1
00:00:29,696 --> 00:00:34,701
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:39,456 --> 00:00:43,001
‫تا وقتی ارباب جوان‌مون توی
‫سونگریم می‌مونه این اتاق خالیه.

3
00:00:43,084 --> 00:00:45,879
‫کتاب‌ها و لباس‌هاشو جمع‌وجور کنید.

4
00:00:45,962 --> 00:00:47,088
‫- بله، خانم.
‫- بله، خانم.

5
00:00:49,716 --> 00:00:53,970
‫ده بار از خونه رفته و
‫هر دفعه برگشته.

6
00:00:54,554 --> 00:00:57,015
‫محض اطمینان اگه برگشت
‫باید چند روز دیگه صبر کنی.

7
00:00:57,849 --> 00:00:59,100
‫این‌دفعه فرق داره.

8
00:00:59,851 --> 00:01:02,812
‫اون دیگه عوض شده.

9
00:01:04,105 --> 00:01:06,316
‫و ممکنه به‌زودی
‫یه همسر به خونه بیاره.

10
00:01:07,025 --> 00:01:08,568
‫بخاطر همین باید تر و تمیز کنیم.

11
00:01:09,235 --> 00:01:11,404
‫بازم داره نامزد می‌کنه؟

12
00:01:12,322 --> 00:01:15,658
‫اگه این‌ یکی هم باز به‌هم بخوره،
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه ازدواج کنه.

13
00:01:16,242 --> 00:01:17,827
‫این‌دفعه فرق داره.

14
00:01:17,911 --> 00:01:22,790
‫ارباب جوان جانگ دختری زیرِ سر
‫داره که احساسات عمیقی بهش داره.

15
00:01:24,334 --> 00:01:25,418
‫درسته، مودوک؟

16
00:01:27,045 --> 00:01:29,714
‫همون تخم‌مرغی که بهش اشاره کرد.

17
00:01:30,715 --> 00:01:34,761
‫فکر کنم همون بانوئه که
‫توی سونگریم دیدم.

18
00:01:35,553 --> 00:01:38,223
‫یه تخم‌مرغ بالای یه درخت.

19
00:01:38,306 --> 00:01:40,850
‫حتما زن باکلاسیه

20
00:01:41,434 --> 00:01:43,228
‫که می‌خواد ازش مراقبت کنه.

21
00:01:43,311 --> 00:01:46,022
‫حتما مثل یه مرغ ماهی‌خواره.

22
00:01:46,105 --> 00:01:47,148
‫مثل خودم.

23
00:01:47,232 --> 00:01:48,524
‫خدا می‌دونه.

24
00:01:49,275 --> 00:01:53,988
‫به‌محض اینکه تخم بشکنه،
‫ممکنه یه عقاب وحشی از آب دربیاد،

25
00:01:54,072 --> 00:01:56,157
‫نه یه مرغ ماهی‌خوار باکلاس.

26
00:01:56,741 --> 00:01:57,825
‫اینطوریه؟

27
00:01:58,618 --> 00:02:00,203
‫یه عقاب وحشی،
‫چقدر وحشتناک.

28
00:02:01,037 --> 00:02:03,414
‫امیدوارم تخمِ یه دارکوب
‫یا یه فاخته نباشه.

29
00:02:03,498 --> 00:02:05,083
‫نگران نباشید.

30
00:02:05,667 --> 00:02:08,670
‫به‌محض اینکه تخم بشکنه،
‫مطمئنم هرچی باشه پرواز می‌کنه میره.

31
00:02:10,255 --> 00:02:13,341
‫وقتی یوکی رو دوست داره
‫چطور می‌تونه این‌کارو بکنه؟

32
00:02:14,634 --> 00:02:19,305
‫اگه این‌قدر به‌هم نزدیک بودن، مطمئنم که
‫احساسات‌شون به‌هم متقابله.

33
00:02:20,139 --> 00:02:22,350
‫حتما اون پرنده هم عاشقشه.

34
00:02:25,186 --> 00:02:27,355
‫واقعا امیدوارم اون شخص
‫بانوی جوان هیئو باشه.

35
00:02:28,231 --> 00:02:29,774
‫اون شبیه بانو دوهوا هم هست.

36
00:02:32,610 --> 00:02:33,945
‫- آقای لی.
‫- بله؟

37
00:02:34,028 --> 00:02:36,239
‫اونا رو بذارید سرجاش.
‫اونا کتاب‌های ارباب جانگ هستن.

38
00:02:37,657 --> 00:02:39,075
‫عجله کنید.

39
00:02:43,037 --> 00:02:45,123
‫چیزی که من و یوکی سهیم بودیم

40
00:02:46,374 --> 00:02:48,501
‫احساس عاجزانه‌ی زنده‌موندن بود

41
00:02:51,879 --> 00:02:54,424
‫و شوق پیدا کردن خودمون.

42
00:03:04,058 --> 00:03:05,977
‫به‌محض اینکه به چیزی که
‫می‌خواستیم رسیدیم،

43
00:03:07,353 --> 00:03:09,981
‫قول دادیم بدون نگاه‌کردن به
‫پشت‌سرمون راه‌مون رو جدا کنیم.

44
00:03:12,775 --> 00:03:15,028
‫عشقی که پیش‌خدمت کیم
‫بهش اشاره کرد

45
00:03:17,488 --> 00:03:19,699
‫شاید بین‌مون تراوش
‫پیدا کرده باشه.

46
00:03:20,783 --> 00:03:25,455
‫ولی اون چیزی نیست بجز یک پوسته
‫که به‌محض اینکه از تخم دربیام رهاش می‌کنم.

47
00:03:26,455 --> 00:03:36,455
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

48
00:03:47,602 --> 00:03:50,897
‫هیچی نشده همه‌ی اینا رو
‫حفظ کردی و نوشتی؟

49
00:03:50,980 --> 00:03:54,776
‫آره، خواهش می‌کنم راحت باشید و بررسی کنید.
‫مطمئنم که همه‌چیز رو حفظ کردم.

50
00:03:57,695 --> 00:03:58,863
‫ولی،

51
00:03:58,946 --> 00:04:01,199
‫باید حداقل یک ماه طول می‌کِشید.

52
00:04:01,282 --> 00:04:04,994
‫من تا الان در خدمت 12 تا استاد بودم
‫بنابراین این کتاب رو 12 مرتبه خوندم.

53
00:04:05,578 --> 00:04:06,704
‫می‌شه گفت

54
00:04:06,788 --> 00:04:09,165
این تکلیف مثل
‫آب خوردن بود.

55
00:04:09,248 --> 00:04:12,668
‫در عجب بودم چرا قبول کرد
‫از قوانین اطاعت کنه.

56
00:04:12,752 --> 00:04:14,295
‫دلایل خودشو داشته.

57
00:04:14,378 --> 00:04:17,673
‫حالا که می‌تونم هر زمان از سونگریم
‫خارج بشم، می‌خوام برم خونه.

58
00:04:18,257 --> 00:04:19,467
‫نه به این سرعت.

59
00:04:27,433 --> 00:04:29,018
‫چرا نه؟

60
00:04:29,101 --> 00:04:32,230
‫طبق قوانین به‌محض
‫اینکه به تعلیمات پایه مسلط شدم می‌تونم برم.

61
00:04:32,313 --> 00:04:34,482
‫وقتی من ازت خواستم اونو بخونی،

62
00:04:34,565 --> 00:04:36,609
‫فقط منظورم این نبود که حفظش کنی.

63
00:04:36,692 --> 00:04:38,611
بلکه می‌خواستم درک‌ش هم کنی.

64
00:04:39,445 --> 00:04:41,739
‫ولی از اونجایی که به‌قدر کافی
‫ناقلا هستی که ما رو فریبب بدی،

65
00:04:41,822 --> 00:04:45,117
‫باور نمی‌کنم که به این فهم
‫تسلط پیدا کرده باشی.

66
00:04:46,702 --> 00:04:48,120
‫نمی‌دونستم

67
00:04:48,829 --> 00:04:51,707
‫که رهبر می‌تونه قوانین سونگریم رو
‫هرطور که می‌خواد تغییر بده.

68
00:04:53,167 --> 00:04:54,001
‫بفرما.

69
00:04:54,710 --> 00:04:56,629
‫یک تکلیف دیگه برات دارم.

70
00:04:57,213 --> 00:04:59,465
‫اگه این کتاب هم بخونی.

71
00:05:01,050 --> 00:05:04,095
‫بعدش اجازه میدم هروقت
‫دلت خواست از سونگریم بری.

72
00:05:07,640 --> 00:05:08,933
‫نه!

73
00:05:16,440 --> 00:05:18,317
‫مطمئنید که بعد از خوندن این کتاب

74
00:05:19,568 --> 00:05:21,028
‫می‌تونم برم بیرون؟

75
00:05:21,112 --> 00:05:22,196
‫درسته.

76
00:05:23,030 --> 00:05:25,825
‫امیدوارم خوندن این کتاب

77
00:05:26,575 --> 00:05:29,161
‫بازم برات مثل آب خوردن باشه.

78
00:05:30,621 --> 00:05:32,290
‫این افتضاحه.

79
00:05:32,373 --> 00:05:34,709
‫مودوک دیگه تا مدت‌ها
‫نمی‌تونه یوکی رو ببینه.

80
00:05:48,347 --> 00:05:50,016
‫چی؟ اینکه خالیه.

81
00:05:52,435 --> 00:05:56,480
‫نه، خالی نیست.
روی کاغذها متن نوشته شده.

82
00:05:57,732 --> 00:05:58,733
‫نه، چیزی نیست.

83
00:05:58,816 --> 00:06:00,318
‫اینجا چیزی می‌بینی؟

84
00:06:01,694 --> 00:06:03,154
‫این تویی که نمی‌تونی ببینی.

85
00:06:04,071 --> 00:06:06,615
‫فقط درصورتی می‌تونی
‫بخونیش که انرژیت رو متمرکز کنی.

86
00:06:06,699 --> 00:06:09,201
‫این کتاب استاد سئو گیونگ‌ـه،
‫«سخنان دل»

87
00:06:12,913 --> 00:06:13,873
‫که اینطور.

88
00:06:14,832 --> 00:06:17,668
‫پس واقعا روی این کاغذها متن هست؟

89
00:06:17,752 --> 00:06:20,463
‫پس من تنها کسی هستم
‫که نمی‌تونه بخونه‌ش؟

90
00:06:25,551 --> 00:06:27,553
‫دوستت، یوکی،

91
00:06:27,636 --> 00:06:29,388
‫حتما نمی‌دونسته اون کتاب چیه.

92
00:06:29,472 --> 00:06:33,017
‫اون هیچ‌وقت درست‌حسابی آموزش ندیده.
‫معلومه که نمی‌دونسته.

93
00:06:33,100 --> 00:06:34,977
‫تا وقتی بخونه‌ش توی

94
00:06:35,061 --> 00:06:36,520
‫مرکز آموزشی گرفتاره.

95
00:06:37,229 --> 00:06:38,397
‫دلم براش می‌سوزه.

96
00:06:38,481 --> 00:06:40,357
‫احتمالا یه نیم‌سالی اونجا گیر می‌کنه.

97
00:06:41,400 --> 00:06:43,819
‫حتی شش ماه هم
‫براش خیلی زوده.

98
00:06:43,903 --> 00:06:47,364
‫اون «ریوسو» هم کاملا شانسکی
‫تسلط پیدا کرده، نه تمرین.

99
00:06:48,282 --> 00:06:50,701
‫بیشتر از یه سال براش طول می‌کشه.

100
00:06:59,794 --> 00:07:02,421
‫به تو که تاحالا اون کتاب رو
‫ندادن از کجا می‌دونی؟

101
00:07:02,505 --> 00:07:05,382
‫می‌دونم که برای خوندن اون کتاب
‫احتیاج به آموزش‌های وسیعی هست.

102
00:07:05,466 --> 00:07:07,968
‫پس اینم بدون که
‫اون خیلی ازت جلوتره.

103
00:07:08,719 --> 00:07:10,387
‫برخلاف اون که اون کتاب رو گرفته،

104
00:07:11,222 --> 00:07:12,598
‫تو هنوز دستت هم بهش نخورده.

105
00:07:17,728 --> 00:07:20,481
‫حق با اونه. نباید اراجیف بگید.

106
00:07:20,564 --> 00:07:21,649
‫خداحافظ.

107
00:07:23,317 --> 00:07:24,485
‫لعنتی.

108
00:07:29,532 --> 00:07:32,034
‫موندم عموم چرا هنوز هیچی نشده
‫اون کتاب رو بهش داده.

109
00:07:33,661 --> 00:07:34,912
‫منم گیج شدم.

110
00:07:34,995 --> 00:07:38,749
‫تا وقتی اونجا گیر کرده
‫هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه.

111
00:07:45,589 --> 00:07:46,674
‫من

112
00:07:47,591 --> 00:07:49,635
‫قصدی برای آموزش به یوکی ندارم.

113
00:07:50,261 --> 00:07:53,597
‫می‌خوام اونو نزدیک خودم نگه دارم
‫و حواسم بهش باشه

114
00:07:53,681 --> 00:07:56,517
‫تا اون بیرون نره دردسر درست کنه.

115
00:07:56,600 --> 00:08:01,522
‫پس تو اونو زیر پر و بالت نگرفتی.
‫فقط توی سونگریم زندانی‌ش کردی.

116
00:08:03,148 --> 00:08:05,609
‫از اونجا که یوکی با چنین سروصدایی
‫وارد سونگریم شد،

117
00:08:06,193 --> 00:08:07,820
‫پدرش میاد.

118
00:08:07,903 --> 00:08:09,989
‫از «پدرش» منظورت جانگ گانگه؟

119
00:08:10,072 --> 00:08:13,075
‫بزرگ‌ترین ترس جانگ گانگ
‫این بود که دروازه‌ی انرژی یوکی باز بشه

120
00:08:14,618 --> 00:08:17,288
‫و آزادانه بره بیرون بچرخه.

121
00:08:17,871 --> 00:08:19,248
‫به‌محض اینکه از این خبر بو ببره،

122
00:08:20,165 --> 00:08:22,042
‫اون میاد.

123
00:08:22,126 --> 00:08:26,463
‫برای خلاص‌شدن از دستِ جین مو
‫گوانجو باید برگرده.

124
00:08:27,715 --> 00:08:29,633
‫به‌محض اینکه اون برگرده

125
00:08:31,093 --> 00:08:33,262
‫همه‌چی حل می‌شه.

126
00:08:34,888 --> 00:08:36,974
‫دلم برای یوکی می‌سوزه.

127
00:08:37,808 --> 00:08:39,727
‫این‌همه مسیر طی کرده

128
00:08:39,810 --> 00:08:42,062
‫ولی هیچ آموزشی دریافت نمی‌کنه.

129
00:08:42,146 --> 00:08:43,522
‫آخه چطور می‌تونه «سخنان دل» رو بخونه؟

130
00:08:43,605 --> 00:08:44,857
‫این یه تکلیف غیرممکنه.

131
00:08:53,365 --> 00:08:55,826
‫آخه چرا می‌خواید
‫این خوراکی‌ها رو بهش بدید؟

132
00:08:56,744 --> 00:08:58,704
‫یه چیزهایی درباره‌ی
‫ارباب جوان جانگ به گوشم خورده.

133
00:08:58,787 --> 00:09:01,081
‫اون یه تاریخچه‌ی خانوادگی پیچیده داره،
‫به‌زور مهارت داره،

134
00:09:01,165 --> 00:09:03,459
‫- و شخصیت افتضاحی داره.
‫- این حقیقت نداره.

135
00:09:05,669 --> 00:09:06,837
‫اون مرد خوبیه.

136
00:09:06,920 --> 00:09:09,006
‫چرا همچین فکری می‌کنید؟

137
00:09:09,089 --> 00:09:10,632
‫اون این‌قدر نق‌نقوئه

138
00:09:10,716 --> 00:09:13,927
‫که تنها کسی که می‌تونه
‫تحملش کنه ندیمه‌اش، مودوکه.

139
00:09:16,180 --> 00:09:17,723
‫- مودوک؟
‫- بله.

140
00:09:17,806 --> 00:09:20,768
‫اون ندیمه‌ایه که همیشه در کنارشه.

141
00:09:25,939 --> 00:09:27,107
‫مودوک.

142
00:09:27,775 --> 00:09:30,444
‫شنیدم تمام شب پیشم موندی.

143
00:09:30,527 --> 00:09:33,655
‫فکر کردم تو مودوک هستی.
‫معذرت می‌خوام زحمتت دادم.

144
00:09:35,199 --> 00:09:37,910
‫پس بخاطر همین فکر کرد من اونم.

145
00:09:44,041 --> 00:09:45,125
‫سلام.

146
00:09:47,336 --> 00:09:48,754
‫ما از سجوک‌وون هستیم.

147
00:09:49,630 --> 00:09:51,048
‫از این‌طرف، بانوی من.

148
00:10:29,044 --> 00:10:31,380
‫وایسا. این آتیش...

149
00:10:57,656 --> 00:10:58,657
‫بفرمایید.

150
00:10:58,740 --> 00:11:00,367
‫یه تکلیف دیگه برات دارم.

151
00:11:05,789 --> 00:11:07,040
‫اون گولم زد.

152
00:11:07,124 --> 00:11:09,084
‫بدجوری حالم رو گرفت!

153
00:11:26,226 --> 00:11:28,061
‫سلام، باز همدیگه رو دیدیم.

154
00:11:28,145 --> 00:11:31,898
‫سلام. جایی تشریف می‌برید؟

155
00:11:31,982 --> 00:11:34,359
‫خب، بله. باید یه نفر رو بیرون ببینم.

156
00:11:35,652 --> 00:11:37,529
‫ولی چرا اینطوری دارید می‌رید؟

157
00:11:39,823 --> 00:11:41,158
‫چون‌که دارم فرار می‌کنم.

158
00:11:43,201 --> 00:11:45,954
‫خواهش می‌کنم
‫تو هم شتر دیدی ندیدی.

159
00:11:49,458 --> 00:11:53,754
‫خدای من. بانوی جوان هیئو خیلی مهمه.
‫چرا منتظرم نموند؟

160
00:11:53,837 --> 00:11:56,173
‫چرا منو قال گذاشت؟

161
00:12:00,802 --> 00:12:02,179
‫موضوع چیه؟

162
00:12:03,805 --> 00:12:05,349
‫جانگ یوکی تو این اتاق نیست؟

163
00:12:05,932 --> 00:12:07,517
‫چرا، هست.

164
00:12:08,143 --> 00:12:09,478
‫پس بیاید بریم طبقه بالا.

165
00:12:09,561 --> 00:12:13,273
‫من باید باهاش حرف بزنم.

166
00:12:13,357 --> 00:12:15,067
‫خصوصی لطفا.

167
00:12:17,569 --> 00:12:20,739
‫یه‌کم طول می‌کشه. بیرون منتظر باشید.

168
00:12:40,592 --> 00:12:43,553
‫مودوک، ارباب جوان از سونگریم اومده.

169
00:12:43,637 --> 00:12:45,138
‫داره دنبالت می‌گرده.

170
00:13:02,823 --> 00:13:04,491
‫سلام، ارباب جوان سئو.

171
00:13:07,077 --> 00:13:08,787
‫حتما منتظر یوکی بودی.

172
00:13:10,747 --> 00:13:12,791
‫اون تا مدتی برنمی‌گرده.

173
00:13:13,583 --> 00:13:15,502
‫بهش تکلیف سختی دادن که تکمیل کنه.

174
00:13:16,253 --> 00:13:17,754
‫از پسش برمیاد.

175
00:13:18,630 --> 00:13:20,715
‫خیلی مهمه که اونجا بمونه

176
00:13:21,299 --> 00:13:23,802
‫و آموزش‌هاش رو دریافت کنه.

177
00:13:24,553 --> 00:13:27,556
‫بعد از اون‌که اون روز با اون وضعیت رفتی
‫نگرانت بودم، ولی خوب به‌نظر میای.

178
00:13:28,598 --> 00:13:30,475
‫داشتی چیکار می‌کردی؟

179
00:13:31,226 --> 00:13:34,938
‫من فقط اینجا یه ندیمه‌ام،
‫پس داشتم کارهای خونه می‌کردم.

180
00:13:35,730 --> 00:13:37,941
‫پیش‌خدمت کیم فعلا رفته جایی.

181
00:13:38,024 --> 00:13:39,526
‫می‌تونید تو اتاق مطالعه منتظر بمونید.

182
00:13:40,110 --> 00:13:41,862
‫اومده بودم تو رو ببینم، نه اونو.

183
00:13:43,864 --> 00:13:44,906
‫منو؟

184
00:13:45,615 --> 00:13:48,285
‫چرا باید بخواید منو ببینید؟

185
00:13:49,119 --> 00:13:50,162
‫خب...

186
00:13:50,787 --> 00:13:51,997
‫بخاطر چتر.

187
00:13:52,914 --> 00:13:56,668
‫اومدم چتری رو که اون روز
‫بهت قرض دادم رو پس بگیرم.

188
00:13:58,044 --> 00:13:59,421
‫چتر؟

189
00:13:59,504 --> 00:14:02,299
‫تو راه اومدن باد زد
‫خرابش کرد، پس انداختمش دور.

190
00:14:03,717 --> 00:14:04,676
‫اینطوریه؟

191
00:14:07,012 --> 00:14:07,971
‫پس بیا بریم.

192
00:14:08,680 --> 00:14:09,514
‫چی؟

193
00:14:09,598 --> 00:14:11,182
‫باید یه چتر جدید بگیریم.

194
00:14:11,266 --> 00:14:13,894
‫باید برام یه چتر جدید بخری.

195
00:14:16,521 --> 00:14:19,316
‫[چترها]

196
00:14:22,569 --> 00:14:25,405
‫این دقیقا شبیه چتریه که
‫به من قرض دادید.

197
00:14:25,488 --> 00:14:26,865
‫این جنسش بده...

198
00:14:28,742 --> 00:14:31,077
‫این یه چتر دور انداختنیه که
‫با کاغذ کیفیت پایین درست شده.

199
00:14:31,161 --> 00:14:33,330
‫چتر من از پوست گوسفند
‫و بامبوی کیفیت بالا درست شده بود.

200
00:14:34,915 --> 00:14:36,333
‫گفتید کیفیت بالا؟

201
00:14:37,042 --> 00:14:39,336
‫آخه چرا به یه ندیمه چنین
‫چتر گرون‌قیمتی دادید؟

202
00:14:39,419 --> 00:14:41,338
‫فقط بهت قرض دادم.

203
00:14:41,421 --> 00:14:43,590
‫باید خراب کردنش رو جبران کنی.

204
00:14:46,301 --> 00:14:48,553
‫و اون تنها چتر من بود.

205
00:14:48,637 --> 00:14:51,765
‫چرا یه ارباب جوان مثل شما
‫فقط باید یه چتر داشته باشه؟

206
00:14:51,848 --> 00:14:53,975
‫وقتی بارون میاد من
‫به‌ندرت میرم بیرون.

207
00:14:55,185 --> 00:14:59,105
‫بچگی‌هام به پام آسیب زدم
‫و هنوزم وقتی بارون میاد درد می‌کنه.

208
00:15:00,273 --> 00:15:03,401
‫پای شکسته‌تون هنوزم درد می‌کنه؟

209
00:15:07,656 --> 00:15:10,575
‫ارباب جوان پارک برام تعریف کرد
‫چطور پاتون رو شکستید.

210
00:15:11,993 --> 00:15:13,828
‫بله، توی دانیانگوگ اتفاق افتاد.

211
00:15:13,912 --> 00:15:17,540
‫دلم براتون می‌سوزه که جادوگری
‫هستید که یه پاش ضعیفه.

212
00:15:18,333 --> 00:15:20,752
‫احتمالا پاتون خوب بهبود پیدا نکرده.

213
00:15:23,171 --> 00:15:24,464
‫قدیما یه دوستی توی

214
00:15:25,340 --> 00:15:27,634
‫دانیانگوگ داشتم که منتظرم می‌موند.

215
00:15:30,220 --> 00:15:32,430
‫اون نجاتم داد و جراحتم رو
‫دوا درمون کرد.

216
00:15:33,682 --> 00:15:35,934
‫احتمالا چون از اون تشکر نکردم

217
00:15:37,477 --> 00:15:39,062
‫پام خوب بهبود پیدا نکرده.

218
00:15:52,575 --> 00:15:54,577
‫- از این خوشم میاد.
‫- ببخشید؟

219
00:15:54,661 --> 00:15:56,746
‫اینو برمی‌دارم. پولش رو حساب کن.

220
00:15:58,873 --> 00:16:00,125
‫بله، ارباب جوان سئو.

221
00:16:04,921 --> 00:16:06,464
‫- اینو برمی‌داریم.
‫- خیلی‌خب.

222
00:16:06,548 --> 00:16:09,008
‫لطفا بزنید به حساب
‫ارباب جانگ گانگ.

223
00:16:09,592 --> 00:16:12,470
‫چرا این‌کارو می‌کنی؟
‫تو باید پولش رو بدی.

224
00:16:13,096 --> 00:16:15,515
‫ندیمه‌ای مثل من پولش کجا بود.

225
00:16:15,598 --> 00:16:16,850
‫البته که داری.

226
00:16:17,350 --> 00:16:18,977
‫دیدمت میری بیرون

227
00:16:19,060 --> 00:16:21,354
‫و با پول‌هایی که قایم کردی
‫لباس می‌خری.

228
00:16:21,438 --> 00:16:22,814
‫اون بخاطر...

229
00:16:27,694 --> 00:16:30,530
‫- قیمتش چقدره؟
‫- سلیقه‌تون خوبه.

230
00:16:30,613 --> 00:16:33,074
‫اون گرون‌قیمت‌ترین چتر ماست.

231
00:16:38,413 --> 00:16:39,497
‫لعنتی.

232
00:16:45,003 --> 00:16:46,212
‫مودوک اینجا نیست؟

233
00:16:47,380 --> 00:16:50,258
‫چرا از بین این‌همه وقت
‫الان گذاشته رفته؟

234
00:16:50,341 --> 00:16:52,844
‫ارباب جوان جانگ،
‫بازم انداختن‌تون بیرون؟

235
00:16:53,428 --> 00:16:55,930
‫نه، بیرون ننداختن.
‫فقط یه دقیقه اومدم سر بزنم.

236
00:16:56,014 --> 00:16:57,849
‫به‌زودی برمی‌گردم.

237
00:16:57,932 --> 00:16:58,766
‫که اینطور.

238
00:16:58,850 --> 00:17:00,685
‫مودوک به‌زودی میاد.

239
00:17:01,269 --> 00:17:03,730
‫در این حین حمام رو
‫براتون آماده کنم؟

240
00:17:04,439 --> 00:17:05,356
‫خوب به‌نظر میاد.

241
00:17:05,440 --> 00:17:07,859
‫از آخرین باری که تو این خونه
‫حمام کردم مدتی می‌گذره.

242
00:17:07,942 --> 00:17:10,111
‫- پس الان آماده‌ش می‌کنم.
‫- البته.

243
00:17:26,044 --> 00:17:27,337
‫صبر کنید.

244
00:17:28,546 --> 00:17:30,757
‫بیسکوییت عسلی‌هامون همیشه
‫این‌قدر شیرین بودن؟

245
00:17:32,967 --> 00:17:35,345
‫چرا سونگریم هیچ‌ تنقلاتی نداره؟

246
00:17:35,929 --> 00:17:38,056
‫رهبرمون هم اون قدیما عاشق
‫شیرینی‌جات بود.

247
00:17:55,239 --> 00:17:59,160
‫امروز قراره از هم جدا بشیم؟

248
00:18:00,078 --> 00:18:01,496
‫بله.

249
00:18:02,080 --> 00:18:05,124
‫سه تا خواهر زبون دراز الان
‫کلاس گلکاری‌شون تموم می‌شه

250
00:18:05,208 --> 00:18:06,417
‫و به‌زودی از کنارمون رد بشن.

251
00:18:07,001 --> 00:18:09,295
‫اگه جلوی اونا جروبحث بکنیم،

252
00:18:09,379 --> 00:18:12,006
‫اونا شایعه درست می‌کنن
‫که ما جدا شدیم.

253
00:18:17,887 --> 00:18:19,472
‫همونطور که قول دادم،

254
00:18:19,555 --> 00:18:21,974
‫من مقصرِ به‌هم خوردن این رابطه‌ می‌شم.

255
00:18:22,600 --> 00:18:25,019
‫اولش، محکم سیلی بزن به صورتم.

256
00:18:25,103 --> 00:18:27,897
‫بعد وقتی تو رو ول نکردم
‫منو هل بده کنار و برو.

257
00:18:28,481 --> 00:18:30,525
‫این یه‌کم زیاده‌روی به‌نظر میاد...

258
00:18:30,608 --> 00:18:32,318
‫اگه می‌خوایم باور کنن

259
00:18:32,402 --> 00:18:35,405
‫که ما واقعا نامزدی‌مون رو به‌هم
‫زدیم باید این زیاده‌روی رو بکنیم.

260
00:18:35,488 --> 00:18:38,991
‫اون‌وقت مردم
‫پشت‌سرتون غیبت می‌کنن.

261
00:18:39,075 --> 00:18:42,578
‫اگر این‌قدر بد آوازه بشید
‫دیگه کسی براتون همسریابی نمی‌کنه.

262
00:18:45,498 --> 00:18:46,666
‫من دلم نمی‌خواد

263
00:18:47,375 --> 00:18:49,419
‫با همسریابیِ کسی ازدواج کنم.

264
00:18:53,047 --> 00:18:54,716
‫من با زنی ازدواج می‌کنم

265
00:18:55,842 --> 00:18:57,051
‫که خودم دوست دارم.

266
00:19:05,810 --> 00:19:07,145
‫با این‌حال، سیلی زدن زیاده‌رویه.

267
00:19:08,521 --> 00:19:11,107
‫بجاش اینو می‌ریزم روتون.

268
00:19:11,691 --> 00:19:14,610
‫البته. می‌تونید این‌کارو بکنید.

269
00:19:18,072 --> 00:19:19,574
‫چای خیلی داغه.

270
00:19:20,741 --> 00:19:22,869
‫صورت‌تون می‌سوزه.

271
00:19:28,207 --> 00:19:29,667
‫خدای من.

272
00:19:30,501 --> 00:19:31,752
‫اشکال نداره.

273
00:19:33,838 --> 00:19:37,258
‫چند روز دیگه قراره
‫یه نمایش شعبده‌بازی برگزار بشه.

274
00:19:38,968 --> 00:19:40,720
‫واقعا دلم می‌خواست
‫تماشاش کنم.

275
00:19:41,429 --> 00:19:44,307
‫ولی اگه امروز از هم
‫جدا بشیم دیگه نمی‌تونم.

276
00:19:44,932 --> 00:19:47,185
‫وایسا. چرا نمی‌تونی؟

277
00:19:47,268 --> 00:19:51,105
‫تا به امروز،
‫هردفعه که نامزدیم به‌ هم خورده

278
00:19:52,023 --> 00:19:54,358
‫حداقل یه ماهه خونه ‌نشین شدم.

279
00:19:55,735 --> 00:19:58,154
‫که اینطور.

280
00:20:01,949 --> 00:20:06,120
‫پس می‌خواید جدایی‌مون رو
‫تا چند روز دیگه به تعویق بندازیم؟

281
00:20:06,204 --> 00:20:07,038
‫می‌شه؟

282
00:20:10,124 --> 00:20:13,252
‫ولی اون سه تا خواهر اونجا هم هستن.

283
00:20:14,086 --> 00:20:17,506
‫فکر نمی‌کنم درست باشه تنها برم.

284
00:20:18,507 --> 00:20:22,178
‫پس از اونجایی که فکر می‌کنن
‫ما نامزد هستیم، منم باهاتون میام.

285
00:20:24,472 --> 00:20:26,766
‫خب، آره گمونم.

286
00:20:31,771 --> 00:20:34,523
‫یه‌کم آب‌نبات کدو تنبل،
‫آب‌نبات برنج،

287
00:20:34,607 --> 00:20:36,651
‫و بیسکوییت عسلی بدید.

288
00:20:36,734 --> 00:20:37,902
‫البته.

289
00:20:39,528 --> 00:20:41,614
‫ارباب جوان من مثل بچه‌ها می‌مونه.

290
00:20:41,697 --> 00:20:43,824
‫وقتی تو خونه تنقلات نداریم
‫بداخلاق می‌شه.

291
00:20:44,742 --> 00:20:45,952
‫لطفا اینا رو بدید به اون.

292
00:20:48,955 --> 00:20:51,249
‫منم این تنقلات چای رازیانه رو
‫دوست دارم.

293
00:20:51,332 --> 00:20:53,960
‫انتظارشو داشتم سلیقه‌ی
‫گرون‌قیمتی داشته باشید.

294
00:20:54,043 --> 00:20:56,420
‫- یه‌کمی از اونم بذارم؟
‫- نه، ممنون.

295
00:21:07,723 --> 00:21:09,892
‫[استخدام خدمتکار برای سونگریم]

296
00:21:11,894 --> 00:21:13,312
‫[استخدام خدمتکار برای سونگریم]

297
00:21:13,396 --> 00:21:16,357
‫[شرایط: سالم بودن، باسواد بودن،
‫توانایی شمردن، عدم سوءسابقه]

298
00:21:18,818 --> 00:21:20,903
‫اینو می‌زنم به حساب
‫خانواده‌ی جانگ.

299
00:21:27,368 --> 00:21:29,036
‫لطفا اینو بدید به ارباب جوان جانگ.

300
00:21:30,162 --> 00:21:33,749
‫من چندتا کار دارم که باید
‫انجام بدم. خداحافظ.

301
00:21:50,850 --> 00:21:51,892
‫بفرمایید.

302
00:21:51,976 --> 00:21:53,394
‫- جنس‌ها رو ببینید.
‫- باشه.

303
00:21:54,186 --> 00:21:55,312
‫- ببخشید.
‫- بله؟

304
00:21:55,396 --> 00:21:56,564
‫خداحافظ.

305
00:22:01,777 --> 00:22:03,821
‫خودشه، نه؟

306
00:22:03,904 --> 00:22:05,072
‫خودشه.

307
00:22:06,866 --> 00:22:08,075
‫هی.

308
00:22:08,159 --> 00:22:10,327
‫- تو کیف منو برداشتی، نه؟
‫- حلقه‌ی منو پس بده.

309
00:22:15,291 --> 00:22:16,834
‫- خدایا!
‫- کجا رفت؟

310
00:22:16,917 --> 00:22:19,378
‫- هی! همونجا وایسا!
‫- هی!

311
00:22:19,462 --> 00:22:20,629
‫همونجا وایسا!

312
00:22:20,713 --> 00:22:23,007
‫- آهای!
‫- اون دزد رو بگیرید!

313
00:22:23,090 --> 00:22:25,468
‫- دزد!
‫- هی، برگرد اینجا.

314
00:22:25,551 --> 00:22:28,846
‫- خدای من!
‫- فقط صبر کن دستم بهت برسه.

315
00:22:29,430 --> 00:22:31,474
‫- هی! صبر کن!
‫- منتظرم بمون!

316
00:22:31,557 --> 00:22:33,642
‫- لعنتی.
‫- هی!

317
00:22:33,726 --> 00:22:35,394
‫- عجله کن!
‫- داری چیکار می‌کنی؟

318
00:22:35,478 --> 00:22:36,604
‫دختره‌ی...

319
00:22:36,687 --> 00:22:38,314
‫اون دزد رو بگیرید!

320
00:22:38,397 --> 00:22:40,524
‫- فرار کرد.
‫- هی.

321
00:22:40,608 --> 00:22:42,443
‫- خودش بود، نه؟
‫- آره.

322
00:22:49,783 --> 00:22:51,285
‫اون مودوکـه.

323
00:22:51,368 --> 00:22:52,203
‫مودوک!

324
00:22:57,708 --> 00:22:59,293
‫ایناهاشی، دختره‌ی...

325
00:22:59,376 --> 00:23:01,045
‫- آهای.
‫- اون دزد رو بگیرید.

326
00:23:01,128 --> 00:23:04,173
‫بیا اینجا. فقط صبر کن
‫دستم بهت برسه.

327
00:23:04,256 --> 00:23:05,508
‫هی!

328
00:23:05,591 --> 00:23:06,759
‫دختره ‌ی کوچولو...

329
00:23:19,021 --> 00:23:20,564
‫قطعا خودش بود.

330
00:23:22,358 --> 00:23:24,193
‫ولی چطوری چشم‌هاش سالم شده؟

331
00:23:37,998 --> 00:23:40,167
‫همیشه چشم‌هاش رو
‫با این می‌پوشوند.

332
00:23:42,294 --> 00:23:43,921
‫نکنه خودش نبود؟

333
00:24:03,732 --> 00:24:05,484
‫بألاخره گذرمون به‌هم خورد،

334
00:24:06,318 --> 00:24:07,444
‫سوئی.

335
00:24:08,028 --> 00:24:11,031
‫یه عالمه راه رفتم روستای ساری
‫چون شنیده بودم اونجایی.

336
00:24:11,115 --> 00:24:12,741
‫ولی خیلی وقت بود رفته بودی.

337
00:24:13,367 --> 00:24:15,577
‫فکر کردی قایم‌شدن
‫تو پایتخت جواب میده؟

338
00:24:17,371 --> 00:24:18,289
‫این چیه؟

339
00:24:19,665 --> 00:24:23,252
‫داشتی وانمود می‌کردی نابینایی؟

340
00:24:25,546 --> 00:24:27,965
‫ولی تو هردفعه، ظاهر مهربانانه و
‫دلسوزانه‌ای برای خودت می‌سازی.

341
00:24:28,048 --> 00:24:31,468
‫بعدش از پشت بهمون خیانت می‌کنی.

342
00:24:33,929 --> 00:24:35,139
‫چطور جرأت کردی

343
00:24:36,598 --> 00:24:38,392
‫پول منو بدزدی؟

344
00:24:40,477 --> 00:24:42,187
‫نمی‌دونم از چی داری حـ...

345
00:24:43,939 --> 00:24:45,858
‫خدایا...

346
00:24:46,650 --> 00:24:49,987
‫خودت رو نگاه کن،
‫باز داری سعی می‌کنی منو گول بزنی.

347
00:24:50,612 --> 00:24:51,488
‫بگیریدش.

348
00:24:56,035 --> 00:24:57,244
‫کمکم کنید!

349
00:24:57,327 --> 00:24:58,996
‫یکی کمکم کنه!

350
00:25:01,331 --> 00:25:03,584
‫من نابینام!

351
00:25:03,667 --> 00:25:06,045
‫اونا رو نمی‌شناسم،

352
00:25:06,128 --> 00:25:08,505
‫می‌خوان منو بدزدن!

353
00:25:09,214 --> 00:25:12,843
‫یه نفر کمکم کنه!

354
00:25:12,926 --> 00:25:15,512
‫خودت رو نگاه کن
‫چقدر زور الکی می‌زنی.

355
00:25:18,432 --> 00:25:19,391
‫خواهش می‌کنم کمکم کنید!

356
00:25:19,475 --> 00:25:20,726
‫دارید به چی نگاه می‌کنید؟

357
00:25:20,809 --> 00:25:23,228
‫- بیا اینجا.
‫- ولم کنید!

358
00:25:33,906 --> 00:25:36,450
‫نمی‌تونید اونو به‌زور ببرید.

359
00:25:37,576 --> 00:25:40,245
‫دلیل خوبی برای این‌کار دارم،

360
00:25:40,329 --> 00:25:41,789
‫پس برو رد کارت.

361
00:25:42,498 --> 00:25:44,333
‫من نابینام،

362
00:25:44,416 --> 00:25:46,376
‫- و اونا رو نمی‌شناسم.
‫- دختره‌ی دروغگو...

363
00:25:49,004 --> 00:25:50,255
‫بگیریدش!

364
00:26:02,309 --> 00:26:04,061
‫اون یه جادوگره.

365
00:26:04,144 --> 00:26:05,270
‫بریم!

366
00:26:13,570 --> 00:26:14,947
‫می‌تونی بلند بشی؟

367
00:26:20,202 --> 00:26:21,745
‫ممنون.

368
00:26:21,828 --> 00:26:23,580
‫افراد خطرناکی به‌نظر می‌رسیدن.

369
00:26:23,664 --> 00:26:25,874
‫باید از مقامات بخوای کمکت کنن.

370
00:26:26,625 --> 00:26:27,668
‫من می‌برمت پیشششون.

371
00:26:27,751 --> 00:26:30,546
‫لازم نیست.
‫نیازی به کمک اونا ندارم.

372
00:26:32,256 --> 00:26:33,715
‫چوب دستیت شکسته.

373
00:26:40,347 --> 00:26:41,306
‫این یه چتره.

374
00:26:42,349 --> 00:26:43,642
‫می‌تونی از این به‌عنوان
‫چوب دستی استفاده کنی.

375
00:27:00,575 --> 00:27:03,161
‫ارباب، بهتره کاری به کار اون
‫نداشته باشید.

376
00:27:03,245 --> 00:27:05,789
‫نخواست ببریدش پیش مقامات.

377
00:27:05,872 --> 00:27:08,166
‫نمی‌دونم اون چه‌جور گذشته‌ای داشته،

378
00:27:08,250 --> 00:27:10,002
‫ولی این‌جور آدم‌ها اوباش هستن.

379
00:27:10,669 --> 00:27:14,840
‫دخالت کردن تو کار این‌جور آدم‌ها
‫هیچی عاید آدم نمی‌کنه.

380
00:27:24,433 --> 00:27:25,600
‫من می‌برمت پیششون.

381
00:27:26,476 --> 00:27:28,895
‫باید از مقامات بخوای کمکت کنن.

382
00:27:33,150 --> 00:27:35,027
‫شاید باید می‌گفتم باشه.

383
00:27:56,089 --> 00:27:58,675
‫شماره‌ی 125.

384
00:28:00,177 --> 00:28:02,679
‫واقعا هیچی نشده این‌قدر
‫آدم ثبت‌نام کردن؟

385
00:28:02,763 --> 00:28:04,097
‫[صد و بیست‌و‌پنج]

386
00:28:05,182 --> 00:28:07,017
‫سونگریم فقط 5 نفر رو انتخاب می‌کنه.

387
00:28:08,226 --> 00:28:10,312
‫امیدی به من هست؟

388
00:28:10,896 --> 00:28:12,022
‫هی، مودوک.

389
00:28:13,648 --> 00:28:14,858
‫این‌همه مدت اینجا بودی؟

390
00:28:14,941 --> 00:28:16,401
‫ارباب جوان دنبالت می‌گشت.

391
00:28:16,485 --> 00:28:18,945
‫بازم ارباب جوان سئو اومده بود؟

392
00:28:19,029 --> 00:28:21,114
‫اون نه. ارباب جوان جانگ.

393
00:28:21,865 --> 00:28:24,785
‫ارباب جوان جانگ یواشکی بیرون
‫اومده و اومده خونه.

394
00:28:34,044 --> 00:28:37,589
‫باید تا قبل از غروب برگردم.
‫آخه کجا مونده؟

395
00:29:20,257 --> 00:29:21,383
‫ارباب جوان جانگ کجاست؟

396
00:29:21,466 --> 00:29:23,635
‫همین الان رفت،
‫ولی منم نتونستم ببینمش.

397
00:29:26,179 --> 00:29:28,223
‫قول داده بود حرف‌گوش‌کن بشه،
‫پس چرا فرار کرده بود؟

398
00:29:30,100 --> 00:29:31,893
‫امیدوارم مچش رو نگیرن.

399
00:29:34,896 --> 00:29:36,314
‫همین الان رفت.

400
00:29:36,898 --> 00:29:37,899
‫همین الان.

401
00:29:39,818 --> 00:29:41,611
‫این دختر چه‌شه؟

402
00:30:06,094 --> 00:30:07,262
‫جانگ یوکی.

403
00:30:07,846 --> 00:30:08,763
‫ارباب جوان!

404
00:30:13,518 --> 00:30:16,271
‫کجا مونده بودی؟
‫فکر کردم دیگه نمی‌تونم ببینمت.

405
00:30:25,806.5 --> 00:30:35,806.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

406
00:30:45,342 --> 00:30:47,719
‫بألاخره تونستم ببینمت. خوشحالم.

407
00:30:50,305 --> 00:30:52,766
‫باید برم. نباید بفهمن
‫من نیستم.

408
00:30:53,683 --> 00:30:56,311
‫همونجا بمون.
‫به‌زودی به‌دیدنت میام.

409
00:30:57,979 --> 00:31:02,192
‫یه راهی پیدا کردم،
‫پس اون‌تو بمون و کارهات رو بکن.

410
00:31:02,275 --> 00:31:03,985
‫منم این‌ بیرون هرکاری بتونم می‌کنم.

411
00:31:05,403 --> 00:31:08,031
‫باشه. ولی چه راهی پیدا کردی؟

412
00:31:09,407 --> 00:31:11,326
‫سونگریم استخدام داره.

413
00:31:32,013 --> 00:31:33,223
‫گیر نیفت و به‌ سلامت برگرد.

414
00:31:59,249 --> 00:32:02,460
‫عالیجناب، بجای اینکه
‫خودتون بیاید سجوک‌وون،

415
00:32:02,544 --> 00:32:04,546
‫باید استاد هیئو رو احضار
‫کنید بیاد کاخ‌.

416
00:32:06,047 --> 00:32:09,342
‫اشکال نداره.
‫بهانه‌ای می‌شه برای بیرون اومدنم.

417
00:32:09,425 --> 00:32:10,927
‫از قدم‌زدن خوشم میاد.

418
00:32:16,933 --> 00:32:18,017
‫اون جانگ یوکی نیست؟

419
00:32:28,194 --> 00:32:29,821
‫این بیرون چیکار می‌کنی؟

420
00:32:29,904 --> 00:32:31,990
‫شنیده بودم تا وقتی اون
‫کتاب «سخنان دل» رو نخونی

421
00:32:32,073 --> 00:32:33,783
‫از مرکز آموزشی نمی‌تونی بیای بیرون.

422
00:32:33,867 --> 00:32:36,286
‫نه‌تنها تا محل جشن‌
‫خوش‌آمدگوییم تعقیبم کردید،

423
00:32:36,369 --> 00:32:38,037
‫بلکه حساب تک‌تک کارهام هم دارید.

424
00:32:38,746 --> 00:32:41,916
‫چرا این‌قدر به کارهای من علاقه‌مندید؟
‫منو معذب می‌کنه.

425
00:32:42,000 --> 00:32:44,002
‫استاد هیئو از سجوک‌وون بهم گفت.

426
00:32:44,961 --> 00:32:48,590
‫درسته. شنیدم بعد از نوشیدنی‌هایی
‫که بهت دادم مریض شدی.

427
00:32:48,673 --> 00:32:50,967
‫خودتون چرا اومده
‫بودید سجوک‌وون؟

428
00:32:51,676 --> 00:32:56,180
‫اونجایی که زدم‌تون
‫هنوز درد می‌کنه؟

429
00:32:56,264 --> 00:32:57,348
‫اوه، خدایا.

430
00:32:57,432 --> 00:33:00,518
‫اصلا و ابدا. دیگه کاملا خوب شدم.

431
00:33:00,602 --> 00:33:03,062
‫فقط اونجا رفته بودم
‫چندتا مکمل غذایی بگیرم.

432
00:33:03,855 --> 00:33:07,317
‫امیدوارم مکمل‌های غذایی خوبی گرفته باشید.
‫باید زندگی طولانی و سلامتی داشته باشید.

433
00:33:09,360 --> 00:33:12,071
‫یه‌کم پیش چی پیش خودت قایم کردی؟

434
00:33:13,156 --> 00:33:14,157
‫بذار ببینم.

435
00:33:31,799 --> 00:33:32,842
‫یه بیسکوییت عسلیه.

436
00:33:33,426 --> 00:33:36,095
‫می‌خواستم بخورمش.
‫از کجا فهمیدید؟

437
00:33:36,679 --> 00:33:37,805
‫مال شما.

438
00:33:44,145 --> 00:33:47,231
‫سونگریم از این‌جور تنقلات نداره.

439
00:33:48,691 --> 00:33:49,817
‫رفته بودی خونه؟

440
00:33:56,741 --> 00:33:59,869
‫اگه بفهمن قایمکی رفته بودی بیرون
‫توی دردسر می‌افتی.

441
00:34:00,495 --> 00:34:03,748
‫شما حتی برام نوشیدنی تبریک ریختید
‫و ازم تعریف کردید.

442
00:34:03,831 --> 00:34:06,793
‫واقعا می‌خواید بخاطر این
‫یه‌ذره تخلف چقلی‌مو بکنید؟

443
00:34:10,421 --> 00:34:12,840
‫هرچی نباشه، اون بیسکوییت
‫عسلی رو دادم به شما.

444
00:34:18,179 --> 00:34:22,558
‫از نزدیکِ اون درخت صنوبر بزرگ رد نشو.
‫یه گروه جادوگر اونجا دیدم.

445
00:34:25,520 --> 00:34:27,647
‫ممنون، عالیجناب. خدانگهدار.

446
00:34:31,943 --> 00:34:34,028
‫متوجه نمی‌شم چرا دارم
‫باهاش خوش‌رفتاری می‌کنم.

447
00:34:38,533 --> 00:34:40,076
‫این خوشمزه ست.

448
00:34:40,868 --> 00:34:42,036
‫واقعا؟

449
00:34:46,040 --> 00:34:47,834
‫- خوشمزه ست، عالیجناب؟
‫- بله.

450
00:34:48,417 --> 00:34:50,378
‫فکر می‌کردم شاهزاده

451
00:34:51,254 --> 00:34:53,965
‫بعد از اون مسابقه نسبت به
‫سونگریم خصمانه برخورد کنه.

452
00:34:55,133 --> 00:34:57,051
‫در عوض، شمشیرش رو غلاف کرده

453
00:34:57,718 --> 00:34:59,887
‫و بهشون نزدیک‌تر شده.

454
00:35:00,513 --> 00:35:03,766
‫حتما تصمیم گرفته باهاشون دوستانه
‫برخورد کنه تا وقتی پادشاه بعدی شد

455
00:35:03,850 --> 00:35:05,476
‫اونا به‌دردش بخورن.

456
00:35:07,186 --> 00:35:10,565
‫مطمئنی لازم نیست راجع‌به
‫این قضیه کاری بکنیم؟

457
00:35:10,648 --> 00:35:11,899
‫نگران نباشید.

458
00:35:11,983 --> 00:35:13,943
‫به‌راحتی می‌تونیم
‫نظرش رو عوض کنیم.

459
00:35:14,569 --> 00:35:16,904
‫لوح صور فلکی روز تولد
‫یوکی دست شماست.

460
00:35:18,698 --> 00:35:22,160
‫شاهزاده در نهایت چاره‌ای
‫جز کُشتن اون نداره.

461
00:35:33,129 --> 00:35:37,717
‫برای مطیع‌کردن هوگیونگ
‫قراره از این استفاده کنیم؟

462
00:35:37,800 --> 00:35:41,137
‫به‌زودی جینیون از آن ما می‌شه.

463
00:36:01,782 --> 00:36:04,368
‫از وقتی بانوی جوان هیئو رفته داخل
‫چهار ساعت می‌گذره.

464
00:36:07,079 --> 00:36:08,331
‫مزاحم‌شون نشو.

465
00:36:08,414 --> 00:36:09,749
‫حتما حرف‌های زیادی
‫برای گفتن دارن.

466
00:36:13,461 --> 00:36:16,255
‫هی! صبر کن!

467
00:36:17,256 --> 00:36:19,508
‫نباید مزاحم‌شون بشی.

468
00:36:19,592 --> 00:36:20,760
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه ست.

469
00:36:20,843 --> 00:36:23,054
‫باید چک کنم ببینم جانگ‌ یوکی
‫اون‌توئه یا نه.

470
00:36:23,137 --> 00:36:25,348
‫به بانوی من شک داری؟

471
00:36:27,224 --> 00:36:28,267
‫خدایا.

472
00:36:30,936 --> 00:36:32,980
‫چرا هنوز برنگشته؟

473
00:36:34,690 --> 00:36:38,110
‫اگه بفهمن اون اینجا نیست
‫خیلی زشت می‌شه.

474
00:36:48,245 --> 00:36:50,122
‫چرا اینجایی؟ داری چیکار می‌کنی؟

475
00:36:51,082 --> 00:36:55,252
‫بهشون گفتم ما اینجا پیش همدیگه‌ایم
‫تا متوجه نشن رفتید.

476
00:36:56,295 --> 00:36:58,172
‫منتظر بودم برگردید.

477
00:37:04,720 --> 00:37:07,723
‫دیدی؟ پیش همدیگه هستن.

478
00:37:09,767 --> 00:37:11,102
‫من دیگه میرم.

479
00:37:11,602 --> 00:37:14,689
‫امروز گفتگوی خوبی باهاتون داشتم.

480
00:37:16,065 --> 00:37:17,274
‫منم همینطور.

481
00:37:17,858 --> 00:37:19,151
‫خدانگهدار.

482
00:37:29,662 --> 00:37:31,914
‫تو چهار ساعت گذشته
‫داشتید اینجا چیکار می‌کردید؟

483
00:37:33,332 --> 00:37:34,542
‫خودمم نمی‌دونم.

484
00:37:35,334 --> 00:37:38,754
‫این‌همه مدت داشتیم
‫اینجا چیکار می‌کردیم؟

485
00:38:01,235 --> 00:38:02,695
‫حتما حوصله‌ش سر رفته بود.

486
00:38:07,116 --> 00:38:09,577
‫می‌خوای توی سونگریم خدمتکار بشی؟

487
00:38:10,161 --> 00:38:12,204
‫بله، خانم. دیدید امروز چی شد.

488
00:38:12,288 --> 00:38:16,584
‫ارباب جوان جانگ تمام وقت
‫منو کنار خودش نیاز داره.

489
00:38:17,418 --> 00:38:18,377
‫موافقم.

490
00:38:19,128 --> 00:38:22,756
‫حتما خیلی داشته اذیت می‌شده که اینجا
‫اومده حموم کرده و تنقلات خورده.

491
00:38:23,591 --> 00:38:26,886
‫ارباب جوان‌مون خیلی حساسه و
‫از بچگی‌ش بهش عشق ورزیده می‌‌شده.

492
00:38:26,969 --> 00:38:29,180
‫زندگی‌کردن با دیگران توی
‫سونگریم باهاش سازگار نیست.

493
00:38:29,763 --> 00:38:31,015
‫[صد بیست‌وپنج]

494
00:38:31,098 --> 00:38:32,308
‫ثبت‌نام هم کردم.

495
00:38:33,225 --> 00:38:34,351
‫به هر قیمتی وارد می‌شم.

496
00:38:35,352 --> 00:38:37,271
‫هی، به اون نیازی نداری.

497
00:38:37,938 --> 00:38:39,440
‫این خانواده‌ی جانگه.

498
00:38:39,523 --> 00:38:40,983
‫ما به‌راحتی می‌تونیم اون‌تو ببریمت.

499
00:38:41,609 --> 00:38:42,526
‫این حقیقت داره؟

500
00:38:42,610 --> 00:38:45,613
‫این یعنی لازم نیست
‫توی آزمون شرکت کنم؟

501
00:38:45,696 --> 00:38:48,240
‫البته که نه. فقط بهم اعتماد کن.

502
00:38:51,452 --> 00:38:52,912
‫امکان نداره.

503
00:38:53,579 --> 00:38:57,416
‫خدمتکارهای سونگریم فقط از طریق
‫آزمون‌های استخدام سراسری انتخاب می‌شن.

504
00:38:57,499 --> 00:38:58,751
‫استثنایی وجود نداره.

505
00:38:58,834 --> 00:39:01,003
‫من نمی‌خوام مجانی
‫بهش یه شغل بدید.

506
00:39:01,086 --> 00:39:03,839
‫اون فقط به پلاک اجازه‌ی ورود نیاز داره.
‫فقط اسمش رو بنوسید

507
00:39:03,923 --> 00:39:05,507
‫تا یه پلاک بگیره.

508
00:39:05,591 --> 00:39:07,343
‫ماهانه بهتون پول می‌دیم.

509
00:39:10,888 --> 00:39:12,139
‫تازه...

510
00:39:12,806 --> 00:39:13,849
‫ببین.

511
00:39:15,309 --> 00:39:18,520
‫فکر کردم به شما میاد، پس یه دونه
‫براتون گرفتم، پیش‌خدمت پارک.

512
00:39:23,359 --> 00:39:24,568
‫بفرمایید.

513
00:39:49,551 --> 00:39:53,430
‫یه خبر اومده که سعی کردی

514
00:39:53,514 --> 00:39:57,393
‫اینو به‌عنوان رشوه به
‫پیش‌خدمت پارک از سونگریم بدی.

515
00:39:58,018 --> 00:40:01,105
‫- راستش یه هدیه بود...
‫- شنیدم ازش خواستی

516
00:40:02,022 --> 00:40:04,358
‫به مودوک یه شغل بده.

517
00:40:04,441 --> 00:40:07,486
‫از اونجایی که ارباب ‌جوان‌مون
‫خیلی حساسه،

518
00:40:07,569 --> 00:40:09,530
‫فکر کردم اینکه مودوک کنارش باشه

519
00:40:09,613 --> 00:40:13,575
‫توی آموزش‌هاش بهش کمک می‌کنه،
‫پس ازش یه لطفی خواستم.

520
00:40:15,119 --> 00:40:16,328
‫پس این واقعا یه رشوه بوده!

521
00:40:17,705 --> 00:40:20,999
‫معذرت می‌خوام. بی‌فکری کردم.

522
00:40:21,083 --> 00:40:23,127
‫پیش‌خدمت پارک اینو پیشم آورد،

523
00:40:23,210 --> 00:40:26,046
‫من با عصبانیت بهش گفتم تو
‫آدمی نیستی که از این‌کارها بکنه.

524
00:40:26,839 --> 00:40:27,965
‫ازت دفاع کردم.

525
00:40:28,048 --> 00:40:32,052
‫حالا با چه رویی دوباره
‫تو صورتش نگاه کنم؟

526
00:40:32,136 --> 00:40:33,387
‫من...

527
00:40:37,683 --> 00:40:40,144
‫میرم ازش معذرت‌خواهی می‌کنم.

528
00:40:40,769 --> 00:40:41,979
‫بقیه چه فکری می‌کنن؟

529
00:40:42,813 --> 00:40:46,275
‫فکر می‌کنن از رابطه‌ت
‫با من سوءاستفاده کردی

530
00:40:46,358 --> 00:40:48,235
‫تا به کسی رشوه بدی.

531
00:40:48,318 --> 00:40:51,780
‫من اون شال رو بهش دادم،
‫ولی هرگز اشاره‌ای از شما بهش نکردم.

532
00:40:51,864 --> 00:40:53,031
‫با این‌حال،

533
00:40:53,115 --> 00:40:55,742
‫همه تو سونگریم می‌دونن
‫من و تو باهم صمیمی هستیم.

534
00:40:55,826 --> 00:40:59,496
‫اگه این‌کارو بکنی، دیگه نمی‌تونم...

535
00:41:02,875 --> 00:41:06,920
‫باهات رابطه‌ی صمیمانه داشته باشم.

536
00:41:08,755 --> 00:41:12,468
‫اگه اینطوریه دیگه اینجا نمیام.

537
00:41:13,635 --> 00:41:14,845
‫و چی گفتی؟

538
00:41:14,928 --> 00:41:18,557
‫مگه رابطه‌ی ما در این حد عمیق بود؟

539
00:41:19,183 --> 00:41:20,976
‫اگه ما واقعا باهم صمیمی بودیم،

540
00:41:21,059 --> 00:41:24,104
‫هرگز به این راحتی از
‫قطع رابطه باهام دم نمی‌زدی.

541
00:41:24,188 --> 00:41:25,522
‫باشه.

542
00:41:26,231 --> 00:41:29,568
‫- پیش‌خدمت کیم، من...
‫- به پیش‌خدمت پارک میگم

543
00:41:29,651 --> 00:41:32,070
‫من، کسی که به مردم رشوه میده،

544
00:41:32,154 --> 00:41:33,572
‫با رهبر سونگریم

545
00:41:33,655 --> 00:41:36,783
‫حتی یه ذره هم صمیمی نیستم.

546
00:41:36,867 --> 00:41:38,160
‫- ببین...
‫- خیلی‌خب.

547
00:41:38,744 --> 00:41:40,746
‫خیلی متأسفم

548
00:41:40,829 --> 00:41:42,206
‫که باعث شدم آبروتون بره.

549
00:41:43,081 --> 00:41:44,583
‫پیش‌خدمت کیم.

550
00:41:46,335 --> 00:41:48,253
‫نمی‌تونی اینطوری بذاری بری.

551
00:41:55,135 --> 00:41:56,345
‫اینو بردار.

552
00:41:58,305 --> 00:42:01,808
‫اگه می‌تونستم این رشوه
‫رو نگه دارم، قبولش می‌‌کردم.

553
00:42:18,784 --> 00:42:20,494
‫همینطور...

554
00:42:21,745 --> 00:42:23,747
‫منظورم این نبود

555
00:42:25,415 --> 00:42:28,585
‫که دلم نمی‌خواد بیای...

556
00:42:28,669 --> 00:42:29,753
‫پیش‌خـ...

557
00:42:29,836 --> 00:42:31,505
‫پیش‌خدمت کیم!

558
00:42:36,843 --> 00:42:38,053
‫این‌کار سخته.

559
00:42:55,946 --> 00:42:57,447
‫هنوز نمی‌تونی بخونیش.

560
00:43:00,200 --> 00:43:01,326
‫استاد لی.

561
00:43:01,994 --> 00:43:04,913
‫با تمرکزی که الان داری
‫نمی‌تونی اون کتاب رو بخونی.

562
00:43:05,580 --> 00:43:08,750
‫تو هیچ‌وقت مثل دیگران
‫با جدیت آموزش ندیدی.

563
00:43:08,834 --> 00:43:11,837
‫اگر الان شروع کنم تمرین‌کردن
‫چقدر طول می‌کشه؟

564
00:43:11,920 --> 00:43:14,339
‫کمترین زمان
‫یه سال طول می‌کِشه.

565
00:43:15,382 --> 00:43:18,593
‫نمی‌تونم این‌کار بکنم. قبول نمی‌کنم
‫که این‌همه مدت اینجا گیر بیفتم.

566
00:43:18,677 --> 00:43:21,805
‫فکر می‌کنم پارک جین دقیقا
‫به همین دلیل این کتاب رو بهت داد.

567
00:43:26,351 --> 00:43:27,811
‫اگه شاگرد من بشی

568
00:43:28,562 --> 00:43:32,315
‫و تعالیم منو آموزش ببینی
‫می‌تونی این زمان رو کوتاه‌تر کنی.

569
00:43:32,399 --> 00:43:33,567
‫منظورتون اینه

570
00:43:34,943 --> 00:43:36,653
‫با خوردن چای گیاه پرهیزکاری
‫شاگردتون بشم؟

571
00:43:39,906 --> 00:43:42,242
‫لطفا بهم وقت بدید فکر کنم.

572
00:43:43,660 --> 00:43:46,079
‫توی این کتاب یه شعره،

573
00:43:46,163 --> 00:43:50,500
‫شعر استادم سئو گیونگ.

574
00:43:50,584 --> 00:43:51,752
‫شعر؟

575
00:43:51,835 --> 00:43:53,837
‫اون‌قدرها هم طولانی نیست.

576
00:43:54,838 --> 00:43:57,424
‫به‌محض اینکه اولین کلمه رو بخونی،

577
00:43:57,507 --> 00:43:59,468
‫بقیه‌شو به‌راحتی می‌تونی ببینی.

578
00:44:00,927 --> 00:44:03,680
‫درسته. هنوز نمی‌تونی
‫اینو بخونی، مگه نه؟

579
00:44:04,639 --> 00:44:07,684
‫دارید از دست انداختنم کیف می‌کنید؟
‫غیر این بود بهم یاد می‌دادید.

580
00:44:07,768 --> 00:44:09,060
‫تماشا کردنت واقعا سرگرم‌کننده ست.

581
00:44:11,062 --> 00:44:13,565
‫بازم یه بار دیگه کمکت کنم؟

582
00:44:15,442 --> 00:44:16,276
‫بله، لطفا.

583
00:44:17,194 --> 00:44:20,572
‫بذار یه رازی راجع‌به این کتاب بهت
‫بگم که هیچ‌کس ازش خبر نداره.

584
00:44:21,865 --> 00:44:25,452
‫این شعر درواقع
‫یه نامه‌ی عاشقانه ست.

585
00:44:27,037 --> 00:44:28,413
‫یه نامه‌ی عاشقانه؟

586
00:44:28,497 --> 00:44:29,539
‫درسته.

587
00:44:29,623 --> 00:44:33,543
‫جادوگرهای بی‌شماری این شعر رو خوندن،
‫ولی هیچ‌کس از این واقعیت خبر نداره.

588
00:44:37,464 --> 00:44:41,510
‫استاد سئو گیونگ این شعر رو
‫برای یه بانوی نابینا نوشت

589
00:44:41,593 --> 00:44:44,429
‫تا بتونه شعر رو با قلبش بخونه.

590
00:44:49,059 --> 00:44:52,270
‫با تمرین دادن مهارت‌های تمرکزت
‫می‌تونی بخونی‌ش.

591
00:44:52,354 --> 00:44:56,358
‫ولی با توجه به اینکه بهت گفتم یه نامه‌ی
‫عاشقانه ست سعی کن یه راه دیگه پیدا کنی.

592
00:44:57,943 --> 00:45:01,655
‫یه نامه‌ی عاشقانه چطوری شروع می‌شه؟

593
00:45:08,912 --> 00:45:10,080
‫این چیه؟

594
00:45:13,083 --> 00:45:14,334
‫آدم منحرفی بوده؟

595
00:45:14,417 --> 00:45:18,004
‫چرا دیگران رو مجبور می‌کنه
‫نامه‌ی عاشقانه‌ش رو بخونن؟

596
00:45:18,505 --> 00:45:21,216
‫چرا من باید اینو بخونم.
‫برام نامرئیه.

597
00:45:22,050 --> 00:45:23,593
‫واقعا یه آدم مزخرف بوده؟

598
00:45:26,554 --> 00:45:30,976
‫استاد لی، دیگه هوا داره سردتر می‌شه.
‫بجای برگشتن به دانیانگوگ،

599
00:45:31,059 --> 00:45:34,187
‫نظرتون چیه که اینجا بمونید؟
‫ازتون مهمان‌نوازی می‌کنم.

600
00:45:34,938 --> 00:45:35,981
‫یئوم.

601
00:45:36,064 --> 00:45:40,777
‫من نمی‌تونم با لباس ‌گرم پوشیدن
‫و راحت بودن تمرین کنم.

602
00:45:40,860 --> 00:45:45,031
‫من فقط یه شاگردم که دلش
‫می‌خواد استادش گرم باشه.

603
00:45:48,618 --> 00:45:51,496
‫گمونم با بالا رفتن سنت عاقل شدی.

604
00:46:09,556 --> 00:46:12,100
‫اون پیش‌خدمت کیم
‫از خانواده‌ی جانگه.

605
00:46:12,684 --> 00:46:15,687
‫با توجه به اینکه ناراحت به‌نظر میاد،
‫حتما باز دوباره با جین دعواش شده.

606
00:46:17,188 --> 00:46:19,065
‫خدایا. سلام.

607
00:46:23,611 --> 00:46:24,863
‫استاد لی.

608
00:46:25,697 --> 00:46:28,116
‫اون شب چرا این‌قدر سریع رفتید؟

609
00:46:28,199 --> 00:46:29,909
‫فرصت پیدا نکردم
‫ازتون تشکر کنم.

610
00:46:29,993 --> 00:46:33,204
‫قبلا همدیگه رو دیدید؟

611
00:46:33,830 --> 00:46:36,541
‫در جشن توی چویسونرا
‫همدیگه رو دیدیم.

612
00:46:37,625 --> 00:46:39,127
‫لباس‌تون چطوره؟

613
00:46:39,210 --> 00:46:41,421
‫لباس‌تون رو پاره کردم.

614
00:46:42,714 --> 00:46:43,923
‫لباسم خوبه.

615
00:46:44,424 --> 00:46:45,675
‫پاره؟

616
00:46:45,759 --> 00:46:47,052
‫که اینطور.

617
00:46:47,635 --> 00:46:48,762
‫خیلی سرده.

618
00:46:48,845 --> 00:46:50,722
‫با این لباس‌ها سردتون نمی‌شه؟

619
00:46:52,223 --> 00:46:54,017
‫اینو بپوشید.

620
00:46:54,100 --> 00:46:56,478
‫می‌خواستم یه هدیه‌ی تشکر بهتون بدم.

621
00:46:59,564 --> 00:47:02,650
‫این یه هدیه ست، رشوه نیست.

622
00:47:03,234 --> 00:47:04,360
‫بفرمایید.

623
00:47:23,797 --> 00:47:25,423
‫بهتون میاد.

624
00:47:35,683 --> 00:47:38,478
‫با پوشیدن این مشکلی ندارید؟

625
00:47:47,070 --> 00:47:51,241
‫[آزمون استخدام خدمتکار سونگریم]

626
00:47:54,410 --> 00:47:55,453
‫آزمون استخدام خدمتکار سونگریم رو

627
00:47:56,204 --> 00:47:58,706
‫هم‌اکنون شروع می‌کنیم

628
00:47:58,790 --> 00:48:02,710
‫و کسانی که در سونگریم کار
‫خواهند کرد رو انتخاب می‌کنیم.

629
00:48:03,294 --> 00:48:05,547
‫لیست اسامی رو می‌خونم.

630
00:48:06,256 --> 00:48:08,508
‫وقتی اسم‌تون رو خوندم جواب بدید.

631
00:48:11,386 --> 00:48:13,471
‫شماره‌ی یک، پارک جونوا.

632
00:48:14,055 --> 00:48:14,931
‫اینجام.

633
00:48:15,014 --> 00:48:16,933
‫شماره‌ی دو، آن سوجونگ.

634
00:48:17,016 --> 00:48:18,101
‫اینجام!

635
00:48:19,894 --> 00:48:20,979
‫آن سوجونگ.

636
00:48:21,062 --> 00:48:22,313
‫[دو]

637
00:48:22,397 --> 00:48:23,398
‫آن...

638
00:48:25,066 --> 00:48:27,402
‫- شماره‌ی سه، لی یونگوک.
‫- اینجام.

639
00:48:27,485 --> 00:48:29,362
‫- شماره‌ی چهار، پارک هیون‌سو.
‫- اینجام.

640
00:48:30,363 --> 00:48:32,657
‫- شماره‌ی پنج، بی هیانگ.
‫- اینجام.

641
00:48:40,039 --> 00:48:41,124
‫این چیه؟

642
00:48:41,207 --> 00:48:42,709
‫دارم محض اطمینان نگاهش می‌کنم.

643
00:48:46,504 --> 00:48:48,840
‫[صد و بیست‌وپنج، مودوک]

644
00:48:50,591 --> 00:48:51,843
‫ایناهاشی.

645
00:48:51,926 --> 00:48:54,804
‫شماره‌ی 125، مودوک.

646
00:48:56,222 --> 00:48:57,265
‫اینجام!

647
00:49:02,437 --> 00:49:06,357
‫ندیمه‌ت، مودوک،
‫امروز توی سونگریمه.

648
00:49:07,567 --> 00:49:09,319
‫بذار پیش‌پیش بهت هشدار بدم.

649
00:49:09,402 --> 00:49:10,903
‫سعی نکن از این اتاق خارج شی.

650
00:49:10,987 --> 00:49:12,363
‫می‌شه این‌قدر حرف نزنی...

651
00:49:15,241 --> 00:49:16,784
‫می‌شه ساکت باشی، لطفا؟

652
00:49:16,868 --> 00:49:19,329
‫برای اینکه اینو بخونم به تمام
‫تمرکزم نیاز دارم.

653
00:49:19,412 --> 00:49:20,830
‫پس تنهات می‌ذارم.

654
00:49:34,343 --> 00:49:38,097
‫سه روز دیگه دوباره می‌بینم‌تون، عالیجناب.

655
00:49:38,181 --> 00:49:42,018
‫چرا سونگریم امروز این‌قدر شلوغ‌پلوغه؟
‫پر از آدمه.

656
00:49:42,852 --> 00:49:47,106
‫داره آزمون استخدامی برگزار می‌شه
‫تا چندتا خدمتکار انتخاب کنن.

657
00:49:47,774 --> 00:49:50,568
‫- حتما باید براش آزمون استخدامی بگیرید؟
‫- عالیجناب.

658
00:49:51,152 --> 00:49:53,446
‫آدم‌های زیادی می‌خوان
‫به‌عنوان خدمتکار اینجا کار کنن.

659
00:49:53,529 --> 00:49:56,657
‫اون ندیمه‌ی خانواده‌ی جانگ
‫هم اینجا دیدم.

660
00:49:58,034 --> 00:50:00,119
‫- مودوک کثیف؟
‫- بله، عالیجناب.

661
00:50:13,424 --> 00:50:15,051
‫لازمه‌ی اولین آزمون‌تون

662
00:50:15,635 --> 00:50:20,181
‫اینه که سواد داشته باشید
‫و بتونید محاسبه کنید.

663
00:50:20,973 --> 00:50:22,683
‫باید همه‌شونو درست جواب بدید.

664
00:50:22,767 --> 00:50:25,436
‫یک جواب نادرست کافیه
‫تا ردصلاحیت بشید!

665
00:50:29,023 --> 00:50:30,858
‫[آزمون استخدامی خدمتکار سونگریم]

666
00:50:33,694 --> 00:50:35,696
‫یول!

667
00:50:38,032 --> 00:50:39,367
‫برگه‌های امتحان رو پیدا کردم.

668
00:50:41,285 --> 00:50:43,788
‫تعداد سؤالات خیلی زیاده.
‫حتی سؤالات پاسخ کوتاه.

669
00:50:44,413 --> 00:50:45,915
‫مودوک دختر باهوشیه،

670
00:50:45,998 --> 00:50:47,500
‫ولی همه‌شونو درست جواب میده؟

671
00:50:50,711 --> 00:50:52,088
‫این خیلی سخته؟

672
00:50:52,171 --> 00:50:54,966
‫پیش‌خدمت اوه، لباس که جوهری
‫شده باشه رو چطوری می‌شوری؟

673
00:50:55,049 --> 00:50:56,175
‫اینجا سؤال شده.

674
00:50:56,259 --> 00:50:58,636
‫با خمیر برنج می‌شه پاکش کرد.

675
00:50:59,262 --> 00:51:00,513
‫باهاش چیکار می‌کنی؟

676
00:51:00,596 --> 00:51:03,432
‫اولش، روش می‌ریزی...

677
00:51:08,396 --> 00:51:09,564
‫[آزمون استخدامی خدمتکار سونگریم]

678
00:51:09,647 --> 00:51:12,650
‫«از 3 خانواده‌ی مختلف
‫از هر خانواده 20 نفر دعوت کرده‌اید.»

679
00:51:12,733 --> 00:51:16,112
‫«در هر میز 4 نفر می‌توانند بشینند.
‫به چند میز احتیاج دارید؟»

680
00:51:18,072 --> 00:51:21,534
‫از 3 خانواده‌، از هر خانواده 20 نفر
‫یعنی در مجموع می‌شه 60 نفر.

681
00:51:23,619 --> 00:51:27,248
‫از اونجایی که سر هر میز
‫چهار نفر جا می‌شن،

682
00:51:28,124 --> 00:51:29,375
‫می‌شه 15 میز.

683
00:51:30,293 --> 00:51:32,336
‫از عمد نوشتن «سه خانواده.»

684
00:51:33,254 --> 00:51:37,300
‫نفرات هر خانواده باید کنار همدیگه بشینن.

685
00:51:38,009 --> 00:51:40,344
‫اگه قرار باشه میزها کنارهم چیده بشن
‫به میزهای بیشتری نیاز داریم.

686
00:51:40,428 --> 00:51:42,722
‫هر خانواده 9 تا میز نیاز داره.

687
00:51:44,181 --> 00:51:45,558
‫یعنی درمجموع 27 میز.

688
00:51:51,981 --> 00:51:53,441
‫این یه دعوت بوده.

689
00:51:53,524 --> 00:51:55,067
‫[نه × سه = بیست‌وهفت]

690
00:51:55,151 --> 00:51:57,820
‫میزبان هم یه میز نیاز داره.

691
00:51:58,571 --> 00:52:00,114
‫[بیست‌وهفت + میزبان = بیست‌و...]

692
00:52:00,197 --> 00:52:01,699
‫درمجموع 28 تا.

693
00:52:04,118 --> 00:52:06,287
‫حق با توئه.

694
00:52:06,912 --> 00:52:08,914
‫[بیست‌وهشت]

695
00:52:09,415 --> 00:52:12,168
‫سؤال بعدی راجع‌به
‫خرید کردن تو شهر و گم نشدنه.

696
00:52:12,960 --> 00:52:15,338
‫بذارید برم نقشه‌ی پایتخت رو بیارم.

697
00:52:16,589 --> 00:52:18,758
‫[لباسی که جوهری شده باشد را
‫چطور می‌توانید بشورید]

698
00:52:19,425 --> 00:52:21,719
‫اگه لباس جوهری شده باشه
‫باید چیکار کرد؟

699
00:52:21,802 --> 00:52:24,430
‫نباید انداخت‌شون دور؟
‫پیش‌خدمت اوه.

700
00:52:25,348 --> 00:52:26,599
‫بله، عالیجناب.

701
00:52:26,682 --> 00:52:29,685
‫گفتی لباس که جوهری
‫شده باشه رو چطوری می‌شوری؟

702
00:52:29,769 --> 00:52:31,854
‫یه مقدار خمیر برنج گرم نیاز دارید.

703
00:52:31,937 --> 00:52:33,814
‫- بمالیدش به...
‫- درسته.

704
00:52:34,940 --> 00:52:36,150
‫بنویس.

705
00:52:36,942 --> 00:52:38,778
‫«خمیر برنج گرم.»

706
00:52:39,820 --> 00:52:41,655
‫[آزمون استخدامی خدمتکار سونگریم]

707
00:52:43,532 --> 00:52:45,242
‫احتمالا همه‌شونو درست نوشتیم.

708
00:52:45,326 --> 00:52:47,453
‫انتظار نداشتم این‌کارو با شما بکنم،
‫ولی خوش گذشت.

709
00:52:48,079 --> 00:52:50,414
‫می‌تونم بهتون اطمینان
‫بدم که مودوک مردود می‌شه.

710
00:52:54,543 --> 00:52:59,215
‫بخاطر همینه که باید
‫این برگه امتحانی کامل رو بهش برسونیم.

711
00:53:00,716 --> 00:53:04,220
‫ولی چطور این‌کارو بکنیم؟
‫اگه این‌کارو بکنیم خیلی تابلو می‌شه.

712
00:53:05,221 --> 00:53:09,517
‫شاید کسی که کمتر توی چشم
‫باشه کمتر مشکوک باشه.

713
00:53:25,407 --> 00:53:28,077
‫[آزمون استخدامی خدمتکار سونگریم]

714
00:53:29,411 --> 00:53:30,621
‫این سخته.

715
00:53:31,247 --> 00:53:32,998
‫سخت‌تر از اونه که انتظار داشتم.

716
00:53:35,042 --> 00:53:37,128
‫به برگه‌های دیگران نگاه نکن.

717
00:53:40,214 --> 00:53:43,634
‫شاهزاده تشریف‌فرما می‌شوند!
‫به او تعظیم کنید!

718
00:53:47,054 --> 00:53:48,556
‫خدای من. عالیجناب!

719
00:53:48,639 --> 00:53:51,684
‫- عالیجناب!
‫- عالیجناب!

720
00:53:57,731 --> 00:54:01,068
‫شنیدم یه آزمون مهم اینجا هست،
‫پس می‌خواستم تشویق‌تون کنم.

721
00:54:03,112 --> 00:54:04,655
‫باعث افتخار ماست که شما اینجائید.

722
00:54:04,738 --> 00:54:07,825
‫به من توجه نکنید و
‫روی آزمون‌تون تمرکز کنید.

723
00:54:25,843 --> 00:54:26,760
‫تمرکز کنید!

724
00:54:28,220 --> 00:54:29,555
‫تمرکز کنید!

725
00:54:30,139 --> 00:54:31,348
‫تمرکز کنید!

726
00:54:31,432 --> 00:54:32,766
‫- تو هم همینطور.
‫- تمرکز...

727
00:54:33,309 --> 00:54:34,476
‫برگرد سر کارت.

728
00:55:16,393 --> 00:55:20,606
‫حالا کسانی که
‫قبول شدن رو اعلام می‌کنم.

729
00:55:23,317 --> 00:55:26,278
‫پارک جونوا، قبول شدی.

730
00:55:26,987 --> 00:55:29,281
‫لی یونگوک، مردود شدی.

731
00:55:29,365 --> 00:55:32,451
‫هاونگ یئوم‌جی، مردود.

732
00:55:33,285 --> 00:55:35,329
‫اوه جاهو، قبول شدی.

733
00:55:37,831 --> 00:55:39,500
‫شماره‌ی 125.

734
00:55:39,583 --> 00:55:40,918
‫مودوک.

735
00:55:50,886 --> 00:55:52,304
‫عالیجناب!

736
00:55:54,640 --> 00:55:56,100
‫قبول شد!

737
00:55:56,183 --> 00:55:57,726
‫ایول!

738
00:56:01,980 --> 00:56:03,232
‫آفرین.

739
00:56:04,024 --> 00:56:08,153
‫چهل نفرتون
‫آزمون اول رو قبول شدید.

740
00:56:08,237 --> 00:56:11,782
‫حالا نوبت می‌رسه به آزمون عملی.

741
00:56:14,284 --> 00:56:18,664
‫آزمون عملی اونا رو
‫در انجام وظیفه‌هاشون ارزیابی می‌کنه.

742
00:56:19,540 --> 00:56:20,874
‫مواد اولیه‌ی غذایی،

743
00:56:20,958 --> 00:56:23,794
‫شوینده و رخت چرک براشون آماده می‌کنن.

744
00:56:23,877 --> 00:56:26,338
‫در آخر هم یه آزمون آمادگی جسمانی هست.

745
00:56:55,659 --> 00:56:58,287
‫شماره‌ی 125، مودوک.

746
00:56:58,370 --> 00:56:59,788
‫قبول شدی.

747
00:57:28,817 --> 00:57:30,903
‫شماره‌ی 125، مودوک.

748
00:57:30,986 --> 00:57:31,904
‫قبول شدی!

749
00:57:34,948 --> 00:57:36,116
‫[صد و بیست‌وپنج]

750
00:57:46,835 --> 00:57:48,795
‫شماره‌ی 125، مودوک.

751
00:57:49,296 --> 00:57:50,631
‫قبول شدی!

752
00:57:53,926 --> 00:57:56,470
‫خدایا، مودوک تحسین‌برانگیزه.

753
00:57:56,553 --> 00:57:58,347
‫الان نوبت آزمون آمادگی جسمانیه.

754
00:57:58,430 --> 00:58:00,349
‫باید بریم و تشویقش کنیم.

755
00:58:01,099 --> 00:58:04,019
‫من اون پشت آدم‌های ورزیده‌ای دیدم.

756
00:58:04,102 --> 00:58:06,355
‫شدیدا بعید می‌دونم یکی از
‫پنج نفر نهائی باشه.

757
00:58:06,438 --> 00:58:08,690
‫عالیجناب، ممنون که کمک‌مون کردید.

758
00:58:09,274 --> 00:58:10,233
‫خدانگهدار.

759
00:58:12,527 --> 00:58:14,655
‫- بریم.
‫- باشه.

760
00:58:17,199 --> 00:58:21,119
‫با این روش بهم گفتن نیام، درسته؟

761
00:58:21,203 --> 00:58:23,622
‫خدای من، چرا باید این‌قدر
‫آدم‌های بدجنسی باشن؟

762
00:58:23,705 --> 00:58:25,832
‫باورنکردنیه.

763
00:58:26,750 --> 00:58:28,335
‫فراموشش کن. بریم.

764
00:58:29,127 --> 00:58:30,420
‫عالیجناب، از این طرفه.

765
00:58:33,423 --> 00:58:35,425
‫- می‌دونم.
‫- البته، عالیجناب.

766
00:58:36,426 --> 00:58:40,847
‫پنج "ری" طی می‌کنید
‫و یه‌کم آب میارید.

767
00:58:40,931 --> 00:58:42,391
‫پنج نفری اولی که برسن

768
00:58:43,058 --> 00:58:46,353
‫برندگان نهایی خواهند بود.

769
00:58:47,604 --> 00:58:48,855
‫این آخرین مانع ست.

770
00:58:50,065 --> 00:58:52,067
‫من باید بین پنج نفر اول باشم.

771
00:59:04,246 --> 00:59:05,080
‫حرکت!

772
00:59:13,672 --> 00:59:16,800
‫چندین روزه بی‌وقفه داره
‫به «سخنان دل» نگاه می‌کنه.

773
00:59:18,552 --> 00:59:19,678
‫اینطوریه؟

774
00:59:27,936 --> 00:59:29,938
‫به این زودیا شدنی نیست.

775
00:59:30,021 --> 00:59:31,481
‫صبور باش.

776
00:59:33,692 --> 00:59:34,985
‫بله، سرورم.

777
00:59:35,694 --> 00:59:38,989
‫پیش‌خدمت کیم، خیلی نگرانته.

778
00:59:39,865 --> 00:59:41,658
‫اگه چیزی نیاز داشتی بهم بگو.

779
00:59:41,741 --> 00:59:45,912
‫من رختخواب، غذا، و لباس‌هات رو
‫همونطور که دوست داری آماده می‌کنم.

780
00:59:47,747 --> 00:59:49,166
نیازی نیست.

781
00:59:58,341 --> 01:00:00,677
‫دیگه هوا سوزدار شده.

782
01:00:00,760 --> 01:00:03,180
‫پنجره‌ها رو ببند.

783
01:00:04,723 --> 01:00:08,894
‫استاد سئو گیونگ این شعر رو
‫برای یه بانوی نابینا نوشت

784
01:00:08,977 --> 01:00:11,938
‫تا بتونه شعر رو با قلبش بخونه.

785
01:00:13,565 --> 01:00:15,192
‫یه سؤال دارم.

786
01:00:16,276 --> 01:00:20,155
‫آیا ارباب سئو گیونگ
‫یه زن نابینا می‌شناخت؟

787
01:00:24,034 --> 01:00:26,411
‫در طی «آشوب بزرگ» که
‫200 سال پیش اتفاق افتاد،

788
01:00:27,078 --> 01:00:29,331
‫اولین رهبر جینیون

789
01:00:29,414 --> 01:00:31,791
‫کسی بود که در کنار
‫استاد سئو گیونگ کمکش کرد.

790
01:00:31,875 --> 01:00:34,836
‫و اون نابینا بود.

791
01:00:36,046 --> 01:00:39,799
‫اون این نامه‌ی عاشقانه رو
‫برای رهبر جینیون نوشته.

792
01:00:41,676 --> 01:00:45,764
‫راستی، مطمئنید که می‌تونید
‫بذارید دیگران اینو بخونن؟

793
01:00:46,431 --> 01:00:48,558
‫اگه این کتاب که همه رو
‫مجبور به خوندنش می‌کنید

794
01:00:48,642 --> 01:00:50,727
‫افکار خصوصی‌ش بوده باشه چی؟

795
01:00:54,773 --> 01:00:57,776
‫حتما داری سعی می‌کنی ازم استفاده
‫کنی تا نوشته‌های این‌تو رو بخونی.

796
01:00:58,443 --> 01:01:00,236
‫اینو بهت میگم.

797
01:01:00,320 --> 01:01:05,367
‫نوشته‌های این‌تو هیچ ربطی به
‫افکار خصوصی‌ش نداره.

798
01:01:07,619 --> 01:01:12,165
‫جادوگرهای بی‌شماری این شعر رو خوندن،
‫ولی هیچ‌کس از این واقعیت خبر نداره.

799
01:01:12,749 --> 01:01:15,585
‫درسته. هیچ‌کس نمی‌دونه
‫این یه نامه‌ی عاشقانه ست.

800
01:01:15,669 --> 01:01:17,629
‫بجای اینکه فکر
‫حقه سوار کردن باشی،

801
01:01:17,712 --> 01:01:20,173
‫باید بیشتر روی تعلیم‌دادن
‫خودت تمرکز کنی.

802
01:01:20,966 --> 01:01:24,177
‫چطور امکان داره کسی
‫ندونه این یه نامه‌ی عاشقانه ست؟

803
01:01:29,099 --> 01:01:32,435
‫با تمرین دادن مهارت‌های تمرکزت
‫می‌تونی بخونی‌ش.

804
01:01:32,519 --> 01:01:37,107
‫ولی با توجه به اینکه بهت گفتم یه نامه‌ی
‫عاشقانه ست سعی کن یه راه دیگه پیدا کنی.

805
01:01:37,941 --> 01:01:41,611
‫باید راه دیگه‌ای هم برای
‫خوندنِ این نامه‌ی عاشقانه باشه.

806
01:01:42,654 --> 01:01:44,823
‫کسایی که از طریق تعلیم‌دیدن
‫اینو می‌خونن ازش خبر ندارن.

807
01:01:44,906 --> 01:01:47,409
‫فقط کسایی که خبر دارن
‫یه نامه‌ی عاشقانه ست می‌تونن بخوننش.

808
01:01:47,992 --> 01:01:49,369
‫ولی چطوری؟

809
01:01:49,452 --> 01:01:52,622
‫یه نامه‌ی عاشقانه چطوری شروع می‌شه؟

810
01:02:03,675 --> 01:02:05,093
‫یه سؤال دیگه هم دارم.

811
01:02:06,052 --> 01:02:07,721
‫اسمِ

812
01:02:08,722 --> 01:02:10,265
‫اولین رهبر جینیون چی بود؟

813
01:02:22,569 --> 01:02:24,487
‫همه‌ی نامه‌های عاشقانه

814
01:02:25,947 --> 01:02:27,824
‫با اسم گیرنده شروع می‌شن.

815
01:02:28,742 --> 01:02:29,868
‫نام خانوادگی‌ش

816
01:02:30,452 --> 01:02:33,621
‫جین بود، و اسم کوچیکش سئول‌ران بود.

817
01:02:34,622 --> 01:02:36,958
‫اسم گیرنده سئول‌ران‌ بود.

818
01:02:37,041 --> 01:02:38,668
‫«گل ارکیده‌ای که در برف سپید

819
01:02:39,836 --> 01:02:41,129
‫شکوفه می‌دهد.»

820
01:02:42,714 --> 01:02:43,923
‫اسم اون

821
01:02:45,133 --> 01:02:47,010
‫این نامه رو باز می‌کنه.

822
01:03:14,579 --> 01:03:19,792
‫[نمی‌توانی آب را به‌چنگ آوری
‫ولی داخل خاک وجود دارد]

823
01:03:25,507 --> 01:03:26,716
‫می‌تونم بخونمش.

824
01:03:34,891 --> 01:03:36,893
‫هی، ایناهاش.

825
01:03:38,895 --> 01:03:40,521
‫اون مودوکه.

826
01:03:55,078 --> 01:03:56,621
‫«نمی‌توانی آب را به‌چنگ آوری

827
01:03:58,122 --> 01:03:59,666
‫ولی داخل خاک وجود دارد.»

828
01:04:01,459 --> 01:04:03,503
‫«نمی‌توانی به آتش دست بزنی،

829
01:04:03,586 --> 01:04:05,004
‫ولی داخل درخت وجود دارد.»

830
01:04:07,340 --> 01:04:09,217
‫«نمی‌توانی باد را بگیری،

831
01:04:10,843 --> 01:04:12,303
‫ولی روی سنگ آرام گرفته است.»

832
01:04:14,013 --> 01:04:17,767
‫«اگر بگذاری،
‫آنها همه‌جا وجود خواهند داشت.»

833
01:04:19,560 --> 01:04:20,979
‫«نور آبی کم‌سو

834
01:04:22,647 --> 01:04:23,982
‫کاری می‌کند آه بکِشم.»

835
01:04:26,818 --> 01:04:28,987
‫«نفس سپید من

836
01:04:29,570 --> 01:04:31,781
‫به برف و اشک تبدیل شد.»

837
01:04:32,907 --> 01:04:35,702
‫«نمی‌توانستم اجازه دهم بیفتند
‫و آنها را مخفی کردم.»

838
01:04:37,286 --> 01:04:40,039
‫«علی‌رغم آنکه می‌دانستم
‫باری دیگر پر خواهند شد،

839
01:04:40,748 --> 01:04:45,086
‫احمقی هستم که نمی‌خواهد
‫حتی یه قطره از آن بیفتد.»

840
01:04:50,383 --> 01:04:52,010
‫هیچی نشده دو نفرشون برگشتن.

841
01:04:54,637 --> 01:04:55,847
‫مودوک رو نمی‌بینم.

842
01:05:04,439 --> 01:05:06,524
‫شش نفر جلوی مودوک هستن.

843
01:05:06,607 --> 01:05:08,818
‫برای اینکه برنده بشه باید حداقل
‫دو نفرشون رو شکست بده.

844
01:05:19,287 --> 01:05:22,373
‫[احمقی هستم که نمی‌خواهد
‫حتی یه قطره از آن بیفتد]

845
01:05:29,672 --> 01:05:31,883
‫[نمی‌توانی آب را به‌چنگ آوری
‫ولی داخل خاک وجود دارد]

846
01:05:38,514 --> 01:05:39,599
‫داری کجا میری؟

847
01:05:40,641 --> 01:05:41,809
درسته.

848
01:05:44,270 --> 01:05:45,354
‫خوندمش.

849
01:06:07,793 --> 01:06:08,794
‫شماره‌ی 29،

850
01:06:08,878 --> 01:06:10,755
‫جانگ جونگ‌دو. قبول شدی.

851
01:06:11,756 --> 01:06:13,966
‫یه نفر دیگه مونده.

852
01:06:46,958 --> 01:06:49,043
‫من شاگردی نمی‌خوام که
‫نمی‌خواد خودشو بهتر کنه.

853
01:06:49,544 --> 01:06:51,629
‫اگه قرار نیست هیچ‌کاری
‫بکنی فقط برو بمیر.

854
01:06:52,672 --> 01:06:54,674
‫هی! این‌کار خطرناکه!

855
01:06:54,757 --> 01:06:56,467
‫تو دیگه ناکسو نیستی.

856
01:07:03,140 --> 01:07:05,101
‫مهم نیست حس می‌کنی
‫چقدر رقت‌انگیزی،

857
01:07:06,185 --> 01:07:08,271
‫باید در اون لحظه هرکاری
‫در توانت هست بکنی.

858
01:07:10,731 --> 01:07:12,608
‫اگه حاضر باشم هیچ‌کاری نکنم،

859
01:07:14,193 --> 01:07:15,653
‫بهتره برم بمیرم.

860
01:07:35,131 --> 01:07:37,008
‫شماره‌ی 125، مودوک.

861
01:07:39,427 --> 01:07:40,761
‫قبول شدی!

862
01:07:48,310 --> 01:07:49,895
‫[نمی‌توانی آب را به‌چنگ آوری
‫ولی داخل خاک وجود دارد]

863
01:07:49,979 --> 01:07:52,773
‫دقیقا همون کلمات «سخنان دل»ـه.

864
01:07:53,482 --> 01:07:55,401
‫جانگ یوکی تکلیفش رو انجام داد.

865
01:07:57,820 --> 01:07:59,280
‫تکلیفش رو انجام داد؟

866
01:08:04,118 --> 01:08:07,288
‫- الان کجاست؟
‫- رفته سجوک‌وون.

867
01:08:07,371 --> 01:08:10,666
‫ندیمه‌ای که همیشه همراهش بود
‫بعد از آزمون استخدامی بیهوش شد،

868
01:08:10,750 --> 01:08:11,959
‫پس اونو برد اونجا.

869
01:08:13,127 --> 01:08:14,295
‫ندیمه‌اش؟

870
01:08:14,962 --> 01:08:16,922
‫- منظورت همون مودوکه؟
‫- بله، سرورم.

871
01:08:17,006 --> 01:08:18,966
‫امروز آزمون رو قبول شد.

872
01:08:19,675 --> 01:08:21,886
‫بعد از خط پایان غش کرد.

873
01:08:21,969 --> 01:08:24,013
‫ولی از پسش براومد.

874
01:08:24,722 --> 01:08:25,973
‫اینطوریه؟

875
01:08:30,269 --> 01:08:33,606
‫ندیمه‌ام فقط با گوش دادن به دستورم
‫جون خودش رو به‌خطر انداخت.

876
01:08:34,315 --> 01:08:35,691
‫همه‌ش فکر خودم بود.

877
01:08:48,704 --> 01:08:50,039
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،

878
01:08:51,791 --> 01:08:53,959
‫اون همیشه در کنار یوکی بوده.

879
01:08:56,003 --> 01:08:57,671
‫ندیمه‌اش، مودوک...

880
01:09:03,511 --> 01:09:07,306
‫کتابی که خوندم درواقع نامه‌ی عاشقانه‌ی
‫استاد سئو گیونگ بوده.

881
01:09:10,100 --> 01:09:11,268
‫واقعا؟

882
01:09:12,102 --> 01:09:14,188
‫پس چرا نامرئی نوشته بودش؟

883
01:09:14,939 --> 01:09:18,526
‫زنه نابینا بوده. می‌خواسته
‫نامه رو با قلب‌ش بخونه.

884
01:09:19,902 --> 01:09:21,362
‫چقدر اندوهگین.

885
01:09:21,946 --> 01:09:23,072
‫فکر نمی‌کنم

886
01:09:23,906 --> 01:09:25,658
‫نامه رو براش فرستاده باشه.

887
01:09:26,408 --> 01:09:28,494
‫اگه فرستاده بود الان
‫توی جینیون بود،

888
01:09:29,245 --> 01:09:30,830
‫نه سونگریم.

889
01:09:31,413 --> 01:09:34,583
‫یه نامه‌ی عاشقانه که
‫هیچ‌وقت فرستاده نشده؟

890
01:09:36,710 --> 01:09:37,795
‫چقدر بزدلانه.

891
01:09:39,755 --> 01:09:42,091
‫احساساتش رو نوشته
‫بدون اینکه به اون بگه.

892
01:09:43,592 --> 01:09:44,969
‫عجب نامه‌ی عاشقانه‌ی

893
01:09:46,303 --> 01:09:47,846
‫احمقانه و رقت‌انگیزی.

894
01:09:53,477 --> 01:09:55,396
‫حق با توئه. باید نامه رو...

895
01:09:58,482 --> 01:10:00,317
‫می‌فرستاد همونطور که تو فرستادی.

896
01:10:01,777 --> 01:10:04,405
‫[استخدام خدمتکار برای سونگریم]

897
01:10:05,781 --> 01:10:07,241
‫اینکه نامه نیست.

898
01:10:07,324 --> 01:10:08,701
‫مگه تعریفت از نامه چیه؟

899
01:10:08,784 --> 01:10:11,495
‫چیزی که احساسات رو منتقل
‫کنه نامه محسوب می‌شه.

900
01:10:13,038 --> 01:10:15,541
‫همونجا بمون.
‫به‌زودی به‌دیدنت میام.

901
01:10:15,624 --> 01:10:17,376
‫گیر نیفت و به‌ سلامت برگرد.

902
01:10:26,760 --> 01:10:30,931
‫حتما دلت برام سوخته که سعی کردم
‫به‌عنوان یه خدمتکار بیام اینجا.

903
01:10:31,932 --> 01:10:34,560
‫تو قدیما یه استاد باتجربه‌ی
‫باورنکردنی بودی.

904
01:10:35,060 --> 01:10:36,854
‫دلم برات ‌سوخت.

905
01:10:37,813 --> 01:10:40,316
‫گمونم من بهت کمک کردم
‫وفاداری و وظیفه‌شناسی یاد بگیری.

906
01:10:40,399 --> 01:10:42,443
‫باتوجه به اینکه دیدم حاضری
‫به‌عنوان استادم تا کجا پیش یبای،

907
01:10:42,526 --> 01:10:45,904
‫فکر کردم منم باید نهایت تلاشم رو بکنم.

908
01:10:48,198 --> 01:10:49,908
‫حتما خودتو تحت فشار حس کردی.

909
01:10:50,701 --> 01:10:53,495
‫نه راستش. ولی برام
‫یه مسئله‌ی غامض بود.

910
01:10:54,288 --> 01:10:59,043
‫نمی‌دونستم باید به‌عنوان اربابت
‫نامه‌ت رو جواب بدم یا شاگردت.

911
01:10:59,626 --> 01:11:02,379
‫یا فقط بر اساس چیزی که خوندم.

912
01:11:08,218 --> 01:11:09,762
‫چی خوندی؟

913
01:11:10,679 --> 01:11:14,391
‫پس باید یه بار دیگه هم بر اساس چیزی که
‫خوندم جواب بدم؟

914
01:11:16,018 --> 01:11:17,561
‫«یه بار دیگه»؟ منظورت چیه؟

915
01:11:18,103 --> 01:11:22,232
‫اینجا نوشته: «فقط برای دیدنت
‫تا این حد پیش میام.»

916
01:11:22,941 --> 01:11:26,236
‫«اگر به‌هدف دیدن تو باشه
‫می‌تونم هرکاری بکنم.»

917
01:11:26,862 --> 01:11:28,238
‫و این جواب منه.

918
01:11:33,368 --> 01:11:37,831
‫باید قبل از اینکه می‌ذاشتم این‌قدر
‫بهم نزدیک بشه جلوی خودمو می‌گرفتم.

919
01:11:41,960 --> 01:11:43,462
‫منم دلم برات تنگ شده بود.

920
01:11:47,382 --> 01:11:48,717
‫این جواب منه.

921
01:11:57,893 --> 01:11:59,686
‫چیزی که بهش دادم

922
01:12:01,230 --> 01:12:05,234
‫از اولش هم نباید خونده
‫یا داده می‌شد.

923
01:12:07,111 --> 01:12:08,737
‫نشونه‌ی حماقت و رقت‌انگیز بودنم بود.

924
01:12:10,531 --> 01:12:12,115
‫نامه‌ی عاشقانه.

925
01:12:43,522 --> 01:12:45,148
‫صبح‌ها اولین چیز دلم
‫برای تو تنگ می‌شه،

926
01:12:45,232 --> 01:12:47,150
‫- تمام روز...
‫- بس کن.

927
01:12:47,234 --> 01:12:49,319
‫این سم مهلکیه
‫که نمی‌تونی ازش فرار کنی،

928
01:12:49,403 --> 01:12:51,363
‫و تنها پادزهر شخصیه
‫که این سم رو بهت داده.

929
01:12:51,446 --> 01:12:52,823
‫عقلت پاره‌سنگ برداشته؟

930
01:12:52,906 --> 01:12:54,783
‫این فقط یکی از علائمشه.
‫من مسموم شدم.

931
01:12:54,867 --> 01:12:57,995
‫پس تنها کسی که توی
‫ذهنت بود جانگ یوکی بود، ناکسو.

932
01:12:58,078 --> 01:13:00,205
‫وقتی بهتون گفتم دوست‌تون دارم
‫حرفم رو باور نکردید.

933
01:13:00,289 --> 01:13:02,249
‫پس یه کار دیگه بکن و
‫مجبورم کن باور کنم.

934
01:13:02,332 --> 01:13:04,793
‫این ارزشمندترین هدیه‌ایه
‫که تاحالا دریافت کردم.

935
01:13:04,876 --> 01:13:07,796
‫خواهش می‌کنم نهایت توانت رو
‫بذار تا پسش بگیری.

936
01:13:07,879 --> 01:13:10,674
‫با ندیمه‌ت، مودوک، یه شرطی بستم.

937
01:13:10,757 --> 01:13:12,968
‫بجنگ و هلاک شو، جانگ یوکی.

938
01:13:13,051 --> 01:13:14,136
‫اون‌موقع که گفتم دلم
‫برات تنگ شده،

939
01:13:14,219 --> 01:13:15,637
‫وقتی گفتی نقطه‌ضعفم رو فهمیدی
‫منظورت همین بود؟

940
01:13:15,721 --> 01:13:17,055
‫نرو.

941
01:13:17,180 --> 01:13:19,057
W W W . M O V I E S H O . C O M