1
00:00:23,565 --> 00:00:28,570
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:29,570 --> 00:00:39,570
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:40,707 --> 00:00:41,875
‫خواهش می‌کنم قوی باشید.

4
00:00:52,343 --> 00:00:54,304
‫["دوهوا" را به تصاحب خود درمی‌آورم]
‫[اگر بچه‌دار شد، بدان که آن بچه مال منه.]

5
00:00:54,387 --> 00:00:56,389
‫به لطف تو،

6
00:00:57,140 --> 00:01:00,310
‫هفت روز گذشته شگفت‌انگیز بود.

7
00:01:05,273 --> 00:01:06,733
‫دوهوا به‌زودی

8
00:01:08,067 --> 00:01:10,028
‫بچه‌ی منو به‌دنیا میاره.

9
00:01:12,447 --> 00:01:13,573
‫عالیجناب.

10
00:01:14,282 --> 00:01:18,077
‫یادته روز تاج‌گذاریم چه
‫پیشگویی‌ای برام کردی؟

11
00:01:18,661 --> 00:01:22,165
‫گفتی پسری نصیب من خواهد شد

12
00:01:22,957 --> 00:01:26,002
‫که انرژی «ستاره‌ی پادشاه» رو در اختیار داره.

13
00:01:26,586 --> 00:01:30,256
‫پیشگویی غلط بود.
‫امکان نداره.

14
00:01:32,717 --> 00:01:33,927
‫نه.

15
00:01:35,470 --> 00:01:38,097
‫چیزی که گفتی باید
‫حقیقت داشته باشه.

16
00:01:39,098 --> 00:01:42,227
‫به لطف کیمیای ارواح تو
‫من پسردار خواهم شد.

17
00:01:44,020 --> 00:01:45,730
‫یادت باشه.

18
00:01:46,940 --> 00:01:48,816
‫بچه‌ای که دوهوا بارداره

19
00:01:50,735 --> 00:01:52,195
‫مال منه.

20
00:01:55,240 --> 00:01:56,574
‫مال منه.

21
00:02:55,049 --> 00:02:58,678
‫ستاره‌ی مرکزِ دب اکبر که
‫رازهای طبیعت در اونه

22
00:02:58,761 --> 00:03:03,391
‫تنها زمانی خودشو پدیدار می‌کنه که
‫آسمان مملو از انرژی آب‌های دایهو باشه.

23
00:03:11,399 --> 00:03:14,235
‫و وقتی اون ستاره پدیدار بشه
‫پسر من به‌دنیا میاد.

24
00:03:24,620 --> 00:03:27,999
‫از این لحظه به بعد، بدین‌وسیله
‫من جانگ یوکی رو از سونگریم اخراج می‌کنم.

25
00:03:29,333 --> 00:03:30,668
‫هنوز یکی دیگه مونده.

26
00:03:30,752 --> 00:03:32,128
‫و به‌عنوان آخرین ضربه‌،
‫شما باید بزنید.

27
00:03:48,019 --> 00:03:49,103
‫مودوک.

28
00:03:50,354 --> 00:03:53,733
‫ارباب جوان هنوزم حرف نمی‌زنه؟

29
00:03:54,776 --> 00:03:58,738
‫نه. کمرش شلاق خورده،
‫ولی به‌نظر میاد انگار دهنش هم شلاق خورده.

30
00:03:58,821 --> 00:04:01,240
‫اون حتی انگشتش هم به چیزی
‫می‌خوره از درد اشکش درمیاد.

31
00:04:01,324 --> 00:04:03,993
‫ولی حالا بعد از 100تا
‫ضربه شلاق ساکت مونده.

32
00:04:04,076 --> 00:04:05,161
‫واقعا نگرانشم.

33
00:04:05,244 --> 00:04:08,331
‫اون اشکش دم مَشکشه، پس
‫گمونم هنوز براش قابل تحمله.

34
00:04:09,749 --> 00:04:13,795
‫این کمرش نیست که
‫باعث دردش شده. قلبشه.

35
00:04:14,921 --> 00:04:18,841
‫از مردی ضربه خورد که
‫اونو به چشم پدر خودش می‌دید.

36
00:04:18,925 --> 00:04:20,468
‫تصور کن چه حالی به آدم میده.

37
00:04:21,802 --> 00:04:23,596
‫حتما فکر می‌کنه ولش کردن.

38
00:04:47,620 --> 00:04:49,497
‫باید خوشحال باشی که
‫شلاق خوردی.

39
00:04:50,206 --> 00:04:53,376
‫دیگه الان نمی‌تونن انرژی
‫ذخیره‌شده رو ازت پس بگیرن.

40
00:04:53,459 --> 00:04:55,378
‫اینطوری زمان بیشتری
‫برای تمرین‌کردن داری.

41
00:05:06,389 --> 00:05:07,515
‫ارباب جوان.

42
00:05:08,349 --> 00:05:09,350
‫حالتون خوبه؟

43
00:05:29,662 --> 00:05:31,789
‫مودوک، اینو نگاه کن.

44
00:05:31,872 --> 00:05:34,166
‫فکر کنم از انرژیم استفاده
‫کردم که این موج‌ها رو ایجاد کنم.

45
00:05:39,005 --> 00:05:40,423
‫خودِ آبه که داره موج می‌زنه.

46
00:05:42,133 --> 00:05:44,927
‫پس چرا کار نمی‌کنه؟
‫تکنیک تنفسم رو تمرین کردم.

47
00:05:45,011 --> 00:05:47,346
‫زمانی که ساکت بودی
‫داشتی تمرین می‌کردی؟

48
00:05:47,430 --> 00:05:50,641
‫فکر کردم بخاطر اینکه ولت کردن
‫زانوی غم بغل گرفتی.

49
00:05:50,725 --> 00:05:53,311
‫- اشتباه می‌کردم.
‫- زانوی غم بغل کردم؟

50
00:05:53,394 --> 00:05:55,396
‫من از همون لحظه‌ای که
‫به‌دنیا اومده بودم ول شده بودم.

51
00:05:55,479 --> 00:05:57,732
‫و اولین‌بارم هم نبود که
‫از جایی انداختنم بیرون.

52
00:05:57,815 --> 00:05:59,275
‫دیگه روم تأثیر نداره.

53
00:06:05,072 --> 00:06:06,574
‫فقط بشین و تماشا کن.

54
00:06:06,657 --> 00:06:10,077
‫کاری می‌کنم به پام بیفتن
‫که برگردم سونگریم.

55
00:06:11,495 --> 00:06:13,164
‫گمونم احمق بودن هم
‫بعضی وقت‌ها آدمو کمک می‌کنه.

56
00:06:13,748 --> 00:06:14,749
‫این واکنشم نشانه‌ی قدرته.

57
00:06:18,377 --> 00:06:21,130
‫راستی، چرا اینجا این‌قدر گرمه؟

58
00:06:21,756 --> 00:06:23,632
‫گرم؟ من که سردمه.

59
00:06:26,385 --> 00:06:28,179
‫چرا آب این‌قدر گرم شد؟

60
00:06:30,514 --> 00:06:32,016
‫چرا داغ کردی؟

61
00:06:32,975 --> 00:06:36,729
‫حس عجیبی دارم.
‫فکر کنم بدنم داره داغ‌تر می‌شه.

62
00:06:36,812 --> 00:06:38,147
‫بخاطر انرژیه.

63
00:06:39,273 --> 00:06:40,483
‫ولی به این زودی؟

64
00:06:43,360 --> 00:06:44,945
‫بخاطر شلاق خوردنه.

65
00:06:45,029 --> 00:06:47,198
‫باعث شده انرژی ذخیره‌شده
‫سریع‌تر به طغیان بیفته.

66
00:06:47,948 --> 00:06:49,617
‫خوشحالم که شلاق خوردی.

67
00:06:52,536 --> 00:06:54,288
‫مودوک دارم می‌سوزم.

68
00:06:54,371 --> 00:06:57,708
‫اول وقتی انرژی‌ ذخیره‌شده به گرما
‫تغییرحالت بده می‌سوزی.

69
00:06:57,792 --> 00:06:59,919
‫بعدش وقتی سرد بشه
‫احساس سرما می‌کنی.

70
00:07:00,002 --> 00:07:02,630
‫فقط اگه بتونی اینو
‫تحمل کنی بعدش اون انرژی مال تو می‌شه.

71
00:07:03,798 --> 00:07:06,592
‫آهسته نفس بکش.

72
00:07:14,433 --> 00:07:15,851
‫این آب سرده.

73
00:07:29,532 --> 00:07:30,658
‫مودوک.

74
00:07:31,408 --> 00:07:33,077
‫ارباب جوان هنوز
‫داره حموم می‌کنه؟

75
00:07:33,160 --> 00:07:35,120
‫تقریبا یه ساعته اون‌توئه.

76
00:07:35,788 --> 00:07:39,917
‫اگه اون بفهمه به سونگریم می‌گه.
‫اون‌وقت انرژی ذخیره‌شده رو از دست می‌دیم.

77
00:07:40,000 --> 00:07:40,876
‫گیاهان دارویی.

78
00:07:42,419 --> 00:07:44,672
‫داره توی گیاهان دارویی
‫حموم می‌کنه.

79
00:07:45,256 --> 00:07:46,966
‫من گیاهان دارویی‌ش رو
‫توی آب حل کردم

80
00:07:47,049 --> 00:07:49,885
‫و گذاشتم اونجا حموم
‫کنه تا زخم‌هاش خوب بشه.

81
00:07:51,136 --> 00:07:51,971
‫واقعا؟

82
00:07:53,347 --> 00:07:54,598
‫فکر خوبی کردی.

83
00:07:57,685 --> 00:07:58,769
‫وایسا.

84
00:08:05,943 --> 00:08:07,778
‫پس چرا آب سرده؟

85
00:08:07,861 --> 00:08:09,071
‫ببخشید؟

86
00:08:09,154 --> 00:08:12,116
‫آب حتما توی یه ساعت
‫گذشته سرد شده.

87
00:08:12,199 --> 00:08:14,118
‫پس چرا براش آب داغ نمی‌بری؟

88
00:08:16,829 --> 00:08:18,289
‫نکنه تب کرده؟

89
00:08:20,124 --> 00:08:21,292
‫ارباب جوان.

90
00:08:26,505 --> 00:08:27,506
‫آب خیلی سرده.

91
00:08:28,215 --> 00:08:29,800
‫چطور گذاشتی همچین
‫اتفاقی بیفته؟

92
00:08:29,883 --> 00:08:31,343
‫اگه سرما بخوره چی؟

93
00:08:38,183 --> 00:08:41,103
‫آب گرم جوشان
‫به سردی یخ شده.

94
00:08:41,186 --> 00:08:42,271
‫ارباب جوان.

95
00:08:43,814 --> 00:08:45,107
‫کجا رفت؟

96
00:08:45,983 --> 00:08:46,900
‫خدای من.

97
00:08:50,863 --> 00:08:53,324
‫ارباب جوان، حالتون خوبه؟

98
00:08:54,033 --> 00:08:55,242
‫بله.

99
00:08:55,326 --> 00:08:58,579
‫حموم‌کردن توی گیاهان دارویی
‫منو آروم کرد ولی خواب‌آلود شدم.

100
00:09:01,373 --> 00:09:03,917
‫بجنب ببینم.
‫برو و رختخوابش رو پهن کن.

101
00:09:05,210 --> 00:09:08,505
‫بخاطر سرمائه.
‫بدنش الان داره یخ می‌زنه.

102
00:09:14,720 --> 00:09:17,806
‫دارم یخ می‌زنم.
‫فکر می‌کنم سر تا پام پر یخه.

103
00:09:18,724 --> 00:09:22,436
‫الان نوبت سرمائه. انرژیت داره
‫سریع‌تر از اون که فکر می‌کردم طغیان می‌کنه.

104
00:09:23,687 --> 00:09:24,855
‫نفس عمیق بکش.

105
00:09:50,547 --> 00:09:52,007
‫دارم یخ می‌زنم.
‫فکر کنم الانه که از حال برم.

106
00:09:54,218 --> 00:09:56,303
‫مقابله کن. باید بکنی.

107
00:09:58,680 --> 00:10:01,225
‫جانگ یوکی! هوشیار بمون.

108
00:10:01,308 --> 00:10:03,102
‫اگه الان خوابت ببره
‫از سرما یخ می‌زنی.

109
00:10:03,185 --> 00:10:04,311
‫پاشو.

110
00:10:06,855 --> 00:10:08,107
‫نفس عمیق بکش.

111
00:10:19,076 --> 00:10:22,579
‫عمو جان، من و یول
‫تنها دوست‌هایی هستیم که یوکی داره.

112
00:10:22,663 --> 00:10:25,165
‫اون هیچ‌ جا بجز سونگریم نداره
‫که اسمش رو بذاره خونه.

113
00:10:25,249 --> 00:10:28,043
‫خواهش می‌کنم بهش
‫اجازه بدید برگرده سونگریم.

114
00:10:28,126 --> 00:10:29,837
‫اون در هر صورت نمی‌تونه
‫تمرین کنه.

115
00:10:30,337 --> 00:10:32,005
‫به‌محض اینکه خبر اخراج شدنش

116
00:10:32,089 --> 00:10:34,383
‫از سونگریم پخش بشه
‫دیگه هیچ‌کس قبولش نمی‌کنه.

117
00:10:35,926 --> 00:10:37,803
‫این‌قدر درباره‌ی یوکی حرف نزنید.

118
00:10:37,886 --> 00:10:41,139
‫از الان به‌بعد ازتون می‌خوام روی
‫پرونده‌ی اون تغییردهنده‌ی روح تمرکز کنید.

119
00:10:49,982 --> 00:10:52,276
‫کاملا به سنگ تبدیل شده.

120
00:10:53,569 --> 00:10:54,945
‫قبض روح شده.

121
00:10:58,407 --> 00:10:59,825
‫تغییردهنده‌ی روحی که وحشی میشه

122
00:10:59,908 --> 00:11:03,036
‫انرژی از دست‌رفته‌ش رو با جذب
‫یه انسان دیگه جایگزین می‌کنه.

123
00:11:05,289 --> 00:11:07,332
‫اون تفاوتی با روح اهریمنی نداره.

124
00:11:07,416 --> 00:11:10,043
‫حالا متوجه‌ می‌شم که
‫چرا جادوگری رو ممنوع اعلام کردید.

125
00:11:10,127 --> 00:11:13,005
‫کیمیای ارواح از همون اول
‫یه نوع جادوگری محسوب نمی‌شد.

126
00:11:13,589 --> 00:11:15,215
‫فقط درصورتی می‌تونی
‫روح رو جابجا کنی

127
00:11:15,299 --> 00:11:18,719
‫که بر مهارت‌های جیپسو، ریوسو،
‫چیسو، و نهایتاً هاونسو مسلط باشی.

128
00:11:18,802 --> 00:11:20,304
‫هاونسو همون قدرت خداماننده

129
00:11:20,387 --> 00:11:23,807
‫که می‌تونی آب رو به آتش
‫تبدیل کنی و برعکس. مگه نه؟

130
00:11:23,890 --> 00:11:26,101
‫- انسان‌ها نمی‌تونن به این جایگاه برسن.
‫- درسته.

131
00:11:26,184 --> 00:11:28,770
‫ولی استاد سئو گیونگ‌،
‫مؤسس سونگریم، بهش دست پیدا کرد.

132
00:11:28,854 --> 00:11:30,606
‫یه نفر دیگه هم دست پیدا کرده.

133
00:11:30,689 --> 00:11:31,732
‫کی؟

134
00:11:31,815 --> 00:11:33,734
‫یه جور می‌پرسی انگار اگه بگم می‌شناسی.

135
00:11:35,193 --> 00:11:37,863
‫کی جرأت کرده روی این
‫شاگرد بیچاره‌ی سونگریم

136
00:11:37,946 --> 00:11:40,616
‫کیمیای ارواح اجرا کنه؟

137
00:11:40,699 --> 00:11:44,411
‫قرار بود توی چون‌بوگوان کار کنه
‫و صور فلکی رو ثبت‌وضبط کنه.

138
00:11:44,494 --> 00:11:46,747
‫تو چند ماه گذشته مکرراً
‫اونجا رفت و آمد داشت.

139
00:11:47,664 --> 00:11:50,250
‫درسته. اونا بودن که
‫افراد ناکسو رو دستگیر کردن

140
00:11:50,334 --> 00:11:52,753
‫همونا که ما نتونستیم دستگیر کنیم،
‫انگار منتظر فرصت بودن.

141
00:11:52,836 --> 00:11:55,255
‫مطمئنم که اونا یه ربطی به

142
00:11:55,339 --> 00:11:57,466
‫این تغییردهنده‌ی روح دارن.

143
00:11:59,426 --> 00:12:02,220
‫یول و دانگ‌گو
‫حواس‌تون به چون‌بوگوان باشه

144
00:12:02,304 --> 00:12:04,139
‫و ببینید چیز عجیبی
‫پیدا می‌کنید یا نه.

145
00:12:04,723 --> 00:12:05,599
‫- بله، سرورم.
‫- بله، سرورم.

146
00:12:08,101 --> 00:12:09,686
‫در چه‌شه؟

147
00:12:09,770 --> 00:12:12,064
‫از وقتی یوکی خرابش کرد
‫دیگه خوب کار نمی‌کنه.

148
00:12:13,106 --> 00:12:15,192
‫- جانگ یوکی...
‫- تکون نخورید!

149
00:12:15,901 --> 00:12:17,110
‫سقف می‌ریزه.

150
00:12:20,530 --> 00:12:21,865
‫تکون نخورید.

151
00:12:22,449 --> 00:12:24,159
‫تا کامل بسته‌شدن در
‫صبر کنید.

152
00:12:25,243 --> 00:12:26,119
‫جانگ یوکی!

153
00:12:26,661 --> 00:12:29,539
‫گفتم تکون نخورید!

154
00:12:29,623 --> 00:12:31,375
‫کمکم کنید!

155
00:12:33,502 --> 00:12:34,628
‫بی‌حرکت بایستید.

156
00:12:36,004 --> 00:12:37,047
‫جانگ یوکی...

157
00:13:08,370 --> 00:13:10,288
‫یه‌کم دراز بکشید.

158
00:13:28,890 --> 00:13:30,100
‫ساپسالی.

159
00:13:31,101 --> 00:13:32,269
‫بیا بیرون.

160
00:13:32,978 --> 00:13:34,688
‫باهام بیا.

161
00:14:19,190 --> 00:14:20,984
‫خوشحالم برگشتی.

162
00:14:24,654 --> 00:14:28,909
‫اگه تغییردهنده‌های روح رو پیدا کنی
‫با خوراکی‌های لذیذ بهت پاداش میدم.

163
00:14:28,992 --> 00:14:30,493
‫امیدوارم باهم کنار بیایم.

164
00:15:13,995 --> 00:15:16,373
‫تو حتی نمی‌تونی
‫شمشیر پدرت رو بیرون ببری.

165
00:15:16,456 --> 00:15:18,208
‫چطور انتظار داری
‫طلسم‌کردن یاد بگیری؟

166
00:15:19,959 --> 00:15:22,420
‫هیچ‌کس توی دایهو نمی‌تونه
‫با پدرت دربیفته

167
00:15:22,504 --> 00:15:24,631
‫و دروازه‌ی انرژی تو رو باز کنه.

168
00:15:24,714 --> 00:15:27,509
‫این سرنوشتی بود که

169
00:15:28,510 --> 00:15:30,095
‫پدرت برات رقم زد.

170
00:15:51,449 --> 00:15:52,617
‫هنوز آماده نیستی.

171
00:15:58,915 --> 00:16:01,376
‫برای از غلاف درآوردن
‫شمشیر یه جادوگر،

172
00:16:02,001 --> 00:16:05,088
‫باید بر ریوسو مسلط باشی و بتونی
‫انرژیت رو به بیرون منتقل کنی.

173
00:16:05,880 --> 00:16:09,092
‫از اونجایی که نمی‌تونی انرژیت رو
‫کنترل کنی هنوز نمی‌تونی این‌کارو بکنی.

174
00:16:09,843 --> 00:16:12,720
‫پدرم وقتی منو ول کرد
‫شمشیرش رو برام بجا گذاشت.

175
00:16:12,804 --> 00:16:15,014
‫و فقط درصورتی می‌تونم به سونگریم
‫ملحق بشم که از غلاف درش بیارم.

176
00:16:17,767 --> 00:16:19,853
‫می‌خوام از غلاف درش بیارم
‫و بهشون نشون بدم.

177
00:16:21,062 --> 00:16:22,397
‫آیا این‌کار حماقته؟

178
00:16:22,480 --> 00:16:23,773
‫نه، این‌کار نشانه‌ی قدرته.

179
00:16:26,025 --> 00:16:28,903
‫قوی باش، جانگ یوکی.

180
00:16:47,964 --> 00:16:49,090
‫عالیجناب.

181
00:16:49,174 --> 00:16:51,634
‫رسیدیم به گونجوای چون‌بوگوان،
‫خونه‌ی جانگ گانگ.

182
00:16:55,972 --> 00:16:57,182
‫ارباب جوان!

183
00:16:59,225 --> 00:17:01,603
‫مهمون دارید.

184
00:17:02,312 --> 00:17:03,229
‫کیه؟

185
00:17:03,313 --> 00:17:06,566
‫شاهزاده‌ی ولیعهد اومدن دیدن‌تون.

186
00:17:28,922 --> 00:17:31,758
‫امروز بهترین آب و هوا

187
00:17:31,841 --> 00:17:35,011
‫برای ماهیگیری توی دریاچه‌ی
‫گیونگ‌ چونداهو با یوکی بود.

188
00:17:37,096 --> 00:17:39,891
‫در عجبم بعد از شلاق‌خوردن
‫حالش خوب شده یا نه.

189
00:17:41,476 --> 00:17:43,561
‫من از اونجایی که نگرانشم
‫می‌خوام برم دیدنش.

190
00:17:43,645 --> 00:17:45,313
‫ولی تو چرا همراهم اومدی؟

191
00:17:46,731 --> 00:17:48,107
‫باید یه چیزی رو چک کنم.

192
00:17:48,191 --> 00:17:50,318
‫به ندیمه‌اش یه چیزی گفتم.

193
00:17:50,401 --> 00:17:51,235
‫که اینطور.

194
00:17:51,319 --> 00:17:53,947
‫اینکه ما به‌عنوان دوستش داریم می‌ریم
‫ملاقاتش رو متوجه می‌شم.

195
00:17:54,030 --> 00:17:55,615
‫ولی تو دیگه چرا اینجایی؟

196
00:17:56,741 --> 00:17:58,868
‫اتفاقی بهت برخوردم.

197
00:17:58,952 --> 00:18:02,622
‫و یه بهانه‌ای دارم که
‫بهش گیر بدم. بخاطر همین اومدم.

198
00:18:02,705 --> 00:18:05,249
‫که اینطور. می‌خوای بهش گیر بدی.

199
00:18:05,833 --> 00:18:07,377
‫توی اون بقچه چیه؟

200
00:18:10,254 --> 00:18:12,423
‫داروئه برای درمان زخم‌هاش.

201
00:18:12,966 --> 00:18:16,761
‫که اینطور. می‌خوای قبل از
‫اینکه بهش گیر بدی بهش یه‌کم دارو بدی.

202
00:18:17,970 --> 00:18:20,264
‫که اینطور. چقدر باورنکردنی.

203
00:18:22,308 --> 00:18:24,477
‫بخاطر شمشیر ناکسو اینجا اومدید؟

204
00:18:24,560 --> 00:18:26,479
‫پادشاه اون شمشیر رو
‫سپرده بود به چون‌بوگوان.

205
00:18:26,979 --> 00:18:30,233
‫بنا به نبودن گوانجو
‫باید برای جین مو، دستیار گوانجو، باشه.

206
00:18:34,445 --> 00:18:37,240
‫از اونجا که خودتون شخصاً اینجا
‫اومدید تقدیم‌تون می‌کنم.

207
00:18:37,323 --> 00:18:38,408
‫می‌تونید برش دارید.

208
00:18:39,033 --> 00:18:39,867
‫بیارش اینجا.

209
00:18:41,661 --> 00:18:42,787
‫و یه چیز دیگه.

210
00:18:43,538 --> 00:18:45,915
‫یه شمشیر دیگه هم اینجا هست
‫که نمی‌تونی از غلاف درش بیاری.

211
00:18:47,583 --> 00:18:51,087
‫پادشاه مرحوم اون شمشیر رو
‫به گوانجو جانگ گانگ بخشید.

212
00:18:51,713 --> 00:18:53,297
‫مایلم اونم با خودم ببرم.

213
00:18:53,381 --> 00:18:56,175
‫ولی اون شمشیر مال پدرشه.

214
00:18:56,884 --> 00:18:58,594
‫حقِ اینو داره نگهش داره.

215
00:18:58,678 --> 00:19:00,221
‫تاحالا از غلاف درش نیاورده.

216
00:19:01,597 --> 00:19:03,808
‫شنیده بودم تمام این مدت
‫اون شمشیر دست سونگریم بوده.

217
00:19:03,891 --> 00:19:06,811
‫بعد از اینکه انداختنت
‫بیرون با خودت آوردیش، مگه نه؟

218
00:19:08,521 --> 00:19:12,024
‫کاخ سلطنتی تا منصوب‌شدن
‫گوانجوی جدید اون شمشیر رو نگه می‌داره.

219
00:19:13,860 --> 00:19:14,986
‫برام بیارش.

220
00:19:22,326 --> 00:19:23,828
‫نمی‌تونم.

221
00:19:25,455 --> 00:19:29,250
‫همینطور که از قبل می‌دونید،
‫هیچ‌کس اونو به‌عنوان پدرم قبول نداره.

222
00:19:30,793 --> 00:19:33,546
‫اگه این شمشیر هم از دست بدم،
‫نشونه‌ی خیلی بدی برام می‌شه.

223
00:19:34,672 --> 00:19:37,175
‫پیش خودم نگهش می‌دارم،
‫حتی اگه شده به‌عنوان تزئین خانه.

224
00:19:40,803 --> 00:19:42,847
‫باید با خودم ببرمش،

225
00:19:43,598 --> 00:19:45,892
‫ولی اگه قبول نمی‌کنی،
‫کار دیگه‌ای نمی‌شه کرد.

226
00:19:48,227 --> 00:19:49,896
‫هرکس برنده بشه
‫شمشیر مال اون می‌شه.

227
00:20:07,955 --> 00:20:10,583
‫تو برای یه جنگ واقعی
‫کامل تعلیم ندیدی.

228
00:20:17,465 --> 00:20:19,634
‫اگه بتونی منو از این خط
‫اون‌ور هل بدی،

229
00:20:20,218 --> 00:20:21,510
‫از اینجا میرم.

230
00:20:36,234 --> 00:20:40,863
‫مطمئنم که انتظار دارید
‫که من تحقیر بشم.

231
00:20:42,198 --> 00:20:45,534
‫در افتادن با شما
‫نشانه‌ی حماقته.

232
00:20:45,618 --> 00:20:48,246
‫اگرچه، یه نفر هست که
‫این‌کار رو به نشانه‌ی قدرت می‌بینه.

233
00:20:48,329 --> 00:20:49,372
‫پس خودم رو محک می‌زنم.

234
00:21:42,758 --> 00:21:44,093
‫بخاطر انرژیه.

235
00:21:44,176 --> 00:21:45,469
‫بخاطر شلاق‌خوردنه.

236
00:21:45,553 --> 00:21:47,596
‫باعث شده انرژی ذخیره‌شده
‫سریع‌تر به طغیان بیفته.

237
00:21:48,472 --> 00:21:49,473
‫خوشحالم که شلاق خوردی.

238
00:21:50,099 --> 00:21:53,811
‫خیلی‌خب. هرچقدر می‌خوای
‫می‌تونی منو بزنی.

239
00:23:12,932 --> 00:23:14,225
‫برو عقب!

240
00:23:14,850 --> 00:23:16,602
‫برو عقب!
‫این آب توالته!

241
00:23:28,989 --> 00:23:30,532
‫الان چیکار کردی؟

242
00:23:31,951 --> 00:23:32,826
‫اون کیه؟

243
00:23:34,245 --> 00:23:37,081
‫- خدمت‌ گزار ارباب‌ جوان هستم.
‫- یه ندیمه چطور به خودش اجازه‌ی دخالت داده؟

244
00:23:40,793 --> 00:23:42,211
‫معذرت می‌خوام، عالیجناب.

245
00:23:42,294 --> 00:23:43,963
‫ندیمه‌ام گستاخی کرده.

246
00:23:46,548 --> 00:23:47,466
‫این چیه؟

247
00:23:50,261 --> 00:23:52,721
‫حالم بهم خورد.

248
00:23:52,805 --> 00:23:54,807
‫باید برگردید خونه و
‫لباس‌تون رو عوض کنید.

249
00:23:55,307 --> 00:23:57,476
‫- چی؟
‫- شما از خط رد شدید.

250
00:24:00,562 --> 00:24:03,482
‫ممکنه بخاطر برخورد نکردن
‫با آب کثیف عقب رفته باشید،

251
00:24:03,565 --> 00:24:04,733
‫ولی در هر صورت باختید.

252
00:24:04,817 --> 00:24:08,195
‫خواهش می‌کنم سر حرف‌تون بمونید
‫و بذارید شمشیر پدرم رو داشته باشم.

253
00:24:09,196 --> 00:24:10,739
‫همونطور که می‌بینید،

254
00:24:10,823 --> 00:24:13,367
‫از اونجایی که به‌شدت مجروح هستم
‫نمی‌تونم خوب ببینم‌تون.

255
00:24:21,083 --> 00:24:22,376
‫چه خبره؟

256
00:24:23,377 --> 00:24:24,586
‫بسیار خب.

257
00:24:24,670 --> 00:24:26,505
‫سر قولم می‌مونم و می‌ذارم
‫شمشیر مال تو بشه.

258
00:24:27,214 --> 00:24:28,215
‫ولی،

259
00:24:29,299 --> 00:24:30,843
‫باید اونو مجازات کنم.

260
00:24:36,056 --> 00:24:38,642
‫اونو بخاطر کثیف کردن
‫لباسم نمی‌بخشم.

261
00:25:31,528 --> 00:25:34,072
‫تونستم شمشیر رو از غلاف دربیارم...

262
00:25:48,128 --> 00:25:49,838
‫جانگ یوکی!

263
00:25:49,922 --> 00:25:52,508
‫فکر می‌کردم طرز استفاده
‫از طلسم رو بلد نیستی،

264
00:25:52,591 --> 00:25:54,343
‫ولی تو داشتی همه‌مون رو
‫فریب می‌دادی.

265
00:25:54,927 --> 00:25:55,761
‫من...

266
00:25:56,386 --> 00:25:58,472
‫چی؟

267
00:26:05,562 --> 00:26:06,980
‫تو!

268
00:26:07,064 --> 00:26:09,358
‫چطور جرأت می‌کنی شمشیرت رو
‫به‌طرف شاهزاده‌ نشونه بگیری؟

269
00:26:09,441 --> 00:26:11,610
‫- نه، کار من نیست.
‫- یوکی! بذارش زمین!

270
00:26:12,611 --> 00:26:14,821
‫- همین الان بذارش زمین!
‫- خودمم می‌خوام!

271
00:26:15,405 --> 00:26:16,406
‫ولی نمی‌تونم!

272
00:26:39,805 --> 00:26:40,931
‫فوراً تمومش کن!

273
00:26:42,432 --> 00:26:44,101
‫هیچ کنترلی ندارم!

274
00:26:56,571 --> 00:26:57,572
‫جانگ یوکی.

275
00:26:58,573 --> 00:26:59,825
‫بمیر!

276
00:27:09,710 --> 00:27:10,752
‫خواهش می‌کنم بس کنید.

277
00:27:19,136 --> 00:27:21,221
‫- بس کن.
‫- خیلی عجیبه. نمی‌تونم دستم رو کنترل کنم.

278
00:27:21,305 --> 00:27:22,639
‫چی؟

279
00:27:24,057 --> 00:27:26,059
‫نمی‌خواستم این‌کارو بکنم...

280
00:27:26,560 --> 00:27:28,937
‫خدای من! ارباب جوان!

281
00:27:30,188 --> 00:27:31,481
‫اوه، خدایا!

282
00:27:35,944 --> 00:27:36,945
‫یه دستبند نگهدارنده ست.

283
00:27:37,029 --> 00:27:39,698
‫وزنش باعث می‌شه
‫بتونی دستت رو کنترل کنی.

284
00:27:46,079 --> 00:27:49,750
‫انرژی‌ش به یکی از دست‌هاش سرازیر شده
‫و باعث شده دستش غیرقابل‌کنترل بشه.

285
00:27:51,376 --> 00:27:52,544
‫دستش رو باز کنید!

286
00:27:55,088 --> 00:27:56,131
‫جانگ یوکی.

287
00:27:57,215 --> 00:27:58,341
‫شمشیرت رو بردار.

288
00:28:00,552 --> 00:28:01,511
‫عالیجناب.

289
00:28:01,595 --> 00:28:03,597
‫اون حریف شما نمی‌شه.

290
00:28:03,680 --> 00:28:05,265
‫مگه الان ندیدی؟

291
00:28:05,348 --> 00:28:07,893
‫شمشیر پدرش رو از غلاف درآورد
‫و به‌سمت من نشونه گرفت.

292
00:28:07,976 --> 00:28:10,520
‫فقط نتونسته بود
‫انرژی‌ش رو کنترل کنه.

293
00:28:10,604 --> 00:28:13,106
‫- همونطور که دیدید حتی منم زد.
‫- خفه شو!

294
00:28:15,108 --> 00:28:17,694
‫عالیجناب، شما اول
‫با شمشیرتون بهش حمله کردید.

295
00:28:18,278 --> 00:28:20,322
‫شمشیری که باهاش با عصبانیت
‫حمله کردید شکست.

296
00:28:20,405 --> 00:28:22,824
‫طبق رسم جادوگران شما باید
‫برگردید خونه‌تون.

297
00:28:25,952 --> 00:28:28,914
‫چطور جرأت می‌کنید جلوی
‫شاهزاده‌ی ولیعهد قد علم کنید؟

298
00:28:31,333 --> 00:28:34,961
‫جانگ، جین، سئو، و پارک.
‫هرچهارتاتون جلوم هستید.

299
00:28:35,879 --> 00:28:38,507
‫من شکست‌خورده خونه‌ام نمیرم.

300
00:28:38,590 --> 00:28:39,758
‫چیکار می‌کنید؟

301
00:28:41,009 --> 00:28:43,762
‫باهم متحد بشید و
‫بهم حمله کنید.

302
00:28:51,561 --> 00:28:53,438
‫وضعیت خوب نیست.

303
00:28:53,522 --> 00:28:56,525
‫به‌نظر میاد خانواده‌هامون
‫با خانواده‌ی سلطنتی درافتاده.

304
00:28:56,608 --> 00:28:58,527
‫اوضاع داره جدی می‌شه.

305
00:28:58,610 --> 00:29:00,195
‫چویون اونو تحریک کرد.

306
00:29:00,278 --> 00:29:01,947
‫مگه چیکار کردم؟

307
00:29:02,489 --> 00:29:05,325
‫بیاید فقط یوکی رو تحویلش بدیم.

308
00:29:05,408 --> 00:29:06,493
‫عالیجناب.

309
00:29:07,202 --> 00:29:09,621
‫اونها چهار وارث دایهو هستن.

310
00:29:10,247 --> 00:29:11,665
‫پادشاه عصبانی می‌شن

311
00:29:11,748 --> 00:29:13,333
‫اگه خبر این جنگ رو بشنون.

312
00:29:14,835 --> 00:29:17,170
‫پس چیکار کنم؟
‫همینطوری برم؟

313
00:29:18,380 --> 00:29:20,465
‫باید قبل از اینکه شروع می‌کردم
‫می‌اومدی جلوم رو می‌گرفتی.

314
00:29:34,604 --> 00:29:35,564
‫مودوک، تو...

315
00:29:44,030 --> 00:29:45,699
‫عمیقاً معذرت می‌خوام، عالیجناب.

316
00:29:47,075 --> 00:29:50,078
‫یه دختر بی‌شعور فرومایه مثل من چطور
‫جرأت کرد آب کثیف توالت رو

317
00:29:50,161 --> 00:29:51,413
‫به لباس‌ گران‌بهای شما بپاشه؟

318
00:29:56,585 --> 00:29:58,878
‫معذرت می‌خوام.
‫واقعا میگم.

319
00:29:58,962 --> 00:30:00,088
‫برو کنار.

320
00:30:00,171 --> 00:30:02,465
‫گمشو. دختره‌ی بو گندو. برو.

321
00:30:03,508 --> 00:30:05,844
‫خواهش می‌کنم ما رو ببخشید.

322
00:30:09,681 --> 00:30:14,477
‫به نشانه‌ی معذرت‌خواهیم،
‫من بقیه‌ی این آب رو می‌خورم.

323
00:30:15,395 --> 00:30:17,647
‫خواهش می‌کنم ما رو ببخشید.

324
00:30:27,615 --> 00:30:28,575
‫مودوک!

325
00:30:30,910 --> 00:30:33,038
‫آخه چرا می‌خوای اونو بخوری؟

326
00:30:35,790 --> 00:30:36,750
‫ارباب جوان!

327
00:30:40,003 --> 00:30:41,546
‫من باید کسی باشم که
‫اونو می‌خوره.

328
00:30:43,423 --> 00:30:44,758
‫چیه؟

329
00:30:46,551 --> 00:30:48,136
‫این حقیقت نداره.

330
00:30:48,219 --> 00:30:50,055
‫شما چرا باید اینو بخورید؟

331
00:30:50,138 --> 00:30:52,640
‫من مسبب همه‌چی هستم،
‫پس من باید بخورمش.

332
00:30:52,724 --> 00:30:55,560
‫اشتباه برداشت کردی.
‫عالیجناب از من ناراحت هستن.

333
00:30:55,643 --> 00:30:57,687
‫پس من باید بخورمش.

334
00:31:01,316 --> 00:31:03,318
‫مقدارش خیلی زیاده.

335
00:31:04,152 --> 00:31:06,821
‫فقط بدیدش به من.
‫من می‌خورمش.

336
00:31:06,905 --> 00:31:08,031
‫پس باهمدیگه بخوریمش؟

337
00:31:09,366 --> 00:31:11,576
‫آخه چرا این آب کثیف رو
‫باهمدیگه بخوریم؟

338
00:31:11,659 --> 00:31:12,994
‫چی؟

339
00:31:13,078 --> 00:31:14,162
‫می‌تونی همه‌شو بخوری.

340
00:31:16,289 --> 00:31:18,458
‫پس من مقداریش رو می‌خورم
‫و بقیه‌شو میدم به تو.

341
00:31:18,541 --> 00:31:21,252
‫کمکم کن نگهش دارم،
‫از دست راستم نمی‌تونم استفاده کنم.

342
00:31:25,256 --> 00:31:26,091
‫ارباب جوان!

343
00:31:30,762 --> 00:31:32,180
‫من می‌خورمش...

344
00:31:33,431 --> 00:31:34,390
‫من می‌خورمش.

345
00:31:35,558 --> 00:31:36,518
‫فراموشش کن.

346
00:31:36,601 --> 00:31:38,478
‫تو چرا باید اینو بخوری؟

347
00:31:38,561 --> 00:31:39,687
‫فقط برو.

348
00:31:39,771 --> 00:31:42,023
‫دقیقا چقدر توشه؟

349
00:31:42,107 --> 00:31:43,733
‫می‌خواید منم کمک کنم؟

350
00:31:44,359 --> 00:31:46,653
‫- واقعا؟
‫- بدش به من.

351
00:31:50,323 --> 00:31:51,407
‫واقعا آب توالته.

352
00:31:54,786 --> 00:31:55,995
‫عالیجناب.

353
00:31:56,079 --> 00:31:58,081
‫آخه ما چطور جرأت می‌کنیم
‫شما رو به چالش بکشیم؟

354
00:31:58,790 --> 00:32:00,208
‫حتما باید بذارید

355
00:32:00,291 --> 00:32:02,544
‫اون آب کثیف رو فقط
‫به‌عنوان یه معذرت‌خواهی بخورن؟

356
00:32:05,922 --> 00:32:07,298
‫لعنتی!

357
00:32:08,424 --> 00:32:11,636
‫فراموشش کنید.
‫حالم رو بهم زدید.

358
00:32:14,097 --> 00:32:15,265
‫بریم.

359
00:32:17,016 --> 00:32:20,395
‫عالیجناب خارج می‌شوند!
‫در پیشگاه اون زانو بزنید!

360
00:32:26,109 --> 00:32:28,570
‫راستی، چرا اینجا اومده بود؟

361
00:32:29,195 --> 00:32:31,155
‫بخاطر شمشیر ناکسو اومده بود.

362
00:32:31,865 --> 00:32:33,783
‫بعد یهو دعوا راه انداخت.

363
00:32:34,450 --> 00:32:37,287
‫شاید امروز رفته باشه.
‫ولی با توجه به عصبانیتش،

364
00:32:37,787 --> 00:32:39,455
‫قطعا تلافی‌شو
‫سرمون درمیاره.

365
00:32:42,959 --> 00:32:45,295
‫- حالت خوبه؟
‫- خیلی منو کتک زد.

366
00:32:45,378 --> 00:32:47,922
‫- خدای من.
‫- خیلی محکم منو زدی.

367
00:32:50,383 --> 00:32:52,093
‫- حالت خوبه؟
‫- بله، اینطور فکر می‌کنم.

368
00:32:52,176 --> 00:32:53,428
‫- درد دارم.
‫- اینجا؟

369
00:32:53,511 --> 00:32:54,846
‫- حالت خوبه؟
‫- درد می‌کنه.

370
00:32:54,929 --> 00:32:57,515
‫- درد می‌کنه.
‫- بهش دست نزن!

371
00:33:00,476 --> 00:33:03,313
‫عالیجناب!

372
00:33:07,275 --> 00:33:08,568
‫این چیه؟

373
00:33:09,444 --> 00:33:12,447
‫بخاطر شمشیر ناکسو اومده
‫بودید اینجا، پس بفرمایید.

374
00:33:14,324 --> 00:33:15,408
‫درسته.

375
00:33:16,242 --> 00:33:17,785
‫اومده بودم اونو پس بگیرم.

376
00:33:17,869 --> 00:33:21,706
‫براتون آوردمش که مجبور نشید
‫دوباره اینجا بیاید.

377
00:33:21,789 --> 00:33:23,166
‫خواهش می‌کنم بگیردش.

378
00:33:23,916 --> 00:33:27,211
‫آیا داری میگی چیزی که بخاطرش
‫اومده بودم رو بردارم و دیگه هیچ‌وقت برنگردم؟

379
00:33:28,463 --> 00:33:32,508
‫شما واقعا خردمند و قوی هستید.

380
00:33:32,592 --> 00:33:34,802
‫داری بخاطر باختم مسخره‌ام می‌کنی؟

381
00:33:34,886 --> 00:33:37,722
‫باخت؟ چیزی که بخاطرش
‫اومده بودید رو به‌دست آوردید.

382
00:33:37,805 --> 00:33:39,807
‫و اون بود که باخت.

383
00:33:39,891 --> 00:33:42,894
‫شما برنده‌ی امروز هستید.

384
00:33:45,396 --> 00:33:48,983
‫درست میگه، عالیجناب.
‫شما بُردید.

385
00:33:49,817 --> 00:33:52,028
‫تبریک می‌گم، عالیجناب.

386
00:33:54,113 --> 00:33:55,406
‫پس چنین باد.

387
00:33:59,369 --> 00:34:01,537
‫شما واقعا بخشنده هم هستید.

388
00:34:01,621 --> 00:34:04,582
‫هیچ مردی به شرافتمندی
‫شما در جهان نیست.

389
00:34:09,128 --> 00:34:10,296
‫اسمت چیه؟

390
00:34:12,423 --> 00:34:14,050
‫مودوک هستم، عالیجناب.

391
00:34:15,218 --> 00:34:16,219
‫مودوک.

392
00:34:16,719 --> 00:34:18,554
‫از اونجایی که آب کثیف رو
‫به‌سمتم پاشیدی،

393
00:34:18,638 --> 00:34:20,264
‫از الان به‌بعد اسمت رو
‫می‌ذارم «مودوک کثیف.»

394
00:34:20,932 --> 00:34:24,894
‫درست مثل اسمت
‫بوی گند هم میدی.

395
00:34:31,526 --> 00:34:33,277
‫حتی برام یه اسم هم گذاشتید.

396
00:34:33,361 --> 00:34:36,823
‫واقعا بخاطر مهربانی شما سپاسگزارم.

397
00:34:41,244 --> 00:34:42,620
‫خداحافظ، عالیجناب.

398
00:34:44,705 --> 00:34:45,665
‫بریم.

399
00:34:54,757 --> 00:34:58,261
‫شاگردم هنوز برای جنگیدن
‫با تو خیلی ضعیفه.

400
00:34:58,344 --> 00:35:02,014
‫تا وقتی قوی نشه، نباید
‫اون روی سگت رو بالا بیاره.

401
00:35:09,147 --> 00:35:11,941
‫تو بخاطر ارباب جوانت دست
‫به هر چاپلوسی یا ابراز عشقی

402
00:35:12,024 --> 00:35:13,401
‫می‌زنی.

403
00:35:13,484 --> 00:35:16,070
‫خودم شخصا نمی‌تونستم باهاش بجنگم،
‫بخاطر همین آب توالت رو روش پاشیدم.

404
00:35:18,072 --> 00:35:20,950
‫من بوی گند میدم.
‫نباید نزدیکم بیاید.

405
00:35:27,039 --> 00:35:27,874
‫خودت رو پاک کن.

406
00:35:31,502 --> 00:35:34,213
‫چطور جرأت می‌کنم دستمال
‫مردی که عاشقشم رو کثیف کنم؟

407
00:35:35,214 --> 00:35:36,465
‫نه، ممنون.

408
00:36:12,418 --> 00:36:14,462
‫واقعا که شدم «مودوک کثیف.»

409
00:36:21,093 --> 00:36:25,181
‫گویگو از جینیون دزدیده شده.

410
00:36:26,307 --> 00:36:30,061
‫فقط کسانی که از خانواده‌ی جین
‫هستن می‌تونن اون در رو باز کنن.

411
00:36:30,770 --> 00:36:34,023
‫حتما به خارج از اونجا
‫احضارش کردن.

412
00:36:35,733 --> 00:36:37,151
‫از جینیون دزدی شده؟

413
00:36:37,234 --> 00:36:40,404
‫شما بعد از، از دست دادن
‫دختر بزرگ‌تون تا سال‌ها ماتم‌زده بودید.

414
00:36:40,488 --> 00:36:43,866
‫حتما در طی این سال‌ها
‫ضعیف‌تر شدید.

415
00:36:44,992 --> 00:36:47,203
‫عجب گستاخ پررویی هستی.

416
00:36:47,787 --> 00:36:51,248
‫شاید تو پسر غیرحلال‌زاده‌ باشی،
‫ولی هنوزم بخشی از خانواده‌ی جین هستی.

417
00:36:51,332 --> 00:36:53,417
‫چطور جرأت می‌کنی
‫به خواهر ناتنیت زبان درازی کنی؟

418
00:36:53,501 --> 00:36:54,627
‫چطور جرأت می‌کنی؟

419
00:36:54,710 --> 00:36:56,003
‫من دستیار گوانجو هستم.

420
00:36:56,087 --> 00:36:58,714
‫اگه بیشتر احترامم رو
‫نگه داری ممنون میشم.

421
00:37:06,639 --> 00:37:09,934
‫سرورم، لطفا بیاید بیرون.
‫جانگ یوکی اومده.

422
00:37:31,414 --> 00:37:33,374
‫مگه من ورود اونو ممنوع اعلام نکردم؟

423
00:37:33,457 --> 00:37:37,002
‫پس چرا اونو همراه خودتون آوردید؟

424
00:37:37,920 --> 00:37:39,713
‫یه چیزی هست که باید ببینید.

425
00:37:46,929 --> 00:37:48,806
‫این شمشیر پدرمه.

426
00:37:49,598 --> 00:37:52,977
‫وقتی بچه بودم، گفتید اگه بتونم
‫از غلاف درش بیارم منو به شاگردی قبول می‌کنید.

427
00:37:53,644 --> 00:37:54,603
‫یادتونه؟

428
00:38:10,082 --> 00:38:20,082
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

429
00:38:35,561 --> 00:38:38,272
‫فکر می‌کردم اون تازه
‫دروازه‌ی انرژی‌ش رو باز کرده؟

430
00:38:38,981 --> 00:38:41,984
‫مشخصه که انرژی ذخیره‌شده‌ی
‫منو جذب کرده.

431
00:38:42,651 --> 00:38:44,737
‫پسر کو ندارد نشان از پدر.

432
00:38:44,820 --> 00:38:46,947
‫در یک چشم به‌هم‌زدن
‫به «ریوسو» مسلط شد.

433
00:38:47,656 --> 00:38:50,910
‫لطفا منو زیر پر و بال‌تون بگیرید،

434
00:38:51,744 --> 00:38:52,661
‫سرورم.

435
00:38:57,499 --> 00:38:59,126
‫اون چیه دور دستته؟

436
00:38:59,710 --> 00:39:01,962
‫انرژی‌ش توی دست راستش
‫تلنبار شده.

437
00:39:02,046 --> 00:39:03,339
‫هنوز نمی‌تونه کنترلش کنه،

438
00:39:03,422 --> 00:39:05,382
‫پس باید دستش رو با یه
‫دستبند نگهدارنده ببنده.

439
00:39:16,977 --> 00:39:18,938
‫درش بیار.

440
00:39:19,855 --> 00:39:22,399
‫اگه درش بیاریم، دستش از
‫کنترل خارج می‌شه.

441
00:39:22,483 --> 00:39:25,319
‫باید بعد از تمرینات بیشتر
‫دستبندش رو دربیاره.

442
00:39:26,362 --> 00:39:27,488
‫درش بیار.

443
00:39:53,889 --> 00:39:57,309
‫بذار ببینم شمشیرت رو
‫چطور می‌گیری.

444
00:40:28,799 --> 00:40:30,718
‫دوباره دستش رو ببند.

445
00:40:43,856 --> 00:40:46,150
‫حال‌تون خوبه، سرورم؟

446
00:40:47,192 --> 00:40:49,111
‫وقتی نمی‌تونی شمشیرت رو کنترل کنی

447
00:40:51,071 --> 00:40:52,823
‫فایده‌ی از غلاف درآوردنش چیه؟

448
00:40:58,996 --> 00:41:00,914
‫اون فقط فعلا نمی‌تونه کنترلش کنه.

449
00:41:00,998 --> 00:41:03,167
‫ولی قدرتش باورنکردنیه.

450
00:41:03,250 --> 00:41:04,751
‫حتی با قدرتش
‫شاهزاده‌ی ولیعهد هم شکست داد.

451
00:41:05,794 --> 00:41:08,172
‫شمشیر عالیجناب رو شکوند.

452
00:41:08,755 --> 00:41:10,799
‫علی‌رغم اینکه از مدت‌ها قبل
‫بر «ریوسو» مسلط بود،

453
00:41:10,883 --> 00:41:12,426
‫توسط یوکی شکست خورد.

454
00:41:13,969 --> 00:41:16,221
‫چویون، این‌قدر دخالت نکن.

455
00:41:17,347 --> 00:41:18,724
‫بله، مادر.

456
00:41:19,600 --> 00:41:24,354
‫واقعا با شاهزاده جنگیدی؟

457
00:41:24,938 --> 00:41:26,732
‫اون جنگ رو شروع نکرد.

458
00:41:26,773 --> 00:41:28,650
‫باهاش جنگیدی یا نه؟

459
00:41:30,694 --> 00:41:31,778
‫بله، جنگیدم.

460
00:41:33,071 --> 00:41:35,782
‫عالیجناب می‌خواست
‫شمشیر گوانجو رو با خودش ببره.

461
00:41:35,866 --> 00:41:37,743
‫باهمدیگه شرط بستن، سرورم.

462
00:41:38,452 --> 00:41:40,412
‫حتی شاهزاده ایشون رو بخشید.

463
00:41:41,622 --> 00:41:45,918
‫با وجود اینکه شمشیرش شکسته،
‫با این‌حال یوکی اونو با اون شمشیر تهدید کرده!

464
00:41:46,001 --> 00:41:48,837
‫جان شاهزاده رو به‌خطر انداخته.

465
00:41:48,921 --> 00:41:49,922
‫ما هم اونجا بودیم.

466
00:41:51,048 --> 00:41:52,132
‫ما پیشاپیش جلوش رو گرفتیم.

467
00:41:52,216 --> 00:41:54,259
‫این یعنی شما چهارتا نظاره‌گر

468
00:41:54,343 --> 00:41:56,511
‫تحقیر شدن عالیجناب بودید.

469
00:41:58,972 --> 00:42:01,975
‫این یه توهین به
‫خانواده‌ی سلطنتیه!

470
00:42:04,978 --> 00:42:06,772
‫زندانیش کنید.

471
00:42:09,650 --> 00:42:11,818
‫اون غیرقابل‌کنترل و خطرناکه.

472
00:42:11,902 --> 00:42:13,028
‫بله، سرورم.

473
00:42:32,464 --> 00:42:34,424
‫همون لحظه‌ای که
‫دروازه‌ی انرژی‌ش باز شد،

474
00:42:34,508 --> 00:42:38,428
‫جانگ یوکی شمشیر رو به‌طرف
‫شاهزاده نشونه گرفت.

475
00:42:41,431 --> 00:42:44,267
‫چون‌بوگوان نمی‌ذاره
‫چنین چیزی زیرچشمی رد بشه.

476
00:43:44,327 --> 00:43:47,122
‫هنوزم زخم‌تون رو درمان نکردید؟
‫خیلی خونریزی کردید.

477
00:43:49,499 --> 00:43:51,877
‫دستت چطوره؟

478
00:43:55,589 --> 00:43:57,841
‫دستبند نگهدارنده جلوی
‫حرکت‌کردنش رو می‌گیره.

479
00:43:58,633 --> 00:43:59,885
‫ولی خوبم.

480
00:44:01,636 --> 00:44:04,806
‫تو موفق شدی در مدت کوتاهی
‫انرژی ذخیره‌شده‌ی استاد هیئو رو

481
00:44:04,890 --> 00:44:06,391
‫به خودت جذب کنی.

482
00:44:07,559 --> 00:44:08,769
‫واقعا تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

483
00:44:11,396 --> 00:44:13,315
‫حس کردم کل بدنم رو
‫آتیش گرفته.

484
00:44:13,899 --> 00:44:16,401
‫بعدش حس کردم کل بدنم
‫روی یخه.

485
00:44:18,111 --> 00:44:20,363
‫زخم‌های شلاقت چطورن؟

486
00:44:20,447 --> 00:44:21,781
‫هنوزم درد داری؟

487
00:44:24,618 --> 00:44:28,663
‫به‌نظر میاد شلاق‌خوردن توی
‫به جریان‌افتادن انرژی کمک کرد.

488
00:44:30,624 --> 00:44:32,751
‫شاهزاده ضربات زیادی
‫بهم وارد کرد.

489
00:44:34,711 --> 00:44:37,839
‫بعد یه موج انرژی
‫درون خودم حس کردم.

490
00:44:37,923 --> 00:44:39,299
‫اون‌موقع بود که شمشیر رو
‫از غلاف بیرون کشیدم.

491
00:44:41,676 --> 00:44:42,677
‫بسیار خب.

492
00:44:43,428 --> 00:44:47,891
‫تو همیشه در مقایسه با بقیه
‫سرعت یادگیریت بالاتر بود.

493
00:44:49,017 --> 00:44:52,854
‫تو حتی زودتر از دانگ‌گو
‫راه رفتن و دویدن رو یاد گرفتی.

494
00:44:53,647 --> 00:44:55,941
‫همینطور زودتر از اون زبان باز کردی.

495
00:44:57,108 --> 00:44:58,527
‫هنوزم یادمه.

496
00:44:59,319 --> 00:45:02,781
‫اون‌موقع‌ها که نمی‌دونستم دروازه‌ی
‫انرژی مسدود داشتن یعنی چی،

497
00:45:04,407 --> 00:45:06,910
‫فکر می‌کردم قدرتمندترین
‫آدم جهان می‌شم.

498
00:45:12,290 --> 00:45:13,541
‫یوکی.

499
00:45:15,001 --> 00:45:19,047
‫تو خیلی باهوشی و
‫همه‌چیز رو سریع یاد می‌گیری.

500
00:45:21,549 --> 00:45:25,845
‫چطوره که به گروه تجارت‌مون محلق
‫بشی و طریقه‌ی کسب‌وکار رو یاد بگیری؟

501
00:45:26,429 --> 00:45:31,101
‫یا استاد هیئو می‌تونه تو رو زیر پر و بالش بگیره
‫و هنر طبابت رو بهت یاد بده.

502
00:45:35,897 --> 00:45:36,940
‫نه، سرورم.

503
00:45:39,985 --> 00:45:43,238
‫من می‌خوام در جئونگ‌جیانگ
‫آموزش ببینم و به یه جادوگر تبدیل بشم.

504
00:45:43,905 --> 00:45:44,990
‫چرا؟

505
00:45:45,949 --> 00:45:48,702
‫چون که پدرت هم جادوگر بود؟

506
00:45:50,578 --> 00:45:53,748
‫آیا می‌خوای مقام گوانجوی بعدی
‫چون‌بوگوان بشی؟

507
00:45:54,416 --> 00:45:57,168
‫بله، سرورم.
‫و خواهم شد.

508
00:45:58,253 --> 00:45:59,879
‫من پا جای اون می‌ذارم

509
00:45:59,963 --> 00:46:03,008
‫و به همه‌ی اون بی‌شرف‌هایی که
‫میگن پسرش نیستم ثابت می‌کنم.

510
00:46:04,592 --> 00:46:06,511
‫- کاری می‌کنم زبون‌شون بند بیاد.
‫- تو...

511
00:46:08,722 --> 00:46:10,223
‫پسرِ

512
00:46:11,474 --> 00:46:12,559
‫اون نیستی.

513
00:46:15,895 --> 00:46:17,188
‫تو

514
00:46:17,897 --> 00:46:21,109


515
00:46:23,194 --> 00:46:26,573
‫برای نشون‌دادن احترام‌مون به مادر مرحومت،
‫ما تو رو به خانواده‌ی جانگ راه دادیم.

516
00:46:26,656 --> 00:46:29,451
‫ولی نمی‌تونیم اجازه بدیم بعد از
‫پدرت تو چون‌بوگوان رو رهبری کنی.

517
00:46:29,534 --> 00:46:32,662
‫پس این‌قدر رویای اینو نداشته باش که...

518
00:46:35,707 --> 00:46:36,666
‫مثل پدرت بشی.

519
00:46:38,126 --> 00:46:41,463
‫فقط یه ارباب جوان بی‌اطلاع

520
00:46:42,172 --> 00:46:44,716
‫خانواده‌ی جانگ باقی بمون.

521
00:46:46,593 --> 00:46:47,719
‫اگه این‌کارو بکنی،

522
00:46:49,471 --> 00:46:51,556
‫ما به مراقبت ازت ادامه می‌دیم.

523
00:46:59,230 --> 00:47:00,315
‫پس...

524
00:47:03,485 --> 00:47:05,111
‫پس پدر واقعیم کیه؟

525
00:47:07,864 --> 00:47:11,743
‫کسی چه می‌دونه مادرت با کی

526
00:47:14,412 --> 00:47:16,164
‫رابطه‌ی مخفی داشت؟

527
00:47:50,657 --> 00:47:54,410
‫یوکی احتمالا خیلی ذهنش مغشوشه.
‫باید بذارید تنها باشه.

528
00:48:01,125 --> 00:48:03,002
‫مطمئن شو که
‫غذاش رو تموم می‌کنه.

529
00:48:12,804 --> 00:48:15,682
‫پیش‌خدمت کیم بهم گفت
‫مطمئن بشم که غذات رو تموم می‌کنی.

530
00:48:19,352 --> 00:48:20,728
‫بازم باهات بداخلاقی کرد؟

531
00:48:23,064 --> 00:48:25,608
‫فکر می‌کردم به
‫سرزنش‌شدن عادت داری...

532
00:48:37,954 --> 00:48:39,122
‫کار من نبود.

533
00:48:39,205 --> 00:48:42,500
‫فکر نکنم بعد از اون حادثه
‫در رو تعمیر کرده باشن.

534
00:48:45,211 --> 00:48:46,129
‫تکون نخور.

535
00:48:47,922 --> 00:48:49,257
‫فقط ثابت وایسا.

536
00:48:53,011 --> 00:48:55,054
‫ممکنه سقف بیاد روی سرمون.

537
00:48:57,473 --> 00:48:59,058
‫پس فقط ثابت وایسا.

538
00:49:11,946 --> 00:49:14,949
‫چرا از شمشیرش جاخالی ندادید؟

539
00:49:15,992 --> 00:49:17,035
‫بخاطر این بود که

540
00:49:17,535 --> 00:49:19,996
‫برای بیرون‌انداختنش
‫یه دلیل دیگه می‌خواستید؟

541
00:49:21,039 --> 00:49:23,041
‫حقم بود.

542
00:49:23,124 --> 00:49:26,711
‫هرچی نباشه، من دلش رو شکوندم.

543
00:49:28,296 --> 00:49:32,592
‫شکسته‌شدن دل حتما
‫از خنجرخوردن دردناک‌تره.

544
00:49:34,427 --> 00:49:35,553
‫پیشخدمت‌ کیم.

545
00:49:36,387 --> 00:49:41,392
‫گفتی شایعاتی هست که
‫میگن من پدر یوکی هستم، درسته؟

546
00:49:41,934 --> 00:49:43,853
‫اگه بگم

547
00:49:44,520 --> 00:49:48,608
‫من واقعا پدرش هستم چی می‌شه؟

548
00:49:52,403 --> 00:49:54,614
‫از مقامم کنار گذاشته می‌شم.

549
00:49:56,240 --> 00:49:58,576
‫بعدش کسب‌وکار کوچیک
‫خودم رو راه‌ می‌اندازم.

550
00:49:59,786 --> 00:50:01,913
‫و با یوکی تجارت می‌کنم.

551
00:50:02,497 --> 00:50:05,249
‫سونگریم به رهبرش احتیاج داره.

552
00:50:07,293 --> 00:50:08,836
‫پس چطوره من بگم که

553
00:50:09,754 --> 00:50:11,798
‫من مادرش هستم؟

554
00:50:12,590 --> 00:50:13,800
‫فکر می‌کنم اگه من و یوکی

555
00:50:13,883 --> 00:50:17,345
‫بریم به زادگاه‌مون که من و
‫بانو دوهوا توش بزرگ شدیم بهتر باشه.

556
00:50:19,847 --> 00:50:22,558
‫این شدنی نیست.

557
00:50:24,185 --> 00:50:28,689
‫یوکی به دوهوا رفته. بخاطر همینه که

558
00:50:29,816 --> 00:50:32,109
‫این‌قدر خوش‌قیافه ست.

559
00:50:33,194 --> 00:50:34,403
‫اگه بگی تو مادرش هستی...

560
00:50:36,697 --> 00:50:38,282
‫آخه کی باورش می‌شه؟

561
00:50:40,493 --> 00:50:41,494
‫صبر کنید.

562
00:50:42,286 --> 00:50:46,123
‫آیا دارید می‌گید اگه من
‫مادرش بودم بچه‌ی زشتی می‌شد؟

563
00:50:47,124 --> 00:50:49,502
‫اگه اینطور باشه،
‫شما هم نمی‌تونید پدرش باشید.

564
00:50:49,585 --> 00:50:51,087
‫البته که می‌تونم.

565
00:50:51,838 --> 00:50:54,298
‫وقتی پای قیافه وسط
‫باشه من و جانگ گانگ...

566
00:50:58,553 --> 00:51:00,972
‫همیشه مثل دونیمه‌ی سیب بودیم.

567
00:51:04,100 --> 00:51:05,226
‫نه، اشتباه می‌گید.

568
00:51:05,810 --> 00:51:07,353
‫شما انگشت کوچیکه‌ی اونم نیستید.

569
00:51:07,436 --> 00:51:11,566
‫دوهوا می‌گفت همه‌چیز شما
‫رو دوست داره بجز قیافه‌تون.

570
00:51:11,649 --> 00:51:13,818
‫حرف الکی تو دهنِ اون
‫مرحوم نذار!

571
00:51:15,027 --> 00:51:16,862
‫وقتی شمشیر بهتون خورد
‫خم به ابرو نیاوردید.

572
00:51:16,946 --> 00:51:19,240
‫ولی گمونم شنیدن اینکه
‫زشت هستید خیلی دردناکه.

573
00:51:19,323 --> 00:51:20,575
‫دردش خیلی

574
00:51:22,118 --> 00:51:24,120
‫عمیقه.

575
00:51:24,203 --> 00:51:25,871
‫زخم‌تون درد می‌کنه؟

576
00:51:25,955 --> 00:51:28,499
‫تکون نخورید.
‫وگرنه بازم زخم باز می‌شه.

577
00:51:30,543 --> 00:51:31,752
‫ما...

578
00:51:33,963 --> 00:51:36,007
‫درد مشترکی داریم

579
00:51:37,508 --> 00:51:40,094
‫درد اینکه احساسات‌مون توسط
‫کسایی دوست‌شون داشتیم

580
00:51:40,177 --> 00:51:42,680
‫پاسخ داده نشد.

581
00:51:43,180 --> 00:51:44,599
‫پس بیا

582
00:51:45,850 --> 00:51:47,268
‫همدیگه رو آزرده‌خاطر نکنیم.

583
00:51:49,061 --> 00:51:52,648
‫اعتراف می‌کنم که حرفی
‫که زدم رو جدی نگفتم.

584
00:51:52,732 --> 00:51:54,108
‫شما...

585
00:51:56,235 --> 00:51:57,236
‫خوش...

586
00:52:00,448 --> 00:52:01,532
‫خوش...

587
00:52:02,783 --> 00:52:04,285
‫خوش‌قیافه هستید.

588
00:52:06,662 --> 00:52:10,708
‫تو هم خیلی

589
00:52:12,001 --> 00:52:13,210
‫خوش...

590
00:52:14,337 --> 00:52:17,548
‫خوش‌قیافه هستی.

591
00:52:25,264 --> 00:52:28,225
‫بذارید از زخم‌تون مواظبت کنم.

592
00:52:28,893 --> 00:52:30,102
‫درد می‌کنه.

593
00:52:31,228 --> 00:52:32,521
‫خدایا.

594
00:52:33,522 --> 00:52:35,191
‫یه‌کم پایین‌تر.

595
00:52:35,274 --> 00:52:36,817
‫خودشه.

596
00:52:36,901 --> 00:52:39,570
‫- خدایا.
‫- خدای من.

597
00:52:48,371 --> 00:52:49,789
‫به‌نظر میاد جانگ یوکی مالک

598
00:52:49,872 --> 00:52:51,874
‫«پلاک روح» از چون‌بوگوانـه.

599
00:52:53,167 --> 00:52:54,168
‫جانگ یوکی؟

600
00:52:54,251 --> 00:52:57,046
‫اخیراً بخاطر گم‌کردن
‫«پلاک روح» شلاق خورد.

601
00:52:57,129 --> 00:53:00,883
‫و شنیدم ندیمه‌اش به اینجا
‫رفت‌وآمد داشته.

602
00:53:03,928 --> 00:53:06,722
‫اون دختره از سونگریم ندیمه‌شه.

603
00:53:07,932 --> 00:53:11,102
‫و اون روز هم توی
‫مسافرخونه بود.

604
00:53:13,479 --> 00:53:14,772
‫آیا ممکنه اون

605
00:53:15,731 --> 00:53:16,732
‫ناکسو باشه؟

606
00:53:20,778 --> 00:53:23,948
‫هنوزم از چون‌بوگوان خیلی دوریم؟

607
00:53:27,368 --> 00:53:30,704
‫فکر کنم اگه با این سرعت پیش
‫بریم قبض روح بشم.

608
00:53:31,580 --> 00:53:33,332
‫عجله می‌کنیم.
‫خواهش می‌کنم قوی باشید.

609
00:53:33,874 --> 00:53:35,793
‫نباید الان وحشی بشید.

610
00:53:36,669 --> 00:53:39,255
‫سرورم، حال‌تون خوبه؟

611
00:54:07,241 --> 00:54:09,869
‫بیا فقط برگردیم.

612
00:54:30,556 --> 00:54:35,144
‫دستت تو این مدت کوتاه

613
00:54:35,227 --> 00:54:37,646
‫به ریوسو تسلط پیدا کرد.

614
00:54:39,023 --> 00:54:42,234
‫واقعا که تو هم به
‫نابغگی پدرت هستی.

615
00:54:45,112 --> 00:54:46,572
‫جین مو از چون‌بوگوان

616
00:54:46,655 --> 00:54:50,576
‫فقط بخاطر اینکه فهمید هرگز
‫گوانجوی بعدی نمی‌شه دعوا راه انداخت.

617
00:54:50,659 --> 00:54:52,828
‫فهمیده که تو،

618
00:54:52,911 --> 00:54:55,956
‫عضو ارشد خانواده‌ی جانگ،
‫گوانجوی بعدی خواهی شد.

619
00:55:04,548 --> 00:55:07,426
‫زخم عموم آنچنان هم عمیق نبود.

620
00:55:07,509 --> 00:55:08,969
‫نگرانش نباش.

621
00:55:09,053 --> 00:55:12,514
‫من با جین مو یه‌کم حرف می‌زنم.

622
00:55:12,598 --> 00:55:13,641
‫باشه؟

623
00:55:19,688 --> 00:55:21,231
‫خیلی مواظبش باش.

624
00:55:49,635 --> 00:55:51,595
‫تو همیشه یوکی رو به‌خطر می‌اندازی.

625
00:55:53,263 --> 00:55:54,932
‫هم موقع مسمویت‌ش نقش داشتی

626
00:55:55,015 --> 00:55:57,851
‫هم موقعی که با شاهزاده
‫درگیر شده بود.

627
00:56:00,062 --> 00:56:03,649
‫پس می‌خواید منو از اون جدا کنید؟

628
00:56:03,732 --> 00:56:04,942
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم.

629
00:56:08,278 --> 00:56:10,531
‫اون هردفعه به خواسته‌ش رسیده.

630
00:56:11,115 --> 00:56:12,908
‫و تو برای نجات‌دادنش
‫جونت رو به‌خطر انداختی.

631
00:56:19,581 --> 00:56:21,458
‫این شمشیر پدرشه.

632
00:56:21,542 --> 00:56:23,252
‫با خودت ببرش.

633
00:56:51,697 --> 00:56:53,740
‫دیگه بیشتر از این تحمل ندارم.

634
00:56:53,824 --> 00:56:55,492
‫تا کی می‌خوای
‫زانوی غم بغل بگیری؟

635
00:57:02,457 --> 00:57:03,667
‫پاشو.

636
00:57:15,929 --> 00:57:19,099
‫تو انرژی ذخیره‌شده‌ی قدرتمندی داری،
‫و توی بدنت طغیان پیدا کرده.

637
00:57:19,850 --> 00:57:23,645
‫کاری که دیگران توی ده سال انجام میدن رو
‫تو در عرض 10 روز کردی.

638
00:57:23,729 --> 00:57:25,731
‫- اگه به تمرینت ادامه بدی...
‫- فراموش کن.

639
00:57:25,814 --> 00:57:27,232
‫دیگه انجامش نمیدم.

640
00:57:30,235 --> 00:57:31,945
‫حرفای پارک جین دلسردت کرد؟

641
00:57:32,696 --> 00:57:34,781
‫پس همه‌ی این‌کارهات
‫از روی حماقت بوده.

642
00:57:34,865 --> 00:57:37,743
‫تعجبی نداره این‌قدر ناامید به‌نظر میای.
‫تو بیش از اندازه ضعیفی.

643
00:57:37,826 --> 00:57:40,621
‫بله، هستم.
‫پس دیگه هیچ‌کاری نمی‌کنم.

644
00:57:40,704 --> 00:57:42,164
‫پس فقط ساکت شو.

645
00:57:43,957 --> 00:57:45,584
‫فقط خفه شو و مزاحمم نشو.

646
00:57:53,425 --> 00:57:55,636
‫من شاگردی که
‫هیچ‌کاری نمی‌کنه رو نمی‌خوام.

647
00:57:59,973 --> 00:58:01,558
‫پس لازم‌ نیست استادم باشی.

648
00:58:02,684 --> 00:58:04,186
‫فقط ندیمه‌ام باش.

649
00:58:05,270 --> 00:58:07,189
‫بازم بری روی مخم، می‌فروشمت.

650
00:58:46,353 --> 00:58:47,479
‫ارباب جوان.

651
00:58:49,690 --> 00:58:54,319
‫ارباب جوان من خیلی برآشفته شده
‫و اصلا آب نمی‌خوره.

652
00:58:54,403 --> 00:58:56,363
‫می‌شه لطفا کمک کنید؟

653
00:58:56,446 --> 00:58:58,031
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

654
00:58:58,699 --> 00:59:00,534
‫بهترین چیز اینه که
‫خودِ عموم این مسئله رو حل کنه.

655
00:59:00,617 --> 00:59:03,870
‫استاد هیئو گفت
‫حاضره پا درمیونی کنه.

656
00:59:03,954 --> 00:59:07,666
‫لطفا بهش بگید با جین مو ملاقات کنه
‫و سریعاً به این وضعیت پایان بده.

657
00:59:12,421 --> 00:59:17,092
‫برای این امروز اینجا اومدم تا

658
00:59:17,175 --> 00:59:19,594
‫نگرانیم از بابت مشکل کوچیکی که
‫بزرگش کردی رو ابراز کنم.

659
00:59:19,678 --> 00:59:24,057
‫چطور ممکنه تهدید کردن
‫شاهزاده مشکل کوچیک تلقی بشه؟

660
00:59:26,601 --> 00:59:29,771
‫بخاطر همین رهبرمون
‫اونو زندانی کرد.

661
00:59:30,397 --> 00:59:33,150
‫سونگریم اندازه‌ای که لایقشه
‫اونو مجازات می‌کنه.

662
00:59:33,233 --> 00:59:36,069
‫وقتی پای خانواده‌ی سلطنتی در میون باشه
‫سونگریم نمی‌تونه مجازات کنه.

663
00:59:36,778 --> 00:59:40,532
‫از اونجایی که چون‌بوگوان مسئوله،
‫ما اونو اینجا مجازات می‌کنیم.

664
00:59:41,283 --> 00:59:43,410
‫چه بلایی سرش میارید؟

665
00:59:43,493 --> 00:59:47,330
‫از اونجایی که شاهزاده رو تهدید کرده،
‫لایق اینه که سرش زده بشه.

666
00:59:49,541 --> 00:59:53,420
‫ولی، ما نمی‌تونیم تنها بچه‌ی
‫گوانجو رو بکُشیم.

667
00:59:54,087 --> 00:59:57,924
‫پس باید اون دستش که باهاش
‫شاهزاده رو تهدید کرده رو قطع کنیم.

668
00:59:58,592 --> 01:00:00,510
‫دستش رو قطع کنید؟

669
01:00:00,594 --> 01:00:02,137
‫حتما غرورت خدشه‌دار شده

670
01:00:02,220 --> 01:00:04,472
‫که شاگردت نتونسته حریفِ

671
01:00:04,556 --> 01:00:07,267
‫یوکی بشه، کسی که فقط
‫ده روزه دروازه‌ی انرژی‌ش باز شده.

672
01:00:07,350 --> 01:00:10,145
‫پسره‌ی احمق، من این‌قدر سخاوتمند بودم
‫که می‌خواستم آبروی شما دوتا رو حفظ کنم.

673
01:00:10,228 --> 01:00:12,480
‫پس می‌خواستم
‫باهات خوش رفتاری کنم.

674
01:00:12,564 --> 01:00:14,191
‫ولی تو عقلت پاره‌سنگ برداشته.

675
01:00:14,274 --> 01:00:18,028
‫بذار چون‌بوگوان تصمیم بگیره که
‫این منم که دیوانه شدم یا جانگ یوکی.

676
01:00:18,111 --> 01:00:21,156
‫- مرتیکه‌ی...
‫- استاد، خواهش می‌کنم.

677
01:00:22,908 --> 01:00:25,577
‫درگیری اونا کاملا
‫با رضایت طرفین بود.

678
01:00:26,161 --> 01:00:28,538
‫ندیمه‌ی یوکی از اولش
‫شاهد ماجرا بوده.

679
01:00:31,499 --> 01:00:33,293
‫یه جنگ منصفانه بود.

680
01:00:34,502 --> 01:00:39,174
‫اگه حرف‌مونو باور نمی‌کنید
‫بذارید دوباره باهمدیگه بجنگن.

681
01:00:43,428 --> 01:00:47,015
‫دوباره بجنگن؟
‫این ایده‌ی خوبیه.

682
01:00:48,516 --> 01:00:51,519
‫از اونجایی که ادعا می‌کنید
‫اون شاهزاده رو تهدید نمی‌کرد

683
01:00:51,603 --> 01:00:53,188
‫و یه جنگ منصفانه بوده،

684
01:00:54,064 --> 01:00:57,025
‫چطوره که یک جنگ تن‌ به تن
‫رسمی برگزار کنیم؟

685
01:00:57,651 --> 01:00:59,945
‫یک جنگ تن‌ به تن
‫بین شاهزاده و یوکی؟

686
01:01:00,528 --> 01:01:03,490
‫اگر نمی‌تونید این‌کارو بکنید،
‫یوکی رو به ما تحویل بدید.

687
01:01:03,573 --> 01:01:04,991
‫ولی اگر اینو قبول کنید،

688
01:01:05,075 --> 01:01:09,496
‫حتی اگر یه نفر بمیره هم
‫کسی رو مسئول نمی‌دونیم.

689
01:01:10,372 --> 01:01:12,749
‫طبق رسم جادوگران دایهو.

690
01:01:23,677 --> 01:01:26,471
‫اومدیم ابروش رو درست کنیم
‫زدیم چشمش هم کور کردیم.

691
01:01:27,055 --> 01:01:31,226
‫اون مارموز روی دستم بلند شد.

692
01:01:31,309 --> 01:01:34,312
‫اگه یه جنگ تن به تن رسمی برگزار
‫کنیم یوکی می‌میره. حالا چیکار کنیم؟

693
01:01:34,396 --> 01:01:35,689
‫نگران نباش.

694
01:01:35,772 --> 01:01:38,108
‫شاهزاده این چالش رو
‫قبول نمی‌کنه.

695
01:01:39,192 --> 01:01:41,736
‫از وقتی استاد سئو گیونگ
‫سونگریم رو تأسیس کرد،

696
01:01:41,820 --> 01:01:45,198
‫خانواده‌ی سلطنتی و جادوگرها
‫باهمدیگه جنگ تن به تن نکردن.

697
01:01:45,281 --> 01:01:46,783
‫هر دوطرف به یک

698
01:01:46,866 --> 01:01:51,746
‫قانون نانوشته پای‌بند هستن که
‫انرژی‌شون رو سر همدیگه هدر ندن.

699
01:01:52,330 --> 01:01:53,415
‫امکان نداره

700
01:01:53,498 --> 01:01:56,876
‫شاهزاده این قانون رو
‫زیر پا بذاره و با یوکی بجنگه.

701
01:02:05,885 --> 01:02:07,595
‫لطفا چالش رو قبول کنید.

702
01:02:08,763 --> 01:02:12,976
‫دلیلی نمی‌بینم لازم باشه بخاطر
‫اون احمق با سونگریم دربیفتم.

703
01:02:13,059 --> 01:02:17,063
‫به لطف خودشون، دیگه نمی‌تونن
‫انگشت اتهام به‌سمت ما بگیرن.

704
01:02:17,147 --> 01:02:21,443
‫به سونگریم نشون بدید
‫دقیقا چقدر قوی هستید.

705
01:02:41,588 --> 01:02:43,673
‫اونا گارد سلطنتی چون‌بوگوان هستن.

706
01:02:44,257 --> 01:02:45,425
‫چه خبره؟

707
01:02:46,050 --> 01:02:48,052
‫لعنت بهت، استاد هیئو.

708
01:02:48,845 --> 01:02:50,805
‫گفت هیچ‌ اتفاقی نمی‌افته.

709
01:02:50,889 --> 01:02:52,557
‫پس اینا چیه؟

710
01:02:53,433 --> 01:02:54,976
‫ما هم باید با یوکی همراه بشیم؟

711
01:02:57,937 --> 01:03:00,815
‫متوجه نمی‌شم چرا
‫اینجا اومدن.

712
01:03:00,899 --> 01:03:04,569
‫می‌خواستم درباره‌ش
‫باهات صحبت کنم.

713
01:03:04,652 --> 01:03:06,779
‫ولی جین مو پیش‌دستی کرد.

714
01:03:08,198 --> 01:03:09,365
‫جین مو؟

715
01:03:10,158 --> 01:03:12,494
‫بازم اتفاقی افتاده؟

716
01:03:14,412 --> 01:03:15,830
‫لعنتی!

717
01:03:15,914 --> 01:03:17,749
‫شاهزاده

718
01:03:17,832 --> 01:03:20,502
‫جانگ یوکی را به چالش کشیده.

719
01:03:22,754 --> 01:03:26,716
‫دستیار گوانجو گفتن اگه اون
‫چالش رو قبول نکنه، ما باید

720
01:03:26,799 --> 01:03:29,219
‫جانگ یوکی رو به
‫چون‌بوگوان منتقل کنیم.

721
01:03:29,802 --> 01:03:32,722
‫جانگ یوکی از قبل
‫اینجا زندانی شده.

722
01:03:34,557 --> 01:03:38,061
‫به چون‌بوگوان منتقلش کنید؟
‫جریان چیه؟

723
01:03:38,144 --> 01:03:39,854
‫لطفا از استاد هیئو بپرسید.

724
01:03:40,647 --> 01:03:43,942
‫به من گفتن اونا از قبل
‫سر این جنگ توافق کردن.

725
01:03:52,742 --> 01:03:55,703
‫بلند شو. باید از اینجا بری بیرون.

726
01:03:56,454 --> 01:03:57,538
‫جریان چیه؟

727
01:03:57,622 --> 01:04:01,000
‫وقت توضیح‌دادن نداریم.
‫اگه راه نیفتی، دستت رو قطع می‌کنن.

728
01:04:01,918 --> 01:04:03,711
‫نه، حتی ممکنه بمیری.

729
01:04:04,254 --> 01:04:05,546
‫- چی؟
‫- ارباب جوان.

730
01:04:06,130 --> 01:04:07,674
‫اوضاع جدی شده.

731
01:04:07,757 --> 01:04:10,260
‫اگه اینجا بمونید دست‌تون
‫یا جون‌تون رو از دست می‌دید.

732
01:04:11,302 --> 01:04:12,762
‫بازم می‌خواید هیچ‌کاری نکنید؟

733
01:04:24,107 --> 01:04:28,653
‫من با جانگ یوکی میام کاخ سلطنتی
‫و با شاهزاده ملاقات می‌کنم.

734
01:04:29,237 --> 01:04:31,197
‫یوکی به‌زودی اینجا میاد.

735
01:04:35,785 --> 01:04:36,744
‫یوکی کجاست؟

736
01:04:36,828 --> 01:04:40,081
‫توی اتاق مخفی نیست.
‫فکر کنم فرار کرده.

737
01:04:40,790 --> 01:04:41,791
‫چی؟

738
01:04:48,965 --> 01:04:51,426
‫وقتی آدم بین بد و بدتر گیر کنه،

739
01:04:51,509 --> 01:04:53,469
‫فرار بهتر از قراره.

740
01:05:01,436 --> 01:05:04,355
‫تمام مدت اینجا بود،
‫و فقط ندیمه‌اش می‌اومد و می‌رفت.

741
01:05:04,939 --> 01:05:06,524
‫متوجه نمی‌شم چطور
‫فرار کرده.

742
01:05:09,152 --> 01:05:11,112
‫یول و دانگ‌گو کجان؟

743
01:05:19,871 --> 01:05:23,499
‫رهبرمون قضیه رو فیصله میده.
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته جلب توجه نکن.

744
01:05:24,834 --> 01:05:27,587
‫مودوک، خیلی مواظبش باش.

745
01:05:28,504 --> 01:05:31,507
‫راستی، مطمئنید
‫نمی‌خواید ما هم بیایم؟

746
01:05:31,591 --> 01:05:34,093
‫بله، قراره بریم روستای زادگاه من.

747
01:05:34,177 --> 01:05:36,137
‫روستای ساری، درسته؟

748
01:05:36,220 --> 01:05:39,056
‫همونجا بمونید. ما به‌زودی
‫میایم دنبال‌تون.

749
01:05:45,146 --> 01:05:47,356
‫بازم جون اونو توی خطر انداختی.

750
01:05:50,610 --> 01:05:52,987
‫و بازم اون به خواسته‌اش می‌رسه.

751
01:06:20,264 --> 01:06:21,599
‫جنگ تن به تن

752
01:06:22,892 --> 01:06:26,687
‫در میانه‌ی ماه بعدی برگزار می‌شه.

753
01:06:30,149 --> 01:06:31,484
‫ولی اگر

754
01:06:32,360 --> 01:06:34,237
‫در اون روز حضور پیدا نکرد،

755
01:06:36,072 --> 01:06:38,074
‫لطفا اینو به‌عنوان
‫شکستش قبول کنید.

756
01:06:38,157 --> 01:06:40,618
‫این اسمش فراره، نه شکست.

757
01:06:42,703 --> 01:06:45,373
‫فکر می‌کنم چنین آدم بزدلی
‫باید تنبیه بشه.

758
01:06:47,959 --> 01:06:49,585
‫منم باهاش موافقم.

759
01:06:50,211 --> 01:06:52,505
‫اگر جانگ یوکی اون روز حضور پیدا نکرد،

760
01:06:53,089 --> 01:06:55,383
‫از حق قانونی خودش برای
‫تبدیل‌شدن به گوانجوی بعدی

761
01:06:56,342 --> 01:06:57,426
‫محروم می‌شه.

762
01:07:05,351 --> 01:07:07,603
‫متوجه‌ام، عالیجناب.

763
01:07:25,204 --> 01:07:27,290
‫وقتی داریم فرار می‌کنیم
‫چرا اونو با خودت آوردی؟

764
01:07:28,624 --> 01:07:30,042
‫چون باید تمرین کنی.

765
01:07:30,126 --> 01:07:31,335
‫تمرین؟

766
01:07:31,419 --> 01:07:32,712
‫برای تمرین داریم اونجا می‌ریم؟

767
01:07:34,297 --> 01:07:35,381
‫تو پشت همه‌ی اینا بودی؟

768
01:07:35,423 --> 01:07:36,882
‫من فقط نقش خودم رو اجرا کردم.

769
01:07:37,383 --> 01:07:40,219
‫وقتی گفتم توی خطر افتادی
‫بألاخره یه تکونی به خودت دادی.

770
01:07:42,305 --> 01:07:43,556
‫چی شده؟

771
01:07:43,639 --> 01:07:45,725
‫من شاگردی نمی‌خوام که
‫مهارت‌هاشو بهتر نکنه.

772
01:07:46,517 --> 01:07:49,103
‫اگه می‌خوای هیچ‌کاری نکنی
‫می‌تونی بری بمیری.

773
01:07:49,186 --> 01:07:51,022
‫بازم منو مسموم کردی،

774
01:07:52,189 --> 01:07:53,899
‫استاد دیوانه.

775
01:07:54,567 --> 01:07:55,609
‫جانگ یوکی.

776
01:07:56,402 --> 01:07:59,780
‫داریم جایی می‌ریم که من قبلا
‫تمرین می‌کردم. خودت رو آماده کن.

777
01:08:00,406 --> 01:08:03,868
‫اونجا خبری از حموم آب گرم نیست،

778
01:08:03,951 --> 01:08:08,539
‫خبری از رختخواب راحت یا
‫غذاهای باب میلت نیست.

779
01:08:10,708 --> 01:08:13,711
‫واقعا روستای ساری
‫این‌قدر ترسناکه؟

780
01:08:14,503 --> 01:08:17,131
‫روستای ساری جایی بود که
‫مودوک اهل اونجا بود.

781
01:08:17,214 --> 01:08:19,175
‫زادگاه ناکسو

782
01:08:20,259 --> 01:08:21,635
‫دانیانگوگ‌ـه.

783
01:08:24,013 --> 01:08:25,723
‫مقصد ما اونجاست.

784
01:09:19,527 --> 01:09:21,320
‫چرا این چیزا اینجان؟

785
01:09:21,403 --> 01:09:22,530
‫مودوک!

786
01:09:22,613 --> 01:09:25,616
‫تقریبا دچار سوءتقاهم شدم که نکنه می‌خوای
‫با ظاهرسازی اینکه بهم آموزش بدی، منو بدزدی

787
01:09:25,699 --> 01:09:27,234
‫و باهام زندگی کنی.

788
01:09:27,284 --> 01:09:29,954
‫اینجور دخترها خطرناک‌ترین
‫دخترها هستن!

789
01:09:30,037 --> 01:09:31,539
‫من از چیزهای شیرین خوشم نمیاد.

790
01:09:31,622 --> 01:09:33,832
‫اگه میل ندارید بخورید راحت باشید.

791
01:09:33,916 --> 01:09:37,253
‫- یول با مودوک داره برنج می‌پزه!
‫- بهت گفتم...

792
01:09:37,336 --> 01:09:41,257
‫وقتی شاگردت درست جلوت وایساده
‫چطور تونستی به کس دیگه‌ای آموزش بدی؟

793
01:09:41,340 --> 01:09:44,426
‫اگه یوکی رو از حقوقش برای
‫جادوگر شدن رد صلاحیت کنیم چی؟

794
01:09:44,510 --> 01:09:47,388
‫مهم نیست کجا میره،
‫هیچ استادی برای یوکی وجود نداره.

795
01:09:47,471 --> 01:09:50,641
‫یه روح قدرتمند
‫به بدنش منتقل شده.

796
01:09:50,724 --> 01:09:51,684
‫مودوک، فرار کن!

797
01:09:51,767 --> 01:09:53,060
‫می‌خواستم هیچ‌کار نکنم...

798
01:09:53,143 --> 01:09:54,645
‫ولی یه چیز هی مزاحمم می‌شه.

799
01:09:56,647 --> 01:10:01,652
W W W . M O V I E S H O . C O M