1
00:00:11,625 --> 00:00:14,500
‫پلاکش با یه ماشین سرقتی مطابقت داره.

2
00:00:14,541 --> 00:00:16,875
‫تکرار می‌کنم، یه ماشین سرقتیه.

3
00:00:34,416 --> 00:00:35,916
‫ایست!

4
00:01:13,375 --> 00:01:17,541
‫با دستای بالا از ماشین پیاده شو!

5
00:01:21,041 --> 00:01:22,491
‫حالا چیکار کنیم؟

6
00:01:22,541 --> 00:01:24,125
‫دیگه تکرار نمی‌کنم!

7
00:01:24,166 --> 00:01:25,750
‫از ماشین پیاده شو!

8
00:01:27,750 --> 00:01:29,875
‫صبر می‌کنیم تا نزدیکتر بشن.

9
00:01:30,000 --> 00:01:31,500
‫چی؟

10
00:01:42,500 --> 00:01:44,000
‫داری چیکار می‌کنی؟

11
00:01:45,666 --> 00:01:47,075
‫- جاخالی میدن.
‫- چرا؟

12
00:01:47,125 --> 00:01:48,916
‫ماشینو نگه دار!

13
00:01:49,000 --> 00:01:50,625
‫چون من نمیدم.

14
00:01:50,750 --> 00:01:52,250
‫ماشینو نگه دار!

15
00:02:06,750 --> 00:02:08,250
‫حالا مجبورن دور بزنن.

16
00:02:08,750 --> 00:02:11,000
‫همین چند ثانیه‌ی اضافه
‫بهمون برتری میده.

17
00:02:11,625 --> 00:02:13,616
‫فکر می‌کردم من دیوونه‌ام!

18
00:02:13,666 --> 00:02:15,750
‫واقعاً عقلتو از دست دادی.

19
00:02:55,875 --> 00:02:58,500
‫دلت یه رانندگی توی جنگل
‫زیر نور مهتاب می‌خواد؟

20
00:03:00,375 --> 00:03:01,875
‫آره حتماً.

21
00:03:43,916 --> 00:03:49,333
‫«برلین و بانویی با قاقم»
‫«قسمت دوم»

22
00:04:01,041 --> 00:04:02,791
‫رمانتیک نیست؟

23
00:04:03,666 --> 00:04:06,458
‫اولین سرقتمون به‌عنوان یه زوج،
‫روی یه قایق توی سویل...

24
00:04:07,416 --> 00:04:08,958
‫آره، خیلی رمانتیکه.

25
00:04:09,166 --> 00:04:12,541
‫[مامان]

26
00:04:15,541 --> 00:04:17,583
‫حتی نور مهتاب هم باهامونه.

27
00:04:18,916 --> 00:04:20,541
‫نگاهش کن.

28
00:04:20,666 --> 00:04:23,041
‫برج طلایی برای ما غرق در نوره.

29
00:04:24,458 --> 00:04:25,958
‫اولین شبمون روی یه قایق بود.

30
00:04:26,041 --> 00:04:28,666
‫شاید یه نشانه‌ست که
‫باید روی یکی از اینا زندگی کنیم.

31
00:04:28,708 --> 00:04:32,583
‫شاید توی...
‫نمی‌دونم. ونیز یا آمستردام.

32
00:04:32,666 --> 00:04:34,416
‫اونجا خیلی بارون می‌باره، نه؟

33
00:04:34,541 --> 00:04:35,625
‫خوبه که.

34
00:04:39,375 --> 00:04:43,166
‫با مادرت حرف بزن.
‫امیدوارم دوباره مریض نشده باشه.

35
00:04:47,166 --> 00:04:50,250
‫آره، نگران نباش مامان.
‫اون‌قدرها هم دیر نیست.

36
00:04:50,375 --> 00:04:51,875
‫حالت چطوره؟

37
00:04:52,000 --> 00:04:55,791
‫۱۷ روزه که صدای زنگوله‌ ها،
 توی سرم می‌پیچه.

38
00:04:55,875 --> 00:04:57,541
‫می‌تونی تصور کنی چه حسی دارم.

39
00:04:58,041 --> 00:05:01,500
‫تمام روز گوشیم همراهمه
‫و منتظر یه پیام از تو ام.

40
00:05:01,625 --> 00:05:04,000
‫وقتی بالاخره یه پیام میاد،
‫مجبورم بذارمش کنار.

41
00:05:04,875 --> 00:05:07,666
‫چون می‌ترسم بگی این آخرین پیامه.

42
00:05:08,791 --> 00:05:12,541
‫ولی بعد به این فکر می‌کنم که چه قشنگ میشه
‫اگه تو هم همین حس رو داشته باشی.

43
00:05:12,583 --> 00:05:13,333
‫[کیلا]
‫[پیام جدید]

44
00:05:13,375 --> 00:05:14,875
‫و بازش می‌کنم.

45
00:05:16,000 --> 00:05:20,250
‫هیچ‌وقت حسی شبیه اون روزی که
‫تورو دیدم، نداشتم.

46
00:05:21,125 --> 00:05:23,625
‫وقتی اون پیام رو خوندم،
‫از خونه زدم بیرون

47
00:05:23,666 --> 00:05:25,375
‫و تا وقتی هوا تاریک شد، واینستادم.

48
00:05:32,625 --> 00:05:34,125
‫دیوونه کننده بود.

49
00:05:35,500 --> 00:05:36,700
‫دیوونه منم،

50
00:05:36,750 --> 00:05:40,125
‫آرزوم بود کاش می‌تونستم دم در منتظر بمونم
‫و فکر کنم تو همچنان توی مهمونی هستی،

51
00:05:40,208 --> 00:05:44,083
‫تا بیام داخل و اونجا بتونم ببینمت.

52
00:05:45,333 --> 00:05:48,958
‫به برج طلایی نگاه می‌کنم
‫و نمی‌تونم از زیباییش لذت ببرم

53
00:05:49,083 --> 00:05:50,708
‫چون فقط تو رو می‌بینم.

54
00:05:57,250 --> 00:05:58,750
‫باید برم.

55
00:06:03,750 --> 00:06:06,083
‫هر چی دلت می‌خواد به مادرت بگو.

56
00:06:13,833 --> 00:06:16,625
‫نمی‌پرسی،
‫ولی در هر حال می‌خوام بهت بگم.

57
00:06:17,125 --> 00:06:20,625
‫همه‌چی از اون مهمونی شروع شد
‫که بروس برای پایان یه دوره گرفت.

58
00:06:20,708 --> 00:06:23,833
‫بیرون رفتن، خوش گذروندن، سفر کردن،

59
00:06:23,875 --> 00:06:26,958
‫تجربه‌های جدید، دیدن هزارتا دختر.

60
00:06:27,458 --> 00:06:30,333
‫لذت بردن از زندگی، انگار که فردایی نیست.

61
00:06:32,333 --> 00:06:35,875
‫تصمیم گرفت همه‌ی اینا رو بذاره کنار.
‫می‌دونی چرا؟

62
00:06:38,375 --> 00:06:40,333
‫عاشق من شد.

63
00:06:42,583 --> 00:06:46,625
‫حالا تنها چیزی که می‌خواد
‫اینه که روی مبل کز کنه، پاپ‌کورن درست کنه،

64
00:06:46,708 --> 00:06:49,583
‫و پشت سر هم فیلم ببینه.

65
00:06:52,958 --> 00:06:54,825
‫ولی من هیچ‌کدوم از کارایی که

66
00:06:54,875 --> 00:06:57,208
‫اون ازشون خسته شده رو تجربه نکردم.

67
00:06:59,500 --> 00:07:03,208
‫حالا مگه چیه که تجربه‌شون نکردی؟
‫تا وقتی که حالت خوبه.

68
00:07:05,208 --> 00:07:06,875
‫من هیچوقت دوستی نداشتم، روی.

69
00:07:07,375 --> 00:07:08,366
‫باشه.

70
00:07:08,416 --> 00:07:10,625
‫بروس تنها مردیه که
‫تا حالا باهاش آشنا شدم.

71
00:07:13,375 --> 00:07:14,875
‫خب، دیگه نه.

72
00:07:15,000 --> 00:07:16,500
‫حالا یه مرد دوم هم هست.

73
00:07:17,250 --> 00:07:19,541
‫مثل یه باد وحشی وارد زندگیم شد.

74
00:07:23,041 --> 00:07:25,958
‫یه کشش غیرمنطقی حس می‌کردم.
‫مغزم از کار افتاده بود.

75
00:07:26,041 --> 00:07:29,291
‫باشه، وایسا، متوجه شدم.

76
00:07:29,958 --> 00:07:33,241
‫خب، از این اتفاق‌ها یه بار می‌افته

77
00:07:33,291 --> 00:07:35,916
‫و بهتره کلاً فراموششون کنی.

78
00:07:36,416 --> 00:07:40,116
‫ولی از چیزایی که شنیدم به مادرت گفتی،

79
00:07:40,166 --> 00:07:42,583
‫اون شب شروع یه چیزی بود.

80
00:07:42,666 --> 00:07:44,908
‫آره، منم فکر می‌کردم چیزی نیست،

81
00:07:44,958 --> 00:07:47,708
‫تا اینکه یه کاری کرد
که همه‌چی رو تغییر داد.

82
00:07:47,791 --> 00:07:49,916
.باعث شد شمارش توی مغزم حک بشه

83
00:07:49,958 --> 00:07:52,791
‫حتی توی خانه‌ی سالمندان
‫با آلزایمر هم یادم می‌مونه.

84
00:07:52,916 --> 00:07:57,291
‫سه روز اول بهش پیام ندادم،
‫ولی روز چهارم دادم.

85
00:07:57,333 --> 00:08:00,083
‫اولش روزی یکی دو تا پیام بود.

86
00:08:00,958 --> 00:08:04,583
‫ولی حالا روزی ۳۰ بار
‫به هم پیام میدیم و زنگ می‌زنیم.

87
00:08:04,666 --> 00:08:06,416
‫یه بار حتی جلوی بروس.

88
00:08:07,166 --> 00:08:10,041
‫شماره‌ش رو به اسم مامان ذخیره کردم
‫تا بروس شک نکنه.

89
00:08:10,166 --> 00:08:12,458
‫بهش گفتم مشکل کلیوی داره.

90
00:08:12,541 --> 00:08:14,666
‫اولین چیزی بود که به ذهنم رسید.

91
00:08:16,291 --> 00:08:18,166
‫این یه شکنجه‌ست، روی.

92
00:08:18,666 --> 00:08:21,708
‫بروس رو دوست دارم و عذاب وجدان دارم
‫ولی نمی‌تونم برای پیام بعدی صبر کنم.

93
00:08:23,958 --> 00:08:25,116
‫چیه؟

94
00:08:25,166 --> 00:08:27,416
‫- این که بدتره.
‫- چرا؟

95
00:08:27,458 --> 00:08:30,541
‫یه رابطه‌ی پیامکی
‫خیلی بدتر از یه رابطه‌ی لحظه‌ایه.

96
00:08:31,416 --> 00:08:33,916
‫اصولاً همه یه رابطه‌ی گذرا داشتن.

97
00:08:33,958 --> 00:08:36,041
‫و واقعاً هم زندگیتو تغییر نمیده.

98
00:08:36,541 --> 00:08:40,583
‫ولی اینکه مدام منتظر زنگ خوردن گوشی باشی،
‫به امید اینکه اون باشه...

99
00:08:40,666 --> 00:08:43,416
‫دوباره خوندن پیام‌ها،
‫مرور کردن لحظه‌ها، خب...

100
00:08:48,208 --> 00:08:49,708
‫کیلا.

101
00:08:51,791 --> 00:08:53,833
‫می‌دونی که داری به بروس بد می‌کنی.

102
00:08:54,916 --> 00:08:57,666
‫شماره‌ی کلودیو رو
‫به اسم مادرت ذخیره کردی.

103
00:08:59,791 --> 00:09:01,291
‫حق بروس این نیست.

104
00:09:09,666 --> 00:09:11,166
‫پاشین!

105
00:09:11,958 --> 00:09:13,958
‫برپا سربازها!

106
00:09:14,458 --> 00:09:15,958
‫وقت صبحونه‌ست!

107
00:09:16,458 --> 00:09:19,083
‫زود باشین! پاشین تنبلا!

108
00:09:19,166 --> 00:09:20,916
‫یه روز جدیده!

109
00:09:23,583 --> 00:09:25,583
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنین.

110
00:09:26,958 --> 00:09:29,291
‫چرا این صبحونه؟

111
00:09:29,333 --> 00:09:31,666
‫چرا لباسای دیروز تنمه، فقط کثیف‌تر،

112
00:09:31,791 --> 00:09:33,916
‫و با سوراخ‌های گلوله روشون؟

113
00:09:35,041 --> 00:09:37,291
‫راستش، سوراخ‌های ساچمه‌ی شهربازی.

114
00:09:37,333 --> 00:09:41,075
‫ولی داره یه اتفاقاتی برام می‌افته

115
00:09:41,125 --> 00:09:43,791
‫که تا حالا نیفتاده بود.

116
00:09:43,833 --> 00:09:45,333
‫چه اتفاقاتی؟

117
00:09:47,083 --> 00:09:48,583
‫کیف پولمو دزدیدن.

118
00:09:49,541 --> 00:09:51,541
‫با هنرمندی...

119
00:09:52,416 --> 00:09:54,666
‫با تردستی.

120
00:09:56,541 --> 00:10:00,166
‫و بعدش، اون زن
‫چنان شب دیوانه‌واری برام رقم زد...

121
00:10:02,083 --> 00:10:04,166
‫همون بود که بهم شلیک کرد.

122
00:10:05,041 --> 00:10:06,491
‫و برام مهم نیست.

123
00:10:06,541 --> 00:10:11,166
‫مجذوبش شدم،
‫و عجیب‌ترین چیز همینه. چون کاندلا...

124
00:10:12,541 --> 00:10:14,041
‫اسمش کاندلاست.

125
00:10:14,416 --> 00:10:18,416
‫نماد بعضی از چیزهاییه که
‫بیشتر عمرم پسشون زدم.

126
00:10:18,541 --> 00:10:20,833
‫اون چیزایی که پس می‌زنی چی‌ان؟

127
00:10:20,916 --> 00:10:23,041
‫اون زن‌های پرسروصدا

128
00:10:23,166 --> 00:10:26,708
‫که با داد و بیداد میرن توی رستوران
‫انگار که توی خونه‌شونن،

129
00:10:26,791 --> 00:10:30,333
‫یا دستتو می‌گیرن
‫و تو رو این‌ور و اون‌ور می‌کشن،

130
00:10:30,416 --> 00:10:32,083
‫که با صدای بلند قهقهه می‌زنن.

131
00:10:32,791 --> 00:10:37,708
‫اونایی که
‫به همه دستور میدن و همه‌کاره‌ان،

132
00:10:37,791 --> 00:10:41,333
‫که با دست غذا می‌خورن
‫انگار تازه اعتصاب غذا رو شکستن،

133
00:10:41,416 --> 00:10:43,291
‫که انگشتاشون رو می‌خورن.

134
00:10:44,041 --> 00:10:47,916
‫که مثل یه سگ شکاری ایرلندی،
‫زرده‌ی تخم‌مرغ می خورد

135
00:10:48,041 --> 00:10:49,541
‫ولی امروز

136
00:10:50,291 --> 00:10:53,416
‫من شعر نهفته توی همه‌ی اینا رو

137
00:10:53,541 --> 00:10:55,166
‫توی کاندلا کشف کردم.

138
00:10:56,041 --> 00:10:59,041
‫از پنج سالگی کسی بهم غذا نداده بود.

139
00:11:03,291 --> 00:11:07,708
‫مادرم که به شوخی ادای هواپیما رو
‫با قاشق درمی‌آورد، مضطربم می‌کرد.

140
00:11:08,708 --> 00:11:12,666
‫ولی از دست کاندلا،
‫همه‌چی طعم بهشت می‌داد.

141
00:11:14,458 --> 00:11:15,741
‫ولی بازم هست.

142
00:11:15,791 --> 00:11:19,541
‫بعدش، با حیوون خونگیش رفتیم قدم زدیم.

143
00:11:20,791 --> 00:11:22,291
‫یه خرگوش.

144
00:11:24,416 --> 00:11:25,916
‫یه خرگوش پشمالو.

145
00:11:26,416 --> 00:11:30,041
‫یه موجود جذاب به اسم پوملو.

146
00:11:32,208 --> 00:11:33,366
‫خنده‌داره، نه؟

147
00:11:33,416 --> 00:11:37,541
‫هر روز صبح با افسار می‌برتش پیاده‌روی،
‫مثل یه ژرمن شپرد

148
00:11:37,583 --> 00:11:39,866
‫تا بتونه موقع طلوع آفتاب

149
00:11:39,916 --> 00:11:42,541
‫انرژی تازه‌ای از زمین بگیره.

150
00:11:43,791 --> 00:11:46,166
‫و من که کلاً هیچ‌وقت حیوون‌دوست نبودم،

151
00:11:46,291 --> 00:11:48,541
‫و مخصوصاً علاقه‌ای به جوندگان نداشتم،

152
00:11:49,166 --> 00:11:50,825
‫آخرش روی چمن‌ها دراز کشیدم

153
00:11:50,875 --> 00:11:53,083
‫و با این خرگوش ارتباط برقرار کردم.

154
00:11:53,916 --> 00:12:00,166
‫هر چیزی که همیشه مبتذل می‌دونستم،
‫امروز برام جذاب بود.

155
00:12:00,666 --> 00:12:03,408
‫چیزی که به نظرم پست و زمخت می‌اومد،

156
00:12:03,458 --> 00:12:06,291
‫از طرف اون مثل یه قصیده‌ برای زندگیه.

157
00:12:09,208 --> 00:12:11,666
‫توی سکوت زندگی نمی‌کنه.

158
00:12:11,708 --> 00:12:15,416
‫به همه‌چی دست می‌زنه، پاهاش روی زمینه.

159
00:12:17,916 --> 00:12:19,583
‫و یه خرگوش رو راه می‌بره.

160
00:12:21,166 --> 00:12:23,083
‫باید بهتون می‌گفتم،
‫در صورتی که نگران شدین که

161
00:12:23,166 --> 00:12:25,708
‫کی تونسته توی این ماجراجویی جدید
‫دلم رو ببره.

162
00:12:25,791 --> 00:12:29,041
‫ولی این بار، برخلاف پاریس،
‫هیچ ربطی به سرقت نداره،

163
00:12:29,083 --> 00:12:31,833
‫یا به گنجینه‌ی دوشس.

164
00:12:34,083 --> 00:12:35,583
‫چنگالم رو برمی‌دارم

165
00:12:37,083 --> 00:12:41,166
‫تا اگه یه کم زرده مالید به سیبیلم،
‫ذوق‌زده نشین.

166
00:12:42,541 --> 00:12:45,541
‫قطب‌های مخالف هم رو جذب می‌کنن، نه؟

167
00:12:47,666 --> 00:12:50,958
‫- چرا بهت شلیک کرد؟
‫- نامزدش مچتون رو گرفت؟

168
00:12:51,041 --> 00:12:52,916
‫دیگه نامزدی در کار نیست.

169
00:12:53,041 --> 00:12:55,491
‫این دفعه دیگه اصلاً از این خبرها نیست،

170
00:12:55,541 --> 00:12:58,083
‫حتی یه نگاه اضافه هم در کار نبود،
‫همون‌طور که خودش میگه.

171
00:12:58,166 --> 00:13:00,408
‫این سوراخ‌های گلوله مال وقتیه که

172
00:13:00,458 --> 00:13:02,791
‫مچمو موقع ورود به خونه‌ش گرفت.

173
00:13:03,666 --> 00:13:06,916
‫و برای جشن گرفتن این قصیده‌ی زندگی،

174
00:13:07,416 --> 00:13:11,416
‫امروز می‌خوایم
‫یه روز رو توی روستا بگذرونیم.

175
00:13:42,416 --> 00:13:46,041
‫اداره‌ی ثبت اسناد میگه
‫مساحت این ملک ۸۳۰۰ هکتاره،

176
00:13:46,166 --> 00:13:47,625
‫ولی این تمام چیزیه که می‌دونیم.

177
00:13:47,666 --> 00:13:50,416
‫عجیبه، حتی عکس‌های گوگل ارث هم وجود نداره.

178
00:13:50,458 --> 00:13:52,291
‫انگار یه ملک متروکه‌ست.

179
00:13:52,416 --> 00:13:54,458
‫چند تا عکس از کارخونه‌ی نوشیدنی‌سازی هست.

180
00:13:54,541 --> 00:13:56,166
‫مال اواخر دهه‌ی ۶۰ هستن.

181
00:13:56,208 --> 00:13:59,833
‫یه ساختمون با گنبد شیشه‌ای
‫که اونجا تست می‌کردن.

182
00:13:59,916 --> 00:14:02,916
‫یه انبار زیرزمینی داشته
‫که مخصوص تخمیر نوشیدنی بوده.

183
00:14:02,958 --> 00:14:04,916
‫ساختمون سال‌ها پیش تخریب شده.

184
00:14:04,958 --> 00:14:06,916
‫درست بعد از اینکه اون خط‌آهن رو ساختن.

185
00:14:07,041 --> 00:14:08,958
‫باید اون انبار رو پیدا کنیم.

186
00:14:09,041 --> 00:14:11,291
‫چیکار کنیم؟ از روی حصار بالا بریم؟

187
00:14:11,416 --> 00:14:14,208
‫برای اون کار یه عضو جدید توی گروه داریم.

188
00:14:14,916 --> 00:14:16,958
‫عقاب شاهنشاهی ایبریایی.

189
00:14:17,041 --> 00:14:18,833
‫امروز فقط منطقه رو بررسی می‌کنیم.

190
00:14:21,791 --> 00:14:23,291
‫و حالا...

191
00:14:24,708 --> 00:14:26,208
‫پرواز کن.

192
00:14:30,666 --> 00:14:32,791
‫کیلا، برو به سمت غرب.

193
00:14:32,916 --> 00:14:36,041
‫وقتی خونه‌ی ویلایی خانواده رو پیدا کنیم،
‫می‌تونیم مسیرمون رو پیدا کنیم.

194
00:14:43,416 --> 00:14:44,916
‫اون چیه؟

195
00:14:45,083 --> 00:14:46,583
‫کیلا، زوم کن.

196
00:14:48,541 --> 00:14:51,583
‫حیوونای مُرده. خیلی زیادن.

197
00:14:53,458 --> 00:14:55,541
‫اون یه حصار الکتریکیه.

198
00:14:57,333 --> 00:15:01,083
‫به نظر میاد برای دور نگه داشتن حیوونا
‫از برق خیلی زیادی استفاده می‌کنه.

199
00:15:01,166 --> 00:15:04,791
‫بیشتر از ۳۰ میلی‌آمپر
‫می‌تونه باعث ایست قلبی بشه.

200
00:15:08,791 --> 00:15:10,916
‫پشت اون باغ زیتون یه چیزی هست.

201
00:15:12,166 --> 00:15:13,533
‫خونه‌ی ویلایی اونجاست.

202
00:15:13,583 --> 00:15:15,416
‫کامرون، روی نقشه علامت‌گذاریش کن.

203
00:15:17,541 --> 00:15:19,041
‫[خونه‌ی ویلایی]

204
00:15:20,666 --> 00:15:23,416
‫توی خونه‌ی ویلاییشون
‫یه میدون گاوبازی دارن؟ واقعاً؟

205
00:15:23,541 --> 00:15:26,291
‫نزدیکتر. می‌خوام ببینم دوک
‫چطوری خودش و سرگرم می‌کنه.

206
00:15:35,666 --> 00:15:37,541
‫خط‌آهن از همونجا شروع میشه.

207
00:15:37,666 --> 00:15:41,208
‫پس انبار باید حداکثر
‫توی شعاع ۸۳۰ متری باشه.

208
00:15:41,291 --> 00:15:44,583
‫توی اون ۸۳۰ متر،
‫حتماً باید یه دریچه‌ی هوا باشه.

209
00:15:44,666 --> 00:15:47,291
‫برای همه‌ی سازه‌های زیرزمینی الزامیه.

210
00:15:47,416 --> 00:15:49,408
‫اگه اون دریچه رو پیدا کنیم،

211
00:15:49,458 --> 00:15:52,708
‫می‌تونیم یه خط مستقیم
از خونه‌ی ویلایی بکشیم

212
00:15:52,791 --> 00:15:54,291
‫و کارخونه‌ی نوشیدنی رو پیدا کنیم.

213
00:15:59,583 --> 00:16:01,083
‫همونجا وایسا.

214
00:16:01,291 --> 00:16:02,791
‫زوم کن.

215
00:16:07,916 --> 00:16:09,708
‫دریچه‌ی هوا.

216
00:16:09,791 --> 00:16:11,583
‫مختصات رو یادداشت کن.

217
00:16:11,666 --> 00:16:13,950
‫یه خط از خونه‌ی ویلایی بکش.

218
00:16:14,000 --> 00:16:16,291
‫در همون جهت ادامه‌ میدیم.

219
00:16:26,291 --> 00:16:28,958
‫این همون گنبد ساختمون قدیمی
‫کارخونه‌ی نوشیدنی‌سازیه.

220
00:16:29,041 --> 00:16:30,791
‫فقط حالا دیگه ساختمونی وجود نداره.

221
00:16:34,583 --> 00:16:36,083
‫[گنبد]

222
00:16:38,416 --> 00:16:41,166
‫کی دلش می‌خواد یه گنج رو
‫زیر یه گنبد شیشه‌ای قایم کنه؟

223
00:16:41,208 --> 00:16:44,291
‫کسی که اون‌قدر درک هنری داره که بدونه

224
00:16:44,416 --> 00:16:47,583
‫بعضی چیزا رو
‫فقط زیر نور طبیعی میشه تحسین کرد.

225
00:16:48,166 --> 00:16:52,333
‫شاید چند تا یاقوت کبود،
‫یه الماس آبی...

226
00:16:52,416 --> 00:16:56,666
‫یا شاید هم یه اثر هنری فوق‌العاده.

227
00:16:56,791 --> 00:17:00,166
‫واقعاً کنجکاو نیستین بدونین
‫اون پایین چی قایم شده؟

228
00:17:05,666 --> 00:17:08,791
‫- چه خبره؟
‫- نمی‌دونم. خوب جواب نمیده.

229
00:17:08,916 --> 00:17:10,791
‫داریم ارتفاع کم می‌کنیم. ۷۰ متر.

230
00:17:11,416 --> 00:17:12,916
‫دیوونه شده.

231
00:17:13,666 --> 00:17:15,166
‫اتصال ناپایداره.

232
00:17:16,666 --> 00:17:19,541
‫- داره چه اتفاقی می‌افته؟
‫- داریم سقوط می‌کنیم و هیچ تصویری نداریم.

233
00:17:22,791 --> 00:17:25,708
‫شصت متر و در حال سقوط.
‫احتمالاً پارازیت‌انداز دارن.

234
00:17:27,666 --> 00:17:30,416
‫فرکانس رادیویی ما بالاست،
‫ولی کافی نیست.

235
00:17:31,083 --> 00:17:33,666
‫- کیلا، همین الان برش گردون.
‫- بیست و هفت متر.

236
00:17:33,708 --> 00:17:35,458
‫- دارم سعیمو می‌کنم.
‫- بیست متر.

237
00:17:35,541 --> 00:17:38,541
‫جی‌پی‌اس کار می‌کنه.
‫توی شعاع ۲۰۰ متریمونه.

238
00:17:38,583 --> 00:17:40,541
‫- داره با سر سقوط می‌کنه.
‫- چهارده متر.

239
00:17:41,041 --> 00:17:43,833
‫کیلا، توی ارتفاع هفت متریه.
‫سعی کن فرودش بیاری.

240
00:17:52,416 --> 00:17:53,916
‫سقوط کرد.

241
00:17:55,708 --> 00:17:57,208
‫صداشو می‌شنوی؟

242
00:17:57,791 --> 00:17:59,291
‫صدا رو ببر بالا.

243
00:18:06,583 --> 00:18:08,083
‫اون یه گاوه، لعنتی.

244
00:18:08,583 --> 00:18:10,916
‫داره پهپاد رو بو می‌کشه
‫و زمین رو خراش میده.

245
00:18:14,916 --> 00:18:17,166
‫باید فوراً اون پهپاد رو برگردونیم.

246
00:18:17,291 --> 00:18:18,791
‫نه.

247
00:18:19,166 --> 00:18:21,666
‫بدون برنامه رفتن خودکشیه.

248
00:18:21,708 --> 00:18:23,541
‫منظورم حصار الکتریکی نیست.

249
00:18:23,583 --> 00:18:26,416
‫دوک فقط یه ارباب بوالهوس اندلسی نیست.

250
00:18:26,541 --> 00:18:28,416
‫- اون یه مجرمه.
‫- بگو.

251
00:18:28,541 --> 00:18:31,666
‫اگه یه دوربین توی ملکش پیدا کنه،
‫به کی شک می‌کنه؟

252
00:18:31,791 --> 00:18:35,041
‫اوه، شاید همون پسره
‫که به کلکسیونش علاقه نشون داد

253
00:18:35,166 --> 00:18:38,166
‫و یه گروه دزد داره که جام رو دزدیدن.

254
00:18:40,291 --> 00:18:43,208
‫اگه این اتفاق بیفته،
‫بهترین حالتش اینه که ما رو لو بده.

255
00:18:43,291 --> 00:18:44,791
‫متوجهی؟

256
00:18:45,208 --> 00:18:47,666
‫چون حالت دیگه‌ش اینه که ما رو می‌کشه.

257
00:18:48,583 --> 00:18:50,083
‫من میرم.

258
00:18:52,333 --> 00:18:55,041
‫می‌تونم با تبلت مختصات،
‫سریع پیداش کنم.

259
00:18:55,166 --> 00:18:57,416
‫نه، کیلا.

260
00:18:57,458 --> 00:18:58,958
‫اگه تو بری، منم باهات میام.

261
00:18:59,791 --> 00:19:03,166
‫فرکانس پهپاد خیلی بالا بود
‫و پارازیت‌اندازها مختلش کردن،

262
00:19:03,208 --> 00:19:05,666
‫پس احتمالاً هدفون‌هامون هم کار نمی‌کنن.

263
00:19:08,416 --> 00:19:10,041
‫اونجا خودتون تنهایین.

264
00:19:17,791 --> 00:19:19,291
‫ما مراقبتونیم.

265
00:19:19,333 --> 00:19:21,916
‫اگه متوجه چیز مشکوکی شدین،
‫هیچ ریسکی نکنین.

266
00:19:22,041 --> 00:19:23,583
‫فوراً برگردین.

267
00:19:42,416 --> 00:19:43,916
‫نگاه کن.

268
00:19:58,562 --> 00:20:08,562
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

269
00:20:23,208 --> 00:20:25,541
‫مراقب باش! یواش.

270
00:20:46,708 --> 00:20:51,333
‫می‌دونین چرا مجبور شدم بذارم
‫کیلا بره پهپاد رو بیاره

271
00:20:51,416 --> 00:20:55,416
‫وقتی که مشخصاً مغز متفکر گروهمونه؟

272
00:20:56,708 --> 00:20:59,416
‫چون اگه شما دو تا رو بفرستم،

273
00:20:59,458 --> 00:21:03,083
‫ممکنه آخرش اون طرف حصار

274
00:21:03,583 --> 00:21:05,333
‫به هم سنگ پرت کنین.

275
00:21:05,416 --> 00:21:09,666
‫جواب‌های کوتاه،
‫نگاه‌های پر از انزجار از وقتی که رسیدین...

276
00:21:09,708 --> 00:21:11,408
‫چی باعث شده فکر کنین بقیه‌ی ما

277
00:21:11,458 --> 00:21:13,916
‫علاقه‌ای به تحمل کردن
گندکاری‌های شما داریم؟

278
00:21:17,541 --> 00:21:19,541
‫شما قوانین بازی رو شکستین.

279
00:21:20,041 --> 00:21:23,291
‫خب، راستشو بخوای،
‫بروس و کیلا هم همین‌طورن.

280
00:21:23,416 --> 00:21:25,916
‫نه، اونا می‌دونن چطوری شاد باشن.

281
00:21:27,791 --> 00:21:32,708
‫پس دو تا سوال ازتون می‌پرسم،
‫و جواب می‌خوام.

282
00:21:35,833 --> 00:21:37,458
‫می‌خواین توی گروه بمونین؟

283
00:21:37,541 --> 00:21:39,000
‫آره.

284
00:21:39,041 --> 00:21:40,541
‫آره.

285
00:21:40,583 --> 00:21:42,541
‫یه سوال دیگه ازتون می‌پرسم.

286
00:21:42,583 --> 00:21:46,666
‫اگه مجبور بشم شما رو مخفیانه بفرستم،
‫نمی‌دونم، توی یه قطار...

287
00:21:46,791 --> 00:21:48,666
‫مثلاً قطار سریع‌السیر شرق.

288
00:21:48,708 --> 00:21:52,116
‫و مجبور باشین وانمود کنین یه زوج هستین

289
00:21:52,166 --> 00:21:55,041
‫که باید یه شب توی یه کوپه بمونن.

290
00:21:55,916 --> 00:21:57,416
‫می‌تونین این کار رو بکنین؟

291
00:22:00,666 --> 00:22:02,166
‫آره.

292
00:22:05,666 --> 00:22:07,166
‫نه.

293
00:22:10,583 --> 00:22:16,291
‫نمی‌دونم چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه
‫که تو با ۲۵ سال سن،

294
00:22:16,416 --> 00:22:18,208
‫چهار میلیون یورو پول داشته باشی،

295
00:22:18,708 --> 00:22:21,541
‫زیبایی، سلامتی، انرژی،

296
00:22:22,791 --> 00:22:24,158
‫و همه‌ش رو به باد بدی.

297
00:22:24,208 --> 00:22:25,833
‫چون تو همه‌چی داشتی.

298
00:22:36,458 --> 00:22:38,458
‫- اونجاست.
‫- اوه، آره.

299
00:22:43,791 --> 00:22:45,291
‫بروس.

300
00:22:45,458 --> 00:22:48,541
‫تکیه بده به من.
‫تازه مچ پات پیچ خورده و درد می‌کنه.

301
00:22:48,666 --> 00:22:50,166
‫بذارش کنار.

302
00:23:10,333 --> 00:23:12,166
‫اینجا ملک شخصیه.

303
00:23:12,208 --> 00:23:14,791
‫آره، متأسفم،
‫می‌خواستیم گاوها رو ببینیم.

304
00:23:14,833 --> 00:23:17,083
‫نامزدم زمین خورد و مچ پاش پیچ خورد.

305
00:23:25,666 --> 00:23:27,708
‫باید مراقب باشین کجا میرین.

306
00:23:27,791 --> 00:23:29,291
‫و چطوری.

307
00:23:29,791 --> 00:23:33,583
‫همه‌جا تابلو هست
‫که میگه اینجا یه منطقه‌ی خطرناکه.

308
00:23:33,666 --> 00:23:38,166
‫اگه ببینیم چیزی تکون می‌خوره،
‫شلیک می‌کنیم، به خیال اینکه خرگوشه.

309
00:23:43,541 --> 00:23:47,458
‫- می‌خواستید گاوها رو ببینین؟
‫- آره، که توی زیستگاهشون ازشون عکس بگیریم.

310
00:23:49,416 --> 00:23:50,958
‫بریم گاوها رو ببینیم.

311
00:23:51,541 --> 00:23:53,041
‫هر روز بهشون یونجه میدم.

312
00:24:17,708 --> 00:24:19,791
‫دوربینت رو بیار و چند تا عکس بگیر.

313
00:24:21,458 --> 00:24:23,041
‫دیگه حسش نیست؟

314
00:24:30,583 --> 00:24:32,616
‫بیا، روی اون تنه‌ی درخت بشین

315
00:24:32,666 --> 00:24:34,708
‫تا یه نگاهی به مچ پات بندازیم.

316
00:24:35,208 --> 00:24:37,166
‫موقع شکار پیچ‌خوردگی زیاد می‌بینم.

317
00:24:39,166 --> 00:24:40,666
‫بشین.

318
00:24:41,916 --> 00:24:43,416
‫بذار ببینم.

319
00:24:45,291 --> 00:24:47,083
‫بذار اون مچ پا رو ببینم.

320
00:24:59,166 --> 00:25:00,666
‫- درد می‌کنه؟
‫- آره.

321
00:25:01,250 --> 00:25:02,750
‫یه کم، آره.

322
00:25:03,750 --> 00:25:05,250
‫چقدر؟

323
00:25:05,875 --> 00:25:08,125
‫بیشتر وقتی که روش وزن میندازم.

324
00:25:11,041 --> 00:25:12,541
‫این...

325
00:25:13,291 --> 00:25:14,791
‫بد به نظر میاد.

326
00:25:18,875 --> 00:25:20,750
‫پیچ‌خوردگی بدی داری.

327
00:25:23,500 --> 00:25:24,950
‫نگاه کن.

328
00:25:25,000 --> 00:25:26,500
‫اینو می‌بندم به پات.

329
00:25:29,250 --> 00:25:32,958
‫این کار رو برای سگ‌ها می‌کنم،
‫دختر کوچولوهام.

330
00:25:40,958 --> 00:25:42,458
‫وقتی این اتفاق براشون می‌افته
‫این کارو می‌کنم،

331
00:25:43,958 --> 00:25:45,625
‫تا ورمش بخوابه.

332
00:25:54,000 --> 00:25:56,500
‫اون گوشی رو بگیر بالا، مرد.

333
00:25:58,083 --> 00:25:59,583
‫سعی کن آنتن پیدا کنی.

334
00:26:00,708 --> 00:26:02,208
‫زنگ بزن.

335
00:26:02,625 --> 00:26:04,125
‫زنگ بزن!

336
00:26:04,500 --> 00:26:06,083
‫زنگ بزن، لعنتی!

337
00:26:09,791 --> 00:26:11,291
‫هیچ سیگنالی نیست.

338
00:26:12,333 --> 00:26:14,333
‫توی کل منطقه هیچ سیگنالی نیست.

339
00:26:17,916 --> 00:26:19,666
‫بریم پایگاه کمک‌های اولیه.

340
00:26:19,791 --> 00:26:21,833
‫واقعاً نیازی نیست.
‫چیز مهمی نیست.

341
00:26:21,916 --> 00:26:23,916
‫- الان خیلی بهتره.
‫- آره. پاشو.

342
00:26:24,041 --> 00:26:26,666
‫نگران نباش. خودم مراقبشم.

343
00:26:26,791 --> 00:26:27,658
‫- واقعاً.
‫- ممنون.

344
00:26:27,708 --> 00:26:30,208
‫حتی اگه مجبور بشم کولش کنم. می‌برمش.

345
00:26:30,708 --> 00:26:32,208
‫نه، مرد.

346
00:26:33,958 --> 00:26:35,541
‫چطوری می‌خوای ببریش؟

347
00:26:41,833 --> 00:26:44,041
‫می‌خوای از روی حصار الکتریکی بپری؟

348
00:26:44,541 --> 00:26:46,041
‫و از روی دیوار؟

349
00:26:47,541 --> 00:26:49,041
‫آروم باش.

350
00:26:50,666 --> 00:26:52,166
‫سوار ماشین شو.

351
00:26:53,041 --> 00:26:54,541
‫سوار شو.

352
00:26:58,833 --> 00:27:00,833
‫برو عقب، پیش سگ‌ها.

353
00:27:04,333 --> 00:27:06,916
‫من سوار نمیشم. کیلا، بیا بیرون.

354
00:27:07,041 --> 00:27:08,541
‫در رو باز کن.

355
00:27:08,583 --> 00:27:10,416
‫در رو باز کن!

356
00:27:10,541 --> 00:27:12,416
‫- کلید لازم داری.
‫- در رو باز کن!

357
00:27:13,958 --> 00:27:15,458
‫خواهش می‌کنم.

358
00:27:16,166 --> 00:27:18,208
‫- در رو باز کن!
‫- بروس!

359
00:27:19,208 --> 00:27:20,658
‫لطفاً، تمومش کن!

360
00:27:20,708 --> 00:27:22,208
‫بروس!

361
00:27:29,666 --> 00:27:31,166
‫باز نمیشه!

362
00:27:31,416 --> 00:27:33,916
‫دارم کمکت می‌کنم،
‫و تو از دستم عصبانی میشی؟

363
00:27:34,416 --> 00:27:37,166
‫راه بیفت، عوضی. حرکت کن.

364
00:27:38,041 --> 00:27:39,541
‫برو.

365
00:27:40,416 --> 00:27:41,916
‫برگرد.

366
00:27:43,541 --> 00:27:44,866
‫بروس!

367
00:27:44,916 --> 00:27:46,583
‫بچرخ، لعنتی!

368
00:27:59,166 --> 00:28:00,958
‫بهم بگو چرا اینجایی، بچه.

369
00:28:01,041 --> 00:28:03,541
‫یکی یا دو تا مزاحم زخمی برام فرق نمی‌کنه.

370
00:28:05,083 --> 00:28:06,533
‫از این جلوتر نمیرم.

371
00:28:06,583 --> 00:28:08,083
‫به راه رفتن ادامه بده.

372
00:28:08,916 --> 00:28:10,541
‫گفتم به راه رفتن ادامه بده.

373
00:28:11,041 --> 00:28:12,541
‫باشه.

374
00:28:12,791 --> 00:28:15,333
‫ما یواشکی اومدیم تو. راضی شدی؟

375
00:28:15,416 --> 00:28:17,458
‫ولی میریم.
‫نه خانی اومده نه خانی رفته.

376
00:28:19,416 --> 00:28:21,416
‫- میرم بیارمش.
‫- همونجا وایسا، لعنتی.

377
00:28:22,333 --> 00:28:24,416
‫یه قدم دیگه برداری، دخلت اومده.

378
00:28:25,041 --> 00:28:26,541
‫پس خوب هدف بگیر.

379
00:28:27,291 --> 00:28:29,916
‫اگه خطا بزنی،
‫با سنگ می‌کوبم تو سرت.

380
00:28:29,958 --> 00:28:31,458
‫اوه، آره؟

381
00:28:43,583 --> 00:28:45,083
‫گلوله‌ی بعدی می‌خوره تو سرت.

382
00:28:46,958 --> 00:28:49,833
‫چرا اینجایین؟

383
00:28:51,166 --> 00:28:53,583
‫برای پیدا کردن یه دریچه‌ی هوا
‫تا بریم توی گاوصندوق دوک.

384
00:29:15,416 --> 00:29:17,791
‫تکون نخور وگرنه شلیک می‌کنم!

385
00:29:35,291 --> 00:29:37,166
‫کیلا، باید این یارو رو ببریم.

386
00:29:37,291 --> 00:29:39,291
‫اون همین الان بهت شلیک کرد! بزن بریم!

387
00:29:39,416 --> 00:29:42,333
‫باید ببریمش.
‫اولاً، اگه بمیره، من یه قاتلم.

388
00:29:42,416 --> 00:29:45,666
‫دوماً، اگه نمیره،
‫می‌دونه ما اینجا داشتیم چیکار می‌کردیم.

389
00:29:45,708 --> 00:29:47,958
‫- از کجا ممکنه بدونه؟
‫- من بهش گفتم.

390
00:29:49,666 --> 00:29:51,166
‫بزن بریم.

391
00:29:59,583 --> 00:30:01,166
‫چطوری از اینجا بریم بیرون؟

392
00:30:01,666 --> 00:30:02,875
‫می‌کشیمش بیرون.

393
00:30:02,916 --> 00:30:05,416
‫چطوری از یه حصار سه‌متری ردش کنیم؟

394
00:31:45,916 --> 00:31:47,416
‫داره زمزمه می‌کنه؟

395
00:31:49,291 --> 00:31:51,166
‫یا می‌خواد یه رازی رو بهمون بگه؟

396
00:32:05,041 --> 00:32:06,791
‫ببین گوشی داره یا نه.

397
00:32:17,791 --> 00:32:19,541
‫انگار هنوز متوجه غیبتش نشدن.

398
00:32:19,583 --> 00:32:23,166
‫هیچ پیام یا تماس جدیدی نمی‌بینم.

399
00:32:24,041 --> 00:32:26,541
‫فقط چند ساعت تا طلوع آفتاب وقت داریم.

400
00:32:26,583 --> 00:32:30,666
‫مجبوریم این بیچاره رو ول کنیم
‫و از سویل غیبمون بزنه.

401
00:32:30,791 --> 00:32:32,958
‫می‌دونین این یعنی چی؟

402
00:32:36,208 --> 00:32:38,291
‫یه فرصت آخر داریم.

403
00:32:39,041 --> 00:32:41,333
‫که چیکار کنیم؟

404
00:32:45,333 --> 00:32:48,125
‫که همین امشب کلکسیون رو سرقت کنیم.

405
00:32:50,125 --> 00:33:00,125
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M