1
00:00:39,956 --> 00:00:44,961
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:50,967 --> 00:00:52,677
‫آیا امکان داره تغییردهنده‌های
‫روح رو بعد از وحشی شدن

3
00:00:52,760 --> 00:00:55,805
‫مداوا کرد و دوباره انسان‌شون کرد؟

4
00:00:57,140 --> 00:01:00,143
‫ما اونو مداوا نمی‌کنیم
‫که دوباره انسان بشه.

5
00:01:00,643 --> 00:01:04,689
‫فقط داریم سعی می‌کنیم
‫هوشیار نگهش داریم تا حرف بزنه.

6
00:01:08,109 --> 00:01:10,695
‫پس دنبال راهی نمی‌گردید
‫که مداواشون کنید.

7
00:01:10,778 --> 00:01:13,948
‫به‌محض اینکه یه تغییردهنده‌ی روح
‫وحشی بشه، دیگه انسان محسوب نمی‌شه.

8
00:01:14,908 --> 00:01:16,201
بلکه ‫هیولان.

9
00:01:18,077 --> 00:01:20,997
‫یا از انرژی انسان‌های دیگه
‫ارتزاق می‌کنن،

10
00:01:21,080 --> 00:01:23,249
‫یا قبض روح می‌شن.
‫از این دو حالت خارج نیست.

11
00:01:30,507 --> 00:01:32,258
‫ما نمی‌تونیم جلوی
‫وحشی‌شدن‌شون رو بگیریم.

12
00:01:36,679 --> 00:01:37,680
‫سنگ یخ.

13
00:01:39,807 --> 00:01:42,227
‫من شنیدم سنگ یخ
‫حامل قدرتِ هاونسوئه.

14
00:01:42,310 --> 00:01:44,312
‫شاید اون بتونه جلوی
‫وحشی‌شدن‌شون رو بگیره.

15
00:01:45,939 --> 00:01:47,941
‫آره، شاید. گرچه،

16
00:01:49,150 --> 00:01:52,987
‫چنین قدرتی باید
‫برای انسان‌ها ممنوع باشه.

17
00:01:53,987 --> 00:02:03,987
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

18
00:02:06,542 --> 00:02:08,336
‫به‌نظر میاد قراره بارون بیاد.

19
00:02:10,463 --> 00:02:13,258
‫حتی نتونستم از انرژی
‫«بیرون‌کننده‌ی روح» استفاده کنم.

20
00:02:13,341 --> 00:02:16,302
‫به‌نظر میاد بارون می‌زنه
‫پاکش می‌کنه.

21
00:02:16,386 --> 00:02:19,347
‫امکان داره انرژی «بیرون‌کننده‌ی روح»
‫بخاطر بارون ناپدید بشه؟

22
00:02:19,430 --> 00:02:22,016
‫سنگ یخ قدرتش
‫از آسمون‌ها سرچشمه می‌گیره.

23
00:02:22,100 --> 00:02:24,686
‫بنابراین، آسمون‌ها می‌تونن
‫قدرتش رو بین هم ببرن.

24
00:02:45,873 --> 00:02:48,584
‫در عجبم اون دختره که سعی کرد
‫قدرت رو احضار کنه

25
00:02:48,668 --> 00:02:51,129
‫اینکار رو کرد تا سنگ رو
‫ناپدید کنه یا نه.

26
00:02:55,883 --> 00:02:57,427
‫جین بویون.

27
00:02:58,761 --> 00:03:01,931
‫اگه زنده می‌بود،
‫الان کاهن بزرگی می‌شد

28
00:03:02,473 --> 00:03:05,184
‫که حتی می‌تونست
‫قدرتش رو کنترل کنه.

29
00:03:12,025 --> 00:03:13,484
‫حالت خوبه.

30
00:03:14,110 --> 00:03:17,030
‫ببین. منم حالم خوبه.
‫تو وحشی نشدی.

31
00:03:35,798 --> 00:03:37,675
‫سقف بالای حوض صور فلکی باز شده.

32
00:03:38,342 --> 00:03:40,636
‫- تمام مدت باز نبود؟
‫- نه.

33
00:03:41,179 --> 00:03:42,680
‫ممکنه اینطور به‌نظر بیاد،

34
00:03:43,639 --> 00:03:45,433
‫ولی بهم گفتن اینطور نیست.

35
00:03:45,516 --> 00:03:47,769
‫کی بهت گفته؟ پدرت؟

36
00:03:49,270 --> 00:03:52,398
‫اون گفت تنها راه باز کردن
‫سقف بالای حوض صور فلکی

37
00:03:52,482 --> 00:03:54,942
‫اینه که یه جادوگر مسئول بایگانیِ
‫صور فلکی از انرژی‌ش استفاده کنه.

38
00:03:55,568 --> 00:03:57,320
‫چطوری باز شده؟

39
00:03:57,403 --> 00:04:00,656
‫در هر صورت، به‌نظر میاد
‫یه کاری کردیم که نباید می‌کردیم.

40
00:04:00,740 --> 00:04:02,074
‫موندم چی شده.

41
00:04:04,076 --> 00:04:05,161
‫کار من بود.

42
00:04:07,246 --> 00:04:08,623
‫من بازش کردم.

43
00:04:09,707 --> 00:04:11,501
‫انرژیم توی آب تراوش کرد.

44
00:04:12,335 --> 00:04:14,086
‫درست مثل ‌اون‌موقع توی
‫دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو

45
00:04:14,921 --> 00:04:16,547
‫و داخل آیینه‌.

46
00:04:18,424 --> 00:04:20,676
‫این آب کاری کرد بتونم
‫انرژیم رو پس بگیرم.

47
00:04:39,779 --> 00:04:41,113
‫منظورت از ضربه‌ی رعدوبرق چیه؟

48
00:04:41,197 --> 00:04:43,241
‫از اتاق بایگانی صور فلکی
‫صدای بلندی اومد.

49
00:04:44,033 --> 00:04:47,078
‫اونجا جاییه که الان کیم
‫و جانگ یوکی هستن.

50
00:04:55,127 --> 00:04:57,004
‫این انرژی «بیرون‌کننده‌ی روح»ـه.

51
00:04:57,672 --> 00:05:00,591
‫وقتی گیل‌جو سعی کرد روح‌مونو
‫جابجا کنه، انرژی تاریک یکسانی حس کردم.

52
00:05:03,010 --> 00:05:04,262
‫چی شده؟

53
00:05:04,845 --> 00:05:07,932
‫نمی‌تونم ببینم درست مثل
‫اون‌موقع که از آیینه اومدم بیرون.

54
00:05:08,432 --> 00:05:10,017
‫احساس سرگیجه و حالت تهوع دارم.

55
00:05:10,101 --> 00:05:12,186
‫جین مو به‌زودی برمی‌گرده.
‫باید بریم.

56
00:05:24,615 --> 00:05:25,992
‫اوه، درسته. در.

57
00:05:28,494 --> 00:05:31,038
‫در با انرژیش قفل شده،
‫حوض صور فلکی آسیب دیده،

58
00:05:31,122 --> 00:05:32,540
‫و اون تغییر‌دهنده‌ی روح مُرده.

59
00:05:34,041 --> 00:05:35,042
‫وضعیت بده.

60
00:05:35,835 --> 00:05:38,296
‫نزدیک حوض صور فلکی برای
‫خدمتکارها یه خروجی هست.

61
00:05:39,338 --> 00:05:41,507
‫قدیما پدرم منو از اون
‫خروجی می‌برد بیرون.

62
00:05:42,091 --> 00:05:44,093
‫ولی اگه بریم هم هنوز داخل چون‌بوگوان خواهیم بود.

63
00:05:48,389 --> 00:05:51,267
‫تو نمی‌تونی ببینی، و
‫منم این اطراف رو نمی‌شناسم.

64
00:05:52,643 --> 00:05:56,022
‫اگه گم بشیم،
‫جادوگرهای اینجا ما رو می‌گیرن.

65
00:05:56,105 --> 00:05:58,357
‫اگه اینجا بمونیم، جین مو
‫میاد و ما رو می‌کُشه.

66
00:05:58,441 --> 00:06:00,192
‫من به اندازه‌ی کافی قوی نیستم
‫تا شکستش بدم.

67
00:06:03,863 --> 00:06:06,615
‫می‌خوام برای کمک
‫ناجی خودم رو فرابخونم.

68
00:06:07,908 --> 00:06:09,744
‫- ناجیت؟
‫- یه نفره که می‌شناسم.

69
00:06:11,704 --> 00:06:15,291
‫شخصی که با قلبی مالامال
‫می‌دوئه میاد اینجا.

70
00:06:15,958 --> 00:06:17,418
‫ناجی من.

71
00:06:41,567 --> 00:06:43,903
‫یوکی، حتما دیوانه شده.

72
00:06:49,492 --> 00:06:51,202
‫صدای بلندی از داخل شنیدید؟

73
00:06:51,285 --> 00:06:54,330
‫بله، ولی شما بهمون گفتید داخل نریم،
‫پس نرفتیم.

74
00:06:54,413 --> 00:06:57,124
‫یئوم‌سو، دنبالم بیا.
‫بقیه می‌تونن بمونن و از در نگهبانی بدن.

75
00:07:12,848 --> 00:07:15,017
‫جانگ یوکی مانع رو شکونده
‫و فرار کرده.

76
00:07:15,100 --> 00:07:15,935
‫دستیار گوانجو.

77
00:07:16,727 --> 00:07:18,020
‫حوض صور فلکی...

78
00:07:19,188 --> 00:07:21,065
‫حوض صور فلکی چش شده؟

79
00:07:22,107 --> 00:07:23,651
‫باید پیداش کنم.

80
00:07:23,734 --> 00:07:25,611
‫نمی‌تونم بذارم یوکی
‫زنده از اینجا بره بیرون.

81
00:07:26,237 --> 00:07:27,988
‫این جسد رو ببر اتاق مخفی.

82
00:07:28,072 --> 00:07:30,699
‫- نذار هیچکس ببینتت.
‫- بله، قربان.

83
00:07:37,289 --> 00:07:39,458
‫همه‌ی خروجی‌های چون‌بوگوان رو
‫مهر و موم کنید.

84
00:07:39,542 --> 00:07:41,335
‫بعدش جانگ یوکی و
‫ندیمه‌اش رو پیدا کنید.

85
00:07:41,961 --> 00:07:44,421
‫اگه سعی کردن بجنگن،
‫می‌تونید بکُشیدشون.

86
00:07:44,505 --> 00:07:45,464
‫- بله، قربان.
‫- بله، قربان.

87
00:08:00,145 --> 00:08:03,816
‫یوکی عمرا بتونه راه خروجش رو
‫از چنین جای هزارتو مانندی پیدا کنه.

88
00:08:05,109 --> 00:08:06,610
‫حتما گم می‌شه و گیر می‌افته.

89
00:08:08,946 --> 00:08:09,947
‫ولی بازم،

90
00:08:10,906 --> 00:08:14,827
‫شاید می‌دونسته گم می‌شه و
‫تصمیم گرفته داخل قایم بشه.

91
00:08:18,163 --> 00:08:19,915
‫چیزی نمونده بود گولم بزنی.

92
00:08:21,125 --> 00:08:22,418
‫اینجا هستی؟

93
00:08:23,502 --> 00:08:26,171
‫متوجه شدم مانع آبی که
‫برات درست کرده بودم رو شکوندی.

94
00:08:26,255 --> 00:08:28,299
‫چطوره که این‌دفعه برات
‫یه مانع آتیشی درست کنم؟

95
00:08:30,092 --> 00:08:32,720
‫اگه دور تا دور اینجا رو
‫با آتیش محاصره کنم،

96
00:08:32,803 --> 00:08:35,556
‫شاید به اندازه‌ی کافی گرم بشه

97
00:08:36,265 --> 00:08:37,933
‫تا بألاخره خودت رو نشون بدی.

98
00:08:38,017 --> 00:08:42,062
‫سعی کن مثل دفعه‌ی قبل بازم منو متقاعد کنی
‫بجای اینکه سعی کنی ازم اخاذی کنی.

99
00:08:44,231 --> 00:08:46,275
‫وقتی چیزی برای از دست دادن ندارم
‫چرا این‌کارو بکنم؟

100
00:08:46,859 --> 00:08:50,612
‫تو غیرمجاز و سرزده اومدی داخل
‫و حوض صور فلکی رو شکوندی.

101
00:08:50,696 --> 00:08:52,740
‫و به‌عنوان دستیار گوانجوی
‫چون‌بوگوان،

102
00:08:52,823 --> 00:08:54,783
‫این وظیفه‌ی منه که
‫از دست خلافکارها خلاص شم.

103
00:08:58,120 --> 00:09:00,914
‫با مهمونی که اومده برات
‫هدیه بیاره، داری زیادی تند برخورد می‌کنی.

104
00:09:00,998 --> 00:09:04,460
‫از این عصبانی‌ای که ما دوستت که
‫اینجاست رو تبدیل به سنگ کردیم؟

105
00:09:04,543 --> 00:09:05,627
‫کدوم دوست؟

106
00:09:06,420 --> 00:09:10,841
‫یادم نمیاد جز تو، ندیمه‌ات، و خودم
‫کسی رو اینجا دیده باشم.

107
00:09:11,508 --> 00:09:13,719
‫می‌بینم که نقشه کشیدی
‫اون سنگ گنده رو قایم کنی.

108
00:09:14,720 --> 00:09:16,013
‫ولی برات یه خبر بد دارم.

109
00:09:17,348 --> 00:09:20,017
‫- تو دستگیر میشی.
‫- چنین اتفاقی نمی‌افته.

110
00:09:20,517 --> 00:09:23,395
‫چون که تو و ندیمه‌ات
‫به‌زودی می‌میرید.

111
00:09:24,438 --> 00:09:25,564
‫حالا خودتون رو نشون بدید.

112
00:09:26,148 --> 00:09:27,274
‫بیاید بیرون!

113
00:09:54,676 --> 00:09:56,386
‫دیدی؟

114
00:09:56,470 --> 00:09:58,764
‫یه رعدوبرق بزرگ
‫از نزدیک چون‌بوگوان اومد.

115
00:09:58,847 --> 00:10:01,433
‫چون‌بوگوان درست بغل کاخ سلطنتیه.

116
00:10:01,517 --> 00:10:04,186
‫باید برم ببینم همه‌چی مرتبه یا نه.

117
00:10:04,269 --> 00:10:06,105
‫رعدوبرقش خیلی بزرگ بود.

118
00:10:06,188 --> 00:10:08,607
‫امیدوارم خورده باشه پس کله‌ی جین مو.

119
00:10:23,956 --> 00:10:25,124
‫چقدر حیف.

120
00:10:26,124 --> 00:10:28,752
‫مطمئنم ذوق‌زده اومدی اینجا،

121
00:10:28,836 --> 00:10:31,046
‫امیدوار بودی که یه روزی گوانجو بشی.

122
00:10:31,129 --> 00:10:32,714
‫ولی بجاش مرگ در انتظارته.

123
00:10:32,798 --> 00:10:34,550
‫تو مرد بدشانسی هستی.

124
00:10:36,134 --> 00:10:37,052
‫این خیلی بده.

125
00:10:37,803 --> 00:10:38,929
‫اگه من بمیرم،

126
00:10:39,012 --> 00:10:41,265
‫تو به‌راحتی گوانجو میشی.

127
00:10:41,348 --> 00:10:42,933
‫هرچند، هرگز این اتفاق نمی‌افته.

128
00:10:43,016 --> 00:10:44,017
‫چی؟

129
00:10:46,603 --> 00:10:48,272
‫چیزی به‌ اسم سنگ یشم یین و یانگ
‫به گوشت خورده؟

130
00:10:49,773 --> 00:10:52,276
‫شامل یک جفت سنگ یشم
‫آبی و قرمزه.

131
00:10:52,359 --> 00:10:54,945
‫اگه به یکی‌شون انرژی منتقل کنی،
‫اون‌یکی واکنش نشون میده.

132
00:10:55,028 --> 00:10:56,363
‫اگه نزدیک همدیگه باشن،

133
00:10:57,155 --> 00:10:59,199
‫اون دوتا فارغ از همه‌چی
‫همدیگه رو پیدا می‌کنن.

134
00:11:00,450 --> 00:11:01,410
‫خب که چی؟

135
00:11:01,493 --> 00:11:02,953
‫از این دوتا سنگ یشم،

136
00:11:03,829 --> 00:11:05,789
‫سنگ یشم آبی
‫دست شاهزاده ست.

137
00:11:07,875 --> 00:11:09,001
‫سنگ یشم قشنگیه.

138
00:11:09,084 --> 00:11:11,628
‫به ازای ده تا وزغ طلایی گرفتمش.

139
00:11:11,712 --> 00:11:12,880
‫چیز ارزشمندیه؟

140
00:11:14,882 --> 00:11:16,675
‫خب که چی که دست اونه؟

141
00:11:16,758 --> 00:11:18,969
‫اون‌یکی سنگ یشم قرمز
‫دست من بود.

142
00:11:19,052 --> 00:11:21,597
‫بهش انرژی منتقل کردم،
‫که یعنی شاهزاده

143
00:11:22,472 --> 00:11:24,057
‫الان تو راهه تا بیاد و پیداش کنه.

144
00:11:33,984 --> 00:11:35,694
‫می‌خوای منو بکُشی و ازم بگیریش؟

145
00:11:37,112 --> 00:11:39,823
‫حدس زدم این‌کارو بکنی،
‫پس یه جا قایمش کردم.

146
00:11:42,326 --> 00:11:44,786
‫من به سنگ یشم انرژی
‫منتقل کردم و داخل لباسِ

147
00:11:44,870 --> 00:11:46,830
‫پیش‌خدمتی که وحشی
‫شده بود قایمش کردم.

148
00:11:56,548 --> 00:12:00,302
‫احتمالا شاهزاده داره
‫میره سراغ اون جسد سنگی بزرگ.

149
00:12:03,639 --> 00:12:05,974
‫تصور کن وقتی اون جسد رو
‫ببینه چه واکنشی نشون میده.

150
00:12:06,850 --> 00:12:09,478
‫خدایا، واقعا شوکه می‌شه.

151
00:12:21,948 --> 00:12:22,949
‫چون‌بوگوان.

152
00:12:25,494 --> 00:12:27,537
‫جانگ یوکی یه جایی
‫داخل چون‌بوگوانه.

153
00:12:35,045 --> 00:12:36,671
‫بجای کُشتن من،

154
00:12:37,506 --> 00:12:39,549
‫باید بری و جلوی شاهزاده رو بگیری.

155
00:12:44,221 --> 00:12:45,764
‫برمی‌گردم.

156
00:12:46,848 --> 00:12:49,351
‫در هر صورت هرگز نمی‌تونی
‫از اینجا زنده خارج بشی.

157
00:13:01,113 --> 00:13:03,115
‫- کیم رو کجا گذاشتی؟
‫- توی اتاق مخفی.

158
00:13:03,198 --> 00:13:05,742
‫اگه دستور بفرمایید،
‫جسد رو بیرون بیارم.

159
00:13:15,502 --> 00:13:16,711
‫کجاست...

160
00:13:19,756 --> 00:13:23,260
‫اینجا نیست.
‫اون بی‌شرف بازم گولم زد.

161
00:13:26,221 --> 00:13:27,681
‫دستیار گوانجو، قربان.

162
00:13:27,764 --> 00:13:30,559
‫می‌دونم دستور دادید هیچکس داخل نیاد،
‫ولی چاره‌ای نداشتیم.

163
00:13:31,143 --> 00:13:33,812
‫چیه؟ شاهزاده اینجاست؟

164
00:13:33,895 --> 00:13:34,855
‫بله.

165
00:13:36,982 --> 00:13:39,151
‫پس درباره‌ی سنگ یشم یین و یانگ
‫دروغ نمی‌گفت.

166
00:13:55,834 --> 00:13:56,877
‫دستیار گوانجو.

167
00:13:56,960 --> 00:14:00,046
‫واقعا معلوم شد یکی از پیش‌خدمت‌های
‫خانواده‌ی سلطنتی یه تغییردهنده‌ی روحه؟

168
00:14:03,216 --> 00:14:05,844
‫و شنیدم سعی کردی یوکی رو
‫بکُشی تا یه رازی رو مخفی کنی.

169
00:14:05,927 --> 00:14:07,846
‫این یه سوءتفاهم بزرگه، عالیجناب.

170
00:14:44,966 --> 00:14:46,176
‫حتی سعی کردی

171
00:14:46,259 --> 00:14:48,887
‫از ندیمه‌ام به‌عنوان طمعه برای
‫اون تغییردهنده‌ی روح استفاده کنی.

172
00:14:48,970 --> 00:14:52,891
‫بهتره بهانه‌ی خوبی برای
‫این سوءتقاهم داشته باشی.

173
00:15:05,153 --> 00:15:08,156
‫چو چونگ، همون مرده که قدیما

174
00:15:08,239 --> 00:15:10,450
‫به‌عنوان جادوگر صور فلکی توی
‫چون‌بوگوان کار می‌کرد رو می‌گید؟

175
00:15:10,950 --> 00:15:14,704
‫شنیدم جانگ گانگ و چو چونگ
‫خیلی صمیمی بودن.

176
00:15:14,788 --> 00:15:15,830
‫بله، صمیمی بودن.

177
00:15:16,581 --> 00:15:18,249
‫دوست‌های خوبی برای همدیگه بودن.

178
00:15:18,917 --> 00:15:20,585
‫تند تند به خونه‌مون سر می‌زد.

179
00:15:21,169 --> 00:15:24,714
‫شوخی‌های بامزه می‌کرد،
‫و مرد خونگرمی بود.

180
00:15:25,840 --> 00:15:27,509
‫چو چونگ خودشو قاتی
‫افسونگری کرد،

181
00:15:27,592 --> 00:15:30,220
‫و تا جایی پیش رفت که
‫کل خانواده‌اش رو نابود کرد.

182
00:15:30,303 --> 00:15:31,888
‫اون مرد خیلی خوبی بود.

183
00:15:32,597 --> 00:15:36,059
‫هنوزم باورش سخته
‫چنین اتفاقی براش افتاد.

184
00:15:37,477 --> 00:15:41,314
‫چو چونگ یه دختر داشت.
‫اونم می‌شناختی؟

185
00:15:42,190 --> 00:15:43,650
‫بله، اونم یادمه.

186
00:15:44,150 --> 00:15:47,904
‫اون همیشه در کنار پدرش بود
‫و با اونم خیلی صمیمی بود.

187
00:15:47,987 --> 00:15:50,031
‫شنیدم اونم وسط هیاهو
‫غیبش زده.

188
00:15:50,907 --> 00:15:51,825
‫حدس می‌زنم

189
00:15:52,742 --> 00:15:54,119
‫مُرده باشه.

190
00:15:55,120 --> 00:15:57,414
‫چرا اینطور فکر می‌کنی؟

191
00:15:57,497 --> 00:16:01,418
‫ارباب جانگ گانگ مدت زیادی
‫سعی کرد اون دختر رو پیدا کنه.

192
00:16:02,419 --> 00:16:05,630
‫اگه زنده می‌بود
‫حتما تا الان پیداش می‌کرد،

193
00:16:05,713 --> 00:16:07,674
‫مگر اینکه یه نفر از قصدی
‫قایمش کرده باشه.

194
00:16:08,925 --> 00:16:10,343
‫بانو دوهوا فوت کرد.

195
00:16:11,261 --> 00:16:13,346
‫بهترین دوست ارباب جانگ هم
‫به چنین روزی افتاد.

196
00:16:13,430 --> 00:16:16,641
‫اون قدیما ارباب جانگ
‫وضعیت ذهنی خوبی نداشت.

197
00:16:17,183 --> 00:16:20,562
‫برای مرگ هر جفت اونا
‫خودشو مقصر می‌دونست

198
00:16:21,229 --> 00:16:22,814
‫و درد زیادی می‌کِشید.

199
00:16:24,023 --> 00:16:26,484
‫از خونه رفت تا
‫دخترِ دوستش رو پیدا کنه،

200
00:16:26,568 --> 00:16:28,778
‫و فکر کردم زود برمی‌گرده.

201
00:16:29,320 --> 00:16:30,321
‫ولی...

202
00:16:31,072 --> 00:16:34,909
‫عجیبه که 20 ساله از خونه رفته
‫تا فقط یه دختر کوچولو رو پیدا کنه.

203
00:16:35,702 --> 00:16:38,371
‫کم‌کم دارم نگران می‌شم
‫شاید به یه دلیل دیگه

204
00:16:38,454 --> 00:16:39,914
‫هنوز برنگشته.

205
00:16:40,415 --> 00:16:44,127
‫اگر 20 سال پیش
‫اون دختر رو پیدا کرده باشه،

206
00:16:44,919 --> 00:16:47,547
‫زندگیش نباید زیاد
‫سخت گذشته باشه.

207
00:16:47,630 --> 00:16:51,593
‫و در این صورت جانگ گانگ هم زیاد
‫عذاب وجدان نداره.

208
00:16:51,676 --> 00:16:53,219
‫«عذاب وجدان»؟

209
00:16:53,303 --> 00:16:57,265
‫یعنی دارید می‌گید کاری که ارباب جانگ
‫در حق دوستش کرد اشتباه بود؟

210
00:16:57,891 --> 00:16:59,976
‫اون کسی که افسونگری
‫اجرا کرده بود رو تنبیه کرد.

211
00:17:00,059 --> 00:17:02,020
‫به‌عنوان یه جادوگر
‫این کار درستی بوده.

212
00:17:02,103 --> 00:17:06,191
‫مهم نبود چقدر باهم صمیمی بودن،
‫تنبیه کردن اون کارِ اشتباهی نبود.

213
00:17:06,274 --> 00:17:10,528
‫نمی‌تونی فقط بر اساس چیزی که می‌بینی
‫درست و غلطی چیزی رو قضاوت کنی.

214
00:17:11,112 --> 00:17:13,615
‫برای همه‌چیز داستان‌هایی وجود داره.

215
00:17:13,698 --> 00:17:16,910
‫و سرنوشت از ترکیب داستان‌ها
‫و رابطه‌های زیاد ساخته شده.

216
00:17:16,993 --> 00:17:18,870
‫یعنی دارید می‌گید رابطه‌ی شوم

217
00:17:18,953 --> 00:17:23,875
‫بین خانواده‌ی چو و خانواده‌ی جانگ
‫هنوز تموم نشده؟

218
00:17:25,543 --> 00:17:26,544
‫امکانش هست،

219
00:17:27,587 --> 00:17:31,549
‫منظورتون این باشه که یه عضو از
‫خانواده‌ی چو توی خانواده‌مون باشه؟

220
00:17:32,550 --> 00:17:34,844
‫سونگریم اون دختر رو پیدا کرده؟

221
00:17:37,388 --> 00:17:38,723
‫اون دختر...

222
00:17:41,017 --> 00:17:42,185
‫مُرده.

223
00:17:47,649 --> 00:17:48,733
‫که اینطور.

224
00:17:49,567 --> 00:17:50,735
‫طفلکی.

225
00:17:51,945 --> 00:17:53,905
‫باید براش یه مراسم یادبود بگیرم.

226
00:17:57,241 --> 00:17:58,409
‫پیش‌خدمت کیم.

227
00:17:59,535 --> 00:18:01,079
‫خیلی زن دلسوزی هستی.

228
00:18:01,162 --> 00:18:03,122
‫این‌کار از سر مهربونی نیست.

229
00:18:03,206 --> 00:18:06,376
‫فقط دلم نمی‌خواد
‫روحش توی این جهان بمونه

230
00:18:06,918 --> 00:18:08,378
‫و ارباب جوان جانگ رو اذیت کنه.

231
00:18:08,962 --> 00:18:13,257
‫اگه روحش به‌دستِ خودِ یوکی
‫نگه داشته شده باشه چی؟

232
00:18:13,341 --> 00:18:16,302
‫باید از شرّش خلاص شم.
‫ممکنه به یه روح اهریمنی تبدیل بشه.

233
00:18:16,386 --> 00:18:18,221
‫نمی‌تونم اجازه بدم
‫چنین چیزی رو نگه داره.

234
00:18:19,847 --> 00:18:21,599
‫یه روح اهریمنی؟

235
00:18:25,645 --> 00:18:27,188
‫مودوک کجاست؟

236
00:18:27,271 --> 00:18:28,481
‫مودوک؟

237
00:18:29,065 --> 00:18:32,151
‫فرستادمش چون‌بوگوان
‫یه چیزی رو تحویل بده.

238
00:18:39,283 --> 00:18:40,702
‫حالت خوبه؟ می‌تونی ببینی؟

239
00:18:41,452 --> 00:18:43,287
‫بله، می‌تونم ببینم.

240
00:18:43,871 --> 00:18:44,956
‫شما چطور، ارباب جوان؟

241
00:18:45,039 --> 00:18:47,291
‫جایی‌تون صدمه ندیده؟

242
00:18:47,375 --> 00:18:48,501
‫من حالم خوبه.

243
00:18:48,584 --> 00:18:50,962
‫وقتی دو نفر یه چیز جفتی رو
‫باهمدیگه سهیم می‌شن یعنی چی؟

244
00:18:51,045 --> 00:18:53,256
‫یعنی یا ازدواج کردن یا نامزد هستن.

245
00:18:56,676 --> 00:18:59,846
‫همونطور که دستور دادید رهبر سونگریم
‫به چون‌بوگوان اومدن، جناب شاهزاده.

246
00:19:20,491 --> 00:19:22,160
‫اومدید چون‌بوگوان

247
00:19:22,910 --> 00:19:25,580
‫تا به دستیار گوانجو
‫بیسکوییت عسلی بدید؟

248
00:19:25,663 --> 00:19:29,500
‫بله، شنیدم شما دوتا سر
‫بیسکوییت عسلی بحث‌تون شده بود.

249
00:19:30,168 --> 00:19:32,420
‫پیش‌خدمت کیم دلش نمی‌خواست
‫جین‌مو کینه به‌دل بگیره،

250
00:19:32,503 --> 00:19:34,505
‫پس چیزی که فرستاده بود رو
‫براش آوردم.

251
00:19:34,589 --> 00:19:36,007
‫عجب بهانه‌ی ضعیفی.

252
00:19:37,049 --> 00:19:38,217
‫رهبر سونگریم

253
00:19:38,301 --> 00:19:41,304
‫و دستیار گوانجوی چون‌بوگوان
‫سر بیسکوییت عسلی باهم دعوا کردن؟

254
00:19:42,889 --> 00:19:45,349
‫حتی اگه حقیقت داشته باشه هم می‌تونستی
‫بیسکوییت رو تحویل بدی و فوری بری.

255
00:19:45,433 --> 00:19:47,643
‫توی اتاق اصلی کنار
‫حوض صور فلکی چیکار می‌کردی؟

256
00:19:47,727 --> 00:19:50,062
‫می‌خواستم حوض صور فلکی رو ببینم.

257
00:19:50,146 --> 00:19:52,940
‫هرچند، سر آخر چیزی رو
‫دیدم که نباید می‌دیدم.

258
00:19:54,233 --> 00:19:57,778
‫مطمئنی که یه تغییردهنده‌ی روح دیدی؟

259
00:19:57,862 --> 00:20:01,324
‫بله، اون منو داخل یه مانع زندانی کرد
‫تا قضیه رو قایم کنه

260
00:20:01,407 --> 00:20:03,951
‫و مودوک رو انداخت جلوی
‫تغییردهنده‌ی روح تا ازش ارتزاق کنه.

261
00:20:04,035 --> 00:20:05,494
‫داره دروغ میگه.

262
00:20:07,121 --> 00:20:10,166
‫جانگ یوکی بدون اجازه وارد
‫اتاق اصلی چون‌بوگوان شد

263
00:20:10,249 --> 00:20:12,168
‫و به حوض صور فلکی
‫خسارت وارد کرد.

264
00:20:12,251 --> 00:20:14,587
‫حالا که می‌بینه تو دردسر افتاده،

265
00:20:14,670 --> 00:20:17,590
‫داره یه دروغ تمام‌عیار درباره‌ی
‫یه تغییردهنده‌ی روح سرهم می‌کنه.

266
00:20:19,467 --> 00:20:21,177
‫مطمئنم یه تغییردهنده‌ی روح بود.

267
00:20:21,260 --> 00:20:23,221
‫وحشی شد و قبض روح شد.

268
00:20:23,304 --> 00:20:25,431
‫من و ندیمه‌ام جفت‌مون دیدیم.

269
00:20:25,514 --> 00:20:27,600
‫وقتی من رسیدم،
‫جسد تغییردهنده‌ی روح ندیدم.

270
00:20:27,683 --> 00:20:29,268
‫احتمالا یه جایی قایمش کرده.

271
00:20:29,352 --> 00:20:31,103
‫باید همه‌ی خروجی‌ها رو مسدود کنید

272
00:20:31,187 --> 00:20:34,023
‫و تا قبل از اینکه جسد تغییردهنده‌ی روح رو
‫ببره بیرون، پیداش کنید.

273
00:20:37,026 --> 00:20:41,239
‫گمونم به‌محض اینکه جسد تغییردهنده‌ی روح رو
‫پیدا کنیم، حقیقت برملاء می‌شه.

274
00:20:44,158 --> 00:20:47,078
‫باید جادوگران سونگریم رو احضار کنم
‫و چون‌بوگوان رو بگردیم.

275
00:20:47,161 --> 00:20:50,581
‫نه. نمی‌تونم بذارم
‫چون‌بوگوان رو بگردن

276
00:20:50,665 --> 00:20:53,000
‫اونم بر اساس یه دروغ مسخره.

277
00:20:58,631 --> 00:20:59,966
‫جانگ یوکی.

278
00:21:01,133 --> 00:21:03,177
‫گفتی اون تغییردهنده‌ی روح
‫یه پیش‌خدمت سلطنتی بود؟

279
00:21:03,260 --> 00:21:04,136
‫بله، عالیجناب.

280
00:21:04,220 --> 00:21:07,848
‫اون روز که ملکه برای جنگ تن‌به‌تن
‫اومده بودن سونگریم، کنار ایشون دیدمشون.

281
00:21:07,932 --> 00:21:10,476
‫پیش‌خدمت اوه،
‫کدوم پیش‌خدمت اون روز بود؟

282
00:21:10,559 --> 00:21:13,145
‫پیش‌خدمت کیم، عالیجناب.
‫ایشون به ملکه خدمت می‌کنه.

283
00:21:14,438 --> 00:21:17,483
‫پس فقط باید ببینیم
‫اون داخل کاخ هست یا نه.

284
00:21:18,067 --> 00:21:19,694
‫برو ببین اونجا هست یا نه.

285
00:21:19,777 --> 00:21:21,821
‫این‌کار لزومی نداره.

286
00:21:45,010 --> 00:21:46,262
‫ملکه تشریف آوردن!

287
00:21:46,345 --> 00:21:47,930
‫در پیشگاه او تعظیم کنید!

288
00:21:55,563 --> 00:21:56,647
‫مادر.

289
00:21:57,982 --> 00:22:00,276
‫دستیار گوانجو بهم خبر
‫داد چه اتفاقی افتاده.

290
00:22:00,359 --> 00:22:02,278
‫شوکه شده بودم، پس خودم
‫شخصا اینجا اومدم.

291
00:22:05,906 --> 00:22:08,868
‫حقیقت داره که اینجا
‫یه تغییردهنده‌ی روح پیدا شده؟

292
00:22:09,535 --> 00:22:11,912
‫پیش‌خدمتی که به شما خدمت می‌کرد
‫یه تغییردهنده‌ی روح بود.

293
00:22:11,996 --> 00:22:14,582
‫اینجا در چون‌بوگوان وحشی
‫شده و قبض روح شده.

294
00:22:16,375 --> 00:22:18,669
‫- اینطوریه؟
‫- حقیقت نداره.

295
00:22:19,253 --> 00:22:21,630
‫هیچ‌ تغییردهنده‌ی روحی
‫اینجا وحشی نشده.

296
00:22:21,714 --> 00:22:22,923
‫یه دروغ ساده ست

297
00:22:24,216 --> 00:22:25,885
‫که جانگ یوکی از خودش درآورده.

298
00:22:25,968 --> 00:22:30,598
‫بذار بعد از جستجوی جسد
‫اون پیش‌خدمت ببینیم دروغه یا نه.

299
00:22:33,434 --> 00:22:37,271
‫این پیش‌خدمت تغییردهنده‌ی روح
‫که ادعا می‌شه دیده شده کیه؟

300
00:22:38,355 --> 00:22:39,648
‫پیش‌خدمت کیم.

301
00:22:47,239 --> 00:22:50,618
‫پیش‌خدمت کیم همراه من اینجا اومده.

302
00:23:01,378 --> 00:23:03,172
‫یپش‌خدمت کیم، بیا داخل.

303
00:23:34,328 --> 00:23:35,871
‫این همون پیش‌خدمتیه

304
00:23:36,956 --> 00:23:38,874
‫که ادعا می‌کنی وحشی شدنش رو

305
00:23:39,458 --> 00:23:41,126
‫دیدی؟

306
00:23:42,878 --> 00:23:43,921
‫بله.

307
00:23:44,004 --> 00:23:46,632
‫تو گفتی قبض روح شده.

308
00:23:46,715 --> 00:23:49,051
‫ولی اون سُر و مُر و گنده ست.

309
00:23:50,469 --> 00:23:51,720
‫درسته.

310
00:23:55,724 --> 00:23:57,268
‫کاملا حالش خوبه.

311
00:24:05,943 --> 00:24:08,112
‫تنها راه بیرون اومدن
‫از این وضعیت...

312
00:24:11,115 --> 00:24:13,659
‫اینه که این موجود رو
‫دوباره زنده کنیم.

313
00:24:29,800 --> 00:24:31,427
‫حتی با اینکه وحشی شده بود
‫الان حالش خوبه.

314
00:24:32,553 --> 00:24:34,596
‫آیا این قدرتِ سنگ یخه؟

315
00:24:34,680 --> 00:24:37,141
‫یعنی حتی اگه مودوک وحشی هم
‫بشه می‌تونم نجاتش بدم.

316
00:24:38,058 --> 00:24:39,059
‫مودوک.

317
00:24:40,352 --> 00:24:42,229
‫حتما اشتباه کردیم.

318
00:24:44,064 --> 00:24:45,441
‫همینطور فکر می‌کنم، ارباب جوان.

319
00:24:47,693 --> 00:24:50,279
‫شما اشتباه نکردید.
‫به‌طرز بی‌شرمانه‌ای دروغ گفتید.

320
00:24:50,362 --> 00:24:52,448
‫اون اونجا سُر و مُر و گنده وایساده،

321
00:24:53,323 --> 00:24:55,492
‫پس گمونم این یعنی
‫من داشتم دروغ می‌گفتم.

322
00:24:59,955 --> 00:25:01,915
‫سعی کرد با دروغ قسر در بره

323
00:25:01,999 --> 00:25:05,210
‫چون که حوض صور فلکی رو
‫شکونده بود و ترسیده بود.

324
00:25:05,294 --> 00:25:06,503
‫یوکی.

325
00:25:07,880 --> 00:25:09,631
‫این حقیقت داره؟

326
00:25:11,258 --> 00:25:14,887
‫بله، حقیقت داره.
‫همه‌ی چیزهایی که گفتم دروغ بود.

327
00:25:17,723 --> 00:25:20,934
‫تو بی‌اجازه وارد چون‌بوگوان شدی
‫و یک دارایی باارزش رو شکوندی.

328
00:25:21,018 --> 00:25:24,855
‫بعد دروغ گفتی تا خودت رو
‫از این وضعیت نجات بدی؟

329
00:25:24,938 --> 00:25:27,649
‫معذرت می‌خوام. متأسفم.

330
00:25:30,360 --> 00:25:32,112
‫این‌کار توسط یه جادوگر سونگریم انجام شده،

331
00:25:32,196 --> 00:25:35,032
‫پس اجازه بدید من
‫از طرف اون عذرخواهی کنم.

332
00:25:36,742 --> 00:25:39,661
‫همینطور می‌خوام از دستیارِ
‫گوانجو جین مو هم معذرت بخوام.

333
00:25:43,832 --> 00:25:48,462
‫سونگریم حوض صور فلکی
‫شکسته‌شده رو تعمیر می‌کنه.

334
00:25:50,839 --> 00:25:52,049
‫لزومی نداره.

335
00:25:52,132 --> 00:25:53,342
‫پیشنهادم رو رد نکنید.

336
00:25:53,425 --> 00:25:55,886
‫تنها کار درست اینه که
‫مسئولیت کامل‌شو ما تقبل کنیم.

337
00:25:57,596 --> 00:25:59,056
‫- نه.
‫- عالیجناب.

338
00:25:59,640 --> 00:26:02,309
‫خواهش می‌کنم به سونگریم فرصتی
‫بدید تا اشتباهش رو جبران کنه.

339
00:26:04,603 --> 00:26:06,146
‫باید بهشون اجازه بدی
‫این‌کارو بکنن، مادر.

340
00:26:08,190 --> 00:26:10,067
‫می‌تونی هرکاری دلت بخواد بکنی.

341
00:26:11,193 --> 00:26:13,278
‫من دیگه برمی‌گردم.

342
00:26:36,093 --> 00:26:39,054
‫من از فردا افرادم رو
‫می‌فرستم چون‌بوگوان

343
00:26:39,137 --> 00:26:41,014
‫و اونا حوض
‫آسیب دیده رو تعمیر می‌کنن.

344
00:26:41,765 --> 00:26:45,060
‫فعلا، باید باید برگردم
‫تا جادوگرمون رو

345
00:26:45,143 --> 00:26:48,355
‫بخاطر فریب‌دادن خانواده‌ی سلطنتی
‫و افراد چون‌بوگوان، تنبیه کنم.

346
00:26:49,398 --> 00:26:50,857
‫- بیاید بریم.
‫- مزخرفه.

347
00:26:51,567 --> 00:26:54,861
‫جانگ یوکی همینجا می‌مونه
‫و تنبیه می‌شه.

348
00:27:00,117 --> 00:27:01,910
‫منم فکر می‌کنم این...

349
00:27:02,911 --> 00:27:04,746
‫خدای من، عالیجناب.

350
00:27:05,539 --> 00:27:07,249
‫خواهش می‌کنم به
‫ارباب جوانم کمک کنید.

351
00:27:07,874 --> 00:27:10,043
‫نذارید ببرنش به سونگریم.

352
00:27:12,713 --> 00:27:16,466
‫اگه ببرنش اونجا، ممکنه
‫تا سر حد مرگ شلاق بخوره.

353
00:27:18,844 --> 00:27:20,345
‫دفعه‌ی قبل،

354
00:27:20,429 --> 00:27:22,556
‫توی سونگریم 100 ضربه شلاق خورد.

355
00:27:23,265 --> 00:27:25,350
‫این‌دفعه، حتما بدتره.

356
00:27:25,434 --> 00:27:27,561
‫خواهش می‌کنم نذارید چنین
‫اتفاقی بیفته.

357
00:27:29,563 --> 00:27:30,772
‫مودوک، دیگه کافیه.

358
00:27:32,774 --> 00:27:35,902
‫کاری که کردم اشتباه بود.
‫تنها کار درست اینه که تنبیه بشم.

359
00:27:39,531 --> 00:27:41,700
‫نتونستم ادبم رو جلوی
‫عالیجناب رعایت کنم.

360
00:27:44,286 --> 00:27:46,079
‫حق هیچی ندارم که
‫تقاضای بخشش کنم.

361
00:27:46,163 --> 00:27:50,000
‫پس می‌ذاری اونا با زور
‫ببرنت و بکُشنت؟

362
00:27:50,709 --> 00:27:52,919
‫اگه این چیزی باشه که
‫رهبر می‌خواد، پس بله.

363
00:27:55,797 --> 00:27:56,631
‫اوه، خدای من.

364
00:28:02,596 --> 00:28:04,056
‫می‌تونی منو ببری.

365
00:28:06,475 --> 00:28:08,226
‫خدای من، ارباب جوان!

366
00:28:08,310 --> 00:28:09,936
‫ولی اینطوری می‌میری!

367
00:28:10,562 --> 00:28:14,608
‫خدای من، اگر برگردی می‌میری!

368
00:28:17,235 --> 00:28:21,698
‫من به اندازه‌ی کافی تنبیه‌اش می‌کنم.

369
00:28:25,911 --> 00:28:27,579
‫هی. وایسید.

370
00:28:32,125 --> 00:28:34,169
‫یوکی شدیداً مجازات می‌شه.

371
00:28:34,252 --> 00:28:35,879
‫پس اتفاقی که افتاد رو
‫فراموش کن.

372
00:28:36,922 --> 00:28:38,465
‫چقدر مسخره.

373
00:28:38,548 --> 00:28:39,591
‫ولی بازم،

374
00:28:40,133 --> 00:28:42,636
‫از همون اولش داستان
‫بیسکوییت عسلی مضحک بود.

375
00:28:43,345 --> 00:28:45,972
‫رهبر سونگریم و
‫دستیار گوانجوی چون‌بوگوان

376
00:28:46,056 --> 00:28:47,682
‫سر بیسکوییت عسلی
‫باهمدیگه دعوا کنن؟

377
00:28:48,642 --> 00:28:49,643
‫خدای من.

378
00:28:50,393 --> 00:28:51,812
‫عجب بهانه‌ی مزخرفی.

379
00:28:53,647 --> 00:28:54,481
‫درسته.

380
00:28:56,900 --> 00:28:58,819
‫ولی حوض صور فلکی
‫چطوری شکست؟

381
00:29:01,780 --> 00:29:03,740
‫اگه با برخورد رعدوبرق شکسته باشه،

382
00:29:03,824 --> 00:29:06,284
‫یعنی سقف بالای
‫حوض صور فلکی باز بوده.

383
00:29:06,368 --> 00:29:09,579
‫ولی فکر می‌کردم فقط کسایی که به سطح
‫چیسو رسیده باشن می‌تونن بازش کنن.

384
00:29:10,580 --> 00:29:11,790
‫درسته.

385
00:29:14,918 --> 00:29:17,337
‫جانگ یوکی امکان نداره
‫به چیسو رسیده باشه.

386
00:29:21,633 --> 00:29:23,677
‫موندم چطوری شکسته.

387
00:29:29,641 --> 00:29:33,603
‫آیا جادوگر دیگه‌ای اینجا بوده
‫که به سطح چیسو رسیده باشه؟

388
00:29:34,354 --> 00:29:36,022
‫ولی این امکان نداره.

389
00:29:52,539 --> 00:29:55,792
‫به لطف تو تونستیم از اونجا
‫بیرون بیایم، مودوک.

390
00:29:55,875 --> 00:29:57,669
‫اگه سعی کنی بمونی،
‫مردم می‌ذارن بری.

391
00:29:57,752 --> 00:29:59,921
‫و اگه بذاری بری، مردم سعی
‫می‌کنن نگهت دارن.

392
00:30:00,005 --> 00:30:03,800
‫پس از قصدی قیل‌وقال راه انداختی؟
‫نشانه‌ی باهوش بودنته.

393
00:30:03,883 --> 00:30:06,803
‫فکر نمی‌کردم با حرفای
‫شما توجیه بشن،

394
00:30:06,886 --> 00:30:09,097
‫پس بی‌اجازه خودمو انداختم وسط.

395
00:30:09,180 --> 00:30:11,224
‫ببخشید که گیج‌تون کردم.

396
00:30:12,058 --> 00:30:15,145
‫من انتظارشو نداشتم،
‫پس درست میگی که گیج شدم.

397
00:30:17,147 --> 00:30:18,315
‫ولی کارت خوب بود.

398
00:30:19,983 --> 00:30:21,192
‫سرورم.

399
00:30:21,276 --> 00:30:23,236
‫ما دروغ نمی‌گفتیم.

400
00:30:23,320 --> 00:30:26,990
‫ما به وضوح دیدیم که پیش‌خدمت کیم
‫وحشی شد و قبض روح شد.

401
00:30:27,073 --> 00:30:28,366
‫می‌دونم دروغ نمی‌گفتی.

402
00:30:28,992 --> 00:30:31,369
‫ممکنه بعضی وقت‌ها دیر فهم باشم،

403
00:30:31,453 --> 00:30:33,330
‫ولی راست و دروغ رو
‫می‌تونم تشخیص بدم.

404
00:30:34,289 --> 00:30:36,041
‫یه تغییردهنده‌ی روح قبض‌روح‌شده
‫دوباره زنده شد.

405
00:30:36,124 --> 00:30:39,753
‫این یعنی سنگ یخ دست اوناست؟

406
00:30:40,545 --> 00:30:42,213
‫سونگریم

407
00:30:43,173 --> 00:30:45,925
‫حواسش به جین مو هست.

408
00:30:46,593 --> 00:30:48,094
‫درست همونطور که توقع داشتیمه.

409
00:30:50,388 --> 00:30:52,349
‫گمونم واقعا سنگ یخ دست اوناست.

410
00:30:58,355 --> 00:31:02,233
‫سنگ یخ رو وارد بدن من کردید؟

411
00:31:02,317 --> 00:31:04,652
‫قدرتش واقعا محسورکننده ست.

412
00:31:05,653 --> 00:31:08,073
‫واقعا حس می‌کنم
‫هنوز زنده هستم.

413
00:31:09,407 --> 00:31:12,786
‫جانگ یوکی چیکارت کرد که
‫قبض روح شدی؟

414
00:31:13,703 --> 00:31:16,748
‫درست همون‌موقع که می‌خواستم
‫انرژی خدمتکارش رو بِمَکم

415
00:31:17,415 --> 00:31:21,336
‫یهو انرژیم شروع کرد
‫بیرون اومدن از بدنم،

416
00:31:22,253 --> 00:31:23,630
‫و هوشیاری‌مو از دست دادم.

417
00:31:24,798 --> 00:31:28,301
‫اینم ندیدی که جانگ یوکی سقف بالای
‫حوض صور فلکی رو باز بکنه؟

418
00:31:29,010 --> 00:31:30,220
‫نه، ندیدم.

419
00:31:31,471 --> 00:31:34,015
‫اونجا بجز جانگ یوکی
‫جادوگر دیگه‌ای بود؟

420
00:31:34,974 --> 00:31:36,226
‫نه، نبود.

421
00:31:37,393 --> 00:31:39,562
‫اگه جانگ یوکی هیچی نشده
‫به سطح چیسو رسیده باشه چی؟

422
00:31:40,313 --> 00:31:41,606
‫شاید فقط داره قایمش می‌کنه.

423
00:31:43,316 --> 00:31:46,945
‫وقتی سعی کرد به من حمله کنه،
‫زیاد با مهارت به‌نظر نمی‌اومد.

424
00:31:47,028 --> 00:31:50,156
‫اون در زمان به‌شدت کوتاهی
‫به ریوسو مسلط شد.

425
00:31:50,990 --> 00:31:52,325
‫پس امکانش هست.

426
00:31:55,286 --> 00:31:57,330
‫حالا که سنگ یخ پیش منه،

427
00:31:57,413 --> 00:32:00,625
‫یعنی من توانایی
‫انجام هاونسو دارم؟

428
00:32:03,878 --> 00:32:06,047
‫قدرتش رو داری.

429
00:32:07,090 --> 00:32:09,968
‫هرچند نمی‌دونی که
‫چطوری طلسم‌ها رو اجرا کنی.

430
00:32:10,051 --> 00:32:12,929
‫بنابراین، نمی‌تونی ازش استفاده کنی.

431
00:32:18,601 --> 00:32:21,437
‫ولی سنگ یخ الان دیگه برای منه.

432
00:32:21,521 --> 00:32:24,482
‫فقط چون مسئله ضروری بود
‫سریع دوباره زنده‌ت کردم.

433
00:32:46,446.5 --> 00:32:56,446.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

434
00:33:18,411 --> 00:33:20,413
‫پس سنگ یخ
‫واقعا قابلیت اینو داره

435
00:33:20,496 --> 00:33:22,999
‫که نذاره یه تغییردهنده‌ی روح
‫قبض روح بشه.

436
00:33:23,958 --> 00:33:25,501
‫باید پیداش کنیم و نابودش کنیم.

437
00:33:26,294 --> 00:33:29,922
‫باید از شر تغییردهنده‌های روح خلاص بشیم،
‫ولی اون سنگ اونا رو زنده می‌کنه.

438
00:33:30,006 --> 00:33:31,841
‫قدرتش واقعا اهریمنیه.

439
00:33:33,509 --> 00:33:34,552
‫ولی این...

440
00:33:36,387 --> 00:33:39,891
‫یوکی، حتما خبر ماجرای
‫مجازات پخش می‌شه،

441
00:33:39,974 --> 00:33:41,809
‫پس نباید توی سونگریم آفتابی بشی.

442
00:33:42,518 --> 00:33:43,895
‫یه مدت خونه بمون.

443
00:33:43,978 --> 00:33:47,815
‫بله، سرورم.
‫مودوک و من می‌ریم خونه.

444
00:33:47,899 --> 00:33:52,236
‫ولی مواظب باش گذرت
‫به جین مو نیفته.

445
00:33:53,488 --> 00:33:54,489
‫چشم.

446
00:33:56,532 --> 00:33:57,658
‫بریم.

447
00:34:05,917 --> 00:34:08,044
‫اون به‌محض اینکه سنگ یخ رو
‫پیدا کنه، نابودش می‌کنه.

448
00:34:08,127 --> 00:34:10,046
‫پس ما باید قبل از اون پیداش کنیم.

449
00:34:10,129 --> 00:34:11,714
‫حق با گیل‌جو بود.

450
00:34:12,423 --> 00:34:15,134
‫سنگ یخ داخل کاخه.

451
00:34:15,676 --> 00:34:18,846
‫پس دانجویی که سنگ یخ دست اونه

452
00:34:19,806 --> 00:34:21,099
‫حتما همون شخصه.

453
00:34:25,395 --> 00:34:27,772
‫ساکت و آروم ترتیب همه‌چی رو بده.

454
00:34:27,855 --> 00:34:30,441
‫به بانوی دربار هان می‌گم
‫جای اونو پر کنه.

455
00:34:30,525 --> 00:34:32,735
‫می‌تونی پیغام‌هات رو
‫از طریق اون بفرستی.

456
00:34:33,403 --> 00:34:34,570
‫بله، عالیجناب.

457
00:34:35,279 --> 00:34:39,450
‫بخاطر اتفاقی که امروز افتاد،
‫سونگریم ‌کم‌کم به من شک می‌کنه.

458
00:34:40,034 --> 00:34:44,664
‫همه‌ی اینا بخاطر این اتفاق
‫افتاد چون تو یوکی رو دست‌کم گرفتی.

459
00:34:45,248 --> 00:34:48,084
‫روحمم خبر نداشت به این
‫راحتی از مانع میاد بیرون.

460
00:34:48,167 --> 00:34:50,419
‫اون یه نابغه ست که
‫فوری به ریوسو مسلط شده.

461
00:34:50,503 --> 00:34:52,672
‫اون با انرژی
‫«ستاره‌ی پادشاهی» به‌دنیا اومده.

462
00:34:52,755 --> 00:34:54,382
‫من از همون اول دست‌کم نگرفتش.

463
00:34:55,341 --> 00:34:56,968
‫همینطور خودم فهمیدم که
‫اون ممکنه آدم ویژه‌ای باشه

464
00:34:57,051 --> 00:34:59,846
‫چون که با انرژی «ستاره‌ی پادشاهی»
‫به‌دنیا اومده.

465
00:34:59,929 --> 00:35:03,182
‫هرچند که مشخص شد جانگ یوکی
‫یه ناامیدی تمام‌عیاره.

466
00:35:03,266 --> 00:35:05,977
‫اون فقط یه بچه‌ی معمولی بود
‫که هیچ چیز خاصی نداشت.

467
00:35:09,063 --> 00:35:12,733
‫اون از دست دنیا عصبانی بود،
‫و بیچارگی‌ش رو قایم کرد و

468
00:35:12,817 --> 00:35:16,946
‫با گذاشتن ماسک یه آدم خونسرد روش سرپوش
‫گذاشت. هیچ‌وقت از روی هدف کاری نکرده.

469
00:35:17,530 --> 00:35:19,991
‫فقط یه ارباب جوان بود که
‫از دست خودش سیر شده بود،

470
00:35:20,575 --> 00:35:22,910
‫پس تنها کاری که هرکس
‫باید می‌کرد این بود که آرومش کنه.

471
00:35:23,870 --> 00:35:25,788
‫این یعنی اون عوض شده.

472
00:35:26,873 --> 00:35:28,499
‫فکر می‌کردم آدم ضعیفیه.

473
00:35:28,583 --> 00:35:31,377
‫ولی اون دروازه‌ی انرژی‌شو
‫با مصرف کردن سم باز کرد.

474
00:35:31,460 --> 00:35:34,797
‫فکر می‌کردم دوست داره خودنمایی کنه،
‫ولی واقعا تونست شاهزاده رو شکست بده.

475
00:35:35,840 --> 00:35:37,925
‫فکر می‌کنی چرا یهویی
‫این‌همه تغییر کرده؟

476
00:35:38,009 --> 00:35:39,844
‫آدم‌ها بخاطر...

477
00:35:41,345 --> 00:35:42,805
‫آدم‌های دیگه عوض می‌شن.

478
00:35:44,098 --> 00:35:46,851
‫تحقیق کن ببین درست وقتی که
‫شروع کرد به تغییر کی تو زندگیش اومد.

479
00:35:49,896 --> 00:35:51,063
‫این جواب سؤالت رو میده.

480
00:35:54,942 --> 00:35:58,487
‫12 تا استاد جانگ یوکی رو پس زدن،
‫ولی بألاخره راهشو پیدا کرد...

481
00:36:02,116 --> 00:36:03,784
‫یعنی کی ممکنه کمکش کرده
‫باشه به اینجا برسه؟

482
00:36:07,538 --> 00:36:10,124
‫استاد، مستقیم بریم
‫دانیانگوگ؟

483
00:36:11,459 --> 00:36:14,086
‫به لطف تنبیه‌ام،
‫فعلا یه‌کم وقت داریم.

484
00:36:14,670 --> 00:36:16,422
‫بیا بریم دانیانگوگ تمرین کنیم.

485
00:36:16,505 --> 00:36:19,300
‫تازه می‌تونیم سعی کنیم
‫از اون درخته بالا بریم.

486
00:36:23,429 --> 00:36:25,389
‫الان دانیانگوگ خیلی سرده.

487
00:36:26,307 --> 00:36:28,768
‫اگه بخاطر برف اونجا گیر کنیم،

488
00:36:29,769 --> 00:36:31,228
‫ممکنه از گرسنگی بمیریم.

489
00:36:31,312 --> 00:36:34,315
‫فکر می‌کردم زمستون‌ها اونجا گرمه
‫و خوردنی‌های زیادی هست.

490
00:36:34,398 --> 00:36:36,734
‫اون‌موقع شنیدم داشتی اینو
‫به یول می‌گفتی.

491
00:36:40,655 --> 00:36:43,991
‫فقط اینطوری گفتم که
‫خیالش راحت باشه.

492
00:36:48,496 --> 00:36:51,874
‫نگران بود که نکنه پرنده‌ی دست‌آموزش
‫موقع زمستون زجر کشیده باشه،

493
00:36:51,957 --> 00:36:53,376
‫پس بهش اینطوری گفتم.

494
00:36:54,210 --> 00:36:58,589
‫منظورت همون پرنده‌ایه که همیشه
‫توی دانیانگوگ با صفیرش صداش می‌کرد؟

495
00:37:20,444 --> 00:37:23,614
‫چیزی نمونده بود یوکی
‫به‌دست جین مو کُشته بشه.

496
00:37:25,032 --> 00:37:29,036
‫بخاطر کاری که یوکی کرده بود
‫معذرت خواستم و از اونجا بیرونش آوردم.

497
00:37:29,120 --> 00:37:31,872
‫ولی جین مو ممکن بود
‫سعی کنه بهش آسیب بزنه.

498
00:37:35,000 --> 00:37:38,254
‫خوشبختانه، روی تعمیر کردن
‫حوض صور فلکی پافشاری کردم،

499
00:37:38,337 --> 00:37:40,047
‫تا بتونیم به چون‌بوگوان
‫دسترسی داشته باشیم.

500
00:37:42,466 --> 00:37:45,678
‫ازتون می‌خوام به‌همراه کارگرهای
‫سونگریم اونجا برید

501
00:37:46,387 --> 00:37:48,013
‫و حواستون به جین مو باشه.

502
00:37:49,390 --> 00:37:50,724
‫- بله، سرورم.
‫- بله، سرورم.

503
00:38:00,067 --> 00:38:01,318
‫سانگ‌هو.

504
00:38:02,236 --> 00:38:04,989
‫شنیدم مودوک هم امروز
‫توی چون‌بوگوان بوده.

505
00:38:05,072 --> 00:38:06,740
‫حالش خوبه؟

506
00:38:06,824 --> 00:38:08,117
‫اون خوبه.

507
00:38:11,620 --> 00:38:15,291
‫راستی، تغییردهنده‌ی روحی که
‫وحشی شد و قبض روح شد

508
00:38:15,374 --> 00:38:17,209
‫واقعا دوباره زنده شد؟

509
00:38:17,293 --> 00:38:20,754
‫بخاطر همینه که رهبر بدون اینکه
‫بتونه حرفی بزنه، از اونجا بیرون اومد.

510
00:38:23,257 --> 00:38:25,050
‫واکنش یوکی بهش چطوری بود؟

511
00:38:25,634 --> 00:38:27,511
‫راستش به‌نظر نمی‌اومد
‫زیاد گیج شده باشه.

512
00:38:28,053 --> 00:38:30,848
‫همه‌ش از رهبر می‌پرسید
‫تغییردهنده‌ی روحی که وحشی بشه

513
00:38:30,931 --> 00:38:33,559
‫می‌تونه به کمک سنگ یخ
‫دوباره زنده بشه یا نه.

514
00:38:33,642 --> 00:38:35,686
‫به‌نظر می‌اومد از قبل
‫از جریان سنگ یخ اطلاع داشت.

515
00:38:38,189 --> 00:38:41,192
‫پس با دوتا چشم‌های خودش دیده که یه
‫تغییردهنده‌ی روح دوباره زنده می‌شه.

516
00:38:41,275 --> 00:38:43,736
‫رهبر بهش گفت اون سنگ یخ
‫باید نابود بشه.

517
00:38:44,904 --> 00:38:46,906
‫هر جفت تغییردهنده‌های روح
‫و سنگ یخ باید نابود بشن.

518
00:38:46,989 --> 00:38:49,158
‫گفت باید از شرّ همه‌ی چیزهایی که
‫اهریمنی هستن خلاص بشیم.

519
00:38:52,077 --> 00:38:54,455
‫یوکی چه جوابی داد؟

520
00:38:54,538 --> 00:38:56,457
‫این ممکنه حس من باشه،

521
00:38:57,416 --> 00:38:58,959
‫ولی به‌نظر می‌اومد مخالفه.

522
00:38:59,793 --> 00:39:03,047
‫یوکی همیشه بی‌خیال و آسون‌گیره.

523
00:39:03,130 --> 00:39:07,092
‫ولی، نباید درباره‌ی افسونگری هم
‫چنین حسی داشته باشه.

524
00:39:08,177 --> 00:39:10,137
‫شما و یوکی صمیمی هستید.

525
00:39:10,220 --> 00:39:12,222
‫پس باید در این باره‌ بهش هشدار بدید.

526
00:39:24,401 --> 00:39:26,904
‫نه‌تنها دانیانگوک سرده،

527
00:39:26,987 --> 00:39:29,323
‫بلکه به این معنی هم هست
‫که باید تنها باشیم.

528
00:39:30,199 --> 00:39:32,534
‫باید از این به‌بعد از
‫تنها شدن باهمدیگه خودداری کنیم.

529
00:39:33,369 --> 00:39:34,870
‫چرا یهو؟

530
00:39:37,623 --> 00:39:38,791
‫می‌ترسم که...

531
00:39:41,418 --> 00:39:42,962
‫انرژیت رو بخورم.

532
00:39:43,545 --> 00:39:46,799
‫تو وحشی نشدی. حتی بعد از اینکه
‫بهم دست زدی هم هیچیم نشد.

533
00:39:46,882 --> 00:39:49,218
‫کاملا به وضوح من انرژی
‫اون پیش‌خدمت رو جذب کردم.

534
00:39:49,802 --> 00:39:51,220
‫ممکنه الان خوب به‌نظر بیام،

535
00:39:51,303 --> 00:39:53,764
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌دونیم کِی
‫دوباره همچین اتفاقی می‌افته.

536
00:39:55,599 --> 00:39:57,059
‫اگه دلت می‌خواد فرار کن،

537
00:39:57,851 --> 00:39:59,603
‫یا اگه مجبوری منو بکش.

538
00:40:02,064 --> 00:40:03,982
‫وگرنه انرژیت رو
‫تا سرحد مرگت می‌خورم.

539
00:40:06,193 --> 00:40:07,695
‫این غیرقابل قبوله.

540
00:40:16,745 --> 00:40:17,955
‫داری می‌خندی؟

541
00:40:18,622 --> 00:40:20,124
‫این حرفا به‌نظرت بامزه‌ان؟

542
00:40:20,916 --> 00:40:22,251
‫نه، بخاطر این نیست.

543
00:40:25,212 --> 00:40:26,380
‫تو قلبم رو به تپش انداختی.

544
00:40:29,007 --> 00:40:30,551
‫چیزی که گفتی...

545
00:40:31,844 --> 00:40:34,221
‫معنای عمیق‌تری از
‫«دلم برات تنگ شده» داره.

546
00:40:37,266 --> 00:40:39,643
‫قاتل بی‌رحم بألاخره جواب نامه‌ی

547
00:40:40,978 --> 00:40:43,605
‫ساده‌لوحانه و
‫اعتراف خالصانه‌ی عشقم رو داد.

548
00:40:52,823 --> 00:40:54,700
‫من سنگ یخ رو پیدا می‌کنم

549
00:40:55,409 --> 00:40:58,662
‫تا هیچ‌وقت نیازی نداشته
‫باشی انرژی منو بخوری.

550
00:41:05,711 --> 00:41:07,838
‫باید با پارک جین شاخ به شاخ بشی.

551
00:41:07,921 --> 00:41:10,757
‫پس منم هم‌اندازه‌ی
‫اون قوی می‌شم.

552
00:41:15,137 --> 00:41:18,140
‫تو ده تا مبارزه رو پشت‌سر هم رو
‫به جادوگران جئونگ‌جینگاک باختی.

553
00:41:19,433 --> 00:41:20,767
‫این‌قدر اِفه نیا.

554
00:41:24,062 --> 00:41:27,608
‫درسته، سنگ یشم یین و یانگ.
‫اول باید اونو پس بگیرم.

555
00:41:28,775 --> 00:41:32,362
‫ولی چطور تونستی شاهزاده رو
‫با سنگ یین و یانگ صدا کنی؟

556
00:41:34,239 --> 00:41:36,450
‫یه راهی برای این‌کار هست. واقعا...

557
00:41:37,534 --> 00:41:39,244
‫واقعا قلب آدمو به تپش می‌اندازه.

558
00:41:59,389 --> 00:42:02,059
‫جانگ یوکی یا به اصطلاح «مزاحم»
‫شمشیری همراهش نبود.

559
00:42:03,518 --> 00:42:06,480
‫ولی جین مو شمشیر همراهش بود
‫با این‌حال ادعا کرد بی‌گناهه.

560
00:42:19,326 --> 00:42:20,786
‫ارباب جوان.

561
00:42:20,869 --> 00:42:23,747
‫استاد لی، خونه‌ی
‫ما چیکار می‌کنید؟

562
00:42:23,830 --> 00:42:25,874
‫خودت رو چی میگی؟
‫مگه نباید توی سونگریم باشی؟

563
00:42:27,125 --> 00:42:28,710
‫ایشون تعلیق شدن.

564
00:42:31,129 --> 00:42:32,839
‫«تعلیق»؟ مجازات شدی؟

565
00:42:33,590 --> 00:42:35,425
‫این‌دفعه چیکار کردی؟

566
00:42:35,509 --> 00:42:36,885
‫نه، اینطوری نیست.

567
00:42:36,969 --> 00:42:39,805
‫پیش‌خدمت کیم، زیاد شوکه نشو.

568
00:42:39,888 --> 00:42:41,223
‫این یه جورایی...

569
00:42:42,641 --> 00:42:44,643
‫یه تعلیق الکیه.

570
00:42:44,726 --> 00:42:47,854
‫بیشتر مثل تعطیلاته که
‫نقاب تعلیق زده.

571
00:42:51,149 --> 00:42:52,484
‫حق با اونه.

572
00:42:53,986 --> 00:42:55,028
‫از شنیدنش خوشحالم.

573
00:42:56,279 --> 00:42:59,449
‫بیا از فردا توی دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو
‫ماهی‌گیری کنیم.

574
00:43:00,909 --> 00:43:02,160
‫ایده‌ی خوبیه.

575
00:43:02,244 --> 00:43:06,581
‫باید با وقت‌گذرانی با ارباب جوان جانگ
‫در مدتی که اینجا هستید لذت ببرید.

576
00:43:06,665 --> 00:43:07,624
‫خدایا.

577
00:43:07,708 --> 00:43:11,294
‫نه، پیش‌خدمت کیم.
‫من در موقعیتی نیستم که یللی تللی کنم.

578
00:43:11,378 --> 00:43:12,754
‫استاد لی، معذرت می‌خوام.

579
00:43:12,838 --> 00:43:15,382
‫همینطوریش هم
‫نُه تا از ده تا مبارزه رو باختم.

580
00:43:15,465 --> 00:43:17,259
‫فقط یه مبارزه‌ی دیگه برام باقی مونده.

581
00:43:17,926 --> 00:43:20,679
‫برنامه دارم از این مدت زمان برای تمرین کنم استفاده کنم.
‫امیدوارم درک کنید.

582
00:43:22,014 --> 00:43:25,058
‫یهویی چقدر سخت‌کوش شدی.

583
00:43:25,142 --> 00:43:28,311
‫بله، هدفم اینه که کاری
‫کنم پیش‌خدمت کیم سربلند باشه.

584
00:43:28,395 --> 00:43:30,355
‫نمی‌تونم وقت تلف کنم
‫و برم ماهی‌گیری.

585
00:43:31,606 --> 00:43:35,485
‫این روزا، شما هر روز منو
‫با حرف‌هاتون تحت تأثیر قرار می‌دید.

586
00:43:36,278 --> 00:43:37,237
‫بسیارخب.

587
00:43:37,320 --> 00:43:38,780
‫بفرمایید و تمرین کنید.

588
00:43:38,864 --> 00:43:41,700
‫در همین حین، من یه خوراکی
‫خوشمزه‌ی آخرشبی درست می‌کنم.

589
00:43:50,459 --> 00:43:53,628
‫راستش رو بگو.
‫چرا تعلیق شدی؟

590
00:43:57,674 --> 00:43:59,926
‫رفتم چون‌بوگوان و
‫حوض صور فلکی رو شکوندم.

591
00:44:01,011 --> 00:44:02,846
‫خواهش می‌کنم به
‫پیش‌خدمت کیم نگید.

592
00:44:02,929 --> 00:44:05,891
‫دیدم از آسمون‌های بالای چون‌بوگوان
‫یه رعدوبرقی زد.

593
00:44:05,974 --> 00:44:07,434
‫گمونم اون به حوض
‫صور فلکی برخورد کرده.

594
00:44:08,310 --> 00:44:12,022
‫نمی‌تونیم جزئیات‌ش رو بهتون بگیم،
‫ولی تقصیر ارباب جوان جانگ نبود.

595
00:44:13,523 --> 00:44:15,984
‫رهبر سونگریم بهتون می‌گه
‫چه اتفاقی افتاد.

596
00:44:17,736 --> 00:44:19,196
‫چوب ماهیگیریم رو
‫به شما قرض میدم.

597
00:44:19,279 --> 00:44:21,114
‫اون قدیما من از
‫ماهی‌گیری لذت می‌بردم،

598
00:44:21,198 --> 00:44:23,783
‫چندین تا چوب ماهی‌گیری
‫با کیفیت گرفتم.

599
00:44:23,867 --> 00:44:24,743
‫الان میارمشون.

600
00:44:30,081 --> 00:44:31,291
‫چقدر حیف.

601
00:44:33,001 --> 00:44:36,755
‫می‌خواستم بهش یاد
‫بدم چطور یه ماهی طلایی بگیره.

602
00:44:37,714 --> 00:44:38,757
‫یه ماهی طلایی؟

603
00:44:39,341 --> 00:44:42,844
‫منظورتون ماهی
‫طلایی افسانه‌ایه که فقط توی

604
00:44:42,928 --> 00:44:44,513
‫دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو پیدا می‌شه؟

605
00:44:45,222 --> 00:44:46,473
‫می‌دونی چیه؟

606
00:44:46,556 --> 00:44:49,768
‫شنیدم.
‫یه ماهیه که با انرژی دریاچه رشد می‌کنه.

607
00:44:49,851 --> 00:44:54,064
‫شنیدم جادوگرهایی که فقط به سطح
‫چیسو یا بالاتر رسیدن می‌تونن بگیرنش.

608
00:44:54,147 --> 00:44:56,316
‫تو واقعا اطلاعاتت بالاست.

609
00:44:56,900 --> 00:44:58,944
‫حس اینکه آدم یه ماهی طلایی رو
‫به اراده‌ی خودش

610
00:44:59,027 --> 00:45:00,654
‫با انرژی دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو بگیره...

611
00:45:02,197 --> 00:45:03,406
‫فوق‌العاده ست.

612
00:45:04,783 --> 00:45:08,411
‫خواهش می‌کنم به ارباب جوان جانگ
‫نشون بدید چه حسی داره.

613
00:45:08,495 --> 00:45:09,496
‫اون که گفت سرش شلوغه.

614
00:45:10,247 --> 00:45:11,873
‫استاد لی.

615
00:45:11,957 --> 00:45:13,833
‫استاد لی، اینا رو نگاه کنید.

616
00:45:13,917 --> 00:45:16,002
‫این بهترینشه.
‫با چوب درخت بامبو ساخته شده...

617
00:45:16,086 --> 00:45:18,630
‫سرش شلوغ نیست. از فردا،

618
00:45:18,713 --> 00:45:21,591
‫ارباب جوان جانگ همراه شما
‫میاد ماهی‌گیری.

619
00:45:23,134 --> 00:45:25,136
‫منظورت چیه؟ باید تمرین کنم.

620
00:45:25,220 --> 00:45:28,515
‫درحال حاضر، باید ماهی‌گیری کنی،
‫نه اینکه با شمشیر تمرین کنی.

621
00:45:29,808 --> 00:45:32,894
‫برو دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو
‫و یه ماهی طلایی بگیر.

622
00:45:33,561 --> 00:45:34,729
‫چی؟

623
00:45:47,284 --> 00:45:48,743
‫به‌نظر میاد جای خوبیه.

624
00:45:49,369 --> 00:45:50,787
‫نه، استاد لی.

625
00:45:51,496 --> 00:45:55,166
‫من قبلا اینجا ماهی‌گیری کردم.
‫آب اینجا خیلی سرده.

626
00:45:55,250 --> 00:45:58,003
‫چون اینجا هیچ علف دریایی‌ای
‫نیست ماهی‌ها اینجا شنا نمی‌کنن.

627
00:45:58,545 --> 00:46:01,548
‫‌علاوه‌بر اون، هیچ‌کدوم از چوب
‫ماهی‌گیری‌های خوب رو نیاوردیم.

628
00:46:01,631 --> 00:46:05,051
‫وقتی آدم می‌خواد یه ماهی طلایی بگیره،
‫باید از چوبی استفاده کنه که به‌راحتی خم بشه.

629
00:46:06,052 --> 00:46:07,637
‫درست مثل این.

630
00:46:09,305 --> 00:46:11,516
‫اینا طعمه‌ی ماهی طلاییه؟

631
00:46:12,100 --> 00:46:13,268
‫تنقلات هستن.

632
00:46:13,351 --> 00:46:16,771
‫پیش‌خدمت کیم یه‌کم تنقلاب
‫برای استاد لی فرستاد.

633
00:46:17,480 --> 00:46:20,400
‫پیش‌خدمت کیم زن خیلی مهربونیه.

634
00:46:20,984 --> 00:46:22,902
‫طعمه کجاست؟

635
00:46:22,986 --> 00:46:25,071
‫باید برای طعمه کرم یا
‫ماهی لجن‌خوار داشته باشیم.

636
00:46:25,155 --> 00:46:26,573
‫چی؟ خدای من.

637
00:46:28,283 --> 00:46:30,326
‫بدون طعمه ماهی می‌گیرید؟

638
00:46:30,410 --> 00:46:33,705
‫قبلا هم بهت گفتم.
‫ماهی قرمز از انرژی ارتزاق می‌کنه.

639
00:46:34,456 --> 00:46:37,125
‫انرژی من توی چوب بامبو
‫به جریان می‌افته،

640
00:46:37,751 --> 00:46:39,669
‫و به‌عنوان طعمه عمل می‌کنه.

641
00:46:41,254 --> 00:46:42,255
‫انرژی‌تون؟

642
00:46:43,339 --> 00:46:46,426
‫ارباب جوان جانگ، زود باشید
‫و کاری که اون می‌کنه رو تکرار کنید.

643
00:46:47,010 --> 00:46:48,011
‫بفرمایید.

644
00:46:54,976 --> 00:46:59,022
‫حالا فقط کافیه انرژی
‫دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو رو

645
00:46:59,105 --> 00:47:01,316
‫کنترل کنیم و تا یه ماهی طلایی
‫طمعه رو بگیره صبر کنیم.

646
00:47:08,823 --> 00:47:09,908
‫مودوک.

647
00:47:10,492 --> 00:47:13,578
‫حس حماقت می‌کنم که این‌کارو می‌کنم.
‫باید ادامه بدم؟

648
00:47:21,211 --> 00:47:22,170
‫گاز گرفت!

649
00:47:33,306 --> 00:47:35,016
‫این چیزیه که بهش میگن
‫یه ماهی طلایی.

650
00:47:35,683 --> 00:47:39,312
‫این یه توده‌ی آبه که با انرژی
‫دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو شکل گرفته.

651
00:47:39,979 --> 00:47:43,233
‫فقط کسایی که به سطح چیسو یا
‫بالاتر تسلط دارن و می‌تونن آب رو کنترل کنن

652
00:47:43,316 --> 00:47:44,984
‫قادرن این ماهی رو بگیرن.

653
00:47:47,695 --> 00:47:49,113
‫خیلی وقت بود ماهی‌گیری نمی‌کردم.

654
00:47:49,197 --> 00:47:52,492
‫ولی باید بگم، هنوزم گرفتن
‫یه ماهی طلایی حس فوق‌العاده‌ای داره.

655
00:47:54,786 --> 00:47:57,330
‫پس یه ماهی واقعی نیست؟

656
00:47:57,914 --> 00:48:00,208
‫استاد لی ما رو اینجا نیاورده
‫که ماهی‌گیری کنیم.

657
00:48:00,917 --> 00:48:03,962
‫اینجا اومده تا بهت یاد بده
‫چطور به چیسو تسلط پیدا کنی.

658
00:48:04,879 --> 00:48:06,214
‫فقط کسایی که می‌تونن

659
00:48:06,297 --> 00:48:09,175
‫توده‌ی انرژی دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو رو
‫به‌شکل ماهی از آب بگیرن

660
00:48:10,260 --> 00:48:12,011
‫می‌تونن به چیسو تسلط پیدا کنن.

661
00:48:13,805 --> 00:48:15,098
‫«چیسو»؟

662
00:48:23,565 --> 00:48:25,858
‫آروم.

663
00:48:25,942 --> 00:48:26,818
‫خیلی‌خب.

664
00:48:26,901 --> 00:48:29,904
‫نه، خیلی عجله داری. آروم و ثابت.

665
00:48:30,613 --> 00:48:32,115
‫- آروم.
‫- نه.

666
00:48:45,169 --> 00:48:47,380
‫چون‌بوگوان مجبوره یه بانوی
‫نابینای دیگه پیدا کنه.

667
00:48:47,463 --> 00:48:49,882
‫بانوی جوان جین میگه دارن
‫هر روز از سراسر کشور

668
00:48:49,966 --> 00:48:51,843
‫چندین بانوی نابینا میارن.

669
00:48:54,429 --> 00:48:56,306
‫- بیا بریم.
‫- باشه.

670
00:49:08,735 --> 00:49:10,778
‫پس یعنی دارید میگید

671
00:49:10,862 --> 00:49:13,740
‫ممکنه یه تغییردهنده‌ی روح
‫توی هر خانواده‌ای که در قتل پدر ناکسو

672
00:49:13,823 --> 00:49:15,867
‫دست داشته، مخفی شده باشه

673
00:49:15,950 --> 00:49:17,952
‫و ما باید از عتیقه‌جات جینیون
‫استفاده کنیم

674
00:49:18,995 --> 00:49:20,163
‫تا پیداشون کنیم؟

675
00:49:20,246 --> 00:49:22,457
‫فعلا می‌خوایم صبر کنیم
‫تا تغییردهنده‌ی روحی

676
00:49:22,540 --> 00:49:24,959
‫که توی داگانگ‌تاگون وحشی
‫شده بود هوشیار بشه،

677
00:49:25,043 --> 00:49:26,836
‫ولی نمی‌تونیم تا اون‌موقع
‫دست روی دست بذاریم.

678
00:49:26,919 --> 00:49:28,338
‫حقیقت اینه که،

679
00:49:29,255 --> 00:49:31,424
‫دیشب، یه تغییردهنده‌ی روح
‫دیگه پیدا کردیم.

680
00:49:32,675 --> 00:49:34,010
‫بله، شنیدم.

681
00:49:34,093 --> 00:49:37,680
‫یه پیش‌خدمت تغییر‌دهنده‌ی روح
‫توی چون‌بوگوان پیدا شده.

682
00:49:37,764 --> 00:49:41,059
‫حتما جین مو از قبل
‫بهتون سر زده.

683
00:49:42,018 --> 00:49:46,522
‫برادرم، جین مو، گفت سونگریم
‫یه مزاحم فرستاد چون‌بوگوان

684
00:49:47,148 --> 00:49:50,401
‫و سعی کرد براش پاپوش بدوزه.
‫خیلی ناراحت بود.

685
00:49:50,485 --> 00:49:53,613
‫اگه می‌خوایم بفهمیم که بی‌گناهه
‫یا واقعا داره از افسونگری استفاده می‌کنه،

686
00:49:54,322 --> 00:49:58,326
‫به عتیقه‌جات جینیون و
‫قدرتِ رهبرش نیاز داریم.

687
00:49:58,409 --> 00:49:59,744
‫خواهش می‌کنم کمکم کنید.

688
00:50:01,537 --> 00:50:02,580
‫متأسفم،

689
00:50:04,082 --> 00:50:05,458
‫ولی قبول نمی‌کنم.

690
00:50:07,460 --> 00:50:11,214
‫به‌شدت توهین‌آمیزه که به
‫یه جادوگر انگ افسونگری بزنیم.

691
00:50:12,048 --> 00:50:13,508
‫اگه بریم اونجا

692
00:50:13,591 --> 00:50:17,845
‫و بدون داشتن مدرک محکم با عتیقه‌جات‌مون
‫جادوگرها رو بررسی بکنیم

693
00:50:18,805 --> 00:50:21,557
‫خیلی‌ها رو عصبانی می‌کنه
‫و باعث می‌شه از جینیون متنفر بشن.

694
00:50:21,641 --> 00:50:22,975
‫شنیدم جین مو

695
00:50:23,851 --> 00:50:26,562
‫داره دنبال دختر بزرگت می‌گرده.

696
00:50:27,480 --> 00:50:30,817
‫نکنه ازتون خواسته با سونگریم
‫همکاری نکنید

697
00:50:31,317 --> 00:50:33,569
تا در عوض اونم توی پیدا کردن
‫دخترتون کمک‌تون کنه؟

698
00:50:34,153 --> 00:50:36,030
‫- این حرفا ربطی به بحث نداره.
‫- نه، داره.

699
00:50:36,113 --> 00:50:40,618
‫رفتار شما اخیرا نسبت به سونگریم
‫یهویی عوض شده.

700
00:50:40,701 --> 00:50:44,163
‫همیشه ازم انتظار دارید
‫هرچی شما بگید بگم چشم؟

701
00:50:44,247 --> 00:50:45,623
‫همچین رفتاری می‌خواید؟

702
00:50:47,041 --> 00:50:50,962
‫ما، مردم جینیون،
‫از سونگریم

703
00:50:51,045 --> 00:50:52,547
‫دستور نمی‌گیریم.

704
00:50:52,630 --> 00:50:54,465
‫- بانو جین...
‫- خواهش می‌کنم برید.

705
00:50:55,049 --> 00:50:58,135
‫یه نفر هست که باید
‫باهاش ملاقات کنم.

706
00:51:08,938 --> 00:51:11,899
‫به‌محض اینکه
‫خواهر بزرگ‌ترت رو پیدا کنن،

707
00:51:11,983 --> 00:51:15,403
‫دیگه هیچ مانعی سر راهمون قرار نداره.

708
00:51:15,486 --> 00:51:18,823
‫بخاطر همینه که سونگریم و جینیون
‫باهمدیگه رابطه‌ی نزدیکی دارن.

709
00:51:19,407 --> 00:51:20,658
‫اوه، راستی...

710
00:51:23,244 --> 00:51:24,370
‫بفرمایید.

711
00:51:25,871 --> 00:51:28,457
‫این همون وسیله‌ی زینتی‌ـه که
‫اون‌دفعه گفتم خوشگله.

712
00:51:29,125 --> 00:51:31,419
‫فکر کردم تاالان خریده باشنش
‫و تموم شده باشه.

713
00:51:31,502 --> 00:51:33,087
‫چطوری گیرش آوردی؟

714
00:51:33,170 --> 00:51:36,257
‫به صاحب مغازه
‫چهار برابر قیمت اصلی‌ پول دادم.

715
00:51:36,340 --> 00:51:38,050
‫فکر کردم شاید خوشت بیاد.

716
00:51:38,134 --> 00:51:40,219
‫این‌قدر خوشحالم حد نداره.

717
00:51:41,137 --> 00:51:43,889
‫همین که خوشحالی

718
00:51:43,973 --> 00:51:47,685
‫منو خوشحال‌ترین مرد توی جهان می‌کنه.

719
00:51:58,779 --> 00:52:00,698
‫چرا عمو ناراحت به‌نظر میاد؟

720
00:52:00,781 --> 00:52:02,116
‫اتفاقی افتاده؟

721
00:52:03,159 --> 00:52:05,786
‫فکر می‌کنم با رهبر جینیون
‫جروبحث‌ش شده باشه.

722
00:52:25,598 --> 00:52:27,975
‫یه خال قرمز تیره پشت
‫گوش چپ‌ش کشیدم.

723
00:52:29,643 --> 00:52:33,731
‫بویون بچگی‌هاش افتاده بود زمین، و باعث شده
‫بود روی دست چپ‌ش یه زخم بجا بمونه.

724
00:52:36,233 --> 00:52:38,694
‫اندازه‌اش یک‌سوم یه انگشت بود.

725
00:53:11,060 --> 00:53:14,230
‫برای تبدیل شدن به بویون باید
‫این مرحله رو پشت‌سر بذاری، پس تحمل کن.

726
00:53:15,314 --> 00:53:17,149
‫ما تک‌تک خال‌ها، زخم‌ها،

727
00:53:17,233 --> 00:53:20,402
‫و جزئیاتی دیگه‌ای که یه مادر
‫یادش می‌مونه رو حکاکی می‌کنیم.

728
00:53:22,321 --> 00:53:23,405
‫بله.

729
00:53:23,489 --> 00:53:27,034
‫روی پوستت اسید می‌ریزم
‫تا زخمت واضح‌تر بشه.

730
00:54:10,744 --> 00:54:14,164
‫ارباب جوان جانگ سعی داره
‫چه نوع ماهی‌ای بگیره؟

731
00:54:14,248 --> 00:54:16,000
‫تنها کاری که می‌کنه
‫اینه که میره اون دریاچه.

732
00:54:16,584 --> 00:54:19,128
‫من باید برم اونجا و غذاشون رو ببرم.

733
00:54:19,211 --> 00:54:21,213
‫به آقای لی میگم این‌کارو بکنه.

734
00:54:21,297 --> 00:54:23,424
‫از تو می‌خوام بمونی و
‫تو یه کاری کمکم کنی.

735
00:54:25,259 --> 00:54:29,179
‫باید خونه رو تمیز کنیم
‫و برای یه مراسم یادبود غذا بپزیم.

736
00:54:30,681 --> 00:54:31,932
‫مراسم یادبود کی؟

737
00:54:32,016 --> 00:54:34,226
‫یه دختر جوان که مرگ سوزناکی داشت.

738
00:54:34,727 --> 00:54:36,979
‫اون با خانواده‌مون
‫یه رابطه‌ی شوم داشت،

739
00:54:37,062 --> 00:54:39,064
‫پس دلم می‌خوام براش
‫یه مراسم یادبود برگزار کنم.

740
00:54:40,608 --> 00:54:41,942
‫پیش‌خدمت کیم.

741
00:54:42,026 --> 00:54:43,527
‫از معبد برگشتم.

742
00:54:43,611 --> 00:54:44,778
‫- بسیارخب.
‫- بفرمایید.

743
00:54:44,862 --> 00:54:47,197
‫راهب بودایی یه سخنرانی نوشت.

744
00:54:48,532 --> 00:54:50,242
‫خدایا، این عالیه.

745
00:54:51,327 --> 00:54:52,953
‫ولی اسم‌هاشون کجاست؟

746
00:54:53,037 --> 00:54:55,205
‫باید اسامی ارواح هم می‌نوشت.

747
00:54:55,289 --> 00:54:56,582
‫خدای من.

748
00:54:56,665 --> 00:54:59,460
‫درست همینجاست.
‫«چو چونگ و چو یونگ.»

749
00:55:00,794 --> 00:55:03,005
‫چو یونگ؟ این اسم منه.

750
00:55:03,589 --> 00:55:05,591
‫اوه، بله. الان دیدمش.

751
00:55:05,674 --> 00:55:07,217
‫«چو چونگ و چو یونگ.»

752
00:55:08,636 --> 00:55:09,970
‫عجب سخنرانی خوبی.

753
00:55:10,054 --> 00:55:12,431
‫آقای لی، همراهم بیا.

754
00:55:12,973 --> 00:55:14,558
‫ازت می‌خوام بری غذای
‫ارباب جوان جانگ رو تحویل بدی.

755
00:55:14,642 --> 00:55:15,768
‫بسیارخب.

756
00:55:17,269 --> 00:55:19,355
‫آیا پیش‌خدمت کیم
‫داره یه مراسم یادبود

757
00:55:20,189 --> 00:55:22,274
‫برای من و پدرم می‌گیره؟

758
00:56:00,813 --> 00:56:03,190
‫قارچ پلو، غذای موردعلاقه‌ام.

759
00:56:03,273 --> 00:56:06,527
‫حقا که پیش‌خدمت کیم
‫آشپز محشریه.

760
00:56:13,742 --> 00:56:15,160
‫گاز گرفت! یکی گرفتم!

761
00:56:25,671 --> 00:56:28,132
‫حواست نبود یه کرم به قلاب وصل کردم.
‫اونو گاز گرفته.

762
00:56:29,299 --> 00:56:30,884
‫می‌تونیم در کنار غذامون بخوریمش.

763
00:56:36,431 --> 00:56:37,808
‫خدای من.

764
00:56:55,659 --> 00:56:56,660
‫بگیر.

765
00:57:02,583 --> 00:57:04,293
‫عجله نکن.

766
00:57:05,878 --> 00:57:08,463
‫یه روزی، همون
‫احساسی رو پیدا می‌کنی که

767
00:57:08,547 --> 00:57:10,924
‫وقتی یه ماهی قلاب رو
‫گاز می‌گیره، حس می‌کنه.

768
00:57:11,008 --> 00:57:14,595
‫این چیزیه که بهش میگی چیسو،
‫توانایی کنترل‌کردن انرژی.

769
00:57:16,305 --> 00:57:17,306
‫که اینطور.

770
00:57:18,390 --> 00:57:21,351
‫استاد لی، شما حتی بهم یاد دادید
‫چطوری کتاب «سخنان دل» رو بخونم.

771
00:57:22,060 --> 00:57:24,354
‫می‌شه ازتون بپرسم چرا همه‌ش
‫سعی می‌کنید بهم کمک کنید؟

772
00:57:25,606 --> 00:57:28,483
‫امکان داره، بخاطر دلیلی باشه

773
00:57:28,984 --> 00:57:32,029
‫که نباید رازش فاش بشه؟

774
00:57:33,947 --> 00:57:35,407
‫به تو مربوط نیست.

775
00:57:35,490 --> 00:57:37,159
‫فکر کردید من نمی‌دونم؟

776
00:57:39,703 --> 00:57:41,163
‫بخاطر خانواده‌مه.

777
00:57:46,168 --> 00:57:47,753
‫بخاطر پیش‌خدمت کیمه؟

778
00:57:49,671 --> 00:57:52,966
‫منظورم اینه، یه بند دارید
‫ازش تعریف و تمجید می‌کنید.

779
00:57:53,050 --> 00:57:55,385
‫و اون شالی که پوشیدید.

780
00:57:55,469 --> 00:57:57,763
‫از همون مغازه‌ای خریداری شده
‫که پیش‌خدمت کیم میره.

781
00:57:58,805 --> 00:58:00,015
‫اون به شما داده، درسته؟

782
00:58:01,058 --> 00:58:02,267
و از همه‌ مهم‌تر،

783
00:58:02,351 --> 00:58:06,063
‫توی اتاق پیش‌خدمت کیم
‫گل‌های وحشی خشک‌شده پیدا کردم.

784
00:58:06,146 --> 00:58:08,398
‫توی دانیانگوک پر از اون گل‌ها بود.

785
00:58:08,482 --> 00:58:10,025
‫شما اونو بهش دادید، درسته؟

786
00:58:11,610 --> 00:58:14,237
‫- بله، من دادم.
‫- خدایا، می‌دونستم.

787
00:58:15,572 --> 00:58:17,616
‫ولی فکر می‌کردم شما
‫چای پرهیزکاری می‌خورید...

788
00:58:17,699 --> 00:58:20,952
‫احساسات من نسبت به
‫اون دنیوی نیست.

789
00:58:21,536 --> 00:58:24,164
‫فقط فکر می‌کنم اون زیباست
‫و قلب مهربونی داره.

790
00:58:24,247 --> 00:58:25,666
‫فقط همین و بس.

791
00:58:26,208 --> 00:58:29,252
‫گفتن این حرفا مثل
‫این می‌مونه که بگید دوستش دارید.

792
00:58:29,336 --> 00:58:31,380
‫چطور امکان داره عشق بین
‫یه زن و مرد دنیوی نباشه؟

793
00:58:31,963 --> 00:58:32,839
‫خودت چطور؟

794
00:58:33,507 --> 00:58:36,551
‫تو یه مرد هستی و مودوک یه زنه.
‫این یعنی شما دوتا چی هستید؟

795
00:58:38,553 --> 00:58:40,138
‫خب، برای من...

796
00:58:41,765 --> 00:58:42,933
‫من واقعا ازش خوشم میاد.

797
00:58:48,397 --> 00:58:51,358
‫باورم نمی‌شه دارم با مردی درباره‌ی این موضوع
‫حرف می‌زنم که تمرینِ پرهیزکاری می‌کنه.

798
00:58:51,441 --> 00:58:54,903
‫بگذریم، پیش‌خدمت کیم
‫به یکی دیگه علاقه‌منده.

799
00:58:54,986 --> 00:58:56,363
‫امیدوارم دلتون نشکنه.

800
00:58:56,446 --> 00:58:58,031
‫من باید این حرف رو به تو بزنم.

801
00:58:58,865 --> 00:59:01,493
‫شنیدم مودوک از یول خوشش میاد.

802
00:59:01,576 --> 00:59:04,162
‫دانگ‌گو این حرف رو بهتون زده؟
‫این دیگه چه صحبت دنیوی‌ایه که کردید؟

803
00:59:04,246 --> 00:59:06,164
‫من باهات وقت‌گذرونی خالی نمی‌کنم.

804
00:59:08,291 --> 00:59:09,960
‫یاد گرفتم که صحبت‌های دنیوی

805
00:59:10,794 --> 00:59:12,671
‫می‌تونه کمک‌حال باشه.

806
00:59:14,798 --> 00:59:16,883
‫به لطف داستان یول
‫درباره‌ی عشق اولش،

807
00:59:16,967 --> 00:59:19,886
‫تونستم ماجرای
‫ناکسوی قاتل رو بشنوم.

808
00:59:22,889 --> 00:59:25,892
‫دختری که بچگی‌هاش
‫توی دانیانگوک باهاش آشنا شد

809
00:59:26,977 --> 00:59:28,353
‫مشخص شد ناکسوئه.

810
00:59:29,479 --> 00:59:30,939
‫وقتی صفیری که

811
00:59:31,022 --> 00:59:33,733
‫به اون داده بود رو روی جسد ناکسو
‫پیدا کرد، فهمید همون دختره.

812
00:59:35,944 --> 00:59:39,990
‫می‌دونم که حرفام با جین رو
‫توی سجوک‌وون قایمکی شنیدی.

813
00:59:42,742 --> 00:59:45,370
‫پس گمونم تو هم ماجرای
‫ناکسو رو می‌دونستی.

814
00:59:49,166 --> 00:59:51,042
‫امروز باید زودتر بری خونه.

815
00:59:52,002 --> 00:59:53,587
‫پیش‌خدمت کیم قراره

816
00:59:54,379 --> 00:59:57,757
‫یه مراسم یادبود برای اون دختر کوچولو
‫که به‌طرز سوزناکی مُرد، برگزار کنه.

817
01:00:14,232 --> 01:00:15,609
‫به اندازه‌ی کافی خوبه.

818
01:00:16,193 --> 01:00:17,527
‫حوض صور فلکی دیگه تعمیر شد.

819
01:00:17,611 --> 01:00:20,572
‫پس همه‌ی کارگرهاتون رو
‫بردارید و برگردید سونگریم.

820
01:00:20,655 --> 01:00:23,783
‫نه، هنوز بی‌نقص نشده.

821
01:00:23,867 --> 01:00:25,327
‫از نظر ما به اندازه‌ی کافی خوبه.

822
01:00:25,410 --> 01:00:26,661
‫شما چرا براتون مهمه؟

823
01:00:26,745 --> 01:00:28,121
‫خدایا، مواظب باش.

824
01:00:28,205 --> 01:00:32,000
‫بخش پایین حوض
‫با بخش بالایی‌ش رنگ متفاوتی داره.

825
01:00:32,584 --> 01:00:34,628
‫باید بخش پایینی رو عوض کنیم.

826
01:00:34,711 --> 01:00:36,755
‫همین الانش هم چند بار عوض کردید.

827
01:00:37,255 --> 01:00:38,590
‫از نظر ما مشکلی نداره.

828
01:00:38,673 --> 01:00:40,091
‫رهبر سونگریم قول داده

829
01:00:40,175 --> 01:00:43,053
‫تا حوض صور فلکی رو
‫به شکل اصلی خودش برگردونه.

830
01:00:43,637 --> 01:00:45,430
‫یه ایراد کوچولو هم نباید باشه.

831
01:00:46,932 --> 01:00:49,517
‫ساخت‌وساز معمولا نهایت
‫یکی دو روز طول می‌کشه.

832
01:00:50,226 --> 01:00:51,853
‫ولی مال شما خیلی
‫داره طول می‌کشه.

833
01:00:51,937 --> 01:00:54,314
‫از اینکه ما تند تند
‫بیایم اینجا معذب می‌شید؟

834
01:00:54,397 --> 01:00:56,316
‫بخاطر چی باید معذب بشم؟

835
01:00:56,399 --> 01:01:01,029
‫فقط فکر می‌کنم سونگریم
‫داره وقت و هزینه‌اش رو هدر میده.

836
01:01:04,866 --> 01:01:08,078
‫وقتی پای سونگریم وسط
‫هست نگران هزینه‌اش نباشید.

837
01:01:10,330 --> 01:01:13,041
‫یول، دفعه‌ی پیش که دیدمت
‫به‌نظر می‌اومد مهارتت خیلی بالاست.

838
01:01:13,124 --> 01:01:14,793
‫به چیسو مسلط شدی؟

839
01:01:16,628 --> 01:01:17,712
‫بله.

840
01:01:18,797 --> 01:01:21,049
‫پس حتما تو اولین جادوگر
‫جئونگ‌جینگاک هستی که

841
01:01:21,132 --> 01:01:23,301
‫به چیسو مسلط شده.

842
01:01:23,927 --> 01:01:26,972
‫پسر کو ندارد نشان از پدر.
‫پدرت، سئو یل، حتما بهت افتخار می‌کنه.

843
01:01:27,973 --> 01:01:29,724
‫اون یه جادوگر جئونگ‌جینگاک بود؟

844
01:01:31,393 --> 01:01:33,436
‫نمی‌تونید اونو با زور ببرید.

845
01:01:38,900 --> 01:01:40,568
‫می‌تونی وایسی؟

846
01:01:42,821 --> 01:01:43,947
‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

847
01:01:47,200 --> 01:01:49,285
‫اون یه جادوگر جئونگ‌جینگاکه؟

848
01:01:49,369 --> 01:01:51,830
‫- اسمش سئو یوله؟
‫- بله.

849
01:01:51,913 --> 01:01:54,582
‫اونا پسرهای خانواده‌های با اصالت هستن
‫و قد لقمه‌ی دهن تو نیستن.

850
01:01:55,166 --> 01:01:57,085
‫این اطراف پرسه نزن و قایم شو.

851
01:02:03,550 --> 01:02:06,428
‫شاید وقتی سویی، یه ولگرد جیب‌بُر باشم،
‫لقمه‌ی دهنم نباشه.

852
01:02:09,681 --> 01:02:12,600
‫ولی به‌محض اینکه تبدیل بشم به
‫جین بویون، رهبر آینده‌ی جینیون،

853
01:02:14,269 --> 01:02:15,812
‫شاید یه شانسی داشته باشم.

854
01:02:24,571 --> 01:02:27,282
‫برای دوست ارباب جانگ و
‫دختر اون دوسته.

855
01:02:29,617 --> 01:02:31,369
‫بنده‌خداها مزار ندارن،

856
01:02:32,370 --> 01:02:34,873
‫و مطمئنم هیچ‌کس براشون
‫مراسم یادبود نگرفته.

857
01:02:35,623 --> 01:02:37,459
‫پس گفتم حداقل من
‫باید یه دونه بگیرم.

858
01:02:39,377 --> 01:02:40,503
‫پیش‌خدمت کیم.

859
01:02:43,381 --> 01:02:44,632
‫ممنون.

860
01:02:45,675 --> 01:02:46,968
‫چی؟

861
01:02:49,095 --> 01:02:50,555
‫اگه اونا می‌بودن حتما
‫این حرف رو می‌زدن.

862
01:02:51,639 --> 01:02:54,058
‫مطمئنم خیلی سپاسگزار هستن.

863
01:02:55,768 --> 01:02:57,437
‫با شنیدن این حرف خیالم راحت شد.

864
01:02:59,063 --> 01:03:01,399
‫عودها رو تا وقتی کامل
‫نسوختن خاموش نکن.

865
01:03:29,344 --> 01:03:31,554
‫[چو چونگ، چو یونگ]

866
01:03:48,154 --> 01:03:52,116
‫[چو چونگ، چو یونگ]

867
01:04:00,250 --> 01:04:01,459
‫پدر...

868
01:04:13,805 --> 01:04:15,932
‫ارباب جوان جانگ
‫رفته ماهی‌گیری.

869
01:04:16,015 --> 01:04:18,726
‫به‌زودی برمی‌گرده،
‫پس می‌تونید داخل منتظرش باشید.

870
01:04:20,228 --> 01:04:22,063
‫مودوک هم همراهش رفته؟

871
01:04:22,146 --> 01:04:24,357
‫مودوک خونه ست.

872
01:04:24,440 --> 01:04:25,984
‫باید مراسم یابود رو آماده می‌کرد.

873
01:04:40,456 --> 01:04:42,875
‫[چو چونگ، چو یونگ]

874
01:04:45,461 --> 01:04:46,796
‫اگه من اونجا ولت نمی‌کردم

875
01:04:48,131 --> 01:04:49,716
‫توی کوهستان

876
01:04:53,553 --> 01:04:57,682
‫مجبور نبودی از این سرنوشت رنج میبری،
‫سرنوشتی که مجبوری اشک‌هات رو تو خودت نگه داری

877
01:04:58,516 --> 01:05:00,893
‫و وانمود کنی کس دیگه‌ای هستی.

878
01:05:06,232 --> 01:05:07,817
‫ولی حتی الان هم،

879
01:05:09,819 --> 01:05:12,280
‫به‌نظر میاد نمی‌تونم پا پیش بذارم

880
01:05:13,239 --> 01:05:15,283
‫و بهت بگم من
‫می‌دونم واقعا کی هستی.

881
01:05:28,337 --> 01:05:29,964
‫[چو چونگ، چو یونگ]

882
01:05:36,053 --> 01:05:37,305
‫عودها سوختن و تموم شدن.

883
01:05:38,931 --> 01:05:39,974
‫بله.

884
01:05:40,641 --> 01:05:41,684
‫سوختن.

885
01:05:42,268 --> 01:05:43,186
‫تمام مدت اینجا بودی؟

886
01:05:46,689 --> 01:05:48,024
‫بیا تمیزکاری کنیم.

887
01:06:27,939 --> 01:06:30,858
‫کِی برگشتی؟ شنیدم
‫رفته بودی ماهی‌گیری.

888
01:06:30,942 --> 01:06:32,985
‫بله، الان برگشتم.

889
01:06:33,069 --> 01:06:34,403
‫تنها اومدی؟ دانگ‌گو کجاست؟

890
01:06:34,487 --> 01:06:37,240
‫به یه دلیلی سرش شلوغه.
‫فکر کنم با کسی قرار داشت.

891
01:06:37,323 --> 01:06:38,574
‫که اینطور.

892
01:06:39,825 --> 01:06:41,077
‫از این‌ورا؟

893
01:06:41,160 --> 01:06:44,163
‫رهبر تعلیق‌ت رو پایان داد و
‫خواست برگردی سونگریم.

894
01:06:44,747 --> 01:06:47,166
‫سریع‌تر از اون که
‫انتظار داشتم تموم شد.

895
01:06:48,125 --> 01:06:51,337
‫بگیر بشین. بیا از یه نوشیدنی لذت ببریم.
‫به هر حال باید باهات حرف بزنم.

896
01:06:51,420 --> 01:06:53,047
‫متأسفانه، نمی‌تونم نوشیدنی بخورم.

897
01:06:53,798 --> 01:06:56,342
‫- باید برگردم سونگریم.
‫- باشه.

898
01:06:56,425 --> 01:06:59,553
‫پس چیزی که می‌خواستم بگم رو
‫فردا توی جئونگ‌جینگاک بهت میگم.

899
01:07:00,096 --> 01:07:01,806
‫غافلگیری می‌شی.

900
01:07:03,474 --> 01:07:07,061
‫یوکی، من به‌زودی
‫برمی‌گردم قلعه‌ی سئوهو.

901
01:07:08,813 --> 01:07:10,690
‫به پدرم قول دادم که

902
01:07:10,773 --> 01:07:13,359
‫فقط تا موقعی توی جئونگ‌جینگاک
‫تمرین می‌کنم که به چیسو مسلط بشم.

903
01:07:14,068 --> 01:07:16,529
‫استاد هیئو برای
‫پدرم یه نامه نوشته،

904
01:07:16,612 --> 01:07:18,489
‫پس ممکنه به‌زودی
‫دستور بده برگردم.

905
01:07:19,073 --> 01:07:20,157
‫بعدش مجبورم برم.

906
01:07:20,241 --> 01:07:21,826
‫ولی اونجا خیلی دوره.

907
01:07:22,702 --> 01:07:25,621
‫من و دانگ‌گو خیلی
‫دلمون برات تنگ می‌شه.

908
01:07:27,290 --> 01:07:28,958
‫موقعی که برمی‌گردم قلعه‌ی سئوهو،

909
01:07:30,668 --> 01:07:32,503
‫یه نفر هست که دلم
‫می‌خواد با خودم ببرمش.

910
01:07:35,214 --> 01:07:37,174
‫- کی؟
‫- الان نمی‌تونم بهت بگم.

911
01:07:39,302 --> 01:07:40,553
‫سر وقتش بهت میگم.

912
01:07:42,805 --> 01:07:44,515
‫دیگه مرخص می‌شم. فردا می‌بینمت.

913
01:07:45,641 --> 01:07:46,726
‫خیلی‌خب. خداحافظ.

914
01:08:21,010 --> 01:08:22,428
‫چون که دلم براشون تنگ می‌شد.

915
01:08:22,511 --> 01:08:24,597
‫خیلی ازشون خوشم می‌اومد.

916
01:08:26,140 --> 01:08:27,433
‫ولی به‌محض اینکه این‌کارو بکنن،

917
01:08:28,517 --> 01:08:30,102
‫دیگه انسان محسوب نمی‌شن،
‫بلکه هیولان.

918
01:08:31,312 --> 01:08:33,230
‫و این وظیفه‌ی ماست که
‫در برابر چنین هیولاهایی...

919
01:08:34,190 --> 01:08:35,524
‫از دنیا محافظت کنیم.

920
01:08:38,569 --> 01:08:41,739
‫در عجبم یول از همه‌ی
‫ماجرا خبر داره یا نه.

921
01:08:43,032 --> 01:08:44,867
‫موقعی که برمی‌گردم قلعه‌ی سئوهو،

922
01:08:45,451 --> 01:08:47,328
‫یه نفر هست که دلم
‫می‌خواد با خودم ببرمش.

923
01:08:53,876 --> 01:08:55,211
‫ارباب جوان.

924
01:08:55,294 --> 01:08:56,420
‫بله.

925
01:08:59,465 --> 01:09:02,343
‫سئو یول رفت؟
‫پیش‌خدمت کیم اینو براش فرستاد.

926
01:09:09,642 --> 01:09:11,143
‫گمونم داشت درباره‌ی
‫تو حرف می‌زد.

927
01:09:12,019 --> 01:09:14,980
‫منظورت چیه؟
‫سئو یول چیزی گفت؟

928
01:09:18,526 --> 01:09:20,152
‫بهم گفت فردا برگردم سونگریم.

929
01:09:21,028 --> 01:09:22,363
‫بخاطر همینه ناراحت به‌نظر میای؟

930
01:09:23,155 --> 01:09:25,241
‫به‌محض اینکه برگردی

931
01:09:25,783 --> 01:09:28,244
‫چا بئوم ازت می‌خواد برای
‫آخرین مبارزه‌ت باهاش بجنگی.

932
01:09:28,327 --> 01:09:29,453
‫حتما نگرانی که نکنه باز ببازی.

933
01:09:30,329 --> 01:09:31,830
‫من فردا نمی‌بازم.

934
01:09:34,583 --> 01:09:35,793
‫بألاخره یاد گرفتم.

935
01:09:55,145 --> 01:09:57,314
‫امروز آخرین مبارزه‌ی جانگ یوکیه.

936
01:10:00,484 --> 01:10:02,736
‫با کسی که این شرط رو باهاش
‫بستم صحبت کردم،

937
01:10:02,820 --> 01:10:04,572
‫و جایزه برای برنده‌ی امروز

938
01:10:05,406 --> 01:10:07,700
‫یه وزغ طلایی نیست.
‫یه چیز دیگه ست.

939
01:10:22,131 --> 01:10:23,674
‫برنده‌ی مبارزه‌ی امروز

940
01:10:25,092 --> 01:10:26,385
به خدمتکار بهش میرسه

941
01:10:32,725 --> 01:10:34,393
‫من موافقت کردم که...

942
01:10:36,312 --> 01:10:38,522
‫به برنده‌ی مبارزه‌ی امروز
‫به‌عنوان اربابم خدمت کنم.

943
01:10:48,157 --> 01:10:50,326
‫- چه خبره؟
‫- بسیارخب پس.

944
01:10:50,993 --> 01:10:52,619
‫شخصی که جانگ یوکی در
‫این مبارزه باهاش می‌جنگه.

945
01:10:53,370 --> 01:10:54,330
‫بیاد جلو.

946
01:11:22,775 --> 01:11:23,692
‫یوکی.

947
01:11:25,611 --> 01:11:27,404
‫شخصی که قراره در مقابلش بجنگی

948
01:11:28,614 --> 01:11:29,907
‫منم.

949
01:12:24,127 --> 01:12:29,299
‫یوکی کسیه که به‌طرز بالقوه‌ای
‫می‌تونه آشوب به جهان بیاره.

950
01:12:29,383 --> 01:12:31,593
‫اگه مرکز توجه جهان بشه چی؟

951
01:12:31,677 --> 01:12:33,512
‫من فقط به کسایی احتیاج
‫دارم که قطعا مبارزه رو برنده می‌شن.

952
01:12:33,595 --> 01:12:36,098
‫بعد یوکی رو شکست میدم

953
01:12:36,181 --> 01:12:40,060
‫آیا اون به همه‌ی طلسم‌های حریف‌هاش
‫از نُه مبارزه‌ی قبلی تسلط پیدا کرده؟

954
01:12:40,143 --> 01:12:41,103
‫باید پیداش کنم.

955
01:12:41,186 --> 01:12:42,312
‫تو هم باید یه چیزی از دست بدی.

956
01:12:42,396 --> 01:12:44,398
‫عشق جانسوزت رو می‌اندازم دور.

957
01:12:44,481 --> 01:12:47,317
‫فقط اون‌طوری می‌تونم
‫بدون خجالت به چشم‌هاش نگاه کنم.

958
01:12:47,401 --> 01:12:51,154
‫درباره‌ی مودوک پرس‌وجو کن.
‫ببین چطور دختریه.

959
01:12:51,238 --> 01:12:53,407
‫«چشم‌هایی سرشار از خوبی،» پاهام.

960
01:12:53,490 --> 01:12:54,658
‫من برات زن مناسبی نیستم.

961
01:12:54,741 --> 01:12:57,244
‫- به ‌نفعته غیر از این چیزی نگی.
‫- باشه، انجامش بده!