1
00:00:04,254 --> 00:00:05,755
‫آنچه گذشت...

2
00:00:05,839 --> 00:00:07,882
‫اگه اینو قبول کنم،

3
00:00:08,008 --> 00:00:09,843
‫باید از پلیس نیویوک بازنشسته بشم.

4
00:00:09,884 --> 00:00:11,970
‫- چی شده؟
‫- معاون دادستان بیکمن.

5
00:00:12,053 --> 00:00:13,888
‫همه‌ی پرونده‌هاش ممکنه باطل بشن.

6
00:00:13,972 --> 00:00:15,348
‫قاتل بابا ممکنه آزاد بشه.

7
00:00:15,348 --> 00:00:16,850
‫حکم این دادگاه اینه که

8
00:00:16,933 --> 00:00:20,020
‫محکومیت رونان فلارتی بدین‌وسیله لغو میشه.

9
00:00:20,020 --> 00:00:22,355
‫من این پرونده‌ها رو دوباره می‌سازم.

10
00:00:22,439 --> 00:00:25,191
‫من دارم روی
‫همدستای شناخته‌شده‌ش کار می‌کنم.

11
00:00:25,316 --> 00:00:26,568
‫به هر حال نصفش تقصیر اونه.

12
00:00:26,693 --> 00:00:27,819
‫باید تمومش کنی.

13
00:00:27,902 --> 00:00:29,279
‫تو تنها کسی نیستی که
‫بابا رو از دست داد.

14
00:00:29,362 --> 00:00:30,697
‫- همه‌مون از دست دادیم.
‫- پس چرا احساس می‌کنم

15
00:00:30,780 --> 00:00:32,365
‫من تنها کسی‌ام
‫که واقعاً اهمیت میده؟!

16
00:00:32,490 --> 00:00:34,534
‫حرفایی که الان
‫سر میز می‌شنوم رو دوست ندارم.

17
00:00:34,534 --> 00:00:36,036
‫گور بابای این وضعیت.

18
00:00:36,202 --> 00:00:37,704
‫- فلارتی!
‫- سیلور.

19
00:00:40,540 --> 00:00:41,708
‫پلیس! برو!

20
00:00:41,791 --> 00:00:43,293
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

21
00:00:43,376 --> 00:00:44,544
‫اون بابامو کشته، پسر!

22
00:00:44,627 --> 00:00:46,212
‫- سلام.
‫- چی شده؟

23
00:00:46,379 --> 00:00:47,881
‫قرار بود جونا رو توی باسکوز ببینم.

24
00:00:47,881 --> 00:00:50,216
‫دنبال رونان فلارتیه. می‌دونم.

25
00:00:50,341 --> 00:00:53,053
‫اون ماشینشه، همونجا.

26
00:00:53,053 --> 00:00:54,554
‫باید جدا بشیم.

27
00:00:55,221 --> 00:00:56,890
‫جونا؟

28
00:01:11,654 --> 00:01:13,281
‫جونا.

29
00:01:13,406 --> 00:01:15,075
‫جونا.

30
00:01:15,158 --> 00:01:16,743
‫جونا؟

31
00:01:16,868 --> 00:01:19,037
‫اون رونان فلارتیه؟
‫همونی که باباتو کشت؟

32
00:01:19,120 --> 00:01:22,248
‫آره.

33
00:01:22,248 --> 00:01:23,458
‫حواست به بیرون باشه.

34
00:01:23,583 --> 00:01:24,959
‫سعی کردم نجاتش بدم. من...

35
00:01:25,043 --> 00:01:26,586
‫- جونا، ساکت باش.
‫- لینا، لینا، کار من نبود.

36
00:01:26,753 --> 00:01:28,254
‫یه نفر از اون یکی در اومد.
‫- هی. هی.

37
00:01:28,254 --> 00:01:29,756
‫- یه تفنگ به سمتش گرفت...
‫- باشه. ساکت!

38
00:01:29,881 --> 00:01:31,091
‫ساکت. حرف نزن.

39
00:01:31,091 --> 00:01:33,301
‫- تفنگتو غلاف کن.
‫- باشه.

40
00:01:34,135 --> 00:01:36,596
‫- باید طبق قانون انجامش بدیم، باشه؟
‫- آره.

41
00:01:36,679 --> 00:01:38,431
‫مخصوصاً چون خواهرتم.

42
00:01:38,431 --> 00:01:40,266
‫پس، اگه می‌خوام ازت محافظت کنم،

43
00:01:40,391 --> 00:01:42,435
‫دیگه نباید حرف بزنی.

44
00:01:43,603 --> 00:01:44,604
‫باشه.

45
00:01:44,604 --> 00:01:46,606
‫من دیدمش.

46
00:01:47,607 --> 00:01:49,109
‫اون یارو رو.

47
00:01:49,609 --> 00:01:52,821
‫به فلارتی شلیک کردم و فرار کرد،
‫همونطوری که جونا گفت.

48
00:01:54,239 --> 00:01:55,448
‫خیلی‌خب، لینا راست میگه.

49
00:01:55,573 --> 00:01:57,075
‫همه باید ساکت باشن.

50
00:01:57,117 --> 00:01:59,119
‫زنگ می‌زنم گزارش میدم.

51
00:02:13,550 --> 00:02:15,135
‫جونا.

52
00:02:15,135 --> 00:02:16,136
‫حالت خوبه؟

53
00:02:16,136 --> 00:02:17,470
‫خوبم، مامان.

54
00:02:17,554 --> 00:02:19,347
‫به چی فکر می‌کردی؟

55
00:02:20,140 --> 00:02:22,517
‫ممکن بود اینجا کشته بشی.

56
00:02:24,644 --> 00:02:29,399
‫نمی‌ذارم آخرین صحبتم با بچه‌هام
‫توی عصبانیت بوده باشه.

57
00:02:31,526 --> 00:02:33,027
‫دوستت دارم.

58
00:02:38,449 --> 00:02:41,870
‫خب، با توجه به شرایط،

59
00:02:41,995 --> 00:02:46,166
‫هیچکس که فامیلی سیلور داره
‫روی این پرونده کار نمی‌کنه.

60
00:02:46,249 --> 00:02:48,668
‫ازت می‌خوام وارد عمل بشی.

61
00:02:48,793 --> 00:02:50,837
‫- پرونده رو به دست بگیر.
‫باشه.

62
00:02:50,837 --> 00:02:53,381
‫می‌تونیم بعداً
‫کاغذبازی‌های نشان رو انجام بدیم.

63
00:02:53,506 --> 00:02:57,010
‫فعلاً انگار به طور رسمی
‫عضو نیروی پلیس بوستون شدم.

64
00:02:58,636 --> 00:02:59,679
‫پرونده رو جلو می‌برم.

65
00:02:59,679 --> 00:03:01,347
‫سرکار سیلور.

66
00:03:01,431 --> 00:03:02,932
‫طبق سیاست‌های اداره،

67
00:03:02,932 --> 00:03:04,184
‫بعد از شلیک از سلاحت،

68
00:03:04,267 --> 00:03:07,145
‫باید سلاحت رو بگیرم.

69
00:03:12,192 --> 00:03:14,027
‫فکر کنم ایده خوبی باشه که شون رو هم

70
00:03:14,110 --> 00:03:16,779
‫- چند روز بفرستیم مرخصی اداری.
‫- وایسا، چی؟

71
00:03:16,863 --> 00:03:18,031
‫با توجه به همه چیزایی که اتفاق افتاده،

72
00:03:18,156 --> 00:03:19,532
‫به نظرم به یه کم استراحت نیاز داره.

73
00:03:19,657 --> 00:03:21,159
‫موافقم، فرمانده.

74
00:03:21,951 --> 00:03:24,078
‫- صبر کن.
‫- فقط برای چند روزه،

75
00:03:24,204 --> 00:03:25,705
‫که بیرون از قضایا نگهت داریم.

76
00:03:25,705 --> 00:03:27,207
‫وگرنه نمی‌تونی بهم توی حل قضیه کمک کنی.

77
00:03:27,290 --> 00:03:30,043
‫شما تنها پلیس‌هایی هستین که
‫توی این موضوع بهشون اعتماد دارم.

78
00:03:30,126 --> 00:03:33,087
‫هر کاری لازمه بکنین، حقیقت رو پیدا کنین.

79
00:03:34,214 --> 00:03:35,381
‫حتماً.

80
00:03:35,465 --> 00:03:37,091
‫- باهاش تا بیرون برو.
‫- باشه.

81
00:03:39,677 --> 00:03:42,305
‫بعضی وقتا، هرچقدر هم که سخت باشه،

82
00:03:42,388 --> 00:03:45,600
‫وقتی پای خانواده وسط میاد،
‫باید یه قدم عقب بکشیم.

83
00:03:45,725 --> 00:03:48,228
‫باور کن، می‌دونم داری چه از سر می‌گذرونی.

84
00:03:49,062 --> 00:03:50,563
‫ممنون، دنی.

85
00:03:53,900 --> 00:03:55,568
‫من پشتت‌ام.

86
00:04:02,825 --> 00:04:04,244
‫خیلی‌خب، سرکار ریگان.

87
00:04:04,327 --> 00:04:06,329
‫چی داریم؟

88
00:04:09,207 --> 00:04:10,250
‫خب.

89
00:04:10,333 --> 00:04:12,085
‫با توجه به خون، در اینجا و اینجا،

90
00:04:12,085 --> 00:04:14,170
‫به نظر میاد یه شلیک کامل بوده.

91
00:04:14,254 --> 00:04:17,090
‫یه گلوله باید یه جایی همین جاها باشه.

92
00:04:17,173 --> 00:04:19,008
‫و اگه بتونیم پیداش کنیم...

93
00:04:20,176 --> 00:04:22,762
‫می‌تونیم ثابت کنیم که
‫از اسلحه‌ی جونا شلیک نشده،

94
00:04:22,845 --> 00:04:24,639
‫و اون به رونان شلیک نکرده.

95
00:04:24,764 --> 00:04:26,599
‫درسته، و اگه اون رونان رو نکشته باشه،

96
00:04:26,766 --> 00:04:27,934
‫گلوله می‌تونه ما رو

97
00:04:28,059 --> 00:04:30,019
‫- به کسی که این کارو کرده برسونه.
‫- درسته.

98
00:04:30,144 --> 00:04:32,605
‫خب، این تیرانداز مرموزی
‫که تو و جونا دیدین

99
00:04:32,730 --> 00:04:34,274
‫دقیقاً کجا بود؟

100
00:04:34,440 --> 00:04:36,359
‫یه جایی اونجا.

101
00:04:37,235 --> 00:04:39,445
‫- یه جایی اونجا؟
‫- آره.

102
00:04:39,445 --> 00:04:41,406
‫یا شاید فراموش کردی که از وقتی بچه بودی

103
00:04:41,489 --> 00:04:44,951
‫راحت می‌فهمم کی داری دروغ میگی.

104
00:04:45,118 --> 00:04:47,287
‫فقط الان در مورد شکلات هایی نیست که

105
00:04:47,370 --> 00:04:48,871
‫تو و برادرت توی هالووین خوردین.

106
00:04:48,871 --> 00:04:50,290
‫- قضیه جدیه.
‫- فکر کردی نمی‌دونم؟

107
00:04:50,373 --> 00:04:52,458
‫نه، فکر نکنم بدونی.

108
00:04:52,542 --> 00:04:54,127
‫هی. هی!

109
00:04:54,168 --> 00:04:55,628
‫فقط یه پلیسی
‫فکر بار دروغی که توی کاره رو

110
00:04:55,670 --> 00:04:56,963
‫به دوش نمی‌کشی.

111
00:04:57,046 --> 00:04:58,881
‫تا جایگاه شاهد با خودت حملش می‌کنی.

112
00:04:58,965 --> 00:05:00,967
‫و دروغ احمقانه ای که الان گفتی،

113
00:05:01,092 --> 00:05:04,304
‫می‌تونه فرق بین آزادی
‫و دستگیری قاتل باشه.

114
00:05:04,429 --> 00:05:06,306
‫می‌فهمم. باشه؟

115
00:05:14,856 --> 00:05:16,566
‫اینو می‌بینی؟

116
00:05:16,649 --> 00:05:18,318
‫شبیه گلوله‌ایه که دنبالشیم.

117
00:05:19,193 --> 00:05:22,322
‫این یعنی احتمالاً از اون جهت اومده.

118
00:05:22,447 --> 00:05:23,656
‫نه از اونجا،

119
00:05:23,740 --> 00:05:25,825
‫جایی که ادعا می‌کنی تیرانداز رو دیدی.

120
00:05:25,992 --> 00:05:27,327
‫تو هیچی ندیدی.

121
00:05:27,410 --> 00:05:29,329
‫خوشبختانه بخش پرتابه‌شناسی
‫می‌تونه یه چیزی بهمون بده،

122
00:05:29,329 --> 00:05:32,999
‫که واقعاً بتونیم باهاش کار کنیم، سرکار.

123
00:05:40,131 --> 00:05:43,134
‫می‌دونی که خوبه خودم راحت‌تر بودم، نه؟

124
00:05:44,010 --> 00:05:46,846
‫مامان می‌خواد اینجا باشی
‫تا بتونه حواسش بهت باشه.

125
00:05:46,971 --> 00:05:48,348
‫اگه سرگیجه‌ی خفیف داشتی،

126
00:05:48,473 --> 00:05:49,724
‫استفراغ، سردرد،

127
00:05:49,849 --> 00:05:51,351
‫حساسیت به نور، یا هرچیز مشابهی،

128
00:05:51,351 --> 00:05:52,894
‫باید برگردی بیمارستان.

129
00:05:53,019 --> 00:05:54,854
‫سعی نکن سرسخت‌بازی دربیاری. باشی؟

130
00:05:54,937 --> 00:05:55,855
‫باشه.

131
00:05:56,022 --> 00:05:57,857
‫به محض اینکه بتونم برمی‌گردم.

132
00:05:57,982 --> 00:05:59,901
‫میری؟

133
00:06:00,026 --> 00:06:01,361
‫باید برگردم اداره،

134
00:06:01,486 --> 00:06:03,029
‫یه فکری به حال سوالایی که
‫مافوق هام می‌پرسن بکنم،

135
00:06:03,196 --> 00:06:04,530
‫ولی می‌خوام آماده‌ت کنم،

136
00:06:04,655 --> 00:06:06,240
‫قبل از اینکه اظهارات رسمیت رو
‫به اداره‌ی بازرسی داخلی بدی.

137
00:06:06,240 --> 00:06:09,410
‫واقعاً فکر می‌کنی من این یارو رو کشتم؟

138
00:06:10,870 --> 00:06:12,455
‫قضیه این نیست.

139
00:06:13,498 --> 00:06:17,126
‫الان، تو احساسی هستی
‫در حالی که باید عملی باشی.

140
00:06:17,251 --> 00:06:20,713
‫قول بده قبل از اینکه من بگم
‫با اداره‌ی بازرسی داخلی صحبت نکنی.

141
00:06:22,048 --> 00:06:23,383
‫جونا؟

142
00:06:23,466 --> 00:06:25,885
‫آره. باشه، فهمیدم.

143
00:06:32,767 --> 00:06:34,560
‫چقدر طول می‌کشه
‫تا پرتابه‌شناسی خبر بده؟

144
00:06:34,560 --> 00:06:35,937
‫سارا گزارش رو تسریع می‌کنه.

145
00:06:36,062 --> 00:06:37,563
‫- این فوریه.
‫- خواهیم دید.

146
00:06:37,647 --> 00:06:39,190
‫ما اخبار فوری در مورد فساد

147
00:06:39,273 --> 00:06:41,401
‫در دفتر دادستان منطقه‌ای می سیلور داریم،

148
00:06:41,401 --> 00:06:44,070
‫که منجر به لغو چندین محکومیت شده است.

149
00:06:44,070 --> 00:06:46,739
‫امشب، متوجه شده‌ایم
‫که یکی از آن محکومیت‌ها

150
00:06:46,739 --> 00:06:49,033
‫اکنون بر دادستان تأثیر می‌گذارد.

151
00:06:49,117 --> 00:06:50,910
‫در اینجا، همسر دادستان سیلور،

152
00:06:51,035 --> 00:06:53,746
‫قاضی بن سیلور،
‫یک سال پیش به قتل رسید.

153
00:06:53,871 --> 00:06:56,916
‫احکام صادره در آن پرونده اخیراً لغو شد.

154
00:06:57,041 --> 00:06:58,418
‫یه لحظه وایسا.

155
00:06:58,501 --> 00:07:00,753
‫باید نسخه‌ی بدون ویرایش
‫اون فیلم رو ببینیم.

156
00:07:00,920 --> 00:07:02,922
‫فکر کنم احتمالاً کل قضیه
‫روی اینترنت هم باشه.

157
00:07:05,383 --> 00:07:08,428
‫چه مریض هایی
‫همچین چیزایی رو توی اینترنت تماشا می‌کنن؟

158
00:07:08,553 --> 00:07:10,263
‫منظورت به جز ماست؟

159
00:07:14,350 --> 00:07:16,227
‫- برگردونش عقب.
‫- باشه.

160
00:07:17,937 --> 00:07:19,439
‫خیلی خب. همونجا نگهش دار.

161
00:07:20,648 --> 00:07:22,275
‫- عوضی.
‫- چیه؟

162
00:07:22,358 --> 00:07:24,777
‫تفنگ رو با دست چپش گرفته.

163
00:07:28,865 --> 00:07:30,450
‫می‌دونیم عصبانی بودی.

164
00:07:30,575 --> 00:07:34,454
‫همه عصبانی بودیم، ولی...

165
00:07:34,454 --> 00:07:37,790
‫می‌دونی، باید از اون خشم باهوش‌تر باشی.

166
00:07:37,790 --> 00:07:40,793
‫نشان پلیسی که حملش می‌کنی...

167
00:07:40,918 --> 00:07:45,965
‫ما رو به خانواده‌ای
‫خیلی بزرگتر از خودمون متصل می‌کنه.

168
00:07:46,090 --> 00:07:48,134
‫یه مسئولیتی داریم.

169
00:07:48,134 --> 00:07:51,471
‫می‌دونستم قراره یه اتفاقی بیفته،
‫و درخواست نیروی کمکی کردم.

170
00:07:51,471 --> 00:07:53,473
‫«برای عدالت در جای درست باش».

171
00:07:53,473 --> 00:07:55,308
‫اینا حرفای خودت بود.

172
00:07:55,391 --> 00:07:57,435
‫منظورم توی مکان فیزیکی درستش نبود، پسرم.

173
00:07:57,518 --> 00:07:58,811
‫منظورم از نظر معنوی بود.

174
00:07:58,811 --> 00:08:00,813
‫و مشخصه که هنوز اونجا نیستی.

175
00:08:00,938 --> 00:08:02,482
‫گزارش پرتابه‌شناسی رسیده.

176
00:08:02,565 --> 00:08:04,150
‫گلوله‌ای که از صحنه جمع‌آوری شده،

177
00:08:04,275 --> 00:08:06,819
‫از اسلحه جونا شلیک نشده.

178
00:08:08,654 --> 00:08:10,990
‫چه عجب. همه خوشحالن؟

179
00:08:11,073 --> 00:08:13,826
‫متأسفانه، خبرای دیگه‌ای هم هست.

180
00:08:13,910 --> 00:08:16,829
‫- چیه؟
‫- قاتل بن چپ‌دست بوده.

181
00:08:16,913 --> 00:08:19,123
‫رونان فلارتی که توی صحنه پیدا شده،

182
00:08:19,207 --> 00:08:20,833
‫اسلحه دست راستش بوده.

183
00:08:20,958 --> 00:08:24,670
‫به نظر میاد رونان فلارتی
‫بن رو نکشته.

184
00:08:25,838 --> 00:08:27,340
‫یه لحظه صبر کن.

185
00:08:27,381 --> 00:08:30,009
‫فلارتی با توافق اعتراف کرد،
‫برای همین محاکمه‌ای برگزار نشد.

186
00:08:30,134 --> 00:08:31,302
‫بدتر هم میشه.

187
00:08:31,385 --> 00:08:32,887
‫گلوله‌ای که رونان فلارتی رو کشته،

188
00:08:32,970 --> 00:08:36,390
‫از همون سلاحی شلیک شده
‫که بابا رو کشته.

189
00:08:38,142 --> 00:08:39,393
‫ولی اون هفت‌تیر هیچوقت پیدا نشد.

190
00:08:39,477 --> 00:08:40,811
‫فلارتی گفت بعد از قتل

191
00:08:40,895 --> 00:08:42,605
‫اونو انداخته توی دریا.

192
00:08:42,688 --> 00:08:44,524
‫خب، یا یه نفر بیرونش کشیده،
‫یا اون دروغ گفته،

193
00:08:44,649 --> 00:08:46,442
‫چون خراش های روی اون گلوله

194
00:08:46,526 --> 00:08:48,736
‫مطابق با هفت‌تیریه که
‫امشب استفاده شده.

195
00:08:48,861 --> 00:08:50,738
‫این توضیح میده که چرا
‫هیچ پوکه اضافه ای سر صحنه پیدا نشده.

196
00:08:50,863 --> 00:08:52,365
‫پس رونان با اسلحه‌ی خودش کشته شده.

197
00:08:52,406 --> 00:08:54,700
‫یا توسط همون تیرانداز چپ‌دستی کشته شده

198
00:08:54,825 --> 00:08:56,452
‫که توی ویدیوی قتل بن هست.

199
00:08:56,536 --> 00:08:59,413
‫ولی چرا باید برای
‫قتلی که مرتکب نشده، بره زندان؟

200
00:08:59,539 --> 00:09:03,167
‫و اگه رونان فلارتی بابای ما رو نکشته...

201
00:09:03,251 --> 00:09:05,545
‫- کی کشته؟
‫- نمی‌دونم.

202
00:09:06,629 --> 00:09:08,881
‫ولی می‌خوام بفهمم.

203
00:09:27,692 --> 00:09:29,193
‫این چه قیافه‌ایه؟

204
00:09:31,028 --> 00:09:33,197
‫پیامت رو گرفتم.

205
00:09:33,322 --> 00:09:36,701
‫«اینجا بیا دیدنم. امضا آقای میاگی.»

206
00:09:36,826 --> 00:09:39,036
‫فکر کنم مثل فیلم کاراته کید
‫باید یه کم فوت و فن یاد بگیرم.

207
00:09:39,036 --> 00:09:41,372
‫آره، می‌تونم شخصاً مهارت ها رو یادت بدم.

208
00:09:41,497 --> 00:09:42,748
‫یادت بدم چطور زیرپا بکشی.

209
00:09:42,873 --> 00:09:44,542
‫اون حرکت آدم‌بدها بود.

210
00:09:44,667 --> 00:09:46,877
‫چرا نمی‌شینی، باهم حرف بزنیم.

211
00:09:49,380 --> 00:09:51,882
‫می‌خوای بهم بگی واقعاً چی اذیتت می‌کنه؟

212
00:09:52,008 --> 00:09:53,551
‫چون می‌دونم مشکل از پیام من نیست.

213
00:09:53,634 --> 00:09:56,387
‫نمی‌فهمم چطور پوشش دادن من برای جونا،

214
00:09:56,470 --> 00:09:57,972
‫با کاری که تو
‫برای همکارت می‌کردی فرق داره.

215
00:09:58,014 --> 00:10:00,224
‫دقیقاً، تو نمی‌بینی چطور فرق داره.

216
00:10:00,391 --> 00:10:02,560
‫و دلیلش اینه که تو
‫حدود ده دقیقه‌ست این شغل رو داری.

217
00:10:02,727 --> 00:10:04,228
‫آره، و یه عمر دور میز نشستن

218
00:10:04,353 --> 00:10:05,855
‫با تو، پدربزرگ و بابابزرگ جونا.

219
00:10:08,899 --> 00:10:10,234
‫ببین.

220
00:10:10,234 --> 00:10:12,737
‫تو هنوز همه چی رو نمی‌دونی، شان.

221
00:10:12,737 --> 00:10:15,239
‫ولی شکی ندارم که یه روزی می‌فهمی.

222
00:10:16,032 --> 00:10:19,035
‫و می‌دونم نگران همکارت هستی.

223
00:10:19,785 --> 00:10:21,621
‫اگه واقعاً می‌خوای الان به جونا کمک کنی،

224
00:10:21,746 --> 00:10:23,414
‫بفهم کی رونان فلارتی رو کشته.

225
00:10:23,497 --> 00:10:25,791
‫فکر می‌کنی این منجر به
‫کشف قاتل واقعی بن بشه؟

226
00:10:27,335 --> 00:10:29,337
‫به شدت امیدوارم که آره.

227
00:10:32,381 --> 00:10:34,675
‫- هی.
‫- حالت چطوره؟

228
00:10:34,800 --> 00:10:36,260
‫اوه، ممنون بابت این.

229
00:10:36,385 --> 00:10:37,678
‫بیا.

230
00:10:37,803 --> 00:10:39,305
‫نمی‌دونم.

231
00:10:40,431 --> 00:10:41,932
‫اینو ببین.

232
00:10:41,932 --> 00:10:43,100
‫اوه.

233
00:10:43,184 --> 00:10:44,477
‫پدربزرگ، باید می‌فهمیدم

234
00:10:44,602 --> 00:10:45,645
‫اون داره درد می‌کشه.

235
00:10:45,770 --> 00:10:46,812
‫از بین همه ما، جونا بیشترین مشکل رو

236
00:10:46,937 --> 00:10:47,938
‫با مرگ بابا داشت.

237
00:10:48,064 --> 00:10:49,607
‫حالا تنها کاری که می‌دونم

238
00:10:49,607 --> 00:10:51,525
‫می‌تونم برای کمک بهش انجام بدم،
‫همون کاریه که

239
00:10:51,609 --> 00:10:54,445
‫اجازه انجامش رو ندارم:
‫کار روی این پرونده.

240
00:10:55,905 --> 00:10:57,948
‫یادته وقتی پیش‌آهنگ بودی؟

241
00:10:57,948 --> 00:11:00,451
‫می‌خواستی بیسکویت‌هات رو
‫توی خیابان چارلز بفروشی،

242
00:11:00,451 --> 00:11:01,952
‫جایی که همه مغازه‌ها هستن،

243
00:11:02,078 --> 00:11:04,455
‫فقط رهبر گروهت
‫اجازه نمی‌داد اون محل رو داشته باشی

244
00:11:04,455 --> 00:11:06,624
‫چون اون دختر دیگه توی گروه،

245
00:11:06,624 --> 00:11:08,000
‫اول ثبت‌نام کرده بود.

246
00:11:08,125 --> 00:11:09,710
‫اسم دوستت چی بود؟

247
00:11:09,835 --> 00:11:11,712
‫کیتی کوپر دوست من نبود.

248
00:11:11,837 --> 00:11:12,963
‫حداقل وقتی پای اون بیسکویت‌ها درمیون بود.

249
00:11:12,963 --> 00:11:14,256
‫پس از بن خواستی که

250
00:11:14,340 --> 00:11:16,967
‫بذاره توی دادگاه غرفه بزنی.

251
00:11:17,051 --> 00:11:19,970
‫اون سال از کل گروه بیشتر فروختی.

252
00:11:20,137 --> 00:11:22,306
‫آره، معلوم شد دادگاه
‫باعث استرس پرخوری مردم میشه.

253
00:11:22,431 --> 00:11:25,810
‫اگه یه چیز در مورد نوه‌م بدونم،

254
00:11:25,935 --> 00:11:28,437
‫اینه که تو همیشه یه راهی پیدا می‌کنی.

255
00:11:28,521 --> 00:11:30,648
‫حالا، اگه راهی برای کمک به جونا

256
00:11:30,648 --> 00:11:33,734
‫و این پرونده وجود داره،
‫بدون شکستن قانون،

257
00:11:33,859 --> 00:11:35,528
‫حتماً پیداش می‌کنی.

258
00:11:37,905 --> 00:11:40,658
‫آره، فقط منو در جریان وضعیت بذار.

259
00:11:40,783 --> 00:11:42,493
‫ممنون، کاپیتان.

260
00:11:54,797 --> 00:11:56,132
‫اون چی بود؟

261
00:11:56,215 --> 00:11:58,175
‫- من سر خدمت، پشت میز هستم تا وقتی...
‫- جونا،

262
00:11:58,175 --> 00:12:00,845
‫صریحاً بهت گفتم
‫با اداره‌ی بازرسی داخلی صحبت نکن،

263
00:12:00,886 --> 00:12:02,179
‫تا وقتی که بتونم تو رو توجیه کنم.

264
00:12:02,179 --> 00:12:03,389
‫اسلحه من اونی نبود که رونان رو کشت،

265
00:12:03,514 --> 00:12:05,182
‫من کار اشتباهی نکردم.

266
00:12:05,266 --> 00:12:07,017
‫فقط نمی‌فهمم چرا باید
‫مدام خودمو توضیح بدم.

267
00:12:07,143 --> 00:12:09,019
‫جونا. بشین.

268
00:12:09,103 --> 00:12:12,773
‫و هرچیزی رو که
‫به اون مأمورها گفتی، بهم بگو.

269
00:12:12,898 --> 00:12:15,359
‫می‌تونی از این شروع کنی که
‫چطور از اول فهمیدی

270
00:12:15,526 --> 00:12:17,027
‫رونان فلاهرتی کجاست.

271
00:12:17,027 --> 00:12:19,196
‫خب، می‌دونستم رونان
‫توی یه پروژه مسکن‌سازی می‌پلکه،

272
00:12:19,321 --> 00:12:20,656
‫براملی-هیث.

273
00:12:20,740 --> 00:12:22,032
‫پس شب رفتم اونجا،

274
00:12:22,199 --> 00:12:23,868
‫و در امنیت دنبالش کردم.

275
00:12:23,868 --> 00:12:26,036
‫- کجا رفت؟
‫- چندتا جا توی متاپن.

276
00:12:26,036 --> 00:12:28,038
‫به نظر می‌رسید
‫داره یه نفر دیگه رو تعقیب می‌کنه.

277
00:12:28,164 --> 00:12:29,206
‫کی؟

278
00:12:29,290 --> 00:12:31,041
‫یه نفر با ژاکت خلبانی آبی.

279
00:12:31,125 --> 00:12:33,043
‫رفت توی چندتا جا،
‫با پاکت‌های ضخیم بیرون اومد.

280
00:12:33,127 --> 00:12:35,379
‫چی؟ پول نقد؟ مثلاً حق حفاظت؟

281
00:12:35,463 --> 00:12:37,548
‫می‌تونسته باشه. اون...
‫از یه مغازه توی خیابان ریور خارج شد،

282
00:12:37,548 --> 00:12:38,716
‫بعدش رفت به اون ساختمان قدیمی،

283
00:12:38,716 --> 00:12:40,259
‫و متروکه‌ی فرانکلین هال،

284
00:12:40,384 --> 00:12:42,011
‫و... اون موقع بود که
‫دیدم رونان اسلحش رو درآورد،

285
00:12:42,094 --> 00:12:43,262
‫و رفت تو.

286
00:12:43,387 --> 00:12:44,889
‫و به نظر می‌رسید یه دزدی مسلحانه‌ست،

287
00:12:44,889 --> 00:12:46,223
‫پس درخواست پشتیبانی کردم،
‫منم دنبالشون رفتم تو.

288
00:12:46,390 --> 00:12:47,933
‫و بعد یه نفر سوم،

289
00:12:48,017 --> 00:12:49,602
‫ناگهان از ناکجا ظاهر شد
‫و بهش شلیک کرد.

290
00:12:49,727 --> 00:12:52,229
‫- چهره شو دیدی؟
‫- نه، کلاه اسکی داشت.

291
00:12:52,313 --> 00:12:53,731
‫بهش شلیک کرد و بعد فرار کرد،

292
00:12:53,731 --> 00:12:55,357
‫و بعد اون ژاکت آبی هم همین کار رو کرد.

293
00:12:55,441 --> 00:12:57,234
‫من... پریدم و روی رونان
‫سی‌پی‌آر انجام دادم،

294
00:12:57,359 --> 00:12:59,153
‫و بعد شما اومدین.

295
00:12:59,236 --> 00:13:03,574
‫پس این تیرانداز مرموز،
‫عمداً دنبال رونان بود

296
00:13:03,699 --> 00:13:05,242
‫درست وقتی که اون یکی فرار می‌کرد؟

297
00:13:05,242 --> 00:13:07,953
‫- چی، مثل یه کمین؟
‫- آره. آره، این‌طوری به نظر می‌رسید.

298
00:13:09,079 --> 00:13:10,414
‫خیلی‌خب.

299
00:13:10,581 --> 00:13:12,082
‫لازمه تک‌تک مغازه‌هایی رو

300
00:13:12,082 --> 00:13:13,250
‫که اون ژاکت آبی رفت توش بهم بگی.

301
00:13:13,375 --> 00:13:15,461
‫الان، این بهترین سرنخ دنیه.

302
00:13:18,005 --> 00:13:20,382
‫خانم دادستان کل.

303
00:13:21,258 --> 00:13:22,259
‫ممنون که تشریف آوردین.

304
00:13:22,384 --> 00:13:23,594
‫از اتفاقی که افتاده مطلع شدم.

305
00:13:23,719 --> 00:13:25,012
‫متأسفم.

306
00:13:25,095 --> 00:13:26,263
‫چه کاری می‌تونم براتون انجام بدم؟

307
00:13:26,347 --> 00:13:27,515
‫مدارک فیزیکی جدیدی به دست اومده

308
00:13:27,598 --> 00:13:29,600
‫که بی‌گناهی رونان فلارتی رو ثابت می‌کنه.

309
00:13:30,851 --> 00:13:32,436
‫این چیزی نبود که انتظارش رو داشتم.

310
00:13:32,436 --> 00:13:35,022
‫می‌خوام پرونده‌های
‫دادگاه قتل همسرم رو داشته باشم.

311
00:13:35,105 --> 00:13:36,357
‫بی‌خیال، می.

312
00:13:36,440 --> 00:13:38,359
‫این کاملاً تعارض منافعه.

313
00:13:38,442 --> 00:13:39,944
‫به همین دلیل بود که پرونده

314
00:13:39,944 --> 00:13:41,779
‫از اول به دفتر من واگذار شد.

315
00:13:41,779 --> 00:13:44,281
‫محکومیت فلارتی در قتل بن تازگی لغو شده.

316
00:13:44,365 --> 00:13:46,617
‫به دلیل فساد در دفتر شما.

317
00:13:46,617 --> 00:13:48,828
‫فسادی که شاید
‫پرونده‌ی فلارتی رو آلوده کرده باشه،

318
00:13:48,953 --> 00:13:51,622
‫ولی من در مرحله ی
‫افشای مدارک یه پرونده جدیدم،

319
00:13:51,622 --> 00:13:53,457
‫اینکه آیا معاون دادستان بیکمن باید

320
00:13:53,541 --> 00:13:56,460
‫به خاطر محکومیت فاسد فلارتی
‫تحت تعقیب قرار بگیره یا نه.

321
00:13:56,460 --> 00:13:57,962
‫نه قتل بن.

322
00:13:59,463 --> 00:14:01,298
‫دور زدن زیرکانه‌ایه.

323
00:14:02,967 --> 00:14:04,301
‫فقط افشای مدارک.

324
00:14:04,426 --> 00:14:06,136
‫هیچ تحقیقی. هیچ کاوشی.

325
00:14:06,303 --> 00:14:09,098
‫- هیچ اظهارنامه‌ای.
‫- مشکلی نیست.

326
00:14:14,937 --> 00:14:16,480
‫هی، داداش، چه خبر؟

327
00:14:18,148 --> 00:14:20,442
‫هنوز منتظرم
‫اداره‌ی بازرسی داخلی تبرئه‌م کنه.

328
00:14:22,319 --> 00:14:23,821
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

329
00:14:24,488 --> 00:14:26,490
‫امروز دنبال بابام میرم.

330
00:14:31,829 --> 00:14:33,664
‫گوش کن.

331
00:14:33,664 --> 00:14:37,167
‫می‌دونم باید بهت می‌گفتم که
‫دارم چیکار می‌کنم.

332
00:14:37,167 --> 00:14:40,170
‫فقط، فکر نمی‌کردم درک کنی.

333
00:14:42,506 --> 00:14:44,925
‫جونا، مامان من
‫توسط مانو سانگرینتو کشته شد.

334
00:14:45,050 --> 00:14:46,510
‫یه کارتله.

335
00:14:46,594 --> 00:14:49,513
‫تو پدرت رو به خاطر یه باند خیابانی
‫مثل رد سینتس از دست دادی؟

336
00:14:49,638 --> 00:14:51,640
‫من شاید تنها کسی در کل دنیا باشم

337
00:14:51,724 --> 00:14:53,225
‫که واقعاً درک می‌کنه.

338
00:15:01,108 --> 00:15:03,193
‫ممنون که توی این بهم کمک می‌کنی.

339
00:15:03,193 --> 00:15:05,362
‫خب، هنوز مطمئن نیستم
‫چه سودی برامون داره.

340
00:15:05,362 --> 00:15:08,365
‫- قطعاً بابا رو برنمی‌گردونه.
‫- نه، برنمی‌گردونه،

341
00:15:08,532 --> 00:15:11,201
‫ولی کسی که واقعاً اونو کشت هنوز آزاده.

342
00:15:11,285 --> 00:15:12,870
‫و خانواده‌ی ما این همه وقت

343
00:15:12,995 --> 00:15:15,706
‫با حس کاذب بسته شدن پرونده زندگی کرده.

344
00:15:15,873 --> 00:15:18,334
‫باید بدونیم واقعاً چه اتفاقی افتاده.

345
00:15:19,376 --> 00:15:21,128
‫من باید بدونم.

346
00:15:22,171 --> 00:15:24,548
‫خب، هر اتفاقی که افتاده
‫به رد سینتس ربط داره.

347
00:15:24,673 --> 00:15:25,966
‫و اگه یه چیزی خراب شده،

348
00:15:26,091 --> 00:15:27,885
‫قطعاً از طرف پلیس بوستون نبوده.

349
00:15:28,010 --> 00:15:31,722
‫از چیزایی که می‌بینم،
‫ما طبق روال عمل کردیم.

350
00:15:38,479 --> 00:15:40,064
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

351
00:15:40,147 --> 00:15:41,565
‫می‌دونم سخته، عزیزم.

352
00:15:41,565 --> 00:15:43,567
‫ولی پدرت سزاوار اون عدالتیه که

353
00:15:43,567 --> 00:15:45,402
‫برای خیلی‌های دیگه به دست آورد.

354
00:16:00,459 --> 00:16:02,169
‫خیلی‌خب، این عجیبه.

355
00:16:02,252 --> 00:16:04,755
‫ظاهراً وقتی این پرونده‌ی مدارک ارائه شد،

356
00:16:04,880 --> 00:16:07,132
‫۱۴۸ صفحه داشت.

357
00:16:09,134 --> 00:16:11,011
‫ولی وقتی دفتر دادستان کل به دادگاه رفت،

358
00:16:11,136 --> 00:16:13,430
‫فقط ۱۴۳ صفحه داشت.

359
00:16:13,555 --> 00:16:15,641
‫اون پنج صفحه چی شدن؟

360
00:16:15,766 --> 00:16:18,018
‫و توشون چیه؟

361
00:16:19,561 --> 00:16:21,730
‫برگه‌های اعلام جستجو، ها؟

362
00:16:21,814 --> 00:16:23,148
‫به وظیفه پشت میز خوش اومدم.

363
00:16:23,232 --> 00:16:25,234
‫خیلی‌خب، خوبه،
‫وقتی کارت با این‌ها تموم شد...

364
00:16:25,317 --> 00:16:27,111
‫اونا چیه؟

365
00:16:27,111 --> 00:16:29,780
‫اگه قاتل بابا هنوز آزاده،
‫کلی کار داریم.

366
00:16:29,780 --> 00:16:31,615
‫ولی ما روی پرونده نیستیم.

367
00:16:31,699 --> 00:16:34,243
‫نه، رسماً روی پرونده نیستیم.

368
00:16:34,326 --> 00:16:36,286
‫ولی می‌تونیم
‫پرونده‌های دیگه رو بررسی کنیم.

369
00:16:36,453 --> 00:16:40,791
‫مثلاً پرونده‌های دیگه‌ای که
‫شامل اون هفت‌تیر قتل بابا میشن.

370
00:16:40,874 --> 00:16:42,459
‫می‌خوای تاریخچه اسلحه رو

371
00:16:42,584 --> 00:16:43,961
‫از طریق خطوط روی گلوله دنبال کنی؟

372
00:16:44,044 --> 00:16:45,295
‫دقیقاً.

373
00:16:45,462 --> 00:16:46,797
‫چون گلوله‌های اسلحه
‫مثل اثر انگشت می‌مونن.

374
00:16:46,797 --> 00:16:48,298
‫- درسته.
‫- پس قطعاً می‌تونیم

375
00:16:48,340 --> 00:16:50,300
‫یه چیزی روی اون هفت‌تیر پیدا کنیم
‫که اسلحه رو

376
00:16:50,384 --> 00:16:52,219
‫به قتل‌های رونان فلارتی و بابا وصل کنه.

377
00:16:52,302 --> 00:16:53,804
‫بیا انجامش بدیم.

378
00:16:54,304 --> 00:16:57,307
‫تو اینو بخون، من اون یکی رو.

379
00:17:04,898 --> 00:17:06,525
‫فکر می‌کنی بتونی بهمون کمک کنی؟

380
00:17:06,650 --> 00:17:07,985
‫یه آقا دو شب پیش اومد اینجا.

381
00:17:07,985 --> 00:17:10,279
‫- ژاکت خلبانی آبی تیره.
‫- یادم نمیاد.

382
00:17:10,362 --> 00:17:11,989
‫خب، پس برات راحتش می‌کنم،

383
00:17:11,989 --> 00:17:13,991
‫تو رو به عنوان معاون جرم متهم می‌کنم
‫و می‌برمت کلانتری.

384
00:17:15,659 --> 00:17:18,162
‫با بچه‌های بانکر هیل می‌گرده، باشه؟
‫بهش میگن خرگوش.

385
00:17:18,245 --> 00:17:20,330
‫اسم واقعیش چیه، این خرگوش؟

386
00:17:20,330 --> 00:17:22,166
‫ما دقیقاً رفیق صمیمی نیستیم.

387
00:17:22,249 --> 00:17:23,333
‫به فیلم دوربین امنیتیِ

388
00:17:23,459 --> 00:17:24,835
‫دو شب پیش نیاز داریم.

389
00:17:24,918 --> 00:17:26,420
‫آره، باشه.

390
00:17:28,922 --> 00:17:30,507
‫درای پنی رو می‌پیچونی؟

391
00:17:31,508 --> 00:17:33,010
‫بابا، لطفاً دیگه نگو «پیچوندن.»

392
00:17:33,010 --> 00:17:34,344
‫- چی؟
‫- دیگه هیچوقت.

393
00:17:34,511 --> 00:17:36,680
‫و نه، ما فقط...

394
00:17:36,680 --> 00:17:38,015
‫الان یه کم از هم فاصله گرفتیم.

395
00:17:38,098 --> 00:17:40,017
‫آخه الان دیدم تماسشو نادیده گرفتی، همین.

396
00:17:40,100 --> 00:17:42,269
‫من شنونده خیلی خوبی‌ام،
‫اگه بخوای در موردش حرف بزنی.

397
00:17:42,352 --> 00:17:43,520
‫من خوبم، بابا.

398
00:17:43,645 --> 00:17:44,855
‫کپی اون فیلم داره دانلود میشه.

399
00:17:45,022 --> 00:17:46,648
‫دیگه چی می‌تونی
‫در مورد خرگوش بهمون بگی؟

400
00:17:46,732 --> 00:17:49,026
‫هفته‌ای یه بار میاد.

401
00:17:49,026 --> 00:17:51,528
‫همیشه نوشیدنی‌های انرژی‌زا رو
‫تمیز و مرتب ‌می کنه،

402
00:17:51,653 --> 00:17:53,197
‫- و بعدش میره.
‫- صبر کن.

403
00:17:53,280 --> 00:17:55,616
‫اینا رو؟
‫همیشه این کارت‌های هدیه رو می‌گیره؟

404
00:17:55,699 --> 00:17:57,242
‫وادارم می‌کنه فعالشون کنم
‫و هیچ‌وقت پول نمیده.

405
00:17:57,367 --> 00:17:59,244
‫شماره‌های فعال‌سازی‌شون رو
‫توی پرونده داری؟

406
00:17:59,328 --> 00:18:02,081
‫خب، خوبه.
‫به اونا هم به همراه فیلم نیاز داریم.

407
00:18:03,207 --> 00:18:04,374
‫به چی فکر می‌کنی؟

408
00:18:04,500 --> 00:18:05,584
‫یاکوزا آسسین.

409
00:18:05,709 --> 00:18:06,877
‫مثل یه بازی نقش‌آفرینی آنلاینه، درست؟

410
00:18:06,960 --> 00:18:09,129
‫- یه چی؟
‫- بازی نقش‌آفرینیه.

411
00:18:09,254 --> 00:18:11,256
‫مثل دزد و پلیس می‌مونه، ولی مهم نیست.

412
00:18:11,340 --> 00:18:13,884
‫اگه خرگوش بازیکنه،
‫فکر کنم بدونم چطور می‌تونیم پیداش کنیم.

413
00:18:15,677 --> 00:18:18,055
‫داری شبیه یه ریگان فکر کنی.

414
00:18:23,393 --> 00:18:24,728
‫ممنون که باهام ملاقات کردی.

415
00:18:24,895 --> 00:18:26,563
‫متأسفم که شنیدم دیگه

416
00:18:26,688 --> 00:18:28,732
‫توی دفتر دادستان کل گارنر نیستی.

417
00:18:28,816 --> 00:18:31,735
‫فقط می‌تونم تصور کنم
‫چقدر محیط سختی بوده.

418
00:18:31,902 --> 00:18:34,071
‫من دستیار حقوقی خوبی بودم.

419
00:18:34,196 --> 00:18:36,240
‫فکر کنم زیادی خوب.

420
00:18:37,991 --> 00:18:40,619
‫اسپنسر، آیا انتقال تو

421
00:18:40,619 --> 00:18:44,248
‫به دادگاه قتل پدرم ربطی داشت...
‫قاضی سیلور؟

422
00:18:47,918 --> 00:18:50,295
‫من یه پرونده‌ی تعقیب بی‌نقص ساختم.

423
00:18:51,130 --> 00:18:53,382
‫همه انگشت اتهام قتل رو
‫به سمت رونان فلارتی گرفته بودن.

424
00:18:53,465 --> 00:18:56,468
‫از بسیاری جهات،
‫واقعاً گناهکار به نظر می‌رسید، ولی...

425
00:18:59,304 --> 00:19:00,681
‫ولی چی؟

426
00:19:00,764 --> 00:19:03,976
‫یه دی‌ان‌ای اضافی در صحنه قتل پیدا شد.

427
00:19:03,976 --> 00:19:06,603
‫یه تار مو در کلاه اسکی تیرانداز.

428
00:19:06,728 --> 00:19:07,813
‫با رونان مطابقت نداشت.

429
00:19:07,938 --> 00:19:09,314
‫پس با کی مطابقت داشت؟

430
00:19:09,398 --> 00:19:10,774
‫در اون زمان
‫با هیچ‌کس توی سیستم مطابقت نداشت.

431
00:19:10,858 --> 00:19:13,068
‫پس کول، معاون دادستان کل
‫که پرونده رو دنبال می‌کرد،

432
00:19:13,152 --> 00:19:14,778
‫بهم گفت صداشو در نیارم.

433
00:19:15,487 --> 00:19:16,989
‫گفت می‌تونسته از کس دیگه‌ای باشه

434
00:19:16,989 --> 00:19:18,157
‫که قبلاً کلاه رو پوشیده،

435
00:19:18,323 --> 00:19:19,783
‫یا حتی یه آلودگی در صحنه.

436
00:19:19,825 --> 00:19:21,451
‫فکر می‌کنی از یه مظنون دیگه‌ست.

437
00:19:21,618 --> 00:19:23,996
‫آره، ولی به نظر اون،
‫چون با رونان مطابقت نداشت،

438
00:19:24,121 --> 00:19:25,414
‫پس بی‌ربط بود.

439
00:19:25,497 --> 00:19:26,832
‫گفت مدارکی که علیه‌ش داریم،

440
00:19:26,832 --> 00:19:28,834
‫به اندازه کافی
‫برای محکومیت سریع معتبره،

441
00:19:28,959 --> 00:19:31,795
‫چیزی که دادستان کل گارنر می‌خواست.

442
00:19:31,920 --> 00:19:34,339
‫- اون از این موضوع خبر داشت؟
‫- فکر نکنم.

443
00:19:34,464 --> 00:19:36,633
‫و وقتی کول گفت
‫می‌خواد مدرک رو مخفی کنم،

444
00:19:36,800 --> 00:19:38,969
‫سعی کردم دورش بزنم.

445
00:19:39,094 --> 00:19:40,470
‫ولی قبل از اینکه
‫بتونم با دادستان کل صحبت کنم،

446
00:19:40,470 --> 00:19:42,806
‫منو به عنوان منشی
‫به بایگانی منتقل کردن.

447
00:19:42,931 --> 00:19:45,809
‫پس ممکنه دی‌ان‌ای
‫قاتل واقعی قاضی سیلور،

448
00:19:45,893 --> 00:19:47,811
‫الان توی مدارک باشه؟

449
00:19:48,687 --> 00:19:50,189
‫درسته.

450
00:20:10,709 --> 00:20:12,711
[بنجامین سیلور]

451
00:20:29,269 --> 00:20:31,271
[توافق با دیوید لاکلین]
[ساعت ۱۲:۳۰ ظهر]

452
00:20:36,235 --> 00:20:38,237
[دیوید لاکلین]
[مدیرعامل]

453
00:20:38,320 --> 00:20:40,864
‫- مامان؟
‫- بله؟ اینجام.

454
00:20:41,698 --> 00:20:43,075
‫دستیار حقوقی رو پیدا کردم که

455
00:20:43,075 --> 00:20:45,494
‫اون صفحات گمشده
‫از پرونده‌ی قتل بابا رو پنهان کرده بود.

456
00:20:45,577 --> 00:20:47,204
‫باور نمی‌کنی چی بهم گفت.

457
00:20:47,204 --> 00:20:48,705
‫بگو ببینم.

458
00:20:51,166 --> 00:20:53,043
‫دفتر گارنر یه مدرکی رو مخفی کرده

459
00:20:53,168 --> 00:20:54,920
‫که نشون می‌داد شخص دیگه‌ای

460
00:20:55,045 --> 00:20:56,546
‫در صحنه تیراندازی بوده.

461
00:20:56,588 --> 00:20:58,674
‫دفتر دادستان کل مدرک رو مخفی کرده؟

462
00:20:58,757 --> 00:21:00,425
‫یه تار مو توی کلاه اسکی،

463
00:21:00,550 --> 00:21:02,094
‫که با رونان فلارتی مطابقت نداره.

464
00:21:02,219 --> 00:21:03,387
‫مال کی بوده؟

465
00:21:03,428 --> 00:21:04,721
‫اون زمان با کسی توی سیستم
‫مطابقت نداشته.

466
00:21:04,888 --> 00:21:06,556
‫پس فرستادم آزمایشگاه
‫برای آزمایش مجدد.

467
00:21:06,640 --> 00:21:07,724
‫ضرری که نداره.

468
00:21:07,849 --> 00:21:09,101
‫باورنکردنیه.

469
00:21:09,226 --> 00:21:11,228
‫باید مسئولای دفتر گارنر
‫به خاطر این محاکمه بشن.

470
00:21:11,353 --> 00:21:12,938
‫دیوید لاکلین رو یادت میاد؟

471
00:21:12,938 --> 00:21:14,398
‫چی، اون سازنده املاک که می‌خواست

472
00:21:14,439 --> 00:21:16,566
‫اون مجتمع تجاری بزرگ
‫توی میشن هیل رو بسازه؟

473
00:21:16,692 --> 00:21:17,943
‫خب، معلوم شد توی اتاق قاضی بوده،

474
00:21:18,068 --> 00:21:19,278
‫روز قبل از اینکه پدرت کشته بشه.

475
00:21:19,444 --> 00:21:21,613
‫از کجا می‌دونی؟

476
00:21:24,574 --> 00:21:26,076
‫می‌دونم، می‌دونم.

477
00:21:26,159 --> 00:21:30,163
‫بچه که بودیم چقدر سعی کردیم
‫اون کلید رو بدزدیم.

478
00:21:30,247 --> 00:21:32,582
‫بابا هیچ‌وقت نمی‌خواست از توی میزش

479
00:21:32,708 --> 00:21:33,792
‫چیزای مربوط به پرونده‌هاش رو ببینیم.

480
00:21:33,792 --> 00:21:35,627
‫فقط باعث می‌شد
‫بیشتر بخوایم ببینیمشون.

481
00:21:35,752 --> 00:21:38,255
‫تا حالا درمورد یه وکیل
‫به اسم جولین سینگلتون شنیدی؟

482
00:21:38,380 --> 00:21:40,966
‫جولین سینگلتون از بکر و وولف؟

483
00:21:40,966 --> 00:21:43,093
‫آره. وکیل رونان فلارتی

484
00:21:43,218 --> 00:21:45,304
‫- و رد سینتسه.
‫- اون نماینده لاکلین هم هست.

485
00:21:45,470 --> 00:21:48,473
‫توی همون جلسه با لاکلین و پدرت بود.

486
00:21:49,474 --> 00:21:53,270
‫وقتی کانل والش رو روز اجرای حکم
‫توی براملی-هیث دستگیر کردم،

487
00:21:53,395 --> 00:21:55,772
‫بهم گفت اگه می‌خوام
‫در مورد قاتل بابا بیشتر بدونم،

488
00:21:55,897 --> 00:21:57,607
‫باید رد سینتس رو بررسی کنم.

489
00:21:57,733 --> 00:21:59,818
‫حالا تو بهم میگی وکیلشون

490
00:21:59,943 --> 00:22:02,654
‫وکیل همون سازنده املاکی هم هست
‫که بابا باهاش جنگ حقوقی داشته؟

491
00:22:02,779 --> 00:22:04,573
‫- آره.
‫- می‌تونیم ارتباطشون رو ثابت کنیم؟

492
00:22:04,656 --> 00:22:07,993
‫سینگلتون زیادی باهوشه و
‫زیادی حیله‌گریه. هیچوقت نم پس نمیده.

493
00:22:08,118 --> 00:22:09,286
‫اگه لازمه ارتباط رو پیدا کنم،

494
00:22:09,453 --> 00:22:11,663
‫باید مستقیم برم سراغ لاکلین.

495
00:22:15,542 --> 00:22:16,752
‫تبرئه شدی و می‌تونی وظایفت رو ادامه بدی.

496
00:22:16,835 --> 00:22:18,670
‫- چطور؟
‫- با اداره‌ی بازرسی داخلی صحبت کردم

497
00:22:18,795 --> 00:22:19,921
‫اظهاراتت رو بررسی کردن.

498
00:22:20,005 --> 00:22:21,173
‫به همراه نتایج پرتابه‌شناسی...

499
00:22:21,298 --> 00:22:22,674
‫و چون تو دخالت کردی.

500
00:22:22,674 --> 00:22:24,384
‫مدام بهت میگم، من دیگه آدم بزرگم.

501
00:22:24,509 --> 00:22:25,886
‫نیازی ندارم بیای اینجا و فقط...

502
00:22:25,969 --> 00:22:27,471
‫خیلی‌خب، پس می‌تونم اینو
‫برگردونم به بازرسی داخلی.

503
00:22:27,512 --> 00:22:28,805
‫اون‌وقت می‌تونی خودت بری سراغ اسلحه‌ت،

504
00:22:28,930 --> 00:22:30,432
‫اگه این‌طوری احساس بزرگ‌شدن بهت میده.

505
00:22:30,515 --> 00:22:31,975
‫فقط برام سواله
‫اصلاً زمانی توی این خانواده می‌رسه که

506
00:22:31,975 --> 00:22:33,685
‫شماها دست از این بردارین که با من

507
00:22:33,810 --> 00:22:35,354
‫مثل یه بچه‌کوچولو رفتار کنین؟

508
00:22:40,984 --> 00:22:42,527
‫خیلی‌خب.

509
00:22:43,528 --> 00:22:44,946
‫می‌دونی جونا،

510
00:22:45,030 --> 00:22:46,865
‫من به‌عنوان خواهر بزرگترت،
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم

511
00:22:46,990 --> 00:22:48,867
‫نگرانت نباشم، هیچ‌وقت.

512
00:22:48,867 --> 00:22:51,161
‫بابت اینم قرار نیست عذرخواهی کنم.

513
00:22:51,328 --> 00:22:53,038
‫تو فقط یه مدت کوتاهه که پلیس شدی،

514
00:22:53,163 --> 00:22:55,832
‫ولی تمام عمرت
‫برادر کوچولوی من بودی.

515
00:22:59,002 --> 00:23:00,712
‫خیلی‌خب، بیا بریم.
‫یه سرنخ بالستیک پیدا کردیم

516
00:23:00,837 --> 00:23:02,506
‫از اون هفت‌تیری که دنبالش بودیم.

517
00:23:02,547 --> 00:23:05,008
‫- واقعاً؟
‫- مربوط به یه پرونده‌ی قدیمیِ حل‌نشده‌ست.

518
00:23:05,133 --> 00:23:06,843
‫افسری که گزارش رو رد کرده، سویل،

519
00:23:06,843 --> 00:23:09,137
‫یه لطف بهم بدهکاره،
‫پس وقتشه که تسویه‌حساب کنیم.

520
00:23:09,971 --> 00:23:12,682
‫ببین، به کسی پوشیده نیست که من و شوهرت

521
00:23:12,682 --> 00:23:14,559
‫سر اینکه چطور
‫به جامعه‌ی میشن هیل خدمت کنیم،

522
00:23:14,684 --> 00:23:16,186
‫اختلاف‌نظر داشتیم.

523
00:23:16,311 --> 00:23:18,772
‫تو فکر می‌کردی بهتره مردم رو
‫از خونه‌هاشون بیرون کنیم.

524
00:23:18,772 --> 00:23:20,440
‫مردمی که تمام عمرشون
‫برای همون داراییِ اندک

525
00:23:20,440 --> 00:23:21,775
‫سخت کار کرده بودن.

526
00:23:21,775 --> 00:23:22,943
‫بن مخالف بود.

527
00:23:23,068 --> 00:23:24,569
‫من استدلالم این بود که این کار

528
00:23:24,694 --> 00:23:25,904
‫برای جامعه شغل ایجاد می‌کنه،

529
00:23:26,029 --> 00:23:28,365
‫و ارزش زمین خونه‌هاشون رو بالا می‌بره.

530
00:23:28,490 --> 00:23:30,575
‫- که همین‌طور هم شد.
‫- خونه‌هایی که حالا مجبورن بفروشن.

531
00:23:30,659 --> 00:23:32,786
‫چون دیگه از پسِ
‫هزینه‌ی زندگی توشون برنمیان.

532
00:23:32,869 --> 00:23:34,871
‫من سعی کردم توی جلسه‌ی حل اختلاف

533
00:23:34,955 --> 00:23:38,250
‫با قاضی سیلور به توافق برسم،
‫که اون هم موافقت کرد.

534
00:23:38,250 --> 00:23:39,918
‫ولی بازم
‫درخواست تجدیدنظرت رو رد کرد.

535
00:23:40,043 --> 00:23:41,545
‫یه قول‌هایی داده بود.

536
00:23:41,586 --> 00:23:42,712
‫سرمایه‌گذارهای من شاکی بودن.

537
00:23:42,796 --> 00:23:44,131
‫حتی بعضی‌هاشون کشیدن کنار.

538
00:23:44,256 --> 00:23:48,093
‫سرمایه‌گذارهات اون‌قدر شاکی بودن
‫که به بن آسیب بزنن؟

539
00:23:49,719 --> 00:23:51,596
‫خیلی به‌موقع به نظر می‌رسه،
‫که درست بعد از مُردن اون

540
00:23:51,721 --> 00:23:53,223
‫یه جلسه‌ی دادرسی جدید گرفتی.

541
00:23:54,933 --> 00:23:57,602
‫من از محله‌ی بروملی‌هیث،
‫جایی که بزرگ شدم، راه درازی رو اومدم،

542
00:23:57,727 --> 00:23:59,646
‫و بهت اطمینان میدم خانم سیلور،

543
00:23:59,646 --> 00:24:01,314
‫که اون‌جور کارهای کثیفی رو
‫که داری بهم نسبت میدی،

544
00:24:01,440 --> 00:24:06,194
‫همون موقع که از محله‌مون رفتم،
‫توی همون خیابون‌ها جا گذاشتم،

545
00:24:06,278 --> 00:24:09,156
‫در واقع، این اتهامی که می‌زنی،
‫بهم بر خورده.

546
00:24:09,239 --> 00:24:10,991
‫اگه سوال دیگه‌ای داری،

547
00:24:10,991 --> 00:24:15,120
‫دستیارم می‌تونه به وکیلم ارجاعت بده.

548
00:24:15,245 --> 00:24:17,330
‫جولین سینگلتون.

549
00:24:17,414 --> 00:24:18,915
‫مطمئنم می‌شناسیش.

550
00:24:18,999 --> 00:24:21,001
‫مطمئنم که می‌شناسمش.

551
00:24:24,504 --> 00:24:25,839
‫مطمئنی جاش درسته؟

552
00:24:25,922 --> 00:24:27,632
‫رسیدهای کارت بازی رو

553
00:24:27,757 --> 00:24:29,342
‫دادم به بازرس جرایم دیجیتال،

554
00:24:29,342 --> 00:24:31,136
‫اونم فرستادشون برای شرکت بازی‌سازی.

555
00:24:31,261 --> 00:24:33,138
‫تأیید کردن که آدرس آی‌پی

556
00:24:33,263 --> 00:24:35,182
‫با آدرس این خونه یکیه،

557
00:24:35,307 --> 00:24:36,808
‫پس آره، مطمئنم.

558
00:24:36,808 --> 00:24:38,810
‫فقط میگم، دو ساعت گذشته و...

559
00:24:38,935 --> 00:24:40,437
‫هیچ خبری از خرگوش نیست.

560
00:24:40,437 --> 00:24:43,315
‫‌خب، متأسفم که مثل بازیِ
‫«آدمکش‌های جکوزی» سریع پیش نمیره،

561
00:24:43,315 --> 00:24:46,151
‫ولی توی زندگی واقعی،
‫تعقیب آدم‌بدها زمان‌بره.

562
00:24:46,985 --> 00:24:48,487
‫اسمش یاکوزاست.

563
00:24:53,575 --> 00:24:55,160
‫پدربزرگ این‌طوری یادت داده؟

564
00:24:55,160 --> 00:24:56,328
‫آره.

565
00:24:56,453 --> 00:24:57,954
‫و حتماً خیلی افتخار می‌کرد

566
00:24:58,038 --> 00:25:01,041
‫که دو نسل از خانواده‌ی ریگان
‫دارن با هم روی یه پرونده کار می‌کنن.

567
00:25:06,796 --> 00:25:09,883
‫هی. خودشه اونجا؟

568
00:25:10,967 --> 00:25:12,469
‫- خیلی‌خب، بریم.
‫- نه، نه، نه، نه.

569
00:25:12,469 --> 00:25:14,137
‫- صبر کن.
‫- چی شده؟

570
00:25:14,221 --> 00:25:16,056
‫صبر می‌کنیم از ماشین پیاده بشه،
‫بعد میریم سراغش.

571
00:25:29,861 --> 00:25:32,030
‫اون دیگه کدوم احمقیه؟

572
00:25:34,658 --> 00:25:36,159
‫بدو.

573
00:25:40,497 --> 00:25:42,123
‫پلاکش رو بردار.

574
00:25:47,921 --> 00:25:49,089
‫گزارش بده!

575
00:25:49,214 --> 00:25:50,423
‫من میرم دنبال اون موتور!

576
00:25:50,423 --> 00:25:52,509
‫گزارش بده!

577
00:26:02,602 --> 00:26:03,853
‫هی!

578
00:26:03,937 --> 00:26:05,438
‫یالا.

579
00:26:07,274 --> 00:26:09,276
‫اسکار ۸۰۵ صحبت می‌کنه.

580
00:26:09,359 --> 00:26:10,735
‫در تعقیب یه مظنون هستم

581
00:26:10,860 --> 00:26:13,947
‫سوار بر موتور، به سمت...

582
00:26:15,031 --> 00:26:17,742
‫غرب، به طرف ساختمون‌های بانکر.

583
00:26:25,250 --> 00:26:26,751
‫یالا، مردیکه‌ی...

584
00:26:30,755 --> 00:26:32,340
‫آره، حالا دیگه افتادی به چنگم، رفیق.

585
00:26:40,348 --> 00:26:42,809
‫لعنتی.

586
00:26:44,352 --> 00:26:45,604
‫هی، هی. چیزی نیست.

587
00:26:45,729 --> 00:26:47,606
‫بشین سر جات. بشین. من کارآگاهم.

588
00:26:47,606 --> 00:26:49,774
‫میرم برات کمک بیارم، باشه؟
‫فقط به من نگاه کن.

589
00:26:49,899 --> 00:26:52,110
‫چیزی نیست.
‫الان دیگه جات امنه.

590
00:27:01,578 --> 00:27:03,705
‫حدس می‌زنم رابیت دووم نیاورده باشه.

591
00:27:07,042 --> 00:27:08,543
‫حالت خوبه؟

592
00:27:09,919 --> 00:27:12,714
‫اگه درست قبل از انفجار...
‫جلومو نگرفته بودی، من

593
00:27:12,839 --> 00:27:14,382
‫نمی‌تونم بهش فکر نکنم...

594
00:27:14,466 --> 00:27:15,592
‫می‌دونم.

595
00:27:15,717 --> 00:27:17,719
‫خودت هم نزدیک بود توی آتیش بمیری.

596
00:27:17,802 --> 00:27:19,304
‫مامان. من...

597
00:27:20,388 --> 00:27:22,057
‫می‌خواستم بگم مامان.

598
00:27:25,644 --> 00:27:27,896
‫حالت خوب میشه؟

599
00:27:29,064 --> 00:27:30,398
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

600
00:27:30,482 --> 00:27:31,733
‫- خب، یه پرونده داریم که باید حلش کنیم.
‫- اوه، نه، نه

601
00:27:31,816 --> 00:27:33,568
‫- تند نرو. یواش‌تر.
‫- حالم خوبه.

602
00:27:33,568 --> 00:27:35,320
‫بدترین کاری که
‫بعد از یه حادثه می‌تونی بکنی

603
00:27:35,445 --> 00:27:37,280
‫اینه که طوری رفتار کنی
‫که انگار اتفاقی نیفتاده.

604
00:27:37,280 --> 00:27:38,782
‫نفس بکش.

605
00:27:39,324 --> 00:27:40,825
‫چهار شماره بکش داخل.

606
00:27:41,701 --> 00:27:43,745
‫هفت شماره نگه دار.

607
00:27:45,955 --> 00:27:48,458
‫هشت شماره بده بیرون.

608
00:27:49,250 --> 00:27:52,128
‫خب. حالا، در مورد پرونده برام بگو.

609
00:27:53,838 --> 00:27:54,923
‫اینو از کجا یاد گرفتی؟

610
00:27:55,048 --> 00:27:56,633
‫پدر پدربزرگ بهم یاد داد.

611
00:27:56,758 --> 00:27:57,634
‫حالا، زود باش.

612
00:27:57,759 --> 00:27:59,260
‫برام توضیحش بده.

613
00:27:59,761 --> 00:28:00,929
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونیم کسی که به رونان شلیک کرده

614
00:28:01,054 --> 00:28:02,305
‫مطمئن نبوده خرگوش چقدر می‌دونه،

615
00:28:02,430 --> 00:28:04,307
‫برای همین نمی‌خواسته اونم حرفی بزنه.

616
00:28:04,432 --> 00:28:06,935
‫دقیقاً. ماموریت انجام شد. دیگه چی؟

617
00:28:07,018 --> 00:28:08,520
‫باید بفهمیم کی سوار اون موتور بوده.

618
00:28:08,561 --> 00:28:10,605
‫مثل یه کارآگاه حرف زدی.

619
00:28:11,481 --> 00:28:13,316
‫مظنون فرار کرد، ولی زخمی شده بود.

620
00:28:13,441 --> 00:28:15,443
‫واحد بررسی صحنه‌ی جرم
‫دارن موتور رو چک می‌کنن

621
00:28:15,527 --> 00:28:17,153
‫تا هر دی‌ان‌ای که می‌تونن پیدا کنن.

622
00:28:18,321 --> 00:28:19,239
‫بیا بریم.

623
00:28:19,322 --> 00:28:20,865
‫خیلی‌خب.

624
00:28:20,990 --> 00:28:22,283
‫خب، اول خبرهای خوب.

625
00:28:22,367 --> 00:28:23,952
‫دنی و شون اون آدم مرموز رو

626
00:28:24,035 --> 00:28:25,620
‫با کاپشن خلبانی آبی پیدا کردن.

627
00:28:25,745 --> 00:28:27,872
‫خبر بد اینه که یه نفر قبل از اینکه
‫بتونن باهاش حرف بزنن، کشتش.

628
00:28:27,997 --> 00:28:29,165
‫دنی و شون حالشون خوبه؟

629
00:28:29,290 --> 00:28:30,500
‫کاملاً. باید اول اینو می‌گفتم.

630
00:28:30,625 --> 00:28:32,127
‫ببخشید. ولی قاتل
‫یه سرنخ از خودش به جا گذاشته.

631
00:28:32,127 --> 00:28:33,628
‫که قراره پیگیرش بشن.

632
00:28:33,670 --> 00:28:35,505
‫ولی توی کل راه برگشت ساکت بودی.

633
00:28:35,630 --> 00:28:37,132
‫توی فکرت چی می‌گذره؟

634
00:28:37,173 --> 00:28:38,466
‫فقط یه چیزیه در مورد داستان افسر سویل.

635
00:28:38,550 --> 00:28:39,801
‫چیه، باورت نمیشه؟

636
00:28:39,884 --> 00:28:41,636
‫نمی‌دونم. بحث اون نیست. فقط...

637
00:28:41,720 --> 00:28:43,054
‫گفت با یه مجرمی درگیر تیراندازی شده

638
00:28:43,179 --> 00:28:44,764
‫که می‌خواسته یه سری خونه رو

639
00:28:44,889 --> 00:28:47,016
‫توی یه شهرک محصور
‫توی دورچستر آتیش بزنه.

640
00:28:47,016 --> 00:28:48,226
‫درسته.

641
00:28:48,351 --> 00:28:49,644
‫و اینکه یکی از گلوله‌ها بهش نخورده،

642
00:28:49,769 --> 00:28:53,148
‫جرقه زده و باعث شده
‫دست چپ اون آتش‌افروز ناشی آتیش بگیره.

643
00:28:53,231 --> 00:28:55,817
‫حاضرم سر هر هفت جفت
‫کفش‌های نایکی عتیقه‌م شرط ببندم

644
00:28:55,900 --> 00:28:57,485
‫که این یارو عضو باند بوده.

645
00:28:57,610 --> 00:28:59,279
‫می‌دونی که تعداد کفش‌های تو
‫از مال من و سارا با هم بیشتره، نه؟

646
00:28:59,279 --> 00:29:00,363
‫- آره.
‫- خب چی باعث شده فکر کنی

647
00:29:00,488 --> 00:29:01,990
‫این مجرم عضو بانده؟

648
00:29:01,990 --> 00:29:04,492
‫باید یه نگاهی به
‫دوربین روی لباسم بندازیم.

649
00:29:06,911 --> 00:29:08,288
‫پلیس! برو کنار!

650
00:29:08,371 --> 00:29:09,539
‫- برو عقب!
‫- اوه.

651
00:29:09,664 --> 00:29:10,874
‫اونو دیدی؟

652
00:29:10,999 --> 00:29:12,000
‫روی دست چپش؟

653
00:29:12,083 --> 00:29:13,209
‫موقع دعوا متوجهش شدم.

654
00:29:13,334 --> 00:29:14,836
‫افسر سویل قبلاً تأیید کرده بود

655
00:29:14,961 --> 00:29:17,338
‫که اون مجرمِ دورچستر،
‫روی دست چپش آثار سوختگی داشته.

656
00:29:17,422 --> 00:29:18,923
‫و ما گلوله‌های توی صحنه رو

657
00:29:18,923 --> 00:29:20,216
‫با اون هفت‌تیری که

658
00:29:20,300 --> 00:29:23,219
‫توی قتل رونان و بابا نقش داشت،
‫تطبیق دادیم.

659
00:29:41,613 --> 00:29:42,906
‫اونو می‌بینی؟

660
00:29:42,906 --> 00:29:44,699
‫چرا هیچ‌کس قبلاً متوجه این نشده بود؟

661
00:29:44,783 --> 00:29:46,951
‫چون کسی دنبالش نمی‌گشت.

662
00:29:47,744 --> 00:29:50,121
‫این همون کسیه که بابا رو کشت.

663
00:29:52,540 --> 00:29:53,875
‫ممنون، جولیا.

664
00:29:54,000 --> 00:29:56,586
‫آقای سینگلتون، ببخشید که معطل شدی.

665
00:29:56,669 --> 00:29:57,670
‫بفرما بشین.

666
00:29:57,754 --> 00:29:59,088
‫این ساعت‌ها جزو حق‌الوکاله حساب میشه.

667
00:29:59,172 --> 00:30:00,757
‫اگه بخوای می‌تونی بعداً برگردی.

668
00:30:00,840 --> 00:30:02,217
‫خب، نیازی به این کار نیست.

669
00:30:02,300 --> 00:30:03,802
‫فقط لازم بود
‫یه سری اسناد ملکی رو بیرون بکشم

670
00:30:03,927 --> 00:30:07,055
‫که متعلق به گروه املاک دیوید لافلینه.

671
00:30:07,138 --> 00:30:08,765
‫ببین، مِی...

672
00:30:08,848 --> 00:30:10,475
‫بگو «خانم دادستان».

673
00:30:10,558 --> 00:30:12,811
‫مطمئن نیستم چرا ازم خواستی بیام اینجا،

674
00:30:12,894 --> 00:30:14,103
‫ولی اگه فکر می‌کنی

675
00:30:14,187 --> 00:30:15,980
‫من حق رازداری موکلمو زیر پا می‌گذارم...

676
00:30:15,980 --> 00:30:18,983
‫دارم روی پرونده‌ای کار می‌کنم
‫که فقط شرکت تو می‌تونه بهم کمک کنه.

677
00:30:19,108 --> 00:30:20,610
‫خواهش می‌کنم.

678
00:30:22,070 --> 00:30:24,447
‫- پرونده چیه؟
‫- خب، واقعاً نمی‌تونم جزئیاتی بهت بدم.

679
00:30:24,447 --> 00:30:25,490
‫می‌دونی که، رازداری و این حرف‌ها.

680
00:30:25,615 --> 00:30:27,367
‫اگه بتونی در مورد هرگونه

681
00:30:27,492 --> 00:30:30,662
‫معامله‌ی ملکی بهم بگی
‫که توی ۱۲ ماه گذشته

682
00:30:30,787 --> 00:30:32,831
‫از طریق این شرکت، هاربر هولدینگ،

683
00:30:32,831 --> 00:30:34,499
‫جوش داده شده.

684
00:30:37,627 --> 00:30:39,671
‫خب، دوباره با افسر سویل صحبت کردم.

685
00:30:39,671 --> 00:30:41,714
‫نمی‌تونه برامون تأیید کنه

686
00:30:41,840 --> 00:30:44,008
‫که اون آتش‌افروز ناشی
‫توی ملک دورچستر،

687
00:30:44,008 --> 00:30:45,677
‫با باند رد سینتس در ارتباط بوده یا نه.

688
00:30:45,802 --> 00:30:47,345
‫خودِ خودشه.

689
00:30:47,470 --> 00:30:49,013
‫ولی چطور ثابتش کنیم؟

690
00:30:49,097 --> 00:30:51,182
‫گفتم آزمایشگاه دوباره اون مویی رو
‫که توی ماسک اسکی بود تست کنه.

691
00:30:51,182 --> 00:30:53,351
‫این بار، با مشخصات این یارو مطابقت داشت.

692
00:30:53,434 --> 00:30:54,686
‫چند ماه پیش،
‫توی یه کافه توی بروملی‌هیث،

693
00:30:54,811 --> 00:30:56,646
‫به‌خاطر اخلال در نظم عمومی
‫بازداشت شده.

694
00:30:56,646 --> 00:30:59,357
‫خودشه. همون یاروی توی دعواست.

695
00:30:59,440 --> 00:31:01,651
‫اسم این آشغال دویل اوکیفه.

696
00:31:01,776 --> 00:31:03,653
‫همین الان از آزمایشگاه تشخیص هویت اومدیم.

697
00:31:03,653 --> 00:31:06,155
‫اوکیف بعد از اینکه
‫ماشین خرگوش رو بمب‌گذاری کرد،

698
00:31:06,155 --> 00:31:07,448
‫موقع فرار از صحنه تصادف کرد.

699
00:31:07,532 --> 00:31:09,158
‫ولی قبل از اینکه فرار کنه،

700
00:31:09,242 --> 00:31:10,535
‫خونش روی موتور مونده بود.

701
00:31:10,535 --> 00:31:11,870
‫پس می‌دونیم دویل اوکیف خرگوش رو کشته،

702
00:31:11,995 --> 00:31:13,037
‫- چون دی‌ان‌ای اون روی موتوره.
‫- آره.

703
00:31:13,121 --> 00:31:14,789
‫که با اون موی مرموز هم مطابقت داره،

704
00:31:14,873 --> 00:31:16,499
‫همونی که مال رونان فلاهرتی نبود

705
00:31:16,583 --> 00:31:18,418
‫و توی ماسک اسکی
‫در صحنه‌ی قتل بابا پیدا شد.

706
00:31:18,501 --> 00:31:20,503
‫اوکیف رو هم
‫برای قتل رونان زیر نظر داریم.

707
00:31:20,628 --> 00:31:22,213
‫- جدی؟
‫- گلوله‌ای که رونان باهاش کشته شده،

708
00:31:22,338 --> 00:31:25,174
‫از همون اسلحه‌ای شلیک شده
‫که اوکیف باهاش بن رو کشت.

709
00:31:25,258 --> 00:31:27,051
‫در ضمن، شواهد خوبی هم داریم
‫که نشون میده

710
00:31:27,051 --> 00:31:28,553
‫اون موتور هم به باند رد سینتس ربط داره.

711
00:31:28,553 --> 00:31:30,555
‫- چطور؟
‫- واحد بررسی صحنه تونستن

712
00:31:30,680 --> 00:31:32,181
‫این نشان کوچیک هاله مانند رو

713
00:31:32,181 --> 00:31:34,726
‫روی کالیپر ترمز موتور اوکیف پیدا کنن.

714
00:31:34,851 --> 00:31:37,228
‫ظاهراً تمام موتورهای شهر
‫که این نشان رو دارن

715
00:31:37,353 --> 00:31:39,147
‫فقط از یه تعمیرگاه میان:

716
00:31:39,230 --> 00:31:40,440
‫کریمزن کاستومز.

717
00:31:40,565 --> 00:31:41,774
‫پاتوق رد سینتس.

718
00:31:41,900 --> 00:31:43,526
‫پس برای رونان کمین کرده بودن.

719
00:31:43,526 --> 00:31:45,528
‫ولی دقیقاً چرا اوکیف
‫باید بخواد یکی از اعضای باند خودش،

720
00:31:45,528 --> 00:31:47,030
‫یعنی رد سینتس رو بکشه؟

721
00:31:47,030 --> 00:31:48,865
‫- چرا باید بخواد رونان بمیره؟
‫- آره.

722
00:31:48,948 --> 00:31:51,242
‫اگه اوکیف بن رو کشته،
‫پس چرا رونان اتهام رو قبول کرد؟

723
00:31:51,367 --> 00:31:53,912
‫معروفه که اعضای باندها،
‫حبس همدیگه رو به جون می‌خرن.

724
00:31:54,037 --> 00:31:55,538
‫یه جور مراسم عضویت اولیه ست.

725
00:31:55,580 --> 00:31:57,540
‫وقتی رونان آزاد شد،
‫دفتر من خیلی تحت فشار قرار گرفت.

726
00:31:57,624 --> 00:31:59,542
‫اوکیف می‌خواست مطمئن بشه که

727
00:31:59,626 --> 00:32:01,419
‫اون در مورد قتل بابا حرفی نمی‌زنه.

728
00:32:02,629 --> 00:32:04,756
‫- اینا مدارک خیلی محکمی‌ان.
‫- مدارک محکمی که

729
00:32:04,881 --> 00:32:07,258
‫می‌تونم باهاشون برم سراغ کریمزن کاستومز

730
00:32:07,383 --> 00:32:10,929
‫و دویل اوکیف رو
‫به جرم قتل پدرتون بازداشت کنم.

731
00:32:13,556 --> 00:32:15,600
‫- شون، باهام بیا.
‫- خیلی‌خب.

732
00:32:18,394 --> 00:32:20,647
‫احمق میشم اگه باور کنم
‫واقعاً قراره دور بمونین

733
00:32:20,772 --> 00:32:23,066
‫از جایی که دارن
‫قاتل بابا رو بازداشت می‌کنن.

734
00:32:23,191 --> 00:32:24,692
‫تو فقط تماشا می‌کنی.

735
00:32:25,401 --> 00:32:27,111
‫و تو هم مطمئن شو که
‫همین کار رو بکنه.

736
00:32:27,111 --> 00:32:30,782
‫و لینا، مطمئن شو دنی این یارو رو بگیره.

737
00:32:40,708 --> 00:32:42,377
‫لینا، متأسفم.

738
00:32:42,794 --> 00:32:45,338
‫بابت روشی که
‫تمام این قضایا رو باهاش پیش بردم.

739
00:32:48,091 --> 00:32:49,717
‫یه اشتباهاتی داشتی.

740
00:32:53,054 --> 00:32:54,973
‫جونا، باید بهت بگم،

741
00:32:55,848 --> 00:32:57,350
‫در نهایت،

742
00:32:57,350 --> 00:32:59,852
‫واقعاً سرنخ‌های خوبی رو
‫برای این پرونده کنار هم چیدی.

743
00:32:59,978 --> 00:33:02,563
‫از خواهر بزرگترم یاد گرفتم.

744
00:33:11,531 --> 00:33:12,532
‫یالا دیگه.

745
00:33:12,657 --> 00:33:14,367
‫این مردیکه کدوم گوریه؟

746
00:33:15,159 --> 00:33:17,912
‫کی بود که با من در مورد
‫کار پلیسی و صبر کردن حرف می‌زد؟

747
00:33:17,912 --> 00:33:19,080
‫نکنه...

748
00:33:19,205 --> 00:33:21,332
‫- تو بودی؟
‫- آره، خودم بودم.

749
00:33:22,208 --> 00:33:23,626
‫حداقل خوبه که حواست جمعه.

750
00:33:23,710 --> 00:33:24,961
‫که جای تحسین داره.

751
00:33:25,044 --> 00:33:27,213
‫با وجود اون قضاوت نادرست اولیه‌ت

752
00:33:27,338 --> 00:33:29,298
‫توی دروغ گفتن به من
‫در مورد چیزی که دیده بودی.

753
00:33:30,425 --> 00:33:31,926
‫آره.

754
00:33:32,218 --> 00:33:34,178
‫ولی تحسین‌برانگیزه.

755
00:33:35,346 --> 00:33:37,890
‫باورت میشه اون لافلین ازخودراضی
‫اونجا نشسته بود

756
00:33:38,016 --> 00:33:39,225
‫و سعی می‌کرد با حرف‌هاش
‫منو دیوونه جلوه بده؟

757
00:33:39,350 --> 00:33:41,227
‫حالا می‌دونیم چطور این اعضای رد سینتس

758
00:33:41,227 --> 00:33:43,104
‫همچین وکلای رده‌بالایی دارن.

759
00:33:43,229 --> 00:33:44,355
‫داشته ازشون محافظت می‌کرده.

760
00:33:44,480 --> 00:33:46,733
‫و شرکتش، بکر و ولف،

761
00:33:46,858 --> 00:33:49,235
‫با شرکت هاربر هولدینگ
‫معاملات ملکی انجام می‌دادن،

762
00:33:49,360 --> 00:33:51,612
‫همون شرکت صوری که
‫لافلین باهاش کار می‌کنه.

763
00:33:51,612 --> 00:33:53,906
‫و اسناد ملکی نشون‌دهنده‌ی یه واگذاری

764
00:33:54,032 --> 00:33:55,533
‫از طرف لافلین به دویل اوکیف هست،

765
00:33:55,616 --> 00:33:57,869
‫که حالا صاحب یه اوراقی توی براملی‌هیثه.

766
00:33:57,952 --> 00:33:59,954
‫کریمزن کاستومز.

767
00:34:00,079 --> 00:34:01,664
‫قلمروی رد سینتس.

768
00:34:01,748 --> 00:34:03,249
‫دنی الان اونجاست.

769
00:34:03,249 --> 00:34:04,917
‫منم یه سری پرس‌وجو کردم.

770
00:34:05,043 --> 00:34:08,171
‫اون واگذاری، تاریخش مال دو روز

771
00:34:08,254 --> 00:34:10,131
‫بعد از مرگ بابا بوده.

772
00:34:10,256 --> 00:34:11,215
‫هیچ مدرک کاغذی دیگه‌ای نیست.

773
00:34:11,340 --> 00:34:13,051
‫نه بانکی، نه حساب واسطه‌ای.

774
00:34:13,176 --> 00:34:14,927
‫اصلاً هیچ پولی ردوبدل نشده.

775
00:34:15,053 --> 00:34:17,638
‫فکر می‌کنم لافلین
‫دویل رو اجیر کرده بابات رو بکشه،

776
00:34:17,638 --> 00:34:20,141
‫اونم درست بعد از اینکه
‫درخواست توسعه‌ش رو رد کرد.

777
00:34:20,141 --> 00:34:23,269
‫حالا نوبت منه که با لافلین یه گپی بزنم.

778
00:34:25,980 --> 00:34:27,648
‫خودشه.

779
00:34:29,734 --> 00:34:31,569
‫دنی، دیدیمش. داره میاد بیرون.

780
00:34:31,819 --> 00:34:33,071
‫دیدینش؟

781
00:34:33,196 --> 00:34:34,280
‫اوناهاش.

782
00:34:34,405 --> 00:34:35,907
‫دیدمش. الان میرم سراغش.

783
00:34:35,907 --> 00:34:36,866
‫تو همین‌جا بمون.

784
00:34:36,949 --> 00:34:38,451
‫و هوامو داشته باش.

785
00:34:48,252 --> 00:34:50,379
‫دویل اوکیف. یه لحظه؟

786
00:35:06,771 --> 00:35:07,814
‫داره دور می‌زنه.

787
00:35:07,939 --> 00:35:09,065
‫اوه.

788
00:35:09,148 --> 00:35:10,650
‫من از پهلو میرم! تو برو توی کوچه!

789
00:35:35,174 --> 00:35:36,884
‫بندازش.

790
00:35:49,438 --> 00:35:51,149
‫تو بابامو کشتی.

791
00:35:52,358 --> 00:35:53,901
‫اون قاضیه؟

792
00:35:54,902 --> 00:35:55,862
‫چرا؟

793
00:35:55,987 --> 00:35:57,905
‫شخصی نبود. فقط یه کار بود.

794
00:36:16,716 --> 00:36:17,884
‫جونا!

795
00:36:18,009 --> 00:36:19,218
‫هی! همون‌جا بمون!
‫روی زمین دراز بکش!

796
00:36:19,343 --> 00:36:20,386
‫- بخواب!
‫- بتمرگ روی زمین.

797
00:36:20,511 --> 00:36:22,013
‫بخواب!

798
00:36:23,181 --> 00:36:24,682
‫دستتو بده به من.

799
00:36:29,020 --> 00:36:31,439
‫فکر کنم این همون هفت‌تیریه
‫که دنبالش بودین.

800
00:36:32,190 --> 00:36:33,858
‫خون خیلی‌ها گردن این اسلحه‌ست.

801
00:36:33,941 --> 00:36:35,568
‫من فقط می‌خوام در مورد یکیشون بدونم.
‫منظورت چی بود که گفتی

802
00:36:35,568 --> 00:36:37,236
‫- کشتن بابای من فقط یه کار بود؟
‫- هی، هی! صبر کن.

803
00:36:37,361 --> 00:36:39,071
‫منظورت چی بود که گفتی
‫بابای من فقط یه کار بود؟

804
00:36:39,197 --> 00:36:41,073
‫- ها؟! منظورت چی بود؟!
‫- جونا. هی!

805
00:36:42,992 --> 00:36:44,744
‫نفس بکش. چهار شماره بده داخل. آماده‌ای؟

806
00:36:44,869 --> 00:36:46,454
‫یالا.

807
00:36:46,454 --> 00:36:48,289
‫نفس بکش. هفت شماره نگه دار.
‫هفت شماره نگه دار.

808
00:36:48,414 --> 00:36:49,665
‫هفت شماره. خیلی‌خب.

809
00:36:49,749 --> 00:36:51,459
‫حالا هشت شماره بده بیرون. بازدم.

810
00:36:51,542 --> 00:36:53,920
‫بده بیرون. چهار شماره بده داخل.

811
00:36:54,045 --> 00:36:55,546
‫نگه دار. هفت شماره نگه دار، باشه؟

812
00:36:55,546 --> 00:36:57,632
‫هشت شماره بده بیرون.

813
00:36:57,632 --> 00:37:00,593
‫نفس بکش. خوبه؟

814
00:37:00,760 --> 00:37:01,761
‫خوبی؟

815
00:37:01,761 --> 00:37:03,262
‫خوبم.

816
00:37:06,557 --> 00:37:08,100
‫دویل اوکیف،

817
00:37:08,226 --> 00:37:10,436
‫به جرم قتل رونان فلارتی

818
00:37:10,561 --> 00:37:11,771
‫و برایان فلین، یا خرگوش، بازداشتی

819
00:37:11,896 --> 00:37:14,106
‫و وقتی تکلیف این هفت‌تیر معلوم بشه،

820
00:37:14,106 --> 00:37:16,567
‫به قتل قاضی بن سیلور هم متهم میشی،

821
00:37:18,402 --> 00:37:19,987
‫در اختیار شماست.

822
00:37:20,780 --> 00:37:23,282
‫شما دوتا از اینجا ببرینش.

823
00:37:25,409 --> 00:37:27,036
‫بریم.

824
00:37:29,914 --> 00:37:31,457
‫خوبی؟

825
00:37:32,625 --> 00:37:33,751
‫آره.

826
00:37:34,085 --> 00:37:36,003
‫کمک به همکار یعنی این.

827
00:37:37,380 --> 00:37:39,715
‫این اولین باری بود
‫که با اسلحه‌م شلیک کردم.

828
00:37:40,383 --> 00:37:41,884
‫می‌دونم.

829
00:37:42,510 --> 00:37:44,345
‫یه کم به خودت زمان بده.
‫حالت خوب میشه.

830
00:37:44,470 --> 00:37:47,181
‫امروز پلیس خیلی خوبی بودی، پسرم.

831
00:37:52,061 --> 00:37:55,273
‫خب، فردا باید برگردیم پیشش، باشه؟

832
00:38:02,947 --> 00:38:04,240
‫افسرها.

833
00:38:04,323 --> 00:38:05,366
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

834
00:38:05,449 --> 00:38:06,659
‫می‌تونی با توضیح دادنِ

835
00:38:06,826 --> 00:38:09,495
‫رابطه‌ت با دویل اوکیف شروع کنی.

836
00:38:10,997 --> 00:38:13,582
‫بیا توی دفتر من، خانمِ...؟

837
00:38:13,666 --> 00:38:16,460
‫فرمانده سارا سیلور.

838
00:38:16,585 --> 00:38:18,212
‫و نه، همین‌جا خوبه.

839
00:38:18,296 --> 00:38:20,006
‫مادرت هنوز داغداره.

840
00:38:20,006 --> 00:38:21,882
‫نمی‌دونم اون بهت چی گفته، ولی...

841
00:38:22,008 --> 00:38:23,843
‫من خودم پیگیر شدم.

842
00:38:23,968 --> 00:38:25,928
‫تو و بابای دویل با هم

843
00:38:26,012 --> 00:38:27,179
‫توی بروملی‌هیث بزرگ شدین.

844
00:38:27,179 --> 00:38:28,806
‫قبل از اینکه اون به‌خاطر قاچاق اسلحه

845
00:38:28,889 --> 00:38:30,182
‫حبس ابد بگیره.

846
00:38:30,308 --> 00:38:33,686
‫شاید یه هفت‌تیر قدیمی
‫برای پسرش به ارث گذاشته؟

847
00:38:35,187 --> 00:38:37,148
‫تا اونجایی که من می‌دونم،

848
00:38:37,231 --> 00:38:39,734
‫بزرگ‌شدن توی یه محله‌ی خلاف، جرم نیست.

849
00:38:39,734 --> 00:38:42,069
‫نه، ولی قتل جرمه.

850
00:38:42,069 --> 00:38:44,155
‫اصلاً نمی‌فهمم
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی.

851
00:38:44,280 --> 00:38:46,490
‫داشتی تمام زمین‌های
‫اطراف بوستون رو غارت می‌کردی

852
00:38:46,615 --> 00:38:49,035
‫تا اینکه بابای من
‫توی دادگاه حالت رو گرفت.

853
00:38:49,160 --> 00:38:51,412
‫حدس می‌زنم اون تعمیرگاه کریمزن کاستومز

854
00:38:51,537 --> 00:38:55,249
‫بخشی از دستمزد دویل
‫برای قتل قاضی سیلور بوده؟

855
00:38:59,545 --> 00:39:00,671
‫وکیل.

856
00:39:00,796 --> 00:39:03,549
‫دستور قتل یه قاضی
‫به اندازه‌ی کافی احمقانه بود.

857
00:39:03,674 --> 00:39:05,217
‫دستور قتل پدری که

858
00:39:05,217 --> 00:39:08,596
‫خانواده‌ی پلیسش
‫دیوانه‌وار دوستش دارن...

859
00:39:08,679 --> 00:39:10,765
‫بزرگترین اشتباه زندگیت بود.

860
00:39:13,517 --> 00:39:16,979
‫دیوید لافلین، تو به جرم تبانی

861
00:39:17,063 --> 00:39:20,858
‫و اجیر کردن قاتل
‫برای قتل قاضی بن سیلور، بازداشتی.

862
00:39:32,787 --> 00:39:35,664
‫پس بالاخره
‫یه راهی پیدا کردی که مفید باشی.

863
00:39:35,790 --> 00:39:37,541
‫همین‌طوره.

864
00:39:37,625 --> 00:39:39,460
‫نه فقط این... جونا هم بهم کمک کرد.

865
00:39:39,585 --> 00:39:41,212
‫به همه‌مون کمک کرد.

866
00:39:42,671 --> 00:39:44,298
‫شما دو تا رو ببین.

867
00:39:44,423 --> 00:39:46,133
‫راهشون رو توی این بیراهه پیدا کردن.

868
00:39:46,258 --> 00:39:48,886
‫آمین.

869
00:40:48,487 --> 00:40:50,489
‫- خوشحالم اینجایی.
‫- ممنون.

870
00:40:50,614 --> 00:40:52,366
‫امیدوارم مزاحمتون نشده باشیم.

871
00:40:52,450 --> 00:40:53,576
‫اوه، معلومه که نه.

872
00:40:53,659 --> 00:40:55,161
‫هر کسی که
‫برای حل پرونده‌ی بابا کمک کرده،

873
00:40:55,161 --> 00:40:56,871
‫چه رسمی چه غیررسمی...

874
00:40:56,871 --> 00:40:58,372
‫- امشب جاش اینجاست.
‫- چطوری؟

875
00:40:58,372 --> 00:40:59,999
‫- ممنون.
‫- خوبم، خوبم.

876
00:41:00,124 --> 00:41:01,375
‫فقط خوشحالم که
‫تونستیم به این خانواده کمک کنیم.

877
00:41:01,500 --> 00:41:03,502
‫رفیق، کاری که توی اون کوچه برام کردی...

878
00:41:03,627 --> 00:41:05,212
‫جونا.

879
00:41:05,296 --> 00:41:07,339
‫من همیشه هوات رو دارم، رفیق.

880
00:41:13,012 --> 00:41:17,057
‫این نوشیدنی ۲۰ ساله‌ی باباست؟

881
00:41:17,057 --> 00:41:18,684
‫آره، خودشه.

882
00:41:18,809 --> 00:41:20,936
‫هر بار که بن توی یه پرونده برنده می‌شد،

883
00:41:21,020 --> 00:41:23,189
‫همین‌جا روی این مبل می‌نشستیم

884
00:41:23,314 --> 00:41:24,815
‫کنار همدیگه،

885
00:41:24,815 --> 00:41:28,027
‫و از این نوشیدنی دوست‌داشتنی می‌خوردیم.

886
00:41:28,152 --> 00:41:29,695
‫- و بردش رو جشن می‌گرفتیم.
‫- ممنون.

887
00:41:29,820 --> 00:41:32,323
‫و به نظرم امروز همه‌ی ما برنده شدیم.

888
00:41:34,074 --> 00:41:37,244
‫من با سپاس بی‌کران،
‫اینو بالا میارم،

889
00:41:37,328 --> 00:41:39,246
‫برای عشقی که داشتیم،

890
00:41:39,371 --> 00:41:41,874
‫برای خانواده‌ای که ساختیم.

891
00:41:42,833 --> 00:41:44,960
‫و دوستایی که توی این مسیر پیدا کردیم.

892
00:41:46,337 --> 00:41:48,964
‫به یاد بن، عشق زندگی من.

893
00:41:49,048 --> 00:41:51,592
‫یادش رو گرامی می‌داریم

894
00:41:51,592 --> 00:41:54,470
‫و اون رو به آرامش ابدی خدا می‌سپاریم.

895
00:41:54,553 --> 00:41:55,554
‫آمین.

896
00:41:55,679 --> 00:41:57,181
‫آمین.

897
00:41:59,225 --> 00:42:00,726
‫اوه، آره.

898
00:42:00,851 --> 00:42:01,936
‫به‌به.

899
00:42:02,061 --> 00:42:03,562
‫این نشان خیلی بهت میاد، دنی.

900
00:42:03,646 --> 00:42:04,897
‫اوه، ممنون.

901
00:42:05,022 --> 00:42:06,524
‫هی، دیگه نباید بروکلینی صدات کنم، ها؟

902
00:42:06,565 --> 00:42:08,609
‫نه، هنوزم می‌تونی
‫بروکلینی صدام کنی، یا بوستونی.

903
00:42:08,609 --> 00:42:10,236
‫ولی، حس خوبیه که

904
00:42:10,361 --> 00:42:13,489
‫همون نشانی رو دارم که پسرم داره.

905
00:42:13,572 --> 00:42:14,740
‫و شریکم.

906
00:42:14,865 --> 00:42:16,367
‫حالا همیشه

907
00:42:16,408 --> 00:42:18,077
‫یه ریگان دیگه توی نیروی پلیس هست
‫که هوات رو داشته باشه.

908
00:42:18,202 --> 00:42:19,411
‫خب، فقط خانواده‌ی ریگان نیستن.

909
00:42:19,537 --> 00:42:21,038
‫خانواده‌ی سیلور هم هستن.

910
00:42:21,080 --> 00:42:23,082
‫به افتخار ریگان‌ها و سیلورها.