1
00:00:18,000 --> 00:00:22,458
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:23,750 --> 00:00:25,958
‫[دونوستیا]

3
00:00:36,000 --> 00:00:37,833
‫خیلی‌خب، لنگر رو بنداز!

4
00:00:49,791 --> 00:00:53,625
‫اینجا جون می‌ده برای طراحیِ سرقت جدیدمون.

5
00:00:56,541 --> 00:01:00,458
‫فکر کنم یه ایدۀ عالی داشته باشم.
‫این اواخر خیلی بهش فکر می‌کردم.

6
00:01:00,500 --> 00:01:02,083
‫جدی؟ خب بگو.

7
00:01:02,291 --> 00:01:04,708
‫زدنِ یه بانک.
‫می‌خوام هدفمون گاوصندوقش باشه.

8
00:01:04,750 --> 00:01:06,241
‫البته نه هر بانکی.

9
00:01:06,291 --> 00:01:12,041
‫اونی که بیشترین صندوق امانات رو
‫توی کل اسپانیا داره. ۷۶۲۴‌تا.

10
00:01:12,375 --> 00:01:15,325
‫همۀ صندوق‌های امانات شخصی‌ان
‫و توی یه گاوصندوق بزرگ نگهداری می‌شن.

11
00:01:15,375 --> 00:01:19,375
‫اونجا در واقع جای خیلی خاصیه.
‫دارایی‌های باارزش مردم رو براشون پنهون می‌کنن.

12
00:01:19,583 --> 00:01:23,241
‫شایعه شده که پر از طلا و جواهره،
‫ولی می‌خوای حقیقت رو بدونی؟

13
00:01:23,291 --> 00:01:25,491
‫مردم در واقع اونجا اموال نامشروع‌شون رو نگه می‌دارن.

14
00:01:25,541 --> 00:01:28,083
‫پس با این اوصاف،
‫برنامه‌ت اینه که صندوق‌ها رو بزنیم

15
00:01:28,125 --> 00:01:29,908
‫بدون اینکه بدونیم توشون چیه؟

16
00:01:29,958 --> 00:01:32,575
‫درسته؟ سورپرایز خیلی پرخطریه.

17
00:01:32,625 --> 00:01:35,833
‫نه. سورپرایزی در کار نیست.
‫دارم در مورد بانک «ماربیا» حرف می‌زنم.

18
00:01:35,875 --> 00:01:37,958
‫اونا تعداد صندوق امانات رو سه برابر کردن.

19
00:01:38,000 --> 00:01:39,083
‫می‌خوای بدونی چرا؟

20
00:01:39,125 --> 00:01:41,741
‫چون ماربیا یه شهر فوق‌العاده ثروتمنده.

21
00:01:41,791 --> 00:01:44,458
‫مولتی‌میلیاردرهای روس و شیوخ عرب

22
00:01:44,500 --> 00:01:47,083
‫و مافیاهای سراسر دنیا، اونجا خونه و زندگی دارن.

23
00:01:47,125 --> 00:01:50,458
‫لبنانی‌ها، ایتالیایی‌ها، مراکشی‌ها.
‫فکر می‌کنی اونجا چی نگه می‌دارن؟

24
00:01:50,500 --> 00:01:52,491
‫بافتنی‌های مادربزرگ‌هاشون رو؟ نه.

25
00:01:52,541 --> 00:01:54,666
‫کلی طلا و پول کثیف.

26
00:01:55,083 --> 00:01:56,791
‫پایه‌ای بریم یه تنی به آب بزنیم؟

27
00:02:06,291 --> 00:02:08,666
‫بهترین زمان برای این کار کریسمسه.

28
00:02:08,708 --> 00:02:12,041
‫امسال، شب کریسمس می‌افته جمعه،
‫و خود کریسمس شنبه‌ست.

29
00:02:12,083 --> 00:02:13,950
‫یکشنبه هم بانک تعطیله،

30
00:02:14,000 --> 00:02:16,708
‫پس سه روز وقت داریم بریم تو
‫و اونجا رو خالی کنیم.

31
00:02:16,750 --> 00:02:20,575
‫پس می‌خوای من توی روز کریسمس
‫برای یه سرقت بهت کمک کنم،

32
00:02:20,625 --> 00:02:22,833
‫اونم بدون اینکه بدونیم
‫دقیقاً داریم چی می‌دزدیم.

33
00:02:22,875 --> 00:02:25,041
‫همین الان بهت گفتم،
‫همه‌ش پول کثیف و اموال نامشروعه.

34
00:02:25,083 --> 00:02:27,291
‫به مقدارِ خیلی زیاد!
‫به جون خودم قسم.

35
00:02:27,333 --> 00:02:28,416
‫داداش، گوش کن چی می‌گم.

36
00:02:28,458 --> 00:02:31,575
‫می‌تونی تضمین کنی
‫که بیشتر از ۱۵ میلیون یورو اونجاست؟

37
00:02:31,625 --> 00:02:34,200
‫برای کمتر از این، خودمو به زحمت نمیندازم.
‫ضمناً پول نقد می‌خوام.

38
00:02:34,250 --> 00:02:36,666
‫جواهرات به دردم نمی‌خوره،
‫طلا هم نمی‌خوام.

39
00:02:37,083 --> 00:02:38,450
‫ایدۀ بهتری داری؟

40
00:02:38,500 --> 00:02:41,408
‫چرا داریم توی یه رویداد اجتماعی
‫برای صاحبان قایق‌های تفریحی شرکت می‌کنیم؟

41
00:02:41,458 --> 00:02:43,125
‫جام جهانی قایق‌های تفریحی عتیقه!

42
00:02:43,166 --> 00:02:45,825
‫نه، نه، نه، اینجا شکارگاه ماست.

43
00:02:45,875 --> 00:02:49,666
‫قاتی شدن با مولتی‌میلیاردرها
‫مطمئن‌ترین راه برای رسیدن به هدفمونه.

44
00:02:49,708 --> 00:02:53,166
‫به دو بخش اون کلمه فکر کن:
‫مولتی و میلیاردرها.

45
00:02:53,208 --> 00:02:57,033
‫خب، یعنی چی؟
‫یعنی میلیاردها پول!

46
00:02:57,083 --> 00:02:59,166
‫اگه می‌خوای با مولتی‌میلیاردرها بپری،

47
00:02:59,208 --> 00:03:00,283
‫چرا نمی‌ری موناکو؟

48
00:03:00,333 --> 00:03:02,533
‫محض رضای خدا، اون دیگه خیلی دِمُده شده.

49
00:03:02,583 --> 00:03:05,700
‫مولتی‌میلیاردرهای واقعی اینجان.
‫همونایی که ماجراجو هستن!

50
00:03:05,750 --> 00:03:08,075
‫اونایی که با قایق‌های تفریحی‌شون
‫دور دنیا رو می‌گردن.

51
00:03:08,125 --> 00:03:10,158
‫همونایی که ما دنبالشونیم.
‫می‌خوای بدونی چرا؟

52
00:03:10,208 --> 00:03:12,450
‫چون اونا فکر می‌کنن دقیقاً مثل ما هستن.

53
00:03:12,500 --> 00:03:14,075
‫از نسل هیپی‌های مغرورن.

54
00:03:14,125 --> 00:03:15,908
‫به‌جای کُت اسپرت،
‫تی‌شرت می‌پوشن.

55
00:03:15,958 --> 00:03:18,658
‫مثل... مثل اون یارو که صاحب فیسبوکه.

56
00:03:18,708 --> 00:03:20,950
‫همه‌شون فکر می‌کنن خیلی خاکی و مردمی‌ان.

57
00:03:21,000 --> 00:03:24,583
‫سن سباستین موناکوی جدیده.

58
00:03:35,250 --> 00:03:38,000
‫♪ دلم می‌خواد آزاد بشم ♪

59
00:03:40,333 --> 00:03:43,666
‫♪ دلم می‌خواد آزاد بشم ♪

60
00:03:43,875 --> 00:03:45,958
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

61
00:03:46,000 --> 00:03:47,833
‫چطوری انتخاب می‌کنیم که کی رو تلکه کنیم؟

62
00:03:47,875 --> 00:03:51,458
‫این در واقع یکی از بخش‌های
‫موردعلاقۀ من توی کارمونه.

63
00:03:51,500 --> 00:03:52,616
‫دلربایی.

64
00:03:52,666 --> 00:03:56,458
‫صرف اینکه یه آدم خیلی پولدار رو
‫هدف قرار بدی، کافی نیست.

65
00:03:56,875 --> 00:03:59,116
‫باید اعتمادش رو هم جلب کنی.

66
00:03:59,166 --> 00:04:01,575
‫خیلی مهمه که وارد جمع دوست‌هاش بشی.

67
00:04:01,625 --> 00:04:02,950
‫بری توی زندگی خصوصی‌ش.

68
00:04:03,000 --> 00:04:04,325
‫و با یه زاویه‌دیدِ جدید...

69
00:04:04,375 --> 00:04:08,575
‫بفهمی چطوری اموالش رو مدیریت می‌کنه
‫و کجا نگه‌شون می‌داره.

70
00:04:08,625 --> 00:04:10,950
‫تا به خودش بیاد،
‫می‌بینه دار و ندارش رو بردی.

71
00:04:11,000 --> 00:04:13,791
‫اونا مثل برّه‌هایی هستن که می‌رن سمت کشتارگاه.

72
00:04:15,000 --> 00:04:18,250
‫حالا فهمیدم چرا اومدیم اینجا.
‫برای دلربایی!

73
00:04:19,250 --> 00:04:20,791
‫شروع کنیم؟

74
00:04:22,375 --> 00:04:24,241
‫عصر بخیر. ببخشید.

75
00:04:24,291 --> 00:04:27,083
‫من و همکارم متوجه لباس خیره‌کننده‌تون شدیم.

76
00:04:27,125 --> 00:04:28,575
‫واقعاً فوق‌العاده شدین.

77
00:04:28,625 --> 00:04:31,575
‫لطف دارین. اسم من مارگاریتاست.

78
00:04:31,625 --> 00:04:32,950
‫- خوشوقتم.
‫- شما چی؟

79
00:04:33,000 --> 00:04:34,950
‫«ریکاردو پرز اینفانته».

80
00:04:35,000 --> 00:04:36,950
‫ایشون صاحب یه شرکت کشتیرانی
‫در شمال آفریقاست.

81
00:04:37,000 --> 00:04:40,950
‫ولی ما مزاحمتون شدیم، عذر می‌خوایم.
‫من می‌رم از تماشای قایق‌ها لذت ببرم.

82
00:04:41,000 --> 00:04:44,208
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟
‫- منم یه شرکت کشتیرانی دارم.

83
00:04:44,250 --> 00:04:45,958
‫- واقعاً؟
‫- ولی یه جای دیگه.

84
00:04:46,000 --> 00:04:47,958
‫چه دنیای کوچیکیه!

85
00:04:48,000 --> 00:04:49,166
‫آره.

86
00:04:56,791 --> 00:04:58,041
‫گردنبندم...

87
00:04:58,791 --> 00:05:01,083
‫مراقب باشید. اجازه می‌دید؟

88
00:05:03,541 --> 00:05:04,750
‫لطفاً...

89
00:05:06,833 --> 00:05:08,875
‫ممنون. یه لحظه.

90
00:05:09,291 --> 00:05:10,708
‫بذارید ببینم.

91
00:05:18,666 --> 00:05:20,783
‫بفرمایید. فکر کنم همۀ مرواریدها رو پیدا کردم.

92
00:05:20,833 --> 00:05:21,875
‫خیلی ممنون.

93
00:05:22,958 --> 00:05:25,283
‫اتفاقاً وقتی داشتم می‌بستمش
‫حس کردم یه‌کم شل شده.

94
00:05:25,333 --> 00:05:26,366
‫هوم. آممم...

95
00:05:26,416 --> 00:05:28,833
‫اجازه هست؟ عالیه.

96
00:05:29,541 --> 00:05:32,291
‫مراقب موهاتون باشین. خوبه.

97
00:05:32,583 --> 00:05:37,033
‫می‌دونین، قفل جواهرات همیشه کیفیت یکسانی ندارن.

98
00:05:37,083 --> 00:05:40,958
‫از اونجایی که کیفیتشون مثل بقیۀ قسمت‌ها نیست،
‫منبسط و شُل می‌شن.

99
00:05:41,375 --> 00:05:43,625
‫عجب! شما در زمینۀ جواهرات خیلی تخصص دارید.

100
00:05:43,666 --> 00:05:49,333
‫نه. فقط به این حوزه علاقه‌مندم.
‫پدربزرگم جواهرساز بود. توی پاریس.

101
00:05:49,916 --> 00:05:51,833
‫شما... اسمتون...؟

102
00:05:52,458 --> 00:05:55,116
‫«سیمون» هستم. خوشوقتم.

103
00:05:55,166 --> 00:06:00,658
‫جسارتاً باید بگم که می‌دونم شما کی هستین،
‫«خنووِوا دانته»، دوشسِ مالاگا.

104
00:06:00,708 --> 00:06:02,125
‫باعث افتخاره.

105
00:06:02,166 --> 00:06:03,491
‫- خوشحال شدم.
‫- من هم همین‌طور.

106
00:06:03,541 --> 00:06:06,783
‫ببخشید. بانو خنووِوا،
‫ماشینتون حاضره.

107
00:06:06,833 --> 00:06:08,125
‫عذر می‌خوام.

108
00:06:08,166 --> 00:06:12,041
‫خیلی دوست داشتم به گفتگومون ادامه بدیم،
‫ولی متأسفانه برنامه‌های دیگه‌ای دارم.

109
00:06:12,416 --> 00:06:13,875
‫می‌شه تا بیرون همراهی‌تون کنم؟

110
00:06:15,291 --> 00:06:16,541
‫افتخار می‌دین.

111
00:06:18,125 --> 00:06:19,416
‫درسته. بله.

112
00:06:27,666 --> 00:06:30,583
‫- موقع شام می‌بینمتون؟
‫- من الان دارم می‌رم «سویا».

113
00:06:30,625 --> 00:06:32,491
‫صحیح. کاملاً درک می‌کنم.

114
00:06:32,541 --> 00:06:35,333
‫اقامتگاه شما در اونجا
‫یکی از زیباترین نقاط شهره.

115
00:06:36,375 --> 00:06:37,991
‫پس کاخ منو دیدین؟!

116
00:06:38,041 --> 00:06:40,908
‫همین‌قدر بگم که هر بار
‫از کنارش رد می‌شم، مجذوبش می‌شم.

117
00:06:40,958 --> 00:06:42,708
‫نمی‌تونم نمای بیرونی‌ش رو تحسین نکنم.

118
00:06:42,750 --> 00:06:45,575
‫تصور می‌کنم داخلش یه شاهکار معماری باشه.

119
00:06:45,625 --> 00:06:47,533
‫دوست دارید ببینیدش؟

120
00:06:47,583 --> 00:06:48,958
‫با کمال میل.

121
00:06:49,625 --> 00:06:52,366
‫و با میزبانی شما،
‫لذتش دوچندان می‌شه.

122
00:06:52,416 --> 00:06:54,708
‫پس هفتۀ دیگه چطوره؟

123
00:06:56,666 --> 00:06:58,500
‫دو هفتۀ دیگه چطوره؟

124
00:06:59,125 --> 00:07:02,708
‫من فقط با قایق تفریحی‌م سفر می‌کنم،
‫و طبیعتاً بیشتر طول می‌کشه.

125
00:07:03,916 --> 00:07:05,250
‫منتظرتون می‌مونم.

126
00:07:18,750 --> 00:07:21,241
‫از اون خانمی که باهاش تنهات گذاشتم بگو.
‫چطور پیش رفت؟

127
00:07:21,291 --> 00:07:23,583
‫دندون مصنوعی‌ش افتاد توی نوشیدنی‌ش؟

128
00:07:24,000 --> 00:07:25,791
‫خیلی بانمکی.

129
00:07:26,750 --> 00:07:28,041
‫اون کیه؟

130
00:07:28,541 --> 00:07:31,166
‫همون میلیاردری که می‌خوایم تلکه‌ش کنیم.

131
00:07:59,000 --> 00:08:01,000
‫[سویا]

132
00:09:08,083 --> 00:09:10,408
‫دوشس، اینم یه هدیه برای شما.

133
00:09:10,458 --> 00:09:13,875
‫- راضی به زحمت نبودم.
‫- این حرف‌ها چیه. باعث افتخارمه.

134
00:09:15,500 --> 00:09:16,866
‫حالا همراهم بیا.

135
00:09:16,916 --> 00:09:20,208
‫چه سعادتی.
‫خیلی خوشحالم که دعوتم رو پذیرفتی.

136
00:09:28,791 --> 00:09:31,458
‫بی‌صبرانه منتظر این لحظه بودم.

137
00:09:37,666 --> 00:09:42,116
‫همسرم بهم گفت که شما
‫خیلی طرفدار معماری سویا...

138
00:09:42,166 --> 00:09:44,416
‫و علی‌الخصوص منزل من، هستید.

139
00:09:44,833 --> 00:09:46,075
‫بله، در حدِ گذری.

140
00:09:46,125 --> 00:09:49,916
‫من همیشه سبک‌های ظریف «نئو گوتیک»
‫ و «نئو مودخار» رو تحسین می‌کردم.

141
00:09:50,416 --> 00:09:51,583
‫همه‌ش این نیست.

142
00:09:51,625 --> 00:09:54,075
‫نئو رنسانس هم هست که بهتون نشون می‌دم.

143
00:09:54,125 --> 00:09:55,833
‫یه کلاس رایگان تاریخِ هنر.

144
00:09:55,875 --> 00:09:58,741
‫با اجازه‌تون من برم مطمئن شم
‫که شکلات‌ها رو می‌ذارن توی یخچال.

145
00:09:58,791 --> 00:10:00,875
‫- توی این گرما آب می‌شن.
‫- ممنون، عزیزم.

146
00:10:05,458 --> 00:10:06,791
‫بشینیم؟

147
00:10:06,833 --> 00:10:08,166
‫بفرمایید.

148
00:10:08,208 --> 00:10:10,166
‫گفتم که بی‌صبرانه منتظر این لحظه بودم

149
00:10:10,208 --> 00:10:12,166
‫چون خیلی وقت بود می‌خواستم ببینمتون.

150
00:10:14,333 --> 00:10:16,041
‫تعریفتون رو خیلی شنیدم.

151
00:10:17,250 --> 00:10:19,458
‫تعریف‌های خوب! جدی می‌گم.

152
00:10:21,500 --> 00:10:24,625
‫- می‌شه بپرسم کی در موردم حرف زده؟
‫- هوم.

153
00:10:36,583 --> 00:10:38,750
‫شما مرد باهوشی هستین.

154
00:10:39,583 --> 00:10:43,500
‫حتی اگه بگم نابغه هستین، اغراق نکردم.

155
00:10:44,000 --> 00:10:47,666
‫من استعدادتون رو تحسین می‌کنم.
‫کارنامۀ کاری‌تون بی‌نظیره.

156
00:10:47,708 --> 00:10:49,408
‫بدون هیچ اشتباهی.

157
00:10:49,458 --> 00:10:53,875
‫و هیچ‌وقت هیچ مدرکی
‫برای پلیس به‌جا نمی‌ذارین که پیداش کنه.

158
00:10:54,583 --> 00:10:56,541
‫قضیه چیه، جناب دوک؟

159
00:10:57,708 --> 00:10:58,908
‫در لفافه دارید تهدید می‌کنید؟

160
00:10:58,958 --> 00:11:02,166
‫نه، نه، نه، اصلاً. این چه حرفیه؟
‫بد متوجه شدین.

161
00:11:02,458 --> 00:11:07,200
‫من اصلاً قصد ندارم ازتون اخاذی کنم
‫یا اینکه بپرسم «جام» کجاست.

162
00:11:07,250 --> 00:11:09,908
‫اتفاقاً مال یکی از دوست‌های خوبمه،

163
00:11:09,958 --> 00:11:12,333
‫ولی دیگه با نبودنِ اون جام، کنار اومده.

164
00:11:13,541 --> 00:11:17,791
‫ببینید، من واقعاً تحت‌تأثیر کارهاتون قرار گرفتم.

165
00:11:18,500 --> 00:11:21,250
‫برای همین دلم می‌خواست دعوت‌تون کنم اینجا.

166
00:11:23,125 --> 00:11:24,958
‫یه پیشنهادی براتون دارم.

167
00:11:25,166 --> 00:11:27,625
‫می‌خوام یه چیزی برام بدزدین.

168
00:11:28,083 --> 00:11:32,541
‫یه اثر ارجینال از لئوناردو داوینچی. «بانویی با قاقم».
‫(قاقم: نام یک حیوان است)

169
00:11:32,583 --> 00:11:34,041
‫اسمشو شنیدین؟

170
00:11:34,083 --> 00:11:37,541
‫یکی از چهار پرترۀ زنانی هست
‫که اون کشیده.

171
00:11:37,583 --> 00:11:41,583
‫اثر اصلی توی «کراکوف»‌ـه،
‫در موزۀ چارتوریسکی.

172
00:11:42,791 --> 00:11:46,541
‫معرکه‌ست!
‫می‌بینی؟ یه متخصص واقعی به این می‌گن. دقیقاً.

173
00:11:47,333 --> 00:11:48,950
‫ولی داره میاد سویا

174
00:11:49,000 --> 00:11:51,575
‫به‌عنوان بخشی از نمایشگاه آثار رنسانس.

175
00:11:51,625 --> 00:11:54,533
‫قراره توی صومعۀ سابق «مرسد کالزادا» به نمایش در بیاد.

176
00:11:54,583 --> 00:11:56,916
‫می‌شه همون «موزۀ هنرهای زیبا».

177
00:11:56,958 --> 00:12:00,658
‫به نظرت رؤیایی نیست؟
‫بازی لذت‌بخش سرنوشته.

178
00:12:00,708 --> 00:12:02,833
‫این شاهکار داره میاد اینجا.

179
00:12:05,291 --> 00:12:07,166
‫آرزوی دیرینۀ من بوده.

180
00:12:09,333 --> 00:12:12,033
‫«آرزوی دیرینۀ من بوده.»
‫این جمله‌ایه که اون احمق گفت.

181
00:12:12,083 --> 00:12:14,075
‫جوری کارهای منو تحسین می‌کنه
‫انگار پاپ هستم.

182
00:12:14,125 --> 00:12:16,450
‫- در مورد کی حرف می‌زنی؟
‫- دوکِ مالاگا برام کمین کرده بود.

183
00:12:16,500 --> 00:12:18,916
‫دعوت کردن به کاخش، صرفاً یه نقشه بود.

184
00:12:20,583 --> 00:12:23,325
‫منو با زنش گول زد.
‫زنش خوشگله، نه؟

185
00:12:23,375 --> 00:12:24,791
‫زنش همه‌چیز رو در مورد من بهش گفته.

186
00:12:24,833 --> 00:12:25,908
‫می‌دونه نقطه‌ضعفم زن‌هاست،

187
00:12:25,958 --> 00:12:28,041
‫و هیچ‌وقت دلم نمیاد بهشون «نه» بگم.

188
00:12:28,083 --> 00:12:29,783
‫ولی آخه چرا؟ چی می‌خواد مگه؟

189
00:12:29,833 --> 00:12:32,541
‫یه عکس از جامی که
‫توی مادرید دزدیدیم بهم نشون داد.

190
00:12:36,958 --> 00:12:40,075
‫عکسو از کجا آورده؟
‫اون اطلاعات رو از کجا آورده؟

191
00:12:40,125 --> 00:12:42,291
‫الان اینا چه اهمیتی برای ما داره، دامیان؟

192
00:12:42,333 --> 00:12:45,416
‫تنها چیزی که الان مهمه
‫اینه که می‌خواد من واسش دزدی کنم.

193
00:12:45,458 --> 00:12:47,700
‫چی فکر کرده؟
‫فکر می‌کنه من آدمِ کسی می‌شم؟

194
00:12:47,750 --> 00:12:50,250
‫قیافه‌م شبیه نوچه‌هاست
‫یا شبیه کسایی‌ام که دنبال پورسانت هستن؟

195
00:12:50,291 --> 00:12:52,158
‫من به پادوها می‌خورم؟

196
00:12:52,208 --> 00:12:53,666
‫هر کی ندونه تو می‌دونی.

197
00:12:53,708 --> 00:12:56,541
‫سرقت‌های من آثار هنری‌ان، شاهکارن.

198
00:12:56,583 --> 00:12:58,416
‫من از هوس‌های یه آماتور پیروی نمی‌کنم.

199
00:12:58,458 --> 00:13:00,916
‫می‌فهمم. پس بهش گفتی
‫نمی‌تونی درخواستش رو قبول کنی، مگه نه؟

200
00:13:00,958 --> 00:13:02,666
‫حالا نه به اون شکل.

201
00:13:02,708 --> 00:13:04,575
‫- قبول کردی؟
‫- نه، قبول نکردم، خب؟

202
00:13:04,625 --> 00:13:05,950
‫بهش گفتم در موردش فکر می‌کنم.

203
00:13:06,000 --> 00:13:07,783
‫خدایا، گرمای سویا غیرقابل تحمله!

204
00:13:07,833 --> 00:13:09,416
‫ولی...

205
00:13:10,958 --> 00:13:12,283
‫چرا محکم حرفت رو نزدی؟

206
00:13:12,333 --> 00:13:14,200
‫چون می‌خوام بهش یه درس حسابی بدم.

207
00:13:14,250 --> 00:13:17,033
‫دلیلش این بود.
‫بابت این طرز برخوردش، ازش انتقام می‌گیرم.

208
00:13:17,083 --> 00:13:20,875
‫صبر کن، آندرس.
‫قصد داری چطور ازش انتقام بگیری؟ هوم؟

209
00:13:31,000 --> 00:13:34,583
‫اون ضرب‌المثل رو نشنیدی که می‌گه
‫«دزدی از دزد، خلاف نیست»؟

210
00:13:35,208 --> 00:13:37,158
‫می‌خوام چیزی که مال اونه رو برای خودم بردارم.

211
00:13:37,208 --> 00:13:39,666
‫بله. ما دنبال هدف بعدی‌مون می‌گشتیم.

212
00:13:39,708 --> 00:13:43,666
‫اون دوکِ حق‌به‌جانب عالیه.
‫تازه خیلی خلافکارتر و فاسدتر از ماست.

213
00:13:43,708 --> 00:13:45,166
‫نمی‌تونه ما رو لو بده.

214
00:13:45,208 --> 00:13:46,875
‫آندرس، حس می‌کنم داری زیادی بزرگش می‌کنی.

215
00:13:46,916 --> 00:13:49,458
‫نه، این‌طور نیست. اون یارو می‌دونه ما کی هستیم.

216
00:13:50,083 --> 00:13:51,750
‫تو رو هم می‌شناسه.

217
00:13:51,958 --> 00:13:54,291
‫اگه ردش کنیم،
‫می‌تونه برامون دردسر بشه.

218
00:13:54,333 --> 00:13:56,533
‫باید قبول کنیم. اون سوژۀ سرقت بعدی ماست.

219
00:13:56,583 --> 00:14:00,000
‫هیچ غلطی هم نمی‌تونه بکنه.
‫پایه‌ای یا نه؟

220
00:14:05,000 --> 00:14:06,583
‫بچه‌ها رو خبر کن.

221
00:14:14,208 --> 00:14:15,375
‫آروم باش!

222
00:14:16,500 --> 00:14:18,333
‫بیا، آشغال‌پاشغال‌هات رو بگیر.

223
00:14:18,458 --> 00:14:20,083
‫کاندلا، داری عقلت رو از دست می‌دی!

224
00:14:20,125 --> 00:14:22,333
‫فکر می‌کنی دارم عقلم رو از دست می‌دم؟
‫صبر کن بیام پایین تا نشونت بدم.

225
00:14:25,291 --> 00:14:28,200
‫- مگه نگفتم برو؟ چرا کاری که ازت می‌خوام رو نمی‌کنی؟
‫- کاندلا.

226
00:14:28,250 --> 00:14:31,866
‫- خواهش می‌کنم، فقط بگو چی‌کار کردم.
‫- تو و دخترعموت با هم سر و سر داشتین!

227
00:14:31,916 --> 00:14:34,916
‫کاندلا، ای خدا!
‫قسم می‌خورم هیچی بین ما نیست.

228
00:14:34,958 --> 00:14:37,583
‫- باید بری. برو دیگه.
‫- اصلاً نمی‌دونم چطوری بهت بگم...

229
00:14:48,500 --> 00:14:50,875
‫چرا اون‌جوری بهم نگاه می‌کنی؟
‫می‌خوای اصلاً عکس بگیری؟

230
00:14:51,250 --> 00:14:52,200
‫همین‌جوری، خانم.

231
00:14:52,250 --> 00:14:54,208
‫«همین‌جوری»! آره، ارواح عمه‌ت.

232
00:14:54,250 --> 00:14:57,491
‫داشتم خدا رو شکر می‌کردم.
‫خوشحالم که جای اون مرد نیستم.

233
00:14:57,541 --> 00:14:59,116
‫ولی حس می‌کنم داری از گرما غش می‌کنی.
‫مثل اسبی که کل روز کار کرده.

234
00:14:59,166 --> 00:15:00,741
‫ولی حس می‌کنم داری از گرما غش می‌کنی.
‫مثل اسبی که کل روز کار کرده.

235
00:15:00,791 --> 00:15:04,708
‫می‌دونم. کت‌و‌شلوارم صد درصد کتانه،
‫ولی بازم دارم می‌پزم.

236
00:15:04,916 --> 00:15:06,491
‫نمی‌دونم شماها چطوری تحمل می‌کنین.

237
00:15:06,541 --> 00:15:09,491
‫دمای این شهر توی سایه ۴۶ درجه‌ست. افتضاحه.

238
00:15:09,541 --> 00:15:12,366
‫بهت می‌گم چطوری.
‫ما اینجا همه‌مون آتیش‌مون خیلی تنده.

239
00:15:12,416 --> 00:15:15,958
‫همه‌مون خیلی خون‌گرمیم.
‫خون‌مون زود به جوش میاد. ذاتمونه.

240
00:15:16,000 --> 00:15:19,208
‫- شهر هم به اندازۀ خودمون آتیشیه.
‫- بله، می‌بینم.

241
00:15:19,791 --> 00:15:23,616
‫ولی هیچ‌وقت به این فکر نکردی
‫که بری سوئیس یا یه جای دیگه؟

242
00:15:23,666 --> 00:15:26,241
‫سوئیس... باشه، حتماً.

243
00:15:26,291 --> 00:15:30,241
‫بیا. می‌خوام این آلبوم رو بدم به تو.
‫به نظر میاد اهل موسیقی باشی.

244
00:15:30,291 --> 00:15:32,741
‫محض اطلاعت،
‫زندگی توی جنوب خیلی خوبه.

245
00:15:32,791 --> 00:15:35,533
‫- ما... رقصِ فلامنکو داریم.
‫- هوم...

246
00:15:35,583 --> 00:15:36,866
‫رودخونۀ «گوادالکیویر» رو داریم.

247
00:15:36,916 --> 00:15:38,491
‫همه‌جا درخت‌های پرتقال هست...

248
00:15:38,541 --> 00:15:41,241
‫و حداقل ۳۰۰‌تا مجسمه از مریم‌های مقدس سویا رو داریم.

249
00:15:41,291 --> 00:15:43,583
‫- و آدمای پُرشور!
‫- و آدمای پُرشور!

250
00:15:47,166 --> 00:15:49,625
‫ببخشید، ولی بعد از دیدنِ اون جر و بحث داغ،

251
00:15:49,666 --> 00:15:51,158
‫می‌تونم بگم اکثر مردم

252
00:15:51,208 --> 00:15:53,533
‫هیچ‌وقت چنین شور خالصی رو...

253
00:15:53,583 --> 00:15:54,866
‫توی کل زندگی‌شون نمی‌بینن.

254
00:15:54,916 --> 00:15:56,908
‫خب، ما اینجا با کسی تعارف نداریم.

255
00:15:56,958 --> 00:15:58,958
‫زندگی رو با تمام سرعت به پیش می‌بریم، می‌دونی؟

256
00:15:59,791 --> 00:16:02,541
‫نه، نه، نه، نه.
‫فکر کنم بهتر باشه بگی «با تمام قدرت».

257
00:16:02,750 --> 00:16:04,875
‫- نه. تو از کجا می‌دونی؟
‫- می‌دونم که حق با منه.

258
00:16:04,916 --> 00:16:07,283
‫طبیعیه که قوی باشین
‫ولی هوا اون‌قدر گرمه که نمی‌شه سریع بود.

259
00:16:07,333 --> 00:16:08,291
‫حالا هر چی.

260
00:16:08,333 --> 00:16:10,533
‫دلم می‌خواد اینا پیش تو باشه،
‫تا وقتی گوش می‌دی...

261
00:16:10,583 --> 00:16:12,250
‫یاد من بیفتی.

262
00:16:12,291 --> 00:16:14,908
‫- هیچ‌وقت فراموشم نمی‌کنی.
‫- ممنون.

263
00:16:14,958 --> 00:16:16,750
‫یه توصیه‌ای برات دارم.

264
00:16:16,791 --> 00:16:21,125
‫به نظرم ساده‌ترین راه برای اینکه
‫از گرمای اینجا زجر نکشی

265
00:16:21,333 --> 00:16:22,958
‫اینه که این کت مسخره رو نپوشی.

266
00:16:23,291 --> 00:16:24,458
‫خدانگهدار.

267
00:16:24,500 --> 00:16:25,116
‫کمک کنم؟

268
00:16:25,166 --> 00:16:27,125
‫- نه، نه، نمی‌خوام.
‫- مطمئنی؟

269
00:16:28,625 --> 00:16:32,083
‫با بچه‌ها تماس گرفتم.
‫تا ۴۸ ساعت دیگه اینجان.

270
00:16:32,375 --> 00:16:33,416
‫- عالیه.
‫- قضیۀ این صفحه‌های گرامافون چیه؟

271
00:16:37,125 --> 00:16:38,908
‫بعد از سرقت پاریس،

272
00:16:38,958 --> 00:16:42,083
‫«بروس»، هم مسحور «کیلا» شده بود
‫هم سر از کارهاش درنمی‌آورد.

273
00:16:50,291 --> 00:16:53,658
‫اون سی و چهارمین زنی بود
‫که توی زندگی‌ش بهش دل بسته بود.

274
00:16:53,708 --> 00:16:58,333
‫ولی احساساتی رو توی وجودش شعله‌ور کرده بود
‫که قبلاً با هیچ‌کس دیگه‌ای تجربه نکرده بود.

275
00:17:00,458 --> 00:17:03,333
‫عاشق این بود که
‫توی آرایشگاه منتظرش بمونه.

276
00:17:04,166 --> 00:17:07,958
‫یا باهاش بره سینما،
‫بدون اینکه بدونه قراره چی ببینه.

277
00:17:08,916 --> 00:17:11,908
‫و یه روز، در حالی که داشتن
‫به دکور کریسمس ویترین مغازه نگاه می‌کردن...

278
00:17:11,958 --> 00:17:12,616
‫کیلا...

279
00:17:12,666 --> 00:17:14,741
‫...چیزی رو گفت که قبلاً هیچ‌وقت نگفته بود.

280
00:17:14,791 --> 00:17:16,791
‫نظرت چیه با هم زندگی کنیم؟

281
00:17:20,416 --> 00:17:21,541
‫آره!

282
00:17:26,041 --> 00:17:29,116
‫اون دوتا خودشون رو شبیه
‫عروس و دامادِ روی کیک‌های عروسی کردن.

283
00:17:29,166 --> 00:17:31,541
‫بروس با افتخار کنار کیلا ایستاده بود.

284
00:17:31,750 --> 00:17:36,041
‫از اینکه به همه اعلام کنه
‫چقدر به کیلا متعهده، هیجان‌زده بود.

285
00:17:51,541 --> 00:17:55,291
‫«روی» هم فرصت این رو پیدا کرد
‫که زندگی عاشقانه رو تجربه کنه.

286
00:17:56,791 --> 00:17:58,241
‫ولی برخلاف بروس و کیلا،

287
00:17:58,291 --> 00:18:00,950
‫تجربۀ اون از همون اولش حماسی بود.

288
00:18:01,000 --> 00:18:02,866
‫اونا اول توی یه کلبۀ دنج و دورافتاده زندگی می‌کردن،

289
00:18:02,916 --> 00:18:06,125
‫و مثل «رابینسون کروزوئه»
‫با بقیۀ دنیا قطع ارتباط کرده بودن.

290
00:18:07,416 --> 00:18:10,158
‫بعضی شب‌ها، یه تشک مینداختن بیرون

291
00:18:10,208 --> 00:18:12,625
‫تا با هم ستاره‌های دنباله‌دار رو ببینن.

292
00:18:13,708 --> 00:18:16,666
‫حتی گاهی اوقات همون بیرون می‌خوابیدن.

293
00:18:17,333 --> 00:18:18,875
‫اونا خیلی خوشحال بودن.

294
00:18:18,916 --> 00:18:24,083
‫کمرون می‌گفت آدم وقتی خوشحاله،
‫تقریباً هر جایی می‌تونه بخوابه.

295
00:18:24,375 --> 00:18:26,575
‫بالأخره از حومۀ شهر خسته شدن،

296
00:18:26,625 --> 00:18:28,825
‫برای همین سوار موتورشون شدن و رفتن توی شهر.

297
00:18:28,875 --> 00:18:32,458
‫هر جا که می‌خواستن
‫و هر جوری که می‌خواستن زندگی می‌کردن.

298
00:18:38,583 --> 00:18:41,666
‫ولی این وسط باید یه مسئله‌ای پیش اومده باشه.

299
00:18:42,083 --> 00:18:44,125
‫چون اونا جدا جدا اومدن،

300
00:18:44,458 --> 00:18:47,083
‫و هیچ‌کدوم‌مون ندیدیم که با هم حرف بزنن.

301
00:19:01,250 --> 00:19:04,625
‫هر کسی داستان عاشقانۀ خودش رو داشت،
‫به‌جز من.

302
00:19:05,083 --> 00:19:08,791
‫داستان من، بیشتر یه داستان برادرانه با دامیان بود.

303
00:19:09,208 --> 00:19:12,075
‫وقتی آدرنالین سرقت پاریس از بین رفت،

304
00:19:12,125 --> 00:19:15,408
‫دامیان به یه خونۀ خالی برگشت
‫تا با تنهایی‌ش روبه‌رو بشه.

305
00:19:15,458 --> 00:19:19,033
‫اون به هر دری زد تا از سرنوشتش فرار کنه.

306
00:19:19,083 --> 00:19:21,208
‫کلاس‌های طولانی‌تر برگزار می‌کرد...

307
00:19:21,958 --> 00:19:23,833
‫زمان تدریس خصوصی‌ش رو طولانی‌تر کرد.

308
00:19:24,833 --> 00:19:27,916
‫حتی توی لیگ پدلِ فرهیختگان هم ثبت‌نام کرد.

309
00:19:29,333 --> 00:19:31,791
‫ولی هر چقدر هم که تلاش می‌کرد،
‫بازم اون لحظه‌ای می‌رسید

310
00:19:31,833 --> 00:19:34,375
‫که دانشگاه چراغ‌هاش رو خاموش می‌کرد.

311
00:19:36,083 --> 00:19:38,291
‫من یه چمدون و یه بلیت یک‌طرفه

312
00:19:38,333 --> 00:19:40,750
‫به سنگاپور خریده بودم تا برم پیش کامیل.

313
00:19:41,333 --> 00:19:45,041
‫ولی هر شب یه نفر رو می‌دیدم
‫که دور و بر خونه‌م می‌پلکه.

314
00:19:45,833 --> 00:19:49,416
‫حتی وقتی جای پارک پیدا نمی‌کرد
‫دوبله پارک می‌کرد،

315
00:19:49,458 --> 00:19:53,666
‫و وقتی می‌دید دارم رد می‌شم
‫وانمود می‌کرد که اتفاقی بهم برخورده.

316
00:19:53,708 --> 00:19:57,166
‫رفیق شفیقم، آندرس!
‫چه دنیای کوچیکیه، نه؟

317
00:19:57,208 --> 00:20:00,825
‫داشتم می‌رفتم سوپرمارکت.
‫سوپرمارکتِ دانشگاه الان بسته‌ست.

318
00:20:00,875 --> 00:20:02,458
‫پایه‌ای بریم یه نوشیدنی بزنیم؟

319
00:20:02,750 --> 00:20:06,658
‫یا... بریم سینما؟
‫می‌تونیم بریم غذای کُره‌ای بخوریم.

320
00:20:06,708 --> 00:20:09,200
‫فهمیدم که دوستم شدیداً بهم نیاز داره

321
00:20:09,250 --> 00:20:12,458
‫که ببرمش مسافرت
‫تا بتونه سفرۀ دلش رو باز کنه و غصه‌هاش رو بریزه بیرون.

322
00:20:13,083 --> 00:20:15,291
‫و همین‌طور هم شد.

323
00:20:15,625 --> 00:20:18,416
‫همه‌چیز رو بهم گفت،
‫حالا چه توی ونکوور...

324
00:20:19,333 --> 00:20:21,033
‫چه توی آریزونا...

325
00:20:21,083 --> 00:20:22,875
‫چه توی تولوم.

326
00:20:23,083 --> 00:20:27,500
‫حرف‌هاش رو توی مدئین ادامه داد،
‫توی «ریو دو ژانیرو» هم همین‌طور...

327
00:20:27,708 --> 00:20:31,200
‫در طول سفرمون حتی یه ثانیه هم
‫صحبت‌هاش رو قطع نکرد...

328
00:20:31,250 --> 00:20:33,500
‫تا اینکه رسیدیم آرژانتین.

329
00:20:37,000 --> 00:20:39,791
‫اونجا، توی پاتاگونیا،

330
00:20:40,083 --> 00:20:43,158
‫روبه‌روی یه یخچال طبیعیِ تماشایی
‫که داشت تیکه‌تیکه می‌شد

331
00:20:43,208 --> 00:20:45,250
‫و می‌ریخت توی دریا،
‫درست مثل زندگیِ دامیان،

332
00:20:45,583 --> 00:20:48,533
‫فهمید که وقتشه خودش رو جمع و جور کنه.

333
00:20:48,583 --> 00:20:50,125
‫نظرت چیه برگردیم؟

334
00:20:57,208 --> 00:20:59,833
‫خیلی‌خب، حالا که همۀ جزئیات رو می‌دونیم،

335
00:20:59,875 --> 00:21:02,333
‫می‌تونیم شروع کنیم.

336
00:21:02,500 --> 00:21:06,500
‫به گمونم همه‌تون دارین پیش خودتون می‌گین
‫«چرا اومدیم سویا؟»

337
00:21:07,333 --> 00:21:09,000
‫ما رو اجیر کردن تا این تابلو رو بدزدیم.

338
00:21:09,208 --> 00:21:13,750
‫بانویی با قاقم،
‫که لئوناردو داوینچی سال ۱۴۸۹ کشیده.

339
00:21:13,791 --> 00:21:17,075
‫تخمین زده می‌شه که بالای ۳۰۰ میلیون یورو بیارزه.

340
00:21:17,125 --> 00:21:19,541
‫در حال حاضر توی موزۀ چارتوریسکیِ کراکوف‌ـه.

341
00:21:19,583 --> 00:21:22,916
‫ده روز دیگه، برای یه نمایشگاه
‫فرستاده می‌شه اینجا، یعنی سویا.

342
00:21:22,958 --> 00:21:25,166
‫ولی... ما قرار نیست این کار رو بکنیم.

343
00:21:26,333 --> 00:21:27,666
‫با اجازه.

344
00:21:30,458 --> 00:21:34,083
‫فعلاً تمرکز اصلی ما روی این نیست
‫که چی می‌دزدیم،

345
00:21:34,125 --> 00:21:35,583
‫اینه که از کی می‌دزدیم.

346
00:21:37,833 --> 00:21:39,666
‫آلوارو هرموسو دمدینا

347
00:21:39,708 --> 00:21:43,750
‫کسیه که از ما می‌خواد این کار
‫شرم‌آور رو انجام بدیم و...

348
00:21:43,958 --> 00:21:45,458
‫بقیه‌ش با تو.

349
00:21:47,583 --> 00:21:50,083
‫این مرد، وارث یه خاندان
‫از نجیب‌زاده‌های اسپانیاییه،

350
00:21:50,291 --> 00:21:53,450
‫و توی یکی از کاخ‌های باشکوه سویا زندگی می‌کنه.

351
00:21:53,500 --> 00:21:55,916
‫این مِلک بیشتر از ۸۰۰۰ متر مربع وسعت داره.

352
00:21:55,958 --> 00:21:59,950
‫توش راهروهای طاق‌دار،
‫باغ، اصطبل، و حتی یه کلیسا هم هست.

353
00:22:00,000 --> 00:22:03,166
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫یه سرداب پر از نوشیدنی‌های معروف دنیا داره.

354
00:22:03,208 --> 00:22:04,825
‫یه مزرعه برای پرورش گاوهای گاوبازی داره.

355
00:22:04,875 --> 00:22:07,541
‫وقتی حرف از گاوبازی می‌شه،
‫اون یه استاد به تمام معناست.

356
00:22:07,583 --> 00:22:09,283
‫ولی چرا یه اشراف‌زاده

357
00:22:09,333 --> 00:22:12,200
‫از یه همچین خاندان اصیلی،
‫با اون کاخ و تشکیلات،

358
00:22:12,250 --> 00:22:13,791
‫باید یه اثر هنریِ دزدی بخواد؟

359
00:22:15,541 --> 00:22:18,166
‫منم دقیقاً همین سؤال رو ازش پرسیدم.

360
00:22:18,208 --> 00:22:20,075
‫«بانویی با قاقم» نقاشی مسحورکننده‌ایه

361
00:22:20,125 --> 00:22:21,950
‫چون خیلی زیباست،

362
00:22:22,000 --> 00:22:24,416
‫ولی ارزش مالی بسیار زیادی هم داره.

363
00:22:24,458 --> 00:22:26,708
‫واقعاً نمی‌شه روش قیمت گذاشت.
‫برای خودتون می‌خواید یا...؟

364
00:22:27,708 --> 00:22:30,291
‫یا می‌خواید توی بازار سیاه معامله‌ش کنید؟

365
00:22:40,833 --> 00:22:43,791
‫خب، فکر نمی‌کنم
‫این موضوع به شما ربطی داشته باشه.

366
00:22:44,958 --> 00:22:47,750
‫ولی فرض کنید که برای خودم می‌خوامش.

367
00:22:49,541 --> 00:22:51,875
‫به‌عنوان گل سرسبد کلکسیونم.

368
00:22:54,125 --> 00:22:55,458
‫متوجهم.

369
00:22:57,125 --> 00:22:59,083
‫خیلی دوست دارم ببینمش.

370
00:22:59,625 --> 00:23:04,125
‫خب، قطعاً درک می‌کنید که به دلایل امنیتی

371
00:23:04,541 --> 00:23:07,875
‫یا بهتره بگم، به یه دلیل منطقی،

372
00:23:08,083 --> 00:23:12,250
‫ترجیح می‌دم مکانش رو
‫به یه آدم حرفه‌ای مثل شما نشون ندم.

373
00:23:15,083 --> 00:23:17,250
‫اون کلکسیون، همون چیزیه که می‌خوایم بریم سراغش.

374
00:23:17,458 --> 00:23:20,541
‫- توش چیه؟
‫- منظورت چیه؟

375
00:23:23,500 --> 00:23:24,708
‫توی کلکسیون.

376
00:23:25,958 --> 00:23:27,333
‫فعلاً نمی‌دونیم.

377
00:23:31,208 --> 00:23:33,666
‫گرفتی ما رو؟ شوخی می‌کنی؟

378
00:23:33,958 --> 00:23:36,325
‫تو با زدنِ گاوصندوق بانک ماربیا مخالفی

379
00:23:36,375 --> 00:23:38,041
‫چون نمی‌دونیم توش چیه،

380
00:23:38,083 --> 00:23:40,166
‫ولی می‌خوای یه کلکسیون مرموز رو بدزدیم.

381
00:23:40,208 --> 00:23:43,791
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد.
‫شاید اصلاً کلکسیون تمبر باشه.

382
00:23:43,833 --> 00:23:47,041
‫یا یه خروار سکه از سراسر دنیا جمع می‌کنه.

383
00:23:47,083 --> 00:23:48,625
‫یا... کوزه‌های سفالی.

384
00:23:49,333 --> 00:23:50,416
‫کوزه!

385
00:23:50,458 --> 00:23:53,041
‫کسی که یکی از شاهکارهای داوینچی رو سفارش می‌ده

386
00:23:53,083 --> 00:23:54,950
‫اونو کنار یه مشت خرت‌وپرت بی‌ارزش نگه نمی‌داره.

387
00:23:55,000 --> 00:23:57,708
‫اگه این گیلاسِ روی کیکه، خود کیکِ لعنتی رو تصور کن.

388
00:23:58,875 --> 00:24:03,083
‫حس می‌کنم این کلکسیون یه گنج واقعیه.
‫یه چیز خارق‌العاده‌ست.

389
00:24:03,291 --> 00:24:07,658
‫اون گنجی که تو رو کشونده به سویا،
‫اون دوشسِ جواهره.

390
00:24:07,708 --> 00:24:09,950
‫توی سن سباستین باهاش دیدمت.

391
00:24:10,000 --> 00:24:12,541
‫روی پله‌ها باهاش گرم گرفته بودی و می‌خندیدی.

392
00:24:12,583 --> 00:24:15,791
‫تو ما رو مجبور کردی با قایق
‫از ساحل کانتابریا،

393
00:24:15,833 --> 00:24:19,333
‫کل اقیانوس اطلس رو تا سویا بیایم،
‫فقط به امیدِ یه قرار با اون.

394
00:24:20,083 --> 00:24:21,916
‫فکر می‌کنم قضیه در واقع اینه که

395
00:24:21,958 --> 00:24:25,791
‫تو شاکی شدی
‫که تا اینجا کشونده‌ت تا فقط شوهرش رو ببینی.

396
00:24:25,833 --> 00:24:28,908
‫سرقت به دقتی در حد دقتِ جراح‌ها نیاز داره.

397
00:24:28,958 --> 00:24:31,908
‫نه خشمِ یه مردِ پس‌زده‌شده
‫که می‌خواد حالِ یه دوک رو بگیره.

398
00:24:31,958 --> 00:24:36,416
‫تو می‌خوای ما رو به‌خاطر نقشه‌ای که
‫اصلاً بهش فکر نکردی، بندازی توی هچل،

399
00:24:36,458 --> 00:24:39,416
‫اونم فقط از روی غرور و تکبرت.

400
00:24:40,833 --> 00:24:42,541
‫- تو چی؟ ها؟
‫- من چی؟

401
00:24:42,583 --> 00:24:45,416
‫می‌خوای چیزی که تو سرت هست رو بهشون بگی؟

402
00:24:47,583 --> 00:24:51,791
‫ایشون می‌خواد یه تونل بکنه
‫و منو بفرسته توش تا گاوصندوق‌ها رو خالی کنم.

403
00:24:51,833 --> 00:24:53,075
‫اونم با یه مشعل هوابرش،

404
00:24:53,125 --> 00:24:55,416
‫و می‌خوای همه‌چیز توی کریسمس اتفاق بیفته،

405
00:24:55,458 --> 00:24:59,333
‫صرفاً چون کسی رو نداری
‫که تعطیلات رو باهاش بگذرونی.

406
00:25:03,208 --> 00:25:04,333
‫صبر کنید. یه پیشنهادی دارم.

407
00:25:04,375 --> 00:25:08,200
‫هرکی می‌خواد به دوست‌مون دامیان
‫توی نقشه‌ش کمک کنه، راحت باشه...

408
00:25:08,250 --> 00:25:09,866
‫و همین الان از این قایق بره بیرون.

409
00:25:09,916 --> 00:25:11,575
‫لطفاً وسایل‌تون رو بردارید و برید.

410
00:25:11,625 --> 00:25:16,291
‫و هرکی می‌خواد بفهمه دقیقاً چی توی کلکسیون دوک‌ـه

411
00:25:17,375 --> 00:25:18,541
‫می‌تونه همین‌جا بمونه.

412
00:25:23,916 --> 00:25:25,583
‫باشه، باشه، باشه.

413
00:25:27,625 --> 00:25:30,616
‫منم همین‌جا می‌مونم.
‫با هم اون کلکسیون رو می‌دزدیم.

414
00:25:30,666 --> 00:25:34,450
‫و بعد هرکی خواست با من بیاد،
‫می‌تونه توی سرقت بانک شرکت کنه.

415
00:25:34,500 --> 00:25:37,333
‫این‌طوری می‌فهمیم نقشۀ کی بهتر بوده.

416
00:25:42,125 --> 00:25:46,283
‫وای. این شهر بی‌نظیره.

417
00:25:46,333 --> 00:25:48,158
‫شب‌ها حتی قشنگ‌تر هم می‌شه،

418
00:25:48,208 --> 00:25:51,250
‫چون همه‌جا ساکته
‫و این گرمای خفه‌کننده کمتر می‌شه.

419
00:25:51,291 --> 00:25:55,208
‫بوی شکوفه‌های پرتقال هنوز توی هواست.

420
00:25:56,333 --> 00:25:58,750
‫نفس عمیق بکش، «روی».
‫خودت می‌فهمی.

421
00:25:58,791 --> 00:26:00,000
‫بوش رو حس می‌کنی؟

422
00:26:00,833 --> 00:26:02,916
‫- آره، حس می‌کنم.
‫- واقعاً دلپذیره.

423
00:26:03,083 --> 00:26:05,158
‫آقا؟ داریم کجا می‌ریم؟

424
00:26:05,208 --> 00:26:07,283
‫باید ببینم توی این چند ماه گذشته

425
00:26:07,333 --> 00:26:09,125
‫مهارت‌هات رو از دست دادی یا نه.

426
00:26:09,541 --> 00:26:10,875
‫لطفاً اون در رو باز کن.

427
00:26:12,375 --> 00:26:13,708
‫بازش کن.

428
00:26:23,166 --> 00:26:24,791
‫عالیه.

429
00:26:32,791 --> 00:26:34,625
‫این یکی هم همین‌طور.

430
00:26:36,958 --> 00:26:40,241
‫آقا، این به همون کلکسیون ربط داره، مگه نه؟

431
00:26:40,291 --> 00:26:41,583
‫کدوم کلکسیون؟

432
00:26:42,958 --> 00:26:46,158
‫- مالِ دوک دیگه.
‫- شاید یه‌جورایی بی‌ربط هم نباشه.

433
00:26:46,208 --> 00:26:47,791
‫ادامه بده، ادامه بده.

434
00:27:02,958 --> 00:27:04,875
‫محشره.

435
00:27:05,583 --> 00:27:06,908
‫از اینجا به بعدش با خودم.

436
00:27:06,958 --> 00:27:08,741
‫تو برو پیش بقیۀ همکارهات

437
00:27:08,791 --> 00:27:10,708
‫توی قایق، خب؟
‫کمکشون کن تحقیق کنن.

438
00:28:06,354 --> 00:28:16,354
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

439
00:29:12,000 --> 00:29:14,958
‫- بهم شلیک کردی.
‫- نگران نباش. ساچمه‌ست.

440
00:29:15,000 --> 00:29:16,875
‫تفنگ بادیِ پسرعمومه.

441
00:29:20,208 --> 00:29:21,625
‫توی خونۀ من چی‌کار می‌کنی؟

442
00:29:21,833 --> 00:29:24,083
‫اومدم کیف‌پولم رو پس بگیرم.

443
00:29:24,916 --> 00:29:28,000
‫باید مثل آدم زنگ در رو می‌زدی.

444
00:29:28,250 --> 00:29:30,583
‫دفعۀ بعد یکی از چشمات رو نشونه می‌گیرم.

445
00:29:37,083 --> 00:29:38,833
‫دامیان، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

446
00:29:40,375 --> 00:29:43,916
‫الان تمام اظهارنامه‌های مالیاتی دوک رو درآوردم،
‫سه‌تا شرکت اصلی داره.

447
00:29:43,958 --> 00:29:47,825
‫دامداری، کارخونۀ نوشیدنی هرموسو،
‫و یه سرویس خدمات اجارۀ قایق.

448
00:29:47,875 --> 00:29:50,416
‫یه مشت...
‫قایق تفریحی لوکس اجاره‌ای داره.

449
00:29:50,458 --> 00:29:52,875
‫خیلی خفن و گرونن.
‫یعنی اگه خرپول نیستی حتی نباید فکرش رو بکنی.

450
00:29:54,208 --> 00:29:57,291
‫- این اطلاعات به دردی می‌خوره؟
‫- روحم هم خبر نداره، کمرون.

451
00:29:58,083 --> 00:30:00,825
‫اینکه به آدمای کله‌گُنده قایق کرایه می‌ده،
‫باعث نمی‌شه فکر کنم

452
00:30:00,875 --> 00:30:03,625
‫یه کلکسیون با ارزش و یه گنجینۀ مرموز رو قایم کرده.

453
00:30:05,333 --> 00:30:07,700
‫الان حس یه معلم جانشین رو دارم.
‫می‌دونید؟

454
00:30:07,750 --> 00:30:10,666
‫معلم زبانی که مجبور شده
‫جای معلم فیزیکی که مرخصی استعلاجی گرفته، وایسته.

455
00:30:10,708 --> 00:30:12,791
‫این اصلاً اون سرقتی نیست که تو ذهنم بود.

456
00:30:12,833 --> 00:30:17,125
‫خب... انگار یه چیزی پیدا کردم.
‫اگه می‌خوای بیا ببین.

457
00:30:17,458 --> 00:30:19,791
‫ایمیل‌ها، پیام‌ها،

458
00:30:19,833 --> 00:30:22,541
‫فاکتورها، حساب‌های بانکی،
‫خریدها و سفارش‌هاش رو هک کردم...

459
00:30:22,583 --> 00:30:25,833
‫عالیه، تمام رازهای کثیفِ دوک رو درآوردی.

460
00:30:26,583 --> 00:30:28,408
‫سال ۹۹، دوک یه‌سری کارهای خیلی عجیب‌وغریب

461
00:30:28,458 --> 00:30:31,450
‫توی ملک ییلاقی‌ش،
‫حدود ۴۰ کیلومتریِ سویا، انجام داده.

462
00:30:31,500 --> 00:30:33,666
‫یه‌جور تونل از خونه‌ش تا کارخونۀ نوشیدنی‌سازی ساخته.

463
00:30:33,708 --> 00:30:36,158
‫یعنی یه قطار هست
‫که از عمارتش مستقیم می‌ره توی انبارها،

464
00:30:36,208 --> 00:30:38,125
‫بدون اینکه برای سوار شدن، از خونه‌ش بره بیرون.

465
00:30:38,958 --> 00:30:40,075
‫یه‌کم عجیبه، نه؟

466
00:30:40,125 --> 00:30:41,500
‫اوهوم.

467
00:30:44,333 --> 00:30:45,825
‫این تنها چیز عجیبش نیست.

468
00:30:45,875 --> 00:30:49,450
‫سال ۲۰۰۰، یعنی درست یک سال بعد،
‫دوک همه‌چیز رو از اون کارخونه

469
00:30:49,500 --> 00:30:52,083
‫منتقل کرده به کارخونه‌ای که
‫توی «خرز دلا فرونترا» داره.

470
00:30:52,500 --> 00:30:54,000
‫اونی که توی ملک ییلاقی بود رو بسته.

471
00:30:54,041 --> 00:30:57,833
‫به نظرم مشکوکه که یه قطار
‫برای رفت‌وآمد به یه جای تعطیل داشته باشی.

472
00:31:00,083 --> 00:31:04,041
‫تو اظهارنامۀ مالیاتی سال ۲۰۰۰،
‫یه فاکتور یک میلیون یورویی رو کسر کرده.

473
00:31:04,333 --> 00:31:08,333
‫از شرکت «امنیت شخصی نیتکس»
‫که دفترش توی ژنو‌ـه.

474
00:31:09,833 --> 00:31:12,291
‫آدرس صورت‌حساب، همون ملک ییلاقی‌ـه.

475
00:31:12,833 --> 00:31:15,416
‫همون شرکتی که مسئول امنیت
‫حراجی ساتبیز و موزه لوور‌ـه.

476
00:31:15,458 --> 00:31:17,416
‫توی وب‌سایت‌شون بهش اشاره شده.

477
00:31:21,458 --> 00:31:24,825
‫چرا یکی باید تا این حد
‫برای محافظت از یه کارخونۀ خالی خرج کنه؟

478
00:31:24,875 --> 00:31:27,791
‫اونم با یه قطار
‫که مستقیم می‌ره توی عمارت خودش؟

479
00:31:27,833 --> 00:31:30,750
‫اگه دوک کلکسیون خیلی ارزشمندی داشته باشه،
‫قطعاً همون‌جاست.

480
00:31:41,208 --> 00:31:43,041
‫به کارتون برسید، رفقا.

481
00:31:44,375 --> 00:31:46,450
‫برلین کجاست؟
‫من دیگه می‌خوام برگردم توی کلبۀ خودم.

482
00:31:46,500 --> 00:31:48,408
‫خودش بیاد تحقیقات خودش رو رهبری کنه.

483
00:31:48,458 --> 00:31:52,533
‫آره. راستش، ما رفتیم توی سویا یه دوری بزنیم.

484
00:31:52,583 --> 00:31:54,033
‫- آها.
‫- فقط یه قدمی زدیم.

485
00:31:54,083 --> 00:31:57,408
‫- قدم زدید. که این‌طور.
‫- اوهوم، آره. اون همون بیرون موند.

486
00:31:57,458 --> 00:32:00,958
‫بگو ببینم، اتفاقی توی میدان «پاسیو دباندراس» قدم نزدید؟

487
00:32:02,250 --> 00:32:04,875
‫- چرا.
‫- پلاک ۲۲؟

488
00:32:05,708 --> 00:32:07,458
‫- بله.
‫- طبقۀ اول، درسته؟

489
00:32:08,250 --> 00:32:10,708
‫- بله.
‫- وای، گندش بزنن.

490
00:32:11,500 --> 00:32:13,450
‫اول می‌گه یه گنج
‫که ما رو می‌رسونه به کلکسیون.

491
00:32:13,500 --> 00:32:16,450
‫حالا هم افتاده دنبال زنی که صفحه‌های گرامافون رو
‫از پنجره میندازه بیرون.

492
00:32:16,500 --> 00:32:18,125
‫من می‌رم بخوابم.

493
00:32:29,041 --> 00:32:30,375
‫درد داره.

494
00:32:30,750 --> 00:32:32,000
‫درد داره؟

495
00:32:39,583 --> 00:32:41,791
‫می‌شه این کوچولوی جذاب رو

496
00:32:41,833 --> 00:32:43,325
‫یه لحظه از روی تخت ببری پایین؟

497
00:32:43,375 --> 00:32:44,791
‫برای چی باید این کار رو بکنم؟

498
00:32:45,083 --> 00:32:48,533
‫خیلی بهداشتی نیست که در چنین شرایطی
‫خرگوش کنارم باشه.

499
00:32:48,583 --> 00:32:50,283
‫پوملوی من یه خرگوشِ خیلی تمیزه.

500
00:32:50,333 --> 00:32:51,700
‫- آخ!
‫- حیوونِ بی‌دفاعیه.

501
00:32:51,750 --> 00:32:55,083
‫خیلی گریه می‌کنه. دلم می‌سوزه. خیلی‌خب.
‫بریم سراغ اون‌یکی.

502
00:32:55,500 --> 00:32:58,083
‫لطفاً مراقب باش.

503
00:32:59,125 --> 00:33:00,283
‫حواسم هست.

504
00:33:00,333 --> 00:33:03,750
‫خب بگو ببینم، این‌جوری از مردها
‫توی خونه‌ت استقبال می‌کنی؟ با تیراندازی؟

505
00:33:04,625 --> 00:33:06,125
‫مسئله اینه که تو دعوت نشده بودی.

506
00:33:07,291 --> 00:33:09,666
‫تازه‌شم، فکر کردم یکی دیگه‌ای.

507
00:33:09,875 --> 00:33:12,000
‫- جدی؟
‫- نامزدم.

508
00:33:12,416 --> 00:33:14,541
‫یعنی... نامزد سابقم.

509
00:33:14,750 --> 00:33:17,908
‫یواشکی اومد تو تا یه جعبه‌کفش
‫که ۶ هزار یورو توش بود رو بدزده.

510
00:33:17,958 --> 00:33:20,533
‫اینم می‌دونست که تمام پس‌اندازم رو
‫تو یه ظرف بیسکویت نگه می‌دارم.

511
00:33:20,583 --> 00:33:22,158
‫ولی دستش بهش نرسید.

512
00:33:22,208 --> 00:33:24,158
‫فکر کردم برگشته تا دوباره سعی کنه بدزدتش.

513
00:33:24,208 --> 00:33:25,908
‫خیلی‌خب، معما حل شد.

514
00:33:25,958 --> 00:33:29,083
‫ببین، اگه کیف‌پولم رو پس بدی،
‫می‌تونم یه شام مهمونت کنم.

515
00:33:29,291 --> 00:33:32,541
‫یا... نظرت با صبحونه چیه؟ خیلی بهتره.

516
00:33:32,583 --> 00:33:35,033
‫- خب، شدنی نیست.
‫- چرا؟

517
00:33:35,083 --> 00:33:37,916
‫- چون کیف‌پولت توی اون جعبه‌کفش بود.
‫- هوم.

518
00:33:39,875 --> 00:33:41,333
‫ولی می‌دونی چیه؟

519
00:33:41,750 --> 00:33:44,533
‫از اونجایی که تونست
‫کیف‌پول تو و پول‌های منو با هم بدزده،

520
00:33:44,583 --> 00:33:46,916
‫تو هم باهام میای تا پسشون بگیریم.

521
00:33:47,833 --> 00:33:50,583
‫- به نظرت خوبه؟
‫- خیلی‌خب، اگه اصرار داری، باشه.

522
00:33:51,958 --> 00:33:53,916
‫بیا، می‌تونی تی‌شرت نامزدم رو بپوشی.

523
00:33:54,333 --> 00:33:56,583
‫من، تی‌شرت بپوشم؟ نه.

524
00:33:57,083 --> 00:33:58,333
‫عمراً.

525
00:34:11,125 --> 00:34:14,625
‫- بچه داری؟
‫- من؟ نه.

526
00:34:23,458 --> 00:34:25,366
‫گشنه‌ته؟ شکلاتی چیزی نمی‌خوای؟

527
00:34:25,416 --> 00:34:27,825
‫نه، ممنون. میل ندارم.
‫اشتهام رو برای صبحونه نگه می‌دارم.

528
00:34:27,875 --> 00:34:28,833
‫باشه.

529
00:34:57,000 --> 00:34:58,208
‫تموم شد.

530
00:34:59,000 --> 00:35:00,666
‫خیلی‌خب، دیگه می‌تونیم بریم.

531
00:35:04,208 --> 00:35:05,833
‫یکی از آهنگ‌های محبوبم.

532
00:35:12,291 --> 00:35:16,750
‫♪ من دستمال‌ها رو گلدوزی نمی‌کنم ♪
‫♪ آدم نباید یادگاری رو خراب کنه ♪

533
00:35:17,083 --> 00:35:21,541
‫♪ از روی حسادت، کسی رو نمی‌کُشم ♪
‫♪ تو هم برای من نمی‌میری ♪

534
00:35:22,041 --> 00:35:26,541
‫♪ و قبل از اینکه عاشقم بشی ♪
‫♪ مثل کسی که عاشق یه گربه‌ست ♪

535
00:35:27,000 --> 00:35:32,166
‫♪ با هر کسی که منو یاد تو بندازه، درگیر می‌شم ♪

536
00:35:33,208 --> 00:35:35,208
‫♪ درهای خونه رو بازِ باز می‌ذارم ♪

537
00:35:36,333 --> 00:35:40,000
‫- همون‌جا نگه می‌داریم.
‫- من هرجا تو بری میام، عزیزم.

538
00:35:43,291 --> 00:35:45,533
‫♪ صلحی که تو انتخاب کردی... ♪

539
00:35:45,583 --> 00:35:48,416
‫♪ از جنگ هم بدتره ♪

540
00:35:49,500 --> 00:35:50,783
‫♪ هیچ‌وقت بلد نبودم خودمو به باد بسپرم ♪

541
00:35:50,833 --> 00:35:52,741
‫♪ بادی که به تمام در و دیوارهای شهر می‌خوره ♪

542
00:35:52,791 --> 00:35:55,750
‫♪ دستیار فقیرِ جادوگر  ♪
‫♪ با جادو، آسمون شب پرستاره رو خراب می‌کنه ♪

543
00:35:57,000 --> 00:35:59,666
‫- بریم؟
‫- اوهوم.

544
00:36:30,375 --> 00:36:31,916
‫کمکی از دستم برمیاد؟

545
00:36:44,333 --> 00:36:45,625
‫هی، پول‌هام کجاست؟

546
00:36:45,833 --> 00:36:48,375
‫پس خونه نیستی، آره؟

547
00:36:49,583 --> 00:36:51,291
‫رفتی تو جات خوابیدی؟

548
00:36:52,250 --> 00:36:54,333
‫پس چطوره بیدارت کنیم، هان؟

549
00:36:56,333 --> 00:36:58,208
‫چی؟ خوابی؟

550
00:37:00,333 --> 00:37:01,625
‫خسته‌ای؟

551
00:37:01,833 --> 00:37:03,875
‫شاید این بیدارت کنه.

552
00:37:22,375 --> 00:37:24,158
‫آهای، کندلا!

553
00:37:24,208 --> 00:37:28,908
‫چی‌کار می‌کنی، کندلا؟
‫در رو باز کن! بازش کن!

554
00:37:28,958 --> 00:37:31,666
‫کندلا! کندلا، داری منو می‌کُشی!
‫باز کن!

555
00:37:32,291 --> 00:37:34,000
‫کپسول الان می‌ترکه. زود باش!

556
00:37:34,041 --> 00:37:36,700
‫قبل از هر چیزی، اون جعبه‌کفشی
‫که ازم دزدیدی رو می‌خوام.

557
00:37:36,750 --> 00:37:38,491
‫چی؟! من چیزی ندزدیدم!

558
00:37:38,541 --> 00:37:41,000
‫آره ارواح عمه‌ت، تو ندزدیدی.
‫تو هیچ‌وقت کار اشتباهی نمی‌کنی.

559
00:37:41,041 --> 00:37:42,625
‫با دخترعموت هم هیچ ارتباطی نداشتی!

560
00:37:42,666 --> 00:37:45,283
‫کندلا، به جونت قسم می‌خورم،
‫هیچ اتفاقی بین من و دخترعموم نیفتاده.

561
00:37:45,333 --> 00:37:46,500
‫به جون خودم قسم!

562
00:37:46,541 --> 00:37:47,616
‫- آره جون خودت.
‫- باز کن!

563
00:37:47,666 --> 00:37:50,041
‫خیلی‌خب، یه قدم برو عقب تا باز کنم!

564
00:37:54,916 --> 00:37:56,916
‫بذار بخوابیم بابا!

565
00:38:02,291 --> 00:38:04,375
‫هوی! به نفعته دخالت نکنی، خب؟

566
00:38:04,583 --> 00:38:05,533
‫برید گم شید!

567
00:38:05,583 --> 00:38:08,541
‫این قضیه فقط به ما مربوط می‌شه. بیا نزدیک‌تر.

568
00:38:08,833 --> 00:38:11,625
‫سرت رو بیار بیرون و قسم بخور
‫که باهاش ارتباط نداشتی.

569
00:38:13,291 --> 00:38:17,250
‫- به جون تو قسم! در رو باز کن، لعنتی!
‫- داری چرت‌وپرت می‌گی.

570
00:38:17,916 --> 00:38:20,500
‫دیدم چطوری داشتی
‫به دخترعموت نگاه می‌کردی، خب؟

571
00:38:20,708 --> 00:38:22,500
‫الان داری مثل چی حاشا می‌کنی!

572
00:38:22,541 --> 00:38:25,375
‫«اون مثل خواهرمه.
‫نگران نباش. من باهاش بزرگ شدم.»

573
00:38:25,416 --> 00:38:28,283
‫ولی هر وقت می‌دیدیش،
‫قند تو دلت آب می‌شد.

574
00:38:28,333 --> 00:38:30,241
‫باهاش می‌رفتی دور دور؟

575
00:38:30,291 --> 00:38:31,875
‫براش کادو می‌خریدی

576
00:38:31,916 --> 00:38:34,116
‫و قول داده بودی با هم ازدواج کنید؟

577
00:38:34,166 --> 00:38:37,333
‫سرت رو از اونجا بیار بیرون
‫و نگاهم کن! همین الان!

578
00:38:37,666 --> 00:38:39,500
‫بابا الان می‌ترکه، تو رو خدا!

579
00:38:39,541 --> 00:38:41,533
‫بی‌خیال!
‫هی نگو الان می‌ترکه!

580
00:38:41,583 --> 00:38:42,491
‫هنوز حرف‌هام تموم نشده.

581
00:38:42,541 --> 00:38:44,533
‫باهاش رفتی لباس عروس بخری که چی بشه؟

582
00:38:44,583 --> 00:38:45,750
‫کی همچین کاری می‌کنه؟

583
00:38:45,791 --> 00:38:48,625
‫می‌تونست با مادرش،
‫خواهرش یا یه دوست بره... هان؟

584
00:38:48,666 --> 00:38:50,408
‫چرا باید با تو بره؟ اصلاً منطقی نیست.

585
00:38:50,458 --> 00:38:52,366
‫اون شیلنگ رو داری میاری که چی بشه؟

586
00:38:52,416 --> 00:38:54,750
‫- خواهش می‌کنم، کمکم کنید!
‫- جلوتر بیای، می‌زنمت!

587
00:38:54,791 --> 00:38:57,125
‫- کندلا، این دیوونه‌بازی‌ـه! چرا این کار رو می‌کنی؟
‫- کجاش دیوونه‌بازی‌ـه؟

588
00:38:57,166 --> 00:38:58,616
‫- نیا جلو!
‫- پشیمون می‌شیا!

589
00:38:58,666 --> 00:39:01,125
‫نه! من هیچ‌وقت از چیزی پشیمون نمی‌شم.

590
00:39:01,166 --> 00:39:02,908
‫- کندلا!
‫- برو کنار! گمشو!

591
00:39:02,958 --> 00:39:05,083
‫- کندلا! تو رو خدا، بس کن.
‫- گوش کنید!

592
00:39:05,416 --> 00:39:08,000
‫همه‌تون گوش کنید.
‫اینجا هیچ خبری نیست، خب؟

593
00:39:08,041 --> 00:39:10,908
‫آروم باشید.
‫همه‌چیز خیلی زود تموم می‌شه.

594
00:39:10,958 --> 00:39:12,783
‫با اون آب نیا جلوتر.
‫حالا می‌رسیم به تو...

595
00:39:12,833 --> 00:39:15,033
‫- تو رو خدا!
‫- چیه؟

596
00:39:15,083 --> 00:39:17,375
‫وقتی لباس عروسی‌ش رو دیدی
‫دست و پات شُل شد؟

597
00:39:18,416 --> 00:39:22,208
‫- بیا این‌ور. نمی‌بینمت.
‫- کندلا لطفاً بس کن. التماست می‌کنم.

598
00:39:23,333 --> 00:39:26,375
‫اون روز باهاش ارتباط داشتی؟ بهم بگو.

599
00:39:29,416 --> 00:39:31,750
‫اون روز باهاش ارتباط داشتی، آره یا نه؟

600
00:39:32,916 --> 00:39:35,616
‫آره. داشتم.

601
00:39:35,666 --> 00:39:40,583
‫ولی فقط همون یه‌بار بود، کندلا.
‫من می‌میرم برات.

602
00:39:41,166 --> 00:39:42,416
‫جدی می‌گم.

603
00:39:43,333 --> 00:39:44,666
‫شرمنده.

604
00:39:46,416 --> 00:39:49,458
‫متأسفم. متأسفم.

605
00:39:51,291 --> 00:39:53,000
‫من برای تو متأسفم.

606
00:39:54,916 --> 00:39:56,416
‫کندلا!

607
00:39:57,416 --> 00:39:58,658
‫کندلا!

608
00:39:58,708 --> 00:40:01,000
‫خیلی‌خب، دیگه نمایش تموم شد.

609
00:40:03,666 --> 00:40:06,291
‫کندلا!

610
00:40:38,416 --> 00:40:40,950
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

611
00:40:41,000 --> 00:40:44,958
‫حالم عالیه.
‫خوشحالم که اون مزخرفات رو پشت سر گذاشتم.

612
00:40:45,000 --> 00:40:47,416
‫حتماً فکر می‌کنی دیوونۀ زنجیری‌ام، نه؟

613
00:40:48,500 --> 00:40:51,750
‫برای چی؟ برای اینکه بهم تیر زدی
‫یا برای اینکه کاروان یارو رو آتیش زدی؟

614
00:40:52,875 --> 00:40:56,741
‫ولی در کل، یه‌جورایی بهمون خوش گذشت.
‫حتی پوملو هم فکر می‌کنه آدم معرکه‌ای هستی.

615
00:40:56,791 --> 00:40:59,958
‫خب، یه‌کم زیاده‌روی بود
‫که اون‌طوری روی کاروان بنزین ریختم.

616
00:41:00,000 --> 00:41:02,291
‫اصلاً. به نظرم شجاعت نشون دادی.

617
00:41:03,500 --> 00:41:04,666
‫واقعاً؟

618
00:41:06,416 --> 00:41:09,541
‫عشق باید با همون شدتی تموم بشه
‫که شروع شده.

619
00:41:10,000 --> 00:41:12,208
‫آدما با خداحافظی‌های طولانی پژمرده می‌شن.

620
00:41:12,250 --> 00:41:13,950
‫خیلی‌ها ماه‌ها یا حتی سال‌ها وقت می‌ذارن

621
00:41:14,000 --> 00:41:16,208
‫تا شجاعتِ جدا شدن رو پیدا کنن

622
00:41:16,250 --> 00:41:19,875
‫و... بعضی وقتا هم هیچ‌وقت
‫نمی‌تونن این کار رو بکنن.

623
00:41:20,375 --> 00:41:23,208
‫اینکه می‌گی خیلی غم‌انگیزه.
‫راستش منو عصبانی می‌کنه.

624
00:41:23,250 --> 00:41:25,616
‫کمتر چیزی پیدا می‌شه
‫که غم‌انگیزتر از این باشه که بفهمی...

625
00:41:25,666 --> 00:41:27,833
‫داستان عشقت تموم شده.

626
00:41:27,875 --> 00:41:30,125
‫و داره ذره‌ذره از بین می‌ره.

627
00:41:30,416 --> 00:41:34,366
‫و برای اینکه پیش هم نباشید،
‫بهونه‌هایی مثل سردرد بیارید.

628
00:41:34,416 --> 00:41:37,833
‫یا حتی بدتر،
‫وانمود می‌کنید همه‌چیز روبه‌راهه

629
00:41:37,875 --> 00:41:40,866
‫تا اینکه یه روز صبح،
‫سه سال بعد،

630
00:41:40,916 --> 00:41:43,666
‫دیگه نمی‌تونید تحمل کنید،
‫و به زبون میاریدش.

631
00:41:43,875 --> 00:41:45,458
‫بعدش جدایی شروع می‌شه.

632
00:41:45,500 --> 00:41:48,458
‫تمام وسایل اون‌یکی رو می‌ذاری
‫توی جعبه‌های مرتب و بسته‌بندی‌شده...

633
00:41:48,666 --> 00:41:49,741
‫من این کار رو نمی‌کنم.

634
00:41:49,791 --> 00:41:52,325
‫من از اون دخترهایی‌ام که خرت‌وپرت‌ها رو
‫از پنجره میندازه بیرون.

635
00:41:52,375 --> 00:41:55,616
‫می‌فهمم، اگه با لگد زدن به در
‫وارد زندگیِ کسی بشی،

636
00:41:55,666 --> 00:41:58,541
‫احتمالاً وقت رفتن هم
‫در رو محکم می‌کوبی به هم.

637
00:42:02,250 --> 00:42:03,791
‫خب، رسیدیم.

638
00:42:07,125 --> 00:42:09,125
‫اون تی‌شرت الان به کار می‌اومد.

639
00:42:11,500 --> 00:42:12,575
‫وایستا. کمکت می‌کنم.

640
00:42:12,625 --> 00:42:14,666
‫وایستا، وایستا، آروم.

641
00:42:31,500 --> 00:42:32,575
‫شب خوش، سرکار.

642
00:42:32,625 --> 00:42:34,875
‫شب خوش. از کجا میاید؟

643
00:42:35,291 --> 00:42:38,583
‫رفته بودیم دیدنِ یه دوست توی سان‌روک.

644
00:42:42,291 --> 00:42:43,750
‫ماشینتون بوی بنزین می‌ده.

645
00:42:44,750 --> 00:42:46,541
‫احتمالاً برای اینه که تازه باک رو پر کردم.

646
00:42:58,333 --> 00:42:59,958
‫ماشین رو خاموش کنید.

647
00:43:04,125 --> 00:43:06,200
‫گواهینامه و کارت ماشین، لطفاً.

648
00:43:06,250 --> 00:43:07,583
‫حتماً. یه لحظه.

649
00:43:07,625 --> 00:43:10,541
‫سیمون، عزیزم.
‫مدارک رو از داشبورد می‌دی به من؟

650
00:43:23,041 --> 00:43:25,958
‫گواهینامه رانندگی خودتون رو هم می‌خوام،
‫خانم.

651
00:43:26,000 --> 00:43:28,375
‫اینجا خیلی به‌هم‌ریخته‌ست.
‫پیداکردنش سخته.

652
00:43:28,750 --> 00:43:32,208
‫کیفم شلوغ‌پلوغه. وای، چقدر پره.

653
00:43:32,416 --> 00:43:34,458
‫اصلاً نمی‌تونم هیچی پیدا کنم.

654
00:43:34,500 --> 00:43:36,000
‫وسایلم خیلی زیاده.

655
00:43:37,500 --> 00:43:39,000
‫الان براتون پیداش می‌کنم. یه لحظه.

656
00:43:41,375 --> 00:43:43,000
‫توی ماشین بمونید.

657
00:43:49,708 --> 00:43:52,875
‫چرا باید همۀ این اتفاق‌ها امشب می‌افتاد؟
‫چه خبره؟

658
00:43:55,375 --> 00:44:00,458
‫یه سدان آبی دارم،
‫به پلاک «اس‌ای۰۲۱۲دی‌بی»...

659
00:44:00,500 --> 00:44:02,000
‫بفرما، اینم کیف‌پولت.

660
00:44:02,750 --> 00:44:05,500
‫چیه؟ هنوز اینجا بود.
‫یادم رفت درش بیارم.

661
00:44:06,541 --> 00:44:09,325
‫پسش دادم
‫که اگه کارت‌شناسایی تو رو هم خواستن، داشته باشیش.

662
00:44:09,375 --> 00:44:10,575
‫احتمالاً می‌خوان.

663
00:44:10,625 --> 00:44:14,000
‫چرا فکر می‌کنی لازم می‌دونن مال منم چک کنن؟

664
00:44:14,291 --> 00:44:16,500
‫من گواهینامه ندارم،
‫و این ماشینم مال من نیست.

665
00:44:17,625 --> 00:44:19,541
‫و منظورم از این حرف اینه که دزدیه.

666
00:44:20,500 --> 00:44:22,583
‫هوم. آره. یه‌جورایی خودم حدس زدم،

667
00:44:22,625 --> 00:44:25,708
‫وقتی دیدم ماشین رو
‫با سیم‌هاش روشن کردی.

668
00:44:28,500 --> 00:44:30,541
‫- انگار از دو طرف محاصره شدیم.
‫- چی؟

669
00:44:32,541 --> 00:44:34,866
‫عالیه. معرکه‌ست، خدای من.

670
00:44:34,916 --> 00:44:38,450
‫اگه دوباره با یه ماشین دزدی گیرم بندازن،
‫چهار سال میندازنم هلفدونی.

671
00:44:38,500 --> 00:44:41,700
‫ولی اگه فرار کنم، خطرِ شش سال حبس رو به جون می‌خرم.
‫تو چی پیشنهاد می‌کنی؟

672
00:44:41,750 --> 00:44:45,291
‫- نقد رو بچسبم نسیه رو ول کنم؟
‫- من هواتو دارم.

673
00:44:45,333 --> 00:44:47,083
‫چی‌کار می‌کنی؟

674
00:44:50,541 --> 00:44:52,041
‫بیا جامون رو عوض کنیم.

675
00:44:52,416 --> 00:44:54,000
‫پس نسیه رو انتخاب کردی؟

676
00:45:05,791 --> 00:45:08,283
‫پلاک ماشین با گزارش یه ماشین مسروقه مطابقت داره.

677
00:45:08,333 --> 00:45:10,666
‫ماشین دزدیه.
‫تکرار می‌کنم، ماشین دزدیه.

678
00:45:13,583 --> 00:45:14,833
‫برو بریم.

679
00:45:17,291 --> 00:45:21,875
‫«ترجمه از محمد سید»

680
00:45:23,875 --> 00:45:33,875
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M