1
00:00:12,095 --> 00:00:16,307
‫خیلی خب.
‫سوژه‌ی حکم جلب، کیکو بالزانه.

2
00:00:16,391 --> 00:00:18,768
‫تحت تعقیب به خاطر یه قتل
‫توی محل خدمت قبلیم، بروکلین.

3
00:00:18,893 --> 00:00:21,855
‫یه هفته پیش،
‫بالزان و دو تا مرد ناشناس دیگه

4
00:00:21,896 --> 00:00:24,357
‫سر یه زن توی یه کلوب در بروکلین
‫دعواشون میشه.

5
00:00:24,399 --> 00:00:27,402
‫بالزان اسلحه می‌کشه
‫و تروی کالدول رو با گلوله می‌کشه،

6
00:00:27,527 --> 00:00:29,821
‫دانشجوی ۲۲ ساله پیش‌پزشکی از لانگ آیلند.

7
00:00:29,904 --> 00:00:31,906
‫سلاح قتل نزدیک صحنه‌ی جرم پیدا شد

8
00:00:31,990 --> 00:00:33,533
‫که اثر انگشت بالزان روش بود.

9
00:00:33,575 --> 00:00:36,327
‫باورها بر اینه که بالزان
‫عضو یه گروه خلافکار خیابونی

10
00:00:36,411 --> 00:00:37,746
‫اینجا توی ساوث انده.

11
00:00:37,746 --> 00:00:39,789
‫یه مشت جوجه‌لات بیست و چند ساله

12
00:00:39,914 --> 00:00:43,043
‫که مواد می‌فروشن، ماشین اوراق می‌کنن
‫و محله رو به وحشت میندازن.

13
00:00:43,168 --> 00:00:45,378
‫از طرف یکی از اعضای خانواده‌ش
‫بهمون خبر دادن که بالزان

14
00:00:45,462 --> 00:00:48,757
‫توی یه خونه امن
‫اینجا توی میشن هیل مخفی شده.

15
00:00:48,923 --> 00:00:50,425
‫همون عضو خانواده گفت که بالزان

16
00:00:50,550 --> 00:00:52,218
‫ترجیح میده بمیره تا اینکه برگرده زندان.

17
00:00:52,343 --> 00:00:55,638
‫بهتره اونجا حواسمونو جمع کنیم
‫و به کارآگاه بائز از پلیس نیویورک نشون بدیم

18
00:00:55,722 --> 00:00:57,182
‫که اینجا توی بوستون چطوری کار می‌کنیم.

19
00:00:57,182 --> 00:00:59,100
‫راه بیفتیم.

20
00:00:59,225 --> 00:01:00,310
‫منم تا یه دقیقه دیگه بهتون می‌رسم.

21
00:01:00,310 --> 00:01:01,811
‫حله.

22
00:01:03,063 --> 00:01:04,564
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره.

23
00:01:04,606 --> 00:01:06,733
‫می‌دونی، از وقتی قرار گذاشتن رو شروع کردیم،

24
00:01:06,858 --> 00:01:08,693
‫این اولین پرونده‌ایه
‫که داریم با هم روش کار می‌کنیم.

25
00:01:08,735 --> 00:01:10,236
‫آره.

26
00:01:11,112 --> 00:01:12,405
‫حالت خوبه؟

27
00:01:12,447 --> 00:01:14,574
‫از وقتی اومدی اینجا همه‌ش تو فکر کاری.

28
00:01:14,657 --> 00:01:18,369
‫آره. فقط... از دوندگی
‫برای این پرونده‌ی قتل خسته شدم.

29
00:01:18,453 --> 00:01:20,455
‫باشه. خب، بیا آدم‌بده رو بگیریم.

30
00:01:20,580 --> 00:01:23,917
‫تا شاید بتونیم یه کم تفریح هم
‫قاطی این همه کارت بکنیم.

31
00:01:35,261 --> 00:01:38,640
‫اگه یه کلوچه سبوس‌دار دیگه بخورم،
‫خودم تبدیل به کلوچه میشم.

32
00:01:38,765 --> 00:01:40,558
‫کی می‌تونیم دوباره دونات بخوریم؟

33
00:01:40,600 --> 00:01:42,644
‫به محض اینکه مطمئن بشیم
‫اون دریچه‌ی خراب

34
00:01:42,644 --> 00:01:44,813
‫تنها مشکل اون قلب بزرگته، بابا.

35
00:01:44,938 --> 00:01:46,272
‫راستی، این آزمایش‌هایی که

36
00:01:46,272 --> 00:01:47,816
‫سارا قراره امروز صبح ببردت انجام بدی چیه؟

37
00:01:47,941 --> 00:01:49,776
‫تنها چیزی که الان دارن آزمایش می‌کنن،
‫صبر منه.

38
00:01:49,901 --> 00:01:51,402
‫بهش میگن تنگی دریچه‌ی آئورت،

39
00:01:51,486 --> 00:01:53,613
‫و آزمایش‌ها هم اسکن‌هایی هستن
‫برای پیدا کردن گرفتگی.

40
00:01:53,696 --> 00:01:55,198
‫هی، نیمه‌ی پر لیوان رو ببین.

41
00:01:55,281 --> 00:01:58,034
‫قراره وقتت رو با نوه محبوبت
‫از خانواده‌ی سیلور بگذرونی.

42
00:01:58,034 --> 00:02:01,079
‫پس فکر کنم لینا قراره بیاد و ببردش؟
‫همینه دیگه...

43
00:02:01,162 --> 00:02:02,664
‫می‌دونی، تو هم باید باهامون بیای

44
00:02:02,789 --> 00:02:04,124
‫تا اون دنده شکسته‌ت رو یه معاینه کنن.

45
00:02:04,124 --> 00:02:05,542
‫آروم. باوقار.

46
00:02:05,625 --> 00:02:07,127
‫بی‌رحم.

47
00:02:07,168 --> 00:02:08,962
‫خب، سث، تا جایی که می‌دونم

48
00:02:08,962 --> 00:02:10,797
‫از سیاست فاصله گرفتی
‫و داری شانس خودتو

49
00:02:10,797 --> 00:02:12,632
‫توی بخش حوادث روزنامه‌ی دیسپچ
‫امتحان می‌کنی؟

50
00:02:12,799 --> 00:02:14,467
‫آره، برای چند هفته قراره
‫جای یکی از همکارها باشم.

51
00:02:14,551 --> 00:02:17,262
‫اگه خوشم بیاد، می‌تونم بمونم، ولی

52
00:02:17,303 --> 00:02:19,264
‫دیگه حرف زدن از کار کافیه.

53
00:02:19,347 --> 00:02:21,349
‫با آرزوی سلامتی شما، آقا.

54
00:02:21,516 --> 00:02:24,644
‫هشتاد سال زندگی کردن، دستاورد بزرگیه.

55
00:02:24,769 --> 00:02:26,312
‫فکر کنم از گزینه‌های دیگه‌ش بهتر باشه.

56
00:02:26,354 --> 00:02:28,314
‫نیازی نیست این‌قدر شلوغش کنین.

57
00:02:28,439 --> 00:02:31,526
‫می‌دونم. بابا، همه‌مون در جریانیم.

58
00:02:31,651 --> 00:02:32,819
‫شام فقط با حضور خانواده.

59
00:02:32,819 --> 00:02:33,987
‫بدون کادو.

60
00:02:34,028 --> 00:02:36,656
‫کیک دارچینی.

61
00:02:36,823 --> 00:02:38,158
‫فقط یه دونه شمع.

62
00:02:38,158 --> 00:02:40,702
‫بی‌خیال پدربزرگ، این یه نقطه عطفه.

63
00:02:40,827 --> 00:02:43,204
‫نگو نقطه عطف.
‫باعث میشه احساس پیری بیشتری کنم.

64
00:02:45,331 --> 00:02:47,500
‫بهتره دیگه بریم.

65
00:02:47,542 --> 00:02:50,086
‫- باشه، خداحافظ. بعداً می‌بینمت عزیزم.
‫- بعداً می‌بینمت.

66
00:02:54,048 --> 00:02:56,176
‫پس هنوز از مهمونی بی‌خبره؟

67
00:02:56,342 --> 00:02:57,552
‫آره.

68
00:02:57,552 --> 00:02:59,012
‫لینا مسئول هماهنگیه، پس حواست باشه

69
00:02:59,053 --> 00:03:00,471
‫که مدام پیام‌هاتو چک کنی.

70
00:03:00,471 --> 00:03:01,973
‫نه، همین الانم
‫پنج تا پیام ازش دارم، پس...

71
00:03:03,183 --> 00:03:06,686
‫می، یه موضوعی هست که خیلی دلم می‌خواد
‫در موردش باهات صحبت کنم.

72
00:03:08,521 --> 00:03:10,648
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- مطمئن نیستم.

73
00:03:10,690 --> 00:03:12,358
‫لورا از دفترمه.

74
00:03:12,483 --> 00:03:16,112
‫شهردار می‌خواد فوری منو ببینه.

75
00:03:16,112 --> 00:03:18,740
‫به سیرک ما خوش اومدی.

76
00:03:27,373 --> 00:03:29,042
‫مرکز، واحد جیک-۱۰۱ پیاده در گشت.

77
00:03:29,125 --> 00:03:32,503
‫چستنات ۱۷۸۹،
‫در حال اعزام به تماس درگیری خانوادگی.

78
00:03:32,587 --> 00:03:34,005
‫توی همچین محله‌ای،

79
00:03:34,005 --> 00:03:35,590
‫احتمالاً یه بچه پولداره که شاکیه

80
00:03:35,715 --> 00:03:37,342
‫چون باباش نذاشته با بنتلی بره دور دور.

81
00:03:39,260 --> 00:03:41,346
‫نه! تری!

82
00:03:41,387 --> 00:03:43,640
‫نادین، لطفاً تمومش کن.

83
00:03:45,892 --> 00:03:47,185
‫ایست!

84
00:03:47,185 --> 00:03:48,770
‫- اسلحه‌تو بنداز!
‫- نه، نه، نه، نه، نه!

85
00:03:48,895 --> 00:03:50,688
‫سرکار، شلیک نکن.
‫اون دخترمه. دخترمه.

86
00:03:50,772 --> 00:03:53,233
‫نیدین، اسلحه رو بنداز زمین.

87
00:03:53,316 --> 00:03:54,817
‫نیدین، نمی‌خوایم بهت آسیبی بزنیم، باشه؟

88
00:03:54,901 --> 00:03:56,236
‫نه، نه! نه، نه، نه، نه. لطفاً.

89
00:03:56,236 --> 00:03:58,238
‫اون دچار یه... حمله‌ی سایکوتیک شده.

90
00:03:58,321 --> 00:03:59,447
‫اون... حالش خوب نیست.

91
00:03:59,447 --> 00:04:01,616
‫خفه شو. تو حرف نزن.

92
00:04:01,741 --> 00:04:03,618
‫هی، این آخرین فرصتته!
‫اسلحه رو بنداز!

93
00:04:04,369 --> 00:04:07,664
‫هی، هی. شون، وایسا! وایسا، وایسا.

94
00:04:08,623 --> 00:04:11,042
‫نیدین. هی. نیدین.

95
00:04:11,125 --> 00:04:14,212
‫نیدین. به من نگاه کن.

96
00:04:15,380 --> 00:04:16,589
‫تو نمی‌خوای این کار رو بکنی.

97
00:04:16,589 --> 00:04:18,091
‫برو.

98
00:04:18,633 --> 00:04:20,134
‫فقط به من نگاه کن، باشه؟

99
00:04:22,053 --> 00:04:24,889
‫- اون کسی که فکر می‌کنی نیست.
‫- باشه.

100
00:04:24,973 --> 00:04:26,474
‫باشه، فقط...

101
00:04:26,557 --> 00:04:29,686
‫فقط اسلحه رو بنداز زمین
‫تا بتونیم در موردش حرف بزنیم، باشه؟

102
00:04:34,107 --> 00:04:36,567
‫باشه. من همینجام.

103
00:04:36,651 --> 00:04:38,152
‫من همینجا پیشتم.

104
00:04:41,155 --> 00:04:42,657
‫آفرین.

105
00:04:44,742 --> 00:04:45,618
‫لطفاً...

106
00:04:45,660 --> 00:04:47,662
‫من توی خیابون چستنات پلاک ۱۷۸۹ هستم.

107
00:04:47,745 --> 00:04:49,622
‫فوراً یه آمبولانس توی موقعیتم می‌خوام.

108
00:04:49,706 --> 00:04:51,541
‫یه مجروح با زخم گلوله دارم.

109
00:04:51,666 --> 00:04:53,334
‫- مفهومه، جیک-۱۰۱...
‫- حالت خوب میشه.

110
00:04:53,459 --> 00:04:55,044
‫حالت خوب میشه.

111
00:04:59,340 --> 00:05:00,633
‫شهردار شاو.

112
00:05:00,675 --> 00:05:02,176
‫درخواست استرداد
‫از طرف فرماندار موریسون از آلاباما

113
00:05:02,260 --> 00:05:05,388
‫برای پرونده ونتری،
‫تازه به دستمون رسیده.

114
00:05:05,471 --> 00:05:07,849
‫بله، در موردش
‫با فرماندار پرایس صحبت کردم.

115
00:05:07,974 --> 00:05:09,600
‫تصمیم رو به عهده من گذاشته.

116
00:05:09,684 --> 00:05:12,478
‫برای همین اینجام.

117
00:05:12,645 --> 00:05:15,315
‫خانواده‌ی قربانیان آلابامایی،

118
00:05:15,315 --> 00:05:17,442
‫کل فضای مجازی رو پر کردن.

119
00:05:17,483 --> 00:05:20,194
‫درخواست دارن که
‫ونتری رو برگردونیم آلاباما

120
00:05:20,320 --> 00:05:23,197
‫تا با مجازات اعدام روبرو بشه.
‫تبدیل به یه خبر ملی شده.

121
00:05:23,323 --> 00:05:25,491
‫ببین، می‌دونم که از سیاست متنفری می،

122
00:05:25,658 --> 00:05:27,869
‫ولی من یه انتخابات مقدماتی سخت
‫در پیش دارم،

123
00:05:27,994 --> 00:05:29,620
‫و افکار عمومی اینجا توی بوستون

124
00:05:29,704 --> 00:05:32,457
‫۶۰ به ۴۰ موافق برگردوندن اون هستن.

125
00:05:32,498 --> 00:05:34,500
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که هم‌نظریم.

126
00:05:34,584 --> 00:05:37,337
‫خب، من با اون خانواده‌ها توی آلاباما
‫همدردی می‌کنم،

127
00:05:37,378 --> 00:05:40,506
‫ولی ونتری اینجا به جنی پرستون حمله کرده
‫و به قتل رسوندش.

128
00:05:40,590 --> 00:05:42,342
‫پلیس بوستون گرفتش،

129
00:05:42,425 --> 00:05:44,552
‫وگرنه هنوز داشت دخترای جوون رو می‌کشت.

130
00:05:44,677 --> 00:05:46,262
‫پس من هیچ تصمیمی نمی‌گیرم

131
00:05:46,346 --> 00:05:47,847
‫تا وقتی که با خانواده‌ی جنی صحبت کنم.

132
00:05:48,014 --> 00:05:50,350
‫و قطعاً نمی‌خوام با سیراب کردنِ

133
00:05:50,475 --> 00:05:53,019
‫عطش انتقام یه نفر،
‫شرافتم رو زیر سوال ببرم

134
00:05:53,144 --> 00:05:55,855
‫یا جاه‌طلبی‌های سیاسی شما رو پیش ببرم.

135
00:05:55,897 --> 00:05:58,024
‫خب، پس...

136
00:05:58,066 --> 00:06:00,693
‫پس شاید بهتره
‫به فکر جاه‌طلبی‌های خودت باشی.

137
00:06:00,777 --> 00:06:04,238
‫چشم روی هم بذاری
‫دوران ریاستت تموم میشه.

138
00:06:04,322 --> 00:06:07,867
‫و راه انداختن کمپین بدون حامی مالی،

139
00:06:07,992 --> 00:06:11,120
‫و بدون حمایت شهردار سخته.

140
00:06:13,247 --> 00:06:15,041
‫داری تهدیدم می‌کنی؟

141
00:06:17,335 --> 00:06:20,421
‫ببین، اگه کسی لایق اعدام باشه، ونتریه.

142
00:06:21,339 --> 00:06:23,758
‫امروز بعدازظهر یه کنفرانس خبری هست.

143
00:06:24,759 --> 00:06:27,428
‫بهت یه کم وقت میدم
‫تا تصمیم درست رو بگیری.

144
00:06:33,643 --> 00:06:35,645
‫- پلیس! پلیس!
‫- پلیس بوستون!

145
00:06:37,271 --> 00:06:39,273
‫اسلحه داره!

146
00:06:39,357 --> 00:06:40,858
‫پناه بگیرین!

147
00:06:41,609 --> 00:06:43,319
‫تیراندازی شد، تیراندازی شد.

148
00:06:45,571 --> 00:06:47,323
‫خودشه. کیکو بالزان.

149
00:06:54,580 --> 00:06:56,290
‫بائز.

150
00:06:56,416 --> 00:06:59,168
‫باید اینو ببینی.

151
00:07:06,801 --> 00:07:09,595
‫انگار یکی رو به زور اینجا نگه داشته بودن.

152
00:07:09,720 --> 00:07:13,474
‫- خون تازه‌ست.
‫- هر کی اینجا بوده، خیلی وقت نیست رفته.

153
00:07:13,599 --> 00:07:16,102
‫آره. انگار پرونده‌ی قتلمون

154
00:07:16,144 --> 00:07:18,646
‫تبدیل شد به یه آدم‌ربایی.

155
00:07:42,920 --> 00:07:46,382
‫حتماً درست قبل از اینکه ما برسیم جیم شدن.

156
00:07:46,466 --> 00:07:49,469
‫خوانا نیست.
‫پلاکش رو پوشونده.

157
00:07:49,552 --> 00:07:52,054
‫چه فرورفتگی خوبی هم روی گلگیر عقبشه.

158
00:07:52,138 --> 00:07:53,973
‫باشه، ممنون.

159
00:07:54,056 --> 00:07:56,684
‫هیچ پرونده‌ی مفقودی فعالی
‫توی شهر یا شهرستان‌های اطراف

160
00:07:56,809 --> 00:07:58,144
‫با مشخصات گروگانمون جور در نمیاد.

161
00:07:58,144 --> 00:07:59,562
‫فکر می‌کنم همدست‌های بالزان

162
00:07:59,562 --> 00:08:01,856
‫توی پرونده‌ی قتلم، اهل بوستون‌ان.

163
00:08:01,939 --> 00:08:03,524
‫هیچکدوم از شاهدهام نتونستن

164
00:08:03,524 --> 00:08:05,109
‫از روی آلبوم عکس‌های پلیس نیویورک
‫شناساییشون کنن.

165
00:08:05,234 --> 00:08:07,153
‫منطقیه. سه تا نوچه توی صحنه‌ی جرم،

166
00:08:07,278 --> 00:08:08,571
‫سه تا نوچه توی خونه‌ی امن.

167
00:08:08,571 --> 00:08:10,490
‫عکس بالزان همه‌جای شبکه‌های اجتماعی

168
00:08:10,573 --> 00:08:12,950
‫و اخبار پخشه،
‫حساب‌های بانکیش مسدود شده،

169
00:08:13,034 --> 00:08:14,535
‫لنگ پوله.

170
00:08:14,535 --> 00:08:16,454
‫پس این بنده خدا رو می‌دزدن،
‫برای اخاذی نگهش می‌دارن،

171
00:08:16,537 --> 00:08:18,039
‫تا یه پولی برای فرار از شهر جور کنن.

172
00:08:18,122 --> 00:08:19,624
‫و خانواده‌ی قربانی رو تهدید می‌کنن

173
00:08:19,624 --> 00:08:20,625
‫که پلیس رو در جریان نذارن.

174
00:08:20,625 --> 00:08:22,043
‫برای همینه که گزارش نشده.

175
00:08:22,043 --> 00:08:23,753
‫باشه، ولی چرا بالزان رو
‫توی خونه‌ی امن ول کردن

176
00:08:23,878 --> 00:08:25,379
‫و گروگان رو بردن؟

177
00:08:25,463 --> 00:08:27,298
‫دارن آماده میشن که
‫قربانی رو با پول معامله کنن.

178
00:08:27,381 --> 00:08:29,300
‫خب، تا وقتی که تیم صحنه‌ی جرم

179
00:08:29,383 --> 00:08:32,512
‫خونه رو بررسی نکنه چیزی نمی‌فهمیم،
‫پس بیا روی بالزان تمرکز کنیم.

180
00:08:32,637 --> 00:08:35,890
‫عالی بود. یه کف مرتب.

181
00:08:36,015 --> 00:08:37,475
‫منم می‌خوام بازی کنم.

182
00:08:37,475 --> 00:08:38,851
‫- ببخشید.
‫- ببخشید.

183
00:08:38,893 --> 00:08:40,353
‫کارمونه دیگه.

184
00:08:40,353 --> 00:08:42,271
‫خواهش می‌کنم. یه ایمیل
‫با مشخصات تمام همدست‌های سابق بالزان

185
00:08:42,355 --> 00:08:43,731
‫برات فرستادم، ریگان.

186
00:08:43,731 --> 00:08:45,691
‫و هیچوقت عذرخواهی نکنین،

187
00:08:45,691 --> 00:08:47,902
‫شما دوتا با هم فوق‌العاده‌این.

188
00:08:49,737 --> 00:08:51,239
‫آره، هستیم.

189
00:08:57,954 --> 00:09:00,331
‫همه فکر می‌کنن من دیوونه‌ام.

190
00:09:00,456 --> 00:09:02,959
‫سعی کردی باباتو بکشی.

191
00:09:03,042 --> 00:09:06,254
‫پرستار پذیرش گفت مشتری ثابت اینجایی.
‫یعنی بخش روانی.

192
00:09:06,254 --> 00:09:07,797
‫همه‌ش پاپوشه.

193
00:09:07,922 --> 00:09:09,757
‫اگه من دیوونه باشم،
‫اونم کارای بدی می‌کنه.

194
00:09:09,882 --> 00:09:12,009
‫چی؟
‫چه... چه کارایی؟

195
00:09:12,093 --> 00:09:15,012
‫بابام. تری. کتم می‌زنه.

196
00:09:15,096 --> 00:09:18,724
‫توی اتاق زیر شیروونی.

197
00:09:18,849 --> 00:09:20,393
‫ولی... ولی خیلی زرنگه.

198
00:09:20,518 --> 00:09:23,604
‫یه جوری می‌زنه که...
‫که مامانم و پلیس‌ها نبینن.

199
00:09:26,107 --> 00:09:27,525
‫فردا تولد کیتیه.

200
00:09:27,525 --> 00:09:30,069
‫کیتی؟ خواهرته؟

201
00:09:30,945 --> 00:09:32,405
‫بابات کیتی رو هم کتک می‌زنه؟

202
00:09:32,446 --> 00:09:36,033
‫نه. احمق نیست.
‫ولی... ولی به وقتش می‌زنه.

203
00:09:36,117 --> 00:09:39,453
‫خب، مامانت در مورد کل این ماجرای...

204
00:09:39,579 --> 00:09:41,080
‫کتک زدن می‌دونه؟

205
00:09:41,664 --> 00:09:43,457
‫اونو با ذهنش کنترل می‌کنه.

206
00:09:44,417 --> 00:09:46,752
‫خیلی باهوش نیستی، نه؟

207
00:09:50,506 --> 00:09:54,093
‫الان میان بهم دارو تزریق کنن
‫که دوباره ساکتم کنن.

208
00:09:54,218 --> 00:09:55,261
‫اونا فقط می‌خوان بهت کمک کنن.

209
00:09:55,261 --> 00:09:57,179
‫برای من دیگه دیره.

210
00:09:59,098 --> 00:10:00,266
‫به کیتی کمک کنین.

211
00:10:00,266 --> 00:10:02,226
‫باشه، الان برمی‌گردم.

212
00:10:02,310 --> 00:10:03,811
‫باشه؟

213
00:10:06,272 --> 00:10:07,398
‫هی!

214
00:10:07,398 --> 00:10:09,066
‫- پاهاشو بگیر.
‫- ولم کنین. ولم کنین!

215
00:10:09,150 --> 00:10:10,276
‫ولم کنین! ولم کنین!

216
00:10:10,276 --> 00:10:11,777
‫- آروم باش. آروم باش.
‫- ولم کنین!

217
00:10:15,781 --> 00:10:17,491
‫ولم کنین. ولم کنین.

218
00:10:20,077 --> 00:10:22,079
‫دارین اذیتم می‌کنین!

219
00:10:22,163 --> 00:10:23,664
‫ولم کنین!

220
00:10:25,583 --> 00:10:27,418
‫موفقیتی توی شناسایی
‫دار و دسته‌ی بالزان بود؟

221
00:10:27,501 --> 00:10:30,087
‫یه آلبوم عکس
‫از کسایی که همراهش بازداشت کردیم

222
00:10:30,171 --> 00:10:32,673
‫برای دایره‌ی جنایی بروکلین فرستادیم،
‫هنوز خبری نشده.

223
00:10:32,798 --> 00:10:34,425
‫ولی، هی...

224
00:10:34,550 --> 00:10:36,052
‫شنیدم یه مدتی پیش ما می‌مونی.

225
00:10:36,093 --> 00:10:37,887
‫آره، دنی چندتا تلفن زد.

226
00:10:38,012 --> 00:10:39,472
‫رئیس دایره‌ی جنایی با موندنم موافقت کرد

227
00:10:39,555 --> 00:10:42,141
‫تا وقتی که بتونیم
‫این ماجرای آدم‌ربایی رو حل کنیم.

228
00:10:42,224 --> 00:10:45,561
‫- و این چیز خوبیه، درسته؟
‫- آره.

229
00:10:45,645 --> 00:10:47,855
‫متأسفم.

230
00:10:47,938 --> 00:10:49,607
‫فقط کلی مشکل توی خونه دارم.

231
00:10:49,690 --> 00:10:52,652
‫می‌فهمم. رابطه‌ی راه دور
‫نمی‌تونه آسون باشه.

232
00:10:52,777 --> 00:10:54,320
‫خب، تازه خیلی سخت‌تر هم شده.

233
00:10:55,279 --> 00:10:57,615
‫مامانم اومده با من زندگی کنه.

234
00:10:57,698 --> 00:10:59,450
‫اوضاعش... اوضاعش خوب نیست.

235
00:10:59,533 --> 00:11:02,995
‫اون، دخترم الینا، این شغل.

236
00:11:03,120 --> 00:11:06,165
‫نمی‌دونم من و دنی چطوری می‌تونیم
‫این وضع رو ادامه بدیم.

237
00:11:06,290 --> 00:11:08,042
‫ما... همین الانش هم
‫به زور همدیگه رو می‌بینیم.

238
00:11:08,167 --> 00:11:10,336
‫خب، در این مورد باهاش حرف زدی؟

239
00:11:11,170 --> 00:11:12,463
‫نمی‌دونم چی بگم.

240
00:11:12,463 --> 00:11:14,548
‫من از اینکه چقدر

241
00:11:14,674 --> 00:11:18,177
‫درک احساسی بالایی داره غافلگیر شدم.

242
00:11:18,302 --> 00:11:20,179
‫بوستون عوضش کرده.

243
00:11:20,262 --> 00:11:23,307
‫می‌دونم که دوستت داره،
‫و الینا رو هم دوست داره.

244
00:11:23,391 --> 00:11:26,185
‫پس، اگه اجازه بدی، حس می‌کنم

245
00:11:26,310 --> 00:11:29,188
‫اگه حرفی هست که باید بزنی، می‌تونی بزنی.

246
00:11:30,064 --> 00:11:31,607
‫و اون به حرفت گوش میده.

247
00:11:40,741 --> 00:11:44,078
‫کاری که ویلیام ونتری
‫با اون زن‌های جوون توی آلاباما

248
00:11:44,161 --> 00:11:47,248
‫و با جنی پرستون اینجا توی بوستون کرد
‫غیرقابل وصفه.

249
00:11:47,373 --> 00:11:50,000
‫ماساچوست ایالتی نیست که
‫حکم اعدام داشته باشه.

250
00:11:50,126 --> 00:11:51,961
‫و منم طرفدار مجازات اعدام نیستم.

251
00:11:52,044 --> 00:11:56,340
‫ولی کشتار و تعرض به این دخترای جوون

252
00:11:56,424 --> 00:11:59,009
‫شرایط رو استثنایی می‌کنه.

253
00:11:59,093 --> 00:12:02,972
‫پس، از دادستان سیلور می‌خوام که
‫این قاتل سریالی بی‌رحم رو

254
00:12:03,055 --> 00:12:05,516
‫برگردونه به آلاباما تا با مجازاتش

255
00:12:05,516 --> 00:12:07,643
‫به هر شکلی که هست روبرو بشه.

256
00:12:11,188 --> 00:12:13,190
‫بعد از صحبت با فرماندار پرایس،

257
00:12:13,315 --> 00:12:15,568
‫فرماندار موریسون از آلاباما،

258
00:12:15,609 --> 00:12:17,862
‫و خانواده‌ی جنی پرستون،

259
00:12:17,945 --> 00:12:22,491
‫من با درخواست استرداد
‫از طرف آلاباما موافقت نمی‌کنم.

260
00:12:23,242 --> 00:12:25,202
‫دلم واقعاً برای اون خانواده‌ها می‌سوزه،

261
00:12:25,202 --> 00:12:27,663
‫ولی من به مردم این شهر خدمت می‌کنم.

262
00:12:27,747 --> 00:12:29,915
‫جنی پرستون یکی از اونا بود.

263
00:12:29,999 --> 00:12:31,751
‫و بعد از صحبت با خواهرش، سلینا،

264
00:12:31,834 --> 00:12:35,421
‫فهمیدم که جنی آدم خیلی بخشنده‌ای بود.

265
00:12:35,504 --> 00:12:38,466
‫اون آرزوی مرگ آقای ونتری رو نداشت.

266
00:12:38,549 --> 00:12:41,218
‫- من قصد دارم به خواسته‌ش احترام بذارم.
‫- خانم دادستان سیلور،

267
00:12:41,302 --> 00:12:43,012
‫شما با خانواده‌های قربانی‌های آلاباما
‫صحبت کردین؟

268
00:12:43,137 --> 00:12:46,098
‫در طول کمپینتون برای دادستانی،

269
00:12:46,182 --> 00:12:48,893
‫شما از موضع‌گیری در مورد مجازات اعدام
‫خودداری کردین.

270
00:12:48,976 --> 00:12:51,812
‫- چون اینجا همچین مسئله‌ای نداریم.
‫- ولی انگار یهویی مسئله شد.

271
00:12:51,896 --> 00:12:54,565
‫من اینطوری فکر نمی‌کنم. سوالی هست؟

272
00:12:54,690 --> 00:12:57,234
‫من از قضا می‌دونم
‫قبل از اینکه برای این سمت نامزد بشین،

273
00:12:57,318 --> 00:12:58,861
‫از مجازات اعدام حمایت می‌کردین،

274
00:12:58,986 --> 00:13:02,239
‫ولی اعلام کردنش به طور علنی
‫باعث می‌شد بهتون رأی ندن.

275
00:13:02,364 --> 00:13:04,366
‫از قضا می‌دونین؟

276
00:13:05,451 --> 00:13:07,328
‫آخرین فرصت. سوالی دارین؟

277
00:13:07,411 --> 00:13:10,915
‫آره، این... مخالفت شما با استرداد ونتری

278
00:13:10,998 --> 00:13:12,500
‫برای احترام به خواسته‌ی جنیه،

279
00:13:12,500 --> 00:13:14,585
‫یا فقط یه بهونه‌ی خوبه برای

280
00:13:14,585 --> 00:13:16,504
‫جلب رضایت طرفدارهای لیبرالتون؟

281
00:13:16,629 --> 00:13:19,757
‫هر کاری که من به عنوان دادستان انجام میدم
‫در راستای اجرای عدالته.

282
00:13:22,718 --> 00:13:24,220
‫سوال بعدی.

283
00:13:31,602 --> 00:13:34,063
‫معرکه‌ست. جونا و شون خیلی خفن بودن.

284
00:13:34,063 --> 00:13:37,233
‫- اگه اونا نبودن باباهه مُرده بود.
‫- آره، حتماً.

285
00:13:37,316 --> 00:13:39,109
‫نوشته بابای دختره
‫عضو هیئت مدیره‌ی بنیاد پلیسه.

286
00:13:39,193 --> 00:13:41,612
‫- می‌شناسیش؟
‫- یه بار دیدمش،

287
00:13:41,737 --> 00:13:43,572
‫توی یه مراسم خیریه.
‫آدم خوبی بود.

288
00:13:43,656 --> 00:13:46,325
‫اگه دخترش، مثلاً یه جامعه‌ستیز باشه؟

289
00:13:46,408 --> 00:13:47,660
‫ممکنه.

290
00:13:47,660 --> 00:13:50,454
‫یه دوستی توی مدرسه
‫یه پادکست جنایی واقعی بهم معرفی کرد،

291
00:13:50,538 --> 00:13:52,873
‫و یه مادر مجرد فهمیده بود
‫دخترش جامعه‌ستیزه

292
00:13:52,957 --> 00:13:54,291
‫وقتی که هشت سالش بود،

293
00:13:54,291 --> 00:13:55,876
‫چون برای تولدش یه بچه گربه گرفته بود،

294
00:13:55,960 --> 00:13:58,212
‫و دختره همون شب خفه‌ش کرد
‫چون چنگش زده بود.

295
00:13:58,295 --> 00:13:59,505
‫دیوونگیه.

296
00:13:59,505 --> 00:14:01,173
‫خب، دنیا می‌تونه جای دیوونه‌کننده‌ای باشه.

297
00:14:01,298 --> 00:14:04,009
‫قبل از اینکه برای این سمت نامزد بشین،
‫از مجازات اعدام حمایت می‌کردین،

298
00:14:04,134 --> 00:14:07,429
‫ولی اعلام کردنش به طور علنی
‫باعث می‌شد بهتون رأی ندن.

299
00:14:07,555 --> 00:14:09,348
‫از قضا می‌دونین؟

300
00:14:16,063 --> 00:14:19,483
‫کنفرانس خبری رو دیدم. چی شد؟

301
00:14:19,608 --> 00:14:21,986
‫باشه. من... می‌دونم تو همیشه با این چیزا

302
00:14:22,069 --> 00:14:24,655
‫سر و کار داری،
‫ولی کاری که ونتری با اون بچه‌ها کرد...

303
00:14:24,738 --> 00:14:26,574
‫غیرقابل تصوره.

304
00:14:26,699 --> 00:14:28,826
‫- همون قاتل سریالی آلاباما؟
‫- آره.

305
00:14:28,909 --> 00:14:32,371
‫اون حیوون.
‫چطوری هر روز این کارو می‌کنی؟

306
00:14:32,454 --> 00:14:34,081
‫خب، توی کنفرانس خبری چی شد؟

307
00:14:34,206 --> 00:14:36,625
‫به مامانم تهمت زد
‫که جاه‌طلبی‌های سیاسیش رو

308
00:14:36,709 --> 00:14:39,628
‫به عدالت برای خانواده‌ها ترجیح داده.

309
00:14:39,753 --> 00:14:41,255
‫جلوی همه؟

310
00:14:42,256 --> 00:14:44,633
‫- باید عذرخواهی کنی.
‫- آره، باید عذرخواهی کنی.

311
00:14:49,722 --> 00:14:52,266
‫واحد صحنه‌ی جرم
‫از خونه‌ی امن اثرانگشت‌هایی پیدا کرده

312
00:14:52,391 --> 00:14:55,394
‫که با این دوتا برادر،
‫گرت و کریستین بلامی، مطابقت داره.

313
00:14:55,519 --> 00:14:58,230
‫سابقه‌ی بلندبالایی دارن،
‫ماشین‌دزدی، مواد.

314
00:14:58,355 --> 00:15:00,357
‫ولی هیچوقت قبلاً با بالزان دستگیر نشدن.

315
00:15:00,441 --> 00:15:02,985
‫پس هنوز هیچ ارتباطی
‫بین برادرهای بلامی و بالزان نیست؟

316
00:15:03,068 --> 00:15:04,403
‫شاید تازگی به دار و دسته‌شون اضافه شده.

317
00:15:04,403 --> 00:15:05,779
‫- شاید.
‫- برادرهای بلامی

318
00:15:05,779 --> 00:15:07,615
‫پارسال توی یه یورش فدرال
‫به یه اوراق‌فروشی غیرقانونی ماشین،

319
00:15:07,740 --> 00:15:09,241
‫توی ریویر دستگیر شدن.

320
00:15:09,241 --> 00:15:11,118
‫عکس‌هاشون رو
‫برای دایره‌ی جنایی بروکلین فرستادم.

321
00:15:11,201 --> 00:15:13,037
‫امیدوارم بتونیم حضورشون رو

322
00:15:13,162 --> 00:15:14,955
‫توی صحنه‌ی قتل پرونده‌ی بالزان ثابت کنیم.

323
00:15:15,080 --> 00:15:18,626
‫- خب، حالا می‌دونیم کی هستن.
‫- فقط باید بفهمیم کجان.

324
00:15:20,377 --> 00:15:22,421
‫خب، ما مصاحبه رو
‫به ساعت ۱ بعدازظهر پنجشنبه منتقل کردیم

325
00:15:22,504 --> 00:15:24,423
‫تا بعد از ظهرت خالی باشه،
‫اگه مشکلی نیست.

326
00:15:24,548 --> 00:15:27,134
‫- خوبه. ممنون، لورا.
‫- خواهش می‌کنم.

327
00:15:29,178 --> 00:15:30,679
‫مِی.

328
00:15:32,139 --> 00:15:33,641
‫مِی.

329
00:15:38,687 --> 00:15:40,356
‫امروز پاتو از گلیمت درازتر کردی، سث.

330
00:15:40,439 --> 00:15:41,482
‫می‌دونم.

331
00:15:41,482 --> 00:15:45,152
‫و اگه می‌تونستم برگردم و همه چی رو
‫جور دیگه‌ای انجام بدم، می‌دادم.

332
00:15:45,235 --> 00:15:47,696
‫من... متأسفم که اونجوری بهت پریدم.

333
00:15:48,697 --> 00:15:49,865
‫خب، تو اولین خبرنگاری نیستی

334
00:15:49,907 --> 00:15:51,241
‫که برای گرفتن یه تیتر خوب از حرفام
‫دنبالم افتاده.

335
00:15:51,241 --> 00:15:52,910
‫این ربطی به تیتر خوب نداشت.

336
00:15:52,993 --> 00:15:54,870
‫بعد از دیدن کاری که

337
00:15:54,870 --> 00:15:58,499
‫ونتری با اون دخترها کرده بود
‫خیلی عصبانی بودم.

338
00:15:58,582 --> 00:16:00,084
‫فیبی همسن اوناست.

339
00:16:00,209 --> 00:16:03,754
‫فکر کنم انقدر به دروغ شنیدن
‫از سیاست‌مدارها عادت کردم

340
00:16:03,837 --> 00:16:06,674
‫که تو رو هم مثل اونا دیدم،
‫ولی تو اینجوری نیستی.

341
00:16:06,799 --> 00:16:09,134
‫و لیاقتت بیشتر از اینه.

342
00:16:09,218 --> 00:16:10,719
‫عذرخواهیت پذیرفته‌ست.

343
00:16:11,637 --> 00:16:15,265
‫ولی من بیشتر نگران تأثیری هستم که شغل تو

344
00:16:15,307 --> 00:16:18,310
‫توی حوزه‌ی جرائم ممکنه روی شغل سارا،

345
00:16:18,435 --> 00:16:20,896
‫- شغل لینا، یا جونا داشته باشه.
‫- مِی، من...

346
00:16:20,980 --> 00:16:24,274
‫اجازه بده حرفم تموم شه.
‫چه حرف‌هایی که توی شام شبات زده میشه

347
00:16:24,358 --> 00:16:27,403
‫یا وقتی بیرون
‫با یه لیوان نوشیدنی نشستیم،

348
00:16:27,403 --> 00:16:30,072
‫بحث‌های خانوادگی ما،

349
00:16:30,197 --> 00:16:31,699
‫مقدس و خصوصیه،

350
00:16:31,699 --> 00:16:33,534
‫و هیچوقت،
‫هیچوقت نباید بخشی از گزارشت باشه.

351
00:16:33,617 --> 00:16:36,537
‫هیچوقت نمیشه.
‫بهت قول میدم.

352
00:16:36,662 --> 00:16:38,080
‫این قولیه که بتونی بهش عمل کنی

353
00:16:38,080 --> 00:16:41,125
‫و صداقت خبرنگاریت رو هم حفظ کنی؟

354
00:16:42,751 --> 00:16:45,087
‫باید خیلی در موردش فکر کنی.

355
00:16:45,963 --> 00:16:47,965
‫وقتی اولین بار منو دیدی،

356
00:16:47,965 --> 00:16:50,342
‫آره، از مجازات اعدام حمایت می‌کردم.

357
00:16:51,593 --> 00:16:54,138
‫و قتل بن بهم یه دیدگاه متفاوت داد.

358
00:16:54,221 --> 00:16:55,764
‫این نباید موضعت رو محکم‌تر کنه؟

359
00:16:55,889 --> 00:16:59,476
‫کرد. خشمی رو حس کردم که
‫نمی‌دونستم توی وجودم هست.

360
00:17:01,603 --> 00:17:04,231
‫می‌خواستم مردی که بن رو کشت، بکشم.

361
00:17:04,982 --> 00:17:07,735
‫بعد اون خشم تبدیل به غم شد،

362
00:17:07,818 --> 00:17:10,237
‫و یهو، خودمو جای...

363
00:17:11,280 --> 00:17:12,781
‫خانواده‌های قربانی‌هایی گذاشتم

364
00:17:12,781 --> 00:17:14,324
‫که سال‌ها وکالتشون رو کرده بودم.

365
00:17:14,450 --> 00:17:17,828
‫پس باید از خودم می‌پرسیدم،
‫اگه فرصتش پیش بیاد،

366
00:17:17,953 --> 00:17:22,124
‫می‌تونستم قاتل هر کدوم از
‫اون قربانی‌ها رو اعدام کنم؟

367
00:17:24,585 --> 00:17:26,086
‫می‌تونستم جون یه نفر رو بگیرم...

368
00:17:26,962 --> 00:17:29,590
‫اگه هیچ ارتباط عاطفی

369
00:17:29,673 --> 00:17:32,259
‫- با قربانی نداشتم؟
‫- و نمی‌تونستی؟

370
00:17:33,135 --> 00:17:35,512
‫فقط قاتل کسی که دوستش دارم.

371
00:17:37,848 --> 00:17:39,349
‫این انتقامه.

372
00:17:40,267 --> 00:17:41,894
‫عدالت نیست.

373
00:17:42,019 --> 00:17:45,147
‫برخلاف سوگندیه که
‫به عنوان دادستان خوردم.

374
00:17:45,230 --> 00:17:47,483
‫خب، الان دیگه حالم بدتر شد.

375
00:17:47,566 --> 00:17:49,777
‫امروز صبح سر صبحونه می‌خواستی

376
00:17:49,777 --> 00:17:52,029
‫در مورد یه چیزی باهام صحبت کنی؟

377
00:17:52,071 --> 00:17:55,199
‫آره. آره...

378
00:17:55,282 --> 00:17:56,784
‫توی اتاق کنفرانس منتظرتونن.

379
00:17:56,784 --> 00:17:58,202
‫اظهارات هسکل.

380
00:17:58,202 --> 00:18:00,537
‫بهشون بگو الان میام.

381
00:18:00,621 --> 00:18:02,831
‫ببخشید، باید بعداً در موردش صحبت کنیم.
‫امشب می‌بینمت.

382
00:18:09,546 --> 00:18:11,715
‫- همه چی مرتبه؟
‫- آره.

383
00:18:11,840 --> 00:18:14,593
‫دایره‌ی جنایی بروکلین
‫با اون عکس‌ها، حضور برادرای بلامی رو

384
00:18:14,676 --> 00:18:16,678
‫- توی صحنه‌ی قتل پرونده‌م ثابت کرد.
‫- خوبه.

385
00:18:16,762 --> 00:18:18,847
‫چون به بابام قول دادم نذارم دست خالی

386
00:18:18,972 --> 00:18:20,766
‫برگردی نیویورک.

387
00:18:20,849 --> 00:18:22,601
‫حالا...

388
00:18:23,435 --> 00:18:24,937
‫باید بهم بگی چی اذیتت می‌کنه.

389
00:18:26,105 --> 00:18:29,066
‫بیخیال، ماریا، منم.
‫می‌دونی که می‌تونی هر چیزی رو بهم بگی.

390
00:18:29,149 --> 00:18:30,651
‫هی.

391
00:18:30,734 --> 00:18:32,152
‫ببخشید مزاحم میشم.

392
00:18:32,152 --> 00:18:33,612
‫شاید مجبور بشیم اون قهوه‌ها رو
‫توی راه بخوریم.

393
00:18:33,612 --> 00:18:35,364
‫فکر کنم یه سرنخ از گروگانمون پیدا کردم.

394
00:18:35,489 --> 00:18:36,907
‫- کی هست؟
‫- میگل سارینیرو.

395
00:18:36,907 --> 00:18:39,201
‫معلم کلاس اول توی مدارس دولتی بوستونه.

396
00:18:39,284 --> 00:18:41,954
‫خیلی شبیه کسی نیست که
‫بخوان برای باج گرفتن بدزدنش.

397
00:18:42,079 --> 00:18:44,289
‫نیست، ولی گزارش‌های حوادث ساوث اند

398
00:18:44,414 --> 00:18:46,083
‫توی ۴۸ ساعت گذشته رو بررسی کردم.

399
00:18:46,166 --> 00:18:49,336
‫دیروز صبح، ماشین سارینیرو
‫توسط گشت توقیف شده

400
00:18:49,461 --> 00:18:50,712
‫چون بیرون یه کلوب توی میشن هیل،

401
00:18:50,712 --> 00:18:52,214
‫به صورت غیرقانونی پارک شده بوده.

402
00:18:52,297 --> 00:18:53,799
‫نه چندان دور از خونه‌ی امن.

403
00:18:53,882 --> 00:18:55,384
‫سوئیچ توی استارت بوده،

404
00:18:55,384 --> 00:18:57,427
‫گوشیش روی صندلی جلو افتاده بوده.

405
00:18:57,511 --> 00:19:00,013
‫گشت امروز صبح ارجاعش داده به کارآگاه‌ها،

406
00:19:00,139 --> 00:19:01,640
‫و من بهشون گفتم که
‫خودمون بهش رسیدگی می‌کنیم.

407
00:19:01,723 --> 00:19:03,851
‫شاید زیادی خورده بودع
‫و یه دوستی رسوندش خونه،

408
00:19:03,976 --> 00:19:05,310
‫و اونم خوابیده تا از سرش بپره.

409
00:19:05,310 --> 00:19:07,855
‫برای دو روز؟
‫بدون گوشیش؟

410
00:19:07,938 --> 00:19:10,524
‫- تازه با مشخصات قربانیمون هم همخوانی داره.
‫- درسته.

411
00:19:10,649 --> 00:19:12,401
‫همیشه این‌قدر بهت شکاکه؟

412
00:19:12,526 --> 00:19:14,736
‫خب، هنوز داره یاد می‌گیره که
‫معمولاً حق با منه.

413
00:19:14,820 --> 00:19:16,363
‫خب، باید به این قضیه عادت کنه.

414
00:19:16,446 --> 00:19:17,948
‫می‌دونین، صدای جفتتون رو می‌شنوم!

415
00:19:18,031 --> 00:19:20,993
‫سارینیرو با پدرش
‫توی رازلیندیل زندگی می‌کنه.

416
00:19:21,118 --> 00:19:23,912
‫به نظر جای خوبی برای شروعه.

417
00:19:25,330 --> 00:19:27,166
‫نه، لینا داره روش کار می‌کنه.

418
00:19:27,249 --> 00:19:30,252
‫باشه، من برم.
‫شون و جونا همین الان اومدن تو.

419
00:19:30,335 --> 00:19:32,045
‫باشه، مامان.

420
00:19:32,129 --> 00:19:35,174
‫کیک پدربزرگ،
‫سث حواسش به همه‌چی هست.

421
00:19:35,299 --> 00:19:37,676
‫منم دوستت دارم.
‫چه خبر؟

422
00:19:37,801 --> 00:19:39,344
‫نیدین لارسون.

423
00:19:39,428 --> 00:19:42,472
‫پرونده‌ی خانوادگی بیمار روانی.
‫داشتم در موردش می‌خوندم.

424
00:19:42,598 --> 00:19:43,807
‫کارتون عالی بود.

425
00:19:43,807 --> 00:19:45,726
‫من و شون هم داشتیم در موردش حرف می‌زدیم.

426
00:19:45,809 --> 00:19:47,436
‫اگه نیدین دیوونه نباشه چی؟

427
00:19:49,062 --> 00:19:53,233
‫دو بار دستگیری
‫به خاطر حمله با سلاح مرگبار به پدرش.

428
00:19:53,358 --> 00:19:55,777
‫سه بار به خاطر داشتن مواد مخدر.

429
00:19:55,861 --> 00:19:57,404
‫خرابکاری، فرار از مدرسه.

430
00:19:57,487 --> 00:20:00,407
‫گزارش دروغین حادثه،
‫و تازه ۱۵ سالش شده.

431
00:20:00,490 --> 00:20:02,201
‫- می‌دونیم چطور به نظر میاد.
‫- بماند که

432
00:20:02,284 --> 00:20:05,287
‫سعی کرد خودشو از پنجره‌ی
‫طبقه‌ی سوم یه بیمارستان بندازه پایین.

433
00:20:05,412 --> 00:20:08,790
‫- اگه فقط امیدش رو از دست داده باشه چی؟
‫- متأسفم، من که باورش نمی‌کنم.

434
00:20:08,874 --> 00:20:10,792
‫این حرفا از کجا میاد، بچه‌ها؟

435
00:20:12,711 --> 00:20:14,671
‫دوستم آنا رو یادته؟

436
00:20:14,713 --> 00:20:18,300
‫توی راهنمایی،
‫بهم گفت باباش کتکش می‌زنه.

437
00:20:19,176 --> 00:20:22,512
‫گفتم باید گزارش بدیم،
‫ولی داستانش رو عوض کرد.

438
00:20:22,596 --> 00:20:25,307
‫گفت که از دستش عصبانی بوده
‫و همه‌شو از خودش درآورده.

439
00:20:25,390 --> 00:20:27,935
‫خیلی حرفش رو باور نکردم،

440
00:20:27,935 --> 00:20:29,770
‫ولی بی‌خیالش شدم.

441
00:20:29,895 --> 00:20:31,897
‫یه سال بعد، باباش دستگیر شد.

442
00:20:31,980 --> 00:20:34,983
‫به خاطر اینکه من دهنمو باز نکردم،
‫اون دختر مجبور شد

443
00:20:35,067 --> 00:20:36,777
‫یه سال بیشتر اون کتک‌ها رو تحمل کنه.

444
00:20:37,569 --> 00:20:39,071
‫تو فقط یه بچه بودی، جونا.

445
00:20:39,071 --> 00:20:42,199
‫می‌دونم، سارا، ولی وقتی
‫به چشمای نیدین نگاه می‌کنم،

446
00:20:42,199 --> 00:20:43,951
‫همون نگاهی رو می‌بینم
‫که توی چشم‌های آنا دیدم.

447
00:20:44,034 --> 00:20:46,703
‫در مورد تروی لارسون پرس‌وجو کردم.

448
00:20:46,787 --> 00:20:49,998
‫از دو تا کارآگاه باسابقه خواستم
‫ادعای قبلی نیدین رو بررسی کنن.

449
00:20:50,123 --> 00:20:52,793
‫اونا زندگی تروی رو زیر و رو کردن
‫و هیچی پیدا نکردن.

450
00:20:52,876 --> 00:20:54,336
‫واقعاً چقدر گشتن؟

451
00:20:54,336 --> 00:20:57,547
‫اگه کارهای خیریه‌ش،
‫موقعیتش توی هیئت مدیره

452
00:20:57,673 --> 00:20:59,508
‫بنیاد پلیس، تمام وجهه‌ش

453
00:20:59,591 --> 00:21:01,843
‫فقط یه سپر برای محافظت از خودش
‫در برابر ادعاهای دخترش باشه چی؟

454
00:21:01,927 --> 00:21:04,096
‫تو مدام بهم میگی به اون صدای کوچیک

455
00:21:04,221 --> 00:21:07,266
‫توی سرم اعتماد کنم،
‫و الان اون صدا داره سرم فریاد می‌کشه.

456
00:21:07,349 --> 00:21:09,768
‫باشه.

457
00:21:09,851 --> 00:21:11,728
‫قولی نمیدم،
‫ولی بیشتر ته و توش رو درمیارم.

458
00:21:11,853 --> 00:21:13,355
‫ممنون.

459
00:21:14,106 --> 00:21:15,649
‫حالا از اینجا برین.

460
00:21:15,774 --> 00:21:19,236
‫امشب هم دیر نکنین.
‫شمع‌ها رو هم یادتون نره.

461
00:21:19,278 --> 00:21:23,031
‫با وجود یادآوری‌های تو و مامان و لینا،
‫مگه میشه یادم بره؟

462
00:21:23,115 --> 00:21:26,368
‫حتماً میام، با شمع‌ها.

463
00:21:29,204 --> 00:21:32,291
‫پلیس بوستون. در رو باز کنین.
‫باید باهاتون صحبت کنیم.

464
00:21:33,083 --> 00:21:35,210
‫یکی داره اون تو تکون می‌خوره.

465
00:21:36,545 --> 00:21:38,880
‫پلیس بوستون! در رو باز کن.

466
00:21:40,257 --> 00:21:42,551
‫در رو باز کن وگرنه خودمون میایم تو.

467
00:21:45,887 --> 00:21:47,222
‫چی می‌خواین؟

468
00:21:47,264 --> 00:21:48,765
‫باید با میگل صحبت کنیم.
‫می‌دونین کجاست؟

469
00:21:48,849 --> 00:21:50,392
‫هی.

470
00:21:51,518 --> 00:21:52,477
‫رفته سفر، باشه؟

471
00:21:52,477 --> 00:21:54,146
‫آره، محل اقامتش رو دیدیم.

472
00:21:54,271 --> 00:21:55,731
‫اصلاً بهش خوش نمی‌گذره.

473
00:21:55,772 --> 00:21:58,525
‫- برو کنار.
‫- لطفاً. کسی خونه نیست.

474
00:22:00,360 --> 00:22:02,321
‫یالا.

475
00:22:02,404 --> 00:22:04,406
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست؟

476
00:22:05,615 --> 00:22:09,202
‫همین‌جا وایسا. تکون نخور.

477
00:22:11,788 --> 00:22:12,956
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست.

478
00:22:12,956 --> 00:22:16,043
‫- ساکت شو.
‫- باید برین. لطفاً.

479
00:22:17,210 --> 00:22:19,004
‫این‌ور کسی نیست.

480
00:22:19,087 --> 00:22:21,214
‫این پشت هم کسی نیست.

481
00:22:22,799 --> 00:22:24,509
‫داشتی می‌بردی تحویلش بدی؟

482
00:22:27,220 --> 00:22:28,805
‫یا اونا میان بگیرنش؟

483
00:22:28,889 --> 00:22:31,099
‫اگه همین الان نرین...

484
00:22:32,017 --> 00:22:34,102
‫پسرمو می‌کشن.

485
00:22:35,520 --> 00:22:37,022
‫خواهش می‌کنم.

486
00:22:44,738 --> 00:22:47,115
‫دقیقاً هر کاری میگن بکن،
‫تا من آسیب نبینم.

487
00:22:48,283 --> 00:22:50,160
‫اگه به پلیس زنگ بزنی،

488
00:22:50,160 --> 00:22:52,454
‫دیگه هیچ‌وقت منو نمی‌بینی.

489
00:22:54,331 --> 00:22:57,334
‫برای دستورالعمل‌های بعدی
‫باهات تماس می‌گیرن.

490
00:22:57,459 --> 00:23:00,962
‫۲۰۰ هزار دلار. نه یه پنی کمتر.

491
00:23:02,130 --> 00:23:03,673
‫بابا، من...

492
00:23:05,884 --> 00:23:07,969
‫این... چند ساعت پیش به دستم رسید.

493
00:23:08,095 --> 00:23:09,638
‫از اون موقع دیگه خبری نشده.

494
00:23:09,763 --> 00:23:12,140
‫توی پس‌زمینه‌ی این ویدئو
‫کلی سر و صدا هست،

495
00:23:12,224 --> 00:23:13,600
‫شبیه صدای ساخت‌وساز
‫یا همچین چیزی.

496
00:23:13,600 --> 00:23:15,102
‫شاید جایی نگهش داشتن

497
00:23:15,102 --> 00:23:16,520
‫که دارن کار می‌کنن.

498
00:23:16,520 --> 00:23:19,314
‫- تخریبی چیزی.
‫- و این تماس‌ها روی گوشیت...

499
00:23:19,314 --> 00:23:21,316
‫احتمالاً دارن از یه گوشی یه بار مصرف
‫استفاده می‌کنن،

500
00:23:21,316 --> 00:23:23,318
‫بعد از یکی دو تا تماس هم میندازنش دور.

501
00:23:23,402 --> 00:23:25,112
‫می‌دونی از کجا می‌دونستن پول نقد داری؟

502
00:23:25,195 --> 00:23:26,655
‫و این مقدار پول نقد رو از کجا آوردی؟

503
00:23:26,655 --> 00:23:28,448
‫من... ۳۵ سال راننده‌ی تاکسی بودم،

504
00:23:28,490 --> 00:23:31,118
‫و تازگی بازنشست شدم،
‫برای همین مجوزم رو فروختم.

505
00:23:31,201 --> 00:23:33,995
‫توی محله شایعه شد میلیونر شدم.

506
00:23:33,995 --> 00:23:35,497
‫می‌دونین، شاید ده سال پیش می‌شدم.

507
00:23:35,539 --> 00:23:38,959
‫ولی با وجود اوبر و لیفت،
‫شانس آوردم تونستم ۲۰۰ هزار تا بگیرم.

508
00:23:39,000 --> 00:23:40,502
‫آره، شانس آوردی.

509
00:23:40,669 --> 00:23:43,505
‫ارین همین الان حکم بازداشت برادرها
‫توی نیویورک رو تأیید کرد.

510
00:23:43,588 --> 00:23:44,965
‫عالیه.

511
00:23:44,965 --> 00:23:46,842
‫بگو این دو نفر رو می‌شناسی یا نه.

512
00:23:46,925 --> 00:23:48,718
‫برادرهای بلامی.

513
00:23:49,928 --> 00:23:52,389
‫گانگسترهای ایرلندی.
‫آشغال‌های محله.

514
00:23:52,514 --> 00:23:53,807
‫و اونا می‌دونستن مجوزت رو فروختی؟

515
00:23:53,807 --> 00:23:55,308
‫قطعاً.

516
00:23:56,726 --> 00:23:58,228
‫این یکی چی؟

517
00:23:58,311 --> 00:23:59,855
‫تازگی‌ها این اطراف می‌بینمش. جدیده.

518
00:23:59,980 --> 00:24:01,898
‫اسمشو می‌دونی؟

519
00:24:06,027 --> 00:24:07,320
‫شما اینا رو نمی‌شناسین.

520
00:24:07,320 --> 00:24:09,448
‫اگه بفهمن دارم با شما حرف می‌زنم،

521
00:24:09,531 --> 00:24:10,949
‫دیگه هیچ‌وقت میگل رو نمی‌بینم.

522
00:24:10,949 --> 00:24:12,451
‫باید یه نقشه بکشیم.

523
00:24:12,534 --> 00:24:13,827
‫وقتی زنگ زدن چیکار کنم؟

524
00:24:13,827 --> 00:24:15,829
‫وقتی زنگ زدن،

525
00:24:15,829 --> 00:24:17,914
‫هر کاری که گفتن انجام میدی.

526
00:24:20,709 --> 00:24:22,961
‫ما به جای تو پول رو تحویل میدیم،

527
00:24:22,961 --> 00:24:24,713
‫و بهت قول میدم که

528
00:24:24,880 --> 00:24:27,090
‫- پسرت رو سالم برمی‌گردونیم.
‫- ولی...

529
00:24:27,215 --> 00:24:28,967
‫- ولی...
‫- آقای سارینیرو، نظرت چیه

530
00:24:29,050 --> 00:24:30,594
‫بریم یه قهوه بخوریم؟

531
00:24:30,719 --> 00:24:32,220
‫بذار این دو نفر کارشون رو شروع کنن.

532
00:24:32,304 --> 00:24:35,390
‫می‌دونی، به احتمال زیاد میگل تا الان مُرده.

533
00:24:35,474 --> 00:24:37,559
‫می‌دونم، از اینکه به باباش دروغ گفتم
‫حس بدی دارم، ولی...

534
00:24:37,684 --> 00:24:40,145
‫- ولی فقط داشتی ازش محافظت می‌کردی.
‫- آره.

535
00:24:40,228 --> 00:24:43,064
‫این بلامی‌ها حتماً می‌دونن بالزان مُرده،

536
00:24:43,190 --> 00:24:45,734
‫و اثر انگشتشون
‫همه جای اون خونه‌ی امن هست.

537
00:24:45,859 --> 00:24:48,236
‫اونا نمی‌دونن برای قتل بروکلین،

538
00:24:48,361 --> 00:24:51,406
‫- شناساییشون کردیم.
‫- درسته، پس اگه این

539
00:24:51,531 --> 00:24:53,533
‫به علاوه‌ی عکسشون رو
‫توی رسانه‌ها پخش کنیم،

540
00:24:53,617 --> 00:24:56,411
‫اون‌وقت شاید بترسن
‫و هر جا هستن قایم بشن.

541
00:24:56,536 --> 00:24:59,039
‫اگه میگل هنوز زنده باشه،
‫این می‌تونه اونو باارزش‌تر کنه،

542
00:24:59,080 --> 00:25:00,874
‫- و برامون زمان بیشتری بخره.
‫- درسته.

543
00:25:00,957 --> 00:25:03,084
‫واحدهای گشتی رو
‫توی کل شهر دنبال اون ون فرستادیم،

544
00:25:03,168 --> 00:25:05,253
‫باید اون ویدئوی باج‌گیری رو هم پخش کنیم.

545
00:25:05,337 --> 00:25:06,838
‫- باشه.
‫- هی.

546
00:25:06,838 --> 00:25:08,965
‫از وقتی اومدی اینجا،

547
00:25:09,049 --> 00:25:11,134
‫انگار بار کل دنیا روی دوشته.

548
00:25:11,259 --> 00:25:13,094
‫نمی‌خوای بهم بگی چی شده؟

549
00:25:18,350 --> 00:25:20,727
‫ریگان.

550
00:25:21,603 --> 00:25:24,606
‫باشه. عالیه.
‫انگار ون رو توی ساوث اند پیدا کردن.

551
00:25:24,731 --> 00:25:27,526
‫- من میرم دنبال لینا.
‫- باشه، منم ماشینو میارم.

552
00:25:27,609 --> 00:25:29,611
‫و هی.

553
00:25:29,736 --> 00:25:32,614
‫این بحث رو ادامه میدیم، باشه؟

554
00:25:46,211 --> 00:25:47,462
‫امیدوارم مزاحمتون نشده باشم.

555
00:25:47,504 --> 00:25:49,965
‫نه. نه، لطفاً بیاین تو.

556
00:25:50,799 --> 00:25:53,051
‫- فرمانده سیلور، درسته؟
‫- سارا.

557
00:25:53,134 --> 00:25:54,511
‫- بسیار خب.
‫- بله.

558
00:25:54,511 --> 00:25:55,762
‫حالتون چطوره؟

559
00:25:55,762 --> 00:25:57,264
‫خوب میشه.

560
00:25:57,305 --> 00:25:59,015
‫ولی مطمئن نیستم قلبم هیچ‌وقت خوب بشه.

561
00:25:59,933 --> 00:26:02,060
‫ولی شما اینجا نیومدین
‫که حال منو بپرسین.

562
00:26:02,143 --> 00:26:05,814
‫نه. اومدم چند تا سوال
‫در مورد نیدین ازتون بپرسم.

563
00:26:05,897 --> 00:26:07,315
‫خب، کارآگاه‌هاتون قبلاً این کار رو کردن.

564
00:26:07,315 --> 00:26:08,733
‫می‌خواستم خودم باهاتون صحبت کنم.

565
00:26:08,733 --> 00:26:10,235
‫گیج شدم. چرا؟

566
00:26:10,277 --> 00:26:11,778
‫چون زندگی یه دختر ۱۵ ساله در خطره،

567
00:26:11,820 --> 00:26:13,280
‫و می‌خوام مطمئن بشم که
‫کارمون رو درست انجام میدیم.

568
00:26:13,280 --> 00:26:14,739
‫می‌فهمم قضیه چیه.

569
00:26:14,739 --> 00:26:17,409
‫و بهم برمی‌خوره که صداقتم

570
00:26:17,492 --> 00:26:19,035
‫- دوباره زیر سوال رفته.
‫- قصد توهین ندارم.

571
00:26:19,160 --> 00:26:20,662
‫دختر من یه جامعه‌ستیزه.

572
00:26:20,829 --> 00:26:22,664
‫این تشخیص بالینیشه.

573
00:26:22,747 --> 00:26:26,209
‫هیچ همدلی‌ای نداره، وجدان نداره،
‫براش مهم نیست بقیه چی میشن.

574
00:26:27,210 --> 00:26:30,046
‫این توانایی رو داره که...

575
00:26:30,130 --> 00:26:32,549
‫این دروغ‌های پیچیده
‫و خیلی باورپذیر رو بسازه.

576
00:26:32,674 --> 00:26:34,175
‫چرا این دروغ؟

577
00:26:34,301 --> 00:26:36,428
‫چون ۱۵ سالشه. الان باهوش‌تر شده.

578
00:26:36,511 --> 00:26:40,056
‫همیشه می‌دونه چی باید بگه.

579
00:26:40,181 --> 00:26:41,683
‫توی یک سال و نیم گذشته،

580
00:26:41,683 --> 00:26:44,686
‫با یه چشم باز می‌خوابیدم،
‫و همه‌ش فکر می‌کردم...

581
00:26:44,769 --> 00:26:47,564
‫کی و چطور دوباره بهم حمله می‌کنه،

582
00:26:47,689 --> 00:26:50,066
‫یا خدای نکرده،
‫به یکی دیگه از اعضای خانواده‌م آسیب می‌زنه.

583
00:26:50,191 --> 00:26:53,570
‫و بدترین قسمتش اینه که
‫هیچ‌کس نمی‌تونه کمکمون کنه.

584
00:26:56,698 --> 00:26:58,366
‫من عاشق دخترمم.

585
00:26:59,784 --> 00:27:02,078
‫و هیچ‌وقت دست روش بلند نمی‌کنم.

586
00:27:05,290 --> 00:27:06,875
‫و برام مهم نیست
‫شما اینو باور می‌کنین یا نه،

587
00:27:07,000 --> 00:27:09,711
‫پس فقط گورتون رو از اینجا گم کنین
‫و تنهام بذارین.

588
00:27:10,587 --> 00:27:12,088
‫متأسفم.

589
00:27:13,214 --> 00:27:15,634
‫من خودم یه بچه‌ی ۱۵ ساله
‫توی خونه دارم،

590
00:27:15,634 --> 00:27:17,427
‫باید مطمئن می‌شدم.

591
00:27:20,722 --> 00:27:22,849
‫شروع این ماجراها

592
00:27:22,849 --> 00:27:25,352
‫تولد هشت سالگی نیدین بود.

593
00:27:26,227 --> 00:27:28,146
‫براش یه بچه‌گربه گرفتیم،

594
00:27:28,188 --> 00:27:31,399
‫فکر کردیم این کار کمکش می‌کنه که...

595
00:27:31,566 --> 00:27:33,276
‫از یه موجود زنده‌ی دیگه مراقبت کنه.

596
00:27:34,235 --> 00:27:35,987
‫و...

597
00:27:36,780 --> 00:27:38,531
‫صبح روز بعد، بچه‌گربه مُرده بود.

598
00:27:40,742 --> 00:27:42,410
‫خفه‌ش کرده بود چون...

599
00:27:43,828 --> 00:27:45,455
‫چنگش زده بود.

600
00:27:47,874 --> 00:27:49,834
‫بابت همه‌ی اینا خیلی متأسفم.

601
00:27:51,544 --> 00:27:53,254
‫مراقب خودتون باشین.

602
00:27:53,338 --> 00:27:55,131
‫شما هم همین‌طور.

603
00:28:02,263 --> 00:28:05,934
‫فیبی، باید برام اون پادکستی رو
‫که داشتی گوش می‌دادی بفرستی.

604
00:28:05,934 --> 00:28:07,352
‫همون که در مورد یه مادر مجرد بود،

605
00:28:07,352 --> 00:28:09,396
‫که بچه‌ش گربه رو خفه کرده بود.

606
00:28:10,271 --> 00:28:11,981
‫بعداً توضیح میدم.

607
00:28:22,784 --> 00:28:23,910
‫چی داریم، ری-ری؟

608
00:28:23,910 --> 00:28:24,744
‫خونه رو گشتیم.

609
00:28:24,744 --> 00:28:25,245
‫خونه رو گشتیم.

610
00:28:25,245 --> 00:28:26,621
‫یه مدتیه کسی اونجا نبوده.

611
00:28:26,663 --> 00:28:28,289
‫به نظر میاد ون رو همین‌جا ول کردن.

612
00:28:28,456 --> 00:28:29,791
‫کسی ون رو گشته؟

613
00:28:29,791 --> 00:28:31,960
‫نه. گفتیم منتظر واحد صحنه‌ی جرم بمونیم.

614
00:28:32,085 --> 00:28:34,129
‫وقت نداریم منتظر اونا بمونیم.
‫این برزنت رو بکش کنار.

615
00:28:34,254 --> 00:28:35,839
‫- باشه.
‫- یالا.

616
00:28:48,977 --> 00:28:51,438
‫- احتمالاً هنوز میگل رو نگه داشتن.
‫- امیدوارم.

617
00:28:51,479 --> 00:28:53,022
‫خب، ببینیم این ون چی بهمون میگه.

618
00:28:53,148 --> 00:28:54,399
‫یه کمکی می‌رسونی، بروکلینی؟

619
00:28:54,399 --> 00:28:55,900
‫- باشه.
‫- دمت گرم.

620
00:28:55,984 --> 00:28:58,027
‫بپر بالا، بوستونی.

621
00:29:11,750 --> 00:29:14,252
‫هی، یه عکس بگیر،
‫شماره شاسی رو استعلام کن.

622
00:29:15,128 --> 00:29:17,088
‫به محض اینکه اطلاعاتش در اومد
‫برام بفرستش، باشه؟

623
00:29:17,213 --> 00:29:18,673
‫- فوراً، خانم.
‫- اینم کارتم.

624
00:29:18,673 --> 00:29:19,758
‫ممنون.

625
00:29:19,758 --> 00:29:21,509
‫فوراً.

626
00:29:22,177 --> 00:29:24,888
‫این روی داشبورد افتاده بود.

627
00:29:24,971 --> 00:29:27,307
‫به نظر میاد قبل از اینکه ون رو ول کنن،
‫تمیزش کردن.

628
00:29:27,432 --> 00:29:28,767
‫نه دقیقاً.

629
00:29:28,767 --> 00:29:31,603
‫- پلاک زنی.
‫- پلاک زنی.

630
00:29:33,146 --> 00:29:35,356
‫این اصطلاح رو قبلاً شنیدم،
‫ولی پلاک زنی یعنی چی؟

631
00:29:35,440 --> 00:29:38,026
‫خب، اون پلاک شماره شاسی
‫که از داشبورد درآوردی...

632
00:29:38,109 --> 00:29:40,945
‫نتیجه‌ی استعلامش برمی‌گرده
‫به یه ون دقیقاً شبیه همین،

633
00:29:40,945 --> 00:29:43,782
‫که توی یه تصادف قراضه شده
‫و فرستادنش به یه اوراقی.

634
00:29:43,782 --> 00:29:45,784
‫همین الان پیامش رو گرفتم.
‫فرستاده بودنش

635
00:29:45,909 --> 00:29:48,203
‫به اوراقی فایو برادرز توی ریویر.

636
00:29:48,328 --> 00:29:51,623
‫بعدش دو ماه پیش
‫به اسم گرت بلامی دوباره ثبت شده.

637
00:29:51,790 --> 00:29:54,250
‫خب، تنها چیزی که از ون گرت بلامی مونده

638
00:29:54,334 --> 00:29:56,795
‫همین پلاک شماره شاسیه،

639
00:29:56,878 --> 00:29:58,296
‫که با پلاک شماره شاسی این ون یکی نیست.

640
00:29:58,296 --> 00:30:01,466
‫اون سر و صدا
‫توی پس‌زمینه‌ی ویدئوی باج‌گیری رو یادته...

641
00:30:01,549 --> 00:30:02,967
‫اون صدای خُرد شدن؟

642
00:30:02,967 --> 00:30:04,385
‫این بچه‌ها ماشین می‌دزدن،

643
00:30:04,385 --> 00:30:05,804
‫و برای پول تیکه‌تیکه‌شون می‌کنن.

644
00:30:05,845 --> 00:30:07,514
‫ممکنه اونو توی اوراقی نگه داشته باشن؟

645
00:30:07,639 --> 00:30:09,140
‫زیاد از جایی که بلامی‌ها

646
00:30:09,265 --> 00:30:10,642
‫پارسال توی ریویر دستگیر شدن دور نیست.

647
00:30:10,642 --> 00:30:12,143
‫درسته. خب، وقت میگل داره تموم میشه،

648
00:30:12,143 --> 00:30:13,645
‫ما هم چیز دیگه‌ای نداریم.

649
00:30:13,645 --> 00:30:15,146
‫بریم ببینیم.

650
00:30:20,443 --> 00:30:21,986
‫سلام، سث. همه‌چی مرتبه؟

651
00:30:22,111 --> 00:30:23,822
‫- آره.
‫- ممنون، لارا.

652
00:30:23,905 --> 00:30:25,406
‫و نه.

653
00:30:25,406 --> 00:30:26,908
‫اول، می‌خوام بهت بگم

654
00:30:26,908 --> 00:30:28,910
‫که بعد از امروز دیگه خبرنگار حوادث

655
00:30:28,993 --> 00:30:30,370
‫برای روزنامه‌ی دیسپچ نیستم.

656
00:30:30,370 --> 00:30:31,871
‫یه نفر دیگه رو برای این کار پیدا کردن.

657
00:30:31,955 --> 00:30:33,832
‫وای. الان منم که حس بدی دارم.

658
00:30:33,915 --> 00:30:35,834
‫خواهش می‌کنم نداشته باش.
‫کار من نیست.

659
00:30:35,959 --> 00:30:37,919
‫من آدم‌بدای کیف به دست رو ترجیح میدم.

660
00:30:38,002 --> 00:30:41,589
‫به علاوه، هیچ شغلی روی این سیاره
‫برای من باارزش‌تر از

661
00:30:41,673 --> 00:30:44,300
‫رابطه‌م با دختر تو یا خانواده‌ت نیست.

662
00:30:44,384 --> 00:30:46,678
‫خب، شغل من هر روز داره سیاسی‌تر میشه،

663
00:30:46,803 --> 00:30:48,388
‫پس ممکنه راهمون دوباره به هم بیفته.

664
00:30:48,513 --> 00:30:50,473
‫احتمالاً خودمو کنار می‌کشم.

665
00:30:50,515 --> 00:30:51,850
‫اگه این کار رو بکنی ناامید میشم.

666
00:30:51,850 --> 00:30:53,351
‫مراقب باش چی آرزو می‌کنی.

667
00:30:54,727 --> 00:30:56,771
‫مِی، هنوز یه چیز دیگه هست که

668
00:30:56,855 --> 00:30:58,314
‫باید در موردش باهات حرف بزنم،

669
00:30:58,314 --> 00:31:00,024
‫- و در واقع برای همین اینجام.
‫- متأسفم،

670
00:31:00,191 --> 00:31:01,818
‫ولی باید برم خونه،
‫به مسئولای پذیرایی کمک کنم

671
00:31:01,901 --> 00:31:03,903
‫- برای مهمونی بابا. همین الانشم دیرم شده.
‫- نه، نه، نه.

672
00:31:03,903 --> 00:31:05,864
‫من... خیلی متأسفم،
‫ولی این نمی‌تونه صبر کنه. مهمه.

673
00:31:06,698 --> 00:31:08,199
‫شامل بن هم میشه.

674
00:31:08,867 --> 00:31:10,535
‫باشه، همراهم بیا.

675
00:31:16,416 --> 00:31:18,126
‫هی. چه خبر؟

676
00:31:18,209 --> 00:31:19,711
‫می‌خواستی ما رو ببینی؟ می‌دونی که

677
00:31:19,752 --> 00:31:21,963
‫- امشب مهمونی پدربزرگه، درسته؟
‫- شاید نتونیم بریم.

678
00:31:22,046 --> 00:31:23,381
‫چرا، چی شده؟

679
00:31:23,423 --> 00:31:25,884
‫اون صدا توی سر جونا درست می‌گفت،

680
00:31:26,009 --> 00:31:29,053
‫و شکایت نیدین به شما،
‫خودش دلیل کافی

681
00:31:29,053 --> 00:31:31,973
‫برای گرفتن حکم تفتیش دوباره‌ی اون خونه‌ست.

682
00:31:42,942 --> 00:31:45,403
‫آماده‌این؟
‫بریم.

683
00:31:54,704 --> 00:31:56,205
‫این بالا مواظب باشین.

684
00:31:59,292 --> 00:32:01,085
‫پناه بگیرین!

685
00:32:01,711 --> 00:32:02,921
‫مواظب باشین، مواظب باشین!

686
00:32:02,921 --> 00:32:04,547
‫طاقت بیار، طاقت بیار!

687
00:32:05,590 --> 00:32:07,133
‫یه مأمور زخمی شد!

688
00:32:10,219 --> 00:32:12,764
‫یالا، از اونجا بیارینش بیرون!

689
00:32:13,264 --> 00:32:15,433
‫گرفتمش. گرفتمش.

690
00:32:15,975 --> 00:32:18,269
‫خیلی خب، شلیک نکنین.

691
00:32:18,436 --> 00:32:20,438
‫ممکنه گروگان داشته باشن.
‫شلیک نکنین.

692
00:32:20,521 --> 00:32:22,023
‫همه‌تون خوبین؟

693
00:32:22,065 --> 00:32:23,608
‫عقب بکشین وگرنه پسره می‌میره!

694
00:32:25,318 --> 00:32:26,694
‫می‌بینمش!

695
00:32:26,694 --> 00:32:28,112
‫چیه؟

696
00:32:28,112 --> 00:32:29,405
‫اونجا یه نارنجک صوتی هست.
‫می‌تونم بهش برسم.

697
00:32:29,405 --> 00:32:30,698
‫دنی، حتی بهش فکر هم نکن.

698
00:32:30,698 --> 00:32:32,200
‫همیشه وقتی می‌خوای یه کار دیوونه‌وار بکنی

699
00:32:32,283 --> 00:32:33,826
‫- این قیافه رو می‌گیری.
‫- خوب می‌شناسدت.

700
00:32:57,475 --> 00:32:59,644
‫- باشه، حواست به قدم‌هات باشه.
‫- ممنون.

701
00:32:59,727 --> 00:33:01,229
‫آره.

702
00:33:12,532 --> 00:33:15,952
‫فقط یه دلیل داره که از تو قفل بذاری.

703
00:33:16,035 --> 00:33:17,120
‫هی، جونا، تو اونجا رو بگرد.

704
00:33:17,120 --> 00:33:18,621
‫ما از اینجا شروع می‌کنیم.

705
00:33:18,663 --> 00:33:21,666
‫حکم تفتیش وجب به وجب این خونه رو داریم.

706
00:33:21,791 --> 00:33:24,002
‫مهمونی باشه یا نباشه،
‫تا وقتی چیزی رو که دنبالشیم پیدا نکنیم،

707
00:33:24,043 --> 00:33:25,545
‫از اینجا نمیریم.

708
00:33:29,173 --> 00:33:31,426
‫ده ثانیه وقت دارین عقب بکشین

709
00:33:31,426 --> 00:33:33,469
‫وگرنه پسره زانوش رو از دست میده.

710
00:33:33,553 --> 00:33:35,346
‫ببین، بسپارش به من. باشه؟
‫پشتم رو داشته باشین و

711
00:33:35,513 --> 00:33:36,848
‫- به بالای سقف شلیک کنین.
‫- دنی، نه.

712
00:33:36,848 --> 00:33:38,349
‫با شماره‌ی سه. حواسم هست.

713
00:33:38,349 --> 00:33:42,395
‫یک، دو، سه.

714
00:33:51,362 --> 00:33:54,407
‫دراز بکش رو زمین! دستا بالا.

715
00:33:56,284 --> 00:33:58,494
‫دستات بالا باشه. بیا اینجا.

716
00:34:00,705 --> 00:34:02,582
‫- امنه؟
‫- امنه.

717
00:34:02,707 --> 00:34:04,709
‫- خیلی‌خب.
‫- خوبه.

718
00:34:06,335 --> 00:34:08,588
‫صبر کنین. بررسی اسلحه. امنه.

719
00:34:13,384 --> 00:34:15,094
‫تو خوبی؟

720
00:34:27,231 --> 00:34:28,733
‫باید یه جایی توی اتاق زیر شیروونی باشه.

721
00:34:28,733 --> 00:34:30,860
‫امکان نداره از اینجا بیرون برده باشدش.

722
00:34:30,902 --> 00:34:33,404
‫ممکنه توی یه جای مخفی دیگه‌ی خونه باشه.

723
00:34:33,571 --> 00:34:35,865
‫یا جایی که زنش و پلیس
‫هیچ‌وقت دنبالش نمی‌گردن.

724
00:34:44,207 --> 00:34:46,417
‫ما هواتو داریم. جات امنه.

725
00:34:46,584 --> 00:34:48,753
‫می‌تونی وایستی؟

726
00:34:50,254 --> 00:34:51,923
‫بابام کجاست؟

727
00:34:52,507 --> 00:34:53,841
‫حالش خوبه؟ در امانه؟

728
00:34:53,841 --> 00:34:56,594
‫- بابات خوبه.
‫- وقتی تو رو ببینه خیلی بهتر هم میشه.

729
00:34:57,762 --> 00:34:59,430
‫بیا از اینجا ببریمت.

730
00:34:59,514 --> 00:35:00,765
‫هی، داری چیکار می‌کنی؟

731
00:35:00,765 --> 00:35:02,266
‫قبلاً اونجا رو گشتیم.

732
00:35:03,309 --> 00:35:06,312
‫دارم جایی رو می‌گردم
‫که هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌گرده.

733
00:35:11,275 --> 00:35:14,153
‫میز رو خالی کنین.

734
00:35:41,973 --> 00:35:43,808
‫چی...

735
00:35:43,891 --> 00:35:45,560
‫محض رضای خدا، دیگه چی شده؟

736
00:35:50,940 --> 00:35:52,650
‫ما بهش یه بچه‌گربه دادیم، با این فکر که

737
00:35:52,817 --> 00:35:54,735
‫کمکش می‌کنه از یه موجود زنده‌ی دیگه
‫مراقبت کنه.

738
00:35:54,861 --> 00:35:56,946
‫صبح روز بعد، بچه‌گربه مُرده بود.

739
00:35:56,988 --> 00:36:00,366
‫بهمون گفت چون چنگش زده خفه‌ش کرده.

740
00:36:01,784 --> 00:36:04,036
‫تو این داستان رو از یه پادکست دزدیدی.

741
00:36:05,371 --> 00:36:06,497
‫من با زنت حرف زدم.

742
00:36:06,497 --> 00:36:09,834
‫شما هیچ‌وقت بچه‌گربه نداشتین
‫و نیدین هم هیچ‌وقت خفه‌ش نکرده.

743
00:36:10,585 --> 00:36:12,503
‫اظهارات قبلیت رو چک کردم،

744
00:36:12,670 --> 00:36:16,174
‫تو همیشه
‫یه داستان باورپذیر و غم‌انگیز داشتی.

745
00:36:16,299 --> 00:36:18,968
‫باورپذیر چون واقعی بودن.

746
00:36:19,010 --> 00:36:21,387
‫فقط برای تو اتفاق نیفتاده بودن.

747
00:36:23,055 --> 00:36:26,392
‫صندوقچه‌ی گنج کوچیکت رو
‫توی اتاق زیر شیروونی پیدا کردیم.

748
00:36:27,351 --> 00:36:30,730
‫نیدین بود که
‫مجبور بود با یه چشم باز بخوابه.

749
00:36:32,148 --> 00:36:34,567
‫تویی که جامعه‌ستیزی.

750
00:36:35,568 --> 00:36:37,820
‫تویی که دیوونه‌ای.

751
00:36:37,904 --> 00:36:42,408
‫و بازداشتی، عوضی مریض.

752
00:36:53,544 --> 00:36:56,214
‫کیتی. کیتی.

753
00:37:00,343 --> 00:37:02,094
‫خیلی متأسفم، عزیزم.

754
00:37:03,012 --> 00:37:04,513
‫خیلی متأسفم.

755
00:37:06,599 --> 00:37:08,100
‫ممنون.

756
00:37:17,276 --> 00:37:18,569
‫خیلی خب، شروع کنیم.

757
00:37:18,569 --> 00:37:21,447
‫آره، بیارشون.

758
00:37:23,407 --> 00:37:24,825
‫خب، همه حواستون باشه، رسیدن.

759
00:37:24,825 --> 00:37:26,744
‫ساکت. رسیدن. رسیدن.

760
00:37:26,869 --> 00:37:29,330
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫- بقیه شمع‌ها رو می‌ذاری روی کیک، لطفاً؟

761
00:37:29,330 --> 00:37:31,749
‫چراغ‌ها با من. حله.

762
00:37:32,667 --> 00:37:34,168
‫آماده‌این؟

763
00:37:36,712 --> 00:37:38,089
‫می‌دونی؟

764
00:37:38,089 --> 00:37:40,258
‫آره.

765
00:37:42,593 --> 00:37:46,013
‫سورپرایز!

766
00:37:50,226 --> 00:37:51,435
‫خدای من.

767
00:37:51,435 --> 00:37:53,562
‫برنامه‌ی خواب ساعت ۹ شبم به هم ریخت.

768
00:37:53,646 --> 00:37:56,023
‫یالا، سخنرانی.

769
00:37:56,107 --> 00:37:58,734
‫- سخنرانی!
‫- سخنرانی! سخنرانی!

770
00:37:58,818 --> 00:38:00,778
‫خب، می‌دونین، وقتی به سن من می‌رسین،

771
00:38:00,903 --> 00:38:04,073
‫شروع می‌کنین به شمردن نعمت‌های زندگی.

772
00:38:04,156 --> 00:38:06,993
‫من لازم نیست برای دیدن نعمت‌های خودم
‫جای دوری رو نگاه کنم.

773
00:38:07,118 --> 00:38:08,995
‫همه‌شون همین‌جا جلوم هستن.

774
00:38:10,621 --> 00:38:14,583
‫پدربزرگ امروز از متخصص قلبش
‫یه خبرایی گرفته.

775
00:38:14,667 --> 00:38:16,502
‫هنوز کلی شام شبات،

776
00:38:16,585 --> 00:38:20,256
‫و تولد در آینده‌ش خواهد بود.

777
00:38:20,298 --> 00:38:25,553
‫آره، خب، باید یه عمل سرپایی کوچیک
‫انجام بدم، ولی...

778
00:38:25,636 --> 00:38:28,306
‫خدا رو شکر... حالم کاملاً خوب میشه.

779
00:38:28,389 --> 00:38:29,849
‫من...

780
00:38:29,849 --> 00:38:32,101
‫من واقعاً

781
00:38:32,143 --> 00:38:33,644
‫یه مرد خوشبختم.

782
00:38:33,644 --> 00:38:38,149
‫می‌فهمم که هر روز زندگی توی این دنیا

783
00:38:38,149 --> 00:38:39,984
‫یه هدیه‌ست.

784
00:38:39,984 --> 00:38:43,946
‫و خانواده‌ت،
‫آدمای زندگیت که دوستت دارن،

785
00:38:44,030 --> 00:38:49,327
‫دلایلی هستن که این هدیه رو باز کنی.

786
00:38:50,369 --> 00:38:51,871
‫دوستت داریم.

787
00:38:51,871 --> 00:38:53,581
‫- خیلی دوستت داریم، پدربزرگ.
‫- منم دوستتون دارم.

788
00:38:53,664 --> 00:38:54,957
‫تولدت مبارک.

789
00:38:54,957 --> 00:38:56,959
‫حالا بیاین این مهمونی رو شروع کنیم.

790
00:38:57,043 --> 00:38:58,544
‫آره. بزن بریم.

791
00:38:58,669 --> 00:39:00,171
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن.
‫- فقط یه... یه لحظه.

792
00:39:00,212 --> 00:39:03,341
‫امشب یه چیز دیگه هم
‫برای جشن گرفتن داریم.

793
00:39:10,723 --> 00:39:12,558
‫- وای.
‫- سارا.

794
00:39:13,434 --> 00:39:15,770
‫تو زمانی وارد زندگیم شدی
‫که بیشتر از همیشه بهت احتیاج داشتم

795
00:39:15,853 --> 00:39:17,855
‫و کمتر از همیشه انتظارش رو داشتم.

796
00:39:17,980 --> 00:39:21,525
‫و هر روزی که با هم هستیم،
‫عشق من بهت بیشتر میشه.

797
00:39:21,609 --> 00:39:24,195
‫جوری که با فیبی اخت شدی،

798
00:39:24,278 --> 00:39:26,697
‫و اینکه چطور آدمای توی این اتاق
‫باعث شدن

799
00:39:26,781 --> 00:39:29,158
‫احساس کنیم یه خانواده‌ایم... یه نعمته.

800
00:39:30,201 --> 00:39:33,204
‫هیچ‌کس دیگه‌ای روی این زمین نیست

801
00:39:33,287 --> 00:39:37,208
‫که بخوام بقیه‌ی عمرم رو
‫باهاش بگذرونم، جز تو.

802
00:39:37,291 --> 00:39:39,043
‫با من...

803
00:39:39,126 --> 00:39:40,378
‫بله.

804
00:39:40,378 --> 00:39:42,129
‫ببخشید... اون جمله رو بگو.

805
00:39:42,213 --> 00:39:43,464
‫با من ازدواج می‌کنی؟

806
00:39:43,464 --> 00:39:45,007
‫بله.

807
00:39:45,132 --> 00:39:46,008
‫هورا.

808
00:39:46,092 --> 00:39:48,177
‫- آره.
‫- آره.

809
00:39:51,347 --> 00:39:52,848
‫این...

810
00:39:53,808 --> 00:39:55,267
‫الان مال توئه.

811
00:39:55,267 --> 00:39:58,521
‫بابات هم اگه بود
‫می‌خواست اینو داشته باشی.

812
00:40:06,654 --> 00:40:08,155
‫بیا اینجا.

813
00:40:08,823 --> 00:40:10,032
‫بیا، بیا، بیا.

814
00:40:10,032 --> 00:40:11,534
‫بیا اینجا.

815
00:40:27,049 --> 00:40:28,634
‫- چی شده؟
‫- متأسفم.

816
00:40:28,676 --> 00:40:31,470
‫یهو همه‌چی بهم هجوم آورد.
‫سارا خیلی خوشحال بود.

817
00:40:31,554 --> 00:40:33,889
‫و مِی، فقط...

818
00:40:34,014 --> 00:40:36,142
‫فقط باعث شد به مامانم فکر کنم.

819
00:40:36,225 --> 00:40:38,060
‫اینا چیزای خوبی‌ان.

820
00:40:38,144 --> 00:40:39,687
‫مشکل چیه؟

821
00:40:39,812 --> 00:40:42,815
‫مامانم آلزایمر گرفته.

822
00:40:44,859 --> 00:40:46,360
‫خیلی متأسفم.

823
00:40:46,360 --> 00:40:48,362
‫دیگه نمی‌تونه تنها باشه،

824
00:40:48,487 --> 00:40:51,574
‫و من تنها کسی‌ام
‫که می‌تونه ازش مراقبت کنه.

825
00:40:51,699 --> 00:40:53,033
‫نمی‌تونم تنهاش بذارم، دنی.

826
00:40:53,033 --> 00:40:55,202
‫من هیچ‌وقت ازت نمی‌خوام تنهاش بذاری.

827
00:40:55,369 --> 00:40:57,079
‫چقدر شدیده؟

828
00:40:57,079 --> 00:41:00,040
‫الان، روزای خوبش،

829
00:41:00,124 --> 00:41:01,625
‫از روزای بدش بیشتره،

830
00:41:01,667 --> 00:41:04,378
‫ولی نمی‌دونم چند تا روز خوب دیگه
‫باهاش دارم.

831
00:41:04,503 --> 00:41:06,881
‫خب، برای تک‌تک اون روزها
‫کنارش خواهی بود.

832
00:41:08,215 --> 00:41:09,717
‫من دوستت دارم.

833
00:41:10,843 --> 00:41:13,804
‫و یه زندگی با تو می‌خوام. فقط...

834
00:41:14,680 --> 00:41:16,307
‫نمی‌دونم چطور می‌تونیم این کار رو بکنیم.

835
00:41:16,390 --> 00:41:17,475
‫آسونه.

836
00:41:17,475 --> 00:41:19,894
‫- من برمی‌گردم خونه.
‫- نه، نه.

837
00:41:19,977 --> 00:41:21,729
‫- آره...
‫- نمی‌تونم بذارم این کار رو بکنی.

838
00:41:21,729 --> 00:41:23,856
‫- زندگی تو الان اینجاست.
‫- ولی، ماریا...

839
00:41:23,898 --> 00:41:26,150
‫ولی زندگی من توی نیویورکه.

840
00:41:26,233 --> 00:41:27,735
‫این نمی‌تونه تغییر کنه.

841
00:41:27,860 --> 00:41:29,737
‫پس عشقمون به هم چی میشه؟

842
00:41:31,238 --> 00:41:33,741
‫- اونم نمی‌تونه تغییر کنه.
‫- نمی‌تونه؟

843
00:41:37,453 --> 00:41:39,246
‫روزایی هست که می‌تونم

844
00:41:39,413 --> 00:41:43,125
‫توی چشمای مامانم ببینم که
‫منو نمی‌شناسه.

845
00:41:44,210 --> 00:41:48,255
‫باید آخرین باری که منو به یاد میاره
‫یه روز خوب باشه.

846
00:41:48,255 --> 00:41:49,757
‫می‌دونم.

847
00:41:49,757 --> 00:41:54,970
‫و تو، دنی،
‫اگه چیزی که بین ماست از بین بره...

848
00:41:55,804 --> 00:41:57,306
‫چی داری بهم میگی؟

849
00:41:58,599 --> 00:42:01,936
‫شاید باید با هم خداحافظی کنیم
‫تا وقتی که هنوز

850
00:42:02,019 --> 00:42:04,104
‫همدیگه رو دوست داریم.

851
00:42:04,188 --> 00:42:06,857
‫این‌طوری هیچ‌وقت مجبور نیستیم
‫یه روز بد رو به یاد بیاریم.

852
00:42:11,612 --> 00:42:13,155
‫دوستت دارم.