1
00:01:45,166 --> 00:01:46,791
‫باز در رومون قفل شده.

2
00:01:46,875 --> 00:01:49,041
‫حالا چیکار کنیم؟

3
00:01:49,125 --> 00:01:51,125
‫حتما یه اشتباهی پیش اومده.
‫خونسرد باش، خب؟

4
00:01:51,250 --> 00:01:52,750
‫کیلا چی؟ ها؟

5
00:01:52,791 --> 00:01:56,541
‫همین که بیرون بود درها بسته شد.
‫طرف حتما یه کاری باهاش کرده.

6
00:01:56,625 --> 00:01:57,500
‫گندش بزنن!

7
00:01:57,541 --> 00:01:59,125
‫کیلا دوربین داره.

8
00:01:59,250 --> 00:02:01,041
‫هر اتفاقی افتاده باشه،
‫دامیان و برلین حتما دیدن.

9
00:02:01,125 --> 00:02:02,666
‫پس انقدر فکر و خیال نکن.

10
00:02:02,750 --> 00:02:04,000
‫روی، فکر و خیال کجا بود؟

11
00:02:04,125 --> 00:02:07,791
‫این همون یارو روانیه است که تو رو
‫توی قفس انداخت و پرتت کرد توی رودخونه.

12
00:02:07,875 --> 00:02:11,291
‫تازه یادم نبود. به پای من هم تیر زد
‫و کیلا با وانت از روش رد شد.

13
00:02:11,375 --> 00:02:13,750
‫علاوه بر همه این‌ها،
‫خبر داره که کیلا دزد حرفه‌ایه،

14
00:02:13,791 --> 00:02:15,625
‫که دست بر قضا الان جلوی در...

15
00:02:15,666 --> 00:02:17,875
‫مخفیگاه پول‌هاش داشته سرک می‌کشیده.

16
00:02:17,916 --> 00:02:20,791
‫هنوز می‌گی من خیالاتی‌ام.
‫اوضاع واقعا خرابه روی.

17
00:02:20,875 --> 00:02:24,000
‫دوک بهش گفت کاری نکنه.
‫کیلا چیزیش نمی‌شه.

18
00:02:26,750 --> 00:02:29,250
‫همین رو کم داشتیم.
‫برق هم رفت.

19
00:02:29,291 --> 00:02:31,541
‫در که بسته می‌شه، برق می‌ره.

20
00:02:31,625 --> 00:02:34,625
‫وقتی در باز بشه، برق دوباره میاد.

21
00:02:34,666 --> 00:02:36,750
‫- الان بامزه شدی؟
‫- نشدم؟

22
00:02:44,541 --> 00:02:46,625
‫رفقا. دل به کار بدین.

23
00:02:49,250 --> 00:02:51,000
‫کیلا چی؟ اون کجاست؟

24
00:02:51,041 --> 00:02:53,041
‫پیش برلینه. ولی حالش خوبه.

25
00:02:53,125 --> 00:02:55,625
‫ما چیکار کنیم؟
‫اگه یکی برگرده چی؟

26
00:02:55,750 --> 00:02:57,625
‫حرفم به برلین دقیقا همین بود.

27
00:02:57,750 --> 00:02:59,791
‫اگه یکی برگرده چی؟

28
00:02:59,875 --> 00:03:01,916
‫خطر کردن یکی از بزرگترین
‫زیبایی‌های حیطه کاری ماست،

29
00:03:02,000 --> 00:03:03,791
‫ولی این بار ممکنه
‫شانس بیشتری داشته باشیم.

30
00:03:03,875 --> 00:03:05,750
‫سرپرست بخش که توی کلیساست،

31
00:03:05,791 --> 00:03:08,416
‫و متوجه هیچ مورد مشکوکی نشده.

32
00:03:08,500 --> 00:03:10,250
‫الان توی آشپزخونه است.
‫داره قهوه می‌خوره.

33
00:03:12,875 --> 00:03:14,500
‫انگار زیاد نگران نیست.

34
00:03:16,625 --> 00:03:19,791
‫امیدوارم تا بیست دقیقه آینده
‫کسی نخواد برداشت نقدی کنه.

35
00:03:19,875 --> 00:03:21,375
‫فقط می‌شه امیدوار بود.

36
00:03:21,416 --> 00:03:24,500
‫ولی اگه اونطور نشد، تنها راه فرارت
‫اینه که شلیک کنی و در بری.

37
00:03:44,625 --> 00:03:47,750
‫باورم نمی‌شه قراره واسه
‫بار سوم اینجا حبس بشم.

38
00:03:52,916 --> 00:03:54,166
‫سرداب بسته شد.

39
00:04:01,916 --> 00:04:04,041
‫یه دوربین مخفی توی کلیسا گذاشتم.

40
00:04:04,125 --> 00:04:05,375
‫- حواسشون به ما هست.
‫- هوم.

41
00:04:05,500 --> 00:04:07,750
‫حالا وقتشه ببینیم
‫چی پشت این دره.

42
00:04:07,791 --> 00:04:09,125
‫رادار زمین‌نفوذ آوردی؟

43
00:04:09,166 --> 00:04:11,750
‫تازه بیوسونار رو هم آوردم.

44
00:04:13,125 --> 00:04:17,041
‫باید شناخت کاملی از پشتش داشته باشیم.
‫هر چیزی که توش باشه رو پیدا می‌کنیم.

45
00:04:19,291 --> 00:04:20,625
‫انگار مشکل داریم.

46
00:04:23,041 --> 00:04:24,416
‫دوک داره میاد.

47
00:04:30,916 --> 00:04:31,916
‫بد موقع اومدم؟

48
00:04:32,750 --> 00:04:35,791
‫قصد مزاحمت نداشتم.

49
00:04:37,541 --> 00:04:40,416
‫اگه می‌شه می‌خواستم...

50
00:04:41,166 --> 00:04:43,000
‫چند دقیقه وقتتون رو بگیرم.

51
00:05:01,000 --> 00:05:03,375
‫[بانویی با قاقم]

52
00:05:04,250 --> 00:05:06,500
‫این زن مرموز خیلی جذابه.

53
00:05:06,541 --> 00:05:09,125
‫حتی می‌شه گفت معماگونه است.

54
00:05:13,750 --> 00:05:18,000
‫می‌بینم که دارین دنبال راه حلی
‫واسه مشکل تجاریمون می‌گردین.

55
00:05:21,375 --> 00:05:23,000
‫ولی بقیه گروه چرا نیستن؟

56
00:05:28,291 --> 00:05:30,041
‫دارن کار خودشون رو انجام می‌دن.

57
00:05:30,125 --> 00:05:32,416
‫هر کدومشون شبکه ارتباطی
‫از متخصصان داره...

58
00:05:32,500 --> 00:05:35,375
‫تا به کمک اون‌ها بتونیم ابراز لازم
‫برای نقشه سرقتمون رو پیدا کنیم.

59
00:05:35,500 --> 00:05:38,250
‫نیزه‌های حرارتی، بیوسنسور،
‫وسایل نقلیه، از این موارد.

60
00:05:38,375 --> 00:05:42,250
‫سیستم‌های فاضلاب، سیستم‌های امنیتی.
‫این موارد رو هم شامل می‌شه.

61
00:05:46,250 --> 00:05:48,250
‫می‌گه این موارد هم شامل می‌شه.

62
00:05:51,750 --> 00:05:55,166
‫پس ظاهرا...
‫نقشه ریختین که چطور بدزدین؟

63
00:05:57,291 --> 00:06:00,666
‫اتفاقا دل تو دلم نیست براتون تعریف کنم،

64
00:06:01,166 --> 00:06:03,125
‫ولی هنوز یه‌سری جزئیاتش مونده.

65
00:06:03,166 --> 00:06:04,291
‫هوم.

66
00:06:06,125 --> 00:06:08,000
‫باورت نمی‌شه چقدر هیجان‌انگیزه...

67
00:06:08,041 --> 00:06:10,500
‫که سرمایه‌گذار برترین سرقت قرن باشم.

68
00:06:10,541 --> 00:06:14,375
‫برنامه‌ریزی برای سرقتی به این بزرگی
‫تقریبا به اندازه جعل اثر هنری زحمت می‌بره.

69
00:06:14,500 --> 00:06:16,000
‫چون باید شاهکار باشه.

70
00:06:16,041 --> 00:06:20,666
‫هوم، من که مشتاقانه منتظرم
‫جزئیات توی ذهنت رو برام بگی.

71
00:06:20,750 --> 00:06:23,875
‫منتظر اون جرقه کوچیک نبوغیم
‫که همه‌چی رو عوض کنه.

72
00:06:29,625 --> 00:06:31,000
‫خب، من دیگه برم.

73
00:06:31,041 --> 00:06:34,541
‫بیشتر وقتتون رو نمی‌گیرم.
‫ولی خواستم شام دعوتتون کنم.

74
00:06:34,625 --> 00:06:36,375
‫ساعت نه و نیمه...

75
00:06:37,750 --> 00:06:40,166
‫و حتما باید کراوات مشکی بزنین.

76
00:06:41,541 --> 00:06:47,000
‫ضمنا، اگه خواستی ساموئل تو رو
‫پیش خیاط یا بوتیک ببره...

77
00:06:48,375 --> 00:06:49,750
‫نیازی نیست.

78
00:06:49,791 --> 00:06:52,541
‫من واسه هر مناسبتی
‫با خودم لباس می‌برم.

79
00:06:52,625 --> 00:06:56,500
‫کراوات مشکی، کراوات سفید،
‫کراوات صورتی...

80
00:06:56,625 --> 00:06:58,916
‫کراوات صورتی؟

81
00:07:01,500 --> 00:07:02,875
‫شوخ‌طبعیت رو دوست دارم.

82
00:07:03,625 --> 00:07:05,375
‫خب، بعدا می‌بینمت.

83
00:07:05,500 --> 00:07:06,625
‫هوم.

84
00:07:13,541 --> 00:07:17,375
‫این عوضی احمق داره فقط
‫برامون مشکل درست می‌کنه.

85
00:07:18,750 --> 00:07:20,375
‫چه مشکلی؟

86
00:07:21,125 --> 00:07:23,791
‫ندیدی چطور توی همه
‫لپ‌تاپ‌هامون سرک می‌کشید؟

87
00:07:23,875 --> 00:07:26,750
‫جاسوسی ما رو می‌کنه،
‫عین سگ همه‌جا رو بو می‌کشه،

88
00:07:26,875 --> 00:07:29,375
‫می‌خواد میلیمتر به میلیمتر
‫نقشه رو بررسی کنه.

89
00:07:29,416 --> 00:07:32,125
‫به نظرم صرفا از نتیجه
‫زحمات ما هیجان‌زده است.

90
00:07:32,166 --> 00:07:33,250
‫عین رئیس‌های پرانرژیه دیگه.

91
00:07:33,375 --> 00:07:35,166
‫نه، نه، نه. اشتباه می‌کنی.

92
00:07:41,625 --> 00:07:44,041
‫درسته طرف انگار از دنیا بی‌خبره،

93
00:07:44,125 --> 00:07:45,041
‫خودش رو به خواب می‌زنه.

94
00:07:45,125 --> 00:07:47,625
‫ولی گولش رو نخور.
‫این آدم مغز متفکر جنایتکاره.

95
00:07:47,750 --> 00:07:49,791
‫یعنی مجبوریم بیشتر احتیاط کنیم.

96
00:07:49,875 --> 00:07:52,000
‫اینکه اومد سرک بکشه یعنی...

97
00:07:52,041 --> 00:07:53,666
‫مضطربه و بهمون اعتماد نداره.

98
00:07:53,750 --> 00:07:55,375
‫پس حالا چیکار کنیم؟

99
00:08:06,250 --> 00:08:08,541
‫یه نقشه باشکوه واسه
‫دزدیدن نقاشی می‌کشیم،

100
00:08:08,625 --> 00:08:10,166
‫نقشه‌ای که بی‌نقص و واقعی باشه.

101
00:08:10,250 --> 00:08:12,750
‫انگار که واقعا می‌خوایم بدزدیمش.

102
00:08:12,791 --> 00:08:14,625
‫این کار رو خودم شخصا می‌کنم.

103
00:08:14,750 --> 00:08:17,500
‫یعنی قراره روی نقشه بی‌نقص
‫کار کنیم ولی عملیش نکنیم؟

104
00:08:17,625 --> 00:08:20,875
‫دقیقا همینه.
‫فقط واسه خر کردن اون عوضیه.

105
00:08:21,000 --> 00:08:24,791
‫این نقشه توی دنیای سرقت یه شاهکاره.
‫کیلا، یادداشت کن.

106
00:08:25,625 --> 00:08:27,625
‫جوری هک کن که انگار جونت بهش بسته است.

107
00:08:27,666 --> 00:08:30,125
‫بگرد ببین این پرتره
‫کی و کجا قراره از لهستان خارج بشه.

108
00:08:30,166 --> 00:08:34,250
‫شماره پروازش به اسپانیا
‫و اسم شرکت مسافربریش رو در بیار.

109
00:09:02,291 --> 00:09:03,250
‫چیه؟

110
00:09:03,333 --> 00:09:06,125
‫حتما یه جور مکانیسمی داره
‫که در رو از داخل باز می‌کنه.

111
00:09:06,166 --> 00:09:07,666
‫اگه دزد بیاد، در بسته می‌شه.

112
00:09:07,750 --> 00:09:10,750
‫قطعا تابلوی «اینجا را فشار دهید» نمی‌زنن.

113
00:09:10,875 --> 00:09:12,666
‫اسکن تموم شد. بریم.

114
00:09:13,500 --> 00:09:15,166
‫حالا خودمون چطوری از اینجا بریم؟

115
00:09:17,291 --> 00:09:19,041
‫با دقت سوئیسی.

116
00:09:30,166 --> 00:09:31,291
‫کیلا، ما رو داشته باش.

117
00:09:31,375 --> 00:09:33,416
‫چند تا خدمتکار دارن
‫از راه پله میان بالا.

118
00:09:33,500 --> 00:09:35,000
‫برو سمت بال شرقی.

119
00:09:38,000 --> 00:09:39,125
‫کت و شلوار داری؟

120
00:09:44,500 --> 00:09:46,500
‫شب همگی به خیر.

121
00:09:46,625 --> 00:09:47,875
‫کل روز داشتم فکر می‌کردم...

122
00:09:48,000 --> 00:09:51,291
‫که چطور می‌تونم این
‫گردهمایی شبانه رو...

123
00:09:51,375 --> 00:09:54,625
‫قراموش‌نشدنی و استثنائی کنم.

124
00:09:54,666 --> 00:09:58,791
‫تا اینکه... بوم.
‫در حالی که توی اتاق ارغوانی بودم،

125
00:09:58,875 --> 00:10:01,250
‫نور لوسترها برام الهام‌بخش شد،

126
00:10:01,375 --> 00:10:04,916
‫و با خودم گفتم بهتر نیست
‫یه شام لذیذ و سنتی میل کنیم؟

127
00:10:05,000 --> 00:10:09,750
‫مثل قرن هیجدهم با نور شمع
‫که اینجا رو تازه بنا کرده بودن.

128
00:10:09,791 --> 00:10:14,916
‫دوستان، بنابراین می‌خوام اعلام کنم
‫که بسیار به شما و خودم...

129
00:10:15,000 --> 00:10:16,125
‫مفتخرم.

130
00:10:25,166 --> 00:10:26,666
‫چه محیط سحرآمیزی داره.

131
00:10:26,708 --> 00:10:29,333
‫آره. نور شمع خیلی قشنگه.

132
00:10:29,416 --> 00:10:31,166
‫عاشق این بوشم.

133
00:10:31,291 --> 00:10:32,833
‫- مرسی.
‫- ممنون.

134
00:10:32,916 --> 00:10:35,916
‫- زردآلوئه؟
‫- ترنجه. از هند اومده.

135
00:10:36,041 --> 00:10:38,541
‫- چقدر عجیبه.
‫- اوهوم.

136
00:10:42,541 --> 00:10:47,166
‫می‌دونم ممکنه موقعیت خوبی نباشه.
‫اما می‌خواستم حرف مهمی بزنم.

137
00:10:50,916 --> 00:10:53,666
‫چند روز اخیر یه‌کم حواسم پرت شده بود.

138
00:10:54,916 --> 00:10:57,416
‫چون متوجه پنهون‌کاری‌های کیلا شده بودم.

139
00:11:03,916 --> 00:11:07,833
‫اولش فکر می‌کردم مراودات عادی
‫و کاملا معمولی باشه...

140
00:11:07,916 --> 00:11:12,291
‫ولی اوضاع بدتر شد و...
‫الان خیلی بیشتر بیخ پیدا کرده.

141
00:11:12,416 --> 00:11:14,666
‫بروس، لطفا... تمومش کن.

142
00:11:14,791 --> 00:11:17,833
‫نه کیلا. می‌گم.
‫من که نباید خجالت بکشم.

143
00:11:19,166 --> 00:11:22,541
‫از این حرف‌هام منظور عجیبی ندارم.
‫یا نمی‌خوام دلتون به حالم بسوزه.

144
00:11:24,916 --> 00:11:27,041
‫اولین بار که متوجه این بی‌وفایی شدم...

145
00:11:27,791 --> 00:11:29,291
‫انگار شکستم.

146
00:11:32,958 --> 00:11:34,708
‫ولی بهم می‌گفت که براش عزیزم...

147
00:11:35,833 --> 00:11:38,708
‫که من بی‌نظیرم،
‫انگار از یه سیاره دیگه اومدم و...

148
00:11:39,541 --> 00:11:41,583
‫می‌گفت ولم نمی‌کنه.

149
00:11:44,833 --> 00:11:46,666
‫من هم قرار نبود ولش کنم.

150
00:11:49,083 --> 00:11:50,291
‫واسه همین...

151
00:11:52,166 --> 00:11:53,416
‫کیلا...

152
00:11:58,666 --> 00:12:01,083
‫اگه ببخشمت حاضری
‫باهام سازش کنی؟

153
00:12:06,291 --> 00:12:07,333
‫سازش کنه؟

154
00:12:07,416 --> 00:12:09,083
‫یعنی کنار بیاد روی.

155
00:12:09,916 --> 00:12:10,916
‫کیلا...

156
00:12:12,041 --> 00:12:13,291
‫اصلا بحث نمی‌کنیم.

157
00:12:13,791 --> 00:12:17,041
‫باورم نمی‌شه.
‫تو دیگه چه احمقی هستی؟

158
00:12:17,083 --> 00:12:18,541
‫می‌دونی چیه روی؟

159
00:12:19,541 --> 00:12:23,458
‫من بیشتر سازشگرم تا نابودگر.
‫ولی تو درک نمی‌کنی.

160
00:12:26,041 --> 00:12:27,958
‫کیلا، نظرت چیه؟

161
00:12:34,208 --> 00:12:35,708
‫الان حالم جالب نیست.

162
00:12:35,791 --> 00:12:38,166
‫قلبم خیلی تند می‌زنه.
‫تپش قلب دارم.

163
00:12:38,208 --> 00:12:41,166
‫مغزم... انگار داره منفجر می‌شه.

164
00:12:41,291 --> 00:12:44,291
‫شاید بهتر باشه...
‫نظر اون رو در این مورد بپرسی.

165
00:12:44,333 --> 00:12:45,791
‫ازش می‌پرسیم.

166
00:12:45,833 --> 00:12:49,916
‫به صرف قهوه یا... هر چیزی.
‫ولی الان جواب تو رو می‌خوام.

167
00:12:51,791 --> 00:12:52,791
‫خب...

168
00:12:55,458 --> 00:12:59,916
‫به نظرم واقعا چیزیه که
‫ارزش امتحان کردن داره.

169
00:13:01,416 --> 00:13:02,833
‫یعنی حدس می‌زنم.

170
00:13:05,583 --> 00:13:06,791
‫خوبه دیگه.

171
00:13:06,916 --> 00:13:08,041
‫نوشیدنی بخوریم؟

172
00:13:08,083 --> 00:13:11,166
‫- به افتخارشون.
‫- به افتخارشون.

173
00:13:11,291 --> 00:13:14,166
‫عجب میز شامی شد.

174
00:13:15,291 --> 00:13:19,166
‫می‌بینم که اعضای گروهتون
‫خیلی امروزی و روشنفکر هستن.

175
00:13:19,791 --> 00:13:22,291
‫- آره.
‫- مگه نه عزیز؟

176
00:13:22,416 --> 00:13:28,708
‫دقیقا. اتفاقا خواستم بگم...
‫شما رنگ و لعاب جدیدی به اینجا دادین.

177
00:13:28,791 --> 00:13:31,458
‫ولی ما از طرف دیگه
‫خیلی سنتی‌تر عمل می‌کنیم.

178
00:13:31,541 --> 00:13:33,916
‫عزیزم، باورت می‌شه
‫ما سر چنین چیزی آشتی کنیم؟

179
00:13:34,041 --> 00:13:36,041
‫نمی‌دونم واقعا.

180
00:13:36,083 --> 00:13:37,916
‫بی‌خیال. نظرت رو بگو.

181
00:13:37,958 --> 00:13:42,041
‫بذار این هاله عشق و صمیمیت که وارد
‫خونه ما شده، روت تاثیر بذاره.

182
00:13:42,083 --> 00:13:47,208
‫تصور کن من بتونم مرد امروزی باشم،
‫و تو هم عین...

183
00:13:47,291 --> 00:13:48,458
‫هوم...

184
00:13:49,583 --> 00:13:51,291
‫زن‌های اسکاندیناوی باشی.

185
00:13:51,333 --> 00:13:53,666
‫انگار فرهنگ بین‌المللیه.

186
00:13:53,791 --> 00:13:55,708
‫دقیقا.

187
00:13:55,791 --> 00:13:59,291
‫ولی من ترجیح می‌دم
‫که مرد زندگیم سنتی باشه.

188
00:13:59,333 --> 00:14:02,833
‫یعنی یکی رو دقیقا
‫عین خودت می‌خوام عزیز.

189
00:14:02,916 --> 00:14:07,166
‫با ریشه مثلا... برزیلی...

190
00:14:07,291 --> 00:14:09,166
‫- هوم.
‫- اگه بخوام بگم.

191
00:14:09,291 --> 00:14:11,541
‫دامیان، تو نظری درباره این موضوع نداری؟

192
00:14:12,333 --> 00:14:14,166
‫عه....

193
00:14:14,208 --> 00:14:18,833
‫به نظرم آدم باید انتخاب کنه
‫توی زندگیش شامپانزه باشه یا قو.

194
00:14:18,916 --> 00:14:21,791
‫الان این حرف معنیش چیه؟

195
00:14:21,833 --> 00:14:26,791
‫خب، قو یکی از اندک گونه‌های جانوریه
‫که عشق و محبت زیادی داره.

196
00:14:27,666 --> 00:14:28,666
‫کلا رمانتیکه.

197
00:14:30,041 --> 00:14:34,083
‫ولی شامپانزه‌ها در عین حال که
‫احساسات دارن، ولی رمانتیک نیستن.

198
00:14:34,166 --> 00:14:35,541
‫فقط می‌گن هر چی بیشتر، بهتر.

199
00:14:37,416 --> 00:14:38,916
‫من که شخصا قو هستم.

200
00:14:41,416 --> 00:14:42,583
‫قو هستی؟

201
00:14:44,166 --> 00:14:46,791
‫یعنی... رمانتیکی؟

202
00:14:46,833 --> 00:14:48,291
‫متاسفانه بله. اوهوم.

203
00:14:49,416 --> 00:14:53,083
‫البته درک می‌کنم شامپانزه بودن
‫جذابیت‌های خودش رو داره.

204
00:14:53,166 --> 00:14:54,916
‫من که کسی رو قضاوت نمی‌کنم.

205
00:14:54,958 --> 00:14:59,833
‫به نظرم عشق یعنی اینکه
‫تمام فکر و ذکرت یه نفر باشه...

206
00:15:00,000 --> 00:15:02,250
‫و از این دل‌مشغولی خوشحال باشی.

207
00:15:03,791 --> 00:15:04,791
‫بی‌نظیره.

208
00:15:06,208 --> 00:15:09,791
‫خب، حالا نظر سردسته گروه چیه؟

209
00:15:10,541 --> 00:15:13,916
‫فکر می‌کنی انسان می‌تونه
‫با عاشق شدن به کمال برسه؟

210
00:15:14,041 --> 00:15:17,041
‫و اینکه اون شخص باعث می‌شه
‫خوشبخت‌ترین آدم دنیا بشه؟

211
00:15:17,083 --> 00:15:18,458
‫یه‌کم دیگه برات بریزم؟

212
00:15:18,541 --> 00:15:21,708
‫حالا چی می‌شه اگه آدم‌ها
‫همزمان به یکی دیگه دل ببندن؟

213
00:15:23,166 --> 00:15:26,583
‫این یعنی دو برابر خوشحال می‌شن؟

214
00:15:26,666 --> 00:15:28,291
‫به اینجاش فکر کردی؟

215
00:15:33,958 --> 00:15:35,541
‫راستش من موافق نیستم.

216
00:15:36,166 --> 00:15:38,791
‫من نظریه ارتباط
‫دو ظرف رو ترجیح می‌دم.

217
00:15:38,916 --> 00:15:40,291
‫بذارین توضیح بدم.

218
00:15:41,041 --> 00:15:44,166
‫هیچ دو لیوانی توی دنیا
‫به یک اندازه پر نیستن.

219
00:15:44,208 --> 00:15:48,291
‫اگه یکی از اون‌ها پره،
‫به خاطر اینه که اون یکی خالیه.

220
00:15:57,958 --> 00:15:59,166
‫عجب.

221
00:15:59,291 --> 00:16:00,541
‫یکی دیگه می‌خوام.

222
00:16:00,666 --> 00:16:02,291
‫ولی بذارین بگم.

223
00:16:04,166 --> 00:16:06,791
‫به نظر من عشق نیازی به...

224
00:16:06,916 --> 00:16:09,333
‫دو یا چند لیوان نیمه‌پر نداره.

225
00:16:10,833 --> 00:16:15,541
‫تنها چیزی که عشق نیاز داره
‫یه لیوانیه... که لبریز بشه.

226
00:16:27,083 --> 00:16:28,916
‫با این برند آشنایی؟

227
00:16:31,708 --> 00:16:32,791
‫هوم؟

228
00:16:32,916 --> 00:16:36,791
‫«فرداشب، ساعت هشت بعدازظهر.
‫شام روی کشتی، پونصد هزار تا.»

229
00:16:38,291 --> 00:16:39,791
‫پیرهن سفید بهت میاد.

230
00:16:43,583 --> 00:16:46,416
‫خدا رحم کنه! باورم نمی‌شه.

231
00:16:46,541 --> 00:16:49,666
‫کسی می‌دونه جریان این شامه
‫دقیقا چی بود؟

232
00:16:49,708 --> 00:16:52,416
‫چون من که دیگه نمی‌تونم
‫هیچی رو از هیچی تشخیص بدم.

233
00:16:52,458 --> 00:16:55,083
‫این همون نمایشیه که اگه
‫تو هم بودی اجرا می‌کردی.

234
00:16:55,166 --> 00:16:59,166
‫دنیایی گرگ و میشی از زیبایی،
‫نوشیدنی، نور شمع، بوی موم...

235
00:16:59,208 --> 00:17:01,541
‫منظره‌ای رویایی از لرد بایرون.

236
00:17:02,291 --> 00:17:03,291
‫درست نمی‌گم؟

237
00:17:03,791 --> 00:17:07,166
‫اولا من از بایرون خوشم نمیاد.

238
00:17:07,708 --> 00:17:10,416
‫دوما می‌خوام ارتباطم با این آدم
‫به حداقل‌ترین شکل برسه.

239
00:17:10,458 --> 00:17:13,083
‫چون می‌خوام نابودش کنم.
‫برگردین سر کارتون!

240
00:17:14,291 --> 00:17:15,958
‫می‌شه صحبت کنیم؟

241
00:17:30,166 --> 00:17:32,291
‫من که باورم نمی‌شه.

242
00:17:32,333 --> 00:17:33,916
‫دوشس خیلی عصبانیه.

243
00:17:33,958 --> 00:17:36,791
‫ولی ما اینجا داریم عین
‫آماتورهای واقعی کپی می‌گیریم.

244
00:17:36,833 --> 00:17:40,083
‫در حالی که اون برچسب روی
‫بطری نوشیدنی رو طراحی مجدد کرده.

245
00:17:41,666 --> 00:17:43,041
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

246
00:17:43,083 --> 00:17:46,416
‫روی برچسب بطری نوشیدنی،
‫پیامی نوشته بود...

247
00:17:46,458 --> 00:17:49,916
‫با فونت کوچیک بود.
‫شبیه بخشی از متن قدیمی خود برچسب بود.

248
00:17:50,041 --> 00:17:53,916
‫- همون تایپوگرافی ریوخای ۹۶ بود.
‫- آها.

249
00:17:53,958 --> 00:17:55,791
‫- یعنی انقدر زرنگه؟
‫- اوهوم.

250
00:17:56,583 --> 00:17:57,541
‫کارش درسته.

251
00:17:57,666 --> 00:18:00,416
‫یعنی با بطری نوشیدنی بهت پیام داده.

252
00:18:01,708 --> 00:18:03,791
‫ولی یه‌کم ریسکیه، قبول داری؟

253
00:18:04,666 --> 00:18:06,083
‫هوم. دیوانگی هم نعمته.

254
00:18:06,166 --> 00:18:09,333
‫آدرنالین شور و شوق خطرات
‫آدم رو می‌گیره.

255
00:18:09,416 --> 00:18:11,416
‫ببین، موضوع اینه که ازم علامت می‌خواست.

256
00:18:11,458 --> 00:18:12,916
‫مجبور شدم پیرهن سفید بپوشم.

257
00:18:12,958 --> 00:18:15,833
‫بعد یهو برنامه شام مطرح شد
‫و گفتن اینطوری لباس بپوشیم.

258
00:18:15,916 --> 00:18:17,791
‫نمی‌شه که رسم میزبان رو نادیده گرفت.

259
00:18:17,916 --> 00:18:20,791
‫ولی فکر کنم همین رو
‫به منزله جواب مثبت برداشت کرد.

260
00:18:21,583 --> 00:18:22,791
‫داره میاد سراغم.

261
00:18:22,916 --> 00:18:25,416
‫آره، تو هم به نظر میاد
‫حسابی وحشت کردی.

262
00:18:25,541 --> 00:18:30,541
‫شاید. ولی من همچنان مسئولیت‌های خودم رو
‫به عنوان یک مرد و اعضای این گروه دارم.

263
00:18:30,583 --> 00:18:34,958
‫بنابراین تصمیم گرفتم بهترین حالت
‫تصمیم‌گیری اینه که باهاش نرم.

264
00:18:35,041 --> 00:18:36,833
‫خیلی قو احمق و یه‌دنده‌ای هستی.

265
00:18:37,791 --> 00:18:40,666
‫ببین رفیق، شرمنده که باید
‫از زبون من بشنوی،

266
00:18:40,791 --> 00:18:42,791
‫ولی هیچ کاری نکن قرار نیست
‫چیزی رو حل کنه.

267
00:18:42,833 --> 00:18:44,583
‫متوجه نیستی؟
‫چون اون بی‌خیال نمی‌شه.

268
00:18:44,666 --> 00:18:49,541
‫- اگه همکاری نکنی... نقشه خراب می‌شه.
‫- یعنی می‌خوای من چیکار کنم؟

269
00:18:49,666 --> 00:18:51,916
‫باهاش برو بیرون و حسابی رفیق بشین.

270
00:18:51,958 --> 00:18:53,958
‫بستنی مهمونش کن.
‫از مامانت براش بگو.

271
00:18:54,041 --> 00:18:56,333
‫هر جوری بلدی این خطر رو خنثی کن.

272
00:18:56,416 --> 00:18:59,666
‫مهم‌تر از اون، یادت نره،
‫اگه تو خراب نکنی...

273
00:19:01,166 --> 00:19:02,541
‫یعنی نقشه ما خراب نمی‌شه.

274
00:19:07,041 --> 00:19:10,291
‫باقی شما تمام داده‌هایی که از
‫سرداب اسکن کردیم رو تحلیل کنین.

275
00:19:10,416 --> 00:19:13,416
‫می‌خوام یک بار برای همیشه
‫بفهمم چی پشت اون دره.

276
00:19:24,791 --> 00:19:25,916
‫ما رو راه می‌دی؟

277
00:19:26,458 --> 00:19:28,833
‫این جونور کوچولو کیه آوردی؟

278
00:19:28,916 --> 00:19:31,291
‫- اسمش ماندارینه.
‫- وای.

279
00:19:31,333 --> 00:19:34,083
‫گفتم شاید رفیق و همدم خوبی
‫واسه پوملو باشه.

280
00:19:34,166 --> 00:19:36,208
‫حس می‌کنم اون ممکنه
‫یه‌کم حس مالکیتش زیاد باشه.

281
00:19:36,291 --> 00:19:37,583
‫شاید حتی بهم حسودی کنه.

282
00:19:37,666 --> 00:19:40,291
‫اینطوری می‌شه چهار نفری
‫در کنار هم باشیم.

283
00:19:41,041 --> 00:19:42,541
‫اگه اینطوریه که بیا تو.

284
00:19:42,666 --> 00:19:45,416
‫بیا ببرمت معرفیت کنم
‫ببینم کنار میاین یا نه.

285
00:19:45,458 --> 00:19:48,541
‫نگاه کن پوملو.
‫برات یه دوست کوچولو آوردم.

286
00:19:48,666 --> 00:19:51,708
‫نترس عزیزم. ببین چه بانمکه.

287
00:19:52,208 --> 00:19:55,041
‫نترس... اسمش ماندارینه.

288
00:19:56,208 --> 00:19:57,583
‫معذرت می‌خوام.

289
00:19:57,666 --> 00:20:01,041
‫واقعا شرمنده‌ام که نصف شب
‫اونطوری از خواب بیدارت کردم.

290
00:20:03,541 --> 00:20:05,666
‫نمی‌دونی چقدر خوشحال شدم وقتی...

291
00:20:06,666 --> 00:20:09,333
‫نصف شب صدای در خونه رو شنیدم.

292
00:20:10,250 --> 00:20:11,750
‫می‌دونی چرا؟

293
00:20:13,291 --> 00:20:17,166
‫به خاطر اینکه امروز صبح
‫که برام اون پیام رو فرستادی و از...

294
00:20:17,250 --> 00:20:19,000
‫جریان شامت با دوک گفتی.

295
00:20:19,041 --> 00:20:25,166
‫خب، راستش رو بخوای...
‫حس کردم یه‌کم من رو نادیده گرفتی.

296
00:20:26,166 --> 00:20:28,000
‫می‌دونم مسخره به نظر میاد.

297
00:20:28,750 --> 00:20:31,000
‫دلیلی نداشت که من هم باهات باشم.

298
00:20:32,000 --> 00:20:35,291
‫موضوع کاری بود.
‫تو وظایف خودت رو توی اون کاخ داری...

299
00:20:37,875 --> 00:20:39,625
‫ولی به احساساتم ضربه زد.

300
00:20:42,416 --> 00:20:44,000
‫مسخره است، نه؟

301
00:20:46,625 --> 00:20:49,375
‫دلیلی که این حس بهم دست داد...

302
00:20:52,416 --> 00:20:56,500
‫به خاطر این بود که...
‫حس می‌کنم دارم عاشقت می‌شم.

303
00:21:00,000 --> 00:21:02,500
‫واسه همین می‌خواستم ازت بپرسم...

304
00:21:04,625 --> 00:21:05,875
‫که تو حست چیه؟

305
00:21:12,125 --> 00:21:14,791
‫- ببخشید.
‫- اصلا مرخصی معنی نداره.

306
00:21:14,875 --> 00:21:16,250
‫شبانه‌روزی باید خدمت کرد.

307
00:21:17,000 --> 00:21:18,000
‫جواب بده.

308
00:21:19,125 --> 00:21:20,291
‫یه لحظه.

309
00:21:29,041 --> 00:21:30,041
‫کمرون.

310
00:21:30,125 --> 00:21:33,000
‫- رسیدیم سعیدیه.
‫- ساحل قشنگی داره.

311
00:21:33,041 --> 00:21:36,291
‫فکر می‌کنم همه مهمون‌های
‫ثروتمند و برجسته اونجا یه سفری...

312
00:21:36,375 --> 00:21:38,041
‫به کویر رزرو کرده باشن، درسته؟

313
00:21:38,125 --> 00:21:41,375
‫دقیقا. از شانس خوب من،
‫خدمه قایق‌ها هم فرستادن.

314
00:21:41,416 --> 00:21:43,416
‫انگار قایق تفریحی مشکل الکتریکی داشته.

315
00:21:43,500 --> 00:21:45,625
‫گفتن تعمیرش هشت ساعت طول می‌کشه.

316
00:21:45,750 --> 00:21:48,500
‫فقط جفت ملوان‌ها و ناخدا موندن.

317
00:21:48,625 --> 00:21:52,625
‫واسه اینکه شک‌برانگیز نشه،
‫گفتم می‌خوام برم کابو د آگوا رو ببینم.

318
00:21:52,666 --> 00:21:54,625
‫فرصت می‌شه؟

319
00:21:54,666 --> 00:21:57,500
‫آره. ولی چرا می‌خواین برین اونجا؟

320
00:21:57,625 --> 00:22:00,125
‫پدربزرگم اهل چافاریناست.

321
00:22:00,166 --> 00:22:03,791
‫توی اینترنت خونده بودم که از فانوس دریایی
‫می‌شه جزایر اونجا رو دید.

322
00:22:03,875 --> 00:22:06,166
‫پس گمونم روز شانست باشه.

323
00:22:06,250 --> 00:22:09,000
‫تظاهر کردم خیلی واسه سفر هیجان‌زده‌ام
‫و فقط با عجله رفتم.

324
00:22:09,041 --> 00:22:11,291
‫ولی سمت اسکله موندم که کشیک بدم.

325
00:22:11,375 --> 00:22:12,750
‫مطمئنی کسی ندیدت؟

326
00:22:12,875 --> 00:22:14,291
‫شک ندارم.

327
00:22:17,875 --> 00:22:22,375
‫کلی رفتم و اومدم. کل روز خرید کردم.
‫سیب‌زمینی و نون و میوه گرفتم...

328
00:22:22,500 --> 00:22:25,375
‫تا ته بازار رو می‌رفتم، خریدها رو
‫دور می‌ریختم و از اول خرید می‌کردم.

329
00:22:25,500 --> 00:22:28,625
‫در طول تمام این مدت،
‫هیچ‌کس نیومد کشتی رو تعمیر کنه.

330
00:22:28,666 --> 00:22:32,000
‫ولی یه محموله‌ای دریافت کردن.
‫یه پالت برنج نیجریه‌ای بود.

331
00:22:32,125 --> 00:22:35,750
‫ولی عجیب‌ترین بخشش همین‌جاست.
‫چون من انبار و آشپزخونه کشتی رو دیدم،

332
00:22:35,791 --> 00:22:37,250
‫توش پر از برنج بود.

333
00:22:37,375 --> 00:22:39,125
‫برنج والنسیا.

334
00:22:39,166 --> 00:22:41,041
‫حالا برنج نیجریه کجاست؟

335
00:22:41,125 --> 00:22:43,625
‫نمی‌دونم. وقتی وارد بشیم
‫قراره دنبالش بگردم.

336
00:22:43,666 --> 00:22:45,416
‫در جریانم بذار.

337
00:23:02,875 --> 00:23:07,000
‫خب، می‌خوای از حسم بدونی؟ خب...

338
00:23:08,416 --> 00:23:11,041
‫من همون حسی رو دارم که...

339
00:23:12,541 --> 00:23:16,666
‫هر مردی اگه بعد از ظهرش رو
‫با غریبه‌ها می‌گذروند، داشت.

340
00:23:17,625 --> 00:23:18,791
‫یاد تو میفتم.

341
00:23:19,291 --> 00:23:22,375
‫هر موقع بحث عشق می‌شه یاد تو میفتم.

342
00:23:22,416 --> 00:23:24,875
‫هر موقع که باید به روش‌های
‫نفوذ از سد امنیتی خزانه کاخ...

343
00:23:24,916 --> 00:23:28,000
‫فکر کنم و نقشه بریزم،
‫همچنان به تو فکر می‌کنم.

344
00:23:28,041 --> 00:23:31,541
‫باز دوباره، همین امشب،
‫همچنان داشتم بهت فکر می‌کردم.

345
00:23:31,625 --> 00:23:35,166
‫بعدش اتفاقی فروشگاه حیوانات «معجزه» رو
‫پیدا کردم و یه ایده مسخره‌ای به سرم زد.

346
00:23:35,250 --> 00:23:39,916
‫خدا رو شکر هنوز تعطیل نکرده بود،
‫که همین باعث شد بتونم...

347
00:23:40,750 --> 00:23:44,625
‫این گوگولی که بامزه‌ترین خرگوش
‫توی دنیاست رو پیدا کنم.

348
00:23:46,416 --> 00:23:49,791
‫اصلا آسون نبود. چندین و چند ساعت
‫رفتم توی سایت‌های تخصصی خوندم...

349
00:23:49,875 --> 00:23:52,375
‫که متوجه تفاوت‌های خرگوش
‫نر و ماده بشم،

350
00:23:52,500 --> 00:23:54,000
‫ولی بالاخره یاد گرفتم.

351
00:23:54,125 --> 00:23:56,250
‫بعد، ساعت ۲:۵۵ صبح که شد،

352
00:23:56,375 --> 00:23:59,375
‫توی تاکسی نشستم، رفتم اون‌سر شهر،

353
00:23:59,416 --> 00:24:01,541
‫چشم روی هم گذاشتم
‫دیدم جلوی در تو سبز شدم.

354
00:24:01,625 --> 00:24:04,375
‫پله‌ها رو با عجله رفتم،
‫قلبم داشت تند و وحشتناک می‌تپید.

355
00:24:04,416 --> 00:24:07,000
‫تا بالاخره... زنگ در رو زدم.

356
00:24:09,500 --> 00:24:10,666
‫دل تو دلم نبود...

357
00:24:20,916 --> 00:24:22,375
‫که دوباره ببینمت.

358
00:24:25,125 --> 00:24:28,625
‫واسه همین، در جواب اون سوالت،

359
00:24:28,750 --> 00:24:33,041
‫به نظرت اسم چیزی که باعث می‌شه یه مرد
‫همچین احساساتی پیدا کنه چیه؟

360
00:24:38,125 --> 00:24:42,041
‫من اسمش رو... «طلسم‌شدن» می‌ذارم.

361
00:24:46,375 --> 00:24:47,625
‫یعنی اینکه...

362
00:24:51,291 --> 00:24:52,666
‫تا حدی عاشق شده.

363
00:24:54,166 --> 00:24:56,333
‫هیچ نمی‌دونی چقدر عاشقم.

364
00:24:58,625 --> 00:24:59,875
‫خوابیده.

365
00:25:02,125 --> 00:25:03,000
‫خسته‌ای؟

366
00:25:03,125 --> 00:25:05,791
‫من؟ مگه توی این شرایط
‫می‌تونم به فکر خواب باشم؟

367
00:25:05,875 --> 00:25:09,500
‫خیلی خوشحالم این حرف رو زدی.
‫چون قراره یه برنامه‌ای بریزیم.

368
00:25:10,500 --> 00:25:11,750
‫چی رو قراره بدزدیم؟

369
00:25:12,375 --> 00:25:13,875
‫تابلوی «بانویی با قاقم.»

370
00:25:15,041 --> 00:25:16,666
‫حسابی کیف می‌کنی.

371
00:25:17,166 --> 00:25:19,083
‫من با این مدل سیستم آشنایی دارم.

372
00:25:19,166 --> 00:25:21,791
‫کد امنیتی از حداکثر شونزده کاراکتر
‫عددی یا حروفی تشکیل شده.

373
00:25:21,916 --> 00:25:24,666
‫مطمئنم می‌تونم زیر هفت دقیقه
‫رمزش رو پیدا کنم.

374
00:25:24,708 --> 00:25:27,041
‫این در مقایسه با شرایط پیچیده‌ای
‫که توی گالری بود،

375
00:25:27,083 --> 00:25:28,916
‫خیلی ساده به نظر میاد.

376
00:25:30,166 --> 00:25:31,166
‫منطقی نیست.

377
00:25:31,291 --> 00:25:33,416
‫خب، شاید هنرش از پولش
‫براش بیشتر مهمه.

378
00:25:34,916 --> 00:25:37,666
‫طرف اونجا میلیون‌ها یورو
‫پول غیرقانونی داره.

379
00:25:37,708 --> 00:25:40,708
‫باورش سخته که دوک برای محافظت
‫از این سرمایه، سیستمی نساخته باشه...

380
00:25:40,791 --> 00:25:42,291
‫که غیرقابل نفوذ باشه.

381
00:25:43,333 --> 00:25:46,416
‫شاید خود در اونقدر
‫سیستم ایمنی نیاز نداره.

382
00:25:46,458 --> 00:25:48,666
‫کیلا، طرح کلی آماده شد.

383
00:25:50,375 --> 00:25:53,833
‫تمام داده‌های ژئورادار
‫و بیوسنسورها دانلود شد.

384
00:25:54,583 --> 00:25:56,166
‫ایولا!

385
00:26:02,333 --> 00:26:03,958
‫«الویس پلویس» شد.

386
00:26:04,041 --> 00:26:05,958
‫- کیلا، حواست رو جمع کن.
‫- ببخشید.

387
00:26:07,166 --> 00:26:09,916
‫خب، وقتشه ببینیم چی
‫پشت این دیوار قایم شده.

388
00:26:13,666 --> 00:26:15,916
‫مسیر این در به یک راهروی
‫دایره شکل منتهی می‌شه.

389
00:26:16,041 --> 00:26:18,666
‫تقریبا شبیه راهروی ورودی یه گاوصندوق مخفیه.

390
00:26:18,791 --> 00:26:19,916
‫عین کلبه اسکیمو می‌مونه.

391
00:26:20,041 --> 00:26:23,291
‫با توجه به داده‌هایی که جمع کردیم،
‫انگار از صفحات تیتانیومی ساخته شده.

392
00:26:24,291 --> 00:26:26,291
‫که یعنی تقریبا غیرقابل نفوذه.

393
00:26:27,333 --> 00:26:29,791
‫- عجیبه.
‫- یعنی چی؟

394
00:26:29,833 --> 00:26:33,416
‫چرا گاوصندوق رو جلوی چشم نذاشت؟
‫چرا توی راهرو قایمش کرد؟

395
00:26:33,541 --> 00:26:35,416
‫شاید تیتانیوم به دکور خونه‌اش نمیاد.

396
00:26:35,458 --> 00:26:38,041
‫بهرحال کمتر چیزی رو می‌شه
‫با فرش پوست ماری ست کرد.

397
00:26:42,208 --> 00:26:45,666
‫به نظرتون شبیه میدون گاوبازی نیست؟
‫ما که می‌دونیم عاشق گاوبازیه.

398
00:26:45,791 --> 00:26:47,916
‫شاید یه حلقه امنیتی اضافه باشه.

399
00:26:48,041 --> 00:26:51,833
‫توی گاوصندوق داخلی...
‫هیچ دستگیره یا اهرمی نداره.

400
00:26:51,916 --> 00:26:54,166
‫حتی هیدرولیک هم نیست.
‫نمی‌شه بازش کرد.

401
00:26:54,291 --> 00:26:57,333
‫اینجا هم یه چیز عجیبی بود. نگاه کنین.

402
00:26:58,791 --> 00:27:02,958
‫دیوارها دو لایه‌ای طراحی شدن.
‫دو تا دیوارن. نگاه کنین.

403
00:27:03,041 --> 00:27:07,916
‫چرا یکی باید به خودش زحمت بده یه حفره
‫توخالی بین دیوارهای فولادی درست کنه؟

404
00:27:07,958 --> 00:27:10,666
‫- اینطوری سازه آسیب‌پذیر می‌شه.
‫- بذار ببینم.

405
00:27:15,791 --> 00:27:16,833
‫چی بود؟

406
00:27:16,916 --> 00:27:19,541
‫می‌خوام با استفاده از رنگ
‫تراکم‌های مختلف رو شناسایی کنم.

407
00:27:19,583 --> 00:27:20,791
‫اکسیژن آبیه.

408
00:27:20,833 --> 00:27:23,833
‫قرمز یه چیز دیگه است.
‫یادم نیست چی بود. احتمالا گازه.

409
00:27:23,916 --> 00:27:25,458
‫- گاز؟
‫- آره.

410
00:27:25,541 --> 00:27:29,166
‫نمی‌فهمم. یعنی ممکنه
‫یه جور ماده مخدر باشه؟

411
00:27:29,208 --> 00:27:31,333
‫من با شناختی که از دوک دارم،
‫مواد مخدر به نظرم بعید نیست،

412
00:27:31,416 --> 00:27:32,791
‫ولی اگه نظر من رو بخواین،

413
00:27:34,041 --> 00:27:36,166
‫هم گازه و هم احتمالا قابل اشتعاله.

414
00:27:36,208 --> 00:27:38,166
‫به نظرم از طریق این نازل‌ها پمپ می‌شه.

415
00:27:38,208 --> 00:27:39,291
‫زوم کن.

416
00:27:40,041 --> 00:27:41,666
‫یعنی چه مدل گازیه؟

417
00:27:42,458 --> 00:27:45,791
‫هیدروژن، متان، استیلن...
‫هر چیزی ممکنه.

418
00:27:45,833 --> 00:27:49,583
‫یعنی دوک این راهرو رو ساخته
‫که توش آدم‌ها رو کباب کنه؟

419
00:27:49,666 --> 00:27:50,958
‫دقیقا.

420
00:27:51,708 --> 00:27:54,458
‫عین تله‌های ایندیانا جونزه.
‫انگار خوشش میاد.

421
00:27:54,541 --> 00:27:57,166
‫اون دست فرشته رو یادتونه
‫که سرداب رو باز می‌کرد؟

422
00:27:57,291 --> 00:27:58,541
‫الان حرفت چیه دامیان؟

423
00:27:58,666 --> 00:28:01,666
‫هر کی بره داخل می‌پزه؟
‫هات‌داگ می‌شه؟

424
00:28:01,791 --> 00:28:03,166
‫باورم نمی‌شه.

425
00:28:03,916 --> 00:28:06,166
‫روی، هر کسی که واردش بشه،
‫یعنی موفق شده...

426
00:28:06,291 --> 00:28:10,291
‫که وارد کاخ دوک بشه،
‫بعد وارد کلیسا شده،

427
00:28:10,333 --> 00:28:11,958
‫تونسته سرداب رو پیدا کنه،

428
00:28:12,041 --> 00:28:14,666
‫بعد راهش رو از روی
‫فرش پوست مار پیدا کرده،

429
00:28:14,708 --> 00:28:17,416
‫و همچنان موفق شده
‫که رمز خزانه رو هک کنه.

430
00:28:17,458 --> 00:28:20,916
‫از دید دوک، همچین آدمی لایق مرگه.

431
00:28:20,958 --> 00:28:22,458
‫ولی هیچ دلیلی براش نداریم.

432
00:28:22,541 --> 00:28:25,166
‫فرض منطقی اینه که این گاز
‫یه چیزی رو فعال می‌کنه.

433
00:28:25,208 --> 00:28:27,041
‫اول دریچه بسته می‌شه،

434
00:28:27,166 --> 00:28:28,166
‫بعد گاز آزاد می‌شه،

435
00:28:28,208 --> 00:28:30,083
‫و بعدش شعله‌ور می‌شه و می‌میریم.

436
00:28:30,166 --> 00:28:32,041
‫چرا یه جوری می‌گی انگار طرف روانیه؟

437
00:28:32,166 --> 00:28:33,666
‫یا یه پا قاتل زنجیره‌ایه؟

438
00:28:33,791 --> 00:28:36,916
‫ما مطلقا هیچ مدرکی نداریم که بخوایم
‫ثابت کنیم. اولین بذارین تحلیلش کنم.

439
00:28:36,958 --> 00:28:38,416
‫باید بیشتر بهش فکر کنم.

440
00:29:34,833 --> 00:29:36,291
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

441
00:29:36,416 --> 00:29:40,291
‫راستش... خوابم نمی‌برد.
‫واسه همین...

442
00:29:40,333 --> 00:29:43,916
‫اومدم یه هوایی تازه کنم
‫و بی‌خیال نگرانی‌هام بشم.

443
00:29:49,041 --> 00:29:50,291
‫موضوع عشقه؟

444
00:29:52,791 --> 00:29:54,041
‫یا دل‌شکستگیه؟

445
00:29:55,958 --> 00:29:57,916
‫مشکل حرفه‌ای داری؟

446
00:29:59,541 --> 00:30:01,833
‫بگو ببینم از چه نگرانی خوابت نبرده.

447
00:30:01,916 --> 00:30:04,791
‫خب، راستش بیشتر مسائل کاریه.

448
00:30:04,833 --> 00:30:07,416
‫این ماموریت خیلی چالش‌های
‫جدیدی برامون ساخته.

449
00:30:07,458 --> 00:30:10,166
‫من هم انگار کاملا حواس‌پرت شدم.

450
00:30:16,583 --> 00:30:21,416
‫دقیقا می‌فهمم چی می‌گی.
‫همین... حواس‌پرتی بی‌اختیار.

451
00:30:25,166 --> 00:30:26,916
‫خوشبختانه من براش یه درمانی دارم.

452
00:30:27,041 --> 00:30:29,541
‫وای. بی‌نظیره.

453
00:30:32,166 --> 00:30:33,791
‫دنبالم بیا.

454
00:31:05,833 --> 00:31:08,583
‫مغزم داره می‌ترکه.
‫باید استراحت کنم.

455
00:31:12,958 --> 00:31:14,750
‫من هم الان میام.

456
00:31:16,083 --> 00:31:17,958
‫ببینم، تو کی قید آبروت رو زدی؟

457
00:31:20,625 --> 00:31:23,708
‫وضعیت غم‌انگیزه. نه، اصلا خجالت‌آوره.

458
00:31:23,750 --> 00:31:26,708
‫خجالت نمی‌کشی انقدر جلوی
‫وقاحت همیشگیت رو نمی‌گیری؟

459
00:31:27,583 --> 00:31:29,750
‫اون حرف‌های سر شام چی بود؟

460
00:31:29,833 --> 00:31:32,208
‫جلوی دوک و دوشس وقتش بود؟ ها؟

461
00:31:32,250 --> 00:31:35,250
‫توی شرایطی گذاشتیش که قبول کنه؟
‫واقعا آدم رقت‌انگیزی هستی.

462
00:31:35,333 --> 00:31:40,125
‫کجاش رقت‌انگیزه روی؟
‫اینکه احساسات واقعیم رو بهش گفتم؟

463
00:31:41,000 --> 00:31:44,583
‫نه بروس. موضوع اینه که تو
‫دختری که دوستش داری رو...

464
00:31:44,625 --> 00:31:45,708
‫تحت فشار گذاشتی.

465
00:31:45,833 --> 00:31:46,833
‫به خودت بیا.

466
00:31:52,208 --> 00:31:55,583
‫فکر نکن من واسه این کارهام
‫نقشه و برنامه می‌ریزم، خب؟

467
00:31:56,583 --> 00:31:58,625
‫فلسفه زندگیم اینطوریه.

468
00:31:58,708 --> 00:32:01,083
‫فلسفه؟ فلسفه‌ چیه؟

469
00:32:01,125 --> 00:32:03,583
‫فلسفه عشقه دیگه روی. فقط عشق.

470
00:32:03,625 --> 00:32:04,958
‫نمی‌دونم سر در میاری یا نه،

471
00:32:05,000 --> 00:32:07,458
‫ولی عشق تاثیرگذارتر از نفرت‌ورزیه.

472
00:32:08,000 --> 00:32:09,833
‫عشق جوهره اصلی ما انسان‌هاست.

473
00:32:09,958 --> 00:32:11,833
‫- عجب.
‫- تازه می‌دونی چیه؟

474
00:32:11,875 --> 00:32:16,000
‫ذره‌ای شک ندارم که بابتش
‫قراره عذاب بکشم.

475
00:32:16,625 --> 00:32:18,208
‫ولی اشکال نداره.

476
00:32:18,250 --> 00:32:20,708
‫خیال کردی کی هستی؟ گاندی شدی؟

477
00:32:20,833 --> 00:32:23,208
‫چون همین چند دقیقه پیش
‫عین الویس تیپ زده بودی.

478
00:32:23,333 --> 00:32:26,250
‫داشتی جلوی کسی که خاطرخواهشی
‫خودت رو مسخره می‌کردی.

479
00:32:26,750 --> 00:32:28,500
‫مگه ندیدی چقدر خندید؟

480
00:32:28,583 --> 00:32:30,708
‫برات خبرهای بدی دارم.

481
00:32:32,250 --> 00:32:33,833
‫کسی که رقیبته...

482
00:32:35,250 --> 00:32:39,000
‫عکاسه، ماجراجوئه، طراح گرافیکه...

483
00:32:39,958 --> 00:32:42,583
‫و ظاهرا خیلی خوب بلده
‫احساساتش رو بروز بده.

484
00:32:43,375 --> 00:32:47,125
‫بروس، متاسفانه الویس دیگه رفته.

485
00:32:50,500 --> 00:32:52,208
‫من هم برات یه خبرهایی دارم.

486
00:32:53,833 --> 00:32:56,958
‫من اولین کسی بودم که کیلا
‫توی سی و شیش سالگی بهش علاقه‌مند شد.

487
00:32:58,083 --> 00:32:59,833
‫می‌دونی چرا روی؟

488
00:32:59,875 --> 00:33:02,375
‫من مسخره‌ترین و بی‌مزه‌ترین
‫شوخی‌های ممکن رو کردم،

489
00:33:02,458 --> 00:33:04,208
‫که کاملا احمقانه بودن.

490
00:33:04,875 --> 00:33:09,083
‫ولی همچنان عاشق من شد.
‫نه عاشق اون رقیب باهوشه.

491
00:33:09,208 --> 00:33:14,125
‫روی، راستش رو بخوای...
‫هنر رو زیادی دست بالا گرفتن.

492
00:33:19,708 --> 00:33:22,208
‫ولم کن بابا. عالی شد.

493
00:33:30,833 --> 00:33:32,083
‫رسیدیم.

494
00:33:32,875 --> 00:33:37,000
‫اینجا جاییه که در مقابل نشخوارهای فکری
‫بی‌اختیار خودم، بهش پناه می‌برم.

495
00:33:40,750 --> 00:33:42,208
‫همچنین اضطراب فراوانم.

496
00:33:47,500 --> 00:33:49,458
‫آروم پسر. آروم باش.

497
00:33:50,750 --> 00:33:54,625
‫بیا. نگاه کن. این اسمش پرنسه.

498
00:33:55,125 --> 00:33:58,250
‫من به این کار می‌گم اسب‌درمانی.

499
00:33:58,750 --> 00:34:00,583
‫راحت باش. دست بزن.

500
00:34:01,333 --> 00:34:02,958
‫آفرین.

501
00:34:03,000 --> 00:34:04,458
‫به یالش دست بزن.

502
00:34:06,458 --> 00:34:08,583
‫باهاش حرف بزن که صدات رو بشناسه.

503
00:34:08,625 --> 00:34:12,083
‫- چطوری پرنس جان؟
‫- آروم باش.

504
00:34:12,958 --> 00:34:14,708
‫- چی شده؟
‫- بغلش کن.

505
00:34:15,958 --> 00:34:17,208
‫راحت باش.

506
00:34:17,250 --> 00:34:18,500
‫چطوری؟

507
00:34:18,583 --> 00:34:22,000
‫- بغلش کن. کاریت نداره.
‫- اینطوری؟

508
00:34:22,083 --> 00:34:25,583
‫اینطوری که نه. بذار نشونت بدم.

509
00:34:25,625 --> 00:34:29,458
‫دست‌هات رو دور گردنش بنداز.
‫آروم پسر. آروم باش.

510
00:34:30,375 --> 00:34:33,458
‫باید گرماش رو حس کنی.

511
00:34:33,500 --> 00:34:37,083
‫وقتی ضربان قلب اسب رو می‌شنوی،

512
00:34:37,125 --> 00:34:39,083
‫روی ضربان خودت تمرکز کن.

513
00:34:39,875 --> 00:34:42,208
‫بعد متوجه می‌شی که چطور
‫با همدیگه همزمان می‌شن.

514
00:34:49,083 --> 00:34:50,833
‫خجالت نکش.

515
00:35:00,208 --> 00:35:02,333
‫روی نفس‌هات تمرکز کن.

516
00:35:04,125 --> 00:35:06,375
‫خودت با تنفس اسب هماهنگش کن.

517
00:35:08,833 --> 00:35:10,875
‫بعد به جایی می‌رسه...

518
00:35:11,375 --> 00:35:14,208
‫که جفتتون تنها سیزده بار
‫در دقیقه نفس می‌کشین.

519
00:35:15,708 --> 00:35:20,000
‫بذار راهنماییت کنه.
‫بذار ریتم و مکثش رو اون مشخص کنه.

520
00:35:20,625 --> 00:35:22,958
‫عمق نفس‌هات رو باهاش هماهنگ کن.

521
00:35:24,208 --> 00:35:27,583
‫کمی بعد، بدنت اکسی‌توسین ترشح می‌کنه.

522
00:35:30,125 --> 00:35:31,625
‫بعدش احساس آرامش می‌کنی.

523
00:35:32,583 --> 00:35:35,375
‫حسی که خارق‌العاده است.

524
00:35:37,958 --> 00:35:40,000
‫دارم این آرامشه رو حس می‌کنم.

525
00:35:42,375 --> 00:35:44,125
‫لطفا ازش لذت ببر.

526
00:35:44,208 --> 00:35:46,083
‫چون این احساس...

527
00:35:46,125 --> 00:35:48,833
‫مثل تمام چیزهای خوب دیگه،
‫داره به انقراض کشیده می‌شه.

528
00:35:48,875 --> 00:35:50,375
‫مگه نه پرنس؟

529
00:35:50,875 --> 00:35:53,833
‫عین خودم که به زودی
‫قراره نابود بشم.

530
00:35:56,958 --> 00:35:58,458
‫چطور مگه؟

531
00:35:58,500 --> 00:36:04,458
‫خب... به خاطر عجله‌ها...
‫تلفن‌ها و...

532
00:36:05,000 --> 00:36:06,500
‫عشق و علاقه‌ها.

533
00:36:09,250 --> 00:36:12,000
‫با وجود همه این‌ها دنیایی که ما
‫بهش تعلق داریم قراره تموم بشه.

534
00:36:15,250 --> 00:36:17,125
‫من هم قو بودم. درکت می‌کردم.

535
00:36:23,333 --> 00:36:28,708
‫از طرفی می‌شه گفت... ما اسب‌های
‫عاشق‌پیشه‌ای هستیم که با نجوا حرف می‌زنیم.

536
00:36:32,958 --> 00:36:34,208
‫نمی‌دونم چه فکری کنم.

537
00:36:35,375 --> 00:36:37,250
‫من هم همینطور.

538
00:36:38,333 --> 00:36:42,000
‫باید حین این مکالمه...
‫یه نوشیدنی خنک خورد.

539
00:36:43,708 --> 00:36:45,833
‫بگو ببینم. دنبال چی هستی؟

540
00:36:45,875 --> 00:36:51,458
‫واقعا هیچی. فقط می‌خواستم یه سری
‫شک و شبهه‌ها درباره این کلادیو از بین بره.

541
00:36:52,333 --> 00:36:56,625
‫از نظر من کلادیو شبیه... یه آدم گذراست.

542
00:36:57,458 --> 00:36:58,958
‫مثل مهمونه. نه؟

543
00:36:59,583 --> 00:37:02,833
‫این قضیه واسه جفتمون جدیده.
‫من که دارم تلاشم رو می‌کنم، ولی...

544
00:37:02,875 --> 00:37:05,083
‫فکر می‌کنم باید تا نصف راه باهات باشم.

545
00:37:05,125 --> 00:37:07,208
‫تا نصف کدوم راه بروش؟
‫من گیج شدم.

546
00:37:08,083 --> 00:37:11,750
‫تو آدم بخشنده‌ای هستی.
‫من فقط می‌خوام این مسیر رو هدایت کنم.

547
00:37:11,833 --> 00:37:13,458
‫حالا حتی بیشتر از قبلش
‫احساس سردرگمی می‌کنم.

548
00:37:20,333 --> 00:37:22,458
‫بروس، نکنه فکر بدی باشه؟

549
00:37:22,541 --> 00:37:25,666
‫آدم باید توی زندگیش تصمیم بگیره.
‫ولی به نظرم تصمیمات من خودخواهانه است.

550
00:37:25,708 --> 00:37:27,541
‫عیبی نداره کیلا.

551
00:37:27,666 --> 00:37:30,166
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫که سر این حد و مرزها توافق داریم.

552
00:37:31,583 --> 00:37:32,791
‫مثلا چی؟

553
00:37:35,333 --> 00:37:36,458
‫خب...

554
00:37:37,791 --> 00:37:41,291
‫مثلا ترجیح می‌دم اگه بارون گرفت،
‫نذاری چترت رو دو نفری استفاده کنین.

555
00:37:43,041 --> 00:37:47,166
‫تازه نمی‌تونی موقع فیلم دیدن...
‫ژلاتو یا پاپ‌کورنت رو باهاش تقسیم کنی.

556
00:37:48,208 --> 00:37:49,708
‫هر کس مال خودش رو بگیره.

557
00:37:50,416 --> 00:37:53,291
‫مطلقا هم اجازه ندارین
‫با همدیگه کارائوکه بخونین.

558
00:37:54,333 --> 00:37:55,958
‫ترجیح می‌دم...

559
00:37:58,291 --> 00:38:02,791
‫که دنیای واقعیت مجازیت رو
‫باهاش سهیم نشی.

560
00:38:02,833 --> 00:38:04,041
‫اگه می‌شه.

561
00:38:08,083 --> 00:38:11,041
‫گفتی فقط من بودم که دیدش.

562
00:38:11,166 --> 00:38:12,458
‫مگه نه؟

563
00:38:15,125 --> 00:38:17,583
‫♪ وقتی که ماوزر سه بار شلیک شد، ♪

564
00:38:17,708 --> 00:38:22,625
‫♪ تو مثل نجات‌دهنده‌ای مشکی ♪
‫♪ دویدی و جونم رو نجات دادی. ♪

565
00:38:23,833 --> 00:38:26,333
‫♪ ای اسب عزیزم، دوست خوبم، ♪

566
00:38:26,375 --> 00:38:31,958
‫♪ قول می‌دم فداکاری‌هات رو فراموش نکنم. ♪

567
00:38:32,458 --> 00:38:35,333
‫♪ الان دیگه نمی‌تونم نجاتت بدم. ♪

568
00:38:35,375 --> 00:38:42,208
‫♪ حتی فکر به این موضوغ ♪
‫♪ اشکم رو در میاره. ♪

569
00:38:42,250 --> 00:38:49,000
‫♪ ای اسب مشکی تیره، برای همین... ♪

570
00:38:49,083 --> 00:38:54,958
‫♪ هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم. ♪

571
00:39:00,333 --> 00:39:03,000
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم
‫که ممکنه هم خوشحالت کنه،

572
00:39:03,083 --> 00:39:04,583
‫هم ممکنه حالت رو بگیره.

573
00:39:04,625 --> 00:39:07,583
‫عه؟ پس سراپا گوشم که بشنوم. بگو.

574
00:39:08,083 --> 00:39:10,750
‫متاسفانه امکان نداره که نابود بشی.

575
00:39:10,833 --> 00:39:12,208
‫نه بابا؟

576
00:39:12,333 --> 00:39:14,458
‫نمونه‌های زیادی عین تو وجود دارن.

577
00:39:14,583 --> 00:39:15,833
‫- مگه تو دیدی؟
‫- معلومه.

578
00:39:15,958 --> 00:39:17,208
‫یه لحظه وایستا.

579
00:39:24,458 --> 00:39:26,833
‫برای این مکالمه باید
‫تدارکات بیشتری دید.

580
00:39:30,375 --> 00:39:32,583
‫تو دقیقا شبیه یکی از
‫دوست‌های نزدیکمی.

581
00:39:33,250 --> 00:39:35,083
‫مکتب اپیکوری رو قبول داره.

582
00:39:35,125 --> 00:39:39,833
‫از نوشیدنی و نقاشی و زیبایی
‫و هنر لذت می‌بره.

583
00:39:40,958 --> 00:39:43,708
‫خوشبختانه تونستم این موارد
‫فوق‌العاده رو پیدا کنم،

584
00:39:43,750 --> 00:39:45,833
‫ولی باید لیوان تمیز برداریم.

585
00:39:47,208 --> 00:39:48,583
‫اجازه هست آقا؟

586
00:39:48,708 --> 00:39:50,208
‫- بله، بفرمایید.
‫- ممنون.

587
00:39:50,333 --> 00:39:53,375
‫خب، بگو ببینم.

588
00:39:55,125 --> 00:39:57,375
‫من و این دوستت از چه جهاتی
‫شبیه همدیگه‌ایم؟

589
00:39:57,458 --> 00:40:00,000
‫از خیلی جهات که اون هم...

590
00:40:00,083 --> 00:40:05,583
‫بصیرت منحصر به فرد، درونی و شخصی،
‫و خطاناپذیری نسبت به هستی داره.

591
00:40:05,708 --> 00:40:08,708
‫که توی همین دنیا،
‫همه‌چیز رو برای ما...

592
00:40:08,833 --> 00:40:10,125
‫انسان‌های فانی فراهم می‌کنه.

593
00:40:12,583 --> 00:40:14,208
‫یعنی می‌خوای بگی من خودمحورم؟

594
00:40:14,250 --> 00:40:18,625
‫آره، کاملا همینه.
‫خودبین و خودشیفته‌ است.

595
00:40:19,583 --> 00:40:22,000
‫اما خیلی شور و شوق داره.

596
00:40:22,083 --> 00:40:24,833
‫از اون آدم‌هاییه که حضورش
‫توی جمع احساس می‌شه.

597
00:40:24,875 --> 00:40:28,958
‫یه انرژی کاتالیزوری داره
‫که آدم رو مملو از زندگی می‌کنه.

598
00:40:29,000 --> 00:40:35,708
‫از اون‌هاست که وقتی از اتاق می‌ره،
‫توی دل آدم خالی می‌شه.

599
00:40:36,833 --> 00:40:38,125
‫غیابش حس می‌شه.

600
00:40:41,833 --> 00:40:43,708
‫بگو ببینم، این رفیقت دقیقا کیه؟

601
00:40:43,833 --> 00:40:46,333
‫این دوست من همین لحظه بیداره،

602
00:40:46,375 --> 00:40:49,708
‫منتظر همون جرقه‌ای از نبوغه
‫که همه‌چی رو دگرگون کنه.

603
00:40:57,125 --> 00:40:58,625
‫آیا پیداش می‌کنه؟

604
00:40:59,583 --> 00:41:01,208
‫ناگزیرانه.

605
00:41:03,125 --> 00:41:04,208
‫ناگزیرانه؟

606
00:41:04,875 --> 00:41:06,333
‫چون خطاناپذیره.

607
00:41:16,208 --> 00:41:18,083
‫بیا بریم یه چیزی نشونت بدم.

608
00:41:46,458 --> 00:41:48,125
‫ببخشید، آم...

609
00:41:54,458 --> 00:41:55,958
‫کجا داریم می‌ریم؟

610
00:41:56,625 --> 00:41:58,083
‫می‌ریم کلیسا.

611
00:42:12,333 --> 00:42:15,708
‫اینجا آرامگاه ابدی نیاکان منه.

612
00:42:28,875 --> 00:42:31,708
‫پنج نسل از هرموسو دمدینا.

613
00:42:35,458 --> 00:42:37,500
‫دوقلوها اینجا دفن شدن.

614
00:42:37,583 --> 00:42:39,875
‫لئوپولدو و آرماندو.

615
00:42:40,625 --> 00:42:42,333
‫کلا چهار سالشون بود.

616
00:42:43,125 --> 00:42:44,500
‫غم بزرگی بود.

617
00:42:49,208 --> 00:42:51,333
‫فرشته رو به پایین فشار بده.

618
00:42:52,208 --> 00:42:53,208
‫متوجه نشدم.

619
00:42:55,375 --> 00:42:58,625
‫دست مجسمه رو بگیر و محکم
‫به سمت پایین بکش.

620
00:43:22,833 --> 00:43:24,208
‫تو جلو برو دامیان.

621
00:44:02,458 --> 00:44:03,458
‫خب؟

622
00:44:04,833 --> 00:44:05,833
‫تحت تاثیر قرار گرفتی؟

623
00:44:05,875 --> 00:44:10,125
‫خب، با اینکه سردابه اما همچنان
‫دکوراسیون عجیب و غریبی داره.

624
00:44:11,000 --> 00:44:14,583
‫این در واقع سردابیه
‫که زیر یه سرداب دیگه مخفی شده.

625
00:44:14,708 --> 00:44:16,375
‫- یکی دیگه از اون اسرارمه.
‫- آها.

626
00:44:16,458 --> 00:44:18,958
‫سومین گنجیه‌ام رو اینجا نگه می‌دارم.

627
00:44:19,083 --> 00:44:21,208
‫فکر می‌کنی سیستم امنیتی خوبی ندارم؟

628
00:44:21,250 --> 00:44:22,583
‫سومین گنجینه؟

629
00:44:22,625 --> 00:44:26,708
‫اولین گالری هنریم بود.
‫که به اونجا نفوذ کردین.

630
00:44:26,750 --> 00:44:27,750
‫آره.

631
00:44:27,833 --> 00:44:29,333
‫هوم.

632
00:44:29,458 --> 00:44:32,833
‫دومین گنجینه‌ام... اعتماد زنمه.

633
00:44:32,875 --> 00:44:34,125
‫آها.

634
00:44:37,833 --> 00:44:38,833
‫بیا...

635
00:44:42,625 --> 00:44:46,833
‫این چیزیه که دلم می‌خواد...
‫«خزانه امن» خودم صداش کنم.

636
00:44:49,333 --> 00:44:53,083
‫پس بگو ببینم.
‫واقعا قرار نیست چیزی برام بذاری؟

637
00:44:54,208 --> 00:44:55,750
‫اون که بستگی داره.

638
00:44:55,833 --> 00:44:58,708
‫چون هنر سرقت خیلی غیرقابل پیش‌بینیه.

639
00:44:58,750 --> 00:45:00,208
‫«هنر» سرقت؟

640
00:45:03,083 --> 00:45:04,125
‫روت رو اونطرفی کن.

641
00:45:37,083 --> 00:45:38,625
‫حالا می‌تونی بگردی.

642
00:45:42,583 --> 00:45:43,708
‫اجی مجی.

643
00:45:46,833 --> 00:45:47,833
‫راحت باش.

644
00:46:08,333 --> 00:46:09,708
‫بهم اعتماد نداری؟

645
00:46:12,458 --> 00:46:14,333
‫گمون نکنم کار درستی باشه.

646
00:46:14,375 --> 00:46:16,958
‫دارم عمیق‌ترین و تاریک‌ترین
‫رازم رو باهات در میون می‌ذارم،

647
00:46:17,083 --> 00:46:19,208
‫ولی تو بهم اعتماد نداری؟

648
00:46:23,708 --> 00:46:25,583
‫از روی این خط رد شو.

649
00:46:28,875 --> 00:46:30,208
‫رد شو.

650
00:46:31,375 --> 00:46:32,833
‫اصرار می‌کنم.

651
00:46:36,583 --> 00:46:37,583
‫پخ.

652
00:46:44,583 --> 00:46:45,750
‫من رو ببین.

653
00:46:49,333 --> 00:46:52,583
‫واقعا خیال می‌کردی قراره تنهایی
‫تا اینجا نقشه رو پیش ببری؟

654
00:46:54,583 --> 00:47:04,583
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M