1
00:00:04,838 --> 00:00:08,216
‫خاطره‌ای خیلی قدیمی رو
‫به یاد بیارین.

2
00:00:08,258 --> 00:00:10,677
‫چی یادتون میاد؟

3
00:00:10,677 --> 00:00:13,680
‫مشاهده خارق‌العاده‌ایه؟

4
00:00:13,722 --> 00:00:17,225
‫سبوی خاصیه؟ صداست؟

5
00:00:17,267 --> 00:00:19,144
‫یا شاید یه حس بود؟

6
00:00:19,185 --> 00:00:22,147
‫خوشی؟ غم؟

7
00:00:22,147 --> 00:00:23,648
‫ترس؟

8
00:00:25,525 --> 00:00:26,818
‫بابا؟

9
00:00:26,818 --> 00:00:29,738
‫کجا رفتی؟

10
00:00:29,779 --> 00:00:31,656
‫وقتی حسی بهمون دست می‌ده،

11
00:00:31,698 --> 00:00:34,200
‫نورون‌های مغزمون فعال می‌شن.

12
00:00:34,242 --> 00:00:36,745
‫خاطره‌اش ثبت می‌شه؛

13
00:00:36,786 --> 00:00:39,205
‫ولی اگه خاطره‌اش رو
‫مرور نکنیم،

14
00:00:39,247 --> 00:00:42,167
‫سیناپس‌هاش به مرور زمان
‫تضعیف می‌شن.

15
00:00:42,208 --> 00:00:44,836
‫خاطرات به مرور زمان از یاد می‌رن.

16
00:00:46,546 --> 00:00:48,882
‫مغز به همون راحتی
‫که به یاد می‌سپره،

17
00:00:48,923 --> 00:00:50,967
‫از یاد هم می‌بره.

18
00:00:57,307 --> 00:01:01,227
‫اگه وقت نذاریم
‫و خاطراتمون رو مرور نکنیم،

19
00:01:01,227 --> 00:01:05,899
‫ننویسیمشون،
‫براشون اهمیت قائل نشیم،

20
00:01:05,940 --> 00:01:10,195
‫ممکنه یه روز به خودمون بیایم
‫و ببینیم از یادمون رفتن.

21
00:01:14,824 --> 00:01:17,077
‫باز کن.

22
00:01:20,163 --> 00:01:22,832
‫وایات تیر خورده.

23
00:01:27,212 --> 00:01:29,172
‫از دیدنت خوشحالم دکتر.

24
00:01:35,929 --> 00:01:39,265
‫خیلی‌خب. اِم... سلام.

25
00:01:40,892 --> 00:01:42,602
‫خب، زخم جزئیه.

26
00:01:42,644 --> 00:01:45,647
‫چندتا بخیه بیشتر نمی‌خواد،

27
00:01:45,688 --> 00:01:48,566
‫بعدش می‌تونی بری.

28
00:01:50,151 --> 00:01:51,903
‫کاربراتور جدید موتورت چطوره؟

29
00:01:51,945 --> 00:01:53,947
‫ساساتش موتور رو سریع گرم می‌کنه؟

30
00:01:53,988 --> 00:01:56,866
‫آره. دیگه مجبور نیستم کلی باهاش ور برم
‫تا روشن بشه.

31
00:01:56,908 --> 00:01:57,867
‫خوبه، خوبه.

32
00:01:57,909 --> 00:01:59,619
‫تعمیر بعدیت هم مهمون خودمی.

33
00:01:59,661 --> 00:02:01,037
‫خب؟
‫کافیه موتورت رو بیاری.

34
00:02:01,079 --> 00:02:03,039
‫حتی فنربندیت رو هم تعویض می‌کنم.

35
00:02:03,081 --> 00:02:05,792
‫دفعه قبل که دیدمش،
‫فهمیدم باید تعویض بشه.

36
00:02:05,834 --> 00:02:08,795
‫ممنونم وایات.
‫جدی می‌گم.

37
00:02:08,795 --> 00:02:13,633
‫متأسفانه باید بپرسم...
‫حال طرف چطوره؟

38
00:02:13,675 --> 00:02:14,968
‫اون‌جوری‌ها نیست.

39
00:02:15,009 --> 00:02:17,137
‫داشتم تفنگم رو تمیز می‌کردم.

40
00:02:17,178 --> 00:02:18,763
‫گاهی رعشه بهم دست می‌ده...

41
00:02:18,805 --> 00:02:21,141
‫و اتفاقی ماشه رو کشیدم.

42
00:02:21,141 --> 00:02:23,810
‫- از رعشه‌ات برام بگو.
‫- چیزی نیست.

43
00:02:23,852 --> 00:02:25,311
‫احتمالا به‌خاطر موتورسواری طولانیه.

44
00:02:25,353 --> 00:02:28,064
‫حالم خوبه.

45
00:02:28,106 --> 00:02:29,649
‫راست می‌گی.

46
00:02:29,691 --> 00:02:31,943
‫احتمالا جای نگرانی نیست،

47
00:02:31,985 --> 00:02:35,321
‫ولی من الان واقعا گلوله خودت رو
‫از بدن خودت درآوردم.

48
00:02:35,321 --> 00:02:37,824
‫پس چطوره بری بیمارستان عمومی برانکس؟

49
00:02:37,824 --> 00:02:39,117
‫چندتا آزمایش ازت می‌گیریم.

50
00:02:39,117 --> 00:02:40,201
‫می‌گیم بر اثر بی‌احتیاطی بوده.

51
00:02:40,243 --> 00:02:41,661
‫نه. نمی‌خواد.

52
00:02:41,661 --> 00:02:42,704
‫اگه تو بیمارستان اسم «گلوله» بیارن،

53
00:02:42,745 --> 00:02:44,330
‫پلیس‌ها عین مور و ملخ می‌ریزن.

54
00:02:44,372 --> 00:02:45,915
‫الکی یه راست پیش خودت نیومدیم.

55
00:02:45,957 --> 00:02:48,126
‫گلوله کجا بود؟
‫ببین، باتری موتورم...

56
00:02:48,126 --> 00:02:50,003
‫تموم شد،
‫تو کامل بررسیش کردی.

57
00:02:50,003 --> 00:02:52,672
‫قطعه‌اش رو سفارش دادی
‫و چند روزه درستش کردی.

58
00:02:52,672 --> 00:02:54,966
‫آزمایش اعصاب هم بررسی منه.

59
00:02:54,966 --> 00:02:58,970
‫این‌جوری راحت‌تر می‌فهمیم
‫اتفاق خاصی افتاده یا نه.

60
00:03:00,680 --> 00:03:03,016
‫پلیس بی پلیس.

61
00:03:03,016 --> 00:03:06,936
‫دمنوش خوبیه.
‫بگونیاست؟

62
00:03:06,978 --> 00:03:12,275
‫میوه گل رزه، ولی طعمشون شبیه همه.

63
00:03:43,264 --> 00:03:45,016
‫وان.

64
00:03:48,770 --> 00:03:50,730
‫- وان.
‫- عه، سلام. صبح به خیر اریکا.

65
00:03:50,730 --> 00:03:52,023
‫- خبر بدی دارم.
‫- چیه؟

66
00:03:52,065 --> 00:03:54,901
‫- امیلی برگشته.
‫- امیلی کیه؟

67
00:03:58,696 --> 00:04:00,907
‫امیلی. سلام. من دکتر ولف هستم.

68
00:04:00,907 --> 00:04:02,742
‫چرا گیاه دستتونه؟

69
00:04:02,742 --> 00:04:06,913
‫آها، این گرتروده.
‫سرخس رستاخیزه.

70
00:04:06,913 --> 00:04:08,039
‫انگار خشک شده.

71
00:04:08,081 --> 00:04:09,374
‫خشک نشده.

72
00:04:09,415 --> 00:04:11,459
‫فقط یه کم ناخوشه.

73
00:04:11,501 --> 00:04:13,836
‫اومدین من رو درمان کنین
‫یا گرترود؟

74
00:04:13,878 --> 00:04:16,422
‫خب، از شانس خوب تو،
‫از پس چند کار برمیام.

75
00:04:16,422 --> 00:04:17,840
‫با توجه به وزنت،

76
00:04:17,882 --> 00:04:19,050
‫به نظرم کاملا سالمی.

77
00:04:19,092 --> 00:04:20,718
‫خب، اکثر اوقات خوبه؛

78
00:04:20,760 --> 00:04:22,303
‫ولی امروز صبح
‫سرش تو «آی‌پدش» بود...

79
00:04:22,345 --> 00:04:24,722
‫که یهو دیدیم رو زمین افتاده
‫و نفسش بالا نمیاد.

80
00:04:24,764 --> 00:04:26,057
‫آره.
‫این‌طور که فهمیدیم،

81
00:04:26,057 --> 00:04:27,767
‫ظاهرا وقتی بیش از حد
‫هیجان‌زده می‌شه،

82
00:04:27,809 --> 00:04:29,310
‫- بهش حمله دست می‌ده.
‫- ولی همیشه نمی‌ده.

83
00:04:29,352 --> 00:04:31,771
‫برده بودیمش کنسرت تیلور سوئیفت
‫و چیزیش نشده بود.

84
00:04:31,813 --> 00:04:33,773
‫- تیلور...؟
‫- «داستان عاشقانه.»

85
00:04:33,773 --> 00:04:34,983
‫- «خصومت.»
‫- «بی‌خیالش شو.»

86
00:04:35,024 --> 00:04:36,776
‫آروم باشین ببینم.

87
00:04:36,818 --> 00:04:38,278
‫این هم اسم یکی از آهنگ‌هاشه.

88
00:04:38,319 --> 00:04:39,779
‫مطمئنین در خفا طرفدار
‫تیلور سوئیفت نیستین؟

89
00:04:39,821 --> 00:04:41,030
‫اصلا نمی‌دونم یعنی چی.

90
00:04:41,072 --> 00:04:42,824
‫البته مطمئن نیستم نباشم.

91
00:04:42,865 --> 00:04:44,951
‫یه لحظه از حضورتون مرخص می‌شیم.

92
00:04:48,079 --> 00:04:50,248
‫ما بارها امیلی رو درمان کردیم.

93
00:04:50,290 --> 00:04:52,166
‫حملاتش مداومن.
‫بی‌هوش می‌شه...

94
00:04:52,208 --> 00:04:54,961
‫نوار مغزی، ام‌آرآی،
‫هر آزمایشی که فکرش رو بکنین.

95
00:04:54,961 --> 00:04:56,462
‫- همه‌چی عادیه.
‫-

96
00:04:56,504 --> 00:04:59,340
‫براش اکس‌کاربازپین، کاربامازپین
‫و توپیرامات نوشتیم. هیچی اثر نداره.

97
00:04:59,382 --> 00:05:02,218
‫خیلی‌خب. حملاتش رو
‫با جزئیات برام توصیف کنین.

98
00:05:02,260 --> 00:05:03,845
‫- اِم...
‫- خب...

99
00:05:03,886 --> 00:05:06,514
‫خودمون حملات امیلی رو
‫از نزدیک ندیدیم.

100
00:05:06,556 --> 00:05:08,850
‫با این حال براش دارو نوشتین؟

101
00:05:08,891 --> 00:05:11,144
‫- خب، دکتر پورتر گفتن...
‫- کی؟ آها، آره.

102
00:05:11,185 --> 00:05:13,313
‫یادمه. همون پزشکی که رفت
‫واسه شرکت‌های بزرگ کار کنه.

103
00:05:13,313 --> 00:05:15,815
‫ظاهرا خیلی به بیمارانش اهمیت می‌داد.

104
00:05:15,815 --> 00:05:18,109
‫گمون کنم معلوم شده باشه
‫روش کار من یه‌کم فرق می‌کنه.

105
00:05:18,151 --> 00:05:20,820
‫پس با امیلی وقت بگذرونین،
‫تحریکش کنین که حمله بهش دست بده،

106
00:05:20,862 --> 00:05:23,156
‫بررسی کنین، بیماریش رو تشخیص بدین،
‫بعدش درمانش کنین...

107
00:05:23,197 --> 00:05:26,034
‫به همین ترتیب عمل کنین.

108
00:05:26,075 --> 00:05:28,119
‫- چشم قربان.
‫- چشم قربان.

109
00:05:30,121 --> 00:05:32,165
‫- صبح به خیر.
‫- عه، سلام دکتر.

110
00:05:32,165 --> 00:05:34,500
‫یه سری مرد نسبتا ترسناک...

111
00:05:34,542 --> 00:05:37,837
‫با کاپشن چرم تو اتاق انتظار
‫منتظرتن.

112
00:05:37,879 --> 00:05:40,131
‫- حتما وایاته.
‫- از دوستانته؟

113
00:05:40,173 --> 00:05:43,843
‫نه. بیمارمه.
‫مکانیکم هم هست.

114
00:05:43,843 --> 00:05:46,846
‫- عضو بانده؟
‫- اگه منظورت از «باند»...

115
00:05:46,846 --> 00:05:49,182
‫گروهی متشکل از آقایون متشخصه...

116
00:05:49,182 --> 00:05:51,017
‫که همگی علاقه وافری...

117
00:05:51,017 --> 00:05:53,269
‫به موتورسواری دارن،
‫آره، عضو بانده.

118
00:05:53,311 --> 00:05:54,937
‫اسمشون «موتورسواران هادسن»ـه.

119
00:05:54,979 --> 00:05:56,356
‫می‌دونی چیه؟
‫تو نگران نباش.

120
00:05:56,356 --> 00:05:58,483
‫با بخار آب خیسش کن.
‫معمولا خوب می‌شه.

121
00:05:58,524 --> 00:06:01,235
‫می‌دونم. امروز صبح با خودم بردمش حموم.

122
00:06:01,277 --> 00:06:02,403
‫بابا یادم داده بود.

123
00:06:02,445 --> 00:06:05,323
‫یه کم با هم وقت گذروندیم.

124
00:06:05,365 --> 00:06:06,866
‫حالا که حرفش شد،

125
00:06:06,908 --> 00:06:09,494
‫خیلی خوشحال می‌شم
‫خارج از محیط کاری ببینمت.

126
00:06:09,535 --> 00:06:11,412
‫چطوره با هم ناهار بخوریم؟

127
00:06:11,454 --> 00:06:13,164
‫این هفته خیلی کار دارم.

128
00:06:13,206 --> 00:06:15,083
‫- کلی بیمار دارم.
‫- اذیتم نکن.

129
00:06:15,124 --> 00:06:17,210
‫چندین ماهه دوتایی تنها نبودیم.

130
00:06:17,210 --> 00:06:21,881
‫بیگل و پنیر خامه‌ای میارم...

131
00:06:21,881 --> 00:06:23,132
‫از «روس و دختران» می‌خری؟

132
00:06:23,174 --> 00:06:26,969
‫هر وقت راحت بودی بهم بگو.

133
00:06:27,011 --> 00:06:28,971
‫چند وقته که متوجه رعشه‌ات شدی؟

134
00:06:29,013 --> 00:06:30,598
‫رعشه؟
‫این‌جوری بهتون گفته؟

135
00:06:30,640 --> 00:06:32,308
‫نه.

136
00:06:32,350 --> 00:06:34,560
‫وایات به‌خاطر رعشه به خودش شلیک نکرده بود.

137
00:06:34,560 --> 00:06:38,564
‫چون یادش رفته بود تفنگش پره
‫به خودش شلیک کرد.

138
00:06:38,606 --> 00:06:40,400
‫آره. تقریبا یه ماه پیش،

139
00:06:40,400 --> 00:06:44,070
‫یه سری خاطرات و لطیفه‌های تکراری
‫تعریف می‌کرد.

140
00:06:44,070 --> 00:06:46,948
‫بعدش طی دو هفته اخیر وخیم‌تر شد.

141
00:06:46,989 --> 00:06:49,367
‫خب که چی؟
‫یه سری چیزها رو یادم رفت.

142
00:06:49,409 --> 00:06:51,202
‫منظورت از «یه سری چیزها» چیه؟

143
00:06:51,244 --> 00:06:54,580
‫خب، در این بگم
‫که تو زیرزمینمون ۹ هواپز داریم،

144
00:06:54,580 --> 00:06:57,542
‫آخه هی یادش می‌ره
‫قبلا سفارش داده.

145
00:06:57,583 --> 00:06:59,335
‫دوست دارم ناگت مرغ درست کنم.

146
00:06:59,377 --> 00:07:02,255
‫وقتی سومین هواپز رو تحویل دادن،

147
00:07:02,296 --> 00:07:04,090
‫می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه.

148
00:07:04,090 --> 00:07:07,593
‫خیلی‌خب. اتفاق غیرطبیعی دیگه‌ای نیفتاده؟

149
00:07:11,055 --> 00:07:13,433
‫خیلی‌خب، گاهی اوقات سردرد می‌گیرم.

150
00:07:13,474 --> 00:07:16,102
‫بیش از حد معمول خسته می‌شم.

151
00:07:16,144 --> 00:07:19,355
‫واسه همه پیش میاد.

152
00:07:19,397 --> 00:07:21,441
‫عزیزم، نمی‌فهمم چرا این‌قدر ترسیدی.

153
00:07:21,482 --> 00:07:24,068
‫چون نگرانته وایات.

154
00:07:24,110 --> 00:07:25,486
‫می‌خواد مطمئن بشه حالت خوبه.

155
00:07:25,528 --> 00:07:28,906
‫مطمئنم اگه شرایط برعکس بود،
‫تو هم همین کار رو در حق رزی می‌کردی.

156
00:07:28,948 --> 00:07:33,161
‫بیا یه ام‌آرآی مغز ازت بگیریم...

157
00:07:33,202 --> 00:07:36,956
‫و ببینیم چی نشونمون می‌ده.

158
00:07:39,208 --> 00:07:42,253
‫احیانا بین نوبت قبول نمی‌کنی؟

159
00:07:42,295 --> 00:07:44,464
‫- مایا ساک فوتبالش رو جا گذاشت.
‫- هوم.

160
00:07:44,505 --> 00:07:46,132
‫هنوز قراره ببریش تمرین دیگه؟

161
00:07:46,132 --> 00:07:49,260
‫آره، یادمه.

162
00:07:49,302 --> 00:07:51,679
‫گمون کنم الان وقت مناسبی
‫واسه ادامه مکالمه‌مون نباشه.

163
00:07:51,721 --> 00:07:54,182
‫بستگی داره. کدومشون رو می‌گی؟

164
00:07:54,223 --> 00:07:57,518
‫همونی که چند وقته
‫ازش طفره می‌ری.

165
00:07:57,560 --> 00:08:00,313
‫تصمیمی نگرفتی؟

166
00:08:00,313 --> 00:08:02,523
‫موریس...

167
00:08:02,565 --> 00:08:04,984
‫عه. سلام ولف.
‫من...

168
00:08:05,026 --> 00:08:07,236
‫سلام موریس. صدات رو همیشه تشخیص می‌دم.

169
00:08:07,278 --> 00:08:09,155
‫- آزمایش ژنومیک در چه حاله؟
‫- آره. خوبه.

170
00:08:09,155 --> 00:08:10,698
‫آره، تازه بودجه آزمایش موش‌ها رو
‫از اروینگ گرفتیم.

171
00:08:10,740 --> 00:08:12,492
‫چه عالی.

172
00:08:12,492 --> 00:08:14,368
‫خب، اگه روزی تونستی از همسرت
‫همسان بسازی، بهم خبر بده،

173
00:08:14,410 --> 00:08:18,331
‫آخه دنیا واقعا چندین کارول نیاز داره.

174
00:08:18,331 --> 00:08:22,126
‫ببخشید.
‫این همتا نداره.

175
00:08:22,168 --> 00:08:24,170
‫آره، واقعا منحصر به فرده.

176
00:08:26,422 --> 00:08:29,175
‫می‌رم که به کارتون برسین.

177
00:08:29,175 --> 00:08:31,677
‫خب، از دیدن موریس خوشحال شدم.

178
00:08:31,677 --> 00:08:33,513
‫هنوز از دیدن موریس خوشحال نمی‌شیم؟

179
00:08:33,513 --> 00:08:35,097
‫این ماجرا ناراحتم می‌کنه.

180
00:08:35,139 --> 00:08:36,557
‫مشاوره زوجین به دردتون نمی‌خوره؟

181
00:08:36,599 --> 00:08:38,392
‫وای، روان‌پزشک‌ها بدترین درمان‌جوهای دنیان.

182
00:08:38,434 --> 00:08:40,102
‫پونزده ساله که زندگی مشترک دارین،

183
00:08:40,144 --> 00:08:41,354
‫بیست ساله که همدیگه رو می‌شناسین.

184
00:08:41,395 --> 00:08:43,356
‫حتما بیش از یه اشتباه پیش اومده.

185
00:08:43,356 --> 00:08:45,274
‫نه‌خیر. نچ.
‫نصیحت مردی رو...

186
00:08:45,316 --> 00:08:47,401
‫- که گیاه خشک بغل کرده قبول نمی‌کنم.
‫- خیلی‌خب، خشک نشده، ضمنا...

187
00:08:47,443 --> 00:08:52,698
‫کد قرمز. ام‌آرآی. طبقه سوم.
‫کد قرمز. ام‌آرآی. طبقه سوم.

188
00:08:52,740 --> 00:08:55,326
‫وایستا! وایستا! وایستا! وایستا!

189
00:08:55,326 --> 00:08:57,370
‫- دستت رو بکش ببینم!
‫- عه، عه!

190
00:08:57,370 --> 00:09:00,039
‫- آروم باش! وایات. وایات.
‫- ببین وایات، ایشون دکترته.

191
00:09:00,081 --> 00:09:02,291
‫- دکتر نشه.
‫- آروم باش، ببین من رو.

192
00:09:02,333 --> 00:09:04,544
‫ببین من رو. چیزیت نیست.
‫نفس بکش.

193
00:09:04,585 --> 00:09:07,338
‫نفس بکش.

194
00:09:13,511 --> 00:09:15,596
‫بعد از ام‌آرآی چی شد؟

195
00:09:15,596 --> 00:09:17,515
‫نمی‌دونم.
‫گیج شدم.

196
00:09:17,557 --> 00:09:19,016
‫خیال می‌کردم پلیس‌ها تو چشمم...

197
00:09:19,058 --> 00:09:20,726
‫چراغ‌قوه گرفتن و دارن می‌گردنم.

198
00:09:20,768 --> 00:09:24,230
‫- راستی، حال پسره چطوره؟
‫- چیزیش نشده، فقط غرورش خرد شده.

199
00:09:24,272 --> 00:09:26,774
‫- دکتر نش چیزیش نمی‌شه.
‫- درسته آقای جیمز.

200
00:09:26,816 --> 00:09:29,694
‫فعلا بیش از همه نگران خودتیم.

201
00:09:29,735 --> 00:09:34,198
‫یه تومور شناسایی کردیم...

202
00:09:34,240 --> 00:09:36,158
‫که داره رشد می‌کنه و بطن سوم
‫مغزتون رو مسدود کرده...

203
00:09:36,200 --> 00:09:39,120
‫که باعث شده مایع مغزی‌نخاعی جمع بشه...

204
00:09:39,161 --> 00:09:42,123
‫و به بخش‌های حیاتی نفوذ کنه.

205
00:09:42,164 --> 00:09:44,125
‫خوش‌بختانه، این نوع تومورها...

206
00:09:44,166 --> 00:09:47,086
‫معمولا خوش‌خیمن،
‫سرطانی نیستن.

207
00:09:47,086 --> 00:09:50,506
‫- می‌تونم دربیارمش.
‫- یعنی بهتر می‌شه؟

208
00:09:50,548 --> 00:09:52,633
‫دیگه چیزی یادش نمی‌ره؟

209
00:09:52,675 --> 00:09:57,179
‫متأسفانه بحثش پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

210
00:09:57,221 --> 00:09:58,806
‫درسته.

211
00:09:58,848 --> 00:10:00,474
‫تومور به بخش‌هایی از مغزتون نفوذ کرده...

212
00:10:00,516 --> 00:10:02,435
‫که محل ایجاد خاطراته.

213
00:10:02,435 --> 00:10:04,145
‫واسه همین این‌قدر فراموش می‌کنین.

214
00:10:04,186 --> 00:10:06,272
‫اگه بتونم کل تومور رو دربیارم،

215
00:10:06,314 --> 00:10:08,190
‫جونتون نجات پیدا می‌کنه؛

216
00:10:08,232 --> 00:10:11,360
‫ولی ممکنه خسارات بیشتری
‫به اون نواحی وارد بشه.

217
00:10:11,402 --> 00:10:17,450
‫احتمالا توانایی ایجاد خاطرات جدید رو
‫از دست بدی.

218
00:10:18,492 --> 00:10:21,203
‫جراحی به شدت خطرناکیه.

219
00:10:21,245 --> 00:10:24,457
‫در بهترین حالت
‫دچار فراموشی پیش‌گستر می‌شی.

220
00:10:24,457 --> 00:10:26,083
‫خیلی‌خب، ولی من رو به یاد میاره؟

221
00:10:26,125 --> 00:10:28,294
‫آره. به احتمال زیاد
‫سر خاطراتش تا الان...

222
00:10:28,294 --> 00:10:31,130
‫که به هویت کنونیش شکل می‌دن...

223
00:10:31,130 --> 00:10:32,673
‫بلایی نمیاد.

224
00:10:35,635 --> 00:10:37,303
‫خب، اگه نخوام عمل کنم،

225
00:10:37,303 --> 00:10:40,139
‫- چقدر زنده می‌مونم؟
‫- با احتساب روند رشد تومور...

226
00:10:40,181 --> 00:10:44,143
‫و افزایش فشار وارده از مایع...

227
00:10:44,143 --> 00:10:45,227
‫ممکنه چند هفته دیگه زنده باشی.

228
00:10:45,269 --> 00:10:48,105
‫اگه شانس بیاریم، چند ماه.

229
00:10:48,147 --> 00:10:50,733
‫- چقدر زود می‌تونین دربیارینش؟
‫- همین که آمادگیش رو داشته باشی وایات.

230
00:10:50,775 --> 00:10:52,777
‫من پیشنهاد می‌کنم
‫همین الان دربیاریمش.

231
00:10:55,363 --> 00:10:58,115
‫وایات...

232
00:10:58,157 --> 00:11:02,119
‫می‌دونم خیلی شوکه‌کننده است،

233
00:11:02,161 --> 00:11:04,830
‫می‌دونم رو روند زندگیت...

234
00:11:04,872 --> 00:11:07,416
‫و کسب درآمدت تأثیر می‌ذاره،

235
00:11:07,458 --> 00:11:10,503
‫ولی لزومی نداره کل زندگیت رو نابود کنه.

236
00:11:10,503 --> 00:11:13,255
‫هنوز می‌تونی موتور تعمیر کنی.

237
00:11:13,297 --> 00:11:15,257
‫من هم می‌تونم تو کارگاه کمکت کنم.

238
00:11:17,593 --> 00:11:19,845
‫- نشنیدی دکترها چی گفتن؟
‫- هوم.

239
00:11:19,845 --> 00:11:22,556
‫چیزیت نمی‌شه.
‫زنده می‌مونی.

240
00:11:22,598 --> 00:11:25,142
‫هنوز می‌تونیم کل کارهای مد نظرمون رو
‫عملی کنیم.

241
00:11:25,184 --> 00:11:28,229
‫بریم گرند کنیون.
‫بریم شفق قطبی ببینیم.

242
00:11:28,270 --> 00:11:29,772
‫- بریم توسکانی.
‫- وای عزیزم.

243
00:11:29,814 --> 00:11:31,315
‫واسه چی بریم اونجاها
‫وقتی نمی‌تونم به خاطر بسپارمشون؟

244
00:11:31,357 --> 00:11:33,359
‫من کمکت می‌کنم.
‫من حافظه‌ات می‌شم.

245
00:11:33,401 --> 00:11:36,195
‫آها، که در نهایت ازم متنفر بشی؟
‫نه، مرسی.

246
00:11:36,195 --> 00:11:38,364
‫نمی‌خوام تا آخر عمرم
‫شبانه‌روزی...

247
00:11:38,406 --> 00:11:40,366
‫پرستار داشته باشم.

248
00:11:40,408 --> 00:11:43,327
‫اصلا به زندگی‌ای که نتونم
‫به خاطر بیارمش، علاقه‌ای ندارم.

249
00:11:45,371 --> 00:11:47,248
‫نمی‌خواد عمل کنه.
‫وایات می‌گه...

250
00:11:47,289 --> 00:11:49,417
‫از دست دادن توانایی ثبت خاطرات...

251
00:11:49,458 --> 00:11:50,751
‫از مرگ هم بدتره.

252
00:11:50,793 --> 00:11:52,378
‫خب، هضمش خیلی دشواره.

253
00:11:52,420 --> 00:11:54,547
‫من نگرانم که شاید
‫تومورش نذاره...

254
00:11:54,547 --> 00:11:55,923
‫تصمیم پزشکی منطقی بگیره.

255
00:11:55,965 --> 00:11:57,675
‫خب، متوجه شدم.
‫روان‌کاویش می‌کنم...

256
00:11:57,717 --> 00:12:01,637
‫- تا ببینم در توانش هست یا نه.
‫- ممنون.

257
00:12:01,679 --> 00:12:04,432
‫دکتر ولف.
‫والدین امیلی کارتون دارن.

258
00:12:04,473 --> 00:12:06,183
‫واقعا می‌خوام ته و توش رو دربیاریم.

259
00:12:06,225 --> 00:12:08,561
‫سلام.
‫کارم داشتین؟

260
00:12:08,561 --> 00:12:11,355
‫چندین ساعته که انترن‌هاتون
‫دارن دخترمون رو تحریک می‌کنن...

261
00:12:11,397 --> 00:12:13,357
‫تا بهش حمله دست بده.

262
00:12:13,399 --> 00:12:16,444
‫همه‌جور کاری کردن،
‫از چراغ چشمک‌زن جلوی چشمش گرفته...

263
00:12:16,485 --> 00:12:18,279
‫تا پشتک‌وارو زدن جلوش.

264
00:12:18,320 --> 00:12:20,698
‫- پشتک‌واروها حرف نداشتن.
‫- ممنون.

265
00:12:20,740 --> 00:12:22,575
‫آره، هیچ‌کدومشون تأثیر ندارن.

266
00:12:22,616 --> 00:12:25,202
‫درسته. این‌جور چیزها به شدت پیچیده‌ان.

267
00:12:25,244 --> 00:12:26,287
‫زمان می‌بره.

268
00:12:26,328 --> 00:12:28,247
‫باشه، ولی این حملات ترسناکن...

269
00:12:28,289 --> 00:12:29,915
‫و دست رو دست گذاشتن
‫و دیدن تحریک شما...

270
00:12:29,957 --> 00:12:32,251
‫- خیلی اذیت‌کننده است.
‫- درک می‌کنم.

271
00:12:32,251 --> 00:12:34,754
‫هیچ‌کس نمی‌خواد شاهد ترست باشه،

272
00:12:34,754 --> 00:12:37,923
‫ولی اگه بخوایم بیماریش رو
‫بهتر درک کنیم،

273
00:12:37,923 --> 00:12:40,301
‫باید فعالیت الکتریکی کنترل‌نشده مغزش رو...

274
00:12:40,342 --> 00:12:41,969
‫در همون حین مشاهده کنیم،

275
00:12:42,011 --> 00:12:43,846
‫این‌جوری بیشترین اطلاعات رو...

276
00:12:43,888 --> 00:12:47,600
‫واسه مدیریت یا پیش‌گیری از حملات
‫کسب می‌کنیم.

277
00:12:47,600 --> 00:12:49,393
‫ازتون می‌خوام بهمون اعتماد کنین...

278
00:12:49,435 --> 00:12:51,729
‫که بتونیم ته و توش رو دربیاریم و...

279
00:12:51,771 --> 00:12:54,231
‫به دخترتون کمک کنیم
‫حالش بهتر بشه.

280
00:12:58,360 --> 00:13:02,990
‫می‌شه بهمون بگین دلیل
‫آخرین حمله‌اش دقیقا چی بود؟

281
00:13:03,032 --> 00:13:06,744
‫صبح زود بود.
‫تقریبا ۷:۱۵ صبح بود؟

282
00:13:06,786 --> 00:13:08,704
‫آره. امیلی تو اتاقش بود،

283
00:13:08,746 --> 00:13:10,456
‫داشت با «آی‌پدش»
‫تکلیف ریاضیش رو حل می‌کرد.

284
00:13:10,498 --> 00:13:11,916
‫اوهوم.

285
00:13:14,835 --> 00:13:17,505
‫واقعا؟ امیلی، داشتی...

286
00:13:17,546 --> 00:13:20,883
‫واقعا صبح زود بیدار شده بودی
‫تکلیف حل کنی؟

287
00:13:20,925 --> 00:13:23,010
‫تکلیف حل نمی‌کردم.

288
00:13:23,052 --> 00:13:25,888
‫داشتم «سه کله‌پوک» تماشا می‌کردم.

289
00:13:25,930 --> 00:13:28,516
‫والدینم گفته بودن تا نمراتم بهتر نشه،
‫حق ندارم چیزی تماشا کنم؛

290
00:13:28,557 --> 00:13:30,601
‫ولی چی بگم؟
‫عاشق کمدی بزن‌بکوبم.

291
00:13:30,643 --> 00:13:32,895
‫- من هم همین‌طور.
‫- «سه کله‌چی»؟

292
00:13:32,937 --> 00:13:35,481
‫لری، کرلی، مو. «سه...»

293
00:13:35,523 --> 00:13:38,943
‫نمی‌شناسین؟ ببین کی از فرهنگ عامه
‫دم می‌زنه.

294
00:13:38,984 --> 00:13:41,821
‫امیلی، نظرت چیه
‫کمدی کلاسیک رو...

295
00:13:41,862 --> 00:13:44,323
‫به این خنگول‌ها یاد بدیم، ها؟

296
00:13:51,997 --> 00:13:55,668
‫«کله‌پوک» محبوبت کیه؟
‫خودم بیشتر کرلی رو دوست دارم.

297
00:13:55,709 --> 00:13:58,921
‫قطعا. بهترین کمدین جسمانی تاریخه.

298
00:13:58,963 --> 00:14:01,006
‫آخه ببینش.

299
00:14:01,006 --> 00:14:03,050
‫پنبه!

300
00:14:12,810 --> 00:14:15,896
‫امیلی؟ امیلی.

301
00:14:15,938 --> 00:14:17,731
‫- امیلی؟
‫- وان!

302
00:14:17,773 --> 00:14:20,734
‫نفسش بالا نمیاد.

303
00:14:20,776 --> 00:14:22,695
‫وان هم نفس نمی‌کشه؛
‫ولی نبضش رو حس می‌کنم.

304
00:14:22,695 --> 00:14:24,029
‫نبض نداره.

305
00:14:24,071 --> 00:14:26,073
‫- دستگاه شوک رو میارم.
‫- وایستا، وایستا. یه‌کم وایستا.

306
00:14:26,115 --> 00:14:28,534
‫پنج ثانیه صبر کن.
‫خودش تموم می‌شه.

307
00:14:28,576 --> 00:14:30,077
‫قبلا هم تموم شده.

308
00:14:34,415 --> 00:14:35,666
‫باید اعلام وضعیت کنیم.

309
00:14:37,459 --> 00:14:39,420
‫امیلی؟

310
00:14:39,461 --> 00:14:40,588
‫- وان.
‫- خیلی‌خب.

311
00:14:40,629 --> 00:14:41,964
‫به هوش اومد.

312
00:14:42,006 --> 00:14:44,717
‫آروم باش. خوبی؟

313
00:14:44,758 --> 00:14:46,051
‫آره.

314
00:14:53,809 --> 00:14:56,061
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم. اصلا...

315
00:14:56,061 --> 00:14:58,981
‫امروز هیچی نخورده بودم،
‫احساس ضعف داشتم.

316
00:14:59,023 --> 00:15:01,525
‫بعدا صحبت می‌کنیم.

317
00:15:03,485 --> 00:15:06,572
‫آقا و خانم مادن.

318
00:15:10,409 --> 00:15:14,038
‫باید از طرف پزشک قبلی اینجا،

319
00:15:14,079 --> 00:15:15,831
‫دکتر پورتر، ازتون عذرخواهی کنم.

320
00:15:15,873 --> 00:15:17,583
‫اشتباه تشخیص داده بود.

321
00:15:17,583 --> 00:15:20,085
‫معلوم شد امیلی به حمله...

322
00:15:20,127 --> 00:15:21,921
‫یا صرع واکنشی دچار نیست.

323
00:15:21,921 --> 00:15:25,716
‫فقط وقتی چیزی باعث می‌شه
‫از ته دل بخنده،

324
00:15:25,716 --> 00:15:29,553
‫ضربان قلبش کند می‌شه
‫و کلا از کار می‌افته.

325
00:15:29,595 --> 00:15:31,096
‫از اولش هم عصبی نبود.

326
00:15:31,138 --> 00:15:32,932
‫دچار بلوک قلبی ناشی از خنده است.

327
00:15:32,973 --> 00:15:35,559
‫خبر خوش از این قراره
‫که خیلی بهتر فهمیدیم...

328
00:15:35,601 --> 00:15:37,686
‫دلیل حملاتش چیه...

329
00:15:37,728 --> 00:15:40,064
‫و می‌تونیم اقداماتی برای پیش‌گیری
‫از بی‌هوشیش...

330
00:15:40,105 --> 00:15:42,399
‫یا آریتمی قلب بدخیم انجام بدیم.

331
00:15:42,441 --> 00:15:43,817
‫می‌تونیم الان به فکر درمان باشیم.

332
00:15:43,859 --> 00:15:45,819
‫خوشحال می‌شم مدتی طاقت بیارین.

333
00:15:45,861 --> 00:15:47,696
‫امیلی رو اینجا نگه می‌داریم
‫که تحت نظرمون باشه...

334
00:15:47,738 --> 00:15:50,783
‫و بتونیم راه‌حل مناسبی پیدا کنیم.

335
00:15:50,783 --> 00:15:52,076
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

336
00:15:52,117 --> 00:15:53,702
‫زود بهتون خبر می‌دم.

337
00:15:56,789 --> 00:15:58,666
‫نمی‌خوام به والدین امیلی بگم...

338
00:15:58,707 --> 00:16:00,501
‫نباید تا آخر عمرش بخنده.

339
00:16:00,542 --> 00:16:03,754
‫پس بیا زودتر درمان قطعیش رو پیدا کنیم.

340
00:16:06,632 --> 00:16:09,426
‫پسر، اونجا چی شده بود؟

341
00:16:09,468 --> 00:16:10,844
‫می‌شه بحثش رو پیش نکشیم دانا؟

342
00:16:10,886 --> 00:16:12,471
‫آره، بگو دیگه وان.

343
00:16:12,471 --> 00:16:13,847
‫همیشه پیش بیمارها یه بلایی سرت میاد.

344
00:16:13,847 --> 00:16:15,182
‫من رو باش که امروز
‫داشتم خفه می‌شدم...

345
00:16:15,224 --> 00:16:16,976
‫و ککم نگزید.
‫البته مشکلی نیست.

346
00:16:17,017 --> 00:16:19,853
‫- تو گل ظریفی هستی.
‫- راستش، اگه از ولف بپرسیم،

347
00:16:19,895 --> 00:16:23,482
‫می‌گه اکثر گل‌ها خیلی سرسختن.

348
00:16:27,486 --> 00:16:28,487
‫هوم.

349
00:16:29,947 --> 00:16:33,492
‫با مفهوم حافظه گیاهی آشنایی داری؟

350
00:16:35,786 --> 00:16:39,164
‫آره، خیلی مشتاق بودم توضیح بدم.

351
00:16:39,206 --> 00:16:43,127
‫مکانیزمیه که گیاه می‌تونه
‫از طریق محرک‌هایی...

352
00:16:43,168 --> 00:16:45,546
‫که از طریق ریشه، برگ‌ها...

353
00:16:45,587 --> 00:16:49,842
‫و گل‌هاش دریافت می‌کنه،
‫اطلاعات کسب کنه.

354
00:16:49,842 --> 00:16:55,639
‫این‌جوری راحت‌تر با محیط‌های جدید
وفق پیدا کرده و زنده می‌مونن.

355
00:16:55,681 --> 00:16:59,226
‫به نظرت دختربچه ۱۲ ساله هم
‫از پس همین کار برمیاد؟

356
00:16:59,268 --> 00:17:02,521
‫می‌بینم بیمار ناشناسمون رو
‫با گیاهت آشنا کردی.

357
00:17:02,521 --> 00:17:03,605
‫ممنون.

358
00:17:03,647 --> 00:17:06,191
‫وایات جیمز رو روان‌کاوی کردم.

359
00:17:06,191 --> 00:17:08,569
‫نمی‌دونستم عضو یه باند موتورسواری.

360
00:17:08,610 --> 00:17:10,029
‫عضو نیستم.
‫فقط...

361
00:17:10,070 --> 00:17:12,072
‫در ازای درمان
‫موتورم رو تعمیر می‌کنن.

362
00:17:12,114 --> 00:17:14,783
‫- داد و ستد می‌کنیم.
‫- داد و ستد؟

363
00:17:14,825 --> 00:17:19,496
‫خب، طرف کاملا از خطرات عمل نکردن آگاهانه.

364
00:17:19,538 --> 00:17:22,041
‫هیچ اثری از سردرگمی نداره.

365
00:17:22,041 --> 00:17:25,044
‫ولف، توانایی گرفتن این تصمیم رو داره.

366
00:17:25,085 --> 00:17:26,211
‫مجبور بودم مرخصش کنم.

367
00:17:26,211 --> 00:17:28,047
‫ولی ما می‌تونیم جونش رو نجات بدیم.

368
00:17:28,088 --> 00:17:29,590
‫خب، شاید نمی‌خواد...

369
00:17:29,631 --> 00:17:31,759
‫اون‌جوری زندگی کنه.

370
00:17:31,800 --> 00:17:34,553
‫فرض کن هر روز صبح بیدار بشی...

371
00:17:34,553 --> 00:17:36,263
‫و روحت هم از وقایع دیروز خبر نداشته باشه،

372
00:17:36,305 --> 00:17:39,224
‫چه برسه به ده دقیقه پیش.

373
00:17:39,224 --> 00:17:40,684
‫به نظرت اصلا زندگی می‌شه؟

374
00:17:40,726 --> 00:17:42,728
‫بستگی داره چه روزی باشه.

375
00:17:45,314 --> 00:17:48,525
‫اگه تو جای وایات بودی،

376
00:17:48,567 --> 00:17:50,819
‫می‌خواستی آخرین خاطره‌ات چی باشه؟

377
00:17:50,861 --> 00:17:52,112
‫هوم. سوال راحتیه.

378
00:17:52,154 --> 00:17:54,239
‫خودم و موریس و مایا کنار هم باشیم.

379
00:17:54,281 --> 00:17:57,284
‫کلی غذایی ایتالیایی بخوریم.

380
00:17:57,326 --> 00:18:00,871
‫بگیم و بخندیم.

381
00:18:02,122 --> 00:18:05,918
‫خب، به نظرم چنین خاطره‌ای
‫ارزش مبارزه داره.

382
00:18:05,959 --> 00:18:07,795
‫راستش، خیلی دردناکه...

383
00:18:07,836 --> 00:18:10,714
‫که اصلا نتونم باهاشون خاطره جدید بسازم،

384
00:18:10,756 --> 00:18:13,759
‫ولی حداقل اون‌ها می‌تونن با من خاطره بسازن.

385
00:18:18,263 --> 00:18:19,890
‫عه، اینجا رو،

386
00:18:19,932 --> 00:18:22,142
‫عین دکترهای قدیمی
‫میای خونه بیمار.

387
00:18:22,184 --> 00:18:24,103
‫خب، ولی من با موتور میام.

388
00:18:24,103 --> 00:18:27,314
‫با اسب نمیام.

389
00:18:27,356 --> 00:18:28,857
‫دارم پاک‌سازی می‌کنم.

390
00:18:28,899 --> 00:18:31,276
‫زندگی رزی بعد از مرگم راحت‌تر می‌شه.

391
00:18:31,276 --> 00:18:32,861
‫راستی، کتاب «ذن و هنر...»

392
00:18:32,903 --> 00:18:35,280
‫«نگهداشت موتورسیکلت»ـم رو نمی‌خوای؟

393
00:18:35,280 --> 00:18:37,783
‫نه.
‫دلت براش تنگ می‌شه.

394
00:18:37,825 --> 00:18:41,036
‫دکتر، نمی‌ذارم سرم رو باز کنین.

395
00:18:41,078 --> 00:18:43,038
‫اگه فردا بیدار شدم
‫و هیچی یادم نیومد،

396
00:18:43,080 --> 00:18:46,625
‫باید به‌خاطر مصرف بیش از حد
‫شب قبلش باشه.

397
00:18:47,960 --> 00:18:51,255
‫من نیومدم قانعت کنم وایات.

398
00:18:51,296 --> 00:18:55,217
‫فقط اومدم صحبت کنیم.

399
00:18:55,259 --> 00:18:57,010
‫مامانم فراموشی داشت.

400
00:18:59,054 --> 00:19:03,267
‫همه رو فراموش کرده بود،
‫بچه‌های خودش رو از یاد برده.

401
00:19:03,308 --> 00:19:04,810
‫بیماری وحشتناکیه؛

402
00:19:04,810 --> 00:19:06,311
‫ولی این یکی فرق می‌کنه.

403
00:19:06,353 --> 00:19:08,981
‫خب، بعضی روزها انگار فرقی نمی‌کنه.

404
00:19:08,981 --> 00:19:11,775
‫این چند ماه اخیر
‫حس می‌کنم...

405
00:19:11,817 --> 00:19:13,068
‫زندگیم عین بازی «موش و چکش» شده.

406
00:19:15,904 --> 00:19:18,782
‫یه سری چیزها جلوی چشممن...

407
00:19:18,824 --> 00:19:21,660
‫و یهو می‌بینم سر جاشون نیستن.

408
00:19:21,702 --> 00:19:24,079
‫وارد اتاق می‌شم،
‫ولی اصلا نمی‌دونم...

409
00:19:24,121 --> 00:19:27,291
‫از کجا و واسه چی اومدم.

410
00:19:27,332 --> 00:19:29,334
‫واسه خودم راحت نیست،

411
00:19:29,334 --> 00:19:31,837
‫ولی واسه رزی خیلی سخت‌تره.

412
00:19:36,049 --> 00:19:39,845
‫انگار شب‌ها مه غلیظی برقرار می‌شه.

413
00:19:39,845 --> 00:19:42,806
‫نمی‌تونم درست فکر کنم.

414
00:19:42,806 --> 00:19:44,766
‫انگار ممکنه دار و ندارم رو از دست بدم...

415
00:19:47,769 --> 00:19:50,856
‫و تک و تنها وسط برزخ بمونم.

416
00:19:50,856 --> 00:19:55,194
‫واسه چند ثانیه گیر می‌افتم.

417
00:20:04,036 --> 00:20:07,289
‫نمی‌خوام تا آخر عمرم اسیر باشم.

418
00:20:07,331 --> 00:20:10,375
‫من هم نمی‌خوام.

419
00:20:10,417 --> 00:20:12,753
‫خب، پس گمون کنم صحبتمون رو کردیم.

420
00:20:17,758 --> 00:20:20,844
‫می‌شه دلیل اون خال‌کوبیت رو بپرسم؟

421
00:20:20,886 --> 00:20:24,681
‫تاریخ تولد دخترمه... هیلی.

422
00:20:24,723 --> 00:20:27,267
‫بهترین روز کل عمرم بود.

423
00:20:27,267 --> 00:20:29,394
‫چندین ساله ندیدمش.

424
00:20:29,394 --> 00:20:31,688
‫تقصیر خودمه، تقصیر اون نیست.

425
00:20:31,730 --> 00:20:34,691
‫جداییم از مامانش خیلی بد بود.

426
00:20:34,733 --> 00:20:37,694
‫ای خدا، کاش می‌تونستم
‫به گذشته برگردم.

427
00:20:37,736 --> 00:20:39,988
‫همه‌مون دلمون می‌خواد؛

428
00:20:40,030 --> 00:20:42,449
‫ولی نمی‌تونیم به گذشته بریم.

429
00:20:42,491 --> 00:20:44,117
‫نمی‌تونیم تک‌تک اشتباهاتمون رو درست کنیم.

430
00:20:44,159 --> 00:20:47,287
‫فقط می‌تونیم بریم جلو.

431
00:20:47,287 --> 00:20:51,416
‫وایات، اگه این عمل رو بکنی،
‫یعنی افرادی که دوستت دارن،

432
00:20:51,416 --> 00:20:53,252
‫حتی شاید روزی خود هیلی...

433
00:20:53,252 --> 00:20:55,963
‫بتونه باهات خاطره بسازه.

434
00:21:06,473 --> 00:21:09,434
‫الیور.
‫یه لحظه کارت دارم.

435
00:21:10,769 --> 00:21:12,479
‫تو جلسه پزشکان غایب بودی.

436
00:21:12,521 --> 00:21:13,897
‫پیش بیمار بودم.

437
00:21:13,939 --> 00:21:15,148
‫گمون کنم پیش وایات جیمز بودی؟

438
00:21:15,190 --> 00:21:17,317
‫دیدم جراحیش رو برنامه‌ریزی کردن.

439
00:21:17,317 --> 00:21:19,236
‫- نظرش رو عوض کردی.
‫- خودش تجدید نظر کرد.

440
00:21:19,236 --> 00:21:21,947
‫تو هم خیلی اتفاقی خونه‌اش بودی؟

441
00:21:21,989 --> 00:21:23,782
‫الان می‌خوای کلی برام سخنرانی کنی...

442
00:21:23,782 --> 00:21:25,284
‫که ویزیت خانگی
‫با قوانین بیمارستان در تضاده؟

443
00:21:25,284 --> 00:21:28,870
‫سخنرانی آماده نکرده بودم،
‫ولی با کمال میل بداهه می‌گم.

444
00:21:28,912 --> 00:21:31,832
‫یا صرفا جلوی خودم رو می‌گیرم
‫و می‌گم...

445
00:21:31,873 --> 00:21:34,293
‫خوشحالم مکانیکت تصمیم درستی گرفت.

446
00:21:34,334 --> 00:21:36,753
‫آره.

447
00:21:36,795 --> 00:21:38,130
‫تصمیم درستی نبود؟

448
00:21:40,215 --> 00:21:42,467
‫اگه تومور وایات رو دربیاریم،

449
00:21:42,509 --> 00:21:45,137
‫دیگه نمی‌تونه خاطره جدید ثبت کنه.

450
00:21:45,137 --> 00:21:47,180
‫نقشه‌ای ریختم
‫که در این راستا کمکش کنه؛

451
00:21:47,222 --> 00:21:51,435
‫ولی اگه ظلم بزرگی باشه چی؟

452
00:21:51,476 --> 00:21:53,937
‫اگه موهبت باشه چی؟

453
00:21:53,979 --> 00:21:56,898
‫یهو تصمیم گرفتی الان مثبت‌نگر باشی؟

454
00:21:56,940 --> 00:21:59,276
‫همه خاطرات به درد مرور نمی‌خورن.

455
00:22:05,407 --> 00:22:07,993
‫وای الی، اینجا رو.

456
00:22:08,035 --> 00:22:10,203
‫سرخس رستاخیزه.

457
00:22:10,245 --> 00:22:13,206
‫وای! می‌بینی؟

458
00:22:13,248 --> 00:22:14,958
‫خشکه. دست بزن.

459
00:22:15,000 --> 00:22:16,877
‫می‌تونه بدون آب به خواب بره...

460
00:22:16,918 --> 00:22:18,879
‫تا دوباره بارون بباره...

461
00:22:18,920 --> 00:22:23,550
‫و بعدش از نو رشد می‌کنه.

462
00:22:23,592 --> 00:22:25,510
‫پایدارن.

463
00:22:25,552 --> 00:22:29,181
‫عین مان.

464
00:22:29,222 --> 00:22:33,477
‫سرخس تو فرهنگ ژاپن
‫نماد خانواده است.

465
00:22:33,518 --> 00:22:36,104
‫برگ‌هاش کنار هم قدرتمندترن،

466
00:22:36,146 --> 00:22:38,523
‫از همدیگه حمایت و محافظت می‌کنن.

467
00:22:43,278 --> 00:22:46,490
‫دانا، چقدر طول می‌کشه یکی رو
‫تو اینترنت پیدا کنی؟

468
00:22:46,531 --> 00:22:48,784
‫چقدر طول می‌کشه اسمش رو بگین؟

469
00:22:52,162 --> 00:22:54,581
‫سلام جنی.
‫گروه درجه‌یک جمجمه‌بری آماده است؟

470
00:22:54,623 --> 00:22:57,084
‫به رندال بگو اتاق عمل رو آماده کنه.
‫بیست دقیقه دیگه لباس عمل می‌پوشیم.

471
00:22:57,125 --> 00:23:00,128
‫- دکتر، بیمار نـ...
‫- حالت چطوره آقای جیمز؟

472
00:23:00,170 --> 00:23:02,089
‫اصلا پیداش نمی‌کنم.

473
00:23:09,054 --> 00:23:11,056
‫وقتی گفتی «آخرین خاطره»،

474
00:23:11,056 --> 00:23:12,974
‫نگفتی می‌خوایم بترکونیم.

475
00:23:13,016 --> 00:23:15,435
‫- بهترین دکتر عمرمی.
‫- زیاد هیجان‌زده نشو.

476
00:23:15,477 --> 00:23:19,064
‫دخترت اینجا سالن‌داره.

477
00:23:19,106 --> 00:23:23,235
‫شوخیت گرفته؟
‫بد نبود از قبل بهم می‌گفتی.

478
00:23:23,235 --> 00:23:25,070
‫مجبور شدم زود تصمیم بگیرم وایات.

479
00:23:25,070 --> 00:23:27,614
‫با خودم گفتم شاید دلت بخواد
‫قبل از ناتوانی در ثبت خاطرات،

480
00:23:27,656 --> 00:23:29,699
‫یادت بیاد هیلی رو دوباره دیدی.

481
00:23:31,034 --> 00:23:32,285
‫[کافه راک‌پایل]

482
00:23:32,327 --> 00:23:36,248
‫الو؟

483
00:23:36,289 --> 00:23:38,208
‫با تو کار داره.

484
00:23:38,250 --> 00:23:39,459
‫الو؟

485
00:23:39,501 --> 00:23:41,628
‫به نفعته توضیح خوبی داشته باشی...

486
00:23:41,670 --> 00:23:43,880
‫که چرا الان پیش بیماری هستی
‫که قرار بود عمل کنه،

487
00:23:43,922 --> 00:23:46,383
‫ولی برخلاف توصیه پزشکی
‫بیمارستان رو بدون اجازه...

488
00:23:46,425 --> 00:23:48,093
‫- ترک کرده.
‫- من اجازه دادم.

489
00:23:48,135 --> 00:23:49,928
‫وایات باید قبل عملش...

490
00:23:49,970 --> 00:23:51,513
‫به یه سری کارها رسیدگی کنه.

491
00:23:51,555 --> 00:23:54,266
‫یعنی بدون اطلاع هیچ‌کس بردیش؟

492
00:23:54,307 --> 00:23:55,600
‫کدوم گوری هستین؟!

493
00:23:55,600 --> 00:23:57,519
‫اومدیم یه کافه میان‌جاده‌ای...

494
00:23:57,561 --> 00:23:59,396
‫به نام «راک‌پایل.»

495
00:23:59,396 --> 00:24:00,730
‫بردیش کافه؟

496
00:24:00,772 --> 00:24:02,899
‫آره، خب، جنون من اصول خاصی داره کارول.

497
00:24:02,941 --> 00:24:06,653
‫ولف، زود باش وایات رو برگردون اینجا!

498
00:24:06,695 --> 00:24:09,072
‫برمی‌گردونم، فقط باید قبلش
‫این مسئله رو حل کنیم.

499
00:24:09,114 --> 00:24:10,115
‫خب؟ خیلی دوستت دارم. خداحافظ.

500
00:24:10,157 --> 00:24:13,076
‫- ولف؟
‫- کجاست؟

501
00:24:13,076 --> 00:24:16,079
‫واقعا می‌خواین به یه بچه ۱۲ ساله بگین...

502
00:24:16,121 --> 00:24:17,122
‫تا آخر عمرش بتا بلاکر مصرف کنه؟

503
00:24:17,164 --> 00:24:18,498
‫غیرتهاجمی‌ان.

504
00:24:18,540 --> 00:24:20,125
‫ضمنا، قبلا در موارد مشابه ثابت شده...

505
00:24:20,167 --> 00:24:22,627
‫واکنش غیرطبیعی اعصاب قلبی رو
‫کاهش می‌دن.

506
00:24:22,669 --> 00:24:25,046
‫من واسه اضطرابم مصرف می‌کنم
‫و وضعم حرف نداره.

507
00:24:25,088 --> 00:24:27,966
‫ممکنه با افزایش مصرف
‫مایعات و نمکش...

508
00:24:28,008 --> 00:24:31,303
‫- به درد بخوره.
‫- وان پر بیراه نمی‌گه.

509
00:24:31,344 --> 00:24:33,346
‫والدینش فقط می‌خوان
‫بچه‌شون خوشحال باشه.

510
00:24:33,388 --> 00:24:35,140
‫فرض کن امیلی دختر خودت بود.

511
00:24:35,182 --> 00:24:36,641
‫دلت می‌خواست تا آخر عمرش حسی نداشته باشه؟

512
00:24:36,683 --> 00:24:38,685
‫اگه بین بی‌حسی و مرگ باشه چی؟

513
00:24:38,727 --> 00:24:40,479
‫از هر والدینی بپرسی،
‫با قاطعیت می‌گن «آره.»

514
00:24:40,479 --> 00:24:43,565
‫من درک می‌کنم.
‫خب؟ جدی می‌گم؛

515
00:24:43,607 --> 00:24:45,692
‫ولی چون خودم...

516
00:24:45,734 --> 00:24:48,153
‫تا بتونم دنیا رو نادیده می‌گیرم،

517
00:24:48,153 --> 00:24:52,324
‫آخه راست می‌گی جیکوب...
‫پیش بیماران وحشت می‌کنم،

518
00:24:52,324 --> 00:24:58,205
‫ولی خودم می‌دونم زندگی
‫این‌جوری به درد نمی‌خوره، خب؟

519
00:24:58,246 --> 00:25:00,207
‫واسه بچه اصلا به درد نمی‌خوره.

520
00:25:00,248 --> 00:25:02,959
‫ولف نمی‌خواد صرفا چون
‫مغز امیلی فرق می‌کنه،

521
00:25:03,001 --> 00:25:06,004
‫تنها راه‌حلش حذف خوشحالی باشه.

522
00:25:06,004 --> 00:25:08,673
‫در واقع، ظاهرا سکته
‫ناشی از اعصاب قلبی...

523
00:25:08,673 --> 00:25:10,467
‫به مغز مربوط می‌شه.

524
00:25:10,509 --> 00:25:12,511
‫خیلی‌خب، ولی الان همگی می‌دونیم...

525
00:25:12,511 --> 00:25:15,138
‫اصل مشکل از قلب امیلیه.

526
00:25:15,180 --> 00:25:17,390
‫لازم نیست مغزش رو محدود کنیم.

527
00:25:17,432 --> 00:25:19,601
‫باید قلبش رو تقویت کنیم.

528
00:25:23,146 --> 00:25:26,608
‫عه، عه، عه، عه، عه.
‫تو نباید قبل از عمل از این‌ها بخوری.

529
00:25:26,650 --> 00:25:29,402
‫- نمی‌ذاری گلویی تازه کنم؟
‫- نخیر.

530
00:25:34,491 --> 00:25:37,452
‫حتما شوخیت گرفته.

531
00:25:37,494 --> 00:25:39,829
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

532
00:25:39,829 --> 00:25:41,623
‫هیلی.

533
00:25:41,665 --> 00:25:45,210
‫من عصب‌شناس وایاتم.
‫دکتر ولف هستم.

534
00:25:45,252 --> 00:25:48,838
‫ببین، می‌دونم احتمالا شوکه شدی
‫که یهو اومدیم اینجا،

535
00:25:48,880 --> 00:25:51,675
‫ولی بابات امروز عملی داره
‫که به نجات جونش ختم می‌شه...

536
00:25:51,716 --> 00:25:54,219
‫و باید تو رو می‌دید
‫که باهات حرف بزنه، وگرنه بعدا...

537
00:25:54,261 --> 00:25:55,845
‫من هیچ حرفی باهاش ندارم،

538
00:25:55,887 --> 00:25:57,847
‫فقط امیدوارم لوبوتومیش
‫موفقیت‌آمیز باشه.

539
00:26:01,268 --> 00:26:04,521
‫پس می‌شه من حرف بزنم؟

540
00:26:04,563 --> 00:26:06,565
‫حداقل باید حرف‌هام رو بهت بزنم.

541
00:26:06,606 --> 00:26:10,986
‫هیلی، من سال‌های زیادی
‫دست رو دست گذاشتم...

542
00:26:11,027 --> 00:26:16,866
‫و ترسیدم...

543
00:26:16,908 --> 00:26:18,660
‫رابطه‌مون رو ترمیم کنم؛

544
00:26:21,538 --> 00:26:24,124
‫ولی می‌خوام بدونی
‫تنها پشیمونیم تو زندگی...

545
00:26:24,165 --> 00:26:27,127
‫دور افتادن از زندگی توئه هیلی.

546
00:26:27,168 --> 00:26:31,631
‫فقط می‌تونم بگم اصلا تقصیر تو نیست.

547
00:26:31,673 --> 00:26:34,843
‫من خودخواه بودم.

548
00:26:34,884 --> 00:26:38,013
‫لیاقتت بیشتر از این‌ها بود.

549
00:26:38,054 --> 00:26:41,141
‫لیاقتت بابای بهتری بود.

550
00:26:41,182 --> 00:26:44,894
‫شاید برات مهم نباشه،

551
00:26:44,894 --> 00:26:47,981
‫ولی خیلی دوستت دارم و شرمنده‌ام.

552
00:26:51,067 --> 00:26:54,195
‫باشه، خب، تقریبا ده سال دیر اومدی.

553
00:26:54,237 --> 00:26:56,573
‫ببین، می‌دونم، می‌دونم.
‫باهات موافقم.

554
00:26:56,615 --> 00:26:59,284
‫باهات موافقم. باید خیلی وقت پیش
‫این حرف‌ها رو می‌زد؛

555
00:26:59,326 --> 00:27:01,536
‫ولی عملی که گفتم...

556
00:27:01,578 --> 00:27:03,747
‫نقص حافظه دائمی به همراه داره.

557
00:27:03,747 --> 00:27:06,166
‫بابات دیگه نمی‌تونه بعد از عملش...

558
00:27:06,207 --> 00:27:08,627
‫خاطره جدیدی ثبت کنه.

559
00:27:08,668 --> 00:27:12,255
‫یعنی داره سلامتش و جونش رو
‫به خطر می‌اندازه...

560
00:27:12,297 --> 00:27:17,177
‫که اینجا پیش تو باشه.

561
00:27:17,218 --> 00:27:19,804
‫این آخرین خاطره وایات می‌شه.

562
00:27:19,846 --> 00:27:22,057
‫همین‌جا آخرین خاطره‌اشه.

563
00:27:24,643 --> 00:27:27,228
‫خب، در اون صورت...

564
00:27:39,658 --> 00:27:46,915
‫من تو تک‌تک خاطراتم
‫بدون تو بزرگ شدم،

565
00:27:46,956 --> 00:27:51,961
‫از تمرینات بگیر تا جشن تولدها...

566
00:27:52,003 --> 00:27:56,132
‫تا اعیاد، مراسم مدرسه و فارغ‌التحصیلی.

567
00:27:56,132 --> 00:27:58,677
‫کل عمرم سعی کردم
‫فراموش کنم وجود داری.

568
00:27:58,718 --> 00:28:01,137
‫خب، بفرما.

569
00:28:01,179 --> 00:28:04,974
‫آخرین خاطره‌ات از من همینه:

570
00:28:04,974 --> 00:28:09,104
‫به هیچ وجه، هیچ‌وقت نمی‌بخشمت.

571
00:28:16,820 --> 00:28:17,987
‫[ورودی]

572
00:28:18,279 --> 00:28:19,781
‫خوبی؟
‫می‌خوای بشینی؟

573
00:28:19,823 --> 00:28:21,783
‫نه، چیزی نیست.
‫یه لحظه راحتم بذار.

574
00:28:23,993 --> 00:28:25,704
‫شرمنده‌ام.

575
00:28:25,745 --> 00:28:28,081
‫معمولا تو تجدید دیدارهای خانوادگی
‫بهتر عمل می‌کنم.

576
00:28:28,123 --> 00:28:29,708
‫حرف خودش رو زد.

577
00:28:29,749 --> 00:28:32,961
‫من هم باید می‌شنیدم.
‫باید یادم بمونه.

578
00:28:33,002 --> 00:28:35,714
‫وایات. وایستا. بیا. بشین.
‫بهتره معاینه‌ات کنم.

579
00:28:35,755 --> 00:28:37,882
‫خب؟ بیا ببینم.

580
00:28:37,882 --> 00:28:39,801
‫بگو ببینم الان چه حسی داری؟

581
00:28:39,843 --> 00:28:41,678
‫- چی شده؟
‫- نمی‌دونم. یه جای کار می‌لنگه.

582
00:28:41,720 --> 00:28:43,388
‫سردرد شدیدی دارم
‫و حس می‌کنم انگار...

583
00:28:43,430 --> 00:28:45,640
‫رعشه شدیدی به تنم افتاده.

584
00:28:48,435 --> 00:28:49,811
‫باورم نمی‌شه.

585
00:28:49,853 --> 00:28:51,730
‫مگه برعکس عقده روانی ناجی رو داری؟

586
00:28:51,771 --> 00:28:53,022
‫نباید با بیمارم بری دور دور!

587
00:28:53,022 --> 00:28:54,691
‫الان وقتش نیست. دچار آتاکسی شده.

588
00:28:54,733 --> 00:28:56,776
‫دچار سردرد و لتارژی شدیدی شده.
‫بیا.

589
00:28:59,195 --> 00:29:00,739
‫هیدروسلافیش داره وخیم‌تر می‌شه.

590
00:29:00,780 --> 00:29:02,782
‫باید سریع ببریمش اتاق عمل!

591
00:29:02,824 --> 00:29:05,744
‫چقدر سریع می‌تونی برونی؟

592
00:29:05,785 --> 00:29:07,036
‫چی شده؟

593
00:29:07,078 --> 00:29:09,873
‫- کجا می‌برینش؟
‫- بیمارستان عمومی برانکس.

594
00:29:17,797 --> 00:29:20,175
‫وایات. نفس بکش.
‫سریع‌تر نفس بکش.

595
00:29:20,216 --> 00:29:22,010
‫صاف بنشونش.
‫یه کاری کن سریع نفس بکشه.

596
00:29:22,051 --> 00:29:23,887
‫- فشار درون‌جمجمه‌ایش رو پایین بیار.
‫- خودم تسکین فشار...

597
00:29:23,887 --> 00:29:25,180
‫درون‌جمجمه‌ای شدید رو بلدم.

598
00:29:25,221 --> 00:29:27,182
‫خیلی ممنونم.
‫ضبط رو روشن کن.

599
00:29:27,223 --> 00:29:29,434
‫- چی؟ می‌خوای...
‫- آره. آهنگ بذار.

600
00:29:32,353 --> 00:29:34,856
‫- از این‌ها گوش می‌دی؟
‫- گلچین ورزشمه.

601
00:29:34,898 --> 00:29:36,858
‫ضمنا، تسکین فشار درون‌جمجمه‌ایش
‫آهنگ پرشور می‌خواد.

602
00:29:36,900 --> 00:29:38,151
‫وایات، ببین، ازت می‌خوام...

603
00:29:38,193 --> 00:29:40,069
‫با ضرب‌آهنگ موسیقی نفس بکشی.

604
00:29:40,111 --> 00:29:41,696
‫تنها راه تسکین فشار درون مغزته.

605
00:29:41,738 --> 00:29:42,989
‫خب؟ وایات.
‫نفس بکش... دم، بازدم.

606
00:29:43,031 --> 00:29:44,324
‫پیام جدید...

607
00:29:44,365 --> 00:29:46,242
‫از داستین کلاس ایناکس.

608
00:29:46,284 --> 00:29:49,204
‫«دیشب خیلی خوش گذشت.
‫امشب بیکاری؟»

609
00:29:49,245 --> 00:29:51,122
‫- چی؟
‫- مایلین جواب بدین؟

610
00:29:53,249 --> 00:29:56,085
‫وایات، به خودت بیا!
‫وایات، نفس بکش، خب؟

611
00:29:56,127 --> 00:29:58,129
‫از حال رفته.
‫نمی‌شه تندتر بری؟

612
00:29:58,171 --> 00:30:00,882
‫با این وضع فرقی نمی‌کنه.
‫مگه این که...

613
00:30:00,924 --> 00:30:02,258
‫یه سوزن نخاعی بردار.

614
00:30:02,300 --> 00:30:04,052
‫از پشت بطن چشمش وارد می‌شیم.

615
00:30:04,052 --> 00:30:06,471
‫چی؟
‫ماشین در حال حرکته‌ها.

616
00:30:06,513 --> 00:30:09,724
‫ممکنه اتفاقی تو چشمش فرو کنم.

617
00:30:09,766 --> 00:30:12,227
‫چرا تو ماشینت سوزن نخاعی داری؟

618
00:30:12,268 --> 00:30:13,937
‫چرا الان سوالات به‌دردنخور می‌پرسی؟

619
00:30:13,978 --> 00:30:15,438
‫ببین، اگه درست عمل کنی،

620
00:30:15,438 --> 00:30:16,940
‫از بالای چشمش رد می‌شی،

621
00:30:16,981 --> 00:30:18,233
‫مایع مغزی‌نخاعی رو خارج می‌کنی...

622
00:30:18,274 --> 00:30:20,109
‫و از فشار درون‌جمجمه‌ایش می‌کاهی.

623
00:30:20,109 --> 00:30:22,070
‫- حالا سوزنت رو بردار.
‫- شاید بهتر باشه سعی کنی تو چاله نری.

624
00:30:22,111 --> 00:30:24,239
‫با احتیاط از بالای چشمش رد کن،

625
00:30:24,280 --> 00:30:25,824
‫قشنگ در راستای خطش باشه...

626
00:30:25,865 --> 00:30:27,742
‫و ۴۵ درجه افقی باشه.

627
00:30:27,742 --> 00:30:30,787
‫هر کاری می‌کنی، فرمون نده.

628
00:30:36,292 --> 00:30:38,127
‫یه ربع پیش بی‌هوش شد.
‫من فشار...

629
00:30:38,127 --> 00:30:40,880
‫درون‌جمجمه‌ایش رو
‫با تخلیه مایع مغزی‌نخاعی کاستم.

630
00:30:40,922 --> 00:30:44,300
‫حالش بد نیست،
‫ولی خوب هم نیست.

631
00:30:44,300 --> 00:30:46,761
‫اگه بمیره، تقصیر توئه.

632
00:30:49,848 --> 00:30:51,850
‫ضربان‌ساز مصنوعی قلب؟

633
00:30:51,891 --> 00:30:53,852
‫داشتیم درمان‌های احتمالی رو
‫بررسی می‌کردیم...

634
00:30:53,893 --> 00:30:55,979
‫که با خودم گفتم
‫جای جلوگیری...

635
00:30:56,020 --> 00:30:57,272
‫از خنده امیلی،

636
00:30:57,313 --> 00:30:59,148
‫ضربان‌ساز می‌تونه واکنش غلط...

637
00:30:59,148 --> 00:31:01,025
‫قلبش به خنده رو درست کنه.

638
00:31:01,067 --> 00:31:02,986
‫نظر دکتر ولف چی بود؟

639
00:31:03,027 --> 00:31:04,279
‫پزشک استادتونه.

640
00:31:04,320 --> 00:31:06,281
‫اصرار داشت با شما صحبت کنم...

641
00:31:06,322 --> 00:31:09,284
‫و بهم گفت این‌ها رو نشونتون بدم.

642
00:31:09,325 --> 00:31:11,411
‫ممنون.

643
00:31:11,452 --> 00:31:15,498
‫ضربان‌ساز واسه بلوک قلبی
‫ناشی از خنده بی‌سابقه نیست؛

644
00:31:15,540 --> 00:31:18,835
‫ولی واسه چنین سنی
‫عمل غیرمعمول محسوب می‌شه.

645
00:31:18,877 --> 00:31:19,961
‫از مصرف بتا بلاکر...

646
00:31:20,003 --> 00:31:21,796
‫تا آخر عمرش که بهتره.

647
00:31:24,007 --> 00:31:25,925
‫البته احترامتون واجبه رئیس.

648
00:31:28,553 --> 00:31:33,558
‫با بخش کاردیولوژی تماس می‌گیرم
‫و می‌گم براش وقت بگیرن.

649
00:31:33,600 --> 00:31:35,852
‫کارت حرف نداشت دکتر مارکوس.

650
00:31:35,852 --> 00:31:38,187
‫ممنون.

651
00:31:38,187 --> 00:31:42,025
‫راستی، اگه دکتر ولف حتما می‌خواست
‫نظرم رو بدونه،

652
00:31:42,025 --> 00:31:46,321
‫خواهش می‌کنم دفعه بعدی جاش نیا.

653
00:31:51,951 --> 00:31:55,204
‫اگه بمیره، هیچ‌وقت نمی‌بخشمش.

654
00:31:55,204 --> 00:31:57,332
‫وایات رو به آدم خوبی سپردی.

655
00:31:57,373 --> 00:31:59,500
‫دکتر نیکولز از بهترین...

656
00:31:59,542 --> 00:32:02,045
‫جراح خارق‌العاده‌ایه.

657
00:32:14,098 --> 00:32:19,562
‫بابات هر روز ازت تعریف می‌کنه.

658
00:32:19,562 --> 00:32:23,441
‫خیلی خوشحال می‌شه که ببینه اینجایی.

659
00:32:23,483 --> 00:32:25,944
‫امیدوارم زنده بمونه و من رو ببینه.

660
00:32:29,030 --> 00:32:31,950
‫تأخیر شروع عمل باعث شد
‫کارمون پیچیده‌تر بشه،

661
00:32:31,991 --> 00:32:35,912
‫ولی تونستیم تومورش رو دربیاریم.

662
00:32:35,954 --> 00:32:37,622
‫به خاطر آسیب وارده از تومور...

663
00:32:37,622 --> 00:32:40,541
‫به بخش ثبت خاطره،

664
00:32:40,583 --> 00:32:43,920
‫احتمالا پیش‌پینیمون در راستای
‫فراموشی خاطرات درسته؛

665
00:32:43,962 --> 00:32:47,966
‫ولی زنده است.

666
00:32:48,007 --> 00:32:51,552
‫زنده است و حالش خوبه.

667
00:32:51,594 --> 00:32:54,806
‫داره به هوش میاد...

668
00:32:58,601 --> 00:33:01,813
‫خاطرات پنجره‌هایی قدرتمند
‫به سمت گذشته‌ان.

669
00:33:01,854 --> 00:33:06,776
‫می‌تونن ما رو غرق خوشحالی
‫یا سوگ کنن.

670
00:33:06,818 --> 00:33:09,862
‫لحظه‌ای از زمانن که می‌خوایم
‫تو دل خودمون بمونن.

671
00:33:09,904 --> 00:33:12,949
‫گاهی اوقات هم تجربیات مشترکن.

672
00:33:12,949 --> 00:33:15,451
‫وقتی خوب یادمون نمیاد،

673
00:33:15,493 --> 00:33:19,247
‫کلی آدم باید بهمون یادآوری کنن.

674
00:33:19,288 --> 00:33:20,957
‫سلام خفن خان.

675
00:33:20,999 --> 00:33:22,834
‫اگه این رو تماشا می‌کنی،

676
00:33:22,875 --> 00:33:24,627
‫یعنی رفتی عمل کنی کله‌شق خان.

677
00:33:24,669 --> 00:33:27,296
‫آره، این فیلم رو دیروز هم تماشا کردی،

678
00:33:27,338 --> 00:33:30,466
‫احتمالا پریروز هم تماشا کردی.
‫اصلا خجالت نداره.

679
00:33:30,466 --> 00:33:32,301
‫اگه می‌خوای بدونی دیگه چه خبره،

680
00:33:32,343 --> 00:33:35,304
‫دفتر کنار تختت رو باز کن.

681
00:33:35,304 --> 00:33:36,639
‫کل جزئیات هر روزت رو...

682
00:33:36,681 --> 00:33:38,975
‫توش می‌نویسی که در آینده...

683
00:33:39,017 --> 00:33:41,811
‫یادت باشه چی شده.

684
00:33:41,811 --> 00:33:45,648
‫واسه وایات...

685
00:33:45,690 --> 00:33:49,736
‫خیلی مهم بود خاطراتش دست خودش باشن؛

686
00:33:49,777 --> 00:33:54,490
‫ولی وایات باید کمک بقیه رو هم قبول می‌کرد.

687
00:33:54,741 --> 00:33:56,868
‫[دنبال سس تند نگرد، تموم شده!]

688
00:33:56,868 --> 00:33:58,703
‫[لیوان «یانکیز» شکسته]
‫[لیوان جدید تو راهه!]

689
00:34:00,204 --> 00:34:01,706
‫[نوشیدنی خنک تو فریزر هست]

690
00:34:05,960 --> 00:34:07,712
‫وایات باید با گذشته‌اش...

691
00:34:07,712 --> 00:34:11,549
‫کنار می‌اومد
‫تا کاملا خوب بشه...

692
00:34:13,885 --> 00:34:16,471
‫- ببین.
‫- هوم؟

693
00:34:16,512 --> 00:34:19,057
‫می‌خوام بدونی خیلی دوستت دارم بابا.

694
00:34:19,098 --> 00:34:24,687
‫می‌دونم خیلی راحت نبوده،
‫ولی واقعا می‌بخشمت.

695
00:34:31,694 --> 00:34:33,821
‫می‌شه فردا هم دوباره بهم بگی؟

696
00:34:33,863 --> 00:34:38,409
‫آره، سعیم رو می‌کنم.

697
00:34:40,328 --> 00:34:40,578
‫[ایتالیا]

698
00:34:40,578 --> 00:34:44,874
‫ولی مهم‌تر از همه،
‫لذت بردن از زمان حاله.

699
00:34:47,043 --> 00:34:49,796
‫یکیشون رو انتخاب کن.
‫انتخابش با خودته.

700
00:34:51,881 --> 00:34:52,423
‫- [ایتالیا]
‫- وای!

701
00:34:55,009 --> 00:34:56,844
‫خیلی‌خب امیلی، آماده‌ای؟

702
00:34:58,137 --> 00:35:00,348
‫این‌دفعه ضربان قلبت رو
‫تحت نظر داریم.

703
00:35:00,389 --> 00:35:03,142
‫ضربان‌سازه باید ضربان قلبت رو
‫تثبیت کنه،

704
00:35:03,142 --> 00:35:06,395
‫فرقی نمی‌کنه چقدر با کرلی بخندی.

705
00:35:06,437 --> 00:35:08,773
‫نه‌خیر، نوشیدنی می‌خوام.

706
00:35:08,815 --> 00:35:10,358
‫وای...

707
00:35:58,948 --> 00:36:01,033
‫مایا باز هم ساک فوتبالش رو جا گذاشته؟

708
00:36:01,033 --> 00:36:02,493
‫تو خونه پیدات نیست،

709
00:36:02,535 --> 00:36:06,497
‫واسه همین گفتم بیام سر کارت.

710
00:36:09,625 --> 00:36:11,919
‫نتیجه چی شد؟

711
00:36:18,342 --> 00:36:20,136
‫موریس...

712
00:36:22,346 --> 00:36:25,183
‫با این که خیلی دلم می‌خواد
‫به خودم بگم...

713
00:36:25,224 --> 00:36:28,269
‫می‌تونم اون ماجرا رو پشت‌سر بذارم...

714
00:36:30,646 --> 00:36:33,065
‫گمون نکنم بتونم.

715
00:36:35,484 --> 00:36:37,069
‫کارول، اگه می‌تونستم
‫کارهام رو خنثی کنم...

716
00:36:37,069 --> 00:36:40,114
‫نمی‌تونی.

717
00:36:40,156 --> 00:36:43,075
‫من هم به خودم مدیونم...

718
00:36:43,075 --> 00:36:47,163
‫جفتمون به همدیگه مدیونیم...

719
00:36:47,205 --> 00:36:49,498
‫ببینیم زندگیمون جدا از هم چه شکلیه.

720
00:36:53,669 --> 00:36:57,381
‫به نظرم بهتره جدا بشیم.

721
00:37:00,593 --> 00:37:02,553
‫چطوره امتحانی جدا بشیم؟

722
00:37:04,263 --> 00:37:07,516
‫باشه.
‫چند ماه امتحانی جدا می‌شیم.

723
00:37:15,650 --> 00:37:17,443
‫کی به مایا می‌گیم؟

724
00:37:22,490 --> 00:37:24,659
‫از من نخواه تصمیم بگیرم.

725
00:37:29,622 --> 00:37:32,208
‫دکتر ولف. کارم داشتین؟

726
00:37:32,250 --> 00:37:34,085
‫دکتر مارکوس، بیا تو.

727
00:37:36,796 --> 00:37:38,965
‫گمون کنم می‌خواین اخراجم کنین.

728
00:37:39,006 --> 00:37:40,591
‫رو چه حساب؟

729
00:37:40,633 --> 00:37:43,135
‫از پس پونکسیون کمری برنیومدم،
‫جلوی امیلی از هوش رفتم.

730
00:37:43,177 --> 00:37:45,137
‫آره خب، یه سری جاها کم آوردی،

731
00:37:45,179 --> 00:37:47,139
‫ولی یه سری جاها هم ترکوندی.

732
00:37:47,139 --> 00:37:49,141
‫پیشنهادت واسه ضربان‌ساز امیلی...

733
00:37:49,141 --> 00:37:51,435
‫بهش فرصت داد دوباره
‫از زندگی لذت کامل رو ببره.

734
00:37:51,477 --> 00:37:54,230
‫ضمنا...

735
00:37:54,272 --> 00:37:56,482
‫گمون کنم دلیلی عصبی داره...

736
00:37:56,524 --> 00:38:00,278
‫که نفست همزمان با اون قطع شد.

737
00:38:00,319 --> 00:38:02,238
‫گمون کنم یه بیماری عصبی...

738
00:38:02,280 --> 00:38:05,199
‫به نام حس‌آمیزی آینه‌ای داشته باشی.

739
00:38:05,199 --> 00:38:08,327
‫افراد دچار حس‌آمیزی آینه‌ای
‫دقیقا همون احساسات...

740
00:38:08,369 --> 00:38:10,037
‫طرف مقابلشون رو حس می‌کنن.

741
00:38:10,079 --> 00:38:11,414
‫الان حس می‌کنم انگار...

742
00:38:11,455 --> 00:38:13,249
‫کمی بیش از حد
‫بابتش خوشحال شدین.

743
00:38:13,291 --> 00:38:15,334
‫نه. عذر می‌خوام. آخه...

744
00:38:15,376 --> 00:38:19,171
‫هیجان‌انگیزه.
‫خیلی نادره.

745
00:38:19,213 --> 00:38:20,506
‫این حرف‌ها برات آشنا نیست؟

746
00:38:20,506 --> 00:38:22,550
‫چرا.

747
00:38:22,591 --> 00:38:25,261
‫کافیه ببینم یکی تو مترو گریه می‌کنه...

748
00:38:25,303 --> 00:38:28,014
‫و از خود بیخود می‌شم.

749
00:38:28,014 --> 00:38:29,640
‫کافیه ببینم یکی داره ساندویچ می‌خوره...

750
00:38:29,682 --> 00:38:31,392
‫و انگار داره به زور تو دهنم غذا می‌ذاره.

751
00:38:31,434 --> 00:38:34,478
‫ولی حس‌های خوب رو هم دریافت می‌کنی.

752
00:38:34,478 --> 00:38:38,524
‫چیزی که به نظرت نفرینه،
‫می‌تونه کمک‌دستت باشه.

753
00:38:38,566 --> 00:38:41,652
‫کافیه بفهمیم چطوری
‫ازش بهره ببریم.

754
00:38:44,322 --> 00:38:47,366
‫با وایات جیمز خیلی ریسک کردی.

755
00:38:47,366 --> 00:38:49,410
‫- ممکن بود بمیره.
‫- درسته؛

756
00:38:49,452 --> 00:38:54,206
‫ولی نمرد. ریسک کردم.
‫بعضی ریسک‌ها نتیجه می‌دن.

757
00:38:56,625 --> 00:39:00,504
‫گاهی خیلی با دیدنت
‫یاد بابات می‌افتم...

758
00:39:00,546 --> 00:39:05,301
‫خود سر، بی‌تعارف
‫و به شدت آرمان‌گرا.

759
00:39:05,343 --> 00:39:07,636
‫خب، بهترین خصوصیاتم رو
‫ردیف کردی، اینه که...

760
00:39:10,723 --> 00:39:14,226
‫هوم.

761
00:39:14,226 --> 00:39:18,064
‫سرخس رستاخیز.

762
00:39:18,064 --> 00:39:19,357
‫بدون آب...

763
00:39:19,398 --> 00:39:22,610
‫به خواب می‌رن تا دوباره بارون بباره...

764
00:39:22,651 --> 00:39:28,449
‫و بعدش از نو رشد می‌کنن.

765
00:39:34,538 --> 00:39:35,664
‫سلام.

766
00:39:35,706 --> 00:39:39,627
‫سرخس رستاخیزه.

767
00:39:39,668 --> 00:39:42,046
‫پایدارن.

768
00:39:42,088 --> 00:39:43,547
‫عین ما.

769
00:39:47,176 --> 00:39:50,679
‫تو بودی...

770
00:39:50,721 --> 00:39:54,058
‫که من رو اینجا آورده بود.

771
00:39:54,100 --> 00:39:55,434
‫بابا نبود،

772
00:39:59,188 --> 00:40:01,440
‫ولی چرا هر بار تعریف می‌کردم،

773
00:40:01,482 --> 00:40:05,403
‫اصلا هیچی نمی‌گفتی؟

774
00:40:05,444 --> 00:40:07,530
‫می‌خواستم اون روز رو...

775
00:40:07,571 --> 00:40:11,117
‫باب میل خودت به یاد بیاری.

776
00:40:11,158 --> 00:40:13,452
‫ولی بابا کجا بود؟

777
00:40:21,168 --> 00:40:23,087
‫چطوره به گرترود آب بدیم...

778
00:40:23,129 --> 00:40:26,465
‫و بذاریم بابات استراحت کنه کله‌گنده؟

779
00:40:43,607 --> 00:40:48,654
‫اون روز اصلا از روی مبل بلند نشد.

780
00:40:52,783 --> 00:40:55,286
‫خیلی چیزها رو از یاد برده بودم.

781
00:40:58,330 --> 00:41:00,666
‫خاطره‌ها خودنگاری می‌شن.

782
00:41:03,461 --> 00:41:07,339
‫مغز هیچ مکانیزمی نداره...

783
00:41:07,339 --> 00:41:09,508
‫که حقیقتشون رو تضمین کنه؛

784
00:41:13,345 --> 00:41:16,640
‫ولی من می‌تونم بهت بگم...

785
00:41:16,682 --> 00:41:19,727
‫عشقی که از طرف بابات به خاطر داری...

786
00:41:24,190 --> 00:41:29,153
‫واقعی بود الیور.

787
00:41:29,195 --> 00:41:32,740
‫خب...

788
00:41:34,909 --> 00:41:37,578
‫لابد باید حرفت رو قبول کنم دیگه.