1
00:00:02,502 --> 00:00:05,630
‫اولین قانون طبیعت
‫انتخاب طبیعیه،

2
00:00:05,630 --> 00:00:08,508
‫بقای اصلحه.

3
00:00:08,508 --> 00:00:12,679
‫بقا یا انقراض گونه‌های مختلف رو
‫تعیین می‌کنه.

4
00:00:16,307 --> 00:00:17,642
‫بابا؟

5
00:00:22,647 --> 00:00:24,482
‫بابا؟

6
00:00:27,068 --> 00:00:28,361
‫[کنسرو لوبیا]

7
00:00:33,950 --> 00:00:36,578
‫برخی گمون می‌کنن
‫احتمال بقای زرنگ‌ترین...

8
00:00:36,578 --> 00:00:38,830
‫یا قوی‌ترین گونه‌ها بیشتره،

9
00:00:38,830 --> 00:00:40,457
‫ولی نه‌خیر.

10
00:00:40,457 --> 00:00:43,543
‫بقا با توانایی وفق یافتن تعیین می‌شه.

11
00:00:43,543 --> 00:00:46,212
‫بابا؟!

12
00:00:46,212 --> 00:00:48,590
‫ذهن می‌تونه کاری کنه
‫جسم در راه بقا...

13
00:00:48,590 --> 00:00:50,425
‫بیش از توانش مایه بذاره؛

14
00:00:50,425 --> 00:00:52,218
‫ولی به چه قیمتی؟

15
00:01:00,935 --> 00:01:02,896
‫من و موریس هنوز داریم
‫با مایا لونه‌بازی می‌کنیم.

16
00:01:02,896 --> 00:01:05,231
‫این هفته من باید بیرون از خونه باشم.

17
00:01:05,231 --> 00:01:07,233
‫یه‌جوری می‌گی «لونه‌بازی»
‫انگار معنیش رو بلدم.

18
00:01:07,233 --> 00:01:09,277
‫ای بابا، کل والدین مطلقه این روزها...

19
00:01:09,277 --> 00:01:10,820
‫همین کار رو می‌کنن.

20
00:01:10,820 --> 00:01:12,238
‫یه هفته در میون می‌ریم خونه...

21
00:01:12,238 --> 00:01:14,074
‫که مایا همون‌جا بمونه
‫و زندگیش ثبات داشته باشه.

22
00:01:14,074 --> 00:01:15,950
‫هنوز خونه پیدا نکردم.

23
00:01:15,950 --> 00:01:17,619
‫قهوه‌ات هنوز گرمه؟

24
00:01:17,619 --> 00:01:20,163
‫یه قاشق جو دوسر
‫و دو قاشق شکر برام بریز.

25
00:01:20,163 --> 00:01:21,706
‫خودت که سلیقه‌ام رو بلدی.

26
00:01:24,417 --> 00:01:27,045
‫اِم...

27
00:01:27,045 --> 00:01:28,880
‫مایا چطوره؟

28
00:01:28,880 --> 00:01:30,673
‫خب، دختر قوی‌ایه،

29
00:01:30,673 --> 00:01:33,843
‫ولی خودت که نوجوان‌ها رو می‌شناسی.

30
00:01:33,843 --> 00:01:37,138
‫باطنشون خیلی با ظاهرشون فرق می‌کنه.

31
00:01:37,138 --> 00:01:39,599
‫مطمئنم بعد از چند عشق نافرجام
‫و یه سفر کوتاه به کابو...

32
00:01:39,599 --> 00:01:41,726
‫حالش بهتر می‌شه.

33
00:01:41,726 --> 00:01:45,188
‫ما از این حرف‌ها نمی‌زنیم.

34
00:01:45,188 --> 00:01:49,025
‫بگذریم، تو چطوری؟

35
00:01:49,025 --> 00:01:51,236
‫ای خدا، تعجبی نداره که مجردی.

36
00:01:51,236 --> 00:01:54,989
‫از بس وسیله داری،
‫تو خونه‌ات جا نیست.

37
00:01:54,989 --> 00:01:58,076
‫ولف، کی می‌خوای پای یکی دیگه رو
‫به زندگیت باز کنی؟

38
00:01:58,076 --> 00:01:59,494
‫باز کردم.

39
00:01:59,494 --> 00:02:01,121
‫- بیمار ناشناس صداش می‌کنیم.
‫- خیلی‌خب.

40
00:02:01,121 --> 00:02:02,789
‫زیاد حرف نمی‌زنه،
‫ولی ممکنه...

41
00:02:02,789 --> 00:02:05,500
‫مشکل از جدول حروف باشه.
‫صحبتمون خیلی آروم پیش می‌ره.

42
00:02:05,500 --> 00:02:07,043
‫ضمنا، گمون نکنم فعلا بهتر بشه.

43
00:02:07,043 --> 00:02:09,546
‫- همین رو می‌گم دیگه.
‫- ممکنه هر لحظه تسلیم بشه...

44
00:02:09,546 --> 00:02:11,464
‫و دوباره بفرستنش مرکز
‫مراقبت درازمدت؛

45
00:02:11,464 --> 00:02:14,759
‫ولی اگه بتونیم اسمش رو...

46
00:02:14,759 --> 00:02:16,803
‫تو یکی از این طرح‌های آزمایشی
‫رابط مغزی بنویسیم،

47
00:02:16,803 --> 00:02:19,430
‫این فناوری عصبی می‌تونه
‫افکارش رو در آن واحد...

48
00:02:19,430 --> 00:02:21,349
‫به نوشته یا صوت تبدیل کنه.

49
00:02:21,349 --> 00:02:23,017
‫فناوری عصبی؟

50
00:02:23,017 --> 00:02:25,061
‫گمون کنم تحقیقات دانشگاه
‫هیوستون‌تیلوتسون رو می‌گی؟

51
00:02:25,061 --> 00:02:27,272
‫آره، آره، همون تحقیقات گادسون رو می‌گم.

52
00:02:27,272 --> 00:02:29,607
‫سایمون رو می‌شناسم.

53
00:02:29,607 --> 00:02:31,693
‫می‌تونم باهاش صحبت کنم
‫ببینم کمکی از دستم برمیاد یا نه.

54
00:02:31,693 --> 00:02:33,361
‫عه، واقعا؟

55
00:02:33,361 --> 00:02:36,072
‫به من کمک کنی یا به خودت؟

56
00:02:36,072 --> 00:02:37,782
‫یعنی کارول داره عین دوران کابو می‌شه؟

57
00:02:37,782 --> 00:02:39,409
‫وای خدا.
‫این حرف‌ها رو بذار کنار.

58
00:02:42,203 --> 00:02:46,666
‫ای خدا. چقدر پیر شدیم.

59
00:02:46,666 --> 00:02:49,377
‫اصلا یادم نیست کارول مجرد چیکار می‌کرد.

60
00:02:49,377 --> 00:02:51,254
‫شاید الان فرصت خوبی باشه
‫که یادت بیاد.

61
00:03:04,017 --> 00:03:06,102
‫گمون کنم قراره مطمئن بشیم
‫واقعا حس‌آمیزی آینه‌ای داری...

62
00:03:06,102 --> 00:03:08,646
‫یا خودت ادعا می‌کنی
‫یه «ف‌ف‌ح» هستی.

63
00:03:08,646 --> 00:03:10,690
‫عه، عضلاتت رو سفت کردی؟

64
00:03:10,690 --> 00:03:13,067
‫نه، تمرکز کردم.

65
00:03:13,067 --> 00:03:15,445
‫اصلا «ح‌ف‌ف» چیه؟

66
00:03:15,445 --> 00:03:18,072
‫ای بابا، «ف‌ف‌ح» مخفف فرد فوق‌حساسه.

67
00:03:18,072 --> 00:03:19,782
‫شما هم حس نمی‌کنین
‫انگار تو فیلم «مرگ‌بازان»ـیم؟

68
00:03:19,782 --> 00:03:21,367
‫- آخه من خیلی دوستش دارم.
‫- نتونستم تماشا کنمش.

69
00:03:21,367 --> 00:03:23,119
‫وقتی آدم تک‌تک ضربات
‫و مشت‌ها رو حس می‌کنه،

70
00:03:23,119 --> 00:03:25,038
‫تماشای فیلم ترسناک خیلی سخت می‌شه.

71
00:03:25,038 --> 00:03:26,789
‫باورم نمی‌شه پسر.
‫چه‌جوری با این وضع دوام آوردی؟

72
00:03:26,789 --> 00:03:28,917
‫خب، کل امتحانات دانشکده پزشکی رو
‫بیست می‌شدم،

73
00:03:28,917 --> 00:03:31,085
‫ولی آزمون‌های عملی رو خراب می‌کردم.

74
00:03:31,085 --> 00:03:33,004
‫خیال می‌کردم اگه بفهمم
‫دردم چیه درست می‌شه،

75
00:03:33,004 --> 00:03:35,006
‫ولی وقتی کل احساسات بیمار رو...

76
00:03:35,006 --> 00:03:36,716
‫حس می‌کنم و واسه همین
‫نمی‌تونم کمکش کنم،

77
00:03:36,716 --> 00:03:38,509
‫تشخیص صحیح به چه دردم می‌خوره؟

78
00:03:38,509 --> 00:03:40,261
‫می‌تونی یه سری راهبرد مقابله‌ای رو
‫امتحان کنی...

79
00:03:40,261 --> 00:03:43,097
‫مدیتیشن، تمرکز رو یه تکیه‌گاه احساسی...

80
00:03:43,097 --> 00:03:44,766
‫یا مثبت‌اندیشی درونی.

81
00:03:44,766 --> 00:03:46,184
‫کافیه ببینی کدومشون
‫به دردت می‌خوره.

82
00:03:46,184 --> 00:03:49,479
‫یا طبق تجربه من،
‫یه چیزی خیلی کارم رو بهتر می‌کنه.

83
00:03:49,479 --> 00:03:52,440
‫می‌دونیم. ورزش می‌کنی.

84
00:03:52,440 --> 00:03:56,236
‫- راه‌حلش رو پیدا می‌کنیم وان.
‫- دکتر ولف؟

85
00:03:56,236 --> 00:03:58,279
‫خیلی‌خب.

86
00:03:58,279 --> 00:04:00,073
‫دکتر ولف، وقت بازی تمومه.

87
00:04:00,073 --> 00:04:02,992
‫- پزشک زنان کارمون داره.
‫- پزشک زنان کارم داره؟ واسه چی؟

88
00:04:02,992 --> 00:04:06,120
‫سارا کیم دانش‌آموز سال آخر
‫دبیرستان بلووده؛

89
00:04:06,120 --> 00:04:07,622
‫ولی این همه راه تا اینجا اومده
‫که سونوگرافی کنه،

90
00:04:07,622 --> 00:04:09,123
‫- آخه اگه...
‫- اگه می‌رفت...

91
00:04:09,123 --> 00:04:10,541
‫بیمارستان خودشون،

92
00:04:10,541 --> 00:04:11,709
‫کل شهرشون خبردار می‌شد.

93
00:04:11,709 --> 00:04:14,462
‫آفرین. اخبار تو شهر کوچک زود پخش می‌شه.

94
00:04:16,256 --> 00:04:18,591
‫سارا، عیبی نداره در حضور همکارانم
‫هم یه نگاهی بندازم؟

95
00:04:18,591 --> 00:04:21,844
‫راحت باشین. هرچی بیشتر ببینمش، بهتره.

96
00:04:21,844 --> 00:04:23,930
‫بی‌صبرانه مشتاق روزی‌ام
‫که بتونم بغلش کنم.

97
00:04:31,688 --> 00:04:33,606
‫بچه‌ای در کار نیست.

98
00:04:49,330 --> 00:04:52,292
‫ظاهرا سارا تو سه ماه دوم بارداریه،

99
00:04:52,292 --> 00:04:54,711
‫شش ماهه دچار آمنوره است،

100
00:04:54,711 --> 00:04:57,588
‫متوجه حرکات جنین شده
‫و حتی بدنش اسید لاکتیک تولید کرده.

101
00:04:57,588 --> 00:04:59,257
‫با این حال، جنینی در کار نیست.

102
00:04:59,257 --> 00:05:01,092
‫اگه نتیجه آزمایشش منفی بشه،

103
00:05:01,092 --> 00:05:03,469
‫سنش مهم نیست،
‫ظاهرا بارداری کاذبه.

104
00:05:03,469 --> 00:05:05,096
‫بارداری کاذب همین‌جوریه.

105
00:05:05,096 --> 00:05:08,016
‫هم سارا هم بدنش
‫باور دارن بارداره.

106
00:05:08,016 --> 00:05:09,600
‫ممکنه دارویی مصرف کنه...

107
00:05:09,600 --> 00:05:11,311
‫که سطح پرولاکتینش رو افزایش بده، ولی...

108
00:05:11,311 --> 00:05:12,854
‫باز هم دلیل نمی‌شه
‫یه دختر نوجوان...

109
00:05:12,854 --> 00:05:14,814
‫خیال کنه اتفاقی افتاده...

110
00:05:14,814 --> 00:05:16,566
‫که واسه خیلی از هم‌سن‌هاش
‫کابوس محسوب می‌شه.

111
00:05:16,566 --> 00:05:18,818
‫دقیقا واسه همین سارا رو
‫به دست شما می‌سپرم.

112
00:05:18,818 --> 00:05:20,987
‫«شما» یعنی دکتر پیرس دیگه؟

113
00:05:20,987 --> 00:05:22,447
‫تخصص ایشون واسه درمان...

114
00:05:22,447 --> 00:05:23,573
‫چنین بیماری روانی‌ای بیشتره.

115
00:05:23,573 --> 00:05:24,907
‫اگه یادت باشه،

116
00:05:24,907 --> 00:05:26,659
‫دست من به‌خاطر...

117
00:05:26,659 --> 00:05:28,369
‫یه بیمار ناشناس بنده.

118
00:05:28,369 --> 00:05:29,746
‫من که نیستم، این یکی با توئه.

119
00:05:29,746 --> 00:05:31,331
‫عالیه.
‫وقتی بهش گفتیم باردار نیست،

120
00:05:31,331 --> 00:05:33,082
‫باید همه‌جوره کمکش کنیم.

121
00:05:33,082 --> 00:05:35,293
‫حتما باید به همین زودی بهش بگیم؟

122
00:05:35,293 --> 00:05:37,670
‫بهتره بذاریم سارا خیال کنه بارداره...

123
00:05:37,670 --> 00:05:39,297
‫و خودمون دلیل اصلیش رو کشف کنیم.

124
00:05:39,297 --> 00:05:41,632
‫خوشحال، باردار و راضی از نوجوانی...

125
00:05:41,632 --> 00:05:44,093
‫که ممکنه دچار فروپاشی احساسی بشه بهتره.

126
00:05:44,093 --> 00:05:45,970
‫آره، می‌بریمش بخش خودمون
‫که چند آزمایش دیگه بگیریم.

127
00:05:45,970 --> 00:05:47,972
‫ممنون دکتر آلوارز.

128
00:05:50,725 --> 00:05:53,895
‫اومدین بچه‌ها!

129
00:05:53,895 --> 00:05:55,980
‫خیلی خوشحالم که اومدین!

130
00:05:55,980 --> 00:05:57,398
‫خیلی‌خب. آماده‌این؟

131
00:05:57,398 --> 00:05:59,150
‫داشتم به کارهام می‌رسیدم...

132
00:05:59,150 --> 00:06:02,403
‫که یه مشت دختر نوجوان محاصره‌ام کردن
‫و سراغ سارا رو گرفتن.

133
00:06:02,403 --> 00:06:05,615
‫خستگی، آمنوره، حالت تهوع، استفراغ.

134
00:06:05,615 --> 00:06:07,658
‫- همه‌شون باردارن.
‫- یعنی شلوار جین فاق‌کوتاه...

135
00:06:07,658 --> 00:06:09,619
‫و عهد بارداری دوباره مد شده؟

136
00:06:09,619 --> 00:06:14,040
‫خیلی‌خب، واسه همه‌شون آزمایش ادرار،
‫بارداری و سونوگرافی می‌نویسیم.

137
00:06:14,040 --> 00:06:16,793
‫تنها اتفاق عجیب‌تر
‫از بارداری همه‌شون،

138
00:06:16,793 --> 00:06:18,211
‫باردار نبودن همه‌شونه.

139
00:06:18,211 --> 00:06:20,296
‫- با هم ست کردیم.
‫- دقیقا!

140
00:06:20,296 --> 00:06:23,174
‫خیلی باحاله.

141
00:06:24,550 --> 00:06:28,805
‫سال ۱۵۱۸، زنی تو خیابون‌های استراسبورگ
‫شروع به حرکت کردن.

142
00:06:28,805 --> 00:06:31,516
‫چندین هفته رقصید
‫و نمی‌تونست دست برداره.

143
00:06:31,516 --> 00:06:34,394
‫این بیماری رقص به چهارصد قربانی
‫سرایت کرد...

144
00:06:34,394 --> 00:06:37,438
‫که خیلی‌هاشون از حمله قلبی،
‫سکته یا خستگی مردن.

145
00:06:37,438 --> 00:06:39,565
‫طی چندین قرن،
‫موارد متعددی از صومعه‌هایی...

146
00:06:39,565 --> 00:06:42,485
‫که همه‌شون به گاز گرفتن
‫غیر قابل کنترل دچار شدن ثبت شده.

147
00:06:42,485 --> 00:06:45,238
‫سال ۲۰۱۲ هم یه گروه
‫هلهله‌چی در شمال ایالت...

148
00:06:45,238 --> 00:06:47,365
‫یهو دچار تیک‌های عصبی شدن.

149
00:06:47,365 --> 00:06:49,409
‫- بله...؟
‫- ببخشید می‌پرم وسط حرفتون، ولی...

150
00:06:49,409 --> 00:06:52,203
‫اولا، این ارائه رو آماده داشتین؟

151
00:06:52,203 --> 00:06:55,415
‫دوما، حالا که نتیجه آزمایش
‫و سونوگرافی همه‌شون...

152
00:06:55,415 --> 00:06:57,708
‫منفی شده،
‫منظورتون اینه که...

153
00:06:57,708 --> 00:07:00,711
‫به اختلال روان‌زاد جمعی دچار شدن
‫که قبلا هیستری همه‌گیر نام داشت.

154
00:07:00,711 --> 00:07:03,798
‫خیلی نادره، ولی در تمام عصرها
‫گریبان بشر رو گرفته...

155
00:07:03,798 --> 00:07:05,716
‫و خیلی به ندرت تکرار می‌شه.

156
00:07:05,716 --> 00:07:07,510
‫- پس سارا چی می‌شه؟
‫- سارا. سارا.

157
00:07:07,510 --> 00:07:08,970
‫سارا عین باقی دخترها نیست.

158
00:07:08,970 --> 00:07:11,180
‫یه نمونه نادر از بارداری کاذبه...

159
00:07:11,180 --> 00:07:12,765
‫که قبلا بارداری هیستری نام داشت...

160
00:07:12,765 --> 00:07:15,351
‫و زیرمجموعه اختلال روان‌زاد جمعیه.

161
00:07:15,351 --> 00:07:19,147
‫خیلی‌خب، یعنی فرضیه‌مون
‫بارداری هیستری همه‌گیره؟

162
00:07:19,147 --> 00:07:20,731
‫درسته که تشخصیمون...

163
00:07:20,731 --> 00:07:23,067
‫دلیل اصلی رو در نظر نگرفته،
‫ولی علائمشون...

164
00:07:23,067 --> 00:07:25,570
‫حملات، تیک عصبی
‫یا حتی مرگ...

165
00:07:25,570 --> 00:07:27,530
‫اصلا شوخی‌بردار نیست دکتر نش.

166
00:07:27,530 --> 00:07:29,407
‫خب، چه‌جوری درمانش کنیم؟

167
00:07:29,407 --> 00:07:31,117
‫به احتمال زیاد،
‫این همه‌گیری از یکی شروع شده...

168
00:07:31,117 --> 00:07:33,744
‫که بیماری پنهانی داره...

169
00:07:33,744 --> 00:07:35,788
‫و اگه تشخیص داده نشه،
‫بدتر می‌شه.

170
00:07:35,788 --> 00:07:37,999
‫باید اون شخص رو شناسایی
‫و درمان کنیم.

171
00:07:37,999 --> 00:07:40,042
‫احتمالا بعدش علائم گروهیشون رفع بشه.

172
00:07:40,042 --> 00:07:41,919
‫ولی باید در وهله اول...

173
00:07:41,919 --> 00:07:43,463
‫یه آسیب روانی مشترک پیدا کنیم،

174
00:07:43,463 --> 00:07:46,090
‫مثلا فقدانی که همه‌شون توش شریک باشن.

175
00:07:46,090 --> 00:07:48,176
‫تنها خصوصیت مشترکشون
‫دبیرستان بلووده.

176
00:07:48,176 --> 00:07:50,553
‫ممکنه تقصیر یه دبیر بد
‫یا قلدر مدرسه‌شون باشه؟

177
00:07:50,553 --> 00:07:51,929
‫گمون کنم باید بریم سفر.

178
00:07:51,929 --> 00:07:54,765
‫یا می‌تونیم تو بیمارستان
‫ازشون آزمایش بگیریم.

179
00:07:54,765 --> 00:07:56,309
‫ببین دانا، من هم عین...

180
00:07:56,309 --> 00:07:57,685
‫همه بچه‌های خرخون
‫از دبیرستان متنفر بودم،

181
00:07:57,685 --> 00:07:59,604
‫ولی وان راست می‌گه.
‫اگه با محیط آشنا بشیم،

182
00:07:59,604 --> 00:08:01,814
‫راحت‌تر بیمار اولیه رو پیدا می‌کنیم...

183
00:08:01,814 --> 00:08:04,025
‫و می‌فهمیم چطوری سرایت کرده.

184
00:08:04,025 --> 00:08:05,818
‫احتمالا محیط بیمارستان
‫صرفا استرس و علائمشون رو...

185
00:08:05,818 --> 00:08:06,986
‫تشدید کنه.

186
00:08:06,986 --> 00:08:10,281
‫بهتر نیست من بمونم
‫و جداول رو تکمیل کنم؟

187
00:08:10,281 --> 00:08:11,699
‫- خودم رو فدای گروه می‌کنم.
‫- ای بابا.

188
00:08:11,699 --> 00:08:14,327
‫تو که می‌دونی بهت نیاز داریم.
‫ناهارت رو بردار دی.

189
00:08:14,327 --> 00:08:16,287
‫برمی‌گردیم دبیرستان!

190
00:08:16,287 --> 00:08:18,998
‫- یوهو!
‫- هورا.

191
00:08:35,848 --> 00:08:38,893
‫متوجهم. داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم...

192
00:08:38,893 --> 00:08:41,020
‫که این مسئله مهم رو حل کنیم.

193
00:08:41,020 --> 00:08:44,190
‫دارن از سازمان کنترل سموم
‫و آژانس حفاظت از محیط زیست میان...

194
00:08:44,190 --> 00:08:46,692
‫که ببینن کپک، مسمومیت آب،
‫پنبه نسوز، نشتی گاز...

195
00:08:46,692 --> 00:08:48,861
‫یا مشکل محیطی دیگه‌ای داریم یا نه.

196
00:08:48,861 --> 00:08:51,781
‫ایشون دکتر ولف هستن.
‫خودشون و عصب‌شناسان تحت‌نظرشون...

197
00:08:51,781 --> 00:08:54,116
‫از شهر اومدن اینجا دخترها رو
‫تحت نظر بگیرن...

198
00:08:54,116 --> 00:08:55,660
‫و دلیل این مشکل رو پیدا کنن.

199
00:08:55,660 --> 00:08:58,246
‫ممنون مدیر اوونز.

200
00:08:58,246 --> 00:09:00,748
‫مطمئنم نگرانی همه‌تون به جاست،

201
00:09:00,748 --> 00:09:02,333
‫ولی قبلش یه خبر خوش بهتون بدم.

202
00:09:02,333 --> 00:09:03,709
‫هیچ‌کدوم از دخترهاتون باردار نیستن.

203
00:09:05,169 --> 00:09:06,629
‫فقط خیال می‌کنن باردارن.

204
00:09:06,629 --> 00:09:08,297
‫- چی؟
‫- ها؟

205
00:09:08,297 --> 00:09:10,383
‫خیلی زود حقیقت رو بهشون می‌گیم؛

206
00:09:10,383 --> 00:09:14,053
‫ولی باید قبل از نگران کردنشون،
‫دلیلش رو درک کنیم.

207
00:09:14,053 --> 00:09:15,680
‫با یه روز صبر کردن چیزی عوض نمی‌شه.

208
00:09:15,680 --> 00:09:17,306
‫سارا سال بعد می‌ره ام‌آی‌تی.

209
00:09:17,306 --> 00:09:19,058
‫دیوانه نیست.

210
00:09:19,058 --> 00:09:21,394
‫اصلا مگه تحت‌نظر گرفتنشون
‫نگران‌کننده‌تر نیست؟

211
00:09:21,394 --> 00:09:23,396
‫لیلی پاییز پارسال کاپیتان تیم بود
‫و به مسابقات ایالتی رسیدن.

212
00:09:23,396 --> 00:09:26,607
‫چرا تازه فهمیدم
‫دخترم «خیال می‌کنه» بارداره؟

213
00:09:26,607 --> 00:09:29,360
‫اختلال روان‌زاد جمعی بی‌دلیل رخ نمی‌ده.

214
00:09:29,360 --> 00:09:31,153
‫همیشه یه دلیلی داره.

215
00:09:31,153 --> 00:09:33,030
‫باید در حین پیدا کردن بیمار اولیه،

216
00:09:33,030 --> 00:09:35,241
‫یه سری عامل استرس‌زای دیگه رو
‫هم از قبیل فشار کاری...

217
00:09:35,241 --> 00:09:38,160
‫و حمایت نزدیکان
‫تا فشار والدین...

218
00:09:38,160 --> 00:09:39,787
‫در نظر بگیریم.

219
00:09:39,787 --> 00:09:41,581
‫چی؟

220
00:09:41,581 --> 00:09:44,792
‫بیاین بذاریم دکتر ولف
‫و گروهش کارشون رو بکنن...

221
00:09:44,792 --> 00:09:47,044
‫و به دخترهامون کمک کنن.

222
00:09:47,044 --> 00:09:49,672
‫خودمون هم می‌تونیم عادی جلوه کنیم
‫تا ازشون محافظت کنیم.

223
00:09:49,672 --> 00:09:53,551
‫با کمال میل به هر سوال مهمی پاسخ می‌دم.

224
00:09:53,551 --> 00:09:55,011
‫زود باش برو. خودت رو نجات بده.

225
00:09:55,011 --> 00:09:56,554
‫- باشه.
‫- هرچی لازم داشتی،

226
00:09:56,554 --> 00:09:59,390
‫- وقت و بی‌وقت، بهم زنگ بزن.
‫- ممنون.

227
00:09:59,390 --> 00:10:01,267
‫- جریان چیه؟
‫- این دیگه چه وضعشه؟

228
00:10:01,267 --> 00:10:03,477
‫- وای خدا.
‫- سوالی ندارین؟

229
00:10:03,477 --> 00:10:04,729
‫یعنی چی که بهشون نمی‌گیم؟

230
00:10:06,647 --> 00:10:10,276
‫من و دکتر مارکوس می‌خوایم
‫چند سوال ازت بپرسیم...

231
00:10:10,276 --> 00:10:12,111
‫که عوامل استرس روزمره‌ات رو درک کنیم.

232
00:10:12,111 --> 00:10:13,821
‫می‌دونم خودم سال آخر
‫اصلا حال خوشی نداشتم.

233
00:10:13,821 --> 00:10:16,699
‫آره بابا، من هم نداشتم.
‫از نمرات و انتخاب دانشگاه گرفته...

234
00:10:16,699 --> 00:10:18,993
‫تا عشق و عاشقی
‫و دبیرهای رو اعصاب.

235
00:10:18,993 --> 00:10:20,870
‫هیچ‌کدوم این چیزها اذیتت نمی‌کنه؟

236
00:10:20,870 --> 00:10:22,830
‫گمون کنم همه‌شون اذیتم می‌کنن.

237
00:10:22,830 --> 00:10:24,915
‫سرم با برنامه‌ریزی واسه بچه‌داری گرم بود.

238
00:10:24,915 --> 00:10:27,460
‫خب، با حرف و حدیث بقیه چه حسی داری؟

239
00:10:27,460 --> 00:10:28,961
‫وقتی من سال سوم بودم،
‫یکی از دخترها باردار شده بود...

240
00:10:28,961 --> 00:10:31,130
‫و همه «دگراسی» صداش می‌کردن.

241
00:10:31,130 --> 00:10:32,590
‫«رجینا جورج» جلوی دخترهای بدجنس
‫دبیرستان ما...

242
00:10:32,590 --> 00:10:33,716
‫معصوم محسوب می‌شد.

243
00:10:33,716 --> 00:10:35,509
‫نسل هزاره همینه دیگه.

244
00:10:35,509 --> 00:10:37,678
‫شخصیت منفی اصلی «کیدی هرون» بود.

245
00:10:37,678 --> 00:10:39,055
‫من از نسل زدم‌ها!

246
00:10:39,055 --> 00:10:40,681
‫متولد چه سالی هستی؟

247
00:10:40,681 --> 00:10:42,725
‫دهه نود.

248
00:10:42,725 --> 00:10:45,144
‫- یعنی قرن ۱۹۰۰.

249
00:10:45,144 --> 00:10:47,355
‫این یکی واقعا تقصیر خودت بود.

250
00:10:47,355 --> 00:10:49,398
‫پدرش چطوره؟ ازت حمایت می‌کنه؟

251
00:10:49,398 --> 00:10:51,317
‫نچ. این بچه خدادادیه.

252
00:10:51,317 --> 00:10:53,110
‫خب، حالا که خدادادیه،

253
00:10:53,110 --> 00:10:55,863
‫تو کلاستون پسر خوشگل ندارین؟

254
00:10:55,863 --> 00:10:58,282
‫- چطور؟ دنبال شوهری؟
‫- نه، نه بابا.

255
00:10:58,282 --> 00:11:01,702
‫واسه خودت می‌گم.
‫من که با کارم...

256
00:11:01,702 --> 00:11:03,871
‫ازدواج کردم.

257
00:11:03,871 --> 00:11:05,873
‫ببین لیلی.
‫لیلی، من درک می‌کنم، خب؟

258
00:11:05,873 --> 00:11:08,709
‫بارداری گاهی اوقات سخته.
‫آخه تو دبیرستانی هستی.

259
00:11:08,709 --> 00:11:10,211
‫هنوز کلی آینده داری.

260
00:11:10,211 --> 00:11:12,254
‫آها، نمی‌خوای...

261
00:11:12,254 --> 00:11:14,840
‫چیز دیگه‌ای راجع به بدنم
‫بهم بگی جناب مرد؟

262
00:11:18,969 --> 00:11:21,389
‫تو اینترنت نوشته خطر پره‌اکلامپسی...

263
00:11:21,389 --> 00:11:24,100
‫واسه مامان‌های نوجوان بیشتره.

264
00:11:24,100 --> 00:11:25,601
‫راست می‌گه؟

265
00:11:25,601 --> 00:11:27,103
‫تو نمی‌خواد نگرانش باشی.

266
00:11:27,103 --> 00:11:29,397
‫اگه راست می‌گین،
‫پس چرا کلی دکتر...

267
00:11:29,397 --> 00:11:31,565
‫دنبال خودم و دوستانم راه افتادن؟

268
00:11:31,565 --> 00:11:33,943
‫کنجکاویم ببینیم
‫همه‌تون چه‌جوری با چنین...

269
00:11:33,943 --> 00:11:36,320
‫تغییر بزرگی تو زندگیتون کنار میاین.

270
00:11:36,320 --> 00:11:37,988
‫ممکنه ترسناک باشه.

271
00:11:37,988 --> 00:11:39,448
‫می‌خوایم مطمئن باشیم
‫بهتون رسیدگی می‌شه.

272
00:11:39,448 --> 00:11:41,325
‫اون‌قدرها هم بد نیست.

273
00:11:41,325 --> 00:11:43,494
‫شرکت نکردن تو آزمون دو
‫از مزایاشه.

274
00:11:43,494 --> 00:11:45,162
‫موافقم.

275
00:11:45,162 --> 00:11:48,124
‫من از هر چیزی که باعث بشه
‫تو ورزش گروهی شرکت نکنم راضی‌ام.

276
00:11:48,124 --> 00:11:50,126
‫شنا رو امتحان کردی؟
‫شاید برات خوب باشه...

277
00:11:50,126 --> 00:11:53,129
‫چرا این‌قدر براتون مهمه؟

278
00:11:53,129 --> 00:11:55,965
‫شما که من رو نمی‌شناسین.
‫هیچ وجه اشتراکی نداریم.

279
00:11:55,965 --> 00:11:59,719
‫واقعا چرا اومدین اینجا دکتر ولف؟

280
00:11:59,719 --> 00:12:02,638
‫نمی‌خوام خیلی حرف بزرگونه بزنم، ولی...

281
00:12:02,638 --> 00:12:05,099
‫نگران نیستی که خیلی زود بزرگ می‌شی؟

282
00:12:05,099 --> 00:12:07,143
‫ببینین، می‌دونم با خودتون چی می‌گین.

283
00:12:07,143 --> 00:12:10,438
‫مادری کار سختیه،
‫مخصوصا تو ۱۷ سالگی؛

284
00:12:10,438 --> 00:12:14,442
‫ولی دبیرستان وحشتناکه.

285
00:12:14,442 --> 00:12:17,611
‫چند بار گمون می‌کردم دوام نمیارم؛

286
00:12:17,611 --> 00:12:20,990
‫ولی حالا که مادر شدم،
‫همه‌چی منظم و مرتب شده.

287
00:12:20,990 --> 00:12:24,577
‫زندگیم دیگه حول محور آزمون ورودی دانشگاه
‫یا مراسم مدرسه نمی‌چرخه.

288
00:12:24,577 --> 00:12:27,204
‫دیگه یه هدف واقعی دارم.

289
00:12:27,204 --> 00:12:30,708
‫من رو از درون عوض کرده.

290
00:12:32,585 --> 00:12:35,546
‫چنین هدف محکمی خیلی نادره.

291
00:12:35,546 --> 00:12:37,006
‫حسودیم می‌شه.

292
00:12:39,300 --> 00:12:41,093
‫جدای از بیمارانم،

293
00:12:41,093 --> 00:12:43,846
‫همیشه یه‌کم حس...

294
00:12:43,846 --> 00:12:45,639
‫بی‌هدفی داشتم.

295
00:12:55,566 --> 00:12:57,610
‫بابا؟

296
00:13:01,614 --> 00:13:03,157
‫بابا؟

297
00:13:03,699 --> 00:13:05,409
‫بابا!

298
00:13:08,829 --> 00:13:12,917
‫بابا!

299
00:13:21,509 --> 00:13:22,968
‫آهای. ولف.

300
00:13:22,968 --> 00:13:24,428
‫من اگه جات بودم از اون نمی‌خوردم.

301
00:13:24,428 --> 00:13:27,139
‫- عین مال تو.
‫- آخی!

302
00:13:33,020 --> 00:13:37,483
‫نشانگان قفل‌شدگی
‫به‌خاطر سکته پل مغز.

303
00:13:37,483 --> 00:13:40,653
‫بیماری زمینه‌ای دیگه‌ای نداره.

304
00:13:40,653 --> 00:13:42,238
‫خب، باید اعتراف کنم
‫بیمار ناشناستون...

305
00:13:42,238 --> 00:13:43,906
‫گزینه مناسبی واسه «اینترمایند»ه.

306
00:13:43,906 --> 00:13:47,284
‫دقیقا. حالا که بدنش
‫توان انتقال افکارش رو نداره،

307
00:13:47,284 --> 00:13:49,078
‫شاید این بتونه دورش بزنه.

308
00:13:49,078 --> 00:13:50,746
‫کارهامون رو دنبال می‌کردی.

309
00:13:50,746 --> 00:13:53,791
‫از کارهای خارق‌العاده خوشم میاد سایمون،

310
00:13:53,791 --> 00:13:56,585
‫ولی این هم می‌دونم
‫که نام‌نویسی بیماری...

311
00:13:56,585 --> 00:14:00,256
‫که اسمش رو هم نمی‌دونیم
‫یه‌کم غیرعادیه.

312
00:14:00,256 --> 00:14:03,384
‫واسه همین اومدم اینجا
‫که توضیح بدم.

313
00:14:03,384 --> 00:14:05,719
‫الیور ولف؟
‫دکترش اونه؟

314
00:14:05,719 --> 00:14:07,930
‫ببین، خودت می‌دونی
‫من همه‌جوره کمکت می‌کنم،

315
00:14:07,930 --> 00:14:10,599
‫- ولی ولف...
‫- اسمش رو شنیدم.

316
00:14:10,599 --> 00:14:12,309
‫طرف اهل همکاری نیست.

317
00:14:12,309 --> 00:14:14,144
‫بارها و بارها ساز خودش رو زده.

318
00:14:14,144 --> 00:14:15,729
‫مهم نیست چقدر نابغه است،

319
00:14:15,729 --> 00:14:17,106
‫این خصوصیاتش قشنگ نیستن.

320
00:14:17,106 --> 00:14:20,526
‫ببین، خودم اول از همه
‫اعتراف می‌کنم...

321
00:14:20,526 --> 00:14:24,280
‫ولف نقص‌های خودش رو داره.

322
00:14:24,280 --> 00:14:26,782
‫به مدیریت حساسیت داره.
‫یه‌دنده است.

323
00:14:26,782 --> 00:14:30,494
‫گیاهانش رو به اکثر افراد ترجیح می‌ده؛

324
00:14:30,494 --> 00:14:34,164
‫ولی علاوه بر همه این‌ها،
‫به عمرم ندیدم دکتری...

325
00:14:34,164 --> 00:14:36,876
‫این‌قدر سخت ناامید بشه.

326
00:14:36,876 --> 00:14:39,670
‫تحقیقات تو هم حاکی از ناامید نشدنه.

327
00:14:44,008 --> 00:14:45,968
‫کلاس بعدیم اون سر دانشگاهه.

328
00:14:45,968 --> 00:14:48,304
‫- فکرهام رو می‌کنم.
‫- ممنون.

329
00:14:51,974 --> 00:14:53,809
‫نمی‌دونم از تماشای انجام تکالیفم...

330
00:14:53,809 --> 00:14:56,729
‫چی دستگیرتون می‌شه،
‫ولی راحت باشین.

331
00:15:00,608 --> 00:15:03,819
‫من عاشق بوی کتابم.

332
00:15:05,654 --> 00:15:07,990
‫واقعا می‌تونم صبح تا شب اینجا بمونم.

333
00:15:31,889 --> 00:15:34,266
‫عه. حالت خوبه؟

334
00:15:44,860 --> 00:15:46,570
‫خیلی‌خب.

335
00:15:51,075 --> 00:15:52,785
‫در امانم.

336
00:15:54,495 --> 00:15:56,163
‫چیزیم نیست.

337
00:15:56,997 --> 00:15:59,792
‫حتی تو روزهای بد
‫هم اطلاعات خوبی کسب می‌کنم.

338
00:15:59,792 --> 00:16:02,753
‫در امانم. چیزی نیست.

339
00:16:02,753 --> 00:16:04,672
‫حتی تو روزهای بد
‫هم اطلاعات خوبی کسب می‌کنم.

340
00:16:04,672 --> 00:16:06,256
‫سلام.

341
00:16:11,095 --> 00:16:13,764
‫نمی‌دونم چی شده،
‫ولی...

342
00:16:13,764 --> 00:16:16,183
‫حال من همیشه با شکلات بهتر می‌شه.

343
00:16:17,393 --> 00:16:18,852
‫هوم.

344
00:16:21,146 --> 00:16:22,940
‫وای. اِم...

345
00:16:22,940 --> 00:16:26,151
‫تا حالا این‌قدر تحقیر نشده بودم،

346
00:16:26,151 --> 00:16:28,195
‫ولی...

347
00:16:30,114 --> 00:16:31,782
‫مرسی.

348
00:16:33,909 --> 00:16:35,953
‫می‌تونم برم یه‌جای دیگه منتظرت بمونم.

349
00:16:35,953 --> 00:16:37,705
‫فقط می‌خواستم بدونی
‫هوات رو دارم.

350
00:16:37,705 --> 00:16:39,790
‫می‌تونی بمونی.

351
00:16:39,790 --> 00:16:41,917
‫اگه بخوای.

352
00:16:41,917 --> 00:16:44,586
‫شرمنده که شاهد اون حالم بودی.

353
00:16:44,586 --> 00:16:47,172
‫معمولا حملات پانیکم رو بروز نمی‌دم،

354
00:16:47,172 --> 00:16:50,759
‫ولی اینجا خیلی یاد گذشته افتادم.

355
00:16:52,594 --> 00:16:55,389
‫اولین بار تو دبیرستان بهم دست داد.

356
00:16:58,183 --> 00:17:02,021
‫می‌فهمم.
‫هنوز هم کلی قلدر وحشی داریم.

357
00:17:02,021 --> 00:17:04,690
‫من بدون دوستانم
‫یه روز هم دوام نمی‌آوردم.

358
00:17:09,403 --> 00:17:12,489
‫- چی شده سارا؟
‫- دکتر ولف! لطفا بیاین کمک!

359
00:17:12,489 --> 00:17:14,825
‫آخ!

360
00:17:14,825 --> 00:17:17,327
‫سارا، حالت خوبه؟
‫وای خدایا.

361
00:17:17,327 --> 00:17:19,955
‫سارا، می‌دونی اینجا کجاست؟

362
00:17:19,955 --> 00:17:21,707
‫تاکی‌کاردیش بالای صد و سیه.

363
00:17:21,707 --> 00:17:23,500
‫از سابقه پزشکیش معلومه
‫اختلافش خیلی زیاده.

364
00:17:23,542 --> 00:17:24,960
‫- باید آمبولانس بیاد.
‫- چشم.

365
00:17:24,960 --> 00:17:26,587
‫سارا، چی شده؟

366
00:17:26,587 --> 00:17:29,006
‫همه‌جا سیاهه.

367
00:17:29,006 --> 00:17:30,674
‫نمی‌بینم.

368
00:17:40,142 --> 00:17:41,685
‫چی شده؟

369
00:17:41,685 --> 00:17:44,104
‫نتیحه آزمون اعصاب مغزیش کاملا عادیه.

370
00:17:44,104 --> 00:17:46,690
‫ام‌آرآی چیزی نشون نداده،
‫یعنی هنوز به نتیجه نرسیدیم؛

371
00:17:46,690 --> 00:17:48,776
‫ولی دکتر مارکوس
‫چند نمونه خون دیگه هم می‌گیره...

372
00:17:48,776 --> 00:17:50,110
‫که چیزی از قلم نیفته.

373
00:17:50,152 --> 00:17:51,737
‫ولی بچه‌ام چی؟
‫حالش خوبه؟

374
00:17:51,737 --> 00:17:53,906
‫تو اینترنت خونده بودم
‫نابینایی ممکنه...

375
00:17:53,906 --> 00:17:55,365
‫حاکی از مشکل در بارداری باشه.

376
00:17:55,365 --> 00:17:57,409
‫مهم‌ترین سوال اینه
‫که بچه من خوبه؟

377
00:17:57,409 --> 00:17:58,952
‫جای خوبی اومده.

378
00:17:58,952 --> 00:18:00,329
‫حالا که بیناییش برگشته،

379
00:18:00,329 --> 00:18:02,206
‫باید بفهمیم چرا نابینا شده بود.

380
00:18:02,206 --> 00:18:04,958
‫می‌شه دراز بکشی
‫و دستت رو دراز کنی سارا؟

381
00:18:04,958 --> 00:18:07,044
‫مرسی.

382
00:18:07,044 --> 00:18:10,005
‫راحت باش.

383
00:18:10,005 --> 00:18:11,799
‫خیلی‌خب.

384
00:18:11,799 --> 00:18:13,675
‫من دکتر خوبی‌ام.
‫من دکتر خوبی‌ام.

385
00:18:13,675 --> 00:18:16,178
‫من دکتر خوبی‌ام.

386
00:18:16,178 --> 00:18:19,890
‫چیزی نیست.
‫من ردیفش می‌کنم دکتر مارکوس.

387
00:18:19,932 --> 00:18:22,226
‫خیلی‌خب. بفرمایین.

388
00:18:22,226 --> 00:18:25,979
‫رگش پیدا نیست.
‫احتمالا آب بدنش کم شده.

389
00:18:25,979 --> 00:18:27,564
‫چیزی نیست.

390
00:18:27,564 --> 00:18:29,358
‫خبری نشد دکتر کینی؟

391
00:18:29,358 --> 00:18:30,943
‫سطح هورمونشون عادیه.

392
00:18:30,943 --> 00:18:32,569
‫سرعت رسوب گلبول قرمز
‫و پروتئین واکنشی سی‌شون ثابته...

393
00:18:32,569 --> 00:18:35,030
‫و نتیجه افتالموسکوپشون حرف نداره.

394
00:18:35,072 --> 00:18:36,824
‫هیچ‌کدوم علائمشون هم
‫به بیماری زمینه‌ای...

395
00:18:36,824 --> 00:18:38,700
‫مربوط نیست،
‫یعنی نابینایی...

396
00:18:38,742 --> 00:18:41,578
‫هم یه اختلال عصبی دیگه است.

397
00:18:41,578 --> 00:18:44,414
‫ولی چون همچنان نگران
‫اتفاقات احتمالی هستیم،

398
00:18:44,414 --> 00:18:46,959
‫کل دخترها رو امشب بستری کردیم
‫که تحت نظر باشن.

399
00:18:46,959 --> 00:18:49,503
‫من الان می‌رم آخرین ولی رو
‫راهی کنم.

400
00:18:49,503 --> 00:18:52,131
‫یعنی دیگه نمی‌ریم مدرسه؟

401
00:18:52,131 --> 00:18:55,551
‫- دوباره طاقت «دوباره ۱۷» رو ندارم.
‫- چیزیت نمی‌شه.

402
00:18:55,551 --> 00:18:57,719
‫من بهشون جوراب مخصوص
‫و برچسب نام دادم...

403
00:18:57,719 --> 00:18:59,596
‫که چهره‌کوریتون مشکلی ایجاد نکنه دکتر ولف.

404
00:18:59,596 --> 00:19:02,516
‫- ایول. اریکا ترکونده.
‫- خیلی‌خب، احتمالش خیلی زیاده...

405
00:19:02,516 --> 00:19:04,309
‫که یکی از این دخترها بیمار اولیه باشه.

406
00:19:04,309 --> 00:19:05,769
‫علائم خطر جلوی چشممونه.

407
00:19:05,769 --> 00:19:07,813
‫فقط باید زودتر دلیلش رو بفهمیم.

408
00:19:07,813 --> 00:19:09,690
‫اگه بیمار اولیه‌مون درمان نشه،

409
00:19:09,690 --> 00:19:12,609
‫احتمال دائمی شدن اختلالش خیلی زیاده.

410
00:19:15,988 --> 00:19:17,489
‫ببین...

411
00:19:17,489 --> 00:19:20,617
‫جیکوب بهم گفت تو مدرسه
‫حالت خراب بود.

412
00:19:20,617 --> 00:19:22,870
‫- خوبی؟
‫- اوهوم.

413
00:19:22,911 --> 00:19:25,497
‫♪ ماه کامل راهمون رو روشن می‌کنه ♪

414
00:19:25,497 --> 00:19:29,126
‫♪ می‌دونه اومدیم آواز بخونیم ♪
‫♪ و بازی کنیم ♪

415
00:19:29,126 --> 00:19:33,130
‫♪ نورش دل و ذهنمون رو روشن می‌کنه ♪

416
00:19:33,172 --> 00:19:36,383
‫♪ نورش درون وجودمون می‌درخشه ♪

417
00:19:36,383 --> 00:19:39,720
‫♪ ماه کامل راهمون رو روشن می‌کنه ♪

418
00:19:39,761 --> 00:19:43,348
‫♪ می‌دونه اومدیم آواز بخونیم ♪
‫♪ و بازی کنیم ♪

419
00:19:43,348 --> 00:19:46,727
‫♪ نورش دل و ذهنمون رو روشن می‌کنه ♪

420
00:19:46,727 --> 00:19:50,189
‫♪ نورش درون وجودمون می‌درخشه ♪

421
00:19:50,189 --> 00:19:54,443
‫♪ ما دست به دست هم می‌دیم... ♪

422
00:19:54,443 --> 00:19:56,320
‫یاد دوران آکاپلای خودم افتادم.

423
00:19:56,361 --> 00:19:57,946
‫اکسی‌توسین.

424
00:19:57,946 --> 00:19:59,907
‫آواز گروهی عامل تفکر گروهیه،

425
00:19:59,907 --> 00:20:01,825
‫چون اکسی‌توسین ترشح می‌کنه.

426
00:20:01,825 --> 00:20:03,702
‫هورمون صمیمیت و وابستگیه.

427
00:20:03,702 --> 00:20:05,204
‫مسیرهای عصبی مربوط...

428
00:20:05,204 --> 00:20:08,540
‫به هماهنگی و ارتباط رفتاری رو شکل می‌ده.

429
00:20:08,540 --> 00:20:11,877
‫مغز رو از منظر بیوشیمی آماده تشکیل...

430
00:20:11,877 --> 00:20:13,879
‫و سرایت هیستری همه‌گیر می‌کنه.

431
00:20:13,879 --> 00:20:16,256
‫یعنی نه تنها یه مانع اجتماعی
‫این دخترها رو از دنیا جدا کرده،

432
00:20:16,256 --> 00:20:18,467
‫یه مانع بیولوژیکی هم هست؟

433
00:20:18,467 --> 00:20:21,094
‫دقیقا. باید واسه بررسی
‫وابستگی ناشی از اکسی‌توسینشون...

434
00:20:21,094 --> 00:20:23,597
‫باید عضو گروهشون بشیم.

435
00:20:23,597 --> 00:20:26,808
‫چه‌جوری؟ یگان ویژه نیروی دریایی
‫هم جلوی این دخترها کم میاره.

436
00:20:26,808 --> 00:20:27,976
‫باید باهاشون صمیمی بشیم.

437
00:20:27,976 --> 00:20:30,187
‫دیگه به گروهشون نظارت نمی‌کنیم.

438
00:20:30,187 --> 00:20:32,564
‫الان دیگه عضوش می‌شیم.

439
00:20:35,567 --> 00:20:38,820
‫خب، کارت انتخابیتون
‫درسی که بیش از همه...

440
00:20:38,862 --> 00:20:41,198
‫رو دوش روحتون سنگینی می‌کنه رو
‫نشون می‌ده.

441
00:20:42,741 --> 00:20:44,201
‫[ملکه شمشیر]

442
00:20:44,243 --> 00:20:47,120
‫کمال‌پرستی. نوبت شماست.

443
00:20:48,372 --> 00:20:49,206
‫[شوالیه چوب‌دستی]

444
00:20:49,248 --> 00:20:51,416
‫عقده روانی قهرمان.

445
00:20:51,416 --> 00:20:53,794
‫ایول.

446
00:20:53,794 --> 00:20:56,338
‫احساسات بیش از حد.

447
00:20:58,590 --> 00:20:59,508
‫[به دار آویخته]

448
00:20:59,549 --> 00:21:02,010
‫ترس از ثبات.

449
00:21:02,052 --> 00:21:04,513
‫من موافق نیستم.

450
00:21:04,513 --> 00:21:07,724
‫دکتر ولف. نوبت شماست.

451
00:21:12,813 --> 00:21:13,855
‫[مرگ]

452
00:21:13,897 --> 00:21:15,899
‫خب، ظاهرا کارت بدیه.
‫بده؟

453
00:21:15,899 --> 00:21:17,776
‫نه. نه لزوما.

454
00:21:17,776 --> 00:21:20,779
‫کارت مرگ نشانگر پایان کلی نیست، ولی...

455
00:21:20,779 --> 00:21:22,364
‫نشانگر یه پایانه.

456
00:21:22,364 --> 00:21:25,117
‫مثل مناسک گذار...

457
00:21:25,117 --> 00:21:27,369
‫یا یه تغییر مهم می‌مونه.

458
00:21:27,369 --> 00:21:29,788
‫همه دارن لحظه به لحظه می‌میرن.

459
00:21:29,788 --> 00:21:32,666
‫سوال اینجاست که چه‌جوری
‫بعد از فقدانشون دوام بیاریم؟

460
00:21:32,666 --> 00:21:34,960
‫لیلی. وای خدایا!

461
00:21:35,002 --> 00:21:37,296
‫- لیلی!
‫- بهش حمله دست داده.

462
00:21:37,296 --> 00:21:38,588
‫- یه دستگاه تنفسی بیارین!
‫- زود باشین.

463
00:21:38,588 --> 00:21:40,007
‫- باید دستگاه بیاریم.
‫- باشه.

464
00:21:40,007 --> 00:21:41,717
‫من دارمش.

465
00:21:41,717 --> 00:21:44,136
‫- حالش خوبه؟
‫- یه‌کم دورشون رو خلوت کنیم.

466
00:21:44,136 --> 00:21:45,721
‫دستگاه لازم داریم!

467
00:21:54,771 --> 00:21:56,440
‫چی به سرم اومد؟

468
00:21:56,440 --> 00:21:58,859
‫گمون می‌کنیم یه حمله روانی...

469
00:21:58,859 --> 00:22:01,820
‫غیرصرعی بهت دست داد.

470
00:22:01,820 --> 00:22:03,530
‫درسته ترسناکه، ولی هیچ...

471
00:22:03,530 --> 00:22:06,616
‫سیگنال آسیب‌زننده‌ای
‫به مغز نمی‌فرسته.

472
00:22:06,616 --> 00:22:09,745
‫به احتمال زیاد ناشی از استرس بوده.

473
00:22:09,745 --> 00:22:12,789
‫به زودی باقی سیم‌ها رو هم می‌کنیم.

474
00:22:12,789 --> 00:22:15,167
‫بچه‌ام چی؟

475
00:22:15,167 --> 00:22:17,377
‫آره.

476
00:22:20,422 --> 00:22:21,715
‫هوم.

477
00:22:23,925 --> 00:22:25,510
‫آفرین.

478
00:22:27,262 --> 00:22:29,556
‫ای خدا، با دیدنت خیلی یاد
‫خواهر کوچکم می‌افتم.

479
00:22:29,556 --> 00:22:32,809
‫یعنی چه‌جوریه؟
‫خیلی بامزه و خوشگله؟

480
00:22:32,809 --> 00:22:35,437
‫دقیقا منظورم همین بود.

481
00:22:35,437 --> 00:22:37,814
‫خیلی بامزه و خوشگله...

482
00:22:37,814 --> 00:22:41,526
‫و همیشه من رو نگران می‌کنه.

483
00:22:44,529 --> 00:22:47,949
‫من استرس ندارم، خب؟

484
00:22:47,949 --> 00:22:50,494
‫می‌فهمم مادر شدن استرس‌زاست،

485
00:22:50,494 --> 00:22:52,329
‫ولی همه‌مون می‌خواستیم مادر بشیم.

486
00:22:52,329 --> 00:22:54,289
‫خیلی دلمون می‌خواست.

487
00:22:54,289 --> 00:22:57,084
‫اولش سارا نابینا شد.

488
00:22:57,084 --> 00:22:58,960
‫الان من این‌جوری شدم.

489
00:23:00,420 --> 00:23:04,466
‫اگه همه‌مون داریم مجازات می‌شیم چی؟

490
00:23:04,466 --> 00:23:07,177
‫هرچی بشه، من هوات رو دارم؛

491
00:23:07,177 --> 00:23:10,138
‫ولی لیلی، اگه بخوام کمکت کنم،

492
00:23:10,138 --> 00:23:12,557
‫باید همه‌چی رو بدونم.

493
00:23:16,561 --> 00:23:18,480
‫اسم «جادوگرتاک» رو شنیدی؟

494
00:23:18,480 --> 00:23:20,607
‫خیال می‌کنن محفل جادویی دارن.

495
00:23:20,607 --> 00:23:22,317
‫با یه مشت نوجوان عادی طرف نیستیم.

496
00:23:22,317 --> 00:23:24,778
‫- خیال می‌کنن جادوگرن.
‫- از همون‌ها که جارو دارن؟

497
00:23:24,778 --> 00:23:27,739
‫چند ماه پیش طلسمی اجرا کردن
‫که با همدیگه باردار بشن،

498
00:23:27,739 --> 00:23:29,866
‫معلوم شد چرا از پدر هیچ‌کدومشون خبری نیست.

499
00:23:29,866 --> 00:23:32,160
‫طلسمه باعث شد خودبه‌خود باردار بشن.

500
00:23:32,202 --> 00:23:33,787
‫از نظر پزشکی غیرممکنه،

501
00:23:33,787 --> 00:23:35,580
‫ولی معلوم شد چرا این‌قدر
‫به هم وابسته‌ان.

502
00:23:35,622 --> 00:23:37,290
‫- دلیل آواز خوندنشون هم معلوم شد.
‫- دلیل فال‌گیریشون هم معلوم شد.

503
00:23:37,332 --> 00:23:38,834
‫انگار «سابرینا، جادوگر نوجوان» رو...

504
00:23:38,834 --> 00:23:40,293
‫با «بارداران جوان» ترکیب کردن.

505
00:23:40,293 --> 00:23:41,670
‫این رو ببینین.

506
00:23:41,711 --> 00:23:44,172
‫♪ ای ماه مبارک، ♪
‫♪ ای مادر زمین، ♪

507
00:23:44,172 --> 00:23:48,260
‫♪ موهبت فرزند رو به ما عطا کنین ♪

508
00:23:50,637 --> 00:23:52,556
‫لیلی گفت امشب
‫یه طلسم دیگه رو امتحان کردن،

509
00:23:52,556 --> 00:23:54,641
‫ولی تأثیر عکس گذاشت.

510
00:23:54,641 --> 00:23:56,518
‫عه، چه عالی.
‫دقیقا یعنی چی؟

511
00:23:56,518 --> 00:23:58,478
‫نمی‌دونه،
‫فقط می‌ترسه...

512
00:23:58,478 --> 00:24:00,230
‫بدنشون نفرین شده باشه...

513
00:24:00,230 --> 00:24:02,315
‫و همین‌جوری مریض و مریض‌تر بشن.

514
00:24:02,315 --> 00:24:04,359
‫نابینایی، حمله عصبی.

515
00:24:04,359 --> 00:24:05,944
‫امشب کلی بدبختی داریم.

516
00:24:15,495 --> 00:24:17,247
‫واسه آخر شب برنامه ریختی؟

517
00:24:17,247 --> 00:24:19,249
‫نتایج مدرسه رسیده،
‫من هم دارم می‌رم...

518
00:24:19,249 --> 00:24:21,668
‫با مدیر اوونز مرورشون کنم.

519
00:24:21,668 --> 00:24:25,380
‫پس که این‌طور. یعنی...

520
00:24:25,422 --> 00:24:26,923
‫بیمارستان رو ول می‌کنی؟

521
00:24:26,923 --> 00:24:28,675
‫نه، بیمارستان رو ول نمی‌کنم.

522
00:24:28,675 --> 00:24:30,260
‫خودش تنهایی نمی‌فهمه چی نوشته،

523
00:24:30,260 --> 00:24:32,179
‫من هم تا صبح صبر نمی‌کنم،

524
00:24:32,179 --> 00:24:34,890
‫بیست و چهار ساعت
‫لباسم رو عوض نکرده بودم.

525
00:24:34,931 --> 00:24:36,475
‫باید عوض می‌کردم.

526
00:24:36,475 --> 00:24:39,019
‫- عجب.
‫- زود برمی‌گردم.

527
00:24:39,019 --> 00:24:41,146
‫مدیر اوونز خوش‌تیپه؟

528
00:24:41,146 --> 00:24:43,148
‫بی‌طرفانه نظر بده.

529
00:24:43,148 --> 00:24:45,150
‫من خیلی عجله دارم کارول،

530
00:24:45,192 --> 00:24:47,277
‫ولی این‌طور که من متوجه شدم،

531
00:24:47,277 --> 00:24:49,905
‫چونه مربعی داره،
‫نگاه مهربونی داره...

532
00:24:49,905 --> 00:24:52,699
‫آره، اگه بی‌طرفانه بگم، خوش‌تیپه.

533
00:24:52,699 --> 00:24:54,659
‫- چیه؟
‫- هیچی.

534
00:24:54,659 --> 00:24:56,036
‫ولی این لباست...

535
00:24:56,036 --> 00:24:57,579
‫خیلی به رفتارت نمیاد،

536
00:24:57,579 --> 00:24:59,915
‫البته مهم نیست،
‫چون زود برمی‌گردی.

537
00:24:59,915 --> 00:25:01,708
‫آره.

538
00:25:03,126 --> 00:25:05,670
‫خب، صبح می‌بینمت،

539
00:25:05,712 --> 00:25:07,839
‫البته اگه امشب مورد اورژانسی پیش نیاد.

540
00:25:07,839 --> 00:25:09,883
‫صبح می‌بینمت کارول.
‫بیمارستان رو ول نکردم.

541
00:25:09,883 --> 00:25:11,092
‫خیلی‌خب!

542
00:25:13,637 --> 00:25:15,388
‫من از این لباس خوشم میاد.

543
00:25:18,433 --> 00:25:21,770
‫هیچی تو آب نیست.

544
00:25:21,811 --> 00:25:25,690
‫کپکی در کار نیست.

545
00:25:25,732 --> 00:25:27,609
‫رنگتون هم سرب نداره.

546
00:25:27,609 --> 00:25:30,320
‫نتیجه همه‌شون منفیه،
‫یعنی درست می‌گفتیم.

547
00:25:30,320 --> 00:25:32,989
‫پس دلیلش چی بوده؟

548
00:25:32,989 --> 00:25:37,827
‫حس می‌کنم بچه‌هام رو
‫روسیاه کردم.

549
00:25:37,827 --> 00:25:39,496
‫کاش معلم‌های مدرسه شبانه‌روزی...

550
00:25:39,496 --> 00:25:41,289
‫من هم عین تو بودن.

551
00:25:41,289 --> 00:25:42,666
‫خب، کاش زمان شیوع
‫مونونوکلئوز عفونی...

552
00:25:42,666 --> 00:25:44,292
‫دکترهامون عین تو بودن.

553
00:25:44,292 --> 00:25:46,419
‫- همون تب غده‌ای رو می‌گی؟
‫- آره.

554
00:25:46,419 --> 00:25:48,338
‫از تخصص من خارجه.

555
00:25:48,338 --> 00:25:50,715
‫تب رو نمی‌گم. نه، نه.
‫خودم بارها تب کردم.

556
00:25:50,715 --> 00:25:53,260
‫البته خیلی تب نکردم،
‫اصلا مگه فرقی می‌کنه؟

557
00:25:53,260 --> 00:25:55,845
‫به هر حال...

558
00:25:55,845 --> 00:25:57,347
‫در جواب سوالت بگم...

559
00:25:57,347 --> 00:25:59,766
‫می‌تونه یه سری...

560
00:25:59,766 --> 00:26:01,726
‫دلیل احتمالی داشته باشه،

561
00:26:01,726 --> 00:26:03,979
‫ولی به احتمال زیاد فقدان سنگینی بوده...

562
00:26:03,979 --> 00:26:06,690
‫مثلا یکی از والدین یا مربی‌ها.

563
00:26:06,731 --> 00:26:10,318
‫یا یکی از همکلاسی‌هاشون؟

564
00:26:10,318 --> 00:26:12,904
‫یکی از دانش‌آموزانمون
‫چند ماه پیش ترک تحصیل کرد.

565
00:26:12,904 --> 00:26:16,783
‫دختر نازی بود. والدینش می‌گفتن
‫بهتره تو خونه درس بخونه.

566
00:26:16,783 --> 00:26:17,867
‫جریان چیه؟

567
00:26:17,867 --> 00:26:20,495
‫یکی از بارداران کاذب
‫داره زایمان کاذب می‌کنه.

568
00:26:20,495 --> 00:26:21,746
‫- برین کنار، برین کنار.
‫- زود باشین!

569
00:26:21,746 --> 00:26:23,790
‫- باید کمکش کنین.
‫- نباید بلایی سرش بیاد.

570
00:26:23,790 --> 00:26:27,085
‫وایستین ببینم. این دیگه کیه؟

571
00:26:27,085 --> 00:26:29,004
‫نباید پشت‌سر دانش‌آموزانم حرف بزنم.

572
00:26:29,004 --> 00:26:31,715
‫آخه با سارا و بقیه‌شون دوست بود.

573
00:26:31,715 --> 00:26:33,383
‫شاید توش حکمتی بود.

574
00:26:33,383 --> 00:26:34,926
‫دیگه درگیر این بدبختی‌ها نشد.

575
00:26:34,926 --> 00:26:36,678
‫احیانا اسمش رو یادته؟

576
00:26:36,678 --> 00:26:39,389
‫معلومه. سامانتا لی.

577
00:26:39,389 --> 00:26:40,765
‫سامانتا لی کیه؟!

578
00:26:40,765 --> 00:26:42,350
‫سابقه پزشکی نداره.

579
00:26:42,350 --> 00:26:43,935
‫با بقیه نیومده بود.

580
00:26:43,935 --> 00:26:44,811
‫معاینه‌اش نکرده بودیم.
‫حتما یواشکی اومده تو.

581
00:26:44,811 --> 00:26:46,688
‫ترسیده بودیم.
‫نمی‌دونستیم چیکار کنیم.

582
00:26:46,688 --> 00:26:48,690
‫بریانا، باید والدینش رو خبر کنی.

583
00:26:48,690 --> 00:26:49,816
‫احتمالا باید بهش آرام‌بخش بزنیم.

584
00:26:49,816 --> 00:26:51,818
‫- چیزیت نیست.
‫- آخ!

585
00:26:51,818 --> 00:26:54,529
‫- ببین من رو.
‫- وای. وان، حالت خوبه؟

586
00:26:54,529 --> 00:26:55,780
‫داره زایمان می‌کنه.

587
00:26:55,780 --> 00:26:57,073
‫نه. کاذبه. خیالاتی شده.

588
00:26:57,073 --> 00:26:58,408
‫نه. جدی می‌گم. ببین.

589
00:26:58,408 --> 00:27:00,785
‫واقعا داره زایمان می‌کنه.

590
00:27:05,206 --> 00:27:07,000
‫بخش زنان رو خبر کردم.
‫دارن میان،

591
00:27:07,042 --> 00:27:08,877
‫ولی گفتن اگه تونستیم،
‫ببریمش اتاق عمل.

592
00:27:08,877 --> 00:27:11,630
‫فرصت این کارها رو نداریم.

593
00:27:11,630 --> 00:27:13,423
‫باید نفس بکشی.

594
00:27:13,423 --> 00:27:15,800
‫نفس بکش.
‫الان زایمان می‌کنی.

595
00:27:15,800 --> 00:27:17,969
‫حالش خوب می‌شه؟

596
00:27:19,596 --> 00:27:21,973
‫- باورم نمی‌شه.
‫- از پسش برنمیام.

597
00:27:21,973 --> 00:27:24,017
‫نمی‌خوام.
‫تمومش کنین.

598
00:27:24,017 --> 00:27:25,310
‫سارا، لطفا اون یکی دستش رو بگیر.

599
00:27:25,310 --> 00:27:27,854
‫بهت نیاز داره.

600
00:27:27,854 --> 00:27:29,689
‫وان، مطمئنی از پسش برمیای؟

601
00:27:32,442 --> 00:27:33,985
‫هواش رو داشته باش.
‫آماده باش. عجله نکن.

602
00:27:33,985 --> 00:27:35,528
‫اسمت سام بود، درسته؟

603
00:27:35,528 --> 00:27:36,738
‫باید باهام همکاری کنی، خب؟

604
00:27:36,738 --> 00:27:38,156
‫من فقط اومدم دوست‌هام رو ببینم.

605
00:27:38,156 --> 00:27:39,783
‫آمادگیش رو ندارم.
‫نمی‌تونم.

606
00:27:39,783 --> 00:27:41,409
‫چیزی نیست، چیزی نیست،
‫کل دوست‌هات جمع شدن،

607
00:27:41,409 --> 00:27:43,078
‫والدینت دارن میان،
‫ولی فعلا...

608
00:27:43,078 --> 00:27:44,579
‫ازت می‌خوام هرچی درد حس می‌کنی رو...

609
00:27:44,579 --> 00:27:46,414
‫به دستت منتقل کنی و فشارش بدی، خب؟

610
00:27:46,414 --> 00:27:48,583
‫خوبه. آفرین سام.
‫کارت حرف نداره، خب؟

611
00:27:48,583 --> 00:27:49,918
‫ببین، همه‌مون هوات رو داریم، خب؟

612
00:27:49,918 --> 00:27:51,336
‫آماده‌ای چسب‌زخم رو بکنیم؟

613
00:27:51,336 --> 00:27:53,088
‫- نه.
‫- نفس بکش.

614
00:27:56,299 --> 00:27:58,176
‫همه با شماره سه کمکش می‌کنیم.
‫آماده‌این؟

615
00:27:58,176 --> 00:27:59,719
‫- همه با هم. یک...
‫- از پسش برمیای.

616
00:27:59,719 --> 00:28:01,304
‫دو، سه!

617
00:28:05,225 --> 00:28:07,143
‫بیمار اولیه‌مون رو پیدا کردیم.

618
00:28:07,143 --> 00:28:09,270
‫[سام]

619
00:28:09,312 --> 00:28:11,356
‫پنج ماه پیش،
‫سامانتا لی...

620
00:28:11,356 --> 00:28:13,400
‫خیال کرد سه ماهه که بارداره.

621
00:28:13,441 --> 00:28:16,194
‫همون‌طور که می‌دونیم،
‫دبیرستان محیط استرس‌زاییه...

622
00:28:16,194 --> 00:28:18,029
‫و مملو از اضطرابه.

623
00:28:18,029 --> 00:28:21,032
‫وقتی والدین سام باخبر شدن،

624
00:28:21,032 --> 00:28:23,910
‫نذاشتن دیگه بره مدرسه
‫و واکنش زنجیره‌ای عجیبی...

625
00:28:23,952 --> 00:28:26,454
‫آغاز شد که هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کرد.

626
00:28:26,454 --> 00:28:28,498
‫بچه‌ها،

627
00:28:28,498 --> 00:28:31,042
‫نمی‌خوان بذارن بیام مدرسه.

628
00:28:31,042 --> 00:28:33,628
‫- چی؟
‫- دخترهامون نه تنها باید...

629
00:28:33,628 --> 00:28:36,256
‫با مدرسه نیومدن دوستشون
‫کنار می‌اومدن،

630
00:28:36,256 --> 00:28:40,260
‫بلکه باید با بزرگ شدن سام
‫دور از خودشون دست و پنجه نرم می‌کردن.

631
00:28:40,301 --> 00:28:43,930
‫هم دوستیشون رو از دست دادن،
‫هم معصومیتشون رو.

632
00:28:43,930 --> 00:28:48,560
‫جادوگران داستانمون حدود یه ماه پیش
‫یواشکی رفتن طلسمشون رو اجرا کنن.

633
00:28:48,601 --> 00:28:51,396
‫به خیالشون خودشون رو باردار کردن.

634
00:28:51,396 --> 00:28:55,400
‫اون‌جوری کسی جا نمی‌موند
‫و سام احساس تنهایی نمی‌کرد،

635
00:28:55,400 --> 00:28:57,610
‫چون محفل جادوییشون
‫ازش حمایت می‌کرد.

636
00:28:57,652 --> 00:29:01,906
‫سارا که بهترین دوست سام بود،
‫بیشتر از همه داغون شده بود.

637
00:29:01,906 --> 00:29:04,993
‫چنان ناراحت بود
‫که سوگش بروز جسمانی داشت...

638
00:29:04,993 --> 00:29:09,164
‫و اون هم دچار بارداری کاذب شد.

639
00:29:09,164 --> 00:29:12,417
‫سام دوستی بود
‫که باقی اعضای گروه...

640
00:29:12,417 --> 00:29:14,627
‫ازش تقلید می‌کردن.

641
00:29:14,627 --> 00:29:17,046
‫به هر دری می‌زدن
‫که دوستیشون از بین نره،

642
00:29:17,046 --> 00:29:18,673
‫واسه همین هیستری همه‌گیر...

643
00:29:18,673 --> 00:29:21,217
‫بعد از اون طلسم بینشون شایع شد.

644
00:29:21,217 --> 00:29:24,804
‫هر نوجوانی نوعی مناسک گذار رو
‫تجربه می‌کنه،

645
00:29:24,804 --> 00:29:27,265
‫ولی این دخترها تونستن...

646
00:29:27,265 --> 00:29:29,809
‫تجربه بلوغ مشترکی داشته باشن.

647
00:29:32,687 --> 00:29:38,026
‫این بیماری عمیق‌ترین نوع همدلی بود.

648
00:29:38,026 --> 00:29:39,819
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

649
00:29:39,819 --> 00:29:41,446
‫خب، کی بهشون بگیم؟

650
00:29:41,446 --> 00:29:43,323
‫نباید باز هم خیال کنن باردارن.

651
00:29:43,323 --> 00:29:45,033
‫کاملا درست می‌گی جیکوب.

652
00:29:45,033 --> 00:29:47,160
‫اولین قدممون...
‫درک شرایطشونه...

653
00:29:47,202 --> 00:29:49,662
‫که بدونن تحت هیچ شرایطی...

654
00:29:49,662 --> 00:29:51,206
‫تنها نیستن.

655
00:29:54,459 --> 00:29:57,420
‫دکتر مد نظرم رو پیدا کردم.

656
00:29:57,462 --> 00:30:00,048
‫تو که این همه راه نیومدی
‫بهم خبر بد بدی، مگه نه؟

657
00:30:00,048 --> 00:30:02,050
‫دکتر کارول پیرس...

658
00:30:02,091 --> 00:30:03,927
‫امروز روز شانس خودت...

659
00:30:03,927 --> 00:30:05,303
‫و بیمار ناشناستونه.

660
00:30:05,303 --> 00:30:08,765
‫وای خدایا. وای خدایا!

661
00:30:08,765 --> 00:30:11,726
‫باید فعلا به تشکر من راضی باشی...

662
00:30:11,726 --> 00:30:14,354
‫تا بیمار ناشناسمون بتونه
‫شخصا ازت تشکر کنه.

663
00:30:14,354 --> 00:30:16,022
‫به یه شرط به تحقیقاتمون می‌پیونده.

664
00:30:16,022 --> 00:30:17,190
‫خیلی‌خب.

665
00:30:17,190 --> 00:30:19,150
‫اگه ولف دست از پا خطا کنه...

666
00:30:19,192 --> 00:30:22,946
‫و حتی یه جای یکی از گزارشات رو
‫خالی بذاره، حذف می‌شه.

667
00:30:22,946 --> 00:30:25,323
‫بیمارتون هم حذف می‌شه. قبوله؟

668
00:30:25,323 --> 00:30:27,408
‫از تجدید نظرت بابت اعتماد به ولف...

669
00:30:27,408 --> 00:30:28,910
‫پشیمون نمی‌شی.

670
00:30:28,910 --> 00:30:30,829
‫من به ولف اعتماد نمی‌کنم.

671
00:30:30,829 --> 00:30:32,497
‫به تو اعتماد کردم.

672
00:30:35,500 --> 00:30:37,794
‫اِم... عه.

673
00:30:37,794 --> 00:30:40,713
‫باید برم سر کار.
‫فعلا؟

674
00:30:40,713 --> 00:30:41,714
‫فعلا.

675
00:30:41,714 --> 00:30:44,425
‫پرستار گومز به بخش کاردرمانی.

676
00:30:44,425 --> 00:30:45,760
‫پرستار گومز...

677
00:30:45,760 --> 00:30:47,136
‫دچار تندنفسی و تاکی‌کاردی شده.

678
00:30:47,136 --> 00:30:48,638
‫- اومدم.
‫- سطح اکسیژنش عادیه.

679
00:30:48,638 --> 00:30:50,139
‫ممکنه اثر پره‌اکلامپسی باشه.

680
00:30:50,139 --> 00:30:51,599
‫کارول، بهش حمله پانیک دست داده.

681
00:30:51,599 --> 00:30:54,060
‫خیلی‌خب، لطفا همگی برین بیرون.

682
00:30:54,102 --> 00:30:56,980
‫زود باشین تنهامون بذارین.

683
00:31:07,282 --> 00:31:09,450
‫سام. سام.

684
00:31:09,450 --> 00:31:11,494
‫باید با من نفس بکشی.

685
00:31:11,494 --> 00:31:13,955
‫بهت حمله پانیک دست داده.

686
00:31:13,955 --> 00:31:16,749
‫نفسم... بالا نمیاد.

687
00:31:16,749 --> 00:31:19,627
‫چرا، بالا میاد.
‫اون ساعت رو می‌بینی؟

688
00:31:19,627 --> 00:31:21,546
‫می‌خوام روش تمرکز کنی.

689
00:31:24,966 --> 00:31:26,718
‫یه بار دیگه.

690
00:31:30,096 --> 00:31:32,265
‫چیزیت نیست.

691
00:31:32,265 --> 00:31:34,559
‫می‌گذره.

692
00:31:34,559 --> 00:31:38,187
‫می‌تونی با من صحبت کنی.

693
00:31:38,187 --> 00:31:39,689
‫اصلا...

694
00:31:42,483 --> 00:31:44,652
‫باورم نمی‌شه.

695
00:31:47,572 --> 00:31:49,449
‫اگه وقتی واقعا باردار شدم،
‫از پسش برنیام چی؟

696
00:31:51,659 --> 00:31:54,120
‫اگه به وقتش مادر بدی باشم چی؟

697
00:31:55,747 --> 00:31:59,667
‫راستش، من هم همین سوالات رو
‫از خودم می‌پرسیدم سام.

698
00:31:59,667 --> 00:32:02,629
‫چون خودم مامانم،
‫بهت قول الکی نمی‌دم،

699
00:32:02,629 --> 00:32:05,590
‫آخه واقعا باید یاد بگیری؛

700
00:32:05,590 --> 00:32:09,594
‫ولی بعدا هرچی که بشه،
‫دوستان و خانواده‌ات...

701
00:32:09,594 --> 00:32:14,557
‫هوات رو دارن.

702
00:32:20,104 --> 00:32:22,315
‫خودشون بچه‌ان و خیال می‌کنن بچه‌دار شدن.

703
00:32:26,819 --> 00:32:29,656
‫چند هفته اول بعد از تولد مایا خیلی سخت بود.

704
00:32:29,656 --> 00:32:31,574
‫یادمه. بی‌خوابیت بعد از تولد مایا...

705
00:32:31,574 --> 00:32:35,078
‫- از تغییر شیفت هم بدتر بود.
‫- وای.

706
00:32:35,078 --> 00:32:39,499
‫آدم که بچه‌دار می‌شه،
‫دیگه عین سابق نمی‌شه.

707
00:32:39,499 --> 00:32:41,668
‫آدم باید خودش رو بشناسه...

708
00:32:41,668 --> 00:32:44,420
‫و مامان بودن رو یاد بگیره،

709
00:32:44,420 --> 00:32:48,257
‫غیرممکن نیست؛
‫ولی کار سختیه.

710
00:32:48,257 --> 00:32:51,970
‫البته این‌ها کلی آینده دارن.

711
00:32:52,011 --> 00:32:55,890
‫حالا حالاها مونده تا بخوان مادر بشن.

712
00:32:55,932 --> 00:32:57,600
‫چه بخوایم چه نخوایم،

713
00:32:57,600 --> 00:33:01,604
‫بقا نیازمند تکامل دائمیه.

714
00:33:01,604 --> 00:33:04,816
‫کسی با بارداری کاذب آشنایی داره؟

715
00:33:04,816 --> 00:33:08,319
‫اسم اختلال روان‌زاد جمعی رو نشنیدین؟

716
00:33:08,319 --> 00:33:11,114
‫نه. جفتشون از استرس شدید
‫نشأت می‌گیرن...

717
00:33:11,114 --> 00:33:15,743
‫که باعث شدن ذهنتون
‫و بدن بعضی‌هاتون...

718
00:33:15,743 --> 00:33:20,039
‫باور کنه واقعا باردارین؛

719
00:33:20,039 --> 00:33:22,834
‫ولی نیستین.

720
00:33:22,834 --> 00:33:25,003
‫می‌دونم هضم این حجم از اطلاعات...

721
00:33:25,003 --> 00:33:26,879
‫براتون دشواره،

722
00:33:26,879 --> 00:33:28,840
‫ولی من و دکتر پیرس
‫در خدمتتونیم که...

723
00:33:28,840 --> 00:33:32,093
‫اون رشد واسه خیلی‌ها
‫بخشی از روند طبیعیشونه...

724
00:33:32,093 --> 00:33:34,721
‫و راحت رخ می‌ده...

725
00:33:41,310 --> 00:33:44,355
‫ولی این وفق یافتن واسه بعضی‌ها
‫سخت‌تره...

726
00:33:44,355 --> 00:33:46,149
‫و بهای سنگین‌تری داره.

727
00:33:47,734 --> 00:33:50,903
‫بیاین فقدان‌هامون رو بنویسیم.

728
00:33:50,903 --> 00:33:52,864
‫هر وقت آماده بودیم،

729
00:33:52,864 --> 00:33:54,907
‫می‌اندازیمشون تو آتش.

730
00:33:57,243 --> 00:33:59,996
‫ما که دکتریم، می‌خواستیم
‫صحت و حقیقت...

731
00:33:59,996 --> 00:34:02,290
‫احساساتشون رو تأیید کنیم.

732
00:34:02,331 --> 00:34:05,168
‫لازمه بقا اینه
‫بخش‌هایی از خودمون رو که دیگه...

733
00:34:05,168 --> 00:34:08,629
‫به دردمون نمی‌خورن
‫بسوزونیم.

734
00:34:08,629 --> 00:34:11,549
‫هر مناسک گذاری
‫عین مرگ می‌مونه.

735
00:34:15,386 --> 00:34:18,473
‫آدم باید فصل قبلی رو تموم کنه
‫تا فصل جدیدش شروع بشه.

736
00:34:23,853 --> 00:34:26,689
‫یه وفق یافتن هست
‫که همیشه احتمال...

737
00:34:26,689 --> 00:34:28,816
‫بقا رو افزایش می‌ده...

738
00:34:28,816 --> 00:34:33,071
‫تکیه کردن به گله
‫و تنها پیش نرفتن.

739
00:34:34,447 --> 00:34:37,366
‫رمز موفقیت تکامل،
‫عین بهبود یافتن،

740
00:34:37,366 --> 00:34:39,660
‫عجله نکردنه.

741
00:34:39,660 --> 00:34:42,497
‫[مرگ]

742
00:34:48,419 --> 00:34:52,173
‫بهت میاد نون خشخاشی
‫دوست داشته باشی.

743
00:34:52,173 --> 00:34:55,176
‫- عه.
‫- می‌خواستم یه سر بیام ازت تشکر کنم.

744
00:34:55,176 --> 00:34:57,553
‫ظاهرا شرایط دبیرستان بلوود
‫داره عادی می‌شه،

745
00:34:57,553 --> 00:35:00,598
‫البته دبیرستان
‫که هیچ‌وقت عادی نیست.

746
00:35:00,598 --> 00:35:02,475
‫خب، بدون تو از پسش برنمی‌اومدیم.

747
00:35:02,475 --> 00:35:04,435
‫معلومه خیلی واسه دانش‌آموزانت
‫اهمیت قائلی.

748
00:35:04,435 --> 00:35:07,313
‫معلومه تو هم خیلی واسه بیمارانت
‫اهمیت قائلی؛

749
00:35:07,313 --> 00:35:09,524
‫ولی می‌خواستم
‫علاوه بر تشکر،

750
00:35:09,524 --> 00:35:12,360
‫سوالی ازت بپرسم.

751
00:35:12,401 --> 00:35:16,531
‫خیلی خوشحال می‌شم
‫باهم رفیق بشیم.

752
00:35:16,531 --> 00:35:21,035
‫آدم درستکار کم پیدا می‌شه.

753
00:35:21,035 --> 00:35:22,286
‫من مارک هستم.

754
00:35:24,330 --> 00:35:26,958
‫الیور هستم.

755
00:35:26,958 --> 00:35:29,418
‫می‌دونم خودت بیگل داری، ولی...

756
00:35:29,418 --> 00:35:31,170
‫اگه دلت بخواد،
‫یه کافه خیلی خوب...

757
00:35:31,170 --> 00:35:33,131
‫همین بغل هست.

758
00:35:33,131 --> 00:35:36,175
‫اِم...

759
00:35:36,175 --> 00:35:39,095
‫شرمنده.
‫خشخاشی دوست دارم.

760
00:35:39,095 --> 00:35:41,097
‫با تو هم خیلی حال کردم.

761
00:35:41,097 --> 00:35:45,268
‫ولی...
‫نمی‌تونم بیام بیرون.

762
00:35:45,268 --> 00:35:46,727
‫آها. نمی‌دونستم این‌قدر سرت شلوغه.

763
00:35:46,727 --> 00:35:48,729
‫- ببخشید.
‫- نه، نه، سرم...

764
00:35:48,729 --> 00:35:53,776
‫شلوغ نیست.
‫فقط اصلا...

765
00:35:53,776 --> 00:35:55,778
‫حوصله ندارم.

766
00:35:55,778 --> 00:36:00,032
‫ولی مرسی که اومدی.
‫شاید بعدا تونستیم...

767
00:36:00,032 --> 00:36:01,659
‫- برنامه بچینیم؟
‫- آره. چرا که نه؟

768
00:36:01,659 --> 00:36:03,369
‫مدرسه‌ام رو که بلدی.

769
00:36:03,369 --> 00:36:05,496
‫باز هم مرسی الیور.

770
00:36:20,428 --> 00:36:22,555
‫هنوز از بخش زنان
‫نیومدن بقاپنت؟

771
00:36:22,555 --> 00:36:24,307
‫چرا بابا.

772
00:36:24,307 --> 00:36:25,975
‫کارت ویزیت هم سفارش دادم.

773
00:36:25,975 --> 00:36:29,228
‫وان مارکوس، متخصص زنان.

774
00:36:29,228 --> 00:36:31,397
‫خب، وقتی رفتی بخش زنان،

775
00:36:31,397 --> 00:36:34,233
‫پزشک‌های خردی چون من رو از یاد نبر.

776
00:36:34,233 --> 00:36:36,777
‫راستش...

777
00:36:36,777 --> 00:36:38,988
‫چون روی تو تمرکز کرده بودم،

778
00:36:38,988 --> 00:36:41,949
‫تونستم درد سام رو حس نکنم.

779
00:36:41,949 --> 00:36:45,494
‫به‌جاش احساسات تو رو حس می‌کنم.

780
00:36:45,494 --> 00:36:48,164
‫باثبات، با اعتماد به نفس...

781
00:36:48,164 --> 00:36:51,584
‫و شجاع بودی.

782
00:36:51,584 --> 00:36:53,377
‫تو...

783
00:36:53,377 --> 00:36:54,921
‫تکیه‌گاهم بودی.

784
00:36:54,921 --> 00:36:57,840
‫وای، چه باحال.
‫تو هم «بهترین خنده» رو داشتی؟

785
00:36:57,882 --> 00:37:01,427
‫واقعا قشنگ می‌خندی.
‫همه رو به خنده وامی‌داری.

786
00:37:01,427 --> 00:37:03,930
‫عین اختلال روان‌زاد جمعی می‌مونه.

787
00:37:03,971 --> 00:37:06,515
‫گمون کنم تو جایزه
‫«روشن‌ترین آینده» رو گرفته بودی.

788
00:37:06,515 --> 00:37:10,978
‫حالا یه بار تو بیمارستان درخشیده
‫و خیال می‌کنه همه‌چی رو می‌دونه.

789
00:37:10,978 --> 00:37:14,190
‫من...

790
00:37:14,232 --> 00:37:16,484
‫جایزه «برنده نوبل احتمالی» رو برده بودم.

791
00:37:16,484 --> 00:37:18,236
‫به نظرشون زرنگ بودی.
‫چقدر قشنگ.

792
00:37:18,236 --> 00:37:20,363
‫اون‌جوری که تو مدرسه وحشت کرده بودی،

793
00:37:20,363 --> 00:37:22,865
‫خیال می‌کردم خیلی اذیتت کرده بودن.

794
00:37:22,865 --> 00:37:25,743
‫نه، نه، حمله پانیک بود.

795
00:37:26,827 --> 00:37:29,247
‫آها.

796
00:37:29,705 --> 00:37:32,375
‫اِم... دانا، شرمنده‌ام.

797
00:37:32,541 --> 00:37:34,418
‫عیبی نداره.

798
00:37:34,418 --> 00:37:36,587
‫عیبی نداره شما بدونین.

799
00:37:36,587 --> 00:37:38,673
‫اِم...

800
00:37:38,673 --> 00:37:41,592
‫من یه خواهر کوچک‌تر داشتم.

801
00:37:41,592 --> 00:37:44,637
‫سال آخر دبیرستانم از دنیا رفت...

802
00:37:44,637 --> 00:37:46,973
‫و وقتی مدیرمون اومد بهم بگه،

803
00:37:46,973 --> 00:37:49,517
‫تو کتابخونه مدرسه بودم.

804
00:37:51,769 --> 00:37:55,398
‫ریشه حملات پانیکم همینه.

805
00:37:58,109 --> 00:38:01,028
‫الان دیگه اکثر مواقع...

806
00:38:01,028 --> 00:38:02,530
‫تحت کنترلمه.

807
00:38:02,530 --> 00:38:04,740
‫اسمش چی بود؟

808
00:38:07,994 --> 00:38:10,663
‫الیویا.

809
00:38:10,663 --> 00:38:12,039
‫لیو کوچولو.

810
00:38:14,625 --> 00:38:18,587
‫ببین، خیلی شرمنده‌ام دانا.
‫نمی‌دونسـ...

811
00:38:18,587 --> 00:38:20,089
‫اگه تو دبیرستان بلوود می‌دونستم،
‫اصلا...

812
00:38:20,089 --> 00:38:22,508
‫نه، مشکلی نیست.

813
00:38:22,508 --> 00:38:24,593
‫مدام با خودم می‌گفتم...

814
00:38:24,593 --> 00:38:28,139
‫اگه اون موقع دوستی چون سام داشتم،

815
00:38:28,139 --> 00:38:30,308
‫کمتر آسیب می‌دیدم یا نه؟

816
00:38:32,852 --> 00:38:37,064
‫یعنی در اون صورت هم ده سال بعد
‫با دیدن کتابخونه داغون می‌شدم؟

817
00:38:38,316 --> 00:38:40,526
‫- خب، الان که ما رو داری.
‫- هوم.

818
00:38:40,526 --> 00:38:42,820
‫- ما محفل جادوییتیم.
‫- وای.

819
00:38:42,862 --> 00:38:44,238
‫آره!

820
00:38:44,238 --> 00:38:47,450
‫- ای بابا. همین یه‌باره‌ها.
‫- آخی!

821
00:38:47,450 --> 00:38:48,993
‫- دیگه تکرار نشه.
‫- اوهوم.

822
00:38:48,993 --> 00:38:52,330
‫من همیشه از کتابخونه متنفر بودم.

823
00:38:52,330 --> 00:38:54,415
‫وای.

824
00:38:54,415 --> 00:38:58,085
‫چه خبره؟

825
00:38:58,085 --> 00:39:02,840
‫خب، نمی‌خواستم تا قطعی شده
‫چیزی بگم.

826
00:39:02,840 --> 00:39:06,344
‫بیمار ناشناست
‫وارد تحقیقات «اینترمایند» شده.

827
00:39:06,344 --> 00:39:08,220
‫- چی؟ جدی می‌گی؟
‫- آره!

828
00:39:08,262 --> 00:39:09,430
‫چی... چه‌جوری...

829
00:39:09,472 --> 00:39:11,390
‫توافق ناخوش‌آیندی کردم.

830
00:39:11,432 --> 00:39:15,102
‫طرف خیلی خوش‌تیپه؛
‫ولی به هر حال، اگه کاری بکنی...

831
00:39:15,102 --> 00:39:18,606
‫اگه کوچک‌ترین کاری بکنی
‫که کار گادسون خراب بشه،

832
00:39:18,606 --> 00:39:19,899
‫کار من تمومه. فهمیدی؟

833
00:39:19,899 --> 00:39:22,360
‫دلم می‌خواد به پات بیفتم.

834
00:39:22,401 --> 00:39:25,905
‫همین که قدردان زحماتمی، کافیه.

835
00:39:29,533 --> 00:39:31,577
‫راستی...

836
00:39:31,577 --> 00:39:34,497
‫مرسی که گذاشتی اینجا بمونم.

837
00:39:34,497 --> 00:39:38,250
‫اصلا نمی‌خواستم با افکارم تنها باشم.

838
00:39:38,250 --> 00:39:40,878
‫تو اصلا این‌جوری نمی‌شی؟

839
00:39:40,878 --> 00:39:43,839
‫این دخترها...

840
00:39:43,839 --> 00:39:45,383
‫که با معصومیتشون...

841
00:39:45,383 --> 00:39:48,719
‫دست و پنجه می‌زدن،
‫کلی از احساساتم رو برانگیخته کردن.

842
00:39:48,719 --> 00:39:51,722
‫آخرین باری که بابام رو دیدم،
‫تقریبا هم‌سن خودشون بودم.

843
00:39:51,722 --> 00:39:55,309
‫حرارت. سوخت. اکسیژن.

844
00:40:15,287 --> 00:40:17,164
‫وای.

845
00:40:17,164 --> 00:40:20,042
‫آروم باش. الیور؟

846
00:40:23,462 --> 00:40:25,423
‫کلی دنبالت می‌گشتیم.

847
00:40:26,048 --> 00:40:28,050
‫بابام پیداتون کرد؟

848
00:40:28,092 --> 00:40:29,844
‫داره میاد؟

849
00:40:32,972 --> 00:40:35,307
‫بیا ببرمت خونه.

850
00:40:39,895 --> 00:40:41,814
‫هنوز ذهنم درگیره...

851
00:40:41,814 --> 00:40:44,316
‫که حتما چقدر احساس تنهایی می‌کرد.
‫اصلا زیاد دنبالش نگشتم.

852
00:40:44,316 --> 00:40:46,444
‫اصلا زیاد زحمت نکشیدم،
‫آخه خیلی ترسیده بودم.

853
00:40:46,444 --> 00:40:49,155
‫خیلی به خودت سخت می‌گیری.

854
00:40:49,155 --> 00:40:51,365
‫حس می‌کنم انگار
‫دلت می‌خواد تنها باشی.

855
00:40:51,365 --> 00:40:54,285
‫آخه دور خودت رو...

856
00:40:54,285 --> 00:40:56,078
‫با کتاب‌هات، گیاه‌هات،

857
00:40:56,078 --> 00:40:58,789
‫سنگ‌هات و وزنه‌هات پر کردی...

858
00:40:58,789 --> 00:41:01,167
‫و از دنیا فاصله گرفتی.

859
00:41:01,167 --> 00:41:05,045
‫این زندگی رو عین پیله دور خودت پیچیدی؛

860
00:41:05,045 --> 00:41:07,465
‫ولی کل دردهات هم همون تو
‫پیشت موندن.

861
00:41:07,465 --> 00:41:09,758
‫لابد این‌جوری به یادش می‌مونم دیگه.

862
00:41:09,758 --> 00:41:12,386
‫خب...

863
00:41:12,386 --> 00:41:16,140
‫خب شاید بهتر باشه
‫یه روزی که آماده بودی،

864
00:41:16,182 --> 00:41:19,268
‫از پیله‌ات رها بشی.

865
00:41:19,268 --> 00:41:21,854
‫قدم به قدم کارول.

866
00:41:24,482 --> 00:41:27,234
‫وای. بیا اینجا.

867
00:41:29,361 --> 00:41:31,280
‫اینجا رو باش!

868
00:41:35,075 --> 00:41:37,286
‫تو پیله منی.

869
00:41:39,747 --> 00:41:41,665
‫جو رو خراب نکن.