1
00:00:42,709 --> 00:00:47,714
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:51,468 --> 00:00:52,635
‫این کیمیای ارواحه؟

3
00:00:53,635 --> 00:01:03,635
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:01:07,484 --> 00:01:11,946
‫آیا الان داره روحم جابجا می‌شه؟

5
00:02:59,887 --> 00:03:01,305
‫روحم جابجا نشد.

6
00:03:02,849 --> 00:03:04,225
‫چی شد؟

7
00:03:11,983 --> 00:03:13,026
‫جانگ یوکی.

8
00:03:14,068 --> 00:03:15,194
‫یوکی!

9
00:03:18,406 --> 00:03:19,657
‫یوکی!

10
00:03:20,825 --> 00:03:21,993
‫یوکی!

11
00:03:37,133 --> 00:03:40,803
‫پس روحت رو با شاگردم
‫جابجا کردی، گیل‌جو.

12
00:03:42,597 --> 00:03:43,681
‫مودوک.

13
00:03:47,435 --> 00:03:49,979
‫شاید برای محافظت ازش
‫خیلی ضعیف بوده باشم.

14
00:03:50,855 --> 00:03:53,316
‫ولی مطمئن می‌شم که
‫زندگیت رو پایان بدم.

15
00:03:59,155 --> 00:04:00,406
‫نمی‌دونستم

16
00:04:01,199 --> 00:04:03,201
‫این‌قدر به جانگ یوکی اهمیت میدی.

17
00:04:03,951 --> 00:04:05,161
‫ببند دهنت رو!

18
00:04:07,288 --> 00:04:08,456
‫استاد!

19
00:04:09,540 --> 00:04:10,666
‫منم، جانگ یوکی.

20
00:04:11,584 --> 00:04:12,835
‫روح‌مون جابجا نشد.

21
00:04:15,171 --> 00:04:17,173
‫به چشم‌هام نگاه کن.

22
00:04:18,299 --> 00:04:19,759
‫خودمم، درسته؟

23
00:04:24,263 --> 00:04:27,016
‫من تنها کسی هستم که می‌تونه
‫از این فاصله‌ی نزدیک بهت نگاه کنه.

24
00:04:30,728 --> 00:04:32,063
‫منو می‌شناسی؟

25
00:04:57,880 --> 00:05:00,216
‫اون روی بدنش علامت آبی داشت.

26
00:05:02,009 --> 00:05:04,887
‫حتما روحش دوباره
‫وارد بدن خودش شده.

27
00:05:05,972 --> 00:05:07,265
‫پس چرا من چیزیم نشده؟

28
00:05:07,348 --> 00:05:08,307
‫داری اشتباه می‌کنی.

29
00:05:09,016 --> 00:05:10,601
‫تو هم عوض شدی. نگاه کن.

30
00:05:11,894 --> 00:05:14,105
‫دیگه دستبند بهت وصل نیست،
‫ولی دستت از کنترل خارج نشده.

31
00:05:16,607 --> 00:05:19,652
‫حق با توئه.
‫دیگه می‌تونم آزادانه تکونش بدم.

32
00:05:19,735 --> 00:05:22,113
‫«بیرون‌کننده‌ی روح» بهت کمک
‫کرد انرژیت رو به جریان بندازی.

33
00:05:22,196 --> 00:05:25,908
‫سم دروازه‌ی انرژیت رو باز کرد،
‫و «بیرون‌کننده‌ی روح» انرژیت رو به جریان انداخت.

34
00:05:26,993 --> 00:05:30,288
‫یوکی، تو حقیقاً به‌طرز
‫حیرت‌آوری خوش‌شانسی.

35
00:05:36,961 --> 00:05:39,797
‫مطمئنم که تو رو اونجا دیدم.

36
00:05:40,715 --> 00:05:41,841
‫چی؟

37
00:06:02,111 --> 00:06:03,487
‫چرا؟

38
00:06:04,447 --> 00:06:05,990
‫چرا چیزیت نشده؟

39
00:06:06,073 --> 00:06:09,035
‫حتما بخاطر انرژی ضعیفت
‫شکست خوردی.

40
00:06:09,118 --> 00:06:11,245
‫تو هم یه تغییردهنده‌ی روحی.

41
00:06:11,328 --> 00:06:13,164
‫ناکسو، تو هم بألاخره

42
00:06:14,081 --> 00:06:16,125
‫قبض روح و نابود می‌شی.

43
00:06:17,251 --> 00:06:19,253
‫درست مثل من

44
00:06:20,463 --> 00:06:22,089
‫و پدرت.

45
00:06:27,011 --> 00:06:28,095
‫پدرم؟

46
00:06:28,763 --> 00:06:29,764
‫درسته.

47
00:06:30,264 --> 00:06:33,100
‫جادوگر مسئول بایگانی صور فلکی.

48
00:06:33,726 --> 00:06:34,894
‫چو چونگ!

49
00:06:36,771 --> 00:06:38,230
‫پدرم...

50
00:06:41,067 --> 00:06:42,485
‫یه تغییردهنده‌ی روح بود؟

51
00:06:45,404 --> 00:06:49,867
‫این چهار خانواده نبودن که
‫کل خانواده‌ات رو کُشتن.

52
00:06:51,327 --> 00:06:55,456
‫کارِ اون بود.
‫وحشی شد و همه رو به‌قتل رسوند.

53
00:06:57,583 --> 00:06:59,585
‫داخل بمون و بیرون نیا.

54
00:06:59,668 --> 00:07:02,588
‫اگه پدرت رو دیدی فرار کن.

55
00:07:02,671 --> 00:07:04,298
‫نذار بگیرتت.

56
00:07:07,676 --> 00:07:11,889
‫پدرت و خودت جفت‌تون
‫مورد سوءاستفاده قرار گرفتید

57
00:07:12,640 --> 00:07:14,975
‫و بألاخره قبض روح می‌شی
‫و می‌میری.

58
00:07:15,935 --> 00:07:17,937
‫کسی که روح پدرم رو جابجا کرد،

59
00:07:19,313 --> 00:07:20,481
‫دانجو،

60
00:07:21,565 --> 00:07:23,567
‫جین مو از چون‌بوگوان بود؟

61
00:07:24,151 --> 00:07:27,112
‫جین مو دانجوی واقعی ما نیست.

62
00:07:27,863 --> 00:07:30,741
‫دانجوی واقعی کس دیگه‌ایه.

63
00:07:31,659 --> 00:07:33,869
‫- و اون کیه؟
‫- دانجوی واقعی

64
00:07:35,079 --> 00:07:37,540
‫می‌تونه جلوی
‫وحشی‌ شدنت رو بگیره

65
00:07:38,541 --> 00:07:41,710
‫چرا که سنگ یخ دستِ
‫دانجوی واقعیه.

66
00:07:41,794 --> 00:07:44,046
‫پس دانجوی واقعی کیه؟

67
00:08:08,821 --> 00:08:10,906
‫مودوک، حالت خوبه؟

68
00:08:12,116 --> 00:08:13,367
‫من خوبم.

69
00:08:14,243 --> 00:08:16,161
‫برو دنبال اون. عجله کن!

70
00:08:52,906 --> 00:08:55,242
‫باید قبل از اینکه
‫سمِ جادوگری پخش بشه

71
00:08:55,909 --> 00:08:57,911
‫از اینجا برم بیرون.

72
00:09:22,353 --> 00:09:23,520
‫اطراف رو بگردید.

73
00:09:23,604 --> 00:09:24,855
‫- بله، قربان.
‫- بله، قربان.

74
00:09:48,462 --> 00:09:49,421
‫خالیه.

75
00:09:55,010 --> 00:09:56,887
‫انرژی جادوگری حس کرد.

76
00:09:56,970 --> 00:10:00,057
‫استاد هیئو درست می‌گفت.
‫این ساپسالی واقعا گویگو بود.

77
00:10:00,682 --> 00:10:02,976
‫واقعا اینجا کیمیای ارواح
‫اجرا شده؟

78
00:10:12,069 --> 00:10:12,986
‫اونا چی‌ان؟

79
00:10:13,570 --> 00:10:14,947
‫روی زمین بودن.

80
00:10:16,073 --> 00:10:17,324
‫شاید این «بیرون‌کننده‌ی روح» باشه.

81
00:10:23,163 --> 00:10:24,331
‫این دستبند...

82
00:10:25,207 --> 00:10:27,209
‫این دستبند نگهدارنده‌ی
‫ارباب جوان جانگ نیست؟

83
00:10:27,292 --> 00:10:28,961
‫این چرا اینجاست؟

84
00:10:29,586 --> 00:10:31,171
‫این یعنی یوکی اینجا بوده؟

85
00:10:35,968 --> 00:10:37,177
‫اینجا جنگیدن.

86
00:10:37,261 --> 00:10:39,429
‫فکر می‌کنی اتفاقی
‫براش افتاده؟

87
00:10:42,766 --> 00:10:45,310
‫لطفا برگرد سونگریم و
‫چیزی که دیدی رو گزارش کن.

88
00:10:45,978 --> 00:10:48,230
‫دانگ‌گو، برو داخل قلعه و
‫دنبال یوکی بگرد.

89
00:10:48,313 --> 00:10:50,232
‫- من این اطراف رو می‌گردم.
‫- باشه.

90
00:11:26,101 --> 00:11:28,604
‫جادوگران سونگریم از کجا
‫می‌دونستن اینجا بیان؟

91
00:11:45,746 --> 00:11:47,497
‫تو هم یه تغییردهنده‌ی روحی.

92
00:11:48,081 --> 00:11:49,791
‫ناکسو، تو هم بألاخره

93
00:11:50,709 --> 00:11:52,919
‫قبض روح و نابود می‌شی.

94
00:11:53,003 --> 00:11:55,005
‫درست مثل من

95
00:11:55,672 --> 00:11:57,257
‫و پدرت.

96
00:12:00,969 --> 00:12:02,179
‫پدر.

97
00:12:26,536 --> 00:12:28,163
‫پدرت و خودت جفت‌تون...

98
00:12:29,873 --> 00:12:32,417
‫مورد سوءاستفاده قرار گرفتید و بألاخره

99
00:12:33,877 --> 00:12:36,004
‫قبض روح می‌شی
‫و می‌میری.

100
00:14:22,611 --> 00:14:23,778
‫چرا؟

101
00:14:24,779 --> 00:14:26,156
‫چرا بازم تویی؟

102
00:14:32,579 --> 00:14:35,415
‫تغییردهنده‌ی روح اینه؟

103
00:14:35,498 --> 00:14:37,500
‫نه، این ندیمه‌ی یوکیه.

104
00:14:38,543 --> 00:14:40,837
‫اتفاقی بهش آسیب زدم،
‫پس باید مداواش کنم.

105
00:14:47,761 --> 00:14:50,263
‫خدایا، عجب روزی.

106
00:14:50,347 --> 00:14:53,016
‫خدایا. امروز کاروبار سکه بود.

107
00:14:59,064 --> 00:15:01,274
‫باید انرژیم رو دوباره پر کنم،
‫وگرنه قبض روح می‌شم.

108
00:15:03,943 --> 00:15:05,987
‫- کارت تموم شد؟
‫- بله، تمومه.

109
00:15:06,571 --> 00:15:08,406
‫پس بیا یه نوشیدنی بخوریم.

110
00:15:09,074 --> 00:15:10,116
‫- باشه.
‫- عجله کن!

111
00:15:10,200 --> 00:15:11,368
‫بیا بریم.

112
00:15:13,036 --> 00:15:15,330
‫اگه سروصدا راه بندازم
‫نمی‌تونم برگردم.

113
00:15:15,413 --> 00:15:18,333
‫باید یه جای ساکت پیدا کنم
‫که بتونم انرژی‌شون رو بگیرم.

114
00:16:09,050 --> 00:16:10,844
‫لطفا برو کنار.

115
00:16:12,929 --> 00:16:14,180
‫درسته.
‫خواهش می‌کنم بفرمایید.

116
00:16:15,098 --> 00:16:16,057
ارباب.

117
00:16:16,141 --> 00:16:18,393
‫با این حقه‌های تابلو
‫نمی‌تونی ما رو گول بزنی.

118
00:16:19,644 --> 00:16:22,188
‫از وقتی وارد پایتخت شدی
‫داشتی تعقیبش می‌کردی.

119
00:16:29,696 --> 00:16:32,031
‫اون مرده داره تعقیب‌مون می‌کنه.

120
00:16:35,785 --> 00:16:39,164
‫اون‌همه راه تا این
‫کاروانسرا تعقیبش کردی.

121
00:16:41,332 --> 00:16:43,626
‫فقط مسیرمون یکی بوده، همین.

122
00:16:43,710 --> 00:16:44,836
‫دروغ نگو.

123
00:16:44,919 --> 00:16:47,714
‫کل این مدت بهش
‫خیره شده بودی.

124
00:16:47,797 --> 00:16:48,923
‫نه‌خیر هم.

125
00:16:49,007 --> 00:16:50,008
‫سونی.

126
00:16:50,717 --> 00:16:52,385
‫دیگه بیشتر از این
‫خجالت‌زده‌اش نکن.

127
00:16:56,347 --> 00:16:59,767
‫تعقیب‌کردن من تا منزلم
‫بی‌ادبانه و ناخوشایند بود.

128
00:17:00,351 --> 00:17:03,313
‫اگه نمی‌خوای این وقت شب
‫یه کاروانسرای دیگه پیدا کنم،

129
00:17:03,396 --> 00:17:04,522
‫خواهش می‌کنم برو.

130
00:17:06,065 --> 00:17:07,358
‫بانو.

131
00:17:08,193 --> 00:17:10,528
‫چرا فکر می‌کنی داشتم
‫تعقیبت می‌کردم؟

132
00:17:11,112 --> 00:17:12,989
‫نه پولی بهم بدهکاری

133
00:17:13,072 --> 00:17:16,326
‫نه می‌شناسمت،
‫پس چرا فکر می‌کنی تعقیبت کردم؟

134
00:17:16,409 --> 00:17:19,370
‫- بخاطر اینکه اون خیلی...
‫- خفه شو، سونی.

135
00:17:20,914 --> 00:17:22,540
‫می‌خوام تو جوابم رو بدی.

136
00:17:24,709 --> 00:17:28,922
‫مردهای زیادی بخاطر ظاهرم تعقیبم
‫می‌کنن و اذیتم می‌کنن.

137
00:17:29,005 --> 00:17:30,173
‫پس فکر کردم

138
00:17:31,382 --> 00:17:33,009
‫تو هم یکی از اونا هستی.

139
00:17:33,593 --> 00:17:34,427
‫که اینطور.

140
00:17:35,345 --> 00:17:36,179
‫داری اشتباه می‌کنی.

141
00:17:38,556 --> 00:17:39,933
‫ظاهرت منو تحت‌تأثیر قرار نمیده،

142
00:17:40,642 --> 00:17:42,393
‫و تعقیبت هم نمی‌کردم.

143
00:17:44,062 --> 00:17:45,396
‫اگه اینطوریه،

144
00:17:47,398 --> 00:17:48,733
‫متأسفم.

145
00:17:48,816 --> 00:17:50,735
‫پس حالا می‌تونم برم
‫طبقه‌ی بالا؟

146
00:18:03,247 --> 00:18:05,667
‫- بانوی جوان هیئو.
‫- بله؟

147
00:18:05,750 --> 00:18:07,377
‫باید غذا بخورید.

148
00:18:09,420 --> 00:18:10,588
‫اون پسره‌ی بی‌شـ...

149
00:18:11,547 --> 00:18:12,632
‫منظورم...

150
00:18:13,216 --> 00:18:16,094
‫از این خجالت می‌کشید که
‫شاید بازم با اون برخورد کنید؟

151
00:18:17,345 --> 00:18:18,638
‫بخاطر این نیست.

152
00:18:19,597 --> 00:18:21,099
‫فقط حالم خوب نیست.

153
00:18:21,683 --> 00:18:23,434
‫باید لباس‌های خشک
‫تن‌تون کنید.

154
00:18:23,518 --> 00:18:25,937
‫من براتون یه‌کم شوربا می‌گیرم.

155
00:20:06,579 --> 00:20:07,788
‫حالت خوبه؟

156
00:20:11,167 --> 00:20:13,920
‫اون چی بود؟

157
00:20:15,213 --> 00:20:16,756
‫دنبال اون بودی؟

158
00:20:17,632 --> 00:20:18,799
‫بله.

159
00:20:20,676 --> 00:20:22,303
‫خوشحالم که صدمه ندیدی.

160
00:20:23,137 --> 00:20:24,263
‫صبر کن.

161
00:20:25,932 --> 00:20:26,933
‫ممنون.

162
00:20:27,433 --> 00:20:28,976
‫اگه حالت خوب نیست،

163
00:20:29,769 --> 00:20:31,520
‫یه سر برو سجوک‌وون
‫در سونگریم.

164
00:20:31,604 --> 00:20:33,147
‫تو سجوک‌وون رو می‌شناسی؟

165
00:20:33,231 --> 00:20:34,941
‫من هیئو یونوکی...

166
00:20:39,070 --> 00:20:40,780
‫سجوک‌وون هستم.

167
00:21:00,091 --> 00:21:03,177
‫با توجه به اینکه می‌بینم
‫این بجای دوست‌تون دستِ شماست،

168
00:21:04,428 --> 00:21:06,305
‫حدس می‌زنم دوست‌تون مُرده.

169
00:21:09,850 --> 00:21:11,102
‫از اولش...

170
00:21:13,145 --> 00:21:14,647
‫می‌دونستی من کی‌ام.

171
00:22:15,916 --> 00:22:17,168
‫حالت خوبه؟

172
00:22:17,251 --> 00:22:18,961
‫هی، حالت خوبه؟

173
00:22:19,044 --> 00:22:21,881
‫سعی کن بلند شی. آروم.

174
00:22:25,468 --> 00:22:27,011
‫یه هیولاست!

175
00:22:29,096 --> 00:22:30,139
‫یه تغییردهنده‌ی روح.

176
00:22:30,222 --> 00:22:31,307
‫اون یه تغییردهنده‌ی روحه!

177
00:22:31,390 --> 00:22:33,642
‫- یه تغییردهنده‌ی روح!
‫- یه تغییردهنده‌ی روح!

178
00:23:06,842 --> 00:23:09,637
‫دانجوی واقعی کس دیگه‌ایه.

179
00:23:10,638 --> 00:23:14,308
‫دانجوی واقعی می‌تونه جلوی
‫وحشی‌ شدنت رو بگیره.

180
00:23:14,391 --> 00:23:17,144
‫برو. برو پیش دانجوت.

181
00:23:19,438 --> 00:23:21,023
‫گیل‌جو گم شده؟

182
00:23:21,106 --> 00:23:24,860
‫از وقتی رفته دنبال ندیمه‌ی جانگ یوکی
‫دیگه خبری ازش نشنیدیم.

183
00:23:26,403 --> 00:23:27,988
‫ندیمه‌ی جانگ یوکی؟

184
00:23:28,614 --> 00:23:30,366
‫چرا باید بره دنبال اون؟

185
00:23:30,449 --> 00:23:34,119
‫راستش رو بگم،
‫اون از اولش دنبال جانگ یوکی بود.

186
00:23:35,162 --> 00:23:38,874
‫«پلاک روح» که ناکسو گذاشته
‫بود درواقع مال یوکی بود.

187
00:23:39,625 --> 00:23:42,753
‫حتما چون فکر کرده جانگ یوکی
‫هم دخیله رفته دنبال اون.

188
00:23:42,836 --> 00:23:45,089
‫پس باید زودتر بهم می‌گفتی!

189
00:23:45,714 --> 00:23:46,966
‫بهم گفت ساکت بمونم.

190
00:23:47,049 --> 00:23:49,343
‫حتما می‌خواسته اول
‫مدارک محکم پیدا کنه.

191
00:23:49,969 --> 00:23:52,096
‫به همه‌ی جادوگرهامون دستور
‫بده دنبال گیل‌جو بگردن.

192
00:23:58,352 --> 00:24:00,020
جایی که کیمیای ارواح
اجرا شده بود

193
00:24:00,104 --> 00:24:02,564
‫دستبند نگهدارنده‌ی
‫یوکی پیدا شد؟

194
00:24:02,648 --> 00:24:04,149
‫دانگ‌گو داره دنبال
‫ارباب جوان جانگ می‌گرده.

195
00:24:04,233 --> 00:24:06,277
‫ارباب جوان سئو داره
‫نواحی اطراف معبد رو می‌گرده.

196
00:24:06,360 --> 00:24:08,988
‫- اونا توی معبد بودن؟
‫- بله، سرورم.

197
00:24:09,071 --> 00:24:13,117
‫بعید می‌دونم یوکی قادر
‫به اجرای کیمیای ارواح باشه.

198
00:24:13,200 --> 00:24:14,535
‫استاد لی،

199
00:24:14,618 --> 00:24:17,121
‫اگه روح کس دیگه‌ای به
‫بدن یوکی جابجا شده باشه چی؟

200
00:24:17,204 --> 00:24:19,957
‫نگران نباش.
‫مطمئنم حالش خوبه.

201
00:24:24,586 --> 00:24:26,755
‫اون مواظبشه.

202
00:24:26,839 --> 00:24:28,007
‫راستی،

203
00:24:28,090 --> 00:24:31,802
‫وسط این آشفته‌بازار
‫رهبرمون کجاست؟

204
00:24:32,720 --> 00:24:34,430
‫قبل از اینکه یوکی به‌دنیا بیاد...

205
00:24:36,181 --> 00:24:38,225
‫تقریبا 20 سال پیش...

206
00:24:38,809 --> 00:24:39,810
‫آیا جانگ گانگ

207
00:24:40,686 --> 00:24:42,521
‫کیمیای ارواح اجرا کرد؟

208
00:24:47,776 --> 00:24:50,029
‫گوانجوی چون‌بوگوان
‫جادوگری بکنه؟

209
00:24:50,863 --> 00:24:52,197
‫مزخرفه.

210
00:24:52,281 --> 00:24:53,490
‫جین مو برام تعریف کرد.

211
00:24:55,117 --> 00:24:57,161
‫جرأت نکردم از اون بشنوم،

212
00:24:58,579 --> 00:25:00,164
‫پس بجاش اومدم پیش تو.

213
00:25:04,626 --> 00:25:06,003
‫بانو دوهوا...

214
00:25:07,254 --> 00:25:08,964
‫یه بار خیلی نگران بود

215
00:25:09,965 --> 00:25:12,885
‫که گوانجو علاقه داره
‫یه طلسم عجیب یاد بگیره.

216
00:25:13,719 --> 00:25:17,014
‫هرچند که دوامی نیاورد.

217
00:25:17,598 --> 00:25:19,850
‫تا یک‌ سال خونه نیومد.

218
00:25:20,476 --> 00:25:24,021
‫در اتاق مخفی چون‌بوگوان
‫با جین مو طلسم‌ها رو تمرین می‌کرد.

219
00:25:24,104 --> 00:25:25,063
‫اما،

220
00:25:25,147 --> 00:25:28,942
‫بعد از اینکه همسرش باردار
‫شد دست از این‌کار کِشید.

221
00:25:32,863 --> 00:25:36,742
‫دوهوا پسر پادشاه فقید رو
‫به‌دنیا آورد.

222
00:25:37,409 --> 00:25:38,494
‫پادشاه فقید

223
00:25:39,286 --> 00:25:41,997
‫بخاطر یک بیماری سخت فوت کرد،
‫اون حتی نمی‌تونست تکون بخوره.

224
00:25:42,080 --> 00:25:43,457
‫پس چطور این ممکنه؟

225
00:25:45,417 --> 00:25:48,879
‫کیمیای ارواح این‌کارو ممکن کرد.

226
00:25:50,839 --> 00:25:52,216
‫به‌عنوان یه جادوگر،

227
00:25:53,550 --> 00:25:55,719
‫اون فقط مدت کوتاهی
‫درباره‌اش کنجکاو بود.

228
00:25:55,803 --> 00:25:56,720
‫نه.

229
00:25:58,055 --> 00:25:59,348
‫اون کارِ

230
00:26:00,849 --> 00:26:02,100
‫جبران‌ناپذیری رو...

231
00:26:02,893 --> 00:26:06,897
‫با دوهوا و یوکی کرده.

232
00:26:17,199 --> 00:26:20,577
‫یه جادوگر جئونگ‌جینگاک
دربه‌در دنبال ارباب جوان‌مون می‌گرده.

233
00:26:30,379 --> 00:26:32,089
‫نمی‌دونستم شما هم اینجائید.

234
00:26:32,172 --> 00:26:33,465
‫موضوع چیه؟

235
00:26:34,633 --> 00:26:35,842
‫فکر کنم یوکی

236
00:26:36,677 --> 00:26:38,470
‫قربانیِ کیمیای ارواح شده.

237
00:26:39,555 --> 00:26:40,639
‫چی؟

238
00:27:05,038 --> 00:27:06,415
‫اینجا چون‌بوگوانه.

239
00:27:06,957 --> 00:27:09,918
‫ممکنه دانجوی واقعی
‫داخل اون دیوارها باشه؟

240
00:27:33,108 --> 00:27:35,694
‫این مسیر می‌رسه
‫به کاخ سلطنتی.

241
00:27:36,528 --> 00:27:39,364
‫ممکنه دانجوی واقعی اون‌تو باشه؟

242
00:27:49,166 --> 00:27:50,333
‫من از چون‌بوگوان هستم.

243
00:27:51,043 --> 00:27:52,794
‫حتما مسئله فوری فوتی‌ـه.

244
00:28:00,969 --> 00:28:02,220
‫بذار چهره‌ات رو ببینم.

245
00:28:02,304 --> 00:28:04,222
‫مسئله فوریه. برو کنار.

246
00:28:04,306 --> 00:28:05,599
‫بذار چهره‌ات رو ببینم.

247
00:28:28,121 --> 00:28:29,164
‫یه تغییردهنده‌ی روح.

248
00:28:32,125 --> 00:28:33,251
‫برید دنبالش!

249
00:30:20,900 --> 00:30:22,986
‫پس دانجوی واقعی داخل کاخه.

250
00:30:25,613 --> 00:30:26,948
‫اسمش سنگ یخ بود، مگه نه؟

251
00:30:28,116 --> 00:30:29,659
‫همون‌که بهش اشاره کردی.

252
00:30:31,328 --> 00:30:34,456
‫من اونو پیدا می‌کنم و نمی‌ذارم
‫مودوک هم به سرنوشت تو دچار بشه.

253
00:30:45,75.5 --> 00:30:55,75.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

254
00:31:05,695 --> 00:31:07,113
‫صبر کنید. اون واقعا...

255
00:31:08,073 --> 00:31:09,449
‫نگاهش کنید!

256
00:31:09,532 --> 00:31:11,076
‫واقعا مُرده؟

257
00:31:11,159 --> 00:31:12,952
‫- بهش دست بزنید.
‫- دست بزنم؟

258
00:31:13,036 --> 00:31:15,121
‫- خدای من!
‫- خدای من!

259
00:31:31,054 --> 00:31:33,056
‫درحالی‌که داشت وحشی می‌شد
سعی کرده بود وارد کاخ بشه.

260
00:31:34,933 --> 00:31:36,142
‫کُشتینش؟

261
00:31:37,185 --> 00:31:38,645
‫چطور می‌تونستیم؟

262
00:31:38,728 --> 00:31:41,564
‫یه جادوگر ناشناس یهویی پیداش
‫شد و روش یه طلسم استفاده کرد.

263
00:31:42,315 --> 00:31:44,567
‫از کدوم خانواده بود؟
‫چهره‌اش رو دیدید؟

264
00:31:44,651 --> 00:31:46,194
‫نه، سرورم. چهره‌اش رو
‫با یه لباس آبی پوشونده بود.

265
00:31:46,277 --> 00:31:48,947
‫گرچه دیدم از چه
‫طلسمی استفاده کرد.

266
00:31:55,411 --> 00:31:56,579
‫«تانسو» بود.

267
00:32:00,041 --> 00:32:02,919
‫- تانسو؟
‫- بله، مطمئنم.

268
00:32:04,045 --> 00:32:05,588
‫انرژی رو با شمشیرش پرتاب کرد.

269
00:32:08,299 --> 00:32:11,386
‫تانسو طلسمی بود که
‫ناکسو به‌کار می‌گرفت.

270
00:32:11,469 --> 00:32:14,472
‫جادوگر دیگه‌ای هم بوده که
‫بهش مسلط بوده؟

271
00:32:23,523 --> 00:32:25,984
‫شنیدم یه تغییردهنده‌ی روح
‫که وحشی شده بوده رو گرفتید.

272
00:32:26,651 --> 00:32:29,946
‫اومدیم اینجا ببینیم کی بوده.

273
00:32:31,239 --> 00:32:34,158
‫البته. راحت باشید و
‫نگاهش کنید.

274
00:32:58,057 --> 00:32:59,183
‫اون گیل‌جو،

275
00:33:00,059 --> 00:33:02,854
‫یکی از افرادت نیست؟

276
00:33:04,772 --> 00:33:06,941
‫درسته.

277
00:33:09,402 --> 00:33:12,030
‫جسدش رو داخل بیارید
‫و به همه بگید برن.

278
00:33:12,113 --> 00:33:12,989
‫بله، سرورم.

279
00:33:18,620 --> 00:33:21,789
‫وقتی کیمیای ارواح داشت انجام
‫می‌شد جین مو پیش من بود.

280
00:33:22,624 --> 00:33:24,208
‫اونم وحشت کرده.

281
00:33:25,209 --> 00:33:28,671
‫اونم از این کیمیای ارواح بی‌خبر بوده.

282
00:33:30,381 --> 00:33:33,760
‫از اونجایی که این اتفاق داخل چون‌بوگوان
‫افتاده خودم ترتیبش رو میدم.

283
00:33:33,843 --> 00:33:35,553
‫هیچ ربطی به سونگریم نداره.

284
00:33:36,262 --> 00:33:37,347
‫البته.

285
00:33:38,097 --> 00:33:41,059
‫اما، اگر کمک نیاز داشتی

286
00:33:41,643 --> 00:33:43,978
‫خواهش می‌کنم از ما بخواه.

287
00:33:46,564 --> 00:33:49,025
‫یه تغییردهنده‌ی روح دیگه هم
‫وحشی شده؟

288
00:33:49,609 --> 00:33:52,737
‫خوشبختانه، دستگیر شد
‫و به‌علت قبض روح مُرد.

289
00:33:52,820 --> 00:33:54,822
‫و این تغییردهنده‌ی روح کی بوده؟

290
00:33:54,906 --> 00:33:56,115
‫اون

291
00:33:56,199 --> 00:33:59,410
‫گیل‌جو، یه جادوگر چون‌بوگوان بوده.

292
00:34:01,245 --> 00:34:03,373
‫گیل‌جو یه تغییردهنده‌ی روح شده بود؟

293
00:34:04,374 --> 00:34:07,460
‫بعدش در چون‌بوگوان
‫دستگیرش کردن؟

294
00:34:07,543 --> 00:34:09,545
‫اون جلوی کاخ دستگیر شد.

295
00:34:09,629 --> 00:34:12,673
‫بعد از اینکه وحشی شد
‫سعی کرد وارد محوطه‌ی کاخ بشه.

296
00:34:13,633 --> 00:34:15,343
‫داشت می‌اومد اینجا؟

297
00:34:15,426 --> 00:34:17,595
‫بعدش یهویی یه جادوگر پیداش شده

298
00:34:17,678 --> 00:34:19,806
‫و با استفاده از تانسو مغلوب‌ش کرده.

299
00:34:23,142 --> 00:34:25,186
‫و این جادوگر کی بوده؟

300
00:34:26,729 --> 00:34:28,856
‫کسی که گیل‌جو رو کُشت ناکسو بود.

301
00:34:28,940 --> 00:34:30,191
‫- چی؟
‫- ناکسو؟

302
00:34:30,274 --> 00:34:31,692
‫اون برگشته!

303
00:34:31,776 --> 00:34:33,653
‫- ناکسو؟
‫- همون قاتله؟

304
00:34:34,195 --> 00:34:38,241
‫دیشب، جادوگری که اومد دم کاخ
‫از تانسو استفاده کرد.

305
00:34:38,324 --> 00:34:40,118
‫اون طلسمی بود که
‫ناکسو ازش استفاده می‌کرد.

306
00:34:40,201 --> 00:34:41,911
‫- خدای من.
‫- واقعا؟

307
00:34:41,994 --> 00:34:43,371
‫- اون بود؟
‫- خدای من.

308
00:34:43,454 --> 00:34:44,747
‫صبر کنید.

309
00:34:44,831 --> 00:34:46,165
‫ناکسو مُرده.

310
00:34:46,249 --> 00:34:47,125
‫- درسته.
‫- درسته.

311
00:34:47,208 --> 00:34:50,128
‫همه شاهد بودن که
‫بدنش سوزونده شد.

312
00:34:50,211 --> 00:34:52,547
‫من خودم با دوتا چشم‌های
‫خودم دیدم.

313
00:34:52,630 --> 00:34:53,798
‫- درسته.
‫- حقیقت داره.

314
00:34:53,881 --> 00:34:56,300
‫برخلاف بدنش، روح‌ش هنوز زنده ست.

315
00:34:56,384 --> 00:34:59,762
‫«قاتل سایه» در هیبت
‫یه تغییردهنده‌ی روح برگشته.

316
00:34:59,846 --> 00:35:01,514
‫- چی؟
‫- حقیقت داره؟

317
00:35:01,597 --> 00:35:03,516
‫- امکان نداره.
‫- واقعا؟

318
00:35:03,599 --> 00:35:05,476
‫ولی ناکسو که زنه.

319
00:35:05,560 --> 00:35:07,603
‫کسی که گیل‌جو رو
‫کُشت یه مرد بود.

320
00:35:07,687 --> 00:35:10,857
‫یه مرد قدبلند با لباس‌های
‫آبی بود که چهره‌اش رو پوشونده بود.

321
00:35:11,524 --> 00:35:13,526
‫ناکسو تغییردهنده‌ی روح بود، مگه نه؟

322
00:35:13,609 --> 00:35:16,279
‫حتما روح‌ش رو با اون
‫مرد قد بلند جابجا کرده.

323
00:35:18,072 --> 00:35:19,991
‫پس حتما قوی‌تر شده.

324
00:35:21,492 --> 00:35:23,161
‫از اولش هم قدرتمند بود.

325
00:35:23,244 --> 00:35:26,706
‫ولی به لطفِ جابجا شدن توی
‫یه بدن قوی دیگه شکست‌ناپذیر شده.

326
00:35:28,916 --> 00:35:30,334
‫گیل‌جو رو به‌عنوان انتقام بخاطر

327
00:35:30,418 --> 00:35:32,879
‫سوزوندن جسدش در چون‌بوگوان

328
00:35:33,546 --> 00:35:35,047
‫و کُشتن افرادش، کُشت.

329
00:35:35,131 --> 00:35:36,549
‫چرا ما؟

330
00:35:36,632 --> 00:35:38,509
‫کسی که ناکسو رو
‫کُشت سونگریم بود.

331
00:35:39,510 --> 00:35:44,265
‫«ناکسوی شکست‌ناپذیر
‫با لباسی آبی برگشته،

332
00:35:44,348 --> 00:35:46,934
‫و هدف بعدی‌ش سونگریمه.»

333
00:35:47,018 --> 00:35:50,187
‫این شایعه‌ایه که هی
‫دارم می‌شنوم.

334
00:35:50,271 --> 00:35:53,149
‫تغییردهنده‌ی روح همین
‫چند ساعت پیش دستگیر شد.

335
00:35:53,232 --> 00:35:55,026
‫چطور به این سرعت
‫چنین شایعات مزخرفی درست شده؟

336
00:35:55,610 --> 00:35:59,405
‫این‌جور شایعات مثل آتیش
‫پخش میشن و اغراق‌آمیز هم هستن.

337
00:35:59,488 --> 00:36:01,157
‫و شایعه‌اش منطقی هم هست.

338
00:36:01,240 --> 00:36:04,201
‫جادوگری که گیل‌جو رو کُشت
‫از تانسو استفاده کرد،

339
00:36:04,285 --> 00:36:06,662
‫و این دقیقا همون طلسمیه
‫که ناکسو هم استفاده می‌کرد.

340
00:36:06,746 --> 00:36:08,664
‫کی گفته فقط اون یه نفر بوده
‫که می‌تونسته از تانسو استفاده کنه؟

341
00:36:10,249 --> 00:36:12,960
‫اگه منم می‌خوستم خودم
‫همین الان بهش مسلط بودم.

342
00:36:14,754 --> 00:36:17,465
‫اگه این شایعات داخل
‫سونگریم پخش بشن،

343
00:36:17,548 --> 00:36:20,635
‫من تو رو مسئول می‌دونم. پس مطمئن شو
‫که هیچ‌وقت چنین اتفاقی نیفته.

344
00:36:21,427 --> 00:36:22,470
‫بله، سرورم.

345
00:36:25,848 --> 00:36:28,851
‫من واقعا فکر می‌کنم
‫این ارباب جوان جانگ نبوده

346
00:36:28,935 --> 00:36:30,353
‫که روحش جابجا شده و مُرده.

347
00:36:31,270 --> 00:36:34,482
‫ولی چرا دستبندش رو
‫اونجا پیدا کردیم؟

348
00:36:36,150 --> 00:36:38,361
‫به‌محض اینکه پیداش
‫کنیم متوجه می‌شیم.

349
00:36:44,408 --> 00:36:46,952
‫تو زیاد خوب به‌نظر نمیای.

350
00:36:54,251 --> 00:36:55,586
‫بهتره

351
00:36:56,337 --> 00:36:58,673
‫بری اونجا و اونجا منتظرش باشی.

352
00:37:09,016 --> 00:37:10,726
‫حالت خیلی بده؟

353
00:37:11,352 --> 00:37:14,397
‫خیلی غافلگیر شدم که
‫بیسکویت عسلی که دیشب خوردم

354
00:37:14,480 --> 00:37:16,482
‫باعث شده رودل بکنم.

355
00:37:18,526 --> 00:37:21,487
‫وقتی خبر این تغییر روح رو
‫شنیدم این‌قدر شوکه شدم

356
00:37:21,570 --> 00:37:23,906
‫که حتی روح خودمم از بدنم
‫خارج شد و دوباره وارد بدنم شد.

357
00:37:32,039 --> 00:37:34,458
‫واقعا برگشته؟

358
00:37:37,378 --> 00:37:38,712
‫خودتی، پیش‌خدمت کیم؟

359
00:37:39,547 --> 00:37:42,049
‫نه، سرورم. من پیش‌خدمت پارک هستم.

360
00:37:43,259 --> 00:37:46,887
‫اگه می‌تونستم دوست داشتم یه کِشیده
‫بزنم تو گوش ارباب جوان پارک به‌خاطر شوکه کردنم.

361
00:37:48,973 --> 00:37:50,391
‫بجاش یه کِشیده بزن به من.

362
00:37:52,768 --> 00:37:55,354
‫می‌تونم این اجازه رو به
‫پیش‌خدمت پارک بدم.

363
00:37:55,938 --> 00:37:57,022
‫بزن.

364
00:37:57,106 --> 00:37:58,858
‫من دست‌های
‫خیلی قوی‌ای دارم.

365
00:37:58,941 --> 00:38:00,901
‫درد می‌گیره ها.

366
00:38:01,777 --> 00:38:03,988
‫بچه‌بازی درنمیارم،

367
00:38:04,071 --> 00:38:05,364
‫پس بفرما.

368
00:38:05,948 --> 00:38:07,074
‫خدای من.

369
00:38:08,993 --> 00:38:11,912
‫این یعنی از قبل
‫یه بار منو زدید.

370
00:38:13,247 --> 00:38:14,540
‫چرا؟

371
00:38:15,249 --> 00:38:17,376
‫قراره کاری بکنید که
‫منو ناراحت بکنه؟

372
00:38:17,459 --> 00:38:19,962
‫پس پسش بگیرید.

373
00:38:20,045 --> 00:38:21,380
‫منو بزنید.

374
00:38:22,214 --> 00:38:23,340
‫بفرمایید.

375
00:38:24,300 --> 00:38:25,759
‫عجله کنید.

376
00:38:31,432 --> 00:38:32,641
‫دلم نمی‌خواد...

377
00:38:34,393 --> 00:38:36,061
‫بهت آسیب بزنم.

378
00:38:38,439 --> 00:38:40,399
‫به‌عنوان رهبر سونگریم،

379
00:38:41,650 --> 00:38:44,612
‫زمانی فرا می‌رسه که
‫باید سرد و بی‌رحم باشم.

380
00:38:45,279 --> 00:38:46,614
‫ولی واقعا

381
00:38:47,740 --> 00:38:49,408
‫دلم نمی‌خواد بهت آسیب بزنم.

382
00:38:55,080 --> 00:38:56,415
‫آیا بخاطر چیزی که

383
00:38:56,957 --> 00:39:00,419
‫دیروز درباره‌ی استاد جانگ گانگ ازم
‫پرسیدید دل‌تون شکسته؟

384
00:39:01,003 --> 00:39:02,963
‫اخیراً آشوبی به‌پا شده.

385
00:39:03,047 --> 00:39:05,049
‫ولی من نتونستم به‌عنوان یه رهبر

386
00:39:06,050 --> 00:39:08,010
‫بی‌طرفانه تصمیم‌گیری کنم.

387
00:39:08,969 --> 00:39:11,096
‫سیلی تو بهم کمک
‫کرد حواسم بیاد سرجاش.

388
00:39:11,931 --> 00:39:15,142
‫از الان به‌بعد باید
‫خردمندانه رفتار کنم.

389
00:39:19,313 --> 00:39:21,231
‫‌به‌عنوان پیش‌خدمت پارک
‫هر از چندگاهی

390
00:39:22,566 --> 00:39:24,151
‫با خیال راحت منو بزن.

391
00:39:26,070 --> 00:39:27,237
‫اگه از طرف تو باشه،

392
00:39:28,238 --> 00:39:29,823
‫می‌تونم اجازه بدم.

393
00:39:46,006 --> 00:39:47,341
‫چرا اینجایی؟

394
00:39:47,424 --> 00:39:49,969
‫استاد هیئو بهم دستور داد
‫ریشه‌ی جادوگری رو تعقیب کنم.

395
00:39:50,052 --> 00:39:52,346
‫و این چیزیه که پیدا کردم.

396
00:39:53,347 --> 00:39:55,474
‫حتما اونو جا گذاشتم.

397
00:39:56,892 --> 00:39:58,435
‫دیگه بهش نیازی نداری؟

398
00:39:59,478 --> 00:40:01,271
‫نه، دیگه خوبم.

399
00:40:01,980 --> 00:40:04,441
‫تقریبا داشتم این گنجینه‌ی
‫خانواده‌ی جین رو گم می‌کردم.

400
00:40:05,526 --> 00:40:06,777
‫ممنون که پیداش کردی.

401
00:40:08,195 --> 00:40:09,905
‫یه چیز دیگه هم
‫جا گذاشته بودی.

402
00:40:11,198 --> 00:40:13,033
‫دنبال مودوک نمی‌گردی؟

403
00:40:15,077 --> 00:40:16,120
‫اون کجاست؟

404
00:40:17,871 --> 00:40:19,498
‫درحالی که توی جنگل
‫قایم شده بود پیداش کردم.

405
00:40:20,958 --> 00:40:23,877
‫مجروح شده بود و شدیداً
‫داشت خونریزی می‌کرد.

406
00:40:39,184 --> 00:40:40,102
‫مودوک.

407
00:40:41,812 --> 00:40:42,980
‫ارباب جوان.

408
00:40:43,522 --> 00:40:45,983
‫چطور تونستید منو
‫تنهایی ول کنید؟

409
00:40:46,066 --> 00:40:47,067
‫چی؟

410
00:40:48,819 --> 00:40:52,281
‫فرار کردید و منو
‫قال گذاشتید.

411
00:40:53,115 --> 00:40:54,616
‫تو هم همراهی کن.

412
00:40:58,328 --> 00:41:01,415
‫درسته. من واقعا فرار کردم.

413
00:41:01,999 --> 00:41:02,958
‫درسته.

414
00:41:03,041 --> 00:41:06,336
‫وقتی از دست بارون پناه گرفته
‫بودیم جای تغییردهنده‌ی روح رو پیدا کردیم.

415
00:41:06,420 --> 00:41:07,713
‫ولی به لطف شما،

416
00:41:07,796 --> 00:41:11,091
‫چیزی نمونده بود که
‫اون تغییردهنده‌ی روح پوستم رو بکّنه.

417
00:41:13,594 --> 00:41:14,636
‫ببخشید.

418
00:41:16,221 --> 00:41:19,933
‫این‌قدر ترسیده بودم که
‫درست فکر نکردم و فرار کردم.

419
00:41:21,518 --> 00:41:24,897
‫یول، مودوک رو با تغییردهنده‌ی روح
‫اشتباه گرفت و تقریبا کُشتش.

420
00:41:25,564 --> 00:41:28,609
‫اگه فورا مداواش نمی‌کرد، می‌مُرد.

421
00:41:34,156 --> 00:41:35,616
‫یول.

422
00:41:35,699 --> 00:41:39,620
‫ممنون بابت نجات‌دادن
‫و مداوای مودوک.

423
00:41:45,500 --> 00:41:47,294
‫واقعا فرار کردی و
‫اونو ول کردی؟

424
00:41:53,091 --> 00:41:54,927
‫اگه مجبور می‌شدم
‫بجنگم، می‌مُردم.

425
00:41:55,552 --> 00:41:57,012
‫بعضی‌وقت‌ها باید خودخواه باشیم.

426
00:41:58,513 --> 00:42:00,599
‫چرا بهم زل زدید؟
‫موافق نیستید؟

427
00:42:01,975 --> 00:42:04,228
‫در هر صورت، من خوشحالم

428
00:42:04,311 --> 00:42:07,022
‫که جفت‌مون حالمون خوبه.

429
00:42:16,615 --> 00:42:17,449
‫درسته.

430
00:42:23,747 --> 00:42:25,582
‫شنیدم توی دانیانگوگ قایم شدی.

431
00:42:26,166 --> 00:42:28,043
‫شنیدی که رهبرمون
‫سونگریم رو مجبور کرد

432
00:42:28,126 --> 00:42:30,254
‫بخاطر بی‌آبرویی‌ای که کردی
‫مسئولیت قبول کنه؟

433
00:42:30,337 --> 00:42:31,838
‫خدایا، دیگه از این حرفا خسته‌ام.

434
00:42:32,589 --> 00:42:35,008
‫چرا وقتی من از سونگریم
‫نیستم این‌کارو بکنه؟

435
00:42:35,092 --> 00:42:37,219
‫قرارت با شاهزاده
دو هفته‌ی دیگه ست.

436
00:42:37,844 --> 00:42:41,431
‫تا اون‌موقع وارد قلعه نشو
‫و هیچ دردسر دیگه‌ای هم درست نکن.

437
00:42:41,515 --> 00:42:42,724
‫فقط جلب توجه نکن.

438
00:42:48,730 --> 00:42:50,983
‫ممنون بابت مداوای من.

439
00:42:51,066 --> 00:42:53,151
‫به‌نظر میاد یوکی بدون
‫دستبند نگهدارنده حالش خوبه.

440
00:42:54,236 --> 00:42:56,446
‫گمونم دیگه می‌تونه
‫انرژی‌ش رو کنترل کنه.

441
00:42:58,740 --> 00:43:01,618
‫بازم جونش رو به‌خطر انداخت
‫و به چیزی که می‌خواست رسید.

442
00:43:01,702 --> 00:43:03,203
‫و بازم تو در کنارش بودی.

443
00:43:05,998 --> 00:43:09,793
‫اگه این‌قدر از این مسئله
‫ناراحت هستید باید می‌ذاشتید بمیرم.

444
00:43:10,419 --> 00:43:11,545
‫دفعه‌ی بعد،

445
00:43:13,296 --> 00:43:14,673
‫شاید این‌کارو بکنم.

446
00:43:21,555 --> 00:43:22,764
‫مودوک.

447
00:43:23,849 --> 00:43:25,100
‫دارم میام، ارباب جوان.

448
00:43:27,853 --> 00:43:28,895
‫خداحافظ.

449
00:43:34,776 --> 00:43:36,820
‫یوکی صدمه‌ای ندیده بود.

450
00:43:37,738 --> 00:43:38,655
‫خیال‌مون راحت شد.

451
00:43:39,573 --> 00:43:41,491
‫آیا اون دیده

452
00:43:41,575 --> 00:43:44,077
‫موقع جابجایی روح کی
‫پیش گیل‌جو بوده؟

453
00:43:44,161 --> 00:43:47,080
‫اون شخص احتمالا همون
‫شخص آبی‌پوش بوده.

454
00:43:47,164 --> 00:43:49,583
‫این‌قدر سرگرم فرار کردن
‫بوده که پشت‌سرشو نگاه نکرده.

455
00:43:49,666 --> 00:43:51,376
‫از ندیمه‌اش پرسیدی؟

456
00:43:52,794 --> 00:43:54,546
‫اون حتما شاهد طلسم بوده.

457
00:43:57,549 --> 00:43:58,800
‫مودوک...

458
00:44:04,806 --> 00:44:06,975
‫احتمالا حتی اگه دیده باشه
‫هم نمی‌دونه چیه.

459
00:44:08,185 --> 00:44:10,937
‫اون یه ندیمه‌ی ساده ست که
‫اینجور طلسم‌ها رو بلد نیست.

460
00:44:13,607 --> 00:44:15,776
‫دستت چی شده؟

461
00:44:17,527 --> 00:44:18,361
‫زخمی شدی؟

462
00:44:20,906 --> 00:44:23,950
‫«بیرون‌کننده‌ی روح» که دیروز بهش دست زدم
 با جادوگری ‫یه مقدار سمی شده بود.

463
00:44:24,784 --> 00:44:25,869
‫ولی حالم خوبه.

464
00:44:27,537 --> 00:44:28,914
‫دیگه مرخص می‌شم.

465
00:45:07,035 --> 00:45:08,870
‫این‌دفعه چرا می‌خواستی
‫منو ببینی؟

466
00:45:10,747 --> 00:45:14,960
‫شنیدم هدایای عروسیم که
‫رسیده رو تو گرفتی.

467
00:45:15,585 --> 00:45:16,920
‫چرا این‌کارو کردی؟

468
00:45:17,003 --> 00:45:20,131
‫نگران بودی که نکنه
‫نابودشون کنم؟

469
00:45:20,215 --> 00:45:24,219
‫اونا رو جای امن نگه می‌دارم
‫و سر عروسی بعدیت بهت میدم.

470
00:45:24,761 --> 00:45:26,179
‫فقط بندازشون دور.

471
00:45:26,263 --> 00:45:28,598
‫دیگه برای من ازدواج تموم‌شده ست.

472
00:45:29,599 --> 00:45:31,726
‫این‌قدر خجالت‌زده نباش.

473
00:45:31,810 --> 00:45:36,314
‫عروسیت در خفاء چیده شده بود،
‫پس افراد زیادی ازش خبر ندارن.

474
00:45:38,358 --> 00:45:39,317
‫واقعا؟

475
00:45:41,569 --> 00:45:43,697
‫چویون!

476
00:45:47,325 --> 00:45:49,077
‫شنیدم داری ازدواج می‌کنی.

477
00:45:49,869 --> 00:45:52,998
‫شنیدم هدایا خریدی و یه صنعتگر
‫استخدام کردی تا حلقه‌هات رو بتراشه.

478
00:45:53,540 --> 00:45:56,293
‫گمونم خبرش پخش شده.

479
00:45:56,376 --> 00:45:57,294
‫تبریک می‌گم.

480
00:45:57,377 --> 00:45:59,629
‫تبریک می‌گم، ارباب جوان پارک.

481
00:46:00,297 --> 00:46:02,966
‫- من؟
‫- می‌دونم شما دوتا دارید ازدواج می‌کنید.

482
00:46:03,049 --> 00:46:04,884
‫هدایای ازدواج دستِ اونه

483
00:46:04,968 --> 00:46:06,803
‫و برای حلقه‌های ازدواج هم
‫همراهت بود.

484
00:46:06,886 --> 00:46:08,013
‫درسته؟

485
00:46:08,096 --> 00:46:10,932
‫یه شایعه‌ی مضحک شده بود
‫که دوباره می‌خوای با یوکی ازدواج کنی.

486
00:46:11,516 --> 00:46:12,475
‫اینطور نیست، مگه نه؟

487
00:46:12,559 --> 00:46:14,227
‫می‌خوای با ارباب جوان پارک
‫ازدواج کنی، مگه نه؟

488
00:46:15,895 --> 00:46:16,938
‫درسته.

489
00:46:17,022 --> 00:46:18,940
‫ولی لطفا صداشو درنیارید.

490
00:46:19,024 --> 00:46:20,442
‫چون که یه رازه.

491
00:46:21,067 --> 00:46:22,193
‫باشه.

492
00:46:22,819 --> 00:46:23,987
‫بعداً می‌بینمت.

493
00:46:25,238 --> 00:46:27,615
‫بهت گفتم دانگ‌گوئه.

494
00:46:27,699 --> 00:46:30,785
‫تو دیوانه‌ای. مگه دیوانه‌ ست
‫دوباره با یوکی ازدواج کنه.

495
00:46:30,869 --> 00:46:32,454
‫والا همینو بگو.

496
00:46:35,123 --> 00:46:36,207
‫ارباب جوان پارک.

497
00:46:36,291 --> 00:46:38,084
‫چرا گفتی حقیقت داره؟

498
00:46:38,668 --> 00:46:40,962
‫اینطوری بهتره تا اینکه
‫یوکی دو مرتبه جواب رد بهت بده.

499
00:46:41,588 --> 00:46:44,382
‫بیا این‌دفعه بگیم
‫با من ‌بهم زدی.

500
00:46:44,466 --> 00:46:46,259
‫هر چی نباشه، یه شایعه ست دیگه.

501
00:46:47,886 --> 00:46:50,180
‫با این مسئله مشکلی نداری؟

502
00:46:51,139 --> 00:46:52,682
‫آبروت میره.

503
00:46:53,933 --> 00:46:55,143
‫از نظر من اشکالی نداره.

504
00:47:23,129 --> 00:47:24,088
‫مودوک کثیف؟

505
00:47:25,673 --> 00:47:28,134
‫بازم اینجا برگشتی؟
‫آسیبی ندیدی؟

506
00:47:29,135 --> 00:47:30,136
‫ببخشید؟

507
00:47:33,056 --> 00:47:34,599
‫فراموشش کن. برو کنار.

508
00:47:39,729 --> 00:47:41,898
‫بازم دنبال مودوک می‌گردید؟

509
00:47:41,981 --> 00:47:44,734
‫بی‌خیال. فقط لباسش
‫آشنا به‌نظر می‌اومد.

510
00:47:46,069 --> 00:47:48,530
‫مودوک لباسش رو
‫به ما فروخت.

511
00:47:49,280 --> 00:47:51,282
‫- فروخت؟
‫- بله، عالیجناب.

512
00:47:51,366 --> 00:47:54,285
‫گفت یه مرد جوان بی‌فکر
‫اون لباس رو بهش داده.

513
00:47:54,369 --> 00:47:55,787
‫وقتی می‌فروخت گفت

514
00:47:55,870 --> 00:47:57,830
‫نداشته باشش بهتره
‫و دیگه هم پسش نمی‌خواد.

515
00:47:59,457 --> 00:48:02,085
‫واقعا این حرفا رو زد؟

516
00:48:02,168 --> 00:48:05,964
‫درسته. مودوک کثیف و ابریشم
‫باهمدیگه جور درنمیان.

517
00:48:06,923 --> 00:48:08,174
‫مواظب حرف دهنت باش.

518
00:48:08,925 --> 00:48:09,801
‫جان؟

519
00:48:09,884 --> 00:48:13,263
‫این لقبیه که من بهش دادم.
‫فقط من می‌تونم اونطوری صداش کنم.

520
00:48:13,346 --> 00:48:14,472
‫پس با اون اسم صداش نکن.

521
00:48:15,431 --> 00:48:16,474
‫معذرت می‌خوام، عالیجناب.

522
00:48:18,184 --> 00:48:19,269
‫همینطور...

523
00:48:21,354 --> 00:48:23,648
‫با اون لباس ابریشمی
‫زیاد هم بد نشده بود.

524
00:48:24,357 --> 00:48:26,734
‫خیلی بهتر از تو توی
‫این لباس آبی شده بود.

525
00:48:27,318 --> 00:48:28,987
‫حتما از این خوش‌تون نمیاد.

526
00:48:30,572 --> 00:48:31,823
‫این چیه؟

527
00:48:31,906 --> 00:48:34,534
‫همه اینجا لباس
‫یه جور پوشیدن.

528
00:48:34,617 --> 00:48:36,661
‫این لباس ناکسوئه.

529
00:48:36,744 --> 00:48:37,787
‫لباس کی؟

530
00:48:37,870 --> 00:48:41,249
‫ناکسو، تغییردهنده‌ی روح، یکی از جادوگرهای
‫چون‌بوگوان رو جلوی کاخ کُشت.

531
00:48:41,833 --> 00:48:44,002
‫ناکسو هم یه لباس
‫آبی این شکلی تنش بود.

532
00:48:44,085 --> 00:48:47,714
‫این لباس آبی الان
‫داخل پایتخت مُد شده.

533
00:48:53,261 --> 00:48:56,514
‫- بیاید و لباس آبی ناکسو رو بخرید.
‫- من یکی برمی‌دارم.

534
00:48:56,597 --> 00:48:58,349
‫باعث می‌شه روح‌تون جابجا نشه.

535
00:48:58,433 --> 00:48:59,851
‫- این یکی.
‫- بگیرش.

536
00:48:59,934 --> 00:49:02,353
‫منم یکی می‌خوام.

537
00:49:02,437 --> 00:49:04,647
‫- این لباس ناکسوئه.
‫- اینو تن بزن.

538
00:49:09,319 --> 00:49:11,404
‫ناکسو، تغییردهنده‌ی روح آبی‌پوش؟

539
00:49:12,530 --> 00:49:14,782
‫همه فکر می‌کنن ناکسو
‫از مرگ برگشته.

540
00:49:16,492 --> 00:49:20,330
‫ولی به لطف ناکسوی آبی‌پوش،

541
00:49:20,413 --> 00:49:23,082
‫علاقه‌شون به جنگ تن به تن
‫یوکی و شاهزاده از بین رفته.

542
00:49:24,250 --> 00:49:26,210
‫در عجبم یوکی و مودوک کجان.

543
00:49:27,337 --> 00:49:28,713
‫توی دانیانگوگ هم نبودن.

544
00:49:29,589 --> 00:49:31,049
‫مطمئنم در امان هستم.

545
00:49:31,758 --> 00:49:34,385
‫بعد از دوهفته برمی‌گردن.

546
00:49:36,846 --> 00:49:38,473
‫راستی، یول...

547
00:49:41,059 --> 00:49:42,769
‫منم یکی گرفتم. می‌خوای تن بزنی؟

548
00:49:48,483 --> 00:49:49,442
‫باشه.

549
00:49:54,030 --> 00:49:56,574
‫یعنی کی می‌تونه باشه؟

550
00:49:56,657 --> 00:49:59,827
‫این ناکسوی‌ آبی‌پوش که
‫از تانسو استفاده می‌کنه؟

551
00:50:07,835 --> 00:50:09,962
‫گفتی اینجا قبرستون
‫تغییردهنده‌های روحه؟

552
00:50:11,547 --> 00:50:13,132
‫پس باید اینجا دفن بشه.

553
00:50:15,009 --> 00:50:16,135
‫پدرت.

554
00:50:18,096 --> 00:50:19,680
‫بچگی‌هام،

555
00:50:20,223 --> 00:50:23,976
‫فکر می‌کردم جادوگرهای
‫چهار خانواده اونو با بی‌عدالتی کُشتن.

556
00:50:25,686 --> 00:50:28,314
‫جین مو منو زیر بال و پرش گرفت،
‫و منم بهش گفتم دانجو.

557
00:50:28,397 --> 00:50:29,440
‫گرچه...

558
00:50:31,067 --> 00:50:33,569
‫پدرم تغییردهنده‌ی روحی بود
‫که از جادوگری استفاده کرده بود.

559
00:50:35,279 --> 00:50:37,573
‫و از من سوءاستفاده شد
‫و ولم کردن.

560
00:50:41,160 --> 00:50:42,703
‫همونطور که گیل‌جو گفت،

561
00:50:43,830 --> 00:50:45,581
‫منم بألاخره وحشی می‌شم.

562
00:50:50,419 --> 00:50:51,838
‫به‌محض اینکه قبض روح بشم،

563
00:50:56,259 --> 00:50:57,927
‫منو اینجا ول می‌کنی؟

564
00:51:09,438 --> 00:51:13,526
‫جای دانجوی واقعی رو
‫پیدا کردم.

565
00:51:15,194 --> 00:51:18,239
‫داخل کاخ.
‫دانجوی واقعی اونجاست.

566
00:51:22,702 --> 00:51:25,580
‫لطفا از سنگ یخ برام بگید.

567
00:51:27,248 --> 00:51:28,541
‫آیا مطمئن هستید

568
00:51:29,125 --> 00:51:32,378
‫که 200 سال استاد سئو گیونگ
‫و رهبر جینیون

569
00:51:33,754 --> 00:51:37,466
‫سنگ یخ رو واقعا نابود کردن؟

570
00:51:40,261 --> 00:51:41,846
‫مطمئن هستید که...

571
00:51:43,431 --> 00:51:44,890
‫یه جایی توی سونگریم نیست؟

572
00:52:06,078 --> 00:52:07,997
‫سلام، دانجو.

573
00:52:24,305 --> 00:52:27,975
‫گیل‌جو سنگ یخ رو می‌خواست
‫و تو راه اومدن به کاخ بود که منو ببینه.

574
00:52:29,143 --> 00:52:30,311
‫نمی‌دونستم

575
00:52:31,270 --> 00:52:33,773
‫که گیل‌جو می‌دونست
‫دانجوی واقعی کیه.

576
00:52:34,482 --> 00:52:36,400
‫روزی که خانواده‌ی چوی
‫قدرتش رو دوباره به‌دست بیاره،

577
00:52:37,026 --> 00:52:40,946
‫سونگریم، مسبب سقوط خانواده‌مون،
‫نابود می‌شه،

578
00:52:42,948 --> 00:52:46,160
‫و من کنترل دایهو رو
‫به‌دست می‌گیرم، داره نزدیک می‌شه.

579
00:52:47,912 --> 00:52:50,456
‫و من بی‌صبرانه
‫در انتظار این روزم.

580
00:52:51,874 --> 00:52:55,294
‫باید شخصی که گیل‌جو رو
‫جلوی کاخ کُشت پیدا کنیم و بکُشیم.

581
00:52:56,796 --> 00:52:59,256
‫اون شخص شاید منتظر گیل‌جو
‫بوده که بره اونجا،

582
00:52:59,340 --> 00:53:02,093
‫می‌دونسته که اون
‫دنبال سنگ یخه.

583
00:53:02,176 --> 00:53:04,762
‫اگه اون شخص می‌دونه که
‫سنگ یخ اون‌توئه،

584
00:53:05,262 --> 00:53:06,639
‫باید پیداشون کنی

585
00:53:07,765 --> 00:53:09,058
‫و بکُشی‌شون.

586
00:53:13,646 --> 00:53:15,106
‫من نمی‌دونم کیه،

587
00:53:16,148 --> 00:53:18,109
‫ولی سنگ یخ دستِ
‫دانجوی داخل کاخه.

588
00:53:18,192 --> 00:53:20,903
‫و با این وجود، گیل‌جو گفت
‫یه تغییردهنده‌ی روح شاید وحشی نشه.

589
00:53:22,988 --> 00:53:26,242
‫داری میگی باید وارد کاخ سلطنتی
‫بشیم و دنبال دانجو بگردیم؟

590
00:53:26,325 --> 00:53:28,327
‫در وضعیت فعلیم
‫این‌کار غیرممکنه.

591
00:53:29,120 --> 00:53:31,580
‫من یه جادوگر پایین‌رتبه‌ام
‫که جئونگ‌جینگاک اونو پس زده.

592
00:53:32,206 --> 00:53:34,792
‫اگرچه، من همچنان
‫پیشرفت می‌کنم.

593
00:53:35,918 --> 00:53:38,420
‫و بألاخره وارد دیواره‌های کاخ می‌شم.

594
00:53:40,005 --> 00:53:41,048
‫استاد.

595
00:53:42,299 --> 00:53:43,551
‫من برات...

596
00:53:44,593 --> 00:53:45,970
‫اون سنگ یخ رو پیدا می‌کنم.

597
00:53:51,475 --> 00:53:52,518
‫یوکی.

598
00:53:53,394 --> 00:53:55,729
‫استادت نه اون‌قدری قوی
‫هست که از بالا بکِشتت

599
00:53:56,814 --> 00:53:59,483
‫نه اون‌قدر قوی هست
‫که از پایین حمایتت کنه.

600
00:54:01,151 --> 00:54:04,321
‫تو از اولش هم اینطوری نبودی.

601
00:54:04,864 --> 00:54:06,448
‫همیشه منو به‌سمت
‫مرگ هل دادی.

602
00:54:09,952 --> 00:54:13,873
‫ولی به هر نحوی که این‌کارو کردی،
‫خودم رو در سطح کاملا جدیدی پیدا کردم.

603
00:54:17,668 --> 00:54:19,503
‫بازم این‌کارو بکن

604
00:54:20,087 --> 00:54:21,714
‫و در کنارم بمون.

605
00:54:31,682 --> 00:54:32,892
‫باشه.

606
00:54:33,851 --> 00:54:35,978
‫اگه دست نگه داری

607
00:54:36,061 --> 00:54:38,397
‫تو رو به‌سمت مرگ هل میدم.

608
00:55:05,924 --> 00:55:09,011
‫من یوکی رو پیدا می‌کنم و مطمئن می‌شم
‫که در جنگ‌ تن به تن حضور پیدا نکنه.

609
00:55:10,846 --> 00:55:12,139
‫به خودت زحمت نده.

610
00:55:12,681 --> 00:55:15,017
‫اگه می‌خواست بیاد،

611
00:55:15,893 --> 00:55:16,852
‫بذار بیاد.

612
00:55:16,935 --> 00:55:19,605
‫این یه مسابقه‌ی رسمی
‫بین جادوگرهاست.

613
00:55:20,356 --> 00:55:22,566
‫حتی اگه یکی‌شون بمیرن
‫هم نمی‌تونیم مداخله بکنیم.

614
00:55:24,693 --> 00:55:26,445
‫اگه مرگی رخ داد،

615
00:55:28,405 --> 00:55:29,907
‫پس همینه که هست.

616
00:55:34,328 --> 00:55:35,871
‫جلوشو نمی‌گیرید؟

617
00:55:39,833 --> 00:55:42,503
‫«گروه رأی‌گیری» از یوکی خواسته

618
00:55:42,586 --> 00:55:44,671
‫از طرفِ سونگریم بجنگه.

619
00:55:45,589 --> 00:55:47,508
‫چه بترسه و فرار کنه

620
00:55:48,217 --> 00:55:50,302
‫چه در طی جنگ شرافتمدانه بمیره،

621
00:55:51,095 --> 00:55:55,974
‫من فقط به‌عنوان رهبر سونگریم
‫تماشا می‌کنم.

622
00:57:28,108 --> 00:57:32,404
‫عالیجناب و ملکه
‫تشریف‌فرما می‌شوند.

623
00:58:05,479 --> 00:58:08,273
‫یک ماه پیش، گو وان،
‫عضو خانواده‌ی سلطنتی گو از دایهو،

624
00:58:08,357 --> 00:58:11,902
‫جانگ یوکی، بزرگ‌ترین پسر خانواده‌ی جانگ رو
‫برای یک جنگ تن به تن به چالش طلبید.

625
00:58:11,985 --> 00:58:15,530
‫و سونگریم از طرف یوکی
‫چالش رو پذیرفت.

626
00:58:16,323 --> 00:58:18,367
‫هرکس برگه رو امضاء بکنه

627
00:58:18,450 --> 00:58:20,661
‫حتی اگه مرگش هم رخ بده

628
00:58:21,620 --> 00:58:24,665
‫نمی‌تونه حریف رو مقصر بدونه.

629
00:58:26,375 --> 00:58:30,170
‫مسابقه ظهر امروز آغاز می‌شه.

630
00:58:30,837 --> 00:58:32,923
‫اگر اون تا اون‌موقع
‫حضور پیدا نکنه،

631
00:58:33,715 --> 00:58:35,717
‫شکستش رو پذیرفته.

632
00:58:38,428 --> 00:58:43,433
‫باید به مجازاتی که اگه حضور پیدا
‫نکنه نصیبش می‌شه اشاره کنی.

633
00:58:46,728 --> 00:58:51,316
‫اگر جانگ یوکی امروز حضور پیدا نکنه،

634
00:58:52,109 --> 00:58:56,196
‫حق قانونی‌ش برای رسیدنِ
‫به مقام گوانجوی بعدی چون‌بوگوان رو

635
00:58:58,115 --> 00:58:59,533
‫از دست میده.

636
00:59:20,637 --> 00:59:21,555
‫بیا اینجا.

637
00:59:23,306 --> 00:59:25,142
‫داخل اون خمره‌ها چیه؟

638
00:59:26,935 --> 00:59:28,603
‫پر از آب هستن.

639
00:59:29,187 --> 00:59:30,730
‫خمره‌های پر از آب؟

640
01:00:03,430 --> 01:00:05,390
‫سرورم، ظهره.

641
01:00:05,473 --> 01:00:07,434
‫دربِ مرکز آموزشی رو ببندید.

642
01:00:08,643 --> 01:00:09,811
‫باید شکستش رو

643
01:00:11,062 --> 01:00:12,564
‫اعلام کنم.

644
01:00:32,626 --> 01:00:33,543
‫در رو ببندید.

645
01:00:48,600 --> 01:00:49,851
‫جانگ یوکی اومد!

646
01:00:59,194 --> 01:01:00,111
‫ارباب جوان...

647
01:01:30,809 --> 01:01:31,810
‫ارباب جوان.

648
01:01:33,395 --> 01:01:34,396
‫چیزی نمی‌شه.

649
01:01:38,942 --> 01:01:41,277
‫[جانگ یوکی]

650
01:02:01,589 --> 01:02:03,550
‫حالا که برگه رو امضاء کردید،

651
01:02:03,633 --> 01:02:05,135
‫حتی اگه درحین جنگ بمیرید هم

652
01:02:05,885 --> 01:02:07,887
‫هیچ‌کس نمی‌تونه مداخله کنه.

653
01:02:09,097 --> 01:02:10,265
‫خودم می‌دونم.

654
01:02:13,977 --> 01:02:15,186
‫مادر.

655
01:02:15,270 --> 01:02:17,897
‫خواهش می‌کنم از لوح‌مون
‫استفاده کنید که جلوی جنگ رو بگیرید.

656
01:02:18,648 --> 01:02:21,443
‫اون قطعا به‌دستِ
‫شاهزاده کُشته می‌شه.

657
01:02:21,526 --> 01:02:23,528
‫اون چون برای مُردن
‫آماده بود حضور پیدا کرد.

658
01:02:24,612 --> 01:02:26,322
‫عروسیت دیگه لغو شده.

659
01:02:26,406 --> 01:02:29,159
‫سرنوشت اون دیگه
‫هیچ ربطی به ما نداره.

660
01:02:42,672 --> 01:02:44,048
‫می‌تونید جنگ رو شروع کنید.

661
01:03:13,244 --> 01:03:15,455
‫اول، هیچ‌کاری نکن
‫و فقط دفاع کن.

662
01:03:15,538 --> 01:03:17,707
‫اگر با مهارت‌های فعلیت
‫اولین حرکت رو بزنی،

663
01:03:19,250 --> 01:03:20,418
‫خواهی مُرد.

664
01:03:22,337 --> 01:03:24,255
‫فقط باید وقتی تمرکزش رو

665
01:03:25,423 --> 01:03:27,008
‫از دست داده بهش حمله کنی.

666
01:04:05,046 --> 01:04:07,006
‫بهش اعتماد دارم که
‫اونا رو کار گذاشته.

667
01:04:07,090 --> 01:04:09,801
‫گفتید هروقت دلتون بخواد
‫می‌تونید وارد سونگریم بشید؟

668
01:04:10,843 --> 01:04:12,011
‫بله. چطور؟

669
01:04:13,054 --> 01:04:14,597
‫یه لطفی می‌خوام.

670
01:04:15,181 --> 01:04:17,016
‫می‌تونید یه‌ مقدار آب داخل
‫مرکز آموزشی بذارید

671
01:04:17,100 --> 01:04:19,185
‫تا یوکی بتونه حین جنگ
‫از تانسو استفاده کنه؟

672
01:04:33,366 --> 01:04:36,369
‫نسبت به اون خمره‌ها
‫حس خوبی ندارم.

673
01:04:38,079 --> 01:04:39,038
‫بشکون‌شون.

674
01:05:38,848 --> 01:05:39,891
‫ارباب جوان.

675
01:05:51,569 --> 01:05:52,695
‫تانسو.

676
01:06:10,630 --> 01:06:11,589
‫عالیجناب.

677
01:06:11,672 --> 01:06:12,757
‫مسابقه

678
01:06:13,299 --> 01:06:14,467
‫به پایان رسید.

679
01:06:19,514 --> 01:06:21,849
‫این تقلبه. این حساب نیست!

680
01:06:31,692 --> 01:06:33,236
‫اون تانسو بود.

681
01:06:34,153 --> 01:06:37,114
‫فقط کسانی که به سطح «چیسو»
‫رسیده باشن می‌تونن انجامش بدن.

682
01:06:37,990 --> 01:06:41,744
‫وقتی دروازه‌ی انرژیت تازه باز شده
‫چطور تونستی بهش مسلط بشی؟

683
01:06:41,827 --> 01:06:43,162
‫من مطمئنم

684
01:06:43,246 --> 01:06:46,499
‫در خفاء یک استادی بهش کمک کرده.

685
01:06:46,582 --> 01:06:49,710
‫وقتی همه‌مون
‫داشتیم تماشا می‌کردیم

686
01:06:49,794 --> 01:06:51,629
‫چطور کسی می‌تونه کمکش کرده باشه؟

687
01:06:51,712 --> 01:06:53,172
‫کله‌شق نباش!

688
01:06:53,798 --> 01:06:55,758
‫جانگ یوکی، خودت بهمون بگو.

689
01:06:55,841 --> 01:06:58,386
‫آیا حقیقت داره
‫در چنین مدت کوتاهی

690
01:06:58,469 --> 01:07:00,179
‫با رسیدن به سطح چیسو
‫تونستی تانسو یاد بگیری؟

691
01:07:01,722 --> 01:07:03,057
‫این حقیقت نداره.

692
01:07:03,975 --> 01:07:05,977
‫من بلد نیستم چطور
‫انرژیم رو گردآوری کنم.

693
01:07:06,060 --> 01:07:08,312
‫فقط درصورتی می‌تونم از
‫تانسو استفاده کنم که آب هم باشه.

694
01:07:08,896 --> 01:07:11,607
‫من فقط یاد گرفتم چطور
‫آب رو پرتاب کنم.

695
01:07:11,691 --> 01:07:13,985
‫خب کی این‌کارو یادت داده؟

696
01:07:15,778 --> 01:07:17,989
‫یه نفر حتما باید این
‫مهارت رو یادت داده باشه.

697
01:07:21,158 --> 01:07:22,201
‫هیچ‌کس یاد نداده.

698
01:07:24,120 --> 01:07:25,162
‫نگاهش کنید.

699
01:07:25,871 --> 01:07:27,331
‫حرفش مسخره ست،

700
01:07:27,415 --> 01:07:29,959
‫ادعا می‌کنه دست‌تنها
‫اینو یاد گرفته.

701
01:07:33,045 --> 01:07:35,631
‫من توی ساختمون چندتا
‫خمره‌ی آب پیدا کردم.

702
01:07:37,341 --> 01:07:39,385
‫کی اونا رو اینجا کار گذاشته؟

703
01:07:41,053 --> 01:07:42,888
‫کارِ استادت بوده؟

704
01:07:44,765 --> 01:07:46,225
‫من توسط خودم
‫تعلیم دیدم.

705
01:07:46,309 --> 01:07:47,685
‫این حرف تو کتم نمیره!

706
01:07:47,768 --> 01:07:49,645
‫جانگ یوکی، توضیح بده.

707
01:07:53,107 --> 01:07:56,235
‫این‌ مدت کی کمکت
‫کرده آموزش ببینی؟

708
01:08:06,370 --> 01:08:07,455
‫من بودم.

709
01:08:20,092 --> 01:08:21,677
‫من همراهش بودم.

710
01:08:22,470 --> 01:08:25,639
‫هرچیزی که گفت
‫حقیقت داره.

711
01:08:29,310 --> 01:08:30,478
‫و شما کی باشین؟

712
01:08:31,395 --> 01:08:33,314
‫چطور جرأت کردی مداخله کنی؟

713
01:08:33,397 --> 01:08:34,482
‫سکوت!

714
01:08:35,232 --> 01:08:37,902
‫اون کنف استاد لی‌ـه،

715
01:08:37,985 --> 01:08:39,695
‫شاگرد استاد سئو گیونگ.

716
01:08:39,779 --> 01:08:41,614
‫فوراً بهش احترام بذارید!

717
01:08:44,992 --> 01:08:46,827
‫خدای من. سلام، استاد.

718
01:08:49,663 --> 01:08:53,083
‫در مدتی که همراه اون در دانیانگوگ
‫بودم همه‌چی رو دیدم.

719
01:08:53,167 --> 01:08:55,878
‫تمام روز تمرین می‌کرد
‫قطرات آب رو پرتاب کنه.

720
01:08:59,089 --> 01:09:00,633
‫و در کنارش

721
01:09:02,134 --> 01:09:04,512
‫هیچ‌کس بجز ندیمه‌اش نبود.

722
01:09:06,555 --> 01:09:09,600
‫استاد لی اونو ضمانت کرد.

723
01:09:11,644 --> 01:09:16,106
‫اعتراض دیگه‌ای داری؟

724
01:09:51,058 --> 01:09:52,685
‫بیاید بریم، عالیجناب.

725
01:10:09,785 --> 01:10:12,538
‫جانگ یوکی رو بیار چون‌بوگوان.

726
01:10:25,676 --> 01:10:29,096
‫پسر گوانجو جانگ گانگ
‫حقیقتا باورنکردنیه.

727
01:10:29,179 --> 01:10:34,226
‫از اونجایی که هنوز استادی نداری،
‫چون‌بوگوان با خوشحالی حاضره قبولت کنه.

728
01:10:35,019 --> 01:10:36,895
‫حرف‌های مسخره نزن.

729
01:10:36,979 --> 01:10:39,315
‫کسی قرار باشه استادش
‫باشه، من باید باشم.

730
01:10:39,398 --> 01:10:42,526
‫من دروازه‌ی انرژی‌ش رو باز کردم
‫و انرژی ذخیره‌شده‌ام رو بهش دادم.

731
01:10:42,609 --> 01:10:45,029
‫یوکی، بیا سجوک‌وون.

732
01:10:45,112 --> 01:10:47,406
‫من هرچی بلدم رو
‫بهت یاد میدم.

733
01:10:47,489 --> 01:10:49,742
‫نظرت چیه به جینیون
‫ملحق بشی؟

734
01:10:51,493 --> 01:10:53,329
‫به‌عنوان نامزد سابق چویون،

735
01:10:53,412 --> 01:10:56,665
‫تو رو جزو خانواده‌مون درنظر می‌گیریم
‫و طلسم‌هامون رو یادت می‌دیم.

736
01:11:01,128 --> 01:11:02,338
‫جانگ یوکی.

737
01:11:03,213 --> 01:11:05,466
‫اگر دوست داشته باشی به
‫سونگریم جئونگ‌جینگاک ملحق بشی،

738
01:11:07,176 --> 01:11:08,469
‫ما قبولت می‌کنیم.

739
01:11:27,654 --> 01:11:28,781
‫مودوک.

740
01:11:28,864 --> 01:11:32,618
‫همه‌شون منو می‌خوان.
‫کدوم‌شون رو برم؟

741
01:11:45,089 --> 01:11:46,882
‫باید فعلا به سونگریم ملحق بشی،

742
01:11:47,758 --> 01:11:48,884
‫ارباب جوان.

743
01:11:58,894 --> 01:12:00,979
‫من، جانگ یوکی،
‫بزرگ‌ترین پسر خانواده‌ی جانگ،

744
01:12:01,772 --> 01:12:03,857
‫به سونگریم جئونگ‌جینگاک
‫ملحق می‌شم.

745
01:13:00,872 --> 01:13:04,001
‫ارباب جوان یه جادوگرِ
‫جئونگ‌جینگاک شده.

746
01:13:04,084 --> 01:13:07,296
‫یه مراسم خوشامدگویی برای
‫جدیدترین جادوگرمون، جانگ یوکی داریم.

747
01:13:08,630 --> 01:13:09,548
‫البته.

748
01:13:11,633 --> 01:13:12,593
‫خواهش می‌کنم منو راه بدید.

749
01:13:12,676 --> 01:13:13,510
‫مودوک.

750
01:13:13,594 --> 01:13:15,929
‫من باید همراه
‫ارباب جوانم باشم.

751
01:13:16,013 --> 01:13:17,139
‫فعلا برو خونه و منتظر باش.

752
01:13:17,222 --> 01:13:19,558
‫ارباب جوان جانگ جیم زده
‫و اومده خونه.

753
01:13:20,309 --> 01:13:22,185
‫ارباب جوان! همونجا صبر کن.

754
01:13:22,269 --> 01:13:24,438
‫- همراهت میام.
‫- برگه‌های امتحان رو پیدا کردم.

755
01:13:25,105 --> 01:13:26,356
‫هر اتفاقی که بیفته،

756
01:13:26,440 --> 01:13:28,859
‫میرم سونگریم، جایی که
‫ارباب جوان جانگ هست.

757
01:13:28,942 --> 01:13:30,152
‫مودوک.