1
00:00:04,087 --> 00:00:05,463
‫خیلی خوبه.

2
00:00:05,463 --> 00:00:06,881
‫- پلیس بوستون!
‫- هی، چیکار می‌کنی؟!

3
00:00:06,881 --> 00:00:07,549
‫- وایسا! همونجا وایسا!
‫- هی!

4
00:00:07,590 --> 00:00:08,883
‫هی! وایسا!

5
00:00:10,969 --> 00:00:12,846
‫- گرفتیش؟
‫- گرفتمش.

6
00:00:12,929 --> 00:00:15,682
‫خب، همگی آروم باشین.

7
00:00:15,765 --> 00:00:17,767
‫اوضاع تحت کنترله.

8
00:00:17,851 --> 00:00:19,519
‫بابت این وقفه متأسفم، رفقا.

9
00:00:19,644 --> 00:00:21,187
‫می‌تونین برگردین به تمرینتون.

10
00:00:22,522 --> 00:00:24,190
‫استیو، رفیق، چرا این‌قدر لفتش دادی؟

11
00:00:24,274 --> 00:00:26,484
‫- فک کردی داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- دارم دستگیرش می‌کنم.

12
00:00:26,568 --> 00:00:28,528
‫- این کیف‌قاپ ماست.
‫- آره، خب روی کاغذ شما گزارش دادین،

13
00:00:28,528 --> 00:00:30,071
‫ولی ما به‌موقع رسیدیم.

14
00:00:30,238 --> 00:00:31,906
‫خدا رو شکر ما رسیدیم،
‫وگرنه این یارو دررفته بود.

15
00:00:31,990 --> 00:00:33,450
‫شما تازه‌کارهای پررو
‫فکر کردین کی هستین.

16
00:00:33,491 --> 00:00:35,076
‫- تحویلش بده به من.
‫- شاید توی اداره،

17
00:00:35,243 --> 00:00:36,745
‫بعد از اینکه کارهاش رو کردیم.

18
00:00:36,745 --> 00:00:38,496
‫اگه می‌تونی پا‌به‌پامون بیای،
‫می‌تونی بیای تماشا کنی.

19
00:00:38,580 --> 00:00:41,082
‫- هی، هی، هی. آروم باش.
‫- استیو، بی‌خیال.

20
00:00:41,166 --> 00:00:42,167
‫باشه.

21
00:00:42,208 --> 00:00:44,335
‫نه جاشه، نه وقتش.

22
00:00:44,419 --> 00:00:45,962
‫اتفاقاً دقیقاً جاش اینجاست.

23
00:00:46,087 --> 00:00:47,922
‫شاید بهتره روی نفست کار کنی، استیو.

24
00:00:48,089 --> 00:00:50,341
‫چهار ثانیه دم، هشت ثانیه بازدم، رفیق.

25
00:00:56,514 --> 00:00:59,267
‫حاضری بریم؟
‫نمی‌خوام دیر برسم.

26
00:00:59,350 --> 00:01:01,436
‫دنی، من توی عمرم هیچ‌وقت دیر نکردم.

27
00:01:01,603 --> 00:01:05,273
‫می‌دونی، اینو میگی، ولی باور نمی‌کنم.

28
00:01:05,398 --> 00:01:06,399
‫باور کن، پسرجون.

29
00:01:06,441 --> 00:01:08,193
‫امروز کلی کار برای خودم دارم.

30
00:01:08,276 --> 00:01:11,279
‫باید دوستامو ببینم،
‫اسطوره‌های اداره‌ی پلیس بوستون.

31
00:01:11,446 --> 00:01:12,822
‫بذار حدس بزنم.

32
00:01:12,864 --> 00:01:16,951
‫همون کارگروه بی‌نام‌ونشونِ
‫قاتل زنجیره‌ای بوستون، نه؟

33
00:01:17,118 --> 00:01:20,455
‫جهت اطلاعت بگم
‫که کاربلدترین پلیس‌ها از همه‌جا

34
00:01:20,580 --> 00:01:22,749
‫کمک کردن تا اون عوضی رو گیر بندازیم.

35
00:01:22,832 --> 00:01:24,792
‫ولی هیچ‌کدوم کاربلدتر از تو نبودن، نه؟

36
00:01:24,876 --> 00:01:26,628
‫دقیقاً.

37
00:01:26,753 --> 00:01:28,421
‫دوستای معرکه‌ای پیدا کردم.

38
00:01:28,463 --> 00:01:31,049
‫خیلی وقته که ندیدمشون.

39
00:01:31,132 --> 00:01:32,800
‫آره.

40
00:01:36,429 --> 00:01:38,473
‫شیلد شیلده، دنی.

41
00:01:39,307 --> 00:01:41,100
‫آره.

42
00:01:41,142 --> 00:01:43,186
‫فقط توی بوستون بهش میگن نشان.

43
00:01:43,311 --> 00:01:46,189
‫نیازی نیست به این تفاوت‌ها گیر بدی.

44
00:01:47,273 --> 00:01:49,150
‫- سوپ صدف که نیست.
‫- چیز خوبیه.

45
00:01:49,234 --> 00:01:51,319
‫سوپ بوستون خوشمزه‌تره.

46
00:01:58,409 --> 00:01:59,994
‫بیا تو.

47
00:02:01,162 --> 00:02:02,997
‫رئیس، ممنون که قبول کردید با...

48
00:02:03,122 --> 00:02:05,166
‫- می‌خوام یه شکایت ثبت کنم.
‫- باشه.

49
00:02:05,250 --> 00:02:07,168
‫خب، همین الان حداقل

50
00:02:07,335 --> 00:02:08,962
‫چهار تا افسر رده‌بالا به ذهنم می‌رسه

51
00:02:09,003 --> 00:02:10,964
‫که دورشون زدی
‫تا بیای در اتاق منو بزنی.

52
00:02:11,047 --> 00:02:13,299
‫موضوع به مأمور ریگان و سیلور مربوط میشه.

53
00:02:13,341 --> 00:02:14,801
‫خب؟

54
00:02:14,842 --> 00:02:16,636
‫برادرتون هیچ اهمیتی به قوانین نمیده.

55
00:02:16,678 --> 00:02:19,347
‫بیخودی هم نیست،
‫چون فکر می‌کنم فرمانده‌ها

56
00:02:19,430 --> 00:02:21,724
‫به‌خاطر احترام به شما
‫خودشونو می‌زنن به اون راه،

57
00:02:21,849 --> 00:02:23,518
‫تا هیچ‌وقت چیزی به گوشتون نرسه.

58
00:02:23,601 --> 00:02:25,812
‫که این‌طور.
‫جفتتون همین حس رو دارین؟

59
00:02:25,895 --> 00:02:27,522
‫نه، قربان.

60
00:02:28,523 --> 00:02:30,858
‫ولی همکارم در مورد مأموریت امروز
‫اشتباه نمی‌کنه.

61
00:02:30,942 --> 00:02:32,527
‫ریگان و سیلور
‫پروتکل رو زیر پا گذاشتن.

62
00:02:32,610 --> 00:02:34,445
‫بهش رسیدگی می‌کنم.

63
00:02:35,947 --> 00:02:37,448
‫سرکار.

64
00:02:38,032 --> 00:02:39,283
‫تا وقتی یه فرمانده

65
00:02:39,325 --> 00:02:41,369
‫مرخصت نکرده جایی نمیری.

66
00:02:43,121 --> 00:02:45,039
‫از روی احترام.

67
00:02:48,209 --> 00:02:50,044
‫مرخصین.

68
00:02:59,595 --> 00:03:01,431
‫بفرما دوست من. موفق باشی.

69
00:03:04,976 --> 00:03:06,436
‫- خواهش می‌کنم.
‫- خدا حفظت کنه.

70
00:03:06,477 --> 00:03:08,229
‫روز خوبی داشته باشی. خداحافظ.

71
00:03:08,312 --> 00:03:10,481
‫- چقدر مهربون.
‫- خانم دادستان.

72
00:03:10,606 --> 00:03:12,650
‫- از روزنامه‌ی بوستون پیک مزاحم میشم.
‫- بله، سلام.

73
00:03:12,734 --> 00:03:15,069
‫برنامه‌ی بازپروری اعضای باندهای خلافکاری

74
00:03:15,194 --> 00:03:18,156
‫توی کلیسای راکسبری،
‫براتون چه مفهومی داره؟

75
00:03:18,990 --> 00:03:21,909
‫اون پنجره‌ی شیشه‌رنگی که اونجاست،
‫خیلی سال پیش

76
00:03:22,035 --> 00:03:24,662
‫توسط چند تا بچه
‫که توپ‌بازی می‌کردن شکسته شد.

77
00:03:24,746 --> 00:03:28,291
‫و پدرم، کشیش پیترز،
‫گفت با استفاده از با یه هنر ژاپنی

78
00:03:28,374 --> 00:03:31,335
‫به اسم کینتسوگی تعمیرش کنن.

79
00:03:31,419 --> 00:03:33,379
‫این برای اعضای کلیسا یه درس بود.

80
00:03:33,379 --> 00:03:36,507
‫بهمون یاد داد که
‫شکسته بودن چیز بدی نیست.

81
00:03:36,632 --> 00:03:39,135
‫درست مثل اون پنجره‌ی شیشه‌رنگی قشنگ

82
00:03:39,260 --> 00:03:41,429
‫با اون طلاکاریای ناقصش، یادآور اینه که

83
00:03:41,512 --> 00:03:43,931
‫می‌تونی توی شکستگی‌ها هم
‫زیبایی پیدا کنی

84
00:03:44,015 --> 00:03:46,559
‫و هیچ‌کس از رستگاری ناامید نیست.

85
00:03:48,227 --> 00:03:50,104
‫باید صف رو جلو ببریم،

86
00:03:50,188 --> 00:03:51,939
‫- ولی از جفتتون ممنونم.
‫- ممنون.

87
00:03:52,023 --> 00:03:54,859
‫- وای خدا، چقدر وراجی کردم.
‫- نه، عالی بودی، باشه؟

88
00:03:54,901 --> 00:03:57,111
‫این برای مراسم پدربزرگ و خودت
‫تبلیغ خوبیه.

89
00:03:57,236 --> 00:03:58,738
‫آره، خب خوب شد بهشون نگفتم که

90
00:03:58,780 --> 00:04:00,740
‫تو همونی بودی که پنجره رو شکوندی.

91
00:04:00,865 --> 00:04:02,450
‫- سلام.
‫- سلام.

92
00:04:06,370 --> 00:04:07,872
‫سه‌شنبه حسابی برات دعا می‌کنم.

93
00:04:07,914 --> 00:04:11,292
‫بعد از مصاحبه بهم زنگ بزن، باشه؟

94
00:04:11,375 --> 00:04:13,002
‫باشه.

95
00:04:13,085 --> 00:04:14,587
‫کشیش کری.

96
00:04:15,797 --> 00:04:17,173
‫خدا می‌دونه، تو برای این کلیسا

97
00:04:17,173 --> 00:04:18,674
‫- یه نعمت بودی.
‫- آمین.

98
00:04:18,800 --> 00:04:20,718
‫برنامه‌ی بازپروری خلافکارهای تو

99
00:04:20,801 --> 00:04:22,470
‫تو محله‌ی ما معجزه کرده.

100
00:04:22,553 --> 00:04:24,055
‫خدمت به شما باعث افتخارمه.

101
00:04:24,138 --> 00:04:27,308
‫ولی دخترم سینتیا که اینجاست،
‫قهرمان واقعی اونه.

102
00:04:27,433 --> 00:04:28,809
‫ببین کی اینجاست.

103
00:04:28,851 --> 00:04:32,063
‫سخت‌کوش‌ترین سازمان‌دهنده‌ی اجتماعی
‫توی این کار.

104
00:04:32,146 --> 00:04:33,648
‫و در عین حال خیلی هم خوش‌تیپ،

105
00:04:33,689 --> 00:04:35,816
‫- اگه از زبون خودم بشنوین.
‫- قطعاً.

106
00:04:42,365 --> 00:04:44,033
‫مامان، بخواب رو زمین!

107
00:04:44,116 --> 00:04:45,618
‫هواشو داری؟

108
00:04:47,203 --> 00:04:48,120
‫برید کنار. هی.

109
00:04:48,162 --> 00:04:49,372
‫- تیر خورده؟
‫- آره.

110
00:04:49,413 --> 00:04:51,832
‫دیدم یه ماشین مشکی
‫با سرعت رد شد. لینا...

111
00:04:53,960 --> 00:04:55,503
‫وای خدا.

112
00:04:55,628 --> 00:04:59,006
‫وای خدا. زنگ بزنین ۹۱۱.
‫آمبولانس می‌خوایم.

113
00:04:59,090 --> 00:05:00,925
‫همین الان زنگ بزنید اورژانس.

114
00:05:01,050 --> 00:05:02,552
‫اینجا کمک می‌خوایم!

115
00:05:03,511 --> 00:05:05,012
‫تنهام نذار، پدربزرگ.

116
00:05:05,096 --> 00:05:06,180
‫کمک!

117
00:05:06,264 --> 00:05:07,348
‫پدربزرگ، پیشم بمون.

118
00:05:07,431 --> 00:05:09,475
‫کمک!

119
00:05:09,559 --> 00:05:12,103
‫همه‌چی درست میشه.
‫همه‌چی درست میشه. درست میشه.

120
00:05:36,043 --> 00:05:38,170
‫تا خبر رو شنیدم اومدم.

121
00:05:38,254 --> 00:05:39,714
‫- سلام.
‫- خیلی متأسفم.

122
00:05:39,755 --> 00:05:41,382
‫- ممنون.
‫- حالش خوبه؟

123
00:05:41,507 --> 00:05:43,009
‫آره، تیر از بدنش رد شده.

124
00:05:43,050 --> 00:05:45,052
‫کشیش کری هم همین اتاق بغلیه.

125
00:05:45,136 --> 00:05:47,555
‫- دقیقاً چی شد؟
‫- خب، من توی صحنه‌ی بودم،

126
00:05:47,638 --> 00:05:49,515
‫ولی اون‌قدر درگیر بند آوردن خون‌ریزی بودم

127
00:05:49,598 --> 00:05:51,017
‫که نتونستم ضارب رو ببینم.

128
00:05:51,017 --> 00:05:52,476
‫کار درستی کردی.

129
00:05:52,476 --> 00:05:55,229
‫یادت نره، اولین وظیفه‌ت اینه که
‫کمک‌های اولیه رو انجام بدی.

130
00:05:55,313 --> 00:05:58,482
‫رئیس پلیس سابق نیویورک، هنری ریگان،

131
00:05:58,566 --> 00:05:59,567
‫پدربزرگم.

132
00:05:59,650 --> 00:06:01,152
‫دادستان منطقه‌ای، می سیلور

133
00:06:01,193 --> 00:06:03,362
‫و همکارم، کارآگاه لینا سیلور.

134
00:06:03,487 --> 00:06:04,989
‫صمیمانه متأسفم که

135
00:06:05,072 --> 00:06:07,575
‫توی این شرایط باید همو ببینیم.

136
00:06:07,658 --> 00:06:09,160
‫ممنون.

137
00:06:09,160 --> 00:06:11,495
‫خانواده‌ی ریگان برای ما یه موهبت بودن.

138
00:06:11,620 --> 00:06:15,499
‫دنی و لینا هم دو تا از
‫بهترین کارآگاه‌های بوستون هستن،

139
00:06:15,624 --> 00:06:17,835
‫برای همین روی کمکتون حساب می‌کنم

140
00:06:17,835 --> 00:06:19,837
‫تا عامل این کار رو پیدا کنین.

141
00:06:21,172 --> 00:06:22,673
‫مطمئنی این پرونده
‫برامون زیادی شخصی نیست؟

142
00:06:22,757 --> 00:06:24,592
‫نه. من حالم خوبه.

143
00:06:24,675 --> 00:06:26,552
‫خب، چی داریم؟

144
00:06:27,428 --> 00:06:29,680
‫حالا می‌فهمی به کی رفتم.

145
00:06:29,764 --> 00:06:32,475
‫من و لینا جمع‌وجورش می‌کنیم، پدربزرگ.

146
00:06:32,600 --> 00:06:34,393
‫خب، چی داریم؟

147
00:06:34,393 --> 00:06:35,978
‫با چند تا شاهد حرف زدم،

148
00:06:36,270 --> 00:06:38,355
‫مشخصات و نصف پلاک ماشین رو گیر آوردم.

149
00:06:38,439 --> 00:06:39,690
‫اعلانیه‌ی شناساییش هم صادر شده.

150
00:06:39,732 --> 00:06:41,859
‫توی مراسم کلی از اعضای سابقِ
‫باندهای خلافکاری حضور داشتن.

151
00:06:41,942 --> 00:06:44,528
‫دارم فکر می‌کنم شیاد یه حمله‌
‫از طرف یه باند رقیب بوده.

152
00:06:44,612 --> 00:06:46,530
‫انگار باید دنبال یه ماشین بگردیم.

153
00:06:46,655 --> 00:06:48,741
‫مامان، عذاب‌وجدان دارم که میرم.

154
00:06:48,824 --> 00:06:50,326
‫نه، طوری نیست. واقعاً میگم.

155
00:06:50,326 --> 00:06:51,827
‫خاله‌ت جیل هم قراره به‌زودی برسه اینجا.

156
00:06:51,869 --> 00:06:53,412
‫- مطمئنی؟ باشه.
‫- آره. نگران نباش.

157
00:06:53,496 --> 00:06:54,830
‫بذار منم یه کمکی بکنم.

158
00:06:54,830 --> 00:06:56,373
‫واضح بگم،
‫نمی‌تونم دنبال مظنون بدوم،

159
00:06:56,373 --> 00:06:58,375
‫ولی می‌تونم یه خانم رو همراهی کنم.

160
00:06:58,459 --> 00:07:00,628
‫بعداً خودم یه ماشین می‌گیرم.

161
00:07:00,711 --> 00:07:03,088
‫خیلی لطف دارین. ممنون.

162
00:07:03,881 --> 00:07:06,383
‫وقت استراحتتونه؟

163
00:07:06,509 --> 00:07:07,885
‫نه، قربان.

164
00:07:07,885 --> 00:07:09,512
‫- باشه.
‫- چیزی خواستی بهم پیام بده.

165
00:07:09,595 --> 00:07:11,472
‫- باشه، حتماً.
‫- خیلی خب.

166
00:07:11,555 --> 00:07:13,057
‫ما میریم سراغ پرونده.

167
00:07:13,140 --> 00:07:14,809
‫- از دیدارتون خوشحال شدم.
‫- همچنین.

168
00:07:19,063 --> 00:07:20,856
‫ممنون که خبر دادی.

169
00:07:20,981 --> 00:07:22,983
‫لینا بود. پدربزرگ حالش خوب میشه.

170
00:07:23,067 --> 00:07:24,568
‫مثل تانک می‌مونه، پسر.

171
00:07:24,610 --> 00:07:26,403
‫با یه گلوله از پا درنمیاد.

172
00:07:26,487 --> 00:07:28,239
‫آره.

173
00:07:28,364 --> 00:07:29,990
‫برین کنار، جذاب داره میاد.

174
00:07:30,074 --> 00:07:31,367
‫می‌دونی که.

175
00:07:31,367 --> 00:07:32,660
‫وای خدای من، پلیس جذابه.

176
00:07:32,701 --> 00:07:34,286
‫- اون دیگه چی بود؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

177
00:07:34,411 --> 00:07:36,330
‫ولی آره، پدربزرگ بدن روی فرمی داره.

178
00:07:36,413 --> 00:07:37,915
‫و اونی که بهش شلیک کرده
‫باید حواسشو جمع کنه،

179
00:07:37,998 --> 00:07:39,542
‫چون کشیش قراره گناهاش رو
‫با سیلی ازش بکشه بیرون.

180
00:07:39,625 --> 00:07:41,001
‫بابت وقفه متأسفم.

181
00:07:41,043 --> 00:07:42,753
‫- اینو می‌بینی؟
‫- هی، ریگان.

182
00:07:42,837 --> 00:07:44,505
‫می‌تونین برگردین به تمرینتون.

183
00:07:44,630 --> 00:07:46,090
‫پسرها، ترکوندین و وایرال شدین.

184
00:07:46,090 --> 00:07:47,591
‫هیچی مثل یه مرد توی یونیفرم
‫جذاب نیست.

185
00:07:47,675 --> 00:07:49,843
‫برای همین سوت می‌زدن.
‫دارن مسخره‌مون می‌کنن.

186
00:07:49,927 --> 00:07:51,762
‫چی؟

187
00:07:51,845 --> 00:07:53,514
‫وای خدای من.

188
00:07:53,597 --> 00:07:55,015
‫هشتگ پلیس جذاب؟

189
00:07:55,015 --> 00:07:57,226
‫چندهزار تا بازدید خورده و داره میره بالا.

190
00:07:57,351 --> 00:07:58,602
‫محشره.

191
00:07:58,602 --> 00:07:59,895
‫اینجا داره حسابی گرم میشه.

192
00:07:59,937 --> 00:08:01,647
‫یکی بهتره پنجره رو باز کنه.

193
00:08:03,023 --> 00:08:04,525
‫تو که بدت نمیاد.

194
00:08:05,693 --> 00:08:07,945
‫اعلانیه‌ی شناسایی نتیجه داد.

195
00:08:08,028 --> 00:08:09,446
‫ماشین خودشه.

196
00:08:09,488 --> 00:08:11,115
‫چه احمقی کلیسا رو به رگبار می‌بنده و بعدش

197
00:08:11,240 --> 00:08:13,033
‫ماشین فراری رو
‫در خونه‌ی خودش پارک می‌کنه؟

198
00:08:13,158 --> 00:08:14,410
‫بهت میگم، بروکلین.

199
00:08:14,451 --> 00:08:15,995
‫کسی که یا خیلی مطمئنه یا خیلی احمق.

200
00:08:16,120 --> 00:08:18,080
‫که معمولاً فاصله‌ی بین این دو تا خیلی کمه.

201
00:08:18,205 --> 00:08:20,624
‫- هی، این ماشین توئه؟
‫- کارآگاه سیلور و ریگان.

202
00:08:20,708 --> 00:08:23,752
‫مال بابامه، ولی خب
‫بعضی وقتا منم می‌رونمش.

203
00:08:23,877 --> 00:08:26,797
‫امروز گذرت به کلیسای راکسبری نیفتاد؟

204
00:08:26,922 --> 00:08:28,299
‫چرا.

205
00:08:28,299 --> 00:08:29,842
‫- چطور؟
‫- چون اونجا یه تیراندازی شده.

206
00:08:29,967 --> 00:08:31,802
‫شاهدها دیدن که
‫این ماشین از صحنه‌ی جرم فرار کرده.

207
00:08:31,927 --> 00:08:33,554
‫چی؟

208
00:08:33,637 --> 00:08:35,097
‫نه، من به کسی شلیک نکردم.

209
00:08:35,139 --> 00:08:36,682
‫داشتم فقط دور دور می‌کردم.
‫به خدا قسم، خانم.

210
00:08:36,807 --> 00:08:38,726
‫من حتی تفنگ هم ندارم.
‫من هیچ‌وقت...

211
00:08:38,809 --> 00:08:40,894
‫- هیچ‌وقت از این کارها نمی‌کنم...
‫- کارآگاه.

212
00:08:41,979 --> 00:08:43,605
‫یه گلوله توی بدنه‌ی ماشین گیر کرده.

213
00:08:43,689 --> 00:08:45,065
‫آره، دو تا فرورفتگی هم اونجا روی سقفه.

214
00:08:45,107 --> 00:08:47,484
‫- گفتی کلاً سه تا شلیک بوده؟
‫- آره.

215
00:08:47,568 --> 00:08:50,195
‫امروز که از کنار کلیسا رد شدی
‫صدای تیراندازی نشنیدی؟

216
00:08:50,279 --> 00:08:52,239
‫نه، نه، صدای آهنگم خیلی زیاد بود.

217
00:08:52,364 --> 00:08:53,866
‫خیلی بلند بود.

218
00:08:54,616 --> 00:08:56,410
‫خب، این شلیک‌ها
‫نمی‌تونه از این ماشین بوده باشه.

219
00:08:56,493 --> 00:08:58,370
‫از یه نقطه‌ی مرتفع شلیک شدن.

220
00:08:58,495 --> 00:09:00,539
‫خیلی‌خب. به مأمورهای گشت میگم

221
00:09:00,622 --> 00:09:03,000
‫ساختمون‌های اون‌ور خیابونِ کلیسا رو بگردن.

222
00:09:03,083 --> 00:09:04,585
‫از ماشین فاصله بگیر و بهش دست نزن.

223
00:09:04,668 --> 00:09:06,295
‫- قسر دررفتی.
‫- قسر دررفتم؟

224
00:09:06,378 --> 00:09:07,629
‫بابام منو می‌کشه.

225
00:09:07,629 --> 00:09:09,089
‫کارآگاه ریگان هستم.

226
00:09:09,131 --> 00:09:11,258
‫یه تیم بررسی صحنه‌ی جرم
‫به موقعیتم بفرستین.

227
00:09:16,180 --> 00:09:17,681
‫رز؟

228
00:09:17,806 --> 00:09:19,767
‫- خودتی؟
‫- نه.

229
00:09:19,892 --> 00:09:23,103
‫ولی همیشه می‌گفتی
‫من بیشتر از همه شبیه مامانم.

230
00:09:23,228 --> 00:09:24,772
‫جیل.

231
00:09:24,855 --> 00:09:26,148
‫اومدی.

232
00:09:26,190 --> 00:09:27,691
‫داره دروغ میگه.

233
00:09:27,691 --> 00:09:30,069
‫همیشه به من می‌گفتی که
‫بیشتر از همه شبیه مامانم.

234
00:09:30,194 --> 00:09:32,821
‫جفتتون شبیه مادرتونین.

235
00:09:32,905 --> 00:09:36,492
‫دلم می‌خواد جفتتون رو محکم بغل کنم،
‫ولی خب یه دستم از کار افتاده.

236
00:09:36,617 --> 00:09:39,620
‫طوری نیست، بابا. باید استراحت کنی.

237
00:09:39,745 --> 00:09:40,996
‫لینا حالش خوبه؟

238
00:09:40,996 --> 00:09:42,831
‫اون بیرون که انگار خیلی ترسیده بود.

239
00:09:42,956 --> 00:09:44,666
‫الان دیگه روی مود کاریه و جدی شده.

240
00:09:44,792 --> 00:09:46,794
‫من که خیلی نترسوندمتون، نه؟

241
00:09:46,877 --> 00:09:49,546
‫نه. نه خیلی.

242
00:09:49,630 --> 00:09:51,548
‫پدربزرگ دنی اینجاست.

243
00:09:51,632 --> 00:09:53,884
‫هنری. خیلی آدم مهربونیه.

244
00:09:53,967 --> 00:09:55,719
‫تا جیل برسه پیشم موند.

245
00:09:55,844 --> 00:09:59,264
‫همه‌تون سعی می‌کنین شجاع به نظر برسین.
‫من که داشتم زهره‌ترک می‌شدم.

246
00:10:00,057 --> 00:10:01,517
‫کس دیگه‌ای هم صدمه دید؟

247
00:10:01,517 --> 00:10:04,144
‫کشیش کری به بازوش تیر خورد،
‫ولی حالش خوبه.

248
00:10:04,228 --> 00:10:05,729
‫خدا رو شکر.

249
00:10:05,813 --> 00:10:07,189
‫باید از دکترها تشکر کنی.

250
00:10:07,189 --> 00:10:08,899
‫راستی، ازمون خواستن

251
00:10:08,982 --> 00:10:11,318
‫تا بیدار شدی بهشون خبر بدیم.
‫باید معاینه‌ت کنن.

252
00:10:12,736 --> 00:10:13,987
‫من حالم خوبه.

253
00:10:14,029 --> 00:10:15,489
‫حالش خوبه.

254
00:10:15,489 --> 00:10:18,158
‫اجازه میدی دکترها هر آزمایشی که می‌خوان

255
00:10:18,242 --> 00:10:20,410
‫انجام بدن، وگرنه میرم و

256
00:10:20,494 --> 00:10:22,162
‫یه حکم دادگاه می‌گیرم
‫و همین‌جا حبست می‌کنم.

257
00:10:22,246 --> 00:10:24,498
‫جای تو بودم به حرفش گوش می‌کردم.

258
00:10:24,581 --> 00:10:26,625
‫باشه، باشه.

259
00:10:26,708 --> 00:10:28,710
‫خب، حداقل تا وقتی معاینه‌م می‌کنن

260
00:10:28,836 --> 00:10:30,712
‫یه کم تنهام بذارین، باشه؟

261
00:10:30,838 --> 00:10:33,090
‫باشه، بچه‌ننه.

262
00:10:37,970 --> 00:10:40,138
‫من با جیل وسایلش رو می‌بریم خونه

263
00:10:40,222 --> 00:10:41,640
‫و یه کم دیگه

264
00:10:41,682 --> 00:10:43,600
‫با یه دست لباس تمیز برمی‌گردیم پیشت.

265
00:10:45,602 --> 00:10:47,145
‫عاشقتونم دخترها.

266
00:10:47,980 --> 00:10:49,481
‫دوستت داریم، بابا.

267
00:11:00,242 --> 00:11:01,869
‫ممنون.

268
00:11:01,952 --> 00:11:03,745
‫ممنون که ساختمون رو گشتین.

269
00:11:03,871 --> 00:11:05,831
‫حتماً چند روز اینجا قایم شده

270
00:11:05,831 --> 00:11:07,833
‫و زاغ‌سیاه اینجا رو چوب زده.

271
00:11:07,916 --> 00:11:10,711
‫این صندلی هم افتاده. حتماً با عجله رفته.

272
00:11:14,089 --> 00:11:16,133
‫دید کامل به کلیسا داره.

273
00:11:16,258 --> 00:11:17,551
‫خب، این یعنی یوجین،

274
00:11:17,593 --> 00:11:19,052
‫همونی دور دور می‌کرد،
‫دیگه مظنون نیست.

275
00:11:19,094 --> 00:11:20,804
‫- فقط داشته رد می‌شده.
‫- دقیقاً.

276
00:11:20,929 --> 00:11:22,389
‫چرا تا مراسم یکشنبه صبر نکرده؟

277
00:11:22,389 --> 00:11:23,849
‫چرا امروز صبح شلیک کرده؟

278
00:11:23,890 --> 00:11:25,392
‫سه تا شلیک، بدون تلفات.

279
00:11:25,475 --> 00:11:27,769
‫حدس می‌زنم تیرانداز حرفه‌ای نبوده.

280
00:11:27,853 --> 00:11:30,480
‫که یعنی احتمالاً
‫پوکه‌هاش رو هم جمع نکرده.

281
00:11:30,564 --> 00:11:32,608
‫آره، این یه تیراندازی کور
‫از توی ماشین نبوده.

282
00:11:32,691 --> 00:11:34,693
‫- تیرانداز هدف داشته.
‫- سوال اینه که

283
00:11:34,818 --> 00:11:36,153
‫هدف کی بوده؟

284
00:11:36,194 --> 00:11:39,072
‫نمیشه با اطمینان گفت که پدربزرگم نبوده.

285
00:11:39,197 --> 00:11:40,699
‫پوکه‌ی گلوله.

286
00:11:40,741 --> 00:11:43,702
‫هی، تیم بررسی صحنه‌ی جرم رو
‫سریع بفرستین اینجا.

287
00:11:45,245 --> 00:11:46,872
‫این یارو رو پیدا می‌کنیم.

288
00:11:48,665 --> 00:11:51,543
‫قبل از اینکه این کار رو با یکی دیگه بکنه.

289
00:11:52,711 --> 00:11:53,962
‫آره.

290
00:11:54,004 --> 00:11:55,255
‫ممنون.

291
00:11:55,255 --> 00:11:56,673
‫به‌خاطر ویدیو صدا ما رو کردی اینجا؟

292
00:11:56,715 --> 00:11:58,508
‫- چون ما پستش نکردیم.
‫- کدوم ویدیو؟

293
00:11:58,634 --> 00:12:00,135
‫ویدیوی پلیس جذاب. راستش...

294
00:12:00,218 --> 00:12:02,179
‫الان گفتی «پلیس جذاب»؟

295
00:12:02,304 --> 00:12:03,805
‫آره، بهتره اینو ببینی.

296
00:12:03,847 --> 00:12:06,516
‫نه، به‌خاطر یه ویدیو صداتون نکردم اینجا.

297
00:12:06,642 --> 00:12:09,394
‫یه شکایت بابت
‫دستگیری امروز صبحتون به دستم رسید.

298
00:12:09,519 --> 00:12:11,104
‫همون کیف‌قاپه؟
‫کارمون که بدون مشکل بود.

299
00:12:11,188 --> 00:12:13,774
‫ولی توی محدوده‌ای که
‫برای گشت‌زنی بهتون محول شده بود انجام نشد.

300
00:12:13,857 --> 00:12:15,359
‫ما خارج از منطقه بودیم.

301
00:12:15,442 --> 00:12:16,735
‫این خیلی سخت‌گیریه.

302
00:12:16,777 --> 00:12:18,320
‫بذار حدس بزنم.
‫استیو شکایت کرده.

303
00:12:18,403 --> 00:12:19,863
‫فرقی نمی‌کنه.
‫این دومین تخلفتونه،

304
00:12:19,863 --> 00:12:21,698
‫برای همین جفتتون توبیخ کتبی می‌گیرین.

305
00:12:21,823 --> 00:12:23,575
‫- بی‌خیال. حتماً شوخی می‌کنی.
‫- و قراره

306
00:12:23,658 --> 00:12:24,785
‫تا آخر هفته پشت میز بشینی،

307
00:12:24,868 --> 00:12:26,370
‫- از همین الان.
‫- سارا...

308
00:12:29,414 --> 00:12:32,751
‫متأسفیم، فرمانده. دیگه تکرار نمیشه.

309
00:12:41,385 --> 00:12:43,387
‫خاله جیل نتونست بیاد؟

310
00:12:43,512 --> 00:12:46,098
‫بهترین اتاق طبقه‌ی بالا رو بهت دادن.

311
00:12:46,181 --> 00:12:47,474
‫واقعاً؟

312
00:12:47,516 --> 00:12:49,017
‫کدوم دستشویی؟

313
00:12:52,270 --> 00:12:53,980
‫دلم برات تنگ شده بود.

314
00:12:54,106 --> 00:12:55,732
‫منم دلم برات تنگ شده بود.

315
00:12:55,816 --> 00:12:57,526
‫چرا بیشتر بهمون سر نمی‌زنی؟

316
00:12:57,609 --> 00:12:59,736
‫بالتیمور که یه قاره اون‌ورتر نیست.

317
00:12:59,820 --> 00:13:02,155
‫مراجعه‌کننده‌هام اضطراب جدایی می‌گیرن.

318
00:13:02,239 --> 00:13:03,907
‫خب...

319
00:13:06,368 --> 00:13:07,869
‫قسم می‌خورم،
‫همین که می‌تونی فکرمو بخونی

320
00:13:07,869 --> 00:13:09,496
‫دلیل اینه که وکیل شدی.

321
00:13:12,124 --> 00:13:15,043
‫بابا داره پیر میشه،
‫و دوست ندارم اینو ببینم.

322
00:13:15,127 --> 00:13:16,670
‫آره.

323
00:13:16,795 --> 00:13:19,381
‫خب، شاید امروز روز خوبی
‫برای بحث در مورد سلامتیش نباشه،

324
00:13:19,506 --> 00:13:21,007
‫ولی حالش خوبه.

325
00:13:21,091 --> 00:13:23,260
‫می‌دونم، ولی شکسته شده.

326
00:13:23,385 --> 00:13:25,512
‫منظورم اینه که،
‫حتی کارهاش رو هم راست‌وریست نکرده.

327
00:13:25,637 --> 00:13:27,097
‫وصیت‌نامه‌ش و این‌جور چیزا.

328
00:13:27,139 --> 00:13:28,849
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون ازم خواست کمکش کنم.

329
00:13:28,932 --> 00:13:31,226
‫ولی هر بار که شروع می‌کنم، من...

330
00:13:31,309 --> 00:13:33,061
‫با فکر کردن بهش حالم بد میشه...

331
00:13:33,186 --> 00:13:36,481
‫فکر از دست دادن بابا، بعد از مامان.

332
00:13:36,565 --> 00:13:38,650
‫آره، می‌دونم. عذاب‌آوره.

333
00:13:39,401 --> 00:13:41,194
‫تراپیست منم، می، نه تو.

334
00:13:41,278 --> 00:13:43,697
‫وکیل منم، جیل، نه تو.

335
00:13:43,780 --> 00:13:46,783
‫از طریق کاغذبازی خرجیمو درمیارم.

336
00:13:46,867 --> 00:13:48,618
‫کاغذهاش توی خونه‌ی خودشن؟

337
00:13:49,494 --> 00:13:51,872
‫بیا بریم بیاریمشون.
‫با هم چکشون می‌کنیم.

338
00:13:51,955 --> 00:13:54,624
‫- خب، نوشیدنی خوردیم.
‫- راننده دارم.

339
00:13:56,293 --> 00:13:58,169
‫چقدر باکلاس.

340
00:13:58,295 --> 00:14:00,839
‫و توی راه می‌تونی
‫بیشتر از این الایجا برام بگی.

341
00:14:00,964 --> 00:14:03,633
‫- همیشه توی کارام سرک می‌کشی.
‫- دقیقاً. تا تهشو درمیارم.

342
00:14:03,758 --> 00:14:05,886
‫همیشه.

343
00:14:05,969 --> 00:14:08,138
‫ممنون.

344
00:14:08,221 --> 00:14:09,723
‫تهدید به مرگ؟

345
00:14:09,764 --> 00:14:12,100
‫جداً می‌خوای بدونی کسی تهدیدم کرده یا نه؟

346
00:14:12,225 --> 00:14:14,311
‫خب، تو یکی از
‫روشنفکرترین کشیش‌هایی هستی

347
00:14:14,394 --> 00:14:15,812
‫که می‌شناسم، پدربزرگ.

348
00:14:15,812 --> 00:14:17,731
‫همین توی بعضی از محافل
‫ازت یه قهرمان می‌سازه، ولی...

349
00:14:17,814 --> 00:14:19,900
‫و توی بعضی جاهای دیگه
‫ازت یه هدف می‌سازه.

350
00:14:21,443 --> 00:14:24,905
‫ریشه‌ی کلیسا
‫توی این محله خیلی عمیقه.

351
00:14:24,988 --> 00:14:28,158
‫نسبت به اتفاقات دنیا بی‌خبر نیستم،

352
00:14:28,241 --> 00:14:31,202
‫ولی ایمانم به انسان‌ها
‫باعث میشه سخت بتونم

353
00:14:31,328 --> 00:14:33,997
‫به چیزی فکر کنم که بتونه کمکی بکنه.

354
00:14:34,122 --> 00:14:36,041
‫در مورد مراسم کلیسا چطور؟

355
00:14:36,166 --> 00:14:38,001
‫- اعضای باند؟
‫- آره، شاید کسی

356
00:14:38,084 --> 00:14:39,961
‫با کس دیگه‌ای توی کلیسا مشکل داشته؟

357
00:14:40,086 --> 00:14:41,796
‫نه، تا جایی که من می‌دونم نه.

358
00:14:41,880 --> 00:14:44,007
‫دکه‌ی قهوه‌فروشی بسته بود.

359
00:14:44,132 --> 00:14:46,301
‫حالت خوبه، بابا؟
‫تو... به دکتر زنگ بزنم؟

360
00:14:46,384 --> 00:14:48,303
‫نه، نه، من...

361
00:14:48,428 --> 00:14:51,181
‫فقط کل روز هیچی نخوردم.

362
00:14:51,264 --> 00:14:55,101
‫میشه دستگاه رو چک کنی
‫ببینی چیز شیرینی داره یا نه؟

363
00:14:55,185 --> 00:14:56,770
‫آره.

364
00:15:00,523 --> 00:15:02,734
‫خیلی سخته کسی رو پیدا کنی

365
00:15:02,859 --> 00:15:05,695
‫که حرف منفی‌ای
‫در مورد کشیش چارلز کری بزنه.

366
00:15:05,779 --> 00:15:08,156
‫ولی بازم باید باهاش حرف بزنیم.

367
00:15:08,239 --> 00:15:10,241
‫من می‌تونم این کار رو بکنم
‫تا تو یه کم وقتت رو

368
00:15:10,367 --> 00:15:11,660
‫- با پدربزرگت بگذرونی.
‫- ممنون.

369
00:15:11,660 --> 00:15:13,912
‫- خوشحالم که خوبی.
‫- ممنون.

370
00:15:16,289 --> 00:15:17,791
‫کشیش کری؟

371
00:15:31,388 --> 00:15:32,889
‫سینتیا، درسته؟

372
00:15:32,931 --> 00:15:34,432
‫کارآگاه ریگان.

373
00:15:34,516 --> 00:15:36,142
‫این وسایل پدرته؟

374
00:15:36,226 --> 00:15:37,894
‫آره. آره، همین الان اینجا بود.

375
00:15:37,977 --> 00:15:39,354
‫فرستادم برم یه چیزی برای خوردن بگیرم.

376
00:15:39,396 --> 00:15:41,022
‫انگار با عجله رفته.

377
00:15:41,106 --> 00:15:43,066
‫- میشه بهش زنگ بزنی؟
‫- آره.

378
00:15:43,149 --> 00:15:45,485
‫- سلام.
‫- سلام.

379
00:15:45,610 --> 00:15:47,112
‫حالت چطوره؟

380
00:15:47,821 --> 00:15:49,614
‫انگار کشیش کری جیم شده.

381
00:15:49,739 --> 00:15:50,824
‫چرا؟

382
00:15:50,907 --> 00:15:52,867
‫برای خودمم همین سوال پیش اومده.

383
00:15:52,992 --> 00:15:54,619
‫مستقیم رفت روی پیغام‌گیر.

384
00:15:54,702 --> 00:15:57,580
‫می‌دونی ممکنه کجا رفته باشه؟

385
00:15:57,664 --> 00:15:59,707
‫یا اینکه احساس خطر می‌کرده یا نه؟

386
00:15:59,791 --> 00:16:01,042
‫نه.

387
00:16:01,084 --> 00:16:03,294
‫چرا؟ فکر می‌کنین کسی به اون شلیک کرده؟

388
00:16:03,378 --> 00:16:05,964
‫فکر می‌کنید کسی دنبال پدرمه؟

389
00:16:06,089 --> 00:16:07,382
‫نمی‌دونیم.

390
00:16:07,424 --> 00:16:11,094
‫ولی اگه کسی دنبالشه،
‫بهتره ما زودتر پیداش کنیم.

391
00:16:16,057 --> 00:16:18,435
‫- اوضاع تحت کنترله.
‫- می‌تونین برگردین به تمرینتون.

392
00:16:18,518 --> 00:16:20,019
‫بابت این وقفه متأسفم.

393
00:16:20,061 --> 00:16:22,105
‫فقط یه بار می‌تونی لایکش کنی.

394
00:16:22,188 --> 00:16:23,773
‫الکی سعی نکن آمارمون رو ببری بالا.

395
00:16:23,857 --> 00:16:25,233
‫ازش خوشم نمیاد. خجالت‌آوره.

396
00:16:25,275 --> 00:16:28,194
‫کی اهمیت میده؟ کجاش بده؟

397
00:16:30,613 --> 00:16:32,115
‫آخر کلاس ششم،

398
00:16:32,157 --> 00:16:34,033
‫یه دختری توی دفترخاطراتم
‫نوشت که چقدر بامزه‌ام.

399
00:16:34,117 --> 00:16:35,869
‫- از اینکه به کجا می‌کشه خوشم نمیاد.
‫- روز اول کلاس هفتم،

400
00:16:35,869 --> 00:16:37,787
‫رفتم صاف جلوش، و اونم توی صورتم خندید.

401
00:16:37,871 --> 00:16:39,455
‫به‌عنوان شوخی اونو نوشته بود.

402
00:16:40,540 --> 00:16:42,542
‫خب اول، لعنتی.

403
00:16:42,625 --> 00:16:44,961
‫ولی دوم، این شوخی نیست، داداش.

404
00:16:45,086 --> 00:16:46,212
‫مردم عاشقمونن.

405
00:16:46,296 --> 00:16:47,797
‫آره، خب حسش این نیست.

406
00:16:47,797 --> 00:16:49,257
‫و در ضمن، بی‌دلیل نیست که

407
00:16:49,299 --> 00:16:51,467
‫ویدیو نوشته «پلیس جذاب»، مفرد.

408
00:16:51,593 --> 00:16:53,803
‫نه پلیس‌های جذاب.

409
00:16:53,887 --> 00:16:56,389
‫نوشته کدوممون؟

410
00:16:56,472 --> 00:16:57,974
‫فکر کردم گفتی مهم نیست؟

411
00:16:58,099 --> 00:16:59,392
‫بی‌خیال.

412
00:16:59,434 --> 00:17:01,060
‫از پشت‌میزنشینی متنفرم.

413
00:17:01,144 --> 00:17:02,687
‫باورم نمیشه این کار رو باهام کرد.

414
00:17:02,770 --> 00:17:04,689
‫هی، سارا به جفتمون توپید.

415
00:17:04,814 --> 00:17:06,858
‫آره، می‌دونم،
‫ولی از بچگی همین‌جوری بود.

416
00:17:06,941 --> 00:17:09,444
‫می‌دونی؟ همیشه می‌خواست رومو کم کنه،
‫نشون بده رئیس کیه.

417
00:17:09,527 --> 00:17:11,154
‫می‌تونست بی‌خیال بشه.

418
00:17:11,237 --> 00:17:13,823
‫هی، استیو.

419
00:17:13,907 --> 00:17:15,408
‫به‌نظرت کدوممون پلیس جذابیم؟

420
00:17:16,492 --> 00:17:19,162
‫- می‌دونیم که تو نیستی، رفیق.
‫- خفه‌شو، سیلور.

421
00:17:29,213 --> 00:17:30,882
‫اوف.

422
00:17:30,965 --> 00:17:33,718
‫وای خدای من.

423
00:17:33,801 --> 00:17:35,178
‫اون مراسم رو یادته؟

424
00:17:35,178 --> 00:17:37,472
‫بابا نمی‌ذاشت برم
‫مگه اینکه تو هم می‌اومدی.

425
00:17:37,555 --> 00:17:39,432
‫- چند هفته اصرار می‌کردی بیام.
‫- آره.

426
00:17:39,557 --> 00:17:43,061
‫اسم اون پسره چی بود؟
‫تیم یه چیزی، توماس...

427
00:17:43,144 --> 00:17:44,646
‫- تامی.
‫- تامی.

428
00:17:44,729 --> 00:17:46,230
‫تامی جیکوبز.

429
00:17:46,314 --> 00:17:48,316
‫خیلی استرس داشت، خیلی بامزه بود.

430
00:17:48,441 --> 00:17:50,318
‫اگه بابا می‌فهمید اون شب چیکارا کردیم،

431
00:17:50,401 --> 00:17:51,819
‫عمراً اون عکس رو نگه نمی‌داشت.

432
00:17:51,861 --> 00:17:53,363
‫نه، نگه نمی‌داشت.

433
00:17:55,239 --> 00:17:56,991
‫حالا که حرف از زندگی عاشقانه شد...

434
00:17:57,116 --> 00:17:58,993
‫سوال بعدی، خانم وکیل.

435
00:17:59,077 --> 00:18:01,079
‫یالا. اون‌قدرها هم بد نیست.

436
00:18:01,162 --> 00:18:02,455
‫هست.

437
00:18:02,455 --> 00:18:04,248
‫و به نوشیدنی بیشتری نیاز داره.

438
00:18:04,332 --> 00:18:06,167
‫- الان برمی‌گردم.
‫- باشه.

439
00:18:26,312 --> 00:18:27,897
‫[خودکشی]

440
00:18:28,856 --> 00:18:31,317
‫بفرما. یکی برای تو.

441
00:18:31,442 --> 00:18:35,238
‫و خیلی بیشتر برای من.

442
00:18:38,199 --> 00:18:40,451
‫این گواهی فوت مامانه.

443
00:18:43,454 --> 00:18:45,331
‫توی تصادف ماشین مُرد،

444
00:18:45,331 --> 00:18:47,500
‫ولی علت مرگ رو نوشته خودکشی.

445
00:18:47,625 --> 00:18:49,544
‫این اوردوز با مواده.

446
00:18:49,669 --> 00:18:51,713
‫- مِی...
‫- اون‌قدر گواهی فوت اوردوز دیدم

447
00:18:51,796 --> 00:18:54,090
‫که بدونم دارم در مورد چی حرف می‌زنم، جیل.

448
00:18:55,383 --> 00:18:57,593
‫بابا بهمون دروغ گفت؟

449
00:18:57,719 --> 00:19:00,596
‫تو از این موضوع خبر داشتی؟

450
00:19:05,643 --> 00:19:07,270
‫جیل، نگاهم کن.

451
00:19:08,062 --> 00:19:10,273
‫نگاهم کن، جیل.

452
00:19:10,356 --> 00:19:13,943
‫می‌دونستی مادرمون خودشو کشته؟

453
00:19:16,112 --> 00:19:18,739
‫- بابا نمی‌دونست چطوری بهت بگه.
‫- وای، خدای من.

454
00:19:19,699 --> 00:19:22,994
‫چطور تونستی بهم نگی که خودشو کشته؟

455
00:19:23,119 --> 00:19:24,620
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- می...

456
00:19:24,745 --> 00:19:26,539
‫به من دست نزن!

457
00:19:26,664 --> 00:19:28,166
‫می.

458
00:19:38,843 --> 00:19:41,137
‫حدس بزن چی دارم.

459
00:19:41,262 --> 00:19:43,973
‫شیرینی مایک.

460
00:19:44,098 --> 00:19:45,641
‫بگو که شیرینی فلورنیتن توشه.

461
00:19:45,766 --> 00:19:47,977
‫بهترین کانولی توی بوستون.

462
00:19:48,060 --> 00:19:50,146
‫دختر خودمی.

463
00:19:50,229 --> 00:19:51,731
‫می‌دونی چقدر خوش‌شانسی؟

464
00:19:51,772 --> 00:19:53,941
‫خدا هنوز باهام کار داره.

465
00:19:54,066 --> 00:19:57,278
‫قضیه‌ی چارلز چیه؟
‫هنوز پیداش نکردین؟

466
00:19:58,070 --> 00:20:00,323
‫نه. کشیش کری خونه نبود،

467
00:20:00,323 --> 00:20:02,867
‫ولی یکی رفته بود توی خونه‌ش.

468
00:20:02,992 --> 00:20:04,577
‫- خدای من.
‫- آره، اثر انگشت گرفتیم،

469
00:20:04,702 --> 00:20:07,205
‫ولی هرکسی که وارد شده
‫حتماً دستکش داشته.

470
00:20:08,039 --> 00:20:09,916
‫چقدر کشیش کری رو می‌شناسی؟

471
00:20:09,999 --> 00:20:12,168
‫حدود ۲۰ ساله که با هم صمیمی هستیم،

472
00:20:12,251 --> 00:20:13,753
‫از همون موقعی که اومد کلیسا.

473
00:20:13,836 --> 00:20:15,880
‫زیاد دوست نداره در مورد جوونیش حرف بزنه،

474
00:20:16,005 --> 00:20:17,548
‫ولی منم فضولی نمی‌کنم.

475
00:20:17,632 --> 00:20:19,467
‫پدربزرگ...

476
00:20:20,968 --> 00:20:23,095
‫کشیش کری اصلاً وجود خارجی نداره.

477
00:20:23,930 --> 00:20:25,306
‫منظورت چیه؟

478
00:20:25,306 --> 00:20:26,807
‫اکثر اثر انگشت‌هایی
‫که توی آپارتمانش پیدا کردیم

479
00:20:26,933 --> 00:20:30,353
‫متعلق به یه نفره
‫توی دیتابیس مجرم‌های نیوهمپشایر.

480
00:20:30,478 --> 00:20:33,773
‫قبل از اینکه بشه کشیش چارلز کری،

481
00:20:33,856 --> 00:20:36,317
‫لری جانسون بوده.

482
00:20:37,276 --> 00:20:40,655
‫یه فراری با سابقه‌ی محکومیتی
‫که مال ۲۰ سال پیشه.

483
00:20:40,738 --> 00:20:42,573
‫خدای من.

484
00:20:42,657 --> 00:20:44,242
‫متأسفم.

485
00:20:50,081 --> 00:20:52,083
‫هی رفیق، می‌دونی کدومش بدون کافئینه؟

486
00:20:53,501 --> 00:20:55,753
‫آره. اون نارنجیه.

487
00:20:56,754 --> 00:20:58,214
‫در واقع رنگ موردعلاقه‌مه،

488
00:20:58,255 --> 00:21:00,383
‫وقتی با آبی ترکیب میشه... نارنجی و آبی.

489
00:21:00,466 --> 00:21:01,759
‫ترکیب محشریه.

490
00:21:01,759 --> 00:21:03,177
‫برخلاف سبز، که رنگ افتضاحیه.

491
00:21:03,219 --> 00:21:04,720
‫طرفدار نیکس نیستی، نه؟

492
00:21:04,762 --> 00:21:06,263
‫راستش، هستم.

493
00:21:06,305 --> 00:21:08,641
‫تسلیت میگم.

494
00:21:10,810 --> 00:21:12,520
‫- چطوری، لینا؟
‫- چطوری، جیلن؟

495
00:21:12,603 --> 00:21:14,522
‫- سه‌شنبه می‌بینمت؟
‫- آره. عمراً از دستش بدم.

496
00:21:14,647 --> 00:21:15,648
‫باشه.

497
00:21:15,690 --> 00:21:17,358
‫سه‌شنبه چه خبره؟

498
00:21:17,483 --> 00:21:19,902
‫و تو جیلن براون رو از کجا می‌شناسی؟

499
00:21:25,241 --> 00:21:26,492
‫خب، این کیه؟

500
00:21:26,492 --> 00:21:27,952
‫این فرانکلین بومونته.

501
00:21:27,952 --> 00:21:30,413
‫اثر انگشت‌های روی پوکه‌ها
‫با اون مطابقت داره.

502
00:21:30,538 --> 00:21:32,039
‫پرونده‌ش روی میزه.

503
00:21:32,081 --> 00:21:35,251
‫توی نیوهمپشایر زندان بوده،
‫مثل کشیش کری.

504
00:21:35,334 --> 00:21:37,294
‫- منظورت لری جانسونه.
‫- آره، لری جانسون.

505
00:21:37,420 --> 00:21:40,423
‫فرانکلین تازه بعد از ۲۰ سال حبس آزاد شده؟

506
00:21:40,548 --> 00:21:43,551
‫قبلاً از مغازه‌های مناطق روستایی
‫سرقت می‌کرده،

507
00:21:43,634 --> 00:21:45,928
‫جایی که پلیس دیر می‌رسیده،
‫بعد با وقت اضافه‌ای که داشته،

508
00:21:46,053 --> 00:21:48,472
‫قربانی‌ها رو مجبور می‌کرده با تفنگش
‫رولت روسی بازی کنن.

509
00:21:48,556 --> 00:21:49,473
‫چه تفریح سالمی.

510
00:21:49,557 --> 00:21:51,016
‫ولی سابقه‌ی کشیش ما

511
00:21:51,016 --> 00:21:53,060
‫فقط شامل دزدی ماشین و رانندگی خطرناکه.

512
00:21:53,185 --> 00:21:54,478
‫به‌نظر نمیاد که

513
00:21:54,520 --> 00:21:56,063
‫با فعالیت‌های مجرمانه‌ی فرانکلین
‫هم‌خوانی داشته باشه.

514
00:21:56,188 --> 00:21:58,315
‫سارق‌ها به راننده‌ی فرار نیاز دارن، نه؟

515
00:21:58,399 --> 00:21:59,692
‫کی راهت داد اینجا؟

516
00:21:59,692 --> 00:22:01,402
‫فکر کردم بیام بهتون سر بزنم.

517
00:22:01,527 --> 00:22:02,987
‫کمک کنم پرونده‌تون رو حل کنین.

518
00:22:02,987 --> 00:22:04,363
‫عجب.

519
00:22:04,405 --> 00:22:05,656
‫خودتون گفتین.

520
00:22:05,656 --> 00:22:09,410
‫کری به‌خاطر دزدی ماشین زندان بوده.

521
00:22:09,535 --> 00:22:11,871
‫فکر کنم راننده‌ی فرار بوده.

522
00:22:13,622 --> 00:22:16,167
‫خب، فرانکلین از جاهایی دزدی می‌کرده
‫که نیاز به فرار داشته.

523
00:22:16,250 --> 00:22:18,753
‫دقیقاً. خیلی خوب بود، آقای ریگان.

524
00:22:18,836 --> 00:22:20,921
‫- ممنون.
‫- منظورم اون آقای ریگان بود.

525
00:22:21,046 --> 00:22:23,340
‫و هیچ ردپایی از کشیش کری وجود نداره

526
00:22:23,424 --> 00:22:25,885
‫تا همون حدودایی که
‫فرانکلین می‌افته زندان

527
00:22:25,968 --> 00:22:27,511
‫- و لری غیبش می‌زنه.
‫- درسته.

528
00:22:27,636 --> 00:22:29,638
‫پس، اگه فرانکلین
‫کری رو مقصر اتفاقات بدونه...

529
00:22:29,764 --> 00:22:31,223
‫دنبال انتقام می‌گرده.

530
00:22:31,223 --> 00:22:32,641
‫ولی کری کجا قایم شده؟

531
00:22:32,641 --> 00:22:34,226
‫خونه‌ش امن نیست.

532
00:22:34,310 --> 00:22:36,020
‫فامیلی توی شهر داره؟

533
00:22:37,188 --> 00:22:38,856
‫لوکیشن سینتیا رو پیدا می‌کنم.

534
00:22:38,939 --> 00:22:40,483
‫ممنون که سر زدین.

535
00:22:40,608 --> 00:22:42,526
‫یکی طلبت، پدربزرگ.

536
00:22:42,610 --> 00:22:44,111
‫توی آپارتمان می‌بینمت؟

537
00:22:44,153 --> 00:22:45,488
‫حتماً.

538
00:22:45,529 --> 00:22:49,200
‫ولی اول،
‫باید یه فروشگاه نوشیدنی پیدا کنم.

539
00:22:54,205 --> 00:22:57,791
‫♪ نمی‌تونم اینا رو درک کنم ♪

540
00:23:01,545 --> 00:23:05,049
‫♪ چرا عشق میاد و میره ♪

541
00:23:09,386 --> 00:23:13,057
‫♪ کاش می‌تونستی دستمو بگیری ♪

542
00:23:14,016 --> 00:23:16,018
‫بابا خیلی خوشحال شد وقتی بهش گفتی

543
00:23:16,101 --> 00:23:18,896
‫می‌خوای پیانوی قدیمی مامان رو نگه داری.

544
00:23:20,689 --> 00:23:22,608
‫من حق داشتم بدونم.

545
00:23:23,526 --> 00:23:25,569
‫راز من نبود که فاشش کنم.

546
00:23:26,403 --> 00:23:28,572
‫این چیزیه که بابا بهت گفت؟

547
00:23:28,697 --> 00:23:30,574
‫چیزیه که مجبور بودم به خودم بگم، می.

548
00:23:30,658 --> 00:23:33,285
‫این، و شاید اینکه با مخفی کردنش از تو،

549
00:23:33,369 --> 00:23:38,749
‫اینکه مادرمون انتخاب کرد با ما نباشه...

550
00:23:40,376 --> 00:23:42,127
‫شاید می‌تونستم تو رو

551
00:23:42,127 --> 00:23:44,588
‫از دردی که خودم کشیدم در امان نگه دارم.

552
00:23:46,882 --> 00:23:50,511
‫چون من خواهر بزرگترتم و...

553
00:23:50,594 --> 00:23:52,429
‫این وظیفه‌ی منه.

554
00:23:57,101 --> 00:23:59,436
‫باید با بابا حرف بزنم.

555
00:24:00,271 --> 00:24:01,563
‫با این اوضاعی که هست؟

556
00:24:01,605 --> 00:24:03,774
‫همیشه می‌فهمه کی ناراحتم.

557
00:24:05,609 --> 00:24:07,611
‫متأسفم، می.

558
00:24:17,746 --> 00:24:20,332
‫پلیس بوستون!

559
00:24:21,083 --> 00:24:23,627
‫- هی، باید حرف بزنیم.
‫- اشکالی نداره بیایم تو؟

560
00:24:23,752 --> 00:24:25,504
‫لازمه؟

561
00:24:25,587 --> 00:24:27,256
‫با پدرت حرف زدی؟

562
00:24:27,339 --> 00:24:29,758
‫ببین، عزیزم،
‫دیگه لازم نیست روی کارام سرپوش بذاری.

563
00:24:29,883 --> 00:24:31,593
‫ببین، متأسفم، ولی ما باید بریم.

564
00:24:31,677 --> 00:24:33,262
‫تا وقتی چند تا سوال

565
00:24:33,345 --> 00:24:34,847
‫در مورد لری جانسون نپرسیدیم
‫هیچ‌جا نمیری.

566
00:24:34,847 --> 00:24:37,266
‫- بابا، قضیه چیه؟ بهم بگو.
‫- نمی‌تونم...

567
00:24:37,349 --> 00:24:38,642
‫باشه، اون گفت در خطریم

568
00:24:38,684 --> 00:24:39,893
‫و باید همین الان بریم.

569
00:24:39,893 --> 00:24:40,978
‫باید بذاری کمکت کنیم.

570
00:24:41,061 --> 00:24:42,271
‫ببین، فقط تنهامون بذارین!

571
00:24:42,312 --> 00:24:43,105
‫تو هیچ‌جا نمیری.

572
00:24:43,188 --> 00:24:44,690
‫اسلحه!

573
00:24:50,112 --> 00:24:53,157
‫- زدمش!
‫- زنگ بزن ۹۹۱! جفتتون، همین‌جا بمونین!

574
00:24:55,784 --> 00:24:57,327
‫پلیس! وایسا!

575
00:24:57,453 --> 00:24:59,121
‫ببین، متأسفم، عزیزم.
‫اون منو می‌خواد.

576
00:24:59,204 --> 00:25:00,831
‫- باید برم. نه، نه، باید برم.
‫- نه، نرو. بابا، نه!

577
00:25:02,750 --> 00:25:04,251
‫وایسا!

578
00:25:14,219 --> 00:25:16,013
‫لعنتی.

579
00:25:17,514 --> 00:25:19,141
‫یه تیراندازی داشتیم،
‫بخشی از پلاک: ۶۳۲۳...

580
00:25:19,224 --> 00:25:20,809
‫سینتیا!

581
00:25:20,893 --> 00:25:22,269
‫- پدرت کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

582
00:25:22,311 --> 00:25:23,937
‫یعنی چی که نمی‌دونی؟

583
00:25:24,021 --> 00:25:25,647
‫گفت باید یه جای امن توقف کنیم.
‫نمی‌دونم.

584
00:25:25,773 --> 00:25:27,107
‫کجا؟

585
00:25:27,149 --> 00:25:28,859
‫یه چیزی در مورد
‫یه ایستگاه اتوبوس توی دری گفت.

586
00:25:28,942 --> 00:25:30,444
‫همین؟

587
00:25:31,570 --> 00:25:32,780
‫عالی شد.

588
00:25:32,821 --> 00:25:35,115
‫فرانکلین بومونت
‫تا وقتی کشیش کری رو نکشه،

589
00:25:35,199 --> 00:25:36,617
‫دست‌بردار نیست.

590
00:25:36,658 --> 00:25:38,202
‫مگه اینکه ما زودتر جلوشو بگیریم.

591
00:25:38,327 --> 00:25:39,870
‫بیا دعا کنیم.

592
00:25:47,669 --> 00:25:50,047
‫اون دومین...

593
00:25:51,423 --> 00:25:53,509
‫روز سخت زندگیم بود.

594
00:25:54,551 --> 00:25:58,055
‫تنها چیز بدتر از اون این بود که
‫مجبور شدم بهت بگم اون رفته.

595
00:25:58,138 --> 00:26:00,516
‫همه‌چی رو بهم نگفتی.

596
00:26:02,184 --> 00:26:04,770
‫اگه می‌گفتم فرقی هم می‌کرد؟

597
00:26:04,895 --> 00:26:07,856
‫شما دخترها برای از دست دادن مادرتون

598
00:26:07,856 --> 00:26:09,691
‫خیلی جوون بودین.

599
00:26:10,776 --> 00:26:13,904
‫همین‌جوریش هم
‫مسیر سختی پیش روتون بود

600
00:26:13,987 --> 00:26:17,783
‫بدون اینکه بخواین
‫بار اینم به دوش بکشید.

601
00:26:17,908 --> 00:26:20,744
‫الانم مسیر سختیه.

602
00:26:24,331 --> 00:26:27,918
‫نسل من، اونا...
‫ما در مورد چیزا حرف نمی‌زدیم.

603
00:26:28,043 --> 00:26:30,837
‫به خودمون می‌گفتیم چون قوی هستیم،

604
00:26:30,921 --> 00:26:33,465
‫ولی حقیقت اینه که
‫کلمه‌ای براش نداشتیم.

605
00:26:33,549 --> 00:26:36,343
‫چیزای زیادی در مورد مادرت

606
00:26:36,426 --> 00:26:39,721
‫و مشکلاتش بود که نمی‌فهمیدم.

607
00:26:40,681 --> 00:26:43,100
‫که خودش نمی‌فهمید.

608
00:26:43,225 --> 00:26:45,686
‫نتونستم کمکش کنم.

609
00:26:45,769 --> 00:26:48,689
‫نتونستم ازش محافظت کنم.

610
00:26:48,772 --> 00:26:53,277
‫ولی می‌تونستم سعی کنم
‫از تو محافظت کنم.

611
00:26:55,028 --> 00:26:57,781
‫خب، نکردی، بابا. دروغ گفتی.

612
00:26:58,782 --> 00:27:00,909
‫و اون‌قدر بهم اعتماد نداشتی که حقیقت رو

613
00:27:01,034 --> 00:27:04,955
‫در مورد مادرم بهم بگی،
‫حتی بعد از اینکه بزرگ شدم.

614
00:27:08,125 --> 00:27:10,627
‫انگار دوباره از دستش دادم.

615
00:27:10,752 --> 00:27:14,673
‫تموم اون سال‌هایی که
‫تنهایی لینا رو بزرگ می‌کردم،

616
00:27:14,798 --> 00:27:16,717
‫فک می‌کردم دارم مثل تو قوی میشم.

617
00:27:16,800 --> 00:27:20,512
‫اگه خواست خدا این بود که
‫پدرم تنهایی دو تا دختر رو بزرگ کنه،

618
00:27:20,595 --> 00:27:22,806
‫پس...

619
00:27:22,889 --> 00:27:26,018
‫منم باید بتونم یکی رو بزرگ کنم.

620
00:27:26,935 --> 00:27:30,147
‫خدا بهمون قدرت میده

621
00:27:30,272 --> 00:27:32,607
‫تا انتخاب‌هایی کنیم که فکر می‌کنیم درسته.

622
00:27:32,691 --> 00:27:34,609
‫دیگه شعار دادن کافیه.

623
00:27:34,735 --> 00:27:36,486
‫می‌خوام بدونم

624
00:27:36,611 --> 00:27:39,281
‫اگه می‌تونستی برگردی عقب،

625
00:27:39,281 --> 00:27:41,575
‫بهم حقیقت رو می‌گفتی؟

626
00:27:45,203 --> 00:27:47,789
‫تو به لینا حقیقت زندگیش رو می‌گفتی؟

627
00:27:58,133 --> 00:28:00,677
‫لطفاً برو.

628
00:28:12,564 --> 00:28:16,485
‫چرا به جیل گفتی ولی به من نگفتی؟

629
00:28:16,568 --> 00:28:18,528
‫انتخاب دیگه‌ای نداشتم.

630
00:28:20,155 --> 00:28:22,365
‫جیل بود که جنازه‌ش رو پیداش کرد.

631
00:28:31,500 --> 00:28:33,001
‫خب، طبق پرونده‌ی فرانکلین،

632
00:28:33,001 --> 00:28:34,669
‫در واقع دو تا همدست داشته.

633
00:28:34,753 --> 00:28:37,297
‫اِما باورز با فرانکلین
‫می‌رفته توی مغازه‌ها.

634
00:28:37,380 --> 00:28:40,092
‫و ما فکر می‌کنیم لری
‫راننده‌ی فرار فرانکلین و اِما بوده.

635
00:28:40,175 --> 00:28:42,469
‫پول دزدی‌های فرانکلین هیچ‌وقت پیدا نشد.

636
00:28:42,552 --> 00:28:43,929
‫یعنی حدود ۲۰۰ هزار دلار

637
00:28:43,929 --> 00:28:45,639
‫که همون دور و بر گم شده.

638
00:28:45,722 --> 00:28:48,850
‫دقیقاً. و فرانکلین به‌لطف یه تماس ناشناس
‫تنهایی توی یه متل

639
00:28:48,934 --> 00:28:50,727
‫نزدیک جاده‌ی یک دستگیر شد.

640
00:28:50,852 --> 00:28:53,855
‫اما یه سال بعد به‌خاطر عوارض زایمان مُرد.

641
00:28:53,980 --> 00:28:55,398
‫فکر می‌کنیم سینتیا، اون بچه‌ست.

642
00:28:55,398 --> 00:28:58,401
‫انگار اِما و فرانکلین با هم بودن،

643
00:28:58,527 --> 00:29:00,278
‫ولی اون از لری حامله شده؟

644
00:29:00,403 --> 00:29:03,490
‫درسته. برای همین هم احتمالاً لری و اِما
‫فرانکلین رو فروختن.

645
00:29:03,573 --> 00:29:06,409
‫پس، اِما می‌میره، و بعدش لری
‫با یه هویت جدید ظاهر میشه،

646
00:29:06,535 --> 00:29:08,036
‫کشیش چارلز کری.

647
00:29:08,078 --> 00:29:10,080
‫و الان فرانکلین از زندان در اومده،
‫و حسابی شاکیه.

648
00:29:10,205 --> 00:29:13,083
‫لری نامزدش، پولش و آزادیش رو دزدیده.

649
00:29:13,208 --> 00:29:15,001
‫- خب، این یه انگیزه‌ست.
‫- سینتیا گفت

650
00:29:15,085 --> 00:29:17,379
‫قبل از اینکه غیبشون بزنه
‫قرار بوده یه جا توقف کنن.

651
00:29:17,462 --> 00:29:19,548
‫فکر می‌کنیم برای برداشتن اون پوله.

652
00:29:19,631 --> 00:29:21,716
‫- آره.
‫- خب، اینا همه‌ی جاهاییه که

653
00:29:21,800 --> 00:29:25,220
‫فرانکلین و گروهش
‫اون زمان بهشون دستبرد زدن.

654
00:29:25,303 --> 00:29:27,138
‫ارتباطی هست که ندیده باشیمش؟

655
00:29:27,264 --> 00:29:30,225
‫به‌جز اینکه همه‌شون
‫دور و بر دری توی نیوهمپشایر هستن؟

656
00:29:31,560 --> 00:29:33,895
‫سینتیا نگفت که قراره

657
00:29:34,020 --> 00:29:36,064
‫توی یه ایستگاه اتوبوس توی دری توقف کنن؟

658
00:29:36,147 --> 00:29:37,691
‫چرا گفت.

659
00:29:41,361 --> 00:29:42,946
‫متأسفم.

660
00:29:44,322 --> 00:29:46,283
‫برای تموم دردهایی که باعثش شدم.

661
00:29:49,411 --> 00:29:52,539
‫تو منو توی کلیسات پذیرفتی.

662
00:29:52,622 --> 00:29:54,708
‫گذاشتی با سینتیا یه زندگی جدید بسازم.

663
00:29:54,791 --> 00:29:56,626
‫پس جبرانش کن.

664
00:29:56,751 --> 00:29:59,921
‫با موندن اینجا پیش من.
‫بذار... بذار به لینا زنگ بزنم.

665
00:30:00,005 --> 00:30:01,381
‫فقط باهاش حرف بزن.

666
00:30:01,381 --> 00:30:03,592
‫ببین، برای همه بهتره که من برم.

667
00:30:03,675 --> 00:30:06,303
‫دمتو بذاری رو کولت و فرار کنی؟ این بهتره؟

668
00:30:06,428 --> 00:30:07,762
‫دخترتو ول کنی؟

669
00:30:07,804 --> 00:30:09,306
‫انتخاب دیگه‌ای ندارم.

670
00:30:09,306 --> 00:30:11,308
‫خدا بهمون قدرت میده

671
00:30:11,433 --> 00:30:14,311
‫تا انتخاب‌هایی بکنیم
‫که فکر می‌کنیم درسته.

672
00:30:15,562 --> 00:30:16,646
‫این کار درسته.

673
00:30:16,771 --> 00:30:19,274
‫مسیر رستگاری ازمون می‌خواد

674
00:30:19,399 --> 00:30:23,194
‫با چیزایی که ازشون فرار می‌کردیم
‫روبه‌رو بشیم.

675
00:30:23,278 --> 00:30:24,946
‫الان، باید از خودت بپرسی،

676
00:30:25,030 --> 00:30:30,493
‫من لری جانسون‌ام، یا کشیش چارلز کری؟

677
00:30:39,544 --> 00:30:41,880
‫مطمئن شو این به دست سینتیا میرسه.

678
00:30:43,256 --> 00:30:45,383
‫همه‌چی رو توضیح میده.

679
00:30:46,801 --> 00:30:48,678
‫ممنون.

680
00:30:54,142 --> 00:30:55,810
‫چارلز.

681
00:30:58,021 --> 00:30:59,814
‫یه نوشیدنی عالیه.

682
00:30:59,898 --> 00:31:01,399
‫با بچه‌ها بخوریدش.

683
00:31:03,526 --> 00:31:05,987
‫پدربزرگ. اینجا چیکار می‌کنی؟

684
00:31:06,071 --> 00:31:08,740
‫اومدم اون صورت زشتت رو ببوسم.

685
00:31:08,865 --> 00:31:10,283
‫خدای من.

686
00:31:10,325 --> 00:31:13,119
‫یه ریگان دیگه توی لباس فرم.

687
00:31:13,203 --> 00:31:15,914
‫کاش پدرم می‌تونست الان تو رو ببینه.

688
00:31:16,039 --> 00:31:19,125
‫این همکارمه، جونا سیلور.

689
00:31:19,209 --> 00:31:20,835
‫اسطوره، هنری ریگان.

690
00:31:20,919 --> 00:31:22,337
‫از دیدنتون خوشحالم، قربان.

691
00:31:22,378 --> 00:31:23,630
‫پس تو همون پسری هستی که

692
00:31:23,671 --> 00:31:25,381
‫قراره با شون من
‫توی خیابونای بوستون قدم بزنه؟

693
00:31:25,507 --> 00:31:27,133
‫خب، فکر کنم الان دیگه شون ماست.

694
00:31:27,217 --> 00:31:28,885
‫رأی‌گیری شروع شده، آقایون.

695
00:31:28,968 --> 00:31:31,930
‫قراره یه بار برای همیشه
‫این بحث رو تموم کنیم.

696
00:31:32,055 --> 00:31:33,556
‫بازم شروع شد.

697
00:31:33,848 --> 00:31:36,851
‫کل پاسگاه قراره رأی بدن.
‫همین الان لینک رو براتون فرستادم.

698
00:31:36,935 --> 00:31:39,270
‫- داره در مورد چی حرف می‌زنه؟
‫- قضیه اینه...

699
00:31:39,395 --> 00:31:41,397
‫خب، من و شون
‫جلوی یه کیف‌قاپ رو گرفتیم،

700
00:31:41,523 --> 00:31:43,316
‫و ازش فیلم گرفتن.

701
00:31:43,399 --> 00:31:45,318
‫برای همین به یکیمون
‫لقب «پلیس جذاب» دادن.

702
00:31:45,401 --> 00:31:47,278
‫مسخره‌ست. خیلی بچگانه‌ست، می‌دونی.

703
00:31:47,403 --> 00:31:48,822
‫بی‌خیال.

704
00:31:48,905 --> 00:31:51,866
‫فقط نسل شماست که
‫از یه تعریف ناراحت میشه.

705
00:31:51,991 --> 00:31:53,785
‫حالا مگه چیه؟

706
00:31:53,868 --> 00:31:55,370
‫خب، یه حسی بهم میده

707
00:31:55,370 --> 00:31:56,830
‫که انگار ما رو جدی نمی‌گیرن.

708
00:31:56,871 --> 00:32:01,084
‫راستش، اخیراً خیلی از این اتفاق‌ها افتاده.

709
00:32:01,167 --> 00:32:03,753
‫همون‌طور که همیشه میگم
‫هیچ‌وقت از کسی که

710
00:32:03,878 --> 00:32:06,965
‫ازش مشورت نمی‌گیری، انتقاد نپذیر.

711
00:32:07,715 --> 00:32:10,093
‫ممنون، پدربزرگ.

712
00:32:10,218 --> 00:32:12,220
‫خب می‌تونم ویدیو رو ببینم یا نه؟

713
00:32:12,303 --> 00:32:14,347
‫- آره.
‫- اوه، نه. نه، این...

714
00:32:14,430 --> 00:32:16,432
‫- نه، بذار ویدیو رو ببینه.
‫- نکن، نکن، نکن. نه، نه، نه. نکن، نکن.

715
00:32:16,432 --> 00:32:18,101
‫- نه، نه، نه.
‫- شون، اون... اون عاشقش میشه، پسر.

716
00:32:23,606 --> 00:32:26,568
‫کیف رو بذار زمین، کشیش.

717
00:32:29,696 --> 00:32:31,447
‫وقتشه دست از فرار برداری.

718
00:32:36,828 --> 00:32:38,830
‫چطور تونست همین‌جوری ولم کنه؟

719
00:32:38,955 --> 00:32:42,208
‫می‌خواست همه‌چی رو
‫از زبون خودش توضیح بده.

720
00:32:42,292 --> 00:32:45,295
‫من نامه نمی‌خوام.
‫پدرمو می‌خوام.

721
00:32:46,588 --> 00:32:48,298
‫برای چی؟

722
00:32:49,132 --> 00:32:50,300
‫وای، خدای من.

723
00:32:50,341 --> 00:32:51,593
‫یارو خیلی بزدله.

724
00:32:51,634 --> 00:32:53,720
‫صبر کن.

725
00:32:53,803 --> 00:32:55,221
‫اینجا خونه‌ی خداست.

726
00:32:55,263 --> 00:32:57,265
‫دلت نمی‌خواد کاری کنی
‫که بعداً پشیمون بشی.

727
00:32:57,390 --> 00:32:58,850
‫نفس‌هات رو هدر نده، پیرمرد.

728
00:32:58,850 --> 00:33:00,351
‫کار من از رستگاری گذشته.

729
00:33:00,351 --> 00:33:02,687
‫کار هیچ‌کس از رستگاری نگذشته.

730
00:33:04,314 --> 00:33:07,483
‫به پدرت زنگ بزن و بگو بیاد اینجا،

731
00:33:07,609 --> 00:33:10,653
‫وگرنه همون‌جا که وایستادین
‫به جفتتون شلیک می‌کنم.

732
00:33:18,870 --> 00:33:20,371
‫گوشی یه‌بارمصرفش داره زنگ می‌خوره.

733
00:33:20,455 --> 00:33:21,914
‫- سینتیاست.
‫- از کجا می‌دونی؟

734
00:33:21,914 --> 00:33:23,374
‫اون تنها کسیه که
‫این شماره رو بهش دادم.

735
00:33:23,374 --> 00:33:24,751
‫توی نامه براش نوشتم.

736
00:33:24,751 --> 00:33:26,878
‫- لطفاً؟
‫- باشه.

737
00:33:28,171 --> 00:33:29,839
‫- عزیزم، خوبی؟
‫- بابا...

738
00:33:29,922 --> 00:33:33,509
‫ال‌جی. پسر! چطوری؟

739
00:33:33,593 --> 00:33:35,094
‫- سینتیا کجاست؟
‫- داره باهام وقت می‌گذرونه.

740
00:33:35,178 --> 00:33:38,222
‫دارم به این فکر می‌کنم که
‫بازی موردعلاقه‌مو بکنیم.

741
00:33:38,348 --> 00:33:41,017
‫اگه بهش صدمه بزنی،
‫به خدا قسم می‌کشمت.

742
00:33:41,059 --> 00:33:42,435
‫تمومش کن.

743
00:33:42,435 --> 00:33:44,228
‫تو هیچ‌وقت اهل این کارها نبودی.

744
00:33:44,354 --> 00:33:45,897
‫بیا کلیسا،

745
00:33:46,022 --> 00:33:47,690
‫و هرچی از پولم مونده رو هم با خودت بیار.

746
00:33:47,774 --> 00:33:49,609
‫توی کلیسای باپتیست راکسبریه.
‫بریم.

747
00:33:49,692 --> 00:33:51,194
‫باشه، ولی اگه درخواست نیروی کمکی کنیم،

748
00:33:51,235 --> 00:33:52,737
‫- فرانکلین قاطی می‌کنه.
‫- حق با توئه.

749
00:33:54,280 --> 00:33:55,782
‫- پول رو بهش میدم.
‫- نه.

750
00:33:55,865 --> 00:33:57,492
‫نمی‌تونیم یه گروگان دیگه تقدیمش کنیم.

751
00:33:57,575 --> 00:33:59,243
‫- همین الانش هم سینتیا رو داره.
‫- اون به دخترم صدمه می‌زنه!

752
00:33:59,243 --> 00:34:00,953
‫- باید یه کاری بکنم!
‫- می‌دونی چیه؟

753
00:34:01,079 --> 00:34:04,040
‫انقدر یکشنبه‌ها یواشکی رفتم توی اون کلیسا
‫که حسابش دستم نیست.

754
00:34:04,165 --> 00:34:06,376
‫یه نقشه دارم،
‫ولی به اون نیاز داریم.

755
00:34:08,252 --> 00:34:09,879
‫- همه‌جوره هستم.
‫- باشه.

756
00:34:09,921 --> 00:34:12,632
‫مطمئنم می‌دونی داری چیکار می‌کنی، همکار.

757
00:34:13,466 --> 00:34:17,053
‫قبلاً یه بازی با نامزدم، اِما، می‌کردم.

758
00:34:20,264 --> 00:34:23,434
‫البته اون موقع‌ها فقط برای تفریح بود.

759
00:34:23,559 --> 00:34:27,814
‫ولی این دفعه، بازی مرگ و زندگیه.

760
00:34:32,985 --> 00:34:35,279
‫اینجا یه مکان مقدسه.

761
00:34:35,405 --> 00:34:37,824
‫نباید توی خونه‌ی پروردگار خشونتی باشه.

762
00:34:37,907 --> 00:34:39,575
‫نفس‌هاتو هدر نده، جناب واعظ.

763
00:34:39,659 --> 00:34:43,246
‫اشعیا گفته، دیگر صدای خشونت
‫در سرزمینت شنیده نخواهد شد،

764
00:34:43,329 --> 00:34:45,748
‫بلکه دیوارهایت را رستگاری خواهی نامید،

765
00:34:45,832 --> 00:34:47,291
‫و دروازه‌هایت را ستایش.

766
00:34:47,333 --> 00:34:48,251
‫ساکت.

767
00:34:48,251 --> 00:34:51,462
‫این دیوارها رستگاری‌ان.

768
00:34:51,587 --> 00:34:53,631
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی.

769
00:34:53,756 --> 00:34:55,675
‫مجبور نیستم.

770
00:34:57,301 --> 00:34:59,178
‫می‌خوام.

771
00:34:59,971 --> 00:35:01,639
‫خشاب این پره.

772
00:35:02,640 --> 00:35:05,101
‫خب، یکیتون برش داره
‫قبل از اینکه به جفتتون شلیک کنم.

773
00:35:05,226 --> 00:35:08,938
‫چارلز زندگیش رو
‫درست همین‌جا توی این کلیسا تغییر داد.

774
00:35:09,021 --> 00:35:12,108
‫- تو هم می‌تونی.
‫- اسمش لریه.

775
00:35:12,984 --> 00:35:14,610
‫برای من چارلزه.

776
00:35:14,735 --> 00:35:16,279
‫مرد خدا.

777
00:35:16,404 --> 00:35:18,906
‫مردی که بین این دیوارها قدرت پیدا کرد

778
00:35:18,990 --> 00:35:23,244
‫تا بدی رو ترک کنه،
‫تا تو و اینو پشت سر بذاره.

779
00:35:23,327 --> 00:35:25,246
‫یا تو شلیک می‌کنی...

780
00:35:26,706 --> 00:35:28,624
‫یا من شلیک می‌کنم.

781
00:35:32,962 --> 00:35:36,966
‫من زندگی درستی داشتم.

782
00:35:37,049 --> 00:35:39,677
‫می‌دونم اون‌ور چی در انتظارمه.

783
00:35:45,308 --> 00:35:46,809
‫به شقیقه، جناب کشیش.

784
00:35:48,144 --> 00:35:49,812
‫ببینیم خدا بهت رحم می‌کنه یا نه.

785
00:35:50,605 --> 00:35:53,900
‫پروردگارا مرا در پناه خودت حفظ کن.

786
00:35:54,025 --> 00:35:56,068
‫زیر سایه‌ات پناهم بده.

787
00:35:56,152 --> 00:36:01,032
‫وعده‌های صادق تو
‫سپر و محافظ من هستند.

788
00:36:09,165 --> 00:36:10,374
‫فرانکلین!

789
00:36:10,416 --> 00:36:11,918
‫بابا!

790
00:36:13,252 --> 00:36:14,754
‫- بابا، برو بیرون! برو بیرون!
‫- هی!

791
00:36:14,754 --> 00:36:16,589
‫- بفرما! لطفاً ولش کن!
‫- این کار رو نکن!

792
00:36:16,714 --> 00:36:18,591
‫- بندازش وگرنه دختره می‌میره.
‫- این کار رو نکن!

793
00:36:18,674 --> 00:36:20,217
‫- هی، هی!
‫- وایسا! وایسا! این کار رو نکن!

794
00:36:20,343 --> 00:36:22,845
‫اگه من قراره بمیرم،
‫دخترت هم با خودم می‌برم.

795
00:36:22,929 --> 00:36:24,555
‫نه. نه، این کار رو نکن.

796
00:36:27,266 --> 00:36:30,936
‫اون دختر کشیش کری نیست.

797
00:36:31,062 --> 00:36:32,563
‫دختر توئه.

798
00:36:33,189 --> 00:36:34,857
‫چشماش شبیه اونه.

799
00:36:36,609 --> 00:36:38,611
‫حق با منه، مگه نه، چارلز؟
‫بهش بگو.

800
00:36:38,694 --> 00:36:40,988
‫صبر نکن تا خیلی دیر بشه. بهش بگو!

801
00:36:41,072 --> 00:36:43,449
‫بابا، راسته؟

802
00:36:44,283 --> 00:36:45,618
‫متأسفم، عزیزم.

803
00:36:45,660 --> 00:36:48,621
‫فرانکلین، اِما نمی‌خواست
‫تو بچه رو بزرگ کنی.

804
00:36:48,746 --> 00:36:51,624
‫نمی‌خواست شبیه تو بشه.

805
00:36:51,707 --> 00:36:52,958
‫داری دروغ میگی.

806
00:36:53,042 --> 00:36:55,378
‫اِما می‌خواست اون زندگی رو ول کنی، یادته؟

807
00:36:55,503 --> 00:36:56,587
‫ولی گوش نکردی.

808
00:36:56,712 --> 00:36:58,631
‫الان به من گوش کن.

809
00:36:58,756 --> 00:37:00,257
‫نگاهش کن.

810
00:37:01,884 --> 00:37:02,968
‫نگاهش کن!

811
00:37:03,052 --> 00:37:05,721
‫دارم بهت راستشو میگم.

812
00:37:05,805 --> 00:37:07,306
‫اسلحه‌تو بنداز!

813
00:37:09,225 --> 00:37:11,560
‫دستاتو جایی نگه دار که ببینمشون!

814
00:37:11,644 --> 00:37:13,145
‫اسلحه دست منه.

815
00:37:13,187 --> 00:37:14,730
‫دستاتو بده من.

816
00:37:14,814 --> 00:37:17,108
‫- تو... خوبی؟
‫- آره.

817
00:37:17,233 --> 00:37:18,651
‫حالت خوبه؟

818
00:37:18,651 --> 00:37:20,069
‫- مشت محشری بود، جناب کشیش.
‫- واقعاً بود.

819
00:37:20,069 --> 00:37:21,612
‫پدربزرگ دست سنگینی داره.

820
00:37:21,737 --> 00:37:24,573
‫- آره، داره.
‫- خیلی متأسفم.

821
00:37:24,657 --> 00:37:27,743
‫خدا رو شکر.

822
00:37:27,785 --> 00:37:29,662
‫آمین.

823
00:37:36,460 --> 00:37:38,796
‫کمک می‌خوای؟

824
00:37:40,756 --> 00:37:42,758
‫یعنی دیگه از دستم عصبانی نیستی؟

825
00:37:42,842 --> 00:37:45,428
‫نه. اومدم عذرخواهی کنم.

826
00:37:45,511 --> 00:37:46,804
‫می‌دونی، وقتی رفتم،

827
00:37:46,804 --> 00:37:48,222
‫خیلی ناراحت بودم،

828
00:37:48,264 --> 00:37:50,182
‫ولی بعدش با پدربزرگ ریگان حرف زدم،

829
00:37:50,307 --> 00:37:52,017
‫و اون یه حرف حکیمانه بهم زد.

830
00:37:52,143 --> 00:37:53,644
‫هیچ‌وقت از کسی که

831
00:37:53,686 --> 00:37:55,229
‫ازش مشورت نمی‌گیری، انتقاد نپذیر.

832
00:37:55,312 --> 00:37:57,273
‫از من مشورت نمی‌گیری؟

833
00:37:57,314 --> 00:37:59,358
‫نه، کاملاً برعکسه.

834
00:37:59,483 --> 00:38:00,776
‫از دست تو عصبانی نبودم.

835
00:38:00,818 --> 00:38:03,237
‫از دست خودم عصبانی بودم
‫که ناامیدت کردم.

836
00:38:04,113 --> 00:38:07,741
‫سارا، می‌دونی که من همیشه
‫ازت الگو می‌گرفتم. نه؟

837
00:38:07,825 --> 00:38:10,411
‫فکر کردم دیگه از اون سن و سال گذشتی.

838
00:38:12,246 --> 00:38:16,500
‫یادته وقتی نقاشی‌هاتو می‌آوردی خونه

839
00:38:16,625 --> 00:38:18,544
‫- از کلاس هنر؟
‫- سارا...

840
00:38:18,669 --> 00:38:21,881
‫- قبل از مامان و بابا به من نشون می‌دادی.
‫- لطفاً تمومش کن.

841
00:38:21,964 --> 00:38:24,049
‫- آره یادمه. باشه.
‫- بی‌خیال. قلبم دیگه طاقت نداره.

842
00:38:24,175 --> 00:38:26,552
‫همه‌ش به این فکر می‌کردم که
‫چه حسی برات داشته

843
00:38:26,677 --> 00:38:28,220
‫که مامان رو پیدا کردی.

844
00:38:30,973 --> 00:38:33,392
‫و این مدت همه‌شو مخفی نگه داشتی.

845
00:38:35,895 --> 00:38:38,898
‫و من خیلی به این فکر کردم که چی می‌شد

846
00:38:38,981 --> 00:38:40,482
‫اگه بهت می‌گفتیم.

847
00:38:40,524 --> 00:38:44,612
‫سرنوشت مامان باعث شد
‫از تشکیل خانواده بترسم.

848
00:38:45,487 --> 00:38:47,740
‫ولی اگه با محافظت از تو...

849
00:38:48,991 --> 00:38:51,577
‫یه جورایی همه‌ی اینا ممکن می‌شد چی؟

850
00:38:57,833 --> 00:38:59,710
‫دوباره همون کار رو می‌کردم.

851
00:38:59,835 --> 00:39:01,754
‫دوستت دارم، جیل.

852
00:39:03,672 --> 00:39:06,592
‫فقط یه کم زمان می‌خوام، باشه؟

853
00:39:08,886 --> 00:39:10,679
‫منم دوستت دارم.

854
00:39:12,932 --> 00:39:14,934
‫- پدربزرگ.
‫- ممنون.

855
00:39:15,017 --> 00:39:17,728
‫می‌دونی، معمولاً اینجا خیلی آروم‌تره.

856
00:39:17,853 --> 00:39:19,188
‫واقعاً؟

857
00:39:19,229 --> 00:39:21,482
‫خب، من که از اقامتم در اینجا
‫بی‌نهایت لذت بردم،

858
00:39:21,565 --> 00:39:23,692
‫ولی هنوز یه کاری مونده که باید انجام بدم.

859
00:39:23,734 --> 00:39:26,111
‫ربطی به یه ستوان و یه بطری نوشیدنی داره؟

860
00:39:26,236 --> 00:39:29,198
‫دقیقاً. ببین، الان که دنی رسماً

861
00:39:29,323 --> 00:39:31,700
‫داره به اداره پلیس بوستون منتقل میشه،

862
00:39:31,742 --> 00:39:33,911
‫باید چند تا کار انجام بشه،

863
00:39:34,036 --> 00:39:37,039
‫از جمله بازنشستگیش از اداره پلیس نیویورک.

864
00:39:37,122 --> 00:39:38,916
‫آره، ممنون که یادآوری کردی، پدربزرگ.

865
00:39:39,041 --> 00:39:40,542
‫یه پروسه‌ست.

866
00:39:40,668 --> 00:39:41,961
‫با اینکه عاشق داشتن نشان بوستون‌ام،

867
00:39:42,002 --> 00:39:44,588
‫از نظر فنی هنوز پلیس بوستون نیستم.

868
00:39:44,713 --> 00:39:46,966
‫هنوز باید اون فرم‌ها رو پر کنم

869
00:39:47,091 --> 00:39:49,718
‫و یه دوره‌ی کارآموزی
‫اینجا توی بوستون بگذرونم.

870
00:39:49,843 --> 00:39:52,388
‫- یعنی چی؟ یعنی با لباس فرم توی خیابون؟
‫- آره، با لباس فرم.

871
00:39:52,471 --> 00:39:54,390
‫- چی؟
‫- بی‌صبرانه منتظر دیدنشم.

872
00:39:54,515 --> 00:39:56,058
‫می‌دونم که بی‌صبرانه منتظر دیدنشی.

873
00:39:56,141 --> 00:39:57,601
‫از همین وحشت دارم.

874
00:39:57,601 --> 00:40:01,397
‫خب، یه دوست توی
‫ستاد فرماندهی بوستون دارم که میگه

875
00:40:01,438 --> 00:40:04,149
‫یه ستوانی با ۲۵ سال سابقه کار

876
00:40:04,233 --> 00:40:07,069
‫دقیقاً همون شماره‌ی نشان قدیمی دنی رو داره.

877
00:40:07,152 --> 00:40:09,571
‫برای همین فک کردم که اگه

878
00:40:09,655 --> 00:40:11,699
‫یه بطری نوشیدنی ۲۵ ساله بهش بدم،

879
00:40:11,699 --> 00:40:13,909
‫می‌تونیم یه معامله‌ی منصفانه بکنیم.

880
00:40:13,992 --> 00:40:16,578
‫نوشیدنی ۲۵ ساله؟ بدک نیست.

881
00:40:17,913 --> 00:40:19,373
‫دقیقاً منظورت چیه، پدربزرگ؟

882
00:40:19,415 --> 00:40:22,084
‫خب، شاید مجبور باشی
‫نشان نیویورکت رو تحویل بدی،

883
00:40:22,209 --> 00:40:24,920
‫ولی می‌خوام همون شماره رو داشته باشی.

884
00:40:27,089 --> 00:40:29,675
‫ما ریگان‌ها، خرافاتی هستیم.

885
00:40:29,758 --> 00:40:30,759
‫- این عالیه.
‫- اوه.

886
00:40:30,801 --> 00:40:32,845
‫اصلاً نمی‌دونم چی بگم.

887
00:40:32,928 --> 00:40:35,055
‫یه جورایی زبونم بند اومده، پدربزرگ.

888
00:40:35,139 --> 00:40:37,433
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

889
00:40:37,558 --> 00:40:40,018
‫دوستت دارم. خدای من.

890
00:40:40,811 --> 00:40:42,104
‫صبر کن، داری گریه می‌کنی؟

891
00:40:42,146 --> 00:40:43,939
‫- تقریباً.
‫- منم می‌تونم گریه کنم.

892
00:40:43,981 --> 00:40:45,774
‫خیلی شیرین بود، آقای ریگان.

893
00:40:48,152 --> 00:40:49,278
‫نتایج پلیس جذاب اومد.

894
00:40:49,361 --> 00:40:50,863
‫هنوزم داریم میگیم «پلیس جذاب»، نه؟

895
00:40:50,946 --> 00:40:52,531
‫- آره.
‫- باشه.

896
00:40:52,614 --> 00:40:54,116
‫- بریم به همه بگیم.
‫- بریم.

897
00:40:54,158 --> 00:40:55,993
‫هی، بچه‌ها، میشه یه لحظه توجه کنین، لطفاً؟

898
00:40:56,118 --> 00:40:58,954
‫نتایج نظرسنجی پلیس جذاب اومده.

899
00:40:59,037 --> 00:41:00,873
‫طبق رأی منطقه‌ی ای۱۲،

900
00:41:00,873 --> 00:41:03,041
‫با یه اختلاف خیلی جزئی...

901
00:41:04,501 --> 00:41:06,795
‫پلیس جذاب... افسر شون ریگانه.

902
00:41:06,879 --> 00:41:08,505
‫- وای.
‫- وای.

903
00:41:08,630 --> 00:41:10,883
‫- تو جذابی، پسر! کی فکر می‌کرد؟
‫- باشه، باشه.

904
00:41:13,010 --> 00:41:15,804
‫صبر کن. تو چرا این‌قدر خوشحالی؟

905
00:41:15,929 --> 00:41:17,723
‫- ریچل رو یادته؟
‫- آره.

906
00:41:17,806 --> 00:41:19,641
‫آره، همکار همونی که گزارشتونو داد.

907
00:41:19,683 --> 00:41:21,185
‫خب، اون کسیه که نتایج رو برام فرستاد،

908
00:41:21,226 --> 00:41:22,853
‫و گفت به من رأی داده.

909
00:41:22,978 --> 00:41:25,522
‫برای همین شام داریم میریم بیرون،
‫ولی چیز مهمی نیست.

910
00:41:25,647 --> 00:41:27,357
‫زیادی بزرگش نکنین.

911
00:41:27,483 --> 00:41:28,734
‫چرا، چیز مهمیه.

912
00:41:28,775 --> 00:41:30,486
‫اون یه پلیس جذابه.