1
00:00:04,087 --> 00:00:05,922
‫- مایک. بحث تمومه.
‫- مدرن.

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,340
‫اصلاً هم قابل مقایسه نیستن.

3
00:00:07,382 --> 00:00:08,967
‫شروع شد. جنگ بزرگ کانولی.

4
00:00:09,009 --> 00:00:10,919
‫- وایسا. مگه همچین چیزی داریم؟
‫- مایک برای توریست‌هاست

5
00:00:10,969 --> 00:00:12,804
‫و آدمایی که
‫دوست دارن بی‌دلیل توی صف وایسن.

6
00:00:12,929 --> 00:00:14,756
‫مدرن هم همونیه که آدما اسمشو میارن
‫تا کلاس بذارن.

7
00:00:14,806 --> 00:00:17,183
‫اگه می‌تونستم همین الان دستگیرت می‌کردم.

8
00:00:17,308 --> 00:00:19,185
‫آره؟ به چه جرمی؟

9
00:00:19,269 --> 00:00:21,021
‫میشه این شیرینی‌بازی رو تمومش کنیم؟

10
00:00:21,104 --> 00:00:22,597
‫باشه، باشه، من یه فکری دارم.

11
00:00:22,647 --> 00:00:24,232
‫من و جونا
‫به هر دو تا شیرینی‌فروشی سر می‌زنیم،

12
00:00:24,315 --> 00:00:26,935
‫نمونه می‌گیریم،
‫و یه تست چشایی چشم‌بسته انجام میدیم.

13
00:00:26,985 --> 00:00:29,029
‫فقط باید ناهار رو زودتر بخوریم.

14
00:00:29,154 --> 00:00:31,773
‫یه تست چشایی که توش
‫ما باید کارای شما رو ماست‌مالی کنیم؟

15
00:00:31,823 --> 00:00:33,825
‫- آره، تلاشت خوب بود.
‫- علم نیاز به فداکاری داره، استیو.

16
00:00:33,908 --> 00:00:35,360
‫باشه، ولی براتون هزینه داره.

17
00:00:35,410 --> 00:00:36,611
‫چهار تا کانولی اضافه. از مدرن.

18
00:00:36,661 --> 00:00:38,329
‫و سوپ از لیگال.

19
00:00:38,455 --> 00:00:40,165
‫اگه بحث بکشه به سوپ، من نیستم.

20
00:00:40,248 --> 00:00:42,951
‫مشکلی نیست. مرکز. ۱۲-جیک-۱۰۱.

21
00:00:43,001 --> 00:00:45,420
‫- ما رو روی کد ۱۰ خارج از خدمت بزن.
‫- ۱۲-جیک-۱۰۱.

22
00:00:45,545 --> 00:00:47,672
‫برای کد ۱۰ آزادی. ۱۲-دیوید-۱۰۱.

23
00:00:47,756 --> 00:00:49,040
‫به یه سرقت ماشین رسیدگی کنین.

24
00:00:49,090 --> 00:00:51,051
‫خیابان بروک‌ساید، پلاک ۶۲۲.

25
00:00:51,176 --> 00:00:52,669
‫بخش شماست.

26
00:00:52,719 --> 00:00:54,129
‫آره. چرا مردم چیزای باارزش رو
‫توی داشبورد میذارن؟

27
00:00:54,179 --> 00:00:55,797
‫ده دقیقه وقتتون رو می‌گیره.

28
00:00:55,847 --> 00:00:57,515
‫همون ده دقیقه‌ایه که
‫دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

29
00:00:57,599 --> 00:00:59,050
‫بهمون بدهکار میشی ها، ریگان!

30
00:00:59,100 --> 00:01:00,969
‫ما داریم کانولی میاریم.
‫شما بهمون بدهکار میشین.

31
00:01:01,019 --> 00:01:03,021
‫در مورد جمعه می‌خوای چیکار کنی؟

32
00:01:03,104 --> 00:01:05,815
‫خودت که می‌دونی، شبات.

33
00:01:05,940 --> 00:01:07,350
‫نمی‌تونی تا ابد از مادرت دوری کنی.

34
00:01:07,400 --> 00:01:09,694
‫- ازش دوری نمی‌کنم.
‫- واقعاً؟

35
00:01:09,778 --> 00:01:12,155
‫- دارم ازش دوری می‌کنم.
‫- آره، فقط یه ذره.

36
00:01:12,238 --> 00:01:15,241
‫فقط نمی‌خوام بیشتر از این
‫اوقاتمون تلخ بشه و داستان درست بشه.

37
00:01:15,325 --> 00:01:17,118
‫درسته. خب، متأسفانه،

38
00:01:17,243 --> 00:01:19,162
‫فکر کنم دیگه کار از کار گذشته.

39
00:01:19,245 --> 00:01:21,748
‫یعنی، تو که رفتی و خواهر ناتنیت رو دیدی.

40
00:01:21,873 --> 00:01:24,125
‫خیلی زود، شوهرش بهش میگه که
‫واقعاً کی هستی.

41
00:01:24,250 --> 00:01:26,536
‫و ده ثانیه هم طول نمی‌کشه که اونم

42
00:01:26,586 --> 00:01:28,955
‫همه چی رو در مورد پدرش...
‫همون پدر غریبه‌ی تو... بهش بگه.

43
00:01:29,005 --> 00:01:30,331
‫خب، مادرم نمی‌خواست
‫خانواده رو به هم بریزم،

44
00:01:30,381 --> 00:01:33,501
‫و پدرمو پیدا کنم.
‫فکر کنم دقیقاً همین کارو کردم.

45
00:01:33,551 --> 00:01:34,878
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

46
00:01:34,928 --> 00:01:37,547
‫می‌خواستی بدونی ریشه‌ت کجاست،
‫و حق هم داشتی.

47
00:01:37,597 --> 00:01:39,007
‫حقته که اینو بدونی.

48
00:01:39,057 --> 00:01:40,975
‫فکر کنم خانواده‌ت بتونن
‫با این قضیه کنار بیان.

49
00:01:41,810 --> 00:01:44,187
‫شاید سوال اصلی این باشه که

50
00:01:44,270 --> 00:01:47,390
‫اصلاً می‌خوای با پدر بیولوژیکیت
‫ارتباط داشته باشی؟

51
00:01:47,440 --> 00:01:48,600
‫نمی‌دونم.

52
00:01:48,650 --> 00:01:50,652
‫خب، خواهر ناتنیت چی؟

53
00:01:50,777 --> 00:01:52,904
‫اونم نمی‌دونم.

54
00:01:54,239 --> 00:01:56,783
‫به نظر میاد باید خیلی زود به نتیجه برسی.

55
00:01:58,451 --> 00:02:00,361
‫اینو دیگه می‌دونم.

56
00:02:00,411 --> 00:02:03,239
‫پرونده‌ی آخر،
‫سرقت و قتل توی بیدی دویل.

57
00:02:03,289 --> 00:02:05,033
‫دو تا نوجوون که می‌خواستن توی بزرگترین

58
00:02:05,083 --> 00:02:06,793
‫- شب بخت‌آزمایی شهر، جیب‌زنی کنن.
‫- همون پرونده‌ست

59
00:02:06,876 --> 00:02:08,870
‫که دو تا برادرن... ۱۷ و ۱۴ ساله؟

60
00:02:08,920 --> 00:02:11,214
‫که مدیر و یه مشتری رو با تیر زدن و کشتن.

61
00:02:11,756 --> 00:02:12,749
‫برادر بزرگتر کشتتشون.

62
00:02:12,799 --> 00:02:14,634
‫کوچیکتره فقط نگهبان بوده و سلاح نداشته.

63
00:02:14,759 --> 00:02:16,044
‫اصلاً هم نرفته داخل.

64
00:02:16,094 --> 00:02:17,295
‫من رئیس دایره‌ی قتلم، می.

65
00:02:17,345 --> 00:02:18,755
‫حقایق جرم رو می‌دونم.

66
00:02:18,805 --> 00:02:20,381
‫هنوزم به جرم مشارکت در قتل پاش گیره.

67
00:02:20,431 --> 00:02:21,841
‫من میگم جفتشون رو متهم کنیم

68
00:02:21,891 --> 00:02:23,476
‫بعد موقع توافق روی حکم،
‫به مشکل سنش رسیدگی کنیم.

69
00:02:23,601 --> 00:02:25,436
‫برادر بزرگتره گفته که

70
00:02:25,520 --> 00:02:27,097
‫کوچیکه رو مجبور کرده، و کوچیکه

71
00:02:27,147 --> 00:02:28,773
‫اصلاً در مورد اسلحه نمی‌دونسته.

72
00:02:28,898 --> 00:02:31,109
‫قشنگی قانون مشارکت در قتل همینه.
‫مهم نیست چی می‌دونسته.

73
00:02:31,192 --> 00:02:32,477
‫خب، برای من مهمه.

74
00:02:32,527 --> 00:02:34,154
‫پس بیا برادر کوچیکه رو

75
00:02:34,279 --> 00:02:36,906
‫به قتل غیرعمد
‫توی دادگاه اطفال متهم کنیم.

76
00:02:37,031 --> 00:02:38,950
‫مِی، اون بچه یه جرم بزرگسالانه انجام داده.

77
00:02:39,075 --> 00:02:41,035
‫اون ۱۴ سالشه، شاگرد اوله.

78
00:02:41,161 --> 00:02:44,072
‫- توی مدرسه‌ی لاتین بوستون قبول شده.
‫- خب، این چه ربطی...؟

79
00:02:44,122 --> 00:02:45,290
‫من تصمیممو گرفتم.

80
00:02:49,586 --> 00:02:50,837
‫رئیس شمایی.

81
00:02:54,048 --> 00:02:55,416
‫این آدم همیشه همینه.

82
00:02:55,466 --> 00:02:57,001
‫- خیلی خودشیفته‌ست.
‫- از خانواده‌ی لانگ‌فلوئه.

83
00:02:57,051 --> 00:02:58,586
‫یه پل توی شهر به اسم خانواده‌شونه.

84
00:02:58,636 --> 00:03:01,014
‫خب، منم دادستان بخش سافک هستم.

85
00:03:01,097 --> 00:03:03,424
‫منم نباید خودشیفته باشم؟

86
00:03:03,474 --> 00:03:05,351
‫شاید فقط یه ذره؟

87
00:03:05,476 --> 00:03:09,097
‫حرف دادستان شد، آخرین مهلت ثبت‌نام
‫برای انتخابات، جمعه ست.

88
00:03:09,147 --> 00:03:11,399
‫و تو هنوز فرم‌هات رو امضا نکردی
‫و تحویل ندادی.

89
00:03:11,524 --> 00:03:13,309
‫خب، یه کم سرم به چرخوندن اینجا گرم بود.

90
00:03:13,359 --> 00:03:15,270
‫و کارت رو هم داری خیلی خوب انجام میدی.

91
00:03:15,320 --> 00:03:17,572
‫برای همینه که کسی رقیبت نمیشه.

92
00:03:17,697 --> 00:03:19,657
‫پس، با اینکه از سیاست متنفری...

93
00:03:19,741 --> 00:03:21,367
‫از جمع کردن پول و
‫تظاهر به خوش‌وبش بدم میاد.

94
00:03:21,492 --> 00:03:24,204
‫امضا کن، برو به مهمونی‌های نوشیدنی،

95
00:03:24,329 --> 00:03:26,281
‫گپ بزن. درد نداره.

96
00:03:26,331 --> 00:03:28,208
‫دروغگو.

97
00:03:29,500 --> 00:03:32,120
‫به هر حال، در مورد پنی بس کن.

98
00:03:32,170 --> 00:03:34,622
‫ریچل، ها؟ ازش خوشت میاد.

99
00:03:34,672 --> 00:03:36,291
‫خب، فقط دو بار رفتیم سر قرار.

100
00:03:36,341 --> 00:03:38,668
‫نه، پسر. هیچ‌کس برای کانولی
‫اون‌طوری لبخند نمی‌زنه.

101
00:03:38,718 --> 00:03:40,511
‫چه‌طوری؟
‫من که اصلاً لبخند نمی‌زدم.

102
00:03:40,595 --> 00:03:41,880
‫خودت می‌دونی چی میگم.

103
00:03:41,930 --> 00:03:43,556
‫عین یه سگ گلدن رتریور شده بودی.

104
00:03:43,598 --> 00:03:46,517
‫گوش‌ها عقب،
‫دم تکون میدی، با یه نیش باز.

105
00:03:46,601 --> 00:03:47,802
‫- پس...
‫- آره.

106
00:03:47,852 --> 00:03:49,470
‫۱۲-دیوید-۱۰۱. تیراندازی شده.

107
00:03:49,520 --> 00:03:51,347
‫همکارم تیر خورده. نیروی کمکی فوری می‌خوام
‫و آمبولانس بفرستین!

108
00:03:51,397 --> 00:03:53,691
‫ریچل و استیو بودن.
‫همون سرقتیه که الان رفتن.

109
00:03:53,816 --> 00:03:55,059
‫- برو، برو، برو.
‫- بجنب!

110
00:03:55,109 --> 00:03:57,028
‫خیابان بروک‌ساید، پلاک ۶۲۲.

111
00:03:57,111 --> 00:03:59,564
‫خیابان بروک‌ساید، پلاک ۶۲۲.
‫یه سرپرست و واحد اضافی می‌فرستیم.

112
00:03:59,614 --> 00:04:01,574
‫۱۲-جیک-۱۰۱.
‫ما رو در حال اعزام بزن.

113
00:04:01,699 --> 00:04:03,284
‫دریافت شد، ۱۲-جیک-۱۰۱.

114
00:04:09,123 --> 00:04:10,533
‫نمی‌تونه نفس بکشه.

115
00:04:10,583 --> 00:04:11,993
‫- داره توی خون خودش خفه میشه.
‫- گرفتم.

116
00:04:12,043 --> 00:04:14,045
‫- تیر خوردی. حالت خوبه؟
‫- من... خوبم.

117
00:04:14,128 --> 00:04:15,997
‫- خوبی؟
‫- آره، آره، من خوبم.

118
00:04:16,047 --> 00:04:18,208
‫۱۲-جیک-۱۰۱.
‫من توی صحنه‌ی ۶۲۲ بروک‌ساید هستم.

119
00:04:18,258 --> 00:04:19,876
‫- با من بمون، رفیق.
‫- یه مأمور تیر خورده.

120
00:04:19,926 --> 00:04:21,552
‫- تیر خورده توی سینه‌ش.
‫- نگاهم کن، استیو.

121
00:04:21,636 --> 00:04:23,213
‫- وبستره، حالش هم وخیمه.
‫- نگاهم کن... یالا.

122
00:04:23,263 --> 00:04:24,714
‫- فوراً به آمبولانس نیاز داریم.
‫- هی، با من بمون، رفیق.

123
00:04:24,764 --> 00:04:25,673
‫- چی شد؟
‫- یه یارو برامون دست تکون داد.

124
00:04:25,723 --> 00:04:27,008
‫قبل از اینکه بتونیم پیاده بشیم،

125
00:04:27,058 --> 00:04:28,893
‫اومد دم پنجره و به استیو شلیک کرد.

126
00:04:28,977 --> 00:04:30,937
‫- و بعدش به من شلیک کرد و فرار کرد.
‫- قیافه‌ش چه شکلی بود؟

127
00:04:31,020 --> 00:04:32,605
‫سفیدپوست، هیکل متوسط،
‫هودی خاکستری، دوید سمت غرب.

128
00:04:33,022 --> 00:04:35,608
‫برو! ما هواشو داریم!
‫با من بمون، رفیق.

129
00:04:35,733 --> 00:04:37,568
‫طاقت بیار، رفیق.

130
00:05:04,679 --> 00:05:06,472
‫یالا، پسر. هی، استیو، نگاهم کن.

131
00:05:06,556 --> 00:05:08,049
‫هی! نفس بکش، استیو.

132
00:05:08,099 --> 00:05:10,143
‫- پس این آمبولانس لعنتی کجاست؟
‫- با من بمون.

133
00:05:10,268 --> 00:05:13,271
‫هی، نگاهم کن. با من بمون!

134
00:05:13,396 --> 00:05:14,931
‫وقت برای آمبولانس نداریم!

135
00:05:14,981 --> 00:05:16,941
‫یالا.

136
00:05:22,572 --> 00:05:23,690
‫استیو، استیو،

137
00:05:23,740 --> 00:05:25,950
‫با من بمون.

138
00:05:28,619 --> 00:05:32,198
‫۱۲-جیک-۱۰۱. یه مظنون احتمالی رو می‌بینم
‫که داره میره غرب

139
00:05:32,248 --> 00:05:34,083
‫توی خیابان اکستر. دارم میرم سراغش.

140
00:05:34,208 --> 00:05:35,451
‫۱۰-۴، جیک-۱۰۱.

141
00:05:35,501 --> 00:05:37,628
‫عملیات، جیک-۱۰۱ روی خطه.

142
00:05:37,712 --> 00:05:38,955
‫جیک-۹۰۱، حواست هست؟

143
00:05:39,005 --> 00:05:40,456
‫جیک-۹۰۱.

144
00:05:40,506 --> 00:05:42,091
‫من روی خطم و حواسم هست.

145
00:05:43,301 --> 00:05:44,886
‫اجازه‌ی تعقیب صادر شد.

146
00:05:45,595 --> 00:05:47,513
‫از مأمور مجروح بهم خبر بده. کجاست؟

147
00:05:47,638 --> 00:05:49,974
‫نمی‌تونستیم منتظر آمبولانس بمونیم.
‫جراحات خیلی شدیده.

148
00:05:50,099 --> 00:05:51,634
‫گذاشتیمش عقب ماشین خودمون.

149
00:05:51,684 --> 00:05:53,311
‫الان داریم میریم بیمارستان عمومی بوستون.

150
00:05:53,394 --> 00:05:55,188
‫۱۰-۴، جیک-۱۰۱.

151
00:06:05,740 --> 00:06:09,535
‫هی، باید حرکت کنی!
‫زود باش برو کنار!

152
00:06:23,591 --> 00:06:25,343
‫- هی، شون و جونا چطورن؟
‫- جونا پیش ریچله.

153
00:06:25,468 --> 00:06:27,678
‫شون داره معاینه میشه. اونا خوبن.

154
00:06:28,638 --> 00:06:29,555
‫بهم بگو یه چیزی پیدا کردی.

155
00:06:29,680 --> 00:06:31,724
‫شاهدها تأیید کردن که
‫ضارب خیلی راحت اومده جلو

156
00:06:31,849 --> 00:06:33,092
‫و به داخل ماشین شلیک کرده.

157
00:06:33,142 --> 00:06:35,186
‫پوکه‌ها به نظر میاد مال گلاک ۲۳ باشه.

158
00:06:35,686 --> 00:06:38,514
‫یه کلمه هم حرف نزده،
‫پس نمی‌دونیم انگیزه‌ش چی بوده.

159
00:06:38,564 --> 00:06:40,149
‫راستش، شاید بتونیم حدس بزنیم.

160
00:06:40,900 --> 00:06:42,819
‫«اداره‌ی پلیس بوستون یه ماشین فاسده.
‫بدون هیچ شرافتی.»

161
00:06:42,902 --> 00:06:44,062
‫«خط آبی باریک کج شده.»

162
00:06:44,112 --> 00:06:46,614
‫«این اداره حتی لیاقت
‫جمع کردن آشغالای بوستون رو هم نداره.»

163
00:06:46,697 --> 00:06:48,282
‫- یه بیانیه‌ست؟
‫- امروز صبح تحویل داده شده.

164
00:06:48,324 --> 00:06:49,859
‫فرستادیمش واحد جرم‌شناسی و اطلاعات.

165
00:06:49,909 --> 00:06:53,079
‫- هنوز خبری نشده.
‫- عدد ۲۱۷۲ چه اهمیتی داره؟

166
00:06:53,204 --> 00:06:55,039
‫این تعداد مأمورهای پلیس در حال خدمت

167
00:06:55,123 --> 00:06:57,375
‫- توی اداره‌ست.
‫- دنی.

168
00:06:57,458 --> 00:06:59,710
‫ما هم اینو توی صحنه‌ی جرم پیدا کردیم.

169
00:06:59,836 --> 00:07:03,256
‫«۱ از ۲۱۷۲»، و «۲ از ۲۱۷۲».

170
00:07:03,339 --> 00:07:05,258
‫همون عدده.

171
00:07:05,341 --> 00:07:06,926
‫وای خدای من.

172
00:07:06,968 --> 00:07:09,262
‫یکی داره پلیس‌ها رو شکار می‌کنه.

173
00:07:22,567 --> 00:07:23,893
‫- نگاهم کن، استیو.
‫- شون؟

174
00:07:23,943 --> 00:07:24,936
‫با من بمون، رفیق.

175
00:07:24,986 --> 00:07:26,612
‫نگاهم کن، استیو!

176
00:07:26,696 --> 00:07:27,772
‫طاقت بیار!

177
00:07:27,822 --> 00:07:29,357
‫وقت برای آمبولانس نداریم!

178
00:07:29,407 --> 00:07:31,617
‫شون؟

179
00:07:33,035 --> 00:07:34,954
‫شون؟

180
00:07:35,079 --> 00:07:37,290
‫حالت خوبه؟

181
00:07:37,415 --> 00:07:40,418
‫چرا نمی‌ذاری وسایل استیو رو ازت بگیرم.

182
00:07:44,046 --> 00:07:45,581
‫استیو. اون... حالش خوبه؟

183
00:07:45,631 --> 00:07:46,999
‫هنوز توی اتاق عمله.

184
00:07:47,049 --> 00:07:49,135
‫امیدواریم به خیر بگذره.

185
00:07:49,844 --> 00:07:52,013
‫سعی کردم... سعی کردم نجاتش بدم.
‫خیلی خون‌ریزی داشت.

186
00:07:52,138 --> 00:07:54,348
‫مطمئنم هر کاری
‫از دستت برمی‌اومد کردی، پسرم.

187
00:07:54,474 --> 00:07:56,309
‫سعی کردم نجاتش بدم.

188
00:07:56,392 --> 00:07:57,977
‫سعیمو کردم.

189
00:08:00,771 --> 00:08:02,682
‫وقتی از ماشین پیاده شدی،
‫با ضارب درگیر شدی؟

190
00:08:02,732 --> 00:08:04,600
‫نه. دوید سمت غرب توی خیابان کورنوال.

191
00:08:04,650 --> 00:08:06,986
‫باشه. دیدی چیزی جا بذاره؟

192
00:08:07,111 --> 00:08:09,238
‫من...

193
00:08:10,656 --> 00:08:12,191
‫نمی‌دونم. متأسفم.

194
00:08:12,241 --> 00:08:13,734
‫فکر کنم به چند دقیقه وقت نیاز داره.

195
00:08:13,784 --> 00:08:15,445
‫عجله نکن، باشه؟

196
00:08:15,495 --> 00:08:17,163
‫زود خوب شو.

197
00:08:19,749 --> 00:08:22,001
‫الان برمی‌گردم، باشه؟

198
00:08:30,510 --> 00:08:31,961
‫همه چی درست میشه.

199
00:08:32,011 --> 00:08:35,014
‫شما دو تا باید برین خونه،
‫یه کم استراحت کنین.

200
00:08:35,139 --> 00:08:37,266
‫رئیس؟

201
00:08:38,267 --> 00:08:41,137
‫بی‌دلیل نمیگم، ولی اگه بفرستیمشون خونه،
‫ممکنه از نظر روانی به هم بریزن.

202
00:08:41,187 --> 00:08:43,105
‫آره. شاید بهتر باشه با ما بیان.

203
00:08:43,189 --> 00:08:45,399
‫باشه. ولی بهم خبر بدین.

204
00:08:45,525 --> 00:08:47,944
‫حتماً. شما دو تا، با ما بیاین.

205
00:08:49,195 --> 00:08:50,646
‫ببخشید؟

206
00:08:50,696 --> 00:08:52,698
‫شما همونایی هستین که به استیو کمک کردن؟

207
00:08:53,866 --> 00:08:55,743
‫من تالیا هستم. همسرشم.

208
00:08:57,286 --> 00:08:59,205
‫فقط می‌خواستم...

209
00:09:00,498 --> 00:09:01,582
‫ازتون تشکر کنم.

210
00:09:05,044 --> 00:09:07,922
‫تالیا، من فرمانده سارا سیلور هستم.

211
00:09:08,047 --> 00:09:10,424
‫شوهرت یکی از ماست،
‫و تو هم همین‌طور.

212
00:09:11,634 --> 00:09:14,428
‫کسی که این کارو کرده پیدا می‌کنیم.

213
00:09:19,850 --> 00:09:21,936
‫تمام تلاشمون رو براش می‌کنیم.

214
00:09:22,061 --> 00:09:24,397
‫توی سطح شهر
‫وضعیت آماده‌باش عملیاتی داریم.

215
00:09:24,480 --> 00:09:26,349
‫مرخصی‌ها لغو شده و داریم میریم

216
00:09:26,399 --> 00:09:29,569
‫روی شیفت‌های ۱۲ ساعته‌ی اضطراری،
‫و هیچ‌کس تنهایی نمیره بیرون.

217
00:09:29,694 --> 00:09:30,853
‫برنامه‌ها چی میشه؟

218
00:09:30,903 --> 00:09:32,188
‫مراسم‌ها و رویدادها برگزار میشن.

219
00:09:32,238 --> 00:09:34,740
‫از جمله مراسم اهدای مدال فردا.

220
00:09:34,865 --> 00:09:37,577
‫- نمی‌ذارم این عوضی جلومونو بگیره.
‫- کارآگاه سیلور و ریگان

221
00:09:37,743 --> 00:09:39,195
‫رهبری گروه ویژه رو بر عهده دارن.

222
00:09:39,245 --> 00:09:40,821
‫لطفاً به رئیس گزارش بدین.

223
00:09:40,871 --> 00:09:42,748
‫داریم شاهدها و
‫دوربین‌های مداربسته رو بررسی می‌کنیم.

224
00:09:42,873 --> 00:09:45,418
‫- هنوز سرنخی نیست.
‫- هیچ اثری هم روی بیانیه نیست.

225
00:09:45,501 --> 00:09:48,087
‫نوشته‌ها درهمه، پر از شکایته.

226
00:09:48,212 --> 00:09:49,872
‫«همه مظنونن به جز تو»،

227
00:09:49,922 --> 00:09:51,591
‫«هر کسی که طبق میل اونا رفتار نکنه
‫حذف میشه»،

228
00:09:51,757 --> 00:09:52,875
‫«شما منو تبدیل به یه روح کردین.»

229
00:09:52,925 --> 00:09:54,252
‫انگیزه‌ی مشخصی نیست.

230
00:09:54,302 --> 00:09:56,095
‫تماس با ۹۱۱ چطور؟

231
00:09:57,388 --> 00:09:59,140
‫۹۱۱. آدرس محل اورژانسی کجاست؟

232
00:09:59,265 --> 00:10:02,101
‫خیابان بروک‌ساید، پلاک ۶۲۲.
‫ماشینمو دزد زده.

233
00:10:02,184 --> 00:10:03,678
‫فکر کنم یارو هنوز توی محله باشه.

234
00:10:03,728 --> 00:10:05,221
‫به نظر میاد تله بوده.

235
00:10:05,271 --> 00:10:06,806
‫چون هیچ ماشینی
‫اون دور و بر سرقت نشده بود.

236
00:10:06,856 --> 00:10:08,941
‫صدا رو آنالیز کنین
‫و توی سیستم ثبتش کنین.

237
00:10:09,025 --> 00:10:10,443
‫اگه دوباره تماس بگیره، می‌فهمیم.

238
00:10:10,484 --> 00:10:12,820
‫دیگه چی؟

239
00:10:12,945 --> 00:10:15,489
‫ویدیوی دوربین لباس مأمور یولانده.

240
00:10:18,492 --> 00:10:19,819
‫خودشه؟

241
00:10:19,869 --> 00:10:21,737
‫نه، فقط... صبر کنین، آقا.

242
00:10:21,787 --> 00:10:23,414
‫فقط... بذاریم از ماشین پیاده بشیم.

243
00:10:40,514 --> 00:10:42,258
‫استیو. استیو، حالت خوبه؟

244
00:10:42,308 --> 00:10:43,426
‫استیو.

245
00:10:43,476 --> 00:10:45,061
‫استیو، با من حرف بزن.

246
00:10:45,936 --> 00:10:47,563
‫استیو!

247
00:10:48,314 --> 00:10:50,316
‫این مظنون ماست.

248
00:10:50,399 --> 00:10:52,526
‫مجوز استفاده از
‫نرم‌افزار تشخیص چهره رو داریم؟

249
00:10:52,652 --> 00:10:54,320
‫دارین.

250
00:10:57,490 --> 00:10:59,075
‫هیچ موردی پیدا نشد.

251
00:11:00,660 --> 00:11:02,703
‫این عکس رو برای عموم پخش کنین
‫و یه خط تلفن برای گزارش مردمی بذارین.

252
00:11:02,828 --> 00:11:04,780
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- مأمور سیلور یه بخش از

253
00:11:04,830 --> 00:11:06,282
‫پلاک ماشین فراری رو گیر آورده.

254
00:11:06,332 --> 00:11:07,617
‫تونستیم شش تا مورد احتمالی پیدا کنیم.

255
00:11:07,667 --> 00:11:09,160
‫با هم پیگیریشون می‌کنیم.

256
00:11:09,210 --> 00:11:11,337
‫من و مأمور ریگان هم
‫روی بیانیه کار می‌کنیم.

257
00:11:11,420 --> 00:11:13,005
‫گزارش‌های مرتب می‌خوام.

258
00:11:13,172 --> 00:11:15,341
‫مرخصین. اون بیرون مراقب باشین.

259
00:11:15,424 --> 00:11:17,009
‫بله، قربان.

260
00:11:19,637 --> 00:11:21,631
‫گزارش یولانده رو خوندم.

261
00:11:21,681 --> 00:11:24,016
‫در مورد درگیر نشدن با ضارب
‫داره دروغ میگه.

262
00:11:24,100 --> 00:11:27,311
‫- می‌تونست شلیک کنه.
‫- صبر کن، هنوز کل ماجرا رو نمی‌دونیم.

263
00:11:27,395 --> 00:11:29,689
‫الان چی دیدیم؟ خشکش زد.

264
00:11:29,814 --> 00:11:31,565
‫و الان یه قاتل پلیس داره ول می‌چرخه.

265
00:11:31,649 --> 00:11:33,526
‫بذارین امور داخلی بررسی کنه.

266
00:11:33,609 --> 00:11:35,361
‫اگه الان بیفتیم دنبالش،
‫کل اداره فکر می‌کنه

267
00:11:35,486 --> 00:11:38,197
‫اون مقصر تیر خوردن همکارشه.

268
00:11:38,364 --> 00:11:39,899
‫برای روحیه‌ها خیلی بد میشه.

269
00:11:39,949 --> 00:11:42,034
‫باشه. ولی اگه خشکش زده،

270
00:11:42,076 --> 00:11:44,203
‫جاش توی اداره‌ی پلیس بوستون نیست.

271
00:12:00,970 --> 00:12:02,296
‫خودشه؟

272
00:12:02,346 --> 00:12:03,714
‫نه، فقط... صبر کنین، آقا.

273
00:12:03,764 --> 00:12:05,516
‫بذارین از ماشین پیاده بشیم.

274
00:12:13,315 --> 00:12:14,275
‫حالت چطوره؟

275
00:12:14,400 --> 00:12:17,186
‫- من خوبم.
‫- من قبلاً این راهو رفتم، پسرم.

276
00:12:17,236 --> 00:12:18,646
‫اگه در مورد احساساتت حرف نزنی،

277
00:12:18,696 --> 00:12:20,064
‫فقط قراره حالت بدتر بشه.

278
00:12:20,114 --> 00:12:22,116
‫آخرین چیزی که الان نیاز دارم
‫یه نصیحت پلیسیه.

279
00:12:24,076 --> 00:12:25,578
‫اینو ببین. این عبارت،

280
00:12:25,619 --> 00:12:26,946
‫«فساد یه نقص نیست، خود بنیانه»؟

281
00:12:26,996 --> 00:12:29,248
‫سه بار توی بیانیه دیدمش.

282
00:12:29,373 --> 00:12:31,200
‫توی یه ساب‌ردیت ضد پلیس بالا میاد.

283
00:12:31,250 --> 00:12:33,377
‫- می‌تونی لیست کسایی که اینو میگن دربیاری؟
‫- آره.

284
00:12:34,545 --> 00:12:36,797
‫- ایناهاش.
‫- «بج_بریکر-۱۰»؟

285
00:12:36,922 --> 00:12:38,799
‫۲۸۴ بار از این عبارت استفاده کرده.

286
00:12:38,924 --> 00:12:40,760
‫و مدیر اون ساب هم هست.
‫خودش این عبارت رو ساخته

287
00:12:40,926 --> 00:12:42,762
‫و بیشتر از همه ازش استفاده کرده.

288
00:12:42,887 --> 00:12:44,638
‫بیا با ردیت تماس بگیریم
‫و این یارو رو پیدا کنیم.

289
00:12:45,389 --> 00:12:47,433
‫آقا، فقط بذارین... از ماشین پیاده بشیم.

290
00:12:49,268 --> 00:12:50,720
‫استیو.

291
00:12:50,770 --> 00:12:52,012
‫استیو، حالت خوبه؟

292
00:12:52,062 --> 00:12:53,773
‫استیو، با من حرف بزن.

293
00:12:54,774 --> 00:12:56,942
‫لینا پرسید با ضارب درگیر شدی یا نه.

294
00:12:57,026 --> 00:12:58,352
‫چرا بهش نگفتی که فرصت شلیک داشتی؟

295
00:12:58,402 --> 00:13:01,280
‫چون یادم نبود.

296
00:13:03,866 --> 00:13:05,785
‫فقط یادمه که استیو تیر خورد،

297
00:13:05,910 --> 00:13:07,495
‫و سعی کردم کمکش کنم.

298
00:13:07,620 --> 00:13:09,747
‫- پس، پیاده شدن از ماشین رو یادت نمیاد؟
‫- نه.

299
00:13:10,748 --> 00:13:12,333
‫فقط یه سیاهی مطلقه.

300
00:13:12,917 --> 00:13:15,294
‫وایسا، جونا، چرا اینو بهم نشون دادی؟

301
00:13:16,086 --> 00:13:17,171
‫رئیس دیدتش.

302
00:13:17,296 --> 00:13:18,881
‫فکر می‌کنه خشکم زده بوده؟

303
00:13:20,049 --> 00:13:21,801
‫همه فکر می‌کنن خشکم زده؟

304
00:13:22,927 --> 00:13:24,420
‫- وای خدا، یعنی خشکم زده بود؟
‫- صبر کن.

305
00:13:24,470 --> 00:13:25,713
‫صبر کن، بیا دوباره ویدیو رو ببینیم،

306
00:13:25,763 --> 00:13:27,807
‫و فقط سعی کن یه چیزی یادت بیاد.

307
00:13:27,973 --> 00:13:29,558
‫باشه.

308
00:13:32,812 --> 00:13:34,563
‫صداشو زیاد کن.

309
00:13:36,774 --> 00:13:38,484
‫الان یادم اومد.

310
00:13:38,567 --> 00:13:40,152
‫استیو نمی‌تونست نفس بکشه.

311
00:13:43,489 --> 00:13:45,699
‫و جونا، اون همکارمه.

312
00:13:48,994 --> 00:13:51,497
‫صدای خفه شدنشو شنیدم،
‫و فقط همین برام مهم بود.

313
00:13:56,001 --> 00:13:57,586
‫چی پیدا کردین؟

314
00:13:57,670 --> 00:13:59,288
‫هیچ‌کدوم از اون شش تا ماشین

315
00:13:59,338 --> 00:14:00,790
‫به اسم ماشین فراری ثبت نشدن،

316
00:14:00,840 --> 00:14:02,208
‫ولی یکی از پلاک‌ها دزدی بوده.

317
00:14:02,258 --> 00:14:04,301
‫صاحبش موقع دویدن صبحگاهیش متوجه شده.

318
00:14:04,385 --> 00:14:06,178
‫هیچ دوربین زنگ در یا مداربسته‌ای نیست،

319
00:14:06,303 --> 00:14:09,139
‫ولی ماشین یه لکسوسه
‫که دوربین‌های امنیتی خارجی داره.

320
00:14:09,223 --> 00:14:11,517
‫- با حرکت فعال میشن؟
‫- دید ۳۶۰ درجه.

321
00:14:11,684 --> 00:14:13,636
‫پس، امیدواریم کسی رو که
‫پلاک رو دزدیده دیده باشه.

322
00:14:13,686 --> 00:14:15,312
‫صاحبش الان داره ویدیو رو می‌فرسته.

323
00:14:15,396 --> 00:14:17,473
‫- کارتون خوب بود. شماها چیکار کردین؟
‫- شون یه عبارتی رو پیدا کرد

324
00:14:17,523 --> 00:14:19,233
‫که چند بار توی بیانیه تکرار شده بود.

325
00:14:19,358 --> 00:14:22,903
‫رسید به مدیر یه ساب‌ردیت ضد پلیس.

326
00:14:23,028 --> 00:14:24,864
‫با ردیت تماس گرفتیم،
‫بهمون یه آی‌پی دادن

327
00:14:25,030 --> 00:14:26,482
‫و یه اسم: لانی فیسک.

328
00:14:26,532 --> 00:14:27,858
‫عکس گواهینامه‌شو گرفتین؟

329
00:14:27,908 --> 00:14:30,369
‫- اصلاً گواهینامه نداره.
‫- باید همین یارو باشه.

330
00:14:30,786 --> 00:14:32,746
‫فعلاً شخص مظنونه.

331
00:14:32,872 --> 00:14:35,040
‫از آدرس فعلیش بیاریدش. بی‌سروصدا.

332
00:14:35,124 --> 00:14:38,127
‫فکر می‌کنین من به یه پلیس شلیک کردم
‫چون از یه عبارت خاص استفاده کردم؟

333
00:14:38,252 --> 00:14:40,379
‫تکیه‌کلامته، لانی.
‫خودت ساختيش.

334
00:14:40,546 --> 00:14:43,048
‫که یه عالمه آدم دیگه هم
‫برداشتن و پخشش کردن.

335
00:14:43,132 --> 00:14:44,583
‫ببینین، من شاید شعار
‫«قطع بودجه‌ی پلیس» بدم،

336
00:14:44,633 --> 00:14:46,552
‫ولی اهل «کشتن پلیس» نیستم.
‫من وگانم!

337
00:14:46,635 --> 00:14:48,087
‫باشه، خب، بیا به چند تا دیگه از

338
00:14:48,137 --> 00:14:49,463
‫شاهکارهات نگاه بندازیم، چطوره لانی؟

339
00:14:49,513 --> 00:14:51,557
‫«هر سیستمی که پایه‌ش ترسه»

340
00:14:51,640 --> 00:14:54,343
‫«باید بفهمه اون ترس چه حسی داره.»

341
00:14:54,393 --> 00:14:56,562
‫«سیستم به پلیس‌های بهتر نیاز نداره،»

342
00:14:56,729 --> 00:14:58,013
‫«به پلیس‌های کمتری نیاز داره.»

343
00:14:58,063 --> 00:14:59,431
‫به نظر من که خیلی تهدیدآمیزه.

344
00:14:59,481 --> 00:15:02,017
‫من هیچ‌وقت از خشونت حمایت نکردم.

345
00:15:02,067 --> 00:15:03,652
‫واقعاً کسایی که این کارو می‌کردن
‫از سایت مینداختم بیرون.

346
00:15:03,736 --> 00:15:07,406
‫پس اینو توضیح بده، عوضی!

347
00:15:07,489 --> 00:15:09,074
‫صبر کن.

348
00:15:09,158 --> 00:15:10,359
‫صبر کن.

349
00:15:10,409 --> 00:15:12,494
‫- این چیه؟
‫- این یه پلیس بوستونه

350
00:15:12,578 --> 00:15:14,455
‫که دارن بهش شلیک می‌کنن،
‫و تویی که ماشه رو می‌کشی.

351
00:15:14,580 --> 00:15:17,458
‫نه، اون من نیستم.
‫هوش مصنوعیه یا یه چیزی.

352
00:15:17,583 --> 00:15:19,418
‫لانی، نگاهم کن.

353
00:15:19,543 --> 00:15:21,420
‫همین الان
‫این فیلم بازی کردن رو تموم می‌کنی.

354
00:15:22,296 --> 00:15:23,539
‫این تویی.

355
00:15:23,589 --> 00:15:27,468
‫اگه اعتراف کنی،
‫قطعاً برات بهتر تموم میشه.

356
00:15:27,593 --> 00:15:29,044
‫- امکان نداره.
‫- هی.

357
00:15:29,094 --> 00:15:30,421
‫یه پلیس بوستون الان توی بیمارستانه

358
00:15:30,471 --> 00:15:32,097
‫که داره برای زندگیش می‌جنگه.

359
00:15:32,222 --> 00:15:33,465
‫پس، مگه اینکه یه برادر دوقلو داشته باشی

360
00:15:33,515 --> 00:15:35,100
‫که بیشتر از تو از پلیس‌ها متنفر باشه،

361
00:15:35,184 --> 00:15:36,810
‫حسابی برای این جرم
‫مناسب به نظر میای، لانی،

362
00:15:36,894 --> 00:15:38,220
‫پس حقیقت رو بهمون بگو!

363
00:15:38,270 --> 00:15:40,189
‫دارم بهتون میگم،
‫کل صبح توی باشگاه بودم.

364
00:15:40,314 --> 00:15:41,432
‫یه عالمه آدم منو دیدن.

365
00:15:41,482 --> 00:15:44,944
‫خواهش می‌کنم. کار من نبود.

366
00:15:55,704 --> 00:15:56,947
‫عذری که لانی آورد تأیید شد.

367
00:15:56,997 --> 00:15:59,291
‫متصدی باشگاه ورودش رو ثبت کرده،

368
00:15:59,375 --> 00:16:00,910
‫و بعد یه مربیه داشته سلفی می‌گرفته

369
00:16:00,960 --> 00:16:02,544
‫و اونو توی پس‌زمینه روی تردمیل انداخته

370
00:16:02,628 --> 00:16:04,038
‫دقیقاً همزمان با تیراندازی.

371
00:16:04,088 --> 00:16:05,581
‫- اصلاً منطقی نیست.
‫- بچه‌ها، ببینین.

372
00:16:05,631 --> 00:16:08,133
‫این یارو روی دستش تتو نداره.

373
00:16:08,300 --> 00:16:09,885
‫ولی لانی داره.

374
00:16:12,638 --> 00:16:15,933
‫چی... یه لحظه صبر کن.
‫این لانی نیست؟

375
00:16:16,016 --> 00:16:17,301
‫پس چی؟ یعنی اون بیرون

376
00:16:17,351 --> 00:16:19,395
‫یکی دیگه هست که دقیقاً شبیهشه؟

377
00:16:22,856 --> 00:16:23,440
‫یا...

378
00:16:24,483 --> 00:16:26,860
‫یه نفر هست که
‫خودشو دقیقاً شبیه اون کرده.

379
00:16:27,611 --> 00:16:30,656
‫شرکت‌ها از تکنولوژی هوش مصنوعی
‫برای ساخت ماسک‌های طبیعی استفاده می‌کنن.

380
00:16:30,781 --> 00:16:32,366
‫می‌تونن از روی هر عکسی بسازنشون.

381
00:16:32,491 --> 00:16:34,076
‫- کل فضای مجازی پر شده.
‫- پس، اینطوری،

382
00:16:34,159 --> 00:16:35,786
‫ضارب ما احتمالاً
‫اصلاً هیچ شباهتی به این نداره.

383
00:16:35,869 --> 00:16:38,831
‫داشتیم دنبال آدم اشتباهی می‌گشتیم.

384
00:16:45,838 --> 00:16:47,881
‫استیو دووم نیاورد.

385
00:16:51,010 --> 00:16:52,052
‫شون.

386
00:17:02,896 --> 00:17:04,473
‫آخه چطور آدم اشتباهی رو دستگیر کردیم؟

387
00:17:04,523 --> 00:17:06,525
‫ضارب از اون ساب‌ردیت ضد پلیس
‫به عنوان پوشش استفاده کرده.

388
00:17:06,650 --> 00:17:08,277
‫ببینین، این امکان هست که ضارب

389
00:17:08,402 --> 00:17:10,237
‫کسی باشه که لانی
‫از انجمن انداختتش بیرون.

390
00:17:10,404 --> 00:17:13,282
‫و اگه اینطوری باشه، انگیزه‌ی خوبیه که
‫برای لانی پاپوش براش درست کنه.

391
00:17:13,407 --> 00:17:16,485
‫گفتی احتمالاً از عکس‌های فیسک
‫برای ساخت ماسک استفاده کرده.

392
00:17:16,535 --> 00:17:17,987
‫یعنی همدیگه رو
‫توی دنیای واقعی می‌شناسن،

393
00:17:18,037 --> 00:17:19,955
‫- درسته؟
‫- نه، فیسک گفت که

394
00:17:20,039 --> 00:17:22,041
‫هیچ‌وقت هیچ‌کس از اون ساب‌ردیت رو
‫حضوری ندیده.

395
00:17:22,166 --> 00:17:23,751
‫ولی از آیدی بج_بریکر_۱۰

396
00:17:23,876 --> 00:17:25,160
‫توی چند تا پلتفرم مختلف استفاده کرده.

397
00:17:25,210 --> 00:17:26,662
‫اینستاگرام پر از عکس‌های اونه

398
00:17:26,712 --> 00:17:28,122
‫اگه کسی می‌خواست پیداشون کنه.

399
00:17:28,172 --> 00:17:29,581
‫داریم لیست تمام کسایی رو که فیسک

400
00:17:29,631 --> 00:17:31,000
‫از انجمن انداخته بیرون می‌گیریم.

401
00:17:31,050 --> 00:17:32,801
‫تک‌تک‌شون رو پیدا می‌کنیم.

402
00:17:32,926 --> 00:17:34,511
‫تا یه ساعت دیگه یه گزارش کامل می‌خوام.

403
00:17:34,553 --> 00:17:37,723
‫می‌خوام دقیقاً بدونم
‫چطور دور خودمون چرخیدیم.

404
00:17:40,225 --> 00:17:41,602
‫من مسئولیتش رو قبول می‌کنم.

405
00:17:41,727 --> 00:17:43,437
‫فقط بهم خبر بدین.

406
00:17:43,838 --> 00:17:53,838
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

407
00:17:54,239 --> 00:17:56,450
‫تقصیر منه که استیو مُرده.

408
00:17:58,827 --> 00:18:00,537
‫از اون و ریچل خواستم جامون وایسن

409
00:18:00,621 --> 00:18:03,999
‫تا ما بتونیم بریم کانولی بگیریم.

410
00:18:04,750 --> 00:18:07,127
‫استیو مُرده چون فکر کردم خنده‌داره

411
00:18:07,252 --> 00:18:08,495
‫که یه تست چشایی انجام بدیم.

412
00:18:08,545 --> 00:18:11,048
‫نه، استیو مُرده چون یه روانی

413
00:18:11,131 --> 00:18:12,583
‫تصمیم گرفت یه پلیس رو بکشه.

414
00:18:12,633 --> 00:18:14,927
‫- دلیلش اینه.
‫- ولی اگه ما تماس رو جواب داده بودیم،

415
00:18:14,968 --> 00:18:17,137
‫همون‌طور که باید انجام می‌دادیم،
‫جونا رانندگی می‌کرد،

416
00:18:17,262 --> 00:18:18,889
‫من کشته می‌شدم.

417
00:18:19,765 --> 00:18:22,267
‫چرا اون؟ چرا من نه؟

418
00:18:22,434 --> 00:18:24,520
‫پسرم...

419
00:18:29,108 --> 00:18:30,984
‫وقتی توی عراق بودم،

420
00:18:31,068 --> 00:18:34,271
‫یگانم اطلاعاتی گرفت که
‫قراره به یه روستا حمله بشه.

421
00:18:34,321 --> 00:18:37,449
‫یه روستای پر از زن و بچه.

422
00:18:37,491 --> 00:18:39,785
‫هم‌زمان، یه یگان دیگه
‫به نیروی کمکی نیاز داشت

423
00:18:39,910 --> 00:18:41,945
‫فقط توی چند کیلومتری.

424
00:18:41,995 --> 00:18:44,540
‫من افرادم رو برداشتم و رفتم به روستا.

425
00:18:44,623 --> 00:18:47,000
‫و اون یکی یگان کمین خورد.

426
00:18:48,293 --> 00:18:51,004
‫دو تا تفنگدار دریایی مُردن،
‫و تصمیم من بود.

427
00:18:52,714 --> 00:18:54,842
‫ما نمی‌تونیم انتخاب‌هامون رو
‫پیش‌بینی کنیم، پسرم.

428
00:18:54,967 --> 00:18:56,418
‫نمی‌تونی گزینه‌ی درست رو انتخاب کنی.

429
00:18:56,468 --> 00:18:58,137
‫زندگی این‌طوری کار نمی‌کنه.

430
00:18:58,929 --> 00:19:01,306
‫می‌دونم داری سعی می‌کنی کمک کنی، باشه؟

431
00:19:01,473 --> 00:19:02,925
‫ولی تنها چیزی که حالمو بهتر می‌کنه

432
00:19:02,975 --> 00:19:04,685
‫پیدا کردن کسیه که استیو رو کشت.

433
00:19:05,978 --> 00:19:07,646
‫و اینکه تقاص پس بده.

434
00:19:09,106 --> 00:19:10,858
‫شون.

435
00:19:11,692 --> 00:19:12,985
‫سلام، کشیش.

436
00:19:13,026 --> 00:19:14,394
‫چی باعث شد بیای اینجا؟

437
00:19:14,444 --> 00:19:16,363
‫خب، مِی می‌خواست
‫وضعیت پرونده رو بررسی کنه

438
00:19:16,488 --> 00:19:18,365
‫و منم با خودم فکر کردم باهاش بیام،

439
00:19:18,490 --> 00:19:21,368
‫تا برای هر کسی که ممکنه
‫نیاز به حرف زدن داشته باشه، در دسترس باشم.

440
00:19:21,535 --> 00:19:23,745
‫حس می‌کنم در مورد تو صدق می‌کنه.

441
00:19:23,829 --> 00:19:25,914
‫فکر کنم همه‌شو شنیدی.

442
00:19:26,039 --> 00:19:27,666
‫آره.

443
00:19:28,375 --> 00:19:31,787
‫به نظر میاد شون داره
‫روزای سختی رو می‌گذرونه.

444
00:19:31,837 --> 00:19:33,463
‫همین‌طوره.

445
00:19:35,549 --> 00:19:38,552
‫نمی‌دونم. من پسر یه پلیس،

446
00:19:38,677 --> 00:19:41,638
‫برادر یه پلیس، و نوه‌ی یه پلیس بودم.

447
00:19:41,722 --> 00:19:44,433
‫هنوز دارم به پدر یه پلیس بودن عادت می‌کنم.

448
00:19:45,350 --> 00:19:47,352
‫و اگه بخوام صادق باشم، کشیش...

449
00:19:48,187 --> 00:19:50,147
‫فکر نمی‌کنم دارم درست انجامش میدم.

450
00:19:51,023 --> 00:19:53,901
‫چیزی که شنیدم
‫پدری بود که داشت به پسرش

451
00:19:54,026 --> 00:19:56,236
‫یه نصیحت و راهنمایی عالی می‌کرد.

452
00:19:56,361 --> 00:19:59,907
‫ولی شاید این لحظه
‫یه چیز دیگه‌ای می‌طلبه.

453
00:20:00,866 --> 00:20:03,035
‫حرف زدن کمتر. گوش دادن بیشتر.

454
00:20:03,118 --> 00:20:07,080
‫شاید شون بهت کنارش نیاز داره،
‫نه جلوتر از خودش.

455
00:20:08,373 --> 00:20:10,000
‫البته.

456
00:20:11,960 --> 00:20:13,245
‫ممنون.

457
00:20:13,295 --> 00:20:16,465
‫صبر کنین، آقا. فقط بذارین...
‫ما از ماشین پیاده بشیم.

458
00:20:26,725 --> 00:20:27,926
‫اون خشکش نزده.

459
00:20:27,976 --> 00:20:29,686
‫صدای استیو رو شنیده که
‫داشته برای نفس کشیدن تقلا می‌کرده.

460
00:20:29,770 --> 00:20:31,346
‫- پس چرا اینو نگفت؟
‫- چون یادش نبود

461
00:20:31,396 --> 00:20:32,681
‫تا اینکه ویدیو رو دید.

462
00:20:32,731 --> 00:20:34,441
‫سارا، می‌دونم که رئیس ناراحته،

463
00:20:34,608 --> 00:20:36,393
‫- ولی تو باید...
‫- به نظر میاد که دروغ گفته، جونا.

464
00:20:36,443 --> 00:20:38,904
‫توی شوک بود. تازه تیر خورده بود.

465
00:20:39,029 --> 00:20:41,740
‫اینو می‌دونم. اینم می‌دونم که
‫همکارش تازه تیر خورده بود.

466
00:20:41,907 --> 00:20:44,534
‫همکارش داشت می‌مُرد،
‫و اون داشت سعی می‌کرد بهش کمک کنه.

467
00:20:44,618 --> 00:20:46,787
‫- مگه این مهم نیست؟
‫- این تنها چیزیه که مهمه.

468
00:20:46,912 --> 00:20:49,915
‫ولی هنوزم راضی کردن رئیس آسون نیست.

469
00:20:51,250 --> 00:20:53,368
‫سارا، باید سعیتو بکنی.

470
00:20:53,418 --> 00:20:55,045
‫خواهش می‌کنم.

471
00:20:58,966 --> 00:21:00,083
‫سلام.

472
00:21:00,133 --> 00:21:01,501
‫سلام.

473
00:21:01,551 --> 00:21:03,136
‫حالت خوبه؟

474
00:21:03,262 --> 00:21:04,930
‫آره، فقط سرم شلوغه.

475
00:21:05,764 --> 00:21:09,309
‫خب، اگه می‌خوای
‫در مورد پرونده حرف بزنی من اینجام

476
00:21:09,434 --> 00:21:11,436
‫یا هر چیز دیگه‌ای.

477
00:21:13,897 --> 00:21:16,149
‫نمی‌تونی تا ابد ازم دوری کنی، لینا.

478
00:21:25,742 --> 00:21:26,910
‫از این طرف.

479
00:21:32,791 --> 00:21:35,168
‫واقعاً اینجا تنها جاییه که داریم؟

480
00:21:35,294 --> 00:21:37,337
‫مگه اینکه تماشاچی بخوای.

481
00:21:40,549 --> 00:21:42,843
‫وقتی رفتم ایستبورو...

482
00:21:43,760 --> 00:21:45,804
‫پدرمو ندیدم.

483
00:21:47,806 --> 00:21:50,976
‫خواهر ناتنیم کریستینا رو دیدم.

484
00:21:52,686 --> 00:21:54,221
‫در موردش می‌دونستی؟

485
00:21:54,271 --> 00:21:55,647
‫آره می‌دونستم.

486
00:21:55,689 --> 00:21:58,358
‫خیلی وقت پیش در موردش فهمیدم.

487
00:21:59,192 --> 00:22:00,986
‫چرا بهم نگفتی؟

488
00:22:01,695 --> 00:22:05,365
‫چون اون‌وقت مجبور می‌شدم
‫بقیه‌ش رو هم بهت بگم.

489
00:22:08,493 --> 00:22:10,537
‫پدرت در مورد تو می‌دونست.

490
00:22:11,496 --> 00:22:14,041
‫هر چیز دیگه‌ای که بهت گفتم حقیقت بود.

491
00:22:14,833 --> 00:22:17,002
‫پدرت توی زندان بود.

492
00:22:17,919 --> 00:22:19,830
‫بهش نگفتم حامله‌ام.

493
00:22:19,880 --> 00:22:23,133
‫بعد از اینکه اومد بیرون
‫یه معافیت خاص گرفت

494
00:22:23,216 --> 00:22:24,459
‫تا به ارتش ملحق بشه.

495
00:22:24,509 --> 00:22:26,386
‫سال‌ها خارج از کشور بود.

496
00:22:26,511 --> 00:22:30,640
‫وقتی اومد خونه، پیدام کرد.

497
00:22:32,517 --> 00:22:35,062
‫و فهمید که تو دخترشی.

498
00:22:38,732 --> 00:22:41,234
‫می‌خواست توی زندگیت باشه.

499
00:22:42,027 --> 00:22:43,653
‫من گفتم نه.

500
00:22:45,364 --> 00:22:47,407
‫چرا باید این کارو می‌کردی؟

501
00:22:48,241 --> 00:22:50,243
‫تازه با بن ازدواج کرده بودم.

502
00:22:50,369 --> 00:22:53,288
‫تازه داشتی با اینکه اون پدرت باشه
‫کنار می‌اومدی.

503
00:22:53,372 --> 00:22:54,865
‫کریس متأهل بود.

504
00:22:54,915 --> 00:22:57,542
‫زنش کریستینا رو حامله بود.

505
00:22:59,252 --> 00:23:03,465
‫داشتن اونا توی زندگیت،
‫همه‌ی چیزایی رو خراب می‌کرد

506
00:23:03,548 --> 00:23:05,258
‫که داشتم برات می‌ساختم.

507
00:23:05,384 --> 00:23:06,718
‫منظورت اینه که

508
00:23:06,760 --> 00:23:09,554
‫هر چیزی رو خراب می‌کرد
‫که سعی داشتی برای خودت بسازی؟

509
00:23:10,597 --> 00:23:13,141
‫من و کریس توافق کردیم که ازت دور بمونه.

510
00:23:13,266 --> 00:23:15,394
‫داشتیم سعی می‌کردیم
‫از خانواده‌هامون محافظت کنیم.

511
00:23:15,560 --> 00:23:17,396
‫- هر دو تا خانواده‌مون.
‫- هیچ‌کدومتون اصلاً

512
00:23:17,521 --> 00:23:19,815
‫در مورد بهاش فکر کردین؟

513
00:23:22,567 --> 00:23:24,444
‫اینکه برای من چه بهایی داره؟

514
00:23:24,569 --> 00:23:26,488
‫لینا.

515
00:23:31,785 --> 00:23:33,662
‫باید برم. توی پرونده‌م
‫یه سرنخ جدید پیدا شده.

516
00:23:33,787 --> 00:23:35,280
‫صبر کن. یه چیز دیگه.

517
00:23:35,330 --> 00:23:37,833
‫کریس اومد دیدنم
‫بعد از اینکه تو رفتی ایستبورو.

518
00:23:37,916 --> 00:23:40,127
‫تمام این سال‌ها حواسش بهت بوده.

519
00:23:40,252 --> 00:23:41,837
‫شاید دور مونده باشه،

520
00:23:41,920 --> 00:23:44,881
‫ولی از اهمیت دادن بهت دست نکشیده.

521
00:23:45,799 --> 00:23:47,968
‫مشتاقه که تو رو ببینه...

522
00:23:49,094 --> 00:23:51,012
‫هر وقت که آماده بودی.

523
00:23:58,645 --> 00:24:01,022
‫مأمور خارج از خدمت کمبریج، لباس‌شخصی.

524
00:24:01,148 --> 00:24:02,774
‫یه مظنون بازداشت کردم.

525
00:24:02,816 --> 00:24:03,892
‫خیابان آترتون، پلاک ۱۱۷.

526
00:24:03,942 --> 00:24:06,194
‫درخواست انتقال دارم.

527
00:24:06,987 --> 00:24:09,781
‫این همون صدای تماس ۹۱۱ بود
‫که استیو و ریچل رو کشوند اونجا.

528
00:24:09,823 --> 00:24:11,274
‫الان خودشو جای یه پلیس جا زده.

529
00:24:11,324 --> 00:24:13,618
‫خب، مرکز بهش گفته منتظر بمونه.
‫اونجا منتظره.

530
00:24:13,702 --> 00:24:15,237
‫اونا منتظر دستورات شمان.

531
00:24:15,287 --> 00:24:17,330
‫خیابان آترتون، پلاک ۱۱۷
‫دقیقاً نزدیک میدان اگلستونه.

532
00:24:17,456 --> 00:24:19,458
‫می‌تونی برامون وقت بخری تا برسیم اونجا؟

533
00:24:21,084 --> 00:24:25,038
‫واحدهای گشت
‫اطراف محل، یه شعاع چهار-بلوکی رو بستن،

534
00:24:25,088 --> 00:24:27,507
‫تیم‌های لباس‌شخصی
‫از هر طرف دارن نزدیک میشن.

535
00:24:27,632 --> 00:24:30,385
‫یه تقاطع بزرگه.
‫نذارین متوجه اومدنتون بشه.

536
00:24:30,469 --> 00:24:33,346
‫و یادتون باشه، زنده می‌خوایمش.

537
00:24:34,848 --> 00:24:36,433
‫مظنون توی دیدمونه.

538
00:24:39,186 --> 00:24:41,688
‫دقیقاً شبیه مرد توی عکس دوربین لباسه.

539
00:24:41,813 --> 00:24:43,348
‫هی!

540
00:24:43,398 --> 00:24:45,567
‫- چی شده؟
‫- گوشی رو بنداز. روی زانوهات!

541
00:24:46,401 --> 00:24:48,195
‫- وایسا.
‫- هی، هی، هی.

542
00:24:48,320 --> 00:24:50,238
‫صبر کن، صبر کن،
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

543
00:24:50,363 --> 00:24:52,449
‫- وایسا، بذار اینو دربیارم.
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

544
00:24:52,532 --> 00:24:54,242
‫آروم درش بیار.

545
00:24:56,203 --> 00:24:57,829
‫پاشو.

546
00:24:58,413 --> 00:25:00,165
‫یه یارویی بهم پول داد
‫تا اینو بپوشم و اینجا وایسم.

547
00:25:00,290 --> 00:25:01,958
‫- کجا رفت؟
‫- نمی‌دونم.

548
00:25:02,834 --> 00:25:04,544
‫بخواب روی زمین!

549
00:25:08,215 --> 00:25:09,925
‫تیراندازی شده!

550
00:25:10,008 --> 00:25:11,334
‫از کوچه‌ی روی آترتون!

551
00:25:11,384 --> 00:25:13,011
‫یه مأمور و یه شهروند مرد تیر خوردن.

552
00:25:13,053 --> 00:25:15,005
‫فوراً به یه آمبولانس و
‫نیروی کمکی نیاز داریم!

553
00:25:15,055 --> 00:25:17,516
‫کیه؟ کدوم مأمور تیر خورده؟

554
00:25:17,599 --> 00:25:19,217
‫بارنت.

555
00:25:19,267 --> 00:25:20,936
‫- من می‌تونم به مأمور بارنت برسم.
‫- منم میرم سراغ یارو.

556
00:25:22,729 --> 00:25:24,481
‫هی. حالت خوبه؟

557
00:25:32,197 --> 00:25:34,241
‫مظنون داره از آترتون به سمت غرب میره.

558
00:25:34,407 --> 00:25:35,817
‫لینا، چی شده؟

559
00:25:35,867 --> 00:25:37,619
‫داره بهم شلیک می‌کنه.

560
00:25:44,292 --> 00:25:46,127
‫لینا! لینا.

561
00:25:46,211 --> 00:25:47,837
‫همه حالشون خوبه؟

562
00:25:52,092 --> 00:25:54,052
‫دارم نیروی کمکی بیشتری می‌فرستم.

563
00:25:59,724 --> 00:26:02,435
‫لینا. وضعیتت چطوره؟

564
00:26:05,063 --> 00:26:06,648
‫لینا!

565
00:26:07,482 --> 00:26:09,192
‫گرفتیمش؟

566
00:26:09,276 --> 00:26:11,278
‫نه، گمش کردیم.

567
00:26:19,369 --> 00:26:21,162
‫مرد توی ماسک چی گفت؟

568
00:26:21,246 --> 00:26:22,872
‫گفت یه یارویی با کلاه بیسبال آبی
‫اومده پیشش،

569
00:26:22,914 --> 00:26:24,699
‫بهش صد دلار پیشنهاد داده
‫تا ماسک رو بذاره روی صورتش

570
00:26:24,749 --> 00:26:26,334
‫و گوشی رو نگه داره.
‫این تمام چیزیه که یادشه.

571
00:26:26,459 --> 00:26:28,370
‫پس، ضارب از یه طعمه استفاده کرده،
‫عقب وایساده

572
00:26:28,420 --> 00:26:30,205
‫- و دوباره بهمون شلیک کرده.
‫- ضارب باهوشه.

573
00:26:30,255 --> 00:26:32,707
‫می‌دونه تحت فشاریم...
‫برای همینه که خودش رو جای یه پلیس جا زد

574
00:26:32,757 --> 00:26:35,093
‫وقتی به مرکز زنگ زد، تا بتونه ما رو غافلگیر کنه،

575
00:26:35,176 --> 00:26:36,761
‫شاید بتونه چند نفرمون رو بزنه.

576
00:26:36,803 --> 00:26:38,722
‫ماسک و گوشی رو
‫برای اثر انگشت و دی‌ان‌ای بررسی می‌کنیم،

577
00:26:38,805 --> 00:26:41,057
‫ولی احتمالاً همه‌چی برمی‌گرده به همون طعمه.

578
00:26:41,141 --> 00:26:42,634
‫هی، بچه‌ها. یه چیزی پیدا کردم.

579
00:26:42,684 --> 00:26:44,477
‫شاهد دیده که ضارب از روی اون حصار پریده.

580
00:26:44,561 --> 00:26:46,271
‫این از دستش افتاده.
‫این مال اداره‌ی پلیس بوستونه.

581
00:26:46,396 --> 00:26:47,981
‫آره، ولی طراحی قدیمیه.

582
00:26:48,064 --> 00:26:50,692
‫چند دهه ست که ازش استفاده نکردیم.

583
00:26:51,443 --> 00:26:53,361
‫متعلق به جان کاستا بوده.

584
00:26:53,486 --> 00:26:54,938
‫توی دهه‌ی هفتاد
‫توی اداره‌ی پلیس بوستون بوده.

585
00:26:54,988 --> 00:26:58,450
‫پسرش متیو بازنشسته‌ی اداره‌ی پلیس بوستونه.
‫پارسال فوت کرد.

586
00:26:58,533 --> 00:27:00,327
‫خدایا، من می‌شناختمش.
‫پلیس خوبی بود.

587
00:27:00,452 --> 00:27:02,454
‫پسر متیو، آدام، یه پلیس توی ویموثه.

588
00:27:02,537 --> 00:27:05,790
‫پسرش نیتن شش ماه پیش
‫توی آکادمی پلیس بوستون بود.

589
00:27:05,874 --> 00:27:07,709
‫وسط راه اخراج شد.

590
00:27:07,792 --> 00:27:09,244
‫نامه‌ی اخراجش.

591
00:27:09,294 --> 00:27:10,537
‫یه ارزیابی روانی
‫اونو برای خدمت نامناسب تشخیص داد.

592
00:27:10,587 --> 00:27:12,080
‫آره، اینو یادمه.

593
00:27:12,130 --> 00:27:14,132
‫- تصمیم آسونی بود.
‫- باعث سرازیر شدنِ

594
00:27:14,257 --> 00:27:16,009
‫- کلی ایمیل‌های روانی‌کننده شد.
‫- ما آموزشش دادیم.

595
00:27:16,092 --> 00:27:18,637
‫- نقاط کورمون رو می‌دونه.
‫- آره، فقط الان قضیه شخصیه.

596
00:27:18,762 --> 00:27:21,756
‫فکر می‌کرد اداره‌ی پلیس بوستون خانواده‌شه.
‫معلوم شد، نبودیم.

597
00:27:21,806 --> 00:27:24,309
‫احساس خیانت می‌کنه.
‫این یه انتقامه.

598
00:27:24,434 --> 00:27:25,677
‫قرار نیست بی‌خیال بشه.

599
00:27:25,727 --> 00:27:28,021
‫که یعنی تا لحظه‌ی مرگش شلیک می‌کنه.

600
00:27:28,104 --> 00:27:30,815
‫پلیس بودن تمام چیزی بود که نیتن می‌خواست.

601
00:27:32,901 --> 00:27:33,735
‫می‌تونست نسل چهارم باشه.

602
00:27:33,818 --> 00:27:36,821
‫می‌دونیم این سخته، آقای کاستا.

603
00:27:38,281 --> 00:27:40,325
‫ولی پرونده‌ی نیتن توی آکادمی
‫نشون میده که سرسخت،

604
00:27:40,408 --> 00:27:42,619
‫ستیزه‌جو و پرخاشگر بوده.

605
00:27:42,702 --> 00:27:44,579
‫نیتن بچه‌ی خوبی بود.

606
00:27:45,330 --> 00:27:48,283
‫ولی بعد از دبیرستان، یه اتفاقی افتاد.

607
00:27:48,333 --> 00:27:49,918
‫افسرده شد. داشت دست‌وپا می‌زد.

608
00:27:49,959 --> 00:27:51,544
‫و وقتی نتونست آکادمی رو تموم کنه،

609
00:27:51,670 --> 00:27:53,004
‫از هم پاشید.

610
00:27:53,046 --> 00:27:55,048
‫ولی نمی‌دونستم قراره به کسی آسیب بزنه.

611
00:27:55,674 --> 00:27:57,550
‫مخصوصاً پلیس‌ها.

612
00:27:58,343 --> 00:28:00,929
‫چهار نسل میراث بزرگیه که
‫باید به دوش کشید.

613
00:28:01,054 --> 00:28:03,798
‫وقتی اخراج شد،
‫حتماً هویتش ازش گرفته شده.

614
00:28:03,848 --> 00:28:05,300
‫بهش گفتم مهم نیست که یه پلیس باشه یا نه،

615
00:28:05,350 --> 00:28:07,560
‫- من هنوزم دوستش دارم.
‫- ولی مهم بود.

616
00:28:07,644 --> 00:28:10,647
‫تنها چیزی رو که همیشه می‌خواست
‫از دست داد.

617
00:28:11,523 --> 00:28:13,066
‫مطمئناً فراموش کرد کیه، از بعضی جهات.

618
00:28:13,191 --> 00:28:15,977
‫چیز دیگه‌ای هست که بتونین بهمون بگین،
‫چیزی که بتونه

619
00:28:16,027 --> 00:28:18,146
‫بهمون ایده‌ای بده که
‫مرحله‌ی بعد می‌خواد چیکار کنه؟

620
00:28:18,196 --> 00:28:20,490
‫تازگی‌ها خیلی توی چاله‌چوله‌های اینترنتی
‫فرو می‌رفت.

621
00:28:20,573 --> 00:28:22,200
‫و با یه احمق ضد-پلیس

622
00:28:22,325 --> 00:28:24,653
‫که روی ردیت آشنا شده بود می‌گشت.

623
00:28:24,703 --> 00:28:26,821
‫- طرف اسمی هم داره؟
‫- نمی‌دونم، فقط می‌دونم که یارو

624
00:28:26,871 --> 00:28:28,707
‫در مورد پلیس‌ها چرت‌وپرت می‌گفت،
‫حتی به من.

625
00:28:28,790 --> 00:28:30,375
‫این همون یاروئه؟

626
00:28:31,710 --> 00:28:33,378
‫آره، قطعاً همونه.

627
00:28:35,088 --> 00:28:36,414
‫شون حق داشت.

628
00:28:36,464 --> 00:28:38,591
‫فیسک هم توی این قضیه دست داشته.

629
00:28:40,552 --> 00:28:43,221
‫اون دروغ گفت، سارا.
‫نمی‌تونم اینو ببخشم یا نادیده بگیرم.

630
00:28:43,346 --> 00:28:45,098
‫زخمی شده بود و توی شوک بود.

631
00:28:45,223 --> 00:28:47,892
‫جفتمون می‌دونیم پلیس‌ها
‫می‌تونن کل تکه‌های اتفاقات رو یادشون بره

632
00:28:47,976 --> 00:28:49,260
‫وقتی یه چیز آسیب‌زا اتفاق می‌افته.

633
00:28:49,310 --> 00:28:52,897
‫باشه، حتی اگه حق با تو باشه،
‫بازم حتی یه گلوله هم شلیک نکرد.

634
00:28:52,981 --> 00:28:54,432
‫ما برای این کار آموزش دیدیم.

635
00:28:54,482 --> 00:28:57,110
‫ما آموزش دیدیم که
‫اول کمک‌های اولیه رو انجام بدیم.

636
00:28:59,154 --> 00:29:00,355
‫بذار یه سؤال ازت بپرسم.

637
00:29:00,405 --> 00:29:02,073
‫داری روی پیاده‌رو از خون‌ریزی می‌میری.

638
00:29:02,198 --> 00:29:04,367
‫کی رو کنار خودت می‌خوای؟
‫کابویی که دنبال مظنونه،

639
00:29:04,451 --> 00:29:06,745
‫یا همکاری که داره زندگیتو نجات میده؟

640
00:29:07,662 --> 00:29:10,623
‫اگه می‌خوای اخراجش کنی،
‫می‌تونی امتحان کنی،

641
00:29:10,749 --> 00:29:13,918
‫ولی اتحادیه پشتش می‌ایسته،
‫و منم همین‌طور.

642
00:29:14,753 --> 00:29:17,088
‫من به نصیحت نیاز ندارم.
‫به یه دستگیری نیاز دارم.

643
00:29:17,172 --> 00:29:20,633
‫پس، چرا روی دستگیری اون قاتل پلیس
‫تمرکز نمی‌کنی؟

644
00:29:24,888 --> 00:29:26,715
‫تو دروغ گفتی، لانی.
‫با کاستا دوستی.

645
00:29:26,765 --> 00:29:28,717
‫و ما آپارتمان کاستا رو گشتیم.

646
00:29:28,767 --> 00:29:31,052
‫- بعد از اینکه باهات حرف زدیم بهش ایمیل زدی.
‫- عصبانی بودم که سعی کرده بود

647
00:29:31,102 --> 00:29:33,271
‫برام پاپوش درست کنه. معنیش این نیست که
‫داشتم باهاش کار می‌کردم.

648
00:29:33,438 --> 00:29:35,148
‫اینم پیدا کردیم.

649
00:29:35,273 --> 00:29:36,941
‫نامه‌ی اخراجش از آکادمی؟

650
00:29:37,108 --> 00:29:38,610
‫- «روز حساب» دیگه چه کوفتیه؟
‫- نمی‌دونم.

651
00:29:38,651 --> 00:29:40,278
‫و حتی اگه می‌دونستم هم بهتون نمی‌گفتم.

652
00:29:40,403 --> 00:29:43,072
‫من اصلاً علاقه‌ای به
‫کمک کردن به یه نیروی اشغالگر ندارم.

653
00:29:43,990 --> 00:29:45,074
‫- داری باهام شوخی می‌کنی؟
‫- هی.

654
00:29:45,158 --> 00:29:46,735
‫چه حسی بهت دست میده
‫وقتی برای قتل متهمت کنیم؟

655
00:29:46,785 --> 00:29:48,236
‫موفق باشین. ما شاید

656
00:29:48,286 --> 00:29:49,529
‫به چیزای مشترکی باور داشتیم، ولی من هیچی

657
00:29:49,579 --> 00:29:52,123
‫در مورد نقشه‌ی کاستا نمی‌دونستم،
‫و بهش کمک هم نکردم.

658
00:29:52,165 --> 00:29:54,083
‫یه تیکه مدرک هم پیدا نمی‌کنین
‫که خلاف اینو ثابت کنه.

659
00:29:54,167 --> 00:29:55,960
‫چرا داری از کسی محافظت می‌کنی
‫که سعی کرده برات پاپوش درست کنه؟

660
00:29:56,127 --> 00:29:58,630
‫تا جایی که به من مربوطه،
‫پلیس خوب یه پلیس مُرده‌ست.

661
00:29:58,713 --> 00:29:59,748
‫شون.

662
00:29:59,798 --> 00:30:01,166
‫اوه! آروم باش!

663
00:30:01,216 --> 00:30:02,709
‫بهم بگو چی می‌دونی، همین الان!

664
00:30:02,759 --> 00:30:04,344
‫- شون، شون. بی‌خیال.
‫- یالا. یالا.

665
00:30:04,469 --> 00:30:06,638
‫قسم می‌خورم،
‫نمی‌دونستم می‌خواد چیکار کنه.

666
00:30:06,721 --> 00:30:09,140
‫- آروم باش.
‫- نمی‌دونم «روز حساب» یعنی چی.

667
00:30:09,265 --> 00:30:10,717
‫کاستا همیشه می‌گفت

668
00:30:10,767 --> 00:30:12,427
‫یه روزی مردی که زندگیشو خراب کرده می‌کشه.

669
00:30:12,477 --> 00:30:15,688
‫اگه یه حرکت نهایی داشته باشه، همینه.

670
00:30:16,648 --> 00:30:18,233
‫رئیس کسیه که کاستا رو اخراج کرده.

671
00:30:18,274 --> 00:30:20,485
‫- اون زندگیشو خراب کرده.
‫- پس، لانیگان هدف بعدیه‌.

672
00:30:20,568 --> 00:30:23,104
‫داره مراسم اهدای مدال رو
‫ساعت ۲ بعدازظهر برگزار می‌کنه.

673
00:30:23,154 --> 00:30:24,439
‫ریگان.

674
00:30:24,489 --> 00:30:25,607
‫لینا، سارا اونجاست.

675
00:30:25,657 --> 00:30:27,367
‫خب...

676
00:30:27,492 --> 00:30:29,828
‫آقای کاستا، آروم‌تر. چی؟

677
00:30:31,579 --> 00:30:34,449
‫آره. باشه. آقای کاستا بود.

678
00:30:34,499 --> 00:30:38,378
‫پسرش لباس پلیسش رو از توی کمد دزدیده.

679
00:30:38,503 --> 00:30:40,839
‫پس، کاستا توی اون مراسمه،
‫با لباس یه پلیس ویموث؟

680
00:30:40,922 --> 00:30:42,123
‫آره.

681
00:30:42,173 --> 00:30:44,008
‫تا رئیس لانیگان رو بکشه.

682
00:30:44,133 --> 00:30:45,627
‫- گرفتم.
‫- مأمور سوزان نایت.

683
00:30:45,677 --> 00:30:48,596
‫بفرمایید، مأمور نایت.

684
00:30:48,721 --> 00:30:49,798
‫کارت عالی بود.

685
00:30:49,848 --> 00:30:52,684
‫حراست، ضارب اینجاست.

686
00:30:52,725 --> 00:30:54,853
‫اون توی لباس پلیس ویموثه.

687
00:30:55,728 --> 00:30:58,022
‫هدف لانیگانه.

688
00:31:05,530 --> 00:31:08,199
‫تبریک میگم، مأمور.

689
00:31:13,913 --> 00:31:17,709
‫برای شجاعت بی‌نظیر توی انجام وظایفش،

690
00:31:17,834 --> 00:31:21,546
‫مدال افتخار می‌رسه به مأمور سندی ایوانز.

691
00:31:24,048 --> 00:31:25,717
‫رئیس!

692
00:31:29,220 --> 00:31:31,222
‫رئیس! حالت خوبه؟

693
00:31:31,306 --> 00:31:33,266
‫خوبم، خوبم. برو. برو!

694
00:31:36,144 --> 00:31:37,729
‫خوبم.

695
00:32:08,927 --> 00:32:10,211
‫گوش کنین، مأمورها.

696
00:32:10,261 --> 00:32:11,462
‫اون پیاده‌ست و زخمی شده.

697
00:32:11,512 --> 00:32:13,264
‫ما یه محیط ده-بلوکی رو بستیم

698
00:32:13,348 --> 00:32:14,883
‫با یه هشدار موندن توی خونه.

699
00:32:14,933 --> 00:32:17,101
‫یه جستجوی هدفمند و سخت می‌خوام.

700
00:32:17,185 --> 00:32:19,888
‫هر خونه، آپارتمان، زیرزمین، آلونک،
‫هر جایی که بتونه قایم بشه.

701
00:32:19,938 --> 00:32:22,891
‫اونو زنده می‌خوایم.

702
00:32:22,941 --> 00:32:25,109
‫باید به خانواده‌ی استیو جواب پس بده.

703
00:32:37,622 --> 00:32:39,457
‫- ممنون.
‫- ممنون.

704
00:33:01,854 --> 00:33:03,439
‫پاکه.

705
00:34:14,844 --> 00:34:16,429
‫موش‌ها.

706
00:34:18,473 --> 00:34:20,391
‫هی!

707
00:34:22,560 --> 00:34:23,845
‫ریگان.

708
00:34:23,895 --> 00:34:25,096
‫پدرت یه پلیسه.

709
00:34:25,146 --> 00:34:26,731
‫- ریگان!
‫- می‌خوای یه پلیس رو بکشی؟

710
00:34:27,565 --> 00:34:29,942
‫- بیا اینجا! پاشو.
‫- هی، هی، هی.

711
00:34:30,026 --> 00:34:31,611
‫- نه! نه!
‫- این‌طوری نه. این‌طوری نه!

712
00:34:31,652 --> 00:34:33,146
‫این چه فرقی با کاری که تو کردی داره؟

713
00:34:33,196 --> 00:34:34,564
‫- ها؟
‫- یه خط قرمزی هست.

714
00:34:34,614 --> 00:34:35,857
‫خیلی طول کشید تا پیداش کنم.

715
00:34:35,907 --> 00:34:38,951
‫قرار نیست تماشا کنم که ازش رد میشی.

716
00:34:40,161 --> 00:34:41,954
‫از من بهتر باش.

717
00:34:42,872 --> 00:34:45,917
‫برگرد. دستاتو بذار پشتت.

718
00:34:46,042 --> 00:34:47,627
‫بی‌حرکت باش.

719
00:34:50,588 --> 00:34:52,215
‫مال استیوه.

720
00:34:53,091 --> 00:34:54,884
‫بهش احترام بذار.

721
00:35:05,353 --> 00:35:07,438
‫تو به جرم قتل استیو وبستر بازداشتی.

722
00:35:07,522 --> 00:35:09,107
‫حق داری سکوت کنی.

723
00:35:40,972 --> 00:35:42,974
‫آره، خیلی خوشحالم که اعلام کنم

724
00:35:43,057 --> 00:35:46,594
‫که هر دو نوجوون دستگیر شده
‫برای سرقت بیدی دویل

725
00:35:46,644 --> 00:35:48,096
‫به جرم قتل متهم شدن.

726
00:35:48,146 --> 00:35:51,149
‫و هر دو توی دادگاه بزرگسالان محاکمه میشن.

727
00:35:51,274 --> 00:35:54,652
‫من فقط...
‫امیدوارم این یه آرامش خاطری بیاره...

728
00:35:54,819 --> 00:35:57,947
‫نتونستم کاملاً سر دربیارم.

729
00:35:58,698 --> 00:36:01,442
‫بهت گفتم متهم کوچیکتر رو
‫توی کانون اصلاح و تربیت نگه دار.

730
00:36:01,492 --> 00:36:03,995
‫چرا باید مستقیم و علنی
‫از من نافرمانی کنی؟

731
00:36:04,078 --> 00:36:07,331
‫چون از دیدن اینکه
‫داری این دفتر رو تغییر میدی خسته شدم.

732
00:36:07,456 --> 00:36:10,668
‫ما قبلاً دنبال اشد مجازات بودیم، مِی.

733
00:36:10,751 --> 00:36:11,869
‫وثیقه‌ی سنگین، اتهامات سنگین.

734
00:36:11,919 --> 00:36:13,671
‫الان نمی‌دونم ما برای چی وایسادیم.

735
00:36:13,796 --> 00:36:15,081
‫برای همینه که با من مخالفی،

736
00:36:15,131 --> 00:36:16,757
‫ولی دلیل نافرمانی امروزت نیست.

737
00:36:16,841 --> 00:36:18,843
‫ببین، اگه می‌خوای اخراجم کنی، بفرما.

738
00:36:19,010 --> 00:36:20,595
‫همینه.

739
00:36:20,928 --> 00:36:22,171
‫داری برای دادستانی نامزد میشی.

740
00:36:22,221 --> 00:36:23,548
‫بررسیش کردم.
‫داری حمایت جمع می‌کنی

741
00:36:23,598 --> 00:36:25,133
‫از کسایی که می‌خوان من برم.

742
00:36:25,183 --> 00:36:26,300
‫اینو برنامه‌ریزی کرده بودی.

743
00:36:26,350 --> 00:36:30,354
‫می‌خوای اخراجت کنم تا بتونی درموردم بگی
‫«جرم و جنایت رو ساده می‌گیره».

744
00:36:30,438 --> 00:36:32,565
‫اگه بهت بیاد.

745
00:36:33,274 --> 00:36:35,643
‫تو یه مرتجعی، تاد.

746
00:36:35,693 --> 00:36:38,196
‫اگه انتخاب بشی، این دفتر رو

747
00:36:38,362 --> 00:36:39,856
‫برمی‌گردونی به قرون وسطی،

748
00:36:39,906 --> 00:36:41,866
‫و من نمیذارم این اتفاق بیفته.

749
00:36:47,663 --> 00:36:49,373
‫پس فکر کنم این یه جنگه.

750
00:36:49,415 --> 00:36:51,083
‫بیا جلو.

751
00:36:58,216 --> 00:36:59,383
‫مِی.

752
00:36:59,467 --> 00:37:00,960
‫اخراجش نکن.

753
00:37:01,010 --> 00:37:03,221
‫بفرستش دادگاه جرایم خرد.

754
00:37:27,453 --> 00:37:30,122
‫تمام واحدها،
‫خط رو برای تماس نهایی آزاد کنین.

755
00:37:30,206 --> 00:37:33,626
‫مرکز، مأمور ۷۵۹۲۱ رو پیج می‌کنه.

756
00:37:33,751 --> 00:37:37,838
‫مأمور ۷۵۹۲۱، لطفاً جواب بده.

757
00:37:37,922 --> 00:37:40,841
‫این تماس نهایی
‫برای مأمور استیو وبستره،

758
00:37:40,925 --> 00:37:43,711
‫نشان ۷۵۹۲۱.

759
00:37:43,761 --> 00:37:45,930
‫شیفت مأمور استیو وبستر تموم شده،

760
00:37:46,013 --> 00:37:49,383
‫۲۷ آوریل ۲۰۲۶.

761
00:37:49,433 --> 00:37:51,010
‫اون برای آخرین بار رفته خونه.

762
00:37:51,060 --> 00:37:53,062
‫ممنون، مأمور وبستر.

763
00:37:53,145 --> 00:37:55,439
‫ما از اینجا به بعد حواسمون هست.

764
00:38:03,114 --> 00:38:04,824
‫گارد احترام.

765
00:38:04,949 --> 00:38:06,575
‫اسلحه‌ها، روی شانه.

766
00:38:07,451 --> 00:38:09,078
‫هدف.

767
00:38:10,454 --> 00:38:11,580
‫آتش.

768
00:38:14,834 --> 00:38:15,793
‫پر کنین.

769
00:38:17,253 --> 00:38:18,671
‫هدف.

770
00:38:18,963 --> 00:38:20,965
‫آتش.

771
00:38:21,048 --> 00:38:22,250
‫پر کنین.

772
00:38:22,300 --> 00:38:23,926
‫هدف.

773
00:38:23,968 --> 00:38:25,636
‫آتش.

774
00:38:25,761 --> 00:38:29,140
‫گارد احترام، پیش‌فنگ.

775
00:38:45,114 --> 00:38:47,325
‫مأمور یولانده.

776
00:38:47,408 --> 00:38:49,702
‫تمام گزارش‌های حادثه رو بررسی کردم.

777
00:38:51,037 --> 00:38:52,830
‫دارم اسمتو برای مدال افتخار رد می‌کنم.

778
00:38:54,582 --> 00:38:56,167
‫آفرین.

779
00:38:56,208 --> 00:38:58,502
‫ممنون، قربان.

780
00:38:59,337 --> 00:39:00,788
‫این خبر خیلی خوبیه.

781
00:39:00,838 --> 00:39:02,673
‫و ممنون برای هر کاری که برای استیو کردی.

782
00:39:02,757 --> 00:39:04,425
‫و من.

783
00:39:06,844 --> 00:39:08,429
‫بیا اینجا.

784
00:39:15,102 --> 00:39:17,855
‫آدمای خودمون
‫از دستگیر کردن آدمای بد مهم‌ترن.

785
00:39:19,190 --> 00:39:21,609
‫ممنون که اینو بهم یادآوری کردی.

786
00:39:21,734 --> 00:39:24,528
‫شما هم همین کار رو می‌کردین، قربان.

787
00:39:29,658 --> 00:39:31,243
‫موفق باشی.

788
00:39:37,750 --> 00:39:39,377
‫هی.

789
00:39:39,460 --> 00:39:42,046
‫اتفاقی که افتاد تقصیر تو نبود.

790
00:39:42,755 --> 00:39:45,758
‫استیو اگه بود
‫بدش می‌اومد که با خودت این‌طوری کنی.

791
00:39:46,926 --> 00:39:48,552
‫بیا اینجا.

792
00:39:54,141 --> 00:39:56,394
‫تو توی این قضیه نقشی داشتی؟

793
00:39:56,519 --> 00:39:57,845
‫به نتیجه رسیدن مهمه.

794
00:39:57,895 --> 00:40:00,564
‫وگرنه، تمام عمرت رو
‫تو فکر می‌گذرونی.

795
00:40:00,731 --> 00:40:03,267
‫مراسم‌های خاکسپاری یه جوری‌ان که
‫دیدگاه آدمو درست می‌کنن، مگه نه؟

796
00:40:03,317 --> 00:40:04,902
‫آره، همین‌طوره.

797
00:40:05,694 --> 00:40:07,279
‫حرف از به نتیجه رسیدن شد،

798
00:40:07,321 --> 00:40:09,156
‫تصمیم گرفتی با پدرت حرف بزنی یا نه؟

799
00:40:10,074 --> 00:40:12,526
‫می‌دونی، نیتن کاستا حس می‌کرد هویتش

800
00:40:12,576 --> 00:40:14,203
‫توی پلیس بودن خلاصه شده.

801
00:40:15,079 --> 00:40:17,790
‫وقتی نابود شد، نمی‌دونست کیه.

802
00:40:18,833 --> 00:40:20,701
‫من بقیه‌ی زندگیمو

803
00:40:20,751 --> 00:40:22,586
‫با این فکر که واقعاً کی هستم نمی‌گذرونم.

804
00:40:22,670 --> 00:40:24,463
‫پس انگار جوابت آره ست.

805
00:40:24,588 --> 00:40:26,340
‫اینه که...

806
00:40:26,424 --> 00:40:30,261
‫«دیگه نمیذارم بقیه برام تصمیم بگیرن.»

807
00:40:31,762 --> 00:40:34,306
‫همون‌طور که گفتم.
‫به نتیجه رسیدن.

808
00:40:48,571 --> 00:40:49,897
‫کسی می‌دونه لینا کجاست؟

809
00:40:49,947 --> 00:40:52,783
‫فکر کنم به یه کم زمان
‫برای خودش نیاز داشت.

810
00:40:53,951 --> 00:40:54,944
‫حالش خوبه؟

811
00:40:54,994 --> 00:40:56,620
‫اون خوبه.

812
00:40:59,790 --> 00:41:00,749
‫بیاین دعا کنیم.

813
00:41:01,459 --> 00:41:02,076
‫پدر آسمانی،

814
00:41:02,126 --> 00:41:05,671
‫ازت می‌خوایم که
‫به استیو وبستر آرامش عطا کنی.

815
00:41:05,796 --> 00:41:08,966
‫و لطفاً، با کسایی که
‫پشت سر گذاشته قدم بردار.

816
00:41:09,091 --> 00:41:11,085
‫بهشون قدرت و آرامش بده.

817
00:41:11,135 --> 00:41:13,888
‫بذار عشقت رو اطرافشون حس کنن.

818
00:41:13,971 --> 00:41:16,223
‫- آمین.
‫- آمین.

819
00:41:16,348 --> 00:41:18,350
‫کشیش، مِی.

820
00:41:18,434 --> 00:41:20,853
‫اگه میشه فقط یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟

821
00:41:21,979 --> 00:41:24,064
‫وقتی تازه وارد این شغل میشیم،

822
00:41:24,148 --> 00:41:27,067
‫همیشه فکر می‌کنیم
‫با گذشت زمان آسون‌تر میشه.

823
00:41:27,151 --> 00:41:29,103
‫بعد یه پلیس آسیب می‌بینه.

824
00:41:29,153 --> 00:41:33,324
‫بین عذاب وجدان و شرم و ترس
‫از اینکه ممکنه نفر بعدی باشیم،

825
00:41:33,407 --> 00:41:35,951
‫می‌فهمیم آسون‌تر نمیشه،
‫فقط سخت‌تر میشه.

826
00:41:36,035 --> 00:41:39,113
‫بعضی وقتا،
‫بهترین راه برای کنار اومدن باهاش

827
00:41:39,163 --> 00:41:41,499
‫اینه‌ که احساساتت رو خاموش کنی.

828
00:41:42,333 --> 00:41:44,168
‫ولی مشکلش اینه که

829
00:41:44,251 --> 00:41:48,714
‫کم‌کم خودت شبیه همون هیولاهایی میشی
‫که داریم شکارشون می‌کنیم.

830
00:41:50,466 --> 00:41:53,093
‫یه راهی برای عبور ازش هست، و اونم اینه که

831
00:41:53,177 --> 00:41:55,387
‫به همدیگه تکیه کنیم.

832
00:41:56,180 --> 00:42:00,434
‫به عنوان دوست،
‫به عنوان همکار و به عنوان خانواده.

833
00:42:00,518 --> 00:42:02,686
‫و کاری رو بکنیم که کشیش بهم یادآوری کرد.

834
00:42:03,854 --> 00:42:05,439
‫گوش بدیم.

835
00:42:08,025 --> 00:42:10,194
‫به افتخار خانواده.

836
00:42:10,277 --> 00:42:12,905
‫مخصوصاً اونایی که سر این میزن.

837
00:42:13,656 --> 00:42:15,908
‫- به افتخار خانواده.
‫- به افتخار خانواده.

838
00:42:30,005 --> 00:42:32,216
‫سلام، شما کریس ویلیامز هستین؟

839
00:42:34,969 --> 00:42:36,971
‫من لینا سیلورم.

840
00:42:37,888 --> 00:42:39,306
‫دخترتون.