1
00:00:02,544 --> 00:00:03,795
‫راهبردهای مقابله‌ای.

2
00:00:03,795 --> 00:00:05,630
‫همه‌مون داریمشون.

3
00:00:05,630 --> 00:00:07,298
‫کافیه از هر نیویورکی بپرسین.

4
00:00:07,298 --> 00:00:10,385
‫واسه شب کردن روزمون،

5
00:00:13,179 --> 00:00:15,098
‫بالا نگه داشتن سرمون...

6
00:00:15,098 --> 00:00:17,475
‫و مقابله با آسیب‌های جسمانی...

7
00:00:17,475 --> 00:00:19,728
‫و احساسیمون...

8
00:00:19,728 --> 00:00:21,563
‫بهشون نیاز داریم.

9
00:00:24,315 --> 00:00:27,527
‫گاهی آسیب روانیمون
‫به ترجیح انفراد ختم می‌شه.

10
00:00:30,405 --> 00:00:33,575
‫گاهی اوقات هم باعث می‌شه
‫خودمون رو بسنجیم،

11
00:00:36,453 --> 00:00:39,205
‫ما رو به ارتباط با بقیه سوق می‌ده،

12
00:00:39,205 --> 00:00:42,917
‫حتی اگه... مخصوصا اگه...
‫ازش بترسیم.

13
00:00:42,917 --> 00:00:44,627
‫واقعا خیلی مسخره است.

14
00:00:44,627 --> 00:00:47,547
‫دارن سومین دنباله رو بازسازی می‌کنن،
‫ولی می‌گن پیش‌درآمده؟

15
00:00:47,547 --> 00:00:48,965
‫اوهوم.

16
00:00:48,965 --> 00:00:50,759
‫خیلی باحاله. عجب.

17
00:00:50,759 --> 00:00:53,011
‫خلاصه... امروز صبح این‌جوری بود.

18
00:00:53,011 --> 00:00:54,429
‫نیم‌ساعت تو اینترنت اخبار منفی خوندم،

19
00:00:54,429 --> 00:00:57,640
‫اسپرسو خوردم
‫و یه بنزودیازپین انداختم بالا.

20
00:00:57,640 --> 00:01:00,477
‫وایستا ببینم. دختر. مگه اینجا نیستی؟

21
00:01:00,477 --> 00:01:02,896
‫هوم؟

22
00:01:02,896 --> 00:01:06,649
‫گاهی بقیه عاملان آسیب‌هامون رو می‌بینن.

23
00:01:06,691 --> 00:01:08,026
‫[ستاره نوظهور با مصدومیت کنار گذاشته شد]

24
00:01:08,526 --> 00:01:12,280
‫گاهی اوقات هم فقط به چشم خودمون میان.

25
00:01:20,288 --> 00:01:22,040
‫آقای هیل؟

26
00:01:23,833 --> 00:01:25,460
‫آماده‌این؟

27
00:01:30,256 --> 00:01:34,135
‫من دکتر پیرس هستم.
‫به بیمارستان عمومی برانکس خوش اومدین.

28
00:01:35,762 --> 00:01:38,640
‫چشمش هنوز حرکت عمودی داره،
‫منطقیه...

29
00:01:38,640 --> 00:01:41,017
‫آخه جراحتی به سقف میان‌مغزش وارد نشده.

30
00:01:41,017 --> 00:01:42,602
‫صبحت به خیر آقا.

31
00:01:42,602 --> 00:01:45,146
‫با آلارمت بیدار نشدی؟

32
00:01:45,146 --> 00:01:46,981
‫درگیر تحقیقات شدم.

33
00:01:46,981 --> 00:01:49,067
‫زمان از دستم در رفت.
‫خیلی شرمنده‌ام.

34
00:01:49,067 --> 00:01:51,986
‫با توجه به معاینه خودمون
‫و آخرین نوار مغزیش،

35
00:01:51,986 --> 00:01:53,738
‫ظاهرا این بیمار ناشناس...

36
00:01:53,738 --> 00:01:55,865
‫دچار نشانگان قفل‌شدگیه.

37
00:01:55,865 --> 00:01:57,534
‫بیماری نادریه...

38
00:01:57,534 --> 00:02:00,120
‫که با جراحت دائمی ساقه مغز رخ می‌ده.

39
00:02:00,120 --> 00:02:02,872
‫معمولا نتیجه سکته است
‫که می‌دونیم بیمارمون سکته کرده بود.

40
00:02:02,872 --> 00:02:04,999
‫درسته.
‫نشانگان قفل‌شدگی...

41
00:02:04,999 --> 00:02:06,751
‫کل اعضای بدن بیمار رو فلج می‌کنه.

42
00:02:06,751 --> 00:02:08,086
‫به جز حرکت عمودی چشمش،

43
00:02:08,086 --> 00:02:09,546
‫هیچ ابزار صحبت یا ارتباطی نداره.

44
00:02:09,546 --> 00:02:11,548
‫یعنی توانایی شناختی
‫بیمار ناشناسمون...

45
00:02:11,548 --> 00:02:13,007
‫هنوز برقراره.

46
00:02:13,007 --> 00:02:14,801
‫عین ماجرای مارتین پیستوریوسه.

47
00:02:14,801 --> 00:02:17,011
‫کل حرف‌های خانواده‌اش رو می‌فهمید.

48
00:02:17,011 --> 00:02:19,139
‫فقط نمی‌تونست جوابشون رو بده.

49
00:02:19,139 --> 00:02:20,640
‫اگه درست فهمیده باشیم،
‫خیلی وقته...

50
00:02:20,640 --> 00:02:23,685
‫که بیمار ناشناسمون
‫به شدت احساس تنهایی می‌کنه.

51
00:02:23,685 --> 00:02:26,271
‫با توجه به معاینه خودمون
‫و آخرین نوار مغزیش،

52
00:02:26,271 --> 00:02:28,356
‫ظاهرا بیمار ناشناسمون...

53
00:02:28,356 --> 00:02:30,150
‫به نشانگان قفل‌شدگی دچاره...

54
00:02:34,445 --> 00:02:35,947
‫نظر تو چیه دکتر مارکوس؟

55
00:02:35,947 --> 00:02:38,533
‫مشاهدات مضاعفی نداشتی؟

56
00:02:38,533 --> 00:02:41,661
‫نه. چیزی نبوده؛

57
00:02:41,661 --> 00:02:44,372
‫ولی اگه فکری به ذهنم رسید،
‫بهتون می‌گم.

58
00:02:44,372 --> 00:02:46,332
‫خوشحال می‌شم.

59
00:02:46,332 --> 00:02:48,084
‫ولف؟

60
00:02:48,084 --> 00:02:50,795
‫می‌شه باهام بیای؟
‫خوشحال می‌شم دستیار داشته باشم.

61
00:02:53,339 --> 00:02:55,800
‫الان دیگه چشم بیمار ناشناسمون
‫در حکم صداشه.

62
00:02:55,800 --> 00:02:57,135
‫یکی پشت اون چشم‌هاست.

63
00:02:57,135 --> 00:02:59,762
‫ما موظفیم بفهمیم کیه.

64
00:03:01,014 --> 00:03:02,557
‫خب، بیمارت کیه؟

65
00:03:02,557 --> 00:03:05,935
‫اسمش استیو هیله.
‫کهنه‌سربازه. عضو سپاه تفنگداران بوده.

66
00:03:05,935 --> 00:03:10,023
‫از اضطراب شدید، افسردگی
‫و افکار مزاحم رنج می‌بره.

67
00:03:10,023 --> 00:03:11,608
‫بین بیمارانت نادر نیست.

68
00:03:11,608 --> 00:03:13,193
‫ولی آخر جلسه‌مون،

69
00:03:13,193 --> 00:03:15,653
‫بهم گفت چند وقته داره اشباح...

70
00:03:15,653 --> 00:03:16,821
‫هم‌خدمتی‌هاش رو می‌بینه.

71
00:03:16,821 --> 00:03:18,239
‫«تفنگدار تسخیرشده.»

72
00:03:18,239 --> 00:03:20,241
‫آره، انگار همین‌طوره.
‫همسرش داره میاد.

73
00:03:20,241 --> 00:03:22,410
‫شاید بتونه پیشینه‌ای در اختیارمون بذاره...

74
00:03:22,410 --> 00:03:25,830
‫و کمکمون کنه بفهمیم
‫این «اشباح» از کجا میان.

75
00:03:26,998 --> 00:03:30,501
‫بیا عزیزم. هوات رو دارم.

76
00:03:32,045 --> 00:03:33,796
‫بهش گفتم لازم نیست بیاد.

77
00:03:33,796 --> 00:03:36,758
‫همین رو کم دارم که زنم بخواد
‫سوار خط شش زایمان کنه.

78
00:03:36,758 --> 00:03:39,010
‫خب، بدتر از این‌هاش هم
‫تو مترو رخ داده.

79
00:03:39,010 --> 00:03:41,596
‫می‌خواستم اینجا باشم.

80
00:03:41,596 --> 00:03:44,766
‫استیو از وقتی از اعزامش برگشته،
‫مشکل داره.

81
00:03:44,766 --> 00:03:47,101
‫اکثر روزها چیزیم نیست،
‫ولی بعضی روزها...

82
00:03:47,101 --> 00:03:50,480
‫وقتی می‌خوام بند کفشم رو ببندم، یهو...

83
00:03:50,480 --> 00:03:52,732
‫فرو می‌پاشم. اصلا قشنگ نیست.

84
00:03:52,732 --> 00:03:54,192
‫آنا همین‌جوری کلی مشکل داره.

85
00:03:54,192 --> 00:03:56,444
‫می‌خوام کمک‌حالش باشم،
‫نمی‌خوام وبال گردنش باشم.

86
00:03:56,444 --> 00:03:58,571
‫خب، همین که اینجایی
‫و دنبال راه‌حلی،

87
00:03:58,571 --> 00:04:00,365
‫نشون می‌ده وبال گردنش نیستی.

88
00:04:00,365 --> 00:04:02,158
‫اون تو چیه؟

89
00:04:02,158 --> 00:04:03,910
‫سوابق پزشکیمه.

90
00:04:03,910 --> 00:04:05,328
‫همه‌چی رو ثبت کردم.

91
00:04:05,328 --> 00:04:07,288
‫آها، خب، می‌بینم به وزارت
‫امور کهنه‌سربازان مراجعه کردیم.

92
00:04:07,288 --> 00:04:08,790
‫اصلا کمکت کردن؟

93
00:04:08,790 --> 00:04:10,124
‫یه سری دارو...

94
00:04:10,124 --> 00:04:11,876
‫واسه اضطراب و افسردگی بهش دادن،

95
00:04:11,876 --> 00:04:15,463
‫ولی از تأثیرشون خوشش نمی‌اومد،
‫واسه همین دیگه نخورد.

96
00:04:15,463 --> 00:04:17,757
‫نمی‌خوام برگردم اونجا.

97
00:04:18,925 --> 00:04:21,219
‫اِم...

98
00:04:21,219 --> 00:04:24,430
‫وقتی دچار فروپاشی می‌شی،
‫علائم جسمانی هم داره؟

99
00:04:24,430 --> 00:04:27,517
‫سردرد، تپش قلب، تار شدن دید؟

100
00:04:27,517 --> 00:04:30,019
‫هر از گاهی.
‫اخیرا یه کم بیشتر شده.

101
00:04:30,019 --> 00:04:33,481
‫از این تصاویری که اخیرا می‌بینی برام بگو.

102
00:04:33,481 --> 00:04:34,983
‫وایستین ببینم. کدوم «تصاویر»؟

103
00:04:34,983 --> 00:04:37,318
‫اصلا جای نگرانی نیست عزیزم.
‫اِم...

104
00:04:37,318 --> 00:04:39,904
‫خودت که می‌دونی
‫تازه از ایدن خداحافظی کردم.

105
00:04:39,904 --> 00:04:41,990
‫با هم خدمت کرده بودیم.

106
00:04:41,990 --> 00:04:44,284
‫مراسم ختمش هفته پیش بود.

107
00:04:44,284 --> 00:04:47,954
‫خیلی دردناک بوده. همین و بس.

108
00:04:47,954 --> 00:04:50,832
‫چند وقتتونه خانم هیل؟

109
00:04:50,832 --> 00:04:52,667
‫سی و چهار هفته.

110
00:04:52,667 --> 00:04:55,336
‫- خیلی آماده‌ام.
‫- جفتمون آماده‌ایم.

111
00:04:55,336 --> 00:04:56,921
‫- اولین بچه‌تونه؟
‫- آره.

112
00:04:56,921 --> 00:04:58,715
‫استیو اولین شبی که بیرون رفته بودیم
‫بهم گفت بچه می‌خواد.

113
00:04:58,715 --> 00:05:01,217
‫شاید باورتون نشه،
‫ولی بعدش غیبش نزد.

114
00:05:01,217 --> 00:05:04,345
‫همیشه می‌خواستم بابا بشم.

115
00:05:04,345 --> 00:05:06,014
‫می‌خوام این مشکلات ذهنیم رو...

116
00:05:06,014 --> 00:05:10,435
‫قبل از تولد پسرمون
‫تحت کنترل در بیارم.

117
00:05:10,435 --> 00:05:12,603
‫خب، ما کمکت می‌کنیم،
‫اولین قدم...

118
00:05:12,603 --> 00:05:16,399
‫تشخیص صحیح مشکلته.

119
00:05:16,399 --> 00:05:18,985
‫معلومه واسه محافظت از زنش
‫یه چیزی رو نمی‌گه،

120
00:05:18,985 --> 00:05:22,697
‫ولی با توجه به علائمش
‫اولین حدسم اختلال اضطراب پس از سانحه بود.

121
00:05:22,697 --> 00:05:25,366
‫دلیل مناسبی واسه دلواپسی شدید،
‫بی‌خوابی،

122
00:05:25,366 --> 00:05:27,160
‫افکار مزاحم...

123
00:05:27,160 --> 00:05:29,454
‫و سوگش بابت از دنیا رفتن
‫دوستش ایدنه.

124
00:05:29,454 --> 00:05:32,540
‫مرور مجدد آسیب ذهنی بین افراد
‫دچار به اختلال اضطراب خیلی رایجه.

125
00:05:32,540 --> 00:05:34,334
‫آدم گاهی حس می‌کنه
‫همزمان داره...

126
00:05:34,334 --> 00:05:36,210
‫تو گذشته و زمان حال زندگی می‌کنه.

127
00:05:36,210 --> 00:05:37,837
‫یه‌کم یاد یکی از آشناهام می‌افتم.

128
00:05:37,837 --> 00:05:40,465
‫خیلی‌خب، وزارت کهنه‌سربازان
‫داروی اختلال اضطراب بهش داده،

129
00:05:40,465 --> 00:05:43,259
‫رفتاردرمانی شناختی،
‫حساسیت‌زدایی حرکت چشم، تجربه‌درمانی،

130
00:05:43,259 --> 00:05:45,678
‫چندین مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین
‫و حتی پرازوسین رو امتحان کرده.

131
00:05:45,678 --> 00:05:48,639
‫اگه اختلال اضطراب فقط بخشی
‫از مشکلش باشه چی؟

132
00:05:48,639 --> 00:05:51,309
‫دلیل خوبی واسه کل علائمش نیست،
‫مخصوصا توهماتش.

133
00:05:51,309 --> 00:05:53,061
‫یادتون باشه...
‫چند وقته شبح می‌بینه.

134
00:05:53,061 --> 00:05:55,730
‫اختلال اضطراب می‌تونه
‫یه مشکل عصبی پنهان رو تشدید کنه،

135
00:05:55,730 --> 00:05:58,107
‫مثلا تومور یا هیدروسفالی.

136
00:05:58,107 --> 00:06:00,818
‫اخیرا ام‌آرآی نرفته،
‫ولی حداقل سی‌تی‌اسکن‌هاش...

137
00:06:00,818 --> 00:06:02,403
‫چیز نگران‌کننده‌ای نشون نمی‌دادن.

138
00:06:02,403 --> 00:06:04,238
‫ممکنه یه حمله روان‌پریشی...

139
00:06:04,238 --> 00:06:05,990
‫ناشی از اسکیزوفرنی
‫یا اختلال دوقطبی باشه.

140
00:06:05,990 --> 00:06:08,868
‫معمولا اولین علائم اسکیزوفرنی
‫تو این سن بروز پیدا نمی‌کنن.

141
00:06:08,868 --> 00:06:10,870
‫سابقه شیدایی هم نداشته.

142
00:06:10,870 --> 00:06:13,373
‫زوال عقل پیشانی گیجگاهی چطور؟

143
00:06:13,373 --> 00:06:16,250
‫ممکنه هنوز اولش باشه
‫و علائم اصلیش رو بروز نداده باشه.

144
00:06:16,250 --> 00:06:18,002
‫خب، همه‌شون احتمالن.
‫اطلاعات بیشتری لازم داریم.

145
00:06:18,002 --> 00:06:19,629
‫اریکا و جیکوب، سابقه نظامیش رو...

146
00:06:19,629 --> 00:06:21,923
‫بررسی کنین،
‫کل هم‌خدمتی‌های استیو رو مرور کنین.

147
00:06:21,923 --> 00:06:24,967
‫این ایدن رو بررسی کنین
‫و ببینین واسه علائم مشابه معاینه شده یا نه.

148
00:06:24,967 --> 00:06:27,303
‫واسه درک شرایط کنونی استیو،

149
00:06:27,303 --> 00:06:28,805
‫باید از گذشته‌اش خبر داشته باشیم.
‫برین.

150
00:06:28,805 --> 00:06:32,600
‫من هم با جاش صحبت می‌کنم،
‫ببینم نظری داره یا نه.

151
00:06:34,018 --> 00:06:35,561
‫با جاش صحبت می‌کنی؟

152
00:06:37,271 --> 00:06:40,608
‫آره. می‌کنم. دوستمه.

153
00:06:40,608 --> 00:06:42,151
‫ولی منظورت از «دوست» همکاره دیگه،

154
00:06:42,151 --> 00:06:44,070
‫یعنی رابطه‌تون خیلی سرسنگین،

155
00:06:44,070 --> 00:06:46,280
‫علمی و کاریه؟

156
00:06:46,280 --> 00:06:47,782
‫برعکس تو،

157
00:06:47,782 --> 00:06:50,785
‫من واقعا از معاشرت با بقیه لذت می‌برم.

158
00:06:50,785 --> 00:06:54,872
‫ضمنا... می‌دونم خودش
‫تو ارتش خدمت کرده.

159
00:06:56,082 --> 00:06:57,125
‫خب...

160
00:07:07,218 --> 00:07:10,471
‫چرا هیچ‌وقت به پالینای عزیزم زنگ نمی‌زنی؟

161
00:07:10,471 --> 00:07:13,808
‫هر بار واسه دیالیز میام،
‫بهت می‌گم...

162
00:07:13,808 --> 00:07:17,728
‫نوه من مجرد و زرنگه.

163
00:07:18,354 --> 00:07:21,774
‫عین مگان فاکس روس می‌مونه.

164
00:07:21,774 --> 00:07:23,860
‫ژن خوبی داره.

165
00:07:23,860 --> 00:07:25,319
‫به مامان‌بزرگش رفته.

166
00:07:25,319 --> 00:07:27,321
‫مطمئنم پالینا خیلی دوست‌داشتنیه.

167
00:07:27,321 --> 00:07:29,031
‫فقط من اصلا فرصت
‫آشنایی با خانم‌ها رو ندارم.

168
00:07:29,031 --> 00:07:31,325
‫نسل شما...

169
00:07:31,325 --> 00:07:34,662
‫دیگه بلد نیست زندگی بسازه!

170
00:07:34,662 --> 00:07:36,497
‫چند بار بگم خانم پتروف؟

171
00:07:36,497 --> 00:07:38,916
‫نباید تو بیمارستان سیگار بکشین!

172
00:07:38,916 --> 00:07:40,668
‫دکتر وارنر...

173
00:07:43,838 --> 00:07:46,924
‫خب... امروز با ولف چت شده بود؟

174
00:07:46,924 --> 00:07:48,968
‫متوجه منظورت نمی‌شم.

175
00:07:48,968 --> 00:07:51,012
‫من رو احمق فرض نکن بن.
‫خیلی تابلو تأکید داشت...

176
00:07:51,012 --> 00:07:52,346
‫راجع به بیمار ناشناسمون نظر بدی.

177
00:07:52,346 --> 00:07:54,348
‫چرا یهو سوگلیش شدی؟

178
00:07:54,348 --> 00:07:56,142
‫وای خدایا!
‫پاچه‌خاریش رو کردی!

179
00:07:56,142 --> 00:07:58,102
‫چی؟! نه. نه. نه...

180
00:07:58,102 --> 00:08:00,021
‫واسه این نظرم رو پرسید...

181
00:08:00,021 --> 00:08:03,024
‫که اخیرا تشخیص داد...

182
00:08:03,024 --> 00:08:05,526
‫دچار حس‌آمیزی آینه‌ای هستم.

183
00:08:05,526 --> 00:08:07,695
‫وای. وای، وای، وای، وای!

184
00:08:07,695 --> 00:08:10,490
‫تو دچار آینه‌ای هستی؟ عجب!

185
00:08:10,490 --> 00:08:12,074
‫یعنی کل اون دفعاتی
‫که جلوی بیماران...

186
00:08:12,074 --> 00:08:13,534
‫وحشت کرده بودی...

187
00:08:13,534 --> 00:08:15,369
‫صرفا حالشون رو تجربه می‌کردی.

188
00:08:15,369 --> 00:08:17,205
‫خیلی منطقیه!

189
00:08:17,205 --> 00:08:20,708
‫می‌دونستی فقط ۱.۶% جمعیت
‫دچار حس‌آمیزی آینه‌ای می‌شن؟

190
00:08:20,708 --> 00:08:22,877
‫وان، واقعا قدرت فوق‌بشری داری!

191
00:08:22,877 --> 00:08:25,546
‫آها، خب، بیشتر انگار نفرین فوق‌بشریه، خب؟

192
00:08:25,546 --> 00:08:27,548
‫ضمنا، اگه راستش رو بخوای،

193
00:08:27,548 --> 00:08:30,218
‫هنوز کامل هضمش نکردم.

194
00:08:30,218 --> 00:08:32,136
‫هوم.

195
00:08:32,136 --> 00:08:34,305
‫تا حالا دقت کردی «دانا»...

196
00:08:34,305 --> 00:08:37,016
‫همیشه رازداره؟

197
00:08:38,809 --> 00:08:40,728
‫تا پای گور به کسی نمی‌گم.

198
00:08:43,356 --> 00:08:44,732
‫ممنون؟

199
00:08:51,864 --> 00:08:56,244
‫[وزارت امور کهنه‌سربازان]

200
00:08:57,954 --> 00:09:02,291
‫[توطئه: حواستون باشه چی می‌گین]
‫[اصلا معلوم نیست کی داره گوش می‌ده]

201
00:09:02,333 --> 00:09:04,669
‫[ممکنه نوبت خانواده شما باشه؟]

202
00:09:29,735 --> 00:09:33,614
‫دکتر ولف؟
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

203
00:09:33,614 --> 00:09:37,118
‫سلام استیو. چطوری؟
‫اومدم حالت رو بپرسم.

204
00:09:37,118 --> 00:09:40,162
‫دکترها که همین‌جوری به محل کار
‫ملت سر نمی‌زنن.

205
00:09:40,162 --> 00:09:43,624
‫من می‌زنم. خودم می‌دونم روش کارم
‫یه‌کم غیرعادیه،

206
00:09:43,624 --> 00:09:46,460
‫ولی اکثر دکترها علائم رو درمان می‌کنن،
‫نه خود آدم‌ها رو.

207
00:09:46,460 --> 00:09:48,087
‫خلاصه...

208
00:09:48,087 --> 00:09:49,505
‫این رو پیشم جا گذاشته بودی.

209
00:09:49,505 --> 00:09:51,882
‫می‌خواستم بهت پسش بدم.

210
00:09:51,882 --> 00:09:54,051
‫امیدوارم ناراحت نشی،
‫یه نگاهی توش انداختم.

211
00:09:54,051 --> 00:09:56,596
‫چیزهای خارق‌العاده‌ای دیدم.

212
00:09:56,596 --> 00:09:58,055
‫- واقعا؟
‫- خیلی.

213
00:09:58,055 --> 00:10:00,308
‫کاش کل بیمارانم عین تو
‫همه‌چی رو آماده می‌کردن.

214
00:10:03,185 --> 00:10:05,855
‫کسی تا اینجا تعقیبت نکرده؟

215
00:10:05,855 --> 00:10:09,317
‫نه، نه. گمون نکنم.
‫چطور مگه؟

216
00:10:10,109 --> 00:10:12,903
‫گمون می‌کنی کسی تعقیبت می‌کنه؟

217
00:10:12,903 --> 00:10:16,824
‫سراغ ایدن که اومدن.
‫حالا سراغ من میان.

218
00:10:16,824 --> 00:10:18,576
‫اِم...

219
00:10:20,911 --> 00:10:23,914
‫استیو، مسئله‌ای هست که امروز
‫باهامون در میون نذاشته باشی؟

220
00:10:23,914 --> 00:10:27,251
‫چیزی نیست که نمی‌خواستی
‫جلوی زنت بگی؟

221
00:10:28,753 --> 00:10:30,379
‫شرمنده‌ام دکتر ولف.

222
00:10:30,379 --> 00:10:31,922
‫بهتره بری.
‫می‌خوایم تعطیل کنیم.

223
00:10:31,922 --> 00:10:33,966
‫هرچی به من بگی،
‫بین خودمون می‌مونه.

224
00:10:33,966 --> 00:10:38,179
‫دکتر محرم اسراره.
‫در امانی. می‌تونی بهم اعتماد کنی.

225
00:10:46,562 --> 00:10:48,606
‫این رو می‌بینی؟

226
00:10:48,606 --> 00:10:51,484
‫تراشه نانوئه. محصول «دارتا»ست.

227
00:10:51,484 --> 00:10:53,235
‫اینجا رو ببین.

228
00:10:55,946 --> 00:10:58,074
‫می‌گن واسه نظارت
‫بر سلامتمونه،

229
00:10:58,074 --> 00:11:01,035
‫ولی دروغ بزرگی بیش نیست.

230
00:11:01,035 --> 00:11:05,247
‫ارتش یه ریزتراشه تو سرم کار گذاشته
‫که من رو کنترل کنه.

231
00:11:05,247 --> 00:11:08,709
‫درست کار نمی‌کنه
‫و باعث می‌شه یه چیزهایی ببینم.

232
00:11:08,709 --> 00:11:11,671
‫وزارت کهنه‌سربازان مسئولیت قبول نمی‌کنه.
‫هیچ‌کس قبول نمی‌کنه.

233
00:11:11,671 --> 00:11:13,714
‫واسه همین اومدم پیش شما.

234
00:11:13,714 --> 00:11:17,635
‫باید کمکم کنین.
‫باید دربیارینش.

235
00:11:26,060 --> 00:11:28,896
‫- عادیه. تراشه‌ای در کار نیست.
‫- معلومه.

236
00:11:28,896 --> 00:11:30,898
‫اثری از آسیب درون‌جمجمه‌ای...

237
00:11:30,898 --> 00:11:33,567
‫یا روندی که عامل توهماتش باشه نیست.

238
00:11:33,567 --> 00:11:35,903
‫خب، تا کی می‌خوایم حرفش رو باور کنیم؟

239
00:11:35,903 --> 00:11:37,613
‫حق داره حقیقت رو بدونه، مگه نه؟

240
00:11:37,613 --> 00:11:40,116
‫نه، نه لزوما.

241
00:11:40,116 --> 00:11:41,951
‫فرض کن استیو آدمیه...

242
00:11:41,951 --> 00:11:45,538
‫که چندین هفته وسط دریا گیر افتاده
‫و داره از گرسنگی می‌میره.

243
00:11:45,538 --> 00:11:47,581
‫ممکنه یکی بگه
‫باید دلی از عزا دربیاره...

244
00:11:47,581 --> 00:11:49,709
‫ولی در اون صورتش بدنش شوکه می‌شه.

245
00:11:49,709 --> 00:11:52,253
‫- خیلی سریع و زیادیه.
‫- آره، دقیقا.

246
00:11:52,253 --> 00:11:54,255
‫اگه مواظب نباشیم،
‫ممکنه توهمات و بدگمانی بیمارمون...

247
00:11:54,255 --> 00:11:56,924
‫به روان‌پریشی کامل تبدیل بشه.

248
00:11:56,924 --> 00:11:58,884
‫یعنی آروم آروم با حقیقت روبه‌روش می‌کنیم؟

249
00:11:58,884 --> 00:12:02,388
‫آره. بستریش می‌کنیم.
‫شما هم باید کاری کنین آروم باشه.

250
00:12:02,388 --> 00:12:05,141
‫حواستون باشه اعتمادش رو از دست ندیم.

251
00:12:06,475 --> 00:12:10,020
‫از من بشنوین، خودم شاهد بودم
‫بدگمانی چه بلاهایی سر آدم میاره.

252
00:12:11,689 --> 00:12:14,984
‫می‌دونستی ۶۰,۰۰۰ نوع درخت مختلف،
‫هشتاد درصد دوزیستان،

253
00:12:14,984 --> 00:12:19,488
‫هفتاد و پنج درصد پرندگان
‫و ۶۸% پستانداران جهان...

254
00:12:19,488 --> 00:12:21,949
‫تو جنگل زندگی می‌کنن؟

255
00:12:21,949 --> 00:12:24,785
‫می‌تونم چندتاشون رو
‫با این تفنگ بابابزرگت شکار کنیم.

256
00:12:24,785 --> 00:12:26,787
‫راستش، وقتی همسن تو بودم،
‫کار با این تفنگ رو...

257
00:12:26,787 --> 00:12:28,581
‫بهم یاد داده بود.

258
00:12:28,581 --> 00:12:30,374
‫من هم امروز به تو یاد می‌دم.

259
00:12:30,374 --> 00:12:32,626
‫یه کلسیت نادر هست...

260
00:12:32,626 --> 00:12:35,171
‫که کنار رودهای عمیق رشد می‌کنه.

261
00:12:35,171 --> 00:12:37,465
‫به نظرت می‌شه به جاش
‫از اون‌ها پیدا کنیم؟

262
00:12:37,465 --> 00:12:38,883
‫معلومه.

263
00:12:38,883 --> 00:12:40,634
‫دنبال بلور هم می‌گردیم
‫که کلکسیونت بزرگ بشه.

264
00:12:40,634 --> 00:12:42,052
‫نگران نباش.

265
00:12:44,805 --> 00:12:46,682
‫- پناه بگیر. پناه بگیر.
‫- چی شده؟

266
00:12:46,682 --> 00:12:49,643
‫- چیه؟
‫- اون پیاده‌گردها.

267
00:12:51,187 --> 00:12:53,981
‫دارن تعقیبمون می‌کنن.

268
00:12:53,981 --> 00:12:56,484
‫خیلی‌خب. بلند نشو. صدات درنیاد.

269
00:13:03,240 --> 00:13:06,160
‫سلام. من و جیکوب راجع به یگان استیو
‫از وزارت کهنه‌سربازان پرس‌وجو کردیم...

270
00:13:06,160 --> 00:13:09,330
‫و یکیشون می‌خواد باهاتون صحبت کنه.

271
00:13:09,330 --> 00:13:10,873
‫اسمش دکتر جوردانا موره.

272
00:13:10,873 --> 00:13:12,833
‫طرز کارش رو بلد نیستم.

273
00:13:12,833 --> 00:13:15,711
‫نه. الان همین‌جاست.

274
00:13:15,711 --> 00:13:16,879
‫آها. اِم...

275
00:13:18,464 --> 00:13:20,049
‫استیو رو شخصا می‌شناختم.

276
00:13:20,049 --> 00:13:22,176
‫من موقع تمرینات پایه‌اش
‫دکتر اردوگاه بودم.

277
00:13:22,176 --> 00:13:24,762
‫ازم خبر نگرفت،
‫ولی همیشه ازش خوشم می‌اومد.

278
00:13:24,762 --> 00:13:26,764
‫اون موقع چه‌جور آدمی بود؟

279
00:13:26,764 --> 00:13:28,891
‫در این حد بگم که بعضی‌ها
‫بابت درجه‌شون محترمن،

280
00:13:28,891 --> 00:13:30,476
‫بعضی‌ها چون الگوئن محترمن.

281
00:13:30,476 --> 00:13:32,353
‫استیو نمونه و سرمشق همه بود.

282
00:13:32,353 --> 00:13:34,438
‫«بود.» چه تغییری حاصل شد؟

283
00:13:34,438 --> 00:13:35,898
‫کاش می‌دونستم.

284
00:13:35,898 --> 00:13:37,608
‫بعد از اعزامش که اومد پیشمون،

285
00:13:37,608 --> 00:13:39,318
‫تمام توانمون رو به کار بردیم
‫که کمکش کنیم؛

286
00:13:39,318 --> 00:13:41,153
‫ولی یه روز دیگه نذاشت توهماتش رو...

287
00:13:41,153 --> 00:13:44,698
‫درمان کنیم،
‫می‌گفت دیگه بهمون اعتماد نداره.

288
00:13:44,698 --> 00:13:46,283
‫بعدش دیگه نیومد.

289
00:13:46,283 --> 00:13:48,285
‫معلوم شد ما رو دشمن خودش می‌دونه.

290
00:13:48,285 --> 00:13:50,955
‫خب، می‌تونم درک کنم
‫استیو که سیاه‌پوسته،

291
00:13:50,955 --> 00:13:53,082
‫نگران درمانش باشه.

292
00:13:53,082 --> 00:13:55,709
‫- الان کی درمانش می‌کنه؟
‫- هیچ‌کس.

293
00:13:55,709 --> 00:13:57,503
‫بعد از این که ترخیص درجه سوم...

294
00:13:57,503 --> 00:14:00,297
‫شامل حالش شد،
‫مزایاش رو از دست داد.

295
00:14:01,966 --> 00:14:05,052
‫داشت تهدید می‌کرد که رازهای ارتش رو
‫تو اینترنت فاش می‌کنه.

296
00:14:05,052 --> 00:14:07,221
‫وزارت دفاع چنین حرف‌هایی رو تحمل نمی‌کنه.

297
00:14:07,221 --> 00:14:10,266
‫خب، معلومه که استیو
‫به طریقی آسیب روانی دیده بود.

298
00:14:10,266 --> 00:14:13,269
‫از کجا معلوم تو خط مقدم چی دیده؟

299
00:14:13,269 --> 00:14:15,396
‫استیو اصلا خط مقدم نبود.

300
00:14:15,396 --> 00:14:18,190
‫هیچ‌وقت تا ۱۶ کیلومتری جنگ هم نرفته بود.

301
00:14:18,190 --> 00:14:20,818
‫تو چه‌جور عملیات ارتشی حضور داشت؟

302
00:14:20,818 --> 00:14:22,736
‫نمی‌تونم اون اطلاعات رو بهتون بدم.

303
00:14:22,736 --> 00:14:24,446
‫قانون ارتشه.

304
00:14:24,446 --> 00:14:25,990
‫استیو شخصا تجربه کرد...

305
00:14:25,990 --> 00:14:29,285
‫که رازداری خیلی برامون مهمه.

306
00:14:29,285 --> 00:14:31,704
‫امیدوارم استیو خوب بشه.
‫جدی می‌گم؛

307
00:14:31,704 --> 00:14:33,581
‫ولی دست من بسته است.

308
00:14:37,001 --> 00:14:39,920
‫خیلی‌خب. پیچیده‌اش نکنیم.

309
00:14:39,920 --> 00:14:43,048
‫بالا رو نگاه کنی یعنی «آره»
‫و پایین رو نگاه کنی یعنی «نه».

310
00:14:44,049 --> 00:14:46,260
‫حس می‌کنی می‌فهمه یا نه؟
‫حس می‌کنی من چقدر...

311
00:14:46,260 --> 00:14:47,970
‫حس بدی دارم که چنین سوالی
‫ازت می‌پرسم؟

312
00:14:47,970 --> 00:14:51,599
‫نه. ضمنا، پشیمونم که بهت چیزی گفتم.

313
00:14:51,599 --> 00:14:54,476
‫بگو ببینیم. صدام رو می‌شنوی؟

314
00:14:58,564 --> 00:15:01,442
‫می‌شه بهمون بگی درد داری یا نه؟

315
00:15:03,819 --> 00:15:06,155
‫می‌دونی اینجا کجاست؟

316
00:15:07,364 --> 00:15:09,283
‫- وای.
‫- خیلی‌خب. بیا دوباره...

317
00:15:09,283 --> 00:15:11,285
‫ازش بپرسیم که مطمئن بشیم
‫درست جواب می‌ده.

318
00:15:11,285 --> 00:15:14,872
‫دوباره بگو ببینم.
‫صدام رو می‌شنوی؟

319
00:15:19,919 --> 00:15:22,379
‫درد داری آقا؟

320
00:15:23,964 --> 00:15:26,550
‫ناشناس، می‌شه بالا رو نگاه کنی؟

321
00:15:27,843 --> 00:15:29,261
‫گمون کنم مضطرب شده.

322
00:15:29,261 --> 00:15:31,597
‫حس اضطرابت از منه...
‫همیشه اضطراب دارم.

323
00:15:31,597 --> 00:15:33,349
‫به آمیگدال من خوش اومدی.

324
00:15:33,390 --> 00:15:35,100
‫[بله]
‫[خیر]

325
00:15:35,225 --> 00:15:36,810
‫یه سری اطلاعات کسب کردم.

326
00:15:36,810 --> 00:15:38,395
‫رفیقم تو نیروی دریایی
‫اطلاعات خاصی بهم نداد.

327
00:15:38,395 --> 00:15:39,980
‫انتظار می‌رفت ارتش خیلی رازدار باشه،

328
00:15:39,980 --> 00:15:41,357
‫ولی تونستم اطلاعات اندکی
‫کسب کنم...

329
00:15:41,357 --> 00:15:43,484
‫و معلوم شد دکتر مور راست می‌گفت.

330
00:15:43,484 --> 00:15:47,071
‫استیو و یگانش اصلا جنگ نبودن؟

331
00:15:47,071 --> 00:15:48,614
‫راهبرد نسبتا جدیدیه...

332
00:15:48,614 --> 00:15:50,574
‫تعداد سربازان روی زمین رو
‫به حداقل می‌رسونن...

333
00:15:50,574 --> 00:15:52,993
‫و یگان‌هایی چون یگان استیو
‫دشمن رو با شلیک توپ نابود می‌کنن.

334
00:15:52,993 --> 00:15:55,162
‫یعنی چندین کیلومتر از خط مقدم
‫فاصله داشت.

335
00:15:55,162 --> 00:15:56,830
‫واسه همین خودش و یگانش...

336
00:15:56,830 --> 00:15:58,457
‫اصلا تو جنگ مجروح نشدن.

337
00:15:58,457 --> 00:16:02,044
‫حتی یکیشون هم در طول خدمتش
‫آسیبی ندیده بود.

338
00:16:02,044 --> 00:16:05,130
‫با این حال، از وقتی برگشتن خونه...

339
00:16:05,130 --> 00:16:07,257
‫چیه؟

340
00:16:07,257 --> 00:16:09,176
‫فقط ایدن میلر نبود.

341
00:16:09,176 --> 00:16:11,929
‫بیش از نیمی از اعضای یگانش مرده‌ان.

342
00:16:13,472 --> 00:16:15,641
‫یه سریشون ناخواسته
‫با مصرف مواد اوردوز کردن،

343
00:16:15,641 --> 00:16:17,601
‫ولی بقیه‌شون خودکشی کردن.

344
00:16:17,601 --> 00:16:18,477
‫- سلام عزیزم.
‫- حالت چطوره؟

345
00:16:18,477 --> 00:16:20,062
‫یه بلایی سرش اومده.

346
00:16:20,062 --> 00:16:22,648
‫یه بلایی سر همه‌شون اومده.

347
00:16:26,986 --> 00:16:30,114
‫- ام‌آرآی طرف عادیه.
‫- ولی توهمات سنگین داره.

348
00:16:30,114 --> 00:16:32,741
‫ولی یه چیزی یگانشون رو نابود کرده.

349
00:16:32,741 --> 00:16:34,702
‫آخه روند آسیبش...

350
00:16:34,702 --> 00:16:36,996
‫عین زوال عقل با اجسام لویی
‫یا مراحل اولیه آلزایمر می‌مونه.

351
00:16:36,996 --> 00:16:39,873
‫یه‌جورهایی یاد یه سری
‫از بازیکنان فوتبال آمریکایی می‌افتم.

352
00:16:39,873 --> 00:16:41,083
‫اگه درست نمی‌شناختمش،

353
00:16:41,125 --> 00:16:43,669
‫می‌گفتم استیو دچار سی‌تی‌ایه.

354
00:16:44,837 --> 00:16:46,046
‫چی گفتی؟

355
00:16:46,046 --> 00:16:47,423
‫مخفف انسفالوپاتی مزمن جراحتیه.

356
00:16:47,423 --> 00:16:49,550
‫آها، نه، خودم می‌دونم سی‌تی‌ای
‫مخفف چیه ولف.

357
00:16:49,550 --> 00:16:51,301
‫آخه فرضیه خوبیه.
‫خیلی چیزها رو معلوم می‌کنه.

358
00:16:51,301 --> 00:16:53,178
‫نوسان خلقی، ناتوانی شناختی،
‫بدگمانی.

359
00:16:53,178 --> 00:16:54,513
‫ولی اون که ورزشکار نبود.

360
00:16:54,513 --> 00:16:56,265
‫هیچ تصادف وخیمی نداشت.

361
00:16:56,265 --> 00:16:59,226
‫حالا که اصلا تو جنگ نبوده،
‫چطور ممکنه سی‌تی‌ای گرفته باشه؟

362
00:16:59,935 --> 00:17:02,563
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

363
00:17:02,604 --> 00:17:04,606
‫[بخش پرسروصدا]
‫[لطفا از گوش خود حفاظت کنید]

364
00:17:04,648 --> 00:17:06,942
‫[تا محل تیراندازی به شما اختصاص داده نشده،]
‫[تمام سلاح‌هایتان را در ماشین خود بگذارید]

365
00:17:06,942 --> 00:17:08,485
‫[از گوش و چشم خود حفاظت کنید]
‫[اگر کسی را دیدید، شلیک نکنید]

366
00:17:08,485 --> 00:17:10,362
‫گمون نکنم تا حالا با این‌ها شلیک کرده باشی؟

367
00:17:10,362 --> 00:17:12,740
‫- نه.
‫- خیلی‌خب. اولین قانون امنیتی:

368
00:17:12,740 --> 00:17:14,491
‫همیشه فرض کن تفنگ پره.

369
00:17:14,491 --> 00:17:16,368
‫همیشه تفنگ رو سمت بی‌خطری بگیر.

370
00:17:16,368 --> 00:17:18,162
‫انگشتت هم هیچ‌وقت رو ماشه نباشه،

371
00:17:18,162 --> 00:17:19,788
‫فقط موقع شلیک رو ماشه باشه، خب؟

372
00:17:19,788 --> 00:17:22,666
‫الان دیگه ارتشی بودنت خوب معلوم شد.

373
00:17:23,917 --> 00:17:25,878
‫چه‌جوری بود؟

374
00:17:25,878 --> 00:17:27,296
‫واسه من خوب بود.

375
00:17:27,296 --> 00:17:28,922
‫وقتی بهش نیاز داشتم،
‫به زندگیم سر و سامون داد.

376
00:17:28,922 --> 00:17:30,674
‫مجبور شدم از خونه بزنم بیرون
‫و از والدینم دور باشم.

377
00:17:30,674 --> 00:17:33,260
‫با خیلی از بچه‌ها هم صمیمی شدم.

378
00:17:33,260 --> 00:17:35,137
‫با یکیشون خیلی رفیق شدم.

379
00:17:35,137 --> 00:17:37,681
‫با قانون «فضولی نکنین» چیکار می‌کردی؟

380
00:17:39,850 --> 00:17:41,060
‫خیلی عالی نبود؛

381
00:17:41,060 --> 00:17:44,730
‫ولی یه کاریش می‌کردیم دیگه.

382
00:17:46,565 --> 00:17:48,233
‫خیلی‌خب.

383
00:17:49,401 --> 00:17:52,154
‫درسته.
‫کافیه انگشت شستت رو...

384
00:17:52,154 --> 00:17:55,074
‫آفرین. خیلی‌خب.
‫حالا نشانه‌اش رو روی هدف بذار.

385
00:17:55,074 --> 00:17:57,576
‫با نشانه کناری ببندش.

386
00:18:00,287 --> 00:18:02,581
‫خیلی‌خب. ماشه رو فشار بده.

387
00:18:07,002 --> 00:18:08,253
‫عجب ضربه‌ای زد.
‫خیلی شوکه شدم.

388
00:18:08,253 --> 00:18:10,339
‫انگار یه موج انفجار وارد دستم شد.

389
00:18:10,339 --> 00:18:13,509
‫حالا فرض کن چنین موجی
‫از سلاحی هزار برابر بزرگ‌تر از این...

390
00:18:13,509 --> 00:18:16,428
‫چندین ماه و روزی صد بار وارد بشه.

391
00:18:16,428 --> 00:18:18,055
‫یعنی جراحت مغزی استیو...

392
00:18:18,055 --> 00:18:22,184
‫تقصیر دشمن نیست،
‫تقصیر شلیک سلاح خودشه.

393
00:18:22,184 --> 00:18:24,436
‫فرضیه خوبیه
‫که فقط می‌شه...

394
00:18:24,436 --> 00:18:26,271
‫با کالبدگشایی مغز بیمارمون تأییدش کرد.

395
00:18:26,271 --> 00:18:28,232
‫خوش‌بختانه، بیمار ما هنوز زنده است.

396
00:18:28,232 --> 00:18:31,318
‫ولی بقیه‌شون این‌قدر خوش‌شانس نبودن.

397
00:18:31,318 --> 00:18:33,237
‫به کارول زنگ بزنیم.

398
00:18:33,237 --> 00:18:34,905
‫ممنون که پذیرای حضورمون بودین خانم میلر.

399
00:18:34,905 --> 00:18:38,742
‫از جفتتون سپاس‌گزاریم که وقت گذاشتین.

400
00:18:38,742 --> 00:18:40,369
‫حتما اون عکس ایدنه.

401
00:18:40,369 --> 00:18:42,579
‫این‌طور که فهمیدم،
‫از دوستان خوب...

402
00:18:42,579 --> 00:18:44,206
‫بیمار ما، استیو هیل، بود؟

403
00:18:44,206 --> 00:18:45,999
‫خب، چند باری اسم استیو رو آورده بود.

404
00:18:45,999 --> 00:18:47,543
‫ایدن راحت دوست پیدا می‌کرد.

405
00:18:47,543 --> 00:18:49,878
‫هم‌خدمتی‌هاش اون‌ور آب
‫عین برادرش می‌موندن.

406
00:18:49,878 --> 00:18:53,549
‫تازه وقتی اومد خونه
‫فهمیدیم تغییر کرده.

407
00:18:54,716 --> 00:18:57,678
‫کم‌کم بدگمان شد. مطمئن بود
‫تحت نظرش دارن.

408
00:18:57,678 --> 00:19:01,557
‫وزارت کهنه‌سربازان براش روان‌کاوی
‫برگزار می‌کرد، ولی باهاشون دعوا کرد.

409
00:19:01,557 --> 00:19:03,392
‫بعد از حمله به روان‌کاوش،

410
00:19:03,392 --> 00:19:05,060
‫ترخیص درجه سه شامل حالش شد.

411
00:19:05,060 --> 00:19:09,898
‫با خودمون گفتیم شاید
‫دانشگاه به دردش بخوره، ولی ایدن...

412
00:19:09,898 --> 00:19:11,567
‫روز معارفه اصلا پایین نیومد.

413
00:19:11,567 --> 00:19:12,860
‫هوم.

414
00:19:13,861 --> 00:19:17,698
‫کاملا معلومه چقدر ایدن رو
‫دوست داشتین و دارین.

415
00:19:17,698 --> 00:19:19,741
‫می‌دونم خیلی بیشتر طول می‌کشه
‫که حالتون خوب بشه،

416
00:19:19,741 --> 00:19:22,995
‫ولی می‌خوایم کمکتون کنیم
‫به جواب برسین.

417
00:19:22,995 --> 00:19:25,539
‫اسم سی‌تی‌ای به گوشتون خورده؟

418
00:19:25,539 --> 00:19:27,207
‫به پسر من چه ربطی داره؟

419
00:19:27,207 --> 00:19:28,876
‫خب، من گمون می‌کنم
‫یکی از المان‌های...

420
00:19:28,876 --> 00:19:32,713
‫وظایف روزانه سربازی ایدن
‫مغزش رو تحت...

421
00:19:32,713 --> 00:19:36,341
‫آسیب‌های جزئی مکرری گذاشته بود
‫که به سی‌تی‌ای ختم شد.

422
00:19:36,341 --> 00:19:38,343
‫اگه اجازه بدین،
‫خوشحال می‌شیم...

423
00:19:38,343 --> 00:19:40,762
‫جسد ایدن رو از خاک دربیاریم
‫که مغزش رو بررسی کنیم...

424
00:19:40,762 --> 00:19:43,682
‫و مطمئن بشیم چه اتفاقی افتاده بود.

425
00:19:43,682 --> 00:19:45,809
‫ما تازه پسرمون رو خاک کردیم،
‫اون‌وقت شما می‌خواین نبش قبرش کنین.

426
00:19:45,809 --> 00:19:49,521
‫استیو هم عین ایدن رنج می‌بره...
‫بدگمانی و توهم داره.

427
00:19:49,521 --> 00:19:51,773
‫می‌خوایم کمکش کنیم،
‫ولی اطلاعات بیشتری لازم داریم.

428
00:19:51,773 --> 00:19:54,026
‫تشخیص دقیق سی‌تی‌ای
‫فقط بعد از مرگ میسره...

429
00:19:54,026 --> 00:19:56,069
‫و به مغز کسی جز ایدن دسترسی نداریم.

430
00:19:56,069 --> 00:19:57,446
‫تنها عضو یگانشه...

431
00:19:57,446 --> 00:19:59,781
‫که خاک‌سپاریش ارتشی نبود.

432
00:19:59,781 --> 00:20:01,575
‫یعنی می‌شه گفت...

433
00:20:01,575 --> 00:20:04,536
‫ترخیص درجه سومش موهبت محسوب می‌شه.

434
00:20:04,536 --> 00:20:07,748
‫موهبت؟ ایدن تفنگدار نسل سومی بود.

435
00:20:07,748 --> 00:20:10,542
‫اگه پدربزرگش...
‫جوابمون منفیه.

436
00:20:10,542 --> 00:20:13,045
‫همکارم منظوری نداشت.

437
00:20:13,045 --> 00:20:15,797
‫می‌دونم حاضرین واسه زنده شدنش
‫به هر دری بزنین.

438
00:20:15,797 --> 00:20:17,799
‫ما فقط می‌خوایم
‫به یه خانواده دیگه...

439
00:20:17,799 --> 00:20:20,469
‫فرصت تلاش واسه سرنوشتی متفاوت بدیم.

440
00:20:20,469 --> 00:20:24,640
‫بهتون قول می‌دم چاره دیگه‌ای
‫نداشـ... نداریم.

441
00:20:24,640 --> 00:20:26,475
‫جواب سوالات بیمارمون و شما...

442
00:20:26,475 --> 00:20:29,061
‫تو مغز ایدن نهفته است.

443
00:20:29,061 --> 00:20:32,147
‫گمون کنم ایدن می‌خواست
‫بدونین چرا از دنیا رفته.

444
00:20:37,778 --> 00:20:39,571
‫سفر به خارج از محله خودتونه،

445
00:20:39,571 --> 00:20:41,573
‫سوار وسایل نقلیه عمومی شدن،
‫رانندگی کردن؟

446
00:20:41,573 --> 00:20:43,075
‫از پس همه‌شون برمیام.
‫مشکلی ندارم.

447
00:20:43,075 --> 00:20:44,660
‫خیلی‌خب.
‫باید در قالب...

448
00:20:44,660 --> 00:20:46,828
‫اعداد از سفر تا سه بهم جواب بدین...

449
00:20:46,954 --> 00:20:49,289
‫سه یعنی اصلا نمی‌تونین
‫بدون کمک انجامشون بدین.

450
00:20:49,289 --> 00:20:51,875
‫پس لابد صفر دیگه.
‫واسه حرکتم کمک لازم ندارم.

451
00:20:51,875 --> 00:20:53,710
‫خیلی‌خب، مدیریت امور مالیتون چی؟

452
00:20:53,710 --> 00:20:55,754
‫پرداخت قبوض، مرور مخارج
‫و این‌جور چیزها؟

453
00:20:55,754 --> 00:20:59,299
‫صفر. شاید بعضی روزها یک.

454
00:20:59,299 --> 00:21:00,842
‫این سوالات یعنی چی دکتر؟

455
00:21:00,842 --> 00:21:02,761
‫هدف این پرسش‌نامه اینه که بهتر...

456
00:21:02,761 --> 00:21:05,264
‫با شرایط خونه‌تون آشنا بشیم
‫و بدونیم چی خوب پیش می‌ره و چی نمی‌ره.

457
00:21:05,264 --> 00:21:07,766
‫بعدش با مقایسه جواب‌هاتون
‫با بیمارانی که جراحات مغزی‌ای...

458
00:21:07,766 --> 00:21:09,810
‫چون انسفالوپاتی مزمن جراحتی
‫که به اسم سی‌تی‌ای مشهوره...

459
00:21:09,810 --> 00:21:11,395
‫- اِم...
‫- و ممکنه داشته باشین...

460
00:21:11,395 --> 00:21:12,896
‫وایستین ببینم.
‫وایستین ببینم. سی‌تی‌ای؟

461
00:21:12,896 --> 00:21:14,648
‫همونی که بازیکنان فوتبال آمریکایی می‌گیرن؟

462
00:21:14,648 --> 00:21:17,067
‫من ازت خواستم یه ریزتراشه رو
‫از مغزم در بیاری.

463
00:21:17,067 --> 00:21:18,944
‫قرارمون همین بود!

464
00:21:18,944 --> 00:21:22,990
‫ما دوستت سرجوخه دوم
‫ایدن میلر رو بررسی کردیم.

465
00:21:26,910 --> 00:21:28,996
‫استیو...

466
00:21:28,996 --> 00:21:31,206
‫اون قبل از مرگش از علائمی...

467
00:21:31,206 --> 00:21:32,791
‫مشابه علائم تو رنج می‌برد.

468
00:21:32,791 --> 00:21:34,835
‫ما می‌تونیم با همکاری خانواده‌اش...

469
00:21:34,835 --> 00:21:37,045
‫مغزش رو بررسی کنیم.

470
00:21:37,045 --> 00:21:40,173
‫اگه سی‌تی‌ای داشته بوده باشه،

471
00:21:40,173 --> 00:21:43,010
‫احتمالش هست تو هم داشته باشی.

472
00:21:43,010 --> 00:21:45,762
‫می‌دونم خیلی ترسناک جلوه می‌کنه،

473
00:21:45,762 --> 00:21:47,681
‫ولی قول می‌دم هرچی بیشتر
‫اطلاعات کسب کنیم،

474
00:21:47,723 --> 00:21:48,849
‫بیشتر می‌تونیم کمکت کنیم.

475
00:21:54,313 --> 00:21:57,649
‫اسمش مثلث آتشه.
‫حرارت، سوخت و اکسیژن.

476
00:21:57,649 --> 00:21:59,443
‫واسه ایجاد بهترین آتش،
‫باید بین هر سه المانش...

477
00:21:59,443 --> 00:22:01,778
‫تعادل برقرار کرد.

478
00:22:01,778 --> 00:22:04,197
‫می‌رم یه‌کم دیگه سوخت بیارم.

479
00:22:11,121 --> 00:22:13,206
‫بابا! چیکار می‌کنی؟!

480
00:22:13,206 --> 00:22:15,167
‫مقابل اون پیاده‌‎گردها
‫از خودمون محافظت می‌کنم.

481
00:22:15,167 --> 00:22:17,127
‫دودمون رو می‌بین.

482
00:22:18,045 --> 00:22:21,882
‫وای، واسه همینه.
‫واسه همین دیگه داروهام رو نخوردم.

483
00:22:21,882 --> 00:22:25,761
‫این‌جوری حواسم جمع‌تره.
‫این‌جوری می‌تونم ازت محافظت کنم.

484
00:22:27,763 --> 00:22:30,807
‫این چیزها رو که به مامانت نگفتی؟

485
00:22:30,807 --> 00:22:32,225
‫نگفتی دارو نمی‌خورم؟

486
00:22:32,225 --> 00:22:34,478
‫نه. قول می‌دم.

487
00:22:34,478 --> 00:22:36,104
‫خیلی‌خب.

488
00:22:36,813 --> 00:22:39,232
‫می‌دونم می‌تونم همیشه روت حساب کنم.

489
00:22:41,777 --> 00:22:45,405
‫توجه کنین. کد سبز.
‫توجه کنین. کد سبز.

490
00:22:45,405 --> 00:22:47,866
‫- کد سبز؟
‫- تو که گمون نمی‌کنی واسه...

491
00:22:47,866 --> 00:22:49,576
‫دکتر ولف! دکتر ولف، استیوه!

492
00:22:49,576 --> 00:22:51,912
‫- خودش رو تو اتاق حبس کرده...
‫- و بیرون نمیاد.

493
00:22:51,912 --> 00:22:53,747
‫دکتر ولف، یه اسکالپل برداشته.

494
00:22:53,747 --> 00:22:55,499
‫- نمی‌تونم برم تو.
‫- جلوی در رو بسته.

495
00:22:55,499 --> 00:22:57,250
‫استیو، منم، دکتر ولف.

496
00:22:57,250 --> 00:22:59,586
‫می‌خوام کمکت کنم، ولی از اینجا نمی‌شه.
‫می‌شه بیام تو؟

497
00:22:59,586 --> 00:23:01,755
‫گفته بودی کمکم می‌کنی دکتر ولف!

498
00:23:01,755 --> 00:23:03,090
‫تو رو هم خریدن!

499
00:23:03,090 --> 00:23:04,716
‫نه، نه.
‫کسی من رو نخریده استیو.

500
00:23:04,716 --> 00:23:06,718
‫اگه بذاری بیام تو،
‫خودم تنها میام تو.

501
00:23:06,718 --> 00:23:08,345
‫قول می‌دم. می‌تونی بهم اعتماد کنی.

502
00:23:08,345 --> 00:23:10,472
‫به هیچ‌کدومتون اعتماد ندارم.

503
00:23:10,472 --> 00:23:12,557
‫تنها راهم همینه.

504
00:23:12,557 --> 00:23:14,101
‫باید خودم اون تراشه رو دربیارم.

505
00:23:14,101 --> 00:23:16,978
‫استیو، نه، نه، نه، نه، نه، نه.
‫خواهش می‌کنم بذار کمکت کنم.

506
00:23:16,978 --> 00:23:20,023
‫می‌خوای کمکم کنی؟
‫اول بهم بگو کجا رو ببرم!

507
00:23:24,069 --> 00:23:26,446
‫خواهش می‌کنم در رو باز کن.

508
00:23:26,446 --> 00:23:27,656
‫تراشه تو سرت به من ربطی نداره.

509
00:23:27,656 --> 00:23:29,116
‫پس چرا در نمیاریش؟

510
00:23:29,116 --> 00:23:30,951
‫چون تخصصش رو ندارم؛

511
00:23:32,160 --> 00:23:33,954
‫ولی اطلاعات زیادی از مغزت دارم...

512
00:23:33,954 --> 00:23:35,705
‫و آمیگدالت الان داره
‫بیش از حد فعالیت می‌کنه...

513
00:23:35,705 --> 00:23:37,707
‫اگه می‌خوای، فرض کن همون تراشه است.

514
00:23:37,707 --> 00:23:39,960
‫واکنش ترس و خشم تحت کنترلشه؛

515
00:23:39,960 --> 00:23:42,587
‫ولی می‌خوام کمکت کنم
‫قشر پیش‌پیشانیت رو فعال کنی...

516
00:23:42,587 --> 00:23:45,215
‫که بخش منطقی مغزته.

517
00:23:46,133 --> 00:23:48,009
‫یکی از روش‌هاش به‌کارگیری ریاضیات پایه است.

518
00:23:48,009 --> 00:23:50,345
‫همسرت چند وقتشه؟

519
00:23:52,389 --> 00:23:54,850
‫همسرت چند وقتشه؟

520
00:23:56,601 --> 00:23:58,812
‫سی و چهار هفته.

521
00:23:58,812 --> 00:24:01,606
‫سی و چهار تقسیم بر چهار چقدر می‌شه؟

522
00:24:01,606 --> 00:24:03,108
‫هشت و نیم.

523
00:24:03,108 --> 00:24:04,651
‫پس یعنی تقریبا شش هفته دیگه...

524
00:24:04,651 --> 00:24:06,611
‫قراره بابا بشی!

525
00:24:06,611 --> 00:24:08,280
‫استیو، خیلی خارق‌العاده است!

526
00:24:08,280 --> 00:24:10,740
‫گفتی بچه‌تون چیه؟

527
00:24:11,825 --> 00:24:13,660
‫- پسره.
‫- پسره.

528
00:24:13,660 --> 00:24:15,662
‫استیو، ببین چی می‌گم.
‫من می‌خوام تو...

529
00:24:15,662 --> 00:24:17,164
‫شش هفته دیگه
‫تو اون اتاق بیمارستان باشی...

530
00:24:17,164 --> 00:24:20,709
‫و از اول تا آخرش به همسرت دلداری بدی.

531
00:24:20,709 --> 00:24:24,504
‫می‌خوام وقتی واسه اولین بار
‫پسر کوچولوت رو می‌بینی،

532
00:24:24,504 --> 00:24:26,590
‫دلت بشکنه و خرد و خاکشیر بشه.

533
00:24:26,590 --> 00:24:29,342
‫ازت می‌خوام وقتی صورت...

534
00:24:29,342 --> 00:24:31,928
‫کوچولو و بی‌نقصش رو دیدی،
‫قول بدی تا آخر عمرت...

535
00:24:31,928 --> 00:24:35,056
‫مراقبش باشی.

536
00:24:35,056 --> 00:24:39,060
‫واسه تو و خانواده‌ات
‫همین رو می‌خوام استیو.

537
00:24:39,060 --> 00:24:40,854
‫ولی اگه اون اسکالپل رو...

538
00:24:40,854 --> 00:24:42,355
‫کنار نذاری و همین الان اون در رو باز نکنی،

539
00:24:42,355 --> 00:24:44,524
‫هیچ‌کدوم این اتفاقات رخ نمی‌ده.

540
00:25:03,418 --> 00:25:05,795
‫جلو نیاین. جلو نیاین.

541
00:25:05,795 --> 00:25:07,964
‫ما درمانت می‌کنیم.

542
00:25:07,964 --> 00:25:10,008
‫- دریافت شد. تأیید کنین.
‫- کاری نکنین.

543
00:25:17,891 --> 00:25:21,603
‫دکتر بک به بخش اطفال.
‫دکتر بک به بخش اطفال.

544
00:25:23,063 --> 00:25:26,733
‫سلام. واسه نوار عصب و عضله
‫آقای آلن مشتاقی؟

545
00:25:26,733 --> 00:25:29,402
‫ولف گفت ما می‌تونیم انجامش بدیم.

546
00:25:29,402 --> 00:25:31,738
‫راستش، حس می‌کنم میگرنم داره عود می‌کنه.

547
00:25:31,738 --> 00:25:33,740
‫می‌شه کنار بکشم؟

548
00:25:33,740 --> 00:25:35,992
‫چرا که نه؟

549
00:25:35,992 --> 00:25:39,162
‫خودت که می‌دونی خوشحال می‌شم
‫تنهایی سوزن بزنم.

550
00:25:43,333 --> 00:25:45,377
‫ببین، اگه یه‌وقت خواستی
‫راجع به چیزی صحبت کنی...

551
00:25:45,377 --> 00:25:49,506
‫ببین. من چیزیم نیست اریکا.

552
00:25:49,506 --> 00:25:51,675
‫فقط سردرد دارم.

553
00:25:54,094 --> 00:25:56,137
‫همین الان آسیب‌شناسیشون کردم.

554
00:25:56,137 --> 00:25:57,806
‫همه‌چی معلومه.
‫نتیجه‌اش قطعیه.

555
00:25:57,806 --> 00:25:59,641
‫سی‌تی‌ایه. ببینین.

556
00:25:59,641 --> 00:26:01,184
‫این لکه نشانه...

557
00:26:01,184 --> 00:26:04,020
‫انباشتگی بیش از حد
‫پروتئین تاوه.

558
00:26:04,020 --> 00:26:06,565
‫- چقدر قرمزه.
‫- نمی‌خواستیم این خبر رو بشنویم؛

559
00:26:06,565 --> 00:26:08,692
‫ولی حالا می‌تونیم راحت‌تر
‫به استیو کمک کنیم.

560
00:26:08,692 --> 00:26:10,777
‫ببخشید مزاحم شدم.

561
00:26:10,777 --> 00:26:12,988
‫خانم هیل دنبال استیو می‌گرده.

562
00:26:12,988 --> 00:26:14,447
‫بفرمایین.

563
00:26:14,447 --> 00:26:16,324
‫تو اتاق ۲۳۷ تحت نظره.

564
00:26:16,324 --> 00:26:20,370
‫نه، نیست. خودم گشتم.
‫همه‌جا رو گشتم.

565
00:26:20,370 --> 00:26:22,455
‫خیلی‌خب...

566
00:26:22,455 --> 00:26:24,708
‫نگران نباشین. پیداش می‌کنم.

567
00:26:28,003 --> 00:26:31,298
‫اگه مجبور بشم به یه بیمار دیگه بگم
‫حرکت انگشتم رو دنبال کنه...

568
00:26:31,298 --> 00:26:33,466
‫- خبری نشد؟
‫- اوضاع زیاد خوب نیست.

569
00:26:33,466 --> 00:26:35,635
‫چطوره خودت ببینی؟

570
00:26:35,635 --> 00:26:37,178
‫خب...

571
00:26:37,178 --> 00:26:39,806
‫حرکت چشمش دیروز واضح‌تر بود.

572
00:26:39,806 --> 00:26:42,309
‫اگه با یه سکته این‌جوری شده،
‫ممکنه باز هم سکته کنه.

573
00:26:42,309 --> 00:26:44,894
‫یا ممکنه عفونت جدیدی کرده باشه.

574
00:26:44,894 --> 00:26:46,146
‫دیشب اتفاقی نیفتاد؟

575
00:26:46,146 --> 00:26:47,772
‫علائم حیاتیش کاملا عادی‌ان.

576
00:26:47,772 --> 00:26:49,316
‫گلبول سفیدش افزایش نداشت.
‫تب هم نداشت.

577
00:26:49,316 --> 00:26:52,235
‫با این حال، نمی‌دونم چرا
‫واکنشش کمتر شده.

578
00:26:52,235 --> 00:26:53,987
‫باید دلیلش رو بفهمیم.

579
00:26:53,987 --> 00:26:55,822
‫دوباره اسکنش کنیم؟

580
00:26:55,822 --> 00:26:57,657
‫آنتی‌بیوتیک امتحان کنیم؟

581
00:26:57,657 --> 00:26:59,034
‫نه، گمون نکنم مریض باشه؛

582
00:26:59,034 --> 00:27:01,620
‫ولی شاید داره تسلیم می‌شه؟

583
00:27:01,620 --> 00:27:03,079
‫وقتی با اریکا و جیکوب رفته بود بیرون،

584
00:27:03,079 --> 00:27:04,914
‫حیات تو وجودش جرقه زده بود...

585
00:27:04,914 --> 00:27:06,333
‫و شاید الان داره محو می‌شه؟

586
00:27:09,002 --> 00:27:10,837
‫تو هم دیدی؟

587
00:27:13,840 --> 00:27:15,216
‫خانم پتروف.

588
00:27:15,216 --> 00:27:17,469
‫شاید دلش واسه مادربزرگش تنگ شده.

589
00:27:17,469 --> 00:27:20,513
‫آره، یا شاید زبونش رو بلده.

590
00:27:21,931 --> 00:27:24,351
‫خانم پتروف؟

591
00:27:24,351 --> 00:27:27,687
‫باید کمکمون کنین
‫و واسه یه بیمار ترجمه کنین.

592
00:27:27,687 --> 00:27:29,606
‫هوم.

593
00:27:34,569 --> 00:27:35,820
‫خیلی‌خب.

594
00:27:42,285 --> 00:27:44,704
‫گفتم شاید گرسنه باشی
‫و برات ساندویچ بیکن، تخم‌مرغ و پنیر آوردم.

595
00:27:47,207 --> 00:27:49,959
‫دیشب کجا خوابیدی؟

596
00:27:49,959 --> 00:27:52,587
‫اتاق مطالعه یه مبل داره.

597
00:27:54,923 --> 00:27:56,466
‫شرمنده که دیشب غیبم زد.

598
00:27:56,466 --> 00:27:58,885
‫دیگه نمی‌تونستم تو بیمارستان بمونم...

599
00:27:58,885 --> 00:28:02,347
‫و به نظرم بهتر بود خونه نرم.

600
00:28:03,973 --> 00:28:05,934
‫می‌خوام هوای آنا و بچه‌مون رو داشته باشم،

601
00:28:05,934 --> 00:28:08,436
‫ولی با این وضعم
‫شوهر و بابای خوبی نیستم.

602
00:28:08,436 --> 00:28:11,147
‫می‌دونستی بابای من هم شبح می‌دید؟

603
00:28:12,607 --> 00:28:15,735
‫علائمش شبیه تو بود.

604
00:28:15,735 --> 00:28:18,488
‫با این حال، آرزو می‌کنم
‫الان هم تو زندگیم بود.

605
00:28:18,488 --> 00:28:20,615
‫تقصیر تو نیست.

606
00:28:22,409 --> 00:28:24,577
‫نتیجه کالبدگشایی ایدن اومد،

607
00:28:24,577 --> 00:28:26,079
‫همون‌طور که شک داشتیم
‫سی‌تی‌ای داشت...

608
00:28:26,079 --> 00:28:27,789
‫که یعنی به احتمال زیاد...

609
00:28:27,789 --> 00:28:30,375
‫تو هم دچارشی.

610
00:28:31,626 --> 00:28:33,211
‫متأسفم.

611
00:28:40,844 --> 00:28:44,264
‫گمون کنم واسه این خودم رو
‫قانع کرده بودم یه تراشه...

612
00:28:44,264 --> 00:28:47,600
‫تو مغزمه که نمی‌تونستم
‫اون یکی حالت رو...

613
00:28:47,600 --> 00:28:50,353
‫که مغزم خراب شده قبول کنم؛

614
00:28:52,605 --> 00:28:55,108
‫ولی الان که معلوم شده،
‫نمی‌دونم کدومشون ترسناک‌تره.

615
00:28:55,108 --> 00:28:56,901
‫انگار حکم حبس ابدم رو صادر کردی.

616
00:28:56,901 --> 00:28:58,486
‫ولی مجبور نیستی تنهایی باهاش کنار بیای.

617
00:28:58,486 --> 00:29:01,614
‫من کمکت می‌کنم علائمت رو مدیریت
‫و باهاشون زندگی کنی.

618
00:29:01,614 --> 00:29:03,783
‫- کار من همینه.
‫- دکتر ولف.

619
00:29:03,783 --> 00:29:05,201
‫من به زودی بچه‌دار می‌شم.

620
00:29:05,201 --> 00:29:06,995
‫همین‌جوریش با حقوقم
‫به زور خرجمون رو می‌دم.

621
00:29:06,995 --> 00:29:08,955
‫وزارت کهنه‌سربازان مزایام رو قطع کرده.

622
00:29:08,955 --> 00:29:10,498
‫ترخیص درجه سوم شدم.
‫یادته؟

623
00:29:10,498 --> 00:29:13,460
‫تو اصلا درجه سه نیستی.

624
00:29:13,460 --> 00:29:16,129
‫می‌خوام این مشکل خودت
‫و خانواده‌ات رو حل کنم.

625
00:29:16,129 --> 00:29:18,548
‫فقط باید بهم اجازه بدی.

626
00:29:22,886 --> 00:29:24,137
‫از پسش برمیای.

627
00:29:24,179 --> 00:29:27,015
‫ممنون که تشریف آوردین.

628
00:29:27,015 --> 00:29:30,602
‫بیمار من، استیو هیل، کهنه‌سربازه.

629
00:29:30,602 --> 00:29:33,229
‫زن داره.
‫به زودی پدر می‌شه.

630
00:29:33,229 --> 00:29:35,064
‫تو گردان دوم خدمت کرده بود.

631
00:29:35,064 --> 00:29:37,400
‫آره، برامون توضیح دادن دکتر ولف.

632
00:29:37,400 --> 00:29:39,319
‫آها. خیلی‌خب.
‫پس خودتون می‌دونین...

633
00:29:39,319 --> 00:29:42,489
‫یگان استیو هویتزرهای دوربرد رو...

634
00:29:42,489 --> 00:29:44,824
‫به دور از جنگ شلیک می‌کردن،

635
00:29:44,824 --> 00:29:47,243
‫با این حال، استیو یکی از معدود...

636
00:29:47,243 --> 00:29:48,828
‫اعضای زنده یگان خودشه.

637
00:29:48,828 --> 00:29:51,456
‫چطور ممکنه؟
‫جوابش تو هویتزر نهفته است.

638
00:29:51,456 --> 00:29:54,125
‫هر بار که اون توپ شلیک می‌شه،
‫امواج انفجاریش تو نورون‌های...

639
00:29:54,125 --> 00:29:55,835
‫مغز استیو منعکس می‌شد...

640
00:29:55,835 --> 00:30:00,465
‫و با تکرار این اتفاق،
‫آسیبی جبران‌ناپذیر وارد کرد.

641
00:30:02,842 --> 00:30:04,511
‫اِم...

642
00:30:06,179 --> 00:30:09,265
‫فرض کنین مغزتون یه کش پلاستیکیه.

643
00:30:09,265 --> 00:30:13,394
‫هر بار بکشینش،
‫ترک‌های ریزی برمی‌داره.

644
00:30:13,394 --> 00:30:17,357
‫البته مغز انسان ارتجاعیه،
‫واسه همین می‌تونه یکی دو ضربه رو تحمل کنه،

645
00:30:17,357 --> 00:30:19,108
‫حتی شاید سه چهار ضربه رو تحمل کنه؛

646
00:30:19,108 --> 00:30:22,445
‫ولی اگه بیش از حد ضربه بخوره چی می‌شه؟

647
00:30:22,445 --> 00:30:25,573
‫خودتون این کش‌ها رو باز کنین
‫و ببینین چی می‌شه.

648
00:30:32,330 --> 00:30:34,290
‫مغز انسان هم...

649
00:30:34,290 --> 00:30:35,959
‫عین اون کش به مرور زمان فرو می‌پاشه.

650
00:30:35,959 --> 00:30:37,544
‫مدرکش رو هم داریم.

651
00:30:37,544 --> 00:30:39,587
‫نتیجه کالبدگشایی آسیب‌شناسی عصبی...

652
00:30:39,587 --> 00:30:42,799
‫یکی از هم‌یگانی‌های استیو
‫به نام ایدن میلر آسیب‌های...

653
00:30:42,799 --> 00:30:44,133
‫میکروسکوپی فاجعه‌باری رو نشون داده.

654
00:30:44,133 --> 00:30:46,344
‫علائم همیشگی سی‌تی‌ای بودن.

655
00:30:50,223 --> 00:30:52,350
‫توطئه‌ها و توهمات استیو...

656
00:30:52,350 --> 00:30:55,770
‫در راستای خیانت به کشورش نیست.

657
00:30:57,313 --> 00:30:59,566
‫فریاد کمکی ناشی از...

658
00:30:59,566 --> 00:31:02,569
‫یه بیماری زوال عصبیه.

659
00:31:02,569 --> 00:31:07,240
‫خودم اصلا تو ارتش خدمت نکردم،

660
00:31:07,240 --> 00:31:12,036
‫ولی همیشه مفهوم «نمو رزیدئو» رو
‫تحسین می‌کردم...

661
00:31:12,036 --> 00:31:13,872
‫که یعنی «هیچ‌کس رو تنها نمی‌ذاریم.»

662
00:31:13,872 --> 00:31:17,250
‫باید از استیو و تک‌تک سربازان مشابه
‫مراقبت کنیم.

663
00:31:17,250 --> 00:31:19,460
‫باید مزایای از دست رفته‌شون
‫و شأن و منزلتشون رو برگردونیم.

664
00:31:19,460 --> 00:31:25,091
‫درک و جبران می‌تونه اولین قدمتون باشه.

665
00:31:37,687 --> 00:31:38,771
‫گفت «آره.»

666
00:31:38,771 --> 00:31:40,273
‫خیلی‌خب. یه جواب دیگه گرفتیم.

667
00:31:40,273 --> 00:31:42,901
‫ادامه بدیم...

668
00:32:02,128 --> 00:32:03,880
‫شاید یه حرف رو جا انداخته باشیم؟

669
00:32:03,880 --> 00:32:05,506
‫هوم.

670
00:32:06,382 --> 00:32:08,426
‫گمون کنم پیامش رو رسوند.

671
00:32:08,426 --> 00:32:10,637
‫لطف می‌کنین خانم پتروف؟

672
00:32:10,637 --> 00:32:12,931
‫حتما.

673
00:32:14,891 --> 00:32:18,645
‫ببین چند وقته که می‌خواد
‫این حرف‌ها رو بزنه.

674
00:32:23,066 --> 00:32:25,068
‫این همه مدت تنها بودی؟

675
00:32:27,737 --> 00:32:29,405
‫پسر بیچاره.

676
00:32:50,093 --> 00:32:51,803
‫نمی‌خوابی بابا؟

677
00:32:51,803 --> 00:32:55,431
‫چندین ساعته اون پیاده‌گردها رو ندیدیم.

678
00:32:57,266 --> 00:32:58,768
‫نمی‌خوان تو ببینیشون،

679
00:32:58,768 --> 00:33:00,186
‫ولی خودشون می‌بیننت.

680
00:33:00,186 --> 00:33:03,189
‫الان چند وقته تحت نظرت دارن.

681
00:33:05,483 --> 00:33:08,027
‫دنبال توئن، چون آدم خاصی هستی.

682
00:33:08,027 --> 00:33:10,279
‫چون نابغه‌ای.

683
00:33:10,279 --> 00:33:13,241
‫تو برگزیده‌ای الیور.

684
00:33:13,241 --> 00:33:15,410
‫قراره بهترین دکتر دنیا بشی.

685
00:33:15,410 --> 00:33:19,455
‫یه روزی به کلی آدم کمک می‌کنی.

686
00:33:19,455 --> 00:33:22,041
‫همه‌شون رو نجات می‌دی.

687
00:33:22,041 --> 00:33:25,503
‫ولی نگران نباش.
‫من ازت محافظت می‌کنم.

688
00:33:29,507 --> 00:33:30,717
‫بابا.

689
00:33:34,721 --> 00:33:36,764
‫تنهام نذار.

690
00:33:39,017 --> 00:33:40,643
‫هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم.

691
00:33:44,230 --> 00:33:46,399
‫همین‌جا بمون.

692
00:33:47,191 --> 00:33:49,777
‫بابا. بابا!

693
00:33:55,491 --> 00:33:57,702
‫چی نوشته؟

694
00:33:58,995 --> 00:34:01,122
‫«تنهام نذارین.»

695
00:34:05,001 --> 00:34:06,586
‫اِم...

696
00:34:06,586 --> 00:34:09,422
‫خب، چطوره شما دو نفر...

697
00:34:09,422 --> 00:34:11,007
‫خدمات ترجمه رو صدا کنین...

698
00:34:11,007 --> 00:34:13,426
‫که یه مترجم واقعی بیاد باهاش صحبت کنه...

699
00:34:13,426 --> 00:34:16,596
‫تا بتونیم راه ارتباطی بهتری
‫با بیمارمون پیدا کنیم؟

700
00:34:16,596 --> 00:34:17,889
‫اِم...

701
00:34:28,274 --> 00:34:29,984
‫خیلی‌خب.

702
00:34:31,486 --> 00:34:33,196
‫سلام...

703
00:34:33,196 --> 00:34:34,947
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

704
00:34:34,947 --> 00:34:36,491
‫بیرون بودم.

705
00:34:36,491 --> 00:34:39,368
‫گفتم یه سر بیام پیشت
‫و حالت رو بپرسم.

706
00:34:40,244 --> 00:34:42,205
‫می‌شه بیام تو؟

707
00:34:42,205 --> 00:34:43,998
‫آره.

708
00:34:45,041 --> 00:34:46,834
‫ممنون.

709
00:34:48,211 --> 00:34:49,420
‫کفشت رو دربیار!

710
00:34:49,420 --> 00:34:52,256
‫باشه. باشه.

711
00:34:52,256 --> 00:34:54,175
‫یک.

712
00:34:54,175 --> 00:34:56,344
‫دو.

713
00:34:56,344 --> 00:34:59,305
‫سه.

714
00:35:02,266 --> 00:35:05,478
‫وای. چه قشنگه.

715
00:35:05,478 --> 00:35:07,814
‫بیرون زیر بارون چیکار می‌کردی؟

716
00:35:07,814 --> 00:35:09,816
‫باید یه‌کم خودم رو خالی می‌کردم.

717
00:35:09,816 --> 00:35:13,194
‫با خودم گفتم شاید بهتر باشه
‫تا عین استیو نشدم،

718
00:35:13,194 --> 00:35:16,280
‫از زندگیم لذت ببرم.

719
00:35:16,280 --> 00:35:18,950
‫- جیکوب.
‫- خب، خیلی وقت‌ها...

720
00:35:18,950 --> 00:35:20,827
‫یادم می‌ره چی شده.

721
00:35:20,827 --> 00:35:23,663
‫آره، چون زیاد مصرف می‌کنی.

722
00:35:23,663 --> 00:35:25,206
‫سی‌تی‌ای نداری.

723
00:35:25,206 --> 00:35:26,666
‫درسته.

724
00:35:26,666 --> 00:35:28,501
‫خب، به هر حال فرقی نمی‌کنه.

725
00:35:28,501 --> 00:35:30,837
‫آخه تا مغزم رو باز نکنین،

726
00:35:30,837 --> 00:35:33,840
‫هیچی نمی‌فهمین.

727
00:35:33,840 --> 00:35:36,634
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.
‫برو. برو خودت رو خشک کن.

728
00:35:36,634 --> 00:35:39,971
‫تو کابینت حموم حوله هست.

729
00:35:39,971 --> 00:35:43,099
‫گمون کنم یه لباس سایز بزرگ داشته باشم.

730
00:35:49,021 --> 00:35:52,233
‫ای وای. هوم.

731
00:35:52,233 --> 00:35:56,028
‫خب... دقیقا چی شده بود
‫که دیگه بازی نکردی؟

732
00:35:56,028 --> 00:35:58,573
‫ممنون. اِم...

733
00:35:58,573 --> 00:36:00,825
‫خب، سال سوم دانشگاه،
‫تو یه فصل مسابقات...

734
00:36:00,825 --> 00:36:04,412
‫دو ضربه سخت به سرم وارد شد
‫و دکترها بهم گفتن...

735
00:36:04,412 --> 00:36:08,207
‫اگه یکی دیگه وارد بشه،
‫ممکنه دیگه به هوش نیام.

736
00:36:08,207 --> 00:36:10,293
‫واسه همین باید تصمیم می‌گرفتم...

737
00:36:10,293 --> 00:36:12,253
‫که ریسک کنم یا نه؟

738
00:36:12,253 --> 00:36:14,505
‫- تصمیم گرفتم ریسک نکنم.
‫- هوم.

739
00:36:14,505 --> 00:36:17,175
‫ولی هر روز بابتش تأسف می‌خورم.

740
00:36:17,175 --> 00:36:18,718
‫چی؟

741
00:36:18,718 --> 00:36:21,762
‫چرا؟
‫تو که زنده‌ای. سالمی.

742
00:36:21,762 --> 00:36:24,891
‫نه. باید من رو اون موقع می‌دیدی اریکا.

743
00:36:25,975 --> 00:36:27,310
‫حرف نداشتم.

744
00:36:27,310 --> 00:36:30,021
‫واقعا...

745
00:36:30,021 --> 00:36:32,190
‫خیلی خفن بودم؛

746
00:36:32,190 --> 00:36:35,067
‫ولی الان...

747
00:36:35,067 --> 00:36:37,111
‫دکتر بدی بیش نیستم.

748
00:36:38,821 --> 00:36:41,449
‫- رو چه حساب می‌گی؟
‫- اذیتم نکن دیگه.

749
00:36:41,449 --> 00:36:43,784
‫- همه همین فکر رو می‌کنن.
‫- نه‌خیر.

750
00:36:43,784 --> 00:36:45,203
‫ولف این‌طور فکر می‌کنه.

751
00:36:46,287 --> 00:36:49,248
‫حتی تو هم این‌طور فکر می‌کنی.

752
00:36:49,248 --> 00:36:51,584
‫به نظر من دکتر بدی نیستی.

753
00:36:53,252 --> 00:36:54,587
‫بهتره برم بخوابم.

754
00:36:54,587 --> 00:36:57,423
‫- خیلی‌خب.
‫- این پتو رو بگیر.

755
00:36:57,423 --> 00:36:59,175
‫- ممنون.
‫- این هم بالش.

756
00:36:59,175 --> 00:37:01,093
‫- راستی، کینی...
‫- هوم؟

757
00:37:01,093 --> 00:37:05,389
‫اگه یه وقت قرار بود
‫کسی مغزم رو باز کنه...

758
00:37:07,433 --> 00:37:09,435
‫می‌خوام تو بازش کنی.

759
00:37:09,435 --> 00:37:12,730
‫اِم...

760
00:37:12,730 --> 00:37:14,565
‫گمون کنم همچنین.

761
00:37:30,706 --> 00:37:32,375
‫صبح به خیر!

762
00:37:33,417 --> 00:37:35,962
‫صبح به خیر! زود باش.
‫بیدار شو. بیدار شو.

763
00:37:35,962 --> 00:37:38,506
‫- اِم...
‫- قهوه می‌خوری؟

764
00:37:38,506 --> 00:37:40,800
‫چرا که نه؟

765
00:37:50,726 --> 00:37:52,561
‫من دیشب بهت چیز بدی نگفتم؟

766
00:37:52,561 --> 00:37:55,106
‫نه. نه‌خیر. به هیچ وجه.

767
00:37:55,106 --> 00:37:57,149
‫خوبه.

768
00:37:57,149 --> 00:37:59,318
‫خوبه.

769
00:37:59,318 --> 00:38:02,822
‫خب، اگه حرف بدی زدم، عذر می‌خوام.

770
00:38:02,822 --> 00:38:05,992
‫- هیچ حرف بدی نزدی.
‫- ممنون.

771
00:38:05,992 --> 00:38:08,828
‫این پتو خیلی گرم و نرمه.

772
00:38:08,828 --> 00:38:10,955
‫میکروفایبره.

773
00:38:12,498 --> 00:38:14,000
‫- چی؟!
‫- حس‌آمیزی آینه‌ای داره؟!

774
00:38:14,000 --> 00:38:15,793
‫- خودش بهم گفت.
‫- چند وقته می‌دونی؟

775
00:38:15,793 --> 00:38:18,504
‫- واسه همین... هیس.
‫- باورم نمی‌شه.

776
00:38:19,297 --> 00:38:21,674
‫چیه؟
‫وای، خانم پتروف...

777
00:38:21,674 --> 00:38:23,342
‫نوه‌اش رو آورده بیمارستان؟

778
00:38:23,342 --> 00:38:25,344
‫نه. نه؛ ولی من همین الان...

779
00:38:25,344 --> 00:38:27,346
‫یه بوریتوی صبحانه گنده خوردم.

780
00:38:27,346 --> 00:38:29,223
‫«نظری نداری دکتر مارکوس؟»

781
00:38:29,223 --> 00:38:32,852
‫بهش توجه نکن. حساسیتت همیشه
‫واسه من عزیز بوده.

782
00:38:32,852 --> 00:38:36,022
‫به نظرم همگی باید بیشتر حساس باشیم.

783
00:38:36,022 --> 00:38:37,440
‫بهشون گفتی.

784
00:38:37,440 --> 00:38:40,443
‫خیلی شرمنده‌ام وان.

785
00:38:40,443 --> 00:38:42,695
‫می‌دونم گفتم...
‫نباید می‌گفتم،

786
00:38:42,695 --> 00:38:44,530
‫ولی خیلی جالب بود.

787
00:38:44,530 --> 00:38:47,700
‫ضمنا... داشتم یه‌کم تحقیق می‌کردم و...

788
00:38:47,700 --> 00:38:51,454
‫خدایا.
‫ممکنه یه روزی من رو ببخشی؟

789
00:38:51,454 --> 00:38:54,332
‫خیال کردی چرا به تو گفتم دانا؟

790
00:38:56,125 --> 00:38:59,045
‫کاری کردی مجبور نشم
‫به سه نفر دیگه بگم.

791
00:39:02,590 --> 00:39:04,383
‫دست کم گرفته بودمت.

792
00:39:04,383 --> 00:39:07,178
‫آفرین.

793
00:39:07,178 --> 00:39:09,221
‫آفرین.

794
00:39:09,221 --> 00:39:13,184
‫وقتی وزارت کهنه‌سربازان
‫دلیل آسیب روانی استیو رو فهمید،

795
00:39:13,184 --> 00:39:15,311
‫مزایاش رو بهش برگردوندن،

796
00:39:15,311 --> 00:39:17,521
‫به خانواده‌اش غرامت دادن...

797
00:39:17,521 --> 00:39:20,274
‫و شأن و منزلتش برگشت.

798
00:39:20,274 --> 00:39:22,109
‫آماده‌ای؟

799
00:39:26,238 --> 00:39:30,576
‫هفت ضرب‌در دوازده. هشتاد و چهار.

800
00:39:30,576 --> 00:39:33,162
‫کارت درسته.

801
00:39:33,162 --> 00:39:36,749
‫تقسیم بر شش.

802
00:39:36,749 --> 00:39:38,542
‫چهارده.

803
00:39:41,337 --> 00:39:43,589
‫همگی خوش اومدین.

804
00:39:43,589 --> 00:39:46,425
‫از همه‌تون ممنونم که امروز تشریف آوردین.

805
00:39:46,425 --> 00:39:48,427
‫من استیو هستم...

806
00:39:49,887 --> 00:39:52,139
‫و اومدم داستانم رو باهاتون در میون بذارم.

807
00:39:52,139 --> 00:39:55,184
‫تغییری در آسیب‌شناسی استیو حاصل نشد،

808
00:39:55,184 --> 00:39:57,728
‫حتی بیماریش رو رسما تشخیص ندادیم؛

809
00:39:57,728 --> 00:40:02,066
‫ولی همین حرف به طریقی
‫راجع به همه‌مون صادق نیست؟

810
00:40:02,066 --> 00:40:04,193
‫سی‌تی‌ای درمانی نداره،

811
00:40:04,193 --> 00:40:06,737
‫ولی می‌تونیم با درمان‌های مخصوص
‫بیماری‌های زوال عصبی مشابه...

812
00:40:06,737 --> 00:40:09,448
‫وخامت علائمش رو کاهش بدیم.

813
00:40:09,448 --> 00:40:12,034
‫ورزش. رژیم. خواب.

814
00:40:12,034 --> 00:40:13,619
‫واسه استیو زمان می‌خریم.

815
00:40:13,619 --> 00:40:17,331
‫امیدواریم در آینده اطلاعات بیشتری کسب کنیم.

816
00:40:17,331 --> 00:40:20,459
‫استیو الان دیگه می‌تونه
‫به آینده امیدوار باشه.

817
00:40:20,459 --> 00:40:22,002
‫می‌تونه آینده‌اش رو بغل کنه.

818
00:40:22,002 --> 00:40:23,629
‫باباست.

819
00:40:23,629 --> 00:40:27,174
‫سیستم عصبیمون نمی‌تونه در انزوا درمان بشه.

820
00:40:27,174 --> 00:40:28,968
‫- آخی!
‫- ما به توجه،

821
00:40:28,968 --> 00:40:31,137
‫عشق و ارتباط نیاز داریم.

822
00:40:33,305 --> 00:40:34,974
‫آفرین.

823
00:40:43,566 --> 00:40:47,778
‫ولف. صدام کردی؟
‫اتفاق مهمی افتاده؟

824
00:40:47,778 --> 00:40:50,072
‫چی شده؟
‫مشکل پرورش گیاه داری؟

825
00:40:50,072 --> 00:40:54,994
‫تقریبا. تو فکر کار گذاشتن یه ریزتراشه‌ام.

826
00:40:54,994 --> 00:40:57,246
‫- تو دیگه شروع نکن.
‫- استیو رو نمی‌گم. نه، نه.

827
00:40:57,246 --> 00:40:59,665
‫ریزتراشه راهبرد مقابله‌ای استیو بود؛

828
00:40:59,665 --> 00:41:03,627
‫ولی اگه واسه بیمار ناشناسمون...

829
00:41:03,627 --> 00:41:06,005
‫راهبرد کاربردی باشه چی؟

830
00:41:06,005 --> 00:41:10,217
‫یه رابط کامپیوتری مغزی
‫که باهاش راحت‌تر ارتباط برقرار کنه.

831
00:41:10,217 --> 00:41:12,052
‫اِم...

832
00:41:13,762 --> 00:41:18,601
‫ولف، خودت که می‌دونی
‫این فناوری تو مراحل آزمایشیه.

833
00:41:18,601 --> 00:41:21,896
‫این آدم صداش رو از دست داده.

834
00:41:21,896 --> 00:41:24,190
‫تو می‌تونی صداش رو
‫بهش برگردونی،

835
00:41:24,190 --> 00:41:26,484
‫می‌تونی بیدارش کنی.

836
00:41:27,943 --> 00:41:30,946
‫پایه‌ای یا نه؟

837
00:41:32,948 --> 00:41:35,784
‫آخه من تنهاش نمی‌ذارم.