بعد]

88
00:13:09,663 --> 00:13:11,081
‫پس تو ناکسو هستی،

89
00:13:11,164 --> 00:13:13,166
‫«قاتل سایه‌»ای که
‫هرجا بخواد میره

90
00:13:13,792 --> 00:13:15,210
‫و جادوگرهای شهر رو می‌کُشه.

91
00:13:15,293 --> 00:13:16,878
‫بخاطر این به من میگن ناکسو،

92
00:13:16,962 --> 00:13:19,256
‫چون هرجا میرم،

93
00:13:19,339 --> 00:13:20,507
‫سرها میفته زمین.

94
00:13:21,258 --> 00:13:22,968
‫اسم زیباییه، مگه نه؟

95
00:13:24,177 --> 00:13:25,220
‫بکُشیدش.

96
00:13:27,681 --> 00:13:28,557
‫آتش!

97
00:16:26,860 --> 00:16:28,319
‫نذارید فرار کنه.

98
00:16:28,987 --> 00:16:30,488
‫- دستگیرش کنید.
‫- بله، سرورم!

99
00:16:43,376 --> 00:16:45,086
‫بیاید از این‌ور بریم.
‫دنبالم بیاید.

100
00:16:55,638 --> 00:16:56,890
‫اونجا!

101
00:17:46,981 --> 00:17:48,358
‫من به این شکل نمی‌میرم.

102
00:17:49,192 --> 00:17:50,401
‫نمی‌تونم.

103
00:17:59,243 --> 00:18:03,331
‫وای، چقدر عجله داری.
‫الان میام.

104
00:18:19,430 --> 00:18:20,682
‫چی می‌خوای؟

105
00:18:23,768 --> 00:18:25,937
‫اوه، خدای من!

106
00:18:50,628 --> 00:18:51,921
‫[نوشگاه]

107
00:18:59,512 --> 00:19:00,680
‫مُرده.

108
00:19:22,034 --> 00:19:23,744
‫علامت آبی نداره.

109
00:19:27,540 --> 00:19:30,126
‫این علامت آبی ثابت می‌کنه که
‫روحش از این بدن خارج شده.

110
00:19:31,544 --> 00:19:33,004
‫آیا این می‌تونه به معنی این باشه که

111
00:19:34,172 --> 00:19:35,548
‫تو وارد شدن به
‫یه بدن دیگه شکست خورده؟

112
00:20:04,452 --> 00:20:09,290
‫[سونگریم]

113
00:20:12,752 --> 00:20:13,669
‫یک.

114
00:20:16,088 --> 00:20:16,923
‫دو.

115
00:20:18,716 --> 00:20:19,759
‫سه.

116
00:20:39,111 --> 00:20:41,656
‫یول، بیا اینجا.

117
00:20:45,868 --> 00:20:47,411
‫اون ناکسوئه؟

118
00:20:48,246 --> 00:20:49,205
‫بله.

119
00:20:50,623 --> 00:20:53,751
‫این علامت نشون میده
‫روحش از بدنش خارج شده.

120
00:20:54,335 --> 00:20:57,213
‫این علامت رو به‌خاطر بسپار.
‫وقتی کسی سعی می‌کنه بدنش رو جابجا کنه،

121
00:20:57,296 --> 00:21:01,008
‫یه کبودی آبی‌رنگ این شکلی
‫درست بالای قلب بجا می‌ذاره.

122
00:21:02,134 --> 00:21:05,012
‫این یعنی روحش از بدنش فرار کرده؟

123
00:21:05,096 --> 00:21:08,599
‫به‌نظر میاد سعیش رو کرده،
‫ولی فکر می‌کنم شکست خورده.

124
00:21:09,350 --> 00:21:11,560
‫این ثابت می‌کنه روحش
‫از بدنش فرار کرده،

125
00:21:11,644 --> 00:21:15,481
‫ولی نشونه‌ای پیدا نکردیم که نشون بده
‫روحش به یه بدن دیگه وارد شده باشه.

126
00:21:25,616 --> 00:21:27,994
‫- این یه صفیره.
‫- صفیر؟

127
00:21:28,077 --> 00:21:30,955
‫اون قدیما که یه پرنده رو آموزش
‫می‌دادم منم یکی شبیه‌ش رو داشتم.

128
00:21:32,915 --> 00:21:35,334
‫اون یه پرنده‌ی دست‌آموز داشته؟

129
00:21:35,418 --> 00:21:37,420
‫فکر می‌کنم مدتی داشته.

130
00:21:38,212 --> 00:21:40,006
‫به‌نظر میاد وسیله‌ی مهمیه.

131
00:21:40,840 --> 00:21:43,968
‫ممکنه قاتلی بوده باشه که
‫مردم رو مثل آب خوردن می‌کُشته،

132
00:21:44,051 --> 00:21:48,431
‫ولی بازم انسان بوده.
‫حتما داستان خودش رو داشته.

133
00:21:56,355 --> 00:21:58,941
‫هیچی نشده آدم‌های
‫زیادی جسد ناکسو رو دیدن.

134
00:21:59,024 --> 00:22:01,235
‫خبر کیمیای ارواح
‫ورد زبان‌ها می‌شه.

135
00:22:01,902 --> 00:22:04,905
‫مگه از آخرین بار که یه تغییردهنده‌ی
‫روح داشتیم 20 سال نگذشته؟

136
00:22:05,448 --> 00:22:06,449
‫بله.

137
00:22:07,533 --> 00:22:10,953
‫آخرین تغییردهنده‌ی روح وحشی شد
‫و آدم‌های زیاد رو کُشت.

138
00:22:11,954 --> 00:22:15,291
‫نگرانم که باز نکنه این اتفاق بیفته.

139
00:22:15,875 --> 00:22:18,252
‫عمو!

140
00:22:20,087 --> 00:22:22,840
‫عمو، شنیدم ناکسو
‫یه تغییردهنده‌ی روح بوده.

141
00:22:23,424 --> 00:22:25,342
‫استاد هیئو، شما هم دیدینش؟

142
00:22:25,426 --> 00:22:28,888
‫به‌نظر میاد بدجور مشتاقی
‫تا شایعه راه بندازی.

143
00:22:28,971 --> 00:22:31,640
‫شایعات از قبل پخش شدن.
‫من به‌محض اینکه شنیدم اومدم.

144
00:22:32,266 --> 00:22:34,101
‫- کجا شنیدی؟
‫- توی چویسونرا.

145
00:22:34,185 --> 00:22:35,895
‫تو جادوگرِ جئونگ‌جیانگ هستی.

146
00:22:35,978 --> 00:22:39,773
‫ولی بجای تمرین‌کردن،
‫میری یللی‌تللی و به شایعات گوش میدی.

147
00:22:41,317 --> 00:22:45,821
‫سونگریم جئونگ‌جیانگ فقط مکانی برای
‫تمرین طلسم‌های جادوگری نیست،

148
00:22:45,905 --> 00:22:47,781
‫بلکه همینطور مکانی برای
‫گردآوری اطلاعاته.

149
00:22:48,824 --> 00:22:51,202
‫همینطور، این دانگ‌گویی که اینجاست

150
00:22:51,285 --> 00:22:53,454
‫قراره جا پای تو بذاره

151
00:22:53,537 --> 00:22:55,623
‫و رهبر خاندان سونگریم بشه.

152
00:22:55,706 --> 00:22:57,541
‫باید تفریحش رو بکنه.

153
00:22:57,625 --> 00:22:58,667
‫حالا بگو ببینم.

154
00:22:59,376 --> 00:23:01,670
‫توی چویسونرا کدوم نوشیدنی خوشمزه‌تره؟

155
00:23:02,630 --> 00:23:05,591
‫الان که یوکی اینجا نیست
‫دیگه اون‌قدرها هم اونجا نمیرم.

156
00:23:05,674 --> 00:23:07,676
‫«یوکی»؟
‫پسر جانگ گانگ؟

157
00:23:07,760 --> 00:23:12,139
‫مگه اون توی مدرسه‌ی روستایی
‫در یئونگ‌چاندانگ مشغول سوادآموزی نیست؟

158
00:23:12,223 --> 00:23:14,308
‫خیلی وقت پیش از اونجا
‫انداختنش بیرون.

159
00:23:14,391 --> 00:23:16,310
‫الان توی گیسانه.

160
00:23:16,393 --> 00:23:20,105
‫فرستادمش اونجا راهبه‌ی
‫بودایی هویونگ آموزشش بده.

161
00:23:21,565 --> 00:23:25,277
‫یوکی این‌دفعه رفته توی یه
‫معبد بودایی آموزش ببینه؟

162
00:23:26,904 --> 00:23:29,740
‫امروز، به آموزش‌هام پایان میدم.

163
00:23:31,242 --> 00:23:33,911
‫تو آموزشت به هیچ‌وجه تموم نشده.

164
00:23:33,994 --> 00:23:37,122
‫چطور جرأت می‌کنی بدون اجازه‌ی من
‫به آموزش‌هات پایان بدی.

165
00:23:37,206 --> 00:23:38,582
‫شما ازم خواستید اطلاعاتم رو گسترش بدم،

166
00:23:38,666 --> 00:23:41,502
‫پس منم صدها کتاب طلسم
‫خوندم و حفظ کردم.

167
00:23:41,585 --> 00:23:43,337
‫شما ازم خواستید مغزم رو تعلیم بدم،

168
00:23:43,420 --> 00:23:45,965
‫پس من با صبوری صدها
‫شمشیر رو تیز کردم.

169
00:23:46,048 --> 00:23:49,969
‫اما شما هیچ طلسمی
‫به من یاد ندادید.

170
00:23:50,594 --> 00:23:52,930
‫تنها درسی که اینجا
‫یاد گرفتم اینه که

171
00:23:53,013 --> 00:23:57,518
‫شما هیچ قصدی ندارید
‫به من طلسم یاد بدید.

172
00:23:58,102 --> 00:24:00,562
‫حالا که این درس بزرگ رو یاد گرفتم،

173
00:24:00,646 --> 00:24:02,314
‫مایلم به آموزش‌هام پایان بدم
‫و از اینجا برم.

174
00:24:02,815 --> 00:24:06,026
‫رهبر سونگریم ازم خواست
‫تا سه سال اینجا نگهت دارم.

175
00:24:06,110 --> 00:24:09,405
‫می‌دونم با پولی که من جلوجلو بهتون دادم
‫درحال ساخت یه پرستشگاه هستید.

176
00:24:09,488 --> 00:24:12,366
‫من پولم رو از شما پس نمی‌گیرم،
‫پس امیدوارم با موفقیت بسازینش.

177
00:24:14,493 --> 00:24:17,496
‫فکر کردی داری کجا میری؟
‫من نگفتم می‌تونی بری!

178
00:24:19,373 --> 00:24:22,793
‫آیا طوری گفتم که انگار
‫دارم از شما اجازه می‌گیرم؟

179
00:24:25,379 --> 00:24:27,464
‫مادرت توی شرایطی
تورو باردار شد

180
00:24:27,548 --> 00:24:29,216
‫و پدرت اونو ول کرد.

181
00:24:29,299 --> 00:24:31,802
‫پس تو از احترام
‫به استادت چی حالیته؟

182
00:24:31,885 --> 00:24:34,638
‫من آموزش به آدمی مثل تو رو
‫قبول نمی‌کنم.

183
00:24:35,681 --> 00:24:37,850
‫من ممکنه از احترام
‫به استاد چیز چندانی حالیم نباشه،

184
00:24:37,933 --> 00:24:39,560
‫ولی خوب حالیمه چطور طلبکار باشم.

185
00:24:39,643 --> 00:24:41,228
‫یه کلمه دیگه بگو،

186
00:24:41,311 --> 00:24:43,522
‫تا دیگه نتونی پرستشگاهت رو بسازی.

187
00:24:45,149 --> 00:24:46,942
‫چون پولم رو ازت پس می‌گیرم.

188
00:24:47,651 --> 00:24:52,406
‫بخاطر پدرت هیچ‌کس تو این جهان
‫بهت طلسم یاد نمیده.

189
00:24:52,489 --> 00:24:55,034
‫خدای من، ممنون بابت نگرانیت.

190
00:24:56,076 --> 00:24:59,580
‫من استاد خودم رو پیدا می‌کنم.

191
00:25:00,330 --> 00:25:03,459
‫یه نفر فوق‌العاده قدرتمند و چیره‌دست.

192
00:25:20,726 --> 00:25:22,394
‫مودوک، حالت خوبه؟

193
00:26:23,288 --> 00:26:26,208
‫آخه چرا وارد همچین بدنی شدم؟

194
00:26:29,211 --> 00:26:31,421
‫مطمئن بودم اون نابیناست.

195
00:26:36,552 --> 00:26:38,345
‫ولی چرا من می‌بینم؟

196
00:26:39,012 --> 00:26:40,722
‫بخاطر اینه که من
‫یه روح دیگه هستم؟

197
00:26:43,517 --> 00:26:46,311
‫اون حتی علامت آبی‌ای نداشت
‫که نشون بده من وارد بدنش شدم.

198
00:26:46,395 --> 00:26:47,813
‫چقدر غیرعادی.

199
00:26:48,897 --> 00:26:51,942
‫سعی کن دریازدگی رو تحمل کنی.
‫چیزی نمونده برسیم، مودوک.

200
00:26:54,486 --> 00:26:55,445
‫«مودوک.»

201
00:26:55,529 --> 00:26:59,032
‫اون یه دختر نابینا از روستاست
‫که به قلعه فروخته شده.

202
00:27:02,577 --> 00:27:03,954
‫بشین. می‌افتی ها.

203
00:27:14,923 --> 00:27:16,383
‫ممنون بابت سفر.

204
00:27:17,259 --> 00:27:18,302
‫دیگه زحمت رو کم می‌کنم.

205
00:27:30,689 --> 00:27:31,982
‫من چه‌مه؟

206
00:27:32,524 --> 00:27:33,900
‫زور ندارم.

207
00:27:34,651 --> 00:27:37,070
‫آیا این بدن توانایی بالا رفتن
‫از اینجا هم نداره؟

208
00:27:39,156 --> 00:27:40,324
‫دست‌هام احساس ضعف می‌کنه.

209
00:27:41,241 --> 00:27:42,492
‫آقا!

210
00:27:43,076 --> 00:27:44,703
‫- کمکم کنید!
‫- چی...

211
00:27:44,786 --> 00:27:46,538
‫- آقا!
‫- اوه، خدای من!

212
00:27:46,621 --> 00:27:47,956
‫مودوک، صبر کن!

213
00:27:48,040 --> 00:27:48,915
‫آقا!

214
00:27:48,999 --> 00:27:51,668
‫قایق رو برگردونید! برگردید!

215
00:27:51,752 --> 00:27:53,336
‫- خدای من.
‫- اوه، خدا! مودوک!

216
00:27:53,420 --> 00:27:54,504
‫دارم می‌افتم.

217
00:27:54,588 --> 00:27:55,630
‫آقا!

218
00:28:07,517 --> 00:28:11,605
‫وقتی نمی‌بینی چرا از
‫اونجا آویزون شدی؟

219
00:28:11,688 --> 00:28:13,023
‫ممکن بود آسیب ببینی.

220
00:28:14,858 --> 00:28:16,318
‫این وضع خیلی بده.

221
00:28:16,401 --> 00:28:18,236
‫قدرتی ندارم.

222
00:28:23,742 --> 00:28:25,202
‫باز دریازدگیت برگشت؟

223
00:28:25,869 --> 00:28:29,081
‫نگرانم که این‌قدر ضعیفی.

224
00:28:29,664 --> 00:28:31,124
‫ضعیف.

225
00:28:31,208 --> 00:28:33,585
‫این بدن به‌طرز باورنکردنی‌ای
‫ناسالم و ضعیفه.

226
00:28:34,294 --> 00:28:37,422
‫نباید زیاد زود بدنم رو جابجا کنم.
‫بذار فعلا تو بدن مودوک بمونم.

227
00:28:38,048 --> 00:28:40,342
‫متأسفم، آقا.

228
00:28:40,425 --> 00:28:41,676
‫اشکال نداره.

229
00:28:41,760 --> 00:28:43,428
‫همه‌ش بخاطر اینه که
‫بدنت ضعیفه.

230
00:28:44,179 --> 00:28:45,347
‫بیا بریم دلی از عزا دربیاریم.

231
00:28:58,193 --> 00:28:59,027
‫- لذت ببرید.
‫- ممنون.

232
00:28:59,110 --> 00:29:00,862
‫امروز بیا غذای خوب بخوریم.

233
00:29:00,946 --> 00:29:02,322
‫مرغه. حالش رو ببر.

234
00:29:03,657 --> 00:29:06,159
‫به‌عنوان یه قاتل،
‫من به بوی خون حساسم.

235
00:29:06,243 --> 00:29:10,121
‫بنابراین من حیواناتی که
‫خون هم‌رنگ انسان دارن نمی‌خورم.

236
00:29:10,205 --> 00:29:11,873
‫- رد می‌کنم.
‫- بخور ببینم.

237
00:29:19,840 --> 00:29:22,467
‫این اولین‌بارمه که گوشت می‌خورم.

238
00:29:23,802 --> 00:29:24,970
‫لذیذه.

239
00:29:29,724 --> 00:29:30,809
‫بخور.

240
00:29:30,892 --> 00:29:34,521
‫واقعا دلم نمی‌خواد
‫بفرسمت اونجا،

241
00:29:34,604 --> 00:29:37,399
‫ولی تنها جاییه که
‫قبول کرده یه نابینا رو برداره.

242
00:29:39,818 --> 00:29:42,946
‫«اونجا»؟
‫منو داری کجا می‌بری؟

243
00:29:45,740 --> 00:29:48,868
‫بعد از اینکه هر جفت پدر و مادرش رو
‫از دست داد یه پیرزن به فرزندی گرفتش.

244
00:29:48,952 --> 00:29:51,121
‫ولی اون به‌تازگی
‫مریض شد و فوت کرد.

245
00:29:51,204 --> 00:29:53,707
‫بدهی‌ای که اون پیرزن بخاطر
‫بیماریش داشت به ایشون رسید،

246
00:29:53,790 --> 00:29:55,667
‫که بخاطر همین اینجا
‫داره فروخته می‌شه.

247
00:29:55,750 --> 00:29:56,710
‫من دیگه میرم.

248
00:29:57,711 --> 00:29:59,963
‫نمی‌تونی این بیچاره رو
‫به این سرسرا بفروشی.

249
00:30:00,046 --> 00:30:02,424
‫- برات آرزوی سلامتی دارم.
‫- ولی...

250
00:30:04,593 --> 00:30:07,554
‫باورم نمی‌شه فقط بخاطر این بهم
‫مرغ خوروند تا منو به اینجا بفروشه.

251
00:30:07,637 --> 00:30:10,765
‫به‌محض اینکه قدرتم رو
‫به‌دست بیارم تیکه‌تیکه‌ش می‌کنم.

252
00:30:11,266 --> 00:30:13,351
‫خیلی لاغر هستی.

253
00:30:13,435 --> 00:30:16,271
‫موندم اگه تپل‌ترت کنیم
‫خوشگل‌تر می‌شی یا نه.

254
00:30:16,354 --> 00:30:18,773
‫بی‌خیال شو.
‫تپل‌تر شدن منو خوشگل‌تر نمی‌کنه.

255
00:30:19,357 --> 00:30:21,943
‫من به درد اینجا نمی‌خورم
‫و بی‌فایده‌ام.

256
00:30:22,027 --> 00:30:23,403
‫منو به یه جا دیگه بفروشید.

257
00:30:23,486 --> 00:30:25,613
‫عجب صدای رسایی داری.

258
00:30:26,197 --> 00:30:27,365
‫شنیدم خوب آواز می‌خونی.

259
00:30:27,449 --> 00:30:29,826
‫امیدوارم آواز خوندنت هم
‫مثل حرف زدنت باشه.

260
00:30:32,579 --> 00:30:35,457
‫باید اول خودت رو تروتمیز کنی
‫بعدش هم خودت رو خوشگل کنی.

261
00:30:49,804 --> 00:30:51,556
‫رقصیدن هم بلدی؟

262
00:30:52,140 --> 00:30:53,266
‫شبیه رقص بود؟

263
00:30:54,184 --> 00:30:57,354
‫اگه قدرت چاشنی حرکاتم می‌شد،
‫دستت قطع می‌شد.

264
00:31:00,565 --> 00:31:03,234
‫من ازت بزرگ‌ترم،
‫پس باید با احترام باهام صحبت کنی.

265
00:31:03,318 --> 00:31:05,653
‫بهتره با مشتری‌هامون هم
‫با احترام رفتار کنی.

266
00:31:05,737 --> 00:31:08,114
‫فقط صبر کن.
‫تو هم می‌کُشم.

267
00:31:09,366 --> 00:31:13,203
‫افراد خیلی قدرتمندی
‫اینجا میان.

268
00:31:13,787 --> 00:31:16,956
‫«چهار فصل دایهو» هم از
‫مشتری‌های دائمی چویسونرا هستن.

269
00:31:18,124 --> 00:31:19,250
‫چهار چی؟

270
00:31:19,334 --> 00:31:22,629
‫توی قلعه‌ی دایهو چهار نوعِ
‫مختلف آدم‌ زیبا وجود داره.

271
00:31:22,712 --> 00:31:24,798
‫و اسمشون «چهار فصل»ـه.

272
00:31:39,562 --> 00:31:42,857
‫دختر خانواده‌ی جین که
‫انرژی بهاری داره.

273
00:31:43,691 --> 00:31:44,609
‫جین چویون.

274
00:32:00,125 --> 00:32:03,002
‫وارثِ خانواده‌ی پارک که
‫انرژی یه تابستون داغ رو داره.

275
00:32:03,086 --> 00:32:04,337
‫پارک دانگ‌گو.

276
00:32:16,140 --> 00:32:19,477
‫نابغه‌ی خانواده‌ی سئو که
‫به نجابت غروب پاییزیه.

277
00:32:20,311 --> 00:32:21,312
‫سئو یول.

278
00:32:39,247 --> 00:32:43,293
‫و در آخر جانگ یوکی،
‫جانشینِ خانواده‌ی جانگ،

279
00:32:43,376 --> 00:32:46,880
‫که به‌سان برف زمستانی خیره‌کننده ست.

280
00:32:54,596 --> 00:32:57,348
‫خانواده‌ی جین، پارک، سئو، و جانگ.

281
00:32:57,432 --> 00:33:00,435
‫اونا معروف‌ترین خانواده‌های
‫جادوگر در دایهو هستن.

282
00:33:00,518 --> 00:33:02,520
‫بچه‌هاشون به اسم
‫«چهار فصل» معروف هستن.

283
00:33:03,646 --> 00:33:06,274
‫توی قلعه اینطوری
‫صداشون می‌کنن؟

284
00:33:08,484 --> 00:33:11,446
‫شاهزاده‌ی تابستانی من.

285
00:33:16,326 --> 00:33:18,411
‫اگه وارث خانواده‌ی پارکه،

286
00:33:18,995 --> 00:33:20,788
‫پس حتما برادرزاده‌ی پارک جینه.

287
00:33:23,416 --> 00:33:24,334
‫پارک جین.

288
00:33:27,879 --> 00:33:30,381
‫اون شب هم اونجا بود.

289
00:33:39,849 --> 00:33:40,892
‫جین.

290
00:33:41,851 --> 00:33:42,977
‫سئو.

291
00:33:43,686 --> 00:33:44,896
‫جانگ.

292
00:33:45,605 --> 00:33:46,814
‫پارک.

293
00:33:56,157 --> 00:33:57,158
‫«چهار فصل»؟

294
00:33:58,618 --> 00:34:02,413
‫به‌محض اینکه از هر چهارتاتون رد بشم،
‫همه‌چی تموم می‌شه.

295
00:34:05,416 --> 00:34:07,919
‫بادا که مرگ‌تون هم
‫به زیبایی اسم‌تون باشه.

296
00:34:12,006 --> 00:34:14,675
‫امروز اومدید که کی رو ببینید؟

297
00:34:14,759 --> 00:34:18,596
‫عموم گفت بیام و
‫یکی رو ببرم.

298
00:34:19,180 --> 00:34:21,349
‫کی رو ببرید؟ کی رو؟

299
00:34:21,432 --> 00:34:24,060
‫یه کارآموز توی گیسان.

300
00:34:24,143 --> 00:34:27,063
‫استادش رو تحقیر کرده و رفته.

301
00:34:28,189 --> 00:34:30,691
‫شرط می‌بندم همینجا قایم شده.

302
00:34:31,567 --> 00:34:33,194
‫اونو می‌بینی؟

303
00:34:33,277 --> 00:34:36,531
‫حتما غذای دریایی خواسته
‫چون که مدت زیادی توی

304
00:34:36,614 --> 00:34:38,616
‫کوهستان بوده.

305
00:34:38,699 --> 00:34:40,576
‫حدس می‌زنم تو اون اتاق باشه.

306
00:35:00,346 --> 00:35:01,430
‫خدایا.

307
00:35:02,598 --> 00:35:04,851
‫به لطف تو عموی من

308
00:35:04,934 --> 00:35:07,937
‫اون‌همه راه رفته گیسان تا
‫از راهبه طلب بخشش کنه.

309
00:35:08,020 --> 00:35:12,775
‫اون‌وقت تو اینجایی و داری
‫از این خرچنگ لعنتی لذت می‌بری.

310
00:35:12,859 --> 00:35:14,527
‫نه، هنوز نخوردمش.

311
00:35:14,610 --> 00:35:15,945
‫خوردنش خیلی دردسر داره.

312
00:35:16,529 --> 00:35:18,865
‫خوشحالم که اومدی.
‫پوسته‌ش رو با طلسمت بشکون.

313
00:35:19,866 --> 00:35:21,117
‫باورنکردنیه.

314
00:35:21,200 --> 00:35:25,163
‫بلدم چطوری پوسته‌ش رو بشکونم
‫و فقط گوشتش رو بردارم.

315
00:35:25,246 --> 00:35:27,915
‫ولی شاید بهتر باشه این طلسم رو
‫روی تو پیاده کنم، نه خرچنگ.

316
00:35:27,999 --> 00:35:31,419
‫دانگ‌گو، اگه اون راهب این‌قدر به خودش
‫زحمت می‌داد که اینو یادم بده،

317
00:35:31,502 --> 00:35:33,504
‫اونطوری از اونجا درنمی‌اومدم.

318
00:35:33,588 --> 00:35:35,256
‫آخه وقتی نمی‌تونی ازش استفاده کنی
‫برات چه فایده داره؟

319
00:35:35,339 --> 00:35:37,258
‫پدرت تو رو از اجرای
‫طلسم محروم کرده.

320
00:35:37,341 --> 00:35:38,926
‫پس باید کمکم می‌کرد
‫محرومیتش رو باطل کنم.

321
00:35:39,010 --> 00:35:42,513
‫کارِ استادها همینه.
‫به شاگردهاشون کمک می‌کنن.

322
00:35:42,597 --> 00:35:45,266
‫توی دایهو هیچ‌کس به
‫اندازه‌ی کافی شجاع نیست

323
00:35:45,349 --> 00:35:47,518
‫که اینطوری با پدرت دربیفته.

324
00:35:47,602 --> 00:35:49,186
‫ولی بعضی‌ها بی‌باکانه
‫زندگی می‌کنن.

325
00:35:49,270 --> 00:35:50,479
‫برای مثال،

326
00:35:51,439 --> 00:35:53,357
‫«قاتل سایه،» ناکسو.

327
00:35:57,737 --> 00:35:58,863
‫مسخره‌بازی درنیار.

328
00:35:58,946 --> 00:36:02,199
‫شنیدم این‌قدر چیره‌دست بوده که
‫حتی رهبر هم نتونسته شکستش بده.

329
00:36:03,492 --> 00:36:04,827
‫اون مُرده.

330
00:36:05,494 --> 00:36:08,331
‫روحش از بدنش خارج شده،
‫پس یعنی ممکنه هنوز زنده باشه.

331
00:36:09,832 --> 00:36:11,125
‫اینو کی بهت گفته؟

332
00:36:11,834 --> 00:36:14,420
‫فکر کردی فقط اینجا
‫اومدم که خرچنگ بخورم؟

333
00:36:14,503 --> 00:36:15,755
‫توی کلِ دایهو

334
00:36:15,838 --> 00:36:18,007
‫همه‌ی خبرها اول به اینجا می‌رسه.

335
00:36:18,549 --> 00:36:19,967
‫گوشتش رو جدا کن دیگه.

336
00:36:20,051 --> 00:36:22,845
‫از اون طلسم‌ها یه استفاده‌ای بکن
‫و گوشت خرچنگ رو جدا کن.

337
00:36:22,929 --> 00:36:26,182
‫چرا خودت گوشتش رو
‫جدا نمی‌کنی، تنبل خان؟

338
00:36:29,685 --> 00:36:32,188
‫حالا که خودت رو شستی
‫خوشگل‌تر شدی.

339
00:36:32,271 --> 00:36:33,439
‫بذار آرایشت کنم.

340
00:36:34,649 --> 00:36:37,151
‫جوول، خودم انجامش میدم.

341
00:36:37,234 --> 00:36:39,945
‫ولی چطوری؟ تو که نابینا هستی.

342
00:36:41,238 --> 00:36:43,157
‫تاحالا تو زندگیم این‌کارو نکردم،

343
00:36:43,240 --> 00:36:45,326
‫پس باید خودم رو آماده کنم.

344
00:36:46,786 --> 00:36:48,871
‫دلم می‌خواد یه‌کم تنها باشم.

345
00:36:50,831 --> 00:36:53,084
‫البته. هروقت آماده بودی بیا بیرون.

346
00:37:04,220 --> 00:37:06,472
‫وقتی آدم نابیناست
‫راحت‌تر مردم رو گول می‌کنه.

347
00:37:07,640 --> 00:37:09,266
‫برای فرار پول می‌خوام.

348
00:37:11,811 --> 00:37:13,270
‫اینا از طلا ساخته شدن؟

349
00:37:14,814 --> 00:37:16,315
‫این سنگ یشمه.

350
00:37:17,149 --> 00:37:20,236
‫مودوک، این سرخاب جدید رو امتحان کن.

351
00:37:21,862 --> 00:37:22,738
‫داری چیکار می‌کنی؟

352
00:37:24,281 --> 00:37:26,617
‫جوول، چی شده؟

353
00:37:29,495 --> 00:37:31,163
‫می‌تونی ببینی؟

354
00:37:40,631 --> 00:37:43,050
‫مودوک رو بگیرید!
‫اون دزد رو بگیرید!

355
00:37:48,848 --> 00:37:50,141
‫خیلی بلنده.

356
00:37:58,524 --> 00:37:59,400
‫از این طرف!

357
00:38:06,287 --> 00:38:16,287
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

358
00:38:23,174 --> 00:38:24,633
‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

359
00:38:42,443 --> 00:38:43,569
‫تو...

360
00:38:51,493 --> 00:38:52,870
‫جیکت درنیاد.

361
00:38:54,705 --> 00:38:57,583
‫شنیده بودم اخیرا
‫یه دختر نابینا اینجا اضافه شده.

362
00:38:58,209 --> 00:38:59,251
‫ولی تو می‌تونی ببینی.

363
00:39:02,254 --> 00:39:04,006
‫اسمت رو بهم گفتن.

364
00:39:04,089 --> 00:39:06,133
‫فکر کنم اولش «د» داشت.

365
00:39:06,216 --> 00:39:07,301
‫نه‌خیر.

366
00:39:08,636 --> 00:39:09,845
‫اوه، یادم اومد.

367
00:39:10,763 --> 00:39:11,639
‫مودوک.

368
00:39:13,432 --> 00:39:15,726
‫بله، من مودوکم.

369
00:39:16,602 --> 00:39:19,313
‫قیافه‌ت رو می‌شناسم،

370
00:39:19,396 --> 00:39:21,690
‫پس اگه تا زمانی که من میرم
‫ساکت نباشی،

371
00:39:21,774 --> 00:39:23,567
‫برمی‌گردم و سرت رو می‌زنم.

372
00:39:27,488 --> 00:39:28,530
‫چیزِ خنده‌داری هست؟

373
00:39:30,532 --> 00:39:31,867
‫چشم‌های زیبایی داری.

374
00:39:34,703 --> 00:39:35,704
‫مزخرف رو تموم کن.

375
00:39:36,830 --> 00:39:39,833
‫درسته، ببخشید.
‫فقط گفتم چشم‌هات زیبان.

376
00:39:41,794 --> 00:39:42,920
‫حتما دیوانه‌ای.

377
00:39:49,885 --> 00:39:50,719
‫مودوک.

378
00:39:51,428 --> 00:39:52,721
‫مودوک!

379
00:39:54,348 --> 00:39:56,934
‫بی‌خیال. تو اون پول زیادی نیست.

380
00:39:58,894 --> 00:40:00,062
‫فقط...

381
00:40:01,105 --> 00:40:02,064
‫بجاش اینو بگیر.

382
00:40:05,484 --> 00:40:06,568
‫هی...

383
00:40:25,671 --> 00:40:28,507
‫- داری به چی نگاه می‌کنی؟
‫- چی؟ هیچی.

384
00:40:33,887 --> 00:40:34,847
‫دانگ‌گو.

385
00:40:36,432 --> 00:40:39,309
‫شنیدم ناکسو، «قاتل سایه»
‫از «تانسو» استفاده می‌کنه.

386
00:40:39,393 --> 00:40:41,311
‫از «تانسو» چی می‌دونی؟

387
00:40:41,395 --> 00:40:43,897
‫اندازه‌ی کافی می‌دونم.
‫تو وقت آزادم درباره‌ش مطالعه کردم.

388
00:40:44,398 --> 00:40:45,315
‫[تانسو]

389
00:40:46,024 --> 00:40:47,735
‫ببین، تانسو

390
00:40:47,818 --> 00:40:51,155
‫نوعی شمشیربازیه که فقط
‫بهترین جادوگرها می‌تونن یاد بگیرن.

391
00:40:51,238 --> 00:40:54,032
‫با شمشیر به انرژی تلنگر می‌زنی
‫درست اونطور که به آب تلنگر می‌زنی.

392
00:40:54,116 --> 00:40:56,577
‫فقط یه ضربه کافیه
‫تا یکی رو بکُشی.

393
00:41:06,336 --> 00:41:08,672
‫ولی چطور مگه؟

394
00:41:09,339 --> 00:41:12,801
‫داشتم فکر می‌کردم این پای خرچنگ
‫داشت تقریبا منو به کُشتن می‌داد.

395
00:41:12,885 --> 00:41:15,721
‫بده ببینم. بده به من.
‫من گوشتش رو جدا می‌کنم...

396
00:41:17,264 --> 00:41:20,392
‫گوش کن، یوکی.
‫تیغه رو گذاشتی روی یه نقطه‌ی حیاتی.

397
00:41:21,977 --> 00:41:23,228
‫ممکنه بمیرم.

398
00:41:23,312 --> 00:41:25,481
‫بله، اونم کمی پیش تیغه رو
‫گذاشت روی نقطه‌ی حیاتیم.

399
00:41:28,609 --> 00:41:31,612
‫ولی پس چرا فرار کرد؟

400
00:41:37,242 --> 00:41:40,621
‫چرا این بدن کوچولو
‫این‌قدر غذا دلش می‌خواد؟

401
00:41:40,704 --> 00:41:42,956
‫اگه غذا نخورم، فقط ضعیف‌تر می‌شم.

402
00:41:43,498 --> 00:41:44,833
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

403
00:41:55,510 --> 00:41:57,804
‫الان وقت جنگیدن نیست.
‫باید دندون روی جیگر بذارم.

404
00:42:03,560 --> 00:42:05,187
‫جادوگرهای جئونگ‌جیانگ اومدن.

405
00:42:10,609 --> 00:42:12,945
‫شنیدم یه قاتل وارد
‫سونگریم جئونگ‌جیانگ شده.

406
00:42:13,028 --> 00:42:15,113
‫آخه کدوم احمقی دزدکی
‫رفته توی جئونگ‌جیانگ؟

407
00:42:15,197 --> 00:42:17,407
‫هدفش رهبر بوده،
‫ولی گرفتنش.

408
00:42:17,491 --> 00:42:18,951
‫قاتل یه خانم جوانه.

409
00:42:19,034 --> 00:42:20,494
‫خدای من.

410
00:42:52,234 --> 00:42:54,653
‫حتما جنازه‌ام رو دیده.

411
00:42:54,736 --> 00:42:56,196
‫احتمالا منو نشناخته.

412
00:42:57,322 --> 00:43:00,951
‫مطمئنم صفیرم رو هم نشناخته.

413
00:43:10,335 --> 00:43:13,046
‫هیچ اثری از این نیست که
‫ناکسو به اینجا سر زده باشه.

414
00:43:13,755 --> 00:43:16,550
‫فکر می‌کنم نتونسته
‫یه بدن جدید پیدا کنه.

415
00:43:17,634 --> 00:43:20,387
‫حتی اگه موفق هم شده باشه
‫احتمالا خودش رو نشون نمیده

416
00:43:20,470 --> 00:43:22,764
‫چون که به یه مشکلی خورده.

417
00:43:22,848 --> 00:43:25,642
‫قاتلی که هویتش فاش شده
‫باشه باید دور انداخته بشه.

418
00:43:28,103 --> 00:43:30,063
‫باید بدن و شمشیرش رو احیا کنیم.

419
00:43:30,147 --> 00:43:32,399
‫از شرّ همه‌ی چیزهایی که
‫به اون ربط داره خلاص بشید.

420
00:43:32,482 --> 00:43:36,445
‫اگه هنوز زنده باشه چی؟

421
00:43:38,029 --> 00:43:40,407
‫یا بخاطر اینکه
‫یه تغییر‌دهنده‌ی روحه کشته می‌شه،

422
00:43:40,490 --> 00:43:42,743
‫یا روحش با بدن جدیدش
‫سازگار نمی‌شه،

423
00:43:42,826 --> 00:43:44,453
‫و به یه سنگ تبدیل می‌شه.

424
00:43:45,036 --> 00:43:47,497
‫من اونو تعلیم دادم که
‫بهترین قاتل بشه.

425
00:43:48,373 --> 00:43:49,624
‫مایه‌ی افسوسه.

426
00:43:58,008 --> 00:43:59,593
‫چقدر دیگه زمان نیاز داری؟

427
00:43:59,676 --> 00:44:03,638
‫چیز گرونیه،
‫پس باید از نزدیک‌تر نگاهش کنم.

428
00:44:03,722 --> 00:44:07,017
‫پول زیادی نمی‌خوام.
‫فقط فقط یه قیمت بگو و بهم بده.

429
00:44:09,394 --> 00:44:10,270
‫اینجاست!

430
00:44:11,188 --> 00:44:12,773
‫- خودشه.
‫- چه خبره؟

431
00:44:12,856 --> 00:44:13,982
‫ببریدش!

432
00:44:29,623 --> 00:44:32,125
‫من کجام؟
‫دستگیر شدم؟

433
00:44:33,335 --> 00:44:34,878
‫پس اینجا سونگریمه؟

434
00:44:38,089 --> 00:44:39,466
‫بیدار شدی؟

435
00:44:39,549 --> 00:44:41,885
‫تو کی هستی؟
‫اینجا کجاست؟

436
00:44:45,931 --> 00:44:48,850
‫اینجا منزل ارباب جانگ گانگه،
‫رئیس چونگ‌بوگوان.

437
00:44:49,434 --> 00:44:52,604
‫«جانگ گانگ»؟
‫پس اینجا منزل خانواده‌ی جانگه؟

438
00:44:57,025 --> 00:45:01,488
‫در عجبم چرا ارباب جوان
‫همچین دختر ضعیفی رو خونه آورده.

439
00:45:01,571 --> 00:45:04,074
‫- «ارباب جوان»؟
‫- درسته.

440
00:45:04,157 --> 00:45:07,953
‫ارباب جوان جانگ یوکی پول پرداخت کرد
‫تا از سرسرا بیارنت اینجا.

441
00:45:08,036 --> 00:45:11,581
‫شنیدم توی سرسرا
‫«پلاک یشم» ایشون رو دزدیدی.

442
00:45:13,583 --> 00:45:14,876
‫بجاش اینو بگیر.

443
00:45:16,920 --> 00:45:18,129
‫هی...

444
00:45:19,047 --> 00:45:20,799
‫چرا منو اینجا آورده؟

445
00:45:20,882 --> 00:45:23,802
‫وقتی گفت می‌خوام یه
‫دختر رو خونه بیارم نگران شدم،

446
00:45:24,427 --> 00:45:26,221
‫ولی تو خیالم رو راحت کردی.

447
00:45:26,304 --> 00:45:27,973
‫فقط از سر دلسوزی
‫بهت کمک کرده.

448
00:45:28,765 --> 00:45:31,059
‫بگیر.
‫لباست رو عوض کن.

449
00:45:31,142 --> 00:45:32,352
‫مودوک.

450
00:45:32,435 --> 00:45:34,437
‫- این چیه؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

451
00:45:34,521 --> 00:45:36,314
‫لباس فرم برای خدمتکاریه.

452
00:45:36,398 --> 00:45:40,443
‫همینطور، باید با احترام
‫باهام حرف بزنی.

453
00:45:42,028 --> 00:45:43,613
‫ارباب جوان جانگ پسر ضعیفیه،

454
00:45:43,697 --> 00:45:45,573
‫پس خیلی سریع
‫خسته می‌شه.

455
00:45:45,657 --> 00:45:47,909
‫مطمئن شو به‌محض اینکه
‫بهت کاری گفت سریع انجام بدی.

456
00:45:48,493 --> 00:45:52,122
‫و فارغ از هرچی که گفت،
‫لبخند از چهره‌ت محو نشه.

457
00:45:53,331 --> 00:45:54,416
‫جوابم چی شد؟

458
00:45:55,583 --> 00:45:57,669
‫- بله، خانم.
‫- خوبه.

459
00:45:58,253 --> 00:46:01,673
‫درخواست کرده در اسرع وقت ببینتت،
‫پس لباست رو عوض کن و برو دیدنش.

460
00:46:01,756 --> 00:46:02,841
‫جوابم رو بده.

461
00:46:03,550 --> 00:46:04,676
‫بله...

462
00:46:05,844 --> 00:46:06,678
‫دوشیزه.

463
00:46:08,388 --> 00:46:10,265
‫ترجیح میدم بهم بگی «خانم.»

464
00:46:14,602 --> 00:46:15,770
‫«ارباب جوان»؟

465
00:46:16,980 --> 00:46:18,648
‫چرا منو خونه‌اش آورده؟

466
00:46:21,860 --> 00:46:23,236
‫چشم‌های زیبایی داری.

467
00:46:24,320 --> 00:46:25,697
‫نکنه عاشقم شده؟

468
00:46:27,157 --> 00:46:28,575
‫عاشقِ این چهره؟

469
00:46:30,243 --> 00:46:31,870
‫خیلی بدسلیقه ست.

470
00:46:39,544 --> 00:46:41,755
‫در هر صورت، شاید برام امن‌تر باشه

471
00:46:41,838 --> 00:46:44,257
‫تا بهبودی کاملم اینجا بمونم.

472
00:46:45,717 --> 00:46:49,763
‫اگه عاشقم شده باشه،
‫حداقل باهام خوب رفتار می‌کنه.

473
00:46:50,930 --> 00:46:52,515
‫پس...

474
00:46:52,599 --> 00:46:56,394
‫گمونم مجبورم زندگیم در نقش
‫مودوک رو اینجا ادامه بدم.

475
00:46:57,771 --> 00:47:00,690
‫ارباب جوان. منم، مودوک.

476
00:47:01,649 --> 00:47:02,776
‫بیا داخل.

477
00:47:13,828 --> 00:47:14,746
‫ارباب جوان.

478
00:47:14,829 --> 00:47:16,873
‫خیلی ممنون بابت نجات جونم

479
00:47:16,956 --> 00:47:19,375
‫و آوردنم به اینجا.

480
00:47:20,418 --> 00:47:22,504
‫تعداد کمی آدم لازم بود
‫تا اینجا بیارنت.

481
00:47:24,214 --> 00:47:26,925
‫- ناامید شدم.
‫- می‌دونم بی‌ادبی کردم که

482
00:47:27,008 --> 00:47:31,054
‫شما رو با پای خرچنگ تهدید کردم،
‫ولی امیدوارم فراموشش کنید.

483
00:47:31,137 --> 00:47:32,639
‫الان خیلی مؤدب‌تر شدی.

484
00:47:32,722 --> 00:47:34,766
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم
‫تا به شما درست خدمت‌رسانی کنم.

485
00:47:35,475 --> 00:47:36,976
‫باشه، همین‌کارو بکن.

486
00:47:37,060 --> 00:47:39,437
‫مودوک، برو و برام آب بیار.

487
00:47:40,188 --> 00:47:41,356
‫بله، ارباب جوان.

488
00:47:48,613 --> 00:47:49,447
‫خدایا.

489
00:47:50,073 --> 00:47:51,950
‫تشنه‌ام نیست.
‫برای استحمامم می‌خواستم.

490
00:47:52,700 --> 00:47:54,786
‫اوه، که اینطور.
‫متوجه شدم، ارباب جوان.

491
00:47:59,332 --> 00:48:01,584
‫بجای شستن صورتم
‫یهویی میرم حموم.

492
00:48:08,299 --> 00:48:09,676
‫خدایا، چقدر داغه.

493
00:48:09,759 --> 00:48:11,719
‫خیلی بیش از حد داغه.

494
00:48:13,388 --> 00:48:14,806
‫درسته، ارباب جوان.

495
00:48:21,104 --> 00:48:22,605
‫اوه، خدایا. سرده.

496
00:48:23,189 --> 00:48:25,066
‫آب یخ‌بندونه.

497
00:48:28,069 --> 00:48:29,237
‫یخ‌بندون نیست.

498
00:48:29,320 --> 00:48:31,698
‫هست. اگه خودم رو توی
‫آب سرد بشورم سرما می‌خورم.

499
00:48:33,533 --> 00:48:35,326
‫- جریانش چیه؟
‫- خیلی سرده.

500
00:48:35,410 --> 00:48:36,578
‫عاشقم نشده؟

501
00:48:36,661 --> 00:48:38,121
‫داری چیکار می‌کنی، مودوک؟

502
00:48:39,330 --> 00:48:42,542
‫بله، ارباب جوان. الان یه مقدار
‫آب داغ میارم می‌ریزم توش.

503
00:48:48,381 --> 00:48:49,215
‫شوره.

504
00:48:50,091 --> 00:48:51,092
‫خیلی شیرینه. خیلی تنده.

505
00:48:51,175 --> 00:48:52,719
‫خیلی بلنده.
‫این دیگه چه مزه‌ایه؟

506
00:48:52,802 --> 00:48:54,053
‫من نمی‌خورم.

507
00:48:57,515 --> 00:48:59,225
‫آب بوی عجیبی میده.

508
00:48:59,934 --> 00:49:00,852
‫بو میده؟

509
00:49:01,853 --> 00:49:03,146
‫برام یه سطل جدید بیار.

510
00:49:06,232 --> 00:49:07,150
‫یه پتوی دیگه بیار.

511
00:49:08,109 --> 00:49:10,403
‫امشب پتوی آبی می‌خوام.

512
00:49:32,759 --> 00:49:36,637
‫هیچ‌کاری نمی‌کنه،
‫ولی روزی سه بار خودش رو می‌شوره.

513
00:49:40,558 --> 00:49:41,726
‫می‌کُشمش.

514
00:49:41,809 --> 00:49:45,438
‫به‌محض اینکه انرژیم رو دوباره به‌دست بیارم،
‫اون اولین‌ نفریه که می‌کُشم.

515
00:49:49,609 --> 00:49:52,403
‫ارباب جوان، براتون آب سرد آوردم.

516
00:49:53,112 --> 00:49:55,531
‫- براتون...
‫- فراموشش کن. آب تا

517
00:49:55,615 --> 00:49:57,075
‫دمای دقیقی که می‌خواستم سرد شد.

518
00:49:58,534 --> 00:49:59,619
‫کارت خوب بود...

519
00:49:59,702 --> 00:50:02,080
‫منظورم اینه، همه‌ی
‫کارت بی‌فایده بود، مودوک.

520
00:50:13,257 --> 00:50:14,675
‫اگر فقط قدرتم رو داشتم...

521
00:50:15,468 --> 00:50:18,721
‫اگر فقط ذره‌ای از قدرتی که
‫قبلا داشتم رو الان می‌داشتم...

522
00:50:30,858 --> 00:50:32,068
‫چه خبر شده؟

523
00:50:32,777 --> 00:50:36,030
‫چی شده؟

524
00:50:53,047 --> 00:50:54,215
‫چیزِ خنده‌داری هست؟

525
00:50:55,633 --> 00:50:56,551
‫چی؟

526
00:50:57,593 --> 00:50:59,220
‫چرا لبخند زدی؟

527
00:51:00,221 --> 00:51:01,305
‫هیچی.

528
00:51:01,389 --> 00:51:02,974
‫آب خنکه و حس خوبی میده.

529
00:51:03,933 --> 00:51:05,226
‫برو لباس‌هام رو بیار.

530
00:51:05,309 --> 00:51:06,561
‫چشم، ارباب جوان.

531
00:51:08,479 --> 00:51:09,605
‫خدایا.

532
00:51:15,486 --> 00:51:16,320
‫داری چیکار می‌کنی؟

533
00:51:18,030 --> 00:51:19,365
‫بفرمایید.

534
00:51:21,742 --> 00:51:23,703
‫می‌تونی بری.
‫یه‌کم استراحت کن.

535
00:51:24,370 --> 00:51:25,621
‫بله، ارباب جوان.

536
00:51:37,383 --> 00:51:41,470
‫«پلاک روح» بهم اجازه میده از مانع
‫رد بشم و وارد سونگریم بشم.

537
00:51:43,389 --> 00:51:45,016
‫ولی الان نمی‌تونم این‌کارو بکنم.

538
00:51:45,099 --> 00:51:47,184
‫چون که قدرت اجرای طلسم ندارم.

539
00:51:48,811 --> 00:51:50,062
‫باید شمشیرم رو پیدا کنم.

540
00:51:51,606 --> 00:51:54,525
‫اگه شمشیرم رو پیدا کنم
‫شاید قدرتم رو دوباره به‌دست بیارم.

541
00:51:57,987 --> 00:51:59,447
‫با اون «پلاک روح»،

542
00:52:00,364 --> 00:52:02,825
‫می‌تونم وارد سونگریم بشم.

543
00:52:06,996 --> 00:52:10,833
‫[سونگریم]

544
00:52:12,001 --> 00:52:15,254
‫تا کِی می‌خوای جسد ناکسو رو
‫توی جئونگ‌جیانگ نگه داری؟

545
00:52:15,921 --> 00:52:18,007
‫اگه در پیدا کردن یه
‫بدن جدید موفق شده باشه،

546
00:52:18,549 --> 00:52:19,633
‫ناکسو...

547
00:52:20,634 --> 00:52:22,053
‫برمی‌گرده دنبال شمشیرش.

548
00:52:23,804 --> 00:52:27,058
‫میاد اینجا دنبال
‫جسدش می‌گرده.

549
00:52:28,392 --> 00:52:30,478
‫بچرخ تا بچرخیم.

550
00:52:37,151 --> 00:52:40,279
‫شاید بخاطر اینه که
‫اتاق پدرت همیشه خالیه،

551
00:52:41,113 --> 00:52:42,740
‫ولی به‌نظر میاد هیچ‌وقت
‫گرد و خاک روش نمی‌شینه.

552
00:52:43,824 --> 00:52:45,618
‫موندم کِی برمی‌گرده.

553
00:52:49,580 --> 00:52:53,042
‫رنگ‌های نقاشی مادرت کم‌کم
‫دارن محو می‌شن.

554
00:52:53,667 --> 00:52:56,128
‫باید یه نقاش خبر کنیم
‫تا رنگ‌ها رو دوباره نقاشی‌ کنه.

555
00:53:18,818 --> 00:53:21,278
‫همه‌ی کتاب‌هایی که گفتی
‫بخونم رو حفظ کردم.

556
00:53:21,862 --> 00:53:23,906
‫حالا بهم یاد چطوری
‫با طلسم ‌ها تمرین کنم

557
00:53:23,989 --> 00:53:26,075
‫درست همونطوری که به
‫یول و دانگ‌گو یاد دادی.

558
00:53:34,667 --> 00:53:37,378
‫اون شمشیر مال پدرته.

559
00:53:37,461 --> 00:53:38,754
‫ببرش بیرون.

560
00:53:51,892 --> 00:53:53,978
‫بخاطر طلسمی که روی من خونده،

561
00:53:54,061 --> 00:53:56,564
‫نمی‌تونم شمشیری که
‫روش طلسم هست رو ببرم بیرون.

562
00:53:57,064 --> 00:53:59,316
‫تو حتی نمی‌تونی
‫شمشیر پدرت رو بیرون ببری.

563
00:53:59,400 --> 00:54:01,068
‫چطور انتظار داری
‫طلسم‌کردن یاد بگیری؟

564
00:54:01,151 --> 00:54:04,029
‫چرا نمی‌تونید دروازه‌ی انرژی منو
‫باز کنید تا بتونم طلسم‌کردن رو تمرین کنم؟

565
00:54:04,113 --> 00:54:05,030
‫من...

566
00:54:06,240 --> 00:54:07,616
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم.

567
00:54:08,993 --> 00:54:12,413
‫برام یه استاد دیگه پیدا کنید.

568
00:54:13,122 --> 00:54:14,540
‫هیچ استادی نمی‌تونه
‫این‌کارو بکنه.

569
00:54:15,457 --> 00:54:17,918
‫هیچ‌کس توی دایهو نمی‌تونه
‫با پدرت دربیفته

570
00:54:18,002 --> 00:54:19,920
‫و دروازه‌ی انرژی تو رو باز کنه.

571
00:54:20,004 --> 00:54:21,463
‫یعنی دارید می‌گید

572
00:54:22,423 --> 00:54:24,300
‫تا آخر عمرم نمی‌تونم
‫طلسم‌کردن رو تمرین کنم؟

573
00:54:24,383 --> 00:54:25,342
‫این

574
00:54:25,426 --> 00:54:29,597
‫سرنوشتی بود که پدرت برات رقم زد.

575
00:54:30,556 --> 00:54:32,433
‫چرا!

576
00:54:32,516 --> 00:54:34,435
‫چرا اون برای
‫سرنوشت من تصمیم گرفته؟

577
00:54:35,686 --> 00:54:38,063
‫اصلا هیچ‌کس اونو به‌عنوان
‫پدر واقعی من قبول نداره!

578
00:54:39,607 --> 00:54:41,066
‫یه نفر رو پیدا می‌کنم.

579
00:54:42,151 --> 00:54:46,155
‫یه استاد که دروازه‌ی انرژی منو باز کنه
‫و طلسم‌کردن رو یادم بده.

580
00:54:46,989 --> 00:54:48,782
‫خودم یه نفر رو پیدا می‌کنم.

581
00:54:50,159 --> 00:54:52,536
‫بعد خودم شمشیر رو می‌برم بیرون
‫و دو قسمتش می‌کنمش.

582
00:55:18,771 --> 00:55:21,231
‫شنیدم ارباب جوان جانگ
‫دوباره اخراج شده.

583
00:55:21,899 --> 00:55:25,110
‫آخه چرا پسر «فرمانروا جانگ» بزرگ
‫همیشه‌ این‌قدر دردسر می‌سازه؟

584
00:55:25,194 --> 00:55:26,904
‫اون پسرش نیست.

585
00:55:26,987 --> 00:55:29,323
‫دوهوا، خوشگل‌ترین دختر دایهو،

586
00:55:29,406 --> 00:55:31,784
‫از یه مرد دیگه جانگ یوکی رو باردار شد.

587
00:55:32,368 --> 00:55:33,994
‫بعید می‌دونم این شایعه
‫حقیقت داشته باشه.

588
00:55:34,078 --> 00:55:37,164
‫پس چرا پسرش رو از طلسم‌کردن
‫محروم کرده

589
00:55:37,247 --> 00:55:39,166
‫و زندگیش رو مثل
‫یه ولگرد گذرونده؟

590
00:55:40,167 --> 00:55:44,213
‫در عجبم پدرش بخاطر اینکه خیلی ضعیفه
‫روش طلسم گذاشته یا نه.

591
00:55:53,931 --> 00:55:55,891
‫«پلاک روح» باید یه جایی
‫اینجاها باشه.

592
00:56:10,197 --> 00:56:11,657
‫کجاست؟

593
00:56:37,015 --> 00:56:38,976
‫آخه چرا اینجا قایم شدم؟

594
00:56:39,059 --> 00:56:40,644
‫چی راجع‌بهم فکر می‌کنه؟

595
00:56:41,562 --> 00:56:42,813
‫چی باید بهش بگم؟

596
00:56:49,319 --> 00:56:51,989
‫وفتی آوردمت اینجا
‫همچین چیزی تو ذهنم نداشتم.

597
00:56:53,991 --> 00:56:54,825
‫آخه...

598
00:56:55,534 --> 00:56:58,120
‫شما همه‌ش می‌گفتید خیلی سردتونه،

599
00:56:58,203 --> 00:57:00,247
‫پس منم داشتم رختخواب رو
‫براتون گرم می‌کردم.

600
00:57:00,330 --> 00:57:03,208
‫اگه همین الان دراز بکشید
‫تمام طول شب گرم و راحته.

601
00:57:03,292 --> 00:57:04,459
‫که اینطور؟

602
00:57:06,044 --> 00:57:07,212
‫چقدر مهربونی.

603
00:57:11,633 --> 00:57:14,970
‫خیلی‌خب. دانگ‌گو اومد.

604
00:57:18,473 --> 00:57:20,684
‫اون چیه؟ یه صفیره؟

605
00:57:21,435 --> 00:57:22,269
‫بله.

606
00:57:23,228 --> 00:57:24,897
‫قسم می‌خورم من اینو ساختم.

607
00:57:24,980 --> 00:57:28,191
‫اوه، درسته. یادمه.
‫قبلاها یه پرنده‌ی دست‌آموز داشتی.

608
00:57:28,275 --> 00:57:30,110
‫چطور؟ داری سعی می‌کنی
‫یه پرنده‌ی جدید پیدا کنی؟

609
00:57:31,445 --> 00:57:32,654
‫نه، نه دقیقا.

610
00:57:32,738 --> 00:57:34,656
‫اینو به‌تازگی همراه یکی که
‫انتظارش رو نداشتم پیدا کردم.

611
00:57:35,824 --> 00:57:38,076
‫در عجبم چرا این همراهش بود.

612
00:57:38,160 --> 00:57:39,369
‫شاید خودت بهش دادی.

613
00:57:39,953 --> 00:57:42,039
‫شاید یادت رفته بهش دادی.

614
00:57:42,122 --> 00:57:43,206
‫نه.

615
00:57:44,082 --> 00:57:46,376
‫دقیقا یادمه اینو به کی دادم.

616
00:58:03,477 --> 00:58:06,271
‫پس برو ازش بپرس.

617
00:58:13,111 --> 00:58:15,864
‫تو این ساعت می‌خوای بری؟

618
00:58:15,947 --> 00:58:17,366
‫باید یه چیزی رو چک کنم.

619
01:00:12,606 --> 01:00:14,065
‫اون آدم‌ها کی‌ان؟

620
01:00:29,789 --> 01:00:31,041
‫دشمن!

621
01:00:31,750 --> 01:00:33,460
‫دشمن حمله کرده!

622
01:00:33,543 --> 01:00:34,836
‫دشمن!

623
01:01:33,311 --> 01:01:34,562
‫برو.

624
01:02:05,593 --> 01:02:06,678
‫از سر راهم برید کنار!

625
01:02:47,177 --> 01:02:49,762
‫یول، چه خبر شده؟

626
01:02:53,349 --> 01:02:54,809
‫«مرکز آموزشی» آتیش گرفته.

627
01:03:02,775 --> 01:03:04,486
‫توی جئونگ‌جیانگ کی هست؟

628
01:03:04,569 --> 01:03:06,070
‫ارباب یول و دانگ‌گو.

629
01:03:09,282 --> 01:03:10,658
‫عمو، حال‌تون خوبه؟

630
01:03:11,868 --> 01:03:13,077
‫دشمن‌ها رفتن.

631
01:03:15,246 --> 01:03:16,956
‫جئونگ‌جیانگ خالیه.

632
01:03:27,717 --> 01:03:29,135
‫- پیداشون کنید.
‫- بله، سرورم.

633
01:03:39,604 --> 01:03:41,231
‫اون آدما کی بودن؟

634
01:03:42,232 --> 01:03:44,150
‫آیا دانجو اینجا فرستاده‌شون؟

635
01:03:47,237 --> 01:03:50,615
‫روحی که این‌دفعه باید تصاحب کنی،
‫روحِ پارک جینه، رهبر سونگریم.

636
01:03:54,410 --> 01:03:55,536
‫چشم.

637
01:03:56,621 --> 01:03:58,831
‫حتما اینجا فرستادن‌شون تا
‫بدنم رو احیا کنن.

638
01:04:06,714 --> 01:04:07,966
‫کی اونجاست؟

639
01:04:41,165 --> 01:04:42,041
‫ارباب جوان؟

640
01:04:56,264 --> 01:04:57,724
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

641
01:05:01,144 --> 01:05:02,437
‫بخاطر چشم‌هات.

642
01:05:03,604 --> 01:05:04,480
‫چشم‌هام؟

643
01:05:27,170 --> 01:05:28,796
‫همون لحظه‌ای که دیدمت فهمیدم.

644
01:05:31,466 --> 01:05:32,884
‫تو استادم هستی.

645
01:06:16,636 --> 01:06:20,014
‫تغییردهنده‌ی روح.
‫ناکسو، «قاتل سایه.»

646
01:06:20,097 --> 01:06:24,310
‫دنبال کسی می‌گشتم که بتونه این طلسم رو
‫باطل کنه تا استاد خودم بشه.

647
01:06:24,393 --> 01:06:25,937
‫ازت می‌خوام استادم بشی.

648
01:06:26,020 --> 01:06:27,647
‫عجب مزخرفی.

649
01:06:28,314 --> 01:06:31,108
‫افراد ناکسویی که اینجا
‫هستن رو قراره بگیرن.

650
01:06:31,192 --> 01:06:34,654
‫ما اون تغییردهنده‌ی
‫روح رو پیدا می‌کنیم.

651
01:06:35,363 --> 01:06:36,906
‫حتی اگه دستگیر شدم هم
‫خودت رو به اون راه بزن.

652
01:06:38,658 --> 01:06:40,409
‫درست کنارم بمون.

653
01:06:40,493 --> 01:06:44,038
‫آدم‌هایی که تاحالا دیدم
‫فقط می‌خواستن منو بکُشن.

654
01:06:45,331 --> 01:06:49,835
‫تو اولین آدمی هستی که
‫سعی کردی نجاتم بدی.

655
01:06:49,919 --> 01:06:52,171
‫حتی اگه بازم باهم برخورد کردیم
‫و این‌قدر نزدیک هم اومدیم،

656
01:06:52,255 --> 01:06:53,339
‫از جونت می‌گذرم.

657
01:06:57,593 --> 01:07:02,598
W W W . M O V I E S H O . C O M