1
00:00:22,814 --> 00:00:27,819
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:35,702 --> 00:00:37,245
‫اگه مُردن برام مهم نباشه چی؟

3
00:00:37,996 --> 00:00:40,373
‫اون‌وقت به عشقم پای‌بند بمونم
‫و همچنان بهت عشق بورزم؟

4
00:00:42,834 --> 00:00:44,961
‫بهت گفتم حاضرم بخاطرت
‫همه‌چی رو به‌خطر بندازم

5
00:00:45,920 --> 00:00:47,714
‫و توی این ماجرا باهم هستیم.

6
00:00:49,048 --> 00:00:51,176
‫من صرف‌نظر از همه‌چی ادامه میدم.

7
00:00:51,259 --> 00:00:55,722
‫پس تو هم باید همین‌کارو بکنی
‫و پای اعترافت بمونی.

8
00:00:57,307 --> 00:00:59,267
‫در حد مرگ عاشقم باش.

9
00:01:00,267 --> 00:01:10,267
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

10
00:01:13,156 --> 00:01:15,909
‫مودوک، نباید اینطوری خیره نگاه کنی.

11
00:01:15,992 --> 00:01:19,204
‫اگه اینطوری خیره نگاهم کنی
‫هیچ‌کس حرفات رو باورش نمی‌شه.

12
00:01:20,371 --> 00:01:21,915
‫پس بگو ببینم، ارباب جوان.

13
00:01:21,998 --> 00:01:25,960
‫چطوری باید نگاه کنم تا مردم رو
‫متقاعد کنم در حد مرگ عاشقتم؟

14
00:01:27,545 --> 00:01:28,796
‫خب، اولاً...

15
00:01:30,215 --> 00:01:32,425
‫اینطوری خیره شدن به من
‫قطعا مردم رو متقاعد نمی‌کنه.

16
00:01:33,718 --> 00:01:36,095
‫میگن چشم‌های آدم‌های عاشق
‫سرشار از شیرینیه.

17
00:01:38,515 --> 00:01:39,724
‫گمونم این ممکن نیست.

18
00:01:40,934 --> 00:01:42,894
‫خب، چرا گفتی در حد مرگ
‫دوستم داری؟

19
00:01:42,977 --> 00:01:46,272
‫باید در عوض می‌گفتی مقدار
‫ملایمی مجذوبم هستی.

20
00:01:47,899 --> 00:01:50,276
‫گیریم که نهایت تلاشم رو بکنم
‫تا با شیرینی نگاهت کنم

21
00:01:50,360 --> 00:01:52,487
‫و در حد مرگ
‫دوستت داشته باشم.

22
00:01:52,570 --> 00:01:54,656
‫بعدش چه اتفاقی می‌افته؟

23
00:01:54,739 --> 00:01:56,032
‫بعدش؟

24
00:01:56,115 --> 00:01:58,993
‫باید همچنان کورکورانه
‫دوستت داشته باشم

25
00:01:59,077 --> 00:02:01,871
‫درصورتی‌که پیش‌خدمت کیم
‫فکر و ذکرش اینه‌که سعی می‌کنه زنت بده؟

26
00:02:02,956 --> 00:02:06,125
‫پس برای من چه اتفاقی می‌افته؟

27
00:02:06,793 --> 00:02:09,963
‫نگران نباش.
‫فعلا قصد ازدواج ندارم.

28
00:02:10,046 --> 00:02:11,714
‫«قصد ندارم،» آره جون عمه‌ت.

29
00:02:11,798 --> 00:02:14,634
‫بخاطر همین قبول نکردی
‫چای گیاه پرهیزکاری بخوری؟

30
00:02:17,011 --> 00:02:20,181
‫یعنی چیزی که ازم
‫می‌خوای اینه که

31
00:02:20,265 --> 00:02:23,268
‫یه جورایی قول بدم؟

32
00:02:23,351 --> 00:02:25,228
‫اگه قرار باشه به عشقم بهت پای‌بند بمونم،

33
00:02:26,396 --> 00:02:28,773
‫باید مطمئن باشم که مال من هستی.

34
00:02:31,025 --> 00:02:34,988
‫بیا با عجله کاری نکنیم.

35
00:02:35,071 --> 00:02:35,989
‫پس قبول نمی‌کنی.

36
00:02:37,907 --> 00:02:40,785
‫تو چرا همه‌چی رو
‫این‌قدر شلوغش می‌کنی؟

37
00:02:40,868 --> 00:02:43,413
‫من فقط دارم میگم الان
‫نمی‌تونیم توی کارها عجله بکنیم.

38
00:02:43,496 --> 00:02:46,499
‫باید با پیش‌خدمت کیم هم
‫درباره‌اش مشورت کنم.

39
00:02:46,582 --> 00:02:47,583
‫خدای من.

40
00:02:48,501 --> 00:02:49,335
‫پس اصلا بی‌خیال.

41
00:02:50,420 --> 00:02:52,130
‫«چشم‌های سرشار از شیرینی،»
‫چه غلطا.

42
00:02:52,213 --> 00:02:54,799
‫من فقط مثل یه سگ
‫بهت خیره می‌شم.

43
00:02:54,882 --> 00:02:55,967
‫یه سگ؟

44
00:02:56,884 --> 00:02:57,927
‫درسته.

45
00:02:58,011 --> 00:03:01,472
‫یادم رفت یه چیز مهم رو بهت بگم.

46
00:03:02,098 --> 00:03:03,891
‫همون سگه بود.

47
00:03:04,475 --> 00:03:06,019
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

48
00:03:06,102 --> 00:03:09,313
‫اون سگه که توی دانیانگوگ
‫همراه استاد لی بود رو یادته؟

49
00:03:10,106 --> 00:03:11,190
‫ساپسالی؟

50
00:03:11,274 --> 00:03:12,608
‫بله.

51
00:03:13,735 --> 00:03:14,986
‫اون سگ گویگو بود.

52
00:03:18,031 --> 00:03:22,618
‫استاد لی از اولش می‌دونسته
‫که تو یه تغییردهنده‌ی روح هستی.

53
00:03:22,702 --> 00:03:23,870
‫شاید،

54
00:03:24,787 --> 00:03:26,581
‫حتی بدونه که ناکسو هستی.

55
00:03:40,136 --> 00:03:43,723
‫چی باعث شده رهبر جینیون
‫توی این ساعت بیاد سونگریم؟

56
00:03:49,228 --> 00:03:50,938
‫حتما بخاطر تو اینجا اومده.

57
00:03:51,939 --> 00:03:53,065
‫شنیدم که

58
00:03:53,149 --> 00:03:56,611
‫شما گویگو، یکی از عتیقه‌جات جینیون رو
‫امروز برده بودید به کاخ.

59
00:03:56,694 --> 00:03:59,489
‫بخاطر این بود که نشونه‌های
‫افسونگری توی کاخ رو پیدا کنیم.

60
00:03:59,572 --> 00:04:04,076
‫بهتون هشدار داده بودم که جینیون رو
‫دیگه درگیر پرونده‌ی تغییردهنده‌ی روح نکنید.

61
00:04:04,160 --> 00:04:06,329
‫چرا سونگریم هروقت دلش
‫می‌خواد از جینیون استفاده می‌کنه؟

62
00:04:08,623 --> 00:04:10,541
‫خانواده‌های جادوگری
‫عضو «گروه رأی‌گیری»

63
00:04:10,625 --> 00:04:12,293
‫باید تلاش کنن تا
‫جلوی افسونگری رو بگیرن.

64
00:04:12,376 --> 00:04:16,172
‫اگه سونگریم داره در این راستا تلاش می‌کنه،
‫جینیون هم باید پیشنهاد یاری بده.

65
00:04:16,756 --> 00:04:18,424
‫اینطور فکر نمی‌کنید؟

66
00:04:18,508 --> 00:04:21,469
‫پس منظورتون اینه بازم
‫ازمون استفاده می‌کنید.

67
00:04:22,178 --> 00:04:25,056
‫پس من گویگو رو با خودم می‌برم.

68
00:04:26,307 --> 00:04:27,517
‫بهم تحویلش بدید.

69
00:04:28,267 --> 00:04:31,938
‫یا خودم باید دنبالش بگردم؟

70
00:04:32,688 --> 00:04:34,148
‫گویگو همینجاست.

71
00:04:44,575 --> 00:04:47,787
‫گویگو جزو عتیقه‌جاتی بود
‫که استاد سئو گیونگ ساخته بود.

72
00:04:47,870 --> 00:04:49,455
‫بنابراین، برای سونگریم هم هست.

73
00:04:49,539 --> 00:04:51,832
‫چرا باید عتیقه‌جات جینیون
‫برای سونگریم هم باشه؟

74
00:04:51,916 --> 00:04:55,545
‫پس یعنی دارید می‌گید جینیون ‫برای
سونگریم حکم یه جور انبار رو داره؟

75
00:04:55,628 --> 00:04:57,380
‫منظورش این نبود.

76
00:04:57,463 --> 00:05:01,050
‫شما با وقاحت فکر می‌کنید هرچی که
‫توی جینیون هست رو می‌تونید بردارید.

77
00:05:01,133 --> 00:05:03,511
‫بدون اجازه چیزها رو برمی‌دارید
‫و هیچ‌وقت پس‌شون نمی‌دید.

78
00:05:04,095 --> 00:05:05,888
‫حتما مردم سونگریم اینطوری هستن.

79
00:05:08,349 --> 00:05:12,019
‫قبلا هم چیزی مشابه
‫این گفته بودید.

80
00:05:13,729 --> 00:05:17,942
‫اینکه یه جادوگر سونگریم
‫یه چیزی رو از جینیون گرفته.

81
00:05:25,449 --> 00:05:26,909
‫اون جادوگر کی بوده؟

82
00:05:38,087 --> 00:05:40,881
‫درست جلوی چشممه.

83
00:05:41,924 --> 00:05:44,552
‫همونی که یواشکی
‫وارد جینیون شد

84
00:05:44,635 --> 00:05:46,304
‫و گویگو رو دزدید.

85
00:05:47,388 --> 00:05:51,684
‫چطور جرأت می‌کنی به
‫استاد لی بگی دزد!

86
00:05:51,767 --> 00:05:54,645
‫کسی که دزدی می‌کنه رو
‫پس چی بگیم؟

87
00:05:55,313 --> 00:05:57,648
‫مادر، خواهش می‌کنم.

88
00:05:57,732 --> 00:06:01,819
‫این استاد لی بود که گویگو رو
‫از یه محفظه‌ی شکسته

89
00:06:01,902 --> 00:06:03,612
‫ به بدن یه سگ جابجا کرد.

90
00:06:03,696 --> 00:06:05,531
‫خودِ سونگریم بود که
‫محفظه رو شکونده بود.

91
00:06:05,614 --> 00:06:06,782
‫چطور جرأت می‌کنی!

92
00:07:08,511 --> 00:07:10,221
‫مُرده، استاد.

93
00:07:14,099 --> 00:07:15,684
‫داشتم از دخترم محافظت می‌کردم.

94
00:07:15,768 --> 00:07:19,146
‫استاد لی، شما دستور دادید
‫گویگو به ما حمله کنه؟

95
00:07:19,230 --> 00:07:21,816
‫گویگو بخاطر این حمله کرد چون
‫بوی افسونگری به مشامش خورد.

96
00:07:25,945 --> 00:07:27,279
‫پس این یعنی اینکه

97
00:07:29,114 --> 00:07:31,075
‫اثراتی از افسونگری روی
‫بانوی جوان هست.

98
00:07:39,250 --> 00:07:41,961
‫حتما افسونگری کرمی که
خون‌ش رو ‫مَکیده بود رو حس کرده.

99
00:07:48,926 --> 00:07:50,010
‫بانوی جوان جین.

100
00:07:50,970 --> 00:07:52,096
‫آیا تابحال

101
00:07:52,888 --> 00:07:54,557
‫از افسونگری استفاده کردید؟

102
00:08:00,771 --> 00:08:02,982
‫افسونگری؟ مزخرف محضه!

103
00:08:03,065 --> 00:08:04,316
‫اگه نکرده،

104
00:08:04,400 --> 00:08:06,735
‫پس چرا گویگو بهش حمله کرد؟

105
00:08:07,319 --> 00:08:10,364
‫حتما سونگریم داره سعی می‌کنه
‫برای دخترم پاپوش درست کنه.

106
00:08:10,447 --> 00:08:11,949
‫خواهش می‌کنم تمومش کنید!

107
00:08:12,616 --> 00:08:14,368
‫حق با استاد لی‌ـه.

108
00:08:17,955 --> 00:08:19,164
‫یه مدت پیش،

109
00:08:19,957 --> 00:08:23,502
‫من از افسونگری استفاده کردم.

110
00:08:29,592 --> 00:08:33,345
‫ولی برای آسیب زدن
‫به هیچ‌کس نبود.

111
00:08:41,520 --> 00:08:43,564
‫این روزها خیلی محبوبه.

112
00:08:44,940 --> 00:08:48,527
‫یه «افسون عشق»ـه. کمک می‌کنه
‫عشق یه نفر رو به‌دست بیاریم.

113
00:08:54,491 --> 00:08:56,493
‫فکر می‌کنم بخاطر اون بود.

114
00:09:04,001 --> 00:09:07,087
‫به‌نظر میاد دخترمون باعث شده
‫یه سوءتفاهم پیش بیاد.

115
00:09:07,171 --> 00:09:08,255
‫معذرت می‌خوایم.

116
00:09:32,029 --> 00:09:35,824
‫توی بدن این سگ زنده موندی

117
00:09:36,742 --> 00:09:38,452
‫ولی الان دیگه مُردی.

118
00:09:47,211 --> 00:09:50,631
‫دیگه گویگو کاملا از بین رفته.

119
00:09:52,633 --> 00:09:54,051
‫حالا باید چیکار کنم؟

120
00:09:54,802 --> 00:09:58,514
‫تقصیر منه که گویگو مُرده؟

121
00:09:58,597 --> 00:09:59,473
‫چویون!

122
00:10:00,224 --> 00:10:02,601
‫چطور جرأت می‌کنی
‫جینیون رو بی‌آبرو کنی؟

123
00:10:13,195 --> 00:10:14,738
‫گویگو مُرده؟

124
00:10:15,656 --> 00:10:16,698
‫بله.

125
00:10:16,782 --> 00:10:19,618
‫استاد لی گفت فردا در
‫روشنایی روز دفنش می‌کنه.

126
00:10:21,036 --> 00:10:22,871
‫پس این سگ گویگو بود.

127
00:10:26,416 --> 00:10:29,294
‫حتما از اولش می‌دونسته که
‫من یه تغییردهنده‌ی روحم.

128
00:10:30,087 --> 00:10:32,339
‫ولی هیچ‌وقت برای من
‫واق‌واق نکرد.

129
00:10:33,340 --> 00:10:36,760
‫یعنی اونم داشت برام لاپوشونی می‌کرد؟

130
00:10:41,390 --> 00:10:43,016
‫با اینکه مُرده،
‫ولی هنوزم گویگوئه.

131
00:10:44,017 --> 00:10:46,728
‫ممکنه هنوز رگه‌هایی از قدرت‌هاش
‫توش مونده باشه. بهش دست نزن.

132
00:10:55,028 --> 00:10:57,489
‫آدم‌های جینیون رفتن؟

133
00:10:57,573 --> 00:10:59,199
‫الان دارن درباره‌ی
‫یه مسئله‌ی دیگه حرف می‌زنن.

134
00:10:59,783 --> 00:11:00,784
‫یه مسئله‌ی دیگه؟

135
00:11:01,493 --> 00:11:02,995
‫مشخص شد دانگ‌گو و چویون

136
00:11:04,037 --> 00:11:05,247
‫عاشق همدیگه بودن.

137
00:11:06,498 --> 00:11:07,749
‫- چی؟
‫- چی؟

138
00:11:08,792 --> 00:11:12,087
‫این من بودم که عتیقه‌ی
‫جینیون رو نابود کردم

139
00:11:12,170 --> 00:11:14,047
‫پس سونگریم تقصیری نداره.

140
00:11:14,631 --> 00:11:16,550
‫ما دیگه می‌ریم.

141
00:11:17,593 --> 00:11:19,803
‫- بریم.
‫- بله.

142
00:11:19,886 --> 00:11:21,138
‫بانو جین.

143
00:11:21,221 --> 00:11:23,473
‫قبل از رفتن‌تون یه‌کم چای بنوشید.

144
00:11:24,057 --> 00:11:26,268
‫ما باید سوءتفاهمات رو برطرف کنیم
‫و باهم میثاق‌های پرارزش ایجاد کنیم.

145
00:11:26,935 --> 00:11:28,103
‫میثاق ایجاد کنیم؟

146
00:11:28,186 --> 00:11:30,147
‫این دوتا عاشق همدیگه‌ان.

147
00:11:30,230 --> 00:11:32,608
‫اون افسونی که پیاده کردی

148
00:11:32,691 --> 00:11:35,319
‫برای دانگ‌گو بود، درسته؟

149
00:11:37,696 --> 00:11:39,948
‫بله. من مسبب همه‌ی اینا هستم.

150
00:11:40,532 --> 00:11:42,284
‫چویون هیچ‌ کار اشتباهی
‫انجام نداده.

151
00:11:42,367 --> 00:11:43,368
‫ساکت باش.

152
00:11:45,996 --> 00:11:47,706
‫منم به‌تازگی فهمیدم.

153
00:11:47,789 --> 00:11:49,583
‫حرف‌های مضحک می‌زد که

154
00:11:49,666 --> 00:11:52,419
‫وقتی دختر مرحوم‌تون برگرده
‫چطوری باهمدیگه خواهند بود

155
00:11:52,502 --> 00:11:54,254
‫پس منم مجازاتش کردم.

156
00:11:54,338 --> 00:11:57,382
‫دختر مرحومم؟
‫بویون زنده ست و ما پیداش می‌کنیم.

157
00:11:58,842 --> 00:12:01,470
‫واقعا باور دارید
‫جین مو پیداش می‌کنه؟

158
00:12:02,095 --> 00:12:04,973
‫اون شما رو گول زده.

159
00:12:05,557 --> 00:12:07,934
‫این جین مو بوده که بهتون گفته توی
‫این ساعت سونگریم رو بذارید روی سرتون

160
00:12:08,018 --> 00:12:09,853
‫و دنبال گویگو بگردید؟

161
00:12:09,936 --> 00:12:12,147
‫به شما گفتم توی کارهای
‫ما دخالت نکنید.

162
00:12:12,731 --> 00:12:15,567
‫بسه دیگه، بیاید دعوا نکنیم.

163
00:12:15,650 --> 00:12:18,779
‫اگه بویون پیدا بشه
‫خبر فوق‌العاده‌ایه.

164
00:12:18,862 --> 00:12:22,407
‫بانو جین هم دل‌شون نمی‌خواد
‫با سونگریم دشمن‌ بشن.

165
00:12:23,492 --> 00:12:26,912
‫بیاید مثل قدیما
‫دوستانه رفتار کنیم.

166
00:12:26,995 --> 00:12:28,455
‫خدا رو چه دیدی؟

167
00:12:28,538 --> 00:12:32,167
‫شاید چویون و دانگ‌گو
‫دوتا خانواده رو باهم متحد کردن.

168
00:12:32,250 --> 00:12:33,585
‫با احترام رد می‌کنم.

169
00:12:33,668 --> 00:12:36,380
‫چویون خواستگار بهتری خواهد داشت.

170
00:12:37,881 --> 00:12:41,802
‫کی از خانواده‌ی پارک
‫از سونگریم بهتره؟

171
00:12:41,885 --> 00:12:43,428
‫یک دختر خانواده‌ی جین

172
00:12:43,512 --> 00:12:46,264
‫به اندازه‌ای خوب هست
‫که عروس شاهزاده بشه.

173
00:12:47,808 --> 00:12:48,767
‫مادر.

174
00:12:48,850 --> 00:12:50,435
‫داری چی میگی؟

175
00:12:51,395 --> 00:12:52,604
‫من نمی‌خوام.

176
00:12:53,397 --> 00:12:55,482
‫شاهزاده نامهربونه.

177
00:12:55,565 --> 00:12:58,026
‫- من ازش خوشم نمیاد.
‫- چویون.

178
00:12:58,693 --> 00:13:00,654
‫دلم می‌خواد با کسی
‫ازدواج بکنم که دوستش دارم.

179
00:13:02,197 --> 00:13:03,031
‫بله.

180
00:13:03,657 --> 00:13:05,575
‫من کسی هستم که
‫اون دوست داره.

181
00:13:05,659 --> 00:13:06,701
‫دانگ‌گو!

182
00:13:12,624 --> 00:13:13,792
‫خونه صحبت می‌کنیم.

183
00:13:17,170 --> 00:13:18,880
‫دستش رو ول کن
‫و دنبالم بیا.

184
00:13:20,966 --> 00:13:22,676
‫فعلا دستش رو ول کن.

185
00:13:22,759 --> 00:13:24,594
‫دستش رو ول کن
‫تا بتونه بره.

186
00:13:25,887 --> 00:13:27,430
‫دستش رو ول کن.

187
00:13:27,514 --> 00:13:28,598
‫ولش کن!

188
00:13:37,732 --> 00:13:38,733
‫چویون.

189
00:13:38,817 --> 00:13:41,736
‫اگه می‌خوای حرف گوش نکنی،
‫دیگه لازم نیست خونه بیای.

190
00:13:50,912 --> 00:13:53,707
‫فکر کنم به صلاحه که ما بریم.

191
00:13:56,418 --> 00:13:58,044
‫با ما خونه نمیای؟

192
00:13:58,128 --> 00:14:00,589
‫این‌دفعه دیگه به حرفِ
‫مامان گوش نمیدم.

193
00:14:01,840 --> 00:14:03,383
‫خواهش می‌کنم درک کنید، پدر.

194
00:14:05,886 --> 00:14:08,555
‫هروقت عصبانیت مادرت فروکش کرد،
‫بهت خبر میدم.

195
00:14:10,765 --> 00:14:12,142
‫لطفا یه مدت مواظبش باش.

196
00:14:12,893 --> 00:14:13,810
‫چشم.

197
00:14:23,236 --> 00:14:26,031
‫عمو جان، بابت دردسری که
‫درست کردم متأسفم.

198
00:14:26,114 --> 00:14:27,699
‫ولی من از بانوی خودم
‫محافظت می‌کنم.

199
00:14:27,782 --> 00:14:28,617
‫برو بیرون!

200
00:14:38,835 --> 00:14:42,005
‫حالا باید کجا بریم؟

201
00:14:44,132 --> 00:14:45,383
‫نمی‌دونم.

202
00:14:48,887 --> 00:14:50,930
‫از اونجایی که بهمون
‫گفت بریم بیرون،

203
00:14:51,014 --> 00:14:53,850
‫می‌تونیم بریم یه مسافرخونه و...

204
00:14:54,517 --> 00:14:56,394
مسافرخونه؟
‫- جان؟

205
00:14:58,772 --> 00:14:59,939
‫منظورم این نبود!

206
00:15:00,023 --> 00:15:02,859
‫البته که یه دونه اتاق نه،
هرکدوم ‫اتاق‌های جداگونه می‌گیریم.

207
00:15:06,112 --> 00:15:08,490
‫من از مسافرخونه‌ها خوشم نمیاد.

208
00:15:10,241 --> 00:15:13,161
‫فعلا جای دیگه‌ای
‫برای رفتن نیست.

209
00:15:13,244 --> 00:15:14,746
‫و هوا داره سرد می‌شه...

210
00:15:15,497 --> 00:15:16,539
‫سرده...

211
00:15:19,042 --> 00:15:20,335
‫کجا می‌تونیم بریم؟

212
00:15:20,418 --> 00:15:21,795
‫ارباب جوان پارک!

213
00:15:23,213 --> 00:15:26,549
‫گفتن ارباب جوان جانگ آزاد شده،
‫ولی توی اتاقش نیست.

214
00:15:26,633 --> 00:15:27,967
‫اونو ندیدید؟

215
00:15:32,889 --> 00:15:34,891
‫مشکلی پیش اومده؟

216
00:15:38,019 --> 00:15:40,105
‫- پیش‌خدمت کیم...
‫- چیه؟

217
00:15:40,188 --> 00:15:41,189
‫پیش‌خدمت کیم.

218
00:15:41,272 --> 00:15:43,191
‫لطفا ولم کنید، ارباب جوان پارک.

219
00:15:43,942 --> 00:15:46,486
‫بانوی جوان جین؟
‫جریان چیه؟

220
00:15:46,569 --> 00:15:48,196
‫پیش‌خدمت کیم...

221
00:15:48,279 --> 00:15:50,740
‫گویگو که باعث جنجال
‫در کاخ شده بود،

222
00:15:50,824 --> 00:15:54,536
‫حین اینکه بانو جین داشت سعی
‫می‌کرد پسش بگیره، نابود شد.

223
00:15:54,619 --> 00:15:56,371
‫گویگو نابود شد؟

224
00:15:56,454 --> 00:15:58,331
‫چرا باید چیزی رو که افسونگری رو
‫ردیابی می‌کنه نابود کنه؟

225
00:15:58,415 --> 00:16:00,792
‫ردیابی افسونگری فقط یه بهانه بود.

226
00:16:00,875 --> 00:16:03,837
‫اون عتیقه‌ای بود که سونگریم ازش برای
‫تهدید خانواده‌ی سلطنتی استفاده می‌کرد.

227
00:16:04,421 --> 00:16:06,047
‫حق با جین موئه.

228
00:16:06,131 --> 00:16:09,676
‫سونگریم می‌خواست خودنمایی کنه
‫که از ما قدرتمندتره.

229
00:16:10,969 --> 00:16:12,846
‫تحت پوشش اینکه می‌خواد
‫افسونگری رو از بین ببره،

230
00:16:12,929 --> 00:16:15,432
‫سونگریم می‌تونه جادوگران
‫«گروه رأی‌گیری» رو بسیج کنه

231
00:16:15,515 --> 00:16:17,475
‫تا پادشاهی رو سرنگون کنه.

232
00:16:18,184 --> 00:16:20,437
‫بخاطر همین بود که به
‫«ستاره‌ی پادشاهی» اشاره کردن؟

233
00:16:20,520 --> 00:16:23,565
‫که به من هشدار بدن
‫می‌تونن سرنگونم کنن؟

234
00:16:24,524 --> 00:16:27,360
‫دلیل اینکه استاد لی به ستاره‌ی پادشاهی
‫اشاره کرد این بود که توضیح بده

235
00:16:27,444 --> 00:16:30,989
‫کسی مثل استاد سئو گیونگ خواهد اومد
‫تا ما رو از دوران سخت نجات بده.

236
00:16:31,072 --> 00:16:32,949
‫بخاطر تهدید ما نبود.

237
00:16:33,032 --> 00:16:36,327
‫اگه کسی که ما رو نجات میده
‫بخواد فرمانروایی هم بکنه چی؟

238
00:16:37,203 --> 00:16:38,580
‫فکر می‌کنی بتونی جلوشو بگیری؟

239
00:16:40,165 --> 00:16:41,749
‫گوانجو جانگ گانگ از چون‌بوگوان

240
00:16:41,833 --> 00:16:43,543
‫پیش‌بینی کرد که
‫ستاره‌ی پادشاهی پدیدار می‌شه.

241
00:16:44,127 --> 00:16:45,628
‫استاد لی هم همین رو گفت.

242
00:16:47,130 --> 00:16:50,049
‫سونگریم هم از این
‫مسئله اطلاع داره؟

243
00:16:57,473 --> 00:17:02,061
‫اون سعی کرد با عروس‌های پرشمارش
‫یه پسر با انرژی برای پادشاهی بیاره.

244
00:17:02,145 --> 00:17:04,647
‫حالا داره سعی می‌کنه یکی رو
‫از سونگریم پیدا کنه.

245
00:17:05,440 --> 00:17:07,734
‫طبیعیه که پادشاه
‫این‌قدر احساس ترس بکنن.

246
00:17:08,902 --> 00:17:10,403
‫برای خاندان سلطنتی "گو"

247
00:17:10,486 --> 00:17:13,615
‫وجود ستاره‌ی پادشاهی می‌تونه
‫نشانه‌ای از براندازی باشه.

248
00:17:20,747 --> 00:17:21,831
‫«براندازی»؟

249
00:17:22,707 --> 00:17:25,585
‫مردم دایهو به بهشت ‌ها
‫اعتقاد دارن

250
00:17:26,252 --> 00:17:28,922
‫ولی یه سلطنت چندصد ساله
‫به این راحتی‌ها برانداخته نمی‌شه.

251
00:17:29,005 --> 00:17:31,674
‫خیلی مضحکه که فکر کنیم
‫کسی بتونه بخاطر یه صور فلکی

252
00:17:31,758 --> 00:17:33,092
‫پادشاه بشه.

253
00:17:33,176 --> 00:17:35,887
‫اگه طرف اهل سونگریم باشه، ممکنه.

254
00:17:37,055 --> 00:17:40,058
‫استاد سئو گیونگ از سونگریم
‫200 سال پیش جهان رو نجات داد.

255
00:17:40,642 --> 00:17:44,896
‫و هنوز داخل دایهو براش
‫ارج و قرب قائلن.

256
00:17:46,356 --> 00:17:49,025
‫اگه کسی در شب ستاره‌ی پادشاهی
‫به‌دنیا اومده باشه، مثل استاد سئو گیونگ،

257
00:17:49,108 --> 00:17:53,780
‫می‌تونه دلیل قانع‌کننده‌ای
‫باشه که پادشاه بشه.

258
00:17:55,657 --> 00:17:57,200
‫پس فکر می‌کنی

259
00:17:58,117 --> 00:18:01,245
‫نگرانی پادشاه ممکنه
‫به حقیقت بپیونده؟

260
00:18:03,790 --> 00:18:05,208
‫نگران نباشید.

261
00:18:06,084 --> 00:18:10,713
‫مادامی که من اینجام،
‫هرگز چنین اتفاقی نمی‌افته.

262
00:18:15,551 --> 00:18:16,719
‫بسیارخب.

263
00:18:16,803 --> 00:18:21,349
‫من مثل پدرم نابخردانه رفتار نمی‌کنم
‫و دائماً با ترس‌ولرز زندگی نمی‌کنم.

264
00:18:25,687 --> 00:18:28,064
‫وقتی گویگو رو تو کاخ بردم،

265
00:18:28,815 --> 00:18:30,733
‫می‌تونستم ببینم که
‫حق با تو بود.

266
00:18:30,817 --> 00:18:34,070
‫ملکه طرفِ جین موئه.

267
00:18:34,153 --> 00:18:38,116
‫ولی فعلا نمی‌تونیم خانواده‌ی
‫سلطنتی رو تحریک کنیم.

268
00:18:38,199 --> 00:18:40,535
‫اگه سونگریم سعی کنه
‫با خانواده‌ی سلطنتی در بیفته،

269
00:18:40,618 --> 00:18:43,705
‫جین مو قطعا از شرایط
‫به‌دنیا اومدن یوکی سوءاستفاده می‌کنه

270
00:18:43,788 --> 00:18:46,124
‫و اونو به دشمن خانواده‌ی
‫سلطنتی تبدیل می‌کنه.

271
00:18:46,874 --> 00:18:49,836
‫به همراهش سونگریم هم
‫دشمن خانواده‌ی سلطنتی محسوب می‌شه

272
00:18:49,919 --> 00:18:51,504
‫بخاطر اینکه اونو پذیرفته.

273
00:18:52,380 --> 00:18:53,923
‫به جانگ گانگ نیاز داریم.

274
00:18:55,258 --> 00:18:57,677
‫جانگ گانگ حقیقت رو می‌دونه.

275
00:18:58,302 --> 00:19:00,722
‫حتما نقطه‌ضعف
‫جین مو رو هم می‌دونه.

276
00:19:00,805 --> 00:19:05,184
‫چطور می‌خوای کسی رو که
‫چند ده ساله سربه‌نیست شده پیدا کنی؟

277
00:19:05,768 --> 00:19:08,271
‫مجبوریم صبر کنیم تا
‫با خواستِ خودش برگرده.

278
00:19:09,313 --> 00:19:13,234
‫شایعات تغییردهنده‌های روح
‫در سراسر دژهای دایهو پخش شده.

279
00:19:13,317 --> 00:19:16,404
‫اگه شایعات رو بشنوه، از نگرانی

280
00:19:16,487 --> 00:19:21,325
‫برای سونگریم و پسرش برمی‌گرده.

281
00:20:00,072 --> 00:20:01,824
‫چون بنده رو احضار کرده بودید اومدم.

282
00:20:01,908 --> 00:20:03,409
‫استاد لی کجاست؟

283
00:20:05,328 --> 00:20:07,538
‫طلوع امروز رفت دانیانگوگ

284
00:20:08,039 --> 00:20:09,498
‫تا ساپسالی رو دفن کنه.

285
00:20:10,082 --> 00:20:11,000
‫چی؟

286
00:20:11,584 --> 00:20:14,545
‫اینجا نیست؟ مگه استاد لی
‫منو احضار نکرده بود؟

287
00:20:14,629 --> 00:20:16,047
‫خودش احضارت کرده بود.

288
00:20:17,840 --> 00:20:19,634
‫بهم گفت اینو بهت بدم.

289
00:20:22,345 --> 00:20:26,599
‫این شمشیر ناکسوی قاتله که از
‫شاهزاده پس گرفته.

290
00:20:27,767 --> 00:20:30,269
‫گفت تو تنها کسی که هستی
‫که می‌تونی این شمشیر رو نگه داری

291
00:20:30,353 --> 00:20:32,063
‫پس بهم گفت بدمش به تو.

292
00:20:33,022 --> 00:20:34,649
‫فقط این شمشیر رو بهم داد؟

293
00:20:35,566 --> 00:20:37,985
‫قبل از رفتن چیزی نگفت؟

294
00:20:38,069 --> 00:20:41,239
‫اون تو رو به شاگردی
‫خودش نگرفته،

295
00:20:41,322 --> 00:20:44,533
‫پس متوجه نمی‌شم چرا
‫این‌قدر بهت اهمیت میده.

296
00:20:45,034 --> 00:20:46,827
‫تو حتی چای پرهیزکاری هم نمی‌خوری.

297
00:20:49,038 --> 00:20:52,375
‫از پارک جین شنیدم که
‫خاطرخواه یه دختر شدی.

298
00:20:53,000 --> 00:20:54,710
‫اگر عاشق مودوک بودی،

299
00:20:54,794 --> 00:20:56,545
‫چرا برای یون اوکی جلب توجه میکردی؟

300
00:20:58,047 --> 00:21:00,424
‫- من هیچ‌وقت جلب توجه نکردم.
‫- واقعا؟

301
00:21:00,508 --> 00:21:01,842
‫دلِ یون اوکی رو بردی.

302
00:21:01,926 --> 00:21:04,804
‫چطوری تونستی دلِ استاد لی رو ببری؟

303
00:21:04,887 --> 00:21:06,639
‫من هیچ‌کاری نکردم.

304
00:21:06,722 --> 00:21:09,767
‫فقط بخاطر اینکه یه نفر باهام
‫خوش رفتاری می‌کنه،

305
00:21:09,850 --> 00:21:11,936
‫دلیل نمی‌شه دل‌شونو برده باشم.

306
00:21:13,229 --> 00:21:16,273
‫از این به‌بعد حواست
‫به یون اوکی باشه

307
00:21:16,357 --> 00:21:17,984
‫و به استاد لی هم احترام بذار.

308
00:21:18,067 --> 00:21:19,110
‫بله.

309
00:21:19,193 --> 00:21:22,780
‫استاد لی مثل بقیه‌ی استادهای
‫سونگریم کوته‌ فکر نیست.

310
00:21:22,863 --> 00:21:26,033
‫به‌نظر میاد روشن‌فکر و خیرخواهه.

311
00:21:26,117 --> 00:21:27,702
‫بهش احترام می‌ذارم.

312
00:21:28,536 --> 00:21:31,664
‫روحت هم خبر نداره
‫تا چه حد سختگیر می‌تونه باشه.

313
00:21:32,581 --> 00:21:36,752
‫نسبت به کسانی که
از‫ راه به‌در می‌شن خیلی بی‌رحمه.

314
00:21:36,836 --> 00:21:39,588
‫پس همیشه باید حواست باشه.

315
00:21:39,672 --> 00:21:40,798
‫برش دار و برو.

316
00:21:47,847 --> 00:21:48,931
‫اینو یادم رفت.

317
00:21:49,014 --> 00:21:50,599
‫چیزی نمونده بود باز
‫تو دردسر بیفتم.

318
00:21:50,683 --> 00:21:52,727
‫بهم گفت هروقت
‫شمشیر ناکسو رو بهت دادم

319
00:21:52,810 --> 00:21:55,354
‫این پیام رو بهت بدم.

320
00:22:07,408 --> 00:22:09,452
‫چرا شمشیرم رو به تو داد؟

321
00:22:10,035 --> 00:22:12,246
‫چون که تو پیش منی،

322
00:22:12,997 --> 00:22:14,832
‫شمشیرت هم باید پیش من باشه.

323
00:22:15,750 --> 00:22:18,794
‫بگذریم، این یعنی اون می‌خواد
‫همچنان به روی خودش نیاره.

324
00:22:18,878 --> 00:22:20,212
‫این خوبه.

325
00:22:25,676 --> 00:22:28,429
‫بهم گفت این پیام رو بهت بدم.

326
00:22:33,267 --> 00:22:35,644
‫جانگ یوکی باید
‫مراقب این شمشیر باشه.

327
00:22:35,728 --> 00:22:39,607
‫اگر هرکس سعی کرد از شمشیر
‫استفاده کنه، باید کُشته بشه.

328
00:22:41,734 --> 00:22:43,569
‫اگر در انجام این‌کار شکست بخوره،

329
00:22:45,821 --> 00:22:47,656
‫خودش هم می‌میره.

330
00:22:50,826 --> 00:22:54,830
‫این یه هشدار بود که اگر
‫مودوک ‌به‌عنوان ناکسوی قاتل

331
00:22:55,748 --> 00:22:57,166
‫از این شمشیر استفاده کنه،
‫ما رو می‌کُشه.

332
00:23:01,712 --> 00:23:03,881
‫با اینکه این شمشیر مال منه،
‫ولی غریبه به‌نظر میاد.

333
00:23:05,174 --> 00:23:07,760
‫حتما چون می‌دونه نمی‌تونم ازش
‫استفاده بکنم، گذاشته من زنده بمونم.

334
00:23:08,844 --> 00:23:11,430
‫این یعنی تا وقتی در نقشِ
‫مودوک باشی چیزیت نمی‌شه.

335
00:23:12,223 --> 00:23:14,517
‫اگه به ناکسو تبدیل بشم،
‫توی خطر می‌افتم.

336
00:23:15,559 --> 00:23:17,811
‫به‌محض اینکه سنگ یخ رو
‫پیدا کنم و انرژیم رو به‌دست بیارم،

337
00:23:18,521 --> 00:23:20,606
‫یه عالمه هم دشمن به‌دست میارم.

338
00:23:22,483 --> 00:23:23,984
‫اتفاقی که اون‌موقع برام می‌افته

339
00:23:24,610 --> 00:23:26,111
‫هیچ ربطی به تو نداره.

340
00:23:26,195 --> 00:23:27,154
‫چرا؟

341
00:23:27,863 --> 00:23:30,032
‫چون اون‌موقع دیگه
‫شاگرد و استاد نیستیم؟

342
00:23:30,115 --> 00:23:32,451
‫دیگه دلیلی نداره از من
‫محافظت کنی.

343
00:23:32,534 --> 00:23:34,495
‫همینطور منم دلیلی ندارم
‫بهت رحم کنم.

344
00:23:35,871 --> 00:23:38,290
‫قول و قرارمون از اولش همین بود.

345
00:23:45,965 --> 00:23:47,549
‫پس یه چیز دیگه
‫هم بهم قول بده.

346
00:23:48,259 --> 00:23:50,552
‫از روی وظیفه و وفاداری،

347
00:23:50,636 --> 00:23:54,682
‫و همینطور از روی عشق، می‌تونی
‫یه آرزوی دیگه‌ی منو برآورده کنی.

348
00:23:56,225 --> 00:23:58,018
‫باشه. چیه؟

349
00:23:58,727 --> 00:24:00,271
‫وقتی انرژیت رو دوباره
‫به‌دست آوردی

350
00:24:00,896 --> 00:24:03,440
‫و اگر مجبور شدی اون شمشیر رو
‫دربیاری و رو به کسی بگیری،

351
00:24:04,525 --> 00:24:06,277
‫قبل از هرکس
‫دیگه‌ای رو به من بگیر.

352
00:24:09,321 --> 00:24:10,364
‫اگه منو با شمشیر بزنی،

353
00:24:10,990 --> 00:24:15,786
‫اونطوری من به‌عنوان کسی که
‫قاتل رو آزاد کرد کُشته میشم.

354
00:24:19,540 --> 00:24:20,874
‫حالا که شمشیرت رو پس گرفتی،

355
00:24:21,792 --> 00:24:23,919
‫یه قول دیگه هم بهت میدم.

356
00:24:25,671 --> 00:24:27,548
‫یه چیزی در راستای قولی که

357
00:24:27,631 --> 00:24:31,927
‫می‌خواستی درباره‌ی
‫آینده‌مون ازم بشنوی.

358
00:24:40,352 --> 00:24:43,689
‫من دنبال سنگ یخ می‌گردم
‫تا تو وحشی نشی

359
00:24:45,107 --> 00:24:46,692
‫چون قولِ این‌کارو دادم.

360
00:24:57,870 --> 00:24:59,580
‫زوج فراری

361
00:25:00,622 --> 00:25:02,082
‫توی خونه‌ی من موندن.

362
00:25:03,917 --> 00:25:06,170
‫دانگ‌گو اونجاست؟

363
00:25:08,714 --> 00:25:12,843
‫چرا راهـشون دادی؟

364
00:25:12,926 --> 00:25:14,094
‫اگه راه نمی‌دادم،

365
00:25:14,178 --> 00:25:16,013
‫باید ولشون می‌کردم برن توی شهر

366
00:25:16,096 --> 00:25:19,516
‫تا یه لونه‌ بسازن،
‫و سوژه‌ مردم بشن؟

367
00:25:21,560 --> 00:25:22,770
‫ازت می‌خوام احتیاط کنی

368
00:25:22,853 --> 00:25:25,939
‫و خوب مراقب‌شون باشی.

369
00:25:26,023 --> 00:25:28,442
‫اونا زوج دل‌نشینی هستن.

370
00:25:28,525 --> 00:25:30,277
‫چرا این‌قدر مخالف‌شون هستید؟

371
00:25:30,360 --> 00:25:32,613
‫اونا نمی‌تونن ازدواج کنن.

372
00:25:32,696 --> 00:25:34,490
‫پس انداختیدشون بیرون؟

373
00:25:35,073 --> 00:25:36,909
‫سرورم، باید این عادت‌تون رو ترک کنید.

374
00:25:38,035 --> 00:25:41,497
‫اون شب هم مودوک و ارباب جوان جانگ رو
‫بی‌دلیل زندانی کرده بودید.

375
00:25:41,580 --> 00:25:43,791
‫باید آستانه‌ی تحمل‌تون رو
‫همراه سن‌تون بالا ببرید.

376
00:25:44,374 --> 00:25:45,501
‫چقدر حیف...

377
00:25:47,336 --> 00:25:49,505
‫من به مودوک علاقه‌مندم.

378
00:25:49,588 --> 00:25:52,508
‫من خیلی به
‫ارباب جوان جانگ علاقه‌مندم.

379
00:25:53,383 --> 00:25:54,301
‫پیش‌خدمت کیم.

380
00:25:55,052 --> 00:25:57,513
‫اگر بفهمی

381
00:25:58,889 --> 00:26:01,683
‫یوکی عاشق زنی
‫شده که نباید بشه،

382
00:26:02,351 --> 00:26:03,310
‫مثل دانگ‌گو، چیکار می‌کنی؟

383
00:26:03,393 --> 00:26:05,395
‫تحمل می‌کنی؟

384
00:26:09,942 --> 00:26:13,487
‫ارباب جوان جانگ هرکی رو
‫دوست داشته باشه از نظرم اشکالی نداره.

385
00:26:13,570 --> 00:26:15,322
‫- اینطوریه؟
‫- البته.

386
00:26:18,242 --> 00:26:19,284
‫مطمئنم که همینطوره.

387
00:26:19,910 --> 00:26:21,995
‫مطمئنم که برای تو

388
00:26:22,079 --> 00:26:25,040
‫هم زمان تولد، هم ظاهر،
‫هم سن، و خیلی چیزهای دیگه مهمه.

389
00:26:25,123 --> 00:26:26,708
‫قلب‌ مهم‌ترین چیزه.

390
00:26:27,292 --> 00:26:30,212
‫اگه عاشق بشی،
‫دیگه ظاهر مهم نیست.

391
00:26:30,963 --> 00:26:33,340
‫خب حالا اگه زیبا نباشه
‫مگه چی می‌شه،

392
00:26:33,423 --> 00:26:35,801
‫یا یه اختلاف سنی زیاد داشته باشن؟

393
00:26:41,974 --> 00:26:45,477
‫درباره‌ی خودت هم
‫همین حس رو داری؟

394
00:26:46,645 --> 00:26:47,771
‫آره؟

395
00:26:47,854 --> 00:26:49,022
‫ببخشید؟

396
00:26:52,401 --> 00:26:55,862
‫هرکس که به خوشتیپی
‫جانگ گانگ نباشه

397
00:26:56,780 --> 00:26:58,407
‫و سن خیلی بیشتری داشته باشه

398
00:26:58,490 --> 00:27:01,994
‫آیا هنوزم شانسی داره

399
00:27:03,495 --> 00:27:04,871
‫توی قلبت جا بگیره؟

400
00:27:06,623 --> 00:27:07,749
‫خب...

401
00:27:11,169 --> 00:27:12,713
‫اگه کسی توی قلبم جا بگیره،

402
00:27:14,423 --> 00:27:17,301
‫اون طرف به چشم‌هام خوشتیپ‌تر

403
00:27:17,384 --> 00:27:18,677
‫و جوان‌تر دیده میشه.

404
00:27:31,440 --> 00:27:34,192
‫که اینطور، پیش‌خدمت کیم.

405
00:27:35,485 --> 00:27:36,737
‫متوجه شدم منظورت چیه.

406
00:27:54,463 --> 00:27:59,342
‫خدای من، وقتی ازم پرسید چه احساسی
‫نسبت‌ بهش دارم خیلی روراست بود.

407
00:28:00,761 --> 00:28:02,971
‫منظورش چیه که خوشتیپ نیست؟

408
00:28:03,055 --> 00:28:05,057
‫و فقط دو سال از من بزرگ‌تره.

409
00:28:08,226 --> 00:28:09,936
‫بی‌دلیل نگرانه.

410
00:28:20,572 --> 00:28:24,701
‫چطور می‌تونه به
‫این راحتی جلوی من

411
00:28:24,785 --> 00:28:26,536
‫بگه از استاد لی خوشش میاد؟

412
00:28:30,582 --> 00:28:32,292
‫اون خوشتیپه؟

413
00:28:34,211 --> 00:28:37,631
‫بیشتر از صد سال ازش بزرگ‌تره.

414
00:28:48,099 --> 00:28:49,267
‫دانگ‌گو...

415
00:28:49,935 --> 00:28:51,853
‫پسره‌ی پدرسوخته!

416
00:28:55,649 --> 00:28:56,983
الان،

417
00:28:58,360 --> 00:29:02,113
‫آرزو می‌کنم کاش می‌تونستم بجای چای
‫اون نوشیدنی که عمو توی اتاقش قایم می‌کنه رو

418
00:29:03,281 --> 00:29:04,533
‫بخورم.

419
00:29:04,616 --> 00:29:07,077
‫چی؟ هیچی‌نشده پشیمون شدی؟

420
00:29:07,661 --> 00:29:08,703
‫امکان نداره.

421
00:29:09,371 --> 00:29:12,707
‫فکر کردم می‌تونم
‫از همه‌چی دست بکِشم.

422
00:29:12,791 --> 00:29:15,544
‫بخاطر همین اون روز
‫دستش رو گرفتم و ول نکردم.

423
00:29:17,796 --> 00:29:21,091
‫نمی‌دونستم این ‌قدر یهویی
‫دستم رو می‌گیره.

424
00:29:21,842 --> 00:29:24,761
‫من فقط از این ناراحت بودم که داشتن
‫درباره‌ی ازدواج با شاهزاده حرف می‌زدن.

425
00:29:24,845 --> 00:29:27,264
‫و تنها چیزی که گفتم این بود
‫که من از شاهزاده خوشم نمیاد.

426
00:29:27,889 --> 00:29:30,267
‫ولی اون یهویی دستم رو گرفت

427
00:29:30,350 --> 00:29:31,601
‫یه‌کم ببرش اون‌ور.

428
00:29:34,646 --> 00:29:36,815
‫واقعا نمی‌تونستم دستش رو ول کنم.

429
00:29:36,898 --> 00:29:38,984
‫فقط توی اون لحظه
‫شیفته‌ ش شده بودم.

430
00:29:39,901 --> 00:29:42,571
‫اصلا فکرِ فرار کردن از خونه رو نداشتم.

431
00:29:44,197 --> 00:29:45,865
‫چند وقت اینجا می‌مونید؟

432
00:29:47,409 --> 00:29:49,911
‫به من گفتن تا وقتی شما دوتا
‫اینجائید ازتون پذیرایی کنم.

433
00:29:52,163 --> 00:29:53,623
‫روحمم خبر نداره.

434
00:29:53,707 --> 00:29:55,834
‫دلم نمی‌خواد زیاد اینجا بمونم.

435
00:29:56,710 --> 00:29:59,963
‫اگه بهش بگم باید برگردیم خونه،

436
00:30:00,046 --> 00:30:02,215
‫بی‌مسئولیت به‌نظر میام، مگه نه؟

437
00:30:02,299 --> 00:30:05,218
‫اگه بهش بگم می‌خوام برگردم خونه،
‫دلش می‌شکنه، مگه نه؟

438
00:30:06,261 --> 00:30:07,929
‫- حالا چیکار بکنم؟
‫- حالا چیکار بکنم؟

439
00:30:09,639 --> 00:30:11,182
‫همین به صلاحه.

440
00:30:11,266 --> 00:30:13,351
‫پذیرایی کردن از بانو جین اینجا

441
00:30:13,435 --> 00:30:15,812
‫بهتر از اینه که توی سونگریم
‫به پارک جین بربخورم.

442
00:30:15,895 --> 00:30:20,400
‫اگه سویی مسئول قتلیه که
‫تو هم بهش ربط داری،

443
00:30:21,026 --> 00:30:22,152
‫پس خطرناکه.

444
00:30:22,235 --> 00:30:25,947
‫شاید تو نشناسیش،
‫ولی اون می‌دونه مودوک کیه.

445
00:30:27,866 --> 00:30:30,827
‫چرا سویی راه افتاده و
‫داره مردم رو می‌کشه؟

446
00:30:34,706 --> 00:30:36,875
‫اگه دختر کوری که این
‫افراد بهش گیر داده بودن

447
00:30:36,958 --> 00:30:38,835
‫همون دختری باشه که
‫دلال به اسم سویی می‌شناخت،

448
00:30:39,336 --> 00:30:41,087
‫پس احتمالا خودش
‫شخصا اونا رو نکُشته.

449
00:30:41,171 --> 00:30:42,672
‫حتما کسی رو داشته که
‫کمکش می‌کرده.

450
00:30:42,756 --> 00:30:45,967
‫اگه مقامات این جسدها رو ببرن،
‫قاتل رو می‌گیرن.

451
00:30:46,760 --> 00:30:48,428
‫مودوک راجع‌به سویی اطلاعات داره.

452
00:30:48,511 --> 00:30:50,764
‫باید اونم بفرستیم تا
‫توی تحقیقات کمک کنه.

453
00:30:51,973 --> 00:30:53,683
‫اون سویی رو نمی‌شناسه.

454
00:30:53,767 --> 00:30:56,227
‫اون همون مودوکی نیست که
‫توی روستای ساری زندگی می‌کرد.

455
00:30:56,311 --> 00:30:59,230
‫اینطوری فوراً بهش اتهام
‫وارد میشه و عذاب می‌کشه.

456
00:30:59,314 --> 00:31:02,192
‫اگه نیاز شد خودم
‫شخصا ازش می‌خوام.

457
00:31:09,282 --> 00:31:12,535
‫فکر نمی‌کنم نیازی باشه تو دخالت کنی.
‫به‌نظر میاد یول مسئولیتش رو به‌عهده گرفته.

458
00:31:19,959 --> 00:31:22,754
‫اگه دستیار گوانجو بفهمه اومدی
‫بیرون تو دردسر می‌افتیم.

459
00:31:23,254 --> 00:31:26,007
‫همه‌ی کسایی که منو
‫می‌شناختن کُشته شدن.

460
00:31:26,091 --> 00:31:28,343
‫حتی بعد از اینکه جینیون رفتم هم
‫باید بیرون راه برم.

461
00:31:28,426 --> 00:31:30,553
‫باید تمرین کنم بتونم
‫مثل یه کور راه برم.

462
00:31:31,679 --> 00:31:33,139
‫تو باید هرچی دلت می‌خواد بخری.

463
00:31:33,223 --> 00:31:35,141
‫پول زیادی بهت دادم.

464
00:31:36,684 --> 00:31:38,269
‫بیا بعد از یه مدت برگردیم.

465
00:31:39,604 --> 00:31:40,855
‫صبر کن ببینم.

466
00:31:41,731 --> 00:31:43,983
‫چرا بجای عصا داری از
‫چتر استفاده می‌کنی؟

467
00:31:45,985 --> 00:31:47,153
‫بهش دست نزن.

468
00:31:49,155 --> 00:31:50,532
‫ترجیح میدم
‫از این استفاده کنم.

469
00:32:02,502 --> 00:32:05,380
‫شما برای اثبات بی‌گناهیم
‫کمک کردید.

470
00:32:05,463 --> 00:32:07,757
‫امیدوارم تا وقتی
‫اینجائید راحت باشید.

471
00:32:07,841 --> 00:32:10,093
‫خانواده‌ی جانگ همیشه
‫غذای این شکلی می‌خوره؟

472
00:32:11,344 --> 00:32:12,554
‫خیلی چربه.

473
00:32:15,890 --> 00:32:18,810
‫بله، بانوی جوان.
‫یه غذای دیگه آماده می‌کنم.

474
00:32:28,069 --> 00:32:29,821
‫خیلی شوره!

475
00:32:32,240 --> 00:32:34,200
‫- اینکه شور نیست.
‫- شوره.

476
00:32:34,284 --> 00:32:36,494
‫وقتی غذای شور
‫می‌خورم پف می‌کنم.

477
00:32:39,205 --> 00:32:40,456
‫بله، بانوی جوان.

478
00:32:43,501 --> 00:32:44,586
‫این خیلی سفته.

479
00:32:44,669 --> 00:32:46,504
‫این خیلی شیرینه.

480
00:32:47,714 --> 00:32:49,007
‫این چیه؟

481
00:32:50,258 --> 00:32:52,093
‫این‌قدر نگرانم که
‫اشتهام رو از دست دادم.

482
00:32:54,137 --> 00:32:57,348
‫چرا داره دقیقا مثل
‫یوکی رفتار می‌کنه؟

483
00:32:58,057 --> 00:32:59,350
‫اشتها ندارم.

484
00:32:59,434 --> 00:33:00,935
‫چیزی برای نوشیدن دارید؟

485
00:33:01,019 --> 00:33:02,604
‫مثل نوشیدنی دارچینی یا
‫نوشیدنی برنجی؟

486
00:33:08,109 --> 00:33:10,695
‫لنگه‌ی همدیگه هستن.
‫چرا ازدواج‌شون رو کنسل کردن؟

487
00:33:10,778 --> 00:33:14,282
‫اگه باهمدیگه ازدواج می‌کردن،
‫یکی‌شون توی دعوا می‌مرد.

488
00:33:19,078 --> 00:33:20,246
‫مودوک، نوشیدنی برنج...

489
00:33:20,330 --> 00:33:22,457
‫شیرینه؟ خیلی سرده؟

490
00:33:23,082 --> 00:33:25,209
‫نوشیدنی برنج باید
‫همین باشه دیگه.

491
00:33:25,918 --> 00:33:27,587
‫چرا صدات رو بلند می‌کنی؟

492
00:33:27,670 --> 00:33:29,213
‫از پذیرایی از من خسته شدی؟

493
00:33:30,089 --> 00:33:32,258
‫یعنی می‌گید پذیرایی
‫از شما کار راحتیه؟

494
00:33:34,677 --> 00:33:36,929
‫من وقت‌هایی که استرس دارم،
‫کج‌خُلق میشم.

495
00:33:37,013 --> 00:33:38,973
‫از اینکه توی خونه‌مون
‫نیستم ناراحتم.

496
00:33:39,057 --> 00:33:40,850
‫پس برید خونه.

497
00:33:41,893 --> 00:33:44,646
‫نه. خیلی می‌ترسم.

498
00:33:44,729 --> 00:33:46,689
‫مادرم از دستم خیلی عصبانیه.

499
00:33:48,191 --> 00:33:51,569
‫حتی با اینکه دختر هستی
‫خیلی براش دردسازی.

500
00:33:51,653 --> 00:33:53,571
‫من هیچ‌وقت
‫دختر موردعلاقه‌ش نبودم.

501
00:33:54,739 --> 00:33:56,908
‫خواهرم مایه‌ی افتخار و شادی‌ش بود.

502
00:33:58,785 --> 00:34:00,787
‫با اینکه کور بود،

503
00:34:00,870 --> 00:34:02,872
‫می‌تونست انرژی رو ببینه
‫و عتیقه‌جات رو رتق و فتق کنه.

504
00:34:02,955 --> 00:34:05,708
‫حتی با اون سن کم هم قدرت‌هاش
‫هم‌اندازه‌ی مادرم قوی بود.

505
00:34:05,792 --> 00:34:08,628
‫خب، من شنیدم اعضای خانواده‌ی جین

506
00:34:08,711 --> 00:34:11,506
‫ نسبت‌به ‫قدرت‌های مربوط به طلسم
با قدر‌ت‌های خدادادی بیشتری به‌دنیا میان.

507
00:34:12,090 --> 00:34:14,258
‫منو دیدی که با گویگو کار می‌کردم، نه؟

508
00:34:14,926 --> 00:34:16,469
‫همین شکلیه.

509
00:34:16,552 --> 00:34:18,346
‫یه کاهن خیلی قدرتمند

510
00:34:18,429 --> 00:34:21,849
‫می‌تونه روح‌های مردم رو کنترل کنه
‫و گیرشون بندازه تا ناتوان بشن.

511
00:34:22,767 --> 00:34:25,103
‫- روح رو گیر بندازه؟
‫- بله.

512
00:34:25,186 --> 00:34:27,230
‫اگه یه کاهن قدرت کسی رو گیر بندازه،

513
00:34:27,313 --> 00:34:30,817
‫حتی قدرتمندترین جادوگر هم
‫ناتوان میشه.

514
00:34:32,735 --> 00:34:35,154
‫من شنیدم ساحره‌هایی هستن

515
00:34:35,238 --> 00:34:37,407
‫که می‌تونن حافظه‌ی یه روح رو
‫پاک کنن یا عوض کنن.

516
00:34:37,490 --> 00:34:40,201
‫یه کاهن جینیون
‫تو یه رده‌ی دیگه ست.

517
00:34:40,284 --> 00:34:43,413
‫دختری به قدرتمندی اون چطوری مُرد؟

518
00:34:44,956 --> 00:34:46,499
‫چون که اون عالیه.

519
00:34:48,209 --> 00:34:50,211
‫قطعا زنده ست.

520
00:34:52,046 --> 00:34:53,673
‫بازم می‌بینمش.

521
00:34:59,929 --> 00:35:01,347
‫اگه زنده ست

522
00:35:02,306 --> 00:35:03,724
‫پس مطمئنم که همینطوره.

523
00:35:12,567 --> 00:35:15,528
‫عمو درباره‌ی مودوک
‫تحقیق کرد.

524
00:35:16,112 --> 00:35:19,031
‫از دلال درباره‌ش پرس‌وجو کرد.
‫اینو می‌دونستی؟

525
00:35:19,907 --> 00:35:21,659
‫آره. خودش بهم گفت.

526
00:35:23,661 --> 00:35:26,080
‫بخاطر اتفاق تغییردهنده‌ی روح
‫مشکوک شده بود.

527
00:35:26,664 --> 00:35:27,582
‫حق با توئه.

528
00:35:27,665 --> 00:35:31,961
‫اگه توی کاخ تغییردهنده‌ی روح باشه،
‫شاید توی سونگریم هم باشه.

529
00:35:32,837 --> 00:35:36,674
‫چرا وارث اخراج‌شده‌ی سونگریم
‫نگران چنین چیزیه؟

530
00:35:36,757 --> 00:35:40,887
‫- من کامل اخراج نشدم.
‫- هیچی‌نشده پشیمون شده.

531
00:35:40,970 --> 00:35:41,804
‫هی.

532
00:35:41,888 --> 00:35:44,223
‫دیروز خیلی مطمئن بودی.

533
00:35:46,559 --> 00:35:48,185
‫این یوکیه که همیشه
‫بیرون انداخته میشه.

534
00:35:48,269 --> 00:35:49,687
‫من چرا تو این وضعم؟

535
00:35:49,770 --> 00:35:51,898
‫تو هم بهش عادت می‌کنی.

536
00:35:51,981 --> 00:35:55,192
‫اولین‌بارش خیلی سخته.

537
00:35:56,819 --> 00:35:58,738
‫فقط یول روحش هم
‫خبر نداره ما چه حسی داریم.

538
00:35:58,821 --> 00:35:59,989
‫منظورت چیه؟

539
00:36:00,072 --> 00:36:01,157
‫یول هم بیرون انداخته شده.

540
00:36:01,240 --> 00:36:02,325
‫امکان نداره.

541
00:36:03,034 --> 00:36:05,202
‫اون‌موقع رو یادت میاد که من
‫یه جوهردون روکش طلایی رو شکوندم

542
00:36:05,286 --> 00:36:06,787
‫و همه‌مون باهمدیگه دروغ گفتیم؟

543
00:36:11,918 --> 00:36:15,296
‫عمو خیلی از دستم عصبانی میشه.

544
00:36:15,880 --> 00:36:16,756
‫بیاید قایمش کنیم.

545
00:36:17,715 --> 00:36:19,800
‫دفنش می‌کنیم و تظاهر می‌کنیم
‫هیچی ازش نمی‌دونیم.

546
00:36:20,384 --> 00:36:21,594
‫این‌کار درست نیست.

547
00:36:22,428 --> 00:36:24,722
‫باید راستش رو بگیم
‫و تقاضای بخشش کنیم.

548
00:36:24,805 --> 00:36:27,892
‫اون‌وقت رهبر دانگ‌گو رو
‫حسابی تنبیه می‌کنه.

549
00:36:30,936 --> 00:36:32,938
‫من نمی‌تونم دروغ بگم.

550
00:36:34,482 --> 00:36:36,233
‫چیزی نیست، دانگ‌گو.

551
00:36:37,109 --> 00:36:38,736
‫مطمئنم یه راهی پیدا میشه.

552
00:36:40,946 --> 00:36:44,617
‫آخرسر توافق کنیم هرسه‌تامون
‫لاپوشونی‌ش کنیم.

553
00:36:44,700 --> 00:36:47,119
‫ولی بعدش یول مریض شد.

554
00:36:47,703 --> 00:36:50,665
‫فکر می‌کنم یول خیلی مریضه.

555
00:36:50,748 --> 00:36:51,957
‫منم اینطور فکر می‌کنم.

556
00:36:53,876 --> 00:36:58,214
‫خدای من،
‫چرا یول این‌قدر مریضه؟ چی شده؟

557
00:36:58,798 --> 00:37:02,301
‫شنیدم اشتها نداره
‫و نمی‌تونه خوب بخوابه.

558
00:37:02,385 --> 00:37:03,469
‫چی شده؟

559
00:37:04,845 --> 00:37:07,890
‫یول تاحالا هیچ کار اشتباهی
‫انجام نداده بود.

560
00:37:07,973 --> 00:37:10,393
‫از نگرانی اینکه ممکنه مچ‌مون رو
‫بگیرن مریض شد.

561
00:37:11,227 --> 00:37:14,605
‫آخرسر چون فکر کردیم
‫یول ممکنه بمیره اعتراف کردیم.

562
00:37:14,689 --> 00:37:16,816
‫همه‌مون رو باهمدیگه انداختن بیرون.

563
00:37:16,899 --> 00:37:20,194
‫منو این‌قدر انداختن بیرون
‫که از دستم در رفته.

564
00:37:20,277 --> 00:37:23,823
‫ولی بعید می‌دونم یول بخاطر نگرانی
‫از اینکه مچ‌مون رو بگیرن مریض شده باشه.

565
00:37:25,241 --> 00:37:27,952
‫بخاطر این مریض شد چون می‌دونست
‫کاری که داره انجام میده اشتباهه،

566
00:37:28,619 --> 00:37:31,789
‫و این واقعیت براش سخت‌تر
‫از اون بود که تحمل کنه.

567
00:37:36,127 --> 00:37:38,295
‫اون کسیه که اگه غافلیگر بشه،
‫راه خودشو گم می‌کنه.

568
00:37:40,005 --> 00:37:42,967
‫حتما از این نگران بوده و
‫می‌ترسیده که کاری بکنه که

569
00:37:43,759 --> 00:37:45,261
‫می‌دونسته اشتباهه.

570
00:37:46,846 --> 00:37:48,347
‫فقط برای اینکه
‫از دوست‌هاش محافظت کنه.

571
00:37:53,477 --> 00:37:55,938
‫بله. کاملا یادمه.

572
00:37:57,273 --> 00:37:58,691
‫خیلی عذاب کشیدم.

573
00:37:59,775 --> 00:38:01,694
‫تو بیشتر از اینکه دیگران
‫تنبیهت کنن

574
00:38:01,777 --> 00:38:04,655
‫خودت، خودت رو تنبیه می‌کنی.

575
00:38:04,738 --> 00:38:06,991
‫این یه جور کار اخلاقی والاست؟

576
00:38:07,700 --> 00:38:10,453
‫خدایا، از همون سن کم
‫به این درجه رسیده بودی؟

577
00:38:10,536 --> 00:38:11,579
‫باورنکردنیه.

578
00:38:13,247 --> 00:38:16,000
‫می‌تونید تصور کنید که
‫دفن ‌کردن جوهردون

579
00:38:16,083 --> 00:38:17,501
‫با دوست‌های نابالغم
‫برام چه حسی داشت؟

580
00:38:18,836 --> 00:38:21,338
‫حتی نتونستیم خوب دفنش کنیم.
‫بعدش سریع مچ‌مونو گرفتن.

581
00:38:21,422 --> 00:38:22,715
‫- چی؟
‫- چی؟

582
00:38:22,798 --> 00:38:25,509
‫مچ‌مونو گرفتن؟ تو که گفتی
‫خودمون اعتراف کردیم.

583
00:38:26,093 --> 00:38:28,095
‫دانگ‌گو اشتباه یادشه.

584
00:38:28,179 --> 00:38:29,597
‫ما اعتراف نکردیم.

585
00:38:30,639 --> 00:38:34,059
‫سانگ‌هو جوهردون نصفه دفن‌شده رو
‫پیدا کرد. اینطوری مچ‌مونو گرفتن.

586
00:38:34,685 --> 00:38:35,811
‫راست میگه؟

587
00:38:36,395 --> 00:38:37,897
‫حتما اشتباهاً خاطره‌مون رو با پایان خوش یادمه.

588
00:38:39,273 --> 00:38:41,567
‫فکر کردم کار شرافتمندانه‌ای کردیم.

589
00:38:41,650 --> 00:38:43,235
‫چقدر خجالت‌آور...

590
00:38:43,319 --> 00:38:46,155
‫کجاش خجالت‌آوره؟

591
00:38:46,238 --> 00:38:48,365
‫تو الان یه فراری هستی.

592
00:38:48,449 --> 00:38:51,160
‫حالا بجای دانگ‌هو رهبر
‫بعدی سونگریم کی می‌شه؟

593
00:38:52,411 --> 00:38:53,329
‫سانگ‌هو میشه؟

594
00:38:53,412 --> 00:38:54,788
‫راست میگه؟

595
00:38:54,872 --> 00:38:57,166
‫باید دلش رو به‌دست بیارم.

596
00:38:58,125 --> 00:39:00,377
‫شما دوتا نمی‌تونید منو
‫اینطوری ول کنید.

597
00:39:00,461 --> 00:39:02,379
‫باید طرف منو بگیرید.

598
00:39:02,463 --> 00:39:04,340
‫بی‌خیال، یوکی.

599
00:39:04,423 --> 00:39:06,967
‫من زیاد به‌دردت نمی‌خورم.

600
00:39:07,801 --> 00:39:10,763
‫- هی، یول.
‫- من زیاد زبون‌باز نیستم.

601
00:39:11,263 --> 00:39:12,473
‫مخصوصاً درباره‌ی عشق...

602
00:39:17,795.5 --> 00:39:27,795.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

603
00:39:33,118 --> 00:39:35,913
‫یول، این روزها خوب نمی‌خوابی؟

604
00:39:35,996 --> 00:39:38,999
‫امروز هرچقدر می‌خوای بنوش

605
00:39:39,083 --> 00:39:41,085
‫و شب رو خوب بخواب.

606
00:39:42,419 --> 00:39:44,421
‫مشکل خواب داری؟

607
00:39:45,047 --> 00:39:46,048
‫نه.

608
00:39:46,131 --> 00:39:47,716
‫دیدمت تا دیروقت
‫داشتی پرسه می‌زدی.

609
00:39:47,800 --> 00:39:49,593
‫تو معمولا سر ساعت میری می‌خوابی.

610
00:39:49,677 --> 00:39:52,972
‫نگران اتفاقاتی که توی
‫قلعه‌ی سئوهو داره می‌افته هستی؟

611
00:40:00,270 --> 00:40:02,731
‫من الان یه تغییردهنده‌ی
‫روح رو با شمشیر زدم.

612
00:40:04,108 --> 00:40:06,193
‫و این وظیفه‌ی ماست که
‫از این جهان در برابر چنین هیولاهایی

613
00:40:07,194 --> 00:40:08,696
‫محافظت کنیم.

614
00:40:10,322 --> 00:40:12,241
‫با اینکه مُرده،
‫ولی هنوزم گویگوئه.

615
00:40:12,783 --> 00:40:14,201
‫ممکنه هنوز رگه‌هایی از قدرت‌هاش
‫توش مونده باشه.

616
00:40:14,284 --> 00:40:15,786
‫بهش دست نزن.

617
00:40:22,918 --> 00:40:24,962
‫خودت رو به اون راه زدی، درسته؟

618
00:40:28,424 --> 00:40:30,384
‫مثل اون‌موقع که
‫جوهردون رو دفن کردیم.

619
00:40:31,719 --> 00:40:34,722
‫باید برات سخت باشه.

620
00:40:52,948 --> 00:40:55,159
‫اگر قدرتم رو دوباره به‌دست بیارم
‫و شمشیرم رو بیرون بکِشم،

621
00:40:57,202 --> 00:41:01,248
‫آیا هنوزم می‌تونم مثل قبل
‫با بی‌رحمی همه رو بکُشم؟

622
00:41:06,044 --> 00:41:07,796
‫اون شمشیر قاتله؟

623
00:41:09,381 --> 00:41:11,675
‫چرا ارباب جوان دوباره
‫اینجا آوردش؟

624
00:41:12,676 --> 00:41:16,180
‫از اون شمشیر وحشت دارم.

625
00:41:17,264 --> 00:41:19,308
‫حس می‌کنم بدشگونه.
‫نمی‌خوام نزدیکم باشه.

626
00:41:21,685 --> 00:41:24,688
‫مهمون‌ها خوابیدن.
‫تو هم برو بخواب.

627
00:41:25,355 --> 00:41:26,982
‫شاید نیاز باشه بدیم
‫یه تعویذ برامون بنویسن.

628
00:41:37,159 --> 00:41:38,535
‫وحشتناک...

629
00:41:41,580 --> 00:41:42,789
‫و بدشگون.

630
00:42:13,153 --> 00:42:15,239
‫خدمتگزار کیم، همون که توی
‫چون‌بوگوان مشکل‌ساز شده بود،

631
00:42:15,322 --> 00:42:17,074
‫امروز هم کنار ملکه نیست.

632
00:42:18,033 --> 00:42:19,409
‫درباره‌ش تحقیق کردی؟

633
00:42:19,493 --> 00:42:22,746
‫میگن مریضه و داره استراحت می‌کنه،
‫ولی به‌نظر میاد هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست.

634
00:42:24,539 --> 00:42:26,750
‫هرچقدر می‌تونی درباره‌ش
‫اطلاعات کسب کن.

635
00:42:26,833 --> 00:42:28,335
‫ته‌وتوشو دربیار کِی اومد کاخ،

636
00:42:28,418 --> 00:42:31,463
‫کِی شروع به خدمت برای ملکه کرد،
‫و اینکه چیز عجیبی درباره‌ش وجود داره یا نه.

637
00:42:32,297 --> 00:42:33,715
‫احتیاط کن.

638
00:42:34,424 --> 00:42:35,342
‫بله، عالیجناب.

639
00:42:41,390 --> 00:42:44,851
‫یادته وقتی خدمتگزار کیم رو
‫توی چون‌بوگوان دیدیم چی گفت؟

640
00:42:47,104 --> 00:42:49,272
‫اون ساحره چوی بی‌شرف

641
00:42:49,940 --> 00:42:51,900
‫بهت گفت منو بکُشی؟

642
00:42:52,442 --> 00:42:54,152
‫ساحره چوی...

643
00:42:54,236 --> 00:42:57,322
‫اون حتما مافوق جین موئه
‫که از اون دستور می‌گیره.

644
00:42:58,365 --> 00:43:00,075
‫حتما خودِ ملکه ست.

645
00:43:00,158 --> 00:43:02,869
‫درست همونطور که هویت
‫واقعی مودوک، ناکسوئه.

646
00:43:02,953 --> 00:43:04,621
‫ممکنه هویت واقعی ملکه هم

647
00:43:05,664 --> 00:43:07,374
‫ساحره چوی باشه؟

648
00:43:07,457 --> 00:43:08,333
‫احتمالا درسته.

649
00:43:09,751 --> 00:43:12,629
‫ولی فقط درصورتی‌که ملکه
‫یه تغییردهنده‌ی روح باشه.

650
00:43:13,714 --> 00:43:17,676
‫چیزی وجود نداشت که مشکوک بشم
‫ملکه یه تغییردهنده‌ی روحه.

651
00:43:17,759 --> 00:43:20,762
‫اون‌موقع که معانیه‌ش می‌کردم
‫هسته‌ی انرژی‌ش رو بررسی کردم،

652
00:43:20,846 --> 00:43:23,765
‫ولی مثل یه آدم عادی،
‫بدون هیچ‌گونه انرژی فوق‌العاده‌ای بود.

653
00:43:26,059 --> 00:43:30,480
‫اگه سنگ یخ دست اون باشه
‫می‌تونه ظاهرسازی کرده باشه.

654
00:43:32,107 --> 00:43:36,027
‫ملکه خواهر کوچیک‌تر
‫ژنرال سئوـه.

655
00:43:36,111 --> 00:43:37,529
‫اون عمه‌ی یول‌ـه.

656
00:43:37,612 --> 00:43:41,199
‫اون با خانواده‌ هیئو نسبتی نداره،
‫ولی عضوی از خانواده‌ی سئوـه.

657
00:43:41,283 --> 00:43:42,743
‫اگه روحش جابجا شده باشه،

658
00:43:43,744 --> 00:43:47,581
‫روح توی بدنش کس دیگه‌ایه.

659
00:43:47,664 --> 00:43:50,834
‫روح خودِ ملکه از بین رفته؟

660
00:43:51,418 --> 00:43:52,878
‫این امکان نداره.

661
00:43:52,961 --> 00:43:56,173
‫هر کدوم از اعضای خانواده‌ی سئو،
‫یه «فانوس زندگی» دارن.

662
00:43:57,549 --> 00:44:01,094
‫چون که نزدیک مرز از قلعه‌ی سئوهو
‫نگهبانی میدن و تند تند درگیر جنگ میشن،

663
00:44:01,178 --> 00:44:05,015
‫هرکدوم‌شون یک فانوس دارن که
‫با انرژیِ روح‌شون رو‌شن شده

664
00:44:05,098 --> 00:44:06,808
‫پس می‌دونن که کی زنده ست
‫و کی مُرده ست.

665
00:44:07,934 --> 00:44:10,145
‫اگه ملکه فوت کنه،

666
00:44:10,645 --> 00:44:13,190
‫اونا فوراً خبردار میشن چون‌که
‫«فانوس زندگی»ش خاموش میشه.

667
00:44:14,191 --> 00:44:17,319
‫بله، «فانوس زندگی» رو یادمه.

668
00:44:17,402 --> 00:44:21,448
‫حتما روحش رو توی یه بدن دیگه
‫زنده نگه داشتن.

669
00:44:23,158 --> 00:44:28,121
‫مثل استاد کانگ از داگانگ‌تاگون که
‫الان توی سجوک‌وون خوابیده.

670
00:44:31,041 --> 00:44:35,420
‫مطمئنی که ملکه
‫یه تغییردهنده‌ی روحه؟

671
00:44:37,005 --> 00:44:38,673
‫اگه بتونیم مطمئن بشیم،

672
00:44:39,674 --> 00:44:43,094
‫این یعنی بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف
‫جین مو رو فهمیدیم.

673
00:44:46,348 --> 00:44:48,558
‫سونگریم به من مشکوک شده

674
00:44:48,642 --> 00:44:51,603
‫و سعی می‌کنن اثبات کنن
‫که ملکه یه تغییردهنده‌ی روحه.

675
00:44:51,686 --> 00:44:53,230
‫مگه جای نگرانی داره؟

676
00:44:54,272 --> 00:44:57,567
‫ما همین الان هم یه بدن داریم
‫که می‌تونیم روحش رو بهش منتقل کنیم.

677
00:45:02,781 --> 00:45:06,701
‫می‌تونی بدون مشکل
‫اون دختره رو واردِ جینیون کنی؟

678
00:45:07,953 --> 00:45:09,663
‫امروز می‌برمش جینیون.

679
00:45:10,330 --> 00:45:12,582
‫اگه همه‌چی طبق نقشه پیش بره.

680
00:45:13,166 --> 00:45:15,710
‫دختر گمشده‌ی جینیون پیدا میشه

681
00:45:16,378 --> 00:45:18,880
‫و توی کاخ یه مراسم ختم برگزار میشه.

682
00:45:20,924 --> 00:45:24,135
‫چون که ملکه فوت می‌کنه.

683
00:45:26,846 --> 00:45:31,476
‫بدن قبلیم که ملکه اشغالش
‫کرده رو چیکار باید بکنیم؟

684
00:45:33,603 --> 00:45:36,439
‫از اونجایی که دیگه نیاز نداریم
‫زنده باشه، ترتیبش رو می‌دیم.

685
00:46:19,024 --> 00:46:22,193
‫عالیجناب، امروز بجای
‫خدمتگزار کیم من اینجا هستم.

686
00:46:30,827 --> 00:46:32,203
‫چقدر حیف.

687
00:46:33,038 --> 00:46:36,916
‫اگر بی‌خیالی طی می‌کردی
‫برات بهتر بود.

688
00:46:58,980 --> 00:47:00,690
‫اینجا حتما روستای گایماست.

689
00:47:01,483 --> 00:47:03,568
‫دنبال یه ساحره می‌گردید؟

690
00:47:03,651 --> 00:47:04,652
‫بله.

691
00:47:05,487 --> 00:47:07,363
‫پس روستای گایما رو یه سر بزنید.

692
00:47:07,947 --> 00:47:11,284
‫همه‌جور ساحره اونجا
‫دورهم جمع میشن.

693
00:47:11,868 --> 00:47:14,454
‫من پیرترین ساحره‌ی
‫اونجا رو می‌شناسم.

694
00:47:15,038 --> 00:47:17,832
‫اگر دنبال کسی می‌گردید،
‫از اون بپرسید.

695
00:47:21,252 --> 00:47:22,629
‫- کاهن آتشین واقعا...
‫- نه، ممنون.

696
00:47:22,712 --> 00:47:24,756
‫- صبر کنید.
‫- خدایا.

697
00:47:24,839 --> 00:47:28,843
‫ببخشید، خونه‌ی ساحره بونگ کجاست؟

698
00:47:28,927 --> 00:47:30,261
‫ساحره بونگ؟

699
00:47:30,345 --> 00:47:32,597
‫اون دیگه قدرتی نداره.

700
00:47:32,680 --> 00:47:34,349
‫بهتره برید پیش کاهن آتشین.

701
00:47:34,432 --> 00:47:37,227
‫- من می‌بردمـتون.
‫- نه، دارم دنبال ساحره بونگ می‌گردم.

702
00:47:37,310 --> 00:47:40,355
‫- بهتون گفتم، اون کارش خوب نیست.
‫- نه، با خودِ ساحره بونگ کار دارم.

703
00:47:41,272 --> 00:47:42,273
‫ممنون.

704
00:47:54,410 --> 00:47:56,371
‫من کجام؟

705
00:47:56,913 --> 00:47:58,998
‫همه‌ی خیابون‌ها شبیه همدیگه‌ان.

706
00:48:02,752 --> 00:48:05,713
‫من اصلا نگفتم می‌خوام
‫کاهن آتشین رو ببینم.

707
00:48:05,797 --> 00:48:08,550
‫با این‌حال اگه ایشون برات
‫طالع‌بینی کردن باید پول بدی.

708
00:48:08,633 --> 00:48:11,052
‫- داری کجا می‌ری؟
‫- هی، بهم دست نزن.

709
00:48:11,553 --> 00:48:13,805
‫یه کلمه هم درست نگفت.
‫واسه چی باید پول بدم؟

710
00:48:20,270 --> 00:48:21,980
‫رفتی ساحره بونگ رو دیدی؟

711
00:48:22,063 --> 00:48:23,356
‫هیچی بارش نیست، مگه نه؟

712
00:48:23,439 --> 00:48:26,401
‫کاهن آتشین اصل جنسه.
‫درست نمیگم؟

713
00:48:26,484 --> 00:48:28,111
‫«کاهن آتشین،» چه غلطا.

714
00:48:28,194 --> 00:48:29,279
‫بجنب.

715
00:48:32,282 --> 00:48:33,116
‫خدای من...

716
00:48:34,409 --> 00:48:36,786
‫اومدید طالع‌بینی کنید؟

717
00:48:37,745 --> 00:48:39,747
‫خودت چطور؟
‫اومدی جن‌گیری کنی؟

718
00:48:40,373 --> 00:48:43,167
‫مگه کاهن آتشین چی گفت
‫که این‌قدر عصبانی‌تون کرد؟

719
00:48:43,793 --> 00:48:47,255
‫گفت من توی حکومت‌کردن هیچ
‫شانسی ندارم و بهتره برم تو کار تجارت.

720
00:48:47,338 --> 00:48:48,715
‫خیر سرم شاهزاده‌ام.

721
00:48:50,174 --> 00:48:51,884
‫ساحره بونگ به تو چی گفت؟

722
00:48:51,968 --> 00:48:54,304
‫هنوز نرفتم ببینمش.
‫خیلی سؤال ازش دارم.

723
00:48:57,098 --> 00:48:58,141
‫جانگ یوکی.

724
00:49:01,311 --> 00:49:03,521
‫تو هم دنبال خدمتگزار کیم می‌گردی؟

725
00:49:06,774 --> 00:49:08,693
‫برای چی اینجا
‫دنبال اون می‌گردید؟

726
00:49:12,405 --> 00:49:15,742
‫از اون روز که توی چون‌بوگوان دیدیمش
‫دیگه از توی کاخ ناپدید شده.

727
00:49:16,576 --> 00:49:18,536
‫تا اینجا ردّشو زدم.

728
00:49:18,619 --> 00:49:21,956
‫پس بدون هیچ نگهبانی
‫تنهایی اینجا اومدید؟

729
00:49:23,750 --> 00:49:25,585
‫نمی‌خوام هیچکس بفهمه

730
00:49:26,544 --> 00:49:28,254
‫که بهشون مشکوک هستم.

731
00:49:31,299 --> 00:49:33,342
‫پس شما هم موافق هستید
‫که خدمتگزار کیم یه تغییردهنده‌ی روحه

732
00:49:34,427 --> 00:49:37,305
‫و ملکه هم بخاطر اینکه سعی داره
‫براش لاپوشونی کنه مشکوکه؟

733
00:49:39,223 --> 00:49:40,308
‫درسته.

734
00:49:41,517 --> 00:49:43,478
‫تو چرا اینجا هستی؟
‫دنبال چی می‌گردی؟

735
00:49:44,145 --> 00:49:46,981
‫فکر می‌کنم شباهت‌هایی بین
‫چیزی که دنبالش می‌گردیم وجود داره.

736
00:49:47,065 --> 00:49:48,232
‫باهمدیگه تبادل اطلاعات بکنیم؟

737
00:49:49,067 --> 00:49:50,359
‫نفری یه تیکه تبادل اطلاعات کنیم؟

738
00:49:51,152 --> 00:49:53,154
‫باشه. اول تو بگو.

739
00:49:53,237 --> 00:49:55,156
‫اگه من اول بهتون بگم،

740
00:49:55,239 --> 00:49:57,950
‫شما دیگه چیزی نمی‌گید،
‫می‌گید: «من شاهزاده هستم.»

741
00:49:58,034 --> 00:49:58,993
‫از کجا می‌دونستی؟

742
00:50:00,912 --> 00:50:01,913
‫خیلی‌خب.

743
00:50:03,539 --> 00:50:07,168
‫وقتی دنبال خدمتگزار کیم می‌گشتم،
‫یه چیز عجیب پیدا کردم.

744
00:50:07,251 --> 00:50:09,796
‫به‌نظر میاد هر ماه از کاخ بیرون می‌رفته
‫و یه جایی می‌اومده.

745
00:50:10,588 --> 00:50:12,924
‫مکانی که هر ماه بهش سر
‫می‌زده روستای گایما بوده.

746
00:50:13,716 --> 00:50:15,885
‫من دنبال ساحره چوی می‌گردم.

747
00:50:16,469 --> 00:50:17,386
‫اون کیه؟

748
00:50:17,470 --> 00:50:19,931
‫بقیه‌ش باشه برای بعد.
‫حالا اگه منو ببخشید...

749
00:50:20,765 --> 00:50:21,974
‫صبر کن.

750
00:50:23,059 --> 00:50:26,187
‫مثلا از این یه ذره اطلاعاتی
‫که بهم دادی قراره چی بفهمم؟

751
00:50:26,270 --> 00:50:28,022
‫من هنوز اطلاعات زیادی ندارم.

752
00:50:30,858 --> 00:50:33,861
‫- چرا دارید دنبالم میاید؟
‫- تا ساحره بونگ رو ببینم.

753
00:50:33,945 --> 00:50:35,571
‫مجبور نیستیم باهمدیگه بریم.

754
00:50:35,655 --> 00:50:38,991
‫می‌تونم بعد از تو برم و بهش بگم،
‫هرچی به تو گفت رو به منم بگه.

755
00:50:39,659 --> 00:50:40,785
‫من شاهزاده هستم.

756
00:50:46,082 --> 00:50:49,252
‫- من نمی‌دونم اون کجاست.
‫- می‌دونی.

757
00:50:49,335 --> 00:50:50,795
‫واقعا روحمم خبر نداره.

758
00:50:53,714 --> 00:50:58,761
‫من با عمو و مادر شما ملاقات کردم.

759
00:50:58,845 --> 00:51:00,638
‫چی گفت؟

760
00:51:00,721 --> 00:51:03,099
‫هنوزم از دستم خیلی عصبانیه؟

761
00:51:03,975 --> 00:51:06,018
‫عموم واقعا منو اخراج می‌کنه؟

762
00:51:07,311 --> 00:51:11,566
‫گفتن اگر یه نامه‌ی امضا شده
‫بفرستید، شما رو می‌بخشن.

763
00:51:11,649 --> 00:51:14,485
‫یه نامه‌ی امضا شده که سوگند بخورید
‫دیگه هیچ‌وقت همدیگه رو نبینید.

764
00:51:17,863 --> 00:51:18,698
‫بفرمایید.

765
00:51:20,950 --> 00:51:22,410
‫از قبل نوشته شده

766
00:51:22,493 --> 00:51:24,704
‫پس تنها کاری که باید بکنید
‫اینه که هرکدوم‌تون یه امضا بکنید

767
00:51:24,787 --> 00:51:26,581
‫و بعدش می‌تونید برگردید خونه.

768
00:51:27,123 --> 00:51:28,874
‫می‌تونید قبل از اینکه تصمیم‌تون رو
‫بگیرید درباره‌ش حرف بزنید.

769
00:51:29,709 --> 00:51:33,671
‫اگه اصرار دارید باهمدیگه بمونید
‫من می‌تونم تا مدتی

770
00:51:33,754 --> 00:51:36,757
‫براتون غذا و سرپناه فراهم کنم.

771
00:51:36,841 --> 00:51:37,675
‫لطفا منو ببخشید.

772
00:51:49,103 --> 00:51:50,313
‫چویون.

773
00:51:55,359 --> 00:51:56,527
‫اگر راستش رو بگم،

774
00:51:59,864 --> 00:52:01,616
‫یه‌کم از کارم پشیمونم.

775
00:52:04,368 --> 00:52:06,454
‫این‌قدر ترسیده بودم که شاید یه‌کم

776
00:52:08,873 --> 00:52:10,416
‫هیجانی عمل کردم.

777
00:52:14,211 --> 00:52:15,463
‫ولی...

778
00:52:21,886 --> 00:52:24,013
‫فکر اینکه دیگه هیچ‌وقت نبینمت...

779
00:52:27,058 --> 00:52:28,809
‫بقیه‌ی چیزها برام مهم نیستن.

780
00:52:30,853 --> 00:52:32,563
‫من نمی‌تونم
‫این نامه رو امضاء کنم.

781
00:52:32,646 --> 00:52:34,315
‫نمی‌تونم بدون دیدنت
‫زندگی کنم.

782
00:52:36,609 --> 00:52:38,736
‫[جین چویون از جینیون سوگند می‌خورد که
‫دیگر دانگ‌گو از سونگریم را هیچ‌وقت نبیند]

783
00:52:39,612 --> 00:52:41,781
‫منم اولش اذیت شدم.

784
00:52:44,825 --> 00:52:46,660
‫ولی می‌خوام بازم ببینمت.

785
00:53:23,030 --> 00:53:24,990
‫مذاکره‌شون تموم شد.

786
00:53:25,074 --> 00:53:27,868
‫میز رو بچین، مودوک.

787
00:53:34,416 --> 00:53:36,252
‫یه‌کم ماهی بخور.

788
00:53:42,675 --> 00:53:44,260
‫یه‌کمی هم گوشت بخور.

789
00:53:56,313 --> 00:54:00,401
‫شما دوتا واقعا
‫می‌خواید اینجا بمونید؟

790
00:54:00,484 --> 00:54:01,694
‫بله.

791
00:54:01,777 --> 00:54:05,865
‫قراره بریم خونه و
‫وسایل‌مون رو بیاریم.

792
00:54:05,948 --> 00:54:08,701
‫پس می‌خواید
‫ماه عسل اینجا بمونید؟

793
00:54:11,787 --> 00:54:12,997
‫اینطوری نیست،

794
00:54:13,080 --> 00:54:14,957
‫ولی حداقل باید
‫لباس‌هامون رو عوض کنیم.

795
00:54:15,040 --> 00:54:17,751
‫می‌تونی با چویون بری
‫و وسایلش رو براش بیاری؟

796
00:54:28,554 --> 00:54:30,264
‫برگه‌ای که اینجا بود رو
‫انداختی دور؟

797
00:54:30,848 --> 00:54:31,682
‫داشتم می‌انداختمشون دور.

798
00:54:38,981 --> 00:54:39,982
‫[جین چویون از جینیون سوگند می‌خورد که
‫دیگر دانگ‌گو از سونگریم را هیچ‌وقت نبیند]

799
00:54:40,065 --> 00:54:41,609
‫باید بازم فکر کنم.

800
00:54:42,818 --> 00:54:46,030
‫اگه وسایلم رو جمع  کنم و برم،
‫واقعا ممکنه بیرون انداخته بشم.

801
00:54:48,115 --> 00:54:49,450
‫آسیب دیدی؟

802
00:54:51,702 --> 00:54:52,870
‫درد می‌کنه؟

803
00:54:53,454 --> 00:54:54,955
‫البته که می‌کنه.

804
00:55:00,127 --> 00:55:01,170
‫یه جای زخم داری.

805
00:55:01,253 --> 00:55:02,796
‫زخم چیه؟

806
00:55:03,505 --> 00:55:04,798
‫چه می‌دونم.

807
00:55:04,882 --> 00:55:06,967
‫از بچگیم مونده،
‫پس یادم نمیاد.

808
00:55:07,968 --> 00:55:09,970
‫این زخم بُریدگیه.

809
00:55:10,054 --> 00:55:13,140
‫خواهرم هم بخاطر من
‫یه زخم اینجاش داشت.

810
00:55:14,475 --> 00:55:17,394
‫دقیقا همینطوری که
‫تو الان افتادی افتاد.

811
00:55:25,194 --> 00:55:27,696
‫یه زخم بجا مونده از بُریدگی.

812
00:55:32,618 --> 00:55:34,036
‫متقاعدشون می‌کنه.

813
00:55:35,871 --> 00:55:39,041
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم، پدر.

814
00:55:41,460 --> 00:55:43,587
‫غیر از مواقع ضروری
‫منو اینطوری صدا نزن.

815
00:55:44,797 --> 00:55:46,173
‫مور مورم میشه.

816
00:55:55,682 --> 00:55:58,227
‫مجبور بود این‌قدر بی‌ادب باشه؟

817
00:55:58,977 --> 00:56:02,022
‫چرا همچین دستمال ابریشمیِ
‫زیبایی رو انداخت دور؟

818
00:56:03,649 --> 00:56:04,733
‫صبر کن.

819
00:56:12,866 --> 00:56:15,411
‫طرح‌ش همونیه که
‫چشم‌بند مودوک هم داره.

820
00:56:19,706 --> 00:56:22,167
‫- اون ارباب از جینیون رفت؟
‫- بله.

821
00:56:25,129 --> 00:56:26,672
‫این طرح چیه؟

822
00:56:26,755 --> 00:56:29,508
‫نشان خانواده‌ی جینه.

823
00:56:30,259 --> 00:56:32,386
‫امروز اونجا میری. آماده شو.

824
00:56:33,053 --> 00:56:34,221
‫درسته.

825
00:56:36,974 --> 00:56:38,767
‫قضیه از این قراره؟

826
00:56:47,359 --> 00:56:49,987
‫چرا مودوک چیزی رو داره که

827
00:56:50,070 --> 00:56:52,447
‫نشان جینیون روش حک شده؟

828
00:56:59,955 --> 00:57:02,457
‫باید بدون خبردار شدن مادرم
‫وسایل رو بیاری.

829
00:57:02,541 --> 00:57:03,625
‫دنبالم بیا.

830
00:57:04,877 --> 00:57:07,504
‫کاش می‌رفت ‌اون‌تو و همون‌جا می‌موند.

831
00:57:15,554 --> 00:57:18,473
‫واقعا حرف این مرد رو میشه باور کرد؟
‫به‌نظر کلاهبردار میاد.

832
00:57:19,308 --> 00:57:21,143
‫حتما یه چیزی هست.

833
00:57:21,727 --> 00:57:25,564
‫جفت‌تون خیلی خوب هستید.
‫یه چیزی بین‌تون مشترکه.

834
00:57:26,148 --> 00:57:27,316
‫تصادفا عاشق یه دختر نیستید؟

835
00:57:29,610 --> 00:57:31,028
‫- امکان نداره.
‫- نه.

836
00:57:33,071 --> 00:57:36,283
‫سیاست کاسبی من اینطوریه که
‫هیچ‌وقت اسرارتون رو افشاء نمی‌کنم.

837
00:57:36,366 --> 00:57:38,035
‫خیال‌تون می‌تونه راحت باشه.

838
00:57:38,118 --> 00:57:42,873
‫شما دوتا یه چیز مشترک
‫خیلی ارزشمندی دارید، مگه نه؟

839
00:57:44,374 --> 00:57:45,250
‫کارش خوبه.

840
00:57:46,627 --> 00:57:47,544
‫بی‌خیال.

841
00:57:49,713 --> 00:57:52,549
‫شنیدم شما خیلی وقته توی
‫روستای گایما هستید.

842
00:57:52,633 --> 00:57:55,052
‫برحسب اتفاق
‫ساحره چوی رو می‌شناسید؟

843
00:57:58,347 --> 00:57:59,598
‫ساحره چوی؟

844
00:57:59,681 --> 00:58:02,601
‫شما جادوگرانِ گشت
‫برای افسونگری هستید؟

845
00:58:05,979 --> 00:58:10,150
‫اصلا اینطوری نیست.
‫فقط شنیدم خیلی کارش خوب بوده.

846
00:58:10,233 --> 00:58:12,110
‫فقط بخاطر همین می‌خوام
‫پیداش کنم.

847
00:58:15,697 --> 00:58:16,907
‫بله، کارش خوب بوده.

848
00:58:17,491 --> 00:58:19,409
‫بیش از 20 سال پیش بود.

849
00:58:26,833 --> 00:58:28,168
‫ساحره چوی بخاطر

850
00:58:28,251 --> 00:58:32,214
‫افسونگری‌ش که مردم رو
‫افسون می‌کرد معروف بود.

851
00:58:32,798 --> 00:58:34,758
‫یه روز، چیزی نمونده بود که

852
00:58:34,841 --> 00:58:38,720
‫توسط جادوگران چون‌بوگوان که
‫بخاطر سرکوب افسونگری اومده بودن، گیر بیفته.

853
00:58:39,638 --> 00:58:41,181
‫ولی اون پرید توی آتیش.

854
00:58:43,433 --> 00:58:46,978
‫بعضی‌ها میگن
‫توی اون آتیش مُرد.

855
00:58:47,646 --> 00:58:51,566
‫بعضی‌های دیگه میگن
‫بدجور سوخت ولی زنده موند.

856
00:58:52,234 --> 00:58:53,360
‫مال زمانیه که

857
00:58:53,443 --> 00:58:56,363
‫پدرت جانگ گانگ،
‫گوانجوی چون‌بوگوان بود.

858
00:58:59,157 --> 00:59:02,285
‫اگه ساحره چوی به‌دست جادوگرهای
‫چون‌بوگوان شکار شده باشه،

859
00:59:03,412 --> 00:59:05,747
‫بخاطر این دنبالش هستی
‫چون از پدرت کینه‌ به‌دل داره؟

860
00:59:05,831 --> 00:59:08,125
‫من اصلا پدرم رو یادم نمیاد.

861
00:59:08,750 --> 00:59:10,961
‫از کجا بدونم کی ازش
‫کینه به‌دل داره؟

862
00:59:14,548 --> 00:59:17,592
‫[دانگ‌گو از سونگریم سوگند می‌خورد که دیگر
‫جین چویون از جینیون را هیچ‌وقت نبیند]

863
00:59:19,719 --> 00:59:21,972
‫برگه رو امضاء نکردی.

864
00:59:22,055 --> 00:59:24,599
‫راجع‌به امضاء کردن برگه
‫و برگشتن فکر کردم،

865
00:59:25,517 --> 00:59:27,602
‫ولی اینطوری امضام دروغ می‌شد.

866
00:59:27,686 --> 00:59:29,646
‫نمی‌تونم بدون دیدن
‫اون زندگی کنم.

867
00:59:32,858 --> 00:59:35,402
‫این اتفاق یه شبه نیفتاده.

868
00:59:36,278 --> 00:59:39,406
‫من خیلی وقت بود عاشقش بودم، ولی
‫خیلی وقت بود نمی‌تونستم عشقم رو بیان کنم.

869
00:59:39,489 --> 00:59:41,450
‫بالاخره الان به خودم
‫جرأت دادم دستش رو بگیرم.

870
00:59:42,033 --> 00:59:43,535
‫لطفا اسم کار ما رو بچگانه نذارید

871
00:59:43,618 --> 00:59:46,163
‫و بهمون یه فرصت بدید.

872
00:59:46,246 --> 00:59:48,540
‫بقچه‌ی وسایلت رو بردار

873
00:59:48,623 --> 00:59:50,250
‫و برو خونه‌ی یوکی.

874
00:59:51,251 --> 00:59:52,961
‫- عمو جان...
‫- ازت می‌خوام اونجا

875
00:59:53,879 --> 00:59:55,422
‫یه کاری انجام بدی.

876
01:00:05,140 --> 01:00:07,058
‫اگر این شخص اومد خونه‌شون،

877
01:00:07,142 --> 01:00:08,810
‫فوراً بهم خبر بده.

878
01:00:08,894 --> 01:00:10,937
‫این کیه؟

879
01:00:12,105 --> 01:00:13,940
‫گوانجو جانگ گانگ از چون‌بوگوان.

880
01:00:14,691 --> 01:00:15,942
‫اون پدر یوکیه.

881
01:00:19,571 --> 01:00:21,156
‫اگر اومد،

882
01:00:23,116 --> 01:00:24,367
‫فوراً

883
01:00:25,452 --> 01:00:26,620
‫بهم خبر بده.

884
01:00:29,289 --> 01:00:31,208
‫اوه، داشت یادم می‌رفت.

885
01:00:31,291 --> 01:00:34,794
‫ساحره چوی یه برادر داشت.

886
01:00:35,754 --> 01:00:38,465
‫می‌دونید کجاست؟

887
01:00:38,548 --> 01:00:42,677
‫از بعد از اون اتفاق
‫دیگه ندیدمش.

888
01:00:43,345 --> 01:00:46,890
‫ولی یه شایعه بود که

889
01:00:46,973 --> 01:00:49,267
‫با یه زن از یه خانواده‌ی
‫قدرتمند ازدواج کرده.

890
01:01:13,959 --> 01:01:16,920
‫میگن احتمالش خیلی زیاده
‫که این دختر اون باشه.

891
01:01:17,837 --> 01:01:19,673
‫چرا چنین لباس‌های کهنه‌ای پوشیده؟

892
01:01:19,756 --> 01:01:22,217
‫بچگی‌هاش توی دریاچه‌ی
‫گیونگ‌ چونداهو غرق شده بود.

893
01:01:22,300 --> 01:01:24,970
‫وقتی یه ماهی‌گیر نجاتش
‫داد به‌زور زنده موند.

894
01:01:25,887 --> 01:01:29,057
‫این حادثه حتما باعث شده
‫حافظه‌ش رو از دست بده.

895
01:01:29,683 --> 01:01:34,646
‫ولی با اینکه نابیناست می‌تونه
‫چیزهای اطرافش رو حس کنه.

896
01:01:57,669 --> 01:02:00,672
‫خال مادرزادیت اینجاست...

897
01:02:09,681 --> 01:02:11,391
‫همون‌جات هم جای زخم داری.

898
01:02:12,726 --> 01:02:18,189
‫بخاطر همین گفتن احتمالش
‫خیلی زیاده که تو بویون باشی.

899
01:02:18,273 --> 01:02:19,774
‫اگرچه،

900
01:02:19,858 --> 01:02:23,945
‫هنوزم می‌تونه تصادفی باشه.
‫چطوره که با مطمئن‌ترین شیوه تستش کنیم؟

901
01:02:30,869 --> 01:02:33,037
‫بریم و ببینیم

902
01:02:34,330 --> 01:02:36,124
‫می‌تونی درهای جینیون رو
‫باز کنی یا نه.

903
01:02:46,134 --> 01:02:48,219
‫آدم‌های چون‌بوگوان دوباره اومدن اینجا.

904
01:02:48,303 --> 01:02:50,597
‫حتما باز یه دختر دیگه آوردن
‫ببینن بویونه یا نه.

905
01:03:00,648 --> 01:03:04,068
‫از اونجایی خون جین چویون
‫در رگ‌هات در جریانه،

906
01:03:04,152 --> 01:03:06,696
‫باید بتونی درهای جینیون رو
‫حرکت بدی.

907
01:03:08,656 --> 01:03:11,242
‫سعی کن درها رو یه ذره هم
‫که شده حرکت بدی.

908
01:03:11,826 --> 01:03:13,536
‫‌همین‌قدر هم کافیه.

909
01:03:23,546 --> 01:03:26,049
‫دخترهای زیادی رو اینجا آوردن،

910
01:03:26,758 --> 01:03:28,218
‫ولی هیچ‌کدومشون
‫نتونستن در رو باز کنن.

911
01:04:11,636 --> 01:04:12,804
‫بویون!

912
01:04:14,097 --> 01:04:15,390
‫خدای من، بویون!

913
01:04:18,851 --> 01:04:22,605
‫باز داره اونطوری میشه. هر دفعه
‫که میام جینیون اینطوری میشه.

914
01:04:38,663 --> 01:04:40,206
‫اگر 20 سال پیش
‫اون اتفاق افتاده باشه،

915
01:04:40,748 --> 01:04:43,584
‫اون‌موقع بوده که جین مو
‫شاگرد پدرت بوده.

916
01:04:44,711 --> 01:04:47,005
‫جین مو شاید یه چیزهایی بدونه.
‫ازش بپرسم؟

917
01:04:47,088 --> 01:04:48,798
‫قطعا نه.

918
01:04:48,881 --> 01:04:52,218
‫خواهش می‌کنم چیزهایی که
‫امروز شنیدید رو به هیچ‌کس نگید.

919
01:04:54,303 --> 01:04:57,682
‫چیزهایی که امروز فهمیدیم
‫به‌نظر آنچنان مهم نمیاد، ولی باشه.

920
01:05:01,144 --> 01:05:04,397
‫عالیجناب،
‫گفتید تنها اینجا اومدید؟

921
01:05:04,480 --> 01:05:05,481
‫آره.

922
01:05:05,565 --> 01:05:08,985
‫ولی به‌نظر میاد یکی
‫داره تعقیب‌مون می‌کنه.

923
01:05:12,447 --> 01:05:15,616
‫جدا بشیم ببینیم
‫کی داره تعقیب‌مون می‌کنه؟

924
01:05:55,740 --> 01:05:56,949
‫مادر!

925
01:06:39,075 --> 01:06:41,035
‫تو کی هستی و
‫چرا داری تعقیبم می‌کنی؟

926
01:06:44,080 --> 01:06:44,997
‫گفتم...

927
01:06:48,417 --> 01:06:49,502
‫تو کی هستی؟

928
01:07:41,762 --> 01:07:45,308
‫جین بویونی که جین مو
‫آورده همون سوییه، جیب‌بُره.

929
01:07:45,391 --> 01:07:46,600
‫این چرا اینجاست؟

930
01:07:46,684 --> 01:07:48,102
‫دختر واقعی مودوکه.

931
01:07:48,185 --> 01:07:50,146
‫اگه خودش بفهمه
‫چه بلایی سرم میاد؟

932
01:07:50,229 --> 01:07:52,732
‫جین مو حتما یه آتوی بزرگ داره
‫که حتی اگه جین هوگیونگ هم بفهمه

933
01:07:52,815 --> 01:07:55,484
‫که دختر تقلبیه، نمی‌تونه
‫بابتش کاری بکنه.

934
01:07:56,068 --> 01:07:57,111
‫چی می‌خوای؟

935
01:07:57,194 --> 01:08:01,699
‫برای محافظت از سنگ یخ
‫باید با سونگریم بجنگی.

936
01:08:03,034 --> 01:08:04,952
‫همگی، لطفا بشینید!

937
01:08:05,036 --> 01:08:07,496
‫منظورت اینه می‌خوای با
‫تقدیر ستاره‌ی پادشاهی

938
01:08:07,580 --> 01:08:09,832
‫با نابود کردن همه‌ی سنگ‌ یخ
‫و نجات جهان از آشوب یه قهرمانی بشی؟

939
01:08:09,915 --> 01:08:11,208
‫سئو یول اینجاست؟

940
01:08:11,292 --> 01:08:12,918
‫اون اولین کسی میشه
‫که خواهم کُشت.

941
01:08:13,627 --> 01:08:14,879
‫ارباب جوان سئو!

942
01:08:16,338 --> 01:08:17,298
‫یه تغییردهنده‌ی روح هست.

943
01:08:17,381 --> 01:08:18,674
‫جانگ یوکی ممکنه بمیره!

944
01:08:18,758 --> 01:08:20,760
‫جانگ یوکی، شاگرد من...

945
01:08:22,803 --> 01:08:27,808
W W W . M O V I E S H O . C O M