1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:38,765 --> 00:01:42,268
‫«ترجمه از خشایار»

3
00:01:42,602 --> 00:01:45,021
‫فوریه سال دوم گننا بود.

4
00:01:46,147 --> 00:01:49,275
‫این داستانیه که در سرزمین
‫موساشینو روایت شده.

5
00:01:50,110 --> 00:01:52,529
‫اون روز، یک شرط‌بند دوره‌گرد تنها

6
00:01:53,363 --> 00:01:55,615
‫شب رو در خانه‌ی خانواده ثروتمند

7
00:01:55,657 --> 00:01:58,743
‫کشاورز هانایاما، مهمان شد.

8
00:01:59,285 --> 00:02:01,246
‫برای پاداش سفر طولانیش،

9
00:02:01,538 --> 00:02:04,624
‫تا جایی که می‌تونستن،
‫به بهترین شکل ازش پذیرایی کردن.

10
00:02:06,543 --> 00:02:07,794
‫اون شب،

11
00:02:08,878 --> 00:02:10,964
‫گروهی از بیش از دوازده راهزن

12
00:02:11,005 --> 00:02:13,341
‫به خانه هانایاما نفوذ کردن.

13
00:02:14,884 --> 00:02:16,302
‫فریادهای دردناک.

14
00:02:17,178 --> 00:02:19,305
‫خانواده پنج نفره قتل‌عام شدن

15
00:02:20,056 --> 00:02:22,142
‫و فاجعه‌ای بی‌سابقه رو متحمل شدن.

16
00:02:22,642 --> 00:02:25,061
‫با این حال، یک نفر زنده ماند.

17
00:02:25,645 --> 00:02:28,389
‫تنها پسرشون، یاکیچی،

18
00:02:28,439 --> 00:02:31,025
‫بدون هیچ خراشی از این ماجرا زنده موند.

19
00:02:32,777 --> 00:02:33,820
‫چطور؟

20
00:02:35,363 --> 00:02:37,824
‫این اتفاق اون شب به طور ناگهانی رخ داد.

21
00:02:39,075 --> 00:02:42,912
‫شرط‌بند دوره‌گرد که فهمید به تنهایی
‫نمی‌تونه جلوی اون‌ها رو بگیره،

22
00:02:43,538 --> 00:02:44,998
‫ یاکیچی رو برداشت.

23
00:02:50,044 --> 00:02:53,173
‫کودک خردسال رو توی یک ناقوس معبد مخفی کرد

24
00:02:53,256 --> 00:02:56,467
‫و در برابر راهزنان سرسخت ایستادگی کرد.

25
00:02:57,260 --> 00:02:59,971
‫با هر دو دست مشغول، ضربات زیادی رو

26
00:03:01,055 --> 00:03:02,473
‫بارها و بارها تحمل کرد.

27
00:03:02,557 --> 00:03:05,059
‫می‌گن تعداد بریدگی‌ها و زخم‌های نیزه

28
00:03:05,101 --> 00:03:07,061
‫به راحتی از ده‌تا گذشته بود.

29
00:03:07,687 --> 00:03:09,063
‫حتی پس از مرگش،

30
00:03:09,105 --> 00:03:11,232
‫بدنش مانند یک سپر ایستاد.

31
00:03:12,567 --> 00:03:15,478
‫می‌گن حتی راهزنان هم کلماتی تحسین‌آمیز

32
00:03:15,528 --> 00:03:17,697
‫بر زبان آوردن و رفتن.

33
00:03:19,741 --> 00:03:21,993
‫سال‌ها بعد، یاکیچی بزرگ شد.

34
00:03:22,952 --> 00:03:25,747
‫پس از اینکه از اوضاع خود مطلع شد،

35
00:03:26,706 --> 00:03:29,375
‫به سرعت زندگی شرط‌بندی رو در پیش گرفت

36
00:03:29,459 --> 00:03:32,754
‫و تصویر شرط‌بند دوره‌گرد رو
‫بر بدن خودش حک کرد.

37
00:03:33,838 --> 00:03:35,590
‫از اون به بعد،

38
00:03:36,007 --> 00:03:39,344
‫اون خالکوبی بر پشت
‫سران خانواده هانایاما نقش می‌بنده.

39
00:03:40,094 --> 00:03:45,058
‫سپس، عنوان «اوتوکوداچی» به اون داده شد
‫که تا امروز باقی مانده.

40
00:03:47,602 --> 00:03:51,648
‫با این حال، کسی که به این اثر اعتراض کرد

41
00:03:52,815 --> 00:03:56,110
‫کسی نبود جز کائورو که قرار بود
‫شانزدهمین رئیس خانواده بشه.

42
00:03:57,946 --> 00:04:01,783
‫یک اوتوکوداچی بدون بریدگی‌هاش،
‫اصلاً اوتوکوداچی نیست.

43
00:04:02,700 --> 00:04:06,955
‫بلافاصله پس از اون، به تنهایی
‫به باند رقیب تومی‌زاوا یورش برد

44
00:04:07,038 --> 00:04:09,540
‫و در کمتر از ده دقیقه
‫اون‌ها رو در هم کوبید.

45
00:04:10,500 --> 00:04:13,294
‫اگرچه خودش جراحات سنگینی برداشت،

46
00:04:13,378 --> 00:04:15,421
‫اون زخم‌های شمشیر
‫دقیقاً همان چیزی بودن

47
00:04:15,463 --> 00:04:16,839
‫که دنبالش بود.

48
00:04:17,548 --> 00:04:18,925
‫کائورو هانایاما،

49
00:04:19,008 --> 00:04:20,969
‫چهارده سال و دو ماهه.

50
00:04:21,094 --> 00:04:23,304
‫بریده شده، ولی همچنان محکم ایستاده.

51
00:04:23,429 --> 00:04:27,600
‫این رو می‌شه تکمیل اوتوکوداچی واقعی دونست.
‫[اوتوکوداچی به معنی مرد ایستاده]

52
00:04:29,394 --> 00:04:31,187
‫باید زودتر این رو می‌پرسیدم.

53
00:04:31,479 --> 00:04:32,897
‫رئیس...

54
00:04:34,399 --> 00:04:36,067
‫واقعاً متاسفم، ولی...

55
00:04:36,818 --> 00:04:38,069
‫رئیس...

56
00:04:38,611 --> 00:04:40,488
‫می‌دونی میاموتو موساشی

57
00:04:40,530 --> 00:04:43,074
‫چه کسیه، درسته؟

58
00:04:47,370 --> 00:04:51,833
‫ببخشید. البته که می‌دونی کیه.

59
00:04:52,333 --> 00:04:54,210
‫میاموتو موساشی...

60
00:04:54,669 --> 00:04:56,963
‫همون شخصیت از فیلم‌های تاریخی.

61
00:04:57,171 --> 00:04:58,965
‫اون سامورایی.

62
00:04:59,048 --> 00:05:00,174
‫چی؟

63
00:05:00,258 --> 00:05:02,468
‫فکر کنم... ساساکی بود؟

64
00:05:02,552 --> 00:05:04,220
‫درسته!

65
00:05:04,262 --> 00:05:06,347
‫درست می‌گی، رئیس.

66
00:05:06,389 --> 00:05:07,890
‫فیلم‌های تاریخی. سامورایی.

67
00:05:07,932 --> 00:05:08,975
‫اشتباه نمی‌گی.

68
00:05:09,809 --> 00:05:12,262
‫ولی رئیس، واقعاً فقط همین رو

69
00:05:12,312 --> 00:05:14,314
‫درباره میاموتو موساشی می‌دونی؟

70
00:05:14,605 --> 00:05:15,648
‫چرا؟

71
00:05:15,732 --> 00:05:17,191
‫چرا؟

72
00:05:17,233 --> 00:05:20,320
‫به زودی قراره با اون سامورایی بجنگی.

73
00:05:20,486 --> 00:05:23,448
‫کلمه «قوی‌ترین» قبل از اون وجود نداشت!

74
00:05:23,531 --> 00:05:25,158
‫اون بهترین شمشیرزن دنیاست!

75
00:05:25,241 --> 00:05:27,318
‫قوی‌ترین در تمام تاریخ!

76
00:05:27,368 --> 00:05:29,620
‫یک متخصص درجه یک در بریدن آدم‌ها!

77
00:05:29,746 --> 00:05:31,122
‫آروم باش، کیزاکی.

78
00:05:31,831 --> 00:05:33,791
‫تمرین می‌کنی چون می‌خوای ببری.

79
00:05:33,875 --> 00:05:35,668
‫تحقیق می‌کنی چون می‌خوای ببری.

80
00:05:35,752 --> 00:05:36,836
‫این خالصانه نیست.

81
00:05:37,420 --> 00:05:39,714
‫رتسو، پادشاه دریا رو بُرید و کشت.

82
00:05:39,797 --> 00:05:42,091
‫پلیس رو ترسوند.

83
00:05:42,175 --> 00:05:43,343
‫شرط می‌بندم قویه.

84
00:05:44,385 --> 00:05:45,845
‫همین برای من کافیه.

85
00:05:46,512 --> 00:05:48,339
‫چیزهایی که اتفاقی فهمیدم.

86
00:05:48,389 --> 00:05:49,974
‫همین برای من کافیه.

87
00:05:50,350 --> 00:05:52,176
‫اگه سعی کنم بیشتر از این بفهمم،

88
00:05:52,226 --> 00:05:53,603
‫بی‌مزه می‌شه.

89
00:05:55,188 --> 00:05:57,315
‫از خلوص خارج می‌شه.

90
00:05:59,192 --> 00:06:00,568
‫درسته.

91
00:06:00,610 --> 00:06:02,528
‫اون همچنین آدمیه.

92
00:06:03,488 --> 00:06:06,115
‫به خاطر همینه که تا امروز دنبالش کردم.

93
00:06:06,699 --> 00:06:09,369
‫به خاطر همینه که امروز هم دنبالش می‌کنم.

94
00:06:10,078 --> 00:06:12,205
‫اون صادقانه به قولش وفا می‌کنه.

95
00:06:12,705 --> 00:06:15,249
‫اطلاعات درباره دشمن واسش اهمیتی نداره.

96
00:06:15,333 --> 00:06:18,127
‫سامورایی یا راهب؟ فرقی نمی‌کنه.

97
00:06:19,003 --> 00:06:21,631
‫قوی یا ضعیف؟ فرقی نمی‌کنه.

98
00:06:23,716 --> 00:06:25,635
‫ممنون بابت زحمتتون!

99
00:06:25,718 --> 00:06:28,137
‫- خواهش می‌کنم.
‫- چی؟

100
00:06:28,846 --> 00:06:29,889
‫اون کجاست؟

101
00:06:30,431 --> 00:06:32,809
‫در حال حرکت به این سمته،

102
00:06:32,892 --> 00:06:35,019
‫تقریباً ۷۰ متر پشت سرم.

103
00:06:42,610 --> 00:06:44,028
‫خب،

104
00:06:44,779 --> 00:06:47,031
‫اینجا واقعاً جالبه.

105
00:06:47,115 --> 00:06:48,616
‫- قضیه چیه؟
‫- دعوا؟

106
00:06:48,699 --> 00:06:50,034
‫شمشیر داره.

107
00:07:00,753 --> 00:07:02,547
‫- چه خفن!
‫- پلیس کجاست؟

108
00:07:02,630 --> 00:07:04,382
‫ببین، اونجان.

109
00:07:04,465 --> 00:07:05,550
‫اونجا هم هستن.

110
00:07:09,137 --> 00:07:11,556
‫چه حالت قشنگی روی صورتت داری.

111
00:07:12,140 --> 00:07:14,058
‫جوانک داشت فکر می‌کرد.

112
00:07:15,309 --> 00:07:18,271
‫چرا پشت جنگجو تاریکی هست؟

113
00:07:19,021 --> 00:07:22,692
‫تاریکی بی‌پایانی
‫پشت سر موساشی گسترده شده.

114
00:07:24,318 --> 00:07:26,070
‫با ارتفاعی بی‌پایان.

115
00:07:27,155 --> 00:07:28,823
‫با عمقی بی‌پایان.

116
00:07:30,032 --> 00:07:31,826
‫با فاصله‌ای بی‌پایان.

117
00:07:32,994 --> 00:07:35,329
‫با گستره‌ای بی‌پایان.

118
00:07:36,289 --> 00:07:38,082
‫و با این حال، اگه قدمی به جلو برداره،

119
00:07:40,042 --> 00:07:43,129
‫نه بلنده، نه عمیق و نه گسترده،

120
00:07:43,212 --> 00:07:45,548
‫بلکه ممکنه یه تاریکی محصور باشه.

121
00:07:46,632 --> 00:07:48,968
‫شمشیری قدرتمند از اینجا ظاهر می‌شه؟

122
00:07:49,552 --> 00:07:51,721
‫سوزنی زهرآگین؟ مواد منفجره؟

123
00:07:56,809 --> 00:07:58,769
‫با پاهای باز

124
00:07:58,853 --> 00:08:01,731
‫و هر دو مشت به سمت بالا،

125
00:08:01,814 --> 00:08:04,734
‫انگار که ضربه متقابل
‫حریف رو نادیده می‌گیره.

126
00:08:05,318 --> 00:08:07,862
‫به جای اینکه شبیه هنرهای رزمی
‫یا ورزش‌های رزمی باشه...

127
00:08:09,697 --> 00:08:13,284
‫بیشتر شبیه پرتاب وزنه، نیزه، دیسک بود.

128
00:08:14,118 --> 00:08:16,370
‫تداعی‌کننده یک فرم پرتابی بود.

129
00:08:17,455 --> 00:08:19,874
‫در یک چشم به هم زدن،
‫بدون هیچ لحظه تردیدی،

130
00:08:20,458 --> 00:08:22,335
‫قدم به تاریکی گذاشت.

131
00:08:25,254 --> 00:08:27,423
‫مردی با خالکوبی بر پشت

132
00:08:28,007 --> 00:08:29,926
‫و مردی مسلح به شمشیر

133
00:08:30,510 --> 00:08:32,929
‫در سکوت توسط پلیس زیر نظر هستن.

134
00:08:33,513 --> 00:08:35,214
‫پلیس وانمود می‌کنه که

135
00:08:35,264 --> 00:08:38,601
‫کنترل این وضعیت فوق‌العاده رو در دست داره.

136
00:08:38,768 --> 00:08:39,769
‫هی...

137
00:08:39,852 --> 00:08:41,729
‫- چی؟
‫- بس کن، افسر.

138
00:08:41,812 --> 00:08:43,189
‫چی می‌شه؟

139
00:08:45,441 --> 00:08:47,443
‫استاد شمشیر داشت فکر می‌کرد.

140
00:08:48,110 --> 00:08:48,945
‫خب...

141
00:08:49,695 --> 00:08:51,697
‫پشت این جوان...

142
00:08:56,702 --> 00:08:58,287
‫چرا سفیده؟

143
00:09:01,290 --> 00:09:02,708
‫داری می‌گی

144
00:09:02,959 --> 00:09:05,378
‫برخورد ما این شکلیه؟

145
00:09:07,421 --> 00:09:08,714
‫چقدر غیرعادی.

146
00:09:09,882 --> 00:09:11,384
‫در برابر اون پسر،

147
00:09:11,425 --> 00:09:13,553
‫ضیافتی دیدم که تا افق امتداد داشت.

148
00:09:14,303 --> 00:09:18,224
‫در برابر پیکل،
‫طلای خیره‌کننده و تحسین دیدم.

149
00:09:18,891 --> 00:09:22,728
‫با اون مرد قوی،
‫طلا به آسمون‌ها رسید.

150
00:09:22,812 --> 00:09:25,181
‫پشت پیرمرد جادوگر،

151
00:09:25,231 --> 00:09:28,276
‫مزرعه‌ای از گل‌هایی که دل رو شاد می‌کنن.

152
00:09:28,818 --> 00:09:30,111
‫ولی این چی؟

153
00:09:30,194 --> 00:09:31,737
‫صحنه‌ای که اینجا می‌بینم

154
00:09:32,321 --> 00:09:33,489
‫سفیدیه.

155
00:09:33,990 --> 00:09:35,491
‫یا شاید پوچی؟

156
00:09:36,284 --> 00:09:37,660
‫نه، نمی‌شه!

157
00:09:37,743 --> 00:09:40,079
‫با این سن کم، چطور ممکنه؟

158
00:09:44,166 --> 00:09:47,003
‫این حالت ایستادنشه؟

159
00:09:47,086 --> 00:09:48,671
‫با این نمی‌تونه

160
00:09:48,713 --> 00:09:51,132
‫ جلوی چیزی رو بگیره.

161
00:09:51,215 --> 00:09:53,884
‫معلومه که تجربه کافی در جنگ داره.

162
00:09:53,968 --> 00:09:55,761
‫می‌خواد همینطوری به من حمله کنه؟

163
00:09:55,845 --> 00:09:57,888
‫اگه من با شمشیر بزنمش،

164
00:09:57,930 --> 00:09:59,390
‫برنامه‌ش چیه؟

165
00:09:59,473 --> 00:10:01,142
‫اگه سوزن زهرآگین پرت کنم، چی؟

166
00:10:01,225 --> 00:10:02,977
‫یا مواد منفجره؟

167
00:10:09,734 --> 00:10:11,027
‫فهمیدم!

168
00:10:11,485 --> 00:10:13,821
‫این اراده‌ی همین جوانه.

169
00:10:14,447 --> 00:10:15,740
‫چقدر بکر.

170
00:10:15,823 --> 00:10:17,450
‫چقدر خالص

171
00:10:17,491 --> 00:10:20,119
‫و فوق‌العاده قهرمانانه!

172
00:10:20,703 --> 00:10:21,871
‫سفید.

173
00:10:21,912 --> 00:10:23,664
‫خیلی سفید.

174
00:10:26,083 --> 00:10:28,002
‫خیلی روشن.

175
00:10:28,127 --> 00:10:29,920
‫و خیلی خیره‌کننده

176
00:10:30,004 --> 00:10:31,672
‫که استاد شمشیر

177
00:10:32,923 --> 00:10:34,800
‫چشمانش رو بست،

178
00:10:34,884 --> 00:10:36,218
‫یا اینطور می‌گن.

179
00:10:39,013 --> 00:10:41,515
‫اونجا، وقتی نور می‌تابه،

180
00:10:42,099 --> 00:10:44,268
‫انسان در مهربانی فرو می‌ره.

181
00:10:44,352 --> 00:10:45,895
‫بعد...

182
00:10:45,978 --> 00:10:47,521
‫بعد اون رو قوی‌تر کن،

183
00:10:47,563 --> 00:10:49,273
‫روشن‌تر کن،

184
00:10:49,315 --> 00:10:50,941
‫با نور بیشتر.

185
00:10:52,485 --> 00:10:53,486
‫نه.

186
00:10:54,737 --> 00:10:57,615
‫نور مهربانه چون سایه‌ها رو پدید میاره.

187
00:10:58,866 --> 00:11:02,203
‫وقتی نور بی‌رحم بر سایه‌ها می‌تابه،

188
00:11:02,244 --> 00:11:04,246
‫دیوانگی به همراه داره.

189
00:11:05,122 --> 00:11:06,666
‫این مرد...

190
00:11:06,749 --> 00:11:08,376
‫خیلی روشنه.

191
00:11:08,501 --> 00:11:10,211
‫در مقابل من، موساشی مسلح،

192
00:11:10,294 --> 00:11:13,047
‫بدنش رو بدون حتی یک سلاح کوچک
‫در معرض خطر قرار می‌ده.

193
00:11:13,130 --> 00:11:14,799
‫این بی‌دفاعی،

194
00:11:14,882 --> 00:11:17,593
‫این حالت بکر، من رو خیره می‌کنه.

195
00:11:24,355 --> 00:11:34,355
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

196
00:11:41,117 --> 00:11:43,077
‫مشت غول‌پیکر منفجر شد.

197
00:11:46,914 --> 00:11:49,625
‫- تموم شد؟
‫- با یه مشت تموم شد؟

198
00:11:49,709 --> 00:11:51,335
‫حتماً ده متر پرت شد!

199
00:11:52,461 --> 00:11:53,671
‫مشت اراده هم

200
00:11:53,879 --> 00:11:55,881
‫فرقی نداره.

201
00:11:56,882 --> 00:11:59,301
‫به هیچ وجه از شمشیر کمتر نیست.

202
00:12:02,221 --> 00:12:05,349
‫مشتش خیلی فراتر از انتظارات من بود.

203
00:12:09,353 --> 00:12:11,856
‫خوشحالم که اون ضربه رو خوردم.

204
00:12:12,940 --> 00:12:13,899
‫با یه دست؟

205
00:12:13,983 --> 00:12:16,360
‫اون سامورایی رو توی اخبار دیدم.

206
00:12:19,155 --> 00:12:20,364
‫سامورایی.

207
00:12:21,157 --> 00:12:22,950
‫هنوز می‌تونی بجنگی؟

208
00:12:28,456 --> 00:12:30,124
‫چقدر جالب.

209
00:12:30,750 --> 00:12:33,127
‫داری چک می‌کنی که ادامه می‌دم یا نه.

210
00:12:36,255 --> 00:12:37,465
‫خیلی ضعیفی.

211
00:12:43,220 --> 00:12:44,889
‫مشت غول‌پیکرش رو

212
00:12:45,556 --> 00:12:46,640
‫دوباره زد.

213
00:12:51,479 --> 00:12:53,522
‫- شمشیرش رو کشید!
‫- زدش!

214
00:12:53,606 --> 00:12:55,775
‫مشتش رو برید!

215
00:13:02,782 --> 00:13:04,116
‫باورنکردنیه.

216
00:13:04,617 --> 00:13:06,494
‫مشتت رو شکافتم

217
00:13:06,952 --> 00:13:09,371
‫و با این حال دلم می‌لرزه.

218
00:13:12,750 --> 00:13:13,793
‫مشت غول‌پیکرش رو...

219
00:13:16,921 --> 00:13:18,172
‫برای سومین بار زد.

220
00:13:18,255 --> 00:13:20,674
‫- با شمشیر مشت زد!
‫- بازم پرت شد!

221
00:13:21,383 --> 00:13:22,426
‫هی.

222
00:13:25,888 --> 00:13:27,932
‫هی، آدم مشت‌زن.

223
00:13:28,682 --> 00:13:32,186
‫حتی بنکی هم به اندازه تو قوی نبود.

224
00:13:33,270 --> 00:13:35,022
‫- اوتسومی.
‫- توکوگاوا.

225
00:13:35,105 --> 00:13:36,690
‫این همون هانایامای ماست!

226
00:13:37,525 --> 00:13:39,735
‫همچنین مردانی هم وجود دارن.

227
00:13:40,528 --> 00:13:42,696
‫اون‌هایی که مشت می‌زنن

228
00:13:43,364 --> 00:13:45,032
‫با شمشیری که هنوز توی دستشونه.

229
00:13:46,116 --> 00:13:48,118
‫همچنین مردانی هم وجود دارن.

230
00:13:48,619 --> 00:13:51,455
‫- گیر کرده؟ نگه‌ش داشته؟
‫- کاتانا؟ شمشیر واقعی؟

231
00:13:51,539 --> 00:13:53,207
‫- دعواست؟
‫- دعوای واقعی؟

232
00:13:53,290 --> 00:13:54,458
‫چه خفن!

233
00:13:54,542 --> 00:13:56,085
‫این قدرت

234
00:13:56,126 --> 00:13:57,920
‫من رو خوشحال می‌کنه.

235
00:14:05,928 --> 00:14:08,931
‫یه لحظه صبر کن، آدم مشت‌زن.

236
00:14:11,642 --> 00:14:15,229
‫اگه در مقابل من قرار گرفتی،
‫پس می‌دونی من کی هستم.

237
00:14:16,230 --> 00:14:17,731
‫اسمت رو بگو.

238
00:14:20,526 --> 00:14:21,735
‫فهمیدم.

239
00:14:21,819 --> 00:14:24,071
‫بابت این مشت ناگهانی عذر می‌خوام.

240
00:14:25,197 --> 00:14:26,740
‫نام خانوادگی هانایاما،

241
00:14:27,366 --> 00:14:28,993
‫نام کوچک کائورو.

242
00:14:29,076 --> 00:14:32,580
‫من با تو کینه‌ای ندارم، میاموتو.

243
00:14:34,039 --> 00:14:37,501
‫ولی به خاطر وظیفه‌م
‫مجبورم تو رو از پا دربیارم.

244
00:14:38,168 --> 00:14:39,503
‫قبول نمی‌کنم.

245
00:14:40,212 --> 00:14:42,248
‫به لطف ساده‌لوحی و بی‌تجربگی احمقانه‌ت

246
00:14:42,298 --> 00:14:44,758
‫که وایستادی و اسمت رو بهم گفتی،

247
00:14:44,925 --> 00:14:48,095
‫آره، حس می‌کنم کامل خوب شدم.

248
00:14:48,888 --> 00:14:50,139
‫این تقلبه!

249
00:14:50,222 --> 00:14:52,766
‫چیکار می‌کنی، هانایاما؟

250
00:14:52,850 --> 00:14:55,144
‫وقت رو تلف نکن، وگرنه کارت تمومه.

251
00:15:06,363 --> 00:15:07,907
‫[جامد]

252
00:15:08,741 --> 00:15:09,909
‫نمی‌دونستم

253
00:15:11,535 --> 00:15:13,662
‫که گوشت می‌تونه به آهن تبدیل بشه.

254
00:15:14,413 --> 00:15:15,664
‫گوشت آهنین.

255
00:15:17,833 --> 00:15:20,169
‫نمی‌دونم وقتی بریده می‌شه چه حسی داره.

256
00:15:22,004 --> 00:15:23,505
‫دوره ادو.

257
00:15:23,589 --> 00:15:26,300
‫خانه خاندان هاسبه در کوکورا.

258
00:15:31,096 --> 00:15:32,723
‫آفرین!

259
00:15:32,806 --> 00:15:34,433
‫خیلی ممنون.

260
00:15:34,516 --> 00:15:36,310
‫چقدر وزن داره؟

261
00:15:36,894 --> 00:15:39,855
‫شنیدم ۲.۸ تُن وزن داره.

262
00:15:39,939 --> 00:15:43,067
‫یعنی چهار برابر حد معمول.

263
00:15:43,108 --> 00:15:45,277
‫شایعات رو شنیدم، ولی دیدنش

264
00:15:45,319 --> 00:15:47,613
‫با شنیدنش خیلی فرق می‌کنه.

265
00:15:48,489 --> 00:15:49,657
‫آروم!

266
00:15:49,740 --> 00:15:52,826
‫هیچوقت تصور نمی‌کردم اینقدر بزرگ باشه.

267
00:15:52,910 --> 00:15:55,829
‫آروم!

268
00:15:55,913 --> 00:15:57,331
‫یه هیولاست.

269
00:15:58,374 --> 00:16:00,084
‫نظرت چیه، موساشی؟

270
00:16:02,920 --> 00:16:04,588
‫نظر من؟

271
00:16:05,172 --> 00:16:06,340
‫می‌تونی شکستش بدی؟

272
00:16:07,424 --> 00:16:09,093
‫می‌تونم شکستش بدم؟

273
00:16:12,304 --> 00:16:14,723
‫فهمیدم.

274
00:16:14,807 --> 00:16:17,726
‫در برابر انسان‌ها،
‫در این جهان تو بی‌نظیری.

275
00:16:17,810 --> 00:16:20,479
‫میاموتو موساشی
‫که حتی دیوها هم ازش می‌ترسن.

276
00:16:21,730 --> 00:16:23,766
‫ولی حریف تو انسان نیست.

277
00:16:23,816 --> 00:16:26,151
‫یه هیولا به بزرگی یه کوهه.

278
00:16:27,569 --> 00:16:29,738
‫داری می‌لرزی، موساشی؟

279
00:16:45,045 --> 00:16:48,257
‫حرف‌های عجیبی می‌زنی، هاسبه.

280
00:16:52,469 --> 00:16:55,556
‫وقتی یه آشپز یه کپور رو روی تخته داره،

281
00:16:55,639 --> 00:16:58,642
‫هیچکس نمی‌پرسه،
‫«می‌تونی این کپور رو شکست بدی؟»

282
00:17:00,144 --> 00:17:02,646
‫درسته.

283
00:17:06,525 --> 00:17:08,277
‫- زدش؟
‫- حتماً!

284
00:17:13,449 --> 00:17:15,034
‫قفسه سینه‌ش

285
00:17:15,701 --> 00:17:18,037
‫قرار بود با یه ضربه

286
00:17:18,662 --> 00:17:21,040
‫از هم جدا بشه.

287
00:17:21,123 --> 00:17:23,917
‫اون رو زد.

288
00:17:25,627 --> 00:17:27,921
‫نه تنها از هم جدا نشد،

289
00:17:28,505 --> 00:17:30,924
‫بلکه حتی یه استخوان هم بریده نشد.

290
00:17:34,344 --> 00:17:37,181
‫دژ عضلانی که حتی
‫از گاو نر هم فراتر می‌ره.

291
00:17:37,264 --> 00:17:39,266
‫بعد از بریده شدن

292
00:17:39,516 --> 00:17:41,435
‫چی نشونمون می‌ده؟

293
00:17:42,144 --> 00:17:45,647
‫«ترجمه از خشایار»

294
00:17:46,565 --> 00:17:50,360
‫ببخشید، یه خرده دیر کردم.

295
00:17:52,654 --> 00:17:55,991
‫داشتن این برام بی‌فایده‌ست.
‫پسش می‌دم.

296
00:17:58,952 --> 00:18:00,037
‫تو...

297
00:18:01,663 --> 00:18:04,583
‫واقعاً یه آدم دردسرساز هستی!

298
00:18:08,212 --> 00:18:11,173
‫همون هانایاماست دیگه!