1
00:00:06,005 --> 00:00:09,342
‫کلیر هیز. توی این هتل کار می‌کنه.

2
00:00:09,342 --> 00:00:12,262
‫سه روز پیش وسط شیفتش ناپدید شد.

3
00:00:12,262 --> 00:00:14,264
‫معمولاً وقتی یه زن این‌جوری غیبش می‌زنه،

4
00:00:14,264 --> 00:00:16,224
‫تهش به جنازه ختم میشه.

5
00:00:16,224 --> 00:00:19,644
‫- چطور می‌تونم به تحقیقاتتون کمک کنم؟
‫- شما توی هتل اقامت داری.

6
00:00:19,728 --> 00:00:22,313
‫دیدیش؟
‫برخوردی باهاش داشتی؟

7
00:00:22,313 --> 00:00:24,607
‫چیزی یادم نمیاد. ۳۰۰ تا اتاق هست.

8
00:00:24,607 --> 00:00:26,234
‫چرا دارین مزاحم من میشین؟

9
00:00:26,276 --> 00:00:27,861
‫چون شاهدایی که باهاشون حرف زدیم گفتن که

10
00:00:27,861 --> 00:00:30,905
‫تو و کلیر درست بیرون کافه‌ی هتل
‫با هم بحثتون شده،

11
00:00:31,030 --> 00:00:33,241
‫درست چند ساعت قبل از اینکه گم بشه.

12
00:00:33,241 --> 00:00:36,327
‫بله، باهاش حرف زدم. ولی بحث نبود.
‫فقط یه مکالمه معمولی بود.

13
00:00:36,327 --> 00:00:40,248
‫- برای اتاقم حوله می‌خواستم.
‫- حوله؟ عجب.

14
00:00:41,958 --> 00:00:44,335
‫ما فیلم‌های امنیتی رو چک کردیم.
‫این شبیه یه صحبت معمولی در مورد حوله ست؟

15
00:00:48,840 --> 00:00:51,760
‫تازه متوجه شدم قبلاً همدیگه رو دیدیم.
‫عذر می‌خوام، کارآگاه سیلور.

16
00:00:51,885 --> 00:00:54,262
‫مکالمه‌مون توی سال‌های قبل رو
‫فراموش کرده بودم.

17
00:00:54,345 --> 00:00:56,764
‫من کاملاً یادمه.
‫می‌خوای بدونی دیگه چی یادمه،

18
00:00:56,890 --> 00:00:59,100
‫- مرتیکه آب‌زیرکاهِ...
‫- سناتور، ما داریم سعی می‌کنیم

19
00:00:59,142 --> 00:01:00,602
‫بفهمیم اون کجاست.

20
00:01:00,602 --> 00:01:03,688
‫من احترام زیادی برای پلیس بوستون قائلم،

21
00:01:03,813 --> 00:01:07,317
‫برای کاری که می‌کنین.
‫ولی داریم توی راهروی هتل حرف می‌زنیم

22
00:01:07,442 --> 00:01:10,653
‫نه اداره پلیس.
‫پس، با فرض اینکه می‌تونم برم،

23
00:01:10,778 --> 00:01:13,615
‫پیشنهاد می‌کنم از این به بعد
‫مؤدبانه‌تر برخورد کنین.

24
00:01:13,740 --> 00:01:15,241
‫از مهمونیت تا می‌تونی لذت ببر.

25
00:01:19,496 --> 00:01:21,873
‫می‌خوای بگی قضیه چیه، سرپیکو؟

26
00:01:21,915 --> 00:01:23,166
‫این یارو رو می‌شناسی؟

27
00:01:23,208 --> 00:01:25,335
‫- نگرانش نباش ریگان.
‫- ما همکاریم.

28
00:01:25,418 --> 00:01:27,962
‫داریم مظنونی رو تعقیب می‌کنیم
‫که تو باهاش سابقه داری

29
00:01:28,087 --> 00:01:31,382
‫و به خودت زحمت ندادی
‫چیزی در موردش بهم بگی. معلومه که نگرانشم.

30
00:01:31,508 --> 00:01:35,136
‫- قضیه چیه؟
‫- اگه اون دست داشته باشه...

31
00:01:35,136 --> 00:01:37,931
‫اون زن تا الان مُرده.

32
00:01:46,981 --> 00:01:49,275
‫شما تازگی یه کیفرخواست بزرگ علیه

33
00:01:49,400 --> 00:01:52,987
‫- مافیای روسیه توی بوستون صادر کردین.
‫- بله. ۲۰ ساله که اون جنایتکارها

34
00:01:53,112 --> 00:01:57,533
‫داشتن از دوش طبقه کارگر سواری می‌گرفتن.
‫دیگه تموم شد.

35
00:01:57,617 --> 00:02:00,411
‫- کارشون تمومه.
‫- اون پرونده مافیای روسیه

36
00:02:00,411 --> 00:02:03,915
‫توی چند تا گزیده از کتابی که
‫دستیار دادستان سابق شما،

37
00:02:03,915 --> 00:02:05,875
‫تدی بردفورد نوشته هم ذکر شده.

38
00:02:05,875 --> 00:02:07,627
‫اسم شما هم چند بار اومده.

39
00:02:07,627 --> 00:02:09,379
‫دوست دارم نظرتون رو بدونم.

40
00:02:09,754 --> 00:02:13,216
‫بردفورد نوشته شما در برابر جرم
‫نرمش نشون میدین

41
00:02:13,341 --> 00:02:17,220
‫و روی چیزایی تأکید می‌کنه که بهش میگه
‫اشتباهات قضایی دوران دستیاری دادستانی شما.

42
00:02:17,220 --> 00:02:19,806
‫- جوابتون؟
‫- خب، اینا برای من تازه‌ست،

43
00:02:19,806 --> 00:02:22,475
‫پس تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که
‫نظری ندارم.

44
00:02:22,475 --> 00:02:25,728
‫اون داره میگه که
‫شما تجربه کافی ندارین...

45
00:02:25,728 --> 00:02:28,982
‫متأسفانه وقتمون تمومه.
‫خیلی ممنون بکی.

46
00:02:28,982 --> 00:02:30,483
‫صحبت باهات همیشه عالیه بکی.

47
00:02:30,483 --> 00:02:32,694
‫به پرسیدن سوال‌های سخت ادامه بده.

48
00:02:37,281 --> 00:02:39,575
‫- چرا ما از این کتاب خبر نداشتیم؟
‫- حاضرم شرط ببندم که

49
00:02:39,742 --> 00:02:42,745
‫آدمای بردفورد اون فصل‌ها رو
‫مخصوصاً لو دادن

50
00:02:42,870 --> 00:02:44,288
‫تا این لحظه رو بسازن.

51
00:02:44,288 --> 00:02:47,333
‫یه کمین حساب‌شده ست.
‫اگه این پخش بشه...

52
00:02:47,458 --> 00:02:49,502
‫روزنامه‌نگارای جدی
‫در مورد «نظری ندارم» داستان نمی‌نویسن.

53
00:02:49,502 --> 00:02:51,170
‫«نظری ندارم» فقط قلابه.

54
00:02:51,170 --> 00:02:54,173
‫داستان اصلی همون چیزیه که
‫اون راسو برای کتابش پخته.

55
00:02:54,173 --> 00:02:56,509
‫خیلی‌خب، تو اونو مثل من نمی‌شناسی.

56
00:02:56,509 --> 00:02:58,011
‫تدی بی‌کله‌ست ولی راسو نیست.

57
00:02:58,011 --> 00:03:02,598
‫- اگه داستان توی کتابه، فقط باید ببینیمش.
‫- باشه.

58
00:03:04,684 --> 00:03:08,271
‫چارلی، یه قرار با تدی بذار.
‫قبل از اینکه کاری عجولانه کنیم،

59
00:03:08,396 --> 00:03:10,732
‫- می‌خوام بدونم چه نقشه‌ای داره.
‫- حله.

60
00:03:14,068 --> 00:03:17,113
‫اون لیگ فانتزی کل روز گوشیم رو منفجر کرده.

61
00:03:17,238 --> 00:03:19,198
‫پسر، ویلیامز رو با براون معاوضه کردی

62
00:03:19,198 --> 00:03:22,744
‫- و انتظار داری ما چیزی نگیم؟
‫- مگه براون چشه؟

63
00:03:22,785 --> 00:03:23,911
‫نمی‌تونم درکت کنم.

64
00:03:23,911 --> 00:03:27,373
‫چیه؟ آمار یارد-در-حمل رو ردیف می‌کنی
‫انگار هیچی نیست،

65
00:03:27,373 --> 00:03:30,001
‫بعد میری یه یارویی رو می‌گیری
‫که ۱۰۰ درصد تموم شده.

66
00:03:30,126 --> 00:03:32,545
‫من قرار نیست بیخیال کسی بشم
‫فقط چون داره

67
00:03:32,670 --> 00:03:36,007
‫یه دوره سخت رو می‌گذرونه، خب؟
‫براون اوضاعش رو درست می‌کنه.

68
00:03:36,132 --> 00:03:38,760
‫این دل‌رحمیت ۱۰۰ درصد شانس رسیدنت

69
00:03:38,885 --> 00:03:40,970
‫به پلی‌آف رو نابود می‌کنه.

70
00:03:40,970 --> 00:03:43,181
‫ادی سی. دوباره شروع کرد.

71
00:03:43,181 --> 00:03:45,391
‫این بشر دست بردار نیست؟

72
00:03:45,558 --> 00:03:47,310
‫ببخشید. خیلی عذر می‌خوام.

73
00:03:47,310 --> 00:03:50,021
‫- هی، حواست باشه.
‫- هی نه، معذرت می‌خوام.

74
00:03:50,688 --> 00:03:54,358
‫- ادی، بیخیال پسر.
‫- نه، هی، بچه‌ها، ببینین، نه... اینو

75
00:03:54,442 --> 00:03:57,570
‫از یکی دیگه دزدیده. ببینین.
‫اون... بچه‌ها، ببینین. اون.

76
00:03:57,695 --> 00:03:59,530
‫بیخیال مرد.
‫کیف رو بده من. ادی.

77
00:03:59,655 --> 00:04:01,365
‫- هی، نه! من باید برم. بیخیال.
‫- فرار نکن ادی.

78
00:04:01,365 --> 00:04:04,744
‫- مجبورم نکن بدوام!
‫- نه، نه! آروم باش مرد! آروم باش، بیخیال!

79
00:04:04,869 --> 00:04:06,788
‫هی... خیلی‌خب، وای.

80
00:04:06,788 --> 00:04:09,957
‫هی، اونو ببین. داری... حس می‌کنم

81
00:04:10,082 --> 00:04:13,878
‫داریم اینجا نامزد می‌کنیم.
‫اونا رو پیدا کردم. هی.

82
00:04:14,420 --> 00:04:15,922
‫می‌شنوم چی میگین بچه‌ها.
‫بچه‌ها، ببینین.

83
00:04:15,922 --> 00:04:19,050
‫ادی، ادی، می‌دونی که
‫حق داری سکوت کنی دیگه، نه؟

84
00:04:19,050 --> 00:04:21,427
‫نه. من... می‌فهمم.
‫می‌دونی، ولی فقط میگم که

85
00:04:21,427 --> 00:04:23,304
‫داشتم... اونو جمع می‌کردم.
‫ببین، داشتم همه اون...

86
00:04:23,471 --> 00:04:25,598
‫- همه اون چیزا رو جمع می‌کردم، پس من...
‫- ریگان؟

87
00:04:25,640 --> 00:04:27,141
‫قضیه اون چمدون چیه؟

88
00:04:28,935 --> 00:04:32,313
‫بچه‌ها، اون کیف مال کسیه؟

89
00:04:32,313 --> 00:04:35,274
‫نه؟ همه برن عقب، باشه؟

90
00:04:35,441 --> 00:04:37,401
‫موضوع پلیسیه.
‫حداقل نود متر، لطفاً.

91
00:04:37,401 --> 00:04:39,153
‫- یالا، بچه‌ها.
‫- یه بسته مشکوک داریم.

92
00:04:39,195 --> 00:04:40,279
‫- چمدون بدون صاحب.
‫- شان.

93
00:04:40,279 --> 00:04:42,281
‫- ممنون. داریم پارک رو تخلیه می‌کنیم.

94
00:04:42,281 --> 00:04:43,991
‫هی، شما دارین تخلیه می‌کنین؟

95
00:04:43,991 --> 00:04:45,868
‫- دریافت شد.
‫- من کی تخلیه میشم؟

96
00:04:45,910 --> 00:04:47,703
‫باشه، حواسمون بهش هست.

97
00:04:47,745 --> 00:04:48,287
‫- هی.
‫- ممنون.

98
00:04:48,329 --> 00:04:50,623
‫هی، رئیس. رئیس، من کی قراره تخلیه بشم؟

99
00:04:50,623 --> 00:04:53,584
‫سیلور... از اون چمدون
‫داره خون بیرون میاد؟

100
00:04:55,920 --> 00:04:58,214
‫آره.

101
00:05:03,010 --> 00:05:06,055
‫سلام. می‌دونی که
‫نیاز به وقت خصوصی نداری تا...

102
00:05:06,180 --> 00:05:08,349
‫قیافه‌ی «یه چیزی غلطه» رو گرفتی.

103
00:05:08,349 --> 00:05:11,894
‫- چقدر باید نگران باشم؟
‫- اون‌قدر نگران که فکر کردم باید اینو

104
00:05:12,019 --> 00:05:13,521
‫مستقیم بشنوی.

105
00:05:14,105 --> 00:05:18,234
‫می‌خوام با یکی از معلم‌های
‫مدرسه یکشنبه‌مون آشنا بشی. ایوا.

106
00:05:18,234 --> 00:05:19,652
‫ایوا، این نوه‌م ساراست.

107
00:05:19,694 --> 00:05:19,944
‫سلام.

108
00:05:20,069 --> 00:05:24,115
‫سلام. می‌خوام چیزی که
‫به من گفتی رو به اونم بگی.

109
00:05:26,993 --> 00:05:28,953
‫در مورد خواهرم جویسه.

110
00:05:31,580 --> 00:05:34,750
‫آخر هفته پیش،
‫من و نامزدم بساط کباب داشتیم.

111
00:05:34,875 --> 00:05:38,587
‫خواهرم اومد، حالش خوش نبود.
‫رفت سمت نامزدم،

112
00:05:38,587 --> 00:05:41,924
‫اسلحه‌ش رو توی غلاف بهش نشون داد

113
00:05:41,924 --> 00:05:46,971
‫و بهش گفت اگه رفتارش رو
‫درست نکنه... می‌کشتش.

114
00:05:46,971 --> 00:05:49,682
‫ایوا، این یه وضعیت وحشتناکه.

115
00:05:49,682 --> 00:05:53,060
‫اگه دنبال مشاوره‌ای، فکر کنم باید فوراً

116
00:05:53,060 --> 00:05:55,354
‫یه گزارش رسمی پلیس رد کنی.

117
00:05:55,354 --> 00:05:57,398
‫نامزدت می‌تونه
‫یه حکم عدم نزدیک شدن معمولی...

118
00:05:57,398 --> 00:05:59,108
‫سارا؟ یه چیز دیگه هم هست.

119
00:05:59,150 --> 00:06:01,902
‫چیزی که ایوا نمیگه.

120
00:06:03,571 --> 00:06:05,573
‫ایوا؟

121
00:06:06,615 --> 00:06:08,701
‫خواهرم افسر جویس دیویسه.

122
00:06:08,701 --> 00:06:10,536
‫یه پلیس.

123
00:06:10,536 --> 00:06:13,831
‫پلیس بوستون.
‫لطفاً، من نمی‌خوام دردسر درست کنم.

124
00:06:13,831 --> 00:06:16,459
‫فقط فکر کردم باید به یکی خبر بدم.

125
00:06:16,459 --> 00:06:19,587
‫ایوا، کار کاملاً درستی کردی
‫که اومدی پیش من.

126
00:06:19,587 --> 00:06:22,006
‫من اینو به روش درست حل می‌کنم،

127
00:06:22,006 --> 00:06:24,550
‫در حالی که از تو و نامزدت
‫محافظت می‌کنم، باشه؟

128
00:06:31,640 --> 00:06:33,893
‫- میگن دو روزه که مُرده.
‫- وحشتناکه.

129
00:06:33,934 --> 00:06:35,519
‫- کارتون خوب بود پسرها.
‫- درسته.

130
00:06:35,519 --> 00:06:36,812
‫- ممنون بابا.
‫- ممنون

131
00:06:36,854 --> 00:06:38,564
‫- قربان.
‫- مک‌لاسکی ممنون که این‌قدر سریع اومدی.

132
00:06:38,564 --> 00:06:40,775
‫قربانی با مشخصات فرد گمشده‌تون
‫مطابقت داره.

133
00:06:40,775 --> 00:06:43,527
‫فکر کردم شما دو تا
‫بخواین یه نگاهی بندازین.

134
00:06:57,458 --> 00:07:01,003
‫- کاش این یه بار رو اشتباه کرده بودم.
‫- آره.

135
00:07:02,338 --> 00:07:04,840
‫- باید این یارو رو بگیریم، دنی.
‫- می‌گیریم.

136
00:07:31,450 --> 00:07:34,912
‫ولی بحث نبود.
‫فقط یه مکالمه معمولی بود.

137
00:07:36,580 --> 00:07:38,707
‫برای اتاقم حوله می‌خواستم.

138
00:07:38,833 --> 00:07:41,460
‫حوله برای اتاقم.

139
00:07:42,962 --> 00:07:46,131
‫اگه بیشتر زل بزنی،
‫مانیتور رو سوراخ می‌کنی.

140
00:07:46,131 --> 00:07:48,717
‫- آره، فکر کنم دارم زیاد فکر می‌کنم.

141
00:07:48,717 --> 00:07:50,636
‫یه چیزی در مورد سناتور؟

142
00:07:50,636 --> 00:07:53,222
‫می‌خوای منم در جریان بذاری؟

143
00:07:53,222 --> 00:07:56,016
‫بیخیال.
‫بگو قضیه‌ی شما دو تا چی بود.

144
00:07:56,016 --> 00:07:58,644
‫بیشتر از چیزی که دوست دارم.
‫سارا بهش میگه نهنگ سفید من.

145
00:07:58,769 --> 00:08:01,438
‫- اونی که در رفت.
‫- آره، قدیما وقتی که تازه کارآگاه شده بودم،

146
00:08:01,564 --> 00:08:03,232
‫این پرونده رو گرفتم.

147
00:08:03,232 --> 00:08:04,400
‫قتل یه زن جوون

148
00:08:04,400 --> 00:08:07,528
‫توی یه پنت‌هاوس مرکز شهر بود.
‫نیکول اندرس.

149
00:08:07,570 --> 00:08:09,280
‫لوول قاتل بود.

150
00:08:09,321 --> 00:08:12,700
‫اگه اون قاتل بود،
‫چطور داره بیرون راست‌راست می‌چرخه

151
00:08:12,866 --> 00:08:16,370
‫- و می‌دونی، سناتوری می‌کنه؟
‫- چون من خام بودم.

152
00:08:16,537 --> 00:08:18,664
‫کلی فشار سیاسی بود و تأخیر توی حکم.

153
00:08:18,664 --> 00:08:21,083
‫تا وقتی که اجازه رو گرفتم،
‫اون برگشته بود به صحنه و

154
00:08:21,208 --> 00:08:22,293
‫رد پاش رو پاک کرده بود.

155
00:08:22,293 --> 00:08:24,128
‫- پس نتونستی پرونده تشکیل بدی؟
‫- نه. مطمئنم دردناک بوده.

156
00:08:24,253 --> 00:08:28,382
‫بود، و مخصوصاً الان درد داره. می‌دونی،

157
00:08:28,549 --> 00:08:31,927
‫سال‌ها طول کشید تا
‫دست از شک کردن به خودم بردارم.

158
00:08:32,052 --> 00:08:35,347
‫و اعتبارم رو دوباره بسازم.
‫ولی از اون موقع لوول رو زیر نظر دارم.

159
00:08:35,472 --> 00:08:39,101
‫و وقتی دروغ میگه یه نشونه داره.

160
00:08:39,101 --> 00:08:41,270
‫دستش رو ببین.

161
00:08:41,395 --> 00:08:45,149
‫آره، یه تیکه.
‫و دیشب توی هتل انجامش داد.

162
00:08:45,274 --> 00:08:46,942
‫وقتی بهمون دروغ گفت.

163
00:08:46,942 --> 00:08:49,903
‫- می‌دونم اون کلیر رو کشته دنی.
‫- باشه.

164
00:08:50,029 --> 00:08:53,449
‫ولی آدمایی مثل اون لیزن. می‌دونی،

165
00:08:53,615 --> 00:08:56,869
‫با ریزکاری‌های قانونی در میرن.
‫اگه می‌خوای بگیریش، باید پرونده‌ای بسازی

166
00:08:56,910 --> 00:09:00,247
‫که مو لای درزش نره...
‫و تمام مدارک رو دنبال کنی.

167
00:09:00,247 --> 00:09:02,291
‫- البته.
‫- حالا حرفش شد،

168
00:09:02,291 --> 00:09:05,294
‫اینا رو از
‫دوربین‌های مداربسته مختلف درآوردم،

169
00:09:05,294 --> 00:09:08,172
‫ولی همه‌شون با یه زمان.
‫این یارو رو ببین.

170
00:09:08,172 --> 00:09:10,549
‫حرکتش، حالتش.
‫انگار داره یه چیزی رو

171
00:09:10,716 --> 00:09:13,177
‫- داخل اون چمدون می‌کشه.
‫- داره از سمت هتلی میاد که

172
00:09:13,218 --> 00:09:15,054
‫لوول توش اقامت داره.

173
00:09:15,054 --> 00:09:17,473
‫هیکلش با لوول می‌خونه. قدش هم درسته.

174
00:09:17,473 --> 00:09:19,099
‫آره. می‌تونه خودش باشه.

175
00:09:19,099 --> 00:09:21,435
‫ولی ما به خیلی بیشتر از
‫«می‌تونه باشه» نیاز داریم

176
00:09:21,435 --> 00:09:23,312
‫تا یه سناتور ایالتی رو گیر بندازیم.

177
00:09:23,312 --> 00:09:24,938
‫باید همه کارها رو دقیق انجام بدیم.

178
00:09:24,938 --> 00:09:26,273
‫و این معمولاً کار منه.

179
00:09:26,273 --> 00:09:28,817
‫- دارم عادتای تو رو یاد می‌گیرم.
‫- آره، منم دارم

180
00:09:28,942 --> 00:09:30,444
‫یه چیزایی از تو یاد می‌گیرم.

181
00:09:32,905 --> 00:09:35,699
‫به عنوان رئیس پلیس، روزهام شلوغه.

182
00:09:35,699 --> 00:09:37,951
‫امروز، صبحم رو با خوندن در مورد حادثه

183
00:09:38,077 --> 00:09:39,703
‫توی پیک‌نیک کباب‌ هفته پیش گذروندم.

184
00:09:39,703 --> 00:09:42,790
‫تو نامزد خواهرت کارل رو
‫با اسلحه سازمانیت تهدید کردی

185
00:09:42,790 --> 00:09:46,001
‫و بدتر، گفتی که
‫به عنوان یه پلیس می‌تونی

186
00:09:46,001 --> 00:09:48,962
‫«از زیر خیلی چیزا قسر در بری»،

187
00:09:48,962 --> 00:09:51,131
‫خب، بگو افسر، قضیه چیه؟

188
00:09:51,256 --> 00:09:54,176
‫فرمانده، قربان، همه‌ش فقط،

189
00:09:54,176 --> 00:09:57,679
‫می‌دونین، حرفای خاله زنکیه. شایعه‌ست.

190
00:09:57,679 --> 00:10:00,224
‫منظورم اینه که اصلاً این‌جوری پیش نرفت.

191
00:10:00,349 --> 00:10:02,476
‫امیدوار بودم باهام روراست باشی افسر.

192
00:10:02,476 --> 00:10:05,020
‫فکر نکن تکالیفم رو انجام ندادم.

193
00:10:05,020 --> 00:10:06,939
‫پرونده‌ت رو بررسی کردم.

194
00:10:07,064 --> 00:10:09,191
‫از شاهدها، همکارهات بازجویی کردم.

195
00:10:09,191 --> 00:10:11,693
‫و کارکنان بیمارستانی که ژوئن پارسال
‫کارل رو هل دادی.

196
00:10:11,693 --> 00:10:15,739
‫با سابقه انضباطیت،
‫اگه اخراج نباشه، احتمال تعلیق هست.

197
00:10:15,739 --> 00:10:19,076
‫پس، وقت چرت و پرت گفتن تمومه.
‫دوباره می‌پرسم.

198
00:10:19,201 --> 00:10:21,912
‫- قضیه چیه؟
‫- قربان.

199
00:10:23,747 --> 00:10:27,209
‫نامزد خواهرم کارل اونو می‌زنه.
‫یه ساله که می‌زنه.

200
00:10:27,209 --> 00:10:30,379
‫ببینین، من کاری که کردم رو دوست ندارم،

201
00:10:30,379 --> 00:10:32,464
‫ولی ایوا خواهر کوچیکمه.

202
00:10:34,883 --> 00:10:35,968
‫تو یه پلیسی.

203
00:10:35,968 --> 00:10:38,387
‫اگه خواهرت مورد آزار قرار می‌گیره،

204
00:10:38,387 --> 00:10:39,972
‫از راه قانونی اقدام می‌کنی.

205
00:10:39,972 --> 00:10:42,808
‫قربان، با احترام،
‫راه‌های قانونی کار نمی‌کنن.

206
00:10:42,808 --> 00:10:46,228
‫ایوا اونقدر از کارل می‌ترسه
‫که اعتراف نمی‌کنه چیکار می‌کنه.

207
00:10:46,687 --> 00:10:47,813
‫وقتی جوون بودیم،

208
00:10:47,813 --> 00:10:50,274
‫به ایوا قسم خوردم هر کاری می‌کنم

209
00:10:50,399 --> 00:10:51,900
‫تا در امنیت باشه.

210
00:10:54,319 --> 00:10:56,405
‫و این همون کاریه که قراره بکنم.

211
00:10:58,574 --> 00:11:00,576
‫افسر دیویس، اعمال تو

212
00:11:00,576 --> 00:11:03,579
‫در شأن یه افسر پلیس بوستون نیست.

213
00:11:03,579 --> 00:11:04,955
‫دو هفته تعلیق بدون حقوق.

214
00:11:04,955 --> 00:11:06,915
‫کارت شناسایی و
‫نشانت رو بذار اینجا.

215
00:11:06,915 --> 00:11:08,417
‫گروهبانت اسلحه‌ت رو می‌گیره و

216
00:11:08,500 --> 00:11:11,295
‫آخر مجازاتت بهت پس میده. مرخصی.

217
00:11:25,517 --> 00:11:28,020
‫تعجب کردم که اینقدر زود تماس گرفتی، مِی.

218
00:11:28,020 --> 00:11:31,064
‫منتظر یه جور جواب متقابل بودم.

219
00:11:31,064 --> 00:11:32,566
‫ممنون.

220
00:11:33,108 --> 00:11:34,985
‫تدی، داری چیکار می‌کنی؟

221
00:11:34,985 --> 00:11:38,071
‫یه کتاب نوشتم.
‫این توی بوستون جرمه؟

222
00:11:38,071 --> 00:11:39,573
‫منظورم این نیست.

223
00:11:40,282 --> 00:11:43,952
‫کتاب، گزیده‌های منتشر شده،
‫کل این شخصیت...

224
00:11:43,952 --> 00:11:46,830
‫این تو نیستی.

225
00:11:46,830 --> 00:11:49,416
‫نه، تو داری به کسی که بودم فکر می‌کنی.

226
00:11:49,416 --> 00:11:52,628
‫من تکامل پیدا کردم.
‫از روی اجبار.

227
00:11:52,628 --> 00:11:55,005
‫بعد از اینکه منو
‫از دفتر دادستانی بیرون انداختی.

228
00:11:55,005 --> 00:11:56,673
‫تو به شاهد خط داده بودی.

229
00:11:56,673 --> 00:11:59,426
‫من بهت تنزل مقام پیشنهاد دادم.
‫خودت رفتی.

230
00:12:00,302 --> 00:12:05,432
‫وقتی دادستان بشم،
‫تو کوته‌بین دیده میشی. حسود.

231
00:12:05,432 --> 00:12:09,603
‫ولی ما جفتمون می‌دونیم
‫حقیقت این نیست.

232
00:12:09,603 --> 00:12:11,938
‫می. خدایا، دلم برات می‌سوزه.

233
00:12:12,064 --> 00:12:15,067
‫- هنوز بازی دیروز رو می‌کنی.
‫- بازی دیروز؟

234
00:12:15,067 --> 00:12:18,320
‫«ولی ما جفتمون می‌دونیم حقیقت این نیست.»

235
00:12:18,320 --> 00:12:21,782
‫واقعاً فکر می‌کنی این مهم‌تر از روایته؟

236
00:12:23,033 --> 00:12:24,618
‫همون می سیلور همیشگی.

237
00:12:27,120 --> 00:12:28,663
‫وقتی دادستان شدی؟

238
00:12:28,663 --> 00:12:31,249
‫کی باعث شده این‌جوری فکر کنی؟

239
00:12:31,375 --> 00:12:33,710
‫- دوستای بابات؟
‫- این نگاه از بالا به پایین رو بذار کنار.

240
00:12:37,297 --> 00:12:39,132
‫تدی، بذار یه نصیحت کوچیک بهت بکنم.

241
00:12:39,966 --> 00:12:41,510
‫منو دست‌کم نگیر.

242
00:12:46,515 --> 00:12:49,226
‫- خب، برای این یکی آماده‌ای؟
‫- آره، ممنون.

243
00:12:49,351 --> 00:12:51,353
‫می‌دونی این دومین بار توی این ماهه که

244
00:12:51,353 --> 00:12:52,729
‫اموال ادی رو ثبت می‌کنیم.

245
00:12:52,729 --> 00:12:54,606
‫اون یه خلافکاره.
‫ولی بازم باید پشتکار این بشر رو تحسین کنی.

246
00:12:55,399 --> 00:12:57,526
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫دارم میام.

247
00:12:58,985 --> 00:13:03,115
‫چیه دختر؟
‫سگ به اسباب‌بازی گیر داده بچه‌ها.

248
00:13:03,240 --> 00:13:04,741
‫اینجا چی داریم؟

249
00:13:14,126 --> 00:13:17,295
‫مواد با اون مُهر همه‌جا هست،
‫جنوب خیابون مَس.

250
00:13:17,337 --> 00:13:19,131
‫- داستان اینا چیه؟
‫- واحد مبارزه با مواد مخدر

251
00:13:19,172 --> 00:13:21,258
‫ریخته سر دلال‌های پارک‌ها.
‫ترسوندیمشون.

252
00:13:21,299 --> 00:13:22,759
‫پس اونا نحوه جابجایی جنس رو

253
00:13:22,759 --> 00:13:24,386
‫با استفاده از
‫بازی‌های کوچیک بامزه مثل این عوض کردن.

254
00:13:24,386 --> 00:13:25,720
‫اگه بتونیم ردِ جایی که
‫این ازش اومده رو بزنیم،

255
00:13:25,720 --> 00:13:28,056
‫- کمکی به شما می‌کنه؟
‫- حتماً. اگه شانس بیارین و

256
00:13:28,098 --> 00:13:30,267
‫چیزی ببینین،
‫ما قطعاً می‌خوایم بدونیم.

257
00:13:33,979 --> 00:13:35,939
‫اون نگاه رو می‌شناسم.

258
00:13:35,939 --> 00:13:37,941
‫اصلاً چطور قراره رد این چیزا رو بزنیم؟

259
00:13:37,941 --> 00:13:39,442
‫ادی جیب‌بره، دلال نیست.

260
00:13:39,526 --> 00:13:41,278
‫ازش می‌پرسیم از کجا بلندش کرده.

261
00:13:41,278 --> 00:13:43,029
‫فقط اینکه الان با وثیقه آزاد شد.

262
00:13:43,155 --> 00:13:44,406
‫پس میریم پیداش می‌کنیم.

263
00:13:44,406 --> 00:13:46,074
‫مگه اینکه ترجیح بدی اینجا بشینی

264
00:13:46,199 --> 00:13:48,451
‫و کاغذبازی کنی. انتخاب با خودته.

265
00:13:53,415 --> 00:13:57,669
‫کلیر دختر خیلی مهربونی بود.
‫کلی آرزو داشت.

266
00:13:57,794 --> 00:14:00,380
‫ولی عکاس فوق‌العاده‌ای بود.

267
00:14:00,380 --> 00:14:02,924
‫رفت دانشگاه تا عکاس خبری بشه.

268
00:14:02,924 --> 00:14:05,302
‫قرار بود بوستون شروع تازه‌ش باشه.

269
00:14:06,261 --> 00:14:08,680
‫ما فیلم‌های امنیتی اون شب رو بررسی کردیم.

270
00:14:08,847 --> 00:14:11,850
‫- برخوردش با سناتور لوول.
‫- آره، آدمایی مثل کلیر

271
00:14:11,975 --> 00:14:15,312
‫معمولاً بی‌دلیل
‫با یه سناتور ایالتی درگیر نمیشن.

272
00:14:15,437 --> 00:14:18,857
‫- ایده‌ای دارین چی ممکنه عصبانیش کرده باشه؟
‫- نه، نمی‌دونم.

273
00:14:18,982 --> 00:14:20,692
‫کلیر صبور بود، آسون‌گیر.

274
00:14:20,692 --> 00:14:23,486
‫سناتور لوول...
‫می‌تونه خیلی بدقلق باشه.

275
00:14:23,486 --> 00:14:25,739
‫این وسایلیه که
‫کلیر توی کمدش گذاشته بود

276
00:14:25,906 --> 00:14:28,241
‫و سوابق کامپیوتری هتل
‫که خواسته بودین.

277
00:14:28,241 --> 00:14:31,036
‫فقط امیدوارم بتونین بفهمین
‫چه اتفاقی افتاده.

278
00:14:33,872 --> 00:14:35,790
‫تمام تلاشمون رو می‌کنیم.

279
00:14:37,208 --> 00:14:38,710
‫ممنون.

280
00:14:40,837 --> 00:14:42,339
‫تنها چیزی که می‌تونم بگم
‫اینه که نظری ندارم.

281
00:14:42,672 --> 00:14:44,049
‫قضیه چیه چارلی؟

282
00:14:44,049 --> 00:14:46,968
‫یکی نحوه تموم کردن پادکست رو ادیت کرده.

283
00:14:47,010 --> 00:14:49,262
‫جوری نشون داده که انگار با قهر رفتی.

284
00:14:49,262 --> 00:14:52,766
‫هشتگِ «دادستان سیلور
‫چی رو مخفی می‌کنه؟» ترند شده.

285
00:14:52,766 --> 00:14:54,434
‫چی داری میگی؟

286
00:14:54,559 --> 00:14:56,645
‫دارم از ۱۷۰۰۰ منشن
‫توی ساعت گذشته میگم.

287
00:14:56,645 --> 00:14:59,189
‫تدی این کارو کرده.

288
00:14:59,189 --> 00:15:02,567
‫- همونطور که گفتم. راسو.
‫- نظری ندارم.

289
00:15:05,153 --> 00:15:07,155
‫همین ده دقیقه پیش
‫باهاش قهوه خوردم.

290
00:15:12,619 --> 00:15:14,996
‫پرونده گروه بلک‌برن رو بکش بیرون.

291
00:15:16,790 --> 00:15:18,541
‫یادمه گفتی هیچ‌وقت نمی‌خوای...

292
00:15:18,541 --> 00:15:20,502
‫گفتم بهت میگم کِی.

293
00:15:20,502 --> 00:15:22,462
‫پرونده رو بکش بیرون.

294
00:15:24,172 --> 00:15:27,384
‫عالیه. گزارش کارت کلید هتل رو گرفتم.

295
00:15:27,509 --> 00:15:29,594
‫حالا می‌تونیم بفهمیم سناتور کجا بوده.

296
00:15:29,594 --> 00:15:33,348
‫داریم همه سوابق کارت کلید رو
‫چک می‌کنیم یا فقط مال سناتور رو؟

297
00:15:34,432 --> 00:15:36,768
‫۳۰ دقیقه بعد از اینکه
‫توی مهمونی دیدیمش

298
00:15:36,768 --> 00:15:38,978
‫از آسانسور خدماتی عمومی استفاده کرده.

299
00:15:38,978 --> 00:15:42,148
‫شاید بعد از خوردن اون
‫پفک‌های خرچنگ بدمزه دستشویی داشته.

300
00:15:42,148 --> 00:15:45,360
‫ها ها. یا شاید رفته جسد رو جابجا کنه.

301
00:15:45,360 --> 00:15:47,570
‫زمان‌بندی باهاش جوره. نشنیدی میگن

302
00:15:47,695 --> 00:15:49,906
‫زمان به علاوه دسترسی مساویه با فرصت؟

303
00:15:49,906 --> 00:15:52,742
‫یه نظریه‌ست. یه نظریه تصادفی،
‫ولی یه نظریه‌ست.

304
00:15:52,742 --> 00:15:54,994
‫می‌فهمم. من مثل سگی‌ام که استخون دیده.

305
00:15:54,994 --> 00:15:57,747
‫بدم میاد بگم، ولی یه جورایی انگار
‫دارم خودمو موقع کار می‌بینم.

306
00:15:57,747 --> 00:16:00,083
‫- خب، پس تحملت میره بالا، مگه نه؟
‫- امیدوارم.

307
00:16:00,083 --> 00:16:02,877
‫صبر کن. سوابق روم‌سرویس نشون میده
‫که لوول تمام مدت اقامتش

308
00:16:03,002 --> 00:16:04,963
‫غذای دو نفره سفارش داده.

309
00:16:04,963 --> 00:16:08,216
‫از جمله پکیج «لذت عشاق».
‫نوشیدنی و خاویار.

310
00:16:08,216 --> 00:16:09,843
‫چقدر رمانتیک.

311
00:16:09,843 --> 00:16:12,387
‫مخصوصاً با در نظر گرفتن اینکه زن لوول

312
00:16:12,429 --> 00:16:14,222
‫تمام مدت خونه توی ووستر بوده.

313
00:16:14,222 --> 00:16:16,141
‫شاید لوول داشته با کلیر می‌پریده.

314
00:16:16,141 --> 00:16:17,225
‫این می‌تونه انگیزه باشه.

315
00:16:17,267 --> 00:16:19,686
‫هرچند این گمانه‌زنیه،
‫برای محکومیت کافی نیست.

316
00:16:19,727 --> 00:16:22,313
‫دنی، من میگم لوول کلیر رو کشته.

317
00:16:22,313 --> 00:16:25,984
‫می‌فهمم. ولی باید
‫همه‌ی تکه‌ها رو پوشش بدیم.

318
00:16:27,360 --> 00:16:31,865
‫مثل این.
‫تاریخ، ساعت، و یه شماره. ۷۰۵.

319
00:16:31,906 --> 00:16:33,908
‫شماره اتاق هتل؟

320
00:16:33,950 --> 00:16:35,702
‫منم همین فکر رو می‌کنم.
‫شاید کلیر داشته

321
00:16:35,827 --> 00:16:39,080
‫رفت و آمد کسی رو توی اون اتاق می‌پاییده،
‫مثل یه سناتور آب‌زیرکاه؟

322
00:16:39,205 --> 00:16:40,707
‫۷۰۵.

323
00:16:41,749 --> 00:16:44,627
‫- اسم از سیستم پاک شده.
‫- یه سناتور قدرتمند می‌تونه

324
00:16:44,752 --> 00:16:46,880
‫- این کارو بکنه.
‫- آره، ولی لوول طبقه شش بود.

325
00:16:46,921 --> 00:16:48,840
‫فقط یه طبقه پایین‌تره.

326
00:16:48,840 --> 00:16:51,467
‫شاید یه اتاق دوم برای کارای خلافش داشته.

327
00:16:51,467 --> 00:16:53,261
‫یالا، یه سرنخه.
‫باید دنبالش کنیم.

328
00:16:53,428 --> 00:16:57,932
‫نشنیدی؟
‫نشون دادن کار پرونده‌ها رو می‌بنده.

329
00:16:57,932 --> 00:17:01,603
‫باشه. میریم به طبقه هفتم.

330
00:17:03,396 --> 00:17:05,190
‫ولی اون نیشخند رو از صورتت پاک کن.

331
00:17:05,190 --> 00:17:07,525
‫زیادی از خودت راضی هستی، ریگان.

332
00:17:15,283 --> 00:17:17,994
‫با ایوا حرف زدم.
‫به تعلیق خواهرش اشاره کرد.

333
00:17:18,036 --> 00:17:20,705
‫- چطور باهاش کنار میای؟
‫- اگه بهونه می‌خواستی بهم سر بزنی،

334
00:17:20,747 --> 00:17:23,207
‫لازم نبود این‌همه راه تا سامرویل بیای.

335
00:17:23,333 --> 00:17:25,752
‫پایین ساندویچ داریم.

336
00:17:25,752 --> 00:17:28,671
‫کافه‌ی اینجا
‫ساندویچ درست‌حسابی نمیده.

337
00:17:28,671 --> 00:17:30,548
‫می‌دونی، فکر می‌کردم به عنوان رئیس،

338
00:17:30,673 --> 00:17:33,176
‫- توی موقعیتی باشی که درستش کنی.
‫- یاد گرفتم که

339
00:17:33,301 --> 00:17:36,137
‫قدرت فرماندهی من
‫شامل منوی کافه‌تریا نمیشه.

340
00:17:39,265 --> 00:17:41,351
‫انگار حواست جای دیگه‌ست.

341
00:17:41,351 --> 00:17:43,394
‫می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

342
00:17:43,394 --> 00:17:48,191
‫وقتی دانشگاه بودم، یه دوستی داشتم، کلی.

343
00:17:49,901 --> 00:17:53,571
‫نامزدش وسواسی و کنترل‌گر بود.

344
00:17:53,571 --> 00:17:55,740
‫و در عرض یک سال،

345
00:17:55,740 --> 00:17:57,283
‫اونو تبدیل به یه پوسته خالی کرد.

346
00:17:57,283 --> 00:17:59,035
‫خیلی دلم می‌خواست کمکش کنم.

347
00:17:59,035 --> 00:18:02,914
‫الان همون‌قدر احساس ناتوانی می‌کنم
‫که اون موقع می‌کردم.

348
00:18:04,248 --> 00:18:07,293
‫اوایل دوران کشیشیم،

349
00:18:07,293 --> 00:18:10,296
‫یه عضو کلیسا داشتم که عمیقاً

350
00:18:10,421 --> 00:18:12,090
‫معتاد به قرص مسکن بود.

351
00:18:12,090 --> 00:18:14,842
‫داشتم ناامیدش می‌کردم.
‫حس می‌کردم دارم

352
00:18:14,967 --> 00:18:17,345
‫خودمو سرافکنده می‌کنم.

353
00:18:17,345 --> 00:18:21,391
‫ولی یه روز، روی نیمکت کنارش نشستم و

354
00:18:21,557 --> 00:18:23,142
‫یه چیزی عوض شد.

355
00:18:23,142 --> 00:18:26,521
‫فقط... کشیش بودن رو گذاشتم کنار و

356
00:18:26,646 --> 00:18:30,149
‫اونجا کنارش نشستم، به عنوان ادوین.

357
00:18:30,149 --> 00:18:31,734
‫و این کمکش کرد؟

358
00:18:31,859 --> 00:18:33,444
‫به من کمک کرد.

359
00:18:33,444 --> 00:18:35,863
‫فهمیدم خدا هیچ‌وقت منو

360
00:18:35,863 --> 00:18:38,866
‫برای انجام
‫معجزه صدا نکرده.

361
00:18:38,866 --> 00:18:41,828
‫صدام کرده که حضور داشته باشم.

362
00:18:41,869 --> 00:18:45,415
‫پدرت... بهم یه چیزی یاد داد

363
00:18:45,415 --> 00:18:47,834
‫به اسم «تیکون اولام».

364
00:18:47,834 --> 00:18:50,002
‫خالقمون ما رو برای

365
00:18:50,128 --> 00:18:52,296
‫شفای جهان صدا می‌زنه.

366
00:18:52,296 --> 00:18:55,550
‫ولی نیازی نداره ابرقهرمان باشیم، سارا.

367
00:18:55,550 --> 00:18:58,803
‫نیاز داره هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم،

368
00:18:58,803 --> 00:19:02,056
‫به عنوان انسان‌هایی که
‫آفریده تا اینطور باشیم.

369
00:19:03,057 --> 00:19:04,934
‫غیر از این
‫دیگه چیکار باید بکنیم؟

370
00:19:08,312 --> 00:19:09,856
‫خب، می‌دونین،
‫وقتی شماها منو گرفتین،

371
00:19:09,856 --> 00:19:11,232
‫من فقط منتظر داکی بودم.

372
00:19:11,232 --> 00:19:12,650
‫شماها داکی رو می‌شناسین؟ داکی؟

373
00:19:12,650 --> 00:19:14,110
‫شماها داکی رو می‌شناسین دیگه؟
‫داکی، سمساری داکی؟

374
00:19:14,110 --> 00:19:15,611
‫می‌دونین، خلاصه، داشتم باهاش

375
00:19:15,611 --> 00:19:17,447
‫در مورد ارزش
‫فروش مجددِ احتمالیِ چند تا

376
00:19:17,447 --> 00:19:19,824
‫بلندگوی دست دوم حرف می‌زدم
‫که ممکنه باهاشون برخورد کرده باشم

377
00:19:19,866 --> 00:19:23,077
‫چون دوست خواهرم... می‌دونین،
‫اون الان معتاد شده، می‌دونین...

378
00:19:24,912 --> 00:19:27,415
‫باورم نمیشه گذاشتم راضیم کنی.
‫این یارو عمراً

379
00:19:27,415 --> 00:19:29,876
‫- به دردمون بخوره. عمراً.
‫- بیخیال.

380
00:19:31,377 --> 00:19:33,171
‫شاید این لحظه بزرگ ادی باشه، می‌دونی؟

381
00:19:33,171 --> 00:19:35,381
‫این شانسشه که اوضاع رو عوض کنه.

382
00:19:35,381 --> 00:19:38,176
‫می‌دونیم، با...
‫با اون خنجر و حلقه‌های روی جلد؟

383
00:19:38,176 --> 00:19:39,385
‫همین الان. ۲۰۰ دلار براش میدن.

384
00:19:39,385 --> 00:19:40,094
‫به عنوان یه تاجر،

385
00:19:40,094 --> 00:19:41,137
‫دارم با خودم فکر می‌کنم،

386
00:19:41,137 --> 00:19:42,889
‫می‌دونی، «من کی‌ام که قضاوت کنم؟»

387
00:19:43,973 --> 00:19:45,516
‫ادی. یادت باشه چرا اینجایی.

388
00:19:45,516 --> 00:19:47,059
‫قراره ما رو ببری جایی که

389
00:19:47,059 --> 00:19:48,895
‫- عروسک لپرکان رو بلند کردی، درسته؟
‫- می‌دونم،

390
00:19:49,020 --> 00:19:50,563
‫می‌دونم. می‌دونین چیه بچه‌ها،

391
00:19:50,563 --> 00:19:52,607
‫می‌خوام باهاتون روراست باشم،
‫یه جورایی گفتنش سخته.

392
00:19:52,607 --> 00:19:54,734
‫- ادی. تمرکز کن.
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن...

393
00:19:54,734 --> 00:19:56,277
‫صبر کن. باشه، نه، یادمه،

394
00:19:56,402 --> 00:19:59,947
‫یادمه، یادمه.
‫توی واش بودم، جنوب آربِروِی.

395
00:19:59,947 --> 00:20:01,782
‫می‌دونین، جایی که همه
‫رستوران‌های هندی هستن،

396
00:20:01,782 --> 00:20:03,701
‫جایی که ویندالو میدن؟
‫احتمالاً اونجا پیداش کردم.

397
00:20:03,701 --> 00:20:05,036
‫اونجا از جایی که سوارت کردیم خیلی دوره.

398
00:20:05,036 --> 00:20:07,872
‫- من مسافت زیادی رو راه میرم. حقیقته.
‫- عیب نداره ادی.

399
00:20:07,914 --> 00:20:10,625
‫چکش می‌کنیم. اونقدر هم دور نیست.

400
00:20:10,625 --> 00:20:13,336
‫هی. شماها پروبیوتیک می‌خورین؟

401
00:20:14,629 --> 00:20:17,381
‫باید بفهمیم چرا قربانیمون اینقدر

402
00:20:17,381 --> 00:20:20,176
‫روی اتاق ۷۰۵ کلید کرده بود.

403
00:20:20,176 --> 00:20:23,596
‫ولی تو حتی به اون فکر نمی‌کنی چون

404
00:20:23,721 --> 00:20:27,266
‫- روی نهنگ سفیدت، سناتور لوول کلید کردی.
‫- پزشکی قانونی گفت

405
00:20:27,391 --> 00:20:29,060
‫کلیر دوشنبه شب مُرده،

406
00:20:29,060 --> 00:20:31,646
‫درست بعد
‫از اینکه لوول باهاش روبرو شده...

407
00:20:31,646 --> 00:20:33,814
‫و بعد جسد درست چند ساعت بعد از اینکه ما

408
00:20:33,940 --> 00:20:35,691
‫- توی مهمونی دیدیمش جابجا شده.

409
00:20:35,691 --> 00:20:37,610
‫- آره. ولی از کجا جابجا شده؟

410
00:20:37,777 --> 00:20:39,320
‫- صحنه جرم نداریم.
‫- هنوز نه.

411
00:20:39,320 --> 00:20:42,949
‫این فقط ثابت می‌کنه اون
‫می‌تونسته این کارو بکنه.

412
00:20:42,949 --> 00:20:46,494
‫ثابت نمی‌کنه که کرده.
‫همینه. ۷۰۵.

413
00:20:47,995 --> 00:20:49,497
‫یکی گشنه‌شه.

414
00:20:51,791 --> 00:20:53,876
‫آره. هر کی که داره دید می‌زنه.

415
00:20:59,548 --> 00:21:01,801
‫- هی، هی. همونجا وایسا. در نزن.
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟

416
00:21:01,801 --> 00:21:03,803
‫بازپرس ویلیامسون، از دفتر دادستانی.

417
00:21:03,803 --> 00:21:05,721
‫من کارآگاه ریگانم، این کارآگاه سیلوره.

418
00:21:05,721 --> 00:21:08,516
‫داریم روی یه قتل تحقیق می‌کنیم.
‫چرا نمی‌تونیم در بزنیم؟

419
00:21:08,516 --> 00:21:09,642
‫لینا سیلور، درسته؟

420
00:21:09,642 --> 00:21:12,019
‫- آره.
‫- مادرت می‌دونه این بالایی؟

421
00:21:12,144 --> 00:21:14,647
‫نیازه بدونه ما این بالاییم؟

422
00:21:14,647 --> 00:21:17,149
‫اونجا نگهبانی کی رو میدین؟

423
00:21:17,608 --> 00:21:19,527
‫ببین... چون تویی میگم.

424
00:21:19,527 --> 00:21:21,946
‫یارویی که اون توئه یوگنی لسکوفه.

425
00:21:22,071 --> 00:21:23,864
‫- آدمکش روس؟
‫- کی؟

426
00:21:23,864 --> 00:21:25,616
‫یکی از اعضای مافیای روسیه ست.

427
00:21:25,616 --> 00:21:27,326
‫بمب‌گذاری ماشین و اعدام.

428
00:21:27,326 --> 00:21:28,911
‫از اون‌جور قاتل‌هاییه که بقیه قاتل‌ها

429
00:21:28,911 --> 00:21:29,996
‫راهشون رو کج می‌کنن نبیننش.

430
00:21:29,996 --> 00:21:32,415
‫این کسیه که قربانی ما بهش گیر داده بود؟

431
00:21:32,415 --> 00:21:34,667
‫تعجبی نداره اتاق ۷۰۵
‫از سوابق هتل پاک شده.

432
00:21:34,667 --> 00:21:35,876
‫قطعاً باید باهاش حرف بزنیم.

433
00:21:35,918 --> 00:21:39,755
‫هر کاری با اون یارو
‫باید با هماهنگی دادستان باشه.

434
00:21:39,755 --> 00:21:42,133
‫عالیه. با دادستان هماهنگ می‌کنیم.

435
00:21:42,133 --> 00:21:44,093
‫به مامانم بگو داریم میایم.

436
00:21:48,139 --> 00:21:50,808
‫می‌فهمم.
‫نه، ببین، صبح خیلی شلوغی داشتم.

437
00:21:50,933 --> 00:21:52,852
‫می‌دونی؟
‫از ایستگاه اتوبوس شروع کردم

438
00:21:52,852 --> 00:21:54,687
‫و بعد هم رفتم
‫سمت جمعیت دونات‌فروشی.

439
00:21:54,687 --> 00:21:58,232
‫می‌دونی چقدر حواس یه مرد پرت میشه
‫وقتی داره دونات می‌خوره؟

440
00:21:58,357 --> 00:22:00,025
‫ادی، ادی. بگو اون یارویی که

441
00:22:00,025 --> 00:22:02,653
‫اون اسباب‌بازی
‫حاوی مواد رو ازش زدی، کجا رو پیدا کردی؟

442
00:22:02,653 --> 00:22:03,988
‫آره... درسته، درسته، درسته،

443
00:22:04,071 --> 00:22:06,449
‫می‌دونم. اون عروسک...
‫عروسک کوچیک لپرکان، می‌دونم.

444
00:22:06,449 --> 00:22:08,993
‫می‌دونم راجع به چی حرف می‌زنین.
‫آره. یه اسباب‌بازی خیلی بامزه...

445
00:22:09,118 --> 00:22:11,746
‫گوش کنین بچه‌ها، من باید...
‫یه لحظه برم اون تو.

446
00:22:11,871 --> 00:22:13,873
‫باید بپرم اون تو،
‫باید با یه نفر در مورد

447
00:22:13,914 --> 00:22:14,915
‫- یه چیزی حرف بزنم.
‫- ادی، نمی‌تونی...

448
00:22:14,915 --> 00:22:17,376
‫ببین، فقط بهم، مثلاً دو دقیقه وقت بده.
‫می‌بینمتون، حواسم هست، باشه؟

449
00:22:19,420 --> 00:22:21,255
‫پالی. پالی! هی، هی، هی!

450
00:22:21,255 --> 00:22:23,340
‫باشه، باشه، گوش کن، گوش کن.

451
00:22:23,466 --> 00:22:26,177
‫- باشه. هی، باشه. پالی، هی...
‫- چطور جرئت کردی

452
00:22:26,302 --> 00:22:28,262
‫صورتت رو بدون پول من
‫اینجا نشون بدی، ادی؟

453
00:22:28,262 --> 00:22:29,263
‫پالی...

454
00:22:29,680 --> 00:22:30,890
‫کمک! پلیس! دارن بهم حمله می‌کنن!

455
00:22:30,890 --> 00:22:33,267
‫- دستش رو بگیر! دستش رو بگیر!
‫- هی!

456
00:22:33,809 --> 00:22:37,354
‫- خب، حالا باید دستگیرت کنیم.
‫- هی، ببین، پالی، من واقعاً بابت این

457
00:22:37,354 --> 00:22:40,983
‫متأسفم. تا وقتی بیای بیرون، به خدا قسم،
‫باهم بی‌حساب میشیم، باشه؟

458
00:22:40,983 --> 00:22:42,860
‫- بهتره...
‫- عالیه. ازمون سوءاستفاده کرد.

459
00:22:42,902 --> 00:22:44,403
‫حالا اون دل‌رحمی چطوره؟

460
00:22:45,613 --> 00:22:49,325
‫- راه بیفت. یالا.
‫- بده؟ حس بدی داره.

461
00:22:50,659 --> 00:22:52,244
‫راه بیفت ادی.

462
00:22:54,038 --> 00:22:57,958
‫پرونده بلک‌برن. بدتر از چیزیه که یادمه.

463
00:22:58,083 --> 00:23:01,962
‫آره، حداقل کامله.
‫این عکس‌ها نه تنها می‌تونن

464
00:23:02,087 --> 00:23:03,964
‫حرفه سیاسی تدی رو نابود کنن،

465
00:23:03,964 --> 00:23:05,674
‫می‌تونن زندگیش رو زیر و رو کنن.

466
00:23:05,674 --> 00:23:09,428
‫خب، خبر تو آروم نمی‌گیره
‫تا وقتی لحظه پربیننده بعدی بیاد.

467
00:23:09,553 --> 00:23:12,181
‫- دادستان سیلور. چارلی.
‫- کارآگاه.

468
00:23:12,181 --> 00:23:14,850
‫شما دو تا دارین دور و بر
‫شاهد همکار من چیکار می‌کنین؟

469
00:23:14,850 --> 00:23:16,810
‫داریم دنبال یه قاتل می‌گردیم.

470
00:23:16,810 --> 00:23:18,938
‫- خب، لسکوف نیست.
‫- از کجا می‌دونی؟

471
00:23:18,938 --> 00:23:21,315
‫چون داره بهم کمک می‌کنه
‫مافیای روسیه توی بوستون رو منهدم کنم.

472
00:23:21,440 --> 00:23:23,817
‫آره، آدم خیلی بدیه، قراره برای

473
00:23:23,859 --> 00:23:26,820
‫یه مدت خیلی طولانی بره زندان.
‫ولی الان تحت نظارت ۲۴ ساعته‌ست،

474
00:23:26,820 --> 00:23:29,865
‫نگهبان مسلح و پابند الکترونیکی داره.

475
00:23:29,907 --> 00:23:32,701
‫- پس، به عبارت دیگه...
‫- یه عذر موجه سفت و سخت برای قتل کلیر.

476
00:23:32,868 --> 00:23:34,370
‫آره. سفت سفت.

477
00:23:43,420 --> 00:23:45,506
‫سارا، به نظرت دو هفته تعلیق کافیه؟

478
00:23:45,506 --> 00:23:47,841
‫اون یه غیرنظامی رو تهدید کرد.

479
00:23:47,841 --> 00:23:49,343
‫خب، مراقب خانواده‌ش بود.

480
00:23:49,468 --> 00:23:52,012
‫- برای من که خیلی ارزش داره.
‫- آره، ولی این

481
00:23:52,137 --> 00:23:54,598
‫- یهو باعث میشه نشانش رو بگیریم؟
‫- خب، اسلحه‌ش رو تو غلاف نگه داشت.

482
00:23:54,640 --> 00:23:58,394
‫- ولی تهدید به اندازه کافی جدی بود.
‫- خب که چی، باید همین‌جوری وایسه

483
00:23:58,519 --> 00:24:00,396
‫در حالی که خواهرش کتک می‌خوره؟

484
00:24:00,437 --> 00:24:02,398
‫نکته این نیست.
‫شما افسر پلیسین.

485
00:24:02,398 --> 00:24:04,483
‫وظیفه شما در برابر قانونه.

486
00:24:04,483 --> 00:24:07,820
‫می‌دونم. فقط میگم.
‫اگه یه نفر یکی از خواهرای منو تهدید کنه؟

487
00:24:07,820 --> 00:24:09,321
‫بهتره مراقب خودش باشه.

488
00:24:10,030 --> 00:24:12,074
‫محافظت از خانواده و انجام وظیفه

489
00:24:12,074 --> 00:24:14,076
‫هر دو ارزش‌های مقدسی هستن.

490
00:24:14,076 --> 00:24:16,870
‫- هر کدوم بدون اون یکی ناقصه.
‫- و راستش،

491
00:24:17,037 --> 00:24:18,831
‫خواهرهات احتمالاً چیزیشون نمیشه.

492
00:24:18,831 --> 00:24:21,250
‫جفتشون مسلح و خیلی خطرناکن.

493
00:24:22,292 --> 00:24:26,255
‫- درسته.
‫- درسته. چی اینقدر جذبت کرده؟

494
00:24:26,380 --> 00:24:28,674
‫در مورد میه.
‫بعضی از این عوضیای آنلاین

495
00:24:28,674 --> 00:24:30,509
‫از کنترل خارج شدن.

496
00:24:30,634 --> 00:24:32,469
‫گوشی ممنوع، شان.

497
00:24:33,387 --> 00:24:35,305
‫حرف از کسایی شد که باید مراقب باشن.

498
00:24:35,347 --> 00:24:38,100
‫کل قضیه خیلی چندشه. جوری که
‫ویدیو رو ادیت کردن کاملاً خبیثانه‌ست.

499
00:24:38,225 --> 00:24:41,645
‫سال‌ها وقت گذاشتم تا اعتبار جمع کنم،

500
00:24:41,770 --> 00:24:44,064
‫و یه کارمند سابق ازخودراضی

501
00:24:44,064 --> 00:24:46,358
‫سعی داره یه روزه نابودش کنه.

502
00:24:47,234 --> 00:24:49,945
‫قربانی‌هایی که به دفترم زنگ می‌زنن...
‫حتماً براشون سواله که می‌تونن بهم اعتماد کنن

503
00:24:49,987 --> 00:24:52,322
‫- که براشون عدالت رو اجرا کنم؟
‫- من که هیچ‌وقت واقعاً

504
00:24:52,364 --> 00:24:55,701
‫به کله‌شق‌هایی که توی مطبوعات یا آنلاین
‫به بابام تیکه میندازن عادت نکردم،

505
00:24:55,868 --> 00:24:59,246
‫ولی آدم‌حسابی‌ها
‫خوبیایی که می‌کنی رو می‌بینن.

506
00:24:59,371 --> 00:25:03,917
‫- کاملاً موافقم.
‫- منم موافقم، ولی آنلاین، حقیقت فقط

507
00:25:04,043 --> 00:25:06,920
‫پیشنهاد اولیه‌ست.
‫هر کی صداش بلندتره کسیه که

508
00:25:07,046 --> 00:25:09,506
‫- توجه رو جلب می‌کنه.
‫- آره، ولی دنی درست میگه.

509
00:25:09,506 --> 00:25:12,384
‫- خوبی‌ای که می‌کنی از همه مهم‌تره.
‫- آمین.

510
00:25:13,594 --> 00:25:15,095
‫بقیه‌ش فقط سر و صداست.

511
00:25:20,642 --> 00:25:22,603
‫هی، شب بخیر. شب بخیر پسرها.

512
00:25:22,603 --> 00:25:24,521
‫سر شام تقریباً هیچی نگفتی.

513
00:25:25,898 --> 00:25:29,193
‫آره. فقط... فکر می‌کردم، گمونم.

514
00:25:29,193 --> 00:25:33,197
‫فقط فکر می‌کردی؟
‫بیخیال. بگو قضیه چیه.

515
00:25:35,073 --> 00:25:36,867
‫یه یارویی... یه جیب‌بر...

516
00:25:36,867 --> 00:25:39,411
‫امروز ازم سوءاستفاده کرد، و باعث شد

517
00:25:39,536 --> 00:25:42,623
‫- جلوی جونا حس احمق بودن بکنم.
‫- می‌فهمم.

518
00:25:42,623 --> 00:25:45,542
‫منم قبلاً این‌جوری شدم، باور کنی یا نه.

519
00:25:45,542 --> 00:25:47,461
‫دل‌زده شدن آسونه.

520
00:25:47,586 --> 00:25:49,797
‫چیزی که سخته باور داشتن به آدماست

521
00:25:49,797 --> 00:25:52,341
‫وقتی خودشون همیشه
‫به خودشون باور ندارن.

522
00:25:52,800 --> 00:25:54,426
‫خب، چطور مدام باور داشته باشی
‫بدون اینکه ساده‌لوح باشی؟

523
00:25:54,426 --> 00:25:56,762
‫- چون...
‫- اون ضرب‌المثله چی میگه؟

524
00:25:56,804 --> 00:25:58,347
‫«اعتماد کن، ولی راستی‌آزمایی کن.»

525
00:25:58,347 --> 00:26:00,682
‫داشتن ایمان به مردم ساده‌لوحی نیست.

526
00:26:00,682 --> 00:26:03,060
‫چیزیه که تو رو یه پلیس خوب می‌کنه.

527
00:26:03,185 --> 00:26:06,063
‫«اعتماد کن، ولی راستی‌آزمایی کن،»

528
00:26:06,063 --> 00:26:08,815
‫آره. قلبت جای درستی قرار داره.

529
00:26:08,815 --> 00:26:11,527
‫نذار یه احمق تغییرش بده. بیا بریم.

530
00:26:15,197 --> 00:26:17,574
‫- باید می‌دونستم این اتفاق می‌افته.
‫- چی؟

531
00:26:17,699 --> 00:26:20,410
‫همون چیزی که همیشه میشه.
‫آدمایی مثل لوول، همیشه برنده میشن.

532
00:26:20,536 --> 00:26:22,371
‫نمی‌دونم دیگه چیکار کنم.

533
00:26:22,371 --> 00:26:24,665
‫خیلی‌خب، اتفاقی که
‫دفعه پیش افتاد بی‌‌ربطه.

534
00:26:24,790 --> 00:26:27,793
‫چرا سر این پرونده پشتم نیستی؟

535
00:26:27,960 --> 00:26:31,922
‫- چی داری میگی؟
‫- داری هر حسی که دارم رو زیر سوال می‌بری.

536
00:26:31,922 --> 00:26:34,841
‫چرا بهم اعتماد نداری؟
‫کمکت رو می‌خوام دنی.

537
00:26:35,008 --> 00:26:38,178
‫فکر می‌کردم از اون‌جور همکارایی هستی
‫که درک می‌کنه و

538
00:26:38,303 --> 00:26:41,056
‫پشتم وایمیسته.
‫در موردت اشتباه می‌کردم؟

539
00:26:41,056 --> 00:26:43,892
‫البته که بهت اعتماد دارم.

540
00:26:43,892 --> 00:26:46,144
‫و مهم‌تر از اون، بهت باور دارم.

541
00:26:46,144 --> 00:26:48,272
‫فکر می‌کنی اگه نداشتم توی این شهر بودم؟

542
00:26:48,272 --> 00:26:51,275
‫شان یا بی شان، از اینجا رفته بودم.

543
00:26:51,483 --> 00:26:53,652
‫و اتفاقاً باور دارم که ۱۰۰ درصد

544
00:26:53,652 --> 00:26:55,320
‫در مورد سناتور لوول حق داری.

545
00:26:56,989 --> 00:27:00,742
‫ولی من قبلاً این راه رو رفتم، خیلی زیاد.

546
00:27:00,742 --> 00:27:02,536
‫باید باهوش‌تر از اون باشیم.

547
00:27:02,536 --> 00:27:05,330
‫پس وقتی مچ اون عوضی رو می‌گیریم،
‫برای همیشه می‌گیریمش.

548
00:27:05,330 --> 00:27:07,040
‫این چیزیه که قربانی‌ها لایقش‌ان.

549
00:27:07,040 --> 00:27:08,709
‫و شاید تو هم بتونی
‫یه کم به من اعتماد کنی.

550
00:27:31,148 --> 00:27:32,899
‫- دنی.
‫- بله؟

551
00:27:32,899 --> 00:27:35,819
‫اون تماسی که کلیر با مین
‫چنل کانستراکشن گرفته بود.

552
00:27:35,819 --> 00:27:39,072
‫- اونا نمی‌شناختنش.
‫- اون اونا رو می‌شناخت. ببین.

553
00:27:40,532 --> 00:27:42,701
‫۲۵۰۱. خیابون بنینگ.

554
00:27:42,701 --> 00:27:44,828
‫درست دیوار به دیوار هتله.

555
00:27:55,213 --> 00:27:57,132
‫این می‌تونه همون نوع پلاستیکی باشه
‫که کلیر توش پیچیده شده بود.

556
00:27:57,174 --> 00:27:58,884
‫آره.

557
00:28:08,894 --> 00:28:10,312
‫این کلی خونه.

558
00:28:10,312 --> 00:28:13,690
‫فکر کنم صحنه جرممون رو پیدا کردیم.

559
00:28:14,066 --> 00:28:15,567
‫آره.

560
00:28:20,363 --> 00:28:21,698
‫هی، مرد، من...

561
00:28:21,698 --> 00:28:25,368
‫می‌خواستم بابت اینکه اوضاع دیروز

562
00:28:25,494 --> 00:28:27,120
‫اونطور پیش رفت عذرخواهی کنم.

563
00:28:27,120 --> 00:28:29,331
‫آره خب،
‫این نتیجه اعتماد به خلافکارهاست.

564
00:28:29,331 --> 00:28:31,917
‫نمی‌دونم. ناراحت میشی اگه بگم
‫آماده نیستم که

565
00:28:32,042 --> 00:28:33,752
‫دست از دل‌رحمیم بردارم؟

566
00:28:33,752 --> 00:28:36,379
‫کیف پول جیب سینه‌ای، می‌دونی، خیلی...

567
00:28:36,505 --> 00:28:39,633
‫- باشه!
‫- خوبه؟ هی،

568
00:28:39,758 --> 00:28:42,552
‫رفقا! رفقا. گوش کنین، هی، ببینین، اونا...
‫هموناییی بودن که بهتون می‌گفتم.

569
00:28:42,677 --> 00:28:44,805
‫ببینین، یه سرنخ داغ براتون دارم.

570
00:28:44,805 --> 00:28:46,640
‫باشه؟ یه سرنخ داغ دارم.

571
00:28:46,681 --> 00:28:48,433
‫- شما دو تا اینو می‌شناسین؟
‫- متأسفانه.

572
00:28:48,433 --> 00:28:50,560
‫- این دفعه چیکار کرده؟
‫- برای پریدن از گیت مترو گرفتمش.

573
00:28:50,602 --> 00:28:52,938
‫آره، آره... ولی فقط پریدم چون

574
00:28:52,938 --> 00:28:55,565
‫داشتم اون یارو لپرکان رو
‫برای شما تعقیب می‌کردم.

575
00:28:55,690 --> 00:28:57,400
‫ادی، چطوری بهت اعتماد کنیم مرد؟

576
00:28:57,442 --> 00:28:59,319
‫دیروز ازمون استفاده کردی
‫تا برای بدهیت وقت بخری.

577
00:28:59,319 --> 00:29:00,987
‫آره، می‌دونم، این کارو کردم.

578
00:29:00,987 --> 00:29:02,322
‫واقعاً حس بدی بابتش دارم، خب؟

579
00:29:02,364 --> 00:29:06,159
‫ولی این دفعه ۱۰۰ درصد راست میگم.
‫یارو لپرکان رو دیدم که

580
00:29:06,284 --> 00:29:08,245
‫داشت بیرون اون پارکه که فواره داره
‫جنس می‌فروخت، می‌دونین،

581
00:29:08,286 --> 00:29:10,288
‫کنار ایستگاه قدیمی مترو.

582
00:29:10,288 --> 00:29:12,290
‫- پارک همیل؟
‫- آره. درسته

583
00:29:12,415 --> 00:29:14,793
‫اتفاقاً خیلی نزدیک به جاییه که
‫دنبال نخود سیاه بودیم.

584
00:29:14,793 --> 00:29:16,545
‫و افسر مواد مخدر گفت که دلال‌ها

585
00:29:16,670 --> 00:29:18,547
‫توی پارک‌ها کار می‌کنن.

586
00:29:18,547 --> 00:29:20,924
‫بچه‌ها، من دیدمش. باشه؟ دیدمش.

587
00:29:21,091 --> 00:29:24,845
‫می‌تونم براتون شناساییش کنم،
‫قسم می‌خورم.

588
00:29:24,845 --> 00:29:27,138
‫- هنوز ثبتش کردین؟
‫- نه.

589
00:29:29,558 --> 00:29:31,643
‫خیلی‌خب، ادی.
‫می‌تونی نشونمون بدی، باشه؟

590
00:29:31,643 --> 00:29:33,395
‫آره! ولی با همین دستبند می‌مونی.

591
00:29:33,395 --> 00:29:34,896
‫دقیقاً هر چی ما میگیم گوش می‌کنی وگرنه

592
00:29:34,980 --> 00:29:36,147
‫صاف برمی‌گردی همینجا.
‫شیرفهم شد؟

593
00:29:36,147 --> 00:29:36,731
‫حق داری، آره،

594
00:29:36,731 --> 00:29:39,359
‫- البته، آره.
‫- شان، خیلی آشنا به نظر میاد. بیخیال

595
00:29:39,484 --> 00:29:42,737
‫سخت نگیر. اگه دوباره بپیچونه،
‫یه دلستر مهمونت می‌کنم.

596
00:29:42,737 --> 00:29:45,365
‫همین الانشم یه دلستر بدهکاری.
‫میشه دو تا دلستر.

597
00:29:45,365 --> 00:29:49,244
‫درسته. من عاشق دلسترم.
‫گوش کن... من حساب نیستم. شرمنده

598
00:29:50,287 --> 00:29:52,455
‫تمام واحدها، اولویت ۱.

599
00:29:52,581 --> 00:29:56,126
‫افسر دیویس خارج از خدمت
‫داره به گروگان‌گیری در حال وقوع پاسخ میده،

600
00:29:56,251 --> 00:29:59,754
‫درخواست نیرو دارم.
‫یانکی-چارلی-۳ به مرکز،

601
00:29:59,879 --> 00:30:01,381
‫منم به اون موقعیت بفرستین.

602
00:30:08,763 --> 00:30:11,850
‫- کارل!
‫- ایوا؟ کارل!

603
00:30:13,518 --> 00:30:16,521
‫- کارل! ایوا! کارل!
‫- خدای من!

604
00:30:16,521 --> 00:30:18,607
‫قضیه چیه گروهبان؟

605
00:30:18,732 --> 00:30:20,442
‫رئیس. یه مردی رو داریم
‫که سر خودش نیست،

606
00:30:20,483 --> 00:30:22,277
‫داخل با نامزدش سنگر گرفته، مسلحه.

607
00:30:22,277 --> 00:30:25,363
‫افسر دیویس خارج از خدمت بود،
‫اومد اینجا، اوضاع خراب شد.

608
00:30:25,405 --> 00:30:28,241
‫- کارل! بذار خواهرم بره، کارل!
‫- شماره دختره رو دارم.

609
00:30:28,241 --> 00:30:30,827
‫موقعیت رو حفظ کنین و محوطه رو
‫امن کنین تا تماس بگیرم.

610
00:30:30,827 --> 00:30:32,787
‫دیویس رو بیارین عقب.

611
00:30:32,787 --> 00:30:35,957
‫- افسر دیویس! بیا عقب.
‫- چرا؟! مگه نمی‌دونی دوستت دارم؟!

612
00:30:36,082 --> 00:30:39,961
‫- به خواهرت بگو تنهامون بذاره!
‫- کارل، لطفاً.

613
00:30:40,128 --> 00:30:43,256
‫- دوستت دارم!
‫- عقب وایسا، عقب وایسا.

614
00:30:47,844 --> 00:30:52,307
‫- چی می‌خواین؟
‫- کارل؟ من سارام، از پلیس بوستون.

615
00:30:54,017 --> 00:30:56,519
‫به نظر میاد الان داری
‫شرایط خیلی سختی رو می‌گذرونی.

616
00:30:56,561 --> 00:31:00,231
‫بهش صدمه نمی‌زنم.
‫من مراقبشم.

617
00:31:00,398 --> 00:31:01,900
‫می‌تونم اینو توی صدات بشنوم، کارل.

618
00:31:03,526 --> 00:31:07,197
‫دوسش داری.
‫ولی همچنین می‌تونم بگم که

619
00:31:07,322 --> 00:31:10,533
‫از یه چیزی شاکی‌ای.
‫پس کارل، بهم بگو...

620
00:31:10,533 --> 00:31:12,160
‫چی اینقدر شاکیت کرده؟

621
00:31:12,160 --> 00:31:15,830
‫خواهر پلیس ایوا.
‫همه‌ش تو کار ما دخالت می‌کنه.

622
00:31:17,582 --> 00:31:19,959
‫اگه جای تو بودم،
‫حس می‌کردم مورد حمله قرار گرفتم.

623
00:31:20,085 --> 00:31:23,588
‫تو فقط سعی داری
‫از رابطه‌ت با ایوا محافظت کنی.

624
00:31:23,713 --> 00:31:26,007
‫دقیقاً. همه فکر می‌کنن من یه جور هیولام.

625
00:31:26,049 --> 00:31:29,135
‫چی میشه اگه این قضیه جوری تموم شه

626
00:31:29,135 --> 00:31:31,137
‫که جفتتون سالم برین؟

627
00:31:31,304 --> 00:31:34,265
‫به همه نشون بده که
‫تو کسی هستی که ازش محافظت می‌کنی.

628
00:31:37,060 --> 00:31:39,479
‫اینم با زمین گذاشتن اسلحه و

629
00:31:39,479 --> 00:31:41,439
‫بیرون اومدن شروع میشه.

630
00:31:41,564 --> 00:31:43,066
‫می‌تونی...

631
00:31:43,483 --> 00:31:44,984
‫کارل؟

632
00:31:53,034 --> 00:31:56,079
‫دستا جایی که ببینم!
‫دستا بالا!

633
00:31:56,204 --> 00:31:57,705
‫اسلحه‌ت رو همین الان بنداز! بندازش!

634
00:31:59,082 --> 00:32:03,711
‫- اسلحه پایین. برو، برو، برو!
‫- شلیک نکنین! شلیک نکنین!

635
00:32:04,379 --> 00:32:07,674
‫- عقب بمونین، عقب بمونین.
‫- جوی.

636
00:32:12,428 --> 00:32:15,515
‫آروم باش. چیزی نیست.

637
00:32:21,646 --> 00:32:22,730
‫واحد صحنه جرم،

638
00:32:22,730 --> 00:32:25,859
‫الیاف، اثر انگشت و خون دو نفر رو پیدا کرد.

639
00:32:25,984 --> 00:32:27,694
‫ولی کلیر اینجا چیکار می‌کرده؟

640
00:32:27,694 --> 00:32:30,822
‫خب، می‌دونیم می‌خواسته
‫یه عکس از لسکوف بگیره.

641
00:32:30,822 --> 00:32:33,783
‫اون یه عکاس خبری مشتاق بود، درسته؟

642
00:32:33,783 --> 00:32:36,619
‫شرط می‌بندم اینجا کمین کرده

643
00:32:36,619 --> 00:32:39,372
‫تا عکس لسکوف رو از اینجا بگیره.

644
00:32:39,372 --> 00:32:42,959
‫یکی از اونا باید اتاق ۷۰۵ باشه.

645
00:32:42,959 --> 00:32:45,962
‫آره. خب، اون گذاشتش توی چمدون

646
00:32:46,087 --> 00:32:47,964
‫همین‌جا بعد از اینکه کشیدش...

647
00:32:51,009 --> 00:32:54,387
‫از این نقطه، جایی که زدش.
‫با میلگرد. اون ضربه

648
00:32:54,554 --> 00:32:58,141
‫کشنده بود.
‫ولی دعوا شروع شد... اینجا.

649
00:32:59,517 --> 00:33:02,145
‫- چرا؟
‫- سوال همینه.

650
00:33:08,693 --> 00:33:10,194
‫یه لحظه صبر کن.

651
00:33:23,666 --> 00:33:26,336
‫ممنون، کلیر.

652
00:33:28,046 --> 00:33:29,631
‫یه دوربینه.

653
00:33:29,631 --> 00:33:33,217
‫پس باید درست قبل از اینکه اون
‫برسه قایمش کرده باشه.

654
00:33:33,259 --> 00:33:35,970
‫تاریخ میگه چهار روز پیش.

655
00:33:35,970 --> 00:33:38,681
‫درست قبل از زمان مرگ کلیر.

656
00:33:39,057 --> 00:33:40,850
‫آره.

657
00:33:46,481 --> 00:33:48,691
‫قطعاً اینا رو از اینجا گرفته.

658
00:33:48,691 --> 00:33:50,610
‫و عکسش از لسکوف رو گرفته.

659
00:33:50,777 --> 00:33:54,947
‫- و این تمام چیزی نیست که گرفته.
‫- نه، نیست.

660
00:33:54,947 --> 00:33:57,700
‫سناتور لوول با یه زن دیگه.

661
00:33:57,700 --> 00:34:00,745
‫و نگاه کن...
‫وقتی دیده داره عکس می‌گیره.

662
00:34:00,870 --> 00:34:04,415
‫- زیاد خوشحال به نظر نمیاد.
‫- وای. میاد اینجا

663
00:34:04,499 --> 00:34:06,334
‫تا از شر اون عکس خلاص بشه،

664
00:34:06,334 --> 00:34:09,420
‫با کلیر درگیر میشه.
‫لوول. خون. صحنه جرم.

665
00:34:09,587 --> 00:34:11,047
‫می‌دونی معنیش چیه، درسته؟

666
00:34:12,340 --> 00:34:14,342
‫گرفتیمش.

667
00:34:20,264 --> 00:34:23,059
‫بچه‌ها، من واقعاً عاشق پارک‌ام.
‫فاز مثبت، انرژی خوب.

668
00:34:23,184 --> 00:34:25,228
‫باعث میشه کارمو
‫خیلی راحت انجام بدم،

669
00:34:25,269 --> 00:34:27,772
‫- اگه بخوام روراست باشم، می‌دونین؟
‫- ادی، ادی. تو مخبر ما نیستی، خب؟

670
00:34:27,772 --> 00:34:29,857
‫- پیش ما اعتراف به جرم نکن.
‫- آره، آره، نه، می‌دونم. درسته.

671
00:34:29,899 --> 00:34:31,943
‫اگه می‌خواستم، یعنی،
‫می‌تونستم بهتون بگم، می‌دونین؟

672
00:34:32,944 --> 00:34:34,779
‫- ولی نمیگم.
‫- هی، ادی، ادی، ادی.

673
00:34:35,321 --> 00:34:38,032
‫این همون یاروییه که دنبالش بودی؟
‫ای خدا... آره، نه،

674
00:34:38,157 --> 00:34:40,284
‫نه، آره، نه، خودشه.
‫من... راستشو بخواین،

675
00:34:40,284 --> 00:34:42,453
‫واقعاً انتظار نداشتم اینجا باشه،
‫ولی آره، آره، خودشه.

676
00:34:42,453 --> 00:34:44,080
‫خیلی‌خب، حالا چیکار کنیم؟

677
00:34:44,080 --> 00:34:46,290
‫یعنی، همین‌جوری به ادی اعتماد کنیم؟

678
00:34:48,209 --> 00:34:50,753
‫- من سر سوزنی به ادی اعتماد ندارم، ولی...
‫- منم همین‌طور.

679
00:34:50,878 --> 00:34:54,048
‫شاید؟ مگه مثلاً، به دلیل موجه
‫یا همچین چیزی نیاز نداریم؟

680
00:34:54,423 --> 00:34:55,466
‫- فقط...
‫- دارین چی...

681
00:34:55,466 --> 00:34:56,634
‫شماها دارین چی میگین؟ خودشه.

682
00:34:56,634 --> 00:34:58,052
‫- ادی، ادی.
‫-بیخیال، بچه‌ها، بگیرینش،

683
00:34:58,052 --> 00:34:59,595
‫- گرفتیم چی میگی. فقط... هیس! ادی، آروم،
‫-درست همونجاست.

684
00:34:59,595 --> 00:35:00,388
‫هی، -ادی، هیس.

685
00:35:00,388 --> 00:35:02,390
‫آروم، آروم، آروم. رفیق!
‫هی! اینا-این

686
00:35:02,557 --> 00:35:04,016
‫پلیس‌ها... فکر می‌کنن جنس داری!

687
00:35:05,685 --> 00:35:08,521
‫- آره! آره، دیدی؟ دلیل موجه! یالا!
‫- برو، برو، برو.

688
00:35:08,646 --> 00:35:12,483
‫- هی، بگیرینش! هی! هی!
‫- بدو! برو!

689
00:35:12,608 --> 00:35:15,570
‫- یالا!
‫- چیزی واسه تماشا نیست! کار پلیسیه!

690
00:35:17,113 --> 00:35:18,906
‫مظنون روی پیاده‌رو.

691
00:35:21,784 --> 00:35:25,371
‫هی! وایسا! پلیس بوستون!

692
00:35:43,097 --> 00:35:46,684
‫انجامش دادیم! گرفتیمش!

693
00:35:46,684 --> 00:35:49,604
‫آره، ادی، گرفتیم.

694
00:35:49,687 --> 00:35:51,397
‫هی، رفیق. به نظر درد داشت،

695
00:35:54,734 --> 00:35:56,527
‫مرد، بهت گفتم!
‫شاید اون دل‌رحمیت بتونه

696
00:35:56,527 --> 00:35:58,154
‫واقعاً بعضی وقت‌ها مفید باشه.

697
00:36:07,371 --> 00:36:11,000
‫- روز سختی بود؟
‫- همه زنده‌ان.

698
00:36:12,919 --> 00:36:15,296
‫غیر از اون، تیکون اولام.

699
00:36:15,296 --> 00:36:18,549
‫فقط باید به حضور داشتن ادامه بدم.

700
00:36:18,716 --> 00:36:20,468
‫دیگه چیکار باید کنیم؟

701
00:36:26,849 --> 00:36:28,351
‫سلام تدی.

702
00:36:31,687 --> 00:36:34,273
‫اینجا کوچیک‌تر به نظر میاد.

703
00:36:34,273 --> 00:36:36,359
‫مشاورهام گفتن این جلسه

704
00:36:36,484 --> 00:36:38,694
‫یا نشونه تسلیمه یا حمله.

705
00:36:38,694 --> 00:36:41,781
‫گفتم می سیلور هیچ‌وقت تسلیم نمیشه.

706
00:36:45,826 --> 00:36:47,620
‫حدس می‌زنم یه حمله‌ست.

707
00:36:47,620 --> 00:36:49,455
‫محقق‌های جناح مخالف...

708
00:36:49,580 --> 00:36:52,333
‫چیزای زیادی ازت پیدا کردن.

709
00:36:52,375 --> 00:36:53,876
‫اخاذی سیاسی.

710
00:36:53,918 --> 00:36:57,380
‫می‌خواستم برات کمین کنم.
‫بنشونمت سر جات.

711
00:36:57,505 --> 00:36:59,215
‫بهت یه خبر وایرال مخصوص خودت بدم.

712
00:37:02,802 --> 00:37:05,971
‫- این کارو نمی‌کنم.
‫- پس چی، داری تسلیم میشی؟

713
00:37:07,807 --> 00:37:11,560
‫- چی رو متوجه نمیشم؟
‫- تصویر بزرگتر رو. تو جوونی،

714
00:37:11,727 --> 00:37:15,064
‫جاه‌طلبی، خیلی با استعدادی.
‫واقعاً می‌تونی کسی باشی که

715
00:37:15,189 --> 00:37:17,608
‫تغییر ایجاد می‌کنه،
‫ولی در عوض داری برای ۱۵ دقیقه

716
00:37:17,608 --> 00:37:19,110
‫جلب توجه دورش میندازی.

717
00:37:21,654 --> 00:37:25,116
‫- فکر می‌کنی دارم حرفه‌م رو دور میندازم؟
‫- فکر می‌کنم داری به این پی می‌بری که

718
00:37:25,241 --> 00:37:26,867
‫کسایی که دارن ازت استفاده می‌کنن،

719
00:37:26,992 --> 00:37:29,995
‫رفیق نیمه‌راهن
‫و قراره وقتی کارشون باهات تموم شد

720
00:37:30,121 --> 00:37:32,665
‫بندازنت دور.
‫پس، برو تور کتابت.

721
00:37:34,417 --> 00:37:37,294
‫هر چی می‌خوای راجع بهم بگو.
‫و اگه یه روز یادت اومد که

722
00:37:37,420 --> 00:37:40,840
‫چرا می‌خواستی دادستان بشی،
‫اون‌وقت می‌تونیم حرف بزنیم.

723
00:37:40,965 --> 00:37:44,260
‫ولی تدی، دفعه بعدی
‫که خواستی آبروی کسی رو ببری،

724
00:37:44,385 --> 00:37:47,596
‫اول مطمئن شو که حساب خودت پاکه.

725
00:37:47,721 --> 00:37:49,223
‫چون اگه من اینو پیدا کردم...

726
00:37:52,059 --> 00:37:53,769
‫تصور کن دوستای جدیدت چی پیدا می‌کنن.

727
00:38:03,946 --> 00:38:05,865
‫کارآگاه‌ها، لطفاً. سناتور آدم پرمشغله‌ایه.

728
00:38:05,906 --> 00:38:06,991
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

729
00:38:06,991 --> 00:38:08,576
‫زیاد وقتت رو نمی‌گیریم.

730
00:38:08,576 --> 00:38:10,411
‫فقط باید یه سوال ازت بپرسیم.

731
00:38:10,411 --> 00:38:11,912
‫باشه، زودتر تمومش کنیم.

732
00:38:12,037 --> 00:38:15,833
‫قربانی ما. کلیر هیز.
‫یه عکاس خبری مشتاق.

733
00:38:15,958 --> 00:38:19,461
‫اینا عکساییه که از هتل گرفته.

734
00:38:19,587 --> 00:38:20,713
‫نمایشگاه عکسه؟

735
00:38:20,713 --> 00:38:22,381
‫ببین، نه می‌تونیم ثابت کنیم که

736
00:38:22,506 --> 00:38:24,592
‫سر کلیر داد می‌زدی چون این عکسا رو گرفته،

737
00:38:24,592 --> 00:38:25,593
‫نه می‌تونیم در مورد

738
00:38:25,718 --> 00:38:28,387
‫وضعیت روانیت توی این عکس
‫درکنار اون زن حرف بزنیم.

739
00:38:28,512 --> 00:38:32,516
‫- باشه، فکر کنم کارمون تمومه.
‫- نه، نیست. چون،

740
00:38:32,641 --> 00:38:34,351
‫می‌دونی، خوشبختانه،
‫نیازی نداریم هیچ‌کدوم از اونا رو ثابت کنیم.

741
00:38:34,351 --> 00:38:38,022
‫چون موی تو رو توی صحنه داریم.

742
00:38:38,147 --> 00:38:41,859
‫و دی‌ان‌ای تو روی میلگردی که
‫باهاش زدیش تا بکشیش.

743
00:38:41,901 --> 00:38:45,362
‫همچنین مطمئن میشیم هیئت منصفه
‫فیلم دوربین مداربسته تو رو ببینه

744
00:38:45,362 --> 00:38:49,241
‫که جسد کلیر رو توی چمدون
‫توی پارک می‌کشی،

745
00:38:49,366 --> 00:38:51,744
‫جایی که می‌خواستی بندازیش توی برکه
‫تا وقتی که دو تا افسر رو دیدی

746
00:38:51,744 --> 00:38:55,456
‫و هول شدی و اونجا ولش کردی تا بپوسه.
‫ولی، راستش،

747
00:38:55,581 --> 00:38:58,042
‫بعد از دیدن همه اینا،
‫نیازی به دیدن اون ندارن.

748
00:38:58,042 --> 00:39:00,169
‫دست بردارین.
‫هیچ‌کدوم از اینا ثابت نمیشه.

749
00:39:01,462 --> 00:39:03,797
‫اگه اینقدر به پرونده‌تون مطمئنین،
‫چرا اصلاً منو کشوندین اینجا؟

750
00:39:03,923 --> 00:39:06,634
‫تا بتونم یه سوال ازت بپرسم.

751
00:39:06,634 --> 00:39:08,761
‫چه حسی داره که بدونی،

752
00:39:08,886 --> 00:39:14,600
‫بعد از این‌همه مدت، فرار از عدالت...

753
00:39:14,725 --> 00:39:17,269
‫بالاخره برای همیشه میری زندان؟

754
00:39:29,740 --> 00:39:32,242
‫حق با تو بود و پاش وایسادی.

755
00:39:32,242 --> 00:39:35,454
‫امیدوارم این بالاخره بهت آرامش بده.

756
00:39:36,956 --> 00:39:38,457
‫می‌تونم به خانواده کلیر بگم.

757
00:39:38,457 --> 00:39:40,459
‫و می‌تونم امشب به خانم اندرس زنگ بزنم

758
00:39:40,584 --> 00:39:44,171
‫بهش بگم بالاخره
‫کسی که دخترش رو کشت گرفتم.

759
00:39:44,296 --> 00:39:46,465
‫آره. گوش کن، دنی،

760
00:39:46,465 --> 00:39:48,884
‫می‌دونی گرفتن این یارو

761
00:39:48,884 --> 00:39:51,011
‫چقدر برام ارزش داشت.

762
00:39:52,554 --> 00:39:54,056
‫تمرکزم رو بهم زد.

763
00:39:56,767 --> 00:40:00,104
‫بابت برخوردم باهات متأسفم.

764
00:40:00,104 --> 00:40:04,149
‫اینکه گفتم پشتم نبودی اشتباه بود.

765
00:40:04,149 --> 00:40:07,069
‫راستش، حتی نمی‌دونم چرا اونقدر تند رفتم.

766
00:40:07,069 --> 00:40:12,366
‫ولی واقعاً ازت ممنونم که به دل نگرفتی.

767
00:40:15,077 --> 00:40:18,789
‫می‌دونی، دروغه اگه بگم منم همین کارو

768
00:40:18,956 --> 00:40:20,874
‫ده‌ها بار توی شغلم نکردم.

769
00:40:21,750 --> 00:40:24,336
‫ولی شانس داشتم که همکارای عالی داشتم.

770
00:40:24,336 --> 00:40:26,755
‫بهم فضا و فرصت دادن.

771
00:40:26,755 --> 00:40:29,174
‫اجازه دادن قاطی کنم.

772
00:40:31,176 --> 00:40:33,554
‫هنوز پشتم بودن،
‫توی مسیر درست نگهم داشتن.

773
00:40:33,554 --> 00:40:35,305
‫یه جورایی مثل کاری که تو کردی.

774
00:40:35,431 --> 00:40:39,101
‫از لحظه‌ای که پا گذاشتم توی این شهر.

775
00:40:39,101 --> 00:40:41,061
‫پس ممنون.

776
00:40:41,645 --> 00:40:43,147
‫ممنون که تنهام نذاشتی.

777
00:40:44,857 --> 00:40:47,234
‫قصدش رو ندارم، همکار.