1
00:00:11,874 --> 00:00:16,874
‫«ترجمه از خشایار»

2
00:00:22,833 --> 00:00:24,283
‫یعنی چی؟ حتماً شب موقع خواب،

3
00:00:24,333 --> 00:00:26,541
‫رفته بود تو بغلم، فسقلی...

4
00:00:27,833 --> 00:00:29,208
‫خیلی‌خب، یه کم تلویزیون ببینیم.

5
00:00:33,874 --> 00:00:35,333
‫یالا، پدرسگ‌ها.

6
00:00:35,374 --> 00:00:36,783
‫بکوبیدش.

7
00:00:36,833 --> 00:00:37,916
‫مثل خودمونن، نه؟

8
00:00:37,958 --> 00:00:39,416
‫هر کاری دلمون بخواد می‌کنیم، مگه نه؟

9
00:00:39,458 --> 00:00:41,366
‫- آره، هرج‌ومرج.
‫- آره!

10
00:00:41,416 --> 00:00:43,158
‫اون تلویزیون رو از پنجره بنداز بیرون.

11
00:00:43,208 --> 00:00:45,116
‫- آره! آره!
‫- آره!

12
00:00:45,166 --> 00:00:46,408
‫بذار بسوزه.

13
00:00:46,458 --> 00:00:48,583
‫غارت و دزدی.

14
00:00:48,624 --> 00:00:50,283
‫- همینه.
‫- چاقو زدن.

15
00:00:50,333 --> 00:00:52,041
‫یه کیسه بزرگ برنج. ببرش.

16
00:00:52,083 --> 00:00:53,624
‫- تا حالا چاقو خوردی؟
‫- آره.

17
00:00:54,083 --> 00:00:56,291
‫- تو تا حالا چاقو خوردی؟
‫- چاقو، نه.

18
00:00:56,333 --> 00:00:57,991
‫- اذیت شدن، آره.
‫- به دست کی؟

19
00:00:58,041 --> 00:00:59,124
‫به دست یه مشت پسر.

20
00:00:59,166 --> 00:01:00,166
‫تعطیلات تابستونی.

21
00:01:00,208 --> 00:01:03,324
‫یه مشت پسر که تو خیابون،
‫قوطی می‌زدن. می‌دونی از اون مدل.

22
00:01:03,374 --> 00:01:05,158
‫- آره.
‫- حوصله‌شون سر رفته بود. من رو دیدن.

23
00:01:05,208 --> 00:01:07,083
‫- از دُم بلندم کردن.
‫- همه‌جات رو دیدن.

24
00:01:07,124 --> 00:01:08,324
‫بردن خونه خودشون.

25
00:01:08,374 --> 00:01:10,083
‫باباشون براشون یه خونه درختی ساخته.

26
00:01:10,124 --> 00:01:13,283
‫- از نردبان بالا بردن. تو خونه درختی.
‫- همه جور چیز اون بالاست.

27
00:01:13,333 --> 00:01:15,083
‫رازهایی که تا ابد نگه می‌دارن.

28
00:01:15,124 --> 00:01:17,616
‫خب، می‌دونی، فقط داشتن دوران
‫بچگی‌شون رو کاوش می‌کردن،

29
00:01:17,666 --> 00:01:19,449
‫من رو کاوش می‌کردن.

30
00:01:19,499 --> 00:01:22,291
‫- پس این پسرک تو رو اذیت کرد؟
‫- آره. دقیقاً.

31
00:01:22,333 --> 00:01:24,116
‫بعد من رو گذاشت زمین و رفت

32
00:01:24,166 --> 00:01:25,283
‫و من خوابم برد.

33
00:01:25,333 --> 00:01:26,624
‫تموم.

34
00:01:27,041 --> 00:01:28,749
‫بازم قراره خونه من رو بگردیم پیدا کنیم؟

35
00:01:28,791 --> 00:01:30,083
‫یه فرصتی به ما بده، بچه‌جان.

36
00:01:30,124 --> 00:01:31,416
‫من تازه بیدار شدم.

37
00:01:31,458 --> 00:01:34,416
‫حتی خمیازه هم نکشیدم و کش‌وقوسی ندادم.
‫می‌دونی منظورم چیه؟

38
00:01:36,916 --> 00:01:38,208
‫نمی‌خوای کش‌وقوسی بدی؟

39
00:01:38,249 --> 00:01:40,833
‫چیه، فکر کردی تو ارتشم یا همچین چیزی؟

40
00:01:41,624 --> 00:01:43,408
‫- سلام، بچه‌ها.
‫- ساکت.

41
00:01:43,458 --> 00:01:44,574
‫اوه، چه خوش‌برخورد.

42
00:01:44,624 --> 00:01:46,866
‫- «خوش‌برخورد».
‫- آره، خیلی خوش‌برخورده.

43
00:01:46,916 --> 00:01:49,083
‫همین اول کار. اولین چیز سر صبح!

44
00:01:49,124 --> 00:01:51,408
‫«خوش‌برخورد»! ولم کن بابا.

45
00:01:51,458 --> 00:01:53,958
‫داشتیم درباره این حرف می‌زدیم
‫که کی این گاگول رو اذیت کرده،

46
00:01:53,999 --> 00:01:55,949
‫بعد تو با لفظ «خوش‌برخورد» میای!

47
00:01:55,999 --> 00:01:57,533
‫- چیه؟
‫- این چه جور حرف زدنه؟

48
00:01:57,583 --> 00:01:59,408
‫اون خوش‌برخوردیه؟ اذیت شدن؟

49
00:01:59,458 --> 00:02:01,366
‫اگه اون رو اذیت می‌کردن، همین رو می‌گفت!

50
00:02:01,416 --> 00:02:02,624
‫«اوه، خوش‌برخورد!

51
00:02:02,666 --> 00:02:03,666
‫ادامه بدید».

52
00:02:03,708 --> 00:02:05,333
‫ناخن‌های کثیف توی بدنش گیر می‌کنه.

53
00:02:06,749 --> 00:02:08,374
‫آره! می‌ره پیش دامپزشک.

54
00:02:08,416 --> 00:02:10,449
‫یه دماسنج می‌ذارن تو بدنش.

55
00:02:10,499 --> 00:02:12,949
‫«اوه، می‌شه بریم پیش دامپزشک، مامان؟»
‫«چرا؟»

56
00:02:12,999 --> 00:02:15,033
‫«چون می‌خوام یکی من رو آزمایش کنه!»

57
00:02:15,083 --> 00:02:16,991
‫من همچین درخواستی نمی‌کنم.

58
00:02:17,041 --> 00:02:19,449
‫فقط برای اینه که بفهمم تب دارم یا نه.

59
00:02:19,499 --> 00:02:20,866
‫کاملاً قانونیه.

60
00:02:20,916 --> 00:02:21,949
‫مردک.

61
00:02:21,999 --> 00:02:22,999
‫اینجا، امم...

62
00:02:23,041 --> 00:02:24,033
‫چه خبره؟

63
00:02:24,083 --> 00:02:26,041
‫- هیچی.
‫- هیچی، رفیق.

64
00:02:26,416 --> 00:02:29,708
‫الان خمیازه کشیدیم و کش‌وقوس دادیم.
‫گاس خمیازه کشیده. هنوز کش‌وقوس نداده.

65
00:02:29,916 --> 00:02:31,041
‫نه، باید کش‌وقوس بدی.

66
00:02:31,083 --> 00:02:33,791
‫جدی می‌گم، اینطوری آرتروز می‌گیری.

67
00:02:33,874 --> 00:02:35,658
‫من کش‌وقوس دادم، صبحانه خوردم،

68
00:02:35,708 --> 00:02:37,833
‫پایه خراشم رو کاملاً نابود کردم.

69
00:02:37,874 --> 00:02:40,241
‫- باید ببینی.
‫- بعد مثل یه پدرسگ کوچولو اومدی اینجا.

70
00:02:40,291 --> 00:02:42,083
‫- من کوچولو و پدرسگ نیستم.
‫- مثل همیشه.

71
00:02:42,124 --> 00:02:44,458
‫- سلام.
‫- سلام، اولیو.

72
00:02:44,499 --> 00:02:47,416
‫- چه خبر؟
‫- گاس هنوز به خودش کش‌وقوس نداده.

73
00:02:47,458 --> 00:02:48,408
‫ای بابا!

74
00:02:48,458 --> 00:02:50,791
‫می‌شه درباره چیز دیگه‌ای حرف بزنیم؟
‫اون فسقلی کجاست؟

75
00:02:51,333 --> 00:02:52,583
‫من اینجام!

76
00:02:52,916 --> 00:02:54,499
‫تو کجا زندگی می‌کنی، اولیو؟

77
00:02:54,541 --> 00:02:56,208
‫برای خودم یه جایی طبقه بالا دارم.

78
00:02:56,249 --> 00:02:58,866
‫- چرا طبقه پایین زندگی نمی‌کنی؟
‫- چون بوی گند می‌ده.

79
00:02:58,916 --> 00:03:01,041
‫- ها.
‫- خوش‌برخورد.

80
00:03:01,124 --> 00:03:03,041
‫راستش، به هوای تازه احتیاج دارم.

81
00:03:05,458 --> 00:03:06,624
‫فقط، اه...

82
00:03:06,999 --> 00:03:08,666
‫می‌خواستم بهت بگم که

83
00:03:08,749 --> 00:03:10,999
‫خیلی شانس آوردی اومدی پیش من، واقعاً.

84
00:03:11,583 --> 00:03:12,866
‫- چرا؟
‫- خب...

85
00:03:12,916 --> 00:03:15,366
‫چون من بهترین گربه محله‌م.

86
00:03:15,416 --> 00:03:17,449
‫- واقعاً؟
‫- این رو من نباید بگم.

87
00:03:17,499 --> 00:03:18,574
‫از کی بپرسم؟

88
00:03:18,624 --> 00:03:19,908
‫خب، از کسی نپرس،

89
00:03:19,958 --> 00:03:21,866
‫چون احتمالاً نمی‌دونن،

90
00:03:21,916 --> 00:03:23,041
‫چون

91
00:03:23,083 --> 00:03:24,616
‫اونا به خوبی من نیستن.

92
00:03:24,666 --> 00:03:25,874
‫فقط شکرگزار باش.

93
00:03:25,916 --> 00:03:27,666
‫ممنون، گاس.

94
00:03:27,708 --> 00:03:29,082
‫خواهش می‌کنم.

95
00:03:29,124 --> 00:03:31,249
‫خیلی‌خب، بیا بریم خونه‌ت رو پیدا کنیم.

96
00:03:31,291 --> 00:03:32,291
‫و توی راه،

97
00:03:32,332 --> 00:03:33,874
‫یه کم هرج‌ومرج به پا کنیم.

98
00:03:34,874 --> 00:03:44,874
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

99
00:03:55,416 --> 00:03:56,541
‫پیت پیر اونجاست.

100
00:03:57,624 --> 00:03:59,207
‫- سلام، بچه‌ها.
‫- سلام، رفیق.

101
00:03:59,499 --> 00:04:01,157
‫اوه.

102
00:04:01,207 --> 00:04:02,574
‫- وای، خدای من.
‫- سلام، پیت.

103
00:04:02,624 --> 00:04:04,082
‫- سلام، پیت.
‫- خوبی؟

104
00:04:04,624 --> 00:04:06,666
‫- فقط دارم پیر می‌شم.
‫- آره.

105
00:04:06,874 --> 00:04:09,374
‫برای همه‌مون پیش میاد.

106
00:04:09,916 --> 00:04:11,366
‫- پس...
‫- می‌بینمت، رفیق.

107
00:04:11,416 --> 00:04:12,874
‫- موفق باشی.
‫- بعداً می‌بینمت، پیتر.

108
00:04:12,916 --> 00:04:14,957
‫بگذریم، بدرود.

109
00:04:21,749 --> 00:04:23,041
‫گربه‌ای که ازش خوشت میاد،

110
00:04:23,082 --> 00:04:24,991
‫با دوستش که ازش می‌ترسی، اونجاست.

111
00:04:25,041 --> 00:04:26,657
‫- من نمی‌ترسم.
‫- چرا، می‌ترسی، رفیق.

112
00:04:26,707 --> 00:04:28,749
‫گوش کن، اگه می‌ترسی،
‫من شرش رو کم می‌کنم.

113
00:04:28,791 --> 00:04:29,874
‫نه، ولش کن. من...

114
00:04:29,916 --> 00:04:31,116
‫من نمی‌ترسم!

115
00:04:31,166 --> 00:04:32,741
‫- می‌ترسی.
‫- برام مهم نیست.

116
00:04:32,791 --> 00:04:35,749
‫- چون از هیچی نمی‌ترسم.
‫- می‌ترسی. عنکبوت.

117
00:04:35,791 --> 00:04:37,999
‫من درباره دعوا حرف می‌زنم، مگه نه؟

118
00:04:38,041 --> 00:04:39,949
‫- عنکبوت‌ها حساب نمی‌شن.
‫- چرا؟

119
00:04:39,999 --> 00:04:42,241
‫اه... اوه، چرا؟ آه، نمی‌دونم.

120
00:04:42,291 --> 00:04:45,616
‫شاید به خاطر هشت‌تا پا و ده‌تا چشمی
‫که اون پدرسگ‌ها دارن.

121
00:04:45,666 --> 00:04:47,657
‫- به خاطر همین.
‫- موجودات افتضاح، رفیق.

122
00:04:47,707 --> 00:04:50,791
‫واقعاً افتضاح. به نظرم بدترین موجود کوچولو

123
00:04:50,832 --> 00:04:52,541
‫روی زمین هستن.

124
00:04:52,582 --> 00:04:54,707
‫یه تکه کوفتی با یه مشت نخ آویزون.

125
00:04:54,749 --> 00:04:56,699
‫- ولی سازنده‌های فوق‌العاده‌ای هستن.
‫- چی؟

126
00:04:56,749 --> 00:04:57,916
‫می‌گن یه تار عنکبوت،

127
00:04:57,957 --> 00:04:59,741
‫اگه به اندازه معادل بزرگ‌ترش بود،

128
00:04:59,791 --> 00:05:02,241
‫به اندازه یه دکل فولادی محکمه.
‫این رو شنیدین؟

129
00:05:02,291 --> 00:05:04,116
‫- گور بابای تارشون.
‫- آه، باشه.

130
00:05:04,166 --> 00:05:06,457
‫ولی به اون بزرگی نیست، نه؟
‫پس بیاین از بین ببریمش.

131
00:05:06,499 --> 00:05:07,866
‫دفعه بعد که عنکبوت رو دیدی

132
00:05:07,916 --> 00:05:10,241
‫داره تار می‌بافه، صبر کن.
‫«اوه، آره، ادامه بده. ادامه بده».

133
00:05:10,291 --> 00:05:12,991
‫- ساعت‌ها طول می‌کشه. آه، چه قشنگه!
‫- آفرین. آفرین.

134
00:05:13,041 --> 00:05:16,324
‫خیلی‌خب. تو عنکبوت رو از سر راه بردار.
‫من اون تار رو از بین می‌برم.

135
00:05:16,374 --> 00:05:17,616
‫چقدر طول می‌کشه؟ دو روز؟

136
00:05:17,666 --> 00:05:19,457
‫- آره!
‫- گور بابای تارش!

137
00:05:21,541 --> 00:05:24,874
‫- باشه، پس می‌خوای دو روز صبر کنی.
‫- آره.

138
00:05:24,916 --> 00:05:28,449
‫کنار یه عنکبوت که داره تار می‌بافه
‫و بعد تارش رو نابود کنی؟

139
00:05:28,499 --> 00:05:29,699
‫- آره!
‫- تو چند ثانیه؟

140
00:05:29,749 --> 00:05:31,074
‫فقط برای چی؟ برای سرگرمی؟

141
00:05:31,124 --> 00:05:33,157
‫- قلمروی حیوانات، رفیق. قوانین حیوانات.
‫- باشه.

142
00:05:33,207 --> 00:05:34,207
‫دقیقاً

143
00:05:34,249 --> 00:05:36,541
‫و این رو بدون که من از هیچی نمی‌ترسم.

144
00:05:36,624 --> 00:05:38,582
‫- کروکودیل چی؟
‫- نه.

145
00:05:38,624 --> 00:05:40,249
‫یک سیلی بهش بزن. فرار کن.

146
00:05:40,291 --> 00:05:41,241
‫سیلی؟

147
00:05:41,291 --> 00:05:42,416
‫آره، فقط یه سیلی بزن.

148
00:05:42,457 --> 00:05:44,157
‫فرار کن. پاهای کوتاه چاق داره.

149
00:05:44,207 --> 00:05:46,574
‫توی آب، ولش کن. اون قلمروی خودشه.

150
00:05:46,624 --> 00:05:47,666
‫این رو قبول دارم،

151
00:05:47,707 --> 00:05:49,407
‫ولی من هیچوقت تو آب نمی‌رم، مگه نه؟

152
00:05:49,457 --> 00:05:51,166
‫- از آب می‌ترسی؟
‫- نه!

153
00:05:51,207 --> 00:05:53,032
‫نه، معلومه که نمی‌ترسم!

154
00:05:53,082 --> 00:05:54,374
‫موهات رو بهم می‌ریزه، نه؟

155
00:05:54,416 --> 00:05:55,957
‫باعث می‌شه خیلی مسخره به نظر برسی.

156
00:05:55,999 --> 00:05:57,957
‫خیس شدن تو آب

157
00:05:57,999 --> 00:05:59,374
‫بدترین چیز ممکنه.

158
00:05:59,416 --> 00:06:01,324
‫یه چیزی بدتر از تو آب بودن هست.

159
00:06:01,374 --> 00:06:03,457
‫- چی؟
‫- فیل تو رو خیس کنه.

160
00:06:03,499 --> 00:06:06,324
‫- چی؟ چرا تو رو خیس کنه؟
‫- برای خنده این کار رو می‌کنه.

161
00:06:06,374 --> 00:06:07,707
‫یه فکری به ذهنم رسید.

162
00:06:07,749 --> 00:06:09,532
‫ما از نسل شیرها هستیم، مگه نه؟

163
00:06:09,582 --> 00:06:11,541
‫- ما شیرهای کوچولو هستیم، مگه نه؟
‫- آره.

164
00:06:11,582 --> 00:06:13,207
‫درسته؟ و یه فیل

165
00:06:13,249 --> 00:06:14,782
‫در برابر یه شیر،

166
00:06:14,832 --> 00:06:17,166
‫معلومه که شیر کاملاً به فنا می‌ره.

167
00:06:17,374 --> 00:06:19,124
‫ولی چهار تا شیر رو دیدم که

168
00:06:19,166 --> 00:06:21,707
‫با همکاری هم یه فیل رو از پا درآوردن.

169
00:06:21,832 --> 00:06:24,074
‫پس معادل ما چیه؟
‫اگه به عنوان یه گروه همکاری کنیم

170
00:06:24,124 --> 00:06:26,541
‫بزرگترین چیزی که می‌تونیم
‫از پا دربیاریم، چیه؟

171
00:06:27,082 --> 00:06:28,741
‫نمی‌دونم. یه بچه چاقالو؟

172
00:06:28,791 --> 00:06:31,491
‫- آره.
‫- آره، بیاین یه بچه چاقالو شکار کنیم.

173
00:06:31,541 --> 00:06:33,374
‫آره، بریم سمت مدرسه.

174
00:06:39,457 --> 00:06:40,457
‫نه.

175
00:06:40,499 --> 00:06:41,957
‫- نه.
‫- نه.

176
00:06:41,999 --> 00:06:46,124
‫- فکر کنم به خاطر این قضیه تو دردسر بیفتی.
‫- چرا تو دردسر بیفتم؟ پلیس؟

177
00:06:46,166 --> 00:06:47,707
‫خب، راستش آره.

178
00:06:47,749 --> 00:06:50,032
‫آه. آه، «تو بازداشتی».
‫«به خاطر چی؟»

179
00:06:50,082 --> 00:06:51,991
‫«چون گربه‌ای
‫و یه بچه چاق رو از پا درآوردی».

180
00:06:52,041 --> 00:06:54,574
‫نه به خاطر گربه بودن.
‫به خاطر تلاش برای کشتن یه بچه، بله.

181
00:06:54,624 --> 00:06:55,782
‫- آره، ولی...
‫- برای طبیعت...

182
00:06:55,832 --> 00:06:58,449
‫برای یه گربه غیرقانونی نیست
‫که یه بچه رو بکشه. نخیر، نیست!

183
00:06:58,499 --> 00:06:59,865
‫مطمئنم که هست.

184
00:06:59,915 --> 00:07:02,115
‫نه، نیست! یه گربه می‌تونه
‫هر کاری که دوست داره بکنه!

185
00:07:02,165 --> 00:07:04,749
‫- هوم، نه.
‫- سگ‌ها رو می‌کشن.

186
00:07:04,790 --> 00:07:08,115
‫بول‌داگ‌های ایکس‌لارج لعنتی، همه‌شون،

187
00:07:08,165 --> 00:07:10,990
‫ولی هیچوقت یه گربه رو
‫به خاطر کشتن چیزی نکشتن.

188
00:07:11,040 --> 00:07:12,365
‫مسئولیت ناقص ناشی از عدم اهلیت.

189
00:07:12,415 --> 00:07:13,707
‫من یه احمقم!

190
00:07:13,749 --> 00:07:15,165
‫- آره!
‫- هوم. باشه.

191
00:07:15,207 --> 00:07:16,949
‫موفق باشی که اون رو اثبات کنی.

192
00:07:16,999 --> 00:07:18,332
‫آره، ما که خیلی

193
00:07:18,374 --> 00:07:19,915
‫خنگیم، مگه نه؟

194
00:07:19,957 --> 00:07:23,240
‫حتی انسان‌ها اگه احمق باشن
‫تبرئه می‌شن. می‌گن، «چی شد؟»

195
00:07:23,290 --> 00:07:25,874
‫«من... حدود ۲۰ نفر رو کشتم».

196
00:07:25,915 --> 00:07:27,157
‫«اوه، جدی می‌گی، جانی؟

197
00:07:27,207 --> 00:07:28,657
‫اوه، ما نمی‌خوایم اعدامت کنیم.

198
00:07:28,707 --> 00:07:30,582
‫می‌بریمت تیمارستان.

199
00:07:30,624 --> 00:07:31,990
‫و با همه این قرص‌ها

200
00:07:32,040 --> 00:07:33,332
‫می‌تونی ژله بخوری.

201
00:07:33,374 --> 00:07:35,707
‫و مغزت رو به برق می‌زنیم بسوزه».

202
00:07:35,749 --> 00:07:38,707
‫«خوشم اومد».
‫«معلومه که خوشت میاد. تو دیوانه‌ای!»

203
00:07:38,749 --> 00:07:39,999
‫اون قسر در می‌ره.

204
00:07:40,040 --> 00:07:41,790
‫گربه هم قسر در می‌ره.
‫ما مغز نداریم.

205
00:07:41,832 --> 00:07:44,074
‫مغزهامون به اندازه گردوئه.

206
00:07:44,124 --> 00:07:46,790
‫ما اجازه داریم هر چی دلمون می‌خواد بکشیم.

207
00:07:46,832 --> 00:07:49,199
‫نمی‌تونیم با نشستن روی صورت مردم بکشیمشون؟

208
00:07:49,249 --> 00:07:51,124
‫- چرا.
‫- چرا! یه بچه تو گهواره!

209
00:07:51,165 --> 00:07:52,157
‫- چی؟
‫- شب بخیر.

210
00:07:52,207 --> 00:07:54,115
‫بچه کوچولو برو بخواب،

211
00:07:54,165 --> 00:07:55,499
‫اوه، گربه داره میاد!

212
00:07:55,540 --> 00:07:57,415
‫یه بچه ناز و قشنگ اینجاست.

213
00:07:57,457 --> 00:07:58,657
‫روش می‌خوابی تا بکشیش؟

214
00:07:58,707 --> 00:07:59,707
‫معلومه که می‌خوابم.

215
00:07:59,749 --> 00:08:02,990
‫اگه بچه تو گهواره‌ش خوابیده باشه،
‫چطور می‌کشیش؟

216
00:08:03,040 --> 00:08:04,832
‫بدنم رو خیس می‌کنم.

217
00:08:04,874 --> 00:08:06,915
‫مطمئن می‌شم که هوا رد نشه.

218
00:08:06,957 --> 00:08:08,332
‫بعد محکم می‌چسبونم.

219
00:08:08,374 --> 00:08:09,749
‫به همین سرعت و راحتی.

220
00:08:10,124 --> 00:08:12,874
‫آخه مسئولیت چیه؟
‫از من بپرس دو به علاوه دو چند می‌شه.

221
00:08:12,915 --> 00:08:14,749
‫حتی نمی‌دونم اعداد چی هستن!

222
00:08:14,790 --> 00:08:16,582
‫من اینقدر احمقم!

223
00:08:16,790 --> 00:08:20,532
‫آره، ولی به نظر چیزهای زیادی درباره
‫خفه کردن بچه تو گهواره می‌دونی،

224
00:08:20,582 --> 00:08:22,832
‫اونم برای کسی که به اندازه ادعات احمقه.

225
00:08:23,082 --> 00:08:24,999
‫فقط داریم بین خودمون حرف می‌زنیم.

226
00:08:25,040 --> 00:08:27,165
‫هیچ اتفاقی نیفتاده، خیلی‌خب؟

227
00:08:27,207 --> 00:08:29,624
‫می‌گم، کار ماست یا روباه‌ها
‫که این کار رو می‌کنن؟

228
00:08:29,665 --> 00:08:31,199
‫روباه‌ها تیکه‌پاره‌شون می‌کنن.

229
00:08:31,249 --> 00:08:33,499
‫اگه بچه‌ای رو تو باغچه بذاری، تقصیر خودته.

230
00:08:33,540 --> 00:08:35,699
‫یا درهای سایه‌بان رو باز بذاری.

231
00:08:35,749 --> 00:08:37,665
‫«اوه، یه روباه بچه‌م رو خورد!»

232
00:08:37,707 --> 00:08:40,532
‫آره، با در باز تو نشیمن، رهاش کردی

233
00:08:40,582 --> 00:08:41,949
‫اوه.

234
00:08:41,999 --> 00:08:44,365
‫- چی دیدی؟
‫- یه شکم‌گنده.

235
00:08:44,415 --> 00:08:47,415
‫- اوه، لعنت!
‫- مثل یه کیسه پلاستیکی پر از طعمه.

236
00:08:47,457 --> 00:08:50,074
‫اوه، تا یه هفته مجبور نیستیم غذا بخوریم.

237
00:08:50,124 --> 00:08:51,782
‫اوه، وای. چطور می‌کشیش؟

238
00:08:51,832 --> 00:08:53,165
‫فقط گردنش رو گاز می‌گیری؟

239
00:08:53,249 --> 00:08:55,624
‫- قرار نیست واقعاً بخوریش.
‫- معلومه که می‌خوریم.

240
00:08:55,665 --> 00:08:57,199
‫- ببین.
‫- مزه‌ش چطوریه؟

241
00:08:57,249 --> 00:08:59,915
‫- نمی‌دونم. می‌خوایم بفهمیم، مگه نه؟
‫- مزه‌ش عالیه.

242
00:08:59,957 --> 00:09:01,499
‫- اون یکی مزه‌ش بده.
‫- چرا؟

243
00:09:01,540 --> 00:09:02,582
‫خب، بهش نگاه کن.

244
00:09:02,624 --> 00:09:04,657
‫یعنی، این گوشت خیلی بی‌کیفیته.

245
00:09:04,707 --> 00:09:07,124
‫- آره، ولی ما چربی دوست داریم، نه؟
‫- من یه کم چربی دوست دارم.

246
00:09:07,165 --> 00:09:10,499
‫ببین. اوه، پدر و مادرش خوب چاقش کردن.

247
00:09:10,540 --> 00:09:13,749
‫- بچه چاق گوشت چرب.
‫- آره. «این رو بخور، عزیزم».

248
00:09:13,790 --> 00:09:15,290
‫«چی می‌خوای؟»
‫«کیک می‌خوام!»

249
00:09:15,332 --> 00:09:18,707
‫- «پس کیک بخور، پدرسگ!»
‫- «گریه نکن! گریه نکن!»

250
00:09:18,749 --> 00:09:19,990
‫«یه تکه کیک دیگه بخور».

251
00:09:20,040 --> 00:09:24,249
‫«آره، بچپون تو گلوت،
‫جگر چرب کوچولوی چاق».

252
00:09:24,290 --> 00:09:26,115
‫فرزندپروری با غذا.

253
00:09:26,165 --> 00:09:27,832
‫خیلی‌خب، داره میاد. داره میاد.

254
00:09:28,499 --> 00:09:29,582
‫صبر کنین.

255
00:09:29,624 --> 00:09:30,665
‫صبر کنین.

256
00:09:30,707 --> 00:09:32,749
‫یک، دو.

257
00:09:35,124 --> 00:09:36,832
‫اوه لعنت!

258
00:09:42,624 --> 00:09:44,865
‫- یالا. دیگه واسش بس بود.
‫- سه رو چرا نگفتی؟

259
00:09:44,915 --> 00:09:47,749
‫- من سه نگفتم. روی سه پریدم.
‫- ما منتظر سه بودیم.

260
00:09:47,790 --> 00:09:50,157
‫- می‌دونم. آره.
‫- برای این چیزها یه روال مشخصی هست.

261
00:09:50,207 --> 00:09:52,165
‫فکر کن. خوب فکر کن.

262
00:09:52,957 --> 00:09:55,199
‫هر روز با شماها اینقدر هیجان‌انگیزه؟

263
00:09:55,249 --> 00:09:56,290
‫ها.

264
00:09:56,374 --> 00:09:57,540
‫آره گمونم.

265
00:09:58,040 --> 00:09:58,990
‫بگذریم،

266
00:09:59,040 --> 00:10:00,749
‫بیا خانواده‌ت رو پیدا کنیم.

267
00:10:06,499 --> 00:10:08,124
‫آه، پیت پیر رو ببین.

268
00:10:08,165 --> 00:10:09,582
‫افتضاح به نظر میاد، مگه نه؟

269
00:10:10,082 --> 00:10:12,665
‫- سلام، پیت.
‫- دارم می‌رم پیش دامپزشک.

270
00:10:13,415 --> 00:10:14,582
‫آره.

271
00:10:14,915 --> 00:10:16,124
‫حالت رو خوب می‌کنن.

272
00:10:16,207 --> 00:10:17,249
‫نه.

273
00:10:17,415 --> 00:10:18,865
‫یه سفر یک‌طرفه‌ست.

274
00:10:18,915 --> 00:10:20,449
‫حرف‌هاشون رو شنیدم.

275
00:10:20,499 --> 00:10:21,665
‫و درست می‌گن.

276
00:10:22,749 --> 00:10:24,207
‫زندگی خیلی خوبی داشتم.

277
00:10:24,249 --> 00:10:26,540
‫چند هفته درد کشیدن، فایده نداره.

278
00:10:27,582 --> 00:10:29,165
‫باعث افتخار بود.

279
00:10:29,207 --> 00:10:30,415
‫من...

280
00:10:30,665 --> 00:10:32,498
‫شنیدم که هیچی حس نمی‌کنی.

281
00:10:33,373 --> 00:10:35,123
‫اون طرف می‌بینمتون.

282
00:10:38,873 --> 00:10:39,957
‫می‌بینمت، رفیق.

283
00:10:40,873 --> 00:10:42,907
‫- می‌بینمت، رفیق قدیمی.
‫- بعداً می‌بینمت.

284
00:10:42,957 --> 00:10:44,665
‫- موفق باشی، پیت.
‫- خداحافظ.

285
00:10:44,707 --> 00:10:46,207
‫- با آرزوی بهترین‌ها.
‫- آره.

286
00:10:55,123 --> 00:10:56,873
‫ببخشید، بچه‌جان. اشکال نداره

287
00:10:57,373 --> 00:10:59,290
‫که فردا دنبال خونه‌ت بگردیم؟

288
00:10:59,332 --> 00:11:00,498
‫فکر می‌کنم همه‌مون

289
00:11:00,540 --> 00:11:01,915
‫بابت پیت ناراحت شدیم.

290
00:11:02,373 --> 00:11:03,915
‫آره، معلومه.

291
00:11:04,373 --> 00:11:05,865
‫پیت چند سالش بود؟

292
00:11:05,915 --> 00:11:07,082
‫خیلی پیر.

293
00:11:07,623 --> 00:11:09,123
‫انگار...

294
00:11:09,207 --> 00:11:11,290
‫- چند سالش بود؟ ۱۶ سال؟
‫- اوهوم.

295
00:11:11,748 --> 00:11:13,998
‫اگه اونقدر عمر کنم، چقدر وقت دارم؟

296
00:11:14,582 --> 00:11:16,540
‫خب، تو...

297
00:11:17,165 --> 00:11:18,957
‫الان صفر هستی.

298
00:11:18,998 --> 00:11:22,748
‫- پس ۱۶ منهای صفر می‌شه...
‫- می‌تونی حساب کنی؟

299
00:11:22,790 --> 00:11:24,823
‫- ش... شونزده. آره.
‫- شونزده، آره.

300
00:11:24,873 --> 00:11:26,323
‫- آره، می‌خواستم بگم...
‫- می‌گفتی؟

301
00:11:26,373 --> 00:11:27,657
‫- آره.
‫- باشه.

302
00:11:27,707 --> 00:11:31,073
‫- دارم حساب می‌کنم. «می‌تونی حساب کنی؟»
‫- یه کم مکث کردی. همین.

303
00:11:31,123 --> 00:11:34,615
‫- وقتی تو حساب می‌کنی، مکث نمی‌کنی؟
‫- شونزده منهای صفر.

304
00:11:34,665 --> 00:11:36,907
‫- تو مکث نمی‌کنی؟
‫- هوم، چند می‌تونه بشه؟

305
00:11:36,957 --> 00:11:38,332
‫فقط می‌گی، «اوه! اوه!

306
00:11:38,373 --> 00:11:41,207
‫بیا یه چیزی رو حساب کنیم!»
‫«نه! بیا مستقیم بریم سر جواب!»

307
00:11:41,248 --> 00:11:43,782
‫اگه مستقیم جواب رو بگی،
‫حساب کردنش کجاست؟

308
00:11:43,832 --> 00:11:45,040
‫اگه منهای صفر باشه،

309
00:11:45,082 --> 00:11:46,865
‫معمولاً حساب کردن زیادی نداره.

310
00:11:46,915 --> 00:11:48,707
‫- وای.
‫- ببین کی این رو می‌گه.

311
00:11:48,748 --> 00:11:51,332
‫آره! ببین کی این رو می‌گه، پدرسگ!

312
00:11:59,748 --> 00:12:02,540
‫همیشه یه چیزی هست که
‫روزمون رو خراب می‌کنه، مگه نه؟

313
00:12:02,957 --> 00:12:05,040
‫همینجوریش هم روزهای کمی عمر می‌کنیم

314
00:12:05,582 --> 00:12:07,540
‫و همیشه هم خراب می‌شن.

315
00:12:08,290 --> 00:12:10,207
‫گربه بودن سخته.

316
00:12:10,832 --> 00:12:12,282
‫ولی از حلزون بودن بهتره، نه؟

317
00:12:12,332 --> 00:12:13,707
‫اونجوری له می‌شی.

318
00:12:14,040 --> 00:12:16,123
‫- خب، آره. خیلی بهتره.
‫- آره.

319
00:12:16,457 --> 00:12:19,457
‫خب، آره، ولی نمی‌خوام زندگیم رو
‫با یه حلزون مقایسه کنم.

320
00:12:19,498 --> 00:12:21,040
‫معلومه که بهتره.

321
00:12:21,082 --> 00:12:23,040
‫اونا هیچ وجدانی ندارن، نه؟

322
00:12:23,082 --> 00:12:24,832
‫ما خودمون رو بررسی می‌کنیم،

323
00:12:24,873 --> 00:12:26,748
‫واسه همین درد زندگی رو می‌دونیم.

324
00:12:26,790 --> 00:12:28,290
‫پس می‌تونیم بگیم، «اوه، وای بر من».

325
00:12:28,332 --> 00:12:30,998
‫یه حلزون حتی نمی‌دونه زندگی سخته،
‫چون هیچی نمی‌دونه.

326
00:12:31,040 --> 00:12:34,532
‫فقط یه ذره آب بینی
‫تو یه پوسته‌ست، نه؟ پدرسگ.

327
00:12:34,582 --> 00:12:35,957
‫از کجا می‌دونی؟ باهاشون حرف زدی؟

328
00:12:35,998 --> 00:12:38,790
‫نه، حرف نزدم.
‫فایده نداره چون اونا هیچ...

329
00:12:38,832 --> 00:12:42,040
‫- حرفی برای زدن ندارن، مگه نه؟
‫- هیچ شوخ‌طبعی ندارن.

330
00:12:42,123 --> 00:12:45,207
‫می‌تونی بری پیش یه حلزون،
‫«خوبی، رفیق، چیکار می‌کنی؟»

331
00:12:47,957 --> 00:12:50,623
‫- «چی؟»
‫- فقط حواست باشه و آروم بگیر.

332
00:12:50,665 --> 00:12:52,073
‫- چرا؟
‫- ممکنه بی‌ادبی باشه.

333
00:12:52,123 --> 00:12:53,248
‫چی؟ بی‌ادبی باشه؟

334
00:12:53,290 --> 00:12:55,323
‫داره از اون پدرسگ‌های لزج دفاع می‌کنه.

335
00:12:55,373 --> 00:12:56,790
‫- چرا؟ چرا؟
‫- اتفاقا بله.

336
00:12:56,832 --> 00:12:58,373
‫طرفداری‌شون رو می‌کنی؟

337
00:12:58,415 --> 00:13:01,790
‫چون وقتی پیش شما نیستم
‫با حلزون‌ها وقت می‌گذرونم و گروه خوبی‌ان.

338
00:13:01,832 --> 00:13:03,407
‫- با حلزون‌ها وقت می‌گذرونی؟
‫- آره.

339
00:13:03,457 --> 00:13:05,157
‫- چرا؟
‫- می‌ریم پارک تفریحی.

340
00:13:05,207 --> 00:13:07,457
‫- کنار سرسره‌ها وقت می‌گذرونیم.
‫- چقدر طول می‌کشه؟

341
00:13:07,498 --> 00:13:09,748
‫- یه روز و نیم.
‫- درباره چی حرف می‌زنین؟

342
00:13:10,207 --> 00:13:11,707
‫چیزی نمی‌گیم، فقط به هم نگاه می‌کنیم.

343
00:13:11,748 --> 00:13:14,915
‫تو فقط خیلی آهسته حلزون‌ها رو
‫تا سرسره‌ها همراهی می‌کنی؟

344
00:13:14,957 --> 00:13:17,782
‫اونا می‌دونن کجا دارن می‌رن،
‫یا همینجوری می‌رن و تو دنبالشون می‌کنی؟

345
00:13:17,832 --> 00:13:19,457
‫فقط حلزون‌ها رو مشاهده می‌کنی؟

346
00:13:19,498 --> 00:13:20,948
‫نه، من رهبری رو بر عهده دارم، رفیق.

347
00:13:20,998 --> 00:13:23,998
‫ولش کن. باید بگم یه چیزی هست که مثل حلزونه،

348
00:13:24,040 --> 00:13:26,957
‫ولی ازش بهتره و خیلی بیشتر عمر می‌کنه،
‫لاک‌پشت.

349
00:13:27,665 --> 00:13:29,532
‫نمی‌دونم لاک‌پشت بودن چه حسی داره.

350
00:13:29,582 --> 00:13:31,207
‫من می‌دونم چه حسی داره.

351
00:13:32,540 --> 00:13:33,532
‫شب بخیر.

352
00:13:33,582 --> 00:13:35,082
‫- شب بخیر.
‫- می‌بینمتون.

353
00:13:44,623 --> 00:13:45,623
‫گاس.

354
00:13:46,123 --> 00:13:47,290
‫چیه؟

355
00:13:47,332 --> 00:13:49,415
‫من قطعاً باید بمیرم، درسته؟

356
00:13:49,498 --> 00:13:50,582
‫آره.

357
00:13:51,707 --> 00:13:53,748
‫نمی‌خوام وجود نداشته باشم.

358
00:13:54,331 --> 00:13:55,998
‫من... می‌خوام تا ابد زنده باشم.

359
00:13:57,165 --> 00:13:58,456
‫خب...

360
00:13:58,873 --> 00:14:00,123
‫خب، به نوعی،

361
00:14:00,290 --> 00:14:02,081
‫تا ابد زنده‌ای، چون

362
00:14:02,290 --> 00:14:04,706
‫چون ما در خاطرات

363
00:14:05,248 --> 00:14:07,081
‫دوستان و خانواده‌ای

364
00:14:07,165 --> 00:14:10,581
‫که ما رو می‌شناختن زنده می‌مونیم و چیزهایی
‫که گفتیم و انجام دادیم رو یادشون می‌مونه،

365
00:14:10,623 --> 00:14:13,581
‫پس حتی اگه از نظر فیزیکی

366
00:14:13,623 --> 00:14:15,665
‫وجود نداشته باشیم،

367
00:14:15,915 --> 00:14:17,248
‫به نوعی

368
00:14:17,331 --> 00:14:18,956
‫هنوز اینجاییم.

369
00:14:19,081 --> 00:14:20,081
‫هوم.

370
00:14:20,623 --> 00:14:22,081
‫پس تو از طریق

371
00:14:22,123 --> 00:14:24,998
‫همه چیزهایی که به من یاد دادی
‫تا ابد زنده می‌مونی.

372
00:14:25,206 --> 00:14:26,206
‫آره.

373
00:14:29,790 --> 00:14:34,790
‫«ترجمه از خشایار»

374
00:14:36,790 --> 00:14:46,790
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M