1
00:00:08,508 --> 00:00:11,219
‫ممنون از همه‌ی مأمورهایی که

2
00:00:11,344 --> 00:00:13,430
‫توی جلسه‌ی دیشب کامپستت محلی شرکت کردن.

3
00:00:13,513 --> 00:00:15,098
‫و یه چیز دیگه،

4
00:00:18,643 --> 00:00:22,564
‫امروز انتقال رسمی یه کارآگاه تکمیل میشه،

5
00:00:22,731 --> 00:00:26,067
‫که کارنامه‌ی افسانه‌ایش
‫فقط یه چیز کم داره،

6
00:00:26,192 --> 00:00:28,528
‫گشت‌زنی در اداره پلیس بوستون.

7
00:00:36,619 --> 00:00:38,246
‫بد نیست، ریگان.

8
00:00:38,371 --> 00:00:39,873
‫اصلاً بد نیست.

9
00:00:40,457 --> 00:00:41,958
‫کارآگاه دنی ریگان،

10
00:00:42,083 --> 00:00:45,003
‫توی واحد جیک-۱۰۱ باهامون همراه میشی.

11
00:00:45,170 --> 00:00:47,714
‫مأمور شون ریگان، مسیر امروز رو می‌شناسی.

12
00:00:47,797 --> 00:00:49,758
‫به دنی کارها رو یاد بده، باشه؟

13
00:00:50,675 --> 00:00:52,127
‫مراقب همدیگه باشین،

14
00:00:52,177 --> 00:00:53,586
‫و مراقب شهر بوستون باشین.

15
00:00:53,636 --> 00:00:55,138
‫مرخصید.

16
00:00:57,807 --> 00:01:00,018
‫بی‌دلیل نمیگم،
‫ولی اصلاً یادم نمیاد که

17
00:01:00,143 --> 00:01:02,562
‫مقامات بالا توی نیویورک
‫حضور و غیاب کرده باشن.

18
00:01:02,687 --> 00:01:05,356
‫چیه؟ دوست دارم توی سطح پایین هم
‫در جریان باشم.

19
00:01:05,482 --> 00:01:06,983
‫فقط برای اینکه روشن بشه،
‫امروز نیازی نیست

20
00:01:07,067 --> 00:01:08,943
‫درجه‌ی کارآگاهیش رو در نظر بگیرم؟
‫اصلاً؟

21
00:01:09,069 --> 00:01:11,404
‫اوه، عاقل‌تر از اینم که
‫به دو تا ریگان بگم کی رئیسه.

22
00:01:11,571 --> 00:01:13,073
‫اون قسمتش رو
‫بین خودمون حل می‌کنیم.

23
00:01:13,114 --> 00:01:14,657
‫ولی جداً، ممنون که اونجا

24
00:01:14,783 --> 00:01:16,192
‫زیاد شلوغش نکردی.

25
00:01:16,242 --> 00:01:17,318
‫خیلی برام ارزش داره.

26
00:01:17,368 --> 00:01:18,870
‫- البته.
‫- آره.

27
00:01:19,037 --> 00:01:21,081
‫حالا لبخند بزن!

28
00:01:21,164 --> 00:01:22,791
‫بگو «بین‌تاون».

29
00:01:22,999 --> 00:01:24,709
‫- ممنون، همکار. ممنون.
‫- بین‌تاون.

30
00:01:24,834 --> 00:01:26,753
‫یه روزی این عکس‌ها رو می‌خوای.

31
00:01:26,878 --> 00:01:28,379
‫- راستش همین الان می‌خوامشون.
‫- آره.

32
00:01:28,421 --> 00:01:29,706
‫- میشه برام بفرستی؟
‫- الان می‌فرستم.

33
00:01:29,756 --> 00:01:31,257
‫صبر کن، مگه قرار نبود صورتت رو اصلاح کنی؟

34
00:01:31,341 --> 00:01:33,551
‫من؟ نه، راستش، یه گواهی از یه دکتر دارم.

35
00:01:33,676 --> 00:01:35,086
‫- نه، نداری.
‫- داره.

36
00:01:35,136 --> 00:01:37,138
‫- روی میزمه.
‫- آره.

37
00:01:37,263 --> 00:01:39,099
‫هنوز یه چیزهایی از قدیم یادمه.

38
00:01:39,182 --> 00:01:40,508
‫یه لحظه وقت داری؟

39
00:01:40,558 --> 00:01:41,760
‫البته.

40
00:01:41,810 --> 00:01:43,311
‫- اینو ببین.
‫- بله.

41
00:01:43,478 --> 00:01:44,979
‫امروز بدون من
‫توی گشت مشکلی نداری، همکار؟

42
00:01:45,063 --> 00:01:46,514
‫اوه، نمی‌دونم. شرلوک توی خیابون‌ها

43
00:01:46,564 --> 00:01:48,016
‫- بدون بتمن؟
‫- می‌دونم.

44
00:01:48,066 --> 00:01:50,068
‫برات سخت میشه.

45
00:01:50,193 --> 00:01:51,694
‫هنوز برنامه‌ت اینه که بری پدرت رو ببینی؟

46
00:01:51,820 --> 00:01:55,156
‫آره. بعدازظهر، بعد از شیفتم.

47
00:01:55,281 --> 00:01:56,783
‫ببین، اگه بخوای، می‌تونم باهات بیام.

48
00:01:56,908 --> 00:01:59,244
‫می‌دونی، برای حمایت روحی.

49
00:01:59,410 --> 00:02:01,079
‫می‌دونم قرار نیست آسون باشه.

50
00:02:01,204 --> 00:02:02,655
‫حس می‌کنم این کاریه که
‫باید تنهایی انجامش بدم، می‌دونی؟

51
00:02:02,705 --> 00:02:04,115
‫- باشه.
‫- از پسش برمیام.

52
00:02:04,165 --> 00:02:06,251
‫می‌دونم که برمیای.

53
00:02:06,334 --> 00:02:08,253
‫نمی‌دونم شما توی میدان شرودر چیکار می‌کنین،

54
00:02:08,378 --> 00:02:09,879
‫ولی اینجا،
‫وقتی حضور و غیاب تموم میشه،

55
00:02:10,088 --> 00:02:11,589
‫معمولاً توی مسیر گشت می‌زنیم.

56
00:02:11,631 --> 00:02:13,216
‫- باشه.
‫- وای.

57
00:02:13,341 --> 00:02:14,167
‫وای.

58
00:02:14,217 --> 00:02:15,718
‫باید جالب باشه.

59
00:02:24,018 --> 00:02:25,428
‫خب، چند هفته پیش،

60
00:02:25,478 --> 00:02:27,522
‫مادرت به ینسی ویمز اجازه داد

61
00:02:27,647 --> 00:02:30,108
‫تا با دستگاه شنود از یه عضو باند
‫به اسم اریک هارپر اعتراف بگیره.

62
00:02:30,233 --> 00:02:32,068
‫- ینسی نزدیک بود بمیره.
‫- آره.

63
00:02:32,152 --> 00:02:34,612
‫و هارپر برای کم کردن حبسش،
‫بهمون اطلاعاتی داد،

64
00:02:34,696 --> 00:02:37,282
‫در مورد ورود قاچاقی اجناس به زندان‌ها.

65
00:02:37,448 --> 00:02:38,950
‫- مواد؟
‫- و بیشتر.

66
00:02:39,075 --> 00:02:41,077
‫نوشیدنی، موبایل،

67
00:02:41,202 --> 00:02:44,038
‫و حتی همراه برای ملاقات‌های تأیید نشده.

68
00:02:44,122 --> 00:02:45,915
‫جالبه.
‫با رئیس زندان دیویس حرف زدی؟

69
00:02:46,082 --> 00:02:48,418
‫نه. هارپر ادعا می‌کنه نگهبان‌ها هم درگیرن،

70
00:02:48,543 --> 00:02:51,921
‫پس معلوم نیست تا کجا پیش میره
‫یا به کی می‌تونیم اعتماد کنیم.

71
00:02:52,088 --> 00:02:53,673
‫این فراتر از مواد مخدره،

72
00:02:53,840 --> 00:02:57,802
‫پس امیدوار بودم
‫کمک واحد جرایم عمده رو تأیید کنی؟

73
00:02:57,886 --> 00:02:59,387
‫احتمالاً نمی‌دونی که

74
00:02:59,470 --> 00:03:02,265
‫لینا امروز تنها گشت می‌زنه، نه؟

75
00:03:02,390 --> 00:03:04,726
‫- آره خانم، می‌دونم.
‫- تأیید شد.

76
00:03:05,852 --> 00:03:07,095
‫چیز دیگه‌ای هست؟

77
00:03:07,145 --> 00:03:08,980
‫آره...

78
00:03:09,939 --> 00:03:12,442
‫حدود هشت ماه پیش،

79
00:03:12,525 --> 00:03:15,445
‫توی استخدام آزاد اداره مبارزه با مواد مخدر
‫شرکت کردم.

80
00:03:15,570 --> 00:03:18,698
‫تست فیزیکی رو پاس کردم،
‫مصاحبه‌ها رو انجام دادم، ولی...

81
00:03:18,823 --> 00:03:21,743
‫هیچ خبری نشد،
‫پس فکر کردم قبول نشدم

82
00:03:21,868 --> 00:03:24,162
‫یا اینکه زحمت تماس گرفتن رو
‫به خودشون ندادن.

83
00:03:26,497 --> 00:03:28,625
‫اینو دیروز گرفتم.

84
00:03:28,750 --> 00:03:30,251
‫یه پیشنهاد کاریه.

85
00:03:30,293 --> 00:03:32,462
‫این افتخار بزرگیه.

86
00:03:33,504 --> 00:03:34,873
‫و کاملاً حقته.

87
00:03:34,923 --> 00:03:36,549
‫محل کار توی واشنگتنه.

88
00:03:38,301 --> 00:03:39,969
‫می‌خوای قبولش کنی؟

89
00:03:41,095 --> 00:03:43,389
‫اداره مبارزه با مواد مخدر
‫همیشه رؤیای من بوده،

90
00:03:43,556 --> 00:03:46,309
‫از وقتی که بچه بودم و
‫اون فیلم پوشش عمیق رو دیدم.

91
00:03:46,434 --> 00:03:48,561
‫خیلی حرف پلیسی‌ای زدی.

92
00:03:48,728 --> 00:03:50,521
‫- لینا می‌دونه؟
‫- نه.

93
00:03:50,688 --> 00:03:52,440
‫و من واقعاً این کار رو می‌خوام.

94
00:03:52,565 --> 00:03:54,943
‫فقط، نمی‌خوام
‫همه‌چی رو بین خودمون خراب کنم.

95
00:03:55,109 --> 00:03:56,311
‫و امشب قراره پدرش رو ببینه،

96
00:03:56,361 --> 00:03:57,862
‫پس فکر می‌کنم زمان بدیه که بهش بگم

97
00:03:57,946 --> 00:04:00,281
‫می‌خوام رابطه‌مون از راه دور باشه.

98
00:04:00,406 --> 00:04:02,200
‫بیشتر احساسات الانِ لینا

99
00:04:02,325 --> 00:04:04,118
‫به خاطر اینه که توی تاریکی نگه داشته شده.

100
00:04:04,244 --> 00:04:07,705
‫مخفی کردن این فقط بدترش می‌کنه.

101
00:04:07,830 --> 00:04:09,332
‫بله، خانم.

102
00:04:10,541 --> 00:04:12,043
‫و راجرز؟

103
00:04:13,336 --> 00:04:14,621
‫تبریک میگم.

104
00:04:14,671 --> 00:04:16,464
‫ممنون.

105
00:04:20,176 --> 00:04:21,970
‫من اولین نفری بودم که به صحنه رسیدم.

106
00:04:22,136 --> 00:04:24,973
‫وقتی رسیدم، یه مرد بی‌خانمان رو دیدم
‫که نزدیک یه یخدان قایم شده بود.

107
00:04:25,139 --> 00:04:27,016
‫هیچ اثری از مظنون نبود،

108
00:04:27,141 --> 00:04:28,468
‫- ولی یه قتل اتفاق افتاده بود.
‫- اعتراض دارم.

109
00:04:28,518 --> 00:04:29,761
‫شاهد داره نظرش رو میده.

110
00:04:29,811 --> 00:04:31,396
‫نظر؟ یه قتل اتفاق افتاده بود.

111
00:04:31,521 --> 00:04:33,564
‫ولی موقع رسیدنت،
‫یه حادثه‌ی مشکوک به قتل بود.

112
00:04:33,690 --> 00:04:35,099
‫مامان...

113
00:04:35,149 --> 00:04:36,734
‫توی اداره بهم نگو «مامان».

114
00:04:36,859 --> 00:04:38,653
‫این یه تمرین رسمی برای اولین شهادتته.

115
00:04:38,778 --> 00:04:39,938
‫باید جدی بگیریش.

116
00:04:39,988 --> 00:04:41,022
‫دفاعیه سعی می‌کنه

117
00:04:41,072 --> 00:04:42,657
‫توی داستانت سوراخ پیدا کنه.

118
00:04:42,782 --> 00:04:44,659
‫بیا روی شاهد تمرکز کنیم...
‫صندوق‌دار، آقای فوئنتس.

119
00:04:44,784 --> 00:04:47,787
‫باشه. وقتی رسیدم،
‫اعلام کردم که از اداره‌ی پلیس‌ام،

120
00:04:47,954 --> 00:04:50,540
‫و شنیدم که از دفتر پشتی صدام کرد.

121
00:04:50,665 --> 00:04:52,917
‫از دفتر پشتی و نه از پیشخوان؟

122
00:04:53,001 --> 00:04:55,253
‫- نه.
‫- اینو توی گزارش حادثه نگفتی.

123
00:04:55,378 --> 00:04:56,454
‫مشکلیه؟

124
00:04:56,504 --> 00:04:57,872
‫مشکل بزرگیه.

125
00:04:57,922 --> 00:04:59,507
‫شاهد اصلی من
‫نمی‌تونه سارق رو دقیق شناسایی کنه

126
00:04:59,632 --> 00:05:01,968
‫اگه همون‌طور که ادعا کرده
‫جلوی پیشخوان نبوده باشه.

127
00:05:02,051 --> 00:05:03,845
‫- ولی ما آدم درست رو گرفتیم.
‫- مهم نیست

128
00:05:03,970 --> 00:05:06,306
‫اگه تو و شاهد
‫توی جایگاه چیزهای مختلفی بگین.

129
00:05:06,389 --> 00:05:07,932
‫قرار بود این یه پرونده‌ی راحت باشه.

130
00:05:08,016 --> 00:05:09,133
‫اگه اتهامات رو پس بگیریم،

131
00:05:09,183 --> 00:05:10,727
‫مطبوعات میگن جلوی جرم کوتاه اومدی.

132
00:05:10,852 --> 00:05:12,353
‫باید کم‌کم برای انتخابات آماده بشی.

133
00:05:12,437 --> 00:05:15,440
‫می‌دونم. می‌دونم تد لانگ‌فلو

134
00:05:15,523 --> 00:05:18,026
‫فقط منتظره تا اعلام نامزدی کنه.

135
00:05:18,234 --> 00:05:19,519
‫همه‌ی دستیارهای دادستان رو جمع کن.

136
00:05:19,569 --> 00:05:21,070
‫باید یه نقشه‌ی جدید بکشیم.

137
00:05:21,112 --> 00:05:22,313
‫متأسفم.

138
00:05:22,363 --> 00:05:23,398
‫نه، نیازی به عذرخواهی نیست.

139
00:05:23,448 --> 00:05:24,774
‫برای همینه که تمرین می‌کنیم.

140
00:05:24,824 --> 00:05:26,743
‫از اول شروع می‌کنیم، چارلی.

141
00:05:27,327 --> 00:05:28,236
‫آره.

142
00:05:28,286 --> 00:05:29,362
‫فقط چند تا راه محدود برای

143
00:05:29,412 --> 00:05:31,748
‫قاچاق وسایل به زندان وجود داره.

144
00:05:31,873 --> 00:05:34,083
‫درسته. خدماتی که
‫نیاز به تأمین از بیرون دارن،

145
00:05:34,292 --> 00:05:36,919
‫کافه‌تریا، خشک‌شویی، فروشگاه کارمندان.

146
00:05:37,045 --> 00:05:39,714
‫خب، با نگهبان‌هایی که پاشون گیره حرف زدی؟

147
00:05:39,839 --> 00:05:41,249
‫همه‌شون تحت حمایت اتحادیه هستن،

148
00:05:41,299 --> 00:05:42,750
‫- پس نمی‌تونیم بهشون برسیم.
‫- باشه.

149
00:05:42,800 --> 00:05:44,210
‫خب، زندانی‌هایی که
‫اون کارها رو می‌کنن چطور؟

150
00:05:44,260 --> 00:05:45,628
‫اونم امتحان کردیم.

151
00:05:45,678 --> 00:05:47,638
‫آدمای سرسختی که حبس‌های سنگین دارن.

152
00:05:47,805 --> 00:05:50,308
‫اگه بفهمیم کی وسایل رو

153
00:05:50,433 --> 00:05:51,634
‫- به زندان قاچاق می‌کنه، اون‌وقت...
‫- آره، باعث میشه

154
00:05:51,684 --> 00:05:52,802
‫ارسال مواد و دخترها و

155
00:05:52,852 --> 00:05:54,095
‫هر چیز دیگه‌ای که درگیرشن قطع بشه،

156
00:05:54,145 --> 00:05:55,897
‫پس هیچ‌کس حرف نمی‌زنه.

157
00:05:56,022 --> 00:05:58,358
‫پس این لیست زندانی‌ها بی‌فایده‌ست.

158
00:06:00,318 --> 00:06:01,728
‫- هی، لی، یه چیزی...
‫- صبر کن،

159
00:06:01,778 --> 00:06:03,696
‫خب، زندان قرار بوده جای بازپروری باشه.

160
00:06:03,863 --> 00:06:05,615
‫درسته؟
‫ولی اگه بتونیم کسی رو پیدا کنیم

161
00:06:05,740 --> 00:06:07,450
‫که واقعاً روش تأثیر گذاشته باشه چی؟

162
00:06:07,575 --> 00:06:10,078
‫کسی که آزاد شده، و حاضره کمکمون کنه

163
00:06:10,244 --> 00:06:11,746
‫تا مسیر قاچاق رو ببندیم؟

164
00:06:11,788 --> 00:06:15,375
‫فقط از روی خوبیِ
‫قلب تازه بازپروری‌شده‌شون؟

165
00:06:15,541 --> 00:06:17,418
‫یه حد وسطی بین جمعیت عمومی زندان

166
00:06:17,502 --> 00:06:19,462
‫و آدمایی که
‫توی خیابون‌های بوستون راه میرن هست.

167
00:06:19,587 --> 00:06:20,580
‫آزادی مشروط.

168
00:06:20,630 --> 00:06:22,040
‫آره.

169
00:06:22,090 --> 00:06:23,841
‫به مرکز اعلام کن.

170
00:06:25,593 --> 00:06:29,597
‫۱۲-جیک-۱۰۱، در حال بررسی سرقت
‫در پلاک ۷۹ خیابان گرنت هستیم.

171
00:06:29,680 --> 00:06:31,641
‫دریافت شد، جیک-۱۰۱.

172
00:06:31,766 --> 00:06:33,267
‫اونو می‌بینی؟

173
00:06:34,060 --> 00:06:35,895
‫انگار قفل و زنجیر رو شکستن.

174
00:06:36,437 --> 00:06:38,523
‫نقطه‌ی ورود احتمالی، بررسی بیشتر.

175
00:06:38,648 --> 00:06:39,891
‫دریافت شد، جیک-۱۰۱.

176
00:06:39,941 --> 00:06:41,651
‫با احتیاط جلو برین.

177
00:06:49,075 --> 00:06:50,701
‫همه‌ش رو بردار!
‫همه‌ش رو بردار!

178
00:06:50,827 --> 00:06:52,236
‫همه‌ش رو بردار.

179
00:06:52,286 --> 00:06:53,404
‫بطری‌ها رو هم بردار.

180
00:06:53,454 --> 00:06:55,039
‫مطمئن شو همه‌ش رو برداشتی.

181
00:06:55,164 --> 00:06:56,749
‫خالیش کن!

182
00:06:56,833 --> 00:06:58,876
‫یالا.

183
00:06:59,001 --> 00:07:00,628
‫دو تا مظنون، یکی مسلح.

184
00:07:00,753 --> 00:07:02,255
‫آماده‌ای؟

185
00:07:02,296 --> 00:07:03,798
‫هی، هی. صبر کن، تازه‌کار.

186
00:07:04,340 --> 00:07:06,592
‫عقب‌نشینی می‌کنیم، نیروی کمکی
‫درخواست میدیم، بیرون منتظر می‌مونیم.

187
00:07:06,717 --> 00:07:08,127
‫مطمئن میشیم که فرار نکنن.

188
00:07:08,177 --> 00:07:09,804
‫باشه، خیلی خب. به مرکز اعلام کن.

189
00:07:09,929 --> 00:07:11,005
‫۱۲-جیک-۱۰۱،
‫درخواست نیروی کمکی فوری

190
00:07:11,055 --> 00:07:12,598
‫به پلاک ۷۹ خیابان گرنت.

191
00:07:12,723 --> 00:07:14,559
‫- گاوصندوق کجاست؟
‫- باشه، لطفاً،

192
00:07:14,684 --> 00:07:16,936
‫- لطفاً بهم آسیب نزن.
‫- بی‌خیالش. مظنون در خطر فوری.

193
00:07:17,103 --> 00:07:19,689
‫- الان درگیر میشیم؟
‫- الان درگیر میشیم.

194
00:07:19,814 --> 00:07:21,315
‫- پلیس بوستون!
‫- اداره پلیس! دست‌ها بالا!

195
00:07:34,745 --> 00:07:36,747
‫دو نفر از سرقت.

196
00:07:37,665 --> 00:07:39,292
‫همون‌جا وایسا.

197
00:07:39,417 --> 00:07:41,294
‫یه تفنگ لوله‌کوتاه،
‫دو تا پایپ شیشه‌ای،

198
00:07:41,419 --> 00:07:44,005
‫سه تا کیسه مت‌آمفتامین،
‫از شیر مرغ تا جون آدمیزاد.

199
00:07:44,172 --> 00:07:45,840
‫نمی‌خواستم به کسی آسیب بزنم.

200
00:07:46,007 --> 00:07:47,750
‫- آره، خب، زدی.
‫- اینو به مأمور ثبت بگو.

201
00:07:47,800 --> 00:07:49,302
‫کارمون باهاتون تموم شد.

202
00:07:51,220 --> 00:07:52,296
‫می‌دونی، باید می‌دونستم که

203
00:07:52,346 --> 00:07:53,973
‫نباید انتظار یه گشت راحت رو داشته باشم.

204
00:07:54,098 --> 00:07:55,600
‫چیه، همیشه اول هر شیفتت

205
00:07:55,766 --> 00:07:56,926
‫به معتادهای شیشه
‫که می‌خوان کلاب‌ها رو بزنن

206
00:07:56,976 --> 00:07:58,261
‫برنمی‌خوری؟

207
00:07:58,311 --> 00:08:00,855
‫فکر کنم خیابون‌ها دارن آروم میشن.

208
00:08:01,022 --> 00:08:02,598
‫- زمان من...
‫- وقتی که نیویورک

209
00:08:02,648 --> 00:08:04,275
‫مجرم‌هاش از شهروندهاش بیشتر بود

210
00:08:04,400 --> 00:08:06,152
‫و باید توی سربالایی گشت می‌زدی...

211
00:08:06,277 --> 00:08:07,778
‫- آره.
‫- اونم دو طرفه.

212
00:08:07,862 --> 00:08:09,447
‫- آره. همون روزهای خوب قدیم.
‫- آره.

213
00:08:10,448 --> 00:08:12,408
‫«قدیم» درسته. از وقتی که

214
00:08:12,575 --> 00:08:14,076
‫- دبیرستان رو تموم کردی پلیس بودی.
‫- آره.

215
00:08:14,160 --> 00:08:16,078
‫غیررسمی، قبل از اون،

216
00:08:16,204 --> 00:08:17,280
‫می‌دونی، وقتی سه سالم بود،

217
00:08:17,330 --> 00:08:19,081
‫می‌خواستم برای هالووین آتش‌نشان بشم.

218
00:08:19,248 --> 00:08:22,919
‫و پدربزرگت گفت،
‫«هیچ ریگانی هرگز آتش‌نشان نمیشه.»

219
00:08:23,044 --> 00:08:26,172
‫به جاش اون هالووین
‫یه لباس پلیس تنم کرد.

220
00:08:26,255 --> 00:08:28,841
‫فکر نکنم تا وقتی کارآگاه شدم
‫اون لباس رو درآورده باشم.

221
00:08:29,008 --> 00:08:30,376
‫همیشه می‌خواستم

222
00:08:30,426 --> 00:08:32,428
‫پا جای پای پدربزرگت بذارم.

223
00:08:32,512 --> 00:08:34,430
‫من همیشه حس برعکسی داشتم،

224
00:08:34,555 --> 00:08:37,308
‫می‌خواستم تا جایی که می‌تونم
‫از شغل خانوادگی دور بشم.

225
00:08:37,475 --> 00:08:39,685
‫- می‌دونم.
‫- یادت میاد اون پرتره‌ی خانوادگی رو کشیدم؟

226
00:08:39,810 --> 00:08:41,646
‫همونی که همه‌ی ریگان‌ها ابرقهرمان بودن،

227
00:08:41,771 --> 00:08:44,690
‫و خودتو توی نقاشی نکشیدی؟

228
00:08:44,815 --> 00:08:47,318
‫- فکر کنم می‌ترسیدم.
‫- از چی؟

229
00:08:47,485 --> 00:08:51,030
‫که توی این کار خوب نباشم،
‫یا بدتر، می‌دونی...

230
00:08:51,113 --> 00:08:52,273
‫از شغل خوشت نیاد؟

231
00:08:52,323 --> 00:08:53,950
‫می‌فهمم.

232
00:08:54,116 --> 00:08:56,661
‫خیلی وقت پیش خودم هم از این می‌ترسیدم،

233
00:08:56,786 --> 00:08:59,205
‫ولی حالا ما رو ببین.

234
00:08:59,330 --> 00:09:01,249
‫تو تمام عمرم کارآگاه بودی.

235
00:09:01,332 --> 00:09:02,833
‫میگی می‌خوای مثل پدربزرگ یا پدرش باشی،

236
00:09:02,917 --> 00:09:04,544
‫پس چرا هیچ‌وقت رئيس‌پلیس نشدی؟

237
00:09:04,627 --> 00:09:05,828
‫هر دوشون بودن.

238
00:09:05,878 --> 00:09:07,380
‫نمی‌دونم.

239
00:09:07,463 --> 00:09:10,132
‫من بیشتر آدمِ کف خیابون هستم.

240
00:09:10,299 --> 00:09:13,344
‫پدربزرگت از اوناییه که از پله‌ها بالا میره.

241
00:09:13,469 --> 00:09:15,263
‫عمو جیمی هم از همون قماشه.

242
00:09:15,388 --> 00:09:17,974
‫اون رئیس‌پلیس خوبی میشه. نه من.

243
00:09:18,099 --> 00:09:19,850
‫خب، اینجا نیویورک نیست، بابا.

244
00:09:19,976 --> 00:09:21,477
‫الان پلیس بوستونی.

245
00:09:21,561 --> 00:09:23,062
‫رئیس خوبی میشی.

246
00:09:25,064 --> 00:09:26,566
‫باشه. چیکار داریم می‌کنیم؟

247
00:09:26,649 --> 00:09:28,150
‫وقت استراحت تموم شد.
‫یالا، باید بریم توی خیابون.

248
00:09:28,192 --> 00:09:29,777
‫باشه.

249
00:09:32,238 --> 00:09:34,907
‫سلام، سلام.

250
00:09:35,116 --> 00:09:37,493
‫امروز روز مهمیه. اوه...

251
00:09:37,577 --> 00:09:40,246
‫- هیجان‌زده‌ای؟
‫- هیجان‌زده؟ نه. ترسیده؟ آره.

252
00:09:40,371 --> 00:09:42,373
‫- ترسیدی؟
‫- خب، آره. تمام عمرم

253
00:09:42,498 --> 00:09:44,667
‫رؤیای ملاقات با پدر واقعیمو داشتم.
‫این یعنی کلی انتظار.

254
00:09:44,792 --> 00:09:47,128
‫- ولی؟
‫- ولی من...

255
00:09:47,253 --> 00:09:50,172
‫فکر کنم الان فقط
‫روی پرونده تمرکز کنم، آره؟

256
00:09:50,339 --> 00:09:52,800
‫بعدش، هر اتفاقی که
‫بعد از شیفتم بیفته، باید صبر کنه.

257
00:09:52,925 --> 00:09:55,511
‫- باشه.
‫- خب، این لئون داوده.

258
00:09:55,636 --> 00:09:59,557
‫سه ماه پیش از
‫ندامتگاه لنسستر ماساچوست آزاد شده.

259
00:09:59,682 --> 00:10:02,393
‫توی خشک‌شویی و کافه‌تریا کار می‌کرده.

260
00:10:02,518 --> 00:10:03,719
‫- چطور پیداش کردی؟
‫- از طریق مأمور آزادی مشروطش.

261
00:10:03,769 --> 00:10:05,271
‫یه مبارز هنرهای رزمی ترکیبی بوده.

262
00:10:05,396 --> 00:10:06,897
‫توی یه دعوای کافه تصادفاً یه نفر رو کشته

263
00:10:06,981 --> 00:10:09,275
‫و مجوزش باطل شده.

264
00:10:09,358 --> 00:10:10,860
‫امیدوار بود کمک به پلیس بوستون
‫باعث بشه مجوزش برگرده.

265
00:10:11,027 --> 00:10:13,112
‫احتمالش کمه.

266
00:10:13,279 --> 00:10:14,780
‫برو ببین چی می‌دونه.

267
00:10:16,365 --> 00:10:17,325
‫امروز روز مهمیه.

268
00:10:17,491 --> 00:10:18,993
‫نه.

269
00:10:19,702 --> 00:10:21,621
‫هی، لینا. از دیدنت خوشحالم.

270
00:10:21,746 --> 00:10:23,247
‫منم همین‌طور.

271
00:10:26,125 --> 00:10:27,627
‫- سلام.
‫- سلام.

272
00:10:27,710 --> 00:10:29,545
‫خب، با مامان فیبی چطور پیش رفت؟

273
00:10:29,629 --> 00:10:31,547
‫آره.

274
00:10:31,714 --> 00:10:34,675
‫جولی از شکایت حضانت کوتاه نمیاد.

275
00:10:34,800 --> 00:10:37,428
‫واقعاً می‌خواد فیبی رو
‫از ریشه جدا کنه و ببرتش ژاپن؟

276
00:10:37,511 --> 00:10:39,555
‫واقعاً می‌خواد به من ضربه بزنه،

277
00:10:39,680 --> 00:10:41,932
‫و داره به محیط ناامن اشاره می‌کنه.

278
00:10:42,058 --> 00:10:44,935
‫چون دست فیبی
‫توی آکادمی نوجوانان آسیب دید،

279
00:10:45,061 --> 00:10:49,649
‫و به خاطر گروگان ‌گیری توی کافه وولو، پس...

280
00:10:49,774 --> 00:10:51,100
‫به خاطر منه.

281
00:10:51,150 --> 00:10:52,652
‫بهت گفتم،
‫این تقصیر تو نیست.

282
00:10:52,777 --> 00:10:54,278
‫جولی همیشه یه دلیلی پیدا می‌کرد

283
00:10:54,403 --> 00:10:56,405
‫تا اصرار کنه فیبی پیش اون بمونه.

284
00:10:56,530 --> 00:10:58,324
‫فقط ای کاش می‌تونستیم
‫با هم حرف بزنیم و حلش کنیم.

285
00:10:58,491 --> 00:11:00,743
‫- مگه الان داریم چیکار می‌کنیم؟
‫- نه، ما نه.

286
00:11:00,910 --> 00:11:04,330
‫من. کاش می‌تونستم با جولی حرف بزنم.

287
00:11:06,499 --> 00:11:10,169
‫باشه، پس نامزدم

288
00:11:10,294 --> 00:11:13,673
‫قراره با همسر سابقم
‫در مورد دخترم حرف بزنه.

289
00:11:13,756 --> 00:11:15,591
‫مطمئنم یه جا یه روان‌شناس هست

290
00:11:15,716 --> 00:11:17,218
‫که اینو توی کارت بینگوش داره.

291
00:11:17,259 --> 00:11:19,261
‫فکر نکنم ایده‌ی خوبی باشه.

292
00:11:19,345 --> 00:11:20,755
‫و با این حال، تو ترتیبش رو میدی.

293
00:11:20,805 --> 00:11:22,306
‫- نه...
‫- فقط من و اون.

294
00:11:22,390 --> 00:11:23,758
‫نمی‌خوام احساساتش نسبت به تو

295
00:11:23,808 --> 00:11:26,686
‫مانع از این بشه که حرف‌های منو بشنوه.

296
00:11:28,396 --> 00:11:29,939
‫قراره عالی پیش بره.

297
00:11:30,064 --> 00:11:31,899
‫می‌دونم که کلیسای باپتیست راکسبری
‫با بی‌خانمان‌ها کار می‌کنه،

298
00:11:31,982 --> 00:11:33,901
‫پس، فکر کردم می‌تونی راهنماییم کنی

299
00:11:33,984 --> 00:11:35,486
‫که با کی حرف بزنم

300
00:11:35,569 --> 00:11:37,363
‫تا شاهد گمشده‌ی پرونده‌ی مامانمو پیدا کنم.

301
00:11:37,488 --> 00:11:39,573
‫من فقط...
‫فکر نمی‌کردم باهام بیای.

302
00:11:39,699 --> 00:11:41,701
‫«بی‌سرپناه».

303
00:11:42,743 --> 00:11:45,579
‫روی خود آدم تمرکز کن، نه وضعیتش.

304
00:11:46,122 --> 00:11:47,289
‫گفتی مادرت نگران بود که

305
00:11:47,415 --> 00:11:50,376
‫باختن این پرونده
‫به انتخاب مجددش ضربه بزنه؟

306
00:11:51,377 --> 00:11:52,878
‫خب، اگه این مرد بتونه
‫مدارک کافی برای برد بهش بده،

307
00:11:52,920 --> 00:11:54,422
‫من اینجام که کمک کنم.

308
00:11:56,590 --> 00:11:59,009
‫اون دیون پوپه.

309
00:12:01,137 --> 00:12:03,472
‫گفتی شاهدت شبیه معتادهاست؟

310
00:12:03,597 --> 00:12:07,351
‫خب، اگه توی این محله مواد بخره،
‫پوپ می‌شناستش.

311
00:12:07,435 --> 00:12:08,719
‫یه موادفروش؟

312
00:12:08,769 --> 00:12:10,771
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫با یه پلیس حرف می‌زنه؟

313
00:12:10,896 --> 00:12:13,983
‫خب، اگه از قبل تصمیم گرفتی که
‫این آدم دشمنته، نه.

314
00:12:14,066 --> 00:12:17,528
‫ولی من اینجا نیستم که قضاوت کنم،
‫پس شاید با من حرف بزنه.

315
00:12:21,490 --> 00:12:23,951
‫الان پدربزرگم باهام مثل بچه‌ها رفتار کرد؟

316
00:12:24,118 --> 00:12:26,662
‫فکر کنم باهام مثل نوه‌ش رفتار کرد.

317
00:12:36,547 --> 00:12:38,048
‫چه خبر، کشیش؟

318
00:12:38,090 --> 00:12:40,426
‫چه خبر، دی؟

319
00:12:40,509 --> 00:12:43,471
‫- این نوه‌م، جونا سیلوره.
‫- چه خبر، جناب؟

320
00:12:43,596 --> 00:12:46,432
‫- وای، یعنی... اینقدر به نظرت...
‫- عصاقورت‌داده؟

321
00:12:46,557 --> 00:12:47,925
‫نه.

322
00:12:47,975 --> 00:12:49,685
‫ولی کشیش وقتی داره برای

323
00:12:49,769 --> 00:12:51,479
‫مردم عادی موعظه می‌کنه،
‫از خانواده‌ش میگه.

324
00:12:51,645 --> 00:12:53,189
‫ببین، ما دنبال کسی می‌گردیم
‫که چند وقت پیش

325
00:12:53,355 --> 00:12:55,065
‫شاهد یه قتل بوده.

326
00:12:55,191 --> 00:12:58,569
‫این می‌تونه به خانواده‌ی صاحب مغازه
‫آرامش بده.

327
00:12:58,694 --> 00:12:59,770
‫فقط می‌خوایم حرف بزنیم.

328
00:12:59,820 --> 00:13:01,021
‫برات یه قهوه می‌گیرم...

329
00:13:01,071 --> 00:13:02,273
‫من قهوه نمی‌خورم.

330
00:13:02,323 --> 00:13:03,607
‫بی‌خیال، دی.

331
00:13:03,657 --> 00:13:05,659
‫گوش کن،
‫برات یه چیز تندیرین می‌گیریم.

332
00:13:05,785 --> 00:13:06,819
‫باشه؟

333
00:13:06,869 --> 00:13:08,496
‫ببین، ما اینجاییم که کمک کنیم،
‫نه اینکه آسیب بزنیم.

334
00:13:08,579 --> 00:13:11,540
‫باشه؟ قول میدم کسی رو دستگیر نمی‌کنیم.

335
00:13:15,252 --> 00:13:17,129
‫باشه، کشیش. به خاطر تو.

336
00:13:17,213 --> 00:13:18,923
‫باشه.

337
00:13:20,508 --> 00:13:22,134
‫الان گفتی «تندیرین»؟

338
00:13:22,301 --> 00:13:24,553
‫«تند و شیرین». یالا، خودتو برسون.

339
00:13:25,679 --> 00:13:27,640
‫الان چه نقشی داری؟

340
00:13:31,143 --> 00:13:34,263
‫قاضی رابینسون. خب، این یه غافلگیری خوبه.

341
00:13:34,313 --> 00:13:36,649
‫می‌خواستم باهات
‫در مورد پرونده‌ی هیوئیت حرف بزنم.

342
00:13:37,942 --> 00:13:39,443
‫دوست ندارم پنهان‌کاری کنم.

343
00:13:39,485 --> 00:13:41,320
‫ولی آماده نیستی به دنیا اعلام کنی

344
00:13:41,403 --> 00:13:42,438
‫که با همیم؟

345
00:13:42,488 --> 00:13:43,898
‫می‌فهمم.

346
00:13:43,948 --> 00:13:45,616
‫من با زیرکی خودمو

347
00:13:45,741 --> 00:13:47,743
‫از هر چند تا پرونده که می‌تونستم
‫کنار کشیدم، ولی...

348
00:13:47,868 --> 00:13:49,703
‫دیگه بهونه‌هام برای ناهار خوردن با تو
‫داره تموم میشه.

349
00:13:49,829 --> 00:13:53,249
‫می‌دونم. باید زودتر حقیقت رو بگیم.

350
00:13:53,332 --> 00:13:56,168
‫مخصوصاً قبل از اینکه
‫کاملاً کمپین انتخاباتیم رو شروع کنم.

351
00:13:56,293 --> 00:13:57,536
‫ما کار اشتباهی نکردیم،

352
00:13:57,586 --> 00:13:59,630
‫ولی اگه رابطه‌مون لو بره

353
00:13:59,755 --> 00:14:02,174
‫- قبل از اینکه خودمون اعلام کنیم...
‫- می‌دونم، ایلای.

354
00:14:02,299 --> 00:14:06,053
‫تازه از شر کلی پرونده
‫که لغو حکم شدن، خلاص شدم.

355
00:14:06,220 --> 00:14:07,721
‫دیگه اون کار رو نمی‌کنم.

356
00:14:09,640 --> 00:14:11,183
‫و فکر می‌کردم این فقط یه رابطه‌ی گذراست.

357
00:14:11,267 --> 00:14:12,852
‫شاید برای تو.

358
00:14:12,977 --> 00:14:14,478
‫من اون مطالب رو

359
00:14:14,520 --> 00:14:15,930
‫برای سمپوزیوم صدور حکم می‌فرستم.

360
00:14:15,980 --> 00:14:17,481
‫آره، ایده‌ی خوبیه.

361
00:14:17,523 --> 00:14:18,891
‫دستیار دادستان لانگ‌فلو.

362
00:14:18,941 --> 00:14:20,568
‫- چیکار می‌تونم برات بکنم؟
‫- متأسفم،

363
00:14:20,693 --> 00:14:23,070
‫خانم دادستان، نمی‌دونستم شما...

364
00:14:23,237 --> 00:14:24,738
‫مشغول هستین.

365
00:14:25,573 --> 00:14:27,533
‫- کار من می‌تونه صبر کنه.
‫- لانگ‌فلو.

366
00:14:28,993 --> 00:14:30,911
‫توی دادگاه می‌بینمت.

367
00:14:31,954 --> 00:14:33,497
‫روش حساب می‌کنم، قاضی.

368
00:14:45,718 --> 00:14:47,887
‫وای.

369
00:14:48,053 --> 00:14:50,556
‫مجوز مبارزه‌ت رو از دست میدی
‫و بعد اینجا تمرین میدی، ها؟

370
00:14:50,639 --> 00:14:52,007
‫آره، خب، زندان رفتن این چیزا رو هم داره.

371
00:14:52,057 --> 00:14:53,259
‫آره.

372
00:14:53,309 --> 00:14:55,936
‫آره، الان دیگه برای تأمین مخارجش،
‫با مبارزها تمرین می‌کنه.

373
00:14:57,021 --> 00:14:57,555
‫سلام.

374
00:14:57,605 --> 00:14:59,982
‫من کارآگاه سیلورم، اینم کارآگاه راجرزه.

375
00:15:00,107 --> 00:15:02,026
‫می‌خوایم یه کلمه با لئون داود حرف بزنیم.

376
00:15:02,401 --> 00:15:03,944
‫مبارز من یه مسابقه‌ی قهرمانی داره
‫و باید تمرین کنه.

377
00:15:04,778 --> 00:15:05,654
‫هیچ‌کس اینجا کار اشتباهی نکرده.

378
00:15:05,779 --> 00:15:07,531
‫می‌تونین صبر کنین.

379
00:15:07,656 --> 00:15:08,607
‫اگه پسرت به پایین آوردن دست‌هاش ادامه بده،

380
00:15:08,657 --> 00:15:09,692
‫فکش داغون میشه.

381
00:15:09,742 --> 00:15:11,151
‫تو چه می‌دونی؟

382
00:15:11,201 --> 00:15:12,786
‫یه باشگاه رو
‫برای پلیس بوستون اداره می‌کنم.

383
00:15:13,787 --> 00:15:15,573
‫درسته.

384
00:15:15,623 --> 00:15:18,042
‫راستش، چطوره مبارز تو و مبارز من
‫یه دور با هم مبارزه کنن؟

385
00:15:18,709 --> 00:15:19,076
‫این‌طوری زمان رینگت رو از دست نمیدی

386
00:15:19,126 --> 00:15:21,128
‫منم از لئون چند تا سؤال می‌پرسم.

387
00:15:25,382 --> 00:15:27,509
‫فقط دوستانه می‌مونه، نه؟

388
00:15:31,889 --> 00:15:33,057
‫باشه.

389
00:15:37,770 --> 00:15:39,521
‫خب، ممنون از همکاریتون.

390
00:15:39,647 --> 00:15:41,357
‫وقتی توی ندامتگاه لنسستر بودی،

391
00:15:41,482 --> 00:15:43,067
‫هیچ‌وقت متوجه جنس قاچاقی شدی؟

392
00:15:43,233 --> 00:15:45,861
‫البته. مواد، نوشیدنی، موبایل، دختر.

393
00:15:46,362 --> 00:15:47,821
‫تو توی کافه‌تریای زندان کار می‌کردی.

394
00:15:47,988 --> 00:15:49,273
‫هیچ‌وقت متوجه شدی چیزی از اونجا

395
00:15:49,323 --> 00:15:50,691
‫- وارد زندان بشه؟
‫- آره.

396
00:15:50,741 --> 00:15:53,160
‫تحویل‌های ویژه، ماهی یه بار.

397
00:15:55,412 --> 00:15:58,123
‫هیچ‌وقت متوجه چیزی
‫در مورد اون تحویل‌ها شدی؟

398
00:15:58,874 --> 00:15:59,700
‫ما با همه‌ی فروشنده‌های زندان تماس گرفتیم

399
00:15:59,750 --> 00:16:01,585
‫و همه‌شون پاک بودن.

400
00:16:04,880 --> 00:16:08,133
‫کامیون‌ها هیچ نشانه‌ای نداشتن،
‫ولی یه بار یه اسمی شنیدم.

401
00:16:08,258 --> 00:16:09,501
‫دکس.

402
00:16:09,551 --> 00:16:11,845
‫دکس؟
‫اون فروشنده‌ی فروشگاه کارکنانه.

403
00:16:13,305 --> 00:16:15,015
‫ممنون.

404
00:16:24,775 --> 00:16:26,902
‫بهت که گفتم فکش رو باز می‌ذاره.

405
00:16:28,696 --> 00:16:30,531
‫وای.

406
00:16:30,656 --> 00:16:32,783
‫- چرا اینقدر طولش دادی؟
‫- اوه، شوخیت گرفته؟

407
00:16:32,866 --> 00:16:34,026
‫آره.

408
00:16:34,076 --> 00:16:36,328
‫و به لطف تو، یه سرنخ هم پیدا کردیم.

409
00:16:36,453 --> 00:16:37,863
‫- اوه، آره؟
‫- آره.

410
00:16:37,913 --> 00:16:39,415
‫و دو تا مأمور گشت می‌شناسم

411
00:16:39,456 --> 00:16:40,958
‫که می‌تونیم بهشون زنگ بزنیم تا کمکمون کنن.

412
00:16:41,000 --> 00:16:43,002
‫خب، اگه می‌خوای حال دنی و شون رو بپرسی،

413
00:16:43,127 --> 00:16:44,453
‫می‌تونی راحت بگی.

414
00:16:44,503 --> 00:16:45,871
‫می‌خوام حال دنی و شون رو بپرسم.

415
00:16:45,921 --> 00:16:47,164
‫راستی، تاحالا دنی رو مجبور کردی

416
00:16:47,214 --> 00:16:50,009
‫با یه مبارز نیمه‌حرفه‌ای مبارزه کنه؟

417
00:16:50,092 --> 00:16:51,168
‫خب، اون تو نیست.

418
00:16:51,218 --> 00:16:52,803
‫و می‌تونست بدتر باشه.

419
00:16:52,886 --> 00:16:54,680
‫- می‌تونست حرفه‌ای باشه؟
‫- می‌تونست حرفه‌ای باشه.

420
00:16:59,143 --> 00:17:00,928
‫جولی. سلام.

421
00:17:00,978 --> 00:17:02,012
‫چیزی می‌خوری؟

422
00:17:02,062 --> 00:17:03,564
‫نه، ممنون.

423
00:17:06,150 --> 00:17:07,735
‫ممنون که اومدی.

424
00:17:08,527 --> 00:17:12,197
‫بذار اول اینو بگم که
‫فیبی برای من یه دنیا ارزش داره.

425
00:17:12,406 --> 00:17:14,033
‫اون دختر منه، سارا.

426
00:17:14,533 --> 00:17:16,035
‫هر دومون می‌دونیم که
‫داشته ناسازگاری می‌کرده.

427
00:17:16,160 --> 00:17:17,319
‫همه‌ی این تغییرات.

428
00:17:17,369 --> 00:17:19,371
‫نامزد کردن پدرش.

429
00:17:19,455 --> 00:17:21,790
‫- این بی‌ثبات‌کننده‌ست.
‫- با احترام،

430
00:17:22,249 --> 00:17:24,877
‫اینکه ببریش اون‌سر دنیا به ژاپن

431
00:17:25,002 --> 00:17:27,546
‫بی‌ثبات‌کننده‌تر نیست؟

432
00:17:28,714 --> 00:17:31,008
‫وقتی ۱۸ سالش شد
‫می‌تونه در موردش تصمیم بگیره.

433
00:17:31,133 --> 00:17:34,595
‫تا اون موقع،
‫پدر و مادرش تصمیم می‌گیرن چی به چیه.

434
00:17:34,720 --> 00:17:35,754
‫نه تو.

435
00:17:35,804 --> 00:17:37,681
‫توقع ندارم از من خوشت بیاد.

436
00:17:38,640 --> 00:17:41,268
‫من لبخند می‌زنم
‫و به خاطر فیبی مؤدب می‌مونم،

437
00:17:41,477 --> 00:17:43,812
‫چون منم جای اون بودم.

438
00:17:43,937 --> 00:17:46,440
‫پدر و مادرم وقتی جدا شدن که من

439
00:17:46,565 --> 00:17:48,609
‫حتی از فیبی وقتی تو و ست جدا شدین هم
‫کوچیکتر بودم.

440
00:17:48,734 --> 00:17:51,904
‫مامانم کل این پروسه رو
‫به احساسات خودش ربط داد.

441
00:17:52,029 --> 00:17:55,157
‫که به حق بود،
‫ولی قطعاً مهم‌تر از احساسات من نبود،

442
00:17:55,240 --> 00:17:56,742
‫بچه‌ای که اون وسط گیر کرده بود.

443
00:17:56,784 --> 00:17:58,994
‫کودکیت بهت هیچ دیدگاهی

444
00:17:59,078 --> 00:18:01,497
‫- در مورد من و سث نمیده...
‫- حرفم تموم نشده.

445
00:18:01,663 --> 00:18:04,666
‫اگه اینو به مشکلت با سث ربط بدی،

446
00:18:04,750 --> 00:18:08,170
‫قراره مشکلات بزرگتری با فیبی پیدا کنی.

447
00:18:08,670 --> 00:18:10,297
‫مامان منم عصبانی بود.

448
00:18:10,506 --> 00:18:11,707
‫آخرین سالی که باهاش زندگی کردم،

449
00:18:11,757 --> 00:18:15,010
‫فکر می‌کردم پدرم تولدمو فراموش کرده.

450
00:18:16,637 --> 00:18:17,796
‫حداقل، این چیزی بود که بهم گفت

451
00:18:17,846 --> 00:18:19,556
‫قبل از اینکه کادوهایی که
‫پدرم برام فرستاده بود رو

452
00:18:19,681 --> 00:18:21,642
‫مخفی‌شده توی کمدش پیدا کنم.

453
00:18:23,060 --> 00:18:24,937
‫ما با هم حرف نمی‌زنیم، جولی.

454
00:18:25,062 --> 00:18:26,647
‫من الان بزرگ شدم،

455
00:18:26,772 --> 00:18:30,234
‫ولی بچه‌ای که بهش آسیب زد
‫هنوز صاحب اون بخش از منه.

456
00:18:30,442 --> 00:18:32,736
‫اگه اینقدر اصرار داری که

457
00:18:32,861 --> 00:18:35,823
‫توی این جنگ با سث، یا من پیروز بشی...

458
00:18:37,574 --> 00:18:39,868
‫مراقب باش توی این مسیر
‫فیبی رو از دست ندی.

459
00:18:40,494 --> 00:18:43,288
‫من به خاطر قایم کردن یه خونه عروسکی باربی
‫رابطه‌مو با مامانم قطع کردم.

460
00:18:44,581 --> 00:18:46,250
‫تصور کن فیبی به اینکه کل زندگیش رو

461
00:18:46,458 --> 00:18:48,877
‫از ریشه بکنی، چه واکنشی نشون میده.

462
00:18:58,470 --> 00:19:00,639
‫چرا اینقدر از دیدنش می‌ترسم؟

463
00:19:03,058 --> 00:19:04,601
‫تغییر ترسناکه.

464
00:19:09,940 --> 00:19:11,441
‫از وقتی که در مورد پدرت بهم گفتی،

465
00:19:11,483 --> 00:19:12,810
‫شروع کردم به فکر کردن در مورد اینکه

466
00:19:12,860 --> 00:19:14,611
‫اگه یهو پدر من پیداش بشه چیکار می‌کنم.

467
00:19:15,779 --> 00:19:18,574
‫وقتی بچه بودم،
‫بابای یکی از دوست‌هام

468
00:19:18,699 --> 00:19:20,284
‫بهش سوت زدن رو یاد داد.

469
00:19:20,367 --> 00:19:22,703
‫پس، همیشه فکر می‌کردم اگه یه روزی

470
00:19:22,786 --> 00:19:24,621
‫فرصت دیدنش رو پیدا کنم
‫یه همچین کاری می‌کنم.

471
00:19:25,831 --> 00:19:27,332
‫سوت می‌زنم.

472
00:19:27,916 --> 00:19:29,835
‫بهش نشون میدم خودم یاد گرفتم.

473
00:19:36,341 --> 00:19:38,677
‫هیچ اثری از جنس قاچاقی که لئون گفت نبود.

474
00:19:38,760 --> 00:19:40,762
‫آره. امیدوارم دنی و شون

475
00:19:40,888 --> 00:19:42,389
‫بتونن کمک کنن این آدما رو بکشیم بیرون.

476
00:19:43,265 --> 00:19:45,350
‫جونا بهم گفت که
‫لینا ممکنه امروز پدرشو ببینه.

477
00:19:45,517 --> 00:19:47,019
‫- آره.
‫- حالش چطوره؟

478
00:19:47,102 --> 00:19:48,812
‫- خوب میشه.
‫- آره؟

479
00:19:48,979 --> 00:19:51,523
‫- آره.
‫- یه‌جورایی منو یاد پسرعمو جو میندازه، نه؟

480
00:19:51,648 --> 00:19:53,775
‫یه‌کم فرق داره، ولی آره، حالا که میگی.

481
00:19:53,859 --> 00:19:56,320
‫خب، منظورم اینه که
‫جو فهمید خانواده‌ای داره که نداشته.

482
00:19:56,403 --> 00:19:58,197
‫می‌دونی، شاید بتونه به لینا
‫چند تا راهنمایی کنه.

483
00:19:58,322 --> 00:19:59,523
‫شاید بتونی ازش بپرسی.

484
00:19:59,573 --> 00:20:01,074
‫شاید بپرسم.

485
00:20:03,619 --> 00:20:05,329
‫اون کاغذ توی جیب جلوت چیه؟

486
00:20:05,495 --> 00:20:07,831
‫اوه... چیزی نیست.

487
00:20:10,209 --> 00:20:11,710
‫برایان...

488
00:20:20,385 --> 00:20:22,921
‫«تبریک میگم، درخواست شما»

489
00:20:22,971 --> 00:20:25,557
‫«برای اداره مبارزه با مواد مخدر تأیید شد.»

490
00:20:25,682 --> 00:20:27,309
‫تمام روز سعی می‌کردم در موردش بهت بگم.

491
00:20:27,434 --> 00:20:30,604
‫البته ماه‌ها پیش درخواست دادم،
‫قبل از اینکه با هم باشیم، پس...

492
00:20:30,729 --> 00:20:32,773
‫فکر می‌کردم احتمالش کمه.

493
00:20:34,691 --> 00:20:36,443
‫این فوق‌العاده‌ست.

494
00:20:36,610 --> 00:20:37,561
‫می‌دونی، اداره مبارزه با مواد مخدر همیشه

495
00:20:37,611 --> 00:20:39,112
‫از وقتی فیلم پوشش عمیق رو دیدی
‫رؤیات بوده.

496
00:20:39,738 --> 00:20:40,781
‫کار توی واشنگتنه.

497
00:20:42,115 --> 00:20:42,783
‫پس...

498
00:20:42,908 --> 00:20:44,193
‫باید اسباب‌کشی کنم.

499
00:20:44,243 --> 00:20:45,744
‫هی، هی.

500
00:20:46,536 --> 00:20:48,538
‫مأمور ریگان، مأمور ریگان.

501
00:20:48,622 --> 00:20:50,207
‫- گشت چطوره؟
‫- نوستالژیک.

502
00:20:50,332 --> 00:20:52,125
‫داریم خوش می‌گذرونیم.

503
00:20:52,209 --> 00:20:53,710
‫چی داریم؟

504
00:20:54,628 --> 00:20:57,047
‫یه منبع تأیید کرد که شرکت تأمین دکس

505
00:20:57,130 --> 00:20:59,967
‫داره مواد و اجناس قاچاق رو
‫به ندامتگاه لنسستر می‌بره.

506
00:21:00,092 --> 00:21:02,594
‫اونا از کامیون‌های بدون نشان
‫برای تحویل وسایل متفرقه

507
00:21:02,719 --> 00:21:04,638
‫به بوفه استفاده می‌کردن
‫تا چیزها رو قاچاق کنن.

508
00:21:04,763 --> 00:21:06,640
‫- متفرقه؟
‫- صابون، مسواک،

509
00:21:06,807 --> 00:21:08,642
‫نودل، از این‌جور چیزها.

510
00:21:08,725 --> 00:21:11,853
‫یا، در مورد این آدما،
‫مواد مخدر، موبایل و اسلحه.

511
00:21:11,937 --> 00:21:13,438
‫- نقشه چیه؟
‫- درخواست شنود

512
00:21:13,605 --> 00:21:15,232
‫داره مراحل تأییدش رو طی می‌کنه،

513
00:21:15,357 --> 00:21:17,234
‫ولی فکر کردیم شاید، بررسی مأمورهای گشت

514
00:21:17,359 --> 00:21:18,769
‫یه کم جنجال به پا کنه؟

515
00:21:18,819 --> 00:21:21,029
‫بهتون دلیل برای بازرسی میده. ایده‌ی خوبیه.

516
00:21:21,154 --> 00:21:22,739
‫پس، تا جایی که آدم‌بدها می‌دونن،

517
00:21:22,864 --> 00:21:25,075
‫ما فقط داریم
‫یه بررسی معمولی انجام می‌دیم.

518
00:21:25,158 --> 00:21:26,910
‫ما توی منطقه‌ایم
‫و دنبال یه مظنون می‌گردیم،

519
00:21:27,077 --> 00:21:28,829
‫- و باید ساختمونشون رو نگاه کنیم.
‫- خیلی‌خب، پس،

520
00:21:28,954 --> 00:21:30,580
‫می‌ترسن، فکر می‌کنن برمی‌گردیم،

521
00:21:30,706 --> 00:21:32,207
‫و شروع می‌کنن به خارج کردن مواد از ساختمون.

522
00:21:32,291 --> 00:21:33,834
‫دقیقاً. آماده‌ایم بریم؟

523
00:21:33,959 --> 00:21:35,836
‫آره، من با تو میام. شون تو با راجرز برو.

524
00:21:38,505 --> 00:21:40,007
‫لی...

525
00:21:43,510 --> 00:21:45,304
‫لعنتی، مرد. چی گفتی؟

526
00:21:46,388 --> 00:21:47,889
‫دقیقاً همون چیزی که نباید می‌گفتم.

527
00:21:50,976 --> 00:21:52,853
‫- داری اشتباه بزرگی می‌کنی.
‫- آره، کار می‌کنه.

528
00:21:53,020 --> 00:21:54,388
‫خیلی بزرگ.

529
00:21:54,438 --> 00:21:55,939
‫بهم خبر بده. ممنون.

530
00:21:56,982 --> 00:21:58,900
‫خب...

531
00:21:58,984 --> 00:22:02,112
‫دستیار دادستان تد لانگ‌فلو
‫همین الان استعفا داد.

532
00:22:02,279 --> 00:22:04,156
‫تد رابطه داره،

533
00:22:04,281 --> 00:22:05,691
‫بودجه داره.

534
00:22:05,741 --> 00:22:07,492
‫این انتخابات قراره زشت بشه.

535
00:22:09,161 --> 00:22:12,030
‫هیچ ایده‌ای نداری که این انتخابات
‫قراره چقدر زشت بشه، چارلی.

536
00:22:12,080 --> 00:22:13,999
‫- جایی میری؟
‫- آره، یه قرار دارم.

537
00:22:14,082 --> 00:22:15,876
‫توی تقویمت هیچی نیست.

538
00:22:16,043 --> 00:22:17,961
‫یه مسئله‌ی شخصیه.

539
00:22:17,987 --> 00:22:27,987
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

540
00:22:28,013 --> 00:22:29,639
‫مس و کس.

541
00:22:29,765 --> 00:22:31,933
‫مرکز مشکل مواد مخدر بوستون.

542
00:22:32,017 --> 00:22:35,103
‫خب، پوپ مطمئن بود شاهدت اینجاست.

543
00:22:35,228 --> 00:22:37,814
‫- فقط باید پیداش کنیم.
‫- چطور؟

544
00:22:38,148 --> 00:22:39,399
‫اینجا رو ببین.

545
00:22:40,025 --> 00:22:41,985
‫آره، این آدما لایق چیزهای بهتری‌ان.

546
00:22:42,110 --> 00:22:43,987
‫عیسی گفت، «هر کاری که برای کوچک‌ترین»

547
00:22:44,112 --> 00:22:46,531
‫«برادران و خواهرانم انجام دهید،
‫برای من انجام داده‌اید.»

548
00:22:46,698 --> 00:22:48,025
‫آره، خب، تورات میگه،

549
00:22:48,075 --> 00:22:49,576
‫«همسایه‌ات را مانند خودت دوست بدار.»

550
00:22:49,743 --> 00:22:51,370
‫کاملاً مطمئنم که طبق اون زندگی نمی‌کنیم.

551
00:22:51,495 --> 00:22:52,996
‫وقتی این‌جور چیزها رو می‌بینم،
‫از خودم می‌پرسم

552
00:22:53,121 --> 00:22:55,457
‫که اصلاً چرا پلیس شدم.

553
00:22:55,540 --> 00:22:57,125
‫واقعاً اینو نمیگی.

554
00:22:57,250 --> 00:22:58,744
‫چرا.

555
00:22:58,794 --> 00:23:01,004
‫بهم گفتی کارم اینه که
‫یکی از آدم‌خوب‌ها باشم،

556
00:23:01,630 --> 00:23:04,257
‫ولی یه آدم خوب
‫قراره برای این‌همه آدم چیکار کنه؟

557
00:23:04,716 --> 00:23:06,176
‫کی مراقب اوناست؟

558
00:23:07,594 --> 00:23:09,054
‫من.

559
00:23:13,642 --> 00:23:15,811
‫خودشه. اون همون کسیه که
‫قراره پرونده‌ی مامان رو نجات بده.

560
00:23:17,646 --> 00:23:18,730
‫هی!

561
00:23:23,443 --> 00:23:24,945
‫هی!

562
00:23:24,986 --> 00:23:26,271
‫یه دقیقه صبر کن!

563
00:23:26,321 --> 00:23:28,532
‫چرا فرار می‌کنی؟

564
00:23:28,615 --> 00:23:30,450
‫- چرا فرار می‌کنی؟
‫- داری دنبالم می‌کنی.

565
00:23:30,617 --> 00:23:33,203
‫فقط می‌خوام...

566
00:23:34,454 --> 00:23:35,580
‫حرف بزنم.

567
00:23:36,206 --> 00:23:37,791
‫توی زهرماری حموم کرده.

568
00:23:37,958 --> 00:23:40,168
‫قضاوتش نکن. کمکش کن.

569
00:23:40,252 --> 00:23:42,170
‫همون‌قدر که تو نیاز داری یادت بیاد چی دیده

570
00:23:42,295 --> 00:23:45,841
‫و به پرونده‌ی مادرت کمک کنه،
‫اون الان بیشتر بهت نیاز داره.

571
00:23:49,886 --> 00:23:51,713
‫داره ترکم می‌کنه.

572
00:23:51,763 --> 00:23:53,932
‫راجرز همین الان ولت کرد؟

573
00:23:54,057 --> 00:23:55,175
‫چه آدم مزخرفی.

574
00:23:55,225 --> 00:23:57,018
‫می‌دونستم از اون آدم خوشم نمیاد.

575
00:23:57,185 --> 00:23:59,062
‫داره یه کار توی واشنگتن می‌گیره.

576
00:23:59,187 --> 00:24:01,606
‫اوه، فقط داره میره یه شهر دیگه.

577
00:24:01,773 --> 00:24:04,025
‫خب، این ازش یه آدم بد نمی‌سازه.

578
00:24:04,818 --> 00:24:06,319
‫فقط بیا این کار رو بکنیم.

579
00:24:07,612 --> 00:24:09,239
‫سلام، پنی.

580
00:24:09,406 --> 00:24:10,857
‫نه، الان داریم به لینا
‫توی یه پرونده کمک می‌کنیم.

581
00:24:10,907 --> 00:24:12,409
‫نمی‌تونم حرف بزنم.

582
00:24:14,035 --> 00:24:15,871
‫نه، فقط نمی‌خواستم تماست رو رد کنم.

583
00:24:18,832 --> 00:24:20,333
‫فقط میگم،

584
00:24:20,375 --> 00:24:22,085
‫اگه براش تلاش کنی
‫رابطه‌ی از راه دور اون‌قدرها هم بد نیست.

585
00:24:22,169 --> 00:24:24,413
‫خب، دیدم برای تو و بائز چطور پیش رفت.

586
00:24:24,463 --> 00:24:25,964
‫من هنوز از خودم و بائز ناامید نشدم.

587
00:24:29,676 --> 00:24:31,678
‫اداره‌ی پلیس!

588
00:24:32,387 --> 00:24:34,055
‫لینا!

589
00:24:44,107 --> 00:24:46,526
‫۱۲-جیک-۱۰۱. تیراندازی شده

590
00:24:46,610 --> 00:24:48,728
‫و یه مأمور تیر خورده.

591
00:24:48,778 --> 00:24:50,447
‫- فوراً به اورژانس نیاز داریم.
‫- لینا. لینا، لینا. لینا.

592
00:24:50,489 --> 00:24:51,648
‫همکارم تیر خورده!

593
00:24:51,698 --> 00:24:53,200
‫دریافت شد.

594
00:24:54,284 --> 00:24:55,735
‫لینا!

595
00:24:55,785 --> 00:24:57,028
‫از جلیقه‌ش رد شده.

596
00:24:57,078 --> 00:24:58,530
‫طوری نیست، همکار.

597
00:24:58,580 --> 00:25:00,081
‫خوب میشی.

598
00:25:07,506 --> 00:25:09,257
‫- بهش فشار بیار.
‫- طوری نیست، همکار.

599
00:25:11,468 --> 00:25:12,969
‫هواشو داری؟

600
00:25:14,846 --> 00:25:17,174
‫- هواشو داری؟
‫- آره. آره.

601
00:25:17,224 --> 00:25:18,934
‫حواست جمع باشه. یالا.

602
00:25:20,435 --> 00:25:21,937
‫اونجان!

603
00:25:28,235 --> 00:25:29,861
‫هی، نگاهم کن. نگاهم کن.

604
00:25:29,986 --> 00:25:31,229
‫ازت می‌خوام چشم‌هاتو باز نگه داری

605
00:25:31,279 --> 00:25:32,781
‫و نفس بکشی، باشه؟

606
00:25:36,993 --> 00:25:39,704
‫هی، می‌خوای یه خبر خوب بشنوی؟

607
00:25:39,871 --> 00:25:41,156
‫من اینجا پیشت می‌مونم.

608
00:25:41,206 --> 00:25:43,333
‫من به اداره مبارزه با مواد مخدر نیاز ندارم.
‫به تو نیاز دارم.

609
00:25:43,458 --> 00:25:44,960
‫جدی میگم.

610
00:25:46,211 --> 00:25:47,454
‫می‌خوام قیافه‌مو جدی کنم.

611
00:25:47,504 --> 00:25:49,089
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

612
00:25:53,885 --> 00:25:55,971
‫فقط باهام بمون، باشه؟

613
00:26:00,475 --> 00:26:02,102
‫شون! شون!

614
00:26:16,741 --> 00:26:19,744
‫عجیبه که یه دوش و یه غذای گرم
‫می‌تونه با یه آدم چیکار کنه.

615
00:26:19,911 --> 00:26:21,238
‫و مطمئنی که

616
00:26:21,288 --> 00:26:23,248
‫حاضری شهادت بدی که دیدی این مرد

617
00:26:23,373 --> 00:26:24,874
‫از مغازه‌ی آقای فوئنتس دزدی کرد؟

618
00:26:24,958 --> 00:26:26,034
‫خودش بود.

619
00:26:26,084 --> 00:26:28,336
‫یه تیکه از نوک انگشتش قطع شده.

620
00:26:28,461 --> 00:26:30,046
‫وقتی اسلحه رو گرفت طرفم دیدمش.

621
00:26:35,176 --> 00:26:36,628
‫چرا زودتر جلو نیومدی؟

622
00:26:36,678 --> 00:26:38,597
‫فکر کنم ترسیده بودم.

623
00:26:39,514 --> 00:26:41,224
‫اشکالی نداره کودی صدات کنم؟

624
00:26:41,349 --> 00:26:43,143
‫هر چی دلت می‌خواد صدام کن

625
00:26:43,226 --> 00:26:46,563
‫اگه واقعاً می‌خوای
‫منو بفرستی کمپ ترک اعتیاد.

626
00:26:46,688 --> 00:26:48,398
‫واقعاً می‌خوای بری کمپ؟

627
00:26:48,481 --> 00:26:51,985
‫سال‌هاست دارم سعی می‌کنم پاک بشم.

628
00:26:52,110 --> 00:26:55,155
‫معمولاً تا هوا سرد میشه خوب پیش میرم.

629
00:26:55,280 --> 00:26:58,241
‫به هر کمکی که بتونم بگیرم نیاز دارم.

630
00:27:06,166 --> 00:27:07,450
‫می‌دونم خوشت نمیاد

631
00:27:07,500 --> 00:27:09,377
‫که می‌خوام توی زندگی لینا باشم.

632
00:27:10,378 --> 00:27:12,756
‫میشه لطفاً قبل از اینکه لینا رو ببینم
‫فضا رو پاک کنیم؟

633
00:27:12,839 --> 00:27:14,507
‫کریس، ما دهه‌ها پیش از همدیگه دور شدیم،

634
00:27:14,591 --> 00:27:16,134
‫که تصمیم درستی هم بود.

635
00:27:16,259 --> 00:27:17,969
‫فضایی برای پاک کردن وجود نداره.

636
00:27:18,094 --> 00:27:20,221
‫برای ما تصمیم درستی بود.

637
00:27:20,347 --> 00:27:21,715
‫ولی سال‌هاست به این فکر می‌کنم که

638
00:27:21,765 --> 00:27:23,433
‫برای دخترمون هم درست بود یا نه.

639
00:27:23,558 --> 00:27:25,060
‫لینا دختر «من و تو» نیست.

640
00:27:25,185 --> 00:27:27,729
‫تو در حقش پدری نکردی.

641
00:27:27,937 --> 00:27:29,606
‫عشق،

642
00:27:29,731 --> 00:27:31,608
‫راهنمایی،

643
00:27:31,733 --> 00:27:33,610
‫حضور.

644
00:27:33,735 --> 00:27:35,654
‫اینا برای پدری کردن لازمه.

645
00:27:35,779 --> 00:27:37,656
‫- سعی کردم.
‫- واقعاً؟

646
00:27:37,781 --> 00:27:39,741
‫یا فقط اولین راه فرار رو انتخاب کردی؟

647
00:27:40,825 --> 00:27:42,494
‫می‌دونم گفتم نمی‌خوام توی زندگیش باشی.

648
00:27:42,619 --> 00:27:46,414
‫ولی چیزی که یادمه
‫برق خلاصی توی چشم‌هات بود.

649
00:27:48,541 --> 00:27:50,418
‫اون چیزی بود که با من موند.

650
00:27:50,543 --> 00:27:52,045
‫می...

651
00:27:55,674 --> 00:27:57,217
‫الان اینجام.

652
00:27:59,010 --> 00:28:01,846
‫لینا این دیدار رو می‌خواد. نه من.

653
00:28:04,057 --> 00:28:05,642
‫بهش نیاز داره.

654
00:28:08,853 --> 00:28:12,148
‫[سارا سیلور در حال تماس]
‫[جونا سیلور: لینا زخمی شده]

655
00:28:12,982 --> 00:28:14,434
‫مظنون مسلحه.

656
00:28:14,484 --> 00:28:16,277
‫برای کامیون حکم جلب دادیم، ولی...

657
00:28:16,403 --> 00:28:18,613
‫پلاک‌ها دزدی بودن،
‫پس باید شانس بیاریم.

658
00:28:18,697 --> 00:28:20,615
‫پدر آسمانی، ما می‌دانیم که با تو،

659
00:28:20,740 --> 00:28:22,450
‫همه‌چیز ممکن است.

660
00:28:22,575 --> 00:28:24,577
‫تو به ما گفتی بخواهیم تا به ما داده شود.

661
00:28:24,661 --> 00:28:26,830
‫جستجو کنیم تا بیابیم.

662
00:28:26,996 --> 00:28:29,332
‫در بزنیم تا درها به رویمان باز شود.

663
00:28:29,457 --> 00:28:32,627
‫پدر آسمانی،
‫اکنون به درگاهت می‌آییم و می‌خواهیم

664
00:28:32,711 --> 00:28:35,255
‫که لینا را با پرهایت بپوشانی،

665
00:28:35,380 --> 00:28:39,008
‫پدر، که او را زیر بال‌هایت پناه دهی.

666
00:28:39,134 --> 00:28:41,010
‫هی. ممنون.

667
00:28:45,890 --> 00:28:48,101
‫- حالش خوب میشه.
‫- متأسفم، رفیق.

668
00:28:48,268 --> 00:28:50,687
‫- سرت چطوره؟
‫- اوه، گفتن مشکلی ندارم.

669
00:28:50,812 --> 00:28:52,439
‫فقط سرم خورد به کامیون.

670
00:28:52,522 --> 00:28:54,023
‫اوه.

671
00:28:59,362 --> 00:29:00,864
‫همه‌چی رو برام بیارین.
‫فیلم‌های نظارتی،

672
00:29:00,905 --> 00:29:02,782
‫- دوربین‌های مداربسته...
‫- هی.

673
00:29:03,742 --> 00:29:05,243
‫فکر کنم بدونم چطور کامیون رو پیدا کنیم.

674
00:29:05,368 --> 00:29:06,569
‫یه چیزی یادت اومد.

675
00:29:06,619 --> 00:29:08,121
‫معلومه که آره.

676
00:29:09,706 --> 00:29:11,416
‫- بابا.
‫- هی.

677
00:29:11,499 --> 00:29:12,909
‫چه خبره؟

678
00:29:12,959 --> 00:29:14,369
‫- حالش خوبه؟
‫- داره می‌جنگه.

679
00:29:14,419 --> 00:29:16,296
‫- چقدر بده؟
‫- ریه‌ش سوراخ شده،

680
00:29:16,421 --> 00:29:18,423
‫و به عصب رونش هم آسیب رسیده.

681
00:29:22,594 --> 00:29:24,095
‫دنی کجاست؟

682
00:29:42,071 --> 00:29:43,573
‫ریگان.

683
00:29:44,532 --> 00:29:45,859
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

684
00:29:45,909 --> 00:29:47,861
‫راجرز بهم گفت اینجام پیدات می‌کنم.

685
00:29:47,911 --> 00:29:49,871
‫- چطور فهمیدی؟
‫- شون بهم زنگ زد.

686
00:29:52,832 --> 00:29:54,375
‫اوه، عزیزم...

687
00:29:59,130 --> 00:30:00,673
‫دنی، شش ساعت گذشته.

688
00:30:00,757 --> 00:30:03,760
‫- نمی‌دونستم دیگه چیکار کنم.
‫- لینا از جراحی دراومده.

689
00:30:04,844 --> 00:30:06,346
‫به هوش اومد.

690
00:30:06,429 --> 00:30:07,839
‫و سراغ تو رو گرفت.

691
00:30:07,889 --> 00:30:09,132
‫باشه.

692
00:30:09,182 --> 00:30:10,425
‫نگران نباش.

693
00:30:10,475 --> 00:30:12,310
‫من جایی نمیرم.

694
00:30:13,436 --> 00:30:14,813
‫بهتره نری.

695
00:30:24,197 --> 00:30:27,492
‫اگه این راهته که از همکار بودن فرار کنی...

696
00:30:29,160 --> 00:30:30,662
‫جواب نمیده.

697
00:30:46,511 --> 00:30:48,513
‫حسابی ترسوندیم، همکار.

698
00:30:50,139 --> 00:30:51,808
‫ممنون...

699
00:30:54,185 --> 00:30:55,728
‫که اونجا بودی.

700
00:30:56,688 --> 00:30:57,772
‫همیشه.

701
00:31:08,658 --> 00:31:10,410
‫تیرانداز ما والی کریگه،

702
00:31:10,660 --> 00:31:14,247
‫زندانی سابق،
‫ندامتگاه لنسستر ماساچوست.

703
00:31:14,664 --> 00:31:18,618
‫کریگ به کارآگاه لینا سیلور شلیک کرد
‫و به شدت مجروحش کرد.

704
00:31:18,668 --> 00:31:20,578
‫توی تعقیب و گریز،
‫مأمور شون ریگان یکی از هدفون‌هاش رو

705
00:31:20,628 --> 00:31:22,539
‫روی کامیونی که کریگ می‌روند گم کرد.

706
00:31:22,589 --> 00:31:24,966
‫ما تونستیم اون هدفون رو تا کامیونی

707
00:31:25,091 --> 00:31:26,926
‫که زیر پل توبین آتش گرفته بود ردیابی کنیم.

708
00:31:27,051 --> 00:31:28,553
‫فکر می‌کنی اداره پلیس پولشو بهم میده؟

709
00:31:28,678 --> 00:31:30,471
‫- عمراً.
‫- ما قبل از اینکه

710
00:31:30,555 --> 00:31:32,265
‫اثر انگشت‌های روی فرمون
‫توسط آتش از بین برن،

711
00:31:32,432 --> 00:31:34,517
‫نیروها رو به کامیون رسوندیم.

712
00:31:34,642 --> 00:31:36,311
‫باور داریم که کریگ رو

713
00:31:36,436 --> 00:31:39,105
‫توی آخرین مکان شناخته‌شده‌ش
‫توی چارلزتاون پیدا می‌کنیم.

714
00:31:39,272 --> 00:31:41,399
‫اون مسلح و خطرناکه.

715
00:31:41,482 --> 00:31:43,484
‫این مرد به خواهرم شلیک کرد.

716
00:31:43,610 --> 00:31:45,570
‫زنده بیارینش،

717
00:31:45,653 --> 00:31:48,281
‫تا بتونم توی زندان دفنش کنم.

718
00:31:48,406 --> 00:31:50,325
‫برو، برو!

719
00:32:05,340 --> 00:32:07,258
‫هی... حرکت نکن! حرکت نکن!

720
00:32:08,259 --> 00:32:10,803
‫- گرفتمش. بریم.
‫- پاشو. پاشو.

721
00:32:10,929 --> 00:32:12,680
‫دست‌ها پشت سر.

722
00:32:12,764 --> 00:32:15,058
‫والی کریگ، تو به جرم اقدام به قتلِ

723
00:32:15,224 --> 00:32:17,602
‫کارآگاه لینا سیلور بازداشتی.

724
00:32:17,727 --> 00:32:18,761
‫حق اینو داری که سکوت کنی.

725
00:32:18,811 --> 00:32:20,605
‫- هر چی بگی...
‫- گرفتیمش.

726
00:32:20,730 --> 00:32:21,564
‫علیه‌ت توی دادگاه استفاده میشه.

727
00:32:25,193 --> 00:32:26,903
‫مطمئنی که آماده‌ای؟

728
00:32:27,028 --> 00:32:29,238
‫می‌تونیم صبر کنیم.

729
00:32:32,367 --> 00:32:34,243
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی صبر کردم.

730
00:32:45,672 --> 00:32:47,006
‫سلام، لینا.

731
00:32:49,717 --> 00:32:50,927
‫من پدرتم.

732
00:33:02,271 --> 00:33:03,940
‫مامانم...

733
00:33:05,066 --> 00:33:06,818
‫بهم یاد داد چطور این کار رو بکنم.

734
00:33:06,943 --> 00:33:08,736
‫چطور سوت بزنم.

735
00:33:08,903 --> 00:33:10,613
‫و بهم یاد داد

736
00:33:10,738 --> 00:33:12,532
‫چطور...

737
00:33:12,657 --> 00:33:14,784
‫بند کفش‌هامو ببندم.

738
00:33:15,952 --> 00:33:18,371
‫چطور دوچرخه‌سواری کنم.

739
00:33:18,454 --> 00:33:22,083
‫و پدربزرگم،
‫بهم رانندگی یاد داد.

740
00:33:22,417 --> 00:33:25,962
‫و پدرم...

741
00:33:29,173 --> 00:33:32,093
‫بن، اون بهم یاد داد که

742
00:33:32,176 --> 00:33:35,763
‫چطوری حساب دخل و خرجمو داشته باشم.

743
00:33:37,557 --> 00:33:39,809
‫و منو می‌رسوند دانشگاه.

744
00:33:48,192 --> 00:33:50,903
‫ولی من تو رو می‌خواستم.

745
00:33:53,322 --> 00:33:55,450
‫بهم فکر می‌کردی؟

746
00:33:55,575 --> 00:33:58,578
‫از خودت می‌پرسیدی من کی‌ام؟

747
00:33:59,037 --> 00:34:00,788
‫آره که بهت فکر می‌کردم.

748
00:34:02,165 --> 00:34:05,418
‫به این فکر می‌کردم که اگه یه روز...
‫چی میگم؟

749
00:34:11,507 --> 00:34:12,383
‫دوستت دارم.

750
00:34:13,176 --> 00:34:14,886
‫و متأسفم.

751
00:34:18,723 --> 00:34:22,643
‫اشتباه کردم که رفتم، تحت هر شرایطی.

752
00:34:24,395 --> 00:34:26,606
‫تمام زندگیت اشتباه کردم.

753
00:34:28,691 --> 00:34:31,110
‫ولی حاضرم بقیه‌ی عمرم رو

754
00:34:31,235 --> 00:34:33,571
‫صرف جبرانش کنم.

755
00:34:35,865 --> 00:34:37,700
‫اگه این چیزیه که تو می‌خوای.

756
00:34:41,037 --> 00:34:43,414
‫آره، برای شروع خوبه.

757
00:34:48,211 --> 00:34:49,712
‫برای شروع خوبه.

758
00:34:54,884 --> 00:34:55,835
‫دارن حرف می‌زنن.

759
00:34:55,885 --> 00:34:57,678
‫خوبه.

760
00:34:57,804 --> 00:34:59,764
‫راستش هنوز نمی‌تونم باور کنم اومدی.

761
00:35:00,723 --> 00:35:02,308
‫باید از اولش اینجا می‌بودم.

762
00:35:02,475 --> 00:35:03,976
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

763
00:35:05,269 --> 00:35:06,679
‫دنی، من دوستت دارم.

764
00:35:06,729 --> 00:35:10,233
‫دقیقاً نمی‌دونم کِی اتفاق افتاد، ولی...

765
00:35:10,441 --> 00:35:11,851
‫اتفاق افتاد.

766
00:35:11,901 --> 00:35:13,611
‫از وقتی اومدی بوستون،

767
00:35:13,736 --> 00:35:15,780
‫دیگه هیچی مثل قبل نیست.

768
00:35:15,905 --> 00:35:17,782
‫می‌دونم.

769
00:35:18,658 --> 00:35:21,285
‫تقصیر منه. متأسفم.

770
00:35:21,452 --> 00:35:23,246
‫نه، تقصیر تو نیست.
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.

771
00:35:23,412 --> 00:35:24,956
‫مشکل همینه.

772
00:35:25,998 --> 00:35:28,209
‫اسمشو گذاشتم سرنوشت
‫که قرار نبوده ما با هم باشیم

773
00:35:28,334 --> 00:35:30,586
‫و قبولش کردم،

774
00:35:30,711 --> 00:35:32,797
‫ولی اشتباه می‌کردم.

775
00:35:32,922 --> 00:35:34,590
‫شاید نه.

776
00:35:34,757 --> 00:35:36,884
‫من اینقدر سخت جنگیدم
‫تا توی بوستون موفق بشم،

777
00:35:37,009 --> 00:35:40,721
‫شاید به اندازه‌ی کافی
‫برای خودمون نجنگیدم.

778
00:35:40,805 --> 00:35:43,558
‫نه، دنی، تو هیچ‌وقت
‫از جنگیدن برای ما دست نکشیدی.

779
00:35:43,683 --> 00:35:45,560
‫و منم می‌خوام برامون بجنگم.

780
00:35:47,979 --> 00:35:49,814
‫می‌دونی...

781
00:35:49,981 --> 00:35:53,526
‫امروز شون یه چیزی بهم گفت
‫که یه‌جورایی تکونم داد.

782
00:35:53,693 --> 00:35:56,445
‫گفت من از وقتی یادش میاد

783
00:35:56,529 --> 00:35:58,489
‫دارم همون کار تکراری رو می‌کنم.

784
00:35:58,614 --> 00:35:59,857
‫و الانم دارم همون کار رو می‌کنم،

785
00:35:59,907 --> 00:36:01,659
‫فقط توی یه جای دیگه.

786
00:36:01,784 --> 00:36:03,703
‫شاید بعد از اتفاقی که برای لینا افتاد

787
00:36:03,828 --> 00:36:06,038
‫و برگشتن تو، وقتش باشه که من...

788
00:36:06,164 --> 00:36:07,707
‫چند تا تغییر بدم.

789
00:36:07,832 --> 00:36:10,960
‫- مثلاً چی؟
‫- از وقتی شون اومده سر کار،

790
00:36:11,085 --> 00:36:13,129
‫من همیشه دارم جلوتر از اون
‫همه جا رو می‌پام،

791
00:36:13,296 --> 00:36:15,882
‫تا بتونم بهش هشدار بدم
‫که قراره چه اتفاقی بیفته.

792
00:36:16,007 --> 00:36:17,592
‫شاید وقت یه ترفیع باشه.

793
00:36:18,926 --> 00:36:20,928
‫منظورم اینه که
‫اگه توی یه پست فرماندهی باشم،

794
00:36:21,053 --> 00:36:23,389
‫می‌تونم برای شون
‫همون کسی باشم که پدرم برای من بود.

795
00:36:23,514 --> 00:36:24,799
‫رئیسش؟

796
00:36:24,849 --> 00:36:26,350
‫چراغ راهش.

797
00:36:26,475 --> 00:36:29,270
‫آره، کی می‌دونه؟
‫شاید یه روزی، رئیس‌پلیس هم شدم.

798
00:36:29,395 --> 00:36:31,856
‫ولی از کارآگاهی تا رئیس‌پلیسی
‫راه درازی هست،

799
00:36:32,023 --> 00:36:35,193
‫پس شاید با آزمون افسری‌ارشد شروع کنم.

800
00:36:35,318 --> 00:36:36,644
‫«افسر ارشد ریگان.»

801
00:36:36,694 --> 00:36:38,654
‫آره، لحن قشنگی داره.

802
00:36:38,779 --> 00:36:42,408
‫و شاید، اون‌وقت،
‫بتونم یه جای بزرگتر بگیرم

803
00:36:42,617 --> 00:36:45,328
‫و تو و الینا و مادرت

804
00:36:45,411 --> 00:36:47,079
‫بتونین بیاین پیش من بمونین.

805
00:36:48,164 --> 00:36:49,874
‫فکر کنم اونا عاشقش بشن.

806
00:36:51,083 --> 00:36:52,585
‫منم همین‌طور.

807
00:36:53,294 --> 00:36:56,005
‫ولی نباید یواش پیش بریم؟

808
00:36:56,172 --> 00:36:58,507
‫فکر کنم دیگه نمی‌خوام با تو یواش پیش برم.

809
00:37:13,940 --> 00:37:15,983
‫این دستگیره‌ها رو ببین! نگاه کن آخه!

810
00:37:16,108 --> 00:37:18,527
‫اوه. چپ و راست.

811
00:37:18,653 --> 00:37:19,520
‫دارم توی این کار خیلی خوب میشم.

812
00:37:19,570 --> 00:37:21,155
‫تحسین‌برانگیزه.

813
00:37:21,239 --> 00:37:22,782
‫فقط داری خودشیرینی می‌کنی
‫چون با مادرش قرار می‌ذاری.

814
00:37:22,907 --> 00:37:25,618
‫مامان من قرار نمی‌ذاره. بهت برنخوره.

815
00:37:25,701 --> 00:37:28,412
‫اونا یه کنفرانس مطبوعاتی دادن
‫و رابطه‌شون رو اعلام کردن.

816
00:37:28,579 --> 00:37:29,780
‫باشه، میشه روی این تمرکز کنیم

817
00:37:29,830 --> 00:37:31,707
‫که لینا کاملاً داره از زخم‌هاش
‫سوءاستفاده می‌کنه

818
00:37:31,832 --> 00:37:33,459
‫تا از چیدن میز برای شبات فرار کنه؟

819
00:37:33,668 --> 00:37:35,795
‫- عصبش آسیب دیده.
‫- هی، شون،

820
00:37:35,920 --> 00:37:37,630
‫مطمئنی طوری نیست که
‫من بی‌دعوت اومدم شام، آره؟

821
00:37:37,755 --> 00:37:39,340
‫- کاملاً.
‫- البته که طوری نیست.

822
00:37:39,465 --> 00:37:40,967
‫و می‌دونی چیه؟

823
00:37:41,008 --> 00:37:42,969
‫اون گفتگویی که
‫در مورد دیدن خانواده‌ی جدید داشتیم؟

824
00:37:43,052 --> 00:37:44,553
‫خیلی مفید بود.

825
00:37:44,595 --> 00:37:46,138
‫- خوشحالیم که اینجایی، جو.
‫- ممنون.

826
00:37:46,222 --> 00:37:48,641
‫- آره.
‫- اگه شون منو به ریگان‌ها معرفی نمی‌کرد،

827
00:37:48,808 --> 00:37:50,810
‫نمی‌دونم امروز کجا بودم.

828
00:37:50,977 --> 00:37:53,479
‫هر جوری که بود
‫گذارمون به اینجا می‌افتاد.

829
00:37:53,646 --> 00:37:55,273
‫حالا که حرفش شد، فیبی کجاست؟

830
00:37:55,398 --> 00:37:57,483
‫این آخر هفته رو پیش مادرشه.

831
00:37:57,650 --> 00:37:59,652
‫آره، خب، برای آخرین آخر هفته

832
00:37:59,777 --> 00:38:01,779
‫قبل از اینکه جولی بره ژاپن

833
00:38:01,904 --> 00:38:03,572
‫و فیبی پیش ما بمونه،

834
00:38:03,698 --> 00:38:05,658
‫- برای همیشه. آره.
‫- تبریک میگم.

835
00:38:05,741 --> 00:38:07,660
‫- ممنون، ممنون.
‫- عالیه، بچه‌ها.

836
00:38:07,785 --> 00:38:10,246
‫هی، نمی‌دونم خواهرت چیکار کرد،

837
00:38:10,371 --> 00:38:12,415
‫ولی یه‌جوری جولی رو راضی کرد
‫که نظرش رو عوض کنه.

838
00:38:13,416 --> 00:38:15,668
‫- می‌بینم!
‫- وقتی به اندازه‌ی کافی اینجا بمونی،

839
00:38:15,793 --> 00:38:17,378
‫باید یه طرف رو انتخاب کنی، باشه؟

840
00:38:17,503 --> 00:38:19,547
‫- درسته.
‫- باشه؟ تقصیر من نیست.

841
00:38:19,672 --> 00:38:22,717
‫- اوه، خدای من.
‫- درسته، شونِ پسر.

842
00:38:22,842 --> 00:38:23,876
‫می‌دونی چیه؟

843
00:38:23,926 --> 00:38:25,761
‫این همین الان اومد به ایمیلم.

844
00:38:27,221 --> 00:38:30,391
‫پیام نوشته
‫«آیا واقعاً می سیلور رو می‌شناسی؟»

845
00:38:30,474 --> 00:38:32,643
‫من مرد حسودی نیستم،
‫ولی چی باید بدونم؟

846
00:38:32,810 --> 00:38:35,521
‫فقط خودتو آماده کن، ایلای،
‫چون این انتخابات

847
00:38:35,604 --> 00:38:37,106
‫قراره حسابی زشت بشه.

848
00:38:38,274 --> 00:38:40,318
‫لانگ‌فلو از الان داره میاد سراغ خانواده‌م.

849
00:38:40,401 --> 00:38:42,945
‫این اطلاعات غلط...

850
00:38:44,655 --> 00:38:46,157
‫نابودش می‌کنم.

851
00:38:54,206 --> 00:38:56,375
‫بفرمایید.

852
00:38:56,459 --> 00:38:57,960
‫تو باید کریستینا باشی.

853
00:38:58,044 --> 00:38:59,628
‫سلام.

854
00:38:59,712 --> 00:39:01,464
‫ممنون که دعوتمون کردین.

855
00:39:02,548 --> 00:39:05,801
‫فکر کنم دخترم کریستینا رو می‌شناسی.

856
00:39:05,926 --> 00:39:07,428
‫از دیدنت خوشحالم.

857
00:39:08,471 --> 00:39:09,797
‫دوباره.

858
00:39:09,847 --> 00:39:12,391
‫- آره.
‫- فکر کنم خواهر ناتنیتم باشی.

859
00:39:12,475 --> 00:39:14,602
‫خب، ما هیچ‌وقت
‫به چشم ناتنی بهش نگاه نکردیم.

860
00:39:14,685 --> 00:39:17,355
‫ما فقط یه خانواده‌ی بزرگ، شاد،

861
00:39:17,480 --> 00:39:19,148
‫و یه‌جورایی گیج‌کننده‌ایم.

862
00:39:19,940 --> 00:39:20,816
‫آره؟

863
00:39:21,567 --> 00:39:22,977
‫بیاین تو.

864
00:39:23,027 --> 00:39:24,528
‫وای، اینجا قشنگه.

865
00:39:29,784 --> 00:39:31,786
‫خوبی؟

866
00:39:32,620 --> 00:39:34,246
‫آره.

867
00:39:35,039 --> 00:39:35,623
‫خوبه.

868
00:39:37,625 --> 00:39:39,126
‫می‌خوای کمکت کنم؟

869
00:39:39,168 --> 00:39:40,669
‫اوه.

870
00:39:42,171 --> 00:39:43,672
‫ممنون برای همه‌چیز، دنی.

871
00:39:45,257 --> 00:39:46,967
‫شبات شالوم، بین‌تاونی.

872
00:39:47,093 --> 00:39:49,053
‫شبات شالوم، بروکلینی.

873
00:40:54,994 --> 00:40:57,204
‫- آمین.
‫- آمین.