1
00:00:37,787 --> 00:00:42,792
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:52,760 --> 00:00:55,680
‫استاد. منم، یئوم.

3
00:00:55,763 --> 00:00:58,892
‫با دیروز به‌بعد 100 روز
‫شده که دارید مدیتیشن می‌کنید.

4
00:00:58,975 --> 00:01:00,268
‫وقتشه برید بیرون.

5
00:01:05,940 --> 00:01:07,066
‫استاد.

6
00:01:12,655 --> 00:01:13,907
‫استاد.

7
00:01:17,660 --> 00:01:18,703
‫استاد...

8
00:01:19,829 --> 00:01:20,747
‫استاد.

9
00:01:22,916 --> 00:01:23,833
‫استاد!

10
00:01:24,667 --> 00:01:25,752
‫استاد...

11
00:01:27,629 --> 00:01:28,546
‫استاد!

12
00:01:34,511 --> 00:01:37,514
‫- اوه، خدایا. پسر بیچاره.
‫- طفلکی.

13
00:01:37,597 --> 00:01:40,058
‫- خدایا.
‫- باورنکردنیه.

14
00:01:40,141 --> 00:01:42,769
‫- حتما از سرما یخ زده.
‫- همینطور به‌نظر می‌رسه.

15
00:01:42,852 --> 00:01:45,605
‫- خیلی دلم براش می‌سوزه.
‫- بچه‌ی بیچاره.

16
00:01:45,688 --> 00:01:46,898
‫- اوه، خدایا.
‫- خدای من.

17
00:01:46,981 --> 00:01:48,650
‫چه خبره؟ جریان چیه؟

18
00:01:48,733 --> 00:01:50,902
‫اوه، خدایا!
‫پسرک بی‌خانمان مُرده.

19
00:01:50,985 --> 00:01:53,571
‫فقط یه بچه کوچولو بود.
‫خیلی دلم براش می‌سوزه.

20
00:01:53,655 --> 00:01:56,699
‫خدای من، طفلکی.

21
00:01:57,699 --> 00:02:07,699
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

22
00:02:18,471 --> 00:02:21,057
‫استاد، همونطور که
‫همیشه می‌خواستید،

23
00:02:22,308 --> 00:02:25,311
‫یه الوداع ساکت و آروم
‫براتون برگزار می‌کنم.

24
00:02:32,777 --> 00:02:34,946
‫خدایا، خیلی دلم براش می‌سوزه.

25
00:02:35,655 --> 00:02:37,699
‫به‌نظر میاد یتیم باشه.

26
00:02:37,782 --> 00:02:39,283
‫بیاید براش
‫یه مراسم ختم بگیریم.

27
00:02:39,367 --> 00:02:40,535
‫- آره.
‫- بیاید همین‌کارو بکنیم.

28
00:02:40,618 --> 00:02:41,661
‫باید بسوزونیمش

29
00:02:41,744 --> 00:02:43,913
‫و خاکسترهاش رو توی
‫دریاچه‌ی گیونگ‌ چونداهو بریزیم؟

30
00:02:43,997 --> 00:02:45,373
‫- اوه، خدای من!
‫- خدای من!

31
00:02:45,456 --> 00:02:46,916
‫بچه...

32
00:02:47,000 --> 00:02:47,959
‫حالت خوبه؟

33
00:02:50,586 --> 00:02:52,463
‫- یعنی چی...
‫- چطوری...

34
00:02:52,547 --> 00:02:55,591
‫- داره کجا میره؟
‫- داری کجا میری؟

35
00:03:03,808 --> 00:03:05,309
‫وایسا!

36
00:03:16,654 --> 00:03:17,739
‫بچه.

37
00:03:17,822 --> 00:03:20,158
‫تو الان بهم گفتی وایسم؟

38
00:03:22,285 --> 00:03:23,411
‫چقدر نادون هستی.

39
00:03:24,078 --> 00:03:26,581
‫باورم نمی‌شه هیچی‌نشده
‫جسدم رو سوزوندی.

40
00:03:29,125 --> 00:03:31,127
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

41
00:03:33,129 --> 00:03:36,549
‫اگه یه‌کم دیرتر می‌اومدم،
‫عصام رو هم سوزونده بودی.

42
00:03:37,675 --> 00:03:39,218
‫نادون!

43
00:03:41,929 --> 00:03:43,097
‫نادون!

44
00:03:43,723 --> 00:03:46,392
‫نادون!

45
00:03:47,435 --> 00:03:49,479
‫نادون.

46
00:03:56,402 --> 00:03:57,904
‫استاد؟

47
00:03:57,987 --> 00:04:00,448
‫من فقط موقتی روحم رو
‫از بدنم جابجا کرده بودم

48
00:04:00,531 --> 00:04:02,325
‫تا بررسی کنم ببینم
‫بعد از 100 روز مدیتیشن

49
00:04:02,408 --> 00:04:04,786
‫به سطح هاونسو رسیدم یا نه.

50
00:04:05,369 --> 00:04:09,165
‫ولی متوجه شدم بدنم درحال سوخته شدنه،
‫پس فوراً وارد یه بدن دیگه شدم.

51
00:04:10,249 --> 00:04:11,459
‫ولی دیگه خیلی دیره.

52
00:04:14,003 --> 00:04:17,799
‫یعنی دارید می‌گید شما
‫الان توی بدن این بچه هستید؟

53
00:04:17,882 --> 00:04:20,092
‫واقعا خودتون هستید، استاد؟

54
00:04:20,676 --> 00:04:21,511
‫درسته.

55
00:04:21,594 --> 00:04:24,597
‫من لی چول هستم، استادت.

56
00:04:25,181 --> 00:04:26,015
‫خدای من...

57
00:04:27,892 --> 00:04:29,519
‫استاد.

58
00:04:30,770 --> 00:04:31,771
‫استاد.

59
00:04:42,657 --> 00:04:44,909
‫من یه تغییردهنده‌ی روحم.

60
00:04:55,169 --> 00:04:56,254
‫عالیجناب.

61
00:04:56,754 --> 00:05:00,591
‫امروز منو احضار کردید
‫تا تغییردهنده‌ی روح پیدا کنید؟

62
00:05:01,217 --> 00:05:02,468
‫من کارم دقیقا همینه.

63
00:05:03,261 --> 00:05:04,345
‫می‌تونم

64
00:05:04,428 --> 00:05:06,347
‫تغییردهنده‌های روح رو
‫تشخیص بدم.

65
00:05:40,715 --> 00:05:42,842
‫کس دیگه‌ای هست که
‫صورتت رو دیده باشه؟

66
00:05:47,305 --> 00:05:48,306
‫این یه چتره.

67
00:05:49,390 --> 00:05:50,891
‫می‌تونی بجای عصا
‫ازش استفاده کنی.

68
00:05:53,644 --> 00:05:54,645
‫نه.

69
00:05:54,729 --> 00:05:57,982
‫دیگه هیچ‌کس توی پایتخت
‫نمی‌دونه که من کور نیستم.

70
00:05:59,150 --> 00:06:02,194
‫مردم فکر می‌کنن اینجا
‫بین خلافکارها دعوا شده بوده.

71
00:06:10,745 --> 00:06:12,705
‫باید دیگه دنبالم نمی‌گشتید.

72
00:06:17,585 --> 00:06:18,544
‫سویی.

73
00:06:21,797 --> 00:06:23,382
‫سویی، خودتی؟

74
00:06:23,466 --> 00:06:25,009
‫من کیم از روستای ساری هستم.

75
00:06:26,302 --> 00:06:27,511
‫اشتباه گرفتید.

76
00:06:35,102 --> 00:06:37,938
‫ما به‌ندرت باهم حرف می‌زنیم.
‫اون به‌زور منو می‌شناسه.

77
00:06:38,022 --> 00:06:39,065
‫اون مرد

78
00:06:39,690 --> 00:06:41,108
‫باید ترتیبش داده بشه.

79
00:06:52,787 --> 00:06:54,830
‫نیازی به کُشتش نبود.

80
00:06:54,914 --> 00:06:57,458
‫به‌محض اینکه برمی‌گشت روستای ساری،
‫دیگه هیچ‌وقت منو نمی‌دید.

81
00:06:57,541 --> 00:06:58,626
‫ولی تو رو می‌شناخت.

82
00:07:00,544 --> 00:07:01,629
‫روستای ساری.

83
00:07:04,298 --> 00:07:05,841
‫اونجا همونجاییه که قدیما
‫زندگی می‌کردی؟

84
00:07:08,969 --> 00:07:10,137
‫زندگی می‌کردم
‫تا قایم بشم.

85
00:07:11,138 --> 00:07:14,350
‫یه مدت اونجا زندگی می‌کردم
‫تا از اون خلافکارها قایم بشم.

86
00:07:16,018 --> 00:07:19,647
‫از روستای ساری کس دیگه‌ای هم
‫هست که ممکن باشه بشناستت؟

87
00:07:20,648 --> 00:07:23,692
‫همیشه فاصله‌ام رو حفظ می‌کردم
‫تا هیچ‌کس به‌راحتی منو نشناسه.

88
00:07:24,902 --> 00:07:26,445
‫آخه می‌دونی، اونجا
‫دزدی هم می‌کردم.

89
00:07:26,529 --> 00:07:28,197
‫- اون چیه؟
‫- پول.

90
00:07:28,280 --> 00:07:31,450
‫اگه بعد از مُردنش هیچ‌کس
‫پولش رو برنداره عجیب به‌نظر می‌رسه.

91
00:07:32,910 --> 00:07:34,119
‫مال تو.

92
00:07:48,759 --> 00:07:51,220
‫نمی‌خواستم به هیچ‌کس
‫از روستای ساری صدمه بزنم.

93
00:08:03,732 --> 00:08:05,484
‫مودوک توی پایتخته.

94
00:08:05,568 --> 00:08:07,945
‫اگه یه وقت به اونم بربخورم
‫مجبورم اونم بکُشم؟

95
00:08:10,906 --> 00:08:13,158
‫دلال کیم از روستای ساری اینجاست؟

96
00:08:13,742 --> 00:08:15,744
‫بله، تازه رسیده.

97
00:08:15,828 --> 00:08:17,871
‫طبقه‌ی دوم آخرین اتاقه.

98
00:08:48,944 --> 00:08:49,945
‫بانوی جوان جین؟

99
00:08:57,578 --> 00:09:01,665
‫چی باعث شده به همچین جایی بیاید؟

100
00:09:01,749 --> 00:09:04,209
‫به تو ربطی نداره.
‫منو اینجا ندیدی.

101
00:09:05,419 --> 00:09:06,795
‫بانوی جوان جین،
‫امکانش هست...

102
00:09:09,423 --> 00:09:10,466
‫اینجا قمار بکنید؟

103
00:09:10,549 --> 00:09:12,426
‫چی؟ قمار؟

104
00:09:13,093 --> 00:09:16,055
‫درباره‌ی من چی فکر می‌کنی؟
‫مگه خلافکار هستم؟

105
00:09:16,138 --> 00:09:17,681
‫نه، البته که نه.

106
00:09:18,682 --> 00:09:21,477
‫ولی شما بهم دروغ گفتید که سنگ یشم
‫نشکسته بود درصورتی‌که شکسته بود.

107
00:09:21,560 --> 00:09:25,481
‫با توجه به اینکه بدون کوچک‌ترین
‫عذاب وجدانی توانایی دروغ‌گفتن دارید،

108
00:09:26,106 --> 00:09:28,150
‫با خودم فکر کردم
‫استعداد قمار کردن دارید.

109
00:09:32,488 --> 00:09:34,198
‫اومدم از یه دلال بلیت بخرم.

110
00:09:35,365 --> 00:09:37,284
‫بلیت‌های یه نمایش شعبده‌بازی
‫که تموم شده بودن.

111
00:09:37,367 --> 00:09:38,702
‫بخاطر همین اینجام.

112
00:09:38,786 --> 00:09:40,746
‫[بلیت ورودی
‫شعبده‌بازی سوچان]

113
00:09:41,663 --> 00:09:44,458
‫- دوتا بلیت دارید.
‫- قراره با مادرم برم.

114
00:09:44,541 --> 00:09:46,293
‫به هیچ‌کس نگو
‫منو اینجا دیدی.

115
00:09:46,376 --> 00:09:48,754
‫نمی‌خوام هیچ سوءتفاهمی
‫ایجاد بشه.

116
00:09:48,837 --> 00:09:50,130
‫نمی‌تونم تضمین بکنم.

117
00:09:50,214 --> 00:09:52,758
‫آخه می‌دونید، من مثل شما
‫دروغگوی خوبی نیستم.

118
00:09:52,841 --> 00:09:55,385
‫پس اگر کسی بپرسن،
‫مطمئن نیستم بتونم دروغ بگم یا نه.

119
00:09:56,720 --> 00:09:59,598
‫ولی بخاطر شما
‫نهایت سعیم رو می‌کنم.

120
00:10:04,311 --> 00:10:06,105
‫آخه چرا اینجا بهش برخوردم؟

121
00:10:19,284 --> 00:10:20,953
‫رهبر سونگریم اینجا
‫چیکار می‌کنه؟

122
00:10:24,289 --> 00:10:28,252
‫امیدوارم اینجا نیومده باشه
‫تا برای نمایش شعبده‌بازی بلیت بگیره.

123
00:10:30,379 --> 00:10:33,215
‫اگه اون بیاد، من دیگه نمی‌تونم
‫با ارباب جوان پارک برم.

124
00:11:14,172 --> 00:11:15,465
‫حتما تو اونی هستی

125
00:11:16,592 --> 00:11:18,135
‫که کُشتی‌ش.

126
00:11:19,970 --> 00:11:21,179
‫کارِ من نبوده.

127
00:11:21,930 --> 00:11:23,473
‫چرا کُشتی‌ش؟

128
00:11:23,557 --> 00:11:24,933
‫واقعا کارِ من نبوده.

129
00:11:25,017 --> 00:11:26,977
‫وقتی من اینجا اومدم
‫از قبل مُرده بود.

130
00:11:31,982 --> 00:11:33,483
‫از زمان کُشته شدنش
‫زیاد نمی‌گذره.

131
00:11:34,234 --> 00:11:35,319
‫با یه تک‌ضربه کُشته شده.

132
00:11:36,528 --> 00:11:37,904
‫هرکس این‌کارو کرده
‫یه شمشیرزن قهاره.

133
00:11:38,572 --> 00:11:41,033
‫قسم می‌خورم من نبودم.

134
00:11:41,908 --> 00:11:43,827
‫من که اصلا شمشیر ندارم.

135
00:12:04,806 --> 00:12:06,767
‫فکر می‌کنم همون شخص اینا رو کُشته.

136
00:12:08,060 --> 00:12:09,353
‫این افراد کی هستن؟

137
00:12:09,436 --> 00:12:14,399
‫یه گروه خلافکار بودن که
‫تازه وارد پایتخت شدن.

138
00:12:14,483 --> 00:12:16,485
‫همراه دلال کیم

139
00:12:16,568 --> 00:12:20,530
‫که از روستای ساری
‫اومده بود، اومدن بودن؟

140
00:12:20,614 --> 00:12:21,907
‫نه.

141
00:12:21,990 --> 00:12:26,536
‫ولی یادمه این خلافکارها چند روز پیش
‫داشتن با دلال کیم دعوا می‌کردن.

142
00:12:28,038 --> 00:12:32,918
‫می‌خواستن بدونن یه جیب‌بُر خانم
‫اهل روستای ساری کجاست.

143
00:12:33,001 --> 00:12:34,586
‫یه جیب‌بُر از روستای ساری؟

144
00:12:34,669 --> 00:12:36,463
‫ممکنه مودوک باشه؟

145
00:12:38,465 --> 00:12:40,717
‫اون کجاست؟

146
00:12:45,430 --> 00:12:47,099
‫درست پشت‌سرم بود.

147
00:12:49,643 --> 00:12:50,936
‫فرار کرده.

148
00:13:01,571 --> 00:13:02,781
‫چه خبره؟

149
00:13:03,782 --> 00:13:05,367
‫اون‌همه جنازه چی بودن؟

150
00:13:06,201 --> 00:13:10,789
‫می‌خواستن بدونن یه جیب‌بُر خانم
‫اهل روستای ساری کجاست.

151
00:13:11,748 --> 00:13:13,125
‫ممکنه واقعا منظورشون
‫من بوده باشم؟

152
00:13:14,251 --> 00:13:17,295
‫این مودوک چجور زندگی‌ای داشته؟

153
00:13:17,879 --> 00:13:20,507
‫سویی رو دیدی؟

154
00:13:20,590 --> 00:13:22,759
‫موندم این‌دفعه
‫چه دسته‌گلی به آب داده.

155
00:13:22,843 --> 00:13:24,636
‫خودت رو قاتی اون نکن.

156
00:13:26,805 --> 00:13:27,848
‫سویی...

157
00:13:29,641 --> 00:13:31,059
‫سویی کیه؟

158
00:13:33,979 --> 00:13:36,106
‫اون دختره که برای دیدنت
‫اومده بود رو خودم ندیدم.

159
00:13:36,815 --> 00:13:39,901
‫ولی با نگهبان‌ها دعواش شد
‫و حتی به یکی‌شون سیلی زد.

160
00:13:39,985 --> 00:13:41,903
‫پس مطمئنم نگهبان‌ها
‫چهره‌شو یادشونه.

161
00:13:42,821 --> 00:13:45,991
‫خانم، هیچ‌کدوم اون نگهبان‌ها
‫امروز سرکار نیومدن.

162
00:13:46,074 --> 00:13:48,118
‫- جفت‌شون نیومدن؟
‫- نه.

163
00:13:48,201 --> 00:13:50,704
‫چقدر عجیب. هیچ‌وقت از
‫سرکارشون جا نمی‌موندن.

164
00:13:56,501 --> 00:13:59,212
‫متأسفیم. رفتاری که ما کردیم
‫مناسب شأن یه جادوگر نبود.

165
00:13:59,713 --> 00:14:02,340
‫ولی این‌کار واقعا لازمه؟

166
00:14:02,424 --> 00:14:03,842
‫«جادوگر»؟

167
00:14:03,925 --> 00:14:05,343
‫حتی بهشون دروغکی گفتی
‫جادوگر هستی؟

168
00:14:06,845 --> 00:14:08,054
‫به‌زودی جادوگر می‌شم.

169
00:14:08,638 --> 00:14:12,642
‫جادوگری که با اختلاف زیاد از
‫امثال تو بااعتبارتره.

170
00:14:15,020 --> 00:14:18,440
‫تویی که یه بدل بیشتر نیستی چطور جرأت
‫می‌کنی تحقیرآمیز باهام صحبت کنی؟

171
00:14:18,940 --> 00:14:20,942
‫تا وقتی بااحترام باهام حرف نزنی

172
00:14:21,902 --> 00:14:24,738
‫به تحقیرآمیز صحبت کردن باهات ادامه میدم.
‫اوضاع از این قراره.

173
00:14:31,703 --> 00:14:33,204
‫برو دنبالش.

174
00:14:33,288 --> 00:14:34,706
‫وظیفه‌ته.

175
00:14:41,630 --> 00:14:45,050
‫توی چویسونرا دختری به اسم
‫مودوک اهل روستای ساری داریم؟

176
00:14:45,133 --> 00:14:48,470
‫بله، من می‌شناسمش. همونی بود که
‫اون شب دنبالش می‌گشتید؟

177
00:14:49,429 --> 00:14:52,599
‫باید ازش یه لطفی می‌خواستم
‫و یه چیزی رو بهش پس می‌دادم.

178
00:14:52,682 --> 00:14:54,726
‫مودوک توی چویسونرا نیست.

179
00:14:54,809 --> 00:14:57,979
‫اون به‌عنوان ندیمه‌ی خانواده‌ی جانگ کار می‌کنه،
‫خانواده‌ی گوانجوی چون‌بوگوان.

180
00:14:58,647 --> 00:15:00,023
‫به‌عنوان ندیمه کار می‌کنه؟

181
00:15:01,316 --> 00:15:03,276
‫گمونم واقعا بیناست.

182
00:15:04,152 --> 00:15:06,237
‫حتما شما رو هم گول زده.

183
00:15:06,321 --> 00:15:07,989
‫ما با خیال اینکه نابیناست
‫آوردیمش چویسونرا،

184
00:15:08,073 --> 00:15:10,492
‫ولی وقتی چشم‌هاش رو
‫باز کرد و فرار کرد، غافلگیر شدیم.

185
00:15:12,077 --> 00:15:14,079
‫ولی اون که مثل من جیب‌بُر نیست.

186
00:15:15,205 --> 00:15:16,706
‫چطوری می‌تونه ببینه؟

187
00:15:20,418 --> 00:15:22,212
‫خواهش می‌کنم منو نکُشید.

188
00:15:23,129 --> 00:15:24,339
‫متأسفم.

189
00:15:24,923 --> 00:15:27,133
‫تو چهره‌ام رو می‌شناسی،
‫پس نمی‌تونم بذارم زنده بمونی.

190
00:15:28,343 --> 00:15:29,552
‫خواهش می‌کنم...

191
00:15:53,701 --> 00:15:57,247
‫اگه همیشه می‌تونسته ببینه،
‫پس یعنی ممکنه بتونه منو بشناسه.

192
00:15:59,624 --> 00:16:01,543
‫به‌عنوان یه ندیمه برای
‫خانواده‌ی جانگ کار می‌کنه؟

193
00:16:03,336 --> 00:16:04,879
‫باید یه سری بهش بزنم.

194
00:16:07,465 --> 00:16:09,259
‫مودوک مرتکبِ قتل شده؟

195
00:16:09,843 --> 00:16:13,012
‫توی مسافرخونه‌ی معبر
‫چندین مرد کُشته شده بودن،

196
00:16:13,096 --> 00:16:15,765
‫و مودوک هم اونجا بود.

197
00:16:15,849 --> 00:16:19,602
‫ولی مودوک به اندازه‌ی کافی
‫قوی نیست که کسی رو بکُشه.

198
00:16:19,686 --> 00:16:21,563
‫مخصوصاً این‌قدر قوی نیست
‫که چندین نفر رو بکُشه.

199
00:16:21,646 --> 00:16:23,857
‫یه شمشیرزن ماهر این‌کارو کرده.

200
00:16:24,441 --> 00:16:25,859
‫اگه کارِ اون نبوده،

201
00:16:26,526 --> 00:16:28,570
‫به احتمال زیاد از
‫یه جادوگر کمک گرفته.

202
00:16:30,071 --> 00:16:31,239
‫تو رو خدا نگید

203
00:16:31,990 --> 00:16:33,908
‫که به ارباب جوان جانگ
‫مشکوک هستید؟

204
00:16:35,034 --> 00:16:36,286
‫نه، نیستم.

205
00:16:36,369 --> 00:16:39,831
‫یوکی درحال حاضر
‫همراه استاد لی توی کاخه.

206
00:16:41,749 --> 00:16:43,334
‫خدا رو شکر.

207
00:16:43,418 --> 00:16:45,837
‫امکان نداره کارِ مودوک بوده باشه.

208
00:16:45,920 --> 00:16:48,173
‫اون دلیلی نداره به کسی صدمه بزنه.

209
00:16:48,256 --> 00:16:49,424
‫پیش‌خدمت کیم.

210
00:16:49,507 --> 00:16:52,886
‫درباره‌ی مودوک چه‌قدر
‫اطلاعات داری؟

211
00:16:54,470 --> 00:16:55,763
‫می‌دونی

212
00:16:55,847 --> 00:17:00,977
‫قبل از اینکه شروع کنه اینجا کار کردن
‫چجور زندگی‌ای داشته؟

213
00:17:03,021 --> 00:17:03,897
‫چی؟

214
00:17:03,980 --> 00:17:05,690
‫مردی که مُرده بود

215
00:17:05,773 --> 00:17:08,401
‫کسی بود که قبلا باهاش ملاقات کرده بودم
‫تا درباره‌ی گذشته‌ی مودوک ازش سؤال بپرسم.

216
00:17:10,111 --> 00:17:12,071
‫یه گروه از خلافکارها هم
‫که ظاهرا دنبال مودوک می‌گشتن

217
00:17:12,947 --> 00:17:14,574
‫کشته شده.

218
00:17:17,452 --> 00:17:20,205
‫مشخصه که شک‌ها باید
‫می‌رفت سمت اون،

219
00:17:20,288 --> 00:17:22,832
‫ولی بجای اینکه بی‌گناهی‌شو
‫ثابت کنه، فرار کرد.

220
00:17:23,333 --> 00:17:24,459
‫یه چیز هست که قطعیه.

221
00:17:24,542 --> 00:17:29,172
‫مودوک داره
‫یه چیزی رو قایم می‌کنه

222
00:17:29,255 --> 00:17:32,675
‫که نباید فاش بشه.

223
00:17:42,727 --> 00:17:45,229
‫نگهبان‌ها اونجا زندگی می‌کنن.

224
00:17:45,313 --> 00:17:47,148
‫ولی اگه یه نقاشی ازش بکشی

225
00:17:47,231 --> 00:17:50,401
‫خودت پیداش کنی،
‫سریع‌تر پیش نمیری؟

226
00:17:50,485 --> 00:17:52,070
‫من نمی‌دونم چه شکلیه.

227
00:17:52,153 --> 00:17:54,989
‫- اون‌موقع که نابینا بودم دیدمش.
‫- فکر می‌کردم تو هیچ‌وقت نابینا نبودی.

228
00:17:56,240 --> 00:18:00,286
‫یه روز میگی نابینا بودی.
‫روز بعد میگی نابینا نبودی.

229
00:18:01,496 --> 00:18:04,415
‫نمی‌دونم چه دلایلی داری
‫ولی زندگی پیچیده‌ای داری.

230
00:18:06,709 --> 00:18:09,963
‫پس تو نمی‌دونی اون چه شکلیه،
‫ولی اون تو رو می‌شناسه؟

231
00:18:10,922 --> 00:18:13,132
‫پس اینکه دنبالش می‌گردی
‫خطرناک نیست؟

232
00:18:13,216 --> 00:18:15,927
‫اگه دلال و اون خلافکارها رو
‫اون کُشته باشه چی؟

233
00:18:16,010 --> 00:18:17,512
‫ممکنه سعی کنه
‫به تو هم آسیب بزنه.

234
00:18:18,846 --> 00:18:21,683
‫اینکه رهبر سونگریم به آدم
‫مشکوک باشه خطرناک‌تره.

235
00:18:24,560 --> 00:18:27,188
‫تو رو هم توی دردسر می‌اندازه
‫از اونجایی که به دلاله پول دادی.

236
00:18:27,271 --> 00:18:28,523
‫منظورت چیه؟

237
00:18:29,524 --> 00:18:31,693
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

238
00:18:32,485 --> 00:18:33,528
‫خوبه.

239
00:18:34,404 --> 00:18:36,698
‫همینطوری وانمود کن
‫که انگار هیچی نمی‌دونی.

240
00:18:37,657 --> 00:18:39,283
‫یه نفر مُرده!

241
00:18:58,845 --> 00:19:00,972
‫نگهبان لی و نگهبان جانگ
‫هر جفت‌شون مُرده‌ان.

242
00:19:09,021 --> 00:19:12,525
‫چیزی که هاونسو فراهم
‫می‌کنه واقعا شگفت‌انگیزه.

243
00:19:13,192 --> 00:19:16,821
‫فکر می‌کردم همه‌ی
‫تغییردهنده‌های روح هیولان.

244
00:19:17,447 --> 00:19:19,532
‫ولی در مورد شما، هم جوانی
‫به‌دست آوردید هم زندگی ابدی.

245
00:19:21,075 --> 00:19:23,119
‫تعجبی نداره که

246
00:19:23,202 --> 00:19:25,830
‫همه برای کیمیای ارواح
‫سنگ یخ رو می‌خواستن.

247
00:19:26,581 --> 00:19:29,375
‫همه اونو می‌خواستن و
‫به جنگ‌های بی‌پایانی منجر شد.

248
00:19:29,459 --> 00:19:31,252
‫و بخاطر همینه که
‫ممنوع اعلام شده.

249
00:19:31,335 --> 00:19:32,712
‫خیلی‌خب، استاد لی.

250
00:19:33,629 --> 00:19:35,548
‫میگی می‌تونی تغییردهنده‌های روح رو
‫تشخیص بدی.

251
00:19:35,631 --> 00:19:37,049
‫دور و بر رو یه نگاه بنداز.

252
00:19:37,592 --> 00:19:40,470
‫توی این کاخ تغییردهنده‌ی
‫روح وجود داره؟

253
00:19:54,275 --> 00:19:57,153
‫نمی‌تونم فقط با نگاه‌کردن
‫تشخیص‌شون بدم.

254
00:19:57,236 --> 00:19:59,405
‫اگه علامت آبی‌شون رو نشون ندن

255
00:19:59,488 --> 00:20:01,407
‫یا وحشی و قبض روح نشن،

256
00:20:01,490 --> 00:20:03,576
‫ظاهرشون با انسان‌های عادی
‫فرقی نداره.

257
00:20:04,493 --> 00:20:07,288
‫پس چطوری تشخیص‌شون میدی؟

258
00:20:08,206 --> 00:20:10,166
‫ترس از گیر افتادن‌.

259
00:20:12,251 --> 00:20:14,420
‫وحشت از قبض روح شدن.

260
00:20:18,633 --> 00:20:20,426
‫باید اینو از وجودشون
‫بیرون بیارم.

261
00:20:21,010 --> 00:20:23,804
‫پس با ترس ایجاد کردن
‫تشخیص‌شون میدی؟

262
00:20:23,888 --> 00:20:25,681
‫معذرت می‌خوام که ناامیدتون کردم.

263
00:20:26,265 --> 00:20:27,308
‫در عوض،

264
00:20:28,601 --> 00:20:30,770
‫بهتون یه هدیه میدم، عالیجناب.

265
00:20:30,853 --> 00:20:32,897
‫یه هدیه؟ چی آوردی؟

266
00:20:34,148 --> 00:20:35,316
‫یه سگ.

267
00:20:36,317 --> 00:20:37,276
‫یه سگ؟

268
00:20:37,360 --> 00:20:40,029
‫خیلی سگ باهوش و آرومیه.

269
00:20:40,112 --> 00:20:42,323
‫تا الان دیگه باید رسیده
‫باشه دم در کاخ سلطنتی.

270
00:20:42,406 --> 00:20:44,450
‫می‌شه بیارمش داخل؟

271
00:20:44,533 --> 00:20:46,661
‫به‌عنوان یه هدیه آوردیش، پس البته.

272
00:20:47,453 --> 00:20:48,621
‫بیاریدش تو.

273
00:20:49,538 --> 00:20:50,414
‫یوکی.

274
00:20:51,123 --> 00:20:52,792
‫ازت می‌خوام بری و سگ رو بیاری.

275
00:20:54,835 --> 00:20:58,297
‫اگه با موفقیت بیاریش تو،
‫بهت یه پاداش میدم.

276
00:21:28,577 --> 00:21:31,038
‫آیا فقط باید بزنم به چاک
‫و با مودوک فرار کنم؟

277
00:21:32,623 --> 00:21:34,667
‫اگه این‌کارو بکنم،
‫همه متوجه می‌شن.

278
00:21:35,710 --> 00:21:39,130
‫و درحال حاضر، اون‌قدر قوی نیستم
‫که از استادم محافظت کنم.

279
00:21:44,135 --> 00:21:46,178
‫موندم استاد لی
‫چه نقشه‌ای تو سرش داره.

280
00:22:14,957 --> 00:22:16,167
‫دستیار گوانجو، قربان.

281
00:22:17,209 --> 00:22:18,586
‫موضوع چیه؟

282
00:22:22,089 --> 00:22:26,635
‫پشمالو هدیه‌ایه که استاد لی
‫برای عالیجناب آورده؟

283
00:22:26,719 --> 00:22:30,431
‫استاد لی بهم گفت که
‫سگ تا داخل دنبال‌تون میاد.

284
00:22:31,015 --> 00:22:32,600
‫ولی با این‌حال، مراقب باشید.

285
00:22:33,517 --> 00:22:36,687
‫بردن این سگ به کاخ
‫این‌قدر خطرناکه؟

286
00:22:37,271 --> 00:22:38,439
‫چرا الکی شلوغش کردین؟

287
00:22:39,982 --> 00:22:40,941
‫گویگوئه.

288
00:22:41,734 --> 00:22:43,277
‫اون داره گویگو رو میاره داخل قصر.

289
00:22:44,612 --> 00:22:45,905
‫ولی گویگو یه جونور مکاره.

290
00:22:46,822 --> 00:22:48,657
‫چطور می‌تونه یه
‫جونور مکار رو بیاره داخل قصر؟

291
00:22:50,743 --> 00:22:54,163
‫استاد سئو گیونگ که
‫مدت‌ها قبل استادم بود،

292
00:22:54,246 --> 00:22:56,999
‫از گویگو استفاده می‌کرد تا عتیقه‌جات
‫اهمرینی‌ای که با افسونگری سنگ یخ

293
00:22:57,082 --> 00:22:59,835
‫ساخته شده بودن رو پیدا کنه.

294
00:22:59,919 --> 00:23:01,629
‫بله، خودم شنیدم.

295
00:23:01,712 --> 00:23:04,673
‫هرچند، بهم گفتن
‫بعد از شکسته‌شدن محفظه‌ی گویگو

296
00:23:04,757 --> 00:23:06,675
‫دیگه بلااستفاده شده.

297
00:23:06,759 --> 00:23:07,718
‫بخاطر همینه که

298
00:23:08,594 --> 00:23:12,806
‫روح گویگو رو از محفظه
‫به جسد یه سگ منتقل کردم.

299
00:23:15,100 --> 00:23:16,644
‫سگی که به‌زودی می‌رسه

300
00:23:17,686 --> 00:23:18,938
‫همون گویگوئه.

301
00:23:21,857 --> 00:23:22,900
‫گویگو؟

302
00:23:27,446 --> 00:23:28,530
‫باید چیکار کنیم؟

303
00:23:30,074 --> 00:23:31,909
‫توی کاخ چندنفر
‫از ما هست؟

304
00:23:32,493 --> 00:23:33,661
‫بیشتر از ده نفر هستیم.

305
00:23:34,245 --> 00:23:35,621
‫این موضوع رو به
‫چون‌بوگوان گزارش کردی؟

306
00:23:35,704 --> 00:23:38,582
‫یه نفر رو اونجا فرستادم،
‫پس به‌زودی میان اینجا.

307
00:24:04,400 --> 00:24:08,779
‫ما جلسه‌ی امروز رو ترتیب دادیم
‫تا بین سونگریم و کاخ صلح برقرار کنیم.

308
00:24:09,446 --> 00:24:12,783
‫شاهزاده این‌قدر این‌قدر لطف داشتن
‫که شخصاً اومدن ملاقات‌تون و دعوت‌تون کردن.

309
00:24:12,866 --> 00:24:14,410
‫ولی شما می‌خواید این جونور مکار رو

310
00:24:14,493 --> 00:24:16,662
‫بدون اجازه‌ی عالیجناب
‫داخل کاخ بیارید؟

311
00:24:16,745 --> 00:24:18,747
‫ایشون اجازه دادن سگ رو بیارم داخل.

312
00:24:18,831 --> 00:24:20,624
‫و درحال‌حاضر، گویگو نمی‌تونه وحشی بشه

313
00:24:20,708 --> 00:24:23,419
‫و خطرساز بشه، چون‌که
‫داخل بدن یه سگ زندگی می‌کنه.

314
00:24:23,502 --> 00:24:26,630
‫پس حتی اگه یه تغییردهنده‌ی روح هم
‫ببینه نمی‌تونه بهش آسیب بزنه؟

315
00:24:26,714 --> 00:24:30,217
‫در عوض، با واق‌واق کردن
‫بهتون میگه.

316
00:24:31,510 --> 00:24:32,553
‫واق‌واق.

317
00:24:33,762 --> 00:24:34,763
‫واق‌واق!

318
00:24:46,525 --> 00:24:48,652
‫اوه، خدای من!

319
00:24:52,531 --> 00:24:53,949
‫یه تغییردهنده‌ی روحه.

320
00:24:54,825 --> 00:24:57,911
‫همونطور که انتظار می‌رفت، توی
‫این کاخ تغییردهنده‌های روح بیشتری هست.

321
00:25:04,418 --> 00:25:05,544
‫این صدای چی بود؟

322
00:25:06,295 --> 00:25:09,506
‫این یعنی توی کاخم
‫یه تغییردهنده‌ی روح هست؟

323
00:25:11,300 --> 00:25:12,342
‫اینطور به‌نظر میاد.

324
00:25:13,051 --> 00:25:15,554
‫پس چرا همینطوری
‫اونجا وایسادید؟

325
00:25:15,637 --> 00:25:18,390
‫برید اون بیرون و اون
‫تغییردهنده‌ی روح رو بگیرید.

326
00:25:18,474 --> 00:25:21,351
‫همینطور که پیش‌تر گفتم،
‫من این سگ رو به‌عنوان یه هدیه آوردم.

327
00:25:21,435 --> 00:25:24,313
‫اونو با شما اینجا تنها می‌ذارم.

328
00:25:24,396 --> 00:25:26,607
‫می‌تونید ازش استفاده کنید
‫تا در داخل کاخ

329
00:25:26,690 --> 00:25:28,317
‫تغییردهنده‌های روح رو
‫پیدا کنید، عالیجناب.

330
00:25:29,151 --> 00:25:30,944
‫با خودت ببرش.
‫ما بهش نیازی نداریم.

331
00:25:31,570 --> 00:25:34,156
‫چطور جرأت می‌کنی یه
‫جونور مکار رو داخل کاخ بیاری!

332
00:25:34,239 --> 00:25:35,866
‫عالیجناب همینطوریش هم
‫از اضطراب رنج می‌برن.

333
00:25:35,949 --> 00:25:38,827
‫آیا سعی داری با اون جونور مکارت
‫به ایشون آسیب بزنی؟

334
00:25:41,205 --> 00:25:44,833
‫مادر، ما خودمون استاد لی رو
‫دعوت کردیم به کاخ.

335
00:25:44,917 --> 00:25:46,627
‫تو دخالت نکن.

336
00:25:47,503 --> 00:25:51,089
‫جادوگران چون‌بوگوان مسئول
‫محافظت از کاخ هستن.

337
00:25:51,173 --> 00:25:53,425
‫اگه داخل کاخ چیزی که با افسونگری
‫ساخته شده باشه، وجود داشته باشه،

338
00:25:53,509 --> 00:25:55,344
‫اونا از شرّش خلاص می‌شن.

339
00:25:55,427 --> 00:25:57,971
‫من دوست ندارم که جونور مکاری که
‫داخل جنازه‌ی یه سگ زندگی می‌کنه

340
00:25:58,055 --> 00:25:59,848
‫و مردم سونگریم دخالت کنن.

341
00:26:00,390 --> 00:26:03,268
‫این فقط یه تلاش
‫برای تحقیر کردن ماست.

342
00:26:05,312 --> 00:26:07,189
‫باید جلوشون رو بگیرید، عالیجناب.

343
00:26:35,050 --> 00:26:37,636
‫پسر گوانجوی چون‌بوگوان باید از
‫خانواده‌ی سلطنتی محافظت کنه،

344
00:26:37,719 --> 00:26:39,680
‫ولی در عوض یه جونور مکار رو
‫با خودت آوردی.

345
00:26:41,557 --> 00:26:43,642
‫این هدیه‌ی استاد لی به پادشاهه.

346
00:26:43,725 --> 00:26:45,269
‫لطفا بذارید بریم تو.

347
00:26:45,352 --> 00:26:47,688
‫به من گفتن در امنیت کامل
‫ببرمش داخل.

348
00:26:53,318 --> 00:26:54,319
‫واقعا؟

349
00:26:54,403 --> 00:26:56,321
‫پس نهایت تلاشت رو
‫بکن بری داخل.

350
00:26:56,905 --> 00:26:58,782
‫جونور مکاری که به کاخ
‫تعرض کرده رو بکُشید.

351
00:27:01,285 --> 00:27:04,246
‫اگه با موفقیت بیاریش تو،
‫بهت یه پاداش میدم.

352
00:27:04,830 --> 00:27:07,582
‫لعنت بهش. بخاطر همین
‫منو انتخاب کرد این‌کارو بکنم؟

353
00:27:36,028 --> 00:27:37,654
‫عالیجناب، بنده هستم، جین مو.

354
00:27:38,238 --> 00:27:40,866
‫من شما رو از دست این
‫افراد گستاخ سونگریم خلاص می‌کنم.

355
00:27:41,408 --> 00:27:44,411
‫عالیجناب خودشون ما رو اینجا دعوت کردن
‫و هنوز داریم صحبت می‌کنیم.

356
00:27:44,494 --> 00:27:46,538
‫جین مو، این در جایگاه تو
‫نیست که دخالت کنی.

357
00:27:46,621 --> 00:27:48,915
‫چطور جرأت کردی اون سگ رو
‫بدون اجازه بیاری تو!

358
00:27:48,999 --> 00:27:50,625
‫این دیگه چجور کار دیوانه‌واریه؟

359
00:27:50,709 --> 00:27:51,918
‫سکوت.

360
00:28:08,351 --> 00:28:10,645
‫نگهبان‌ها! چیکار می‌کنید؟
‫جلوی این مرد رو بگیرید!

361
00:28:15,233 --> 00:28:16,359
‫پدر.

362
00:28:16,443 --> 00:28:18,028
‫باید جلوی جفت‌شون رو بگیرید.

363
00:28:18,111 --> 00:28:20,363
‫اگه امشب کار به جنگ کِشیده بشه،
‫رابطه‌مون با سونگریم شکراب می‌شه.

364
00:28:20,947 --> 00:28:21,907
‫باید بجنگیم.

365
00:28:21,990 --> 00:28:24,910
‫سونگریم یه جونور مکار رو
‫داخل کاخ سلطنتی آورده.

366
00:28:24,993 --> 00:28:26,578
‫این وظیفه‌ی چون‌بوگوانه که
‫از ما محافظت کنه.

367
00:28:27,329 --> 00:28:29,164
‫- پدر!
‫- عالیجناب!

368
00:28:33,835 --> 00:28:34,920
‫دستور میدم همه‌تون...

369
00:28:36,963 --> 00:28:38,048
‫دست نگه دارید.

370
00:28:57,317 --> 00:28:58,610
‫دست نگه دارید!

371
00:29:13,291 --> 00:29:14,543
‫استاد لی.

372
00:29:14,626 --> 00:29:17,420
‫من برای یه ملاقات دوستانه اینجا دعوت‌تون کردم.
‫مجبور بودید اینطوری منو شوکه کنید؟

373
00:29:18,088 --> 00:29:19,631
‫معذرت می‌خوام اگر
‫شما رو ترسوندم.

374
00:29:20,590 --> 00:29:23,969
‫عالیجناب، اگر سنگ یخ
‫برای جهانیان فاش بشه،

375
00:29:24,052 --> 00:29:26,513
‫کشمکش بزرگ‌تری رو
‫به‌وجود میاره.

376
00:29:27,097 --> 00:29:28,181
‫سنگ یخ؟

377
00:29:28,265 --> 00:29:29,933
‫بخاطر تغییردهنده‌های روح؟

378
00:29:30,016 --> 00:29:31,601
‫بعد از «آشوب بزرگ» مردم

379
00:29:31,685 --> 00:29:34,688
‫هرچندوقت یک‌بار از باقی‌مونده‌ی «بیرون‌کننده‌ی روح»
‫برای جابجا کردن روح استفاده می‌کردن.

380
00:29:35,397 --> 00:29:39,359
‫به‌نظر میاد یه نفر داره دوباره
‫«بیرون‌کننده‌ی روح» می‌سازه.

381
00:29:41,278 --> 00:29:44,656
‫سنگ یخ دوباره به دنیا برگشته.

382
00:29:50,829 --> 00:29:51,871
‫یعنی دارید چی می‌گید؟

383
00:29:51,955 --> 00:29:54,124
‫کجاست؟ دستِ کیه؟

384
00:29:54,916 --> 00:29:56,668
‫احتمالا دست هموناییه

385
00:29:56,751 --> 00:30:00,255
‫که ناکسو رو اینجا فرستادن و یه جادوگر
‫سونگریم رو تغییردهنده‌ی روح کردن.

386
00:30:00,839 --> 00:30:02,507
‫به من گفتن استاد سئو گیونگ

387
00:30:02,591 --> 00:30:04,884
‫200 سال پیش بعد از «آشوب بزرگ»
‫همه‌ی سنگ‌های یخ رو نابود کرد.

388
00:30:04,968 --> 00:30:05,885
‫اگرچه،

389
00:30:05,969 --> 00:30:09,889
‫حدس می‌زنم همه‌شون نابود نشده باشن
‫و توی سونگریم باقی مونده باشن.

390
00:30:09,973 --> 00:30:13,518
‫سرکوب‌کردن وسوسه‌ی
‫انسان کار آسونی نیست.

391
00:30:13,602 --> 00:30:14,644
‫اگرچه،

392
00:30:15,979 --> 00:30:17,689
‫برگشت سنگ یخ

393
00:30:17,772 --> 00:30:21,026
‫همینطور حاکی از برگشت
‫یک مرد بزرگ مثل استاد سئو گیونگه.

394
00:30:24,237 --> 00:30:27,282
‫استاد سئو گیونگ با انرژی
‫«ستاره‌ی پادشاهی» به‌دنیا اومد.

395
00:30:27,866 --> 00:30:29,993
‫اگرچه پادشاه نشد.

396
00:30:31,703 --> 00:30:33,079
‫یعنی داری میگی ممکنه

397
00:30:33,872 --> 00:30:36,333
‫کسی دیگه‌ای باشه که با انرژی
‫ستاره‌ی پادشاهی به‌دنیا اومده باشه؟

398
00:30:41,171 --> 00:30:43,590
‫حتی اگه وجود داشته باشه هم،
‫نوری که ساتع می‌کنه ضعیفه.

399
00:30:43,673 --> 00:30:47,886
‫و انرژی هفت ستاره‌ای که احاطه‌ش
‫کردن هنوز خودشون رو نشون نمیدن.

400
00:30:48,970 --> 00:30:51,181
‫قدرتی آنچنان قوی که می‌تونه
‫قوانین طبیعت رو به مبارزه بطلبه

401
00:30:51,264 --> 00:30:55,143
‫و آشوبی که به‌دنیا اومده رو
‫یه بار دیگه برطرف کنه.

402
00:30:55,226 --> 00:30:57,312
‫بنابراین، یه نفر اون‌قدر قوی که بتونه جلوی
‫آشوب رو بگیره هم باید پدیدار بشه.

403
00:30:58,188 --> 00:30:59,272
‫اینطوری،

404
00:31:00,565 --> 00:31:03,610
‫دنیا می‌تونه تعادل
‫خودش رو حفظ کنه.

405
00:31:09,616 --> 00:31:14,371
‫چیزی که سعی دارم بگم اینه که
‫هیچ نیازی نیست اضطراب داشته باشید.

406
00:31:15,830 --> 00:31:19,417
‫امیدوارم این کمک بکنه
‫که اضطراب‌تون برطرف بشه.

407
00:31:24,672 --> 00:31:27,050
‫بخاطر حرف‌های
‫آرامش‌بخشت ممنونم.

408
00:31:27,884 --> 00:31:30,470
‫پس دیگه باید برم.

409
00:31:31,179 --> 00:31:33,515
‫با توجه به اینکه قبول نکردید
‫هدیه‌ی منو دریافت کنید،

410
00:31:33,598 --> 00:31:36,309
‫من گویگو رو با خودم برمی‌گردونم.

411
00:31:38,019 --> 00:31:40,021
‫- عالیجناب.
‫- هرطور میلته.

412
00:31:59,374 --> 00:32:01,501
‫نه، صبر کنید. وایسید.

413
00:32:02,335 --> 00:32:04,170
‫داریم می‌ریم؟

414
00:32:04,254 --> 00:32:05,797
‫هرچیز که نیاز بود ببینم رو دیدم.

415
00:32:08,258 --> 00:32:10,969
‫این یعنی توی کاخم
‫یه تغییردهنده‌ی روح هست؟

416
00:32:11,469 --> 00:32:13,096
‫با خودت ببرش.
‫ما بهش نیازی نداریم.

417
00:32:13,179 --> 00:32:15,765
‫چطور جرأت می‌کنی یه
‫جونور مکار رو داخل کاخ بیاری!

418
00:32:17,141 --> 00:32:18,893
‫بعد از اینکه ترس ایجاد کردم
‫خودشون رو لو دادن.

419
00:32:22,564 --> 00:32:24,274
‫حتما ترسیده بودی.

420
00:32:24,357 --> 00:32:25,942
‫حالت خوبه؟

421
00:32:26,025 --> 00:32:27,819
‫چطور آسیب دیدی؟

422
00:32:29,028 --> 00:32:31,990
‫اون سگ آسیب ندید.
‫ولی به لطف شما من آسیب دیدم.

423
00:32:33,741 --> 00:32:34,784
‫آسیب دیدی؟

424
00:32:35,451 --> 00:32:37,954
‫باورم نمی‌شه با جنگیدن
‫جلوی اون پخمه‌ها آسیب دیدی.

425
00:32:38,037 --> 00:32:39,831
‫اون هنوز راه درازی
‫در پیش داره، مگه نه؟

426
00:32:42,208 --> 00:32:44,002
‫صبر کن. خون می‌بینم.
‫آسیب دیدی؟

427
00:32:44,836 --> 00:32:46,004
‫این خون منه.

428
00:32:46,087 --> 00:32:47,380
‫اون اصلا آسیب ندید...

429
00:32:48,089 --> 00:32:50,133
‫- وایسا، خون...
‫- داری خون‌ریزی می‌کنی.

430
00:32:50,800 --> 00:32:52,719
‫خدا رو شکر.

431
00:32:58,141 --> 00:32:59,434
‫درد می‌کنه؟

432
00:33:01,227 --> 00:33:02,395
‫گمونم آره.

433
00:33:03,021 --> 00:33:05,356
‫درد می‌کنه. وای خدا.

434
00:33:14,907 --> 00:33:17,076
‫گویگو مال استاد لی‌ـه.

435
00:33:17,577 --> 00:33:20,496
‫استاد لی تا چه حد درباره‌ی
‫مودوک می‌دونه؟

436
00:33:21,497 --> 00:33:23,458
‫و اگه اون از ناکسو خبردار بشه

437
00:33:23,541 --> 00:33:25,335
‫یوکی می‌خواد چیکار بکنه؟

438
00:33:34,010 --> 00:33:35,053
‫حالت خوبه؟

439
00:33:36,554 --> 00:33:37,680
‫همه‌جات زخمی شده.

440
00:33:37,764 --> 00:33:39,515
‫من خوبم.

441
00:33:39,599 --> 00:33:42,310
‫تغییردهنده‌های روح رو پیدا کردید؟
‫سنگ یخ رو چطور؟

442
00:33:43,478 --> 00:33:44,937
‫روحت هم خبر نداره.

443
00:33:45,647 --> 00:33:47,982
‫با آشوبی که به‌پا شد
‫روح خودم تقریبا جابجا شد.

444
00:33:48,566 --> 00:33:51,069
‫پس قشقرق به‌پا کردی
‫ولی نتونستی کسی رو پیدا کنی؟

445
00:33:51,152 --> 00:33:54,572
‫حداقل باید بذاری
‫اون سگ یکی رو گاز بگیره.

446
00:33:55,198 --> 00:33:56,282
‫یوکی.

447
00:33:56,366 --> 00:33:58,534
‫پیدا کردن یه تغییردهنده‌ی روح توی کاخ

448
00:33:58,618 --> 00:34:00,953
‫با پیدا کردن تغییردهنده‌ی روح
‫توی سونگریم یا چون‌بوگوان فرق داره.

449
00:34:02,163 --> 00:34:03,664
‫اگه اوضاع از کنترل خارج بشه،

450
00:34:03,748 --> 00:34:06,250
‫به یه جنگ بین سونگریم و
‫خانواده‌ی سلطنتی تبدیل می‌شه.

451
00:34:09,379 --> 00:34:10,338
‫بیاید بریم.

452
00:34:10,421 --> 00:34:11,756
‫باید مداوا بشی.

453
00:34:12,465 --> 00:34:13,466
‫استاد لی.

454
00:34:17,011 --> 00:34:19,013
‫لطفا یه لحظه اینجا صبر کنید.

455
00:34:19,097 --> 00:34:22,183
‫شاهزاده ازم خواستن شما رو
‫به کاخ خودشون همراهی کنم.

456
00:34:22,767 --> 00:34:25,061
‫- شاهزاده؟
‫- قراره به‌زودی بارون بباره.

457
00:34:25,144 --> 00:34:27,522
‫می‌خواد تا زمان بند اومدن
‫بارون اونجا بمونید.

458
00:34:29,774 --> 00:34:30,858
‫پس بریم.

459
00:34:39,700 --> 00:34:42,453
‫یوکی، تو باید اونو اول برگردونی.

460
00:34:42,537 --> 00:34:44,038
‫ببرش سونگریم.

461
00:34:45,206 --> 00:34:46,374
‫بیا اینجا.

462
00:34:47,792 --> 00:34:48,918
‫بیا اینجا.

463
00:35:01,139 --> 00:35:04,767
‫باید قبل از رسیدن آدم‌های
‫سونگریم بهم خبر می‌دادی!

464
00:35:04,851 --> 00:35:06,018
‫فکر کردم فقط

465
00:35:06,769 --> 00:35:08,479
‫قراره یه ملاقات ساده باشه.

466
00:35:08,980 --> 00:35:10,022
‫اگه ملکه توی خطر بیفته،

467
00:35:10,106 --> 00:35:12,483
‫تو هم مثل کیم
‫قبض روح می‌شی.

468
00:35:12,567 --> 00:35:14,277
‫ابله بی‌مصرف!

469
00:35:26,414 --> 00:35:28,499
‫یه نفر با انرژی ستاره‌ی
‫پادشاهی به‌دنیا اومده.

470
00:35:28,583 --> 00:35:30,877
‫کی جا پای
‫استاد سئو گیونگ می‌ذاره؟

471
00:35:33,212 --> 00:35:35,798
‫اگه فاش بشه که ستاره‌ی پادشاهی
‫با افسونگری ساخته شده،

472
00:35:36,757 --> 00:35:38,676
‫غزل خداحافظی سونگریم خونده می‌شه.

473
00:35:42,638 --> 00:35:45,933
‫من گویگو رو برگردوندم سونگریم.

474
00:35:47,018 --> 00:35:49,061
‫معذرت می‌خوام که ترسوندم‌تون.

475
00:35:49,145 --> 00:35:51,397
‫بعد از اینکه یه تغییردهنده‌ی روح
‫توی سونگریم پیدا شد،

476
00:35:51,480 --> 00:35:53,858
‫فکر کردم ممکنه یه دونه
‫توی کاخ هم باشه.

477
00:35:54,901 --> 00:35:58,112
‫دفعه‌ی قبل، حتی یه تغییردهنده‌ی روح
‫سعی کرد وارد کاخ سلطنتی بشه.

478
00:35:58,863 --> 00:36:00,990
‫شنیدم شخصی که تغییردهنده‌ی روح رو

479
00:36:01,073 --> 00:36:02,825
‫ساخته بود و کُشتش ناکسو بود.

480
00:36:07,246 --> 00:36:08,331
‫ناکسو؟

481
00:36:10,207 --> 00:36:13,044
‫قاتل مؤنثی که
‫جنگجوهای ماهر زیادی رو کُشته.

482
00:36:13,711 --> 00:36:15,546
‫هرجا که می‌رفت سرها
‫می‌افتادن زمین،

483
00:36:15,630 --> 00:36:17,506
‫و بخاطر همین
‫اسمش ناکسو بود.

484
00:36:17,590 --> 00:36:21,177
‫شایعاتی هست که اون روحش رو
‫جابجا کرده و هنوز زنده ست.

485
00:36:24,388 --> 00:36:26,015
‫ناکسو، یه تغییردهنده‌ی روح؟

486
00:36:27,600 --> 00:36:29,352
‫عجب شایعه‌ی جالبی.

487
00:36:41,473 --> 00:36:51,473
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

488
00:37:03,594 --> 00:37:07,223
‫امیدوارم قبل از اینکه ارباب جوان جانگ
‫برگرده مودوک دستگیر بشه.

489
00:37:10,434 --> 00:37:11,352
‫اوه، خدای من!

490
00:37:14,480 --> 00:37:16,148
‫مودوک...

491
00:37:18,442 --> 00:37:19,819
‫چرا دارید می‌لرزید؟

492
00:37:20,444 --> 00:37:22,780
‫واقعا باور کردید
‫من کسی رو کُشتم؟

493
00:37:24,782 --> 00:37:26,784
‫بیا داخل.

494
00:37:32,206 --> 00:37:33,666
‫چرا اینجا اومدی؟

495
00:37:34,625 --> 00:37:35,960
‫تا وسایلت رو جمع
‫کنی و فرار کنی؟

496
00:37:36,043 --> 00:37:38,087
‫اومدم ازتون یه لطفی بخوام.

497
00:37:38,671 --> 00:37:40,881
‫رهبر سونگریم ازم خواست
‫هروقت دیدمت تحویلت بدم.

498
00:37:41,882 --> 00:37:43,050
‫مودوک.

499
00:37:43,134 --> 00:37:44,427
‫کارِ تو نبود، مگه نه؟

500
00:37:45,136 --> 00:37:47,972
‫- کار من نبود.
‫- پس چرا فرار کردی؟

501
00:37:48,639 --> 00:37:50,057
‫شرایط مجبورم کرد.

502
00:37:51,434 --> 00:37:52,726
‫مودوک.

503
00:37:53,477 --> 00:37:54,562
‫راز بزرگی هست

504
00:37:55,479 --> 00:37:57,356
‫که درحال قایم کردنش هستی؟

505
00:38:02,862 --> 00:38:04,196
‫آیا ارباب جوان جانگ هم

506
00:38:05,281 --> 00:38:06,991
‫از رازت خبر داره؟

507
00:38:12,997 --> 00:38:16,584
‫مودوک، ازت می‌خوام فرار کنی.

508
00:38:17,168 --> 00:38:18,252
‫به اندازه‌ی کافی بهت پول میدم.

509
00:38:18,335 --> 00:38:19,920
‫فرار کن و هیچ‌وقت برنگرد.

510
00:38:20,004 --> 00:38:21,130
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم.

511
00:38:22,339 --> 00:38:24,675
‫نمی‌تونم ارباب جوان جانگ رو ول کنم.

512
00:38:24,758 --> 00:38:26,010
‫چرا نمی‌تونی؟

513
00:38:27,261 --> 00:38:30,389
‫اگه تو در کنار ارباب جوان جانگ
‫بمونی به اونم مشکوک می‌شن.

514
00:38:30,472 --> 00:38:31,807
‫اگر نگران اون هستید،

515
00:38:32,600 --> 00:38:34,059
‫باید به من کمک کنید.

516
00:38:34,143 --> 00:38:37,062
‫تو نه می‌خوای با رهبر سونگریم
‫حرف بزنی، نه فرار کنی.

517
00:38:37,646 --> 00:38:38,981
‫پس نقشه‌ت چیه؟

518
00:38:40,649 --> 00:38:42,484
‫باید قاتل واقعی رو پیدا کنم.

519
00:38:43,944 --> 00:38:48,324
‫اون قاتل راه افتاده و هرکس که
‫می‌شناستش رو داره می‌کُشه.

520
00:38:53,370 --> 00:38:55,414
‫اینجا جاییه که
‫گوانجوی چون‌بوگوان زندگی می‌کنه؟

521
00:38:56,248 --> 00:38:58,125
‫حتما خانواده‌ی
‫خیلی باکلاسی هستن.

522
00:39:00,085 --> 00:39:03,380
‫کسی از خانواده‌ی
‫جانگ هم می‌شناستت؟

523
00:39:06,091 --> 00:39:09,303
‫اونجا اون گوشه وایسا.
‫من طرف رو میارم پیشت.

524
00:39:20,105 --> 00:39:22,274
‫می‌خوام از یه نفر بخوام
‫شهادت بده

525
00:39:22,358 --> 00:39:25,945
‫که وقتی اون آدم‌ها توی
‫مسافرخونه‌ی معبر کُشته شدن من اونجا نبودم.

526
00:39:27,321 --> 00:39:28,614
‫می‌خوای از کی بخوای؟

527
00:39:29,198 --> 00:39:30,574
‫بانوی جوان جین از جینیون.

528
00:39:31,575 --> 00:39:33,160
‫توی مسافرخونه بهش برخوردم.

529
00:39:34,161 --> 00:39:36,330
‫اون بانوی جوان گربه‌صفت
‫عمرا قبول کنه ببینت.

530
00:39:37,581 --> 00:39:38,791
‫پیش‌خدمت کیم.

531
00:39:39,917 --> 00:39:42,169
‫ازتون می‌خوام منو ببرید جینیون.

532
00:39:44,380 --> 00:39:45,381
‫جینیون؟

533
00:40:09,988 --> 00:40:13,409
‫ببخشید.
‫می‌تونید عصام رو بهم بدید؟

534
00:40:19,873 --> 00:40:20,833
‫ممنون.

535
00:40:21,709 --> 00:40:24,253
‫می‌تونید بهم بگید الان کجا هستم؟

536
00:40:25,003 --> 00:40:28,966
‫اینجا خونه‌ی ارباب جانگه،
‫گوانجوی چون‌بوگوان.

537
00:40:30,759 --> 00:40:31,927
‫که اینطور.

538
00:40:32,970 --> 00:40:34,054
‫ممنون.

539
00:40:47,317 --> 00:40:48,569
‫مودوک.

540
00:40:48,652 --> 00:40:49,695
‫بریم.

541
00:40:57,494 --> 00:40:59,455
‫گمونم الان مودوک واقعا بینا شده.

542
00:41:00,080 --> 00:41:02,040
‫ولی منو نشناخت.

543
00:41:02,833 --> 00:41:04,501
‫موندم این چیز خوبیه یا بد.

544
00:41:08,130 --> 00:41:09,381
‫چرا تنها هستی؟

545
00:41:10,174 --> 00:41:13,093
‫اشتباه کردم.
‫مشخص شد اصلا طرف رو نمی‌شناختم.

546
00:41:14,511 --> 00:41:16,930
‫دیگه تمومه.
‫بیا برگردیم چون‌بوگوان.

547
00:41:29,109 --> 00:41:30,652
‫می‌تونم منم امتحانش کنم؟

548
00:41:30,736 --> 00:41:31,612
‫- نه.
‫- نه.

549
00:41:31,695 --> 00:41:33,822
‫بی‌خیال. بس کنید.

550
00:41:33,906 --> 00:41:35,824
‫دارم خیسِ خالی می‌شم.

551
00:41:35,908 --> 00:41:37,534
‫همون چتره.

552
00:41:38,160 --> 00:41:39,077
‫این یه چتره.

553
00:41:40,037 --> 00:41:41,914
‫می‌تونی بجای عصا
‫ازش استفاده کنی.

554
00:41:44,917 --> 00:41:47,461
‫بس کنید.
‫مامانم دعوام می‌کنه.

555
00:41:47,544 --> 00:41:48,462
‫بس دیگه!

556
00:41:49,129 --> 00:41:51,381
‫- امکان نداره.
‫- سلام، بچه.

557
00:41:52,674 --> 00:41:55,677
‫دوست داری چترت رو
‫با مال من عوض کنی؟

558
00:41:59,556 --> 00:42:03,852
‫شنیدم ناکسو روحش رو

559
00:42:03,936 --> 00:42:07,689
‫با یه مرد قدبلند خوش‌هیکل
‫عوض کرده.

560
00:42:07,773 --> 00:42:11,276
‫ممکنه روحش رو با یه زن
‫قدکوتاه ریز اندام عوض کرده باشه.

561
00:42:13,362 --> 00:42:17,991
‫اگر وارد همچین بدن ضعیفی شده باشه،
‫نیازی نیست کنار بذاریمش.

562
00:42:20,869 --> 00:42:21,995
‫نه، دارم بهتون میگم.

563
00:42:22,537 --> 00:42:24,748
‫ناکسوی آبی‌‌پوش
‫مشخص بود که مَرده.

564
00:42:25,540 --> 00:42:26,959
‫«ناکسوی آبی‌‌پوش.»

565
00:42:27,042 --> 00:42:30,420
‫- این لقب به گوش منم خورده.
‫- خودش رو با یه لباس آبی پوشونده بود.

566
00:42:30,504 --> 00:42:34,591
‫این‌قدر مُد شد که همه
‫لباس‌های آبی می‌پوشیدن.

567
00:42:34,675 --> 00:42:37,052
‫مردم بخاطر این
‫لباس آبی می‌پوشیدن چون

568
00:42:37,135 --> 00:42:40,180
‫«ناکسوی آبی‌‌پوش» در برابر
‫کیمیای ارواح ازشون محافظت می‌کرد.

569
00:42:41,890 --> 00:42:43,684
‫ناکسو یه قاتل بوده،

570
00:42:45,185 --> 00:42:48,105
‫ولی هیچ‌وقت به مردم عادی صدمه
‫نزده بود و خیلی قوی بود.

571
00:42:53,735 --> 00:42:56,613
‫مردم می‌تونن خیلی احمق باشن.

572
00:42:56,697 --> 00:42:58,281
‫اونا احمق نیستن.

573
00:42:59,157 --> 00:43:00,409
‫اونا ترسیدن.

574
00:43:03,161 --> 00:43:05,747
‫جسد ناکسو سوزونده شد،
‫و همه اینو می‌دونن که

575
00:43:06,623 --> 00:43:09,418
‫کساییه که مسئول هستن و قدرت
‫دست‌شونه، این‌کارو کردن.

576
00:43:11,211 --> 00:43:12,671
‫احمق خطاب کردن‌شون

577
00:43:13,630 --> 00:43:15,799
‫درصورتی‌که درحقیقت ترسیدن
‫کم‌لطفیه.

578
00:43:25,058 --> 00:43:28,687
‫من این جلسه رو ترتیب دادم
‫به امید اینکه یه راه‌حلی پیدا کنیم،

579
00:43:28,770 --> 00:43:31,982
‫ولی تو اون‌قدر گستاخی که اینجا
‫نشستی و داری ازم انتقاد می‌کنی.

580
00:43:35,235 --> 00:43:38,947
‫درک می‌کنم که شما دوتا
‫دوست دارید باهمدیگه مخالفت کنید،

581
00:43:39,030 --> 00:43:42,200
‫ولی امیدوارم همه‌مون
‫به‌صورت دوستانه باهمدیگه کنار بیایم.

582
00:43:43,118 --> 00:43:45,370
‫استاد لی هم اینجا
‫پیش ما هست.

583
00:43:45,454 --> 00:43:46,621
‫بیاید چای‌مون رو بنوشیم.

584
00:43:49,708 --> 00:43:51,001
‫عالیجناب.

585
00:43:52,002 --> 00:43:53,336
‫چیه؟

586
00:43:56,757 --> 00:43:59,509
‫بانوی جوان هیئو
‫می‌خوان بیان تو.

587
00:43:59,593 --> 00:44:00,594
‫بذارید بیاد.

588
00:44:09,102 --> 00:44:10,395
‫چی باعث شده اینجا بیای؟

589
00:44:10,479 --> 00:44:12,939
‫شنیدم بعد از درگیر شدن
‫یه نفر مجروح شده.

590
00:44:13,523 --> 00:44:15,150
‫اومدم یه نگاهی بندازم.

591
00:44:17,277 --> 00:44:19,571
‫فقط یه نفر هست که
‫آسیب دیده.

592
00:44:19,654 --> 00:44:22,532
‫- ببرش بیرون و مداواش کن.
‫- من حالم خوبه.

593
00:44:22,616 --> 00:44:24,117
‫زیاد طول نمی‌کشه.

594
00:44:24,201 --> 00:44:25,410
‫لطفا همراهم بیاد.

595
00:44:37,797 --> 00:44:40,467
‫به‌نظر میاد یوکی
‫باز دوباره قراره نامزد کنه.

596
00:44:40,550 --> 00:44:41,593
‫چندمین‌بارش می‌شه؟

597
00:44:41,676 --> 00:44:43,678
‫- منظورتون چیه؟
‫- مگه نمی‌دونی؟

598
00:44:43,762 --> 00:44:45,972
‫واقعا که هیچی نمی‌دونی، مگه نه؟

599
00:44:46,056 --> 00:44:48,058
‫شایعه‌ش توی سجوک‌وون بخش شده.

600
00:44:48,141 --> 00:44:51,853
‫شما سه تا بالاترین کاندیده‌های بالقوه‌ی
‫هیئو یئوم هستید که دامادش بشید.

601
00:44:52,437 --> 00:44:54,105
‫توی لیستش یوکی نفر سومه.

602
00:44:54,189 --> 00:44:56,024
‫ولی گمونم از نظر دختره،
‫نفر اوله.

603
00:44:56,983 --> 00:44:58,944
‫هیئو یئو دلش می‌خواد همین امسال
‫شوهرش بده.

604
00:44:59,027 --> 00:45:01,738
‫به‌زودی صحبت از نامزدی می‌شه.
‫بهتون قول میدم.

605
00:45:07,827 --> 00:45:11,748
‫زخم زیاد عمیق نیست. این قرص‌ می‌تونه
‫کمک‌تون کنه خونریزی‌تون متوقف بشه.

606
00:45:11,831 --> 00:45:14,668
‫پس می‌تونستی
‫قبل‌‌تر بهم بدی.

607
00:45:14,751 --> 00:45:16,586
‫شنیدم شما زخمی شدید.

608
00:45:16,670 --> 00:45:21,049
‫می‌خواستم خودم شخصا
‫ببینم تا خیالم راحت بشه.

609
00:45:23,760 --> 00:45:24,844
‫خب...

610
00:45:25,512 --> 00:45:29,849
‫شما از مبارزه‌های قبلی‌تون هم
‫مجروح بودید، پس نگران شدم.

611
00:45:30,976 --> 00:45:32,227
‫من خوبم.

612
00:45:32,936 --> 00:45:34,187
‫بسیارخب.

613
00:45:40,402 --> 00:45:44,489
‫اوه، درسته. پیش‌خدمت کیم
‫اینو به‌عنوان هدیه بهم داد.

614
00:45:44,572 --> 00:45:47,200
‫تاالان فرصت نشده بود
‫ازتون تشکر کنم.

615
00:45:48,994 --> 00:45:50,287
‫دقیقا شبیه همونه.

616
00:45:55,583 --> 00:45:56,584
‫منظورتون چیه؟

617
00:45:58,586 --> 00:46:00,922
‫دقیقا شبیه همونیه که
‫20 ساله دارم می‌بینم.

618
00:46:01,548 --> 00:46:03,591
‫شیء ارزشمندیه؟

619
00:46:08,304 --> 00:46:09,764
‫جدید به‌نظر میاد.

620
00:46:09,848 --> 00:46:11,850
‫پس احتمالا مال ما نیست.

621
00:46:12,642 --> 00:46:14,477
‫خیلی شبیه اون ساختنش.

622
00:46:15,812 --> 00:46:16,646
‫خدای من.

623
00:46:17,313 --> 00:46:19,274
‫ممکنه حق با شاهزاده باشه.

624
00:46:20,400 --> 00:46:22,569
‫یوکی واقعا ممکنه
‫به‌زودی نامزد کنه.

625
00:46:22,652 --> 00:46:24,612
‫ولی از نظر استاد هیئو،
‫اون اولویت سومه.

626
00:46:26,948 --> 00:46:29,284
‫پس از اونجایی که تو اولویت اول هستی،
‫می‌خوای خودت باهاش ازدواج کنی؟

627
00:46:30,326 --> 00:46:33,371
‫اگه باهاش ازدواج کنی،
‫مجبور میشی به قلعه‌ی سئوهو برگردی.

628
00:46:33,955 --> 00:46:36,958
‫یول، ازدواج نکن.
‫بدون تو تنها می‌شم.

629
00:46:38,585 --> 00:46:40,879
‫من می‌تونم تغییردهنده‌های روح رو
‫تشخیص بدم.

630
00:46:49,471 --> 00:46:52,015
‫باید در سریع‌ترین زمان ممکن
‫برشون گردونم قلعه‌ی سئوهو.

631
00:46:52,098 --> 00:46:53,141
‫کی‌ها رو؟

632
00:46:54,017 --> 00:46:54,893
‫منو؟

633
00:47:01,065 --> 00:47:02,400
‫حرفم رو پس می‌گیرم.

634
00:47:03,109 --> 00:47:07,697
‫بعد از اینکه دیدم امروز چطور واکنش
‫نشون دادید، خیلی خیالم راحت شد.

635
00:47:08,281 --> 00:47:09,908
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

636
00:47:10,825 --> 00:47:12,869
‫چیزی هست که دلتون بخواد
‫توی خلوت ازم بپرسید؟

637
00:47:15,038 --> 00:47:17,624
‫می‌دونم که شمشیر ناکسو
‫دست شماست،

638
00:47:17,707 --> 00:47:19,709
‫ولی ممکنه که
‫اونو به من بدید؟

639
00:47:28,384 --> 00:47:31,596
‫من پارسال
‫نمایش شعبده‌بازی رو دیدم.

640
00:47:32,180 --> 00:47:33,431
‫حتی فیل هم داشتن.

641
00:47:33,932 --> 00:47:37,143
‫ولی وقتی با ارباب جوان پارک میرم باید
‫وانمود کنم انگار دفعه‌ی اولمه، نه؟

642
00:47:37,227 --> 00:47:39,771
‫پس اون بلیت‌ها رو برای خودتون
‫و ارباب جوان پارک گرفتید.

643
00:47:39,854 --> 00:47:42,023
‫منو ترسوندی.
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

644
00:47:42,106 --> 00:47:44,651
‫اومدم یه لطفی ازتون بخوام.

645
00:47:44,734 --> 00:47:45,860
‫یه لطف؟

646
00:47:46,903 --> 00:47:48,279
‫مزاحم نشو.

647
00:47:48,363 --> 00:47:51,449
‫نمی‌خوام به تو کمک کنم.

648
00:47:51,533 --> 00:47:53,159
‫به جرم قتل برام
‫پاپوش درست کردن.

649
00:47:53,910 --> 00:47:55,036
‫چی؟

650
00:47:55,119 --> 00:47:57,372
‫می‌شه لطفا به رهبر سونگریم بگید

651
00:47:58,081 --> 00:48:00,500
‫قبل از قتل منو توی
‫مسافرخونه دیدید؟

652
00:48:01,626 --> 00:48:05,880
‫ازم می‌خوای برم سونگریم
‫و بگم همچین جایی

653
00:48:06,464 --> 00:48:07,715
‫رفتم؟

654
00:48:08,424 --> 00:48:10,260
‫مگه دیوانه‌ام این‌کارو بکنم.

655
00:48:12,136 --> 00:48:13,763
‫شما تنها امید من هستید.

656
00:48:14,430 --> 00:48:16,307
‫التماس‌تون می‌کنم
‫کمکم کنید.

657
00:48:19,394 --> 00:48:20,562
‫نه.

658
00:48:20,645 --> 00:48:22,564
‫من از قبل به ارباب جوان پارک
‫گفتم که یه بلیت اضافه داشتم

659
00:48:22,647 --> 00:48:24,524
‫نمی‌خوام بفهمه که
‫از یه دلال خریدمش.

660
00:48:24,607 --> 00:48:27,235
‫خجالت‌زدگی شما موقتیه،

661
00:48:27,318 --> 00:48:29,320
‫ولی من واقعا ممکنه
‫سر این قضیه کُشته بشم.

662
00:48:30,321 --> 00:48:32,365
‫اگه مادرم بفهمه، اونم منو می‌کُشه.

663
00:48:32,448 --> 00:48:35,201
‫امکان نداره اون
‫دختر خودشو بکُشه!

664
00:48:35,285 --> 00:48:37,495
‫چرا داد می‌زنی؟
‫ناسلامتی اومدی ازم یه لطفی بخوای.

665
00:48:40,248 --> 00:48:43,543
‫پس گمونم چاره‌ای ندارم جز اینکه
‫به مادرتون بگم چی شده

666
00:48:44,043 --> 00:48:45,670
‫و درعوض از اون کمک بخوام.

667
00:48:45,753 --> 00:48:47,380
‫می‌خوای بری از مادرم
‫درخواست کمک کنی؟

668
00:48:48,798 --> 00:48:50,341
‫اوناهاش.

669
00:48:52,719 --> 00:48:55,763
‫نیازی نبود هدیه بیاری تا بابت
‫گذشته معذرت‌خواهی کنی.

670
00:48:57,056 --> 00:49:00,727
‫هرچی بیشتر بهش فکر کردم،
‫شرمنده‌تر شدم.

671
00:49:02,145 --> 00:49:04,689
‫الان میرم ازش درخواست کمک می‌کنم.

672
00:49:04,772 --> 00:49:05,690
‫وایسا.

673
00:49:05,773 --> 00:49:08,860
‫درباره‌ش فکر می‌کنم.
‫اول همراهم بیا.

674
00:49:17,702 --> 00:49:19,746
‫الان برمی‌گردم. همینجا بمون.

675
00:49:20,330 --> 00:49:21,789
‫اگه نیای، داد می‌زنم.

676
00:49:21,873 --> 00:49:23,374
‫- برمی‌گردم.
‫- چویون.

677
00:49:24,167 --> 00:49:25,293
‫بله، مادر.

678
00:49:26,085 --> 00:49:26,919
‫همینجا باش.

679
00:49:58,242 --> 00:49:59,619
‫دختر کم‌سنیه.

680
00:50:00,953 --> 00:50:02,121
‫در عجبم کیه.

681
00:50:31,567 --> 00:50:33,194
‫بخاطر عوده؟

682
00:50:37,198 --> 00:50:38,491
‫عجب گلدون قشنگی.

683
00:50:39,534 --> 00:50:43,496
‫اگه گل‌ها رو توی گلدون بذارید،
‫کمک می‌کنه که گل‌ها بوی بیشتری ساتع کنن.

684
00:50:44,747 --> 00:50:46,666
‫- واقعا؟
‫- بله.

685
00:50:46,749 --> 00:50:49,961
‫اتفاقا می‌خواستم گلدون
‫اتاق دخترم رو عوض کنم.

686
00:50:51,003 --> 00:50:51,921
‫ممنون.

687
00:50:55,633 --> 00:50:58,678
‫مادر، می‌خواید گلدون رو
‫بذارید اتاق بویون؟

688
00:50:58,761 --> 00:51:00,680
‫کمک می‌کنه گل‌ها
‫بوی بیشتری ساتع کنن.

689
00:51:00,763 --> 00:51:04,433
‫خواهرت نابیناست، پس باید
‫حداقل از بوی گل‌ها لذت ببره.

690
00:51:48,728 --> 00:51:50,062
‫چطور جرأت کردی بهش دست بزنی!

691
00:51:50,146 --> 00:51:51,981
‫توی اتاق دخترم چیکار می‌کنی؟

692
00:51:56,861 --> 00:51:58,279
‫با من اومده.

693
00:51:58,362 --> 00:51:59,822
‫حتما راهش رو گم کرده.

694
00:52:00,406 --> 00:52:02,658
‫مودوک، اینجا چیکار می‌کردی؟

695
00:52:04,952 --> 00:52:06,120
‫متأسفم.

696
00:52:07,913 --> 00:52:10,082
‫تو رو خدا کمکم کن،
‫فقط همین یه بار.

697
00:52:11,417 --> 00:52:13,002
‫خواهش می‌کنم برو.

698
00:52:13,085 --> 00:52:14,920
‫اجازه‌ی ورود به اینجا ندارید.

699
00:52:15,004 --> 00:52:16,714
‫باشه. بریم.

700
00:52:20,301 --> 00:52:22,136
‫قول میدم برم پیشش.

701
00:52:24,597 --> 00:52:25,681
‫چویون.

702
00:52:26,349 --> 00:52:29,935
‫به خدمتکارها بگو
‫اتاق بویون رو دوباره تمیز کنن.

703
00:52:30,686 --> 00:52:32,480
‫بله، مادر.

704
00:53:00,216 --> 00:53:01,217
‫سویی.

705
00:53:02,218 --> 00:53:04,011
‫این مرد پدرته.

706
00:53:04,970 --> 00:53:06,097
‫پدرم؟

707
00:53:07,014 --> 00:53:09,433
‫پدری که حاضره بدل دخترش رو
‫ببره خونه‌ش؟

708
00:53:12,812 --> 00:53:16,440
‫من پدر جین بویون نیستم.

709
00:53:17,942 --> 00:53:20,986
‫پدر تنی جین بویون
‫یه نفر دیگه ست.

710
00:53:33,624 --> 00:53:36,335
‫برای اینکه به‌عنوان دختر
‫خانواده‌ی جین پذیرفته بشی،

711
00:53:36,418 --> 00:53:38,295
‫باید بتونی در جینیون رو باز کنی.

712
00:53:38,379 --> 00:53:41,799
‫و برای این‌کار باید خون خانواده‌ی
‫جین در رگ‌هات جریان داشته باشه.

713
00:53:45,678 --> 00:53:47,012
‫این چیه؟

714
00:53:47,096 --> 00:53:50,432
‫یه کرم که خون یکی از اعضای دخترِ
‫خانواده‌ی جین رو مَکیده.

715
00:54:12,413 --> 00:54:14,331
‫این خون چویونه،

716
00:54:15,332 --> 00:54:16,876
‫دختر عزیزم.

717
00:54:18,752 --> 00:54:20,921
‫می‌خواید با اون چیکار کنید؟

718
00:54:21,005 --> 00:54:22,423
‫دستت رو بده.

719
00:54:24,592 --> 00:54:26,176
‫گفتم دستت رو بده.

720
00:55:09,637 --> 00:55:12,806
‫حالا خون خانواده ی جین
‫در رگ هات در جریانه.

721
00:55:13,891 --> 00:55:16,310
‫اگر از افسونگری استفاده
‫نکنم تا زنده نگهش دارم،

722
00:55:16,393 --> 00:55:19,271
‫اون کرم شروع می‌کنه
‫از درون می‌خورتت.

723
00:55:20,606 --> 00:55:22,191
‫اگه سعی کنی ازم فرار کنی،

724
00:55:23,025 --> 00:55:25,319
‫اون کرم زنده‌زنده می‌خورتت.

725
00:55:32,409 --> 00:55:35,079
‫اون اتاق مال دخترشه که
‫ده سال پیش مُرده.

726
00:55:36,246 --> 00:55:37,831
‫ظاهرا غرق شده و مُرده.

727
00:55:38,582 --> 00:55:41,126
‫ولی بانو جین هنوز
‫فکر می‌کنه ممکنه برگرده.

728
00:55:42,711 --> 00:55:43,921
‫زن جیگرسوخته‌ایه،

729
00:55:44,880 --> 00:55:46,548
‫پس ببخشش که بهت سیلی زد.

730
00:55:49,676 --> 00:55:52,721
‫امکانش هست اون
‫دختر نابینا بوده باشه؟

731
00:55:53,639 --> 00:55:55,933
‫بله، نابینا بود.

732
00:55:57,226 --> 00:55:59,436
‫صاحب بدن منم
‫قبلا نابینا بود.

733
00:56:00,229 --> 00:56:02,564
‫ممکنه بخاطر این بوده باشه
‫که توی اتاق بویون یه چیزی حس کردم؟

734
00:56:20,040 --> 00:56:23,168
‫استاد لی می‌خواست
‫تنهایی با شاهزاده حرف بزنه.

735
00:56:23,794 --> 00:56:24,795
‫که اینطور.

736
00:56:29,967 --> 00:56:32,928
‫رهبر ازمون خواسته شما رو
‫تا سونگریم همراهی کنیم.

737
00:56:33,512 --> 00:56:35,514
‫فقط منو؟ چرا؟

738
00:56:35,597 --> 00:56:36,598
‫باهامون بیاید.

739
00:56:47,109 --> 00:56:48,694
‫باز دوباره اینجا زندانی‌ام؟

740
00:56:49,194 --> 00:56:51,029
‫- چه خبره؟
‫- این...

741
00:56:51,738 --> 00:56:53,073
‫به ما گفتن چیزی نگیم.

742
00:56:53,866 --> 00:56:55,075
‫منتظر باشید تا خودش بیاد.

743
00:57:04,793 --> 00:57:08,046
‫مودوک نزدیک جسدها دیده شده،
‫پس درک می‌کنم که چرا دنبال اون هستید.

744
00:57:08,130 --> 00:57:10,632
‫ولی ارباب جوان جانگ چرا؟
‫اون که توی کاخ بود.

745
00:57:12,009 --> 00:57:14,553
‫رهبر سونگریم توی
‫سرش چی می‌گذره؟

746
00:57:14,636 --> 00:57:15,637
‫منم نمی‌دونم.

747
00:57:18,265 --> 00:57:19,308
‫یول.

748
00:57:19,391 --> 00:57:21,518
‫مودوک هرگز کسی رو نمی‌کُشه.

749
00:57:22,144 --> 00:57:23,228
‫درسته؟

750
00:57:26,315 --> 00:57:28,483
‫می‌شه یه نگاهی
‫به جسدها بندازم؟

751
00:57:41,371 --> 00:57:43,248
‫یه شمشیرزن ماهر این‌کارو کرده.

752
00:57:43,874 --> 00:57:45,500
‫امکان نداره کارِ مودوک بوده باشه.

753
00:57:47,127 --> 00:57:48,712
‫ولی اون قاتله، ناکسو.

754
00:57:49,671 --> 00:57:51,423
‫امکانش هست این افراد رو کُشته باشه.

755
00:57:56,595 --> 00:57:59,514
‫برای این‌کارم دلیل خوبی دارم،

756
00:57:59,598 --> 00:58:01,016
‫پس برو رد کارت.

757
00:58:04,603 --> 00:58:07,439
‫- همون خلافکارهان.
‫- می‌شناسیدشون؟

758
00:58:09,733 --> 00:58:11,985
‫یه مدت قبل
‫باهاشون جنگیده بودم.

759
00:58:17,240 --> 00:58:19,785
‫می‌شه الان جسدهاشون رو ببرم
‫و براشون مراسم ختم بگیرم؟

760
00:58:26,333 --> 00:58:28,460
‫چی باعث شده مالک چویسونرا
‫بیاد اینجا؟

761
00:58:28,543 --> 00:58:30,045
‫کسی مُرده؟

762
00:58:30,128 --> 00:58:32,589
‫نگهبان‌هامون کُشته شدن.

763
00:58:45,894 --> 00:58:47,270
‫ارباب جوان پارک.

764
00:58:47,354 --> 00:58:49,272
‫پیش‌خدمت کیم بهم گفت
‫چه اتفاقی افتاده.

765
00:58:51,191 --> 00:58:52,567
‫بانوی جوان جین.

766
00:58:53,568 --> 00:58:55,195
‫خواهش می‌کنم
‫به مودوک کمک کن.

767
00:59:03,078 --> 00:59:05,831
‫من رفتم مسافرخونه تا
‫از دلال بلیت بخرم.

768
00:59:07,666 --> 00:59:09,543
‫و مودوک رو اونجا دیدم.

769
00:59:11,628 --> 00:59:12,671
‫ولی البته که

770
00:59:12,754 --> 00:59:16,550
‫اولین‌بارم بود پام رو همچین
‫جایی می‌ذاشتم.

771
00:59:17,134 --> 00:59:18,218
‫می‌دونم.

772
00:59:19,052 --> 00:59:22,806
‫یه‌کم باهم حرف زدیم،
‫و درست بعدش مودوک رفت داخل،

773
00:59:22,889 --> 00:59:24,850
‫بعدش هم اومدن شما رو دیدم، سرورم.

774
00:59:25,767 --> 00:59:30,230
‫و البته که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫شما رو اونجا ببینم.

775
00:59:31,898 --> 00:59:33,066
‫می‌دونم.

776
00:59:36,528 --> 00:59:37,946
‫با توجه به شرایط،

777
00:59:38,989 --> 00:59:43,076
‫امکان نداره مودوک وقت کافی می‌داشته
‫که همه‌ی اون افراد رو بکُشه.

778
00:59:44,119 --> 00:59:47,330
‫اخیرا یه دختره رفته بوده چویسونرا
‫و دنبال مودوک می‌گشته،

779
00:59:47,414 --> 00:59:48,874
‫تظاهر می‌کرده یه جادوگره.

780
00:59:48,957 --> 00:59:50,459
‫مالک چویسونرا فکر می‌کنه

781
00:59:50,542 --> 00:59:54,504
‫اون ممکنه سویی بوده باشه، همون دختری
‫که دلال درباره‌ش هشدار داده بود.

782
00:59:54,588 --> 00:59:56,965
‫من یه بار یه دختره رو دیده بودم
‫که با اون خلافکارها درگیر شده بود.

783
00:59:58,300 --> 00:59:59,551
‫دلال مُرده،

784
00:59:59,634 --> 01:00:00,927
‫خلافکارها، و نگهبان‌ها.

785
01:00:01,803 --> 01:00:04,055
‫همه‌شون یه ربطی به
‫اون دختره، سوئی داشتن.

786
01:00:04,139 --> 01:00:05,974
‫اون جیب‌بُر، سویی،
‫مشکوک به‌نظر میاد.

787
01:00:06,850 --> 01:00:09,102
‫در هر صورت، این یعنی
‫مودوک بی‌گناهه.

788
01:00:10,645 --> 01:00:11,688
‫بسیارخب.

789
01:00:12,689 --> 01:00:17,277
‫منم فکر نمی‌کردم اون مودوک
‫بتونه مرتکبِ قتل بشه.

790
01:00:17,360 --> 01:00:21,489
‫می‌دونستم. شما هم می‌دونستید که اون مودوک
‫امکان نداره همچین کاری بکنه، مگه نه؟

791
01:00:21,573 --> 01:00:25,118
‫پس حالا دیگه می‌شه
‫یوکی و مودوک رو آزاد کنید؟

792
01:00:25,202 --> 01:00:27,454
‫دلیل اینکه جفت‌شون رو زندانی کردم

793
01:00:28,330 --> 01:00:30,290
‫این بود که درباره‌ی
‫یه چیز دیگه ازشون سؤال بپرسم.

794
01:00:31,333 --> 01:00:32,834
‫از اینجا به بعد خودم
‫ترتیبش رو میدم.

795
01:00:32,918 --> 01:00:34,044
‫می‌تونید برید.

796
01:00:34,127 --> 01:00:35,295
‫بسیارخب.

797
01:00:54,230 --> 01:00:55,482
‫سرورم.

798
01:00:56,232 --> 01:00:58,860
‫این چه کاریه؟
‫حداقل بهم بگید موضوع چیه.

799
01:00:59,653 --> 01:01:02,113
‫مودوک مرتکبِ قتل شده.

800
01:01:05,241 --> 01:01:06,242
‫چی...

801
01:01:06,326 --> 01:01:09,412
‫کسایی که درباره گذشته‌ ش
‫اطلاعات داشتن رو کُشته.

802
01:01:12,582 --> 01:01:16,628
‫بهم بگو ببینم اون چیه که تو
‫و مودوک دارید ازم قایم می‌کنید.

803
01:01:17,796 --> 01:01:20,256
‫اگه حرف‌هات با حرف‌های
‫مودوک مطابقت نداشته باشه،

804
01:01:20,840 --> 01:01:23,176
‫نمی‌تونی از این
‫اتاق مخفی خارج بشی.

805
01:01:24,010 --> 01:01:25,762
‫و مودوک هم می‌میره.

806
01:01:47,075 --> 01:01:48,618
‫سرورم، گوش کنید...

807
01:01:48,702 --> 01:01:50,036
‫موضوع ربطی به قتل‌ها نداره.

808
01:01:51,996 --> 01:01:53,957
‫یوکی رازت رو بهم گفت.

809
01:01:55,250 --> 01:01:56,501
‫اون همه‌چی رو بهم گفت.

810
01:02:00,088 --> 01:02:04,008
‫اگه تو هم حقیقت رو بهم بگی،
‫می‌ذارم زنده بمونی.

811
01:02:05,135 --> 01:02:06,302
‫گرچه،

812
01:02:06,386 --> 01:02:09,472
‫اگه یه کدوم از حرف‌هات با
‫حرف‌های اون فرق داشته باشه،

813
01:02:11,391 --> 01:02:12,851
‫خواهی مُرد.

814
01:02:21,776 --> 01:02:23,653
‫اگه فهمیده بود
‫یه تغییردهنده‌ی روحه،

815
01:02:23,737 --> 01:02:25,697
‫اینطوری وقت تلف نمی‌کرد.

816
01:02:25,780 --> 01:02:28,366
‫می‌خواد با دونه‌دونه بازجویی‌کردن‌مون
‫امتحان‌مون کنه.

817
01:02:29,200 --> 01:02:31,536
‫جفت‌مون باید یه چیز رو بگیم.

818
01:02:33,329 --> 01:02:36,583
‫یوکی به این سؤال
‫چه جوابی میده؟

819
01:02:36,666 --> 01:02:40,503
‫یه راز که مطمئن باشیم
‫جفت‌مون یه چیز مشابه می‌گیم.

820
01:02:40,587 --> 01:02:45,175
‫یه راز که مخفی باشه ولی
‫درصورت فاش‌شدن منو به کُشتن نده.

821
01:02:48,261 --> 01:02:49,721
‫حقیقت رو بهتون میگم.

822
01:02:49,804 --> 01:02:51,181
‫رازم رو بهتون میگم.

823
01:02:58,855 --> 01:03:00,315
‫چی شد؟

824
01:03:01,316 --> 01:03:03,276
‫هرجفت مودوک و یوکی

825
01:03:04,152 --> 01:03:05,278
‫می‌تونن آزاد بشن.

826
01:03:05,778 --> 01:03:08,823
‫چی گفتن؟
‫حرف‌هاشون باهمدیگه مطابقت داشت؟

827
01:03:12,035 --> 01:03:15,038
‫هرجفت‌شون یه چیز رو گفتن.

828
01:03:44,525 --> 01:03:47,403
‫- بیرون اومدی.
‫- تو هم همینطور.

829
01:03:47,987 --> 01:03:50,865
‫- خوشحالم که حالت خوبه.
‫- بله، منم همینطور.

830
01:03:50,949 --> 01:03:52,784
‫خدا رو شکر جفت‌مون
‫یه چیز رو گفتیم.

831
01:03:54,327 --> 01:03:55,828
‫تو چی گفتی؟

832
01:03:55,912 --> 01:03:57,622
‫اینکه هرجفت‌مون بیرون اومدیم...

833
01:03:58,998 --> 01:04:01,000
‫یعنی تو هم همون چیزی رو
‫گفتی که من گفتم.

834
01:04:05,964 --> 01:04:09,425
‫اونا رو جداگانه زندانی کردی
‫تا بفهمی چی رو دارن قایم می‌کنن.

835
01:04:09,509 --> 01:04:11,427
‫گمونم یه حرفی از زیرِ
‫زبون‌شون بیرون کِشیدی.

836
01:04:11,511 --> 01:04:12,345
‫تعریف کن ببینم.

837
01:04:12,428 --> 01:04:14,806
‫چه رازی رو داشتن مخفی می‌کردن؟

838
01:04:15,723 --> 01:04:17,141
‫هر دوتاشون...

839
01:04:18,226 --> 01:04:21,688
‫یه رازی رو بهم گفتن
‫که کاملا دهنم رو بست.

840
01:04:24,524 --> 01:04:27,151
‫جفت‌شون یه چیز رو نشونم دادن.

841
01:04:29,070 --> 01:04:30,446
‫حقیقت رو بهتون میگم.

842
01:04:31,364 --> 01:04:32,991
‫سعی کردم نشونش ندم.

843
01:04:34,242 --> 01:04:36,035
‫این چیزی بود که قایمش می‌کردم.

844
01:04:53,678 --> 01:04:55,179
‫آخه می‌دونید...

845
01:04:55,680 --> 01:04:58,057
‫راستش...

846
01:05:05,023 --> 01:05:06,649
‫من به مودوک علاقه‌مندم.

847
01:05:10,486 --> 01:05:12,321
‫من خیلی به
‫ارباب جوان جانگ علاقه‌مندم.

848
01:05:18,703 --> 01:05:21,164
‫پیش خودم فکر کردم اگر اینو بگم
‫مطمئنم که جفت‌مون یه چیز مشابه می‌گیم.

849
01:05:22,999 --> 01:05:25,376
‫اون‌قدر شنیع نبود که
‫منو به کُشتن بده.

850
01:05:25,460 --> 01:05:29,213
‫درسته. کتاب مقررات سونگریم
‫قانونی درباره‌ی

851
01:05:29,297 --> 01:05:31,674
‫زنان و مردان جوانی که
‫عاشق همدیگه میشن نداره.

852
01:05:34,844 --> 01:05:35,678
‫دقیقا.

853
01:05:35,762 --> 01:05:39,807
‫یه ندیمه رو بخاطر اینکه در حد مرگ
‫عاشق صاحبش شده اعدام نمی‌کنن.

854
01:05:41,893 --> 01:05:45,188
‫اینطوری گفتی؟
‫بهش گفتی در حد مرگ عاشقمی؟

855
01:05:46,939 --> 01:05:48,065
‫خب...

856
01:05:48,775 --> 01:05:51,986
‫فقط بخاطر این اغراق کردم
‫چون باید متقاعدش می‌کردم.

857
01:05:55,239 --> 01:05:56,783
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه اینو بگم.

858
01:05:58,159 --> 01:06:01,662
‫چاره‌ای نداشتی جز اینکه اعتراف کنی
‫در حد مرگ عاشقمی.

859
01:06:02,872 --> 01:06:04,582
‫خدایا، حس بدی دارم.

860
01:06:05,291 --> 01:06:07,668
‫من وقتی احساساتم رو بیان کردم
‫این‌قدر شور و شوق به‌خرج ندادم.

861
01:06:08,211 --> 01:06:09,504
‫گمونم باید بیشتر تلاش کنم.

862
01:06:09,587 --> 01:06:10,755
‫فراموشش کن.

863
01:06:12,548 --> 01:06:16,552
‫بخاطر چیز بی‌ثباتی مثل عشق
‫همه‌چی رو به خطر ننداز.

864
01:06:17,887 --> 01:06:19,805
‫اگه بازم اتفاقی
‫مثل این افتاد،

865
01:06:20,556 --> 01:06:22,850
‫و خودت رو توی موقعیت
‫مرگ و زندگی دیدی،

866
01:06:23,935 --> 01:06:25,186
‫بی‌خیال عشق شو...

867
01:06:26,479 --> 01:06:27,688
‫و زندگی رو انتخاب کن.

868
01:06:30,066 --> 01:06:31,692
‫اگه دلت نمی‌خواد بمیری این‌کارو بکن.

869
01:06:32,610 --> 01:06:34,153
‫این یه دستور از استادته.

870
01:06:39,200 --> 01:06:40,326
‫استاد.

871
01:06:41,035 --> 01:06:42,578
‫اگه مُردن برام مهم نباشه چی؟

872
01:06:43,371 --> 01:06:45,790
‫اون‌وقت به عشقم پای‌بند بمونم
‫و همچنان بهت عشق بورزم؟

873
01:06:48,251 --> 01:06:50,378
‫بهت گفتم حاضرم بخاطرت
‫همه‌چی رو به‌خطر بندازم

874
01:06:51,337 --> 01:06:53,130
‫و توی این ماجرا باهم هستیم.

875
01:06:54,507 --> 01:06:56,133
‫من صرف‌نظر از هرچی ادامه میدم.

876
01:06:56,676 --> 01:07:01,138
‫پس تو هم باید همین‌کارو بکنی
‫و پای اعترافت بمونی.

877
01:07:02,682 --> 01:07:04,267
‫در حد مرگ عاشقم باش.

878
01:07:43,764 --> 01:07:47,685
‫اگه یوکی عاشق زنی بشه
‫که نباید بشه،

879
01:07:47,768 --> 01:07:49,186
‫تو چیکار می‌کنی؟

880
01:07:49,270 --> 01:07:53,232
‫اگه قرار باشه به عشقم بهت پای‌بند باشم،
‫باید مطمئن باشم که مال من هستی.

881
01:07:53,315 --> 01:07:55,192
‫چطور جرأت می‌کنی
‫جینیون رو بی‌آبرو کنی؟

882
01:07:55,943 --> 01:07:56,986
‫- این خیلی شوره!
‫- در و تخته باهم جور شدن.

883
01:07:57,069 --> 01:07:58,362
‫چرا عروسی رو کنسل می‌کنن؟

884
01:07:58,446 --> 01:08:00,197
‫من دنبال ساحره چوی می‌گردم.

885
01:08:00,281 --> 01:08:03,117
‫اگه ساحره چوی توسط جادوگرهای
‫چون‌بوگوان شکار شده باشه،

886
01:08:03,200 --> 01:08:06,037
‫بخاطر این دنبالش می‌گردی چون
‫از پدرت کینه به‌دل داره؟

887
01:08:06,120 --> 01:08:08,831
‫اگه اومد، فوراً بهم خبر بده.

888
01:08:08,914 --> 01:08:10,499
‫علی‌رغم اینکه مُرده، هنوز گوانجوئه.

889
01:08:10,583 --> 01:08:12,460
‫خودت رو به اون راه می‌زنی، نه؟

890
01:08:13,127 --> 01:08:15,713
‫باید برات سخت باشه.

891
01:08:15,796 --> 01:08:18,132
‫اگه مجبور شدی این شمشیر رو
‫دربیاری و به‌سمت کسی بگیری،

892
01:08:18,215 --> 01:08:20,509
‫قبل از هرکسی
‫به‌سمت من بگیرش.

893
01:08:22,720 --> 01:08:27,725
W W W . M O V I E S H O . C O M