1
00:00:09,833 --> 00:00:12,616
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:12,666 --> 00:00:14,574
‫این نبرد بیش از یک ماه طول کشید

3
00:00:14,624 --> 00:00:16,908
‫و حداقل پانصد هزار سرباز
‫در آن درگیر بودند

4
00:00:16,958 --> 00:00:20,908
‫و تلفات تخمینیِ هر جناح،
‫بیش از ۱۰۰.۰۰۰ نفر است.

5
00:00:20,958 --> 00:00:23,458
‫آدم‌ها بدون تفنگ هیچی نیستن، مگه نه؟

6
00:00:23,958 --> 00:00:24,949
‫منظورت چیه؟

7
00:00:24,999 --> 00:00:28,158
‫خب، ببین این به‌دردنخورهای عوضی
‫چطوری شکار می‌کنن! خب؟

8
00:00:28,208 --> 00:00:29,574
‫هیچ‌کاری از دستشون برنمیاد.

9
00:00:29,624 --> 00:00:32,158
‫شکار کردن خوبه. می‌گیری منظورمو؟
‫اصالت رو می‌رسونه.

10
00:00:32,208 --> 00:00:34,991
‫ولی باید با سلاح‌هایی که
‫باهاشون به دنیا اومدی این کار رو بکنی.

11
00:00:35,041 --> 00:00:38,166
‫آدم‌ها خیلی داغونن. «ما تفنگ لازم داریم!»
‫تفنگ رو بذار زمین.

12
00:00:38,208 --> 00:00:41,366
‫حالا می‌خوام ببینم چطوری با شیر می‌جنگی.
‫یا چطور گاوبازی می‌کنی.

13
00:00:41,416 --> 00:00:44,033
‫عاشق وقتی‌ام که یه حیوون،
‫یه آدم رو می‌کُشه.

14
00:00:44,083 --> 00:00:47,491
‫مثلاً وقتی که یه کوسه یه تیکه از
‫یه موج‌سوار استرالیایی رو می‌کَنه.

15
00:00:47,541 --> 00:00:49,116
‫- آره دقیقاً.
‫- عاشق این‌جور چیزام.

16
00:00:49,166 --> 00:00:51,158
‫روش موردعلاقۀ تو
‫برای تماشای مرگ یه آدم چیه؟

17
00:00:51,208 --> 00:00:54,366
‫همون دار زدنِ سنّتی.
‫باید همین باشه، مگه نه؟ سنّتی خوبه.

18
00:00:54,416 --> 00:00:55,874
‫- چرا این کار رو می‌کنن؟
‫- چرا؟

19
00:00:55,916 --> 00:00:58,291
‫- آره.
‫- چون بدجوری دلشون خنک می‌شه.

20
00:00:58,333 --> 00:01:00,533
‫چی؟ یکی دیگه رو دار می‌زنن و کِیف می‌کنن؟

21
00:01:00,583 --> 00:01:04,366
‫- دار زدن چه ربطی به کِیف کردن داره؟
‫- شاید حال می‌کنن که جای طرف نیستن.

22
00:01:04,416 --> 00:01:06,074
‫بعدش می‌گن: «اوه، عزیزم!»

23
00:01:06,124 --> 00:01:08,708
‫«تو می‌میری ولی من زنده‌ام! شب خوش.»

24
00:01:08,749 --> 00:01:10,158
‫حساسیت به بادوم‌زمینی هم خوبه.

25
00:01:10,208 --> 00:01:13,699
‫چقدر بی‌عرضه‌ای که اگه
‫یه بادوم‌زمینی بهت نزدیک بشه می‌میری؟

26
00:01:13,749 --> 00:01:17,166
‫- اگه پیوک هم بهت نزدیک بشه از بوش می‌میری.
‫- آره، راست می‌گی.

27
00:01:17,374 --> 00:01:18,658
‫شوخی راحتی بود.

28
00:01:18,708 --> 00:01:21,416
‫عاشق وقتی ‌ام که یه مجرم

29
00:01:21,458 --> 00:01:23,949
‫قبل از اینکه بره کسی رو بکُشه،
یه بلایی سر خودش میاد

30
00:01:23,999 --> 00:01:25,158
‫- آره.
‫- معرکه‌ست.

31
00:01:25,208 --> 00:01:28,408
‫خمیرش می‌چسبه به دیوارها، آره. اونو بتراش.
‫روی یه تیکه نون تست خیلی می‌چسبه.

32
00:01:28,458 --> 00:01:31,449
‫یا وقتی یه بچه‌پولدارِ ریشوی نکبت

33
00:01:31,499 --> 00:01:33,199
‫می‌ره بالای کوه و می‌گه:

34
00:01:33,249 --> 00:01:35,824
‫«اوه! می‌شه نجاتم بدین؟ می‌شه نجاتم بدین؟»

35
00:01:35,874 --> 00:01:37,574
‫نه! خب نرو اون بالا.

36
00:01:37,624 --> 00:01:39,824
‫از اون تپه‌های کوفتی بالا نرو.

37
00:01:39,874 --> 00:01:41,116
‫آتشفشان.

38
00:01:41,166 --> 00:01:42,158
‫«آه!»

39
00:01:42,208 --> 00:01:45,074
‫«داریم می‌ریم زیر سنگ‌های مذاب داغ!»

40
00:01:45,124 --> 00:01:47,749
‫«هزار سال دیگه یکی
‫قراره ما رو از زیر خاک بکشه بیرون.»

41
00:01:47,791 --> 00:01:49,866
‫- خب خبر مرگت جابه‌جا می‌شدی.
‫- آره.

42
00:01:49,916 --> 00:01:53,616
‫- عه، این یکی داشته دستشویی می‌کرده.
‫- خودش و فضولاتش با هم سنگ شدن!

43
00:01:53,666 --> 00:01:55,533
‫«خدای من، مواد مذاب داره میاد سمتم.»

44
00:01:55,583 --> 00:01:58,208
‫«چی‌کار می‌تونم بکنم؟
‫حداقل می‌تونم مذاب خودمو خالی کنم.»

45
00:01:58,249 --> 00:02:00,666
‫تازه مطمئنم سگ یارو هم
‫داشته نگاهش می‌کرده.

46
00:02:03,624 --> 00:02:06,958
‫- تو چت شده؟
‫- احساس ضعف می‌کنم.

47
00:02:06,999 --> 00:02:10,033
‫- بچه‌گربه‌ها ضعیفن، مگه نه؟
‫- نه، حس می‌کنم تب دارم.

48
00:02:10,083 --> 00:02:11,783
‫و سردمه و حالت تهوع و سرگیجه دارم،

49
00:02:11,833 --> 00:02:14,624
‫چشمام هم قی کرده
‫و نمی‌تونم نفس بکشم، گاس.

50
00:02:17,249 --> 00:02:18,533
‫آممم...

51
00:02:18,583 --> 00:02:20,999
‫- آب می‌خوای؟
‫- آره.

52
00:02:21,041 --> 00:02:22,749
‫- خوبه؟
‫- آره.

53
00:02:24,958 --> 00:02:26,074
‫سلام.

54
00:02:26,124 --> 00:02:27,999
‫چرا همه انقدر ساکتن؟

55
00:02:28,499 --> 00:02:30,333
‫- بچه‌گربه مریضه.
‫- وای نه!

56
00:02:30,833 --> 00:02:34,083
‫- خوب می‌شه.
‫- آره، فردا صحیح‌وسالم می‌شه.

57
00:02:34,124 --> 00:02:36,541
‫برم پانس رو بیارم؟ اون می‌دونه باید چی‌کار کنه.

58
00:02:37,041 --> 00:02:39,333
‫آره. آره، فکر خوبیه.

59
00:02:41,624 --> 00:02:42,783
‫هوم.

60
00:02:42,833 --> 00:02:46,708
‫احتمالاً واکسن‌هاشو نزده،
‫چون وقتی خیلی کوچیک بوده آواره شده.

61
00:02:46,749 --> 00:02:49,166
‫باید یه سرماخوردگی
‫یا آنفولانزای گربه‌ای یا همچین چیزی باشه.

62
00:02:49,208 --> 00:02:50,574
‫- هوم. چقدر باهوشی.
‫- هوم.

63
00:02:50,624 --> 00:02:52,208
‫یعنی فردا خوب می‌شه، آره؟

64
00:02:52,999 --> 00:02:54,533
‫- نمی‌دونم.
‫- یعنی چی؟

65
00:02:54,583 --> 00:02:56,874
‫خب، یعنی نمی‌دونم. من که همه‌چیز رو نمی‌دونم.

66
00:02:57,291 --> 00:02:58,658
‫ولی اون خیلی چیزها می‌دونه.

67
00:02:58,708 --> 00:03:01,999
‫خب، داناییِ واقعی اینه که بدونی هیچی نمی‌دونی.

68
00:03:02,958 --> 00:03:04,158
‫پس...

69
00:03:04,208 --> 00:03:06,658
‫فکر کنم کاری که باید بکنیم اینه که
‫فقط حواس‌مون بهش باشه

70
00:03:06,708 --> 00:03:08,499
‫و فقط دعا کنیم که زودتر خوب بشه.

71
00:03:17,541 --> 00:03:19,124
‫باید دعا کنیم؟

72
00:03:19,166 --> 00:03:20,333
‫چی؟ چرا؟

73
00:03:20,374 --> 00:03:21,791
‫- خب، پانس گفت.
‫- آره.

74
00:03:22,166 --> 00:03:25,833
‫از طرفی گفت همه‌چیز رو نمی‌دونه.
‫دعا چیه؟

75
00:03:26,124 --> 00:03:29,124
‫خدا اگه می‌خواست این بچه‌گربۀ کوچولو رو
‫این‌طوری مریض نمی‌کرد.

76
00:03:33,791 --> 00:03:35,916
‫- اون خوب می‌شه، مگه نه؟
‫- هوم...

77
00:03:36,416 --> 00:03:38,032
‫نمی‌دونم والا. امیدوارم.

78
00:03:38,082 --> 00:03:39,916
‫تا حالا ندیده بودم گاس انقدر نگران چیزی بشه.

79
00:03:39,957 --> 00:03:41,199
‫- من دیدم.
‫- واقعاً؟

80
00:03:41,249 --> 00:03:43,157
‫یه‌بار یه عنکبوت از دودکش اومد پایین، خب؟

81
00:03:43,207 --> 00:03:46,741
‫و اون جیغ کشید و دو برابرِ اندازه‌ش پف کرد
‫و نزدیک بود سکته کنه.

82
00:03:46,791 --> 00:03:47,707
‫وای.

83
00:03:47,999 --> 00:03:50,157
‫آره، ببین، اون‌قدرها هم که نشون می‌ده سرسخت نیست.

84
00:03:50,207 --> 00:03:53,124
‫ولی خب، واقعاً برای مراقبت از
‫اون بچه‌گربه سنگ‌تموم گذاشته.

85
00:03:53,624 --> 00:03:55,916
‫در اعماق وجودش گربۀ خوبیه.

86
00:03:56,624 --> 00:03:59,207
‫دلم می‌خواد یه روز از بچه‌گربه‌های خودم مراقبت کنم.

87
00:03:59,416 --> 00:04:03,457
‫یکی باشه که دوستش داشته باشم،
‫و یکی که متقابلاً دوستم داشته باشه.

88
00:04:03,749 --> 00:04:04,916
‫خیلی‌خب.

89
00:04:06,332 --> 00:04:09,449
‫ولی بهتره زودتر اتفاق بیفته،
‫وگرنه دیگه هیچ‌کس منو نمی‌خواد.

90
00:04:09,499 --> 00:04:11,824
‫آره، نه احتمالاً...

91
00:04:11,874 --> 00:04:13,791
‫- دیگه نخوانت.
‫- اوه.

92
00:04:14,541 --> 00:04:16,291
‫باید بجنبی، مگه نه؟

93
00:04:16,457 --> 00:04:18,407
‫- ساعت بیولوژیکیِ بدن داره می‌گذره.
‫- آره، درسته.

94
00:04:18,457 --> 00:04:21,082
‫برای هیچ مرد یا زنی متوقف نمی‌شه،
‫مسئله اینه.

95
00:04:21,624 --> 00:04:23,707
‫تیک، تیک، تیک، تیک، تیک، تیک، تیک، تیک، تیک.

96
00:04:24,207 --> 00:04:26,916
‫هوم. چه روز قشنگی!

97
00:04:27,416 --> 00:04:29,666
‫اون ابره فکر کنم «نیمبواستراتوس» باشه.

98
00:04:30,332 --> 00:04:31,749
‫کاش توی شکمم بچه داشتم.

99
00:04:32,749 --> 00:04:42,749
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

100
00:04:53,082 --> 00:04:54,582
‫خیلی‌خب. گوش کن.

101
00:04:55,166 --> 00:04:57,907
‫فکر نمی‌کنم صدام رو بشنوی، خب؟
‫و اگه می‌شنوی...

102
00:04:57,957 --> 00:05:01,291
‫واقعاً درک نمی‌کنم که چرا
‫گذاشتی یه بچه‌گربه کوچیک مریض بشه.

103
00:05:01,332 --> 00:05:04,166
‫دلیلی به ذهنم نمی‌رسه.
‫اون هیچ‌وقت به کسی آسیبی نرسونده.

104
00:05:04,374 --> 00:05:06,866
‫خب؟ پس یه قراری با هم می‌ذاریم.

105
00:05:06,916 --> 00:05:09,874
‫اگه صدام رو می‌شنوی،
‫بذار همین الان حالش خوب بشه.

106
00:05:10,374 --> 00:05:12,416
‫اون‌وقت درکت می‌کنم، خب؟

107
00:05:13,374 --> 00:05:14,499
‫لطفاً!

108
00:05:14,999 --> 00:05:19,082
‫می‌تونی همین‌جوری بذاری زندگی من مزخرف باشه
‫یا اگه می‌خوای حتی بدترش کنی.

109
00:05:19,124 --> 00:05:20,416
‫دیگه عادت دارم.

110
00:05:20,916 --> 00:05:23,574
‫احتمالاً حقمه، ولی حق اون نیست.

111
00:05:23,624 --> 00:05:24,999
‫پس حالشو خوب کن.

112
00:05:25,499 --> 00:05:29,741
‫خب؟ و اگه این کار رو بکنی،
‫بابت تمام کارهایی که کردم عذر می‌خوام.

113
00:05:29,791 --> 00:05:31,832
‫اگه این کار رو نکنی، نشون می‌ده یا صدام رو نمی‌شنوی

114
00:05:31,874 --> 00:05:34,332
‫یا واقعاً باهام لج داری
‫و می‌خوای حالمو بگیری.

115
00:05:35,374 --> 00:05:36,374
‫آمین.

116
00:05:44,166 --> 00:05:46,124
‫وقتایی که حالم خیلی خوب نبود،

117
00:05:46,791 --> 00:05:48,374
‫مامانم برام آواز می‌خوند.

118
00:05:49,541 --> 00:05:51,124
‫منم همیشه خوابم می‌برد.

119
00:05:52,624 --> 00:05:56,499
‫♪ بگیر بخواب، عزیزم ♪

120
00:05:57,166 --> 00:06:01,291
‫♪ چشمای قشنگت رو ببند ♪

121
00:06:02,041 --> 00:06:05,707
‫♪ فرشته‌ها اون بالا ♪

122
00:06:06,291 --> 00:06:09,957
‫♪ از آسمون، با عشق نگاهت می‌کنن ♪

123
00:06:10,791 --> 00:06:14,416
‫♪ ماهِ بزرگِ زیبا می‌درخشه ♪

124
00:06:14,916 --> 00:06:18,874
‫♪ ستاره‌ها یواشکی سرک می‌کشن ♪

125
00:06:19,666 --> 00:06:23,491
‫♪ وقتشه که بچه‌های کوچولوی رؤیایی ♪

126
00:06:23,541 --> 00:06:27,457
‫♪ برن بخوابن ♪

127
00:06:42,249 --> 00:06:43,366
‫حالم بهتر شد.

128
00:06:43,416 --> 00:06:44,532
‫خدا رو شکر!

129
00:06:44,582 --> 00:06:45,832
‫یعنی...

130
00:06:45,874 --> 00:06:47,407
‫آخ جون جمعه رسید!

131
00:06:47,457 --> 00:06:49,707
‫- پنج‌شنبه‌ست.
‫- دختر باهوش.

132
00:06:50,916 --> 00:06:52,249
‫یه خواب عجیب دیدم.

133
00:06:52,874 --> 00:06:54,241
‫به عجیبیِ خوابِ من که نیست.

134
00:06:54,291 --> 00:06:56,582
‫- تو چه خوابی دیدی؟
‫- داشتم با یه پنگوئن ازدواج می‌کردم.

135
00:06:56,624 --> 00:06:58,499
‫- جدی؟
‫- توی یه جعبۀ شیشه‌ای.

136
00:06:58,540 --> 00:07:01,457
‫- چطوری توی اون موقعیت قرار گرفتی؟
‫- خب، خوابم برد.

137
00:07:01,499 --> 00:07:03,657
‫نه، منظورم توی خوابه. چطوری آشنا شدین؟

138
00:07:03,707 --> 00:07:05,532
‫رفتم توی یه جرثقیل ساختمونی.

139
00:07:05,582 --> 00:07:06,790
‫- خب؟
‫- با یه پنگوئن.

140
00:07:06,832 --> 00:07:08,415
‫و یه جعبۀ شیشه‌ای اونجا بود.

141
00:07:08,915 --> 00:07:11,532
‫که به یه زنجیر گُنده و ضخیم وصل بود.

142
00:07:11,582 --> 00:07:14,115
‫بالۀ پنگوئن رو گرفتم
‫و رفتیم در رو باز کردیم.

143
00:07:14,165 --> 00:07:15,374
‫- رفتیم تو.
‫- خیلی‌خب.

144
00:07:15,415 --> 00:07:18,157
‫جرثقیل، جعبه رو بلند کرد
‫و ما رو روی رودخونۀ «تیمز» چرخوند.

145
00:07:18,207 --> 00:07:20,207
‫- چی؟ مثل «دیوید بلین»؟
‫- آره.

146
00:07:20,457 --> 00:07:23,699
‫آره، وقتی داشتم با پنگوئنه ازدواج می‌کردم،
‫داشتم به همون قضیه فکر می‌کردم.

147
00:07:23,749 --> 00:07:26,490
‫- بعدش چی شد؟
‫- خب، یه جمعیتی جمع شدن و ما رو تشویق می‌کردن.

148
00:07:26,540 --> 00:07:28,699
‫- تو چی‌کار کردی؟
‫- راستش، استرس گرفتم.

149
00:07:28,749 --> 00:07:30,240
‫- چون داشتن نگات می‌کردن؟
‫- آره.

150
00:07:30,290 --> 00:07:32,907
‫چرا؟ فکر می‌کردی قضاوتت می‌کنن
‫که چرا یه ازدواج بینِ گونه‌ای کردین؟

151
00:07:32,957 --> 00:07:34,657
‫- آره.
‫- یه چشمت به جمعیت بود.

152
00:07:34,707 --> 00:07:37,374
‫با خودت گفتی: «خب، نباید خجالت بکشم.»
‫اولین حرکتت چی بود؟

153
00:07:37,415 --> 00:07:41,199
‫خب، پنگوئن رو بردم جلو.
‫محکم کوبوندمش به شیشه.

154
00:07:41,249 --> 00:07:44,157
‫- چی؟ یعنی همسرت رو کُشتی؟
‫- غذام رو کُشتم.

155
00:07:44,207 --> 00:07:45,824
‫صحیح. بعدش چی شد؟

156
00:07:45,874 --> 00:07:48,782
‫بهترین غذای کل لندن رو خوردم.

157
00:07:48,832 --> 00:07:51,115
‫- مزه‌ش چطوری بود؟
‫- مثل «پایِ گوشت».

158
00:07:51,165 --> 00:07:53,574
‫صرفاً خواب دیده.
‫یهو که متخصص پنگوئن‌ها نشده.

159
00:07:53,624 --> 00:07:55,949
‫ازش دربارۀ پنگوئن‌ها سؤال نپرس.
‫اون که نمی‌دونه.

160
00:07:55,999 --> 00:07:57,615
‫درسته. عالی بود.

161
00:07:57,665 --> 00:07:59,040
‫خواب تو چی بود، بچه‌جون؟

162
00:07:59,082 --> 00:08:01,490
‫خواب دیدم وقتی از خونه‌م زدم بیرون،

163
00:08:01,540 --> 00:08:04,574
‫به‌جای اینکه از اون خیابون بزرگه رد بشم که بیام اینجا،

164
00:08:04,624 --> 00:08:08,865
‫رفتم توی کلیسای بغلی،
‫و اون کشیشِ مهربون بهم شیر داد.

165
00:08:08,915 --> 00:08:12,249
‫عه، صبر کن ببینم.
‫پس خونه‌ت بغل یه کلیساست؟

166
00:08:12,665 --> 00:08:13,657
‫یه سرنخ دیگه.

167
00:08:13,707 --> 00:08:14,949
‫- آره.
‫- و یه خیابون بزرگ؟

168
00:08:14,999 --> 00:08:17,040
‫آره، خیلی بزرگ.

169
00:08:17,082 --> 00:08:21,374
‫ولی یه پل بود،
‫که از روش رد شدم و بعد شماها رو پیدا کردم.

170
00:08:21,415 --> 00:08:23,490
‫خب، بعد از پل...

171
00:08:23,540 --> 00:08:25,665
‫ چقدر پیاده راه اومدی
‫تا توی قبرستون پیدامون کردی؟

172
00:08:25,707 --> 00:08:27,074
‫- زیاد نیومدم.
‫- پس همین نزدیکیاست.

173
00:08:27,124 --> 00:08:28,365
‫پس تنها کاری که باید بکنیم

174
00:08:28,415 --> 00:08:31,782
‫اینه که یه پل روی یه خیابون بزرگ،
‫نزدیک قبرستون پیدا کنیم،

175
00:08:31,832 --> 00:08:34,415
‫از روی پل رد شیم، یه کلیسا پیدا کنیم،

176
00:08:35,082 --> 00:08:36,499
‫و می‌رسیم به خونه‌ت.

177
00:08:37,415 --> 00:08:38,415
‫آره.

178
00:08:42,165 --> 00:08:44,574
‫پل. پل. یه پل لازم داریم.

179
00:08:44,624 --> 00:08:46,782
‫- بعدشم یه کلیسا می‌خوایم.
‫- ولی باید روی پل مراقب باشیم.

180
00:08:46,832 --> 00:08:48,615
‫- چرا؟
‫- چون هیچ راه فراری نداره.

181
00:08:48,665 --> 00:08:50,949
‫وقتی رفتی روش، تنها راه خروج، اون‌سرِ دیگه‌شه.

182
00:08:50,999 --> 00:08:52,782
‫- آره، برای همین ساخته شده.
‫- اونجا گیر می‌افتی.

183
00:08:52,832 --> 00:08:55,615
‫- از یه طرف وارد می‌شی، از یه طرف خارج.
‫- آره، ولی می‌گم گیر می‌افتی.

184
00:08:55,665 --> 00:08:57,782
‫- گیر نمی‌افتی. فقط ازش رد می‌شی.
‫- باشه.

185
00:08:57,832 --> 00:08:59,957
‫- گاس.
‫- سلام.

186
00:08:59,999 --> 00:09:02,282
‫- خوبی؟
‫- آره، چه خبر؟

187
00:09:02,332 --> 00:09:05,282
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- دارم با رفیقام می‌گردم.

188
00:09:05,332 --> 00:09:07,874
‫خب، قرار نبود یه خبری از من بگیری؟

189
00:09:08,499 --> 00:09:10,490
‫آخه ما با هم رفتیم بیرون، مگه نه؟

190
00:09:10,540 --> 00:09:11,740
‫- سر قرار.
‫- آره.

191
00:09:11,790 --> 00:09:13,990
‫بهمون خوش گذشت. فکر کردم بهمون خوش گذشته.

192
00:09:14,040 --> 00:09:17,157
‫- هر چی بود تموم شد، خب؟
‫- چرا این‌طوری می‌کنی؟

193
00:09:17,207 --> 00:09:18,449
‫من همینم که هستم، عزیزم.

194
00:09:18,499 --> 00:09:19,949
‫- آخه ازت خوشش میاد.
‫- نه.

195
00:09:19,999 --> 00:09:21,949
‫گوش کن، احمق‌کوچولوی چاق.

196
00:09:21,999 --> 00:09:23,740
‫- عجب!
‫- اوه.

197
00:09:23,790 --> 00:09:25,915
‫انقدر خودنمایی نکن و خودت باش.

198
00:09:26,790 --> 00:09:28,990
‫- از چی می‌ترسی؟
‫- از هیچی نمی‌ترسم.

199
00:09:29,040 --> 00:09:31,574
‫- خب، عنکبوت‌ها.
‫- آه.

200
00:09:31,624 --> 00:09:32,990
‫- آب.
‫- آره.

201
00:09:33,040 --> 00:09:34,032
‫سبزیِ تره.

202
00:09:34,082 --> 00:09:36,449
‫- داره در مورد چیز دیگه‌ای حرف می‌زنه.
‫- تعهد!

203
00:09:36,499 --> 00:09:37,657
‫- تعهد.
‫- آره.

204
00:09:37,707 --> 00:09:39,740
‫وقتِ دونفره‌مون سر جای خودشه عزیزم،

205
00:09:39,790 --> 00:09:41,907
‫ولی الان، وقتِ الانمه.

206
00:09:41,957 --> 00:09:44,324
‫- و من با رفیقامم...
‫- می‌خوای نامزد داشته باشی؟

207
00:09:44,374 --> 00:09:46,907
‫- دوست داری من نامزدت بشم؟
‫- آره. آره. آره.

208
00:09:46,957 --> 00:09:50,949
‫خیلی‌خب، پس باید تعهد داشته باشی.

209
00:09:50,999 --> 00:09:52,124
‫عجب.

210
00:09:52,540 --> 00:09:54,532
‫گاس، بدو بریم.

211
00:09:54,582 --> 00:09:56,082
‫فکر کنم مامانت داره می‌میره.

212
00:09:57,290 --> 00:09:58,374
‫من باید برم.

213
00:10:06,665 --> 00:10:07,624
‫مامان؟

214
00:10:08,874 --> 00:10:09,915
‫گاس.

215
00:10:10,582 --> 00:10:12,832
‫وای، عزیزم.

216
00:10:14,874 --> 00:10:15,949
‫پسر خوش‌تیپم.

217
00:10:15,999 --> 00:10:17,082
‫اوهوم.

218
00:10:18,957 --> 00:10:20,165
‫اوه!

219
00:10:21,457 --> 00:10:25,665
‫اون بچۀ قشنگِ توئه؟
‫همیشه دلم می‌خواست مادربزرگ بشم.

220
00:10:27,373 --> 00:10:28,373
‫آره.

221
00:10:29,540 --> 00:10:30,998
‫سلام، مامان‌بزرگ.

222
00:10:31,207 --> 00:10:32,915
‫اوه!

223
00:11:24,457 --> 00:11:26,248
‫تسلیت می‌گم، گاس.

224
00:11:26,873 --> 00:11:28,082
‫ممنون.

225
00:11:31,123 --> 00:11:33,540
‫خوشحالم که به موقع تونستم ببینمش.

226
00:11:34,040 --> 00:11:35,040
‫هوم.

227
00:11:35,748 --> 00:11:38,040
‫چون دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینی‌ش، مگه نه؟

228
00:11:40,623 --> 00:11:41,873
‫درسته.

229
00:11:42,873 --> 00:11:44,282
‫خب...

230
00:11:44,332 --> 00:11:45,623
‫بگذریم...

231
00:11:48,332 --> 00:11:50,082
‫بیا بریم خونه‌ت رو پیدا کنیم.

232
00:11:51,957 --> 00:11:55,457
‫اگه حسش رو نداری
‫مجبور نیستیم امروز این کار رو بکنیم.

233
00:11:57,290 --> 00:11:58,582
‫حالم خوبه.

234
00:12:01,790 --> 00:12:03,415
‫به گمونم حالا جفتمون...

235
00:12:04,207 --> 00:12:05,832
‫یتیم‌های کوچولوی گم‌شده‌ایم.

236
00:12:06,957 --> 00:12:08,123
‫هوم.

237
00:12:09,457 --> 00:12:11,873
‫چه خوب شد که همدیگه رو پیدا کردیم.

238
00:12:13,123 --> 00:12:14,123
‫آره.

239
00:12:27,790 --> 00:12:30,165
‫- عه، اونجا رو. آشناس.
‫- ای بابا.

240
00:12:30,373 --> 00:12:32,365
‫نعنا، علف گربه، تاک نقره‌ای؟

241
00:12:32,415 --> 00:12:35,582
‫- نه، ممنون.
‫- راستش، من امروز یه چیزی لازم دارم.

242
00:12:36,082 --> 00:12:37,582
‫مامانم همین تازگی مُرد،

243
00:12:37,623 --> 00:12:40,240
‫برای همین... دلم یه‌کم علف گربه می‌خواد.

244
00:12:40,290 --> 00:12:42,157
‫- چند می‌شه؟
‫- فقط کف پاهام رو لیس بزن.

245
00:12:42,207 --> 00:12:44,623
‫- چی؟
‫- من از راه این شغل، پول درنمیارم.

246
00:12:44,832 --> 00:12:47,323
‫- خب پس مجانی بهم بده.
‫- مجانیه دیگه.

247
00:12:47,373 --> 00:12:48,498
‫خب، عالیه.

248
00:12:48,540 --> 00:12:50,623
‫- فقط باید کفِ پاهام رو لیس بزنی.
‫- این کار رو نمی‌کنم.

249
00:12:50,665 --> 00:12:52,948
‫- خب، پس از مواد هم خبری نیست.
‫- این خیلی عجیبه.

250
00:12:52,998 --> 00:12:54,082
‫- بلیس!
‫- نه.

251
00:12:54,123 --> 00:12:58,290
‫من توی عمرم پاهای یه گربۀ دیگه رو لیس نزدم
‫و الان هم قرار نیست همچین کاری کنم.

252
00:12:58,665 --> 00:13:01,157
‫- پس یه کیسه علف گربه بهم بده.
‫- چقدر می‌خوای؟

253
00:13:01,207 --> 00:13:03,448
‫یه کیسه بزرگ که همه‌مون
‫صورت‌های نازنینمون رو بکنیم توش،

254
00:13:03,498 --> 00:13:05,740
‫حسابی نشئه بشیم و صفا کنیم.

255
00:13:05,790 --> 00:13:07,832
‫- خودت حساب کن چقدر می‌شه.
‫- حله.

256
00:13:11,748 --> 00:13:13,248
‫جنس خوبیه، مگه نه؟

257
00:13:13,832 --> 00:13:14,907
‫دارن چی‌کار می‌کنن، پانس؟

258
00:13:14,957 --> 00:13:18,415
‫خب، دارن تسلیم غرایز پایه‌شون می‌شن.

259
00:13:18,457 --> 00:13:20,907
‫داری به چی فکر می‌کنی، اولیو؟

260
00:13:20,957 --> 00:13:23,157
‫حس می‌کنم دیوارها دارن بهم نزدیک می‌شن.

261
00:13:23,207 --> 00:13:25,448
‫- آره.
‫- کاش مصرف نکرده بودم.

262
00:13:25,498 --> 00:13:28,782
‫- تو داری به چی فکر می‌کنی، پیوک؟
‫- من «سایمون کاول» رو می‌بینم.

263
00:13:28,832 --> 00:13:30,032
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

264
00:13:30,082 --> 00:13:32,248
‫انگشت‌هاش خیلی پیرن.

265
00:13:33,082 --> 00:13:35,990
‫- باهاشون داره چی‌کار می‌کنه؟
‫- داره بهم اشاره می‌کنه بیام.

266
00:13:36,040 --> 00:13:38,290
‫- کجا؟
‫- توی کمد لباس.

267
00:13:38,582 --> 00:13:39,657
‫نرو.

268
00:13:39,707 --> 00:13:41,865
‫- دلم می‌خواد برم.
‫- اون‌تو چیه؟

269
00:13:41,915 --> 00:13:45,157
‫- دوباره شروع کرد.
‫- دیگه کی اونجاست؟ فقط تو و سایمون؟

270
00:13:45,207 --> 00:13:47,032
‫و «گوردون رمزی».

271
00:13:47,082 --> 00:13:50,448
‫- سرآشپز رمزی؟
‫- گردنش مثل زرافه درازه.

272
00:13:50,498 --> 00:13:52,698
‫تا بتونه از اون بالا همه‌چیز رو ببینه؟

273
00:13:52,748 --> 00:13:55,615
‫تا به کل آشپزخونه نظارت کنه.
‫فکر خوبیه.

274
00:13:55,665 --> 00:13:57,706
‫- داره برات چیزی می‌پزه؟
‫- آره.

275
00:13:57,748 --> 00:14:00,740
‫- داره چی برات می‌پزه؟
‫- چیزهای ساده.

276
00:14:00,790 --> 00:14:02,331
‫تخم‌مرغ و بیکن؟

277
00:14:03,081 --> 00:14:05,406
‫- دستبند داره.
‫- باهاشون داره چی‌کار می‌کنه؟

278
00:14:05,456 --> 00:14:08,740
‫پسر، دوباره زیاد کشیدی.
‫دوباره زیاد کشیدی.

279
00:14:08,790 --> 00:14:11,615
‫داری سلبریتی‌های تاپ و تراز اول جهانی

280
00:14:11,665 --> 00:14:15,081
‫مثل کاول و رمزی رو توی یه کمد می‌بینی.

281
00:14:15,915 --> 00:14:16,781
‫چه خبره؟

282
00:14:16,831 --> 00:14:17,740
‫من می‌ترسم.

283
00:14:17,790 --> 00:14:20,123
‫- چرا؟
‫- دیگه دلم نمی‌خواد برم داخل.

284
00:14:20,165 --> 00:14:21,373
‫همیشه کارش همینه.

285
00:14:21,415 --> 00:14:23,040
‫- برو داخل.
‫- نه.

286
00:14:23,540 --> 00:14:26,198
‫- برو دیگه.
‫- گردنش داره درازتر می‌شه.

287
00:14:26,248 --> 00:14:28,865
‫- یعنی چی؟
‫- فکر می‌کنی این یعنی چی، پانس؟

288
00:14:28,915 --> 00:14:31,198
‫یعنی اینکه بیش از حد علف گربه کشیده،
‫همین و بس.

289
00:14:31,248 --> 00:14:33,873
‫همیشه این‌طوری توهم می‌زنه.
‫دفعۀ قبل «دنیل ردکلیف» رو می‌دید.

290
00:14:46,081 --> 00:14:48,165
‫بابت مامانت تسلیت می‌گم، گاس.

291
00:14:49,040 --> 00:14:50,123
‫ممنون، بچه‌جون.

292
00:14:51,248 --> 00:14:53,456
‫من از مرگ خوشم نمیاد. غم‌انگیزه.

293
00:14:54,623 --> 00:14:55,623
‫آره.

294
00:14:56,581 --> 00:14:58,081
‫ولی ارزشش رو داره، مگه نه؟

295
00:14:58,706 --> 00:15:00,123
‫به‌خاطرِ زندگی.

296
00:15:04,706 --> 00:15:10,540
‫«ترجمه از محمد سید»

297
00:15:12,540 --> 00:15:22,540
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M